ghaemiyeh.com
سرشناسه : محدثي، جواد، ۱۳۳۱ -
Mohadesi، Javad
عنوان و نام پديدآور : فرهنگ نامه زيارت/ جواد محدثي.
مشخصات نشر : تهران: نشر مشعر، ۱۳۹۰.
مشخصات ظاهري : ۳۶۰ ص.
شابك : ۴۰۰۰۰ ريال : 978-964-5400-60-4
وضعيت فهرست نويسي : فاپا
يادداشت : كتابنامه به صورت زيرنويس.
موضوع : زيارت و زائران -- فلسفه
موضوع : زيارت و زائران -- آداب و رسوم
رده بندي كنگره : BP۲۶۲/م۳ف۴ ۱۳۹۰
رده بندي ديويي : ۲۹۷/۷۶
شماره كتابشناسي ملي : ۱۱۱۵۷۳۹
آنچه در اين كتاب مىخوانيد، اطلاعاتى فشرده و كوتاه درباره كلمات و تعابيرى است كه به نوعى با مقوله «زيارت و زائر» ارتباط دارد، از قبيل: مفاهيم و موضوعات، آداب و سنن، اصطلاحات، اماكن، اشخاص و ...
بسيارى از اينها در ميان زائران و آشنايان با آموزههاى دينى و سنن مذهبى، رايج و مشهور است، امّا گاهى به معنا و ريشه آنها كمتر توجّه مىشود.
از آنجا كه مخاطبان اين اثر، عموم اهل مطالعه در نظر گرفته شده، از آوردن بحثهاى تخصّصى و سنگين يا ذكر منابع و مستندات پرهيز شده است، تا بهرهورى از آن آسانتر و فراگيرتر باشد.
به اميد آن كه گامى در جهت افزايش آگاهىهاى زائران به شمار آيد.
قم- جواد محدّثى
مهر 1387
اعمال و آدابى كه هنگام زيارت خانه خدا در مكّه و حرم پيامبر در مدينه انجام مىدهند، مناسك حج و آداب زيارت. نيز نام كتابى است كه به معرّفى اعمال و واجبات حج و دعاها و زيارتهاى مربوط به سفر حج پرداخته است.
رفتن به زيارت حرمهاى معصومين، آداب خاصّى
دارد و مراعات آنها، نشانه معرفت و ادب نسبت به صاحب قبر است. مسائلى از قبيل: غسل زيارت، با وضو بودن، لباس تميز و آراسته پوشيدن، خضوع و خشوع داشتن، ذكر گفتن، اذن دخول خواندن، بوسيدن ضريح و ادب نسبت به قبر مطهّر، پرهيز از كارهاى لغو، خواندن زيارتنامه، دعا و تلاوت و نماز در كنار قبر، از جمله آداب زيارت است كه بر تأثير تربيتى و ثواب آن مىافزايد.
آستان يا آستانه، به معناى درگاه و عَتَبه وساحت است، جايى كه براى ورود به خانه، يا قصر يا حرم، كفشها را درمىآورند. به كفشكن عمارت هم آستانه گويند. به حرمهاى مطهّر امامان و امامزادگان آستان گويند، چون عظمت و حرمت دارد و براى ورود به آن، بايد شرط ادب به جا آورد. مثل آستان قدس رضوى و آستانه حضرت معصومه (س).
كنايه از رفتن به زيارت يكى از معصومين و امامزادگان يا به خدمت كسى رسيدن، بوسيدن آستانه حرم، نشانه ارادت به صاحب بقعه و به
شكرانه توفيق زيارت است و زائرى كه بر درگاه يك حرم بوسه مىزند، عشق و تواضع خود را به صاحب آن مىرساند و يكى از آداب زيارت است. به آن عتبهبوسى و پابوسى هم گفته مىشود.
ببوس اى خواهرم قبر برادرشهادت، سنگ را بوسيدنى كرد
مُحرِم شدن، بعضى از امور را بر خود حرام كردن. كسى كه به سفر حج و عمره مىرود، براى ورود به مكه بايد در يكى از ميقاتها مُحرم شود، يعنى با
پوشيدن دو حوله و گفتن «لبّيك اللهم لبّيك ...»، نيت حج و عمره كند. با تلبيه (لبيك گفتن) برخى از كارها بر حاجى در حال احرام، حرام است و بايد از آنها بپرهيزد. احرام تنها در سفر زيارتى خانه خداست.
