ghaemiyeh.com
مجموعه مقالات اولين همايش حج و اقتصاد
تدوين:پژوهشكده حج و ز يارت
ناشر:مشعر
محل نشر:تهران
در ميان عبادات، حج از جامعيت، پويايى، تنوع و گستردگى ويژهاى برخوردار است. از اين رو پژوهش در عرصهها و ابعاد مختلف اين اقيانوس بيكران و صيد گوهرهاى گرانبهاى آن و كشف راهكارهايى كه بتواند اين عبادت سترگ را مايه قوام جامعه بشرى قرار داده و انسان را به ساحل سعادت رهنمون كند، همواره ضرورت دارد.
در موضوع حج و نيز موضوع اقتصاد به صورت جداگانه و تكنگارى پژوهشهايى ارزشمند صورت گرفته اما نوع رابطه اين دو موضوع و تأثير آنها بر يكديگر و بسيارى از دغدغههاى ديگر متوليان اين دو عرصه، چندان مورد بحث و كاوش قرار نگرفته است.
با توجه به ابعاد گوناگون حج، پژوهشكده حج و زيارت بر آن شد كه با توجه به نامگذارى سال 139٠ به عنوان «جهاد اقتصادى» و سال 1391 به عنوان سال «توليد ملى و حمايت از كار و سرمايه ايرانى» از سوى مقام معظم رهبرى، رابطه حج و اقتصاد را به بحث گذارده و آن را به صحنه محافل علمى و پژوهشى بكشاند و نتايج آن را در قالب همايش حج و اقتصاد به جامعه علمى كشور ارائه دهد.
آنچه در اين مجموعه از نظر انديشمندان و محققان مىگذرد، مقالاتى است كه از طرف پژوهشگران و اساتيد ارجمند به دبيرخانه همايش ارسال شده و تنها بيانگر ديدگاههاى مؤلفان آنها بوده و صحت و سقم محتواى مقالات بهعهده نويسندگان بوده و بعثه و پژوهشكده حج و زيارت از اين جهت مسئوليتى به عهده نمىگيرد.
از تمامى كسانى كه در برگزارى اين همايش گام برداشتهاند صميمانه سپاسگزارى مىكنيم. اميد است اين همايش قدمى هرچند كوچك براى طرح موضوعات مربوط به حج و اقتصاد باشد و ما بتوانيم در فرصتهاى ديگر از توان علمى كشور در اين موضوع مهم و كاربردى، بهرهمند شويم. توفيق همگان را از خداوند متعال خواهانيم.
پژوهشكده حج و زيارت
از زمان تأسيس بيتالله الحرام و فراخوان حج كه به امر خدا و توسط حضرت ابراهيم (ع) انجام پذيرفته قرنها مىگذرد. قرنها بعد كه يكى از فرزندان ايشان در آن سرزمين بهعنوان آخرين پيامآور و مظهر رحمت واسعه الهى برگزيده شد بر شرافت آن افزوده گرديد. مهبط وحى علاوه بر محل انجام مناسك حج، خود حرم امن الهى بوده و قرار گرفتنن خانه خدا در آنجا سبب شرافت و احكام خاص آن گرديده كه وجوب تشرف با احرام از جمله آن مىباشد. اين مناسك عظيم در ايام خاصى از سال توسط مؤمنان كه از اقصى نقاط گيتى در مشاهد شريفه گردهم مىآيند، باشكوه و عظمت ويژهاى به منظور رضاى پروردگار و وصول به منافع وعدهداده شده انجام مىپذيرد. شمول عنايت حضرت حق بر عاكفان و قاصدان سبب شده تا زيارت آن مكان شريف در همه اعصار و امكنه آرزوى همه مسلمانان باشد؛ مضافاً اينكه زيارت رسول الله (ص) و اهلبيت ايشان: و ديگر اولياء الهى كه مجاهدتهاى آنها سبب اعتلاى كلمه حق شده نيز در اين سفر، بر معنويت و ارزش آن مىافزايد. خصوصياتى مثل انجام مناسك حج در موعد و مكان خاص و وجوب يكبار در طى حيات مكلف و همچنين وجوب و استحباب عمره به حسب شرايط و تجديد عهد و پيمان با رسول گرامى (ص) و ديدن مكانهائى كه يادآور خاطرات شيرين و تلخ و در عينحال عبرتآموز تاريخ اسلام، موجب مىگردد تا با مرور زمان بر مشتاقين زيارت اين مشاهد شريفه افزوده شود و طبيعتاً انجام آن با اقتصاد رابطهاى نزديك داشته باشد به نحوى كه برخوردارى از استطاعت مالى يكى از شرايط وجوب حج مىباشد و همچنين از دير زمان تهيه مقدمات و مؤخرات آن نيز بدون برنامهريزى اقتصادى از جانب فرد و حكومت تقريباً غير ممكن بوده است.
گرچه امروزه به دليل پيشرفتهاى شگرف در زندگى بشرى تهيه بسيارى از مقدمات و ملزومات حج آسان شده، ولى در مقابل، ارتباط حج با اقتصاد نيز آنچنان پيچيده گشته كه تأثيرگذارى آن بر متغيرهاى اقتصادى مثل نرخ ارز؛ حمل و نقل؛ تجارت بينالملل؛ اشتغال و ديگر متغيرهاى اقتصادى بر كسى پوشيده نيست. به نحوى كه تحولات چند سال اخير در زمينه تهيه مقدمات و مؤخرات سفر مثل ثبتنام؛ تهيه گذرنامه و اجازه سفر، تهيه لباس
و ديگر لوازم سفر، انتقال ارز و وليمه در كشورهاى مبدأ و همچنين انتقال حجاج و زائرين و اسكان آنها؛ تأثير بر مهاجرت نيروى كار و اشتغال بعضى از كشورهاى مسلمان و حجم تجارت بين المللى؛ خريد سوغات و ميزان قربانى در موسم حج در سرزمين حجاز از اهم موضوعات مىباشد.
بر حسب آمارهاى رسمى سالانه قريب به شش ميليون معتمر و يك و نيم ميليون حاجى از سراسر دنيا براى برخوردارى از منافع وعده داده شده بدانجا سفر مىكنند كه گردش مالى مربوطه تا پايان سفر ارقامى است كه مىتواند اقتصاد كشورهاى مبدء و مقصد را تحت تأثير قرار دهد. لذا ضرورى است مباحث مربوطه در چارچوبهاى علمى مورد مداقه قرار گيرد.
گرچه در گذشته تلاشهائى بهصورت تكنگارى در قالب مقاله و يا تحقيقات ديگر انجام پذيرفت و همچنين مقدماتى در سالهاى گذشته به منظور برگزارى همايشى در اين مورد فراهم شده بود كه به دلايل مختلف به ثمر ننشست. تا اينكه بعثه مقام معظم رهبرى در امور حج و زيارت تصميم گرفت در سال 139٠ كه توسط مقام معظم رهبرى سال جهاد اقتصادى نامگذارى شده بود با استفاده از تجربيات صاحبنظران در عرصه حج و اقتصاد؛ اقدام به برنامهريزى براى برگزارى همايشى بهمنظور فرهنگسازى توجه به ابعاد اقتصادى حج و نيز افزايش سطح خدمات رسانى به حجاج؛ استفاده كارآمد از امكانات موجود؛ كاهش هزينههاى سفر؛ استفاده بهتر حجاج از زمان سفر، جمعآورى اطلاعات و آمار و آشنايى با وضعيت موجود؛ آشنايى با متوليان و مرتبطان با موضوع حج و اقتصاد؛ آشنايى با ظرفيتهاى كشور در اين مورد؛ بررسى آسيبها و مشكلات بعد اقتصادى حج؛ ارائه راهكارهاى مناسب جهت برونرفت از آسيبها و مشكلات و ترسيم نقشه راه براى پرداختن به موضوع حج و اقتصاد در آينده نمود كه تلاش بىوقفه تقريباً يك ساله همكاران در دبيرخانه همايش در تاريخ 22/4/1391 مصادف با 22 شعبانالمعظم 1433 به ثمر نشست.
در ابتدا فراخوان مقاله به تمامى مركز علمى - پژوهشى كشور ارسال گرديد كه پس از دريافت چكيده مقالات و تأييد عناوين مناسب، مجموعاً 75 مقاله دريافت شد كه پس از ارزيابى تعداد 32 مقاله امتياز لازم جهت چاپ در مجموعه مقالات را كسب نمودند.
اين مقالات در پنج محور كلى:
كليات شامل مباحث اقتصادى حج در قرآن و سنت، اقتصاد حج از منظر امام (رحمه الله) و رهبرى، مباحث اخلاقى اقتصاد حج و مباحث ديگر؛
مباحث فقهى حج و اقتصاد مثل ثبتنام حج و عمره؛ تاثير هزينه سوغات و وليمۀ حج در استطاعت و شرايط درآمد براى استطاعت.
مباحث اقتصاد خردى حج شامل تبيين استطاعت و محاسبه آن؛ اصلاح فرهنگ سوغاتى در حج؛ عوامل مؤثر بر تقاضا براى حج و محاسبه آن و عوامل اجتماعى مؤثر بر تقاضاى حج.
مباحث اقتصاد كلانى حج مثل بودجهبندى در حج؛ تأثير حج بر عاملان اقتصادى و اقتصاد عربستان؛
مباحث مربوط به اقتصاد بينالملل شامل نقش حج در تاسيس بازار بينالملل اسلامى؛ و نقش آن در افزايش مبادلات تجارى و همگرايى اقتصادى كشورهاى مسلمان و مبادلات ارزى و نرخ ارز توزيع شدند.
قطعاً اين تلاش بدون همدلى و همكارى ممكن نبود لذا جا دارد تا از حمايتهاى نماينده مقام ولى فقيه در امور حج و زيارت و سرپرست حجاج ايرانى حجتالاسلام و المسلمين قاضىعسكر تشكر نمايم همچنين اعضاى محترم كميته علمى همايش اساتيد گرامى دكتر سيد كاظم صدر؛ دكتر عباس عربمازار؛ حجج الاسلام و المسلمين دكتر احمد عابدى؛ غلامرضا مصباحى مقدم و مجيد رضائى دوانى و حجتالله بيات و دكتر محمد نهاونديان و دكتر محمد زمان رستمى و سيد ابوالحسن رضوى و همچنين تمامى محققان و پژوهشگران در سراسر كشور كه با ارسال مقاله و قبول ارزيابى مقالات و اظهار نقطه نظرات اصلاحى موجبات ارتقاى سطح علمى مقالات را فراهم نمود سپاسگزار باشم. در نهايت با توجه به سابقه ديرين موضوع و برگزارى اولين همايش در اين زمينه، بايد اظهار داشت كه قطعاً مجموعه حاضر با نواقص و محدوديتهايى همراه مىباشد كه خود مىتواند زمينهساز تحقيقات و همايشهاى آتى باشد.
دبير علمى همايش
سيد ضياءالدين كياءالحسينى
مجيد رضايى دوانى (1)
قبلهگاه مسلمانان برخوردار از آيات بينات، امنيت و هدايت جهانيان است. پناهگاه بشريت و مكان امن براى عارفان و معتكفان درگاه الهى است. تمامى انسانها مأمور به زيات آن و شاهد منافع آن هستند. بيابان لميزرع و وادى خشك به دعاى ابراهيم (ع) محل وفود انسانها گشت و نعمتهاى الهى بر آن باريدن گرفت. (سوره آل عمران، آيه 96، ابراهيم، 35 - 37، حج، 26 - 27، بقره، 125 و 126 سالها از آن زمان مىگذرد و هر ساله ميليونها عاشق پاكباز با كولهبارى از اميد و آرزو در آن ديار رحل اقامت مىافكنند و زيباترين جلوههاى عبوديت شكل مىگيرد.
كاروان حجاج با حضور در ميقاتهاى عارفانه جلوهاى از قيامت را مشاهده مىكند و جوشش ايمان آنان در آن ديار سربرمىآورد و براى تقرب به بارگاه الهى از خودبينى مىرهند و با درك عيد اضحى شادى ملكوتى خود را جشن گرفته و همنشين ملكوتيان مىگردند و از تمامى مظاهر شرك و آلودگى ظاهرى و باطنى برائت جسته و براى زيستنى بىآلايش آماده مىگردند و اين تمام نعمت حج بر آدميان است.
اما در كنار اين حضور عارفانه منافع دنيويى نيز براى انسانها شكل مىگيرد. علاوه بر منفعت وحدت اسلامى، ديدار دوستان و برادران ايمانى و ديگر منافع فرهنگى، اجتماعى عقيدتى و سياسى، منافع اقتصادى حج هم ظهور و بروز گستردهاى دارد. بررسى آثار اقتصادى حج در طول سال جايگاه و اثر يكى از مهمترين نهادهاى مذهبى را در اقتصاد اسلامى روشن مىكند. نهادهاى مذهبى به علت ارتباط وثيق با قلوب مردم مسلمان علاوه بر ارتباطات معنوى، شكلدهنده روابط اقتصادى مىباشند.
نوشتار حاضر پس از بيان جايگاه اقتصادى حج در متون دينى و گذر تاريخى ارتباط اقتصاد اسلامى و اقتصاد حج را مطرح مىكند و ويژگى حج را در اثرگذارى بر اقتصاد اسلامى بررسى مىكند تا نشان
1) عضو هيات علمى دانشگاه مفيد و مدير مركز مطالعات قرآن.
دهد حكم فقهى چگونه اقتصاد را شكل مىدهد. پس از آن بازار خدمات حجو تعداد متغيرهاى اقتصادى مؤثر در بازار را نشان مىدهد.
(وَ إِذْ بَوَّأْنا لِإِبْراهِيمَ مَكانَ الْبَيتِ أَنْ لا تُشْ-رِكْ بِي شَيئاً وَ طَهِّرْ بَيتِي لِلطَّائِفِينَ وَ الْقائِمِينَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ * وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يأْتُوكَ رِجالاً وَ عَلي كُلِّ ضامِرٍ يأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ * لِيشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ وَ يذْكُرُوا اسْمَ اللهِ فِي أَيامٍ مَعْلُوماتٍ عَلي ما رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعامِ فَكُلُوا مِنْها وَ أَطْعِمُوا الْبائِسَ الْفَقِيرَ * ثُمَّ لْيقْضُوا تَفَثَهُمْ وَ لْيوفُوا نُذُورَهُمْ وَ لْيطَّوَّفُوا بِالْبَيتِ الْعَتِيقِ)
حج براى انجام مناسك توحيدى قرار گرفته و همه انسانها براى مشاهده منافعشان و ياد خدا به مكه خوانده شدهاند، تا از آن گوشتها بخورند و به ديگر انسانهاى نيازمند صدقه دهند. در حج علاوه بر ياد خدا صدقه به فقرا هم و شكر نعمت گوشت دام ملحوظ است. منافع انسانى حج شامل هر نوع منفعت دنيوى و اخروى مىگردد. امام صادق (ع) در حديث «ربيع ابن خيثم منافع» را اعم از منافع دنيا يا آخرت مىدانند. (الكلينى، ج4، ص422 امام رضا (ع) در روايت علل محمد بن سنان از جمله علل حج را بهرهمندى انسانها در شرق و غرب عالم (حجاج و غير حجاج) دانسته و فرموده تجار و وارد كنندگان كالا و فروشندگان و خريداران كلى و جزئى همگى از منافع حج بهرهمند مىگردند و نيازهاى افرادى كه در حج جمع مىشوند برآورده مىشود. (الصدوق، ص4٠4 و 4٠5) در روايت ديگر امام صادق (ع) در جواب «هشام بن الحكم» از جمله علل حج را اجتماع انسانها از شرق و مغرب در سود تجارى از تجارت بين شهرها و سود شاغلين در بخش حمل و نقل دانستهاند. (الصدوق، ص4٠5)
از جمله آثار حج در روايات رفع فقر و كسب ثروت معرفى شده است. از پيامبر (ص) اسلام نقل شده كه فرموده حج بجا آوريد تا بىنياز گرديد و فقر از شما رخت بربندد. از امام على (ع) و امام سجاد (ع) و امام صادق (ع) هم روايت شده كه حج باعث رفع فقر و وسعت روزى مىگردد (الريشهرى، ص164 و 165)
حضرت ابراهيم (ع) از خداوند متعال خواست كه روزى اهل مكه تأمين گردد. ( وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هذا بَلَداً آمِناً وَ ارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَراتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللهِ وَ الْيوْمِ الآخِرِ قالَ وَ مَنْ كَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِيلاً ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلى عَذابِ النَّارِ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ ) (بقره: 126)
قربانى از جمله واجبات حج است كه بايد به مكه آورده شود و پس از ذبح قسمتى از آن به فقرا و قسمتى توسط حجاج مصرف مىگردد. خداوند مىفرمايد: ( وَ الْبُدْنَ جَعَلْناها لَكُمْ مِنْ شَعائِرِ اللهِ لَكُمْ فِيها خَيرٌ فَاذْكُرُوا اسْمَ اللهِ عَلَيها صَوافَّ فَإِذا وَجَبَتْ جُنُوبُها فَكُلُوا مِنْها وَ أَطْعِمُوا الْقانِعَ وَ الْمُعْتَرَّ كَذلِكَ سَخَّرْناها
لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ) (حج: 36 از پيامبر گرامى (ص) نقل شده كه عيد قربان براى وسعت روزى مساكين و بهرهمندى آنان از گوشت قربانى قرار گرفته است (الصدوق، ص437)
هزينه حج بايد از مال طيب و طاهر تأمين گردد و گرنه حج او مقبول نيست. روايات متعددى از پيامبر اكرم (ص) و ائمه (ع) رسيده است (الريشهرى، ص25٠ و 251)
صدقه دادن در هنگام حج مطلوب است. (الريشهرى، ص268)
هديه جزو هزينههاى حج قلمداد شده و مستحب است حاجى هدايايى از مكه تهيه كند (الكينى، ج4، ص28٠)
اگر حجگزار نباشد حاكم بايد عدهاى را به هزينه بيتالمال به حج بفرستد. (الريشهرى، ص172)
از زمانى كه زائران كعبه بهتدريج شهر مكه را بنياد نهادند اقتصاد مكه شكل گرفت و درآمد اقتصادى مردم آنجا از راههاى گوناگونى تأمين شد. شهر مكه بهدليل غير قابل كشاورزى بودن و فقدان آب امكان گسترش فعاليت كشاورزى را نداشت. درآمد مردم عمدتاً از طريق شكار، هداياى زائران مكه، دامپرورى و خريد و فروش كالا در هنگام حج و عمره بود. تا قبل از زمانى كه هاشم بن عبدمناف راه تجارى شمال و جنوب را از طريق مكه راهاندازى كرد درآمد مردم چندان زياد نبود.
با مركزيت تجارى مكه و رفت و آمد تجار اهل مكه به يمن و شام در زمستان و تابستان درآمد مردم رشد فراوانى يافت و تجارت مهمترين راه كسب درآمد قلمداد شد. تشكيل بازارهاى متعدد در موسم حج، با حضور قبائل و زوار فراوان، رونق تجارى را دامن زد. شهر مكه شاهد حضور پيامبر (ص) قبل از بعثت در كاروانهاى تجارى بود. حضرت دو بار (سن ده سالگى همراه عموى گراميش ابوطالب و سن 25 سالگى از طرف خديجه كبرى (س)) از مكه براى تجارت خارج شد. درآمد حاصل از تجارت منبع زيادى بود و تمامى اهل مكه تلاش داشتند سرمايهاى تهيه كنند و در كاروان تجارى بزرگ سال كه ميان يمن و شام در حركت بود مشاركت نمايند. شكست حمله ابرهه به مكه و افزايش تقدس مكه علاوه بر مراسم حج و وجود امنيت راه خشكى تجارى كه از دل بيابانهاى سوزان مىگذشت (در مقابل تهديد نظامى راههاى تجارى دريايى به علت جنگ ايران و روم) روز به روز وضعيت تجارى مكه را بهبود بخشيد. قرآن ارزش امنيت تجارى و اثر تجارت در تأمين درآمد مكه را بازگو كرده است (سوره قريش) وقوع جنگ ميان ايران و روم و ناامنى راههاى دريايى و توانايى اهل مكه در عبور از بيابانها سهم تجارت خارجى اهل مكه را افزايش داد. پس از اسلام هم مكه نقش خود را در تجارت حفظ كرد. از علل اساسى جنگهاى ميان پيامبر (ص) و كفار قريش اين بود كه پيامبر (ص) و يارانش در مقابل توطئه قريش و اخراج مسلمانان از مكه، راه تجارى را ناامن كردند بهگونهاى كه تا صلح حديبيه
مردم مكه نتوانستند تجارت خود را در امنيت انجام دهند و سود كافى كسب كنند (الواقدى، ج1، ص197، الافغانى، ص137 - 134)
بدون شك از عوامل پذيرش صلح حديبيه توسط مشركين، خطر نابودى اقتصادى مكه بود. پيامبر (ص) تهديد شرك را با فشردن گلوى اقتصادى مكه از بين برد و آنان را وادار كرد از مخالفت با اسلام دست بردارند. (الافغانى، ص137 و 138)
تجارت مكه به كاروان بزرگ سال اختصاصى نداشت. عراق، حبشه و ديگر مناطق شاهد حضور تجار مكه بود. (على، ج7، 261 و 294 و 295 به علت مشاركت تمام مردم مكه در كاروانهاى تجارى، سرمايه كاروان رقم قابل ملاحظهاى بود. سرمايه كاروان ابوسفيان كه در جنگ بدر مورد تعرض قرار گرفت 5٠ هزار دينار طلا بود. كاروانهاى ديگر هم كه همان مقدار سرمايه داشت در طول سال به حركت در مىآمد. (الواقدى، ج1، صص27 و 198 و 20٠) به علت انگيزه سود در تجارت (نه تأمين كالاى مورد نياز شهر) تجارت مكه به كالاى خاصى اختصاص نداشت. انواع كالاها در كاروانها وجود داشت. معاملات طلا و نقره و جواهرات هم شايع بود و صرافىها بهصورت گسترده وجود داشت به همين علت رباخوارى نيز شايع بود. (بخش فرهنگى جامع مدرسين حوزه علميه قم، ص76 و 77) در كنار تجارت، دامدارى در مكه رونق داشت نياز مردم به گوشت و حيوانات باربر براى حمل و نقل و نياز حجاج براى قربانى در مراسم حج از عوامل اصلى گسترش دامدارى در مكه بوده است. پيامبر (ص) نيز دوران كودكى خود را كه مشغول چوپانى گوسفندان قريش بوده يادآورى نموده است (الهندى، ج14، 183 علاوه بر تجارت و دامدارى به علت جايگاه دينى حج، اوقاف زيادى براى مكه اختصاص مىيافت. در طول تاريخ دولتها و افراد ذىنفوذ به انگيزههاى مختلف در جهت تسهيل امر حج و خدمت به حجاج، آثارى از خود بهجا مىگذاشتند. تأمين آب براى حجاج از موارد مهم و حساس بوده است و براى تهيه آب، چاهاى مختلفى حفر شده است. خلفاى بنىاميه و بنى عباس هر يك بهگونهاى در اين امر سهيم شدند و چاهاى عين زبيده - همسر هارون بن رشيد - هنوز قابل استفاده است. (جعفريان، 33 و 34) در طول ايام حج در جهت اطعام حجاج و كمك به جابجايى آنان افراد خير به صورتهاى مختلف به آنان كمك مىكنند، حجاج نيازمند را سير مىكنند و جاى مناسب براى آنها تهيه مىكنند.
اقتصاد اسلامى در بخشهاى مختلف توليد و مصرف، چارچوبهايى را تدوين مىنمايد. در بخش توليد در كنار بخش كشاورزى و صنعت بخش خدمات، جايگاه مهمى دارد. آموزش، بهداشت، حمل و نقل، تحقيق و توسعه و گردشگرى از مهمترين موارد خدمات است. بخش گردشگرى بهتدريج در دورههاى اخير به جهت تحول صنعتى، رشد نموده است. افزايش درآمد طبقات متوسط و كاهش
هزينههاى جابجايى، زمينه گسترش گردشگرى را فراهم ساخته است. گردشگرى انواع متعددى دارد، تفريحى، علمى و مذهبى. گردشگرى تفريحى عمدتا در ايام تعطيلات در دورن كشورها و بين كشورها رواج زيادى دارد و توانسته درآمد فراوانى را ايجاد كند. گردش مالى ناشى از گردشگرى در ميان بخشهاى توليدى يك كشور و همچنين گردش مالى بين كشورها در حال تزايد و افزايش است. گردشگرى علمى نيز گرچه به افراد محدودترى اختصاص دارد ولى مقدار آن قابل ملاحظه است. گردشگرى مذهبى در تمام دنيا بهصورت بسيار گسترده از قديمالايام وجود داشته و شايد بتوان گفت قديمىترين نوع گردشگرى، نوع مذهبى آن است. معابد و زيارتگاههايى كه در تمام اديان وجود دارد ساليانه افراد بسيارى را به خود جذب مىكند. معابد هندو، كليساها، كنيسهها، مسجدالاقصى و دهها مكان ديگر، ساليانه ميليونها انسان مشتاق را به خود جلب مىكنند و زيباترين صحنههاى انسانى و دلدادگى را رقم مىزنند. در ميان آئينهاى مذهبى دنيا بدون شك، حج اسلامى جلوهانگيزترين است. حركت ميليونى از اقصى نقاط دنيا براى حضور در ايام معلوم و معدود همراه با آداب ويژه احرام، طواف، سعى، نماز، وقوف، دعا، قربانى، و رمى شياطين از شكوه و عظمت ويژهاى برخوردار است. قدمت اين مراسم به دهها قرن مىرسد و هيچگاه خانه خدا از مشتاقان خالى نشده است. اجابت دعا و دعوت ابراهيم (ع) براى حضور موّحدان در ام القرى و انجام عبادت خالصانه از حدود 4٠ قرن قبل تا به امروز، جريان انسانى بزرگى را رقم زده است.
گرچه حج مورد توجه ديگر اديان هم بوده، ولى بعثت اسلام و احياء شريعت ابراهيمى و نزول آيات مباركه قرآن و حاكميت ارزشهاى دينى در منطقه مكه، حج را با تغييرات اساسى همراه كرد. خداى متعال بر توانايان مقرر نموده كه حداقل در عمر يكبار در ايام خاص به آن منطقه سفر كنند و اعمال خاصى را بهجا آورند. ( فِيهِ آياتٌ بَيناتٌ مَقامُ إِبْراهِيمَ وَ مَنْ دَخَلَهُ كانَ آمِناً وَ لِلَّهِ عَلَي النَّاسِ حِجُّ الْبَيتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيهِ سَبِيلاً وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللهَ غَنِي عَنِ الْعالَمِينَ ) (آل عمران: 97 علاوه بر وجوب يكباره حج در عمر انجام حج و عمره بهصورت مكرر از صفات عالى اولياء بوده و دهها روايت در تشويق به آن وارد شده است. موارد فوق باعث شده ساليانه افراد بسيارى بدون تبليغات با علاقه فراوان براى شركت در مراسم ثبتنام كنند، هزينههاى متعددى را متحمل شوند و با ميل و رغبت اموال خود را صرف كنند تا در ضيافت الهى حاضر شوند. براى انجام مراسم حج و عمره تقاضاى حضور در حج و برخوردارى از خدمات حج شكل مىگيرد. با شكلگيرى عرضه آن و تعادل بازار عرضه و تقاضا مبادله رخ مىدهد و براساس قيمت توافقى، علاقمندان در مراسم شركت مىكنند. هر يك از عرضه و تقاضاى خدمات حج متأثر از عوامل گوناگونى است كه بر نقاط تعادلى، قيمت توافقى، مقدار عرضه و تقاضا و. . . اثرگذار است. شناخت ابعاد اقتصادى حج، متكى بر شناخت عرضه و تقاضا و عوامل موثر بر هر يك
است. آنچه در پى خواهد آمد شناخت اجمالى بازار خدمات حج است كه مىتواند ما را در شناخت ابعاد اقتصادى حج و به طور كلى ابعاد حج يارى رساند. شناخت گردشگرى مذهبى مىتواند يكى از مهمترين بخشهاى اقتصاد اسلامى را روشن كند. بخشى از آنچه بهعنوان اقتصاد اسلامى مطرح است تحت تأثير اعمال عبادى است. وجود زيارتگاهها و مساجد و اماكن مذهبى، بازار خدمات مذهبى را رقم مىزند و اين بازار از مواردى است كه در درون دين شكل گرفته است.
در اقتصاد اسلامى گاه چارچوبهايى در مورد توليد يا مصرف يا غير آن مطرح مىشود. مردم كه در صدد توليد يا مصرف هستند در چارچوب شرع فعاليت مىكنند. كشاورزى، صنعت و خدمات در حدود شرع شكل مىگيرد و آثار آن معلوم مىشود. تفاوت كشاورز مسلمان با غير مسلمان در همين است كه كشاورز مسلمان اصولى را مراعات مىكند كه ممكن است غير مسلمان مراعات نكند ولى لزوما شيوه توليد تغيير نمىكند ولى گاه در درون شرع امورى ذكر مىشود كه جريان تازهاى از توليد يا مصرف را به راه مىاندازد.
حج از مواردى است كه به واسطه دستور شرع انجام مىگيرد، خدمت جديدى در ابعاد جديدى رخ مىدهد و لازم است در تحقق آن مسلمانان شركت كنند. در واقع خدمت جديدى در بازار خدمات، بايد به جهت انجام فريضه شكل گيرد. مشابه آن در مورد نماز جماعت، روزه، زكات و وقف است. با توجه به لزوم برپايى شعائر دينى خدمات و كالاهايى براى تحقق آن لازم است كه توليد كنندگان آن را توليد كنند، با تقاضاى مسلمانان نسبت به آن كالا و خدمات براى انجام شعائر دينى و عرضه آن توسط توليد كنندگان بازار شكل مىگيرد. اگر توليد و تقاضاى آن مجانى باشد، بهصورت امر خيريه و بخش سوم اقتصاد است و اگر قيمت داشته باشد بازار بخش خصوصى شكل مىگيرد.
اگر حج، واجب نمىشد نه چنين مردم مشتاقانه به آن منطقه حركت مىكردند و نه مكه و مدينه توسعه زيادى پيدا مىكرد و نه درآمد زيادى براى حج پسانداز مىشد. البته واجب نبودن باعث تعطيلى نمىشود كما اينكه امروزه زيارتگاههاى متعددى هست كه جنبۀ وجوبى ندارند ولى رفت و آمد به آنان زياد است، ولى ترديدى در اثرگذارى وجوب حج نيست؛ بهويژه آنكه منطقه مكه از هيچ امكانات طبيعى برخوردار نيست و تنها عاملى كه افراد را به آن مىكشاند امر معنوى است. امروزه گرچه امكانات فراوانى براى زوار فراهم نشده ولى در طول تاريخ، مكه هميشه از كمبود آب در مضيقه بوده و گرماى آن بسيار آزار دهنده است.
ازاينرو شعائرى مثل حج ابعاد جديدى از اقتصاد اسلامى را شكل مىدهد كه متفاوت از بخشهايى است كه با ديگر اقتصادها مشترك است. اقتصاد حج از مختصات اقتصاد اسلامى است و آثار آن متفاوت از ديگر امور است.
بازار خدمات حج شامل انواع بازارهاى كوچكتر است كه در آن بازار بزرگ شكل مىگيرد. با توجه به اينكه اكثر كشورها بايد براى حج به كشور ميزبان سفر كنند مجموع خدماترسانى در دو كشور مقصد و مبدأ شكل مىگيرد. مقدمات كار در كشور مبدأ و انجام حج در كشور ميزبان رخ مىدهد. به جهت آنكه رابطه دو كشور مطرح است مباحث مربوط به اقتصاد بينالملل شكل مىگيرد. از سويى در هر دو كشور حج در ابعاد فردى و اجتماعى موثر است، از بعد اقتصادى، حج بهعنوان يكى از مشاغل دخيل در اقتصاد كلان، ابعاد كلان دارد و از بعد اقتصاد خرد هم قابل بررسى است.
از سوى ديگر عوامل درگير بحث خدمات حج، بخش خصوصى و بخش دولتى است. بنابراين در بازار خدماترسانى هر دو بخش حضور دارند. از بخش دولتى دستگاههاى مختلف دخالت دارند. در شرايط فعلى در ايران دستگاههاى دخيل در امر حج عبارتند از:
بعثه رهبرى
هيأت دولت
قوه قضائيه و سازمان بازرسى
مجلس شوراى اسلامى و ديوان محاسبات
وزارت ارشاد اسلامى و سازمان حج
وزارت امور خارجه
وزارت اطلاعات
وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشكى
هلال احمر
صدا و سيما
نيروى انتظامى
سپاه پاسداران
ثبت احوال
هواپيمايى كشور
بانك مركزى و ديگر بانكها
شركتهاى بيمه
گمرك
مخابرات
وزارت بازرگانى
بنيادها و ارگانهاى سهميه گيرنده در حج، مثل بنياد شهيد و جانبازان
سازمان دامپزشكى
بخشهاى تحقيقاتى و پژوهشى
هر يك از اين بخشها خدمتى را عرضه مىكنند و هر خدمتى بازارى دارد. براى شناخت ابعاد اقتصادى حج بايد خدمات هر كدام از دستگاهها معلوم گردد تا در شناخت حج كمك كند. ارزش خدمات برخى دستگاهها روشن و قيمت دارد مثل شركت بيمه يا مخابرات، ولى خدماتى مثل امنيت و سياستگذارى به مثابه كالاى عمومى است كه قيمتگذارى آن با مشكل مواجه است.
از سوى ديگر در بخش خصوصى عوامل تقاضا و عرضه، خانوارها و بنگاهها هستند. متقاضى حج براساس شرايط اقتصادى خانواده اقدام مىكند و شركت مسافرتى و زيارتى به دنبال ارائه خدمات است. تقاضاى حج در صورتى است كه فرد، دارايى و درآمد به مقدار نياز داشته باشد. بر حسب درآمد خانوار تقاضا شكل مىگيرد. گاه بايد چند سال پسانداز صورت گيرد تا درآمد مورد نياز شكل گيرد. پس تقاضاى حج با درآمد، دارايى و پسانداز ارتباط پيدا مىكند. اگر پسانداز چند سال شكل گيرد به آن خمس تعلق مىگيرد و ازاينرو با خمس و ماليات هم ارتباط پيدا مىكند.
براى رفتن حج به علت انبوه علاقمندان قرعهكشى صورت مىگيرد. علاقمندان بايد مبالغى را در حساب بانك مركزى واريز كنند تا در قرعهكشى شركت داده شوند و سپس مبالغ مذكور در حساب باقى بماند تا نوبت آنها حفظ شود. ازاينرو انبوهى از درآمدها و پساندازها به بانك وارد مىشود و نوعى جمع نقدينگى و افزايش پسانداز ملى شكل مىگيرد. بررسى آثار آن نيز در ابعاد اقتصادى حج براى كشورهايى كه از اين شيوه استفاده مىكنند اضافه مىشود.
با تعيين اولويت و مشخص شدن نوبت افراد، هر فرد براى رفتن به حج بايد خدمات مختلفى را از دولت، و بنگاه خريدارى كند. اداره گذرنامه براى صدور گذرنامه، بخش پزشكى براى تشخيص بيمارى و تزريق واكسن، بخش هواپيمايى براى بليط حمل و نقل، شركت بيمه براى بيمه، تهيه و اسكان و وسايل جابجايى و تهيه غذا و امكانات اقامتى از سازمان حج، خريد ارز مسافرتى از بانك مركزى، امنيت رفت و آمد از نيروهاى انتظامى و وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران، آموزش حج و كيفيت آمادگى كه از سوى بعثه رهبرى و مديران كاروانها صورت مىگيرد با تهيه كتابها، و ابزارهاى رايانهاى خدمات فوق در درون كشور قبل از حركت شكل مىگيرد.
متقاضى حج وسايل و كالاهايى را از بازار تهيه مىكند؛ مثل لباس احرام، ساك، لباس سفر، خشكبار و مانند آن براى استفاده در مدت سفر و گاه قبل از حركت، دوستان و آشنايان را دعوت مىكند و از آنان پذيرايى مىكند. متقاضى بايد درآمدى را بهصورت ارز بينالمللى همراه داشته باشد تا بتواند ديگر نيازهاى خود را در ايام حج و در مدت سفر هزينه كند؛ حاجى قربانى، هزينه حمل نقلهاى جزئى
درون شهرى، هزينه سوغات و هدايا را تأمين مىكند و به ميزانى كه درآمد دارد به خريد سوغات دست مىزند. براى تماس با ايران از خدمات مخابرات استفاده مىكند و پس از بازگشت بر حسب شأن و شرايط افراد، از دوستان و آشنايان پذيرايى مىكند و آنان را به وليمه حج ميهمان مىكند و هداياى خريدارى شده را به افراد مىدهد. سفر حج با اعطاى هدايا به اتمام مىرسد.
براى كشور مقصد نيز از درخواست ويزا، ورود به فرودگاه، انتقال به مكه و مدينه، اسكان در مكه و مدينه، جابجايى در شهر، انجام مراسم در مسجدالحرام، مواقيت و مواقف و اماكن تاريخى، تهيه قربانى، غذا و مواد اوليه و انواع كالا در بازارها، تأمين بهداشت عمومى تا اعزام حجاج به كشورهاى خودشان را شامل مىشود.
البته عمده آثار حج در كشور مقصد شكل مىگيرد.
برحسب تقسيمبندى اقتصادى، حج در بازار كالا و خدمات، بازار كار، بازار سرمايه و بازار پول اثر دارد. در بخش كالا و خدمات داخلى، بازار انواع كالا و خدمات مورد نياز حج از لباس احرام، كتاب، غذا و مواد اوليه تا خدمات پزشكى و گذرنامه. . . . را شامل است.
در بخش بازار كار، حج باعث ايجاد بنگاههاى مسافرتى زيارتى در بخش خصوصى و استخدام افراد مختلف براى تأمين خدمات حج در بخش دولتى مىشود. در بازار سرمايه پول حج باعث ورود و خروج ارز، تغيير پسانداز ملى، جمعآورى نقدينگى و تبديل آن به سرمايهگذارى و تغيير سرمايه كشور مىگردد.
از جهت بخشهاى حساب ملى، حج درمصرف ( C( ، سرمايهگذارى ( I( ، هزينه دولت ( G( ، خالص صادرات ( X - M( اثر دارد.
حج از بعد اقتصاد بين الملل به جهت نياز به خريد كالا در خارج از كشور، تقاضاى ارز خارجى (ريال سعودى يا دلار يا. . .) افزايش مىيابد و بر حسب عرضه و شيب آن، نرخ برابرى ارز داخلى و خارجى تغيير مىكند. اين مبالغ به خريد كالا و خدمات خارجى اختصاص مىيابد. بخشى از اين كالا و خدمات در عربستان مصرف مىشود و بخشى بهصورت سوغات داخل كشور مىآيد.
در واقع در ازاى خروج ارز معادل بخشى از آن بهصورت كالا به داخل كشور برمىگردد و اين كالا بر حسب تفاوت قيمت آن در خارج و داخل، باعثِ اثر بر بازار داخلى مىشود. اگر تفاوت قابل توجه باشد انگيزه خريد كالا از خارج زيادتر است و به علت جابجايى حدود يك ميليون نفر در سال از طريق حج و عمره كالاهاى زيادى وارد كشور مىشود و بخشى از نيازهاى داخلى از آن طريق تأمين مىشود و تقاضاى داخلى نسبت به آن كالاها كاهش مىيابد. كالاهاى وارداتى توسط زوار شامل پوشاك، وسايل الكترونيكى خانه، كتاب، اسباب بازى و. . . است كه بر حسب حجم آن ميزان اثرگذارى تفاوت پيدا مىكند.
از بعد ارزش افزوده، حج در خدمات و صنعت اثرگذار است و بهصورت جزئى براساس فعاليتهاى اقتصادى 72 گانه مؤثر در توليد ناخالص داخلى، حج در امور ذيل بهصورت مستقيم مؤثر است.
بنابراين براى شناخت مباحث واقعى اقتصاد حج لازم است امور ذيل مد نظر قرار گيرد.
الف) شناخت اقتصاد خرد حج شامل:
ب) شناخت اقتصاد كلان حج شامل:
ج - بررسى بهره ورى و كارايى بخش خصوصى و دولتى در انجام و عرضه هر يك از خدمات تا معلوم شود سپردن كدام نوع خدمات به بخش خصوصى يا دولتى مناسب است. گر چه به نظر مىآيد سياستگذارى كلى بر دوش دولت است و كارهاى اجرايى را بخش خصوصى بهتر انجام مىدهد.
مباحث فوق براى كشور مقصد و مبدأ هر دو جريان دارد. هرگاه مجموع امور فوق براى تمام كشورها در سطح بينالملل معلوم و با هم تركيب شود آثار حج در اقتصاد كشورها بهصورت مجزا براى كل اقتصاد جهانى معلوم مىشود.
منابع
قرآن كريم
الافغانى، سعيد، اسواق العرب فى الجاهليه و الاسلام، الطبعه الثالثه، دارالفكر، بيروت، 1394 ق.
بخش فرهنگى جامعه مدرسين حوزه علميه قم، ربا، چاپ اول، موسسسه بوستان كتاب قم، 1381 ش.
جعفريان، رسول، آثار اسلامى مكه و مدينه نشر مشعر، تهران، 1379 ش.
الريشهرى، محمد، الحج، العمرة فى الكتاب و السنه، دارالحديث، قم، الطبعة الاولى، 1376ش.
سازمان حج و زيارت، همراه با حج، 1381.
الصدوق، ابوجعفر محمدبن على، علل الشرايع، داراحياء التراث العربى.
على، جواد، المفصل فى تاريخ العرب قبل الاسلام، الطبعة الاولى، دارالعلم، بيروت، 1971م.
الكلينى، محمد بن يعقوب، الكافى، دارالكتب الاسلاميه، تهران، 1391ق.
الواقدى، كتاب المغازى، تحقيق مارسدن جونز، موسسه الاعلمى للمطبوعات، بيروت.
الهندى، على المتقى بن حسام الدين، كنز العمال فى سنن الاقوال و الافعال، موسسه الرسالة، بيروت، 14٠9ق.
على اكبر كريمى (1)
محمدحسين دلدار (2)
چكيده
از پيروزى انقلاب اسلامى تاكنون، هنوز نگاه جامع، وسيع و عميقى به ابعاد و ظرفيتهاى عظيم حج كه يكى از پنج ستون اصلى دين مبين اسلام به شمار مىآيد به وجود نيامده است. در سالهاى قبل از پيروزى انقلاب اسلامى حضرت امام خمينى (رحمه الله) با بيان صريح و عالمانۀ خود از ابعاد مختلف سياسى، اجتماعى و حتى اقتصادى حج ابراهيمى - محمدى پرده برداشت و حقايق بلندى را از اين كنگرۀ سراسرى بر همگان آشكار ساخت كه البته به سبب شرايط خاص آن زمان، بيشتر تمركز ايشان به ابعاد اجتماعى - سياسى حج بود و كمتر از ابعاد اقتصادى آن بحثى مطرح مىشد اما همچنان، اين دريچه پيش روى ما باز است. بعد از انقلاب اسلامى و استقرار نظام جمهورى اسلامى اين فريضه بيش از پيش مورد توجه قرار گرفت و در برنامهريزى مسئولان و نگاههاى مردمى جلوه كرد. در سالهاى اخير نيز ابعاد و ظرفيتهاى اين پديدۀ چند بُعدى بهويژه در بخش اقتصادى و با رويكرد نظاموار و به همپيوسته از سوى رهبر عزيز انقلاب مطرح گشت و ايشان به نكات نابى از اين مسئله پرداختند و رهنمودهايى را به مسئولان و مردم ارائه دادند. در اين تحقيق
سعى شده است كه با الهام از رهنمودهاى امام و رهبرى و در پرتو وسيعتر تعاليم اسلامى و مشاهدات اقتصادى، ظرفيتهاى مغفول اين اجتماع عظيم، همچون تكيه بر بازار بينالمللى اسلامى و رفع مشكلات اقتصادى و معيشتى مسلمين و توانمندسازى اقتصاد كشورهاى مسلمان و قطع دست بيگانگان از اقتصاد ايشان، شناخته و كشف گردد تا با توجه به آن بتوان به اعتلاى اقتصادى نظام جمهورى اسلامى و ساير كشورهاى مسلمان كمك و راه را براى عزت و عظمت دنياى اسلام هموارتر نمود.
واژگان كليدى: حج ابراهيمى - محمدى، ظرفيتهاى اقتصادى، رويكرد سيستمى، امام خمينى، مقام معظم رهبرى
پديدۀ حج، در بين احكام و عبادات اسلامى از جايگاه ويژه و ممتازى برخوردار است تا جايى كه يكى از ستونهاى پنجگانۀ دين مبين اسلام شمرده شده است. در اين مقاله سعى داريم با تكيه بر بيانات امام خمينى (رحمه الله) غالباً و رهبر معظم انقلاب به بررسى ابعاد و ظرفيتهاى اقتصادى اين كنگرۀ سراسرى با يك نگاه كلنگر و سيستمى بپردازيم. چرا كه بررسى جنبهها و ابعاد مختلف حج، بدون يك نگاه جامع و نظاممند ميسر نخواهد بود و ما بايد ابعاد اين فريضۀ الهى را در كنار هم و در يك مجموعۀ منسجم بررسى و تحليل نماييم و به نظر نويسنده بدون داشتن چنين نگاهى بررسى و تحليل بيانات اين دو متفكر و رهبر جهان اسلام، كارى ناقص خواهد بود. در ابتدا به برخى شاخصها و اصول اساسى اقتصادى از ديدگاه امام خمينى (رحمه الله) اشاره كرده، آنگاه ظرفيتهاى اقتصادى حج را بر مبناى همين اصول و شاخصها بررسى و تحليل خواهيم كرد. قابل ذكر است كه از ديدگاه رهبر كبير انقلاب اسلامى، اقتصاد بايد داراى برخى مؤلفهها باشد كه شايد لزوماً در اقتصاد متعارف كنونى پذيرفته شده نباشد و يا حتى در عمدۀ موارد داراى تضاد و تقابل باشد. گذشته از آن، نكتهاى كه در اين اصول و معيارها ديده مىشود ديد جامع و كلنگر و به عبارتى سيستمى حاكم بر اسلام و بالتبع انديشۀ رهبر انقلاب اسلامى ايران در اين زمينه مىباشد كه بدون درك و فهم اين ديد، محتوا و عمق نگرش ايشان به مسائل اقتصادى و به دنبال آن ظرفيتهاى اقتصادى كنگرۀ عظيم حج، قابل حصول نخواهد بود. براى همين منظور بعد از ارائۀ اصول و معيارهاى اقتصادى، به تعريف و تبيين اين تفكر و نگرش خواهيم پرداخت.
گفتنى است در اين نوشتار به دليل شباهت و همخوانى بسيار بيانات حضرت امام (رحمه الله) با رهبرى معظم انقلاب و بلكه حتى الگوگيرى ايشان از بنيانگذار انقلاب اسلامى در اكثر قريب به اتفاق ارجاعات از بيانات امام (رحمه الله) استفاده شده است.
برائت از مشركين
رفع وابستگى به شرق و غرب ( اقتصاد كمونيزم و سرمايهدارى)
اتحاد و همكارى مسلمين براى دفع بيگانگان
محروميتزدايى
دفاع از مستضعفين و محرومين جهان
استقلال
وابستگى بيگانگان به مسلمين
طرح و حل و فصل مشكلات و مسائل اقتصادى كشورهاى اسلامى
تقدم منافع اقتصادى جهان اسلام بر ملىگرايى و گروهگرايى و منافع شخصى
تفاهم و برادرى بين مسلمين (روحيه همكارى به جاى رقابت و تقابل)
در تعريف سيستم هيچنز (1)(1376) ، سيستم را كل پيچيده، «مجموعهاى از اشياء (2)يا اجزاء (3)مرتبط، پيكرهاى (4)سازمان يافته از اشياء مادى و غير مادى مىداند» و يا در تعريف ديگر از او سيستم «مجموعه دانشها (5)يا باورها (6)است كه بهصورت كل سازمان يافته در نظر گرفته مىشوند» . سيستم، يك پيكره جامع و فراگيرى از دكترينها، عقايد، نظريهها، فعاليتهاى اجرايى و غيره است كه بهصورت يك مكتب فلسفى، مذهب، دولت و غيره متجلى مىشود. اما نكتهاى كه در تعريف سيستم وجود دارد يك هويت جمعى مستقل از تك تك اجزاء است كه فون برتالنفى (7)اولين كسى بود كه نشان داد، يك سيستم عبارت از كلى است كه در حاصل جمع ساده اجزاى تشكيل دهنده آن، خلاصه نمىشود. (صادقپور، 1375)
همچنين زاهدى (1389) در تعريف نظام مىگويد: «سيستم (نظام) مجموعهاى است از اجزاى به هم
وابسته كه به علت وابستگى به اجزاى خود، كليت جديدى را پديد آوردهاند. اجزاى سيستم ضمن برخوردارى از ارتباطات كنشى و واكنشى، از نظم و سازمان خاصى پيروى مىنمايند و در جهت تحقق هدفهاى معينى كه دليل وجود سيستم است، فعاليت مىكند. نظام به مفهوم جديدش داراى اجزايى است كه در تعاريف گوناگون به آنها اشاره شده است. با وجود اين، دو مفهوم اساسى «كليت» و «روابط فيما بينى ميان عناصر نظام» در تمام تعاريف وجود دارد» . (جهانيان،1382)
از ويژگىهاى نگرش سيستمى توجه به كل (1)يا «كلگرايى» (2)است. قسمت اعظم مفاهيم مرتبط با آن در شناخت سازمانها و درك صحيح موقعيت و نيز اداره امور پديدههاى مركب و پيچيده مورد استفاده قرار گرفته است. (هيچنز، 1376) در مورد تفاوت روش سيستمى و روش تحليلى، «ژوئل دوروسنى» و «جون بيشون» در كتاب روش تفكر سيستمى خود بيان مىدارند كه «روش سيستمى» بر خلاف «روش تحليلى» همه اجزاء تشكيل دهندۀ سيستم مورد بررسى را در برمىگيرد و روابط و آثار متقابل آنها را روشن مىسازد. . . . ايشان در تعريف سيستم مىگويند: «هر سيستم مجموعهاى است از اجزاى تشكيل دهندۀ آن و روابط و آثار متقابل اين اجزاء با يكديگر. در تعريفى كاملتر از سيستم در اين كتاب آمده است: سيستم؛ يعنى مجموعهاى متشكل از عوامل گوناگون كه روى يكديگر به طور ديناميكى اثر مىگذارد، و براى به انجام رساندن كار و يا دست يافتن به هدف خاصى سازمان يافتهاند. (دروسنى و بيشون، 137٠) شايد بهترين تعريف از سيستم را «راسل اكاف» ارائه كرده است. او معتقد است سيستم مجموعهاى از دو يا چند عنصر است كه داراى شرايط سهگانه ذيل هستند:
رفتار هر كدام از عناصر، كل را متأثر مىسازد؛
رفتار هر عنصر و تأثير آن بر كل با ديگر عناصر وابستگى متقابل دارد؛
سيستمهاى فرعى به صورتى كه شكل گرفته باشد هر كدام به روى مجموعه تأثير مىگذارند و اثر هيچ كدام به طور مستقل و مجزا مطرح نيست. (اكاف،1981)
به طور خلاصه، نگرش سيستمى، بررسى پديدهها از طريق در نظر گرفتن كليت آنهاست. در واقع مىتوان گفت كه در اين نگرش آميزۀ جديدى از روشهاى قياسى و استقرايى است كه مىتواند ضمن دارا بودن محاسن هر دو، فاقد عيوب آنها باشد. زيرا، در آن، هم كليت پديده و هم ارتباط بين اجزاى تشكيل دهندۀ آن مورد توجه قرار مىگيرد. به عبارت ديگر تنها به بررسى رفتار اجزاء اكتفاء نمىشود زيرا كل موجود، شخصيت و كليتى دارد كه با مجموعه تك تك اجزاء متفاوت است و در عين حال، ارتباط كنشى و واكنشى اجزاء با يكديگر، تغييراتى را در كل پديد مىآورد كه توجه به آنها را الزامى مىسازد.
نگرش سيستمى چارچوبى منطقى و علمى ارائه مىدهد كه با ساير نگرشها متفاوت است و اين تفاوت، از چند بُعدى بودن آن ناشى مىشود. لذا فردى كه قالب ذهنى خود را بر مبناى سيستمنگرى استوار مىسازد، مىتواند به شناخت كاملترى از محيط خود دست يابد و با آگاهى از سيستمهاى گوناگون، ارتباطات موجود بين آنها و همچنين شناخت نقش و موقعيت خود در هر يك از آنها، ميزان تأثيرپذيرى و اثرگذارى خويش را بر آنها ارزيابى كند و در جهت بهبود سيستمهاى محيطى خويش بكوشد. (زاهدى،1389)
دين مبين اسلام هم به دليل جامعيت خود و در برگرفتن تمامى زوايا و ابعاد زندگانى بشر، داراى يك نظام بههمپيوسته و كامل است كه مىتواند تمامى نيازهاى بشر را در تمامى شئون مرتفع سازد و او را بهعنوان آخرين و كاملترين دين به سعادت حقيقى برساند.
امام خمينى (رحمه الله) در اين باره مىفرمايد:
مفهوم مذهب و رهبر مذهبى در فرهنگ اسلامى بسيار تفاوت دارد از مفهوم آن در فرهنگ شما كه مذهب صرفاً يك رابطه شخصى و معنوى است بين انسان و خدا. و ازاينرو مذهب اسلام از هنگام ظهورش متعرض نظامهاى حاكم در جامعه بوده و خود داراى سيستم و نظام خاص اجتماعى و اقتصادى و فرهنگى بوده است كه براى تمامى ابعاد و شئون زندگى فردى و اجتماعى قوانين خاصى وضع كرده است و جز آن را براى سعادت جامعه نمىپذيرد. (صحيفه امام، ج5، ص 389، مصاحبه با روزنامه «تايمز» درباره تبيين مواضع اسلام و سياستهاى آينده ايران)
همچنين امام (رحمه الله) در كتاب ولايت فقيه، احكام عبادى اسلام را منشأ آثار اجتماعى، سياسى و حتى اقتصادى مىدانند:
بسيارى از احكام عبادى اسلام منشأ خدمات اجتماعى و سياسى است. عبادتهاى اسلامى اصولًا توأم با سياست و تدبير جامعه است. مثلاً نماز جماعت و اجتماع حج و جمعه در عين معنويت و آثار اخلاقى و اعتقادى، حائز آثار سياسى است. اسلام اينگونه اجتماعات را فراهم كرده تا از آنها استفاده دينى بشود؛ عواطف برادرى و همكارى افراد تقويت شود؛ رشد فكرى بيشترى پيدا كنند؛ براى مشكلات سياسى و اجتماعى خود راهحلهايى بيابند؛ و به دنبال آن به جهاد و كوشش دسته جمعى بپردازند. (ولايت فقيه، ص 131)
ايشان همچنين دربارۀ جنبههاى اجتماعى و سياسى حج و پيوستگى آن با جنبههاى عبادى مىفرمايد:
اين مواقفى كه در اسلام هست مثل عيد فطر، عيد اضحى، قربان، و حج - مواقف حج - نماز
جمعه، جماعات كه در شب و روز انجام مىگيرد، اين مواقف جنبههاى عبادى دارد، و جنبههاى سياسى و اجتماعى هم دارد؛ يعنى جنبه عبادىاش در جنبه سياسىاش - اينها - مُدْغَمند، مُنْضَم به همند. (صحيفه امام، ج 4، ص 447)
امام (رحمه الله) در پيام سالگرد كشتار خونين مكه نيز با صراحت بيشترى از ابعاد مختلف اين فريضۀ الهى پرده برداشته و حتى آن را همانند قرآن براى نيل به اهداف مقدس اسلامى لازم و ضرورى مىدانند:
حج كانون معارف الهى است كه از آن، محتواى سياست اسلام را در تمامى زواياى زندگى بايد جستجو نمود. حج پيامآور و ايجاد و بناى جامعهاى به دور از رذايل مادى و معنوى است. حج تجلى و تكرار همه صحنههاى عشقآفرين زندگى يك انسان و يك جامعه متكامل در دنياست. و مناسك حج مناسك زندگى است. و از آنجا كه جامعه امت اسلامى، از هر نژاد و مليتى، بايد ابراهيمى شود تا به خيل امت محمد (ص) پيوند خورد و يكى گردد و يدِ واحده شود، حج تنظيم و تمرين و تشكل اين زندگى توحيدى است. حج عرصه نمايش و آيينه سنجش استعدادها و توان مادى و معنوى مسلمانان است. حج بِسان قرآن است كه همه از آن بهرهمند مىشوند، ولى انديشمندان و غواصان و درد آشنايان امت اسلامى اگر دل به درياى معارف آن بزنند و از نزديك شدن و فرو رفتن در احكام و سياستهاى اجتماعى آن نترسند، از صدف اين دريا گوهرهاى هدايت و رشد و حكمت و آزادگى را بيشتر صيد خواهند نمود و از زلال حكمت و معرفت آن تا ابد سيراب خواهند گشت. (صحيفه امام، ج21، ص77)
و در ميان اين اهداف، اهداف اقتصادى نيز مد نظر ايشان بوده است، همچنانكه در پيامى خطاب به حجاج و مسلمانان ايران و جهان بيان مىكنند:
(اسلام) اقتصاد را به صورتى سالم و بدون وابستگى، به نفع همگان، در رفاه همه مردم، با اهميت به مستمندان و ضعيفان، بارور مىكند؛ و براى رشد بيشتر كشاورزى و صنعت و تجارت كوشش مىنمايد. (صحيفه امام، ج19، ص343)
اساس مطلب اينجاست كه اسلام آيا دين سياست است و با سياست به همه ابعاد، با مسائل اجتماعى ملتها به همه ابعاد، با مسائل اقتصادى و فرهنگى و همه چيزهايش با همه افراد توأم است، يا اينكه اسلام بايد منزوى باشد، و در صدر اسلام آنهايى كه حكومت دادند همه در اشتباه بودند. (صحيفه امام، ج17، ص205)
حال به تبيين شاخصهاى اقتصادى مذكور در كنگرۀ عظيم حج ابراهيمى - محمدى كه جزء پنج ستون اصلى دين به شمار مىآيد و نمونهاى از معارف و احكام اسلامى در آن مشهود است، با همين رويكرد كلنگر و سيستمى مىپردازيم:
تأكيدات امام (رحمه الله) در اين باره بسيار فراوان است كه خود نشان از نقش محورى اين اصل در جامعه اسلامى دارد. ايشان در پيام خود به حجاج، حج واقعى را تأمينكننده استقلال مسلمانان مىدانند:
مسلمين اگر حج را پيدا كنند، اگر آن سياستى كه در حج به كار رفته است از طرف اسلام، همان را پيدا كنند، كافى است براى اينكه استقلال خودشان را پيدا بكنند، ولى مع الأسف ما گم كرديم اسلام را. آن اسلامى كه الآن دست ماست كه به كلى از سياست جدايش كردند؛ سرش را بريدند. (صحيفه امام، ج10، ص448)
از بيانات شيواى معمار انقلاب پيداست كه عرصۀ حج عرصهاى براى كسب استقلال و قطع دست بيگانگان و زير بار ذلت نرفتن است. ايشان در اين زمينه مىفرمايد:
لذت اينكه يك حكومت بر يك جامعه بيدار از يك حكومت بر يك جامعهاى كه هيچ خبر از هيچ چيز ندارد بهتر است، از زير بار بيرون آمدن از ابرقدرتها، ولو هر جور مصيبت هم براى ملتهاى ما داشته باشد، بهتر است از اينكه ما در كاخهاى بزرگ و در خانههاى چه و كذا و اتومبيلهاى كذا باشيم و نوكر باشيم اگر اينها اين را مىفهميدند، دست از اين كارها برمىداشتند و با ملتها هم صدا مىشدند و وسايل را فراهم مىكردند و اين محفل بزرگ حج را نه اين طورى كه حالا هست، درست بهجا مىآوردند و خودشان هم مىآمدند در آن محافل و مىنشستند و مسائلشان را حل مىكردند، آن وقت اسلام يك قدرتى مىشد كه هيچ قدرتى مقابل او نبود. (صحيفه امام، ج13، ص325)
مقام معظم رهبرى نيز با اشاره به فضاى معنوى حج، درباره اين ظرفيت مىفرمايد:
در حج همهى ملتها مىتوانند. . . با بهرهگيرى از فضاى معنوى بيتالله الحرام، خود را براى حركتى هماهنگ و مخلصانه در راهِ بازگشت به حاكميت اسلام و كسب عزّت و استقلال و تلاش براى تحولى اساسى در كشورهاى خود آماده سازند. (پيام مقام معظم رهبرى به حجاج بيتاللَّه الحرام 23/12/1378)
در همين زمينه رهبرى معظم انقلاب با اشاره به جنبه اجتماعى حج و استفاده از ظرفيت آن در جهت اقتدار و استقلال مسلمين مىفرمايد:
در جنبۀ اجتماعى، حج در ميان همۀ فرايض اسلامى بىهمتا است؛ زيرا مظهرى از قدرت و عزت و اتحاد امت اسلامى است. هيچ فريضۀ ديگرى بدينسان به آحاد مسلمان، دربارۀ مسايل امت اسلامى و جهان اسلام، درس و عبرت نمىآموزد و آنان را در روحيه و واقعيت، به قدرت و عزت و وحدت نزديك نمىكند. تعطيل اين بخش از حج، بستن سرچشمهيى از خيرات به روى
مسلمين است كه از هيچ رهگذر ديگرى نمىتوانند بدان دست يابند. (پيام مقام معظم رهبرى به كنگرۀ عظيم حج 21/٠1/1376)
اجتماع عظيم حجگزاران در كنگره حج، فرصت مغتنمى است براى طرح كردن مشكلات اقتصادى بين مسلمين، ملتها و دولتهايشان و امام (رحمه الله) در اين باره مىفرمايد:
اجتماع كعبه بزرگترين اجتماعى است كه هيچ دولتى نمىتواند خودش اين اجتماع را ايجاد كند و خداى تبارك و تعالى همچو كرده است كه مسلمين بدون يك مزاحمتها و زحمتهايى و بدون يك خرجهايى كه بر دولتها باشد، مجتمع مىشوند در آنجا و معالأسف، استفاده از آن نمىشود. (صحيفه امام، ج13، ص275)
اجتماع در مكّه در اين محافل مختلف با آن يكپارچگى مردم، كه از همه بلاد مسلمين واجب شده است كه بيايند در آنجا، بروند چه بكنند، چه بكنند. . . خدا كه احتياج به عبادت من و تو ندارد. خداى تبارك و تعالى مىخواهد كه مردم را مجتمع كند، واجب كرده است اينها را كه جمع بشوند در آنجا و مسائل اسلام را طرح كنند و حل كنند. مع الأسف، در اثر بىاطلاعى ماها، در مكّه مجتمع مىشوند، لكن به مسائل خودشان درست نمىرسند. (صحيفه امام، ج13، ص324)
حج براى اين است كه مشكلات يك سال مسلمين را بررسى كنند و در صدد رفع مشكلات برآيند. (صحيفه امام، ج18، ص51) (1)
فرصت حج براى شناخت مسائل گوناگونى كه جهان اسلام با آن روبروست بسيار فرصت مناسب و بىنظيرى است چرا كه در آن تمام مسلمانان از اقصى نقاط عالم جمع هستند و هر يك از كشور و مملكتى متفاوت براى حضور در مراسم حج مشرف شدهاند. قضايايى همچون اشغال فلسطين و سيل پاكستان از مشهودترين مواردى است كه مىتوان بهعنوان نمونه ذكر كرد.
جهات سياسى زيادى در اجتماعات، جماعات و جُمَعات، و خصوصاً اجتماع گرانبهاى حج مىباشد؛ كه از آن جمله اطلاع بر گرفتاريهاى اساسى و سياسى اسلام و مسلمين است، كه با گردهمايى روحانيون و روشنفكران و متعهدان زائر بيت اللَّه الحرام ممكن است طرح، و با مشورت از راه حلها مطلع، و در بازگشت به كشورهاى اسلامى در مجتمعهاى عمومى گزارش داده، و در رفع آنها كوشا شوند. (صحيفه امام، ج10، ص159)
1) در اين زمينه همچنين مراجعه كنيد به صحيفه امام، ج19، ص321. .
از مهمترين و اساسىترين مسائل اقتصادى كه دنياى اسلام و مسلمين با آن روبرو هستند از جمله مىتوان به وابستگى اقتصادى بيش از حد به شرق و غرب، خودباختگى و روحيۀ خود كمبينى، ترككردن قرآن و احكام اقتصادى اسلام، استفادۀ نادرست از منابع و ذخاير خداداى همچون نفت كه شريان حياتى زندگى امروزين است، عدم اتحاد و برادرى و همدلى بين مسلمين عموماً و بهويژه بين دولتهاى كشورهاى اسلامى است، پذيرش حكومتها و سياستهاى اقتصادى بيگانگان در كشورهاى اسلامى، فقر و محروميت و عقبماندگى اقتصادى مسلمين اشاره نمود. فرصت حج، فرصت و ظرفيت بسيار مغتنمى است كه مىتوان اين مسائل را در آن طرح و برايش چارهانديشى كرد.
2- 1 - 1. اتحاد و همكارى (به عنوان سرمايه اجتماعى عظيم اسلام)
در تعريف سرمايۀ اجتماعى گفته شده است: «سرمايه اجتماعى عبارت است از ارزش آن جنبه از ساختار اجتماعى كه بهعنوان منابعى در اختيار اعضا قرار مىگيرد تا بتوانند به اهداف و منافع خود دست پيدا كنند» (كلمن،199٠، ص59 از نظر «كلمن» سرمايه اجتماعى امرى قابل تملك و پديدهاى قابل مشاهده نيست، بلكه در فضاى ارتباطى بين افراد (ونه در خود افراد) موجود بوده و ما قادريم آثار آن را همانند تسهيل كننده تعامل بين افراد و كاهش هزينه و زمان صرف شده در نيل به اهداف مشاهده كنيم. از نگاه او بنيادىترين عنصرى كه در خلال روابط بين فردى مىتواند به سرمايه اجتماعى موجوديت بخشد، اعتماد متقابل است. در صورت نبود اعتماد، فرآيندهاى اجتماعى مسير طولانىترى را به ناچار بايد طى نمايند تا به اهداف مورد نظر برسند (كلمن،1377، ص268 - 264 كلمن سه عامل را سبب ايجاد و گسترش سرمايه اجتماعى مىداند: همكارى، ايدئولوژى و هنجارها (ناظمى،1387، ص362 مواردى چون همكارى متقابل، اعتماد، مسئوليتپذيرى و تعهد، مشاركت، صداقت و شفافيت از مهمترين فاكتورهاى سرمايۀ اجتماعى به شمار مىآيند كه رسيدن به منافع اجتماعى را ميسر مىسازند.
موارد بالا همراه با اتحاد، همدلى و برادرى يكى از بزرگترين سرمايههاى اجتماعى در يك كشور محسوب مىشود كه اينها كاملاً در دين مبين اسلام و روابط بين مسلمين در نظر گرفته شده است. سليمانى (1387) به نقل از «الويرى» با تبيين اين نوع از سرمايه در دين مبين اسلام مىگويد:
«ساز و كار و روشهاى افزايش و تشديد سرمايه اجتماعى در نگاه متعارف صاحبنظران علوم اجتماعى هنوز نيازمند بررسى و تحقيق است، امّا در نگاه دينى روشهاى مشخص و گوناگون براى اين منظور وجود دارد. آموزههايى همچون امر به معروف و نهى از منكر، حج، عبادات جمعى، صداقت و. . . نقش مؤثرى در افزايش سرمايه اجتماعى دارد» .
امام خمينى (رحمه الله) در بيان مصائب مسلمين، حج را ابزار تفاهم و تعامل بين مسلمانان معرفى مىنمايند:
يك مشكل ديگر عدم رابطه بين ملتهاست. ملتها با هم روابطشان يا هيچ نيست، يا كم است. تمام مؤمنين به حسب فرمان خدا برادرند؛ برادرها بايد از حال برادرها مطّلع باشند. برادرها بايد مشكلات برادرشان را حل كنند. اسلام در عين حالى كه نقشه اين مطلب را، كه تفاهم بين همه قشرها باشد، كشيده است، و آن مسئله حج است، فريضه حج كه تمام كشورهاى اسلامى را موظف كرده است كه افراد مستطيعشان بروند به مكه، آنجا هم مواقف متعدده فراهم كرده اسباب را كه تفاهم باشد، مسلمين مع الأسف غفلت دارند. اگر دولتها بخواهند يك مجلسى را از دويست نفر آدم از بلاد مختلفه جمع بكنند، چه زحمتها و چه خرجها بايد تحمل كنند تا اينكه دويست نفر جمع بشود در يك نقطهاى بخواهند كه يك محفلى در آن نقطه درست كنند، خداى تبارك و تعالى يك محفل چندين ميليونى براى مسلمين تهيه كرده است و گفته است بروند همه در آنجا، و همه هم برادرند. مؤمنها اخوه هستند، برادرند. (صحيفه امام، ج9، ص331) (1)اما در مورد كاركردها و آثار اقتصادى اين نوع از سرمايه، سه جنبۀ اساسى را مىتوان در نظر گرفت:
محل اجتماع مسلمين يعنى كعبه و مسجد الحرام كه در ايام پر از صفا و معنويت حج، مسلمين از سراسر عالم گرد آن جمع مىشوند داراى ويژگىهاى منحصر به فردى است؛ از جمله آنكه خانۀ كعبه و پيرامون آن داراى ابعاد مختلف امنيت است: امنيت كامل جانى، امنيت مالى، امنيت روحى و روانى، امنيت زيست محيطى، امنيت اخلاقى و امنيت از ورود غيرمسلمانان (قاضى عسكر، 1386
اين ابعاد كه هر كدام به اين محل مقدس ارزش و اعتبارى ويژه مىبخشد، جزء اساسىترين مسائلى است كه براى شروع يك فعاليت اقتصادى لازم و ضرورى است و براى ايجاد آن بايد مبالغ هنگفتى را هزينه نمود. تمام فعاليتهاى اقتصادى اعم از سرمايهگذارى، توليد، كارآفرينى و نيز فعاليتهاى تجارى بايد در موقعيتهايى باشند كه حداقلهايى از امنيت را دارا باشند و اسلام با فراهم نمودن چنين زمينهاى مسلمانان را در اين امر مهم يارى نموده است. مسلمانان در محيط امن مكه براحتى مىتوانند هر فعاليت اقتصادى را بدون مزاحمت طبيعى و غيرطبيعى برنامهريزى و اجرا نمايند، غير مسلمانان با توجه به فقدان چنين فضاى امن و آرامى كه بهترين بستر براى به كاراندازى يك فعاليت اقتصادى است به ناچار با مسائل و مشكلات فراوانى مواجهند و در موارد بسيارى از شروع و يا ادامۀ فعاليت خود باز مىمانند.
فعاليتهايى چون سرمايهگذارى، توليد، تجارت و خدمات در چنين محيطى براحتى مىتواند توسط
1) در اين زمينه همچنين مراجعه شود به صحيفه امام، ج10، ص 62 و صحيفه امام، ج9، ص331 و صحيفه امام، ج21، ص83.
مسلمانان فراهم گردد و بازارهاى اسلامى با امنيت كامل تشكيل و رونق يابند و مسلمين از آنها مايحتاج خود را تهيه نمايند.
مسلمانان با وجود اخوت و برادرى كه بين آنان حاكم است و نيز مذهب و مرام و مسلك واحدى كه دارند، معمولاً اعتماد متقابلى به يكديگر دارند كه در ادبيات سرمايه اجتماعى بسيار حائز اهميت است. از مهمترين كاركردهاى اقتصادى اعتماد اين است كه هزينههاى مبادلاتى (1)مربوط به هماهنگىهاى رسمى نظير قراردادها، سلسله مراتب، مقررات ديوانسالارانه، هزينههاى كسب اطلاعات و هزينههاى مربوط به فعاليتهاى قانونى را كاهش مىدهد. در انعقاد قرارداد بين دو يا چند نفر، بسته به اينكه اطراف قرارداد در چه سطحى از اعتماد به يكديگر قرار داشته باشند، در تنظيم قرارداد جانب دقت و احتياط را بالا مىبرند كه بالطبع هزينۀ انعقاد قرارداد را افزايش مىدهد و هرچه اين اعتماد شديدتر باشد، هزينههاى انعقاد قرارداد كمتر خواهد بود.
البته قرارداد كاملى كه بتواند تمام جوانب و هزينههاى جانبى يك قرارداد را در برداشته باشد، غير ممكن يا بسيار مشكل و پرهزينه است. در اين حالت است كه اعتماد و سرمايه اجتماعى به كمك افراد و گروهها آمده و با كاهش فرصتطلبى، ضعفهاى موجود در قراردادهاى ناقص را جبران كرده و ضمن ايجاد رونق اقتصادى مىتواند بازدهى قراردادها و مناسبات را افزايش داده و هزينه توليد را كاهش دهد (رنانى و ديگران،1386، ص136 - 137
در چنين شرايطى مسلمانان با داشتن اعتماد متقابل شديد به يكديگر به راحتى مىتوانند با ديگر مسلمانان وارد فعاليتهاى اقتصادى شوند و بسيارى از هزينههاى مربوط به جستجوى شركاى موثق و نظارت و كنترل شريك به منظور عدم تخلف او و بسيارى از هزينههاى ادارى و قانونى تنظيم سند را كاهش دهند. براى مثال دو نفر تاجر از دو كشور مختلف وقتى براى انجام فريضۀ حج وارد مكه مىشوند و در محيط معنوى و الهى آن با هم آشنا شده و با يكديگر گفتگو كرده و تبادل نظر نموده و از اوضاع يكديگر مطلع مىشوند و تجربيات خود را در اختيار همديگر مىگذارند، خيلى راحتتر مىتوانند با يكديگر قرارداد و همكارى اقتصادى داشته باشند تا همين دو نفر در شرايطى خارج از فضاى امن و معنوى حج كه در انعقاد قرارداد بايد چندين نوع وثيقه و ضمانتى را به طرف مقابل ارائه دهند تا فرد مقابل فكر غش و فريب در معامله را به خود راه ندهد و باز هم كامل نمىتواند جلو شكست در معامله را بگيرد.
1) Transa ction costs .
(1). رفع اطلاعات نامتقارن ما نوعاً در بازار با پديدهاى به نام اطلاعات نامتقارن مواجهيم كه امر توليد و به طور كلى فعاليتهاى اقتصادى را تحت تأثيرات سوء خود قرار مىدهد و اين، خصوصيت بازارهاى غير رقابت كامل است. اين واقعيت شامل دو نوع خطاست اول انتخاب بد (2)(معكوس) و دوم خطر اخلاقى (3). در مورد خطاى اولى مىتوان به موارد استخدام كارگران و اجاره زمين و ماشينآلات و كالاهاى سرمايهاى اشاره كرد و در مورد خطاى دوم مىتوان به كمكارى و ريسكى بودن و عدم مهارت كارگران عطف نمود. هر دو نقيصه ناشى از مشكل ماهوى بازار يعنى فقدان اطلاعات كامل است كه اين اشكال اساسى از طريق سرمايه اجتماعى موجود در حج به خوبى قابل معالجه است؛ در فضاى اعتماد و صداقت و همكارى موجود در بين مسلمين هيچ كس به دنبال فريب و نارو زدن به طرف مقابل نيست چرا كه خدا و دين او بدانها اينگونه سفارش فرموده است بهويژه در مكان مقدسى چون مكه. در چنين شرايطى فعالان اقتصادى آن چنانكه هستند خود را نشان مىدهند و كارفرماى و كارگر هيچ يك تظاهر به دروغ نمىكنند و افراد مىتوانند با آگاهى و اطلاعات صحيح و كامل دست به انتخاب شغل و كارگر مورد نياز خود بزنند.
متاسفانه با همه اين مزيتها و بركاتى كه حج ابراهيمى - محمدى دارا مىباشد، مسلمين از اين ظرفيت عظيم بهره نگرفتهاند. امام (رحمه الله) نيز با تيزبينى خاص خويش، نقش اين امر را در دنياى اسلام ضرورى مىديدند و با اشاره به دردها و مسائل دنياى اسلام، بزرگترين آن را اختلاف و تفرقه دانسته مىفرمايند:
مشكلات مسلمين زياد است، لكن مشكل بزرگ مسلمين اين است كه قرآن كريم را كنار گذاشتهاند و تحت لواى ديگران درآمدهاند. قرآن كريم كه مىفرمايد كه ( وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا ) (4)، ما اگر همين يك آيه را، مسلمين اگر همين يك آيه را عمل به آن بكنند تمام اشكالات اجتماعى و سياسى و اقتصادى و همه چيزشان بدون تشبث به غير رفع مىشود. (صحيفه امام، ج13، ص275)
امام خمينى (رحمه الله) ظرفيت منحصر به فرد حج در ايجاد وحدت بين مسلمين را به خوبى در كتاب ولايت فقيه خود تبيين نموده و از ناتوانى غير مسلمانان در ايجاد چنين اجتماعاتى بحث كرده و مسلمين را به استفادۀ حداكثرى از اين فرصت دعوت مىنمايند:
در كشورهاى غير اسلامى، يا حكومتهاى غير اسلامى در كشورهاى اسلامى، هرگاه بخواهند چنين اجتماعاتى فراهم آورند، مجبورند ميليونها از ثروت و بودجه مملكت را صرف كنند. تازه اجتماعات آنها بىصفا و ظاهرى و عارى از آثار خير است. اسلام ترتيباتى داده كه هر كس خودش آرزو مىكند به حج برود، و راه افتاده به حج مىرود. (ولايت فقيه، ص132)
ايشان در ديگر جاى با اشاره به آيۀ 97 سورۀ مائده (1)در بيان سرّ حج مىفرمايد:
سرّ و انگيزه حج و غايت قرارداد كعبه و بيت الحرام را، نهضت و قيام مسلمانان براى مصالح ناس و تودههاى مستضعف جهان ذكر مىفرمايد. بايد در اين اجتماع عظيم الهى كه هيچ قدرتى جز قدرت لايزال خداوند نمىتواند آن را فراهم كند، مسلمانان به بررسى مشكلات عمومى مسلمين پرداخته و در راه رفع آنها با مشورت همگانى كوشش كنند. يكى از بزرگترين و اساسىترين مشكلات، عدم اتحاد بين مسلمين است كه بعضى از به اصطلاح سران كشورهاى اسلامى منشأ آن مىباشند كه مع الأسف براى رفع آن تا كنون اقدام چشمگيرى نشده است.
همچنين حضرت امام (رحمه الله) به صراحت از منافع اقتصادى حج سخن مىگويند كه بايد به شهود و بروز برسد:
به ابراهيم خليل اللَّه خطاب مىشود كه مردم را به حج بخوان تا براى «شهود منافع» خود از همه اقطار بيايند. اين منافع جامعه است: منافع سياسى، اجتماعى، اقتصادى، فرهنگى بيايند و ببينند. (صحيفه امام، ج18، ص91)
2- 1 - 1 - 1. نقش اتحاد در تشكيل جبهه مستضعفين
ايشان همچنين در اهميت اين اصل اساسى به مسئله جبهه مستضعفين اشاره كرده و مىفرمايد:
و از جمله وظايف در اين اجتماع عظيم، دعوت مردم و جوامع اسلامى به وحدت كلمه و رفع اختلافات بين طبقات مسلمين است؛ كه خطبا و گويندگان و نويسندگان در اين امر حياتى اقدام نمايند؛ و كوشش كنند در به وجود آوردن جبهه مستضعفين؛ كه با وحدت جبهه و وحدت كلمه و شعار «لا اله الا اللَّه» از تحت اسارت قدرتهاى شيطانى اجانب و استعمارگران و استثمارگران بيرون آيند، و با اخوت اسلامى بر مشكلات غلبه پيدا كنند. (صحيفه امام، ج10، ص159)
امام (رحمه الله) در جملات بالا چند وظيفه كليدى حجاج را بيان مىكنند:
ايشان همچنين وحدت مسلمين را در حج، شرط رسيدن به آرزوها و اميال انسانى مىدانند:
1) ( جَعَلَ اللَّهُ الْكَعْبَة الْبَيتَ الْحَرامَ قِياماً لِلنَّاسِ) . .
و شرط همه مناسك و مواقف براى رسيدن به آرزوهاى فطرى و آمال انسانى، اجتماع همه مسلمانان در اين مراحل و مواقف و وحدت كلمه تمامى طوايف مسلمين است بدون اعتنا به زبان و رنگ و قبيله و طايفه و مرز و بوم و عصبيتهاى جاهلى، و هماهنگ خروشيدن بر دشمن مشترك است. (صحيفه امام، ج20، ص9٠)
2- 1 - 2. فقر و وابستگى اقتصادى
در اينجا به راحتى مىتوان دريافت كه يكى از مشكلات عمومى مسلمين كه در دو گفتار بالا آمده است مشكلات خاص اقتصادى بهويژه فقر و وابستگى است كه دامنگير همۀ كشورهاى اسلامى شدهاست. امام (رحمه الله) مىفرمايد:
برادران و خواهران مسلمان من! آگاهيد كه تمام منافع مادى و معنوى همگى ما را ابرقدرتهاى شرق و غرب مىبرند؛ و ما را در فقر و وابستگى سياسى، اقتصادى، فرهنگى و نظامى قرار دادهاند. به خود آييد و شخصيت اسلامى خود را بيابيد. زير بار ظلم نرويد. و هوشيارانه نقشههاى شوم جهانخواران بين المللى را - كه در رأس آن امريكاست - افشا كنيد. (صحيفه امام، ج10، ص159)
اين مشكلات در حالى است كه كشورهاى اسلامى با داشتن ذخاير غنى فراوان از نفت و گاز به راحتى مىتوانند علاوه بر تأمين رفاه خود، حتى نيازهاى غير مسلمانان را نيز فراهم سازند. امام (رحمه الله) در اين زمينه بيان مىكنند:
شريان حيات شرق و غرب در دست اينهاست [كشورهاى اسلامى]، نفت شريان حيات اينهاست. اگر ده روز نفت را به روى آنها [آمريكا و اسرائيل] ببندند خاضع مىشوند آنها. در عين حالى كه اين شريان در دست حكومتهاى باصطلاح اسلامى است، در عين حال تقديم مىكنند و التماس هم مىكنند.
اين مصيبت نيست؟ براى مسلمين اين مصيبت نيست كه همه چيزمان را بدهيم به خارجىها و در طبق اخلاص بگذاريم و با منت كشيدن از آنها كه بپذيرند؟ (صحيفه امام، ج18، ص 54)
حضرت امام همچنين تأكيد بسيارى بر لزوم آگاهى و لمس فقر فقرا در حج داشته و از حجاج مىخواهند تا حد امكان توقعات رفاهى خود را پايين آورده و در عوض به فكر دردمندان و بيچارگان باشند:
و راجع به حج و آقايانى كه در حج، در كاروانها هستند. حقيقت حج اين است كه شما برويد درد مردم را ببينيد؛ ببينيد فقرا چه جورى هستند، شما هم بشويد آن طور. ببينيد مستمندان جهان چطورند، شما هم [به] آن رنگ درآييد. اگر مردم توقع داشته باشند كه حالا كه ما حج مىرويم بايد براى ما همچو رفاه حاصل بشود كه در منازلمان هم نيست، اين حج نمىتواند باشد. آن
حجى كه خداى تبارك و تعالى بر اشخاص واجب فرموده است اين است كه برويد آنجا زندگانى مردم را ببينيد. . . آقايان روحانيون، مردم را توجه بدهند به اين مسائل كه توقعات آنها در سطح بالا نباشد.
2- 1 - 3. عقبماندگى اقتصادى
ايشان همچنين در پيامى به زائران بيت الله الحرام با تذكر فلسفه اجتماع عظيم حج مبنى بر اهتمام به امور مسلمين، گزارشى از مصائب اقتصادى ايران قبل از انقلاب ارائه داده و حج را فرصت مغتنمى براى رفع اين امر مىدانند:
ايران كه اكنون حدود سى ميليون مسلمان دارد، از پنجاه سال قبل تا كنون گرفتار در چنگال خاندان پهلوى، كه رسماً نوكر اجانب بوده و هستند، مىباشد. در اين پنجاه سال سياه، اين ملت بزرگ، در تحت فشار پليس و اختناق و شكنجه روحى دست و پا مىزند، و تمام مخازن زيرزمينى و منافع حياتى ملت را شاه به اجانب داده است. نفت را امريكا و گاز را شوروى و مراتع و جنگلها را به علاوه بر بخشى از نفت، انگليس و بعض كشورهاى ديگر. مردم را از تمام مظاهر حياتى محروم نموده و به حال عقبماندگى نگه داشته. نظام ارتش و فرهنگ ما و اقتصاد كشور، استعمارى و رشد را به همه ابعادش از ملت سلب نموده است. (صحيفه امام، ج4، ص،43و 44)
ايشان در بيانى كلىتر از اوضاع كشورهاى جهان سوم سخن مىگويند و به متفكرين و حجاج در حج، توصيه به تفكر درباره گرفتارىهاى مسلمين مىنمايند:
بايد به يك امر حياتى، كه راهگشا براى رفع همه گرفتاريهاى مسلمين و مستضعفين جهان است، اشاره كنم. و آن اين است كه كسانى كه اندك تفكرى در اوضاع كشورهاى اسلامى بنمايند به وضوح خواهند دانست كه آنچه دو ابرقدرت جهان و قدرتهاى تابع اين قدرتها با هم اتفاق دارند - و هيچ گاه از اين اتفاق دست بردار نيستند - عقب نگه داشتن كشورهاى جهان سوم، خصوصاً كشورهاى پهناور و غنى اسلامى، در ابعاد فرهنگى و اجتماعى و اقتصادى و سياسى و نظامى است، و تحميل جهات استعمارى در تمامى امور مذكوره بر جهان سوم مىباشد. و براى اين مقصد، كه در نظر آنان بسيار داراى اهميت است، زحمتها متحمل شدند و وقتها و پولهاى بسيارى صرف نمودهاند و مىنمايند.
امام خمينى (رحمه الله) همچنين در وصيتنامه الهى - سياسى خويش با بيان ابعاد و جوانب مختلف اين عقبماندگىها از جمله واردات بىرويۀ كالاهاى مختلف، مصرفگرايى و گرايش به كالاهاى لوكس و تزيينى، نفوذ فرهنگ بيگانه و استعمارى را در جان و فكر مسلمين، ريشه و علت اين امر مىدانند:
رفتن به انگلستان و فرانسه و امريكا و مسكو افتخارى پر ارزش و رفتن به حج و ساير اماكن
متبركه كهنهپرستى و عقبماندگى است. بىاعتنايى به آنچه مربوط به مذهب و معنويات است از نشانههاى روشنفكرى و تمدن، و در مقابل، تعهد به اين امور نشانه عقبماندگى و كهنهپرستى است.
اين جانب نمىگويم ما خود همه چيز داريم؛ معلوم است ما را در طول تاريخِ نه چندان دور خصوصاً، و در سدههاى اخير از هر پيشرفتى محروم كردهاند و دولتمردان خائن و دودمان پهلوى خصوصاً، و مراكز تبليغاتى عليه دستاوردهاى خودى و نيز خودْ كوچكديدنها و يا ناچيز ديدنها، ما را از هر فعاليتى براى پيشرفت محروم كرد. وارد كردن كالاها از هر قماش و سرگرم كردن بانوان و مردان خصوصاً طبقه جوان، به اقسام اجناس وارداتى از قبيل ابزار آرايش و تزئينات و تجملات و بازيهاى كودكانه و به مسابقه كشاندن خانوادهها و مصرفى بار آوردن هر چه بيشتر، كه خود داستانهاى غمانگيز دارد، و سرگرم كردن و به تباهى كشاندن جوانها كه عضو فعال هستند با فراهم آوردن مراكز فحشا و عشرتكدهها، و دهها از اين مصائب حساب شده، براى عقب نگهداشتن كشورهاست. (1)(وصيتنامه، ص 39)
2- 1 - 4. مصرفگرايى
متأسفانه كشورهاى اسلامى به واسطه برخوردارى از منابع نفتى و اتكاء بيش از حد اقتصادى به درآمدهاى حاصل از آن و عدم استفاده صحيح و بهينه از آن، رويهاى كه پيش گرفتهاند، يك رويۀ كاملاً مصرفمحور به جاى يك روش توليدمحور است.
امام خمينى (رحمه الله) در پيامى به حجاج و مسلمانان ايران و جهان با تشخيص اين بيمارى در كشورهاى اسلامى كه نمود آن در بازارگردىهاى حجاج در ايام حج بيش از پيش براى همگان قابل مشاهده است، با جسارت تمام از اين مسئله انتقاد مىكنند:
اكنون بازارهاى كشورهاى اسلامى مراكز رقابت كالاهاى غرب و شرق شده است، و سيل كالاهاى تزئينى مبتذل و اسباب بازيها و اجناس مصرفى به سوى آنها سرازير است و همه ملتها را آن چنان مصرفى بار آوردهاند كه گمان مىكنند بدون اين اجناس امريكايى و اروپايى و ژاپنى و ديگر كشورها زندگى نمىتوان كرد. و مع الأسف مكه معظمه و جده و مشاهد مشرفه حجاز، مركز وحى و مهبط جبرائيل و ملائكۀ اللَّه، كه بايد به حكم اسلام بتهاى جنايتكار را در آنجا شكست و فرياد بر سر آنها زد و از آنها برائت جست، مملو از كالاهاى بيگانگان و بازار براى دشمنان اسلام و پيامبر بزرگ (ص) شده. كثيرى از حجاج بيت اللَّه الحرام كه براى فريضه حج مىروند و بايد در آن مكان مقدس از توطئه بيگانگان به فرياد «يا للمسلمين» برخيزند،
1) در همين زمينه مراجعه كنيد به صحيفه امام، ج20، ص318.
غافلانه در بازارها به جستجوى كالاهاى امريكايى، اروپايى و ژاپنى پرسه مىزنند، و دل صاحب شريعت را با اين عمل، كه با حيثيت حج و حجاج بازى مىكند، به درد مىآورند. (صحيفه امام، ج19، ص 344)
در همين زمينه مىتوان با تشكيل بازار متحد اسلامى در ايام حج و بعد از آن، اين روند را متوقف و يا اصلاح نمود؛ بهطورى كه يا حجاج كشورها وسائل و مايحتاج و سوغات سفر خود را در داخل كشور خويش، قبل و يا بعد از ايام حج خريدارى نمايند و از اين طريق به اقتصاد ملى خود كمك كنند و به علاوه ايام پرخير و بركت حج را كه محدود بوده و شايد تا آخر عمر دوباره روزى انسان نگردد با بازارگردى ضايع نكنند. در اين زمينه مقام معظم رهبرى مدظله بيان مىكنند:
از جمله غفلتهاى احتمالى در حج، يكى اين است كه كسانى به جاى شركت در نمازهاى جماعت، به جاى طواف مستحبى، بهجاى حضور در فضاى معطر مسجدالحرام يا مسجدالنبى - كه از دوران افتخار اسلام و دوران وحى و بعثت، اين همه خاطرات در اين دو محل وجود دارد - سراغ زرقوبرقهاى بىارزش و پوچ و بازارها و مغازهها بروند، براى اينكه جيب دولتهاى بيگانۀ لاابالى نسبت به منافع مسلمين را پُر كنند؛ جيب كارگر و سرمايهدارِ آنها را با پول ايرانى و با ثروت ملىشان پُر كنند. بهجاى شركت در نماز جماعت، به بازارگردى و دكانگردى بروند و اجناس را تماشا كنند. انسان متأسف مىشود وقتى بشنود هنگامى كه جمعيتِ باشكوه در مسجدالحرام يا مسجدالنبى مشغول اقامۀ جماعتند يا به اقامۀ جماعت مىشتابند، تعداد معدودى حاجى ايرانى - يا مرد يا زن - سراغ بازارها بروند؛ كيسهها را زير بغل بگيرند و اجناسى را كه در شهر خودشان گاهى ارزانتر و بهتر از آنجا مىتوانند پيدا كنند، بگيرند بيايند.
راه دوم اين است كه به جاى عرضۀ كالاهاى وارداتى در اين بازارچهها در ايام حج كه عموماً اروپايى و آمريكايى هستند و سود اصلى آن عايد كمپانىهاى سرمايهدارى مىشود و بعلاوه معمولاً از كيفيت پايينى برخوردار مىباشند و مهمتر از همه اينكه زمينهساز تفوق و سلطۀ اقتصادى اين كشورها كه غالباً با اسلام و مبانى اسلامى ميانهاى ندارند بر امتهاى مسلمان شده و مصداق قاعده نفى سبيل است (1)، يكسرى مراكز تجارى و نمايشگاههايى از كالاها و خدماتِ كاملاً منطبق با فرهنگ اسلام و بدور از تشريفات و تجملاتِ خارج از عرف و عقل و شرع در ايام حج در كشور عربستان از سوى تمامى كشورهاى اسلامى دائر گردد و تنها در آن توليدات اين كشورها عرضه شده و به فروش رسد تا كنگره حج با آن اجتماع ميليونى از مسلمانان، بتواند به منبع سرشارى از درآمد نه فقط براى مردم حجاز بلكه براى جهان اسلام
1) در اين زمينه مراجعه كنيد به صحيفه امام، ج2، ص97 (پيام به مردم و زائران بيت الله الحرام به مناسبت ايام حج (مهجوريت حج ابراهيمى) .
تبديل گردد و نيز از اين طريق محفلى براى تقويت اقتصادى امت اسلامى و زمينهاى در جهت رشد توليدات كشورهاى اسلامى در ميان جامعه بالغ بر يك ميلياردى مسلمين شود.
حضرت امام خمينى (رحمه الله) دقيقاً به همين مسئله اشاره مىنمايند:
كالاهايى كه در حجاز به حجاج محترم عرضه مىشود، آنچه مربوط به امريكاى مخالف با آرمانهاى اسلامى و اساساً مخالف با اسلام است، خريدارى آنها كمك به دشمنان اسلام است و ترويج باطل است و از آنها بايد احتراز شود. (صحيفه امام، ج20، ص97)
البته اين پيشنهاد در صورتى مىتواند به بهترين شكل عملى گردد كه اين بازارهاى كالاهاى اسلامى در موسم حج توسط تاجران مسلمانى كه در مراسم حج حضور ندارند اداره شود و حتىالامكان حجاج در موسم عظيم حج وقت خود را صرف اين امور نكنند. چرا كه سفر حج، يك سفر معنوى است و نه يك سفر تجارى چنانچه امام (رحمه الله) مىفرمايد:
توجه داشته باشيد كه سفر حج، سفر كسب نيست؛ سفر تحصيل دنيا نيست. سفر الى اللَّه است. شما داريد به طرف خانه خدا مىرويد. تمام امورى كه داريد انجام مىدهيد به طور الهيت بايد انجام بدهيد. مبادا اين سفر را سفر تجارت قرار بدهيد و امور تجارتى در اين سفر مطرح باشد پيشتان، امور معنوى مطرح باشد. چه آقايان اهل علم، و چه كاروانها و رؤساى كاروانها، و چه ساير حُجّاج. سفر، سفر الى اللَّه است؛ نه سفر به سوى دنيا. [اين سفر را] آلوده به دنيا نكنيد. (صحيفه امام، ج10، ص175)
البته بايد دقت كرد كه برنامهريزى و تلاش براى حل مسائل اقتصادى مسلمين و تبادلات اقتصادى كلان به منظور توسعه و رشد اقتصادى، منافاتى با سفر معنوى حج نداشته و در راستاى اعتلا و منافع مسلمين مىباشد و نه دنياخواهى و كسب و تجارت ِصرف به منظور سود مادى. همچنين اين پيشنهاد براى مسلمانان سراسر دنياست بهعنوان تاجر و بازرگان بينالملل و نه بهعنوان زائر بيتالله الحرام لذا اين امر منافاتى با فرمايش حضرت امام (رحمه الله) ندارد.
در همين زمينه پيشنهاد مىگردد تا خود شهر مكه، بهعنوان يك منطقۀ آزاد تجارى مستقر شود بهطورى كه تنها در آن كالاها و توليدات كشورهاى اسلامى عرضه شده و به همين منظور بازرگانان تنها از كشورهاى اسلامى باشند و از پرداخت ماليات و هرگونه تعرفۀ وارداتى و گمركى معاف باشند تا هم قيمت كالاها ارزانتر شود و هم رونق كسب و كار و آزادى تجارت در آنجا سبب جلب تجار تمام امت اسلامى گردد.
علاوه بر اين مىتوان از بسيارى از موارد و هزينههاى غيرضرورى حج همچون ميهمانىها و تشريفات پر زرق و برق و سوغات و هداياى گرانقيمت و لوكس كاست و در عوض در جهت خدمت و كمك به محرومين و مستضعفين و فقرا در موارد مختلف هزينه نمود كما اينكه حضرت
امام (رحمه الله) مىفرمايد:
در اين سال كه به واسطه انقلاب اسلامى به برادران و خواهران ما صدمات و ضررهاى بسيار از حكومت طاغوتى رسيده است و بسيارى از معلولين از حوادث انقلاب احتياج مبرم به كمك دارند، مقتضى است كسانى كه مىخواهند حج استحبابى بهجا آورند، هزينه آن را صرف در احتياج برادران و خواهران خود كنند، كه ثواب آن نزد خداوند تعالى بسيار بر حج استحبابى ترجيح دارد. و نيز كسانى كه بهعنوان سوغات مصارف ناروا مىنمايند يا تشريفات و مهمانىهاى خارج از رويه در وقت برگشت از حج مىنمايند، مقتضى است اين نحو هزينهها را صرف احتياج برادران و خواهران عليل و مستمند خود نمايند كه خداوند تعالى به آنان اجر و بركت عنايت فرمايد. (صحيفه امام، ج10، ص: 63)
2- 1 - 5. انتقاد از دخالت شرق و غرب در امور مسلمين
امام خمينى (رحمه الله) ، حج را محملى براى انتقاد از دخالت قدرتهاى غربى و شرقى در امور مختلف مسلمين از مسائل سياسى گرفته تا مسائل اقتصادى مىدانند. در واقع بايد مسلمين خود مقدرات كشورهاى خود را بدست گيرند نه اينكه ساير قدرتها بهويژه در اقتصاد ايشان دخالت كنند و اينها حق اظهار نظر و ابتكار عمل نداشته باشند. ايشان در پيام برائت از مشركين خطاب به حجاج مىفرمايند:
و يكى از مسائل بسيار مهمى كه به عهده علما و فقها و روحانيت است، مقابله جدى با دو فرهنگ ظالمانه و منحط اقتصادى شرق و غرب و مبارزه با سياستهاى اقتصاد سرمايهدارى و اشتراكى در جامعه است، هر چند كه اين بليه دامنگير همه ملتهاى جهان گرديده است. . . و حق تصميمگيرى در مسائل اقتصاد جهان از آنان سلب شده است. (صحيفه امام، ج20، ص342)
ايشان به حجاج تذكر مىدهند كه بيگانگان چگونه و از چه راههايى در امور اقتصادى مسلمين دخالت مىكنند:
[مسلمانان] على رغم منابع سرشار طبيعت و سرزمينهاى حاصلخيز جهان و آبها و درياها و جنگلها و ذخاير، به فقر و درماندگى گرفتار آمدهاند و كمونيستها و زراندوزان و سرمايهداران با ايجاد روابط گرم با جهانخواران، حق حيات و ابتكار عمل را از عامه مردم سلب كردهاند و با ايجاد مراكز انحصارى و چند مليتى، عملاً نبض اقتصاد جهان را در دست گرفته و همه راههاى صدور و استخراج و توزيع و عرضه و تقاضا و حتى نرخگذارى و بانكدارى را به خود منتهى نمودهاند و با القاى تفكرات و تحقيقات خود ساخته، به تودههاى محروم باوراندهاند كه بايد تحت نفوذ ما زندگى كرده و الاّ راهى براى ادامه حيات پابرهنهها، جز تن دادن به فقر باقى نمانده است و اين مقتضاى خلقت و جامعه انسانى است كه اكثريت قريب به اتفاق گرسنگان در حسرت يك لقمه نان بسوزند و بميرند و گروهى اندك هم از پرخورى و اسراف
و تعيشها جانشان به لب آيد. به هر حال اين مصيبتى است كه جهانخواران بر بشريت تحميل كردهاند و كشورهاى اسلامى به واسطه ضعف مديريتها و وابستگى، به وضعيت أسفبار گرفتار شدهاند. (صحيفه امام، ج20، ص34٠)
2- 1 - 6. عدم ايستادگى در برابر استعمار و استكبار
از مشكلات ديگرى كه بايد در فرصت حج با توجه به اجتماع عظيم مسلمين و فضاى آكنده از توحيد و نفى عبوديت غير خدا براى مسلمين مطرح شود تا از اين طريق بيدار شوند، لزوم مقاومت و ايستادگى در برابر مستعمرين و مستكبرين عالم است، همچنانكه امام (رحمه الله) در بيان حج مقبول مىفرمايد:
مسلمين بايد در حج وقتى كه مىروند يك حج زنده، يك حج كوبنده، يك حجى كه محكوم كنند اين شوروى جنايتكار و آن امريكاى جنايتكار را؛ يك همچو حجى، حجى است كه مقبول است. اگر ما حج برويم و مصالح مسلمين را در نظر نگيريم بلكه بر خلاف مصالح مسلمين هى روى جنايتها پرده بپوشيم، نگذاريم مسلمين صحبت بكنند از جنايتهايى كه بر مسلمين مىگذرد و جنايتهايى كه از حكومتها و از قدرتهاى بزرگ بر مسلمين مىگذرد، ما يك صحبت بكنيم، اين حج نيست، اين يك صورت بىمعناست. (صحيفه امام، ج18، ص 53)
ايشان در جاى ديگر با نام نهادن استكبار بهعنوان بت بزرگ بيان مىكنند:
مگر ابرقدرتهاى زمان ما بتهاى بزرگى نيستند كه جهانيان را به اطاعت و كرنش و پرستش خود مىخوانند، و با زور و زر و تزوير خود را به آنان تحميل مىنمايند؟ كعبه معظّمه يكتا مركز شكستن اين بتهاست. ابراهيم خليل، در اول زمان، و حبيب خدا و فرزند عزيزش مهدى موعود (عج) در آخر زمان، از كعبه نداى توحيد سردادند و مىدهند. (صحيفه امام، ج18، ص87)
ايشان همچنين با بيان مصائبى كه استكبار و استعمار بر كشورهاى اسلامى تحميل كرده است، در پيامى به حجاج، حج را مظهر مبارزه با استكبار و سياستهاى استعمارى ايشان مىدانند:
(عج) دشمنان غدار شما]. . . ذخاير غنى بلاد شما و دسترنج مظلومان كشورهاى شما را به غارت برده و مىبرند؛ و درصدد هستند كه حكومتها را گوش و چشم بسته و دربست به خدمت خود گمارند، و ملتها را به دست آنان مصرفى بار بياورند و از رشد انسانى و ابتكار صنعتى كشورهاى مظلوم با حيلهها و توطئههاى شيطانى جلوگيرى كنند، و وابستگى هر چه بيشتر و اتكا به غرب و شرق را روزافزون كنند، و مجال تفكر براى استقلال و ابتكار را به هيچ كس ندهند، و نفسهايى كه براى بيدارى ملتها آمادهاند در سينهها خفه كنند. . . پس، اكنون كه در مركز اسلام حياتبخش به امر خدا و نداى رسولش گرد آمدهايد و از هر ملت و مذهب در اين مكان عظيم اجتماع كردهايد، براى اين درد مهلك و سرطان كشنده چارهانديشى كنيد. (صحيفه امام، ج19، ص341)
يكى از اصول و سياستهاى اساسى نظام جمهورى اسلامى ايران در راستاى اهداف متعالى اسلام، دفاع از محرومين و مستضعفين جهان و گرفتن حق ايشان از ظالمان و مستكبران است؛ امام خمينى (رحمه الله) با تبيين اين اصل مىفرمايد:
ما بايد در ارتباط با مردم جهان و رسيدگى به مشكلات و مسائل مسلمانان و حمايت از مبارزان و گرسنگان و محرومان با تمام وجود تلاش نماييم. و اين را بايد از اصول سياست خارجى خود بدانيم. ما اعلام مىكنيم كه جمهورى اسلامى ايران براى هميشه حامى و پناهگاه مسلمانان آزاده جهان است. و كشور ايران بهعنوان يك دژ نظامى و آسيب ناپذير، نياز سربازان اسلام را تأمين و آنان را به مبانى عقيدتى و تربيتى اسلام و همچنين به اصول و روشهاى مبارزه عليه نظامهاى كفر و شرك، آشنا مىسازد. (صحيفه امام، ج21، ص، 92)
و اين دفاع از هر جهت است كه يكى از جهات آشكار آن رفع محروميت و فقر و تهيدستى از جوامع مسلمين است كه قدرتهاى زورگوى اقتصادى دنيا بر كشورهاى جهان سوم و از جمله كشورهاى اسلامى تحميل نمودهاند و بدون قطع دست ايشان دفاع از محرومين و رفع محروميت از ايشان معنايى نخواهد داشت. امام (رحمه الله) در پيامى به مسلمانان جهان و حجاج در آستانه عيد قربان با اشاره به بعد سياسى حج و وظايف متفكرين و دلسوزان براى احياء آن بيان مىفرمايند:
مسلمانان امروز و در اين عصر - كه عصر جنگل است - بيشتر از هر زمان موظف به اظهار آن [بعد سياسى حج] و رفع ابهام از آن هستند؛ زيرا بازيگران بين المللى با اغفال مسلمين و عقب نگه داشتن آنان از يك سو، و عمال سودجوى آنان از سوى ديگر، و غفلتزدگان نادان از طرفى، و آخوندهاى دربارى يا كج فهم از سوى ديگر، و متنسكان جاهل از يك طرف، دانسته يا ندانسته پشت در پشت هم ايستاده و در محو اين بُعد سرنوشتساز و نجاتدهنده مظلومان در فعاليت هستند. و لازم است متعهدان و بيداران و دلسوزان براى غربت اسلام و مهجوريت اين بعد در احكام اسلام، بهويژه حج كه اين بعد در آن ظاهرتر و مؤثرتر است، با قلم و بيان و گفتار و نوشتار به كوشش برخيزند؛ خصوصاً در ايام مراسم حج، كه پس از اين مراسم عظيم انسانها مىتوانند در شهر و ديار خود با توجه به اين بُعد عظيم مسلمانان و مظلومان جهان را بيدار، و براى خروج مظلومان جهان از تحت فشارهاى روز افزون ستمگران مدعى حمايت از صلح به حركت وادارند. (صحيفه امام، ج19، ص 24)
در عبارات بالا همانطور كه مشهود است بعد سياسى حج مدنظر امام (رحمه الله) است اما بايد توجه كرد كه ايشان هرجا در سخنان خويش از اين بعد سخن مىگويند، همگى ناظر به بعد حكومتى و اجرائى قوانين و احكام اسلامى است كه با توجه به نظاممند بودن احكام اسلامى، يك جزء اساسى و جدائى ناپذير از
آن، همان جنبۀ اقتصادى مىباشد كه بايد همچون ساير جنبهها در حج ابراهيمى - محمدى مورد توجه دقيق قرار گرفته تا بتواند در راستاى دفاع حقيقى و همهجانبه از محرومان و كاستن فشار اقتصادى ستمگران بر ايشان موفق باشد.
يكى از اصول ثابت اسلام در حكومت اسلامى و بالطبع در اقتصاد اسلامى، در نظر گرفتن مصالح عاليۀ مسلمين و دنياى اسلام، به جاى توجه انحصارى بر مرزهاى مليت و قوميت و منافع ايشان است. در سخنان امام خمينى (رحمه الله) به اين مسئله بسيار اشاره شده است و ايشان همواره از مصالح مسلمين سخن مىگويند به جاى اينكه تنها از مصالح يك ملت، يا يك مذهب و قوم و يا يك گروه خاص دم بزنند. در بعد اقتصادى نيز وضعيت به اين منوال است و ما تنها نبايد به دنبال منافع اقتصادى خود در منطقه باشيم بلكه جهان اسلام اساساً يك امت واحدهاند و در صورتى مىتوانند به عزت، شكوفايى و اقتدار اقتصادى دست يابند كه با هم همكارى و برادرى داشته باشند نه اينكه رقابت و يا تقابل در منافع در ميانشان حاكم باشد. يكى از عرصههايى كه بهطور آشكار اين اصل را در آن مىبينيم، آوردگاه حج است كه بنا به فرمودۀ قرآن براى قيام ناس (1)قرار داده شده است. قرآن كريم نفرموده است يك ملت و كشور خاص، يك آيين و طرفداران آن و نه يك گروه و قبيلۀ خاص بلكه فرموده است براى همۀ مردم حتى غير مسلمانان. لذا اين عرصه نيز براى تأمين منافع همۀ مردم مسلمان و حتى كافر است. امام (رحمه الله) در پيام حج خود دربارۀ اين مطلب مىفرمايند:
بيت اللَّه الحرام، اول بيتى است كه براى «ناس» بنا شده (2). بيت همگانى است. هيچ شخصيتى و هيچ رژيمى و هيچ طايفهاى حق تقدم در آن را ندارد. اهل باديه و صحرانشينان و خانه به دوشان با عاكفان كعبه و شهرنشينان و دولتمردان در آن يكسانند. (3)اين بيت معظم براى ناس بنا شده، و براى قيام ناس و نهضت همگانى، و براى منافع مردمى.
ايشان با بيان اينكه يكى از مقاصد حج، دفاع از مستضعفين جهان و منافع آنهاست و بزرگترين منفعت ايشان، قطع دست بيگانگان از سر آنهاست، در پيامى به حجاج بيان مىنمايند:
و چه نفعى بالاتر و والاتر از آنكه دست جباران جهان و ستمگران عالم از سلطه بر كشورهاى
1) ناس در زبان عربى اسم جمعى است به معناى مردم و مجموعهى انسانهاست نه يك قوم و مذهب و ملتى خاص و مفرد آن انسان است. (معلوف، ص846)
2) اشاره به آيهى 96 سوره مباركه آل عمران إِنَّ أَوَّلَ بَيتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِى بِبَكَّة مُبارَكاً وَ هُدى لِلْعالَمِينَ .
3) اشاره به آيه 25 سوره مباركه حج: إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ يصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ الَّذِى جَعَلْناهُ لِلنَّاسِ سَواءً الْعاكِفُ فِيهِ وَ الْبادِ . .
مظلوم كوتاه شود، و مخازن عظيم كشورها براى مردم خود آن كشورها باشد. بيتى كه براى قيام تأسيس شده است، آن هم قيام ناس و للناس، پس بايد براى همين مقصد بزرگ در آن اجتماع نمود، و منافع ناس را در همين مواقف شريف تأمين نمود، و رمى شياطين بزرگ و كوچك را در همين مواقف انجام داد.
ايشان همچنين به انگيزههاى ملىگرايى اشاره كرده و به حجاج گوشزد مىكنند كه:
بايد حجاج محترم كشور انقلاب اسلامى ايران. . . فرياد «يا للمسلمين» اين ملت انقلابى را به گوش همه جهانيان برسانند و به آنان بفهمانند كه ملت ايران از تمام مسلمين نه براى مصالح شخصى و منطقهاى كه براى اسلام استغاثه مىكند و امروز اسلام گرفتار توطئههاى جنايتكاران جهانخوار است. (صحيفه امام، ج16، ص513)
شايد در ابتدا اينطور به ذهن برسد كه برائت از مشركين چه ارتباطى با اصول و سياستهاى اقتصادى دارد اما نكته اين است كه آنچه در حج بهعنوان مراسم برائت از مشركين واجب شده است، در واقع برائت از سياستهاى استكبارى شرق و غرب در استعمار كشورهاى اسلامى است كه تاراج منابع زيرزمينى يكى از مصاديق بارز اقتصادى آن است. امام (رحمه الله) در پيام برائت از مشركين بيان مىكنند:
فرياد برائت ما، فرياد فقر و تهيدستى گرسنگان و محرومان و پابرهنههايى است كه حاصل عرق جبين و زحمات شبانهروزى آنان را، زراندوزان و دزدان بين المللى به يغما بردهاند و حريصانه از خون دل ملتهاى فقير و كشاورزان و كارگران و زحمتكشان، به اسم سرمايهدارى و سوسياليزم و كمونيزم مكيده و شريان حيات اقتصاد جهان را به خود پيوند دادهاند و مردم جهان را از رسيدن به كمترين حقوق حقه خود محروم نمودهاند. (صحيفه امام، ج20، ص318)
ايشان همچنين در پيام سالگرد كشتار خونين مكه، دربارۀ آثار برائت از مشركين در حج و اينكه اين امر ارتباط كاملاً مستقيمى با منافع كشورهاى اسلامى دارد كه بزرگترين آن قطع دست بيگانگان است بيان مىكنند:
راهپيمايى مكه و مدينه است كه بسته شدن شيرهاى نفت عربستان را به دنبال دارد. راهپيمايىهاى برائت در مكه و مدينه است كه به نابودى سرسپردگان شوروى و امريكا ختم مىشود. (صحيفه امام، ج21، ص84)
ايشان در لزوم اعلام برائت از مشركين در حج و منافع آن بيان مىنمايند:
ممكن نيست حجاج ما به حج بروند و دست به تظاهرات عليه استكبار جهانى نزنند. اصولًا برائت از مشركين از وظايف سياسى حج است و بدون آن، حج ما حج نيست. آل سعود بدانند اگر غير
از اين عمل كنند، در مقابل تمام مسلمين دنيا ايستادهاند و اگر صحيح و درست عمل كنند به نفع خودشان است. (صحيفه امام، ج21، ص22)
برائت از مشركين حتى منافع مادى مستضعفان عالم را هم تأمين مىنمايد و برائت از مشركين به نوعى دفاع از مستضعفان و محرومان جهان است تا از اين طريق هم باعث رفع فقر و احتياجات مادى ايشان شده و هم سبب شكوفايى و توسعۀ اقتصادى اين جوامع شود. امام (رحمه الله) در اين زمينه بيان مىنمايند:
ما با اعلام برائت از مشركين تصميم بر آزادى انرژى متراكم جهان اسلام داشته و داريم. و به يارى خداوند بزرگ و با دست فرزندان قرآن، روزى اين كار صورت خواهد گرفت. (صحيفه امام، ج21، ص8٠)
مراسم برائت از مشركين حتى مىتواند، فريادها و حرفهاى نهفته و ناگفتۀ مسلمين را به بهترين نحو به يكديگر برساند تا آنان از حال و وضعيت خود، ديگر مسلمين را آگاه سازند و براى آن چارهاى بينديشند و اين امر تنها در خانۀ كعبه كه امنترين نقاط روى زمين است به آسانى ميسر است:
از آنجا كه مسلمانان جهان به علت فشار و حبس و اعدام، قدرت بيان مصيبتهايى را كه حاكمان كشورشان بر آنها تحميل كردهاند را ندارند، بايد بتوانند در حرم امن الهى مصايب و دردهايشان را با كمال آزادى بيان كنند تا ساير مسلمانان براى رهايى آنان چارهاى بينديشند. لذا ما بر اين مطلب پافشارى و اصرار مىكنيم كه مسلمانان، حداقل در خانه خدا و حرم امن الهى، خود را از تمامى قيد و بندهاى ظالمان آزاد ببينند و در يك مانور بزرگ از چيزى كه از آن متنفرند اعلام برائت كنند و از هر وسيلهاى براى رهايى خود استفاده نمايند. (صحيفه امام، ج21، ص8٠)
و پرواضح است كه يكى از مصيبتهاى مسلمين، همانا وابستگى اقتصادى شديدشان به قدرتهاى استكبارى است كه استعمار آن را براى ايشان رقم زده است.
آنچه در اينجا بهعنوان نتيجۀ اين مقاله بايد گفت اين است كه مسلماً دستيافتن به اهداف مقدس اسلام در حوزۀ اقتصاد همچون تأمين رفاه همۀ مردم بهويژه محرومين و مستضعفان، عدالت اقتصادى، اقتصاد سالم و كارا و قطع دست اقتصادهاى سرمايهدارى و كمونيزم از سر اقتصاد، در صورتى ميسر است كه احكام اسلام به خوبى شناسايى و اجرا شده و حكومت اسلامى به وظايف خود به بهترين نحو ممكن عمل نمايد. يكى از اين احكام و عبادتها، فريضۀ بزرگ حج است كه با كمترين هزينهاى خداوند متعال براى اجتماع مسلمين و اتحاد ايشان بر سر خداى واحد و نفى تمامى بتها از جمله بت بزرگ استكبار فراهم نموده است و بنا به فرمودۀ قرآن كريم داراى خير و بركت براى مردم و براى
رسيدن به منافع مادى و معنوى از طريق آن وضع گرديده است.
در فريضۀ بزرگ حج دو نكته بسيار حائز اهميت است:
اول: اجتماع عظيم مسلمانان از سرتاسر عالم در مكانى واحد؛
دوم: فضاى معنوى، امن و آكنده از توحيد و نفى بتها.
از اين دو ظرفيت اساسى مىتوان براى رسيدن به اهداف اقتصادى اسلام، استفادۀ حداكثرى نمود كه مواردى از آن در ذيل مىآيد:
گسترش و تعميق وحدت، برادرى، اطلاع از مشكلات مسلمين در هر نقطۀ عالم، تبادل نظر و مشورت براى چارهانديشى و حل اين مشكلات (كه همگى ذيل عنوان سرمايۀ اجتماعى قرار مىگيرد) ، همكارىهاى اقتصادى (در عرصۀ نيروى كار، سرمايهگذارى، توليد، انتقال تجربيات آموزشى، فنى و تكنولوژيكى) ، تشكيل بازارهاى تجارى متحد اسلامى، حمايت از توليدگران كشورهاى اسلامى، توسعه و شكوفايى اقتصادى و كمك به رفع فقر و از بين بردن وابستگى به بيگانگان (كه همگى از آثار اين سرمايۀ عظيم اجتماعى حج است) .
برائت از مشركين و نفى بتهاى استكبار و استعمار و دشمنان اسلام بهويژه نظامهاى اقتصادى سرمايهدارى و كمونيزم، شناخت نقشهها و سياستهاى استعمارى ايشان، استفادۀ درست و صحيح از منابع سرشار زيرزمينى و روزمينى گسترده و فراوان و عدم فروش آنها بدون توجه به مصالح مسلمين، تشكيل جبهۀ متحد اقتصادى كه داراى بيش از يك ميليارد جمعيت است در برابر دشمنان اسلام.
در پايان به محققين و متفكرين محترم توصيه مىشود كه با دقت و عمق بيشترى به احكام نورانى اسلام و فلسفۀ آن بهويژه حج ابراهيمى - محمدى از ديدگاه امام (رحمه الله) و رهبرى عنايت كنند و با انجام تحقيقات كاربردى و عينى سعى در استفادۀ حداكثرى از اين موقعيت ممتاز اسلامى داشته باشند.
همچنين به مردم عزيزمان توصيه مىكنيم تا قبل از سفر حج، ابتدا مطلوب و مقصود شارع از اين فريضه را به خوبى مطالعه داشته باشند و بهترين منبع براى اين امر بيانات ارزشمند امام و رهبرى بهعنوان پيشوايان اين نظام مىباشد.
و بالاخره به مسئولان امر توصيه مىنماييم با تشريح و توضيح هرچه بيشتر ظرفيتهاى اقتصادى، سياسى و اجتماعى حج براى حجاج و غير حجاج و آشنا نمودن آنان با اين ظرفيتها و در اختيار دادن منابع مناسب براى اين امر، سعى كنند كه اين كنگرۀ سراسرى در جهت حداكثر كردن منافع مسلمين و
مستضعفين جهان بيش از پيش موفق باشد و در انتها يك توصيه از امام (رحمه الله) بهعنوان حسن ختام مىآوريم:
چيزى كه تا به حال از ناحيه ناآگاهان و يا تحليلگران مغرض و يا جيرهخواران بهعنوان فلسفه حج ترسيم شده است اين است كه حج يك عبادت دسته جمعى و يك سفر زيارتى - سياحتى است. به حج چه كه چگونه بايد زيست و چطور بايد مبارزه كرد و با چه كيفيت در مقابل جهان سرمايهدارى و كمونيسم ايستاد! به حج چه كه حقوق مسلمانان و محرومان را از ظالمين بايد ستاند! به حج چه كه بايد براى فشارهاى روحى و جسمى مسلمانان چارهانديشى نمود! به حج چه كه مسلمانان بايد بهعنوان يك نيروى بزرگ و قدرت سوم جهان خودنمايى كنند! به حج چه كه مسلمانان را عليه حكومتهاى وابسته بشوراند. بلكه حج همان سفر تفريحى براى ديدار از قبله و مدينه است و بس! (صحيفه امام، ج21، ص77)
منابع
قرآن كريم.
زاهدى، شمس السادات، 1389، تجزيه و تحليل و طراحى سيستمها، مبانى سيستمهاى اطلاعاتى مديريت، تهران، انتشارات دانشگاه علامه طباطبايى.
هيچنز، درك، كى، 1376، كاربرد انديشه سيستمى، ترجمه رشيد اصلانى، انتشارات مركز آموزش مديريت دولتى، تهران.
دوران، دانيل، نظريۀ سيستمها، 1376، ترجمه دكتر محمد يمنى دوزى سرخابى، شركت انتشارات علمى و فرهنگى، تهران، چاپ دوم.
جهانيان، ناصر، 1382، اهداف توسعه با نگرش سيستمى، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى.
صادقپور، ابوالفضل، مباحثى در مهندسى اجتماع، مركز آموزش مديريت دولتى، تهران، 1375.
دروسنى، ژوئل، جون بيشون،137٠، روش تفكر سيستمى، ترجمه دكتر امير حسين جهانبگلو، انتشارات پيشبرد - مفهرس، چاپ اوّل، تهران.
حر عاملى، محمد بن حسن، 1368، وسائل الشيعه إلى تحصيل مسائل الشريعۀ، مؤسسۀ آل البيت عليهم السلام، لإحياء التراث، قم.
محمدى رى شهرى، محمد، ميزان الحكمۀ، بى جا، بى نا، بى تا.
كلمن، جيمز (1377) بنيادهاى نظريه اجتماعى. ترجمه: منوچهر صبورى تهران، نشر نى.
رنانى، محسن و ديگران (1385 سرمايه اجتماعى و رشد اقتصادى: ارائه يك الگوى نظرى. اصفهان مجله پژوهشى دانشگاه اصفهان (علوم انسانى) .
معلوف، لوئيس، 1373، المنجد فى اللغۀ، نشر بلاغت، قم.
نرم افزار مجموعه آثار حضرت امام خمينى (رحمه الله) ، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى (رحمه الله) با همكارى مركز تحقيقات كامپيوترى علوم اسلامى.
سليمانى، محمد، تابستان 1387، اندازهگيرى اثرات سرمايه اجتماعى بر رشد اقتصادى در جمهورى اسلامى ايران، پايان نامه كارشناسى ارشد.
قاضى عسكر، سيدعلى، 1386، نقش و جايگاه حج در تحقق همگرايى اسلامى، فصلنامه انديشه حوزه، آذر تا اسفند.
ناظمى، مهدى (1387 سرمايه اجتماعى وجايگاه بسيج در توليد آن. مجموعه مقالات قدرت نرم و سرمايه اجتماعى (مطالعه موردى بسيج) . تهران، دانشگاه امام صادق (ع) و پژوهشكده مطالعات و تحقيقات بسيج.
نرم افزار حديث ولايت، مجموعه رهنمودهاى رهبر معظم انقلاب اسلامى حضرت آيۀ الله العظمى خامنهاى.
.1Ackoff,R,L. 1981,Creating the corporate future
، John Wiley ، New York. 2. 2. Berta lanffy
، L. Von ، ,1962 ، "General System Theory - A Critical Review" General System 3. 3. Gouger
، J. Daniel and Robert W. knapp ، 1974 ، System Analysis Technique ، John Wiley and Sons ، New York 4. 4. Senn
، Jams A ، 1985 ، Analysis and Design of Inform ation System ، Mc Grow Hill Book Company ، New York 5. 5. Svendsen
، Gunnar Lind Haase ، 20٠4 ، The creation and destru ction of social capital ، Edward Elgar publi cation ، p15 - 26
يدالله دادگر (1)
چكيده
اقتصاد حج، در مفهومى كلى، به معناى تجزيه و تحليل علمى و كارشناسانه عملكرد دستگاه حج، با استفاده از تكنيكها، الگوها و متدولوژى اقتصاد است. بنابراين ارزيابى اقتصادى يك دستگاه با تقاضاى آن دستگاه، قدم اول در پذيرش اعتبارسنجى از سوى آن دستگاه است كه درخواستى پسنديده و كارساز است. حج وظيفهاى عبادى، براى آن دسته از رهروانى است كه توانمندى اجراى آن را دارند. حج با شكوه معنوى خاص خود، رسمى اجتماعى است كه با فرض فراهم آمدن مجموعهاى از توانمندىهاى انفرادى و بسترهاى اجتماعى لازم، زائران مىتوانند بهترين بهرهمندى را از اين آيين خداوندى بهعمل آورند.
يك هدف از تحقق اين پديده عظيم، هجرت از ضعفها و ناراستىها و تلاش براى نزديكى به مركز شفاف بركات خداوندى است. در عين حال ضمن انجام دادن اين عبادت، زمينه گفتمانى صميمى با ديگر رهروان، و اصلاحپذيرى ماندگار پس از بازگشت به وطن وجود دارد. ازاينرو بايد ديگر امور مربوط به اين مراسم، مانند اتصال به سازمان حج، تأمين توشه سفر و ديگر تداركات، تنها نقش ابزارى داشته باشد.
اين سفر از منظر اقتصادى، كارگزاران، متقاضيان و عرضهكنندگان معينى دارد كه، افزون بر صاحبخانه اصلى (خداى وصفناپذير) ، مىتوان از حجاج، سازمان حج و كاروانهاى مربوط، مبلغان حج، متوليان حرم الهى و جامعهاى
1) دانشيار اقتصاد، دانشگاه شهيد بهشتى. .
كه زائران را به خانه خدا فرستاده است، نام برد. رضايت معنا دار اين كارگزارن، بيانگر تحقق اثربخشى و كارآمدى اين حركت باشكوه است.
اين مقاله درصدد است با كمك الگوهاى دينى و اقتصادى، ضمن ارزيابى كارآمدى و اثربخشى سازمان ادارهكننده امورحج در ايران، بستهاى ابتدايى را براى افزايش بهرهورى حج پيشنهاد كند. مقاله براساس منش تحليلى، استنادات كتابخانهاى و الگوهاى ساده رياضى تدوين شده است. همچنين از يافتههاى مصاحبههاى دوستانه با حجاج دانشگاهى استفاده شده است. با وجود تلاش فراوان مديريت حج، يكى از يافتههاى اين نوشته، ترسيم وجود فاصله معنا دار بهرهورى دستگاه حج در ايران، با معيارهاى استاندارد بهرهورى از منطق دين و اقتصاد است. بنابراين از منظر اين تحقيق، و براساس تحليل اقتصادى حج، دو برنامه پيشنهاد مىشود: يكى تلاش همه جانبه سازمان حج براى پركردن شكاف توسعهاى بين عملكرد فعلى و وضع مطلوب، و ديگرى تغيير استراتژى مديريتى در يك دوره آزمايشى سه ساله.
كلمات كليدى: حج ابراهيمى، كارگزاران حج، بهرهورى دستگاه حج در ايران
وجوب حج با فرض تحقق لوازم استطاعت از سوى خداى بزرگ (آلعمران: 97) ، خود دليل مستقلى بر اهميت اين وظيفه بزرگ معنوى و اجتماعى است؛ زيرا واضح است كه صدور احكام ناب الهى از سوى خداوند حكيم، داراى توجيهى منطقى، پشتوانهاى اخلاقى و حكمت شرعى كافى و وافى است. وانگهى زيارت خانه امن الهى با تقاضاى شريفترين پيامبر زمان خود، ابراهيم، هم ضامن سلامت و سعادت است، هم فراهمآورنده رزق (بقره: 125- 128) و هم توفيقى عظيم است. ذكر صريح آداب و حتى مقدمات اين مراسم باشكوه در كتاب خداوند نيز شاهد ديگرى بر عظمت آن است (بقره: 196- 204، آل عمران: 96، مائده: 95- 97، حج: 26، 28، 33، 36 با اين حال، هم خانه و هم سير و سلوك زائران خانه، ابزارهايى براى اهدافى بزرگتر، يعنى نايل شدن به درجاتى از تقوا، و تقرب به قادر متعال است. روايات نيز حج را امتحانى سخت، ابزارى براى خودسازى و دورى از رذائل اخلاقى و عامل رحمت و بركت خداوندى معرفى كرده است. (1)بايد اين زيارت در نهايت، به اعتراف عملى زائر به تواضع خود و عظمت صاحبخانه بينجامد. (2)پايبندى عملى به سلوك اين خانه، هم امنيتآور است و هم انسانساز و هدايتگر (آل عمران: 96
گويى انجام دادن صحيح اين عمل، محصولى كارآمد از سياست و اخلاق و اقتصاد را با هم دارد. ازاينرو تصريح قرآن به اينكه خانه خدا وسيله پايدارى و قوام براى مردم است (مائده: 97) معنادار است. حال اگر زائران به اهداف مربوط نايل آيند، حج آنها تمام است و گرنه ممكن است در نهايت، مصداق «ما اكثر الضجيج و اقل الحجيج » باشند. دقت و ارتباط زير سيستمهاى سهگانه دين، يعنى اخلاق، عقايد و احكام، در مراسم حج واضحتر از بيان است؛ مثال فلسفه «سعى» آن است كه روحيه استبدادى انسان را بخشكاند و خداوند از اين امر، كسب رضايت مىكند. (1)فراهم شدن گفتمان آزاد از سوى تمامى انسانهاى حجگزار از ملتها، رنگها و نژادهاى گوناگون، و تبادل ديدگاهها و تجارب گوناگون، فلسفه ديگر حج است. (2)زائر بايد هنگام بازگشت به وطن، پيام عملى حج را به افراد جامعه برساند (توبه: 122 پس اينكه طبق روايات گفته مىشود، در صورت برگزارى حج صحيح، فقر كاهش مىيابد، (3)در يك قالب سيستمى، معنادار است؛ زيرا در آن صورت، انسانهاى صالحى ساخته مىشوند، ارتباطات مسالمتجويانهاى ميان بلاد فراهم مىآيد، روحيات استبدادى، كه نابودكننده، دين، دولت و ملت است، رخت برمىبندد و فضاى صلح و صفا و نقد و نصيحت فراهم مىشود. به يقين چنين امورى از لوازم رونق در اقتصاد، بهبود در كشوردارى و پيشرفت در دين و اخلاق خواهد بود.
عمل واقعى به آداب حج، به همراه خود، شفافيت و استاندارد بودن زمينهها، اقتصادى بودن هزينهها و كار آمد بودن مديريتها را دارد؛ براى مثال استطاعت واقعى داشتن و غيررانتى بودن خود سفر حج از مقومات برگزارى آداب استاندارد اين سفر است و غيرشفاف بودن درآمدها و هزينهها در حج ممكن است خود نقض غرض باشد؛ چون از سويى فلسفه احرام آن است كه حجگزار از هر نوع زمينه غيرحق به دور باشد (4)و از سوى ديگر امضاى خداوند درباره انجام دادن وظيفه، به حجِ جامع تعلق مىگيرد وگرنه احتمال پذيرفته نشدن آن از سوى خداوند قوى خواهد بود. (5)حجگزار واقعى بايد پيرو ابراهيم خليل باشد و در آن صورت است كه حجش قبول، و دعايش مستجاب مىشود. ازاينرو وقتى ابراهيم از خداى بزرگ تقاضا كرد: ( رَبِّ اجْعَلْ هذا بَلَداً آمِناً ) ، خداوند هم اجابت كرد و فرمود: ( وَ مَنْ
1) ما من نفعه الى الله من المسعى لانه يذل فيه كل جبار (ابن بقايى 1995)
2) امرهم بما يكون من امر الطاعه فى الدين و مصلحتهم من امر دنياهم فجعل فيه الاجتماع من الشرق و الغرب ليتعارفوا.
3) الحج ينفى الفقر و حجوا تستغنوا (بحار ج77، ص62
4) انما تأمروا بالاحرام ليخشعوا قبل دخولهم حرم الله و امنه و لئلا يلهوا و يشتغلوا بشى من امور دنيا و زينتها و يكونوا حادين فيما هم فيه قاصدين نحوه.
5) به تعبير روايت معتبر: اخشى ان يقول عزوجل لا لبيك و لا سعديك. براى آگاهى بيشتر در مورد اين روايت و روايات قبل ر. ك: ابن هندى 1985. .
دَخَلَهُ كانَ آمِناً ) .
جنبه عرفانى و معنوى حج، روح اين عبادت است كه زائرِ خانه را به صاحبخانه نزديك مىكند تا خود خانه. رفتن خانه خدا آسان است. اما جلب رضايت صاحبخانه دشوار، و در عين حال ارزشمند و اصيل است. قبله بودن كعبه نيز معناى خاص خود را دارد؛ يعنى عبادتى هدفمند است. اين است كه حجگزاردن، واجب تعيينى است. بنابراين مىتوان گفت كه فراهم شدن حداقلهايى از ظرفيت معنوى و لياقت ملاقات خداوندى هم جزء استطاعت است. شايد به اين علت است كه برخى عرفا و كارگزاران اهل دل، هنگام حركت به سوى حج تصميم مىگيرند كه حج گِل را با حج دل معاوضه كنند. «عبدالله بن سلام» و «بايزيد بسطامى» دو نمونه از اين زائراناند كه وقتى از فقر خانوادهاى آگاه مىشوند، توشه سفر حج خود را به آنان مىسپارند و از دل، نداى «حجكم مقبول» مىشنوند. ازاينرو توجه به جايگاه هدف و وسيله در حج كارى عظيم است و خداوند نيز به ابعاد عرفانى و رمزآلود حج اشاره دارد و حدود 7٠ درصد آيات مربوط به حج را با راز و هدف نهايى حج مرتبط دانسته، و باقى را به بيان احكام آن پرداخته است: (ابراهيم: 37 - 4٠، برائت: 3 و 19، مائده 95- 97 حتى به محور بودن هدف هنگام انجام دادن عمل قربانى حج تصريح مىكند و قرب خود را مىطلبد. (1)تحقق هدف حج دشوار است و سادهانديشى است كه صرف سفر و انجام دادن مناسك، پايان حج قلمداد شود؛ زيرا حج، عبادت عظيمى است كه بايد زائر آن تلاش فراوانى كند تا به اهداف بلند آن نايل شود. رنجهاى ابراهيم، هاجر و اسماعيل، سمبلهاى معنادارى در اين رابطه است. اينكه قرآن يكى از اهداف حج را پاكى از آلودگىها ذكر مىكند، (2)معنادار است. در واقع شرط اكمال و اتمام حج، شستوشو از انواع آلودگىهاى ظاهرى و باطنى خواهد بود و تقليل دادن آن، به اقدامات ظاهرى، خلاف حكمت اين عبادت عظيم است. در واقع، داستان ابراهيم، عبرتآموز است و نبايد آن را گزارشى عادى قلمداد كرد. اين مقاله با توجه به اهداف عظيم اين عبادت، درصدد است برخى از ابعاد اداره و اجراى حج در ايران را ارزيابى كند و از منظر كارآمدى و بهرهورى شرعى و اقتصادى، آن را تحليل كند و بستهاى را براى بهبود آن ارائه كند. در نتيجه، پيشفرض اين پژوهش مىتواند وجود فاصله بهرهورى و كارآمدى دستگاه حج در ايران، نسبت به وضعيت استاندارد محسوب شود. اين كار با منطق توصيفى - تحليلى، و بر محور پژوهش كتابخانهاى استوار است كه در صورت ضرورت نيز از مدلهاى ساده رياضى، الگوهاى شماتيك و يافتههاى تجربى مبنى بر مشاهداتى گذرا استفاده شده است.
در اينجا نكتهاى درخور توجه است كه ترجيح مىدهم آن را «فرضيه غفلت و بدعت» در سازمانهاى حكومتى مرتبط با دين بنامم. اين فرضيه در واقع زمينه غافل شدن از روح اصلى عباداتى چون حج، در چارچوب سازمانهاى رسمى، و شكلگيرى نوعى انحراف يا بدعت است. اين زمينه درباره موضوعات غيردينى نيز وجود دارد. اما اثر آن در موضوع دينى كارسازتر است؛ براى مثال به تعبير بزرگان علم اقتصاد، غفلت از بُعد اخلاقى اين علم، باعث ناكارآمدى آن شده است؛ چون حقيقت اقتصاد، جمع بين مهندسى و اخلاق بود. اما در طول زمان، تنها به بُعد مهندسى آن توجه شد و بنابراين از روح اخلاقى تهى گشت. ( Sen 1987(
پيام فرضيه غفلت و بدعت [همراه گردن افرازى] (1)اين است كه: اگر دستگاههاى مرتبط با دين از هدف اصلى غافل شود و دستگاههاى كنترل كننده نيز براى اصلاح آنها وجود نداشته باشد، در نهايت بهصورت قالبى رسمى وظاهرى مقدس باقى مىماند و روح اصلى شريعت از آن رخت برمىبندد. اينكه در آيات و روايات، توجه ويژهاى به موضوع غفلت شده، بسيار معنادار است.
غفلت از روح عبادات، زمينه انحراف را فراهم مىكند و در نهايت موجب بدعت و ناكارآمدى مىشود كه آثار منفى آن هنگام شكلگيرى سازمانهاى اجتماعى مرتبط با دين بيشتر مشاهده مىشود؛ يعنى هر چند غفلت بهصورت فردى نيز آثار منفى خود را دارد، ولى در شكلگيرى سازمان اجتماعى، آثار منفى گستردهترى دارد. هم تجربه و هم تئورى ثابت مىكند كه رمز موفقيت سازمانهاى كشورهاى پيشرفته، يكى توجه ويژه به هدف اصلى، و ديگرى وجود ابزارهاى كنترل كافى براى مقابله با انحرافات احتمالى است. از آنجا كه موفقيت هرگونه تشكيلات اجتماعى، به مديريت سازگار و دستگاههاى اصلاحگر نياز دارد، و غفلت از اصول مديريت سازگار يا نبودن دستگاههاى اصلاحگر، ناكارآمدى را بالا مىبرد و زمينه ظلم، بدعت و در نهايت فروپاشى را فراهم مىآورد، مناسب است يا هنگام شكلدادن تشكيلات دينى احتياط كنيم، يا ضمن تعريف دقيق هدف، دستگاههاى اصلاح انحراف از هدف را به ميزان كافى تدارك ببينيم.
در صدر اسلام، هر وقت عدهاى از بخش خصوصى، دنبال ساختن مسجدهاى پر خرج بودند، پيامبر با بيان «هيهات من البنيان» راضى نبودن خود را اعلام مىكرد كه اگر ساختمانى براى مسجد در نظر است، تنها در حد نياز و به شكلى باشد كه حيوانات وارد آن نشود. وقتى صاحب شريعت درباره ساختن مسجد، آن هم از سوى بخش خصوصى، چنين احتياط مىكند، بىشك درباره دستگاههاى رسمى مرتبط با دين، حساسيت بيشترى خواهد داشت. يك مشكل كليدى نظامهاى ديوانسالارى دنيا، كه همه دنبال اصلاح آناند، بروز زمينههاى غفلت و انحراف از اصول، و ناكارآمدى آن
1) Ignorance and innovative arrogance. .
است. بنابراين براساس يافتههاى فرضيه غفلت و بدعت، زمانى ايجاد سازمان مرتبط با دين ضرورت دارد كه جايگزينى براى آن وجود نداشته باشد. همچنين در صورت تصميم به ايجاد سازمان مربوط، تابع هدف به طور روشن تشريح شود و دستگاههاى اصلاحگر براى كنترل انحرافات احتمالى معين شود.
در صورت غفلت از اين يافتهها، نوعى انحراف از اصول و هدف حاكم مىشود. اما ادارهكنندگان سازمان مربوط، به دليل جايگاه روانشناختى تقدس دينى، حتى ممكن است احساس پيروزى و اقتدار كاذب كرده و به دفاع از اشكالات سازمان مبادرت كنند. تداوم اين وضع در نهايت به تهى شدن سيستم از اصولى خواهد شد كه بايد سيستم حافظ آن باشد كه در اين صورت بدعت حاكم مىشود. شايد به دليل چنين بىتوجهىهايى بوده است كه آنقدر حقايق دگرگون مىشود كه خداوند با چندين قسم به يك قوم متدين مىفهماند كه در مسير انحراف قرار دارند: ( إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ * ذِي قُوَّةٍ عِنْدَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ. . . . وَ ما هُوَ بِقَوْلِ شَيطانٍ رَجِيمٍ * فَأَينَ تَذْهَبُونَ * إ ِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ * لِمَنْ شاءَ مِنْكُمْ أَنْ يسْتَقِيمَ ) (تكوير19-29 قرآن اين هشدارها را خطاب به سران و صاحبان سازمانهاى آن زمان بيان مىكند و زمينه دورى از بدعت و انحراف را فراهم مىكند. (طباطبايى، 1397. ق، ج20، ص326؛ رازى، 1413. ق، ج 31، ص72
از پيامهاى فرضيه غفلت و بدعت، رفتار و انديشه تقدسمدار افراد و دستگاههايى است كه به دليل ارتباط دينى حاصل مىشود. در واقع سيطره ابعاد روانشناختى است كه برخى، خود و دستگاه خود را منطبق بر آن جايگاه به ظاهرقدسى مىدانند؛ براى مثال سازمان حج، كه عظيمترين مناسك را برگزار مىكند و در دستگاه خداوندى در سطوح عالى مطرح است، كاركرد خود را با آن سطوح عالى منطبق مىداند و اين مىتواند يك قدرت ظاهرى فراهم آورد. آن سيطره روان شناختى باعث مىشود كه سازمان مربوط باور كند از هرگونه خطايى بهدور است. اما خصلت نداشتن غفلت، به شخص آموزش مىدهد كه اگرچه خداوند خطاناپذير است، اما مسئول سازمان مربوط نبايد احساس كند كه انديشه و رفتار او نيز بىخطاست. پس از ملاحظه دقيق اين بحث، مىتوان به خوبى درك كرد كه چرا قرآن در چند جا تصريح مىكند كه خداوند غافل نيست (بقره: 74، 85، 14٠، 144 و 149؛ آل عمران: 99؛ انعام: 132؛ هود: 123؛ نمل: 93؛ ابراهيم: 42) و منحرفان و ستمپيشگان فكر نكنند خداوند از عملشان غافل است (1). مفسران عقيده دارند اين هشدار به مدعيان دين، در مورد آثار غفلت آنهاست. ازاينرو تعجبى ندارد كه از نظر قرآن مرتبه غفلتكنندگان، از همه پايينتر باشد. (2)
در واقع قرب به خدا، با كمكردن غفلت سازگار است. (1)طبق روايات، انديشه و رفتار غفلتآميز، انسان را به دور از درك تحولات بار مىآورد. (2)غفلت هم قلب را مىميراند و هم قساوت قلب مىآورد. (3)خلاصه در دستگاههايى، مانند سازمان حج، كه با ابعاد دينى سروكار دارند، احتمال شكلگيرى فرضيه غفلت و بدعت جدى است. ازاينرو دو برنامه را در ارتباط با اين دستگاه پيشنهاد مىكنم: يكى اصلاح و ديگرى سپردن موقت به يك جايگزين مديريتى با نظارت رسمى. احتياط عقلايى ايجاب مىكند كه سازمان حج پيشنهاد دوم را بپذيرد تا عبادت حج مسير طبيعى خود را بيابد. احتياط پيامبر در دخالت نكردن در امورى كه توسط مردم اجرا پذير بود، هشداردهنده و روشنگر است. وقتى از پيامبر تقاضا شد در قيمتگذارى بازار دخالت كند، تصريح كرد كه اين مسئله به من ارتباط ندارد، بلكه مسير طبيعى و خداوندى خود را دارد. (4)حال با فرض توجه به اين قسمت مقدماتى، گزارشوارهاى از وضع موجود دستگاه حج، توصيف مرتبطى از كارآمدى و بهرهورى، و ارائه بستهاى پيشنهادى، قسمتهاى ديگر اين مقاله را تشكيل مىدهد.
منظور از دستگاه حج، مجموعهاى از كارگزاران حقيقى و حقوقى است كه رفتار آنها ارتباط معنادارى با كارآمدى عبادت حج به معناى شرعى آن دارد. متقاضيان اصلى حج، سازمان حج، كاروانهاى حج، مردم كشور داخلى، مردم كشورهاى خارجى حاضر در مراسم حج، دولتمردان داخل و دولتمردان حاكم بر حرم الهى، برخى از اين كارگزاراناند. صاحبخانه، يعنى خداى وصف ناپذير، نيز كارگزار اصلى است. همه اينها مىتوانند نقش بازيگرانى را به عهده بگيرند كه بازده نهايى رفتار همه آنها چگونگى انجام دادن عبادت حج و آثار آن را منعكس مىسازد.
قبل از انقلاب در ايران، كاروانهاى حج بهصورت خصوصى اداره مىشد. اما پس از انقلاب، مجرى برنامه حج و عمره، سازمان حج است كه نهادى حكومتى است و كاروانهاى مختلف حج زير نظر اين سازمان به فعاليت خود ادامه مىدهد. ازاينرو برنامه حج در ايران به صورتى متمركز اداره مىشود. برنامهريزى، سياستگذارى، گزينش نهايى حجاج، چگونگى اداره آنها در كشور عربستان، حتى تغذيه و اسكان آنها در مراسم حج و بازگشت آنها، با مديريت مركزى سازمان حج انجام مىشود. هر چند
1) قال اميرالمؤمنين: فى خلقة الملائكة و ملائكة خلقتهم. . . و و لا عندهم غفلة.
2) اغفل الناس من لم يتعظ بتغير الدنيا من حال الى حال (بحار، ج77 و ج 59)
3) من غلبت عليه الغفلة مات قلبه. اياك و الغفلة ففيها تكون قساوة القلب. لَقَدْ كُنْتَ فِى غَفْلَة مِنْ هذا فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيوْمَ حَدِيدٌ (ق:22)
4) ان الله هو المسعر، نمازى و دادگر، 139٠، دادگر، 1385. .
مديريت حكومتى مىتواند منافعى داشته باشد، ولى هزينههاى درخور توجهى دارد؛ براى مثال هزينههاى ديوانسالارى و بوروكراسى در بخش حكومتى بسيار سنگين است. همچنين زمينه رانت و سوء استفاده از بخشهاى حكومتى بسيار فراهمتر و مخربتر از بخش خصوصى است. امكان پاسخگويى و حسابرسى نيز در بخش خصوصى آسانتر است. زمينههاى وفق دادن بخش خصوصى با تغييرات هزينهها و قيمتها و درونىسازى آنها راحتتر از بخش حكومتى است.
از آنجا كه هزينهها پيوند نزديكى با كارآيى دارند، در ادامه به ابعادى از آن مىپردازيم: در واقع، تغيير هزينهها در حج جدى است؛ براى مثال با وجودى كه اقتصاد عربستان و عملكرد دولتمردان آن بهگونهاى است كه تغييرات وسيع در قيمتها و هزينههاى سفر حج، نوسان زيادى ندارد. اما از سال 20٠9 تاكنون (2012) حداقل ساليانه بين 3 تا 5 درصد هزينه هتل افزايش داشته است. برخى از هزينهها بهويژه در بخش خدماترسانى به حجاج در سال 2011 تا 15% افزايش داشته است. البته در همين مدت ارزش پول ايران نسبت به عربستان حدود 14% كاهش داشته است (از هر ريال عربستان برابر 25٠ تومان، به هر ريال 285 تومان) . با توجه به وجود حدود 6/1 ميليارد مسلمان در سراسر جهان، همه ساله تقاضاى بالقوه بالايى براى سفر حج وجود دارد. مسئولان كشور عربستان ظرفيت پذيرش بيش از 5/2 تا 3 ميليون زائر را در سال اعلام كردهاند. معمولاً تمام ظرفيت، هر ساله مورد تقاضا بوده است و تقريباً همه آن استفاده شده است. گفتنى است با وجود افزايش هزينههاى اجراى حج، تقاضاى مسلمانان كشورهاى مختلف براى اعزام زائر حج به عربستان همواره رو به افزايش بوده، و هيچ كاهش نيافته است.
اين تقاضا از سوى كشورهاى مختلف و حتى كشورهاى فقير نيز رو به افزايش است؛ براى مثال در كشور هند با وجودى كه سطح زندگى مردم بالا نيست و تعداد مسلمانان هم زياد نيست، در سال 2010 متجاوز از 175 هزار زائر به عربستان اعزام شده است. جالب توجه است كه دولت هندوستان همواره تلاش مىكند مبلغى يارانه براى سفر حج در نظر بگيرد. ازاينرو آنها كه مىتوانند از يارانه استفاده كنند، كمتر از نصف هزينه عادى را مىپردازند؛ براى نمونه، هزينه سفر حج براى زائرانى كه بهطور شخصى اقدام مىكنند، براى هر نفر حدود 6٠٠٠ دلار است. اما آنهايى كه از يارانه استفاده مىكنند، هر يك كمتر از 3٠٠٠ دلار مىپردازند.
كشور اندونزى نيز در سال گذشته، 220 هزار زائر به عربستان اعزام كرده، كه هزينه هر يك 35٠٠ دلار بوده است. از سال 2010 به بعد شركتهاى مسافرتى اندونزى، هزينه سفر حج را بين 3 تا 5% افزايش داده است. هزينه اعزام زائر از پاكستان به عربستان در سال 2011 نسبت به 20٠9 بيش از 15% افزايش داشته است و هزينه هر زائر متجاوز از 29٠٠ دلار برآورد شده است. پاكستان سالانه حدود
17٠ هزار زائر به عربستان اعزام مىكند كه حدود 5٠% از آنان از تسهيلات دولتى بهره مىبرند. مصر سالانه حدود هشتاد هزار زائر به عربستان اعزام مىكند. هزينه سفر زائران مصرى در سال جارى 14% افزايش يافته است. افغانستان نيز سالانه حدود سى هزار زائر اعزام مىكند كه هزينه هر نفر 3٠٠٠ دلار است. هزينه هر زائر اماراتى به عربستان حدود 7٠٠ دلار است. هزينه سفر هر مسلمان چينى براى مراسم حج حدود 44٠٠ دلار است. در سال جارى حدود دوازده هزار زائر از امارات و چهارده هزار نفر از چين به عربستان اعزام شدهاند. هزينه سفر براى هر نفر زائر از قرقيزستان به عربستان حدود 24٠٠ دلار است. از خود عربستان نيز بهطور متوسط سالانه 210 هزار زائر در مراسم حج شركت مىكنند كه هزينههاى فعلى نسبت به سالهاى 20٠9 و 2010 بين 19 تا 21% براى آنان افزايش داشته است. همچنين بخشى از هزينه سفر هر زائر در عربستان با كمك دولت صورت مىگيرد. هزينه سفر هر ايرانى براى اعزام به حج براى سال 2011 بين 320٠ تا 46٠٠ دلار برآورد شده است كه با توجه به مسافت كم، نسبت به ديگر كشورها رقم سنگينى است. ايران معمولاً هر سال حدود صد هزار نفر براى سفر حج اعزام مىكند.
خانه خدا و كشور عربستان، به دليل داشتن شريفترين مكان براى مسلمانان، ظرفيت عجيبى را فراهم آورده است. از زمان حضرت ابراهيم و اسماعيل، خانه خدا با پوششى مخصوص آذين مىشد. در سال 661ه. ق (1262م) و سال 743ه. ق (1342م) حاكمان مصر اين مأموريت را انجام دادند. در سال 848ه. ق (1444م) حاكم وقت ايران، پوشش كعبه را تدارك كرد. از سال 1346ه. ق (1927م) حكام عربستان با تأسيس يك مؤسسه، خود عهدهدار تدارك پوشش كعبه شدند. البته با تقاضاى حاكمان مصر، با وجود مؤسسه مربوط، تا سال 1382ه. ق (1962م) همواره از مصر، پوشش كعبه تهيه، و به عربستان وارد مىشد. از آن سال تا كنون خود عربستان عهدهدار تدارك پوشش مذكور است. جنس پوشش خانه خدا در حال حاضر از حرير طبيعى است كه چهارده متر ارتفاع دارد. تنها هزينه پرده بيرونى آن، حدود پنج ميليون دلار، براساس قيمتهاى سال 2011، است. در ساخت اين پرده، 120 كيلو طلا بهكار مىرود. حدود 24٠ كارگر در طول يك سال مشغول بافتن پرده خانه خدايند.
خانه خدا از منظر اقتصادى، نوعى كالاى عمومى منحصر بهفرد قلمداد مىشود؛ يعنى استفاده يك نفر، مانع استفاده ديگران از آن نمىشود. اما در عين حال همه متقاضيان نيز نمىتوانند هر لحظه از آن استفاده كنند. ازاينرو نوعى دستهبندى و زمانبندى براى استفاده از اين كالاى عمومى منحصر بهفرد الزامى است. حداكثر حدود سه ميليون نفر براى حج تمتع در ايام مورد نظر مىتوانند از اين فرصت استفاده كنند. ولى تقاضا، بسيار فراوانتر از اين مقدار است؛ براى مثال ايرانىهايى كه متقاضى زيارت خانه خدا براى حج تمتعاند، بين پانزده تا بيست سال بايد در انتظار اعزام باشند. مراسم حج و عمره
درآمدزايى ويژهاى را براى حكومت و اقتصاد عربستان فراهم آورده است كه در نوع خود بىنظير است.
افزون بر زائران حج تمتع كه در ايام مخصوص وارد عربستان مىشوند (حدود سه ميليون نفر) ، تعداد درخور توجهى هم براى انجام دادن مراسم عمره در طول سال از اين كشور بازديد مىكنند؛ براى نمونه در سالهاى 2010 و 2011، سالانه حدود پنج ميليون نفر از خارج عربستان براى عمره وارد اين كشور شدهاند كه اين رقم نسبت به سال 20٠9 بين 28 تا 32 درصد رشد داشته است. تنها براى سال 2011، بدون احتساب زائران كشورهاى عربى حاشيه خليج فارس، ٠٠٠/7٠٠/ 4 ويزا براى عمره صادر شده است. درآمد سالانه عربستان از برگزارى اين مراسم با شكوه بين 19 تا 25 ميليارد دلار برآورد شده است. تنها در زمان برگزارى حج، براى عربستان حدود پانزده هزار فرصت شغلى ايجاد مىشود.
هزينهها و سرمايهگذارىهاى درخور توجهى نيز از سوى مسئولان كشور عربستان براى ارائه خدمات به زائران صورت گرفته است؛ براى نمونه تنها در سال 2011، براى سهولت در رفت و آمد حجاج به مشعر، قطار مخصوصى راهاندازى شده، كه براى آن حدود ٠٠٠/٠٠٠/7٠٠/1 دلار هزينه شده است. عشق به زيارت خانه خدا بهگونهاى است كه هركس با هر نوع امكانات و انگيزهاى تلاش مىكند به وادى معشوق وارد شود. (1)
در مواردى نيز زمينههاى تجملى و بالا رفتن هزينهها، به شكل غيرعادى، در سفر حج به وجود مىآيد؛ براى مثال سال 2011، هزينه يك شب اقامت در هتلهاى اطراف خانه خدا در مكه، در روزهاى آخر ماه رمضان، حدود سيزده هزار دلار (پنجاه هزار ريال سعودى) بوده است. هزينه اقامت در ساير هتلها نيز در ايام خاصى هر شب حدود هشت هزار دلار بوده است. افزون بر پرداخت براى اقامت در هتل، زوار براى قربانى، خريد سوغاتى و موارد مشابه نيز درآمدهايى را وارد كشور عربستان مىكنند. يكى از منابع خبرى اقتصادى، از سود سى ميليارد دلارى عربستان از مراسم حج در سال 2010 خبر مىدهد (ريانووستى، 2011 درآمد حاصل از زيارت اماكن مقدس در عربستان، بهطور متوسط، بيش از هشت درصد توليد ناخالص اين كشور برآورد شده است. حج براى كشور عربستان و كشورهاى طرف قرارداد آن، زمينه رشد و توليد و اشتغالزايى است. اخيراً مؤسسه راهآهن عربستان مسئوليت اداره طرح قطار حرمين را به شركت انگليسى «سكرت ويلسن» به ارزش حدود نود ميليون ريال سعودى (حدود 25 ميليون دلار) واگذار كرده است.
مىتوان گفت در بيشتر كشورهايى كه زائر به خانه خدا اعزام مىكنند، بيشترين فعاليتهاى در اين
1) براى نمونه دو زائر خانه خدا از آفريقاى جنوبى تصميم گرفتند اين مسير را با دوچرخه طى كنند. آنان سفرى 8 ماه و 22 روزه را انجام دادند و خود را به كعبه رساندند. .
زمينه توسط شركتهاى مسافرتى بخش خصوصى انجام مىشود و مسئولان رسمى در نهايت بر امور، نظارت مىكنند و در مواردى نيز با اعطاى كمك و يارانه به اقشار كمدرآمد، به تسهيل امر مىپردازند. اما مسئولان حكومتى در ايران، سازمان سياستگذار و مجرىاند و كاروانهاى بخش خصوصى، در واقع، كارگزاران تحت فرمان آن محسوب مىشوند. حتى مديران ثابت كاروانها توسط سازمان تعيين مىشوند.
سازمان حج هزينههاى زيادى نيز براى تدارك و شكلگيرى واحدهاى مختلف استانى و نمايندگىهاى خود متحمل مىشود؛ براى مثال تنها براى احداث ساختمان حج استان قزوين، كه سال جارى افتتاح شده است، هفتصد ميليون تومان هزينه شده است. همچنين در پنجمين همايش مديران و معاونان حج در استان البرز، خبر از كمك پنج ميليون تومانى زائران اين استان به ستاد زائران مطرح بود. به منظور ارائه سرويس تغذيهاى به زائران ايرانى توسط سازمان حج، روزانه بيش از نود هزار وعده غذايى در آشپزخانههاى اين سازمان در مكه و مدينه توزيع مىشود. آشپزخانههاى مربوط بهصورت شبانهروزى فعاليت دارد. به گفته مدير آشپزخانه سازمان، برنج مورد نياز از هند، مرغ از عربستان، گوشت از استراليا و سودان و ماهى از امارات خريدارى مىشود. مسئولان مربوط، سيب را از آفريقاى جنوبى، انگور را از آمريكاى جنوبى، پرتغال را از مصر و لبنيات را از عربستان خريدارى مىكنند. همچنين گوسفند قربانى از كشورهاى سودان و جيبوتى وارد مىشود. در اين مورد نيز ايران تنها كشورى است كه بهويژه در دوره عمره، سازمان رسمىاش از زائران پذيرايى مىكند. به علت مشكلات مختلف، بايد سازمان حج هزينههاى جانبى ديگرى را نيز پرداخت كند؛ براى مثال در حج سال جارى مبلغ ششصد ميليون تومان خسارت براى برگرداندن زائرانى صورت گرفت كه طبق گزارش با خود مواد مخدر حمل كرده بودند. به همين دليل مقرر شد كه در سال آينده 24٠ نفر از پرسنل نيروى انتظامى براى مبارزه با حمل مواد مخدر به همراه حجاج اعزام شوند. (ليالى، 139٠)
همچنين دولت ايران براى ممنوع كردن سفر انفرادى به عربستان، هزينههاى بسيارى را متحمل شده است؛ براى مثال از آنجا كه زمينه صدور گذرنامه جعلى يا قاچاقى وجود دارد، مقرر شد كه پليس، گذرنامه الكترونيك صادر كند. اعتبار مربوط، طبق گزارش رئيس پليس گذرنامه، شانزده ميليارد تومان برآورد شده است. همچنين، در سال جارى احداث ترمينال حج فرودگاه گرگان، با اعتبارى بالغ بر هشتاد ميليارد ريال، آغاز شده است. همچنين هزينههاى خريد و تدارك قربانى، نظارت بهداشتى، حملونقل، نظارت امنيتى و موارد مشابه نيز ارقام بسيار سنگينى را شامل مىشود كه بايد سازمان، آنها را تأمين كند.
رئيس سازمان حج از افزايش آشپزخانه در سال آينده در مكه و مدينه خبر داد. كليه اين امور در حالى است كه ادعا مىشود سازمان حج، غيرانتفاعى است و اعتبارى از دولت دريافت نمىكند. همچنين سازمانهاى رسمى مراقب امور مذهبى، رعايت حجاب و مانند آن نيز هزينههاى خود را دارد.
در ضمن از سوى جمعيت هلال احمر ايران نيز هزينههايى براى نظارت بر امور بهداشتى دراماكن حج، اعزام پزشك، سمپاشى و موارد مشابه، بر كل سيستم تحميل مىشود. دفتر طرح و برنامه حج، كه از سال 1388 راهاندازى شده است، از منظر اقتصادى، اضافه شدن واحدهاى موازى به حساب مىآيد.
طبق برآورد اوليه، براى هر زائر ايرانى هزينه مستقيم حدود 5/1 ميليون تومان و دو برابر اين رقم، به شكل غير مستقيم، از منابع اقتصاد كشور هزينه مىشود؛ يعنى 5/4 ميليون تومان كل هزينه هر فرد زائر است. بنابراين در صورتىكه 10٠ هزار حاجى بهطور متوسط مورد نظر باشد، هزينه مربوط 45٠ ميليارد تومان خواهد شد. اينها غير از هزينههاى جارى پرسنل تمام وقت سازمان، هزينه تشريفات و ديگر هزينههاى مشابه است. اين در حالى است كه هزينهها در بيشتر كشورها، درونى شده است و بهطور شفاف از سوى استفاده كنندگان از خدمات حج پرداخت مىشود. حتى در كشورهاى جنوب شرق آسيا، مردم بهطور خودجوش و در قالب انجمنها، صندوقها و شركتهاى سرمايهگذارى مخصوص حج راهاندازى كردهاند. البته الگوى مديريت فعلى حج در ايران با فرض ثبات ساير چيزها، برجستگىهاى مناسبى هم به همراه دارد. در واقع، هر نوع سازمان رسمى مربوط به بخش عمومى، كاركردهايى دارد و تحليل حاضر نيز منكر خدمات فراوان سازمان حج نيست. اما چند سؤال در اين زمينه وجود دارد:
آيا الگوى بديلى براى اين شيوه مديريت وجود دارد؟ يا اين شيوه، منحصر بهفرد است؟
آيا مجموعه اهداف حج در قالب الگوى مورد نظر محقق مىشود يا خير؟
آيا هزينههايى غيراقتصادى از ناحيه اين مديريت بر كشور و بر خود حجاج تحميل نمىشود؟
ضرورت و توجيه علمى و اقتصادى سازماندهى مذكور چيست؟
آيا با ملاحظه منافع جانبى اين شيوه مديريت و هزينههاى مربوط و با كمك تكنيك هزينه - فايده جامع مىتوان گفت دستگاه مربوط از كارآيى استاندارد برخوردار است يا خير؟
آيا كشور ديگرى، الگوى كشور ايران را سرمشق خود قرار داده است؟
دستكم حداقل از منظر تئوريك و با توجه به تجارب فراوان، مىتوان بهطور خلاصه پاسخ داد كه بديلهايى براى اين نوع مديريت وجود دارد كه مىتواند كارآمدتر و كمهزينهتر از الگوى فعلى باشد. همچنين مىتوان استدلال كرد كه تحقق اهداف عبادت حج از طريق اجراى آن بديلها، آسانتر و معنادارتر خواهد بود.
در واقع، قسمتهاى بعدى مقاله به بررسى و پاسخ سؤال مطرح شده، مىپردازد. به يقيين مىتوان گفت كه سپردن دستگاه حج به دست خود مردم، چون با نوعى آزادى همراه است، با طبع عاشقانه زائران واقعى سازگارتر و با اهداف نهايى حج همراهتر است. همچنين مطالعات متفكران اثبات مىكند كه حتى لازمه انجام دادن عمل اخلاقى و خير، دخالت نكردن مقامات رسمى، و وجود اختيار و آزادى
است. (ارسطاطاليس، 1368 از لحاظ اقتصادى نيز چون تمامى هزينهها در حالت آزاد، درونى مىشود، كل سيستم كارآمدتر است.
در اين قسمت با توجه به قسمتهاى قبلى، زمينههاى اصلاح الگوى فعلى يا ارائه جايگزينى براى آن، بررسى مىشود. البته اين بررسى با اين فرض مسلّم آغاز مىشود كه به معناى واقعى، زمينه حج و استطاعت جامع براى حجاج فراهم شده است و مردم و دستگاه رسمى با آگاهى كافى به آن اقدام مىكنند. اما در صورتى كه زمينههاى استطاعت قابل قبولى فراهم نشده باشد يا براى دستگاههاى بخش عمومى وظايف مهمتر و برترى مطرح باشد، مشكل جدىتر خواهد بود. گفتنى است هنگام مطالعه براى تدوين اين مقاله، با برخى از معضلات اقتصادى و اجتماعى كشور مواجه مىشدم كه هشدار دهنده بود؛ براى مثال اهالى يكى از روستاهاى «كهكيلويه» براى خريد از مغازهاى يا رفتن به مدرسه يا محل كارى كه آن طرف رودخانه است بايد هر روز سوار وسيلهاى شوند كه شبيه تلهكابين دستى است. آنها بايد ضمن عبور از آن، سيمى را براى حركت دستگاه به سمت چرخهاى دو طرف هدايت كنند. موضوع غمانگيز آن است كه در بيشتر مواقع انگشت افراد زير چرخ مىرفت و قطع مىشد. اين اتفاقى است كه در دهه دوم قرن 21 در كشورى اسلامى رخ مىدهد. بسيار واضح است كه هزينههاى رسمى و خصوصى كه براى حج و عمره صرف مىشود، مىتواند در اصلاح معضل مورد نظر بهكار رود و حتى ممكن است برخى هزينههاى تمتع نيز با اين وصف توجيه ناپذير باشد. خلاصه، دانشآموزان روستاى ياد شده مدرسه ندارند و بايد به روستاى ديگر بروند. اما خيلى از آنها ديگر انگشتى براى نگهداشتن قلم ندارند؛ زيرا انگشت آنها لاى دستگاه مذكور مانده است.
همچنين در 4٠ كيلومترى «مسجد سليمان» روستايى قرار دارد كه نه برق دارد و نه آب. هشت دانش آموز پسر و پنج دانش آموز دختر بهجاى كلاس، در آغلِ تاريكى درس مىخوانند. بچهها مىگويند مطالب نوشته شده روى تخته سياه را نمىبينند. درخور توجه است كه خانمى نيكوكار به نام «الياسى» با 65 سال سن، هزينه حج خود را تقديم دانشآموزان آنها كرد تا كلاسى براى آنها ساخته شود. اينها را براى نمونه ذكر كرديم و دشوارىها به همين موارد تمام نمىشود. در هر صورت، اين واقعيتها و موارد مشابه آن، ممكن است بر مفهوم استطاعت مؤثر باشد. (1)
1) گذشته از اين، فتاواى مراجع درباره استطاعت از گستردگى درخور توجهى برخوردار است؛ براى مثال برخى از مراجع، داشتن هزينه يك سال را بهطور مطلق، شرط استطاعت مىدانند و برخى حتى مفهوم «سنه» (يك سال) را در روايت مشهور حج به دو سال و بيشتر معنا مىكنند. اما برخى حتى قرض كردن براى رفتن به حج را جايز مىدانند. .
حال فرض مىكنيم كه متقاضيان حج با رعايت تمامى قواعد و شرايط، مستطيع شدهاند. هدف آن است كه يك حج خداپسندانه و شرعى كارآمد برگزار شود؛ يعنى زائر خانه خدا با آگاهى كافى تصميم بگيرد و دستگاه ارائهدهنده خدمات حج نيز خدمت مربوط را ارائه كند. البته زائر بايد بداند هرچند حج وظيفهاى تعبدى و عينى است، ولى مشروط و تبعى است؛ يعنى مشروط به آماده كردن برخى ابزار و لوازم، و تابع شرايط خاصى است. همچنين زائر بايد آگاه باشد كه حتى در صورت توانايى مالى، تنها يك بار حج تمتع براو واجب است. زائر بايد بداند ممكن است، اجرا نكردن كامل حج موجب بطلان اين عمل عبادى شود.
از سوى ديگر براى كارآمدى حج از منظر شريعت توجه به نكات زير لازم است:
مراسم، طبق رضايت صاحبخانه انجام شود.
زائر با اطمينان خاطر و آزادى كافى، وظيفهاش را انجام دهد.
رفتار زائران در ارتباط با مسلمانان ديگر كشورها همراه با صفا و مهربانى باشد.
رفتارى دوستانه و نشانگر اعتماد، بين زائران و كاروانها و شركتهاى خدماترسانى حاكم باشد.
سفرى همراه با بركات اخلاقى و خودسازى حجاج، هنگام بازگشت به كشور باشد.
بر اساس اين چارچوبها و فرضها به بررسى وضعيت مديريت حج مىپردازيم. ادعاى من در اين نوشته آن است كه در صورت نظارت دولت منضبط، و نه دخالت مستقيم، بر امور حج و سپردن امور به دست مردم، كارآيى افزايش مىيابد؛ يعنى در اين صورت، صاحبخانه، زائر، شركتهاى خصوصى، مردم كشورهاى ديگر و مردم كشور داخلى با اطمينان خاطر از مراسم حج، احساس رضايت بيشترى خواهند كرد.
بنابراين براساس مطالعات، مديريت بخش خصوصى با نظارت دولت، بهجاى تصدى سازمان حج پيشنهاد مىشود؛ زيرا در اين صورت:
تقريباً تمامى هزينهها درونى خواهد شد و زمينه هيچ نوع رانت وجود نخواهد داشت.
بخش خصوصى با انگيزه وارد خواهد شد و زمينه رقابت بين شركتهاى ارائه دهنده خدمات حج بهوجود خواهد آمد كه خود، كارآمدى سيستمها را بالا مىبرد.
زمينه اشتغالزايى بيشتر توسط بخش خصوصى فراهم مىشود و ازاينرو پديده منفى «جاى دهى» اقتصادى ظهور نخواهد كرد. (1)
1) جاى دهى ( crowding out( پديدهاى است كه طى آن با ورود و دخالت بخش دولتى به يك فعاليت، بخش خصوصى از آن فعاليت محروم خواهد شد؛ براى مثال در حال حاضر با ورود دولت به بخش مسكن، سرمايه گذاران بخش خصوصى از اين فعاليت مولد محروم شدهاند و سرمايهها به سوى فعاليتهاى دلالى صرف (تقاضا براى خريد و فروش ارز و طلا) و حاكميت نوعى سفته بازى عظيم روى آوردهاند. وآنگهى دولت نيز در بخش مسكن ناموفق بوده، و اين بخش عظيم را به ركود و ناكارآمدى كشانده است. .
نيروهاى بخش حكومتى آزاد، و در جاى مناسب بهكار گرفته خواهند شد و هزينههاى حكومتى اداره حج كاهش پيدا خواهد كرد.
هزينههاى سياسى، تنشهاى حكومتها و موارد مشابه به كمترين مقدار خواهد رسيد. حتى پيشبينى مىشود هزينه شخصى حجاج نيز كاهش پيدا كند.
نظارت از لحاظ اقتصادى، بهرهورى و كارآمدى را افزايش مىدهد. ولى دخالت حاكمان، بهرهورى را كاهش مىدهد. رضايت متقاضيان حج و اعتماد آنها در صورت نظارت، بهجاى دخالت مجامع رسمى، افزايش مىيابد. عبادتى كه در شرايط آزاد و بدون اكراه و اضطرار باشد، لذت معنوى و طبيعى خواهد داشت. تمامى هزينهها و منافع در چارچوب مكانيسمهاى آزادانه و شخصى متوازن خواهد شد و در نتيجه، اثربخشى و بهرهورى دستگاه حج افزايش خواهد يافت. اين روند با توجه به منافع عقلايى كه دارد با اصول شريعت سازگارى معنادارى دارد. اجراى حج توسط سازوكارهاى بخش خصوصى منافع فراوانى دارد كه البته دشوارىهاى احتمالى آن نيز توسط نظارت كارساز بخش عمومى برطرف خواهد شد. به عبارت ديگر، بخش خصوصى نيز دشوارىهاى خود را دارد. اما از طرفى نظارت دولت، بخشى از آنها را حل مىكند و از طرف ديگر براساس تجزيه و تحليل هزينه - فايده، منافع پيشنهاد جانشين، بيشتر است.
سازوكار بازار و بخش خصوصى، با فرض ثبات ساير شرايط، كارآمدترين وضعيت را به ديگر سازوكارها ارائه مىدهد. حتى در صدر اسلام كه يك الگوى تجربى از مديريت پيامبر است، سازوكار مربوط، بهطور وسيع، مورد استفاده بوده است. درعين حال نظارت پيامبر و ديگر رهبران آن عصر معنادار بوده است. وقتى به ماهيت و ابعاد دقيق كاركردى اين سازوكار توجه شود، اهميت استفاده آن بزرگان از آن روشنتر مىشود. چون «سازوكار بازار و بخش خصوصى توسعهيافته با فرض ثبات ساير شرايط» (سبتسا) به كارگزاران خود ياد مىدهد كه براى حصول بهرهورى و كارآيى مورد نظر، لازم است ملاحظات اخلاقى را رعايت كنند؛ براى مثال به آنها آموزش مىدهد كه دروغ نگويند، تقلب نكنند، دزدى نكنند، براساس قول و قرارها عمل كنند، رضايت طرف مقابل را جلب كنند و به يكديگر اعتماد داشته باشند. (1)
بديهى است اينها از امور مورد تأكيد شريعت است. نقش اخلاق ميان سه ستون دين (اخلاق، عقايد، احكام) محورى است و عناصر دوگانه ديگر در واقع بُعد لجستيك آن را تشكيل مىدهد. ازاينرو
1) پيامبر9 و ديگر رهبران صدر اسلام نيز براى ورود افراد به بخش كسب و كار، شرايطى قائل بودند كه از جمله آنها راستگويى، وارد نشدن به معاملات ربوى، بيان شفاف عيب محصولات (اطلاع رسانى درست به مردم) و به كاربرد نبردن حيله است (دادگر، 1385، ص111 .
برخلاف تصور غيركارشناسى كه تصور مىكند كاركرد «سبتسا» غيراخلاقى و غيرعادلانه است، بايد دانست كه اخلاقى و عادلانه بودن، با دولتى بودن مديريت همراه نيست. بلكه برعكس، در مواردى دولتى بودن ضمن ناكارآمد ساختن نظام اقتصادى، عدالت و اخلاق را نيز مخدوش مىكند؛ چون حصول عدالت و پايدارى اخلاق، به طى كردن مسيرى منطقى و طبيعى نياز دارد كه بيشتر با روند «سبتسا» سازگار است تا دولت. البته وظيفه «سبتسا» ، بهطور عادى، ايجاد اشتغال، سرمايهگذارى، توليد و انجام مبادله و توزيع است. ولى ساختار آن براى كاركرد مناسب و رسيدن به تعادل در سطح بهرهورى مورد نظر، نيازمند ملاحظات اخلاقى است. تجربه ثابت كرده است كه براى كارآمدى در كسبوكار بازار، بايد اخلاق را در عمل برپاداشت. وانگهى عملكرد صحيح بازار و بخش خصوصى مىتواند فقر را كاهش دهد كه مسئله مورد توجه جدى دين است و خود رهآوردى اخلاقى است.
پس عملكرد «سبتسا» تناسب معنادارى با آموزههاى دينى دارد، يا دستكم تعارضى با آن ندارد. از سوى ديگر، كار دين، انسانسازى است و نه انجامدادن كارهايى كه مربوط به بازاراست. فقيه برجسته و صاحبنظر در اقتصاد اسلامى «آيت الله صدر» تصريح مىكند كه در واقع دين، انقلابى است براى تغيير واقعيات مشكلدار و تبديل آنها به مظاهرى سالم، و وظيفهاش توصيف امور انجام شده و معمول نيست. (1)مىتوان نتيجه گرفت كه شايد مناسب نيست، يا وظيفه حاكمان دين نيست كه امور اجرايى حج و مانند آن را خود به عهده گيرند؛ زيرا پيشرفت امور دينى با نظارت سازگارتر است تا با دخالت.
انجام دادن نظارت از سوى دولت، ارائه نظرات اخلاقى از سوى مراجع و واگذارى اجراى امور حج و مانند آن به بخش خصوصى، هم كارآمدى را افزايش مىدهد و هم عدالت و اخلاق را. دستكم مىتوان واگذارى مربوط را بهصورت آزمايشى به اجرا درآورد و بازخورد آن را مطالعه كرد. اجراى امور چارچوبهاى پيچيده اجتماعى، نظير تدارك امور حج، كار «سبتسا» است و در واقع بديلى ندارد و اين تصريح اقتصاددانان برجستهاى است كه خود بر پايبندى عقايد دينى تأكيد مىورزند. ( Blank20٠٠( گفتنى است گروهى از محققان دين و اقتصاد، سازوكار بازار و بخش خصوصى مرتبط با آن را ذاتاً اخلاقى مىدانند ( Mcgurn 20٠2( ، و اين خلاف يافتههاى اذهان غيرمتخصصى است كه بازار و بخش خصوصى را غيراخلاقى و ناسازگار با دين برمىشمارند.
از آنجا كه سازوكار بازار و بخش خصوصى توسعهيافته مرتبط با آن با ثبات ساير شرايط «سبتسا» ، زمينه فعاليت آزاد، احترام متقابل و روابط صميمى بين كارگزاران حج و غيره را فراهم مىآورد، پس اخلاقى است. همچنين رفاه و آسايش و بهبود بهرهورى، وجود انگيزه كار مولد از ديگر عناصر «سبتسا» محسوب مىشود. مقايسه اقتصاد كشورهاى «سبتسا» محور و دولتمحور اين يافته را بهطور جدى تأييد
1) الدين ثورة لقلب الواقع الفاسد و تحويله الى واقع سليم و ليس تفسيراً موضوعياً للواقع (صدر، 198٠، ص331 .
مىكند. در واقع عملكرد استاندارد «سبتسا» موجب رفع فقر است و فقدان آن مىتواند فقرآور باشد. اين كاركرد فقرستيز با دين سازگارى كافى دارد. عملكرد استاندارد بخش خصوصى به افراد اجازه مىدهد كه خلاقيت و هوش ذاتى خود را به فعليت برسانند كه اين موجب افزايش نعمتها و بركات مىشود. تجربه به خوبى نشان مىدهد كه دخالت مجامع رسمى، با هدف تبليغ عقايد و كاركردهاى دينى، تأثير كارآمدى نداشته، و تقويت و نشر دين، بيشتر از طرف روندهاى آزاد و از طريق انجمنها و تشكلهاى مردمى صورت گرفته است. شايد اينكه قرآن نيز اجبار در دين را مردود مىداند، تأييد كننده اين يافته باشد. كاركرد استاندارد بخش خصوصى، زندگىها را به هم نزديك مىكند و افراد را بهطور غيررسمى به هم مرتبط مىسازد.
عناصرى چون رقابت، كارآمدى، نياز نداشتن به يك مديريت مركزى، بستر انگيزه توليد و اشتغالزايى از خصلتهاى «سبتسا» است. با وجود رقابت، محصول با كيفيت و استاندارد توليد مىشود. ازاينرو رقابت بين كاروانهاى حج اين اثر را دارد كه كيفيت خدمترسانى به حجاج را بالا مىبرد. به دليل رقابت، قيمت به كمترين ميزان مىرسد؛ زيرا در صورت بالا رفتن قيمت، با توجه به وجود بنگاههاى فراوان، مردم به شركت مسافرتى ارزانتر مراجعه مىكنند و به همين علت، بهطور طبيعى، قيمت رقابتى در بازار بهوجود مىآيد. هيچكس مجبور نيست كالا و قيمتى را بپذيرد يا تحميل كند. منابع و بودجه متقاضيان حج، نوع خدمت و نوع كالا را معين مىكند. به عبارت ديگر، هزينهها و منافع در چارچوب «سبتسا» درونى مىشود و قيمت علامتدهنده تخصيص منابع، انتخاب و اتخاذ تصميمى عقلايى است. ايجاد انگيزه، بهرهورى را بالا مىبرد و ازاينرو توجه به بازار در صدر اسلام مؤيد مجددى بر اين موضوع است. بازاريان صدر اسلام، در راهماندههاى حج را هم تدارك مىكردند؛ يعنى بخش خصوصى، جاى دولت يارانهپرداز كنونى، داوطلبانه به مردم خدمت ارائه مىكرد. در كشورهاى توسعهيافته، مانند ژاپن، فضاى استاندارد كسبوكار چنان حاكم است كه شركتها و بنگاههاى بخش خصوصى حتى قسمت درخور توجهى از هزينه پژوهش و توليد علم كشور را نيز به عهده دارند.
خصلت دوم «سبتسا» كارآمدى است. اين عنصر رابطه بسيار نزديكى با رقابت دارد كه در نتيجه آن منابع هدر نمىرود، در عين حال تخصيصى معنادار درباره آنها انجام شده و تلاش براى كاهش هزينهها عملى شده است. البته فرض مىشود كه قيمتگذارى در بازار نهادهها از منطقى اقتصادى مايه مىگيرد و فرصتهاى اوليه نيز درست توزيع شده است. سومين ويژگى انجام دادن فعاليت حج و مانند آن توسط بخش خصوصى، نياز نداشتن به يك مديريت متمركز است؛ زيرا همه چيز بهصورت خودجوش به پيش مىرود و اين خود موجب نشاط كارى، خلاقيت و افزايش بهرهورى خواهد بود.
بنابراين مناسب نيست كه دولت يا هر مقام رسمى ديگر، در بخش خصوصى دخالت كند كه در آن
صورت ممكن است منجر به ناكارآمدى و كاهش بهرهورى شود. ( Bamul and Blinder 20٠٠( سرانجام كاركرد استاندارد بخش خصوصى در خدمات حج و مانند آن مىتواند موجب افزايش اشتغال، توليد، درآمد براى جامعه و پشتوانه پرداخت ماليات براى تأمين هزينههاى بخش عمومى شود. رهبر صدر اسلام به مسئولان خود سفارش مىكند: «اهل كسبوكار، موجب آسايش و رفاه طبقات مختلفاند. بازار برپا مىدارند و كارهايى انجام مىدهند كه غير آنها توان آن را ندارند. . .» . (1)پس حاكمان صدر اسلام دنبال بهبود بهرهورى، كارآمدى، رفاه و در نهايت رضايت شهروندان بودهاند بهويژه رضايت حجاج درباره سازمان حج نقش محورى دارد؛ براى مثال اگر يك زائر احساس كند بيش از هزينه خدمات، از او پول گرفته شده است، چه كسى پاسخگو خواهد بود. (2)البته چند پيششرط كارآمدى استاندارد براى «سبتسا» مطرح است. يكى وجود مجموعهاى سازگار از قوانين و قراردادها و دستگاههاى رسمى پاسخگو و با عملكرد شفاف است. ديگرى، وجود اطلاعات كافى در ابعاد مختلف است. دولتها و مجامع رسمى موظفاند اطلاعات مورد نياز را در اختيار كارگزاران اقتصادى، چه زائران و چه شركتهاى خدماتى حج، قرار دهند. استاندارد قيمتها، كيفيت محصولات، همچنين نظارت بر استاندارد محصول از ديگر وظايف دستگاههاى بخش عمومى است. تشويق رقابت و مبارزه با انحصار، از ديگر وظايف سازمانهاى رسمى است. وضع رقابتى، موجب كيفيت بالاتر و قيمت پايينتر خدمات مىشود و ازاينرو رفاه حجاج و غيرحجاج بيشتر خواهد بود. اما در وضع انحصارى، قيمت خدمات، بالاتر از هزينه فرصت و هزينه نهايى شركتها خواهد بود و در شرايط انحصار، تضمينى براى كيفيت استاندارد نيز وجود ندارد. ازاينرو رفاه متقاضيان، كاهش مىيابد.
شرط ديگر كارآمدى استاندارد «سبتسا» آن است كه هزينهها و منافع كل، بين دو طرف تقاضاگران حج و ارائهدهندگان خدمات حج به صورتى قابل قبول و طبق قواعد اقتصادى توزيع شود. به عبارت ديگر، هم متقاضيان خدمات حج و هم عرضهكنندگان خدمات مربوط قواعد را كامل رعايت كنند. (3)برخى از دشوارىهاى بخش خصوصى نيز در قالب نارسايى بازار، مورد توجه ناظران رسمى قرار مىگيرد و به اصلاح آنها مبادرت مىكنند. گاهى وجود پيامدهاى جانبى، توزيع ناعادلانه منافع و
1) و لا قوام لهم جميعاً الا بالتجار و ذوى الصناعات يقيمونه من اسواقهم و يكفونهم من الترافق مما لا يبلغه رفق غيرهم. (فيض الاسلام، 10٠3، 1366)
2) زمينه بىتوجهى و توجه به قواعد كلى «لاضرر و لا ضرار» و «نهى النبى عن الغرر" در مسئله ارائه خدمات حج از سوى بخش خصوصى و يا عمومى بهطور جدى مطرح است.
3) ملاك معروف «تجارة عن تراض» ، نقش كليدى در هدايت قواعد بازار و ارائه خدمات حج توسط بخش خصوصى دارد. اين امر بهويژه در پيوند امور عبادى، همانند زيارت خانه خدا، مرتبط تر خواهد بود. .
هزينهها و موارد مشابه، زمينههاى حضور دولت را فراهم مىكند. البته در ميزان نارسايىهاى «سبتسا» اختلاف نظر زياد است. گروهى عقيده دارند كه نارسايىهاى مربوط، بسيار اندك است. ( Friedman ، 198٠، Stiglitz 20٠2( اما عدهاى ديگر دشوارىها را وسيع مىدانند. ( Rosen,20٠5( بهطور كلى، در قالب كاركرد بخش خصوصى و بازار، براى حج و غير آن، دشوارىهايى وجود دارد كه قانونگذار و ناظران رسمى مىتوانند براى حلوفصل آنها به صورتى قانونمند حضور پيدا كنند؛ براى مثال:
دولت مىتواند شركتهاى خدماتدهى حج را ملزم كند اطلاعات مورد نياز را، مانند كيفيت خدمات تا جزئىترين مسائل مربوط به درآمدها و هزينهها، در اختيار متقاضيان حج قرار دهند. در حال حاضر اين اطلاعات بهطور دقيق و شفاف وجود ندارد و اين عناصر يعنى نبودن اطلاعات ضرورى و شفاف نبودن، ناكارآمدى سازمان را مىرساند.
دولت مىتواند همچون ناظرى بىطرف باشد كه از اهرم ضد انحصار استفاده مىكند و مانع اجحاف شركتها به حجاج مىشود.
دولت، شركتها را موظف مىكند كه پيامدهاى جانبى مثبت و منفى را درونى كند. بديهى است در آن صورت، ممكن است هزينهها قدرى بالا برود و بخشى هم از طرف متقاضيان حج پرداخت شود. وقتى زمينه اعتماد مردم به كاروانها فراهم باشد، هر نوع پيشنهاد عقلايى و اقتصادى از سوى كاروانها، مورد پذيرش حجاج واقع خواهد شد. گفته مىشود كه بنگاههاى خدمات خصوصى حج، دنبال نفع است. بديهى است نبايد انتظارى غير از اين داشت. اما مهم انجام دادن وظيفه و ارائه خدمات كارآمد است. حتى زائران نيز مىتوانند دنبال منافع معنوى باشند كه آن هم نوعى نفعطلبى است. انگيزه نفعطلبى از نظر بنيانگذاران علم اقتصاد، در ذات بشر است ( Smith1976( و فلاسفه دين نيز، در قالب حُب ذات و حُب نفس، آن را امرى طبيعى مىدانند. (اخوانالصفا، 14٠5، نراقى، 1417، غزالى، دون التاريخ، طباطبايى، بدون تاريخ چاپ)
اهل كسبوكار بخش خصوصى، براى حصول كارآمدى و بهرهورى مورد نظر، به رعايت اخلاق احتياج دارند. آنها نيازمند جذب مشترىاند و توجه به اخلاق، لازمه جذب مشترى است. بنابراين صميمى بودن با زائران، رفتار شفاف و صادقانه با آنها و تلاش براى جلب رضايت آنها از سوى كاروانها از لوازم پيشرفت در كسبوكار است. اما در صورتى كه بخش حكومتى بر امور حج حاكم باشد، نيازى به اعمال اخلاق كسبوكار نمىبيند؛ زيرا بخش حكومتى انگيزهاى براى اين كار ندارد. ازاينرو سپردن بخش خدمات حجاج به كاروانهاى بخش خصوصى، مىتواند رضايتمندى حجاج را بيشتر كند. خلاصه مىتوان زمينه شكلگيرى رقابت شركتهاى خدماتى حج را فراهم ساخت و نظارت اقتصادى را به عهده دولت، و نظارت اخلاقى و دينى را به مراجع سپرد. اين امر بهرهورى كل را
بالا مىبرد و زمينه رضايتمندى بيشتر حجاج را فراهم مىسازد. در اين صورت، رضايت صاحبخانه، يعنى خداى بزرگ، نيز جلب خواهد شد.
هدف اين قسمت، كاربرد برخى الگوهاى ساده رياضى و الگوهاى شماتيك است تا بهرهورى مديريت حج در دو برنامه پيشنهادى آزمون شود. قبل از طرح الگوهاى مورد نظر، گفتنى است كه در مديريت جديد و براى رسيدن به بهرهورى بيشتر، التزام عملى به چند عنصر، كليدى است كه ترجيح مىدهم آنها را «بسترهاى زيرساختى اوليه» (بزا) براى ارتقاى بهرهورى بنامم:
افراد، بهطور مرتب، سازمانها و دستگاههاى خود را در معرض نقد و تحليل كارشناسانه قرار دهند و بلافاصله درصدد رفع دشوارىهاى احتمالى باشند. تجربه نشان مىدهد كه نقد علمى و تخصصى، به سيستمها و دستگاهها نشاط مىدهد.
مديران و كارفرمايان اصلى درباره كاركردهاى دستگاه خود بهجاى خوشبينى، واقعبين و حتى بدبين باشند. در منطق اقتصادى، و با توجه به كميابى منابع و وسعت نيازها و تقاضاها و تحولات آينده، مديران دستگاهها مشكلات، نه موفقيتهاى كار خود را به مردم بگويند. جالب است كه از نگاه مديريت مدرن، بيان موفقيتها از سوى خود مديران، توصيه نمىشود؛ چون موفقيتها، خود را نشان خواهد داد. ملاحظه مىشود كه مديران ارشد كشورهاى پيشرفته، معمولاً از مشكلات خود مىگويند. ولى مديران كشورهاى توسعه نيافته، با خوشبينى سادهانديشانه، از موفقيتها مىگويند.
لازم است تحولات پرسرعت و عجيب قرن 21 در تمام استراتژىها لحاظ شود و با نگاهى سيستمى، پيوند گذشته و حال و آينده بازبينى شود.
ضمن حفظ دكترينهاى اساسى، بر پذيرش تكثر در انديشهها و سازمان دهىها، كه واقعيتى مسلم است، بر تعامل منطقى با رقبا، با رويكردى همكارانه و همزيستى مسالمتآميز، تأكيد شود؛ همانگونه كه پيامبر اسلام براى پيشبرد امور، با سرسختترين دشمنان هم قرار داد صلح مىبست. (ابنهشام، 1975، واقدى، 14٠5، يعقوبى، دون التاريخ) .
حضرت عيسى در نقد برخى افراطيون كه محبت كردن را مختص همكيش مىدانستند، تصريح مىكند كه حتى با دشمن نيز بايد مدارا و محبت كرد. جالب است اينها پيامهاى كارساز مديريت موفق در قرن 21 است. همچنين يك رهآورد موفقيت بهرهورى در قرن 21 اين است كه پايان حيات رويكردهاى افراطى، و عصر موفقيت رويكردهاى ميانه و مردمسالار است.
سازگارى با اين يافتهها دارد؛ زيرا آموزههاى دينى، بيان مشكلات و عيوب از سوى ديگران را هديه مىداند. (1)همچنين بر لزوم نصيحت كه نوعى نقادى آگاهانه و دلسوزانه است، حتى براى بالاترين مقامات، تأكيد مىورزد. (2)بر الگو قرار دادن برنامهريزى و رفتار متعادل و ميانه اصرار مىورزد. (3)همچنين بر احترام و حفظ حقوق برابر، حتى درباره غير همكيش، تأكيد مىكند. (4)آموزههاى اسلامى، تبادل جدى و تضارب آراء و گفتمان را از روشهاى كشف حقيقت مىداند. (5)همچنين بر وجود انديشههاى متكثر در زيرسيستمهاى دين تأكيد مىكند. (6)پس گويى بسته زيرساختى دين و اسلام، متناظر با آن بسته مديريت مدرن اقتصادى براى ارتقاى بهرهورى است.
بنابراين به نظر مىرسد مشكل ناكارآمدىها در جهانِ دينداران، نه مشكلِ خودِ دين، بلكه مشكلِ التزام نداشتن عملى دينداران به دين باشد. جواب «سيد جمال» به آن مستشرق معروف در اين رابطه معنادار است. او خطاب به سيد جمال گفت كه غرب، مسيحيت را كنار گذاشت و پيشرفت كرد. اگر كشورهاى اسلامى نيز اسلام را كنار بگذارند، پيشرفت خواهند كرد. سيد پاسخ داد كه علت پيشرفت نكردن مسلمانان آن است كه اسلام را بهطور عملى كنار گذاشتهاند.
در هر حال قرن 21 و بهويژه دهه دوم اين قرن، آزمونى بىنظير براى موفقيت يا شكست رويكردهاى دينى است. ضمن آنكه فرصتها، بىنظير است، كوچكترين فرصتسوزى هم جبرانناپذير است. با اطمينان مىتوان نشان داد كه اسلام براى افزايش بهرهورى اهميت ويژهاى قائل است؛ چون اسلام، دينِ حكمت و تدبير است.
در اين نوشته، آزمون پايبندى دستگاههاى مرتبط با دين را به گسترش بهرهورى از سازمان حج آغاز مىكنيم؛ به اين صورت كه فرض مىكنيم اين دستگاه با وجود موفقيتها، ناكارآمدىهايى دارد و اثربخشى مطلوب در آن حاصل نشده است. (7)بنابراين دو پيشنهاد مقابل آن مطرح مىشود: يكى اصلاح و ديگرى جايگزينى آزمايشى و موقت با الگوى بديل. الگوى بديل، واگذارى سازمان به كارگزاران
1) احب اخوانى من اهدى الى عيوبى.
2) النصيحة لائمة الملوك واجب (غزالى، 1388)
3) اليمين و الشمال مضلة طريق الوسطى هى الجادة. وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّة وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ (بقره: 143)
4) اما اخ لك فى الدين و اما نظير لك فى الخلق (فيض الاسلام، 1366)
5) اضربوا بعض الرأى ببعض يتولد منه الثواب (آمدى، ص442)
6) كان من الممكن لمفكرين اسلاميين مختلفين آن يقدموا صوراً مختلفة فى الاسلام. . . و تعتبر كل تلك الصور، صوراً اسلامية (صدر، 198٠)
7) در واقع بهرهورى دستگاهها تركيبى از كارآمدى دستگاهها و اثربخشى آنان است. اين قسمت از مقاله، تركيب دوگانه فوق را براى سازمان حج و الگوى بديل آن به شكل رياضى محاسبه مىكند. .
بخش خصوصى براى مدت سه سال است. يك پيشفرض مطالعه ما، پايين بودن كارآمدى اين سازمان است؛ زيرا ميزان خروجىهاى واقعى (بالفعل) سازمان، نسبت به ميزان خروجىهاى مورد انتظار (بالقوه) پايينتر از چارچوب استاندارد است. موضوع را با كاربرد يك الگوى ساده رياضى تحليل مىكنيم.
اگر شاخص كارآمدى سازمان حج را با He (1)، خروجىها و محصولات واقعى آن را با Ha (2)و محصولات مورد انتظار آن را با Hp (3)نشان دهيم، خواهيم داشت:
(1) اما محصولات و خروجىهاى واقعى و بالفعل را مىتوان شامل ميزان رضايتمندى صاحبخانه (خداى بزرگ) از اعمال زائران، رضايتمندى زائران از سازمان حج، ميزان بهرهمندى و رضايت كاروانهاى تحت فرمان سازمان، مطلوبيت مردم كشور داخلى از بازگشت حجاج به كشور، بهرهمندى و تأثير مثبت حجاج و دستگاه ايرانى بر مسلمانان ديگر كشورها و رضايتمندى مسئولان كشور ميزبان دانست. نماد شماتيك 1، مجموعه كارگزاران دستگاه حج را نشان مىدهد.
<نمايش تصوير
نماد شماتيك 1. مجموعه كارگزاران دستگاه حج
بنابراين در صورتىكه رضايتمندى صاحب خانه با S٠ (4)، رضايتمندى زائران با Sp (5)، رضايتمندى آژانسهاى تحت فرمان سازمان با Sa (6)، تأثير حج بر
مردم كشور داخلى با Sd (1)، تأثير دستگاه حج بر مسلمانان ديگر كشورها با Sf (2)، رضايتمندى مسئولان كشور ميزبان با Sh (3)نشان داده شود، وضعيت خروجىهاى بالفعل، Ha خواهد بود: Ha) رحمه الله) f) So ، Sp ، Sa ، Sd ، Sf ، Sh()2(
در ضمن فرض مىكنيم در صورتىكه رضايتمندى چهار گروه: زائران اصلى، مردم كشور داخلى، كاروانها و مردم كشورهاى خارجى حاصل شود، رضايت صاحبخانه (خداوند متعال) نيز حاصل شده است. در اين صورت، عنصر So از الگوى مربوط خارج مىشود، عنصر Ha وابسته به عملكرد پنج متغير باقى مىماند. همچنين فرض مىكنيم رضايتمندى قابل قبول كارگزاران پنجگانه مذكور، كارآمدى كل دستگاه حج را منعكس مىكند. زمانى كه عناصر مذكور به هدف مورد نظر مىرسند، اثربخشى عملكرد سازمان حج نيز محقق شده است. به عبارت ديگر، در صورتىكه زائران و متقاضيان اصلى، احساس رضايت نسبى كنند، مردم كشور داخلى از بازگشت حجاج خير و بركتى ببينند، مسلمانان ديگر كشورها و كاروانهاى تحت فرمان نيز از مجموعه عمليات راضى باشند و تنشى بين مقامات كشور ميزبان و دستگاه حج بروز نكند، مىتوان اثربخشى سازمان را كارساز و رو به پيش دانست. در اين صورت است كه بهرهورى استانداردى حاصل مىشود.
روند بهينه بهرهورى عملكرد دستگاه، زمانى حاصل مىشود كه كارآمدىهاى آن به اثربخشى منجر شود؛ زيرا بهرهورى، تركيبى سازگار از كارآيى و اثربخشى است. در اين صورت، خروجىهاى مثبت، مرتب زياد مىشود، تقاضا براى سازمان مربوط افزايش مىيابد، هزينههاى كل سيستم كاهش، و رفاه و رضايت عمومى گسترش خواهد يافت.
يكى از شاخصهايى كه نشان مىدهد بهرهورى بالا رفته، كيفيت محصولات ارائه شده سازمان و كاهش هزينه كل آن است. البته هزينه در اينجا اعم از هزينه اقتصادى است؛ براى مثال تنش بين مسلمانان ايرانى و خارجى يا بدبينى به عملكرد كل دستگاه حج، همچنين براى آنكه كارآمدى محقق شود، از سويى نبايد منابع تلف شود و از سوى ديگر بايد تخصيص منابع نيز به شكل كارشناسى صورت گيرد. پس لازمه حصول بهرهورى آن است كه تحقق بالفعل اثربخشى نسبت به ميزان مورد انتظار، قابل قبول باشد. در اين صورت، اثربخشى دستگاه حج (4)Hf ، دستكم ارتباط معنادارى با متغيرهاى اتلاف نكردن منابع ( Et( (5)، تخصيص بهينه منابع مربوط ( Ea( (6)و تحقق حداقل هزينه ( Ec( (7)خواهد داشت: Hf) رحمه الله) Hf) Et ، Ea ، Ec()3(
در واقع، آزادسازى فعاليتهاى سازمان و واگذارى واقعى و معنادار آن به بنگاهداران رقابتى بخش خصوصى، با فرض ثبات ساير شرايط، عامل افزايش كارآمدى و اثربخشى است. در منطق اقتصادى، تشويق به رقابت، حذف مقررات دستوپاگير، دورى از تمركزگرايى و تشويق بنگاهدارى خُرد، ضمن كاستن از هزينهها، عامل اثربخشى بيشتر است. با وجودى كه نظارت سازمانهاى حكومتى مىتواند به كارآمدى و اثربخشى كمك كند، اما دخالت آنها موجب كاهش اين دو عنصر، و در نهايت كاهش بهرهورى خواهد شد. ( Rosen 20٠5(. براى بالا بردن اثربخشى و كارآمدى، سازمان مىتواند يا با پركردن شكاف توسعهاى موجود، خود را بهسوى وضع بهينه برساند (پيشنهاد اول: اصلاح) ، يا به واگذارى به بخش خصوصى، بازار را براى يك دوره سه ساله امتحان كند (پيشنهاد: دوم جايگزينى) . پذيرش پيشنهاد اصلاح براى بهبود در كارآمدى و اثربخشى، افزون بر تحقق بسترهاى زيرساختى اوليه (بزا) ، مستلزم اجراى امورى است كه آنها را اقدامات زير ساختى الزامى (ازا) مىناميم كه شامل امور زير است:
پاسخگويى كافى و دقيق به كارگزاران اصلى درباره دشوارىها؛
وجود انضباط مالى كافى، حذف زمينههاى رانتى و بهرهمندى از نيروى انسانى متخصص و شايسته؛
ارائه گزارش شفاف، با زمانبندى معين بهصورت كارشناسى و با حسابرسى مستقل؛
كاهش هزينههاى ادارى و جارى و بهينهسازى ديگر هزينهها؛
فراهم كردن بسترهاى نهادى مربوط به فضاى كسبوكار، براى انواع قيمتگذارىها.
اجراى موارد مذكور، نياز به انگيزه دارد و با توجه به حكومتى بودن سازمان حج، اين انتظار از آن سازمان، اميدوار كننده نخواهد بود. ولى از آنجا كه سازمانها و دستگاههاى خصوصى، داراى انگيزه كافى براى فعاليت اقتصادى و كارآمدند، تلاش آنها براى افزايش بهرهورى بيشتر خواهد بود. نمودار شماتيك كاركرد يك سازمان رسمى حكومتى را با توجه به شاخصههاى مختلف مورد مقايسه قرار مىدهد:
نماد شماتيك 2 - مقايسه شاخصههاى قابليت بهبود كارآمدى و اثربخشى سازمان حكومتى حج با شركتهاى خصوصى حج
<نمايش تصوير
در واقع، زمينههاى خلاقيت و نوآورى، توجه به روند بلندمدت، كاربرد تجارب واحدهاى موفق، درك اهميت نقادى عملكرد، توجه به رفتار رقبا، توجه به پيشرفتهاى تكنولوژى و كاربرد روشها و ابزارهاى نوين مديريتى، فرار از ريسك تنشآفرينى و تلاش براى جداسازى عقايد شخصى از روند خدمترسانى حج و موارد مشابه كه كارآيى و اثربخشى را بالا مىبرند، در بخش خصوصى بسيار كارسازتر، و مؤثرتر از يك سازمان حكومتى است. در نتيجه مىتوان پيشبينى كرد كه هم كارآمدى و هم اثربخشى برگزارى حج توسط شركتهاى بخش خصوصى، با نظارت بخش عمومى منضبط، نسبت به يك سازمان حكومتى بيشتر خواهد بود.
بر اين مبنا ساختار يك الگوى ساده را تشريح مىكنيم كه بتوانيم پيشبينى مربوط را بررسى كنيم. در ابتدا چند شرط براى اين الگوى ساده مورد تأكيد است:
طرح به صورتى آزمايشى است و تداوم آن مشروط به موفقيت استاندارد بخش خصوصى خواهد بود؛
مدت طرح 3 سال براى برگزارى سه حج تمتع است؛
در پايان هر سال، هم گزارش عملكرد از سوى بنگاهها ارائه مىشود و هم ارزيابى عملكرد از سوى دولت و مؤسسات اعتبارسنجى مستقل انجام مىشود؛
مراجع يا نمايندگان آنها، نظارت اخلاقى بر فعاليت مىكنند؛
دولت از نظر اطلاعرسانى و تسهيلات، از شركتهاى خصوصى حمايت مىكند و از شكلگيرى هر نوع انحصار جلوگيرى مىكند.
فرضهاى كلى اين الگو را مىتوان بهصورت زير تدوين كرد:
كه در آن S1E كارآمدى معين و ثابت سازمان حج، S1F اثربخشى معين و ثابت عملكرد سازمان مربوط و PS حجم كل امكاناتى است كه در اختيار سازمان براى اجراى حج قرار دارد. به دليل ثابت بودن كارآمدى و اثربخشى سازمان رسمى خواهيم داشت: S1F) رحمه الله) 1F و S1E) رحمه الله) 1E زيرا با توجه به مفاد نمودار شماتيك 2 و به دليل ساختار حكومتى و نبودن انگيزه كافى براى بهبود بهرهورى، هر دو متغير كارآمدى و اثربخشى، ميزان ثابتى است. به عبارت ديگر، آنها با رشد معنادارى همراه نيستند. اين فرض هم پشتوانه تئوريك كافى دارد و هم تجارب فراوانى مؤيد آن است.
كه در آن S2 بازدهى كل دستگاه حج توسط شركتهاى بخش خصوصى، و S2 E و S2 F به
ترتيب كارآمدى و اثربخشى اجراى حج توسط شركتهاى مربوط است. همانطور كه ملاحظه مىشود S2F و S2E در طول زمان با نرخ رشد همراه است. بنابه دلايل مختلف، از جمله انگيزه سودآورى، رقابت و با توجه به همراهى ديگر عناصر كارساز، كارآمدى و اثربخشى اجراى حج توسط شركتهاى بخش خصوصى، برعكس بخش عمومى، در طول زمان به ترتيب با نرخهاى ge و gf رشد مىكند.
فرض ضمنى اين است كه هزينه فرصت مربوط نرخ رشد برابرى هم در بخش خصوصى و هم در بخش دولتى دارد. حالا هزينه متوسط برا ى هر دو بخش را محاسبه مىكنيم. هزينه متوسط در بخش عمومى ( S1c( خواهد بود:
<نمايش تصوير
همچنين هزينه متوسط در بخش خصوصى S2C خواهد بود :
ملاحظه مىشود هزينه مربوط در بخش خصوصى بهطور معنادارى كمتر از همان هزينه در بخش عمومى است. (1)با توجه به اينكه مىتوان بهرهورى را شامل كارآمدى و اثربخشى در نظر گرفت، نتيجه نهايى آن است كه درصورت واگذارى اداره امور حج به بخش خصوصى و البته با نظارت دقيق بخش عمومى و با فرض ثبات ساير شرايط، بهرهورى اجراى حج در چارچوب بخش خصوصى بالاتر از بخش عمومى است. شايد يك دليل اين امر آن است كه دولتها و حكام رسمى، پس از آزاد شدن از مديريت حج به امور ديگرى مىپردازند و انرژى خود را براى بالا بردن بهرهورى در موارد ديگر استفاده مىكنند. در ضمن شركتهاى بخش خصوصى، هنگام تحويل دستگاه حج، از نيروهاى با تجربه دستگاه قبلى استفاده خواهند كرد و در نتيجه مشكل بىكارى نيز بوجود نخواهد آمد.
1) صورت كسرهاى هزينه هر دو بخش برابر است. ولى مخرج كسر در بخش خصوصى با رشد همراه است. ازاينرو بزرگتر از مخرج كسر بخش عمومى است. در نتيجه ميزان هزينه اجراى مراسم حج توسط بخش خصوصى كمتر است. .
استدلال اين پژوهش، در اينجا به پايان مىرسد. اما مطلبى تجربى را به آن مىافزايم كه افزون بر استدلال دينى، رياضى و اقتصادى، يك بررسى تجربى ساده است. در واقع، اينجانب مصاحبههاى غيررسمى و دوستانهاى را با تعدادى از حجاج دانشگاهى داشتم، كه افزون بر آن، شواهد عينى خود را به آن افزودم. تصور ابتدايى اينجانب اين بود كه شايد بتوان در قالب حجاج دانشگاهى، نمونه و جمعيت را برابر دانست؛ چون مىتوان گفت كه بحث، جنبه تخصصى پيدا مىكند. اين مصاحبههاى غيررسمى، كه با 38 نفر صورت گرفت، داراى چند سؤال بود كه البته روى دو مورد توجه و تأكيد بيشترى داشتم:
مهمترين دغدغه و دشوارى شما در اجراى مراسم حج چه بوده است؟
با توجه به گفته برخى كه قبل از انقلاب، خدمات كاروانهاى حج بخش خصوصى با دشوارىهاى كمترى همراه بوده است، شما دو كاركرد قبل از انقلاب و پس از انقلاب را چگونه مقايسه مىكنيد؟
مىتوان نتايج اين مصاحبههاى دوستانه را چنين برشمرد:
بيشتر پاسخگويان، احساس رضايت مىكردند كه با وجود همه مشكلات، توانستهاند به اين سفر بروند و از لحاظ معنوى، حج را خوب توصيف مىكردند.
در امور ديگر قضاوتهاى متفاوتى داشتند. از غذا و تداركات ميان دانشگاهيان نارضايتى زيادى نبود. اما از بىنظمى و اتلاف وقت شكايت داشتند.
حدود 65 درصد آنها (25 نفر از 38 نفر) ، از دشوارىهاى انجام دادن مناسك، با توجه به تعدد مراجع تقليد و سوگيرىهاى مديريت مركزى حج، شكايتهايى داشتند.
نبود اطلاعرسانى، آزادى نداشتن براى سفر به شهرهاى ديگر عربستان، الزامى بودن برخى مراسمها از سوى مديريت، از دغدغههاى ديگر، حدود 58 درصد، آنها بود.
برخى از حجاج كه از اهلسنت بودند، از بىتوجهى مديريت مركزى به آنها در برخى از موارد گلايه داشتند.
در ارتباط با سؤال محورى دوم، بالاى 68% (26 نفر از 38 نفر) از كارآمدى نسبى كاروانهاى خصوصى حمايت مىكردند و بيشتر آنهايى كه اساتيد اقتصاد بودند، بهطور جدى به ناكارآمدى سيستم رسمى و حكومتى اشاره داشتند.
بيشتر آنهايى كه سن بالاترى داشتند و فضاى حج قبل از انقلاب را درك كرده بودند، خاطراتى هم داشتند كه سادهتر بودن مراسم و دغدغه كمتر، محور آنها بود.
گروههايى كه خود اينجانب ميان آنها بودم، حدود 42 نفر بودند كه قبل از تشرف به خانه خدا، يا
در جلسات آموزشى حج يا در سفر با هم بوديم. با توجه به ناهمگن بودن اعضاى كاروان، برداشتها متفاوت بود. البته مصاحبههاى غير رسمى با سه نفر از مسئولان، و يك نفر از روحانيان كاروانها نيز انجام شد كه پاسخها از يكنواختى معنادارترى نسبت به افراد عادى كاروان برخوردار بود. در مجموع، رضايتمندى نيروهاى عادى كاروانها از عملكرد سازمان حج، نسبت به دانشگاهىها بيشتر ارزيابى شد. با اين حال، دغدغههاى حجاج غيردانشگاهى متفاوت بود. تأخيرها و بىنظمى، فاصله هتلها تا محل زيارت، وضع غذا، خريد و مانند آن از اين نمونه بود.
مىتوان بسته آغازين را براى كارآمدى و بهرهورى بيشتر دستگاه حج، در قالب دو پيشنهاد مطرح ساخت: يكى، ايجاد اصلاحاتى در دستگاه حج براى حصول مديريت بهينه و خوب، و ديگرى، واگذارى آزمايشى آن به بخش خصوصى، ولى با نظارت دولت منضبط و هدايت اخلاقى مراجع. با توجه به يافتههاى اين مقاله و تئورىها و تجارب مربوط به بهرهورى و همچنين بر مبناى آموزههاى اسلامى، در صورت ادامه وضع موجود و بىتوجهى سازمان حج به مشكلات مختلف دستگاه مربوط، كارآمدى و بهرهورى اين دستگاه عظيم روند نزولى پيدا خواهد كرد. غفلت از روح حاكم بر عبادت حج و تابع هدف اصلى، دشوارى جدى در اين ارتباط است. «فرضيه غفلت و بدعت» هشدارى درباره فاصله گرفتن از عملكرد دستگاههاى مربوط با اهداف عالى دين است.
مجموعه اقداماتى، در پيشنهاد اصلاح (پيشنهاد اول) مىتواند كارآمدى و بهرهورى دستگاه حج كشور را بهطور نسبى بهبود بخشد.
الف) ارائه دقيق و شفاف گزارش حسابرسى مالى، شرح خدمات، هزينهها و مانده يا سود فعاليتها.
ب) گزارش عملكرد سالانه از روند كلى سازمان و انتشار كتبى گزارش براى همه.
ج) ارزيابى عملكرد توسط كميتههاى اعتبارسنجى مؤسسات بينالمللى يا دستكم از ميان كشورهاى اسلامى عضو OIC.
و) بررسى دشوارى و مشكلات زائران با كمك خود زائران يا نمايندگان انتخابى آنها و كسب رضايت از حلوفصل آنها.
ه) حذف هر نوع زمينه رانت در سفر حج.
ز) دخالت دادن مراجع يا نمايندههاى آنان در سياستگذارىهاى كلى حج.
ج) اجراى سلسله اقدامات مكمل شامل: ارزيابى عملكرد مديران و گزينش مديران براساس چارچوب شايستهسالارى، تلاش براى ايجاد انس و برادرى اسلامى با مسلمانان ديگر كشورها و پيشگيرى از هر نوع تنش احتمالى، آزادى انتخاب بيشتر به حجاج و بهويژه حجاج اهلسنت، پرهيز از سوگيرىهاى سياسى، استفاده از افراد با سابقه بخش خصوصى در اجراى امور و. . . .
يافتههاى اين مقاله نشان مىدهد كه براساس تئورىهاى اقتصادى و آموزههاى دينى، بين ظرفيتها و عملكرد دستگاه حج، شكاف توسعهاى و كمبود جدى بهرهورى وجود دارد كه مىتوان با اصلاح استراتژىهاى موجود و توجه به نظريهها و تجارب جديد، بخشهايى از شكاف مربوط را پر كرد. با توجه به دنياى پرتحول امروزى، تغيير الگوهاى مديريتى، نزديك شدن جوامع و افراد به همديگر و بازنگرى اساسى در سيستم حج ضرورى است.
نظارت استاندارد و معنادار حكومتها و دولتها در حال حاضر، مىتواند به كارآمدى سيستمها و زيرسيستمها بيفزايد. رضايت قلبى حجاج در امور حج، رضايت و خرسندى حجاج ديگر كشورها، رفتار مناسب با دولتهاى مرتبط و اثرگذارى بر مردم كشور مبدأ و مقصد، در كارآمدى و اثربخشى، و در نتيجه بهرهورى دستگاه حج بسيار مؤثر است.
اين مقاله افزون بر كاربرد استدلال شرعى وبررسى عقلى، با ارائه نوعى تحليل رياضى نشان مىدهد كه سپردن امور حج از بخش عمومى و رسمى به بخش غيررسمى و خصوصى، موجب بهبود بهرهورى مىشود. در دنياى قرن 21، اعتماد مردم به دستگاهها، زمينه توليد و بازتوليد سرمايه اجتماعى است و افزايش اين سرمايه در پايدارى و پيشرفت بلندمدت مؤثر است. مطالعات فراوانى نشان مىدهد كه بخشهاى مردمى و خودجوش در توليد اين سرمايه، نسبت به دولت بسيار موفقترند ( Knowles20٠6( البته اعتماد حجاج به خدمتگزاران حج نيز از منظر دينى، بسيار كليدى است. رضايت خداوند (صاحبخانه حج) ارتباط معنادارى با رضايتمندى ديگر كارگزاران دارد. ازاينرو براى انجامدادن حج مقبول نگاهى سيستمى به رضايتهاى مربوط مفيد و كارساز است. شكلگيرى انجمنها و شركتهاى آزاد و خصوصى حج، با مشاركت خودجوش مردم، حتى مىتواند هزينههاى قبل از حج، هنگام حج و پس از آن را نيز بهينهسازى كند. در صورتى كه تمامى كارگزاران حج، اين نكات را رعايت كنند، رضايت صاحبخانه نيز فراهم مىشود و دستگاهى كارآمد، با بهرهورى استاندارد، به وجود مىآيد.
واگذارى خدمات حج به بخش خصوصى، زمينه آزادى اقتصادى را نيز فراهم مىآورد كه طبق مطالعات اقتصادى، مىتواند در راستاى تقويت آزادىهاى اجتماعى نيز به پيش رود. ( Sen1999( معمولاً زمينه رضايتمندى كارگزاران از چارچوبهاى خصوصى و آزاد، نسبت به چارچوبهاى
حكومتى فراهمتر است. سپردن امور به دست مردم از يك طرف، خلاقيتها را شكوفا مىسازد ( Hazlitt 1971( و از سوى ديگر، از تمركز قدرت مىكاهد ( Friedman 198٠( و زمينه مشاركت و اعتماد بيشتر را فراهم مىآورد و در نتيجه موجب موجب تقويت توسعه پايدار و گسترش سرمايه اجتماعى مىشود.
منابع
قرآن كريم.
غررالحكم، آمدى عبدالواحد، مكتبه العلام.
ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغه، قاهره، دارالاحياء.
نظم الدرر فى تناسب الآيات والسور، إبراهيم ابن البقاعى، بيروت، دار النشر.
مقدمه ترجمه محمد پروين گنابادى، عبد الرحمن ابن خلدون، تهران، مركز انتشارات علمى.
سيره ابن هشام، ابى محمد ابن هشام، بيروت، دار الجيل.
كنز العمال، علاءالدين ابن هندى، بيروت، موسسته الرساله.
كتاب الخراج، ابى يوسف قاضى، بيروت، دارالمعرفه.
رسائل، اخوان الصفا، قم، مكتب الاعلام.
اخلاق نيكوماخس، ارسطا طاليس، ترجمه ابوالقاسم پورحسينى، انتشارات دانشگاه تهران.
الجامع لمواضيع القرآن الكريم، محمد فارس بركات، تهران، منظمه الحج و الاوقاف.
تصنيف نهج البلاغه، لبيب بيضون، مكتب الاعلام الاسلامى.
دون التاريخ، ابن عيسا ترمذى، جامع الصحيح، بيروت دارالاحياء.
صهباى حج، عبدالله جوادى آملى.
ماليه عمومى و اقتصاد دولت، يداله دادگر، انتشارات دانشگاه تربيت مدرس، چاپ ششم.
اخلاق كسب و كار از منظر اقتصاد و اسلام، ___، پژوهشنامه بازرگانى، شماره 38، صفحات120 - 87.
تفسير الكبير، فخر رازى، مكتب الاعلام الاسلامى.
مكه مكرمه، ريا نوستى، رمضان.
اقتصادنا، محمد باقر صدر، بيروت، دارالتعارف.
من لا يحضره الفقيه، محمد الصدوق، تهران، دارالكتب الاسلاميۀ.
الميزان فى تفسير القرآن، محمد حسين طباطبايى، تهران، دارالكتب الاسلاميه.
اصول فلسفه و روش رئاليسم، محمد حسين طباطبايى، (بدون تاريخ چاپ) ، دارالعلم.
رياض، عرب نيوز، شعبان.
نصيحه الملوك به تصحيح، محمد غزالى، تهران، نشر فردوس، 1388.
آزادى انتخاب، ميلتون فريد من و رز فريد من، حكيم زاده جهرمى، حسين، تهران، نشر پارسى، 1367.
سرمايه دارى و آزادى، ميلتون فريد من، مشيرى، غلامرضا، تهران، نشر نى.
نهج البلاغه، على نقى فيض الاسلام، تهران، انتشارات فيض الاسلام، 1366.
سفينۀ البحار، شيخ عباس قمى، تهران، مؤسسه فراهانى.
خسارت حمل مواد مخدر، على ليالى، گزارش منتشر شده، رياست سازمان حج و زيارت.
3٠. بحارالانوار، محمد باقر مجلسى، جلد 77
عوايد الايام، احمد نراقى، مركز الابحاث و الدراسات.
نشريه زائر و خبرنامههاى سازمان حج و زيارت، سالهاى مختلف.
اقتصاد ارتدوكس و اقتصادى اخلاق مدار، حسين نمازى و يداله دادگر، شركت سهامى انتشار، چاپ دوم.
المغازى، محمد واقدى، تهران، نشر دانش اسلامى.
تاريخ يعقوبى، احمد يعقوبى، بيروت، دارالصادر.
Baumol
، W ، and Blinder ، A)20٠2( ، economics ، 9th edition ، Mason ، Ohio ، Southwestern publishing 2. Beetham
، D ، and Boyle ، K)1999( ، introducing democracy ، UNICCO publishing 3. Blank
، R)20٠٠( ، when can public policy makers Rely on private markets? Economic journal ، 11٠)462( ، 34 - 49 4. Buchanan
، J)1997( ، public finance and choice ، interna tional Thomson publishing 5.
Daron
، A)20٠3( ، lecture notes for political economic of institutions and development ، MIT press. 6. Daron
، A ، Robinson ، J)20٠6( ، economic origins of dictatorship and democracy ، Cambridge university press 7. Down
، A ، )1957( ، an economic theory of democracy ، New York ، Harper 8. Friedman
، M)198٠( ، free to choose ، Harvest books 9. Hayek
، F)1973( ، law ، legislation and liberty ، university of Chicago press 10. Hazltit
، H)1971( ، the future of capitalism ، quarterly review ، 15)3( ، 241 - 52 11. Knowles
، S ، )20٠6( ، is social capital a determ ination of development? NY ، United Nation University press 12. Mcgurn
، W ، )20٠2( ، pulpit economics ، first things ، Notre dam university press 13. Nelson
، N ، W)198٠( ، justifying democracy ، London ، Rutledge 14. Olson
، M)1997( ، the logic ، in Samuel Becker ، internat ional publishers 15. Rosen
، H ، )20٠5( ، public finance ، London ، McGraw - Hill 16. Sen
، A)1999( ، development as freedom ، Oxford University press 17. Sen
، A ، )1987( ، on ethics and economics ، oxford ، Blackwell 18. Smith
، A)1976( ، an inquiry into the nature and causes of the wealth of nations ، university of Chicago press 19. Stigler
، G. J)1972( ، economic competition and electoral competition ، public choice 13 ، 91 - 106
محسن محمدى (1)
چكيده
امام خمينى (رحمه الله) احياگر تفكر دينى بود. با رهبرى و پيروزى انقلاب اسلامى در ميدان عمل، بر تمام انگارههاى جدايى دين از سياست و انحصار دين در كاركردهاى فردى خط بطلان كشيد. ايشان با نگرش عميق و جامع خود، حج ابراهيمى را احيا كرد تا ديگر حج در ابعاد فقهى و مناسك فردى باقى نماند. بلكه از تمام ظرفيتهاى سياسى و اجتماعى حج در بازسازى و بازآفرينى تمدن اسلامى استفاده شود. يكى از اين ابعاد احيا شده، بعد اقتصادى حج است كه با توجه به ديدگاه و سيره امام خمينى (رحمه الله) درباره قابليت دين در اداره جامعه و نظامآفرينى، جهات ويژهاى مىيابد. از آنجا كه نگرش امام خمينى به اقتصاد بيشتر به ابعاد سياسى و فرهنگى برمىگردد، ايشان ابعاد اقتصادى حج را نيز بيشتر با چنين رويكردى پىگرفتهاند تا مسلمانان بر استعمار غلبه كنند و مقدمات اقتدار اقتصادى را بيابند.
واژگان كليدى: امام خمينى، حج، ظرفيتهاى اقتصادى، اقتصاد سياسى
حج مهمترين عبادت اجتماعى اسلام است كه هرسال نمايندگانى از سراسر جهان اسلام را كنار هم جمع مىكند. اين عبادت جهانشمول، ابعاد متفاوت فرهنگى، اجتماعى، اقتصادى وسياسى را در كنار ابعاد فقهى، عرفانى، اخلاقى و تربيتى همراه خود دارد كه حاكى از ابعاد مترقى و متعالى اسلام است. خداى متعال اين نظام هوشمندانه را براى پيشرفت و توسعه همهجانبه اسلام طراحى كرده است. متأسفانه استعمارگران كه اسلام را مانع تحقق برنامههاى استثمارى خود مىدانستند، كوشيدند مسلمانان
1) مدير گروه مطالعات اجتماعى پژوهشكده حج و زيارت.
را در عرصه سياسى و اجتماعى از آموزههاى اسلام دور كنند تا بتوانند سرمايههاى مادى و معنوى آنان را به يغما برند.
در اين بين، حج نيز از ابعاد سياسى و اجتماعى خود دور شد و مسلمانان جنبههاى فقهى و اخلاقى آن را در اولويت قرار دارند. در چنين فضايى امام خمينى (رحمه الله) ضمن انتقاد از تفكر حاكم بر جهان اسلام، انقلاب اسلامى ايران را با تكيه بر اصول و انديشههاى سياسى و اجتماعى اسلام رهبرى كرد و در زمانى كه دين در انديشهها و نظريههاى صاحبنظران سياسى و اجتماعى جايگاهى بيش از حيات فردى نداشت و به هيچوجه كاركرد اجتماعى براى آن تبيين نمىشد، با ارائه تفسير جديد از دين، توجه همه را به خود جلب كرد.
امام (رحمه الله) كوشيد با رهبرى و به ثمر رساندن انقلاب اسلامى، اسلام را در همه ابعاد جامعه پياده كند. بنابراين با انتقاد از نظام سياسى، اجتماعى و اقتصادى غرب و با ارائه نظريه ولايت فقيه، تلاش نمود تمام ظرفيتهاى اسلام را در اداره جامعه تبيين و عملى كند.