اذن دخول يا اذن ورود، اجازه خواستن براى ورود به حرمهاى مقدّس است. نشانه احترام به امام يا امامزادهاى است كه مىخواهيم او را زيارت كنيم. در كتابهاى دعا متنى به عنوان «اذن دخول» وجود دارد كه خوب است قبل از وارد شدن به حرم و در آستانه مرقد خوانده شود. مضمون آن رخصت طلبيدن از خدا و رسول و امامان براى ورود به حرم است. اين متن را، اغلب در ورودىهاى حرمها قاب كرده و به ديوار مىزنند تا زائران آن را بخوانند.
توانايى بدنى و مالى براى انجام سفر حج. حج براى كسى واجب است كه با سلامتى جسمى و قدرت مالى، اين استطاعت را داشته باشد. استطاعت، شرط وجوب حج است. به زائرى كه چنين باشد «مستطيع» گويند.
مقصود، حرمهاى مقدّس امامان و امامزادگان است. اعتاب جمع عَتَبه به معناى درگاه، آستان و مرقد است. عتبهبوسى كنايه از رفتن به زيارت حرمهاى مقدس است. عتبات عاليات هم گفته مىشود و بيشتر مقصود، حرم امامان مدفون در عراق (كربلا، نجف، كاظمين و سامرا) است.
از كسانى كه عازم زيارت خانه خدا يا حرم معصومين و عتباتاند، درخواست مىشود كه در آن مكانهاى شريف، ديگران را هم دعا كنند. «التماس
دعا» درخواست دعا از آنان در زيارتگاههاست. خوب است در زيارت، ذوىالحقوق و ملتمسين دعا را ياد كنيم.
حرمين، به دو شهر مقدس مكّه و مدينه گفته مىشود. كسى كه در اين دو شهر، پيشوا و مقتداى مردم باشد و در فقه و احكام به او رجوع كنند، يا كسى كه امام جماعت در اين دو شهر باشد، «امامالحرمين» ناميده مىشود. يكى از معروفترين كسانى كه چنين لقبى دارند «امام الحرمين جوينى» دانشمند اشعرى مذهب قرن پنجم است.
باره به حصار و برج و باروى يك شهر يا قلعه گفته مىشود. به ديوار و حصارى كه براى حرم يك امام مىكشند و بقعه درست مىشود امامباره گويند. در مناطق هند، امامباره به حسينيّه و محلّ عزادارى حضرت سيّدالشهدا مىگويند.
فرزند امام، كسى كه بىواسطه يا با چندين واسطه، فرزند امام معصوم باشدكه مورد احترام دوستداران اهل بيت است. امامزاده به حرم و مقبره
و بقعه فرزندان و نوادگان ائمه هم گفته مىشود كه مردم به زيارت آنجا مىروند. در ايران در بسيارى از شهرها و روستاها امامزاده وجود دارد، مثل امامزاده يحيى در گنبد و امامزاده داود در تهران.
زيارت حرمهاى مقدس و عتبات و مزارها را در هر وقت مىتوان انجام داد و وقت خاصّى ندارد. امّا برخى زيارتها در اوقاتِ خاصّى سفارش شده كه ثواب بيشترى دارد. مثل زيارت امام حسين (ع) در روز اربعين، يا زيارت حضرت على (ع) در روز 13 رجب يا روز غدير، يا
روز مباهله. «اوقات زيارتى»، به زمانهايى گفته مىشود كه بر انجام يك زيارت، تأكيد شده است.
آنچه براى امور خير وقف كنند (به «وقف» مراجعه شود.)
جاى وسيع و سقفدار جلوى اتاق و ساختمان براى نشستن، صُفّه و عمارتى كه شكل آن محرابى و هلالى باشد، مثل ايوان مدائن. در حرمها جايى ميان صحن و رواق مطهّر كه ورودى حرم حساب مىشود. و گاهى كاشيكارى يا طلاكارى يا آينهكارى است. «ايوان نجف عجب صفايى دارد».
به معناى در، در ورودى. برخى از درها در حرمها و زيارتگاهها نام خاصّى دارند كه به يك حادثه تاريخى يا شخصيت معروف اشاره دارد، مثل باب جبرئيل و باب النساء در مسجدالنبى يا باب صفا در مسجدالحرام. على و ائمه: چون حامل علوم و احاديث پيامبرند، به آنان باب گفته شده است. حديث «انا مدينة العلم و علىّ بابها» از آن جمله
است.
وقتى كسى را دفن مىكنند، به طرف راست بدن و رو به قبله در قبر مىخوابانند. طرف سر او را معمولًا به طرف مغرب و پاى او به سوى مشرق قرار مىگيرد. در حرمهاى مطهّر امامان، از آداب زيارت، حضور در طرف بالاى سر يا پايين پا و خواندن دعاها و زيارتهاى خاصّ است. محدوده بالاى سر حرم امام رضا (ع) اغلب شلوغ است و زائران براى زيارت و دعا و نماز در آنجا مىنشينند. مسجد بالاسر هم مسجدى است
كه در سمت بالاى سر ضريح و مرقد قرار دارد.