ايشان در پيامهاى خود به كنگره حج فقط زائران ايرانى را خطاب قرار نمىداد، بلكه با ديدى بينالمللى ابعاد سياسى و اجتماعى حج را براى تمام مسلمانان جهان تبيين مىنمود تا آنها را به ابعاد مغفول حج متوجه كند. به اين ترتيب امام خمينى (رحمه الله) تجربه تحول دينى درايران را براى ساير مسلمانان جهان از طريق حج راهنمايى مىنمايند. دراين بين امام خمينى مسلمانان را به ابعاد اقتصادى حج متوجه مىنمايند و حتى ابعاد سياسى، اخلاقى و اجتماعى حج را نيز در اين راستا تبيين مىكند.
در اين مقاله ظرفيتهاى اقتصادى حج را از ديدگاه امام، براساس پيامها و سخنان ايشان به مناسبت ايام حج بررسى مىكنيم.
امام (رحمه الله) ، آنگونه كه در حيطه تخصصى اقتصاددانان است، به علم اقتصاد نظر نمىكند، بلكه سخنان ايشان در قالب احكام و اصول نظام اقتصادى* (1)است؛ به عبارت ديگر سخنان امام خمينى (رحمه الله) ناظر به هنجارها، خطمشىها و گرايشهاى مكتبى است، نه قوانين علمى اقتصاد. ازاينرو امام خمينى (رحمه الله) بهطور مستقل به مسئله اقتصاد نپرداخته، بلكه در نگرش سيستمى خود، مسائل اجتماعى و بهويژه اقتصاد را به حوزههاى مختلف شرعى سرايت داده و معتقد است كه حوزههاى سياست، فرهنگ و اقتصاد در يكديگر تأثير و تأثير متقابل دارند و عملكرد همسوى آنها مىتواند يك نظام اجتماعى تحت عنوان نظام اجتماعى اسلام را شكل دهد؛ به گفته ايشان:
1) * ر. ك: امام خمينى، دولت و اقتصاد، ميثم موسايى، ص 91 و 92. .
حل تمامى مشكلات و پيچيدگىها در زندگى انسانها تنها با تنظيم روابط اقتصادى به شكل خاص حل نمىشود و نخواهد شد. بلكه مشكلات را در كل يك نظام اسلامى بايد حل كرد و از معنويت نبايد غافل بود كه كليد دردهاست. (1)اين نظام اجتماعى، متأثر از معرفتشناسى خاص ايشان كه متكى بر طبيعت و ماوراى طبيعت، بهطور همزمان بود و انسانشناسى خاص وى كه انسان را موجودى دو بعدى در نظر مىگرفت، مىباشد. ايشان هدف اين نظام را رشد و تعالى ابعاد بشر، و اقتصاد را هم ابزارى براى آن ذكر مىكند. ازاينرو اقتصاد به تنهايى اهميت خاصى ندارد. و بالاصاله هدف نيست. بلكه صرفاً وسيلهاى است براى رشد و تعالى انسان؛ امام خمينى (رحمه الله) در اينخصوص مىگويد:
زيربنا اقتصاد نيست؛ براى اينكه غايت انسان اقتصاد نيست. انسان زحمتش براى اين نيست كه فقط شكمش را سير كند. . . برنامه اسلام اين است كه اين انسان را جورى كند كه هم اينجا صحيح باشد و هم آنجا صحيح باشد. راه مستقيم نه طرف شرق و نه طرف غرب. صراط مستقيم يك سرش اينجاست يك سرش هم لانهايت. (2)اين ديدگاه كه دنيا و آخرت را دو مفهوم وابسته به هم مىبيند، پياده شدن اسلام در حوزۀ اقتصاد را مشروط به پياده شدن همه جانبۀ اسلام مىداند: «پياده كردن مقاصد اسلام در جهان و خصوصاً برنامههاى اقتصادى آن و مقابله با اقتصاد بيمار سرمايهدارى غرب و اشتراكى شرق، بدون حاكميت همه جانبه اسلام ميسر نيست» . (3)براين اساس، ايشان جهتگيرى تصميمهاى اقتصادى را در سه محور حفظ منافع محرومان، گسترش مشاركت عمومى و مبارزه با زراندوزى مورد تأكيد قرار مىدهند. (4)
امام (رحمه الله) با قرائت جامعى از اسلام ناب، بزرگترين احياگر تفكر دينى در قرن حاضر شد و با همين ايده و مبنا انقلاب اسلامى را رهبرى كرد و به پيروزى رساند. ايشان با برداشتهاى جزئىنگرى و انتخابى با دين مخالف بودند و تأكيد داشتند كه نگرشهاى دينى بايد جامع، و توأمان شامل همه جهات مادى، معنوى، فردى و اجتماعى باشد. ايشان در پيامهاى خود به كنگره عظيم حج، با تأكيد بر اين نكته فرمود:
عيد سعيد و مبارك، در حقيقت آن روزى است كه با بيدارى مسلمين و تعهد علماى اسلام، تمام مسلمانان جهان از تحت سلطه ستمكاران و جهانخواران بيرون آيند و اين مقصد بزرگ، زمانى ميسر است كه ابعاد مختلفه احكام اسلام را بتوانند به ملتهاى زير ستم ارائه دهند و ملتها را با اسلام آشنا كنند و فرصت را براى اين امر بزرگ سرنوشتساز مغتنم شمرده و از دست ندهند و چه فرصتى بالاتر و والاتر از كنگره عظيم حج كه خداوند متعال براى مسلمانان فراهم آورده است. (1)ايشان در جايى ديگر، خطاب به زائران بيت الله، آشنا نبودن مسلمانان با همه ابعاد اسلام را بزرگترين مشكل جامعه اسلامى مىداند كه بسيارى از مسائل ديگر نيز از آن ناشى مىشود:
بزرگترين درد جوامع اسلامى اين است كه هنوز فلسفه واقعى بسيارى از احكام الهى را درك نكردهاند و حج با آن همه راز و عظمتى كه دارد، هنوز بهصورت يك عبادت خشك و يك حركت بىحاصل و بىثمر باقى مانده است. (2)امام با چنين نگرش همهجانبه و اجتماعى به دين (دين حداكثرى) در مقوله حج نيز وارد شدند. از نظر ايشان حج يكى از مهمترين اجزاى دين است كه ابعاد سياسى و اجتماعى آن، همراه با ابعاد عرفانى و فقهىاش مطرح مىشود. ولى در حال حاضر، فقط به بعد فقهى و مناسكى آن عمل مىشود و ساير جنبههاى آن فراموش شده است:
بايد بدانند كه حج ابراهيمى محمدى، سالهاست غريب و مهجور است؛ هم از جهات معنوى و عرفانى و هم از جهات سياسى و اجتماعى و حجاج عزيز تمامى كشورهاى اسلامى، بايد بيت خدا را در همه ابعادش از اين غربت در آورند. (3)امام (رحمه الله) ، در پيام خود به مناسبت سالگرد كشتار خونين مردم در مكه، تفكرى كه حج را در سطح يك عبادت دستجمعى و سفر زيارتى -سياحتى تنزل مىدهد، به شدت رد مىكند و در مقابل، كاركردهاى سياسى و اجتماعى حج را مبارزه با دشمنان اسلام و عامل تقويت همبستگى مسلمانان معرفى مىكند. (4)امام خمينى (رحمه الله) حتى از مناسك حج نيز تفسيرى سياسى دارد و آن را با مفاهيمى همچون مبارزه با شياطين، بتها و طاغوتهاى زمان همراه مىكند و در مقابل همبستگى بين مسلمانان، گره مىزند. (5)
به اعتقاد امام، حج ابعاد گوناگونى دارد كه تنها در اعمال و مناسك خلاصه نمىشود:
حج، تنها حركات و اعمال و لفظها نيست و با كلام و لفظ و حركت خشك، انسان به خدا نمىرسد. حج كانون معارف الهى است كه از آن، محتواى سياست اسلام را در تمامى زواياى زندگى بايد جستوجو نمود. حج پيامآور و ايجاد بناى جامعهاى به دور از رذايل مادى و معنوى است. (1)ايشان منافع در حج را نيز منافعى عامى داند كه اقتصاد نيز يكى از آنهاست:
به ابراهيم خليل الله خطاب مىشود كه مردم را به حج بخوان تا براى شهود منافع خود از همه اقطار بيايند. اين منافع جامعه است: منافع سياسى، اجتماعى، اقتصادى، فرهنگى. . . . (2)
با اين اوصاف، از ديد امام (رحمه الله) :
يكى از وظايف بزرگ مسلمانان، پىبردن به اين واقعيت است كه حج چيست و چرا براى هميشه بايد بخشى از امكانات مادى و معنوى خود را براى برپايى آن صرف كنند. (3)البته زنده نگهداشتن واقعيت و ماهيت حج، به همه مسلمانان مربوط است. ولى نخبگان در اين مورد، جايگاه ويژهاى دارند:
همه مسلمانان بايد در تجديد حيات حج و قرآن كريم و بازگرداندن اين دو به صحنههاى زندگىشان كوشش كنند و محققان متعهد اسلام با ارائه تفسيرهاى صحيح و واقعى از فلسفه حج، همه بافتهها و تافتههاى خرافاتى علماى دربارى را به دريا بريزند. (4)امام (رحمه الله) ، حج را مانند قرآن مىداند كه هر دو در جهان اسلام مهجورند و هر دو، داراى لايهها و ابعاد معرفتى متعددى هستند كه علاوه بر عوام، خواص و انديشمندان نيز مىتوانند به تحليل و بررسى و نكتهآموزى آن دست بزنند (5).
با توجه به ديدگاههاى امام خمينى درباره اسلام، حج و اقتصاد، جنبههاى اقتصادى حج را در چهار بخش پىمىگيريم: ابعاد اقتصادى حج، سياست و اقتصاد در حج، فرهنگ و اقتصاد در حج و اخلاق و اقتصاد در حج.
قبل از پرداختن به موارد فوق، جهت توجيه انتخاب اين الگو، توجه به موارد زير مفيد است:
ديدگاه كلى حضرت امام (رحمه الله) درباره جهات و كاركردهاى سياسى و اجتماعى حج، بر نگرش اقتصادى ايشان درباره حج نيز تأثير داشته است و ايشان نه بهعنوان يك اقتصاددان، بلكه بهعنوان يك عالم دينى سياستمدار به دنبال اين است كه در راستاى بهرهمندى اقتصادى، مسلمانان را با رويكردى كلان متوجه ظرفيتهاى سياسى و اجتماعى حج كند. ازاينرو در انديشه اقتصادى امام خمينى (رحمه الله) از پول مشترك اسلامى، بازار مشترك اسلامى، بانك و بانكدارى اسلامى اثرى نيست، ولى ايشان از تحريم كالاهاى آمريكايى و لزوم بررسى مسائل مسلمانان در حج مطالبى بيان مىكنند كه به مبانى سياسى و فرهنگى اقتصاد مربوط است.
در اين مقاله افزون بر بعد اقتصادى حج، رابطه اين بعد با ابعاد سياسى، فرهنگى و اخلاقى حج نيز بررسى مىشود؛ زيرا علاوه بر اينكه امام خمينى در نگرشهاى اقتصادى خود، به جهات سياسى و فرهنگى و اخلاقى بسيار توجه داشته است، تحليل وقايع اجتماعى با رويكرد سيستمى نشان مىدهد كه نهادهاى مختلف اجتماعى با يكديگر ارتباطى تعاملى دارند؛ به طورى كه هيچ يك را نمىتوان بدون ديگرى بررسى كرد. برخى از جامعهشناسان چنين تعامل ارگانيك بين نهادها در اجتماع را "نظامهاى مبادله در جامعه" ناميدهاند. (1)بنابراين اقتصاد نيز در جامعه با ساير نهادهاى اجتماعى ارتباطى محكم دارد؛ به طورى كه در اثر تغيير و تحولات آنها دگرگون مىشود. بنابراين براى هرگونه برنامهريزى و بررسى مسائل اقتصادى بايد نگرشهاى محدود و تكبعدى را كنار گذاشت و با ديدى جامعنگر مسائل اقتصادى را بررسى كرد. دراين رويكرد مباحث اقتصادى به مسائل اقتصادى محدود نمىشود. بلكه سياست، فرهنگ و اخلاق نيز در پيشبرد و طراحى نظام اقتصادى جايگاه ويژهاى دارند. حتى مىتوان امتياز و تمايز انديشه اقتصادى امام خمينى و جهات اقتصادى حج را نيز در اين ديدگاه جامع و شامل تحليل كرد.
يكى از ويژگىهاى انديشه امام خمينى كه ايشان را از بسيارى از علماى دينى متمايز مىكند، ديدگاههاى سياسى و اجتماعى ايشان و ضرورت ورود دين در اين عرصه است، به طورى كه ايشان خطاب به حاجيان اين مسئله را با سرنوشت تمدنى مسلمانان پيوند مىزند:
همه مىدانيم و بايد بدانيم كه آنچه از قرنها پيش تاكنون بر سر مسلمين آمده، خصوصاً در يكى
1) ر. ك: نظريههاى جامعهشناختى، غلامعباس توسلى، صص 247-253. .
دو قرن اخير كه دست دولتهاى اجنبى به كشورهاى اسلامى باز شده و سايه شوم آنان بلاد مسلمين را به تاريكى و ظلمات كشانده است و ذخاير خداداد آنان را به باد فنا داده و به طور مداوم مىدهد. غفلت مسلمانان از مسائل سياسى و اجتماعى اسلام است كه به دست استعمارگران و استثمارچيان و عمال غربزده و شرقزده آنان به تودههاى مسلمانان محروم تحميل شده است كه حتى غالب علماى اسلام گمان مىكردند و مىكنند كه اسلام از سياست منزّه است و يك شخص مسلمان نبايد در سياست دخالت كند. چپاولگران حيلهگر كوشش كردند به دست عمالِ به اصطلاح روشنفكرِ خود اسلام را همچون مسيحيت منحرف به انزوا كشانند و علما را در چهارچوب مسائل عبادى محبوس كنند و ائمه جماعات را در مساجد و محافل عقد و ازدواج، منزوى، و مقدسين از توده را سرگرم ذكر و دعا، و جوانان عزيز را سرگرم عيش و نوش، از صحنه امور سياسى و اجتماعى و اهتمام به امور مسلمين و گرفتارى بلاد اسلامى خارج نمايند. و در اين امر توفيق بسزايى پيدا كردند. و از اين جهالت و غفلت ما سوء استفاده نمودند، و بلاد مسلمين را يا مستعمره خويش نمودند و يا به استثمار كشيدند. و بسيارى از سلاطين و حكام مسلمين را استخدام نموده، و با دست آنان ملتها را به استضعاف و استثمار كشاندند؛ و وابستگى و فقر و فاقه و پيامدهاى آنها گريبانگير تودههاى دربند گرديد. و اكنون نيز مسلمين به غفلت خود، و عمال استعمار به تبليغات خود، و ابرقدرتها به سلطه و چپاول خود ادامه مىدهند؛ و آخوندهاى مزدور و دربارى به عقب نگهداشتن مسلمانان و جهالت و غفلت آنان دامن مىزنند. (1)امام خمينى بر اين باور بود كه بايد در حج مسائل جهان اسلام مطرح شود تا مسلمانان به احوال و اوضاع يكديگر پى ببرند و به نوعى هويت جمعى مسلمانى دست يابند. البته ايشان، اين نكته را از مسائل مهم اجتماع حج مىدانست، نه مسائل حاشيهاى و جنبى و مىفرمود: «. . . نكته مهم اين اجتماعات [حج] اين است كه. . . آن چيزهايى كه در بلاد مسلمين در طول سال گذشته است، به اطلاع همه برسانند. . .» . (2)بيشترين بخش از پيامهاى امام خمينى (رحمه الله) در ايام حج، به بيان و تشريح اوضاع و مسائلى كه مسلمانان جهان با آن روبهرو بودند، اختصاص داشت و برخى از آنها به كشورهايى همچون: «فلسطين» (3)و «لبنان» (4)و برخى هم به همه مسلمانان جهان مربوط بود. (5)اين امر حاكى از آن است كه در انديشه امام (رحمه الله) در مورد حج، ظرفيت و ضرورت پرداختن و بررسى
مسائل جهان اسلام و آگاهى از آنها وجود دارد. ايشان خطاب به زائران خانه خدا فرمود:
در اجتماع مقدس حج، اولاً در مسائل اساسى اسلام و ثانياً در مسائل خصوصى كشورهاى اسلامى، تبادلنظر كرده، ببينيد كه در داخل كشورها با دست استعمار و عمال آن، بر برادران مسلمان آنان چه مىگذرد. اهالى هر كشورى بايد در اين اجتماع مقدس گرفتارىهاى ملت خود را به مسلمين جهان گزارش دهند. (1)ايشان در پيامى ديگر نيز فرمود:
بايد تمام بلادى كه وارد مىشوند و مردم مستطيعش يا روحانيون محترمش وارد مىشوند، بايد بررسى از اوضاع مسلمين در هر سال بشود كه مسلمين در چه حال هستند. . . اينها امورى است كه بايد رسيدگى به آن بشود و حج براى همين امور است. حج براى اين است كه مشكلات يك سال مسلمين را بررسى كنند و درصدد رفع مشكلات برآيند. (2)در راستاى تحقق اين امور، امام خمينى (رحمه الله) با ديدى جامع درباره حج، در پيامهاى خود زائران خانه خدا را متوجه اين ظرفيت عظيم مىكند:
«بر شما ملت عزيز اسلام كه براى اداى مناسك حج در اين سرزمين وحى اجتماع كردهايد، لازم است از فرصت استفاده كرده، به فكر چاره باشيد. براى حل مسائل مشكله مسلمين تبادل نظر و تفاهم كنيد» . (3)امام (رحمه الله) ، ملتها را به امورى غير از مناسك نيز مكلف كردهاند:
يك- كوشش در راه توسعه و پيشرفت مسلمانان و همبستگى و پيوستگى جامعه اسلامى؛
دو- همفكرى و همپيمانى در راه استقلال و ريشهكن كردن سرطان استعمار؛
سه- چارهجويى براى گرفتارىهاى ملل مسلمان؛
چهار- توجه به فقرا و مستمندان كشورهاى اسلامى؛
پنج- چارهانديشى براى آزادى سرزمين فلسطين از چنگال صهيونيزم. (4)از نظر امام خمينى (رحمه الله) :
نكته مهم اين اجتماعات [حج]، اين است كه. . . آن چيزهايى كه در بلاد مسلمين در طول سال گذشته است، به اطلاع هم برسانند و براى رفع اشكالات مسلمين فكر كنند و اجتماع بزرگ ميليونى اسلامى در حجاز براى همين نكته است؛ در عين حالى كه عبادت است. (5)
بدينترتيب درمىيابيم كه امام خمينى با در نظر گرفتن هويت تمدنى جهان اسلام و امت واحد اسلامى، حج را زمينهاى براى تحقق اهداف بينالمللى و شخصيت فراملى مسلمانان مىداند. طبيعى است يكى از مسائل مهم كشورهاى اسلامى كه لازم است براى اجراى برنامهها و مبارزه با دشمنان اسلام در آن توافق و هماهنگى عمومى باشد، مسائل اقتصادى است. مسلمانان در پرتو اجتماع پرشكوه حج مىتوانند در تحقق اين مهم از ظرفيت حج بهرهمند شوند.
اين بعد از حج، با حضور همه مسلمانان محقق مىشود. ولى با توجه به ماهيت تخصصى اين مسائل، كارشناسان و نخبگان كشورهاى اسلامى در اين مورد مسئوليت بيشترى دارند؛ چنانكه امام خمينى مىفرمايد:
. . . كسانى كه اصحاب تفكر هستند، نويسنده هستند، روشنفكر هستند و عالِم هستند، در آن محيط مجتمع بشوند و مشكلات مسلمين را در تمام جهان بررسى كنند و آنچه كه مىتوانند حل كنند. . . اشخاص مؤثرى كه مىتوانند از حكومتها از بزرگان قوم، در آنجا مىتوانند، مجتمع بشوند و مسائل اسلام را و مسائل مسلمين را و مسائل سياسى و اجتماعى را بررسى كنند. معالاسف اين امر مغفولعنه است. (1)و نيز مىفرمايد:
اى گويندگان و نويسندگان! در اجتماعات بزرگ، عرفات و مشعر و منا و مكه معظمه و مدينه منوره، مسائل اجتماعى و سياسى مناطق خود را به گوش برادران ايمانى برسانيد و از همطلب نصرت كنيد. (2)امام خمينى به صرف طرح مسائل و مشكلات اقتصادى در حج بسنده نكرد. ايشان پس از بيان مشكلات اقتصادى جهان اسلام در سطح كلان، براى رفع آن، به ظرفيتهاى اقتصادى ديگر حج اشاره كردند:
. . . پس اكنون كه در مركز اسلام حياتبخش به امر خدا و رسولش گرد آمدهايد و از هر ملت و مذهب در اين مكان عظيم اجتماع كردهايد، براى اين درد مهلك و سرطان كشنده چارهانديشى كنيد و بايد بدانيد كه چاره اساسى در سايه وحدت همه مسلمين و اجتماع همگانى در قطع يد ابرقدرتها از كشورهاى اسلامى است و عملىكردن شعائر مواقف كريمه و مشاهد مشرفه در كشورهاى خويش است و قدم اول زدودن يأس از دلهاست كه عمال خبيث آنان با كوشش غرب و شرق در جانهاى مسلمين جايگزين كردند و به آنها باوراندهاند كه بدون وابستگى به يك ابرقدرت، نمىشود به زندگانى خود ادامه داد. . . . (3)
امام خمينى چنانكه در پيامهاى خود به كنگره عظيم حج، از طرفى به نقد نظام اقتصاد غرب مىپردازد (1)و از طرف ديگر اصول اقتصاد اسلامى را بيان مىكند. (2)
از انديشمندان نيز مىخواهد كه نظام اقتصاد اسلامى را طرحريزى نمايند؛ چراكه ضعف و وابستگى اقتصادى به غرب و استعمارگران، كاركردهاى فرهنگى و سياسى بسيارى دارد و سبب مىشود مسلمانان، خودباورى و اعتمادبهنفس لازم را براى رويارويى با دشمنان از دست بدهند.
امام خمينى (رحمه الله) ، با نگرش و چشمانداز وسيع و همهجانبه خود نسبت به اسلام و اوضاع مسلمانان و كشورهاى اسلامى، به اين مسئله پى برد و با بيان پيامهاى خود به زائران خانه خدا، ظرفيت عظيم حج را براى مقابله با اين مشكل اساسى گوشزد كرد:
يكى از مسائل بسيار مهمى كه به عهده علما و فقها و روحانيت است، مقابله جدى با دو فرهنگ ظالمانه و منحط اقتصادى شرق و غرب و مبارزه با سياستهاى اقتصاد سرمايهدارى و اشتراكى در جامعه است. . . اين به عهده علماى اسلام و محققين و كارشناسان اسلامى است كه براى جايگزين كردن سيستم ناصحيح اقتصاد حاكم بر جهان اسلام، طرحها و برنامههاى سازنده و در برگيرنده منافع محرومين و پابرهنهها را ارائه دهند و جهان مستضعفين و مسلمين را از تنگنا و فقر معيشت به در آورند. (3)
حج عبادتى جهانشمول است كه جنبههاى گوناگونى دارد. خداوند مردم را به حج فرا مىخواند تا منافع خويش را ببينند. (4)اين منافع، عام و از جنبههاى گوناگون تحليلپذير است كه يكى از اين منافع، بهرههاى اقتصادى است. (5)
تجمع ميليونى زائران، ظرفيتهاى اقتصادى بالايى را در سطح ملى و بينالمللى جهان اسلام ايجاد مىكند. حتى پيش از اسلام نيز اين جنبه از حج مطرح بود؛ البته بيشتر براى تاجران قريش كه با برپايى بازار، كالاهاى خود را به زائران خانه خدا مىفروختند. با تأسف، امروزه كشورهاى اسلامى بسيار كمتر از كشورهاى غيراسلامى از اين منفعت اقتصادى حج بهرهمند مىشوند.
امام خمينى (رحمه الله) ضمن انتقاد از وابستگى اقتصادى كشورهاى اسلامى به غرب و وجود كالاهاى غربى
در بازارهاى اسلامى (1)و مكه (2)، كالاهاى آمريكايى را در حج تحريم كرد و بدينترتيب، ظرفيتهاى اقتصادى حج را نشان داد تا بازار گستردهاى كه در ايام حج ايجاد مىشود، به دست بيگانگان نيفتد، بلكه خود مسلمانان از اين پتانسيل عظيم بهرهمند شوند:
كالاهايى كه در حجاز به حجاج محترم عرضه مىشود، آنچه مربوط به آمريكاى مخالف با آرمانهاى اسلامى و اساساً مخالف با اسلام است، خريدارى آنها كمك به دشمنان اسلام است و ترويج باطل است و از آنها بايد احتراز شود. (3)امام خمينى (رحمه الله) ، در پيامى، اين آسيب را اين گونه گوشزد كرد:
كثيرى از حجاج بيت الله الحرام كه براى فريضه حج مىروند و بايد در آن مكان مقدس از توطئه بيگانگان به فرياد يا للمسلمين برخيزند، غافلانه در بازارها به جستوجوى كالاهاى آمريكايى، اروپايى و ژاپنى پرسه مىزنند و دل صاحب شريعت را با اين عمل كه با حيثيت حج و حجاج بازى مىكند، به درد مىآورند. (4)
امام خمينى در پيامهاى خود به مناسبت حج بر اين نكته كليدى تأكيد كردند كه ملاك برترى تقواست و فقر و غنا ملاك برترى يا كهترى نيست. ايشان اين موضوع اخلاقى را در پيامهاى خود به كنگره حج با رويكردى اقتصادى تبيين كردند تا مسلمانان را به ظرفيتهاى بيشترى از اقتصاد حج متوجه نمايند:
بيان اين حقيقت كه صاحبان مال و منال در حكومت اسلام هيچ امتياز و برتريىاز اين جهت بر فقرا ندارند و ابداً اولويتى به آنان تعلق نخواهد گرفت، مسلّم راه شكوفايى و پرورش استعدادهاى خفته و سركوب شده پابرهنگان را فراهم مىكند و تذكر اين مطلب كه ثروتمندان، هرگز به خاطر تمكن مالى خود نبايد در حكومت و حكمرانان و ادارهكنندگان كشور اسلامى نفوذ كنند و مال و ثروت خود را به بهانه فخرفروشى و مباهات قرار بدهند و به فقرا و مستمندان و زحمتكشان، افكار و خواستههاى خود را تحميل كنند، اين خود بزرگترين عامل تعاون و دخالتدادن مردم در امور و گرايش آنان به اخلاق كريمه و ارزشهاى متعالى و فرار از تملقگويىها مىگردد و حتى بعض ثروتمندان را از اينكه تصور كنند كه مال و امكاناتشان دليل اعتبار آنان در پيشگاه خداست، متنبه مىكند. (5)
ايشان در سال 1367 در سالگرد كشتار خونين مكه، ضمن بيان اينكه مبارزه با مستكبران با رفاهطلبى سازگار نيست و فقط آنها كه درد فقر را چشيدهاند تا آخر در اين مسير باقى مىمانند، مىفرمايد: « بايد خدا را در نظر داشت، و تمام همّ و تلاش خود را در جهت رضايت خدا و كمك به فقرا به كار گرفت. . . ما براى احقاق حقوق فقرا در جوامع بشرى تا آخرين قطره خون دفاع خواهيم كرد» . (1)امام خمينى مسلمانان را در حج، افزون بر وظايف سياسى و اجتماعى، به توجه به فقرا نيز مكلف مىكند:
بايد توجه داشته باشيد كه اين اجتماع بزرگ كه به امر خداوند تعالى در هر سال در اين سرزمين مقدس فراهم مىشود، شما ملتهاى مسلمان را مكلف مىسازد. . . در راه استقلال و ريشهكن كردن سرطان استعمار، همفكر و همپيمان شويد. گرفتارىهاى ملل مُسْلم را از زبان اهالى هر مملكت شنيده و در راه حل مشكلات آنان از هيچگونه اقدامى فروگذار نكنيد. براى فقرا و مستمندان كشورهاى اسلامى فكرى كنيد. (2)ايشان در جاى ديگر توجه به فقرا را از اصول و اهداف حج معرفى مىكند:
حقيقت حج اين است كه شما برويد درد مردم را ببينيد؛ ببينيد فقرا چه جورى هستند، شما هم بشويد آن طور. ببينيد مستمندان جهان چهطورند، شما هم [به] آن رنگ درآييد. . . خوب، شما حاجى هستيد، شما مسلمانى هستيد كه مىخواهيد به داد مسلمين برسيد؛ به داد مستضعفين جهان برسيد. (3)امام خمينى حتى مناسك سياسى حج را در راستاى مفاهيم اقتصادى تبيين نموده و برائت از مشركين در حج را به ابعاد اقتصادى مبارزه با استعمار پيوند مىزند:
فرياد برائت ما، فرياد دفاع از مكتب و حيثيات و نواميس، فرياد دفاع از منابع و ثروتها و سرمايهها، فرياد دردمندانه ملتهايى است كه خنجر كفر و نفاق قلب آنان را دريده است.
فرياد برائت ما، فرياد فقر و تهيدستى گرسنگان و محرومان و پابرهنههايى است كه حاصل عرق جبين و زحمات شبانهروزى آنان را زراندوزان و دزدان بينالمللى به يغما بردهاند و حريصانه از خون دل ملتهاى فقير و كشاورزان و كارگران و زحمتكشان، به اسم سرمايهدارى و سوسياليزم و كمونيزم، مكيده و شريان حيات اقتصاد جهان را به خود پيوند دادهاند و مردم جهان را از رسيدن به كمترين حقوق حقه خود محروم نمودهاند. (4)
حج از ديد امام (رحمه الله) ، افزون بر جنبههاى فقهى و معنوى، جنبه سياسى نيز دارد. از اينرو برائت از مشركان، از نظر امام، در تحقق حج واقعى، جايگاه بس ويژهاى دارد؛ چنانكه مىفرمايد:
ميليونها مسلمان هر سال به مكه مىروند و پا جاى پاى پيامبر و ابراهيم و اسماعيل و هاجر مىگذارند. ولى هيچكس نيست كه از خود بپرسد ابراهيم و محمد، كه بودند و چه كردند؟ ! هدفشان چه بود؟ ! از ما چه خواستند؟ ! گويى به تنها چيزى كه فكر نمىشود، به همين است. مسلّم حج بىروح و بىتحرك و قيام، حج بىبرائت، حج بىوحدت و حجى كه از آن هدم كفر و شرك برنيايد، حج نيست. (1)در جايى ديگر، درباره اهميت برائت از مشركان مىفرمايد:
اعلان برائت از مشركان كه از اركان توحيدى و واجبات سياسى حج است، بايد در ايام حج بهصورت تظاهرات و راهپيمايى با صلابت و شكوه هرچه بيشتر و بهتر برگزار شود. . . . مگر تحقق ديانت، جز اعلام محبت و وفادارى نسبت به حق و اظهار خشم و برائت نسبت به باطل است. . . . (2)برائت از مشركان در اديان پيشين نيز وجود داشته و يكى از وقايع مهم تاريخ عصر رسالت در اواخر عمر پيامبر (ص) بوده است كه به سبب آن، دولت اسلامى تثبيت، و دعوت جهانى اسلام آغاز شد و پيامها و پيكهاى آن حضرت به سران دولتها و ملتها گسيل شدند. (3)هرچند برائت از مشركان يك اصل هميشگى و جاودانه است كه خداوند آن را مقرر كرده تا روش سياسى اسلام و مسلمانان را در مقابل مخالفان توحيد و ناقضان حقوق انسانى و مشروع مسلمانان روشن سازد (4)، ولى از نظر امام، برائت از مشركان، در هر عصر و زمانى، جلوهها و شيوهها و برنامههاى متناسب خود را مىطلبد. (5)امام خمينى به زيبايى و ظرافت ابعاد سياسى و اقتصادى حج را در برائت از مشركين تبيين كرده است:
راهپيمايىهاى مكه و مدينه است كه بسته شدن شيرهاى نفت عربستان را به دنبال دارد. راهپيمايى برائت در مكه و مدينه است كه به نابودى سر سپردگان شوروى و آمريكا ختم
مىشود و درست به همين جهت است كه با كشتار دستهجمعى زنان و مردان آزاده، از آن جلوگيرى مىشود و در پناه همين برائت از مشركين است كه حتى سادهدلان مىفهمند كه نبايد سر بر آستان شوروى و آمريكا نهاد. (1)امام (رحمه الله) پس از تأكيد بر برائت از مشركان نيز بيان دليلهاى سست و بىاساس مخالفان و موانع احتمالى اجراى آن، واقعيت و ماهيت برائت از مشركان را يادآورى مىكند تا ارتباط آن با ابعاد اقتصادى حج مشخص شود:
امروز فرياد برائت از مشركان و كافران، فرياد از ستم ستمگران و فرياد امتى است كه جانشان از تجاوزات شرق و غرب و در رأس آنان آمريكا و اذناب آن به لب رسيده است و خانه و وطن و سرمايهاش به غارت رفته است.
و نيز فرياد برائت ما، فرياد مردم مسلمان آفريقاست. . . فرياد برائت ما، فرياد برائت مردم لبنان و فلسطين و همه ملتها و كشورهاى ديگرى است كه ابرقدرتهاى شرق و غرب، خصوصاً آمريكا و اسرائيل به آنان چشم طمع دوختهاند و سرمايه آنان را به غارت بردهاند.
فرياد برائت ما، فرياد برائت همه مردمانى است كه ديگر تحمل تفرعن آمريكا و حضور سلطهطلبانه آن را از دست دادهاند.
فرياد برائت ما، فرياد دفاع از مكتب و حيثيات و نواميس، فرياد دفاع از منابع و ثروتها و سرمايهها، فرياد دردمندانه ملتهايى است كه خنجر كفر و نفاق، قلب آنان را دريده است.
فرياد برائت ما، فرياد فقر و تهىدستى گرسنگان و محرومان و پابرهنههايى است كه حاصل عرق جبين و زحمات شبانهروزى آنان را زراندوزان و دزدان بينالمللى به يغما بردهاند.
فرياد برائت ما، فرياد امتى است كه همه كفر و استكبار به مرگ او در كمين نشستهاند و همه تيرها و كمانها و نيزهها به طرف قرآن و عترت عظيم نشانه رفتهاند. (2)براى درك بهتر ارتباط برائت از مشركان و جهات اقتصادى در انديشه حضرت امام خمينى (رحمه الله) ، توجه به اين نكته مفيد خواهد بود كه امروزه بسيارى از مشكلات اقتصادى جوامع اسلامى از رابطه حاكمان سرسپرده جوامع اسلامى با ابرقدرتها و اجانب سرچشمه مىگيرد كه در صورت برائت و دورى مسلمانان از اين دشمنان اسلام، زمينه هرگونه سوء استفاده آنها از سرمايهها و منابع مسلمانان از بين مىرود. به اين ترتيب امام خمينى با تحليلى سياسى - اقتصادى از برائت از مشركين در حج، اين نكته كليدى را به مسلمانان يادآورى مىكند كه رابطه استعمارگونه و غفلتانگيز با دشمنان اسلام اثرى جز تداوم مشكلات اقتصادى و به يغما رفتن سرمايههاى مسلمانان ندارد. بنابراين مسلمانان براى دستيابى
به عزت از دست رفته خود و اقتدار اقتصادى در قدم اول، بايد روابطى عزتمندانه و مستقلانه با مستكبرين ايجاد نمايند و از روابط سازشكارانه بپرهيزند.
از دو جهت مىتوان روحيه مبارزه و جهاد را از جنبههاى سياسى اقتصاد حج دانست:
يك- امروزه اقتصاد يكى از عرصههاى مبارزه اسلام با استعمارگران است. مسلمانان براى اينكه قدرت خود را در عرصههاى بينالمللى حفظ و تقويت كنند بايد توان اقتصادى بالايى داشته باشند. تحقق اين بخش از اقتصاد اسلامى، مستلزم داشتن روحيه مبارزهطلبى در مقابل دشمنان است؛ دشمنانى كه براى دستيابى به اقتصاد و منابع كشورهاى اسلامى، دست به هر كارى مىزنند؛ به عبارت ديگر جنبه سياسى اقتصاد اسلامى، به مبارزههايى اشاره دارد كه از ملتها و دولتهاى اسلامى در مقابل نفوذ استعمار نوين و استكبار جهانى كه بيدار شدن مسلمانان را به زيان خود مىبيند، حمايت مىكنند و آنها را پابرجا مىدارند.
دو- از طرف ديگر براى رسيدن به رونق و شكوفايى اقتصاد در كشورهاى اسلامى، بايد راه دشوارى را طى كرد؛ با سستى و داشتن روحيه ضعيف و آسيبپذير نمىتوان سختىهاى صعود به قلههاى عزت را پيمود.
حج، مناسك و كالبد آن، ماهيت و هويتى ويژه و راسخ در بتشكنى و مبارزه با طاغوت دارد. به فرض كه به دليل شرايط سياسى و اجتماعى حاكم بر اجراى حج و متوليان آن، نتوان از ظرفيت بالاى حج بهعنوان كانون مبارزه عليه استكبار بهره جست، ولى هيچگاه نمىتوان حج را از تاريخچه مبارزاتى آن جدا ساخت و مناسك آن را تغيير داد. هويت تمدنى حج، با نوعى طاغوتگريزى همراه است و طواف گرد خانه توحيد، همه حكومتها و قدرتهاى غير توحيدى را نفى مىكند. به اين ترتيب حج روحيه مبارزاتى حاجيان و خُلق جهادى زائران خانه خدا را تقويت مىكند.
امام خمينى (رحمه الله) با داشتن چنين نگرشى به حج، «رمىجمرات» در سرزمين «مِنا» را نماد و تمرينى براى مبارزه با شيطانهاى بيرونى در عرصه اجتماعى مىداند و به حاجيان مىگويد:
. . . بيتالله الحرام و كعبه معظمه، زائران عزيزى را در آغوش مىكشد كه حج را از انزواى سياسى و انحراف اساسى بهسوى حج ابراهيمى - محمدى سوق داده و حيات آن را تجديد مىنمايند و بتهاى شرق و غرب را در هم مىشكنند و معناى قيام ناس و حقيقت برائت از مشركان را عرضه مىدارند. . . . (1)امام خمينى (رحمه الله) ، پس از عرض تبريك به مناسبت عيد قربان، از حضرت ابراهيم (ع) چنين ياد مىكند:
1) صحيفه نور، ج20، ص202؛ صحيفه حج، ج1، ص159. .
. . . اين پدر توحيد و بتشكن جهان، به ما و همه آموخت كه عزيزترين ثمره حيات خود را در راه خدا بدهيد و عيد بگيريد. خود و عزيزان خود را فدا كنيد و دين خدا را و عدل الهى را برپا نماييد. . . . به فرزندان آدم درس آموزندۀ جهاد در راه حق را داد كه از اين مكان عظيم نيز فداكارى و از خودگذشتن را به جهانيان ابلاغ كنيد. . . . مگر ابرقدرتهاى زمان ما بتهاى بزرگ نيستند كه جهانيان را به اطاعت و كرنش و پرستش خود مىخوانند و با زور و زر و تزوير، خود را به آنان تحميل مىنمايند. كعبه معظم، يكتا مركز شكستن اين بتهاست. . . . (1)امام خمينى (رحمه الله) ، كعبه، كانون حج را با رويكردى سياسى-اجتماعى، محل مبارزان و مجاهدانى مىداند كه از حج، درس مبارزه با طاغوت و استعمار را آموختهاند. ايشان بدينسان روحيهاى انقلابى را براى حاجيان و زائران خانه خدا ترسيم مىكند: «كعبه معظمه، براى پذيرايى مسلمانان عاشق حق و عدالت و فريادهاى كوبنده آنان برسر اَبَر ظالمان دهر و ابرچپاولگران جهان، آغوش باز نموده و انتظار پذيرايى آنان را مىكشد» . (2)نوع نگرش امام خمينى (رحمه الله) به حج، حاكى از روحيه بالاى مبارزاتى ايشان است و نشان مىدهد كه ايشان در حج، شاهد شور و هيجان بالايى بودهاند؛ شور و هيجانى كه با انتقالش به جمعيت ميليونى زائران خانه خدا، مىتوانسته موج عظيمى را در جهان اسلام ايجاد كند. به گفته ايشان:
در فريضه حج كه لبيك به حق است و هجرت بهسوى حق تعالى به بركت ابراهيم و محمد است، مقام «نه» بر همه بتها و طاغوتهاست و شيطانها و شيطانزادههاست و كدام بت از شيطان بزرگ آمريكاى جهانخوار و شوروى ملحد متجاوز بزرگتر و كدام طاغوت و طاغوتچه از طاغوتهاى زمان ما بالاترند؟
در لبيك لبيك، «نه» بر همه بتها گوييد و فرياد «لا» بر همه طاغوتها و طاغوتچهها كشيد و در طواف حرم خدا. . . ، به موازات عشق به حق از بتهاى بزرگ و كوچك و طاغوتها و وابستگانشان برائت جوييد. . . و در لمس حجرالاسود، بيعت با خدا بنديد كه با دشمنان او و رسولانش و صالحان و آزادگان دشمن باشيد و به اطاعت و بندگى آنان هر كه باشد و هر جا باشد، سر ننهيد و خوف و زبونى را از دل بزداييد. . . و با حال شعور و عرفان به مشعرالحرام و عرفات رويد. . . و به فكر نجات محرومان و مستعضعفان از چنگال استكبار جهانى باشيد. . . و شرط همه مناسك و مواقف براى رسيدن به آروزهاى فطرى و آمال انسانى اجتماع همه مسلمانان در اين مراحل و مواقف و وحدت كلمه تمامى طوايف مسلمين است. . . . (3)
در پيام ديگرى نيز مىفرمايد:
گردش به دور خانه خدا، نشاندهنده اين است كه به غير از خدا گِرد ديگرى نگرديد و رجم عقبات، رجم شياطين انس و جن است. شما با رجم با خداى خود عهد كنيد تا شياطين انس و ابرقدرتها را از كشورهاى اسلامى عزيز برانيد. امروز جهان اسلام به دست آمريكا گرفتار است. شما براى مسلمانان قارههاى مختلف جهان، پيامى از خداوند ببريد؛ پيامى كه به غيرخدا، بردگى و بندگى هيچكس را نداشته باشيد. (1)از ديد امام (رحمه الله) ، حج اردوگاهى است كه در آن، مبارزه با دشمن تمرين و مرور مىشود. يكى از محورهاى اساسى پيامها و سخنرانىهاى امام خمينى به مناسبت حج، دعوت حجاج بهطور خاص و دعوت مسلمانان بهطور عام براى قيام جهت احياى حقوق و دستاوردهاى تمدن اسلامى و مبارزه با استعمار و دشمنان اسلام است. (2)ايشان در پيامهاى خود به مناسبت حج از خشكاندن ريشه استكبار سخن مىگويند (3)و دفاعشان از ملتها را حربه آنها جهت فريب و استفاده از منافع و سرمايههاى ملتها مىداند. (4)امام (رحمه الله) ، در يكى از پيامهايشان مىفرمايد:
. . . اين بيت معظم، براى ناس بنا شده و براى قيام ناس و نهضت همگانى و براى منافع مردمى، و چه نفعى بالاتر و والاتر از آنكه دست جباران جهان و ستمگران عالم از سلطه بر كشورهاى مظلوم كوتاه شود و مخازن عظيم كشورها، براى مردم خود آن كشورها باشد. بيتى كه براى قيام تأسيس شده است، آن هم قيام ناس و للناس. پس بايد براى همين مقصد بزرگ در آن اجتماع نمود و منافع ناس را در همين مواقف شريف تأمين نمود. (5)امام (رحمه الله) ، تبديل شدن مكه به كانون مبارزه عليه دشمنان را از اسرار حج مىداند و مىگويد: «مكه مكرمه را با هماهنگى زائران سراسر جهان، به كانون فرياد عليه ستمگران تبديل كنيد كه اين يكى از اسرار حج است» . (6)امام خمينى (رحمه الله) ، ضمن نقد تفكرى كه حج را به ابعاد فردى و مناسكى تنزل مىدهد، حج را برنامه مبارزه با قدرتهاى استكبارى معرفى مىكند.
امام درباره عرصههاى گوناگون اقتصاد سياسى حج چنين مىفرمايد:
چيزى كه تا به حال از ناحيه ناآگاهان و يا تحليلگران مغرض و يا جيرهخواران بهعنوان فلسفه حج ترسيم شده است، اين است كه حج يك عبادت دستهجمعى و يك سفر زيارتى - سياحتى است. به حج چه كه چگونه بايد زيست و چطور بايد مبارزه كرد و با چه كيفيت در مقابل جهان سرمايهدارى و كمونيسم ايستاد؟ ! به حج چه كه حقوق مسلمانان و محرومان را از ظالمين بايد ستاند؟ ! به حج چه كه بايد براى فشارهاى روحى و جسمى مسلمانان چارهانديشى نمود؟ ! به حج چه كه مسلمانان بايد بهعنوان يك نيروى بزرگ و قدرت سوم جهان خودنمايى كنند؟ ! به حج چه كه مسلمانان را عليه حكومتهاى وابسته بشوراند؟ ! بلكه حج همان سفر تفريحى براى ديدار قبله و مدينه است و بس! و حال آنكه حج براى نزديك شدن و اتصال انسان به صاحب خانه است و حج تنها حركات و اعمال و لفظها نيست و با كلام و لفظ و حركت خشك انسان به خدا نمىرسد. حج كانون معارف الهى است كه از آن، محتواى سياست اسلام را در تمامى زواياى زندگى بايد جستوجو نمود. (1)از ديد امام، ابعاد مبارزاتى و دشمنستيزى حج، از نشانههاى پويايى و زنده بودن حج است:
مسلمين بايد در حج وقتى كه مىروند يك حج زنده، يك حج كوبنده، يك حجى كه محكوم كنند اين شوروى جنايتكار و آن آمريكاى جنايتكار را؛ يك همچو حجى، حجى است كه مقبول است. (2)
هرچند ديدگاههاى زيادى درباره كاهش تصدىگرى دولت در نظريههاى اقتصادى مطرح است، ولى كماكان دولت يكى از مهمترين و اثرگذارترين عوامل اقتصادى است كه نقش بىبديلى در سياستگذارى و نظارت بر اجراى برنامههاى اقتصادى دارد.
در حال حاضر، يكى از موانع جدى در مسير توسعه و شكوفايى در كشورهاى اسلامى، وجود دولتهاى دستنشاندۀ به اصطلاح اسلامى است؛ بهطورىكه يكى از ابعاد احياى تمدن اسلامى به تحول در اين دولتها اختصاص مىيابد.
از ديد امام (رحمه الله) ، يكى از مسائل اساسى جهان اسلام، وجود دولتهايى به ظاهر اسلامى است؛ چنانكه در يكى از پيامهاى حج مىگويد:
اين خطرى است براى مسلمين. من اعلام خطر مىكنم براى مسلمين و براى اسلام با اين وضعى
كه دولتها دارند. . . . مشكل مهم، دولتهاى اسلامى هستند. بايد دولتها بيدار بشوند. اگر دولتها بيدار بشوند، مشكلات مسلمين رفع مىشود، با هم تفاهم مىكنند. لكن دستهايى در كار است كه نمىگذارد. (1)بهطور كلى امام خمينى (رحمه الله) براى سران و دولتهاى كشورهاى اسلامى، مسئوليت بسيار سنگينى قائل بود؛ هرچند كه انتقادهاى بسيارى به آنها مىكرد و آنها را مسلمان واقعى نمىدانست (2)و حتى در پيامهايشان راجع به حج نيز اين انتقادها بسيار به چشم مىخورد. (3)امام خمينى (رحمه الله) ، خطاب به زائران خانه خدا، از سرسپردگى سران كشورهاى اسلامى و از اينكه از منافع كشور اسلامى خود حمايت نمىكنند، به شدت انتقاد مىكرد؛ چنانكه فرمود:
ما اكنون از بسيارى از دولتهاى به اصطلاح اسلامى، مأيوس هستيم و اميدى به هدايت آنان نداريم. مگر آنكه خداوند متعال، نظر عنايتى فرمايد و خود و كشور خود را از چنگال گرگان جهانخوار نجات دهد. (4)امام در يكى از پيامهاى حج، پس از بيان توطئههاى استعمار در تسلط بر سرمايهها و منابع مسلمانان و وابستگى كشورهاى اسلامى به آنها، يكى از علتهاى اين درد مهلك را وجود دولتهايى اسلامى مىداند كه البته اگر با ملتها همراه شوند، به يقين، مشكل حل خواهد شد:
. . . و دولتهاى ملتهاى اسلامى نيز اگر با تودههاى محروم همگام و همراه شوند، از اين پيوستگى و وابستگى ذلتبار كه هزار بار مرگ بهتر از آن است، نجات پيدا مىكنند و با عزت و ارزشهاى انسانى همآغوش مىشوند. . . . (5)در پيام ديگرى هم مىفرمايد: «اگر وحدت كلمه اسلامى بود و اگر دولتها و ملتهاى اسلام، به هم پيوسته بودند، معنا نداشت كه قريب يك ميليارد جمعيت مسلمين، زيردست قدرتها باشند» . (6)بنابراين از ديد امام (رحمه الله) ، وجود دولتهاى سرسپرده اسلامى، يكى از موانع پيشرفت و توسعه جوامع اسلامى است كه براى حفظ قدرت، بيشتر به استعمارگران وابستهاند تا به مردم. طبيعى است كه اقتصاد وابسته و غيربومى، هيچ گاه در مسير توسعه پايدار و ملى قابل تحليل نيست. چنين اقتصادى حتى
مىتواند آسيبپذيرى كشورهاى اسلامى را در مقابل استعمارگران افزايش دهد. ازاينرو به نظر امام خمينى، اين دولتها بايد به ملتها بپيوندند و در مقابل، ملتها نيز وظيفه دارند دولتها را اصلاح و كنترل كنند. امام در پيامى به زائران خانه خدا مىفرمايد:
مسلمانان جهان، بايد به فكر تربيت و كنترل و اصلاح سران خودفروخته بعضى كشورها باشند و آنان را با نصيحت يا تهديد، از اين خواب گرانى كه هم خودشان و هم منافع ملتهاى اسلامى را به باد فنا مىدهد، بيدار نمايند و به اين سرسپردگان و نوكران هشدار بدهند و خودشان هم با بصيرت كامل از خطر منافقين و دلالان استكبار جهانى غافل نشوند و دست روى دست نگذارند و نظارهگر صحنه شكست اسلام و غارت سرمايهها و منافع و نواميس مسلمين نباشند. (1)همانطور كه گفتيم، جمعيت بسيارى از سراسر جهان در ايام حج گرد هم مىآيند. اين جمعيت، مىتواند با همبستگى و يكرنگى، دولتهاى اسلامى را تحت فشار قرار دهد و آنها را از خواب غفلت و بىخبرى بيدار كند.
امروزه، در صحنه بينالملل، حضور پر رنگ و يكپارچه ملتها در صحنه سياسى، به روند تغيير و دگرگونى، قدرت بالايى مىبخشد. شكلگيرى تجمع ميليونى و هر ساله ملتهاى مسلمان در ايام حج، مىتواند انتظارها و خواستههاى ملتها از دولتها را محقق سازد. در انجام اين كار مهم نيز انديشمندان و فرهيختگان جهان اسلام، نقش ويژهاى دارند:
بر دانشمندانى كه در اين اجتماع شركت مىكنند، از هر كشورى كه هستند، لازم است براى بيدارى ملتها بيانيههاى مستدلى با تبادلنظر صادر كرده و در محيط وحى، بين جامعه مسلمين توزيع نمايند و نيز در كشورهاى خود پس از مراجعت، نشر دهند و در آن بيانيهها از سران كشورهاى اسلامى بخواهند كه اهداف اسلام را نصب عين خود قرار داده، اختلافات را كنار گذاشته، براى خلاصى از چنگال استعمار چاره بينديشند. (2)
يكى از مهمترين ابعاد سياسى اقتصاد در اين نكته است كه براى دستيابى به اقتدار اقتصادى و توسعه پايدار، استقلال سياسى لازم است. بدون استقلال سياسى، هرچند ممكن است در برخى موارد موفقيتهاى اقتصادى حاصل شود، ولى كوتاهكردن دست استعمارگران از منافع و منابع ملى از يك استقلال سياسى ناشى مىشود كه با عزمى استوار در مسير توسعه و كمال قرار مىگيرد و دشوارىهاى راه را به جان مىخرد. يكى از علل مهم عدم پيشرفت اقتصادى در جوامع اسلامى، علىرغم
برخوردارى از سرمايههاى مادى و معنوى بسيار، در همين مسئله قابل رديابى است.
امام خمينى در پيام حج، استقلال سياسى را از نعمتهاى الهى مىداند كه ملت ايران به دنبال مبارزات و تلاشهاى انقلابى خود توانسته آن را به دست آورد و امام، خداوند را براين نعمت الهى شكر مىكند. (1)امام خمينى در پيامهاى حج خود، ضمن اينكه مسلمانان را به استقلال فرامىخواند، هزينههاى دستيابى به آن را نيز گوشزد مىكند (2)كه محاصره اقتصادى يكى از آنهاست. (3)امام خمينى نه تنها با اين باور كه دين مانع پيشرفت و توسعه اقتصادى است، مخالف بود (4)، بلكه در پيامهاى حج خود همواره بر بازگشت مسلمانان به اصول دينى تأكيد داشت و اين رهگذر را مسيرى امن و مطمئن براى دستيابى به استقلال مىدانست كه يكى از راههاى آن، توجه به همه ابعاد و ظرفيتهاى حج است. امام خمينى در اين خصوص مىفرمايد:
ممالك شرق، ممالك اسلامى، تا اسلام را نيابند، نمىتوانند زندگى شرافتمندانه بكنند. مسلمين بايد اسلام را پيدا كنند. اسلام از دستشان فرار كرده بود. ما الآن اسلام را نمىدانيم چيست. اين قدر به مغز ما خوانده است اين غرب و اين جنايتكارها كه اسلام را ما گُمَش كرديم. تا اسلام را پيدا نكنيد نمىتوانيد اصلاح بشويد. از آن مركز، كه كعبه معظّمه است و مركز اجتماع مسلمين است، در هر سال، گرفته تا آخر بلاد مسلمين، اسلام گُم است پيششان، نمىدانند چيست و لهذا مسلمين جمع مىشوند در مكه معظّمه، در يك محلى كه خداى تبارك و تعالى آن محل را قرار داده براى اجتماع مسلمين، اجتماع معنوى. مسلمين جمع مىشوند و نمىدانند چه مىكنند؛ استفاده اسلامى از آن نمىكنند. يك همچو مركز سياسى را متبدلش كردند به يك امورى كه اصلاً غفلت از همه مسائل مسلمين [است.] بايد اسلام را پيدايش كنند. مسلمين اگر حج را پيدا كنند، اگر آن سياستى كه در حج به كار رفته است از طرف اسلام، همان را پيدا كنند، كافى است براى اينكه استقلال خودشان را پيدا بكنند. ولى معالأسف ما گم كرديم اسلام را. آن اسلامى كه الآن دست ماست كه بهكلى از سياست جدايش كردند؛ سرش را بريدند. آن چيزى كه اصل مطلب است از آن بريدند و جدا كردند، و مابَقىاش را دست ما دادند. همان ما را به اين روز نشانده است كه ما نمىشناسيم سَرِ اسلام را، ما نمىشناسيم. ما تا پيدا نكنيم اسلام را، تا همه مسلمين پيدا نكنند اسلام را، نمىتوانند به مَجْد خودشان برسند. مَجدِ اسلام آن بود كه در صدر
اسلام بود. آن بود كه با يك جمعيت كم، دو تا امپراتورى (1)را از بين برد. آن مجد اسلام بود، نه براى كشورگشايى؛ براى آدمسازى. (2)
امروزه كاملا پذيرفته شده است كه توسعه پيش از آنكه بر منابع مالى و ثروت متكى باشد، بر مبانى و سرمايههاى فرهنگى استوار است؛ به عبارت ديگر توسعه و پيشرفت اقتصادى در هر كشورى به اصول فرهنگى نياز دارد كه بدون آن، توسعه بسيار به دشوارى و كندى پيش مىرود. بنابراين قبل از برنامههاى توسعه اقتصادى يا همزمان با آن بايد به پيشنيازهاى فرهنگى توسعه توجه كرد. (3)اگر با ديدى كلان به مسائل جهان اسلام بپردازيم، خواهيم ديد يكى از موانع توسعه در كشورهاى اسلامى به اين موضوع برمىگردد. جامعهشناسى تاريخى كشورهاى اسلامى نشان مىدهد كه اين كشورها علىرغم برخوردارى از منابع سرشار طبيعى و انسانى و فرهنگ غنى اسلامى، به دليل تلاشهاى استعمارگران و دشمنان اسلام، از مبانى فرهنگى توسعه و كمال كه براساس آن مسلمانان در ابتدا به سرعت توانستند تمدنى عظيم بنا نهند و تمدنهاى معاصر را به چالش بكشند، دور افتادهاند.
امام خمينى ضمن توجه به اين اصول مهم، بخش مهمى از ابعاد اقتصادى پيامهاى خود را به موضوعات فرهنگى توسعه اقتصادى مسلمانان اختصاص مىدهد و از اين طريق آنها را به توسعهاى پايدار فرامىخواند. در اين بخش ظرفيتهاى فرهنگى حج در توسعه اقتصادى را از ديدگاه امام خمينى بررسى مىكنيم.
حضرت امام در راستاى مبانى فرهنگى توسعه در پيامها و سخنرانىهاى خود با روشنگرى درباره مسائل جهان اسلام، سعى كرده است آنها را به اين مسائل آشنا كند تا در مسير توسعه و ترقى جوامع خود، گام بردارند. اين امور را مىتوان در موارد زير خلاصه كرد:
خطر استعمار (1)و برنامههاى استعمارگران، مانند ايجاد رعب و وحشت در مسلمانان از قدرت تكنولوژيك غرب (2)، ايجاد حكومتهاى وابسته براى عقب نگهداشتن جوامع اسلامى (3)، ايجاد انحراف در دانشگاهها و غربزده و غيرمهذبكردن دانشجويان (4)، ايجاد وابستگى و مصرفى بارآوردن مسلمانان (5)، به تاراج بردن منابع طبيعى كشورهاى اسلامى (6)، تبليغات براى ضعيف نشان دادن اقتصاد كشورهاى اسلامى (7)، تبليغ عليه ملتهاى مبارز (8)، اتهامزنى و فرافكنى (9)، اختلافافكنى براى هدررفت سرمايهها (10)، تجزيهطلبى (11)و تحريم رسانهاى (12)
همبستگى و همگرايى جهان اسلام، در انديشه سياسى امامخمينى (رحمه الله) جايگاه ويژهاى دارد. در انديشه امام، ماهيت و محور همبستگى، حبل الله و حق است. (17)ايشان براى موضوع همبستگى، ضرورت عقلى
1) ر. ك: صحيفه حج، ج1، ص49.
2) ر. ك: صحيفه حج، ج1، ص126.
3) ر. ك: صحيفه حج، ج1، ص167.
4) ر. ك: صحيفه حج، ج1، ص168.
5) ر. ك: صحيفه حج، ج1، ص167.
6) ر. ك: صحيفه حج، ج1، ص165.
7) ر. ك: صحيفه حج، ج1، صص47، 217، 1123.
8) ر. ك: صحيفه حج، ج1، ص58.
9) ر. ك: صحيفه حج، ج1، ص248.
10) ر. ك: صحيفه حج، ج1، صص13، 65 و 69.
11) ر. ك: صحيفه حج، ج1، ص21.
12) ر. ك: صحيفه حج، ج1، ص 68.
13) ر. ك: صحيفه حج، ج1، صص 21، 48 و 6٠.
14) ر. ك: صحيفه حج، ج1، ص 218.
15) امام خمينى در پيامهاى خود درباره روحانيون دربارى به شدت هشدار مىدهد (ر. ك: صحيفه حج، ج1، صص141،149، 186، 138، 249، 151، 220، 136، 198، 113، 161) و حتى آنها را عامل عقبماندگى مسلمانان معرفى مىكند. (ر. ك: صحيفه حج، ج1، ص123
16) براى نمونه ر. ك: صحيفه حج، ج1، صص 125، 126، 76.
17) صحيفه نور، ج7، ص229؛ ج8، ص155؛ ج19، صص28 و 29. .
و شرعى و اقتضاى شرايط ويژه در جهان اسلام قائلاند. (1)در ادبيات سياسى و بينالمللى امام، تأثير وجود اختلاف در جهان اسلام، با تعابيرى همچون: «طمع قدرتهاى استعمارى به ممالك اسلامى» (2)، «عامل تسلط بيگانگان» (3)و «منشأ ذلت و گرفتارىها» (4)آمده است. در مقابل، براى همبستگى مسلمانان جهان اسلام، آثار بزرگى مانند: (5)«عامل سرافرازى» (6)، «رفع مشكلات» (7)، «رمز پيروزى» (8)، «افزايش قدرت» (9)، «نجات از سلطه استعمار» (10)، «كسب استقلال واقعى» (11)«عامل شكست قدرتها» (12)بيان شده است.
امام خمينى در اين باره مىفرمايد:
براى من يك مطلب به شكل معماست و آن اين است كه همه دول اسلاميه و ملتهاى اسلام مىدانند كه درد چيست؛ مىدانند كه دستهاى اجانب در بين است كه اينها را متفرق از هم بكند؛ مىبينند كه با اين تفرقهها ضعف و نابودى نصيب آنها مىشود؛ . . . معما اين است كه با اينكه اينها را مىدانند، چرا به علاج قطعى كه آن اتحاد و اتفاق است، روى نمىآورند. (13)امام خمينى (رحمه الله) شعائر (14)و اجتماعات مذهبى (15)را عامل همبستگى افراد مىداند و در اين مورد، علاوه بر حج، به برپايى نماز جمعه (16)، راهپيمايى (17)، عزادارى محرم (18)و ايام مذهبى (19)تأكيد بسيارى مىكنند.
1) ر. ك: وحدت از ديدگاه امام خمينى \ (تبيان، دفتر پانزدهم) ، صص19- 67.
2) صحيفه نور، ج1، ص119.
3) صحيفه نور، ج5، ص37.
4) صحيفه نور، ج5، ص174؛ ج22، ص248.
5) ر. ك: وحدت از ديدگاه امام خمينى (رحمه الله) (تبيان، دفتر پانزدهم) ، صص111- 153 و 39٠- 4٠٠.
6) صحيفه نور، ج6، ص49.
7) صحيفه نور، ج7، ص176.
8) صحيفه نور، ج9، ص226.
9) صحيفه نور، ج10، صص223 و 224؛ ج15، ص271.
10) صحيفه نور، ج11، ص272.
11) صحيفه نور، ج12، ص36.
12) صحيفه نور، ج13، صص3 و 4.
13) صحيفه نور، ج8، صص235و 236.
14) كشف الاسرار، ص123.
15) صحيفه نور، ج9، ص223.
16) صحيفه نور، ج8، ص14٠.
17) صحيفه نور، ج10، ص188.
18) صحيفه نور، صص216 و 217؛ ج 21، ص173. (وصيتنامه سياسى - الهى امام خمينى) .
19) صحيفه نور، ج 15، صص 262 و 263. .
امام، حج را يكى از ابزارها و مكانهاى تحقق همبستگى در جهان اسلام مىدانست و مىفرمود: «با اتكال به خداى بزرگ در اين مواقف عظيم، پيمان اتحاد و اتفاق در مقابل جنود شرك و شيطنت ببنديد و از تفرق و تنازع بپرهيزيد» . (1)ايشان همبستگى را يكى از فلسفههاى مهم حج مىدانست و زائران را به اين امر فرا مىخواند و آنها را از تفرقهافكنى پرهيز مىداد. ايشان در اين زمينه نيز براى روحانيون و انديشمندان جهان اسلام، رسالت مهمى قائلاند. (2)امام درباره همبستگى در جهان اسلام، تنها به بيانيه و نظريهپردازى بسنده نكرده، بلكه راهكارهاى عملى هم ارائه مىدهد (3)كه يكى از آنها شركت در نماز جماعت اهل سنت، بهويژه در روزهاى حج است (4).
امام خمينى در پيامها و سخنرانىهاى خود به مناسبت حج قصد دارد از ظرفيت حج در ايجاد وحدت، استفاده اقتصادى كند و جنبههاى سياسى مناسك حج را در عرصه اجتماعى به رونق اقتصادى سوق دهد. در شرايطى كه اقتدار اقتصادى كشورهاى اسلامى مورد تأييد دشمنان نيست، طبيعى است كه بدون همبستگى مسلمانان، پيمودن مسير دشوار توسعه اقتصادى با وجود كارشكنى و تحريمهاى استعمارگران كه منافع خود را بر باد رفته مىبينند، امكانپذير نيست.
امام خمينى در پيام حج خود پس از ذكر مشكلات و مسائل مسلمانان در مواجهه با استعمارگران، راه چاره را چنين بيان مىكند:
امروز چاره چيست و براى شكستن اين بتها چه تكليفى متوجه مسلمانان جهان و مستضعفان مىباشد؟ يك چاره كه اساس چارههاست و ريشه اين گرفتارىها را قطع مىكند و فساد را از بن مىسوزاند، وحدت مسلمانان، بلكه تمامى مستضعفان و دربند كشيدهشدگان جهان است. و اين وحدت، كه اسلام شريف و قرآن كريم بر آن پافشارى كردهاند، با دعوت و تبليغ دامنهدار بايد به وجود آيد. و مركز اين دعوت و تبليغ مكّه معظّمه در زمان اجتماع مسلمين براى فريضه حج است، كه ابراهيم خليلالله و محمد حبيبالله شروع، و در آخرالزمان حضرت بقيۀالله -أرواحنا لمقدمه الفدا - تعقيب مىكند. (5)ايشان در جاى ديگر مىفرمايد:
از جمله چيزهايى كه براى قيام مسلمانان و مستضعفان جهان عليه چپاولگران جهانى و مستكبران جهانخوار لازم به تذكر است آن است كه نوعاً قدرتهاى ستمگر از راه ارعاب و تهديد يا به وسيله بوقهاى تبليغاتى خودشان و يا به وسيله عمال مزدور بومى خائنشان مقاصد شوم خود را اجرا مىكنند. در صورتى كه اگر ملتها با هشيارى و وحدت در مقابلشان بايستند، موفق به اجراى آن نخواهند شد. (1)امام خمينى در پيام حج خود مستضعفان را براى دفاع از حقوق و سرمايههاى مادى خود به وحدت فرا مىخواند:
هاناى مسلمانان جهان و مستضعفان تحت سلطه ستمگران، بپاخيزيد و دست اتحاد به هم دهيد و از اسلام و مقدرات خود دفاع كنيد و از هياهوى قدرتمندان نهراسيد كه اين قرن به خواست خداوند قادر، قرن غلبه مستضعفان بر مستكبران و حق بر باطل است. (2)
در مسير توسعه و پيشرفت اقتصادى، سختىها و موانع بسيارى وجود دارد. آغاز اين حركت و ثبات قدم در آن، با وجود مشكلهاى بسيار و مشاهده ظهور قدرت و تمدن دشمن استكبارى، به روحيه و اعتمادبهنفس كاملى نياز دارد تا با خودباورى نسبت به توانايىها و امكانات، قله افتخار و عزت اسلامى را بتوان فتح كرد.
از ديد امام، جهان اسلام داراى قدرتهاى مادى و معنوى بسيارى است. به شرط خودباورى و اتحاد، زمينهساز پيروزى جوامع اسلامى است (3). ايشان در پيامهاى خود به كنگره عظيم حج به اين موضوع اشاره كردهاند. (4)ايشان در اين مورد مىفرمايد: «اگر ممالك اسلامى با جمعيتى كه يك ميليارد تقريباً هست، مخازن بزرگى كه دارند، اينها اگر چنانچه به يك نحو اتحادى با هم پيدا كنند، بزرگترين قدرت هستند» . (5)يكى از استراتژى و روشهاى دشمنان اسلام براى مقابله با حركتهاى مردمى و انقلابى اسلامى نيز ايجاد نااميدى و از بين بردن حس اعتمادبهنفس و خودباورى در جنبشهاى اصلاحطلبانه است.
بدينترتيب، شوق و انگيزهاى براى آغاز يا تداوم اين راه دشوار پديد نمىآيد. امام خمينى يكى از دلايل خودباختگى مسلمانان در عرصه اقتصادى را تبليغات و تلاشهاى استعمارگران براى استثمار سرمايههاى جوامع اسلامى مىدانست:
از جمله مسائلى كه به مسلمانان و مستضعفان جهان اجازه هيچگونه فعاليت براى خروج از قيدوبند استعمارگران را نمىدهد و آنان را به حال ركود و عقبافتادگى نگاه مىدارد، تبليغات همه جانبهاى است كه غربزدگان و شرقزدگان، يا به امر ابرقدرتها يا با كوتاه نظرى خود، در سراسر كشورهاى اسلامى و استضعافى به راه انداختهاند و مىاندازند. و آن است كه علم و تمدن و پيشرفت مختص به دو جناح امپرياليزم و كمونيسم است. . . ما از خود هيچ نداريم، و بايد همه چيز را از ابرقدرتهاى غرب يا شرق بگيريم: علم را، تمدن را، قانون را، و پيشرفت را! و شما امروزِ سياه ما را مىبينيد كه در اثر اين تفكر كه بر ما تحميل كردهاند، هرچيز، اگرچه ممتاز باشد و از خودى باشد، به همين جرم مشترىاش كم است؛ و همين را اگر اسم غربى به آن بگذارند، مشترى زياد پيدا مىكند. . . . و اين باور در حالى است كه بعض دانشمندان و نويسندگان غير مسلمان با شواهد زنده ثابت نمودهاند كه تمدن و علم از اسلام به اروپا رفته و مسلمانان در اين امور پيشقدم بودهاند. (1)بر اين اساس امام، خطاب به زائران خانه خدا، اين توطئه دشمنان را در كلام مبسوطى تشريح كرده و در ادامه مىفرمايد:
. . . قدم اول، زدودن يأس از دلهاست كه عمال خبيث آنان با كوشش غرب و شرق در جانهاى مسلمين جايگزين كردند و به آنها باوراندهاند كه بدون وابستگى به يك ابرقدرت، نمىشود به زندگانى خود ادامه داد. . . . (2)امام خمينى (رحمه الله) ، در پيامهاى خود به زائران خانه خدا، ضمن دعوت به مبارزه و ايستادگى در مقابل دشمنان، روحيه انقلابى و مبارزاتى آنها را افزايش مىدادند. ايشان در پيامى، انقلاب اسلامى ايران را سبب غرور و اعتمادبهنفس مسلمانان مىداند و مىفرمايد:
. . . دوران بنبست و نااميدى و تنفس در منطقه كفر به سر آمده است و گلستان ملتها رخ نموده است و اميدواريم همه مسلمانان، شكوفههاى آزادى و نسيم عطر بهارى و طراوت گلهاى محبت و عشق و چشمهسار زلال جوشش اراده خويش را نظاره كنند. . . . [اى] مسلمانان تمامى كشورهاى جهان. . . ! به فكر نگهداشتن وضع موجود نباشيد، بلكه به فكر فرار از اسارت و رهايى از بردگى و يورش به دشمنان اسلام باشيد كه عزت و حيات در سايه مبارزه است و اولين گام
در مبارزه اراده است و پس از آن تصميم بر اينكه سيادت كفر و شرك جهانى، خصوصاً آمريكا را بر خود حرام كنيد. . . . (1)امام خمينى (رحمه الله) در اين پيامها، از سويى مردم را به مقابله و ايستادگى رهنمون مىشود و از سوى ديگر، مقدمه و پيشنيازهاى آن را بيان و تأمين مىكند. هدف ايشان از بيان سخنانشان، اين است كه زائران خانه خدا را به يك خودباورى، براساس ايمان به داشتهها و توانمندىهاى جهان اسلام، برساند.
ايشان در پيامى به زائران خانه خدا، با لحنى متفاوت، مىفرمايد:
. . . اگر نمايندگان يك ميليارد مسلمان با اسم و رسم از متجاوزان به حقوق مظلومان و بلاد مسلمين برائت جويند و خواستار قطع يد ظالمين شوند، هيچ قدرتى تاب مقاومت با آنان را نخواهد داشت. اگر ملتهاى اسلامى و دولتهاى كشورهاى اسلامى، با اين همه امكانات انسانى و ذخاير مورد احتياج حياتى قدرتمندان، از روى قدرت با آنان برخورد كنند و از جار و جنجال و هياهوهاى كاخنشينان نترسند و تحت تأثير تبليغات دروغين رسانههاى طرفدار و جيرهخوار ابرجنايتكاران واقع نشوند و با اتكال به قدرت لايزال ايزدى و به شكر نعمتهايى كه به آنها داده است، بر سر آنها فرياد كشند و آنان را تهديد به بستن مرزهاى خود به روى آنان و قطع كمكهاى خود از نفت و غير آن نمايند، شكى نيست كه آنها در مقابل اين قدرت كه ما قدر آن را نمىدانيم، تسليم خواهند شد. (2)
يكى از مهمترين مباحث در اقتصاد، جهات اخلاقى و ارتباط دوسويه بين آنهاست. نظامهاى اخلاقى، تعامل ويژهاى با اقتصاد دارند و از رد اقتصاد تا در خدمت اقتصاد قرار گرفتن تفاوت مىكنند (3). حتى برخى از انديشمندان، دين را با رويكرد اقتصادى مىنگرند و از اين جهت دين را در ايجاد نظام اقتصادى تحليل مىكنند. (4)از طرف ديگر، نظام اقتصادى براى پيشرفت و تعامل، به سلامت و دورى از فساد نياز دارد؛ چراكه فساد هر نوع نظام اقتصادى تمدنى را به اضمحلال مىكشد.
حج، عبادتى ژرف است كه با اعمال سمبليك و نمادينش، زائر را كنار كعبه و خانه خدا، در اقيانوس عميق عرفان اسلامى شناور مىكند تا او بتواند مقام قرب به خدا را به خوبى درك كند.
1) صحيفه حج، ج1، ص255.
2) صحيفه حج، ج1، ص161.
3) ر. ك: نظام اقتصادي اسلام: مباني، اهداف، اصول راهبردي و اخلاق، حسين ميرمعزي؛ اخلاق و اقتصاد، آمارتياكومار سن، ترجمه حسن فشاركي، شيرازه؛ اخلاق و اقتصاد، افشين خاكباز؛ اخلاق و بازار: گفتوگويي درباره دين، علم اقتصاد و عدالت، ريكا بلنك، ويليام بك گرن، ترجمه علي سعيدي.
4) بارزترين اثر داين خصوص تحليل ماكس وبر در مورد دين مسيحيت است. ر. ك: اخلاق پروتستاني و روح سرمايهداري، ماكس وبر، ترجمه مرتضي تاقبفر. .
هنگامى كه حاجى قصد سفر مىكند و از همه وابستگىهايش در وطن دل مىكند، عبادتى فراگير آغاز مىشود تا ميهمان خانه خدا با قربانى به درگاه حضرت حق برود و عبوديتش را به درگاه خالق جشن بگيرد.
امام (رحمه الله) كه فقيهى عارف و استاد اخلاق حوزه علميه بود، گذشته از اينكه همچون حكيمى فرزانه، معارف حج را تبيين كرد و مانند سياستمدارى كاردان، به تحليل سياسى و اجتماعى حج پرداخت، جنبههاى اخلاقى و معنوى حج را نيز با ظرافت و بيانى زيبا اظهار داشت و همواره زائران را به رعايت آنها سفارش كرد. (1)توجه به ابعاد اقتصادى حج، ممكن است جنبههاى معنوى و اخلاقى حج را تهديد كند. به همين دليل، امام خمينى (رحمه الله) ، با دورانديشى و باريكبينى، ضمن تأكيد و توجه به ابعاد اقتصادى حج، افراد را از آسيب دنيازدگى در حج، به شدت پرهيز مىدهند:
توجه داشته باشيد كه سفر حج، سفر كسب نيست، سفر تحصيل دنيا نيست. سفر الى الله است. شما داريد به طرف خانه خدا مىرويد. تمام امورى كه داريد انجام مىدهيد، بهطور الاهيت بايد انجام بدهيد. . . مبادا اين سفر را سفر تجارت قرار بدهيد و امور تجارتى در اين سفر مطرح باشد، پيشتان، امور معنوى مطرح باشد. چه آقايان اهل علم و چه كاروانها و رؤساى كاروانها و چه ساير حجاج. سفر، سفر الى الله است، نه سفر بهسوى دنيا. آلوده به دنيا نكنيد. (2)ايشان در جاى ديگر تمركز حج را بر نكات اخلاقى قرار داده و از اينكه زائران توجهشان را به مسائل رفاهى قرار داده و از مسائل عبادى غافل شوند، برحذر مىدارند و از آنها مىخواهند كه سطح توقعشان را پايين بياورند:
اگر مردم توقع داشته باشند كه حالا كه ما حج مىرويم، بايد براى ما همچو رفاه حاصل بشود كه در منازلمان هم نيست، اين حج نمىتواند باشد. آن حجى كه خداى تبارك و تعالى بر اشخاص واجب فرموده است اين است كه برويد آنجا زندگانى مردم را ببينيد. آن وقت كه ما رفتيم، زندگانى آن وقت حجازىها را يك مقدارى ديديم كه حالا حجاج نمىتوانند ببينند. (3)
از نظر امام حج عبادت ذوابعادى است كه جهات سياسى، اجتماعى، فرهنگى، اقتصادى، فقهى، عرفانى و تربيتى را در سطح فردى، ملى و بينالمللى دنبال مىكند. امام خمينى هرچند درايران انقلابى
گسترده و فراگير را براساس اصول اسلامى به پيروزى رساند و نظام اقتصادى جديدى را مبتنى بر تعاليم اسلامى پىمىگرفت، ولى ايشان بيش از اينكه يك اقتصاددان باشد، عالم دينى است كه بهعنوان نظريهپرداز و مصلح اجتماعى، در مورد اقتصاد نيز اظهارنظر مىكند. ازاينرو امام خمينى ضمن توجه به ابعاد اقتصادى حج، مثل بررسى مسائل اقتصادى مسلمانان، ارائه طرحهاى اقتصادى، تحريم كالاهاى اقتصادى غربى و توجه به فقرا، ابعاد سياسى حج، مثل برائت از مشركين و ابعاد فرهنگى حج، مثل خودباورى و همچنين ابعاد اخلاقى حج، مثل پرهيز از دنيازدگى را در راستاى ابعاد اقتصادى و احياى سرمايههاى مادى و معنوى مسلمانان در مقابل جريان استعمار، تبيين مىنمايد. به اين ترتيب مىتوان گفت، چنانكه امام بر نكات سياسى در احياى حج ابراهيمى تأكيد دارند، استفاده از ظرفيتهاى اقتصادى حج در سطح ملى و بينالملل اسلامى را در گرو جهات سياسى و اجتماعى آن مىدانند.
به عبارت ديگر امام براى احياى حج ابراهيمى بر ابعاد سياسى حج بسيار تاكيد دارند و حتى ابعاد عرفانى و فقهى حج را نيز در اين راستا دنبال مىكنند. مىتوان از اين نكته به اين رهگذر رسيد كه امام ابعاد اقتصادى حج را نيز از رويكرد سياسى مىديدهاند كه بدون اصلاح آن، ظرفيتهاى اقتصادى حج شكوفا نمىشود و اين حقيقتى است كه امروز شاهد آن هستيم.
منابع
صحيفه حج (مجموعه سخنان و پيامهاى رهبر كبير انقلاب اسلامى امام خمينى) ، جلد اول، مركز تحقيقات حج، مشعر، تهران، چاپ دوم، 1387.
اخلاق پروتستاني و روح سرمايهداري، ماكس وبر، ترجمه مرتضي تاقبفر، جامي، تهران، 1388.
نظام اقتصادي اسلام: مباني، اهداف، اصول راهبردي و اخلاق، حسين ميرمعزي، سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، تهران، .
اخلاق و دقتصاد، آمارتياكومار سن، ترجمه حسن فشاركي، شيرازه، تهران، 1377.
اخلاق و اقتصاد، افشين خاكباز، پژوهشكده مطالعات فرهنگي و اجتماعي، تهران، 1386.
اخلاق و بازار: گفتوگويي درباره دين، علم اقتصاد و عدالت، ريكا بلنك، ويليام بك گرن، ترجمه علي سعيدي، دانشگاه امام صادق عليه السلام، تهران، 1389.
جهان اسلام از ديدگاه امام خمينى، (تبيان دفتر نوزدهم) ، معاونت پژوهشى موسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى، قم، چاپ اول، 1378.
امام خمينى و همگرايى جهان اسلام، سيد محمدجواد هاشمى، نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در امور اهل سنت سيستان و بلوچستان، زاهدان، 1382.
وحدت از ديدگاه امام خمينى (تبيان، دفتر پانزدهم) ، معاونت پژوهشى موسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى، قم، چاپ اول، 1376.
از فرهنگ تا توسعه: توسعه سياسى، اجتماعى و اقتصادى، ناصر فكوهى، فردوس، تهران، 1379.
"برائت از مشركين از ديدگاه امام خمينى"، عليرضا اسماعيلآبادى، فصلنامه ميقات، شماره 3٠، زمستان 1378.
امام خمينى، دولت و اقتصاد، ميثم موسايى، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى، چاپ اول، 1386.
نظريههاى جامعهشناختى، غلامعباس توسلى، سمت، تهران، 1386.
چالشهاى اخلاقى در اقتصاد حج (1)
محمد جواد توكلى (2)
چكيده
ظرفيتهاى اقتصادى بالاى حج و عمره، فرصتهاى اقتصادى فراوانى براى كشور عربستان بهعنوان ميزبان، ساير كشورهاى اسلامى بهعنوان ميهمان و حتى كشورهاى غيراسلامى ايجاد كرده است. اين امر كشورهاى اسلامى و غير اسلامى را به سياستگذارى اقتصادى حج ترغيب نموده است. اين سياستگذارىها را مىتوان از جنبههاى مختلف اقتصادى، و غيراقتصادى مورد تحليل قرار داد. مقاله حاضر به تحليل جنبههاى اخلاقى سياستهاى اقتصادى كشورهاى مسلمان ميهمان، در زمينه حج مىپردازد. سؤال پيش رو اين است كه با توجه به معيارهاى اخلاق كاربردى اسلامى تا چه ميزان مىتوان از ظرفيتهاى اقتصادى حج براى افزايش منافع اقتصادى دولت و كشور استفاده نمود؟ در اين مقاله با استفاده از روش تحليلى اخلاق كاربردى، اين فرضيه را مطرح مىكنيم كه برخى از سياستگذارىهاى اقتصادى كشورهاى ميهمان حج، از جمله استفاده از حج بهعنوان ابزار كنترل نقدينگى، مىتوانند ضمن مخدوش كردن معيارهاى اخلاقى چون عدالت توزيعى، اهداف عبادى مورد نظر حج را نيز تحت الشعاع قرار دهد. اين فرضيه را مىتوان با استناد به آمار و اطلاعات موجود در زمينه اقتصاد حج در جمهورى اسلامى ايران تقويت نمود. توجه به آسيبهاى اخلاقى سياستگذارى اقتصاد حج و تلاش براى رفع آنها مىتواند دست اندركاران برگزارى حج و همچنين دولت كشورهاى اسلامى را در دستيابى به اهداف
والاى اين فريضه اجتماعى يارى دهد.
كليد واژهها: اقتصاد حج، چالشهاى اخلاقى، عدالت توزيعى، اخلاق كاربردى، مديريت نقدينگى.
١. مقدمه (1)
هنگامى كه سخن از اقتصاد حج به ميان مىآيد مفاهيم متعددى به ذهن خطور مىكند. اقتصاد حج را مىتوان ناظر به جنبههاى اقتصادى آيين عبادى حج دانست. اقتصاد حج همچنين مىتواند نوعى رويكرد تحليلى در بررسى آيين عبادى - اجتماعى حج، با توجه به ابزارهاى تحليل اقتصادى باشد. در برداشتى ديگر، اقتصاد حج مىتواند ناظر به ابعاد سياستگذارى حج باشد. در اين مقاله ما اين بعد از اقتصاد حج را در نظر داريم.
مراد از سياستگذارى اقتصاد حج آن است كه دولتهاى مشاركت كننده در آيين مذهبى حج (و عمره) ، از ظرفيتهاى اقتصادى آن براى پيشبرد اهداف اقتصادى خود استفاده كنند. نمونه بارز اين سياستگذارى را مىتوان در توان دولتهاى ميهمان براى جمع آورى نقدينگى با استفاده از ابزار ثبتنام حج دانست (2). در اين مقاله با تمركز بر مورد اخير، چالشهاى اخلاقى استفاده از ثبتنام حج بهعنوان ابزارى براى مديريت نقدينگى در كشورهاى ميزبان حج را مورد بررسى قرار مىدهيم. سوال پيش رو آن است كه آيا مىتوان از ظرفيت بالاى تقاضا براى ثبتنام حج بهعنوان ابزارى اقتصادى براى كنترل نقدينگى استفاده كرد.
پاسخ به سوال فوق نيازمند بررسى جنبههاى مختلف اين سياستگذارى اقتصادى است. مىتوان عنوان داشت كه اين سياست مىتواند منافع متعددى داشته باشد. اول، با جمع آورى وجوه در قالب سپردههاى حج هدف دولت در مديريت نقدينگى تسهيل مىشود. دوم، منابع لازم براى تامين مالى پروژههاى اقتصادى در طول دوره سپردهگذارى تا زمان اعزام به حج فراهم مىشود. اين سياست مىتواند منافعى نيز براى سپردهگذاران داشته باشد. اگر سپردهها در حسابهاى كوتاه مدت ذخيره شود، به ثبتنام كنندگان در طول دوره انتظار، سود مشاركت تعلق مىگيرد. همچنين ثبتنام كنندگان از در نوبت قرار گرفتن براى اعزام به حج نيز منتفع مىشوند.
1) بر خود لازم مىدانم كه از تلاشهاى تمامى افرادى كه اينجانب را در تديون اين مقاله يارى دادند تشكر كنم. به طور خاص از تلاشهاى مسئولان محترم سازمان حج و زيارت براى در اختيار قراردادن اطلاعات و همچنين از مساعدت حجت الاسلام و المسلمين كياءالحسينى در پيگيرى دريافت اطلاعات و همچنين از كمك جناب آقاى مصيب كرمى جهت كمك در محاسبه نرخهاى سود و همچنين جناب آقاى فتاحى و سعيد كريمى تشكر مىشود.
2) لازم به ذكر است كه ما براى احتراز از طولانى شدن عنوان حج در اقتصاد حج ناظر به هر دو مورد حج تمتع و عمره مفرده مىباشد. هرچند كه در مواردى به تفكيك از آندو سخن گفتهايم. .
با توجه به مزاياى فوق، ممكن است اين توصيه اقتصادى موجه به نظر برسد كه سياستگذاران حج تلاش كنند تا براى مدت بيشترى سپردههاى حج را در نظام بانكى نگه دارى كنند و فاصله ميان ثبتنامها را افزايش دهند. سوال پيش رو اين است كه آيا مىتوان اين نوع سياستگذارى را از نگاه اخلاق كاربردى سياستگذارى حج توجيه كرد؟ به بيان ديگر، آيا سياستگذاران كلان حج مىتوانند از ابزار حج براى تامين منافع اقتصادى كشور استفاده كنند؟ آيا اين سياستگذارى داراى محدوديتى نيست؟
پاسخ به سوالهاى فوق از طرفى در گرو ارزيابى آثار پيدا و پنهان سياستگذارى اقتصادى حج است. از طرف ديگر، قضاوت در مورد اخلاقى بودن اين امر نيازمند تبيين رويكرد اخلاق كاربردى حج و نظريه اخلاقى آن است. در ادامه مقاله پس از ذكر پيشنيهاى در موضوع بحث، به بررسى حج و سياستگذارى اقتصادى مىپردازيم. تبيين رويكرد اخلاقى اسلام و تطبيق آن بر اقتصاد حج بخش بعدى مقاله را به خود اختصاص مىدهد. بخش بعدى به تحليل سياستگذارى اقتصادى حج در جمهورى اسلامى ايران در چارچوب نظريه اخلاق كاربردى حج اختصاص دارد. در ادامه رهيافتهاى اخلاق كاربردى اقتصاد حج براى حل مشكلات موجود مورد بررسى قرار مىگيرد. بخش آخر نيز به نتيجهگيرى اختصاص دارد.
در ميان آثارى كه در مورد ابعاد مختلف حج نگاشته شده، تمركز اصلى بر جنبههاى عبادى و فرهنگى آن است. به طور نمونه محسن قرائتى (1371) در كتاب حج، تاثير حج بر تقويت ايمان، از بين بردن گناهان و تقويت استوارى مسلمانان را از جمله آثار فرهنگى حج بر مىشمارد (قرائتى 55:1371 - 32 حسن طراد (1418ه) نيز آثار اخلاقى حج را در كتاب خود موسوم به «فلسفه الحج فى الاسلام» مورد اشاره قرار مىدهد. محمد امامى (1393) در كتاب «فلسفه و اسرار حج» برخى از آثار فرهنگى حج از جمله تقويت روحيه معاد باورى را مورد اشاره قرار مىدهد.
با توجه به اينكه حج فريضهاى اجتماعى است، برخى از متفكران مسلمان ابعاد اجتماعى و سياسى حج را نيز مورد بررسى قرار دادهاند. زهير الاعرجى (1415ه) در كتابى با عنوان «الابعاد الاجتماعيه لفريضه الحج» ، ضمن اشاره به نظريات مرتبط با رفتار جمعى، به بررسى رفتار جمعى مسلمانان در حج مىپردازد. سيد محمد ضياء آبادى (1384) علاوه بر اشاره به ابعاد عبادى حج، به تاثير اجتماعى حج در وحدت بخشى به امت اسلامى اشاره مىكند. سيد على قاضى عسكر (1381) با اشاره به ابعاد فرهنگى حج از جمله تبلور توحيد، تربيت انسانها و نمايانگرى مخالفت مسلمانان با جهل، اسرار اجتماعى حج را در زمينههايى چون تحكيم پيوند جوامع اسلامى و تمرين نظم مطرح مىكند (قاضى عسكر 83:1381 - 81 سيد محمد
ضياء آبادى (1384) نيز در كتاب «حج برنامه تكامل» به اثر حج در وحدت بخشى جامعه اسلامى اشاره مىكند (ضياء آبادى 29:1384 - 26 سيد محمد خامنهاى (1371) در كتاب «حج از نگاه حقوق بين الملل» ، نظم توحيدى، هشيارى اجتماعى، و نظمگرايى را بهعنوان ابعاد اجتماعى حج قلمداد مىكند (خامنهاى 320:1371 - 312 محمد على تسخيرى و محمود فاصره نيز در كتاب «الحج و آثاره على الحياه الاجتماعيه» به برخى از آثار حج بر زندگى اجتماعى مىپردازند. و بالاخره محمدرضا احمدى در كتاب «حج در آيينه روانشناسى» ، ضمن اشاره به ابعاد معنوى - عرفانى، فرهنگى، سياسى و اجتماعى حج، بر ابعاد روانشناختى حج و تاثير آن بر سلامت روح و روان متمركز مىشود (احمدى 51:139٠ - 47
شايد بتوان گفت كه بررسى ابعاد اقتصادى حج جايگاه چندانى در ادبيات موجود ندارد. برخى از آثار بهصورت اجمالى به بحث از جنبههاى اقتصادى حج پرداختهاند. محمد امامى (1393ه) به برخى از منافع اقتصادى اين فرضيه اجتماعى اسلام از جمله ايجاد گشايش در زندگى مستمندان حجاز، افزايش پرداخت خمس و زكات و رونق كسب و كار در شهرهاى حجاز اشاره مىكند (امامى 1393ه: 119 - 116 حسينى اديانى (1376) از تاثير حج بر تقويت پايه اقتصادى كشورهاى اسلامى ياد مىكند و ظرفيت شكلگيرى بازار مشترك اسلامى را مورد تاكيد قرار مىدهد (حسينى 55:1376
همانگونه كه ملاحظه مىشود بيشتر آثار مرتبط با اقتصاد و حج به مباحثى كلى در زمينه منافع اقتصادى حج اختصاص دارد. اين آثار ورودى جدى به مباحث سياستگذارى اقتصاد حج ندارند. اضافه بر اينكه نگاه آسيب شناسانه به اقتصاد حج و جنبههاى اخلاقى آن به چشم نمىخورد. مقاله حاضر براى پر كردن اين خلاء سعى در گسترش ملاحظات اخلاقى در زمينه اقتصاد حج دارد. در اين اثر بهصورت خاص با استفاده از رويكرد اخلاق كاربردى، سعى مىشود كه در مورد سوالات اخلاقى مطرح در سياستگذارى اقتصادى حج بهخصوص استفاده از حج بهعنوان ابزار سياستگذارى اقتصادى استفاده شود.
سياستگذارى حج يكى از مسائلى مهمى است كه توجه زيادى بدان در محافل علمى نشده است. با توجه به اينكه حج داراى ابعاد مختلف، عبادى، اجتماعى، سياسى و اقتصادى است، اتخاذ سياستى هماهنگ در اين زمينهها الزامى است. در اين راستا سياستگذارى نادرست در يكى از اين ابعاد، مىتواند تاثيرى منفى نه تنها در آن زمينه بگذارد، بلكه به ابعاد ديگر حج نيز آسيب مىرساند. بهطور نمونه، تمركز بر ابعاد اقتصادى حج مىتواند ابعاد عبادى و فرهنگى آن را تحت تاثير قرار دهد.
با توجه به ابعاد مختلف حج مىتوان ميان سياستگذارى عبادى، اجتماعى، سياسى و فرهنگى حج، تفكيك نمود.
با توجه به اهميت پايهاى بعد عبادى حج، برنامهريزى براى بهرمند شدن هر چه بيشتر زائران از آثار اين برنامه عبادى، ضرورت بسيارى دارد. اين سياستگذارى مىتواند شامل اجراى برنامههاى آموزشى و عبادى پيش از اعزام به سرزمين وحى و همچنين برنامههاى آموزشى، عبادى و فرهنگى در حين سفر باشد. در اين راستا برنامهريزى فرهنگى براى افزايش آگاهى و بصيرت زائران در طول اين سفر معنوى برگزارى مراسم و آيينهاى عبادى و جلسات خطابه و دعا اهميتى بىبديل دارد.
حج بهعنوان نوعى عبادت جمعى داراى ابعاد اجتماعى قابل توجهى است. حج مركز اجتماع مسلمانان جهان است. اين تجمع نوعى هويت جمعى به مسلمانان مىدهد. دستور خداوند متعال به حضرت ابراهيم (ع) براى اعلام عمومى حج در ميان مردم به بعد اجتماعى حج اشاره دارد (1). با توجه به تنوع مليتها و قوميتهاى مشاركت كننده در حج، برنامهريزى براى ايجاد تعامل سازنده، ميان مسلمانان و همچنين به نمايش گذاشتن هويت اسلامى - ايرانى زائران بسيار اساسى است.
بعد سياسى حج ناظر به نمايش قدرت، عزت و شكوه جهان اسلام در اجتماع با شكوه مسلمانان از اقصى نقاط جهان است. در روايتى حضرت فاطمه (س) مىفرمايند: "خدا حج را به منظور جلوه بخشى به دين واجب كرد" (حر عاملى1413 ق، ج 11، ص 209) (2). امام رضا (ع) نيز در اين زمينه مىفرمايند: "از اسرار حج، بررسى گرفتارىهاى مسلمانان جهان و بر طرف كردن مشكلات آنان است و به همين منظور در قرآن (3)آمده است كه مردم به حج بيايند تا شاهد منافع بزرگ حج باشند. (العروسى الحويزى 1415 ق، ج 3، 489) ". شايد از همين رو است كه امام خمينى (رحمه الله) مىفرمايند كه اهميت سياسى حج كمتر از اهميت عبادى آن نيست. (احمدى 139٠، 49 در اين چارچوب، سياستگذارى سياسى حج ناظر به استفاده از ظرفيتهاى سياسى حج براى تقويت اهداف جامعه اسلامى و همچنين تقويت عزت و اقتدار ايران اسلامى است.
سياستگذارى اقتصادى حج، ناظر به برنامهريزى جهت استفاده از ظرفيتهاى اقتصادى حج است.
براساس تفسير معصومين (ع) از آيه 27 سوره حج كه در آن خداوند از منافع حج سخن به ميان آورده است، منافع حج شامل منافع مادى و معنوى مىشود (1). همچنين در روايات زيادى به تاثير حج در رفع فقر و افزايش روزى، اشاره شده است. (2)ظرفيتهاى سياستگذارى اقتصادى مىتواند ناظر به سياستگذارى اقتصادى مشترك كشورهاى اسلامى و يا سياستگذارى داخلى هر يك از كشورهاى ميهمان يا كشور ميزبان باشد. برخى از زمينههاى سياستگذارى اقتصادى حج به شرح زير مىباشد:
بدون شك حج بهعنوان موسمى براى جمع شدن خيل عظيمى از مسلمانان در سرزمين وحى، ظرفيتهاى زيادى براى تقويت همكارى اقتصادى كشورهاى مسلمان (كشورهاى ميهمان و كشور ميزبان) فراهم مىآورد. هم اكنون بخشى از گوشت قربانىها در اين آيين عبادى به كشورهاى فقير مسلمان ارسال مىشود. در صورت هميارى بيشتر ميان كشور ميزبان و كشورهاى ميهمان، مىتوان بخشى از عوايد اقتصادى حج را براى كمك به پيشرفت كشورهاى اسلامى كمتر توسعه يافته، اختصاص داد.
آيين حج مىتواند بهطور خاص، زمينهساز تشكيل بازار مشترك اسلامى براى بهرهمندى مشترك كشورهاى اسلامى از منافع اقتصادى حاصل باشد. همانگونه كه گفته شد، عدم شكلگيرى تعامل اقتصادى ميان مسلمانان باعث مىشود كه منافع اقتصادى حج به گونهاى نامتوازن ميان كشور ميزبان و كشورهاى ميهمان توزيع شود (3). گذشته از آنكه بخش زيادى از منافع اقتصادى حج به كشورهاى غيراسلامى فعال در تجارت حج تعلق مىگيرد. اين در حالى است كه شكلگيرى تعامل اقتصادى ميان كشورهاى اسلامى در قالب رويداد حج، باعث استحكام صف كشورهاى اسلامى و افزايش منافع آنها مىشود. اين امر مىتواند سهم كشورهاى اسلامى نسبت به كشورهاى غير اسلامى را از منافع اقتصادى حج، افزايش داده و همبستگى اقتصادى و حتى سياسى كشورهاى مسلمان را افزايش دهد.
1) به طور نمونه شخصى در حين طواف از امام صادق7 مىپرسد مراد از ( لِيشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ ) چيست؟ آيا مراد منافع دنيا است يا منافع آخرت؟ حضرت پاسخ مىدهند مراد هر دو است. (كلينى 1365، ج 4، 422)
2) «وَ حَجُ الْبَيتِ وَ اعْتِمَارُهُ فَإِنَّهُمَا ينْفِيانِ الْفَقْرَ وَ يرْحَضَانِ الذَّنْب» ( شريف رضى 1414 ق،163)
3) بر اساس اطلاعات موجود كشور عربستان سالانه عوايدى بين 3٠ تا 4٠ ميليارد دلار از حج درآمد كسب مىكند. درآمد حج عربستان در سال 20٠9 حدود يك پنجم درآمدهاى نفتى اين كشور (25%) بوده است. با توجه به درآمد 27٠ دلارى عربستان از فروش نفت، عوايد حاصل از حج در حدود 15 درصد عوايد نفت مىباشد. .
منافع اقتصادى حج به طور عمده عايد عربستان بهعنوان كشور ميزبان مىشود. با اين وجود كشورهاى ميهمان نيز مىتواند منافع اقتصادى از ظرفيتهاى حج ببرند. صادرات كالاهاى مرتبط با موسم حج از جمله كالاهاى مصرفى مورد نياز در دوره اقامت در عربستان، كالاهاى سوغاتى از جمله اين ظرفيتهاست. ارائه خدمات مختلف از جمله خدمات حمل و نقل هوائى مسافران و ساير خدمات مربوطه نيز، ظرفيتهاى درآمدى خوبى را براى كشور ميزبان و كشورهاى ميهمان فراهم مىكند. سياستگذارى در اين زمينه مىتواند با ايجاد تفاهمنامههايى ميان كشورهاى اسلامى ميهمان و كشور عربستان براى مديريت اقتصاد حج در زمينههاى مختلف از جمله بازار حمل و نقل، بيمه مسافران، قربانى و سوغاتى شكل گيرد. در حال حاضر غفلت از اين ظرفيت بالاى اقتصادى، باعث شده است كه كشورهايى چون چين بتوانند منافع اقتصادى زيادى از حج، نصيب خود كنند.
يكى ديگر از ظرفيتهاى اقتصادى حج كه محور اصلى بررسى در اين مقاله است، استفاده از ظرفيت تامين مالى اهداف اقتصادى كشور در قالب تجهيز و تخصيص وجوه حاصل از ثبتنام حج در كشورهاى ميهمان است. دولتهاى ميهمان مىتوانند با جمعآورى پيش از موعد هزينه حج، نقدينگى معتنابهى را جذب كنند. منابع جذب شده مىتواند براى مقاصد مختلف از جمله تامين مالى نيازهاى جارى دولت، مديريت نقدينگى و يا تامين مالى پروژههاى سرمايهگذارى مورد استفاده قرارگيرد. با توجه به اينكه ظرفيت تامين مالى حج به طور عمده با استفاده از وجوه حاصل از نام نويسى آن ارتباط دارد، افزايش طول مدت دوره سپردهگذارى و به تبع افزايش مدت انتظار براى اعزام به حج، باعث افزايش توان تامين مالى داخلى حج مىشود.
بدون شك ارزيابى اخلاقى سياستگذارى اقتصادى حج، نيازمند در نظر گرفتن آثار مثبت و منفى آن مىباشد. همانگونه كه در بخش قبل گفته شد، سياستگذارى اقتصادى حج مىتواند منافعى براى كشور ميهمان و كشورهاى ميزبان در بر داشته باشد. با اين وجود اين سياستگذارى مىتواند پيامدهاى جانبى منفى از جمله آسيب رساندن به جنبههاى عبادى و اجتماعى حج نيز از خود به جاى بگذارد.
توجه به پيآمدهاى مثبت و منفى سياستگذارى اقتصادى حج، ما را با مشكل ارزيابى اخلاقى آن مواجه مىكند. سوال اساسى اين است كه دولتهاى مشاركتكننده در آيين حج، تا چه ميزان مىتوانند از ظرفيتهاى اقتصادى حج براى اهداف اقتصادى، همچون مديريت نقدينگى و تامين منابع،
براى سرمايهگذارى و ايجاد پيشرفت در كشورشان استفاده كنند؟
براى روشنتر شدن ابعاد مسئله، به بررسى سياست تامين مالى داخلى حج مىپردازيم. شايد در بدو امر معتقد شويم كه از آنجا كه حفظ مصالح جامعه اسلامى ضرورى است، استفاده از اقتصاد حج براى كنترل نقدينگى و يا تجهيز منابع براى رشد و پيشرفت آن، سياستى مطلوب است. ثبتنام طولانى مدت حج، مزاياى چندى دارد. اول، با در اختيار داشتن طولانى مدت منابع حاصل از ثبت نام، امكان استفاده از آن براى مصالح عمومى وجود دارد. دوم، دستاندركاران برگزارى حج، امكان برنامهريزى بلندمدت اعزام زائران را خواهند داشت. سوم، هزينههاى اجرايى ثبتنام مكرر حج، كاهش مىيابد. چهارم، مسافران نيز مىتوانند برنامهريزى بلند مدتى براى اعزام به اين سفر زيارتى داشته باشند.
توجه به ساير ابعاد ماجرا مىتواند ترديدهايى در مورد مطلوبيت استفاده از ظرفيتهاى اقتصادى حج، براى مديريت نقدينگى ايجاد كند. مشخص است كه استفاده بيشتر از ظرفيتهاى مالى سپردههاى حج براى كنترل نقدينگى، مستلزم افزايش فاصله ميان دورههاى ثبتنام و طولانى شدن دوره انتظار براى اعزام به حج است. در اين چارچوب ثبتنام زائران براى دورههاى طولانى مدتتر مىتواند وجوه ثبتنام را طى زمان طولانىتر در اختيار سياستگذاران اقتصادى حج قرار دهد. اگر دوره ثبتنام حج تمتع و يا عمره بهجاى دو سال يكبار، به ده سال يكبار افزايش يابد، متوسط زمانى كه وجوه در اختيار دستاندركاران حج و يا دولت است، افزايش مىيابد.
لازمه اين سياست آن است كه امكان سفر به حج تمتع يا عمره، براى دورهاى طولانى (مثلا يك دوره پنج يا ده ساله) به گروهى خاص كه موفق شدهاند در فاصله ثبتنام، وجوه مورد نظر را تكميل و واريز كنند، اختصاص يابد. روى ديگر اين سكه، ايجاد محروميت بلندمدت براى كسانى است كه بنا به هر دليلى نتوانستهاند در طول مدت ثبتنام، خود را در زمره مسافران سرزمين وحى قرار دهند.
از طرف ديگر، ثبتنام طولانى مدت حج، موجب مىشود كه افراد با بنيه مالى قوىتر از امكان بيشترى براى استفاده از اين فرصت برخوردار شوند. ثبتنام طولانى مدت مىتواند زمان انتظار اعزام به حج را نيز افزايش داده و با افزايش متوسط سن زائران، ابعاد عبادى و فرهنگى آن را تضعيف كند.
در نظر گرفتن نقاط قوت و ضعف استفاده از حج، براى كنترل و جذب نقدينگى، سياستگذاران حج را با اين سوال مواجه مىكند كه آيا از نظر اخلاقى مىتوان براى تامين مصالح عمومى، هزينههايى براى بخشهايى از متقاضيان حج، بهويژه افراد با بنيه مالى ضعيف ايجاد كرد؟ ايجاد هزينه براى بخشى از افراد جامعه و همچنين تضعيف بعد عبادى و فرهنگى حج، از نظر اخلاقى تا چه ميزانى قابل پذيرش است؟
سؤالات فوق مىتواند زمينه شكلگيرى مباحث اخلاق كاربردى سياستگذارى اقتصادى حج باشد.
اخلاق كاربردى يكى از زير شاخههاى اخلاق هنجارى است كه به بررسى معضلات اخلاقى در زمينههاى مختلف فعاليتهاى اجتماعى و اقتصادى مىپردازد. اخلاق كاربردى به طور عمده به دنبال پاسخگويى به پرسشهاى اخلاقى است كه در زمينههايى چون حرفههاى مختلف و يا در زمينه سياستگذارىهاى اجتماعى مطرح مىشود (رك: قراملكى 1382، قراملكى و نوچه فلاح 1386، توكلى 1388و 1389 بهطور مثال، در اخلاق كاربردى پزشكى ما با اين سوال مواجهايم كه آيا پيوند اعضاى بدن بيمار مرگ مغزى از نظر اخلاقى درست است؟
اخلاق كاربردى سياستگذارى اقتصادى حج، متكفل پاسخگويى به سوالات مرتبط با اخلاقى بودن يا اخلاقى نبودن اين سياستهاست. سوال اساسى اين است كه آيا استفاده از حج بهعنوان ابزارى براى تامين اهداف اقتصادى دولتهاى اسلامى مجاز است؟ آيا دولتهاى ميزبان، به طور مثال، مىتوانند براى تامين مالى پروژههاى خود، اقدام به ثبتنام حج براى دورههاى طولانى مدت نمايند؟
در اخلاق كاربردى دو راه عمده براى مواجهه با چالشهاى اخلاقى جديد و پيچيده وجود دارد:
در اين روش پاسخگويى به سوال مبتنى بر تبيين مكتب اخلاقى مورد قبول، و پس از آن تطبيق آن بر موضوع مورد بحث است. براساس اين مىبايد از ميان مكاتب متعارف فلسفه اخلاق همانند نتيجهگرايى، وظيفهگرايى، حق محورى و فضيلت گرايى (1)يكى را برگزيد و سپس آن را بر زمينه مورد سوال تطبيق داد. به طور نمونه، اگر ما معتقد باشيم كه اسلام از نوعى نتيجهگرايى حمايت مىكند، قضاوت در مورد اخلاقى و يا غيراخلاقى بودن سياستگذارى اقتصادى حج بايد با توجه به آثار آن بر جامعه صورت گيرد ( فرامرز قرا ملكى 1389، 3
طرفداران اين روش معتقدند كه روش قياسى تطبيق كلى بر مصاديق، ما را با پارادوكس "يا" مىكند. در اين پارادوكس ما ناچاريم يكى از مكاتب اخلاقى اساسى را بپذيريم و براساس آن قضاوت كنيم. براى حل اين مشكل، الگوهاى پژوهشى ظهور كردهاند كه به وسيله آن مىتوان از دام حصرگرايى روش شناختى، رها شد و توان هر يك از ديدگاهها را به نحو منسجم و سازگار تلفيق كرد و به ديدگاهى جامع دست يافت (همان) .
هر يك از اين دو رويكرد با محدوديتهايى مواجهاند. در رويكرد اول، همانگونه كه توسط
1) اخلاق حق محور اخلاق مبتنى بر حقوق است. .
طرفدران روش زمينهاى عنوان شده است، تحليلگر اخلاقى به واسطه حصرگرايى روش شناختى، از استفاده از ظرفيتهاى برخى از مكاتب اخلاقى محروم مىشود. در مقابل، استفاده از رويكرد بررسى زمينهاى، مىتواند زمينهساز نوعى نسبى گرايى اخلاقى باشد.
به نظر مىرسد كه مىتوان با اتخاذ رويكردى جامع در زمينه اخلاق هنجارى اسلامى و همچنين توجه به ويژگىهاى زمينهاى، ميان دو روش فوق جمع نمود. براى اين منظور مىبايد به بررسى توان تركيبى نظريههاى اخلاقى در اسلام و به كارگيرى آن در اخلاق كاربردى توجه نمود.
احمد دبيرى در رساله دكترى خود با عنوان "تبيين نظريه اخلاقى قرآن كريم و مقايسه آن با فضيلت گرايى در اخلاق" از رويكرد اخلاقى جامع طرفدارى مىكند. به نظر او" نظريه اخلاقى قرآن كريم در پايه غايتگراست؛ غايت گرايى تكليفنگر كه با ادبيات فضيلتگرايانه بيان شده است (دبيرى 139٠، 195 هرچند دبيرى اين ديدگاه را در زمينه رويكرد اخلاق هنجارى اسلام مطرح مىكند، به كارگيرى آن در اخلاق كاربردى نيز راهگشاست.
اگر بپذيريم كه در دين مقدس اسلام، الف) ارزيابى اخلاقى رفتار و سياستها با توجه به نتايج فعلى و فاعلى آن (حسن فعلى و فاعلى) مشخص مىشود؛ و ب) با توجه به مشكلات شناختى بشر، ارزيابى نتايج فعلى و فاعلى در چارچوب تبيين فضيلتهاى اخلاقى و ترسيم وظايف دينى انجام مىگيرد؛ مىتوان ملاك ارزيابى سياستها در اخلاق كاربردى را ميزان تطابق نتايج عملى سياستها، با جهتگيرها و وظايف دينى مربوطه دانست.
به طور نمونه، اگر با كنكاش در متون دينى به اين نتيجه رسيديم كه حج در دين مقدس اسلام بهعنوان عبادتى اجتماعى معرفى شده است و كاركرد اصلى آن ارتقاء روح معنويت در جامعه است و وظيفه دولت اسلامى در اين زمينه را ايجاد بستر و زمينه مناسب براى تحقق اين هدف قلمداد كرديم، يكى از ملاكهاى عمده ارزيابى سياستگذارى اقتصادى حج، ميزان سازگارى آن با اهداف عبادى حج است.
با توجه به رويكردى كه در اخلاق كاربردى سياستگذارى حج مطرح شد، ارزيابى سياستگذارى اقتصادى حج مستلزم تبيين جهتگيرىهاى قرآنى و روايى در سياستگذارى اقتصادى حج و همچنين تكاليف دولت اسلامى در مديريت ابعاد اقتصادى حج است.
با مرورى بر آيات و روايات وارد شده در زمينه حج، مىتوان جهتگيرىهاى سياستگذارى زير را استخراج كرد:
در روايت «هشام بن حكم» از «امام صادق (ع)» ضمن بيان فلسفههاى حج صريحا به اين موضوع اشاره شده بود كه يكى از اهداف حج، تقويت تجارت مسلمانان و تسهيل روابط اقتصادى است. در حديث ديگرى از همان امام (ع) در تفسير آيه ( لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلاً مِنْ رَبِّكُمْ ) (بقره: 198) مىخوانيم كه فرمود: منظور از اين آيه كسب روزى است. فاذا احل الرجل من احرامه و قضى فليشتر ليبع فى الموسم: «هنگامى كه انسان از احرام بيرون آيد و مناسك حج را بهجا آورد، در همان موسم حج خريد و فروش كند» (و اين موضوع نه تنها گناه ندارد بلكه داراى ثواب است) .
همچنين حضرت امام صادق (ع) در تفسير آيه ( لِيَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ ) ، منافع را اعم از منافع مالى و معنوى قلمداد مىكنند (1)و ابن ابى الحديد در تفسير ( لِيشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ) به اين نكته اشاره مىكند كه هنگامى كه مشركين انبوه حجاج مسلمان را مشاهده مىكردند در مىيافتند كه آنان از قدرت نظامى بالايى برخوردارند، زيرا اگر آنها قدرتمند نبودند نمىتوانستند از مكانهاى دور به حج مشرف شوند: و فرض الحج تقوية للدين و ذلك لما يحصل للحاج فى ضمنه من المتاجر و المكاسب قال الله تعالى ( لِيشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ وَ يذْكُرُوا اسْمَ اللهِ. . . عَلى ما رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَة الأَنْعامِ ) و أيضا فإن المشركين كانوا يقولون لو لا أن أصحاب محمد كثير و أولو قوة لما حجوا فإن الجيش الضعيف يعجز عن الحج من المكان البعيد. (ابن ابى الحديد ج 19، ص88
اولويت بعد عبادى حج را مىتوان با توجه به تاكيد روايات بر اهداف عبادى حج و همچنين مذمت انگيزهها و مقاصد اقتصادى استنباط كرد. امير المومنين (ع) در روايتى عنوان مىدارند: «خداوند حج را براى تقويت دين واجب كرد» (مجلسى 14٠3 ق، ج 6، ص 11٠) . (4)«ابن ابى جمهور» نيز در كتاب «عوالى اللئالى» از رسول مكرم اسلام (ص) نقل مىكند كه حضرت فرمودند: «خداوند نماز را واجب كرد، به حج و طواف امر كرد، دستور به مناسك داد تا نام خدا برپا داشته شود» (ابن ابى جمهور 1405 ق، ج1، 323) . (5)
1) مُحَمَّدُ بْنُ يحْيى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيلِ عَنِ الرَّبِيعِ بْنِ خُثَيمٍ قَالَ: شَهِدْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ7 وَ هُوَ يطَافُ بِهِ حَوْلَ الْكَعْبَة فِى مَحْمِلٍ وَ هُوَ شَدِيدُ الْمَرَضِ فَكَانَ كُلَّمَا بَلَغَ الرُّكْنَ الْيمَانِى أَمَرَهُمْ فَوَضَعُوهُ بِالْأَرْضِ فَأَخْرَجَ يدَهُ مِنْ كَوَّة الْمَحْمِلِ حَتَّى يجُرَّهَا عَلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يقُولُ ارْفَعُونِى فَلَمَّا فَعَلَ ذَلِكَ مِرَاراً فِى كُلِّ شَوْطٍ قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ يا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ إِنَّ هَذَا يشُقُّ عَلَيكَ فَقَالَ إِنِّى سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يقُولُ لِيشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ فَقُلْتُ مَنَافِعَ الدُّنْيا أَوْ مَنَافِعَ الْآخِرَة فَقَالَ الْكُلَّ. (كافى ج4، ص 42
3) و ابن ابى الحديد در تفسير ( لِيشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ) به اين نكته اشاره مىكند كه هنگامى كه مشركين انبوه حجاج مسلمان را مشاهده مىكردند در مىيافتند كه آنان از قدرت نظامى بالايى برخوردارند، زيرا اگر آنها قدرتمند نبودند نمىتوانستند از مكانهاى دور به حج مشرف شوند: و فرض الحج تقوية للدين و ذلك لما يحصل للحاج فى ضمنه من المتاجر و المكاسب قال الله تعالى ( لِيشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ وَ يذْكُرُوا اسْمَ اللهِ. . . عَلى ما رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَة الأَنْعامِ ) و أيضا فإن المشركين كانوا يقولون لو لا أن أصحاب محمد كثير و أولو قوة لما حجوا فإن الجيش الضعيف يعجز عن الحج من المكان البعيد. (ابن ابى الحديد ج 19، ص88
4) وَ قَالَ امير المومنين (ع) : فَرَضَ اللهُ تَعَالَى. . . الْحَجَّ تَقْوِية لِلدِّينِ (مجلسى 14٠3ق، ج 6، ص11٠) .
5) قال رسول الله (ص) إِنَّمَافُرِضَتِ الصَّلَاة وَأُمِرَ بِالْحَجِ وَالطَّوَافِ وَ أُشْعِرَتالْمَنَاسِكُ لِإِقَامَة ذِكْرِ اللهِ. (ابن ابىجمهور 14٠5 ق، ج1، 323 .
«ابن بابويه» نيز در كتاب «علل الشرايع» حديثى را از امام رضا (ع) نقل مىكند كه در آن فلسفه وجوب حج، تهذيب نفس و تقرب در عبادت خداوند ذكر شده است. (ابن بابويه 1385، ج2، ص4٠4) (1)در برخى روايات نيز از غلبه پيدا كردن جنبههاى اقتصادى حج، مذمت شده است. به طور نمونه، امام صادق (ع) حاجيان را به سه دسته تقسيم مىكنند: گروهى كه از آتش جهنم رهايى مىيابند، گروهى كه گناهانشان بخشيده مىشود و گروهى كه اهل و اموال آنها حفظ مىشود. حضرت در مقام ارزش گذارى اين گروهها عنوان مىكنند كه كم بهرهترين افراد از حج، گروه سومند (كلينى 14٠7 ق، ج4، ص253) (2)قال رسول الله: اى و الذى نفسى بيده يا سلمان، . . . . و عندها يحجأغنياء أمتى للنزهة و يحج أوساطها للتجارة و يحج فقراؤهم للرياء و السمعة (تفسير نور الثقلين، ج5، ص36 .
(3). از عبدالله ابن عباس روايت شده كه رسول اعظم (ص) در حجۀالوداع در تبيين شرايط آخر الزمان خطاب به سلمان فرمودند: «اى سلمان! قسم به كسى كه جانم در دست اوست، . . . (زمانى فرا مىرسد كه) ثروتمندان امت من براى تفريح و تفرج به مكه مىروند، افراد متوسط براى خريد و فروش و تجارت به حج مىروند و فقرا و مستمندان براى ريا و كسب شهرت و آوازه، راهى حج مىشوند» (العروسى الحويزى 1415 ق، ج5، ص36) (4).
1) حَدَّثَنَا عَلِى بْنُ أَحْمَدَ رَحِمَهُ اللهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَبِى عَبْدِ اللهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ عَلِى بْنِ الْعَبَّاسِ قَالَ حَدَّثَنَا الْقَاسِمُ بْنُ رَبِيعٍ الصَّحَّافُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ أَنَّ أَبَا الْحَسَنِ عَلِى بْنَ مُوسَى الرِّضَا كَتَبَ إِلَيهِ فِيمَا كَتَبَ مِنْ جَوَابِ مَسَائِلِهِ أَنَ عِلَّة الْحَجِ الْوِفَادَة إِلَى اللهِ تَعَالَى وَ طَلَبُ الزِّيادَة وَ الْخُرُوجُ مِنْ كُلِّ مَا اقْتَرَفَ وَ لِيكُونَ تَائِباً مِمَّا مَضَى مُسْتَأْنِفاً لِمَا يسْتَقْبِلُ وَ مَا فِيهِ مِنِ اسْتِخْرَاجِ الْأَمْوَالِ وَ تَعَبِ الْأَبْدَانِ وَ حَظْرِهَا عَنِ الشَّهَوَاتِ وَ اللَّذَّاتِ وَ التَّقَرُّبِ فِى الْعِبَادَة إِلَى اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الْخُضُوعِ وَ الِاسْتِكَانَة وَ الذُّلِّ شَاخِصاً فِى الْحَرِّ وَ الْبَرْدِ وَ الْأَمْنِ وَ الْخَوْفِ دَائِباً فِى ذَلِكَ دَائِماً وَ مَا فِى ذَلِكَ لِجَمِيعِ الْخَلْقِ مِنَ الْمَنَافِعِ وَ الرَّغْبَة وَ الرَّهْبَة إِلَى اللهِ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى وَ مِنْهُ تَرْكُ قَسَاوَة الْقَلْبِ وَ خَسَاسَة الْأَنْفُسِ وَ نِسْيانِ الذِّكْرِ وَ انْقِطَاعِ الرَّجَاءِ وَ الْأَمَلِ وَ تَجْدِيدُ الْحُقُوقِ وَ حَظْرُ الْأَنْفُسِ عَنِ الْفَسَادِ وَ مَنْفَعَة مَنْ فِى الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ مَنْ فِيالْبَرِّ وَ الْبَحْرِ مِمَّنْ يحُجُّ وَ مِمَّنْ لَا يحُجُّ مِنْ تَاجِرٍ وَ جَالِبٍ وَ بَائِعٍ وَ مشترى [مُشْتَرٍ] وَ كَاسِبٍ وَ مِسْكِين (ابن بابويه1385، ج2؛ ص4٠4 فلسفه حج ورود در حرم خدا و رفتن به سوى او و درخواست و تقاضاى خواستهها (ى مشروع) و بيرون شدن از هر گناه است، تا اين كه افراد از گناهان گذشته توبه نمايند و نسبت به آينده خود تجديد نظر كنند. و (نيزحج به خاطر) انفاق مال (در راه خدا) و به خاطر اينكه در سفر حج بدنها به رنج و زحمت افتد و از شهوتها (و تمايلات جسمانى) و لذتها خويشتن را باز دارد (و مهمتر از همه اينكه) در عبادت خود را به خداى عزوجل مقرب و نزديك گرداند (ثروتيان و همكاران 1379، 13
2) عَلِى عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِى عُمَيرٍ عَنْ مُعَاوِية بْنِ عَمَّارٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ7 الْحُجَّاجُ يصْدُرُونَ عَلَى ثَلَاثَة أَصْنَافٍ صِنْفٌ يعْتَقُ مِنَ النَّارِ وَ صِنْفٌ يخْرُجُ مِنْ ذُنُوبِهِ كَهَيئَة يوْمَ وَلَدَتْهُ أُمُّهُ وَ صِنْفٌ يحْفَظُ فِى أَهْلِهِ وَ مَالِهِ فَذَاكَ أَدْنَى مَا يرْجِعُ بِهِ الْحَاجُّ (كلينى 14٠7 ق، ج4، ص25
4) قال رسول الله: اى و الذى نفسى بيده يا سلمان، . . . . و عندها يحجأغنياء أمتى للنزهة و يحج أوساطها للتجارة و يحج فقراؤهم للرياء و السمعة (تفسير نور الثقلين، ج5، ص36 .
توجه به مسئوليتهاى دولت اسلامى در زمينه حج، مىتواند بهعنوان معيارى براى ارزيابى سياست گذارىهاى حج در نظر گرفته شود. متاسفانه در ادبيات حج، توجه چندانى به ابعاد حكومتى حج و به خصوص جنبههاى سياستگذارى حج نشده است. اين نقصان بهصورت خاص در زمينه سياستگذارى اقتصادى، سياسى، اجتماعى و فرهنگى حج به چشم مىخورد.
اهميت بر پاداشتن فريضه عبادى سياسى حج تا اندازهاى است كه امام صادق (ع) در روايتى عنوان مىدارند كه اگر افراد جامعه اسلامى حج را تعطيل كنند، امام و فرمانرواى جامعه اسلامى مىبايد آنها را بر برپايى حج اجبار كند. حضرت در تعليل اين حكم بيان مىفرمايند كه خداوند اين خانه را براى حج بنا نهاده است (كلينى 14٠7ق، ج4؛ ص272) (1)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِى بْنِ الْحُسَينِ بْنِ بَابَوَيهِ بِأَسَانِيدِهِ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِى وَ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ وَ مُعَاوِية بْنِ عَمَّارٍ وَ غَيرِهِمْ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللهِ7 قَالَ: لَوْ أَنَّ النَّاسَ تَرَكُوا الْحَجَّ لَكَانَ عَلَى الْوَالِى أَنْ يجْبِرَهُمْ عَلَى ذَلِكَ وَ عَلَى المُقَامِ عِنْدَهُ وَ لَوْ تَرَكُوا زِيارَة النَّبِى9 لَكَانَ عَلَى الْوَالِى أَنْ يجْبِرَهُمْ عَلَى ذَلِكَ وَ عَلَى الْمُقَامِ عِنْدَهُ فَإِنْ لَمْ يكُنْ لَهُمْ أَمْوَالٌ أَنْفَقَ عَلَيهِمْ مِنْ بَيتِ مَالِ المُسْلِمِينَ (حر عاملى 14٠9ق، ج 11، 23) ؛ امام صادق7: اگر مردمان حج را فرو گذارند، بر والى است كه آنان را به اين كار و رفتن به خانه خدا مجبور كند؛ و اگر زيارت پيامبر9 را فرو گذارند، بر والى است كه آنان را به اين كار و اقامت در نزد پيامبر مجبور كند؛ و اگر مالى نداشته باشند، بايد از بيت المال به ايشان انفاق كند (حكيمى و همكاران 138٠، ج 2، 754
(2).
در روايت ديگرى از امام صادق (ع) نقل شده است كه حضرت فرمودند: «اگر مردم حج را تعطيل كردند، امام مسلمين بايد مردم را به رفتن به حج مجبور كند و اگر هزينه رفتن را نداشتند آن را از بيت المال مسلمين تامين كند» (حر عاملى 14٠9 ق، ج 11، 2(3)(4)ضرورت تامين مخارج حج از بيت المال ناظر به وظيفه دولت اسلامى در تامين مالى و تسهيل سفر حج است.
ضرورت رعايت عدالت توزيعى در سياستگذارىهاى اقتصادى حج نيز از الزامات عمومى دولت اسلامى است. (5)اين مسئله به طور خاص به واسطه محدوديتهاى سهميهاى كشورهاى اسلامى براى
1) عِدَّة مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَينِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْ-رِ بْنِ سُوَيدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللهِ7 قَالَ: لَوْعَطَّلَالنَّاسُالْحَجَ لَوَجَبَ عَلَى الْإِمَامِ أَنْ يجْبِرَهُمْ عَلَى الْحَجِّ إِنْ شَاءُوا وَ إِنْ أَبَوْا فَإِنَّ هَذَا الْبَيتَ إِنَّمَا وُضِعَ لِلْحَجِ (كلينى 14٠7ق، ج4؛ ص27
3) (وَ لِكُلِّ أُمَّة رَسُولٌ فَإِذا جاءَ رَسُولُهُمْ قُضِى بَينَهُمْ بِالْقِسْطِ وَ هُمْ لا يظْلَمُونَ) (يونس:47 .
4) مُحَمَّدُ بْنُ عَلِى بْنِ الْحُسَينِ بْنِ بَابَوَيهِ بِأَسَانِيدِهِ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِى وَ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ وَ مُعَاوِية بْنِ عَمَّارٍ وَ غَيرِهِمْ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللهِ7 قَالَ: لَوْ أَنَّ النَّاسَ تَرَكُوا الْحَجَّ لَكَانَ عَلَى الْوَالِى أَنْ يجْبِرَهُمْ عَلَى ذَلِكَ وَ عَلَى المُقَامِ عِنْدَهُ وَ لَوْ تَرَكُوا زِيارَة النَّبِى9 لَكَانَ عَلَى الْوَالِى أَنْ يجْبِرَهُمْ عَلَى ذَلِكَ وَ عَلَى الْمُقَامِ عِنْدَهُ فَإِنْ لَمْ يكُنْ لَهُمْ أَمْوَالٌ أَنْفَقَ عَلَيهِمْ مِنْ بَيتِ مَالِ المُسْلِمِينَ (حر عاملى 14٠9ق، ج 11، 23) ؛ امام صادق7: اگر مردمان حج را فرو گذارند، بر والى است كه آنان را به اين كار و رفتن به خانه خدا مجبور كند؛ و اگر زيارت پيامبر9 را فرو گذارند، بر والى است كه آنان را به اين كار و اقامت در نزد پيامبر مجبور كند؛ و اگر مالى نداشته باشند، بايد از بيت المال به ايشان انفاق كند (حكيمى و همكاران 138٠، ج 2، 754
5) (وَ لِكُلِّ أُمَّة رَسُولٌ فَإِذا جاءَ رَسُولُهُمْ قُضِى بَينَهُمْ بِالْقِسْطِ وَ هُمْ لا يظْلَمُونَ) (يونس:47 .
اعزام زائران به حج درپى افزايش جمعيت كشورهاى مسلمان جلوه خاصى يافته است. رعايت عدالت توزيعى مىتواند شامل بهرهمندى عادلانه شهروندان جامعه اسلامى از امكان تشرف به حج و همچنين برخوردارى از تسهيلات مربوطه مىباشد. عدم ايجاد رانت براى افراد متمول در بهرهمندى از حج و مزاياى آن از مهمترين جنبههاى عدالت توزيعى اقتصاد حج است.
با توجه به جهتگيرىهاى قرآنى و روايى در زمينه حج و همچنين مسئوليتهاى دولت اسلامى در زمينه حج، مىتوان عنوان داشت كه اقتصادى مطلوب است كه بتواند ضمن تقويت و حداقل حفظ اثربخشى عبادى و معنوى حج، تسهيل آن و رعايت عدالت توزيعى، به افزايش منافع ملى عوايد اقتصادى كشور ميهمان و توزيع عادلانه آن كمك كند. با توجه به تعريف ارائه شده مىتوان موارد زير را بهعنوان معيارهاى اساسى، براى ارزيابى سياستگذارىهاى اقتصادى حج عنوان داشت.
الف) اثر بخشى اقتصادى؛
ب) فقدان آثار جانبى منفى بر ابعاد غير اقتصادى حج؛
ج) تسهيل حج؛
د) عدالت توزيعى.
براى سنجش تاثيرات سياستهاى اقتصادى حج، نيازمند ارائه نماگرهاى (1)دقيق براى اندازهگيرى آثار آن بر مولفههاى چهارگانه فوق مىباشيم. با توجه به مشكلات اندازهگيرى و محاسباتى براى ارزيابى كمى معيارهاى مورد نظر ناچار به تقريب و تخمين هستيم. در جدول (1) برخى نماگرهاى پيشنهادى براى سنجش معيارهاى سياستگذارى مطلوب اقتصادى حج با تمركز بر سياست تامين مالى داخلى حج وارد شده است.
1) Indicator. .
جدول 1: معيارها و نماگرهاى ارزيابى سياست اقتصادى تأمين مالى داخلى حج
<نمايش تصوير
<نمايش تصوير
منبع: يافتههاى تحقيق
براى بررسى اثر بخشى سياست تامين مالى داخلى حج، مىتوان از نماگرهايى چون حجم سپردههاى حج، ميانگين مانده ساليانه سپردههاى حج، نسبت مانده سپردههاى حج به مانده كل سپردهها، متوسط هزينههاى عملياتى ثبت نام، عوايد اقتصادى سپردهها استفاده نمود. نماگرهاى كيفى چون تطابق سياست با شرايط اقتصادى نيز مىتواند معيارى براى بررسى اثر بخشى اقتصادى سياست باشد.
در جدول (1) براى بررسى آثار جانبى سياستگذارى اقتصادى حج، ميان آثار مثبت و منفى بر ابعاد عبادى، سياسى و اجتماعى حج به شرح زير تفكيك شده است.
سن انتظارى حج بهعنوان نماگر آثار جانبى عبادى: گرچه محاسبه آثار جانبى سياست تامين مالى داخلى حج بر ابعاد عبادى حج به راحتى امكان پذير نيست، اين اثر گذارى را مىتوان با محاسبه تاثير اين سياست بر سن انتظارى حج و مدت انتظار براى اعزام به حج تقريب زد. اين نسبت از آن جهت مىتواند اين اثر را مورد سنجش قرار دهد كه افزايش سن انتظارى حج مىتواند به واسطه كاهش قواى بدنى حجاج از بهرهمندى معنوى آنان بكاهد. علاوه بر اينكه تشرف به حج در سنين پايينتر مىتواند آثار فرهنگى مثبت بلند مدت ترى پس از مراجعت زائران از حج بر جاى گذارد.
تغييرات سهميه حج بهعنوان نماگر آثار جانبى سياسى: ثبتنام طولانى مدت حج مىتواند آثارى سياسى بر جاى گذارد. اگر ثبتنام طولانى مدت توان چانهزنى كشور براى اخذ سهميه بيشتر را افزايش دهد، مىتوان اثر مثبتى براى سياست ثبتنام بلند مدت قائل شد. بر اين اساس تغييرات سهميه حج در اثر سياست تامين مالى داخلى حج را مىتوان بهعنوان نماگرى براى محاسبه آثار سياسى آن در نظر گرفت.
ميزان رضايت عمومى از سياست بهعنوان نماگر آثار جانبى اجتماعى: بدون شك سرمايه اجتماعى موجود در فضاى سياستگذارى حج عامل مهمى براى موفقيت دست اندركاران براى برگزارى موفق اين عبادت اجتماعى است. مىتوان اثر جانبى سياست تامين مالى داخلى حج بر ميزان اعتماد مردم به سياستگذاران حج را با اندازهگيرى نسبت رضايت عمومى از سياست سنجيد. تلقى منفى مردم از
سياست و نارضايتى از نتايج آن مىتواند شاخصى منفى براى ارزش گذارى آن باشد. يكى از راههاى سنجش اين نسبت، استفاده از روشهاى نمونه گيرى و نظر سنجى از ثبتنام كنندگان و همچنين كسانى كه موفق به ثبتنام نشده اند، است.
براى بررسى تاثير سياست اقتصادى تامين مالى داخلى بر تسهيل حج مىتوان از نماگرهايى چون تغييرات متوسط زمان انتظارى ثبتنام، و تغييرات در متوسط سن حجاج، استفاده كرد. البته مىتوان سهم تسهيلات بانكى از هزينههاى حج را نيز بهعنوان متغيرى براى سنجش ميزان تسهيل حج در نظر گرفت. اگر سياست تامين مالى داخلى حج موجب كاهش سهم تسهيلات بانكى حج شود، اين سياست اثرى منفى بر تسهيل حج برجاى گذاشته است.
براى بررسى آثار توزيعى سياست تأمين مالى داخلى در بهرهمندى از امكان ثبتنام مىتوان از معيارهاى چون سهم دهكهاى بالا در ثبتنام استفاده كرد. با توجه به اينكه استفاده از وجوه ثبتنام حج عوايدى در بر دارد، نسبت متوسط عوايد سپرده گذاران حج به متوسط عوايد ساير سپردهگذاران بانكى مىتواند نماگرى براى سنجش عدالت توزيعى در بهرهمندى از عوايد سياست باشد.
در اين بخش به بررسى آثار مثبت و منفى سياستگذارى تامين مالى داخلى حج و يا ثبتنام طولانى مدت حج (تمتع و عمره) در جمهورى اسلامى ايران مىپردازيم. با توجه به مشكلات موجود در دسترسى به اطلاعات، تحليل خود را به طور عمده بر اطلاعات موجود از ثبتنام عمره در سال 139٠ متمركز مىكنيم.
در ثبتنام عمره در سال 139٠، براى تمامى 6 ميليون و 6٠٠ هزار متقاضى كه در دور جديد عمره ثبتنام كرده بودند اولويتهاى تا تعيين شد. براساس اطلاع رسانى سازمان حج و زيارت، اولويت پيش از، به ثبتنام شدههاى سال 13 اختصاص دارد. با توجه به اينكه هر اولويت شامل هزار نفر مىشود، زمان بندى اعزام مسافران به زمان آغاز اعزامها و همچنين سهميه ايران بستگى دارد. با توجه به اطلاع رسانىهاى سازمان حج و زيارت چند حالت زير متصور است.
حالت اول : براساس برخى ارزيابىها از آنجا كه اولويتهاى قديمى اعزام حج تا سال 1392به طول مىانجامد، اعزام اولويتهاى جديد (اولويتهاى 3٠٠ تا 6٠٠) از سال 1393 آغاز مىشود. سازمان حج
و زيارت اعلام كرده است هر سال تا هزار نفر را به عمره اعزام مىكند. اين به مفهوم اعزام سالانه اولويت از سال 1393 تا سال 14٠٠ مىباشد.
حالت دوم : براساس برخى اطلاع رسانىها شروع اعزام اولويتهاى جديد از سال 1392 است. اگر بپذيريم كه ظرفيت اعزام در حدود سالانه 88٠ هزار نفر است، اعزام ثبت نامىهاى جديد تا سال 1399 به طول مىانجامد.
حالت سوم : براساس اطلاع رسانى اخير سازمان حج، ظرفيتهاى اعزام به عمره ايران افزايش يافته است (1)و سازمان بنا دارد ثبت نامىهاى جديد را طى دورهاى پنج ساله از سال 1392 - 1391 به سفر عمره اعزام نمايد (2). با توجه به اطلاع رسانى اخير، ظرفيت اعزام سالانه مىبايد در حدود يك ميليون و سيصد و بيست هزار نفر باشد. اگر فرض كنيم كه در سال 1391 نيمى از اولويتهاى جديد (66٠٠٠٠ نفر) اعزام شوند، اعزام ثبت نامىهاى جديد تا اواسط سال 1396 به طول مىانجامد.
جدول 2: اولويتهاى اعزام به عمره جمهورى اسلامى ايران 14٠٠ - 1391 (نفر)
<نمايش تصوير
1) اخيراً برخى از دست اندركاران حج و زيارت ترديد هايى در مورد افزايش سهميه ايران در عمره ابراز داشتهاند. على اكبر غيرتى، مدير كل حوزه رياست و روابط عمومى سازمان حج و زيارت در رابطه با موضوع كاهش زمان اعزام وديعه گذاران سال جارى عمره به 5 سال، به خبرنگار شبستان گفت: تحقق كاهش زمان اعزام به عمره مفرده، منوط به موافقت كشور عربستان براى افزايش سهميه زائران ايرانى است. وى افزود: در صورتى كه با افزايش سهميه ايران از سوى مقامات مسئول عربستان صعودى موافقت شود، سازمان حج و زيارت ظرفيت اعزام عمره گذاران در هر سال را افزايش مى دهد و بر اين اساس مدت اعزام ثبت نام كنندگان عمره از 10 سال به 5 سال تقليل مىيابد. (غيرتى 139٠) .
2) مصاحبه مطبوعاتى آقاى على ليالى رئيس سازمان حج و زيارت در گفتگو با خبرگزارى مهر: : http: //www. mehrnews. com/fa/newsdetail. aspx?NewsID \154٠555 .
<نمايش تصوير
منبع: اطلاعات منتشر شده توسط سازمان حج و زيارت و محاسبات نگارنده
در مجموع اعزام ثبت نامىهاى جديد عمره زمانى بين 5 تا 10 سال به طول مىانجامد. بر اين اساس در ادامه به محاسبه نماگرهاى پيشنهادى براى ارزيابى سياستگذارى مىپردازم:
در سياستگذارى اخير سازمان حج در ثبتنام متقاضيان عمره در سال 139٠ علىرغم اظهاراتى براى اعلام اولويت براى دو ميليون و نيم متقاضى، تمامى شش ميليون و ششصد متقاضى در اولويت اعزام قرار گرفتند. بدون در نظر گرفتن ساير آثار اين سياستگذارى، استفاده از ظرفيت حج براى تجهيز منابع را مىتوان با در نظر گرفتن نماگرهاى حجم سپردههاى حج، ميانگين مانده ساليانه سپردههاى حج، نسبت مانده سپردههاى حج به مانده كل سپردهها، متوسط هزينههاى عملياتى ثبتنام، عوايد اقتصادى سپردهها ارزيابى كرد. در ادامه به بررسى برخى از اين نماگرها مىپردازيم:
براى محاسبه ميزان تجهيز منابع در ثبتنام عمره سال 139٠ توجه به اطلاعات زير ضرورى است:
در مجموع 657٠665 نفر در ثبتنام عمره 139٠ اقدام به سپردهگذارى نزد بانكهاى ملى و ملت كردند؛
تعداد افراد بالاى ده سال و زير ده سال ثبتنامى به ترتيب برابر با612598٠ و 444685 نفر (24.93 و 76.6) مىباشد؛
مبلغ سپرده ثبتنام براى افراد زير ده سال و بالاى ده سال به ترتيب 6٠٠ و 8٠٠ هزار تومان اعلام شد؛
بخشى از وجوه ثبتنام از تسهيلات بانك ملت و ملى تامين شد كه به دليل در دست نبودن اطلاعات محاسبه نمىشود.
با توجه به نكات فوق، و با توجه به اطلاعات جدول، بر اين اساس مبالغ سپرده ثبتنام كنندگان بالاى ده سال و زير ده سال به ترتيب معادل49٠٠784٠٠٠٠٠٠ و 266811٠٠٠٠٠٠ تومان و مجموع آن 5167595٠٠٠٠٠٠ تومان مىباشد. به بيان سادهتر سياستگذارى اخير موجب تجهيز منابعى به ميزان حدود پنج هزار و صد و شصد و هفتاد و شش هزار ميليارد تومان در نظام بانكى كشور در دورهاى يك ماهه (از تاريخ 24 شهريور ماه تا 24 مهرماه 139٠) شد. اين در حالى است كه در صورت اختصاص دو ميليون و نيم نفرى مبلغى در حدود دو هزار ميليارد دلار تجهيز مىشد.
جدول 3: مشخصات كلى ثبتنام عمره مفرده در سال 139٠
<نمايش تصوير
منبع: اطلاعات دريافتى از سازمان حج و زيارت جمهورى اسلامى ايران همراه با محاسبات نگارنده
با توجه به محاسبات انجام گرفته در زمانبندى اعزام زائران، ميانگين مانده ساليانه سپردههاى حج نزد نظام بانكى قابل محاسبه است. اگر اعزام حاجيان بين سالهاى 1393 تا 14٠٠ صورت بگيرد، بانكهاى عامل به طور متوسط ساليانه حدود سه هزار ميليارد تومان طى نه سال و نيم (از نيمه دوم 139٠ تا 1399) در اختيار دارد. در صورت اعزام زائران بين سالهاى 1392 تا 1399 بانكهاى عامل به طور متوسط، ماهيانه حدود دو هزار و هشتصد و پنجاه ميليارد تومانى طى هشت سال و نيم در اختيار خواهد داشت.
جدول 4: مانده سپردههاى عمره ثبت نامى 139٠ نزد بانكهاى ملت و ملى طى سالهاى 14٠٠ - 139٠ (حالتهاى اول و دوم)
<نمايش تصوير
منبع: اطلاعات منتشر شده توسط سازمان حج و زيارت و محاسبات نگارنده
سياست جذب 5168 ميليارد تومان نقدينگى نتايج اقتصادى مناسبى در پىداشته است. بهخصوص كه اين سياست در زمانى اجرا شد كه كشور درگير مشكلاتى همانند آشفتگى بازار سكه و ارز و آثار روانى ناشى از تحريم بود. از اين رو، اين سياست توانست در جذب نقدينگى موثر باشد و از آثار تورمى ناشى از هجوم وجوه به بازار سكه و ارز بكاهد.
جذب بيش از پنج هزار ميليارد تومان از نقدينگى سرگردان در جامعه، امكان تامين مالى طرحهاى سرمايه گذارى كشور توسط نظام بانكى را فراهم آورد. البته ارزيابى كارايى اين سياست نيازمند تحليل چگونگى تخصيص اين منابع براى تامين مالى پروژههاى سرمايهگذارى است. اين ارزيابى نيازمند در اختيار داشتن اطلاعات از چگونگى تخصيص اين منابع در طول زمان است.
آثار جانبى منفى سياستگذارى تامين مالى حج 139٠ را مىتوان با تاثير اين سياست بر دوره انتظارى حج، سن انتظارى حج، تغييرات سهيمه حج و همچنين نسبت رضايت از سياست بررسى كرد.
در سالهاى اخير تفاوت محسوسى ميان دوره انتظار حج، بين حج تمتع و عمره مفرده ايجاد شده است. براساس اطلاعات منتشر شده از سوى سازمان حج و زيارت هم اكنون يك ميليون و پانصد و شصت هزار نفردر نوبت تشرف به حج تمتع قرار دارند. با توجه به اينكه سهميه اعزام جمهورى اسلامى سالانه در حدود نود هزار نفر است. اعزام اين تعداد زائران حدود 17 سال به طول مىانجامد. اين بدين معنا است كه اعزام زائر جديد براى حج تمتع تنها از سال 14٠8 هجرى شمسى به بعد امكانپذير است.
با توجه به گستردگى اعزام به عمره مفرده، طول دوره انتظارى اعزام به عمره، كوتاهتر از حج تمتع است. با توجه به محاسباتى كه قبلاً ارائه شد، دوره انتظارى حج براى عمره مفرده به 5 تا 10 سال افزايش يافته است. اين بدين معنا است كه متقاضيان عمره در بهترين حالت تا سال 1396 و در بدترين حالت تا سال 14٠٠ به انتظار بنشينند.
با توجه به تاثيرگذارى سن حج بر امكان استفاده از بركات معنوى حج، افزايش سن انتظارى حج
مىتواند آثار عبادى و تربيتى آن را به مخاطره بيندازد. براساس اظهارت مسئولان سازمان حج و زيارت متوسط سن زائران ايرانى حج تمتع در حدود 5٠ سال است (1). با توجه به اطلاعات ثبتنام عمره 9٠ كه در جدول 5 وارد شده، متوسط سن عمرهگذاران در حدود 41 سال است. از اين ميزان 24 درصد از ثبتنام كنندگان را افراد زير سى سال، 4٠ درصد ثبتنام كنندگان را افراد بين 3٠ تا 5٠ سال وبيش از يك سوم ثبتنام كنندگان را افراد بالاى پنجاه سال تشكيل مىدهند. بالا بودن متوسط سن زائران ايرانى را مىتوان متاثر از عوامل زير دانست.
الف) تقاضاى زياد براى حج و عمره و سهميه كم زائران ايرانى : علىرغم تقاضاى زياد، سهيمه ايران در حج تمتع و عمره به ترتيب در حدود 8٠ هزار و 8٠٠ هزار نفر در سال مىباشد.
ب) وجود زائرانى كه بهصورت مكرر عازم حج و عمره مىشوند : براساس آمار اعلامى سازمان حج و زيارت، حدود ده درصد ثبتنامها به زائرانى اختصاص يافته كه بهصورت مكرر به اين سفر معنوى اعزام مىشوند. با توجه به اينكه در ثبتنام عمره 9٠ تعداد 951227 نفر ثبتنام كنندگان تكرارى بودند اين نسبت به بيش از 14 درصد افزايش يافته است.
<نمايش تصوير
جدول 5: توزيع سنى ثبتنام كنندگان عمره مفرده در سال 139٠
منبع: اطلاعات سازمان حج و زيارت جمورى اسلامى همراه با محاسبات نگارنده مقاله
به نظر مىرسد كه علاوه بر عوامل فوق، ثبتنام طولانى مدت حج و عمره نيز موجب افزايش
1) ر. ك: سيد احمد زرهانى1384. مصاحبه رئيس سازمان حج و زيارت، وبگاه كتابخانه تخصصى حج، آدرس: http: // hajj. ir/ hadj webui /library /wfVi ewB ookP age. aspx? bookId \1429& page Number \8٠ .
متوسط سن زائران ايرانى شده است. اگر در ثبتنام اخير عمره متوسط انتظار را 5 سال در نظر بگيريم، سن انتظارى عمرهگذاران 46 سال خواهد بود. اين در حالى است كه اگر بهصورت تصادفى تنها زائرانى براى دو سال انتخاب مىشدند و تركيب سنى ثبتنامكنندگان نيز ثابت مىماند، سن انتظارى عمرهگذاران 42 سال مىبود.
اگر ميانگين گروه سنى اكثريت افراد (گروه سنى3٠ تا 5٠ سال) در ثبتنام عمره 9٠ را 45 سال در نظر بگيريم، انتظار داريم4٠ درصد ثبتنامكنندگان بين سن 47 سالگى تا 54 سالگى به عمره اعزام شوند و متوسط سنى آنها 5.5٠ سال خواهد بود. از طرفى ديگر، اگر درصدى از گروه سنى 4٠ تا 5٠ سال بنا به هر دليلى موفق به ثبتنام نشده باشند، علاوه بر انتظار 5 تا 9 ساله براى ثبتنام مجدد، مىبايد دورهاى را نيز براى اعزام در نوبت بمانند. اگر فرض كنيم كه در دوره بعدى ثبتنام به همين روال براى 5 تا 9 سال بعد ثبتنام به عمل بيايد، افراد با متوسط سنى 45 سال كه در مرحله بعد ثبتنام مىكنند، هنگام ثبتنام متوسط سنى بين 5٠ سال تا 54 سال خواهند داشت. در اين صورت اين افراد در فرض اول بين 57 سالگى تا 67 سالگى و در فرض دوم بين 54 سالگى تا 59 سالگى به عمره اعزام مىشوند. در اين صورت متوسط سنى آنها بين حدود 56 تا 62 سال خواهد بود. اين بدين معنا است كه سن انتظارى عمره براى اين گروه سنى به طور متوسط 11 سال افزايش مىيابد.
لازم به ذكر است كه سازمان حج تمهيداتى براى اعزام سريعتر افراد سالمند و همچنين اعزام افراد جوان به حج اتخاذ كرده است. براساس اين سياست، ثبتنام كنندگان حج تمتع با سن 85 سال به بالا در اولويت قرار گرفتهاند. همچنين سياست اعزام دانشجويان و دانش آموزان به حج نيز توانسته است تا حدودى از سن انتظارى حج بكاهد. با اين وجود، نمىتوان اثر منفى ثبتنامهاى طولانى مدت بر سن انتظارى حج را ناديده گرفت.
اينكه سياست ثبتنام بلندمدت حج توانسته باشد توان چانه زنى ايران را براى افزايش سهميه افزايش دهد، نيازمند تامل است. اين سياست در حج تمتع نتوانسته اثرى داشته باشد و سهميه ايران در حدود 10٠ هزار نفر باقى مانده است. در مورد عمره مفرده، مسئولان، رايزنىهايى را براى افزايش سهميه سالانه ايران به بيش از يك ميليون سهميه آغاز كردهاند. براى ارزيابى ميزان اثر گذارى اين چانه زنى مىبايست به انتظار نشست. از جهت نظرى مىتوان اين ادعا را مطرح كرد كه داشتن فهرستهاى اعزام طولانى مدت مىتواند توان چانهزنى ايران در تعاملات سياسى را كاهش دهد، زيرا به واسطه وجود فهرست طولانى مدت، كشور ميهمان قدرت مانور كمى براى اثر گذارى بر سياستهاى كشور ميهمان دارد.
همانگونه كه در شكلهاى 1 و 2 مشاهده مىشود، ميزان اعزام به حج تمتع و عمره مفرد، متاثر از ميزان ثبتنام نبوده است. به بيان ديگر ثبتنام طولانى مدت، باعث افزايش سهميه ايران نشده است.
<نمايش تصوير
منبع: استخراج شده از اطلاعات سازمان حج و زيارت جمهورى اسلامى ايران
محاسبه نسبت رضايت عمومى از سياست، نيازمند نظرسنجى علمى است. عليرغم در دست نبودن اطلاعات در مورد ميزان رضايت از اين سياستگذارى، مىتوان ادعا كرد كه افراد داراى اولويتهاى ابتدايى از اين سياست راضى و دارندگان اولويتهاى پايانى ناراضى هستند. همچنين رصد كردن واكنشهاى رسانههاى گروهى نيز مىتواند تخمينى از ميزان رضايت عمومى از سياست به دست بدهد. براساس بررسىهاى انجام گرفته، بيشتر تحليلهاى رسانهها مرتبط با آثار منفى اين سياست متمركز است. (1)البته ارزيابى دقيق در اين زمينه نيازمند استفاده روشهاى علمى نظرسنجى است.
1) بهطور نمونه مراجعه كنيد به: (بىنام139٠، وبگاه الف، مطلب 142917 .
با توجه به افزايش مدت انتظارى حج و سن انتظارى حج در اثر اجراى سياست ثبتنام بلند مدت حج، مىتوان اين فرضيه را تاييد كرد كه اين سياست محدوديتهايى براى متقاضيان جديد ايجاد كرده است. البته اين سياستگذارى توانسته تسهيلاتى را براى كسانى كه موفق به ثبتنام شدهاند ارائه دهد. ارائه تسهيلات بانكى به ثبتنام كنندگان نيز توانسته موجب تسهيل شود كه با توجه به در دسترس نبودن اطلاعات نمىتوان ارزيابى در مورد ميزان آن نمود. (1)
تبيين مفهوم عدالت توزيعى در سياستگذارى حج با پيچيدگىهايى مواجه است. اين پيچيدگى به طور عمده متاثر از شرط استطاعت مالى در حج تمتع است. اگر معتقد باشيم كه حج به كسانى اختصاص دارد كه از تمكن مالى كافى برخوردار باشند، در همان ابتدا به گونهاى نابرابرى در توزيع را پذيرفتهايم. با اين وجود عدالت توزيعى را مىتوان با مفهومى مشخص در سياستگذارى حج تعريف كرد. با توجه به مشروط بودن وجوب حج تمتع به استطاعت و تمكن مالى، عدالت توزيعى در سياستگذارى حج را مىتوان ناظر به ايجاد فرصتهاى برابرى مستطيعان، جهت اعزام به حج تمتع دانست. با توجه به اينكه در عمره مفرده سخنى از شرط استطاعت به ميان نيامده، دايره عدالت توزيعى در اين زمينه گستردهتر از حج تمتع است. ما در ادامه آثار سياستگذارىهاى اقتصادى حج بر عدالت توزيعى را در زمينه فرصتهاى ثبتنام و همچنين چگونگى توزيع منافع سپردههاى حج، بررسى مىكنيم.
هرچند در جمهورى اسلامى ايران محدوديتى براى ثبتنام براى حج و عمره وجود ندارد، لزوم ثبتنام در زمانى محدود و لزوم سپردهگذارى مىتواند موجب بازماندن افراد ضعيف از ثبتنام شود. سوال اينجاست كه آيا سياست ثبتنام طولانى مدت مىتواند موجب بهرهمندى اقشار مرفهتر از سفر عمره شود يا خير؟
براى پاسخ به سؤال فوق بايد ارزيابى از سهم دهكهاى مختلف درآمدى در ثبتنام عمره داشته باشيم. جمعآورى اطلاعات در مورد دهكهاى درآمدى ثبتنام كنندگان بسيار مشكل است. اين اطلاعات را مىتوان با نمونهگيرى تصادفى از ثبتنام كنندگان و يا با استفاده از برخى اطلاعات ارائه
1) لازم به ذكر است كه اختصاص تسهيلات جعاله به متقاضيان عمره موجب نارضايتىهايى شد و به واسطه شرعى نبودن آن متوقف گرديد. .
شده در ثبتنام تخمين زد. بهطور نمونه، تخمين دهكهاى درآمدى با توجه به شغل و حرفه ثبتنام كنندگان و يا ميزان استفاده از تسهيلات بانكى امكان پذير است. مشخص است تخمين دهكها براساس حرفه با مشكلاتى چون در دست نبودن اطلاعات تفصيلى تركيب شغلى ثبتنام كنندگان و تورش اتكا به شغل در تخمين درآمد مواجه است.
در آمار اعلام شده از ثبتنام عمره در سال 139٠ تنها تركيب شغلى 56 درصد ثبتنام كنندگان مشخص شده است. براساس آمار اعلام شده ثبتنام كنندگان به ترتيب 32 درصد خانهدار، 6 درصد محصل، 9 درصد كارمند و 9 درصد نيز داراى مشاغل آزاد بودند. در اين آمار وضعيت شغلى 44 درصد باقيمانده مشخص نشده است. با استفاده از اين آمار نمىتوان نتيجهگيرى خاصى در مورد دهكهاى درآمدى ثبتنام كنندگان نمود. اگر آمار استفادهكنندگان از تسهيلات عمره در دست مىبود مىشد از آن نتيجه گيرىهايى در مورد دهكهاى درآمدى بدست آورد.
توجه به سابقه افراد در تشرف به حج نيز مىتواند ما را در تحليل آثار توزيعى سياست ثبتنام طولانى مدت كمك كند. اگر اطلاعات تعداد تشرف ثبتنام كنندگان به عمره در دسترس باشد، نسبت تشرف يافتگان بار اول به كل زائران مىتواند برداشتهايى از عدالت توزيعى حج را به دنبال داشته باشد. در صورت محاسبه اين نسبت در طول زمان مىتوان، سهم اعزام زائران جديد در طى زمان را مورد بررسى قرار داد.
يكى از كارهاى مثبت سازمان حج استفاده از سپرده سرمايه گذارى براى نگهدارى وجوه حاصل از ثبتنام عمره است. اين سياست موجب مىشود كه ثبتنام كنندگان در طول دوره انتظار بتوانند از عوايد سرمايهگذارى وجوهشان بهرهمند شوند. علاوه بر اينكه بنا به اظهارات مسئولين سازمان حج و زيارت چنانچه متقاضيان نخواهند در نوبت اعزام باقى بمانند مىتوانند با مراجعه به بانكها مبلغ ثبتنام همچنين سود سپرده خود را دريافت كنند.
با اين وجود نكته قابل تامل استفاده از حساب سرمايهگذارى كوتاه مدت براى نگهدارى وجوه حاصل از ثبتنام عمره است. با توجه به طولانى شدن دوره انتظار ثبتنام، اين سياست مشكلاتى را به همراه دارد. فرض كنيد كه فردى در ثبتنام عمره سال 139٠ در اولويت 6٠٠ قرار گرفت. اين امر به مفهوم آن است كه وجوه سپرده او بايد براى مدتى بين پنج تا 9 سال در سپرده كوتاه مدت ذخيره شود. اين امر به مفهوم آن است كه افراد داراى اولويت بالا نه تنها از طولانى بودن مدت انتظار زيان مىبينند، بلكه آنها مىبايد براى مدت طولانى سپردهگذارى نيز به سهم سود كوتاه مدت اكتفا كنند. اين در حالى است كه بانكها وجوه سپردههاى پنج ساله را با نرخهاى سودى بسيار بالاتر از نرخ سود
سپردههاى كوتاه مدت قبول مىكنند.
بر اساس اعلام مديرعامل بانك ملىو رئيس شوراى هماهنگى مديران عامل بانكهاى دولتى به سپردههاى حج، 6 درصد سود تعلق مىگيرد (1). براساس استعلام صورت گرفته هم اينك نرخ سود 8 درصد براى سپردههاى عمره 9٠ محاسبه مىشود. اين در حالى است كه هم اينك نرخ سود سپردههاى بانكى، بين 7 تا 20 درصد بسته به مدت سپردهگذارى در نوسان است. بر اين اساس افراد با اولويتهاى بالا عليرغم سپردهگذارى بلندمدت از سود سپرده كوتاه مدت برخوردار مىشوند. با توجه به تفاوت اولويتها در اعزام، مىتوان مابه التفاوت نرخ سود سپردههاى عمره 9٠ و ساير سپردههاى سرمايهگذارى را محاسبه كرد. فرض كنيم كه با توجه به سهميه اختصاصى سالانه به ثبتنام شدگان هر سال حدود هشتصد هزار نفر مىباشد، ما براى هر سال هشتصد و بيست و دو هزار نفر در نظر گرفتيم. اگر اعزام عمرهگزاران از سال 1392 آغاز شود، ميزان سپرده باقى مانده نزد بانكهاى عامل از سال 1391 تا سال 1399 به شرح زير است. هرچند اين سپردهها در نيمه اول 139٠ هم در اختيار بانكهاى عامل بوده است، اين مبلغ را محاسبه نكرديم تا مبالغى از ثبتنام كه توسط بانكها تامين مالى شده است را خنثى كنيم.
جدول 6: اطلاعات اوليه ثبتنام عمره مفرده 9٠
<نمايش تصوير
منبع: اطلاعات سازمان حج و زيارت جمهورى اسلامى و محاسبات نگارنده
1) خبرگزارى مهر 139٠، تخلف بانكها در پرداخت سود سپرده به ثبت نام كنندگان عمره، 15/11/139٠، .
جدول7: عوايد زائران از سپردههاى عمره مفرده 9٠
<نمايش تصوير
منبع: اطلاعات سازمان حج و زيارت جمهورى اسلامى و محاسبات نگارنده
با در نظر گرفتن نرخ سود سپرده قابل پرداخت، مابه التفاوت سود سپردههاى عمره نود و سود سپرده قابل پرداخت به شرح زير است:
مابه التفاوت مزبور به شرح زير است:
جدول7: عوايد بانك از سپردههاى عمره مفرده 9٠
<نمايش تصوير
منبع: اطلاعات سازمان حج و زيارت جمهورى اسلامى و محاسبات نگارنده
در مجموع كل مابه التفاوت سود قابل پرداخت و سود تعلق گرفته در جدول بعدى آمده است:
جدول8: چگونگى توزيع عوايد سپردههاى عمره مفرد 9٠ (فرض عدم تفكيك سپرده)
منبع: يافتههاى تحقيق
اگر بنا به روال سپردهگذارى در بانكها سپردههاى بيش از 5 ساله به دو سپرده پنج ساله و كمتر از پنج ساله تقسيم شوند، نتيجه نهايى اندكى متفاوت مىشود. براى جلوگيرى از طولانى شدن مقاله تنها نتيجه نهايى در حالت اخير را در ادامه ذكر مىكنيم:
جدول9: چگونگى توزيع عوايد سپردههاى عمره مفرد9٠ (فرض تفكيك سپرده)
منبع: يافتههاى تحقيق
<نمايش تصوير
با توجه به محاسبات صورت گرفته، بانكهاى عامل بيش از نيمى از سود حاصل از سپردههاى عمره مفرد 9٠ را به سپرده گذاران پرداخت نمىكنند.
نكته حائز اهميت تعيين ميزان سود قطعى سپردههاى حج است. براى محاسبه سود قطعى سپردههاى بانكى بانكها قاعدتا مىبايد در پايان سال پس از محاسبه سود محقق شده، مابه التفاوت نرخ سود قطعى و على الحساب پرداخت مىشود. اگر اين روال در مورد سپردههاى حج نيز انجام شود، محاسبه سود قطعى وابسته به چگونگى سرمايهگذارى اين وجوه است. با توجه به اينكه اين سپردهها در مدتى طولانى در اختيار بانكهاى عامل قرار دارد و آنها اين وجوه را براى درآمدزايى استفاده مىكنند، اكتفا به پرداخت 8 درصد سود باعث صورى شدن محاسبه سود مىشود و شبهه ربا را تقويت مىكند.
اين پديده علاوه بر اينكه مىتواند موجب بىعدالتى در حق برخى ثبتنامكنندگان شود، مىتواند موجب بهرهمند شدن دو بانك دخيل در ثبتنام عمره شود. اين رانت مخفى مىتواند موجب شود كه برخى از ناكارمدىهاى بانكها با استفاده از منافع حاصل از بكارگيرى بلندمدت سپردههاى عمره و پرداخت سود كوتاه مدت پوشش داده شود. گذشته از اينكه با توجه به اين فرصت پذيرش سپردههاى عمره مفرده 9٠ تنها در اختيار دو بانك ملى و ملت قرار گرفت، بقيه بانكهاى دولتى و غير دولتى از اين مزيت برخوردار نشدند كه اين امر نه تنها زمينه رقابت جدى بانكها را از بين مىبرد بلكه مشكلاتى نيز در توزيع عادلانه بهرهمندى بانكهاى مختلف ايجاد مىكند.
لازم به ذكر است كه ثبتنام طولانى مدت زمينه دلالى و بورسبازى در زمينه حج و عمره را نيز فراهم مىآورد. برخى از افراد با استفاده از اين فرصت درآمدهايى زيادى كسب مىكنند.
يكى از ويژگىهاى اساسى رهيافت اخلاق كاربردى توجه به ريشههاى شكلگيرى مشكلات اخلاقى است. براساس اين رويكرد، مىتوان با از بين بردن زمينههاى بروز چالشهاى اخلاقى به بهترين شكل، مشكل را حل نمود. در مقابل عدم توجه به ريشه و اساس مشكل و سعى در كاستن از آسيبهاى پيش آمده چندان كارساز نيست.
گرچه برخى از اشكالات مورد اشاره در مقاله در مورد سياست ثبتنام طولانى مدت را مىتوان با اجراى سياستهاى تكميلى تا حدودى برطرف كرد، با اين وجود بسيارى از مشكلات مرتفع نخواهد شد. به طور نمونه، سازمان حج و زيارت مىتواند با مذاكره با بانكهاى عامل نسبت به تصحيح نرخ سود سپردههاى عمره مفرده، اين نرخ را در سطح نرخ سود ساير سپردهها تعيين كند. اين راهكار گرچه مىتواند برخى از آسيبهاى ناشى از توزيع ناعادلانه سود سپردهها را از بين مىبرد، ولى ساير مشكلات هنوز وجود دارند. از جمله اينكه سياست ثبتنام طولانى مدت موجب محروم شدن كسانى كه در زمان ثبتنام قادر به ثبتنام نبودند مىشود.
به نظر مىرسد كه احتراز از استفاده از ثبتنام حج و عمره بهعنوان ابزار سياست پولى (ابزارى جهت مديريت نقدينگى) و كاهش دوره ثبتنام به حداكثر دوره دو ساله زمينه بسيارى از مشكلات مورد اشاره در مقاله از بين مىرود. اين رويهاى است كه در بسيارى از كشورهاى اسلامى اتخاذ شده است و دورههاى ثبت نامى در حدود دو سال مىباشد. اتخاذ اين سياست مىتواند بسيارى از مشكلات مرتبط با عدالت توزيعى را برطرف كند.
با توجه به مبانى اسلامى، ارزيابى اخلاقى سياستهاى اقتصادى حج را نمىتوان تنها با در نظر گرفتن عوايد اقتصادى چون جذب نقدينگى و صرفه جويى در هزينه صورت داد. اين ارزيابى همچنين نيازمند در نظر گرفتن تاثيرات مثبت و منفى سياست بر مواردى چون كاركردهاى معنوى و فرهنگى حج و عمره و عدالت توزيعى است. از آنجا كه اختصاص وزن به اثار مثبت و منفى سياست اقتصادى حج با مشكلاتى مواجه است، مىتوان با استفاده از رويكرد پيشگيرانه اخلاق كاربردى هزينههاى اقتصادى، فرهنگى و اجتماعى سياست را با برطرف كردن زمينههاى ايجاد مشكل بر طرف كرد.
در اين مقاله به طور خاص به بررسى آسيبهاى سياستگذارى ثبتنامهاى طولانى مدت حج تمتع و عمره مفرده در سالهاى اخير به خصوص ثبتنام عمره در سال 139٠ پرداختيم. نتايج اين تحقيق نشان مىدهد اين سياست با چالشهاى جدى مواجه است. اين سياست گرچه مىتواند منافعى از جمله جذب نقدينگى و كاهش هزينههاى عملياتى ثبتنام را در پى داشته باشد، از مشكلاتى چون افزايش دوره انتظار ثبت نام، افزايش متوسط سن زائران، ايجاد زمينه بورس بازى، توزيع ناعادلانه عوايد اقتصادى حاصل از سياست، ابهام در استطاعت، و كاهش اثر بخشى عبادى حج رنج مىبرد. گرچه مىتوان برخى از آسيبهاى موجود را با سياستهاى تكميلى جبران نمود، ولى بسيارى از مشكلات ريشه در استفاده از ثبتنام حج و عمره بهعنوان ابزار پولى به منظور مديريت نقدينگى و يا ساير اهداف اقتصادى مىباشد. با توجه به آنچه در مقاله گفته شد و با توجه به رويكرد پيش گيرانه اخلاق
كاربردى موارد زير جهت مواجهه با اين مشكل پيشنهاد مىگردد:
عدم استفاده از سپردهگذارى حج بهعنوان ابزار پولى جهت جذب نقدينگى و يا جهت مقاصد مالى و تامين اين هدف با استفاده از ساير ابزارهاى مديريت نقدينگى: با توجه كه برخى از مشكلات مورد اشاره در مقاله از ثبتنامهاى طولانى مدت حاصل مىشود و دولت براى جذب نقدينگى گزينههاى ديگرى دارد، بهتر است كه ثبتنام حج و عمره تنها بهعنوان ابزارى براى اولويت بندى اعزام مورد استفاده قرار گيرد.
ثبت نام براى دورههاى حداكثر دو ساله: مىتوان با دريافت مبلغى ناچيز بهعنوان حق ثبتنام كه تامين كننده هزينههاى عملياتى ثبتنام باشد هر ساله يا هر دو سال يك بار از ميان داوطلبان، افرادى را به اندازه سهميه موجود در قالب قرعهكشى انتخاب كرد و همين فرآيند را در دورههاى بعد تكرار كرد.
ايجاد صندوق سرمايهگذارى حج: وجوه سرمايهگذارى شده در اين صندوق نه تنها مىتواند براى تامين مالى زائران مورد استفاده قرار گيرد، بلكه امكان افزايش عوايد اقتصادى كشور از حج و عمره را با سرمايهگذارى در زمينههايى چون تشكيل بازارهاى مرزى سوغات و افزايش سهم توليدات داخلى در تامين كالاهاى مورد استفاده زائران مورد استفاده قرار دارد. سازمان حج و زيارت حتى مىتوان با ايجاد بانك حج و يا موسسه اعتبارى حج، برنامهريزى طولانى مدت براى تامين مالى حج و عمره داشته باشد. در اين چارچوب افراد مىتواند حتى در بدو تولد فرزندان خود براى آنها حسابى با عنوان حساب حج در اين بانك افتتاح كرده و به مرور موجودى آن را زياد كنند.
افزايش رقابت در سپرده پذيرى: ايجاد زمينه رقابت براى تمامى بانكها براى جذب سپردههاى حج و عمره، به فرض عدم تشكيل بانك يا صندوق حج، نه تنها مىتواند تمامى بانكها را از عوايد اين سپردهها برخوردار كند بلكه زمينه رقابت براى خدمترسانى بيشتر به زائران را فراهم آورد. البته شكلگيرى بانك حج مىتواند علاوه بر ايجاد تمركز از هزينههاى عملياتى ناشى از پراكندگى در ثبتنام بكاهد.
ايجاد محدوديت براى سفرهاى مكرر تمتع و عمره و در نظر گرفتن اولويت براى سفر اولىها: اين محدوديت مىتواند از فشار تقاضا و افزايش صف متقاضيان بكاهد.
منابع
ابن ابى الحديد، عبدالحميد هبه الله 14٠4ه. شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، تحقيق محمد ابوالفضل ابراهيم، قم: مكتبه آيه الله مرعشى نجفى.
ابن أبى جمهور، محمد بن زين الدين14٠5 ق. عوالى اللئالى العزيزيۀ فى الأحاديث الدينيۀ، 4جلدى، قم: دار سيد الشهداء للنشر.
العروسى الحويزى، عبد على بن جمعۀ 1415 ق، تفسير نور الثقلين، 5جلدى، چاپ: چهارم، قم: اسماعيليان.
ابن بابويه، محمد بن على1385ش / 1966م. ، علل الشرائع، 2جلدى، چاپ: اول، قم: كتابفروشى داورى.
احمدى، محمدرضا 139٠، حج در آيينه روانشناسى، قم: انتشارات موسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى (رحمه الله) .
الاعرجى، زهير، 1415ه، الابعاد الاجتماعيه لفريضه حج، قم: نشر امير.
امامى، محمد 1393ه، فلسفه و اثار حج، تهران: صدر.
برقى، احمد بن محمد بن خالد1371 ق، المحاسن، 2جلدى، چاپ: دوم، قم: دار الكتب الإسلاميۀ.
بى نام139٠، تكرار سناريوى حج تمتع براى عمره مفرده، وبگاه الف، 19/11/139٠، كد مطلب 142917، آدرس: http: //alef. ir/vdcb85b8zrhba9p. uiur. html?142917
تسخيرى، محمد على و محمود فاصوه، 1413ه، الحج و آثاره على الحياه الاجتماعيه، بيروت: دار الهادى.
توانايان فرد، حسن،1377، اقتصاد حج: بهرهورى در آموزشهاى حج، تهران: چاپخش، BP
توكلى، محمد جواد 1389. درآمدى بر چيستى، قلمرو و چشم اندازهاى فلسفه اقتصاد اسلامى، معرفت اقتصادى، ش 3، ص 92 - 65.
توكلى، محمد جواد 1388 درآمدى بر فلسفه اخلاق تجارت با رويكرد اسلامى، معرفت اقتصادى، 1، 32 - 7.
ثروتيان، بهروز و همكاران 1379. به سوى نور، چ سوم، بى جا: انتشارات ثامن
حر عاملى، محمد ابن الحسين 14٠9ق، وسايل الشيعه الى تحصيل مسائل الشريعه، 3٠ جلدى، قم: موسسه آل البيت.
حر عاملى، محمد ابن الحسين 1413ق، وسايل الشيعه الى تحصيل مسائل الشريعه، بيروت: موسسه آل البيت.
حسينى اديانى، سيد ابوالحسن، 1376، حج مقبول، تهران: نشر مشعر.
حكيمى، محمد رضا و همكاران138٠. الحيات، ترجمه احمد آرام، 6 جلدى، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامى.
خامنهاى، سيد محمد، حج از نگاه حقوق بين الملل، تهران: موسسه كيهان.
دبيرى، احمد139٠. تبيين نظريه اخلاقى قرآن كريم و مقايسه آن با فضيلت گرايى در اخلاق، رساله دكترى مدرسى معارف اخلاق و عرفان اسلامى، قم: موسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى (رحمه الله) .
زرهانى، سيد احمد 1384، مصاحبه رئيس سازمان حج و زيارت، وبگاه كتابخانه تخصصى حج، آدرس:
http: //hajj. ir/hadj webui/library /wfView BookP age. aspx?bookId)
رحمه الله)1429& pageNumber) رحمه الله)8٠22. شريف الرضى، محمد بن حسين1414 ق، نهج البلاغۀ (للصبحى صالح) ، تك جلدى، چاپ: اول، قم: انتشارات هجرت.
ضياء آبادى، سيد على، 1381، حج در انديشه سياسى اسلامى، تهران: نشر مشعر.
طراد، حسن، 1418ه، فلسفه الحج فى الاسلام، بيروت: دار الزهراء.
العروسى الحويزى، عبد على بن جمعه 1415ق، تفسير نورالثقلين، مصصح هاشم رسولى محلاتى، چ 4، قم: اسماعيليان.
غيرتى، على اكبر 139٠. افزايش سهميه عمره تا يك ميليون نفر در سال، خبرگزارى شبستان 11/12/139٠، آدرس: http: //www. kaleme. tv/newsdetails. php?id) رحمه الله)695
فرامرز قراملكى و رستم نوچه فلاح، احد 1386. موانع رشد اخلاق حرفهاى در سازمان، تهران: موسسه فرهنگى دين پژوهى بشرا.
فرامرز قراملكى، احد، 1382. اخلاق حرفهاى، تهران: احد فرامرز قراملكى.
فرامرز قراملكى، احد، 1389. اخلاق كاربردى در ايران و اسلام، تهران: پژوهشكده مطالعات فرهنگى و اجتماعى.
3٠. قرائتى، محسن، 1371، حج، ويرايش دوم، چ اول، تهران: نشر مشعر.
كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق 14٠7ق. الكافى (ط - الإسلاميۀ) ، 8 جلدى، چاپ: چهارم، جلد8، - تهران: دار الكتب الإسلاميۀ.
كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق14٠7 ق، الكافى، 8 جلدى، چ چهارم، تهران: دار الكتب الإسلاميۀ.
كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق1429 ق، الكافى، 15جلدى، چ اول، قم: دار الحديث.
كلينى، محمد ابن يعقوب 1365، الكافى، تهران: دار الكتب الاسلاميه.
مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى 14٠3 ق. بحار الانوار، چ دوم، بيروت: دار احياء التراث العربى.
حسن سبحانى (1)
چكيده
از شرايط وجوب حج تمتع بهعنوان يكى از فروع دين مبين اسلام، داشتن استطاعت است كه از جمله نشانههاى آن استطاعت مالى است. در اين مقوله، هر فردى كه قصد حج دارد، خود بايد به تشخيص برسد. به نحوى كه اعلام آمادگى براى برگزارى اين عمل عبادى، مىتواند به منزله وجود استطاعت مالى تلقى گردد. از آنجا كه در هنگام ثبتنام متقاضيان شرايطى بهوجود مىآيد كه در ازاء پرداخت بخشى از هزينه سفر، مازادى از طرف بانك، متناسب با مبلغ و زمان در اختيار داشتن پول، تحت عنوان سود حاصل از سرمايهگذارى، به متقاضى سفر براى حج تمتع، داده مىشود و براى اين مازاد متناسب با عقود بانكى و حتى متناسب با شرايط عقد وديعه، استدلالات قابل دفاع و اقناع كنندهاى وجود ندارد، لذا به نظر مىرسد دستگاههاى حكومتى متولى ساماندهى سفر متقاضيان به حج، بايد تمهيداتى را بينديشند كه ضمن استمرار خدمات مناسب به مسافران خانه خدا، از تحميل پرداختهاى مشكوك المناشى اجتنابناپذير و ناگزير، به آنان، ممانعت به عمل آيد.
علامهطباطبايى در تفسير آيه 24 سوره مباركه حج كه در آن خداوند متعال مىفرمايد: (بهخاطر بياور) زمانى را كه محل خانه كعبه را براى ابراهيم (ع) آماده ساختيم (تا آن را بنا كند و به او گفتيم) چيزى را همتاى من قرار مده و خانهام را براى طوافكنندگان و قيام كنندگان و ركوعكنندگانِ
1) استاد دانشكده اقتصاد دانشگاه تهران. .
سجدهگزار (از آلودگى بتها و از هرگونه آلودگى) پاكساز؛ معتقد هستند كه بدون ترديد، اين قرارداد عبارت از وحى به ابراهيم (ع) بوده است كه تو اين مكان را مرجع براى عبادت من بكن و يا به عبارت ديگر خداوند مىگويد ما به ابراهيم (ع) وحى كرديم كه براى عبادتم قصد اين مكان كن و يا مرا در اين مكان عبادت كن و در خصوص آيه 27 كه در آن مىفرمايد ( وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يأْتُوكَ رِجالاً وَ عَلي كُلِّ ضامِرٍ يأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ ) يعنى در ميانه مردم ندا كن كه قصد خانه كنند و يا عمل حج را انجام دهند، تا در پاسخ، ببينى آنان پياده و سواره بر مركبهاى لاغر (چابك و ورزيده) از هر راه دورى به سوى تو بيايند. تأمل در اين آيات الهى و مشاهده آنچه در طول تاريخ از ابراهيم (ع) تاكنون بر انسانها گذشته است و آنها فوج فوج، مشتاقانه به سوى حرم امن الهى شتافتهاند و با تحمل رنجها و مرارتهاى گوناگون از يك طرف، و بهرهمندى از رضايت خاطر و احساس خوب ابراز و اظهار بندگى خداوند سبحان از طرف ديگر، براى لحظهاى، عبادت در خانه خدا را متروك نگذاشتهاند، ايجاب مىكند كه به لحاظ تحولات حادثه در نوع فنون و تكنيكهاى مخلتف و تغيير فاحش چهره زندگى بشر نسبت به گذشتههاى نه چندان دور، همواره در نحوه سلوك و چگونگى رعايت موازين دينى، در رفتن به خانه خدا و عبادت او، اطمينان لازم به لحاظ صحت شرايط و چگونگىهاى پيرامون آن برقرار باشد. و هيچ ترديدى از اين جهت، منويات پاك شيفتگان طواف و قيامكنندگان و ركوعكنندگان و سجدهگزاران را خدشهدار نسازد. بر اين اساس تأملاتى در الگوى مفهومى استطاعت كه لازمه حج مىباشد و شيوههاى تأمين آن در مشاربى كه از آن به استطاعت مالى هم تعبير مىشود، ضرورى اين مرحله از حيات اجتماعى مسلمانان است كه در اقتصادهاى مبتنى بر سياليت بسيار كارگشاى پول، امور خود را و از جمله ترتيبات مالى حج خود را سر و سامان دهند. به اين نيت كه، اطمينان حاصل شود از اين مجارى لطمهاى به اصالت و حلاليت ماليتهاى مربوط به استطاعت وارد نمىگردد.
در راستاى انجام اعمال مربوط به فروع دين كه يكى از آنها حج است و به لحاظ "روشى" مربوط به همه كسانى مىشود كه داراى شرايطى از جمله "استطاعت" باشند، تذكر اين نكته ضرورى است كه اين فعاليت هر چند داراى آثار اجتماعى بسيارى است ليكن در ابتداء از وجوه "فردى" برخوردار است و تشخيص اين معنى كه آيا استطاعتى وجود دارد يا خير؟ و يا ساير شرايط براى فرد فراهم گرديده است يا خير؟ برعهده خود او مىباشد. هر چند وى در اين ارتباط از معيارهاى مطروحه توسط مجتهدين والامقام در خصوص شرايط مستطيع شدن بهرهمند مىشود، اما كسى جز خود وى در اين موضوع كه آيا او مستطيع هست يا خير، تصميمگيرى نمىكند.
اينكه استطاعت به چه معنى است با استناد به آيه 98 از سوره مباركه آل عمران كه مىفرمايد ( وَ لِلَّهِ عَلَي النَّاسِ حِجُّ الْبَيتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيهِ سَبِيلاً ) مىتوان گفت كه چون استطاعت به معنى توانايى است لذا آنچه روايات و كتب فقهى بهعنوان شرط استطاعت آمده است از قبيل "داشتن زاد و توشه" و "مركب" و "توانايى جسمى" و "بازبودن راه" و "توانايى بر اداره زندگى به هنگام بازگشت از حج"، بهعنوان مصاديق استطاعت قابل احتساب است. اما در اينجا نكته اساسى آن است كه همه مذاهب به اتفاق، شرط واجب بودن حج را استطاعت مىدانند هر چند در معنى استطاعت اختلاف نظرهايى وجود دارد، بدين معنى كه همه مذاهب بر آن هستند كه هر كس توشه مسافرت داشته باشد، يعنى مخارج گذرنامه، حمل و نقل، خوراك، مسكن و چيزهاى ديگر مورد احتياج، با وجود اين تمام آن مخارج بايد به اضافه ديون و مخارج عائله و ضروريات معاش باشد مانند زمين براى كشاورزى و آلات و اسباب حرفه و فن و سرمايه براى كسب و تجارت و داشتن اطمينان از امنيت بر جان و مال و ناموس و در اين ميان فقط «مالكيه» بر آن هستند كه هر كس توانايى راه رفتن داشته باشد، حج بر او واجب است. آنان مخارج خانواده را نام نبردهاند و نيز واجب دانستهاند كه آنچه از وسايل مايحتاج زندگى، زمين، حيوان، اسباب كسب، حتى كتابهاى عملى و لباسهاى زينتى داشته باشد را بايد بفروشد و به حج برود (فقه تطبيقى ص 174
به عبارت ديگر اهل سنت استطاعت را بسيار محدود مىكنند و تنها شرط وجوب حج را سلامتى مىدانند. «شافعى» استطاعت را به مال مىداند درحالى كه «ابوحنيفه» هم استطاعت مالى و هم استطاعت و سلامت بدنى را مدنظر دارد.
در مجموع در بررسى تاريخ تطور موضوع، در اينكه از شرايط استطاعت رجوع به كفايت هم هست يا خير؟ اختلاف نظر كردهاند و همچنين در اين مقوله كه شرط وجوب حج، امرى عقلى يا امرى عرفى است اختلاف نظر دارند. علماى اهل سنت نيز در شرط بودن يا سبب بودن استطاعت و همچنين در اينكه استطاعت شرط ادا يا شرط وجوب و يا شرط صحت است و بالاخره در اينكه استطاعت شرط شرعى است و يا شرط عقلى اختلاف نظر دارند و اين گونه به نظر مىرسد معناى استطاعت در آيه 98 سوره آل عمران عرفى است و روايات تفسيرى در مقام بيان مصاديق معناى عرفى آن است و بالاخره زاد و راحله هنگامى شرط استطاعت است كه به آنها نياز باشد.
اگر هر يك از مصاديق مذكور در اين مكتوب را بپذيريم آنچه بديهى است مقام تشخيصدهنده استطاعت، همانا خود فرد است و اگر او طبق ملاكها و معيارهايى كه براى خود يا از طريق تقليد و يا اجتهاد خود برگزيده است، خود را واجد شرايط و داراى استطاعت دانست بايد نسبت به برگزارى حج براى يكبار در عمر خويش، اقدام نموده و امر واجب الهى را به سامان برساند. هيچكس و هيچ نهاد
ديگرى وجود ندارد كه در مقام تشخيص دهنده استطاعت فرد، قرار گيرد و براى او تصميم بگيرد كه آيا مستطيع مىباشد و يا نمىباشد.
نكتهاى كه در خصوص فرد واجد استطاعت رخ مىنمايد آن است كه در مواقعى ناچار است براى اعمال حكم الهى در اين خصوص برخودش، از مجارى رسمى اقدام نموده و مثلاً در سازمانهاى دولتى معينى ثبتنام كرده و در قالب كاروانها و نظامات حاكم بر اقدامات جمعى دولت و كاروانها، سفر واجب حج خود را به انجام برساند و در اين ارتباط مسئله پذيرش مقررات و ضوابط وضع شده توسط قانونگذار و يا دولت و يا حتى مقامات سازمان دولتى متولى اين مهم، از شرايط لازم و اصلى براى آغاز مقدماتى محسوب مىشود كه سرانجام آن به تحقق حج، مختومه مىشود.
البته مسئله تا اينجا از مشكل خاصى برخوردار نيست، چرا كه افراد مستطيع - كه به تشخيص خودشان واجد اين شرط شدهاند - براى آغاز مقدمات سفر اقدام مىكنند و از نظر سازمان دولتى ارائهكننده خدمات، فرض بر آن است كه همه متقاضيان، واجد شرايط استطاعت هستند و به همين سبب آنان مىتوانند متناسب با زمانى كه متقاضى را براى سفر حج اعزام مىكنند، هزينههاى مربوطه را از آنان دريافت كنند. به عبارت ديگر هيچ تكليف و شرط و حقى براى سازمان دولتى متولى اعزام، وجود ندارد كه بپرسد فرد، منابع لازم براى سفر را از كجا مىآورد بلكه او صرفاً با اعلام هزينههاى سفر، آن را از متقاضى حج مطالبه مىنمايد. بديهى است متقاضى سفر نيز، هيچ انتظارى ندارد و نمىتواند داشته باشد كه طرف دولتى قرارداد او، در تأمين تمام يا بخشى از هزينه سفر او مشاركت كند و يا تسهيلاتى را براى او تدارك ببيند.
اما مسئله از آنجا ناشى مىشود كه دستگاه دولتى متولى انجام امور متقاضيان، نشانه اعلام آمادگى و ثبتنام آنان را مثلاً در حج تمتع، واريز مبلغى در يكى از بانكهاى معرفى شده مىداند و بر آن است كه گام اول در نوبت گرفتن براى اعزام به حج، كه در واقع اعلام استطاعت تشخيص داده شده توسط خود متقاضى هم مىباشد، واريز مبلغ مثلاً ده ميليون ريال و نگهدارى رسيد مربوطه است تا نوبت تشرف برسد و سازمان دولتى از دارندگان رسيدهاى بانكى براى انجام بقيه اعمال و مقدمات سفر دعوت به عمل آورد. اكنون اين سئوال مطرح مىشود كه بانك دريافت كننده، مبلغ اوليهاى را كه از متقاضى حج دريافت كرده است تحت چه شرايطى براى مدتى كم يا زياد نگهدارى مىكند و به عبارت ديگر، با اين مبلغ چه مىكند؟ قبل از آنكه اين موضوع مورد بررسى قرار گيرد، تأكيد بر آن است كه در كشور ما، متأثر از شيوه تصميمگيرى سازمان دولتى طرف متقاضيان مستطيع حج، فرد خود به تشخيص رسيده از حيث استطاعت - با هر مفهومى كه از آن اراده شود - بايد مجارى تعيين شدهاى را
طى كند كه يكى از مجارى اجتنابناپذير، واريز مبلغى پيش پرداخت به يكى از بانكهاى كشور است. يعنى از نظر سازمان حج و زيارت، مشمولين تشرف در مثلا سال 1389 بايد دارنده قبض وديعهگذارى على الحساب حج تمتع يك ميليون تومانى باشند كه طى دورهاى مثلاً تا تاريخ معينى، در يكى از شعب بانك ملى وديعهگذارى نموده باشند. اين مشمولين بايد براى ثبتنام در كاروانهاى حج، اصل قبض وديعهگذارى خود را به مدير كاروان تحويل دهند و با دريافت فرم واريزى، مابقى هزينه سفر را ظرف مدت مثلاً يك هفته با مراجعه به يكى از شعب بانك ملى، پرداخت نمايند.
آنچه يادآورى شد حكايت از آن دارد كه: 1 - بانك ملى مبالغ اوليه دريافتى از متقاضيان را تحت عنوان وديعهگذارى دريافت و قبض صادر مىكند و 2 - سازمان حج و زيارت در اعلاميههاى صادره خود براى تعيين مصاديق مشمولين تشرف، از عبارت "احتساب سود متعلقه" بابت وديعهگذارى استفاده مىكند. يعنى سازمان رسماً اعلام مىكند كه بانك ملى نسبت به زمانى كه قبض وديعه صادر كرده است، سودى را متوجه متقاضى حج تمتع مىنمايد. اين رويدادها در مورد متقاضىاى كه در سال 1389 به حج مشرف گرديده و از جمله كسانى است كه داراى قبض وديعهگذارى علىالحساب حج تمتع يك ميليون تومانى بوده كه در تاريخ 3/11/1383 به بانك ملى سپرده است به شرح ذيل است:
<نمايش تصوير
كلام مستنبط از اين گونه سازوكار در پذيرش متقاضى سفر حج تمتع مىتواند اين باشد كه ترتيبات مورد توافق بين سازمان حج و زيارت و بانك ملى، شرايطى را به وجود آورده است كه مثلاً در سال 1389 مبلغ 8794978 ريال از هزينه 37776٠٠٠ ريالى حج تمتع را بانك ملى تحت عنوان عوايد حاصل از سرمايهگذارى تأمين كرده است. و اين مبلغ 3/23 درصد از آنچه را كه عرفاً هزينه حج و يا همان استطاعت را تشكيل مىدهد، مىپوشاند.
ماده 3 قانون عمليات بانكى بدون ربا، مصوب 8/6/1362 كه در تاريخ 10/6/1362 به تاييد شوراى نگهبان رسيد و از آغاز سال 1363 در بانكهاى كشور اجرايى گرديده است بر آن است كه بانكها مىتوانند تحت هر يك از عناوين الف) سپردههاى قرضالحسنه و ب) سپردههاى سرمايهگذارى مدتدار، مبادرت به قبول سپرده كنند؛ سپردههاى قرضالحسنه اعم از جارى و پسانداز است. مطابق
تبصره اين ماده، سپردههاى سرمايهگذارى مدتدار كه بانك در بهكار گرفتن آنها وكيل مىباشد در امور مشاركت، مضاربه، اجاره به شرط تمليك، معاملات اقساطى، مزارعه، مساقات، سرمايهگذارى مستقيم، معاملات سلف و جعاله مورد استفاده قرار مىگيرد. البته طبق ماده 98 قانون برنامه پنجساله پنجم توسعه كشور، مصوب 1389 مجلس شوراى اسلامى، عقود استصناع، مرابحه و خريد دين هم به اين مجموعه اضافه شده است. ماده 5 بر آن است كه منافع حاصل از عمليات مذكور در تبصره ماده 3 براساس قرارداد منعقده، متناسب با مدت و مبالغ سپردههاى سرمايهگذارى و رعايت سهم منابع بانك به نسبت مدت و مبلغ، در كل وجوه بهكار گرفته شده در اين عمليات، تقسيم خواهد شد.
تدقيق در موارد قانونى، بيانگر آن است كه تنها سپردهاى كه مىتواند مورد استفاده در سرمايهگذارى قرار گيرد، سپردههاى سرمايهگذارى بلندمدت است كه بايد براساس قراردادى كه بين سپردهگذار و بانك منعقد مىشود بهكار گرفته شود. البته سپردههاى قرضالحسنه اعم از جارى و پسانداز، طبق ماده 4 آييننامه فصل دوم قانون عمليات بانكى بدون ربا (بهره) ، مصوب 27/9/1362 هيأت وزيران جزء منابع بانك محسوب مىشوند و براساس ماده 10 همين آييننامه، از منافع حاصل از عمليات سرمايهگذارى در عقود مختلف، داراى سهم مىباشند. بنابراين مىتوانيم استنباط كنيم كه بانكها مىتوانند از سپردههاى قرضالحسنه بهعنوان منابع خودشان و همچنين از سپردههاى سرمايهگذارى بهعنوان منابع سپردهگذار، طبق قرارداد منتفع شوند و يا انتفاع برسانند. البته برمبناى ماده 11 آيين نامه مصوب هيأت وزيران، اولويت بهكارگيرى منابع، به منابع سپردهگذاران برمىگردد. براى بهكارگيرى منابع بانك، بايد شرط بيشتر بودن مجموع تسهيلات اعطايى بانكها از مجموع سپردههاى سرمايهگذارى سپردهگذاران برقرار شود. يعنى سهم منابع بانك به اندازه مابهالتفاوت حاصله خواهد بود. اكنون سئوالى كه مطرح مىباشد اين است: مبلغى كه متقاضيان سفر حج تمتع به بانكها مىپردازند، تحت چه عناوين رايجى در نظام بانكى طبقهبندى مىشود؟ آنچه در بخشهاى قبلى اين مقاله آمد ناظر بر آن بود كه بانكها اين وجوه را تحت عناوين وديعه دريافت مىكنند. مقولهاى كه در ادبيات حاكم بر قوانين بانكى كشور محلى از اعراب ندارد و بلاموضوع است. يعنى همانطور كه آمد بانكها فقط مىتوانند سپرده از مردم قبول كنند و منافع حاصل از بهكارگيرى سپردهها، مطابق آنچه ذكر شد نيز پس از بهكارگيرى سپردهها در عقود معين و مطابق قرارداد توزيع مىشود، بنابراين با قاطعيت مىتوان گفت متقاضيان سفر حج در بانكها سپردهگذارى اعم از قرضالحسنه و يا سرمايهگذارى مدتدار نمىكنند، بلكه به تعبير بانك، پول خود را وديعهگذارى مىكنند. بنابراين قاعدتاً پول آنها نمىتوانسته است در عقود معين بانكى، به مثابه سپردههاى بلندمدت سرمايهگذارى شده و برخوردار از منافع، شده باشد. حال سؤال حادث شده اين مىشود كه بانكها آنچه را كه
بهعنوان عوايد حاصل از سرمايهگذارى به متقاضيان پرداخت مىكنند از چه محلى پرداخت مىنمايند؟ اگر پاسخ اين باشد كه از محل سپردهگذارى وجوه دريافتى، سرمايهگذارى كردهاند و منفعت بردهاند و اين مبالغ متناسب با مدت و مبلغ پول آنان در كل سرمايهگذارى توزيع شده است، پذيرش اين پاسخ منطقى نمىنمايد چون بانكها خود برآن هستند كه متقاضيان سفر حج تمتع، وديعهگذارى كردهاند و بديهى است بين وديعهگذارى و سپردهگذارى تفاوت است و اگر گفته شود كه وديعهها را سرمايهگذارى كردهايم، بايد پرسيد مطابق كدام قرارداد فيمابين نظام بانكى و متقاضيان سفر حج تمتع اين اقدام صورت گرفته است؟ تا آنجا كه مشخص است چنين قراردادى (اگر مطابق قانون باشد كه نيست) بين بانك و متقاضى مستطيع، منعقد نشده است. بنابراين پرداخت عوايد حاصل از سرمايهگذارى، موضوعيت پيدا نمىكند.
ممكن است استدلال شود كه بانكها با وجوه وديعهگذارى شده براى سفر به حج تمتع بهعنوان سپردههاى قرضالحسنه - اعم از جارى، يا پسانداز - مواجهه داده شدهاند و با تلقى وديعه به سپرده قرضالحسنه و جزء منابع خود محسوب كردن آنها (طبق ماده 4 آييننامه فصل دوم قانون عمليات بانكى بدون ربا) خود را داراى اين صلاحيت دانستهاند كه مطابق ماده 3 آييننامه بدون تعهد و قرارداد با سپردهگذار، امتيازاتى را به وديعهگذار كه اينك سپردهگذار ناميده شده است بدهند و پرداخت وجوهى تحت عنوان عوايد حاصل از سرمايهگذارى، از مصاديق اين امتياز محسوب مىشود.
بايد توجه كرد كه هر چند، حتى با مسامحه نمىتوان اين گونه قلب مفاهيم و عبارات را پذيرفت و جاى سپردهگذار با وديعهگذار و جاى وديعهگذارى را با سپردهگذارى و جاى امتيازات بدون تعهد و قرارداد را با عوايد معطوف به تعهد و قرارداد، عوض كرد، ليكن حتى اگر از اين ضوابط عدول كرده و پرداختىهاى مازاد بانك به وديعهگذاران مستطيع را امتياز محسوب كنيم، باز هم پديده اتفاق افتاده در چارچوب قوانين موجود قرار نمىگيرد. زيرا در ماده 3 آيين نامه فصل دوم قانون عمليات بانكى بدون ربا آمده است كه امتيازات عبارتند از:
اعطاى جوائز غيرثابت نقدى يا جنسى؛
تخفيف و يا معافيت از پرداخت كارمزد خدمات بانكى؛
دادن حق تقدم براى استفاده از تسهيلات اعطاى بانكى، نوع، ميزان.
كه حداقل و حداكثر اين امتيازات هم بهتصويب شوراى پول و اعتبار خواهد رسيد. همانطورىكه ملاحظه مىشود بندهاى 2 و 3 امتيازات مطروحه، اصولاً در بحث حج موضوعيت ندارد. در بند (1) نيز صحبت از اعطاى جايزه غيرثابت نقدى يا جنسى است اما اين بند هم نمىتواند منشأ پرداخت مازادى محسوب شود كه بانكها به وديعهگذاران متقاضى سفر به حج تمتع مىپردازند زيرا بانكها آنچه كه
برمبناى بحث فعلى از جنس جايزه است را تحت عنوان عوايد حاصل از سرمايهگذارى مىپردازند، درحالىكه اگر بحث استفاده از سپردههائى كه منشأ منابع بانكى مىشوند مطرح بود، بانك مىتوانست مبلغ پرداختى مازاد به هر متقاضى را جايزه نقدى غيرثابت نامگذارى كند نه اينكه از آن با عبارت عوايد حاصل از سرمايهگذارى ياد نمايد.
عنايت به آنچه در ارتباط بين وديعهگذار و بانك در موضوع سفر براى حج تمتع گذشت، مىتواند ما را وارد در اين موضع كند كه با كدام الگوى بانكى مىتوانيم پرداخت مازاد از طرف بانك به وديعهگذاران را توجيه كنيم؟ از آنجا كه شقوق مختلف مربوط به الگوهاى مختلف را بررسى كرده و به اين نتيجه رسيديم كه بانكها مطابق قانون نمىتوانند وديعه بپذيرند و به آن مازاد بپردازند، به همين جهت ضرورى بهنظر مىرسد كه از نظر حقوقى در مفهوم وديعه نيز تأملى شود.
طبق ماده 6٠7 قانون مدنى، وديعه عقدى است كه به موجب آن يك نفر مال خود را به ديگرى مىسپارد براى آنكه آن را مجانى نگاه دارد. وديعهگير را «مستودع» يا امين و وديعهگذار را «مودّع» مىنامند. همانطور كه ذكر شد چون وديعه عقد است لذا به ايجاب و قبول نياز دارد. عقد وديعه بايد مجانى باشد والاّ عقد، عقد اجاره خواهد بود و در آن صورت، امين يا مستودع اجير محسوب مىشوند. از آنجا كه هر كدام از مودع و مستودع مىتوانند هر زمان كه بخواهند اين عقد را فسخ كنند لذا عقد وديعه، عقدى جايز است (ماده 611 قانون مدنى ايران) .
بين امين و وديعهگذار تعهداتى برقرار مىباشد از جمله اينكه امين يا مستودع بايد:
از مال امانتى حفاظت كند.
از مال امانى استفاده نكند چون مال براى حفاظت نزد او گذاشته شده است مگر اينكه با صراحت و يا بهطور ضمنى، براى استفاده از آن اجازه گرفته باشد و گرنه اگر بدون اجازه استفاده كرده باشد ضامن است.
عين مال امانى را رد كند نه عوض و بدل آن را مگر اينكه عين مال قهراً از او گرفته شده يا تلف شده باشد كه در اين صورت امين بايد عوض، مثل يا قيمت آن را بپردازد.
مودّع نيز بايد:
در صورت فسخ عقد، مال امانى را باز پس گيرد.
مخارج حفظ و نگهدارى مال را مكلفا بپردازد.
ملاحظه مىشود كه بانكها در نقش مستودع نه تنها بدون اجازه مودع حق استفاده از "وديعه" كه پول واريزى به بانك براى حج تمتع است را ندارند، بلكه مودع تكليف دارد مخارج حفظ و نگهدارى
مال را هم به بانك پرداخت نمايد. به همين سبب بر اين مبنا نيز نمىتوان توجيهى براى پرداخت معكوس، يعنى پرداخت مازادى از سوى مستودع يا امين به مودّع سراغ گرفت مگر اينكه مستودع اجازه بهكارگيرى پول را طى تشريفاتى از مودّع اخذ كرده باشد كه اين مقوله در بحث ما موضوعيت ندارد. مطلب گذشته هر چند موضوعيت ندارد ليكن ايجاد كننده اين سئوال است كه وقتى بانك به وديعهگذار پرداخت مازاد بر اصل وديعه را عملياتى مىكند آيا آن را از محل استفاده از وديعه كسب كرده است؟ در آن صورت بايد پرسيد بانك با چه اجازهاى چنين كارى را صورت داده است؟ چون مودّع كه اين اجازه را به بانك نداده است. از آن گذشته، نحوه استفاده از پول موضوع و ديعهگذارى، چه بوده است؟ سرمايهگذارى؟ قرض؟ يا. . . .
تنها بحثى كه در اين خصوص باقى مىماند آن است كه بانك بگويد من چون بهعنوان مستودع بايد عين وديعه و نه عوض و بدل آن را به مودّع برگردانم بنابراين با توجه به كاهش ارزش پول كه در اقتصاد ايران مزمن و نهادينه شده است، معادل كاهش ارزش پول وديعهگذار را مازاد بر اصل وديعه به او برگرداندهام تا شرط صحت عقد برقرار بماند. در اين ارتباط بايد توجه كرد كه حتى اگر چنين استدلالى، براى توجيه استفاده از وديعه مطرح شود، در آن صورت سئوالات ديگرى ظاهر مىشوند، از جمله اينكه آيا بانكها چنين تعهدى را كه بر عهده خود گذاشتهاند به رايگان انجام مىدهند؟ آيا بانكها منفعت بيشترى از وديعه مودّع بهدست آوردهاند و فقط بخشى از آن را كه جبران كاهش ارزش پول مودّع را مىكند به او پرداخت كردهاند؟ و يا شقوق ديگر قابل طرح. بديهى است به فرض امكان تحقق اين مفروض، بايد آنچه به اصطلاح به نام عوايد حاصل از سرمايهگذارى از طرف بانك به وديعهگذار پرداخت مىشود دقيقاً معادل افزايش نرخ تورم باشد كه جبران كاهش ارزش پول را نمايد و در اين صورت هم سئوال اين است كه كدام شاخص قيمتى ملاك است؟ شاخص قيمت مصرفكننده شهرى؟ شاخص قيمت توليدكننده؟ شاخص قيمت صادرات؟
همانطورى كه ملاحظه شد، استطاعت براى سفر حج مقولهاى است كه به تشخيص افراد موضوعيت مىيابد و لذا فرض بر آن است كه هر كس اعلام استطاعت كرد واجد اين شرط براى سفر حج تمتع شده است و بايد از او پذيرفت. حكومت هم كه براى سروسامان دادن به سفر متقاضيان به خانه خدا تشكيلاتى دارد و اقداماتى مىكند، نبايد بهگونهاى عمل نمايد كه نشان بدهد او در تأمين بخشى از هزينه سفر متقاضى مسئوليت و تكليفى دارد. اين مطالب به معناى آن است كه در تعامل بين سازمان حج و زيارت و نظام بانكى شرايط بهگونهاى رقم بخورد كه منشأ مازادى كه بانك به حساب متقاضى واريز مىكند، كاملاً شفاف باشد. اما چون با عنايت به واقعيات اقتصاد ايران چنين امرى در شرايط
فعلى مقدور نمىباشد و فعاليتهاى خرد هم چون وديعه سپارى متقاضيان، تحت الشعاع سازوكار مقتدر و پيچيده و به نظر نگارنده، عارى از مكانيزم بانكدارى بدون ربا در بانكها قرار گرفته و در آن مستحيل مىشود، بسيار مناسب است كه اصولاً سازمان، طرف پرداخت مبلغ و مازاد متعلق به آن قرار نداشته باشد و خود را از اين مقوله بدين ترتيب در حاشيه قرار دهد كه فرض بر آن است متقاضى حج، داراى استطاعت است و در زمانى كه لازم باشد هزينههاى مربوطه را پرداخت مىكند. يعنى سازمان بدون شرط، واريز بخشى از هزينه سفر توسط متقاضى از وى ثبتنام به عمل آورد و مطابق سازوكارى كه دارد نوبت تشرف به سفر حج را به اطلاع متقاضى برساند. هر زمان هم كه عملياتى شدن اين مهم مقدور شد، هزينههاى مربوطه توسط مستطيع به مراجعى كه سازمان تعيين مىكند پرداخت شود.
ممكن است در اين ارتباط اين اشكال وارد شود كه اگر مبلغى در آغاز از متقاضى دريافت نشود -ولو اينكه در بانك باشد - ممكن است عده زيادى ثبتنام كنند هر چند مستطيع نباشند. اين مطلب ممكن است درست باشد، اما نبايد مورد عنايت قرار گيرد، زيرا در مفهوم استطاعت اين شرط مسكوت است كه استطاعت در هنگام اراده براى سفر و يا در هنگام تحقق سفر بايد مورد ملاحظه باشد. اين مقوله براى شرايطى است كه تعداد متقاضى زياد باشد و بديهى است در چنين وضعيتى، حتى اگر كسانى به هنگام فراخوانى براى اعزام به سفر، فاقد استطاعت باشند جاى خود را به انبوه متقاضيان مستطيع در نوبتهاى بعدى مىدهند. اما اگر زمانى تعداد متقاضى كم شد و حتى پس از فراخوان، عده مراجعان كمتر از ظرفيت اعزام مستطيع شد. در آن صورت هم مشكلى وجود ندارد زيرا سازمان حج و زيارت يك بنگاه بازرگانى نيست كه در هر شرايطى، بايد عده معينى را كه در نظر گرفته است به حج اعزام كند بلكه سازمانى است كه مىخواهد خدماتى به متقاضيان مستطيع بالفعل بدهد. حال اگر زمانى و يا سالى در جامعه ظرفيت اعزام بيشتر از مستطيع بالفعل باشد بايد به واقعيت تمكين كرد و اين احساس بهوجود نيايد كه چون كمتر از ظرفيت، اعلام آمادگى كردهاند پس نقصانى حاصل شده است.
ملاحظه مىشود كه پرداخت وديعه به هنگام ثبتنام، هيچ نقشى در كاركرد سازمان حج و زيارت به لحاظ نحوه اعمال تكاليفش ندارد و لذا بسيار مناسب خواهد بود كه سازمان، شرط پرداخت مبلغى بهعنوان وديعه را از متقاضيانى كه بالقوه از آنها ثبتنام مىكند حذف نموده و بدينوسيله به يكى از بزرگترين چالشهايى كه در ارتباط با ماهيت مازاد پرداختى به متقاضى مستطيع توسط بانكها وجود دارد، خاتمه دهد.
اين مهم را جدى بگيريم و فراموش نكنيم كه فقط ذرهاى انحراف در نحوه بهكارگيرى پول متقاضى توسط بانك و تلقى آن مثلاً به قرض، مىتواند بر وجوه مازاد دريافتى توسط زائر عنوانى را الصاق كند كه از مصاديق آيه 279 سوره بقره باشد و چنين مباد كه براى بخشى از هزينه سفر متقاضى مستطيع، با
تمهيدات شكلى سازمان حج و زيارت و نظام بانكى، شرايطى رقم بخورد كه معنوىترين و آرمانىترين سفر عبادى انسان، به شبهه محاربه با خدا و پيغمبر خدا (ص) آلوده گردد و چه خسارت عظيمى.
منابع
جمعى از نويسندگان، تفسير نمونه جلد3، دارالكتب اسلاميه، تهران: 1374.
طباطبايى محمد حسين، تفسير الميزان - ترجمۀ محمد باقر موسوى همدانى، جلد 28، كانون انتشارات محمدى، تهران: 1355.
مغنيه محمد جواد، فقه تطبيقى، ترجمۀ كاظم پورجوادى، مؤسسۀ انتشارات جهاد دانشگاهى، چاپ چهارم، 1372.
موضوع شناسى فقهى حج www. hawzah. net
مفهوم وديعه www. pajoohe. com.
مجلس شوراى اسلامى، قانون عمليات بانكى بدون ربا، مصوب 1362.
مجلس شوراى اسلامى، قانون برنامه پنجم توسعه جمهورى اسلامى، مصوب 1389.
سيد محمدحسن مصطفوى (1)
چكيده
مسلمانان جهان با حدود 5/1 ميليارد نفر جمعيت و نيز وسعت سرزمينى قابل توجه كه نزديك به يكچهارم مساحت زمين است و با وجود داشتن نيمى از نفت جهان، بهگونهاى كه حتى شش كشور فقير اسلامى مانند افغانستان و پاكستان، حدود 5٠٠ ميليارد بشكه ذخاير نفتى دارند كه بالقوه ثروتى سرشار است، تنها 7/4 درصد از توليد ناخالص جهانى و كمتر از 8 درصد از صادرات جهانى را در سال 20٠5 به خود اختصاص دادهاند و پس از اروپا، آسيا و آمريكاى شمالى مكان چهارم را داشتهاند. اين درحالى است كه كشورهاى اسلامى مىتوانند از اين ظرفيت عظيم معنوى، فرهنگى و مادى در سطوح خرد، كلان، توسعهاى، منطقهاى، بينالمللى و جهانى شدن، به نحو مطلوبى بهرهمند شوند كه حج يكى از مظاهر آن است. اما بررسىها نشان مىدهد كه وضعيت بالفعل بازار حج و نقش كشورهاى اسلامى، از جمله ايران در آن نامطلوب است.
ايران بهعنوان قدرت فرهنگى و اقتصادى منطقه، ظرفيت عظيمى براى به فعليت رساندن اهداف اقتصادى و نيز منافع ملى در مركزىترين نماد بازار مسلمين (حج) دارد؛ بهويژه كه تا ده سال آينده با ادامه وضعيت فعلى از نظر استخراج، صادرات و درآمد ارزى نفت، درآمد كشور از محل صدور نفت و فرآوردههاى آن چندان مناسب نيست و مىبايد در هزينه ارزى تا حد ممكن صرفهجويى نمود. از سوى ديگر، بايد درآمدهاى ارزى غير نفتى را افزايش
1) عضو هيئت علمى پژوهشكده اقتصاد دانشگاه تربيت مدرس. .
داد وتنوع بخشيد كه حج، بالقوه يكى از محورىترين گزينهها براى افزايش درآمد است.
اين مقاله كه با روش توصيفى - تحليلى و جمعآورى اطلاعات كتابخانه اى، اسنادى و آمارى نگارش يافته، به مطالعه اقتصاد حج و نقش كشورمان و ساير كشورهاى اسلامى در آن، پرداخته و در بخش پايانى، پيشنهادهايى ارائه نموده است.
واژگان كليدى: هويت، كشورهاى اسلامى، گردشگرى فرهنگى و مذهبى، اقتصاد حج، بازار مسلمين، عرضه و تقاضا در بازار حج.
كشورهاى اسلامى درحالىكه قريب به يك چهارم مساحت زمين و نيز نزديك به يك چهارم جمعيت جهان را در اختيار دارند و از طرفى نزديك به نيمى از نفت جهان در كشورهاى اسلامى توليد مىشود؛ از لحاظ توليد ناخالص ملى و صادرات جهانى، سهم بسيار كمى دارند. البته همين سهم ناچيز هم شامل استخراج، فروش و صادرات مواد خام است. از سوى ديگر بازار اين كشورها و از جمله بازار مكه و مدينه در ايام برگزارى مناسك حج اكثرا در اختيار كشورهاى ديگر و شركتهاى بينالمللى است.
اين مقاله كه با روش توصيفى - تحليلى و جمعآورى اطلاعات كتابخانهاى، اسنادى و آمارى نگارش يافته، به موضوع «اقتصاد و بازار حج با تأكيد بر رفتار اقتصادى ايرانيان و نگاهى به كشورهاى اسلامى در آن» پرداخته است. در فصول بعدى مقاله، مباحثى همچون كليات، اقتصاد حج در سطوح خرد، كلان، توسعه، منطقه اى، بينالملل و جهانى شدن، بازار حج، منابع و منافع عربستان، نقش ايرانيان در طرف عرضه و تقاضا و اثرات تقاضاى ايرانيان مطرح شده است. در بخش آخر نيز سخن پايانى، نتيجه گيرى و ارائه پيشنهادها قرار گرفته است.
خدمات گردشگرى مىتوانند به افزايش درآمد، اشتغال، عايدات ارزى و درآمدهاى مالياتى كمك كنند ( UNCTAD,1998(. منافع اقتصادى و اجتماعى برآمده از توسعه گردشگرى، از جمله خدمات تجارى و حمل و نقل با تقويت رقابت پذيرى بخشهاى توليد سنتى، مىتواند به كاهش فقر در كشورهاى در حال توسعه كمك كند. در بسيارى از كشورهاى در حال توسعه، گردشگرى به مثابه يك جزء اساسى توسعه اقتصادى قلمداد شده و گاهى از آن بهعنوان نوشداروى اقتصادهاى شكننده ياد مىشود ( Piran ، 20٠2
گردشگرى مذهبى عبارت است از بازديد گردشگران از اماكن مقدس، نظير عبادتگاهها، زيارتگاهها، مقابر ائمه: ، امامزادهها و نظاير آن. به بيان كامل تر، گردشگرى مذهبى شامل سفرهايى است كه پايه مذهبى دارند و طيف گستردهاى را تشكيل مىدهند؛ يعنى مسافرتهايى كه معتقدان به يك مذهب براساس موازين دينى با داشتن شرايطى به برخى مكانها مىروند و اعمالى خاص و بعضاً مناسك دقيقى انجام مىدهند، مثل مسافرت مسلمانان براى انجام فريضه حج. برخى ديگر از مسافرتهاى زيارتى نيز كه كم و بيش در همه اديان و مذاهب وجود دارد، شامل بازديد از مكانهاى مقدسى است كه همواره جمعيت زيادى را به خود جلب مىكند. (1)از نمونه سفرهاى مذهبى مىتوان به روز جهانى «جوان» اشاره كرد كه به ابتكار واتيكان براى قوىتر كردن باورهاى دينى در بين جوانان كاتوليك مطرح شده كه بهصورت جهانى برگزار مىشود. اين سفر، يكى از بزرگترين آيينهاى مذهبى مخصوص جوانان دنياست. بهعنوان نمونه وقتى اين مراسم در سال در آلمان برگزار شد، بيش از هزار زائر از كشور در اين مراسم مذهبى شركت كردند. (2)در اسلام نيز، آيين حج بهعنوان يكى از بزرگترين مراسم مذهبى جهان، سالانه انبوهىاز زائران را در يكجا گرد هم مىآورد.
گردشگرى زيارتى و مذهبى، از قديمىترين گردشگرىها در گذشته و از جمله پررونقترين آنها در حال حاضر است. قدمت اين نوع گردشگرى به قدمت فرهنگ دينى است كه همواره با بشر بوده است. مرور تاريخى در زمينه سفرهاى زيارتى و گردشهاى مذهبى همچون سفرهايى كه براى انجام مراسم مقدس در ميان يونانيان باستان رواج داشته يا سفرهايى كه مصريان قديم براى ديدن فراعنه انجام مىدادند، هر يك به نوعى نشان دهنده رواج اين نوع گرشگرى در گذشته است. بنابراين گردشگرى مذهبى ريشه در باورها و اعتقادات دينى و مذهبى دارد و عامل مهمى در شكل گيرى بسيارى از مسافرتهاست. اين نوع گردشگرى را مىتوان به دو گروه زير تقسيم نمود:
الف) گردشگرانى كه انگيزه آنها از مسافرت، فقط انجام امور مذهبى است.
ب) گردشگرانى كه اهداف مسافرت آنها چند منظوره، اما با اولويت زيارت است و ضمن انجام
زيارت و ديدار از مكانى خاص، اهداف ديگرى نيز داشتهاند؛ مثلاً از مكانهاى ديگر گردشگرى نيز ديدن مىكنند. امروزه گردشگرى مذهبى به سبب ويژگىهاى خود، جايگاه مهمى در بين انواع گردشگرى يافته است و تقريبا در سراسر جهان بهصورت چشمگيرى وجود دارد. براساس برخى از برآوردها 26 در صد كل گردشگرىهاى جهان در اين نوع گردشگرى جاى مىگيرند ( Santos ، 2004) .
پس از مسيحيان، مسلمانان بيشترين جمعيت دنيا را تشكيل مىدهند. در تحقيقى از مؤسسه «پيو» ، برآورد شده كه تا بيست سال آينده، شمار مسلمانان دو برابر ميزان سال 199٠ خواهد بود ( Pew Report,2011(. براساس اين تحقيق، هر سال 5/1 درصد بر شمار پيروان اسلام در جهان افزوده خواهد شد؛ درحالىكه شمار غيرمسلمانان با رشد 7/0 درصدى روبهرو خواهد شد ( Ibid(. براساس گزارش مركز تحقيقات پيو، انتظار مىرود جمعيت مسلمانان به حدود 2/2 ميليارد در سال 203٠ برسد، بنابراين تقاضا و بازار بالقوه و بسيار وسيعترى براى شركت در مراسم حج در پيش روى خواهد بود.
انسانشناسان درباره ارتباط فرهنگ و مصرف اعتقاد دارند كه مصرفكنندگان با تكيه بر فرهنگ خود كه توجيهات لازم را براى نظارتها و مرزبندىهاى اجتماعى فراهم مىآورد، مىتوانند براى خلق هويتهاى فردى و جمعى، از كالاها و خدمات استفاده كنند.
بيشتر تحليلهاى مردم در مورد مصرف، بر سياستهاى فرهنگى مربوط به هويت، تمايلات و جنبههاى ذهنى و هنجارى مصرف در زندگى روزمره تأثير دارد. (1)و از اين جهت، تقاضا براى اعزام به حج و نيز عرضه كالا در بازار حج، تنها جنبه اقتصادى ندارد، بلكه هر گروهى مىكوشد تا هنجارهاى خود را در جايى كه هويت اسلامى بيشترين نقش را دارد، انتقال دهد.
امروزه، بررسى مسائل جهان جديد، نيازمند مطالعه نقش فرهنگ و چگونگى تحول و تطور آن است. در واقع، توسعه نظام بينالمللى دولتها تا آنجا مىتواند پيش رود كه نظام فرهنگى اجازه مىدهد. (2)جهان اسلام و سمبل آن، يعنى حج، مرزهاى فرهنگى خود را دارد، پس اقتصاد آن هم بايد بر مبناى همان مرزها تعريف و تبيين گردد.
تمام كشورهاى اسلامى در زمره كشورهاى در حال توسعه يا كمتر توسعه يافتهاند و در نتيجه از تجارت جهانى، سهم زيادى ندارند. از چند كشور محدود اسلامى از قبيل تركيه، امارات، مالزى و اندونزى كه صرف نظر كنيم، ديگر كشورهاى اسلامى، سهم چندانى در تجارت جهانى ندارند. كشورهاى اسلامى فقط 7/4 درصد از توليد ناخالص جهانى و كمتر از 8 درصد از صادرات جهانى را درسال 20٠5 به خود اختصاص دادهاند و پس از اروپا، آسيا و آمريكاى شمالى، مكان چهارم را داشتهاند. (1)همچنين ميانگين رشد واردات كشورهاى اسلامى بين سالهاى 1997 تا 2005 بيش از ميانگين رشد صادرات بوده كه بيانگر افزايش وابستگى به خارج است. از طرفى كشورهاى اسلامى در ايجاد تنوع در بازارهاى خود موفقيتى به دست نياوردهاند ( Aminn ، 20٠6
در تجارت جهانى پوشاك، يك الگوى طراحى شده مانند يك پيراهن را در پاريس تا چهار دلار به بنگلادش سفارش مىدهند، درحالىكه همان لباس در بازارهاى اروپايى بين پنج تا ده برابر قيمت به فروش مىرسد. در بنگلادش قيمت كارخانهاى يك دوجين پيراهن تا چهل دلار است، اما همين كالا در امريكا حدود 266 دلار قيمت دارد. دستمزد نيروى كار زنان و كودكان در كارگاههاى توليد لباس بنگلادش در حدود بيست دلار در ماه است كه در مقايسه با همان كار در آمريكا حدود پنجاه برابر كمتر است؛ بهطورى كه كمتر از 2 درصد ارزش كالا بهعنوان دستمزد و يك درصد بهعنوان سود توليد كننده به آنان تعلق مىگيرد. اين درحالى است كه فروشندگان مغازههاى خرده فروشى در كشورهاى غربى، دستمزدشان چهل برابر بيشتر از يك كارگر بنگلادشى است. جالبتر اينكه برخى از همين كالاها دوباره به كشورهاى اسلامى از جمله عربستان ارسال (صادرات مجدد) مىشود.
به اين ترتيب، قيمت يك دوجين پيراهن در يك كارخانه در بنگلادش حدودا كمتر از چهل دلار توسط كمپانى خارجى خريدارى مىگردد و در ايالات متحده، در حدود سىصد دلار به فروش مىرسد و با احتساب 10 درصد ماليات - كه نزديك به كل مبلغى است كه به توليد كننده تعلق گرفته- نصيب دولت آمريكا مىشود و حدود 27٠ دلار به واسطه مىرسد. به عبارت ديگر، بيش از 23٠ دلار ارزش افزوده، سهم آن شركت بينالمللى است كه نقش واسطهاى داشته است. (ر. ك: چاو سودويسكى، 1386) حتى برخى از همين كالاها با برند غربى و به قيمتهاى گزاف، سر از كشورهاى اسلامى و فروشگاههاى لوكس و گران قيمت مكه و مدينه درمى آورد.
1) استخراج شده از Interna tional Financial Stati stics CD - ROM ، 20٠6.
رواج و احياى مؤلفههاى فرهنگى در بسيارى از كشورهاى آسيايى - اسلامى را بايد نشانهاى از پويايى جمعيتى و اقتصادى آنان دانست. (1)از طرفى خلأ چشمگيرى كه با سقوط ايدئولوژى در جوامع كمونيستى سابق به وجود آمده، منجر به احياى باورهاى مذهبى در اين مناطق گرديده؛ بهگونهاى كه در تمامى اين جوامع از آلبانى گرفته تا ويتنام قابل ملاحظه است. در سالهاى اخير نيز شاهد ارتباط شبكهاى مسلمانان اعم از ايرانيان هستيم تا جايى كه برژينسكى مىگويد: «در جهان امروز به لحاظ راهبردى، به هيچ وجه نمىتوان مسلمانان را ناديده گرفت» . (برژينسكى، 1383) مسلمانان كمكم با يكديگر مرتبط مىشوند و در نتيجه زيربناى يك فرهنگ معنوى و گسترده جهانى را كه بهطور بالقوه در اختيار دارند، رفتهرفته به فعليت مىرسانند.
مسلمانان در اروپا و در امريكا، هزاران پايگاه اينترنتى را راهاندازى كردهاند كه برخى از آنها با استقبال بسيار زيادى مواجه شده است. همچنين خبرگزارىها، راديوها و شبكههاى بسيارى در سطح جهان، فعاليت اسلامى دارند؛ از جمله راديو اهل البيت به زبان انگليسى در فنلاند (2)حتى مسلمانان روستايى با شبكههاى گسترده خود چون «الجنابى» (3)و دارالكليب ( Darkulaib( بر جريان جهانى شدن مؤثرند.
از سوى ديگر، توسعه اقتصادى تحت تأثير متغيرهاى فرهنگى است و شواهد فراوان، اين انديشه «وبر» را كه گفته «فرهنگ صرفاً يك پيامد اقتصادى نيست، بلكه مىتواند ماهيت اقتصاد را شكل دهد» تأييد مىكند. (4)واقعيت اين است كه كشورهاى اسلامى امروزه در حال تبديل شدن به يك بازار بزرگ با كالاها و خدمات خاصاند و ايران نيز بهعنوان يك كشور اسلامى بزرگ و شناخته شده، از مزيتهاى بالقوهاى براى موفقيت در بازار كالاهاى اقتصادى و فرهنگى برخوردار است.
اقتصاد حج كه با گردشگرى فرهنگى و مذهبى ارتباط دارد، به سطوح مختلف مطرح در ادبيات اقتصادى مربوط مىشود. در سطح يك مصرف كننده، فرد مىخواهد حداكثر مطلوب بودن زمان حال و زمان آينده را براى خود داشته باشد. در اقتصاد، يك «تابع مطلوبيت» داريم كه بايد بهگونهاى شكل
بگيرد كه كالاهايى كه فرد، اكنون يا در آينده مصرف مىكند، در يك مجموعه كالايى، داراى مطلوبيت حداكثرى شود.
گاهى تحليلهاى اقتصادى بهگونهاى ايستا و راكد است و فقط در يك زمان مشخص و ساكن، مطرح مىشود و گاهى نيز بهصورت فعال و پويا ارائه مىگردد كه در اين حالت، زمان بهعنوان يك عامل مهم بر متغيرها تأثير مىگذارد. طبيعى است كه در سطح تحليل اقتصاد خرد، وقتى شخصى براى حج ثبتنام مىكند، تا 5 يا 10 (و اخيرا تا 17) سال آينده به حج مشرف مىشود. اين تحليل در قالب اقتصاد پويا مىگنجد كه مىتوان مطلوبيت زمان حال و آينده را با هم مبادله كنيم. در اين چارچوب است كه مصرف كننده، حاضر مىشود از مصرف زمان حال خود بكاهد و با ثبت نام، بخشى از درآمد خود را براى تشرف به حج در سالهاى آينده كنار بگذارد. با توجه به اينكه تعداد متقاضيان اعزام به حج بهصورت بالقوه صدها و بهصورت بالفعل دهها ميليون نفر را شامل مىشود، اقتصاد حج در سطوح مختلف قابل مطالعه است.
به طور كلى، اقتصاد حج در سطوح خرد، كلان، توسعه، منطقه اى، بينالملل و جهانى شدن به شرح زير قابل مطالعه است. (1)از طرفى اين مقاله به سطوح فوق، بدون تأكيد بر بعدى خاص، مرتبط است:
تقاضا براى حج از سوى مسلمانان هر سال بيشتر مىشود. و آنان نيز مانند ساير افراد مايلاند تا براى انجام اين فريضه، هزينه كمترى بپردازند و سفر هرچه با كيفيتترى نيز داشته باشند. (2)البته اين موضوع، گذشته از استطاعت و نيتى است كه براى انجام اين سفر دارند كه در آن قرب الى الله و كسب رضايت خداوند در تابع مطلوبيت، از جايگاه محورى برخوردار است. همچنين فرصت ارزشمندى است كه
1) ر. ك: با نگاهى به: جهانيان، 1389.
2) به گزارش روزنامه جاكارتاپست چاپ اندونزى، هم اكنون 4/1 ميليون متقاضى در نوبت به اعزام به حج هستند كه با روند فعلى بايد تا 12 سال در انتظار باشند. طرفداران فعاليت بخش خصوصى در زمينه اعزام حجاج اندونزيايى، آن را باعث ارتقاى كيفيت خدمات ارائه شده به حاجيان و كاهش تدريجى هزينههاى سفر حج در سايه رقابت مىدانند. كميسيون مبارزه با فساد در اندونزى نيز پيش از اين، از دولت خواسته بود براى رسيدگى به وضعيت اعزام حجاج و نحوه بهره بردارى از سود و درآمد حاصل از موجودى صندوق متقاضيان حج، ثبت نام از متقاضيان جديد را متوقف كند. در سال جارى در حدود دويست هزار زائر از كشور اندونزى براى حضور در مراسم حج راهى عربستان شدند كه به طور ميانگين 12 سال براى حضور در حج انتظار كشيدهاند اما با افزايش سهميه زائران اين كشور، پيشبينى مىشود كه اين زمان به نه سال كاهش يابد. اندونزى به عنوان پرجمعيت ترين كشور مسلمان جهان، سالانه بيشترين تعداد زائر را براى حضور در مراسم حج به عربستان اعزام مىكند ( mehr. com(. اندونزى با جمعيت ميليون نفر، پرجمعيتترين كشور اسلامى و چهارمين كشور پر جمعيت دنياست و درصد اين جمعيت را مسلمانان تشكيل مىدهند (پايگاه آمار جمعيتى كشورها) . .
زائران براى نيايش با معبود خويش بهدست مىآورند. از سوى ديگر، بنگاههاى اقتصادى نيز علاوه بر انجام مستحب و گاه واجب (واجب كفايى) ، مايلاند تا منافع خود را حداكثر نمايند.
اگر خدمات اين گردشگرى مذهبى به بخش خصوصى و البته در بازار رقابتى سپرده شود، طبق آموزههاى اقتصاد خرد، بنگاههاى با تخصيص بهينه منابع و كارآيى و بهره ورى بيشتر، در بازار مىمانند كه البته اين مزيتها تنها از طريق ابداع و ابتكار ميسر مىگردد. نتيجه اينكه بقيه بنگاهها حذف مىشوند و اين فرايند، باعث سود آورى براى بنگاههاى قوىتر از يك سو، و قيمت پايينتر در اثر رقابت - براى مصرف كنندگان از سوى ديگر خواهد بود.
در سطح كلان، مباحث بيشتر در حوزههاى ملى و بخش عمومى و دولت مطرح است، زيرا برنامهريزىها در سطح كل اقتصاد به دولت مربوط مىشود؛ بدين معنا كه بر شاخصهاى كلان مانند اشتغال و رشد اقتصادى، چه تأثيرى مىتواند داشته باشد و در تراز تجارى چه مقدار اثر گذار است. در اينباره از جمله مهمترين عوامل عبارتنداز: موافقت نامه كشورها باعربستان، تعداد سهميه حجاج كشورها، توليد و توزيع اطلاعات از كشور ميزبان، احداث و تأسيس زيربناهاى نرم افزارى و سخت افزارى از قبيل شبكه ترانزيت و مخابرات و بهداشت در امر حج كه همه اين موارد از مسئوليتهاى يك دولت مدرن است.
آماده سازى زير ساختهاى انجام سفر حج تمتع و عمره كه فقط نزديك به يك ميليون نفر از هموطنان را در يك سال شامل مىشود و عمدتاً به عهده دولت است، مستلزم فعال شدن بخشهاى بالا دستى و پايين دستى در كشور مبدأ و مقصد است. اين امور صدها و بلكه بيش از هزار نوع فعاليت را به جريان مىاندازد و به كاهش نرخ بيكارى و افزايش توليد و نرخ رشد اقتصادى مىانجامد كه از پيش نيازهاى توسعه است.
براساس آخرين آمار سازمان جهانى شوراى سفر، در حال حاضر از هر 3/12 شغل در سراسر دنيا يك شغل مربوط به صنعت گردشگرى است. در سال، صنعت گردشگرى 1/8 درصد از كل مشاغل جهان را به خود اختصاص داده است. (1)به اين ترتيب، عربستان هر سال بايد 160 هزار فرصت شغلى جديد ايجاد كند تا بتواند پاسخگوى نياز حجاج و نيز شهروندان جوياى كار خود باشد.
پيشبينى مىشود گردشگرى مذهبى عربستان سعودى در دهه آينده، از رشدى درصدى بهره
1) WTTC ، 2011. .
ببرد و تا سال، تعداد / ميليون نفر از شهرهاى مكه و مدينه ديدن كنند كه اين امر، مستلزم ساخت 5٠ هزار اتاق اضافى در هتلها و هزار واحد مُبله در اين مناطق خواهد بود. (1)
ده كشور برتر منطقه جهان اسلام در سال 20٠7 از نظر تعداد گردشگران به ترتيب عبارتنداز: عربستان سعودى، بحرين، سوريه، مالزى، قزاقستان، تركيه، كويت، تونس، مصر و امارات. در آن سال از مجموع ٠٠٠/20٠/5٠ گردشگر جهان اسلام ٠٠٠/(2)٠٠/4٠ گردشگر وارد اين ده كشور شدهاند كه بيش از 8٠ درصد گردشگران اعضاى سازمان كنفرانس اسلامى را شامل شده است. همچنين از نظر درآمد نيز ده كشور اول اين منطقه، عبارتنداز: عربستان سعودى، سوريه، لبنان، تركيه، مالزى، مصر، اردن، تونس، قزاقستان و بحرين كه در مجموع بيش از 6٠ درصد درآمد گردشگرى را به خود اختصاص داده اند. (3)در مباحث بعدى به جايگاه عربستان خواهيم پرداخت.
گرچه سطح بينالملل به بحث كلان مربوط است، اما مباحث خرد نيز در آن وارد مىشود. از آنجايى كه اين نوع گردشگرى مذهبى، مقصدى خارجى دارد، بعد بينالمللى نيز مىيابد و در حد خود تغييراتى در تراز بازرگانى ايجاد مىنمايد.
طبق آمار بانك جهانى در سال درآمد كشور عربستان از گردشگرى يا بازار زيارت خانه كعبه حدود 3٠ ميليارد دلار (4)، و ارزش اقتصادى حج تمتع و عمره براى عربستان در سال 2010 معادل حدود 7 درصد توليد ناخالص داخلى (5٠٠ ميليارد دلارى) اين كشور بوده است. صندوق بينالمللى پول همچنين ميزان درآمد نفتى عربستان را در سال حدود ميليارد دلار تخمين زده است. (5)يكى از امكانات عربستان در اين زمينه، ناوگان هوايى گسترده است كه در نشست ساليانه شوراى نمايندگان شركتهاى هواپيمايى فعال در عربستان كه به مناسبت موسم حج امسال برگزار گرديد، اعلام شد: هواپيمايى عربستان با فراهم كردن تمام امكانات انسانى و مادى و تجهيزات فنى در تمام فرودگاهها براى موسم حج امسال آماده شده است. (6)
در اين سطح، عربستان بهعنوان ميزبان حجاج جهان، على رغم اينكه يكى از كشورهايى است كه در ايجاد اتحاديهاى از كشورهاى اسلامى تحت عنوان سازمان كنفرانس اسلامى نقش داشته، در تأسيس پشتوانه مالى آن؛ يعنى بانك توسعه اسلامى كه از مؤسسات بينالمللى است در تأمين مالى توسعهاى كشورهاى اسلامى، تلاشهاى زيادى داشته كه مقر هر دو آنها در شهر جده است.
اما عربستان بيش از آنكه موضوع حج را محورى براى استحكام روابط اين اتحاديه و مركزى جهت بازار و نمايشگاه توليدات كالا و محصولات فرهنگى مسلمانان قرار دهد، اين گردهمايى معنوى و بىبديل را در جهان به بازار عرضه محصولاتى از اقتصادهاى جهانى شده - اكثرا چينى، كرهاى و غربى- اختصاص داده است.
از سوى ديگر، سرريز درآمدهاى ارزى عربستان كه درآمد بهدست آمده از برگزارى مراسم حج و بازار پر فروش كالا در آن ايام، - پس از درآمد نفت - نقش مهمى در اقتصاد آن كشور دارد، به حدى رسيده كه بخشهاى اقتصادى داخلى، توان بهره بردارى از آن را ندارند و اين سرمايه عظيم عمدتا در بانكهاى غربى - و نه بانكهاى كشورهاى اسلامى - نگهدارى يا صرف خريد سهام شركتهاى بينالمللى مىشود.
عربستان از سرمايه گذارى خارجى استقبال نموده و تسهيلات زيادى در اختيار آنان قرار داده است. اين كشور همچنين به سرمايه گذارى محدودى در جهان اسلام نيز پرداخته و شركت معروف «البركه» در 32 كشور جهان از جمله جمهورىهاى شوروى سابق سرمايه گذارى كرده و حتى در كشورهايى چون هند، پاكستان، بحرين و نيجريه، بانك تأسيس نموده است.
عربستان سياست اقتصادى و تجارى خود را براساس نظام اقتصادى آزاد بنيان نهاده و در پرتو درآمدهاى نفت، صنعت گردشگرى و گسترش صنايع پتروشيمى به كشورى ثروتمند تبديل شده است. عربستان با 113 ميليارد دلار صادرات و 21/36 ميليارد واردات، از تراز مثبت بازرگانى و نيز ثروتى سرشار برخوردار است. (1)همچنين جزء معدود كشورهايى است كه بدهى خارجى ندارند و سرمايههاى انباشتهاش در بانكهاى خارجى، منبع درآمد عظيمى براى آن كشور و نيز بانكهاى خارجى شده است.
1) اگرچه در قرون گذشته، زندگى در آن ديار در مواقع بسيارى از سال، به دور از مشقت نبوده، چنانكه ناصر خسرو قباديانى در سفر نامه خود آورده است: «در سال 439 دستور سلطان مصر را مىخوانند كه مصلحت نيست امسال حجاج به سفر حجاز بروند چون در آنجا قحطى است و جمعيت زيادى در آنجا مرده اند. كسانى كه در مكه مقيم بودند از آنجا رفته بودند و از اطراف كسى به حج نيامده بود. در رجب 44٠ بار ديگر در حجاز قحطى بود. . . همراهان (راهنماهاى) ما اگر سوسمارى مىديدند، مىكشتند و مىخوردند و من نمىتوانستم بخورم و با مشقت فراوان به مكه رسيديم ( شكرى و همكار، 1379 .
تقريباً تمامى 5/1 ميليارد مسلمان مايلاند لااقل در عمر خود، يك بار در مناسك حج شركت كنند، اما شرط استطاعت و شرايط اقتصادى اكثر مسلمانان، آنان را از اين سفر محروم مىكند. با اين حال تعداد متقاضيان حج در جهان اسلام بهگونهاى است كه عربستان تاكنون به دليل محدوديت ظرفيت، بيش از سه ميليون متقاضى را در حج تمتع و حدود بيست ميليون زائر را براى حج عمره در سال نپذيرفته و اين آمارها با احتساب زائران عربستانى و زائران خارجى مقيم عربستان است.
عربستان داراى پنج فرودگاه بينالمللى و 25 فرودگاه داخلى است. شركت هواپيمايى عربستان (السعوديه) در سال 20٠٠، 106 فروند هواپيماى بوئينگ و ايرباس، 25 هزار نفر كادر پروازى و 11٠٠ نفر خلبان و كمك خلبان در اختيار داشته؛ بهگونهاى كه ظرفيت اين ناوگان سال به سال گسترش يافته، به طورى كه فقط در سال گذشته حدود 5/12 ميليون مسافر و 335 ميليون تن كالا را جابه جا نموده است (كتابخانه تخصصى حج) .
پروازهاى زائران از كشورهاى مختلف، در مراسم سال گذشته، حدود شش هزار پرواز بود و علاوه بر آن صدها هزار نفر بهصورت زمينى و دريايى طى مسير نمودهاند. (كتابخانه تخصصى حج)
در اين بازار، علاوه بر پرداخت عوارض به دولت عربستان، زائران براى جا به جايى شهرى و بين شهرى در ايام حج در عربستان، هزينههايى را صرف اياب و ذهاب مىكنند كه باعث رونق ناوگان حمل و نقل در آن كشور مىشود. اجاره وسائل نقليه براى حمل زائران، محل درآمدى ديگر براى سعودىهايى است كه در ايام حج، وسائل نقليه خود را در اختيار گروههاى زيارتى قرار مىدهند.
به علاوه، مقامات گردشگرى عربستان، زائران ثروتمند را براى بازديد از ديگر شهرها تشويق مىكنند كه همه اين موارد، امتيازى براى تجارت عربستان است. شركتهاى سعودى با توجه به تجمع حدود 3 ميليونى زائران، فرصتهاى شغلى جديدى را براى هزاران تبعه سعودى فراهم مىآورند. برخى از عربستانىها بهويژه جوانان به فعاليتهاى فروشندگى مثل مواد غذايى، لوازم نماز و از اين قبيل روى مىآورند.
درآمد عربستان از محل سفر حجاج عمدتاً شامل اياب و ذهاب، صدور ويزا، اجاره اقامتگاه، خوراك، خريد سوغات و استفاده از خطوط تلفن و قربانى است. بهعنوان نمونه متوسط هزينه ذبح حيوان براى هر زائر 13٠ دلار هزينه در بر دارد.
درباره ميزان درآمد عربستان از محل بازار حج، آمارهاى مختلفى بين تا و متوسط 35 ميليارد دلار ارائه شده است. طبق برآورد بانك جهانى، عربستان سالانه بيش از ميليارد دلار از موسم حج درآمد كسب مىكند. (1)
1) W. B. database. .
در موسم حج همه جاى عربستان بازار است. از ساختمان محل اقامت كه پا بيرون مىگذارى، بساط دستفروشان پهن است و مغازهها نيز از زائران پر شدهاند. از هر باب خانه خدا كه خارج مىشوى، فروشگاههايى در انتظارند تا كه سوغات خود را بفروشند.
جلال آلاحمد، در توضيح بازارهاى سال 1343 عربستان، در كتاب «خسى در ميقات» مىنويسد:
(سيگار) اشنو را با خودم آوردهام، اينجا از خودشان كه سيگار ندارند. اما تا دلت بخواهد «پال مال» ، «كمل» و «كينگ سايز» هست و. . . انواع ماركهاى آمريكايى، ادكلن بورژوا ساخت پاريس، انواع كولاها، كمپوتهاى ژاپونى، آبليموى گلاسكو، آبردين و امتعه سراسر عالم را مىآورند اينجا. شوخى كه نيست. اين همه آدم و چنين بازارى! شايد بشود گفت كه مراسم حج، يك بنجل آبكن است براى تمام كارخانههاى عالم، و حضرات همسفرها عجب مشغول خريدند. . . و اين زنها كه هيچجا از بازار غافل نمىمانند! ململ نازكى براى روسرى خريده، با نقش مكرر ورقهاى بازى؛ گشنيز و خشت و آس و. . . لابد ساخت ژاپن يا جابلقا و راديو، ساعت، دوربين، عروسك و اسباب بازى و قلم پاركر، اجناس اروپايى، آمريكايى و ژاپونى ساز و بعد يك ماشين هلال احمر سعودى كه رويش نوشته بود: تبرع آرامكو، يعنى هديه كمپانى آمريكايى براى خدمت به حجاج.
در اين سالها «امتعه سراسر عالم» تحت الشعاع كالاهاى چينى است. حالا ديگر بيشتر دستفروشىها، مغازهها، پاساژها و فروشگاههاى وسيع، مملو از كالاهاى چينى است. شايد حدود 7٠ درصد سوغات ساخت چين است كه شايد بعضى از آنها هم چندان با شرايط فرهنگ اسلامى و منطقه سازگار نباشند. از اتوبوس و مينىبوس و كاميونت و هر نوع مسافركش گرفته تا دستگاههاى كولر و هواساز، تا چرخهايى كه حجاج ناتوان را از سعى و طواف با خود مىبرد، يا صندلىهاى تاشوى جمع و جورى كه همراهان سالخوردگان به هركجا با خود مىكشند، تا مواد غذايى و خوراك زائران، تا دشداشه و حوله و چفيه و عرقچين و سجاده حجاج، تا چراغهاى فلورسنت سبزى كه منطقه بين صفا و مروه را تعيين مىكند، تا آب و دارويى كه مصرف مىشود، تا بلندگوى مداحى، تا ماشين و دستگاه زباله روبى كه زبالهها را جمع مىكنند و انتقال مىدهند، تا تاكسى و غيره، همگى چينى است. البته حجاج با درآمد متوسط و پايين از قيمتهاى ارزان كالاهاى چينى در كنار اجناس ارزان هند، تايلند، و اندونزى راضىاند.
صادركنندگان اين نوع كالاها به عربستان، مثل چين، تركيه، هند و اندونزى با مطالعاتى كه وابستههاى اقتصادى آنان از نظر روانشناسى و سليقهيابى هر ساله حجاج كشورهاى مختلف دارند، عرضه كالاها را براساس تقاضا توليد و عرضه مىنمايند؛ مثلاً براى متقاضيان ايرانى، كالاهاى اصطلاحاً
مذهبى مانند سجاده و تسبيح و همچنين لباس، پارچه، كيف، وسايل زينتى، لوازم آرايش، عطر، ادكلن، وسايل الكترونيكى، اسباب بازى، ساعت مچى و دوربين، و براى حجاج كشورهاى آفريقايى، اندونزى و پاكستانى، جواهرات اصل و بدل، و براى عربها بهويژه اعراب ساكن شمال آفريقا، البسه آماده و رنگارنگ با طرحهاى گوناگون و بسيار متنوع ارائه مىكنند.
در بازارهاى مدينه نيز در هر فروشگاهى، هر نوع كالاى چينى از تسبيح، مهر، قبلهياب و جانماز تا كالاهايى كه شايد چندان با شرايط فرهنگ اسلامى و منطقه سازگار نباشند، يافت مىشود.
در واقع مىتوان گفت كه وجود بازارهاى پر رونق - حتى با وجود كالاهاى عموماً بى كيفيت - براى عربستان يك مزيت بزرگ به شمار مىرود و بخشى از توليدات كشور ميزبان نيز - اگرچه محدود - به فروش مىرسد.
در حقيقت گردش مالى حج بيشتر از اين رقم است؛ زيرا برخى از توليد كنندگان كالا و خدمات براى فرار از ماليات، درآمدهاى خود را كمتر از حد واقعى اعلام و برخى ديگر نيز براى جلوگيرى از افزايش رقبا درآمد خود را غير واقعى و كمتر گزارش مىكنند.
خريد از محصولات كشور ميزبان و سوغاتى، جزيى از فرهنگ سفر، از جمله سفر حج است، اما در عربستان، كمتر كالاى ساخت آن كشور را مىتوان يافت. زيرا بازارهاى اين كشور- بهويژه در موسم حج - به تصاحب شركتهاى خارجى، از جمله چينى در مىآيد كه به علت تنوع كالاهاى زائر پسند و قيمت پايين - آن هم به دليل توليد انبوه و كيفيت نازل - زائرانى را كه قدرت خريد پايينى دارند و اكثريت را تشكيل مىدهند - از جمله ايرانيان را - گاه از سر ناچارى به سوى خود جلب مىكنند.
ارزش سوغاتى كه حجاج، سالانه در مكه و مدينه خريد مىكنند، حداقل 5 ميليارد دلار برآورد مىشود. (1)
در بازارهاى عربستان براى هر سليقهاى كالايى عرضه مىشود كه هيچ يك از آنان ايرانى نيست، درحالىكه ايران يكى از بزرگترين كشورهاى منطقه آسياى جنوب غربى از نظر منابع توليد و نيروى كار تحصيل كرده است و صنايع دستىاش بهخصوص فرش و قاليچه دستباف ايرانى قرنهاست كه در جهان كم نظير و در برخى موارد بىنظير است و متقاضيان زيادى در جهان دارد. همچنين پسته، زعفران
1) در حالى كه به گفته برخى زائران ايرانى، سادگى سفر حج مسلمانان ساير كشورها قابل تحسين است كه با يك چمدان مىآيند و با يك چمدان هم بر مىگردند. .
و گلاب و حتى در توليدات صنعتى و ساير محصولات كشاورزى نيز كالاهاى ايرانى در بازارهاى عربستان مزيت نسبى دارد.
عربستان همواره يكى از مهمترين كشورهاى اسلامى واردكننده فرش دستباف است. قريب به 2 درصد بازار جهانى فرش در اختيار كشور عربستان است. ميزان واردات فرش به اين كشور در سال 198٠ ميلادى معادل 517 هزار مترمربع به ارزش 31 ميليون دلار بوده درحالىكه در همين سال اتريش 237 هزار مترمربع به ارزش 45 ميليون دلار واردات فرش دستباف داشته است. حدود 15درصد فرش دستباف كشورمان به كشورهاى اسلامى صادر مىگردد كه عربستان پس از كشورهاى امارات متحده عربى و لبنان در رتبه سوم قرار دارد.
برخلاف گذشته به لحاظ افزايش ثروت برخى از شهروندان اين كشور، بازار فرشهاى مرغوب و گران قيمت در عربستان توسعه يافته؛ بهطورى كه در سال 84 سهم بازار اين كشور از نظر وزنى 7/٠درصد و از نظر ارزشى معادل 6/1درصد فرشهاى صادراتى كشورمان بوده است كه البته هيچ نمودى در بازارهايى كه در معرض ديد حجاج است ندارد. (ر. ك: پايگاه گمرك ج. ا. ايران)
ايران اخيرا براى نخستين بار با اعزام هشتصد هزار عمرهگزار، رتبه نخست اعزام زائران عمره را بين كشورهاى اسلامى و نيز جهان به خود اختصاص داده است. از سوى ديگر، متقاضيانى كه قبلا ثبتنام كردهاند تا سال 1393 در نوبت اعزاماند و در سال 139٠ نيز ٠٠٠/4٠٠/6 نفر ديگر ثبتنام نموده اند. (1)سهميه حج تمتع سال 1390 نيز 97 هزار نفر بوده كه اگر شرايط كشور عربستان سعودى اجازه دهد و امكان اعزام متقاضيان حج را داشته باشيم، امروزه حدود 10 ميليون نفر از مردم كشورمان آمادگى اعزام به حج تمتع و عمره را دارند (2)و 17 سال طول مىكشد تا نوبت به كل ثبتنام كنندگان برسد تا به حج تمتع مشرف شوند. البته اگر ثبت نامها را متوقف نمى كردند، ممكن بود كه اين مدت به سى سال هم نزديك شود.
نظر به اينكه هواپيمايى جمهورى اسلامى قدرت جا به جايى كل زائران ايرانى را نداشته، شركت
1) كه از طريق قرعه كشى، تعداد ٠٠٠/4٠٠/2 در سالهاى پس از 1393 اعزام مىشوند و براى بقيه نيز تصميم گيرى خواهد شد.
2) ثبت نام از متقاضيان سفر حج عمره در سال 139٠ كه در شش هزار شعبه بانك ملى و ملت در سراسر كشور آغاز شده بود بعد از يك ماه به پايان رسيد و براساس آخرين آمارها حدود پنج ميليون نفر ثبت نام كرده اند. بعد از انجام قرعه كشى حدود ٠٠٠/5٠٠/2 نفر، مجوز سفر دريافت مىكنند كه اعزام آنها از سال 1393 آغاز مىشود. اين تعداد به جز ثبت نام قبلى عمره است كه تا سال 93 اعزام مىشوند و نيز علاوه بر ثبت نام حج تمتع است. (پايگاه اطلاع رسانى حج و زيارت استان تهران) .
هواپيمايى عربستان انتقال قريب به 54 درصد از زائران ايرانى را به خود اختصاص داده كه بازار خوبى براى آنها شده است. (1)برآوردها نشان مىدهد كه ايرانيان سالانه براى حج به طور متوسط حدود 5/2 ميليارد دلار ارز، از جمله جهت نقل و انتقال حجاج و عمدتاً به سود عربستان هزينه مىكنند و اين علاوه بر خريد سوغات و برخى مخارج ديگر ازجمله هزينههاى ويزاست كه مجموعا حدود 5 ميليارد دلار تخمين زده مىشود و در ميان كشورهاى اسلامى رتبه اول را دارند.
اگر هر زائر ايرانى خانه خدا بين سىصد تا هفتصد دلار در عربستان، خدمت - علاوه بر خدمات كاروان - و كالا و از جمله بيشترين آنها سوغات خريد كند، سالانه قريب به پانصد ميليون دلار نيز براى اين منظور از كشور خارج مىشود. برخى از حجاج، ليست بلندى را براى خريد سوغاتى همراه دارند و چمدانهاى بزرگى در بازگشت همراه زائران است.
فروشندگان عربستانى نيز براى جذب بيشتر مشتريان ايرانى اقدام به يادگيرى زبان فارسى كردهاند تا بهتر بتوانند با مشتريان ايرانى خود ارتباط برقرار كنند؛ يعنى همان وضعيتى كه در بازارهاى عراق و سوريه نيز وجود دارد.
از سوى ديگر، حجاج ايرانى در چهل روز نخست مراسم 19 ميليون تماس تلفنى از طريق ٠٠٠/5٠٠/7 تماس از ايران به مقصد عربستان داشتهاند كه به 17 ميليون دقيقه مكالمه تلفنى مىرسد. افزون بر اين ٠٠٠/20٠/1 ارتباط تلفنى حجاج ايرانى از عربستان به مقصد كشورمان با حدود دو ميليون دقيقه مكالمه انجام شده است. مىتوان تخمين زد كه اين رقم به نزديك سى ميليون دقيقه براى حدود 55 روز (2)هم برسد.
كشورهاى اسلامى هر يك به نوبه خود مىكوشند خدمات هرچه بيشترى براى حجاج كشورشان از منابع داخلى و بهويژه از طريق بخش خصوصى تأمين نمايند. بدين لحاظ بهويژه از نظر حمل ونقل - با ظرفيت كافى - و اسكان، شركتهاى خصوصى در بيشتر اين كشورها در رقابتى تنگاتنگ با يكديگر قرار دارند و علاوه بر تجهيز ملزومات سفر از كالاهاى ساخت داخل، بازار رقابتى آنها را مجبور
مىكند تا هزينههاى پولى و ارزى خود را به حداقل برسانند. همچنين از نظر تهيه سوغات نيز، زائران اكثر كشورها تقيدى ندارند؛ درحالىكه هزينه سفر حجاج ايرانى و بهخصوص هزينههاى ارزى، مخصوصاً براى تهيه سوغات به نسبت بسيار بالاست. همچنين برخى از زائران، وجوهات شرعى خود را تأديه نكرده، عازم حج شدهاند كه قبل از انجام واجبات مجبور به تسويه با ارز همراه خود مىشوند.
از بديهيات اقتصاد بينالملل اين است كه اگر در بازارى، عرضه ارز خاصى افزايش يابد، ارزش آن ارز، كاهش مىيابد. يكى از مشكلات زائران كشور ما اين است كه ريال ايرانى فراوانى با خود به حج مىبرند و آن را كم اعتبار مىكنند.
در روزهاى نخست حضور زائران، كالاها گاهى بيشتر از نرخ روزهاى ديگر به فروش مىرسند. در اين ميان، زائران ايرانى با پول رايج كشور در عربستان اقدام به خريد مىكنند و علاوه بر اينكه اين مبادله غير قانونى است - و رفتار ايرانيان را بىاعتبار مىكند - فروشندگان آن بازارها نيز با كمارزش كردن پول ايرانى، كالاهاى خود را به فروش مىرسانند (1)درحالىكه زائران ديگركشورها براى خريد از ريال عربستان استفاده مىكنند و معمولاً حجم خريد آنها از ايرانيان نيز كمتر است.
آنچه در اين بازارها جلب توجه مىكند، حضور افرادى است كه در بازار و در ميان دستفروشها قدم مىزنند؛ درحالىكه مدام كلمه ايرانى را به فارسى به زبان مىآورند. اين افراد، پول ايرانى را از مغازهدارها و دستفروشها با ارزشى كمتر از آنچه در بازار ارز و صرافىها مبادله مىشود، خريدارى مىكنند.
رفتارى از اين دست از سوى برخى از ايرانيان و برخورد فروشندگان كالا در عربستان با پول ايرانى، در بىارزش كردن آن، علاوه بر زيان خريدار، نوعى بىاحترامى به پول ملى كشور ما به شمار مىآيد.
بعضاً ديده شده كه برخى زوار ايرانى كالاهايى را بهصورت چمدانى براى سفر حج وارد عربستان نموده، آنها را با خواهش و به دور از عرف مبادله، به مغازه داران عرضه مىنمايند. اين كار ما صورت خوشايندى ندارد و كالاهاى ايرانى را از قدر و قيمت مىاندازد. از سويى ديگر، حجاج كشورمان، برخى از كالاهايى را كه به وفور و به نسبت ارزان در كشورمان توليد مىشود - بهويژه پوشاك - به تعداد زياد تهيه مىكنند و بهعنوان سوغات يا استفاده شخصى با خود به همراه مىآورند. نتيجه اينكه
1) حتى در سال 139٠، به علت نوسانات قيمت دلار نسبت به ريال ايران، اغلب فروشندگان، از پذيرفتن ريال ايران امتناع مىكردهاند. .
سالانه كه از محل واردات انبوه سوغات از حج، تعداد زيادى فرصت شغلى در اثر كاهش توليد يا حتى ورشكستگى بنگاههاى داخلى از دست مىرود يا اينكه مشاغل بالقوه ايجاد نمى گردد.
در ميان خريداران كالاهاى بى كيفيت، حضور ايرانىها پررنگتر است، بهطورى كه برخى دستفروشهاى آفريقايى، بهصورت الكن، به زبان فارسى صحبت مىكنند و برخى دستفروشان كالاهاى نازل، ايرانىها را از بهترين خريداران خود بهشمار مىآورند.
همچنين تردد زائران ايرانى در بازارها چهره ناخوشايندى از حجاج ايرانى در اذهان ديگر مسلمين ايجاد كرده است. در عربستان رسم بر آن است در نوبت پنجگانه نماز جماعت، تمام مغازهها و بازارها تعطيل مىشود و همه به نماز مىايستند، اما در همين حال مشاهده مىشود برخى از هموطنان در مقابل فروشگاهها در انتظار بازگشت صاحبان مغازهها هستند.
برخى زائران ايرانى از رفتار بعضى فروشندگان رضايت ندارند. به گفته آنان، در برخى از فروشگاههاى گران شهر، بهگونهاى با ايرانىها رفتار مىكنند كه گويى توان خريد كالاهاى لوكس را ندارند و رفتار آنها موجب مىشود، از خريد در آن فروشگاه منصرف شوند. برخى از اين فروشندگان به محض مشاهده سرگردانى ايرانىها در فروشگاهها، آنها را به بخش ارزان قيمت يا مشمول تخفيف هدايت مىكنند. اين درحالى است كه ايرانىها هر سال، هزينه قابل توجهى را در حج تمتع و عمره -بسيار بيش از حجاج ساير كشورها - براى خريد سوغاتى در عربستان صرف مىكنند.
در برخى مواقع، متصديان فروشگاههاى لوكس، از حضور ايرانىها در اين مراكز خريد تعجب مىكنند و طعنه مىزنند كه مگر شما با آمريكا رابطه برقرار كردهايد كه اجناس آمريكايى مىخريد و آيا تحريم آمريكا براى ايران شكسته شده است! و حتى مأموران كشور عربستان، برخى توهينها را نسبت به زوار ايرانى روا مىدارند.
در اين نوشتار درباره اقتصاد حج كه در سطوح خرد، كلان، توسعه، منطقه اى، بينالملل و جهانى شدن قابل بررسى است، بيشتر به بازار حج پرداخته شده كه موارد زير، به سطوح مختلف فوق مرتبط است.
تقاضاى حج عمره ركوردى جديد بر جاى گذاشته، زيرا تعداد رواديد سفرى كه براى عمره در سال 2011 صادر گرديد چهل درصد بيش از سال قبل از آن بوده است. طبق برآورد كميته حج و عمره اتاق
بازرگانى مكه، هزينه يك زائر در عمره حدود 375٠ ريال عربستان (معادل يك هزار دلار) در يك هفته است. در همين حال، كميته گردشگردى اتاق بازرگانى مدينه نيز درآمد اقتصاد عربستان را در بخش عمره امسال 8.33 ميليارد ريال سعودى تخمين زده كه اين ميزان بالاترين درآمد از زمان آغاز قانون جديد عمره در سال 20٠٠ است.
بر اساس نظام جديد عمره، هفت ماه از سال قمرى، يعنى از ربيع الاول تا پايان ماه رمضان، عمره انجام مىشود. علت استقبال بيشتر حجاج عمره امسال به عواملى چون گشوده شدن خطوط پروازى مختلف از پايتختهاى خارجى به مدينه و همچنين بهبود ارائه خدمات به حجاج عنوان شده است.
سلطه كالاهاى غربى و در دهههاى گذشته، ژاپنى و در سالهاى اخير چينى بر بازار مسلمانان و بهويژه عربستان كه در ايام حج شدت مىيابد، انتقال درآمدهاى ارزى، اشباع بازار داخلى از كالاهاى خارجى و تغيير فرهنگ مصرفى و سبك زندگى - بهويژه براى جوانان - و نيز تضعيف و ورشكستگى بنگاههاى داخلى را به دنبال دارد.
٢. خصوصى سازى حج (1)
خصوصى سازى در ژاپن در بخشهاى مختلف از جمله حمل و نقل گسترش يافته است. بر اين اساس، دولت ژاپن در بخش خصوصى هيچ دخالتى ندارد و اين موضوع زمينهاى براى ايجاد رقابت در عرصههاى مختلف بخش خصوصى است و تسهيلاتى نيز براى اين بخش ارائه نمى كند. اين موضوع براى كاروانهاى كوچك حج هم كه توسط بخشهاى گردشگرى نيز كه از جمله شركتهاى خصوصى اين كشور به شمار مىآيند، صادق است.
1) بعد از اينكه اعلام شد اعزام زائر فقط از طريق شركتهاى خصوصى امكان پذير است، كارگزاران سازمان حج و زيارت، چهار شركت را تجهيز كردند كه به «شمسا» معروف شد. از اين پس همه فعاليتهاى مربوط به اعزام زائران از طريق زير مجموعه «شمسا» امكانپذير گرديد اين شركتها سهميه اعزام زائر را براى هر دفتر خدمات زيارتى تعيين مىكنند كه نگرانى مسئولان دفاتر خدمات زيارتى را از بين نبرده است. يك سهميه ماهانه 4٠ نفره اعزام به كربلا و دو تا سه سهيمه اعزام كاروان 120 تا 13٠ نفره به حج، فعاليتهاى سالانه يك دفتر خدمات زيارتى را تشكيل مىدهد؛ كه با احتساب هزينههاى ثابت مانند اجاره، و جارى مانند پرسنل، از نظر آنان مقرون به صرفه نخواهد بود. مصوبهاى كه در هيئت دولت تصويب شده، دفاتر خدمات زيارتى را قادر به اعزام زائر به صورت مستقيم به كشور عراق مىكند، اما در نهايت «شمسا» است كه در فروش بليتها، رزرو هتلها و اخذ رواديد، به طور انحصارى تصميم خود را بر شركتها اعمال مىكند. تعرفه اعزام زائر به عتبات عاليات زير نظر «شمسا» تعيين مىشود و هيچ دفترى حق ندارد پايينتر و بالاتر از اين تعرفه، زائر اعزام كند. همچنين پكيج خدمات به زائر با نظر «شمسا» بسته مىشود. .
افغانستان براى هر سال 3٠ هزار سهميه حجاج دارد كه دولت اين كشور، رفته رفته خدمات حج را به بخش خصوصى مىسپارد و از اين تعداد، فعلا 10 هزار نفر آنان را بخش خصوصى اعزام مىنمايد. سال گذشته 4٠٠ شركت خصوصى در افغانستان جواز فعاليت گرفته بودند كه امسال با توجه به افزايش سهم بنگاهها، به 6٠٠ شركت رسيده است. اين شركتها به دولت ماليات مىدهند و دولت نيز از آنان حمايت مىكند.
در تركيه نيز بخش خصوصى در تمامى امور از جمله حج بسيار گسترده و فعال است؛ به طورى كه بخشى از بازار عربستان را از آن خود نموده كه از اين نظر از معدود كشورهاى موفق است تا جايى كه رستورانهاى ترك بهويژه در ايام حج، در جاى جاى تجمع حجاج، شعبه داير و بخشى از غذاى زائران را عرضه مىكنند.
گرچه شركتهاى هواپيمايى بخش خصوصى تركيه كه در سالهاى اخير از توسعه زيادى برخوردار شد و تعداد آنها به 15 شركت رسيده است، در پى بروز بحران مالى در جهان و با لغو برخى از تورهاى جهانگردى كشورهاى اروپايى كه درصدد اعزام گردشگر به تركيه بودند، با ركود روبه رو شده بود، اما با فرارسيدن موسم حج براى اين شركتها فرصتى به دست آمد تا هواپيماهاى خود را براى انتقال حجاج به عربستان و الجزاير اجاره بدهند و درآمد ارزى نسبتاً بالايى كسب نمايند.
حتى اگر كشورى خصوصى سازى كامل را در اقتصاد حج مناسب نداند، روى آوردن به تعاونىها روشى مطلوب است. چنانچه به دلايلى، دولت به مديريت امور حج متعهد باشد، مىتواند واحدهاى زير مجموعه خدمات رسانى حج را بهصورت رقابتى اداره نمايد كه نمونه موفق آن در مالزى در دهههاى گذشته اجرا شده است.
در كشور مالزى، مؤسّسه «تابونگ حاجى» بهعنوان يك مؤسسه توسعه اقتصادى ملى با 3 اصل رقابت، سرعت و سود دهى، مسئول اعزام زائران مالزيايى به بيت الله الحرام است. هدف اين مؤسسه به كارگيرى يك سياست اقتصاد اسلامى است كه از يك طرف، از تجمع ثروت و نقدينگى بين مردم جلوگيرى كند و از طرف ديگر، بتواند داوطلبان انجام فريضه حج را به مكه اعزام نمايد؛ به نحوى كه زائران، دچار مضيقه مالى نشوند و پس از بازگشت از اين سفر الهى، در تنگنا قرار نگيرند.
فعاليتهاى سرمايه گذارى در مؤسسه تابونگ حاجى، انواع مختلفى دارد، مانند بازرگانى، صنعتى و كشاورزى. از آنجايى كه اين سرمايه گذارىها به روش «اقتصادِ مدرن» برنامهريزى مىشود، توانسته است بازدهى خوبى به همراه داشته باشد.
پروفسور اونگكا عبدالعزيز استاد دانشگاه مالزى و مدرس رشته اقتصاد روستا، طى برنامه اى، تشكيل
«تعاونى پس انداز زائران» را مطرح نمود. (1)
1) پروفسور اونگكا در سال 195٠ دريافت كه مسلمانان اين كشور وجوه نقد خود را با هدف سفر به اماكن مقدس به روش سنتى، پس انداز مىكنند تا به ربا آلوده نگردد. در سال 1959 اونگكا طرح «بهبود اوضاع اقتصادى آينده زائران» را ارائه كرد زائران بتوانند پول خود را به صورت تدريجى در نهادى بدون ربا و سودآور، پس انداز نمايند تا هنگام عزيمت به حج، در طول سفر و پس از بازگشت، دچار مضيقه مالى نشوند. اين مؤسسه در سال 1963 با 1281 عضو و سرمايه 6٠٠/46 دلار مالزى (هر 3/2 واحد، معادل يك دلار آمريكا) آغاز به كار نمود و طبق برآوردها تا سال 20٠٠، تعداد اعضا و سرمايهگذاران آن به ٠٠٠/25٠/4 نفر رسيده كه 5٠ درصد جمعيت مسلمانان مالزى است. اين سرمايه گذارى غير ربوى است و سود خالص، پس از كسر زكات 5/2 درصدى و اعطا به مستمندان، پرداخت مىشود. اين مؤسسه سعى كرده تا به دور از بوروكراسى، با توسعه شعبات خود در سراسر كشور، مردم را به سرمايه گذارى تشويق نمايد و سودى كه مىپردازد، كمتر از ساير مؤسسات نباشد؛ در غير اين صورت، از ذخيرهاى به اين منظور، سود را به سقفِ انتظارى مىرساند و با وارد شدن در «رقابت» ، سرعت و سود را سرلوحه فعاليتهاى خود قرار داده است. سرمايه گذاران در صورت لزوم مىتوانند بخشى يا تمام سرمايه خود را برداشت نمايند و در ايام حج نيز از سوى زائران اصل و فرع سرمايه قابل پرداخت است. اين مؤسّسه، فعاليتهاى خود را در زمينههاى صنعت، كشاورزى، بازرگانى، فروشگاههاى زنجيرهاى و ساختمان سازى در حد وسيع و مطابق با قوانين اسلامى، گسترش داده و شركتهاى وسيع خاص و عام را تحت پوشش خود گرفته و همچنين در بخش خصوصى سرمايه گذارى نموده است. از طرفى، حمايت دولت از كمترين ميزان سرمايه هر سهامدار، بر اعتبار مؤسسه افزوده و سرمايه گذاران اطمينان دارند كه نه تنها سرمايه شان مطابق اسلام به كار گرفته مىشود، بلكه دولت نيز در مقابل آن مسئول و مؤسسه نيز با پشتيبانى دولت، روز به روز سرمايهاش را افزايش داده است. از سوى ديگر انتخاب مديران ماهر و با تجربه، موفقيت سرمايه گذارى را تضمين مىكند. ابداع و تنوع در بخشهاى مختلف، توسعه صنعتى را به همراه آورده و باعث بازدهى خوبى مىشود و به همين دليل، سرمايه گذاران داخلى و خارجى همواره به سرمايه گذارى در شركتهاى آن را تمايل دارند. شركت ساختمان سازى «اوروس بنيا» از شركتهاى تابعه، ساخت كليه ساختمانهاى مؤسّسه را به عهده داشته و ساختمان دفتر و مجموعه مركزى تابونگ حاجى كه 38 طبقه است، نيز از ساختههاى اين شركت است. در حال حاضر، اين مؤسسه داراى 84 شعبه و چهل مجتمع در سراسر كشور است كه يكى از آنها در جده است. همچنين در سال 1982، مجموعه زائران در كلاناجايا ساخته شد كه مجهز به سالنهاى مختلف، مسجد، رستوران، اطاقهاى سمينار و پاركينگ چند طبقه است كه آسايشگاه زائران براى فرصتهاى قبل از عزيمت است. همچنين كسانى كه قصد مسافرت به خارج از كشور را دارند از آن استفاده مىكنند. دولت نيز براى مراسم مختلف آن را اجاره مىكند. از عوامل ديگر موفقيت اين مؤسسه عبارتند از: الف) مديريت كارآمد و ايجاد اعتماد در مردم با شعار حق با متقاضى است. ب) آموزش كاركنان و رقابت و اختيارات مديران. ج) رسيدگى به درد دل و شكايات مردم در هر زمان و تسريع در انجام امور زائران. د) همكارى با مؤسسات ديگر و رابطه با بخشهاى ديگر دولتى و غير دولتى. ه) همكارى و داشتن روابط حسنه با دولت سعودى و قرار دادن امكانات مناسب از طرف عربستان. و) اعمال سيستم «كنترل و موازنه» و تفكيك اقتدار بين دستگاه دولتى، هيئت مديره، سرمايه گذاران و بازرسان. ز) داشتن حداقل بوروكراسى در كارهاى صدور گذرنامه، اخذ ويزا، انجام امور بهداشتى زائران در حداقل زمان ممكن. ح) رسانههاى گروهى نيز در توليد برنامههاى شبانه روزى واطلاع رسانى به زائران نقش مهم و بسزايى ايفا مىكنند. ط) استفاده از وسايل مدرن و تأسيس شعبات فرعى در كليه نواحى و روستاهاى مالزى. از اين گذشته چنانچه تعداد تقاضاى زائران براى اعزام با كشتى به حداقل سه هزار نفر برسد، اين انتقال از طريق دريا انجام مىگيرد. بين شصت تا هفتاد هواپيماى چارتر يا بوئينگ 747 تا ظرفيت 5٠5 نفر كار انتقال زائران را در موسم حج انجام مىدهند (ر. ك: ميقات حج، زمستان 1372 .
در ايران، سازمان حج و زيارت، بهويژه در حوزه تورهاى حج و زيارت سازمانى درونگرا است و به بازنگرى و ابلاغيه اصل 44 قانون اساسى عنايت چندانى ندارد.
در زمينه خصوصىسازى عمره، اعتقاد تصميمگيران بر اين است كه برخى بنگاههاى خصوصى به دنبال سود شخصىاند و سياست خصوصىسازى در اين زمينه را مردود اعلام مىكنند؛ درحالىكه مزيت خصوصىسازى در انگيزههاست كه از طريق سود، حاصل مىگردد و اين به اصطلاح شر فردى (سود آورى و رقابت براى حذف رقبا) ، نوعى خير جمعى (ارتقاى كيفيت و كاهش قيمت) را به دنبال دارد. ضمن اينكه حج تمتع نيز با توضيحى كه در ابتداى اين بخش داده شد، با خصوصىسازى به معناى اقتصادى و رقابتى آن فاصله دارد.
سفر به عتبات عاليات قبلاً با هزينه بالا و كيفيت پايين صورت مىگرفت، و تنها در زمينه قيمت بليط پانصد دلار دريافت مىشد، اما پس از ساماندهى و ايجاد رقابت هزينه بليط به 23٠ دلار كاهش يافت و كيفيت خدمات نيز بسيار مطلوبتر شد. (1)در دوره جهانى شدن و مسابقه كشورها براى توسعه در سطح بين الملل، هيچكشورى بدون خصوصى سازى واقعى و وارد شدن در رقابت، راه به جايى نخواهند برد.
سوغاتى متبرك و سفره وليمه ساده كه همگان بهويژه فقرا در آن ميهمان مىشدند، مانند بسيارى از سنتهاى دينى ايرانى دچار تغيير شده، جاى خود را به تالارهاى مجلل و ميهمانان ويژه داده و سوغاتى
1) هم اكنون هزار و 45٠ دفتر داراى مجوزند كه امر ثبتنام و اعزام به عتبات عاليات را با نظارت سازمان حج و زيارت انجام مىدهند (خبرگزارى ميراث فرهنگى) . .
قوارههاى چادرى تبرك شده و سنگ غار حرا و آب زمزم نيز به رايانه كيفى، لوازم صوتى، تصويرى، آرايشى و بهداشتى تبديل شده است. در نتيجه هزينه حجاج، به دو يا چند برابر افزايش يافته و خريد سوغاتى و رزرو سالن پذيرايى، كارتهاى رنگارنگ دعوت و فيلمبردارى حرفهاى نيز به دغدغههاى زائر تبديل شده است. بدتر اينكه حتى در برخى موارد اين مبالغ از طريق قرض تأمين مىشود.
زائران به بهانه ارزانتر بودن كالا، خريد جهيزيه و سوغاتى، يا سفارشهايى كه از آشنايان گرفته اند، هزينههاى گزافى مىپردازند و چشم و همچشمى و خريد سوغاتىهاى سنگين به مهمترين آفتهاى حجاج ايرانى تبديل شده است، اما اگر به هزينههايى كه براى هر ساعت حضور در اين سفر معنوى پرداخت شده و نيز هزينه فرصت طلايى از دست رفته؛ يعنى از بين رفتن اوقات روحانى نيايش در كنار خانه خدا و حضرت رسول (ص توجه شود خواهيم ديد كه قيمت واقعى كالاها بسيار بالا خواهد بود.
خلاصه با هزينه ارزى اضافى كه ايرانيان، سالانه در عربستان مىپردازند، مىتوان قريب صد هزار مسكن روستايى براى فقرا احداث كرد، يا بيش از صد هزار فرصت شغلى كشاورزى و صنعتى ايجاد نمود.
از اين گذشته در شرايطى كه تحريمهاى اقتصادى عليه كشورمان، حصول درآمدهاى ارزى را بسيار مشكل نموده، خروج اين همه ارز- صرف نظر از اينكه كشور ميزبان آن را در چه جهتى هزينه مىكند- به هيچ وجه به صرفه و صلاح كشور و همچنين تك تك شهروندان نيست.
نمونه ايرانى كالاهاى خارجى موجود در بازارهاى عربستان - به خصوص از نوع چينىاش - بهويژه پوشاك با كيفيت داخلى در بازارهاى كشور به وفور يافت مىشود؛ درحالىكه خريد آنها در سفر، فقط از وقت و انرژى مىكاهد، همچنين مزاحمت بستهبندى، هزينه و زحمات حمل و نقل و احياناً عوارض گمركى را براى زائر در بر دارد.
از سوى ديگر، توليد كنندگان كشورمان نشان دادهاند كه مىتوانند حتى در اروپا با بنگاههاى ديگر رقابت نمايند. (1)برندهاى معروف جهانى، در مناطقى از جهان اسلام، از نيروى كار ارزان استفاده مىكنند؛ چنانكه نمونه بنگلادش در اين مقاله مرور گرديد. آنان با اجحاف بسيار از كارگران آن كشور استفاده و يا به تعبير دقيقتر، سوء استفاده مىكنند؛ درحالىكه اگر شرايط مناسب فراهم شود و كشورمان بتواند در معرفى چند برند محدود در جهان اسلام موفق گردد (2)، نيروى كارى كه بتوان آنان
1) در دهه 137٠ شركت سحر و اليكا، پوشاك زيادى را به آلمان صادر مىكرد و به قيمت بسيار بالاتر از عرضه در ايران به فروش مىرساند تا جايى كه صادرات، از فروش داخل آن پيشى گرفته بود.
2) امروزه برند ها در پوشاك از چنان اهميتى برخوردار شدهاند كه نام توليد كننده از پشت يقه به روى آستين البسه منتقل شده است. .
را از شبه بردگى و خدمت به غير مسلمانان نجات داد و بدون اجحاف، در خدمت توليدات شركتهاى مسلمان قرار داد در كشورهاى اسلامى بسيار است. از لحاظ عرضه فرآوردهها نيز يكى از بهترين نقاط با تأكيد بر نحوه و فرايند توليد، بازارهاى موسمى حج است.
همچنين كشور ما در بسيارى از كالاها مانند فرش، پسته و زعفران، از بهترين توليد كنندگان جهان (1)و از مزيت نسبى بالايى برخودار است، اما از اين توليدات در بازارهاى مكه و مدينه خبرى نيست. اين درحالى است كه مزيت نسبى يك كالا در تجارت بينالملل حرف اول را مىزند.
برخى از مشكلاتى كه در سطور گذشته بدان پرداختيم به وضعيت كلى اقتصاد و كسب و كار كشورمان بر مىگردد؛ مثلاً تركيه كه، هم در بازار جهانى و هم در بازار حج، سهم نسبتا وسيعى دارد، در اكثر شاخصهاى زير، وضعيت بهتر و در خيلى از موارد، وضعيت بسيار بهترى نسبت به ايران دارد.
بر اساس گزارش مجمع جهانى اقتصاد، رتبه ايران در جمع 139 كشور از نظر شاخصها و متغيرهايى نظير تورم (121) ، شفافيت سياستگذارى دولت (124) ، حمايت از سرمايهگذارى (127) ، كيفيت زيرساخت حملونقل هوايى (13٠) ، سهولت تجارت (135) ، تعرفههاى واردات و صادرات (135) ، سهولت دسترسى به وامها (136) ارزيابى شده كه در رديف سى كشور آخر قرار دارد.
در اين گزارش، فعالان بخش خصوصى ايران پانزده مانع را بيان داشتهاند؛ از جمله: دشوارىهاى ناشى از عدمثبات در سياستهاى دولت، تورم، ديوانسالارى دولتى، عدم وجود زيرساختهاى كافى، مقررات دستوپاگير نيروى كار، عدم رعايت اصول اخلاقى توسط نيروى كار و فساد و مقررات ارزى.
ايران در بين 17 كشور منطقه از جهت شاخص ثبات در سياستهاى اقتصاد كلان، در رتبه نهم، زيرساختهاى لازم براى رقابتپذيرى رتبه دهم، پيشرفته بودن نهادهاى اثرگذار بر رقابتپذيرى رتبه دوازدهم، پيشرفته بودن بازارهاى مالى رتبه چهاردهم قرار داشته است و تنها دو كشور سوريه و مصر در آخرين شاخص، پايينتر از ايران جاى داشتهاند.
اين شاخصها جايگاه خوبى را از اقتصاد ايران نشان نمىدهند؛ بنابراين نقش كشور در بازار حج نيز تحت تأثير همين شرايط است و بيشتر كمبودها و اثر شاخصهاى ضعيف كشور با درآمدهاى نفت -كه با خطرپذيرى همراه شده است - جبران مىگردد.
1) به طورى كه مثلاً در مورد فرش، كشورهايى مانند پاكستان و چين كه از ايران تقليد نموده و پس از انقلاب اسلامى بازار ايران را در بسيارى از كشورها از آن خود كردهاند، طرح و نقشهايشان بر اساس توليدات ايران است؛ ازجمله طرح كاشان، كرمان و تبريز. اما خبرهترها آن را به عنوان كاشان پاكستان، كرمان پاكستان مىشناسند؛ يعنى قالى طرح كاشان ولى توليد پاكستان. .
با ادامه وضعيت فعلى از نظر استخراج، صادرات و درآمد ارزى نفت، تا ده سال آينده، درآمد ارزى از محل صدور نفت، براى كشورمان اطمينان بخش نيست. با اين توضيح كه اگر استخراج نفت بهصورت دو يا سه سال قبل ادامه يابد و در صورت تداوم تحريمها و خروج شركتهاى فعال در كشف و استخراج نفت، سالانه از ظرفيت توليد كاسته مىشود. و از سوى ديگر، به رغم افزايش قيمت سوخت در كشور، مصرف داخلى سوخت، به دليل كم كشش بودن تقاضا نسبت به قيمت و نيز افزايش سالانه تعداد خودروها بيشتر شده؛ به طورى كه برآوردها نشان مىدهد كه در پايان دهه139٠، مازاد مصرف چندانى براى صادرات وجود نخواهد داشت (ر. ك: گلاب، 139٠) ضمن اينكه تحريم خريد نفت نيز ممكن است اين فرايند را به جلو بيندازد.
سرماخوردگى بهويژه از نوع آنفلوآنزا در ايام حج بسيار شايع است و طبق برآوردها سالانه، انواع جديد اين بيمارى از اقصى نقاط جهان از طريق زائران منتقل مىشود. از طرفى واكسنهاى موجود نيز حداكثر با نوع بيمارىهاى شناخته شده قبلى مقابله مىكنند. از سوى ديگر سالانه تعداد بسيار زيادى از حجاج به انواع جديدى از بيمارىها خصوصا آنفلوآنزا مبتلا مىشوند كه هزينه مادى بالايى دارد و فرصت معنوى ارزشمند حجاج را دچار اشكال مىكند. اين بيمارىها پس از بازگشت حجاج، بيشتر شيوع مىيابد، چرا كه استقبال كنندگان زيادى را - به دليل مصافحه - نيز مبتلا مىنمايد. مىتوان هزينههاى درمان اين بيمارىها شامل هزينه فرصتهاى از دست رفته، ويزيت پزشك، دارو و درمان را فقط براى ايرانيان، حدود 27 ميليارد ريال در سال برآورد نمود.
بسيار ديده مىشود كه بهويژه در شهرهاى بزرگ، افراد براى چندمين بار عازم سفر حج شده، پس از بازگشت، هزينههاى گزافى بابت موارد مستحب و غير مستحب مانند برپايى مراسم ديدار با هزينههاى سنگين بابت رزرو سالنهاى مجلل، كارتهاى پر هزينه دعوت، پذيرايىهاى افراطى، مداحىهاى پر خرج و چشم و هم چشمىهاى بيهوده، صرف مىكنند. در كشورى كه شمار جمعيت زير خط فقرش نگران كننده است؛ درحالىكه سالمندانى هستند كه ثبتنام كردهاند و سالهاست كه در آرزوى تشرف به سر مىبرند. همچنين غذاهاى تكرارى كه براى حجاج تدارك مىگردد و زائران، آنها را كمتر مصرف مىكنند و بسيارى از آنها بهويژه در روزهاى آخر دور ريز مىشود.
مهمترين نتايجى كه مىتوان از اين مقاله گرفت، به طور خلاصه اين است كه در طرف تقاضا، ايرانيان، هم از نظر تشرف به حج و هم از نظر مصرف هزينههاى ريالى و ارزى در اين زمينه، در جهان اسلام از ردههاى نخست به شمار مىآيند، اما از نظر عرضه كالا وخدمات در بازار حج، جايگاه چندانى ندارند. دليل اين موضوع هم درآمد نفت است كه ارز و ريال آن، مستقيم و غير مستقيم در كشور توزيع مىشود.
نكته ديگر آنكه كشورمان با تكيه بر استخراج و صادرات نفت خام، به طور نسبى در سطح منطقهاى و جهانى، مطرح است و كشورهاى غربى على رغم نيازشان به نفت، به دليل نقش اين كالاى استراتژيك و ايفاى نقش كشورمان در سطوح مذكور، براى تأثير گذارى تحريمها به اين كالاى حياتى اقتصاد ايران رو آوردهاند. همچنين با توجه به اينكه ادامه وضعيت فعلى از نظر استخراج، صادرات و درآمد ارزى نفت، با نظر خوش بينانه، تا ده سال آينده، حصول درآمدهاى كلان از محل صدور نفت، براى كشورمان اطمينان بخش نيست، بنابراين براى ما صرفهجويى ارزى و افزايش و ايجاد تنوع در درآمدهاى ارزى غير نفتى، نه يك انتخاب، بلكه تصميمى اجتناب ناپذير است. بنابراين مىتوان گفت كه گردشگرى مذهبى، بهويژه سرمايه گذارى در اقتصاد حج، زمينه مطلوبى در كسب درآمد كشورمان دارد كه در بخش پيشنهادها به آنها اشاره مىگردد.
اگرچه برخى از پيشنهادهاى زير موجب كاهش هزينههاى ارزى حج براى هموطنان و نيز كمك به بهبود وضعيت اقتصادى كشور خواهد بود، ولى فرهنگ صحيح حج، بايد به تدريج و بهصورت فراگير ترويج شود. مسلّماً با فرهنگسازى، توقعات هموطنان در داخل در خصوص برخى چشمداشتها و همچنين چشم و هم چشمى زائران تعديل شده، دغدغه زائران نيز از اين جهات كاهش مىيابد.
از سوى ديگر و مهمتر از آن، اصلاح عميق اين فرايندها نيازمند مطالعات وسيع و دقيق علمى و كارشناسانه و اجراى كارآمد آنهاست تا شاخصها و رتبه ايران را در موارد پيشگفته ارتقا دهند، زيرا فعاليت بنگاههاى داخلى كه به ورود در رقابتى نفسگير نياز دارد، مشتقى از كليت اقتصاد كشور است و اهتمام سياستگذاران و مجريان را در سطح كلان مىطلبد. گرچه داشتن اراده جدى در اين زمينه لازم و بسيار زمانبر است و فرصت براى ما اندك، اما برخى پيشنهادهاى زير به موضوعات فورىتر برمىگردد:
تجربه نشان داده است كه در بيش از سه دهه گذشته، سالانه هزاران كارگزار روحانى، فرهنگى و ديگران در كاروانها و بعثه مراجع و ستادهاى مختلف عقيدتى، فرهنگى و غيره به انحاى مختلف - و البته بيشتر از طريق سخنرانى و توزيع كتاب، رساله و بروشورهاى مختلف - در ارشاد حجاج سعى داشتهاند، اما در موضوعات اين مقاله، زائران، كمترين اثر را پذيرفتهاند و تا زمانى كه سياستگذارىهاى كلان به همين منوال ادامه داشته باشد، نتايج سياستها هم به همين صورت تداوم خواهد يافت. تلاشهاى فرهنگى و تبليغى هنگامى مؤثر مىافتد كه اولاً مبلغان، خود عامل به تذكرات باشند و در اجراى سياستها، براى حجاج هم منافعى - اعم از اقتصادى و غير اقتصادى - مترتب باشد و در نتيجه منافع فردى با مصالح ملى سازگار گردد.
سالانه لااقل پنج هزار زائر با تحصيلات عاليه و آشنا به يك زبان خارجى از كشورمان براى حج تمتع مشرف مىشوند كه هر ساله مىتوان با همكارى آنان، طرحهاى نظر سنجى از حجاج ايرانى و حجاج كشورهاى ديگر درباره رفتار كارگزاران ايران و نيز رفتار زائران ايرانى را در حج اجرا نمود.
همچنين مىتوان طرحهاى تحقيقاتى در اين موضوعات تعريف نمود كه چه بسا زائران تحصيلكرده به طور رايگان در اجراى آن همكارى نمايند. اولين و آخرين نظرسنجى گسترده با پنج هزار پرسشنامه با همكارى پانصد زباندان در سال 1365 انجام گرديد (1)و نتايج خيره كنندهاى داشت. گرچه نتايج آن در اسناد طبقه بندى شده قرار گرفت كه ممكن است پس از يك ربع قرن بتوان آن را از طبقه بندى خارج نمود، اما احتمالا هنوز نتايج آن قابل استفاده باشد. همچنين نظرسنجى علمى از حجاج ايرانى در خدمترسانى هرچه بهتر، مفيد خواهد بود.
سند جامع توسعه و آينده امور حج بايد تدوين و اطلس فرهنگ حج در كشور نيز تعريف شود تا متقاضيان تشرف به حج و بهويژه بنگاههاى مرتبط، تكليف خود را براى سالهاى آتى بدانند و فرصت داشته باشند براى آن برنامهريزى كنند.
لازم است پايگاههاى اطلاع رسانى در اين زمينه گسترش يابد و نظام جامع اطلاعات و آمار از
1) مسئوليت استخراج نتايج از پرسشنامه ها و تدوين گزارش نهايى به عهده اينجانب بود. .
كشورهاى اسلامى در زمينههاى فرهنگى و اقتصادى، طراحى و پيادهسازى شود. البته اينكار بهعنوان كالاهاى عمومى از وظايف دولت به شمار مىرود و همپاى آن سازمانهاى غير دولتى نيز بايد در اين جهت به فعاليت تشويق شوند.
همچنين در يك فرايند اطلاع رسانى صحيح، درباره كميت و كيفيت كالاهاى مورد تقاضاى مصرفكننده در حج بايد اطلاعاتى به توليد كنندگان مسلمان داده شود. همچنين اطلاعات مورد نياز مصرفكنندگان در اين مراكز، توليد و توزيع گردد. از طرفى لازم است اطلاعات درآمدها و هزينههاى حج تمتع و عمره كاملاً شفاف سازى شود.
خصوصىسازى حج، جداى از اينكه به رقابت دامن مىزند، رمز موفقيت در اين امر خطير است. حال اگر دايره خصوصىسازى را در اينجا وسيعتر ببينيم و شامل مواردى بشود كه بتواند با حمايت دولت، بخشى (حدود 3 درصد) از بازار سالانه 35 ميليارد دلارى حج را در اختيار بگيرد، در صادرات غير نفتى كشور بسيار مؤثر است. به دست آوردن حتى سهم يك درصدى از بازار حج در كوتاه مدت و گسترش آن در ميان مدت و بلند مدت، تحولى در اقتصاد و توليد بخش خصوصى كشورمان خواهد بود. در اين راستا، پيشنهاد مىشود دولت در ايجاد و معرفى چند برند ايرانى - بهويژه در پوشاك و حداقل در جهان اسلام - ارادهاى جدى اعمال نمايد. حتى بهرهگيرى از برندها، شركتها و كشورهاى ترجيحاً اسلامى ديگر نيز در اين زمينه راهگشاست. (1)ايران با اعزام قريب به يك ميليون زائر حج تمتع و عمره در سال به عربستان، توان بالقوهاى در ايفاى اين نقشى مهم داراست. كشورمان مىتواند با سرمايهگذارى در صنعت گردشگرى مكه و مدينه و با مشاركت در تجارت مربوط به زائران حج، و نيز در صنعت خدمات مالى (بانكدارى، بيمه و وكالت) مورد نياز حجاج، بخشى از اين بازار بزرگ را به خود اختصاص دهد كه اين امر با خصوصى سازى اقتصاد حج و انگيزه بيشتر كارگزاران تسهيل مىشود.
چنين كارى بايد به سرعت انجام شود، چراكه منابع آن در اختيار است و بهويژه از طريق بخش
1) قريب نيم قرن پيش كه كشور كره، برنامه توسعه صنعتى خود را اجرايى مىكرد، توليد و معرفى لا اقل ده برند برتر را در جهان از اولويتهاى خود قرار داده بود. جالب اينكه به منظور ارتقاى سيستم بانكى خود و براى تأمين مالى نيازهاى صنعت، هيئتى را به ايران اعزام نمود تا اين فرآيند را از مديران و مربيان بانك صنعت و معدن در ايران فرا بگيرند. چندى است كه آن كشور به اين هدف دست يافته است و بخش اعظم صادرات بيش از چهارصد ميليارد دلارى را (در سال 20٠9) مديون شركتهاى مانند سامسونگ، با ارزش برند5/19 ميليارد دلارى، هيونداى كه جزو ده برند برتر خودروسازى جهان است، دوو، كيا و ال. جى است و حدود دو- سوم ارزش افزوده آن كشور را ده شركت برتر از جمله برندهاى مذكور توليد مىكنند. .
خصوصى قابل اجراست. انجام چنين كار سادهاى از نظر اقتصادى، نيازمند بهبود روابط بينالمللى ايران و تقويت موقعيت جهانى بهويژه منطقهاى كشور است. واقعيت آن است كه در شرايط امروز، كار كردن و سرمايهگذارى شهروندان هر كشورى در عربستان، سادهتر از اشتغال و سرمايهگذارى ايرانيان است.
در صورت حمايت از خصوصىسازى در امر حج، راهاندازى فروشگاههاى ايرانى اعم از عرضه محصولات اقتصادى و فرهنگى در مدينه و مكه، هم از جهت اقتصادى و هم، از جهت فرهنگى به صرفه و صلاح خواهد بود؛ يعنى همان فعاليتى كه تركيه به خوبى به آن مبادرت ورزيده است.
البته فعالان اقتصادى و كارآفرينان در كشورمان از برخى مشكلات مربوط به وضعيت اقتصادى و كسب و كار در مضيقهاند واين مهم (خصوصى سازى حج) مىتواند تابعى از شرايط عمومى اقتصادى كشور باشد كه عزم جدى را مىطلبد تا شاخصهاى برشمرده در فصل قبل، بهبود يابد. زيرا به هرحال اقتصاد حج در داخل، نمودى از كل اقتصاد كشور و نيز شاخصهاى آن است.
فرش و قاليچه زيباى ايرانى هيچ نمودى در بازارهايى كه در معرض ديد حجاج است و نيز اماكن و مساجد مكه و مدينه ندارد. يكى از نيازهاى عمده فرش در عربستان، مفروش نمودن مساجد و اماكن مذهبى بزرگ اين كشور و همچنين تقاضاى زائران است. بايد در اين خصوص تدابير جدى اتخاذ گردد. مركز ملى فرش ايران مىتواند با زمينه سازى لازم جهت حضور وسيع صادركنندگان ايرانى در نمايشگاه جدّه، زمينه سفارش پذيرى و حضور بيشتر صادركنندگان ايرانى را در اين كشور فراهم نمايد. وضعيت كالاهاى ديگر ايرانى نظير پسته و زعفران نيز به چنين تدابيرى نيازمند است.
پيشبينى ايجاد بازارچههاى مخصوص زائران در پايانههاى خروجى كشور و فراهم كردن شرايط لازم براى اينكه زائران قبل از انجام سفر، خريدهاى ضرورى خود را در داخل كشور انجام دهند و هنگام بازگشت اين خريدها را تحويل بگيرند، نيز اقدامى مؤثر است.
برگزارى نمايشگاههاى بينالمللى در ميان كشورهاى اسلامى بهويژه در عربستان و موسم حج كه محصولات كشورهاى اسلامى در آنجا كمتر ديده مىشود مىتواند فرصتهاى خوبى را در اختيار ما قرار دهد. چنين نمايشگاههايى مىتواند سبب آگاهى كشورهاى اسلامى از محصولات اقتصادى يكديگر و بازارياب-ى و مبادله كالاها و خدمات و نيز تأمين مايحتاج و سوغات حجاج گردد. از سوى
ديگر اين همايشها و نمايشگاههاى فرهنگى به ايجاد زمينه براى تقويت هويت واحد اسلامى و نيز بازيابى هويت دينى، ملى، تاريخى و تكيه بر مصالح مشترك دينى بسيار مؤثر است تا از مراودات فرهنگى و مبادلات هنرى، بهويژه گردشگرى فرهنگى و هنرى در بين كشورهاى اسلامى حمايت گردد.
در اين ميان حوزه فرهنگى زبان فارسى با محوريت ايران، شامل كشورهاى افغانستان، تاجيكستان، بخشى از ازبكستان و قسمتهايى از كشورهاى تازه استقلال يافته آسياى ميانه است. اين حوزه با جمعيتى بيش از 120 ميليون نفر و با اكثريتى شيعى، يكى از اصلىترين حوزههاى تأثير گذار بر جهان است كه نهايتاً مىتواند به انعقاد پيمانهاى فرهنگى شيعى ودر ابعاد وسيعتر، اسلامى بينجامد.
اگرچه حجم تقاضاى هدايا، بخشى از تقاضاى اعزام به حج است، ايران، بالاترين تقاضاى تشرف را دارد، اما نسبت خريد سوغات ايرانيان بسيار بيشتر از حجاج ديگر است. در مورد كنترل حجم سوغات ورودى به كشور، در بندهاى ديگر اشاراتى شد كه در اينجا به دو نكته تكميلى بسنده مىشود.
يكى اينكه با توجه به شرايط كنونى وضعيت ارز، لازم است در ميزان ارز همراه مسافر به قيمت دولتى براى حجاج تجديد نظر نمود. ديگر آنكه درباره عوارض گمركى نيز مىتوان بدون تساهل - كه در مورد حجاج رايج است - مواجه شد و حتى از نظر حجم و اقلام مشمول تخفيفات گمركى، تسهيلات را كاهش داد.
با توجه به اينكه بيشتر زائرانى كه در صرافىهاى عربستان، ريال ايرانى را به ريال سعودى تبديل مىكنند، نسبت به افرادى كه در كشور، مبادرت به تبديل ارز مىكنند، با زيان مواجه مىشوند، پيشنهاد مىشود سازمان متولى حج با هماهنگى نظام بانكى كشور، امكانى را فراهم كند تا ايرانيان بتوانند در ستادهاى سازمان حج و زيارت در عربستان، ريال ايرانى را به ريال سعودى تبديل كنند تا از اين بابت پول كشورمان در آنجا تضعيف نشود.
از سوى ديگر، در روزهاى نخست حضور زائران ايرانى، ريال ايرانى در بازار آزاد ارزشى كمتر از آنچه در روزهاى پايانى مبادله مىشود، دارد. علت، اين است كه بيشتر فروشگاهها و مغازهها در روزهاى پايانى حضور زائران، قيمتها را كاهش مىدهند و از اين جهت، توصيه مىشود تا در صورت نياز، تبديل پول و خريد در روزهاى پايانى و پس از به جاى آوردن كامل اعمال و زيارات انجام گردد.
همچنين ضرورى است زائران هنگام تبديل پول خود، به معتبر بودن ارز توجه كنند، چرا كه داشتن
پول تقلبى و شبهه پولشويى در عربستان جرم سنگينى دارد. بنابراين پيشنهاد مىشود تا هموطنان پيش از سفر، ارز مصرفى خود را از بانكها تأمين كنند.
حذف تلفنهاى غير ضرورى، نيز صرفهجويى ارزى - و البته ريالى - را به دنبال خواهد داشت.
ضرورى است در حد مقدور درآمدهاى ارزى غير نفتى را افزايش داد و تنوع بخشيد كه حج بالقوه يكى از محورىترين اين اهداف مىباشد. همچنين مىبايد در هزينه ارزى تا حد ممكن صرفهجويى نمود.
تشويق و ترغيب حجاج به تخصيص درصدى از هزينههاى غير ضرورى به منظور ايجاد و گسترش صندوقهاى خيريه براى كمك به تهيدستان مسلمان، شامل: بىخانمانها در ايران تا قحطىزدگان سومالى، سيل زدگان پاكستان تا جمعآورى كودكان بىسرپرست در مقابل مسجدالنبى و متكديان در مسيرهاى مختلف، بهخصوص مسير رمى جمرات كه چهره زشتى را در حج به نمايش مىگذارند. اين كار مىتواند با كمك سازمانهاى دولتى و غير دولتى جهان اسلام در موسم حج صورت گيرد. كه مىتواند به نوعى حركتى نمادين در جهت يكپارپگى و وحدت مسلمان جهان اسلام باشد.
بسيار ديده شده كه روحانيون كاروانها قبل از شروع اعمال واجب حج، حجاج را مستقيم وغير مستقيم به اداى ديون شرعى، وادار مىنمايند. با توجه به محاسباتى كه حجاج درباره نقدينگى و پيشبينى هزينهاى خود كرده اند، بهتر است در جلساتى كه قبل از اعزام براى حجاج برگزار مىگردد، اين موارد مطرح و وجوهات با پول ملى تأديه گردد. همچنين است دريافت برخى وجوه در بعضى از كاروانها بابت خدمتكاران بهويژه مداحان كه در بسيارى از موارد با اكراه زائران، پرداخت مىگردد كه از آن نيز بايد اجتناب شود.
در مورد بيمارىها بهويژه آنفلوآنزا كه در ايام حج بسيار شايع است و پس از بازگشت حجاج نيز استقبال كنندگان زيادى را مبتلا مىنمايد (1)، لازم است مراقبتهاى بسيارى صورت گيرد. اگر حجاجى
1) نگارنده هم اكنون كه در حال تدوين اين مقاله است، مبتلا به يك بيمارى طولانى از نوع فوق است كه ظاهراً از همين طريق منتقل شده است. .
كه به اين بيمارى مبتلا شده اند، بتوانند پس از مراجعت، چند روزى استراحت نمايند و سپس از ميهمانان خود پذيرايى نمايند، هم از جهت استراحت زائر و هم از جهت سرايت بيمارى، عارضه اين آسيب كاهش مىيابد.
سفرهاى تكرارى عدهاى از زائران كه با توجه به توزيع ناعادلانه درآمد انجام مىشود، معمولا از نظر افراد، بهويژه سالمندانى كه حتى يك بار هم به حج مشرف نشده اند، ناخوشايند و بعضاً تبعيض آميز تلقى مىشود؛ بهخصوص اگر اين سفرها در همه مراحل با اسراف و تبذير همراه باشد. موارد از اين قبيل و نيز دور ريز بسيار غذا بايد كنترل شود.
منابع
انسان شناسى توسعه و جهانى شدن، ادلمن، مارك و آنجليكوهاوگرود، تلخيص و ترجمه: احسان شاقاسمى، چاپ اول، تهران، مركز ملى مطالعات جهانى شدن، 1386.
خسى در ميقات، آل احمد، جلال، چاپ هشتم، انتشارات مجيد، بىتا.
اهداف اجتماعى - اقتصادى كنگره عبادى - سياسى حج در جهان اسلام، اسماعيل اوليايى، شماره بيستم و هفتم، سال هفتم، بىتا.
تحول فرهنگى در جامعه پيشرفته صنعتى، رونالد اينگلهارت، ترجمه مريم وتر، چاپ اول، تهران، كوير، بىتا.
مجموعه مقالات همايش ملى توسعه سرمايهگذارى در گردشگرى، بررسى قابليت اوقاف در تأمين مالى گردشگرى، صادق بختيارى، پژوهشكده اقتصاد دانشگاه تربيت مدرس، 1387.
عربستان سعودى، محمدرضا برازش، اوّل، بىجا، آفتاب هشتم، 1385.
انتخاب، رهبرى جهانى يا سلطه برجهان، زبيگنيو برژينسكى، ترجمه لطف الله ميثمى، چاپ اول، نشرصمديه، 1383.
پايگاه اطلاع رسانى حج و زيارت استان تهران http: //tehran. haj. ir/
پايگاه اطلاع رسانى صنعت هواپيمايى كشور http: //aviationnews. ir/fa/
پايگاه اطلاع رسانى گمرك جمهورى اسلامى ايران http: //www. irica. gov. ir/Portal/Home
پايگاه آمار جمعيتى كشورها http: //fazaekh orasan. blogfa. com/post - 76. aspx
جهانى شدن، فقر و نظم نوين جهان، مايكل چاوسودويسكى، ترجمه سيدضياءالدين خسروشاهى و سيد محمدعلى موسوى، چاپ اول، بىجا، نشر ثالث، 1386.
ميقات حج، حج گزارى در مالزى، سال دوّم، شماره ششم، زمستان، 1372.
خبرگزارى فارس، شاخه «اقتصاد بين الملل» ، آذر 1388.
خبرگزارى ميراث فرهنگى www. chn. ir
دومين همايش اقتصاد اسلامى و توسعه، حسن دليرى و نادر مهرگان، اثر سرمايه مذهبى بر شاخصهاى توسعه اقتصادى، بىنا، 1389.
فصلنامه ميقات حج، شماره سى و هفتم، مرورى بر بعد اقتصادى حج؛ محمد تقى رهبر، سال دهم، پاييز 138٠.
سازمان جهانى گردشگرى، 1389 http: //www. unwto. blogfa. com
سايت شركت مخابرات ايران http: //tci. ir/default. aspx?lang) رحمه الله) Fa
مجلس و پژوهش، جهانى شدن و كثرت زدايى فرهنگى، وحيد سينايى و غلامرضا ابراهيم آبادى، شماره 43، بىنا، بهار 1383.
بازخوانى سفرنامه ناصر خسرو؛ گيتى شكرى و معصومه سلطانپور، بىجا، انتشارات طهورى، 1379.
كتابخانه تخصصى حج: http: //hajj. ir/hadjwebui/library
گزارش سيدعباس مير جمكرانى: http: //www. magiran. com
گزارش مريم كريمپور: http: //s - h - salehi. blogfa. com/post - 243
بازنگرى در نظام مالى دولت، سمانه گلاب، پايان نامه كارشناسى ارشد، راهنما عليرضا ناصرى، دانشكده مديريت و علوم اقتصادى دانشگاه تربيت مدرس، 139٠.
جغرافياى ممالك اسلامى، رضا مستوفى الممالكى، انتشارات دانشگاه يزد، 1382.
فصلنامه سال چهارم، مطالعات راهبردى، شماره 3 - 1، 138٠.
مطالعه حسين عبدهتبريزى: www. sarmayeh. net
آشنايى با عربستان، عبدالله نصيرى، چاپ اول، نشر مشعر، 1386.
3٠. جهانى شدن، محمد نهاونديان، تهران، شركت چاپ و نشر بازرگانى، 1385.
نقش قدرت و فرهنگ و بومى سازى ساير جوامع در افول قدرت غرب، ساموئل هانتينگتون، شماره 6، بهار 1379.
Amin
، Nadia)20٠6(. Organ isational Dimension of Business Process Design in the Digital Society ، CD - ROM/Online Proceedings of the EMCIS ، July 6 - 7 ، Spain. Brunel University College. 2. http: //afghan istanecon omy. blogfa. com9٠٠4/. aspx
، p. 15٠ 6. http: //rovzehrezvan. com/321/
http: //www. cokp. ir/ farsi /carp4. asp
http: //www. drmirafzali. ir
http: //www mashreg hnews. ir
http: //www. mehrnews. com/fa/NewsDetail. aspx?NewsID. 1435452
http: //www. sid. ir
http: //www. unwto. org
Interna tional Financial Statistics
، 20٠6. In: http: //www. imf. org. 17. Interna tional Monetary Fund) IMF(. Data and Statistics: http: //www. imf. org/ external/data. htm
، In: http: //www. sesric. org 19. Interna tional Tourism in The OIC Countries
؛ prospect & challenges ، SERTCIC ، 2010. 20. mehr. com
، 2011. 22. Piran
، Parviz)20٠2( Poverty Alleviation In Sistan & Baluchistan: the Case of Shirabad ، UNDP. 23. Santos
، Maria da Graca Mouga)20٠4( Fatina: Religious Tourism in a Sanctuary City. 24. The World Travel & Tourism Council) WTTC( Report
، 2011. 25. UNCTAD)1998( Internat ional trade in tourism
، Countries and Economies: http: //data. worldbank. org/ country/saudi - arabia
نبىالله قاسمى خطير
سيد حبيب اله ساداتى
برنامه و مناسك حياتبخش حجّ از ويژگىهاى بزرگ دين اسلام در ميان تمام اديان جهانى است. بهطور قطع مىتوان ادعا نمود هيچ دين در طول تاريخ بشريت همانند اسلام و مسلمين نتوانست مناسك با عظمتى همانند حجّ را بين پيروان خود بوجود آورد تا با بهره از آن امكان انسجامبخشى ارائه تعليمات سازنده دينى را در وجود مردم و معتقدانش نهادينه كند . حج دانشگاهى عظيم است كه در آن تمام درسها و رشتههاى زندگى اعم از اجتماعيات - اخلاقيات - اقتصاد و بهطوركلى نيازمندىهاى زندگى مسلمانان جهان تدوين مىگردد و اين ظرفيت بزرگ كه يادگار حضرت ابراهيم (ع) است و پيامبر عظيمالشأن اسلام (ص) آن را تكميل نمود افتخار و سرمايه بسيار مهم براى كشورهاى اسلامى است و لذا با توجه به فونكسيون وكاركردهاى بىشمار حج و زيارت دو مركز مهم تمدن اسلامى يعنى مكه مكرمه و مدينه منوره به عهده همه دستاندركاران و مسئولان و چهرههاى دينى و علمى كشورهاى اسلامى است كه نسبت به بهرهگيرى بيشتر از مراسم حج در زمينههاى مختلف بهخصوص موضوعاتى كه مسلمين جهان نسبت به آن نيازمند به توجه بيشترى هستند اقدامات شايسته و بازانديشى مجدد بنمايند. برترىهاى اقتصادى كه امروزه متأسفانه حربهاى بسيار بزرگ براى قدرتهاى كفر و نظامهاى الحادى در مقابل اسلام و تلاشى براى ناكارآمد جلوه دادن احكام دينى و فرهنگ اسلامى در عرصه اقتصادى زندگى است، اين مسئوليت را دو چندان مىكند. از طرفى بهدليل كجفهمىها و برداشت نادرست از دستورات دينى در طول تاريخ، استفاده شايسته و مطلوبى از حج و زيارت اماكن دينى انجام نشده است و سياستهاى مناسب اقتصادى و مالى در راستاى مصالح مسلمين كه يكى از اسرار بزرگ حج بوده و به صراحت در قرآن و سنّت مورد اشاره قرار گرفته، چندان مورد توجه واقع نشده است و چه بسا با عدم توجه به اين واقعيت ضربات جبرانناپذيرى به حيثيت و جايگاه تمدنى اسلام در
ابعاد مختلف بهويژه در بعد اقتصادى به پيكره مسلمين وارد گرديده است. انصافاً صاحب نظران ممالك اسلامى نسبت به اين امر مهم چگونه مىانديشند؟ آيا بهطور شايسته از اين اجتماع عظيم بهره لازم را بردهاند؟ آنان متأسفانه صحنه حج را به اجانب سپردهاند تا از اين ذخيره بزرگ دينى با تمام قوا به استثمار مردم مسلمان بپردازند. هر ساله چندين ميليون مسلمان در اقصى نقاط جهان در قالب دو برنامه دينى و بين المللى حج و عمره، وارد سرزمين حجاز مىگردند طبيعتاً در اين همراهى و حضور، هزينههاى كلانى صرف مىگردد و بخشهاى مختلف اقتصادى، اعم از سيستم توزيع و توليد و مصرف در آن درگير مىشوند كه اگر امت اسلامى نسبت به هر يك از آنها تعامل و رفتارهاى منطقى و عاقلانه اقتصادى پيش گيرد قطعاً به بخش عظيمى از دشوارىهاى نظام مالى خود پاسخ مثبت مىدهد. شواهد نشان مىدهد كه تاكنون برنامه منظم و استراتژيك در اين خصوص انديشه نشده است. كارگزاران حج اعم از ميهمان و ميزبان و كشورهاى مبدأ و مقصد نسبت به تعيين خطمشى اقتصادى كه منجر به درك منافع جمعى مسلمين و استقلال آنان گردد تا به حال مسكوت مانده و بازار مالى حجاج و رفتارهاى اقتصادى آنان و هزينههاى هنگفت كه دولتها و ملتها در پروژه عظيم حج صرف مىكنند چندان با مطالعه و برنامهريزى دقيق همراه نيست. بنابراين فرصت دوباره مىطلبد تا با نگاهى دقيق و نو، به نقش اقتصاد حج و تأثير آن در پيشرفت و توسعه فرهنگ دينى ملل مسلمان گام نهاد. اينك كه با پيام نوروزى مقام معظم رهبرى سال9٠ بهعنوان سال جهاد اقتصادى نامگذارى شده است شايسته مىنمايد از اقدام بجا و مبارك بعثه مقام رهبرى در برگزارى همايش علمى حج و اقتصاد سپاسگزارى گردد تا انشاء الله فتح بابى را براى اصلاح برنامهها و تبين ارتباط معيشت و اقتصاد و مناسك حج در آينده نزديك از طرف جمهورى اسلامى ايران شاهد باشيم.
از مجموعه احكام و مناسك عبادى برخى از احكام هستند كه علاوه بر مقاصد معنوى و عبادى داراى آثار معيشتى و اقتصادى مىباشند؛ حج از جمله اين عبادات مىباشد چرا كه دين اسلام اصولاً براى اصلاح الگوى امور دنيا و آخرت از طرف خداوند به مردم معرفى شده است و سعادت انسان در هر يك از دو سراى دنيا و آخرت لازم و ملزوم يكديگرند. با توجه به همين اصل، مسئله ارتباط و هماهنگى اقتصاد و حج، در قرآن و سنّت به صراحت مورد اشاره قرار گرفته است. اسلام با نگرش ويژه خود به مسئله حج و نقش تعيينكنندۀ آن در عزّت و عظمت امّت و با توجه به ضرورت توانمندسازى اقتصادى در دستيابى به استقلال، براى امور معيشتى و ساير جنبههاى زندگى در موسم حج و برخوردارى مطلوب از معنويت آن دستوراتى را توصيه نموده است كه مجموعهاى از منابع دينى اعم از آيات و روايات به آن اشاره دارند.
بىشك كنگره جهانى حج در برگيرنده منافع مهمّى براى مسلمين است و زائران كشورهاى اسلامى در اين كنگره بزرگ بايد از آن بهرهمند گردند؛ خداوند متعال در آيات ذيل مىفرمايد:
(وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يأْتُوكَ رِجالاً وَ عَلي كُلِّ ضامِرٍ يأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ * لِيشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ وَ يذْكُرُوا اسْمَ اللهِ فِي أَيامٍ مَعْلُوماتٍ عَلي ما رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعامِ فَكُلُوا مِنْها وَ أَطْعِمُوا الْبائِسَ الْفَقِيرَ) (حج: 27 و 28)
اى ابراهيم (ع) در ميان مردم حج را فرياد كن تا پياده يا سواره بر شتران لاغر از سرزمينهاى دور به سوى تو آيند و شاهد منافع خود باشند و در روزهاى معين خدا را ياد كنند كه آنان را از گوشت حيوانات روزى داده است پس بخوريد از آنها و به مستمندان نيازمند بخورانيد.
در آيه ديگر مىفرمايد. ( لَيسَ عَلَيكُمْ جُناحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلاً مِنْ رَبِّكُمْ ) (1)ضمن انجام عبادت و ذكر خدا و كسب تقوى مانعى نيست كه از منافع اقتصادى و معيشتى نيز بهره گيريد در تفسير عياشى از امام صادق (ع) در ذيل آيه فوق، روايتى اين چنين نقل شده است:
ارزق اذا خرج من احرامه و قضي نُسكه فليشتر و ليبيع في الموسم. (2)
مقصد از طلب فضل خداوند، تحصيل روزى است هنگامىكه شخص از احرام خارج شد و اعمال حج را به پايان برد، به خريد و فروش بپردازد.
البته مسئله معيشت و اقتصاد در حج از بدو تأسيس ام القرى بوسيله حضرت ابراهيم (ع) طرح شد كه فرمود: ( وَ ارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَراتِ لَعَلَّهُمْ يشْكُرُونَ ) (3)قرآن در آيه ديگر از لطف و مهربانى خداوند كه همواره بر بشريت جارى مىنمايد مىفرمايد:
(أَ وَ لَمْ نُمَكِّنْ لَهُمْ حَرَماً آمِناً يجْبي إِلَيهِ ثَمَراتُ كُلِّ شَيءٍ رِزْقاً مِنْ لَدُنَّا)
آيا حرم امنى در اختيار آنان ننهاديم كه همه نوع ثمرات و كالاها بدان سوى برده مىشود و اينگونه قابل قبول است شهرى كه در ميان سنگهاى سخت و صخرههاى سياه و كوههاى سر به فلك كشيده، بتواند محل ورود و بارانداز ارزاق و كالاهاى گوناگون از سراسر دنيا باشد.
در روايتى از پيامبر (ص) نقل شده است:
« من اراد الدنيا و الآخر فليوم ذا البيت » (4)« كسى كه خواهان دنيا و آخرت است بايد آهنگ اين خانه نمايد» و بعد مىفرمايد:
«حجّوا تستغنوا» (5)«حجّ بهجاى آوريد تا بىنياز گرديد» .
امام سجاد (ع) در حديثى گهربار فرمودند:
«حجّوا و اعتمروا تصّح ابدانكم و تتّسع ارزاقكم و تكفن مونات عيالكم» (1)«حج عمره بهجاى آوريد تا به بدنهايتان سالم بماند و روزيتان فراخ گردد و هزينههاى خانواده تأمين شود.
از فرمايشات امام صادق و امام كاظم (ع) اينگونه نقل شده است كه فرمودند:
«الحاج لايملق ابداً قُلت و. . . . . . ؟ قال الافلاس ثم قال: و لاتقتلوا اودلاكم من املاق» (2)حاجى هرگز فقير و مفلس نمىشود.
حج يك برنامه دينى كلان است كه آثار آن بسيار فراتر از يك عده يا ملت، خاص است. ميليونها انسان كه در گوشه و كنار جهان اسلام به سر مىبرند و هزاران خانواده كه در حرم و يا خارج حرم، زندگى مىنمايند از كاركردهاى اجتماعى و اقتصادى حج بهره مىگيرند؛ اعم از آن كشاورزى كه توليد مىكند و صنعتگر و هنرمندى كه آثار دستى و هنرى مىآفريند و دامدارى كه پرورش دام دارد و رانندهاى كه در حمل و نقل فعاليت مىكند، بازرسان و مديران كارگزار همه و همه در اين موضوع سهيم هستند.
در بازار اقتصادى حج ميليونها انسان از خرد و كلان تغذيه مىشوند و در يك جمع عملياتى بسيار بزرگ گروههاى مختلف از جامعه انسانى درگير فعاليت مىگردند.
به راه انداختن اين برنامه دينى بهحدّى قابل توجه است كه دولت عربستان در سال 2011 ميلادى بالغ به 3٠ ميليارد دلار فقط از طريق زائران حج، درآمد كسب كرده است. (3)كشور ايران هم كه سهم قابل توجهى در ميان ساير كشورهاى اسلامى دارد، قريب به 5 ميليارد دلار در زمينه زيارت خانه خدا، بهطور مستقيم هزينه مىنمايد كه شامل تأمين مسكن، حمل ونقل، تغذيه، خريد سوغاتى و گوسفند قربانى مىباشد. بنا به گزارشات آمارى هر سال فقط در ايام حج تمتع بهطور ميانگين 5/2 ميليون نفر در حج شركت مىكنند كه بدين ترتيب 5/2 ميليون گاو و گوسفند ذبح مىشود و اگر متوسط گوشت آنها را براى هر رأس3٠ كيلو فرض كنيم به ميزان 7٠ ميليون كيلو گوشت بدست مىآيد و اگر از نظر مالى چنانچه هر كيلو را به قيمت 3 دلار فرض نمائيم خواهيم ديد كه مبلغ هنگفتى بدست خواهد آمد. (4)مسلمانان بهجاى اينكه از اين فرصت در ايجاد فضاى مناسب اقتصادى و فرصتهاى جديد شغلى و بالا بردن توان اقتصادى گام بردارند، خواسته يا ناخواسته بسيارى از اين موقعيتها را در اختيار
كشورهاى ديگر از جمله چين و امريكا و ساير قدرتهاى برتر جهان قرار مىدهند كه در اين صورت حج نه تنها باعث استغناء و استقلال مسلمانان نمىشود بلكه به وابستگى آنها منجر مىگردد.
امروزه يكى از موضوعات مهمى كه در سطوح مختلف بينالمللى جريان دارد مسئله جهانىسازى است كه عدهايى از سياستمداران حاكم كه در انديشه كنترل و قبضه كردن توان اقتصادى و سياسى و فرهنگى كشورهاى اسلامى هستند برآنند تا با سلطه بيشتر بعضى از قدرتها از جمله امريكا، تفكر تك قطبى كردن جهان را با مركزيت غرب در دستور كار قرار دهند. روند جهانىسازى در پى محو و نابودسازى اعتبار ملتها و هويت فرهنگى و سياسى آنهاست؛ و بدين ترتيب فاجعه بزرگى را براى دولتها و ملتهاى جهان سوم بهويژه كشورهاى اسلامى در غارت منابع و ذخائر كلانشان طرحريزى مىنمايند. از آنجائىكه خداوند حج را طبق فرمايش امام صادق (ع) ، قائمهاى براى اين مردم و معيشت و زندگى آنها قرار داده است -جعل الله لدينهم و معايشهم- (1)حج يكى از راههاى مقابله با سياست استكبارى جهانىسازى است كه استعمارگران از آن بدنبال بهرهكشى از ملتها هستند، چرا كه مسلمين عالم زير لواى توحيد و وحدت كلمه، فرصتى را مىتوانند ايجاد نمايند كه علاوه بر تقويت انسجام اجتماعى به تشكيل بازار فرآوردههاى ملى با رويكرد بينالمللى بيانجامد كه در صورت تشكيل آن ملتهاى اسلامى با نمايش دستاوردهاى خود مشوق يكديگر شده و از تجارت يكديگر در توسعه و شكوفائى اقتصادى كشور خويش، بهره مىگيرند.
امروزه وضع كنونى بازار حرمين، هيچ شباهتى به بازار مسلمين ندارد و سرزمين وحى با مظاهرى از صادرات بيگانگان عجين شده است. بازار مكه و مدينه امروزه به نمايشگاه صنعتى و تجارى غرب و شرق تبديل شده است و غالب سوداگران اين بازار، غيرمسلمانان هستند و انبوه ثروت نهفته به كمپانىها و كارخانجات سرمايهداران بيگانه سرازير مىگردد.
مسلمين در اين بازارها اسير تجمّل و تنوع رنگهاى اجناس مىشوند، حال آنكه بايد با توجه به برنامهريزى كلان كشورهاى استكبارى در ايجاد مستعمرههاى نوين، به فكر باشند و در فرهنگ مصرف خود تجديدنظر نمايند و تا آنجا كه ممكن است از فرآوردههاى خودى مصرف كنند و به ساده زيستى و معيشت عادلانه، خو بگيرند تا بتوانند استقلال اقتصادى مسلمانان و تقويت سطح توليد و كيفيت محصولات را تضمين نمايند.
خلاصه اينكه آنچه در حوزه اقتصاد و حج مسلمين بايد مورد توجه قرار بگيرد اين است كه:
اولاً آيا حج از مناسك عبادتى صرف است و در انجام آن مردم بايد كاملاً از اقتصاد و معيشيت فاصله بگيرند؟
1) وسايل الشيعه، ج8، ص41. .
ثانياً ابعاد اقتصادى حج كدامند و اصولاً چه ظرفيتها و قابليتهاى اقتصادى در حج وجود دارد كه مسلمانان مىتوانند از آن بهره بگيرند؟
ثالثاً راهكارهاى اجرايى پيادهسازى الگوى اقتصادى اسلامى در ايجاد منشِ منظم، براى اخلاق اقتصادى مسلمين چگونه مىتواند باشد؟
رابعاً چگونه مىتوان در ايجاد بازار مشترك اسلامى به بركت انجام مناسك حج و حضور در سرزمين وحى اقدام نمود؟
موارد يادشده از اهداف اصلى اين پژوهش است كه با تكيه بردادهها و منابع اطلاعاتى، خصوصاً آيات قرآنى و سنت روائى مورد مطالعه قرار مىگيرد.
شيوه جمعآورى اطلاعات و نوع و روش پژوهش، يكى از مهمترين بخشهاى هر نوع مطالعه است. موضوع مطالعات با توجه به ماهيت خود، اسلوب و روش خاصى را مىطلبد، بنابراين موضوع حاضر از آنجائىكه يك عمل تكليفى فقهى است، مراجعه به اسناد و روايات و سيره فقهى معصومين از محورهاى مهم روشى در اين تحقيق به شمار مىرود. از طرف ديگر مسئله اقتصاد از آنجائىكه از مسائل كاربردى در ميان همه مردم است، توصيف و تحليل آن بهوسيله آمار و ارقام مىتواند روشى ديگر براى جمعآورى اطلاعات و بررسى موضوع باشد.
در نگاه اقتصاددانان كلاسيك و نيز كسانى مانند ماركس و انگلس، اقتصاد، بنيان زندگى اجتماعى آدميان است و دين مخصوصاً در جوامع امروزى نقش حاشيهاى دارد. از نظر آنان دين تأثيرى منفى در جامعه داشته و مانع از آگاهى پرولتاريا نسبت به بهرهكشى سرمايهدارى از آنها مىشود.
جامعهشناسانى كه تمايلات اجتماعى بيشترى داشتند ضمن قبول برجستگى و اهميت اقتصاد، آن را تهديدى براى حدود اخلاقى و اجتماعى جوامع صنعتى تلّقى مىكردند، بهعنوان نمونه در فرانسه «سن سيمون » پس از نوشتن مطلب مفصلى دربارۀ نظم نوين صنعتى به اين نتيجه مىرسد كه صورتى نوين و دنيوى از مسيحيت لازم است تا به دين، شكلِ جديدِ معنىدار ببخشند. به اعتقاد «سن سيمون» دين در شكل امروزى شده آن براى حفظ حيات اجتماعى و معنى دادن به آن، امرى بنيادين و ضرورى است و اين در حالى است كه عامل اقتصادى آن را متلاشى مىسازد. براى «ماركس» از خودبيگانگى عامل شكل دهندۀ صورت دين بود ولى براى كسانىكه پيرو نظر «سن سيمون» بودند دين سيمانى بود براى جامعه، زيرا اجتماعى بودن انسان را بيان مىكند؛ از جمله كسانى كه اين فكر را دنبال كردند
«اميل دور كيم» است كه در سالهاى نخست قرن بيستم دين را ملحوظ داشت و آن را عاملى دانست كه مردان و زنان را از تعلّقات و نفع مادى صرف بالاتر مىبرد. (1)از طرفى در قرن نوزدهم افكار و اعمال مسيحيت، سرمايهدارى را رونق بخشيد و اين امر بهويژه در ايالات متحده و بريتانيا مشاهده مىشد. مسيحيت به اقتصاد سرمايهدارى مشروعيت بخشيد و نظم اجتماعى موجود را امرى مقدّس شمرد. در واقع سرمايهداران نيز از بيان اين نكته خوددارى نمىكردند كه برخى از اشكال «مذهب پروتستان» مشوق فعاليتهاى صنعتى است، همين نقش دين بود كه مورد انتقاد شديد «ماركس» قرار گرفت. امّا در ايالات متحده دين نقش غالب را در مشروعيت بخشيدن به اقتصاد داشت و در آنجا شكل كالونى مذهب پروتستان، اين مطلب را مورد تأئيد قرار مىداد كه موفقيت اقتصادى و پيشرفت مالى مايه سربلندى هركس در پيشگاه خدا و خلق است. در اواخر قرن نوزدهم در آلمان مسئله رابطه دين و اقتصاد مورد توجه زياد واقع شد و انديشمندان آلمان به موضوع علت شكلگيرى سرمايهدارى توليد، توجّه جدى نمودهاند، چرا كه كشورهاى ديگر نسبت به آلمان پيشرفت بيشترى داشتهاند. در اين دوره علماء و پيشوايان دينى از راههاى مختلف در برابر تحولات اجتماعى ناشى از برآيند سرمايهدارى موضع گرفتهاند. اين واكنشها و موضعگيرىها ابعاد مختلفى داشت، از بيان اينكه سرمايهدار تهديدى است براى زندگى و سلامت اجتماعى، تا فرض لزوم تعديل و اصلاحات در آن. از سوى ديگر مذهب «كالونيسم» نيز اين شيوه را تحسين مىكرد و در ايالات متحده با عمل و تفكرى كه به «سوسياليسم» نزديك بود به شدت مخالفت مىكرد، زيرا در آن دنياى بدون دين تجويز مىشد. كليساى «كاتوليك» هم معتقد بود كه در «كاپيتاليسم» ريشههاى مادگرايانه وجود دارد ولى در اعتراض به آن در صورت گرايشهاى سوسياليستى گوناگون نيز گرايش ضددينى را مشاهده مىكرد. بهطوركلى در دوران بروز تمايل دانشمندان به بررسى رابطه بين دين و اقتصاد، آلمان جايگاه فلسفى و جامعهشناختى اين مباحت بود و علاقه خاصى به آثار «كارل ماركس» بوجود آمده بود. «ماركس» و «انگلس» بهويژه ايدئولوك معروف حزب سوسيال دموكرات، «كارل كاوتسكى» معتقد به استقلال حوزه اقتصاد بودند. اين تفكر آنان را به جايى رساند كه دين را صرفاً نتيجه عوامل اقتصادى بدانند. شايد همين موضوع باعث شد تا «ماركس» تأليفات مؤثر و نافذى در زمينه ارتباط دين و اقتصاد طرح نمايد و به اين نتيجه رسيد كه علائق افراد نسبت به امور دنيوى و به خصوص نسبت به نيازهاى اقتصادى آنان، خود به خود بوجود نيامده است بلكه رشد و توسعه آنها در نتيجه تغيير اوضاع فرهنگى و شرايط روانى بوده است كه با رابطۀ فرد و جامعه پيوند مستقيم دارد. بهويژه در آثار «وبر» توجه و تأكيد خاصى به رابطه بين علائق مادى و علائق آرمانى به تعبير «وبر» ديده مىشود كه
1) وبر ماركس، اخلاق پروتستانى و روح سرمايهدارى، ص121. .
البته كمتر بحثى از تمايز بين نيروهاى مادى و اقتصادى و افكار و آرا كه معمولاً چنين تمايزى لحاظ مىشد به ميان مىآيد.
توجه شديد دين به اقتصاد كه در اوايل قرن بيستم به چشم مىخورد، به زودى كاهش يافت، طورى كه تا دهۀ 197٠ ديگر توجه چندانى به آن نمىشد، در واقع پيشرفت اقتصادى و اجتماعى موجب شده بود كه پيشوايان دينى ديگر به مسائلى چون فقر، بهداشت و نظاير آن نپردازند. دهههاى 7٠ و 8٠ قرن بيستم شاهد بحرانهاى اقتصادى بود و شكست بسيارى از كشورهاى جهان سوم، براى ساختن اقتصاد نيرومند، فكر فقر جهانى و نابرابريهاى انسانى را مطرح كرد كه مجدداً دين را متوجه امور اقتصادى ساخت، هرچند هيچگاه به شدّت قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم به آن نپرداخت. (1)
از جمله امورى كه براى مسلمانان در ضمن سفر حج، اجازه داده شده، مسئله كسب و تجارت است. مسلمانان با كسب و تجارت و جلب منافع، بر توان مالى خود مىافزايند تا انجام اين مناسك معنوى، باعث ضعف و فقر و عقبماندگى آنها نگردد. حاجيان در صورت كسب و تجارت بهتر مىتوانند به تأمين هزينه سفر خود كمك نمايند و ديگران هم از منافع آنها استفاده نمايند.
در حديثى «معاويۀ ابن عمّار» از امام صادق (ع) سؤال مىكند: «كسى كه به قصد تجارت رهسپار مكه مىشود يا شتران خود را كرايه مىدهد حجّ او ناقص است يا تمام؟ حضرت در پاسخ فرمود: حج او تمام است» (
عن معاويه بن عمارَ سئلت لابي عبدالله (ع) الرجل يخرج في تجاره الي مكّه او يكون له ابلٌ فيكريها حجّه ناقصه ام تامّه. قال لا بل حجه تامّه. (2)
امام على بن موسى الرضا (ع) در بيان فلسفه حج، ضمن ذكر اسرار عبادى، عرفانى و آثار معنوى، فرهنگى و تربيتى به اقتصاد و آثار معيشتى اشاره مىكند و مىفرمايد:
وفي ذلك لجميع الخلق من المنافع. . . و منفعه مَن في شرق الارض و غربها و من في البّر و البحر ممّن الحجّ و ممّن لم يحجّ من تاجرٍ و جالبٍ و بائعٍ و مشترٍ و كاسبٍ و مسكينٍ و قضاء حوائج اهل الاطراف و المواضع المهكن لهم لااجتماع فيها كذلك . . . (لِيشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ) . (3)
يكى از دلايل وجوب حج منافعى است كه از اين رهگذر به همه خلق مىرسد و نيز منافعى است
كه نصيب كسانى كه در شرق و غرب و خشكى و دريا هستند، مىشود؛ چه آنهايى كه حج بهجاى مىآورند و يا آنان كه به حج نيامدهاند، اعم از تاجر يا واردكنندگان، فروشنده يا خريدار، كاسب يا مستمند. همچنين حج تأمينكنندۀ نيازهاى ساكنان اطراف و امكنهاى است كه مىتوانند در موسم اجتماع كنند تا بدين وسيله شاهد منافع خود باشند.
طبق اين حديث آثار اقتصادى حج، منحصر به حاجيان نيست بلكه ميليونها انسان كه در گوشه و كنار جهان اسلام به سر مىبرند و هزاران خانواده در حرم و بيرون از حرم از مواهب آن استفاده مىبرند.
تجارت و اشتغال در حج و عمره براى برخى از زائران و غيرزائران امرى اجتنابناپذير است و اين مسئله در روايات دينى مورد اشاره قرار گرفته است. زائرانى كه قوام معيشت و تأمين زندگىشان به خريد و فروش و استفاده از اين بازار بستگى دارد. دسته زيادى از زائران كه در موسم حج و عمره حاضر مىشوند مردمى فقير هستند و هزينه سفرشان همان مقدار است كه در خريد و فروش بدست مىآورند و يا ذخيره مخارج خانواده خود در طول سال مىنمايند؛ براى چنين افرادى كسب و اشتغال موضوعيت دارد، افرادى مانند رانندگان و تمامى كارگزاران حج در كشورهاى مختلف و همه كسانى كه ارائه خدمات به نيازمندىهاى حجاج مىدهند. بنابر گزارشات آمارى در سال 139٠ كشور عربستان سعودى كه در اين مسئله نقش محورى را داراست، قادر است از مجموع ورود حاجيان و سرمايهاى كه آنان وارد اقتصاد اين كشور مىنمايند، 16٠ هزار فرصت شغلى جديد ايجاد نمايد. (1)همين موضوع مىتواند اهميت جريان توسعه تجارت و اشتغال و خدمات را در ضمن برگزارى مناسك حج بيان كند كه اين نوع تجارت و اشتغال بىترديد، كسب و درآمد مالى صرف نيست چرا كه چنين فعاليتهايى در بهرهگيرى معنوى زائران از سفر حج تأثيرگزارى مىكند واى چه بسا بدون اينگونه امور، انجام حج سالم و مطلوب امكانپذير نباشد و لذا بر همين اساس فقهاى عظام، در باب حج خدمه، باب ويژهاى را براى تبيين احكام و شرح وظايف گشودهاند.
دين اسلام آميزهاى از تلفيق معاش با معاد مىباشد. در مناسك حج و عمره كه يكى از عاليترين تكاليف شرعى بين همه فرق اسلامى در سراسر دنياست، پيوستگى و ارتباط مقاصد دنيوى و اخروى بيشتر به چشم مىخورد. (2)
رسول خدا (ص) فرمود: «حجّوا تستغنوا» ؛ حج بجا آوريد تا بىنياز شويد. رمز سخن نبوى اين است كه سفر حج همواره با بار و فشار مالى فراوانى بهويژه براى كسانى كه از كشورهاى دور مىآيند همراه است، و مشكلات عديدهاى را به همراه دارد اين مسئله ممكن است بخاطر علاقه مردم به ثروت و مالاندوزى آنان را از اداى اين فرضيه باز دارد و در نتيجه خانه خدا كه نمادى از شكوه و جلال امّت اسلامى است خلوت شود، لذا خداوند آن را با منافع دنيوى همراه ساخته و وعده بىنيازى داده است تا مردم از سنگينى هزينه نترسند. به نظر نگارنده غالب نيازها زمانى بوجود مىآيد كه اجتماعى و انبوهى از مردم تشكيل گردند، زمانىكه افراد، كثير شوند هم نياز بوجود مىآيد و هم راه حل نياز، بنابراين در مباحت جامعهشناسى نيازها زمانىكه تقاضا و شناسايى نياز شكل بگيرد به تبع آن تشكيل نهادهاى مختلف براى پاسخگويى به نيازها بهطور طبيعى فراهم مىشود، از اين منظر حج را بايد سرزمينى دانست كه مردم از احوال و مصائب و احتياجات يكديگر با خبر شده و درك متقابلى نسبت به انتظارات و توقعات يكديگر پيدا مىكنند و به همين سبب در آثار گفتارى اهلالبيت (ع) مىخوانيم كه مثلاً حضرت على ابن الحسين (ع) فرمودهاند: «حجوّا و اعتمروا تصّح ابدانكم و تتسع ارزاقكم و تكفون مئونات عيالكم» . (1)در برخى روايات ديگر به آثار منفى ترك فريضه حج، مبنى بر ايجاد فقر و تهيدستى اشاره شده است. امام على (ع) در خطبه «الغدير» فرمودند:
معاشر الناس حجّوا البيت فماورده اهل بيت اِلّا استغنوا و لا تخلّفوا عنه الّا افتقروا. (2)
اى مردم براى حج رهسپار بيت الله شويد زيرا هيچ خاندانى بر آن وارد نشدند مگر آنكه بىنياز گشتند و تخلف ننمودند مگر آنكه فقير و تهىدست شدند.
از قول امام كاظم (ع) هم نقل شده است كه فرمود: «الحّاج لايملق ابداً قلتُ و ما اِلاملاق؟ قال: الافلاس ثم قال و لا تقتلوا اولادكم من املاق» (3)حجگزار هرگز تهيدست و ورشكست نمىشود.
از كاركردهاى اجتماعى و اقتصادى حج توجّه به مسئله تعاون و همكارىهاى متنوع در ضمن زيارت سرزمين وحى است. شارع مقدس حج و آئينهاى آن را بگونهاى تنظيم نموده است كه مسئله تعاون و همكارى و احسان و نيكوكارى را بين مردم تقويت كند. قربانى و صدقه و بخشش گوشت قربانى در ميان مردم بهويژه تهيدستان از بزرگترين نوع تعاون و همكارى است. وقتى مسلمانى مكلّف
مىگردد در عمل حج، حيوانى سالم و كامل را ذبح كند و يا كفّاره و نذر دهد و قبل از پوشيدن لباس احرام حقوق مردم و رسول خدا (ص) و امام خود، يعنى خمس و زكات را بدهد، در حقيقت مىخواهد بهنوعى جنس همدردى و تكافل و بهعهده گرفتن مسئوليت اجتماعى فقرا و نيازمندان را در خود تقويت نمايد. (1)قربانى يكى از منابع مهّم اقتصادى حج است كه بايد به شكل مطلوبى مديريت گردد كه خوشبختانه در سالهاى اخير، بانك توسعه اسلامى كه با سرمايه ملتهاى اسلامى تأسيس شده است مسئوليت كشتارگاههاى محدوده منا را بهعهده گرفت و تا حدودى از هدر رفتن گوشت قربانى جلوگيرى نموده است. همانگونه كه ذكر شد، قربانى و پرداخت كفاره جهت ارتكاب به محرمات احرام، اطعام مساكين و گرسنگان و كفالت آنها بوسيله مسلمان است؛ قرآن مجيد در اينباره مىفرمايد:
( فَإِذا وَجَبَتْ جُنُوبُها فَكُلُوا مِنْها وَ أَطْعِمُوا الْقانِعَ وَ الْمُعْتَرَّ * فَكُلُوا مِنْها وَ أَطْعِمُوا الْبائِسَ الْفَقِيرَ ) (2)زمانى كه چون قربانى ذبح شد و بر زمين افتاد از آن بخوريد و به مستمندان بخورانيد. در حديث نبوى آمده است كه خداوند قربانى را به اين جهت مقرّر فرمود تا مستمندان از آن به حد كافى بهرهمند گردند و به همين منظور تعدّد قربانى را در سرزمين وحى مطرح نموده است، چنانچه پيامبر (ص) 63 شتر به عدد سالهاى عمرش در منانحر كردند و به على (ع) فرمودند: «شتران ديگرى را قربانى كند تا به صد شتر برسد» . (3)سفارش به كمك و مساعدت به افراد پير و فرتوت و نيابت اعمال افراد عاجز و تهيه و تجهيز نيازمندىهاى مسافران و پرداخت انواع انفاقات و استحباب وقف اموال براى زائران (كما اينكه امام باقر (ع) ثروت خود را براى برپايى جلسه عزادارى براى سيدالشهداء در سرزمين منا وقف نمودهاند) از ديگر مصاديق تعاون و تكافل اجتماعى و اقتصادى در سفر حج است.
حج بهترين فرصت براى تمرين زندگى و تربيتپذيرى، جهت استقلالخواهى است. آموزههاى دينى و اخلاقى در حوزه رفتارهاى اقتصادى، آوردههاى بسيار نيكى را براى مردم مسلمان دارد كه اگر انسان در هر كدام از اين آموزهها تدبير نمايد، مىتواند به سعادت دنيوى و اخروى برسد.
خداوند متعال حج را ضمانتى قوى براى استقلال اقتصادى مسلمين و عدم وابستگى آنها از مشركان قرار داده است:
(يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلا يقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرامَ بَعْدَ عامِهِمْ هذا وَ إِنْ خِفْتُمْ عَيلَةً
فَسَوْفَ يغْنِيكُمُ اللهُ مِنْ فَضْلِهِ إِنْ شاءَ إِنَّ اللهَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ) (1)
بدرستى كه مشركان پليدند پس نبايد از سال آينده به مسجدالحرام نزديك شوند و اگر مؤمنان از فقر مىترسند اگر از خداوند بخواهيد شما را از فضل خود بىنياز مىسازد، همانا خداوند دانا و حكيم است.
از عبارت ( لا تَقْرَبُوا ) چنين فهميده مىشود كه مشركان نه تنها از نظر فيزيكى نبايد در مكه حضور داشته باشند، بلكه از نظر اقتصادى، اجتماعى و سياسى نبايد در آنجا جولان بدهند، اين عدم حضور زمانى مىتوان جديت پيدا كند كه نقش اقتصادى و اجتماعى آنها بهطور مستقيم و غيرمستقيم حذف گردد. مسلمانان صدر اسلام نگران بودهاند كه در صورت عدم حضور مشركان رونق بازار از بين رفته و موجب خسران اقتصادى گردد، خداوند در جواب اين نگرانى فرمود: از راههاى ديگر ( وَ إِنْ خِفْتُمْ عَيلَةً فَسَوْفَ يغْنِيكُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ إِنْ شاءَ إِنَّ اللهَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ) آنها را از فضل خويش بهرهمند مىكند.
قرآن كريم در جايى ديگر، كعبه و حج را ( قِياماً لِلنَّاسِ. . . ) يعنى عامل پايدارى و استقلال مردم خوانده است و به همين دليل «ابان بن تغلب» وقتى دربارۀ «
جعلها الله لدينهم و معايشهم » مىپرسد، حضرت مىفرمايد: خداوند كعبه را قائمهاى براى دين مردم و معيشت و زندگى آنان قرار داده است. با توجه به همين نگاه، مقام معظم رهبرى مىفرمايد: «حركت اسلامى عبارت از طغيان بر نظامهاى طاغوتى كه موجب ظلم و فساد و تبعيض طبقاتى و نژادى و ستمپذيرى تودهها شده است» . (2)امام راحل (رحمه الله) فرمودند: «مسلمانها بايد خودشان را پيدا كنند يعنى بفهمند كه خودشان يك فرهنگى دارند، خودشان كشورى دارند و شخصيتى دارند» (3)تا به بركت حضور در سرزمين وحى، هويت اسلامى با محوريت قدرت مستقل در مقابل اجانب جان بگيرد.
حضور مسلمانان در كنگره عظيم حج، همواره ناظر به دو صفت «منافع للناس» و «قياماً للناس» مىباشد.
اين دو وضعيت، جامعيت مهمّى را در سطوح مختلف حجكنندگان و عمرهگذاران داراست: جهات ياد شده زمانى تحقّق مىپذيرد كه عمران و آبادى، در شهرهاى مسلمين به شكل بايسته بوجود آيد و چرخ اقتصادى زندگى به گردش درآيد و فقر و فلاكت از بين برود و راه رسيدن به تمدن نيرومند جامعه اسلامى در موقعيتهاى مختلف از جمله موسم حجّ، فراهم شود.
بنابراين از آثار مورد انتظار حجّ بايد افزايش بهرهورى و ايجاد مديريت ساختارى منظم در تعاملات اقتصادى، همراه با تقويت جايگاه عبادى و معنوى آن باشد. بدون شك تعيين چارچوب و تهيه سازوكارهاى لازم از مسير مختلف و مناسب از جمله گردشگرى و جابجايى و ارائه خدمات و تعيين مشاغل خاص و تأمين تغذيه و امكانات و اماكن استراحت، از راههايى هستند كه نياز به اشتراك مساعى و اجماع اسلامى دارد تا بتواند اين قيام و منافع را به شكل مطلوب بوجود آورد.
از آنجا كه انسانهاى مسلمان از مكانها و كشورهاى مختلف با تنوع فرهنگها، آب و هوا و موقعيتهاى مختلف اقتصادى به سرزمين مكّه وارد مىشوند افزون بر تبادل اطلاعات فرهنگى، صنعتى و اقتصادى مىتواند بهترين زمينۀ اجرايى را براى تهيه سازوكارها و چارچوبهاى مورد نظر بوجود آورند.
در گذشته مردم بر اين باور بودند كه منافع اقتصادى بيشتر به اهل مكّه مىرسد تا به ديگران كه از راههاى دور به سرزمين وحى مىآيند، ولى امروزه با تغيير يافتن جريان زندگى و نوع نيازها و مكانيزه شدن سفر حاجيان و همچنين ارائه خدمات جديد، مىتوان كاركرد فراگيرترى براى تمام افراد، اعم از حلّ و حرم از نظر انتفاع مادى و اقتصادى در نظر گرفت. انصافاً با تحقيق و تدقيق بيشتر در روايات و آيات مىتوان به نقش اقتصادى حج و توسعه آن براى جوامع اسلامى پىبرد. نقشهايى كه در قالب بسيارى از فعاليتها بهويژه تجارت، كفايتجويى، استقلالطلبى، تقويت سرمايه اجتماعى، توسعه و تجهيز حمل و نقل، بالا بردن سيستم تعذيه و بهداشت، اسكان و تأمين امنيت اقتصادى، تعاون و تكافل تجلّى پيدا مىكند كه قطعاً اگر به مدد منابع دينى و سيره گفتارى معصومين (ع) و دانش و اطلاعات علمى روز به پژوهش و تحقيق گذارده شود مىتواند آوردههاى بسيار عظيمى را براى برگزارى هرچه بهتر مناسك حج و همينطور تأثيرگذارى جدىتر بر روابط ديپلماتيك كشورهاى منطقه به ارمغان آورد و در نهايت انجام فريضۀ الهى در فضايى مناسب و در خور شأن مسلمانان و جايگاه رفيع كعبه و مدينه منوره و بارگاه نبوى همراه با تقويت حس عزّتطلبى و خودباورى مسلمين جهان امكانپذير باشد. از موارد حائز اهميت مسئله ساماندهى اعانات و انفاقات مسلمين جهان و توزيع عادلانه آن مىباشد. بهعنوان نمونه در كشور ايران، سالانه شاهد حضور صدها هزار حجاج ايرانى در سرزمين وحى هستيم و هر كدام از آنها انفاقات متنوعى را مىپردازند و چقدر خوب است كه مبالغ جمعآورى شده تحت عنوان صندوق واحد، براى امورات مشخص، هزينه شود.
تقويت شناخت و بررسى جامع نسبت به آيات و روايات در موضوع رابطه حج و اقتصاد؛
نيازسنجى و تعيين ساز و كارهاى لازم براى تهيه كالاها و عناصر اقتصادى با تأكيد بر توليد و
توانايى مسلمين؛
توصيه و تأكيد به حاجيان مبنى بر خوددارى از اصراف و تبذير و تضييع سرمايه در امور غيرضرورى و تشويق آنان جهت سرمايهگذارى در امورات زيربنايى جوامع اسلامى؛
تأسيس مراكز بهداشتى ذبح شرعى و سردخانههاى مجهز جهت قربانى و نگهدارى گوشت و توزيع مناسب آن بين فقراء و مستمندان؛
تأسيس بازار مشترك اسلامى و تقويت بنيۀ مالى بانك توسعه اسلامى؛
دورى از تنگنظرى و محدودانديشى براى تأمين و جلب منافع منطقۀ خاص جغرافيايى با هدف مصالح عمومى و جهان شمولى برنامههاى اسلامى؛
تأسيس پژوهشكده و مراكز مطالعاتى اقتصاد حج؛
تأسيس مراكز عرضه كالاهاى مسلمين و نمايشگاه جهت معرفى محصولات كشورهاى اسلامى؛
برگزارى كنفرانس اقتصادى وآسيبها، تهديدها، فرصتها در بين حجاج و زائرين.
منابع
بابويه شيخ صدوق، محمدبن على، من لايحضره الفقيه، جامعه مدرسين، حوزه علميه قم، 14٠4.
بحرانى، سيدهاشم، البرهان فى تفسير القرآن، انتشارات دارالتفسير، 1417.
طبرسى، فضل بنحسن، مجمع البيان فى تفسير القرآن، داراحياء التراث اسلامى، بيروت، 1420.
كلينى، محمدبن يعقوب، اصول كافى، دارالكتب الاسلاميه، تهران، 1365.
صبحى صالح، نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتى، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى، قم، 1376.
حرّ عاملى، محمدبن حسن، وسايل الشيعه، تحقيق حمدرازى، داراحياء التراث، 1421.
نورى، ميرزاحسن، مستدرك الوسائل، قم، انتشارات مؤسسه آل البيت، 14٠7.
وبر ماركس، اخلاق پرتستان و روح سرمايهدارى، ترجمه عبدالكريم رشيديان، تهران، انتشارات علمى و فرهنگى، 1373.
دانش، جابر، جامعهشناسى دين، پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامى، 1385.
ويليام، گودوين، عربستان سعودى، ترجمه فاطمه شاداب، انتشارات، ققنوس، 1383.
صديق اورعى، غلامرضا، بررسى مسايل اجتماعى، انتشارات، كتاب امروز، 1375.
مركز اسناد انقلاب اسلامى، صحيفه نور، 1376.
فصلنامه ميقات حج، سال نوزدهم، 1389.
فرهنگنامه اسرار و معارف حج، معاونت امور روحانيون، انتشارات دارالحديث، 1386.
ناصح علوان، عبدالله، همكارىهاى اجتماعى در اسلام، ترجمه محمدصالح سعيدى، انتشارات پيام، 1373.
سيد احمد سيادتى (1)
احسان صائمى (2)
چكيده
ابعاد اقتصادى و مالى حج و عمره از جمله مباحثى است كه امروزه به نوعى تمام افرادى كه به حج مشرف مىشوند، به آن دچار هستند در آيه معروف حج، عبارتها و كلماتى وجود دارد كه نشان مىدهد مسئله حج با ابعاد اقتصادى، فرهنگى و عبادى آميخته است. همچنين پيامبر اكرم (ص) در فرا خواندن مردم به حجگزارى، دنيا و آخرت را با هم مطرح مىكنند. با توجه به احاديث فراوانى كه ابعاد اقتصادى حج را نشان مىدهد، مىتوان دريافت كه حج به همان ميزان كه عبادى است به همان قوت اقتصادى، سياسى و فرهنگى است. واضح است كه در ميان جمعيتهاى مختلفى كه از تمام نقاط گيتى هر ساله در مكه گرد هم مىآيند افرادى هستند كه در امور تجارى و اقتصادى تخصص دارند و مسلمانان اگر بخواهند به حكم اخوت اسلامى و به حكم اينكه هر مسلمانى وظيفه دارد به مسلمانان ديگر كمك و مساعدت نمايد (3)مىتوانند نيازمندىهاى يكديگر را برطرف نمايند و درباره امور اقتصادى و تجارى و صنعتى به گفتوگو و تبادل نظر بپردازند. مقاله حاضر با هدف يافتن ابعاد اقتصادى و مالى حج از منظر قرآن و روايات و نيز بررسى آثار معيشتى، دنيوى و اقتصادى حج تهيه شده است.
در اين مقاله سعى شده است ضمن تبيين مباحث فوق به ارائه پيشنهاداتى
راهبردى پيرامون گسترش جهانشمول بعد اقتصادى حج ارائه بپردازيم.
كليد واژهها: حج، اقتصاد، قرآن و روايات، معيشت و اقتصاد مسلمين، امنيت اقتصادى.
خانه خدا هر ساله در تمامى روزهاى سال بهخصوص در ايام حج واجب، ميزبان خيل عظيمى از انسانهاى عاشق و مسلمانى است كه از سرتاسر دنيا به نيت حج و سفر زيارتى پاى در مكه معظمه مىگذارند و پس از انجام فرائض دينى به خريد و تجارت مىپردازند. مسئله مهمى كه نگارنده را بر آن داشت تا در اين خصوص مطالبى را به رشته تحرير درآورد، حجم زياد مبادلات اقتصادى در اين موسم است كه به يقين بهره اصلى را از جيب مسلمانان به شركتهاى عمدتا غير مسلمانى سرازير مىكند كه تنها با رعايت نكات سادهاى همچون بازاريابى و پژوهش مناسب از نيازهاى كمى و كيفى خريداران در زمان و مكان مناسب بهره مىبرند. بنابراين بهتر است اندكى به اقتصاد اسلامى و نيازها و فوايد آن پرداخته شود تا مسئولان عالىرتبه كشورهاى اسلامى با درك نيازهاى مسلمانان به توليد كالاهايى بپردازند كه مورد نياز و درخواست آنهاست تا با دست خودمان دشمنان را تقويت نكنيم و كيسه خود را تهى و كشور خود را از توليد و منافع مربوط پس از آن محروم كنيم.
هر يك از احكام و شرايع حتى عبادى آنها داراى آثار معيشتى، دنيوى و اقتصادى است. چرا كه شريعت اسلامى تامين كننده سعادت انسان در دنيا و آخرت و مدافع مصالح و منافع جامعه بشرى در همه ابعاد به همپيوسته حيات است.
اين ويژگى، يعنى «عنايت به معيشت و اقتصاد جامعه اسلامى» بهويژه در حج، به دليل جهانشمولىاش بيشتر جلب نظر مىكند و اسلام با نگرش ويژه خود به مسئله حج و نقش تعيين كننده آن در عزت و عظمت امت و با توجه به ضرورت توانمندى اقتصادى در دستيابى به استقلال و اقتدار مسلمين براى امور معيشتى و اقتصادى و تجارى در موسم حج، راهكارهايى را گشوده است كه آيات و روايات فقه و سيره اسلامى بيانگر آن مىباشد.
كنگره جهانى حج، دربرگيرنده منافع مسلمين است و زائران كشورهاى اسلامى در اين كنگره، از آن منافع بهرهمند مىشوند چنانكه خداوند تعالى در آيه ( لَيسَ عَلَيكُمْ جُناحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلاً مِنْ رَبِّكُمْ . . .) (1)به حجگزاران تذكر مىدهد كه ضمن انجام عبادت و ذكر خدا و تحصيل ره توشه تقوا مانعى وجود ندارد كه از منافع اقتصادى و معيشتى نيز بهره گيرند.
مرحوم طبرسى گويد: مفاد اين آيه رخصت دادن به كسب و تجارت، پس از انجام مناسك حج
1) سوره بقره آيه 198.
است و اين در روايات ائمه معصوم (ع) آمده است [1].
و نيز عياشى از امام صادق (ع) در تفسير آيه فوق چنين روايت كرده است: «مقصود از طلب فضل خداوند، تحصيل روزى است، هنگامىكه شخص از احرام خارج شد و اعمال حج را به پايان برد، در موسم به خريد و فروش بپردازد» [2].
شايان گفتن است: از همان آغاز كه ام القراى توحيد تاسيس شد در دعاى حضرت ابراهيم (ع) آمده كه ضمن نيايش با خداى خود گفت: (. . . وَ ارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَراتِ لَعَلَّهُمْ يشْكُرُونَ ) (1)و بدين گونه از خداوند خواست خاندان خود و ساكنان اين سرزمين مقدس را از ثمرات، روزى دهد و در آن بيابان خشك و سوزان، نعمتهاى خويش را ارزانى دارد تا آنان سپاسگوى حق باشند.
از اينجا استفاده مىشود كه مسئله رزق و معيشت در سرزمين حرم و جوار كعبه نيز جايگاه مهم خود را در حيات مادى و معنوى امت موحد دارد و حضرت خليل (ع) آن را در دعاى خود منظور داشته است. و چنين شد و اراده خداوندى بر اين تعلق گرفت كه آن وادى بىحاصل و بىآب و علف هميشه آباد و پررونق باشد و از نعمتهاى فراوان برخوردار گردد. قرآن از اين عنايات خداوندى كه همواره استمرار داشته و خواهد داشت، بدينگونه سخن مىگويد: ( أَ وَ لَمْ نُمَكِّنْ لَهُمْ حَرَماً آمِناً يجْبي إِلَيهِ ثَمَراتُ كُلِّ شَيءٍ ) (2)«آيا حرم امنى در اختيار آنان ننهاديم كه همه نوع ثمرات و كالاها بدان سوى برده مىشود.» و گرنه چگونه باوركردنى است شهرى كه در ميان سنگهاى سخت و صخرههاى سياه وكوههاى دست اندر گريبان محاصره شده بتواند بارانداز ارزاق و كالاهاى گوناگون از سراسر جهان باشد.
امروزه اهمّيت «توسعه اقتصادى» و نقش بارز آن در بنا نهادن جامعهاى آرمانى، بر هيچ كس پوشيده نيست تا آنجا كه مىتوان آن را از اولويتهاى دنياى امروز دانست، اولويتى كه براساس آن بسيارى از محاسبات و معادلات جهانى شكل مىگيرد. جستوجو در متون اسلامى در اين زمينه، نشان مىدهد كه اسلام در پرداختن به مسائل و مباحث مربوط به توسعه اقتصادى، از همه مذاهب و مكاتب ديگر پيشى گرفته است.
در ديدگاه اسلامى، توسعه اقتصادى براى جامعه، دستاوردِ برنامههاى اسلام در اجراى احكام الهى و جامه عمل پوشاندن به تعاليم آسمانى است تا آنجا كه نبى مكرم اسلام (ص) هر روز پس از نماز صبح به گونهاى كه اصحاب صدايشان را بشنوند در كنار دعا براى اصلاح دين و آخرت، سه مرتبه اين جملات را مىفرمودند:
اللّهُمَّ أصلِح لي دُنياي الَّتي جَعَلتَ فيها مَعاشي. [3]
بار خدايا! دنياى مرا به سامان آور؛ همان را كه مايه زندگانى من قرار دادهاى.
در اين ديدگاه، جامعه انسانى هر گاه فرصت يابد تا دين خدا را به شيوهاى درست در زمين جارى سازد، شاهد شكوفايى اقتصادى - بيش از آنچه در تصوّرش گنجد - خواهد بود. و چنين روزى بىشك خواهد آمد. اسلام، پديده ثروتمندى جامعه را از نعمتهاى خداوند براى انسان قلمداد مىكند و مردم را برمىانگيزد كه اين نعمت را پاس دارند و نيز از ايشان مىخواهد كه ثروت را در مسيرى كه به تكامل آنان بينجامد، به كار گيرند [4].
چنانچه در كلمات اميرالمومنين (ع) مكرراً به نعمت بودن ثروت اشاره شده است:
إنَّ مِنَ النِّعَمِ سَعَةَ المالِ [5].
ثروت فراوان، از نعمتها است.
نِعمَ البَرَكَةُ سَعَةُ الرِّزقِ [6].
گشاده روزى، چه نيكو بركتى است!
مِن هَنيءِ النِّعَمِ سَعَةُ الأَرزاقِ [7].
از نعمتهاى گوارا، گشادگى روزى است.
در اين نظرگاه، ثروت بهترين ياورِ تقوا و خودسازى است كه رادمردى را آشكار مىسازد. كاستىها و عيبها را مىپوشاند. آرامش و ثبات درون را در پى مىآورد. پاداشِ كسى را كه از آن به نيكى و درستى بهره بَرَد، افزون مىكند؛ و در يك كلام، مايه پايدارى دين و دنيا است [8].
پيامبر خدا (ص) مىفرمايند:
نِعمَ العَونُ عَلى تَقوَى اللهِ الغِني [9].
چه ياور خوبى است توانگرى براى تقواى خدايى!
پيشوايان و راهبران بزرگ اسلام، پيشگامان عرصه توسعه اقتصادى بودند. ايشان را كه مىنگرى همّتهاشان را در تلاش سختكوشانه و پيوسته صرف مىكنند و از پروردگار خويش خاضعانه مىخواهند كه از فقر نجاتشان بخشد و از تنگناى اقتصادى دورشان دارد [10].
در جانب ديگر اين ديدگاه، مىنگريم كه اسلام، واپسماندگى اقتصادى را نكوهش مىكند و آن را از گونههاى بلا و مصيبت و نيز از مجازاتهاى خداوند و نشانه خشم او و ناخشنودىاش از جامعه مىشمارد [11].
(وَ ضَرَبَ اللهُ مَثَلاً قَرْيةً كانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً يأْتِيها رِزْقُها رَغَداً مِنْ كُلِّ مَكانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللهِ فَأَذاقَهَا اللهُ لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِما كانُوا يصْنَعُونَ) [12].
و خداوند شهرى را مَثَل مىزند كه امن و آرام بود، روزى آن به فراوانى از هر جاى مىرسيد، امّا
[مردم آن] نعمتهاى خداى را ناسپاسى كردند. پس خدا به سزاى آنچه مىكردند، جامه گرسنگى و ترس به [مردمِ] آن چشانيد.
امام على (ع) مىفرمايد:
ما ضَرَبَ اللّهُ العِبادَ بِسَوطٍ أوجَعَ مِنَ الفَقرِ [13].
خداوند، بندگان را با تازيانهاى درد آورتر از فقر نمىزند.
در آينه اسلام، فقر سزاوار نكوهش است و همه نيروهاى ويرانگرى و تباهسازى در آن گرد آمده. هم عامل نادانى است و هم زمينهساز بد رفتارى. فقر ريشه انواع فساد و تباهى است كه نا آرامىهاى روحى و جسمى در سطوح فردى و اجتماعى از آن زاييده مىشود.
لذا با توجه به اهميت اقتصاد در دين مبين اسلام و همچنين نام گذارى سال جارى به نام سال جهاد اقتصادى از سوى مقام معظم رهبرى بر آن شديم تا به ابعاد اقتصادى حج پرداخته و آن را مورد بررسى قرار دهيم.
در دوران جاهليت هنگام انجام مراسم حج، معامله و تجارت و مسافربرى و حمل و نقل بار را حرام و گناه مىدانستند و كسانى كه چنين مىكردند حجشان را باطل به حساب مىآوردند. مسلمانان در ايام حج طبعا منتظر بودند بدانند آيا اين حكم زمان جاهليت در اسلام هم صادق است؟ يا بىاعتبار است.
همانطور كه گفته شد آيه شريفه ( لَيسَ عَلَيكُمْ جُناحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلاً مِنْ رَبِّكُمْ ) (1)آن حكم يعنى گناه بودن معامله را در ايام حج نادرست دانست و اعلام نمود كه در موسم حج هيچگونه منعى در مورد معامله و امور اقتصادى وجود ندارد و آيه ( لِيشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ ) (2)نيز دلالت دارد كه مردم در ايام حج از مزاياى مادى نيز استفاده ببرند و از نعمتهاى خداوندى بهره گيرند و سودى به دست آورند و براى رونق بخشيدن اقتصاديات تلاش و كوشش كنند [14].
آرى از دينى كه ضامن سعادت مادى و معنوى بشر است جز اين انتظار نمىرود.
در پاسخ به اين پرسش كه اگر حج يك عبادت و سير و سفر الى الله است، چگونه مىتوان مقاصد مادى را در آن جاى داد؟ بايد گفت: هرگاه دنيا با آخرت هماهنگ و در جهت «رضاى حق» و «مصلحت خلق» باشد در بينش اسلامى نه تنها مذموم و نكوهيده نيست بلكه مطلوب و ضرورى است. شريعت اسلام آميزهاى است از تكاليف و احكامى كه «معاش» و «معاد» را در بر داشته، با ملاحظه اين نكته كه معيشت مقدمه سعادت آخرت است. در حج نيز مقاصد دنيوى و اخروى با همين فلسفه لحاظ
شده است و بلكه عنايت به مسائل معيشتى، بازرگانى و اقتصادى در حج، پررنگتر از ديگر احكام شريعت به چشم مىخورد.
پيامبر خدا (ص) مىفرمايد: «
مَنْ أَرَادَ الدُّنْيا وَ اْلآخِرَةَ فَلْيؤُمَّ هَذَا الْبَيتَ » . «كسى كه خواهان دنيا و آخرت است، بايد آهنگ اين خانه كند» [15].
و نيز مىفرمايد: «
حُجُّوا تَسْتَغْنُوا » . «حج بهجاى آوريد تا بىنياز گرديد.» [16].
شايد رمز و نكته كلام نبوى اين باشد كه اصولا حج بار مالى قابل توجهى را مىطلبد و افزون بر آن، مشكلاتى را در بر دارد كه طبيعت اين سفر است و گاه مىشود كه علاقه به ثروت و وسوسههاى نفسانى و شيطانى، آدمى را از بذل و خرج در اين سفر دشوار باز دارد و آنگاه خانه خدا كه براى مصلحت خلق برپا است، خلوت مىشود و شكوه امت اسلامى كمرنگ مىگردد.
لذا خداوند آن را با منافع دنيوى نيز همراه ساخته و وعده خير و استغنا به زائران داده است تا از سنگينى هزينهها نهراسند و به هر بهايى، حج خانه خدا كنند.
در عمل و تجربه نيز چنين بوده كه حج نه تنها زيان مالى به بار نياورده، بلكه سبب توسعه رزق و استغنا و بىنيازى بوده است.
همانگونه كه در كلام گهربار پيامبر گرامى (ص) ديديم و امام على بن الحسين (ع) مىفرمايد:
حُجُّوا وَ اعْتَمِرُوا تَصِحَّ أَبْدَانُكُمْ وَ تَتَّسِعْ أَرْزَاقُكُمْ وَ تُكْفَوْنَ مَئُونَاتِ عِيالِكُمْ.
حج و عمره بهجاى آوريد تا بدنهايتان سالم بماند و روزيتان گشاده گردد و مخارج خانوادهتان تأمين شود.
اميرالمؤمنين ((ع)) طى خطبهاى با اشاره به نقش حج در نفى فقر و زدودن گناه مىفرمايد:
حَجُّ الْبَيتِ وَ اعْتِمَارُهُ فَإِنَّهُمَا ينْفِيانِ الْفَقْرَ وَ يرْحَضَانِ الذَّنْبَ.
حج و عمره خانه خدا فقر را از ميان برمىدارد و گناهان را پاك مىكند.
جالب آنكه برخى روايات علاوه بر بيان آثار مثبت حج در تأمين حوايج مادّى و گشادگى روزى و رفع نيازمندى و فقر، به آثار منفى ترك حج نيز اشاره شده و صراحتاً بيان مىكند كه اگر كسى با داشتن توان مالى و استطاعت، اين فريضه عظيم را ترك كند، بايد از عواقب اين گناه و تهىدستى هراسان باشد. پيامبر خدا (ص) در خطبه «الغدير» فرمود:
مَعَاشِرَ النَّاسِ حُجُّوا الْبَيتَ فَمَا وَرَدَهُ أَهْلُ بَيت إِلاَّ اسْتَغْنَوْا وَ لا تَخَلَّفُوا عَنْهُ إِلاَّ افْتَقَرُوا.
اى مردم، براى حج رهسپار بيت الله شويد؛ زيرا هيچ خاندانى بر آن وارد نشدند مگر آنكه بىنياز گشتند و تخلّف ننمودند مگر آنكه فقير و تهىدست شدند.
از قول امام صادق و امام كاظم (ع) نيز در روايتى آمده است:
«الْحَاجُّ لا يمْلِقُ أَبَداً قُلْتُ وَ مَا اْلإِمْلاقُ؟ قَالَ: اْلإِفْلاسُ، ثُمَّ قَالَ: وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ مِنْ إِمْلاق» . حجگزار هرگز تهى دست و ورشكسته نگردد.
امام صادق ((ع)) در روايتى ديگر به بيان آثار اقتصادى و معيشتى حج پرداخته و در پاسخ به «هشامبن حكم» كه فلسفه وجوب حج را مىپرسد، چنين مىفرمايد:
فَجَعَلَ فِيهِ اْلإِجْتِمَاعَ مِنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ لِيتَعَارَفُوا وَ لِيتَرْبِحَ كُلُّ قَوْم مِنَ التِّجَارَاتِ مِنْ بَلَد إِلَى بَلَد وَ لِينْتَفِعَ بِذَلِكَ الْمُكَارِي وَ الْجَمَّالُ وَ لِتُعْرَفَ آثَارُ رَسُولِ اللهِ (9) وَ تُعْرَفَ أَخْبَارُهُ وَ يذْكَرَ وَ لا ينْسَي وَ لَوْ كَانَ كُلُّ قَوْم إِنَّمَا يتَّكِلُونَ عَلَى بِلادِهِمْ وَ مَا فِيهَا هَلَكُوا وَ خَرِبَتِ الْبِلادُ وَ سَقَطَتِ الْجَلَبُ وَ اْلأَرْبَاحُ وَ عَمِيتِ اْلأَخْبَارُ وَ لَمْ تَقِفُوا عَلَى ذَلِكَ. . . .
مقرر شد تا مردم از شرق و غرب به اين سرزمين بيايند و يكديگر را بشناسند و همه گروهها از تجارت و حمل و نقل كالا از شهرى به شهر ديگر بهره گيرند. و چارپادار و شتربان سود برند و آثار و اخبار پيامبر خدا شناخته شود و در خاطرهها تجديد گردد و فراموش نشود و اگر قرار بود هر جمعيتى تنها از كشورها و شهرهاى خودشان و حوادث و مسائل منطقهاى سخن بگويند مردم نابود مىشدند و شهرها ويران مىگرديد و بازرگانى و سودآورى تعطيل مىشد و اخبار و حوادث در پرده ابهام مىماند و كسى بر آنها آگاهى نمىيافت.
چنانكه ملاحظه مىكنيم: امام صادق ((ع)) در اين روايت به آثار جهانشمول حج توجه داده و مسائلى را يادآور شدهاند:
اطلاع و آگاهى از آثار پيامبر خدا (ص) كه در اين سرزمين پربركت پا به عرصه وجود نهاد و بزرگترين مكتب آسمانى را پى افكند و آثار جاودانش خاطره وحى و رسالت و مجاهدتها را در اذهان تداعى مىكند كه اين موضوع در بعد فرهنگى جاى تشريح و بيان دارد.
آشنايى مسلمانان با يكديگر در اين كنگره عظيم جهانى و تبادل نظر در مسائل جهانى مسلمين و خروج از حصارِ تنگِ نژاد و سرزمين و رنگ و ساير مشخصههاى اقليمى و پيوستن به اقيانوس بىكران امت اسلامى و جهان انسانى و چنگ زدن به ريسمان الهى كه جهان اسلام را بهصورت يك پيكر درآورده تا در جهت حل مشكلات و دردها و رنجها، رايزنى و چاره انديشى كنند، در بعد اجتماعى و سياسى جاى بحث فراوان دارد.
فراگير بودن منافع حج نسبت به عموم مسلمين و بلكه عموم مردم جهان، از حجگزار و غير آنها كه از اين درياى متلاطم و چشمه فياض، هر گروهى حسب حال و استعداد خود به نوعى بهره گيرند. [17].
در بازار اقتصادى حج، عربستان سعودى ساليانه ميليارد دلار در موسم حج كسب درآمد مىكند.
در همين حال «عبدالغنى انصار» ، عضو كميته گردشگرى اتاق بازرگانى مدينه منوره گفت: درآمد اقتصاد عربستان در بخش عمره، امسال به 8/33 ميليارد ريال مىرسد كه اين ميزان بالاترين درآمد از زمان آغاز قانون جديد عمره در سال 20٠٠ است.
كشور عربستان سعودى با بيش از ميليون جمعيت كه براساس برآورد صندوق بين المللى پول (1)، امسال بيش از ميليارد دلار درآمد نفتى خواهد شد، سالانه از برگزارى موسم حج بيش از ميليارد دلار درآمد كسب مىكند.
عربستان كه هماكنون به طور متوسط روزانه5/9 ميليون بشكه نفت خام توليد و از اين ميزان حدود 2/6 ميليون بشكه آن را صادر مىكند، ساليانه پذيراى ميليون زائر از كشورهاى مختلف اسلامى است كه از اين تعداد، بيش از 5/2 ميليون زائر مربوط به حج تمتع است. برآوردها نشان مىدهد كه سالانه ايرانيان در موسم حج به طور متوسط بيش از ميليارد دلار در عربستان سعودى هزينه مىكنند [18].
تاكيد بر اينكه دولت عربستان نبايد با تنگنظرى و محدودنگرى، تنها به مصالح و منافع خود و منطقه جغرافيايى خاص خود بينديشد كه اين نوع تفكر، جهان را به ويرانى مىكشد و سرنوشت انسانها را تباه مىسازد و اين با فلسفه و بينش جهانشمول اسلام و انسان دوستى و نگرش فرامليتى و برون مرزى آن در تضاد است. اسلام آيين بشريت است، پس در اجتماع عظيم حج بايد مصالح همه انسانها و همه كشورها مدنظر قرار گيرد تا منافع آن فراگير شود تا (. . . قِياماً لِلنَّاسِ . . .) تحقق پذيرد.
با تاسف، كشورهاى اسلامى از چنين فرصتى غفلت ورزيده و سرزمين وحى را با مظاهر صادرات بيگانگان پوشش دادهاند. بازار مكه و مدينه امروزه به نمايشگاه صنعتى و تجارى غرب و شرق تبديل شده است. در آنجا محصولات كشورهاى اسلامى كمتر به چشم مىخورد و عمده سوداگران اصلى اين بازار، غير مسلمانان و حتى برخى از دشمنان اسلام هستند كه انبوه ثروت و ارز مسلمين را به تاراج مىبرند و به كمپانىها و كارخانهها و جيب سرمايهداران بيگانه، واريز مىكنند.
هر چند رسم خريد سوغات جزء رسوم پسنديدهاى است كه مورد توصيه ائمه اطهار (ع) نيز قرار گرفته است ولى افراط در خريد وسايل از كشور عربستان باعث شده است، عملا هر ساله ميليونها دلار ارز از كشور توسط حجاج خارج شده و به جيب مغازهداران عربى و از همه مهمتر توليدكنندگان چينى و آسياى جنوب شرقى سرازير شود و حج عملا به يك بازار بزرگ فروش توليدات كشور چين، تبديل شده است و چينىها خيلى بيشتر از مسلمانان در آرزوى ورود حجاج به عربستان هستند. علاوه بر اينكه خريد و گشت و گذار در بازارهاى مكه و مدينه عملا فرصت مغتنم و در بسيارى از موارد تكرار نشدنى تشرف به خانه خدا و حرم نبوى را از انسان سلب مىكند، بلكه موجب اتلاف منابع و سرمايههاى ملى نيز مىشود. هر چند در سالهاى اخير ميزان ارز مسافرتى اختصاص يافته به حجاج كاهش پيدا كرده است تا از اين معضل پيشگيرى به عمل آيد، ولى خيلى از حاجيان با خريد ارز از
1) Internat ional monet ary fund. .
بازار آزاد تلاش مىكنند در افزايش تعداد ساكهاى خود بر ديگر همسفران، پيشى بگيرند. حل اين معضل احتياج به يك فرهنگ سازى عظيم دارد كه انتظار مىرود كل جامعه در اين مورد بسيج شود.
در سفر حج به كسب و تجارت اجازه داده شده و چنانكه اشاره كرديم فلسفه آن بالا بردن توان مالى حجگزاران و در نتيجه تقويت عموم مسلمانان از رهگذر اين كنگره جهانى است و تجارت و كسب در سفر حج، خود عاملى است در برگزارى اين فريضه جهانشمول و تامين معاش گروهى از زائران كه اگر كسب و تجارت نكنند، قادر به تامين هزينه سفر خود نيستند. از اين رو، رخصت داده شده كه زائران از سود تجارت و داد و ستد و امثال آن در چهارچوب شرع و به تناسب شئون بهره گيرند تا بدين وسيله استطاعت مالى و توان افراد بالا رفته و اجتماع حج فزونى گيرد.
«معاويه بن عمار» مىگويد: از امام صادق (ع) پرسيدم كسى كه به قصد تجارت رهسپار مكه مىشود يا شتران خود را كرايه مىدهد، حج او ناقص است يا تمام؟ حضرت در پاسخ فرمود: حج او تمام است [19].
همانا هدف اصلى و علت غايى در هر عبادتى از جمله حج و عمره توجه به خدا و طلب قرب او و تحصيل آخرت است. اين مقصد اساسى را هرگز نبايد با اغراض دنيوى و اهداف مادى كمرنگ ساخت. بنابراين، هرگاه از آثار مادى و كسب و تجارت و اقتصاد و معيشت سخن به ميان مىآيد، جنبه ضمنى دارد زيرا در اسلام، ماديات مقدمه معنويات است و دنيا مقدمه آخرت. از اين رو در روايات آمده است:
الحج و العمره سوقان من اسواق الاخره. . . .
حج و عمره دو بازارند از بازارهاى آخرت، آن كس كه به اين دو تمسك جويد در زمره ميهمانان خدا است اگر او را زنده بدارد گناهى براى وى باقى نگذارد و اگر بميراند او را در بهشت برين جاى دهد. [20]
به همين دليل از كسانى كه حج را وسيله تفرج و تجارت و تكدى قرار مىدهند نكوهش شده است.
پيامبر خدا (ص) در روايتى كه از آينده خبر مىدهد و از كسانى كه حج را وسيله مقاصد مادى قرار دادهاند، با لحن انتقادى مىفرمايند: «براى مردم زمانى مىرسد كه حج زمامدارشان براى تفريح و تفرج و حج توانگران براى تجارت و زراندوزى و حج مستمندان براى سوال و تكدىگرى است.» [21]
در بدو امر چنين به نظر مىرسد ميان رواياتى كه از كسب و تجارت در حج نكوهش كرده و رواياتى كه كسب و تجارت را مجاز مىدانند و بلكه بدان توصيه مىكنند، تناقض وجود دارد. اين نكته
مورد توجه فقها و محدثين ما بوده است و به حل آن پرداختهاند.
محدث بزرگ، مرحوم «شيخ حر عاملى» در مقام جمع اين روايات مىگويد: «روايت پيامبر9 (كه حج اغنيا را تجارت مىداند) بر بطلان حج دلالت ندارد و در مقام نكوهش نيست بلكه صرفا جنبه اخبارى دارد و يا در مقام نكوهش كسانى است كه به قصد تفرج و تجارت به حج مىروند و يا بيانگر كراهت آميختن سفر حج به تجارت و امثال آن مىباشد.
در هر حال مسلم است كه هر عبادتى، اگر با انگيزه مادى و بدون قصد تقرب انجام شود، نه تاثير معنوى دارد و نه مسقط تكليف است و حج نيز چنين است. فلسفه بنيادين حج آهنگ خدا و آخرت و انقطاع از خلق و پيوستن به حق است و ابراهيموار از همه تعلقات رهيدن و از زندان طبيعت خلاص شدن. بنابراين بر حجگزاران است كه اين سفر معنوى و الهى را با مقاصد دنيوى و مادى نيالايند و معنويت حج را كمرنگ نكنند. وظيفه روحانيون و راهنمايان اين است كه زائران خانه خدا و مسافران ديار وحى را پيش از سفر و در سفر، به فلسفه حج توجه دهند و تفهيم كنند زائرى كه پس از عمرى انتظار، توفيق حج يا عمره به دست آورده، دريغ است كه لحظههاى شيرين و گرانقدر اين سفر روحانى را خرج بازار و خيابان و سرگرمى كند و به داد و ستد و سود و سودا بپردازد. به خصوص آنكه برخى حركات زننده در انظار حجاج كشورهاى ديگر براى زائران ما موجب وهن است و بايد از آن بهطور جدى پرهيز نمود. غرض از اين تذكر اين نيست كه بعد اقتصادى حج ناديده گرفته شود كه «هر سخن جايى و هر نكته مقامى دارد.»
كسب و تجارت در حج و عمره براى برخى از زائران و غير زائران امرى ضرورى است كه در روايات هم بدان مثال زده شده است. زائرانى كه قوام معيشت و تامين زندگىشان به خريد و فروش و استفاده از اين بازار بستگى دارد. بسيارى از زائران كه در حوالى مكه و مدينه زندگى مىكنند و در موسم حج حاضر مىشوند، مردمى هستند فقير و توشه سفر آنان همان است كه به هنگام موسم، در خريد و فروش به دست مىآورند و يا ذخيره مخارج خانواده خود، در طول سال مىكنند. براى آنها كسب و تجارت موضوعيت دارد و برخى رانندگانى هستند كه اجير مىشوند و در ضمن خدمت حجاج مناسك حج را نيز انجام مىدهند. برخى خدمهاى هستند كه به بركت خدمت، توفيق مناسك را نيز به دست مىآورند. آمار اينگونه زائران به صدها هزار بالغ مىگردد و همه ساله چنين زائرانى در موسم حضور دارند. شارع مقدس اسلام راه را بر ايشان نبسته و علاوه بر اينكه خدمات اين زائران به زائران ديگر نيز در برگزارى حج لازم و در مجموع خدمات متقابل اين گروهها در سفر پر مشقت حج اجتنابناپذير است و منافى با عبادت و قصد تقرب هم نيست.
لازم به يادآورى است كه درباره امور بازرگانى و اقتصادى در مراسم حج، بايد بهطور ضمنى گفتگو به عمل آيد و آن چنان نباشد كه بر جنبههاى معنوى مقدم گردد و در اولويت قرار گيرد و
چنانكه معلوم است حجاج پس از انجام مناسك و نيز پيش از آن، فرصت كافى براى اينگونه فعاليتها دارند.
نظير آنچه كه بعثه مقام معظم رهبرى طى دو سال گذشته اقدام به برگزارى همايشهايى در كشورهاى روسيه، پاكستان، تاجيكستان، الجزاير، تونس و تانزانيا نموده است. [22]
پيشنهاد ايجاد دانشكده اقتصاد اسلامى و تحقيق در مورد موضوعات مبتلا به جامعه مسلمين در اين بخش.
حمايت از پايان نامههاى ارشد و دكترا در زمينه حج، حداقل كارى است كه بايد صورت گيرد و در مرحله بعد، چنانچه به لحاظ نظرى زير بناهاى مسائل علمى و پژوهشى مشخص شد، بايد آن را در سطح ملى و كشورهاى اسلامى با برگزارى سمينارهاى بين المللى به سازمانهاى اسلامى مطرح و اقدام به برگزارى كارگاههاى آموزشى براى ساير كشورهاى اسلامى نمائيم.
ايجاد بازارهاى مشترك اسلامى
عمده نياز زائران مىتواند از كشورهاى اسلامى و به وسيله شركتها و بخشهاى اقتصادى مسلمين و دولتهاى اسلامى تامين گردد و در اين صورت روا نيست كالايى كه امكان تهيه آن از كشورهاى اسلامى وجود دارد، از كشورهاى ديگر تهيه شود كه در برخى موارد علاوه بر جنبه اقتصادى، خالى از شبهات شرعى هم نيست. اگر كشورهاى اسلامى با برنامهاى سنجيده و حساب شده با يكديگر همكارى داشته باشند، مىتوانند بسيارى از اين نوع كالاها را خود تهيه و با آرم و نشان كشور اسلامى عرضه نمايند. در چنين صورتى است كه آثار كلان اقتصادى حج در مجموعه جامعه اسلامى نمودار مىگردد و ميليونها نفر از دست اندركاران توليد بهره مىبرند و توان اقتصادى مسلمين كه زيربناى بسيارى از مسائل ديگر است، بالا مىرود. تشكيل بازار مشترك اسلامى در حج بهترين فرصتى است براى كشورهاى مسلمان تا اين پيوند و مشاركت اقتصادى در طول سالها پا برجا بماند و بدان وسيله با فقر و بيكارى كه دو عامل عمده مفاسدند مبارزه شود. تاثير چنين پروژهاى بر ساير ابعاد زندگى مسلمين چون بعد فرهنگى -سياسى غير قابل انكار است. در عصرى كه دشمنان اسلام براى جهانى سازى كشورها با هدف وابستگى دائم ملتها تلاش مىكنند، مسلمين مىتوانند براى جهانى شدن مكتب و آرمان خود با اهداف انسانى و الهى با يك عزم عمومى گام بردارند و وحدت امت را پايهريزى كنند. جمعيتها و تشكلهاى بين الملل اسلامى مىبايست در اين راستا حركت كنند و به
صرف شعار و اجلاس و تعارفات، بسنده نكنند.
بانك توسعه اسلامى، با هدف پيشبرد توسعه اقتصادى و پيشرفت اجتماعى كشورهاى عضو و جوامع مسلمان كشورهاى غير عضو، در سراسر جهان براساس اصول و شريعت اسلامى به وجود آمده است.
وظايف بانك، شامل ارائه كمكهاى مالى به طرق مختلف براى افزايش ثروت و كاهش فقر با اعطاى وام براى فعال كردن پروژههاى مهم و استراتژيك كشورهاى عضو و ارائه كمكهاى مالى و فنى براى توسعه اقتصادى و اجتماعى كشورهاى عضو مىباشد. ايجاد صندوق وقف، ارائه كمكهاى ويژه مجامع اسلامى در كشورهاى غير عضو و بازرسى عملكرد و مخارج اين صندوقها، مساعدت در توسعه تجارت خارجى كشورهاى عضو و بهويژه بين اعضاى بانك، ارائه كمكهاى فنى به كشورهاى عضو و بالابردن ميزان تسهيلات براى فعاليتهاى توسعهاى در كشورهاى مسلمان از ديگر وظايف بانك مىباشد. ضمنا مسائل مالى بانك كاملا مطابق احكام شريعت اسلام مىباشد.
خوشبختانه در سنوات اخير مسئوليت كشتارگاههاى محدوده جغرافيايى منا و نقاط نزديك به آن را بانك توسعه اسلامى عهدهدار گرديده و با در اختيار گرفتن كشتارگاههاى تحت اختيار سازمان جهت جلوگيرى از هدر رفتن گوشت قربانى اقدامات موثرى نموده است.
اين در حاليست كه «احمد محمد على» مدير عامل بانك توسعه اسلامى طى مصاحبهاى با تشكر از حجاج و بعثه حج كشورهاى مختلف و مسئولان حج اين كشورها گفت: گوشت يك ميليون گوسفند قربانى طبق آن مقصدى كه بعثه كشورها اعلام مىكنند براى امور خيريه و طبق ضوابط شرعى به مستمندان و فقرا اختصاص مىيابد. [23]
رئيس سازمان حج و زيارت نيز از قربانى كردن 99 هزار رأس گوسفند براى حجاج ايرانى و ايرانيان مقيم خارج كشور در عيد قربان امسال در منا خبر داد و گفت: گوشت قربانى بعد از ذبح شرعى گوسفند، از تونل انجماد مىگذرد و به روش بهداشتى نگهدارى مىشود و سپس از طريق بانك توسعه اسلامى براساس سفارش ايران به كشورهاى مورد نظر و مردم مستمند اهدا مىشود. [24] وى گفت:
1) Islamic development bank. .
سال گذشته بخشى از گوشت قربانى بين سيل زدگان پاكستان و بخشى به قحطى زدگان آفريقا اهدا شد.
اميد است كه پنجاه و شش عضور اين بانك با اتخاذ تدابير لازم و حياتى، گامهاى موثرى را در روند بهبود اقتصاد مسلمين در موسم حج و عمره بردارند.
فعاليتهاى اقتصادى مىتواند به برگزارى اين مراسم عبادى -سياسى يارى رساند.
مردم بسيارى در پرتو حج امرار معاش مىكنند و چرخههاى اقتصادى به حركت در مىآيد و عمران و آبادانى را به همراه مىآورد.
قدرت اقتصادى مسلمانان مىتواند در صحنه بين المللى، آنان را مقتدر سازد و از وابستگى و طفيلى بودن در همه زمينهها برهاند.
از اين رهگذر مىتوان توليد كار و اشتغال نمود و از حجم بيكارى كاست و علاوه بر آن زمينه بسيارى از مفاسد اخلاقى را از ميان برد.
حج فرصتى است كه مسلمانان مىتوانند فرآوردههاى صنعتى، محصولات كشاورزى و سنتى و ساير توليدات خود را در اين بازار بين المللى اسلامى عرضه كنند و بهصورت نمايشگاه بازرگانى در معرض ديد جهانيان قرار دهند و مشوق يكديگر به توليد و تكاپوى اقتصادى باشند و با همكارى يكديگر، كشورهاى اسلامى را به رشد و توسعه هدايت كنند و تبادل اطلاعات نمايند و از تجارب يكديگر بهره گيرند.
در موسم حج بايد مصالح همه انسانها و همه كشورها مد نظر قرار گيرد تا همه انسانها از اين رهگذر سود برند و بدين ترتيب تعاون بين الملل اسلامى در حج تحقق پذيرد.
منابع
مجمع البيان، ج2، ص 527.
البرهان فى تفسيرالقرآن، ج1، ص431، از تفسير عياشى.
الأمالى للطوسى: 158/ 265 و راجع سنن النسائى: 3/ 73. بنگريد به: ص 37 (خوشبختى دنيا و آخرت) .
ر. ك: توسعه اقتصادى بر پايه قرآن وحديث ج1، ص 53.
شرح نهج البلاغۀ: 19/ 337/ 395؛ الأمالى للطوسى: 146/ 24٠ عن أبىوَجزَۀ السعدى عن أبيه نحوه، بحار الأنوار: 72/ 53/ 83 نقلاً عن نهج البلاغۀ.
غرر الحكم: 9883.
غرر الحكم: 9289.
ر. ك: توسعه اقتصادى بر پايه قرآن و حديث ج1، ص 69.
الكافى: 5/71/1 عن السكونى عن الإمام الصادق عن آبائه: ، من لا يحضره الفقيه: 3/156/357٠، تحف العقول: 49، الجعفريات: 155، بحار الأنوار: 77/153/116؛ مسند الشهاب: 2/26٠/1317 عن محمّد بن المنكدر.
ر. ك: توسعه اقتصادى بر پايه قرآن و حديث ج1، ص 197 و ص 55.
ر. ك: توسعه اقتصادى بر پايه قرآن و حديث ج1، ص91.
النحل: 112.
شرح نهج البلاغۀ: 20/ 3٠1/ 444.
مجله مشكوه، نتايج اقتصادى، ص 76
وسائل الشيعه ج8 ص 4.
وسائل الشيعه ج8 ص 4.
وسائل الشيعه، ج8، ص 75
به نقل از سايت شيعه نيوز. تاريخ انتشار 5/6/9٠
ميقات حج، مجله اسرا ومعارف حج، مرورى بر بعد اقتصادى حج ص 36.
من لا يحضره الفقيه، ج 2 ص 144
وسائل الشيعه ج8 ص 144.
سايت حوزه نمايندگى ولى فقيه در امور حج و زيارت. Hajj. ir.
حسن رمضان زاده
چكيده
در اين مقاله، سعى شده است، مسائلى مرتبط با اهميت حج در جهان اسلام و نقش و تأثيرگذارى آن در ايجاد اتحاد و همدلى در جامعه اسلامى و فوايد اقتصادى حج در جامعه اسلامى و اقتصاد جهانى حج بررسى شود. البته در بخشهاى پايانى به آسيبهاى مربوط به تجارت در حج نيز اشاره شده است. نتيجه اين مقاله، به نوعى بيان كننده رابطه عميق حج و عمره، با مسئله تجارت و اقتصاد و تاثيرپذيرى روند سفر حجاج در جامعه اسلامى است.
فريضه حج، همانطور كه در زمينههاى عبادى، سياسى، فرهنگى و اجتماعى تأمل و بررسى مىشود، در زمينه اقتصادى نيز، از قابليتهاى اشكار و نهان فراوانى برخوردار است. تحليل ابعاد گوناگون كنگره عبادى - سياسى حج، نيازمند نگرش عميق و همه جانبهاى است كه مىتوان مطالعه را با شناخت آيات و روايات معصومين (ع) درباره حج و پيامدها و اهداف آن آغاز كرد. همچنين با درك جنبههاى گوناگون عبادى، سياسى، فرهنگى و اقتصادى حج، از ديدگاه مفسران و دانشمندان اسلامى، با منزلت و اهميت حج آشنا شد.
در اين مقاله تلاش شده است رابطهها و زمينههاى موجود ميان اقتصاد و حج، اعم از حج و عمره بررسى شود.
امروزه يكى از دغدغههاى مسئولان سازمان حج و زيارت، سلامت در اقتصاد حج است كه پس از پيروزى انقلاب اسلامى و احياى حج ابراهيمى، با تلاش مضاعف بنيانگذار و رهبر كبير انقلاب اسلامى، سازمان حج و زيارت و ساير نهادهاى علمى و فرهنگى، انجام شده است. چارچوب و ابعاد
اين تحقيق، در راستاى اهداف اقتصادى حج مىباشد و تحليل و بررسى ساير ابعاد، نياز به تحقيق ديگرى دارد. اميدواريم كه اين مقاله مفيد و مؤثر واقع شود.
حج و انجام دادن مراسم عبادى آن، پيشينهاى به درازاى تاريخ زمين دارد. براساس برخى از روايات، نخستين كسى كه كعبه را بنا نهاد و اولين حجگزار، حضرت آدم بود. آن حضرت، پس از خروج از بهشت، براى جبران گذشته و كمال گرفتن از محضر رب، با راهنمايى فرشته خدا، به گزاردن مراسم حج هدايت شد. در روايات اسلامى، از حج پيامبران ديگر همچون حضرت نوح، ابراهيم، موسى، يونس، عيسى، داوود و سليمان نيز سخن بهميان آمده است. از سوى ديگر، حج، يكى از مهمترين فرايض دين مبين اسلام نيز به حساب مىآيد. قرآن مجيد، در عبارتى كوتاه و پر معنى مىفرمايد: ( وَ لِلَّهِ عَلَي النَّاسِ حِجُّ الْبَيتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيهِ سَبِيلاً ) براى خدا، بر مردم است كه به حج خانه او كنند آنهايى كه عزم رفتن به سوى او دارند.
در ذيل همين آيه نيز مىفرمايد: ( وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللهَ غَنِي عَنِ الْعالَمِينَ ) ؛ و هر كس كفر ورزد (و حج را ترك كند، به خود زيان رسانده است) . خداوند از همه جهانيان بىنياز است.
امام صادق (ع) در تفسير آيه شريفه ( وَ مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمي فَهُوَ فِي الآخِرَةِ أَعْمي وَ أَضَلُّ سَبِيلاً ) (1)مىفرمايد: كسى است كه حج واجب خود را پيوسته به تأخير مىاندازد تا مرگ او فرا رسد. او در قيامت نابينا خواهد بود.
از سويى ديگر براى حج در روايات اسلامى آنچنان پاداشهاى عظيمى وارد شده است كه درباره كمتر عملى ديده مىشود. چنانكه در حديثى از امام صادق (ع) مىخوانيم:
كسانى كه حج و عمره بهجا آورند، ميهمان خدا هستند. خدا هر چه بخواهند به آنها مىدهد و هر دعايى كنند به اجابت مىرسد. اگر درباره كسى شفاعت كنند، پذيرفته مىشود. . . و اگر در اين راه بميرند، خداوند تمام گناهان آنها را مىبخشد.
امام خمينى (رحمه الله) نيز كه در حقيقت احياگر حج ابراهيمى در چند سده اخيرند، توجه ويژهاى به جايگاه و اهميت مناسك حج دارند. ايشان در خصوص اهميت حج مىفرمايند:
«فريضه حج در ميان فرايض، از ويژگى خاصى برخوردار است و شايد جنبه سياسى و اجتماعى آن بر جنبههاى ديگرش غلبه داشته باشد. با آنكه جنبه عبادىاش نيز ويژگى خاصى دارد» . همچنين مسلمانان فلسفه واقعى بسيارى از احكام الهى را درك نكردهاند و حج را با آن همه راز و عظمت،
1) اسراء: 27. .
بهصورت عبادتى خشك و حركتى بىحاصل و بىثمر مىدانند.
رهبر معظم انقلاب، همواره به برگزارى هر چه باشكوهتر فريضه حج تأكيد مىكنند. ايشان در خصوص اهميت داخلى و خارجى فريضه حج، در مقطع فعلى مىفرمايند:
از هر دو نظر، حج مهم است؛ هم براى درون خود ما، درون امت اسلامى و هم از لحاظ بينالمللى. امت اسلامى را طى قرنها، در طول سالهاى متمادى زمينگير، ذليل، خفيف، بىهمت و نااميد كردند و با ابزارهاى جديد خواستند معنويت، روحانيت و توجه و تضرع را در او تضعيف كنند. حج هم كه اين گرفتارىها را ترميم مىكند، به آحاد امت اسلامى عزت و احساس اقتدار مىدهد و اميد مىبخشد. حج درست اينگونه است. اولين تأثير حج، درون امت اسلامى و در دلهاى خود ماست. ما به حج احتياج داريم؛ براى اينكه روحيههاى خودمان را تقويت و ترميم و احساس كنيم كه ما به خدا متوكل و متكى و يك امتى بزرگ هستيم. از اين طرف، تأثير داخلى و از طرفى، تأثير بينالمللى مهم است. دشمن را تضعيف مىكند. روحيهاش را در هم مىشكند و عظمت اسلام را به رخش مىكشد و نيز وحدت امت اسلامى را در مقابل دشمن آشكار مىكند. ما به اين احتياج داريم.
هر كدام از احكام و شرايع - حتى احكام عبادى - داراى آثار معيشتى، دنيوى و اقتصادى است؛ چراكه احكام اسلامى، تأمين كننده سعادت انسان در دنيا و آخرت و مدافع، مصالح و منافع جامعه بشرى در همه ابعاد به هم پيوسته حيات است. با توجه به ضرورى بودن مصالح دنيوى و امور معيشتى، و اينكه كسب كردن برخى از ثواب و عقاب اخروى در گرو امور دنيوى است كه اين امر براى دستيابى به سعادت ابدى بشر اجتنابناپذير است، فرمودهاند: «من لا معاش له لا معادله» اين ويژگى يعنى: «عنايت به معيشت و اقتصاد جامعه اسلامى در حج» به دليل جهانشمولىاش بيشتر جلب نظر مىكند. اسلام با نگرش ويژه خود به مسئله حج و نقش تعيينكننده آن در عزت و عظمت امت، روشهايى ارائه مىكند. همچنين با توجه به ضرورت توانمندى اقتصادى در دستيابى به استقلال و اقتدار مسلمانان، براى امور معيشتى و اقتصاد و تجارى در موسم، راهكارهايى گشوده است كه آيات و روايات بيانگر آن مىباشد.
كنگره جهانى حج، در برگيرنده منافع مسلمانان است. زائران كشورهاى اسلامى، در اين كنگره، از آن منافع بهرهمند مىشوند چنانكه اين آيه كريمه بيانگر است:
(وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يأْتُوكَ رِجالاً وَ عَلى كُلِّ ضامِرٍ يأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ * لِيشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ وَ يذْكُرُوا اسْمَ اللهِ فِي أَيامٍ مَعْلُوماتٍ عَلى ما رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعامِ فَكُلُوا مِنْها وَ أَطْعِمُوا
الْبائِسَ الْفَقِيرَ)
و مردم را دعوت عمومى به حج كن تا پياده و سواره بر مركبهاى لاغر از هر راه دورى بهسوى تو بيايند تا شاهد منافع گوناگون خويش باشند و در ايام معينى نام خدا را بر چهارپايانى كه به آنان داده است (به هنگام قربانى كردن) ببرند. سپس از گوشت آنها بخوريد و بينواى فقير را نيز احكام نماييد.
اين آيات، به نكاتى در فلسفه حج اشاره مىكند كه عبارتنداز:
ياد خدا بودن و تقويت كردن روحيه ايمانى و معنوى؛
شاهد منافع خود بودن كه به دليل اطلاق و تقييد نداشتن به قيد خاص، شامل منافع مادى، معنوى و اقتصادى مىشود؛
متعاقب آن، از گوشت قربانى و خوردن و اطعامدادن به مستمندان سخن گفته است.
ابن عباس در تفسير اين آيه كريمه مىگويد:
منافع الدنيا و الآخره، امامنافع الاخره فرضوان الله تعالى، و اما منافع فما الدنيا يصيبون من منافع البدن والذ بائح والتجارات.
منافع ياد شده در اين آيه، منافع دنيا و آخرت است كه منفعت اخروى، خشنودى خداوند مىباشد. و منافع دنيا، چيزى است كه مردم از گوشت قربانى و تجارت بهدست مىآورند.
همانگونه كه آيه كريمه: ( لَيسَ عَلَيكُمْ جُناحٌ آن تَبْتَغُوا فَضْلاً مِنْ رَبِّكُمْ . . .) بيانگر است، متعاقب توصيه به تقوا براى ره توشه آخرت، در آيه قبل، به حجگزاران تذكر مىدهد كه در اين سفر روحانى ضمن انجام عبادت و ذكر خدا و تحصيل ره توشه تقوا، مانعى وجود ندارد كه از منافع اقتصادى و معيشتى نيز بهره گيرند.
مرحوم طبرسى مىگويد: مفاد اين آيه، رخصت دادن به كسب و تجارت، پس از انجام مناسك حج است كه در روايات ائمه معصوم (ع) آمده است.
همچنين عياشى، از قول امام صادق (ع) ، در تفسير آيه فوق چنين روايت كرده است:
الرزق اذا احل الرجل من احرامه و قضى نسكه فليشتر وليبع الموسم.
مقصود از طلب فضل خداوند، تحصيل روزى است. هنگامى كه شخص از احرام خارج شد و اعمال حج را به پايان برد، در موسم به خريد و فروش بپردازد.
گفتنى است كه از همان آغاز تأسيس ام القراى توحيد، در دعاى حضرت ابراهيم (ع) آمده است كه ضمن نيايش با خداى خود گفت: (. . . وَ ارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَراتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ ) بدينگونه از خداوند خواست كه خاندان خود و ساكنان آن سرزمين مقدس را از ثمرات روزى دهد و در آن بيابان خشك و سوزان، نعمتهاى خويش را ارزانى دارد تا آنان سپاسگوى حق باشند. از اينجا معلوم مىشود كه
مسئله رزق و معيشت در سرزمين حرم و جوار كعبه نيز، جايگاه مهمى در حيات مادى و معنوى امت موحد دارد و حضرت خليل آن را در دعاى خود منظور داشته است.
ازاينرو، خداوند اراده كرد تا آن وادى بىحاصل و بىآب و علف، هميشه آباد و پر رونق باشد و از نعمتهاى فراوان بر خوردار شود. قرآن از اين عنايت خداوندى كه همواره استمرار داشته و خواهد داشت، بدينگونه سخن مىگويد:
( أَ وَ لَمْ نُمَكِّنْ لَهُمْ حَرَماً آمِناً يُجْبي إِلَيْهِ ثَمَراتُ كُلِّ شَيْءٍ ) ؛ آيا حرم امنى در اختيار آنان ننهاديم كه همه نوع ثمرات و كالاها بدان سوى برده مىشود.»
وگرنه چگونه باور كردنى است كه شهرى در ميان سنگهاى سخت، صخرههاى سياه و كوههاى محاصره شده، بتواند بارانداز ارزاق و كالاهاى گوناگون از سراسر جهان باشد!
در واقع، اقتصاد حج دانش و بخشى از اقتصاد اسلامى است كه به تحقق عدالت، امنيت و رفاه، از راه تخصيص و توزيع منابع كمياب در چارچوب شريعت اسلام در عرصه امور بينالملل اسلامى كمك مىكند. اقتصاد حج، به دنبال اهداف كلانى است كه تأمين كننده منافع فردى و اجتماعى زائرين سرزمين معنوى است كه اين اهداف امنيت، عدالت و رفاه و فراوانى مىباشد.
منبع اين اهداف برگرفته ازاينروايت است.
«. . . ثلاثه الاشياء الا من و العدل و الخس» ؛ «[مردم به چيز احتياج دارند] عدالت، امنيت و فراوانى، رفاه و رشد اقتصادى» .
اهميت اقتصاد حج، در اين است كه عدالت اجتماعى، مبناى امور تجارت در اين سفر قرار گيرد به نحوى كه اگر در اقتصاد حج كالاهاى كمياب اهميت بسيارى دارند، بايستى به تخصيص بهينه برسد و توزيع شود. بهطور مثال، گوسفند يا شتر هر سال بهطور تقريبى دو ميليون رأس ذبح مىشود. با توجه به قيمت آن در كشورهاى گوناگون و عربستان، تقريباً دويست ميليارد تومان يا دويست ميليون دلار برآورد مىشود. اين كالا بايستى به تساوى و براساس بوجه و داشتههاى مالى ساير مسلمانان قيمتگذارى و توزيع شود.
از مصاديق ديگر اقتصادى در حج و عمره، مىتوان سوغاتىها، مسائل مربوط به هتلها، مسافرخانهها و حمل و نقل هوايى، زمينى و دريايى و نيز به اشتغال خدمههايى اشاره كرد كه در كشورهاى اسلامى، چه قبل، چه بعد و چه در حين حج هستند. هر كدام از اين مسائل، براى خود مقوله مهمى است. بهعنوان مثال، در خصوص سوغاتى زائرين حج و خاصه در سفر عمره، باكمى انديشه در مىيابيم كه كمتر زائرى است كه به منظور تبرك و دادن سوغات، از بازارهاى شهرهاى مدينه و مكه خريد نكند.
برخى از زائران، آنقدر به اين مسئله اهميت مىدهند كه بازارگردى را جايگزين زيارت و حضور در حرم نبوى و كعبه معظمه مىكنند. بهطورىكه اگر حضور چند روزه آنان را بررسى كنيم، به اين نتيجه ميرسيم كه 65 الى 75 درصد حضور خود را به مسئله خريد از بازارهاى گوناگون اين سرزمين پرداختند. اين امر، از ديدگاه برخى از مسئولان عمره، آسيب محسوب مىشود. به هر حال بازارگردى و خريد، مسئلهاى است كه امروزه زائران ايرانى به آن توجه داشته و دارند. اين مسئله نيز در جايگاه خود زمينه تجارت و تعامل اقتصادى را فراهم مىسازد.
به هر حال، با در نظر گرفتن الگوى اقتصادى ايده آل، آن هم در قالب اقتصاد حج، همه اين مسائل را سازماندهى مىكنيم. در واقع اين كار زمينهاى مىشود براى اينكه اقتصاد بينالملل اسلامى و اقتصاد ناشى از حج شكل بگيرد. در آياتى از قرآن كريم به اهميت اقتصادى حج اشاره شده است: ( لِيشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ ) .
همچنين اين آيه: ( جَعَلَ اللهُ الْكَعْبَةَ الْبَيتَ الْحَرامَ قِياماً لِلنَّاسِ ) ، نشان مىدهد كه خداوند كعبه، اين قيام را براى مردم قرار داده است.
امام صادق (ع) مىفرمايد: «خداوند اين كعبه را براى دين و زندگى مردم قرار داد و نشان مىدهد كه در واقع، اينگونه نيست كه ما فقط حالت معنوى و عرفانى حج را لحاظ كنيم» .
البته آن اصل است؛ ولى براى اينكه جذابيت حج بيشتر شود، به اصطلاح مىگويند هر كس كالايى به مكه وارد كند، به اقتصاد آن كمك مىكند. همه اينها نشان مىدهد كه اقتصاد حج، در قرآن هم تعبيه شده است.
از اينرو مىبايست به مسائلى همچون الگوى ايدهآل در اقتصاد حج، وضعيت كنونى اقتصاد حج، راه حل شكوفايى اقتصاد حج، امنيت اقتصادى و انواع آن، امنيت اقتصادى از ديدگاه آيات و روايات، شاخصهاى امنيت اقتصادى، تأثير امنيت اقتصادى برحج و لزوم وضع قوانين براى امنيت اقتصادى حج بررسى و دقت شود تا از اين منظر، به شكوفايى اقتصاد حج نائل شويم.
خيلىها نمىدانند كه آيا رابطه مادى بر اين سفر معنوى حاكم است؟ يا اينكه سفر حج سفرى معنوى است و نبايست مسائل مادى بر آن تأثير بگذارد؟ در پاسخ به اين پرسش مىگوييم: هرگاه دنيا با آخرت هماهنگ و در جهت «رضاى حق» و «مصلحت خلق» باشد، در بينش اسلامى، نه تنها مذموم و نكوهيده نيست، بلكه مطلوب وضرورى است.
شريعت اسلام، آميزهاى از تكاليف و احكامى است كه «معاش» و «معاد» را ملحوظ داشته كه البته
معيشت، مقدمه سعادت آخرت است. به همين فلسفه، در حج نيز مقاصد دنيوى و اخروى لحاظ شده است؛ بلكه عنايت به مسائل معيشى، بازرگانى و اقتصادى پر رنگتر از احكام ديگر ديده مىشود و همانگونه كه ملاحظه مىكنيم، با صراحت در آيات و روايات به آن توجه شده است.
پيامبر خدا (ص) مىفرمايد:
«من اراد الدنيا و الاخره فليؤم هذا البيت» ؛ «كسى كه خواهان دنيا و آخرت است؛ بايستى آهنگ اين خانه كند» .
همچنين مىفرمايد: «حجوا تستغنوا» ؛ «حج به جاى آوريد تا بى نياز شويد» .
شايد رمز و نكته كلام نبوى اين باشد كه اصولاً حج، بار مالى فراوانى مىطلبد و افزون برآن، مشكلاتى در بر دارد كه در اين سفر طبيعى است. گاه علاقه به ثروت و وسوسههاى نفسانى و شيطانى، مانع از بذل و خرج انسان در اين سفر دشوار مىشود. آنگاه خانه خدا كه براى مصلحت خلق سرپاست، خلوت و شكوه امت اسلامى كم رنگ مىشود.
بنابراين خداوند، حج را با منافع دنيوى همراه كرده و به زائران وعده خير و استغنا داده است تا از سنگينى هزينهها نهراسند و به هر بهايى، حج خانه خدا كنند.
در عمل و تجربه نيز چنين بوده است كه حج، نه فقط زيان مالى به بار نياورده، بلكه سبب توسعه رزق و بىنيازى بوده است؛ همانگونه كه در كلام گهربار پيامبر گرامى ديديم و امام على بن الحسين (ص) مىفرمايد:
حجوا و اعتمروا تصح ابدانكم و تتسع ارزاقكم و تكفون مئونات عيالكم.
حج و عمره به جاى آوريد تا بدنهايتان سالم بماند و روزى شما گشاده و مخارج خانوادهتان تأمين شود.
اميرالمؤمنين (ع) ، طى خطبهاى، با اشاره به نقش حج در نفى فقر و زدودن گناه مىفرمايد:
حج البيت و اعتماره فانهما ينفيان الفقر و يرحضان الذنب.
حج و عمره خانه خدا نابود كننده فقر و شويندۀ گناه است.
جالب آن است كه در برخى از روايات، علاوه بر بيان آثار مثبت حج در تأمين نيازهاى مادى و گشادگى روزى و رفع نيازمندى و فقر، به آثار منفى ترك حج نيز اشاره شده است و با صراحت بيان مىكند كه اگر كسى، با داشتن توان مالى اين فريضه عظيم را ترك كند، بايستى از عواقب اين گناه و تهىدستى هراسان باشد. پيامبر خدا (ص) در خطبه الغدير فرمود:
معاشر الناس حجو البيت فما ورده اهل بيت إلا اسغنوا و لا تخلفو عنه الا افتقروا.
اى مردم، براى حج، رهسپار بيت الله شويد؛ زيرا هيچ خاندانى برآن وارد نشدند، مگر آنكه بىنياز شدند و تخلف نكردند، مگر آنكه فقير شدند.
در روايتى از قول امام صادق (ع) نيز آمده است:
«الحاج لا يملق ابدا قلت و ما الاملاق قال إلافلاس، ثم قال: و لا تفتلوا اولاد كم من املاق » ؛ «هرگز حجگزار تهى دست و ور شكسته بر نگردد» .
بدينترتيب حج، افزون بر آثار معنوى، از پاداش دنيوى و نعمتهاى مادى نيز برخوردار است و بىنيازى، بركت و سلامت به همراه مىآورد.
در سفر حج، به كسب و تجارت اجازه داده شده است و چنانكه اشاره كرديم، فلسفه آن بالا بردن توان مالى حجگزاران و در نتيجه، تقويت عموم مسلمانان از رهگذر اين كنگره جهانى است. تجارت و كسب در سفر حج، عاملى در برگزارى اين فريضه جهانشمول و تأمينكننده معاش گروهى از زائران است كه اگر كسب و تجارت نكنند، قادر به تأمين هزينه سفر خود نيستند. ازاينرو، رخصت داده شده است كه زائران از سود تجارت و داد و ستد و امثال آن، در چارچوب شرع و به تناسب شئون بهره گيرند تا بدينوسيله استطاعت مالى و توان افراد بيشتر شود و اجتماع حج، فزونى گيرد.
عن معاوية بن عمار قال لأبي عبدالله (ع) الرجل يخرج في تجارة إلى مكة او يكون له ابل فيكريها حجته ناقصة ام تامة؟ قال لا بل حجته تامه.
معاويۀ بن عمار مىگويد: از امام صادق (ع) پرسيدم: «كسى كه به قصد تجارت رهسپار مكه مىشود يا شتران خود را كرايه مىدهد، حج او ناقص است يا كامل؟ حضرت در پاسخ فرمود: حج او تمام است» .
محمد بن سنان مىگويد: امام على بن موسى الرضا (ع) در پاسخ به پرسشهايى كه طى نامهاى براى من نوشتند، از فلسفه حج نيز سخن گفتند و پس از ذكر اسرار عبادى و عرفانى و همچنين آثار معنوى، فرهنگى، تربيتى و تاريخ آن، به اقتصاد و آثار معيشتى نيز اشاره كردند. در بخشى از آن نامه آمده است:
ومع ما في ذلك لجميع الخلق من المنافع. . . و منفعه من في شرق الارض و غربها و من في البر و البحر من يحج و من لم يحج من تاجر و جالب و بائع و مشتر و كاسب و مسكين و قضاء حوائج اهل الاطراف و المواضع الممكن لهم الاجتماع فيها كذلك. . . ليشهدوا منافع لهم. . . ؛
يكى از علل وجوب حج، منافعى است كه از اين رهگذر به تمام خلق مىرسد. همچنين منافعى نصيب كسانى مىشود كه در شرق، غرب، خشكى و دريا هستند؛ چه آنهايى كه حج مىگزارند و چه آنان كه به حج نيامدهاند. اعم از تاجر يا واردكنندگان، فروشنده يا خريدار، پيشهور يا مستمند. همچنين حج، تأمين كننده نيازهاى ساكنان اطراف و مكانهايى است كه مىتوانند در موسم اجتماع كنند تا بدين وسيله، شاهد منافع خود باشند.
به موجب اين روايت، آثار اقتصادى حج، منحصر به حجگزاران نيست؛ بلكه ميليونها انسان كه در گوشه و كنار جهان اسلام به سر مىبرند و هزاران خانواده در حرم و خارج آن و حوالى مكه به نوعى از منافع و بركات حج بهرهمند مىشوند.
كشاورزى كه محصول توليد مىكند؛ هنرمندى كه آثار هنرى و دستى مىآفريند؛ دامدارى كه دام مىپرورد، رانندهاى كه در حمل و نقل مشاركت دارد؛ بازرگانى كه آذوقه و نياز زائران را بهصورت كلى و جزئى فراهم مىكند و ساير اصناف كه در پديد آوردن امكانات اين سفر سهيماند، از منافع حج بهره مىبرند.
در بازار اقتصادى حج، ميليونها انسان خرد و كلان تغذيه مىشوند و نياز سالانه خود را تأمين مىكنند. حتى فقرايى كه قدرت كار ندارند، از احسان و انفاق حاجيان بهره مىبرند. اگر اين امكانات و همين گوشت قربانى، با برنامهاى دقيق به مصرف نيازمندان هر شهر و اقليمى مىرسيد، هزاران تُن گوشت پاك و پاكيزه قربانى، به هدر نمىرفت و به گرسنگان دنيا مىرسيد. علاوه براين، وجوهات شرعيه و بريه و صدقه و انفاق، اعنه بسيار ارزشمندى براى نيازمندان خواهد بود. سوغات سفر نيز مىبايست منحصر به نزديكان و اقوام نباشد و سهم مستمندان و محرومان بهگونهاى در آن لحاظ شود تا مساعدتى هر چند اندك عايد آنان شده و موجب تحبيب قلوب و پيوند اجتماعى افزون گردد.
امام صادق (ع) در روايتى ديگر به بيان آثار اقتصادى و معيشتى حج پرداخته است و در پاسخ به هشام بن حكم كه فلسفه و چارچوب حج را مىپرسد، چنين مىفرمايد:
فجعل فيه الاجتماع من المشرق و المغرب ليتعارفوا و ليتربح كل قوم من التجارات من بلد الى بلد. و لينتفع بذالك المكاري و الجمال و لتعرف آثار رسول الله صلي الله عليه و آله و تعرف اخباره و يذكر و لا ينسي و لو كان كل قوم انما يتكلون على بلادهم و ما فيها هلكوا و خربت البلاد و سقطت الجلب و الارباح و عميت الاخبار و لم تقفوا على ذلك. . .
مقرر شد تا مردم از شرق و غرب به اين سرزمين بيايند و يكديگر را بشناسند و همه گروها از تجارت و حمل و نقل كالا از شهرى به شهر ديگر بهره گيرند. چارپا دار و شتربان سود برند و آثار و اخبار پيامبر خدا شناخته شود و در خاطرهها تجديد گردد و فراموش نشود. اگر قرار بود هر جمعيتى فقط از كشورها و شهرهاى خودشان و حوادث و مسائل منطقهاى سخن بگويند، مردم نابود و شهرها ويران مىشوند. بازرگانى و سودآورى تعطيل و اخبار و حوادث در پرده ابهام مىماند و كسى از آنها آگاهى نمىشد.
چنانكه ملاحظه مىكنيم، امام صادق (ع) در اين روايت به آثار جهانشمول حج توجه داده و مسائلى را يادآور شدهاند كه عبارتند از:
بزرگترين مكتب آسمانى را پى افكند. آثار جاودانش، خاطره وحى و رسالت و مجاهدتها را در اذهان تداعى مىكند كه اين موضوع، از بُعد فرهنگى، جاى تشريح و بيان دارد؛
آشنايى مسلمانان با يكديگر در كنگره عظيم جهانى توحيد؛ تبادل نظر در مسائل جهانى مسلمانان؛ خروج از حصار تنگ نژاد، سرزمين، رنگ و ساير مشخصههاى اقليمى؛ پيوستن به اقيانوس بىكران امت اسلامى و جهان انسانى و همچنين چنگ زدن به ريسمان الهى كه جهان اسلام را بهصورت پيكرى درآورده است تا در جهت حل مشكلات و رنجها، رايزنى و چاره انديشى بپردازند كه از بعد اجتماعى و سياسى جاى بحث فراوان دارد؛
فراگير بودن منافع حج نسبت به عموم مردم جهان، چه حجگزار و چه غيره كه هر گروهى در اين درياى متلاطم بر حسب حال و استعداد خود به نوعى بهره گيرند؛
تأكيد بر اينكه نبايست مردم با تنگ نظرى و محدود نگرى، فقط به مصالح و منافع خود و منطقه جغرافيايى خاص خود بينديشد. اين نوع تفكر، جهان را به ويرانى مىكشد و سرنوشت انسانها را تباه مىكند و اين با فلسفه و بينش جهانشمول اسلام و انساندوستى و نگرش فرا ملى و برون مرزى در تضاد است.
اسلام، آيين بشريت است. پس بايستى در اجتماع عظيم حج، مصالح همه انسانها و تمام كشورها تحقق پذيرد و آبادى شهرها و همچنين حيات. . . ، مد نظر قرار گيرد تا منافع آن فراگير شود. قياما للناس انسانها، به اين است كه چرخهاى اقتصادى به گردش درآيد و همگان از اين رهگذر سود برند. تهيدستى از جامعه رخت بربندد و عمران و آبادى به وجود آيد و اسلام نيرومند شود.
بدين ترتيب، موسم حج، ساير كشورها را نيز تغذيه مىكند و افراد بسيارى در پرتو آن ارتزاق مىشوند و تعاون بينالملل اسلامى تحقق مىپذيرد.
از مسائلى كه در عصر ما، در پهنه سياست، فرهنگ و اقتصاد مطرح است، مسئله جهانى سازى و جهانى شدن است. اين بحث مجالى مناسبتر و ميدانى گستردهتر مىطلبد تا صاحبنظران و نظريهپردازان در آن به بحث و گفتوگو بنشينند؛ اما در اينجا به تناسب موضوع و در نظر داشتن نكات ارزشمند و شايان تأملى كه در سخن امام صادق (ع) ديديم و همچنين نگرشى اجمالى به موضوع، تا آنجا مىنگريم كه در بعد اقتصادى به منافع حج مرتبط است.
چنانكه اشاره شد، موضوع جهانىسازى از مسائلى است كه امروز درباره آن در سطح بينالملل، مذاكره و مشاجره مىشود. گروههايى در جهان غرب به نقد اين انديشه پرداخته و به مبارزه با اين سياست استعمارى برخاستهاند. در حالى كه سياستهاى حاكم بر آن پاى مىفشارند و راهكارى براى
سلطه بيشتر خود بر جهانيان برگزيدهاند. سياستهايى كه در انديشه كنترل و قبضه كردن توان اقتصادى و به دنبال آن سياسى و فرهنگى همه كشورها هستند. چنانكه مىدانيم، دولت امريكا سردمدار اين تفكر است. انديشه تك قطبى كردن جهان به مركزيت غرب و سر كردگى امريكا روند جهانى سازى بر آن است كه هويت و اعتبار كشورها، بهويژه جهان سوم را بيش از پيش، محو و نابود و وابستگى شديدترى را پىريزى كند.
در روند جهانىسازى، نه فقط اقتصاد، بلكه قوميت، مليت فرهنگ و سياست ملل، تحت سلطه ابرقدرتها واقع مىشود. اين فاجعهاى بزرگ ديگر براى دولتها و ملتهاى جهان سوم بهويژه كشورهاى اسلامى است. در اين طرح استكبارى، جهان اسلام بهدليل ذخائر كلان طبيعى، هدف توطئه مىباشد.
راههاى مقابله با اين سياست استكبارى، وحدت امتها، بازيابى هويت دينى، ملى، تاريخى؛ تكيه بر منافع مشترك؛ رو آوردن به پيمانهاى منطقهاى در ابعاد گوناگون فرهنگى، اقتصادى، سياسى، نظامى و اشتراكهاى دينى و همچنين قطع وابستگىها و گسستن غل و زنجيرهايى است كه غرب به سركردگى امريكا و كشورها نهاده است.
بنابراين، جهانىسازى طرحى اقتصادى است، درحالىكه جهانى شدن زير لواى توحيد و وحدت امت فلسفه اجتماعى اسلام است كه حج مىتواند نقش مؤثر در تحقق آن داشته باشد.
قرآن كريم، كعبه و حج را (. . . قِياماً لِلنَّاسِ. . .) : يعنى عامل برپايى و پايدارى و استقلال مردم خوانده است. امت اسلام، با تكيه بر اين ستون استوار الهى مىتواند درياى انسانهاى مؤمن را به يكديگر پيوند دهد و بر آنها روح واحدى حاكم كند. قوام و استوارى كه قرآن بدان اشاره فرموده است، شامل دين و دنياى مردم مىشود. در اين خصوص روايتى از امام صادق (ع) در پاسخ به ابان بن تغلب وارد شده است كه معناى آيه فوق را مىپرسد. ايشان مىفرمايد:
«جعلها الله لدينهم و معايشهم» ؛ «خداوند كعبه را قائمهاى براى دين و زندگى مردم قرار داد» .
همه ساله در موسم حج، ميليونها رأس دام، طبق سنّت اسلامى و احياى خاطره ابراهيم و اسماعيل (ع) ، با هدف معنوى و معيشتى قربانى مىشود. قربانىكردن، نمادى از فداكارى و فداشدن در مسير رضاى الهى و وسيله تحصيل تقوا و نزديكى به خدا و بريدن از تعلقات مادى در راه رسيدن به معنويت و عرفات است. علاوه بر آن آثار اقتصادى شايان توجهى نيز دارد. اگر هر سال فقط دو ميليون دام گوسفند و گاو و شتر در منا قربانى شود و معدل گوشت خالص هر كدام را سى كيلوگرم فرض
كنيم، حدود شصت ميليون كيلوگرم گوشت خواهد بود. حال اگر هر كيلو گوشت، فقط دو هزار تومان فرض شود، به رقمى حدود صد و بيست ميليارد تومان مىرسد. چنين سرمايه عظيمى مىتواند همه ساله بخش فراوانى از خوراك نيازمندان را در سراسر جهان تأمين كند؛ اما متأسفانه به فلسفه قربانى چنانكه شايسته آن مراسم عظيم است، توجه نشده و سالهاست اين منبع پاك و مقدس اسلامى، طعمه حريق مىشود وجز بخش كوچكى از آن به مصرف نمىرسد.
نكته ديگرى كه در اقتصاد حج شايان تأمل است اين است كه موسم حج و بازار اقتصادى آن و يا نذورات، تبرّعات و ساير منابع مالى و معيشتى، بهصورت ابزار ثروتاندوزى در دست معدودى پولدار و استثمارگر نباشد. اين موضوع، علاوه برآنكه همهجا در طرحهاى جامع اقتصادىاسلام، نقش بنيادى ايفا مىكند، در حج نيز به دليل اهميت ويژهاش لحاظ شده است. با اين فلسفه اقتصادى، ائمه (ع) مردم را متوجه مىكردند كه اگر هدايا و نذورات كعبه به مصرف نيازمندان نمى رسد و به جيب پولداران و متوليان وابسته سرازير مىشود، ازدادن آن خوددارى كنند. اساساً نذوراتى كه در جهت مصلحت مردم فقير و يا مصالح اسلام به كار نمىرود، مشروع نيست.
سكونى از امام صادق (ع) و آن حضرت، از قول امير المؤمنين (ع) نقل كرده است كه فرمود:
لوكان لي و اديان يسيلان ذهبا و فضه ما اهديت الى الكعبة شيئأ لأنّه يصير الى الحجبة دون المساكين.
اگر دو وادى در اختيار من باشد كه سيل طلا و نقره در آن جارى شود و موج بزند، چيزى از آن را به كعبه هديه نمىكنم؛ چرا كه به دست پرده داران و متوليان مىرسد نه به دست نيازمندان و فقيران.
همچنين در روايتى از پيامبر (ص) و ائمه معصوم (ع) آمده است:
انما لايستحب الهدي إلي الكعبه لأنّه يصير إلى الحجبة دون المساكين.
هديه دادن قربانى، براى كعبه استحباب ندارد؛ زيرا به دست پردهداران و نگهبانان و متوليان مىرسد، نه بيچارگان و مستمندان.
مفهوم اين روايت اين است كه همانا قربانى و نذورات و هدايا و هر منفعت اقتصادى ديگر در رابطه با حج، يارى رساندن به نيازمندان و زدودن فقر و گرسنگى از چهره جامعه اسلامى است. اگر قرار باشد سود اينها به جيب ثروتاندوزان ريخته شود، بايستى از اعطاى آن خوددارى كرد. معلوم است كه در زمان امام صادق (ع) و ائمه هدى (ع) ، توليت كعبه، به دست چه كسانى بوده است. خلفاى اموى، مروانى و عباسى كه نه فقط شايستگى پردهدارى و توليت كعبه را نداشتند؛ بلكه از آن كانون مقدس، به
نفع مقاصد شوم نفسانى و استثمارى بهره مىگرفتند. هدايا، عنوان اعانت به ظلم را داشته كه در قرآن، به صراحت ممنوع و حرام است. ملاكى كه پايهگذاران حج به وجود آوردند و بايستى براى هميشه سرمشق عمل باشد، اين است كه حج براى خدا خدمات مالى براى قرب خدا باشد. به نيازمندان جامعه كمك و با هر نوع استبداد و استثمار و زراندوزى دشمنان مردم مبارزه شود.
فعاليتهاى اقتصادى، مىتواند به برگزارى اين مراسم عبادى، سياسى يارى رساند؛
مردم بسيارى در پرتو حج، امرار معاش مىكنند و چرخهاى اقتصادى به حركت در مىآيد و همچنين عمران و آبادانى به همراه مىآورد؛
قدرت اقتصادى مسلمانان مىتواند آنان را در صحنه بينالملل مقتدر كند و در همه زمينهها از وابستگى و طفيلى بودن برهاند؛
از اين رهگذر مىتوان توليد كار و اشتغال كرد و از حجم بيكارى كاست. علاوه بر آن زمينه بسيارى از مفاسد اخلاقى را از ميان برد؛
حج فرصتى است كه مسلمانان مىتوانند فرآوردههاى صنعتى، محصولات كشاورزى و بينالملل اسلامى عرضه كنند. آنان قادرند ساير توليدات خود را بهصورت نمايشگاههاى سنتى در اين بازار بازرگانى در معرض ديد جهانيان قرار دهند و مشوق يكديگر به توليد و تكاپوى اقتصادى باشد. به اين ترتيب با همكارى يكديگر، كشورهاى اسلامى را به رشد و توسعه هدايت و تبادل اطلاعات كنند و از تجارب يكديگر بهره گيرند.
(جَعَلَ اللَّهُ الْكَعْبَةَ الْبَيتَ الْحَرامَ قِياماً لِلنَّاسِ)
خداوند كعبه را خانهاى امن قرار داد تا همه مردم در آنجا قيام كنند و براى ارتباط و نزديكى با همديگر و همچنين مشاركت در امور مسلمانان همت گمارند و هر سال اوضاع جهان اسلام را بررسى و مطالعه كنند. اين ارتباطات مىتواند شامل موارد زير باشد:
همچنين رابطه ميان حكومتهاى حاكم بر كشورهاى اسلامى، با قدرتهاى استكبارى در سطح جهان و كيفيت رابطه سياسى، اقتصادى و بازرگانى، از ديدگاه اسلام تجزيه و تحليل شود. تا براى نفى سلطه و جلوگيرى از حاكميت كفار بر مسلمانان، راهكارهاى عملى جامعه عمل بپوشد؛ همچون بازار
مشترك اسلامى؛ رابطه تجارى و بازرگانى تهاترى ميان مسلمانان؛ تأسيس و توسعه بانك بينالملل اسلامى و اتحاديه تعاونى بينالملل اسلامى و. . . . ازاينرو زمينههاى استقلال و خودكفايى در كشورهاى اسلامى را فراهم سازد.
ارتباط ميان ملتها و توصيه قرآن كريم براى اخوت و برادرى ميان مؤمنان جهان، از آرمانهاى جاودانه حج ابراهيمى است؛ بهطورىكه مصداق واقعى وحدت امت اسلام و تحكيم برادرى ميان مسلمانان جهان در تقويم احسن زمانى كنگره جهانى حج بهطور ساليانه بوده و حج ابراهيمى فريادگر اين واقعيت است كه قرآن كريم مىفرمايد: ( وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا )
مهمترين پيوند و ارتباط جاودانه ميان مسلمانان، جهانبينى توحيدى است. اصولاً، ميثاق فطرت و اعتقادهاى قلبى، از انسان قابل تفكيك و انتزاع نيست؛ بلكه بهصورت انگيزه و عقيدهاى جاودانى، همواره تحكيم كننده اتحاد و وحدت مسلمانان مىباشد. اين امر در اجتماع عظيمجهانىحج، شكوفايى و بروز خواهد كرد؛ اما برنامهريزى و استفاده مطلوب از آن در راستاى فلسفه حج ابراهيمى است.
ارتباط ديگرى كه در كنگره جهانى حج، بايستى تحقق عينى و عملى شود، روابط متقابل مذاهب و فرق گوناگون اسلامى در ارتباطات اقتصادى است؛ زيرا حج؛ كانون اصلى تبادل فكرى و بهترين مركز ثقل دارالتقريب بين المذاهب بوده و اكنون نيز مىتواند باشد؛ بهطورىكه تبادل افكار اديان اسلامى، در طول تاريخ بشر و مناظرههاى اعتقادى، فلسفى و كلامى، زمان پيامبر خدا (ص) و ائمه معصومين (ع) در شهر مكه و مركز وحى انجام مىگرفت. در قرن حاضر، كنگره جهانى حج، سرزمين وحى مىتواند راهكارهاى مناظره فكرى، علمى و فلسفى ميان علما و فلاسفه و فقهاى اسلامى را فراهم كند. به اين ترتيب در جدالى احسن و مناظرهاى نيكو، به احسن قول و در عمل به سرانجامى شايسته و نيك بيانجامد.
(وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يأْتُوكَ رِجالاً وَ عَلى كُلِّ ضامِرٍ يأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ * لِيشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ. . .)
قرآن كريم، در آيۀ بالا با صراحت بيان مىكند كه كنگره جهانى حج، آثار و بركات فراوانى دارد و منافع و فوايد سياسى، اقتصادى، فرهنگى، دفاعى و اخلاقى حج ابراهيمى را در كلمه جامع «منافع لهم» تصريح كرده است.
وحدت و يگانگى، از اركان برنامهريزى رشد و توسعه اقتصادى در هر مقياسى است برنامهريزى - خانواده، جامعه، منطقهاى و بينالمللى - براصل وحدت و هماهنگى استوار مىشود و بدون اعتصام و همفكرى اعضاى جامعه و همدلى دولت و ملت، اصلاحات اقتصادى آغاز نمىشود، چه رسد به تداوم و استمرار آن. وحدت مناسبترين فرصت و موقعيت را براى رسيدن به اهداف معين حج و تبادل نظر و
مذاكرات اصولى ميان ملتها فراهم كرده است. به اين ترتيب، در پرتو ارتباطات منطقى و مداوم، مىتوان به مشكلات و كمبودهاى كشورهاى اسلامى آگاهى و شناخت لازم پيدا كرد. هر كشورى از مجموعه جهان اسلام، بهعنوان عضوى از بدن و ساختار جهانى مسلمانان در مشكلات ديگر اعضا، شريك و سهيم است. همانطور كه سعدى، بهترين فرم و ماهيت ارتباط ميان آنها را چنين ترسيم كرده است:
بنى آدم اعضاى يك پيكرند
بديهى است كه نكات فوق، در اشعار سعدى، مضمون روايتهاى معصومين (ع در كيفيت ارتباط ميان جماعت مسلمانان در سطح جهان اسلام مىباشد كه بهطور عام درباره بنى آدم مصداق پيدا مىكند.
نكته مهمى كه بايستى بدان توجه داشت، اين است كه كنگره جهانى حج، پل ارتباط و پيوند ميان جوامع اسلامى است. در اينباره نبايستى به زمان محدود ايام مناسك حج اكتفا كرد؛ بلكه بايستى به تداوم و استمرار اين ارتباطات سپس از مناسك حج توجه شود. در آيه شريفه مذكور، بيشتر به اهداف و آثار حج و پيامدهاى عظيم در طول سال، توجه شده است، نه صرفاً به خود عمل عبادى حج؛ زيرا خداوند حكيم، هيچ دستور و فريضهاى را بدون علت و فلسفه بيان نفرموده است.
در برنامهريزى رشد و توسعه، روح مشاركت و هميارى است كه قرآن كريم در اين باره در سوره مائده، آيه دوم مىفرمايد: ( تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ ) .
ضرورت تعاون و همكارى، ميان ملتها و جوامع اسلامى، نيازمند تعيين موضوع و هدف است؛ زيرا بدون شناخت موضوع و داشتن هدف مطلوب، نمى توان برنامهريزى علمى و منطقى داشت؛ بنابراين در آيه فوق، دو موضوع كاملاً متفاوت مطرح شده است.
الف) بِر و تقوا كه به معناى نيكى و سعادت جامعه در راستاى تقواى الهى است. همه جوامع بشرى، بهويژه جامعه اسلامى، خواستار خوشبختى در زندگى دنيا و آخرت هستند. ضرورتاً بيان مفهوم بر و تقوا در تفسير آيه فوق، بهترين شناخت را به دولت اسلامى و مردم مسلمان مىدهد. شناختى كه با واژه منافع للناس، ارتباط و هماهنگى كامل دارد و مىتواند موضوع برنامهريزى كلان در جامعه و در سطح بينالمللى براى جوامع اسلامى قرار گيرد كه در حقيقت، مصداق واقعى معروف است.
ب) موضوع دوم در آيه بالا «اثم» و «عدوان» مىباشد كه در بيان مفسران، به مفهوم «تجاوز از حدود الهى» آمده است؛ زيرا همواره گناه مىتواند زمينه تجاوز به حقوق ديگران را از فراهم كند و در اين آيه، بهعنوان پديدهاى منكر و مفسده اجتماعى از آن نهى شده است. بديهى است كه روحيه
منفعتطلبى و خودخواهى انسان، مىتواند جامعه را به راههاى باطل و انحراف از مسير عدالت و اهداف مطلوب اجتماعى دعوت كند. رفتار فرد آلوده به گناه و تجاوز، به تدريج در جامعه، زمينه فساد و تجاوزهاى فراوان كلان و عمومى را فراهم كند؛ بنابراين در آيه بالا به دو نكته توجه شده است.
نخست: هيچ فرد مسلمانى حق مشاركت و همكارى در امور انحرافى و مفاسد اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى ندارد. تأكيد آيه، بر همكارى و تعاون نداشتن در اين موارد است؛
دوم: افراد مسلمان و دولت اسلامى، وظيفه دارند قاطعانه جلوى اينگونه تجاوزهاى اجتماعى و سوءاستفاده از حقوق و اموال عمومى را بگيرند و اجازه گسترش فساد و مترفين و رفاه زدگان بىدرد و غير متعهد را ندهند؛ بلكه با آنها به مبارزه برخيزند؛ زيرا مصداق واقعى براى «منكرات» مىباشد.
آنچه بايستى در آيه فوق به آن توجه شود، «تعاون» است؛ زيرا هرگونه برنامهريزى و آيندهنگرى در وضعيت اقتصادى، سياسى و فرهنگى جهان اسلام، نمىتواند ملتها و كشورهاى ديگر را ناديده بگيرد. اكنون ماهيت روابط پيچيده بينالمللى در ابعاد گوناگون، حقيقت عميقنگرى قرآن را ثابت مىكند؛ زيرا هرگونه تئورى رشد و توسعه اقتصادى، صرفاً براى بخشى از پيكره جامعه بين الملل نيست. اين بدان معناست كه ساختار روابط بينالمللى، سرنوشت ملتها را با يكديگر پيوند زده است؛ لذا هرگونه اصلاحات ساختارى در جامعه اسلامى، بايستى آنچنان عميق و دقيق انجام شود كه بتواند الگويى مطلوب براى جوامع ديگر قرار گيرد و شاخصههاى نيكى، تقوى و سعادت جامعه اسلامى، ديگران را جلب و جذب كند.
تأمين نيازهاى مادى و حيات سالم اقتصادى در جوامع اسلامى، ضرورتى انكار ناپذير است. در بيشتر كشورهاى اسلامى، برنامهريزى اقتصادى، براى تأمين نيازهاى جامعه، به عهده دولت و حكومت مىباشد؛ اما به دليل وابستگى و سلطه بيگانگان بر اغلب كشورهاى اسلامى، دولتها وابسته به بيگانه هستند و چون استقلال سياسى و اقتصادى وجود ندارد، بيشتر كالاها و خدمات مصرفى جامعه، از كشورهاى غربى و اروپايى وارد مىشود. براى كشورهاى اسلامى اين وابستگى در مصرف به دليل استمرار و طولانى بودن مدت آن، عادتى معمول و طبيعى تلقى شده است. در بيشتر جوامع اسلامى، بيگانگان، سلطه اقتصادى و استثمار را براى خود تحكيم بخشيده و به تدريج سلطه سياسى، فرهنگى و اجتماعى را به دنبال داشته است.
اين واقعيت تلخ، نه تنها در كشورهاى اسلامى بهطور فراگير مشاهده مىشود، بلكه به نحوى شديد و خطرناكتر در كشورهاى عربى از جمله عربستان، گستردگى بيشترى دارد و بيشتر نيازهاى جامعه را كالاها و خدمات بيگانگان تأمين مىكند.
اين وابستگى و سلطه اقتصادى بر بازار مسلمانان، متأسفانه در ايام برگزارى مناسك حج مشاهده مىشود؛ زيرا انبوه جمعيت زائران بيت الله، پس از انجام دادن اعمال عبادى حج، براى خريد و تهيه سوغات وارد بازارهايى مىشوند كه بيشتر كالاهاى عرضه شده براى فروش، غربى و وارداتى است و به دليل تقاضاى فراوان با قيمتگران در بازار مدينه و مكه به مسلمانان فروخته مىشود.
در تحليلى علمى، مىتوان آثار و پيامدهاى تداوم سلطه اقتصادى بيگانگان بر بازار مسلمانان را در امور زير خلاصه كرد:
انتقال درآمدهاى عمومى جامعه و پرداختهاى ارزى مداوم به بيگانگان، بهدليل ضرورت پرداخت قيمت كالاها، خدمات وارداتى و ايجاد كسرى تراز پرداختى در بودجه ارزى كشور اسلامى، بهطور مداوم و مستمر.
ايجاد بازار و گسترش امكانات بازاريابى براى بيگانگان، جهت فروش و عرضه كالاها. خدماتى كه در كشور توليد كننده به دليل اشباع بازار داخلى امكان فروش و عرضه وجود ندارد، توليد كننده براى ادامه توليد سه مشكل دارد كه عبارتنداز:
الف: تقاضا نداشتن از داخل، موجب عرضه كالا به بازار مىشود. اين امر موجب كاهش قيمت و در نتيجه كاهش سود و در مواردى منجر به زيان توليد كننده مىشود.
ب: نفروختن كالا، به دليل كاهش قيمت در بازار داخلى، نياز به امكانات انباردارى و نگهدارى كالاها دارد كه اين امر، منجر به هزينه و سرمايهگذارى جديد مىشود؛ ولى كار فرما، مايل به پرداخت چنين هزينههايى نمىباشد؛
ج: نداشتن امكان فروش و تأمين در آمد در بازار داخلى، موجب كاهش درآمدها براى توليدكننده مىشود. با كاهش در آمد، امكان تأمين هزينه عوامل توليد، يعنى مزد كارگران و سود كارفرما و پرداخت اعتبارات بانكى و غيره وجود ندارد؛ بنابراين براى تأمين درآمد و پرداخت هزينهها ناچار، به صدور و عرضه كالا به كشورهاى ديگر مىباشد.
الف. توانايى نداشتن در كسب درآمد براى پرداخت هزينه توليد و همچنين ضعيف شدن بنيه اقتصاد ملى، با توجه به زيان واحدهاى توليدى داخلى و تعطيلى يا ورشكستگى آنها؛
ب. انگيزه و علاقه نداشتن براى سرمايهگذارى بر توليدات ملى، به دليل سودآور نبودن سرمايهگذارى و كاهش توليدات داخلى در مقابل كالاى وارداتى از خارج؛
ج. انتقال سرمايهها از بخشهاى اصلى اقتصاد (كشاورزى، دامپرورى، صنايع خدماتى، تجارى و واسطهاى) و ايجاد انحراف دربرنامه سرمايهگذارى ملى؛
د. تشديد سير بىرويه واردات بيگانه و گسترش مصرف وارداتى در جامعه و انتقال درآمد به خارج است كه موجب تضعيف اقتصاد ملى مىشود؛
ه. كاهش درآمدهاى داخلى و افزايش كسرى بودجه و كسرى تراز بازرگانى به دليل رشد فراوان واردات و كاهش صادرات، به خصوص در كشورهاى تك محصولى و وابسته به درآمدهاى نفتى.
برهمين اساس، مفسران و علماى اسلامى، هرگونه روابط سياسى، فرهنگى و اقتصادى را كه زمينهساز سلطه و حاكميت بيگانگان برجامعه مسلمانان باشد، تحريم كردهاند ما در تاريخ معاصر ايران اسلامى، شاهد موضوعگيرى صريح و قاطعانه علماى بزرگ اسلام بهويژه فقهاى تشيع در اين رابطه بودهايم؛ نظير فتواى تاريخى تحريم تنباكو و مبارزات سيد جمال الدين اسدآبادى، مرحوم شهيد مدرس و آيه الله كاشانى. سرآمد همه آنها، مبارزات قاطعانه امام خمينى (قدس سره) در تحريم و مبارزه با قراردادهاى نفتى، تجارى و اقتصادى رژيم پهلوى با بيگانگان است. تداوم اين مبارزات ضد استعمارى در زمان انقلاب اسلامى، قطع رابطه با اسرائيل و آمريكا و برخى كشورهاى اروپايى، در مقاطعى از دوران انقلاب، به دليل مواضع خصمانه آنها بر ضد جمهورى اسلامى ايران است.
اكنون با توجه به ابعاد گوناگون سطله خارجى بر بازار مسلمانان و آثار سوء ناشى از واردات و
مصرف كالا و خدمات بيگانه در جامعه اسلامى، ضرورت تجديد نظر در روابط تجارى - بازرگانى با كشورهاى استثمارگر احساس مىشود. اين موضوع مىتواند در كنگره عبادى - سياسى حج، ميان كشورهاى اسلامى بررسى شود تا زمينههاى تفاهم و همكارى ميان كشورهاى مسلمان براى مبادلات متقابل و تأسيس بازار مشترك اسلامى فراهم گردد.
از منافع عظيم و بلند مدت حج، مطالعه روشهاى مناسب براى قطع سلطه و استثمار كفار از جامعه مسلمانان مىباشد. بهترين موقعيت براى تبادل نظر و تصميمگيرى مناسب، ايام برگزارى حج است كه اعمال و مناسك را با فلسفه و اهداف واقعى آن همراه مىكند، كه مبارزه علمى و مستمر با استكبار جهانى و قطع سلطه كفار بر مسلمانان است.
بنابراين، تشكيل بازار مشترك مسلمانان و عرضه كالاها و خدمات براى تأمين نيازهاى متقابل جوامع اسلامى، راهكارى منطقى و اصولى براى قطع سلطه خارجى است. تمام كشورهاى اسلامى مىتوانند با شناخت امكانات بالقوه اقتصادى خويش و توليد كالاها و خدمات متناسب با سطح استاندارد و كيفيت لازم، نيازهاى همديگر را تأمين و مازاد بر مصرف داخلى را به ساير كشورهاى اسلامى صادر كنند. بالعكس مىتوانند كمبودهاى خود را وارد و در ارتباط و همكارى بازرگانى در مقابل بيگانگان، به استقلال و خودكفايى برسند.
بديهى است كه براى نيل به اين هدف، وحدت، هماهنگى، همدلى و همكارى متقابل، ميان كشورهاى اسلامى ضرورى است و فضاى الهى و توحيدى حج مىتواند چنين وضعيتى را در اختيار ملل اسلامى قرار دهد تا با توحيد كلمه و اتفاق نظر، به اهداف عالى و حكيمانه حج ابراهيمى واصل شوند.
متأسفانه كشورهاى اسلامى، از چنين فرصتى غفلت ورزيده و سرزمين وحى را با مظاهر صادرات بيگانگان پوشش دادهاند. امروزه بازار مكه و مدينه به نمايشگاه صنعتى وتجارى غرب و شرق تبديل شده است. در آنجا محصولات كشورهاى اسلامى كمتر ديده مىشود و بيشتر سوداگران اصلى اين بازار، غير مسلمانان و حتى از دشمنان اسلام هستند كه انبوه ثروت و ارز مسلمانان را به تاراج مىبرند. و به حساب كمپانىها، كارخانهها و جيب سرمايهداران بيگانه مىريزند و اين درست همان وضعى است كه در كشورهاى اسلامى مىگذرد. توليدات و صادرات خارجى بازار مسلمانان را پر مىكند و بازار توليدات داخلى كساد مىگردد و وابستگى و دنبالهروى روز افزون مىشود. جا دارد كه دولتها، ملتها و برنامهريزان اقتصادى كشورهاى اسلامى، بيدار شوند و به اين امر بينديشند. آنان در بازار
مصرف تجديدنظر كنند و تا آنجا كه ممكن است از فرآوردههاى خودى مصرف كنند و از تجمل و تنوعگرايى در مصرف، به ساده زيستى و معيشت عادلانه برگردند. همچنين در بالا بردن سطح علم، هنر، حرفه و توليد بكوشند تا استقلال اقتصادى به دست آورند. بازار حج مىتواند در اين بيدارى و تحول، نقش آفرين باشد.
همانا هدف اصلى در هر عبادتى، از جمله حج و عمره توجه به خدا و طلب قرب او و تحصيل آخرت است. هرگز نبايستى اين مقصد اساسى را با اغراض دنيوى و اهداف مادى كمرنگ كرد. بنابراين، هرگاه از آثار مادى، كسب، تجارت، اقتصاد و معيشت سخن به ميان مىآيد، جنبه آلى دارد نه استقلالى؛ زيرا در اسلام، ماديات مقدمه معنويات و دنيا مقدمه آخرت است. ازاينرو در روايات آمده است:
الحَجُّ و العُمرَهُ مِن أسوَاقِ الا خِرِة اللَّازِم لَهُمَا مِن اضيافِ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ إن أبقَاهُ أبقَاهُ و لا ذَنبَ لَهُ و إن أمَاتَهّ أدخَلَهُ الجَنَّةَ.
حج و عمره دو بازار از بازارهاى آخرند. آن كس كه به اين دو تمسك جويد در زمره ميهمانان خدا است. اگر او را زنده بدارد گناهى براى وى باقى نگذارد و اگر بميراند او را در بهشت برين جاى دهد.
به همين دليل، از كسانى نكوهش شده است كه حج را وسيله تفرج، تجارت و تكدى قرار دادهاند. پيامبر خدا (ص) ، در روايتى كه از آينده روزگار خبر مىدهد، درباره كسانى كه حج را وسيله مقاصد مادى قراردادهاند، با لحن انتقادى فرموده است:
ياتي على الناس زمان يكون فيه حج الملوك نزهه وحج الاغياء تجارة وحج المساكين مسألة.
براى مردم زمانى فرا مىرسد كه حج زمامداران، براى تفريح تفرج، حج توانگران براى تجارت و زراندوزى و حج مستمندان، براى سؤال و تكدىگرى است.
در بدو امر، چنين به نظر مىرسد كه ميان رواياتى كه از كسب و تجارت در حج نكوهش كرده و رواياتى كه تجارت را مجاز مىدانند و بدان توصيه مىكنند، تناقض وجود دارد. محدث بزرگ، مرحوم شيخ حر عاملى، در مقام جمع اين روايات مىگويد:
روايت پيامبر (ص) كه «حج اغنيا را تجارت مىداند» بربطلان حج دلالت ندارد و در مقام نكوهش نيست؛ بلكه صرفاً جنبه اخبارى دارد. يا در مقام نكوهش كسانى كه به قصد تفرج و تجارت به حج مىروند و يا بيانگر كراهت ِ آميختن سفر حج به تجارت و امثال آن مىباشد. هر چند در چنين وضعيتى بهجا آوردن حج صحيح است و تكليف ساقط مىشود.