بنا كننده. كسى كه عهدهدار ساختن يك بناى دينى مثل مسجد، حسينيه، مدرسه، حرم و ... مىشود، يا هزينه آن را مىپردازد. به كسى هم كه مجالس عزادارى برپا مىكند و مخارج آن را مىدهد «بانى مجلس» مىگويند.
از ريشه بستن است. محوّطهاى در جلوى مساجد و حرمها كه معمولًا با زنجير بسته است و پناهگاه به شمار مىرود. در حرمهاى مطهر، قسمتى از حرم و ايوان يا بخش ورودى به حرم را گويند كه احترام خاصّى دارد و هر كه وارد آن حريم شود، از تعرّض و تعقيب مصون است. در مشهد بست بالا و بست پايين وجود دارد.
پناه آوردن به حرمهاى مطهّر براى مصون ماندن از تعرّض و تعقيب دشمن. چون حرمها مكان امن و محترم است، كسانى كه مقصّر يا فرارى و تحت تعقيب بودند يا با حكومتهاى ستمگر مخالفت
مىكردند، براى آن كه دستگير نشوند، به حرمهاى مقدس مىرفتند و تحصّن مىكردند. اين تحصّن را «بستنشينى» مىگفتند. بعضى هم در آستانه سلاطين و دربار اميران يا خانه افراد مشهور و قدرتمند، بست مىنشستند.
به معناى زمين گود، قطعه زمين جدا شده، بنا و ساختمان، عمارت و خانه، صومعه و زيارتگاه. به مزار و حرم نيز گفته مىشود. بقاع متبرّكه به زيارتگاهها و قبرهاى مقدس گويند. مثل حرم
امامان. قبرستان بقيع را هم چون قطعه زمينى براى دفن اموات بوده، اين نام نهادهاند.
نام قبرستانى قديمى در شهر مدينه كه مدفن چهار امام شيعه، عباس عموى پيامبر، فاطمه بنت اسد، همسران پيامبر، عمههاى پيامبر و بسيارى از صحابه، علما وبزرگان در آنجاست. به آن «بقيع الغرقد» هم مىگفتند. از ريشه بقعه است. قبور اين بزرگان روزگارى قبه و بارگاه داشته كه سالها پيش به دست وهابىها تخريب شده است. پيامبر خدا (ص) بارها به زيارت قبور مدفونين در بقيع مىرفت و براى آنان دعا مىكرد. وضع كنونى و ويرانى بقيع، گواه مظلوميت اهل بيت است.
به معناى خانه است. در اصطلاح به خانه خدا و بيتالله در مكّه گفته مىشود و گاهى به آن سوگند خورده و مىگويند: قسم به بيتى كه رفتهام. به آن بيتالحرام و بيتالعتيق هم گفته مىشود (به كعبه و مسجدالحرام رجوع شود.)
فاصله و محدوده ميان دو حرم را «بين الحرمين»
گويند. در مدينه منوّره، محدوده بين حرم پيامبر و قبرستان بقيع را كه حرم چهار امام است و در كربلا محدوده بين حرم امام حسين و حرم حضرت اباالفضل را بين الحرمين گويند و مكانى است كه شرافت خاصّ دارد.
در تهران هم به بازار بين مسجد امام خمينى و مسجد جامع، بازار بين الحرمين گفته مىشود.
بوسيدن پا، كنايه از رفتن به زيارت حرم امامان. به زائر، پابوس هم گفته مىشود (به «عتبهبوسى» مراجعه شود).
در صحن قديم حضرت رضا (ع) پنجرهاى فولادى و مشبّك است، ميان صحن و داخل حرم، كه زائران و حاجتمندان، پشت آن پنجره حضور مىيابند و به آستان حضرت رضا (ع) دخيل مىشوند و حاجت مىطلبند. نمونههاى فراوان از كسانى كه در پشت پنجره فولاد، حاجت گرفته و شفا يافتهاند وجود دارد.
بركت جستن، خير و بركت طلبيدن. وقتى چيزى مقدس و محترم است، هر نوع تكريم آن مثل بوسيدن، لمس كردن و چيزى را به آن ماليدن تبرّك نام دارد. بركت به معناى خير پايدار است. زائر با بوسيدن و دست كشيدن به قبر و ضريح و در و ديوار حرم، خير و بركت مىجويد. در زمان پيامبر خدا (ص) نيز رايج بود و مسلمانان آب وضوى آن حضرت يا موى سر و صورتش را هنگام شانه كردن به قصد تبرّك برمىداشتند. اماكن متبرّكه به جاهاى داراى خير و بركت گفته مىشود.