در هر حال، مسلم است كه هر عبادتى، اگر با انگيزه مادى و بدون قصد تقرب انجام شود، مسقط تلكيف نخواهد بود. حج نيز چنين است: حج انقطاع از خلق و پيوستن به حق است. ابراهيم وار، از همه
تعلقات رهيدن و از زندان طبيعت خلاص شدن. بنابراين بر حجگزار است كه اين سفر معنوى و الهى را با مقاصد دنيوى و مادى نيالايد و معنويت حج را كمرنگ نكند. وظيفه روحانيان و راهنمايان اين است كه زائران خانه خدا و مسافران ديار وحى را پيش از سفر و در سفر، به فلسفه حج متوجه كنند. زائرى كه پس از عمرى انتظار، توفيق حج يا عمره بهدست آورده است، نبايستى لحظههاى شيرين و گرانقدر اين سفر روحانى را خرج بازار، خيابان و سرگرمى كند و به داد و ستد، بپردازد. كالايى حمل كند و با خفت و ذلت در بازارها، به شيوه دورهگردها بفروشد! به خصوص آنكه برخى حركات زننده در انظار حجاج كشورهاى ديگر، براى زائران ما سرشكستگى و موجب وهن است. ازاينرو نبايستى با فروش تسبيح و زعفران و. . . ، حيثيت حاجيان ايرانى را لكهدار كرد؛ زيرا آنچه در باب تجارت در حج گفته شده، خارج از اين رويه عمل است.
غرض از اين تذكر، اين نيست كه بعد اقتصادى حج ناديده گرفته شود. به قول معروف: «هر سخن جايى و هر نكته مكانى دارد» .
كسب تجارت در حج و عمره، براى برخى از زائران و غير زائران امرى ضرورى است كه در روايات بسيارى بدان اشاره شده است؛ زائرانى كه قوام معيشت و تأمين زندگىشان به خريد و فروش و استفاده از اين بازارها بستگى دارد. بسيارى از زائرانى كه در حوالى مكه و مدينه زندگى مىكنند و در موسم حج حاضر مىشوند، فقير هستند و توشه سفر آنان، در موسم و خريد و فروش بهدست مىآيد و ذخيره مخارج خانواده خود در طول سال مىكنند. براى آنها، كسب و تجارت موضوعيت دارد و برخى از آنان رانندگانى هستند كه اجير مىشوند و در ضمن خدمت به حجاج، مناسك حج را نيز انجام مىدهند. برخى خدمه هستند كه به بركت خدمت، توفيق مناسك را نيز به دست مىآورند. آمار اينگونه زائران، بالغ بر صدها هزار است و چنين زائرانى هر سال در موسم حضور دارند. شارع مقدس اسلام، راه را بر اينان نبسته است. علاوه بر اينكه اين گروه از زائران، در برگزارى حج و خدمات لازم يارى مىرساند، در مجموع خدمات متقابل اين گروهها در سفر پر مشقت حج اجتنابناپذير است و منافى با عبادت و قصد تقرب هم نيست. و اشكالى در اعمال و مناسك اين قشر از زائران وجود ندارد.
منابع
مجمع البيان.
البرهان فى تفسير القرآن
وسائل الشيعه.
الكافى.
نهج البلاغه
احتجاج طبرسى.
مستدرك الوسايل.
علل الشرايع.
عيون اخبار الرضا.
مناسك الحج و العمره، ابن قيم الجوزيه.
من لا يحضره الفقيه.
محمد قائنى
چكيده
در اين مقاله به صدد راهكار محدود نمودن افرادى كه با مكاسب و معاملات ممنوعه به اموالى دست مىيابند نسبت به استفاده از درآمد خود در سفر حج و مانند آن هستيم. و در اين راستا حدود اختيارات حاكم و مقتضاى حكم اوّلى متناسب با مسئله مورد بحث مورد بررسى قرار مىگيرد.
الحمدلله و الصلاة على عباده الذين اصطفى محمد و آله الطاهرين
بهم نتولى و من اعدائهم نتبرء إلى يوم الدين
مسئله مورد بحث، امكان برداشتن وجوب حج از اشخاصى است كه توانايى مالى آنها از معاملاتى خاص، مانند قاچاق كالا يا خريدوفروش اجناس ممنوع، حاصل مىشود.
از آنجا كه يكى از شرايط وجوب حج، استطاعت مالى است، اين سؤال مطرح است كه آيا توانايى مالى بهدست آمده از معاملات ممنوع در حكومت اسلامى، مصداق استطاعت است يا خير؟ اگر هم از مصاديق استطاعت است، آيا راهى براى محدود كردن استطاعت مالى به غير اين موارد وجود دارد؟ براى نمونه، آيا حاكم مىتواند دارندگان چنين اموالى را از انجام دادن مناسك حج محروم كند.
البته بحث اصلى مربوط به مسئله، اختيارات و حدود ولايت حاكم غيرمعصوم است، كه براى روشن شدن حكم مسئله، چارهاى جز بيان مسئله ولايت فقيه نيست.
از ديرباز بحث ولايت فقيه و حدود آن، يكى از مسائل مشكل فقهى و مورد توجه فقها بوده است. برخى از فقها، مانند شيخ انصارى (قدس سره) ، اختيارات حاكم را به شدت محدود، و در حد ضرورت، آن هم بر فردى چون غايب و قاصر فاقد وكيل و ولى، مىدانند.
اما عده ديگرى از فقها، مانند مرحوم نراقى، اختيارات حاكم غيرمعصوم را در عصر غيبت امام معصوم، همانند امام معصوم مىدانند، و براى او تمامى مناصب معصوم را قائلاند. تا جايىكه برپايى حكومت و مديريت جامعه را نيز از اختيارات حاكم غير معصوم شمردهاند.
گروه اول، ولايت شخص را بر ديگران، مخالف اصل عدم ولايت مىدانند. اين اصل، همان استصحاب، اصالۀ الفساد در معاملات و قاعده مشروع نبودن تصرف در اموال، حقوق و نفوس ديگران بدون رضايت ايشان است. همچنين چون آنان دلايل اثبات ولايت را يا تمام نديده، يا همراه معارض ديدهاند، بر مقتضاى اصل عمل كردهاند مگر در موارد جزئى و خاصى كه از آن به اُمور حسبيه تعبير مىشود؛ يعنى اُمورى كه شارع به رها كردن آنها راضى نيست. بنابراين اگر چه دليل لفظى مسئله ولايت در اين اُمور هم قاصر باشد، ولى اينگونه فقها، به دليل علم خارجى، از مقتضاى اصل دست برداشته، و در حد ضرورت و به قدر يقينى، به ولايت قائل شدهاند.
اما گروه دوم، گرچه در اصل عدم ولايت، در فرض شك، با گروه اول موافقاند، ولى مدعى وجود دليل و قطع به ولايت گسترده حاكم، از جمله برپايى حكومت و عدالت در جامعهاند. ازاينرو در مسئله، نوبت به اصل و قاعده نمىرسد؛ زيرا با وجود شك، به اصل و قاعده رجوع مىشود.
برخى از اين فقها پا را فراتر نهاده، به وجوب تصدى يا دستكم مشروعيت برپايى حكومت در عصر غيبت امام معصوم قائلاند؛ گرچه دليل ولايت هم به اُمور ضرورى و حسبى محدود باشد؛ زيرا علم به عدم رضايت شارع به اهمال جامعه، كمتر از علم به عدم رضايت او به اهمال يتيم يا شخص غايب نبودهاست. اشكال مهم پيروان مذهب اهلبيت بر اهلسنت نيز همين مطلب است كه چگونه مىشود پيامبراكرم (ص) بعد از سالها تلاش براى هدايت اُمت، هنگام رفتن از دنيا، ايشان را رها كرده، و درباره حاكم بعد از خود، هيچ اظهارنظر يا بيانى نكرده است؛ در حالى كه حتى مديران معمولى نيز در زمان غيبت كوتاه مدت خود چنين عمل نمىكنند.
بر اين اساس، چگونه مىشود امام زمان (عج) ، با علم به غيبت طولانى و نيز دسترسى نداشتن متعارف پيروان به ايشان، درباره انتخاب جايگزين ونايب براى خود كوتاهى كرده باشد، و امر امت را به خود ايشان واگذار، يا ايشان را به فرمانبردارى از حاكمان ظالم يا غيرمسلمان موظف كرده باشد و براى برپايى نظم در جامعه و حفظ امنيت سرزمين مسلمانان مقابل كافران و ستمپيشگان، هيچ مسئوليتى
برعهده مؤمنان نباشد.
آيا حفظ امنيت عمومى، از حفظ مال يتيم يا غايب كمتر است؟
آيا حفظ سرزمين و عزت مسلمانان مقابل دشمنان اسلام، از حفظ جان اشخاص، كه خداوند قصاص را ضامن آن قرار داده، كمتر است؟ و. . . يا اينكه تمامى اين اُمور، بدون حاكم و مدير جامعه ممكن است و ديگر نيازى به اقامه حكومت و تصدى امر آن نيست؟ !
چنانچه بيان شد، تصدى امر حكومت كه همان امامت يا مديريت اجتماع است، امرى روشن، بلكه ضرورى است كه عقل بدان حكم مىكند و نبود آن را موجب هرجومرج و ناامنى مىداند. بزرگان علما نيز به مناسبتهاى مختلف به رضايت نداشتن شارع از آن تصريح كردهاند؛ از جمله در بحث دليل انسداد، اختلال نظام و حرج عمومى را مقدمهاى قطعى براى اثبات عدم وجوب احتياط در مسائل دينى بيان كردهاند. اين مقدمه اجماعى همگى ايشان است. در واقع، اگر به دليل انسداد، اشكال و اعتراضى هم شده، درباره ديگر مقدمات دليل انسداد است. دستكم در كبراى اين مقدمه هيچ عيب و ايرادى نگرفتهاند. بدين علت، خود اين مطلب يكى از ادله براى اثبات مشروعيت حكومت غيرمعصوم در عصر غيبت است. (1)
اما درباره اختيارات و حدود ولايت حاكم، مىتوان گفت چنانچه دليل برپايى حكومت و تصدى امامت را دلايل لفظى بدانيم، مقتضاى اطلاق مقامى آن، ثبوت تمامى اختيارات عرفى حاكمان و مديران جامعه براى حاكم شرعى است؛ همانگونه كه اگر شارع به صحت معاملات عرفى، مانند بيع، حكم كند، منظور او را براساس مفهوم عرفى بيع و مانند آن تعيين مىكنيم؛ زيرا اگر منظورى متفاوت از مفهوم متعارف داشت، بايد بدان تذكر مىداد؛ زيرا برداشت متعارف از اين الفاظ، همان مفاهيم معهود در اذهان ايشان است و بدون آن لفظ مجمل بوده و دلالتى نخواهد داشت و شخص حكيم، با توجه به اين مطلب، نبايد به اطلاق الفاظ اكتفا كند. بلكه عقل، به دليل حفظ غرض - او را به تبيين وادار مىكند.
بنابراين اگر شارع، شخصى عادل را حاكم كند، مفهوم از حاكم قراردادن او، همان مفهومى است
1) مگر گفته شود: در ظرف قيام اشخاص به امر حكومت نه به خاطر وظيفه شرعى بلكه به دواعى رياست و دنيوى براى دفع هرج و مرج كافى است و علم شارع به آن به جهت علم غيب او براى سقوط وظيفه تعيين حاكم از اين جهت كافى است گرچه راضى به حكومت متصديان نباشد. .
كه عرف براى حاكم قائل است؛ يعنى تمامى اختيارات و وظايفى كه حاكم عرفى دارد، براى منصوب از ناحيه شريعت ثابت است، مگر آنچه را شارع استثنا كند.
اين بيان براى اطلاق ولايت، نظير بيانى است كه برخى بزرگان در مسئله منصب قاضى گفتهاند و اينكه اگر در روايت، اين منصب براى فقيه مقرر شد، تمامى اختيارات و شئون قاضى از نظر اهلسنت، از جمله حكم به رؤيت هلال، اقامه حدود و ديگر امور، براى قاضى شيعه كه از ناحيه امام (ع) نصب شده، ثابت است.
اما اگر بر اقامه حكومت دليل لفظى نباشد، و مستند مشروعيت حكومت، ضرورت و علم به عدم رضايت شارع به اهمال آن باشد كه نتيجهاش هرجومرج و اختلال نظام است، باز مقتضاى اطلاق مقامى، محدود بودن اختيار حاكم به حدود اختيار حاكم عرفى است؛ زيرا اگر شارع روشى مغاير با عرف در مديريت و حكمفرمايى داشته باشد، نبايد سكوت كند. شارعى كه احكام جزئى فردى را بيان مىكند، چگونه اين امر مهم و ضرورى براى همگان را مورد توجه قرار ندهد.
آنچه ضرورى است، وجود حاكم و مدير جامعه براى حفظ نظم، امنيت و ديگر مصالح عمومى مردم است. و اما اينكه حاكم، فقيه و مجتهد در احكام شريعت نيز باشد يا مقلد هم بتواند حاكم باشد، نيازمند دليل ديگرى است. بدون لحاظ برخى ادله نقلى، ممكن است براى شرطيت فقاهت در حاكم، به قدر يقينى بودن او نسبت به مقلد استناد كرد. البته اين مطلب، زمانى صحت دارد كه حاكم مقلد، امتياز ديگرى بر فقيه نداشته باشد؛ براى مثال اگر فرد مقلد، در مديريت يا برخى مسائل ديگر مرتبط با حكومت، تخصص، و سابقه اجرايى موفق در مناصب مهم غير از رهبرى داشته باشد، ديگر فقيه، قدر يقينى جواز تصدى حكومت نخواهد بود. البته چنين مقلد داراى مزيتى هم، به دليل نداشتن مزيت فقاهت، نمىتواند قدر يقينى جواز تصدى منصب حاكميت باشد.
گفتنى است اجتهاد و مديريت اجرايى، دو ركن مهم حكومت و امامت جامعه است و تفاوت آن دو همانند تفاوت بين اجتهاد و قضاء است كه اولى، قدرت استنباط احكام كلى، و دومى تطبيق احكام بر مصاديق آن است. بنابراين حاكم ناآگاه در مسائل اجرايى، چنانچه به ديگران اعتماد كند، همانند شخص مقلّد در احكام شريعت است؛ يعنى اجتهاد در مسائل دين و اجتهاد در مديريت اجرايى، دو مسئله مهم براى حاكم است كه نبود هر يك، وابستگى و تقليد حاكم را به دنبال خواهد داشت.
گرچه براساس بيان گذشته، حدود اختيار حاكم براساس اطلاق مقامى روشن شد، ولى بيان حدود اختيارات حاكم براساس برخى اطلاقات لفظى هم لازم است تا در ضمن آن، بر صحت آنچه گذشت تأكيد شود.
يكى از ادله مهم ولايت و حدود آن را در شريعت، مىتوان آيه ( النَّبِي أَوْلي بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ ) (احزاب:6) دانست. بررسى دلالت آيه بر اصل ولايت وحدود آن ضرورى است و بحث را بايد در دو جهت دنبال كرد: يكى اينكه ولايتى كه از آيه استفاده مىشود، چه مقدار است تا چنانچه دليل اقتضا كند كه ولايت حاكم غيرمعصوم به مقدار ولايت معصوم است، حكم به ثبوت آن براى غيرمعصوم بشود، جهت دوم اينكه ولايت مستفاد از آيه براى خصوص پيامبر است يا اينكه آيه، بهطور مستقل يا به ضميمه دليلى ديگر، دلالت بر ثبوت ولايت براى مطلق حاكم حتى غيرمعصوم مىكند.
جهت اول: از آيه شريفه استفاده مىشود كه ولايت پيامبر بر آنچه مؤمنان بر آن ولايت دارند، اولى و مقدم است. مفهوم از اولويت در مورد، تقدم و تعين است و نه اولويت استحبابى. اين اولويت نظير اولويت در آيه ( أُولُوا الأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ ) (انفال: 75) است كه منظور در آنجا هم تعيين الزامى است.
اما آيه هيچگونه دلالتى ندارد كه مؤمنان بر چه چيزى ولايت دارند تا ولايت پيامبر (ص) بر ايشان مقدم باشد. به اصطلاح، موضوع ولايت پيامبر در آيه، ولايت اشخاص است و حكم آن تقدم ولايت پيامبر (ص) است، و مىدانيم قضيه مشتمل بر حكم، دلالتى بر تحقق يا عدم تحقق موضوع خود ندارد. بلكه نهايت دلالت آن، ثبوت حكم بر فرض تحقق موضوع آن است.
بنابراين بايد موارد ولايت اشخاص را از ادله ديگر تعيين كرد، و سپس حكم به تقدم ولايت پيامبر (ص) در آن موارد كنيم؛ براى مثال اشخاص براساس دليل سلطنت، بر مال خود بر فروش، هبه و ديگر تصرفات اعتبارى و غيراعتبارى، مانند اتلاف، ولايت دارند. در نتيجه پيامبر (ص) نه تنها بر اموال اشخاص ولايت دارد، بلكه ولايت او مقدم بر خود آنهاست؛ يعنى اگر پيامبر (ص) مصلحت بداند، مال شخصى را بفروشد يا در مسير مصالح جامعه استفاده ديگرى كند، مثل اينكه زمين فردى را براى توسعه راههاى عمومى تصرف كند، اين حق براى او ثابت است و مالك، حق اعتراض و ممانعت، به دليل مالكيت، نخواهد داشت.
مثالى ديگر: اشخاص در اشياى بدون مالك خاص، چنانچه حق تصرف يا تملك داشته باشند، پيامبر (ص) مىتواند در آن موارد تصرف كند و آن مال را به تملك خود يا آنكه صلاح مىداند، درآورد.
گفتنى است پيامبر (ص) در قضيه غدير و نصب اميرمؤمنان (ع) براى امامت مسلمانان، به مضمون همين آيه استناد كرد، كه از اين مطلب، ولايت خود مردم بر نصب حاكم در فرضى كه پيامبر اعمال ولايت
نكند، استفاده مىشود.
به عبارتى ديگر، آيه مذكور ولايت مردم را بر انتخاب امام، چنانچه امامى برايشان تعيين نشده باشد، بيان مىكند. افزون بر آن دلالت مىكند كه ولايت پيامبر (ص) بر ولايت افراد جامعه مقدم است.
«مرحوم شيخ صدوق» در كتاب «معتبر» و مشهور فقها به سند صحيح و معتبر حديث غدير را نقل كردهاند. البته اين روايت در كتب فريقين معروف، مشهور و متواتر است.
نكته درخور توجه اين است كه دلالت آيه بر ولايت پيامبر و اولويت آن حضرت بر آنچه مؤمنان بر آن ولايت دارند، براساس اطلاق و ظهور است كه با دليل مخالف، تخصيص بردار است. چنانچه از دليلى اختصاص برخى ولايتها براى اشخاص فهميده شد يا اگر اختصاص برخى ولايتها به اشخاص بهطور روشن و از قبيل قرينه متصل به حساب آيد، ديگر نوبت به اطلاق دليل ولايت حاكم بر آن مطلب نخواهد رسيد.
ضمن اينكه ممكن است موارد ولايات خاص، در عموم ولايت حاكم، داخل نباشد؛ چون ضابطه ولايت حاكم، اُمورى است كه به اجتماع و مصالح عمومى مربوط باشد كه در فرض تعارض مصالح فردى با مصالح عمومى، حاكم براى تأمين مصالح جمع بر افراد ولايت دارد.
با تمهيد اين مقدّمه نوبت به تفصيل موارد ولايت حاكم مىرسد؛ ولايت حاكم در اُمورى قابل تصوير است، كه ثبوت ولايت در هريك از آنها نيازمند دليل است؛ بدين معنا كه ثبوت آن در برخى، به معناى ثبوت در ديگر موارد نيست. اين امور عبارت است از:
امر و نهى در افعال مباح كه انجام دادن آنها، با صرفنظر از مطالبه حاكم يا غير او، مشروع و جايز است؛ مانند مسافرت، ماندن در خانه يا بيرون آمدن؛
امر و نهى در افعال مستحب و مكروه، به معناى امر به مكروه يا نهى از مستحب؛
امر و نهى در واجبات و محرمات، يعنى امر به حرام و نهى از واجبات؛
امر و نهى در معاملات مشروع مثل امر به فروش مال يا نهى از آن؛
امر به معاملات غيرمشروع به معناى امر به انجام دادن معامله فاسد مانند ربا و غرر چه آنكه فقط فاسد باشد يا افزون بر آن تكليفاً هم حرام باشد.
ولايت بر تغيير احكام وضعى مانند، طهارت و نجاست، مذكى و ميته بودن، و ولايت بر تأثير شروط و موانع مانند استطاعت در وجوب حج يا ملك نصاب در وجوب زكات يا ملك فايده در
وجوب خمس يا حيازت در مالكيت يا بيع و ديگر معاملات در آثار آنها يا مانعيت نجاست لباس يا بدن از صحت نماز يا مانعيت غرر و ربا از صحت معاملات.
ولايت تصرف در اموال ديگران مانند مباشرت در فروش اموال و تملك آنها همچون تملك منازل اشخاص براى توسعه راهها يا ايجاد مراكز عامّالمنفعه مثل مساجد و زيارتگاهها؛
تصرف در محدوده ولايات اشخاص در غير اموال آنها، مانند طلاق همسر، يا تصرف در اموال تحت ولايت، مانند اموال فرزندان نابالغ و موقوفات تحت نظارت و ولايت.
آنچه از اين اُمور مربوط به بحث ماست، عبارت است از ولايت حاكم بر احكام وضعى شريعت و اينكه آيا حاكم مىتواند سببيت امرى را براى وجوب، حرمت، ملكيت، زوجيت و مانند آن الغا كند؟
آيا حاكم مىتواند خريد و فروش برخى اموال را بهصورت مطلق يا مشروط، مانند خريدوفروش ارز نسبت به نقل و انتقالى، ملغى كند و سود حاصل از اينگونه معاملات را ملك اشخاص نداند و آثار ملكيت بر آن بار نشود. از جمله متعاملان اينگونه معامله، براى حج مستطيع نخواهند بود و موظف به اداى واجبات مالى نيستند.
مفاد دلايل ولايت حاكم ولو در خصوص معصوم را مىتوان در پنج امر خلاصه كرد:
ولايت امر و نهى درباره امور مشروع، اعم از افعال و معاملات؛
ولايت بر اجراى حدود و تعزيرات با رعايت شروط؛
ولايت بر مباشرت آنچه انجام دادنش مشروع است مانند معاملات و دليلى نيز بر اختصاص مشروعيت آن براى اشخاص نباشد؛ بهگونهاى كه أحدى، جز خود آن اشخاص، حتى حاكم، مجاز در انجام دادن آن عمل نباشد؛
تشخيص وظيفه اهم در تزاحم تكاليف افراد با برخى مصالح عمومى، مانند تزاحم وجوب حج با حفظ امنيت حاجيان و حفظ حرمت و كرامت عمومى؛
مسئله جهاد، براى حفظ امنيت مرزها، دفع خطر حمله و تجاوز و رفع موانع انتشار دعوت به حق.
البته بحث ولايت بر تشريع، چنانچه بر معصوم يا خصوص پيامبراكرم (ص) ثابت باشد، احتمال ثبوت آن بر حاكم غيرمعصوم وجود ندارد.
بنابراين نمىتوان از دلايل ولايت حاكم، جواز ابطال معاملات، مخالفت با احكام وضعى شريعت يا مخالفت با تكاليف الزامى را استفاده كرد.
بلكه بنابر نص «لا طاعۀ لمخلوق فى معصيۀ الخالق» حاكم، در هرچه معصيت، و مخالفت با احكام الزامى شريعت است، ولايت ندارد؛ براى مثال حاكم نمىتواند براساس مصلحت امر به ترك نماز يا روزه كند؛ زيرا ترك نماز و روزه معصيت است و پيروى از هيچ مخلوقى، از جمله حاكم، در آنچه به معصيت خداوند مىانجامد، جايز نيست.
بديهى است ترك نماز با فرض تزاحم با واجب اهم ديگرى، اگر فرض شود، ديگر معصيت نيست و امر به آن و اطاعت از آن امر، مصداق اطاعت از معصيت نخواهد بود.
اگر فرض شود انجامدادن نماز با شرايط معتبر آن در زمان و مكان خاصى براى سلامت و حيات مسلمان خطرناك باشد؛ يعنى بين وجوب حفظ نفس و بين وجوب نماز تزاحم باشد، ترك نماز معصيت نبوده و امر به ترك نماز اختيارى و اكتفا به نماز اضطرارى، مصداق امر به معصيت نيست.
البته مثال مذكور، يعنى تزاحم بين نماز و بين حفظ حيات، بنابر فرض است، وگرنه اين مسئله از موارد تزاحم اصطلاحى نيست. بلكه دليل وجوب نماز اختيارى، محكوم دليل حرج و اضطرار است. بنابراين انجام دادن نماز اختيارى در اين فرض، مشروع نخواهد بود تا در مسئله تزاحم داخل باشد.
مثال ديگر: حاكم مىتواند فردى را از انجام دادن معاملهاى منع كند و در نتيجه، فعل معامله گناه و مخالفت با حكم حاكم است؛ براى نمونه، حاكم خريد و فروش ارز را در زمانى ممنوع، و براى انجام دهنده آن، تعزيرى مقرر كند.
ولى حاكم مجاز نيست معاملهاى را كه طبق ضوابط شرعى صورت گرفته است، باطل مقرر نمايد و آن را همانند معاملات باطل، مثل ربا و معامله غررى، بداند.
بنابراين همانگونه كه معاملات غررى يا ربوى و مانند آن از نظر شريعت ملغى است و تأثيرى در نقل و انتقال ندارد، خواه انجام دادن معامله تكليفاً هم حرام باشد مانند ربا يا فقط باطل بوده و بدون اينكه حرام باشد مانند بيع غررى، حاكم نمىتواند معامله ارز را هم ملغى قرار دهد؛ بهگونهاى كه وقوع آن از اشخاص، منشأ نقل و انتقال نشود.
البته دلايل ولايت حاكم، برچنين ولايتى دلالت ندارد. آرى، حاكم مىتواند درآمد حاصل از برخى معاملات را مصادره كند؛ چون واگذارى دارايى مالك به بيتالمال توسط خود مالك مشروع است. پس حاكم انجام آن بر تصرف ولايت خواهد داشت. در نتيجه، چنانچه استطاعت حج به واسطه درآمد
از معاملات ممنوع باشد، چون استقرار مالكيت، شرط استطاعت است، حاكم مىتواند از بقاى ملكيت ممانعت كند؛ زيرا پس از مصادره كردن مال موضوع استطاعت باقى نخواهد ماند.
ولى حاكم نمىتواند شخص مالك را به سبب معاملات ممنوع، و بدون مصادره مال، ممنوعالحج كند و وجوب حج را از او بردارد؛ چون وجوب حج بر مستطيع، حكم شرعى است و حاكم، ولايت بر احكام و شارع ندارد، و با فرض تحقق استطاعت، منع از حج، مصداق «صدّ عن سبيل الله» و منع از عمل واجب است كه حاكم بر آن ولايت ندارد.
ما به همين دليل، ممنوعيت سفر حج را براى متخلفان از پرداخت ماليات، كه مرسوم است، مشروع نمىدانيم؛ زيرا هر چند نپرداختن ماليات، گناه است، ولى منع از سفر واجب حج، نيز گناهى ديگر است كه هيچ شخصى به انجام دادن آن مجاز نيست و پيروى در آن هم، مصداق طاعت از مخلوق در معصيت خداوند است. پس نه تنها واجب، نبوده بلكه مشروع نيست.
چنانچه فرض شود ادله نفوذ حكم حاكم نسبت به موارد مخالفت حكم حاكم با احكام الزامى شارع، اطلاق و شمول داشته باشد، اطلاق دليل ولايت حاكم، محكوم قاعده «لاطاعۀ» است. يكى از قواعد فقهى حاكم، بر ادله ولايات قاعده عدم مشروعيت پيروى از مخلوق در معصيت الهى است. عموم اين قاعده، شخص حاكم را نيز شامل مىشود؛ يعنى پيروى از حاكم هم در آنچه معصيت الهى به حساب مىآيد، جايز نيست. ما به دليل عدم بحث مستقل و متناسب از اين قاعده در كتب معدّ براى بحث قواعد و غير آن ناچاريم بهطور خلاصه حدود و مفاد اين قاعده را از نظر دليل و فتوا بيان كنيم تا اندازه ولايت حاكم مشخص شود، و در نتيجه عدم ولايت حاكم بر مخالفت احكام الزاميه شريعت و نيز عدم ولايت او بر وادار كردن ديگران بر مخالفت احكام الزاميه روشن شود.
ابتداءً روشن است كه لسان و مضمون اين قاعده، حاكم بر ديگر احكام و قواعد اوليه است؛ يعنى اين قاعده ناظر به موارد ولايتها و حدود و پيروى از صاحبان ولايت است و اينكه حد تمامى آنها تا جايى است كه مصداق معصيت خداوند سبحان نباشد.
بر اين اساس، ديگر نسبت بين اين قاعده و ديگر قواعد، از جمله ولايت حاكمان و ديگر اشخاص سنجيده نمىشود. بلكه با فرض اينكه نسبت عموم من وجه باشد، اين قاعده به علت حكومت، مقدم است و محكوم به تعارض يا سقوط نيست.
و از آنجا كه بحث در اين قاعده را در كلمات فقها بهصورت منقح نديدهام، ناچارم آن را بهطور
خلاصه در سه مرحله تبيين كنم:
مرحله اول: مضمون و مفاد قاعده؛
مرحله دوم: دليل قاعده والتزام به آن نزد فقهاء؛
مرحله سوم: انطباق قاعده در مورد ولايت حاكم.
اما مرحله اول: معناى قاعده، عدم مشروعيت اطاعت از غيرخداست در آنچه معصيت خدا باشد؛ يعنى اگر با قطع نظر از اطاعت از غير خدا، انجامدادن يا ترك كارى، معصيت و مخالفت با حكم خدا باشد، اطاعت از غيرخدا نمىتواند بهانه آن معصيت شود. در نتيجه، آن اطاعت، مشروع نيست؛ براى مثال ترك نماز يا شرب خمر، معصيت الهى است و اطاعت از احدى مجوز ارتكاب آن نخواهد بود.
معيار در معصيت كه در موضوع قاعده «لاطاعۀ» لحاظ شده، اطلاق ادله احكام است؛ براى مثال اطلاق نهى از شرب خمر يا اطلاق امر به روزه و مانند آن. بنابراين پدر و مادر، مولا به معناى مالك، كارفرما، شوهر، فرمانده، رئيس اداره و. . . ، هيچيك حق دستور دادن برخلاف احكام الزامى شريعت، كه به مخالفت و معصيت حكم شارع منتهى بشود، ندارد و بر فرض دستور نيز، پيروى از آن لازم، بلكه جايز نيست. البته موارد تقيه، براساس حكم شريعت، استثنا شده است. و دليل وجوب تقيه مخصوص قاعده «لاطاعۀ» مىباشد.
بنابراين، احتمال اينكه دستور اشخاص، منشأ ارتفاع موضوع حكم الزامى شريعت شود، مانند موارد تقيه كه احكام شريعت تخصيصاً شامل آن نبوده، براساس قاعده «لاطاعۀ» منتفى است.
ممكن است اشكال شود در موارد اكراه بر گناه، نه تنها انجامدادن، جايز، بلكه براى حفظ حيات و دفع ضرر، واجب است؛ درحالىكه اين مطلب با جايز نبودن پيروى از انسان در امر به معصيت، منافات دارد.
در پاسخ به اشكال مىگويم قاعده عدم جواز معصيت يا اطاعت از غير خدا، محكوم قاعده «اكراه» است، بلكه قاعده «اكراه» وارد بر قاعده «لاطاعۀ» است؛ بدين معنا كه با فرض جواز انجام دادن فعل اكراهى و اضطرارى، ديگر انجامدادن آن كار، معصيت خدا نيست تا در عموم آن قاعده داخل شود.
ممكن است مضمون قاعده «لاطاعۀ» ، امرى بديهى به نظر برسد؛ بهگونهاى كه در اثبات آن نيازى به دليل خاص نباشد؛ يا به تعبيرى ديگر: ادله احكام اوليه، مانند وجوب روزه و نماز يا حرمت خمر و
ديگر محرمات، براى اثبات مضمون قاعده كافى است؛ به بيان ديگر: عقل در دوران امر بين اطاعت از خداوند و اطاعت از غير او، در اطاعت از خداوند سبحان ترديدى ندارد. اثبات اين مطلب، نيازمند نص و روايت نيست بعد از آنكه صريح عقل به آن حكم نموده و در نتيجه بداهت قاعده روشن است.
اما گفتنى است كه مضمون قاعده، نظرى، و نيازمند دليل تعبدى، مانند نص، يا اصل عملى، (مانند ديگر احكام شرعى) است؛ زيرا ممكن است شارع در مواردى حكم خود را بردارد و مكلف را به پيروى از شخص ديگر موظف كند؛ همانگونه كه در تقيه و اضطرار چنين است.
در واقع، پيروى از غير شارع در تقيه و مانند آن، نه تنها مشروع، بلكه براى حفظ جان و مانند آن، واجب و جزء دين است؛ همانگونه كه فرمود: «لا دين لمن لا تقيۀ له» ؛ زيرا عمل به تقيه همانند انجام دادن نماز و روزه، جزء وظايف الزامى مكلف، و تخلف از آن گناه است.
در موارد ديگر نيز ممكن است اطاعت از شخص، منشأ رفع يد از اطلاق احكام باشد؛ براى مثال اگر فردى نذر كند. سپس پدرش او را از عمل به نذر منع كند، نه تنها وفاى به نذر واجب نيست، بلكه ممكن است حرام باشد.
در واقع، آنچه باعث مىشود امر و نهى اشخاص، موجب الغاى حكم شريعت، و اطلاق احكام شرع بر غير آن مورد حمل شود، خود شرع و نقل است.
گفتنى است كه قاعده «لاطاعة» حكم ثانوى است. حكم ثانوى به معناى تضعيف و بىاعتنايى به حكم اولى نيست؛ زيرا بين احكام شريعت، چه ثانوى و چه اولى، تفاوتى وجود ندارد. بلكه ممكن است در برخى موارد، حكم ثانوى اهم از حكم اولى باشد؛ همانگونه كه در وجوب تقيه كه حكمى است ثانوى، بيان شد.
حكم ثانوى، به خلاف حكم اولى، جنبه نظارت بر احكام ديگر را دارد اين تفاوت، تنها در جمع بين احكام متعارض و احتمال تنافى مؤثر است؛ زيرا در احكام اوليه، چنانچه نسبت بين دو حكم متنافى، عموم و خصوص من وجه باشد، تعارض شكل مىگيرد و براى جمع بين آن دو حكم، به دليل ديگرى نياز است تا تنافى را بردارد. ولى در احكام ثانويه نسبت به احكام اوليه، از اساس بين دو حكم، تنافى محقق نمىشود و با اينكه نسبت بين دو دليل، عموم و خصوص من وجه بوده، دليل حكم ثانوى، به دليل حكومت، بر دليل حكم اولى مقدم است.
بر همين اساس، قاعده لاضرر، قاعده نفى عسر و حرج، قاعده اضطرار و مانند آنها، حكم ثانوى است؛ بهگونهاى كه هيچگاه بين آنها و احكام اوليه تعارض به وجود نمىآيد. بلكه اطلاقات احكام ثانويه بر احكام اوليه مقدم است.
قاعده «لاطاعۀ» هم از اين قاعده مستثنا نيست؛ چون ناظر به احكام اوليه است و آن احكام به سبب اطاعت از ديگران، مختل نشده، بلكه محكم و ثابت است.
بنابراين نبايد گفت بين قاعده «لاطاعه» و وجوب صوم يا حرمت قتل مؤمن، نسبت عموم من وجه است و در ماده اجتماع، تعارض شكل مىگيرد و بايد به اصل عملى يا دليلى ديگر رجوع كرد.
در نتيجه، قاعده «لاطاعه» ، حاكم و مقدم بر تمامى موارد ولايات اشخاص است، و معناى آن عدم جواز اطاعت از احدى نسبت به آنچه مخالفت با حكم خداى تبارك و تعالى محسوب مىشود مىباشد، حتى اگر پيامبر و امام معصوم باشد. البته عصمت، مانع از دستور به خلاف فرمان الهى است. ولى، به فرض محال، چنانچه معصوم مخالف فرمان الهى حكم كند، پيروى از او جايز نيست.
تركيب «لا» با مدخول آن تركيبى شايع در لغت و متون شريعت است كه از ديرباز فقها به آن توجه داشتهاند و مناسب است بابى در اصول به آن اختصاص داده شود؛ زيرا تفاوتى بين دلالت مشتق، كه مسئلهاى اصولى است، و دلالت تركيب «لا» و مدخول آن، كه عنوانى عام و داراى مصاديق و صغرياتى است، وجود ندارد.
صغريات اين تركيب در «لاضرر» و «لاضرار» ، «لاحرج» ، «لارفث» ، «لافسوق و لاجدال فى الحج» ، «لارهبانية» ، «لاصلوة» ، «لاصوم» ، «لااعتكاف» و «لاعرفۀ الا بمكۀ» و «لاشغار فى الاسلام» ، «لا غش بين المسلمين» و ديگر موارد آمده است. براساس ارتكاز از كلمات بزرگان، به نظر مىرسد كه اين تركيب در موارد مختلف، كنايه از معانى متعدد استعمال شده است:
درخور توجه است كه استعمال اين تركيب در كراهت نيز به همان نكتهاى كه استعمال نهى در غير حرمت با فرض قرينه جايز است، صحيح است.
افعال خارجى مانند قيام، قعود و مانند آن اكراه پذير است. اما افعال قلبى مانند حب، بغض و التزام اكراه پذير نيست. همچنين اعتقاد، فعلى قلبى است كه متوقف بر علم هم نيست. ازاينرو كافران بهطور معمول نسبت به عقائد خود علم نداشتند بلكه، اعتقاداتشان براساس گمان و پيروى از گذشتگان بوده است. در واقع، به صرف علم، اعتقاد متحقق نمىشود؛ به همين دليل عدهاى از كفار با علم به حقيقت، ايمان و اعتقاد نداشتند؛ مانند شيطان كه حتى با علم خود، از جمله كفار است. هر چند قوام اعتقاد به علم نيست، ولى به عدم اكراه متقوم است؛ چنانكه خود إكراه به عدم رضايت شخص متقوم است و با رضايت، مفهوم اكراه شكل نمىگيرد.
نفى صحت مانند « لاصلاۀ إلا بطهور » .
نفى كمال مانند «لاصلاة لجار المسجد إلا فى المسجد » .
گرچه موارد استعمال چنين تركيبى متعدد است، ولى به نظر مىرسد معناى حقيقى و استعمالى آن همان نفى مدخول ادات است. نهايت امر، اين مفهوم به دواعى متعدد اراده مىشود و استعمال اين تركيب، كنايه از مفاهيم مختلفى واقع مىشود.
معناى لاصلاۀ، نفى ماهيت و حقيقت صلاه است. گاهى منظور از نفى ماهيت، كنايه از نفى صحت و گاهى نفى كمال و أحيانا نفى جعل و تشريع و در مواقعى نفى حليت و نيز نفى امكان است.
در نتيجه، اين تركيب به معناى نفى ماهيت، و تعيين منظور كنايى آن نيازمند قرينه است.
درباره «لاطاعه» نيز احتمالات معناى كنايى آن نفى مشروعيت، يا به معناى نفى جواز است، مانند لارفث، و يا به معناى نفى وجوب است؛ يعنى اطاعت از مخلوق در معصيت خالق واجب نيست.
در مورد روايات و براساس قرينه تطبيق، اين تركيب كنايه از عدم جواز و حرمت اطاعت است؛ آنگونه كه خواهد آمد انشاءالله تعالى.
اما مرحله دوم كه بيان دليل قاعده است. گفتنى است كه قاعده «لاطاعه» ، نه تنها مورد پذيرش فقهاى اماميه بلكه مقبول فقهاى فريقين است؛ بلكه در كلام برخى، از مسلمات دانسته شده است؛ چنانكه در كلام محقق، علامه، شهيد، و مواضعى از كلمات صاحب جواهر و نيز فقهاى متأخر آمده است.
مدرك و دليل اين قاعده، روايات است. برخى از اين روايات در مورد خاص آمده، و برخى ديگر بهصورت عام صادر شده است.
صحيح محمد بن مسلم عن ابى جعفر (ع) قال: «سألته عن امرئۀ لم تحج و لها زوج و ابى ان ياذن لها فى الحج فغاب زوجها فهل لها ان تحج؟ قال: لا طاعۀ له عليها فى حجۀالاسلام. . .» .
صحيح معاويه بن وهب قال: «قلت لابى عبدالله (ع) امرئۀ لها زوج فَابى ان ياذن لها فى حج و لم تحج حجۀالاسلام فغاب عنها زوجها و قد نهاها ان تحج فقال: لا طاعۀ له عليها فى حجۀالاسلام و لاكرامۀ لتحج ان شائت» . (1)3. در صحيح على بن حكم عن على بن ابى حمزه عن ابى عبدالله (ع) ، مانند حديث ابن وهب آمده است. (2)در خصوص حج، رواياتى ديگرى هم آمده است كه بيان مىكند شوهر نمىتواند مانع سفر حج همسر شود و در اين مورد ولايت ندارد. حتى برخى روايات، بهطور صريح، مخالفت زن با شوهر را براى انجام دادن اين فريضه جايز دانسته است. (3)4. «شيخ صدوق» در «من لايحضره الفقيه» با عنوان «و من الفاظ رسول الله (ص) الموجزۀ التى لم يسبق إليها» ، يكى از مواردى را كه ضبط كرده، اين جمله است: «لا طاعۀ لمخلوق فى معصيه الخالق. . .» . (4)5. همچنين در روايتى ديگر از صدوق، به سندى از فضل بن شاذان آمده است:
عن الرضا في كتابه إلي المأمون قال: «و بر الوالدين واجب و إن كانا مشركين و لا طاعة لهما في معصية الخالق و لا لغيرهما فإنه لا طاعة لمخلوق في معصية الخالق . . .» . (5)«سيد رضى» هم در «نهجالبلاغه» اين فقره را ذكر مىكند كه قال (ع) : «
لاطاعة لمخلوق في معصية الخالق » . (6)
در «محاسن» بابى با عنوان «لا طاعۀ لمخلوق فى معصيۀ الخالق» است كه در آن سه روايت، ذيل آيه: ( اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللهِ ) (توبه: 31) آمده است:
َرُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللهِ ) قال: «والله ما صلوا لهم و لاصاموا ولكن اطاعوهم فى معصيۀ الله» . (1)9. ابوبصير از امام صادق (ع) درباره آيه مذكور سؤال مىكند. حضرت فرمود: «والله ما صلوا لهم و لاصاموا و لكنّهم احلوا لهم حراماً و حرّموا عليهم حلالاً فاتَّبعوهم» . (2)10. در اين روايت نيز ابوبصير از آيه مذكور سؤال مىكند و حضرت فرمود: «
اما والله ما دعوهم إلي عبادة انفسهم ولو دعوهم إلى عبادة انفسهم ما اجابوهم ولكن احلّوا لهم حراماً و حرَّموا عليهم حلالاً فعبدوهم من حيث لايشعرون » . (3)11. «مرحوم محقق حلى» در كتاب «معتبر» ، اين روايت را از معصوم مىداند: قال (ع) : «
لاطاعة لمخلوق في معصية الخالق » . (4)
إحذروا علي دينكم ثلاثة: . . . و رجلاً آتاه الله عزوجل سلطاناً فزعم أنّ طاعته طاعة الله و معصيته معصية الله و كذب لأنه لا طاعة لمخلوق في معصية الخالق لاينبغي للمخلوق ان يكون حبّه لمعصية الله فلاطاعة في معصيته و لا طاعة لمن عصي الله، اِنما الطاعة لله و رسوله9 و لِوُلاة الأمر و اِنما امرالله بطاعة الرسول9 لانه معصوم مطهّر لايأمر بمعصيته و إنما أمر بطاعة اوليالأمر لأنهم معصومون مطهرون لا يأمرون بمعصيته. (6)
لكن دلالت اين روايات، بر قاعده منظور خالى از اشكال نيست؛ زيرا ممكن است مضمون اين دسته از روايات، منع اطاعت و پذيرش امامت فاسق در تمام امور باشد، نه در خصوص امر به معصيت؛ چنانكه ممكن است منظور برخى از رواياتِ مشتمل بر اين مضمون، عدم جواز اطاعت حاكم يا غير او باشد در آنچه با فرض امر او هم مشروع نشود. بنابراين با جواز، بلكه وجوب اطاعت والدين يا
ديگران، در فرض انتقال حكم الزامى شارع كه با قطع نظر از عنوان اطاعت مقرر شده است، منافات نخواهد داشت.
البته به نظر عدهاى از بزرگان، اين قسم روايات بر قاعده محل بحث دلالت دارد. ازاينرو در كافى ذيل عنوان باب «من اطاع المخلوق فى معصيۀ الخالق» اين روايات را آورده است. (1)اما مرحله سوم: تطبيق قاعده لاطاعه در مورد ولايت حاكم است. بهنظر مىرسد اطلاق قاعده، حاكم را نيز شامل مىشود؛ زيرا لفظ مخلوق اطلاق دارد و حاكم را نيز در بر مىگيرد.
در نتيجه، چنانچه حاكم دستور به انجام ندادن حج در فرض درآمد از برخى معاملات بدهد، مصداق دستور به عصيان است و پيروى از آن، واجب نيست؛ همانگونه كه الغاى ملكيت در معاملاتى كه اطلاقِ دليلِ معاملات، مقتضى صحت آنهاست، برخلاف حكم شارع است و نافذ نخواهد بود؛ بهويژه آنكه به نافرمانى از احكام الهى نيز ختم مىشود.
1) كافى، محمد بن يعقوب كلينى، ج2، ص372. .
سعيد فراهانى فرد (1)
چكيده
با توجه به نقش سازنده حج تمتع و عمره مفرده در تربيت و تهذيب مسلمانان، مورد تأكيد شارع است؛ همانگونه تجربه برپايى اين عبادت در بعد از انقلاب اسلامى، اين مسئله را تأييد مىكند. البته روش جارى در ثبتنام عمره مفرده از دو نظر اشكال دارد:
سپردهگذارى و برخوردارى از سود سپرده، گرچه از نظر شرعى بلااشكال ندارد، ولى با توجه به صورى بودن مشاركتهاى بانكى، اين عمل براى مؤمنان گوارا نيست و شبهه ربا را ايجاد مىكند. در ضمن ممكن است برخى سپردهگذاران، مقلد مراجعى باشند كه اين روش را جايز نمىدانند.
در اين روش، امكان برخوردارى همه افراد از اين عبادت، كه استطاعت هم در آن شرط نيست، وجود ندارد.
در اين مقاله، افراد را براساس توانايى اقتصادىشان تقسيم، و روشهايى را متناسب با هر گروه ارائه كردهايم.
واژگان كليدى: عمره مفرده، اوراق عمره، سلف، مرابحه و جعاله.
يكى از ويژگىهاى حج تمتع و عمره مفرده، كه مورد توجه شارع است. جامعيتشان مىباشد؛ يعنى جامع عبادتهاى ديگر از جمله نماز، خمس، زكات، امر به معروف و نهى از منكر، انفاق و. . . است. حاجى و معتمر، با تمرين بندگى خدا، روحيه تسليم برابر حق را در خود تقويت مىكند. ثمره مهم ديگر اين دو عبادت، پالايش نفس از همه آسيبهاي رواني و كژرويهاي اجتماعي، و پديد آوردن
1) عضو هيئت علمى دانشگاه علوم اقتصادى تهران. .
شخصيتي است درخور اعتماد، مصون از هر فساد، متواضع، بينياز از آزمندي و به دور از نشانههاي خودنمايي و برتري جويي. (حر عاملي، 14٠9: ج11، ص13، ح1412(1)
نگارنده در سفرهاي متعددي كه توفيق خدمتگزاري به حاجيان و معتمران را داشته است، از نزديك اين تحول را در آنان، بهويژه در قشر جوان، شاهد بوده است. خوشبختانه بخش درخور توجهي از مردم، بهمنظور بهرهمندى از اين آثار، و نيز زيارت پيامبر اكرم (ص) و ائمه بقيع (ع) در صف انتظار اين سفر معنوياند و اين سفر را به ديگر سفرهاي خارجي ترجيح ميدهند. اما گروهي ديگر از مردم، به دلايل مادي، نتوانستهاند از اين توفيق بهرهمند شوند. درباره حج وارد شده است كه اگر زماني مسلمانان، توانايي سفر به مكه و انجام دادن مناسك را نداشته باشند، بر دولت اسلامي واجب است زمينه مسافرت آنان را فراهم كند. درباره عمره، گرچه چنين ضرورتي وجود ندارد، اما با توجه به آثار فرهنگي و معنوي فراوان آن، كمك دولت و ايجاد زمينههايي براي حضور بيشتر مردم در اين مكان امن، مناسب است. چه بسا جواناني كه با حضور در اين سرزمين، زندگانيشان متحول ميشود و زندگي آنان رنگ خدايي مييابد. از طرف ديگر، با توجه به صوريبودن برخي معاملات بانكي، بهويژه مشاركتها، سودى كه متقاضى حج و عمره بعد از دوره سپردهگذارى از بانك دريافت مىكند، شبههناك است و براى دريافتكننده گوارا نيست. (2)در اين مقاله با تقسيمبندي افراد به گروههاي مختلف درآمدي، و با استفاده از عقود شرعي چون سلف، فروش اقساطي و قرضالحسنه، و با توجه به آراي فقيهان، براي معرفي شيوه جديدي در ارائه خدمات عمره مفرده تلاش خواهيم كرد.
هر چند استفاده از اين عقود، در بانكداري اسلامي و بازار مالي داراي پيشينه است، اما استفاده از آنها در موضوع مورد بحث پيشينهاي ندارد.
در اين قسمت متناسب با وضعيت مالي افراد، شيوههاى مختلفى را براى ارائه خدمات عمره مفرده و ثبتنام متقاضيان بيان مىكنيم. در واقع، متقاضيان عمره مفرده از نظر مالي سه دستهاند:
افراد ثروتمند كه نه تنها مشكل مالى براى تأمين هزينه عمره خود و خانوادهشان ندارند، بلكه توان كمك به ديگران نيز دارند.
افرادى كه هزينه عمره را يكجا نمىتوانند پرداخت كنند. اما بهصورت قسطى قدرت پرداخت دارند.
1) البته عقود بانكى، به تأييد فقيهان شوراى نگهبان رسيده است و با توجه به اينكه سپردهگذار به بانك قرض نمىدهد، معامله ربوى نيست. فقط ممكن است صورى بودن معاملات بانكى، در ميزان واقعى حق او خلل ايجاد كند. .
2) البته عقود بانكى، به تأييد فقيهان شوراى نگهبان رسيده است و با توجه به اينكه سپردهگذار به بانك قرض نمىدهد، معامله ربوى نيست. فقط ممكن است صورى بودن معاملات بانكى، در ميزان واقعى حق او خلل ايجاد كند. .
براي هرگروه شيوههايمختلفي در اينجا پيشنهاد ميشود:
شيوه فعلى سازمان اين است كه با قرعهكشى از متقاضيان، براى يك دوره زمانى، ثبتنام انجام مىشود؛ بدين صورت كه افراد با سپردهگذارى در يكى از بانكهاى عامل، از اولويت ثبتنام در اين دوره برخوردار مىشوند. در طول دوره، سپردهگذار از سود مشاركت برخوردار است كه با رسيدن نوبتش، ضمن دريافت اصل و سود پول خود، به ثبتنام در يكى از كارگزارىهاى عمره مفرده اقدام مىكند و هزينه قطعى ثبتنام را مطابق نرخ روز مىپردازد. در اين فرايند، سازمان حج از سپرده دوره مشاركت (سپردهگذارى) انتفاعى نمىبرد. مگر در توافقى با بانك عامل تا از درصدى از سود برخوردار شود.
راههاى ديگرى كه مىتوان براى اين گروه طراحى كرد، بهصورت زير است:
سلف يا سلم از اقسام بيع و عكس نسيه است. طبق تعريف فقيهان، مبيع در سلف، كلى در ذمه است كه در عوض مال نقد، و براى سررسيد معينى فروخته مىشود. (نجفى، بىتا، ج24، ص267 به مشترى، «مسلم» به كسر لام، به فروشنده «مسلماليه» ، به كالايى كه فروخته مىشود «مسلم فيه» و به بهاى آن «مسلم» به فتح لام گفته مىشود. (موسوىخمينى، بىتا، ج1، ص543)
جواز و مشروعيت معامله سلف، اجماعى است و افزون بر آن به ادله ديگرى نيز استناد شده است. صاحب جواهر افزون بر اجماع، به سنت متواتر و آيه شريفه ( يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا تَداينْتُمْ بِدَينٍ إِلي أَجَلٍ مُسَمًّي فَاكْتُبُوهُ ) (بقره:282)» استناد كرده است. (نجفى، بىتا، ج24، ص267) همچنين در وسائلالشيعه بيش از پنجاه روايت در سيزده باب با عنوان ابواب السلف آمده است. (حر عاملى، 14٠9ه. ق، ج18، ص284
در صحت سلف، شرايطى معتبر است:
بايد جنس كالايى كه فروخته مىشود و نيز وصفهايى كه در ثمن و رغبت مشترى اثر دارد، معين شود تا هيچگونه غرر و ابهامى در كار نباشد. اين شرط در روايت امام صادق (ع) نيز آمده است. (همان)
ثمن، نقد باشد و در مجلس عقد و پيش از جدا شدن فروشنده و مشترى از يكديگر، تحويل فروشنده شود. هرگاه مقدارى از ثمن پرداخت شود، معامله فقط به همان مقدار صحيح است. اين شرط
در شيوههاى بعدى مورد استفاده قرار مىگيرد.
مقدار كالا، با كيل، وزن يا شمارش، مشخص شود. اين شرط نافى غرر است و دلايل خاص (روايتها) به آن دلالت مىكند. پيامبر اكرم (ص) فرمود: «هركس معامله سلف انجام مىدهد، اندازه و سررسيد آن را معلوم كند» . (نورى، 14٠8ه. ق، ج13، ص381
سررسيد تحويل كالا معين شود. اين شرط نيز مقتضاى نفى غرر است و افزون بر روايت شرط سابق، روايتى كه امام صادق (ع) از اميرمؤمنان (ع) نقل مىكند، بر آن دلالت دارد. (كلينى، 1365، ج5، ص184)
امكان تحويل كالا در سررسيد و در محل تحويل آن، وجود داشته باشد. به عبارت ديگر، فروشنده قدرت بر تحويل كالا داشته باشد. اين هم از شرايط عمومى بيع است.
فروش مبيع سلف، پيش از سررسيد ممنوع است. (نجفى، بىتا، ج24، ص320)
معامله به ربا نينجامد. (نجفى، بىتا، ج24، ص275
در اين روش، مؤسسات كارگزارى عمره، داراى مجوز از سازمان حج، اوراقى به نام اوراق عمره منتشر مىكند و اين اوراق را به متقاضيان، پيشفروش مىكند. قيمت اين اوراق بر حسب زمان تشرف و خدماتى كه كارگزار ارائه مىدهد، تعيين مىشود. بنابراين كسانى كه زودتر مشرف مىشوند، مبلغ بيشتر، و كسانى كه ديرتر مشرف مىشوند، مبلغ كمترى مىپردازند.
براساس شرايطى كه بيان شد، بايد شركت كارگزارى بهصورت شفاف، خدماتى را كه قرار است به عمرهگزار داده شود، مانند نوع هتل، هواپيما، اتوبوس و. . . ، مشخص كند. همچنين دوره زمانى انجام دادن عمره (سررسيد) مشخص شود.
مزاياى اين روش بر روش معمول، عبارت است از:
با توجه به امكان واگذارى اين امتياز به چند شركت در كشور، آنها مىتوانند با چانهزنى با طرف مقابل خود در عربستان، و ايجاد فضاى رقابت، زمينه افزايش كيفيت و كاهش قيمت را ايجاد كنند.
در اين روش، سپردهگذارى و سود مشاركت، و شبهه غيرواقعى بودن سود آن از بين مىرود و در واقع، كاهش قيمت سلف در طول زمان، سود سپرده را جبران مىكند.
هرگاه متقاضى در طول دوره به نقدينگى نياز پيدا كند، مىتواند اين اوراق را به ديگرى واگذار كند. قيمت اين اوراق، براساس عرضه و تقاضا و مدت زمان باقيمانده به تشرف تعيين مىشود. البته با توجه به اينكه كالاى سلفى را قبل از سررسيد، طبق نظر مشهور، نمىتوان فروخت، مىتوان اين كار را از طريق صلح انجام داد.
عقد مرابحه كه ازقديم متداول بوده، يكى از اقسام بيع است. فقها در تقسيمبندى بيع گفتهاند فروشنده هنگام معامله مىتواند ثمن معامله را بدون اينكه به خريدار خبر دهد كه چند خريده است، تعيين كند (بيع مساومه) و نيز مىتواند كالاى خود را با درصد يا مقدارى بيشتر از قيمت خريد، به ديگرى بفروشد؛ يعنى بگويد روى اين كالا ده درصد قيمت خريد يا، بهطور مثال، هزار تومان سود مىخواهم. همينطور خريدار نيز مىتواند چنين قرارى را با فروشنده بگذارد؛ يعنى بگويد ده درصد مبلغ خريد آن كالا، به تو سود مىدهم و. . . . البته در اين صورت، فروشنده لازم است كه خريدار را از قيمت خريد آن آگاه سازد. (نجفى، ج23، ص3٠3 ازاينرو، در صورتى كه معلوم شود فروشنده دروغ گفته است، خريدار حق فسخ خواهد داشت.
مرابحه مىتواند بهصورت نقد يا نسيه باشد. (امام خمينى، 1368، ج1، ص546) بهطور معمول قيمت در نسيه، از نقد بيشتر است. بايد در اين معامله، شرايط عمومى بيع برقرار باشد.
اين عقد بهصورت گسترده در بانكهاى اسلامى استفاده مىشود و به علت مشخص بودن سود آن مورد توجه بانكها بوده است. اين عقد در قانون بانكدارى بدون ربا، با عنوان فروش اقساطى، كه يكى از انواع بيع مرابحه است، انجام مىشود كه در عمل نيز استفاده زيادى داشته است.
در اين روش، شركتهاى كارگزارى، امتياز عمره مفرده را از سازمان خريدارى، و با درصدى از سود به متقاضيان واگذار مىكنند. مبلغ اين امتياز مىتواند متناسب با دوره انتظار متفاوت باشد. در نتيجه، متقاضى هنگام تشرف، براساس هزينههاى روز و با كسر مبلغ پرداختى، به ثبتنام قطعى اقدام مىكند.
جعاله در لغت به معناى اجرت عامل، حقالعمل و مزد (عميد، 1376، ص473) ، و (1)در اصطلاح عبارت است از اينكه شخصى متعهد شود مقابل كارى كه ديگرى براى او انجام مىدهد، دستمزد معينى بپردازد. ملتزم شونده را «جاعل» ، اجراكننده عمل را «عامل» ، و عوض را «جُعْل» مىنامند. (محقق، 14٠8، ج3، صص 7، 8 و 126)
جعاله مىتواند به دو صورت خاص و عام به كار رود: اگر جاعل، جعاله را با عامل معينى منعقد كرده باشد، جعاله را خاص، و در صورتى كه عامل مشخص نباشد (عمومى باشد) جعاله را عام مىگويند. هركس در جعاله عام زودتر عمل مورد تقاضا را انجام دهد، مستحق اجرت خواهد بود.
1) فرهنگ فارسى عميد، ص463. .
همچنين اگر جاعل، شرايط خاصى را اعم از زمان و مكان قيد كرده باشد، جعاله را مقيد گويند و در غير اينصورت جعاله مطلق است.
در مورد ما، جعاله خاص كاربرد دارد؛ زيرا موسسه خاصى قبول مىكند كه خدمات عمره را براى متقاضيان انجام دهد و متقاضيان نيز متعهد به پرداخت «جُعل» به ازاى آن مىشوند.
برخى از نكات فقهى جعاله عبارت است از:
بيشتر فقها معتقدند جُعاله از ايقاعات است و احتياج به قبول ندارد. اما شهيد صدر (رحمه الله) معتقد است كه جعاله نيز احتياج به قبول دارد، مگر در مواردى كه صِرف عمل عامل، در صورتى كه در قالب جعاله انجام شود، قبول به حساب آيد.
جاعل بايد شرايط عمومى، اعم از بلوغ، عقل، رشد، قصد، اختيار و عدم حجر به سبب سفه و ورشكستگى را دارا باشد. ولى عامل لازم نيست كه اين شرايط را داشته باشد. فقط بايد امكان و توانايى انجام دادن كارى را كه جاعل مشخص كرده است، داشته باشد. (نجفى، بىتا: ج35، ص196؛ موسوى خمينى، 1368، ج1، ص539
عملى كه جاعل خواستار انجام دادن آن است، بايد نكات زير را داشته باشد:
الف) بايد مشروع و عقلايى باشد و جزء واجبات شرعيهاى نباشد كه مباشرت انسان در آنها شرط است.
ب) لازم نيست عمل، معلوم و معين باشد، برخلاف اجاره. بنابراين اگر جاعل بگويد هركس اسب گمشده مرا بياورد، بدون اينكه مسافت و محدوده كار را مشخص كند، جعاله صحيح است.
همچنين ترديد در موضوع جعاله اشكال ندارد؛ براى مثال اگر جاعل بگويد: «هركس اسب يا كيف گمشده مرا بياورد» ، جعاله صحيح است. (1)4. بايد مقدار جُعل از هر لحاظ (جنس، نوع، وصف و كيل يا وزن يا عددى بودن) مشخص باشد. ازاينرو اگر گفته شود چيزى به تو خواهم داد، يا فلان چيزى را كه در نظر گرفتهام خواهم داد، جعاله باطل خواهد بود، (نجفى، بىتا: ج35، ص187؛ موسوى خمينى، همان)
برخلاف عقد اجاره كه به محض عقد، اجير مالك اجرت مىشود، در جعاله، عامل پس از انجام دادن عمل، استحقاق اجرت پيدا مىكند.
در جعاله، جهل به عمل تا حدودى پذيرفته شده است؛ مثل اينكه جاعل بگويد هركس ماشين مرا پيدا كند، به او فلان مبلغ مىدهم. همچنين عوض مىتواند بهصورت مبلغ معينى باشد، يا نسبت
1) جواهرالكلام، ج35، ص191؛ تحريرالوسيله، ج1، صص538 و 539؛ توضيحالمسائل مراجع: ج2، ص3٠2؛ مواد 563، 564 و 57٠. .
خاصى از عملى كه انجام مىدهد؛ براى مثال بگويد هركس ميوههاى باغ مرا بفروشد، به او مبلغ خاصى مىدهم، يا اينكه يك چهارم مبلغ فروش را به او مىدهم. حتى جاعل مىتواند به عامل بگويد: آنها را بفروش و هر قدر بيشتر از فلان مبلغ فروختى براى خودت.
در اين روش، كارگزار متعهد مىشود خدمات لازم را در دوره زمانى معين به متقاضى عمره، مقابل مبلغ معينى ارائه كند. در اين قرارداد، كارگزار «عامل» ، متقاضى «جاعل» و مبلغ پرداختى «جُعل» است. ميزان جعل نيز متناسب با خدمات و زمان تشرف تعيين مىشود.
با توجه بهويژگى جعاله، كه عامل قبل از انجام دادن عمل استحقاق اجرت ندارد، وجهى كه كارگزار از خريدار اوراق دريافت مىكند تا زمان تشرف متقاضى، بهصورت امانت يا قرض در اختيار كارگزار خواهد بود.
كارگزار مىتواند تمام يا بخشى از خدمات عمره را از طريق جعاله ثانوى يا عقود ديگر، از افراد يا شركتهاى ديگر بخواهد. همچنين، در صورتىكه مقررات سازمان اجازه دهد، مىتواند اوراقى را كه منتشر مىكند و در اختيار متقاضى عمره قرار مىدهد (اوراق تعهد انجام دادن خدمت) در بازار ثانوى، خريدوفروش شود.
اين گروه افرادىاند كه هنگام ثبتنام و خريد اوراق عمره، توانايى پرداخت نقدى قيمت اوراق را ندارند. اما در طول زمان مىتوانند هزينه آن را پرداخت كنند و با توجه به اينكه ثبتنام در مقاطع مختلف صورت مىگيرد، در دوره جارى از انجامدادن عمره محروم مىشوند.
براى افراد اين گروه روشهاى زير متصور است:
1) ر. ك: تحريرالوسيله، امام خمينى، كتاب جعاله؛ منهاجالصالحين، آيت الله حكيم، همراه با حواشى شهيد صدر؛ منهاجالصالحين، آيت الله خويى. .
كارگزار در اين روش، بخشى از اوراق خود را، بهصورت نسيه يا اقساطى، به متقاضيان واگذار مىكند.
اين روش همان پيشفروش اوراق عمره است، با اين تفاوت كه مبلغ آن نقد نيست؛ درحالىكه در شرايط سلف گذشت، طبق نظر فقيهان، سلف بايد نقد باشد. دلايل مهم فقها عبارت است از:
اجماع (علامه حلى، بىتا، ج11، ص335؛ ابنزهره، 1417، ص227؛ نجفى، بىتا، ج24، ص289) ؛
اقتضاى ماهيت عقد؛
اصل عدم ملك و نقل (نجفى، بىتا، ج24، ص320) ؛
صدق بيع دين به دين (عاملى (شهيد ثانى) ، 1413، ج3، ص412) ؛
ادله نفى غرر.
در نقد اين ادله مىگوييم:
بر خلاف اينكه بسيارى از فقيهان بزرگ، دليل اجماع را ذكر كردهاند و كسى هم بهصورت جدى در اصل مسئله مخالفت نكرده است، اما احتمال مدركىبودن آن زياد است؛ يعنى احتمال دارد كه فقيهان به علت اينكه چنين معاملهاى را از مصداقهاى بيع دين به دين دانسته، حكم به بطلان كردهاند. بنابراين اجماع نمىتواند به تنهايى مدرك قابل قبولى باشد؛ بهويژه اينكه پيش از شيخ طوسى (رحمه الله) كسى متعرض اين شرط در قرارداد سلف نشده بود.
كسانى كه نقد بودن ثمن را مطابق مقتضاى سلم دانستهاند، باور دارند آنچه اين معامله را از ديگر انواع بيع متمايز مىكند، همين شرط است. در پاسخ اين استدلال گفته شده است حتى اگر پرداخت ثمن در زمان معامله جزء ماهيت سلف باشد، معلوم نيست پرداخت فورى مراد باشد. بنابراين اگر خريدار با فاصله كمى از زمان قرارداد، آن را بپردازد، از ديد عرف منافات با ماهيت سلف ندارد. به همين علت است كه «ابنجنيد» و «مالك» تأخير تا سه روز را مضر نمىدانند. (معصومىنيا، 1387، ص88)
در استدلال درباره اصل عدم نقل، «صاحب جواهر» باور دارد كه با وجود عمومات قرآنى چون ( أَوْفُوا بِالْعُقُودِ ) و ( أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيعَ ) در حصول نقل و انتقال ترديدى نيست (نجفى، بىتا، ج24، ص289) ؛ يعنى حتى اگر بپذيريم در صورت نپرداختن كل ثمن، عنوان معامله سلف صادق نيست، بطلان چنين معاملهاى، نيازمند دليل است؛ زيرا عمومات پيشگفته شامل آن مىشود.
غرر نيز نمىتواند دليل بطلان چنين معاملهاى باشد؛ زيرا با تعيين وصف و ويژگى آن و تعيين دقيق زمان پرداخت ثمن، ابهامى نمىماند تا مصداق بيع غررى شود.
شمول بيع دين به دين بر چنين معاملهاى نيز ثابت نيست؛ زيرا قدر متيقّن از دين، دينى است كه
پيش از عقد ثابت شده باشد، نه دينى كه به واسطه خود عقد پديد بيايد. (معصومىنيا، 1387، ص89)
بنابراين حكم مسئله از نظر استدلال، محل ترديد جدى است اما با توجه به فتواى مشهور فقيهان، بلكه اجماع منقول بر لزوم پرداخت ثمن در مجلس قرارداد، و با توجه به اينكه متقاضيان عمره در اين مسئله، از مراجع خود تقليد مىكنند، نمى توان از اين روش استفاده كرد.
البته بايد توجه داشت هزينههاي عمره چندگونه است: برخي از آنها مانند هزينه هواپيما، هتل و. . . خدماتي، و برخي هزينه كالاست. ممكن است قدر متيقن از اين اجماع، سلف درباره كالا باشد و بقيه در ذيل عمومات معاملات قرار گيرد. در اين صورت، دستكم اين روش براي بخش درخور توجهي از هزينههااستفاده شدني است؛ يعني بخش بيشتر هزينهها، جزء خدمات است.
در اين روش، مؤسسات كارگزاري با مشاركت شركتهاي ليزينگ و بانكها ميتوانند به فروش نسيه اوراق عمره اقدام كنند. در اين حالت نيز در فروش نسيه كالا، لازم است كالا تحويل شود وگرنه بيع كالي به كالي ميشود كه طبق نظر مشهور جايز نيست؛ هرچند برخي در استناد آن خدشه كردهاند. (معصومينيا، 1389، ص129) اما با توجه به اينكه بخش درخور توجهي از هزينه عمره؛ همانطور كه گفته شد، جزء خدمات است، ميتوان گفت كه ادله كالي به كالي، اگر ادلهاي باشد، اين مورد را شامل نميشود. اگر اين مشكل حل شود، فروش اين اوراق در بازار ثانوي نيز امكانپذير است.
در بخش قبلي بيان كرديم كه شركتهاي كارگزار، ميتوانند از طريق اوراق جعاله، خدمات خود را در اختيار توانگران قرار دهند. با توجه به اينكه «جُعل» ميتواند بهصورت نسيه هم باشد، شركتهاي كارگزاري ميتوانند اين اوراق را بهصورت قسطي در اختيار متقاضيان قرار دهند. افزون بر آن، با توجه به اينكه بين زمان خريد اوراق تا زمان تشرف، فاصله درخور توجهي وجود دارد و اشاره كرديم كه «عامل» بعد از انجام دادن عمل، استحقاق جُعل پيدا خواهد كرد بنابراين اگر اقساط قبل از تشرف پرداخت شود، جعاله نقدي خواهد بود، مگر اينكه خريدار اوراق، امتياز برخورداري از جعاله را خريداري كند.
صلح، عقدى است كه انسان براساس آن با ديگرى براى تمليك مقدارى از مال يا منفعت مال خود سازش كند، يا از طلب، يا حق خود بگذرد، تا او هم در عوض، مقدارى از مال يا منفعت مال خود را به او واگذار كند، يا از طلب يا حقى كه دارد، بگذرد. برخى از ويژگىهاى صلح عبارت است از:
صلح، عقد مستقلى است كه هرچند احكام و برخى الزامات ساير عقود را ندارد، ولى ثمرات آنها را داراست.
عقدى است كه از دو طرف لازم است و بدون اقاله يا اعمال خيار فسخ نمىشود.
متعلق صلح و عوض آن، همانطور كه از تعريف آن برمىآيد، مىتواند عين، منفعت، دِين و حق باشد. بنابراين مصالحه و دين مقابل دين اشكالى ندارد.
در صلح، برخلاف بيع، جهل به مقدار صلح بخشيده شده است؛ بهويژه در مواردى كه دانستن آن مقدور نباشد. (امام خمينى، همان، ج1، صص561 - 564)
در اين روش، كارگزار مىتواند اوراق عمره را به متقاضى واگذار كند و درعوض، مبلغى را بهصورت قسطى از او دريافت كند. همچنين متقاضى مىتواند در بازار ثانوى، از طريق عقد صلح، اوراق سلف عمره را خريدارى كند. در اين روش، بانكنيز مىتواند با كارگزاران مشاركت كند و در بخشى از سود شريك شود.
كارگزار در اين روش، اوراق امتياز ثبتنام عمره را ميفروشد و خريدار ميتواند در زمان تعيين شده با مبلغ توافق شده، به خريد اوراق عمره اقدام كند. ضرورتي ندارد كه سررسيد اوراق اوليه با زمان ثبتنام يكي باشد. بلكه قيمت اوراق عمره برحسب طول دوره بازپرداخت و زمان تشرف تعيين ميشود. در واقع، متقاضي با پرداخت اقساط خود يا پرداخت يكدفعه آنها ميتواند به خريد اوراق عمره اقدام كند.
با توجه به نقشي كه عمره در تهذيب افراد دارد، دولت، بانكهاي دولتي و مؤسسات قرضالحسنه ميتوانند هزينه سفر برخي از اين افراد را، مانند دانشجويان، دانشآموزان و طلاب، از طريق قرضالحسنه تأمين كنند.
اين گروه افرادىاند كه امكان تأمين هزينه عمره، ولو بهصورت نسيه و قرض نيز برايشان فراهم نيست؛ مانند برخى از دانشجويان، طلاب، آموزگاران و كارمندان كه بهجا آوردن عمره، مىتواند نقش فرهنگى و تربيتى مؤثرى براى خود، خانواده و دوستانشان داشته باشد. ممكن است هزينه عمره اين افراد از راههاى مختلفى تأمين شود:
هزينههاي فرهنگي ديگر، كه اثرات كمتري نيز دارند، اين كار اولويت پيدا ميكند. در ضمن ميتوان اين كار را در قالب تشويق و جايزه براي اين افراد قرار داد تا ضمن حفظ كرامت اين افراد، انگيزههاي ديگر چون ارتقاي تحصيل، كيفيت كار و. . . نيز برآورده شود.
در اين مقاله، شيوههاى جديد ثبتنام عمره مفرده را بررسى كرديم. در اين بررسى به دو مسئله توجه داشتيم.
با توجه به اهميت عمره مفرده و نقش آن در تهذيب افراد، زمينه براى استفاده افراد بيشترى از اين نعمت معنوى فراهم شود.
ضمن استفاده از راهكارهاى اقتصادى، از شبهه غيرواقعى بودن و صورى بودن پرهيز شود. در اين بررسى، افراد را از نظر توانايى مالى به سه گروه تقسيم، و شيوههايى را براى هرگروه بيان كرديم.
از بين اين راهكارها، اوراق مرابحه، سلف و جعاله كاربرد بيشترى دارد. البته با توجه به اينكه عمره متشكل از خدمت و كالا است، شمول مرابحه و سلف، بخش خدمات آن نيازمند بررسى فقهى است. اما اوراق جعاله، با توجه به انعطافپذيرى، و امكان اجراى آن بهصورت نقد و نسيه، كاربرد وسيعترى دارد.
بديهى است اجرايىشدن اين روشها، به مطالعه بيشترى نيازمند است.
منابع
وسائل الشيعه، محمد بن حسن حر عاملى، قم، مؤسسه آلالبيت (ع) لاحياء التراث، 14٠9ه. ق.
غنيۀ النزوع إلى علمى الأصول و الفروع، حمزۀ بن على بن زهره حلبى، تحقيق ابراهيم بهادرى، قم، اول، مؤسسۀ الامام الصادق (ع) ، 1417ه. ق.
تذكرۀ الفقهاء، جمالالدين حسن بن يوسف حلى (علامه حلى) ، قم، مؤسسه آلالبيت (ع) لاحياء التراث، 1374ه. ش.
مسالك الافهام، زينالدين عاملى (شهيد ثانى) ، 12، قم، اول، مؤسسه معارف اسلامى، 1413ه. ق.
الكافى، محمد بن يعقوب كلينى، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1365ه. ش.
شرايعالاسلام، نجمالدينجعفر المحققالاول، مؤسسه مطبوعاتى اسماعيليان، الطبعة الثانية، 14٠8ه. ق
بررسى فقهى اقتصادى ابزارهاى مشتقه، غلامعلى معصومىنيا، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى، 1387ه. ش.
تحريرالوسيله، سيدروحالله الموسوى الخمينى، موسسه مطبوعاتى اسماعيليان، الطبعۀ الرابعۀ، قم، 1368.
جواهر الكلام فى شرح شرائع الإسلام، محمدحسن نجفى، بيروت، دارإحياء التراث العربى، هفتم، بىتا.
مستدرك الوسائل، ميرزاحسين نورى، بيروت، مؤسسه آلالبيت (ع) لاحياء التراث، 14٠9ه. ق.
سيد محسن سجادى (1)
چكيده
در اين مقاله، سيستم ثبتنام فعلى و عقود گوناگون مبادلهاى و مشاركتى براى تأمين نقدينگى ثبتنام عمره از لحاظ شرعى و قانونى بررسى شد. اين عقود كه در قانون عمليات بانكى بدون ربا تعريف شده است، به جهت قانونى نمىتواند براى تأمين نياز نقدينگى متقاضيان عمره استفاده شود. از جهت شرعى نيز، فقط عقد قرض الحسنه استفاده مىشود كه از جهت قانونى، چون عمره از نيازهاى ضرورى و عمومى نيست، بانكها مجاز به پرداخت از طريق اين عقد، براى ثبتنام عمره نيستند. بنابراين پيشنهاد مىشود سيستم ثبتنام تغيير كند و تمام مبلغ، زمان مشخص شدن افراد برنده در قرعه كشى پرداخت شود. روش تحقيق در اين مقاله توصيفى و تحليل محتواست.
واژگان كليدى: ثبت نام عمره، كشش، بازار انحصارى، عقود مبادلهاى، عقود مشاركتى، جعاله.
حج و عمره از مسائل مهم دينى است كه نزد مسلمان اهميت بسيارى دارد. از لحاظ اقتصادى، كالايى بسيار كم كشش است كه عرضه كننده آن به خصوص در بازار انحصارى، توانايى قيمتگذارى و فرايندهايى را دارد كه درآمد خود را افزايش دهد. در عوض رفاه تقاضا كنندگان را به شدت كاهش مىدهد. به خصوص كه با توجه به محدودبودن عرضه در قيمتهاى موجود، تمام تقاضا كنندگان نمىتوانند اين كالاى با ارزش معنوى را به دست آورند. بنابراين براى بسيارى از واسطهها
1) دانش آموخته كارشناسى ارشد علوم اقتصادى دانشگاه مفيد. .
امكان سوء استفاده در اين بازار به وجود مىآيد.
امروزه آنچه براى ثبتنام عمره در ايران اتفاق مىافتد، باعث تأمين مبالغ هنگفتى از نقدينگى براى بانكها مىشود؛ به گونهاى كه در مرحله اخير، حدود 6.6 ميليون نفر ثبتنام كردند. در حالى كه ظرفيت اعلام شده 2.2 ميليون نفر براى سه سال آينده است. (1)البته آمارهاى منتشر شده، از تعداد ثبت نامكنندگان عمره، همچنان متناقض است. مديركل روابط عمومى سازمان حج، آمار ثبت نامكنندگان را حدود 5 ميليون نفر اعلام كرد. اندك زمانى بعد، روابط عمومى سازمان، اين آمار را تصحيح و 6 ميليون و 6٠٠ هزار نفر اعلام كرد. همانطور كه همشهرى در گزارش پيشين خود پيشبينى كرده بود، رئيس سازمان حج و زيارت، آمار 6 ميليون و 7٠٠ هزار نفر را اعلام كرد. (2)علاوه بر اين، افرادى كه در قرعه كشى پذيرفته مىشوند نيز، به مرور اعزام شده و پول آنها تا زمان اعزام، در بانك مىماند. با توجه به اين درآمد بالا، بانكها نه فقط از ثبتنام استقبال مىكنند؛ بلكه حاضرند مقدارى از هزينه ثبتنام را دريافت كنند و مابقى را بهصورت تسهيلات در اختيار متقاضيان قرار دهند؛ چراكه اين تسهيلات قرار نيست بهصورت نقدى به متقاضى واگذار شود و فقط اعتبارى است كه به نام متقاضى در همان بانك ايجاد مىشود. در صورتى كه فرد براى اعزام به عمره پذيرفته شود، اين اعتبار، زمان اعزام در اختيار سازمان حج قرار مىگيرد؛ امّا در صورتى كه در قرعه كشى براى اعزام به عمره پذيرفته نشود، ممكن است براى مبلغ وديعه مقدارى سود پرداخت شود و در عوض مجبور است تسهيلات را همراه با سود آن به بانك باز پرداخت كند.
اين امر مسائل گوناگونى از لحاظ شرعى به وجود مىآورد. از جمله اينكه تسهيلات در قالب كدام عقد بانكى پرداخت مىشود؟ آيا عقود تعريف شده در قانون عمليات بانكى بدون ربا، مىتواند پاسخگوى نياز به نقدينگى متقاضيان عمره باشد؟ سود پرداختى بر چه مبنايى صورت مىگيرد؟ و. . . .
با توجه به اين مطالب، در اين مقاله برخى عقود مبادلهاى و مشاركتى (3)در قانون عمليات بانكى بدون رباى ايران، بهخصوص براى تطبيق تسهيلات پرداختى به متقاضيان عمره بررسى مىشود. سپس راه حل جايگزين براى ثبتنام عمره بهوسيله سازمان حج پيشنهاد مىشود كه سودهاى بالا به دليل واسطهگرى براى بانكها، بدون هيچ كار مفيد كاسته شود. همچنين سازمان حج بتواند از نقدينگى حاصل براى
1) به نقل از رئيس سازمان حج و اوقاف و امور خيريه در رسانهها
2) بانك مركزى جمهورى اسلامى ايران، قانون عمليات بانكى بدون ربا (بهره و آييننامهها و دستورالعملهاى اجرايى) . http: //www. hamshahrio nli. inr/enews -149251. aspx
3) عقود مبادلهاى از قبيل فروش اقساطى، اجاره به شرط تمليك، و. . . كه داراى بازدهى ثابت مىباشد و براى افراد ريسك گزير مناسب است. عقود مشاركتى از قبيل مضاربه، مساقات، مزارعه و. . . كه داراى بازدهى متغير است و مىتواند در شرايط گوناگون سود آن تغيير كند. .
تأمين نيازهاى جارى خود بهره ببرد. علاوه بر اين، فقط افرادى كه در قرعه كشى پذيرفته مىشوند، مجبور به پرداخت هزينههاى سفر عمره باشند.
حج از فروع دين، در كنار نماز و روزه است. بنابراين حج، يكى از كالاهاى مهم معنوى مسلمانان است. بر هر مسلمان مستطيع ( وَ لِلَّهِ عَلَي النَّاسِ حِجُّ الْبَيتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيهِ سَبِيلاً ) (1)يك بار واجب مىشود.
در روايات بسيارى بر بهجا آوردن حج و عمره تأكيد شده است (حر العاملى، 1414 ه. ق، ج 11: صص 93 - 108 راوى مىگويد از امام صادق (ع) پرسيدم: چه كسى بيشترين بار گناه را دارد؟ امام (ع) فرمودند: كسى كه در عرفه و مزدلفه وقوف كند و سعى ميان صفا و مروه انجام دهد و طواف اين خانه را انجام دهد و نماز پشت مقام ابراهيم (ع) بهجا آورد و با خود بگويد كه خداوند مرا نبخشيده است. (2)علاوه بر اين روايات فراوانى وجود دارد كه در آنها حج و عمره شاخص است و ثواب اعمالى مانند كمك به ديگران، روزه عيد غدير، نماز در مسجد كوفه و. . . را با معيار حج و عمره مىسنجند. (حرالعاملى، 1414ه. ق)
بنابراين؛ هر چند آمار دقيقى از تعداد متقاضيان حج و عمره و عوامل مؤثر بر تقاضاى آن در دست نيست، تابع تقاضاى حج و عمره در ايران را نمىتوان تخمين زده و بهصورت دقيق از كشش آن بحث كرد؛ اما با توجه به سفارشهاى دينى مىتوان گفت: كشش قيمتى تقاضاى (3)حج و عمره بسيار كم كشش است؛ به عبارت ديگر، افراد مسلمان به تغييرات قيمت مسافرت حج و عمره، به آن صورت حساس نيستند و افزايش قيمت آن، تأثير چشمگيرى در كاهش تقاضاى عمره ندارد. هر چند تغييرات قيمتى شديد، ممكن است افراد را به سمت جانشينهاى آن مانند سفر عتبات و حتى حج تمتع متمايل كند.
1) آلعمران: 97.
2) وعنه، عن أبيه، عن أحمد بن محمد بن أبى نصر، عن بعض أصحابنا، عن أبى عبد الله (ع) قال: سأله رجل فى المسجد الحرام: من أعظم الناس وزرا؟ فقال: من يقف بهذين الموقفين: عرفة والمزدلفة، و سعى بين هذين الجبلين، ثم طاف بهذا البيت، و صلى خلف مقام إبراهيم (ع) ، ثم قال فى نفسه و ظن أن الله لم يغفر له، فهو من أعظم الناس وزرا. (حر العاملى، 1414 ه. ق، ج 11، ص 96)
3) كشش قيمتى تقاضا، عبارت است از: درصد تغيير در مقدار تقاضا در ازاى تغيير در قيمت. به عبارتى E \ و اصطلاحاً به كالايى كه كشش آن كمتر از يك باشد، يعنى به ازاى يك واحد افزايش قيمت، مقدار تقاضا كمتر از يك واحد كاهش يابد، كم كشش گفته مىشود. .
از طرف ديگر، به دليل محدود بودن مكانى در عمره و محدوديت زمانى و مكانى در موسم حج، سهميهبندى ميان كشورهاى مسلمان تقسيم مىشود. طبق اعلام رسمى روزنامه عكاظ - كه از قديمىترين و معتبرترين رسانههاى عمومى عربستان است -، سال گذشته درآمد عمره، چهار ميليارد ريال سعودى براى دولت بود كه بالغ بر يك ميليارد دلار است. براساس پيشبينىهاى سال جارى، كمى بيش از سه ميليارد دلار مىشود. حج براى دولت درآمد كمترى دارد؛ چون دولت، جايگاهى براى بهرهبردارى مادى از حج تدارك نديده است. (نصيرى، بىتا: ص 28)
با نگاه اقتصادى، حج و عمره در ايران با توجه به سهميه اعلامى از سوى عربستان سعودى، از طريق سازمان حج و زيارت عرضه مىشود. بنابراين اگر بتوان منحنى عرضهاى براى عمره تصور كرد، عرضه آن كم كشش خواهد بود؛ اما در بازار رقابت كامل، منحنى تقاضاى بنگاه خط قيمت است و هر جا خط قيمت منحنى MC را قطع كند، مقدار تعادلى عرضه بنگاه مشخص مىشود؛ در حالى كه در انحصار قيمت، روى منحنى تقاضا، با شيب منفى تعيين مىشود و اين منحنى تقاضا، فقط يك نقطه تقاطع با منحنى MC دارد كه انحصارگر در آن عمل نمىكند.
بنابراين وقتى رابطه قيمت با منحنى MC و عرضه قطع شود، ديگر منحنى عرضه موضوع بودن خود را از دست مىدهد؛ زيرا منحنى عرضه نوعى رابطه ميان قيمت و مقدار را بيان مىكند. (شاكرى، 1386: ص 121)
پس تمام افراد متقاضى حج و عمره مجبورند از راهى پيروى كنند كه اين سازمان براى ثبتنام و اعزام، اعلام مىكند؛ به عبارت ديگر استطاعت طريقى افراد تا حدودى به برنامههاى سازمان حج مربوط است. بنابراين مردم براى ثبتنام در عمره بايستى به بانكهاى عاملى مراجعه كنند كه از سوى سازمان حج اعلام مىشود و با واريز وجه اعلام شده، ثبتنام كنند. از طرفى، چون مردم هيچ نگاه اقتصادى به حج و عمره ندارند، حاضرند به هر صورتىكه اعلام شود، براى رفتن به اين سفر معنوى اقدام كنند. با برنامه كنونى سازمان حج، افراد بسيارى ثبتنام كردند تا از طريق قرعه كشى، عدهاى براى اعزام مشخص شوند. در اين ميان، بانكها كه حداقل سه برابر ظرفيت اعلامى را ثبتنام كردند و تا زمان قرعه كشى، تمام پول را در اختيار دارند، سود هنگفتى از نقدينگى به دست مىاورند. ازاينرو نه فقط هزينهاى براى ثبتنام دريافت نمىكنند، بلكه ممكن است در به دست آوردن امتياز ثبتنام عمرهگزاران با يكديگر رقابت كنند. علاوه بر اين بانكها براى جلب ثبتنام بيشتر، ممكن است مشوقهايى مانند اعطاى تسهيلات به ثبتنام كنندگان پيشنهاد دهند.
بر اساس شكل شماره 1 اين موارد را مىتوان توضيح داد. كه در آن DHaj نشان دهنده تابع تقاضاى حج و عمره است. MR درآمد نهايى و MC هزينه نهايى است. با وجود انحصار، تابع عرضهاى وجود نخواهد داشت و قيمتگذارى براساس برابرى درآمد نهايى با هزينه نهايى و با توجه به تابع تقاضا
صورت مىگيرد. هر چه تابع تقاضا شيب بيشترى داشته باشد و كم كششتر باشد، قدرت انحصارى عرضهكننده افزايش مىيابد.
<نمايش تصوير
بنابراين چون سازمان حج و زيارت در زمانى كوتاه مدت، براى چند سال ثبتنام مىكند، ممكن است برخى از افرادى كه استطاعت مالى نيز دارند، در آن بازه زمانى، با مشكل كمبود نقدينگى مواجه شوند و مايل به گرفتن تسهيلات براى انجام ثبتنام باشند. در مورد عمره نيز، با اينكه استطاعت مالى براى آن شرط نيست، ازاينرو احتمال تقاضاى تسهيلات براى ثبتنام جدىتر است؛ چون امكان دارد افراد فراوانى - با توجه به سفارشات دينى كه بيش از اين اشاره شد -، بخواهند به عمره مشرف شوند، و چون محدوده زمانى براى ثبتنام بسيار كوتاه است، اگر موفق به ثبتنام نشوند، تا چند سال از رفتن به عمره محروم خواهند شد.
با اين اوضاع كه از طرفى مردم براى ثبتنام نياز به نقدينگى در بازه زمانى خاصى دارند و بانكها نيز براى به دست آوردن اعتبار و نقدينگى مايل به پرداخت تسهيلات به متقاضيان هستند؛ اين مسئله پيش مىآيد كه در سيتم بانكى كنونى ايران با قانون عمليات بانكى بدون ربا، به وسيله چه عقدى مىتوان اين نياز به نقدينگى را تأمين كرد؟
در بخش بعدى، به معرفى برخى عقود مبادلهاى و مشاركتى مىپردازيم و آن را از جهت استفاده براى تأمين نقدينگى براى ثبتنام عمره بررسى مىكنيم.
در قانون عمليات بانكى بدون ربا مصوب 1363، دوازده عقد تعريف شده است. در اين ميان، قرض الحسنه، عقد مستقل غير انتفاعى است كه با ماهيت بانك سازگار نيست. برخى عقود مشاركتى مانند مزارعه و مساقات، تاكنون بسيار كم استفاده شدهاند. برخى عقود مبادلهاى، مانند فروش اقساطى و اجاره به شرط تمليك، هر چند براى تأمين مالى مشتريان براى خريد كالاهاى بادوام كاربرد دارد، اما نمىتواند پاسخگوى نياز به نقدينگى مشترى باشد. برخى ديگر مانند سلف، در جهت تأمين نقدينگى مشتريان بوده است؛ امّا در موارد خاصى كه طبق قانون معين شده است استفاده مىشود. البته برخى از محدويتهاى قانونى، ناشى از خاصيت ذاتى اين عقود است؛ براى مثال، عقد سلف در مورد تأمين نقدينگى خدمات آينده استفاده نمىشود؛ زيرا خدمات، از لحاظ شرعى خريد و فروش نمىشود و فقط اجاره داده مىشود. به عبارت ديگر، اين عقود براى در اختيار گزاردن منابع آزاد براى مشترى كاربرد ندارد. برخى مانند خريد دِين هر چند مزيت تأمين منابع آزاد را دارد، ولى از جهت شرعى براى صحت آن، بايستى بانك اطمينان به وجود بدهى پيدا كند. همچنين گاه نياز مشترى به نقدينگى، از جنس بدهى نيست؛ بلكه براى تأمين سرمايه در گردش، خدمات مصرفى مانند عمره و. . . احتياج به نقدينگى دارد. در اين بخش برخى از عقود معرفى مىشود.
بنا برآنچه در ماده 15 آييننامه قانون عمليات بانكى بدون ربا آمده است، قرضالحسنه، عقدى است كه به موجب آن يكى از دو طرف (قرض دهنده) ، مقدار معينى از مال خود را به طرف ديگر (قرض گيرنده) تمليك مىكند كه قرض گيرنده، مانند آن و يا درصورت امكان نداشتن، قيمت آن را به قرض دهنده رد مىكند. (ماده 15 آييننامه فصل سوم قانون عمليات بانكى بدون ربا)
اين تعريف و نيز تعريف مندرج در دستورالعمل اجرايى قرضالحسنه اعطايى بانكها، مشعر بر اينكه «قرضالحسنه اعطايى، عقدى است كه به موجب آن بانكها (به عنوان قرض دهنده) مبلغ معينى را به قرض، طبق ضوابط مقرر در اين دستورالعمل به اشخاص حقيقى يا حقوقى (به عنوان قرض گيرنده) ، واگذار مىكنند كه در چارچوب ماده 648 ق. م. قرار دارد و مستفاد از آن استقرار رابطه حقوقى داين - مديون و الزام دو طرف به تمامى شرايطى است كه در متن قرار داد ذكر مىشود.
برخى معتقدند برجستهترين (1)مشخصه نظام بانكدارى بدون ربا، اعطاى قرضالحسنه با الهام از قانون
1) البته در صورتى كه بانك در اقتصاد اسلامى مؤسسهاى انتفاعى باشد، ديگر نمىتوان گفت برجستهترين مشخصه آن عقدى غير انتفاعى (قرضالحسنه) است. چرا كه قرضالحسنه براى كارهاى خير و تبرعى كاربرد دارد. ازاينرو با ماهيت بانك سازگارى ندارد. .
اساسى جمهورى اسلامى ايران مىباشد. ابزارى كه هدف نهايى آن در تأمين نيازهاى ضرورى و عمومى افراد جامعه بدون انتظار و دريافت سود خلاصه مىشود. ابزارى كه فارغ از ديدگاههاى محض اقتصادى، از كرامت و اعتبار معنوى خاص انسانى و اجتماعى برخوردار است. در واقع اعطاى قرضالحسنه مىتواند براى آن دسته از افراد جامعه قدرت مالى در حد انتظار را ايجاد كند كه بضاعت كافى براى تأمين نيازهاى عمومى و ضرورى خود ندارند. (هدايتى و ديگران، 138٠: صص 10٠ - 11٠)
با توجه به آنچه در مورد اين عقد آمد، مشخص مىشود كه كار بردش براى تأمين نيازهاى اساسى و كمك به افراد بى بضاعت است؛ ولى افرادى كه براى ثبتنام عمره نياز به نقدينگى دارند، هر چند تأمين آن از طريق قرضالحسنه اشكال شرعى ندارد؛ اما از جهت اقتصادى، بانك حاضر به پرداخت تسهيلات مجانى نيست. علاوه بر اين ممكن است بانكها از لحاظ قانونى نتوانند تسهيلات قرضالحسنه را براى عمره و حج پرداخت كنند؛ زيرا عمره و حج جزء نيازهاى ضرورى و نيز براى افراد بىبضاعت نيست. بنابراين تسهيلات پرداختى بانكها براى عمره، در قالب عقد قرضالحسنه به متقاضيان ثبتنام عمره اعطا نمىشود.
جعاله، در لغت به معناى قرار دادن چيزى براى كسى در ازاى انجام كارى است. در اصطلاح شرعى انشا التزام به انجام كار محلل و مقصود در مقابل عوض همراه با صيغه خاص آن است. (الشيخ الجواهرى، بىتا، ج 35، ص 187) از خصوصيات اين عقد امكان انجام كارهايى است كه تا حدودى در مورد كم و كيف كار جهالت وجود داشته باشد. بنابراين براى انجام كارهايى استفاده مىشود كه همراه با ريسك است. همچنين برخى از فقها (الشيخ الجواهرى، بىتا، ج، ص 189) ، جعاله را از جمله ايقاعات برشمردهاند.
بانكها مىتوانند به منظور ايجاد تسهيلات لازم براى گسترش امور توليدى، بازرگانى و خدماتى، براى عامل يا عند الاقتضاء بهعنوان جاعل اقدام به جعاله كنند. در مواردى كه بانك عامل جعاله باشد، در قرارداد جعاله اختيار بانك براى واگذارى قسمتى از عمل معين به غير، بهعنوان جعاله ثانوى يا هر عنوان ديگر ايرادى ندارد. (قانون عمليات بانكى بدون ربا)
با اين حال، آيا بانك مىتواند از جعاله براى اعطاى تسهيلات عمره استفاده كند؟ اگر بانك بخواهد در قالب عقد جعاله براى عمره، تسهيلات اعطا كند؛ چند حالت مىتوان تصور كرد:
نخست اينكه بانك جاعل باشد و افرادى را انتخاب كند كه به نيابت از طرف بانك، عمره بهجا آورند و در ازاى آن جُعل (عوض) را به آنان بپردازد. باطل بودن اين حالت از جهت شرعى مشخص است؛ زيرا بانك شخصيت حقوقى دارد و امكان قصد قربت براى بانك وجود ندارد؛ در حالىكه عمره
عملى عبادى است و درآن جهت ديگرى وجود ندارد كه قابل پرداخت عوض براى بانك باشد. همچنين از لحاظ قانونى، جعاله براى گسترش امور توليدى، بازرگانى و خدماتى است؛ در حالىكه عمره هيچكدام از اين موارد نمىباشد. بانك بيشتر بهعنوان عامل در عقد جعاله شركت مىكند و در موارد محدودى مىتواند بهعنوان جاعل باشد.
دوم، فرض مىكنيم كه سازمان حج، فقط ارائه كننده خدمات عمره (عامل) است و با بانك (جاعل) قرارداد جعاله مىبندد كه در قبال يك ميليون تومان، يك خدمت عمره به هر كسى ارائه مىدهد كه بانك معرفى كند. براى مثال، بانك ملى را در نظر بگيريد كه يك ميليارد داده و با سازمان حج قرارداد عامل بودن ارائه خدمات هزار عمره به معرفى شوندگان بانك را مىگيرد. حال، بانك به مردم اعلام مىكند كه حاضر است اين خدمات عمره را نقد به يك ميليون و نسيه به يك ميليون و صدهزار تومان واگذار كند. بنابر اين لازم نيست قرارداد جعاله را به انجام دادن اعمال عمره ببريم كه قابل بودن واگذارى نداشته باشد؛ بلكه روى خدماتى مىبريم كه سازمان ارائه مىكند؛ مانند حمل و نقل، اسكان، تغذيه و. . . . هر چند اين فرض قرارداد جعاله ميان بانك و سازمان حج را درست مىكند، اما با توجه به اينكه هدف تأمين مالى عمرهگزاران از طريق قرارداد جعاله است، مشكلى را حل نمىكند؛ بلكه در نهايت عمرهگزار يا فيش عمره را نقد تهيه مىكند يا اينكه در قالب فروش اقساطى، خدمات عمره را از بانك خريدارى مىكند؛ البته اين كار در صورتى جايز است كه بگوييم خدمات، خريد و فروش مىشوند. در حالىكه بيشتر فقهاى عظام، عين بودن مبيع را يكى از شرايط صحت بيع مىدانند.
سوم، بانك، در نقش عامل (پيمانكار) باشد. در اين صورت، كسى كه درخواست تسهيلات براى ثبتنام عمره مىكند، جاعل بوده و گويا مىگويد: هركس براى من اين عمره را بهجا آورد، فلان مبلغ را به او خواهم داد. بانك نيز كه عامل است، خودِ جاعل را وكيلش در اجراى عقد جعاله قرار مىدهد. اين حالت فقط حيلهاى براى فرار از ربا و تسهيلات ربوى است؛ و الاّ اينكه در حقيقت عامل و جاعل يكى باشد، عقلايى نيست.
چهارم، بانك نقش عامل (پيمانكار) داشته باشد. در اين صورت، كسى كه براى ثبتنام عمره درخواست تسهيلات مىكند، جاعل است و گويا مىگويد: هركس براى من اين عمره را بهجا آورد، فلان مبلغ را به او خواهم داد. بانك نيز كه عامل است، فرد ديگرى را وكيل خود در اجراى جعاله مىكند كه او نيز مىخواهد به عمره برود؛ به عبارت ديگر هر عمرهگزار، براى جاعل ديگر عمره بهجا آورد، در حالىكه هر كدام از تسهيلات گيرندگان مىخواهند براى خود عمره بهجا آورند. بنابراين بطلان اين حالت نيز از جهت فقهى روشن است.
به همين دليل است كه در نظرخواهىهايى كه از مراجع عظام تقليد صورت گرفته است، بر حرمت
تسهيلات جعاله براى ثبتنام عمره تأكيد كردهاند؛ براى نمونه نظر خواهى كه از آيت الله العظمى صافى صورت گرفته است به شرح زير است:
«اخيراً سازمان حج و زيارت، دور جديد ثبتنام عمره مفرده را شروع كرده است. بعضى از بانكها مبلغى را براى (تسهيلات جعاله سفر عمره مفرده) به متقاضيان مىدهند و در مقابل پرداخت اقساطى آن، مبلغى براى جعل و كارمزد و. . . مىگيرند. اينك بفرماييد:
آيا چنين قراردادى مشروعيت دارد يا خير؟
ثبتنام عمره مفرده با گرفتن اين تسهيلات چگونه است؟
پاسخ: اينگونه قرارداد جعاله، وجه شرعى ندارد و در واقع، قرض به شرط زياده مىباشد كه ربا و حرام است و ثبتنام سفر عمرۀ مفرده با پول ربوى جايز نيست.» (1)
مضاربه، قراردادى است كه به موجب آن يكى از دو طرف (مالك) عهدهدار تأمين سرمايه (نقدى) مىشود. با توجه به اينكه طرف ديگر (عامل) ، با آن تجارت كرده و در سود حاصله شريك باشند. (آييننامه قانون عمليات بانكى بدون ربا، ماده. . .) .
طبق تعريف مضاربه، روشن است كه تسهيلات عمره در قالب عقد مضاربه پرداخت نمىشود؛ زيرا اول اينكه عمره كارى بازرگانى نيست و سود مادى مستقل ندارد كه عمرهگزار يا عامل پس از انجام عمره، اصل سرمايه بانك و سود حاصل را كه سود تجارت است به بانك باز پرداخت كند.
در اينجا دو عقد مشاركتى آمده و مشخص است كه با عقد مزارعه و مساقات و بقيه عقود مشاركتى نيز، امكان دريافت تسهيلات براى ثبتنام عمره وجود ندارد. در قسمت بعدى، برخى عقود مبادلهاى معرفى شده وامكان پرداخت تسهيلات براى ثبتنام عمره در قالب اين عقود بررسى خواهد شد.
فروش اقساطى از عقود مبادلهاى است كه بر مبناى بيع نسيه قرار دارد و در آن كالاى كنونى در مقابل ثمن آينده فروخته مىشود. (الانصارى، 1420 ه. ق. ، ج6: ص199)
مطابق دستورالعملهاى اجرايى قانون عمليات بانكى بدون ربا، بانكها مىتوانند منابع خود را به فروش اقساطى مسكن، مواد اوليه، لوازم يدكى و ابزار كار وسايل توليد، ماشين آلات و تأسيسات تخصيص دهند. ماده يك دستورالعمل اجرايى فروش اقساطى بيان مىدارد: مقصود از فروش اقساطى
1) ابزارهاى مشتقه بررسى فقهى و اقتصادى، غلام على معصومىنيا، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى، 1389. http: //www. ghatreh. com/news8324844/. html. .
عبارت است از واگذارى عين به بهاى معلوم به غير، به ترتيبى كه تمام يا قسمتى از بهاى مزبور به اقساط مساوى و يا غير مساوى در سررسيد يا سررسيدهاى معين دريافت شود. (بانك مركزى جمهورى اسلامى ايران، ص59) مطابق اين دستورالعمل، بانكها مىتوانند به منظور ايجاد تسهيلات لازم جهت گسترش امر مسكن، واحدهاى مسكونى ارزان قيمت را فقط بنا به درخواست كتبى و تعهد متقاضيان مبنى بر خريد اينگونه واحدها بهصورت اقساطى به آنان به فروش برسانند. اين واحد به طور مستقيم يا از طريق اعطاى هر كدام از انواع تسهيلات بانكى به وسيله آنها احداث شده است. به همين صورت بانكها مىتوانند مواد اوليه و لوازم يدكى و ابزار كار مصرفى و همچنين وسايل توليد، ماشين آلات و تأسيساتى خريدارى كنند كه عمر مفيد آنها بيش از يك سال باشد و بهصورت اقساطى به متقاضيان اينگونه كالا به فروش برسانند.
دو عبارت سلم و سلف معناى مشترك دارند، كه عبارت است از فروش كالاى موصوف در ذمه براى تحويل در آينده در مقابل شىء حاضر. فقهاء نيز عباراتى نزديك به همين مضمون آوردهاند و جواز اين بيع اجماعى است. (العلامۀ الحلى، 1420ه. ق. ، ج11، ص258)
منظور از معامله سلف، پيش خريد نقدى محصولات توليدى به قيمت معين مىباشد. (باتوجه به ضوابط شرعى) . (بانك مركزى جمهورى اسلامى ايران، ماده 4٠)
بانكها مىتوانند به منظور ايجاد تسهيلات لازم، جهت تأمين سرمايه در گردش واحدهاى توليدى، اعم از اينكه مالكيت اين واحدها متعلق به شخص حقيقى و يا حقوقى باشد، منحصراً بنا به درخواست اين گونه واحدها، مبادرت به پيش خريد محصولات توليدى آنها كنند. ( بانك مركزى جمهورى اسلامى ايران، ماده 41)
اجاره به شرط تمليك، عقد اجارهاى است كه در آن شرط شود مستأجر در پايان مدت اجاره، در صورت عمل به شرايط قرارداد، عين مستأجره را مالك شود. معلوم است كه اجاره به شرط تمليك، از سه عقدِ خريد، اجاره و واگذارى يا فروش تشكيل مىشود. (هدايتى، و ديگران، پيشين، ص193) به عبارت ديگر اجاره به شرط تمليك شامل دو عقد بيع و يك عقد اجاره است.
با توجه به آنچه كه در تعريف فروش اقساطى و اجاره به شرط تمليك آمد، مشخص است كه اين عقود براى اعطاى تسهيلات عمره هيچ كاربردى ندارد. عقد سلف نيز، هر چند براى تأمين نقدينگى استفاده مىشود، اما در عمره قرار نيست كالا يا خدمتى براى آينده فروخته شود تا از عقد سلف، براى تأمين نقدينگى متقاضيان ثبتنام عمره استفاده شود.
مراد از دِين، هر مالى است كه در ذمه شخص به اسبابى اعم از قرض، خريد و فروش، اتلاف، غصب و. . . ثابت شده است. بنابراين در قرض، قرض گيرنده مديون و در سلف، مبيع دينى است كه در ذمه فروشنده قرار گرفته و در معامله نسيه، ثمن دينى است كه در ذمه خريدار قرار گرفته است. در مواردى كه انسان ضامن چيزى مىشود نيز، آن مورد در ذمه شخص ضامن قرار گرفته است. (معصومىنيا، 1389: صص95 - 96)
يكى از مباحث مهم صدق عنوان «بيع» بر معامله روى دين است. زيرا بيشتر فقها (1)عين بودن مبيع را شرط صحت بيع مىدانند. دليل ايشان بر اين امر، تبادل عرفى و صحت سلب از تمليك منفعت و تبادر است (2)يعنى عرف، مفهوم بيع را در مورد تمليك اعيان بهكار مىبرد. استعمال بيع در تمليك اعيان حقيقت است و در غير آن مجاز است. البته برخى (الخمينى، 1421ه. ق. ، ج1: ص 32) مال بودن را در مبيع كافى مىدانند كه در اين صورت عنوان «مال» بر دين صادق است. براساس اعتبار عين بودن مبيع، چون عين يا خارجى و فيزيكى است و يا كلى كه در ذمه فرد قرار مىگيرد، دين هم از امور اعتبارى است كه در ذمه قرار مىگيرد و ازاينرو آن را ملك، مملوك مىدانند. پس عقلا، آنچه را طلبكار در ذمه بدهكار دارد، ملك او دانسته و قابل نقل و انتقال و خريد و فروش مىدانند.
محل نزاع فقهى در مورد بيع دين، چگونگى وقوع آن است. بيع دين صورتهاى فراوانى دارد كه مهمترين آنها عبارتند از: بيع دين حال (سررسيد شده) به بدهكار، بيع دين حال به غير بدهكار و بيع دين مؤجل (كه سررسيد آن فرا نرسيده است) . قسم اول آن از نظر همه فقها جايز است، ( النجفى الجواهرى، بىتا، ج24: ص 344) و فروش دين سررسيد شده به غير بدهكار را نيز همه بهغير از ابن ادريس (3)جايز مىدانند؛ اما فروش دين، قبل از سررسيد را برخى به طور مطلق (يعنى تفاوتى ميان بدهكار و غير بدهكار قائل نشدهاند.) جايز نمىدانند. (النجفى الجواهرى، پيشين، صص 348 - 344) در برابر اين نظر، عده بىشمارى (الحسينى العاملى، بىتا، ج5، ص 21) قائل به جواز بيع دين مؤجل، مانند بيع دين حال هستند و معتقدند كه دين مؤجل، حق مالى است و بيع آن جايز است؛ بنابراين خريد دين از جهت فقه اماميه، پذيرفته مشهور فقهاست.
1) «لاخلاف و لا اشكال فى اعتبار كون المبيع عيناً و لذا اشتهر بينهم انه لنقل الأعيان كإشتهار كون الإجارة لنقل المنافع» محمد حسن النجفى الجواهرى، جواهر الكلام، (تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1368) ، ج22، ص 208.
2) تبادر و صحت سلب از علائم شناخت حقيقت از مجاز در كتب اصولى معرفى شده است.
3) ابن ادريس الحلّى، محمد بن منصور بن احمد، السرائر الحاوى لتحرير الفتاوى، قم، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، 1410 ه ق، ج2، ص 38. .
خريد دِين از لحاظ قانونى، در عقود مصوب مجلس شوراى اسلامى وجود نداشت؛ ولى شوراى نگهبان بهصورت موقت، اجازه داد اين عقد را انجام دهند. بنا به تعريف اسناد تجارى، به آن دسته از اسناد و اوراق بهادار اطلاق مىشود كه مفاد آن حاكى از بدهى معاملات تجارى باشد. بانكها به منظور ايجاد تسهيلات لازم جهت واحدهاى توليدى، بازرگانى و خدماتى، مىتوانند اسناد و اوراق تجارى متعلق به اين قبيل واحدها را طبق ضوابط اين آييننامه تنزيل كنند. اين امر در صورتى به وسيله بانكها مجاز است كه سررسيد آنها بيش از يك سال نباشد و جنبه صورى (غير واقعى) نداشته باشد. (هدايتى و ديگران، پيشين، ص 245) در ماده 98 قانون برنامه پنجم كه به تصويب شوراى نگهبان نيز رسيد، بيع دِين، كنار عقد استصناع و مرابحه، به مجموعه عقود بانكى اضافه شد.
از تعريف فوق مشخص است كه خريد دِين بهصورت ابزار بدهى بهگونهاى است كه معامله اولى بايستى خارج از بانك صورت گيرد و شخص متقاضى تسهيلات، پيشتر طلبكار باشد. سپس با فروش اسناد حاكى از طلب خود به بانك، اقدام به تأمين نقدينگى خود كند؛ بنابراين خريد دين معاملهاى است كه بايستى يك طرف آن، يعنى تعهدات مدتدار اوليه خارج از بانك انجام شود؛ ازاينرو پاسخگوى تقاضاى افرادى نيست كه بدهى آنان بهصورت اوراق بهادار يا ناشى از نياز به نقدينگى براى تأمين حقوق و يا براى تأمين كالا يا خدمات مصرفى مانند عمره است.
پس از بررسى عقود مبادلهاى و مشاركتى در قانون عمليات بانكى بدون ربا مشخص شد كه هيچ كدام از عقود موجود، براى تأمين نقدينگى ثبتنام عمره استفاده نمىشوند. از لحاظ شرعى نيز، فقط عقد قرضالحسنه است كه براى ثبتنام عمره استفاده مىشوند؛ اما اين عقد نيز براى نيازهاى ضرورى و عمومى به طور قانونى در مجموعه عقود بانكى گنجانده شده است و اثبات ضرورى بودن عمره، بهراحتى امكان پذير نيست.
از طرفى روش فعلى و مدت كوتاه ثبتنام عمره و حج، براى متقاضيان تشرف به سرزمين وحى، راهى جز تأمين نقدينگى با استفاده از تسهيلات بانكى نمىگذارد. چه بسا براى انجام امرى مستحب، گرفتار ربا يا عقود باطل شوند.
بنابراين سازمان حج، مىتواند روش ثبتنام عمره را تغيير دهد. براى مثال، اين سازمان مىتواند براى سهميهبندى محدود بودن اعزام خود، ابتدا پيش ثبت نامى انجام دهد و از متقاضيان درخواست كند كه در سايت سازمان حج نام نويسى كنند و هزينههاى اوليه از قبيل قرعه كشى، سايت اينترنتى، و. . . را بپردازند. سپس با مشخص شدن افراد، آنها را به كاروانهاى مربوط به اعزام معرفى كنند و نزديك به زمان اعزام، هزينه كامل از عمرهگزار دريافت شود.
با اين روش، نخست جلوى سودهاى كلان بانكها گرفته مىشود و بانكها به جاى برنامهريزى براى سرمايهگذارى سود بيشتر، از كارهاى جانبى به سمت برنامهريزى از طريق سرمايهگذارى در كارهاى توليدى و خدماتى مىروند. دوم، رفاه متقاضيان عمره افزايش مىيابد و ديگر مجبور نيستند در مدتى كوتاه، كل مبلغ لازم براى اعزام به عمره را فراهم كنند. همچنين سازمان براى جلوگيرى از ضرر ناشى از ثبت نامهايى كه در موعد مقرر حاضر به اعزام نيستند، ظرفيتهاى مازاد معرفى كرده و بلافاصله جايگزين كند.
نكته پيشنهادى ديگر اين است كه سازمان حج و زيارت، در راستاى خصوصىسازى و افزايش رفاه عمرهگزاران، كارهاى تصدىگرى خود را به بخش خصوصى واگذار كند و با نظارت قوى و مستمر، باعث افزايش رفاه مردم شود؛ زيرا با تأسيس شركتهاى گوناگون اعزام به عمره، هر كدام با ديگرى در جهت كاهش قيمت و افزايش كيفيت خدمات با ديگرى رقابت مىكنند. در اين صورت متقاضيان براساس تفاوت در خدمات حمل و نقل، اسكان، خوراك و. . . ، قيمتهاى گوناگونى را براى اعزام به عمره مىپردازند.
علاوه بر اين، با از ميان رفتن بازار انحصارى ثبتنام و اعزام به عمره، بازار سياه آن تا حدودى تعديل مىشود؛ زيرا هر چند بازار سياه، ناشى از محدود بودن عرضه است، اما با تنوع عرضه، افرادى كه با توجه به زمان كوتاه ثبت نام، نام نويسى كرده تا در زمان نبود عرضهى دولتى، كالاى خود را با قيمت بسيار بالاتر عرضه كنند، با ريسك بيشترى براى نبود متقاضى خريد امتياز عمره مواجه خواهند شد.
از آنچه در اين مقاله آمد نتايج زير به دست آمد:
شرايط كنونى ثبتنام عمره، موجب به وجود آمدن بازار انحصارى مىشود كه رفاه متقاضيان عمره را به شدت كاهش مىدهد.
عقود بانكى معرفى شده در قانون عمليات بانكى بدون ربا، قابليت تأمين نقدينگى براى ثبتنام عمره را ندارد.
از لحاظ شرعى، فقط عقد قرضالحسنه براى تأمين نقدينگى مورد نياز عمره استفاده مىشود، اما از جهت بانكى، نمىتوان از عقد قرضالحسنه براى اين كار استفاده كرد.
بنابراين براى بهبود وضعيت ثبتنام متقاضيان عمره و كاهش عقود ربوى يا باطل، پيشنهادهاى زير مطرح مىشود:
منابع
«السرائر الحاوى لتحرير الفتاوى» ، ابن ادريس الحلّى، محمد بن منصور بن احمد، قم، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، 1410 ه ق، ج2.
كتاب المكاسب، مرتضى الأنصارى، المؤتمر العالمى بمناسبۀ الذكرى المئويۀ الثانيۀ لميلاد الشيخ الأنصارى، 1420، قم.
وسائل الشيعۀ، محمد بن الحسن الحر العاملى، قم، مؤسسۀ آل البيت: ، لإحياء التراث، ج11، 1414ه-. ق.
«مفتاح الكرامۀ فى شرح قواعد العلامه» ، سيد محمد جواد الحسينى العاملى، بيروت، دار احياء التراث العربى، بى تا، ج5.
«اقتصاد خرد 2» ، عباس شاكرى، نشر نى، 1386، تهران.
«تذكرۀ الفقهاء» ، حسن بن يوسف العلامۀ الحلى، مؤسسۀ آل البيت: ، لإحياء التراث، 1420، قم.
«تحليل اقتصادى نظريه و كاربرد» ، چارلز موريس و اون فليپس، ج 2، حسن سبحانى، دانشگاه تهران، چاپ چهارم، تهران، 138٠.
«كتاب البيع» ، سيد روح الله الموسوى الخمينى، قم، مؤسسۀ تنظيم و نشر آثار الامام الخمينى، 1421ق، ج1.
«بانكدارى اسلامى» ، سيد عباس موسويان، پژوهشكده پولى و بانكى، 1385، تهران.
«جواهر الكلام» ، محمد حسن النجفى الجواهرى، دار إحياء التراث العربي، چاپ هفتم، بيروت.
«آشنايى با عربستان» ، عبدالله نصيرى، بى تا، بى نا، نرم افزار حج، موسسه نرم افزارى نور، قم.
«عمليات بانكى داخلى» -2» ، سيد على اصغر هدايتى، على اصغر سفرى، حسن كلهر، محمود بهمنى، تهران، مؤسسه عالى بانكدارى،138٠.
«عروۀ الوثقى» ، سيد محمد كاظم اليزدى الطباطبايى، دفتر انتشارات اسلامي وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، چاپ اول، قم.
http: // www. ghatreh. com/ news8324844/. html
http: //www. hamshahr ionli. inr/enews
ابراهيم صالحى حاجى آبادى (1)
مجيد رضايى دوانى (2)
چكيده
سوغات و وليمۀ حج و نيز نوع و ميزان آنها، ممكن است در استطاعت حج نقش ايفاء كند. موضوعات و مسائل مستحدثهاى كه پيرامون اين دو مسئله طرح شده، قابل بررسى بوده و از اهميت ويژهاى برخوردار است. در اين زمينه روايتى كه گوياى ابعاد مسئله باشد، وجود ندارد و تنها در چند روايت اصل سوغات و وليمه امرى مستحب قلمداد شده است. اما با تكيه بر عرف و لوازمى كه در شرايط خاص و زمانهاى مختلف ايجاد مىكند، تاثير هزينه سوغات و وليمه در استطاعت قابل تاييد فقهى است. مقاله حاضر در پى بيان ديدگاه فقهاء و مفسرين فريقين بوده و با تكيه بر عرف متشرعه، حكم آن را تحليل مىكند.
كليد واژهها: حج، سوغات، وليمه، استطاعت
زيارت بيت الله الحرام مهمترين اجتماع سياسى، اجتماعى، فرهنگى و اقتصادى اسلام است. عملى كه در طول سال بهصورت عمره رايج بوده و در ماه ذى الحجه براى افرادى كه مستطيع هستند، در طول عمر يك مرتبه واجب مىگردد. در ميان كتب روايى و فقهى مباحثى پيرامون تبيين معناى استطاعت مطرح شده و در صورتى فرد مستطيع مىشود كه داراى شرايطى باشد. از جمله مباحثى كه در دربارۀ استطاعت طرح شده آن است كه آيا وليمه دادن و سوغاتى آوردن حاجى نيز از شرايط
استطاعت هست يا خير؟ ! اين دو موضوع در روايات بهصورت كلى مطرح شده و چند روايت در مورد آنها وارد شده كه در اين مقاله به بررسى آنها مىپردازيم. اهميت اين بحث از آن جهت است كه برخى افراد به علت نداشتن هزينه سوغات و وليمه از رفتن به حج استنكاف مىورزند و يا در رفتن تاخير مىكنند و برداشتى عمومى آن است كه استطاعت منوط به داشتن هزينه وليمه و هديه است. اگر خريد سوغات امرى واجب تلقى شود بايد آثار اقتصادى آن را پذيرفت و به سادگى نمىتوان زائر را از خريد هدايا به علت خروج ارز و تراز منفى بازرگانى منع كرد؛ ولى اگر اثبات شود كه هزينههاى مذكور در استطاعت دخيل نيست و خريد هدايا واجب نيست و از امور مستحب به شمار مىآيد و در منطقۀالفراغ قرار دارد، مىتوان با حكم حكومتى آن را منع كرد. پرسش اصلى مقاله اين است كه آيا هزينه وليمه و هديه در استطاعت نقش دارد يا خير؟ فرض مىكنيم كه شرط تحقق استطاعت، علاوه بر داشتن مخارج رفت و برگشت و ديگر هزينههاى حج، اين است كه شخص در صورت مراجعت به وطن، هزينه سوغات و مخارج پذيرايى را بهصورت متعارف و مطابق با شان و آبرويش داشته باشد. براى سامان دادن بحث با استفاده از روش فقهى اجتهادى مرسوم، ادله را مورد بررسى قرار مىدهيم و حكم فقهى را استنباط مىكنيم. براى رسيدن به حكم فقهى بايد استطاعت با استفاده از ادله تعريف و سپس حكم وليمه و هدايا و سوغات بيان شود.
يكى از مسائل مهم دربارۀ حج بحث استطاعت است. استطاعت از ماده طوع، (1)به معناى قدرت داشتن بر انجام كارى است. (2)اين واژه اخص از قدرت مىباشد، زيرا هر مستطيعى قادر است، اما هر قادرى مستطيع نيست. استطاعت نامى است كه براى معانى چون، اراده بر انجام فعل، عدم مانع براى انجام فعل و مقدماتى كه فعل بر آن مترتب مىشود، وضع شده است. (3)بنابراين استطاعت به معناى قدرت بر انجام عملى است، البته به شرط وجود شرايطى چون صحت بدن، ارتفاع موانع و وجود زاد و راحله [بهاندازه كافى براى اياب و ذهاب و خرج عائله]. (4)همانگونه كه بيان شده است: استطاعت دارى اقسامى است از جمله استطاعت عقليه، شرعيه، جسمى، مالى و. . . (5)در اين بحث استطاعت مالى كه شامل سوغات و وليمه نيز مىگردد، مد نظر است.
استطاعت، از نظر عرف، شرع و لغت به معناى «راحتى امر و ارتفاع مشقت بوده» و صرف قدرت باعث تحقق آن نمىگردد. هنگامى كه شخصى گويد: «لا أستطيع شرب هذا الدواء» نمىتوانم اين دارو را بنوشم؛ گوياى آن است كه نوشيدن اين دارو براى من بسيار سخت است. بنابراين كسى كه سفر به مكه برايش مشقت فراوان دارد، يا نفقۀ عيال را در مدت ايام حج ندارد، اين فرد مستطيع نيست. (1)در بيان معناى استطاعت اختلاف نظر وجود دارد، برخى مراد از آن را زاد و راحله دانستهاند (2)و بعضى ديگر معتقدند: فرد اگر به هر طريق خود را به مكه برساند، مستطيع مىگردد؛ اما آنچه از اهل بيت (ع) نقل شده اين است: مستطيع به فردى اطلاق مىگردد كه داراى زاد و راحله و نفقه خانواده بوده و مبلغى نيز براى هنگام بازگشت داشته باشد تا امور او را كفايت كند. (3)بنابراين مراد از استطاعت همان زاد و راحله است، يعنى فرد از لحاظ مالى قدرت داشته باشد، مخارج رفت و برگشت حج را پرداخت نمايد و اطلاق لفظ «استطاع» در آيه ( مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيهِ سَبِيلاً . . .) (4)شامل زاد و راحله، قدرت جسمانى و تمكن انفاق بر خود و عائلهاش بعد بازگشت از مكه نيز مىشود. (5)
در ميان اهل سنت نيز در بيان معناى استطاعت اختلاف است. برخى رسيدن به بيت الله، بدون مشقت و همراه با امنيت بر نفس و مال و قدرت بر انجام فرائض و ترك محرمات را استطاعت مىدانند. (6)مالكىها معتقدند: استطاعت فقط با وجود قوه جسمانى محقق مىشود و كسى كه فاقد قدرت جسمانى است، اما زاد و راحله دارد، مستطيع نيست. (7)در مقابل شافعىها معتقدند: استطاعت تنها زاد و راحله را در بر مىگيرد، اما قوه جسمانى شرط نيست. (8)از ظاهر كلام مالك برمىآيد راحله شرط استطاعت نيست و در توجيه مراد از «زاد و راحله» مىگويد: مراد امكان رسيدن به مكه، بدون مشقت و ترس بر مال و جان است. مردى زاد و راحله دارد، اما توان رفتن ندارد. در مقابل فردى قدرت پياده رفتن دارد، بنابراين از اولى حج ساقط و بر دومى واجب مىشود. (9)بنابراين از نظر مالك راحله در وجوب حج معتبر نيست اما راجع به «زاد» ، قدرت و حصول آن را شرط نمىداند بلكه اگر فرد صنعتى دارد كه با آن
1) الناصريات، صص3٠4 و 3٠5؛ رياض المسائل، ج6، ص58.
2) الناصريات، ص3٠3.
3) ر. ك ينابيع الموده، ج7، ص133؛ مجمع البيان، ج2، ص35٠.
4) آل عمران/97.
5) مختلف الشيعه، ج4، ص5؛ ر. ك الأمثل، ج2، ص6٠9.
6) مواهب الجليل، ج3، ص478.
7) الاحكام، ابن حزم، ج7، ص918.
8) الاحكام، ابن حزم، ج7، ص918.
9) مواهب الجليل، ج3، ص448. .
در طى طريق مىتواند حوائج خودش را بر طرف نمايد، حج بر او واجب مىگردد. (1)در قرآن كريم واژۀ استطاعت يك مرتبه در آيات مربوط به حج استعمال شده كه مىفرمايد: ( وَ لِلَّهِ عَلَي النَّاسِ حِجُّ الْبَيتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيهِ سَبِيلاً. . .) (2)«. . . و حجّ بيت الله الحرام براى خدا بر عهده مردمى است كه بتوانند راهى به آن بيابند. . .» .
علماء اهل سنت تفسيرهاى متفاوتى از «سبيل» ارائه كردهاند. اصل «سبيل» به معناى وصول [به مكه] است و به همين علت لفظ «سبيل» به «طريق» نيز اطلاق مىگردد. (3)بنابراين استطاعت سبيل همان امكان وصول به مقصد است. (4)«سبيل» در راه دور، نيازمند زاد و راحله مىباشد، بر خلاف «سبيل نزديك» كه نياز به زاد و راحله ندارد. به همين علت عدهاى سبيل را به معناى قدرت و تحمل طى طريق تفسير كردهاند. (5)شافعى معتقد است: «مراد از استطاعت در كتاب و سنت و اجماع آن است كه مرد داراى زاد و راحله باشد تا او را در رفت و برگشت يارى نمايد. (6)در نگاه عكرمه، سبيل به معناى صحت بدن است. (7)در روايتى كه از رسول اكرم (ص) نقل شده: مراد از سبيل همان زاد و راحله است. (8)
در كتب فريقين نيز رواياتى در بيان تعريف استطاعت بيان شده است. برخى اهل سنت از جابر بن عبدالله نقل كردهاند: «وقتى آيۀ فوق نازل شد، مردى بلند شد و سؤال كرد: يا رسول الله مراد از «سبيل» چيست؟ آن حضرت پاسخ دادند: منظور از استطاعت زاد و راحله است» . (9)لازم به ذكر است همين روايت را انس نقل كرده و سند آن به شرط شيخين صحيح است. (10)در روايت ديگرى وارد شده: مراد از «سبيل به بيت» همان زاد و راحله هست. (11)نقل شده: مردى از رسول الله سوال كرد: چه چيزى باعث وجوب حج مىگردد؟ در پاسخ فرمودند: زاد و راحله! (12)اين روايت از جهت سند، حسن است؛ (13)
1) الناصريات، ص3٠4.
2) آل عمران: 97.
3) معانى القرآن نحاس، ج1، ص447.
4) احكام القرآن، جصاص، ج2، ص3٠.
5) التحرير و التنوير، ج3، ص168؛ ر. ك الجامع لاحكام القرآن، ج4، ص15٠-152؛ معانى القرآن، نحاس، ج1، ص448.
6) احكام القرآن، شافعى، ج1، ص112.
7) تفسير ابن ابى حاتم، ج3، ص714.
8) تفسير القرآن صنعانى، ج1، ص127.
9) سنن الدار قطنى، ج2، ص193.
10) المستدرك حاكم، ج1، ص442؛ نصب الراية، ج3، ص79.
11) معرفة السنن و الاآثار، بيهقى، ج3، ص476؛ سنن الدار قطنى، ج2، ص193.
12) سنن ابن ماجه، ج2، ص967؛ سنن الترمذى، ج2، ص154؛ سنن الدار قطنى، ج2، ص193.
13) سنن الترمذى، ج2، ص154؛ العهود المحمدية، ص220. .
هر چند برخى ديگر آن را «جدا ضعيف» مىدانند. (1)كه قوت و ضعف يك روايت به مبناى رجالى افراد باز مىگردد. به هر حال از مجموع اين دسته از روايات اهل سنت، مىتوان تواتر اجمالى بدست آورد كه مراد از سبيل، همان زاد و راحله است.
اما در كتب روايى شيعه معناى فوق بيشتر بسط داده شده است. بهعنوان نمونه چند روايت را ذكر مىكنيم:
(2). مردى از امام صادق (ع) درباره ( مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيهِ سَبِيلاً ) سوال كرد؟ (3)ايشان فرمودند: مردم چه مىگويند؟ آن شخص گفت: مراد زاد و راحله مىباشد! امام صادق (ع) فرمود: از پدرم ابوجعفر همين مسئله سوال شد، وى پاسخ دادند: [اگر مراد زاد و راحله باشد] مردم در اين صورت هلاك شدهاند! اگر چنين بود كه هر كسى كه داراى زاد باشد و بهاندازه قوت عيال خود راحله داشته باشد، و بدين وسيله از مردم بىنياز گردد، . . . از آن حضرت سوال شد مراد از «سبيل» چيست؟ فرمودند: مراد سعه و گسترش در مال است، بهگونهاى كه با مقدارى از اين مال حج بجاى آورد و مقدارى را براى مخارج عيال خود باقى بگذارد، آيا خداوند زكات را واجب نكرد، و آن را تنها بر كسانى واجب نمود كه دويست درهم دارايى داشته باشند» . روايت از جهت سند موثقه و قابل استناد بوده، (4)و از جهت دلالت تصريح دارد حاجى بايد افزون بر مخارج رفت و برگشت خود، مالى نيز داشته باشد تا مخارج اهل و عيال خود را پرداخت نمايد. بنابراين فردى كه هزينۀ رفت و برگشت را دارد، اما نفقه عيال خود را در اين مدت حج ندارد، مستطيع نيست. پس لازم است فرد افزون بر مايحتاج سفر مكه از زاد و راحله، نفقه خانوادهاش را در مدتى كه در حال رفت و برگشت است، را نيز دارا باشد. (5)
از حضرت رسول (ص) نقل شده: «كفى بالمرءِ إثما أن يضيع من يقوت» . (6)«همين گناه براى [عذاب و گرفتارى] مرد كفايت مىكند كه قوت عيال خود را ضايع نمايد» ؛ زيرا نفقه متعلق به حقوق انسانهاست كه تاكيد فروانى در پرداخت آن شده است. (7)بنابراين ظاهرا نفقه اهل و عيال جزء مخارج حج بوده و كسى كه اين نفقه را دارا نيست، مستطيع نمىشود.
1) ضعيف سنن الترمذى، ص93.
2) ضعيف سنن الترمذى، ص93.
3) الكافى، ج4، ص267؛ من لا يحضره الفقيه، ج2، ص418 و419؛ فقه القرآن، قطب راوندى، ج1، ص264-265.
4) كتاب الحج، ج3، ص49.
5) تذكرة الفقهاء، ج7، ص55.
6) مسند احمد، ج2، ص16٠؛ سنن ابى داود، ج1، ص381؛ صحيح ابن حبان، ج10، ص52؛ مستدرك وسائل الشيعة، ج13، ص58.
7) تذكرة الفقهاء، ج7، ص56. .
محمد بن يحيى گويد: من نزد امام صادق (ع) بودم كه حفص كناسى از آن حضرت راجع به آيۀ فوق ( مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيهِ سَبِيلاً ) سوال كرد؟ امام فرمودند: كسى كه از حيث بدن صحيح باشد. . . و داراى زاد و راحله نيز باشد، اين فرد مستطيع مىباشد» . در اين روايت افزون بر زاد و راحله، صحت بدن نيز شرط شده است. (1)شيخ صدوق همين روايت را از ابن ابى عمير از هشام بن حكم نقل كرده است. (2)
امام رضا (ع) در نامهاى كه به مأمون دربارۀ حق و شرايع دين نوشت، بيان نمود: «. . . خداوند حج خانه را بر هر كسى كه مستطيع است، واجب گرداند و مراد از «سبيل» زاد و راحله با صحت بدن مىباشد» . (3)4. عن الأعمش، عن جعفر بن محمد. . . و حج البيت واجب لمن استطاع إليه سبيلا و هو الزاد و الراحلۀ مع صحۀ البدن وأن يكون للانسان ما يخلفه على عياله وما يرجع إليه بعد حجه. . . (4)قسمت پايانى اين روايت «ما يرجع اليه بعد حجه» به صراحت بيان مىدارد، فرد حاجى بايد افزون بر مخارج رفت و برگشت و مخارج عيال، مالى داشته باشد، تا بعد از بازگشت، امورش اصلاح گردد.
با توجه به آنچه بيان شد، استطاعت مالى افزون بر آنكه مخارج زاد و راحله و عيال را در بر مىگيرد، بايد حاجى، مبالغ بيشترى داشته باشد تا هنگام بازگشت دچار تنگدستى و سختى نشود تا مجبور شود براى گذران مخارج، از ديگر افراد قرض كند.
معناى وليمه : وليمه از مادۀ «ولم» به معناى جمع كردن مىباشد. (5)همانگونه كه اصل معناى «وليمه» به معناى اجتماع شئ و تماميت آن است و از آنجا كه وليمه دادن باعث اجتماع مردم مىگردد، به اين نام شهرت يافته است. (6)[غالباً] وليمه براى مراسم عروسى داده مىشود؛ (7)هر چند به هر طعامى كه براى دعوت و غيره نيز مهيا گردد، اطلاق مىگردد. (8)از مفهوم كلام اهل لغت به دست مىآيد، وليمه مختص
1) الكافى، ج4، ص267؛ الاستبصار، ج2، ص139.
2) التوحيد، ص351.
3) عيون اخبار الرضا، ج1، ص131؛ وسائل الشيعة، ج11، ص35؛ تفسير نور الثقلين، ج1، ص372.
4) «. . . اعمش از حضرت صادق7 نقل كرد: . . . و حج خانه خدا بر كسى كه مستطيع باشد، واجب مىباشد و مراد از «سبيل» زاد و راحله با صحت بدن مىباشد، و اينكه براى انسان مالى باقى بماند تا نفقة خانوادهاش باشد و بعد از آنكه از حج باز مىگردد، براى خودش نيز مالى بماند» . الخصال، ص6٠3- 6٠6.
5) تاج العروس، ج9، ص96.
6) القاموس المحيط، ج4، ص187.
7) العين، ج8، ص244؛ النهاية، ج5، ص226.
8) القاموس المحيط، ج4، ص187. .
به عروسى نيست، و هيچ ترجيحى در عروسى ندارد و همانگونه كه در عروسى استعمال مىشود، در غير عروسى نيز بهكار مىرود. (1)
بنابراين معناى وليمه يعنى اطعام دادن براى هر اتفاق و حادثه شاد مىباشد، هر چند امروزه استعمال آن در عروسى شهرت بيشترى دارد. (2)اما اينكه برخى مدعى شدهاند: وليمه مخصوص عروسى است و بر غير عروسى اطلاق نمىگردد و قول لغوى ارجح مىباشد، زيرا آنها اهل لسان بوده و به موضوعات آگاهتر از ديگران مىباشند. (3)اين مطلب صرف ادعاست و اعتبارى ندارد. زيرا در شريعت وليمه براى غير عروسى نيز استعمال شده است. بنابراين از جمله مصاديق و موارد وليمه دادن، هنگامى است كه حاجى از مكه باز مىگردد.
در رابطه با وليمه دادن حاجى سه دسته روايات وجود دارد. در يك دسته به طور مطلق و بدون تعيين مصداق، وليمه امرى حق شمرده شده كه اين اطلاق شامل وليمه حج نيز مىگردد. دستۀ ديگر احاديثى است كه بيان كرده مسافر هنگام بازگشت، از سفر وليمه بدهد و دستۀ سوم اخبارى است كه به طور خاص از وليمه حج، سخن به ميان آورده است.
در اينجا به رواياتى كه به طور مطلق وليمه دادن را امرى پسنديده برشمرده اشاره مىشود. لازم به ذكر است گر چه مرحوم كلينى (رحمه الله) ، اين دو روايت را در باب وليمه عروسى در كافى بيان كرده، اما دلالت اين روايات مطلق بوده و افزون بر مراسم عروسى، ديگر مصاديق وليمه را نيز در بر مىگيرد، و به طور خاص مخصوص عروسى نيست.
كلينى روايت كرده:
«عدة من أصحابنا، عن أحمد بن محمد، عن ابن فضال رفعه إلي أبي جعفر - عليه آلاف التحية و الثناء - قال: الوليمة يوم و يومان مكرمة و ثلاثة أيام رياء وسمعة» . (4)
1) الحدائق الناظرة، ج23، ص28.
2) تحرير الأحكام، حلى، ج2، ص583؛ روضة الطالبين، ج5، ص647 و 648.
3) المغنى ابن قدامه، ج8، ص104؛ الشرح الكبير، ج8، ص104.
4) «. . . ابن فضال [با حذف واسطهها] از امام باقر- عليه آلاف التحية و الثناء - نقل كرد، آن حضرت فرمودند: وليمه دادن يك روز است، روز دوم كرامت و روز سوم ريا مىباشد» . الكافى، ج5، ص368؛ تهذيب الاحكام، ج7، ص4٠9. .
اين روايت از جهت سند قابل استناد نيست، زيرا در روايت تصريح شده كه مرفوعه است و مشخص نيست ابن فضال اين روايت را از چه فرد يا كسانى نقل كرده است، بنابراين روايت فوق از جهت سند مخدوش و قابليت استناد را ندارد.
اما از جهت دلالت بايد گفت: عبارت «الوليمۀ يوم» داراى اطلاق بوده و اين اطلاق وليمۀ حج و ديگر وليمها را در بر مىگيرد. بنابراين، بر فرض تماميت سند و چشم پوشى از مشكل سند، روايت فوق تنها بيانگر جواز وليمه دادن مىباشد.
دومين روايت بااندك تفاوت همانند روايت فوق است و بيان كرده:
«علي بن إبراهيم، عن أبيه، عن النوفلي، عن السكوني، عن أبي عبد الله - عليه آلاف التحية و الثناء - قال: قال رسول الله (ص) : الوليمة أول يوم حق و الثاني معروف وما زاد رياء وسمعة» . (1)
اين روايت از جهت سند مشكل نداشته و موثقه است. (2)اما از نظر دلالت بايد گفت: عبارت «الوليمۀ
1) «. . . سكونى از امام صادق - عليه آلاف التحية و الثناء- نقل كرد، پيامبر اسلام9 فرمودند: وليمه دادن، يك روز حق است، روز دوم امرى پسنديده و بيشتر از آن ريا مىباشد» . الكافى، ج5، ص368؛ ر. ك المحاسن، ج2، ص418؛ مسند احمد، ج5، ص29؛ المعجم الكبير، ج22، ص137؛ مجمع الزوائد، ج9، ص252.
2) در توضيح سند بايد گفت: على بن ابراهيم توثيق دارد. (خلاصة الاقوال، ص187) اما راجع به پدرش، ابراهيم بن هاشم كه كنيهاش ابواسحاق قمى است، گفتهاند: او اولين كسى بود كه حديث كوفيين را در قم نشر داد. وى امام رضا - عليه آلاف التحية و الثناء - را زيارت كرد و در ميان اصحاب [رجال و بزرگان] كسى وى را قدح نكرده است. در كتب روايى، احاديث بسيارى نقل كرده و ارجح قبول قول ابراهيم مىباشد. (خلاصة الاقوال، ص49) نوفلى از ديگر راويان اين حديث، نامش حسين بن يزيد نوفلى است. (الفهرست شيخ طوسى، ص51) او داراى كتاب بوده، (الفهرست طوسى، ص114؛ معالم العلماء، ص77) و داراى وثاقت است. (مشايخ الثقات، ص63) شيخ طوسى در فهرست، ضمن شرح مسلك خود مىنويسد: «3- كسانى كه در عصر خود معروف بودند، و ذم و جرحى در مورد آنها وارد نشده، همين عدم وجود ذم و جرح، دال بر وثاقت آنهاست، زيرا در وثاقت و عدالت حسن ظاهر كفايت مىكند. اگر شخصى در زمان خود در اعلى درجة شهرت باشد و در حقش ذمى وارد مىشد اين ذم شيوع پيدا مىكرد. به همين علت ما قائل به صحت طرقى هستيم كه اين افراد و معاريف در سلسله سند آن وجود دارند همانند ابراهيم بن هاشم، حسين بن يزيد نوفلى و. . .» (الفهرست، ص22) طبق اين بيان شيخ، - كه بيانى مقبول و منطقى است - ابراهيم و نوفلى هر دو ثقه و قابل اعتنا هستند. سكونى آخرين راوى در سند فوق، نامش اسماعيل بنابى زياد است (رجال نجاشى، ص26) گرچه اسماعيل بن مسلم شعيرى نيز به وى اطلاق شده است. سكونى داراى كتابى بزرگ بود. كتاب ديگر او نوادر است. (الفهرست شيخ طوسى، ص51) سكونى عامى مذهب بوده (خلاصة الاقوال، ص316؛ رجال ابن داود، ص231) با اين وجود [به علل مختلف از جمله صداقت، عدم دخل و تصرف در روايات، اضبط بودن و. . .] بزرگان شيعه روايات وى را قبول كرده و به آنها اعتنا كردهاند. بنابراين سكونى فردى ثقه بوده، (خلاصة الاقوال، ص32) در نتيجه روايت فوق از لحاظ سندى مشكل ندارد و از آن به موثقه تعبير مىشود. .
أول يوم حق» بر وجوب وليمه دادن دلالت نمىكند. لازم به ذكر است هر چند از جمله معانى كه براى «حق» ذكر شده وجوب است؛
«حق الشي يحق به معناي وجب وجوبا» ، (1)اما بايد توجه داشت، در لسان شرع كلمۀ «حق» در معناى غير وجوب نيز استعمال شده؛ مثلا در روايتى نقل شده: مردى از رسولالله (ص) سؤال كرد: «
ما حق الوالد على ولده؟ قال لايسميه باسمه، و لايمش-ي بين يديه و لايجلس امامه و لايدخل معه الحمام» (2)« حق پدر بر فرزند چيست؟ آن حضرت فرموند: فرزند پدر را با نامش صدا نزند، جلو و مقابل او راه نرود و مقابل او [پشت به او] ننشيند و با او به حمام نرود» . واضح است در اين روايت و روايات ديگرى كه با اين مضمون در رابطه با حقوق وارد شده، حق به معناى وجوب نيست. طبيعتا اگر فرزند پدر را با نام صدا زد، يا جلوى او راه رفت يا با او داخل حمام شد، مرتكب كار حرام نشده است.
در روايت ديگرى امام صادق (ع) مىفرمايند:
«. . . و من الادب ان لا يدخل الرجل ولده معه الحمام. . .» (3)و به همين دليل شهيد در ذكرى مكروه دانسته كه فرزند با پدرش به حمام برود. اما مرحوم محقق بحرانى، قائل به عدم كراهت شدهاند. (4)برخى از آيات نيز گوياى اين مطلب است، همانند آيۀ شريفه ( وَ الَّذِينَ فِي أَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ ) (5)طبق نظر فقهاء مراد از حق معلوم در اين آيه، زكات و صدقۀ واجب مالى نيست، بلكه طبق روايات مراد از حق در آيه، همان صدقهاى است كه فرد در روز يا هفته يا ماه پرداخت مىكند. (6)البته لازم به ذكر است برخى از اهل سنت اينكه وليمه در روز اول حق است را به معناى وجوب يا استحباب گرفتهاند. (7)در روايت مورد بحث نيز امر بر همين منوال است و مراد از اينكه فرمود: وليمه در روز اول حق است، اين حق بودن، به معناى وجوب نيست، بلكه با توجه به بار معنايى خاصى كه «حق» در بر دارد، ظاهرا در اينجا حق بر معناى استحباب دلالت مىكند، همانگونه كه صاحب جواهر نيز اين روايت را
بر استحباب حمل كرده است. (1)و مرحوم حر عاملى در ذيل همين روايت تصريح دارند: اين روايت محمول بر نفى تاكيد استحباب است. (2)اهل سنت از پيامبر اسلام (ص) روايت كردهاند: هنگام كه على از فاطمه (ع) خواستگارى كرد، پيامبر فرمودند: «لابد من وليمۀ» ، «بايد وليمه داده شود» . شافعى با استناد به اين روايت، لزوم وليمه دادن را استنباط كرده و گفته: اين روايت كه سندش مشكلى ندارد در معناى وجوب وليمه [براى عروسى] مىباشد. ظاهر كلام طبرانى از روايت: «الوليمۀ حق و سنۀ» ؛ «وليمه حق و سنت است» نيز بر اين مطلب دلالت مىكند و واژۀ «حق» در اينجا به معناى وجوب است. ابنحنبل وليمه را سنت مىداند. اما جمهور فقهاء اهل سنت بر استحباب وليمه تاكيد دارند. (3)از منظر برخى از اهل سنت مراد از «حق» آن است كه وليمه دادن امرى باطل و خطا نيست، بلكه امرى مستحب بوده كه داراى فضيلت است. (4)هر چند اين احتمال نيز مطرح است كه مراد از «حق بودن» يعنى وليمه دادن در شريعت ثابت است، كه باز مراد از آن وجوب نيست، برخلاف اهل ظاهر كه قائل به وجوب شدهاند. (5)
بنابراين از منظر شيعه در دستۀ اول از روايات وارده و با تكيه بر «موثقۀ سكونى» ، مطلق وليمه دادن در اولين روز امرى مستحب بوده كه شامل وليمۀ حج نيز مىگردد. اما در ادامه روايت بيان شده:
وليمه در دومين روز معروف است. معروف به معناى امرى پسنديده و خوب است. اما وليمه در روز سوم گويا غالباً رياء و سمعه را به همراه دارد و در واقع نوعى خودنمايى است. البته اين امور نسبى است و هميشه چنين نيست كه هر كسى سه روز وليمه داد به ريا و سمعه دچار مىگردد؛ زيرا در برخى موارد افراد چندين روز وليمه مىدهند و تنها هدف آنها كسب رضايت خداوند متعال است و بس و اساسا ريا براى دستهاى معنا ندارد. بنابراين، روايت فوق در صدد بيان يك حكم كلى نيست، بلكه عرف جامعه چنين است كه اگر وليمه دادن بيشتر از حد خود شد، غالبا فرد وليمه دهنده به ريا دچار مىگردد.
در اين دسته از احاديث ضمن بيان مصاديق وليمه دادن، از جمله آنها را هنگامى است كه فرد از مسافرت باز مىگردد؛ عنوان مىكند.
روايت اول: «
أحمد بن محمد، عن الهيثم بن أبي مسروق، عن هشام بن سالم، عن أبي عبد الله - عليه آلاف التحية و الثناء - أنه قال: لا تجب الدعوة إلا في أربع: العرس و الخرس و الاياب و الاعذار» . (1)
راويان اين حديث همه توثيق شدهاند، بنابراين روايت فوق موثقه مىباشد. (2)اما از نظر دلالت روايت بايد گفت: از جمله امورى كه اين روايت براى وليمه دادن بيان كرده، هنگامىاست كه فرد از سفر باز گردد. در اين مورد قبول و اجابت دعوت او امرى پسنديده است. لازم به ذكر است عبارت «لاتجب الدعوۀ الا فى اربع» بر وجوب دلالت نمىكند. در توضيح بايد گفت: «لا تجب» در اين مورد يا از «وجب، يجب» گرفته شده است، كه در اين صورت ظاهر مفهوم جمله با توجه به اين واژه بر وجوب دلالت نمىكند، بلكه حداكثر بر استحباب دلالت دارد، همانگونه كه فقهاء فريقين در ذيل اين موارد، بر وجوب قبول دعوت فتوا ندادهاند، و از ظاهر اين روايت وجوب را استفاده نكردهاند. اما ممكن است «لا تجب» از باب «اجاب يجيب» به معناى اجابت كردن مىباشد، كه در اين صورت دلالت آن بر وجوب كمتر از «وجب يجب» مىباشد و همانگونه كه بيان شد فقهاء فريقين از اين «لا تجب الدعوه الا فى اربع» وجوب دعوت وليمه را استفاده نكردهاند.
بنابراين روايت فوق بر امرى پسنديده دلالت مىكند و نهايت چيزى كه از روايت فوق بدست مىآيد، استحباب براى قبول دعوت وليمه مسافر مىباشد، كه از مصاديق مسافر، فردى است كه از سفر حج، باز گشته است.
1) «امام صادق - عليه آلاف التحية و الثناء - فرمودند: «لازم نيست دعوت پذيرفته شود مگر در چهار امر! براى عروسى، عقيقه، براى بازگشت فرد از مسافرت و براى ختنهى كودك» . الكافى، ج6، ص281؛ وسائل الشيعة، ج24، ص310.
2) احمد بن محمد بن عيسى همان كسى است كه سهل بن زياد و محمد بن على بن ابراهيم را بهخاطر غلو و كذب از قم بيرون كرد. (رجال نجاشى، ص185 و 332) در نظر شيخ طوسى، احمد بن عيسى، حضرت امام رضا -عليه آلاف التحية و الثناء - را درك كرد و گروهى از اصحاب همة كتب و روايات او را ذكر كردهاند، (الفهرست، ص68) بنابراين او ثقه هست. (رجال طوسى، ص351) راوى ديگر هيثم بن أبى مسروق است كه داراى كتاب است. (الفهرست، شيخ، ص26٠؛ رجال نجاشى، ص437) وى فاضل (خلاصة الاقوال، ص29٠؛ رجال ابن داود، ص201) و ثقه است (مستدركات علم رجال، ج1، ص64٠؛ المفيد من معجم رجال، ص656) و از وى به خير و خوبى ياد شده. (نقد الرجال، ج5، ص54) راوى ديگر هشام بنسالم بود كه داراى اصل مىباشد. (الفهرست، طوسى، ص257) بزرگان رجال در مورد او تعبير «ثقه» را بكار بردهاند. (رجال نجاشى، ص434؛ رجال غضائرى، ص117؛ خلاصة الاقوال، ص289) بنابراين روايت فوق از جهت سند موثقه بوده و داراى اعتبار است. .
روايت دوم:
«علي بن إبراهيم، عن أبيه، عن النوفلي، عن السكوني، عن أبي عبد الله - عليه آلاف التحية و الثناء - قال: قال رسول الله (ص) : الوليمة في أربع: العرس و الخرس و هو المولود يعق عنه و يطعم و الاعذار و هو ختان الغلام و الاياب و هو الرجل يدعو إخوانه إذا آب من غيبته» . (1)
همانگونه كه در روايت قبل بيان شد، سند اين روايت قابل اعتنا بوده و اين حديث موثقه است. اما از جهت دلالت، همانند روايات قبلى، صرفا بيانگر مصاديق وليمه دادن مىباشد، كه از جملۀ آن موارد هنگامى است كه مرد از مسافرت بازگشته باشد، وليمه بدهد. اطلاق اين روايت، شامل بازگشت حاجى از سفر حج نيز مىگردد. فلذا پسنديده است حاجى هنگام بازگشت از سفر حج وليمه بدهد.
در اين دسته از روايات، به طور صريح از وليمه دادن حاجى سخن به ميان آمده است.
روايت اول :
«روي حماد بن عمرو، و أنس بن محمد، عن أبيه جميعا، عن جعفر بن محمد عن أبيه عن جده، عن علي بن أبي طالب (7) عن النبي (9) أنه «قال له: . . . يا علي: لا وليمة إلا في خمس: في عرس أو خرس أو عذار أو وكار أو ركاز، فالعرس التزويج، و الخرس النفاس بالولد، و العذار الختان، و الوكار في بناء الدار و شرائها، و الركاز الرجل يقدم من مكة» . (2)
صدوق در مشيخۀ فقيه، نام حماد بن عمرو و انس بن محمد را ذكر كرده است. (3)حماد بن عمرو فردى مجهول است. (4)افزون بر آنكه طريق صدوق به انس بن محمد نيز ضعيف مىباشد. (5)بنابراين ظاهرا سند اين روايت ضعيف بوده و قابل استناد نيست. از جهت دلالت بايد گفت: روايت فوق در صدد بيان مصاديق وليمه بوده، كه از جملۀ آنها، وليمه دادن حاجى است.
در توضيح بايد گفت: «ركاز» بر وزن كتاب به معناى مركوز - مدفون - است. اهل عراق به تمامى
1) «. . . امام صادق7 از پيامبر اسلام9 نقل كردند: وليمه در چهار مورد است، عروسى، عقيقه، ختنه و مردى كه از سفر بازگشته باشد. الكافى، ج6، ص281 و282؛ المحاسن، ج2، ص417؛ وسائل الشيعة، ج24، ص310.
2) «. . . پيامبر اسلام9 به حضرت على7 فرمودند: يا على! در پنج امر وليمه وجود دارد، عروسى، عقيقه، ختنه، خريد يا ساخت خانه، مردى كه از مكه آمده باشد» . من لايحضره الفقيه، ج4، ص352 و 356؛ مستطرفات السرائر، ص615 و 616؛ ر. ك الخصال، ص313؛ معانى الأخبار، ص272؛ تهذيب الأحكام، ج7، ص4٠9.
3) مستدركات علم رجال، ج3، ص258.
4) المفيد من معجم، ص195.
5) المفيد من معجم، ص77. .
معادن «ركاز» گويند، اما اهل حجاز به مالى كه مردم قبل از اسلام دفن مىكردند، ركاز مىگفتند. هر دو قول محتمل است، زيرا هر يك از آنها در زمين ثابت يافت مىشد. (1)بنابراين ركاز به معناى معدن و مالى است كه انسان آن را به تملك خود درآورده باشد. (2)از ديگر معانى كه براى «ركاز» بيان كردهاند، غنيمت مىباشد و از اين جهت «ركاز» به معناى غنيمت ذكر شده كه گويا حاجى با طعامى كه بخاطر آمدن از مكه مىدهد، غنيمتى از ثواب را براى خود بدست مىآورد و مويد آن روايتى است كه از رسول الله (ص) نقل شده: «الصوم فى الشتاء الغنيمۀ الباردۀ» (3)«روزه در زمستان غنيمتى سرد است [در زمستان به علت خنكى روزها و كوتاهى آن، روزه گرفتن امرى آسان و راحت مىباشد]» . هر چند در روايات ديگرى «ركاز» به معناى طلا و نقر بكار رفته، (4)اما در ذيل روايت فوق تصريح شده، مراد از «ركاز» [وليمه دادن] فردى است كه از مكه آمده باشد. لازم به ذكر است در كتب فقهى اهل سنت بجاى واژۀ «ركاز» از كلمۀ «نقيعه» استفاده است. «نقيعه» از «نقع» به معناى نحر كردن شتر آمده (5)و اصطلاحاً به طعامى گويند كه براى بازگشت مسافر مهيا و آماده مىگردد و اين عملى مستحب است. (6)روايت دوم:
«روي موسي بن بكر، عن أبي الحسن الأول (ع) «أن رسول الله (ص) قال: لا وليمة إلا في خمس، في عرس، أو خرس، أو عذار، أو وكار أو ركاز، فالعرس التزويج، و الخرس النفاس بالولد، و العذار الختان، و الوكار الرجل يشتري الدار، و الركاز الرجل يقدم من مكة» (7)اين روايت همانند روايت اول مىباشد، با اين تفاوت كه سلسله سند آن متفاوت مىباشد.
موسى بن بكر واسطى داراى كتاب است و جماعتى آن را روايت كردهاند (8)و هر چند برخى او را واقفى معرفى كردهاند، اما اين امر ثابت نشده، بنابراين طريق به او بنابر اصح، حسن بوده (9)و سند
1) لسان العرب، ج5، ص356؛ مجمع البحرين، ج2، ص216.
2) لسان العرب، ج5، ص356؛ محدثين نيز همين معنا را پذيرفتهاند. (ر. ك معانى الأخبار، ص272؛ ر. ك من لايحضره الفقيه، ج4، ص356
3) معانى الأخبار، ص272؛ ر. ك من لايحضره الفقيه، ج4، ص356؛ الخصال، ص314.
4) مجمع البحرين، ج2، ص217.
5) المجموع، ج16، ص393.
6) المجموع، ج4، ص4٠٠؛ فتح البارى، ج3، ص129؛ روضة الطالبين، ج5، ص646.
7) من لايحضره الفقيه، ج3، ص4٠2؛ تهذيب الأحكام، ج7، ص4٠9.
8) رجال نجاشى، ص4٠7.
9) اختيار معرفة الرجال، ج1، ص120. .
شيخ طوسى به موسى بن بكر صحيح و معتبر است. (1)موسى بن بكر ممدوح بوده، (2)بنابراين روايت فوق از جهت سند معتبر و قابل استناد مىباشد. اما از جهت دلالت بايد گفت: در اين روايت يكى از مصاديق وليمه دادن فرد حاجى است كه از سفر بازگشته باشد.
تا كنون شش روايت در استنباط حكم وليمه بيان شد، كه برخى از آنها از جهت سندى قابل استناد بودند؛ اما از جهت دلالت هيچ يك از روايات فوق، نه به طور مطلق و نه بهطور خاص، بر وجوب وليمه - خاصه وليمۀ حج - دلالت ندارد، به همين علت اكثر علماء اتفاق نظر دارند كه اينگونه وليمه دادنها واجب نيست، هر چند سيد مرتضى بر اين باور است كه براى عقيقه لازم و واجب است وليمه داده شود. (3)به هر حال فقهاء براى بيان حكم وليمه به برخى از روايات فوق استناد كرده (4)و حكم به استحباب وليمه دادن حاجى كردهاند. در پايان ذكر سه نكته لازم است.
از جمله نكاتى كه در اين بحث بايد مطرح گردد، راجع به كم (مقدار) و كيف چگونگى وليمه دادن مىباشد. به عبارت ديگر طبق فتواى برخى از بزرگان كه در ذيل بيان مىگردد، وليمه در استطاعت شخص، البته با شرايط خود، موثر است. طبيعتا وليمه دادن بايد مطابق شأن و مرتبۀ آن فرد باشد و بايد بهگونهاى باشد كه در آن از اسراف و زيادهروى پرهيز شود. چرا كه طبق آياتى چون ( يا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَ كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يحِبُّ الْمُسْرِفِينَ ) (5)و نيز طبق روايات فراوانى كه وجود دارد اسراف كردن در تمام زمينهها حرام و باعث عقاب خداوند مىگردد. حال در صورتى كه خرج وليمه را موثر در استطاعت شرط بدانيم، بايد از هر گونه اسراف و تبذير جلوگيرى شود. ( وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذِيراً * إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كانُوا إِخْوانَ الشَّياطِينِ وَ كانَ الشَّيطانُ لِرَبِّهِ كَفُوراً ) (6)بنابراين اسراف امرى ناپسند و از جانب شرع مقدس از آن منع شده است حتى در وضو گرفتن.
نقل شده: حضرت محمد (ص) از كنار سعد عبور كرد و او در حال وضو گرفتن بود، پس به او فرمود:
1) الفهرست شيخ، ص332؛ موسوعة احاديث اهل البيت، ج1، ص294.
2) رجال ابن داود، ص193.
3) تحرير الأحكام، ج2، ص584.
4) ر. ك جواهر الكلام، ج29، ص47؛ تذكرة الفقهاء، ج2، ص578؛ هداية العباد، ج2، ص3٠3.
5) «اى فرزندان آدم، لباس زينت خود را در هر عبادتى برگيريد، و بخوريد و بياشاميد و اسراف نكنيد كه او اسرافكاران را دوست نمىدارد» . اعراف: 31.
6) «و هيچگونه ريخت و پاشى [در مال خود] مكن * چرا كه ريخت و پاش كنندگان همزاد شيطانند، و شيطان نسبت به پروردگارش همواره ناسپاس است» سوره اسراء: 26و27. .
«لا تسرف» در وضو گرفتن اسراف نكن [آب زيادى مريز] (1)در اين باب آيات و نيز روايات فراوانى وجود دارد كه از اسراف نهى كرده است. در باب حج نيز واضح است كه وليمه بايد به قدر كفايت باشد تا مخارج آن در استطاعت موثر مىباشد، اما هزينه اسراف و تبذير هيچ تاثيرى در استطاعت ندارد. بنابراين اين ريخت و پاشهايى كه در برخى مراسمها رخ مىدهد، افزون بر آنكه حرمت ذاتى دارد، در صورتى كه براى حج باشد، هيچ نقشى در استطاعت ندارد.
از جمله امورى كه مستحب است مؤمنين به آن فرا خوانده شوند، وليمه دادن مىباشد. اما بخاطر اصل برائت و ديگر ادلهاى كه در اين باب وجوب دارد واجب نيست كه حتما مومنين به آن دعوت پاسخ دهند. آرى پذيرفتن دعوت مومن از باب اجابت دعوت مومن امرى مستحب مىباشد؛ هر چند برخى از اهل سنت با استناد به برخى از روايات قائل به وجوب پذيرش دعوت وليمه شدهاند. (2)
همانگونه كه در روايات مربوط به وليمه بيان شد، از آنها وجوب وليمه دادن استفاده نمىشود، ولى به طور مطلق نمىتوان اين حكم را بر وليمۀ حاجى بيان كرد، زيرا در شرايط خاص و زمانهاى متفاوت، وليمه دادن حاجى امرى لازم و واجب مىگردد (3)زيرا وقتى حاجى از مكه باز مىگردد، طبيعتا گروهى از افراد موجه براى زيارت نزد او مىروند و ممكن نيست آنها بدون وليمه خوردن از خانه خارج گردند، بنابراين بر حاجى لازم است، وليمهاى مطابق با شان ميهمانها حاضر كرده و آنها را ميهمان كند كه ظاهرا مخارج اين وليمه دادن نيز در استطاعت نقش دارد. درست است كه اين امر در روايات نيامده است اما همانگونه كه مسلم است، اسلام تمام احكام را در صدر اسلام بيان نكرده، بلكه به مرور زمان و طبق شرايط زمان و مكان احكام مستحدثهاى بوجود مىآيد. در اين مورد عرف زمان و شرايط موجود در جامعه و برخى مناطق خاص مهمترين دليلى است كه مىتوان بدان استناد كرد. در صورتى كه آبروى شخص حاجى منوط به وليمه دادن باشد - ولواندك - يا حتى مخارج عرفىاندك مانند چاى و ميوه و شيرينى باشد، به طور طبيعى مخارج اين موارد در استطاعت موثر بوده و ظاهرا اگر فرد توان برگزارى مراسم پذيرايى بعد از حج را نداشته باشد، بعيد است كه آن فرد مستطيع گردد، چرا كه آبروى فرد منوط به همان پذيرايى است كه در صورت عدم ميهمانى شان و مقام آن فرد زير سؤال مىرود.
از ديگر آداب حج، هديه دادن و سوغاتى حاجى مىباشد تا جايى كه بررسى شد، دو روايت در اين باب وارد شده كه بيان مىگردد:
روايت اول: «
عدة من أصحابنا، عن سهل بن زياد رفعه، عن أبي عبد الله (ع) قال: الهدية من نفقة الحج» . (1)
سند اين روايت قابل اعتنا نيست، زيرا در نگاه نجاشى «سهل بن زياد آدمى «. در نقل حديث ضعيف است (2)و قابل اعتماد نمىباشد. احمد بن عيسى بخاطر غلو و كذب او را از قم بيرون كرد. (3)هر چند شيخ طوسى در ذيل اصحاب على بن محمد امام هادى (ع) ، مىنويسد: سهل بن زياد آدمى، كه كنيه اش ابا سعيد است، ثقه بوده (4)و سند منتهى به او صحيح است (5)، اما بر فرض ترجيح قول شيخ بر ديدگاه نجاشى، باز روايت فوق قابل اعتماد نيست، چرا كه مرفوعه است. اما از جهت دلالت، روايت فوق بيانگر آن است كه هديه و مخارج مربوط به آن جزء نفقۀ حج بوده و همانگونه كه مخارج حج براى استطاعت شرط است، طبيعتاً مخارج هديه را نيز بايد براى مستطيع شدن لحاظ كرد. اگر اين روايت مشكل سندى نداشت، قابليت استناد داشت. البته بنا برتسامح در ادله سنن مىتوان از آن استفاده كرد، ولى اين مبنا با اشكال مواجه است.
روايت دوم: «على بن إبراهيم، عن أبيه، عنيحيى بن المبارك، عن عبد الله بن جبلۀ، عن إسحاق بن عمار، عن أبى عبد الله ((ع)) أنه قال: «هديۀ الحج من الحج» . (6)
يحيى بن مبارك از اصحاب امام رضا - عليه آلاف التحيۀ و الثناء - بوده (7)كه در كتب رجالى دربارۀ ثقه يا قدح وى چيزى بيان نشده، اما از آنجا كه مرحوم كلينى و شيخ طوسى از وى زياد روايت نقل
1) «امام صادق7 فرمودند: [هزينة] هديه جزء نفقة حج است» . الكافى، ج4، ص28٠؛ وسائل الشيعة، ج11، ص149.
2) رجال نجاشى، ص185؛ الفهرست، طوسى، ص143.
3) رجال نجاشى، ص185؛ رجال ابن غضائرى، ص125؛ رجال ابن داود، ص249.
4) رجال طوسى، ص387.
5) الفهرست، ص310.
6) «امام صادق7 فرمودند: هدية حج از حج بوده [و جزء مخارج آن مىباشد]» . الكافى، ج4، ص28٠؛ وسائل الشيعة، ج11، ص148.
7) رجال طوسى، ص368. .
كردهاند، شايد بتوان به قول وى اعتماد كرد (1)و او را ثقه دانست. (2)عبدالله بن جبلۀ از ديگر راويان اين حديث است كه واقفى مذهب به شمار رفته، اما با اين وجود فردى فقيه، ثقه و مشهور بود كه در سال219 از دنيا رفت. (3)شيخ طوسى دو طريق از وى ذكر كرده كه طريق دوم صحيح است. (4)پس او فردى مورد اعتماد است. إسحاق بن عمار از ديگر راويان است كه ثقه مىباشد. (5)اسحاق داراى اصل بوده و فطحى مذهب است، با اين وجود او ثقه و اصلش معتمد عليه است. (6)بنابراين روايت فوق از جهت سندى مشكل ندارد و قابل اعتماد است.
از جهت دلالت، اين روايت بيانگر آن است كه مخارج هديه - در حد متعارف و مطابق با شان حاجى - جزء مخارج حج مىباشد. لازم به ذكر است مرحوم حر عاملى، در ذيل دو روايت فوق مىگويد: «طبق نظر من از اين روايات يكى از دو حكم زير استفاده مىگردد. يا اينكه پول هديۀ حاجى - كه چارهاى از آوردن آن نيست يا آوردن هديه براى كسى كه از شر او در امان نيست، در وجوب استطاعت شرط است و اين مبلغ جزئى از استطاعت مىباشد. يا اينكه بگوييم: براى حاجى مستحب است كه در صورت امكان، براى برادران خود هديه بياورد و ثواب نفقه در اين امر همانند، پاداش نفقه در حج مىباشد» . (7)برخى ديگر از علماء نيز بر اين باورند در صورتى كه آبرو و حيثيت شخص منوط به سوغات باشد، آوردن سوغات طبق شأن او، جز مخارج حج حساب به شمار مىرود. (8)ظاهرا همين ديدگاه صحيح است و در صورتى كه سوغات براى فرد هزينۀ جانى يا آبرويى در پى داشته باشد، بايد هزينۀ سوغات در استطاعت لحاظ گردد.
نكته مهم آن است كه اگر آوردن سوغات در حد عرف و شأن فرد لازم باشد نوع و ميزان اين هدايا و اينكه ساخت كدام كشور باشد و كيفيت تهيه آن نيز بايد داراى ميزان و معيار خاصى باشد. اگر خريد سوغات از خارج از كشور آثار سويى داشته باشد مثل ضرر به توليد داخلى و اشتغال و تقويت برخى كشورهاى غير مسلمان، اگر فرد بر اين امر واقف باشد كه اينگونه خريدها باعث تزلزل و از
1) الفوائد الرجاليه، ص145.
2) المفيد من معجم، ص666.
3) رجال نجاشى، ص216؛ ايضاح الاشتباة، ص209.
4) الفهرست، ص316.
5) رجال نجاشى، ص71.
6) الفهرست، طوسى، ص54.
7) وسائل الشيعة، ج11، ص149: «. . . أقول: يستفاد من ذلك أحد حكمين، إما أن ثمن هدية الحاج التى لابد منها، أو إلى من يخاف شره شرط فى الوجوب وجزء من الاستطاعة، أو أنه يستحب للحاج أن يهدى إلى إخوانه مع إمكانه وأن ثواب الانفاق فى ذلك كثواب النفقة فى الحج» رك من لايحضره الفقيه، ج2، پاورقى ص225.
8) ر. ك فتواى ضميمه شده در پايان اين مقاله. .
ميان رفتن بازار توليد در ديگر كشورهاى اسلامى مىگردد؛ مشكل است بتوان گفت: اشكالى ندارد. زيرا با خريد اجناس از شركتهاى غير اسلامى به مرور زمان اين اجناس باعث تعطيلى توليدىهاى كشورهاى اسلامى شده و طى چندين دهه اگر وضع به همين منوال پيش برود، به طور كلى اجناس بازارهاى خارجى جاى اجناس داخلى را گرفته و حداقل اين ارمغان شوم را براى مسلمانان مىآورد كه باعث وابستگى مسلمانان به بازارهاى خارجى مىشود. حال آنكه قرآن كريم و سنت نبوى هر گونه تسلط كفار را بر مسلمانان رد كرده است. قرآن كريم در اين باره مىفرمايد: ( وَ لَنْ يجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرِينَ عَلَي الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلاً ) (1)از جمله راههايى كه كفار مىتوانند با آن بر مسلمانان فشار آورند، از طريق اقتصادى مىباشد، از اين رو لازم است در تهيه هدايا، امر مذكور مراعات شود. در واقع اگر حاجى مىتواند سوغات را به صورتى تهيه كند كه به جامعه اسلامى ضرر نزند مثل تهيه كالا از درون كشور، وگر نه بايد در تزاحم بين اين دو امر لازم، قواعد تزاحم اجرا شود.
از آنچه بيان بدست آمد، استطاعت امرى است كه فرد افزون بر مخارج زاد و راحله، بايد داراى مبالغى بهعنوان نفقه براى خانوادهاش نيز باشد، تا خانوادهاش در مدت حجگذاردن حاجى، مخارج خود را دارا باشند. از ديگر آداب حج، سوغات و وليمه دادن حاجى است. همانگونه كه بيان شد ظاهرا سوغات و وليمه دادن در شرايط خاص جزء مخارج حج لحاظ شده و كسى كه داراى شرايط باشد، در صورتى كه هزينۀ مخارج سوغات و وليمه را دارا نباشد، مستطيع نمىشود. هر چند اكثر فقهاء هزينۀ اين دو را در استطاعت شرط نمىدانند، اما در مقابل دستهاى با وجود شرايط، مخارج سوغات و وليمه را دخيل در استطاعت دانستهاند كه ظاهرا اين نظر اصح و اقرب به واقع مىباشد.
لازم به ذكر است، براى جويا شدن نظر مراجع عظام، استفتاء ذيل تنظيم و به دفاتر آنها ارسال شد كه برخى جواب ندادند، و تنها برخى از آن بزرگان پاسخ خود را بيان كردند كه در ذيل استفتاء بيان مىگردد، اما متن استفتاء اين است:
بسم الله الرحمن الرحيم
خدمت حضرت آيت الله العظمى. . .
با عرض سلام و دعاى خير
احتراماً.
1) «و خدا هرگز براى كافران بر ضدّ مؤمنان راهى قرار نخواهد داد» . سوره نساء/141. .
است تكليف مستحب شرط واجب شود؟
با تشكر
پاسخ آيت الله مكارم : اين گونه عرفها بيشتر جنبه خيالى و تشريفاتى دارد و مخالفت با آن مشكلى اينجا نمىكند.
پاسخ آيت الله صانعى: شرط تحقق استطاعت و مستطيع شدن، علاوه بر داشتن مخارج رفت و برگشت و مصارف حج اين است كه شخص در صورت مراجعت به وطن، هزينه سوغات و مخارج پذيرايى به نحو متعارف و مطابق با شان و آبرويش را داشته باشد.
پاسخ آيت الله گرامى: بسيارى از مواقع، اين مطلب از تعميههاى شيطانى است، بدون سوغات و وليمه فكر نكنيم آبرويى برود، لكن اگر فرض كنيم كه چنين موردى باشد كه راستى آبرو برود و شخص در حرج شديد واقع مىشود، مستطيع نمىباشد.
منابع
ابن الاثير الجرزى، المبارك، النهايۀ فى غريب الحديث و الاثر، تحقيق: محمود محمد، قم، اسماعيليان،1364.
ابن حبان، صحيح ابن حبان، بيروت، مؤسسۀ الرسالۀ، چاپ دوم، 1414ق.
ابن حجر العسقلانى، شهاب الدين، فتح البارى، شرح صحيح البخارى، بيروت، دار المعرفۀ للطباعۀ والنشر، چاپ دوم، بىتا.
ابن حزم، على، الاحكام فى اصول الاحكام، القاهرۀ، مطبعۀ العاصمۀ، بىتا.
ابن حنبل، احمد، مسند احمد، بيروت، دار صادر، بىتا.
ابن داود، حسن، رجال ابن داود، تحقيق: محمد صادق آل بحر العلوم، النجف الاشرف، الحيدريۀ، 1972م.
ابن شهر آشوب المكنى بابى نصر، محمد على، معالم العلماء، بىجا، بىنا، بىتا.
ابن عاشور، محمد طاهر، التحرير و التنوير، بىجا، بىنا، بىتا.
ابن قدامۀ، عبدالرحمن، الشرح الكبير، بيروت، دار الكتاب العربى، بىتا.
ابن قدامۀ، عبدالله، المغنى، بيروت، دار الكتاب العربى، بىتا.
ابن ماجه، محمد، سنن ابن ماجه، تحقيق: محمد فواد، بىجا، دار الفكر، بىتا.
ابن منظور، محمد، لسان العرب، بيروت، دار صادر، چاپ سوم، 1414ق.
ابوهلال العسكرى، الفروق اللغويه، تحقيق: موسسۀ النشر الاسلامى، قم، موسسۀ النشر الاسلامى، 1412، چاپ اول.
الالبانى، محمد ناصر، ضعيف سنن الترمذى، بيروت، المكتب الاسلامى، 1411، چاپ اول.
البحرانى، يوسف، الحدائق الناظرۀ فى احكام العترۀ الطاهرۀ، قم، نشر الاسلامى، بىتا.
البرقى، احمد بن محمد، المحاسن، تحقيق: السيد جلال الدين الحسينى، طهران، دار الكتب الاسلاميه، 133٠ش.
البهبهانى، الوحيد، الفوائد الرجاليۀ، بىجا، بى نا، بىتا.
البيهقى، معرفۀ السنن و الاثار، تحقيق: حسن كسروى، بيروت، دار الكتب العلميۀ، بىتا.
الترمذى، محمد بن عيسى، سنن الترمذى، تحقيق: عبد الرحمن محمد عثمان، بيروت، دار الفكر للطباعۀ والنشر، چاپ دوم، 14٠3ق.
التفرشى، مصطفى، نقد الرجال، تحقيق: موسسۀ آل البيت، قم، موسسۀ آل البيت، 1418، چاپ اول.
الجصاص، احمد، أحكام القرآن، تحقيق، محمد صادق قمحاوى، بيروت، دار احياء التراث العربى، 14٠5ق.
الجواهرى، محمد، المفيد من معجم رجال الحديث، قم، محلاتى، 1424، چاپ دوم.
الحاكم النيسابورى، حافظ ابوعبدالله، المستدرك، بيروت، دار المعرفۀ، بىتا.
الحر العاملى، محمد، وسائل الشيعۀ (آل البيت) ، تحقيق: موسسۀ آل البيت، قم، موسسۀ آل البيت،1414ق، چاپ دوم.
الحلى، ابن ادريس، مستطرفات السرائر، تحقيق: لجنۀ التحقيق، قم، النشر الاسلامى،1411، چاپ دوم.
الحلى، حسن، ايضاح الاشتباه، تحقيق: محمد الحسون، قم، موسسۀ النشر الاسلامى، 1411، چاپ اول.
الحلى، حسن، تحرير الاحكام الشرعيۀ على مذهب الاماميۀ، تحقيق: ابراهيم البهادرى، قم، موسسۀ الامام الصادق،1420.
الحلى، حسن، تذكرۀ الفقهاء، چاپ سنگى، بىجا، المكتبۀ المرتضويۀ لاحياء الاثار الجعفريه، بىتا.
الحلى، حسن، خلاصۀ الاقوال فى معرفۀ الرجال، تحقيق: جواد القيومى، بىجا، نشر الفقاهۀ، بىتا.
3٠. الدار القطنى، على، سنن الدار القطنى، بيروت، دار الكتب العلميۀ، 1417ق.
الزبيدى، محمد مرتضى، تاج العروس، تحقيق: على شيرى، بيروت، دار الفكر، 1414.
الزيعلى، نصب الرايۀ، تحقيق: ايمن صالح، القاهره، دار الحديث، 1415، چاپ اول.
السبزوارى، محمد باقر، ذخيرۀ المعاد فى شرح الارشاد، چاپ سنگى، بىجا، موسسۀ آل البيت، بىتا.
الشريف المرتضى، الناصريات، تحقيق: مركز البحوث و الدراسات، بىجا، موسسه الهدى، 1417.
الشوكانى، محمد، نيل الاوطار، بيروت، دار الجليل، 1973م.
الصدوق، محمد، الخصال، تصحيح: على اكبر الغفارى، قم، النشر الاسلامى، 14٠3.
الصدوق، محمد، عيون الاخبار الرضا، تحقيق: سيد مهدى الحسينى، تهران، جهان، بىتا.
الصدوق، محمد، معانى الاخبار، تحقيق: على اكبر الغفارى، قم، النشر الاسلامى، 1338ش.
الصدوق، محمد، من لا يحضره الفقيه، تحقيق: على اكبر الغفارى، قم، النشر الاسلامى، بى تا، چاپ دوم.
4٠. الطباطبائى، على، رياض المسائل، تحقيق: موسسۀ النشر الاسلامى، قم، موسسۀ النشر الاسلامى،1415، چاپ اول.
الطبرانى، سليمان بن احمد، المعجم الكبير، تحقيق وتخريج: حمدى عبد المجيد السلفى، دار إحياء التراث العربى، چاپ دوم،14٠4ق.
الطبرسى، الفضل بن الحسن، مجمع البيان، تحقيق: لجنۀ من العلماء، بيروت، موسسۀ الاعلمى، 1415، چاپ اول.
الطريحى، فخر الدين، مجمع البحرين، تحقيق: السيد الحمد الحسينى، بىجا، مكتب النشر الثقافۀ الاسلاميۀ، 14٠8، چاپ دوم.
الطوسى، محمد، اختيار معرفۀ الرجال، تحقيق: مهدى الرجائى، قم، موسسۀ آل البيت،14٠4.
الطوسى، محمد، الاستبصار، تحقيق: حسن الموسوى، طهران، دار الكتب الاسلاميۀ، بىتا.
الطوسى، محمد، الفهرست، تحقيق: جواد القيومى، بىجا، نشر الفقاهۀ،1417.
الطوسى، محمد، تهذيب الاحكام، تحقيق: السيد حسن الموسوى، طهران، دار الكتب الاسلاميۀ، 1364ش، چاپ دوم.
الطوسى، محمد، تهذيب الاحكام، تحقيق: السيد حسن الموسوى، طهران، دار الكتب الاسلاميۀ، 1364ش، چاپ دوم.
الطوسى، محمد، رجال الطوسى، تحقيق: جواد القيومى، قم، النشر الاسلامى،1415، چاپ اول.
5٠. عرفانيان، غلام رضا، مشايخ الثقات، قم، النشر الاسلامى، 1417، چاپ اول.
العينى، عمدۀ القارى، بيروت، دار احياء التراث العربى، بىتا.
الفراهيدى، الخليل، العين، تحقيق: مهدى المخزومى وابراهيم السامرائى، بيجا، دارالهجرۀ،1410ق.
الفيروز آبادى، محمد، القاموس المحيط، بيروت، دار العلم، بىتا.
الكحلانى، محمد، سبل السلام، تحقيق: محمد عبدالعزيز، مصر، شركۀ مكتبۀ مصطفى البابى، 1379ق، چاپ چهارم.
كلينى، محمد، الكافى، تحقيق: علىاكبر غفارى، طهران، دار الكتب الاسلاميۀ، چاپ پنجم، 1363ش.
الگلپايگانى، محمدرضا، هدايۀ العباد، قم، دار القرآن، 1413، چاپ اول.
النجاشى، احمد، رجال النجاشى، قم، النشر الاسلامى،1416، چاپ پنجم.
النجفى، محمد حسن، جواهر الكلام فى شرح شرايع الاسلام، تحقيق: محمود القوچانى، طهران، دار الكتب الاسلاميۀ، 1366ش، چاپ دوم.
النراقى، احمد، مستند الشيعۀ فى احكام الشريعۀ، تحقيق: موسسۀ ال البيت مشهد، مشهد، موسسۀ آل البيت،1416، چاپ اول.
6٠. النراقى، احمد، مستند الشيعۀ فى احكام الشريعۀ، تحقيق: موسسۀ ال البيت مشهد، مشهد، موسسۀ آل البيت،1416، چاپ اول.
النمازى، على، مستدركات علم رجال الحديث، طهران، شفق، 1412، چاپ اول.
النووى، محيى الدين، المجموع، بىجا، دار الفكر، بىتا.
النووى، محيى الدين، روضۀ الطالبين، تحقيق: عادل احمد و على محمد، بيروت، دار الكتب العلميۀ، بىتا.
الهيثمى، على بن ابى بكر، مجمع الزوائد، بيروت، دار الكتب العلميۀ،14٠8 ق.
مجتبى باقرى تودشكى
حج، پايگاهى است كه مىتواند از لحاظ فرهنگى، سياسى و اجتماعى بر جهان اسلام تأثيرگذار باشد. بنابراين بررسى مسائل گوناگون آن، بايستى با اين نگاه باشد و با آمارهاى به دست آمده از انواع متغيرهاى مرتبط با آن، مسائل و عوامل مؤثر بر آن تبيين گردد.
از متغيرهاى مرتبط با حج، استطاعت است كه با حصول آن، حج بر افراد واجب مىشود. همچنين ممكن است شرايط آن از فردى به فرد ديگر، از شهرى به شهر ديگر و از كشورى به كشور ديگر متفاوت باشد. استطاعت مىتواند با رقم و اعداد نشان داده شود و تأثير متغيرهاى ديگر نيز بر آن بررسى شود. بنابراين، از اين طريق، تعداد حج، اهميت آن و عوامل مؤثر بر آن نيز، در نزد مردمان هر ديار مشخص مىشود.
در اين تحقيق، سعى شده است ابتدا به تبيين و شناخت استطاعت و روشهاى اندازه گيرى آن پرداخته شود و سپس با استفاده از نمونهاى از شهر قم، - كه در شهريور سال 1387 بهدست آمده است - متوسط ميزان استطاعت پولى كه اشخاص اظهار كردهاند. به دست آيد همچنين با توجه به وجود پرسشهاى ديگر، از متغيرهاى ديگر اقتصادى در پرسش نامه، امكان بررسى رابطه آنها با استطاعت فراهم آمده و اين رابطه نيز تحليل و بررسى شده است. بنابراين، مقاله هم شامل برخى مباحث تئوريك در زمينه تبيين و شناخت استطاعت است و هم شامل بررسى كاربردى اندازه گيرى استطاعت و تأثير عوامل مؤثر بر آن مىباشد.
يكى از عبادتهاى لازم، انجام حج مىباشد. اين عبادت هم حدى واجب و ضرورى دارد و هم
حدى مستحب و مطلوب. حد ضرورى آن با شرايطى از جمله داشتن عقل، بلوغ، استطاعت و توانايى رفتن به حج لازم مىشود.
علما، براساس برداشت خود از روايات، استطاعت را در دارا بودن سه يا چهار چيز خلاصه مىكنند. آنها عبارتند از:
داشتن زاد وتوشه راه؛
صحّت و سلامتى بدن جهت رفت و برگشت؛
فراهم بودن وسائل و لوازم زندگى براى اهل و عيال در محل سكونت تا زمان بازگشت؛
در بازگشت از سفر حج، به انداره كفايت داشته باشد. يعنى شخص بعد از آمدن از حج، در زندگى درمانده نشود. البته در شرط چهارم، اختلاف وجود دارد و عدّه فراوانى از علما معتقد به شرط بودن آن مىباشند. برخى ديگر اعتقاد به شرطيت نداشتن آن هستند. بنابراين، هر فرد براى اطمينان از حصول استطاعت مالى براى حج، لازم است كه سطوحى از درآمد و مصرف را براى خود و خانواده خود در نظر گيرد. سپس، مخارج رفت و برگشت را به آن اضافه كند آنگاه اگر آن مقدار را دارا باشد، استطاعت مالى براى او تحقق مىيابد كه تشخيص و تخمين اين مقدار نيز، به عهده خود شخص گذاشته شده است.
بنابراين استطاعت، حدى از دارايى، درآمد و يا زندگى است كه مىتوان با آن به سفر حج رفت و بازگشت. بدون اينكه براى فرد، تغييرى در سطح زندگى حاصل شود. در اين ارتباط، اين حد، در فرايندى زمانى براى فرد حاصل مىشود كه از آن تعبير «به زمان حصول استطاعت» مىشود. در اين ارتباط، در فقه اسلامى، باب حج، برخى مباحث مطرح شده است كه مىتواند بيانگر زمان حصول استطاعت و اندازه آن در هر زمان باشد. برخى از اين مباحث، در ارتباط با سطح خاصى از زندگى است كه نبايستى تغيير كند و يا براى فرد تضمين باشد. برخى نيز، در ارتباط با چگونگى هزينههاى رفت و برگشت و كيفيت سفر مىباشد.
مسئله زمان حصول استطاعت، مستحدثه نبوده و در زمان ائمه (ع) و بعد از آنها نيز مطرح بوده است. بنابراين، از ائمه (ع) در مورد زمان و اندازه استطاعت پرسشهايى شده است و آنها نيز پاسخهايى دادهاند كه علماى زمان غيبت نيز، براى پاسخ به همان پرسشها به اجتهاد و برداشت از اقوال و احاديث رسيده از جانب آنها پرداختهاند. بدين ترتيب، زمينه برخى نظرات گوناگون را نيز فراهم آوردهاند. همانگونه كه در تعريف استطاعت بيان شد، علماى اسلام، استطاعت را شامل سه و يا چهار چيز دانستهاند كه در اين مورد نظريه واحدى بين آنها وجود ندارد. همچنين درباره آن سطح خاص زندگى
و اينكه چه نيازهايى براى كفايت بعد از رجوع از حج لازم است، حد ارضاى يك نياز بايستى چه اندازه باشد؛ چه وسايلى براى سفر حج (رفت و برگشت) لازم است، كيفيت آنها چگونه بايد باشد و مانند آنكه منشأ اختلاف در مورد آنها، بعضاً به شناخت كفايت، ضرورىها و آنچه موجب عسر و حرج انسان مىشود كه در اين بحث به برخى از آنها اشاره مىشود.
برخى از نيازها، همچون مسكن، لباس و خوراك خانواده، لحاظشان در آن سطح معين از زندگى، براى استطاعت ترديدى نيست؛ ولى در لحاظ برخى نيازها ترديد شده است كه در اينجا به آنها اشاره مىشود.
اول- بعضى از علما، وسايل ضرورى اوليه مرتبط با خوراك، پوشاك و مسكن را فقط از فروش مستثنى مىدانند؛ درحالى كه بعضى ديگر، همه وسايلى را كه براى زندگى شخصى متعارف است استثنا مىكنند. بنابراين، بزرگانى همچون شهيد اول، شيخ طوسى، صاحب عروۀ الوثقى است، (1)حتى زينت آلات زن را نيز، مستثنا دانسته اند؛ ولى برخى همانند صاحب جواهر (2)، در اين مسئله ترديد كرده است.
دوم- در مورد وسايلى كه نيازهاى علمى انسان را برطرف مىكند، نظرها متفاوت است. شهيد ثانى، در مورد وسايل منزل ترديد نمىكند و مىفرمايد: اصحاب ما، كتابهاى علمى را نيز، به آنها ملحق كرده اند؛ ولى بعضى، (همچون شيخ طوسى (3)در مبسوط (4)، مرحوم علامه در منتهى و تذكره و صاحب جواهر (5)كتابهاى علمى را به دو قسم، تقسيم كردهاند. كتابهايى كه ضرورت دينى دارند و كتابهايى كه اينچنين نيستند. بنابراين، قسم اول را جزء استثناها دانستهاند.
سوم- برخى، همچون مرحوم نراقى (6)كليه وسايل منزل، حتى وسايل كار را جزء استثناها دانستهاند و ملاك آن را نفى عسر و حرج در اسلام مىدانند و مىفرمايند: «اگر گفته شود كه براى حج، بايستى اين وسايل به فروش برسد. اين حكم، از بيخ و بن حرجى است و استطاعت حج، بايستى استطاعتى
1) جواهر الكلام، محمد حسن النجفى، ج17، ص352؛ مستند العروة، كتاب الحج، ص88؛ عروة الوثقى، محمدكاظم يزدى، ج2، ص431. شرح لمعه، ج1، ص162؛ دروس، ج1، صص310 و 311؛
2) المسالك، ج2، ص434.
3) جواهر الكلام، ج17، ص352.
4) جواهر الكلام، ج17، ص352.
5) جواهر الكلام، ج17، ص352.
6) مستند الشيعه، احمد بن محمد النراقى، ج11، ص35. .
باشد كه اين مسائل در آن رعايت شود و برخى ديگر، آنها را استثنا نمى دانند.
چهارم- در مورد اينكه آيا كالاهاى استثنا، بايستى به طور بالفعل نياز انسان باشد و يا بالقوۀ، همه علما بالاتفاق نياز بالقوه را ولو در آينده براى استثناء كافى مىدانند؛ اما در زمانى كه محلّ حاجت از بين رفته باشد، ميان علما اختلاف است. صاحب عروۀ الوثقى (1)مىگويد: درباره زنانى كه پير شدهاند و زينت براى آنها محلّى ندارد، بايستى آن زينتها را براى مخارج حج به فروش برسانند برخى ديگر، بر خلاف آن مىگويند. در مورد وسايل ديگر منزل كه نيازى به آنها نداشته باشند، همين اختلاف وجود دارد.
پنجم- در مورد نيازهاى آينده نيز، بحثى وجود دارد كه آيا رجوع به كفايت، شرط حصول استطاعت است يا نه؟ برخى آن را شرط مىدانند و بعضى ديگر شرط نمى دانند. آنهايى كه معتقد به شرط بودن رجوع به كفايت مىباشند، عقيده دارند كه از ناحيه وجوب حج، نبايستى محل كسب، شغلى كه اساس زندگى حال و آينده فرد و عائله اوست، از بين برود؛ زيرا استطاعت مجرّد طاقت نيست؛ بلكه قدرتى است كه در آن سهولت وجود داشته و مشقّت نيز در آن مرتفع باشد. فقهايى همچون مرحوم علامه (2)مىگويد: اين مشقّت بزرگى است كه شخص، بعد از حج كفايت خود را نداشته باشد. برخى ديگر نيز گفتهاند: «به چنين شخصى نمىتوان گفت كه او داراى استطاعت عرفى است» .
ششم- در مورد تقدم و تأخر برخى نيازهاى ديگر بر حج نيز، محل بحث و نظر است كه نتيجه آن، در زمان رسيدن به سطح استطاعت و اندازه آن تأثير دارد. اينكه آيا حج بر ازدواج مقدم است يا برعكس كه در نتيجه خريد وسايل عروسى، پول بيشترى براى تحقق استطاعت نياز است.
پس از توجه به اينكه چه نيازهايى در استطاعت لحاظ مىشوند و پس از اثبات اينكه چه كالاهايى، از فروش براى مخارج حج مستثنا مىباشند، اين بحث مطرح مىشود كه چه سطحى از ارضاى نياز و مصرف، براى تخمين استطاعت مستثنا است؟ آيا سطح مستثناها پايينتر از سطح ارضاى ضرورىهاست يا بالاتر و يا در حد آن؟ آيا ارضاى هر نياز، بايد در پايينترين حد، بدون لحاظ شئون، با لحاظ پايينترين شأن و شرف باشد و يا مطابق شأن و شرف هر فرد باشد؟ همچنين زاد و راحله فرد، بايد در سطح فراوان و مطابق شأن هر فرد لحاظ شود يا اينكه لحاظ كمترين شأن، مربوط به پايينترين اقشار جامعه كافى است؛ مثلاً كسى كه مىتواند ماشين زير پاى خود را بفروشد و ماشين ارزانترى بخرد و با
بقيه پول آن، به حج برود، اين چنين شخصى مستطيع است يا نه؟ يا كسى كه به زندگى سطح برتر عادت كرده است و اكنون براى او مركبى بسيار سطح پايين، براى رفتن به حج مهيا شده است، براى او زاد و راحله، در حد استطاعت مهياست؟ و پرسشهاى ديگرى كه پاسخ به آنها مىتواند بيانگر سطح استطاعت باشد.
براى پاسخگويى به اين پرسشها لازم است به بحث دخالت شأن و شرف در كلمات علما در مورد كالاهاى استثنا شده و وسايل سفر رجوع شود. با بررسى در كلمات آنها در مىيابيم كه اين بحث نيز، اختلافى بوده و نياز به اجتهاد، دقت و بررسى مجدد دارد.
نياز به وسايل حمل و نقل، لباس و بعضى خدمات ضرورى و همينگونه اثاثيه منزل، از نيازهاى ضرورى و استثناهاست؛ ولى برخى از انواع اين نوع وسايل و اشيا، همچون لباس تجمل، خادم و اسب، در ارتباط با نيازهاى شرف بيان شدهاند؛ برخى علما، آنها را در ارتباط با آن سطح معين از زندگى دانستهاند كه در استطاعت، تضمينش لازم است برخى علماى ديگر، آن را مربوط به آن سطح معين نديدهاند.
شهيد ثانى، در كتاب (1)الروضۀ البهيه مىفرمايد:
خانه، لباس، خادم، اسب و كتابهاى علمى كه شخص لايق آنست هم به لحاظ كمّيت، هم به لحاظ كيفيت، هم به لحاظ قيمت و هم به لحاظ جنس كالا، براى مخارج حج استثنا مىباشند.
ايشان در كتاب مسالك نيز مىگويند (2):
البته اگر آن شخص، از كسانى باشد كه معمولاً خدمت او را مىكنند و خادم، براى اين چنين افرادى صالح باشد، خادم او فروخته نمىشود» .
سپس مىفرمايد:
«اگر خصوصيات آن اشياء، بيش از آن چيزى است كه او به آن عادت دارد، واجب است كه شخص آن اشيا را به پايينتر از آنها تبديل كند. البته اگر استطاعت، براى او بهوسيله آن تبديل حاصل شود و همه اين مطالب، در مورد منزل و محل زندگى نيز صحيح است» . سپس، ايشان اضافه مىكند: «اسب سوارى نيز براى فرد استثنا مىباشد؛ البته اگر از كسانى باشد كه معمولاً بر اسب سوار مىشود» .
نجفى در كتاب جواهر (3)، با بيان اينكه اشيا با قيمت پايين نيز در شأن شخصاند، در رد اين نظر
مىگويد: «اگر قيمت اين كالاها گران باشد و امكان خريد چيزى در شأن شخص با قيمت پايينتر باشد، بايد آنها را بفروشد؛ زيرا ملاك كلّى در استثنا اين نوع كالاها اين است كه فروش آنها موجب حرج (فشار و سختى) است وحرجى در فروش اين نوع كالاها نيست. آنگاه ايشان مىفرمايند: «نظر محقّق كركى، اينكه مىگويد: «تبديل اين اثاثيه مورد احتياج وگران كه در شأن فرد مىباشند لازم نيست» ، داراى اشكال است؛ زيرا فرض ما در جايى است كه قيمت پايينتر نيز، در شأن شخص است.
طباطبايى، در عروۀ الوثقى نيز، از استثناها تعبير به ضرورىهاى زندگى كرده و نيازهاى مرتبط با شرف را داخل آنها ديده است و مىفرمايد:
«لكن ازآن حكم (فروش اشيا به خاطر حج) ، چيزهايى استثنا مىباشند كه انسان در ضرورىهاى زندگى به آنها محتاج است. پس منزلى كه در شأن اوست، خادمى كه به آن احتياج دارد، لباس رسمى او و حتّى تجمّلى كه در شأن اوست، استثنا مىباشد. همچنين اثاثيه منزل، از قبيل فرش، ظرف و. . . ، از چيزهايى است كه شخص به آن محتاج است و بلكه زينتى است در شأن زن و او به آن محتاج است. همچنين كتابهاى علمى براى كسى استثنا مىباشد كه اهليت آن را دارد و در موردى كه تحصيل علم واجب است» .
مرحوم نراقى، در كتاب مستند الشيعه (1)، پس از ذكر بعضى از استثناها نظير خادم، منزل، لباسهاى احتياج، اسب سوارى، كتابهاى علمى، اثاث منزل و همچنين اسباب كار صنعتى مىفرمايند: «همه اينها، به اندازه ضرورت و به مقدار احتياج استثنا مىباشند. آنگاه سه دليل براى آنها بيان مىكنند و مىفرمايند: «اجماع از طريق افراد بسيارى براى بيشتر اين وسايل حكايت شده است و نفى تكليف از فروش همه اين اشيا، به جهت عسر و حرجى است كه در اسلام نفى شده است.
آقاى خوئى، در كتاب معتمد العروۀ (2)، ملاك استثناها را در مشقت قرارگرفتن شخص بهخاطر فروش اشيا گرفته است و مىفرمايد: «معيار حصول استطاعت، وجود چيزى است كه بتوان با آن حج بهجا آورد. آرى از اين حكم، چيزهايى استثنا مىباشد كه شخص در زندگى خود و عيال خود، مانند منزل و. . . ، به آن محتاج است. خصوصيت آن اشيا، بايد بهگونهاى باشد كه اگر بهخاطر حج به فروش برسند، شخص در مشقّت قرار گيرد. پس ملاك و معيار در جميع وسايل به (مشقّت) حرج است و ظاهر از حرج، در كلام ايشان حرج شخصى است.
بنابراين دلايلى كه وسايل و اشيا ارضا كننده نيازهاى مرتبط با آن سطح معين از زندگى، براى حصول استطاعت استثنا دانسته است، سه چيز است كه عبارتند از:
اجماع علما، كه به همه اشيا سرايت نمىكند و فقط چند مورد را در بر مىگيرد و مىتوان احتمال داد كه استثنا اين اشيا نيز، براساس اجتهاد علما باشد.
دليل نفى عسر و حرج در اسلام كه شمول دامنه آن به كلّيه اشيا مرتبط با شرف، منوط به اين است كه فروش آن اشيا باعث عسر و حرج نوعى و يا شخصى شود.
بعضى روايتها بر اين مطلب دلالت دارند كه آنچه كمبودش موجب بىطاقت شدن فرد مىگردد، شخص، با آن مستطيع نمىشود. (1)
مرحوم نراقى، به برخى از اين روايتها تمسّك جسته است؛ ولى دلالت اين روايتها بر استثنا وسايل مرتبط با شرف نيز، منوط به اين است كه فروش اين اشيا، شخص را بىطاقت بسازند و نتيجه اينكه، رعايت نيازهاى شأنى و لحاظ آنها در زندگى خاص و معين، مرتبط با استطاعت حج و لازم نبودن فروش آنها به استثنا، مسئلهاى اختلاقى بوده و لااقل استثنا بودن آنها، وابسته به اين است كه لحاظ نشدنشان موجب عسر و حرج در زندگى، يا بىطاقت شدن افراد مىشود.
فراهم بودن وسايل رفت و آمد به حج، (زاد و راحله) از مخارجى است كه زمينه استطاعت شرعى را فراهم مىكند. در جهان خارج، راههاى فراوانى براى رفتن به حج وجود دارد. در نتيجه، مخارج متفاوتى نيز بهوجود خواهد آمد؛ بنابراين استطاعت نيز مىتواند متفاوت شود.
در زمان ائمّه و پيامبر (ص) ، حجّاج، هم با پاى پياده به سفر حج مىرفتند و هم با اسب، قاطر و الاغ. چنانكه در شرايط كنونى نيز، راههاى متفاوتى وجود دارد و بهطور طبيعى مخارجى كه با كرايه اسب بهوجود مىآيد، بيش از مخارج رفتن با الاغ و پاى پياده است. چنانكه مخارجى كه براى هواپيما وجود دارد، خيلى بيش از مخارج اتوبوسهاى مسافر برى است. بنابراين، راههاى متفاوت، مخارج و استطاعتهاى متفاوتى را مىطلبد.
البته ممكن است، بعضى از اشخاص به لحاظ قوّت وضعف بدنى، توانايى سفر با بعضى از اين وسايل را نداشته باشند و فقط با بعضى ديگر بتوانند به حج بروند. در اين صورت، شك وشبههاى نيست كه تهيه آن وسايل؛ جزئى از استطاعت آنهاست چون مناسب جسم آنها است ولى در صورتى كه شخص به لحاظ جسمى بتواند با تمامى وسايل متعارف به سفر حج برود؛ ولى بعضى از اين وسايل با شرف و طبقه او سازگار نباشد، آيا استطاعت با حصول وسايل مناسب شأن و شرف او حاصل مىگردد و يا با همه وسايلى كه سفر با آنها در جامعه متداول است؟
1) وسايل الشيعه، محمّدبن الحسن الحرالعاملى، ج 11، ص3٠. .
ميان (1)علما، در مورد اخير، نظر واحدى ديده نمىشود؛ بعضى از آنها معتقدند كه بايد زاد و توشه راه، در شأن و شرافت فرد باشد. برخى ديگر عقيده دارند كه شأن داشتن مرتبط با شرف، در زاد و توشه راه، دخيل نمىباشد. بنابراين، معتقدند كه استطاعت شرعى يا عرفى، بدون آن نيز براى شخص حاصل مىشود.
شهيد ثانى (2)ازكسانى است كه مراعات شرافت را در وسايل سفر حج لازم نمىدانند. ايشان، در كتاب الروضۀ البهيه مىفرمايد:
شرط وجوب حج، علاوه بر بلوغ، عقل، حريت، وسيله حمل و نقل و توشه راه است. وسيله راه نيز، بايد بهگونهاى باشد كه قوّت و ضعف شخص، در آن مراعات شود؛ ولى اگر پياده راه رفتن براى او آسان باشد، لازم نيست كه وسيله سفر، مناسب حال او از لحاظ شرف و عدم آن باشد.
محمّد بن الحسن الاصفهانى (3)در كشف اللثام نيز، معتقد به اين نظريه است. درطرف مقابل، مرحوم علّامه، در كتاب قواعد وتذكره، محقّق ثانى، صاحب جواهر، صاحب عروۀ الوثقى و امام خمينى، نظر ديگرى دادهاند وفرمودهاند: «شرف افراد، در وسايل راه بايد مراعات شود» . مرحوم علّامه (4)در قواعد فرمودهاند: «زاد و راحله بايد مناسب مثل فرد باشد» .
در كتاب تذكره (5)، مراد خود را از رعايت مثل فرد اينگونه بيان كردهاند.
روش زندگى افراد با يكديگر، به لحاظ خشونت و لطافت متفاوت است. انسانى كه درطبقات برترى از زندگى است نيازهايش بيش از انسانى است كه در طبقات پايين است.
صاحب جواهر (6)مىفرمايد: «مراد از راحله، (وسيله سفر) وسيلهاى است كه مناسب مثل او باشد؛
در كتاب قواعد نيز همينگونه آمده است و ظاهر كلام محقّق، در شرايع و علّامه در قواعد نيز اين است كه وسيله سفر، هم بايد با قوّت و ضعف بدنى فرد سازگار باشد و هم با شرافت و پايينى سطح زندگى او. صاحب عروۀ الوثقى (7)مىفرمايد:
از ادلّه بهدست مىآيد حج وقتى بر فرد واجب مىشود كه وسايل سفر به لحاظ كيفيت مناسب شأن او مهيا شود. پس زمانىكه شأن او سوار شدن بركجاوهها وكنيسههاست، بهگونهاى كه
1) معتمد العروة، ابولقاسم الخوئى، ج1، ص88.
2) الروضة البهيه، العاملى زين الدين على، ج1، ص162.
3) كشف اللثام، محمدبن الحسن الاصفهانى، ج 5، ص96.
4) نقل از محقّق كركى جامع المقاصد فى شرح القواعد، ج 3.
5) تذكرة الفقهاء، ج7.
6) جواهرالكلام، محمد حسن النجفى، ج 17ص 56.
7) العروة الوثقى، سيد محمّد كاظم الطباطبايى، ج 4 ص365. .
پايينتر از آن، براى او نقصان شخصيت ايجاد مىكند، براى او وجوب حج مشروط به دستيابى به آن وسايل است و كمتر از آن كافى نيست.
حضرت امام خمينى (1)نيز مىفرمايند:
مراد از زاد و راحله، وسايلى هستند كه شخص در سفر به آنها، بنابه حالش، به لحاظ قوت وضعف بدنى، شرافت و بىشرافتى آن محتاج است وكمتر از آنها كافى نيست و همه آنها به عرف واگذار مىشود. اگر كسى با نداشتن آنها مجبور به رفتن به حج شود، حجۀ الاسلام ازگردن اوساقط نمىگردد.
البته گروه اوّل (كسانى كه شأن را در زاد و راحله يعنى توشه و وسيله راه، شرط نمىدانند) دو دليل بر مدعاى خود ذكر مىكنند.
دليل اوّل، عموم آيه شريفه: ( لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيهِ سَبِيلاً ) (2)«حج بركسانى واجب است كه توانايى رفتن به حج را دارند» .
همچنين عموم برخى اخبار (3)است كه دلالت بر وجوب حج (4)دارند. آيه ذكر شده، هم شامل انسانهاى با شرف مىباشد و هم شامل افرادى كه پايينتر ازآنها مىباشند؛ زيرا هر دو دسته، توانايى رفتن به حج را دارند. بنابراين، اصل عموم (اصالۀ العموم) و اصل ظهور (اصالۀ الظهور) حكم مىكند كه حج بر همه واجب مىباشد و همينگونه از روايات استنباط مىشود.
دليل دوّم، ظهور بعضى از روايتهاست كه در نفى شأن و شرف در وسايل سفر وارد شده است. اگرچه اين روايتها به حدّ تواتر نيستند، ولى فراوان مىباشند و دلالت دارند بر اينكه كسى كه حجّى براى او مهيا و يا تعارف شود و اسباب آن سفر در شأن او نباشد و بنابراين حياى او، موجب امتناع از سوار شدن او شود، اين چنين شخصى مستطيع است و اگر از سفر امتناع كند، در حال استطاعت به سفر حج نرفته است. بعضى ازاين روايات نيز سندشان صحيح است.
البتّه عدّهاى از علما، همچون صاحب جواهر (5)و خويى (6)بر اين دو دليل، اشكال وارد مىكنند و مىگويند: «در شرايطى كه آنگونه سفر، نقصانى در شخصيت فرد ايجاد كند، ادلّه وجوب حج، محكوم ادلّه نفى عسر و حرج است، بنابراين، حج بر عهده فرد واجب نمىشود.
با توجه به اينكه در استطاعت، از نظر علما، نيازهاى ضرورى و سطح ارضاى آنها بايد بهگونهاى در نظر گرفته شود كه عسر و حرجى از ناحيه حكم وجوبى براى فرد ايجاد نشود و با توجه به اينكه در نزد آنها، مراد از عسر حرج، شخصى است كه عرف بپذيرد، بنابراين در استطاعت، بسيارى از شرايط (خانوادگى، جغرافيايى و عادات شخصى و اجتماعى) لحاظ است كه موجب مىشود استطاعت از فردى به فرد ديگر، از شهرى به شهر ديگر و از كشورى به كشور ديگر، با توجه به تفاوت نيازها، فرق كند كه در اينجا به برخى از آنها اشاره مىشود.
خانوار، در استطاعت افراد تأثيرگذار است. با افزايش بعد خانوار، مخارج ضرورى خانوار با شيبى كاهنده، افزايش مىيابد. بنابراين همانگونه كه كفايات و حد فقر با افزايش بعد خانوار، افزايش مىيابد، استطاعت نيز افزايش پيدا مىكند.
از چيزهايى كه رعايت نكردن آنها موجب عسر و حرج مىشود، توجه نداشتن به عادات اجتماعى است. بنابراين آيه حرج ( ما جَعَلَ عَلَيكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ ) ، دليلى قوى، براى لحاظ عادات در استطاعت است. به عبارت ديگر، بخشى از استطاعت، كفايت و مطابق نظر برخى، رجوع به كفايت است و در جاى خود نيز بحث شده است كه در پرداخت كفايت، لااقل بايد به عادات اجتماعى افراد در جامعه توجه كرد تا نگرانىها از جامعه برطرف شود. ممكن است فلسفه توجه به عادتهاى شهر، در پرداخت زكات فطره به فقرا نيز همين باشد. (1)همچنين، منطقهاى كه مىتواند داراى زهد و قناعت كمتر و يا بيشترى نسبت به منطقه ديگر باشد، مىتواند استطاعت برتر يا كمترى داشته باشد؛ زيرا ملاكهاى گوناگون اخلاقى در اجتماع، چنانچه تبديل به عرف شوند، بر جنبه نسبى فقر، كفايت و در نتيجه استطاعت تأثيرگذارند؛ زيرا استطاعت با كفايت و كفايت نيز با رفع فقر از جامعه در ارتباط است. زهد و قناعت تبديل به عرف شده نيز، در رفع فقر مؤثر مىباشد.
ممكن است استدلال شود كه توزيع درآمد و مصرف در جامعه بر استطاعت اثرگذار است؛ زيرا
1) وسائل الشيعه، محمّد بن الحسن الحر العاملى، ج9، ص343. .
يكى از شئونات افراد، به جايگاه او در ميان خويشاوندان مرتبط اوست. چنانچه جامعه به لحاظ مصرف و درآمد نابرابر باشد، احساس فقر طبقات گوناگون نيز، متفاوت مىشود. پس توقعهاى گوناگون خود او و ديگران در مخارج حج و هديه آن متفاوت مىشود و بنابراين از اين طريق، توزيع درآمد بر استطاعت اثرگذار است.
براى مثال، در روايتهايى بيان شده است كه آوردن سوغات از مخارج حجّ محسوب مىشود. در اين صورت مىتوان گفت كه وقتى جامعه نابرابر باشد، توقّع اقوام سطح برتر نيز بيشتر مىشود و در نتيجه عرف جامعه استطاعت افراد را ميان طبقههاى برتر بيشتر مىكند. البته در حكومت اسلامى تأثير توزيع درآمد بر استطاعت مبتنى بر وجود فاصله طبقاتى شديد در جامعه اسلامى و لحاظ نشدن نقش آن در تأثير شرف و شأن بر استطاعت است كه از عوامل اختلافى شمرده مىشود.
گاهى در فصول سال مخارج زندگى افراد بيشتر از حداقل معيشت و گاهى كمتر از حداقل معيشت قرار مىگيرد. با توجّه به اينكه هر كس كفايت و رجوع به كفايت خود را با بازگشت از حج بايد در نظر گيرد و سپس استطاعت خود را تخمين بزند، بنابراين هر شخص بايستى درآمد اتفاقى، دائمى، احتمالى و يا متوسّط انتظارى را بهدست آورد و سپس كفايت مرتبط با نيازهاى خود را نيز در نظر گيرد.
پس از آن به سنجش استطاعت بپردازد كه آيا مستطيع است يا نه؟ بنابراين، در اينجاست كه ريسك گريزى و عدم آن در تخمين افراد و همچنين زمان استطاعت آنها تأثيرگذار بوده است كه از لحاظ اقتصادى نيز مىتواند بررسى شود.
برخى از ويژگىهاى شخصى و صنفى، همچون جايگاه خانوادگى فرد، شغل و شرايط تحصيلى فرد كه عرف، آنها را نيازهاى ضرورى لحاظ مىكند نيز، در استطاعت نقش دارند. به نظر نمىرسد كه اثبات آنها، نياز به بحث نداشته باشد؛ ولى برخى از ويژگىهاى صنفى و شخصى كه ممكن است با جامعهاى طبقاتى سازگار باشد و نه اسلامى، نياز به بحث دارد كه پيشتر به آن اشاره شد.
با توجه به اينكه اسلام، رداخت نفقه مرد به زن را واجب كرده است و همچنين فقر از ناحيه سفر حج را براى مردم نمىپسندد، بنابراين از عوامل مؤثر بر استطاعت، حد فقر و حد نفقه است. همه عواملى كه
در آن دو، نقش دارند در استطاعت نيز دخيلاند كه در اينجا به برخى از آنها اشاره شد. حتى برخى از علما، در آن دو، به رعايت نيازهاى مرتبط با شرف نيز تأكيد كردهاند. (1)
از روايتها و فقه اسلامى بهدست مىآيد كه روشهاى اندازهگيرى استطاعت در اسلام، بر فروضى تكيه دارد كه راههاى مناسب، اندازهگيرى مناسب خود را مىطلبد. در اينجا به برخى از آنها اشاره مىشود.
امكان تشخيص رفاه و مراتب آن، از جانب افراد نسبت به خودشان و ديگران وجود دارد. بنابراين، از احكام اسلام و حتّى بقيه اديان الهى در مىيابيم كه هر شخص مىتواند مقدار رفاه، كفايت و استطاعت خود و ديگرى را تشخيص دهد و با هم مقايسه كند و مىتوان شواهد فراوانى از آيات و روايات نيز بر آن ذكر كرد.
هر كسى موظّف است كه بر خانواده خود كم نگيرد. از حّد نيز تجاوز نكند و مصرف خود و خانواده خود را در حدّ اعتدال حفظ كند. همچنين در صورتى كه رفاه آنان را از بقيه مردم كمتر ببيند، بر آنها توسعه دهد تا به بقيه مردم ملحق شوند.
هر شخص مىتواند و حتى موظّف است كه زمان استطاعت خود را براى حجّ تشخيص دهد يا تخمين بزند كه مبتنى برداشتن حدّ كفايت زندگى به همراه مخارج رفت و برگشت است. بنابراين همانگونه كه مىتوان فقر خود و افراد ديگر را از طريق قراين تشخيص داد، همينگونه مىتوان استطاعت خود و افراد ديگر را نيز از طريق قراينى تشخيص داد. پس، فقر خصوصيتى در اين زمينه ندارد. (2)بنابراين، با اين سه فرض كه با ادله نيز اثبات شد، مىگوييم كه افراد مىتوانند نيازها و مقدار اعتدال، كفايت خود و خانواده خود را تشخيص دهند و با بقيه جامعه نيز مقايسه كنند. در صورت كمبود و يا كمتر بودن آنها از سطح جامعه، آنان را به جامعه ملحق كنند. از اين طريق، استطاعت آنها تشخيص داده مىشود. حج، تكليفى فردى شمرده مىشود و چنانچه شخص نمىتوانست رفاه خود را اندازه
بگيرد و يا حدّ كفايت و استطاعت خود و خانواده خود را تشخيص دهد، بدينگونه تكليف حج بر گردن او نهاده نمىشد.
با توجه به اينكه استطاعت، رابطهاى تنگاتنگ با كفايت دارد، بنابراين ويژگىهايى كه در كفايت دخيل است، بايستى در استطاعت نيز رعايت شود كه برخى از آنها عبارتند از:
يك- استطاعت، بايستى امرى عينى و غير خيالى باشد. بنابراين هرگونه احساس استطاعت ذهنى صرف كه ملازم با قراين عرفى نيست، مشروعيت ندارد.
دو- در استطاعت، هم بايستى به نيازهاى مطلق توجه شود و هم نيازهاى نسبى. بنابراين استطاعتى كه در آن به عادات و به جنبههاى نسبى توجّهى نشده است، استطاعت شرعى نمىباشد.
سه- با توجه به عوامل دخيل در استطاعت، ما مىتوانيم متوسط استطاعت را در سطح جهان، ملّتها، استانها و حتى محلهاى متفاوت داشته باشيم كه هر كدام اندازهاى مجزا و متفاوت از ديگرى باشند. در عين حال استطاعت شخصى، از ناحيه ويژگىهاى شخصى افراد متأثر است.
چهار- براساس برخى قراين، مىتوان بر استطاعت ديگران قضاوت كرد. چنانكه امام صادق (ع) ، از ملاك سهم غذا، براى اندازهگيرى كلّ مخارج فقير استفاده كردهاند.
پنج- براساس قاعده اصاله الصحه، قول كسى را كه ادّعاى استطاعت و برعكس آن را دارد، مىتوان پذيرفت. بنابراين مىتوان گفت، استفاده از پرسشنامه براى ادّعاى استطاعت و شناخت اندازه آن، راهى مناسب براى اندازهگيرى استطاعت و بىاستطاعتى است؛ ولى بايستى زمان تهيه پرسشنامهها، قراين صدق و كذب سخن افراد نيز درست بررسى شود.
شش- با توجّه به اينكه در پرسشنامهها، افرادى كه درآمدشان بيشتر است، استطاعت ذهنى برترى را براى خود بيان مىكنند، بنابراين، دامنه استطاعت افراد مىتواند بيانگر فاصله طبقاتى و توزيع درآمد در جامعه باشد. در جامعهاى كه توزيع درآمد نامناسب است، دامنه استطاعت بيان شده افراد؛ بيشتر از جامعهاى است كه توزيع درآمد در آن مناسب است. با توجّه به اينكه توزيع درآمد در جامعه اسلامى بايستى مناسب باشد، دامنه فراوان استطاعت ذهنى در جامعه اسلامى، نشانهاى از اجرا نشدن احكام اسلام در آن مىباشد. بنابراين، از همين جا مىتوان گفت كه خط استطاعت، در زمان وجود حكومت اسلامى عادل و برعكس آن فرق دارد. (اين مسئله در اندازهگيرىهاى ذهنى فقر تجربه شده است. (1)براى آشنايى
1) كه در آن از شهروندى نمونه سؤال مىشود ((پرسشها ( Minimum Income Question) MIQ كه چه اندازهاى را كمترين مقدار پول براى رفع نيازهاى هر هفته يا هر ماه خانواده 4 نفره (شوهر، همسر و دو بچه) در جامعهاى خاص مىدانند. .
بيشتر به نتايج تحقيق گوستافسون، شى و ساتو (1)در مورد چين 20٠4 رجوع كنيد) . (2)
هفت - در استطاعتها، بايستى به شئونات توجه شود؛ ولى رعايت شأن مرتبط با شرف اختلافى است.
هشت- معمولاً افراد، از تشخيص نيازهاى غير متعارف افراد ديگر ناتوانند؛ مگر اينكه با آن فرد ارتباط تنگاتنگى داشته باشند. بنابراين، استطاعتى كه از طريق خود افراد بيان مىشود، كه نيازهاى متعارف و نيازهاى غير متعارف خود را در نظر دارد ممكن است با استطاعتى كه ديگران براى انسان اندازه مىگيرند، متفاوت باشد.
يك- انسان بتواند بر استطاعت خود و ديگران قضاوت كند؛ بنابراين از راههاى اندازهگيرى استطاعت، استفاده از روشهاى اندازهگيرى ذهنى همانند (3)SPL در فقر مىباشد؛ كه در آن روشها از خود افراد در مورد فقر و مانند آن (همانند استطاعت) پرسيده مىشود. سپس، با استفاده از پاسخ آنها، در مورد استطاعت و عوامل مؤثر بر آن نظر داده مىشود. (4)براى اندازهگيرى استطاعت، از طريق پاسخها نيز مىتوان دو روشى را دنبال كرد كه براى اندازهگيرى فقر ذهنى دنبال مىشود. برخى همچون كيل پاتريك، از متوسط حد فقرهاى بيان شده در پاسخها استفاده كردهاند و خط فقر را اندازهگيرى مىكنند. برخى نيز روش جود هارت را دنبال مىكنند كه به پاسخ كسى اهميت بيشترى داده كه درآمدش به اندازه كفايتش است و با فرمولى كه در ادامه مىآيد، آن را اندازه مىگيرند. (5)
1) Gustafsson ، Bjo ص RN Li Shi and Hiroshi Sato ، Can A Subjective Poverty Line Be Applied To China? Assessing Poverty ، Journal of Internat ional Develop ment ، J. Int. Dev. 16 ، 108911٠7 (20٠4)
2) در آن تحقيق بيان شده است كه دامنه خطوط فقر ذهنى، در كشورهاى اروپايى و امريكا بيش از چين مىباشد و علت آن نيز فاصله طبقاتى بيشتر در كشورهاى سرمايهدارى ذكر شده است.
3) Subjective poverty line.
4) ر. ك: مقالههاى دادگر، يدالله، حسين عباسى نژاد، سهيلا پروين، مجتبى باقرى تودشكى، تبيين و محاسبه خط فقر شريعت، مطالعه تطبيقى حد فقر شريعت فقر، فصلنامه پژوهشهاى اقتصادى ايران، دانشگاه علامه طباطبايى شماره 49، زمستان139٠. در اين مقاله خط فقر شريعت از اين طريق اندازهگيرى شده است.
5) برخى ديگر همچون جودهارت و ديگران نقطهاى از معادله برآورد شده كفايت خانوار بر روى متغيرهاى بعد و درآمد خانوار برازش شده را كه در آن كفايت خانوار برابر با درآمد خانوار شده باشد را نقطه استطاعت تلقّى مىكنند. در روش جودهارت، فرض گرفته مىشود كه افراد غنى و فقير، درجه خطايشان بيشتر از افرادى است كه دارايىشان به اندازه كفايت زندگىشان مىباشد. در روش كيل پاتريك، اگر چه احتمال خطا در مورد، همه افراد مىرود ولى چنين فرض اضافهاى وجود ندارد. .
دو- با توجّه به اينكه استطاعت شرعى خطى عينى و تصادفى است و همچنين از شئونها و قابليتهاى افراد تأثيرپذير است، بنابراين شئوناتى مانند: تحصيلات، شغل، بعد خانوار، منطقه جغرافيايى، زندگى شهرى و روستايى، محيط اجتماعى، زهد افراد جامعه، مصرف دوره سابق و مصرف دائمى متأثّر از درآمد دائمى افراد، مىتوانند بر استطاعت اثرگذار باشند. با توجّه به اينكه خود افراد مىتوانند راهى براى تشخيص اين تأثيرها باشند. بنابراين روش SP
(1)مىتواند راهى براى نشان دادن اين تأثيرها باشد.
با توجّه به اينكه مىتوان براى استطاعت نيز، تابعى تصريح كرد و همانند روشهاى اندازهگيرى خط فقر ذهنى، به اندازهگيرى آن پرداخت و همچنين با توجّه به اينكه در اين روشها علاوه بر اندازهگيرى استطاعت، مىتوان به تحليل عوامل اثرگذار بر آن نيز پرداخت، بنابراين در اينجا دو روش دنبال مىشود. در روش اول، از برخى مدلهاى ساده براى اندازهگيرى استطاعت استفاده مىشود. در روش دوم، از برخى مدلهاى پيچيدهتر براى تحليل ميزان عوامل اثرگذار بر استطاعت استفاده مىشود. در نهايت تحقيق حاضر، سه مدل را هم براى اندازهگيرى استطاعت و هم براى تحليل عوامل مؤثر بر آن در نظر مىگيرد. متغيرهاى بكار برده شده، دادههاى آن موجود و در جدول زير ذكر شده است.
جدول 3 - 2. علامت متغيرهاى بهكار برده شده در آزمونهاى كفايت شريعت در مدلهاى گوناگون
<نمايش تصوير
1) برخى از تحقيقات كه اندازهگيرى خط فقر را از طريق ذهنى رفتهاند عبارتند از: روبرت دبليو كيل پاتريك (1973) در ايالات متّحده، استرنگمن - خان (1975) و تيل ارسلّا تنچرت و متيوس تيل در مورد 14كشور اروپايى، جودهارت، هالبراستات، كاپتين و وان پراگ (1977) در مورد بلژيك، وان پراگ، اسپايت، وان دى استات (1982) در مورد آمريكا، هاجنار و وان پراگ (1982) در مورد 8 كشور اروپايى، و كلاسانتو، كاپتين، واندرگاگ (1984) در مورد جامعه اروپا، آدا فرر، كار بونل و وان پراگ (20٠1) در مورد روسيه فدرال، راواليون و لوكشين (20٠1) و (20٠٠) در مورد روسيه، والتر، دالنبرگ (20٠2) در مورد آفريقاى جنوبى، كلارك، سيسون (20٠3) در مورد فيليپين، ، پالومار ليور (20٠3) در مورد مكزيك، گوستافسون، شى و ساتو در مورد چين (20٠4) ، پالومار ليور، لانزاگورتا پينول و هرناندز يورالد (20٠4) در مورد شهر مكزيكو، لوكشين، اماپاتى، پاترنوسترو (20٠6) در مورد ماداگاسكار مىباشد.