به معناى خاك است. به قبر و مزار هم تربت گفته مىشود. رفتن سر خاك، يعنى حضور در كنار قبور
اموات براى دعا و فاتحه خوانى. «بر سر تربت ما چون گذرى، همّت خواه». مورد رايج و معروف تربت، خاك قبر سيدالشهدا (ع) يا خاك كربلاست كه فضيلت بسيار دارد و سجده بر تربت و ذكر خدا با تسبيح تربت كه يادآور آن شهيد مظلوم است مستحب مىباشد. به برداشتن كام نوزاد با تربت سيدالشهدا در آغاز ولادت تأكيد شده و از ويژگىهاى تربت امام حسين شفابخشى آن به اذن خداوند است كه در روايات آمده است.
به شرافت رسيدن و مقام يافتن. در اصطلاح، به رفتن به حرمهاى مقدّس و اماكن زيارتى يا توفيق ديدار اولياى خدا و انسانهاى بزرگ نيز تشرّف گفته مىشود، چون چنين ديدارها و زيارتهايى به انسان شرافت و ارزش مىدهد. شرفيابى هم گفته مىشود. كسى كه به زيارت خانه خدا يا عتبات برود، مىگويد: مشرّف شدم، يا شرفياب گشتم.
در حادثه عاشورا، بلندى و تپهاى ميان خيمههاى امام حسين (ع) و ميدان نبرد وجود داشته و حضرت زينب (س) گاهى براى اطلاع از اوضاع ميدان و حال برادرش به بالاى آن مىرفته است. آن تپه به «تلّ زينبيّه» مشهور است و امروز به صورت يك ساختمان، نزديكى حرم سيدالشهدا (ع) است و زوّار به زيارت آن مىروند و با آن حادثه تجديد خاطره مىكنند.
وسيله و واسطه آوردن، پيامبر و اهل بيت را نزد خداوند، شفيع و واسطه قرار دادن جهت استجابت دعاها و آمرزش گناهان. توسّل به اهل بيت مورد سفارش پيشوايان دينى است و در قرآن كريم هم آمده است كه گنهكاران اگر به پيامبر خدا توسّل
جويند و آن حضرت در حقّ آنان استغفار كند و از خدا آمرزش بخواهد، خدا را آمرزنده خواهند يافت (نساء، آيه 64). در «دعاى توسّل»، نيايشگر و متوسّل چهارده معصوم را نزد خدا وسيله قرار مىدهد و حاجتش را از خدا مىطلبد.
ولايت بخشيدن، كسى را به كارى گماشتن و منصب دادن، واگذارى امور وقف و حرم و مسجد به كسى. نيز توليت و مقام توليت به كسى گفته مىشود كه سرپرستى اداره امور يك آستانه و حرم يا مسجد را برعهده دارد. اين مقام، از سوى
حكومت و رهبرى به كسى داده مىشود.
همسايه خدا، به كسى گفته مىشود كه در شهر مكه و كنار خانه خدا اقامت كند و مجاور كعبه باشد، يا به آنجا پناهنده شود. به يكى از دانشمندان به نام زمخشرى هم «جار الله» مىگويند، چون مدّتى مقيم مكّه بود.
قبرستان بقيع، از آنجا كه طبق احاديث، قبر صالحان باغى از باغهاى بهشت است، به آن مزار مقدس جنّةالبقيع گفتهاند (به «بقيع» مراجعه شود)
مسجدى در چند كيلومترى قم، نزديك روستاى جمكران كه در سال 393 ق به دستور امام زمان (ع) و به دست حسن بن مثله جمكرانى ساخته شده است. اين مسجد، در سالهاى اخير موقعيت و شهرت بسيارى يافته و در ايام سال، به خصوص در شبهاى چهارشنبه و نيمه شعبان، عدّه بسيارى براى زيارت و عبادت به آنجا مىروند و نماز مخصوصى دارد.
آداب و مراسمى كه هنگام عزيمت يا بازگشت زائران حج، كربلا و عتبات يا خراسان، برگزار مىشود و كسى جلوى مردم با لحنى سوزناك اشعارى مىخواند و مردم هم جواب مىدهند، مثل «هر كه دارد هوس كرب و بلا بسم الله».