<نمايش تصوير
و مدلهايى به جهت اندازهگيرى و تحليل عوامل اثرگذار، در اين تحقيق استفاده مىشوند كه بيشترين R2 را و همچنين بهترين تصريح باشد كه توابع لگاريتمى و شبه لگاريتمى، اين شرايط را داشتهاند. همچنين جهت اندازهگيرى و تحليل استطاعت نيز، از پنج مدل رياضى استفاده شده است كه شرح آنها، پس از بيان مدلها در جداولى آورده مىشود كه براى اين امر تنظيم مىشود.
در مدل شماره1، (مدل ساده) متغير تابع لگاريتم، كفايت خانوار ( log) phag( مىباشد و متغيرهاى مستقل، لگاريتم درآمد خانوار log) y( و لگاريتم بُعد خانوار log) n( و براى اندازهگيرى استطاعت استفاده شده است.
مدل شماره2، متغير مستقل لگاريتم سن log) age( ، لگاريتم سواد سطح سرپرست خانوار log) edu(
(سطح سواد سرپرست خانوار، از يك تا هفت، درجه بندى شده است. يك، بى سواد بودن و هفت، فوق ليسانس به بالا بودن را نشان مىدهد.) ، متغير كمّى لگاريتمى سطح سلامت سرپرست خانوار log) hea( را نشان مىدهد كه شرايط سلامت روحى و روانى سرپرست خانوار را از يك تا پنج (خيلى بد، بد، نرمال، خوب و خيلى خوب) درجه بندى كرده است. چند متغير كيفى، همانند متغير متأهّل بودن سرپرست خانوار mar ، داشتن ماشين car ، داشتن منزل ملكى hou ، داشتن نوعى از شغل job) داراى شغلهاى دولتى jobgov ، بخش خصوصى jobpri( استفاده مىكند. مدل شماره 3 به جاى دو متغير شغل خصوصى و عمومى، متغيرهاى مستقل شغلى ديگر همانند داشتن شغل فرهنگى (معلّم راهنمايى، ابتدايى، دبير دبيرستان؛ استاد دانشگاه بودن و روحانى بودن) jobcalture ، شغل تجارت، خريد و فروش jobtrad ، كشاورز بودن jobagri ، شغل رانندگى و حمل و نقل داشتن jobtra و شغل نيروهاى مسلّح و نظامى و انتظامى داشتن، اعم از سپاه و غير آن را jobmili ايجاد شده است كه بيشتر براى تحليل عوامل اثرگذار بر آن استفاده مىشود.
در اين تحقيق، در ماه شهريور نمونه 8٠8 خانوارى از شهر قم، در مناطق گوناگون تهيه شده است. (1)برخى از پرسشنامهها بهدليل نقصان در برخى پرسشها حذف شدند و در نتيجه حدود 429 عدد آن، به طور نهايى استفاده شده است. در اين پرسشنامهها، از مردم پرسشهايى شده است. مثلاً MIQ اينكه حدّ فقر و ميزان كفايت آنها با توجه به شرايطشان چه مقدار مىباشد؛ همچنين برخى سؤالهاى ديگر، نظير خصوصيتها و ويژگىهاى آنها، نوع شغل، بعد خانوار، درآمد و مخارج خانوار، داشتن دارايىهايى، نظير منزل و ماشين و داشتن شغل در بخش خصوصى يا بخش عمومى و داشتن هر دو نوع شغل؛ همچنين از انواع شغل، كشاورز بودن، در بخش دفاع بودن (پاسدار بودن، در ارتش بودن، نيروى انتظامى و در بقيه خدمات دفاعى شركت داشتن) فرهنگى بودن، راننده بودن و داد و ستد و تجارت كردن. از اين نمونه در تحقيق، با نمونه اول ياد مىشود.
فراوانى نسبى و مطلق بعد خانوار در دو نوع نمونه، در جدول زير ذكر شده است.
1) اين نمونه، از خيابانهاى آذر، چهار مردان، باجك، اطراف حرم، در خود حرم حضرت معصومه، نيروگاه، بنياد و برخى مناطق ديگر بهدست آمده است و براى پاسخگويى به پرسشنامهها، خودكارى به افراد بخشيده شده است كه بر روى آن نوشته شده بود: محاسبه خطّ فقر ذهنى، پژوهشى در دانشگاه مفيد، تا از اين طريق، برخى ذهنيتها زدوده شود. .
<نمايش تصوير
جدول شماره 3 - 1 فراوانى مطلق و نسبى بعد خانوار در دو نمونه بررسى شده است.
مأخذ: نمونه بررسى شده به وسيله نويسنده مقاله.
در اين تحقيق، يكبار متوسط استطاعت خانوار از گفتههاى افراد بهدست مىآيد و بار ديگر، استطاعت خانوار از روش spl) جودهارت) در جدول زير ذكر شدهاند. البته، براى مقايسه كفايتهاى متوسط و بهدست آمده از همان روش نيز، ذكر شده است.
جدول شماره 3 - 3. اندازهگيرى خط فقر متوسط خانوار و سرانه در شهر، روستا و استان قم، با استفاده از دو نوع داده با بعد متوسط خانوار در سال 1387
مأخذ: نمونه بررسى شده از طريق نويسنده
روش جودهارت، با پيش فرض اضافهاى همراه است كه با افزايش درآمد واقعى افراد، استطاعت افزايش مىيابد كه افراد در پرسشها براى خود بيان مىكنند معناى آن چنين است كه مردم ثروتمندتر، نسبت به
استطاعتشان، تقاضاى بيشترى پول و بلكه رفاه دارند. مردم فقيرتر، پول و رفاه كمترى نسبت به استطاعتشان تقاضا مىكنند. بنابراين، دريافت و درك خط استطاعت، بهوسيله پاسخگو با آن واقعيت كمى متزلزل مىشود كه درآمد واقعى فرد، در حد استطاعت از درآمد نمى باشد. معناى آن چنين است كه از سه دسته افراد پاسخ دهنده به پرسشها، دو دسته آنها كه درآمدشان در سطح ايجاد استطاعت نيست، خطايشان بيشتر از دستهاى است كه درآمدش به اندازه كفايتش بيان شده است. بنابراين، دريافت دسته سوم يعنى افرادى كه درآمدشان مساوى كفايت بيان شده است، مانند يك معيار استفاده مىشود.
ابتدا در اين روش، مدل رياضى نوشته مىشود كه متغير وابسته آن، لگاريتم كفايت خانوار و متغيرهاى مستقل آن، لگاريتم بُعد خانوار و لگاريتم درآمد خانوار مىباشند، همانگونه كه مرسوم است بهصورت زير، آمده است: (1)سپس، به جاى لگاريتم درآمد خانوار، لگاريتم كفايت خانوار قرار داده مىشود:
آنگاه، معادله نسبت به كفايت سرانه حلّ مىشود:
چنانچه معادله 3 - 3. از روش حداقل مربعها با استفاده از دادههاى 207 تايى روستايى در استان قم تخمين زده شود، تابع كفايت خانوار بهصورت زير بهدست مىآيد: (2)><نمايش تصوير
اين در حالى است كه ضرايب بهدست آمده آنها نيز، داراى اعتبار آمارى مىباشند:
جدول شماره 3 - 4. رابطه نهايى، براى اندازهگيرى خط فقر از روش جودهارت با نمونههاى متفاوت در سال 1387 است:
منبع: محاسبات از نمونه بهدست آمده توسط نويسنده
<نمايش تصوير
جدول3 - 5. ميزان استطاعت برآورد شده خانوارهاى يك نفره تا هشت نفره را براساس روش جودهارت در نمونه بهدست آورده است. همانگونه كه مشاهده مىشود، استطاعتهاى سرپرست خانوار، نسبت به افزايش بُعد خانوار، روندى افزايشى با شيبى كاهنده داشتهاند.
جدول زير نيز، استطاعت برآورد شده در نمونه شهر قم را نسبت به بعد متوسط خانوار نمونه، از دو روش بيان كرده است.
<نمايش تصوير
منبع: محاسبههايى در نمونه دوم
به اين طريق مىتوان معيار را كسانى بگيريم كه دو، سه، چهار يا پنج حقوق ماهانهاش به اندازه حجى باشد و بر مبناى آن، اندازه استطاعت حج را بهدست آوريم.
با استفاده از دو مدل زير كه متغير تابع در آن قيمت استطاعتى است و متغيرهاى مستقل آن، در جدول ذكر شدهاند به بررسى تأثير آنها بر استطاعت پرداخته و نتايج آن در جدول بعدى ذكر شده است.
<نمايش تصوير
همانگونه كه مشاهده مىشود، استطاعت اندازهگيرى شده خانوارى با بعد متوسط 3.3 نفره در شهر قم، با استفاده از دو روش، ما بين 31738٠8 تا 295٠772 تومان در سال 1387 مىباشد. فاصله اندازهگيرى ميان خانوارها با بعدهاى متفاوت نيز، در روش جودهارت تأثير چندانى بر استطاعت سرپرست خانوار ندارد.
به دليل اينكه منشأ ايجاد استطاعت، دلايل ديگرى نيز داشته است، بنابراين r2 بسيارى بهدست نيامده است. و همينگونه آمار دوربين مناسب است.
از ميان متغيرها، فقط متغير مخارج، درآمد، سن سرپرست خانوار و سطح آموزش، داراى اعتبار آمارى بوده و بقيه اعتبار آمارى نداشتهاند.
از ميان شغلها، فقط ضريب شغل كشاورزى داراى اعتبارى بوده و بقيه، اعتبار آمارى نداشتهاند.
در دو جدول زير، نتايج برآورد رگرسيونهاى دو مدل ذكر شده است و نتايج زير از مدلهاى گوناگون بهدست آمده است:
در دو مدل، عرض از مبدأ داراى اعتبار آمارى و مثبت بوده است و محدوده آن ميان 9.7 تا 7.8 مىباشد.
ضريب درمدآآآآمد و مخارج خانوار، نسبت به سطح استطاعت سرپرست خانوار، در تابع آن در نمونه، به ترتيب برابر با 7.1 و 3.2 - و 1.8 و 4.2 در دو مدل بوده است. بنابراين، ضريب مخارج، منفى و ضريب درآمد، مثبت بوده است. يعنى مخارج، تأثير منفى بر استطاعت و درآمد تأثير مثبت بر استطاعت داشته است.
ضريب سن و سطح آموزش سرپرست خانوار، هر دو تأثير منفى بر اندازه استطاعت داشته و به ترتيب منفى6.1 تا منفى4.1 و منفى 4.1 تا منفى 9.1 در دو مدل بوده است. بنابراين، افزايش سن و سطح آموزش از سطح استطاعت كاستهاند.
ضريب شغل كشاورزى، مثبت بوده است. بنابراين، بهدست مىآيد كه شغل كشاورزى، باعث شيفت كردن سطح استطاعت به بالا بوده است. (1)
در مورد اينكه چرا درآمد و شغل كشاورزى تأثير مثبت بر استطاعت داشته است و مخارج، سطح سواد و سن افراد، تأثير منفى بر استظاعت داشته، ممكن است گفته شود كه رفتن به حج، مخارجى دارد كه برخى، از غذاى شب و روز حاجى و خانوادهاش در سفر، محروم مىباشد. برخى نيز مخارج سوغاتى و مهمانى حج و همينگونه ريخت و پاشها و اسرافهاى ناشى از آنها مىباشد كه درباره دوم بيشتر اتفاق مىافتد. افزايش درآمد، موجب افزايش استطاعت متأثر از عادتها و شأنها در هر دو مورد مىشود و مطابق قاعده است. همچنين، افزايش سطح سواد و سن، موجب حصول تجربه و علم و موجب كاهش برخى ريخت و پاشها و اسرافهاى ناشى از آنها مىشود و بهطور طبيعى، مخارج مهمانى و سوغاتى را كاهش مىدهد. بنابراين، تأثير درآمد بر استطاعت مثبت و تأثير سن و سواد بر آن، بايستى منفى باشد. همچنين ممكن است گفته شود كه طبيعت شغل كشاورزى، سخاوت بيشترى به همراه دارد و با افزايش مخارج مهمانى و سوغاتى، استطاعت را بيشتر كند؛ ولى اينكه افزايش مخارج، موجب كاهش استطاعت شود، محل تأمل بيشترى است.
افزايش مخارج، از جهتى موجب افزايش عادات و در نتيجه افزايش استطاعت مىشود؛ ولى افزايش مخارج، با وجود درآمد ثابت ممكن است از ناحيه برخى شأنهاى ديگر باشد كه تحقيق، به آنها نپرداخته است. در نتيجه، افزايش هزينه از ناحيه افزايش مخارج، موجب افزايش تجربه فرد در هزينه كردن و صرفهجويى شده و باعث كاهش استطاعت است. امكان دارد كه برآورد دو اثر، در نمونه چربيدن، تأثير منفى بر مثبت باشد.
اين مقاله بهدنبال كمّى كردن موضوعى شرعى و عوامل مؤثر بر آن است كه مىتواند حساسيت مردم را به احكام شرع نشان دهد. باتوجه به اينكه نمونه بررسى شده مربوط به سه سال پيش است و امكان دارد نسبت به سال پيش فايدهاى بر آن مترتب نباشد؛ ولى با تعديل و ارتباط دادن آن با سالهاى آينده، نتايج اين تحقيق نيز مىتواند بهره بردارى شود.
1) شرايط سلامت روحى و روانى سرپرست خانوار را از 1 تا 5 (خيلى بد، بد، نرمال، خوب و خيلى خوب) درجه بندى كرده. .
همانگونه كه مشاهده شد، در اين نمونه، ارتباطى ميان بسيارى از متغيرها و استطاعت در سال مذكور، نشان داده نشد؛ فقط تأثير برخى از عوامل، نظير مخارج، درآمد، سن سرپرست خانوار، سطح آموزش و شغل كشاورزى در نمونه ظاهر شده است. بنابراين، بيانگر اين مطلب است كه افزايش تجربه و آموزش مردم، همچنين روحيه سخاوتمندى شخصى مىتواند، سطح استطاعت را افزايش و در ديگرى مىتواند كاهش دهد. پس، از اين طريق مىتوان بر سطح حج و تعداد آن نيز تأثيرگذار بود؛ البته شناخت عوامل مؤثر بر آن، نياز به تحقيقات بيشترى دارد كه اين تحقيق، آغازى بر آنست.
در اين مقاله، فقط سعى شده است تا روشى براى كاربردى كردن استطاعت و آزمون رابطه آن، با ديگر متغيرها بيان شود. ديگر اينكه مىتوان با پر كردن پرسشنامه از حجاج و مردم ديگر، هر سال تخمينى از استطاعت حج و همينگونه رابطه آن با متغيرهاى ديگر بهدست آورد. همچنين پيرامون رابطه آن با تقاضاى حج به تحليل پرداخت.
منابع
قرآن مجيد.
كشف اللثام عن قواعد الاحكام، محمد بن الحسن الاصفهانى المعروف ب (الفاضل الهندى) قم: مؤسسۀ النشر الاسلامى التابعۀ لجماعۀ المدرسين [بىتا].
التذكرۀ، الحسن بن يوسف ابن المطهر، قم: مؤسسه آل البيت (ع) لاحياۀ التراث، 1414ه. ق.
التحرير الأحكام الشرعيۀ على مذهب الاماميۀ، الحسن بن يوسف ابن المطهّر، (العلامه الحلى) ، مشهد: موسسه آل بيت، سال 1314ه. ش.
خطوط فقر متفاوت با شئون متفاوت، مجتبى باقرى تودشكى، سمينار دوسالانه اقتصاد اسلامى، دانشگاه تربيت مدرّس، 1384ه. ش
الحدائق، يوسف البحرانى، نجف، دارالكتب الاسلاميه، 1385ه. ق.
وسايل الشيعۀ، محمّد بن حسن الحرالعاملى، موسسه آل البيت 1416ه. ق.
المنتهى المطلب فى تحقيق المذهب، الحسن بن يوسف بن المطهر ( العلامۀ الحلى) ، تهران، چاپ اسلاميه،1333ه. ش.
تحرير الوسيله، روح اللّه الخمينى، قم، چاپ اسماعيليان، بى تا.
توضيح المسائل (فارسى) ، سيد ابوالقاسم الخوئى، چاپ مهر قم، 1412ه. ق.
معتمد العروۀ الوثقى، ابوالقاسم الخوئى، ج1.
مطالعه تطبيقى حد فقر شريعت فقر، يدالّله دادگر و مجتبى باقرى تودشكى، مجلّه اقتصاد اسلامى، بهار،7(25) ، 1386ه. ش.
تبيين و محاسبه خط فقر شريعت، يدالله دادگر و حسين عباسى نژاد، سهيلا پروين، مجتبى باقرى تودشكى، مطالعه تطبيقى حد فقر شريعت فقر، فصلنامه پژوهشهاى اقتصادى ايران، دانشگاه علامه طباطبايى شماره 49، زمستان،139٠ه. ش.
سطح مصرف در اسلام، يدالّله دادگر و مجتبى باقرى تودشكى، نامه مفيد نشريه نامه مفيد، سال هفتم، پائيز، 138٠ه. ش.
مقايسه فقر، مارتين راواليون، ترجمه رضا اشرف زاده، وزارت جهاد سازندگى، تهران، 1381ه. ش.
العروۀ الوثقى، محمد كاظم الطباطبايى، موسسه الاعلمى، بيروت، 14٠9ه. ق.
النهايۀ، محمدبن حسن الطوسى، قم، چاپ دارالندلس بيروت، منشورات قدس، [بىتا].
المبسوط، محمّدبن حسن الطوسى، چاپ المكتبه المرتضويه، 1387 - 1393ه. ش.
كتاب الروضه البهيه فى شرح اللمعه الدمشقيه، زين الدين على العاملى، قم، مكتبۀ الاعلام. 1365ه. ش.
مسالك الافهام، زين الدين على العاملى، انتشارات موسّسه معارف اسلامى، 1414ه. ق.
الدروس الشرعيه فى فقه الاماميه، محمد بن محمّد المكى العاملى (الشهيد الاوّل) ، قم، موسسه النشر الاسلاميه.
المختصر النافع، المحقق الحلى، تهران، نشر مؤسسه بعثت، قاهره، چاپ دارالتقريب، 1410ه. ق.
مستدرك الوسائل، الميرزا النورى، چاپ دوّم، مؤسسه آل البيت لاحياء التراث، 14٠9ه. ق.
جواهر الكلام، محمّد حسن النجفى، تهران، دارالكتب الاسلاميه، سال 1367و1392ه. ش.
مستند الشيعه، احمد بن محمد النراقى، مشهد، مؤسسه آل البيت، 1415ه. ق.
Colasanto
، Diane ؛ Arie Kapteyn ؛ Jacques van der Gaag ، Two Subjective Definitions of Poverty: Results from the Wisconsin Basic Needs Study ، The Journal of Human Resources ، Vol. 19 ، No. 1.) Winter ، 1984) ، pp. 127 - 138 2. Ferrer
، Bjo ص RN Li Shi and Hiroshi Sato ، Can A Subjective Poverty Line Be Applied To China? Assessing Poverty ، Journal of Intern ational Develop ment,J. Int. Dev. 16 ، 1089 - 11٠7)20٠4( ، Published online in Wiley InterS cience) www. intersci ence. wiley. com(. DOI: 10. /10٠2jid.1127 4. Goedhart
، Theo ؛ Victor Halberstadt ؛ Arie Kapteyn ؛ Bernard Van Praaag ، The poverty Line: Concept and Measurement ، The Journal of Human Resourses ، vol. 12 ، No. 4.) Autumn 1977( ، pp. 5٠3 - 520 5. Hagenaars ,J. M. Aldi And Bernard M. S. van Praag
، A Synthesis Of
Poverty Line ، Leyden University ، center for research in public economics
، Aldi and klaas de vos ، the definition and measurement of poverty ,The Journal of Human Resources ، 1988 Vol. 23 ، No 7. Joaquina Palomar Lever
، Nuria Lanzagorta Pi ٌ ol ، Jorge Hern ل ndez Uralde ، Poverty and Subjective Well - Being in Mexico ، 20٠5، 375 - 4٠8 . 8. Kilpatrick
، R. W. ، The Income Elasticity of the Poverty Line ، The Review of Economics and Statistics ، Vol1973,. 55 ، pp.327 - 332 9. Lokshin ,Michael
، Nithin Umapathi ، & Stefano Paternostro ,Robustness of Subjective Welfare ، Analysis in a Poor Developing Country: Madagascar 20٠1 ، The World Bank ، Washington ، DC ، USA ، Journal of Development Studies ، Vol. 42 ، No. 4 ، 559 - 591 ، May 20٠6 10. Nothan Wolf ,Edward
، Economics of poverty ، inequality and discrim ination ، South - Western College publishing nternational ,Thomson publishing cincinat ، ohio ، 1997 11. Palomar Lever
، Joaquina ، Poverty And Subjective Well - Being in Mexico ، Applied Research in Quality of Life ، Springer Netherlands ، Volume 2 ، Number 3 / September ، 20٠7 page 165 - 1881 12. Ravallion Martin
، Michael Lokshin ، Self - rated economic welfare in Russia ، European Economic Review 46)20٠2( 1453 - 1473 www. elsevier. com/locate/econbase ، Development Research Group ، The World Bank ، 1818 H Street N. W. ، Washington ، DC20433 ، USA ، Received 1 August 1999 ؛ accepted 1 March 2 13. Van Praag
، Bernard M S ، Spit ، Jan S ، van de Stadt ، Huib ، A Comparison between the Food Ratio Poverty Line and the Leyden Poverty Line ، Review of Economics & Statistics. ، Volume) Year(: 64)1982( ، ) November( ، Pages: 691 - 94 14. Wolf Nathan
، Edward ، ، Economics of Poverty,Inequality and Discri mination ,south - western College Publishing ,Cin cinnati ، Ohio1997 گزارش خروجى Eviews
<نمايش تصوير
<نمايش تصوير
محمدنقى نظرپور (1)
حسين كفشگر جلودار (2)
چكيده
وجوب و استحباب حج و عمره براى مسلمانان و بركات معنوى و مادى حاصل از حضور در اين اماكن مقدس و انجام مناسك عبادى، همانند پاك شدن گناهان و تولد دوباره، آرامش بخشى دلها، وسعت روزى، از بين بردن فقر و گشايش امور و. . . جلوههاى شيرينى را براى حجگزاران و معتمران به نمايش مىگذارد. از ميان خيل عظيم مشتاقان عدهاى توفيق تشرف يافته و موفق به انجام مناسك حج تمتع و عمره مفرده مىشوند و عده بىشمارى نيز چشم انتظار تشرفند. در كنار اين جلوههاى زيبا، امور ديگرى نيز با توجه به فرهنگ دينى و يا عرفى اهميت و تقدس نسبى يافته است. از آن جمله مىتوان به خريد سوغاتى اشاره نمود. فرهنگ خريد سوغاتى در كنار استحباب كلى آن از ديدگاه معصومين (ع) ، از نظر كميت و كيفيت، گسترش چشمگيرى يافته و به امرى ضرورى تبديل شده است. از سوى ديگر با گسترش چنين فرهنگى در جامعه، سالانه شاهد خروج ميليونها دلار ارز از كشور هستيم و دريافت كنندگان نهايى اين وجوه عمدتا كشورهاى غير اسلامى، نظير چين و تايوان هستند كه از اين فرآيند سود كلانى را به جيب مىزنند. اين درحالى است كه هزينههاى خريد سوغاتى براى زائرين، با توجه به وقت محدودشان بسيار بالا بوده و اين چيزى جز تحت شعاع قرار گرفتن اصل حضور زائران در سرزمين وحى نيست. آيا اين روند، روندى مطلوب است؟
مقاله حاضر با روش توصيفى و تحليل محتوى با استفاده از منابع معتبر موجود، سعى در اثبات اين فرضيه دارد كه «گستردگى خريد سوغات از نظر كمى و كيفى، مطلوب شارع مقدس نيست» لذا در اين مقاله ابتدا به تبيين فرهنگ موجود خريد سوغاتى پرداخته و دلايل گسترش آن را با توجه به مفاهيم دينى مورد توجه قرار داده و در ادامه مشكلات اين فرهنگ خريد در جوامع اسلامى را بررسى نموده و سپس راهكارها براى جلوگيرى از اين مشكل بيان مىگردد. به نظر مىرسد در بين تمامى راهكارهاى بيان شده براى برون رفت از اين معضل، تنها راه موثر و مفيد در دراز مدت، تغيير فرهنگ موجود خريد است كه اين وظيفه توسط توصيههاى روحانى كاروانها، سازمان حج و زيارت، صدا و سيما و خواست خود مردم قابل تحقق باشد.
كليد واژهها : حج، عمره مفرده، هديه، سوغاتى، ضرورت تغيير فرهنگ سوغاتى.
حج بزرگترين ميراث دينى ماست كه در بستر فرهنگى اين مرز و بوم اعتلاى ويژهاى يافته و به سرمايهاى بىنظير و سرشار از جلوههاى مردمى و ارزشى مبدل شده است. حج يكى از مهمترين مناسك عبادى در اسلام است و انجام آن يك فرصت بىنظير در صحنه سياسى، فرهنگى، اقتصادى و معنوى براى جوامع اسلامى فراهم مىسازد و كنگره عظيم حج، بدون شك يكى از بزرگترين رخدادهاى جهان اسلام است. براساس آموزههاى قرآنى، حج تأثيرات شگرفى در آمرزش و بخشش گناهان انسان (بقره، آيه) ، رضايت و خشنودى خداوند (مائده، آيه) ، ره توشه آخرت (بقره، آيه؛ حج، آيات تا) ، تقويت دين اسلام (مائده، آيه) ، لغو هرگونه امتيازات برگرفته از قدرت و ثروت (بقره، آيه) ، افزايش تعاملات اقتصادى و بهرهورى از طريق دستگيرى تنگدستان (حج، آيه) ، كسب منافع بسيار براى همگان (حج آيات و) ، افزايش رشد اقتصادى و تجارت و بازرگانى و نيز رونق كسب و كار (بقره، آيات و) ، و افزايش تجارت ميان جوامع انسانى (همان؛ و نيز مائده، آيه) ، تقويت پايه فرهنگ جامعه پذيرى و قوام جوامع و همبستگى اجتماعى آنها (مائده، آيه) ، برخوردارى جوامع انسانى و اسلامى از بركات و منافع كوتاه و بلندمدت (حج، آيات و) ، رهايى جامعه اسلامى از تحريمهاى دشمنان با افزايش تبادل اطلاعات علمى و اقتصادى و توليد علم (توبه، آيه) ، برنامهريزى و تبادل اطلاعات در زمينه تنظيم امور اساسى جامعه بلكه حتى در حوزه فردى و شخصى (قصص، آيه) بسترسازى مناسب و تأثيرگذار براى همكارىهاى مختلف در حوزههاى متعدد زندگى (مائده، آيه؛ و نيز توبه، آيه) و فراهم آمدن موقعيت براى افكار سازى و رسانهاى كردن مواضع سياسى، اقتصادى، فرهنگى
و نظامى و اعلان برائت از مشركان و كافران و نيز مشخص كردن مرزهاى خودى از غيرخودى و شفاف سازى در اين مسايل و همچنين آثار و بركات ديگر در زندگى فردى و اجتماعى بشر از خود بهجا مىگذارد. اينها تنها گوشهاى از آثار و بركات حج است كه در آموزههاى قرآنى به آن اشاره شده است.
بنابراين، مىتوان با دلايل و شواهد بسيار بر اين نكته تأكيد كرد كه اين كنگره بزرگ جهانى يك فرصت تاريخى و استثنايى براى امت اسلام است تا جامعه ايمانى و توحيدى را براساس آموزههاى وحيانى قرآن و اسلام شكل دهد و به فلسفه آفرينش و تحقق آن كمك نمايد.
در اين ميان، سنت حسنه بدرقه و بازديد از زائران خانه خدا در فرهنگ ايرانى و اسلامى نهادينه شده است؛ فرهنگى نيكو كه متاسفانه اين سنت پسنديده همانند بسيارى از سنتهاى ناب ايرانى - اسلامى دستخوش تغييرات شد و براى برخى از حجاج خريد سوغات گرانقيمت و كرايه سالن غذاخورى مجلل براى پذيرايى ميهمانان، از پرداختن به آداب و مناسك معنوى خود حج و عمره مهمتر است. اين تغييرات مشهود در سنت مناسك حج موجب شده تا هزينه حجاج براى سفر به حج دو برابر شود و حاجى و معتمر به جاى پرداختن به آداب و مناسك حج و اداى مستحبات، دغدغه خريد سوغاتى و سالن غذاخورى براى وليمه را داشته باشد.
فرهنگ غلط بازارگردى و خريد سوغات توسط زائران ايرانى به حدى رسيده است كه اغلب فروشندهها در مغازههاى اطراف حرمين، به خوبى فارسى ياد گرفتهاند و چمدانهاى بزرگ كاروانهاى ايرانى و ايرانيان با كيسههاى مملو از كالا، انگشتنما و گاهى سوژه تمسخر و مضحكه ساكنان مكه و مدينه و معتمرين و حجاج ديگر كشورها مىشود.
مقاله حاضر با روش توصيفى و تحليل محتوى با استفاده از منابع معتبر موجود، سعى در اثبات اين فرضيه دارد كه «گستردگى خريد سوغات از نظر كمى و كيفى مطلوب شارع مقدس نيست و لازم است فرهنگ موجود تغيير يابد» بنابراين لازم است با ارائه راهكارهاى منطقى و تبليغ آن در رسانههاى همگانى و عزم و همت امور روحانيون بعثه مقام معظم رهبرى و با همفكرى و همكارى روحانيون كاروانها، فرهنگ مناسب و مطلوب جايگزين گردد. اين مقاله در صدد است روايات هديه و سوغاتى به طور كلى و بهصورت جزئى در مورد حج را بررسى نموده و سپس به تبيين وضعيت موجود جامعه ايران پرداخته و دلايل و ريشههاى فرهنگى خريد سوغاتى و مشكلات آن را طرح و سرانجام با ارائه راهكارها و مجموعه تدابيرى در اين زمينه، مقاله پايان مىيابد.
حج در بردارنده مجموعهاى به هم پيوسته از اعتقادات، ارزشها، آداب و رسوم و سنتهاى متعالى است. در سالهاى نه چندان دور، وقتى حجاج به حج مشرف مىشدند، شور و شوق و نشاطى كه از
ماهها قبل شروع شده بود سراسر جامعه را فرا مىگرفت، از زمانى كه قصد زيارت تحقق مىيافت تا هنگام حركت، در طول سفر و نيز بعد از بازگشت اعمالى را انجام و اعتبار و تقدس اين امر را نشان مىدادند. اين مجموعه اعمال، مناسكى بودند كه «حج» را به يك عنصر فرهنگى پويا و زنده مبدل مىساختند، پارهاى از اين اعمال مثل: «حلاليت طلبى» ، «مشايعت با نغمه» يا «چاووشى» ، «استقبال» ، «وليمه و مراسم مهمانى» و. . . اما امروزه آن همه زمزم جوشان كه هر ساله امت مسلمان را از زلا ل انديشه و ايمان مشروب مىساخت، تنها برخى برجاى مانده و برخى سنتهاى نادرست نيز گسترش يافته كه چهره حقيقى حج را با تمام ابعاد و زيبائىهايش دستخوش تغييرات اساسى كرده است. توجه گسترده به ماديات و تجملگرايى در مهمترين و بزرگترين حادثه معنوى، بزرگترين و جدىترين آسيب محسوب مىشود. يكى از اين فرهنگ و سنتهاى غلط، خريد سوغاتى و بازارگردى آن هم به شكل انبوه است كه عملا هويت غنى حج را در جامعه و جهان به فراموشى مىسپارد و قداست اين سفر معنوى، به دغدغه حجاج و معتمرين در دادن وليمه در سالنهاى پذيرايى مجلل و سوغاتىهاى زياد خلاصه مىشود.
گرچه مقام معظم رهبرى بارها حجاج را به پرهيز از رفتارهاى سبك توصيه و رفتن به سراغ زرق وبرقهاى بىارزش و پوچ بازارها و مغازهها را از جمله غفلتهاى احتمالى در حج دانسته و ضمن تاكيد بر اين نكته كه خريد سوغات بايد در حد ضرورت باشد، و اين انگيزههاى مادى را تا آنجايى كه ممكن است، بايد از دلها خارج كرد؛ وانگيزهى بازارگردى و سوغاتخَرى را بايد كم كرد؛ (بيانات مقام معظم رهبرى، سال1385، ص: 232) و بيان نمودند كه بهتر و مفيدتر و مهمتر اين است كه انسان به نماز، به عبادت، به ذكر، به توجه و به حضور در جماعات بپردازد؛ اينها دستاورد واقعى حج است؛ سوغات، اينهاست. سوغات، معنويتى است كه شما در خودتان ذخيره مىكنيد و مىآوريد؛ اخلاق و روحياتى است كه با خودتان مىآوريد. (بيانات مقام معظم رهبرى، سال1383، در جمع دستاندركاران حج، ص: 226) اما يك بررسى ساده در عمره سال1388 (مهدوى، نگاهى به خريد سوغاتى در حج) درباره محتواى سوغات زائران ايرانى نشان مىدهد كه حجاج ايرانى تا چه حد به خريد كالاهايى كه ارزش معنوى خاصى ندارند (مانند پارچه، پوشاك، اسباب بازى، ساعت مچى و دوربين) و اغلب در بازار تهران ارزانتر هم هستند، اهميت مىدهند.
از طرف ديگر سازمان حج و زيارت با همكارى گمرك كشور دست به اقداماتى زد. ايجاد بازارهايى در پايانه خروجى كشور و همچنين محدوديت خريد با استفاده از ساكهاى متحد الشكل براى زائرين مهمترين اقدامات مثبت در سالهاى اخير بوده است؛ اما از آنجايى كه زائران حج از لايههاى مختلف اجتماعى با افكار متفاوت هستند و بسيارى هم بر اين باورند كه سوغاتى يعنى خريد
كالا از همان مكان مسافرت و اين موضوع براى آنها از درجه بالاى معنوى نيز برخوردار است، به همين دليل رنج بار زياد و ساكهاى پر از كالاهاى بىكيفيت و بنجل را به جان مىخرند. بنابراين ما هنوز شاهد خريدهاى بسيار زياد زائرين و معمرين و حجاج هستيم كه يك چهره نامتناسب در اذهان عمومى بهجا مىگذارد.
دلايل متعددى براى ايجاد چنين فرهنگى وجود دارد كه به نظر مهمترين آنها موارد زير است:
با توجه به روايات متعدده از ائمه معصومين درمىيابيم كه اصل هديه دادن نه تنها خوب است بلكه باعث ايجاد محبت و دوستى و الفت بيشتر و در بعضى موارد باعث از بين رفتن كينهها و. . . مىشود. بهعنوان مثال در روايت داريم: عَنْ أَبِى عَبْدِ اللهِ (ع) قَالَ:
نِعْمَ الشَّيءُ الْهَدِيةُ أَمَامَ الْحَاجَةِ وَ قَالَ تَهَادَوْا تَحَابُّوا فَإِنَّ الْهَدِيةَ تَذْهَبُ بِالضَّغَائِنِ. چه چيز خوبى است هديه دادن به يكديگر، هديه دهيد تا دلهايتان نسبت به هم با محبت شود. پس همانا هديه كينهها را از سينهها از بين مىبرد. (شيخ صدوق (رحمه الله) ، الخصال ج 1، ص27؛ علامه مجلسى، بحار الأنوار، ج72، ص 45؛ ابن بابويه، عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج 2، ص 24) و يا در روايت ديگرى وارد شده است:
الهَدِيَّةُ تُورِثُ الْمَودَّةَ وَتَجدُرُ الاُخُوَّةَ، و تُذْهِبُ الضَّغينَةَ تَهادَوْا تَحابُّوا ؛ هديه دادن محبت مىآورد و برادرى را نگه مىدارد و كينه و دشمنى را مىبرد. براى يكديگر هديه ببريد تا دوستدار هم شويد. (ابن ابى الجمهور، عوالى اللائى، ج4، ص374؛ علامه مجلسى، بحارالانوار، ج74، ص166)
كَانَ رَسُولُ اللهِ9: يقُولُ تَهَادَوْا فَإِنَّ الْهَدِيةَ تَسُلُّ السَّخَائِمَ وَ تُخَلِّي ضَغَائِنَ الْعَدَاوَةِ وَ الأَحْقَاد («رسول خدا (ص) مىفرمود: به يكديگر هديه دهيد؛ زيرا هديه كينهها را به آرامى ريشهكن و بغض و دشمنى و حسد را بيرون مىكند.» (مشكاۀ الأنوار فى غرر الأخبار، النص، ص: 220) با توجه به روايات فوق از ائمه معصومين (ع) استحباب هديه دادن و قبول آن به طور كلى قابل استخراج است. گرچه هديه اختصاصى به هديههاى مادى ندارد و در روايات از هداياى معنوى بهعنوان «افضل العطيه» نام برده شده كه نشان از توجه ويژه معصومين (ع) به اين نوع از هدايا و ثواب و اجر بيشتر آنها دارد. قال رسول الله (ص
) : اِنّ أفضلَ الَهدِيَّةِ اَو أفضلَ العَطيّةِ الكَلِمة مِن كَلامِ الحكمةِ يسمَعُها العَبدُ ثُمَّ يتَعَلَّمها، ثُم يعَلِّمُها؛ «بهترين هديه سخن حكيمانهاى است كه بنده آن را بشنود و سپس ابتدا خود آن را بياموزد و آنگاه آن را به ديگران بياموزد» (ابن بابويه، عيون أخبار الرضا (ع) ، ج2، ص: 24) اما از آنجايى كه بحث اصلى ما در مورد خريد سوغاتى در حج است و بسيارى از حجاج خريد در حج را بهعنوان يك امر لازم، گاهى
جز حج و يا جزء هزينههاى پذيرش شده حج مىدانند و استناد آنها به احاديث در باب سوغاتى در حج است، لذا احاديث در اين باب را بيشتر مورد توجه قرار داده و روايتهاى موجود را از لحاظ سندى و دلالتهاى معنايى بررسى نموده و نتايج را بازگو مىنمائيم.
روايت اول:
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيادٍ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ (ع) قَالَ: الْهَدِيةُ مِنْ نَفَقَةِ الْحَجِ «هديه و سوغاتى كه حاجى مىآورد از جمله نفقه حج است» (الكافى، ج4، 28٠) .
روايت دوم:
عَلِي بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ يحْيي بْنِ الْمُبَارَكِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ (ع) أَنَّهُ قَالَ: هَدِيةُ الْحَجِّ مِنَ الْحَجِّ. هديه و سوغاتى حج، جزء حج است. (الكافى، ج4، 28٠)
بررسى رجالى حديث اول و دوم: در حديث اول منظور شيخ كلينى از «عده من اصحابنا: أبو الحسن على بن محمّد بن إبراهيم بن أبان الرازى، المعروف بعلّان الكلينى؛ أبو الحسين محمّد بن أبى عبد اللّه جعفر بن محمّد بن عون الأسدى الكوفى، ساكن الرى؛ محمّد بن الحسن بن فروخ الصفّار القمّى، المتوفّى سنۀ 29٠ ه، مولى عيسى بن موسى بن جعفر الأعرج و محمّد بن عقيل الكلينى است (الكافى؛ المقدمۀ، ص: 48) كه همه اين افراد ثقه بوده و مورد وثاقت هستند. اما در مورد سهل بن زياد اختلاف بين علماى رجالى وجود دارد. بعضى از علما در مورد ايشان سهل و آسان گرفته و روايت را از ايشان پذيرفتهاند؛ اما واقعيت اين است كه اكثر علماى رجالى مانند نجاشى و كشى و شيخ طوسى و. . روايتش را ضعيف دانسته و لذا بيان داشتهاند كه وثاقت اين شخص، خيلى سخت به دست مىآيد (رك: خويى، معجم رجال الحديث و تفصيل طبقات الرجال، ج9، ص 356) برخى از علما به همين دليل اين حديث را ضعيف دانستهاند (رك: محمد باقر مجلسى، مرآۀ العقول فى شرح أخبار آل الرسول، ج17،
ص: 171
در بررسى رجالى حديث دوم شخص اول به نام «على بن ابراهيم» ، استاد شيخ كلينى بوده و در موردش وثاقت بين علما وجود دارد. در مورد پدرش توثيق صريحى وجود ندارد اما از آنجايى كه امامى مذهب بوده و موقعيت بسيار عالى داشته و شخصيت مشهورى بين علما بوده لذا تمامى علما ايشان را از وجوه اصحاب دانسته و روايتش را ثقه دانستند. ( خويى، معجم رجال الحديث و تفصيل طبقات الرجال، ج12، ص212) «يحيى بن مبارك» از لحاظ طبقات رجالى مىتواند از ابراهيم بن هاشم (پدر على بن ابراهيم) روايت نقل كند، برخى از علما وى را از اصحاب امام رضا (ع) دانستهاند، اما هيچ توصيف و توثيق صريحى از ايشان نرسيده است و همين علت، سند حديث را با مشكل مواجه مىكند. (خويى، معجم رجال الحديث و تفصيل طبقات الرجال، ج21، ص91) «عبدالله بن جبله» از خانواده معروف و نوه جابر بن حنان و فردى راستگو و ثقه بين علما مىباشد. در عين حال عبدالله بن جبله شخصى واقفى مذهب بوده ولى چون توثيق صريح از علما دارد، لذا روايتش مورد پذيرش همه علما نمىباشد. (خويى، معجم رجال الحديث و تفصيل طبقات الرجال، ج11، ص 139) «اسحاق بن عمار» هم شخصى فطحى مذهب و از اصحاب امام جعفر صادق (ع) و امام كاظم (ع) است و اغلب
بزرگان ايشان را توثيق كردند. ( خويى، معجم رجال الحديث و تفصيل طبقات الرجال، ج3، ص213) لذا در دلالت حديث از آنجايى كه خود «يحيى بن مبارك» هيچ توثيقى از بزرگان در مورد ايشان وجود ندارد به همين دليل سند را با مشكل مواجه مىكند. در عين حال مىتوان گفت كه استحباب و يا ثواب اين عمل از باب تسامح در ادله سنن پذيرفته مىشود. همچنين در صورتى كه فقهاء به مضمون اين روايات فتوى داده باشند، از باب شهرت فتوايى مىتوان به مضمون اين دو روايت براساس جابريت ضعف سند عمل نمود. ولى با تتبع در كلمات فقها چيزى كه مبنى بر استحباب خريد سوغاتى در حج باشد، يافت نشد، جز اينكه در حالت كلى بخواهيم استحباب خريد سوغاتى و هديه را از باب تسامح در ادله سنن و با توجه به روايات پيش گفته استفاده نماييم. از شيوه ديگر نيز مىتوانيم محتواى روايات را بپذيريم. زيرا اين روايات با مضامين دينى و دستورات اخلاقى سازگارى دارد مانند اينكه هديه موجب الفت و محبت شده، كينهها را بر طرف مىكند. مضمون اين احاديث مىتواند دليل بر صدور آنان نيز باشد و بنابراين حكم استحباب را تثبيت نماييم.
بحث دوم معناى هديه از حج است؛ در دو روايت مربوط به سوغاتى در حج دو تعبير بيان شد: تعبير اول اينكه: الْهَدِيۀ مِنْ نَفَقَۀ الْحَجِّ و تعبير دوم اينكه: هَدِيۀ الْحَجِّ مِنَ الْحَجِّ. در تعبير اول سه احتمال در معناى آن وجود دارد: اول اينكه كسى كه براى خانواده خود و يا براى دوستان و نزديكان خود هديه و يا سوغاتى از حج مىآورد، ثوابى به اندازه نفقه و هزينههاى حج دارد. ممكن است به اين معنى باشد كه در هنگام برآورد هزينههاى حج، خريد سوغاتى را جزء آن به شمار آورند و آن را محاسبه نمايند و به عبارت ديگر بر حجاج سزاوار است كه هديه و سوغاتى از حج را جزء نفقه حج حساب نمايند و از قبل پولى را براى خريد كالاها و سوغاتى كنار بگذارند و دوم اينكه: اين هزينهها همانند ديگر هزينههاى حج (مانند هزينه سفر، تامين آذوقه و. . .) بر مستطيع واجب است آن را قبل از سفر تهيه نمايد. و معناى سوم اينكه: بيش از آن ميزانى كه از نفقه نزد اوست هديه خريدارى نكند. (مرآۀ العقول فى شرح أخبار آل الرسول؛ ج17، ص 17٠)
در تعبير دوم گرچه كلمه نَفَقَۀ ذكر نشد اما از باب اينكه در خود هديه معناى هزينه و خرج كردن موضوعيت دارد، مىتوان تعبير دوم را به گونهاى همان تعبير اول دانست و بنابراين، احتمالات سه گانه در معناى تعبير اول در تعبير دوم نيز جريان داشته باشد. مرحوم علامه محمد باقر مجلسى (رحمه الله) معنى اول را در كتاب مرآۀ العقول اظهر و متناسبتر دانسته است. بنابر معناى اول و دوم از روايت، استحباب خريد سوغاتى بخوبى استخراج مىشود اما اگر معناى سوم مقصود باشد روايت به معناى التزامى خود دلالت بر آن دارد كه در صورتى پس از انجام ساير هزينههاى ضرورى در حج، مبلغى در نزد حاجى باقى نماند حتى مستحب نيست از ديگران مثلاً قرض گرفته و سوغاتى تهيه نمايد. بلكه اگر مازادى براى او ماند سوغاتى خريدارى نمايد. گرچه اصل احتمال معناى سوم بعيد به نظر مىرسد.
بر اساس معناى اول و دوم يك نكته مهم و درخور توجه پيرامون سوغاتى در حج اين است كه بر مكلف واجب است هزينههاى سفر و تداركات سفر حج بايد از پولى باشد كه مخلوط به حرام نباشد و به نوعى پاك باشد، يعنى پولى كه خمس آن را داده باشد و. . . در مورد خريد سوغاتى نيز بايد همين را مد نظر قرار داد و با توجه به حديث «
الْهَدِيةُ مِنْ نَفَقَةِ الْحَجِ » بهاى خريد سوغاتى بايد از آلودگىها و مخلوط بودن به حرام عارى باشد و در اين صورت است كه ثوابى معادل ساير هزينههاى حج دارد.
نكته ديگرى كه بايد بدان توجه نمود اين است كه از روايات ذكر شده تنها و حداكثر مىتوان استحباب خريد سوغاتى را استنباط نمود اما با توجه به فتاواى فقها، قطعا خريد سوغات و هدايايى كه حاجىها براى نزديكان خويش تهيه مىكنند جزء استطاعت شمرده نمىشود و ناتوانى از خريد آنها مجوز ترك حج نمىشود (مناسك حج (محشى) ؛ ص: 45؛ استفتاءات حج (هزار مسأله) ؛ ص: 9)
با توجه به فتواى فوق خريد سوغاتى در صورت تمكن مالى، مستحب مىباشد و ثواب هديه و خريد سوغاتى براى دوستان و خانواده همانند ثواب ساير هزينههاى حج مىباشد. كما اينكه خود ائمه اطهار (ع) نيز، به مسئله سوغاتى نگاه مثبت داشتند و از خريد سوغاتى منع نمىكردند و بلكه آن را باعث مودت و الفت مىدانستند.
يكى از عمده دلايلى كه مردم در سفرهاى زيارتى مشغول خريد مىشوند متبرك بودن آن است. بسيارى از مردم خريد كردن از اماكن مقدس را نوعى تبرك دانسته و براى آنها مطلوبيت معنوى قائل هستند. لذا خيلى از زائرين و حجاج محترم به كيفيت كالاها خيلى توجه نداشته و همين مقدار كه اين كالا را از مكه مكرمه يا مدينه منوره خريدارى مىنمايند، راضىاند. به عبارت ديگرآنها بر اين باورند سوغاتى يعنى خريد كالا از همان مكان مسافرت و اين موضوع، براى آنها از درجه بالاى معنوى برخوردار است. به همين دليل رنج بار زياد و چمدانهاى پر از كالاهاى بعضا بىكيفيت و بنجل را به جان مىخرند. برخى هم با اعتقاد و باور به اين حديث كه «هديه و سوغات حج بخشى از حج است» دست به خريد انبوه مىزنند، و برخى از زائران ايرانى نيز شايد بر اين باورند كه اگر خريد را از مناسك حج جدا كنيم، اعمال حج ناقص مىشود. لذا حجاج وقت زيادى از مدت زمان حضور خود در مكه و مدينه را صرف خريد كالا مىكنند.
حال جاى اين سؤال باقى مىماند كه آيا واقعاً خريد سوغاتى در حج و عمره آن هم به شكل انبوه در قالب بازارگردىهاى فراوان حجاج، توجيه اقتصادى و معنوى دارد؟ آيا متبرك بودن دليلى مىشود تا در روزهاى نخستين حج، بازارهاى مدينه و مكه مملو از ايرانىهايى باشد كه ساعتها براى خريد كالاهاى نوعا بىارزش چينى بهعنوان سوغات و تحفهاى براى دوستان و آشنايان خود وقت
مىگذارند، بهطورى كه اين سرگردانى حتى در زمان برپايى نمازهاى جماعت كه فروشندگان براى خواندن نماز، دربهاى فروشگاهها را مىبندند، پشت دربهاى بسته ادامه داشته باشد؟ آيا واقعا نمىتوان با خريد سوغاتىهايى مانند تسبيح و سجاده و. . . كه هم متبرك و هم ارزش معنوى دارد به اين خريدهاى انبوه زائران خانه خدا خاتمه داد؟ آيا اساسا كالاهايى كه از عربستان به ايران مىآيد متبرك هستند؟ با تتبع در منابع دينى و فقهى اسلامى، معلوم مىگردد كه خريدهاى سوغاتى آن هم اجناس بىكيفيت خارجى، هيچ گونه ملازمهاى با متبرك بودن ندارد و هيچ يك از علما در كلامشان بر متبرك بودن خريد اين سوغاتىها تاكيد ندارند. تنها نكته قابل توجه در سيره پيامبر (ص) اين است كه از زائران حج طلب خرما و آب زمزم مىكرد زيرا سوغاتى واقعى سرزمين مقدس حرمين شريفين بود و اين امر ارتباط و تطابق چندانى با متبرك بودن كالاها جهت اعطاى سوغاتى به شكل امروزى، همراه با بازارگردىهاى كمحاصل و يا بىحاصل نداشت و ندارد. در ادامه شايسته است پاسخ اين سئوال را در كلام مقام معظم رهبرى (مدظله) دنبال كنيم كه در جمع دستاندركاران حج چنين بيان نمودند: «. . . بعضىها بهعنوان چيز متبرك، از آنجا سوغاتى مىآورند؛ تبركى ندارد. اين جانمازهائى كه در سنندج و كردستانِ خودمان مىبافند، به مراتب از جانمازهائى كه از آنجا مىآورند، بهتر است. برادر خودتان را تقويت كنيد، ساخت دست او را كه هم زيباتر است، هم بهتر است، بخريد و اين را بهعنوان سوغاتى بدهيد. اين را آنجا ببريد و به افرادى كه دوست داريد، سوغاتى بدهيد. همۀ اجناس خودمان همين طور است؛ حالا من جانماز را مثال زدم كه مقدسترين است. اينها را رعايت كنيد.» ( www. hajj. ir( مقام معظم رهبرى (مدظله) در بخشى از سخنان خود به مسئله تقدس سوغاتىها، كه عدهاى آن را دليل اصلى خريد سوغاتى مىدانند، هم اشاره كردند و جانماز كه مقدسترين چيز در فرهنگ مسلمانان است را بهعنوان مثال ذكر مىكنند و يادآور مىشوند اينكه جانماز را از مكه و مدينه تهيه كنيد، باعث مقدستر شدن آن نمىشود، بلكه آنچه اهميت دارد، تقويت برادر دينى و هموطن خودتان است كه اين مىتواند روشنترين خط فكرى در تهيه سوغاتى از اماكن مقدسه باشد.
از آنجايى كه در چند دهه قبل، كشور ما چه به لحاظ توليدات كالا و چه به لحاظ صادرات و واردات در محدوديت بوده و عمدتا كالاهاى خارجى و باكيفيت بالا نسبت به توليدات داخلى دركشورهاى عربستان پيدا مىشد، خريد سوغاتى چه براى خود و چه براى دوستان و نزديكان برايشان مطلوبيت داشته يعنى كالاها و سوغاتىها چه از لحاظ كمى و چه از لحاظ كيفى، برترى نسبى بر كالاهاى داخلى داشته است. لذا در چنين شرائطى خريد سوغاتى در سطح خرد توجيه اقتصادى خواهد داشت و اين كار به شكل گسترده در زمانهاى گذشته انجام مىشد. شايد امروزه كسانى كه به حج
مشرف مىشوند، نگاهشان همان ذهنيت قبلى باشد و اين طور احساس كنند كه كالاها و سوغاتى حج چنين برترى دارد. براى همين در سبد خريد زائران ايرانى از لوازم يدكى اتومبيل گرفته تا لوازم صوتى و تصويرى و تنقلات و هزار و يك رقم جنس كوچك و بزرگ ديده مىشود. ( مهدوى، نگاهى به خريد سوغاتى در حج) شايد در بعضى از جاها به اين نكته برسند كه كالاهاى داخلى بهتر است ولى نمىخواهند آن مطلوبيتى كه در ذهنشان است و كالاهاى خارجى را در مطلوبيت بالاترى نسبت به كالاهاى داخلى قرار دادهاند، از بين ببرند. يعنى مطلوبيت و لذتى كه از خريد كالاهاى خارجى كسب مىكنند از كالاهاى داخلى عايدشان نمىشود.
اگرچه نمىتوان انكار نمود زمانى كالايى را كه زائرين عزيز از عربستان خريدارى مىنمودند از نظر كيفيت از اجناس ايرانى بهتر بود و آن هم به اين علت كه هنوز چين و هنگ كنگ و تايوان وارد عرصه صادرات نشدند و عمدتا كالاهاى مرغوب ژاپنى، آمريكايى و يا اروپايى بازار عربستان را تسخير كرده بود، ولى اكنون موضوع تغيير يافته است. زيرا از يك سو حاكميت مطلق در بازار مكه و مدينه با كالاهايى كمكيفيت و يا بىكيفيت چين و. . . است و از سوى ديگر كشور به مرحله مطلوبى از نظر كيفيت و كميت توليد رسيده است كه در بسيارى موارد كالاى ايرانى قابل رقابت با كالاهاى كشورهاى مذكور است.
شايد يكى از مهمترين علتها پايين بودن قيمت كالاها در مكه و مدينه است كه حجاج ايرانى را راغب به خريد مىكند. همانطور كه در بسيارى از مصاحبههايى كه با حجاج انجام گرفته همين نكته را بيان داشتند. خانوادههايى كه به سفر معنوى مىروند براى اينكه بتوانند براى تمام دوستان و خانوادههاى خود سوغاتى تهيه كنند و از طرفى هم با پولهاى موجود به تمام خواستههاى خود برسند، دست به خريد كالاها و اجناس بىكيفيت چينى و. . . آن هم به شكل انبوه مىزنند. يعنى با توجه به حجم خريد بالاى زائران ايرانى به علت بستگان و اقوام زياد و انتظارات فراوان، اگر زائر ارجمند بخواهد براى همهشان سوغاتى بخرد و آن هم از كيفيت بالا (مثل اجناس ايرانى) قطعاً چند برابر اين هزينه فعلى پول نياز دارد لذا با توجه به قيد و محدويت بودجه خودش، تصميم مىگيرد كه از كيفيت بالا دست برداشته نظرش را به قيمت معطوف كند و كالاهاى با قيمت پايين تهيه نمايد.
علت اساسى پايين بودن قيمت كالاها در عربستان نسبت به ايران، نرخ پايين مبادله پول داخلى (ريال ايران) با خارجى (ريال عربستان) است. بدين معنى كه ريال ايران بهصورت دستورى نسبت به قيمت واقعى آن گرانتر است و از آنجايى كه هر10٠ دلار آمريكا از ساليان متمادى با 373 تا375 ريال عربستان مبادله مىشود و به عبارتى رابطه دلار و ريال عربستان ثابت نگه داشته شده است، واقعى نبودن
رابطه دلار و ريال ايران سبب ارزان شدن كالاها در عربستان براى زائران ايرانى شود. در صورتى كه اين نرخ تعديل شود نظير آنچه بهصورت ناخواسته در بهمن ماه سال 9٠ در كشور اتفاق افتاد (كاهش ارزش پول و برابرى يك دلار با 18٠٠تومان) بايد انتظار داشته باشيم قيمت كالاها در عربستان افزايش يافته و خريد زائران ايرانى به نسبت كاهش يابد.
يكى ديگر از معضلات و ناهنجاريهاى خريد سوغاتى زائران پديده چشم و هم چشمى است كه در ميان مردم و به خصوص زنان به شكل گسترده وجود دارد و بيشتر افراد دست كم در موردى و يا زمانى گرفتار اين نابهنجارى اجتماعى شدهاند. اين فرهنگ غلط به مرور زمان بهعنوان يكى از مؤلفههاى ثابت رفتار در برخى افراد در آمده است. از نظر روانشناختى زمانى كه معيارهاى ارزشى در وجود فرد نهادينه نشده باشد، براى او فقط ديدگاه ديگران مهم است؛ اما زمانى كه معيارهاى ارزشى، درون ذهن فرد جاى گرفت، آنگاه از وابستگى به نظر ديگران رها مىشود و مىتواند معيارهاى اخلاقى و رفتارى خود را كه در اثر تكامل عاطفه و انديشه او به وجود آمده است به كار ببرد، يعنى در حالت اول شخص مرتباً خود را از چشم ديگران ارزيابى مىكند و به همين علت، ظاهر براى او مهم است. روانشناسان در ادامه مىگويند: يكى از دلايل ديگرى كه موجب مىشود چشم و هم چشمى در جامعه و در بين افراد شيوع پيدا كند، تسلط روحيه رقابت ناسالم در جامعه است، يعنى افرادى كه از حيث امكانات مادى و معنوى دچار كمبود هستند ( www. tebyan. net( ، بدون در نظر گرفتن اوضاع اقتصادى و خانوادگى خود به دنبال نيازهاى غيرواقعى مىروند و با اعتقاد بر اينكه اگر فلان مقام يا موقعيت را داشته باشم در جامعه مقبوليت بيشترى خواهم داشت، لذا مؤلفههاى اساسى چشم و هم چشمى را مىبايست در تظاهر، رقابت، احساس خودكم بينى و ارضاى آن به اشكال مادى و ظاهرى و مانند آن دانست. يكى از معضلات اخير، چشم و هم چشمى در خريد سوغاتى از اماكن متبركه به خصوص حج است. اين شيوه غلط به طورى در جامعه رشد پيدا كرده كه اگر كسى از حج برگردد و براى آشنايان و دوستان نزديك خود سوغاتى نياورد، به نوعى او را بىفرهنگ خطاب مىكنند. چشم و همچشمى بيمارى و آفتى براى جامعه است كه بايد بهصورت منطقى به درمان آن پرداخت. البته اين به خريد سوغاتى در حج اختصاص ندارد و در بسيارى از موارد پديدهاى فراگير است.
با توجه به اينكه در روايات معصومين (ع) هيچگونه نكوهش و سرزنشى نسبت به خريد سوغاتى نداريم آيا در شرائط كنونى باز هم انجام آن براى حجاج ضرورتى دارد؟ اگر ضرورتى ندارد، به چه علت اين قدر از وقتمان را صرف خريد سوغاتى مىكنيم و اگر مطلوبيت اين كالاها كمتر از كالاهاى داخلى است، چرا باز هم به اين سمت مىرويم؟ راهكارها و سياستهاى لازم براى تغيير فرهنگ
موجود چيست؟ براى پاسخ دادن به اين سوالات ابتدا مشكلات و فرهنگ خريد سوغاتى را چه به لحاظ اقتصادى و چه به لحاظ رفتارى و هزينه فرصت از دست رفته در شرايط كنونى مورد ارزشيابى قرار داده سپس راهكارهاى جلوگيرى از اين فرهنگ ناصحيح پيشنهاد مىگردد.
نكتهاى كه ابتدا مناسب است مطرح نمائيم اين است كه اگر از باب تسامح در ادله سنن، خريد سوغاتى را مستحب دانستيم، ترك آن در شرايط عادى و در حال اختيار هيچ ايرادى ندارد تا چه رسد به اينكه انجام اين فعل مستحبى مشكلاتى را در سطح خرد و كلان جامعه ايجاد نمايد. مىتوان حكم استحبابى خريد سوغاتى آن هم در چنين شرايطى را با استفاده از قاعده فقهى «لاضرر و لاضرار» تخصيص زد. قاعده «لاضرر و لا ضرار» يكى از قواعد مشهور فقهى و حقوقى بين فقهاى اماميه بلكه فقهاى اسلام است. حرمت ضرر و زيان از مسلمات نص قرآن كريم است كه فقها به آن استدلال كردهاند (موسوى خلخالى، قاعده لاضرر و لاضرار، تقريرات شيخ ضياء الدين العراقى، ص39) قهرا اين قاعده فقهى بر ادله اوليه حكومت داشته و اطلاقات و عمومات آن به مقتضاى همين قاعده تقييد و تخصيص پيدا مىكند. (موسوى بجنوردى، قواعد فقهيه، ص19٠و 198) تفسير مشهور اين قاعده اين است كه اين قاعده احكام ضررى را از بين مىبرد. (حسينى سيستانى، قاعده لاضرر و لا ضرار، ص27) يكى از موارد ضرر در جامعه اسلامى، خريد سوغاتى آن هم به شكلى كه توضيح داده شد مىباشد كه علاوه بر كاهش جايگاه اجتماعى حجاج ايرانى، ضررهاى مالى فراوانى به كشور در شرايط تحريم اقتصادى وارد مىكند. اين ضرر نه تنها حكم استحبابى خريد سوغاتى را تخصيص مىزند، بلكه انجام چنين عملى مىتواند حرام باشد. همانگونه كه امام راحل (قدس سره) در اواخر سال 1358 خروج ارز از كشور را به علت ضررهاى مالى فراوان در شرايط بحران «حرام» دانستهاند. ( www. emamrooh ollah. ir(
از طرف ديگر با در نظر گرفتن مصالح جامعه قطعا خريد سوغاتى آن هم به شكل انبوه به نفع جامعه نخواهد بود. مصلحت بهعنوان يك عنصر دينى كه در قرآن و روايات و سيره عملى معصومين (ع) به آن توجه شده (حبيب نژاد، تشخيص مصلحت در آيينه فقه و حقوق، ص 52) مىتواند مبناى صدور حكم ولو مغاير با احكام اوليه و ثانويه باشد. لازم هم نيست مصلحت بهگونهاى باشد كه اگر به آن توجه نشود، مشكلاتى براى نظام به وجود آيد بلكه وجود مطلق مصلحت براى مسلمانان و حكومت اسلامى مىتواند مبناى صدور حكم مصلحتى باشد ( حبيب نژاد، تشخيص مصلحت در آيينه فقه و حقوق، 58) نكتهاى كه بيانگر مبناى نظرى شكلگيرى مجمع تشخيص مصلحت نظام در جمهورى اسلامى ايران مىباشد. با توجه به نكاتى كه بيان شد و مشكلاتى كه در ادامه بدان مىپردازيم، قطعا مصلحت كشور اسلامى (چه از نظر منفعت مادى و چه منفعت اخروى و بالا رفتن جايگاه اجتماعى) ايجاب مىكند كه در شرايط حساس كشور از فرهنگهاى نابهجا و سنتهاى ناصحيح
دست برداشته و به منافع عمومى و بلندمدت توجه بيشترى نماييم.
اگر به هر دليل محدوديت و ممنوعيت خريد سوغاتى را به دلايل مذكور نتوانيم تثبيت نماييم، از قاعده تزاحم استفاده مىكنيم. تزاحم عبارت است از تعارض دو حكم شرعى جعل شده از سوى شارع مقدس با تحقق ملاك هر دو حكم در مقام امتثال و عمل. به اين بيان كه غالباً هيچ مانعى از فعليت يافتن هر دو حكم (استحباب خريد سوغاتى و ضرورت حفظ جايگاه اقتصادى و اجتماعى كشور) وجود ندارد مگر عجز مكلف از امتثال هر دو حكم در زمان واحد. مرجحات باب تزاحم حكم مىكندآن حكمى كه اهميتش بيشتر است بر حكم ديگر مقدم است. بدين معنا كه در مورد بحث بايد از حكم استحباب خريد و اعطاى سوغاتى بهصورت گسترده، در شرايطى كه نه تنها به نفع كشور نيست بلكه در شرايط حاكميت تحريمها به زيان كشور است، صرف نظر نمود و حفظ منافع كشور را مقدم داشت.
در اين قسمت در صدديم برخى از مشكلاتى كه خريد سوغاتى ممكن است ايجاد نمايد كه ترجيح دارد در سفر معنوى حج و عمره به طور گسترده بدان پرداخته نشود را به شرح زير مطرح نماييم:
با توجه به وقت و زمان اندك براى اعمال حج و درك آن، عدم توازن در برنامهريزى در جنبه اقتصادى حج و تمركز بر خريدها، نهايتاً تمركز و فرصت حجاج را براى عبادت از ميان مىبرد. بايد وقت را غنيمت شمرد و كارهايى جهت پاكيزه شدن روح انجام داد و به آن بهعنوان فرصتى براى تولد دوباره نگاه كرد كه هر لحظه از آن مغتنم است. بهطور پيوسته از ائمه معصوم (ع و قرآن بيان شده كه چه قبل از سفر و چه در ايام سفر تمام فكر و ذهنتان و حواستان اين باشد كه پاكيزه گرديد، چرا كه در روايات بسيارى آمرزش گناهان و طلب كردن ثواب بسيار و شروع كردن زندگى آينده از نو بهعنوان فلسفه حج معرفى شده است. (محمدى رى شهرى، ميزان الحكمه، ج3، فلسفه حج، ح3264) شناختن معنويات مسجد الحرام، درك حضور مسجد رسول خدا (ص) و روضه منوره، آشنايى و انس با اماكن و قبور متبركه بقيع و آشنايى با اماكن مذهبى و تاريخى اسلامى كه يادآور دوران پرافتخار صدر اسلام است و آشنايى با امت اسلام كه از ساير كشورهاى اسلامى براى انجام مراسم حج تمتع و عمره مفرده به اين سرزمين مقدس آمدند، نيازمند تمركز و زمان بسيار زيادى است كه با حجم انبوه خريد و پرسه در بازارها سازگارى ندارد گرچه تحقق همه اينها نيازمند بسترهاى مناسب مىباشد.
بدين صورت كه زائرين اكثر اوقات و وقتهاى نابى كه شايد ديگر چنين فرصتى در طول زندگى برايشان پيش نيايد را از دست مىدهند و به جاى راز و نياز و استفاده معنوى از سرزمين وحى، به خريد
سوغاتى مىپردازند و حتى ساعتها در پشت دربهاى بسته مغازهها منتظر مىمانند تا سوغاتى بخرند و از اصل حضور معنوىشان در سرزمين وحى باز مىمانند. مقام معظم رهبرى (مدظله) در سخنان اخير خود در جمع دستاندركاران حج با تأكيد بر اينكه خريد سوغات بايد در حد ضرورت باشد، مىفرمايند: عطش بازارگردى كه بخش اعظمى از وقت حجاج ايرانى در سرزمين وحى را شامل مىشود علاوه بر اينكه ارز كشور را براى خريد كالاهاى بىكيفيت به هدر مىدهد، فرصت ارزشمند عبادت و بهرهمندى معنوى را نيز از بين مىبرد. برخى افراد در اقدامى پسنديده سوغات خود را قبل از سفر حج، از بازار داخل و كالاهاى خوب و با كيفيت ايرانى تهيه مىكنند تا بتوانند در ايام حج بيشترين بهرهمندى معنوى را از اين فرصت كم نظير داشته باشند.
خريدهاى انبوه ايرانىها از بازارهاى عربستان و توصيهها و تأكيدهاى مسؤلان، هر سال در موسم حج مبنى بر عدم تلف زمان خود براى خريدهاى زياد بهويژه هنگام برپايى نمازها و مراسم عبادى در بازارهاى اين كشور به معضلى بدون راهكار اجرايى تبديل شده است. معضلى كه هر سال يكى از دلايلى است كه در فرودگاه ايران و عربستان پروازها را با تأخير مواجه مىكند، اين معضلات طورى بوده كه در برخى سالها اكثر پروازهاى ايرانيان را با تأخيرهايى 7 ساعته و گاهى تاخير20 ساعته مواجه كرده است و زائران در جده و در جاهاى ديگر در انتظار طولانى براى ورود به سالن پرواز و فرودگاه بودند. اختصاص داشتن تنها يك سالن خروجى براى يكصد هزار حاجى ايرانى حج تمتع، و خصوصا حجم بار اضافى برخى حجاج سبب شده پروازها در زمانهاى مقرر و براساس برنامهريزى قبلى انجام نشود. ( hamshah rionline. ir( در سالهاى اخير در بسيارى ازموارد ملاحظه مىشود به علت حجم زياد بار زائرين، بار همراه پرواز زائر نمىآيد و زائرين خصوصا آنانى كه با فرودگاهها فاصله دارند مجبورند زحمات و هزينههاى زيادى را براى تحويل بار خود متحمل شوند.
يكى از مهمترين مشكلات و معضلات خريد سوغاتى در حال حاضر و در شرايط فعلى كشور با توجه به تحريم بانك مركزى توسط دولتهاى زورگوى آمريكا و اروپا و به تبع آن محدويت ورود ارز به كشور، خروج ارز از كشور است. با يك حساب ساده مىتوان ميزان خروج ارز از كشور را بهصورت ساليانه محاسبه نمود. سالانه حدود يك ميليون و يكصد هزار نفر زائر به حج اعزام شوند (اعم از تمتع و عمره) و اگر فرض بر اين باشد كه در طى اين سفر هر نفر حدود هزار دلار خرج سوغاتى نمايند، چيزى حدود يك ميليارد و صد ميليون دلار مىشود كه به قيمت هر دلار مبلغ 18٠٠ تومان،
سالانه شاهد خروج حدود دو هزار ميليارد تومان ارز از كشور هستيم. البته بنا به گفته مقامات عربستانى درآمد عربستان از طريق حجاج ايرانى چيزى بالغ بر 5 ميليارد دلار است ( www. khabarfarsi. com( كه با احتساب هر دلار 1800 تومان چيزى حدود ده هزار ميليارد تومان مىگردد. آيا رقم بزرگى نيست؟ آيا نبايد براى آن فكرى كرد؟ آيا با برنامهريزى بهتر نمىتوان از آن بهصورت بهينه استفاده نمود و از خروج آن جلوگيرى كرد؟
البته همانگونه كه اشاره شد با تعديل خواسته و يا ناخواسته قيمت ارز در كشور ايران، قيمت انواع كالاهاى خارجى تقريبا به دو برابر مىرسد و كالاهاى بىكيفيتى كه قبلا با قيمت 10٠٠ تومان (مثلا يك دلار) توسط زائرين ايرانى خريدارى مىشد الان تقريبا به دو برابر قيمت قبلى مىرسد كه با اين تفاوت قيمت قطعا در خريد كالاها توسط حجاج ايرانى تعديل مىشود و مطلوبيت حاصله از آن تغيير مىيابد. اما چشم و همچشمى و همچنين تبرك بردن كثيرى از حجاج و معتمرين از خريد سوغاتى همچنان خروج ارز از كشور را با مشكل جدى مواجه مىكند. اين معضلات با توجيه اقتصادى جوابگوى اكثر حجاج نخواهد بود زيرا به اعتقاد جامعه شناسان، خريد سوغاتى ريشه در فرهنگ و رسوم جوامع دارد و لذا راه مقابله با اين مشكل، تغيير فرهنگ موجود و تصحيح آن مىباشد.
بزرگترين معضل جامعه اسلامى ايران در طول سفر معنوى حج، داشتن فرهنگى نادرست و تفسيرى ناصحيح از احاديث خريد سوغاتى است، طورى كه اكثر كشورهاى فعال در عربستان به خصوص چين در مدت حضور ايرانيان در مكه و مدينه برنامهريزى خاص و دقيق جهت فروش كالاهاى خود دارند (مشرق نيوز، 21/8/139٠) لذا تمهيداتى بايد ايجاد شود تا اولا انتظارات دوستان و آشنايانِ حجاج از هدايا و سوغاتىهاى مادى به معنوى تغيير كند؛ ثانيا خود حجاج هم تمام همتشان استفاده معنوى از ايام محدود حج باشد و در حد ضرورت سوغاتى تهيه نمايند. اين كار نياز به تمهيداتى دارد: اول اينكه قبل از سفر چند جلسۀ آموزشى در مورد تهيه نمودن سوغات و هديه براى حجاج و مهمترين برگزار شود و مشكلات اخلاقى و فرهنگى و اقتصادى اين عمل را براى كليه حجاج توجيه نمايند و آنها را به توصيههاى اكيد معصومين (ع) مبنى بر بهترين فرصت براى پاك شدن روح و روان گوشزد نمايند. ثانيا در هنگام سفر و در طول سفر، روحانى كاروان نيز مىتواند نقش بسزايى داشته باشد. روحانى كاروان علاوه بر اينكه نقش تبيين و آموزش احكام، همراهى با زائر در انجام مناسك و افزايش بصيرت زائر را بر عهده دارد؛ مىتواند بهعنوان يك عنصر موثر، حجاج را از بازارگردىهاى بىمورد و عادتهاى
خريد سوغاتى و هداياى بىكيفيت آن هم به شكل انبوه، باز دارد و آنها را به استفاده از بركات معنوى حج بهعنوان يكى از مهمترين سوغاتىهايى كه حجاج مىتوانند براى خانواده و آشنايان از اين سفر به ارمغان آورند، رهنمون سازد. سازمان صدا و سيما هم مىتواند بهعنوان يك نهاد موثر در اين زمينه عمل كند و با شناخت دقيق اين جايگاه، تلاش كند تا با ارائه نوآورى در توليدات برنامههاى حج و زيارت، تأثيرگذارى اين سفر معنوى را در جامعه نهادينه كند.
از آنجا كه خانوادههاى بسيارى در طول سال با حج و موضوعات مربوط با آن ارتباط دارند، فرصت مناسبى براى صدا و سيما است تا با آموزش و فرهنگسازى حج به خصوص در زمينه هدايا و سوغات، مخاطبان خود را جهتدهى كند و فرهنگ ناصحيح خريد سوغاتى آن هم به شكل بازارگردى و خريد انبوه انواع كالاهاى چينى را كم رنگ كرده و ناهنجارىهاى خريد سوغات را با ارائه برنامههاى مطلوب و مناسب اصلاح نمايد.
دولت جمهورى اسلامى ايران از گذشتههاى دور اقداماتى دراين زمينه انجام داده است اما به نظر مىرسد كه اين اقدامات بسيار اندك بوده و ما هنوز هم شاهد خروج ميلياردها دلار ارز از كشور هستيم. يكى از اقدامات انجام شده توسط دولت ايجاد فروشگاه بزرگ (شاهد) در داخل كشور به منظور جلوگيرى خروج ارز از كشور بود. اين عمل با اين نيت كه بتوان فرهنگ خريد را به سمتى هدايت كرد كه مردم بدون خروج ارز از كشور سوغاتى خود را فراهم كنند، انجام شد. اما اين كار موفقيتى نداشت چرا كه اولاً اين فروشگاه به گونهاى نبود كه تمام اقلام مورد نياز را در خود داشته باشد و مشترى بتواند با خيال راحت به كالايى كه مورد نيازش است، دسترسى پيدا كند. ثانياً، كالاهايى هم كه ارائه مىشد قيمتهايى بالايى داشت يعنى هر چند كيفيت كالاها خوب بود ولى قيمت كالاها براى زائران ارضى كننده نبود. لذا اين برنامهريزى بدين شكل قطعا موفقيت آميز نخواهد بود. ثالثاً، همانطور كه مىدانيم علت خريد حاجيان از حج به خاطر دلايل مختلفى از جمله متبرك بودن و. . . مطرح بوده است و اگر هم ما در اين زمينه موفق بشويم موفقيتمان نسبى خواهد بود يعنى نمىتوان همه مشترىها را با ايجاد چنين بازارى به سمت خود جلب كرد. اما مىتوان با اتخاذ تدابيرى توسط دولت جمهورى اسلامى در هر سه مورد به موفقيتهايى دست يافت:
اول اينكه خود دولت يا بخش خصوصى با حمايت دولت فروشگاههاى بزرگى را داير نمايد كه تمام اقلام متنوع مورد نياز حجاج در آن به وفور يافت شود. ثانيا كالاهاى مورد نياز به قيمت پايينتر از قيمت واقعى با حمايت دولت عرضه گردد. و اگر كالاهاى با كيفيت با قيمت پايينتر از قيمت بازار به مقدار قابل ملاحظهاى عرضه گردد، علايق كثيرى از مردم تغيير كرده و تنها خريد خود را از بازارهاى
مدينه و مكه در خريد تسبيح و سجاده وغيره با عنوان تبرك خلاصه مىگردد. بدين ترتيب مشكل سوم هم برطرف مىشود.
علاوه بر اين براى حجاج هم مىشود كارتهاى اعتبارى صادر كرد كه بتوانند با ترغيب شدن به اين بازارها خريدهاى حج و عمره شان را با قيمت بسيار مناسب و يا تخفيفهاى ويژه انجام دهند. دولت نيز در قبال هزينههاى انجام شده مىتواند از خروج ارز آن هم مبالغ بسيار سنگين تا حد بسيار زيادى جلوگيرى نمايد و منابع آزاد شده را در عمران و توسعه اقتصادى كشور به كار گيرد. كه اين هم به نوبه خود رونق اقتصادى را به دنبال خواهد داشت.
در صورتى كه ممكن باشد و قوانين عربستان اجازه دهد بخش خصوصى ايران با حمايت دولت، فروشگاههاى بزرگى را در شهرهاى مكه و مدينه داير نمايد و كالاهاى ايرانى را با قيمت پايينتر و با كيفيتتر عرضه نمايد و يا كارتهاى خريد با تخفيف مناسب به حجاج ايرانى داده شود و آنها را با اطلاع رسانى مناسب چه از طريق صدا و سيما و چه از طرق سازمان حج و زيارت به خريد از اين مراكز بزرگ دعوت نمايد ضمن متبرك بودن سوغاتى، فعاليت اقتصادى فعالان اقتصادى فراهم شود. البته از آنجايى كه كار فرهنگى و تغيير فرهنگ موجود خريد سوغاتى، مدتى طول خواهد كشيد اين برنامه راهبردى در كوتاه مدت مىتواند از خروج ارز به شكل وسيعى جلوگيرى نمايد اما باز همان مشكلات ذكر شده تحت همين عنوان باقى مىماند كه بهترين عمل همان انجام كارهاى فرهنگى در بين زائرين خانه خدا مىباشد.
يكى ديگر از راهكارهايى كه مىتواند در اين زمينه مورد استفاده قرار گيرد، جدى گرفتن محدوديت خريد توسط سازمان حج و زيارت است. اين محدوديت در دو زمينه قابل پيگيرى است. ابتدا محدود نمودن ارز تخصيصى به زائرين محترم است. التهابات بازار ارز و افزايش بىرويه قيمت آن در ماههاى اخير، با توجه به تحريمهاى گسترده كشور عزيزمان توسط كشورهاى غربى، ممنوعيت خروج ارز نيز مىتواند در دستور كار مسئولين قرار گيرد. البته افزايش بىرويه قيمت ارز فقط مربوط به اين روزها نيست كه تاكنون چندين بار در كشور روى داده است. بهعنوان نمونه، در ابتداى انقلاب و جنگ تحميلى هم كار به جايى رسيد كه حتى امام راحل خروج ارز از كشور را "حرام" دانستند. موضوع خروج ارز در اواخر سال 1358 آنقدر بالا گرفت كه حتى روز 11 اسفند ماه همين سال اعلام شد كه جمهورى اسلامى ايران براى جلوگيرى از خروج ارز از كشور، در حج عمره شركت نمىكند.
( www. emamrooh ollah. ir( از طرف ديگر براساس آمارهاى جهانى بيش از يك ششم درآمد عربستان سعودى از حج، از طريق خريدهاى ايرانى بهدست مىآيد ( www. khabar farsi. com( كه نشان از خروج ارز بسيار زياد توسط حجاج ايرانى آن هم در شرايط تحريم اقتصادى است. بنابراين مسئولان جهت جلوگيرى از اين حجم بالا ابتدا بايد محدوديت ارز تخصيصى به زائر را در دستور كار قرار داده و ثانيا محدوديت ميزانِ بارِ قابلِ حمل، توسط زائر را بسيار جدى گرفته و حجاجى را كه قصد خريد انبوه كالاها دارند را با همكارى سازمان حج و زيارت و اداره گمركى كشور و سازمان هواپيمايى كشور، با هزينهها و جريمههايى مواجه كنند تا در كنار كارهاى فرهنگى بسيار گسترده و سازنده، اين عامل نيز بازدارنده خوبى در پيشبرد سياستهاى راهبردى در جهت جلوگيرى از خروج ارز در چنين موقع حساس كشور باشيم.
كشورهايى كه به دلايل اقتصادى، اجتماعى و يا حتى سياسى و فرهنگى تمايلى به ورود گسترده كالاى خاص و يا از مبداء معينى را ندارند به اخذ ماليات اقدام مىنمايند تا ورود كالاهاى مورد نظر به كشور محدود گردد. گرچه اين شيوه در سالهاى گذشته خصوصاً زمانى كه اقلام درشت نظير تلويزيون، يخچال و ساير كالاهايى از اين دست بالنسبه ارزان بود اعمال مىشد و يا در فرودگاه عربستان بر اضافه بار، گمرك تعلق مىگرفت اما اين سياست گسترده و هميشگى نبود. بنابراين با قانونى كردن و اجراى مستمر آن مىتوان فرهنگ جديدى را در جامعه نهادينه نمود.
منابع
قرآن كريم
ابن أبى جمهور، محمد بن زين الدين، عوالى اللئالى العزيزيۀ فى الأحاديث الدينيۀ، مصحح: مجتبى عراقى، 4جلدى، دار سيد الشهداء للنشر، قم، 14٠5 ق، چاپ: اول.
ابن بابويه، محمد بن على، عيون أخبار الرضا (ع) ، 2 جلدى، مصحح: مهدى لاجوردى، نشر جهان، تهران، 1378 ق، چاپ: اول.
ابن بابويه، محمد بن على، الخصال، 2 جلدى، مصحح: على اكبر غفارى، قم، جامعه مدرسين، 1362 ش، چاپ اول.
حبيب نژاد، احمد، تشخيص مصلحت در آيينه فقه و حقوق، قم، مركز پژوهشهاى صدا و سيما، 1383، چاپ اول.
حسينى سيستانى، سيد على، قاعده لاضرر و لاضرار، ترجمه اكبر نائب زاده، تهران، انتشارات خرسندى، 1389، چاپ اول.
دفتر حفظ و نشر آثار آيت الله خامنهاى، حديث ولايت، مجموعه رهنمودهاى مقام معظم
رهبرى، مركز كامپيوترى تحقيقات اسلامى، ( نرم افزار نور) .
طبرسى، على بن حسن، مشكاۀ الأنوار فى غرر الأخبار، المكتبۀ الحيدريۀ، : نجف، 1385 ق، چاپ: دوم.
كابلى، محمد اسحاق فياض، مناسك حج (فياض) ، در يك جلد، دفتر حضرت آيۀ الله، قم - ايران، اول، 1426ه. ق.
كلينى، ابو جعفر، محمد بن يعقوب، الكافى (ط - الإسلاميۀ) ، 8 جلد، دار الكتب الإسلاميۀ، تهران -ايران، چهارم، 14٠7ه. ق.
گلپايگانى، لطف الله صافى، استفتاءات حج (هزار مسأله) ، در يك جلد، انتشارات حضرت معصومه (ع) ، قم - ايران، اول، 1422ه. ق.
مجلسى، محمد باقر، مرآۀ العقول فى شرح أخبار آل الرسول، 26 جلد، دار الكتب الإسلاميۀ، تهران - ايران، دوم، 14٠4ه. ق.
محمدى رى شهرى، ميزان الحكمه، ترجمه: حميدرضا شيخى، قم، دارالحديث، 1422 ه-. ق.
محمودى، محمد رضا، مناسك حج (محشّى) ، در يك جلد، نشر مشعر، تهران - ايران، ويرايشجديد، 1429ه. ق.
موسوى بجنوردى، سيد محمد، قواعد فقهيه، تهران، مجمع علمى و فرهنگى مجد، 1387، چاپ دوم، جلد اول.
موسوى خلخالى، سيد مرتضى، قاعده لاضرر و لاضرار تقريرات شيخ ضياء الدين العراقى، قم، دفتر تبليفات حوزه علميه قم، 1376، طبعه الاولى.
موسوى خويى، سيد ابو القاسم، معجم رجال الحديث و تفصيل طبقات الرجال، 24 جلد، قم.
مهدوى، طهورا، نگاهى به خريد سوغاتى در حج، پايگاه اطلاع رسانى مركز بزرگ اسلامى غرب كشور، آواى امين.
www. hamshah rionline. ir
www. mashre ghnews. ir
www. hajj. ir
www. tebyan. net
www. khabar farsi. Com
www. emamr oohollah. ir
دكتر عليرضا شكيبايى
امير حبيب دوست (1)
چكيده
گردشگرى مذهبى يكى از انواع گردشگرى است كه كمتر مورد توجه سياست گذاران و اقتصاددانان قرار گرفته است. اين تحقيق بزرگترين رويداد گردشگرى مذهبى، يعنى سفر حج را مورد مطالعه قرار داده است. در اين تحقيق تابع تقاضاى ايرانيان براى سفر حج در دوره زمانى 20٠6 - 199٠ با استفاده از متغيرهاى درآمد سرانه، نرخ ارز نسبى، شاخص قيمت نسبى، هزينههاى حمل و نقل، شاخص توسعه انسانى، سفرهاى دوره قبل بهعنوان متغير توضيحى و متغير سرانه، سفرهاى عمره مفرده بهعنوان متغير وابسته، تخمين زده شده است. در اين پژوهش از مدل اقتصادسنجى براى برآورد استفاده شده است. نتايج حاكى از آن است كه تقاضاى سفر حج ارتباطى با شاخص توسعه انسانى ندارد و سفر عمره مفرده يك كالاى لوكس براى ايرانيان محسوب مىگردد يا به عبارت ديگر ايرانيان با افزايش درآمد بيشتر به سفر حج مىروند. از طرف ديگر تاثير سفر دوره قبل منفى است اگرچه كشش آن كم است. متغيرهاى نرخ ارز نسبى، شاخص قيمت نسبى و هزينههاى حمل و نقل، تاثيرى در جهت منفى بر تقاضاى سفر حج دارند.
كلمات كليدى: توريسم مذهبى - شاخص توسعه انسانى - تابع تقاضاى سفر حج - ايران.
1) به ترتيب دانشيار و دانشجوى كارشناسى ارشد دانشكده اقتصاد و مديريت دانشگاه شهيد باهنر. .
بر اساس گزارش سازمان جهانى گردشگرى (1)WTO( تعداد گردشگران بين المللى (2)(شامل ورود گردشگران خارجى (3)و گردشگرانى كه از كشور خارج مىشوند (4)از سال 1995 تا سال 20٠8 قريب به 72/1 برابر شده است و به عدد 920 ميليون نفر رسيده است. حتى با وجود تاثير ركود اقتصادى بر توريسم در سال 20٠9 اين تعداد بالغ بر 88٠ ميليون نفر بود كه درآمدى در حدود 852 بيليون دلار ايجاد كرده است. از طرفى WTO پيش بينى مىكند كه تعداد توريستها در سال 2020 به عدد 546/1 ميليارد نفر برسد كه سهم كشورهاى جنوب آسيا و خاورميانه از تنها 3/87 ميليون نفر خواهد بود. امروزه صنعت گردشگرى جزء صنايع بسيار مهم در سطح جهان تلقى مىشود و به شدت مورد توجه اقتصاددانان و سياستگزاران است؛ زيرا مىتواند بخش اعظمى از توليد ناخالص داخلى يك كشور را تشكيل دهد، بگونهاى كه «اين صنعت پس از صنايع نفت و خودروسازى سومين صنعت مهم جهان محسوب مىشود» . (ياورى و همكاران، 1389 گردشگرى علاوه بر جنبههاى بسيار مؤثر آن در رشد اقتصادى، حامل بارهاى فرهنگى و اجتماعى نيز مىباشد. به عبارت دقيقتر، گردشگران بهعنوان انتقال دهندگان شاخصههاى فرهنگى به يك كشور يا از كشور مىباشند و عملاً سبب ساز آشنايى فرهنگهاى متفاوت با يكديگر مىباشند. يكى از انواع رايج توريسم در دنيا، توريسم مذهبى است. توريسم مذهبى، مسافرت به قصد بازديد از اماكن مذهبى و اداى مناسك مذهبى است و در بسيارى از نقاط دنيا سفرهاى مذهبى بسيارى چه بهصورت گردشگران داخلى (5)و ورود گردشگران خارجى و چه بهصورت گردشگرانى كه از كشور خارج مىشوند، صورت مىگيرد (در كشورهايى مانند عربستان، ايران، هند، سوريه، اسپانيا و ايتاليا و. . .) . به جرأت مىتوان گفت كه عربستان بزرگ ترين مقصد توريسم مذهبى در دنياست. براساس آمار مركز اطلاعات و تحقيقات گردشگرى (6)عربستان تنها در سال 20٠9، 1/29 ميليون ريال عربستان، توسط مسافرين هزينه شده است. در همان سال قريب 1/5 ميليون سفر به عربستان انجام شده است كه 1/47 درصد از آنها را سفر مذهبى تشكيل داده است. تاكنون در مقالات گوناگونى جنبههاى مختلف حج بهصورت علمى بررسى شده است اما متأسفانه اين بررسىها جنبه اقتصادى نداشتهاند و به عبارت بهتر از ديدگاه اقتصادى و تئورىهاى آن به اين مسئله پرداخته نشده است. اين در حالى است كه آمارها نشان
دهنده حجم بالاى گردش مالى اين سفر در كشور عربستان است.
هدف اين مقاله بررسى تقاضاى ايرانيان براى سفر عمره مفرده در كشور عربستان با تكيه بر رابطه توسعه يافتگى در ايران و تقاضاى سفر حج مىباشد. علاوه بر اين، مقاله حاضر در جستجوى پاسخ به اين سؤال است كه آيا سفر حج براى ايرانيان كالايى لوكس محسوب مىشود يا يك كالاى عادى يا نرمال است؟ همچنين اين مقاله پيرامون تاثير سفرهاى گذشته حجاج ايرانى بر سفرهاى آتى آنها اظهار نظر مىكند.
بديهى است سوالات فوق و پاسخ به آنها مىتواند اهميت بررسى اين مسئله را نشان دهد. علاوه بر اين با توجه به اينكه سفر حج در مقايسه با سفرهاى ديگر، جنبه معنوى بسيار برجستهاى دارد از اين جهت قابل مقايسه با سفرهاى گردشگرى ديگر در نقاط مختلف دنيا نمىباشد. از اينرو اين تحقيق مىتواند زواياى جديدى از يك نوع گردشگرى يعنى گردشگرى دينى را روشن كند. ساختار مقاله بدين گونه است كه در ادامه به بررسى وضعيت توريسم مذهبى در عربستان پرداخته خواهد شد. در بخش سوم پيشينهاى از تحقيق حاضر ارائه مىشود. بخش چهارم نيز به مبانى نظرى و متغيرها مىپردازد در حالىكه در بخش پنج مدل مورد استفاده بررسى خواهد شد و در نهايت در بخش ششم نتيجهگيرى پيرامون موضوع تحقيق ارائه مىشود.
اين بخش بهطور خلاصه وضعيت سفر به خانه خدا و رفتار اقتصادى حجاج را با تاكيد بر آمار و ارقام موجود، مورد بررسى كلى قرار مىدهد.
بر اساس آمار مركز تحقيقات و اطلاعات توريسم عربستان در سال 2010، سيزده ميليون نفر به عربستان سفر كردهاند كه 9/44 درصد آنان به دليل مذهبى وارد اين كشور شدهاند. اين تعداد مبلغى بالغ بر 9/6 بيليون دلار در عربستان خرج كردهاند كه 2/4 ميليارد دلار آن (يعنى 61 درصد) به مخارج حجاج اختصاص دارد. نمودار (1) وضعيت مخارج كل گردشگران و مخارج حجاج را نشان مىدهد. ضمنا نسبت تعداد حجاج به كل گردشگران به درصد در سمت راست نمودار آورده شده است. همانطور كه از نمودار مشاهده مىشود بخش اعظم مخارج توريستى در عربستان، توسط حجاج صورت مىگيرد. در واقع در كمترين نسبت 49 درصد مخارج (سال 20٠8) و در بيشترين نسبت 4/76درصد مخارج (سال 20٠6) كل گردشگران وارد شده به عربستان توسط زائرين انجام مىشود. آنچه حائز اهميت است اين نكته است كه در سال 20٠8 نسبت تعداد حجاج به كل گردشگران
42درصد و در سال 20٠6 اين نسبت برابر 51 درصد بوده است. بنابراين به وضوح قابل درك است كه حجاج بخش اعظم درآمد توريستى عربستان را تشكيل مىدهند.
نمودار1 - مخارج كل گردشگران و مخارج حجاج ( به همراه نسبت تعداد حجاج به كل گردشگران به درصد)
<نمايش تصوير
ماخذ: مركز تحقيقات و اطلاعات توريسم عربستان
لازم به ذكر است بخش اقامت، حمل و نقل داخلى و خريد، بخشهايى هستند كه حجاج در آنها نسبت به ديگر گردشگران بيشتر خرج كردهاند. براى مثال در سال 20٠9 در بخش اقامت، حجاج بيش از 6/74 درصد از مخارج كلى كه در بخش اقامت وجود داشته است را به خود اختصاص دادهاند. در همين سال حجاج 6/7٠ درصد از مخارج كل بخش حمل و نقل داخلى و 4/54 درصد از كل مخرج خريد را تشكيل دادهاند.
نمودار (2) تعداد سفرهاى عمره را از سال 199٠ تا سال 20٠6 نشان مىدهد. همانطور كه نمودار نشان مىدهد سفرهاى عمره روندى رو به رشد داشته است اگرچه در بعضى سالها فراز و فرودهايى داشته است.
نمودار (2) تعداد سفرهاى عمره
ماخذ: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى. دفتر ايرانگردى و جهانگردى
همانطور كه پيشتر گفته شد به دليل نقش پر اهميت گردشگرى در اقتصاد و توانايى آن در كمك به بالندگى يك اقتصاد، اين مقوله مورد توجه اقتصاددانان قرار گرفته است. تخمين تابع عرضه و تقاضاى توريسم، توريسم مذهبى و بررسى رابطه توريسم و رشد اقتصادى از جمله موضوعاتى هستند كه در حوزۀ اقتصاد، پيرامون آنها تحقيقات بسيارى صورت گرفته يا مىگيرد. «سونگ» و «لى» (20٠8) مرورى جامع و مفصل بر تحقيقات انجام شده بر روى تقاضاى توريسم وهمچنين مدلهاى پيش بينى تقاضاى توريسم، انجام دادهاند. تمركز آنها بر روى مدلهايى كه با استفاده از روشهاى جديد اقتصادسنجى مدلسازى شدهاند و از دقت بالاترى برخودار هستند متمركز شده است. «مونوز» (20٠7) در مقالهاى تحت عنوان تقاضاى توريستهاى آلمانى براى سفر به اسپانيا، اقدام به تخمين يك تابع تقاضا در اين مورد كرده است. وى براى انجام اين كار از دادههاى 17 مقصد مختلف در اسپانيا در بازه زمانى 20٠3 - 1991 و متغيرهاى هزينههاى حمل و نقل، قيمت مؤثر و درآمد بهعنوان متغير توضيحى و متغير تعداد توريست بهعنوان متغير وابسته استفاده كرد. او با استفاده از يك مدل اقتصادسنجى پانل، نتيجه گرفت كه سفر به اسپانيا براى آلمانىها يك كالاى لوكس محسوب مىگردد و ضمناً هزينههاى حمل و نقل و قيمت مؤثر، تأثير بسزايى در سفر آلمانىها به اسپانيا دارد. علاوه بر اين نتايج، وى نشان مىدهد كه مقدار تقاضاى يك دورۀ قبل تأثير مثبتى بر روى تقاضاى حال حاضر توريسم دارد.
«ويت» و «مارتين» (1987) تابع عرضه توريسم آلمان و انگلستان را برآورد كردند. آنها هزينه واقعى سفرهاى هوايى و زمينى، نرخ تبديل ارز مقصد نسبت به مبدأ، متغير مجازى مربوط به شوك نفتى، درآمد قابل تصرف شخصى و سرانه بازديدها را در مدل خود وارد كردند. علاوه بر اين آنها از متغير وابسته يعنى بازديد سرانه نيز با يك وقفه بهعنوان متغير توضيحى استفاده كردند. آنها نشان دادند كه سفر به كشورهاى اتريش، فرانسه، يونان، ايتاليا، هلند، اسپانيا و سوئيس براى آلمانىها كالاى ضرورى و براى انگليسىها كالايى لوكس است. علاوه بر اين، نتايج آنها گوياى اين مطلب بود كه آلمانىها نسبت به عادات گذشته بىتفاوتند و روحيه آمادهترى براى ديدار از مقصدهاى جديد دارند. «مورلى» (1)(1998) با ارائه يك مدل پويا تقاضاى بين الملل توريسم براى استراليا نتيجه گرفت كه درآمد، نقش كليدى در توضيح ورود توريستهاى بين المللى را به استراليا دارد. علاوه بر اين او دريافت كه كشش درآمدى از كشورى به كشور ديگر و ضمناً در يك كشور در طول زمان تغيير مىكند. محمدزاده و همكاران (1389) با استفاده از مدل TVP تابع تقاضاى خارجى كل گردشگرى ايران را تخمين زدهاند. نتايج آنها نشان مىدهد كه كششهاى درآمدى، قيمتى و عادات رفتارى و انتظارى، داراى تغييرات
1) Morely. .
منظم و ثابت طى زمان بوده و به تدريج تغييرات آنها طى زمان كم مىشود. ضمنا آنها نتيجه گرفتند كه تقاضاى گردشگرى خارجيان در ايران يك كالاى نرمال است. ياورى و همكاران (1389) در تحقيقى تأثير مخارج توريسم بر رشد اقتصادى كشورهاى عضو سازمان كنفرانس اسلامى پرداختهاند. آنها با استفاده از مدل پانل پويا و ايستا دريافتند كه رابطهاى مثبت ميان مخارج توريسم و رشد اقتصادى در اين كشورها وجود دارد.
اما در زمينه توريسم مذهبى در مقايسه با تحقيقات رايج توريسم، مطالعات چندانى صورت نگرفته است. ووكنيك (1)(1998) در مقالهاى تحت عنوان «تورسيم مذهبى» ارزش اقتصادى يا يك جعبه خالى را به اهميت رابطۀ مذهب و توريسم و عوايد اقتصادى توريسم مذهبى پرداخته است. كانا (2)(2011) به بررسى تأثير توافق توريستى بين ايران و عراق در بازۀ زمانى 1998 - 1996 پرداخته است. وى در مقاله خود پيشنهاد مىكند كه براى جذب بهتر توريسم مذهبى، مىبايست هتلهايى منطبق با شرايط اسلامى تأسيس گردد. ليبيسون و موراليدهاران (3)(2008) نيز به مزاياى اقتصادى سفرهاى زيارتى در هند پرداخته است آنها نشان دادند كه زائرين معبد «ساباريمالا» نقش بسزايى در ارتقاء درآمد، استانداردهاى زندگى و اشتغال ساكنين منطقه دارد. بيويان و همكاران (4)(2011) در تحقيقى پتانسيلهاى توريسم اسلامى در مالزى را بررسى كردند. آنها مدعى شدند كه فرصتهاى بسيارى براى توسعه و توريسم در منطقۀ اقتصادى ساحل شرقى وجود دارد. كالسار (5)(2010) در تحقيقى به بررسى مزاياى توسعه توريسم اسلامى - عربى در خاورميانه پرداخته است و از اهميت گسترش اين نوع توريسم سخن گفته است. هانيه اخوت (2010) به رابطه توريسم و اسلام و فرصتها و تهديدهاى آن پرداخته است. او درمطالعه خود كه بر روى ايران متمركز شده است، به پتانسيلهاى موجود و همكارىهاى بين المللى براى توسعه صنعت توريسم اسلامى پرداخته است. مومنى و همكاران (1387) در مقالهاى به اين مسئله پرداختند كه چگونه مىتوان ضمن برخوردارى از منافع حاصل از مذهبى - فرهنگى شهر مشهد از ميزان اثرات سوء آن كاست و در راستاى پايدارى شهر و منطقه از آن بهرهمند شد. تقوايى، مسعود (1389) به تحليل در مورد توسعه گردشگرى مذهبى پرداختهاند. نتايج تحقيق آنها نشان مىدهد كه با توجه به اهميت صنعت گردشگرى در جهان امروز و نقش مكانهاى مذهبى در جذب گردشگران و تاثير آن بر توسعه مناطق مختلف شهرستان ممسنى مىتواند محيط مناسبى براى جذب گردشگر مذهبى باشد.
عرب خدرى (1387) در تحقيقى ضرورتهاى توسعه گردشگرى مذهبى در ايران را مورد بررسى قرار داده است. وى با بررسى جايگاه گردشگرى در فرهنگ اسلامى و گردشگرى حلال به بررسى مشكلات پيش روى اين صنعت در ايران پرداخته است. ابراهيمزاده و همكاران (139٠) تحقيقى با عنوان برنامهريزى استراتژيك توسعه گردشگرى، با تاكيد بر گردشگرى مذهبى (مطالعه موردى: شهر قم) ارائه دادند. آنها پس از تحليل به ارائه راهكارها و تعيين استراتژىهاى كاربردى براى توسعه گردشگرى - با تاكيد بر گردشگرى مذهبى - شهر قم پرداختهاند و پيشنهاد كردند كه با بهرهگيرى استراتژى مورد نظر آنها و توسعه علوم اسلامى، افزايش تبليغات و جذب طلاب و گردشگران مذهبى - فرهنگى، خارجى با معرفى جايگاه واقعى كاركردهاى مذهبى - فرهنگى شهر قم به ساير كشورها و همچنين ايجاد اشتغال و درآمد پايدار مىتوان به اهداف تحقيق و توسعه گردشگرى نيل كرد. اما آنچه در بررسى پيشينه تحقيق در حوزه توريسم مذهبى جلب توجه مىكند، عدم بررسى بزرگترين گردهمايى مذهبى در قالب يك بررسى اقتصادى است. در واقع آنچه به آن پرداخته نشده است تابع تقاضاى حج كشورهاى اسلامى و غير اسلامى مىباشد. در زمينه حج تنها مىتوان به مقالاتى اشاره كرد كه از جنبههاى غير اقتصادى به اين مقوله پرداختهاند، براى نمونه احمدى (1388) در مقاله خود آثار عاطفى مناسك حج بر انسان را بررسى مىكند. وى نشان داد كه مناسك حج موجب افزايش احساس آرامش، تقويت دلبستگى به خداوند، هموار نمودن قطع تعلقات و بالا بردن احساس حرمت حجگزار مىشود. روانشاد و نظرى (139٠) در تحقيقى تحت عنوان جايگاه مكّه در سفرنامۀ ناصرخسرو با روش تحليلى توصيفى، به تبيين و توضيح جايگاه مكّه در سفرنامۀ ناصرخسرو پرداخته است.
با توجه به اينكه سفر حج براى ايرانيان شكل سهميهبندى به خود گرفته است تعداد سفرها بهطور مستقيم منعكس كننده تقاضاى سفر حج عمره نمىباشد. از اينرو به نظر مىرسد متغير ديگرى را بايد جايگزين كرد. دادههاى موجود در ايران امكان قرار دادن متغير ديگرى را در اختيار قرار نمىدهد. از طرف ديگر با توجه به آمار ثبتنام حج عمره و همچنين روند صعودى عرضه سفرهاى عمره (نمودار2) و همبستگى بالايى بين سرانه سفرهاى انجام شده و تقاضاى واقعى وجود دارد. (1)از اينرو در اين تحقيق از متغير سرانه سفر عمره بهعنوان متغير جانشين تقاضاى واقعى سفر عمره استفاده شده است.
1) اگرچه دادهها ضرايب تورشدار خواهند شد اما با توجه به آمار و ارقام موجود مىبايست از اين متغير جانشين براى تحقيق در مورد تقاضاى حج عمره استفاده كرد. .
مطالعات انجام شده در زمينه تقاضاى توريسم، متغيرهاى توضيحى متنوعى را با توجه به ساختار اقتصادى، سياسى و فرهنگى پيشنهاد مىدهند، اما شايد بتوان از متغيرهايى نظير درآمد، سرانه، نرخ تورم، نرخ ارز، قيمت نفت، صادرات و واردات و هزينههاى حمل و نقل بهعنوان متغيرهاى رايج نام برد. در اين تحقيق متغيرهاى توضيحى عبارتند از: درآمد سرانه، نرخ تورم نسبى، نرخ ارز نسبى، قيمت نسبى تعديل شده نسبت به نرخ ارز و شاخص توسعه انسانى.
4- 2 - 1 - درآمد سرانه
متغير درآمد سرانه لحاظ شده در اين تحقيق حاصل تقسيم توليد ناخالص داخلى كشورها بر جمعيت آن كشورها است. انتظار بر اين است كه با افزايش درآمد سرانه، تعداد بيشترى زائر وارد عربستان شوند، زيرا تعداد بيشترى از مردم توانايى مالى سفر به خانه خدا را پيدا خواهند كرد. از اينرو علامت انتظارى ضريب اين متغير مثبت خواهد بود.
4- 2 - 2 - شاخص قيمت و نرخ ارز
انتخاب يك شاخص مناسب براى توضيح تفاوت قيمت در كشور مبدأ و مقصد در مقالات توريسم مورد مناقشه است. در برخى مقالات براى لحاظ كردن هزينههاى زندگى در مقصد از نسبت شاخص قيمت مقصد به شاخص قيمت مبدأ استفاده شده است و در كنار آن نسبت نرخ ارز كشور مقصد به نرخ ارز كشور مبدأ نيز وارد مدل شده است. در برخى مقالات ( Chadee & Mieczkowski ، 1987، Gray,1966 و Gerakis1965( اشاره شده است كه اكثر گردشگران از وضعيت قيمتها بهطور كامل از پيش مطلع نيستند و از اينرو آنها نرخ ارز نسبى را در تصميمگيرى خود مد نظر قرار مىدهند. از طرف ديگر در مقالاتى (( Croes ، 20٠٠؛ Vanegas & Croes ، 2000، Lee et al. ، 1996؛ Loeb ، 1982؛ متغير نرخ ارز به لحاظ آمارى معنادار نشده است و از اينرو آن را در مدل اصلى لحاظ نكردهاند. به نظر مىرسد متغيرهاى نرخ ارز نسبى و قيمتهاى نسبى دچار همخطى باشند و مدل را با مشكلاتى مواجه كنند از اينرو در برخى مقالات 20٠7) ( Munoz شاخص ديگرى كه از تركيب اين دو شاخص بدست مىآيد، استفاده شده است. در اين مطالعه نرخ ارز نسبى كه حاصل تقسيم نرخ ارز عربستان به نرخ ارز ايران و شاخص قيمت نسبى حاصل تقسيم شاخص قيمت عربستان به ايران است، بهعنوان دو متغير توضيحى بهصورت مجزا وارد مدل شده است. با توجه به اينكه در صورت كاهش سطح قيمتها در عربستان نسبت به ايران مىتواند سبب ترغيب مردم به سفر حج شود، انتظار مىرود علامت متغير شاخص قيمت نسبى منفى باشد. علامت انتظارى نرخ ارز نسبى نيز منفى است زيرا با كاهش ارزش پول
ملى ايران در مقابل پول عربستان (با ثابت بودن ساير شرايط متغير نرخ ارز نسبى افزايش مىيابد) و توانايى سفر به حج كاهش مىيابد در نتيجه با افزايش اين متغير تعداد سفرهاى حج عمره كاهش خواهد يافت. اما نكتهاى كه مىبايست مورد توجه قرار گيرد اين نكته است كه سفر حج براى كشورهاى اسلامى، سفرى با اطلاعات شفاف است و عملا حجاج از وضعيت مقصد به لحاظ اقتصادى مطلع هستند، از اينرو لزومى به وارد كردن وقفه متغيرهايى نظير نرخ ارز و تورم وجود ندارد.
4- 2 - 3 - سرانه سفرهاى قبلى (متغير وابسته با وقفه) :
اگر مردم در يك سال از كشورى بازديد كرده و خاطرات خود از سفر را براى ديگران تعريف كنند، سبب خواهد شد كه آنها مجدداً مايل به سفر به آن كشور باشند و علاوه بر اين، سبب خواهند شد ديگران نيز به سفر ترغيب شوند. به عبارت ديگر در يك مدل تقاضاى بين المللى توريسم متغير وابسته باوقفه مىبايست بهعنوان شكلگيرى عادات يا ترجيحات تفسير شود. ( Munoz,20٠5,Witt and Martin,1981( از طرفى به نظر مىرسد حذف اين متغير منجر به تورمدار شدن مدل و يا به عبارت بهتر بيش از حد تخمين زدن متغيرهاى ديگر شود. اما علاوه بر آنچه كه در تحقيقات گذشته آمده بايد باز هم بر اين نكته تأكيد كرد كه حج جنبه متفاوتى از توريسم است. و آن جنبه متفاوت معنوى بودن و مقدس بودن آن سفر است. از اينرو با توجه به اينكه در شرع اسلام انجام اين فريضه تنها در صورت داشتن استطاعت مالى و آن هم تنها يكبار (البته بهصورت حج تمتع) واجب است، مىتواند منجر به نامعلوم شدن وضعيت اين متغير در تئورى شود. اگرچه اين تكليف شرعى در مورد سفر عمره صدق نمىكند اما مىتواند تصميم افراد را براى سفرهاى مجدد تحت تاثير قرار دهد.
4- 2 - 4 - هزينههاى حمل و نقل:
هزينههاى حمل و نقل يكى از مواردى است كه در مقالات گردشگرى بهعنوان متغير توضيحى مورد استفاده قرار مىگيرد اما با توجه به اينكه سفرها بهصورت زمينى و هوايى صورت مىگيرد و علاوه بر اين اطلاعات دقيق در مورد هزينههاى سفر وجود ندارد لذا از يك متغير جانشين كه قيمت نفت خام مىباشد استفاده شده است. بهطور طبيعى با افزايش هزينههاى يك سفر مىبايست تعداد سفرها كاهش پيدا كند، از اينرو علامت انتظارى اين متغير منفى است.
4- 2 - 5 - شاخص توسعه انسانى:
شاخص توسعه انسانى شاخصى است كه بيانگر توسعه كشورها از ابعاد مختلف اجتماعى، اقتصادى و فرهنگى مىباشد در اين شاخص كشورهايى توسعه يافتهتر تلقى مىشوند كه از سطح سواد و آموزش بالايى برخوردار باشند و همچنين از نظام سلامت، بهداشت و درمان برترى بهره برده باشند و علاوه بر
اين از درآمد سرانه بيشترى برخوردار باشند. لذا انتظار داريم كه هر چه توسعه انسانى بالاتر باشد انسانها از فعاليتهاى اقتصادى براى تامين معاش فاصله بگيرند و فرصت بيشترى براى پرداختن به امور معنوى، فراغت، تفريح و مطالعه داشته باشند. لازم به ذكر است كليه دادهها در بازه زمانى 2010 - 20٠5 براى 19 كشور اسلامى (ايران، افغانستان، پاكستان، تركيه، امارات متحده عربى، كويت، نيجريه، قطر، عراق، عمان، سوريه، اردن، بحرين، مصر، يمن، مالزى، اندونزى، الجزيره و بنگلادش) جمع آورى شدهاند. اين انتخاب با توجه به محدوديت دسترسى به دادههاى سفر حج و ديگر متغيرهاى مدل بوده است. دادههاى نرخ ارز، شاخص قيمت، جمعيت و توليد ناخالص داخلى از پايگاه اينترنتى صندوق بين المللى پول استخراج شده است. دادههاى مربوط به سفر حج از مركز اطلاعات و تحقيقات گردشگرى عربستان و سرىهاى زمانى شاخص توسعه انسانى نيز از پايگاه اينترنتى اداره گزارش توسعه انسانى سازمان ملل متحد گردآورى شده است.
با توجه به مطالب ياد شده مدل مورد نظر در اين تحقيق به شكل كلى زير خواهد بود:
كه در آن Umah: سرانه سفر حج عمره، : قيمت جهانى نفت خام، : نسبت نرخ ارز عربستان به ايران، : نسبت شاخص قيمت عربستان به ايران، تعدا سفرهاى عمره با يك وقفه يك ساله مىباشند كه پس از لگاريتم گرفتن از طرفين خواهيم داشت:
كه عبارت خطا است وها كشش متغيرها هستند. با توجه به اينكه مدل مورد مطالعه يك سرى زمانى است ازاينرو لازم است آزمونهاى مربوطه به منظور اطمينان از صحت نتايج صورت پذيرد.
از آنجايى كه برخى سرىهاى زمانى اقتصادى ناپايا (نامانا) هستند و استفاده از آنها در شرايط ناپاپايى در مدل منجر به رگرسون كاذب خواهد شد لذا مىباست پايايى متغيرها ابتدا بررسى شود. از اينرو از آزمون رايج تشخيص ناپاپايى يعنى آزمون ريشه واحد ديكى - فولر تعميم يافته (1)استفاده مىشود. نتايج
<نمايش تصوير
1) The Augmented Dickey - Fuller Test) ADF( Unit Root Test. .
<نمايش تصوير
اين آزمون براى متغيرهاى مدل در جدول (1) آورده شده است. همانطور كه مشاهده مىشود كليه متغيرهاى مدل در سطح 95 درصد پايا هستند.
جدول 1 - نتايج آزمون مانايى
ماخذ: محاسبات تحقيق
عدم وجود خود همبستگى پارامترهاى خطا يكى از فروض كلاسيك مدلهاى اقتصادسنجى است. بهطور معمول براى تشخيص عدم وجود خود همبستگى در عبارات خطا، از آماره دوربين - واتسون (1)استفاده مىشود اما اين آماره زمانى كه متغير توضيحى با وقفه بهعنوان متغير توضيحى در مدل وجود دارد از آزمون خود همبستگى LM بروش - گادفرى (2)استفاده مىشود. مبناى اين آزمون بر ايده بوش و گادفرى استوار است. آنها اثبات كردند كه با برآورد مدل زير و محاسبه آن مىتوان با استفاده از آماره با توزيع خى - دو با درجه آزداى h ، همبستگى سريالى را در مدل اصلى (معادله4) آزمون كرد.
كه در آن
<نمايش تصوير
در اين آزمون فرض عدم وجود خود همبستگى در مدل است.
لازم به توضيح است كه n برابر اختلاف T) تعدا مشاهدات در سرى زمانى اصلى) و p) تعداد وقفهها) است.
در اين تحقيق مقدار T برابر 16 است و مقدار p برابر 1 در نظر گرفته شده است. جدول (2) نتايج آزمون خود همبستگى آورده شده است. با توجه به آماره آزمون ( Obs*R - squared ( فرضيه صفر مبتنى بر عدم وجود خود همبستگى را نمى توان كرد.
جدول 2 - نتايج آزمون خود همبستگى
ماخذ: محاسبات تحقيق
با توجه به عدم خودهمبستگى و مانايى دادهها، رگرسيون مربوطه (معادله1) اجرا مىشود كه نتايج آن در جدول (3) آورده شده است. همانطور كه مشاهده مىشود متغيرهاى در سطح، معنادار هستند.
جدول (3) - نتايج رگرسيون معادله 1
ماخذ: محاسبات تحقيق
همانطور كه از جدول مشاهده مىشود علامت متغير log) HDI( منفى است. البته اين متغير در مدل به لحاظ آمارى معنىدار نشده است يعنى شاخص توسعه انسانى در ايران ارتباط معنىدارى با تقاضاى سفر حج ندارد كه اين خود مىتواند بهعنوان يكى از نتايج تحقيق محسوب گردد. اما به منظور ارائه نتايج دقيقتر مدل را با حذف اين متغير اصلاح نموده و مجددا رگرسيون را بدون در نظر گرفتن اين متغير اجرا مىكنيم. نتايج اين رگرسيون در جدول (4) آورده شده است. همانطور كه ملاحظه مىشود اغلب متغيرها در سطح بالاى 9٠ درصد به لحاظ آمارى معنىدار شدهاند. با توجه به نتايج بدست آمده براى متغير LOG) GDPC( يعنى 189203.2 اين متغير يعنى درآمد سرانه كشش بزرگتر از يك داشته، بنابراين كالاى سفر حج عمره يك كالاى لوكس براى ايرانيان محسوب مىگردد. به عبارت ديگر ايرانيان با افزايش درآمد خود بيشتر به سفر حج مىروند. علامتهاى متغير نرخ ارز نسبى و نرخ تورم نسبى مطابق انتظار منفى هستند. در واقع با افزايش تورم در عربستان سرانه سفر عمره كاهش مىيابد. و علامت متغير نرخ ارز نسبى نيز منفى است كه مطابق انتظار است. علاوه بر اين مشاهده مىشود كه افزايش سفر حج در يك دوره، سبب كاهش سفر در دوره بعدى خواهد شد، اگرچه اين اثرگذارى با توجه به ضريب متغير LOG) UMRAHC) - 1)) يعنى (28856.٠ -) چندان نيست. علامت متغير قيمت نفت خام نيز كه به نمايندگى از هزينههاى حمل و نقل وارد مدل شده است مطابق انتظار منفى است. اين متغير نيز همانند متغير سرانه سفرهاى دوره قبل LOG) UMRAHC) - 1)) اثر كمى بر روى سفر حج دارد.
جدول (4) - نتايج رگرسيون در مدل اصلاح شده
ماخذ: محاسبات تحقيق
<نمايش تصوير
سفر حج يك سفر روحانى است كه ابعاد مختلف معنوى را در خود جا داده است اما كمتر به جنبههاى اقتصادى اين سفر توجه شده است درحالىكه گردش مالى و اقتصادى اين سفر بسيار
بالاست. اين مقاله بهعنوان اولين مقاله از ديدگاه اقتصاد و تئورىهاى آن به اين موضوع نگريسته است. براساس نتايج تحقيق سفر حج با شاخص توسعه يافتگى در ايران ارتباط معنىدارى ندارد. اين در حالى است كه نرخ ارز نسبى ( نسبت نرخ ارز عربستان به نرخ ارز ايران) و شاخص قيمت نسبى (نسبت شاخص قيمت عربستان به شاخص قيمت ايران) مطابق انتظار، اثر منفى بر تعداد مسافرتهاى حج عمره دارد. شاخص توسعه انسانى در ايران ارتباط معنىدارى با تقاضاى سفر حج ندارد. از طرفى متغير هزينههاى حمل و نقل نيز، در جهت منفى بر تعداد مسافرين حج تاثير خواهد گذاشت. تعداد سفرهاى دوره قبل نيز تاثير كمى بر روى سفر دوره بعد خواهد گذاشت. لازم به ذكر است علامت اين متغير منفى است يعنى اين تاثير در جهت كاهش سفرهاى دوره بعد است. اما نكته پايانى اين است كه سفر حج عمره يك كالاى لوكس براى ايرانيان تلقى مىگردد يا به عبارت بهتر ايرانيان با افزايش درآمد خود بيشتر به اين سفر خواهند رفت. لذا پيشنهاد مىشود با توجه به با كشش بودن نرخ ارز، انتظار مىرود با افزايش نرخ ارز تقاضا به سمت كالاهاى جانشين از جمله گردشگرى مذهبى داخلى منتقل گردد. همچنين با توجه به لوكس بودن سفر حج عمره در صورت فراهم بودن زير ساختهاى گردشگرى مذهبى داخلى، امكان جذب گردشگر مذهبى داخلى و افزايش درآمد داخلى انتظار مىرود. لازم به توضيح است كه اين تحقيق مىتواند به تفكيك استانها انجام نيز انجام شود كه در صورت فراهم شدن دادههاى استانى سفرهاى حج قابل انجام خواهد بود.
منابع
ابراهيمزاده، عيسى، كاظمىزاد، شمسالله و اسكندرى ثانى، محمد. (139٠) فصلنامه پژوهشهاى جغرافياى انسانى، سال چهل و سوم، شماره 76. صفحات 115 - 141.
احمدى، محمد رضا. (1388) درآمدى بر تاثير مناسك حج بر بعد عاطفى انسان. معرفت، 147، 58 - 39.
تقوايى، مسعود، موسوى، سيد على و غلامى بيمرغ، يونس. (1389 تحليلى بر توسعه گردشگرى مذهبى (مطالعه موردى: شهرستان نورآباد ممسنى) . مجله علمى - پژوهشى فضاى جغرافيايى، سال دهم، شماره 31. صفخات 39 - 64.
روانشاد، على اصغر و امين نظرى (139٠) . جايگاه مكّه در سفرنامۀ ناصرخسرو. همايش بين المللى گردشگرى دينى و توسعه فرهنگ زيارت.
عرب خدرى، ساناز. (1387 ضرورتهاى توسعه گردشگرى مذهبى در ايران. شماره 46 - صفحه 53.
محمدزاده، پرويز، داود بهبودى، مجيد فشارى، سياب ممى پور. (1389 تخمين تابع تقاضاى خارجى كل گردشگرى ايران (رهيافت TVP(. فصلنامه علمى - پژوهشى، پژوهشهاى رشد و توسعه اقتصادى، سال اول، شماره اول.
مومنى، مصطفى، صرافى، مظفر و محمد قاسم خوزانى. (1387 ساختار و كاركرد گردشگرى مذهبى - فرهنگى و ضرورت مديريت يكپارچه در كلانشهر مشهد. جغرافيا و توسعه - شماره 11 -. صفحات 38 - 13.
ياورى، كاظم، مهديه رضا قلى زاده، مجيد آقايى و سيد محمد حسن مصطفوى. (1389 تاثير مخارج توريسم بر رشد اقتصادى كشورهاى عضو سازمان كنفرانس اسلامى ( OIC(. مجله تحقيقات اقتصادى 91 صفحات 219.
Bhuiyan
، Md. ، A. ، H. ، Siwar ، C ، Ismail ، Sh. ، M. ، and Islam ، R.)2011(. Australian Journal of Basic and Applied Sciences ، 5)6(: 1333 - 134٠. 2. Chadee
، D. ، & Mieczkowski ، Z.)1987(. An empirical analysis of the effects of the exchange rate on Canadian tourism. Journal of Travel Research ، 26 ، 13 - 17. 3. Croes
، R. R.)20٠٠(. Anatomy of demand in internat ional tourism: The case of Aruba. Assen ، The Netherlands: van Gorcum. 4. Croes
، R. R. ، and Vanegas Sr. ، M.)20٠5(. An econometric study of tourist arrivals in Aruba and 5. Gar
n Mun ك oz ، T.)20٠7(. German demand for tourism in Spain. Tourism Management 28 12 - 22. 6. Garin
، A. S.)1965(. Effects of exchange - rate devaluations and revaluations on receipts from tourism. Interna tional Mone tary Fund Staff Papers ، 12)3( ، 365 - 384. 8. Gray
، H. P.)1966(. The demand for intern ational travel by the United States and Canada. Intern ational Economic Review ، 7 ، 83 - 92. 9. Kalesar
، M. I.)2010(. Developing Arab - Islamic tourism in the Middle East: An economic benefit or a cultural seclusion? Intern ational Politics ، 3)5( ، 105 - 136. 10. Kana
، A.)2011(. Religious Tourism in Iraq ، 1996 - 1998: An A sses sment. Internat ional journal of Business and Social Science.2,24 ، 11. Lee
، Choong - Ki. ، Var ، T. ، & Blaine ، T.)1996(. Determinants of inbound tourist expenditures. Annals of Tourism Research ، 23)3( ، 527 - 542. 12. Libison. K. B and Mura leedharan
، K. P.)20٠8(Economics benefits of Pilgrimage Tourism: A case study Of Subarimala Pilgrimage with Special Reference to Pandalam Rural Locality in Kerela) India(. South Asian Journal
of Tourism and Heritage.1,1.
، P. D.)1982(. Interna tional travel to the United States: An econometric evaluation. Annals of Tourism Research ، 9 ، 7 - 20 14. Morley
، C.)1998(. A dynamic interna tional demand model. Annals of Tourism Research ، Vol. 25 ، No. 1 ، pp. 7184. A 15. Okhovat
، H.)2010(. A Study on Religious Tourism Industry Management Case Study: Islamic Republic of Iran. Interna tional Journal of Academic Research. Vol. 2. No. 5. 16. Song
، H and Li ، G)20٠8( Tourism Demand Modeling and Forecasting: A Review of Recent Research Tourism Management ، 29)2(. 203 - 220. 17. Uysal
، M. ، & Crompton ، J. L.)1984(. The demand for internat ional tourist ows to Turkey. Tourism Management ، 5 ، 288 - 297. 18. Vanegas
، M. Sr. ، & Croes ، R. R.)20٠3(. Growth development and tourism in a small economy: Evidence from Aruba. Interna tional Journal of Tourism Research ، 5 ، 315 - 33٠. 19. Witt
، S. F. ، & Martin ، C. A.)1987(. Econometric models for forecasting intern ational tourism demand. Journal of Travel Research ، 25)3( ، 23 - 3٠ 20. Vukonic
، B.)1998(. Zagreb Intern ational Review of Economics and business. 1 ، 1,83 - 94.
محمود كريمى بيرانوند (1)
على مصطفوى ثانى (2)
چكيده
احراز استطاعت مالى مسئلهاى است كه بسيارى از فقها، آراى خود را درباره آن بيان كردهاند. در واقع، بايد هر فردى حساب كند كه با توجه به درآمد كنونى، و هزينههاى فعلى و آينده خود و خانوادهاش، آيا حج تمتع براى او واجب شده است يا خير. بيشتر مردم تشخيص استطاعت را كارى دشوار مىدانند و ملاك كمّى دقيقى وجود ندارد تا احراز اين شرط را تبيين كند. محور بحث اين مقاله، كمّى كردن معيارهاى استطاعت مالى است؛ بهطورىكه براساس آن، شخص بتواند به محاسبه بپردازد.
روشى كه به كار برده شده است، براساس معيار حداقل درآمد يك فرد براى زندگى كردن در جامعه امروزى است؛ بدين صورت كه ابتدا حداقل درآمد معيشتى متوسط سالانه يك خانواده ايرانى اندازهگيرى مىشود و سپس با سنجيدن معيار وجوب استطاعت مالى كه در فقه اسلامى مشخص شده است، روش محاسبه كمّى استطاعت بيان مىشود. محاسبه حداقل معيشت، براساس مقدار هزينههاى متوسط يك خانواده در طول يك سال مد نظر قرار مىگيرد. معيارهاى وجوب استطاعت مالى در فقه بهصورت توانايى بر تأمين هزينههاى شخصى سفر، داشتن هزينه خانواده تحت تكفل در طول سفر حج، تأمين نيازهاى ضرورى قبل از سفر و رجوع به كفايت بيان شده است.
بنابراين با براورد متوسط اين هزينهها و سنجش آنها با دارايى فعلى، شخص مىتواند به استطاعت مالى خود پى ببرد.
واژگان كليدى : حج، استطاعت مالى، حداقل معيشت خانوار، نيازهاى ضرورى.
حج، يكى از مراسمهاى پرشور مسلمانان است كه جايگاه ويژهاى در يكپارچگى مسلمانان سراسر جهان دارد. اين همايش عظيم دينى كه هرساله برگزار مىشود، داراى ابعاد گوناگون، از جمله بحثهاى اقتصادى آن است. جنبه اقتصادى حج، به دليل گسترده شدن روابط اقتصادى بينالمللى و تغيير شرايط اقتصادى، اهميت بيشترى يافته است.
يكى از مسائل مهم اقتصادى در حج تمتع، استطاعت مالى فرد است. هر چند استطاعت مالى، يكى از شرايط وجوب حج است، اما مشكل بيشتر مردم، محاسبه استطاعت مالى است. درواقع، مردم بهويژه در اوضاع اقتصادى امروزى كه دچار دگرگونىهاى فراوان است، محاسبه كمّى استطاعت مالى برايشان دشوار است و در نتيجه نمىتوانند مستطيع بودن خود را تشخيص دهند. البته نياز است كه فتاواى فقها، متناسب با اوضاع روز جامعه و ملاكهاى آن نيز منقح شود.
مسئله ديگر اين است كه چون محاسبه استطاعت مالى مبهم است، مردم به اين واجب الهى، كم توجه مىشوند و انجام دادن آن را براى خود وظيفه شرعى نمىدانند. از طرفى ديگر، افزايش ثبتنام حج تمتع در سالهاى اخير، موجب دلسردى بسيارى از افراد شده است. اما بايد در نظر داشت كه در دين اسلام، ما به انجامدادن وظيفه تكليف شدهايم؛ اگرچه مطلوب، حاصل نشود. پس اگر هر زمانى شرايط حج، از جمله استطاعت مالى، براى ما حاصل شد، انجام دادن حج واجب است.
در اين مقاله به دنبال آنيم كه ملاكهاى استطاعت مالى را از نظر مشهور فقهاى اخير بيان كنيم. آنگاه تفسيرى كمّى از آنها ارائه دهيم. نتيجه اين نوشتار، محاسبه آسانتر شرايط استطاعت در دورههاى مختلف است. البته گفتنى است اساس اين تحقيق بر ارائه اطلاعات سازمانهاى آمارى كشور، و اطلاعات دقيق هزينه ثبتنام سفر حج است. اما متأسفانه اطلاعات موجود، براساس سالهاى گذشته است. بنابراين، محاسبه دقيقى به دست نيايد. با وجود اين، در نوشتار حاضر بر كمّى كردن معيارهاى استطاعت مالى تأكيد مىشود تا بتوان براساس آن، هزينههاى مختلف را محاسبه كرد.
مقاله بهطور كلى از دو قسمت تشكيل مىشود: در قسمت اول، مبانى فقهى استطاعت مالى با توجه به منابع موجود در فقه شيعه استخراج مىشود و در قسمت دوم، مدلى را براساس رويكرد حداقل معيشت خانوار ارائه مىكنيم. اين رويكرد به معناى مقدار مال يا كسبوكارى است كه بتوان با آن امور
ضرورى زندگى را اداره كرد كه بسيار نزديك به مفهوم كفايت در فقه است. رويكرد حداقل معيشت خانوار هم از دو زاويه درخور بررسى است كه البته ديدگاه مطلوب مورد استفاده قرار مىگيرد. در ادامه قسمت دوم، چگونگى كمّى كردن ملاكهاى فقهى براساس رويكرد مطلوب در روش حداقل معيشت خانوار بحث، و در پايان هم نتيجهگيرى لازم از مقاله مىشود.
استطاعت مالى از نظر مراجع تقليد
براساس نظر مراجع، شرايط استطاعت مالى در چهار دسته خلاصه مىشود:
در مسئله 2036، ذيل احكام حج در موضوع استطاعت آمده است: استطاعت آن است كه توشه راه و چيزهايى را كه برحسب حالش در سفر به آن محتاج است و در كتابها مفصل گفته شده دارا باشد (فاضل: ونيز مالى كه بتواند بليط سفر يا وسيله سفر را تهيه كند، داشته باشد) و نيز مركب سوارى، يا مالى كه بتواند آنها را تهيه كند، داشته باشد. (1)گلپايگانى، خويى، صافى، تبريزى، سيستانى: اول: آنكه توشه راه و مركب سوارى (سيستانى: در صورت احتياج به آن) يا مالى كه بتواند آنها را تهيه كند، داشته باشد. . . .
در همان مسئله 2036 در ادامه بحث استطاعت آمده است كه از موارد استطاعت، مخارج كسانى است كه خرجى آنان بر او واجب است؛ مثل زن و بچه. همچنين مخارج كسانى را كه مردم خرجى دادن به آنها را لازم مىدانند، داشته باشد. (2)(بهجت: پنجم: داشتن مخارج عائله تا برگشت. هرچند واجبالنفقه او نباشد. ولى مردم تأمين مخارج آنها را لازم بدانند.)
مسئله17. شرط است در وجوب حج، علاوه بر مصارف رفتن و برگشتن، داشتن ضروريات زندگى (بهجت: ضرورت شخصيه يا شأنيه.) و آنچه را در معيشت به آن نياز دارد، مثل خانه مسكونى، خواه
1) توضيح المسائل مراجع. مطابق با فتواى 10 تن از مراجع: امام خمينى، خويى، گلپايگانى، اراكى، فاضل لنكرانى، بهجت، خامنهاى، تبريزى، مكارم شيرازى، سيستانى و صافى گلپايگانى، ج2، ص189.
2) توضيح المسائل مراجع. مطابق با فتواى 10 تن از مراجع: امام خمينى، خويى، گلپايگانى، اراكى، فاضل لنكرانى، بهجت، خامنهاى، تبريزى، مكارم شيرازى، سيستانى و صافى گلپايگانى، ج2، ص 18. .
ملكى باشد يا اجارهاى كه با شئون او سازگار باشد و اثاث خانه و وسيله سوارى و غير آن، در حدى كه مناسب با شأن او باشد. (سيستانى و صافى: . . . و نداشتن آن موجب حرج باشد.) و چنانچه عين آنها را ندارد، پول يا چيزى كه بتواند آنها را تهيه كند، داشته باشد. (1)در صفحه20 كتاب توضيح المناسك آمده است:
شرط است در واجب شدن حج، گذشته بر مخارج رفتن به حج و برگشتن، اينكه لوازم زندگى خود را كه در معاش روزانه به آنها نياز دارد، داشته باشد؛ مثلًا خانه مسكونى گرچه اجارهاى باشد در صورتى كه برايش حرجى نباشد و وسيله سوارى، فرش، ظروف، ساير اثاث خانه، لباسهاى خود گرچه لباسهاى تجملى، كتابهاى علمى، وسائل كار، زيورآلات زنانه و ديگر چيزهايى كه مورد نياز است در حدى كه مناسب با شأن او باشد، داشته باشد؛ مخصوصاً درصورتىكه نداشتن آنها موجب حرج باشد. ولى فروش چيزهايى كه در حال حاضر مورد نياز نيست، گرچه قبلًا مورد نياز بوده، لازم است. بنابراين زنى كه پير شده، از زيورآلات استفاده نمىكند يا ابزار كار شخصى كه بازنشسته شده و توانايى كار ندارد، لازم است براى تحصيل لوازم سفر حج آنها را به فروش برساند، و چنانچه عين لوازم زندگى را ندارد و نداشتن آنها بر او حرج و مشقت داشته باشد، بايد پول يا چيز ديگرى كه بتواند آنها را تهيه كند، داشته باشد. (2)4. رجوع به كفايت. (3)در ادامه شرايط استطاعت در مسئله 2036 چنين آمده است: بعد از برگشتن، كسب يا زراعت يا عايدى ملك يا راه ديگرى براى معاش خود داشته باشد، سيستانى: يعنى اينطور نباشد كه بواسطه مخارج حج پس از برگشتن مجبور شود به زحمت زندگى كند. (4)بهجت: ششم: داشتن مال يا كسبوكارى كه بعد از بازگشت بتواند با آن زندگى كند و به زحمت نيفتد.
درباره سه مورد اول بين فقها بهطور تقريبى اجماع است كه بايد شرط آن برقرار باشد. ولى درباره رجوع به كفايت، نظرات ديگرى هم بين فقها وجود دارد. البته ما در اين مقاله در مقام مباحث فقه استدلالى نيستيم. بنابراين فقط بعضى از دلائل رجوع به كفايت را بيان مىكنيم:
در اينجا دو حديث از امام صادق (ع) را براى رفع يك شبهه بيان مىكنيم. خداوند در آيه 97 سوره
آلعمران مىفرمايد: ( وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيهِ سَبيلا) . احاديث زيادى در كتابهاى روايى وارد شده است كه مراد از ( سَبيلا ) ، هزينه سفر يا همان زاد و راحله است. (1)برخى از علما براساس اين روايات قائل شدهاند اگر فردى براى سفر حج، تنها هزينه سفر را داشته باشد، مستطيع مىشود. اما گفتنى است، بنابر نظر بيشتر مراجع، نمىتوان تنها اين مورد را در نظر گرفت. بلكه داشتن ضروريات زندگى، توانايى بر تأمين هزينه خانواده در طول مدت سفر و دارا بودن شرايط رجوع به كفايت نيز از شرايط وجوب حج است. (2)اين نكته (رجوع به كفايت) بهصورت عقلانى در پاسخ امام صادق (ع) به يكى از اصحاب خود وجود دارد. امام در پاسخ به سؤالات «ابوالربيع شامى» موضوع را بهصورت صريح بيان مىكنند. از ابوالربيع شامى روايت شده است:
از امام صادق (ع) درباره معناى قول خداى عزوجل كه مىفرمايد: ( وَ لِلّهِ عَلَى النّاسِ حِجُّ الْبَيتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيهِ سَبِيلًا) سؤال كردند. پس امام (ع) فرمود: «مردم در اينباره چه مىگويند؟» گفتند: «مىگويند استطاعت در آيه، به معناى داشتن توشه سفر و مركب است» . آن حضرت فرمود: «امام ابوجعفر (ع) را از اين معنا پرسيدند. پس آن امام فرمود: اگر معناى استطاعت اين باشد، مردم هلاك شدهاند؛ زيرا اگر هركسى كه توانايى تهيه توشه سفر و مركب را داشته باشد،
1) مانند روايتي كه در كتاب عيون اخبارالرضا وارد شده است كه در آن از امام رضا7 بيان فرمود كه سبيل در آيه شريفه يعني: الزاد و الراحله مع الصحه. مانند اين روايت در كتاب كافي و منابع اهل سنت نيز فراوان است.
2) در اينجا نظرات فقها درباره رجوع به كفايت بيان شده است. كه به غير از آيت الله شبيري زنجاني، بقيه مراجع رجوع به كفايت را شرط استطاعت ميدانند: السيد الگلپايگاني1: در استطاعت بنابر اقوي، رجوع به كفايت معتبر است. السيد السيستاني: الخامس: الرجوع إلي الكفاية وهو التمكّن بالفعل أو بالقوّة من إعاشة نفسه وعائلته بعد الرجوع. . . السيد الشبيري: داشتن پول و شغل مناسب، پس از بازگشت از حج، از شرايط نيست. بلي اگر رفتن به حج مستلزم اختلال در زندگي باشد، پس از مراجعت، حج واجب نميباشد. الشيخ البهجت: چهارم: رجوع به كفايت است به نحوي باشد كه پس از رجوع بتواند خود و عائله را اداره كند. الشيخ التبريزي1: الرابع: الرجوع إلي الكفاية وبعبارة واضحة يلزم أن لا يكون صرف ما عنده من المال في سبيل الحجّ موجباً لوقوعه في الحرج. الشيخ الصافي: با متن السيد الگلپايگاني موافق است. الشيخ الفاضل: نفس عبارت فوق كه متن عبارت مناسك امام است. الشيخ المكارم: رجوع به كفايت شرط است. الشيخ النوري: رجوع به كفايت در استطاعت، شرط است. الشيخ الوحيد: الرابع: الرجوع إلي الكفاية وهو التمكن بالفعل أو بالقوة من إعاشة نفسه وعائلته بعد الرجوع بحسب حاله وشأنه. آراء المراجع في الحج، ج2، ص24. .
و اين مبلغ را كه به اندازه تأمين قوت عيال و بىنيازى از مردم است، در راه تهيه وسائل سفر خرج كند، و بهسوى حج روانه شود، و آن را از اهل و عيال خود بربايد، در اين صورت مردم خود را به مهلكه افكندهاند» . گفتند: «پس مقصود از «سبيل» چيست؟» فرمود: «مقصود فراخى و فراوانى مال است كه شخص با صرف كردن بخشى از آن، حج بهجاى آورد، و بخشى را براى قوت عيال خود نگاه دارد. آيا نه اين است كه خداى عزوجل زكات را مقرّر داشت، و با وجود اين، آن را جز بر كسى كه دويست درهم داشته باشد، فرض نكرده است؟» . (1)
در حديث ديگرى، فردى از امام صادق (ع) سؤال كرد كه مراد از «سبيل» در آيه شريفه ( وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيهِ سَبِيلًا) چيست؟ حضرت فرمود:
«. . . السَّعَةُ فِي الْمَالِ إِذَا كَانَ يحُجُّ بِبَعْضٍ وَ يبْقِي بَعْضاً لِقُوتِ عِيالِهِ» (2)«وسعت در مال، به اندازهاى كه با بخشى از آن حج انجام دهد و بخشى را براى خوراك خانوادهاش باقى گذارد» .
نكته مهمى كه در اين دو حديث شريف به چشم مىخورد، داشتن هزينه خانواده براى شخص مستطيع است. به عبارتى، شخصى كه فقط هزينه سفر و مركب را داشته باشد، مستطيع محسوب نمىشود. بلكه بايد مخارج خانواده خود را در طول مدت سفر حج داشته باشد. فقه شيعه نيز مطابق با اين احاديث است كه در ادامه بدان اشاره مىشود. البته نگاه داشتن مال براى زن و فرزند چون مطلق بيان شده است و مقيد به زمان خاصى، مثل طول مدت حج، نشده است، فرد بايد بعد از برگشت نيز توانايى تأمين نفقه زن و فرزند را داشته باشد كه همان رجوع به كفايت است.
براى بيان مبانى فقهى استطاعت مالى، به آراى چند تن از بزرگان و فقهاى موافق اكتفا شده است؛ زيرا هدف نوشتار بررسى اختلاف نظرها ميان فقها و بيان نظر فقهى نيست. بلكه با استفاده از فتواى مراجع، درصدد به دست آوردن معيارهاى استطاعت مالى براى كمّى كردن آنها و به كار بردن در مدل است. البته فتواى مراجع در پاورقى آورده شد كه همه علما، به غير از «آيت الله شبيرى زنجانى» ، رجوع به كفايت را شرط مىدانند.
«سيد يزدى» صاحب عروه، درباره رجوع به كفايت مىفرمايد:
شخصى مالى دارد و مىخواهد حج برودو مال آن، اكتفا به مهر ضعيفه و مخارج عيال و خرج راه مىكند. لكن پس از مراجعت چيزى ندارد و گذران آن به ذلت مىشود. آيا واجب است كه حج برود، يا نه؟
جواب: أقوى در فرض مذكور عدم وجوب است؛ چون رجوع به كفايت شرط است على الأقوى. (1)شيخ انصارى شرايط استطاعت مالى را بهصورت خلاصه اينگونه بيان مىكند: «شخص كه استطاعت به هم رسانيد كه خرجى رفتن و برگشتن خود، و عيال واجب النفقهاش را دارد، به زى حال خود، و برگشتن هم به قسمى باشد كه امر معاشش به ذلت نباشد» . (2)در اينجا رجوع به كفايت ظاهر است.
امام خمينى (رحمه الله) نيز مىفرمايد:
استطاعت از جهت مال، يعنى داشتن زاد و راحله كه توشه راه و مَركب سوارى است، و چنانچه عين آنها را ندارد، كافى است چيزى مثل پول يا متاع ديگر داشته باشد، كه ممكن است آن را صرف در تهيه آنها نمايد و شرط است كه مخارج برگشتن را نيز داشته باشد. شرط است در وجوب حج، علاوه بر مصارف رفتن و برگشتن، اينكه ضروريات زندگى و آنچه را در معيشت به آن نياز دارد، داشته باشد (3).
البته رجوع به كفايت در متن اين مسئله ظهور ندارد. ولى امام خمينى در مسئله 19 مناسك حج، ذيل بحث حج بذلى، رجوع به كفايت را در استطاعت شرط مىداندو مىگويد:
اگر شخص، زاد و راحله ندارد، ولى به او گفته شد كه حج بهجا آور و نفقه تو و عائلهات بر عهده من، با اطمينان به وفا و عدم رجوع باذِل، حج واجب مىشود و اين حج را بذلى مىگويند و در آن رجوع به كفايت كه از شرايط وجوب است، شرط نيست. بلى، اگر قبول بذل و رفتن به حج موجب اخلال در امور زندگى او شود، واجب نيست. (4)همچنين «آيتالله سبحانى» بيان مىكند:
يكى از شرايط استطاعت مالى، اين است كه فرد مستطيع گذشته از داشتن هزينههاى سفر حج، پس از بازگشت از حج آبرومندانه زندگى كند؛ مثلاً از طريق تجارت يا كشاورزى يا صنعت يا مستغلّات و يا كسبوكار، درآمدى براى زندگى خود داشته باشد، و اگر پس از بازگشت با عسرت و سختى زندگى كند، چنين فردى مستطيع نمىباشد (5).
«آيتالله بهجت» نيز در كتاب مناسك حج و عمره، در باب هزينه افراد تحت تكفل و مسئله رجوع به كفايت مىگويد:
بر كسى حج واجب مىشود كه علاوه بر داشتن شرايطى كه قبلًا گذشت و بعداً ذكر مىشود:
اوّلًا هزينه اهل و عيال خودش را در زمان حج داشته باشد و ثانياً وضعيت زندگى او نسبت به بعد از زمان حج بهصورت يكى از حالات ذيل باشد [در واقع همان رجوع به كفايت است]:
الف) اگر كسى داراى شغل مناسبى باشد كه بعد از بازگشت از حج، قادر باشد زندگى خود و خانوادهاش را به راحتى اداره نمايد و دچار تهيدستى نگردد، با دارا بودن شرايط ديگر، حج بر او واجب است.
ب) اگر شخصى داراى شغل مناسبى نباشد، ولى رفتن به حج و صرف مبلغ در آن، تأثير قابل توجهى در زندگى او نمىگذارد؛ يعنى چه به حج برود يا نرود، از حد قبلى زندگى خود پايينتر نمىآيد، در صورت بودن شرايط ديگر، حج بر او واجب است.
ج) اگر كسى داراى شغل نيست، ولى به اندازهاى مال دارد كه با آن مىتواند زندگى خودش را به راحتى اداره نمايد، حج بر او واجب مىشود.
د) افرادى كه در تمام مدت عمر، تحت تكفل كسى هستند، مانند خانمى كه شوهر نموده و نفقه او بر شوهرش مىباشد، با تحقق شرايط ديگر، بر آنها حج واجب مىشود.
ه) افرادى كه از وجوه شرعى، مانند خمس و زكات، زندگى خود را اداره مىكنند و بهصورت عادى، مخارج زندگى را بهصورت حتمى و بدون مشقت به وسيله آن وجوه تأمين مىنمايند، حج بر آنها واجب مىگردد. (1)از مراجع حاضر هم آيتالله شبيرى زنجانى، رجوع به كفايت را شرط نمىداند و مىنويسد:
ليس من جملة شروط الحج الرجوع إلى الكفايةاي وجود المال أو العمل المناسب الذي يؤمّن معاشه بعد الرجوع منالحج. نعم لو كان الحج مستلزماً لاختلال معاشه، كما في من يؤدّي الحج إلى إخراجه من عمله الوحيد الذي منه معاشه، لم يجب. (2)
البته گفتنى است هزينه افراد تحت تكفل در خانواده، بر عهده مرد خانواده است. اما زن مىتواند با درآمد خود و با در نظرگرفتن هزينههاى خودش، به سفر حج برود. با وجود اين، ما حالتى را در نظر مىگيريم كه هزينه افراد تحت تكفل هم بر عهده فرد است.
در اين قسمت از مقاله ابتدا رويكرد حداقل معيشت در خانوار را از نظر اسلام بيان مىكنيم و سپس آن را با معيارهاى چهارگانه استطاعت مالى تطبيق مىدهيم تا كمّى كردن استطاعت را مالى براساس آخرين آمارهاى بانك مركزى وسازمان حج و زيارت ارائه كنيم.
يكى از مفاهيم اساسى نظام اقتصادى اسلام، درآمد افراد و بحث معيشتى خانوادههاست. رويكرد حداقل معيشت خانوار، درصدد اين است كه روشن كند بر طبق چه معيارى مىتوان گفت كه حداقل درآمد لازم براى زندگى در جامعه چهمقدار است؛ به عبارت ديگر، بايد براى تأمين نيازهاى ضرورى، چه مقدار هزينه كرد، و درآمد مورد نياز چقدر است؟ مىتوان اين رويكرد را هم از لحاظ درآمدى بررسى كرد و هم مىتوان به آن از لحاظ هزينهاى نگريست. اما نتيجه، تفاوت چندانى نمىكند؛ زيرا هزينه و درآمد در مفاهيم اقتصادى، دو روى يك سكه است. البته در اين مقاله، رويكرد هزينهاى استفاده شده است؛ زيرا در بررسى ملاكهاى شرعى براى محاسبه استطاعت مالى، توانايى فرد بر تأمين هزينههاى مشخص شده مهم است. اما چنانكه گفته شد، نتيجه يكسان است. حداقل معيشت را مىتوان از دو راه بهدست آورد كه در اينجا آنها را بيان، و گزينه بهتر را انتخاب مىكنيم.
نخستين رويكرد برخوردارى يك خانوار از نيازهاى اوليه زندگى در جامعه است. در واقع بايد در اين رويكرد نيازهاى ابتدايى و ضرورى يك خانوار را براى زندگى در جامعه شناسايى كرد. چنانچه خانوارى داراى آن شرايط ابتدايى بود، حداقل درآمد براى زندگى در جامعه را دارد. البته نكته درخور توجه اين است كه هزينه ضرورى خانوادهها در طول ساليان، مختلف است؛ يعنى هزينههاى ضرورى و مورد نياز يك خانوار مثلاً در طى دو سال، متفاوت است. در واقع توجه به متغير تورم، در اقتصاد مهم است؛ براى مثال خوردنىها و نوشيدنىها، كه از كالاهاى ضرورى است، در سال 88 نسبت به سال 87، 8/9 درصد، و در سال 87 نسبت به سال قبل از آن 7/18درصد تغيير كرده است. (1)همچنين براساس اين رويكرد، امور ضرورى زندگى در هر دورهاى متفاوت است. به يقين با توجه به دو عنصر زمان و مكان، ضروريات زندگى نيز تغيير مىكند؛ براى مثال مسكن مستقل در گذشته كالايى ضرورى براى شروع زندگى محسوب نمىشد؛ درحالىكه امروزه داشتن مسكن مستقل، بهصورت اجارهاى يا ملكى، ضرورى است.
امام صادق (ع) درباره رفع نيازهاى ابتدايى مسلمانان فرمود:
. . . إنّ الله نظر في أموال الأغنياء ثمّ نظر في الفقراء فجعل في أموال الأغنياء ما يكتفون به و لو لم يكفهم لزادهم بلي فليعطه ما يأكل و يشرب و يكتسي و يتزوّج و يتصدّق و يحجّ. (2)
خدا در اموال ثروتمندان نظر كرد، و در پى آن به فقيران نگريست. پس در اموال ثروتمندان،
سهمى براى فقيران قرار داد كه براى زندگى آنان كافى باشد، و اگر كفايت نمىكرد، بر مقدار آن مىافزود. آرى، بايد آن مقدار به او بدهد كه بتواند بخورد، بياشامد، جامه بپوشد، ازدواج كند، در راه خدا صدقه دهد و به سفر حج برود.
درخور توجه است كه امام صادق (ع) اين احتياجات را براى فردى سالخورده برشمرد، و طبيعى است كه نيازهاى ابتدايى جوانان بيشتر است. امام در اين حديث شريف، حداقل معيشت را در رفع نيازهاى اوليه مىداند، كه در مورد سوم از شرايط استطاعت بيان شد.
رويكرد متوسط جامعه اين مفهوم را بيان مىكند كه يك خانوار، متوسط درآمد جامعه را داشته باشد. درواقع، اگر بيشترين و كمترين حد درآمد را در نظر بگيريم، آنگاه درآمد بين اين دو حد، درآمد متوسط جامعه به حساب مىآيد. در اين رويكرد، مىتوان براساس دهكهاى دهگانه درآمدى، دهك ميانه را حد متوسط جامعه دانست كه آنان خانوارهايىاند كه حداقل معيشت را براى زندگى در جامعه در اختيار دارند.
گفتنى است متوسط سطح زندگى جامعه هم در طول زمان متغير است. با تغيير شرايط اقتصادى و رشد يا ركود در سطح جامعه، درآمد بنگاهها و به دنبال آن، خانوارها افزايش يا كاهش مىيابد و در نتيجه حدود بالا و پايين و دهكهاى درآمدى نيز افزايش يا كاهش مىيابد. اشاره به اين مطلب در برخى احاديث آمده است؛ براى مثال «سفيان ثورى» بر امام صادق (ع) وارد شد و امام را در جامهاى به سفيدى تخم مرغ ديد و گفت: «اين لباس شايسته شما نيست» . امام (ع) فرمود:
آنچه به تو مىگويم بشنو و به خاطر بسپار و در صورتى كه بر سنت و حق بميرى، نه بر بدعت، در حال و آينده برايت سودمند خواهد بود. رسول خدا (ص) در زمان كمدارى و خشكسالى مىزيست. ولى اگر دنيا رو كند، شايستهترين كسان براى بهرهبردارى از آن، نيكان روزگارند، نه فاجران، و مؤمنان آنهايند نه منافقان، و مسلمانان آنهايند نهكافران. اى ثورى! چه چيز را نپسنديدى؟ به خدا سوگند كه من همينطور كه مىبينى، از آن زمان كه به عقل رسيدهام، صبح و شامى بر من نگذشته، مگر اينكه هر حقى از خدا در مال من بوده است را ادا كردهام. (1)در اين حديث متغير بودن سطح زندگى مردم در دورههاى مختلف بهصورت صريح به چشم مىخورد. بنابراين سطح متوسط جامعه نيز در حال تغيير است. در حديث ديگرى وارد شده است:
مردى با اعتراض به امام صادق (ع) خطاب كرد: . . . گفتى كه على بن ابىطالب (ع) ، جامه خشن، از گونه پيراهنهاى چهار درهمى و نظاير آن مىپوشيد، ولى ما اكنون تو را با جامههاى نيكو مىنگريم!
1) كافي، كليني، ج 5، ص 25. .
حضرت فرمود:
على بن ابىطالب (ع) آن جامهها را در زمانى مىپوشيد كه زشت نمىبود، و اگر امروز آن لباسها را مىپوشيد، بدنما بود. بهترين لباس در هر زمان، لباس رايج ميان اهل آن زمان است، جز آنكه وقتى قائم ما قيام كند، لباس على (ع) را خواهد پوشيد و به سيره او عمل خواهد كرد. (1)امام زمان (عج) حاكم زمان خود خواهد بود و ازاينرو بايد سادهپوش باشد. ولى امام صادق (ع) حاكم نبود و حكومت در دست ايشان نبود.
اما اكنون اين سؤال مطرح است كه رويكرد حداقل معيشت خانوار را بايد از كدام راه به دست آورد، تا بتواند مبنايى براى استطاعت مالى باشد؟ همانطور كه در قسمت قبلى معيارهاى استطاعت مالى بيان شد، چهار عنوانِ: هزينه سفر، هزينه افراد تحت تكفل در طول مدت سفر حج، داشتن ضروريات زندگى و رجوع به كفايت براى اين موضوع، از متون دينى بهدست آمد. در اين موارد، هيچ اشارهاى به سطح خاصى از جامعه نشده بود؛ يعنى معيارى كه نشان دهد بايد سطح درآمد شخص براى مستطيع بودن، برابر با دهكهاى ميانى جامعه باشد، ديده نمىشود. بلكه تصريح معيارها بر تأمين نيازهاى ضرورى است؛ بهطورىكه شخص براى مستطيع شدن بايد نيازهاى ضرورى را از قبل برآورده كرده باشد. در حين سفر حج نيز هزينه مورد نياز خانوادهاش را داشته باشد و در برگشت از سفر حج هم بتواند بدون سختى، هزينههاى خود و خانوادهاش را تأمين كند. بنابراين تأمين نيازهاى ضرورى در همه مراحل سفر حج براى شخص مستطيع وجود دارد. پس به نظر مىرسد كه معيار اول (برآوردن نيازهاى ضرورى) براى در نظر گرفتن حداقل معيشت خانوار، مناسبتر است، و سازگارى بيشترى با احكام اسلامى در زمينه استطاعت مالى حج دارد. با انتخاب معيار نخست براى مبنا قراردادن تحليل، ابتدا درباره چگونگى كمّى كردن معيارها توضيحى مىدهيم و در ادامه به بيان كمّى آن مىپردازيم:
هدف در اين قسمت اين است كه چارچوب مورد نياز براى كمّى كردن معيارهاى استطاعت مالى را توصيف كنيم. پس از اينكه معيار اول (برآوردن نيازهاى اوليه) را در موضوع حداقل معيشت خانوار انتخاب كرديم، با پايه قراردادن اين مفهوم، ملاكهاى چهارگانه استطاعت مالى را به شيوهاى بيان مىكنيم كه بتوان براساس آنها عدد كمّى را برآورد كنيم. آنگاه فرد مىتواند با محاسبه اين هزينهها و درآمدش، به شرايط استطاعت مالى خود پىببرد.
1) كافي، كليني، ج 6، ص 444. .
الف: نخستين معيار استطاعت مالى، توانايى بر تأمين هزينههاى سفر است. مقدار هزينهاى كه امروزه بايد افراد مستطيع براى سفر به حج بپردازند بهصورت مشخص در دو نوبت در اختيار سازمان حج قرار مىگيرد؛ زيرا در شرايط امروزى سفر به حج از طرف يك سازمان صورت مىگيرد. ازاينرو هزينه سفر براى بليت رفتوبرگشت، اقامت، خوراك، سفرهاى درون كشور عربستان، قربانى و. . . يكجا محاسبه، و جمع مىشود. البته مواردى مثل سوغاتى و وليمه (مهمانى) ، جزء شروط استطاعت به حساب نمىآيد. (1)
مقدار هزينه سفر، هر سال از طرف سازمان حج و زيارت اعلام مىشود. هزينه سفر حج زائران امسال بين از 34 ميليون ريال تا 48 ميليون ريال متغير بوده است. (2)بنابراين ميانگين هزينه كل سفر حج تمتع براى يك نفر برابر 41 ميليون ريال است.
ب) ملاك دوم، توانايى تأمين هزينه خانواده در طول مدت سفر حج است؛ يعنى خانواده حجگزار در غياب او براى تأمين هزينههاى خود با مشكل روبهرو نشود. تخمين اين مورد، براساس
1) شخصى كه مخارج حج را دارد، اما در برگشت از سفر حج براى دادن وليمه يا مخارج زندگى مقروض مىشود يا به وجوه شرعى، مانند خمس و زكات نيازمند است، آيا چنين شخصى مستطيع است يا نه؟ آيت الله گلپايگانى : اگر در مخارج متعارف خود معطل مىماند و موجب مشقت زندگى مىشود مستطيع نيست و اما احتياج به مصرف وجوه شرعيه پس از مراجعت اگر از افرادى است كه معاشش از وجوه تأمين مىشود، مانع از استطاعت نيست و حجة الاسلام از اين افراد صحيح و مجزى است و هزينه مهمانى و سوغات جزء استطاعت محسوب نمىشود. آيت الله اراكى : وليمه داشتن جزء شرايط وجوب حج نيست. آيت الله بهجت: داشتن مخارج وليمه از شرايط استطاعت نيست. آيت الله خامنهاى: ولى به هر حال پول وليمه جزء استطاعت نيست. آيت الله فاضل: چنانچه بعد از برگشت، از وجوه شرعيه تأمين مىشود مستطيع است، همانطور كه داشتن مخارج وليمه جزء شرايط استطاعت نيست. آيت الله تبريزى: در صورتى كه بعد از برگشت، از عهده مخارج زندگى بدون قرض برآيند و لو آن كه مخارج وليمه را نداشته باشند، مستطيع هستند. آيت الله مكارم: مستطيع است. آيت الله صافى: در فرض سؤال وليمه دادن جزء استطاعت نيست و اما نسبت به احتياج به وجوه شرعى در رجوع به كفايت چنانكه معاش او بهطور مستمر از وجوه شرعى است مستطيع است. آيت الله نورى: كسى كه بعد از مراجعت از حج، براى اداره امور زندگى خود احتياج به قرض كردن پيدا مىكند و يا به وجوه شرعى مانند خمس و زكات نيازمند است، مستطيع نيست. ر. ك: مناسك حج، (المحشى للإمام الخمينى) ، ص46.
2) به نقل از رئيس سازمان حج و زيارت: www. niazeweb. com .
آخرين آمارهاى بانك مركزى، از بودجه خانوار بهدست مىآيد. اگر مدت زمان سفر به حج را چهل روز در نظر بگيريم، آنگاه تخمين آن براساس ميزان هزينه سالانه يك خانوار شهري به راحتي محاسبه ميشود. البته بايد در نظر داشت كه چون يك نفر از خانواده به حج مىرود، مخارج آن خانواده در طول مدت سفر، يك نفر كمتر مىشود؛ يعنى بهطور مثال اگر از خانواده چهار نفره، يك نفر به حج برود، براى محاسبه هزينهها در مدت سفر، از مخارج خانواده سه نفره استفاده مىشود.
جدول 1: متوسط هزينه ناخالص سالانه يك خانوار شهرى براى گروههاى مختلف هزينه برحسب تعداد افراد خانوار در سال 1388 (1)><نمايش تصوير
براساس جدول شماره1، مىتوان به راحتى هزينه چهل روزه خانوارهاى مختلف را با محاسبهاى ساده بهدست آورد. البته مطابق آمار سال 88 بانك مركزى، هزينه متوسط يك خانوار (2)ايرانى براى تأمين هزينههاى خود در طول يك سال، 134/139/127ريال است. بنابراين هزينه چهل روزه يك خانوار ايرانى برابر با 599/813/33 ريال است. اين عدد رفع نيازهاى ضرورى را در طول مدت سفر حج نشان مىدهد.
ج: ملاك سوم در استطاعت مالى، داشتن ضروريات زندگى قبل از سفر حج است. مىتوان هزينه اين مورد را نيز برطبق آمارهاى رسمى بانك مركزى محاسبه كرد. البته هر فردى به راحتى مىتواند اين شرط استطاعت را در خود بررسى كند؛ زيرا در صورت داشتن ضروريات خود، اين شرط براى او رفع شده است. اما براى محاسبه كمّى آن، مطابق آمارهاى بانك مركزى محاسبه مىكنيم.
بنابر آمارهاى بانك مركزى ضروريات زندگى به دوازده مورد تقسيم مىشود: خوراكى و آشاميدنى، دخانيات، پوشاك و كفش، مسكن و آب و برق و ساير سوختها، لوازم و خدمات مورد
استفاده در خانه، بهداشت و درمان، حملونقل، ارتباطات، تفريح و امورفرهنگى، تحصيل، رستوران و هتل، كالاها و خدمات متفرقه. در تقسيمبندى بانك مركزى، مواردى همچون هتل، تفريح و دخانيات وجود دارد. اما نمىتوان اينها را جزء نيازهاى ضرورى دانست. البته توجه به عرف مكانى و زمانى در اين مسئله بسيار مهم است. چهبسا هركدام از اين موارد مطابق با عرف، جزء نيازهاى ضرورى بهحساب آيد. گفتنى است كه جدول كل هزينههاى يك خانوار، به تفكيك، درپايان مقاله آمده است. بنابراين با كسر اين سه مورد، هزينه مجموع نيازهاى ضرورى براى خانوارها به راحتى محاسبهپذير است.
هزينه برآوردن نيازهاى ضرورى قبل از سفر حج براى يك خانوار، با مبناى 76/3 نفر در سال 1388، برابر با 134/139/127 ريال است. البته اين عدد مربوط به هزينه يك خانوار ايرانى در طول يك سال است؛ درحالىكه نيازهاى ضرورى خانواده بايد قبل از سفر حج برآورده شده باشند. درواقع، بخشى از هزينههاى ضرورى كه بايد فرد مستطيع براى خانوار تأمين كند، يكبار صورت مىگيرد كه ممكن است در طول يكسال جمعآورى نشده باشد؛ براى مثال هزينه ممكن است تهيه مسكن ملكى يا اجارهاى در طول چند سال و با پسانداز درآمد بهدست آيد. بنابراين در اينگونه نيازهاى ضرورى كه در بلندمدت تأمين مىشود، بايد فرد ببيند كه نيازهاى ضرورى كوتاهمدت را مىتواند تأمين كند يا خير؛ درواقع، مىتوان براى محاسبه دقيق استطاعت مالى با اين معيار، دو حالت را در نظر گرفت:
يك - فرد هزينه نيازهاى ضرورى را يكجا تأمين كند. در اين صورت، بايد اين رقم را نيز براى بهدست آوردن هزينه عددى استطاعت مالى محاسبه كند. اما همانطور كه گفته شد، اوضاع اقتصادى اجازه چنين درآمدى را به شخص نمىدهد. مگر اينكه شخص درآمدى را يكجا دريافت كند؛ براى مثال ارث بسيارى به شخص برسد، كه در اين حالت، براى محاسبه تحقق استطاعت، بايد اين هزينهها را در نظر بگيرد.
دو- نيازهاى ضرورى كوتاهمدت و بلندمدت فرد به مرور زمان تأمين شده باشد؛ بدين معنا كه نيازهاى بلندمدت مانند اتومبيل شخصى، منزل استيجارى يا ملكى، لوازم منزل و. . . را در طى چند سال بهدست آورده باشد و پس از بازگشت نيز از عهده نيازهاى كوتاهمدتى همچون خوراكى و نوشيدنى، آب و برق و گاز و. . . بربيايد. به نظر مىرسد كه حالت دوم در جامعه بيشتر است؛ زيرا كسب درآمد يكجا در حالات خاص اتفاق مىافتد. گفتنى است هزينههاى كوتاهمدت ضرورى نيز بهگونهاى است كه فرد پس از بازگشت به شغل خود ادامه مىدهد و با كسب درآمد، توانايى رفع آنها را دارد. بنابراين براى واقعىكردن محاسبات، تأكيد بر اين رويكرد است؛ هرچند كه با رويكرد اول نيز به محاسبه مىپردازيم.
د: ملاك چهارم، رجوع به كفايت است. درواقع، مىتوان رجوع به كفايت را به چند دسته، تقسيمبندى كرد. مبناى تقسيمبندى نيز براساس نوع درآمدى است كه فرد دارد كه در اينجا به دو نوع
پولى و غيرپولى اشاره مىشود. درآمدهاى پولى به شش دسته تقسيم مىشود:
يك - درآمد از مزد و حقوق بخش دولتى و عمومى؛
دو - درآمد از مزد و حقوق بخش خصوصى؛
سه - درآمد از مشاغل آزاد كشاورزى؛
چهار - درآمد از مشاغل آزاد غيركشاورزى؛
پنج - درآمدهاى متفرقه؛
شش - درآمد حاصل از فروش كالاهاى دسته دوم.
درآمدهاى غير پولى نيز به دو دسته تقسيم مىشود:
يك - ارزش اجارهاى مسكن شخصى (ملكى) ؛
دو - سايرموارد، كه شامل براورد ارزش اجارهاى مسكن برابر خدمت رايگان، و ارزش كالاها و خدمات برابر مزد و حقوق رايگان، نه از خانوار ديگر، توليد براى مصرف در خانه، از محل كسب كشاورزى و غيركشاورزى است. (1)بايد توجه داشت ملاك در تمامى اين موارد، از دست ندادن شغل و گذراندن زندگى بدون سختى پس از برگشت از سفر حج است. البته روابط اقتصادى دنياى امروز، متفاوت با گذشته است؛ بهگونهاى كه با گسترده شدن شغلهاى دولتى و تثبيت مشاغل خصوصى، ملاك رجوع به كفايت، جز در موارد خاص، بهصورت جدى مطرح نيست؛ بهويژه در كشور ما، كه بخش عظيمى از بنگاههاى اقتصادى، دولتى است. در مشاغل بخش عمومى، حقوق ماهانه بهصورت منظم پرداخت مىشود. در مشاغل بخش خصوصى هم اوضاع بهگونهاى است كه بيشتر موارد، چه در بخش كشاورزى و چه در غير آن، شغل افراد حفظ مىشود و مشكل رجوع به كفايت وجود ندارد. درآمدهاى غيرپولى هم كه بهصورت اجاره منزل و ساير موارد است، در مدت كوتاه چهل روزه دچار نوسان نمىشود. بنابراين رجوع به كفايت عامل مؤثرى در بحث استطاعت مالى نيست و بيشتر افراد مستطيع، اين ملاك را دارند. در نتيجه، آن را محاسبه نمىكنيم. اما خود شخص بايد اين معيار را در نظر بگيرد و بررسى آن، كار دشوارى نيست.
در اين قسمت، دو براورد عددى را ذكر مىكنيم؛ زيرا گفته شد كه تأمين نيازهاى ضرورى به دو صورت است. اما باز تأكيد مىكنيم كه هدف اصلى، ارائه معيارهايى است كه افراد بتوانند براساس آنها به محاسبه كمّى بپردازند؛ زيرا اولاً در اين مقاله خانواده مورد نظر، معادل 76/3 نفر در نظر گرفته شده
1) بانك مركزى، بررسى بودجه خانوار در سال 1388. .
است كه خارج از حالت واقعى جامعه است. ثانياً هزينههاى اعلام شده از سوى بانك مركزى، مربوط به سطح متوسط جامعه است؛ درحالىكه هزينهها در هر استان، متفاوت است؛ همانگونه كه آمار هزينه خانوارها، به تفكيك استانها، در پايگاه دادههاى آمارى بانك مركزى موجود است. ثالثاً هزينه سفر امسال زائران مربوط به ثبتنام كنندگان سالهاى 83 تا 86 است كه در هنگام ثبتنام مبالغ متفاوتى را به حساب سازمان حج واريز كردهاند و در نتيجه، سودهاى متفاوتى نيز در اين مدت به آنها تعلق گرفته است. اما با وجود اين مسائل، محاسبه اين اعداد در روشن ساختن روش، كمك فراوانى مىكند و چندان هم با واقعيتهاى اقتصادى روز متفاوت نيست.
الف) بنابر رويكرد اول كه هزينه نيازهاى ضرورى را يكجا در نظر نمىگيريم، كه توضيح آن بيان شد، هزينه يك فرد داراى خانوار 76/3 نفرى، برابر است با:
41 ميليون ريال+ 33813599 ريال (رحمه الله)44 813599 ريال
البته نكته مهم ديگر اين است كه ممكن است فردى در يك خانواده باشد، اما نفقه افراد خانواده بر عهده وى نباشد؛ براى مثال زن اگر مستطيع شود، هزينه چهل روز سفر بر عهده او نيست.
ب) بنابر رويكرد دوم كه هزينه نيازهاى ضرورى يكجا تأمين مىشود، كل هزينه حج برابر است با:
127139134ريال + 41 ميليون ريال + 33813599 ريال (رحمه الله) 5٠6252733 ريال
<نمايش تصوير
هزينه نيازهاى ضرورى قبل از سفر حج كل هزينه سفر حج هزينه معيشت چهل روزه خانواده در مدت سفر
ملاحظه مىشود كه براساس معيارهايى كه در بالا بهصورت كمّى بيان شد، به راحتى توانستيم عدد مورد نظر را محاسبه كنيم.
بنابراين فرد مىتواند در مقاطع مختلف، سطح هزينههاى متناسب با شرايط روز را با درآمدها مقايسه كند كه در صورت داشتن شرايط مذكور، آن شخص از لحاظ مالى استطاعت دارد.
استطاعت مالى يكى از مسائلى است كه فرد مسلمان در طول زندگى با آن روبهرو است. يكى از مشكلاتى كه در رابطه با اين موضوع است چگونگى محاسبه آن است. آنچه در اين تحقيق به دنبال
آن بوديم، كمّى كردن معيارهاى استطاعت مالى است. آنگاه محاسبه آن براى يك خانوار نمونه است. مقاله داراى دو قسمت كلى است كه در بخش نخست، معيارهاى فقهى استطاعت مالى را طبق نظر مراجع و برخى فقهاى مشهور بيان كرديم. در نتيجه، استطاعت مالى در چهار قسمت بيان شد:
هزينه سفر به حج؛
تأمين هزينه خانواده در مدت سفر؛
برآوردن نيازهاى ضرورى قبل از سفر حج؛
رجوع به كفايت.
در قسمت دوم، مدل رويكرد حداقل معيشت خانوار بررسى شد. ملاك در اين رويكرد، برآوردن نيازهاى ضرورى بود. براساس اين رويكرد ملاكهاى چهارگانه استطاعت مالى را بهصورت كمّى بررسى كرديم. هزينه سفر حج مقدار مشخصى است كه سازمان و حج و زيارت آن را اعلام مىكند و از زائران گرفته مىشود. هزينه خانواده نيز بااستفاده از آمارهاى بانك مركزى محاسبه شد؛ بدين ترتيب كه كل هزينه سالانه يك خانوار ايرانى را از پايگاه آمارى بانك مركزى گرفتيم و آن را براى چهل روز محاسبه كرديم. مبناى خانوار بنابر آخرين آمارهاى بانك مركزى 76/3 نفر بود. البته براى خانوارهاى با نفرات مختلف مىتوان از جدول زير به راحتى استفاده كرد:
جدول 2: متوسط هزينه ناخالص سالانه يك خانوار شهرى براى گروههاى مختلف هزينه برحسب تعداد افراد خانوار در سال 1388 (1)><نمايش تصوير
نيازهاى ضرورى كه ملاك سوم در استطاعت مالى است بهصورت يكجا براى يك فرد تأمين نمىشود. بلكه بخش مهمى از آنها را كه مىتوان نيازهاى بلند مدت ناميد، در طول زندگى تأمين مىشود؛ مانند هزينه مسكن و اثاث خانه و. . . . نيازهاى كوتاهمدت هم در طول سال با حفظ شرايط
1) بانك مركزى، بودجه متوسط خانوار. .
شغلى تأمين مىشوند. اما ملاك چهارم رجوع به كفايت است. رجوع به كفايت بحثى است كه با تغيير شرايط اقتصادى تقريباً حل شده است؛ زيرا بسيارى از شغلها در جوامع امروزى بهگونهاى است كه يا حقوق هميشگى دارند يا در مدت چهل روز، اوضاعشان تغيير نمىكند.
بنابر رويكرد اول كه هزينه نيازهاى ضرورى را مستقيم و يكجا در نظر نمىگيريم، هزينه يك فرد داراى خانوار 76/3 نفرى، برابر است با:
41 ميليون ريال+ 33813599 ريال (رحمه الله)44 813599 ريال
كل هزينه سفر t t هزينه معيشت چهل روزه خانواده در مدت سفر
البته يك نكته مهم ديگر اين است كه ممكن است فردى در يك خانواده باشد، اما نفقه افراد خانواده بر عهده وى نباشد؛ براى مثال زن اگر مستطيع شود، هزينه چهل روز سفر برعهده او نيست.
بنابر رويكرد دوم كه هزينه نيازهاى ضرورى يكجا تأمين مىشود، كل هزينه حج برابر است با:
127139134ريال + 41 ميليون ريال + 33813599 ريال (رحمه الله) 5٠6252733ريال
<نمايش تصوير
هزينه نيازهاى اوليه كل هزينه سفر حج t هزينه معيشت چهل روزه خانواده در مدت سفر
ملاحظه مىشود كه براساس معيارهاى كمّى بيان شده، به راحتى توانستيم عدد مورد نظر را محاسبه كنيم. بنابراين هر فردى مىتواند در مقاطع مختلف، سطح هزينهها را با درآمدها مقايسه كند، كه در صورت داشتن شرايط مذكور، آن شخص از لحاظ مالى استطاعت دارد.
منابع
قرآن كريم.
الحج، محمد علي التسخيري و محمود قانصوه، سلسلة الاحاديث المشتركه، الاولي، طهران، 1424ه. ق.
نتايج بررسي بودجه خانوار در مناطق شهري ايران، بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران.
وسائلالشيعه، حر عاملي، ج 11، ص 37.
مناسك حج، خامنهاي، 1388.
مناسك حج، سيد روح اللّه موسوي خميني.
رساله سراج العباد (محشّي شيخ انصاري) ، مرتضي بن محمد امين انصاري دزفولي، مؤسسه
مطبوعاتى اسماعيليان، اول، قم، 1415ه. ق.
مناسك حج و احكام عمره، سبحاني.
اثر بازتوزيعي خمس و زكات بالقوه بر ضريب جيني ايران با رويكرد خط فقر اسلامي و ضرورت توجه به آنها در نظام مالياتي، احمد شعباني و عبدالمحمد كاشيان، همايش همگرايي مالياتهاي اسلامي و مالياتهاي متعارف، دانشگاه مفيد، قم، 1389.
من لا يحضره الفقيه، مترجم: علي اكبر غفاري، محمّد بن علي بن بابويه صدوق قمّي، قم.
وافي، ملا محسن فيض كاشاني، ج2، ص25.
آزمون بسندگي زكات و خمس در تأمين حداقل معيشت خانوارهاي نيازمند در اقتصاد ايران، عبدالمحمد كاشيان، پاياننامه كارشناسي ارشد دانشگاه امام صادق (ع) ، 1389.
كافي، كليني، ج 5، ص 25.
مناسك حج و عمره، محمدتقي بهجت.
توضيح المناسك، سيد محمد حسن مرتضوي لنگرودي، دفتر حضرت آية الله، اول، قم، 1423ه. ق
جواهرالكلام، محمد حسن نجفي.
مناسك حج (المحشي) ، السيد روح اللَّه الخميني.
توضيح المسائل مراجع، مطابق با فتواي ده تن از مراجع: امام خميني، خويي، گلپايگاني، اراكي، فاضل لنكراني، بهجت، خامنهاي، تبريزي، مكارم شيرازي، سيستاني و صافي گلپايگاني.
سؤال و جواب السيد محمدكاظم يزدي.
www. cbi. ir
بانك مركزي 21. www. sci. org. ir
مركز آمار ايران 22. www. hajj. ir
سازمان حج و زيارت 23. www. haj. ir
بعثه مقام معظم رهبري
ضمائم
متوسط هزينه ناخالص سالانه يك خانوار شهرى براى گروههاى مختلف هزينه برحسب تعداد افراد خانوار در سال 1388
<نمايش تصوير
دكتر حسين صادقى (1)
اقليم تمرى (2)
چكيده
حج يكى از مهمترين مناسك دينى در آيين مقدس اسلام است كه سالانه ميليونها نفر از مسلمانان سراسر جهان را در اجتماعى بزرگ گرد هم مىآورد. در اين تحقيق اثر عوامل اجتماعى بر درصد زائران به مكه مكرمه از كشورهاى اسلامى، مورد مطالعه قرار گرفته است. به همين منظور در ابتدا به انواع سرمايه (انسانى، فرهنگى، اجتماعى) اشاره شده و سپس ضمن ارائه تعاريف متعدد هر نوع سرمايه و ذكر شاخصهاى متعدد به بررسى نقشِ ارتباط و نمود موثر و مهم آنها بر تعداد زائران در مراسم حج از كشورهاى مسلمان منتخب با بيشترين تعداد زوّار طى سالهاى 20٠5 - 2010 با استفاده از رويكرد «پانل ديتا» پرداخته شده است. يافتههاى تحقيق نشان مىدهد، شاخصهاى منتخب هر كدام از سرمايهها بر تعدادن زائرانِ هر كشور مؤثر بوده و افزايش هر كدام از انواع سرمايه، سبب افزايش تعداد زائران، در مراسم حج مىشود. علاوه بر اين از بين انواع سرمايه، افزايش سرمايه انسانى و سرمايه فرهنگى، تأثير بيشترى بر تعداد زوّار از هر كشور داشته است.
طبقه بندى JEL: J24 ، K14 ، K32 ، M14 ، N15 ، Z12
واژگان كليدى : حج، سرمايه انسانى، سرمايه اجتماعى، سرمايه فرهنگى، تعداد زائران، روش پانل ديتا
حج يكى از مهمترين مناسك دينى در آيين مقدس اسلام است كه سالانه ميليونها نفر از مسلمانان سراسر جهان را در اجتماعى بزرگ گرد هم مىآورد. يكى از كاركردهاى مهم حج، نقش آن در زندگى اجتماعى مىباشد. اساس و پايه تعاليم اسلام به گونهاى است كه اتحاد و همبستگى مسلمانان را صرفنظر از تنوع قومى، نژادى، زبانى و فرقهاى ترويج مىنمايد. در تاريخ اسلام به خوبى مىبينيم مسلمانان با اتحاد، در پرتو تعاليم روح بخش اسلام از جمله، حج و رهبرى خردمندانه پيامبر اسلام (ص) در فضاى وحدت و برادرى در مدت كوتاهى به پيروزىهاى چشمگيرى دست يافتند. اگر نگاهى به ابعاد مختلف حج بياندازيم به نيكى در مىيابيم كه حج يكى از مظاهر عظيم انسجام در امت اسلامى است. حج مظهر اتحّاد و هماهنگى و همدلى ميان مسلمانان است. ميليونها مسلمان هر ساله از گوشه و كنار دنيا بهسوى سرزمين وحى (مكه) رهسپار مىشوند تا مراسمى روحانى كه نمايانگر اتحاد امت اسلام است را برگزار كنند. يكى از نشانههاى مقبول افتادن اعمال حاجيان در مراسم حج ابراهيمى، هوشيارى و بيدارى انسان مسلمان است كه در تمامى امور زندگى فردى و اجتماعى او نمود پيدا مىكند.
انديشمندان، ديگر سرمايه فيزيكى، پولى و مالى را تنها سرمايه موجود در زندگى نمىدانند، بلكه آنها سرمايههاى جديدى از قبيل سرمايههاى انسانى و سرمايه طبيعى (ذخاير زيرزمينى) و به تازگى سرمايه اجتماعى را معرفى مىكنند كه هركدام اثرات مهم و قابل توجهى در توسعه همهجانبه و پايدار بشرى و رشد اقتصادى دارند و در ادبيات جديد اقتصادى به آنها بسيار پرداخته شده است (سعادت، 1386 ) .
اقتصاددانان كلاسيك، تنها سه عاملِ نيروى كار، زمين و سرمايه مادى را بهعنوان عامل توليد مىدانستند. هر چند اقتصاددانانى چون «آدام اسميت» ، «كارل ماركس» و «تورستاين ويلن» به اهميت مسائل اجتماعى و فرهنگى در توليد اقتصاد اشارهاى كرده بودند، اما همواره آن سه عامل، نقشى غالب در تحليلهاى اقتصادى دارند. در دهه «گرى بكر» و «شولتز» مفهوم سرمايه انسانى، يعنى ميزان مهارتها و آموزشهاى جذب شده توسط نيروى كار را وارد تحليلهاى اقتصادى كردند. ( Akcay,20٠3( در سالهاى اخير «كلمن» مفهومى به نام «سرمايه اجتماعى» را وارد تحليلهاى اقتصادى كرده كه به معنى تأثير عوامل اجتماعى و فرهنگى بر عملكرد اقتصادى است. ( Coleman,1985( حال با توجه به اين واقعيت كه حج يك امر اجتماعى است، در اين تحقيق سعى بر اين است كه نقش عوامل اجتماعى بر تعداد زائران از كشورهاى اسلامى به مراسم حج، در سالهاى اخير مورد مطالعه قرار گيرد.
در بخش دوم به تعريفى از انواع سرمايه و ارتباط متقابل آنها مىپردازيم و در بخش سوم، پيرامون زمينههاى وحدت و انسجام اسلامى بحث شده است. در بخش چهارم، حج بهعنوان فرضيه اجتماعى مورد بررسى قرار گرفته است. در بخش پنجم، روش تحقيق، در بخش ششم مدل تحقيق و در بخش هفتم نتيجهگيرى و پيشنهاد، ارائه شده است.
سرمايههاى هر جامعه، عبارتنداز:
سرمايههاى طبيعى ( natural capital(
سرمايههاى مادى - مالى ( fainancial capital(
سرمايه انسانى ( human capital(
سرمايه اجتماعى ( social capital(
سرمايه فرهنگى ( cultural capital(
در عصر حاضر براى توسعه، در عين حال كه به سرمايههاى اقتصادى، فيزيكى و انسانى توجه مىشود، از مباحثى مانند سرمايه اجتماعى و سرمايه فرهنگى نبايد غافل ماند ( www. farhangsara. ir(.
سرمايه مادى كه به مثابه دارايىهاى مالى يا زيرساختهاى مادى تعريف شده است. سرمايه اقتصادى شامل دارايى مادى و مالى و به طور كلى انواع منابع مالى است (فاضلى، 1382 به عبارت ديگر سرمايه اقتصادى فرد، شامل امكاناتى است كه براى رفاه اقتصادى در اختيار دارد.
در دنياى كنونى جايگاه عوامل توليد دچار تحول شده است. مشكل كمبود طبيعى به ميزان زيادى از طريق پيشرفتهاى تكنولوژيكى حل شده و سرمايه نيز شكل سيال پيدا كرده است. بنابراين اگر عوامل توليد را در سه گروه كلى سرمايه، طبيعت و نيروى كار طبقهبندى كنيم، سرمايه و طبيعت از معادله رقابت خارج شده و آنچه اهميت زيادى پيدا كرده نيروى كار است. نيروى كار در صورتى مىتواند مقدمات رشد و توسعه اقتصادى را فراهم كند كه به سرمايه انسانى تبديل شود و اين امر مهم جز از طريق توسعه انسانى ميسر نمىشود. در يك تعريف كلى مفهوم توسعه انسانى، رويكردى كل نگر به زندگى بهتر است كه به پرورش استعدادها و قواى ذهنى در كنار مصرف كالاها و خدمات، تأكيد دارد. اين مفهوم، انسان را در مركز الگوهاى توسعه قرار داده و موضوعات عميقى را درباره ويژگىهاى رشد اقتصادى و چگونگى توزيع آن مطرح مىكند. اگر چه افزايش درآمد و گسترش
اشتغال ضرورى است، اما اين دو فقط ابزارهايى براى دستيابى به توسعه جوامعاند نه هدف آن. برخوردارى انسان از زندگى طولانى، سالم و خلاّق در محيط زيستى غنى و در جامعه مدنى دموكراتيك هدف نهايى توسعه است. بنابراين بهترين وسيله براى پيشبرد توسعه، آن هم از نوع پايدار، توسعه انسانى است. براى دست يافتن به الگوهاى توسعه پايدار، ضرورى است كه انواع سرمايه، اعم از مادى، طبيعى و انسانى بازآفرينى و حفظ شوند. در اين زمينه، شاخصهاى توسعه انسانى در سال 199٠ به وسيله آمار «تياسن» (1)برنده جايزه نوبل و يك اقتصاددان پاكستانى به نام «محبوب الحق» (2)مطرح شد و با همكارى «گوستا» و «رانيس» (3)توسعه يافت و از همان زمان از سوى سازمان ملل بهعنوان مقياس جديد توسعه، معرفى شد. اين شاخص ضمن اينكه معيارى براى اندازگيرى رفاه شهروندان به دست مىدهد، اثر سياستهاى اقتصادى بر كيفيت زندگى شهروندان را اندازگيرى مىكند.
اين شاخص كه بر جايگزين كردن ديدگاه توليدمدار تأكيد ويژه دارد، مبتنى بر اين ايده اساسى است كه لازمه دستيابى به زندگى بهتر علاوه بر داشتن درآمد بالا، پرورش و بسط استعدادها و ظرفيتهاى انسانى است. همچنين شاخص توسعه انسانى درصدد اندازگيرى متوسط دستيابى يك كشور، در سه بعد اساسى توسعه انسانى است. اين ابعاد عبارتند از زندگى همراه با سلامتى، دانش و استاندارد شايسته زندگى. هر يك از اين ابعاد ميزان رفاه يك جامعه را در زندگى اجتماعى - اقتصادى نشان مىدهد. (دهمرده و همكاران، 1389
علاوه بر اين سرمايه انسانى كه به معنى سرمايه گذارى براى پرورش انسانى فرهيخته، سالم و مطلع است و شامل مراقبتهاى خانوادگى پيشدبستانى، كارآمدى بعد از پايان تحصيلات مدرسهاى، سرمايهگذارى در آموزش دانشگاهى و بازار كار، از طريق جستجوى شغل و خلاصه كسب انواع مهارتها و توانايىهاست.
2- 2 - 1 - شاخصهاى سرمايه انسانى
شاخص توسعه انسانى يكى از شاخصهاى اصلى رشد و پيشرفت كشورها محسوب مىشود. اين شاخصها از سال 199٠ ميلادى توسط سازمان ملل متحد به مرحله اجرا گذاشته شد و از آن پس هر ساله فهرستى از كشورهاى جهان را به ترتيب از بالاترين تا پايينترين رتبهها در مقايسه با نمودارها و كشورهاى ديگر منتشر مىكنند. كشورهايى كه در ردههاى بالاى شاخص توسعه انسانى قرار دارند كشورهاى توسعه يافته و كشورهايى كه در ردههاى پايين قرار دارند كشورهاى توسعه نيافته و عقب
افتادهترى از نظر پيشرفتهاى جهانى هستند. هدف از جمعآورى و انتشار اين شاخصها از سوى سازمان ملل متحد اين است كه نشان دهد نيروى انسانى بزرگترين ثروت يك ملت محسوب مىشود. سازمان ملل به دنبال آن است كه اثبات كند موفقيت يك كشور صرفا در سايه درآمد امكانپذير نيست، اگر چه بدون منابع هم هيچ گونه پيشرفتى امكانپذير نيست. در شاخص توسعه انسانى، كشورهاى جهان براساس سه حوزه سلامت، آموزش و دانايى و وضعيت اقتصادى مورد ارزيابى قرار مىگيرند. در زير مجموعه اين حوزه شاخصهايى تعريف شده كه نشان مىدهد هر كشور در زير بخشهاى اين حوزهها چگونه عمل كرده است. شاخصهايى از جمله درآمد سرانه، ميانگين متوسط واقعى سالهاى تحصيل، ميانگين سالهاى آموزش بزرگسالان و اميد به زندگى در بدو تولد از جمله شاخصهايى بودند كه تا سال 20٠9 از سوى اين سازمان بين كشورهاى مختلف مورد مقايسه قرار مىگرفتند. در اين تحقيق از بين شاخصهاى مختلف سرمايه انسانى، شاخصهاى اميد به زندگى در بدو تولد و درآمد سرانه، مورد استفاده قرار گرفته است.
در سرمايه فرهنگى، مجموعهاى از دانشها، تمايلات، عادات، نگرشها و توانايىهاى شناختى را مدنظر قرار مىدهيم كه در شكل كالاها و ابزارهاى فرهنگى متجلى مىشود.
در واقع سرمايه فرهنگى، گرايشها و عادات ديرپائى هستند كه در طى فرآيند جامعهپذيرى حاصل مىشوند. از جمله گرايشها و عادات، مىتوان به مهارتهاى غيررسمى بين اشخاص، مانند سبك زندگى، وضعيت تحصيلى، سليقه و زبان، اشاره نمود. سرمايه فرهنگى در بين سرمايهها استوارترين و ثابتترين سرمايه است. (خدايى، 1385
اصطلاح سرمايه فرهنگى نخستين بار توسط «پير بورديو» به ادبيات علوم اجتماعى و انسانى وارد شده است. ويژگى بارز سرمايه فرهنگى «بورديو» ، تحليلسازوكار موفقيتهاى تحصيلى با توجه به ميزان برخوردارى گروهها و طبقات اجتماعى از اين سرمايه است. دانش آموزانى كه سرمايه فرهنگى بيشترى دارند (دانش آموزان متعلق به خانوادههايى كه مهارتها و برترىهاى فرهنگى مسلط را در اختيار دارند) بهتر مىتوانند قواعد بازى را رمزگشايى كنند و بهتر مىتوانند مهارتها و برترىهاى فرهنگى را كه در مدارس پاداش مىگيرند در خود پرورش دهند و بنابراين بهتر مىتوانند به سطوح بالاتر تحصيلى راه يابند. بر اين اساس، طبقات مسلط نسبت به ساير طبقات، سهم بيشترى از سرمايه فرهنگى مىبرند و به همين جهت بيشتر قادر خواهند بود كه اين نوع سرمايه را در فرزندانشان به وديعه بسپارند. با افزايش سرمايه فرهنگى در نزد طبقات متوسط، عملكرد تحصيلى فرزندان افزايش مىيابد.
«بورديو» در تحليل موفقيتهاى تحصيلى طبقاتِ مختلفِ اجتماعى، خاطرنشان مىسازد كه همگام با
گسترش سريع آموزش عالى، سرمايه فرهنگى بهعنوان يك نيروى جديد در موفقيت افراد وارد عمل مىشود. (خدايى، 1385 با توجه به آنچه گفته شد شاخص اصلى نشاندهنده سرمايه فرهنگى، ميزان تحصيلات مىباشد. بنابراين در اين مقاله از شاخص آموزش، براى نشان دادن سرمايه فرهنگى در هر كشورى استفاده شده است.
در سالهاى اخير، مفهوم سرمايه اجتماعى به معناى اينكه مشاركت كردن در گروه و جامعه مىتواند براى فرد، منافع و كاركردهاى مثبت داشته باشد، يكى از رايجترين واژههايى است كه از علوم اجتماعى وارد ادبيات حوزههاى ديگر علمى و حتى وارد زبان عمومى شده است. تأكيد بر اهميت اثرات مثبت روابط اجتماعى بر روى فرد و نگرانى و دغدغه نسبت به تنزلِ روابطِ اجتماعى معنادار در جوامع جديد، از مفاهيم و بحثهاى قديمى جامعهشناسى مىباشند و مىتوان گفت واژه سرمايه اجتماعى در اين معنى، مفهوم نو و جديدى نيست و به آراى پيشكسوتان جامعهشناسى مانند: «كارل ماكس» ، «اميل دوركيم» و يا «گئورك زميل» بر مىگردد. به نظر «اميل دوركيم» ، در شرايطى كه انسجام اجتماعى كاهش يابد و سنتها و هنجارهاى جامعه، فرد را در رفتار اجتماعىاش راهنمايى نكنند، فرد دچار بىهنجارى (آنومى) مىشود و بسيارى از رفتارهاى ناهنجار از جمله خودكشى، افزايش خواهد يافت.
«كارل ماركس» در بحث معروف خود درباره «از خود بيگانگى» ، آثار منفى و مخرب تقسيم فزاينده كار بر روى انسانها را مطرح نموده و «گئورك زميل» ادعا مىكرد كه شهرنشينى با بوجود آوردن عقلانيت ابزارى و تحريك شديد عصبى، باعث پيدايش دلزدگى در روابط اجتماعى و همچنين بىتفاوتى انسانها نسبت به يكديگر مىشود. سؤالاتى كه اكنون مىتواند مطرح شود اين است كه با توجه به ريشهدار و سابقهدار بودن مفاهيم انسجام اجتماعى، وحدت گروهى، ادغام بودن فرد در جامعه و مانند اينها، اهميت يافتن مفهوم سرمايه اجتماعى از چه روست؟ به طور كلى مىتوان گفت كه تحقيقات معاصر درباره جامعه مدنى (فوكوياما، 1379) به اين نتيجه عام دست يافتهاند كه در نظام اجتماعى، سه عنصر مهم وجود دارند كه بعضاً با يكديگر متحاضم بوده و اگر بين آنها تعادل ايجاد نشود، جامعه با مشكل روبرو خواهد شد. اين حوزهها عبارتند از بازار (اقتصاد) ، اجتماع و دولت. تجربه كشورهاى گوناگون نشان مىدهد كه تسلط و قدرت بلامنازع هر يك از اين حوزهها، مىتواند آثار مخرب و آسيبهاى جدى براى جامعه به همراه داشته باشد. دولت بسيار قدرتمند و يكهتاز به استبداد و استالينيسم منجر مىشود، در صورتىكه بازار افسار گسيخته و بدون نظارت به مافياهاى اقتصادى منجر مىشود (مانند روسيه بعد از فروپاشى شوروى) و اجتماع به خود رها شده نيز (آنچنانكه
توماس هابز» در قرن هجده ادعا كرده بود) مىتواند به منازعات قومى و جنگ داخلى ختم شود (مانند يوگسلاوى) (شارعپور، 1383) در چنين فضايى است كه طرح سرمايه اجتماعى جذاب به نظر مىرسد، يعنى اينكه در قرن حاضر، با توجه به پيشرفتهاى تكنولوژيك و مخصوصاً فرآيند جهانى شدن، نيروهاى اقتصادى رونق فراوانى يافتهاند و حيطه اثرگذارى آنها بسيار وسيع شده است. همچنين دولتها با توجه به مسئوليتهاى هر چه بيشترى كه به عهده مىگيرند و نقش فعالى كه در بسيارى از زمينهها بازى مىكنند بسيار قدرتمند و بزرگ شدهاند؛ در مقابل، روابط اجتماعى و نقشى كه آنها درجامعه بازى مىكند، آرام آرام تضعيف شدهاند در چنين فضايى صحبت كردن از اهميت روابط اجتماعى و اينكه اينگونه روابط مىتوانند كاركردها و منافع مثبتى داشته باشند جلب توجه مىكند. در واقع، واژه سرمايه اجتماعى كه در اواسط سالهاى 198٠ توسط افرادى چون «كلمن» و يا «بورديو» مطرح گرديد، امروزه به يكى از مصطلحترين مفاهيم علوم انسانى تبديل شده است. در عين حال وجود كلمه سرمايه در واژه سرمايه اجتماعى، تأكيد بر اين دارد كه سرمايه اجتماعى مثل سرمايه انسانى يا سرمايه اقتصادى، مولّد است، يعنى فرد مىتواند از طريق سرمايه اجتماعى ارزشى بوجود آورد، كارى انجام دهد، به هدفى نايل شود، مأموريتى را به انجام برساند كه در صورت فقدان سرمايه اجتماعى، آن اثر بوجود نمىآيد. (ساروخانى و همكاران، 1387)
2- 4 - 1 - ابعاد و شاخصهاى سرمايه اجتماعى
سرمايه اجتماعى داراى سه بعد اساسى است:
شامل الگوى پيوندهاى ميان اعضاء گروه و تركيب سازماندهى اين اعضاست. سلسله مراتب شبكه، تراكم و ميزان همگنى گروه يا اعضاى گروه از جمله شاخصهاى عمده بعد ساختارى هستند.
به كيفيت تعاملات و ارتباط اعضاء در درون يك گروه اشاره دارد. در اين بعد شاخصهايى نظير اعتماد و ارتباط متقابل مطرح است.
كمتر قابل اندازهگيرى بوده و مىتوان آن را ارزشهاى مشترك در ميان اعضاى يك گروه دانست. هنجارها، ارزشها، نگرش، باورها، فرهنگ شهرى و. . . در اين بعد قرار دارند.
حال با توجه به اين سه بعد به بيان شاخصها و عناصرى كه در هر بعد قرار دارند مىپردازيم. (ساروخانى و همكاران، 1387
جدول شماره1: شاخصهاى سرمايه اجتماعى به تفكيك ابعاد ساختارى، شناختى و هنجارى
<نمايش تصوير
2- 4 - 2 - سرمايه اجتماعى و جرم و بزهكارى
تغييرات به وقوع پيوسته در دهههاى اخير، نشان از تحول اساسى در ساختار نظام ارزشى جامعه مىدهد. تحولاتى كه چه بخواهيم و چه نخواهيم با نظم سنتى پيشين در تقابل است. امروزه با تشديد فرآيندهاى جهانى شدن و پيآمدهاى فرهنگى - اجتماعى آن، بهويژه مصرف گرايى، تكثر جوامع و به تبع آن آسيبهاى اجتماعى از قبيل افسردگى و اعتياد، جرم و بزهكارى، جنايت و شورشهاى اجتماعى، بيكارى و اوقات فراغت، مشكل در ازدواج، كنكور و. . . ، به موضوع سياستهاى اجتماعى مبدل شدهاند. نوجوانان و جوانان بهعنوان يكى از مهمترين گروههاى سنى، تنها افرادى نيستند كه در معرض فرآيندهاى متفاوت توسعه اجتماعى قرار گرفتهاند، بلكه آنها به شيوهاى متفاوت از ساير گروههاى سنى به اين رويدادها واكنش نشان دادهاند. (شيخى و همكاران)
انتخاب و محاسبه شاخص سرمايه اجتماعى، منوط به اهميت شاخص و همچنين دادههاى موجود است. در اين تحقيق با استفاده از تحقيق سعادت در سال 1386، ميزان جرم (نسبت تعداد پروندههاى قضايى به جمعيت) بهعنوان شاخص سرمايه اجتماعى مورد استفاده قرار گرفته است. نتايج تحقيق مزبور، نشان مىدهد در سالهايى كه جرم زياد بوده، سرمايه اجتماعى كاهش پيدا كرده است و در سالهايى كه ميزان ارتكاب جرم كم بوده، ميزان سرمايه اجتماعى در سطح بالايى قرار داشته است. (سعادت، 1386)
در آموزهها و اعتقادات دين اسلام زمينههاى وحدتنظر در مسائل اساسى و وجوه مشترك و مورد قبول همۀ مسلمانان نه تنها در اصول، بلكه در فروع نيز آنقدر زياد است كه مىتوان به راحتى گفت كه مسلمانان با يكديگر اختلاف قابل توجهى ندارند و چيزى كه بتواند مانع وحدت آنها باشد وجود ندارد.
در حال حاضر، مسلمانان در مورد مسائل زير كه همگى از مسائل اساسى اسلام هستند و پايههاى اصلى دين اسلام را تشكيل مىدهند همه با يكديگر وحدت نظر داشته و اختلافى ندارند.
همۀ مسلمانان اعم از شيعه و سنى به خداى واحد با همۀ خصوصيات و صفاتى كه قرآن كريم بيان مىكند ايمان دارند و پرستش را مخصوص و شايستۀ او مىدانند. به اعتقاد همۀ مسلمانان پرستش و عبادت غير خدا، هر كس و هر چيز كه باشد، شرك و غير قابل قبول است. (لااله الا الله)
اعتقاد همۀ مسلمانان بر اين است كه حضرت محمد ابن عبدالله (ص) آخرين پيامبر و فرستادۀ الهى است و پس از او پيامبرى نيامده و نخواهد آمد. (محمد رسول الله)
در ميان مسلمانان اعم از شيعه و سنى در مورد اينكه قرآن كريم كتاب خداست كه بر پيامبر خود حضرت محمد (ص) نازل فرمود تا مردم را با آن هدايت كند، هيچ اختلافى نيست.
همۀ مسلمانان، كعبه را كه در مكه مكرمه قرار دارد بهعنوان قبلۀ مسلمين قبول دارند و به سوى آن نماز مىخوانند. در ميان شيعه و سنى كسى وجود ندارد كه به قبلۀ ديگرى معتقد باشد.
بر هر فرد مسلمان واجب است در شبانه روز پنجبار نماز بخواند. صبح، ظهر، عصر، مغرب و عشاء. نماز به اعتقاد همۀ مسلمانان مهمترين عبادت خداست و در تعداد ركعات آن نيز ميان همه فرقههاى اسلامى وحدت نظر وجود دارد.
همه مسلمانان هنگام عبادت و نماز خواندن رو بهسوى كعبه مىايستند. حتى در مورد كيفيت خواندن نماز نيز اختلافى نيست.
روزه نيز از عبادات مهمى است كه همۀ مسلمانان در ماه مبارك رمضان هر سال با نيت اطاعت از فرمان خداى متعال انجام مىدهند و دربارۀ مسائل عمدۀ آن ميان فرقههاى مختلف اسلامى اتفاق نظر وجود دارد.
يكى ديگر از عبادات بسيار مهم و شكوهمند مسلمانان، حج است كه بر هر فرد مسلمان مستطيع، واجب است يكبار در عمر خود آن را انجام دهد.
خوشبختانه در مورد اصل اين عبادت و اركان آن ميان همه مسلمانان اعم از شيعه و سنى اتفاق نظر وجود دارد. زمان حج، مكان حج، احرام، تعداد طوافها، سعى، وقوف در عرفات و مشعرالحرام، وقوف در منى، رمى جمرات، قربانى، حلق و تقصير از مسائلى هستند كه همۀ مسلمانان نسبت به آنها همعقيده هستند و يكسان عمل مىكنند. البته در بعضى از موارد جزئى اختلاف نظرهايى بين فرقههاى اسلامى از جمله بين فرق چهارگانه اهل سنّت وجود دارد كه ناشى از اختلاف فتاواى فقهاى آنهاست و ضررى به اصل حجّ و اركان آنكه مورد اتفاق همۀ مسلمانان است وارد نمىكند. همين اتفاق نظر مسلمانان در عبادت شكوهمند و وحدت آفرين حج سبب شده است ميليونها مسلمان يكدل از سراسر جهان هر ساله در بيت الله الحرام در يك گردهمايى با شكوه گرد هم آيند و از مسائل و مشكلات همديگر آگاه شوند و قدمهاى مثبتى در جهت حل مشكلات جهان اسلام بردارند.
بديهى است اگر وحدت اسلامى و انسجام اسلامى تحقق يابد كنگره عظيم و شكوهمند حج مىتواند بزرگترين نقش را در حل مشكلات مسلمانان و پيشبرد اهداف اسلام داشته باشد.
عموم مسلمين اعم از شيعه و سنى در مورد وجوب جهاد براى حفظ كيان اسلام و دفع ظلم و تجاوز به امت اسلامى اتفاق نظر دارند.
يكى از مهمترين و حياتىترين وظايف مسلمانان فريضۀ امر به معروف و نهى از منكر است در روايات زيادى از پيامبر (ص) آمده است كه ترك امر به معروف و نهى از منكر موجب تسلّط اشرار و ستمگران بر مسلمانان مىشود. و در ادامه فرموده است: چنين مسلمانانى هر قدر به درگاه خداى متعال دعا و تضرّع كنند، دعايشان مستجاب نخواهد شد. (1)رمز اين مسئله در اين است كه امر به معروف و نهى از منكر، وسيلۀ بسيار خوبى براى پاكى جامعه و مبارزه با گناهان است. اين عمل مهم و حياتى از طريق خود مردم بهعنوان يك وظيفۀ دينى انجام مىشود و اثرات بسيار مثبتى در پاكى جامعه از آلودگيها و رشد و تعالى مسلمانان دارد. (2)
3- 1 - حج جلوه وحدت و اتحاد اسلامى
اتحاد به معناى با هم جور شدن و هماهنگ شدن است كه در واقع نوعى اتحاد و همبستگى مىباشد. معمولاً دولتهاى تشكيل دهنده اتحاد يا اتحاديهها داراى هدفهاى سياسى، اقتصادى، ايدئولوژى و فرهنگى مشابهى هستند. روشن و واضح است، اگر مسلمانان به ابعاد گوناگون حج توجه كنند و بدون تعصب آن گونه كه سزاوار مناسك حج است، عمل كنند، آنگاه حج يكى از بهترين جلوههاى وحدت و اتحاد اسلامى و زمينهساز تفاهم جهان اسلام خواهد بود؛ آن گونه كه امام خمينى (رحمه الله) فرمودند: « يكى از مهمات فلسفه حج، ايجاد تفاهم و تحكيم برادرى بين مسلمانان است.
حج يگانه فريضهاى است كه خداوند براى اداى آن، آحاد مسلمين را از گوشه و كنار جهان به يك نقطه معين و در زمان معين « ايام معلومات» فرا خوانده، به طورى كه اگر در غير اين مكان و زمان انجام گيرد، پذيرفته نخواهد شد.
اگر چه در گذشته و اكنون تلاشهائى شده و مىشود تا حج را فريضه فردى قلمداد كنند اما با غور در آيات و روايات فهميده مىشود كه حج، مركز اجتماع مسلمين است؛ زيرا اگر هدف، صرف انجام دادن مناسك و طواف گرد خانه خدا و. . . بود، چرا جواز انجام آن در طول سال صادر نشده است؟ چه لزومى داشت همه مردم مكلف باشند در يك مقطع زمانى خاص، در يك نقطه جمع شوند و در آن ايام هم در اجتماع يك روزه و يك شبه و سه روزه گرد هم آيند؟ ( لِيشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ ) پس منافعى كه مسلمانان بايد شاهد آن باشند منافعى است كه با حيثيت تجمع مردم و حالت اجتماع ارتباط پيدا مىكند و حتى مىتوان گفت: كه اگر از اين اجتماع، فايدۀ عمومى بدست نيايد، مقصود حاصل نخواهد شد.
حج فريضهاى اجتماعى است و از دلايل اجتماعى بودن حج اين است كه خطاب در آن متوجه عموم مردم است. ( وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يأْتُوكَ رِجالاً وَ عَلى كُلِّ ضامِرٍ يأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ * لِيشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ وَ يذْكُرُوا اسْمَ اللهِ فِي أَيامٍ مَعْلُوماتٍ عَلى ما رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعامِ فَكُلُوا مِنْها وَ أَطْعِمُوا الْبائِسَ الْفَقِيرَ ) در ميان مردم براى [اداى] حج بانگ برآور تا [زائران] پياده و [سوار] بر هر شتر لاغرى كه از هر راه دورى مىآيند به سوى تو روى آورند تا شاهد منافع خويش باشند و نام خدا را در روزهاى معلومى بر دامهاى زبان بستهاى كه روزى آنان كرده است، ببرند. پس از آنها بخوريد و به درمانده مستمند بخورانيد.
در اينجا كلمه «مردم» عام است و همين، عموميتِ اجتماعى بودن حج را مىرساند. و يا در آيات ديگرى چنين مىفرمايد: براى خدا بر مردم است آهنگ خانه او كنند، همانا اولين خانهاى كه براى مردم قرار داده شده سرزمين مكه است «بخاطر بياوريد هنگامى كه خانه كعبه را محل بازگشت مردم قرار داديم» خداوند كعبه را كه خانه محترم است وسيلهاى براى أقامه امر مردم قرار داده است.
با عنايت به عموميت دعوت ( أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ ) و اطلاق «منافع» و تفسير امام رضا (ع) مبنى بر اينكه منافع حج، افرادى را كه در مراسم حج نبودهاند نيز در بر مىگيرد، مىشود ادعا كرد كه بهطور قطع از منافعى كه بر مراسم باشكوه حج مترتب مىشود همان «منافع عمومى و اجتماعى» حج است.
همچنين مسلماً مقصود از ( قِياماً لِلنَّاسِ ) در آيه مباركه ( جَعَلَ اللَّهُ الْكَعْبَةَ الْبَيتَ الْحَرامَ قِياماً لِلنَّاسِ ) بعد اجتماعى آن است، چونكه با توجه به اطلاق كلمۀ «قياماً» و مناسبت آن با «للناس» و با عنايت به معنى «قيام» چنين استظهار مىگردد كه كعبه و حج، سبب اصلاح امور دينى و دنيوى مردم و باعث رفع نابسامانىها از جوامع مسلمين خواهد گرديد؛ زيرا كعبه بهعنوان ضامن جامعه بشرى مطرح شده است و اين به خاطر حرمت و جلالت و قداستى است كه كعبه در نظر عموم مردم دارد، لذا كعبه موصوف به «بيت الحرام» شده است، از اين رو محور فعاليت همگانى واقع مىگردد.
از سوى ديگر، همانطورى كه هدف از ارسال رسل و انزال كتب، «قيام مردم به قسط» مىباشد، بهترين وسيلۀ تحقق اين هدف، مراسم باشكوه حج مىباشد و اين يكى ديگر از منفعت اجتماعى حج است.
مدلهاى اقتصادى از نظر استفاده از دادههاى آمارى به سه بخش تقسيم مىشوند و در برخى از آنها براى برآورد مدل از اطلاعات سرى زمانى استفاده مىشود. بعضى ديگر از مدلها براساس دادههاى مقطعى برآورد مىشوند. روش سوم برآورد مدل كه در سالهاى اخير بيشتر مورد توجه قرار گرفته است، برآورد مدل براساس داده «پانل» است. در اين روش، يك سرى واحدهاى مقطعى طى چند سال مورد پردازش قرار مىگيرند. استفاده از دادههاى «پانل» داراى مزاياى زير است: ( اشراف زاده و مهرگان، 1387)
تعداد مشاهدات و دادهها در حالت «پانل» نسبت به حالتهاى ديگر بيشتر است و در نتيجه، باعث اعتماد بيشتر به برآوردها مىشود؛
در اين روش به محقق اجازه مىدهد مدلهاى پيشرفته را تبيين و آزمون كند؛
زياد بودن تعداد مشاهدات، مسئله همخطى در اقتصادسنجى را تا حدود زيادى از بين مىبرد؛
با استفاده از دادههاى «پانل» ، تورش برآوردها از بين مىرود.
در اين قسمت، مراحل پنجگانه تخمين، تبيين شده است. ابتدا از آزمون ريشه واحد پانل استفاده و سپس همانباشتگى دادهها با استفاده از آزمون همانباشتگى پانلى آزمون مىشود.
براى تشخيص اينكه در برآورد مدلهاى «پانل ديتا» كدام روش ( اثرات ثابت و اثرات تصادفى) مناسب مىباشد، از آزمون «هاسمن» (198٠) استفاده مىشود، در آزمون هاسمن، فرضيه صفر و فرضيه مقابل آن بهصورت زير بيان مىشود:
فرضيه صفر به معناى اين است كه بين جمله خطا ( كه در برگيرنده اثرات فردى است) ، و متغيرهاى توضيحى، هيچ ارتباطى وجود ندارد و در واقع، مستقل از يكديگر مىباشند. اين در حالى است كه فرضيه مقابل به اين معنى است كه بين جزء اخلال و متغيرهاى توضيحى، همبستگى وجود دارد ( اشراف زاده و مهرگان، 1387 در صورت رد فرضيه صفر، بهتر است كه از روش اثرات ثابت استفاده شود.
اگر b تخمين زننده روش اثرات ثابت و تخمين زن روش تصادفى باشد، آنگاه مىتوان نوشت:
«هاسمن» ثابت كرد كه اگر عبارت مذكور داراى توزيع بزرگتر باشد، فرضيه صفر مبنى بر اثر تصادفى رد شده و فرض اثر ثابت پذيرفته مىشود.
فرضيههاى آزمون ريشه واحد ايم، پسران و شين (1)، براساس فرضيات ريشه ى واحد (2)معمول است. در فرضيه اين آزمون، ها مىتوانند مقادير متفاوتى داشته باشند، به اين صورت كه واحدهاى مقطعى داراى ضرايب برابر نبوده، بلكه مجاز به تغيير در بين مقاطع هستند. فرضيههاى اين آزمون بهصورت زير است:
در اين آزمون از ميانگين آمارههاى، براى محاسبه آماره استفاده مىشود. اگر، نشان دهنده آماره t براساس آماره آزمون ADF
(3)براى آزمون ريشه واحد i امين
<نمايش تصوير
مقطع، با وقفه و ضرايب آزمون باشد، آماره استاندارد بهصورت رابطه 1 تعريف مىشود:
(1)
كه در آن با افزايش N و T به سمت بىنهايت، اين آماره به سمت توزيع نرمال استاندارد ميل مىكند. به منظور ايجاد يك آماره استاندارد، ايم، پسران و شين، ارزشهاى و اين مقادير را كه به وسيله شبيهسازى به دست آمدهاند، محاسبه كردهاند.
(2)
پس از محاسبه اين آماره، اگر مقدار آماره محاسبه شده از آماره جدول كوچكتر باشد، فرضيه ريشه واحد قابل رد شدن نيست. علاوه بر آماره t استاندارد محاسبه شده توسط آماره آزمون ADF ، مىتوان از آماره LM نيز استفاده كرد:
(3)
كه در آن، عبارت از آماره ريشه واحد انفرادى براى آزمون فرضيه در برابر فرضيهاست. در اينجا نيز مىتوان از LM استاندارد شده استفاده كرد.
<نمايش تصوير
(4)
آزمون همانباشتگى «پانل ديتا» ابتدا توسط «پدرونى» در سال 1995 به كار برده شد. در اين آزمون، فرضيه صفر () دلالت بر عدم وجود همانباشتگى ميان متغيرهاى موجود در مدل دارد. در اين تحقيق براى بررسى آزمون همانباشتگى ميان متغيرها از آزمون همانباشتگى پدرونى استفاده شده است. اين روش، رگرسيون همانباشتگى جداگانهاى براى هر كشور تخمين مىزند و بعد از آن براى آزمون پايايى جملات اخلال از هفت آماره استفاده مىكند. چهار مورد از اين آزمونها ضرايب اتو رگرسيو مرتبه اول را محدود مىكنند تا براى همه كشورها يكسان باشد.
پدرونى اين آمارهها را بهعنوان آمارههاى همانباشتگى پانل معرفى مىكند. سه آماره ديگر براساس ميانگين ضرايب اتو رگرسيو مىباشند كه براى هر كشور به طور جداگانه تخمين زده مىشود. بنابراين، اين آمارهها به ضرايب اتو رگرسيو اجازه مىدهد كه از كشورى به كشور ديگر تغيير كند كه بهعنوان آمارههاى هم انباشتگى گروهى - ميانگين پانل شناخته مىشوند. اولين آماره همانباشتگى پانل يك آزمون نسبت واريانس غير پارامتريك است. دومين و سومين نوع آماره پانل نيز به ترتيب آمارههاى t و rho و فيليپس پرون ( PP( مىباشد. به طريق مشابه، در مورد اول از آمارههاى همانباشتگى گروهى -
ميانگين پانل به ترتيب آمارههاى rho و t فيليپس پرون مىباشد. سومين آماره نيز آزمون ADF گروهى - ميانگين است كه مشابه يا آزمون ريشه واحد پانل ايم و همكاران مىباشد.
در اين مطالعه به منظور بررسى رابطه بين تعداد زوار به كعبه و شاخصهاى سرمايههاى مختلف از الگوى حداقل مربعات معمومى ( OLS( استفاده شده است.
كه در آن سرانه تعداد زائران از كشورهاى منتخب، H شاخص سلامتى، I شاخص درآمد، T شاخص اميد به زندگى، E آموزش، ID شاخص توسعه انسانى، CR شاخص سرمايه اجتماعى در كشورهاى مورد مطالعه مىباشند.
<نمايش تصوير
دادههاى پژوهش سالانه مىباشند و دوره زمانى 2010 - 20٠5 را در بر مىگيرند. كشورهاى مورد بررسى در اين تحقيق شامل بحرين، مصر، ايران، عراق، سوريه، هند، اندونزى، كويت، پاكستان، قطر و امارات مىباشند. همانطور كه بيان شد، در اين تحقيق شاخص سلامت ( H( ، شاخص درآمد ( I( ، شاخص توسعه انسانى ( ID( و شاخص اميد به زندگى ( T( براى نشان دادن سرمايه انسانى استفاده شده است. شاخص آموزش ( E( نشان دهنده سرمايه فرهنگى، شاخص ميزان جرم ( CR( ، شاخص نشان دهنده ميزان سرمايه اجتماعى در كشورهاى منتخب مىباشد. شاخصهاى آموزش ( E( از طريق محاسبات HDRO بدست آمده است. شاخص سلامت ( H( و شاخص درآمد ( I( نيز از محاسبات HDRO ، شاخص HDI از طريق محاسبات HDRO بر پايه دادههاى UNDESA سال 2011 بدست آمده است. دادههاى جمعيت با استفاده از UNDESA بدست آمده است. تعداد زوّار ( N( با استفاده از سايت اطلاعات و آمار كشور عربستان بدست آمده است. ميزان جرم ( CR( با استفاده از سايت NationMaster بدست آمده است.
6- 2 - 1 - آزمون اثرات ثابت يا تصادفى
براى آنكه بتوانيم بين مدلهاى اثرات ثابت و اثرات تصادفى، از نظر قدرت توضيحدهندگى متغير وابسته، مقايسهاى انجام دهيم، از آزمونى به نام آزمون هاسمن استفاده مىكنيم. در اين راستا با استفاده از آزمون هاسمن نتايج بهصورت زير مىباشد:
براى جدول 2: نتايج آزمون هاسمن
با توجه به نتايج بالا و مقدار احتمال فرضيه صفر رد مىشود لذا اثرات تصادفى ناسازگار است و لازم است جهت برآورد از اثرات ثابت استفاده مىشود.
6- 2 - 2 - آزمون ايستايى در دادههاى پانلى
در اين راستا، بايستى ابتدا از ايستا بودن متغيرها اطمينان حاصل كرد، بنابراين در اين قسمت با استفاده از آماره آزمون IPS ، ابتدا به بررسى ايستايى متغيرها پرداخته شده كه نتيجه اين آماره آزمون در جدول آمده است:
جدول 3: نتايج آزمون IPS
مأخذ: يافتههاى تحقيق
<نمايش تصوير
سطح معنى دارى 1 درصد
با توجه به نتايج جدول 3، مشاهده مىشود كه تمام متغيرهاى مورد بررسى در سطح معنادار مىباشند.
6- 2 - 2 - آزمون هم انباشتگى پانلى
در مرحله بعد از آزمون همانباشتگى پانلى پدرونى استفاده شده و همانباشتگى متغيرها در بلند مدت بررسى مىشود، نتيجه اين آماره آزمون در جدول 4 آمده است.
جدول 4: نتايج آزمون هم انباشتگى پانلى با استفاده از آزمون پدرونى
<نمايش تصوير
ماخذ: يافتههاى تحقيق
سطح معنى دارى 1 درصد
با توجه به نتايج آزمون همانباشتگى پانلى پدرونى كه در جدول4 آورده شده است، متغيرهاى مدل در كشورهاى مختلف با استفاده از آمارههاى Panel v - Statistic ، Panel PP - Statistic ، Panel ADF - Statistic ، Group PP - Statistic ، Group ADF - Statistic در سطح1 درصد معنادار مىباشند. بنابراين متغيرها در بلندمدت در كشورهاى مورد مطالعه همانباشته مىباشند و داراى رابطه معنادارى مىباشند.
6- 2 - 3 - نتايج تخمين مدل
جدول شماره 5 نتايج حاصل از تخمين معادله اثر سرمايههاى انسانى، سرمايههاى اجتماعى و سرمايههاى فرهنگى بر تعداد زائران كشورهاى منتخب در مراسم حج را نشان مىدهد.
همانطور كه مشاهده مىشود در تخمين مورد پذيرش 97 درصد از تغييرات متغير وابسته توسط متغيرهاى مستقل مدل توضيح داده شده است. متغير درآمد ( I( اثر مثبت و معنى دارى بر تعداد زوار از هر كشور دارد علت اين امر را مىتوان بدين صورت بيان كرد كه با افزايش درآمد تقاضا براى كالاهاى لوكس افزايش مىيابد و سفر از جمله سفرهاى زيارتى در كشورهاى مسلمان بهعنوان يك كالاى لوكس براى ساكنان آن كشورها تلقى مىگردد و در اين صورت با افزايش درآمد بر تعداد زوار از هر كشور به قصد زيارت مكه مكرمه افزايش مىيابد. شاخص توسعه انسانى ( ID( ، شاخص اميد به زندگى ( T( از جمله متغيرهاى معنادار و اثرگذار بر درصد زوّار از كشورهاى منتخب به خانه خدا در سطح معنادارى، پنج درصد مىباشند. اميد به زندگى يك شاخص آمارى است كه نشان دهنده متوسط طول عمر در يك جامعه مىباشد. انسان هر قدر كه بر سنش افزوده مىشود، بيشتر احساس مىكند كه زندگى اين جهان يك حبس طولانى بيش نيست و اميد و اشتياق آزادى و رهايى و گام نهادن به افقهاى بالاتر را در دل خود مىپرورد. چون به بالا بنگرد، درخواهد يافت كه امور اين جهانى تا چه اندازه كوچك و حقيرند. چون رو به سوى پروردگار جهان كند، همه سختىها و مرارتها آسان مىشود و تمايل به حج كه زيباترين جلوه نظر به سوى پروردگار است در او افزايش مىيابد. بنابراين انتظار مىرود كه در جوامعى كه متوسط سن بالاتر است تعداد زائران بيشتر باشد.
شاخص سلامت ( H( نيز داراى اثر معنادارى بر متغير وابسته مىباشد. انسان در پرتو تندرستى مىتواند مسير كمال و قرب الهى را بپيمايد. هر چه وضعيت بهداشت و درمان بهتر باشد تقاضا براى سفر حج بيشتر
مىباشد. از سوى ديگر اعمال سنگين حج نيازمند بهرهمندى از توانايى و استطاعت جسمى و يا روانى لازم مىباشد. در واقع هر چه افراد احساس تندرستى كنند و از سلامت جسمانى كافى برخوردار باشند تمايل بيشترى جهت انجام فرايض دينى از جمله مهمترين آنها كه سفر حج مىباشد، پيدا مىكنند.
شاخص آموزش نيز داراى اثر مثبت و معنادارى بر توسعه تعداد زوّار از هر كشور دارد. با انجام آموزش و شناساندن نقش عبادات دين و شعائر دينى در افزايش امنيت روانى، تمايل به انجام تكالف دينى از جمله حج، زياد مىشود. علاوه بر اين هر چه سطح آموزش در جامعه زياد باشد، نشان از برخوردارى آن امت از سرمايه فرهنگى بالاتر مىباشد. همچنين جامعهاى كه از سرمايههاى فرهنگى بالاترى برخوردار مىباشد ميزان تعاون و همكارى در آن جامعه بيشتر و چون انجام سفر حج، نياز به همكارى و قدرت تحمل افراد دارد، انتظار مىرود كه با افزايش سرمايه فرهنگى بر تعداد زوّار از هر كشور نيز افزوده گردد.
شاخص ميزان جرم، اثر منفى و معنادارى بر تعداد زوّار هر كشور دارد. همانطور كه بيان شد هر چه ميزان جرم در جامعهاى كمتر باشد، آن جامعه از سرمايه اجتماعى بالاترى برخوردار مىباشد. در سايه سرمايه اجتماعى، اعتماد، اطمينان، همبستگى و انسجام فراهم مىشود، بنابراين تمايل براى حج بهعنوان يك فريضه اجتماعى، افزايش مىيابد. اما هرگونه كاهش سرمايه اجتماعى به كاهش مشاركتهاى سياسى، فرهنگى، اجتماعى، اقتصادى و آسيبهاى اجتماعى، بىاعتمادى، يأس و نااميدى مىانجامد.
بنابراين كاهش ميزان جرم كه به معناى افزايش سرمايه اجتماعى است، سبب افزايش تعداد زائران از كشورهاى منتخب شده است.
علاوه بر اين از بين شاخصهاى مختلف، سهم شاخص توسعه انسانى و شاخص درآمد از شاخصهاى بيان كننده سرمايه انسانى خيلى بيشتر از ساير شاخصهاى ديگر مىباشد كه نشان دهنده سهم بالاى سرمايه انسانى هر امتى بر تعداد زائران شركت كننده در مراسم حج از هر كشور مىباشد.
<نمايش تصوير
اساسا تعاليم اسلام به گونهاى است كه اتحاد و همبستگى مسلمانان را صرفنظر از تنوع قومى، نژادى، زبانى و فرقهاى ترويج مىنمايد. برآيند اتحاد را در تاريخ اسلام به خوبى مىبينيم مسلمانان، در پرتو تعاليم روح بخش اسلام از جمله، حج و رهبرى خردمندانه پيامبر اسلام (ص) در فضاى وحدت و برادرى در مدت كوتاهى به پيروزىهايى چشمگيرى دست يافتند. اگر نظرى به ابعاد مختلف حج بياندازيم، به خوبى درمىيابيم كه حج يكى از مظاهر عظيم انسجام در امت اسلامى است. در اين تحقيق با بيان حج بهعنوان يك پديده اجتماعى كه از مهمترين مظاهر اتحاد مسلمان مىباشد، به بررسى نقش سرمايه انسانى، سرمايه فرهنگى و سرمايه اجتماعى بر تعداد زائران از كشورهاى مسلمان به مكه مكرمه، پرداخته شده است. نتايج نشان مىدهد افزايش هر كدام از سرمايهها سبب افزايش تعداد زائران از كشورهاى منتخب در مراسم حج مىشود. در واقع هر چه سرمايههاى انسانى و اجتماعى و فرهنگى در يك امت بيشتر باشد، به معناى برخوردارى از اجتماعى منسجم و متحد و سطح بالاى اعتماد مىباشد. در چنين ملتى توجه و برخوردارى از فرايض دينى نيز بيشتر مىباشد. در اين بين حج بهعنوان يگانه فريضهاى است كه خداوند براى اداى آن، آحاد مسلمين را از گوشه و كنار جهان به يك نقطه معين و در زمان معين ( أَيامٍ مَعْلُوماتٍ ) فرا خوانده از اين امر مستثنى نيست. در اين بين سهم سرمايه انسانى بيشتر از ساير سرمايهها مىباشد.
منابع
قرآن كريم، ترجمه گروهي، رضايي اصفهاني و همكاران، قم، اعتماد، چ اول، 1383 ش.
تفاسير علي ابن ابراهيم و برهان از خاصه، به نقل از بينات شأن نزول آيات، ص139، محقق: محمد باقر، چ2، تهران، 1359ش.
خدايي، ابراهيم ( 1388) ، بررسي رابطه سرمايه اقتصادي و فرهنگي والدين دانش آموزان با احتمال قبولي آنها در آزمون سراسري سال تحصيلي 1385، فصلنامه انجمن آموزش عالي ايران، سال اول، شماره چهارم، صص 84 - 65.
دائرة المعارف قرآن كريم، مركز فرهنگ و معارف دفتر تبليغات اسلام.
دائرة المعارف قرآن كريم، مركز فرهنگ و معارف دفتر تبليغات اسلامي قم، ج، ص.
دهمرده، نظر، اسفندياري، مرضيه، رادنيا، مرجان (1389 ارزيابي شاخص توسعه انساني در استان سيستان و بلوچستان، فصلنامه علمي پژوهشي رفاه اجتماعي، سال دهم، شماره 36. ص 184 - 176.
رهبري، حسن 138٠، مجد نهاد عبادت و ستاد ولايت. تهران: دبيرخانه كانونهاي فرهنگي هنري مساجد.
ساروخاني، باقر، اماني كلاريجاني، امرالله، "سرمايه اجتماعي: ابعاد، ديدگاهها و شاخصها"، برگرفته از وبلاگ غفور شيخي. http: //searches. blogfa. com/post - 211. aspx
سفيري، خديجه، آراسته، راضيه (1386) ، بررسي رابطه سرمايه اقتصادي زنان با نوع روابط همسران در خانواده، مجله علمي پژوهشي تحقيقات زنان، سال دوم، شماره اول، صص 147 - 114.
سيد محمد ضياء آبادي، حج برنامه تكامل، انتشارات بنياد خيريه الزهرا، ص.
سعادت، رحمان (1386) برآورد روند سرمايه اجتماعي در ايران (با استفاده از روش فازي) ، سايت جهاد دانشگاهي.
شارع پور، محمود، (138٠) ، فرسايش سرمايه اجتماعي و پيآمدهاي آن، نامه انجمن جامعه شناسي تهران، نشر كلمه.
شيخي، غفور، مقوم، سعيده، بررسي جامعه شناختي نمودهاي سرمايه اجتماعي در ايران، برگرفته از وبلاگ شخصي غفور شيخي. http: //searches. blogfa. com/post - 211. aspx
فوكوياما. فرانسيس، ( 1379) ، پايان نظم، ترجمه غلامعباس توسلي، تهران، انتشارات جامعه ايرانيان.
فرهنگ علوم سياسي، مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران، ص.
فيض الله زنده، علي، (1383) ، بررسي مقايسهاي شاخصهاي توسعه انساني و كشورهاي همسايه، فصلنامه رفاه اجتماعي، شماره 9، صص 13 - 25.
كلمن، جيمز، (1377 بنيادهاي نظريههاي جامعه شناسي. تهران. نشر ني.
كليني، اصول كافي، ج1، ص333.
مجلسي، بحار الانوار، ترجمه و شرح جواد مصطفوي، ج97، ص72.
يوسفي جولندادن، منصور، ( 1387) كاركرد مزارات و زيارتگاهها. كتابخانه تخصصي حج، اعتقادات و پاسخ به شبهات، مجموعه مقالات همانديشي زيارت - جلد دوم.
Bourdieu
، P.)1983(. Norms of capital in J. C. Richards) ed. ( X yncs ztbtpuf aRt ynctI fgfyawqtb often we hoRtbt ، C - wyme in New York: reenwood press 2. Coleman
، J. S. & Hoffer ، T)1987(. "Public and private 3. schools: the impact of communities"
، Basic Books ، New York. 4. Fukuyama
، F.)1997( ، Social Capital and the Modern Capitalist Economy: Creating a HighTrust Workplace, " Stern Business Magazine ، 4)1( 5. Putnam
، R.)1993( ، The Prosperous Community - Social Capital and Public Life ، American Prospect ، 13 ، 36 6.
Ranis G.)20٠4(
، Human development and economy growth. Economic 7. growth Center
، Yale University Center Discussion paper no. 887. 8. UNDP
، Human Development Report)20٠7 - 20٠8( ، New York ، Oxford University pres. 9. Wollenbaek
، Dag and Per Selle. 20٠2 "Does Particip ation in Voluntary Associations Contribute to Social Capital: The Impact of Intensity ، Scope And Type. : " Nonprofit and Voluntaty Sevtor Quarterly. 31)1(: 32 - 61 10. World Bank
، )2010( ، Doing business 2011," Doing Business 20٠9" A copubl ication of the World Bank ، the Intern ational Finance Corp oration ، and Palgrave Macmilla. Washington ، DC 20433 11. www. doingb usiness. org
، J. S.)1988(,"Social capital in the creation of human 13. capital"
، American Journal of Sociology ، Vol. 94 ، PP. S95 - S120 گزارش خروجى Eviews
<نمايش تصوير
<نمايش تصوير
<نمايش تصوير
<نمايش تصوير
<نمايش تصوير
<نمايش تصوير
<نمايش تصوير
<نمايش تصوير
<نمايش تصوير
<نمايش تصوير
<نمايش تصوير
مرتضى عزتى (1)
نيره رحيمى (2)
چكيده
حج و عمره از نهادهاى برجسته اسلامى هستند. حج و عمره دو عمل عبادى واجب و مستحب مذهبى هستند كه در اسلام به آن توجه بسيارى شده است. تقاضاى سفر حج و عمره از تقاضاهاى مذهبى شمرده مىشود و بهرهمندى از اين سفر براى افراد هم رضايت خاطر آخرتى و هم رضايت خاطر دنيايى فراهم مىكند. بر اين پايه، تقاضاى آن، تابعى از متغيرهاى برانگيزاننده دنيايى و هم تابع متغيرهاى برانگيزاننده مذهبى است. در اين مقاله در پى برآورد تابع تقاضاى سفر حج و عمره در ايران هستيم. بر پايه نظريه، اين تقاضا تابعى از متغيرهايى مانند درآمد، ثروت، سرمايه مذهبى، ايمان، سن، جمعيت و تقاضاى جانشين است. اين دو تابع با به كارگيرى دادههاى تابلويى براى استانهاى كشور با روش اقتصادسنجى دادههاى تابلويى در سالهاى 138٠ تا 1386 برآورد شده است.
نتيجه برآوردها نشان مىدهد تقاضاى سفر حج، تابعى مثبت از درآمد، ثروت، سن و سرمايه مذهبى و جمعيت است. همچنين اين تقاضا رابطه مثبت با تقاضاى دوره قبل سفر حج و رابطه منحنى با سفر جانشين عمره دارد. تقاضاى سفر عمره نيز با متغيرهاى ياد شده
رابطهاى مانند تقاضاى سفر حج دارد.
واژههاى كليدى: تابع تقاضا، حج، عمره، سرمايه مذهبى
طبقه بندى JEL:
در نظريه تقاضا، تقاضاى كالاها و خدمات مذهبى نيز تحت تأثير عوامل تعيين كننده تقاضاى كالاها و خدمات ديگر مانند درآمد، ثروت، قيمت و مانند اينهاست، اما افزون بر اينها تابعى از سرمايه مذهبى (براى تقاضاى فردى و اجتماعى) ، ايمان فردى و سن افراد است. تقاضاى سفر حج و عمره نيز از اين گونه تقاضاهاى خدمات مذهبى است. سفر حج و عمره افزون بر اينكه مىتوانند رضايت خاطر دنيوى ايجاد كنند، با فرض نيت الهى، مىتوانند موجب به دست آوردن رضايت خاطر در زندگى پس از مرگ نيز بشوند. با وجود اين، سفر حج در شرايطى براى برخى واجب است، اما سفر عمره مستحب است و اين حكم، اندك تفاوتهايى در تقاضاى آنها ايجاد مىكند. افزون بر اين براى تقاضاى حج، محدوديت مؤثرى وجود دارد و تقاضاى موثر نمىتواند در هر زمان دلخواه برآورده شود و به اين علت بخشى از تقاضا را به سمت ديگرى جابجا مىكند.
يادآورى اين نكته در اينجا خوب است كه تقاضاى كالاها و خدمات مذهبى، ويژگى برانگيزانندگى مذهبى دارد. تقاضاى بسيارى از اين كالاها و خدمات با كالاها و خدمات دنيايى تفاوت اساسى مىكند. نمونه آن حج است. حج سفرى و. اجب است كه براى افرادى كه با انگيزه مذهبى به آن مىروند هيچ سفر جايگرين ديگرى نمىتواند جاى آن را بگيرد. يعنى هيچ سفر خارج از كشورى جاى ديدار خانه خدا را براى او نخواهد گرفت. در رخدادها نيز اين گونه است كه تنها سفر خارج از كشور بيشتر افراد همين سفر و يا زيارتهاى مانند آن است. يعنى بسيارى از تقاضاهاى مذهبى جايگزين ندارند و اگر هم دارند بايد آن انگيزه مذهبى را پوشش دهد. همچنين تقاضاى مذهبى نيازمند ايمان مذهبى است كه در صورت نبود آن ممكن است تقاضا رخ ندهد. به نظر ما درست نيست تقاضاى سفر حج را با نگاه به گردشگرى بررسى كرد بلكه بايد آن را با رويكرد تقاضاى يك كالا يا خدمت مذهبى بررسى كرد.
در اين مقاله ما تلاش مىكنيم با اين رويكرد به تقاضاى سفر حج و عمره نگاه كنيم و بر اين پايه هم بايد پيشينه پژوهش ما با اين رويكرد مرور شود و هم متغيرهايى كه تقاضاى مذهبى را بر مىانگيزانند وارد بررسى شوند.
در اين مقاله در پى برآورد جداگانه تقاضاى سفر حج و تقاضاى سفر عمره هستيم. با توجه به مطالعات نظرى و تجربى انجام شده در زمينه تقاضاى كالاها و خدمات مذهبى با رويكرد اسلامى، همچنين در نظر گرفتن قواعد اسلامى و محدوديتهاى آمارى، متغيرهاى اندازه جمعيت، درآمد،
ثروت، سن و سرمايه مذهبى بهعنوان متغيرهاى توضيحى انتخاب شدهاند. دو تابع تقاضاى حج و تقاضاى عمره به روش دادههاى تابلويى اقتصادسنجى برآورد شده است. دادههاى استفاده شده، دادههاى استانهاى كشور براى سالهاى 1379 تا 1386 هستند. نكته قابل تأمل اينكه به علت كمبود برخى دادهها مانند دادههاى درآمد سرانه، برآورد مدل براى سالهاى بعد از سال 1386 امكان پذير نشده است. همچنين اگر مىتوانستيم ايمان را نيز وارد تحليل كنيم كار بسيار كاملتر مىشد ولى چون دادههايى در كشور براى اين متغير نداريم چنين كارى ممكن نشد. البته متغير سرمايه مذهبى كه يك عامل اثرگذار سرمايهاى بر تقاضاى كالاها و خدمات مذهبى است و سن نيز كه با تناسب ايمان بر تقاضاى اينگونه كالاها و خدمات اثر مىگذارد وارد شدهاند.
كار پژوهشى كه اين مقاله نتيجه آن است، اولين برآورد تابع تقاضاى حج و تابع تقاضاى عمره در ايران است. همچنين وارد كردن متغيرهاى سن، ثروت و سرمايه مذهبى بهعنوان عوامل اثرگذار بر تقاضاى حج و تقاضاى عمره تنها در اين كار انجام شده است كه اثر آنها نيز به خوبى در نتايج برآوردها نشان داده شده است و نتايج اين برآورد را منحصر به خود كرده است. در اين مقاله پس از مقدمه به پيشينه پژوهش و چارچوب پژوهش اشاره مىشود. سپس تابع تقاضاى حج و تابع تقاضاى عمره به روش دادههاى تابلويى برآورد مىشود و در پايان نتايج ارائه مىشود.
مىتوان تقاضاى حج و تقاضاى عمره را در ادبيات پژوهش با دو رويكرد پيگيرى كرد: يكى با رويكرد گردشگرى مذهبى و ديگرى با رويكرد رفتار تقاضاكننده مسلمان. با توجه به اينكه بررسى ما از رويكرد دوم است، در آغاز اشارهاى به برخى پژوهشها از نوع رويكرد يك مىكنيم و پس از آن، پيشينه پژوهش را به طور بسيار مختصر با رويكرد دوم، در چارچوب دو بخش مطالعات نظرى و تجربى اشاره مىكنيم.
در زمينه گردشگرى مذهبى در كشور پژوهشهاى قابل توجهى انجام شده است، مانند پژوهشهاى ابراهيم زاده، كاظمىزاد و اسكندرى ثانى (139٠) ، احمدى شاپورآبادى و سبزآبادى (139٠) ، تقوايى، موسوى و غلامى (1389) و مومنى، صرافى و قاسمى خوزانى (1387) و همچون اينها. با اين وجود درباره تخمين تابع تقاضاى گردشگرى مذهبى پژوهش درخورى يافت نمىشود. همچنين در ايران پژوهشى كه سفر حج را بهعنوان گردشگرى مذهبى بررسى كرده و تابع تقاضا براى آن برآورد كرده باشد نيز يافت نكرديم. در كشورهاى ديگر درباره گردشگرى مذهبى و تقاضاى آن بررسىهاى
بسيارى شده است، مانند مگدالنا ورزساك (1)و كارمن ماريا كات (2)(٢٠٠٩) ، آنجرز روبيو گيل (3)و جاوير دى استبان كاريل (4)(٢٠٠٨) ، اس ويجاياناند (5)(2012) ، علا گادو كانا (6)(٢٠١١) و مانند اينها. اما در كشورهاى ديگر درباره تخمين تابع تقاضاى حج و عمره نيز بررسى شايانى يافت نكرديم.
شايد بتوان گفت از نخستين نوشتههايى كه بهشيوه علمى امروز در چارچوب نظرى دربارۀ رفتار تقاضاكننده مسلمان چاپ شده است، كار محمد منذر كهف (7)(١٩٧٣) است. او در اين نوشته با نام «مقدمهاى بر مطالعه اقتصاد اسلام» ، بيان مىكند كه چشمانداز زمانى مصرفكننده مسلمان، از مصرفكننده غيردينى تفاوت دارد ( Kahf ، ١٩٧٣؛ P ١٠ - ١٣) . او در مقالهاى ديگر با نام «بحثى در زمينه رفتار مصرف كننده در جامعه اسلامى» (كهف، ١٣٧۵) عقلايى بودن رفتار مصرف كننده بر پايه اصول اسلامى را مطرح و نتايج زير را ارائه مىكند:
١ - اهداف مصرف كننده، در بردارندهى گسترش زندگى به جهان پس از مرگ است، همچنان كه در برگيرنده لذت به دست آمده از مصرف مادى است.
٢ - با جايگزين كردن «هزينههاى نهايى» به جاى «مصرف» ، كه تركيبى است از هزينه كالاها و خدماتى كه در زندگى اين جهان موجب رضايتمندى مصرف كننده مىشود و هزينههاى در راه خدا (كه در تحليل سنتى مصرف جاى ندارد) ( Kahf ، ١٩٧۴) .
«انس زرقا» در نوشته خود، بر پايه نظريه «شاطبى و غزالى» ، حدود مصرف در سطح كفايت و كمتر از اسراف، همچنين هدف بودن پاداش آخرتى را مطرح مىكند. بر پايه نظر او، هدف مصرفكننده، بيشينهكردن مطلوبيت ناشى از مصرف در اين جهان و پاداش در جهان ديگر است ( Zarga ، ١٩٧۶؛ P ٣٠ - 45) .
«توتونچيان» در كتاب تئورى تقاضا و تحليل اقتصادى انفاق با بحثهاى اقتصاد خردى، با وارد كردن متغير كفايت، بهعنوان مرز اسراف در مصرف شخصى و اسراف در انفاق بهعنوان بيشينهكننده
انفاق مجاز و با وارد كردن قيد بودجه به استخراج تابع تقاضا و انفاق مسلمان مىپردازد (توتونچيان، 157:1363 - 128
«فهيم خان» در مقاله «تابع مصرف كلان در چارچوب اسلامى» ، كل مصارف مصرف كننده مسلمان عقلايى را به دو دسته زير جدا مىكند: 1 - مصرف براى به دست آوردن رضايتمندى در اين جهان. 2 - مصارف ديگر با هدف به دست آوردن پاداش در جهان پس از مرگ. وى با وارد كردن ضريبى براى نشان دادن اثرگذارى تقوا در مصرف (جلوگيرى از اسراف) ، ضريب ديگرى را نيز براى نشان دادن اثر تقوا بر انفاق افزون بر واجب، وارد مدل خود مىكند (مجموعه مؤلفين، 85:1375
«مشرف جوادى» هزينههاى مصرفى فرد مسلمان را به دو دسته زير تقسيم مىكند:
الف. برآوردن نيازهاى مادى خود و افراد تحت تكفل؛
ب. برآوردن نيازهاى ديگران براى رضاى خدا.
تخصيص منابع درآمدى بين اين دو دسته به درجه تقواى وى بستگى دارد (مشرف جوادى، 6٠:1365 - 52
حسينى در كتاب تخصيص درآمد و رفتار مصرف كننده مسلمان، عوامل اثرگذار بر تخصيص درآمد فرد مسلمان را نياز، درآمد، تقوا، تبليغات، قيمت كالا، سليقه مصرف كننده و عوامل ديگر بيان مىكند (حسينى، 169:1379 - 120
عزتى با وارد كردن عامل ايمان در نظريه رفتار مصرف كننده بهصورت درجه اطمينان و باور به زندگى پس از مرگ به نشان دادن اثر آن بر رفتار مصرف كننده مىپردازد. در اين اثر براى انسان سه دوره زمانى حال، آينده و زندگى پس از مرگ در نظر گرفته مىشود و انسان با نگاه به اين سه دوره زمانى، دارايى خود را براى دستيانى به بيشترين اندازه مطلوبيت تخصيص مىدهد كه تابعى از درجه ايمان اوست (عزتى، 16:1382 - 11
«مير معزّى» نيز در مقاله «مبانى خردى الگوى مصرف كلان اسلامى» به الگوى تخصيص درآمد مسلمان مىپردازد. وى مىنويسد عوامل كمى تخصيص درآمد مازاد، پس از كم كردن مصرف و سرمايهگذارى واجب، نرخ سود سرمايهگذارى و نسبت فقيران به كل جمعيت جامعه و عوامل كيفى نيز نياز و ايمان هستند. سپس سه تابع مصرف، سرمايهگذارى و انفاق فرد مسلمان را استخراج كرده و اثر هر يك را بر سه تابع مصرف، سرمايهگذارى و انفاق با مدل رياضى نشان مىدهد (ميرمعزى، 48:1384 - 34
«عزتى و عاقلى» (1387) در مقاله «سرمايه مذهبى: ماهيت و عناصر تشكيل آن» مفهوم سرمايه مذهبى را ارائه و اثر آن بر رشد و توسعه اقتصادى را تحليل مىكنند و اين اثر را در چارچوب مدلى با روش
اقتصادسنجى براى استانهاى كشور برآورد مىكنند (عزتى و عاقلى 1387
«عزتى» در مقاله (1388، 96 - 365) اثر سرمايه مذهبى بر مصرف را از ديدگاه نظرى تحليل كرده است. از اثرهاى سرمايه مذهبى بر رفتارهاى اقتصادى، اثر آن بر مصرف و رفتارهاى مصرفى فردى و اجتماعى است. وظايف و توصيههاى ويژه مذهب درباره رفتارهاى مصرفى و توزيع درآمد در صورت وجود ايمان كافى و نيز سرمايه مذهبى كافى در جامعه، موجب تغيير مصرف گروههاى درآمدى جامعه، نوع كالاها و خدمات مصرفى افراد و جامعه و نيز تغيير توزيع درآمد و مصرف در جامعه مىشود. اين نكات تحليل شده و در چارچوب تابع مصرف (هزينههاى) فردى و اجتماعى وارد شده است. بر پايه اين مقاله مىتوان تابع هزينههاى مذهبى افراد يعنى هزينههاى بر روى كالاها و خدمات توصيه شده مذهبى را كه معناى عام زكات نيز دارند بهصورت زير نوشت.
<نمايش تصوير t t t
كه در آن: CRi هزينههاى مذهبى فرد، Ii درآمد فرد، PR قيمت نسبى كالاها و خدمات مذهبى، Bi ايمان فرد، Oi سن فرد، Rci سرمايه مذهبى فردى و Rcs سرمايه مذهبى اجتماعى است.
منابع دينى و ادبيات تخصيص درآمد (تقاضاى) مسلمان نشان مىدهد كه عوامل اثرگذار بر تقاضاى كالاها و خدمات مذهبى مسلمان دو دسته هستند:
عوامل اثرگذار مستقيم مانند: ايمان، نياز، درآمد، سرمايه مذهبى، تبليغات، قيمت و سليقه و. . . ؛
تقاضاى كالاها و خدمات جانشين و مكمل ديگر و مخارج سرمايهگذارى. (عزتى، 1388، 96 - 365)
عزتى در يك پژوهش تجربى، تابع هزينههاى مذهبى (هزينههاى در راه خداى) فردى را برآورد كرده است. يافته اصلى اين مقاله اين است كه تابع برآورد شده گوياى توانايى خوب تبيين الگوى تخصيص منابع مالى به هزينههاى مذهبى و غير آن بر پايه درجه ايمان افراد است (عزتى، 106:1384 - 108
«داورزنى» در پاياننامه كارشناسى ارشد خود به برآورد «تابع انگل» براى هزينههاى مذهبى پرداخته است. او قابليت كاربرد اين تابع را براى هزينههاى مذهبى آزمون كرده است. در اين بررسى هزينههاى مذهبى سرانه تابعى از متوسط هزينههاى كل سرانه شهرى، شاخص قيمت كالاها و خدمات و متغير موهومى براى جداسازى استانهاى با سواد زيادتر و كمتر است (داورزنى، 107:1383 - 101
«كياءالحسينى» در مقاله برآورد تابع هزينههاى مذهبى (با عنوان زكات) متوسط يك خانوار شهرى در ايران (1379) هزينههاى مذهبى براى متوسط يك خانوار شهرى را در هر دهك هزينهاى (درآمدى) ، تابع هزينه كل واقعى متوسط يك خانوار شهرى در طى سال (به عنوان تقريبى از درآمد
سالانه خانوار) ، متغير موهومى براى سالهاى جنگ تحميلى و نرخ تورم در نظر گرفته و تابع را به روش دادههاى تابلويى دهكها برآورد كرده است (كياءالحسينى، 98:1379 - 84
«كياءالحسينى» در مقالهاى ديگر با نام عوامل مؤثر بر هزينههاى مذهبى دهكهاى درآمدى خانوارهاى شهرى ايران به بررسى همين تابع با دادههاى هزينه و درآمد خانوارهاى شهرى براى سالهاى 1361 - 1384 پرداخته است. وى در اين پژوهش به مدل خود بعد خانوار در هر دهك درآمدى را نيز افزوده است (كياءالحسينى، 212:1388 - 205
«شفيعى» در پاياننامه خود با نام «تخمين تابع انفاق در ايران» در پى آن بوده است تا به بررسى عوامل اثرگذار بر انفاق و رفتار تابع انفاق بر پايه آموزههاى اسلامى بپردازند و تابع انفاق در ايران را با دادههاى تجربى برآورد كند. او انفاق را تابع متغيرهاى درآمد، ثروت، سن سرپرست خانوار و سرمايه مذهبى در نظر گرفته و به روش دادههاى تابلويى اقتصادسنجى (دادههاى استانهاى كشور براى سالهاى 1386 - 1379) برآورد كرده است (شفيعى، 139٠) .
عزتى، شفيعى و نجفى (139٠) اثر سرمايه مذهبى بر توسعه فعاليتهاى قرضالحسنه در كشور را با دادههاى تابلويى استانهاى كشور با روش اقتصادسنجى براورد كردهاند و اثر آن را بر قرضالحسنه مثبت و فزآينده بهدست آوردهاند. فعاليتهاى قرضالحسنه در اين بررسى تابع درآمد، اندازه بازار مالى، سرمايه مذهبى در نظر گرفته شده است (عزتى، شفيعى و نجفى، 139٠) .
مسلمانان و مؤمنان، قواعد مذهبى اسلامى را رعايت مىكنند. بخشى از اين قواعد بهصورت هزينهها و رفتارهاى مذهبى بروز مىكند. از اين رو مسلمانان در كنار تخصيص زمان و دارايى به زندگى اين جهان، هزينهها و كارهايى نيز دارند كه مىتوان به آنها هزينه و رفتارهاى مذهبى گفت. يكى از اين گونه هزينهها و كارها تخصيص زمان و مال خود به حج و عمره است.
به صورت ساده مىتوان گفت تقاضاى سفر حج و تقاضاى سفر عمره در چارچوب پيشينه اقتصاد اسلامى، بخشى از ادبيات تقاضاى كالاها و خدمات مذهبى و نيز رفتار مصرف كننده مسلمان و هزينههاى (پرداختهاى) مذهبى است. با توجه به محدوديتهاى سفر حج بهويژه محدود بودن شمار مجاز سفركنندگان براى مراسم حج و در برخى سالها محدود بودن شمار مجاز سفركنندگان براى مراسم عمره، نمىتوانيم شمار افراد سفر كرده را تقاضا بناميم. هر چند براى نام نويسى نيز محدوديت وجود دارد اما اين محدوديت بسيار كمتر است و در دورهاى كه نام نويسى مىشود محدوديت نيست و هر
كس مىتواند نامنويسى كند. همچنين با توجه به مفهوم تقاضاى يك جامعه كه اندازه تقاضا را اندازه كالاها و خدماتى كه افراد يك جامعه مايل و توانا براى خريد آن هستند و معيار تمايل و توانايى را وارد شدن به بازار و پرداخت پول مىداند، بهتر است شمار افرادى را كه براى سفر حج و عمره ثبتنام كردهاند و پول پرداخت كردهاند، اندازه تقاضاى اين دو سفر بدانيم. بر اين پايه ما شمار افرادى را كه در هر سال از هر استان براى حج و براى عمره ثبتنام كردهاند، اندازه تقاضاى اين دو سفر در نظر مىگيريم. دادههاى اين ثبت نامها را از سازمان حج و زيارت دريافت كردهايم و وارد الگوها مىكنيم.
يكى از مهمترين عوامل تعيين كننده اندازه تقاضاى هر كالا و خدمت در همه جامعهها اندازه بازار يا همان شمار جمعيت است. هر چه شمار جمعيت بيشتر باشد - با ثابت بودن شرايط ديگر - انتظار مىرود نياز و تقاضا براى يك كالا يا خدمت مشخص افزايش بيابد. بر اين پايه در تابع تقاضاى سفر حج و سفر عمره نيز اين عامل بايد وارد شود. ما اين عامل را با اندازه جمعيت هر استان در سالهاى دوره آمارى خود وارد تابع تقاضا مىكنيم.
يكى از عوامل پايهاى اثر گذار بر تقاضاى كالاها و خدمات، درآمد است. درآمد براى تقاضاى كالاها و خدمات مذهبى نيز عامل مهمى است. بر پايه نظريه اسلامى، افرادى كه درآمد بيشترى دارند، بيشتر موظف و توصيه شده به هزينهكردن بخشى از آن در راه خدا هستند. در تقاضاى سفر حج و سفر عمره نيز از اين گونه كارهاى توصيه شده است. بر اين پايه اگر رفتار مردم با دستورهاى دين سازگار باشد، بايد با افزايش درآمد، سفر حج و سفر عمره بيشترى داشته باشند و در نتيجه تقاضاى اين سفرها افزايش بيابد. بنابراين، مىتوان اين ادعا را از لحاظ نظرى اينگونه گفت كه تقاضاى سفر حج و تقاضاى سفر عمره تابع مثبت درآمد است. بر اين پايه ما متغير درآمد مردم استان را وارد تابع تقاضاى سفر حج و سفر عمره مىكنيم. مىتوان مقدار توليد ناخالص داخلى هر منطقه را درآمد ناخالص مردم آن دانست و براى اينكه درآمد افراد مشخصتر شود سرانه آن را وارد مدل كرد. بر اين پايه در اين مقاله از متغير توليد ناخالص داخلى سرانه استانها (براى متغير جايگزين متوسط درآمد افراد) كه از سوى مركز آمار ايران از سال 1386 - 1379 منتشر شده است، استفاده مىكنيم.
يكى ديگر از عوامل اثر گذار بر تقاضاى سفر حج و تقاضاى سفر عمره، ثروت است و انتظار مىرود با افزايش ثروت، تقاضاى سفر حج و سفر عمره نيز افزايش يابد. در حكم شرعى نيز پايه واجب
شدن حج بر افراد، اندازه ثروت است. اندازهگيرى دقيق ثروت و تغييرات آن كار بسيار دشوارى است. يكى از نشانگرهاى مهم ثروت خانوارها، ارزش ساختمان و مسكن است كه در اين مقاله، ارزش مسكن بهعنوان متغير جايگزين ثروت به كار برده مىشود. چون ارزش دارايى مسكن را نيز نداريم به جاى استفاده از آمار مطلق ارزش ساختمان از نماگرى كه ارزش ساختمان و مسكن را نشان مىدهد، استفاده شده است. اين نماگر متوسط قيمت يك متر مربع، زيربناى واحدهاى مسكونى خريد و فروش شده در مراكز استانهاى كشور در هر يك از سالهاى ١٣٨۶-١٣٨٠ (1)است كه به سفارش وزارت مسكن و شهرسازى از سوى مركز آمار ايران گردآورى و منتشر مىشود. اين متعير به نوعى بيانگر ارزش مسكن افراد بهعنوان مهمترين بخش ثروت (كه خود نمايندهاى از ديگر دارايىهاى افراد است) در استانهاى كشور مىباشد و در بسيارى از پژوهشها نيز ارزش مسكن نماينده ثروت در نظر گرفته مىشود. ما نيز از اين متعير استفاده مىكنيم.
از ديگر عوامل، سن افراد سرپرست خانوار است. به علت اينكه در آموزههاى دينى، پاداش اخروى و الهى بسيار مهم دانسته شده است و به نظر مىرسد هر چه سن افراد بيشتر باشد، به مرگ و زندگى پس از آن و پاداش آن جهان نزديكتر مىشوند، انتظار مىرود با افزايش سن توجه بيشترى به كارهاى منجر به پاداش اخروى داشته باشند و در نتيجه تقاضاى سفر حج و تقاضاى سفر عمره بيشترى داشته باشند. چون بيشتر تقاضاى سفرهاى حج و عمره از سوى سرپرستان خانوارها شكل مىگيرد، در اين پژوهش ميانگين سن سرپرستان خانوار در هر استان در سالهاى 1375 و 1385 (كه از نتايج سرشمارى نفوس و مسكن مركز آمار ايران به دست آمده) به كار برده شده است و بر اين پايه، تغييرات روندى دادههاى سالهاى 1386 - 138٠ به دست آمده و وارد مدل شدهاند.
مفهوم سرمايه مذهبى بهصورت خام بيش از 3٠ سال پيش وارد ادبيات اقتصاد شده است، اما برداشتهاى نخستين از اين مفهوم نادرست بوده است و آن را بيشتر به عاملى براى مصرف تعبير كردهاند. با اين وجود ما با توجه به مبانى و مفاهيم اسلامى، مفهوم كاملترى از سرمايه مذهبى را در نظر داريم (2). سرمايه مذهبى به مجموعه نهادها، عملكردها، تجربهها، اعتقادات، باورها، ارزشها، دانش،
قوانين و مقررات، نمادها و واقعيتهاى محيطى فيزيكى و غيرفيزيكى و مانند آن در جامعه مىگوييم كه از مذهب و ايمان مذهبى ريشه گرفته باشد. سرمايه مذهبى بهطور روشن موجب فعاليتهاى ويژه مىشود و مىتوان آن را نوعى ايجاد كننده دانست، مانند سرمايه اقتصادى كه ايجاد كننده كالا و خدمت يا سرمايه انسانى كه موجب رشد توليد است. سرمايه مذهبى موجب ايجاد و افزايش رفتارهاى سفارش شده در مذهب مانند انجام واجبات و مستحبات مذهبى و كارهاى در راه خدا مانند سفر حج و سفر عمره مىشود. سرمايه مذهبى به دو بخش سرمايه مذهبى فردى و سرمايه مذهبى اجتماعى جدا مىشود. سرمايه مذهبى در اين چارچوب تعريف بهترى پيدا مىكند. (1)بر اين پايه سرمايه مذهبى اجتماعى در برگيرنده كيفيت مذهب جامعه (اصول اعتقادى و توانايى، دقت و درستى آن) ، نهادهاى مذهبى جامعه، عملكردهاى مذهبى نهادهاى اجتماعى، قوانين و مقررات مذهبى جامعه، اعتقادات، باورها، ارزشها و هنجارهاى مذهبى جامعه، دانش و مهارتهاى مذهبى جامعه، فضاها، نمادها و سمبلهاى مذهبى جامعه است. اگر بتوان نماگرى ساخت و اندازهگيرى كرد كه اين مجموعه را بسنجد مىتوان آن را نماگر خوبى براى اندازهگيرى سرمايه مذهبى دانست. اما چنين كارى با دادههاى در دسترس بسيار دشوار است اما مىتوان نمايندههايى براى آن يافت. سرمايه مذهبى بهصورت عمده از راه آموزش، رفتار و تجربه، ديدن رفتار ديگران، يادآورى و مانند اينها ايجاد مىشود و گسترش مىيابد. بر اين پايه اگر بتوان اينها را با هم جمع كرد مىتوان گفت نماينده خوبى براى اندازه سرمايه مذهبى يافتهايم. با توجه به دادههاى در دسترس در زمينه شمار مساجد، حسينهها و دارالقرآن و اماكن فرهنگى كه بهصورت مستمر و غير مستمر كار مىكنند و به طور عمده بخش بسيارى از دانش، تجربه، رفتار مذهبى و ديدن كارهاى مذهبى ديگران در اين اماكن انجام مىشود و گسترش مىيابد، مىتوان اين مجموعه را نمايندهاى از اندازه سرمايه مذهبى دانست. همچنين اين مجموعه، نمايندگى سرمايه فيزيكى مذهبى را نيز در بر دارد. مهمتر از آنها در دسترس بودن دادهها در اين زمينه است. بر اين پايه، در اين پژوهش شمار مسجدها، حسينهها و دارالقرآنها و مكانهاى فرهنگى كه بهصورت مستمر و غير مستمر كار مىكنند را از نتايج سرشمارى فضاهاى فرهنگى كشور، آمارنامه كانونهاى مذهبى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى براى همه استانهاى كشور بهعنوان نماينده اندازه سرمايه مذهبى در هر استان در نظر مىگيريم.
در اين بخش تلاش مىشود دو تابع تقاضاى سفر حج و تقاضاى سفر عمره در ايران با دادههاى استانهاى ايران برآورد شود. با نگاه به پيشينه نظرى و تجربى درباره تقاضاى كالاها و خدمات مذهبى
1) از جمله براى اطلاع از مفهوم سرمايه مذهبى به منابع ياد شده در اين زمينه در پايان مقاله نگاه شود. .
و همچنين درنظر گرفتن قواعد اسلامى و كمبودهاى آمارى، ما در اين برآورد متغيرهاى جمعيت، درآمد، ثروت، سن سرپرست خانوار و سرمايه مذهبى را بهعنوان متغيرهاى توضيحى وارد مدل مىكنيم.
پس از گردآورى دادهها، چون دادهها سرى زمانى (1386 - 1379) بوده است، بايد از مانايى (1)و نامانايى آنها اطمينان يافت تا دچار رگرسيون كاذب نشويم. از آنجا كه روش رگرسيون به كار گرفته شده دادههاى تابلويى (2)است، آزمون مانايى دادهها با دادههاى سرى زمانى منفرد مانند: DF ، ADF و PP تفاوت مىكند. در اينجا آزمون هدرى (3)به كار برده مىشود كه نتايج آن در جدول (4)آمده است و نشان دهنده مانايى دادهها است.
جدول1: آزمون مانايى متغيرهاى مدل
<نمايش تصوير
مأخذ: يافتههاى تحقيق
از ميان توابع بايد تابعى گزينش شود كه معيارهاى يك تابع برآزنده خوب را داشته باشد.
در گزينش يك تابع خوب بايد سه اصل را در نظر داشت:
تقاضاى سفر حج و تقاضاى سفر عمره گونهاى از رفتار هزينهاى براى بهدست آوردن رضايتخاطر در اين جهان و بهرهمندى از رضايت خاطر اين رفتار در زندگى پس از مرگ است كه داراى شرايطى
ويژه است. اول اينكه تابعى همسو از درآمد است، يعنى تابع برآورد شده بايد نسبت به درآمد، همواره شيب مثبت داشته باشد. دوم اينكه اگر تابع شيب فزآينده داشته باشد نيز با آموزههاى مذهبى سازگارتر است. اين به آن معنا نيست كه تابع بايد شيب فزآينده داشته باشد. همچنين شيب اين تابع بايد نسبت به سرمايه مذهبى، سن، ثروت و جمعيت مثبت باشد.
مردم جامعه ايران مسلمان هستند و انتظار مىرود رفتارهاى آنها با نظريه اسلامى سازگار باشد. مىتوان گفت، بيشتر مردم اين جامعه رفتارهاى مذهبى خود را كم و بيش انجام مىدهند. از اين رو آنچه انتظار مىرود در جامعه وجود داشته باشد، سازگارى نتايج برآورد با نظريه است. با وجود اين اندازه ضريبهايى كه برآورد مىشود براى بررسى اين نكته مهم است. اگر اين اندازه با وضعيت جامعه منطقى بهنظر برسد الگو پذيرفتنى خواهد بود.
در اقتصادسنجى چند آماره اصلى مانند t ، F و R2 آمارههاى سنجش اعتبار الگو و ضريبهاى آن هستند. در الگوهاى برآورد شده، الگويى برتر خوانده مىشود كه آمارههاى آن بهتر باشند. نكاتى مانند خودهمبستگى، همخطى و مانند اينها نبايد در دادهها و الگو وجود داشته باشد كه برخى از آنها با تركيب دادههاى مقطعى و سرى زمانى برطرف مىشوند.
متغيرهاى به كار رفته در اين دو تابع چنين تعريف مىشوند:
HAJ)
رحمه الله) تقاضاى حج OMRE)
رحمه الله) تقاضاى عمره PP)
رحمه الله) جمعيت RG)
رحمه الله) درآمد سرانه YM)
رحمه الله) سن سرپرست خانوار PH)
رحمه الله) ثروت RC)
رحمه الله) سرمايه مذهبى
در اين پژوهش دو تابع تقاضاى سفر حج و تابع تقاضاى سفر عمره با متغيرهاى ياد شده با ساختارهاى خطى و نمايى - خطى در نظر گرفته شد. با معيارهاى برترى نتايج و قابليت تفسير آن، دو
تابع نيمه لگاريتمى (لگاريتمى - خطى) با شكلى كه در رابطه 1 و 2 آمده است برآورد شد، تابع تقاضاى سفر حج و تابع تقاضاى سفر عمره را تابعى نيمه لگاريتمى برآورد مىكند و متغيرهاى مستقل آن جمعيت استان ( PP( ، درآمد سرانه استانى ( RG( ، سن سرپرستان خانوارها در استانها ( YM( ، ثروت ( PH( و سرمايه مذهبى ( RC( مىباشند. چون حج و عمره هر دو از يك گونه رفتارها هستند و مىتوانند بر يكديگر اثرگذار باشند، تقاضاى هر كدام براى ديگرى بهعنوان متغير توضيح دهنده و همچنين تقاضاى دوره پيش هر كدام براى خودش وارد مدل شدهاند.
رابطه 1
رابطه 2
اين دو مدل بهصورت نمايى به شكل زير هستند:
رابطه 3
رابطه 4
در اين دو مدل با توجه به آزمون «هاسمن» (كه نتايج آن در جدول2 آمده است) ، نتايج با اطمينان 95 درصد نشان مىدهد كه نبايد روش اثرات تصادفى را براى برآورد مدل به كار برد. نتايج برآورد بدون اثرات تصادفى در جدول 3 آمده است. همچنين به علت كمبود دادهها، امكان برآورد با اثرات ثابت و آزمون آن نيز وجود نداشته است. با كنار گذاشتن متغير دوره پيش، اين امكان فراهم مىشود كه نتايج آن نشان مىدهد، مدل با اثرات ثابت نيز پذيرفتنى نيست. همچنين آوردن متغير دوره پيش، مدل را بسيار معنادارتر مىكند. .
جدول 2: نتايج آزمون هاسمن براى براورد تابع با اثرات تصادفى
جدول 3: خلاصه نتايج حاصل از تخمين تابع تقاضاى حج و تقاضاى عمره
<نمايش تصوير
<نمايش تصوير
در برآورد تابع تقاضاى سفر حج، در الگوى پايه (رابطه1) متغير ثروت معنادار نشده است، بر اين پايه با اندكى تغيير يعنى وارد كردن تقاضاى سفر عمره سال پيش به جاى تقاضاى عمره سال جارى الگوى دوم براى تابع تقاضاى سفر حج برآورد شده است در الگوى دوم براى تابع تقاضاى سفر حج، تنها عرض از مبدا، معنادارى كمترى دارد كه با حذف آن، الگوى سوم براى تابع تقاضاى سفر حج برآورد شده كه نتايج آن آورده شده است.
تابع تقاضاى سفر عمره به همان شكل پايهاى قابل پذيرش است. نتايج اين برآورد نيز در جدول بالا آورده شده است.
با به كار گيرى معيارهاى گزينش يك الگوى خوب (سازگارى نظرى، قابليت تفسير و توجيه در شرايط واقعى و نتايج آمارى الگو) و مقايسه بين سه الگوى برآورد شده براى تابع تقاضاى سفر حج، مىتوان نتيجه گرفت الگوى سوم بهتر است. در الگوى سوم همه ضريبها بهتر و از نظر آمارى معنادار و سازگار با نظريهها همچنين سازگار با شرايط واقعى و بررسىهاى تجربى انجام شده در داخل است. با وجود اين، الگوهاى اول و دوم نيز چندان تفاوتى با الگوى سوم ندارند و آنها نيز ارزش تحليل و كاربرد دارند.
براى دستيابى به نتايج بيشتر از برآورد انجام شده، اين دو تابع را تشريح و كششهاى آنها را اندازهگيرى مىكنيم. ابتدا تابع تقاضاى سفر حج و سپس تابع تقاضاى سفر عمره را توضيح مىدهيم. با توجه به ضريبهاى آمارى به دست آمده تابع حج را بر پايه مدل دوم تفسير مىكنيم.
ضريب اندازه جمعيت استان نشان دهنده آن است كه افزايش جمعيت موجب افزايش تقاضاى سفر حج مىشود. كشش تابع تقاضاى سفر حج نسبت به جمعيت اينگونه اندازهگيرى مىشود:
رابطه 5
با توجه به فرمول كشش رابطه 5 اندازه كشش برابر رابطه 6 در مىآيد:
<نمايش تصوير
رابطه6
با قرار دادن جمعيت هر استان مقدار كشش جمعيتى تقاضاى سفر حج بهدست مىآيد. با نگاه به جمعيت استانها به طور كلى در مىيابيم كه اين كشش، كوچكتر از يك است و نشان دهنده اين است كه به ازاى افزايش يك درصد در جمعيت، تقاضاى سفر حج، كمتر از يك درصد افزايش مىيابد.
كشش درآمدى تقاضاى سفر حج، بر پايه رابطه 5 بهصورت زير خواهد بود:
رابطه 7
كه اندازه كشش چنين به دست مىآيد:
رابطه 8
چنانچه مشاهده مىشود كشش درآمدى سفر حج مثبت است و با نگاه به دادههاى درآمد سرانه استانى مىبينيم اين كشش كوچكتر از يك است و مانند يك كالاى ضرورى است. بنابراين كشش درآمدى روند افزايشى داشته است.
كششهاى سن سرپرستان خانوار و ثروت نيز مانند كششهاى جمعيتى و درآمد است و اين كششها مثبت و كمتر از يك هستند. اما كشش سرمايه مذهبى براى بيشتر استانها مثبت و بيشتر از يك است. تنها براى دو استان قم و كهگيلويه و بوير احمد اين كشش كمتر از يك است.
كشش جانشينى زمانى سفر حج نيز مثبت است. به اين معنا كه اگر در يك دوره تقاضا افزايش بيابد تقاضا در دورههاى آينده كاهش مىيابد. اين نوع كشش، نشاندهنده اثر تبليغاتى تقاضاى هر دوره بر تقاضاى آينده ديگران است. گروهى كه به حج مىروند يا نام نويسى مىكنند، ديگران با ديدن اين كار آنها، برانگيخته مىشوند كه آنها هم اين كار را انجام دهند. نكته مهم اين است كه اين كشش براى بسيارى از استانها بيش از يك بوده است و اين اثر خودافزايى نيز، يكى از ويژگىهاى تقاضاى كالاها و خدمات مذهبى بهويژه در اعمال واجب است.
اما كشش جانشينى سفر عمره به جاى سفر حج منفى است. به اين معنا كه افزايش تقاضاى سفر عمره
كاهش تقاضاى سفر حج را در پى دارد. مىتوان علت آن را طولانى بودن صف انتظار سفر حج دانست كه برخى را متقاعد مىكند به جاى انتظار بسيار زياد به عمده بروند و از نام نويسى براى حج صرف نظر كنند.
ضريب اندازه جمعيت استان نشان دهنده آن است كه افزايش جمعيت باعث افزايش تقاضاى سفر عمره مىشود. كشش تابع تقاضاى سفر عمره نسبت به جمعيت چنين اندازهگيرى مىشود:
رابطه 9
با قرار دادن جمعيت هر استان مقدار كشش جمعيتى تقاضاى سفر عمره بهدست مىآيد. با نگاه به جمعيت استانها به طور كلى درمىيابيم كه اين كشش كوچكتر از يك است و نشان دهنده اين است كه به ازاى افزايش يك درصد در جمعيت، تقاضاى سفر عمره كمتر از يك درصد افزايش مىيابد.
كشش درآمدى تقاضاى سفر عمره بر پايه رابطه 5 چنين به دست مىآيد:
<نمايش تصوير
رابطه 10
چنانچه مشاهده مىشود كشش درآمدى تقاضاى سفر عمره مثبت است و با نگاه به دادههاى درآمد سرانه استانى مىبينيم اين كشش كوچكتر از يك است و جايگاه يك كالاى ضرورى را دارد. كشش درآمدى روند افزايشى داشته است.
كششهاى سن سرپرستان خانوار و ثروت نيز مانند كششهاى جمعيتى و درآمد است و اين كششها مثبت و كمتر از يك هستند. كشش سرمايه مذهبى براى بيشتر استانها مثبت و بيشتر از يك است. تنها براى دو استان قم و كهگيلويه و بويراحمد اين كشش كمتر از يك است.
كشش جانشينى زمانى سفر عمره، منفى است، به اين معنا كه اگر در يك دوره تقاضا افزايش بيابد تقاضا در دورههاى آينده كاهش مىيابد. اين نوع كشش براى كالاهاى اشباع شدنى يا كالاهايى كه جانشين بهتر براى آن موجود باشد به دست مىآيد كه كالاى بهتر آن نيز حج است. همچنين اين سفر مستحب است و نسبت به حج اشباع شدنىتر است. در نتيجه تقاضاى كاهنده دارد. يك علت هم مىتواند محدود بودن سفر دوباره در زمان كمتر از پنج سال باشد. همچنين زياد بودن صف انتظار سفر حج برخى را متقاعد مىكند به جاى انتظار بسيار زياد به عمره بروند و از نام نويسى براى حج صرف نظر كنند.
اما كشش جانشينى سفر حج به جاى سفر عمره مثبت است به اين معنا كه افزايش تقاضاى سفر حج، موجب افزايش تقاضاى سفر عمره شده است و اين اثر مىتواند به اين علت رخ داده باشد كه در واقع تقاضاى سفر حج افزايش يافته است، اما به علت محدوديت، برخى افراد به جاى آن به عمره اكتفا مىكنند.
حج و عمره از نهادهاى مهم اسلامند، نتيجه برآوردهاى ما از تابع تقاضاى سفر حج و تابع تقاضاى سفر عمره نشان مىدهد تقاضاى سفر حج تابعى همسو از درآمد، ثروت، سن و سرمايه مذهبى و جمعيت است. همچنين اين تقاضا همسو با تقاضاى دوره پيش براى سفر حج است و رابطه منفى با سفر جانشين عمره دارد. تقاضاى سفر عمره نيز با متغيرهاى ياد شده رابطهاى مانند تقاضاى سفر حج دارد. مقايسه دو تابع نيز نشان مىدهد كه سن، ثروت و سرمايه مذهبى بر تقاضاى عمره، بيشتر اثر دارد. شايد بتوان گفت علت آن واجب بودن سفر حج و مستحب بودن سفر عمره و نيز محدوديتهايى بيشترى است كه براى سفر حج وحود دارد.
بر پايه نتايج بهدست آمده از اين پژوهش، پيشنهادهاى زير ارائه مىشود:
افزايش سرمايه مذهبى، ثروت، سن و درآمد باعث افزايش تقاضاى سفر حج و عمره مىشود. بر اين پايه برنامهريزى ما براى سفر حج و عمره بايد بر پايه تغييرات اين متغيرها در جامعه باشد تا در مديريت اين نهاد، كارآمد باشيم.
كشش جانشينى عمره به جاى حج منفى است. پس مىتوان با برنامهريزى بخشى از تقاضاى حج را با عمره جايگزين كرد و پوشش داد تا فشار تقاضا بر حج كاهش يابد.
كشش جانشينى تقاضاى سفر عمره براى خودش منفى است. پس اگر تقاضا براى يك دوره ايجاد كنيم تقاضاى دوره پس از آن كاهش مىيابد. از اين كشش مىتوان اين نتيجه را گرفت كه مىتوان با تغييرات تقاضا در هر دوره تقاضاى دورههاى پسين را برنامهريزى كرد.
منابع
ابراهيم زاده، عيسى و كاظمىزاد، شمسالله و اسكندرى ثانى، محمد (139٠) برنامهريزى استراتژيك توسعه گردشگرى، با تاكيد بر گردشگرى مذهبى (مطالعه موردى: شهر قم) فصلنامه پژوهشهاى جغرافياى انسانى، شماره 76، تابستان139٠، ص115.
احمدى شاپورآبادى، محمدعلى و سبزآبادى، احمد (139٠) تحليل بر ظرفيتهاى توسعه گردشگرى مذهبى - فرهنگى كلان شهر قم، فصلنامه مطالعات ملى، شماره 46، تابستان 139٠، ص83.
تقوايى، مسعود و موسوى، سيدعلى و غلامى، يونس (1389) تحليلى بر توسعه گردشگرى مذهبى، فصلنامه فضاى جغرافيايى، شماره 31، پاييز 1389 صص39 - 64.
توتونچيان، ايرج (1363) تئورى تقاضا و تحليل اقتصادى انفاق، تهران: مركز اطلاعات فنى ايران.
حسينى، سيدرضا (1379) الگوى تخصيص درآمد و رفتار مصرف كننده مسلمان، تهران: مؤسسه فرهنگى دانش و انديشه معاصر.
دادگر، يدالله و عزتى، مرتضى (1381) بررسى رابطه مذاهب و رفتار مصرف كننده در ساير اديان (غير اسلام) ، نامه مفيد 8 (31) ، صص71 - 10٠.
داورزنى، زهره (1383) برآورد تابع مخارج مذهبى در ايران، پاياننامه كارشناسى ارشد اقتصاد دانشگاه مفيد.
سبحانى، حسن و مهربانى، وحيد (1386) بررسى تأثير انفاق بر نابرابرى درآمدها در ايران، فصلنامه اقتصاد اسلامى، شماره 27، پاييز 1386، صص. 23 - 44.
شفيعى، على (139٠) برآورد تابع انفاق در ايران، پاياننامه كارشناسى ارشد اقتصاد دانشگاه تربيت مدرس.
عزتى، مرتضى (1382) اثر ايمان مذهبى بر رفتار مصرف كننده، فصلنامه تخصصى اقتصاد اسلامى، ش11.
--------------- (1384) تخمين تابع مخارج مذهبى (مخارج در راه خدا) مسلمانان، فصلنامه تخصصى اقتصاد اسلامى، ش18.
--------------- (1388) اثر سرمايه مذهبى بر مصرف، مجموعه مقالات اصلاح الگوى مصرف، قم: نشر انديشه جوان.
عزتى، مرتضى و شفيعى، على و نجفى، محدثه (139٠) اثر سرمايه مذهبى بر توسعه فعاليتهاى قرضالحسنه در كشور، همايش نقش بانكدارى اسلامى در تأمين مالى، تهران: دانشگاه تربيت مدرس، آذر 139٠.
عزتى، مرتضى و عاقلى، لطفعلى (1387) سرمايه مذهبى: ماهيت، عناصر تشكيل و آثار آن، مجموعه مقالات اولين همايش اسلام و توسعه اقتصادى، مشهد: دانشگاه فردوسى مشهد.
كياء الحسينى، سيد ضياء الدين (1379) برآورد تابع هزينههاى مذهبى متوسط يك خانوار شهرى در ايران، قم: نامه مفيد، ش9.
--------------- (1389) برآورد تابع هزينههاى مذهبى متوسط يك خانوار شهرى در ايران، قم: فصلنامه اقتصاد اسلامى، ش35.
گيلك حكيم آبادى، محمد تقى (1379) تحليل مقايسهاى آثار توزيعى ماليات بر درآمد در اسلام و نظام ماليات بر درآمد در ايران، مجله تحقيقات اقتصادى، پاييز و زمستان.
مجموعه مؤلفين (1375) مباحثى در اقتصاد خرد با نگرش اسلامى، ترجمه حسين صادقى، تهران: موسسه تحقيقاتى دانشگاه تربيت مدرس.
مشرف جوادى، محمد حسين (137٠) مطلوبيت با توجه به ارزشهاى متعالى اسلام، مجله پژوهش و سياست اقتصادى، تهران.
مولايى، محمد، (1375) برآورد توابع انگل كالاهاى مصرفى، پايان نامه كارشناسى ارشد، دانشگده اقتصاد دانشگاه تهران.
مومنى، مصطفى و صرافى، مظفر و قاسمى خوزانى، محمد (1387) ساختار و كاركرد گردشگرى مذهبى فرهنگى و ضرورت مديريت يكپارچه در كلان شهر مشهد، فصلنامه جغرافيا
و توسعه، شماره 11، بهار و تابستان 1387 ص13.
ميرمعزى، سيد حسين، (1384) الگوى مصرف كلان در جامعه اسلامى، فصلنامه تخصصى اقتصاد اسلامى، ش20.
Alaa Gado Kana)2011( Religious Tourism in Iraq
، 1996 - 1998: An Assessment ، Interna tional Journal of Business and Social Science ، Vol. 2 No. 24 ]Special Issue 2. Angeles Rubio Gil & Javier de Esteban Curiel)20٠8( religious events as spicisl intrest tourism. A Spanishex perienceri vista de tourismo y patrimonio cultural
، 6)3( 3. Iqbal
، Munawar ، Zakah ، 1986 ، " Moderation and aggregate consumption in a islamic economy "، journal of research in islamic economics ، Vol.3 ، No. 2. 4. Kahf
، Mohammad Monzer ، 1981 ، " A contribution to the theory ofconsumer behaviour in an islamic society "، studies in economics ، ed. Khurshid ahmad ، Islamic foundation ، leciestr ، u,k. 5. ____
، 1973 ، " A contribution to the study of the economics of islamic "، Utah U. S. A. : univ. of Utah ، S. L. C. ، july. 6. ____
، 1974 ، " A model of the household decision in Islamic economy "، association of muslim social scientists ، proceeding ، third national seminar ، gary ، Indiana ، may. 7. ____
، 20٠2 ، " Islamic economics "، book in press. 8. Khan
، Mohammad ، Fahim ، 1984 ، " macro consumption function in islamic framework "، journal of research in Islamic economics ، Vol.1 ، No.2. 9. ____
، 1987 ، " Theory of consumer behavior in Islamic perspective "، lectures on Islamic economics ، Jeddah ، Saudi Arabia ، I. D. B. 10. MAGDALENA VORZS
ء K & CARMEN MARIA GU ق )20٠9( The Place of Religious Tourism in Romania's Tourist Industry ، WSEAS TRANSACTIONS on BUSINESS and ECONOMICS ، Issue 8 ، Volume 6 ، August 20٠9. 11. Mannan,M. A,1986
" Islamic economics - theory and practice "، hodder and Stoughton ، Cambridge,) first edition ، 197٠(. 12. ____,1984
، " The making of Islamic economic society: Islamic dimensions in economic analysis "، interna tional association of Islamic banks ، cairo. 13. VIJAYANAND
، S.)2012( SOCIO - ECONOMIC IMPACTS IN PILGRIMAGE TOURISM ، Interna tional Journal of Multidisci plinary Research ، Vol.2 Issue 1 ، January 2012 ، ISSN 2231 578٠
منصور زراءنژاد(1)
امين نورىكوچى(2)
چكيده
امروزه در بسيارى از كشورها، صنعت گردشگرى از مهمترين منابع درآمدى به شمار مىرود. صنعت گردشگرى در برخى از كشورها به علت وجود اماكن مقدس، رونق ويژهاى به خود گرفته است. بر اين اساس، كشور عربستان با توجه به وجود كعبه و اماكن مذهبى و تاريخى، شرايط منحصربهفردى دارد؛ تا جايى كه اين كشور را به مكانى بىهمتا براى همه مسلمانان جهان تبديل كرده است.
مطالعات گوناگونى در زمينه حج صورت گرفته، اما با اين وجود، در همه تحقيقات به بعد اقتصادى حج كمتر توجه كردهاند. نوشتار حاضر، به بررسى تأثير حج بر اقتصاد عربستان سعودى مىپردازد. متغيرهاى تحقيق عبارتند از: توليد ناخالص داخلى غير نفتىعربستان سعودى، تعداد حجاج و ميزان سرمايهگذارى عربستان سعودى در بخش حج.
روش تجزيه و تحليل دادهها روش هم جمعى، خود توضيح بردارى با وقفههاى توزيع شده ( ARDL( ، تصحيحخطاى بردارى ( VECM( و عليت گرنجرى است. تمامى دادهها براى دوره زمانى (20٠7 - 197٠) از گزارشهاى ساليانه اداره مركزى ارقام و اطلاعات وزارت اقتصاد و برنامهريزى عربستان استخراج شده است. نتايج بهدست آمده، حاكى از وجود ارتباط علّى يك طرفهاى از توسعه حج به رشد اقتصادى است.
واژههاى كليدى : حج، رشد اقتصادى، تصحيح خطاى بردارى، عليت گرنجرى
حج و مراسم عبادى آن، نه تنها زندگى فردى و عبادى حجاج را تحت تأثير قرار مىدهد، بلكه تأثير شگرفى بر جنبه اجتماعى زندگى امت اسلامى دارد. سيل عظيم جمعيت مشتاق و همدل در هنگام حج، بيش از پيش حس همبستگى و برادرى را در ميان حجاج زنده مىكند.
بىشك، مراسم حج نمايش بىبديل همبستگى مسلمانان كشورهاى سراسر دنياست؛ مراسمى كه بدون توجه به فرقه و كيش، همه همدل در راه رضاى خدا و به قصد اطاعت و بندگى او اين تكليف الهى را ادا مىكنند. فريضه حج، علاوه بر بعد عبادى داراى جنبههاى گوناگون فرهنگى، اجتماعى، سياسى و اقتصادى گوناگون بالقوه و بالفعل است. در بعد عبادى، تهذيب اخلاق و تقويت پايههاى تقوا و خلوص، از بركتهاى حج مقبول است. تعبير آمرزيده شدن تمامى گناهان در صورت انجام حج مقبول (1)(طوسي، 1385) و تأكيد آيهها (2)(آل عمران: 97) در اين زمينه، حاكى از تأثير بالاى حج بر پاكى دل و صفاى روح و زدودن آثار گناه است.
از بعد سياسى و اجتماعى، حج سبب عزت مسلمانان و تحكيم پايههاى دين و وحدت كلمه و مايه قدرت و شكوه مسلمانان است. حج در بعد اقتصادى نيز مىتواند بر رفتار اقتصادى حجاج و اقتصاد كشورهاى مسلمان» از جمله كشور عربستان سعودى تأثير بسزايى داشته باشد. اين نوشتار، تأثير حج بر توليد ناخالص غيرنفتى كشور عربستان سعودى را (در قالب تابعى كه تأثير تعداد حجاج كشورهاى گوناگون و بودجه اختصاص يافته به بخش حج و زيارت عربستان سعودى بر توليد ناخالص داخلى غيرنفتى اين كشور را تبيين كند) ، بررسى مىكند.
مبانى نظرى فريضه حج از جنبه عبادى، بايد در ادبيات مربوط بدان بررسى شود. ولى جنبه اقتصادى حج از نظر مبانى تئوريك را مىتوان به ادبيات گردشگرى نزديك دانست. امروزه صنعت گردشگرى جزء بزرگترين و پردرآمدترين بخشهاى اقتصاد جهانى است. در طول چندين دهه گذشته اين صنعت بهصورت محسوسى رشد داشته و به بخش مهمى از صنايع كشورها تبديل شده است. طبق
1) امام صادق7 مىفرمايند: «كسي كه به كعبه به عنوان بيتالله و قبله عبادت بنگرد و حق امامت و حرمت ما را بشناسد، مانند كسي كه آگاه به حق و حرمت كعبه است، خداوند همة گناهانش را ميآمرزد و همّ و غمّ دنيا و آخرت او را برطرف ميسازد» .
2) وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيهِ سَبِيلاً وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللهَ غَنِى عَنِ الْعالَمِينَ .
گزارش «سازمان توريسم جهانى» (1)در سال ٢٠١١م، تعداد كل گردشگران جهان در سال ٢٠١٠م بالغ بر ٩۴٠ ميليون نفر بوده كه درآمدى بالغ بر ٩١٩ ميليارد دلار ايجاد كرده است.
صنعت گردشگرى به دليل فراهم آوردن منابع اوليه براى ايجاد درآمد، اشتغال، رشد بخش خصوصى و ايجاد زيرساختهاى توسعه از اهميت ويژهاى برخوردار است. (جى، (2)١٩٩٩) بنابراين، توسعه گردشگرى نه تنها سبب رشد و پويايى صنايع گوناگون مىشود، بلكه رشد اقتصادى در سراسر اقتصاد را تسهيل مىبخشد. (لى و چانگ، (3)2008) از اينرو، بسيارى از كشورها به بهبود رشد اقتصادى از كانال توسعه صنعت گردشگرى را بهعنوان يك استراتژى به كار بردند. در همين راستا و همزمان با اهميت يافتن صنعت گردشگرى در اقتصاد كشورها، مطالعات متعددى نيز در اين زمينه صورت گرفته است.
در مورد ارتباط بين توسعه گردشگرى و رشد اقتصادى، سه فرضيه وجود دارد كه عبارتانداز: رشد اقتصادى توريسم محور؛ رشد توريسم در اثر رشد اقتصادى و ارتباط دوسويه بين اين دو. (اوه، (4)٢٠٠۵) در فرضيه رشد اقتصادى توريسم محور كه در مطالعات تجربى نظير: «بالگوئر» و «جوردا» (5)(٢٠٠٢) ، «دريساكيس» (6)(2004) ، «دوبرى» (7)(٢٠٠۴) و «اوه» (٢٠٠۵) تأييد شده، رشد صنعت گردشگرى، علت رشد اقتصادى به شمار مىرود. در اينراستا، رشد گردشگرى به دو صورت مستقيم و غير مستقيم، سبب رشد اقتصادى مىشود. رشد گردشگرى بهصورت مستقيم، بخشى از صنعت خدمات كشور محسوب مىشود و ازاينرو درآمد حاصل از آن بخشى از توليدناخالص داخلى آن كشور محسوب و سبب رشد اقتصادى مىشود. در رشد گردشگرى بهصورت غيرمستقيم، توسعه گردشگرى از طريق اثر پويايى كه در كل اقتصاد به شكل اثرات سريز و ديگر آثار خارجى دارد، سبب رشد اقتصادى مىشود (ماروين (8)، ١٩٩٢) . در اين حالت، گردشگرى به علت تعامل بسيارى كه با ديگر فعاليتهاى اقتصادى دارد، چنانچه رونق پيدا كند، ساير فعاليتهاى اقتصادى كه به آن كالا يا خدمت ارائه و يا محصول آن را مصرف مىكنند، همراه با آن به تحرك درخواهند آمد. به عبارت ديگر، گردشگرى به اين شكل، بهعنوان موتورى
براى رشد اقتصادى عمل مىكند كه ساير فعاليتها را نيز به دنبال خود به تحرك وا مىدارد.
از سوى ديگر، برخى همچون «كالدران» و «ويلسون» (1)(20٠٠) ، «لانزا» و ديگران (2)(2003) و «ناريان» (3)(20٠4) ، رشداقتصادى را به اين علت كه شرايط را براى توسعه تسهيلات و زيربناهاى گردشگرى مانند: توسعه حمل و نقل و راهها، توسعه فنآورى اطلاعات و ارتباطات، توسعه اماكن اقامتى، توسعه بهداشت عمومى و همچنين توسعه تسهيلات تفريحى فراهم مىآورد، سبب توسعه گردشگرى مىدانند.
در فرضيه تأثير متقابل رشد اقتصادى و توسعه گردشگرى كه در مطالعات تجربى «كيم» و ديگران (4)(20٠6) و «شان» و «ويلسون» (5)(2001) مورد تأييد قرار گرفته، پيشبينى مىشود كه رونق در هريك از دو بخش، سبب توسعه و پيشرفت در بخش ديگر شود.
حج و تاثيرهاى گوناگون آن بر زندگى بشر، همواره از موضوعهاى مورد علاقه محققان در علوم گوناگون بوده است كه از آن جمله مىتوان به «دلاينى» (6)(199٠) ، «يونگ» (7)(1993) ، «مورفى» (8)(1994) ، «دونان» (9)(1995) ، «اوبرين» (10)(1999) ، «كريمر» و ديگران (11)(2008) و. . . اشاره كرد. اما با مرورى گذرا به مطالعاتى كه در اين زمينه انجام شده، در مىيابيم كه به بعد اقتصادى حج بسيار كم توجه كردهاند؛ هرچند كه لزوم توجه به اين بعد به روشنى احساس مىشود.
در ادامه به اختصار به بيان بررسىهايى كه در زمينه اقتصادى حج انجام شده مىپردازيم.
«ترنر» (12)(1973) به بررسى تأثير حج بر رشد اقتصادى عربستان پرداخته است. او با اشاره به طبيعت
واجب حج و سختىهايى كه زائران در اين سفر متحمل مىشوند، حج را با سفر توريستى كاملا متمايز دانسته و مىگويد مشكل است كه بگوييم زائران مانند گردشگران به دنبال لذت بردن هستند يا حتى انتظار لذت بردن را دارند.
در اين نوشتار، تنها تعداد زائران حج غير واجب در نظر گرفته شده و نقش حج در رشد اقتصادى عربستان مورد بررسى قرار گرفته است. بدين ترتيب نتايج تحقيق نشان داد كه حج سبب رونق اقتصاد عربستان شده است.
«كوهن» (1)(1979) در مطالعه خود، حج را علاوه بر انجام مناسك واجب، بهعنوان شكلى از گردشگرى در نظر گرفته و به بررسى نقش حج بر رشد اقتصادى كشور عربستان پرداخته است. اين مطالعه براساس مطالعه «رابينسون» (2)(1972) است كه در آن گردشگران در كشورهايى مانند: «هند» و «آسياى جنوبى» منابع درآمدى براى رشد اين كشورها بودهاند. كوهن نيز همچون «نونز» (3)(1977) مكه را بهعنوان مقصد گردشگرى بىهمتايى در طول عصرهاى گوناگون معرفى كرده است. از ديد كوهنحج همانند سفرى توريستى است كه در آن زائران همانند گردشگران، سفرى ارادى و موقتى انجام مىدهند و هدفشان كسب مطلوبيت است. نتايج اين تحقيق نشان داد كه حج مانند توريسم، سبب تسهيل فعاليتهاى اقتصادى مىشود.
«سردار» (4)(1979) در مطالعه خود با عنوان «ابعاد روحانى و جسمانى حج» اظهار مىدارد كه تجربه غيرمادى و روحانى سفر حج، عاملى براى كمرنگ شدن سختى مناسك حج است. او لذت واقعى اين سفر را، حضور در فضاى معنوى و آرامش بخش اماكن مقدس مىداند. درواقع از نظر سردار، هدف گردشگران و حاجيان از سفر، كسب مطلوبيت است. اما لذت سفر حج از نوع غيرمادى و معنوى است.
دسته ديگرى از مطالعات انجام شده به بررسى تأثيرحج بر اقتصاد فردى اختصاص دارد. اين دسته از مطالعات، سه رويكرد گوناگون دارند. دو رويكرد آن مبتنى بر ديدگاههاى كاملاً جدّى و افراطى در مورد بعد فردى اقتصادى حج است. اما رويكرد سوم در واقع، رويكرد تركيبى و تعديل شده است. رويكرد اول، شامل مطالعاتى همچون: «سوئيفت» (5)(1964) ، «گوسلينگ» (6)(1960) ، «نش» (7)(1978) ،
«بركس» (1)(1977) ، «لانگ» (2)(1979) و «اسماعيل» (3)(1979) است. براساس اين رويكرد، بيشتر حجاج افرادى فقير و ساكن مناطق روستايى هستند كه بدون توجه به شرط استطاعت، براى پرداخت مخارج حج مجبوراند تا بخش بيشترى از درآمد خود را پسانداز و يا هزينه اين سفر را با قرضهاى سنگين پرداخت كنند.
برخلاف اين رويكرد، رويكرد دوم وجود دارد كه شامل مطالعاتى مانند: «لكارد» (4)(1977) و «بيلرجىآر» (5)(1980) است. طبق اين رويكرد بيشتر حجاج، از قشر ثروتمندجامعه هستند كه براى تأمين هزينه حج مشكلى ندارند و به عبارت ديگر، پرداخت هزينه اين سفر، تأثير چندانى بر زندگى فردى اين اشخاص ندارد. در رويكرد سوم، محققانى همچون: «گرابون» ، (6)(1977) و «اوان هاد» ، (7)(1979) بر اين باوراند كه حجاج از هر دو قشر فقير و غنى جامعه هستند. اما با وجود اين، هيچ نسبت آمارى براى اين تركيب ارائه نشده است. اين ديدگاه با توجه به نزديكى آن به واقعيت، كمتر مورد نقد قرار گرفته است.
در زمينه تأثير حج بر اقتصاد كشورهاى مبدأ نيز بررسىهايى صورت گرفته؛ از جمله: «خدير» (8)(1982) به بررسى بعد اقتصادى حج بر زندگى كشاورزان كشور «مالزى» پرداخته است. براساس اين مطالعه، بسيارى از حجاجمالزى كشاورز هستند. بررسى سير تاريخى سفر حج در كشور مالزى، نشان داد كه هزينههاى سفرحج با توجه به شرايط تورمى و تغيير وسايل حمل و نقل از كشتى به هواپيما، سبب افزايش ميزان سرمايه خارج شده از بخش كشاورزى مالزى شده و اين عامل به نوبه خود، تأثير منفى بر بخش كشاورزى اين كشور داشته است. اما اين فرضيه كه سفر حج سبب فقر كشاورزان شده باشد، تأييد نشده است.
«تانگبان» (9)نيز (1991) در پژوهشى، به بررسى تأثير حج بر اقتصاد «نيجريه» پرداخته و ابعاد اقتصادى گوناگون مثبت و منفى حج بر اقتصاد نيجريه را بررسى كرده است. براين اساس،
وجه پرداختى به دولت عربستان سعودى براى صدور ويزا، كمك هزينه سفر اهدايى به زائران و بودجه ساليانه پرداختى به هيئت حج بهعنوان تأثير اقتصادى منفى حج بر اقتصاد نيجريه تلقى شده است. اما از سويى حج آثار مثبتى بر اقتصاد نيجريه داشته است؛ زيرا حج بهعنوان يك محرك، سبب تسهيل فعاليتهاى اقتصادى معينى در مدت مشخصى از سال مىشود؛ و بخشهاى حمل و نقل زمينى و دريايى، صنايع غذايى، صنايع نساجى و صنايع داروسازى نيجريه در زمان حج رونق مىگيرند. اما براساس يافتههاى اين تحقيق، تأثيرهاى منفىحج بيشتر از تأثيرهاى مثبت آن بر اقتصاد نيجريه است.
در اين پژوهش، براى بررسى رابطه بلندمدت (همجمعى (1)تأثير حج بر اقتصاد عربستان سعودى، از روش خودتوضيح بردارى با وقفههاى گسترده (2)و براى بررسى رابطه علّى بين متغيرها از آزمون عليت گرنجر (3)استفاده مىشود.
زمانى كه متغيرها غير ايستا باشند، استفاده از روش حداقل مربعات معمولى (4)، نتايج گمراه كنندهاى درپى خواهد داشت و آمارههاى t و F از اعتبار لازم برخوردار نخواهند بود؛ مگر اينكه تركيب خطى متغيرهاى ايستا، روند مشترك ايستايى را ايجاد كند كه به آن همجمعى مىگويند. يكى از اين روشهايى كه بيشتر منجر به همجمعى مىشود، روش خود توضيح بردارى با وقفههاى گسترده است كه در حالتى كه متغيرها جمعى از مرتبه يك و صفراند نيز كاربرد دارد.
«پسران و شين» (5)(1995) ثابت كردهاند كه اگر بردار همجمعى از به كارگيرى روش حداقل مربعات بر يك رابطه خود برگشت با وقفههاى توزيعى مناسب به دست آيد، علاوه بر اينكه برآوردگر حداقل مربعات، توزيع نرمال دارد، در نمونههاى كوچك نيز از اريب كمتر و كارايى بيشترى برخوردار خواهد بود. يك الگوى خود توضيح با وقفههاى توزيعى با p وقفه براى متغير وابسته ( y( و وقفه براى متغير مستقل i ام، بهصورت زير در نظر گرفته مىشود:
<نمايش تصوير
(رحمه الله) بردار متغيرهاى توضيحى بهكار گرفته شده در مدل؛
(رحمه الله) متغير وابسته در مدل؛
(رحمه الله) تعداد وقفههاى بهينه مربوط به هر يك از متغيرهاى توضيحى؛
(رحمه الله) تعداد وقفه بهينه مربوط به متغير وابسته؛
(رحمه الله) بردارى از متغيرهاى قطعى (غير تصادفى) ، مانند: عرض از مبدأ، متغير روند، متغيرهاى مجازى و متغيرهاى برون زا با وقفههاى ثابت.
براى تعيين وقفه بهينه براى متغير وابسته و متغيرهاى مستقل، ابتدا بايد رابطه بالا را به روش حداقل مربعات معمولى براى كليه تركيبات ممكن مقادير وو به عبارتى به تعداد بار برآورد كرد و سپس از ميان رگرسيون برآورد شده، يكى از آنها را با توجه به يكى از چهار ضابطه آكائيك (1)، شوارز- بيزين (2)، حنان - كوئين (3)يا تعديل شده انتخاب كرد. در مرحله سوم، ضرايب مربوط به الگوى بلندمدت و انحراف معيار مجانبى مربوط به ضرايب بلندمدت براساس الگوى خود توضيح با وقفههاى توزيعى محاسبه مىشوند. (پسران و پسران، (4)1997)
پسران و شين، در مورد تصحيح وقفههاى الگو، بهكارگيرى معيار اطلاعاتى شوارتز بيزين ( SBC( را پيشنهاد مىكنند؛ زيرا اين ضابطه در تعداد وقفههاى بهينه صرفهجويى مىكند.
گرنجر (5)(1969) ، اين واقعيت كه «آينده نمىتواند علت گذشته باشد» را به كار برد، و عليت را به اين صورت تعريف كرد كه اگر مقادير جارى Yt را بتوان با استفاده از مقادير گذشته Xt ، با دقت
بيشترى نسبت به حالتى كه از مقادير گذشته Xt استفاده نمىشود، پيشبينى كرد، در اين صورت Xt ، علت گرنجرى Yt است. در آزمون عليت گرنجرى، براى آزمون اين فرضيه كه Xt علت گرنجرى Yt نيست، يك مدل ( VAR( به شكل زير تشكيل داده مىشود:
اگر براى K ، . . . ،٢،١ i) رحمه الله) ، ضرايب i عها برابر با صفر باشند، Xt عليت گرنجرى Yt نيست. در اين آزمون، طول وقفه K ، تا حدودى انتخابى است. جيوئيك (1)(1984) ، معتقداست كه اعتبار آزمون به رتبه مدل ( VAR( و ايستايى متغيرها بستگى دارد. اگر متغيرها ناپايا باشند، اعتبار اين آزمون كاهش مىيابد. از نظر گرنجر (1986) ، اين آزمون زمانى معتبر است كه متغيرها همجمع نباشند. بنابراين، در ابتدا بايد پايايى و ناپايايى متغيرها و سپس، رابطه همجمعى بين آنها را بررسى كرد. اگر متغيرها پايا از درجه يك، ولى غيرهمجمع باشند، مىتوان يك مدل ( VAR( روى تفاضل اول متغيرها تشكيل داده، سپس آزمون را انجام داد.
در اين پژوهش، براى بررسى تأثير حج بر اقتصاد (توليد ناخالص داخلى) عربستان از تعداد حجاج كشورهاى گوناگون و سرمايهگذارى عربستان سعودى در بخش حج بهصورت مدل زير استفاده مىشود:
<نمايش تصوير
كه در آن ( LGDP( نشانگر توليد ناخالص داخلى، ( LN( لگاريتم تعداد حجاج وارد شده به عربستان و ( LI( لگاريتم سرمايهگذارى در بخش حج است.
با توجه به اينكه اقتصاد كشور عربستان سعودى كاملاً تحت تأثير درآمدهاى نفتى اين كشور قرار دارد، به منظور بررسى تأثير بخش حج در اقتصاد اين كشور، ( GDP( اين كشور بهصورت غيرنفتى و حقيقى و به قيمت ثابت سال (1999) در نظر گرفتهشده است. در اين بررسى، بودجه اختصاص يافته به وزارت حج اين كشور بهعنوان متغيرجايگزين براى سرمايهگذارى در بخش حج در نظر گرفتهشده و با استفاده از شاخص قيمت كالاها و خدمات دولتى به قيمت ثابت (1999) ، به صورتحقيقى درآمده است. تمامى دادهها، مربوط به دوره زمانى (197٠ - 20٠7) است كه از گزارشهاى ساليانه اداره مركزى ارقام و اطلاعات وزارت اقتصاد و برنامهريزى عربستان سعودى استخراج شده است.
1) Geweke. .
به كارگيرى روشهاى سنتى در اقتصاد سنجى، مبتنى بر فرض پايايى متغيرهاست. اما بررسىهاى انجام شده در اين زمينه، نشاندهنده اين مطلب است كه بيشتر سرىهاى زمانى كلان اقتصادى غيرساكن هستند. بنابراين، براساس نظريه همجمعى، لازم است تا نسبت به پايايى متغيرهاى مورد مطالعه اطمينان حاصل شود. از اينرو، در اين پژوهش از آزمون ريشه واحد ديكى - فولر (1)( ADF( تعميم يافته استفاده شده است.
آزمون ( ADF( بر روى متغيرهاى مدل براى سالهاى (197٠- 20٠7) انجام و نتايج آن در جدول زير ارائه شده است.
جدول 1: نتايج آزمون ريشه واحد متغيرهاى تحقيق
<نمايش تصوير
مأخذ: يافتههاى پژوهش
توضيح: نماد D پيش از نام هر متغير نشاندهنده تفاضل مرتبه اول آن متغير است.
براساس آزمونهاى انجام شده، در متغيرهاى مورد نظر تنها ( LGDP( پايا از درجه صفر يعنى (٠) I و بقيه پايا از درجه يك يعنى (1) I هستند.
در قسمت قبل نشان داده شد كه متغيرهاى سرمايه گذارى در بخش حج و تعداد حجاج درسطح اطمينان 95درصد مانا از درجه يك و متغيرتوليد ناخالص داخلى غيرنفتى، مانا از درجه صفر است. بنابراين، چون همه متغيرها (1) I نيستند، براى برآورد رابطه پويا، بلند مدت و تصحيح خطا از روش خود توضيح بردارى با وقفههاى گسترده استفاده مىشود. براى بررسى همجمعى (رابطه بلند مدت)
1) DickeyFuller. .
ميان متغيرها، مىتوان از روش آزمون كرانههاى پسران، شين و اسميث (1)(20٠1) ، مبتنى بر رويكرد تخمين مدل تصحيح خطاى غير مقيد ( UECM( ، شامل رابطه پويا و رابطه تعادلى بلند مدت استفاده كرد.
شكل تصحيح خطاى غير مقيد متغيرها بهصورت زير است:
(6)
كه در آن عملگر تفاضل است. براساس معيار شوارز- بيزين و آكائيك، طول وقفه بهينه به استناد جدول زير يك است.
جدول 2: تعيين تعداد وقفه بهينه در الگوى مربوط به مدل
<نمايش تصوير
مأخذ: يافتههاى تحقيق
با توجه به طول وقفه بهينه، مدل (6) با استفاده از نرم افزار ( MICROFIT( و به روش ( OLS( تخمين زده مىشود.
پس از برآورد رگرسيون بالا، جهت حصول اطمينان از وجود رابطه بلندمدت، قيد زير اعمال مىشود:
٠)
رحمه الله) 1) رحمه الله) 2) رحمه الله ( ٠ آماره آزمون F بهدست آمده در اين مورد،22/5 است. پس از محاسبه مقدار آماره آزمون، مىبايست آن را با مقادير بحرانى ارائه شده بهوسيله پسران شين و اسميث (20٠1) ، مقايسه كرد. مقادير بحرانى متناظر با دو متغير توضيحى و عرض از مبدأ در سطح 95 درصد85/4 است. مقايسه مقدار آماره آزمون با مقادير بحرانى ارائه شده مبين تأييد فرضيه وجود رابطه بلندمدت (همجمعى) بين متغيرهاى
1) Pesaran ، M. H. ، Shin ، Y. and Smith. .
مورد بررسى در سطح قابل قبولى است.
پس از آزمون همجمعى و اطمينان از وجود رابطه بلندمدت ميان متغيرهاى مورد بررسى، به منظور تخمين رابطه بلندمدت سطح توسعه اقتصادى و پويايى كوتاه مدت تعديلهاى رويكرد مدلسازى ( ARDL( پسران و شين (1999) و مدل تصحيح خطاى غير مقيد ( UECM( به كار مىرود. در مدل تصحيح خطاى غير مقيد، ضرايب بلند مدت از طريق تقسيم ضرايب متغيرهاى توضيحى وقفه سطح اول متغيرها بر ضريب وقفه سطح اول متغير وابسته (در معادله 6) با (يك علامت منفى) به دست مىآيند.
نتايج تخمين بهصورت زير است:
جدول3: نتايج ضرايب بلندمدت
<نمايش تصوير
مأخذ: يافتههاى تحقيق
طبق ضرايب بلند مدت مدل تصحيح خطاى غير مقيد تمامى متغيرها بلندمدت از لحاظ آمارى و اقتصادى معنا دارند. در اين مرحله، پس از اطمينان از وجود رابطه بلند مدت، مدل پوياى ( ARDL( را با وقفههايى كه به وسيله شوارز - بيزين از طريق سيستم تعيين مىشود، تخمين مىزنند. اين معيار، به متغير توليد ناخالص داخلى و تعداد حجاج، يك وقفه مىدهد و براى ساير متغيرها هيچ وقفهاى را در نظر نمىگيرد. با مشخص شدن متغيرهاى الگو، نتيجه برآورد مدل بهصورت ( ARDL)1,٠,1(( است.
با توجه به آزمون خود همبستگى سريالى ( LM( ، مدل داراى همبستگى سريالى نيست؛ زيرا آماره F آزمون (38/٠)76/٠است و فرضيه صفر مبنى بر عدم وجود مشكل خود همبستگى رد نمى شود. مدل از نظر نرمال بودن نيز مشكلى ندارد و آماره ( BJ( آزمون نرماليتى برابر با (71/٠)23/٠ است و فرضيه صفر مبنى بر توزيع نرمال جملات پسماند پذيرفته مىشود. نتايج آزمون ( RESET( رمزى نشان مىدهد كه فرم تابع مشكل تصريح ندارد و آماره F آزمون برابر (6٠/٠)27/٠ است و فرضيه
صفر، مبنى بر شكل تبعى صحيح رد نمىشود. همچنين، مدل فاقد واريانس ناهمسانى است؛ زيرا مطابق با آزمون ( ARCH( ، آماره F آزمون برابر با (19/٠)74/1 است و فرضيه صفر، مبنى برواريانس ناهمسانى رد نمى شود.
اكنون با توجه به نتايج معادله (4) عدم همجمعى بين متغيرهاى الگو را بررسى مىكنيم. بدين ترتيب، كميت مورد نظر براى انجام اين آزمون بهصورت زير محاسبه مىشود.
با توجه به كميت بحرانى مربوط در سطح اطمينان 99 درصد92/3 - است، فرضيه صفر مبنى بر عدم وجود همجمعى بين متغيرهاى الگو رد مىشود. بنابراين، وجود يك رابطه تعادلى بلند مدت بين متغيرهاى الگوى فوق تأييد مىشود. پس از اطمينان از وجود رابطه بلندمدت، مىتوان روابط بلندمدت را تفسير كرد. نتايج حاصل از رابطه بلند مدت مربوط به مدل ( ARDL( با وقفههايى كه به وسيله شوارز- بيزين از طريق سيستم تعيين مىشود، بهصورت زير است.
همانگونه كه در رابطه بلندمدت (8) مشاهده مىشود، ضرايب، تفاوت چندانى با ضرايب بلندمدت مدل تصحيح خطاى غير مقيد ( UECM( ، در جدول (3) ندارند و تمامى ضرايب در سطح اطمينان 95 درصد معنادار هستند.
براى بررسى رابطه علّى بين متغيرها، از مدل ( VECM( معرفى شده بهوسيله انگل و گرنجر (1987) بهصورت زير استفاده مىشود. در اين الگو ( ECT( ، باقىماندههاى رابطه همجمعى به دست آمده در مرحله پيشين است كه با يك وقفه بهعنوان تصحيح خطا در مدل ( VECM( استفاده شده است.
در اين روابط، ضرايب ( ECT( و به عبارتى i لها، نشاندهنده سرعت تعديل به سمت رابطه تعادلى
<نمايش تصوير
بلندمدت هستند. پسماندهاى معادلهها و يعنى 1 t ، 2 t و 3 t ممكن است با يكديگر همبستگى داشته باشند، اما همگى نوفه سفيد هستند. طبق نخستين معادله بالا، ضرايب، و، تأثير رشد توليد ناخالص داخلى، رشد تعداد حجاج و رشد سرمايهگذارى در دوره t بر توليد ناخالص داخلى دوره جارى را نشان مىدهند.
عليت كوتاهمدت، تحت فرضيه صفر كه در آن تمام ضرايب وقفهها صفر هستند، بررسى مىشود. براى نمونه، چنانچه فرضيه صفر ٠(رحمه الله) (رحمه الله) رد نشود، توليد ناخالص داخلى عربستان سعودى عليت گرنجرى رشد حجاج كشورهاى گوناگون نيست. نتايج حاصل از اين آزمون در جدول 4 و 5 آورده شده است.
جدول4: نتايج بررسى عليت گرنجرى LN و LGDP
مأخذ: نتايج تحقيق
جدول5: نتايج بررسى عليت گرنجرى LN و LI
مأخذ: نتايج تحقيق
در بررسى عليت بلندمدت بين متغيرهاى معادلههاى ارائه شده، تأييد فرضيه صفر بودن ضريب ECM نشاندهنده عدم وجود عليت بلندمدت بين متغيرهاى مدل است. جدول (6) نتايج اين آزمون را ارائه مىدهد.
جدول6: نتايج بررسى عليت بلندمدت بين متغيرها
مأخذ: نتايج تحقيق
<نمايش تصوير
نتايج جدول (4) ، نشاندهنده وجود عليت كوتاه مدت از سوى رشد تعداد حجاج به سمت توليد ناخالص داخلى عربستان سعودى و عدم وجود عليت گرنجرى از سوى توليد ناخالص داخلى عربستان سعودى به سمت رشد تعدادحجاج است. بهطور مشابه جدول (5) نيز عدم وجود عليت گرنجرى از سرمايه گذارى در بخش حج عربستان به سمت رشد تعداد حجاج و برعكس را نشان مىدهد.
جدول (6) ، نشاندهنده اين واقعيت است كه در بلندمدت، تنها رشد تعداد حجاج عامل رونق اقتصاد كشور عربستان سعودى شده و توليد ناخالص داخلى عربستان سعودى، تاثيرى بر رشد تعداد حجاج نداشته است.
تحقيق و بررسىهاى گوناگون در مورد حج، همگى نشان از اهميت بالاى حج در ابعاد گوناگون سياسى و فرهنگى دارد. در همين راستا، مطالعاتى كه بعد اقتصادى حج را بررسى كردهاند، تا اندازهاى ظرفيتهاى بالقوه اقتصادى حج را نشان دادهاند. تأثيرحج بر اقتصاد داخلى كشورها و از جمله كشور عربستان از موضوعهاى مهم در اين زمينه است. استفاده از اين ظرفيتهاى بالقوه، سبب پيشرفت كشورهاى اسلامى خواهد بود. ابعاد اقتصاد حج از نظر تئوريك، مىتواند با ادبيات گردشگرى قابل توجيه باشد. امروزه، گردشگرى از منابع مهم درآمدى در بسيارى از كشورهاست. صنعت گردشگرى در دههاى اخير، بيش از پيش مورد توجه كشورهاى گوناگون قرار گرفته است؛ تاجايىكه تبليغات گستردهاى براى نشان دادن هرچه بيشتر جذابيت جاذبههاى گوناگون دنيا صورت مىگيرد.
در اين ميان، كشور عربستان با توجه به وجود كعبه شريفه و ديگر اماكن مقدس مذهبى، بىنياز از اينگونه تبليغات است.
بدين ترتيب، نتايج اين تحقيق نشان داد كه آثار و بركتهاى حج، تأثيرهاى اقتصادى مثبتى بر كشور عربستان سعودى داشته و دارد. با افزايش يك درصد در تعداد حجاج، توليد ناخالص داخلى غير نفتى به اندازه 4/1 درصد افزايش مىيابد. وجود عليت كوتاهمدت و بلندمدت از تعداد حجاج به سمت رشد اقتصادى عربستان، تأييدكننده اين ادعاست. بنابراين، كشور عربستان بايد با فراهم آوردن شرايط ممكن در جهت افزايش تعداد حجاج، از اين فرصت براى افزايش رشد اقتصادى خويش استفاده كند.
منابع
طوسى، محمد بن حسن و خرسان، سيد حسن، الكتب الاربعه: الفروع من الكافى، 1385.
Awang
، S.)1979(. "Modern Concept of Hajj Management: The Experience of Malaysia". In Hajj Studies ، London: Hajj Research Centre ، Vol. 1 ، ed. Zaki Badawi ، pp. 73 - 83. 2.
Balaguer
، J. ، & Cantavella - Jorda ، M.)20٠2(. "Tourism as a Long - run Economic Growth Factor: The Spanish case". Applied Economics ، 34 ، 877 - 884. 3. Bailey
، L. Conner ، Jr.)198٠(. "Social and Economic Organisation in Rural Malay Society". Ph. D. Thesis ، Cornell University ، University Microfilms Int. 4. Birks
، J. S.)1977(. "Overland Pilgrimage from West Africa to Mecca: Anachronism or Fashion?". Geography. 62 215 - 17. 5. Cheng
، B. S. and Lai ، T. W.)1997(. "An Investig ation of Co - integration and Causality between Energy Consumption and economic Activity in Taiwan". energy Economics ، Vol. 19 ، pp. 435 - 444. 6. Cohen
، Erik.)1979(. "A Phenom enology of Tourist Experiences". Sociology 13 ، 179 - 201. 7. Delaney
، C.)199٠(. "The Hajj: Sacred and Secular". American Ethnologist ، Vol. 17 ، No. 3 ، pp. 513 - 53٠. 8. Donnan
، H.)1995(. "Pilgrimage and Islam in Rural Pakistan: The Influence of the Hajj". Etnofoor ، Jaarg. 8 ، Nr. 1 ، DE BETOVERDE WERELD)1995( ، pp. 63 - 82. 9. Dritsakis
، N.)20٠4(. "Tourism as a long - run economic growth factor: an empirical investig ation for Greece using a causality analysis". Tourism Economics ، 10,3٠5 - 316. 10. Durbarry
، R.)20٠4(. "Tourism and economic growth: the case of Mauritius". Tourism Economics ، 10 ، 389 - 4٠1. 11. Engle
، R. E. ، & Granger ، C. W. J.)1987(. "Cointeg ration and Error - correction: Repre - sentation ، Estimation ، and Testing". Econometrica ، 55 ، 251 - 276. 12. Gee
، C. Y.)1999(. "Interna tional tourism: a global perspective". Madrid ، Spain: World Tourism Organization. 13. Geweke
، J.)1984(. "Inference and Causality in Economic Time series Models" ، Handbook of econometrics ، Vol. 2 ، Amsterdam ، North Holland. 14. Gosling
، L. A. Peter.)196٠(. "Moslem Law ، Custom and Usage as Reflected in the Agricultural Economy of Malaya". Annals ، Association of American Geographers 5٠ ، 322. 15. Graburn
، Nelson H. H.)1977(. "Tourism: The Sacred Journey". In Hosts and Guests: The Anthropology of Tourism ، Philadelphia
University of Philadelphia Press ، ed. V. Smith ، pp. 17 - 31.
، C. W. J.)1969(. "Investi gating casual relations by econometric models and cross - spectral methods" ، Econometric ، Vol.37 ، pp. 424 - 438. 17. Granger
، C. W. J.)1986(. "Development in study of Cointegrated Economic Variables" ، Oxford Bulletin of Economics and Statistics ، Vol.48 ، pp 213 - 228. 18. Ismail
، Ahmad Ali.)1979(. "Hajj Movements from the Islamic Countries") in Arabic(. Paper presented at the First Islamic Geographical Conference ، Imam Muhammad bin Saud Islamic University ، Riyadh ، January. 19. Kadir
، A.)1982(. "Economic Implications of Moslem Pilgrimage from Malaysia". Contemporary Southeast Asia ، Vol. 4 ، No. 1) June 1982( ، pp. 58 - 75. 20. Kim
، H. J. ، Chen ، M. H. ، & Jang ، S. C.)20٠6(. "Tourism expansion and economic development: the case of Taiwan". Tourism Management ، 27)5( ، 925 - 933. 21. Kremer
، M & Khwaja ، A & Cling ingsmith ، D.)20٠8(. "Estimating the Impact of the Hajj: Religion and Tolerance in Islams Global Gathering". The Quarterly Journal of Economics ، Vol. 124 ، No. 3 ، pp. 1133 - 117٠. 22. Kulendran
، N. ، & Wilson ، K.)20٠٠(. "Is there a relationship between interna tional trade and internat ional arrivals"? Applied Economics ، 32)8( ، 10٠1 - 10٠9. 23. Lanza
، A. ، Temple ، P. ، & Urga ، G.)20٠3(. "The implications of tourism speci cation in the long - run: a econometric analysis for 13 OECD economies". Tourism Management ، 24 ، 315 - 321. 24. Lee
، C. - C. ، & Chang ، C. - P.)20٠8(. "Tourism Development and Economic growth: a Closer Look at Panels". Tourism Management ، 29)1( ، 18٠ - 192. 25. Lockard
، Craig A.)1977(. "Malay Social Structure in a Sarawak Town During the Late Nineteenth Century". In Sarawak Research and Theory ، Studies in Third World Societies ، ed. Mario D. Zamora. Williamsburg ، Virginia: Department of Anthropology ، College of Williams and Mary. 26. Long
، David Edwin.)1979(. "The Hajj Today: A Survey of the
Contemporary Makkah Pilgrimage". Albany: State University of New York Press.
، D.)1992(. "Is the export - led hypothesis valid for industr ialized countries"? Review of Economics and Statistics ، 74 ، 678 - 688. 28. Murphy
، M.)1994(. "Class ، Community ، and Costume in an Andalusian Pilgrimage". Anthrop ological Quarterly ، Vol. 67 ، No. 2 ، Symbols of Contention: Part 1 ، pp. 49 - 61. 29. Narayan
، P. K.)20٠4(. "Economic impact of tourism on Fijis economy: empirical evidence from the computable general equilibrium model". Tourism Economics ، 10 ، 419 - 433. 3٠. Nash
، N.)1978(. "Pilgrims Progress ، Asian Style". Cover Story ، Far Eastern Economic Review ، pp. 32 - 36. 31. Nunez
، T.)1977(. "Touristic Studies in Anthrop ological Perspectives". In Hosts and Guests: The Anthropology of Tourism ، ed. V. Smith. Philadelphia: University of Philadelphia Press. 32. O'Brien
، S.)1999(. "Pilgrimage ، Power ، and Identity: The Role of the Hajj in the Lives of Nigerian Hausa Bori Adepts". Africa Today ، Vol. 46 ، No. 4/3 ، Islam in Africa ، pp. 11 - 4٠. 33. Oh
، C. - O.)20٠5(. "The contri bution of tourism development to economic growth in the Korean economy". Tourism Management ، 26 ، 39 - 44. 34. Pesaran
، H and B. Pesaran ، 1997 ، "Working with Microfit 4.٠: Inter active Econometric Analysis" ، ) DOS and Windows versions( ، Oxford University Press ، pp.511. ISBN ٠19 268 53٠ 9) DOS( ، ٠19 268 531 7) Windows(. 35. Pesaran,H. M. & Shin,Y.
، 1995. "Long - Run Structural Modelling," Cambridge Working Papers in Economics 9419 ، Faculty of Economics ، University of Cambridge. 36. Pesaran
، M. H. ، Shin ، Y. and Smith. R. J. 20٠1. Bounds Testing Approaches to the Analysis of Level Relatio nships. Journal of Applied Econometrics) special issue( in honour of J D sargan on the theme ، Studies in Empirical Macroecon ometrics ، ) eds( D. F. Hendry and M. H pesaran ، Vol. 16. PP. 289 - 326. 37. Robinson
، G. W. S.)1972(. "The Recreation Geography of South
Asia". Geograp hical Review 62
، No. 4. 38. Sardar
، Z.)1979(. "The Spiritual and Physical Dimensions of the Hajj: A Systems Overview". In Hajj Studies ، Vol. 1 ، ed. Zaki Badawi ، London: Hajj Research Centre ، pp. 27 - 37. 39. Shan
، J. ، & Wilson ، K.)20٠1(. "Causality between trade and tourism: empirical evidence from China". Applied Economics Letters ، 8 ، 279 - 283. 4٠. Swift
، M. G.) 1964( "Capital ، Saving and Credit in a Malay Peasant Economy". In Capital ، Savings and Credit in Peasant Societies ، ed. Firth ، Raymond and B. S. Yamey. Chicago: Aldine Publishing Company. 41. Tangban
، E.)1991(. "The Hajj and the Nigerian Economy 196٠ - 1981". Journal of Religion in Africa ، Vol. 21 ، Fasc. 3) Aug. ، 1991( ، pp. 241 - 255. 42. Turner
، V.)1973(. "The Centre Out There: The Pilgrim's Goal". History of Religions 12 ، No. 3. 43. World Tourism Organi zation.)2011(. Tourism highlights. Available from)2011 ed. (. . http: //www. world
، W.)1993(. "The Kaba ، Gender ، and the Rites of Pilgrimage". Internat ional Journal of Middle East Studies ، Vol. 25 ، No. 2 ، pp. 285 - 3٠٠.
كتر ابوالفضل شاه آبادى (1)
سارا سارىگل (2)
چكيده
نابرابرى درآمد (3)از جمله پديدههايى است كه به لحاظ كاركرد و پيامدهاى مؤثرش بر ساختار جامعه، مىتواند پايدارى نظام اجتماعى - اقتصادى را به خطر اندازد. ازاينرو بايد اين پديده را از ديدگاههاى گوناگون بررسى، و ريشههاى پديدآمدن آن را جستوجو كرد. به همين منظور و براى توسعه همكارىهاى منطقهاى كشورهاى منتخب اسلامى و بهبود توزيع درآمد، مقاله حاضر، نقش حج را بر بهبود توزيع درآمد در كشورهاى منتخب اسلامى طى دوره زمانى 1995- 20٠9م ارزيابى كرده است. در واقع، انجام دادن مناسك حج، فرصتى استثنايى براى جهان اسلام است تا با حضور اجتماعى و سياسى خويش كنار فعاليتهاى معنوى و فرهنگى، تأثيرات شگرفى را در صحنههاى سياسى، اقتصادى و نظامى پديد آورد. نتايج مطالعه از يكسو بيانگر متناسب نبودن تعاملات اقتصادى كشورهاى اسلامى منتخب، با پتانسيل بالقوه آنان و توزيع نابرابر درآمد است. از سوى ديگر، حج فرصت اقتصادى مناسبى براى كشورهاى غير اسلامى بهويژه چين و ژاپن شده است. و حال آنكه دولتمردان كشورهاى اسلامى مىتوانند با شناسايى دقيق نقاط قوت و ضعف كشورهاى جهان اسلام، و همچنين برنامهريزى مشترك، از فرصت استثنايى حج براى افزايش تعاملات اقتصادى، جذب سرمايهگذاران مسلمان، افزايش اشتغال و سرمايهگذارى،
افزايش قدرت چانهزنى كشورهاى اسلامى در صحنه بينالملل استفاده كنند و با بهرهگيرى مطلوب از پتانسيل موجود از يكسو، و ايجاد پتانسيلهاى جديد در كشورهاى اسلامى از سوى ديگر، قدرت رقابتپذيرى (1)و توزيع مناسبتر درآمد را در كشورهاى اسلامى بهبود بخشند و با برپايى بازار بينالمللى اسلامى بالاترين استفاده را از ظرفيتهاى موجود ببرند.
واژگان كليدى: حج، توزيع درآمد، تعاملات اقتصادى، رقابتپذيرى، كشورهاى منتخب اسلامى
در دهههاى اخير نابرابرى درآمد بين اغنيا و فقرا، بهويژه در كشورهاى در حال توسعه، درحال افزايش است؛ زيرا اقتصاددانان توسعه در ابتدا تنها به دنبال افزايش رشد اقتصادى بودند. اما تجربه اخير اين كشورها نشان مىدهد، برخلاف نرخ بالاى رشد اقتصادى، آنها در ريشهكن كردن فقر يا حتى كاهش نابرابرى درآمد موفقيتى كسب نكردهاند. حتى با اينكه بانك جهانى، دهه 198٠ را «دهه فراموش كردن فقرا» ناميد، كشورها نتوانستهاند به موفقيت چندانى در كاهش نابرابرى درآمد دست يابند. اين درحالى است كه وضعيت توزيع درآمد در هر جامعهاى، افزون بر جنبههاى اقتصادى، در ابعاد سياسى و اجتماعى نيز درخور اهميت است و هر رويكرد اقتصادى به توزيع درآمد، ناگزير پيامدهاى سياسى و اجتماعى نيز خواهد داشت.
ازاينرو امروزه توزيع درآمد چه در سطح جهانى، چه در مقياس بين كشورها و چه در سطح بين منطقهاى مورد توجه ويژهاى قرار دارد. اين موضوع در سالهاى اخير جايگاهى ويژه در بحثهاى توسعه اقتصادى به خود اختصاص داده است. به همين علت، اهميت ايجاد توزيع درآمد متعادل يكى از هدفهاى مهم دولتها در سيا ستگذارىهاى كلان اقتصادى است. (حسينى و نجفى، 1388) اما بنابه گفته «تودارو» (1378، ص163) ، «متأسفانه در حال حاضر اقتصاددانان هيچگونه درك روشنى از عوامل مشخص كه در تغييرات توزيع درآمد كشورها در طول زمان اثر مىگذارند، ندارند و لذا بيشتر تحليلهاى اقتصادى به نحو عجيبى در خصوص توزيع درآمدها ساكت است» . بنابراين بررسى عوامل تعيينكننده توزيع متعادل درآمد ضرورى به نظر مىرسد. از سويى، انديشمندان زيادى طى ساليان متمادى براى شناخت اسرار حج و فلسفه احكام و عبادات تلاش كردهاند و از اين رهگذر تأليفات ارزشمندى پديد آمده است. اما در اين مطالعه قصد داريم از جنبههاى ديگر به مسئله حج و توزيع درآمد و عوامل تأثيرگذار بر آنها بپردازيم.
1) Com petitiv eness. .
شايان ذكر است، كنگره عظيم حج، آثار و بركات فراواني دارد؛ همچنانكه قرآن كريم در آياتي مانند ( وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يأْتُوكَ رِجَالا وَ عَلَي كُلِّ ضَامِر يأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجّ عَمِيق لِيشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ . . .) (حج: 27 و 28) به منافع و فوايد موجود در حج تصريح مىكند. اصولاً كنگره جهانى حج، بهترين موقعيت را براى كشورهاى اسلامى براى تبادل نظر و تصميمگيرى مناسب در زمينههاى مختلف اقتصادى، سياسى، اجتماعى، فرهنگى و. . . فراهم مىكند. البته بايد بيان داشت، كشورهاى اسلامى در زمانهايى غير از موسم حج نيز مىتوانند به هدف مذكور برسند. اما كنگره جهانى حج، فرصت بىبديلى براى آغاز و گسترش همكارى ميان كشورهاى اسلامى است.
از آنجا كه كشورهاى اسلامى جزو كشورهاى در حال توسعهاند و بيشتر آنها هماكنون با معضلات فراوانى همچون فقدان تعاملات اقتصادى و وابستگى به صادرات تكمحصولى، ناكارايى در توليد، سطح پايين درآمد سرانه و رشد اقتصادى بىثبات، فقر و توزيع ناعادلانه درآمد، فقدان برخوردارى بالا از تحولات فناورى و تخصصهاى مورد نياز براى توليد و صدور كالاهاى رقابتپذير در سطح بينالملل، نرخ بالاى بيكارى و تورم و. . . دست به گريباناند. اين در حالى است كه نقشه جغرافياى اقتصادى كشورهاى اسلامى نشان مىدهد، جهان اسلام از منابع و پتانسيلهاى قدرتمندى همچون ذخاير عظيم انرژى، تنوع امكانات، قلمرو جغرافيايى وسيع و جمعيتى بالا، دسترسى و سيطره بر تنگهها و آبراههاى راهبردى جهان، بازار مصرف گسترده و پرجاذبه و. . . برخوردار است. با اين حال بيشتر كشورهاى اسلامى، جزو ممالك درحالتوسعه محسوب مىشوند و فقر و توزيع نامتعادل درآمد يكى از شاخصههاى اصلى اين كشورهاست.
ازاينرو حل مشكلات مذكور، در گرو همكارىهاى خلاقانه است و فضاى توحيدى و الهى حج مىتواند به منظور برداشتن قدمهاى ابتدايى براى تحقق اهداف مذكور، اين فرصت را در اختيار كشورهاى اسلامى قرار دهد تا با ايجاد زمينههاى تفاهم و همكارى بيشتر بين خود، به واسطه استفاده مطلوب از پتانسيلها و امكانات موجود و ايجاد پتانسيلهاى جديد، بر مشكلات و معضلات جوامع خود فايق آيند و مقابل بيگانگان در تمامى زمينهها به خودكفايى و استقلال دست يابند.
بنابراين مطالعه حاضر به منظور ارائه نكات سياستى مناسب براى سياستگذاران و تصميمگيران اقتصادى كشورهاى اسلامى، به بررسى و تجزيه و تحليل پتانسيل حج بر توزيع درآمد كشورهاى منتخب اسلامى طى دوره زمانى 1995 - 20٠9م مىپردازد. اين مقاله ضمن بررسى پيشينه پژوهش، عوامل تأثيرگذار بر توزيع درآمد و راههاى بهبود آن ارائه مىشود. همچنين وضعيت توزيع درآمد در كشورهاى اسلامى، و پتانسيل حج و نقش آن در بهبود توزيع درآمد بررسى، و در نهايت، نتيجه بحث و پيشنهادها ارائه مىشود.
توزيع درآمد در طول تاريخ با مفاهيم متفاوت، و در زمينههاى گوناگونى بررسى شده است. اقتصاددانان كلاسيك معتقد بودند از شروط لازم در تسريع فرآيند رشد اقتصادى، توزيع نابرابر درآمدهاست؛ زيرا تقريباً تمام درآمد گروههاى كمدرآمد صرف هزينههاى مصرفى مىشود. ازاينرو رشد اقتصادى، وابسته به پسانداز گروههاى پردرآمد جامعه است كه اساس سرمايهگذارى را فراهم مىكند. در اين زمينه نظرات متعددى بيان شده است كه مهمترين آنها، نظريه «كوزنتس» (1)(1955) است. اما برخلاف رشد اقتصادى، كه تاريخ شاهد آن بوده است، وضعيت مردم فقير به سبب افزايش نابرابرى چندان بهبود نيافته است؛ زيرا بيشتر فوايد رشد اقتصادى براى ثروتمندان است. اما تودارو (1378، ص138) مىگويد: «در جهان امروز ريشهكن كردن فقر و نابرابرى، مركز ثقل مسائل قرار گرفته، و هدف اصلى سياست توسعه براى بسيارى از كشورهاست» . زيرا اقتصاددانان اكنون، نابرابرى درآمد را مانعى بر سر راه رشد و توسعه اقتصادى مستمر و با ثبات مىدانند. به همين علت همواره سعى شده است تا عواملى را كه بر توزيع درآمد تأثير مىگذارد، شناسايى شود. مىتوان تجارت و استفاده از مزيتهاى نسبى در سرمايه، نيروى كار و كالا و گردشگرى و. . . را از عوامل تأثيرگذار بر توزيع درآمد برشمرد.
نتايج مطالعه «كوك» و «يوچيدا» (2)(20٠6) بيانگر آن است كه تحول تجارت در صنايع با فناورى پايين و فناورى متوسط (متوسط رو به بالا يا رو به پايين) ، اثر منفى بر توزيع درآمد تمامى كشورها دارد و تحول تجارت در صنايع با فناورى بالا، به افزايش نابرابرى درآمد منجر مىشود. همچنين توزيع درآمد و تحول فنى يافتهها نشان مىدهد، تحول فنى در صنايع با فناورى پايين و فناورى بالا، بر نابرابرى درآمد تمامى كشورها اثر منفى دارد. اما تحول فنى در صنايع با فناورى متوسط (متوسط رو به بالا يا رو به پايين) اثر مثبتى بر كاهش نابرابرى درآمد دارد. «وو» و «وى» (3)(2002) استدلال مىكنند، شهرهايى كه درجه باز بودن بيشترى را در تجارت تجربه كرده است با كاهش بيشترى در نابرابرى درآمد شهرى-روستايى مواجه بوده است. بدين ترتيب جهانى شدن به كاهش نابرابرىهاى شهرى - روستايى كشور چين كمك كرده است. اما مطالعات اپستين، هاولت و اسچولز (4)(20٠7) و مسچى و وايواريلى (5)(2009) نشان مىدهد در بلندمدت برقرارى روابط تجارى به نفع اقتصاد ثروتمند و به ضرر
اقتصاد فقير است. همچنين نتايج آزمون «توان» (1)(20٠4) مؤيد آنست كه آزادسازى تجارى بر رفاه ملى، تأثير منفى مىگذارد. براساس مطالعه «والپرت» (2)(2002) شركتها بايد نوآورى را يك عنصر طبيعى تجارت بدانند. براساس نظر «ماينت» (3)(20٠٠) كشورهاى توسعه يافته با برخوردارى از فناورىهاى پيشرفته، كه مرتب هم در تكميل آن مىكوشند، بازده بيشترى در توليد دارند كه بهطور طبيعى موجب افزايش تجارت بينالملل است.
«توربك» و «نيسانك» (20٠6) ، مسيرهاى گوناگون و ساز و كارهاى مؤثر جهانى شدن بر فقرا را بررسى مىكنند. نتايج مطالعه بيانگر آن است كه آزادسازى تجارى يا مالى، جريان كالا و سرمايه را افزايش مىدهد و منجر به رشد اقتصادى مىشود. البته سياستهاى آزادسازى ممكن است فقر را كاهش دهد، اما اثر نهايى آن مبتنى بر اين است كه رشد چگونه نابرابرى را تحت تأثير قرار مىدهد. «والاك» (20٠2) نيز در مطالعهاى به بررسى ارتباط بين جهانى شدن، رشد و كاهش فقر پرداخته است. نتايج مطالعه وى نشان مىدهد، جهانى شدن رو به رشد، فقر را كاهش مىدهد. همچنين «مياگيوا» و همكاران (4)(2008) در مطالعهاى به بررسى رابطه علّى بين سياستهاى تجارى و انگيزه بنگاهها براى نوآورى مىپردازند. بدين منظور در اين مطالعه، محققان جهانى را در نظر مىگيرند كه متشكل از دو كشور است كه بنگاههاى سراسر كشورها ناهمگون هستند. نتايج مطالعه متفاوت بودن منافع حاصل از آزادسازى و حفاظت از تجارت بين بنگاهها را نشان مىدهد و همچنين مىرساند كه واكنش متفاوت بنگاهها به سياستهاى يكجانبه و دوجانبه تجارى، بر كارايى بنگاهها در نوآورى بستگى دارد. افزون بر اين، براساس نتايج مطالعه حمايتهاى تجارى بر بهرهورى بنگاههاى داخلى بسيار كارآمد صدمه مىزند درحالىكه بهرهورى بنگاههاى داخلى با كارآمدى كمتر را افزايش مىدهد. شايان ذكر است منظور از كارايى بالا و پايين بنگاهها به لحاظ ميزان هزينهاى است كه بنگاهها براى نوآورى انجام مىدهند. همچنين طبق نظر «آريتى» (5)(20٠5) ممكن است تجارت براى يك كشور درحالتوسعه، باعث افزايش سطح مهارتها، از طريق ورود يا اتخاذ فناورى توليد برتر و ابداعات شود. «واكزيارگ» (6)(2000) نيز بيان مىدارد باز بودن تجارت به دليل انباشت سريع سرمايهفيزيكى، انتقال فناورى و بهبود سياستهاى اقتصاد كلان تأثير مثبت و معنادارى بر رشد اقتصادى، دارد. نتايج مطالعه «نير» و
«كوپوسامى» (1)(20٠4) نشان مىدهد، كشورهاى داراى جهش قورباغهاى، در نوآورى، رقابتپذيرى، انباشت ثروت و اقتصاد اطلاعات رهبرند. گفتنى است منظور از جهش قورباغهاى يك جهش درخور توجه به واسطه يك محرك يا شوك ناگهانى است. در اينجا تغييرات و تحولات ناشى از پيشرفتهاى مبتنى بر نوآورى و فناورى، محرك يا شوك براى يك كشور تلقى شده است.
گفتنى است، مطالعات گستردهاى نيز درباره توزيع درآمد و عوامل مؤثر بر آن در اقتصاد ايران صورت گرفته است كه در اينجا به پارهاى از مطالعات انجام شده اشاره مىشود:
مطالعه «ابونورى» و «خوشكار» (1386) نشان مىدهد در كشور ايران نمىتوان فرضيه كوزنتس را پذيرفت. در واقع، نسبت درآمدهاى مالياتى به محصول ناخالص استانى، تورم و هزينههاى دولتى بر نابرابرى، اثر افزايشى داشته است. نتايج تحقيق «زيبايى» (1384) نشان مىدهد افزايش بهرهورى نيروى كار و اصلاح نرخ واقعى ارز در كشور ايران، در بلند مدت باعث بهبود توزيع درآمد و رفاه اجتماعى مىشود. اما تورم و بيكارى بهصورت يك نوع ماليات نزولى عمل مىكند و منجر به بدتر شدن توزيعدرآمد و رفاه اجتماعى مىشود. «مهرگان» و «احمدى» (1384) نيز در مطالعهاى بيان مىكنند، در كشور ايران ضريب جينى نسبت به درجه آزادى اقتصادى، ماليات بر مشاغل و ثروت به GDP ، نرخ ارز حقيقى، با يك وقفه، مخارج اجتماعى دولت به GDP ، نرخ رشد توليد ناخالص داخلى عكسالعمل منفى، و نسبت به نرخ بيكارى عكسالعمل مثبت نشان مىدهد. همچنين براساس نتايج بعد از تعديل اقتصادى، ضريب جينى از طريق بهكار بردن سياستهايى كه موجب تغيير در متغيرهاى مدل، به استثناى نرخ بيكارى، مىشود، بهبود مىيابد. به عبارت ديگر اجراى سياستهاى تعديل، زمينه بهبود ساختار توزيع درآمد را فراهم مىكند.
از يكسو، در جوامع امروز توزيع نابرابر درآمد از پديدههاى زيانبار شناخته مىشود و تمامى جوامع، مبارزه با فقر و كاهش نابرابرى درآمد را در رأس همه اهداف عمده استراتژى توسعه اقتصادى و اجتماعى خود قرار دادهاند. از ديگر سو بايد دانست كنگره جهانى حج، تنها به بعد عبادى - معنوى محدود نمىشود و بررسى و تحليل ابعاد گوناگون كنگره عظيم حج به نگرشى همه جانبه و عميق نيازمند است. در اين مطالعه تنها سعى برآن است كه به بعد اقتصادى حج توجه شود؛ زيرا حج از منظر اقتصادى، منافع بسيارى را براى كشورهاى اسلامى به ارمغان مىآورد. افزايش قدرت اقتصادى كشورهاى اسلامى در سطح بينالمللى، ضمن آنكه مىتواند آنان را مقتدر سازد و از وابستگى به
1) Nair & Kuppusamy. .
كشورهاى غيراسلامى در همه زمينهها برهاند، به بهبود توزيع درآمد كشورهاى اسلامى نيز كمك شايانى مىكند. ازاينرو در اين بخش از مطالعه با استفاده از آمار و اطلاعات موجود در برخى پايگاههاى اطلاعاتى، مانند بانك جهانى، درصدديم نقش فضاى معنوى حج و پتانسيل موجود در آن بر بهبود توزيع درآمد كشورهاى منتخب اسلامى (1)را طى دوره زمانى1995 - 20٠9م در شرايط رقابتى جهان امروز ترسيم كنيم. به همين منظور، عواملى همچون تجارت خارجى و وضعيت گردشگرى را عوامل تأثيرگذار بر توزيع درآمد كشورهاى منتخب اسلامى دانستهايم؛ زيرا فضاى معنوى حج مىتواند بر عوامل مذكور، و در نهايت توزيع درآمد اثرگذار باشد. گفتنى است در تجزيه و تحليل آمارى شاخصها، سعى شده است از جديدترين دادههاى آمارى موجود استفاده شود.
افزايش روابط تجاري مابين كشورهاي اسلامي در سطح بينالمللي براي تأمين نيازهاي يكديگر، براساس استفاده مطلوب از ظرفيتها، ايجاد ظرفيتهاي جديد براي حذف سلطه كشورهاي غير اسلامي و ايجاد رشد و شكوفايي مستمر و با ثبات كشورهاي اسلامي اهميت ويژهاي دارد. جدول (1) ميزان صادرات و واردات هر يك از كشورهاى منتخب اسلامى و همچنين درجه وابستگى و درجه باز بودن هر يك از كشورهاى مذكور را نشان مىدهد؛ براى نمونه، صادرات كشور مالزى، موفقترين كشور بين كشورهاى مورد مطالعه از منظر تجارت بينالملل، در سال 1995، 73886 ميليون دلار بوده است كه توانسته است صادرات كالاها و خدمات خود را در سال 20٠9 به 13713٠ ميليون دلار برساند. كشور تركمنستان نيز در سالهاى 1995 و 20٠9م با صادراتى معادل 2381 و 9172 ميليون دلار، كمترين ميزان صادرات را بين كشورهاى منتخب اسلامى داشته است. همچنين ميزان صادرات كشور ايران در سال 1995، 20555 ميليون دلار بوده كه رتبه ششم را بين كشورهاى منتخب اسلامى به خود اختصاص داده است. مطابق آمارهاى موجود در جدول (1) ، كشورهاى مالزى و آذربايجان در سال 20٠9 با وارداتى معادل 1286٠2 و 8885 ميليون دلار، از بيشترين و كمترين واردات كالاها و خدمات در بين كشورهاى منتخب اسلامى برخوردار است. ميزان واردات كشور ايران نيز در سال 1995معادل 157٠3 ميليون دلار بوده، كه رتبه ششم را بين كشورهاى مورد مطالعه احراز كرده است. يكى ديگر از شاخصها، شاخص درجه وابستگى اقتصادى است. در سال 20٠9 بين 17 كشور منتخب
1) شايان ذكر است در مطالعه حاضر، به دليل فقدان يا منسجم نبودن دادههاي آماري بيشتر كشورهاي اسلامي، از كشورهاي منتخب اسلامي استفاده شده است. ازاينرو جامعه آماري مورد مطالعه، كشورهاي آذربايجان، اردن، ازبكستان، امارات متحده عربي، اندونزي، ايران، بحرين، تركمنستان، تركيه، تونس، سوريه، عربستان، عمان، قزاقستان، قطر، كويت، لبنان، مالزي، مراكش و مصر است. .
اسلامى، كشور مالزى با شاخص 8.74 بيشترين وابستگى، و كشور اندونزى نيز با 3.21 كمترين درجه وابستگى را داشته است. شاخص وابستگى اقتصادى كشور ايران نيز در سال 1995، 1.13 بوده، كه در اين سال بين كشورهاى مورد مطالعه كمترين درجه وابستگى را داشته است. شاخص ديگرى كه كاربردهاى فراوانى به لحاظ اقتصادى دارد، شاخص درجه بازبودن اقتصاد است. براساس جدول (1) ، كشور مالزى بين كشورهاى منتخب اسلامى موفقتر عمل كرده است؛ به طورىكه نسبت مجموع صادرات و واردات به توليد ناخالصداخلى اين كشور در سالهاى 1995 و 20٠9 بهترتيب 192 و 171 درصد بوده، كه براساس اين شاخص بين كشورهاى منتخب اسلامى داراى رتبه اول است. پس از آن نيز كشورهاى تركمنستان و اردن قرار دارد. درحالىكه درجه باز بودن كشور اندونزى در سال 20٠9 برابر 45 درصد بوده، و رتبه آخر را بين چهارده كشور منتخب اسلامى به خود اختصاص داده است. همچنين درجه باز بودن كشور ايران در سال 1995، 34 درصد بوده، كه رتبه آخر را در اين سال به خود اختصاص داده است.
جدول (1) : ميزان صادرات و واردات كالا و خدمات، درجه وابستگى اقتصادى و درجه باز بودن اقتصادكشورهاى منتخب اسلامى طى دوره زمانى 1995 - 20٠9
<نمايش تصوير
<نمايش تصوير
<نمايش تصوير
مأخذ: www. wdi. org و محاسبات تحقيق
** شايان ذكر است درجه وابستگى اقتصادى بهصورت 10٠ GDP */ واردات محاسبه شده است. و ميزان صادرات و واردات كالا و خدمات به قيمت ثابت 20٠٠ دلار است.
بايد پذيرفت كه سهم تجارت خارجى كشورهاى منتخب اسلامى نسبت به ساير كشورهاى توسعهيافته پايين است و در اين ميان، ميزان مبادلات درونگروهى كشورهاى اسلامى بسيار اندك است؛ حال آنكه تأمين نيازهاى متقابل جوامع اسلامى، راهكارى اصولى و منطقى براى كوتاه كردن سلطه بيگانگان است. ازاينرو جهان اسلام مىتواند با شناخت همه جانبه امكانات و پتانسيلهاى بالقوه اقتصادى خود، توليد كالاها و خدمات با كيفيت بالا و جلب توجه مصرفكنندگان به كالاهاى كشورهاى اسلامى نيازهاى همديگر را تأمين كند. به عبارتى ديگر، در يك ارتباط و همكارى متقابل تجارى و بازرگانى، مقابل بيگانگان به خودكفايى برسد. زيرا در غير اين صورت، مبادلات تجارى و بازرگانى بيگانگان با كشورهاى اسلامى، منجر به اين مىشود كه بيگانگان، كشورهاى اسلامى را تحت سيطره خود نگه دارند و از مزيتهاى اقتصادى قابل توجه آنها بيشترين استفاده را كنند. براساس آمارهاى موجود در جدول (2) كه سهم صادرات درونگروهى كشورهاى منتخب اسلامى را از كل صادرات هر يك از اين كشورها نشان مىدهد، كشور لبنان در سال 20٠9، 9.75 درصد از كالاها و خدمات خود را به ساير كشورهاى اسلامى صادر كرده، كه بين كشورهاى مورد مطالعه رتبه اول را بهدست آورده است. سهم صادرات درونگروهى كشورهاى سوريه، اردن و تركمنستان به ترتيب برابر 6.69، ٠8.56 و 7.36 درصد بوده، كه رتبه دوم تا چهارم را بين كشورهاى مورد مطالعه كسب كردهاند. درحالىكه قطر تنها 6.6 درصد از كالاها و خدماتش را به ساير كشورهاى اسلامى صادر كرده، كه
كمترين سهم صادرات درونگروهى را داشته است. همچنين سهم صادرات درونگروهى كشور ايران در سالهاى 1995 و 20٠9 به ترتيب 9.13 و 5.10 درصد بوده، كه رتبهاش از دوازدهم در سال 1995 با سه پله سقوط به پانزدهم در سال 20٠9 رسيده است.
جدول (2) : ميزان سهم صادرات درونگروهى كشورهاى منتخب اسلامى از كل صادرات هر يك از كشورها طى دوره زمانى 1995 - 20٠9 برحسب درصد
<نمايش تصوير
<نمايش تصوير
مأخذ: Sesric Baseind Database و محاسبات تحقيق
مطابق جدول (3) ميزان سهم واردات درونگروهى كشورهاى منتخب اسلامى را از كل واردات هر يك از كشورها تصوير مىكند. كشورهاى سوريه و قزاقستان در سال 20٠9 با وارداتى معادل 7.44 و 4.5 درصد به ترتيب بيشترين و كمترين كالا و خدمات را از ساير كشورهاى اسلامى وارد كردهاند. ميزان سهم واردات درونگروهى كشور ايران نيز در سالهاى 1995 و 20٠9 معادل 5.13 و 1.25 درصد بوده است كه اين موضوع نشان مىدهد ميزان سهم واردات كشور ايران از ساير كشورهاى اسلامى در حال افزايش است. همچنين توجه به اين نكته درخور اهميت است كه ميزان سهم واردات درونگروهى كشور عربستان سعودى از ساير كشورهاى اسلامى در سال 1995، 7.10درصد بوده، كه اين ميزان در سال 20٠9 به 8.12 درصد رسيده است. اما برخلاف بهبود اندك در ميزان سهم واردات درونگروهى كشور عربستان سعودى رتبهاش در شاخص مذكور از شانزدهم در سال 1995 با دو پله سقوط در سال 20٠9 در مكان هجدهم قرار گرفته است.
جدول (3) : ميزان سهم واردات درونگروهى كشورهاى منتخب اسلامى از كل واردات هريك از كشورها طى دوره زمانى 1995 - 20٠9 برحسب درصد
<نمايش تصوير
مأخذ: Sesric Baseind Database و محاسبات تحقيق
اما آمارهاى موجود بيانگر آن است كه بازار كشورهاى اسلامى، بهويژه بازار حج، در اختيار كشورهاى اسلامى حتى عربستان سعودى نيست. البته اين واقعيت تلخ در ايام برگزارى مناسك حج ملموستر است؛ زيرا انبوه جمعيت زائران، بيشتر كالاهايى را براى سوغات خريدارى مىكنند كه واردات از كشورهاى غير اسلامى، بهويژه چين، است و اين كالاها با قيمتى بالا و كيفيتى پايين، بهدليل فزونى تقاضا در بازارهاى مكه و مدينه، به مسلمانان فروخته مىشود. حال آنكه كشورهاى اسلامى بهواسطه برخوردارى از پتانسيلها و امكانات فراوان، مانند وجود دين مشترك، كه خود موجب
اشتراكات فراوان در فرهنگ، اجتماع و الگوهاى مصرفى مىشود، وجود منابع عظيم انرژى و مواد معدنى، نيروى كار فراوان، جمعيتى بالغ بر 5.1ميليارد نفر، قلمرو جغرافيايى وسيع، دسترسى و سيطره بر تنگهها و آبراههاى راهبردى جهان، وجود سطح زندگى و الگوهاى مصرفى نسبتاً مشابه، تنوع امكانات و وجود اقتصادهاى مكمل، براى نمونه كشورهاى داراى منابع نفتى و سرمايه فيزيكى فراوان و كشورهاى داراى سرمايه انسانى فراوان، و. . . مىتوانند زمينه تشكيل بازار مشترك اسلامى را فراهم كنند كه وجود چنين بازارى، زمينه رقابت، توسعه و رشد صنعت، افزايش تجارت، بهبود اشتغال و توزيع متعادل درآمد و رفاه در كشورهاى اسلامى را نويد مىدهد.
به عبارتى ديگر، ايجاد و گسترش روابط اقتصادى، بازرگانى و بينالمللى كشورهاى مسلمان با يكديگر براساس منافع متقابل، ايجاد و تقويت بازار مشترك مابين كشورهاى اسلامى و مبادلات تجارى مبتنى بر مزيت نسبى، فوايد بىشمارى، همچون ايجاد تقاضاى مداوم براى كالاهاى توليد شده در كشورهاى اسلامى، ايجاد انگيزه سرمايهگذارى بر روى توليدات ملى كشورهاى اسلامى، افزايش قدرت چانهزنى اقتصادى و سياسى بيشتر در نظام بينالمللى، بىنيازى به واردات و مصرف بىرويه كالاها و خدمات كشورهاى غير اسلامى، رونق مشاغل، كاهش فقر و بيكارى و در نهايت بهبود توزيع درآمد و رشد و توسعه اقتصادى مستمر و با ثبات را براى كشورهاى اسلامى به ارمغان مىآورد.
به نظر مىرسد كشورهاى اسلامى مىتوانند براى افزايش مبادلات ميان كشورها در قالب اتحاديهها، از ابزارهاى اقتصادى همچون تعرفهها به نحو صحيحى استفاده كنند، و از اين منظر بر الگوى مصرف و در نهايت جهتگيرى تجارت خارجى كشورهاى اسلامى اثر بگذارند و از طريق همكارىهايى بيش از پيش كشورهاى اسلامى در نظام بينالملل، زمينهساز ظهور پر قدرت و تأثيرگذار كشورهاى اسلامى در جامعه بينالملل باشند كه اين امر، هم موجب افزايش قدرت چانهزنى كشورهاى اسلامى مىشود و هم راه را براى تشكيل بازار مشترك اسلامى هموار مىسازد. البته ممكن است تجارت با كشورهاى اسلامى و تشكيل بازار مشترك اسلامى در كوتاه مدت به ضرر برخى از كشورهاى اسلامى باشد. اما براى موفقيت همگانى نبايد تنها به مصالح و منافع خود انديشيد؛ زيرا اين طرز تفكر با رويكرد جهانشمول اسلام و نگرش برونمرزى آن در تعارض است. ازاينرو بايد كشورهاى اسلامى مصالح تمامى جوامع اسلامى را مدنظر داشته باشند تا منافع ناشى از آن فراگير شود و در بلندمدت تمامى كشورهاى اسلامى، از همكارىها و تعاملات بيشتر درونگروهى در پرتو تشكيل بازار مشترك اسلامى بهرهمند شوند. البته گفتنى است، گسترش همكارىهاى اقتصادى ميان كشورهاى اسلامى فقط به بازار حج خلاصه نمىشود. بلكه بازار حج آغازى براى گسترش همكارىها و تعاملات اقتصادى ميان كشورهاى اسلامى است. ازاينرو تشكيل بازار مشترك اسلامى در حج، فرصتى مناسب براى
كشورهاى اسلامى است تا در عصرى كه دشمنان اسلام، با هدف وابستگى مدام كشورها، در صدد به تاراج بردن ارز و ثروت مسلماناناند، آنها نيز براى تحقق هدف عالى اسلام كه همانا تشكيل امت واحده اسلامى است و براى جهانى شدن مكتب و آرمانهاى خود با اهداف انسانى و الهى گام بردارند. به يقين دستيابى به استقلال و خودكفايى كشورهاى اسلامى مقابل بيگانگان و دشمنان اسلام در تمامى زمينهها، فرآيندى طولانى است كه مىتواند از همكارىهاى ساده و محدود، همانند در اختيار گرفتن بازار حج و در نهايت تشكيل بازار مشترك اسلامى، آغاز شود. البته رسيدن به حد مطلوب در اين فرايند، تعامل و همكارى كشورهاى اسلامى را مىطلبد.
اهميت افزايش تعاملات و همكارىها ميان كشورهاى اسلامى تا آنجايى است كه قرآن كريم براى جلوگيرى از حاكميت كفار بر مسلمانان مىفرمايد: ( وَلَنْ يجْعَلَ اللهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلا ) . (نساء: 141) گفتنى است كشورهاى اسلامى در زمينه برخى همكارىهاى اقتصادى مانند شوراى اتحاد اقتصادى اعراب و بازار مشترك عربى، شوراى همكارى خليج فارس، سازمان همكارى اقتصادى اكو و. . . به موافقتهايى دست يافته است. اما اين توافقات تاكنون راه به جايى نبرده، و عملاً سطح تعاملات اقتصادى ميان كشورهاى اسلامى پايين بوده است. مىتوان از دلايل مهم اين امر را نشناختن پتانسيلهاى موجود در تمامى زمينهها و كمتوجهى به ويژگىهاى كشورهاى اسلامى دانست. اين ناآگاهى، موجب گسترش بدبينى و بىاعتمادى كشورهاى اسلامى نسبت به يكديگر، و در نهايت خوددارى آنان از همكارى با يكديگر شده است. درحالىكه كشورهاى اسلامى مىتوانند با شناخت صحيح از پتانسيلها و امكانات خود، و با برنامهاى سنجيده و حساب شده، ضمن استفاده مطلوب از پتانسيلهاى موجود و ايجاد پتانسيلهاى جديد، با يكديگر همكارى و تعامل داشته باشند.
البته درخور توجه است كه تحقق چنين عملى مستلزم اراده و وحدت و همدلى كشورهاى اسلامى است. شناخت كشورهاى اسلامى از دارايىها، توانايىها، قابليتها و چالشهاى خود در تمامى زمينهها و در نتيجه افزايش همكارى و ارتباط متقابل مابين كشورهاى اسلامى مىتواند در كنگره عظيم حج تحقق عينى و عملى داشته باشد؛ زيرا حج فرصتى است كه مسلمانان مىتوانند فرآوردههاى صنعتى، سنتى و ساير توليداتشان را در اين بازار بينالمللى در معرض نمايش ساير كشورهاى اسلامى و جهانيان قرار دهند و مشوق يكديگر در توليد و تكاپوى اقتصادى باشند، و با بهرهگيرى از تجارب يكديگر، بازار كشورهاى اسلامى، بهويژه بازر حج، را در اختيار بگيرند و كشورهاى اسلامى را به رشد و توسعه در تمامى زمينهها رهنمون سازند؛ زيرا اگر بازار حج در اختيار مسلمانان قرار گيرد مىتواند در آينده به افزايش و گسترش بازار كشورهاى اسلامى و رفاه آنان منجر شود.
همچنين گفتنى است، اگر كشورهاى اسلامى با همبستگى و اتحاد، بتوانند بازار حج را در اختيار
بگيرند، اين بازار مىتواند مسيرها را براى برپايى بازار مشترك اسلامى هموار كند و ازاينرو براى اينكه كشورهاى اسلامى بتوانند در صحنه بينالملل نيز حضور داشته باشند و كالاهاى آنها در قياس با كالاهاى كشورهاى توسعهيافته درخور رقابت باشد، بهرهورى خود را بهبود مىبخشند كه اين امر، افزون بر رقابت بينالمللى، سبب افزايش رشد اقتصادى و به دنبال آن بهبود توزيع درآمد مىشود.
اما كشورهاى اسلامى از چنين فرصتى غفلت ورزيده، و امروزه بازار مكه و مدينه به نمايشگاه صنعتى و تجارى غرب و شرق تبديل شده است و محصولات كشورهاى اسلامى در آن كمتر به چشم مىخورد. درحالىكه تشكيل بازار مشترك اسلامى بهترين فرصت براى كشورهاى اسلامى است تا با ايجاد پيوند و مشاركت اقتصادى، ميليونها مسلمان از آثار كلان اقتصادى حج در مجموعه جامعه اسلامى بهره ببرند و توان اقتصادى مسلمانان، كه زير بناى بسيارى از مسائل ديگر است، بالا رود و در نتيجه فقر و بيكارى كاهش يابد و توزيع درآمد كشورهاى اسلامى متعادل شود.
البته در بيان دليل پايين بودن سهم تجارت خارجى بهطور عام، و همچنين مبادلات اقتصادى درونگروهى مابين كشورهاى اسلامى و قبضه شدن بازارهاى اسلامى توسط كشورهاى غير اسلامى بهطور خاص، مىتوان پايين بودن قدرت رقابتپذيرى كالاهاى كشورهاى اسلامى در قياس با كشورهاى توسعهيافته و كمتوجهى كشورهاى مذكور به مؤلفههاى دانش، از جمله فعاليتهاى تحقيق و توسعه و نوآورى را از دلايل مهم آن دانست. بنابراين كمتوجهى به اين عوامل باعث شده است هر يك از كشورهاى اسلامى، شركاى تجارى خود را كشورهايى قرار دهند كه از لحاظ مؤلفههاى دانشمحور در جايگاههاى برتر از اعضاى اين گروه قرار دارند. امروزه مؤلفههاى دانشمحور شرط انكار ناپذير براى باقى ماندن در ميدان رقابتهاى اقتصادى، صنعتى، تجارى و. . . به شمار مىرود. به عبارتى، مزيتهاى نسبى ديگر در تجارت هيچگاه ثابت و پايدار نيست و كشورهايى كه در پى بهرهجويى از تجارتجهانىاند بايد همواره بهدنبال دستيابى به مزيتهاى جديد در رقابت با جهان پيرامون خود باشند. (شاه آبادى و سارىگل:139٠) ازاينرو عدم امكان توليد كالاهاى صنعتى با فناورى پيشرفته و كارآمد، عمدهترين ضعف بيشتر كشورهاى اسلامى است.
در ادامه، اين مسئله درخور بررسى است كه هرچند جهان اسلام از منابع و ظرفيتهاى قدرتمند اقتصادى بسيارى برخوردار است و گسترش همكارىهاى اقتصادى ميان كشورهاى اسلامى، با توجه به جمعيت 5/1 ميلياردى، در قالب اتحاديه منطقهاى اسلامى (جغرافياى اقتصادى جهان اسلام) با پشتيبانى عقيدتى و ايمانى مشترك به دين مقدس اسلام نيز مىتواند كشورهاى اسلامى را به سطح توسعه مطلوب اقتصادى، فرهنگى و اجتماعى ارتقا دهد، اما چرا همچنان شاخصهاى اقتصادى كشورهاى اسلامى همچون سطح تعاملات اقتصادى ميان كشورهاى اسلامى، توزيع درآمد و. . . نامطلوب است و
بازارهاى اسلامى در اختيار كشورهاى غير اسلامى است و كشورهاى اسلامى نمىتوانند از اين فرصت بىبديل استفاده كنند. ازاينرو در اينجا به بررسى مؤلفههاى قدرت رقابتپذيرى و نوآورى كشورهاى منتخب اسلامى مىپردازيم:
گزارش رقابتپذيرى جهانى (1)يك گزارش سالانه است كه توسط مجمع جهانى اقتصاد ارائه مىشود. در گزارش مذكور، كشورها براساس «شاخص رقابتپذيرى جهانى» رتبهبندى مىشوند. اين شاخص از شاخصهاى كاملى است كه طيف وسيعى از عوامل تأثيرگذار بر رقابتپذيرى را در نظر مىگيرد. براساس تعريف مجمع جهانى اقتصاد، رقابتپذيرى شامل مجموعهاى از عوامل، سياستها و نهادهايى است كه بهرهورى يك كشور را تعيين مىكند. از يكسو، سطح بهرهورى، رفاه اقتصادى مردم را در كشورها تعيين مىكند و از سوى ديگر، هرقدر رقابتپذيرى كشورى در سطح جهان بالاتر باشد، آن كشور از ادغام در اقتصاد جهانى به واسطه دسترسى سهلتر به بازارهاى خارجى بيشتر بهرهمند خواهد شد. بر عكس كشورى كه از قدرت رقابتپذيرى پايينترى برخوردار باشد، نه تنها از ادغام در اقتصاد جهانى بهرهمند نمىشود، بلكه ممكن است متضرر نيز شود.
جدول (4) : شاخص قدرت رقابت پذيرى كشورهاى منتخب اسلامى طى دوره زمانى 2010 - 2011 و 2012 - 2011
<نمايش تصوير
1) Global Com petitive ness Report. .
<نمايش تصوير
مأخذ: 2010 - 2011 و 2011 - 2012 The Global Com petitiv eness Report
مطابق جدول (4) كه شاخص قدرت رقابتپذيرى كشورهاى منتخب اسلامى را نشان مىدهد، كشور قطر با كسب رتبه چهارده در رتبهبندى كلى در گزارش رقابتپذيرى مجمع جهانى اقتصاد سال 2011، در جايگاه اول كشورهاى مورد مطالعه قرار گرفته است. كشورهاى عربستان سعودى و مالزى نيز در گزارش 2011 با امتيازهاى 17.5 و ٠8.5 در جايگاه دوم و سوم قرار دارند؛ درحالىكه كشور سوريه با امتياز 85.3 رده آخر را بين كشورهاى منتخب اسلامى به خود اختصاص داده است. كشور ايران نيز در گزارش سالهاى 2010 - 2011 و 2011 - 2012، با امتيازهاى 14.4 و 26.4 توانسته است رتبه خود را در جهان و بين كشورهاى منتخب اسلامى بهبود دهد و به ترتيب با 6 و 1 پله صعود در جايگاه شصتودوم و دوازدهم در جهان و در گروه كشورهاى منتخب اسلامى قرار بگيرد. گفتنى است، رتبه كشورهاى اردن، امارات متحده عربى، اندونزى، تونس، سوريه و مصر در اين شاخص در گزارش رقابتپذيرى مجمع جهانى اقتصاد 2011 - 2012 و در قياس با گزارش 2010 - 2011 در جهان و گروه كشورهاى منتخب اسلامى بدتر شده است.
جدول (5) : رتبه كشورهاى منتخب اسلامى در شاخصهاى دوازدهگانه رقابتپذيرى جهانى بين كشورهاى جهان 2011 - 2012
<نمايش تصوير
مأخذ: The Global Com petitiv eness Report 2011 - 2012
** اعداد داخل پرانتز بيانگر رتبه كشورها در گروه كشورهاى منتخب اسلامى است.
در جدول (5) ، رتبه كشورهاى منتخب اسلامى در شاخصهاى دوازدهگانه رقابتپذيرى بين كشورهاى جهان تصوير شده است. براساس اطلاعات اين جدول، در اجزاى شاخص نيازهاى اساسى، كشور عربستان سعودى در نهادها، كشور امارات متحده عربى در زير ساختها، كشور كويت در ثبات اقتصاد كلان، و كشور قطر در بهداشت و آموزش اوليه توانستهاند رتبه برتر را بين كشورهاى منتخب اسلامى كسب كنند. همچنين در اجزاى شاخص مذكور، كشور ايران رتبههاى چهارده در مؤلفه نهادها، يازده در زيرساختها، ده در ثبات اقتصاد كلان و هفت را در بهداشت و آموزش اوليه بين كشورهاى منتخب اسلامى كسب كرده است.
بين كشورهاى مورد مطالعه، كشورهاى بحرين، عربستان سعودى، مالزى، امارات متحده عربى و اندونزى به ترتيب در مؤلفههاى آموزش و تحصيلات تكميلى، بازدهى بازار كالا، بازدهى بازار كار، توسعه بازار مالى، آمادگى فنى و اندازه بازار رتبههاى اول را كسب كردهاند. در صورتىكه كشور مصر در سه مؤلفه شاخص مبتنى بر كارايى، يعنى آموزش و تحصيلات تكميلى، بازدهى بازار كالا و بازدهى بازار كار رتبه آخر را بين كشورهاى منتخب اسلامى به خود اختصاص داده است. در سه مؤلفه
ديگر شاخص مبتنى بر كارايى، به ترتيب كشورهاى ايران، سوريه و بحرين با كسب رتبه هجدهم بدترين عملكرد را داشتهاند.
گفتنى است وضعيت كشور ايران در اجزاى شاخص مبتنى بر كارايى چندان مطلوب نيست؛ بهگونهاى كه در گزارش مذكور كشور ايران در مؤلفههاى آموزش و تحصيلات تكميلى رتبه چهاردهم و در بازدهى بازار كالا، بازدهى بازار نيروى كار و آمادگى فنى رتبه هفدهم و در توسعه بازار مالى رتبه هجدهم را بين كشورهاى منتخب اسلامى بهدست آورده است و تنها بين اجزاى شاخص مبتنى بر كارايى، آن هم فقط در اندازه بازار با كسب رتبه سه عملكرد خوبى داشته است. كشور قطر نيز در هر دو مؤلفه پيشرفت كسب و كار و نوآورى از اجزاى شاخص مبتنى بر نوآورى موفقترين كشور ميان كشورهاى مورد مطالعه بوده، و توانسته است رتبه اول را به خود اختصاص دهد. كشورهاى قزاقستان و سوريه نيز در اجزاى شاخص مبتنى بر نوآورى بدترين عملكرد را داشتهاند. همچنين كشور ايران رتبههاى شانزدهم و يازدهم را به ترتيب در شاخصهاى پيشرفت كسب و كار و نوآورى، ميان كشورهاى منتخب اسلامى احراز كرده است. البته با نگاهى دقيقتر به جداول (4) و (5) درمىيابيم كه كشورهاى اسلامى در شاخص فوق، تفاوتهاى چشمگيرى با يكديگر دارند. اين امر ناشى از آن است كه در كشورهاى نفتخيز، بخشى از مازاد درآمدهاى حاصل از ثروتهاى نفتى صرف اصلاحات براى بهبود رقابتپذيرى شده است؛ براى نمونه كشورهاى قطر، امارات متحده عربى، عربستان سعودى در انجام دادن اصلاحات از موفقيت بيشترى برخوردارند. اما وضعيت بيشتر كشورهاى منتخب اسلامى در شاخصهاى دوازدهگانه گزارش رقابتپذيرى منتشره توسط مجمع جهانى اقتصاد چندان مطلوب و مناسب نيست؛ درحالىكه كشورهاي سوئيس، سنگاپور، سوئد و فنلاند، رقابتپذيرترين اقتصادهاى جهان معرفى شدهاند. ازاينرو بايد اذعان كرد، به منظور افزايش تعاملات اقتصادى مابين كشورهاى اسلامى و ارتقاى جايگاه آنان در اقتصاد بينالملل و با توجه به آنكه در جهان كنونى مزيتهاى نسبى در تجارت هيچگاه ثابت و پايدار نيست، بايد كشورهاى اسلامى به واسطه توجه به مؤلفههاى تعيينكننده رقابتپذيرى، اقتصادهاى خود را به اقتصادهايى رقابتپذير تبديل كنند؛ زيرا اقتصادهاى رقابتپذير اقتصادهايى هستند كه عوامل محرك بهرهورى آنها به درستى براى افزايش رفاه و كاميابى به كار گرفته شده است و فراهم كردن شرايط اقتصادى حمايت از رقابتپذيرى مىتواند به اقتصادهاى ملى براى كسب درآمد بالا و ايجاد اطمينان در زمينه اثربخشى مكانيزمهاى فعال بهبوددهنده عملكرد اقتصادى كمك كند. (شاهآبادى و صادقى: 1389)
بنابراين موضوع جايگاه نامطلوب بيشتر كشورهاى اسلامى در شاخصهاى دوازدهگانه رقابتپذيرى مىتواند در كنگره حج مورد بررسى و گفتوگو ميان كشورهاى اسلامى قرار گيرد؛ زيرا حج
مناسبترين فرصت و موقعيت را براى تبادل نظر و مذاكرات اصولى بين كشورهاى اسلامى فراهم مىسازد تا در پرتو ارتباطات منطقى و اصولى، بتوان از مشكلات و كمبودهاى كشورهاى اسلامى شناخت لازم را كسب كرد و همچنين با اتفاق نظر، زمينههاى تفاهم و همكارى ميان كشورهاى اسلامى براى بهبود شاخص رقابتپذيرى، و در نهايت بهبود توزيع درآمد هموار شود؛ زيرا اقتصادى كه رقابتپذيرتر است از سطح بهرهورى بالاترى برخوردار است؛ بدان معنا كه با كسب سطح بيشترى از درآمد، رفاه بيشترى را براى مردم خود فراهم مىكند. گفتنى است، براساس تجربههاى كنونى كشورها و تلاش مستمر آنها، به يقين مىتوان گفت در شرايط فعلى، پايانى براى انجام دادن اصلاحات مبتنى بر بهبود شاخصهاى رقابتپذيرى براى تمامى كشورها وجود ندارد؛ چون هم زمان كشورهاى ديگر نيز مشغول اصلاحاتاند و رتبه خود را ارتقا مىدهند.
از نتايج نوآورى، ارزشآفرينى و افزايش كارايى است كه رشد تجارت را رقم خواهد زد. به عقيده «بائر» (1)(20٠1) قابليت ابتكار، ابداع و نوآورى، كارايى افراد را افزايش مىدهد و همين دليل تجارت است. ازاينرو توسعه كارآمدى نوآورى در بخش تجارت براى بقاى اقتصاد ملى و توازن ميان بخشهاى توليد و مصرف امرى ضرورى و اجتنابناپذير است. افزون بر اين، تجارت در جهان كنونى به سمت محصولات با فناورىهاى پيشرفته متمايل شده است. اما كشورهاى اسلامى در مقايسه با كشورهاى توسعه يافته، در تابع توليد خود، كمتر به مؤلفههاى دانشمحور توجه كردهاند، و همين امر منجر شده است تا بازار بيشتر كشورهاى اسلامى، بهويژه بازار حج، در اختيار كشورهاى توسعه يافته غير اسلامى باشد. به تعبيرى ديگر، كشورهاى اسلامى زمانى مىتواند از منافع اقتصادى موجود در برپايى بازار مشترك اسلامى بهويژه بازار حج بهرهمند شود كه از نظر فعاليتهاى نوآورانه، فناورىهاى نوين، تحقيق و توسعه سطح دانش و تخصص نيروى انسانى، در سطح بالايى قرار داشته باشد. ازاينرو به منظور تنوع بخشيدن و خلق مزيتهاى جديد در روابط تجارى، تقويت و استمرار تعاملات در روابط اقتصادى، افزايش اشتغال و سرمايهگذارى، بهبود قدرت رقابتپذيرى و توزيع متعادلتر درآمد در كشورهاى اسلامى، آشنايى و شناسايى برخى شاخصهاى نوآورى ضرورى به نظر مىرسد.
در جدول (6) شاخصهاى نوآورى كشورهاى منتخب اسلامى تصوير شده است. كشور مراكش در سال 20٠7 بهترين عملكرد را بين كشورهاى مورد مطالعه داشته است؛ بهطورىكه ميزان انباشت مخارج تحقيق و توسعه آن برابر 196228ميليون دلار محاسبه شده است و رتبه اول را بين كشورهاى
1) Bauer. .
منتخب اسلامى كسب كرده است. انباشت مخارج تحقيق و توسعه كشورهاى تونس و قزاقستان در سال ٢٠٠٧ نيز معادل ١٣۵١٠٣و ١٢۶٨١٩ ميليون دلار بوده، كه به ترتيب رتبههاى دوم و سوم را به خود اختصاص داده است. اين شاخص براى كشور مصر برابر ٢٢۴٩ ميليون دلار محاسبه شده، كه بين كشورهاىاسلامى وضعيت مطلوبى ندارد و رتبه نهم را داراست. شاخص مذكور براى كشور ايران در سال ٢٠٠٧، ۶٠١١ ميليون دلار بوده، و رتبه هفتم را به دست آورده است. نكته درخور اهميت آنكه وضعيت كلى شاخص انباشت مخارج تحقيق و توسعه در كشورهاى اسلامى بيانگر افزايش اهميت D&R
(1)است. اما با وجود اين، وضعيت فعلى كشورهاى اسلامى نسبت به كشورهاى توسعهيافته، همچون ژاپن و آمريكا، نشانگر ضرورت تلاش جدى در توجه به مؤلفههاى اقتصاد دانشمحور در راستاى دستيابى به فناورىهاى پيشرفته و كارآمد و كاهش شكاف فناورى براى كسب مزيت رقابتى در بازارهاى جهانى بهويژه بازار حج است. همچنين براساس جدول (۶) ، كه نشانگر شاخص «گينارت - پارك» (2)براى سنجش شدت حمايت از حقوق مالكيت فكرى است (3)، كشور تركيه با شاخصى معادل ٠١.۴ در سال ٢٠٠۵ جزء بهترين كشورها به لحاظ حمايت از حقوق مالكيت فكرى است. شاخص فوق در سال ٢٠٠۵ براى كشور ايران بدون هيچگونه پيشرفتى از نظر قدرت نظام IPR ١.٩١ بوده، كه رتبه دهم را بين كشورهاى منتخب اسلامى بدست آورده است. شاخص گينارت - پارك براى بيشتر كشورهاى توسعهيافته بالاتر از چهار است. ازاينرو مىتوان بيان داشت وضعيت بيشتر كشورهاى اسلامى در شاخص حقوق مالكيت فكرى نامطلوب و ضعيف است. درحالىكه حمايت از نظام IPR به ايجاد انگيزه براى انجامدادن فعاليتهاى نوآورانه مىانجامد كه اين خود مىتواند عاملى براى حفظ يا افزايش سهم كشورهاى مذكور در تجارت خارجى و تعاملات درونگروهى و توزيع متعادلتر درآمد باشد. شايان ذكر است، متوسط ناخالص ثبتنام در دوران متوسطه، شاخصى است كه از آن براى سنجش سرمايه انسانى موجود در كشورهاى منتخب اسلامى بهره بردهايم. براساس شاخص مذكور، بين كشورهاى منتخب اسلامى، شاخص متوسط ناخالص ثبتنام در دوران متوسطه در سال ٢٠٠٩ در كشورهاى ازبكستان، آذربايجان و عربستان سعودى به ترتيب برابر ۵.١٠٣، ٣.٩٩ و ٨.٩۶ درصد است كه به ترتيب ردههاى اول تا سوم را به خود اختصاص داده است. كشور مصر نيز با ثبتنامى معادل ١.۶٧ درصد در دوران متوسطه، رتبه آخر را احراز كرده است. همچنين شاخص مذكور در كشور
ايران ٠7.83 درصد است كه رتبه يازدهم را بين كشورهاى مورد مطالعه دارد. با نگاهى موشكافانهتر به جدول (6) درمىيابيم كه بيشتر كشورهاى اسلامى از سرمايه انسانى درخور توجهى برخوردارند. اما بيشتر آنها با توجه به داشتن سرمايه انسانى مطلوب، قادر به توليد محصولات صنعتى مطلوب و رقابتپذير در سطح استاندارد جهانى نيستند. همچنين شاخص ديگر نوآورى دسترسى فناورى اطلاعات و ارتباطات است كه براى بررسى اين موضوع از تعداد كاربران اينترنت استفاده كردهايم. تعداد كاربران اينترنت كشور بحرين و امارات در سال 1995به ترتيب 3.٠ و 1.٠ نفر، به ازاى هر صد نفر، بوده است؛ درحالىكه اين ميزان در سال 20٠9 به 82 كاربر افزايش يافته، و رتبه اول را بين كشورهاى منتخب اسلامى بدست آورده است. كشورهاى مالزى و عمان نيز با 57 و 43 كاربر در سال 20٠9 در رتبههاى دوم و سوم قرار دارند و اين در صورتى است كه تعداد كاربران اينترنت كشورهاى ايران و عربستان در سال 20٠9، 38 كاربر، به ازاى هر صد نفر، بوده است كه رتبه ششم را بين كشورهاى مورد مطالعه به خود اختصاص دادهاند. همچنين كشور تركمنستان در سال 20٠9 با يك كاربر، كمترين كاربر اينترنت را بين كشورهاى منتخب اسلامى داشته، و رتبه هفدهم را به دست آورده است.
جدول (6) : شاخصهاى نوآورى كشورهاى منتخب اسلامى طى دوره زمانى 1995 - 20٠9
<نمايش تصوير
<نمايش تصوير
<نمايش تصوير
مأخذ: www. wdi. org و پارك (20٠8)
اطلاعات موجود در جدول فوق نشان مىدهد كشورهاى منتخب اسلامى در مقايسه با كشورهاى توسعهيافته در بهبود شاخصهاى نوآورى موفقيت چندانى كسب نكردهاند؛ درصورتىكه توجه بيشتر كشورهاى اسلامى به فعاليتهاى نوآورانه افزايش بهرهورى عوامل توليد، ايجاد تنوع و كيفيت بالاتر در محصولات، و در نهايت افزايش توان رقابتى و قدرت چانهزنى در عرصه بينالمللى و گسترش تعاملات اقتصادى و تجارى را نويد مىدهد كه همين امر به ارزش افزوده و رشد بيشتر توليد ناخالص داخلى، افزايش اشتغال و توزيع متعادل درآمد در كشورهاى اسلامى مىانجامد. البته كشورهاى اسلامى از پتانسيلهاى بالقوه فراوانى، مانند سرمايه انسانى درخور توجه، وفور منابع طبيعى براى ارتقاى ظرفيت علمى و نوآورى در سطح بينالمللى و. . . برخوردار است و اين عوامل توليد مىتواند حركت آنان را از اقتصادى منابعمحور و سرمايهمحور به سمت اقتصادى دانشمحور سرعت بخشد. اما هنوز كشورهاى اسلامى نتوانستهاند از پتانسيلهاى موجود بهطور مطلوب استفاده كنند كه اين امر موجب كاهش توان قدرت رقابتپذيرى و در نتيجه هرز رفتن منابع در كشورهاى اسلامى از يكسو و پايين آمدن درآمد سرانه و سهم تجارت جهانى حتى مابين كشورهاى اسلامى، كاهش نرخ مشاركت افراد و. . . از سوى ديگر شده است.
ازاينرو به نظر مىرسد يكى از دلايل مهمى كه سبب شده است كشورهاى اسلامى در بهبود شاخصهاى نوآورى موفقيت زيادى نداشته باشند، ناهماهنگى سياستهاى كلان اقتصادى با سياستهاى علمى - آموزشى و پژوهشى نيست، زيرا در بيشتر كشورهاى اسلامى سياستهاى كلان
اقتصادى، نه تنها همسو با سياستهاى علمى و پژوهشى نيست، بلكه نتيجه اتخاذ سياستهاى كلان اقتصادى، نامناسب، باعث انحراف قيمت نسبى عوامل به ضرر مؤلفههاى دانشمحور مىشود. بنابراين ممكن نبودن توليد كالاهاى صنعتى با فناورى پيشرفته و كارآمد از ضعفهاى كلى بيشتر كشورهاى اسلامى است. در صورتىكه در جهان كنونى، اقتصاد تنها بر منابع طبيعى و ذخاير انرژى نمىچرخد، بلكه فناورىهاى راهبردى و پولساز در چرخش اقتصادى حرف اول را مىزند. كشورهايى كه در زمينه نوآورى و فناورى پيشرفتهايى كرده، و حتى موفق به توليد ثروت از محل نوآورى و فناورى شدهاند، سالانه درآمدهاى هنگفتى را از آن خود مىكنند و توزيع درآمد را بهبود مىبخشند و در نتيجه از رفاه اقتصادى بيشترى برخوردار مىشوند. اما بيشتر كشورهاى اسلامى به واسطه پشتوانه ثروتهاى نفتى و طبيعى به بهبود فعاليتهاى نوآورانه توجه اندكى داشتهاند؛ حال آنكه كشورهاى اسلامى با تغيير سياستگذارىهاى خود از رويكرد اقتصادِ منابعمحور به اقتصادِ دانشمحور بهوسيله همسوسازى بيشتر سياستهاى كلان اقتصادى با سياستهاى علمى - پژوهشى و آموزشى، و هدايت سرمايههاى دولتى، بانكى و خصوصى به سمت سرمايهگذارى در فعاليتهاى نوآورانه بهوسيله اصلاح سياستهاى كلان اقتصادى، بهمنظور سودآور كردن فعاليتهاى نوآورانه درمقايسه با ساير فعاليتهاى اقتصادى، اعطاى وام با نرخ سود پايين به پروژههاى نوآورانه كممخاطره و همچنين اعطاى يارانه به پروژههاى نوآورانه پر مخاطره، فرهنگسازى و مطرح كردن لزوم رعايت حقوق مالكيت فكرى بهعنوان يكى از چالشهاى اساسى حقوقى براى انجامدادن همكارىهاى مطلوب ملى و بينالمللى و توسعه نوآورى، تدوين بانكهاى اطلاعاتى كارآمد در خصوص اطلاعرسانى اختراعات و دستاوردهاى تحقيقاتى شايسته تجارىسازى در سطوح ملى و بينالمللى، مىتوانند فعاليتهاى نوآورانه را بهمنظور افزايش قدرت چانهزنى در سطح بينالمللى و تعاملات اقتصادى مابين كشورهاى اسلامى براى برپايى بازار مشترك اسلامى، بهويژه در ايام برگزارى مناسك حج، افزايش اشتغال و توزيعدرآمد بهبود بخشند. در اين صورت است كه مىتوان به هدف نهايى حج كه تقويت هرچه بيشتر امت واحد اسلامى است، رسيد؛ زيرا در صورت بهبود فضاى نوآورى و هموار كردن اين فضا شاهد توليد كالاها و محصولات با كيفيت در سطح استاندارد جهانى خواهيم بود كه در نهايت اين موضوع سبب گسترش بازارهاى اسلامى در تمامى ابعاد (بازار كالا، بازار سرمايه، بازار نيروى كار و. . .) مىشود و به يقين مىتوان گفت گسترش بازارها با جهتگيرى درست مىتواند كمك شايانى به گسترش اقتصاد دانشمحور و توزيع متعادلتر درآمد و ثروت، و در نهايت بر پايى عدالت باشد.
گسترش تعاملات در بازارهاى مختلف، موجب تقويت شناخت و همكارى مسلمانان، و درنتيجه مقابله با هر نوع تهاجم اقتصادى، نظامى و فرهنگى مىشود.
توجه به اين نكته درخور اهميت است كه با توجه به تمامى مطالب ذكر شده، بايد سازمانى در كشورهاى اسلامى وجود داشته باشد تا بتواند موضوع برپايى بازار اسلامى بينالمللى را مديريت و رهبرى كند. به نظر مىرسد سازمان حج و اوقاف مىتواند با تشكيلى معاونتى با عنوان گسترش تعاملات اقتصادى، اجتماعى، علمى و فنى اين وظيفه را برعهده بگيرد و همچنين مىتوان از طريق سازمان كنفرانس اسلامى، اتحاديهها، خادمالحرمين و. . . اين موضوع را به تمامى كشورهاى اسلامى و حتى مسلمانان ساكن در كشورهاى غير اسلامى، به منظور شناخت جدى و افزايش تعاملات اقتصادى و تجارى مابين آنان، تعميم داد.
بىترديد در جهان امروز، صنعت گردشگرى از صنايع مهم جهان است. سهم اين صنعت همواره در توسعه اقتصادى رشد چشمگيرى داشته است كه ضمن افزايش درآمدهاى ارزى براى اقتصادهاى ملى، باعث رونق صنايع ديگر همچون هتلدارى، رستوراندارى، حمل و نقل، صنايع و هنرهاى دستى و. . . شده است. ازاينرو صنعت گردشگرى مىتواند در رونق اشتغال و ايجاد درآمد، بهويژه براى اقشار متوسط جامعه، نقش بسزايى داشته باشد. از سويى در اصطلاحات اقتصادى از گردشگرى با نام «صادرات نامرئى كالاها و خدمات» ياد مىكنند.
بنابراين بايد صنعت گردشگرى براى كشورهايى كه صادرات كالا و خدمات زيادى ندارند و براى بسيارى از كشورهاى اسلامى كه معضلاتى همچون بىكارى، فقر و توزيع نابرابر درآمد دارند، درخور اهميت باشد. بررسىها نشان مىدهد كشورهاى اسلامى به لحاظ موقعيت طبيعى و جغرافيايى، چشماندازهاى بكر و زيبايى دارند؛ براى نمونه بسيارى از كشورهاى اسلامى، نظير ايران، لبنان مالزى، اندونزى و بعضى از كشورهاى عربى و آفريقايى جاذبههاى فراوانى در موقعيت آب و هوايى و طبيعى دارند كه مىتواند عامل مهمى در جذب گردشگر باشد. همچنين كشورهاى اسلامى در حوزه تاريخ و تمدن كهن قرار دارند؛ بهطورىكه تقريبا 7٠ درصد مسائل مربوط به تاريخ و تمدن كره زمين در محدوده كشورهاى اسلامى به وقوع پيوسته است، كه همين ويژگى مىتواند انگيزه مهمى براى سفر گردشگران به شمار آيد.
مطابق جدول (7) كه نشاندهنده شاخصهاى گردشگرى كشورهاى منتخب اسلامى است، دريافتىهاى حاصل از گردشگرى كشور لبنان در سال 1995، 1.99 درصد از صادرات بوده، كه اين ميزان در سال 20٠9 به 6.222 درصد رسيده است و بين كشورهاى منتخب اسلامى بهترين شرايط را داشته، و رتبه اول را از آن خود كرده است. اين درحالى است كه دريافتىهاى حاصل از گردشگرى كشور كويت تنها 2.1 درصد از صادرات آن را تشكيل مىدهد و رتبه شانزدهم را بين كشورهاى مورد
مطالعه به دست آورده است. گفتنى است كشور ايران نيز در شاخص مذكور در سال 1995 رتبه دوازدهم را كسب كرده است. همچنين همانطور كه در جدول (7) ملاحظه مىشود، كشور عربستان سعودى در سالهاى 20٠3 و 20٠7، به ترتيب با 6464 و 98٠8 هزار گردشگر، بيشترين تعداد گردشگر را از ساير كشورهاى اسلامى در خود جاى داده است. همچنين كشورهاى سوريه و مالزى در سال 20٠7 در رتبههاى دوم و سوم قرار دارند. كشور تركمنستان با دو هزار گردشگر، رتبه آخر را بين كشورهاى مورد مطالعه احراز كرده است.
نكته درخور توجه آنكه تعداد گردشگران كشور تركيه از ساير كشورهاى جهان در سال 20٠7، 255٠6 هزار گردشگر بوده، كه رتبه اول را در جذب گردشگر از ساير كشورهاى جهان به خود اختصاص داده است؛ درحالىكه تعداد گردشگرانى كه از ساير كشورهاى اسلامى، در سال مذكور، به اين كشور وارد شدهاند، تنها 2917 هزار گردشگر بوده است. پس از كشور تركيه، كشورهاى مالزى و مصر در سال 20٠7 با 23646 و 11914 هزار گردشگر از ساير كشورهاى جهان، در رتبههاى بعدى قرار دارند. همچنين تعداد ورود گردشگران از ساير كشورهاى جهان به كشور تركمنستان در سال 20٠3 تنها، 8 هزار نفر بوده است كه رتبه آخر را اين شاخص در بين كشورهاى منتخب اسلامى به دست آورده است. تعداد ورود گردشگران از ساير كشورهاى جهان به كشور ايران نيز در سال 20٠3، 1546 هزار گردشگر بوده، كه رتبه چهاردهم را بين كشورهاى مورد مطالعه به دست آورده است.
در پايان مىتوان بيان داشت با توجه به آمارهاى موجود، كشورهاى اسلامى با داشتن جاذبههاى فراوان طبيعى، مذهبى، فرهنگى و تاريخى سهم اندكى از تعداد و درآمد گردشگرى را به نسبت برخى از كشورهاى درحالتوسعه و توسعهيافته به خود اختصاص دادهاند. حال آنكه حج بهترين فرصت و برترين زمان براى نمايش عظمت و معرفى جاذبههاى گردشگرى جهان اسلام به ساير كشورهاى اسلامى و جهان است. همچنين مىتوان با شناسايى موانع و دلايل موفق نبودن جهان اسلام در جذب گردشگر، موانع موجود را برطرف كرد و با سرمايهگذارى بيشتر كشورهاى اسلامى در جذب گردشگران درونگروهى مابين كشورهاى اسلامى، از مزاياى فرهنگى، اجتماعى، اقتصادى آن بهرهمند شد.
زيرا افزايش صنعت گردشگرى درونگروهى مابين كشورهاى اسلامى از يكسو اين مزيت را دارد كه بهواسطه رونق توليد و ايجاد فرصتهاى جديد شغلى باعث كاهش نابرابرى درآمد كشورهاى منتخب اسلامى مىشود و از سوى ديگر بهدليل داشتن دين واحد و نزديكى فرهنگ ملى مسلمانان به يكديگر، تأثيرات منفى ناشى از گردشگرى جهانى را به كمترين حد خود مىرساند.
جدول (7) : شاخصهاى گردشگرى كشورهاى منتخب كشورهاى اسلامى طى دوره زمانى 20٠9 - 1995
<نمايش تصوير
<نمايش تصوير
مأخذ: Sesric Baseind Database و محاسبات تحقيق
از شاخصهاى مهم سنجش نابرابرى درآمد، ضريب يا شاخص جينى (1)است كه اين شاخص توسط «جينى» در سال 1921 ارائه شده است. اين ضريب بهصورت نسبت بيان مىشود و ارزشى بين صفر تا يك دارد (2). حال هرقدر ضريب به سمت صفر نزديكتر باشد بيانگر توزيع برابر درآمد است، و برعكس هرقدر ضريب جينى به سمت يك نزديكتر باشد، توزيع نابرابر درآمد را نشان مىدهد. البته شاخصهاى متعددى براى سنجش نابرابرى درآمد بين كشورها وجود دارد كه ضريب جينى مشهورترين شاخص
1) Gini coeff icient.
2) اين ضريب به صورت زير تعريف مىشود: G \ ] [ به در آن G ضريب جينى، n تعداد خانوار، درآمد (هزينه) خانوار i ام، درآمد (هزينه) خانوار j ام و متوسط درآمد (هزينه) جامعه است. در محاسبات اقتصادى براى استفاده آسانتر از اين ضريب آن را در عدد ضرب مىكنند و بهجاى ضريب جينى از شاخص جينى استفاده مىكنند. اين شاخص كه بين صفر تا صد است نيز همان كارايى ضريب جينى را دارد. .
نابرابرى توزيع درآمد و متداولترين آنها از نظر استفاده در بررسىهاى توزيع درآمد است. از همين رو، اين شاخص بيشتر از هر شاخص ديگرى در معرض پذيرش و رد قرار گرفته، و محتوا و ويژگىهاى مثبت و منفى آن بررسى و مطرح شده است. (چمپرنون (1): 1974) همچنين چون آمارهاى آن از منابع آمارى بانك جهانى قابل دستيابى است، براى بررسى نابرابرى درآمد از اين شاخص استفاده مىكنيم. براساس جدول (8) ، شاخص جينى در سالهاى مورد مطالعه براى بيشتر كشورهاى منتخب اسلامى بين 35 تا 47 است؛ براى نمونه اين شاخص براى كشور تركيه در سال 20٠5، معادل 2.43 و براى كشور مالزى در سال 20٠9 معادل 2.46 اعلام شده است. همچنين بانك جهانى، شاخص جينى ايران را در طى سالهاى 1994، 1998 و 20٠5 به ترتيب معادل 43، 8.44 و 3.38 اعلام كرده است.
طبق آمارهاى موجود بايد بيان داشت وضعيت توزيع درآمد بيشتر كشورهاى منتخب اسلامى در مقايسه با بسيارى از كشورهاى توسعهيافته بسيار نامطلوب مىباشد، و سير تحول شاخص جينى در بين كشورهاى اسلامى تغييرات چندانى را نشان نمىدهد و تجمع درآمدها هنوز در اختيار گروه معدودى از افراد جامعه قرار دارد. اين موضوع درحالى است كه كشورهاى اسلامى بيش از 7٠ درصد از ذخاير نفتى را در اختيار دارند. اما آنها هنوز نتوانستهاند درآمدها را بهطور متعادل بين جوامع خود توزيع كنند. البته بايد اذعان كرد كشورهاى ثروتمند اسلامى مىتوانند با اعطاى پرداختهاى انتقالى هدفمند به كشورهاى ضعيف اسلامى، به واسطه افزايش قدرت رقابتپذيرى كشورهاى ضعيف در توليد كالاها در مجامع بينالمللى و در نهايت به علت افزايش سطح تعاملات اقتصادى كشورهاى ضعيف، به بهبود توزيع درآمد بين كشورى كمك كنند. اما بايد توجه داشت ميزان پرداختهاى انتقالى كشورهاى اسلامى به يكديگر بسيار ناچيز است. ازاينرو بررسى عوامل تعيينكننده توزيع درآمد كشورهاى مذكور ضرورى به نظر مىرسد. حال آنكه حج مناسبترين فرصت و موقعيت را براى تبادل نظر و مذاكرات ميان ملتها، بهويژه كشورهاى اسلامى، فراهم مىسازد تا ملتها بتوانند در پرتو مذاكرات و ارتباطات منطقى و مستمر، نقاط قوت و ضعف خود را براى بهبود توزيع درآمد شناسايى كنند و در راه تقويت نقاط قوت و رفع نقاط ضعف اهتمام ورزند.
جدول (8) : شاخص جينى كشورهاى منتخب اسلامى براى سالهاى مختلف
<نمايش تصوير
1) Champ ernown. .
<نمايش تصوير
مأخذ: www. wdi. org
منابع انسانى و طبيعى در كشورهاى اسلامى بسيار متنوع و غنى است؛ بهطورىكه حدود 3٠ درصد منابع طبيعى جهان و 6.22 درصد جمعيت جهان در اختيار اين كشورهاست. همچنين از يك عامل همگرايى بسيار مهم و با ارزش، يعنى اسلام و ميراث غنى اسلامى، برخوردار است. مسلم است كه يارى گرفتن از باورها و ارزشهاى اسلامى، يكى از عوامل مهم شكلگيرى وحدت و همگرايى ميان كشورهاى اسلامى است. در حقيقت با تكيه بر ارزشها و باورهاى مشترك، زمينه بهرهجويى از ظرفيتهاى موجود جهان اسلام به منظور حفظ و ارتقاى منافع مسلمانان، امكانپذير مىشود. با اين همه مزيت، بايد گفت كشورهاى اسلامى هنوز در طبقهبندى كشورهاى در حالتوسعه قرار دارند. همچنين نيمى از آنها در زمره كشورهاى كمتر توسعهيافتهاند. به نظر مىرسد دليل اين امر آن است كه آنان از پتانسيلها و ظرفيتهاى بالقوه خود آگاهى ندارند يا از آنها استفاده لازم را نمىكنند. اگرچه در سالهاى اخير جايگاه اقتصاد و تجارت كشورهاى اسلامى در جهان رو به ترقى بوده است، اما همچنان سهم اين كشورها از كل GDP جهان بالغ بر 7.5 درصد و سهم از كل صادرات و واردات جهان به ترتيب تنها 01.4 و 8.4 درصد است. درحالىكه بدون شك كشورهاى اسلامى اين پتانسيل را دارند كه
از طريق شناخت صحيح درباره مسائل اقتصادى جهان پيرامون خود و با هدايت درست منابع بتوانند پتانسلهاى فراوان بالقوه خود را بالفعل كنند و در تمامى زمينههاى اقتصادى، فرهنگى، اجتماعى و سياسى به توسعه دست يابند و مقابل تحريمهاى مختلف بيگانگان ايستادگى كنند. از آنجا كه اغلب كشورهاى اسلامى، از كشورهاى درحالتوسعه يا كمتر توسعهيافتهاند و اقتصاد آنها سالهاست با رشد پايين شاخصهايى همچون سطح پايين درآمد سرانه، نرخ رشد اقتصاد، ركود، تورم و. . . مواجه است، اين كشورها به رشد و جهش اقتصادى سريع و مستمر نياز دارند. بديهى است براى نيل به چنين هدفى، وحدت و همكارى متقابل كشورهاى اسلامى ضرورتى انكارناپذير است. به يقين ايام برگزارى حج فرصت مناسبى را براى ايجاد تفاهم و همكارى بيشتر مسلمانان فراهم مىسازد. بنابراين در ادامه براى شناخت هرچه بيشتر از واقعيتها و نقاط قوت و ضعف كشورهاى اسلامى و ارائه راهكارهاى مناسب، به بررسى وضعيت برخى از عوامل اقتصادى كشورهاى منتخب اسلامى مىپردازيم .
جدول (9) : خلاصه اطلاعات اقتصادى كشورهاى اسلامى و جهان در سال 20٠9
<نمايش تصوير
مأخذ: www. wdi. org و محاسبات تحقيق
در واقع، تسريع فرآيند رشد اقتصادى و ايجاد تحولات بنيادى در اقتصاد بيشتر كشورهاى اسلامى به
واسطه استفاده از پتانسيلها و ظرفيتهاى بىبديل در كنگره حج، بىشك نيازمند تدوين و تنظيم راهبردهايى مناسب مبتنى بر ظرفيتها و توانمندىهاى كشورهاى اسلامى است. البته اين موضوع بيش از هر چيز در گرو آن است كه جوامع اسلامى بهطور كامل موقعيت خود را در دنياى امروز درك كنند و با درك موقعيت خود در اقتصاد جهانى، از نقاط قوت و ضعف خويش در ساختارهاى اقتصادى، روابط بازرگانى و بينالمللى آگاهى يابند و تمام تلاش خود را براى تقويت نقاط قوت و رفع نقاط ضعف و به منظور تحقق اين هدف به كار گيرند.
مطابق جدول (10) ، مجموع توليد ناخالص داخلى كشورهاى مورد مطالعه به ترتيب در سالهاى 1995 و 20٠9 تقريباً معادل 1010 و 1739 ميليارد دلار بوده، كه سهم آن از توليد ناخالص داخلى جهانى تنها 7.3و 3.4 درصد است. ميان كشورهاى منتخب اسلامى، كشور تركيه در سال 20٠9 با توليد ناخالص داخلى معادل 9.356 ميليارد دلار، رتبه اول را بين كشورهاى منتخب اسلامى كسب كرده است و كشورهاى اندونزى و عربستان به ترتيب در رتبه دوم و سوم قرار گرفتهاند. ميزان توليد ناخالص داخلى كشور ايران نيز در سالهاى 1995 و 20٠9 به ترتيب معادل ٠7.83 و ٠8.158 ميليارد دلار بوده، كه رتبه چهارم را بين كشورهاى مورد مطالعه به خود اختصاص داده است. همچنين توليد ناخالص داخلى كشور تركمنستان در سال 20٠9، 1.9 ميليارد دلار بوده، كه رتبه آخر را بين كشورهاى منتخب اسلامى به دست آورده است.
در شاخص توليد ناخالص داخلى برحسب برابرى قدرت خريد، بهترين و ضعيفترين عملكرد در سال 20٠9 به ترتيب با 1.877 و 2.3٠ ميليارد دلار به كشورهاى اندونزى و اردن تعلق دارد. ميزان توليد ناخالص داخلى برحسب برابرى قدرت خريد كشور ايران در سال 20٠9، 765 ميليارد دلار بوده، كه از اين منظر رتبه سوم را بين كشورهاى منتخب اسلامى كسب كرده است. همچنين براساس جدول (10) ، كشورهاى آذربايجان و لبنان در سال 20٠9 با رشدى معادل 3.9 و 3.4 - درصد، به ترتيب بيشترين و كمترين رشد توليد ناخالص داخلى را داشتهاند. ميزان رشد توليد ناخالص داخلى ايران نيز در سالهاى 1995 و 20٠9 به ترتيب معادل 3.8 و 5.4 اعلام شده، كه رتبهاش در شاخص مذكور از دوم به هشتم تنزل پيدا كرده است.
گفتنى است براساس تقسيمبندى درآمدى بانك جهانى، بيشتر كشورهاى اسلامى جزو كشورهايى با درآمد سرانه متوسط رو به پايين قرار دارند. بين كشورهاى مورد مطالعه، درآمد سرانه كشورهاى قطر، امارات متحده عربى و عمان در سال 20٠9 به ترتيب 33931، 1697٠ و 11191 دلار بوده است كه به ترتيب رتبههاى اول تا سوم را كسب كردهاند. كمترين ميزان درآمد سرانه در سال 20٠9 با 892 دلار به كشور ازبكستان تعلق دارد. افزون بر اين، درآمد سرانه كشور ايران در سالهاى 1995 و 20٠9 به
ترتيب139٠ و 2161 دلار بوده، كه برخلاف بهبود درآمد سرانه، رتبه كشور ايران از يازدهم به دوازدهم رسيده است. همچنين كشورهاى قطر و ازبكستان در سال 20٠9 در شاخص درآمد سرانه برحسب برابرى قدرت خريد به ترتيب با 73196 و 2610 دلار بهترين و ضعيفترين عملكرد را بين كشورهاى منتخب داشتهاند. كشور ايران نيز در سال 20٠9 با درآمد سرانهاى، برحسب برابرى قدرت خريد، معادل 10462 دلار، رتبه هشتم را به دست آورده است.
جدول (10) : متغيرهاى اقتصادى كشورهاى منتخب اسلامى طى دوره زمانى 1995 - 20٠9
<نمايش تصوير
<نمايش تصوير
<نمايش تصوير
مأخذ: www. wdi. org و محاسبات تحقيق
** شايان ذكر است توليد ناخالص داخلى و درآمد سرانه به قيمت ثابت 20٠٠ دلار، و درآمد سرانه برحسب برابرى قدرت خريد به قيمت ثابت 20٠5 دلار است.
يكى از زمينههاى همكارى مشترك و از راههاى كاهش مشكلات كشورهاى اسلامى، آغاز و گسترش همكارىها و تعاملات اقتصادى ميان آنهاست. اين همكارىها با اهداف مختلفى صورت مىگيرد و هدف مهم آن است كه امت يكپارچه اسلامى در سايه تشكيل بازار مشترك اسلامى، بهويژه بازار حج، تشكيل شود. همانطور كه بيان كرديم، در ابتدا بهتر است كشورهاى اسلامى از همكارىهاى ساده شروع كنند. ازاينرو در اختيار گرفتن بازار حج گام مناسبى براى گسترش همكارىها در تمام زمينهها، بهويژه اقتصادى، است. درخور توجه است همواره تلاش كشورهاى اسلامى در دستيابى به جايگاه شايسته در جوامع بينالملل با مانعتراشى و تهديد و تحريم بيگانگان همراه بوده است و همين امر به وابستگى شديد كشورهاى اسلامى در تمامى زمينهها، بهويژه زمينههاى اقتصادى به كشورهاى غير اسلامى توسعهيافته، منجر شده است. بر مبناى چنين فضايى، جهان اسلام راه چارهاى جز گسترش و يكپارچگى فعاليتها در حوزههاى اقتصادى ندارد تا از اين طريق رشد و توسعه پايدار و رفاه امت اسلامى را فراهم آورد.
بنابراين اگر كشورهاى اسلامى در يك بلوك اقتصادى متحد شوند و روند تجارى و بازرگانى درونگروهى خود را افزايش دهند، به قطبهاى عظيم اقتصادى تبديل مىشوند و قادر خواهند بود در تحولات جهانى بسيار مؤثرتر از گذشته حضور يابند و تحريكات و نوسانات اقتصاد بينالملل را براساس ارزشهاى مورد قبول خود و بهمنظور اقتدار جهان اسلام تنظيم كنند. در واقع، هر كدام از كشورهاى اسلامى به تنهايى پتانسيلها و ظرفيتهاى فراوانى دارند كه بايد شناخته، و از آنها براى تقويت مناسبات دولتهاى اسلامى استفاده شود. البته بايد تمامى تلاشها براى شكلگيرى بازار مشترك اسلامى داراى جنبههاى همكارى فكرى، معنوى، مطالعاتى و تحقيقاتى، و نيز ايجاد بسترهاى لازم اجرايى و پيگيرى مصوبات ميان آنها باشد. در واقع، پتانسيل حج تنها به وجود بازارش منحصر
نمىشود، بلكه شناسايى قابليتها و پتانسيلها، تبادل اطلاعات، برقرارى نمايشگاههاى گوناگون از كالاها و صنايع كشورهاى اسلامى و. . . از پتانسيلهاى حج است كه در كنگره جهانى حج مىتوان به آنها دست يافت.
بنابراين مىتوان بيان داشت كشورهاى اسلامى مىتوانند با گسترش همكارىهاى اقتصادى، توزيع درآمد را در كشورهاى خود بهبود بخشند؛ زيرا تشكيل بازار مشترك اسلامى فوايدى را همچون افزايش توليد كالا براساس مزيت نسبى كشورهاى اسلامى، افزايش اشتغال، بهبود كيفيت كالا و افزايش قدرت رقابتپذيرى كالاى كشورها در صحنه نظام بينالملل باعث مىشود؛ زيرا كشورهاى اسلامى از يكسو كالاها را براساس مزيت نسبى خود توليد مىكنند و از سويى ديگر براى اينكه كالاهاى آنها با كالاهاى كشورهاى غيراسلامى توسعهيافته رقابتپذير باشد، بهرهورى و كيفيت كالاهاى خود را افزايش مىدهند. همچنين با تشكيل بازار مشترك رابطه مبادله كشورهاى اسلامى با ساير كشورهاى جهان بهبود مىيابد و موجب افزايش جريان سرمايهگذاريها و پيشرفت فناورى مىشود.
در پايان بايد گفت كه ايجاد چنين بازارى هر چند ممكن است در كوتاه مدت به ضرر برخى از كشورهاى اسلامى باشد، اما در بلندمدت موجب رفاه و ثبات اقتصادى، و اختصاص سهم بيشتر از تجارت خارجى به كشورهاى مسلمان و همگرايى بيشتر در ديگر زمينهها خواهد شد و تمامى كشورها از اين موضوع بهرهمند مىشوند و تجارت خارجى بر بازى برد - برد مبتنى خواهد شد و افزايش تعاملات اقتصادى، مىتواند بسيارى از معضلات اقتصادى همچون توزيع نابرابر درآمد، فقر، بيكارى و. . . را كاهش دهد.
از نشانههاى مهم رفاه در يك جامعه، تعادل و توازن توزيع درآمد يا ثروت در آن جامعه است. ازاينرو مطالعه حاضر به ارزيابى پتانسيل حج بر بهبود توزيع درآمد مابين كشورهاى منتخب اسلامى طى دوره زمانى 1995 - 20٠9 پرداخته است. نتايج مطالعه نشان مىدهد وضعيت بيشتر كشورهاى منتخب اسلامى در شاخصهاى توزيع درآمد، تجارت، گردشگرى و ساير شاخصهاى مورد مطالعه، مطلوب و مناسب نيست. همچنين با توجه به مجموعه مطالب مذكور، سهم صادرات و واردات كشورهاى منتخب اسلامى بين كشورهاى اسلامى طى سالهاى اخير در حال افزايش بوده است. اما با وجود اين، سهم آنها در اين ميان بسيار پايين است. اين درحالى است كه كشورهاى اسلامى مىتوانند از كنگره عظيم حج براى تقويت پايههاى اقتصادى خويش بهره برند؛ زيرا حج فرصت و موقعيت مناسبى را در اختيار كشورهاى اسلامى قرار مىدهد تا با شناخت امكانات و پتانسيلهاى بالقوه اقتصادى
خويش در يك ارتباط و همكارى منطقى تجارى و بازرگانى متقابل، افزون بر تأمين نيازهاى جوامع اسلامى و توليد كالا و خدمات با كيفيت بالا و قيمتى مناسب، موجب افزايش قدرت رقابتپذيرى در سطح بينالمللى و درنهايت رونق مشاغل و فرصتهاى شغلى، بهويژه براى اقشار متوسط جامعه شوند و توزيع درآمد را بهبود بخشند. بنابراين انتظار مىرود تصميمگيران و سياستگذاران كشورهاى اسلامى به پتانسيلهاى بالقوه موجود در كنگره جهانى حج اهميت ويژهاى بدهند. البته توجه به موارد پيشنهادى زير، از طريق تشكيل معاونت گسترش تعاملات اقتصادى، اجتماعى، علمى و فنى در سازمان حج كشورهاى اسلامى، بىترديد تسهيل كننده حركت جوامع اسلامى به سوى پيشرفت و رشد و توسعه اقتصادى مستمر و باثبات است.
ايجاد و گسترش تعاملات اقتصادى، بازرگانى و بينالمللى كشوهاى اسلامى به منظور تقويت بازار مشترك اسلامى؛
ايجاد يكپارچگى اقتصادى و منطقهاى بين ايران و ديگر كشورهاى اسلامى در راستاى آزادسازى تجارى، كاهش و در نهايت حذف تعرفههاى گمركى مابين كشورهاى اسلامى به منظور افزايش صادرات و واردات درونگروهى كشورهاى اسلامى؛
تجديد نظر در روابط اقتصادى و بازرگانى با كشورهاى غير اسلامى؛
برگزارى نمايشگاههاى بينالمللى براى آگاهى و شناخت محصولات و صنايع همديگر و گسترش امكانات بازاريابى بهمنظور تأمين نيازهاى متقابل جوامع اسلامى كه يك راهكار منطقى و اصولى براى قطع سلطه خارجيان است؛
تشكيل و توسعه اتحاديههاى منطقهاى در كشورهاى اسلامى براى برنامهريزىهاى بلندمدت، به منظور هماهنگى و همكارى و تبادل نظر كارشناسان اقتصادى و تنظيم و اجراى سياستهاى اقتصادى مناسب در مسائل مهم تجارى و بازرگانى؛
برگزارى جلسات بحث و مذاكره در ايام حج در ميان نخبگان و انديشمندان كشورهاى اسلامى براى شناسايى پتانسيلها و ظرفيتهاى كشورهاى اسلامى به منظور رفع مشكلات جهان اسلام و ارائه راهكارهاى عملى به آنها؛
تغيير سياستگذارىها از رويكرد اقتصاد منابعمحور به اقتصاد دانشمحور از طريق همسوسازى بيشتر سياستهاى كلان اقتصادى با سياستهاى علمى - پژوهشى و آموزشى به منظور بهبود فعاليتهاى نوآورانه؛
تنوعبخشي به ظرفيتهاي صادراتي كشورها و توليد كالاها و خدمات جديد صادراتي به واسطه ارتقاى قدرت رقابتپذيرى اقتصاد و توجه بيشتر به مولفههاى دانشمحور؛
منابع
اثر شاخصهاى اقتصاد كلان بر توزيع درآمد در ايران: مطالعه بين استانى، ابونورى، ا و خوكار، آ، مجله تحقيقات اقتصادى، 1386.
توسعه اقتصادى در جهان سوم، تودارو، م، مترجم غلامعلى فرجادى، موسسه عالى پژوهش در برنامهريزى و توسعه، تهران، 1378.
توزيع درآمد در مناطق روستايى و شهرى ايران، حسينى، س. م و نجفى، س. ع، مجله تحقيقات اقتصاد كشاورزى، جلد 1، 1388.
ارزيابى سهم عوامل تعيينكنندهى نابرابرى و توزيع درآمد در ايران، زيبايى، ح، مجله برنامه و بودجه، 1384.
بررسى نقش نوآورى، تحقيقات و سرمايهانسانى در توسعه گسترش همكاريهاى اقتصادى مابين كشورهاى گروه D8 ، شاهآبادى، ا و سارىگل، س، ارائه شده در دومين همايش بينالمللى تحولات جديد ايران و جهان (مجازى) ، دانشگاه بينالمللى امام خمينى (ره) . 139٠
چشم انداز رقابتپذيرى در كشورهاى اسلامى با تاكيد بر متغيرهاى كارايى، شاهآبادى، ا و صادقى، ح، همايش منطقهاى اقتصاد و مديريت، 19 اسفندماه، دانشگاه پيام نور مركز ميانه. 1389
تاثير سياستهاى تعديل اقتصادى بر توزيع درآمد در ايران، مهرگان، ن و احمدى، ع. م، مجله تحقيقات اقتصادى، 1384.
بررسى اثرات شوكهاى اقتصاد كلان بر توزيع درآمد در اقتصاد ايران، نوفرستى، م و محمدى، ف، فصلنامه پژوهشهاى اقتصادى ايران، سال 1388.
Income Inequality: Does Inflation Matter
، Bulir ، A ، IMF Staff Papers ، Vol. 8 ، No. 1 ، PP. 139 - 59 ، 20٠1. 10. A Comparison of Measures of Inequality of Income Distri bution
، Champ ernown ، D. G. ، The Economic Journal ، PP. 787 - 816. 1974 11. Trade
، Converg ence ، and Global ization: The Dynamics of the Intern ational Income distribution ، Epstein ، P and Howlett ، P and Schulze ، M. S ، Explo rations in Economic history ، No. 44 ، PP. 10٠ - 113. 20٠7. 12. Trade and Income Inequality in Developing Countries
، Meschi ، E and Vivarelli ، M ، World Develop ment ، Vol. 37 ، No. 2 ، PP. 287 - 3٠2. 20٠9 13. Trade Policy and innovation
، Miyagiwa ، K ، and H ، Song and H ، Vande nbussche ، Availa bleAt:
http: // www. indiana. edu /rccpb /uschina coop eration/ papers / P9%20 Song% 20T rade% 20P olicy. pdf. 20٠8.
، Wacziarg ، R ، World Bank Economic Review 15 ، pp. 393 - 429 ، Available At: Http: //wber. oxford journals. org/content393/3/15/. 20٠1 16. Breaking of the Innov ation Box
، Walpert ، J. D. Harvard Business Review ، Vol. 85 ، No. 8 ، PP. 76 - 83. 20٠2 17. Interna tional Patent Protection: 196٠
، Toan ، N. M ، Economic Develo pment and Policies Department. Available At: http: // www. a peaweb. org/ confer /cruz٠9 / papers/ thanh - toan. pdf. 20٠4 19. Globaliz ation and Ineq uality: Evid ence from Intra
، Avail able At: http: // www. Worldba nk. org. 2011
ناصر الهى
چكيده
يكى از جنبههاى مغفول اقتصاد اسلامى، واكاوى و بررسى تاثير جهانبينى، آموزهها و احكام اسلامى بر رفتار اقتصادى عاملان اقتصادى در سطح خرد و تغيير در مسير رشد، توسعه و صيرورت اقتصادى جامعه در سطح كلان است. حتى در اقتصاد متعارف نيز وقع چندانى به كاوشهاى نظرى در زمينهى عقلانيت، هندسه و فرآيند تحولى آن داده نمىشود. اين مطالعه بر پايهى نظريهى طيفىانگارى خود، مدعى است كه عقلانيت اقتصادى داراى سطوح متفاوت است. عقلانيتى كه هژمونى سرمايه با آن در تناظر است عقلانيت حسابگرانه است محدوديتهاى ناشى از اين عقلانيت، رشد را كمرنگ و مسير توسعه را معارض با رفاه نسلهاى آينده مىسازد. در حالى كه اسلام با مبانى انسانشناختى ويژهى خود، ما را به عقلانيتى فراتر و متمايز فرا مىخواند كه آثار آن در همهى عرصههاى اقتصادى، از جمله رشد و توسعهى پايدار پديدار مىگردد. حج بهعنوان عالىترين جلوهى شكوه تمدن اسلامى و تبلور ناب جهانبينى توحيدى، نقش چشمگيرى در دگرديسى عقلانيت (1)و عبور از حد آستانهاى (2)عقلانيت حسابگرانه به عقلانيت ابرارى دارد. اين مقاله اثبات مىكند كه با شكلگيرى اين تحول شگرف، هم آهنگ رشد سرعت مىگيرد و هم توسعه با حقوق نسلهاى آينده همنوا مىشود.
اگر عقلانيت اقتصادى را به طور بسيار ساده بهصورت بيشينهسازى منافع خود (1)تعريف نماييم آنگاه سؤالهاى كليدى متعددى قابل طرح است كه اين مقاله با دو سؤال از سؤالهاى اين چنينى ارتباط جدى دارد: سؤال اول به گسترهى وجودى «خود» مربوط است. بديهى است كه خود در ادبيات اقتصادى اعم از يك شخص خاص "نيروىكار" است. از آنجايى كه هرگاه در اين ادبيات سخن از تابع مطلوبيت به ميان مىآيد متعلق تابع مطلوبيت خانوار است نه شخص، بنا براين، اين سؤال مىتواند به اين صورت تأويل شود كه گسترۀ خانوار تا چه حد است و چه چيزى بر بعد اين گستره تأثير مىگذارد؟
سؤال دوم مرتبط با اين مقاله در مورد گسترۀ معنايى خود است. اين سؤال را به دو صورت مىتوان پاسخ گفت: الف) خود را مفهومى متواطى و همه يا هيچ بدانيم بهگونهاى كه صرفاً دو نقطه روى طيف معنايى قابل تعريف باشد، صفر و يك. بنابراين صرف وجود و تحقق خود، دلالت بر تحقق مفهوم آن بهصورت كامل دارد و نمىتوان خودهاى متعددى در نظر گرفت در نتيجه عقلانيت هم كه بهصورت بيشينهسازى منافع خود تعريف مىشود مفهومى متواطى و يكنواخت دارد و قابل درجهبندى نيست.
ب) خود را مفهومى مشكك و فازى بدانيم و معتقد شويم كه «خود» برآيندى از بردارهاى تأثيرگذار است كه در تكوين آن مؤثر است در اين صورت مفهوم خود در فاصلۀ بين صفر و يك، بىنهايت حالت را در خود جاى مىدهد. در نتيجه عقلانيت نيز به تبع طيفى انگارى «خود» ، در تناظر و درجهاى از «خود» مفهوم مشكك و فازى خواهد پذيرفت و درجهبندى خواهد شد.
در اين مقاله، نظريه طيفى انگارى خود، بهعنوان اصل مسلم و موضوعه، مبناى تحقيق قرار مىگيرد و احساس مىشود كه اين تلقى با آياتى كه در زمينه خلقت انسان در قرآن مجيد نازل گرديده است همخوانى و سازگارى بيشترى دارد. براساس آيات 7٠ و 71 سوره ص (2)، آيات 7 تا 9 سوره سجده (3)و آيات 28 و 29 سوره حجر (4)خداوند انسان را دو بعدى آفريد؛ بعد خاكى و بعد الهى. بنابراين خود برآيندى از اين دو بردار است. در يك سر طيف يكى از بردارها صفر است و در سر ديگر طيف بردار
1) self interest.
2) قرآن كريم: سوره ص: ( إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَة إِنِّى خالِقٌ بَش-َراً مِنْ طِينٍ * فَإِذا سَوَّيتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِى فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ ) .
3) قرآن كريم: سوره سجده : (الَّذِى أَحْسَنَ كُلَّ شَىءٍ خَلَقَهُ وَ بَدَأَ خَلْقَ الإِْنْسانِ مِنْ طِينٍ * ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَة مِنْ ماءٍ مَهِينٍ* ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الأَْبْصارَ وَ الأَفْئِدَة قَلِيلاً ما تَشْكُرُونَ ) .
4) قرآن كريم: سوره حجر : (وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَة إِنِّى خالِقٌ بَشَراً مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ * فَإِذا سَوَّيتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِى فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ ) . .
ديگر صفر است. بر اين اساس، «خود» از نقطه «خود خاكوار محض» تا «خود خداوار محض» كشيده شده است و در غير اين دو نقطه، «خود» تأليفى از دو مؤلفه خاكى و الهى است كه در پويايى خود به تدريج بر بعد الهى افزوده و از بعد خاكى كم مىشود. مىتوان در اين طيف، حدهاى آستانهاى خاصى را در نظر گرفت به طورى كه آرايش منافع در هر پاره خط اين طيف كه محدود به دو حد آستانهاى است بهگونه خاصى است و به تناسب هر آرايش، عقلانيت خاصى قابل در نظر گرفتن است كه هر عقلانيت براى پاره خط بالاتر غيرعقلانى (1)و براى پاره خط پايينتر غيرقابل تصور خواهد بود. مثلاً اگر توپى را در اختيار كودكى خردسال قرار دهيد چون او از درك منافع ناشى از رقابت عاجز است، عقلانيت او ايجاب خواهد كرد كه توپ را به سينه بچسباند و با كودك همسن و سال خود بازى نكند. اين حاكى از نوعى عقلانيت بچهگانه است. اما كودك پس از بلوغ حسابگرى و درك منافع ناشى از آن، عقلانيت را در مسابقه و رقابت مىداند و به دنبال برنده شدن از رقيب است. در اين قطعه از طيف، بازيگر از لذتها و منافع حاصله از تن دادن به شكست براى خشنود سازىهاى متعالىتر، آن گونه كه در هماوردى پورياى ولى به چشم مىخورد، محروم است. با نيل به بلوغ عاشقانه و درك چنين لذتها و منافعى، اين عقلانيت رخ مىنمايد و او مطلوبيت خود را در اين مىداند كه توپ را در اختيار فرزند خردسال خود بگذارد و به نحوى بازى كند كه هميشه بازنده و فرزندش برنده باشد. اگر به همين نحو ادامه دهيم و بلوغ ابرارى و بلوغ تقربى را در نظر بگيريم خواهيم فهميد كه قاعدهى «حسنات الابرار سيئات المقربين» حاكى از اين است كه در پاره خط ابرارى اين طيف، نوعى عقلانيت مطرح است كه براى كسانى كه در مرتبهى تقرب قرار دارند اين عقلانيت غير عقلانى جلوه مىكند زيرا با عبور از حد آستانۀ تقرب، خود وارد مرحلۀ ديگرى شده است كه عقلانيتى كه با آن در تناظر است با عقلانيت وضعيت گذشته كاملاً متفاوت است.
با توجه به دو سؤال طرح شده و مبنايى كه در سؤال دوم اتحاذ گرديد هدف اصلى اين مقاله اين است كه آيا جهانبينى توحيدى و احكام و معارف اسلامى، بهويژه مناسك و فلسفه حج، گستره وجودى «خود» و يا به تعبير ديگر گسترۀ وجودى خانوار را تغيير مىدهد؟ نقش حج در تغيير مؤلفههاى خود در نظريه «طيفى انگارى خود» چيست؟ آيا اين نقشها و تغييرها در رشد و شكوفايى اقتصادى و توسعه پايدار اثرگذار است؟ در صورت مثبت بودن پاسخ آيا جامعه را براى رسيدن به توسعه پايدار كمك مىكند يا خير؟
هر چند كه پاسخ به سؤال دوم مىتواند از طريق كاربردى و تجربى و براساس روش تحليل همبستگى از طريق الگوهاى رگرسيونى انجام گيرد ولى اين مقاله صرفاً به دنبال ايجاد يك بستر فكرى
1) irrational. .
است كه بتوان بر پايه آن نظريهپردازى جديدى صورت گيرد و مدلسازىهاى ديگرى به شيوه متفاوت انجام شود. بنابراين پاسخ به اين سؤالها براساس تحليل اقتصادى و نوع جستار در پيش رو، صرفاً بهصورت نظرى خواهد بود.
از نيمه قرن بيستم به بعد در تكوين مدلهاى رشد، دو تلقى مختلف در زمينۀ گسترۀ خانوار بهصورت پيش فرض درنظر گرفته شد. در يك پيش فرض - كه اساس مدل رشد افقهاى نامحدود (1)را تشكيل مىدهد - خانوارهاى محدود ولى داراى عمر بىنهايت در نظر گرفته مىشود. در حالى كه در پيش فرض ديگرى - كه اساس مدل رشد نسلهاى همپوشان (2)- را تشكيل مىدهد - خانوارهاى نامحدودى در نظر گرفته مىشود كه عمر محدودى دارند و هر خانوار داراى دو دوره كار و بازنشستگى است و همواره دورۀ بازنشستگى هر نسل با دورۀ كار نسل آتى همپوشان خواهد بود. در ادبيات اقتصادى موجود، نشان داده شده است كه حتى اگر همه فروض ديگر را يكسان در نظر بگيريم و فروض مدل را كاملاً ساده كنيم و شرايط رقابت كامل در بازار محصول و نهادهها در نظر بگيريم؛ باز هم نتايج اين دو الگو صرفاً به دليل نوع تلقىاى كه از گسترۀ خانوار خواهيم داشت كاملاً متفاوت خواهد بود.
در مدل افقهاى نامحدود كه «رمزى» ، «كس» و «كوپمانز» (3)آن را طرح و بسط دادهاند، هر خانوار به دنبال بيشينهسازى خانوار خود در طى عصرهاى مختلف است زيرا هر خانوار هويت منحاز و منحصر به فرد خود را دارد و اين هويت در بازۀ زمانى بىنهايت استقرار دارد. بنابراين هر فرد در اين الگو، به يك خانوار ازلى - ابدى تعلق دارد كه مىخواهد مطلوبيت طول زندگى خود را در اين بازه زمانى صفر تا بىنهايت، حداكثر نمايد. در نتيجه مطلوبيتى كه براى نوادگان اين خانوار در طى قرون حاصل مىشود، مطلوبيت طول زندگى را افزايش مىدهد. البته بايد در نظر داشت كه هر چه نرخ ترجيحات ذهنى خانوار ( p( بزرگتر باشد تأثير برخوردارى از نعمات در زمانهاى نزديكتر در افزايش ارزش حال مطلوبيت دوران زندگى بيشتر از حالتى خواهد بود كه نسلهاى آتى دقيقاً از همين نعمات برخوردار شوند. با توجه به اين فروض و اين نوع تلقى از خانوار براساس قضيۀ اول رفاه (4)اثبات مىشود كه چون بازار در اين مدل كامل است و همه تصميمات توسط بازار اتخاذ مىشود، رفاه جامعه نيز حداكثر مىشود.
فروض حاكم بر الگوى نسلهاى همپوشان، كه توسط «دياموند» (1)طرح و بسط داده شده است، دقيقاً همان فروض حاكم بر الگوى افقهاى نامحدود است جز اينكه تعداد خانوارها نامحدود ولى عمر آنها محدود است. اين تفاوت بسيار ساده در فرض، نتايج كاملا متمايزى را به دنبال دارد. در الگوى نسلهاى همپوشان چون فرض مىشود كه نسل پير در دوران بازنشستگى، پس انداز منفى (2)(مصرف سرمايههاى متراكم حاصل از دسترنج دوران جوانى) خود را براساس مكانيزم بازار انجام نمىدهند؛ نمىتوان ادعا نمود كه بازار در اين مدل كامل است. در نتيجه نمىتوان به استناد قضيه اول رفاه ادعا كرد كه لزوماً رفاه اين جامعه حداكثرى مىشود. حتى به راحتى مىتوان اثبات نمود كه در اين مدل، اگر ذخيرهى سرمايهى سرانهى مؤثر (3)در قاعدهى طلايى (4)قبل از ذخيرهى سرمايهى سرانهى مؤثر در مسير رشد، متوازن (5)باشد اقتصاد در بهينهيابى بين زمانى (6)خود، ناكارآمدى پويا (7)را تجربه خواهد كرد. (8)مىدانيم كه آموزههاى اسلامى بر بنياد خانواده تأكيد ويژه دارد. اكنون بايد ديد كه اين آموزهها، بهويژه حج، امت اسلامى را به سمت كدام ديدگاه سوق مىدهند. آيا امت اسلامى از خانوارهاى متعدد و داراى افق ديد محدود تشكيل شده است يا خانوارهاى محدود ولى داراى افق ديد و افق برنامهريزى نامحدود؟
حج در بيان روايات و قرآن، ميعادگاه خانوادۀ بزرگى به وسعت تمامى مردم است؛ كعبه اولين خانهاى است كه براى مردم نهاده شده است. (9)و خداوند اين خانه را ميعادگاه اين انسانها قرار داده است (10)و ابراهيم سردمدار يك آيين و كيش فراتر از يهوديت و نصرانيت معرفى شده است (11)كه اينك
1) Diamond.
2) dis - saving.
3) the capital stock per unit of effective labor.
4) golden rule.
5) balanced growth path.
6) inter - temporal optimi zation.
7) dynamic ineffic iency.
8) علاقهمندان مىتوانند به: David Romer)٢٠٠۶( ، Advanced Macroeco nomics ، MacGraw - Hill ، Irwin ، pp: ٨٧ -٨٩ مراجعه كنند.
9) قرآن كريم: سوره آل عمران : (إِنَّ أَوَّلَ بَيتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِى بِبَكَّة مُبارَكاً وَ هُدى لِلْعالَمِينَ ) .
10) قرآن كريم: سوره بقره: (وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَيتَ مَثابَة لِلنَّاسِ وَ أَمْناً وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهِيمَ مُصَلًّى وَ عَهِدْنا إِلى إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ أَنْ طَهِّرا بَيتِى لِلطَّائِفِينَ وَ الْعاكِفِينَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ ) .
11) قرآن كريم: سوره آل عمران: ( ما كانَ إِبْراهِيمُ يهُودِيا وَ لا نَصْرانِيا وَ لكِنْ كانَ حَنِيفاً مُسْلِماً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ) . .
برفراز مأذنه تاريخ، همه انسانها را به تجمع برگرد يك خانه فرا مىخواند (1)تا هم لباس و يك رنگ و با شعار واحد، معبود و مطلوب واحد، رسم پرستشى كه ابراهيم بنيان نهاد تكرار كنند و همچون هاجر براى رسيدن به آب زلال حقيقت، ره راست را هرولهكنان پىگيرد و راه صفا و مروه را در جستجوى مايۀ حيات، ديوانهوار هفت بار بپيمايد و در نهايت چونان ابراهيم و اسماعيل (ع) خود را به مسلخ عشق برد و چون اسماعيل، براى بيشينهسازى مطلوبيت اين خانوار ازلى - ابدى گلو به تيغ عشق بسپارد. او با برپايى نماز در جايگاه ابراهيم (ع) ، و شركت در نبرد با اهريمنان سه گانه، كه هر لحظه بر كار خلق وسوسه مىكنند و بر گرهها مىدمند، خود را در جايگاه ابراهيم (ع) و وارث او تلقى مىكند كه خواستهها و آمالشان مشترك و يكسان است؛ يعنى كسب رضايت خداوند و مبارزه با هر اهريمن زر و زور و تزويرى كه براى بيشينهشدن نفع اين جامعه يكپارچه و هدفدار كه در يك امت واحد تجلى كردهاند، منع تراشى مىكنند. شايد اينكه مىبينيم در روايات فضيلت حج با هيچ انفاقى (2)، يا آزادسازى برده اييايا يساياى (3)، و با هيچ بديل ديگرى (4)برابر نيست از اين جهت باشد كه تا افق پيشرو به وسعت بىنهايت امتداد نيابد و خانوار ابراهيمى شكل نگيرد، زمينهى فلاح و فوز پديدار نمىگردد. اما اگر با انجام مناسك حج، عقلانيت متمايزى شكل بگيرد، انجام همه فضيلتهاى ديگر به سهولت ميسر خواهد بود.
بنابراين، جهان بينى توحيدى و حج بهعنوان مظهر عالى و برجسته آن، گستره خانوار را به حدى گسترش مىدهد كه ظرفيت گنجانده شدن تمامى انسانها را در خود پديدار مىسازد و جامعه جهانى در امتداد تاريخ از ديدگاه حجگزار ابراهيمى يك خانوار محسوب مىشود كه اين حجگزار خود را براى بيشينهسازى مطلوبيت اين خانوار ازلى - ابدى مسئول مىداند.
نكته قابل تأمل اين است كه در مدلهاى رشد «دو بخشى برونزا» يكى از عوامل تأثيرگذار بر رشد،
1) قرآن كريم: سوره حج: ( وَ إِذْ بَوَّأْنا لإِِبْراهِيمَ مَكانَ الْبَيتِ أَنْ لا تُشْرِكْ بِى شَيئاً وَ طَهِّرْ بَيتِى لِلطَّائِفِينَ وَ الْقائِمِينَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ * وَ أَذِّنْ فِى النَّاسِ بِالْحَجِّ يأْتُوكَ رِجالاً وَ عَلى كُلِّ ضامِرٍ يأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ ) .
2) الكافى: جلد 4: ص 26٠: حديث 32: عَلِى عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِى عُمَيرٍ عَنْ حُسَينٍ الْأَحْمَسِى عَنْ أَبِى بَصِيرٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ7 حَجَّة خَيرٌ مِنْ بَيتٍ مَمْلُوءٍ ذَهَباً يتَصَدَّقُ بِهِ حَتَّى يفْنَى.
3) الكافى: جلد 4: ص 26٠: حديث 3٠: عِدَّة مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَينِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيدٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللهِ7 قَالَ قَالَ لِى أَبُو عَبْدِ اللهِ قَالَ لِى إِبْرَاهِيمُ بْنُ مَيمُونٍ كُنْتُ جَالِساً عِنْدَ أَبِى حَنِيفَة فَجَاءَهُ رَجُلٌ فَسَأَلَهُ فَقَالَ مَا تَرَى فِى رَجُلٍ قَدْ حَجَّ حَجَّة الْإِسْلَامِ الْحَجُّ أَفْضَلُ أَمْ يعْتِقُ رَقَبَة فَقَالَ لَا بَلْ عِتْقُ رَقَبَة فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ7 كَذَبَ وَ اللَّهِ وَ أَثِمَ لَحَجَّة أَفْضَلُ مِنْ عِتْقِ رَقَبَة وَ رَقَبَة وَ رَقَبَة حَتَّى عَدَّ عَشْراً ثُمَّ قَالَ وَيحَهُ فِى أَى رَقَبَة طَوَافٌ بِالْبَيتِ وَ سَعْى بَينَ الصَّفَا وَ الْمَرْوَة وَ الْوُقُوفُ بِعَرَفَة وَ حَلْقُ الرَّأْسِ وَ رَمْى الْجِمَارِ لَوْ كَانَ كَمَا قَالَ لَعَطَّلَ النَّاسُ الْحَجَّ وَ لَوْ فَعَلُوا كَانَ ينْبَغِى لِلْإِمَامِ أَنْ يجْبِرَهُ.
4) الكافى: جلد 4: ص 26٠: حديث31: عَلِى بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِى عُمَيرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ عُمَرَ بْنِ يزِيدَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَاعَبْدِاللهِ7 يقُولُ حَجَّة أَفْضَلُ مِنْ عِتْقِ سَبْعِينَ رَقَبَة فَقُلْتُ مَا يعْدِلُ الْحَجَّ شَىءٌ قَالَ مَا يعْدِلُهُ شَىءٌ وَ لَدِرْهَمٌ وَاحِدٌ فِى الْحَجِّ أَفْضَلُ مِنْ أَلْفَى أَلْفِ دِرْهَمٍ فِيمَا سِوَاهُ مِنْ سَبِيلِ الله. .
انباشت سرمايه مىباشد كه حاصل تراكمى پساندازهاى جارى افراد است. چون اين پسانداز عمدتاً توسط اهل استطاعت انجام مىشود وجوب حج بر اين گروه منجز مىگردد تا در پساندازهاى خود، افقهاى بسيار دور را در نظر بگيرند و هرگز به افقهاى كوتاه بسنده نكنند. اصولاً قضيۀ مهمى كه در رشد، به نام قضيه «ترن پايك» (1)مطرح است حاكى از اين است كه هرچه افق پيش رو گستردهتر باشد، خانوار، تمايل به پس انداز بيشترى خواهد داشت. مثلا وقتى كه رانندهاى قصد سفر به شهر دوردست را دارد، حاضر است عوارضى اتوبان را پرداخت كند ولى اگر مىخواهد به حومه شهر سفر كند ممكن است كه ترجيح دهد از جادههاى محلى استفاده كند.
در بخش بعدى اثبات خواهيم نمود كه اگر اهل استطاعت جامعه توفيق يابند حج ابراهيمى برگزار كنند و افق ديد خود را با ابراهيم (ع) تنظيم نمايند و جامعه به سوى يك خانوار ازلى - ابدى، همگرا شود اين جامعه به كوثرى دست خواهد يافت كه بركات آن لحظه لحظه در حال تزايد است و جامعه در مسير رشد شتابان قرار خواهد گرفت كه توسعه پايدار را نيز تأمين خواهد كرد؛ زيرا مطلوبيت طول دوره زندگى در اين افق بهگونهاى طراحى مىشود كه برخوردارى همۀ نسلها در همه عصرها مورد توجه خواهد بود و در اين نگاه هرگز نمىتوان حالتى را در نظر گرفت كه نسلى به هزينه نسلهاى آينده به كاميابى و عشرت بپردازد بلكه قضيه «ترن پايك» ايجاب مىكند كه هر نسلى براى رفاه نسلهاى آينده بيش از پيش سرمايهگذارى نمايد و بدين ترتيب جامعه روز به روز از نعمات بيشترى برخوردار خواهد شد.
درنقطه مقابل، اگر جامعه از حجگزاران ابراهيمى تهى بماند و فلسفهى حج به ورطهى فراموشى افكنده شود و خانوادهى بزرگى كه ابراهيم (ع) بنياد نهاده بود با دسيسههاى فرعونيان، هامانيان و قارونيان به خانوادههاى خرد و داراى افق ديد محدود تقسيم شود (2)، كثرت طلبى، تكاثر و خودخواهىهاى زيانبار، شيرازهى جامعه را از هم مىپاشد كه در اين صورت هم آهنگ رشد كاهش مىيابد، هم رفاه جامعه تضمين نمىگردد و هم با توسعۀ پايدار همساز نخواهد بود.
اگر بخواهيم مطالب اين بخش را تلخيص و نتيجهگيرى كنيم مىتوان گفت كه جهانبينى توحيدى به اعطاى كوثر منتهى مىگردد و انسانهاى حجگزارى كه نفع همگان را در نظر دارند، خود همچون ديگران از نفعهاى بالاترى برخوردار خواهند بود. اما آنان كه در چنبره سرمايهدارى، اسير و الينه شدهاند؛ تشنه كام از چشمه زلال كوثر، در حلقه دور تكاثر باطل به دام افتادهاند؛ به خاطر داشتن افق
ديد محدود و كور، گستره خانوار را حداكثر در حد همه فرزندان خود دانستهاند، هرگز از رفاه يا حرمان نسلهاى آتى طرفى نمىبندند و حتى حاضرند با هزينهِى نسلهاى آينده به فساد زمين اهتمام ورزند؛ كه با اين روش نه خود از رفاه بالايى برخوردارند و نه توسعه پايدارى در انتظار آنان خواهد بود.
ممكن است كه اين سؤال مطرح شود كه پس چرا كشورهاى مسلمان كه مملو از حاجيان از حج برگشتهاند در مسير رشد توسعه پايدار از كشورهاى سرمايهدارى عقب ماندهاند؟ كتابهاى زيادى متكفل پاسخ تفصيلى به اين سؤالند كه شايد هنوز هم پاسخ قانع كنندهاى ارائه ندادهاند ولى پاسخ اجمالى اين است كه به علت ناكام بودن حاجيان از حج ابراهيمى، تحولى در بنياد و ساخت جامعه پديدار نشده است و هژمونى سرمايهدارى بهصورت عريانتر و حتى كثيفتر، تكاثر را در اين جوامع مستولى ساخته است در حالى كه نهادهاى نظارتى جوامع سرمايهدارى و دموكراسى حاكم افق ديد گستردهترى (به طور نسبى) در جوامع سرمايهدارى ايجاد كرده و آنچه در مناسبات اقتصادى تأثير گذار است متغيرهاى حقيقى است نه متغيرهاى ادعايى.
با توجه به نظريه طيفى انگارى خود، همانگونه كه گفته شد، مىتوان در طيف گستردهاى كه بين خود خاكوار و خود خداوار گسترانده شده است حدهاى آستانهاى را در نظر گرفت كه هر قطعه از اين طيف از مرتبۀ خاصى از خود در تناظر است و طبيعتاً منافع شخصى از هر قطعه به قطعه بالاتر تحول مىيابد و عقلانيت حاكم بر آن قطعه نيز منطق خاص خود را دارد بهگونهاى كه اين عقلانيت براى قطعۀ ما قبل غير قابل تصور و براى قطعه ما بعد غيرعقلانى است. بهعنوان مثال جوامع سنتى كه بهصورت خودكفا (1)اداره مىشدند و تابع هدف آنها، اين بود كه تمامى مايحتاج لازم را خود توليد نمايند و در نتيجه مبادلات و تقسيم كار به سطح حداقل كاهش يافته بود از عقلانيت كودكانه بهرهمند بودند. اما در هژمونى سرمايه كه از طريق تقسيم كار، تخصص و رقابت سعى در حداكثرسازى كارايى را دارند از عقلانيت حسابگرانه برخوردارند و دائماً به تحليل هزينه و فايده به نحو متداول آن اشتغال دارند. در اين عقلانيت، صرفا در زمانى كه سطح درآمد افزايش چشمگيرى كند كمكهاى خيرخواهانه، انفاق، ايثار صرفاً در حد ايجاد رضايتمندى خاطر مىتواند مطرح شود. در نتيجه كمك به ديگران و نوع دوستى به مثابه يك كالاى لوكس براى اين صاحبان درآمد بالا ايجاد مطلوبيت مىكند و با توجه به قانون مطلوبيت نهايى نزولى مصرف ساير كالاها و خدمات كه به حد اشباع نزديك شده
1) self sufficient. .
است ديگر نمىتواند در رضايتمندى آنها تغيير معتنابهى به وجود آورد.
شايد عبور از عقلانيت كودكانه و نيل به عقلانيت حسابگرانه چندان مشكل نباشد يعنى همانگونه كه كودك با بلوغ جسمى معمولاً به رشد حسابگرى مىرسد و در عرصۀ رقابت به تدبير امور خويشتن مىپردازد؛ جامعه نيز مىتواند از اين حدآستانهاى عبور نمايد. اما عبور از خود حسابگر و نيل به خود ابرارى كه عشق به همه، بدون هيچ مرز در دل او زبانه كشد چندان ساده نمىنمايد. در ميان اين دو قطعه از طيف، سنگلاخى صعب قرار دارد. براساس برداشت نويسنده، شايد مراد از عقبه در سورۀ مباركه بلد، همين حد آستانهاى عقلانيت ابرارى باشد. بر وفق اين برداشت، سورۀ بلد تصويرگر خانوار ابراهيمى و شهرى است كه ابراهيم (ع) بنيان نهاد و پيامبر (ص) ساكن و سايق آن است و قرار است كه در اين تمدن، عقلانيت حسابگرانه - كه مىپندارد مال در اثر انفاق تلف مىشود (1)- با عبور پر مشقت از عقبه به عقلانيت متفاوتى تبديل شود كه تابع هدف آن رهاندن انسانهايى است كه در زنجير اسارت، الينه شدهاند يا فراهمسازى برگ و نوا براى مسكينان خاكنشين و از راه مانده و يتيمان خويشاوند در روزگار قحط و تنگدستى است (2). عقبه به سان يك نقطۀ تعادل ناپايدار (3)مىماند كه دام تعادلى سطح پايين (4)را در مسير شدن وصيرورت انسان از خودِ «خاكوار» به خود «خداوار» مىگستراند و همانگونه كه خصلت تعادلهاى ناپايدار اين است كه تا زمانى جهش و خيزش جامعه به حدى نباشد كه از اين حد آستانهاى عبور نمايد، جامعه از قلۀ اين تعادل به سكون دامنه برگشت مىنمايد. ازاينروست كه خداوند مىفرمايد پس چرا شتابان و با شدت به اين گردنه صعب درنيامد؟ حجگزار ابراهيمى كه اهل آهنگ كردن و عزيمت نمودن است به رغم سرزنشهاى خار مغيلان، قصد عبور از عقبه را دارد. او با خروج از خانه نفس حسابگر و طى حد ترخص از اين قطعه پُر كشش، ديگر نه از آن خودخواهى شهر، حسابگرى او را به برگشت دعوت مىكند و نه از ديوارهاى اين شهر جادو نشانى مىيابد. (5)گويا كه آهنگ مهاجرت به سوى شهر خدا، شهر پيامبر (ص) ، خانه مردم، چراغ كورسوى عقلانيت حسابگرانه را خاموش و فروغ تابناك خورشيد عقلانيت ابرارى را نمايان ساخته است. پس از رهيدن از اين دام تعادلى و عبور از عقبه، مسير راهوار راه ابراهيمى از پس يك قلۀ صعب آشكار مىشود ( فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ
1) قرآن كريم: سوره بلد: ( يقُولُ أَهْلَكْتُ مالاً لُبَداً ) .