به حرم سيدالشهدا (ع) حائر گفته مىشود. حائر يعنى جايى كه آب در آن جمع و سرگردان مىشود. در تاريخ آمده است كه وقتى متوكّل
عباسى به قصدتخريب قبر آن حضرت، آب به آن بست، آب به آن مكان كه مىرسيد، روى هم انباشته مىشد و به قبر نمىرسيد. حائر حسينى به حرم امام حسين (ع) گفته مىشود كه بسيار مقدّس است و دعا در آنجا مستجاب است. به كربلا نيز حائر گويند و به اين سبب، كسانى كه اهل كربلا يا ساكن كربلا باشند، به «حائرى» مشهور مىشوند.
حجّ، يكى از فروع دين و واجبات است، به كسى كه اين تكليف دينى را انجام مىدهد و به زيارت خانه خدا مىرود، حاجّ يا حاجى گفته مىشود و اگر زن باشد حاجّه يا حاجيه گويند. پيشوندى است كه قبل از نام اشخاص آورده مىشود و نشانه آن است كه آنان به زيارت خانه خدا رفتهاند، مثل حاج على، حاج اكبر.
حج يكى از فروع دين است. زيارت خانه خدا و محرم شدن و حضور در عرفات و منا و قربانى كردن و رمى جمرات و طواف و سعى در خانه خدا، حج نام دارد كه بر هر مسلمان مستطيع، يك بار در طول
عمر واجب است و زمان انجام آن ما ذى حجّه است. آنچه در غير آن ماه يا غير از روزهاى حج انجام مىشود و تنها احرام و طواف و نماز طواف و سعى دارد، عمره ناميده مىشود. حجگزار را حاج، و عمرهگزار را معتمر گويند. قرآن حج و عمره را از شعائر الهى مىشمارد و مسلمانان را به آن فرا مىخواند (بقره، آيه 196).
جايى كه امن و پناهگاه باشد و خانه شخصى كه از تعرّض ديگران در امان است. در مكّه، نقطه مقابل حرم، «حِلّ» است، يعنى جايى كه حرم
نيست. حرم به مسافتى معيّن در اطراف كعبه و گرداگرد آن گفته مىشود. به مزار و بقعه پيامبران و امامان و امامزادگان هم حرم گفته مىشود، چون هم داراى احترام و قداست است، هم مردم در گرفتارىها به آنجا پناه مىبرند و آن را امن مىشمارند.
به خانواده و اهل بيت هر كس نيز حرم و حرمت گفته مىشود، چون احترام و حفاظت آن از تعرّض ديگران لازم است.
حرم خدا. اصطلاحاً به مسجدالحرام و مكّه معظّمه و كعبه گفته مىشود. در روايات، به قلب مؤمن هم «حرم خدا» گفته شده، چون دلى كه جاى خدا باشد، مقدس و محترم است. در حديث است: قلب، حرم خداست، در آن جز خدا را راه نده.
حرم پيامبر. مقصود مدينه منوّره است كه حرم پيامبر و مدفن آن حضرت در آنجا قرار دارد. هم به مزار پيامبر و هم به شهر مدينه، هم به اهل بيت آن حضرت، حرمالرسول گفته مىشود.
حرم امن الهى در مكّه و حرم حضرت رسول (ص)
در مدينه را كه هر دو شرافت و قداست دارند، حرمين شريفين گويند. حرمين يعنى دو حرم و بين الحرمين يعنى ميان دو حرم كه در مدينه به فاصله بين مسجدالنبى و بقيع گفته مىشود.
به كارواندارانى گفته مىشود كه زائران خانه خدا را به مكّه و مدينه مىبرند (به «كاروان» رجوع شود.)
به كسانى كه در حرمهاى مقدّس خدمت مىكنند و به نظم و نظافت و كفشدارى و غبارروبى و امور خدماتى و فرهنگى مشغولاند، خادم گفته مىشود. خادمان يا رسمىاند كه استخدام مىشوند و به عنوان كارمند حرم حقوق مىگيرند، يا افتخارىاند كه با داشتن شغل و كار ديگر، ايام خاصّى را به صورت افتخارى به خدمتگزارى در حرم مىپردازند. بسيارى از بزرگان و علما و شخصيتهاى مشهور، براى كسب اين فيض، نام خود را به عنوان «خادم افتخارى» ثبت مىكنند و مواقع مخصوصى در حرم به زائران خدمت مىكنند.
به كسى كه عهدهدار توليت و سرپرستى مكه و مدينه كه دو حرم مقدّساند باشد و به زائران آن خدمت كند، خادم الحرمين گفته مىشود. در سالهاى اخير، پادشاهان سعودى در عربستان، اين لقب را در مورد خود به كار مىبرند.