2) سوره بلد: ( فَلاَ اقْتَحَمَ الْعَقَبَة * وَ ما أَدْراكَ مَا الْعَقَبَة * فَكُّ رَقَبَة * أَوْ إِطْعامٌ فِى يوْمٍ ذِى مَسْغَبَة * يتِيماً ذا مَقْرَبَة* أَوْ مِسْكِيناً ذا مَتْرَبَة ) .
3) unstable equi librium.
4) low - level equilib rium trap.
5) اشاره است به آيه10٠ سوره نساء: ( وَ مَنْ يهاجِرْ فِى سَبِيلِ اللهِ يجِدْ فِى الأَرْضِ مُراغَماً كَثِيراً وَ سَعَة وَ مَنْ يخْرُجْ مِنْ بَيتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ يدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللهِ وَ كانَ اللهُ غَفُوراً رَحِيماً ) . .
يسْراً* إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يسْراً ) (1). آرى اين خصلت ديگر تعادل ناپايدار است كه پس از عبور از آن، انرژى ذخيره شده از مجاهدتهاى قبلى، طى مسير تا وصول به عقلانيت ابرارى را ميسر مىسازد.
براساس ريشهيابى راغب اصفهانى در مفردات، بِرّ در اشتقاق كبير با بَرّ (خشكى) هم ريشه است. با توجه به تصور اعراب كه با صحراى بزرگ حجاز و الربع الخالى آشناى ديرينه بودهاند خشكى هيچ حد و مرزى نداشته است. در نتيجهِ بر يعنى در نيكى به ديگران نبايد مرزبندى خاصى وجود داشته باشد، همگان از هر كيش و آيينى، از هر دودمان و تبارى، در خانوار ابراهيمى قرار دارند و ابرار با انفاق مال به رغم تمايل باطنى به آن (2)، و انفاق از آنچه كه دوست مىدارند (3)شالودۀ ارتباطات جامعه را استحكام مىبخشند، عشق را در رگهاى جامعه به چرخش در مىآورند و با الحاق همۀ مردم به جامعه از اتلاف منابع انسانى جلوگيرى مىكنند. جامعهاى كه از بلوغ ابرارى برخوردار باشد جامعهاى است كه متنعم از حكمت است چنين جامعهاى هرگز دچار تزلزل نمىشود (4). در نقطۀ مقابل، جامعه حسابگر و رباخوار، جامعهاى است كه در رگهايش شريان نفرت جارى است. تضاد طبقاتى و فاصلههاى جهنمى درآمدها، روح محبت، همدلى و نوعدوستى را از جامعه سلب كرده است (5). چنين جامعهاى هرچند با شكوه و پر حلل، دير يا زود با كوه يخ افسردگىها و دم سردىها برخورد و متلاشى خواهد شد. اينچنين است كه خداوند كارنامۀ ابرار را درخشان و متعالى مىداند و چنين جامعه را سرشار از نعمت و طراوت مىشناسد. آنها از عقلانيتى سيرابند كه آميزۀ آن تسنيم است؛ شراب سر به مهرى از مشك كه شايستۀ رقابت است (6).
اما عقلانيت ابرارى پايان خط نيست. مقربين - كه با عقلانيت «الجار ثم الدار» (7)مشى مىكنند و با همه
1) انشراح: 5 و 6
2) لَيسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللهِ وَ الْيوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلائِكَة وَ الْكِتابِ وَ النَّبِيينَ وَ آتَى الْمالَ عَلى حُبِّهِ ذَوِى الْقُرْبى وَ الْيتامى وَ الْمَساكينَ وَ ابْنَ السَّبيلِ وَ السَّائِلينَ وَ فِى الرِّقابِ وَ أَقامَ الصَّلاة وَ آتَى الزَّكاة وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا وَ الصَّابِرينَ فِى الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ حينَ الْبَأْسِ أُولئِكَ الَّذينَ صَدَقُوا وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُون (بقره: 177
3) لَن تَنَالُواْ الْبرَِّ حَتى تُنفِقُواْ مِمَّا تحُبُّونَ وَ مَا تُنفِقُواْ مِن شىْءٍ فَإِنَّ اللهَ بِهِ عَلِيمٌ (آل عمران: 92)
4) يؤْتى الْحِكْمَة مَن يشَاءُ وَ مَن يؤْتَ الْحِكْمَة فَقَدْ أُوتىَ خَيرًْا كَثِيرًا وَ مَا يذَّكَّرُ إِلَّا أُوْلُواْ الْأَلْبَابِ (بقره: 269)
5) ( الَّذِينَ يأْكُلُونَ الرِّبا لا يقُومُونَ إِلاَّ كَما يقُومُ الَّذِى يتَخَبَّطُهُ الشَّيطانُ مِنَ الْمَسِّ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا إِنَّمَا الْبَيعُ مِثْلُ الرِّبا وَ أَحَلَّ اللهُ الْبَيعَ وَ حَرَّمَ الرِّبا فَمَنْ جاءَهُ مَوْعِظَة مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهى فَلَهُ ما سَلَفَ وَ أَمْرُهُ إِلَى اللهِ وَ مَنْ عادَ فَأُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ ) .
6) ( كَلاَّ إِنَّ كِتابَ الأَبْرارِ لَفِى عِلِّيينَ* وَ ما أَدْراكَ ما عِلِّيونَ* كِتابٌ مَرْقُومٌ* يشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ* إِنَّ الأَبْرارَ لَفِى نَعِيمٍ* عَلَى الأَرائِكِ ينْظُرُونَ* تَعْرِفُ فِى وُجُوهِهِمْ نَضْرَة النَّعِيمِ* يسْقَوْنَ مِنْ رَحِيقٍ مَخْتُومٍ* خِتامُهُ مِسْكٌ وَ فِى ذلِكَ فَلْيتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ* وَ مِزاجُهُ مِنْ تَسْنِيمٍ* عَيناً يشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ ) .
7) اشارهاى است به روش حضرت فاطمه زهرا (س) : وسائل الشيعة، ج 7، صص112و 113، 8884- وَ فِى الْعِلَلِ عَنْ عَلِى بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الْقَزْوِينِى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْحَضْرَمِى عَنْ جَنْدَلِ بْنِ وَالِقٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُمَرَ الْمَازِنِى عَنْ عُبَادَة الْكُلَيبِى عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِى بْنِ الْحُسَينِ عَنْ فَاطِمَة الصُّغْرَى عَنِ الْحُسَينِ بْنِ عَلِى عَنْ أَخِيهِ الْحَسَنِ قَالَ رَأَيتُ أُمِّى فَاطِمَة (س) قَامَتْ فِى مِحْرَابِهَا لَيلَة جُمُعَتِهَا فَلَمْ تَزَلْ رَاكِعَة سَاجِدَة حَتَّى اتَّضَحَ عَمُودُ الصُّبْحِ وَ سَمِعْتُهَا تَدْعُو لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ وَ تُسَمِّيهِمْ وَ تُكْثِرُ الدُّعَاءَ لَهُمْ وَ لَا تَدْعُو لِنَفْسِهَا بِشَىءٍ فَقُلْتُ لَهَا يا أُمَّاهْ لِمَ لَا تَدْعُوِنَّ لِنَفْسِكِ كَمَا تَدْعُوِنَّ لِغَيرِكِ فَقَالَتْ يا بُنَى الْجَارُ ثُمَّ الدَّارُ همچنين: 8885- وَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْمُقْرِى عَنْ جَعْفَرٍ الْمُقْرِى بْنِ عُمَرَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الْمَوْصِلِى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَاصِمٍ عَنْ أَبِى زَيدٍ الْكَحَّالِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ كَانَتْ فَاطِمَة (س) إِذَا دَعَتْتَدْعُو لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ وَ لَا تَدْعُو لِنَفْسِهَا (فَقِيلَ لَهَا يا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ إِنَّكِ تَدْعُو لِلنَّاسِ وَ لَا تَدْعُو لِنَفْسِكِ) فَقَالَتْ الْجَارُ ثُمَّ الدَّار. .
نيازى كه به متاع دنيا دارند ديگران را بر خود مقدم مىدارند (1)، در مرتبۀ بالاترى از خود قرار دارند به طورى كه هم براساس سورۀ مطففين و هم براساس سوره انسان، عقلانيت ابرارى تنها آميزهاى از چشمهى عقلانيت كافور (2)و چشمه تسنيم بر خود دارد. بنابراين مىتوان گفت كه حدآستانۀ بلوغ تقرب و بلوغ تدلى، قطعههاى از خودهاى متعالىتر است كه از عقلانيت متكاملترى بهرهمندند. هر چند كه همه اين عقلانيتها از حوزه تصور و ادراك ما خارج هستند ولى به هر حال، هركس در اين دايره به مقتضاى شاكله درونى خود عمل مىكند (3).
بلوغ عقلانيتى كه در حج پديدار مىشود انقلاب سترگى در سبك زندگى ايجاد مىكند. حاجى راستين با ورود به خانوادۀ بزرگ ابراهيمى كه از بُعد جغرافيايى، تمامى كره زمين را فراگرفته و از بُعد تاريخى تا قيام قيامت امتداد دارد، ديگر مرزى بين خود و ديگران نمىشناسد، تا از سر سيرى و بىاشتهايى هوس كند كه لقمهاى بر دهان ديگرى بگذارد. او همگان را يك خانواده و مطلوبيت خود را سر جمع همۀ مطلوبيتها مىداند. در اين نگاه و با اين بلوغ، مىتوان بهصورت رياضى اثبات نمود كه مطلوبيت چنين حجگزارى در زمانى مىتواند بهينه و حداكثر شود كه مطلوبيت نهايى تمامى آحاد اين خانواده از آخرين واحد مصرفى برابر شود. در مدلسازى فقط رابطه حجگزار و طبقات فقير در نظر گرفته مىشود زيرا به طور طبيعى افراد متمكن فراوانى وجود دارند كه هنوز به اين بلوغ ابرارى نرسيدهاند. و در خانواده بزرگ ابراهيمى تشريك مساعى نمىكنند كه اين مدل شامل اين دسته از افراد نمىشود.
فرض مىگيريم كه:1 - حجگزار مستطيع است و استطاعت را حاكى از پسانداز مثبت مىدانيم.
2 - عقلانيت حاكم بر حجگزار، عقلانيت ابرارى است يعنى او همگان را عضو خانواده مىشمرد و در نتيجه تابع مطلوبيت او تابعى از مطلوبيت همگان است. در عين حال، چون افراد متمكن كه هنوز به
1) قرآن كريم: سوره حشر: ( وَ الَّذِينَ تَبَوَّؤُا الدَّارَ وَ الإِْيمانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يحِبُّونَ مَنْ هاجَرَ إِلَيهِمْ وَ لا يجِدُونَ فِى صُدُورِهِمْ حاجَة مِمَّا أُوتُوا وَ يؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَة وَ مَنْ يوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ) .
2) ( إِنَّ الْأَبْرارَ يشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كانَ مِزاجُها كافُوراً* عَيناً يشْرَبُ بِها عِبادُ اللَّهِ يفَجِّرُونَها تَفْجِيراً ) .
3) (قُلْ كُلٌّ يعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدى سَبِيلاً ) . .
بلوغ ابرارى نرسيدهاند، حتى اگر پسانداز مثبت داشته باشند، در اين سبك زندگى با او همداستان نيستند و از شمول تابع مطلوبيت وى خارج هستند. بديهى است كه لازم نيست عقلانيت طبقات پايين درآمدى، عقلانيت ابرارى باشد، چون آنها دريافت كننده كمك هستند نه ارائه دهنده كمك.
3 - درآمد خانواده ابراهيمى برابر است با درآمد تمامى حجگزاران به انضمام درآمد تمامى افراد غيرمستطيع.
4 - خانوار ابراهيمى را داراى افق نامحدود مىدانيم.
5 - چون امتداد خانواده ابراهيمى از بعد زمانى تا بىنهايت سال بعد است، اين مدل بهصورت پويا و بهصورت پيوسته مىشود ولى چون در عقلانيت ابرارى نرخ ترجيحات زمانى صفر است يعنى در اين عقلانيت همان طورى كه مرز بين افراد نيست، مرزى نيز بين زمان نيست و در نتيجه ارزش حال مطلوبيت يك فرد كه در t سال بعد زندگى مىكند برابر با ارزش مطلوبيت وى در همان زمان است يعنى چوناست پس همچنين چون در اين عقلانيت بهرهاى وجود ندارد بنابراين ارزش حال درآمد زمان t با ارزش درآمد در همان زمان برابر است. بر اين اساس در معاملات پويا با توجه به صفر بودن نرخ بهره و نرخ ترجيحات زمانى، نياز به تنزيل كردن وجود ندارد.
<نمايش تصوير
به طورى كه ارزش حال مطلوبيت خانوار ابراهيمى، مصرف خانوار i ام، در زمان t ، ارزش حال درآمد خانوار ابراهيمى و، درآمد خانوار i ام در زمان t است و i شامل همه حجگزاران با عقلانيت ابرارى و خانوارهايى كه از سطح استطاعت پايينترند مىشود.
براساس اين مدل مطلوبيت نهايى خانوار ابراهيمى از مطلوبيت نهايىاى كه خانوار i ام در اثر مصرف
كسب مىكند بايد با مطلوبيت نهايى حجگزار از مصرف برابر باشد. اگر فرض بگيريم كه سليقه مصرفى (هندسه مطلوبيت) همه خانوارها با هم يكسان است؛ آن گاه اين مدل حاكى از اين است كه براساس عقلانيت ابرارى، تنها با مواسات با همه خانوارهاى پايين دستى، در طول تاريخ و در عرض جغرافيا مطلوبيت حجگزار ابراهيمى حداكثر مىشود.
در اين بخش مىخواهيم نشان دهيم كه اگر حجگزاران مستطيع كه قاعدتاً از تمكن مالى خوبى برخوردارند به انضمام مستضعفان آن جامعه، خانوار بزرگ ابراهيمى را تشكيل دهند و اين خانوار بهعنوان يك واحد منسجم اجتماعى بخواهد مطلوبيت كل دورهى زندگى خود را بهينه سازد، چه تاثيرى بر رشد، رفاه و توسعه پايدار مىگذارد. البته فرض مىگيريم كه جامعه يك جامعه مذهبى يكپارچه است و تمامى افراد مستطيع، از حجگزاران واقعى محسوب مىشوند. با چنين فرضى مىتوان پذيرفت كه كل جامعه چه غنى و چه فقير يك خانوار محسوب مىشوند كه همه به تلاش و فعاليت مشغول هستند و به مثابۀ يك واحد اجتماعى در افق بىنهايت، يك درآمد واحد دارند كه بخشى از آن مصرف و بخش ديگر پسانداز مىشود.
ما در اينجا براى تأثير تحول عقلانيتى كه در اثر حج پديد مىآيد بر پويش اقتصاد در زمينه توسعه پايدار ناگزير هستيم كه از برخى از مدلهاى رشد استفاده نماييم، تا اثر اين تحول را بتوانيم نشان دهيم. مدلى كه در اين زمينه در نظر گرفته مىشود، مدل رشد درونزاى «فراگيرى با انجام كار (1)» با نرخ درونزاى پسانداز است كه بايستى براى درونزايى پسانداز از مدل رشد افق نامحدود نيز استفاده كنيم. بنابراين، ابتدا بهصورت بسيار خلاصه، مدل رشد افق نامحدود با فرض برونزايى نرخ رشد دانش ارائه مىگردد. سپس باز هم به طور خلاصه مدل رشد فراگيرى با انجام كار، با درونزا تلقى كردن دانش، طرح مىشود و نشان داده خواهد شد كه اگر جامعه به عقلانيت ابرارى برسد چگونه به سمت رفاه بيشتر و رشد و توسعۀ پايدار حركت خواهد كرد. بدون ترديد در اين مقاله صرفاً به نتايج اين مدلها اشاره خواهد شد و نمىتوان اين مدلها را با جزئيات كامل بسط داد. اين مدلها به صورتى كه در كتاب اقتصاد كلان پيشرفتۀ «ديويد رومر» (2)آمده است طراحى شدهاند.
اين مدل دو بخشى است؛ بنگاه و خانواده. در بعد بنگاه، رقابت كامل درنظر گرفته شده است و
فرض شده است كه بازار عوامل، بازار كاملاً رقابتى، توليد با بازدهى ثابت به مقياس و در قالب مدل «كاپ - داگلاس» صورت مىگيرد. هيچ پيامد جانبى (اعم از مثبت يا منفى) وجود ندارد؛ نااطمينانى در جامعه وجود ندارد، نرخ استهلاك صفر است، جمعيت با نرخ رشد برونزاى n رشد مىكند و دانش نيز با نرخ برونزاى g رشد مىكند، دو عامل توليد وجود دارد، سرمايه و نيروى كار مؤثر يعنى حاصل ضرب نيروى كار در دانش.
در بعد خانوار نيز در نظر گرفته شده است تعداد معدودى خانوار داريم (كه در اين مقاله اين تعداد به يك خانوار ابراهيمى تقليل يافته است) كه عمر نامحدود دارد، خانوار مىخواهد با حداكثر كردن تابع مطلوبيت دوره زندگى، مصرف بين زمانى را بهينه نمايد بهگونهاى كه ارزش حال مصرف دورۀ زندگى از ارزش حال درآمد دورۀ زندگى بيشتر نباشد.
در اين مدل مطلوبيت لحظهاى (1)هر فرد تابعى از مصرف وى در آن لحظه از زمان است و بهصورت است كه كشش جانشينى مصرف بين دورهاى است، بنابراين با توجه به اين، تعداد خانوارها يك است، ارزش حال تابع مطلوبيت دوره زندگى و ارزش حال قيد بودجه وى بهصورت زير نوشته مىشود.
(1)
<نمايش تصوير
كه كل جمعيت و نيروى كار است (چون در اينجا تعداد خانوار يك در نظر گرفته شده است) حاصل ضرب يعنى مطلوبيت لحظهاى كل خانوار ابراهيمى و همينطور ساير حاصل ضربها.
نرخ تنزيل ذهنى يا نرخ ترجيح بين زمانى است، بنابراين با انتگرال گيرى ارزش حال مطلوبيتهاى لحظهاى اين خانوار با نرخ تنزيل مىتوان مطلوبيت دورهى زندگى را نوشت.
بازدهى داخلى سرمايه است كه فاكتور تنزيل مصرف يا درآمد هر زمان است.
به راحتى مىتوان با توجه به بهينهيابى پوياى دستگاه معادلات (1) استخراج نمود كه
1) instanta neous utility. .
<نمايش تصوير
كه مصرف سرانۀ نيروى كار مؤثر و تغيير زمانى آن است در نتيجه سمت چپ معادله رشد مصرف سرانۀ نيروى كار مؤثر را نشان مىدهد.
از طرف ديگر مىتوان نشان داد كه با توجه به تابع توليد «كاپ - داگلاس» :
(3)
كه تغييرات زمانى انباشت سرمايه سرانه مؤثر است و تابع توليد بهصورت فشرده است كه با توجه به ويژگى ثابت به مقياس توليد، صرفاً بهصورت تابعى از سرمايه سرانه مؤثر نشان داده شده است.
اگر در تابع هدف دستگاه معادلات (1) به جاى كه مصرف سرانۀ نيروى كار است كه مصرف سرانه نيروى كار مؤثر است قرار دهيم به معادلۀ (4) دست خواهيم يافت.
(4)
به طورى كه
t t t (5)
حتماb بايد از صفر بزرگتر باشد تا شرط همگرايى مطلوبيت دوره زندگى برقرار شود.
اگر بخواهيم پويايى اقتصاد را در اين مدل نشان دهيم مىتوانيم نمودار فازى زير را با توجه به معادلات 3 و4 ترسيم نماييم. خط قيدى است كه نمىگذارد مصرف سرانه مؤثر در طى زمان تغيير نمايد. براساس معادله (3) اين قيد بهصورت خط عمودى خواهد بود به طورى كه در نقطه تلاقى با محور k بايد باشد به راحتى مىتوان نشان داد كه قبل از مصرف سرانه مؤثر تغييرات مثبتى از خود بروز خواهد داد يعنى و بعد از آن است درنتيجه در نمودار فازى در سمت چپ خط عمودى با بردارهاى رو به بالا و در سمت راست با بردارهاى روبه پايين مواجه خواهيم بود.
با توجه به معادله (4) نشان داده مىشود كه قيد در فضاى و بهصورت يك سهمى كه از مبدا مختصات آغاز مىشود درخواهد آمد كه زير اين منحنى و بالاى آن است. بنابراين، در زير منحنى بردارها به سمت راست و در بالاى منحنى بردارها به سمت چپ خواهد بود همانگونه كه در نمودار (1) نشان داده شده است نقطه E جايى خواهد بود كه هم و هم با صفر برابر خواهند بود. اگر جامعه در اين نقطه قرار بگيرد مىتواند بهصورت پايدار از مصرف برخوردار شود اما اگر بردارهاى حاكم نتواند جامعه را به اين نقطه هدايت كنند
اين جامعه ممكن است در اثر مصرفزدگى بيش از حد، به پسانداز منفى دچار شود و با فزونى يافتن مصرف، روز به روز از ميزان k كاسته شود و وقتى كه شد، چرخ توليد از كار مىافتد. بنابراين در اثر توقف توليد و فقدان سرمايه، چيزى براى مصرف كردن وجود نخواهد داشت و جامعه منقرض مىشود. در طرف مقابل، جامعه ممكن است بيش از حد حرص انباشت سرمايه داشته باشد، در نتيجه جامعه به مىرسد و با وجود انباشت سرمايۀ فراوان و توليد زياد در اثر حرص مفرط جامعه از گرسنگى خواهد مرد. ازاينرو اين مدل به خوبى نشان مىدهد كه رسيدن به تعادل، تنها از طريق يك مسير كه به مسير «زينى» معروف است امكانپذير خواهد بود كه با يك ذره افراط و يا تفريط، جامعه در معرض اضمحلال ناشى از مصرفزدگى و يا حرص انباشت، قرار خواهد گرفت.
نمودار 1: نمودار فازى رفتار c و k
<نمايش تصوير
در نمودار (2) به خوبى نشان داده مىشود كه به شرط در نقطه (سرمايه سرانه مؤثر قاعده طلايى) مصرف به حداكثر مىرسد اما چون اين نقطه روى قيد قرار ندارد بلكه در سمت راست آن خط است، ابتدا با يك بردار رو به پايين، مواجه است (چون روى قيد هيچ بردارى كه به سمت راست يا چپ باشد وجود ندارد) وقتى كه مصرف جامعه كمى كم شد، جامعه در چنبره دو كشش (يكى به راست و ديگرى به پايين) قرار مىگيرد و در نتيجه حرص بر جامعه مستولى مىشود مصرف جامعه روز به روز كمتر و انباشت سرمايه سرانۀ موثر، روز به روز فزونى مىيابد تا جايى كه جامعه در عين برخوردارى از گرسنگى، منقرض خواهد شد، بنابراين درست است كه مصرف در نقطۀ هم شرط را تأمين مىكند و هم در ابتدا مصرف در بالاترين حد خود قرار دارد اما چون مصرف در مسير تعادلى رشد قرار ندارد اين نقطه نمىتواند مطلوبيت دورۀ زندگى را حداكثر نمايد. اما اگر جامعه در نقطۀ قرار داشته باشد ميزان براى هميشه حفظ خواهد شد؛ هرچند ممكن است براى مدتى اين سطح مصرفى براى هر نيروى كار مؤثر كمتر از
مصرف سرانه مؤثر قاعده طلايى باشد. در نتيجه، اين سطح مصرفى به علت پايدارى در مسير رشد، مطلوبيت دورۀ زندگى را بهينه مىنمايد و تنها همين موقعيت خاص است كه از اين ويژگى برخوردار است.
نمودار 2: نمودار فازى و رفتار مصرف در kGL
<نمايش تصوير
در اينجا به چند سؤال اساسى مواجه مىشويم:
1 - آيا مىتواند روى قرار بگيرد؟
2 - آيا مىتواند بيشتر از باشد؟
3 - در صورت منفى بودن پاسخ سؤال، آيا مىتوان k را به سمت سوق داد؟
در پاسخ به سؤال اول، مىتوان با استفاده از معادله (3) را بدست آورد. در، سرمايۀ سرانهى نيروى كار موثر بايد به شرط مصرف به حداكثر سطح خود برسد، بنابراين براى استخراج اين نقطه از معادله (3) به شرط برقرارى اين قيد، نسبت به مصرف، مشتق مىگيريم.
(6)
در حالى كه براساس معادله (2)
(7)
بنابراين موقعيت متفاوتى از دارد.
در پاسخ به سوال (2) و در عين حال تكميل پاسخ به سؤال 2 از قيد همگرايى (معادله 5) استفاده مىكنيم. براساس اين قيد
يا
با توجه به معادلات 6 و 7 خواهيم داشت:
(8)
با توجه به خواصى تابع توليد «كاپ - داگلاس» كه و است؛ صرفاً
در صورتى كه باشد رابطه 8 حاكم خواهد بود و قيد همگرايى برقرار خواهد بود. بنابراين براساس اين مدل نمىتواند بيشتر از باشد و در تكميل پاسخ سوال اول نيز بايد اضافه نمود كه امكان انطباق بر نيز وجود ندارد زيرا در صورتى كه باشد است و همگرايى حاصل نخواهد شد.
در پاسخ سوال سوم بايد گفت اگر بتوان نامعادلۀ را به سمت تساوى سوق دهيم آنگاه نيز به سمت حركت خواهد كرد. يكى از راههاى ممكن اين است كه را كاهش دهيم، زيرا در اين صورت است كاهش خواهد يافت و با توجه به اينكه است، به سمت راست شيفت خواهد كرد و در نمودار هم نقطه E به خواهد رسيد كه سطح مصرف دورۀ زندگى را افزايش مىدهد. ما در قسمت3 و 4 اين پديده را مورد تحليل بيشتر قرار مىدهيم تا نشان دهيم كه چگونه عقلانيت ابرارى رفاه را بالا مىبرد. در اينجا فقط به همين نكته اكتفا خواهيم كرد كه اگر كاهش يابد يعنى ديگر مصرف حال نسبت به مصرف آينده ترجيحى نخواهد داشت. در نتيجه گويا نرخ پسانداز تابعى معكوس از خواهد بود، بنابراين با كاهش و افزايش پسانداز، مصرف زمان حال كاهش مىيابد ولى جامعه با حركت بر روى مسير زينى جديد به نقطه مىرسند كه بالاتر از قبل و به مصرف قاعده طلايى نزديكتر است.
نمودار 3: تاثير كاهش p بر k*
<نمايش تصوير
يكى از مدلهاى رشد درونزا، مدل رشد است در اين مدل رشد، فرض مىشود كه در اقتصاد دو كالا توليد مىشود يكى y و ديگرى بنابراين بخشى از نيروى كار در بخش و بقيه در توليد y مشغول هستند همين طور بخشى از سرمايه به
توليد اختصاص مىيابد و بخش ديگر به توليد y اختصاص مىيابد.
تفاوت مدل رشد درونزاى با مدل فراگيرى با انجام كار اين است كه در مدل دوم بخش خاصى به نام براى توليد دانش وجود ندارد بلكه كل نيروى كار و سرمايه براى توليد y بكار گرفته مىشود و دانش بهصورت يك محصول فرعى (1)توليد مىشود. بنابراين در اين الگو تمامى فروض الگوى قبل برقرار است به جز اينكه در اين الگو دانش نيز تابعى از انباشت سرمايه كل است. تابع توليد y هر بنگاه و توليد دانش بهصورت زير در نظر گرفته مىشود:
<نمايش تصوير
اگر براى سادگى در نظر گرفته شود، با جاىگذارى معادله (10) در (9) مىتوان و را بدست آورد. از آنجا كه در شرايط رقابتى دستمزد نيروى كار و بازدهى سرمايه در همۀ بنگاهها برابر است مىتوان نتيجۀ بدست آمده راجع به يك بنگاه را به همه بازار تعميم داد. از اين رو با قرار دادن و در نتيجه بدست آمده براى هر بنگاه به معادلات زير مىرسيم:
(11)
اگر در نظر بگيريم كه:
(12)
با جاى گذارى 12 در 11 خواهيم داشت:
چون رشد نيروى كار ثابت و برونزا است مىتوان گفت:
(13)
به همين ترتيب در مورد دستمزد خواهيم داشت:
(14)
اگر از فرمول 12 در 14 استفاده نمائيم و نرخ رشد نيروى كار را صفر در نظر بگيريم در
1) joint product. .
نتيجه خواهد بود لذا خواهيم داشت:
(15)
با توجه به اينكه براساس معادله 2 داشتيم كه:
(2)
در اين مدل بايد بهجاى g ، قرار دهيم چون دانش درونزا در نظر گرفته مىشود. حال اگر نرخ رشد مصرف سرانه را از معادله (2) (كه رشد مصرف سرانۀ موثر بود) بدست آوريم خواهيم داشت:
(16)
اگر باشد بنابراين با جاىگذارى معادله 2 در 16 داريم: ><نمايش تصوير
(17)
اگر فرمول 13 ر ادر 17 قرار دهيم خواهيم داشت:
(18)
براساس معادله ى 18 درمىيابيم كه اولاً رشد مصرف سرانه ثابت خواهد بود و ثانياً رشد مصرف، تابعى مستقيم از (كشش جانشين سرمايه در توليد y( و تابع معكوس از نرخ ترجيحات زمانى است. بنابراين هر چه كوچكتر باشد (نرخ پسانداز بزرگتر باشد) مصرف سرانه در طول زمان با نرخ بيشترى رشد خواهد كرد.
با تحليل اقتصادى مىتوان اثبات نمود كه بايد رشد توليد سرانه و رشد انباشت سرمايه سرانه نيز باشد زيرا اگر رشد توليد سرانه بزرگتر از باشد در اين فرايند، رشد مصرف سرانه بايد به اندازه باشد. اين وضعيت حاكى از اين است كه نرخ پسانداز بهصورت تصاعدى افزايش مىيابد. اما اگر رشد توليد سرانه كمتر از باشد و در اين فرايند مصرف سرانه به اندازه رشد كند نرخ پسانداز در هر لحظه كمتر و كمتر خواهد شد تا اينكه به صفر بگرايد.
بنابراين حتماً نرخ رشد اقتصاد هم به ميزان است، در نتيجه نرخ رشد اقتصادى نيز تابع مستقيمى از و تابع معكوسى از خواهد بود يعنى هر چه كاهش يابد (نرخ پسانداز زيادتر شود) نرخ رشد اقتصاد بهصورت هموار در بلند مدت زيادتر خواهد بود.
همانگونه كه در قسمت 1.4. و 2.4. گفته شد؛ كاهش مىتواند رفاه را در بلندمدت افزايش و نرخ رشد اقتصاد را در حالت هموار بلند مدت (1)تضمين نمايد. اينك بايد ديد كه چگونه جهانبينى توحيدى و عقلانيت ابرارى مىتواند بر كاهشاثر بگذارد. در بخشهاى آغازين مقاله گفته شد كه جهانبينى توحيدى كه در حج متبلور و ظهور مىيابد جامعه جهانى را در عرض جغرافيا و طول تاريخ به يك خانوار بزرگ تبديل مىنمايد. هر انسان مستطيعى كه حج ابراهيمى گزارده باشد، خويشتن را مسئول خوشبختى تمامى انسانها مىداند و ابرار بودن اقتضا مىنمايد كه هيچ تمايزى بين مردم ايجاد نكند و هيچ خطى كه حاكى از تفاوت داشته باشد براى جداسازى بخشى از اين خانوار نسبت به برخى ديگر ايجاد نكند. بنابراين حجگزار ابراهيمى در بعد تاريخى نيز هيچ گونه ترجيحى براى زمان حاضر نسبت به زمان آينده ايجاد نمىكند. اين عقلانيت و جهانبينى، باعث مىگردد كه ميزان به سمت صفر گرايش كند. درنتيجه در نمودار هم به سمت حركت مىكند.
آرى، با كاهش بهصورت كوتاه مدت، مصرف نسل جارى كاهش خواهد يافت اما اين تصميم، شالوده سعادت خانوار ابراهيمى را استحكام مىبخشد. در اينجاست كه سرّ وعدههاى خداوند نسبت به انفاقكنندگان آشكار مىشود. از آنجا كه انفاقكننده با فرهنگ حج آشنا است و تمامى مردم را متعلق به خانوار خود مىداند، انفاق را تلف مال تلقى نمىكند. با كاهش مصرف و افزايش انفاق در حقيقت بذر عشق و محبت در دل افراد جامعه كاشته مىشود و با تأمين مالى نيازهاى اساسى از قبيل آموزش و بهداشت ذخيرۀ سرمايۀ انسانى جامعه نيز افزايش مىيابد، در نتيجه كاهش باعث افزايش رشد بهصورت پايدار مىشود. در طرف مقابل، جامعۀ ربا خوار اولاً جامعهاى است متشتت و پراكنده؛ ثانياً نرخ ترجيحات ذهنى بالايى دارد. از اين رو خانوار با افق نامحدود در اين ديدگاه امكان وقوعى نمىيابد. فرض كنيم كه با وجود رواج ربا، خانوار با افق نامحدود شكل يابد، باز هم به دليل نرخ ترجيحات ذهنى بالاى خانوارها (بالا بودن) هم به سمت مبدأ مختصات حركت مىكند و هم سطح مصرف در افق بلند مدت كاهش مىيابد و اين از عجايت روزگار است كه ربا، برخلاف خواست گيرندگان آن، رشد نمىكند اما انفاق، ايثار، فداكارى همواره بركات را جلب خواهد نمود.
چون عقلانيت ابرارى مطلوبيت كل اعضاى خانوار را براى همه نسلها در همه عصرها بدون هيچ ترجيح و تمايزى بهينه مىكند ( صفر و يا بسيار ناچيز است) بنابراين امكان ندارد كه فرآيند توسعه به هزينۀ نسلهاى آتى شكل بگيرد بلكه برعكس، حجگزار ابراهيمى، رسم فداكارى را در مكتب ابراهيم آموخته است و آنها حاضرند كه از منافع حال، براى رفاه آيندگان گذشت كنند. بنابراين در
1) steady state. .
عقلانيت ابرارى هيچ گونه تضاد و مغايرتى بين رشد اقتصادى و توسعه ديده نمىشود و مىتوان با كاهش، هم رشد را سرعت بخشيد و هم اركان توسعۀ پايدار را تحكيم نمود.
اين مقاله براساس نظريه طيفى انگارى خود، معتقد است كه فرد و جامعه مىتوانند به تناسب بلوغ در ردههاى مختلف طيف قرار بگيرند. در هر قطعه از اين طيف، نوع خاصى از خود ظهور مىكند كه با منافع خاص و عقلانيت خاص خود در تناظر است. يكى از اين قطعات را مىتوان خود ابرارى ناميد. به اعتقاد نويسنده براى رسيدن به خود ابرارى، سرعت و اهتمام خاصى نياز است كه به تعبير قرآن بايستى اقتحام عقبه صورت پذيرد. اگر جامعه رنگ و بوى خود ابرارى را به خود بگيرد، براساس غالب مدلهاى رشد - كه دو مدل از اينها مورد بحث قرار گرفت - نشان داده مىشود كه چنين نگرش و عقلانيتى مىتوند به بهبود رفاه، سرعت رشد اقتصادى و توسعه پايدار كمك كند.
رمز و راز اين معما در اين است كه عقلانيت ابرارى با حذف خطكشىهاى مجازى و اعتبارى به ساخت يك خانوار با افق نامحدود كمك مىكند، در نتيجه بهينهسازى رفتار اين خانوار عظيم با نرخ ترجيحات صفر يا در حد بسيار ناچيز، نه تنها با غارت منابع كه به نسلهاى آينده هم تعلق دارد، همداستان نيست، بلكه با ورود به عرصۀ عقلانيت ابرارى كاهش و مصرف نسل حاضر به نفع نسلهاى آينده كاهش خواهد يافت. در عوض خانوارهاى موجود در طول زمان از رفاه بالاتر توسعۀ پايدار و رشد اقتصادى برخوردار خواهد شد.
حج و خاطرات ابراهيم (ع) ، اين زمينه را براى حجگزار فراهم مىكند كه با شكستن تمامى حصارهاى بيگانگى و با ايجاد برابرى و برادرى در بين مردم، خود را از تبار ابراهيم (ع) بدانيم و فقط يك خانوار به وسعت تاريخ و جغرافيا بسازيم. با اخذ و فراگيرى چنين درسى از مكتب اسلام مىتوان به عقلانيت ابرارى نايل آمد و از بركات آن برخوردار شد.
منابع
قرآن مجيد.
حر عاملى، محمد بن حسن بن على (14٠9 ه. ق) ، وسائل الشيعۀ، مؤسسه آل البيت لإحياء التراث، قم.
راغب اصفهانى، الحسين بن محمد (1412 ه. ق 1992 م) ، المفردات فى غريب القرآن، انتشارات دار القلم، دمشق.
كلينى رازى، محمد بن يعقوب بن اسحاق (1365) ، الكافى، دار الكتب الإسلاميۀ، تهران
Romer
، David)20٠6( ، Advanced Macroec onomics ، MacGraw - Hill ، Irwin
على يوسفىنژاد (1)
چكيده
كاهش هزينههاى عملياتى و به حداقل رساندن هزينههاى صرف شده براى توليد محصول يا خدمات از دغدغههاى اصلى و هميشگى مديران و مسئولين سازمانها و موسسات، اعم از دولتى و يا خصوصى مىباشد. سازمان حج و زيارت بهعنوان متولى امور مربوط به متقاضىيان سفر به شهرها و مراكز زيارتى، بهويژه شهرهاى مقدس مكه و مدينه هر ساله با انبوه متقاضيانى مواجه است كه حاضرند با تامين هزينههاى سفر، به زيارت اماكن مقدسه نائل شوند. هزينههاى حمل ونقل؛ نگهدارى، پذيرايى، اسكان و غيره ازجمله هزينههايى است كه در مدت سفر بر عهده سازمان حج و زيارت مىباشد. بديهى است اتخاذ هرگونه سازوكارى كه بتواند باعث كاهش هزينههاى مورد نظر شود مىتواند باعث افزايش سطح خدمات مورد ارائه سازمان و افزايش رضايتمندى مشتريان شود. بودجهريزى عملياتى يكى از روشهاى بودجه برنامهاى است كه مىتواند از طريق مشخص كردن هر فعاليت، پول مشخص را براى كار مشخص، اختصاص دهد. يعنى ابتدا ميزان هرگونه عملياتى با اتخاذ روشهاى دقيق اندازهگيرى شده و سپس هزينههاى تمام شده آن برآورد و نهايتاً هزينه واحد هر فعاليت استخراج و آنگاه از مجموع ماموريتهاى محوله و عمليات صورت گرفته، به اعتبارات مورد نياز دستگاه اجرايى دست يافت. از آنجايى كه تعداد زائرين در هر سفر مشخص است به همين سبب تعيين واحد حجم كار به راحتى قابل انجام
1) عضو هيأت علمى دانشگاه امام حسين7 و انجمن علمى اقتصاد اسلامى. .
بوده و امكان استخراج هزينه تمام شده وجود دارد. نكته مهم در خصوص روش بودجهريزى اين است كه اين روش به دنبال شناسايى عوامل تشكيلدهنده هزينهها بوده و سپس با استفاده از تكنيكهاى موجود، نظير تحليل هزينه فايده و ساير روشهاى موجود به ارزيابى اقتصادى درخصوص درستى يا نادرستى هزينههاى صورت گرفته، اقدام و سپس هزينههاى اضافى حذف مىگردد.
كليد واژه: بودجه، بودجه عملياتى، سازمان حج و زيارت، هزينه تشرف، حداقل كردن هزينه.
از ورود مفهوم بودجه به نظام مالى و مديريتى كشور دهها سال مىگذرد. با شكلگيرى نظام بودجهريزى در سازمان ادارى كشور و استقرار آن در طول ساليان متمادى، انتظام مالى متناسب با آن نيز شكل گرفته است. در حالى كه در كشورهاى توسعه يافته فرآيند بودجهريزى همراه با تحولات اقتصادى دچار تغييرات گستردهاى شده است، متأسفانه اين مسئله در كشور ما با تأخير چند ده ساله مواجه است. به همين سبب برخى كارشناسان ناكارآمدىهاى نظام ادارى و مديريتى را معلول اين تأخير و آثار و عواقب ناخوشايند آن مىدانند.
در حالى كه فرآيند طراحى، تدوين، تصويب و سپس اجراى بودجه، مراحل پيچيده و دشوارى را طى مىنمايد، امّا از عملكرد آن تقريباً كمتر كارشناسى اظهار رضايت مىكند. علت چيست؟ ضعف اين نظام وارداتى كهن سال از كجا نشأت مىگيرد؟ شايد يكى از دلايل آن در ذات شكلگيرى مفهوم بودجه نهفته باشد. در حالى كه نظامهاى سياسى استبدادى گذشته، خود را ملزم به پاسخگويى به مردم نمىدانستند، افكار آزادى خواهانهاى شكل گرفت كه مخالفت اين روند بود. به علت مخالفت سرسختانه حاكمان مستبد، نهضتها و انقلابهايى به وقوع پيوست تا اينكه «حساب دخل و خرج كشور» به نظم در آمد. تأكيد شديد محاسبان و ناظران مالى به جلوگيرى از انحراف در مصارف و هزينهها، بودجهنويسى اوليهاى را شكل داد كه تا سالهاى متمادى مورد استفاده نظامهاى سياسى تازه استقلال يافته و رها شده از بند استعمار و استبداد، بوده است.
اين تأكيد زياد بر هزينهها و مصارف با تغيير رويكرد به سوى «اهداف» و نتايج باعث گرديد تا مفهوم «برنامه» خود را به مفهوم بودجه، تحميل نمايد. به همين سبب نگاه كارشناسان بودجهاى به تغيير در فرآيند بودجهريزى معطوف گشت. در اواسط قرن بيستم و براى اولين بار در ايالات متحده آمريكا توسط گروهى كه مأمور حل معضلات ناشى از بودجهريزى سنتى بودند، پيشنهاد «بودجه
برنامهاى (1)» ارائه گرديد. بدنبال آن و در سال195٠، با تكميل پيشنهاد اوليه شيوه جديدى در فرآيند بودجهريزى طراحى گرديد كه بهعنوان بودجه عملياتى (2)نامگذارى گرديد.
اين شيوه بودجهريزى در عين حالى كه مشكلات مربوط به بودجهريزى قبلى را نداشت با نگاه خروجى محور، توجه خود را به پيامدها و نتايج هر فعاليتى، متمركز مىنمود. ضمن اينكه با شفافسازى اعداد و ارقام برنامهها و فعاليتها، كيفيت اطلاعات و ارقام بودجهاى را متحول نموده و در نتيجه امكان پاسخگويى به مراجع مختلف از قبيل افكار عمومى، ناظرين بودجهاى و مقامات مافوق فراهم گشت. ضمن اينكه باتحول در نظام حسابدارى و با استخراج هزينه تمام شده هر فعاليتى، امكان افزايش كارآيى و كاهش هزينههاى اضافى بوجود آمد.
در نظام بودجهريزى ايران، براى نخستين بار در سال 138٠ موضوع تحول در نظام بودجهريزى دستگاههاى دولتى مورد توجه سازمان بودجهريزى كشور قرار گرفت و در تبصره 23 قانون بودجه سال بعد به دستگاههاى اجرايى براى عملياتى نمودن بودجهريزى ساليانه، توصيههايى بهعمل آمد. ضمن اينكه جزء 2 بند ب تبصره 4 قانون بودجه سالهاى 83 و 84 و ضوابط اجرايى بودجه سالهاى 86، 87 و 88 و در بخشنامه بودجه سال 89 نيز اين مهم مورد تأكيد مجدد قرار گرفت. در حالى كه مواد 138 و 144 قانون برنامه چهارم توسعه كشور نيز موضوع عملياتى نمودن نظام بودجهريزى كشور را مورد توجه مسئولين دستگاههاى اجرايى قرار داد.
سازمان حج و زيارت بهعنوان يك سازمان دولتى نيز تابع ضوابط و مقررات مورد نظر سازمان بودجهريزى كشور مىباشد. مضافاً به اينكه ويژگى خاص اين سازمان مأموريت محورى بوده و لاجرم براى انجام مأموريت اصلى خود كه همانا برنامهريزى و اجراى مسافرتهاى زيارتى متقاضيان سفر به اماكن مقدسه و زيارتى است، با بكارگيرى تمامى ظرفيتهاى موجود اعم از نرم افزارى و همچنين سخت افزارى، با افزايش راندمان ضمن كسب رضايت مشتريان كه همانا از بهترين بندگان خدا هستند، بايد به سمت كاهش هزينههاى جارى و سرمايهاى خود حركت نمايد.
استفاده از شيوه بودجهريزى عملياتى مىتواند اين دو خواسته مهم را محقق سازد؛ يكى اثر بخشى منابع تخصيص داده شده براى تحقق اهداف سازمان و ديگرى بهبود عملكرد سازمان در راستاى تصحيح اشتباهات احتمالى در فرآيند به انجام رساندن مأموريتهاى محوله.
اين مقاله تلاش مىنمايد با معرفى اين سازوكار مهم، امكان پذيرى و چگونگى محقق ساختن آن را در حد توان نويسنده به مسئولين سازمان حج و زيارت، نشان دهد.
واژگان كليدى: بودجه، بودجهريزى عملياتى، هزينه تمام شده، هزينه واحد، سازمان حج و زيارت.
واژه بودجه ابتدا با عنوان «بوژت (1)» در زبان و ادبيات فرانسوىها به معنى كيف يا كيسه چرمى كوچك مورد استفاده قرار گرفت و آنگاه به زبان و فرهنگ ساير ملل از جمله انگلستان با تغيير در تلفظ يعنى «بوجت (2)» و سپس تحت عنوان «باجت (3)» ، منتقل شد، اما در تعامل بعدى اين واژه مجدداً در فرانسه براى انجام امور مالى اما با تلفظ «بودجه» بكار گرفته شد. P.13() Edwards,
طى چند قرنى كه از توليد اين واژه در ادبيات اقتصادى دنيا مىگذرد، تعاريف مختلفى توسط كارشناسان و انديشمندان اين حوزه مطرح گشته است كه به تناسب نوع نگاه آنان نسبت به واژه، تعاريف صورت گرفته نيز متفاوت بوده است. اما آنچه كه در تمام تعاريف بهعمل آمده مشترك مىباشد اين است، كه بودجه به معناى پيش بينى در آمدها و هزينههاى دولتها و بنگاهها در آينده است كه بهصورت يك سند مكتوب در مىآيد.
اما بودجهريزى چيست؟ در جواب بايد گفت كه بودجهريزى هر گونه تلاشى است تا فرآيند بودجهنويسى به صورتى هدفمند به نتيجه مورد دلخواه بودجهنويسان درآيد. بنابراين بودجهريزى قالب بودجه است و هر طور كه قالب طراحى شود، بودجه نيز همانگونه شكل مىگيرد، نظير اينكه بگوييم بودجه سنتى و يا بودجه برنامهاى.
از نظر اقتصادى نيز هرگونه تلاشى براى بدست آوردن يك تركيب مطلوب از نيازهاى نامحدود دستگاههاى ادارى با امكانات محدود خزانه دولت، مىتواند با مفهوم بودجه و البته بودجهريزى برابرى، كند.
از نظر سابقه شكلگيرى اين واژه و بهكارگيرى آن توسط دولتها بايد اشاره نمود از زمانى كه دولتهاى دموكراتيك با تلاش ملتها شكل گرفتند، فن بودجهنويسى نيز شكل گرفت تا از اين طريق نمايندگان مردم با نظارت بر عملكرد دولتها مشخص سازند كه چه اقداماتى و چگونه توسط آنان بهعمل آيد تا رفاه و پيشرفت جامعه حاصل شود.
بديهى است كه كشورهاى اروپايى پيش قدم و پيشروتر از بقيه جوامع در اين امر بودند و كشورهاى در حال توسعه نيز از زمانى كه براى رسيدن به پيشرفت و توسعه سخت به تكاپو افتادند، با رهايى از بند
قدرتهاى استعمارى و نظامهاى استبدادى حاكم، فنون مختلفى از جمله فن بودجهنويسى را براى رهايى از فقر و عقبماندگى مورد توجه قرار دادند.
در ايران نيز تاريخ شروع بودجهنويسى به زمان بعد از انقلاب مشروطه بر مىگردد يعنى زمانى كه مرحوم «صنيع الدوله» وزير ماليه وقت (1289 شمسى) ، در يك تلاش نافرجام اولين سند بودجه پيشنهادى خود را تدوين اما قبل از اينكه آن را از تصويب مجلس بگذراند، مورد سوء قصد قرار گرفته و كشته شد. اما اين حركت وى فتح بابى شد تا وزراء بعد از وى، حساب دخل و خرج دولت را مدون و از تصويب مجلس بگذرانند.
همانگونه كه اشاره شد، فن بودجهنويسى يا همان بودجهريزى در طول حيات خود دچار تحولات عميقى شد. ابتدا كه تمركز بر روى هزينهها و چگونگى خرج كردن آن اهميت بسيارى داشت، شيوهاى از بودجهريزى را شكل داد كه بعدها به نام روش متداول (1)يا سنتى معروف شد. ويژگى عمده اين نوع تفكر بودجهاى توجه صرف به منابع و ورودى به دستگاه بوده است. به همين سبب حسابدارى از دريافتها و پرداختها به شدت مراقبت مىنمود تا اعتبارات تخصيصى در خارج از چارچوب تعيين شده، مصرف نشوند.
عمدهترين نوع بودجه سنتى، «بودجهريزى افزايشى» (2)مىباشد. در اين روش ابتدا بودجه سال قبل بهعنوان مبناى بودجه براى سال جارى در نظر گرفته مىشود و آنگاه افزايش ساليانه با توجه به افزايش قيمتها، تغيير احتمالى در حجم عمليات سازمان و يا احياناً واگذارى مأموريت جديد از طرف مقامات مسئول، اعمال مىشود (3). شكل ديگر بودجه، بودجه برنامهاى است كه بهعلت عدم پاسخگويى بودجه سنتى در اواسط قرن بيستم مطرح گرديد.
همچنان كه تفكر بودجه سنتى، زائيده نيازهاى زمان خويش بود، تفكر مربوط به بودجه برنامهاى نيز بازتابى از نيازهاى جديدى بود كه ديگر بودجه متداول يا سنتى نمىتوانست پاسخگوى آن باشد. زيرا كه وقوع بحرانها و بروز مشكلات اقتصادى -اجتماعى در اوائل قرن بيستم، نظامهاى سياسى را بر آن داشت با كم رنگ نمودن ايدههاى كلاسيكى، نقش دولتها را در امور اقتصادى و اجتماعى پررنگتر نموده و در اداره اقتصاد ملى دخالت بيشترى نمايند. (يوسفى نژاد، 133:1386)
همراه با اين ضرورت، لزوم مديريت بهتر و مؤثرتر به منظور دستيابى به اهداف رشد و توسعه همه جانبه باعث گرديد تا نياز به برنامهريزى و تعيين اولويتها در بودجههاى ساليانه بهشدت احساس شود.
براى تأمين اين نياز در شيوه بودجهريزى تغييراتى حاصل گرديد كه در مبادى امر در چگونگى طبقه بندى بودجهاى متمركز گرديد تا از اين طريق كارشناسان و سياستگزاران اقتصادى جامعه بتوانند تشخيص دهند كه آيا شيوه بودجهريزى موجود به سمت اهداف مورد نظر كه توسط برنامههاى بلند مدت و ميان مدت، طراحى و تدوين شده، حركت مىكند يا خير؟
در اين نوع از تفكر بودجهاى از توجه بيش از حد به منابع، آنچنانكه در شيوه تفكر بودجه متداول حاكم بود، صرف نظر شده و بهجاى آن به هدفهاى مورد نظر توجه و براى دستيابى به اين منظور، بودجه را علاوه بر طبقهبندى هزينهاى، طبقهبندى برنامهاى نيز نمودند.
نكته مهم در اين بحث آن است كه تفكر بودجه برنامهاى هيچگاه نتوانست عملياتى شود زيرا كه صرفاً يك نوع تفكر بود كه بعدها با اتخاذ روشهايى نظير بودجهريزى عملياتى، پيادهسازى گرديد.
اين مشكل از آنجا ناشى مىشود كه بودجه برنامهاى چيزى جز يك اسم بى مسمى نبوده و اين سيستم بودجهبندى تنها عنوان «برنامهاى» را يدك مىكشد و به هيچ وجه داراى چنان ساختارى نيست. (ويلداوسكى، 283:1371)
بودجهريزى عملياتى بلافاصله پس از طرح بودجه برنامهاى بهعنوان يك ضرورت و روش اجرايى و كاربردى اين نوع تفكر بودجهاى مطرح گرديد.
اين شيوه از بودجه ريزى، علاوه بر اينكه عمليات دولت را به تفكيك وظايف، برنامهها، فعاليتها و طرحها نشان مىدهد، هزينههاى عمليات سازمان را نيز با اتخاذ روشهاى دقيق، طبق ابزارهاى موجود، اندازهگيرى ٣. بودجهريزى عملياتى (1)
و هزينه آنها را برآورد مىنمايد.
در اين روش از بودجهريزى مىتوان از حجم عمليات به حجم اعتبارات دست يافت و اين دو مانند دو كفه ترازو بايد هم وزن و يك اندازه مىباشند. در اين صورت مىتوان پول مشخص بابت كار مشخص را در اختيار دستگاه اجرايى مشخص قرار داد و سپس از آن دستگاه، وظيفه مشخصى انتظار داشت. (يوسفى نژاد، 136:1386)
مهمترين مسئله در بودجهريزى عملياتى اين است كه ما به دنبال شناسايى عوامل تشكيل دهنده هزينه مىباشيم. ضمن اينكه اصلىترين وظيفه براى دستگاههاى اجرايى در اين نوع بودجهريزى، تعيين واحد
1) اين نوع از بودجه ريزى در سال 195٠ در ايالات متحده آمريكا مطرح و سپس براى نخستين بار در همين كشور به مرحله اجراء گذاشته شد. .
حجم كار مىباشد و اگر واحد حجم كار به درستى تعيين نگردد، امكان استخراج هزينه تمام شده وجود ندارد. براى مثال واحد حجم كار يك مدرسه، كلاس درس، يك درمانگاه اورژانس؛ آمبولانس و براى سازمانى نظير حج و زيارت، يك كاروان استاندارد مىباشد.
نكته قابل تأمل اين است كه در حالى كه در بودجهريزى سنتى، ممكن است پولى خرج شود و هزينهاى صورت گيرد، اما به همان اندازه كالا و يا خدمتى توليد نشده باشد، در بودجه برنامهاى هزينهها به جزيىترين شكل و بهصورت شاخهاى در آمده و به طور شفاف به كمك سياستگذاران شتافته و آنان را نسبت به بودجه پيشنهادى مطمئن مىسازد. بديهى است هر چقدر قيمت تمام شده واحد حجم كار با توجه به كيفيت محصول كمتر باشد، مديريت اجراء مؤثرتر خواهد بود. بودجهريزى عملياتى عواملى نظير «صرفه جويى» و «اثربخشى» رابه ابعاد سنتى بودجهريزى اضافه مىكند.
تعاريف : از بودجهريزى عملياتى تعاريف مختلفى توسط افراد و مراكز تخصصى صورت گرفته كه برخى از آنها به شرح زير مىباشد:
بودجهريزى عملياتى يا بودجه بر حسب عمليات، عبارتست از بودجهاى كه براساس وظايف و پروژههايى كه خريدارى مىشود. به عبارت ديگر در اين تعريف به جاى توجه به وسايل اجرايى فعاليتها و مخارج، كارهايى كه بايد انجام شود، مورد توجه قرار مىگيرد. (مك گيل، 1384)
بودجهريزى عملياتى، روش يا مكانيزمى است كه به دنبال تقويت ارتباط بين صنايع تدارك ديده شده براى بخش دولتى از يك سو و محصولات اين بخش از سوى ديگر، با استفاده از اطلاعات عمليات رسمى است. (ياسينى به نقل از: Robinson & Brumbly ، 20٠5)
بودجهريزى عملياتى روشى است كه تخصيص منابع را به نتايج قابل سنجش مرتبط مىسازد. (ياسينى به نقل از: OECD. 20٠3 b. P.7(
كميسيون «هوور» (1)نيز بودجهريزى عملياتى را اينگونه تعريف نموده است؛ بودجهريزى عملياتى عبارتست از: روشها و سازوكارهايى كه ارتباط بين اعتبارات تخصيص يافته به دستگاه اجرايى را با خروجىها و پيامدهاى آنها از طريق بكارگيرى اطلاعات عملكردى در تخصيص منابع تقويت مىسازد. (ابراهيمى وديگران، 1385)
تعريف صندوق بين المللى پول ( IMF( از بودجهريزى عملياتى، عبارتست از: روشها و سازوكارهايى كه ارتباط بين اعتبارات تخصيص يافته به دستگاههاى اجرايى را با خروجىها و پيامدهاى آنها از طريق بكارگيرى اطلاعات عملكردى در تخصيص منابع، تقويت مىسازد. (ابراهيمى
1) منظور كميسيونى است كه در آمريكا و به منظور بررسى مشكلات بودجهريزى در سال 1949 شكل گرفت و در نهايت به ارائه بودجه برنامهاى و سپس در سال 195٠ بودجه عملياتى، منجر شد. .
و ديگران، 1385)
بديهى است كه براى هرگونه پديده جديدى كه مطرح مىگردد ابتدا براى آن اهدافى نيز مطرح مىشود از جمله در خصوص بودجهريزى عملياتى كه اهداف زير مورد وفاق اكثر كارشناسان اين رشته مىباشد.
مهمترين هدف در اين نوع از بودجهريزى، كمك به اتخاذ تصميمات عقلايى درباره تخصيص و تعهد منابع سازمان براساس پيامدهاى قابل شمارش است كه نتايج پيش بينى شده دستگاه را در طول زمان منعكس مىكند. با توجه به اين موضوع، بودجهريزى عملياتى دو هدف عمده يعنى تدوين بودجه اثربخش و بهبود عملكرد سازمان را دنبال مىكند. اثربخشى بودجه به معناى بكارگيرى منابع در كارآمدترين وجه آن مىباشد. طبيعى است كه نسبت دادهها به ستاندههاى سازمان يا همان نسبت اعتبارات به هزينهها، موضوع اثر بخشى مىباشد. بهعبارت ديگر يكى از مهمترين اهداف بودجهريزى عملياتى، چگونگى استفاده از منابع موجود است، بهگونهاى كه با كمترين هزينه بيشترين كارآيى حاصل شود. در اين صورت مىتوان بهبود عملكرد سازمان را به نحو شايستهاى انتظار داشت.
علاوه بر هدف فوق، اهداف ديگرى نيز مىتوان براى آن برشمرد كه برخى از آنها عبارتند از: تمركز فرآيند تصميمگيرى روى مهمترين مسائل و چالشهايى كه سازمان با آن روبروست، ايجاد ارتباط بين بودجه و نتايج عملكرد برنامه، امكان نظارت مؤثر در اجراى عمليات، تقويت حس مسئوليت پذيرى مديران و. . .
مهمترين مزيت بودجهريزى عملياتى اعمال صرفه جويى در عمليات سازمان مىباشد زيرا كه با افزايش كارآيى به فرآيند مديريت كمك مىنمايد تا منابع موجود را در بهترين شرايط، مورد استفاده قرار دهد. در واقع با اصلاح و بهبود تصميمگيرى در مورد مؤثرترين راه براى استفاده از منابع محدود سازمان به بهبود عملكرد از طريق پيوند زدن ميزان اعتبارات موجود با نتايج حاصل مىپردازد.
ساير مزايايى كه براى بودجهريزى عملياتى وجود دارد عبارتند از:
افزايش پاسخگويى مديران، شفافسازى فعاليتهاى سازمان، عدم امكان سوء استفادههاى مالى،
تمركز بر روى خروجى و نتايج، به جاى توجه صرف بر ورودىها و منابع، پرهيز از موازى كارى، مديريت هزينه و اصلاح الگوى مصرف، اولويتبندى برنامهها و در نتيجه به انجام رساندن مأموريتهاى مهمتر و در كاهش تأخير در دستيابى به اهداف سازمان، بهبود در روشهاى تخصيص بهينه منابع، آسانتر شدن كنترلهاى مديريتى در داخل سازمان، مشخص شدن روابط بين هزينههاى صورت گرفته با نتايج حاصله، گزارش نتايج براساس شاخصهاى عملكرد و نهايتاً امكان رعايت عدالت درتخصيص اعتبارات.
نمودار عوامل موثر بر انتخاب شيوه بودجهريزى عملياتى
<نمايش تصوير
(برگرفته از: طاهرى به نقل از ( Morgan
اجراى بودجهريزى عملياتى در يك سازمان مستلزم اقدامات پيچيده در ابعاد فنى است. علاوه بر اينكه سيستم حسابدارى و نظام مديريت بايد هماهنگ با فرآيند بودجهريزى عملياتى دچار تحول شوند. در اين رابطه بايد به موارد زير توجه شود. (مهدوى، 1386)
اگر قرار باشد كه بودجهريزى عملياتى در عمل به موفقيت دست يابد، نبايد آن را صرفاً بهصورت يك پيوست به بودجه «اقلام مخارج» اضافه نمود. اينكار مستلزم تغييراتى بنيادى در سيستمهاى اطلاعات مديريت، سيستمهاى حسابدارى و به طور كلى در شيوه مديريت دستگاههاى دولتى است.
اطلاعات و شاخصهاى معتبر عملكرد براى حمايت از بودجهريزى عملياتى داراى اهميت زيادى است. براى اينكه دادههاى عملياتى در تصميمگيرى درباره تخصيص منابع بهتر مورد استفاده قرار
گيرند، تصميم گيرندگان بايد به مناسب بودن و دقت اطلاعات مرتبط با نتايج و شاخصهايى كه ارائه كردهاند، اطمنيان داشته باشند. ( Mercer,20٠2(
فرآيند بودجهريزى عملياتى از بيان رسالت شروع و در ادامه آرمان راهبردى، هدف راهبردى، آرمان راهبردى عملياتى، آرمان عملياتى ساليانه، هدف عملياتى ساليانه، شاخص عملكرد، شاخص برنامه، فعاليت، وظيفه و نهايتاً بودجه، ختم مىگردد (پناهى و قاسمى، 1387)
ضمن اينكه در بودجهريزى عملياتى عناصرى وجود دارند كه بدون توجه به آنها امكان عملياتى كردن بودجهريزى، وجودندارد. اين عناصر به ترتيب عبارتند از: اهداف قابل سنجش، راهبردها، برنامههاى عملياتى، معيارهاى سنجش عملكرد، اولويتبندى و تخصيص منابع، جمعآورى و پايش نتايج و ارزشيابى، بازنگرى، ارزيابى و گزارش نتايج (طاهرى و ارسلان، 1385)
همچنين مراحل اجرايى بودجهريزى عملياتى به شرح زير مىباشد. (يوسف نژاد، 1386)
مرحله كسب توافق و حمايت اشخاص تأثيرگذار و تعيين كننده براى جلوگيرى از آسيبهاى احتمالى ناشى از مقاومت برخى افراد دخيل؛
تهيه و تنظيم برنامه و زمانبندى اجراى بودجه عملكرد؛
فراهم سازى شرايط جهت برگزارى كلاسهاى آموزشى و يا كارگاههاى آموزشى براى تفهيم مفاهيم پايهاى؛
بازنگرى و توسعه برنامههاى راهبردى دستگاههاى اجرايى جهت پيوند دادن آن با برنامههاى كوتاه مدت؛
طراحى و توسعه بودجه و تخصيص منابع؛
توسعه سامانههاى اطلاعاتى و حسابدارى پشتيبان؛
پاداش عملكرد و گزارش نمودن پيامدها و نتايج حاصل از آن؛
اقدام بر روى نتايج و پيامدهاى حاصل از عملكرد، زيرا كه سنجش عملكرد به تنهايى كافى نيست و بايد اقدامى مناسب صورت داد.
براى آنكه بتوان بودجهريزى عملياتى را در سازمان به مرحله اجراء در آورد بايستى با اتخاذ فرايندى صحيح به عملياتى نمودن مؤلفههاى مؤثر و مورد نياز در اين مسير اقدام نمود. اين مولفهها عبارتند از:
از آنجايىكه بودجهريزى مبتنى بر برنامهريزى است و يا بعبارتى بودجه، خرد شده برنامههاى ميان مدت، يا پنج ساله مىباشد، به همين سبب براى اولويتبندى هر فعاليتى، ابتدا بايد هدفگذارى صورت بگيرد و آنگاه با در نظر گرفتن فعاليتهاى مهمتر و ضرورىتر براى رسيدن به هدف يا اهداف در نظر گرفته شده، آن را انتخاب نمود.
قانون تنظيم بخشى از مقررات مالى دولت، فعاليت را اين چنين تعريف مىنمايد:
«منظور از فعاليت يك سلسله عمليات و خدمات مشخصى است كه براى تحقق بخشيدن به هدفهاى ساليانه برنامه طى يك سال، اجراء مىشوند و منابع مورد نياز آن از محل اعتبارات مربوط به هزينه، تأمين مىگردد.»
با اين تعريف اين گونه استنباط مىشود كه هرگونه تلاش يك سازمان براى محقق شدن محصول (اعم از توليدى و خدماتى) در راستاى تحقق برنامه، فعاليت محسوب مىگردد.
لازم به ذكر است كه در يك سازمان ممكن است چندين فعاليت صورت بگيرد تا يك محصول بهدست آيد و يا اينكه در سازمانى ديگر يك فعاليت منجر به توليد چندين محصول گردد.
<نمايش تصوير
نقل از: فرزيب، 259:1386
با توجه به تقسيم بندى فوق به نظر مىرسد كه فعاليت سازمان حج و زيارت از نوع اول مىباشد. به اين صورت كه فعاليتهاى مختلفى نظير: ثبت نام، تشكيل كاروان، حمل و نقل، اسكان، تغذيه و. . . به منظور محقق شدن يك محصول بوده و آن به انجام رساندن اعمال توسط زائر (اعم از اماكن مقدسه و متبركه) مىباشد.
توليد محصول مستلزم انجام فعاليتهاى مختلفى است. انجام فعاليت نيز مستلزم پرداخت مابازاء به عوامل توليد نظير كار و سرمايه و ساير اجزاء تشكيلدهنده آن مىباشد. هرگونه پرداختى به عوامل توليد، هزينه محسوب مىگردد. اين هزينه مىتواند در قالبهاى مختلفى طبقهبندى شود. از جمله هزينههاى مستقيم و هزينههاى غيرمستقيم، هزينههاى مستقيم آن دسته از هزينههايى هستند كه به طور مستقيم به حجم توليد مرتبط مىباشند. اما هزينههاى غير مستقيم هزينههايى هستند كه به طور مستقيم با حجم محصول مرتبط نبوده بلكه در فرآيند توليد قرار گرفته و فعاليتهاى مختلفى را شامل مىشود، مانند هزينه رفاه كاركنان.
هزينهها در قالب ديگرى نيز مىتوانند مورد طبقهبندى قرار گيرند، از جمله تقسيمبندى هزينههاى محصول يك سازمان به هزينههاى ثابت و هزينههاى متغيير.
هزينههاى ثابت آن دسته از هزينههايى مىباشند كه ارتباط مستقيمى با ميزان محصول نهايى نداشته و افزايش يا كاهش محصول هيچ تأثيرى بر روى آنها ندارد. مانند هزينههاى مربوط به اجاره ساختمان، خريد ماشين آلات و تجهيز خط توليد و براى سازمانهاى خدماتى نظير حج و زيارت، هزينههاى ادارى.
اما هزينههاى متغير هزينههايى هستند كه بهطور مستقيم به ميزان محصول توليد شده ارتباط دارند و هر چقدر توليد كاهش يابد، اين دسته از هزينهها نيز كاهش يا افزايش مىيابند. نظير هزينه مربوط به خريد مواد اوليه، و در سازمانهاى خدماتى نظير حج و زيارت هزينههاى مربوط به حمل و نقل و يا اسكان و يا تغديه زائرين.
هزينه كل و هزينه واحد ( unit cost( نيز از ديگر مفاهيم هزينهاى مىباشند كه در بودجهريزى عملياتى مورد استفاده قرار مىگيرند. هزينه كل ( Total cost( از مجموع هزينههاى مستقيم و هزينههاى غيرمستقيم ناشى از توليد كالا و خدمت، بدست مىآيد. ضمن اينكه هزينه هر واحد محصول نيز با تقسيم هزينههاى كل بر تعداد محصول توليدى، مشخص مىشود.
دستگاههاى اجرايى در چهارچوب قرارداد يا موافقت نامه با دولت، خدماتى را ارائه يا كالايى را توليد مىكنند. در هزينهيابى محصولات، موضوع موافقتنامه دستگاه اجرايى بايد هزينه هر يك ازمحصولات توليدى مورد توافق را تعيين نمايد. ضمن اينكه براى تمامى محصولات مزبور اطلاعات زير بايد ارائه گردد:
عنوان هر يك از فعاليتهايى كه منجر به توليد كالا يا خدمات مىگردد؛
شرح عمليات هر يك از فعاليتها؛
اهداف كمى فعاليتها و شاخص قابل اندازهگيرى كميت و كيفيت كالا يا خدمات؛
هزينه تمام شده هر قلم از كالا يا خدمت.
شاخصسازى در بودجهريزى بر مبناى عملكرد براى مشخص كردن صحت عملكرد سازمان در ارتباط با اهداف از پيش تعيينشده، بسيار حائز اهميت است. در واقع به هنگام ارزيابى فعاليتهاى صورت گرفته، استفاده ازشاخصها، لازم و ضرورى هستند. مثلاً در رابطه با ميزان هزينههاى صورت گرفته جهت دستيابى به اهداف، ساختن شاخص كمك مىنمايد تا تصميم گيرندگان مشخص نمايند كه آيا هزينههاى بهعمل آمده توانسته نتايج مورد نظر را محقق سازد؟ در هر صورت آيا امكان كاهش هزينهها وجود دارد يا خير؟ و يا اينكه آيا حركت سازمان در مسير دستيابى به اهداف مورد نظر مىباشد؟
شاخصها در انواع مختلفى تقسيمبندى مىگردند. كه عبارتند از: (اوريا و ديگران، 1387)
شاخصهاى نتايج: اين نوع از شاخصها ميزان تحقق اهداف برنامه يا اينكه تأثير اقدامهاى سازمان بر روى گروههاى هدف را نشان مىدهند. در واقع اين شاخص نمايانگر ثمرات واقعى برنامهها هستند.
شاخصهاى ورودى: اين شاخصها ميزان منابعى را نشان مىدهند كه براى برنامه مورد نظر، خروجىها يا نتايج را ايجاد مىكند. برخى از آنها عبارتند از: تعداد كارمندان تمام وقت، تعداد ساعات كار انجام شده، كل هزينههاى عملياتى، هزينه تجهيزات مورد استفاده.
شاخصهاى خروجى: اين نوع از شاخصها نمايانگر تعداد محصولات، خدمات تأمين شده يا مقدار كار انجام شده هستند. برخى از اين نوع شاخص عبارتند از: تعداد مجوزهاى صادر شده، تعداد افرادى كه آموزش ديدهاند، تعداد پروندههايى كه بررسى شدهاند، تعداد مجرمانى كه توسط پليس دستگير شدهاند.
شاخصهاى اثربخشى: اين نوع از شاخصها ميزان كارى را نشان مىدهند كه با استفاده از ميزان منابع بهكار رفته، به انجام رسيده است. اين شاخصها اغلب بهصورت درصد اطلاعات ارائه شده درباره هزينه واحد بيان مىشوند. اين نوع از شاخصها بهصورت «هزينه هر بار استفاده» و يا «هزينه هر كيلومتر آسفالت خيابان» و «هزينه آموزش هر دانش آموز» بيان مىشوند. اين نوع از شاخصها كه ميزان بهرهورى را اندازهگيرى مىكنند، ممكن است به صورت «تعداد واحدهاى توليد شده به ازاى هر ساعت كار» يا «تعداد مشتريانى كه هر كارمند به آنها خدمت ا رائه مىدهد، نشان داده شوند. در اين راستا ميتوان از «شاخصهاى اثربخشى فرآيند» نيز نام برد كه به اثربخشى فرآيندهاى سازمان از قبيل
«ميانگين تعداد روزهاى بررسى يك تقاضانامه» يا «ميانگين زمان انتظار مشتريان» يا «تعداد زنگهاى تلفن تا دريافت پاسخ» ، توجه مىكنند.
شاخصهاى اثر بخشى هزينهها: اين نوع از شاخصها، عناصر اثربخشى و نتيجه را با يك شاخص واحد مىسنجند. در بسيارى از موارد، تدوين چنين شاخصهايى دشوار است. ولى در مواردى كه اين كار به درستى امكانپذير باشد، اطلاعات ارزشمندى در اختيار مديران برنامه و تصميمگيران قرار مىدهد. نمونههايى از اين نوع شاخصها عبارتند از: هزينه هر دانش آموزى كه فارغ التحصيل مىشود، هزينه هر درصد كاهش در تصادفات مرگبار بزرگراهها، هزينه آزادى هر زندانى كه به تكرار جرم نمىپردازد.
شاخصهاى توضيحى: اين نوع از شاخصها باعث مىشوند تا با تأمين اطلاعات مختلف، كاربران به درك درستترى از عملكرد سازمان برسند. مانند اينكه «تعداد مشتريانى كه تحت پوشش يك برنامه قرار مىگيرند» .
معيارهايى كه براى انتخاب شاخصها بكار گرفته مىشوند نيز عبارتند از:
شاخصها بايد بين اهداف عملياتى و آرمانها ارتباط برقرار كنند؛
شاخصها بايد جامعيت داشته باشند؛
شاخصها بايد گروههاى عمده هزينهاى يك سازمان را در برگيرند؛
شاخصها بايد دستاوردهاى اصلى را نمايان كنند؛
شاخصها بايد براى تصميمگيران و مديران معتبر و براى قانونگذاران قابل پيگيرى و براى شهروندان روشن و قابل درك باشد. (پناهى، 1384)
حسابدارى با بودجه ارتباط تنگاتنگى دارد، زيرا كه بودجه در واقع مجموعهاى از اعداد و ارقامى است كه در سندى قانونى تدوين شده و لازمست تا علاوه بر حين اجراء در پايان اجراى خود نيز مورد ارزيابى و رسيدگى قرار گيرد. به همين سبب حسابدارى مورد عمل در دستگاههاى دولتى با استناد به دستورالعملهاى ابلاغى از سوى مقامات برنامهريزى حسابدارى، بودجود مىآيد.
به طور كلى و براساس زمان ثبت جريانهاى مالى چهار روش حسابدارى قابل پياده سازى است: حسابدارى نقدى، حسابدارى تعهدى، حسابدارى موعد پرداخت و حسابدارى تأمين اعتبار.
در روش نقدى، جريانها موقعى ثبت مىشوند كه پول نقد دريافت يا پرداخت شود. گرچه جريانهاى نقدى ثبت مىشوند اما اغلب جريانهاى غيرپولى را به خاطر تمركز بر مديريت نقدى به جاى تمركز بر جريانهاى منابع، ثبت نمى كنند. اما در روش تعهدى، جريانها زمانى ثبت مىشوند كه
ارزش اقتصادى براى آنها ايجاد، تبديل و مبادله شده و استهلاك يافته يا مستهلك شوند، صرف نظر از اينكه پول نقد دريافت يا پرداخت شود يا اينكه قرار باشد تا در آينده، دريافت يا پرداخت شود. وقايع اقتصادى زمانى است كه مالكيت كالا تغيير يافته، خدمات ارائه شده، تعهد مربوط به ماليات ايجاد گشته يا مطالبه مربوط به حق بيمه براى رفاه اجتماعى يا ساير مطالبات غير مشروط ايجاد شده باشد. (ياسينى، 1385)
از جمله مزاياى نسبى روش تعهدى نسبت به روش نقدى عبارتست از: توان افشاى تعهد، توزيع عادلانه منافع بين نسلى، اطلاعات براى مديريت نقدينگى و اطلاعات معتبر براى تصميمگيرى. (همان)
ضمن اينكه بايد توجه داشت كه بودجهريزى عملياتى نيازمند استقرار حسابدارى تعهدى است. زيرا كه برخى از هزينهها بهويژه هزينههاى سرمايهاى در طول يكسال محقق نشده و برخى از هزينهها نيز بهصورت هزينه فرصت سرمايه و يا بهصورت سرمايههاى حبس شده (خواب سرمايه) در آمدهاند.
حسابدراى نقدى امكان ثبت اين هزينهها را نداشته و در محاسبه قيمت تمام شده يك كالا و يا خدمت، امكان تأثير آنها وجود ندارد. در واقع برخى از هزينهها بهصورت پنهان در مىآيند و حسابدارى نقدى امكان ثبت و درج آنها را ندارد. به همين سبب حسابدارى تعهدى با ثبت آنها مىتواند در محاسبه قيمت تمام شده (كه از اركان بودجهريزى عملياتى است) نقش مالى خود را به خوبى ايفاء نمايد.
يكى از اجزاى مهم بودجهريزى عملياتى، استفاده از "حسابدارى قيمت تمام شده" براى كالا يا خدمت توليدى مىباشد؛ زيرا كه با محاسبه قيمت تمام شده كالا و يا خدمت موردنظر مىتوان هزينه يك واحد از كالا يا خدمت مورد نظر را بدست آورد و سپس با ارزيابى درست در خصوص ميزان اعتبار تخصيصى، براى توليد آن اقدام نمود.
البته اين نوع حسابدارى ابتدا در شركتهاى توليدى و بازرگانى به كار گرفته شد تا قيمت تمام شده كالاى توليدى براى عرضه به بازار مشخص شود، سپس با طرح بودجهريزى عملياتى در مؤسسات دولتى كه براى اعمال حاكميت به ارائه خدمات مشغول بودند، مطرح گرديد. در حالى ٨. محاسبه قيمت تمام شده (1)كالا ياخدمت توليدى
كه امكان تعيين قيمت تمام شده در توليد كالا به سهولت امكان پذير است، اما تعيين قيمت تمام شده خدمت در همه واحدهاى دولتى به راحتى امكانپذير نيست.
مراحل محاسبه قيمت تمام شده در يك سازمان اعم از خدماتى و يا توليدى به شرح زير مىباشد:
1) Cost Accounting. .
ابتدا براى تعيين واحد مناسب جهت اندازهگيرى حجم كار، بايستى عمليات سازمان از برنامه تا فعاليتهاى نهايى طبقهبندى شوند. مثلاً اگر در سازمان حج و زيارت يك كاروان بهعنوان «واحد حجم كار» تعيين شود، در اين صورت اين عمليات تحت برنامه مثلاً زيارت عتبات عاليات مىتواند شامل عمليات مختلف جابجايى، تغذيه، اسكان، بهداشت و غيره، تفكيك شود.
براى انتخاب واحد حجم كار بايستى به ويژگىهاى عمليات مورد نظر توجه شود يعنى اينكه قابليت سنجش را دارا بوده و اقدامات واقعى دستگاه خدماترسان يا توليدكننده كالا را بيان كند. ضمن اينكه به مرور از بين نرود و معرف مقدار محصول يا خدمات توليدى باشد. دقت در اين مرحله بسيار مهم است زيرا كه با انتخاب درست واحد حجم كار مىتوان كليه هزينههاى مستقيم و غيرمستقيم و ثابت و متغير را در آن مشخص كرد و در اين صورت در مرحله بعد دقت محاسبه هزينه هر واحد حجم كار بسيار بالا خواهد رفت.
همانگونه كه اشاره شد در مرحله بعد تعيين هزينه تمام شده يك واحد، از طريق محاسبه كليه هزينههاى صورت گرفته براى يك واحد حجم كار مىتوان قيمت تمام شده كالا يا خدمت ارائه شده را بدست آورد. در مثال قبل واحد حجم كار، يك كاروان زيارتى، تعيين گرديد. بديهى است كه هرگونه هزينهاى كه در خصوص شكلگيرى، انتقال، استقرار و سپس بازگشت آن صرف شود، مىتواند مورد محاسبه قرار گرفته و سپس با مشخص كردن تعداد كاروانهاى اعزامى، مقدار هزينه كل را از طريق ضرب نمودن يك واحد در مجموع كاروانها، بدست آورد. (1)
1) نكته قابل توجه در خصوص كاروانهاى زيارتى اين است كه مىتوان با مشخص كردن كليه هزينههاى صورت گرفته براى يك نفر زائر، هزينه سرانه آن را هم مورد محاسبه قرار داد. در واقع هزينه واحد ( Unitcost( سازمان حج و زيارت، يك زائر مىشود. .
مدل تحقيق
<نمايش تصوير
همانند هر پديده ديگرى كه براى نخستين بار مورد توجه قرار مىگيرد، بودجهريزى عملياتى نيز در ابتداى ورود به سازمانهاى اجرايى با موانع و مشكلاتى مواجه مىباشد.
اولين و مهمترين مانع، ترس ناشى از جهل مديران و كارشناسان مجرى طرح در داخل سازمان مىباشد، ضمن اينكه هرگونه تغيير در روند موجود نيز ممكن است موجب بروز مقاومتهايى در
داخل سازمان شود. موانع ديگر ناشى از ضعف سيستمهاى حسابدارى و اطلاعاتى مىباشد كه موجب مىشود تا محاسبه هزينههاى واقعى با مشكل مواجه شود.
همچنين براى پيادهسازى بودجهريزى عملياتى نيازمند تعريف شاخصهاى مربوط به اندازهگيرى عملكرد مىباشد. استخراج شاخص از جمله مشكلاتى است كه ممكن است عدم تحقق آن، اجرايى كردن بودجهريزى عملياتى را با مانع بزرگى مواجه سازد.
سازمان حج و زيارت از بدو تأسيس خود در سال 1358 و در اجراى سياستهاى نظام جمهورى اسلامى ايران در خصوص حج و زيارت اماكن متبركه به برنامهريزى و به دنبال آن بودجهريزى در جهت اعزام متقاضيان به اماكن مقدسه پرداخت. اين سازمان به لحاظ ساختارى يكى از سازمانهاى وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى است كه وظيفه آن اجراى كليه رهنمودها، منويات و ارشادات رهبرى نظام جمهورى اسلامى ايران درحوزه حج و زيارت مىباشد. ضمن اينكه مجرى سياستهاى دولت در حوزه حج و زيارت اماكن مقدسه نيز به شمار مىرود. به همين سبب اين سازمان با هماهنگى حوزه نمايندگى ولى فقيه، به تهيه و تدوين برنامههاى راهبردى در زمينه برنامهريزى و تعيين خطمشىها و روشهاى اجرايى مىپردازد. همچنين در جايگاه دستگاه حاكميتى به ايفاى نقش محورى در خصوص هماهنگى بين دستگاههاى مختلفى كه به مسئله عزيمت زائرين و حجاج سروكار دارند و انجام مذاكرات و مفاهمه با مقامات و سازمانهاى ذيربط اعم از داخلى و خارجى در جهت ايجاد و جلب خدمات رفاهى و تسهيلات لازم براى زائرين و حجاج پرداخته و با انتخاب كارگزارانى متعهد و متدين، جهت مديريت و اعزام زائران، اقدام مىنمايد.
از آنجا كه تأمين هزينه متقاضيان به سفرهاى زيارتى جزء وظايف حاكميتى دولت جمهورى اسلامى ايران نمىباشد، به همين سبب بدون هيچ گونه وابستگى به بودجه عمومى و صرفاً از محل دريافت از متقاضيان سفر، تمامى وجوه مورد نياز تأمين مالى مىشود. بديهى است كه هرگونه هزينهاى اعم از هزينههاى ادارى و پرسنلى (1)سازمان حج و زيارت و همچنين هزينههاى عملياتى اين سازمان در جهت ثبت نام، سازمان-دهى، نقل و انتقال، اسك-ان، تغذيه و ساي-ر ه-زينههاى مترتب برآن از محل دري-افتى از متقاضيان، تأمين مىگردد.
روش برآورد بودجه سازمان به اين صورت است كه ابتدا كليه هزينههاى مترتب بر هر سفر اعم از
1) تنها در بخش حقوق و دستمزد كاركنان پيمانى، اعتبارات مورد نياز از محل بودجه عمومى دولت، تأمين مالى مىگردد. .
هزينههاى اجرايى، رفاهى و فرهنگى مشخص شده و سپس با سرشكن كردن آن بر روى هر زائر، مجموع دريافتىها بدست مىآيد.
به طور كلى هزينههاى سازمان به دو بخش اجرايى و فرهنگى قابل تقسيم است، هزينههاى اجرايى در چهارچوب ضوابط بودجه توسط سازمان به مصرف مىرسد و هزينههاى فرهنگى مربوط به حوزه نمايندگى ولى فقيه در امور حج و زيارت (كه حدود يك سوم مجموع اعتبارات را تشكيل مىدهد) اجمالاً از سرجمع بودجه پيش بينى شده در هر سال تأمين مىگردد.
همان طور كه بودجه بخش اجرايى، صرف امور خدماتى و رفاهى و پشتيبانى نرم و سخت از مرحلۀ پذيرش و سازماندهى و آموزش متقاضيان تا زمان اعزام و حين سفر آنان مىگردد، در بخش فرهنگى و آموزشى متعلق به فعاليتهاى بعثه مقام معظم رهبرى نيز هزينهها ناظر بر آموزش مناسك و ارتقاء سطح فرهنگى و رفتارى زائران مىباشد كه توسط بعثه هزينه شده و در چهارچوب ضوابط بودجهريزى و بخشنامههاى بودجه كه توسط دولت همه ساله به دستگاهها و سازمانها ابلاغ مىگردد، انجام مىشود. از آنجائىكه قانونگذار مرجع تصويب اين بودجه را شوراى عالى حج دانسته است، لذا بودجه پيشنهادى پس از تأييد رياست سازمان و همينطور نماينده ولى فقيه در امور حج و زيارت، به تصويب شوراى مذكور و يا نماينده اين شورا يعنى وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى رسيده و سپس در جهت اجرا، به سازمان ابلاغ مىگردد.
ضمن اينكه بازرس يا بازرسين قانونى كه با حكم وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى منصوب مىشوند بر نحوه عملكرد بودجه در طول سال نظارت داشته و گزارشهاى خود را نيز به وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى و در صورت ضرورت به شوراى عالى حج، ارائه مىنمايند.
روند بودجهريزى فعلى مبتنى بر مدل خطى و سنتى بودجهاى مىباشد كه صرفاً با افزايش ساليانه نرخ تورم، بر ميزان اعداد و ارقام بودجهاى افزوده مىگردد. در اين مدل امكان برنامهريزى بلند مدت و حتى ميان مدت وجود نداشته و مديريت سازمان هيچگونه اطلاعاتى را در خصوص نتايج هزينه كرد اعتبارات و ميزان اثربخشى و همچنين كارآيى برنامههاى اجراء شده، بدست نمىآورد.
از آنجايى كه سازمان حج و زيارت از سازمانهاى منحصر به فردى است كه مىتوان حجم عمليات آن را به خوبى اندازهگيرى نمود و به همين سبب به خوبى مىتوان حجم اعتبارات تخصيص داده شده به عمليات جابجايى، نگهدارى، تغذيه، بهداشت و ساير هزينههاى احتمالى را مورد محاسبه قرار داد و آنگاه با توجه به مشخص بودن تعداد زائرين هر سفر، "هزينه سرانه" يك نفر زائر را محاسبه نمود. با مشخص شدن اين موضوع آنگاه مىتوان نسبت به هزينههاى مستقيم و غيرمستقيم نيز تصميمگيرى
كرد و هرگونه هزينه سربار را از فرآيند توليد محصول (سفر) حذف نمود. (1)
سازمان براى استقرار صحيح بودجهريزى عملياتى ابتدا بايستى با تبيين صحيح موضوع در بين مديران و كارشناسان، به تغيير محيط پشتيبان اقدام، تا مقاومتهاى محسوس يا نامحسوس به كمترين سطح خود برسد. در ادامه با فراهم سازى آموزشهاى لازم براى پرسنل ذى مدخل و همچنين مديران و كارشناسان مؤثر به طريق مقتضى همانند دورههاى كوتاه مدت، نشستهاى توجيهى با هدف افزايش آگاهى و كاهش ترس و سوء تفاهمهاى احتمالى، برنامهريزى نمايد.
در مرحله بعد با بازنگرى و توسعه برنامههاى راهبردى سازمان به اولويتبندى مجدد اقدام كند تا پيوند بين اهداف برنامههاى راهبردى و اهداف بودجههاى سنواتى برقرار شود.
براى اجراى نظام مورد نظر بودجهريزى اقدامهاى اساسى زير بايستى صورت پذيرد:
برنامههاى عملياتى دستگاههاى اجرايى جهت تحقق اهداف بخش ذيربط بازبينى، اصلاح و نهايى شود؛
در چهارچوب وظايف مصوب دستگاههاى اجرايى، فعاليتهاى كميت پذير ذيل هر يك از برنامههاى نهايى شده، تعيين گردند؛
هزينه تمام شده هر يك از فعاليتها براى دستيابى به هدف تعيين شده، محاسبه گردد؛
يك نظام نظارتى و گزارش گيرى مستمر، در تمامى مراحل كار بوجود آيد.
نتايجى كه از اجراى نظام بودجهريزى عملياتى براى سازمان متصور است به شرح زير مىباشند:
اول: فراهم شدن مديريت عملكرد در سطح سازمان؛
دوم: شفافسازى بودجه و تقويت پاسخگويى مديران اجرايى به مديريت كلان؛
سوم: بهبود در نحوه تخصيص منابع براى دستيابى به اهداف سازمان؛
چهارم: صرفهجويى در منابع مالى سازمان؛
پنجم: واقعى شدن قيمت هر يك از فعاليتهاى سازمان؛
ششم: كاهش در حجم و اندازه سازمان از طريق منطقىسازى و مناسبسازى اندازه سازمان؛
هفتم: ارتقاى نظام اطلاعاتى و آمارى؛
هشتم: اصلاح فرآيندها و روشهاى جارى انجام كار از طريق بازبينى و حذف فعاليتهاى زائد؛
نهم: ارائه سازوكار لازم براى اصلاح فرآيندها از طريق تعيين فعاليتهاى پرهزينه كه فرآيند توليد
كالا يا خدمت را پشتيبانى مىنمايند؛
دهم: قادرسازى مديران جهت تدوين راهبردهاى كاهش هزينهها از طريق سرشكن كردن هزينهها بهشيوه هزينهيابى برمبناى فعاليت؛
يازدهم: رديابى هزينههاى مستقيم و غيرمستقيم از طريق تكنيك هزينهيابى بر مبناى فعاليت؛
دوازدهم: افزايش بهرهورى سازمان؛
سيزدهم: كمك به مديران در اتخاذ تصميمهاى درست و واقع بينانه.
در جهت اجرايى نمودن مدل تحقيق و محقق ساختن روش بودجهريزى عملياتى در سازمان حج و زيارت، موارد زيرپيشنهادمى گردد؛
تشكيل كميتهاى مركب از مديران برنامهريزى و بودجهريزى سازمان همراه با برخى افراد كارشناس و خبره خارج از سازمان در جهت طراحى دقيقتر و نظارت بر مراحل اجرايى و ارائه نظرات اصلاحى؛
آگاهسازى مديران سازمان در جهت تغيير رويه موجود بودجهريزى و دادن آموزشهاى لازم درجهت افزايش باور و اعتقاد آنها در خصوص بودجهريزى؛
تدوين برنامههاى راهبردى و به تبع آن برنامههاى ميان مدت و كوتاه مدت و تجديد ساختار سازمان، متناسب با شيوه جديد بودجه ريزى؛
توانمندسازى و آموزش كاربردى پرسنل مرتبط با بودجهريزى عملياتى به منظور كسب مهارتهاى مورد نياز براى اجراى صحيح اين روش؛
طراحى نظام جامع اطلاعات مديريتى براى برآورد نيازهاى مديريتى، حسابدارى، نظارت و گزارشدهى مناسب؛
تهيه سيستمهاى سخت افزارى و نرم افزارى مربوط به امور مالى و بودجهريزى عملياتى و بومىسازى نرم افزارهاى موجود متناسب با شرايط سازمان حج و زيارت؛
ايجاد سيستم جامع مالى به روش حسابدارى تعهدى با اعمال و اجراى استاندارد حسابدارى به منظور دستيابى به قيمت تمام شده محصول سازمان يعنى هزينه سرانه يك نفر زائر؛
ايجاد تحول اساسى در نظام نظارت و ارزيابى عملكرد با استفاده از روشهاى مدرن و تأكيد بر ارتقاى سطح مسئوليت پاسخگويى عملياتى مديران؛
واگذارى اختيارات براى استفاده از اطلاعات عملكرد در تصميمگيرىها و اجراى بودجه عملياتى و به تبع آن افزايش فرهنگ پاسخگويى مديران و كاركنان؛
استانداردسازى، مستندسازى و اصلاح فرآيندهاى موجود متناسب با سازمان حج؛
شناسايى و تدوين شاخصهاى ارزيابى عملكرد؛
تعريف دقيق نتايج و ستادههاى مورد انتظار سازمان.
در پايان لازم به توضيح است كه اجراى آزمايشى اين نوع بودجهريزى در سازمان حج و زيارت جهت اصلاح اشكالات احتمالى از ضروريات اجراى بودجهريزى عملياتى مىباشد.
منابع
ابراهيمى، سعيد و ديگران. (1387 بررسى و تحليل استراتژيك استقرار نظام بودجهريزى عملياتى در شهردارى اصفهان (با استفاده از روش ماتريس SWOT (.
اقتدارى، علىمحمد و ديگران، (1351 بودجه، موسسه عالى حسابدارى، چاپ دوم.
اوريا، حميدرضا و ديگران (1387 انواع شاخصهاى عملكردى و نقش آن در بودجهريزى عملياتى، مجموعه مقالات چهارمين كنفرانس بين المللى بودجهريزى عملياتى.
پناهى، عليرضا، (1384 درباره لايه بودجه سال 1385، دفتر مطالعات برنامه و بودجه مركز پژوهشهاى مجلس شوراى اسلامى.
پناهى، على و محمد قاسمى (1387 بودجهريزى عملياتى: الزامات و موانع آن در ايران، دفتر مطالعات برنامه و بودجه مركز پژوهشهاى مجلس شوراى اسلامى.
زند حقيقى، منوچهر. (1346) ماليه عمومى - بودجه و خزانه، دانشگاه تهران، چاپ سوم، تهران.
سامان، نشريه داخلى معاونت طرح و برنامه دانشگاه فردوسى مشهد، (1389 شماره 38، تابستان 89.
طاهرى، الهه و عليرضا ارسلان (1385 آناليز استقرار نظام بودجهريزى عملياتى در جهاد دانشگاهى يزد، با استفاده از روش ماتريس SWOT ، مجموعه مقالات چهارمين كنفرانس بودجهريزى عملياتى.
غضنفرى، مهدى، ( 1388) ، محاسبه بهاى تمام شده خدمات قابل ارائه وزارت علوم، تحقيقات و فن آورى.
فرزيب، عليرضا، (1386 بودجهريزى عملياتى، انتشارات شركت تعاونى كارآفرينان فرهنگ و هنر، چاپ اول، تهران.
قادرى، محمدرضا، فرزيب، عليرضا. (1385 بودجهريزى نوين دولتى، چاپ اول، سازمان مديريتى و برنامه ريزى، تهران.
كريمى خرمى، اصغر و ديگران، (1387 تأثير بودجه بندى عملياتى بر كارآيى سازمانهاى دولتى، دانشگاه آزاد اسلامى ابركوه.
مك گيل، رونالد، (1384 بودجهريزى عملياتى، فصلنامه علمى ترويجى مديريت و توسعه، مترجم محمدحسن آبادى و عليرضا صراف، سال اول، شماره سوم.
مهدوى، عبدالمحمد، (1386 تدوين بودجه عملياتى براى دستگاههاى اجرايى استان كرمان.
ويلدا، وسكى (1371 برنامهريزى و بودجهريزى در كشورهاى فقير، مترجم على پارسيان، انتشارات دانشگاه علامه طباطبايى، چاپ اول.
ياسينى، محمدعلى (1385 بررسى موانع استقرار مطلوب بودجهريزى عملياتى در سازمان محيط زيست، مجموعه مقالات چهارمين كنفرانس بين المللى بودجهريزى عملياتى.
يوسفى نژاد، على. (1381 نظام نوين بودجهبندى: خاستگاه و ملزومات، نشريه برنامه و بودجه دفاعى، نشريه اداره بودجه و اعتبارات ستاد مشترك سپاه، سال اول، شماره1.
يوسفى نژاد، على. (1386 اصول تنظيم و كنترل بودجه دولتى، مركز تأليف كتابهاى درسى (معاونت آموزش نيروى انسانى ستاد مشترك سپاه)
سايت گروه مشاوران پنكو.
1.) R. S. Edwards
، Budgeting in public Authorit ies ، ) London ، George Allen & unwin Ltd ، 1959(. 2. Mercer. J
، perfor mance Budgeting for federal Agencies: A framwork U. S. A ، 20٠2.)21 3. Dimond
، Jack ، perform ance budgeting: managing the perform process ، IMF ، 20٠3.)22
محمد اسماعيل زاده
چكيده
اسلام همواره، بر توسعهاقتصادى تأكيد كرده است و تاكنون به ابعاد گوناگونى از آن توجه شده است. امرى كه مغفول مانده اين است كه تاكنون، تلاش و پژوهشى براى تبيين نقش حج، در تحقق توسعه اقتصادى مطلوب، انجام نگرفته است. هدف مهم از اين مقاله، بررسى توسعه اقتصادى و ابعاد آن از اسلام و نقش حج در تحقق آن است.
واژگان كليدى: توسعه اقتصادى، غرب، اسلام، حج، گردشگرى، اشتغال، عدالت و رفاه.
حج، نمايشى از وحدت و اخوت جهانى مسلمانان است كه در پرتو آن، مىتوان انواع مشكلها و مسائل اجتماعى، سياسى، اقتصادى و فرهنگى را بررسى و چارهجويى كرد و عزّت، عظمت و شكوه اسلام و مسلمانان را در سطح جهان، به نمايش گذاشت. از زاويه ديگر، بازنگرى تاريخ نورانى انبيا و اولياى الهى، از آدم تا ابراهيم (ع) و از خاتم انبيا و تا خاتم اوصيا (ع) است كه به انسانها مىآموزد در راه دين و مكتب، بايد از ديار، مال، فرزند و علاقههاى زندگى بريد و همه دعوتهاى گوناگون را نشنيده گرفت و فقط به مبدأ لايزال الهى، پاسخ مثبت داد.
حج، بزرگترين مصداق بر اين امر است. حج را مىتوان رزمايش سياسى، اجتماعى، بسيجى و توحيدى بر ضد هر نوع شرك و كفر دانست. با داشتن اين بار سياسى، مىتوان هر سال، تحولى بنيادين در اوضاع سياسى جهان اسلام به وجود آورد. در چند قرن اخير، پاى استعمار، به كشورهاى اسلامى باز شده است و آنان كنگره عظيم حج را مانعى بزرگ در سر راه منافع خود احساس كردند. آنان با استفاده از تجربههاى تحريف كنندگان پيشين، در صدد برآمدند كه حج را در ظاهر حفظ و از درون
تهى و بى محتوا كنند. بنابراين، آن را در قالب عملى فردى و عبادى و به دور از هرگونه فوايد جمعى و اجتماعى مطرح كردند. متأسفانه با همراهى گروهى از علماى وابسته و دربارى، اين اهداف شوم به ثمر رسيد و حج بار ديگر دچار تحريف شد. بنابراين بر همگان واجب و فرض است كه روح حج ابراهيمى را هميشه ثابت و استوار نگه دارند.
مباحث مربوط بهتوسعه، از جمله مباحثى است كه سالها توجه انديشمندان را به خود مشغول داشته است. امروزه، يافتن طريقى مناسب براى دستيابى به توسعه همه جانبه در بحثهاى توسعه، از مسائل مطرح و در عين حال، پيچيده است. نگاهى به تحولات اخير، بيانگر اين معناست كه با اينكه مفهوم توسعه، پس از جنگ جهانى دوم رايج شد، به زودى جايگاهى خاص ميان انديشمندان و متفكران مباحث اقتصادى، اجتماعى و سياسى يافت. همواره از آن تاريخ تا كنون يكى از مسائل مهم و سرنوشتساز كشورها و بهخصوص ممالك جهانسوم شناخته مىشود. (برمن: ، ص16 اگرچه در همان زمان نيز توسعه، مانند كوششى براى تقليد از مدل توسعه غربى تلقى شده است. (بئك لوئيس، ص71) تا جايىكه از آن در پارهاى از منابع، با نام نوسازى Moderni zation(( يا غربى شدن نيز ياد مىشود.
دانشمندان و نظريهپردازان توسعه، در كل با هدف حل مشكلها و مسايل كشورهاى جهان سوم ياتوسعهنيافته به ارائه ديدگاهها و نظرهايى پرداختند كه از عمدهترين آنها، مىتوان به نظريه رشد، ماركسيستى، وابستگى، روانشناختىتوسعه، ديدگاه نوسازى و نظريههاى ملهم از عوامل سياسى و فرهنگى و. . . ياد كرد؛ ولى در عمل مىبينيم كه پاسخندادن مدل نوسازى توسعه، منجر به بروز چالشهايى براى اين كشورها شده است. تا جايىكه نتيجه مطلوبى از اين مدلهاى توسعه، عايد كشورهاى جهان سوم نشده و معضلها و مشكلهايى را در مقابل، براى اين گروه از كشورها به وجود آورده است. چنانكه امروزه، توسعه يافتگى، به منزله سرابى دست نايافتنى براى بسيارى از آنهاست. امروزه اين مسئله تا آنجا پيش رفته است كه شكست نظرى و عملى نظريه توسعه از سوى بسيارى از صاحبنظران پذيرفته شده است. (بئك لوئيس، ص78)
در نگاهى كلى مىتوان گفت كه اين شكستهاى پى در پى، نظرهاى توسعهاى در كشورهاى جهان سوم، حاصل الگويى نامناسب است؛ الگويى كه در آن، توسعه، به منزله جايگزينى نظام مدرن غربى به جاى نظام سنتى تلقى مىشد. از اين حيث، براى آن كشورها از نظر فرهنگى، اجتماعى و اقتصادى بهايى گزاف در برداشته است. (بئك لوئيس، ص81)
در كشور ما نيز، به دليل انطباق نداشتن وضعيت درونى جامعه با الگوهاى توسعه غربى و شناخت
صحيح نداشتن از ويژگىها و شرايط داخلى جامعه، منجر به بروز زيانهاى بسيارى در عرصههاى گوناگون شده است. اگرچه در كشور ما، برخى از صاحبنظران - كه بيشتر گرايشهاى غربى دارند -، دستيابى به توسعه را مستلزم پيمودن راهى مىدانند كه غرب در جريان توسعه خود پيموده است. در اين راه، زمينههاى لازم براى رسيدن به توسعه را همان عواملى ارائه مىكنند كه در فرايند و پيدايش توسعه، در غرب وجود داشته و آن را شكل داده است؛ ولى بايستى متوجه بود كه اصولاً انديشمندان دلسوزى نيز هستند كه در ضرورت پيمودن راه توسعهاى كه غرب به آن دست يافته تشكيك كرده و مسئولان و صاحبنظران جامعه را به انديشيدن و برنامهريزى براى رسيدن و دستيابى به شيوه و طريقى نو، منطبق با شرايط بومى فرا مىخوانند. (رفيع پور: 1379، ص21)
در چنين اوضاعى كه نظرها و ديدگاههاى گوناگونى وجود دارد، آگاهى از نظرهاى امام خمينى (رحمه الله) سبب مىشود تا بيشتر به اهميت تلاش، براى تحقق الگوى بومى توسعه واقف و نائل شويم. اهميت آگاهى از نظرهاى امام (رحمه الله) از آنجا ناشى مىشود كه ايشان، با احاطه بىنظير بر مبانى و مقاصد عرفان اسلامى و همچنين داشتن ورزيدگى و تبحر در فلسفه صدرايى، كنار زندگى اصولى و فقهى، از انديشمندان نادر اسلامى در روزگار معاصر و از وارثان علوم اسلامى محسوب مىشود. (صديق اورعى: ، ص53)
بنابراين، بررسى ديدگاههاى امام (رحمه الله) ، كه از آن با نام تفكر اجتماعى امام خمينى (رحمه الله) مىتوان ياد كرد در زمينههايى گوناگون و از جمله در مباحث توسعه، از ويژگى و اهميت والايى برخوردار است. با توجه به اينكه در يكى از بزرگترين انقلابهاى سياسى - اجتماعى تاريخ معاصر جهان و در تاريخ اسلام متبلور است. (1)
با نگاهى به تعاريف پيرامونى توسعه، مىتوان دريافت كه تعريفهاى مربوط، متنوع و گوناگون است و مبانى آن، در برگيرنده چارچوبهاى اقتصادى، سياسى، فرهنگى و انسانى ارائه دهندگان آن است. در واقع، مىتوان گفت كه توسعه، مجراى واقعى تحقق آرمانها، اميال و خواستهاى جوامع بشرى است در اين ميان، بىترديد توسعهمطلوب جوامع، در گروى تحقق همزمان توسعه اقتصادى، سياسى، فرهنگى و اجتماعى است. توسعه را مىتوان، بهينهسازى در استفاده از نيروهاى بالقوه مادى و انسانى اجتماع بيان كرد. (اسدى: 1369، ص25) توسعه را مىتوان فراگردى تعبير كرد كه در چارچوب آن، جامعه از وضعيتى نامطلوب به سوى وضعى مطلوب متحول مىشود. اين فراگرد به
1) جهانيان، ناصر؛ «تحول مفهوم توسعه و ارتباط با دين» ، قبسات، شماره 7، ص11و 78. .
نحوى است كه تمامى نهادهاى جامعه را در بر مىگيرد و ماهيت آن، بدين ترتيب است كه توان و ظرفيت بالقوه جامعه، بهصورت بالفعل در مىآيد. به عبارت ديگر، مىتوان گفت كه در فرايندتوسعه، استعدادهاى سازماندهى جامعه، هم از نظر اقتصادى و هم از نظر اجتماعى، فرهنگى و سياسى بارور شكوفا مىشود. (قاضيان: 1371، ص121)
توسعه را مىتوان در تعبير ديگر، سيرى براى تحكيم روابط اجتماعى و پرورانيدن استعدادها، استفاده بهينه از مواهب طبيعى و امكان رشد همه اقشار جامعه بيان كرد كه در غايت و به زمان و مكان خاصى تعلق ندارد و ميدان آزمايشى است براى هر جامعهاى كه خواهان اين پديده است. در قالبى كلىتر مىتوان آن را نيل به خود بسى ( Self fulfilment( و بهدست آوردن مشاركت خلاقانه مردم، در بهرهبردارى كامل از نيروهاى مولد ملى و ظرفيتهاى انسانى يك جامعه بيان كرد. در كل مىتوان گفت كه توسعه مجموعهاى از فعاليتها براى هدايت در جهت ايجاد اوضاع مطلوب زندگى، براساس نظام ارزشى مطلوب جامعه است. لذا در توسعه با طيفى از تغييرات به هم پيوسته، در جهت تأمين نيازهاى رو به گسترش جامعه مواجه هستيم. برخى نيز، توسعه را در مفهوم عام، گذر از سنّت به تجدد، بيان كردهاند؛ اين امر ناظر بر كشورهايى است كه هم اكنون، توسعهيافتهاند. (همان) در اين ديدگاه، توسعه واقعيتى مادى و ذهنى است كه در ابعاد گوناگون زندگى اعم از اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى و سياسى اثرات مشخصى بر جاى مىگذارد. (منصورى: 1374، صص 151 - 152)
بهطور كلى توسعه، جريانى است كه در خود، تجديد سازمان و سمتگيرى متفاوت كل نظام اقتصادى اجتماعى را به همراه دارد. بىترديد، تعاريف مرتبط با توسعه، تحت تأثير نظام فكرى و ارزشى حاكم بر ذهنيت افراد نظريهپرداز است كه هركدام بر مبناى چارت فكرى خود، تعريفى را پيرامون توسعه بيان مىدارند. علىرغم تعاريف متعدد ازتوسعه، همه آنها، در اين محور مشترك و هم قول هستند كه جوامع، جهت رسيدن به مطلوب بودن زندگى اجتماعى، نياز به ايجاد كردن شرايط و امكانات مناسب در ابعاد اقتصادى، سياسى و فرهنگى دارند. بر اين اساس است كه توسعه، افزون بر بهبود در ميزان توليد و درآمد، شامل دگرگونى اساسى در ساختهاى نهادى، اجتماعى، ادارى و هم چنين نگرشهاى عمومى مردم است. اين امر تا آنجا پيش مىرود كه حتى توسعه، در بسيارى از موارد، عادتها، رسوم و عقايد مردم را نيز دربر مىگيرد. (ازكيا: 1369، ص78)
هابرماس، از انديشمندانى است كه بعد فرهنگىتوسعهرا بسيار پراهميت توصيف مىكند. او با بيان عقلانيت فرهنگى در برابر عقلانيت ابزارى، معتقد است كه كشورهاى غربى، توسعه كامل نيافتهاند و يا اينكه فقط در بعد اقتصادى توسعه پيدا كردهاند؛ يعنى فقط، توانايى تكنولوژيكى آنان دگرگون شده است. براساس اين ديدگاه است كه گفته مىشود: تاكنون در هيچ جامعهاى، پيدايى عقلانيت
فرهنگى، به معناى كامل و واقعى اتفاق نيفتاده است. اين ديدگاه، بعد معنوىتوسعهرا تشكيل مىدهد. (وافگانگ، ص51)
بنابراين در امرتوسعه، تحول فرهنگى امرى ضرورى است؛ يعنى فرهنگ جامعه، بايد متحول شود و اين يك قانونى كلى است. از سويى ديگر، شاهد آن هستيم كه توسعه، عوامل گوناگونى دارد كه بايد از سوى نيروهاى خاص سياسى و اجتماعى حمايت شود. همچنين با طرح چارچوبى ايدئولوژيكى و عقيدتى، بهتوسعهمادى و معنوى جامعه، عينيت بخشيده شود.
توسعه را مىتوان فرايندى اجتماعى دانست كه مبتنى بر عقلانيت عمل است. بهطورىكه در آن، جامعه از وضعيت غيرعقلانى نامطلوب، به سوى وضعيت عقلانى مطلوب گذر مىكند. (جهانيان، ص78) توسعه، از بدو پيدايش و تبيين تاكنون، مفاهيم متعددى داشته است. تا جايىكه تعريف و مفهوم توسعه، از جنگ جهانى دوم تا امروز، كاملاً تغيير كرده است. برداشتها و مفاهيم اوليه از توسعه، مبتنى بر مفاهيم اقتصادى بود و شاخصهاى اقتصادى، مانند ميزان توليد ناخالص ملى، درآمد سرانه، مصرف انرژى، مصرف فولاد و. . . را معرف سطح توسعه يافتگى يا عقب ماندگى معرفى مىكردند. (جهانيان، ص38)
اين امر، پا برجا بود تا اينكه از دهه هفتاد ميلادى به بعد، شاخصهاى اجتماعى از قبيل رشد جمعيت، رشد شهرنشينى، دموكراسى، عدالت اجتماعى يا توزيع عادلانه ثروت، دسترسى به وسايل ارتباط جمعى، ثبات سياسى و بودجه آموزش و تحقيقات نيز به شاخصهاى توسعه افزوده شد. در اين برهه بود كه گروهى از انديشمندان، رفع وابستگى و مسئله ضرورت ايجاد نظم نوين بينالمللى را عامل اساسىتوسعهو نظام سرمايهدارى سلطهگر را مانع تحقق آن دانستهاند و از جنبه داخلى، روابط استثمارى را محكوم و نظام مالكيت جمعى را پيشنهاد كردهاند. از سوى ديگر، پس از شكست مكتب نوسازى، - كه نظريه غالبتوسعه بود - به دليل عواملى چون: بروز نابسامانىهاى اجتماعى، آسيبهاى فرهنگى و محيط زيستى، رشد قارچگونه حلبى آبادها و زاغهها، عدهاى از صاحب نظران، رفع فقر مطلق را هدف بنيادين توسعه تلقى كرده و براى تحقق آن راهبرد، نيازهاى اساسى را پيشنهاد كردهاند. (وافگانگ: 1377، ص20)
سال 1974، در اعلاميه توكيو تصريح شد كه هر فرآيند رشدى كه نيازهاى اساسى را ارضا نكند يا -حتى بدتر- ارضاى آنها را مختل كند، صرفاً كاريكاتورى ازتوسعه مىباشد. (وافگانگ: 1377، ص28) تا اينكه در دهه هشتاد ميلادى، توسعه، بيشتر معطوف مسائل فرهنگى شد. از جمله مسايلى كه در اين زمينه تأثيرگذار بود، مىتوان به عواملى چون: بروز بحرانهاى اجتماعى، انفجار جمعيت، تضادهاى قومى،
پيروزى انقلاب اسلامى ايران، گسترش فعاليتهاى مذهبى و گرايشهاى دينى در غرب و فروپاشى شوروى سابق، اشاره كرد كه متفكران مسائل توسعه را بيشتر، متوجه اهميت و نقش فرهنگ، در فرايند توسعه و تغييرات اجتماعى كرد. اين مسئله تا آنجا پيش رفت كه اگر زمانى عنصر اصلىتوسعه، رشد اقتصادى بود، امروزه چهار موضوع رشد اقتصادى، عدالت در توزيع، مشاركت سياسى و ارزشهاى متعالى، عناصر اصلىتوسعهانتخاب شدهاند. بىترديد فرايند توسعه، در غرب بدون برنامهريزى خاصى كه ناظر به كل جامعه باشد و بدون لحاظ كوششهاى سنجيده خاصى انجام گرفت. اين فرايند همراه با تغيير و تحول در ساختار فرهنگى، سياسى، اجتماعى و اقتصادى بود كه هدف آن، رفاه مادى و افزايش مداوم درآمد سرانه است. اين افزايش، مرهون به كارگيرى روشهاى توليد، مبتنى بر دانش و منشأ عقلانيت عمل اقتصادى و اجتماعى بود. توسعهدر غرب كه با پيشتازى طبقه متوسط و حركتهاى اجتماعى سازمان يافته از سوى آنها و نخبگان فكرى عصر روشنگرى به ثمر رسيد، از آنجايىكه درك ناقصى از خداوند داشت و بهشت مادى را هدف قرار داده بود، ميوههاى تلخى به بار آورد. از همه مهمتر، فقدان محتواى زندگى و ثمره آن بحران بىهويتى است كه غرب در آن دست و پا مىزند. فرايندتوسعه، در كشورهاى در حالتوسعه، پس از جنگ جهانى دوم، روندى متفاوت داشت. توسعه در اين كشورها، با هدف رسيدن به پيشرفتها، خط مشى صنعتى شدن، با تأكيد بر انتقال تكنولوژى و انباشت سرمايه براى رسيدن به هدف فوق آغاز شد. اگرچه در ابتدا روندى سريع داشت كه با كوششهاى برنامهريزى شده از طرف سازمانها، حركتهاى اجتماعى و بهويژه از طرف دولتها همراه بود، ولى از عدالت، انسانيت، ارزشهاى متعالى، مشاركت سياسى و محيط زيست و از همه مهمتر معنويت غفلت كردند. زيرا ساختارهاى فرهنگى، سياسى و اقتصادى اين كشورها، با اين تحول سازگارى و همخوانى نداشت و اغلب اين كشورها هدف اصلى را رشد اقتصادى دانسته وتوسعهاقتصادى را به منزله مهمترين ركن توسعهتلقى مىكردند. بدين ترتيب، اين كشورها دچار بحران فكرى همگانى و شايعى در حوزههاى نظرى مرتبط با مسائلتوسعهشدند. اين امر بيشتر ناشى از ناتوانى در ارائه تعريفى مقبول از مفهومتوسعهاست. به هر حال، ناكامى بيشتر كشورهاى كمترتوسعهيافته، در دستيابى بهتوسعهاز سويى و ميوههاى تلختوسعهغرب، از قبيل افزايش شكافهاى طبقاتى؛ از خود بيگانگى انسان در اثر بتوارگى روابط انسانى؛ قدرت بىمهار شركتهاى بزرگ و احزاب و دستگاههاى دولتى؛ عقلانيت ابزارى و تسلط افسانهاى تكنولوژى بر انسان؛ افزايش هزينههاى اجتماعى ناشى از خودمحورى و نفعطلبى و مهمتر از همه، تخليه نظام محتوايى جوامع غربى از فلسفه زندگى و مرگ، از سوى ديگر، موجب شد كه در دو دهه اخير، مباحث توسعه پايدار، توسعه انسانى وتوسعهحكيمانه به نحو گستردهاى در ادبياتتوسعهطرح و رايج شود. و از همه مهمتر، دين
و معنويت نيز در كانون توجه قرار گيرد. اگر در ابتداى دهه شصت ميلادى، بيشتر به بعد اقتصادى توسعه توجه مىشد، امروزه، بهويژه پس از انقلاب اسلامى ايران و ابطال نظريه افيون بودن دين براى تودهها و بعد از چالش جدى دين با سكولاريسم، ابعاد ديگرتوسعهنيز پذيرفته مىشد. (بئك لوئيس، ص72) به نحوى كه امروزه صاحبنظران معتقدند كه در روند تبيين توسعه موضوعها، بايستى مواردى چون ابعاد اقتصادى، اجتماعى، سياسى، فرهنگى و الگوى زندگى كامل و زيستمحيطى را مد نظر قرار دهد. (گولت، صص7٠ - 71)
اسلام كه دين خاتم و كامل است، جهانبينى پويا و متحولى به پيروان خويش عرضه مىدارد و آنان را از عقايدى برخوردارى كند و چشمانداز زندگانى فردى و اجتماعى مسلمانان را از رشد و توسعهاى بهرهمند مىسازد كه با جهانبينى آنان و عقايد اسلامى منطبق بر فطرت سازگار باشد. انسان، يكى از اساسىترين عوامل توليد، از ظرفيت علمى والايى برخوردار است كه خليفه و جانشين خداوند بر زمين معرفى شده است. (بقره:3٠) اسلام، نه فقط مانع توسعه نبوده، بلكه سرشار از عناصرى است كه عامل توسعه هستند. در جهانبينى توحيدى كه اسلام ارائه مىكند، جهان از مشيت حكيمانه الهى پيروى مىكند. در اين جهانبينى، جهان از نظامى متقن علّى برخوردار است و فيض مستمر پروردگار و تقدير او، فقط از مسير علل و اسباب خاص به جريان مىافتد. از جمله سنّتهاى الهى كه قرآن بارها متذكر آن شده، اين است كه سرنوشت هيچ قومى به دست خداوند تغيير نمىكند؛ مگر آنكه مردم آن قوم، به تغيير سرنوشت خود اهتمام ورزند. (رعد:11)
استاد شهيد مرتضى مطهرى، در مبنا بودن دين براى توسعه، به بداهت نياز انسان در رشد و توسعه اجتماعى، به دين و ايدئولوژى استناد جسته است. ايشان معتقد است: «انسان از بدو پيدايش، لااقل از دورهاى كه رشد و توسعه زندگى اجتماعى منجر به يك سلسله اختلافات شده است، نيازمند به ايدئولوژى و به اصطلاح قرآن، شريعت بوده است. . . . آنچه بشر امروز و به طريق اولى، بشر فردا را وحدت و جهت مىبخشد و آرمان مشترك مىدهد و ملاك خير و شر، بايد و نبايد مىگردد، يك فلسفه زندگى انتخابى آگاهانه، آرمان خيز، مجهز به منطق و به عبارت ديگر، يك ايدئولوژى جامع و كامل است.» (مطهرى: 1374، ص46) توسعه، از ديدگاه اسلام فرايندى اجتماعى و مبتنى بر عقلانيت عمل است. در اين فرايند، شعور انديشه و اراده انسانهاى تعالىجو، نقش اساسى دارد. اسلام، در اجتماع، از طريق وضع و اجراى قوانين (جهاد اصغر) و در فرد، از طريق ايجاد احساس مسئوليت جدّى (جهاد اكبر- نوسازى معنوى) به بهترين وجه ممكن، در پى نهادينه كردن توسعه و الزامات پيش روى آن است.
وقتىكه بحث از توسعه به ميان مىآيد، برخى گمان مىكنند كه اين امر، در تضاد با مبانى اسلامى است. در حالىكه اسلام، نه فقط بر توسعه اقتصادى تأكيد و توجه دارد، بلكه با آن مانند امرى مواجه مىشود كه در تاريخ انبيا مسبوق به سابقه است. براى مثال، از ديدگاه اسلام، حضرت آدم (ع) اولين شخصى بود كه با تعليم خداوند، به كشاورزى و كشت گندم دست زد و هابيل، فرزند صالح او، اين كار را توسعه داد. (يعقوبى: 1371، ج1، ص4) حضرت نبيط نيز از فرزندزادگان حضرت نوح بود. وى كشاورزى را بهطور گستردهاى توسعه داد و علاوه بر زراعت، به كشت درخت، ساختن نهرها و جارى كردن آبها اهتمام ورزيد و صنعت باغدارى و آبيارى را پديد آورد. (يعقوبى: 1371، ج1، ص4) اين، آغاز توسعه دو صنعت آبيارى و باغدارى بود كه تا امروز ادامه يافته است. از منظر اسلام، مبدأ توسعه نيز، انبيا الهى بودهاند. كما اينكه حضرت نوح (ع) و سپس حضرت فالغ - از پيامبران پس از هزاره اول - اولين كسانى بودند كه توسعه شهرى و اجتماعى و تقسيم جمعيت را ابداع و بدان همت كردند. (يعقوبى: 1371، ج1، ص18) اسلام، حضرت داوود (ع) را نخستين فردى مىداند كه با الهام از خداوند، صنعت ريختهگرى در فلزات را ابداع كرد. و با استفاده از آن، فلزات را از حالت بسيط خارج كرده و از طريق ذوب فلزات و ريختهگرى، به تجارت فرآوردهاى آن پرداخت. (كلينى: 1388، ج5، ص74)
آنچه باعث تأسف است، مفقود شدن حلقههاى واسطه، ميان سرچشمه توسعه در تعاليم و عمل كرد پيامبران و مباحث نظرى توسعه درعصر حاضر و توسعه يافتگى برخى از جوامع امروزى، در سلسله زنجير تاريخ توسعه است. مفقودشدن و نديدن آن حلقههاى واسطهاى، ناشى از غفلت از ديدگاههاى ناب الهى و اسلامى در اين خصوص بوده است. اگرچه در آيات قرآن و احاديث و آموزههاى دينى، واژه توسعه بهصورت مستقيم نيامده است؛ ولى در عوض، آموزههاى متعالى و مفاهيمى غنى در آنها وجود دارد كه تا حدى مفهوم توسعه، به معنى امروزى را در اختيارما قرار مىدهند و يا عوامل لازم آن را معرفى مىكنند؛ براى مثال، اگرچه واژه توسعه، در قرآن كريم به صراحت بيان نشده است، ولى مشتقات آن، بهصورت واسع، واسعه، سعه، وسع و موسع به كار رفته كه در مفهوم گسترش و توسعه، استفاده شده است. اصطلاح رشد نيز عينا و به صورتهاى رشد، رشاد، مرشد و راشدون به كار رفته كه در آنها عموماً هدايت، نجات، صلاح و كمال مد نظر بوده است؛ براى نمونه در آيه 256 سوره بقره، رشد در مقابل غَيى به كار رفته است و رشد را در اينجا به معنى راه درست و غى به معنى راه انحرافى گرفتهاند. (مكارم شيرازى: 1353، ص 204 و 205) رشد يافتگان يا راشدون، در تعبير قرآن اشخاصى داراى ايمان و تقوا هستند، كه به راه هدايت و سعادت انسان در جامعه دست يافتهاند. ( وَ إِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنيِ فَإِنيِ قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيسْتَجِيبُواْ لي وَ لْيؤْمِنُواْ بي لَعَلَّهُمْ يرْشُدُون ) ؛ «چون بندگان
من درباره من از تو بپرسند، بگو كه من نزديكم و به نداى كسى كه مرا بخواند پاسخ مىدهم. پس به نداى من پاسخ دهند و به من ايمان آورند تا راه راست يابند» و همچنين اين صفت، براى كسانى به كار رفته است كه مخالف كفر و فسق و عصيان بوده، دوستدار ايمان و تقوا هستند. (بقره آيه 186)
البته مىبايستى توجه داشت كه در اقتصاد متعارف، واژه توسعه، گستردهتر از واژه رشد مىباشد؛ در حالى كه براساس تعاليم قرآنى، جامعه رشد يافته، متعالىتر از جامعه توسعه يافته است. اگرچه بهنظر مىرسد كه نمىتوان با واژهشناسى و صرفاً بررسى و تحليل لغوى و مفهومى اين دو واژه، به مفاهيم مدنظر در رشد و توسعه ادبيات اقتصادى امروز دست يافت؛ ولى اين بررسى، مبين اين است كه اسلام، در معنا و مفهوم تضادى با رشد و توسعه ندارد. در كل، مىتوان گفت كه مجموعه مفاهيم و آموزههاى متعالى اسلام، در بعد اقتصادى مفهوم بسيط و پايهاى از توسعه را در اختيارمان قرار مىدهد كه به دور از نقش فريبكارانه و كاركرد استعمارى واژه توسعه غربى است. مفهومى كه در خود رونق اقتصادى، شكوفايى اقتصادى، خوداتكايى اقتصادى، عدالت اقتصادى و معنويت اقتصادى را نهفته دارد. از نظر اسلام، نه فقط تضاد و تقابلى ميان توسعه و علىالخصوص توسعه اقتصادى نيست، بلكه اعتقاد به توسعه، امرى فطرى است؛ چرا كه در توسعه، دست يافتن به وضعيتى مطلوب مد نظر است و اين امر بيان ديگرى از مفهوم تكامل انسان است. اسلام، از سويى بيان مىكند كه انسان، به طور فطرى كمال طلب است و اين كمالخواهى، در همه ابعاد مطرح مىباشد؛ به همين جهت مىتوان گفت كه تحقق توسعه اقتصادى مطلوب اسلام، مىتواند مقدمه اين كمال باشد.
اسلام به صراحت بيان مىدارد كه فرد مسلمان به طور طبيعى به توسعه به معناى وضعيتى معتقد باشد كه در آن امكان تكامل انسان وجود دارد. از سوى ديگر، از ديدگاه اسلام، افراد از عنصر اختيار برخوردارند و اين، از پيش شرطهاى لازم و ضرورى براى تحقق توسعه در جوامع بشرى است. بىترديد اگر افراد معتقد به جبر باشند و براى خود، انتخاب و اختيارى قائل نباشند، هرگز نمىتوانند آفرينندگان بناى عظيم توسعه باشند. بنابراين چون اسلام، انسان را كمالطلب و مختار مىداند و اعتقاد به توسعه، از لوازم اين دو محسوب مىشود، در نتيجه، اسلام خود به خود اعتقاد به توسعه و كمال را تأييد مىكند.
علاوه بر اين در اسلام، عناصر ديگرىنيز وجود دارند كه تقويت و احياى آنها، مىتواند ميان مسلمانان توسعه برانگيز باشد. از جمله به مواردى چون: فرهنگ كار و توليد، حرمت اسراف و تبذير، پيوستگى ماديت و معنويت، موظف شدن مسلمانان به آباد كردن زمين، فراخوان اسلام به آموختن علوم و فنون و صنايع، اعتقاد به جامعه آرمانى، مذمت فقر مالى، رعايت نظم و برنامهريزى و. . . اشاره داشت. هر كدام از اين موارد، به تنهايى مىتواند در تحقق بخشى از فرايند توسعه در جامعه دخيل و
سهيم باشند. در برايندى كلى مىگوييم كه اسلام، نه تنها مخالفتى با توسعه ندارد، بلكه درون خود، داراى عناصرى است كه احياى آنها، مىتواند بهصورت مطلوب در زمينه تحقق توسعه در حدى تصور نشدنى مفيد و مؤثر باشد. به عبارت ديگر، اسلام به بهترين نحو و در عالىترين شكل خود داراى فرهنگ توسعه است و اين مسلمانان هستند كه بايستى اين فرهنگ را با تأسى از اسلام، بهصورت بالفعل در آورند. در آن صورت، به همه جنبههاى مثبت توسعه اقتصادى غرب نائل شوند و نه فقط از همه جنبههاى منفى آن به دور باشند، بلكه جامعهاى داشته باشند كه در همه ابعاد انسانى، الگو و نمونه باشد كه البته اقتضاى اين فرهنگ، همين است.
شايد به حج در نگاه اول فقط از جنبه بعد عبادى توجه شود؛ ولى با كنكاش در ابعاد و زواياى آن، مىتوان ابعادى اجتماعى و اقتصادى هم پيدا كرد. حج مىتواند نقش عمده و مهمى در تحقق توسعه اقتصادى داشته باشد. با نظر به اهميت بحث، در اينجا با عنايت به حج به مؤلفهها و شاخصهايى مىپردازيم كه از ديدگاه اسلام در تحقق توسعه اقتصادى نقش داشته باشد.
رشد، از مفاهيم فرهنگ اسلامى (مطهرى: 1368، ص127) و داراى محتواى بسيار وسيع و پردامنه مىباشد. (طباطبايى: 1417، ج13، ص264 و ج2، ص26٠)
اين موضوع آنچنان در مفاهيم اقتصادى داراى اهميت و اعتبار است كه همانطورىكه در مقدمه اشاره كرديم، برخى توسعه اقتصادى را معادل رشد اقتصادى و به معناى افزايش توليد تلقى كردند. رشد در مباحث اقتصادى، متوجه پيشرفت و تحول در برخى جنبههاى اقتصادى است كه ابعاد گوناگون مفهوم عام توسعه اقتصادى را تشكيل مىدهد؛ اما رشد در فرهنگ اسلامى، مفهومى بسيار عامتر از توسعه اقتصادى دارد؛ بلكه فرهنگ و سنّت است كه توجه جدى به آن، جايگاه توسعه اقتصادى در اسلام را نشان مىدهد.
بررسى آيات، روايات و مطالبى كه در فقه، اخلاق و تعاليم اجتماعى اسلام درباره رشد وارد شده است، بيانگر اين اصل است كه اسلام، منشأ تئورى توسعه در تمام ابعاد از جمله توسعه اقتصادى بوده و هست. قرآن كريم رشد را راه و شيوهاى در زندگى اجتماعى معرفى مىكند.
(سَأَصْرِفُ عَنْ آياتِي الَّذِينَ يتَكَبَّرُونَ فِي الأَرْضِ بِغَيرِ الْحَقِّ وَ إِنْ يرَوْا كُلَّ آيةٍ لا يؤْمِنُوا بِها وَ إِنْ يرَوْا سَبِيلَ الرُّشْدِ لا يتَّخِذُوهُ سَبِيلاً وَ إِنْ يرَوْا سَبِيلَ الغَي يتَّخِذُوهُ سَبِيلاً ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ كانُوا عَنْها غافِلِينَ) (اعراف: 146)
آن كسانى را كه به ناحق در زمين سركشى مىكنند، زودا كه از آيات خويش رويگردان سازم، چنان كه هر آيتى را كه ببينند ايمان نياورند و اگر طريق هدايت ببينند از آن نروند و اگر طريق گمراهى ببينند از آن بروند؛ زيرا اينان آيات را دروغ انگاشتند و از آن غفلت ورزيدند.
يا در جاى ديگرى آمده است:
( يهْدِي إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ وَ لَنْ نُشْرِكَ بِرَبِّنا أَحَداً ) ؛ «به راه راست هدايت مىكند. پس ما بدان ايمان آورديم و هرگز كسى را شريك پروردگارمان نمىسازيم» . (جن: 2)
در مقابل رشد در قرآن، واژه غى به مفهوم خسران و باختن آمده است كه در آيه 146 سوره اعراف، به آن اشاره شده است. واژه رشد در اسلام آنچنان ارزش و اهميتى دارد كه در روايات آمده است كه سنّت پيامبر، رشد بود. (نهج البلاغه، خطبه 94) به طور اساسى پيامبر9، به سوى رشد هدايت مىكرد. «هدى الى الرشد؛ همه را به رستگارى هدايت كرد» . (نهج البلاغه، خطبه 195) رشد، در نظام اقتصادى اسلام نيز، داراى جايگاه بسيار با اهميتى است و از شرايط اساسى صحت معاملات اقتصادى و عقود مانند بيع، اجاره، رهن و. . . به حساب مىآيد. (شهيد ثانى، ج4 و3) رشد در اصطلاح فقها، كيفيت نفسانى است كه شخص را از فساد مال و خرج كردن در امورى كه شايسته عقلا نيست باز مىدارد. (حلى: 1388، ص123) آنچنانكه محقق حلى در تعريف شخص داراى رشد مىگويد: «هو آن يكون مصلحا لما له؛ شخص، قدرت اداره درست اموالش را داشته باشد» . (حلى: 1388، ص81)
صاحب جواهر درباره رشد، معتقد است: «انه العقل و اصلاح المال» ؛ «رشد، همان عقل و قدرت اداره درست مال است» . (نجفى: 1365، ج4، ص121)
اسلام با طرح موضوع رشد، علاوه بر تبيين اهميت توسعه در تمام ابعاد، با تأكيد بيشتر به دنبال توسعه اقتصادى بوده و هست. بدون ترديد اگر تمام زواياى مسئله رشد در خصوص سرمايههاى اقتصادى بررسى شود، تمام ابعاد موضوع توسعه اقتصادى در فرهنگ اسلام، تا حدودى روشن خواهد شد. از مواردى كه مىتوان در تبيين رشد اقتصادى مطلوب از ديدگاه اسلام بيان كرد، آيه شريفه: ( لَيسَ عَلَيكُمْ جُناحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلاً مِنْ رَبِّكُمْ ) (بقره: 198) است.
اين آيه به صراحت بيان مىكند كه حج، با دارا بودن بُعد معنوى و عرفانى عميق و گسترده، ابعاد ديگر آن خصوصاً بعد اقتصادى و مادى آن مورد ترديد واقع شده است؛ به طورى كه گفته مىشد: مگر ممكن است، اين عبادت بسيار معنوى، همراه با بُعد مادى و اقتصادى باشد. بلكه اين مسائل را منافى با روح حج مىدانستهاند و اين خاصيت يك سونگرى به حج است. اين توهم، زمان جاهليت هم وجود داشت و خيال مىكردند، معامله، تجارت و كسب و كار در ايام حج، حرام و باعث بطلان آن مىشود. (طبرسى: 14٠8، ج1، ص295)
اين آيه، حكم گناه بودن معامله را در ايام حج نادرست دانست و اعلام نمود كه در موسم حج، هيچگونه منعى در مورد معامله و امور اقتصادى وجود ندارد. شكى نيست كه مراد از فضل در آيه، فضل و بهره مادى است چون در مسائل معنوى، جاى هيچگونه ترديدى نبود تا بفرمايد: ( لَيسَ عَلَيكُمْ جُناحٌ. . .) همچنانكه مراد از ابتغاء، پس از اتمام حج نيست؛ چون در معامله و تجارت بعد از اعمال حج، جاى بحث و گفتوگو نبوده است؛ بلكه آنجا كه محل كلام بود، معامله و تجارت در اثناء عمل بود. آيه مباركه نيز در ردّ مراد اين نوع تفكر، با صراحت تمام فرمود: هيچگونه مانع و اشكالى وجود ندارد كه مردم از فضل خدا بهرهمند شوند؛ بلكه با توجه به معناى ابتغاء (ابتغاء: فقد خصّ بالاجتهاد فى الطلب - بغيت الشىء اذا طلبت اكثر ما يجب و ابتغيت كذلك) بنابراين، مىتوان در راه كسب آن، اجتهاد و كوشش كرد و حتّى مىتوان با ملاحظه «من بّكم» به آن رنگ عبادت داد تا از مصاديق بارز آيه. ( رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيعٌ عَنْ ذِكْرِ اللهِ ) ، «مردان الهى كسانى هستند كه نه تجارت آنها را از ياد خدا باز مىدارد نه خريد و فروش» . (نور:37) به شمار آيد. پس بايستى مواظب بود كه تجارت، در خلال حج ابتغاء من فضلالله باشد. مؤيد ديگر بر اطلاق ابتغاء فضلا من ربّكم بر امور مادى، نظاير اين آيه در قرآن است كه ابتغاء فضلالله بر امور مادى اطلاق شده است. از جمله، خداوند در سوره جمعه فرمود: هنگامى كه نماز پايان گرفت، شما آزاديد در زمين پراكنده شويد و از فضل الهى طلب كنيد. (جمعه:10؛ آل عمران: 174؛ نحل: 14؛ اسراء: 12)
از سوى ديگر، اينگونه يك سونگرى به حج، در زمان ائمه (ع) ، براى اصحاب ايجاد سؤال كرد كه آيا تجارت و بهرهمندى مادى در ايام حج، ضررى به حج مىرساند يا نه. چنانكه شخصى مثل معاويۀبن عمار به امام صادق (ع) عرض كرد: مردى براى تجارت به طرف مكه حركت مىكند يا شترى دارد كه كرايه مىدهد. آيا حجّش ناقص است يا كامل؟ حضرت پاسخ فرمودند: حجّش كامل و تمام است. (كلينى رازى: 1362، ج4، ص275) واضح است كه ميان جمعيتهاى گوناگون كه از تمام نقاط مسلماننشين گيتى هر ساله در مكه گرد مىآيند، افرادى كه در امور تجارى و اقتصادى تخصص دارند، فراوانند اگر مسلمانان بخواهند، چنانكه شارع اسلام در نظر داشته، از مزاياى حج بهره گيرند، به حكم اخوت اسلامى و به حكم اينكه هر مسلمانى وظيفه دارد به مسلمانان ديگر كمك و مساعدت كنند، (يحق على المسلمين الاجتهاد فى التواصل و التعاون على التعاطف و المواساة لاهل الحاجة و تعاطف بعضهم على بعض حتّى تكونوا كما امركم الله عزوجل رحماء بينهم. . . . (كلينى: 1388، ج1، ص379) لازم است در فرصتهاى مناسب، در اين اجتماع بزرگ درباره امور اقتصادى، تجارى و صنعتى، به گفتوگو و تبادلنظر بپردازند و نيازمندىهاى يكديگر را برطرف كنند و از متخصصان و كارشناسان يكديگر استفاده كنند، تا خودكفا شوند و از سلطه بيگانگان رهايى يابند. از طرف ديگر، رفت و آمد
حجاج، از كشورى به كشور ديگر و اياب و ذهاب و روبهراه كردن نيازمندىهاشان از قبيل: تهيه مسكن، وسيله سوارى، خواربار و ديگر احتياجات و همچنين كالاهايى كه هنگام فراغت از اعمال حج و در وقت آمدن به مكه و برگشتن به وطن خود خريد و فروش مىكنند، همه و همه موجب رونق اقتصادى و باعث تحرك چرخ و پراقتصاد كشورهاى اسلامى مىشود و از حبس و تراكم ثروت جلوگيرى مىكند.
خداوند متعال براى مقابله با اين طرز تفكر، آيات متعددى را نازل كرده است كه تعدادى از آنها به شرح ذيل است: ( لَيسَ عَلَيكُمْ جُناحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلاً مِنْ رَبِّكُمْ ) ؛ «گناهى بر شما نيست كه از فضل پروردگار خود (منافع اقتصادى در ايام حج) برخوردار شويد» . (بقره: 198)
بدين ترتيب است كه مغزهاى متفكر اقتصادى مسلمانان، پس از مراسم حج يا قبل از آن، دور هم مىنشينند و با همفكرى و همگانى، شالوده محكمى را براى اقتصاد كشورهاى اسلامى پىريزى مىكنند. همچنين اين آيه را مىتوان مؤيدى بر نقش حج در رشد اقتصادى دانست؛ چرا كه محتواى آيه و تبعات آن، همگى در راستاى رشد اقتصادى مطلوب از ديدگاه اسلام قابل بيان و تبيين است. در واقع، خريد و فروشى كه به آن تأكيد شده، از جمله عوامل اصلى تحقق رشد اجتماعى است.
از موارد ديگرى كه در نظام توسعه اقتصادى اسلامى مىبايست به آن توجه شود، نظام رفاه و تأمين اجتماعى است. ديدگاه اسلام بر اين است كه آنچه در جهان خلقت وجود دارد، همگى در راستاى تأمين رفاه و آرامش انسانهاست.
(اللهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَراتِ رِزْقاً لَكُمْ وَ سَخَّرَ لَكُمُ الْفُلْكَ لِتَجْرِيَ فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَ سَخَّرَ لَكُمُ الْأَنْهارَ * وَ سَخَّرَ لَكُمُ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ دائِبَيْنِ وَ سَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ * وَ آتاكُمْ مِنْ كُلِّ ما سَأَلْتُمُوهُ وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللهِ لا تُحْصُوها إِنَّ الإِْنْسانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ) (ابراهيم: 32- 34)
خداست كه آسمانها و زمين را آفريد و از آسمان باران نازل كرد و بدان باران براى روزى شما ميوهها رويانيد و كشتيها را رام شما كرد تا به فرمان او در دريا روان شوند و رودها را مسخر شما ساخت و آفتاب و ماه را كه همواره در حركتند رام شما كرد و شب و روز را مسخر شما گردانيد و هر چه از او خواستهايد به شما ارزانى داشته است و اگر خواهيد كه نعمتهايش را بشماريد، نتوانيد، كه آدمى ستمكار و كافر نعمت است.
مطابق اين آيه، خداوند نعمتهاى فراوان و مناسب نياز انسانها را آفريد و آنها را مسخر انسان كرد تا بتواند زندگى مناسب شأن و كرامت خود به پا دارد. بر اين اساس، يكى از اهداف توسعه اقتصادى
در نظام اسلامى، تحقق بخشيدن غايات اسلامى و رساندن جامعه به رفاه مطلوب اسلامى است. همچنين از مسئوليتهايى كه اسلام، بر عهده تمام مسلمانان بهويژه دولت گذاشته، تأمين نيازهاى ضرورى افراد است كه به علل گوناگون يا درآمدى ندارند يا درآمدشان براى تأمين زندگى كافى نيست. در حديثى از پيامبر اكرم (ص) نقل شده است: «كسى كه خداوند، او را مسئول امور مسلمانان كرده است؛ اما به نيازها و فقر آنها بىتوجهى مىكند، خداوند نيز به نيازها و فقر او بىتوجهى خواهد كرد.» (سنن ابى داوود: ج2، ص122)
امام على (ع) در نامه خود به مالك اشتر، پس از سفارش اصناف چهارگانه كشاورزان، صنعتگران، بازرگانان و كارمندان كه نيروهاى فعال و مولد جامعهاند، متوجه طبقه ديگرى متشكّل از يتيمان، مسكينان، ناتوانان و معلولان شده است و مىفرمايد: «سپس خدا را در مورد طبقه پايين مردم در نظر بگير. آنان كه راه چارهاى ندارند و درماندگان، نيازمندان، بيماران و زمينگيران هستند. به درستى كه در اين طبقه، افرادى قانع وجود دارند كه نيازشان را به روى خود نمىآورند. براى خدا، حقّى را كه خداوند نگهبانى آن را براى آنان به تو سپرده، حفظ كن و بخشى از بيتالمال و بخشى از غلّههاى زمينهاى خالصه را در هر شهر به آنان واگذار» . (سيد رضى نهجالبلاغه، نامه امام على به مالك اشتر)
آيه ( وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ . . . * لِيشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ وَ يذْكُرُوا اسْمَ اللهِ ) (حج: 27 و 28) بيانگر يكى از مصاديق بارز منافع اقتصادى حج در راستاى تحقق رفاه اجتماعى است. آيه دلالت دارد كه مردم در ايام حج، از مزاياى مادى نيز استفاده ببرند و از نعمتهاى خداوندى بهره گيرند. آنها سودى به دست آورند و براى رونق بخشيدن اقتصاد تلاش كنند. (بقره: 198) سودآورى و سودبخشى حج، از اركان و لوازم تحقق رفاه اجتماعى در جامعه است. از اين رو، در يكى از روايتها هم به اين مضمون اشاره شده و چنين آمده است:
«خداوند انسانها را آفريد. . . و آن را به حج دستور داد كه اطاعت دين و مصالح دنياى آنها را در بردارد. در موسم حج، مسلمانان از مشرق و مغرب عالم اجتماع مىكنند تا با يكديگر آشنا گردند و براى اينكه هر ملّتى از تجارتها و فراوردههاى اقتصادى ملتهاى ديگر استفاده كنند و به جهت اينكه مسافران و حمل و نقلكنندگان در اين سفر، با كرايه دادن وسيلههاى نقليه خود بهره ببرند و به دليل اينكه با آثار و اخبار پيامبر (ع) آشنا شوند. اين آثار همچنان زنده بماند و بهدست فراموشى سپرده نشود. اگر بنا باشد هر ملتى فقط به آنچه در محيط خودش وجود دارد اتكا داشته باشد و به آن توجه كند، هلاك و شهرها ويران مىشود و استفادهها و منافع بازرگانى از بين مىرود و اخبار و آثار پيامبران نابود مىشود» . (حر عاملى:14٠2، كتاب حج، باب1، حديث18)
توجيه ديگرى كه اين آيه دارد، جنبه روانى قضيه است كه ابتدا براى جذب مردم عادى به سوى
خانه خدا، بر منافع مادى تكيه كرد. به تعبير مرحوم علامه طباطبايى، از آنجايى كه انسان، فطرت حبالذات دارد و منافع خودش را دوست دارد، در همان اول فرمود: ( لِيشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ ) . (الميزان، ذيل آيه)
از جمله آيات ديگر، آيه دوم سوره مباركه مائده مىباشد كه خداوند متعال، ضمن خطاب به مؤمنان فرمود: احترام آنهايى كه بهدليل معاش و معادشان قصدخانه خدا را كردهاند نگه داريد. (مائده: 2) ؛ يعنى اين زائرين خانه خدا انسانهاى محترمى هستند. نبايد حريم آنها حلال شمرده شود.
شاهد قطعى بر اينكه مراد از منافع، منافع اقتصادى هم هست تمسك امامرضا (ع) به اين آيه شريفه است كه در ضمن بيان علل و فلسفه حج فرمود: منافع و آثار حج، تمام اهل زمين از شرق و غرب و برّ و بحر را فرا مىگيرد. چه آنها كه حج بهجا مىآورند و چه آنها كه بهجا نمىآورند. كسانى چون تجّار، كسبه، نيازمندان و حاجتمندان. . . قرآن براى همين منافع فرمود: ( لِيشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ ) (مجلسى: ج96، ص32)
علاوه بر اينكه لسان اين آيه، لسان مدح است و نيز بُعد اقتصادى آن مقدم بر بُعد عبادى ( رِضْواناً ) شده است و از تقابل ( فَضْلاً مِنْ رَبِّهِمْ وَ رِضْواناً ) بهخوبى استفاده مىشود كه مراد از ( فَضْلاً مِنْ رَبِّهِمْ ) ، منافع اقتصادى مىباشد. شاهد قرآنى ديگر بر بُعد اقتصادى حج، آيهاى از سوره مباركه قصص است كه خداوند متعال ضمن منّت گذاشتن بر مشركان، بر دو نعمت تأكيد فرمود: يكى امنيت و ديگرى مواهب اقتصادى.
( أَ وَ لَمْ نُمَكِّنْ لَهُمْ حَرَماً آمِناً يجْبي إِلَيهِ ثَمَراتُ كُلِّ شَيءٍ رِزْقاً مِنْ لَدُنَّا وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يعْلَمُونَ ) ؛ «آيا ما حرم امنى در اختيار آنها قرار نداديم كه محصولات هر شهر و ديارى به سوى آن آورده شود، ولى اكثر آنها نمىدانند» . (قصص: 57)
بايد توجه داشت كه كلمات ( كُلِّ شَيءٍ ) ، ( رِزْقاً مِنْ لَدُنَّا ) و فعل ( يجْبي ) كه دلالت بر استمرار دارد، اهميت مطلب را دو چندان خواهد كرد. به علاوه، اين دو نعمت، متعلق به زمانى بود كه آنها مشرك بودند چه رسد به اينكه موحد شوند. اگر مردمى كه در شهرها و آبادىها زندگى مىكنند، ايمان بياورند و تقوا پيشه كنند، بر آنها بركات آسمان و زمين را مىگشاييم. (اعراف:96)
شاهد قرآنى ديگر، آيه 28 سوره توبه است:
از آنجايىكه، اهل مكه در انتظار سود و تجارت بودند، ترسيدند كه نكند به دليل اين منع، تجارت آنها از رونق بيفتد و وضع اقتصادى آنان خراب شود. از اينرو خداوند، در مقام دلدارى آنها وعده فرمود كه به زودى شما را از فضلش بىنياز مىكند. همچنانكه تاريخ گواهى مىدهد كه بزرگترين بازار، از جمله بازار معروف عكاظ در موسم حج برپا مىشود. احتمالاً سوره قريش، ( لإِِيلافِ قُرَيشٍ *
إِيلافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتاءِ ) را بتوان مؤيد ديگر قرآنى بر اينگونه بازار دانست. تمامى مواردىكه در اينجا بحث شد، از ديدگاه اسلام داراى رابطه مستقيم با رفاه اجتماعى، در راستاى تحقق توسعه اقتصادى مطلوب است.
در تعريف لغوى عدل آمده است: «العدل: الانصاف و هو اعطاء المرء ماله و اخذ ما عليه» . (مصطفى ابراهيم، ج2، ص594) عدل يعنى: انصاف و اينكه به هر فرد چيزى بدهى كه به او اختصاص دارد و از او هر آنچه بگيرى كه بايد گرفت.
امام على (ع) در اين زمينه مىفرمايد
«العدل وضع كل شىء موضعه» ؛ «عدالت آن است كه هر چيزى در جاى خودش قرار گيرد» .
يا «العدل اعطاء كل ذى حق حقه» ؛ «عدالت آن است كه حق هر صاحب حقى، داده شود» .
مرحوم علامه طباطبائى معناى اصلى عدالت را اقامه مساوات ميان امور مىداند. بنابراين در تعريف آن مىگويند: «به هر امرى، آنچه سزاوارست بدهى، تا همه امور مساوى شود و هر كدام در جاى خود كه مستحق آن است قرار گيرد» . (طباطبائى، ج12، ص276) شهيد مطهرى نيز، عدالت را رعايت حقوق افراد و عطا كردن حق هر ذى حق به او تعريف مىكند. (مطهرى:172، صص 59-62)
فلاسفه غربى نيز بسته به ديدگاهى كه دارند، براى عدالت تعاريف متفاوت و تا حدى متضاد ارائه كردهاند؛ براى مثال، برتراندراسل، معتقد است كه عدالت، عبارت از هر چيزى است، كه بيشتر مردم آن را عادل بدانند. (راسل: 1341، ص43) افلاطون نيز، عدالت را مادر همه فضايل اخلاقى مىدانست. (مطهرى: 1372، ص38)
همچنين عدالت در اسلام، همواره از موارد بحث برانگيز و جدى بوده است. تا جايىكه يكى از اصول دين، در مكتب تشيع ارائه گرديده. در فلسفه نيز، عدل و عدالت از اساسىترين مفاهيم در باب عقل عملى است؛ چراكه حكيمان با تقسيم عقل - به اعتبار مداركش - به دو قسم عقل نظرى و عقل عملى، بر اين باورند كه دامنه عقل عملى، محدود به چند مفهوم كلى، همچون: تحسين عدالت، علم، شجاعت و ناپسند شمردن ظلم است. (مظفر: 1372، ص222 (
البته حق مطلب نيز اين است؛ زيرا علم و شجاعت نيز، وقتى پسنديدهاند كه مطابق عدالت باشند؛ وگرنه علم، ويرانگر و شجاعت ظالمانه نيز كم نبوده و نيست. حتى مفهوم شريفى مانند: راستگويى وقتى تحسين برانگيز است كه بر طبق عدالت باشد؛ وگرنه صداقتى كه به ظلم و تباهى بيانجامد، ظلمى آشكار است كه شايسته هيچ ستايش عاقلانهاى نخواهد بود. با اين بيان مىتوان گفت كه عدالت، مفهومى در عرض ساير مفاهيم اخلاقى نيست؛ بلكه اساساً، عدالت روشى است كه مىتواند سنگ
محك تمام ارزشهاى ديگر و سنگ بناى تمامى ابعاد زندگانى انسانى باشد. بنابراين در برايندى كلى مىتوان گفت كه عدالت، فقط مشتركى لفظى در جوامع گوناگون و فرهنگهاى متفاوت با معنايى جداگانه نيست؛ بلكه واژهاى جهانشمول و جهانگير است كه در هر مكتب و مرامى تعريف جداگانهاى دارد. شايد بتوان در بحثى كلى و چارت پيرامونى، عدالت را تبعيض نداشتن و رعايت مساوات، در اعطاى حقوق به دارندگان اختصاصات متساوى، به حساب آورد. اگر اين تعريف جهان شمول نباشد و تعريف واحدى از عدالت پذيرفته نشود، لااقل يكى از لوازم اصلى عدالت مطرح است. نكتهاى كه همراه با عدالت، بحث برانگيز است، واژه قسط است. كلمه قسط، در ديدگاه اسلام نيز، همان معناى كلمه عدل را داراست و تفاوت خاص و چندانى ميان اين دو وجود ندارد.
در نگاه بعضى از دينپژوهان، عدل، رعايت استحقاق قانونى هر فرد، در مقابل نقشى است كه در اجتماع دارا مىباشد. به عبارتى، اعطاى حقوق، به اندازه قراردادهاى بسته شده است. حال آنكه قسط، اعطا و رعايت حقوق واقعى فرد است كه امكان دارد از ميزان قرار دادى بيشتر و يا كمتر باشد. (شريعتى: بىتا، صص331- 332)
اهميت عدالت در اسلام، تا به آنجاست كه هيچ قانونى در نظام اسلام نيست؛ مگر اينكه از عدل سرچشمه گرفته است؛ بنابراين عدالت در اسلام، از اصولى است كه تخصيصبردار نيست. (سبحانى، صص 418- 419) در محتوايى كلى مىتوان گفت كه از ديد اسلام، نياز به عدالت، دو جهت است؛
اينكه زندگى اجتماعى در بشر تكامل يافته نيست و اين عدالت است كه هم راه تكامل را هموار مىكند و هم در نهايت، مقصود اين تكامل است.
از اين جهت كه رفتار بشر، تحت تأثير خواستههاى درونى او است و اين خواستهها، با رعايت حقوق ديگران تطابق ندارد؛ بلكه بيشتر در خلاف جهت آن است.
بنابراين بر اين اساس است كه در اسلام، كنترل فردى و اجتماعى را در راستاى تحقق عدالت، از اهداف اساسى دين بر شمرده است. عدل به مفهوم اجتماعىاش، در قرآن هدف نبوت معرفى شده است: ( لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمِيزانَ لِيقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ ) ؛ «ما رسولان خود را با دلايل روشن فرستاديم، و با آنها كتاب (آسمانى) و ميزان (شناسايى حق از باطل) نازل كرديم تا مردم قيام به عدالت كنند» . (حديد: 25)
همچنين، به مفهوم فردىاش مبناى معاد است: ( وَ نَضَعُ الْمَوازِينَ الْقِسْطَ لِيوْمِ الْقِيامَةِ ) ؛ «ما ترازوى عدل را در روز قيامت بر پا مىكنيم» . (انبياء 47)
بنابراين، بر اين اساس است كه مىگوييم: اقامه قسط و عدل در ميان مردم، طبق بيان قرآن كريم، هدف بعثت انبيا بوده است و اين هدف بزرگ، فقط با قدرت و حكومت بهدست آمدنى است.
(حكيمى: 1354، ج2، ص413) اصولاً در اسلام، عدالت مبتنى بر ايمان است. چنانكه شهيد مطهرى، درباره رابطه ميان ايمان و عدالت معتقد است. «ايمان به خداوند، زير بناى انديشه عدالت و حقوق ذاتى مردم است و بهترين ضامن اجراى عدالت ايمان مىباشد» . (مطهرى: 1354، ص124) اهميت عدالت در اسلام، تا به آن حد است كه بعضى عالمان دينى معتقدند: هيچ امرى در اسلام نيست، مگر اينكه هدف آن، تحقق عدالت در حيات اجتماعى بشر است. (سبحانى، ص4٠9) شهيد مطهرى در باب اهميت عدالت در اسلام مىگويد: «كلام اسلامى، بيش از هر چيزى به مسئله عدل پرداخت. براى فقه اسلامى، قبل از هر چيزى مسئله عدل مطرح شد و در جهان سياست اسلامى، بيش از هر كلمهاى، كلمه عدل به گوش مىخورد» . (مطهرى: 1372، ص38)
تحقق عدالت اجتماعى را در حج مىتوان در ذبحهايى دانست كه هر كدام از حجاج، طبق دستور شرع بهعنوان قربانى يا كفاره ذبح مىكنند و در راهى كه معين شده است به مصرف مىرسانند. ( فَكُلُوا مِنْها وَ أَطْعِمُوا الْبائِسَ الْفَقِيرَ ) ؛ «خودتان از قربانىها بخوريد و بينواى بىچيز را از آن بخورانيد» . (حج: 28)
دين اسلام، از هر فرصتى حداكثر استفاده را براى تأمين مقصود خود بهكار مىبرد كه از بين بردن فاصله طبقاتى و ايجاد اتحاد و همبستگى است. برنامهريزىهاى اجتماعى اسلام، بهگونهاى است كه ثروتمندان را با تهىدستان ارتباط مىدهد و ميان آنان مهربانى برقرار مىكند. بنابراين، علاوه بر اينكه به ثروتمندان دستور مىدهد كه براى از بينبردن شكاف طبقاتى از اموال خود انفاق كنند، در روز عيد قربان بر كسانى كه در منى هستند واجب و بر كسانى كه در جاهاى ديگرند مستحب مؤكد گردانيد كه قربانى كنند. تا نيازمندان و مستمندان از گوشت آن بهرهمند شوند. (شهيد ثانى، ج1، ص238)
چنانكه در قرآن مجيد، در چند مورد تذكر داده شده: ( وَ أَطْعِمُوا الْقانِعَ وَ الْمُعْتَرَّ * وَ أَطْعِمُوا الْبائِسَ الْفَقِيرَ ) .
هر ساله در موسم حج، ميليونها رأس گوسفند، گاو، و شتر ذبح مىشود. اگر زمامداران مسلمانان بخواهند، مىتوانند با برنامهريزى صحيح از اين همه ذبيحه بهگونه شايستهاى به نفع مستضعفان استفاده كنند و نگذارند كه هر سال، اين ثروت عظيم نابود و زير خاكها مدفون شود. نظر اسلام اين است كه مسلمانان مستضعف، از گوشتهاى قربانى استفاده ببرند تا توسعه و گشايش در زندگى ايشان بهوجود آيد؛ زمان پيغمبر (ص) و در صدر اسلام، تعداد حجاج زياد نبود و آنچه از حيوانات بهعنوان هديه و كفاره ذبح مىشد، به مصرف مىرسيد و مردم از آنها بهرهمند مىشدند و چنين نبود كه به اسراف و تبذير منجر شود؛ اما در عصر ما مشاهده مىكنيم كه مسافرت، به سهولت انجام مىشود و جمعيت مسلمانان هم افزايش يافته است. چون چهارپايانى كه در مراسم حج ذبح مىكنند، فراوان است بدون اينكه استفاده شود، در مذبح رها مىشوند. آنگاه براى اينكه عفونت فضا را فرا نگيرد و موجب
بيمارى نشود، آنها را زير خاك دفن مىكنند. واضح است كه اين كار اسراف و مخالف دستور قرآن و شرع مبين مىباشد. محمد بن مسلم، در اين زمينه از حضرت صادق (ع) چنين نقل كرده است.
«سألته عن اخراج لحوم الاضاحى من منى فقال كنا نقول لا يخرج منها شىء لحاجۀ الناس اليه و امّا اليوم فقد كثر الناس فلا بأس باخراجه» . از آن حضرت پرسيدم كه آيا مىتوانند گوشتهاى قربانى را از منى بيرون ببرند و در جاى ديگرى به مصرف برسانند؟ فرمود: چون در زمان سابق، مردم به آنها احتياج داشتند (و مردم مكه و اطراف مكه از آن استفاده مىكردند) بردن آنها بهجاى ديگر جايز نبود؛ اما اكنون كه جمعيت حجاج فراوان شده است، (و گوشت از ميزان مصرف مردم مكه و نواحى آن بيشتر است) اشكالى ندارد كه به خارج از مكه و منى حمل شود (و به مصرف مستمندان برسد) . (كلينى: 1362، ج6، ص561)
بنابراين از اين حيث هم مىتوان نتيجه گرفت كه فلسفه قربانى در حج، تحقق عدالت اجتماعى است كه از اركان اصلى توسعه اقتصادى مطلوب اسلام است.
امروزه گردشگرى از مهمترين مؤلفههاى ايجاد اشتغال در دنيا مطرح است؛ بهطورىكه پس از نفت و معدن دومين صنعت محسوب مىشود. گردشگرى، رو به رشدترين صنعت اشتغالزا در دنيا و در حال تبديل شدن به ركنى اصلى از اقتصاد تجارى جهان است. از اين روست كه امروزه، جهانگردى گستردهترين صنعت خدماتى دنياست و جايگاه ويژهاى در عرصههاى اقتصادى، فرهنگى، اجتماعى و سياسى دارد. (فقيهى: 1382، ص142)
بدون ترديد، گردشگرى پديده قرن بيستم است و نمىتوان آن را ناديده گرفت؛ بلكه بايستى به آن مانند پديدهاى جذاب نگريست. از اين روست كه رشد روزافزون و شتابنده گردشگرى، موجب شده است كه بسيارى از صاحبنظران، قرن بيستم را قرن گردشگرى بنامند.
در دهه 199٠، گردشگرى بهعنوان بخش مهمى از برنامهريزى در سياستگذارىهاى اروپا قرار گرفت. اين امر تا آنجا پيش رفت كه براساس گزارش كميسيون اروپا در سال 1992، گردشگرى 5/5 درصد درآمدهاى جامعه اروپا را به خود اختصاص داده است و 5/7 ميليون نفر كارگر، تمام وقت و 10 ميليون نفر، بهجاى شغل دوم، به فعاليت در اين بخش اشتغال داشتهاند. بدون ترديد، ويژگى فرا مليتى بعضى از مشاغل گردشگرى، موجب توسعه شبكه سياستگذارى وسيع اروپا شده است. اين امر تا آنجا پيش رفت كه نگرانى از ابعاد اجتماعى، فقر و اشتغال بهخصوص در نواحى كه سود دهى
ندارند، اميدهايى را براى كاربرد گردشگرى مانند ابزارى براى توليد اشتغال و توسعه اقتصادى در سطوح ناحيهاى بهوجود آورد. بنابراين با توجه به جاذبههاى طبيعى، تاريخى، فرهنگى و مذهبى ايران، گردشگرى مىتواند منبع درآمد بسيار خوب و مطمئنى براى كشور باشد و پرداختن مناسب به اين صنعت، مىتواند باعث جايگزينى كامل آن با صادرات نفت شود.
به نظر متوليان امور، در قرن بيست و يكم، انقلابى در گردشگرى رخ مىدهد. انقلابى كه امواج آن در اقصى نقاط جهان اثرگذار خواهد بود. (سازمان جهانى جهانگردى:138٠)
آنچه لازم است مديران جهانگردى بدانند، اين است كه دبيركل سازمان پيشين جهانگردى، در سال 1998 نيز، اعلام كرد كه جهانگردى، در پايان قرن حاضر، به صنعت شماره يك جهان تبديل مىشود. (گى: 1382، ص16) ، (آنتونيو ساويگناك، ص9)
در حال حاضر اين سخن تا حد فراوانى به اثبات رسيده است. تا جايىكه گردشگرى در سراسر دنيا بهويژه در كشورهاى در حال توسعه بسيار مورد توجه واقع شده است؛ زيرا شكل ديگر اقتصادى مانند توليد و استخراج منابع طبيعى، بهصرفه نيست. از اين روست كه برنامهريزان و سياستگذاران توسعه نيز، از گردشگرى، بهعنوان ركن اصلى توسعه پايدار ياد مىكنند.
در قاموس امروز زبان فارسى، جهانگردى به جاى واژه توريسم نشسته است. اين واژه، از كلمه تور گرفته شده است كه ريشه لاتينى ) Tournare( دارد و در اصل به معناى ترجمه كردن، غلتانيدن، عوض كردن جهت و برعكس كردن بهكار مىرود؛ ولى در اصطلاح امروز جهان، توريسم با شرط برگشت به محل اقامت و سكونت، به گردشهاى كوتاه يا بلندمدت گفته مىشود. سازمان جهانى جهانگردى ( W. T. O( در تعريف جهانگردى مىگويد:
«جهانگرد كسى است كه بيش از 24 ساعت، به قصدى غير از كار، در جايى خارج از موطن خود بهسر مىبرد» .
بنابراين در تبيين مفهوم جهانگردى يا صنعت گردشگرى، مىتوان گفت كه به مجموعهاى از عناصر و پديدههاى طبيعى و انسانى و فعاليتهاى مرتبط به آنها و ساختار فضايى آنها، كه شرايط جابهجايى و گردشگرى انسانها را فراهم مىآورد، صنعت جهانگردى مىگويند.
فرهنگ را مىتوان پديدهاى اجتماعى با كاركردها و قابليتهايى براى حفظ و بازتوليد نظام اجتماعى دانست. از اين رو، صاحب نظران معتقدند كه در نظام اجتماعى حيات يك فرهنگ نيز، تا
حد فراوانى به كاركردهاى آن در تأمين نيازهاى نظام اجتماعى برمىگردد. فرهنگ، براى آنكه به حاشيه رانده نشود و راه توسعه و تكامل پويد، چارهاى ندارد جز اينكه به توليد و بازتوليد ارزشها و هنجارهاى فرهنگى خود بپردازد. از اين طريق، به احيا و توسعه الگوهاى فرهنگى كمك مىكند. يكى از راههاى توسعه و تكامل تعاملات فرهنگى، توسعه جهانگردى است.
با بررسى و مطالعه تاريخ هر كشور، مىتوان دريافت كه اشكال گردشگرى، در هر دوره تاريخى آن كشور، چشماندازهاى متفاوتى از فضاهاى فرهنگى و اجتماعى ايجاد كرده است؛ هر چند كه امروزه، متأسفانه، بنا به دلايل متعدد، نقش جهانگردى در تحول و تكامل فرهنگى كشورهاى اسلامى چندان چشمگير نبوده است؛ به اين علت كه ساخت نظام فرهنگى كشورهاى اسلامى، بيشتر تحت تأثير فرهنگ سوسياليسم، سرمايهدارى يا غربى قرار گرفته است و كمتر از فرهنگ پر مايه اسلامى بهرهمند شدهاند.
در كل، سير و سفر و برقرارى روابط فرهنگى از طريق جهانگردى، موجب مىشود كه تكامل فرهنگى انسان از بعد مادى و معنوى توسعه يابد. خلاصه، در تمام آيينها و كتب اديان الهى، از راههاى مهم توسعه فرهنگى، هدايت و رستگارى انسانها، سير و سياحت و پند آموزى از نشانههاى خداوند است.
در كل، اديان بزرگ الهى، بهويژه اسلام و مسيحيت كه از ريشهاى واحد سرچشمه مىگيرند، در طول تاريخ حيات خود، همواره از طريق جهانگردى به يكديگر كمك كردهاند و زمينههاى مساعد نوآورى و شكوفايى فرهنگى را براى پيشرفت و خود مهيا ساختهاند. از مهمترين عوامل اين همگرايىها و توسعه فرهنگى را مىتوان در سياستگذارى و برنامهريزى مناسب جهانگردى جستوجو كرد.
در قرآن و احاديث اسلامى، بر سير در جهان هستى، به منظور كسب معرفت، تجربه، خودسازى، تعالى و تكامل انسان، بسيار تأكيد شده است. از جمله آثار مثبت جهانگردىكه در اسلام به آن توجه و تاكيد شده است، مىتوان به تحصيل علم، سلامتى و نشاط جسم و روح، كسب تجربه، آشنايى با فرهنگ ملتها و تبادل اطلاعات، تفكر در نعمتهاى الهى، اصلاح آداب و رسوم، عاقبت بدكاران و. . . اشاره كرد. از اين رو، در آيات متعددى در قرآن مجيد به سير و سفر و تشويق به جهانگردى امر شده است.
در واقع قرآن كريم، جهان را مكتب، كتابى آموزنده و آيينه عبرت معرفى مىكند. بنابراين نه فقط جهانگردى را منع نمىكند، بلكه در آيات متعدد به سير و سفر سفارش مىكند و مىفرمايد: در روى زمين سفر كنيد و به آثار گذشتگان بنگريد. ويرانههاى باقيمانده از پيشينيان را با چشم بصيرت و عبرتاندوز ببينيد. در سرگذشت صالحان و ساكنان آبادىهايى كه اينك ويران، متروك، بىصاحب
مانده و يا مسكن ديگران شده است، تفحص كنيد تا ناپايدارى دنيا بر شما بيشتر ثابت شود، و فريب قدرت، ثروت، مقام و توانايىهاى جسمى، علمى و مالى خود را نخوريد و بدانيد كه هرچه داريد (جز مقامهاى معنوى) در معرض نابودى است. (نمل: 52؛ حج: 46؛ روم: 9 و مؤمن: 82) در كل مىتوان گفت كه در فرهنگ اسلامى سير و سياحت و گشت و گذار در جهان، جايگاه ويژه دارد و از سنّتهاى ستوده شمرده مىشود. گشت و گذار در زمين، ديدار از طبيعت و آشنايى با جلوههاى گوناگون فرهنگى ملتها، منبع شناخت بيشتر انسانها از آفريدگار و آفريدههاست امر به سفر كردن، در چندين آيه از قرآن بهروشنى بيان و توصيه شده است كه مىبايست با انديشه باشد و در آن تفكر و تعمق شود؛ يعنى در اين كار گرايش فرهنگى بر جنبههاى ديگر غلبه دارد. آيههاى آفاقى، از منابع شناخت انسانهاست كه شناخت آنها، جز با گشتن، ديدن و انديشيدن ميسر نخواهد شد. در سورههايى از جمله سوره عنكبوت: 20 و سوره انعام: 11؛ حجرات: 13؛ روم: 3٠، براى شناخت جهان و اوضاع و احوال ملل به سير و سفر سفارش شده است.
منزلت سياحت و گردش تا به آنجاست كه در حديث شريف نبوى بيان شده است كه مسافرت، اندوه را دور مىكند و موجب شادابى و انبساط خاطر مىشود. (صدوق: 1363، ص165) امام رضا (ع) مىفرمايند:
«انسان در مسافرت، با آداب و رسوم و فرهنگهاى گوناگونى آشنا مىشود و مىتواند با مقايسه آنها با آداب و رسوم خود، بهترين را انتخاب كند. از لذايذ دنيوى نصيبى براى كاميابى خويش قرار دهيد و تمايلهاى دل را از راههاى مشروع برآوريد. مراقبت كنيد در اين كار به مردانگى و شرافتتان آسيب نرسد و دچار اسراف و تندروى نشويد. تفريح و سرگرمىهاى لذت بخش، ما را در اداره زندگى يارى مىكند و با كمك آن، در امور دنياى خويش موفقتر خواهيم شد» . (آمدى تميمى، ص245)
در كيمياى سعادت آمده است كه مسافرت، بر علم و دانش، اطلاعات و تجربيات انسان مىافزايد و معرفت و شناخت بيشترى به او مىدهد. (غزالى: 1354، ص246) سعدى شيرازى در اينباره بيان داشته است:
سفر سوهان مرد است اى خردمند ندارد مرد عاقل پاى دربند
ظهور اسلام در جهان و تأكيدهاى فراوانى كه اين آيين بر پديده گردشگرى دارد، سبب شده است كه در طول تاريخ، شاهد توسعه راهها و زيرساختهاى ارتباطى، احداث كاروانسراها و فضاهاى عمومى، براى گردشگران در جهان اسلام باشيم. حاكمان اسلامى، براى حمايت و برخوردارى مسافران از امنيت و آرامش كافى، حقوق ويژهاى براى جهانگردان در سرزمينهاى اسلامى تدوين مىكردند كه در كليه سفرنامههاى جهانگردان، به آن اشاره شده است. (مشيرى: 1383، صص120- 127)
بنابراين، جهانگردى آثار معنوى و اجتماعى بسيارى، در تكامل و تعالى انسان و گسترش فرهنگ قرآنى دارد. جهانگردى در جهان هستى، بهويژه ميان جوامع اسلامى، عامل خداشناسى و تهذيب اخلاق مىشود. هر جهانگردى، با بررسى و سير در احوال بزرگان علم و اخلاق و چهرههاى پرفروغ جوامع و مشاهده آثار و نشانههاى به جاى مانده از آنها، ايمان و اعتقاد راسخترى پيدا مىكند. از راههاى پيشرفت علمى و معنوى جوامع بشرى، سير و سياحت در احوال جوامع و پديدههاى طبيعى و انسانى است. جهانگردى، اسباب و زمينه لازم پندآموزى همه جانبه، از آثار الهى و ارزشهاى معنوى جوامع را فراهم مىآورد. بهطورىكه اديان الهى، بهويژه دين اسلام، به اشكال گوناگون و مكرر به سفر، جهانگردى و فضايل آن تأكيد كردهاند. شايد بتوان راز تأكيدات اسلام در اين زمينه را در اين عبارت خلاصه كرد كه از طريق مسافرت، بهتر و سريعتر به تجارب با ارزش دست مىيابيد و امكانات زندگى بهتر و نيكوتر فراهم مىشود.
بدون ترديد، از راههاى هرچه بيشتر توسعه و تكامل، فعاليتها و پرورش شيوههاى توليدى دنياى صنعتى، جهانگردى است. به همين دليل، گردشگرى را صنعت مىدانند. (تولايى: 1386، صص18- 26)
جهانگردى، عامل رشد و گسترش مشاغل كوچك، درآمدزايى، توليد ناخالص ملى، كاهش ناموزونىهاى منطقهاى و در نهايت پيدايش تنوع و تحول اقتصادى است. بدون ترديد، از مهمترين دلايل توجه دولتها به اين صنعت، اثرات اقتصادى آن در توسعه و رشد ملى مىباشد. اين صنعت، ضمن ايجاد رشته فعاليتهاى جديد در جامعه، موجب فعال شدن ساير بخشهاى اقتصادى نيز مىشود و مىتواند در برقراررى موازنه ارزى نيز، اثرات سازندهاى داشته باشد.
ازاينرو، بسيارى از كشورها، اين صنعت پويا را منبع اصلى درآمد، اشتغالزايى، رشد بخش خصوصى و توسعه ساختار زيربنايى مىدانند. اين صنعت، نقش و اهميت بهسزايى در رشد و توسعه اقتصادى كشورها بهويژه ممالك در حال توسعه دارد؛ بهطورىكه گروهى، به گردشگرى بهصورت فعاليتى اقتصادى و در نتيجه يك صنعت مىنگرند. بررسى عرضه و تقاضا، در زمينه امكانات اقامتى، پذيرايى و خدمات جانبى، براى كسانى است كه خارج از منزل، بهمنظور بهرهگيرى از لذتهاى گردشگرى به سر مىبرند.
بنابراين كشورها، ناحيهها و جوامع، براى اينكه از صنعت و گردشگرى بهرهمند شوند و از آن مانند اهرمى، براى توسعه استفاده كنند، بايستى برنامهاى را به اجرا درآورند و تغييراتى را در اين زمينه ايجاد كنند. از اين رو، بسيارى از محققان اقتصادى، جهانگردى را بزرگترين و پر رونقترين فعاليت جهان،
براى حال و آينده معرفى كردهاند. بنابراين، انتظار مىرود كه در قرن بيست و يكم، اين صنعت از نظر درآمدزايى و توسعه فرهنگى، پيشتاز همه فعاليتهاى فرهنگى باشد. به بيانى ديگر، جهانگردى از پايههاى توسعه اقتصادى - اجتماعى است.
امروزه اين امر، تا به آنجا پيش مىرود كه از ديدگاه اقتصادى، ثابت شده است كه در بعضى از كشورها، سهم جهانگردى در توليد ناخالص ملى 7٠% از درآمد آن كشور است. براساس اطلاعات سازمان جهانگردى جهانى، بيشترين ميزان درآمد حاصل از صنعت جهانگردى را كشورهاى اسپانيا و امريكا كسب مىكنند. بهطورىكه درآمد ارزى سالانه كشور امريكا، رقمى بيش از 3/64 ميليارد دلار است. (شيرمحمدى: 1377، ص14
اين امر تا آنجا گسترده مىشود كه براساس اطلاعات سازمان جهانگردى جهانى، سهم درآمد ارزى كشور امريكا، از كل درآمد ارزى حاصل از جهانگردى، بيش از 8 درصد درآمد جهانگردى جهان است و مجموع كشورهاى امريكاى شمالى، حدود 17 درصد از سهم ورود جهانگرد بينالمللى را به خود اختصاص مىدهند.
در عين حال، شاهد هستيم كه براساس آمار سال 20٠5م سازمان جهانگردى جهانى ( WTO( ، كشورهاى خاورميانه و از جمله كشورهاى اسلامى، حدود 5 درصد از گردشگر بينالمللى را به خود اختصاص دادند. درحالىكه اروپا، با بيش از 6٠ درصد سهم بازار ورود جهانگرد بينالمللى، بيشترين سهم جهانگرد جهان را به خود اختصاص داده است.
بنابراين بايستى كشورهاى اسلامى، براى توسعه اقتصادى و فرهنگى، موانع جهانگردى را از ميان بردارند و از مواهب مادى و معنوى گردشگرى بيشتر بهرهمند شوند. شايد بتوان از مهمترين عوامل جذب جهانگرد به كشورهاى اروپايى، به مواردى چون توسعه زيرساختهاى جهانگردى از جمله وسايل حمل و نقل ايمن و راحت، قوانين و مقررات مناسب، آزادى، امنيت و رفاه بيشتر در اين كشورها و توسعه خدمات و توليد كالاهاى صنعتى مرغوب و متنوع. (محلاتى: 138٠، صص43)
برنامهريزى و مديريت مناسب گردشگرى، در تنوع و غنا بخشيدن به اقتصاد محلى و ملى كشورها بسيار تأثيرگذار است. در فرايندى كلى مىتوان بيان كرد كه گردشگرى، تأثير فراوانى در ابعاد اقتصادى، فرهنگى و سياسى كشور مىگذارد. گردشگرى، اشتغال ايجاد مىكند، سرمايههاى اقتصادى را به جريان مىاندازد و به دنبال افزايش تقاضا براى سفر به داخل كشور، امنيت داخلى را افزايش مىدهد و بهمشروعيت سياسى در سطح بين المللى مىانجامد. امروزه با اين رويكرد، سفر نه اسباب تفريح و سرگرمى كه به تدريج، به ابزار شناخت و آگاهى زندگى مردمان، تفاهم با ديگران و فراتر از آن، بهشناخت جهان پيرامون، حقايق آن و غناى بينش و نگرش آدميان به مفاهيم زندگىشان تبديل
شده است.
ايران امروز، بيش از هر زمان ديگرى، با دشوارى اشتغال دست به گريبان است. بهاى روزافزون نفت، اقتصاد كشور را بيش از پيش، متكى به خود كرده است و سياستگذاران، بيش از هر زمان ديگرى، بهدنبال راه حلهايى خارج از الگوهاى پيشين هستند. گردشگرى، به مثابه نظامى پيچيده، با ابعاد بزرگ مىتواند راه بيرون رفتن از اين تنگنا باشد. به همين جهت، بايستى آن را از تمامى جنبههاى ممكن، بررسى و مطالعه كرد. در اين تحقيق، بررسى سياستهاى دولت، حول چهار محور سياسى، اقتصادى، فرهنگى و آموزشى انجام گرفته است.
بدون ترديد حج، ماسواى بعد دينى و معنوى آن از مهمترين پديدههاى گردشگرى در جهان اسلام محسوب مىشود. حج با دارا بودن جاذبههاى تاريخى منحصر به فرد خود، پذيراى هزاران زائرى است كه از اقصى نقاط جهان، براى انجام فرايض دينى به آن روى مىكنند. حج، از دو جهت با صنعت توريسم در ارتباط است.
محيط آن مانند اماكن معنوى و دينى، محل مراجعه زائران فراوانى است؛
توليدات آنها اعم از مواد خوراكى و صنايع دستى، به زائران عرضه مىشود و از اين طريق، به اقتصاد معيشتى آنها كمك مىكند.
از اين رو حج، باتوجه به جاذبههايى كه دارد، از استعداد فراوانى براى جذب گردشگران برخوردار است. استفاده بهينه از آنها و تجربيات موجود در خصوص گردشگرى، مىتواند سبب كاهش بيكارى و در نتيجه كاهش فقر در جهان اسلام شود و زمينه بهبود اين شاخصها را در منطقه ايجاد كند.
حج، از لحاظ پتانسيل كلى جهانگردى، داراى اين ظرفيت است كه اقتصاد محدود خود را به اقتصادى متنوع، با بهرهگيرى از اشتغالات موجود در بخش گردشگرى و صنايع وابسته به آن تبديل كند. باتوجه به اينكه تعداد چشمگيرى عناصر مهم جذب گردشگر، مانند آثار معنوى و باستانى، آداب و سنن اجتماعى و. . . ، زمينههاى مناسبى براى توسعه فعاليتهاى گردشگرى در مقوله حج موجود مىباشد. اگر به حج ما سواى بعد دينى آن، راهبردى براى ايجاد تحول اقتصادى در جهان اسلام نگريسته شود و بر زمينههاى مستعد و قابل پيشرفت آن به سمت توليد و توسعه اشتغال، بهقدر كافى تحقيق و مطالعه شود، در صورت بهرهبردارى مقتضى از آن، با صنعت نفت جهان اسلام برابرى خواهد كرد. از اين رو، صنعت گردشگرى بر مبناى حج، زمينه رشد فوقالعادهاى در جهان اسلام دارد.
بيكارى، از اصلىترين علل فقر و نبود درآمد در جهان اسلام است. بنابراين، ايجاد شغل و درآمد در اين زمينه، امرى ضرورى است. همانطورىكه اشاره كرديم، صنعت توريسم، - بزرگترين صنعت در جهان امروزى است - فرصتهاى شغلى بسيار مهيج و رقابتى عرضه مىكند. صاحبنظران متعددى درباره گردشگرى، نظريههايى را مطرح كردهاند كه در اينجا، به برخى از آنها اشاره مىشود، لى ( Lea( در مورد تأثيرات اقتصادى گردشگرى، معتقد است كه گردشگرى، باعث افزايش درآمد ملى و توليد ناخالص ملى مىشود. همچنين وى، گردشگرى را منبع درآمدى براى دولت مىداند و اعتقاد دارد كه اين صنعت، به بهبود خدمات اجتماعى منجر مىشود. (لى: 1378، صص54 - 55) لاندبرگ، ( Lundberg( ، در اين زمينه بيان مىدارد كه مطابق نظر سازمان جهانى گردشگرى، وابسته به سازمان ملل گردشگرى، بزرگترين صنعت فعال در جهان است. توليد ناخالص گردشگرى و مسافرت در سال 1993، تقريبا معادل 2/3 تريليون دلار، يعنى حدود 6 درصد محصول ناخالص ملى ( GNP( در جهان برآورد شده است، اين رشد، تقريباً دو برابر GNP در سطح جهان دارد. در سرتاسر جهان، 127 ميليون نفر مشغول فعاليت در اين صنعت هستند. گردشگرى، از صنايع بزرگ شغلآفرين است. در ازاى هر ميليون دلار، درآمد توليدشده در اين صنعت، بيست هزار شغل جديد ايجاد مىشود. (كوپر و همكاران:138٠، ص3)
كوپر ( Kuper( ، در خصوص ارتباط جهانگردى و اشتغال معتقد است كه جهانگردى، از آنجايىكه در بر دارنده تنوع وسيعى از بخشهاى صنعتى است، تخمين تعداد كاركنان مربوط به اين بخش، بسيار مشكلساز است. وى صريحاً بيان مىدارد كه ماهيت اشتغال در صنعت جهانگردى، همراه با گسترش متنوعى از پيوستگى ميان بخشهاى جهانگردى و ديگر بخشهاى اقتصادى نيز مشكل حقيقى مربوط به ارزش و اهميت جهانگردى را دوچندان كرده است. او در ادامه مىگويد: احتمالاً فعاليت جهانگردى بينالمللى، محتواى غنىترى نسبت به فعاليت جهانگردى داخلى دارد. (همان، صص199 - 20٠)
بول ( Bol( معتقد است اگر جهانگردى داخلى، در مناطق متعدد پراكنده شده باشد، موجب توزيع مجدد درآمد. و اشتغال خواهد شد. وى، بيان مىدارد كه ميزان تراكم يا تمركز جهانگردى داخلى، در مناطق محاسبه مىشود و تمركز شديد آن در چند منطقه خاص، مازاد تقاضا در اين مناطق و افزايش قيمتها را پديد مىآورد و از مقصدها، عملاً ممكن است درآمد واقعى را كاهش دهد. اگر در آغاز مقصدها، دچار اشتغال ناقص و نسبتاً كم درآمد باشند، جهانگردى اشتغال ايجاد خواهد كرد و بسته به ساختار بازار كار، مىتواند بر درآمدها بيفزايد. اين بهمعناى آن است كه مخارج دولت. مىتواند كاهش يابد؛ زيرا پرداخت ايام بيكارى كمتر شده است.
درآمد مالياتى مىتواند از محل درآمدهاى جديد افزايش يابد؛ البته ميزان اين افزايش، به نرخهاى مالياتى و هزينه فرصت مخارج جهانگردان بستگى دارد. شايد اينگونه ميل نهايى به پسانداز، اندكى كاهش يابد؛ زيرا مخارج جهانگردان، درآمد را به افراد كم درآمد منتقل مىكند كه به فرض، ثابت بودن ساير شرايط، ميل بهمصرف بيشترى دارند. (بول، صص203 - 204)
برگ در زمينه نقش گردشگرى در اشتغال مىنويسد: اگر منطقه بررسى شده، جهت توسعه گردشگرى، داراى ميزان بيكارى فراوانى باشد، مزاياى گردشگرى آشكارتر خواهد شد؛ چراكه درآمد حاصل از گردشگرى، هرچند ممكن است از درآمد بهدستآمده از ساير منابع كمتر باشد، اما بهترين گزينه ممكن در شرايط موجود خواهد بود. از ديدگاه او، افزايش درآمدهاى مالياتى، بيكارى را كاهش داده و بر كيفيت زندگى شهروندان خواهد افزود. تحت چنين شرايطى، هزينه فرصت گردشگرى ممكن است اندك و يا حتى صفر باشد. (كوپر و همكاران:138٠، ص86)
همچنين برگ معتقد است كه هواداران گردشگرى، منافع اقتصادى حاصل از آن را در بيان ساده، اينگونه مطرح مىكنند: در يكى از مطالعات انجام شده اخير، در مورد آثار اقتصادى گردشگرى در مكزيك، نشان داده شده كه در ازاى 8٠٠٠٠ دلار سرمايهگذارى در گردشگرى، 41 شغل ايجاد مىشود؛ يعنى دو شغل بيش از همان ميزان سرمايهگذارى در صنعت نفت و 26 شغل بيش از سرمايهگذارى در توليد محصولات فلزى. در بريتانيا هم برآورد شده است كه در ازاى هر 10٠ شغلى كه مستقيماً به واسطه گردشگرى ايجاد مىشود، سه الى چهار شغل، بهطور غيرمستقيم ايجاد مىگردد. (كوپر و همكاران:138٠، 262 - 263)
گى ( Gee( در مورد اثرات جهانگردى در اشتغال معتقد است كه اهميت صنعت جهانگردى، از نظر ايجاد درآمد و شغل، مورد توجه كسانى قرار نمىگيرد كه با نيروى كار اين رشته آشنا نيستند. باوجود اين، منابع انسانى، از مسئلههايى است كه بايستى دستاندركاران صنعت جهانگردى، به آن توجه كنند. وى بيان مىدارد كه طبق آمار و پيشبينىهاى سازمان جهانى جهانگردى در سال 20٠5، مشاغلى كه به وسيله اين صنعت ايجاد مىشود، به ميزان 59 درصد، رشد مىيابد. شوراى جهانگردى و مسافرت، برآورد كرده است كه از هر نه نفر كارگر و كارمند در سراسر دنيا، يك نفر در صنعت جهانگردى به كار مشغول است. تعداد اين افراد در سراسر دنيا، به 212 ميليون نفر مىرسد. از ديدگاه او اين صنعت، بزرگترين سازمان يا نهادى است كه نيروى انسانى به كار مىگيرد. از اين رو، در بسيارى از اين كشورها، اين صنعت بهصورت بزرگترين كارفرما در آمده است. اين صنعت، علاوه بر ايجاد ميليونها شغل در سراسر دنيا، در سال 1994، بيش از 7/1 ميليون دلار دستمزد و حقوق پرداخت كرده است؛ يعنى مبلغى برابر با 3/10 درصد كل دستمزدها و حقوق كاركنان در سراسر دنيا. نبايد به اشتباه چنين انديشيد كه صنعت مزبور، دستمزدهاى اندكى مىپردازد و افرادى را استخدام مىكند كه از مهارت پايينى برخوردارند؛ زيرا چنين انديشهاى موجب مىشود تا اثراتى ناديده گرفته شود كه اين صنعت، در
سراسر دنيا بر حقوق و دستمزدها مىگذارد. در واقع، بسيارى از بخشهاى اين صنعت، به افراد مدير، متخصص، آزموده و تحصيلكرده نياز دارد و ميزان دستمزد براساس ميزان تخصص و مهارت و دانش فرد تعيين مىشود. در بسيارى از موارد، صنعت جهانگردى در پرداخت دستمزد با ساير صنايعى به رقابت برمىخيزد كه از فناورى پيشرفته استفاده مىكنند. (گى: 1382، صص264- 265
نگاهى به آمار و ارقام، نشان مىدهد كه در دهه گذشته، در ايالتهاى متحده، نرخ رشد اشتغال اين صنعت، در مقايسه با ساير صنايع دوبرابر بوده است و انتظار مىرود كه اين روند در ايالات متحده و سراسر جهان ادامه يابد. از گردشگرى منبعى اشتغالزا نام مىبرد و در اين مورد معتقد است كه اثر مخارج گردشگرى بر اشتغالزايى نيز، بهطور گسترده در متون اقتصادى بحث مىشود؛ اما فقط به پاسخگويى برخى از پرسشهاى اساسى محدود شده است. بهطور كلى، سه نوع اشتغال شناسايى شده است كه عبارتند از:
اشتغال مستقيم، حاصل از هزينههاى انجامشده براى تسهيلات گردشگرى، نظير هتلها؛
اشتغال غيرمستقيم در بخش بازرگانى، متأثر از گردشگرى به شيوهاى ثانويه نظير حمل و نقل محلى، صنايع دستى و بانكها؛
اشتغال تشويقى كه ناشى از خرج كردن پولى است كه ساكنان محلى، از درآمدهاى توريستى خود بهدست مىآورند. (لى، جان: 1378، صص64 - 67)
از اين رو، مىتوان گفت كه صنعت گردشگرى مرتبط با حج، به ما فرصتهاى فراوانى را براى تحقق اشتغال خواهد داد؛ چراكه در كليت امر جاذبههاى گردشگرى كه در اين زمينه وجود دارد، با سرمايهگذارى و تخصيص تسهيلات مناسب، قادريم مشكل اشتغال و فقر را در جهان اسلام رفع كنيم و ساير شاخصهاى توسعه پايدار ملى را بالا ببريم. حمايت از نوآورىهاى تكنولوژيكى و حمايت از توسعه منابع انسانى، همراه با افزايش بهرهورى و كارآفرينى نيروى انسانى، از اهداف عمده ايجاد و توسعه نقش صنعت گردشگرى مرتبط با حج، در راستاى تحقق اشتغال مفيد و سازنده است.
بدون ترديد، توسعه اشتغالهاى گردشگرى، براى ايجاد شغل و حرفه، نقش صنعت گردشگرى مرتبط با حج، در راستاى تحقق اشتغال مفيد و سازنده، تفكرى نو بوده است كه برنامهريزان و سياستگذاران جهان اسلام، به ارزش آن در اشغالزايى پىبردهاند؛ اما نداشتن اقدامات زيرساختى لازم، تاكنون از توسعه و راهبرى شدن آن جلوگيرى كرده است. براى توسعه اقتصادى در جهان اسلام، نقش صنعت گردشگرى مرتبط با حج، در راستاى تحقق اشتغال مفيد و سازنده، بهمنزله راهبردىترين شيوه، مناسبترين گزينه خواهد بود. شايد به نظر برسد كه مشاغل اين صنعت، چندان تخصصى و پر درآمد نيستند؛ اما منافع بسيارى نشان داده كه اين صنعت، نصيب مناطق ويژه گردشگرى در دنيا شده كه مزاياى بسيارى براى شاغلان اين بخش داشته است. زائران براى اقامت، خريد كالاهاى
محلى و خدمات پول پرداخت مىكنند تا صنايع دستى مرتبط به اقصى نقاط جهان اسلام را بهدست خواهند آورد. از اين ثبات، شغلى و درآمدى به وجود خواهد آمد كه بهسرعت گردش پول كمك مىكند. اين درآمدها، در فعاليتهاى محلى جريان يافته است و منجر به كسب درآمد در سطحى كلىتر مىشود. اين امر، انگيزه به سرمايهگذارى در اين صنعت را بيشتر مىكند و در پيشبرد اين طرحها اثر بخش است، همكارى نزديك جوامع روستايى و مسئولين است.
نقش صنعت گردشگرى مرتبط با حج، در راستاى تحقق اشتغال مفيد و سازنده، در واقع راهكارى جهت حل معضل بيكارى در جهان اسلام و تسهيل روند توسعه در كشورهاى اسلامى است. احترام و اعتماد به توانايىهاى افراد بومى، در اجراى طرحهاى گردشگرى و جذب سرمايه و درآمد در اين مناطق، موجب مىشود كه جمعيت فعال، در جهان اسلام و نه فقط عربستان سعودى قادر باشند بهره مقتضى از اين اقتصاد را برده و پايههاى پايدارى اين فعاليت را تقويت كنند.
بايد توجه داشت كه توسعه پايدار گردشگرى، از طريق بيشتر شدن بازدهى در اجتماعى محلى و از طريق كاهش اثرات محيطى و فرهنگى و نيز، از طريق افزايش كيفيت تجارب گردشگران حاصل مىشود. موارد ديگرى كه تأثير دارد، شامل ارتقاء فرهنگ اجتماعى و محيطى؛ بيشتر شدن امنيت و سلامتى توسعه پايدار اقتصادى؛ اشتغالزايى؛ سرمايهگذارى؛ ارزش افزوده و بيشتر شدن فرهنگ در بازارهاى هدف است.
جهت پايدارى اشتغال، در بخش گردشگرى مرتبط با حج موارد زير پيشنهاد مىشود:
تنوع بخشى به فعاليتهاى جانبى بخش گردشگرى؛ همانند تأسيس صنايع كوچك مقياس؛
برقرارى ارتباط ميان توسعه محلى توليدات جهان اسلام با زائران در ايام حج؛
فراهم آوردن زمينههاى لازم، جهت آموزش نيروهاى متخصص براى بهرهگيرى بهينه از منافع صنعت گردشگرى مرتبط با حج در راستاى تحقق اشتغال مفيد و سازنده؛
بهرهمندى از رسانههاى ملى و مطبوعات، با هدف تنوع بخشى به برنامههاى تبليغاتى براى معرفى اين مقوله؛
حمايتهاى مناسب مالى، از طريق ايجاد صندوقهاى مالى اعتبارى، با مشاركت كشورهاى اسلامى در جهت تقويت قدرت رقابتى بنگاههاى كوچك و متوسط.
همانطورىكه اشاره شد، توسعه را مىتوان در برگيرنده چارچوبهاى اقتصادى، سياسى، فرهنگى و انسانى دانست. در واقع مىتوان گفت كه توسعه، مجراى واقعى تحقق آرمانها، اميال و خواستهاى جوامع بشرى است. با فرايندتوسعه، استعدادهاى سازماندهى جامعه از هر جهت بارور و شكوفا
مىشود؛ چه از نظر اقتصادى و چه از نظر اجتماعى، فرهنگى و سياسى. توسعه را مىتوان در تعبير ديگر سيرى براى تحكيم روابط اجتماعى و پرورانيدن استعدادها، استفاده بهينه از مواهب طبيعى و امكان رشد همه اقشار جامعه بيان كرد. در اين ميان، بىترديد توسعهمطلوب جوامع، در گرو تحقق همزمان توسعه اقتصادى، سياسى، فرهنگى و اجتماعى است. توسعه را مىتوان بهينهسازى در استفاده از نيروهاى بالقوه مادى و انسانى يك اجتماع بيان كرد. توسعه در طول دوران متمادى تاكنون، مفاهيم متعددى را داشته است تا جايىكه تعريف و مفهوم توسعه، از جنگ جهانى دوم تا امروز، كاملاً تغيير كرده است. توسعه اقتصادى مطلوب اسلام، داراى ابعاد و زواياى است كه رسيدن به آن از راههاى مختص به خود است. يكى از اين راهها، فريضه الهى حج است كه اگرچه فريضهاى عبادى است ولى در بطن خود، داراى ابعاد و ويژگىهاى منحصر بهفرد است. يكى از آنها گام برداشتن در راستاى تحقق توسعه اقتصادى مطلوب اسلام است. در واقع اگر بخواهيم كليت اعمال و مناسك حج را در قالب توسعه اقتصادى خلاصه و بيان كنيم، در مواردى چون تحقق عدالت اجتماعى، رشد اقتصادى مطلوب، رفاه اجتماعى و سرانجام نقش مؤثر و مفيدى كه در راستاى اشتغال مفيد و سازنده با محوريت گردشگرى دارد، مىتوان خلاصه كرد.
منابع
كنترل فرهنگ نقش بنيادهاى كارنگى، فورد و راكفلر در سياست خارجى آمريكا، ادوارد برمن، ترجمه حميد الياسى، تهران: نشر نى، ه. ش.
دگرگونى در مفاهيم و هدفهاىتوسعه، لوئيس بئك، ترجمه: حسين قاضيان، نامه فرهنگ، سال دوم، شماره 1 و2.
توسعه و تضاد، فرامرز رفيع پور، چاپ چهارم، تهران: شركت سهامى انتشار، 1379ه. ش.
تغيير اجتماعى از ديدگاه امام خمينى (رحمه الله) ، غلامرضا صديق اورعى، تهران، پديده، ه. ش.
توسعهبر جاده تكنولوژى مىتازد، علىاسدى، ماهنامه تديبر شماره 2مرداد، 1369ه. ش.
درباره تعريفتوسعه، حسين قاضيان، ماهنامه اطلاعات سياسى - اقتصادى، سال هفتم، ش. 4 - 3، مسلسل 64 - 63، 1371ه. ش.
فرهنگ استقلال وتوسعه، جواد منصورى، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه، 1374ه. ش.
جامعه شناسى توسعه و توسعه يافتگى روستايى ايران، مصطفى ازكيا، تهران، انتشارات اطلاعات، 1369ه. ش.
تحول مفهومتوسعهو ارتباط آن با دين، ناصر جهانيان، قبسات، شماره 7.
نگاهى نو به مفاهيم توسعه، زاكس وافگانگ، ترجمه: دكتر فريده فرهى، تهران نشر مركز، 1377ه. ش.
توسعه آفريننده و مخرب ارزشها، دنيس گولت، برنامه وتوسعه، شماره10.
مقدمهاى برجهان بينى توحيدى، مرتضى مطهرى، وحى و نبوت، چاپ چهارهم، قم، صدرا، 1374.
تاريخ يعقوبى، احمد ابن واضح يعقوبى، تهران، انتشارات علمى و فرهنگى، 1371ه. ش.
الكافى، ابى جعفر محمدبن يعقوب كلينى، به تحقيق على اكبر غفارى، چاپ سوم، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1388ه. ش.
تفسير نمونه تهران دارالكتب الاسلاميه، ناصر مكارم شيرازى و همكاران، 1353ه. ش.
اسلام و مقتضيات زمان، مرتضى مطهرى، چاپ پنجم، تهران، انتشارات صدرا، 1368ه. ش.
الميزان فى تفسير القرآن، محمد حسين طباطبايى، قم، موسسه النشر الاسلامى، 1417ه. ق.
شرح لمعه، شهيد ثانى، بيروت، دار العلم الاسلامى.
الالفين، ابوالقاسم نجم الدين جعفربن حسن حلى، نجف، منشورات المكتبه الحيدريه، 1388ه. ش.
جواهر الكلام، محمد حسن نجفى، تهران، دار المكتب الاسلاميه، 1365ه. ش.
مجمعالبيان فى تفسير القرآن، ابى على الفضل بن حسن طبرسى، چاپ دوّم، بيروت، دارالمعرفه، 14٠8ه. ق.
الفروع من الكافى، ابو جعفر محمد بن يعقوب بن اسحاق كلينى رازى، تحقيق و تعليق: على اكبر غفارى، چاپ دوّم، تهران، دارالكتب الاسلاميۀ، 1362ه. ش.
سليمان بن اشعث، ابوداود سجستانى، سنن ابىداود، دار احياء السنۀ التبويۀ.
وسائل الشيعه الى تحصيل مسائل الشريعه، محمد بن حسن حر عاملى، چاپ پنجم، بيروت، دار احيا التراث العربى، 14٠2ه. ق.
بحار الانوار، محمد باقر مجلسى، بيروت، مؤسسه احياء التراث عربى، 14٠2ه. ق.
اخلاق و سياست در جامعه، برتراند راسل، ترجمه محمود حيدريان، چاپ اول، تهران، 1341ه. ش.
عدل الهى، مرتضى مطهرى، انتشارات صدرا، 1372ه. ش.
اصول الفقه، محمدرضا مظفر، چاپ چهارم، قم، موسسه مطبوعاتى اسماعيليان، 1372ه. ش.
جامعه شناسى اديان، على شريعتى، بىجا، بىتا.
3٠. معالم الحكومۀ الاسلاميۀ، جعفر سبحانى، قم مكتبۀ الامام اميرالمؤمنين7.
الحيات، محمدرضا حكيمى، طهران، دائرۀ الطباعۀ و النشر، الطبعۀ الثالثۀ، 1354ه. ش.
سيرى در نهج البلاغه، مرتضى مطهرى، چاپ دوم، قم، مركز مطبوعاتى دارالتبليغ اسلامى، 1354ه. ش.
زمينههاى فرهنگى توسعه جهانگردى، ابو الحسن فقيهى و ديگران (مهدى كاظمى) ، مجموعه مقالههاى سمينار بررسى سياستها و برنامههاى توسعه جهانگردى در جمهورى اسلامى ايران، دانشگاه علامه طباطبايى، 1382ه. ش.
جهانگردى و چشماندازى جامع، واى چاك گى، ترجمه: على پارساييان و محمد اعرابى، تهران، دفتر پژوهشهاى فرهنگى، 1382ه. ش.
من لايحضره الفقيه، صدوق، قم: جامعه مدرسين حوزه علميه، 1363ه. ش.
غررالحكم و دررالكلم، ابوالفتح عبدالواحدبن محمد آمدى تميمى، قم، پيام علمدار.
كيمياى سعادت، ابوحامد محمد غزالى، تصحيح حسين خديوجم، 1354ه. ش.
درآمدى بر منابع و مآخذ جغرافيايى ايران، سيدرحيم مشيرى و بيژن رحمانى، چاپ دوم، تهران، سمت، 1383ه. ش.
مرورى برصنعت گردشگرى، سيمين تولايى، تهران، دانشگاه تربيت معلم،1386ه. ش.
4٠. جهانگردى صنعت بدون دود، عليرضا شيرمحمدى، مجله جهانگرد، شماره 9، 1377ه. ش.
درآمدى بر جهانگردى، صلاحالدين محلاتى، تهران، دانشگاه شهيدبهشتى، 138٠ه. ش.
گردشگرى و توسعه در جهان سوم، جان لى، عبدالرضا افتخارى و ديگران، تهران، شركت چاپ و نشر بازرگانى، 1378ه. ش.
اصول و مبانى جهانگردى، كوپر و همكاران، ترجمه اكبر غمخوار، تهران، فراماد،138٠ه. ش.
جهانگردى و چشماندازى جامع، واى چاك گى، ترجمه على پارساييان و محمد اعرابى، تهران، دفتر پژوهشهاى فرهنگى، 1382ه. ش.
حسين حشمتى مولايى
چكيده
در فرهنگ اسلامى، سياحت حركتى در مكان، به منظور تحولى در معرفت است، به عبارت ديگر، سيرى آفاقى نتيجه آن تلقى مىشود كه سير انفسى است. اما حج - اين تحول معنوى - با توجه به آيه ( لِيشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ) (1)، مصداق سودآورى اقتصادى براى مسلمانان نيز مىباشد. به عبارت ديگر، زمانىكه غير مسلمانان از منافع اقتصادى حج بهرهمند مىشوند، لازم است بيشتر درباره شيوه اقتصادى مسلمانان انديشيد. به اين ترتيب، اسلام با نگاهى همهجانبه و واقعگرايانه به حج، منافع مادى و معنوى مسلمانان، همچنين آنچه زندگى را لذتبخش و بهرهور مىكند و در جسم و روح انسان مؤثر است؛ يعنى هم جنبههاى روحانى و هم جنبه اقتصادى آن را به رسميت مىشناسد.
از نظر اقتصادى فريضه حج، نوعى گردشگرى دينى محسوب مىشود. براساس آمارها، مردم ايران گردشگرى اسلامى (مذهبى) را در اولويت قرار مىدهند. سازمان حج و زيارت، متولى گردشگرى مذهبى در كشور است كه با برنامهريزى كلان اقتصادى، مىتواند نقش اين گردشگرى دينى را در زندگى اجتماعى ايرانيان و كشورهاى اسلامى چشمگير كند. حج، علاوه بر جنبههاى اقتصادى و مالى سبب ارتباط اسلامى ميان كشورهاى مسلمان مىشود و مىتواند ميان بازارها، ملل و فرهنگهايى كه منافع مشترك دارند، تعامل بهوجود آورد.
بر اساس بررسىهاى سازمان جهانى گردشگرى ( unwto( گردشگرى حلال، نوع خاصى از گردشگرى مذهبى تلقى مىشود كه منافع كشفنشده بسيار و
1) حج: 28. .
شانسهاى تجارى فراوانى را به كشورهاى مسلمان و بهويژه آسياى ميانه ارائه مىكند. گردشگرى حلال، نوعى گردشگرى دينى است كه تمام فعاليتهاى آن از ديدگاه قانون اسلامى مجاز مىباشد. نقش حج در ساماندهى به گردشگرى دينى، نقشى محورى است و علاوه بر امكان اين فرصت، براى تربيت تودهها، تقويت گفتوگو ميان مسلمانان، شناخت مشكلهاى جهان اسلام و تبادل نظر براى حل آن، فرصت خوبى براى توسعه و تقويت گردشگرى دينى در ديگر كشورهاى اسلامى است.
واژگان كليدى: گردشگرى حلال، سازمان جهانى گردشگرى، گردشگرى مذهبى، گردشگرى متعارف، سيرآفاقى، سير انفسى، سازمان حج و زيارت، گردشگرى زيارتى.
طبقه بندى L83 ، N35: JEL
گردشگرى بهطور عموم و مناسك حج بهصورت ويژه، كم هزينهترين ابزارى است كه با حفظ منافع ملى هر كشور ميان مردم و پيروان مذاهب گوناگون با فرهنگى متفاوت، وحدت به وجود مىآورد. اين وحدت، زمينه مناسبى براى توسعه همكارىهاى اقتصادى و اجتماعى از جمله گردشگرى است.
«گردشگرى كشورهاى اسلامى» ، مىتواندمجموعهاى از كشورهايى شامل آفريقا، آسيا و بخش محدودى از اروپا را دربر گيرد. عواملى سطح توريسم زيارتى و مذهبى را به انواع ديگر (تورسيم) گسترش داده است كه عبارتنداز:
بهرهگيرى از اقتصاد نفتى؛
افزايش لايههاى اجتماعى ثروتمند ميان كشورهاى اسلامى؛
افزايش قدرت خريد جوامع اسلامى؛
توسعه نگرش مردم كشورهاى دينى.
نتيجه اين عوامل تمايل به گردشگرى دركشورهاى اسلامى است.
كشورهاى اسلامى، در توسعه گردشگرى دو پيششرط لازم دارند كه عبارتاند از: منابع و امكانات عرضه اماكن «ديدنى - زيارتى» و نيز تقاضاى مؤثر چشمگير؛ يعنى متقاضيان گردشگرى را در اختيار دارند. سومين نقطه قوّت اين كشورها، وجود سنخيت فرهنگى ميان مردم كشورهاى اسلامى است. زبان فرهنگى آنان مشترك است و مىتوانند براساس اعتقاداتشان با يكديگر ارتباط برقرار كنند و با اتكا به اسلام، گردشگرى را به نفع خود توسعه دهند.
كشورهاى اسلامى از نظر دارا بودن برخى تاسيسات زيربنايى، وضع مطلوبى دارند. امكانات اقامتى، حمل و نقل، دسترسى به مواد مصرفى و غذايى كافى در مقصدهاى توريستى كشورهاى اسلامى و همچنين قلمرو جغرافيايى آنان، سبب شده است تا به بيابانهاى خشك، كويرها، مناطق كوهستانى، سواحل، آبشارها، آبهاى معدنى، منابع گوناگون اكوتوريستى، شكار و جزاير دسترسى داشته باشند.
با اين حال، اصلىترين سفر اين كشورها انجام مناسك حج است يا گردشگرانى داخلى و خارجى هستند كه به شهر مشهد مقدس مىروند؛ به همين دليل اين پرسش مطرح است كه چرا با وجود شمارى از منابع بالقوه، ميان كشورهاى اسلامى، جريان گردشگرى تعريف شده و پايدارى به جز گردشگرى مذهبى - زيارتى وجود ندارد؟
در پاسخ مىتوان چنين گفت كه كشورهاى اروپايى پيشرو در صنعت توريسم، به مراتب از ظرفيتهاى خود بسيار زودتر آگاه شده و پيشتر به اهميت و ارزش فرهنگى و اقتصادى توريسم زودتر پى بردند كه مىتوان وجود 79 درصد جريانهاى گردشگرى ميان اين كشورها را شاهدى بر اين حرف دانست.
همچنين كشورهاى صنعتى، بهويژه بعد از جنگ جهانى دوم عوامل بازدارنده توسعه توريسم را به سرعت برطرف كردند و به همگرا كردن فرهنگها و ايجاد يكپارچگى پرداختند. با تبديل بازار مشترك اروپا، به اتحاديه اروپا امتيازاتى هم براى سفر به اين 25 كشور عضو قرار دادند. رواديد را لغو كردند و امتيازاتى براى سفر به كشورهاى يكديگر در نظر گرفتند كه در نتيجه كينه ميان مردم اين كشورها كه از دوران جنگ باقى مانده بود، بهتدريج رفع شد و همگرايى و تفاهم ايجاد شد؛ اما در مقابل ميان كشورهاى اسلامى هنوز اختلافات تاريخى و قديمى مطرح مىشود و بيشترين انرژى اين كشورها، صرف اختلافات اجتماعى، فرهنگى، مذهبى و سياسى مىشود.
به اين ترتيب، كشورهاى اسلامى متأسفانه در قبال منابع عظيم توريستى كه در اختيار دارند، در داشتن سازوكارهاى لازم براى بهرهبردارى از آنها فوقالعاده ضعيف عمل كردهاند.
بهطور كلى مانعى بزرگ در رشد و توسعه گردشگرى آنهاست؛ درحالىكه هر كشورى مىتواند بر مبناى تفاهم سياسى، تسهيلات قابل قبولى براى سفر گردشگران كشورهاى ديگر به وجود آورد.
اگرچه تاكنون تفاهم سياسى ميان مقامات كشورهاى اسلامى با چالش مواجه بوده است و بهخصوص رهبران دستنشانده غربى، معمولاً به توسعه و تعميق تفاهم سياسى تمايلى نشان نمىدهند؛ ولى مىتوان با تكيه به گردهمايى بينالمللى حج، درباره بسيارى از زمينههاى گردشگرى ميان ملل اسلامى برنامهريزى كرد. پيش از اينكه به اين مهم بپردازيم، لازم است مفهوم گردشگرى را از ديدگاه شرعى و نظرى تحليل كنيم.
مبانى نظرى گردشگرى را بايد از دو ديدگاه شرعى و عقلى بررسى كرد:
الف) از ديدگاه شريعت اسلامى، گردشگرى واجب (حج) و نيز مستحب (ساير سفرهاى حلال) بسيار توصيه شده است.
در قرآن كريم مىخوانيم: ( قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيفَ بَدَأَ الْخَلْقَ . . .) (1)«بگو در زمين گردش كنيد و چگونگى پيدايش و خلقت را دريابيد» .
در آيات متعدد ديگرى مىتوان به هدفمندى اين فعاليت انسانى توجه كرده اين در حالى است كه در سوره حج انجام گردشگرى حج به منظور به دست آوردن منافع آن تكليفى واجب است:
(وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يأْتُوكَ رِجالاً وَ عَلى كُلِّ ضامِرٍ يأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ * لِيشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ. . .) (حج: 27 و 28)
و مردم را به اداى مناسك حج اعلام كن تا پياده و سواره از هر راه دور گرد آيند، تا شاهد منافعى باشند كه برايشان فراهم مىشود.
در ادامه همين آيات، آمده است:
(أَ فَلَمْ يسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يعْقِلُونَ بِها أَوْ آذانٌ يسْمَعُونَ بِها. . .) (حج: 46)
آيا اين مردم به سير و گردش بر روى زمين نمىروند تا دلهاشان، بينش و گوشهاشان، شنود عقلانى يابد.
امام صادق (ع) مبناى گردشگرى را در سه عنوان توشهگيرى براى آخرت، اصلاح امور زندگى و لذت حلال بيان مىفرمايد (2)، به همين دليل سفر حج را نيز با توجه به اين مبانى مىتوان تجزيه و تحليل كرد. بهطور كلى، براساس روايات اسلامى، يكى از فوايد حج، نشر اخبار و آثار رسول الله (ص) به تمام جهان اسلام است. برخلاف آنچه بعضى فكر مىكنند، استفاده از كنگره عظيم حج براى تقويت پايههاى اقتصادى كشورهاى اسلامى، نه تنها با روح حج منافات ندارد، بلكه طبق روايات اسلامى، يكى از فلسفههاى آن را تشكيل مىدهد. همچنين حج مىتواند فرصتى تلقى شود كه مسلمانان در آن اجتماع بزرگ، پايههاى بازارى اسلامى را برقرار كنند و زمينههاى مبادلاتى و تجارى را ميان خود بهگونهاى فراهم سازند كه به جاى بهرهبردارى دشمنان اسلام از آن، بيشترين بهره عايد مسلمانان شود و به كاهش وابستگى اقتصادى به اجانب كمك كند. اين تدبير را مىتوان از قرآن كريم و روايات معصومين (ع) برداشت كرد. ازاينرو، بنابراين در روايت هشام بن حكم از امام صادق (ع) ضمن بيان
فلسفه حج به صراحت به اين موضوع اشاره شده است كه يكى از اهداف حج، تقويت تجارت مسلمانان و تسهيل روابط اقتصادى است. در حديث ديگرى از امام صادق (ع) در تفسير آيه ( لَيسَ عَلَيكُمْ جُناحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلاً مِنْ رَبِّكُمْ ) . (1)مىخوانيم كه مىفرمايند منظور از اين آيه، كسب روزى است.
فَاِذا اَحَلَّ الرَّجُلُ مِنْ إحرامِه و قضى نُسُكَه فَليشَتَر وَ لِيَبع فِي الموَسِم.
هنگامىكه انسان از احرام بيرون آيد و مناسك حج را بهجا آورد، در همان موسم حج خريد و فروش كند.
همين معنى در ذيل حديثى كه از امام على بن موسى الرضا (ع) بهطور مشروح در بيان فلسفه حج وارد شده، آمده است و در پايان آن مىفرمايد: آيه ( لِيشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ ) (2)شامل منافع معنوى و مادى است. (افشار، 1386)
ب) علاوه بر جنبههاى شرعى، مسئله حج و ساير انواع گردشگرى را مىتوان از نظرعلمى و عقلى نيز بررسى كرد. بهطور كلى مىتوان حج و ساير گردشگرىهاى زيارتى را زير مجموعهاى از گردشگرى مذهبى ( Religious tourism( تلقى كرد. با اين تأكيد كه آزادى عمليات انسان در مناسك حج، تابع قواعدى خاص و از قبل تعيين شده است؛ درحالىكه انسان در ساير گردشگرىهاى زيارتى از آزادى عمل وسيعترى برخوردار است.
بنابراين با درك مفهوم گردشگرى مذهبى، مثل حج و زيارت، بايد به اين نكته توجه كرد كه گردشگرى مذهبى اگرچه شامل حج و زيارت مىشود، ولى حج و گردشگرى زيارتى، دو مقوله جدا از هم هستند كه هر كدام تعريف خاص خود را دارند و گاه به اشتباه در جاى يكديگر استفاده مىشوند. درواقع حج، اگرچه نوعى خاص از گردشگرى زيارتى است، ولى مقيد به انجام اعمالى است كه در ساير گردشگرىهاى زيارتى اگرچه مىتواند عملى مستحب باشد ولى حداقل مبتنى برشرايط واجب نيست.
بهطور كلى گردشگرى مذهبى، از رايجترين اشكال گردشگرى در سراسر جهان است كه سابقه آن به قرنهاى گذشته برمىگردد. و شامل سفرها و بازديدهايى مىشود كه اصلىترين هدف آن، انجام فريضهاى دينى يا تحقق تجربهاى مذهبى است.
در اين ميان جاذبههاى مذهبى، زيارتگاهها و اماكن مقدس، هر ساله تعداد فراوانى از گردشگران را به سوى خود جذب مىكنند. تأسيسات اقامتى و پذيرايى اين نوع گردشگرى مانند مسافرخانهها و
زائرسراها با توجه به بافت اجتماعى - فرهنگى و عقيدتى گردشگران و جامعه ميزبان، داراى ويژگىهاى خاص و در هر كشور از تنوع بسيارى برخوردار است. نكته مهم در اين زمينه اين است كه فقط گردشگرى مذهبى است كه بر موانع آب و هوايى غلبه مىكند. به اين ترتيب به نظر مىرسد كه روحيه گردشگر، بر موانع آب و هوايى غلبه مىكند و مشاهده مىشود كه با تغييرات فصل و تحولات آب و هوايى. تعداد توريسم و بازديد از شهرها و مراكز مذهبى تغيير نمىكند. براى گردشگران مذهبى فقط، مقصد مهم نيست. تجربه او از ابتداى ترك مبدأ آغاز مىشود و تمام وقايعى را در برمىگيرد كه در امتداد مسير با آن روبهرو مىشود. 1لغت گردشگرى ( tourism( ، از كلمه ( tour( به معناى گشتن اخذ شده است كه ريشه در لغت لاتين ( turns( به معناى دور زدن، رفت و برگشت ميان مبدأ و مقصد دارد. اين لغت از يونانى به اسپانيايى و فرانسه و همچنين به انگليسى راه يافته است.
افراد معمولاً به اقصى نقاط جهان سفر مىكنند تا آثار تاريخى، مذهبى، شاهكارهاى هنرى و طبيعى را ببينند؛ زبانهاى جديد بياموزند؛ با فرهنگهاى جديد آشنا شوند؛ با فرآوردههاى كشورهاى ديگر آشنا شوند ويا در آن جوامع تبليغ كنند.
اصطلاحات «توريسم» و «توريست» اولين بار سال، از سوى جامعه ملل استفاده شد. گردشگرى، به سفر خارج از كشور و با مدت زمان بيش از ساعت اطلاق مىشود. 2در حال حاضر گردشگرى، فعاليتى پراهميت و حرفهاى بزرگ در سطح جهان است. به نحوى كه ابتدا قبل از نفت، بلافاصله هم رديف آن و سپس فراتر از آن قرار گرفت. سال ١٩٩٢، از هر ١۵ نفر شاغل در جهان، يك نفر در بخش گردشگرى فعال و كل شاغلان اين بخش در همان سال، ١٣٠ ميليون نفر بوده است. در حال حاضر، ميزان ١٠ درصد از شاغلان دنيا در مشاغل وابسته به بخش گردشگرى فعاليت دارند. ميزان درآمد فعاليت گردشگرى از سال ١٩۵٠ تا ١٩٩٢، ١٣٢ برابر شده است و طبق برآوردهاى قبلى، سال ٢٠٠۵ بيش از ١۵٠ ميليون نفر در اين بخش مشغول به كار شدهاند. از سال ١٩٩٠ تا ٢٠٠۵، حدود ۴٠ ميليون شغل در اين بخش ايجاد شده است و از سال ٢٠٠٠ تاكنون نيز، هر ساله ٧۵٠ ميليون نفر به گردشگرى مىپردازند. درآمد گردشگرى سال ٢٠٠۵ حدود ۶/۵ درصد از درآمد ناخالص جهان بوده است. براساس پيشبينى سازمان جهانى گردشگرى ( UNWTO,٢٠١٠( ، سال 2010 حدود يك ميليارد و 18 ميليون نفر به گردشگرى پرداختهاند و درآمد ناشى از گردشگرى بينالمللى در همان سال به حدود يك هزار ميليارد دلار شده است.
طبق برآورد سازمان جهانى گردشگرى ( UNWTO,2010( ، سالانه 3٠٠ تا 33٠ ميليون گردشگر زائر از مراكز مذهبى ديدار مىكنند.
مسئله گردشگرى با نامهاى جهانگردى و توريسم نيز مطرح مىشود. و علاوه بر گردشگرى متعارف، شامل گردشگرى مذهبى نيز مىشود. جهانگرد در جمهورى اسلامى، در معناى وسيع كلمه، فردى است كه حداقل يك شبانه روز خارج از منزل و اقامتگاه خود زندگى كند. مادّه اول قانون توسعۀ صنعت جهانگردى ايران، مصوب 137٠، در تعريف ايرانگردى و جهانگردى مىگويد:
«منظور از ايرانگردى و جهانگردى، هر نوع مسافرت انفرادى يا گروهى است كه بيش از 24 ساعت باشد و به منظور كسب و كار نباشد» .
بهطور كلى تأليف سفرنامهها به زبانهاى گوناگون، حاكى از اهميت جهانگردى است. در ايران قديم به مسافران و جهانگردان احترام خاصى مىگذاشتند. راه شاهى به طول 25٠٠ كيلومتر و احداث كاروانسراها و چاپارخانههاى بين راه و پلها از مهمترين اقدامات هخامنشيان بود كه جهانگردى را آسان مىكرد.
همانطور كه گفتيم اسلام، با توصيههاى اكيد قرآن و ساير منابع اسلامى، بر سير و سفر و تفكر در آفرينش، به اهميت اين موضوع افزوده است. آميزش اين توصيهها با فرهنگ لطيف و مهماننواز ايرانى باعث شده است كه از گذشتههاى دور تاكنون، ايران به بهترين و امنترين مكان براى جهانگردان تبديل شود كه اين امر كاملاً در سفرنامههاى جهانگردان غربى مشهود است.
سير و سفر از جمله موضوعاتى است كه قرآن مجيد به آن توصيه و تأكيد كرده در هفت مورد با حالت استفهام انكارى أَ وَ لَمْ يَسِيرُوا - أَ فَلَمْ يَسِيرُوا ، سؤال مىكند كه چرا در زمين سير نمىكنيد. شش مرتبه هم خطاب امرى است و دستور مىدهد كه در زمين سير كنيد سِيرُوا . گرچه اهداف سير و سفر و جهانگردى متعدد و متنوع است، بررسى كوتاه و اجمالى نشان مىدهد كه همه موارد ذكر شده در قرآن، با اهداف فرهنگى همراه است. قرآن در يازده مورد، هدف اين كار را تعمق و انديشيدن در عاقبت و احوال گذشتگان دانسته است كه در چهار مورد از آنها نگرش به احوال گذشتگان دروغگو و مجرم است و دو مورد باقى مانده، نگرش و انديشه در چگونگى پيدايش خلقت و شكوفايى عقل و دل اختصاص دارد. بديهى است كه در سير و سفر، به خصوص به نقاط گوناگون دنيا، انسان با مشاهدۀ نعمتهاى بى نظير الهى مانند حيوانات، بيابانها، جنگلها، كوهها، اقيانوسها، شهرها و انسانهاى گوناگون در نژاد و رنگ، فرهنگ و رسوم، دين و آيين، خلق و خو و. . . كه با يكديگر
اختلاف دارند، خدا خالق همه موجودات را بالعيان مشاهده مىكند و دست ازخرافهپرستى و بىايمانى بر مىدارد؛ به همين دليل اسلام به اين موضوع توصيه و تأكيد كرده است. در اين ميان سفر حج كه مهمترين گردشگرى مذهبى است الگوى جهت بخشى به ساير گردشگرىهاى جوامع اسلامى است. بنابراين ارتباطى اساسى ميان حج و گردشگرى در جهان اسلام و الگوپذيرى از سيره پيامبر در رابطه با برنامهريزى در اينباره است.
در تعريفى كلى مىتوان گفت كه در گردشگرى مذهبى شركت كنندگان داراى انگيزههاى مذهبى (منحصراً و يا بهطور تركيب با ساير انگيزهها) هستند كه از اماكن مقدس نظير مساجد، مقابر پيامبران و ائمه (ع) و نظاير آنها بازديد مىكنند.