به كعبه كه در مكّه است و قبلهگاه مسلمانان به شمار مىرود، «بيتالله الحرام» و خانه خدا گفته مىشود. همه مساجد، خانه خداست، از جمله مسجدالحرام كه شرافت بيشترى دارد و حجاج به
زيارت آن مىروند.
جمع خادم، كسانى كه در حرمهاى مطهّر و زيارتگاهها به حفاظت و مراقبت و خدمترسانى به زائران و تميز كردن حرم مشغولاند. به خُدام، سَدَنه هم گفته مىشود، چون سادن هم به معناى خادم است.
خطبه خواندن، مراسمى خاص كه در حرمهاى مطهّر در روزهاى مقدس و ويژه يا ايّام ولادت يا
روزهاى جمعه برگزار مىشود و مشتمل بر خواندن متن سلام و صلوات و دعا و ثنا و حمد و سپاس و ذكر فضايل صاحب آن بقعه و حرم است. ابتدا خطبه خوانى، مدح و ثناى سلطان و امير بر سر منبر بوده ا ست. در حرمها هم جهت تكريم و اداى احترام به صاحب مزار خوانده مىشود.
نام محلّى در شهر كربلا نزديكىهاى حرم امام حسين (ع) كه بناى خاصّى دارد و در محلّ استقرار خيمههاى امام حسين (ع) و اصحاب او در عاشورا بنا شده و با ميدان نبرد فاصله داشته است. زائران عتبات به زيارت آن مىروند.
خانه، سرا، مكان خاصّ. در حرمهاى مطهّر، رواقها و بخشهايى را با اين عنوان نامگذارى مىكنند، مثل دارالتلاوه، دارالزّهد، دارالضّيافه.
دخيل، به معناى كسى است كه در كارى دخالت مىكند، هم به معناى مهمان. دخيل شدن و دخيل بستن به معناى توسّل و پناه جويى و امان خواهى. كسى كه به حرم امامى دخيل مىشود، يعنى پناه
مىآورد و حاجت مىخواهد. دخيل بستن آن است كه به پنجره ضريح يا در، يا سقاخانه يا درختى پارچهاى مىبندند و گره مىزنند تا حاجتشان برآورده شود.
جايى از خانه و ساختمان كه «در» نصب مىشود، آستانه در. امروز درگاه به آستانهاى مقدس يا مساجد اختصاص دارد. به آستانه ملوك و قصر سلاطين هم درگاه مىگفتند (به آستان رجوع شود).
به قمستى از خانه و هر بنا كه سقف و
سايهبان دارد و به سايهبان ورودى يك خانه «رواق» گويند. به همين جهت به آسمان كه چون سقفى بر سر ما سايه افكنده، رواقِ اخضر يا رواق نيلگون گفته مىشود. در حرمهاى مطهّر، قسمتهاى سر پوشيدهاى كه در اطراف قبر و ضريح مطهّر است، «رواق» نام دارد. حرم امام رضا (ع) رواقهاى متعدد دارد كه هر كدام را نام خاصّى است، مثل رواق دارالزهد، رواق دارالولايه.
روضه به معناى باغ و بوستان است. قبر هر كس يا باغى از باغهاى بهشت يا حفرهاى از حفرههاى جهنّم است. به حرم مطهّر پيامبر خدا (ص) روضه منوّره گفته مىشود. در حديثى از آن حضرت نقل شده كه بين قبر من و منبر من، باغ و روضهاى از باغهاى بهشت است، از اين جهت آن قطعه بسيار مقدس است و نماز و عبادت در آنجا فضيلت بسيار دارد. به حرم پيامبر، روضه نبوى و قبّةالخضراء هم گفته مىشود.
ديدار كننده، كسى كه به ديدار يك شخصيت يا حرم و زيارتگاه مىرود، آن كه خانه خدا و مرقد
امامان و مكانهاى مذهبى را زيارت مىكند. در مقابل مُجاور، كه به مقيم شهرهاى زيارتى گفته مىشود.
خانه و اقامتگاه زائر. به خانهها، مهمانخانهها، مسافرخانهها و حسينيههايى كه براى اقامت چند روزه زائران در مكه، مشهد، كربلا و شهرهاى زيارتى ديگر اختصاص دارد، زائر سرا گفته مىشود.
جمع زائر ا ست، يعنى زيارت كنندگان، زائرين.
به معناى زيارت كننده است، صيغة مبالغه از زيارت، كسى كه زياد به زيارت مىرود. البته در كاربرد رايج مفهوم مبالغه ندارد و به هر زائر زوّار هم مىگويند.
كسى كه در شهرهاى زيارتى، زائران را راهنمايى كند و به اين سو و آن سو ببرد، يا به آنان خانه و اثاث، كرايه دهد.
ديداركردن و ملاقات. به ديدار كسى يا جايى يا حرم مقدسى رفتن، ديدار پيامبر يا امام، در حال حيات، يا پس از وفات و شهادت. زيارت يكى از برنامههاى تربيتى و سازنده است كه هم زائر را با انسانهاى نمونه و حجّتهاى خدا آشنا و مرتبط مىسازد، هم روح و روان او را تصفيه مىكند، هم موجب بهرهمندى از شفاعت معصومين مىشود، هم سبب احياى خاطره و نام و ياد كسى مىشود كه به زيارتش مىرويم. در متون دينى تأكيد فراوان به زيارت قبر امام حسين (ع) و امامان ديگر و زيارت خانه خدا و حرم پيامبر شده است.
زيارتى كه در روز اربعين امام حسين (ع) (20 ماه صفر) انجام مىگيرد. زيارت اربعين از نشانههاى مؤمن راستين به شمار آمده است. متن زيارتنامهاى كه در اربعين (چه در كربلا يا از راه دور) خوانده مىشود و به «زيارت اربعين» مشهور است، از امام صادق (ع) روايت شده و در كتابهاى دعا آمده است. جابر و عطيّه، دو شخصيتى بودند كه در اولين اربعين پس از عاشورا قبر سيدالشهدا (ع) را زيارت كردند.
رفتن به زيارت قبور معصومين مستحب است و نشانه احترام و محبت و پيروى از آنان است. كسى كه به زيارت مىرود، از نزديك و كنار قبر، زيارتنامه مىخواند كه به آن زيارت از نزديك گفته مىشود. مىتوان زيارتنامه را از راه دور هم خواند. فرشتگان الهى سلام زائر را به محضر پيامبر يا امام مىرسانند. زيارت از راه دور نيز مور سفارش ائمه: است و ثواب دارد.
گرچه دوريم، بهيادتو سخن مىگوييم
بُعد منزل نبود در سفر روحانى
براى عبرت گرفتن از مرگ و ياد كردن از درگذشتگان، توصيه شده كه انسان به زيارت قبر مردگان و اموات برود و براى آنان فاتحه و دعا بخواند. اين ديدار كه به آن زيارت قبور، يا زيارت اهل قبور هم گفته مىشود، هم آن مرده را شاد و برخوردار از رحمت الهى مىكند، هم براى زيارت كننده، مايه درس و پند است.
زيارتى كه خطاب به اميرالمؤمنين (ع) و هر امام ديگرى خوانده مىشود. اين زيارت از امام باقر (ع) روايت شده و فضيلت بسيار دارد و چون آغاز آن
سلام به امام معصوم به عنوان «امين الله» است و امام، امين خدا شمرده شده، اين زيارت به اين نام مشهور شده است.
يكى از مستحبات زيارت، به خصوص نسبت به زيارت كربلا، پياده رفتن به زيارت است و ثواب بسيار دارد و نشانه عشق و محبت به امام حسين (ع) است و براى هر قدمى كه زائر برمىدارد، حسنه و ثواب نوشته مىشود. سنّت پيادهروى به زيارت كربلا يا امامان ديگر، از ديرباز ميان شيعيان رايج بوده است.
يكى از معروفترين، مفصّلترين و با فضليتترين زيارتنامههايى است كه در حرم هر امام و خطاب به معصومين و اهل بيت خوانده مىشود و اوصاف و ويژگىهاى بسيارى درباره ائمّه در آن آمده و يك دوره امامشناسى است. اين زيارت از امام هادى (ع) روايت شده و چون جامعترين زيارتنامه ائمه است به «زيارت جامعه» شهرت يافته است. زيارت جامعه ديگرى هم نقل شده كه مختصرتر است و به آن «جامعه صغيره» گفته مىشود.
زيارت همراه ترس و نگرانى. از آنجا كه بنىاميه و بنىعباس، مردم را از زيارت كربلا جلوگيرى و زائران را دستگير مىكردند يا به قتل مىرساندند، زيارت امام حسين (ع) معمولًا همراه با ترس و خوف بود. در روايات آمده كه در راه زيارت قبر امام حسين (ع) هر چه خوف و ترس بيشتر باشد، ثواب آن بيشتر است، چون نوعى مقابله با فشارها و استقبال از خطر در راه زيارت سيدالشهدا (ع) است و نشان عشق و ارادت بيشتر است.
گاهى زيارتنامهاى مخصوص خواندن در حرم خاصّ، يا خطاب به امام خاصّ يا روز خاصّ است و
توصيه شده كه در روز معيّنى آن را بخوانند. به آن زيارت خاصّه گفته مىشود. مثل زيارتى كه در روز اربعين، يا نيمه شعبان خوانده مىشود. در مقابل زيارت مطلقه است كه هر زمان و در هر جا مىتوان آن را خواند.