البته برخى متفكران، حج را با توجه به وجوب شرعى آن براى هر مسلمان، نوعى سفر متفاوت از گردشگرى مذهبى و فقط شبيه به گردشگرى مىدانند. (1)برخى ديگر آن را همان گردشگرى مذهبى تلقى و سفرى معنوى مانند ساير سفرهاى مذهبى طبقهبندى مىكنند. (2)در گردشگرى مذهبى، با دو دسته گوناگون از گردشگران روبهرو هستيم؛ دسته اول كسانى هستند كه از اماكن مقدس دينى خود بازديد مىكنند؛ مانند مسلمانانى كه به زيارت اماكن مقدس خود نظير كعبه، عتباتعاليات و يا ساير اماكن متبركه مىروند. دسته دوم كسانى هستند كه از اماكن مقدس ساير اديان ديدن مىكنند؛ براى مثال افراد فراوانى وجود دارند كه مسلمان نيستند؛ اما از قبرها و مساجد اسلامى در نقاط گوناگون بازديد مىكنند و يا مسيحيانى كه به ديدن معابد بودايىها يا ساير اديان مىروند. (3)ما اين نوع گردشگرى را با گردشگرى متعارف طبقه بندى كردهايم.
البته در اين تحقيق، مسئله مهمى كه بايستى مطالعه شود، توزيع هزينههايى است كه بهطور مستقيم مربوط به عمليات حج بوده و به گردشگرى زيارتى از اماكن مقدس و قبور ائمه معصومين (ع) مربوط مىشود. همچنين هزينههايى است كه به گردشگرى معمولى زائرين از اماكن ديدنى مباح ربط دارد؛ مانند فروشگاهها، ساختمانها و. . . كه با عنوان گردشگرى متعارف تلقى مىكنيم. همچنين مقايسه هزينههايى كه خانوارها در رابطه با حج و ساير گردشگرىها در كل كشور، در روندى زمانى (ده سال گذشته) صرف نمودهاند.
بنابراين با تفكيك اين هزينهها در ابعاد خرد و كلان اقتصادى، موضوع تحقيق را شناسايى زمينههايى مىدانيم كه براى برنامهريزى در آينده مفيد مىباشد.
در رابطه با گردشگرى، از ميان روشهاى تعريف شده به وسيله صاحبنظران علوم اجتماعى، روش تحقيق حاضر از نوع كتابخانهاى و نيز پيمايشى (1)است. در اين تحقيق جامعهآمارى، خانوارهايى هستند كه در مدت يك دهه گذشته، يك يا چند نفر آنها به سفر حج يا عمره مبادرت كردهاند. براساس آمارهاى دريافتى از بانك مركزى، ميان سالهاى 1377 و 1388، متوسط هزينههايى كه خانوارها صرف حج، عمره و ساير انواع گردشگرى كردهاند، بررسى و مقايسه شده است. علاوه بر آمارهاى فوق، از مركز آمار ايران و سازمان حج و زيارت نيز استفاده شده است و بر همين اساس در برخى موارد، نويسنده به نمونهگيرى و برآورد برخى شاخصها مبادرت كرده است.
در اين بررسى جامعه آمارى، تمام خانوارهاى (معمولى) ساكن در نقاط شهرى مىباشند. (خانوارهاى غير ساكن مانند كوچ نشينان مشمول اين بررسى نمىباشند) .
خانوار، عبارت است از چند نفر كه در اقامتگاهى ثابت سكونت داشته و داراى تغذيه مشترك باشند. فردى كه به تنهايى در اقامتگاهى زندگى مىكند نيز، خانوار تلقى مىشود.
در اين بررسى واحد آمارى خانوارى (معمولى) ساكن در نقاط شهرى است.
دوره بررسى سالهاى 1377 تا 1388 مىباشد.
تعداد خانوارهاى نمونه براساس فرمول تعيين مىشود كه در اينجا براى نمونه آوردهايم:
n)
رحمه الله ( در اين فرمول، n تعداد خانوارهاى نمونه، t برابر 96/1 با توجه به 95 درصد اطمينان، S2 واريانس هزينه خانوار و d) رحمه الله) hx* است؛ به طورى كه x* ميانگين هزينه خانوارهاى نمونه و h درصد خطاى ميانگين نمونه مىباشد.
1) Survey. .
نتايج تحقيق، از ديدگاه اقتصاد خرد و كلان مورد بررسى مىشود.
در حال حاضر، عمليات حج، چه حج تمتع و چه عمره، بخش كوچكى از گردشگرى وسيعى شامل زيارت و نيز گردشگرى متعارف است كه طبق نمودار (1) كنار عمليات حج انجام مىشود.
براى مثال طبق نمودار1، كسى كه توفيق اعزام به حج يا عمره را بهدست مىآورد، علاوه بر عمليات حج، از جاذبههاى مذهبى مانند مساجد، آرامگاهها بازديد مىكند كه در چارچوب گردشگرى مذهبى طبقهبندى مىشود. زائر ممكن است از بازارها، فروشگاهها، ساختمانهاى قديمى و ساير اماكن كه در چارچوب گردشگرى متعارف بايد طبقهبندى شود، ديدار و مبالغى نيز هزينه كند كه اگرچه ربطى به سفر حج ندارد، ولى از نظر اقتصادى بايستى محاسبه و بررسى شود.
نمودار 1. تحقق انواع گردشگرى كنار عمليات حج
<نمايش تصوير
سئوالاتى كه در هر پرسشنامه پژوهشى بررسى مىشد به شرح زير بود:
ط كل هزينۀ ثابتى كه قبلا به كاروان پرداخت شده، چه ميزان بوده است؟
ط علاوه بر مخارج اصلى كه به عهده كاروان بوده است، چه ميزان ارز يا پول ايرانى درسفر خرج كردهايد؟
ط چه ميزان از مخارج اضافه، صرف گردشهاى غير زيارتى و بازارگردى شده است؟
ط چه ميزان از اين مخارج، صرف بازديد از اماكن مقدس زيارتى شده است؟
براساس نتايج نمونه طبق برآورد نويسنده، در سفر حج يا عمره، بهطور متوسط هزينه كل هر مسافر اعزام شده، طبق نمودار2، 23 درصد، مربوط به عمليات خاص (1)حج يا عمره، 27 درصد مربوط به گردشگرى زيارتى اماكن و قبور مقدسه و در نهايت50 درصد هزينه براى گردشگرى متعارف مانند
1) منظور مناسكى است كه واجب و شرعاً اجتنابناپذير است. .
بازارگردى و ديدن جاذبههاى متعارف غير زيارتى مسافران بوده است.
ازاينرو نكته مهم، در برخى موارد وقوع نوعى گردشگرى مغاير با ملاحظات شرعى است. مانند فروشگاه گردى هنگام نماز و يا گردشگرى از مكانهايى كه طبق قوانين ممنوع مىباشد. برخى ديگر، اگرچه گردشگرى مشكل شرعى ندارد، ولى از ديدگاه اقتصادى بايستى هزينه و فايده كلان آن براى كشور، در كنار گردشگرى متعارف ارزيابى شود.
نمودار 2. توزيع هزينه كل هر مسافر حج يا عمره
مأخذ: برآورد براساس نمونهگيرى
در صورتى كه هزينه ثابت را براى هر مسافر حذف و فقط براساس هزينههاى متغير، توزيع هزينه را محاسبه كنيم، طبق نمودار3، وضعيت هشدار دهندهاى را مىبينيم.
نمودار3. توزيع هزينه متغير هر مسافر حج يا عمره
<نمايش تصوير
مأخذ: برآورد براساس نمونهگيرى
همانگونه كه ملاحظه مىشود، بخش چشمگيرى از هزينههاى متغير حج، - 7٠ درصد - مربوط به هزينههايى است كه با حج، عمره و يا گردشگرى زيارتى ارتباط منطقى ندارد. در نمودار3، هزينههاى متغير مربوط به مناسك، فقط حدود 10 درصد برآورد شده است. با توجه به هزينههاى متغير گردشگرى زيارتى كه 20 درصد است، مىتوان با حذف هزينههاى متغير اضافه، حدود 7٠ درصد از
هزينههاى متغير را كاهش داد.
اگرچه كاهش هزينههاى ثابت در كوتاه مدت دشوار بهنظر مىرسد، ولى با پژوهش اقتصادى و تغيير فناورى براى كاهش هزينههاى ثابت، امكانپذير است. بديهى است اين تغيير فناورى، همانگونه كه در سالهاى پيش تأثير مثبت آن را مشاهده كرديم - در حج نقش مفيدى در كاهش هزينههاى اضافى دارد.
در جمهورى اسلامى ايران، حج تمتع و عمره مهمترين جاذبه را ميان گردشگران مذهبى داشته است. طبق نمودار4 ملاحظه مىشود كه روند صعودى كل زائرين ايرانى در سالهاى گوناگون، بيشتر مربوط به عمره بوده است؛ زيرا ظرفيتهاى محدود عربستان در رابطه با حج تمتع، تقاضاى گردشگرى عمره از روند روز افزونترى مواجه بوده است؛ بهطورى كه در حال حاضر، سالانه حدود يك ميليون نفر برآورد مىگردد.
نمودار4. كل زائرين ايرانى به تفكيك عمره و تمتع
<نمايش تصوير
مأخذ - مركز آمار ايران به نقل از سازمان حج و زيارت
بهطور كلى هزينه متوسطى كه خانوارهاى ايرانى به سياحت، اعم از گردشگرى زيارتى، حج و گردشگرى متعارف مىپردازند، بسيار ناچيز است و حدود 1/٠ درصد بودجه سالانه آنها را تشكيل مىدهد.
به منظور مقايسه سفرهاى حج تمتع و عمره، با ساير گردشگرىها اعم از زيارتى و غير زيارتى، بايد در چارچوب سفرهاى دسته جمعى بررسى شود كه از طريق تور صورت مىگيرد.
در نمودار 5، طبق آمارهاى بانك مركزى، توزيع هزينه متوسط خانوار به تورهاى گردشگرى براى حج تمتع، عمره و ساير گردشگرىهاى زيارتى و غير زيارتى داخلى و خارجى - بدون محاسبه خريد ارز - محاسبه شده است.
البته همانطور كه در نمودار تأكيد شده، از آخرين آمار موجود سال 1388 استفاده شده است.
نمودار5. درصد هزينه خانوار در گردشگرىهاى دسته جمعى (تور) داخلى و خارجى در سال 1388
<نمايش تصوير
مأخذ: آمارهاى اقتصادى بانك مركزى جمهورى اسلامى ايران
همانگونه كه ملاحظه مىشود سفرهاى حج و عمره، به ترتيب 9 و 34 درصد و با هم 43 درصد كل گردشگرىهاى دسته جمعى را به خود اختصاص داده است؛ البته همانطور كه در نمودار 5 مشاهده مىشود سياحت مذهبى اعم از گردشگرى زيارتى، حج و عمره، متجاوز از 81 درصد سياحتهاى مذهبى اعم از داخلى و خارجى را به خود اختصاص داده است. (1)اگر به روند هزينههايى كه خانوارها بهطور متوسط درده سال گذشته و در كل كشور پرداخت كردهاند توجه كنيم، مىبينيم كه با توجه به مديريت كلان سازمان حج و زيارت، هزينه سرانه سفرحج، در مقايسه با هزينه ساير مسافرتهاى هوايى - به جز سالهاى اوليه - شتاب كاهندهاى داشته است.
البته بايد توجه داشت كه اين شتاب كاهنده، تا حدودى مربوط به ظرفيت نداشتن دولت عربستان در پذيرش متقاضيان بوده است؛ ولى نبايد اين نكته را ناديده گرفت كه در مقايسه با هزينههاى ساير سياحتها كه با شتابى صعودى موجب افزايش هزينه خانوارها بوده (نمودار 6) ، بخشى از كاهندگى شتاب افزايش هزينه مديون راهكارهايى اقتصادى بوده است كه نبايد انكار كرد؛ زيرا روند كاهش نسبى هزينه كه در نمودار 6مشاهده مىشود، فقط مربوط به سفرهاى حج نيست؛ بلكه اين هزينه مربوط به ساير گردشگرىهاى زيارتى نيز مىشود كه بهطور جمعى صورت مىگيرد.
بديهى است كه اين امر نبايد مستمسكى براى توقف ابتكارهاى فناورانه جهت كاهش هزينهها در سطح خرد و كلان باشد.
1) فقط 3٠ درصد از گردشگرى داخلى را براى گردشگرى زيارتى اختصاص داديم. .
همانگونه كه در نمودار 6 ملاحظه مىشود، روند هزينه متوسط خانوار در ساير مسافرتهاى خارجى همچون سفرهاى حج، هوايى و دسته جمعى (تور) صورت گرفته است، با همبستگى متداوم زمانى ( R2) رحمه الله) 361.0) ، از سيرى صعودى تبعيت كرده است؛ درحالىكه روند هزينه متوسط حج و زيارت، طى سالهاى بررسى شده، اگرچه افزايش يافته، ولى شتاب افزايشى آن كاهش داشته است.
نمودار6. روند هزينه متوسط خانوار براى مسافرتهاى خارجى و حج وزيارت
<نمايش تصوير
مأخذ: آمارهاى اقتصادى بانك مركزى جمهورى اسلامى ايران
همانگونه كه در نمودار 6 مشاهده مىشود، روند زمانى متوسط هزينه خانوار براى گردشگرى مذهبى، شامل حج و زيارت براساس رابطهاى لگاريتمى زير پردازش شده است:
y)
رحمه الله) 12369 ln) x( + 27584 با توجه به اينكه روند شيب منحنى، در سالهاى جديد كاهش داشته است، اميدواريم مديريت، در برنامهريزىهاى كلان آينده نيز قادر به كاهش هزينههاى سرانه به حداقل مطلوب در سفرهاى حج و زيارت باشد.
گردشگرى مذهبى، اعم از حج و يا ساير سفرهاى مذهبى، داراى ويژگىهايى است كه توجه به آن از نظر اقتصادى مهم و نياز به بررسى دارد. اين ويژگىها عبارتنداز:
1 - 5. اثرات منفى زيست محيطى، فرهنگى - اجتماعى كمترى از ساير سياحتها دارد كه شايد بخشى از اين ويژگى، به دليل آموزههاى دينى زائران باشد و اينكه بيشتر زائران، افرادى آرام، اهل صلح و تابع قانون هستند.
2 - 5. فصلى بودن سفرهاى حج و حتى زيارتى و اينكه بسيارى از اينگونه سفرها، فقط در
فصلهاى خاصى صورت مىگيرند.
3 - 5. افرادى كه به اين سفرها مىروند، بيشتر در پى معنويات و سادگى و كمتر تنوع طلب هستند.
4 - 5. اين سفرها مختص طبقه خاصى از اجتماع نيست و افراد از هر طبقهاى كه باشند، مىتوانند مشرف شوند. در بيشتر كشورهاى در حال توسعه كه گردشگرى در مراحل ابتدايى است، براى بسيارى از طبقات اجتماعى فقط سياحت مذهبى، فرصت سفر رفتن بهشمار مىآيد.
اين وضعيت، بيشتر در جوامع متوسط ديده مىشود كه مردم آن از نظر مالى و اجتماعى توانايى سفرهاى طولانى را ندارند وقت آزاد آنها، بيشتر با بازديد از اماكن مذهبى و زيارتى پر مىشود.
5 - 5. بيشتر سفرهاى مذهبى، مانند حج گروهى و سازماندهى شده صورت مىگيرند.
6 - 5. برخى از سفرهاى مذهبى مانند حج تمتع يا عمره، به دليل اجراى دستورات مربوط به آن، حالت اجبارى و يا تأكيدى به خود مىگيرند كه تمام افراد مؤمن به آن مذهب، دستهكم يك مرتبه مجبور به اجراى آن سفر مىشوند. (مانند آنچه در دين اسلام مبنى بر زيارت خانه خدا، بر تمامى مسلمانان واجب است) .
7 - 5. بهطور معمول مراكز مذهبى و زيارتى، مكانهايى را براى ديدار و ارتباط مردم از فرهنگها و مناطق گوناگون فراهم مىكنند. اين ويژگى در سفرهاى حج و عمره نيز وجود دارد.
8 - 5. فروش صنايع دستى قديمى، طرحها و توليدات باستانى مناطق گوناگون، در مراكز مذهبى و زيارتى صورت مىگيرد.
9 - 5. حج سياحتى مذهبى است كه بهطور معمول داراى جنبههاى سياسى نيز مىباشد. از ديدگاه برخى متفكران، بسيارى از اماكن مذهبى مكانهاى ملى نيز به شمار مىآيند. (1)فقهاى اسلامى، حج را فرصتى سياسى براى «اتحاد مسلمانان و اعلام برائت از مشركان، دو واجب قطعى و هميشگى حج» تلقى مىكنند (خامنهاى، 1374 برخى فقهاى اسلامى، با تعريف حج جاهلى و حج ابراهيمى، امام راحل را احيا كننده حج ابراهيمى دانستهاند. آنان حج ابراهيمى را با ابعاد فقهى، عبادى و سياسى تشرح كردند كه همان شناخت استكبار و اعلام برائت از آن است. (2)بنابراين با توجه به ويژگىهاى فوق، بايستى فرصتهايى كه در سفر حج از هم تفكيك مىشود را ملاحظه و بررسى كنيم. در حقيقت ابتدا بايستى وضع موجود و تفكيك هزينههايى شناسايى شود كه زائران در بخشهاى گوناگون سفر حج، صرف مىكنند و سپس وضع مطلوبى را پيشنهاد كرد. اين
هزينهها عبارتنداز خرجهاى اجتنابناپذير مربوط به عمليات واجب حج، هزينههاى مستحب و هزينههاى مباح و شايد شبهه آميز.
همانگونه كه در بخش نتايج آمارى بيان شد، حج تمتع يا عمره، بخش مهم و چشمگيرى از كل بودجه خانوار را به خود اختصاص مىدهد كه براى گردشگرى صرف مىشود.
معمولاً در سفر حج فرصتهايى براى گردشگرى زيارتى - غير از مناسك حج - از مزارهاى مقدسه و مكانهاى مذهبى و نيز فرصتهايى براى زائران براى گردشگرى متعارف به وجود مىآيد. بهنظر مىرسد هزينههاى متغيرى كه صرف گردشگرى متعارف غير مذهبى حتى مباح مىشود، حجم چشمگيرى از خروج ارز و منابع ملى را به خود اختصاص داده است.
چون فرهنگ تهيه سوغات به خصوص در جامعه ايرانى مرسوم است، حجاج هزينه بسيارى را صرف سياحت شهرى براى خريد اجناسى مىكنند كه احتمال دارد بدون توجه به كيفيت ارزانتر باشند.
ازاينرو مشاهده مىشود كه در جريان سياحتهاى متعارف و حتى گردشگرىهاى زيارتى در سفرهاى حج و عمره، زائران اجناس بىكيفيت كشورهاى غير اسلامى را خريدارى مىكنند درحالىكه مىتوان با برنامهريزى اقتصادى، جريان وجوه ارزى را به سمت كالاهاى داخلى و حتى مراكز شيعى نشين متوجه كرد كه به تهيه كالا از جمهورى اسلامى ايران مبادرت مىكنند. به نظر مىرسد زائران از اين شيوه به شدت استقبال كنند. حتى ساير تجار عربستان نيز - كه عمدهترين خريداران آنها زوار جمهورى اسلامى هستند - ترجيح مىدهند كالاها و خدماتى را از جمهورى اسلامى تهيه كنند. البته بايستى كالاها به شكلى بستهبندى شود كه براى سوغات متبرك، نظر خريداران را از هر مذهب و مليت به خود جلب كند.
منابع
قرآن كريم.
روزنامه (فرهنگى) رسالت، اسدالله افشار، شماره 6317، تاريخ 22/9/1386.
سيماى حج در آينه اسلام از حج سنتى تا حج ابراهيمى، عبدالله جوادى آملى، كيهان شماره 15329، سوم ارديبهشت 1374، ص 6.
جمهورى اسلامى، سيد على خامنهاى، شماره 4584 هفدهم فروردين 1374.
قانون توسعۀ صنعت جهانگردى ايران، مصوب 137٠.
كليات الخصال، تاليف ابى جعفر محمد بن على بن الحسين بن بابويه القمى (382 - 3٠5ه. ق.) ، (شيخ صدوق) انتشارات علميه اسلاميه: تهران، [بى تا].
، Tourism ، religion and spiritual journeys ، Routledge ، 20٠6 2. http: //fa. wikipedia. org/)2011(
، "New Research Network for Islamic Tourism" ، Issue 11. 4. Razaq Raj and Nigel D. Morpeth
، Religious tourism and pilgrimage festivals manag ement: an intern ational persp ective ، CABI ، 20٠7 5. Rinschede ,Gisbert
، " Forms of religious tourism and pilgrimage special interest group " . 6. Geneva
، switsze rland ، World Tourism Organi zation)2010(
عبدالمحمد كاشيان (1)
سعيد سيدحسينزاده (2)
حامد صابر (3)
چكيده
شكلگيرى بازارهاى مشترك در بين كشورهاى مسلمان، مسئلهاى است كه در بين متفكران اسلامى اهميت ويژهاى دارد. از بعد اقتصادى، جمعيت بيش از 25 درصدى مسلمانان جهان، اين ايده را به همراه دارد كه آيا امكان دارد بازارهايى در بين مسلمانان شكل گيرد كه صرفاً كالاهاى توليدى كشورهاى مسلمان در آن خريد و فروش شود و به واسطه آن كشورهاى مسلمان بىنياز از هر كشور ديگرى اقدام به توزيع كالاهاى خود نمايند و از اين طريق به تقويت بخش توليدى و مصرفى خود بپردازند؟
مسئله ديگرى كه اين ايده را مهمتر جلوه مىدهد مسئله حج است كه هر ساله بسيارى از مسلمانان در ايام حج در خانه خدا حضور مىيابند و در كنار آيين عبادى، جهت تهيه هديه، اقدام به خريد كالاهايى مىكنند كه عمدتاً بىكيفيتند و محصولات كشورهاى غيرمسلمان هستند. تحقيقات پيشين در دنياى اسلام نشان داده است كه به علت مشكلات سياسى، نهادى، جغرافيايى و اقتصادى بسيارى از كشورهاى مسلمان، عملاً ايجاد بازار مشترك اسلامى ممكن نيست. تحقيق حاضر به دنبال آن است كه نشان
دهد هر چند ممكن است ايجاد بازارهاى فيزيكى عملاً با مشكلاتى مواجه باشد (البته اين مسئله جاى تأمل دارد) ، اما با استفاده از ابزارهاى نرمافزارى مانند استفاده از «برند» مىتوان به ايجاد بازار مشترك در بين كشورهاى مسلمان اقدام نمود، بدون اينكه حتى بازارى فيزيكى و مشتركى وجود داشته باشد. اين مقاله با بررسى پيامدهاى نشان تجارى حلال، به ارائه راهكارى در زمينه ايجاد بازار مشترك اسلامى در موضوعاتى مىپردازد كه نشان حلال در اجراى آنها ناتوان است.
واژگان كليدى : بازار مشترك اسلامى، حج، نشان تجارى، نشان حلال
مسئله تشكيل بازار مشترك اسلامى و آثارى كه اين بازار مىتواند در ايام حج ايجاد كند، موضوع مهمى است كه از سالها پيش مورد نظر عالمان و كارشناسان مسلمان بوده است و تلاشهاى زيادى براى تحقق اين بازار صورت گرفته است. يكى از علل توجه مسلمانان به اين نوع بازار، پيشرفتها و موفقيتهايى بود كه نظير آن در اروپا و تحت عنوان اتحاديه اروپا به خود ديده بود. جنگ جهانى دوم، فجايعى به بار آورد كه نظيرش در طول تاريخ كمتر ديده شده است. بهگونهاى كه بسيارى از كشورهاى اروپايى بهشدت تخريب شدند و نابسامانى اقتصاد، فشار زيادى را به مردم تحميل مىكرد. اوضاع به قدرى سخت شده بود كه اروپائيان فهميده بودند كه تنها با اتحاد و تفاهم بر اصول و منافع مشترك، قادر به موفقيت در توسعه و پيشرفت اقتصادى هستند. رهبرانى چون «شومان» وزير امور خارجه فرانسه، با درك زمينه و شرايط كشورشان به اتحاد اروپا علاقه نشان داده و قدمهايى براى تحقق آن، مانند «اعلاميه شومان» برداشتند. حمايت افكار عمومى و نهضتهاى مردمى از اتحاد اروپا نيز همواره رهبران را ترغيب مىكرد كه براى حفظ حمايت مردمى خود، از اين امر استقبال كرده و اقداماتى را در راستاى تحقق آرمان وحدت اروپا انجام دهند (1).
وزير امور خارجه آمريكا، در سال ضمن دعوت اروپا به وحدت و يكپارچگى، طرح كمك مالى و فنى را جهت بازسازى اقتصاد آسيب ديده اروپا از جنگ جهانى دوم ارائه داد. كشورهاى اروپاى غربى با استقبال از آن، سازمان همكارى اقتصادى اروپا را در سال با شركت شانزده كشور تأسيس كردند. اين نخستين گام در راستاى وحدت اقتصادى اروپا تلقى مىشود. (2)
بعد از تشكيل اتحاديه اروپا، كشورهاى عضو، پيشرفت سريعى را آغاز كردند و ظرف چند سال توانستند قدرت اقتصادى عظيمى ايجاد كنند و بهعنوان مشتى واحد، بر مسايل اقتصادى دنيا تأثير گذارند. هرچند در حال حاضر اين اتحاديه با مشكلاتى مواجه است و برخى از كارشناسان، نشانههايى از فروپاشى اين اتحاديه را بيان مىكنند، اما تجربههاى بسيار مفيدى در شكلگيرى اتحاديه اروپا به وجود آمد كه بايد مورد توجه قرار گيرد.
بعد از تشكيل اتحاديه اروپا و نتايج مثبت آن، بسيارى از كارشناسان مسلمان به اين فكر افتادند كه چطور مىتوان اقدام به تاسيس بازار مشترك اسلامى نمود. همين مسئله سبب شد كه تلاشهاى زيادى در اين راستا صورت گيرد. از طرفى مسئله ديگرى كه ضرورت شكل گيرى بازار مشترك اسلامى را بيش از پيش نشان داده است، ظرفيت اقتصادى عظيم حج و در سوى ديگر سفرهاى زيارتى مسلمانان است كه در ادبيات امروز، اصلاح توريسم زيارتى را به خود اختصاص داده است. بازارى كه بر طبق آمارها ترليونها دلار، گردش مالى در آن وجود دارد و بخش عظيمى از اين گردش مالى در اختيار غيرمسلمانان قرار مىگيرد. همين امر اهميت شكلگيرى بازار مشترك اسلامى را بيش از پيش نمايان مىسازد. عدهاى ديگر از كارشناسان براى اثبات ضرورت شكلگيرى بازارهاى اسلامى به ارائه دلايل فقهى پرداختهاند كه اين نيز به اهميت بحث مىافزايد. (1)
هرچند تلاشهاى زيادى براى شكلگيرى بازار مشترك اسلامى صورت گرفته است، اما تاكنون موفقيت چندانى حاصل نشده است و برخى از كارشناسان دلايلى را براى اين عدم موفقيت ذكر كردهاند. در اين مقاله بعد از مرورى بر ادبيات موجود در زمينه بازار مشترك اسلامى، به بررسى موانع شكلگيرى بازار مشترك اسلامى پرداختهايم. اين موانع عمدتاً در چهار حيطه اقتصادى، جغرافيايى، سياسى و اجتماعى ذكر شدهاند كه به طور گذرا در قسمت سوم اين مقاله بدانها اشاره شده است.
يكى از موفقيتهايى كه سازمان كنفرانس اسلامى در سالهاى اخير كسب كرده و آن را بهعنوان مقدمهاى براى رسيدن به بازار مشترك اسلامى دانسته است، استفاده و ترويج «نشان حلال» است. از آنجا كه الگوى مورد نظر ما شباهت زيادى به نحوه بهكارگيرى از نشان حلال دارد، در قسمت چهارم از اين مقاله به بررسى پيامدهاى بهرهگيرى از نشان حلال در دنيا پرداختهايم و ضمن بررسى پيامدهاى نشان حلال، در قسمت چهارم و بيان نقاط ضعف آن، در قسمت پنجم اين مقاله به ارائه الگوى مناسب بازار مشترك اسلامى با استفاده از نشان تجارى پرداختهايم و الزاماتى كه بايد كشورهاى مسلمان به آن پايبند باشند را بيان كردهايم.
1) مبلغى، 1383. .
در اين قسمت به بررسى بخشى از ادبيات موجود در زمينه بازار مشترك اسلامى پرداختهايم. در بين كارهاى متعددى كه در اين زمينه صورت گرفته است، بخشى كه جامعتر بودهاند مورد بررسى قرار گرفته است.
شايق (1371) در اثرى با عنوان «مطالعه اقتصادى براى تشكيل بازار مشترك اسلام» ، ضمن بررسى مشخصات كلى كشورهاى اسلامى و مرور كردن وضعيت اقتصاد جهانى و نيز اقتصاد كشورهاى مسلمان، به بررسى امكان همكارى كشورهاى مسلمان و نيز امكان شكلگيرى بازار مشترك اسلامى مىپردازد. پيش مقدمههايى كه ايشان براى ارائه مدل خود مطرح نمودهاند عبارتند از: بررسى وضعيت بخش كشاورزى در بين كشورهاى مسلمان، بررسى بخش صنايع و و هدفهاى صادراتى كالاهاى صنعتى و معدنى، بررسى مكانيسم تأثير بازرگانى خارجى در وابستگى اقتصادى.
مبلغى (1383) وى به بررسى دلايل فقهى ضرورت تشكيل بازار مشترك اسلامى پرداخته است. او سه دليل عمده براى اثبات فقهى نظر خود ارائه كردهاند. اين سه دليل عبارتند از:
1- قاعده لزوم برپادارى بازار مسلمين: روايتى از «حفص بن غياث» از امام صادق (ع) در اين زمينه آمده است كه امام (ع) در آن به لزوم برپايى بازار ميان مسلمانان اشاره مىنمايند. (1)سوره نساء، آيه 141. .
(2)سوره نساء، آيه 141. . (3)2- قاعده نفى سبيل: خداوند متعال در قرآن مىفرمايد: ( وَ لَنْ يجْعَلَ اللهُ لِلْكافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلاً ) (4)اين آيه صراحتاً جعل هر گونه سلطه كافران را بر مسلمين نفى نموده است. جلوگيرى از اين سلطه در بعد اقتصادى ميسر نخواهد بود جز با توانمند شدن كشورهاى اسلامى از نظر اقتصادى كه تشكيل بازار مشترك اسلامى، يكى از مكانيزمهاى اساسى و جدى آن است. 3- قاعده (الاسلام يعلو و لا يعلى عليه) : با پذيرفتن اين مطلب كه اسلام داعيه پاسخگويى در همه عرصهها و حوزههاى مختلف را دارد پس نبايد علو و برترى را به يك يا دو حوزه خاص محدود نماييم. برترى جويى اسلام به معناى آن است كه جوامع مسلمان بايد نقشى الگو و پرجاذبه براى ديگر جوامع داشته باشند و چنين نقشى هرگز با ضعف اقتصادى همراه نخواهد بود. بىترديد تشكيل بازار مشترك اسلامى، عاملى تأثيرگذار در دستيابى به توسعه و همگرايى اقتصادى است.
خورشيدى (1384) به برخى از عمدهترين ديدگاههاى طرح شده در مورد بازار مشترك اسلامى مىپردازد و به نقد و بررسى هر يك از اين نظرات مىپردازد كه عبارتند از:
1- راهبرد اتاق بازرگانى، صنعت و مبادله كالاى اسلامى براى تشكيل بازارهاى مشترك اسلامى؛ اين
پيشنهاد پنج جزء دارد كه به نظر نويسنده بايد در پنج مرحله رخ دهد.
2- طرح پيشنهادى «ابوالحسن صادق» براى تشكيل بازار مشترك اسلامى كه اعتقاد دارد بايد بهگونهاى مرحلهاى به بازار مشترك اسلامى دست يافت.
3- پيشنهاد «صلاحالدين كاظم خان» براى تشكيل بازار مشترك اسلامى كه معتقد است، راه رسيدن به بازار مشترك اسلامى مستلزم چهار مرحله است: الف) تحقق SEACO ، ب) تحقق SCN ، ج) ناحيه آزاد تجارى اسلامى IFTA ، د) ايجاد بازار مشترك اسلامى ICM.
4- پيشنهاد «حافظ صديقى» در خصوص بازار مشترك اسلامى كه اعتقاد نويسنده اين است كه همكارى موفق اقتصادى و تجارى نيازمند عوامل مناسب اقتصادى، سياسى، اجتماعى و جغرافيايى با عنوان بسترى براى موفقيت است.
5- پيشنهاد «ولكرنين هاوس» در خصوص همكارى اتحاديه كشورهاى اسلامى؛ او يكى از صاحبنظران كشورهاى غيراسلامى است كه نظريات جالبى را در خصوص بازار مشترك اسلامى ارائه نموده است. بررسى امكان تشكيل بازار مشترك اسلامى بين ايران، تركيه و پاكستان، گزارش سمينار بازار مشترك اسلامى، مطالعه اقتصادى براى تشكيل بازار مشترك اسلامى، راهگشايى نظرى براى بازار مشترك اسلامى، از ديگر عناوينى هستند كه ايشان در اثر خود به آن پرداخته است.
نظرپور (1388) وى به بررسى تشكيل صندوق مشترك سرمايهگذارى، تعريف آن و ويژگىهاى آن مىپردازد. ايشان ضمن بررسى انواع صندوقهاى مشترك سرمايهگذارى به بررسى مزايا و معايب اين صندوقها مىپردازند. در ادامه ايشان به ضرورت تشكيل صندوق سرمايهگذارى مشترك در ايران در جهت تعميق و گسترش بازار سرمايه، رفع كمبود نقدينگى شركتهاى سرمايهگذارى، كمك به مهار تورم، بهبود اجراى سياست خصوصى سازى و «بند جيم» اصل چهل و چهار اشاره مىكنند. طراحى الگوى مشترك سرمايهگذارى، الگوهاى سرمايهگذارى در صندوق اسلامى، بررسى فقهى اوراق مشاركت، اجاره، مرابحه و استصناع و بررسى اقتصادى اين ابزارها، طراحى انواع صندوقهاى سرمايهگذارى اسلامى، صندوق مشترك سرمايهگذارى و توسعه اقتصادى و شاخصهاى كمى و كيفى توسعه اقتصادى از ديگر موضوعاتى هستند كه ايشان به آنها اشاره مىكند.
در اين قسمت به بررسى موانع موجود در شكلگيرى بازار مشترك اسلامى مىپردازيم. بررسى ادبيات موجود عمدتاً چهار دسته موانع سياسى، اقتصادى، فرهنگى -اجتماعى و جغرافيايى را برشمردهاند. البته بايد توجه داشت كه بيدارى اسلامى در منطقه و سقوط پىدرپى ديكتاتورهاى عربى سبب شده است كه چشم اميدمان به رفع برخى از موانع در شكلگيرى بازار مشترك اسلامى باشد، با
اين حال هنوز هم برخى از مشكلات اساسى بر سر جاى خود پابرجاست و شايد مدت زمان زيادى طول بكشد تا برطرف شوند.
مقصود از دلايل سياسى ناكامىهاى همكارى منطقهاى اسلامى، توجه به بافت حكومتى و نفوذ استعمار سياسى در اينگونه جوامع مىباشد (1). مشكلاتى را كه محصول اين خاصه است، مىتوان در موارد زير خلاصه كرد:
تقابل ديدگاههاى سياسى ناشى از تفاوت نظامها و ساختارهاى سياسى كشورها و به تبع آن اختلافات عقيدتى و تعارض منافع كشورها به طورى كه مرز بين گرايشهاى سياسى در ساختارهاى سياسى كشورهاى اسلامى در زمان اجلاس اول سازمان كنفرانس اسلامى مشاهده مىشود، كشورها به نسبت گرايشات سياسى پيرامون مبارزه با صهيونيسم و اسرائيل به سه گروه تقسيم مىشود: گرايش تندرو و راديكال و گرايشهاى محافظه كارانه (ميانهرو و رژيمهاى سلطنتى) و جناحهاى بى طرف (2).
وجود بافت حكومتى وابسته در كشورهاى اسلامى: يكى از ابزارهاى استعمار جهانى در راه ايجاد شرايط مساعد غارت و چپاول ثروتهاى ملى و جلوگيرى از اقدامات توسعه همكارىهاى منطقهاى اسلامى، طرح منطق كاذب ملى گرايى و ايجاد بدبينى نسبت به ملل و دول انقلابى منطقه و امثال اينها بوده است؛ زيرا اينگونه همكارىهاى وسيع موجب افزايش همكارىهاى مردمى به نحو گسترده و فراگير خواهد شد و در نتيجه تهديد قطعى براى حكومتهاى وابسته به بلوكهاى قدرت جهانى مىشود (3).
ايجاد عدم اعتماد بين ملتها و عاملان اقتصادى منطقه در سطوح ملى با ايجاد فرقههاى سياسى و گروه مذهبى مختلف و دامن زدن به اختلافات فرقهاى در سطوح منطقهاى، با احساس بدبينى نسبت به همسايگان با تكيه بر اختلافات مذهبى و فرهنگى آنان با تكيه بر شعارهاى پوچ ناسيوناليستى و فرقهاى سياسى (همان) .
تمايل به عدم واگذارى قدرت تصميمگيرى به مسائل اجتماعى و اقتصادى ملى به مراجع منطقهاى كه عموماً در حكام كشورهاى در حال توسعه وجود دارد (4).
اثرات فرهنگ وابسته سياسى، روى روحيات خاصهاى روانى مردم كشورهاى اسلامى؛ به عبارت
ديگر استمرار دراز مدت اين فرهنگ، موجب تقويت روح عدم اتكاى به نفس از يك طرف و در نتيجه اعتماد كاذب و خطرناك به اقتصادهاى جهانى مسلط و همچنين روح تنبلى و مصرفگرايى غيرعقلانى در اين جوامع را سبب شده است. (خورشيدى، ص58)
مسئلهاى كه بايد بدان توجه شود اين است كه در حال حاضر بيدارى اسلامى تا حد زيادى سبب شده است كه خوشبينىهايى نسبت به آيندۀ منطقه به وجود آيد و احتمال اينكه اين نوع از موانع سياسى از بين رود، بسيار بالا رفته است.
در ميان كشورهاى اسلامى با وجود اينكه اشتراك در دين موجب همسانى و همشكلى فرهنگى و حقوقى شده و زمينه اعتقادى و فكرى را براى همگرايى فراهم آورده است، اما وجود اقوام مختلف با زبانهاى متفاوت و شاخههاى مذهبى متعدد كه فرهنگهاى گوناگون را به دنبال دارد، نبايد از نظر دور داشت.
اختلافات ناشى از اين عدم انسجام اجتماعى، از جمله عوامل مهمى بوده است كه تاكنون از وحدت كشورهاى اسلامى عضوِ سازمان، جلوگيرى كرده است و هنوز هم از آن بهعنوان مانعى در روند همگرايى ياد مىشود (1).
مهمترين مشكلات اجتماعى - فرهنگى را مىتوان اينگونه بيان كرد (2):
دلبستگى فرهنگى اين جوامع به اقتصاد سنتى و خانگى و عدم توانمندى آن در جذب تكنولوژى، مديريت و سازماندهىهاى نوين اقتصادى؛
مصرفزدگى به خصوص با توجه به انتخاب الگوهاى مصرفى غربى و توسعه يافته و تضعيف ارتباطات اقتصادى - تجارى كه لازمه پيروزى يك اتحاديه اقتصادى است، راه را براى همكارىهاى بينالمللى سخت كرده است؛
ضعف فرهنگ ابتكار و استقلال به دليل روحيه احساس ضعف در مقابل اقتصادهاى مسلط جهانى، احتمال موفقيت طرحهاى مستقل و درون منطقهاى را معمولاً با ترديد مواجه مىكند؛
القاى روحيه كاذب ناسيوناليستى در مردم اين جوامع، توسط استعمار جهانى براى از بين بردن امكان استفاده از زمينه وسيع اشتراك فرهنگى؛
وابستگى به درآمدهاى كاذب خدماتى كه معلول عملكرد گذشته استعمار است، مردم كشورهاى
توسعه يافته ناپايدار و وابسته به نفت را فريفته رفاه غير متكى بر توليدات ملى كرده است و از اين زمينه منفى در جهت گسترش فعاليتهاى واقعى اقتصادى استعمارى در سطح منطقه سود مىبرند.
موانع اقتصادى شكلگيرى بازار مشترك اسلامى كه از بزرگترين موانع محسوب مىشوند بهصورت زير هستند (1):
شكل نگرفتن ساختار اقتصادى نوين جامعه و دوگانگى صنايع و كارخانههاى جديد با ساختارهاى اقتصادى آنها؛
عدم تشابه اقتصاد سياسى؛
با نگاه اول مىتوان اقتصاد سياسى كشورهاى اسلامى كه ناشى از وجود ساختارهاى سياسى متفاوت بر كشورها بوده است را به سه گروه تقسيم كرد: كشورهاى پيرو اقتصاد سوسياليسم و كشورهاى پيرو اقتصاد مبتنى بر بازار آزاد و برخى نيز داراى سيستم اقتصادى مختلط مىباشند.
با توجه به ساختار اقتصادى كشورهاى عضو، مىتوان آنها را به سه گروه تقسيم كرد:
گروه اول كشورهايى هستند كه علاوه بر داشتن منابع غنى زيرزمينى مانند نفت و گاز، زغال سنگ و منابع معدنى، زمينه مناسبى براى كشاورزى نيز دارند و همچنين به علت جمعيت زياد، نيروى كار كافى نيز وجود دارد. به علاوه بازار مصرفى اين جمعيت، امكان سرمايهگذارى را بهوجود مىآورد كه با بهره بردن از نفت و منابع معدنى ديگر، مىتوان اين سرمايه مورد نياز را فراهم نمود.
دومين گروه، كشورهايى هستند كه مانند گروه اول منبع درآمدى چون نفت و گاز در اختيار ندارند، ولى از آنجا كه شرايط مساعدى براى كشاورزى و جمعيت زياد و نيروى كار كافى دارند، به تبع آن مىتوان پايه محكمى در بخش كشاورزى برايشان ايجاد كرد. اما اين گروه چون منبع غنى براى تأمين هزينههاى سرمايهگذارى ندارند مجبور به اخذ وام و دريافت كمك از كشورهاى خارجى شدهاند.
بقيه كشورهاى عضو سازمان كنفرانس اسلامى از فقيرترين كشورها مىباشند و از معدود منابعى كه در اين كشورها وجود دارد استفاده درست و بهينه نمىشود. بنابراين قادر به تأمين ارز مورد نياز خود نيستند و در زمينه كشاورزى مبناى محكمى را پايهگذارى نكردهاند. كشاورزى سنتى و توسعه نيافته و جمعيتى با سطح پايين و فقدان صنايع سنگين و پيشرفته و كليدى از ويژگىهاى آنهاست.
با وجود اين تفاوتها در ميان كشورهاى اسلامى علايق اقتصادى متفاوتى در بين آنها مطرح
1) بررسىهاى بازرگانى، 1376، ص 5٠-53 و خورشيدى،1367. .
مىگردد كه همسويى برنامههاى اقتصادى را دشوار مىسازد. در نتيجه هر دولتى با توجه به زمينههاى اقتصادى كشورش بر اقتصاد ملى تاكيد مىورزد و برنامههاى عمرانى خود را با توجه به نيازهاى منطقهاى و بدون هماهنگى با ديگر كشورهاى عضو سازمان، طرح و اجرا مىكند كه اين امر مانعى بر سر راه همكارى و يكپارچگى مىباشد.
كشورهاى اسلامى از نظر وسعت بازار، ميزان توليدات و منابع طبيعى، اختلافات زيادى با هم دارند و ناهمگونى وضع اقتصادى در كشورها ممكن است كه موفقيت بازار را دچار مشكل ساخته و به دنبال آن تأثير و فايده بازار مشترك براى همه كشورهاى اسلامى يكسان نباشد.
توزيع ناهمگون ثروت و منابع همكارى كشورهاى فقير و غنى، گرد آمدن در يك اتحاديه را مشكل مىسازد، زيرا انگيزه لازم در ميان كشورهاى غنى براى همكارى با كشورهاى فقير وجود ندارد. از طرف ديگر قرار گرفتن فقير و غنى در كنار يكديگر در چارچوب يك اتحاديه مىتواند به ضرر كشورهاى ثروتمند تمام شود زيرا آنها براى پيشبرد كار اتحاديه ناچار به كمك به متحدان فقير خود خواهند شد و اين باعث اكراه كشورهاى غنى از اين همكارى مىشود.
مطالعه اقتصاد كشورهاى عضو سازمان كنفرانس اسلامى نشان مىدهد كه اقتصاد اين كشورها نه تنها مكمل يكديگر نيست، بلكه تا حدودى رقيب يكديگر نيز مىباشند. اقتصاد مكمل، وابستگى متقابل كشورهاى منطقه را به دنبال مىآورد، زيرا هر كدام از كشورها مىتوانند در عين حال كه كالاهاى خود را مىفروشند و نياز ديگران را برآورده مىسازند، با خريد كالاهاى منطقه، نياز خود را نيز تأمين كنند.
مكمل نبودن اقتصادهاى كشورهاى اسلامى به دليل تك محصولى بودن و توليد مواد اوليه مورد نياز كشورهاى صنعتى و وابستگى اقتصادى كشورهاى اسلامى به كشورهاى خارج از اين سازمان، سرمايهگذارى در صنايع مشابه و به تبع آن سطح پايين مبادلات منطقه را سبب مىشود كه در پيوند دادن كشورهاى منطقه به يكديگر تأثير منفى دارد و باعث مىشود اتحاديههاى اقتصادى كه در منطقه شكل مىگيرند، نتوانند موفقيت آميز عمل كنند، زيرا حيات و پويايى يك اتحاديه منطقهاى در درجه اول معلول بالا نگه داشتن مبادلات و ارتباطات اقتصادى بين اعضاست.
تضاد سياستهاى پولى و مالى در برنامههاى اقتصادى؛
ضعف تكنولوژى و بنيه اقتصادى؛
وجود شبكههاى اطلاعاتى و آمارى نارسا كه باعث بىخبر ماندن كشورها از نيازها و امكانات
يكديگر مىشود؛
به لحاظ موقعيت جغرافيايى، جامعه كشورهاى اسلامى به طور عمده در دو كانون خاورميانه و شمال آفريقا و تا نواحى مركزى آن تمركز يافته است. از سوى ديگر سه كشور مالزى، اندونزى و برونئى در آسياى جنوب شرقى، بنگلادش در شبه قاره هند، جزاير مالديو و سريلانكا در اقيانوس هند و جزاير كومور از تمركز عمده فوق جدا هستند (1).
غالباً بازار مشترك، مربوط به كشورهايى مىشود كه از نظر فاصله جغرافيايى خيلى از يكديگر دور نيستند؛ به هر حال فاصله زياد كشورهاى اسلامى از يكديگر مىتواند مشكل مهمى بر سر راه بازار مشترك اسلامى باشد. فاصله زياد اين كشورها هزينه حمل و نقل كالا را افزايش مىدهد. در حالى كه اصولاً يكى از دلايل ايجاد بازار مشترك برداشتن حقوق گمركى به منظور كاهش بهاى كالاهاى صادراتى است. بالا بودن هزينه حل و نقل، خود مشكلى در صادرات ميان كشورهاى اسلامى محسوب مىشود.
همانطورى كه اشاره شده به خاطر مشكلات عديدهاى كه در ايجاد بازار مشترك اسلامى وجود داشته و دارد، در اينجا به دنبال آن هستيم كه الگوى مورد نظر خود را براساس «برند» (نشان تجارى) ارائه دهيم. يكى از نمونههاى قابل توجهى كه پيش از اين در مورد برند وجود داشته و مخاطب آن مسلمانان جهان بودهاند، مارك حلال است. مركز تحقيقات و اطلاعرسانى اتاق اسلامى ( ICRIC( وابسته به سازمان كنفرانس اسلامى ( OIC( در راستاى تحقق عملى ايده «بازار مشترك اسلامى» ، ايجاد نشان فراگير حلال براى همه محصولات توليدى غذاى حلال در مرحلۀ اول و ساير محصولات حلال در مرحلۀ دوم در جهان اسلام را مد نظر قرار داد تا در زمينه تحقق بازار مشترك اسلامى و هدفمند كردن بازار هزار (ان) ميليارد دلارى غذاى حلال در جهان، گامهاى عملى برداشته شود. (2)با همه كاستىهايى كه در بهرهگيرى از مارك حلال وجود دارد، موفقيتهايى در مارك حلال وجود دارد كه مىتواند اصول اساسى الگوى ما را به خوبى تبيين نمايد. هدف از اين مورد كاوى اين
است كه بهصورت اجمالى با پيامدها و آثار بهرهگيرى از مارك حلال در بازارهاى جهانى آشنا شويم و براساس موفقيتها و عدم موفقيتهاى اين مورد مهم، الگوى خود را در جهت ايجاد بازار مشترك اسلامى با بهرهگيرى از برند ارائه دهيم.
توليد فرآوردههاى صنايع غذايى حلال يكى از رشتههاى نوين صنايع غذايى و پر سود بازرگانى كنونى جهان است كه بخش عمده صنايع غذايى كشورهاى پيشرو در صنايع غذايى را به خود اختصاص داده است. جمعيت نزديك به دو ميلياردى مسلمانان و تاكيد آنها بر استفاده از غذاى حلال، بازار بسيار وسيعى را براى توليد كالاهاى حلال ايجاد كرده است. اما مصرف كالاهاى حلال تنها به مسلمانان اختصاص ندارد. بررسىهاى انجام پذيرفته از سوى كارشناسان نشان مىدهد كه مصرف غذاى حلال در ميان غير مسلمانان نيز در سالهاى اخير رواج يافته است و همچنان رو به افزايش است. مصرفكنندگان غذاهاى حلال به تجربه دريافتهاند كه غذاهاى تهيه شده از مواد حلال، افزون بر طعم و مزه دلپذير، از نقطه نظر بهداشتى و سلامت تن و روان آدمى، به مراتب بهتر از ساير انواع غذاها و مناسبتر است. بهويژه آنكه علاقمندان به رژيم غذايى و گردانندگان رستورانهاى زنجيرهاى معروف به «غذاهاى فورى» نيز از اين انديشه غافل نماندهاند. براى نمونه بايد متذكر شد كه در كشور عربستان سعودى دو زنجيره رستورانهاى حلال گوشت آسيايى مانند «تاكوبل» و «پاپايز» نيز با موفقيت شايان توجه در حال توسعه و گسترش تشكيلات خود هستند. ناگفته نماند كه رستورانهاى زنجيرهاى سرشناس آمريكائى چون «مك دونالد» و «كنتاكى چيكن» يكى از دلائل موفقيتشان را حلال بودن توليدات خود دانستهاند. رستورانهايى كه در كشورهاى پر جمعيت خاور دور و نزديك كه تعداد مسلمانان در آنجا بسيار زياد است، از محبوبيت ويژهاى برخوردار مىباشند و پيوسته به شمار آنها اضافه مىشود. (1)حجم مبادلات حلال براساس آخرين آمارها1/2 ترليون دلار برآورد شده است و سالانه ده درصد در حال رشد است (2).
كشور دانمارك با اقليت اندك و كوچك مسلمان خود، توسعه و گسترش صادرات چند ميليارد دلارى خود را مديون كشورهاى مسلمان مىداند. توليد كنندگان فرآوردههاى صنايع غذايى دانمارك، پس از گذشت سالها و توفيق در خور توجه در توليد و صادرات مواد لبنى، بهويژه پنير،
دير زمانى است انديشه توليد كنسروهاى حلال گوشت را دنبال مىكنند و پيوسته به تنوع اين نوع توليدات خود مىافزايند (1).
در نمايشگاه پنج روزهاى از كالاهاى حلال كه در سال در مالزى برگزار گرديد، فروشى معادل 214 ميليون دلار صورت گرفت كه امارات 9٠ ميليون، انگلستان 41 ميليون، چين 36 ميليون و فرانسه با 20 ميليون دلار بيشترين فروش را در اين نمايشگاه به خود اختصاص دادند (2).
نكته درخور توجه و مهم ديگر اينكه توليدكنندگان فرآوردههاى غذايى كنسرو شده، در كشورهاى عضو اتحاديه اروپا، با آگاهى كامل از واقعيت نقش حلال در توسعه تجارت فرآوردههاى غذايى، چنانچه محتواى توليدات فرآوردههاى غذايى آنان غير حلال نباشد واژه"حلال"را با حروف درشت روى قوطىهاى كنسرو چاپ مىكنند. با آنكه اين شيوه هنوز در ايالات متحده آمريكا و كانادا مرسوم نيست، با اين حال صاحبان صنايع غذايى شمال ايالات متحده به تازگى با بكار گماردن كارشناسان و مشاورين خبره در اين رشته از صنايع غذايى در نظر دارند سهم بيشترى از اين بازار پر سود را از آن خود سازند (3).
آنچه كه مسلم است اين است كه ايجاد نشان حلال ثمرات عديدهاى به همراه داشته است كه برخى از مهمترين آنها عبارتند از:
فراهم كردن زمينههاى لازم براى ايجاد بازار مشترك اسلامى؛
توليد كالاهاى اساسى حلال و تأمين نيازهاى اساسى مسلمانان در بيشتر كشورهاى دنيا؛
امكان همكارى بيشتر كشورهاى مسلمان و تقريب منافع اقتصادى آنها به يكديگر؛
بالا بردن سهم صادرات كشورهاى مسلمان و كاهش واردات آنها و حركت به سوى خودكفايى؛
ترويج آموزههاى دينى اسلام و بالا رفتن گرايش مردم دنيا به دين اسلام؛
فراتر رفتن توليد محصولات حلال از مواد غذايى به مواد بهداشتى و آرايشى و نيز پوشاك و ساير كالاهايى كه در آن بحث حلال و غير حلال مطرح است.
موارد متعدد ديگرى هم وجود دارد كه مىتوان به آنها اشاره كرد. با اين حال شش موردى كه به نظر اهميت بيشترى دارد را در اينجا گرد هم آوردهايم. با وجود ثمرات زيادى كه توليد كالاهاى
حلال داشته است، چه در شيوۀ اجرا و چه در ماهيت اين كار، مواردى وجود دارد كه بيشتر نياز به تعمق دارد:
در حالى كه مسئله توليد كالاى حلال صرفاً به مسلمانان اختصاص دارد، مشاهده مىشود كه بسيارى از كالاهاى حلال در دنيا، توسط غير مسلمانان توليد مىشود. نمونۀ آن را مىتوان در نمايشگاه مالزى كه قبلاً هم به آن اشاره شد، مشاهده كرد. ثمره اين مسئله اين است كه در سالهاى نهچندان دور و با توجه به اينكه جمعيت مسلمانان طبق پيشبينىها به يك سوم جمعيت دنيا مىرسد، و همه كشورهاى دنيا و سيستمهاى بازاريابىشان از اين مسئله آگاهى دارند، ديرى نخواهد پاييد كه كشورهاى مانند چين كه داراى مزيتهاى نسبى بالايى در توليد هستند، تمام بازارهاى مسلمانان را تحت سيطره خود درآوردند و عملاً مسلمانان نيز استفاده كننده كالاهاى حلال مثلاً چينى خواهند بود. اين مسئله جاى تعمق بيشتر و دقت نظر دارد. چگونه بسيارى از شركتها و توليدكنندگان با ثبت كار خود، حق انحصارى در توليد دريافت مىكنند اما كشورهاى مسلمان توانائى انجام چنين كارى را ندارند؟ !
مسئله دوم كه به دنبال مسئله اول به وجود مىآيد اين است كه چنانچه اگر قرار باشد كشورهاى غيرمسلمان و توليدكنندگان غيرمسلمان دست به توليد كالاهاى با مارك حلال بزنند، چه تضمينى وجود دارد كه آن كالاها واقعاً حلال باشد؟
با وجود اينكه در سالهاى اخير دايره توليد كالاى حلال، از مواد غذايى فراتر رفته و به مواردى مانند پوشاك، لوازم آرايشى و بهداشتى نيز سرايت كرده است، اين مقدار كالا به نسبت كل كالاهايى كه در بين كشورهاى دنيا مبادله مىشود بسيار ناچيزند. به نظر مىرسد اگر بتوان راهى پيدا كرد كه مبادلات كشورهاى مسلمان را از صرف كالاهاى حلال خارج كرد و كالاهاى متعدد ديگرى را وارد عرصه مبادلات مسلمانان كرد، مىتواند ما را در رسيدن به اهدافمان بيش از پيش يارى نمايد.
مسئله ديگرى كه در اينجا قابل طرح است و يكى از ضعفهاى نشان حلال را در تجارت وسيع بين مسلمانان نشان مىدهد، گستره عظيم ظرفيتهاى اقتصادى حج است. پوشيده نيست كه بسيارى از مسلمانان در مناسك حج شركت مىكنند و طبيعتاً به دليل تمايل به خريد سوغاتى و يا مواجهه با بازارهاى رنگارنگ و محصولات توليدى ارزان قيمت، بخش زيادى از دارايى خود را در اينجا خرج مىكنند و علاوه بر خروج ارز و اتلاف وقت، كالاهاى بىكيفيت را وارد كشور خود مىكنند. طبيعتاً تمامى مواد غذايى كه مسلمانان در ايام حج استفاده مىكنند از نوع حلال است، اما محصولاتى كه مىخرند مسئله حلال بر آنها صدق نمىكند. مارك حلال توانايى آن را ندارد كه در بسيارى از موارد گسترش يابد و بتواند بخشى از خريد زائران در حج را به خود اختصاص دهد. ظرفيت عظيم حج كه
اين مقاله تاكيد بر آن دارد مستلزم آن است كه اجازه حضور بيش از پيش كشورهاى مسلمان را در بازارهاى حج فراهم آورد. اين مسئله نياز به ارائه الگويى دقيق و اجرايى دارد كه هدف اين مقاله پرداختن به اين موضوع است.
آمارها حاكى از آن است كه فقط دو درصد از كل درآمد سالانه تجارت غذاى حلال در جهان متعلق به ايران است (1). اين در حالى است كه امروزه ايران يكى از كشورهاى پيشرو در بين مسلمانان است. از طرفى بررسى جايگاه ژئواكونوميك ايران در سطح منطقه حتى به گونهاى سطحى، كوتاه و گذرا نيز گوياى اين واقعيت است كه ايران در سطح منطقه در قياس با ساير كشورها از موقعيتى غيرقابل سنجش برخوردار است، به بيانى ديگر ايران مىتواند بهعنوان دروازه ورود افزون بر كشورهاى آسياى ميانه، دنياى اسلام تلقى شود ( مهرآفرين، ، ص) . اما در مجموع اين جايگاه براى ايران چندان قابل قبول نيست.
اهميت نشان تجارى (برند) و كاركردهاى آن بر اهل علم پوشيده نيست. يكى از ويژگىهاى مهمى كه برند مىتواند ايفا كند اين است كه حق توليد محصول خاصى را به افراد خاصى اعطا مىكند و ديگران را از بهرهبردارى از آن منع مىكنند. همين ويژگى برند و ايجاد حق مالكيت براى صاحب آن مسئلهاى است كه ما را در ارائه الگوى مورد نظر خود يارى مىدهد.
همانطورى كه در بخش سوم اشاره شد، مشكلات و موانعى كه بر سر راه ايجاد بازار مشترك اسلامى وجود داشته است، منجر به آن شده است كه بسيارى از كارشناسان از ايجاد چنين بازارى نااميد شوند. از طرفى اوضاع فعلى جهان و نگرانىهاى موجود درباره از هم پاشيدن اتحاديه اروپا مسئله ديگرى است كه ايجاد بازار مشترك اسلامى را بيش از پيش تحت الشعاع خويش قرار داده است. على رغم همه مسائلى كه در مورد شكلگيرى بازار مشترك اسلامى وجود دارد، موفقيتهاى نشان حلال در بازارهاى جهانى ما را به شبيهسازى از اين الگو رهنمون مىسازد و البته نوع شبيهسازى ما بهگونهاى است كه بتواند ضعفهاى موجود در بهرهگيرى از نشان حلال را برطرف نمايد.
به عقيده نويسندگان، وضعيت موجود در دنياى اسلامى، بهخصوص بعد از دوره بيدارى اسلامى، شرايطى را فراهم كرده كه در آن، ايجاد بازار مشترك اسلامى بهگونه نرم افزارى و با بهرهگيرى از نشان تجارى ميسر شده است. بر اين اساس به نظر مىرسد كه كشورهاى مسلمان مىتوانند به ايجاد
1) فخارى، . .
يك نشان تجارى جديد مبادرت ورزند كه براساس آن، تنها كشورهاى مسلمان مىتوانند براى توليد محصولات خود از اين نشان استفاده نمايند و آن را بر روى كالاهاى خود حك نمايند. براى اجرايى شده اين الگو، كشورهاى عضو سازمان كنفرانس اسلامى بايد موظف شوند كه براى صادرات و واردات كالاهايى كه حامل چنين نشانى هستند تسهيلاتى قايل شوند و امكان ورود كالاهايى كه ساخت كشورهاى مسلمان است و مسلمانان توليدكننده آن هستند را به كشورهاى خود تسهيل نمايند. به عبارت ديگر كشورهاى مسلمان بايد توافق كنند كه:
نشان تجارى جديدى را براى توليد كالاهاى مسلمانان ايجاد نمايند؛
انحصار استفاده از اين نشان تجارى تنها در اختيار سازمان كنفرانس اسلامى و به دنبال آن تنها در اختيار كشورهاى مسلمان باشد؛
هر يك از كشورهاى مسلمان تسهيلاتى مانند كاهش تعرفه را براى ورود كالاها با نشان تجارى اسلامى فراهم آوردند؛
مشوقهايى را براى صادرات كالاهايى با نشان اسلامى در نظر بگيرند؛
لغو حقوق گمركى و حذف سهميه در روابط متقابل اعضاى سازمان وجود داشته باشد؛
برقرارى تعرفه مشترك گمركى براى كالاهاى غير مسلمانان؛
در پيش گرفتن سياست مشترك اقتصادى تا حدى كه به نفع همه كشورهاى عضو باشد؛
در مراحل بعدى، لغو تشريفات مربوط به ورود و خروج تبعههاى هر يك از كشورهاى عضو در سرزمين يكديگر؛
تسهيل سرمايهگذارى و مبادله خدمات؛
در پيش گرفتن سياست مشترك در زمينهى كشاورزى و حمل و نقل.
هر چند ممكن است كه در مراحل اوليه همه كشورهاى اسلامى نتوانند خود را با اين الگو تطبيق دهند، اما كشورهايى وجود دارند كه داراى توان رقابتى مناسبى باشند و بتوانند در اجراى اين الگو مشاركت كرده و هسته اوليه آن را شكل دهند. مزاياى چنين طرحى از جمله بالا رفتن همكارى كشورهاى مسلمان، ايجاد بازارهاى جديد براى اين كشورها، بالارفتن توان رقابتى، افزايش صادرات و ايجاد فرصتهاى شغلى دستيابى به منابع مالى ديگر كشورها به مرور زمان به وضوح مشاهده مىشود. بنابراين ايجاد بازار مشترك اسلامى، نيازمند زمان و استقامت بسيار است. پس بايد با گروه كوچكى شروع بهكار كرد و گام بهگام پيشرفت نمود تا قوانين مختلف در كشورهاى عضو هماهنگ شود (1).
1) دولو، 1379، ص 136. .
آنچه كه مسلم است اين است كه شكلگيرى بازار مشترك اسلامى نه تنها آثار خود را بر رشد اقتصادى كشورهاى مسلمان و بىنيازى آنها از ديگران نشان مىدهد، بلكه بازار حج كه دغدغه بسيارى از علما و كارشناسان مسلمان است را سامان مىدهد و قدرتى عظيم به كشورهاى مسلمان و سازمان كنفرانس اسلامى مىدهد كه در اين صورت كشورهاى مسلمان مىتوانند بيش از پيش بر معادلات جهان اثر داشته باشند. البته الگوى حاضر تنها به حج اختصاص ندارد، بلكه شامل هر گونه سفر توريستى به كشورهاى مسلمان مىشود كه البته توريسم زيارتى نقش بسيار حائز اهميتى هم در حج و هم در عتبات عاليات دارد. به عبارت ديگر ايجاد قدرت نرم افزارى از طريق برند، سبب خواهد شد كه ورود و خروج كالاهاى كشورهاى مسلمان به ساير كشورهاى مسلمان به سادهترين وجه صورت گيرد و براساس حمايتهايى كه از آن كالاها صورت مىگيرد توان رقابتى آن كالاها بالاتر رود و بازارهاى مسلمين از كالاهاى مسلمانان مملو شود كه در نتيجه آن، برنده نهايى مسلمانان خواهند بود. ضامن اجراى چنين الگويى نفعى است كه كشورهاى مسلمان از اين الگوى جديد خواهند برد.
آيا اين الگو مشكلات جارى در ايجاد بازارهاى اسلامى را مرتفع مىكند؟ در پاسخ بايد گفت اينكه الگوى جديد بخواهد مشكلات موجود در زمينه ايجاد بازار مشترك اسلامى را برطرف كند مسالهاى است كه جاى تامل دارد. الگوى ارائه شده بيش از آنكه توانايى رفع مشكلات موجود را داشته باشد، اين ويژگى را دارد كه مىتواند در كنار مشكلات موجود، به تعميق روابط بين كشورهاى مسلمان بيانجامد و امكان حمايت از كالاهاى كشورهاى مسلمان را فراهم آورد و از اين طريق بر بازارهاى كشورهاى مسلمان اثر گذارد. موفقيتى كه برند حلال در سالهاى اخير از خود نشان داده است خود نشانى است از امكان موفقيت اين الگو و اين اميدوارى را به همراه دارد كه الگوى ارائه شده بتواند نقش مؤثرى ايفا نمايد.
منابع
خورشيدى، غلامحسين، بازار مشترك اسلامى، موسسه انتشارات اميركبير، تهران، 1367.
خورشيدى، غلامحسين، بررسى و نقد ديدگاههاى مطرح شده در مورد تشكيل بازار مشترك اسلامى، ماهنامه بررسىهاى بازرگانى، بهمن و اسفند 1384، شماره 3.16. دولو، گلناز، نگاهى مختصر به راهكارهاى ايجاد بازار مشترك اسلامى، مجله پژوهش نامه اقتصادي، بهار 1379، پيش شماره 1، از 129 تا 136.
شايق، احمد، مطالعه اقتصادى براى تشكيل بازار مشترك اسلامى، سازمان برنامه و بودجه، تهران، 1371.
شهابى، سهراب، گزارش سيمينار (ويژه بازار مشترك اسلامى) ، دفتر مطالعات سياسى و بين الملل وزارت امور خارجه، تهران 1367.
شيخ حر عاملى، وسايل الشيعه، موسسه آلبيت، قم، ج2، ص218.
فخارى، عبدالحسين، متن كامل گزارش رياست دبير خانه نشان حلال، دبيرخانه نشان حلال، بيست و دو اسفند.
ماهنامه اتاق بازرگانى، نشان حلال يك پيام فرهنگى واحد است، ماهنامه اتاق ايران، شماره، .
مبلغى، احمد، دلائل فقهى ضرورت تشكيل بازار مشترك اسلامى، مجله فقه (كاوشي نو در فقه اسلامي) ، بهار 1383، شماره 39.
مهرآفرين، توليد فرآوردههاى غذايى «حلال» صنعتى رو به گسترش و تجارتى رو به توسعه، مجله نامه اتاق بازرگانى، تير - شماره 339، صفحه تا.
محمود حاجى يوسفى پور (1)
چكيده
با نگاهى به كشورهاى اسلامى متوجه اين نكته مىشويم كه مشكلات عديده اقتصادى و تلاش گسترده به منظور جلب سرمايهگذارى در بخشهاى مختلف، از جمله نيازمندىهاى اساسى كشورهاى مسلمان در حال توسعه بوده و همين امر تا حد زيادى آنان را به سوى وابستگى اقتصادى و در نتيجه فرهنگى و سياسى به كشورهاى بيگانه و رقابت منفى بين خود سوق داده است.
تمركز اين پژوهش، نگاهى آمارى به وضعيت بازرگانى و صادرات و واردات كشورهاى اسلامى مىباشد و گوياى اين مطلب است كه دولتهاى اسلامى با بىاعتنايى به توانمندىهاى بين خود به استفاده ازمنابع كشورهاى بيگانه روى آوردهاند. از آنجا كه فريضه عظيم حج، يك گردهمايى بزرگ در مكان و زمان مشخصى براى مسلمين مىباشد، جا دارد كه از پتانسيل موجود در اين اتحاديه براى همگرايى اقتصادى و به تبع آن همگرايى سياسى بين مسلمين استفاده نمود. در پايان نيز راهكارى براى تحقق توسعه تجارت بين كشورهاى اسلامى در موسم حج آورده شده است.
واژگان كليدى : حج، صادرات، واردات، تجارت، كشورهاى اسلامى، اتحاد،
جهان اسلام به لحاظ جغرافيايى، وسعت قابل ملاحظهاى از كره خاكى را در بر مىگيرد. بلوك اسلامى يا مجموعه 55 كشور مسلمان كه روى هم 30 ميليون و 910 هزار كيلومتر مربع مساحت دارد،
1) كارشناس ارشد مطالعات خاورميانه از دانشكده روابط بين الملل وزارت امورخارجه، كارشناس بازرگانى خارجى سازمان توسعه تجارتايران و مدرس علوم سياسى دانشگاه پيام نور قزوين. .
مناطق وسيعى از جنوب و جنوب غربى آسيا، شمال، شرق و غرب آفريقا و جنوب اروپا را شامل مىشود. گستره آن حدود يازده هزار كيلومتر طول جغرافيايى، از غربىترين نقطه در شمال افريقا تا جزاير جاوه اندونزى و حدود 6 هزار كيلومتر عرض جغرافيايى، از شمال قزاقستان تا جنوب سودان را در بر مىگيرد. جهان اسلام با جمعيتى بيش از يك ميليارد و سيصد ميليون نفر پس از جهان مسيحيت، دومين جمعيت بزرگ مذهبى است. از نظر ميزان گسترش جمعيت مسلمانان در مناطق مختلف جهان نيز آمارها بسيار روشنگر هستند. از كل كشور آسيايى كشور جزو كشورهاى اسلامى محسوب مىشوند. همچنين از كشور آفريقايى كشور آن مسلمان هستند.
كشورهاى اسلامى (1)از نظر جغرافياى سياسى و موقعيت ژئوپلتيك در بهترين شرايط ممكن قرار دارند. بهعنوان مثال مىتوان به كشورهايى چون ايران و عربستان اشاره كرد. اين دو كشور از نظر اهميت جغرافيايى جزو ده كشور اول جهان محسوب مىشوند زيرا از يكسو داراى موقعيت مركزى بوده و از سوى ديگر، از دو طريق به دريا راه دارند. علاوه بر آن با تنگههاى استراتژيك و آبراههاى بين المللى همجوار هستند.
اين وضيعت به اين دو كشور منحصر نمىشود؛ كشور مصر، مالك آبراه سوئز است. تركيه تنگههاى بسفر و داردانل را در تصرف خود دارد. تنگه مالاكا در اختيار كشور بزرگ اندونزى است. مراكش نيز در اداره امور مربوط به تنگه جبل الطارق با اسپانيا شريك است. بنابراين مشاهده مىشود كه جغرافياى سياسى جهان اسلام منحصر به فرد است و به همين دليل مىتواند زمينه مناسبى براى همگرايى امت اسلامى به شمار آيد.
كشورهاى اسلامى اگرچه در حال حاضر در شرايط نامطلوبى به سر مىبرند و از جمله كشورهاى ضعيف و عقب مانده جهان به شمار مىآيند ولى بررسى وضعيت منابع طبيعى اين كشورها بيانگر آن است كه اين كشورها بهصورت بالقوه بسيار قدرتمند و ثروتمند هستند. متاسفانه سوء مديريت و وابستگى رهبران اين كشورها مانع از بهرهبردارى صحيح از اين منابع شده است.
سرزمينهاى اسلامى توانمندىهاى شناخته شده زيادى در زمينه انرژىهاى فسيلى، مواد معدنى، محصولات كشاورزى وصنايع وابسته به اين مواد دارند.
بيش از يك سوم ذخاير نفت و قريب به 70 درصد از ذخاير گاز طبيعى جهان در كشورهاى اسلامى
1) منظور از كشورهاى اسلامى در اين نوشتار، دولتى است كه عضو اصلى «سازمان كنفرانس اسلامى» مى باشد كه به موجب منشور سازمان كنفرانس اسلامى، عضويت در آن سازمان صرفاً منوط به موافقت دو سوم اعضاست. هم اكنون سازمان كنفرانس اسلامى دومين سازمان بين دولتى پس از سازمان ملل متحد است كه 57 كشور از چهار قاره جهان درآن عضويت دارند. .
نهفته است. همچنين 40 درصد از ذخاير فسفات، 38 درصد از ذخاير بوكسيت، 37 درصد از ذخاير قلع، 15 درصد از ذخاير اورانيوم و12 درصد از ذخاير كروم جهان متعلق به ملل مسلمان است. منابع معدنى ديگرى چون سنگ آهن، زغال سنگ، مس، سرب، روى، ميكا، پتاس، برميت، كبالت، سنگهاى ساختمانى و لاتريت به وفور در كشورهاى اسلامى يافت مىشود.
در زمينه توليدات كشاورزى نيز بخش عمدهاى از محصول پنبه، خرما، انگور، برنج، كتان، كنف، گندم، توتون و بادام جهان در كشورهاى اسلامى توليد مىشود.
وجود منابع عظيم نفت و گاز در سرزمينهاى اسلامى موقعيت بىبديلى به اين كشورها بخشيده است؛ زيرا حيات اقتصادى جهان صنعتى به نفت وابسته است. بديهى است در صورت همگرايى بين كشورهاى اسلامى، با توجه به نياز غرب و ساير كشورها به اين ماده خام ارزشمند، مسلمانها مىتوانستند بسيارى از مشكلات خود را به راحتى مرتفع نمايند.
بدون شك مهمترين عامل همگرايى امت اسلامى، آموزهها و تعاليم گرانقدر دين مبين اسلام است. اسلام به مثابه يكى از مهمترين اديان آسمانى، شيوه سعادت و بهروزى مسلمانان را به روشنى ارائه داده است. در اين دين، شيواترين و رساترين قوانين در خصوص نوع بشر همراه با جزئيات آورده شده است. همه مسلمانان جهان اسلام در اصول با يكديگر اشتراك عقيده دارند. خداى واحد، پيامبر واحد و كتاب واحد، پايههايى هستند كه مىتوانند وحدت و انسجام امت اسلامى را بار ديگر احياء نمايد.
نگاهى اجمالى به آموزههاى دين اسلام نشان مىدهد كه خداوند متعال از يكسو همه انسانهاى جهان را امت واحد مىداند و از سوى ديگر، بين همه مسلمانان عالم پيمان اخوت و برادرى منعقد مىسازد ( إِنَّ هذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً واحِدَةً ) (1)بنابراين به نظر مىرسد، از منظر قرآن مجيد، وحدت و همگرايى عامل مهمى براى قوام اسلام و جامعه و زمينه اساسى رشد و تكامل همه افراد مىباشد. ( وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللهِ عَلَيكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَينَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ كُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْها كَذلِكَ يبَينُ اللهُ لَكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ ) (2)«و همگى به ريسمان خدا [يعنى: قرآن، اسلام و هرگونه وسيله وحدت ]چنگ زنيد و پراكنده نشويد و نعمت خدا را بر خود به ياد آريد كه چگونه دشمن يكديگر بوديد و او ميان دلهاى شما الفت ايجاد كرد و به بركت نعمت او، برادر شديد و شما بر لب حفرهاى از آتش بوديد، خداوند متعال شما را از آن نجات داد. اين
چنين، خداوند آيات خود را براى شما آشكار مىسازد تا شايد پذيراى هدايت شويد. " در اين آيه چنان كه از فرمان الهى ( وَ اعْتَصِمُوا ) فهميده مىشود، وحدت و اتحاد و لزوم تمسك به ريسمان الهى، يك وظيفه الهى شمرده شده است و نيز واژه ( جَمِيعاً ) بيانگر اين است كه اين اتحاد و وحدت، وظيفه همگان مىباشد و جز با حركت جمعى و مشاركت عمومى مردم تحقق نخواهد يافت.
در ادامه آيه نيز با نهى ( وَ لا تَفَرَّقُوا ) دستور دورى و پرهيز از هر نوع تفرقه و اختلاف را كه در ميان صفوف مسلمانان چند دستگى به وجود مىآورد، صادر نموده است و در آخر مىفرمايد: "ايجاد وحدت پس از تفرقه، و الفت ميان دلها و برادرى ميان افراد جامعه پس از دشمنىها، از آيات و نشانههاى خداوند براى بندگان مىباشد. " پيامبر اسلام (ع) همواره، امت اسلامى را به يكدلى و همگرايى دعوت مىنمود و امتش را از واگرايى نهى مىفرمود حضرت در كلامى مىفرمايد
: «أيّهَا النَّاسُ عَلَيكُمْ بِالْجَمَاعَةِ وَإيّاكُمْ وَالْفُرْقَةَ » (1)«اى مردم! به جماعت و يكپارچگى روى آريد و از پراكندگى بپرهيزيد! " برنامههاى اسلام در عمل ما را به وحدت سوق مىدهد مثلاً سفارش كرده است: همه در يك مكان جمع شويم، (مسجد) پشت سر يك امام و همه به يك سو و يكنواخت تكبير بگوئيم و در كمال سكوت با هم خم شده و ركوع و سجده كنيم. بدنها در كنار هم در صفوفى منظم. اين دستورات تمرين عملى وحدت است. در مراسم حج نيز مسلمانان از هر جاى دنيا همه با لباسى يك شكل و شعارى واحد به گرد محورى واحد (كعبه) طواف مىكنند و اعمال عبادى حج را انجام مىدهند.
مراسم پرشكوه حج، همچون عبادات ديگر، داراى بركات و آثار فراوان فردى و اجتماعى است كه اگر طبق برنامه درستى، انجام و بهرهبردارى شود، مىتواند هر سال منشأ تحول تازهاى در جوامع اسلامى گردد.
تحليل و بررسى ابعاد گوناگون كنگره عبادى - سياسى حج، نيازمند نگرشى عميق و همهجانبه است كه مىتوان مطالعه را با شناخت آيات و روايات معصومين (ع) درباره حج و پيامدها و اهداف آن آغاز نمود و با درك جنبههاى مختلف عبادى، سياسى، فرهنگى و اقتصادى حج از ديدگاه مفسران و دانشمندان اسلامى با منزلت و اهميت حج آشنا شد و ما به دليل موضوع اين نوشتار، محور بحث را در بعد اقتصادى و بازرگانى كنگره عظيم حج متمركز مىكنيم.
حج، يك بازار بزرگ جهانى و يك اتحاديه بزرگ اسلامى است كه خداوند به امت اسلام موهبت
1) محمدى رى شهرى، محمد؛ ميزان الحكمة، تهران: دار الحديث، چاپ سوم، 1381، ج 2، ح 2434. .
نموده ( جَعَلَ اللهُ الْكَعْبَةَ الْبَيتَ الْحَرامَ قِياماً لِلنَّاسِ ) (1)تا با همفكرى و همكارى، راهكارهاى پيشرفت اقتصادى را بررسى، و از طريق ( وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللهِ جَمِيعاً ) ، وحدت و عزت خود را حفظ كنند؛ چراكه ( إِنَّ هذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ أَنَا رَبُّكُمْ فَاتَّقُونِ ) .
لذا حج مناسبترين فرصت و موقعيت را براى تبادل نظر و مذاكرات اصولى ميان ملتها فراهم ساخته تا در پرتو ارتباطات منطقى و مداوم و پيگيرى فعاليتهاى اقتصادى وتجارى بتوان به مشكلات و كمبودهاى مادى كشورهاى اسلامى آگاهى و شناخت لازم را كسب كرد زيرا فعاليتهاى اقتصادى كه در ساير مكاتب، صرفا از ديد مادى به آن نگريسته مىشود، در بينش اسلام وسيله تربيت دينى و رشد اخلاقى مىباشد. ( وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يأْتُوكَ رِجالاً وَ عَلى كُلِّ ضامِرٍ يأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ * لِيشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ وَ يذْكُرُوا اسْمَ اللهِ ) . (2)برخلاف آنچه بعضى فكر مىكنند استفاده از كنگره عظيم حج براى تقويت پايههاى اقتصادى كشورهاى اسلامى نه تنها با روح حج منافات ندارد بلكه طبق روايات اسلامى يكى از فلسفههاى آن را تشكيل مىدهد. چه مانعى دارد مسلمانان در آن اجتماع بزرگ يك بازار مشترك اسلامى را پايهريزى كنند و زمينههاى مبادلاتى و تجارى را در ميان خود بهگونهاى فراهم سازند كه نه منافعشان به جيب دشمنانشان بريزد و نه اقتصادشان به اجانب وابسته باشد كه اين دنياپرستى نيست، عين عبادت است و جهاد. و لذا در روايت "هشام بن حكم" از" امام صادق (ع) " ضمن بيان فلسفههاى حج آشكارا به اين موضوع اشاره شده بود كه يكى از اهداف حج، تقويت تجارت مسلمانان و تسهيل روابط اقتصادى است. در حديث ديگرى از ايشان در تفسير آيه ( لَيسَ عَلَيكُمْ جُناحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلاً مِنْ رَبِّكُمْ ) . (3)مىخوانيم كه فرمود: «منظور از اين آيه كسب روزى است «فَاذِا اَحلَّ الرَّجلُ مِن اِحْرامِه وَ قَضَى فَليشترِ لِيبعَ فى المَوسَمِ» : هنگامى كه انسان از احرام بيرون آيد و مناسك حج را بهجا آورد در همان موسم حج خريد و فروش كند (و اين موضوع نه تنها گناه ندارد بلكه داراى ثواب است.) همين معنى در ذيل حديثى كه از "امام على بن موسى الرضا (ع) " به طور مشروح در بيان فلسفههاى حج وارد شده، آمده است و در پايان آن مىفرمايد: ( لِيشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ ) . اشاره به اينكه آيه ( لِيشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ ) هم منافع معنوى را شامل مىشود و هم منافع مادى را كه از يك نظر همه معنوى است.
در سفر حج به كسب و تجارت اجازه داده شده و فلسفه آن بالا بردن توان مالى حجگزاران و در نتيجه تقويت عموم مسلمانان از رهگذر اين كنگره جهانى است و تجارت و كسب در سفر حج خود
عاملى است در برگزارى اين فريضه جهان شمول و تأمين معاش گروهى از زائران كه اگر كسب و تجارت نكنند، به تأمين هزينه سفر خود قادر نيستند. از اين رو، رخصت داده شده كه زائران از سود تجارت و داد و ستد و امثال آن در چهارچوب شرع و به تناسب شؤون بهره گيرند تا بدين وسيله استطاعت مالى و توان افراد بالا رفته و اجتماع حج فزونى گيرد.
معاويۀ بن عمار مىگويد: «از امام صادق (ع) پرسيدم: كسى كه به قصد تجارت رهسپار مكه مىشود يا شتران خود را كرايه مىدهد، حج او ناقص است يا تمام؟ حضرت در پاسخ فرمود: حج او تمام است؛
(عَنْ مُعَاوِيةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ قُلْتُ لأِبِي عَبْدِ اللهِ (ع) الرَّجُلُ يخْرُجُ فِي تِجَارَةٍ إِلَي مَكَّةَ أَوْ يكُونُ لَهُ إِبِلٌ فَيكْرِيهَا حَجَّتُهُ نَاقِصَةٌ أَمْ تَامَّةٌ قَالَ لا بَلْ حَجَّتُهُ تَامَّةٌ) .
محمد بن سنان مىگويد: «امام على بن موسى الرضا (ع) در پاسخ به سؤالاتى چند كه طى نامهاى براى من نوشتند، از فلسفه حج نيز سخن گفتند و پس از ذكر اسرار عبادى و عرفانى و آثار معنوى و فرهنگى و تربيتى و تاريخ آن، به اقتصاد و آثار معيشتى نيز اشاره كردند. در بخشى در اين نامه آمده است:
وَ مَعَ مَا فِي ذَلِكَ لِجَمِيعِ الْخَلْقِ مِنَ الْمَنَافِعِ. . . وَ مَنْفَعَةِ مَنْ فِي شَرْقِ اْلأَرْضِ وَ غَرْبِهَا وَ مَنْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ مِمَّنْ يَحُجُّ وَ مِمَّنْ لَمْ يَحُجَّ مِنْ تَاجِرٍ وَ جَالِبٍ وَ بَائِعٍ وَ مُشْتَرٍ وَ كَاسِبٍ وَ مِسْكِينٍ وَ قَضَاءِ حَوَائِجِ أَهْلِ اْلأَطْرَافِ وَ الْمَوَاضِعِ الْمُمْكِنِ لَهُمُ اْلإِجْتِمَاعُ فِيها كَذلِكَ. . . (لِيشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ) .
يكى از علل وجوب حج منافعى است كه از اين رهگذر به همه خلق مىرسد، و نيز منافعى است كه نصيب كسانى كه در شرق و غرب و خشكى و دريا هستند مىشود؛ چه آنهايى كه حج مىگزارند و يا آنان كه به حج نيامدهاند؛ اعم از تاجر يا واردكنندگان، فروشنده يا خريدار، پيشهور يا مستمند. و همچنين حج تأمين كننده نيازهاى ساكنان اطراف و امكنهاى است كه مىتوانند در موسم، اجتماع كنند تا بدين وسيله شاهد منافع خود باشند.
امام صادق (ع) در روايتى ديگر به بيان آثار اقتصادى و معيشتى حج پرداخته و در پاسخ به هشام بن حكم كه فلسفه وجوب حج را مىپرسد، چنين مىفرمايد:
فَجَعَلَ فِيهِ اْلإِجْتِمَاعَ مِنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ لِيتَعَارَفُوا وَ لِيتَرَبَّحَ كُلُّ قَوْمٍ مِنَ التِّجَارَاتِ مِنْ بَلَدٍ إِلَى بَلَدٍ وَ لِينْتَفِعَ بِذَلِكَ الْمُكَارِي وَ الْجَمَّالُ وَ لِتُعْرَفَ آثَارُ رَسُولِ اللَّهِ9 وَ تُعْرَفَ أَخْبَارُهُ وَ يُذْكَرَ وَ لا يُنْسَي وَ لَوْ كَانَ كُلُّ قَوْمٍ إِنَّمَا يتَّكِلُونَ عَلَي بِلادِهِمْ وَ مَا فِيهَا هَلَكُوا وَ خَرِبَتِ الْبِلادُ وَ سَقَطَتِ الْجَلَبُ وَ اْلأَرْبَاحُ وَ عَمِيتِ اْلأَخْبَارُ وَ لَمْ تَقِفُوا عَلَى ذَلِكَ. . . (1)
مقرر شد تا مردم از شرق و غرب به اين سرزمين بيايند و يكديگر را بشناسند و همه گروهها از
1) شيخ صدوق، محمد بن علي بن بابويه؛ علل الشرايع، قم، مؤمنين، 1383، صص 4٠6 - 4٠5. .
تجارت و حمل و نقل كالا از شهرى به شهر ديگر بهره گيرند. و چارپادار و شتربان سود برند و آثار و اخبار پيامبر خدا شناخته شود و در خاطرهها تجديد گردد و فراموش نشود و اگر قرار بود هر جمعيتى تنها از كشورها و شهرهاى خودشان و حوادث و مسائل منطقهاى سخن بگويند مردم نابود مىشدند و شهرها ويران مىگرديد و بازرگانى و سودآورى تعطيل مىشد و اخبار و حوادث در پرده ابهام مىماند و كسى برآنها آگاهى نمىيافت.
به موجب اين روايت آثار اقتصادى حج منحصر به حجگزاران نيست بلكه ميليونها انسان كه در گوشه و كنار جهان اسلام به سر مىبرند و هزاران خانواده در حرم و خارج حرم و حوالى مكه و كسانى كه در اقصى نقاط، به نوعى با منافع حج سر و كار دارند از بركات حج بهرهمند مىشوند. از كشاورزى كه محصول توليد مىكند، هنرمندى كه آثار هنرى و دستى مىآفريند، دامدارى كه دام مىپرورد، رانندهاى كه در حمل و نقل مشاركت دارد، بازرگانى كه آذوقه و نياز زائران را بهصورت كلى و جزئى فراهم مىسازد و ساير اصناف و اهل حرفه كه در پديد آوردن امكانات اين سفر سهيمند، همگى از منافع حج بهره مىبرند.
در بازار اقتصادى حج ميليونها انسان؛ از خرد و كلان تغذيه مىشوند، نياز سالانه خود را تأمين مىكنند، حتى فقرايى كه قدرت كار ندارند از احسان و انفاق حاجيان و ذبيحه زائران بهره مىبرند و اگر اين امكانات و همين گوشت قربانى با برنامهاى دقيق پياده مىشد و به مصرف نيازمندان در هر شهر و اقليمى مىرسيد، هزاران تن گوشت پاك و پاكيزه قربانى به هدر نمى رفت و به گرسنگان دنيا مىرسيد. علاوه بر اين، وجوهات شرعيه و برّيه و صدقه و انفاق، اعانه بسيار ارزشمندى براى نيازمندان خواهد بود و نيز سوغات سفر كه نبايد منحصر به نزديكان و اقوام باشد بلكه سهم مساكين و محرومان نيز بهگونهاى در آن لحاظ گردد تا از اين رهگذر به آشنا و بيگانه مساعدتى هرچند اندك عايد گردد و موجب تحبيب قلوب و پيوند اجتماعى افزون باشد.
حج موقعيتى است كه به تجارت كلان و خدمات عمده ديگر نياز دارد كه دولتها يا تجّار كشورها و شركتها و كارخانهها در آن نقش دارند. اگر كالاهاى عمده از كشورهاى اسلامى به بازار حج و در جهت تأمين تداركات آن حمل و نقل گردد، تأثير بسيار عميقى در اقتصاد كشورهاى اسلامى خواهد داشت. عمده نياز زائران مىتواند از كشورهاى اسلامى و به وسيله شركتها و بخشهاى اقتصادى مسلمين و دولتهاى اسلامى تأمين گردد و در اين صورت روا نيست كالايى كه امكان تهيه آن از كشورهاى اسلامى وجود دارد، از كشورهاى ديگر تهيه شود. مانند گوشت و مرغ كه عمدتاً (در موسم) از كشورهاى غربى خريدارى و مصرف مىشود كه علاوه بر جنبه اقتصادى خالى از شبهات شرعى هم نيست. اگر كشورهاى اسلامى با برنامهاى سنجيده و حساب شده با يكديگر همكارى داشته باشند، مىتوانند بسيارى از اين نوع كالاها را خود تهيه و با آرم و نشان كشور اسلامى عرضه نمايند. در
چنين صورتى است كه آثار كلان اقتصادى حج در مجموعه جامعه اسلامى نمودار مىگردد و ميليونها نفر از دستاندركاران توليد بهره مىبرند و توان اقتصادى مسلمين كه زيربناى بسيارى از مسائل ديگر است، بالا مىرود. تشكيل بازار مشترك اسلامى در حج بهترين فرصتى است براى كشورهاى مسلمان تا اين پيوند و مشاركت اقتصادى در طول سالها پابرجا بماند و بدان وسيله با فقر و بيكارى كه دو عامل عمده مفاسداند مبارزه شود. تأثير چنين پروژهاى بر ساير ابعاد زندگى مسلمين چون بعد فرهنگى و سياسى غير قابل انكار است. در عصرى كه دشمنان اسلام براى جهانى سازى كشورها با هدف وابستگى دائم ملّتها تلاش مىكنند، مسلمين مىتوانند براى جهانى شدن مكتب و آرمان خود، با اهداف انسانى و الهى با يك عزم عمومى گام بردارند و وحدت امّت را پايه ريزى كنند. جمعيتها و تشكّلهاى بين الملل اسلامى مىبايست در اين راستا حركت كنند و به صرف شعار و اجلاس و تعارفات بسنده نكنند. (1)هرچند كه در زمينه همكارىهاى اقتصادى نيز كشورهاى اسلامى به موافقتهاى زيادى دست يازيدهاند كه از آن جمله مىتوان شوراى اتحاد اقتصادى اعراب و بازار مشترك عربى، شوراى همكارى خليج فارس، سازمان همكارى اقتصادى اكو و اتحاديه مغرب را نام گرفت. اما اين توافقات نيز تا هنوز راهى به جايى نبرده است. و سطح تعاملهاى اقتصادى در ميان كشورهاى اسلامى عملاً پايين بوده است. با وجود تلاش و كوشش سازمانها، اتحاديهها و توافقات به عمل آمده ميزان تجارت و مبادلات تجارى، و همكارىهاى اقتصادى بسيارى پايين نشان مىدهد. مطالعات نشان مىدهد كه تجارت كشورهاى اسلامى با همديگر حدود 10 درصد كل تجارت كشورهاى اسلامى را تشكيل مىدهد و 9٠ درصد تجارت كشورهاى اسلامى با كشورهاى ديگر عمدتاً جهان غرب صورت مىگيرد. (2)كل تجارت (صادرات به علاوه واردات) كشورهاى اسلامى در سال 1990، 9/438 ميليارد دلار بوده كه طى سالهاى 2007 - 1990 در حدود529 در صد افزايش يافته و به رقم قابل ملاحظه 326/2 هزار ميليارد دلار در سال 2007 رسيده است. به اين ترتيب متوسط سهم كشورهاى عضو سازمان كنفرانس اسلامى از كل تجارت جهانى براى سال 2007 حدود 5/22 درصد بوده است.
از بين كشورهاى اسلامى، مالزى، عربستان سعودى، امارات متحده عربى، اندونزى، تركيه و ايران، هر يك با بيش از 4 درصد از كل تجارت سازمان كنفرانس اسلامى، جمعا 8/63 در صد از كل تجارت اين سازمان را به خود اختصاص دادهاند و اين در شرايطى بوده است كه 36 كشور
عضو سازمان، كمتر از يك درصد از كل تجارت سازمان را تشكيل مىدهند. اين گوياى تجارتى ناهمگون در ميان اعضاى سازمان كنفرانس اسلامى است. گفتنى است كه در ميان كشورهاى اسلامى، طى سالهاى 20٠3 - 199٠،24 كشور توانستهاند تجارتشان را به بيش از 5٠ درصد افزايش دهند. (1)با نگاهى به كشورهاى اسلامى متوجه اين نكته مىشويم كه مشكلات عديده اقتصادى و تلاش گسترده به منظورجلب سرمايهگذارى در بخشهاى مختلف، از جمله نيازمندىهاى اساسى كشورهاى مسلمان در حال توسعه بوده و همين امر تا حد زيادى آنان را به سوى وابستگى اقتصادى و در نتيجه فرهنگى و سياسى به كشورهاى بيگانه و رقابت منفى بين خود سوق داده است كه كاملاً مغاير با آموزههاى قرآنى مىباشد: ( يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا بِطانَةً مِنْ دُونِكُمْ لا يأْلُونَكُمْ خَبالاً وَدُّوا ما عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضاءُ مِنْ أَفْواهِهِمْ وَ ما تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ ) . (2)
آمارها نشان مىدهد كه نگاه كشورهاى اسلامى در امر تجارت بيشتر به بيگانگان است و اين ناشى از فقدان اطلاع و ناآگاهى از پتانسيلها و ظرفيتهاى بين خود، عدم اراده براى همكارى، ضعف زير ساختهاى فيزيكى و نفوذ سياسى و اقتصادى كشورهاى بيگانه بين دولتها و جوامع اسلامى مىباشد. آمارهايى كه در اين نوشته مورد استفاده قرار مىگيرد برگرفته از "مركز تجارت بين الملل ( ITC(
(3)اخذ شده و آمارهاى ارائه شده مربوط به سال 20٠9 مىباشد. براى شروع تحليل، بحث را با محوريت 5 كالاى نخست وارداتى ايران، سهم جهانى واردات، كشورهاى صادركننده كالا به ايران در جدول نخست آغاز مىكنيم.
در جدول دوم به 5 كشور اسلامى كه توان صادرات كالاى مذكور را دارند، سهم جهانى صادرات وكشورهاى وارد كننده كالاى مذكور مىپردازيم.
اين جداول، آمارها و تحليلها نشان مىدهد كه بيشتر كشورهاى اسلامى كالاهايى را از كشورهاى بيگانه و غير اسلامى وارد مىكنند كه عمدتاً به وسيله كشورهاى اسلامى توليد، ترانزيت و صادر مىشود.
<نمايش تصوير
<نمايش تصوير
بنابر جدول 1/1 ديگهاى بخار و آبگرم، ماشين آلات وسايل مكانيكى بيشترين كالاى وارداتى ايران در سال 20٠9 به ارزش 973٠3٠5 هزار دلار بوده است و در مقايسه با ساير واردكنندگان 64/٠% واردات جهان به ايران تعلق داشته است كه از كشورهاى آلمان، چين، ايتاليا، كره جنوبى و ژاپن وارد كشور مىشود.
در جدول 2/1، پنج كشور اسلامى برتر را نشان مىدهد كه به صادرات ديگهاى بخار و آبگرم، ماشين آلات وسايل مكانيكى مىپردازند. سهم جهانى صادرات مالزى 74/1 درصد در سال 20٠9 بود (يعنى در حدود 3 برابر نياز ايران) و مجموع صادرات 5 كشور اسلامى، معادل 66/2 يعنى بيش از 4 برابر نياز ايران مىباشد. 5كشورى هم كه بالاترين واردات اين كالا را از مالزى داشتند، بيگانه و غير اسلامى بودند.
<نمايش تصوير
بعد از ديگهاى بخار و آبگرم، ماشين آلات وسايل مكانيكى بيشترين حجم كالاى وارداتى ايران در سال 20٠9 به آهن و فولاد (36/10 درصد كل واردات) اختصاص داشت. 67/1 درصدآهن و فولاد دنيا در معاملات بازرگانى از سه كشور غير اسلامى (روسيه، كره جنوبى و چين) و دو كشور اسلامى (قزاقستان و تركيه) وارد ايران شد.
<نمايش تصوير
در مبادلات آهن و فولاد همكارى نسبتاً بهترى را بين كشورهاى اسلامى شاهد مىباشيم. در جدول 2/2 مشاهده مىكنيم كه تركيه با عنوان برترين كشور اسلامى صادركننده آهن و فولاد 8/3% اين محصول را در دنيا تامين نمود كه خوشبختانه پنج شريك اول بازرگانى آن از كشورهاى اسلامى بودند.
به جز هندوستان عمده واردكنندگان آهن و فولاد از كشور امارات متحده عربى (پنجمين كشور اسلامى صادر كننده آهن و فولاد) نيز كشورهاى اسلامى بودند.
<نمايش تصوير
ماشين آلات و دستگاههاى برقى سومين كالاى وارداتى باارزش 37838٠6 هزار دلار و چيزى در حدود 28/8 كل واردات ايران در سال 20٠9 بود. پنج كشور نخست صادركننده اين كالا نيز كشورهاى غيراسلامى هستند. درحالىكه ايران به 22/٠درصد ماشين آلات و دستگاههاى برقى جهان نيازمند بود مالزى 73/2 درصد اين محصول يعنى بيش از 12 برابر نياز ايران را به دنيا صادر نمود كه پنج كشور نخست وارد كننده آن هم بيگانه بودند. اكثر شركاى عمده كشورهاى اسلامى نيز در اين محصول غيراسلامى بودند.
<نمايش تصوير
وسايل نقليه زمينى غير از نواقل روى خط راه آهن با 5/7 درصد كل واردات مقام چهارم واردات ايران را در سال 20٠9 به خود اختصاص داد. پنج كشور نخست صادر كننده اين محصول به ايران نيز
<نمايش تصوير
غيراسلامى بودند.
ازكشورهاى اسلامى برتر در زمينه خودروسازى مىتوان از تركيه، اندونزى و مالزى نام برد كه نزديك به 2% صادرات خورو در جهان به اين سه كشور اسلامى تعلق دارد. از آنجا كه تركيه تعاملات گستردهاى با كشورهاى صنعتى دنيا دارد مىتواند اين خودرو را با استانداردى مطابق استانداردهاى جهانى توليد نمايد و به بازارهاى جهانى هم عرضه كند. (1)افزايش روز افزون تعهدات خودروسازان بزرگ جهان در خصوص سرمايهگذارى در اندونزى باعث شده است تا اين كشور در خط مقدم خودروسازان در منطقه جنوب شرق آسيا قرار گيرد. خودروسازان بزرگ جهان از آمريكا، ژاپن، آلمان و هند اخيراً برنامههايى را براى سرمايهگذارى در اندونزى اعلام كردهاند. (2)همين دو كشور به تنهايى مىتوانند نيازهاى كشورهاى اسلامى را در زمينه خودرو برطرف نمايند. در جدول 2/4 نيز مشاهده مىشود كشورهاى صنعتى و توسعهيافته، واردكننده وسايل نقليه از تركيه و اندونزى در سال 20٠9 بودند.
<نمايش تصوير
در زمينه غلات كه يك كالاى استراتژيك نيز به شمار مىآيد شاهد همكارى خوب كشورهاى اسلامى مخصوصاً در دو كشور نخست اسلامى برتر در زمينه صادرات غلات يعنى پاكستان و قزاقستان مىباشيم كه مىتواند الگوى خوبى براى ساير كالاها در مراودات تجارى بين كشورهاى اسلامى باشد. پاكستان و قزاقستان بيش از 3% غلات جهان را در سال 20٠9 تامين كردند كه شركاي نخست آنان از دولتهاى اسلامى بودند و همين همكارى باعث شد كه كشورهاى اسلامى در زمينه غلات چشمداشتى به كشورهاى بيگانه نداشته باشند.
آمارهاى جداول مذكور نشان داد كه كالاهاى مورد نياز كشورهاى اسلامى به جاى اينكه به وسيله خودشان تامين شود از دولتهاى بيگانه فراهم گرديده كه تأثير عظيمى در احساس مودت با كشورهاى بيگانه و احساس دورى يا عداوت با همكيشان خود داشته است.
اگر كشورهاى اسلامى بتوانند نيازهاى خود را از طريق همديگر برطرف نمايند و همگرايى بازرگانى را از اين طريق تحكيم نمايند، چه بسا اين همگرايى به ساير زمينههاى سياسى، فرهنگى، امنيتى و. . . تسرى پيدا كند و جهان اسلام به هدف والاى خود مبنى بر اتحاد و همدلى برسد.
از آنجا كه فريضه عظيم حج يك گردهمايى بزرگ در مكان و زمان مشخصى براى مسلمين مىباشد، جا دارد كه از پتانسيل موجود در اين اتحاديه براى تحكيم وحدت وهمگرايى اقتصادى بين مسلمين استفاده نمود، چرا كه وحدت اسلامى از مهمترين ايدهها و آرمانهايى است كه مسلمين جهان از صدر اسلام تاكنون پيگير آن بوده و در مقابله با دشمنان مسلمين بهعنوان يك استراتژى و برنامه
در ابعاد مختلف متناسب با مقتضيات زمان ارائه نمودهاند.
از آنجا كه جمهورى اسلامى ايران از ابتداى انقلاب اسلامى منادى وحدت بين مسلمين بوده و اقدامات مهمى نيز انجام داده است، ضرورت دارد تا در اين عرصه نيز پيشگام شود چرا كه بنابر اصل يازدهم قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران:
" به حكم آيه كريمه ( إِنَّ هذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ أَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ ) همه مسلمانان يك امتند و دولت جمهورى اسلامى ايران موظف است، سياست كلى خود را بر پايه ائتلاف و اتحاد ملل اسلامى قرار دهد و كوشش پيگير به عمل آورد تا وحدت سياسى، اقتصادى و فرهنگى جهان اسلام را تحقق بخشد. "
راهكارى كه در اين زمينه پيشنهاد مىشود اين است كه درصدى از سهميه موجود براى حج، به تجار و بازرگانان كشورهاى اسلامى اختصاص يابد و در مكانى مشخص با نام دارالندوه تجارى (كه ميتواند در يكى از سه شهر مكه، مدينه يا جده باشد) با يكديگر رو در رو شده و معاملات تجارى انجام دهند. و دو نهاد مهم دولتى در اين زمينه يعنى سازمان حج و زيارت ( به عنوان مسئول تهيه و تدوين برنامههاى راهبردى، سياستها، خط مشىها و روشهاى اجرايى حج و زيارت) (1)و سازمان توسعه تجارت ايران (به عنوان متولى برنامهريزى، سياستگذارى، و اعمال نظارت عاليه در امر توسعه تجارت خارجى) (2)با تشريك مساعى و همفكرى به اين مهم همت گمارند.
سازمان توسعه تجارت مىتواند با ايجاد يك پايگاه اطلاعاتى قوى كه در بردارنده اطلاعات ريز مربوط به توان توليدى و صادراتى و همچنين نيازهاى وارداتى، زمينه شناخت كشورهاى اسلامى را از امكانات و نيازهاى يكديگر فراهم نموده و بستر مناسبى جهت تامين كالاهاى مورد نياز هر كشور از ساير كشورهاى اسلامى ايجاد نمايد و به تجار و بازرگانان فعال فراخوان دهد و سازمان حج و زيارت نيز اعزام تجار و بازرگانان معرفى شده از سوى سازمان توسعه تجارت ايران را تسهيل كرده و هر دو سازمان، همين عملكرد را بهعنوان الگو به ساير كشورهاى اسلامى معرفى نمايند.
منابع
قرآن كريم.
قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران.
شيخ صدوق، محمد بن علي بن بابويه؛ علل الشرايع، قم، مومنين، 1383.
محمدي ري شهري، محمد؛ ميزان الحكمة، تهران: دار الحديث، چاپ سوم، 138(3).
نادران، الياس؛ جهاني شدن، چه بايد كرد در جهان شمولي اسلام، تهران، مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي، 1382.
رهبر، محمد تقي، مروري بر بعد اقتصادي حجّ، مجله ميقات حج، پاييز 138٠
طيبي، سيد كميل، شيخ بهايي، آزيتا؛ گوگردچيان، احمد؛ تحليلي بر رشد اقتصادي در كشورهاي عضو سازمان كنفرانس اسلامي، با تاكيد بر تجارت و سرمايه انساني
روزنامه دنياي اقتصاد 20/10/1389
سازمان خبري خودرو 3٠/5/139٠
http: //www. civilica. com
www. haj. ir
http: //www. intracen. org
www. tpo. ir http: //
محمّد رضايى
چكيده
امروزه صرفنظر از چرخه اقتصادى كه با حضور گردشگر رونق مىيابد، دولتها درصددند تا با توسعه گردشگرى تخصصى بتوانند تبادلات، و به عبارتى ديگر صادرات اندوختههاى گوناگون خود، اعم از فرهنگ، فناورى و دين را مديريت كنند.
يكى از شاخههاى مهم در نگاه سازمان جهانى گردشگرى (1)، كه بخش درخور توجهى از فعاليتهاى جهانگردى را تشكيل مىدهد، گردشگرى دينى (2)است. در واقع، گردشگرى مذهبى، به علت ويژگىهايش، اهميت دارد.
افزون بر اين جايگاه، سازمان كنفرانس اسلامى (3)سال 2010م را سال گردشگرى اسلامى معرفى كرد كه نشان از اهميت آن ميان كشورهاى اسلامى دارد. با همه ضرورت و اهميت اين موضوع، متأسفانه هم در جهان اسلام، گردشگرى دينى، بهويژه زيارت، با مشكل روبهروست و هم در كشورمان به آن توجه كافى نشده است.
در اين نوشتار، ويژگىهاى گردشگرى مذهبى بررسى مىشود تا از اين رهگذر، راهكارهاى تعميق آثار و بركات حج و توسعه گردشگرى دينى با محوريت آن مانند ايجاد و گسترش نمادهاى حج ابراهيمى، گردشگرى مجازى، طراحى بستههاى مختلف زيارتى متناسب با جامعه هدف ومدت اقامت، ايجاد فرايندهاى از پيش طراحىشده براى استفاده از پتانسيل حضور
گردشگر، بهويژه گردشگر فرهيخته و. . . مطالعه شود. انتظار مىرود با اين رويكرد، ضرورتهاى اقتصادى زيارت خانه خدا، و حضور الهامبخش، فعال و تاثيرگذار جمهورى اسلامى ايران در عرصه توسعه فرهنگ زيارت با رويكرد نخبگان بينالمللى ترسيم شود و مهندسى و تبيين الگوى شايسته انجام دادن حج با توجه به جهان اسلام بررسى شود.
كلمات كليدى: حج، گردشگرى دينى، ويژگىها و راهكارها.
دين و معنويت از ديرباز جزء انگيزههاى مهم سفر بوده است. سفرهاى مذهبى و بهويژه «زيارت» ، سابقهاى به قدمت اديان دارد. اين سفرها مىتواند كاركردهاى مختلفى در حوزههاى فرهنگى، اقتصادى، اجتماعى و. . . داشته باشد.
در اينگونه سفرها چندين نوع ارتباط انسانى مشاهده مىشود كه هر كدام در ايجاد تغييرات فردى و جمعى مؤثر است: ارتباط فرد و شناخت بيشتر از خود، ارتباط فرد با خداوند متعال و اولياى دين، ارتباط فرد با همكيشان خود و افزايش تعامل با آنها، ارتباط فرد با معتقدان ساير اديان و شناخت عقايد ايشان.
در نوشتار حاضر تلاش شده است تا با تعريف گردشگرى دينى و اشاره به ويژگىهاى اين نوع گردشگرى، راهكارهايى را براى توسعه آن در حج ارائه شود.
همچنين سعى شده است تا با اشاره به راهكارهاى متعدد، زمينههاى ارتباطى مناسبترى را فراهم آورد. البته روشن است كه تبيين هركدام از آنها، نيازمند مجالى گسترده خواهد بود تا با سنجش نيازها و استخراج اولويتها، در جهت تحقق چشمانداز جمهورى اسلامى ايران، برنامههاى كوتاهمدت و ميانمدت آن را تدوين، و اجرا كرد.
يكى از شاخههاى مهم گردشگرى كه بخش قابل درخور از فعاليتهاى جهانگردى را تشكيل مىدهد، گردشگرى دينى است كه مىتوان براساسمقاصد، گونههاى مختلفى از جهانگردى دينى را شناسايى كرد. اين نوع گردشگرى، عبارت است از بازديد گردشگران از اماكن مقدس نظير زيارتگاهها، قبور، معابد و نظاير آن. بنابراين، دو دسته گردشگر دينى وجود خواهد داشت: گروهى از اماكن مقدس در دين خود، و گروهى ديگر از اماكن مقدس ساير اديان بازديد مىكنند. (1)
1) ضرورتهاى توسعه گردشگرى مذهبى در ايران، ساناز عرب خدرى، مجله خيمه، ش46، ص53. .
«سير آفاق» و «سير انفس» (1)در فرهنگ اسلامى، مورد توجه بسيار قرار گرفته است. اسلام بين اديان مختلف بيشترين تأثير را در افزايش سيروسفر داشته است؛ زيرا مردم را بهطور مستقيم به سفر دعوت مىكند. (2)آيات قرآن در اين باره به چند گروه تقسيم مىشود:
(قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ سُنَنٌ فَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُروا كَيفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ * هذا بَيانٌ لِلنَّاسِ وَ هُدى وَ مَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقِينَ) (آل عمران: 137 و 138)
پيش از شما، سنتها [و مجازاتهاى الهى بر طبق اعمال امتها] وجود داشت. پس روى زمين، گردش كنيد و ببينيد سرانجام تكذيبكنندگان [آيات خدا] چگونه بوده است؟ ! اين، بيان و هشدارى است براى عموم مردم، و هدايت و اندرزى است براى پرهيزگاران.
خداوند سبحان در اين آيات، از مردم مىخواهد تا در آثار پيشينيان، ملتها و زمامداران دقت كنند و با بهرهورى از آنها، راه زندگى را بيابند.
خداوند متعال در اين آيه به پيامبرش دستور مىدهد كه مشركان و كافران را به سير در زمين فرا خواند تا سرانجام كسانى كه حقايق را تكذيب كردند با چشم خود ببينند. شايد به خود آيند و بيدار شوند و از خودخواهى و لجاجت دست بردارند و حق را بپذيرند.
قرآن، در برخى از آيات، از مردان مؤمن به ( السَّائِحُونَ ) (توبه: 112) و از زنان به ( سائِحاتٍ ) (تحريم: 5) ياد كرده است. (3)«سائح» به كسى اطلاق مىشود كه براى هدفى صحيح، گردشگرى مىكند.
در شمارى از آيات، نمونهاى از انسانهايى كه در زمين به سيروسفر پرداختهاند، آمده است؛ مانند سفر حضرت خضر و موسى. (4)
زيارت بخش مهمى از گردشگرى مذهبى را دربرمىگيرد. زيارت خانه خداوند متعال، مزار ائمه اطهار (ع) و زنده نگاهداشتن ياد آنان در دلها امرى است كه پيشوايان دين به آن بسيار تأكيد كردهاند. با نگاه به آموزههاى دينى، در مىيابيم كه هدف اصلى از خلقت در فرهنگ اسلامى، رشد معنوى است. ازاينرو يكى از راههاى تقويت معنويت و ايجاد ارتباط با معبود، زيارت است. انسان وقتى به معناى عميق زيارتنامهها توجه مىكند و با عشق و علاقه به زيارت مىپردازد، احساس مىكند كه به معبود خود نزديكتر شده است.
از مجموع اين آيات و مانند آن مىتوان دريافت كه اصل مسئله گردشگرى، و دريافت ژرف از سفر، مورد توجه خداوند سبحان است.
در روايات و سيره معصومان (ع) نيز به سفر تأكيد فراوان شده است. جايگاه سفر و گردشگرى تا به آنجاست كه در حديث شريف نبوى، سفر، نوعى جهاد در راه خدا شناخته شده است. همچنين پيامبر (ص) فرمود: «سافروا تغنوا» ؛ «سفر كنيد تا بهرهمند شويد» . (1)حضرت على (ع) در اين زمينه فرمود:
ليس للعاقل ان يكون شاخصاً الا في ثلاث مرمة لمعاش او خطوة في معاد او لذة في غير محرم. (2)
خردمند را نشايد جز آنكه در پى سه چيز حركت كند: كسب حلال براى تأمين زندگى، يا گامنهادن در راه آخرت، يا به دست آوردن لذتهاى حلال.
و همچنين آن حضرت فرمود: «ليس الخبر كالمعاينه» . (3)اين فرمايش حضرت همان ضربالمثلى است كه مىگوييم: «شنيدن كى بود مانند ديدن» .
سفر و هجرت، تأثيربسزايى در زندگى پربركت علما نيز داشته است. مىتوان برخى اهداف علما از سفر را چنين برشمرد: پژوهش، مانند «مرحوم علامه امينى» (4)، گردآورى جوامع روايى، مانند «شيخ صدوق» در «من لايحضره الفقيه» ، (5)فراگيرى و نشر دانش، مانند «امام محمد غزالى» (6)، تبليغ دين، مانند
1) نقش جهانگردى در فرايند همگرايى و توسعه فرهنگى كشورهاى اسلامى، على شماعى، نامه پژوهش، ش11، ص3٠.
2) نهج البلاغه، حكمت 39٠.
3) من لايحضره الفقيه، محمد بن على بن بابويه (صدوق) ، ج، ص.
4) حماسه غدير، محمدرضا حكيمى، ص38.
5) الخصال، محمدبن علي ابنبابويه (شيخ صدوق) ، ج1، ص9.
6) طبقات الشافعيه الكبرى، عبدالوهاببن علي سبكي، ج6، ص196. غزالى معتقد است: «لم يحصل العلم الّا بِالسفر» ؛ «كسب دانش فقط با سفر ممكن مىشود» . .
«شيخ جعفر شوشترى» (1)و. . . .
«علامه امينى» ، پس از بازگشت از سفر هند مىگويد: «. . . من اگر مرجع بودم و وجوهات شرعى به دست من مىرسيد، همه را به طلاب مىدادم، تا سفر كنند، حركت كنند. مىگفتم اين هزينه، برويد جهان و انسان را بشناسيد» . (2)
گردشگرى وسيلهاى است كه افراد را با مذاهب و فرهنگهاى متفاوت به يكديگر پيوند مىدهد و به آنها كمك مىكند تا همديگر را، با وجود تنشهاى سياسى و اجتماعى، بهتر درك كنند. مذهب از نظر سازمان جهانى جهانگردى، يكى از انگيزههاى اصلى سفر شناخته شده است. (3)سفر با انگيزه دينى، ويژگىهايى دارد كه سبب تمايز آن مىشود:
بسيارى از معارف دينى در قالب بايدها و نبايدها خود نمايى مىكند. لازمه برخى از اين دستورات سفر است. با نگاهى دروندينى به دستورهاى اسلامى، مىتوان حج را مثال كاملى از سفرى الزامى دانست. هر مسلمان با وجود شرايط آن مكلف است در طول عمر خود يك مرتبه به حج رود و اعمال و مناسك اين آيين ابراهيمى را انجام دهد. صرفنظر از حج، تأكيد فراوان و دستورهاى مستحبى است كه مخاطب خود را به سفر عمره، زيارت قبر نبى مكرم اسلام (ص) و اهلبيت (ع) ايشان بهويژه امام حسين (ع) فرا مىخواند.
در سفرهاى تفريحى و سياحتى، گردشگر بعد از مسافرت به نقطهاى، كمتر مايل است دوباره به همانجا سفر كند. بلكه ترجيح مىدهد در آينده، مكان ديگرى را براى سفر انتخاب كند و لذت تجربهاى نو را بچشد.
اما اين امر در سفرهاى دينى بهطور كامل متفاوت است. به عبارت ديگر، گردشگر مذهبى صرفنظر از استحباب تكرار سفرهاى زيارتى، براى تقرب به خداوند متعال، و كسب آرامش درونى، هميشه آرزوى بازگشت را دارد و تلاش مىكند اين درك ناب معنوى را در خود تكرار كند.
سفرهاى دينى به اعمال قبل و بعد از سفر، بنابه فرهنگهاى مختلف، آميخته شده است؛ از آيين بدرقه تا مجالس ويژه استقبال. همين امر سبب مىشود تا اين سفر بهيادماندنىتر و پرخاطرهتر شود و درنتيجه، تأثير سفر فقط براى شخص مسافر نباشد. همچنين تأكيد بر تهيه سوغات، سبب پايدارى بيشتر تأثير سفر مىشود.
يكى ديگر از شاخصههاى سفر دينى، زمانمند بودن آن است. اين زمانمندى از دو نظر درخور توجه است: يكى زمان سفر و ديگرى مدت اقامت در مقصد. اين امر در بسيارى از اديان وجود دارد كه معتقدان به آن دين، هر ساله در زمان و مكان مشخصى جمع مىشوند و اعمال عبادى خود را انجام مىدهند؛ مانند مراسم حج در فرهنگ اسلامى و عيد «گانش» در هندوستان.
درباره مدت اقامت نيز دستورهاى دينى وجود دارد كه بايد آنها را براى شركت در آن مراسم خاص رعايت كرد.
دين يا سازنده فرهنگ و تمدن بوده است، يا در شكلگيرى آن تأثير بسزا داشته است. ازاينرو بسيارى از مقاصد گردشگرى دينى، آيينه تمامنماى فرهنگ و تمدن خود است و فقط كاركرد دروندينى ندارند.
وقوع رخدادهاى مهم تاريخى، وجود مراكز علمى، معمارىهاى باستانى، جاذبههاى طبيعى و. . . كنار مقاصد گردشگرى دينى، هم رفتوآمد به آنجا را رونق مىبخشد و هم انگيزهاى براى غيرمعتقدان به آن دين و آيين مىشود تا از آن منطقه بازديد كنند. (1)
شايد نگاه مهم در بازاريابى گردشگرى دينى، شناسايى مناطق گردشگرى است؛ بهگونهاى كه سلايق آنها درك، و تأمين شود. (2)هدف بازاريابى اين است كه نيازها و خواستههاى مخاطب خود را
درك كند و بتواند براى پاسخگويى به آنها برنامهريزى مناسبى انجام دهد و در اين فرايند از اهرمهاى اطلاعرسانى مناسب براى جاذبهها و زيرساختهاى فراهم شده استفاده كند. (1)تحقق اين مسئله مهم، به وجود تيمى متخصص براى رصد نيازهاى مختلف جوامع هدف، طبقهبندى و اولويت بندى آنها، ارائه راهكارهاى كوتاهمدت و ميانمدت در اين زمينه و اطلاعرسانى به زبانهاى گوناگون وابسته است.
تعظيم شعائر دينى، از موارد تأكيد شده در دين مبين اسلام است. (2)بىشك بزرگداشت حج، نبى مكرم اسلام (ص) و خاندان طاهرش (ع) يكى از مصاديق بارز همان تعظيم خواهد بود. ازاينرو، وجود فرازهاى گوناگون در تاريخ اسلام و تشيع، مىتواند سببساز انتخاب روزى به نام «روز بينالمللى حج» شود.
در فرهنگ غنى شيعه نيز آداب و اعمال خاصى براى ايام مخصوص و منتسب به اهل بيت (ع) ذكر شده است كه مىتوان با برنامهريزى مناسب و بسترسازى لازم، اعمال مربوط را در آن سرزمين مقدس اجرا كرد.
كنار اين برنامههاى عبادى، برگزارى نمايشگاههاى مختلف نيز مىتواند در جذب گردشگر دينى با سلايق مختلف تأثير جدى داشته باشد.
افزون بر اين، چنانچه برنامهريزى مناسبى صورت پذيرد، حتى مىتوان براى سفر حج، برنامهها و فعاليتهايى را از مبادى سفر گردشگران طراحى و اجرايى كرد. با استفاده از پتانسيل رايزنى فرهنگى جمهورى اسلامى در كشورهاى ديگر و بهرهمندى از ساير نهادهاى فرهنگى مستقر در خارج، مىتوان حضور تعداد بسيارى از زائران را شاهد باشيم.
امروزه نمادها اهميت بسيارى دارد؛ تا جايىكه توسعه و تبليغ انديشهها، از رواج نمادها شروع مىشود. (3)به عبارت ديگر زبان نماد و سمبل، بسيار اثرگذار و ماندگار است. نمادها، بيشتر يادآور انديشهها و وقايع است. البته در استمرار خاطره نيز نقش بسزايى دارد.
نمادها در آموزههاى دينى ما نيز به وفور يافت مىشود. به نظر مىرسد با طراحى و ساخت نمادها و
نشانههاى اسلامى زيبا، اثرگذار و متنوع، مىتوان راهى براى يادآورى خاطرات خوش سفر و اثرات شگرف زيارت، در مخاطب ايجاد كرد. نمادى كه مىتواند براى سوغات و هديه نيز استفاده شود.
در ابتدا مىتوان ارائه ايده، طراحى و ساخت اين نمادها را به مسابقه گذاشت. مىتواند زمان برگزارى برخى از اين مسابقات، همان ايام سفر به سرزمين وحى باشد.
مراد از فناورىهاى ارتباطاتى، استفاده از ابزار و فناورىهاى گوناگون براى برقرارى ارتباطى دوسويه و پاسخ به سؤالات و نيازهاى زائران حتى قبل و بعد از تشرف است. به يقين، بايد براى كارآيى بيشتر، آن را چند زبانه طراحى كرد. برخى از اين فناورىها عبارت است از:
با استفاده از تلفن مىتوان به چند صورت خدماترسانى كرد. در سيستم تلفن گويا، تماسگيرنده با شروع تماس به يك صفحه صوتى راهنمايى مىشود و پس از انتخاب زبان مورد نظر، مىتواند از برنامهها مطلع شود، سؤال خود را مطرح كند، نظر و انتقاد خود را ثبت كند و. . . . اين سيستم مىتواند در هتلها و ساير مراكز در اختيار بعثه، فعال شود.
نظر به گسترش و تنوع خدمات ارائه شده از طريق اينترنت و پيشرفت فناورى آن، بايد با طراحى سايتهاى گوناگون، هم به معرفى حج، شخصيتهاى دينى و فعاليتهاى مرتبط با حج پرداخت و هم با بهرهگيرى از فناورى آن، درصدد رفع نيازهاى زائران برآمد. بايد در اين سايت، افزون بر وجود اطلاعات و اخبار مربوط به حج، تالارهاى گفتگويى با حضور متخصصان هر موضوع، ارائه نوشتههاى اينترنتى هفتگى يا ماهانه و بانكهاى اطلاعاتى گوناگون و پرمحتوايى را براى مخاطبان خود، با امكان بهروزرسانى، طراحى كرد.
براى ساماندهى بهتر اوقات زائران در طول سفر، اطلاعرسانى برنامهها و ارائه پاسخ به سؤالات و دغدغههاى ايشان، اينفو كيوسكهايى در نقاط پررفت و آمد راهاندازى شود. اين اينفو كيوسكها با اتصال شبكهاى بين خود، تمام مطالب سايتهاى مرتبط و مفيد، نرمافزارهاى مذهبى، چگونگى برگزارى مسابقات فرهنگى و نظرسنجىهاى متعدد، ارتباط با دفاتر مراجع، موقعيتسنجى با مكانهاى مختلف مكه و مدينه، اوقات شرعى و اعمال روز و. . . را ارائه مىكند.
نظر به محدوديتهاى مختلف، تهيه كردن و به امانت گذاردن راهنماى صوتى (1)مىتواند مفيد باشد. راهنماى صوتى، يك پخشكننده ديجيتال است كه صفحه كليدى مانند موبايل دارد و هدفنى همراه آن است. زائر مىتواند آن را از عوامل هتل به امانت بگيرد و پس از روشن كردن، زبان مورد نظر را انتخاب كند. فايلهاى موجود در راهنماى صوتى شامل آداب زيارت و ادعيه وارد شده از ابتدا تا انتهاى زيارت، برخى ادعيه و زيارات عمومى، برخى سخنرانىهاى معرفتى، معرفى خدمات ارائه شده در طول سفر، تاريخچه مكه و مدينه و. . . است. ارائه نقشه و راهنماى استفاده به زبان زائر، او را در استفاده از آن كمك خواهد كرد.
همچنين بنابه گسترش چشمگير تلفن همراه و امكان دريافت موج FM بهوسيله آن، راديو زائر مىتواند برنامههاى بعثه را بهصورت زنده و بازپخش به زائران اطلاعرسانى كند. همچنين ادعيه و مناجات پخش كند. آداب زيارت و برخى احكام مورد نياز زائران و مسافران را ارائه دهد و. . . .
يكى ديگر از امكانات تلفن همراه، ارسال و دريافت فايلهاى مختلف از طريق بلوتوث است. با نصب دستگاه فرستنده بلوتوث در هتلها، مىتوان اخبار، برنامهها، تصاوير، نقشه، سخنرانىها، مداحىهاى مختلف و. . . را بهصورتهاى گوناگون در اختيار زائران قرار داد.
در واقع، زيارت، ارتباط قلبى زائر و درك حضور زيارتشونده است. ازاينرو مىتوان با طراحى پايگاهى، امكان زيارت مجازى ارادتمندان را فراهم كرد. همچنين مىتوان اين پايگاه را بهگونهاى طراحى كرد كه عكسهاى متنوع، برنامههاى فرهنگى و. . . دريافت شدنى باشد.
حضور ميليونى زائران از نقاط مختلف جهان، تفاوت نياز، اختلاف باور، وجود اقوام گوناگون و جنسيتها، برخوردارى از آگاهىهاى متفاوت و. . . سبب مىشود تا بستههاى زيارتى معرفتى گوناگونى طراحى، و بهصورت آزمايشى اجرا شود. در اين بستهها، متناسب با حضور و اقامت زائر، برنامههايى، كه همانند قطعههاى مرتبط به هم باشد، اجرا مىشود.
نكته درخور توجه در چنين برنامهريزى، اين است كه زائر در هر قسمتى از اين سلسله برنامه جدا شود، پيام برنامه را تا همان مرحله دريافت مىكند. اما درصورت همراهى با تمام برنامهها، از نتايج بيشترى بهرهمند خواهد شد.
1) voice guide. .
بايد برنامههاى عبادى، مسابقات، بازديدها، نشستهاى فرهنگى، بستههاى اهدايى، محافل انس، جلسات مشاوره، سخنرانىها و. . . در طراحى يك بسته با لحاظ ملاكهاى مختلف صورت گيرد.
زيارت به قشر و گروه خاصى منحصر نيست. بسيارى از انديشمندان، فرهيختگان، هنرمندان و. . . نيز به زيارت مشرف مىشوند. شناسايى و آگاهى از برنامههاى ايشان كار دشوارى نيست. حضور اينگونه افراد سبب رونق و تعميق هرچه بيشتر فعاليتهاى فرهنگى مىشود و از سويى آنان را از نزديك آشنا و درگير مسائل اجرايى و محتوايى مىكند. اين ارتباط مىتواند در عرصههاى مختلف، راهگشاى مجموعه برنامههاى بعثه باشد.
صرف نظر از حضور و استفاده برخى از ايشان در برنامههاى عمومى، مىتوان با رويكرد افزايش معرفت، نشستهايى اختصاصى برگزار كرد. اين نشستها با رويكرد دانشافزايى، بصيرتآفرينى و ايجاد مهارت مىتواند در بخشهاى مختلف، برنامهريزى و اجرا شود. افزون بر اينها حتى آنان مىتوانند بنابه فرصت و علاقهشان، خادم افتخارى فرهنگى شوند.
امروزه گردشگرى، به تمام نقاط جهان صورت مىگيرد كه اين خود بيانگر حقيقتيابى انسان، توسعه تكنولوژى و گسترش سرمايهگذارى در عصر كنونى است. در واقع، جريان سرمايه فرهنگ و اطلاعات در چارچوبى مديريتى، با عبور از مرزها، سبب ارتباطات روزافزون ملل مختلف شده است.
بسيارى از سفرهاى امروز دنيا، سفرهاى دينى و معنوى است. بىشك، حج و آوردههاى فراوان آن، مىتواند بارزترين مصداق گردشگرى دينى به حساب آيد. هرچند در اين رابطه فعاليتهاى شايستهاى انجام شده است، ولى نبود برنامهاى همه جانبه سبب شده است تا زائر در جايگاه واقعى خود در حج، و در نقطه هدف گردشگرى مذهبى قرار نگيرد.
در اين نوشتار مختصر تلاش شد راهكارهاى ساده و دست يافتنى را، با محوريت مناسك ابراهيمى، براى توسعه گردشگرى دينى بيان كنيم. البته اجرايى شدن اين موارد، نيازمند وجود برنامه و تعيين نقش و اهميت هركدام براى تحقق چنين هدفى است. اين نكته را هم نبايد فراموش كرد كه رضايتمندى هر زائر مىتواند به توسعه سفر ديگران بينجامد.
منابع
قرآن كريم
نهج البلاغه
الخصال، محمدبن على ابنبابويه (صدوق) ، قم، چاپ پنجم، دفتر انتشارات اسلامى، 1374ه. ش.
من لايحضره الفقيه، محمد بن على ابن بابويه (صدوق) ، چاپ اول، تهران، صدوق، 1368ه. ش.
معمارى سنتى، آيسا اسدى، راهى براى رونق گردشگرى، روزنامه جام جم، تهران.
مرورى برصنعت گردشگرى، سيمين تولايى، تهران، دانشگاه تربيت معلم، 1386ه. ش.
نقش گردشگرى در فرآيند همگرايى فرهنگى كشورهاى اسلامى، حميد جلاليان و سميه برادران، مجموعه مقالات كنگره بين المللى جغرافيدانان جهان اسلام، زاهدان.
حماسه غدير، محمدرضا حكيمى، چاپ بيست و نهم، قم، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، ه. ش.
جغرافيا و صنعت توريسم، على اصغر رضوانى، چاپ 4، تهران، دانشگاه پيام نور، 1376.
گردشگرى در سيره معصومان (ع) و ابرار، سيد عباس رضوى، قم، فصلنامه فقه، 1386ه. ش.
طبقات الشافعيه الكبرى، عبدالوهاببن على سبكى، قاهره، حلبى، 1413ه. ق.
جهانگرد و جهانگردى، على شماعى، يزد، نشريه پژوهش دانشگاه يزد،1381ه. ش.
نقش جهانگردى در فرايند همگرايى و توسعه فرهنگى كشورهاى اسلامى، على شماعى، تهران، نامه پژوهش، 1387ه. ش.
ضرورتهاى توسعه گردشگرى مذهبى در ايران، ساناز عربخدرى، مجله خيمه، تهران،1387ه. ش.
نقش گردشگرى در فرآيند همگرايى فرهنگى كشورهاى اسلامى، مرتضى فرامرز، وعباسه سرپرست، مجموعه مقالات كنگره بين المللى جغرافيدانان جهان اسلام، زاهدان.
جاده ولايت، منصوره قلى پور، مجله پگاه حوزه، قم،1384ه. ش.
مديريت بازاريابى، فيليپ كاتلر، ترجمه بهمن فروزنده. چاپ سوم، اصفهان، نشر آموخته، ه. ش.
مديريت گردشگرى، مهدى كاظمى، تهران، سمت. 1385ه. ش.
شناخت سلايق گردشگران مذهبى و اجرايى نمودن آنها، لايف استايل، مترجم: حسن بنانج، روزنامه شرق، تهران.
آمد و شد با جهانگرد غير مسلمان، عباس مخلصى، فصلنامه فقه، قم،1386ه. ش.
ريحانۀ الادب فى تراجم المعروفين بالكنيه او اللقب، محمدعلى مدرس، چاپ دوم، تبريز، شفق، بى تا.
فقيهان جهانگرد، سيد عباس ميرى، قم، فصلنامه فقه، 1386ه. ش.
محمد جعفر احمدى
چكيده
استقبال مسلمانان از فريضه حج از يك طرف و نبود زيرساختها و زمينههاى لازم براى انجام مراسم حج متناسب با تعداد حجاج از قبيل: اسكان، حمل و نقل، تغذيه، تامين مايحتاج و امكانات رفاهى حجاج از سوى ديگر، باعث شده است دولت عربستان سعودى، محدوديتهايى را در پذيرش حجاج كشورهاى اسلامى اعمال كند و به سهميهبندى حجاج از كشورهاى اسلامى روى آورد.
استفاده از ابزار سهميهبندى حجاج كشورها، باعث شده است كه مسلمانان سالها در نوبت حج باشند و به انتظار بنشينند و بسا تعدادى از آنها از دنيا بروند در حالى كه واجب شرعى خود را انجام ندادهاند.
استفاده از سهميهبندى گرچه ممكن است در كوتاه مدت با قاعده عسر و حرج توجيه گردد. اما در بلند مدت و ميان مدت قابل توجيه نيست بلكه بدعت و سد سبيل و خلاف سيره نبوى محسوب مىشود.
دولت عربستان سعودى بر حسب الزامات شرعى مجبور است، ساير كشورهاى اسلامى را در ايجاد ساختارها و زمينههاى لازم و متناسب با شأن حجاج، مشاركت دهد.
اين مشاركت مىتواند در قالب سرمايهگذارى در زمينههاى اسكان، حمل و نقل، تغذيه، تهيه و تامين مايحتاج و بهداشت حجاج صورت گيرد كه مقاله حاضر اين زمينهها را با عنوان زمينۀ همكارىهاى اقتصادى حج مورد بحث و بررسى قرار داده است.
كليدواژهها: محدوديتهاى حج، سهميهبندى حجاج، ساختارها و زمينههاى لازم براى برگزارى حج، تعداد حجاج شركتكننده در حج سال 1432ه. ق،
برآورد تعداد حجاج در ده سال آتى، زمينههاى همكارى اقتصادى حج، مشاركت كشورها در تأمين ساختارهاى حج، زمينههاى سرمايهگذارى در حج.
حج در اسلام به خاطر ابعاد عبادى، سياسى، اجتماعى و اقتصادى، از جايگاه ويژه و منحصر به فردى، برخوردار است. خداوند در آياتى به اين ويژگىها اشاره فرموده كه برخى از آنها عبارتند از:
حج وسيله قيام و پايدارى و استمرار حيات امت اسلامى؛ (1)
هدايت ومايه بركت عالميان؛ (2)
سبب تامين منافع و معيشت مردم؛ (3)
تعظيم شعائر اسلامى؛ (4)
همراهى دين و دنيا. (5)
به دليل اين ويژگيهاى حج است كه خداوند به پيامبر اسلام (ع) ، دستور مىدهد كه همه را به سوى حج، چه سواره، و چه پياده، جهت هرچه با شكوهتر برگزار شدن آن فراخواند. (6)
خداوند اوقات حج را به دو بخش تقسيم مىنمايد. بخشى از اوقات حج را براى انجام عبادت و خضوع، خشوع و اظهار بندگى در مقابل خداوند متعال (7)و بخش ديگر از اوقات حج را پرداختن به امور مربوط به وضعيت اقتصادى و معيشت مردم (8)و تامين نيازهاى امت بيان مىكند. بررسى و ارائه راهكارهاى مناسب جهت بهبود وضعيت اقتصادى كشورهاى اسلامى، يكى از آن منافع است كه بايد در حج عنوان شود.
1) جَعَلَ اللهُ الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرامَ قِياماً لِلنَّاسِ مائده: 97.
2) إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبارَكاً وَ هُدي لِلْعالَمِينَ آل عمران: 96.
3) لِيَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ وَ يَذْكُرُوا اسْمَ اللهِ فِي أَيَّامٍ مَعْلُوماتٍ عَلي ما رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ حج: 28.
4) وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَي الْقُلُوبِ حج:32.
5) لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلاً مِنْ رَبِّكُمْ فَإِذا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفاتٍ فَاذْكُرُوا اللهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرامِ وَ اذْكُرُوهُ كَما هَداكُمْ وَ إِنْ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الضَّالِّينَ البقره: 198. وَ يَذْكُرُوا اسْمَ اللهِ فِي أَيَّامٍ مَعْلُوماتٍ عَلي ما رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الأَْنْعامِ فَكُلُوا مِنْها وَ أَطْعِمُوا الْبائِسَ الْفَقِيرَ * ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَ لْيُوفُوا نُذُورَهُمْ وَ لْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ حج: 28 و 29.
6) وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجالاً وَ عَلي كُلِّ ضامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ حج: 27.
7) حج: 3.
8) حج: 5. .
برخى از امور كه وضعيت اقتصادى و منافع امت اسلامى را محقق مىبخشد عبارتند از:
بررسى و تبيين نظام اقتصادى اسلام؛
تلاش براى يافتن ابزارها و روشهاى انطباق فعاليتهاى اقتصادى با اقتصادى اسلامى و عملياتى كردن آن؛
آشنايى كشورها با بازارها و محصولات توليدى و خدمات همديگر؛
مشاركت كشورها در تامين كالاها و خدمات مورد نياز همديگر؛
شناخت و تجزيه و تحليل بحرانهاى موجود در كشورهاى اسلامى و يافتن راه حلها؛
تنظيم قراردادهاى اقتصادى بين كشورهاى اسلامى؛
تشكيل دبيرخانه حج، جهت مديريت نشستها و همايشهاى كارشناسان ارشد كشورهاى اسلامى؛
برنامهريزى جهت برگزارى مراسم حج و رفع محدوديتها و استفاده از فرصتهاى حج.
انجام مراسم حج و فراهم نمودن تسهيلات متناسب با شأن و منزلت حجاج نيازمند اقدامات زير است:
حمل و نقل حجاج از كشورها؛
اسكان آنها در شهرهاى مكه و مدينه؛
حمل و نقل حجاج در شهرهاى مكه و مدينه؛
تغذيه؛
مراقبتهاى بهداشتى؛
نقل و انتقال وجوه مورد نياز حجاج از كشورهاى مبدأ به عربستان؛
تأمين تقاضاهاى حجاج در مورد كالاها و خدمات مورد نياز در بازارهاى مكه و مدينه.
اين لوازم و شرايط هفتگانه، محدويتهايى را براى دولت عربستان ايجاد كرده و باعث شده كه اين دولت در پذيرش و اعزام حجاج از سوى كشورهاى اسلامى به عربستان، اقدام به سهميهبندى و تعيين سقف براى كشورها نمايد.
تعيين سقف و سهمبندى، موجب شده است مسلمانان مستطيع، سالها در نوبت و انتظار حج بمانند و در اين مدت انتظار، يا از استطاعت مىافتند يا بسيارى از دنيا مىروند، درحالىكه عمل واجب شرعى خود را انجام ندادهاند.
ايجاد محدوديت و ممانعت از حج، ممكن است در يك يا دو سال با قاعده عسر و حرج توجيه شود، امّا بيشتر از آن توجيه شرعى ندارد بلكه بدعت محسوب مىشود و خلاف دستور قرآن (1)و اقدامى است كه مورد رضايت مسلمان نيست.
انجام تكاليف شرعى مربوط به مكه و مدينه اعم از اعمال واجب و مستحبى بخشى از حقوق مسلم و شناخته شده مسلمانان است كه خداوند براى بندگان خود بهصورت اوامر مولوى و ارشادى به رسميت شناخته است و ممانعت مسلمين از انجام واجبات و مستحبات مربوط به اين دو شهر، بهعنوان سد فى سبيل الله تلقى مىشود و حاكميت دولت عربستان سعودى نبايد باعث سلب حقوق شرعى مسلمين از آنها گردد.
حضور در مكه و مشاعر و مشاهد و انجام مراسم حج، به منظور امتثال امر خداوند توسط بندگان خدا بهعنوان انجام پنجمين ركن دين محسوب مىشود. (2)
درك فضيلت اعمال از قبيل نماز و دعا در مكه و مدينه، عرفه و زيارت قبر پيامبر (ع) در كتب احاديث و روايات مورد تاكيد و تشويق قرارگرفته است. (3)
امام صادق (ع) در روايتى مىفرمايد: «هيچ طاعتى پاداشش به پاداش حج نمى رسد.» (4)
پيامبر اكرم (ع) به اعرابى كه سئوال كرده بود: «اگر هزينه حج را در راه خدا انفاق كنم، ثواب حج را بدست مىآورم؟» فرمود: «اگر به اندازه كوه ابوقبيس طلاى سرخ انفاق كنى به ثواب حج نخواهى رسيد» . (5)
توصيه و تاكيد امام على (ع) به فرزندش امام حسن مجتبى (ع) : «الله الله فى بيت ربكم» (6)
كه بيت خدا را خالى نگذاريد.
نحوه خروج پيامبر از مدينه به سوى مكه و دستور به موذنين كه با صداى بلند اعلام كنند كه پيامبر
1) وَ أَذِّنْ فِى النَّاسِ بِالْحَجِّ يأْتُوكَ رِجالاً وَ عَلى كُلِّ ضامِرٍ يأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ حج: 27.
2) حجة النبى9 و احكام الحج والعمرة فى الاسلام و الديانات الأخرى، أحمد عبدالغفور عطار، مكه مكرمه، چاپ دوم، منشورات وزارة الحج و الاوقاف 1396 ص84.
3) صحيح البخارى بشرح الكرمانى، المجلد 8، دار الفكر، ص 102؛ صحيح مسلم بشرح النووى، المجلد 5، باب فضل الحج و العمرة، ص119 - 134 دار الكتاب العربى بيروت؛ كتاب الحج والسنة، مركز تحقيقات الحج، باب اول ص47 نشر مشعر.
4) جايگاه حج در انديشه اسلامى، سيد على قاضى عسكر، نشر مشعر 1387.
5) فروع كافى، كلينى، ج4، ص258.
6) شرح نهج البلاغه نامه 47 ترجمه محمد دشتى، دفتر نشر الهادى، ص558، 1379. .
جهت تعظيم شعائر به حج مىرود. (1)
در فضيلت درك عرفه پيامبر (ع) فرمودند: «گناهكارترين شخص كسى است كه در عرفه وقوف كند و گمان كند كه خداوند گناهان او را نبخشيده است.» (2)
در روايتى امام على (ع) فرمودند: «كسى كه حج بجا آورد و مرتكب فسق و گناه نشود از گناهان پاك مىشود كه گويا تازه از مادر متولد شده است.» (3)
در روايتى امام صادق (ع) فرمودند: «محبوبترين زمين و بهترين خاك و محبوبترين سنگ و محبوبترين درخت و محبوبترين كوه و محبوبترين آب، در روى زمين مربوطه به مكه است.» (4)
در حديثى امام صادق (ع) از پيامبر نقل فرمودهاند كه پيامبر خدا (ع) فرمودند: حج و عمره فقر را از بين مىبرند چنانكه آتش زنگ آهن را از بين مىبرد.» (5)
با توجه به اين همه فضائل چگونه مىشود مسلمانان را به بهانه نبود زيرساخت لازم و عدم ظرفيت شهرهاى مكه و مدينه، از اين اجر و ثواب و اثرات معنوى و وضعى حج محروم كرد؟ !
بطور قطع در صورتى كه اقدامات هفتگانه و زيرساخت مربوطه فراهم گردد، دولت عربستان محدوديتها را در پذيريش حجاج برخواهد داشت و حجاج بيشترى را پذيرش خواهد كرد.
از آنجائى كه ايجاد اين زيرساختها و بسترهاى هفتگانه، از نظر مالى بسيار هنگفت است و عربستان به تنهايى توان ايجاد آنها را ندارد، در نتيجه دولتهاى اسلامى بايد در ايجاد و فراهم نمودن آن مشاركت كنند. تا بدين طريق محدويتهايى كه اعزام حجاج از كشورهاى اسلامى براى تشرف به حج را با محدويت و سهميهبندى مواجه ساخته است، برطرف نمايند.
بديهى است كه دولت عربستان سعودى مىبايست از امكانات ساير كشورها بهره گيرد. از آنجائى كه بهره گرفتن از دولتهاى غير اسلامى با روح حج، شرع و قاعده نفى سبيل: ( لَنْ يجْعَلَ اللهُ لِلْكافِرِينَ عَلَي الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلاً ) . (6)مغايرت دارد لذا دولت عربستان سعودى، تنها با مشاركت كشورهاى اسلامى
1) الحج عبر الحضارات والامم، ماجده آل مرتضى المومن، نشر مشعر چاپ اول ص 173.
2) وسايل الشيعة، ج13، ص547، ح18٠47/
3) سفينة البحار، ج1، ص211.
4) محجة البيضاء، فيض كاشانى، ج2، ص152.
5) التهذيب، شيخ طوسى، ج1، ص448.
6) لا يتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَ مَنْ يفْعَلْ ذلِكَ فَلَيسَ مِنَ اللهِ فِى شَىءٍ إِلاَّ أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاة وَ يحَذِّرُكُمُ اللهُ نَفْسَهُ وَ إِلَى اللهِ الْمَصِيرُ آل عمران:28. الَّذِينَ يتَّخِذُونَ الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَ يبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّة فَإِنَّ الْعِزَّة لِلَّهِ جَمِيعاً نساء: 129 - وَ لَنْ يجْعَلَ اللهُ لِلْكافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلاً نساء:141.
مىتواند بسترهاى لازم را فراهم نمايد.
دولتهاى اسلامى و دولت عربستان سعودى، بايد بدانند كه اقدامات مورد نياز براى برگزارى موفق مراسم حج و عمره در دراز مدت، از توان يك يا چند كشور خارج است و لازم است به مشاركت جمعى روى بياورند. به منظور درك و فهم اين موضوع، تعداد حجاج و معمترين شركت كننده در سال جارى، و تعداد آنها در طى ده سال آينده را كه در جداول زير برآورد و درج شده، قابل ملاحظه است.
برحسب گزارش اداره آمار عامه و معلومات عربستان سعودى در سال ١۴٣١ تعداد حجاج شركت كننده در مراسم حج تمتع را ٣٩٩/٧٨٩/٢ نفر اعلام كرد كه از اين تعداد ١٧٩٩۶٠١ نفر از خارج عربستان و تعداد ٩٨٩٧٩٨ نفر خارجيان مقيم عربستان بودند. (1)
در سال ١۴٣٢ اين اداره، تعداد حجاج شركت كننده در موسم حج را ٧١٧/٩٢٧/٢ نفر اعلام نمود از اين تعداد، ١٩۵/٨٢٨/١نفر از خارج عربستان سعودى و تعدادى ۵٢٢/٠٩٩/١ نفر افراد خارجى مقيم عربستان بودند (2).
تعداد حجاج در سال ١۴٣٢، ۵% بيشتر از تعداد حجاج سال قبل بوده است. تعداد حجاج در اين سال ٣١٨/١٣٨ نفر بيشتر از سال گذشته بوده است.
همين اداره تعداد معتمرين، در سال ١۴٣٢ (٢٠١١) را بالغ بر ۵ ميليون نفر ذكر كرد. و در اين راستا وزارت حج عربستان سعودى، تعداد معتمرين در سال ١۴٣٢ را ٧٩۵/٩٢۶/۴ نفر اعلام كرد كه ٨۵١/٠٨٨/١ نفر بيشتر از سال گذشته بوده است يعنى نسبت به سال گذشته ٣٠% بيشتر بوده است. از كل معتمرين، تعداد ١٣٨/٩١٧ نفر افراد خارجى مقيم عربستان بودهاند. (3)
با توجه به گزارش مسئولين عربستان سعودى در خصوص تعداد حجاج حج تمتع و تعداد معتمرين، انتظار مىرود در ده سال آينده تعداد حجاج تمتع و عمره، به ارقام زير كه در جدولهاى ١و٣ محاسبه و برآورد شده است، افزايش يابد.
اگر تعداد حجاج حج تمتع ٧١٧/٩٢٧/٢باشند و هر سال همانند سال ١۴٣٢، ۵درصد رشد داشته باشد، انتظار مىرود اين تعداد در سال ١٣٩۵به ٣٠٧/۶١٩/٣ نفر و در سال ١۴٠٠به رقم ٨٩٧/٣١٠/۴ افزايش
يابد. با در نظر گرفتن ارقام فوق اقدامات مورد نياز در خصوص حمل و نقل حجاج از كشورهاى مبدأ به مكه و مدينه در صورتى كه يك سوم حجاج با هواپيما جابجا شوند در سال139٠، 9759 صوتى پرواز و در سال 1395 به تعداد 12064 و در سال 14٠٠به رقم 1437٠ صوتى پرواز خواهد رسيد.
براى جابجايى اين تعداد حجاج در داخل شهرهاى مكه ومدينه، در سال 139٠ به تعداد 939/978/10سرويس اتوبوس ودر سال 1395به تعداد 4٠2/572/13 سرويس و درسال 14٠٠ اين تعداد به رقم 865/165/16 سرويس خواهد رسيد.
در مورد اسكان حجاج در سال 139٠تعداد اتاق مورد نياز 9759٠6 عدد و در سال 1395 تعداد 436/5٠6/1 و در سال14٠٠ اين تعداد به رقم311/694/2 افزايش خواهد يافت.
در مورد تعداد قربانى در سال139٠ تعداد ٠٠٠/٠٠٠/3 رأس و در سال 1395تعداد قربانى به ٠٠٠/620/3 رأس و در سال 14٠٠ اين تعداد به رقم ٠٠٠/312/4 رأس افزايش خواهد يافت.
در خصوص ميزان گوشت قربانى در سال 139٠ به مقدار ٠٠٠/٠٠٠/9٠ كيلو در سال 1395 به رقم 210/579/108 و در سال 14٠٠ اين مقدار به رقم ٠٠٠/36٠/129 كيلو خواهد رسيد.
غذاى همراه مسافر در سال139٠تعداد 434/855/5 وعده غذا و در سال 1395 تعداد 614/238/7 و در سال 14٠٠ اين رقم به 794/621/8 وعده غذا افزايش خواهد يافت.
در خصوص بقيه نيازهاى مربوط به حج تمتع به جدول شماره 2 مراجه شود.
درباره نيازهاى حج عمره در صورتى كه سالهاى بعد هم همانند سال 1432 رشد 3٠ درصدى داشته باشد، در آن صورت نيازهاى معتمرين در ده سال آينده بر حسب اطلاعات مندرج در جدول 3 و 4 خواهد بود.
بر اساس اين جدول جهت نقل انتقال حجاج از كشورهاى مبداء به عربستان در سال 139٠ تعداد 1978٠ صوتى پرواز در سال 1395 تعداد 37628 و در سال 14٠٠ به رقم 55775 صوتى پرواز افزايش مىيابد.
براى حمل نقل حجاج در داخل شهرهاى مكه و مدينه در سال 139٠ نياز به تعداد 849/148/13 و در سال 1395 به 423/398/25 و در سال 14٠٠ اين رقم به 977/647/37 سرويس نياز خواهد بود.
در خصوص اسكان در سال 139٠به تعداد 978/947/1 اتاق و در سال 2395 به 729/762/3 و در سال 14٠٠ به 418/577/5 اتاق نياز خواهد بود.
در مورد تغذيه حجاج در شهرهاى مكه و مدينه در سال 139٠ تعداد 665/219/29 وعده غذا در سال 1395 به تعداد 46٠/968/207 و در سال 14٠٠ به رقم 935/959/752 افزايش خواهد يافت.
در مورد غذاى بين راهى در سال139٠ تعداد غذاى همراه مسافر 866/687/11 عدد و در سال 1395
تعداد 376/576/22 و در سال 14٠٠ اين تعداد به رقم 886/464/33 خواهد رسيد.
مواد لبنى مورد نياز (ماست، دوغ، پنير در سه نوبت غذا در مدت اقامت) در سال 139٠ تعداد 665/219/29 عدد و در سال 1395 به تعداد 94٠/44٠/56 و در سال 14٠٠ اين رقم به تعداد 215/662/83 افزايش مىيابد.
براى اطلاعات بيشتر به جدول 3 و 4 مراجعه شود.
بهطور كلى اقدامات لازم و مورد نياز براى حج تمتع وعمره در ده سال آينده در جدول 5 محاسبه و برآورد شده است.
ارقام مندرج در جداول 1 - 5 ضرورت مشاركت دولتهاى اسلامى در ايجاد ساختارهاى مورد نياز و زمينههاى همكارى اقتصادى در خصوص حج را نشان مىدهد.
جدول1: برآورد تعداد حجاج تمتع از 14٠٠ - 139٠
جدول 2: تعداد اقدامات مورد نياز در حج تمتع در 10 سال آينده
<نمايش تصوير
<نمايش تصوير
جدول3: تعداد معتمرين حج از سال 14٠٠ - 139٠
جدول 4: اقدامات مورد نياز در حج عمره در 10 سال آينده
<نمايش تصوير
جدول5: اقدامات مورد نياز عمره و تمتع در طول سالهاى مورد نظر
<نمايش تصوير
نحوه برآورد و محاسبه ارقام جداول در پاورقى ذكر شده است. (1)
اين همكارى و مشاركت كشورهاى اسلامى مىتواند در قالب سرمايهگذارى در حوزههاى فوق با عناوين زير، صورت گيرد و محدوديتهاى مراسم حج را بر طرف نمايد.
ايجاد شركت بين المللى هواپيمايى زائر در كوتاه مدت و راه اندازى ساخت و توليد هواپيماى مسافربرى در درازمدت.
ايجاد شركت حمل و نقل زائر جهت جابجايى مسافر در شهرهاى مكه و مدينه و در دراز مدت راه اندازى صنعت ساخت اتوبوس، مترو و منوريل.
ايجاد شركت بين المللى غذاى حلال و كترينگ (غذا مسافر) براى حجاج و در دراز مدت غذاى حلال در سطح جهان.
ايجاد شركت بين المللى توليد محصولات باغى و دامى جهت تهيه ميوه و قربانى حجاج.
ايجاد شركت بين المللى توليد دارو و محصولات بهداشتى.
ايجاد بانك اسلامى.
ايجاد شركت بين المللى كنسروسازى از گوشت قربانيان.
1) تعداد صوتى پرواز: دو سوم تعداد حجاج تقسيم برمتوسط ظرفيت هواپيما (4٠٠) ضربدر 2(رفت و برگشت) - سرويس اتوبوس: تعداد حجاج تقسيم بر متوسط ظرفيت اتوبوس (4٠نفر) ضرب در سه نوبت رفت و برگشت در روز (6) ضرب در مدت اقامت (در حج تمتع25 و در عمره 15 روز) ؛ - تعداد غذا: تعداد حجاج ضرب در سه نوبت غذا ضرب در مدت اقامت؛ - تعداد اتاق: تعداد حجاج تقسيم بر 3؛ - مقدار پارچه احرام: تعداد حجاج ضرب در 5/2متر؛ - تعداد قربانى: تعداد حجاج+تعداد كفارهها + نيابتها؛ - ميزان گوشت قربانى: تعداد حجاج ضرب در ميانگين وزن قربانى (3٠كيلو) ؛ - ميزان ميوه و نان: تعداد حجاج ضرب در 1كيلو ضرب در مدت اقامت؛ آب شرب: تعداد حجاج ضرب در سه بطرى ضرب در مدت اقامت؛ .
ايجاد شركت بين المللى توليد پوست و چرم.
ايجاد شركت بين المللى توليد كيف و كفش و مشتقات پوست.
نظر به تفاوت كشورها به لحاظ موقعيت اقليمى و آب و هوايى، نيروى انسانى ماهر و غير ماهر، دانش فنى، مواد اوليه، تكنولوژى و بهطور كلى بر حسب مزيتهاى نسبى موجود هر كشورى، اين سرمايهگذارىها مىتواند در كشوهاى اسلامى مختلف صورت گيرد.
نتايج اين مشاركت در سطح كلان موجب ايجاد زمينه:
دستيابى كشورهاى اسلامى به تكنولوژى ساخت هواپيما و اتوبوس و قطار؛
توليد غذاى حلال؛
ايجاد اشتغال در كشورهاى اسلامى؛
استفاده از ظرفيتهاى كشورها در امر توليد مواد غذايى و باغى و دامى؛
جلوگيرى هدر رفت گوشت قربانيان؛
ايجاد زمينه بيشتر وحدت مسلمانان و زمينه اتحاديه كشورهاى اسلامى؛
شكل گيرى واحد پول اسلامى؛
ايجاد بانك بين المللى اسلامى.
منابع
قرآن كريم
نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتى، قم، دفتر نشر الهادى 1379، چاپ اول.
صحيح مسلم بشرح النووى المجلد الخامس، دار الكتاب العربى بيروت.
صحيح البخارى بشرح الكرمانى الجزء الثامن، دار الفكر.
حجۀ النبى (ع) واحكام الحج والعمرۀ والحج فى الاسلام والديانات الاخرى، تاليف احمد عبدالغفور عطار، مكۀ المكرمۀ، منشورات وزارۀ الحج و الاوقاف.
جايگاه حج در انديشه اسلامى، سيد على قاضى عسكر، نشر مشعر 1378.
فروع كافى، كلينى، تصحيح على اكبر الغفارى، الجزء الرابع، دار الاضواء - بيروت.
الحج عبر الحضارات والامم، ماجدۀ آل مرتضى المومن، نشر مشعر، 138٠.
وسايل الشيعۀ الى تحصيل الشريعۀ، الحر العاملى، دار احياء التراث العربى، بيروت 1412.
سفينۀ البحار، الشيخ عباس القمى، المجلد الثامن، دار الاسوۀ للطباعۀ والنشر 1414.
تهذيب الاحكام فى شرح المقنعۀ للشيخ المفيد، ابى جعفر محمد بن الحسن الطوسى، دار الاضواء - بيروت 14٠6.
المحجۀ البيضاء، فيض كاشانى، تصحيح على اكبر الغفارى، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه.
صهباى حج، جوادى آملى، مركز نشر اسراء 1378.
تاريخ مكۀ المشرفۀ، محمد بن محمد بن احمد بن الضياء المكى 885ه، تحقيق سعيد عبدالفتاح، المكتبۀ التجاريۀ، مكۀ المكرمۀ 1416ه.
الحج فى السنۀ، تحقيق معاونيۀ شؤون التعليم والبحوث الاسلاميۀ فى الحج، مركز تحقيقات الحج، طبع اولى، الناشر مشعر، 1417 ه-.
بركات ارض الوحى، محمد الريشهرى، تعريب جواد على كسار، دار المشعر، الطبعۀ الاولى، 1423 ه-.
حج برنامه تكامل، سيد محمد ضياء آبادى، نشر مشعر، چاپ سوم، 1387.
حج از نگاه حقوق بين الملل، سيد محمد خامنهاى، سازمان انتشارات كيهان.
روح المعانى فى تفسير القرآن العظيم والسبع المثانى، محمود الآلوسى البغدادى، دار احياء التراث العربى بيروت - لبنان، الطبعۀ الرابعۀ 14٠5 ه-.
الميزان فى تفسير القرآن، سيد محمد حسين طباطبايى، منشورات جامعۀ المدرسين فى الحوزۀ العلميۀ فى قم المقدسۀ.
تفسير نور الثقلين، عبد على ابن جمعه العروسى الحويزى، تصحيح السيد هاشم الرسول المحلاتى، مؤسسه اسماعيليان قم - الطبعۀ الرابعۀ 1412 ه-.
البرهان فى تفسير القرآن، سيد هاشم الحسينى البحرانى، مؤسسه مطبوعاتى اسماعيليان - قم - چاپ سوم.
تفسير نمونه، ناصر مكارم الشيرازى و همكاران، دار الكتب الاسلاميه - تهران 1374.
www. Dara Lhadarah. Com. Sa
. www. ALriyadh. Com
. www. Alanbat. net
. www. Arabic. Arabia. msn. com
. www. L
غلامرضا سرآبادانى
چكيده
همگرايى و اتحادهاى اقتصادى در سطوح مختلف و آزادسازى و آسانسازى مبادلات و نقل و انتقال عوامل توليد، به لحاظ آثار و نتايج مثبت در كاهش هزينهها و سالمسازى اقتصادى و هموار كردن مسير رشد و توسعۀ اقتصادى، امروزه بهعنوان يك ضرورت اقتصادى پىگيرى مىشود. منطقه اسلامى و كشورهاى اسلامى ابزارهاى مناسب متعددى از جمله اجتماع بزرگ حج را براى رسيدن به هدف فوق در اختيار دارند. فلسفۀ حج، بيانگر آن است كه بخش عمدهاى از منافع قابل حصول از اين فريضه، منافع مادى آن است كه به منظور دستيابى به توانمندى اقتصادى و رسيدن به وحدت كلى امت اسلامى مورد توجه قرار گرفته است.
با استناد به ضرورت اقتصادى و فقهى شكلگيرى بازار مشترك بينالمسلمين و با استفاده از ظرفيت شگفتانگيز حج و اجتماع باشكوه اسلامى در سرزمين وحى، اهدافى كه اسلام از اين اجتماع وحدتآفرين اسلامى دارد، قابل اثبات است كه شكلگيرى همكارىهاى اقتصادى در همۀ سطوح از جمله در سطح بازار مشترك بينالمسلمين نه تنها ممكن، بلكه ضرورى است.
بنابراين، ظرفيت و شرايط موجود در كشورهاى اسلامى نشان مىدهد كه در مراحل ابتدائى، تشكيل « اتحاديۀ گمركى بينالمسلمين» و در مراحل بعد تشكيل « بازار مشترك بينالمسلمين» مىتواند در راستاى تحقق فلسفۀ حج و رسيدن به وحدت امت اسلامى، اقدام مناسبى باشد.
كليدواژهها: حج، منافع حج، منافع اقتصادى حج، آثار اقتصادى بالفعل، آثار اقتصادى بالقوه، همگرايى اقتصادى، اتحاديۀ گمركى، بازار مشترك، بازار مشترك بينالمسلمين، اتحاديۀ گمركى بينالمسلمين، اتحاديۀ اقتصادى.
اين مقاله درصدد بررسى آثار اقتصادى حج و بكارگيرى آن در راستاى شكلگيرى همگرايى و همكارى اقتصادى بين كشورهاى اسلامى مىباشد. بنابراين سوال اساسى اين است كه آيا حج مىتواند بهعنوان ابزارى مناسب در راستاى تحقق همگرايى اقتصادى و تشكيل بازار مشترك بينالمسلمين، مورد استفاده قرار گيرد يا خير؟
در پاسخ به سوال فوق، اين فرضيه مطرح است كه حج به لحاظ ظرفيتهاى بالاى معنوى و فرهنگى كه در جهت ايجاد اتحاد و وحدت بين مسلمين دارد، مىتواند ابزار بسيار مناسبى در جهت رسيدن به هدف فوق باشد.
امروزه ضرورت تشكيل همگرايى و همكارى اقتصادى بر كسى پوشيده نيست؛ زيرا همگرايى و اتحاد اقتصادى در سطوح مختلف و آزادسازى و آسانسازى مبادلات و نقل و انتقال عوامل توليد، به لحاظ آثار و نتايج مثبت در كاهش هزينهها و سالمسازى اقتصادى و هموار كردن مسير رشد و توسعۀ اقتصادى بهعنوان يك ضرورت اقتصادى پىگيرى مىشود. در بسيارى از مناطق جهان امروز، ايده همگرايى اقتصادى تحقق يافته و بازارهاى بزرگ منطقهاى در آمريكا، آفريقا و اروپا شكل گرفته است. در مواردى از اين نيز فراتر رفته و بازار مشترك به اتحاديۀ اقتصادى كه مديريت در مورد تمام مراحل تصميمگيرى، سياستگذارى، سرمايهگذارى، توليد، توزيع و. . . را شامل مىشود، مانند اتحاديه اروپا تبديل شده است. در كشورهاى اسلامى نيز به صورتى بسيار محدود اقداماتى صورت گرفته و سازمانهايى مثل سازمان «اِكو» همكارى اقتصادى ايران با برخى از كشورهاى منطقه مثل پاكستان، شكل گرفته است كه فعاليت و تاثير چندانى در اقتصاد منطقه و كشورهاى اسلامى نداشته است. سازمان كنفرانس اسلامى با عضويت تمامى كشورهاى اسلامى در زمينه مسايل سياسى تشكيل شده و در سالهاى اخير بحث تشكيل بازار مشترك اسلامى در اين سازمان مطرح شده است. بنابراين استفاده از ظرفيتها و ابزارهاى مناسب در كشورهاى اسلامى به منظور شكلگيرى همگرايى و همكارىهاى اقتصادى در اين كشورها ضرورى است. بدين جهت بررسى امكان استفاده از حج در اين راستا نيز از جمله مباحث ضرورى است.
پيشينه : بررسى آثار و منافع حج در جهت تحقق همگرايى اقتصادى به لحاظ نو بودن، داراى پيشينه نمىباشد؛ به جز بررسىهايى اجمالى در مورد همگرايى و همكارىهاى اقتصادى در جهان و تشكيل بازارهاى مشترك مثل « تاريخچه بازار مشترك نوشته ژان فرانسوادونيو و ژرار دروئسن» و. . . و مقاله «بازار مشترك» در مورد ضرورت تشكيل بازار مشترك اسلامى، نوشته احمد مبلغى و برخى موارد ديگر از اين قبيل، صورت گرفته است.
همگرايى اقتصادى بين كشورها به صورتهاى مختلف ممكن است تحقق يابد. كشورها مىتوانند تجارت آزاد را بين خود برقرار كرده و براى كشورهاى ديگر محدوديتهاى مشابه يا متفاوتى را اعمال كنند (اخوى احمد، تجارت بينالملل، ص67 - 7٠) . بهطور كلى همكارىهاى اقتصادى مىتواند به يكى از صورتهاى زير تحقق يابد:
١. منطقة تجارت آزاد (1)
منطقه تجارى شامل چند كشور است كه قاعدۀ تجارت آزاد را بين خود به اجراء مىگذارند. ولى هريك از اعضاء مىتواند با كشورهاى ديگر غيرعضو داراى حقوق گمركى متفاوتى باشند.
٢. اتحاديه گمركى (2)
نوعى پيوستگى تجارى بين كشورهاى عضو است كه نه تنها واردات و صادرات بين آنها آزاد و بدون عوارض گمركى است، بلكه در تجارت با كشورهاى غيرعضو نيز از حقوق و عوارض گمركى مشابهى استفاده مىكنند. به عبارت ديگر، اتحاديه گمركى گامى فراتر از مناطق تجارت آزاد است.
٣. بازار مشترك (3)
همكارى از طريق بازار مشترك كمى فراتر از همكارى تجارى بين كشورهاى عضو است. يعنى علاوه بر آزادى تجارى مذكور در اتحاديه گمركى، شامل آزادى نقل و انتقال نيروى انسانى و سرمايه بين كشورهاى عضو نيز مىشود.
همگرايى و اتحاد در اين مورد نه تنها شامل امتيازات پيشگفته مىشود، بلكه هماهنگى اعضاء در اتخاذ سياستهاى اقتصادى داخلى و خارجى را نيز شامل مىگردد.
يكى از موفقترين نمونههاى اتحاديه گمركى در كشورهاى رو به رشد، اتحاديۀ گمركى آمريكاى مركزى معروف به بازار مشترك آمريكاى مركزى است. اين اتحاديه مشتمل بر كشورهاى السالوادر، هندوراس، گواتمالا، نيكاراگوئه و كاستاريكا و. . . در سال 196٠ تشكيل شد. و بعد از حدود يك ده
فعاليت، در سال 1969 منحل شد. و ديگرى اتحاديۀ گمركى منطقۀ تجارى ترجيحى كشورهاى شرق و جنوب آفريقاست كه در سال 1984 تأسيس شد. اما برجستهترين اتحاديه بازرگانى در سطح بازار مشترك، جامعۀ اقتصادى اروپا معروف به بازار مشترك اروپا است (اخوى احمد، ص69
هدف عمده در همگرايى اقتصادى، همافزايى امكانات و توانايىهاى اقتصادى و دستيابى به امكان رفع نواقص و رسيدن به توسعه اقتصادى و در صورت امكان تبديل شدن به قدرت واحد اقتصادى به منظور پيشبرد اهداف است. و چون دستيابى به سطوح بالاى همگرايى (تشكيل اتحاديههاى اقتصادى) نيازمند همگرايى سياسى نيز مىباشد، از جهت سياسى نيز به قدرت واحد تبديل مىشوند.
يكى ديگر از اهداف عمده همگرايى اقتصادى، دستيابى به بازارهاى بزرگ و تشكيل بازارهاى مشترك است كه مىتواند آثار مثبت اقتصادى زيادى داشته باشد. گفتنى است كه بازار در گذشته مفهوم سادهاى داشت و آن عبارت بود از محلى براى مبادله و داد و ستد كالاها و خدمات كه ابعاد آن محصور به يك محله و يا حداكثر يك شهر مىشد. اما امروزه مفهوم بازار تحول گستردهاى يافته و عبارت است از آزادى عام مبادلات كه در جهت وحدت اقتصادى منطقهاى و يا جهانى، وحدتى كه نه تنها گردش آزاد كالا را شامل مىشود، بلكه گردش آزاد سرمايه و انجام آزادانۀ سرمايهگذارى، مهاجرت نيروى انسانى و بالأخره قابليت تبديل ارزها به يكديگر را نيز فراهم مىسازد، صورت مىگيرد. (تاريخچۀ بازار مشترك، ترجمۀ محمد اسفنديارى، ص 14 و 13)
از جمله اشكالات بازارهاى كوچك آن است كه در آن از امكانات مدرن توليد و توزيع كالا استفادۀ كامل به عمل نمىآيد و به همين دليل گرايش عمومى به تأسيس بازارهاى بزرگ است. بازارهاى بزرگ بر خلاف بازارهاى كوچك، داراى مزاياى فنى و اقتصادى زيادى هستند. فراهم كردن امكان توليد انبوه، كار دائم ماشينآلات، كاهش هزينهها (مانند هزينههاى مربوط به بازاريابى، قراردادها، موجودى انبار و هزينهى تحقيقات) نمونههايى از مزاياى فنى است. مزايايى از قبيل افزايش فروش، توزيع سريع محصولات، افزايش رقابت، كاهش قيمت تمام شده، افزايش قدرت خريد مصرفكننده و افزايش مصرف و. . . نمونههايى از مزاياى اقتصادى بازارهاى بزرگ است. (تاريخچۀ بازار مشترك، ترجمۀ محمد اسفنديارى، ص15 - 18)
يك اتحاديۀ اقتصادى زمانى آثار مثبت اقتصادى، از جمله افزايش رفاه اقتصادى را بدنبال خواهد داشت كه كشورهاى عضو از خصوصيات زير برخوردار باشند (رحيمى بروجردى عليرضا، ص283 - 286) :
الف: نزديك بودن اعضاء نسبت به يكديگر كه باعث كاهش هزينههاى حمل و نقل و كاهش قيمت كالاهاى تجارى مىشود.
ب: اعضاء بايد اشتراكاتى در زمينههاى فرهنگى، سياسى، زبانى، تاريخى، دينى و. . . داشته باشند. در غير اين صورت، وجود اختلافات و نزاع در هريك از زمينههاى فوق مانع غيراقتصادى مهمى بر سر راه تشكيل يا عملكرد مناسب اين اتحاديهها خواهد بود. «ژان. فرانسوا دونيو» و «ژرار دروئسن» در اين زمينه مىگويند:
در راستاى تأسيس بازارهاى بزرگ و يا به تعبيرى بازار مشترك، تاريخ نشان مىدهد كه [دو فاكتور مهم يعنى] همبستگى و همگرايى سياسى و همبستگى اقتصادى لازم و ملزوم يكديگرند و هر كدام شرط وجود ديگرى است. در حقيقت حصول همبستگى سياسى به تنهايى و بدون برنامههاى منظم اقتصادى غيرعملى است، و برنامههاى اقتصادى در صورتى شكل واقعى به خود مىگيرند كه دولتها براى تحقق آن اقدامات سياسى را انجام دهند. و نمونههاى تاريخى براى هريك وجود دارد. (تاريخچۀ بازار مشترك، ص 19 - 29)
وجود رقابت بين كشورهاى داوطلب كه به تخصصى شدن توليد در اين كشورها كمك مىكند.
زياد بودن و بزرگ بودن كشورهاى متقاضى، گستردگى سطح روابط اقتصادى و موانع تجارى بين اين كشورها قبل از اتحاد و. . . خصوصيات ديگرى است كه اين كشورها بايد داشته باشند.
بنابراين همۀ عوامل اقتصادى و غيراقتصاى كه ممكن است موجب اختلاف و تفرقه بين كشورها باشند، بايد برطرف شوند (1).
1) برخى از انديشمندان معتقدند كه، به خاطر وجود عوامل متعددى، اتحاديههاى اقتصادى در كشورهاى در حال توسعه موفقيت چندانى نداشتهاند. (رحيمى بروجردى عليرضا، ص283-286) برخى از اين عوامل عبارتند از: الف. ناهمگونى شديد اقتصادى در اين كشورها كه باعث سرازير شدن منافع حاصل از اتحاد به كشورهاى داراى قدرت اقتصادى برتر مىشود. ب. وجود اختلافات اساسى ارضى، عقيدتى، مذهبى، سياسى و. . . كه باعث تزلزل اين اتحاديهها مىشود. ج. وجود سيستمهاى ضعيف حمل و نقل و ارتباطات و بعد مكانى اين كشورها از يكديگر، مانع ادغامهاى اقتصادى بين اين كشورها مىشود. د. عدم وجود رقابت اقتصادى بين اين كشورها. بنابراين ابتدا و قبل از هر اقدامى بايد روابط سياسى بين كشورها و اوضاع اقتصادى آنها از منظر شرايط فوق مورد تحليل و بررسى قرار گيرد و در صورت وجود مانع يا موانعى، با مذاكره و گفتگو آن را مرتفع كرد و يا به حداقل رساند. البته به نظر مىرسد كه بسيارى از اين موانع در خصوص كشورهاى اسلامى منتفى است و موانع احتمالى موجود نيز از طريق گفتگو قابل رفع است. .
بررسى اين موضوع در كشورهاى اسلامى نشان مىدهد كه به خاطر وجود شرايط مشابه از ابعاد مختلف در اين كشورها، ادغامهاى اقتصادى آسانتر بوده و مىتواند بهعنوان يك هدف جدى اقتصادى پىگيرى شود. ويژگىها و شرايط مشابه در اين كشورها به شرح زير است:
بسيارى از كشورهاى اسلامى در منطقه، داراى فرهنگ و تمدن مشترك مىباشند. به لحاظ اينكه امپراطورىهاى بزرگى همچون امپراطورى ايران، سرزمينهاى اسلامى تحت امر خليفه و. . . وجود داشته است كه هم اتحاد سياسى و هم اتحاد اقتصادى داشتهاند. به عبارت ديگر اتحاد سياسى، اجتماعى و اقتصادى و به تبع آن رشد و شكوفايى اقتصادى در حافظۀ تاريخى اين كشورها در دورههاى متمادى بهخصوص در دوره اسلامى وجود دارد. اين امر باعث شده كه علاوه بر دين مشترك، از لحاظ اجتماعى و فرهنگى نيز اشتراكات زيادى بين اين كشورها وجود داشته باشد. بنابراين اين كشورها از يك پيشينۀ تاريخى و فرهنگى مشتركى برخوردار هستند.
دين مشترك بهخصوص دين اسلام، قدرت فوقالعادهاى در ايجاد اتحاد و همگرايى بين كشورهاى اسلامى دارد. از جمله دستورات اسلام فريضۀ حج است كه همه ساله اجتماع عظيم و كنگرۀ بزرگ حج را ترتيب مىدهد. ميليونها انسان با يك لباس و يك صدا و يك شعار و با يك قصد و نيت (رضاى خداوند متعال) در سرزمين وحى گرد هم جمع مىشوند. در ادامه در مورد اينكه حج مىتواند اين كشورها را در جهت تحقق همگرايى يارى كند، گفتگو خواهيم كرد.
از نظر اقتصادى نيز وجوه مشترك در اين كشورها زياد است. غالب اين كشورها نفتخيز و توليدكننده نفت، داراى نيروى كار فراوان و ارزان بوده، به لحاظ جغرافيايى اكثر اين كشورها در آسيا و به خصوص منطقه خاورميانه قرار دارند كه بهصورت نسبى از مزيت قرب مسافت برخوردارند. فاصله كم اين كشورها از يكديگر تاثير مثبت در كاهش هزينههاى حمل و نقل و كاهش قيمت تمام شده دارد. مزيتهاى نسبى زياد ديگرى از نظر شرايط جغرافيايى و استعدادهاى كشاورزى و همچنين مزيتهاى نسبى در مورد نيروى انسانى نيز در اين كشورها وجود دارد.
بيش از يك سوم منابع جهان و 7٠ درصد منابع نفتى دنيا در كشورهاى اسلامى قرار دارد. و نيز با توجه به اينكه تعداد 22 كشور از 57 كشور عضو سازمان كنفرانس اسلامى ( OIC( را كشورهايى با
درجۀ توسعه يافتگى پايين تشكيل مىدهد، در صورت تحقق بازار مشترك اسلامى، چنين بازارى مىتواند دسترسى آسان آنان را به سرمايه و فناورى موجود در كشورهاى توسعه يافتهتر اسلامى نظير مالزى، تركيه، ايران و اندونزى امكانپذير كند (مركز پژوهشهاى مجلس شوراى اسلامى، سايت مركز) .
وجود پيشفرضهاى مذكور در كشورهاى اسلامى، حركت در مسير همگرايى را آسانتر مىكند، زيرا مشتركات فرهنگى و دينى تأثير بسيار مهمّى در رفع برخى نواقص موجود دارند. البته تحقق برخى از مراتب همگرايى اقتصادى مثل اتحاديۀ اقتصادى كشورهاى اسلامى نيازمند پيشفرضهايى از جمله همگرايى سياسى است كه در شرايط فعلى كمى دشوار به نظر مىرسد و يا حداقل نيازمند مذاكرات و توافقاتى بين كشورها در زمينه مسايل مختلف است. با اين وجود مراتب پايينتر آن يعنى همگرايى گمركى و تجارى، آسانتر محقق مىشود.
خداوند حج را آزمونى بزرگ و سبب رحمت خويش و وسيلۀ رسيدن به بهشت و موجب آمرزش مردم قرار داد» (محمدى رىشهرى، ص193 و انفاق در آن داراى ارزش بالابوده به طورى كه انفاق كردن براى آن، نسبت به انفاق در موارد ديگر برتر شمرده شده است. ( محمدى رىشهرى، ص207) تعطيل كردن حج و خالى شدن كعبه از طوافكننده سزاوار نيست. و در صورت تحقق، وظيفۀ زمامدار است كه مردم را به حج و اقامت نزد خانۀ خدا وادار كند. . . و اگر پول نداشته باشند از بيتالمال مسلمين خرج آنان را بپردازد. (محمدى رىشهرى، ص 255)
حج در حقيقت داراى ابعاد مختلفى است كه هر يك از ديگرى ريشهدارتر و پرسودتر است: مهمترين فلسفۀ حج، دگرگونى اخلاقى است كه در مؤمنين به وجود مىآورد. امام صادق (ع) در اين باره مىفرمايد: «كسى كه حج را به طور كامل انجام دهد، از گناهان خود بيرون مىآيد همانند روزى كه از مادر متولد شده» . (بحارالانوار، ج99، ص 26
بنابراين، مراسم حج با ويژگىهايى كه دارد، باعث ايجاد انقلاب اخلاقى عميق در درون انسانها مىگردد. (تفسير نمونه، ج14، ص89 و9٠)
در بعد سياسى نيز، حج مىتواند عامل وحدت و پرهيز از تعصبات ملى و نژادى و وسيلهاى براى انتقال اخبار سياسى كشورهاى اسلامى از نقطهاى به نقطۀ ديگر باشد. روى اين جهت اميرمؤمنان على (ع) به هنگام بيان فلسفۀ فرائض و عبادات، دربارۀ حج فرمود: «خداوند مراسم حج را براى تقويت
آئين اسلام تشريع كرد. (نهجالبلاغه، كلمات قصار، ش252.)»
زيرا انتشار اخبار سياسى از كشورى به كشور ديگر و نشر آثار پيامبر گرامى و خاندان مطهرش (ع) مردم را با دستورات ناب اسلام آشنا مىكند و از اين طريق اسلام تقويت مىگردد. (نهجالبلاغه)
در بعد فرهنگى نيز، اجتماع شكوهمند حج، نمايندۀ طبيعى و واقعى قشرهاى مختلف مسلمانان جهان است. بنابراين زوّار خانۀ خدا مىتوانند اخبار و آثار رسول الله (ع) را به تمام نقاط جهان اسلام منتشر كنند.
«هشام بن حكم» مىگويد، از امام صادق (ع) درباره فلسفۀ حج و طواف كعبه سؤال كردم، فرمود:
خداوند اين بندگان را آفريد. . . و فرمانهايى در طريق مصلحت دين و دنيا به آنها داد، از جمله اجتماع مردم شرق و غرب را (در آئين حج) مقرر داشت تا مسلمانان به خوبى يكديگر را بشناسند و از حال هم آگاه شوند، و هر گروهى سرمايههاى تجارى را از شهرى به شهر ديگر منتقل كنند. . . و براى اينكه آثار پيامبر (ع) و اخبار او شناخته شود، مردم آنها را به خاطر آورند و هرگز فراموش نكنند. (وسائلالشيعه ج8، ص9) (1).
يكى از بدبختىهاى بزرگ مسلمين اين است كه مرزهاى جغرافيايى و سياسى در كشورهاى اسلامى سبب جدايى فرهنگى آنها شود و مسلمانان هر كشور تنها به خود بينديشند كه در اين صورت جامعۀ واحد اسلامى، پاره پاره و نابود مىگردد.
يكى ديگر از ابعاد مهم حج، بعد اقتصادى آن است كه از ديدگاه اسلام مورد توجه جدى است و بر خلاف تصور برخى، استفادۀ از كنگرۀ عظيم حج براى تقويت پايههاى اقتصادى كشورهاى اسلامى نه تنها با روح حج منافات ندارد، بلكه طبق روايات اسلامى، بهرهبردارى اقتصادى از آن يكى از فلسفههاى اصلى آن است. (تفسير نمونه، ج 14، ص94)
و حضرت صادق (ع) در بيان ديگرى در تفسير آيۀ ( لَيسَ عَلَيكُمْ جُناحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلاً مِنْ رَبِّكُمْ ) (بقره: 198) فرمود: «منظور از اين آيه كسب روزى است.» و در ادامه فرمود: «هنگامى كه انسان از احرام بيرون آمد و مناسك حج را بجا آورد در همان موسم حج خريد و فروش كند (و اين موضوع نه تنها گناه ندارد بلكه داراى ثواب است)» . (تفسير عياشى طبق نقل تفسير الميزان، ج2، ص86)
در ادامه به بررسى بيشتر آثار اقتصادى حج در متون دينى مىپردازيم.
خداوند در سورۀ حج مىفرمايد: «و در ميان مردم براى [اداى] حج بانگ برآور تا [زائران] پياده و [سواره] بر هر شتر لاغرى - كه از هر راه دورى مىآيند - به سوى تو روى آورند.» (سورۀ حج، آيۀ27)
در آيۀ بعد مىفرمايد: «تا شاهد منافع خويش باشند، و نام خدا را در روزهاى معلومى بر دامهاى زبان
1) (جلد 11، ص14، انتشارات آلالبيت) . .
بستهاى كه روزى آنان كرده است ببرند. پس، از آنها بخوريد و به درمانده مستمند بخورانيد.» (سورۀ حج، آيۀ 28)
قرآن در اين آيات مىفرمايد كه در بين مردم حج را اعلام كن تا مردم بيايند و فريضۀ حج را انجام دهند و از منافع آن بهرهمند گردند. و همچنين با قربانى كردن و اطعام آن به فقراء در رفع فقر نيز موثر واقع شوند.
اينك بايد ديد مقصود از منافع كه در آيۀ شريفه براى حج ذكر شده چيست؟ براساس روايات، منافعى كه از حج نصيب مردم مىشود دو نوع مادى و معنوى به شرح زير است:
منافعى است كه در راستاى رفع نيازهاى مادى زندگى انسان به كار گرفته مىشود. و البته منحصر به مسايل اقصادى نيست بلكه مسايل سياسى، حكومتى، مشكلات و مسايل اجتماعى و به عبارت ديگر تمامى ابعاد مادى زندگى انسان را شامل مىشود.
تمامى راههاى تقرب به خدا در حج كه بهعنوان عبادت مطرح مىشوند، مشتمل بر تمامى اقسام گفتارى و فعلى عبادات، يعنى عبادات لفظى و عبادات عملى و فعلى، بهعنوان منافع معنوى حج محسوب مىشوند.
امام صادق (ع) نيز در مورد حج و منافع آن فرموده است: «از خداوند شنيدهام كه مىفرمايد: ليشهدوا منافع لهم [تا شاهد منافعى كه براى آنهاست باشند]» راوى گويد، از امام (ع) پرسيدم: منافع دنيا يا منافع آخرت؟ فرمود: همه» . (محمدى رىشهرى، ص197)
امام على بن موسىالرضا (ع) نيز در بيان فلسفههاى حج ضمن استناد به قرآن مىفرمايد: لِيشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ [ تا شاهد منافعى كه براى آنهاست باشند] (بحارالانوار، ج99، ص32
از اين بيان هم استفاده مىشود كه آيۀ شريفه، هم منافع معنوى و هم منافع مادى را شامل مىشود. زيرا حضرت در استناد به آيه تفصيلى ندادهاند كه چه نوع منفعتى منظور است. بنابراين حج ابعاد مختلفى دارد و منافع حاصل از آن، هم شامل منافع مادى و هم شامل منافع معنوى مىشود. اينك نگاه دقيقترى به منافع و آثار اقتصادى حج خواهيم داشت.
تفسير نمونه در اين باره مىگويد:
كوتاه سخن اينكه اين عبادت بزرگ اگر بهطور صحيح و كامل مورد بهرهبردارى قرار گيرد و
زوّار خانۀ خدا در آن ايام كه در آن سرزمين مقدس حضور فعال دارند و دلهايشان آماده است از اين فرصت بزرگ براى حل مشكلات گوناگون جامعۀ اسلامى با تشكيل كنگرههاى مختلف سياسى، فرهنگى و اقتصادى استفاده كنند، اين عبادت مىتواند از هر نظر مشكلگشا باشد. (تفسيرنمونه، ج14، ص94)
و شايد به همين دليل است كه امام صادق (ع) مىفرمايد: «لايزال الدين قائما ما قامت الكعبۀ» «مادامى كه خانۀ كعبه بر پا است اسلام هم بر پا است» (وسائلالشيعه ج8، ص14
يعنى وقتى كه مسلمانان از بلاد مختلف اسلامى به زيارت خانه خدا آمدند و منافع (مادى و معنوى) خود را در حج كسب كردند، اسلام تقويت شده و ادامه حيات آن با قدرت بيشتر تضمين مىشود.
بنابراين حج، استراتژى اساسى و مهمى است كه اسلام آن را براى ايجاد و تقويت وحدت بين مسلمين و حل مشكلات جامعۀ اسلامى و در نتيجه حفظ دين طراحى كرده است. طبيعى است كه انجام ناقص حج چنانچه امروزه انجام مىگيرد، و يا ترك اين فريضه چنانچه پيشتر گفتيم، نتيجۀ معكوس داشته و پراكندگى مسلمين باعث هلاكت آنان خواهد شد. و اين امر امروزه كه جوامع اسلامى تكه تكه و پراكنده هستند اهميت فوقالعادهاى دارد. و به خاطر اهميت اين موضوع، در روايات اسلامى عنوان شده است كه اگر در يك سال مسلمانان بخواهند حج را تعطيل كنند بر حكومت اسلامى واجب است كه با زور آنها را به مكه بفرستد (وسائل الشيعه ج8 ص15 «باب وجوب اجبار الوالى الناس على الحج») .
مرحوم علامه در تفسير جملۀ لِيشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ از آيه 28 سوره حج، بيان بسيار دقيقى دارد كه آن را مستقيما نقل مىكنيم. ايشان مىفرمايد:
در اين جمله" منافع" مطلق ذكر شده، و اختصاص به منافع دنيايى يا اخروى نيافته، چون منافع دو نوع است. يكى دنيوى كه در همين زندگى اجتماعى دنيا سود بخشيده، و زندگى آدمى را صفا مىدهد و حوائج گوناگون او را بر آورده، نواقص مختلف آن را بر طرف مىسازد، مانند تجارت، سياست، امارت، تدبير، و اقسام رسوم و آداب و سنن، و عادات، و انواع تعاون و همكارىهاى اجتماعى، و غير آن.
پس وقتى كه اقوام و امتهاى مختلف از مناطق مختلف زمين با همۀ تفاوتها كه در انساب و رنگ و سنن و آداب آنها هست در يك جا جمع شده، يكديگر را شناختند، و معلوم شد كه كلمۀ همه واحده، و آن كلمۀ حق است، و معبود همه يكى است و او خداى عزّ و جلّ است، و جهتگيرى همه يكى است و آن كعبه است، اتحاد روحى، آنها را به اتحاد جسمى و وحدت كلمه، ايشان را به تشابه در عمل مىكشاند. هر فرد از ديگرى آنچه مىپسندد اخذ مىكند، و به او عطا مىكند آنچه را كه او را راضى مىكند. و قومى به كمك قوم ديگر مىشتابد و در حل
مشكلات آن قوم كمر مىبندد و به اندازۀ توان خود ياريش مىدهد. در نتيجه جامعههاى كوچك بهصورت يك جامعۀ بزرگ مبدل مىشوند، آن وقت مجتمعهاى كوچك با نيروهاى جزئى به مجتمعات نيرومند مبدل مىشوند كه كوههاى بلند و استوار هم در مقابل آن نمىتوانند مقاومت كنند، و هيچ دشمن نيرومندى حريف آن نمىشود. و [جان كلام اينكه:] هيچ راهى به سوى حل مشكلات مانند تعاضد و تعاون نيست، و هيچ راهى به سوى تعاون چون تفاهم نيست و هيچ راهى به سوى تفاهم مانند تفاهم دينى نيست» (ترجمه الميزان فى تفسيرالقرآن، ج14،
ص: 522
بنابراين اشتراكات معنوى و اعتقادى موجب اتحاد و اتفاق معنوى و دينى شده و اتفاق روحى و معنوى باعث گرايش به اتحاد و همگرايى و تعاون و همكارى مادى و در نتيجه بهرهگيرى از منافع عظيم مادى حج مىشود. مرحوم علامه در ادامه مىفرمايد:
نوع ديگر منافع، يعنى منافع اخروى همان انواع وجوه تقرب به خدا است. . . . پس، آمدن مردم به سوى ابراهيم، يعنى حضور آنها در خانۀ خدا و زيارت آن، باعث مىشود كه منافع اخروى و دنيوى آن را مشاهده كنند [ درك كنند]، و با مشاهدۀ منافع، علاقمند به آن خانه شوند، چون خلقت انسان به گونهاى است كه منفعت را دوست دارد. (همان)
جنبه ديگر منافع اقتصادى حج اين است كه حضور در حج و رسيدن به منافع آن، بايد با فقرزدايى همراه باشد. اجتماع اغنياء در حج نبايد آنان را از فقراء غافل كند. أَطْعِمُوا الْبائِسَ الْفَقِيرَ (محسن قرائتى، تفسير نور، ج 8، ص37) بلكه يك بعد اساسى منافع مورد بحث، همين دستگيرى از فقراء است (1).
همگرايى و همكارى اقتصادى در سطح اتحادهاى منطقهاى و بازار مشترك با تسهيل جابجايى سرمايه، عامل كار و ساير عوامل توليد در كشورهاى اسلامى راه حلى مثمر ثمر در رهايى از دور فقر
1) بخصوص كه يكى از موانع اصلى توسعه در كشورهاى اسلامى وجود دورهاى باطل فقر در اين كشورها است. دور باطل فقر در زمينههاى عرضه، تقاضا و نيروى انسانى اگرچه مانع تحقق توسعه مىشود اما نفى وجود مزيتهاى نسبى در زمينههاى مختلف در كشورهاى اسلامى نمىكند. به عبارت ديگر مىتوان با شناسايى اين مزيتها در اين كشورها و اراية آنها در كنگره عظيم حج و مبادله پاياپاى آن باعث رفع قطعى نواقص و موانع توسعه در جوامع اسلامى شد. بنابراين آنچه در ادبيات توسعه اقتصادى توسط نوركس و ديگران القاء شده كه: «فقر در كشورهاى فقير مادرزادى است، و اين كشورها به علت نداشتن اعتماد به نفس، هرگز قادر به رفع فقر و دستيابى به توسعه نيستند و اين امر باعث مىشود كه فقر همچنان به عنوان بزرگترين مانع توسعه در اين كشورها پا برجا باقى بماند» (لشكرى محمد، توسعه اقتصادى و برنامهريزى، ص34-37) ، كاملا بىاساس است. .
است. با چنين اتفاقى مىتوان با تعديل و توزيع درآمد در كشورهاى اسلامى، قدمى بسيار مفيد در راستاى تحقق عدالت در اين كشورها برداشت.
آثار و منافع اقتصادى حج بطوركلى در دو سطح خرد و كلان به شرح زير قابل ترسيم است:
منظور از آثار خرد اقتصادى حج، آثارى است كه انجام حج روى رفتار اقتصادى افراد دارد. اجمالاً معلوم است كه در رفت و برگشت حجاج و عمرهگزاران توسعهاى در مصرف بهصورت خريد برخى اقلام كالاها و خريد برخى خدمات مثل حمل و نقل، هتلدارى و غيره بوجود مىآيد. اما خريد خدمات و كالاها از كشور مقصد باعث خروج مبالغ بسيار زيادى ارز سالانه از كشور مىشود. ضمن اينكه خريد مقادير زيادى كالا از كشور مقصد و وارد كردن آن به كشور باعث افزايش قابل توجهى در واردات سالانه مىشود. افزايش مصرف و فعاليتهاى خدماتى در كشور مبدأ (مثل ايران) مىتواند اثر مثبت در افزايش سرمايهگذارى و توليد در زمينههاى فوق داشته باشد. اما متأسفانه هيچ آمار مشخصى در اين زمينه (ميزان آثار منفى و مثبت در سطح خرد) در دست نيست و نمىتوان راجع به نحوه تاثير اقتصادى سفر حج و عمره در سطح خرد، اظهار نظر جدى و مشخصى نمود.
منظور از آثار كلان اقتصادى، آثارى است كه بر روى متغيرهاى كلان اقتصادى مثل درآمد ملى، اشتغال، مصرف، تراز پرداختها و. . . دارد. آثار كلان اقتصادى حج و عمره در دو قسمت آثار بالقوه (يعنى آنگونه كه بايد باشد) و آثار بالفعل (كاركرد امروزى) بايد مورد توجه قرار گيرد كه هريك از اين دو قسم را جداگانه بحث خواهيم كرد. آثار كلان بالفعل در كشور مبدأ و كشور مقصد متفاوت بوده و در برخى موارد منفى و در مواردى نيز مثبت است، كه درباره هريك بايد مجزا بحث شود.
در اين قسمت با اشاره به برخى آمارها و چند محاسبه ساده نشان مىدهيم كه اين سفر روحانى (حج تمتع و يا عمره مفرده) روى اقتصاد ايران چه تاثير شگرف و البته منفى دارد.
تا پايان ايام عمره (طى چند سال اخير) تعداد افراد اعزام شده به عمره به حدود 3 ميليون نفر خواهد رسيد. يعنى سالانه حدود 8٠٠ هزار نفر به عمره اعزام شدهاند. اگر تعدا افراد اعزام شده به حج تمتع را نيز در اين سالها مد نظر قرار داده و به رقم فوق اضافه كنيم، تعداد افراد اعزام شده به عربستان در اين
سالها سالانه به حدود ٩٠٠ هزار نفر خواهد رسيد.
هزينه سفر عمره براى هر نفر در سال ٨٩ حداقل ٨٠٠ هزار تومان و در سال ٩٠ حدود ١٠٠٠٠٠٠ تومان، براى سفر حج در سال ٨٩ حداقل ۵/٢ ميليون تومان و در سال ٩٠ سه ميليون تومان بوده است.
<نمايش تصوير
منبع: سايت سازمان حج و زيارت ( ( www. hajj. ir
بنابراين در سال ١٣٨٩ حداقل حدود ٨٩٠ ميليارد تومان هزينه اعزام مجموع ٩٠٠ هزار نفر به سفر حج و عمره شده است. و در سال ١٣٩٠ براى اعزام همان تعداد، حدود ١١٠٠ ميليارد تومان هزينه خواهد شد. در مجموع دو سال، كل هزينه اعزام به حدود٢٠٠٠ ميليارد تومان بالغ مىگردد.
نكته مهم اين است كه بخش عمده مبلغ فوق بهعنوان هزينه هواپيما، هتلدارى، ويزا و غيره بهصورت ارز از كشور خارج شده و به عربستان منتقل مىشود. اين در حالى است كه اگر حداقل هزينهاى را كه هر فرد بابت خريد كالا از عربستان پرداخت مىكند ١٠٠٠ دلار در نظر بگيريم، كل هزينه خريد در مجموع دو سال ١٨٠٠ ميليون دلار (معادل حداقل ١٨٠٠ ميليارد تومان) خواهد شد.
بنابراين ملاحظه مىشود كه سالانه چه مبالغ هنگفتى بهصورت ارز از طريق اين سفر و توسط حاجيان و عمرهگزاران از كشور خارج مىشود. بنابراين اگرچه به لحاظ نداشتن آمار دقيق، مبلغ دقيق ارزى كه سالانه از كشور خارج مىشود معلوم نيست ولى به طور قطع مبالغ بسيار زيادى است كه در بالا به آن اشاره شد. و اين مطلب گوياى اين است كه آثار اقتصادى سفر حج و عمره در سطح كلان در اقتصاد ايران منفى است. و باعث خروج سرمايههايى از كشور مىشود.
تانگبان (1)(١٩٩١) در پژوهشى به بررسى تاثير حج بر اقتصاد نيجريه پرداخته است. در اين مطالعه ابعاد اقتصادى مختلف مثبت و منفى حج بر اقتصاد نيجريه مورد بررسى قرار گرفته است. وجه پرداختى به
1) Tangban. .
دولت عربستان سعودى براى صدور ويزا، كمك هزينه سفر اهدايى به زائران و بودجه ساليانه پرداختى به هيأت حج بهعنوان تأثير اقتصادى منفى حج بر اقتصاد نيجريه تلقى شده است. اما از طرفى حج آثار مثبتى بر اقتصاد نيجريه داشته است؛ زيرا حج بهعنوان محرك باعث تسهيل فعاليتهاى اقتصادى معينى در مدت مشخصى از سال مىگردد؛ و بخش حمل و نقل زمينى و دريايى، صنايع غذايى، صنايع نساجى و صنايع داروسازى نيجريه در زمان حج با رونق مواجه مىشوند. نتيجه تحقيق نشان داد كه تأثيرات منفى حج بيشتر از تأثيرات مثبت آن بر اقتصاد نيجريه است.
مطالعات انجام شده توسط ترنر و كوهن اثر مثبت حج و عمره بر اقتصاد كلان عربستان و رونقبخشى بر آن را تاييد مىكند.
ترنر (1)(١٩٧٣) به بررسى تاثير حج بر رشد اقتصادى عربستان پرداخت. ترنر با اشاره به طبيعت واجب حج و مشقتها و سختىهايى كه زائران در اين سفر متحمل مىشوند، حج را كاملا متمايز با سفر توريستى دانسته، اظهار مىدارد: «مشكل است كه بگوييم زائران مانند گردشگران به دنبال لذت بردن هستند يا حتى انتظار لذت بردن را دارند. از اينرو، در اين مطالعه تنها تعداد عمرهگزاران مورد توجه قرار گرفته و به بررسى نقش آن در رشد اقتصادى عربستان پرداخته شده است. نتايج تحقيق نشان مىدهد كه حج باعث رونق اقتصاد عربستان شده است. ( زراء نژاد، ص۵)
كوهن (2)(١٩٧٩) در مطالعه خود حج را علاوه بر انجام مناسك واجب، بهعنوان شكلى از گردشگرى در نظر گرفت و به بررسى نقش حج بر رشد اقتصادى كشور مقصد يعنى عربستان پرداخته است. اين مطالعه براساس مطالعهى رابينسون (3)(1972) است كه در آن گردشگران در كشورهايى نظير هند و آسياى جنوبى منابع درآمدى براى رشد اين كشورها بودهاند. كوهن همچون نونز (4)(١٩٧٧) مكه را بهعنوان مقصد گردشگرى بىهمتايى در طول زمانهاى مختلف معرفى كرده است. از ديد كوهن حج همانند سفرى توريستى است كه در آن زائران همانند گردشگران سفرى ارادى و موقتى انجام مىدهند و هدف و انتظار آنان كسب مطلوبيت است. نتايج اين تحقيق نشان داد كه حج مانند توريسم باعث تسهيل فعاليتهاى اقتصادى مىشود ( زراء نژاد، ص ۵) .
بررسى روايات اسلامى نشان مىدهد كه آثار اقتصادى حج در سطح كلان براى امت اسلامى و نه براى يك كشور خاص مىباشد. در حقيقت از جمله فلسفههاى حج و اجتماع بزرگ مسلمين در سرزمين وحى، سامان دادن به زندگى مادى و اقتصادى جامعه اسلامى (امت اسلامى) است. اسلام خواسته است كه از طريق حج، نواقص و مشكلات اقتصادى در بلاد اسلامى مرتفع شده، عدالت اقتصادى تحقق يافته و راه براى رشد و توسعه اقتصادى هموار گردد. و اين نكته بسيار دقيقى است كه محققين اسلامى و غيراسلامى در تحقيقات خود درباره حج، آن را مورد بىتوجهى قرار دادهاند.
بر اين اساس آنچه طى سالهاى گذشته اتفاق افتاده و امروز نيز متولّيان حج در جهان اسلام آن را تعقيب مىكنند، نتيجهاش بهرهبردارى اقتصادى يك كشور خاص يعنى كشور مقصد (عربستان سعودى) از حج است به طور كلى با اهداف تعيين شده در حج و فلسفه آن تعارض جدى دارد. دليل اين ادعا مطلبى است كه در فرمايش امام صادق (ع) آمده است. در روايت «هشام بن حكم» ، «امام صادق (ع)» فرموده است:
خداوند اين بندگان را آفريد. . . و فرمانهايى در طريق مصلحت دين و دنيا به آنها داد، از جمله اجتماع مردم شرق و غرب را (در آئين حج) مقرر داشت تا مسلمانان به خوبى يكديگر را بشناسند و از حال هم آگاه شوند، و هر گروهى سرمايههاى تجارى را از شهرى به شهر ديگر منتقل كنند. . . و براى اينكه آثار پيامبر (ع) و اخبار او شناخته شود، مردم آنها را به خاطر آورند و هرگز فراموش نكنند. (وسائلالشيعه، ج8 ص9)
بهرهگيرى از منافع اقتصادى حج آنقدر اهميت دارد كه امام صادق (ع) در ادامه مىفرمايد:
ولو كان كل قوم انما يتّكلون علي بلادهم و ما فيها هلكوا، و خربت البلاد، و سقطت الجلب و الارباح و عميت الاخبار. . . .
اگر هر قوم و ملتى در شهر و كشور خود مانده و براى مراسم حج از آن خارج نگردند (تنها از كشور و بلاد خويش سخن بگويند و تنها به مسائلى كه در آن است بينديشند) همگى نابود مىگردند و كشورهايشان ويران مىشود، منافع آنها ساقط مىگردد و اخبار واقعى در پشت پرده قرار مىگيرد. (همان)
بىتوجهى به حج و عدم بهرهبردارى مناسب از آن نتيجهاش تفرقه و نتيجۀ تفرقه ضعف و ناتوانى و سرانجام سقوط و هلاكت است.
جابجايى و انتقال سرمايهها و منابع توليد و تجارت محصولات و كالاهاى توليد شده در هر يك از بلاد اسلامى باعث مىشود كه نيازها و كمبودهاى مختلف در سرزمينهاى گوناگون اسلامى مرتفع شده و شرايط براى تحقق رشد و توسعۀ اقتصادى فراهم شود. و برعكس، عدم جابجايى كالاها و منابع
در ايام حج و عدم برخوردارى از منافع اقتصادى حج، در كوتاه مدت باعث تضعيف و در بلند مدت باعث نابودى امت اسلامى خواهد شد.
نتيجه ؛ بنابراين فلسفه اصلى حج و رمز حيات آن و بالتبع حيات اسلام و حيات مسلمانان در اين است كه همه مسلمانان از منافع حج بهرهمند شوند. به عبارت ديگر منافع اقتصادى و غيراقتصادى حج بايد نصيب همه مسلمانان و همه بلاد اسلامى شود؛ در غير اين صورت نتايج مورد انتظار از آن يعنى اصلاح امور اساسى امت اسلامى و رسيدن به وحدت كلى اسلامى حاصل نخواهد شد.
هدف عمده در شكلگيرى بازار مشترك، همگرايى در مسايل اقتصادى (تجارى، مبادلهاى و جابجايى منابع) از نظر اهداف، روشها و نتايج آن است. بنابراين استفاده از ابزارها، روشها و اقدامات مناسب براى ايجاد همگرايى بين كشورها ضرورى است. به عبارت ديگر پارامترهاى فرهنگى، ملى، زبانى، اقتصادى، جغرافيايى و غيره ايجاد كنندۀ اتحاد و همگنى از حيث ميزان تاثير، بسيار مهم است. اين همگرايى باعث گسترش بازار مصرف براى توليدات داخلى شده، قدرت چانهزنى آنها را نسبت به كالاهاى وارداتى و صادراتى افزون مىكند.
پيشتر نيز گفتيم كه كشورهاى اسلامى ويژگىهاى مهمى دارند كه به آسانى مىتواند اين يكپارچگى و همسويى را پذيرا باشد. وجود پيوندها و علايق مشترك فرهنگى و مذهبى ميان كشورهاى اسلامى، داشتن دين مشترك، دينى كه بر تمام ساختارها و عرصههاى اقتصادى و اجتماعى زندگى آنان تاثيرگذار است و تعاليم عاليۀ آن در خصوص لزوم وجود وحدت امت اسلامى، عامل مهمى در همگرايى كشورهاى اسلامى و تشكيل بازار مشترك اسلامى به حساب مىآيد.
از جانب ديگر تحقق اين بازار كه هدف اصلى و اساسى آن ايجاد همگرايى و يكپارچگى بين كشورهاى اسلامى است، يكى از پيشنيازهاى اصلى وحدت امت اسلامى به شمار مىرود. زيرا همكارى و تعاون اقتصادى و تلاش در جهت رفع مشكلات بخشهاى مختلف امت اسلامى مىتواند همفكرى و همدلى و اتحاد را بين مسلمين بوجود آورد.
در جهان امروز كه نقش اقتصاد جدى و پيشرونده است، تشكيل بازار مشترك اسلامى به منظور تقويت بنيه اقتصادى و رسيدن به استقلال اقتصادى در اين كشورها از جمله اقدامات و سياستهاى ضرورى است. اين موضوع ضرورى اقتصادى داراى نتايج گسترده غيراقتصادى به واسطه ضرورت
فقهى كه با استفاده از قواعد فقهى قابل اثبات است، نيز تاكيد مىگردد. (مبلغى احمد، سايت www. shareh. com(
الف) اولاً مفهوم بازار كه يك مفهوم عرفى است، همراه با تحول و تطور در روابط اقتصادى و عوامل اقتصادى دستخوش تحول گرديده و مىگردد. بنابراين وقتى صحبت از بازار مىشود، فقط همان مفهوم ساده و محدود پيشين آن مد نظر نيست. بلكه امروزه مفهوم بازار از حيث كيفيت و ابعاد و شرايط آن بسيار گسترش يافته به طورى كه تعاملات و روابط اقتصادى بين كشورهاى اسلامى را نيز در بر مىگيرد.
ب) ثانياً در روايت «حفص بن غياث» از امام صادق (ع) آمده است: «شخصى از امام صادق (ع) پرسيد: اگر شئ (متاعى) را در دست كسى ديدم مىتوانم شهادت دهم كه مال اوست؟ امام (ع) پاسخ دادند: بلى. او گفت: شهادت مىدهم در دستان اوست و شهادت نمىدهم كه از اوست؛ چراكه شايد به غير او مربوط باشد. حضرت پاسخ دادند: آيا جايز است آن را از او بخرى؟ گفت: آرى. امام (ع) فرمود: شايد از غير او باشد، از كجا جايز شده كه آن را بخرى و ملك تو گردد؛ آنگاه بعد از تحقق ملكيت بگويى آن (متاع) مال من است و بر آن سوگند بخورى و جايز نشده كه آن را به او كه ملكش پيش از اين به تو منتقل شده، نسبت دهى؟ بعد امام (ع) فرمود: اگر اين جايز نباشد، براى مسلين بازارى برپا نمىماند.» (وسايلالشيعه، ج18، ح 215٠)
در اين روايت امام (ع) به ذكر علت پرداخته و فرموده اگر «يد» اماره ملكيت نباشد بازارى براى مسلمانان باقى نخواهد ماند. از اين تعليل مىتوان قاعده «ضرورت قوام و برپايى بازار مسلمانان» را استنباط كرد.
با توجه به مطلب نخست يعنى تحول مفهوم بازار و با استفاده از قاعده فوق مىتوان چنين نتيجهگيرى كرد كه ضرورت شكلگيرى و تداوم بازار براى تداوم و تقويت حيات اقتصادى مسلمانان، نبايد محدود به دورهاى خاص يعنى صدر اسلام و يا زمان صدور اين روايت شود. بنابراين امروزه كه بازار مفهومى فراملى در قالب همگرايى اقتصادى منطقهاى و فرامنطقهاى يافته، و مفهوم بازار مسلمانان، شامل بازار مشترك بين كشورهاى اسلامى كه تأثيرى فوقالعاده در تدوام و تقويت حيات اقتصادى امت اسلامى دارد، نيز مىگردد و ضرورت تشكيل بازار مسلمانان منحصر به بازارهاى محلى يا شهرى و امثال آنكه تاثير چندانى در تقويت حيات اقتصاد امت اسلامى ندارد، نيست. بنابراين ضرورت تشكيل و تدوام آن ثابت مىشود. (همان)
اين قاعدۀ مستنبط از آيۀ شريفه ( لَنْ يجْعَلَ اللهُ لِلْكافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلاً ) (نساء:141) است. براساس اين آيه، خداوند هر گونه سلطه و تسلطى را از طرف كافرين بر مؤمنين نفى كرده است كه به معناى نهى از چنين سلطهاى است. و به معناى نهى از هر گونه اقدام، سياست و يا تصميمى است كه منتَج به چنين نتيجهاى شود. و همچنين به معنى لزوم پىگيرى و توجه به هر اقدامى و به كارگيرى هر نوع ابزارى است كه مانع اين سلطه بشود و يا زمينۀ جلوگيرى از تحقق اين سلطه را فراهم كند. بنابراين استدلال به اين قاعده را مىتوان در دو برهان زير خلاصه كرد (همان) :
الف) خداوند جعل هرگونه سبيل و سلطه را نسبت به مسلمانان براى كافرين نفى كرده است.
ب) سلطۀ اقتصادى كافران بر مسلمانان از مصاديق سبيل، بلكه بدترين آن مىباشد.
نتيجه : پس سلطۀ اقتصادى نيز نفى شده است.
الف) چون جلوگيرى از تحقق سلطه واجب است پس فراهم كردن شرايط و مقدمات جلوگيرى از آن نيز واجب مىباشد.
ب) جلوگيرى از سلطه جز با توانمند شدن مسلمانان و فراهم كردن ابزار و نيروى انسانى كارآمد امكانپذير نيست (انفال:6٠) .
نتيجه: بنابراين همگرايى و همافزايى توان اقتصادى و توانمند شدن در عرصۀ اقتصاد از طريق تشكيل بازار مشترك بينالمسلمين بهعنوان يكى از مصاديق و اسباب عقلايى توانمندى، واجب و ضرورى است.
قاعدۀ ديگرى كه مىتواند ضرورت همگرايى و همكارى اقتصادى از طريق تشكيل بازار مشترك بينالمسلمين را ثابت كند، قاعدۀ «علوّ اسلام» برگرفته از روايت « الاسلام يعلو و لا يعلى عليه» است كه تقريباً شبيه همان قاعدۀ قبلى است و به همين جهت از دوبارهگويى پرهيز مىكنيم.
در هر صورت حاصل بحث اين شد كه تشكيل نهادهايى مثل بازار مشترك و همكارى و همگرايى اقتصادى كه بتوانند بنيۀ اقتصادى مسلمانان را تقويت كنند، ضرورى است.
پيشفرضها و شرايط لازم و كافى همگرايى پيشگفته وقتى در عبادت بزرگ و كنگره عظيم حج
و اجتماع باشكوه مسلمين در سرزمين وحى (مكه و مدينه) حاصل مىشود، شرايطى بسيار مناسب براى شكلگيرى بازار مشترك بينالمسلمين را فراهم مىكند. تفسير نمونه در اين باره مىگويد:
چه مانعى دارد كه مسلمانان در آن اجتماع بزرگ، پايۀ يك بازار مشترك اسلامى را بگذارند، و زمينههاى مبادلاتى و تجارى را در ميان خود به گونهاى فراهم سازند كه نه منافعشان به جيب دشمنانشان بريزد، و نه اقتصادشان وابسته به اجانب باشد، كه اين دنيا پرستى نيست، عين عبادت است و جهاد. (تفسيرنمونه، ج 14، ص94)
پيشتر پيرامون جنبههاى اقتصادى حج و امكان بهرهبردارى از آن در راستاى همگرايى اقتصادى و تقويت بنيۀ اقتصادى كشورهاى اسلامى به تفصيل بحث كرديم. گفته شد كه:
منافع اقتصادى حج بايد در راستاى رفع فقر و تحقق عدالت و تقويت بنيه و توان اقتصادى امت اسلامى بهكار گرفته شود. اجتماع بىنظير مسلمانان در ايام حج در سرزمين وحى، فضاى معنوى دلنشينى براى امت اسلامى بوجود آورده و دلها را به هم نزديك مىكند و شرايط را براى تحقق همكارى و تعاون اقتصادى در بين امت اسلامى فراهم مىنمايد.
اما آنچه امروزه و بالفعل از حج بهرهبردارى مىشود، منافع يكطرفه و درآمد سرشارى است كه از اين طريق به جيب سعودىها سرازير مىشود.
بنابراين با توجه به ضرورت اقتصادى شكلگيرى اتحاد و همافزايى اقتصادى و تشكيل بازار مشترك بينالمسلمين و ضرورت فقهى شكلگيرى اين بازارها و ظرفيت بسيار بالاى كنگره عظيم حج در تحقق اين هدف بزرگ، بر انديشمندان مسلمان در سراسر جهان اسلام لازم است كه با تلاشهاى پىگير، شرايطى را فراهم كنند تا كنگره عظيم حج بتواند آثار و منافع اقتصادى و غيراقتصادى بالقوه خود را ارائه كرده و امت اسلامى از آن بهرهمند شوند.
و اينك اشارات كاربردى در راستاى تحقق اين هدف در پى خواهد آمد.
چنانچه در ابتدا گذشت، بايد در نظر داشت كه همگرايى اقتصادى در مراتب مختلفى چون «منطقۀ تجارت آزاد» ، «اتحاديۀ گمركى» ، «بازار مشترك» و «اتحاديۀ اقتصادى» قابل تحقق است كه هريك شرايط و ويژگىهاى خاص خودش را دارد. به نظر مىرسد كه در شرايط فعلى با كمى مذاكره و برنامهريزى بتوان «اتحاديه گمركى بينالمسلمين» و «بازار مشترك بينالمسلمين» را تأسيس و راهاندازى كرد.
اين نوع همكارى از نظر شرايط نسبت به «بازار مشترك» آسانتر و نسبت به «منطقۀ تجارت آزاد» آثار مطلوب اقتصادى بيشترى دارد.
در اين اتحاديه، فعاليتهاى تجارى، واردات و صادرات بين كشورهاى اسلامى آزاد و بدون عوارض گمركى است. ضمنا هريك از اعضاء در تجارت با كشورهاى غيرعضو نيز از حقوق و عوارض گمركى مشابهى استفاده مىكنند.
براساس ضوابط اتحاديه، حجاج مىتوانند بدون پرداخت عوارض گمركى و بهصورت آزادانه محصولات توليد شده در كشور اسلامى خود را وارد عربستان كرده و هنگام بازگشت محصولات توليدى عربستان و يا كشور اسلامى ديگرى را به كشور خود وارد كنند. البته براى اينكه تجارت آزاد روى توليد كشورهاى عضو، تاثير مثبت داشته باشد بايد با دقت كافى جلوى قاچاق احتمالى كالاهاى توليد شده در كشورهاى غيرعضو گرفته شود. اين تجارت آثار مثبتى چون تقويت رقابت بين توليدكنندهها در كشورهاى اسلامى به منظور يافتن بازار مناسب و به دنبال آن افزايش توليد به منظور صادرات به هريك از كشورهاى اسلامى را خواهد داشت.
در ايام حج به خصوص حج واجب، اتحاديه مىتواند با وضع تسهيلات ويژهاى، كالاهاى خود را با قيمتى ارزانتر در اختيار حجاج قرار دهد تا اگر تاجرى مثلاً كالاى ساخت ايران را از عربستان خريد مىكند و به كشور خود مثلا عراق مىبرد، بتواند با قيمت مناسبى در بازار عراق بفروشد.
اتحاديه مىتواند به منظور تسهيل در امر تجارت حجاج، مكانهاى وسيعى را در عربستان براى عرضۀ كالاهاى تجارى در هنگام حج تأسيس كند تا حجاج بدون هيچگونه نگرانى تجارت خود را انجام دهند و به اعمال حج آنها صدمهاى وارد نشود.
اين امر به طور جدى مىتواند به سامان دادن زندگى فقراء و رفع فقر در كشورهاى اسلامى كمك كند. و از اين طريق شرايط براى تحقق فرمان خداوند در قرآن كه فرمود: ( وَ أَطْعِمُوا الْبائِسَ الْفَقِيرَ ) فراهم مىشود، چرا كه كلام خداوند در مورد اطعام فقراء، منحصر به اطعام گوشت قربانى به فقراء مسلمين نيست. بلكه هر نوع كمكى از طرف حجاج به فقراء صورت بگيرد، مصداق اين كريمه خواهد بود زيرا ممكن است كه اين جمله يعنى ( وَ أَطْعِمُوا الْبائِسَ الْفَقِيرَ ) از آيۀ شريفه را جملهاى مستقل در نظر بگيريم.
فعاليت اتحاديه گمركى در طول سال و در ايام عمره مفرده و در بلندمدت و بهصورت پايدار ادامه خواهد يافت و با دستيابى مردم به منافع حج، رغبت آنها به حج بيشتر مىشود.
چنانچه پيشتر گذشت، ويژگىهاى مازاد «بازار مشترك» نسبت به «اتحاد گمركى» در اين است كه علاوه بر آزادى مبادلۀ كالاها و خدمات، آزادى نقل و انتقال سرمايه و جابجايى نيروى كار را نيز شامل مىشود و بازارهاى بزرگ، امتيازات و ثمرات زيادى نيز در زمينههاى فنى و اقتصادى دارند و تأثير آنها
در تحقق توسعه و رشد اقتصادى پايدار بيشتر است.
بنابراين در زمينۀ تاسيس «بازار مشترك اسلامى» ، علاوه بر آنچه در مورد « اتحاديۀ گمركى بينالمسلمين» گفتيم، فراهم كردن شرايط ديگرى به منظور تسهيل در امر نقل و انتقال سرمايه و نيروى كار از نظر نرخ بازدهى سرمايه، نرخ دستمزد و نرخ مبادلۀ ارز، لازم است كه تحقق آن نيازمند مذاكرات بين مسئولان اجرائى و اقتصادى در كشورهاى اسلامى است.
در مورد تاسيس بازار مشترك بينالمسلمين نيز، اجتماع عظيم حج بهترين فرصتى است كه هم مىتوان صحبتها و مذاكرات مربوط به تاسيس بازار را در اين ايام انجام داد و هم بعد از تاسيس، بخش عمده مبادلات كالاها در اين ايام صورت گرفته و مردم از منافع آن بهرهمند مىشوند.
منافعى كه از حج نصيب مردم مىشود دو نوع مادى و معنوى است. عمده منافع اقتصادى حج، در راستاى رفع فقر، تحقق عدالت اقتصادى و تقويت بنيه و توان اقتصادى امت اسلامى است.
فلسفه اصلى حج و رمز حيات آن و بالتبع حيات اسلام و حيات مسلمانان در اين است كه منافع اقتصادى و غيراقتصادى حج نصيب همه مسلمانان و همه بلاد اسلامى شود. در غير اين صورت نتايج مورد انتظار از آن يعنى اصلاح امور اساسى امت اسلامى و رسيدن به وحدت كلى اسلامى حاصل نخواهد شد.
اما در عمل، آنچه طى قرنهاى گذشته اتفاق افتاده و امروز نيز متولّيان حج در جهان اسلام آن را تعقيب مىكنند، نتيجهاش بهرهبردارى اقتصادى يك كشور خاص يعنى كشور مقصد (عربستان سعودى) و بىنصيب ماندن (بلكه متضرر شدن) كشورهاى مبدأ از منافع اقتصادى حج است و به طور كلى با اهداف تعيين شده در حج و فلسفه آن تعارض جدى دارد.
ضرورت اقتصادى و فقهى شكلگيرى اتحاد و همافزايى اقتصادى و تشكيل بازار مشترك بينالمسلمين و ظرفيت بالاى كنگره عظيم حج در تحقق اين هدف، تلاشهاى پىگير انديشمندان مسلمان در سراسر جهان اسلام را در راستاى تحقق اين مقصود مهم، الزامى مىكند.
بنابراين، راهكار اساسى براى اينكه حج به شرايط كارآمدى خود برسد و آثار مثبت آن در زمينههاى مختلف اقتصادى، اجتماعى، سياسى و. . . براى امت اسلامى حاصل شود، حركت به سمت همگرايى اقتصادى بين كشورهاى اسلامى است.
پيشنهاد مشخص اين است كه در مرحله اول «اتحاديۀ گمركى بينالمسلمين» تشكيل شود و در ايام حج واجب و هچنين در بقيۀ ايام سال يعنى در ايام عمره مفرده مبادلات كالاها با تسهيلات ويژه در سرزمين وحى انجام گيرد تا منافع حاصل از آن به كشورهاى اسلامى سرازير شده و از آن بهرهمند
شوند. البته كشورهاى عضو بهصورت مستقيم نيز مىتوانند بر طبق شرايط اتحاديه با يكديگر مبادله كنند.
همزمان مذاكرات مربوط به آزادسازى نقل و انتقال سرمايه و نيروى كار صورت گيرد و در صورت فراهم شدن شرايط لازم، اتحاديۀ گمركى به بازار مشترك تبديل شود.
در ضمن، تشكيل نمايشگاههاى دائمى كالاهاى مختلف توليد شده در كشورهاى اسلامى مىتواند دستيابى به هدف فوق را آسانتر كند. حجاج مىتوانند سفارش توليد كالا را نيز قبول كرده و در ايام ديگر سال آن را با قيمت اتحاديه براى مشترى ارسال كنند. در اين نمايشگاه مىتوان ابداعات و اختراعات و نوآورىها در زمينههاى مختلف را عرضه كرد و براى اين نوآورىها سفارش ساخت دريافت نمود.
منابع
قرآن كريم
نهج البلاغه
رحيمى بروجردى عليرضا، اقتصاد بين الملل ( تجارت و ماله بينالملل) ، تهران، سمت، 139٠.
اخوى احمد، تجارت بينالملل، استراتژى بازرگانى و توسعه اقتصادى، موسسه مطالعات و پژوهشهاى بازرگانى، 1373.
شريفى احمد حسين، آيين زندگى، قم: دفتر نشر معارف، چ65، 1389.
آيتالله مكارم شيرازى، تفسير نمونه، تهران: دارالكتب الاسلاميه، ويرايش جديد، چ 4٠، 1386.
امام خمينى، تحرير الوسيله، ص 37٠، قم: موسسه دارالعلم، بى تا.
الكلينى محمدبن يعقوب، الاصول من الكافى، طهران: دارالكتب الاسلاميه، چ4، 1365.
الشيخ الحر العاملى، وسائل الشيعه، قم: انتشارات آلالبيت، ط اولى، 1411.
مبلغى احمد، بازار مشترك، سايت: www. shareh. com ، 22/10/139٠.
علامه طباطبايى، الميزان فى تفسيرالقرآن، ترجمه، ج14.
ژان فرانسوادونيو و ژرار دروئسن، تاريخچه بازار مشترك، ترجمه محمد اسفنديارى، تهران: انتشارات علمى و فرهنگى، چ اول، 1375.
www. hajj. ir
زراء نژاد منصور، بررسى تأثير حج بر اقتصاد عربستان سعودى، 1391.