ماه رجب، از ماههاى با فضيلتى است كه زيارت خانه خدا و عمره رجبيّه يا زيارت قبور امامان معصوم، سفارش شده است. زيارت رجبيّه، زيارتنامهاى است كه در آن ماه خطاب به
سيّدالشهدا (ع) خوانده مىشود و در كتب دعا آمده است. نام شهداى كربلا در اين زيارتنامه ذكر شده است. اين زيارتنامه، به خصوص در روز اول نيمه ماه رجب و نيمه ماه شعبان خوانده مىشود.
متن زيارتنامهاى كه در روز عاشورا و در همه ايام سال، خطاب به امام حسين و شهداى كربلا خوانده مىشود و از امام محمدباقر (ع) روايت شده است و بيشترين تكيه آن بر تولّى و تبرّى و بيزارى از قاتلان امام حسين (ع) و دشمنان اهلبيت است. به زيارت امام حسين رفتن در روز عاشورا هم كه احياى نام او و حادثه كربلاست، زيارت عاشورا ناميده مىشود.
به كسانى كه توفيق زيارت حج يا حرم معصومين را يافتهاند، از سوى ديگران گفته مىشود: زيارت قبول، يا «تَقَبّل الله» يعنى خدا قبول كند. زيارت مثل هر عمل عبادى و اطاعت كه از سوى بنده انجام گيرد، وقتى ارزشمند است كه مورد قبول و پذيرش خدا قرار گيرد. خدا هم اعمال نيك را از پاكان و اهل تقوا و اخلاص مىپذيرد. پس «قبولى زيارت» مسأله مهمّى است كه براى زائر درخواست مىشود. معمولًا وقتى به كسى مىگويند: قبول
باشد، در پاسخ مىگويد: قبول حق باشد.
سرزمين كربلا مدفن سيدالشهدا (ع) و شهداى عاشوراست. براى زنده نگهداشتن ياد و خاطره آن قيام خونين و ابراز وفادارى به خطّ اهلبيت، امامان ما تأكيد بسيار كردهاند كه هر شيعه تا مىتواند به زيارت كربلا برود و براى زيارت قبر هيچ امامى به اين اندازه سفارش نشده است. زيارت كربلا، موجب بهرهمندى از شفاعت آن امام و آمرزش گناهان و سبب رحمت الهى مىگردد و آداب
خاصّى دارد كه در كتب زيارت بيان شده است.
مدفن هر يك از پيامبران، امامان، امامزداگان، شهدا و انسانهاى باايمان و اولياى الهى را زيارتگاه گويند، چون محلّى است كه مردم به زيارت آن مىروند و بر سر تربت آنان حاضر مىشوند. حرم، امامزاده، امامباره و آستانه هم گفته مىشود.
بر سر تربت ما چون گذرى همّت خواه
كه زيارتگه رندان جهان خواهد شد (1)
مأثور (از ريشه اثر) به چيزى گفته مىشود كه از پيامبر يا معصومين نقل و روايت شده باشد. متن برخى از زيارتنامهها داراى سند روايى است و در كتب حديث از امام نقل شده است. به چنين زيارتنامههايى «زيارت مأثوره» گفته مىشود. زيارت غير مأثور، متنهاى زيارتى است كه علماى دين و راويان احاديث، به تناسب مقام شخصيت و ويژگىهاى كسى كه مورد زيارت است، تنظيم كردهاند و سند آن به امام نمىرسد.
1) حافظ شيرازى
در مقابل «زيارت خاصّه» است، يعنى زيارتى كه مخصوص روز خاصّ نيست و قيدى ندارد. مثلًا امام حسين (ع) يا حضرت على (ع) را به آن متن زيارتى، در هر جا و هر روز مىتوان زيارت كرد و ثواب برد.
مقصود از «ناحيه مقدّسه»، يعنى طرف و سمت و سوى امام معصوم. زيارت خاصّى كه خطاب به امام حسين و شهداى كربلاست و از امام عسكرى و به قولى از امام زمان نقل شده است، «زيارت ناحيه مقدسه» نام دارد كه در آن به يكايك
شهداى كربلا سلام داده شده است.(1)خيلىها با اين نيّت كه آن از ناحيه مقدسه حضرت مهدى (ع) خطاب به جدّش سيدالشهدا (ع) صادر شده است، آن را مىخوانند.
متنى كه هنگام زيارت يكى از معصومين خطاب به آنان خوانده مى شود. مثل زيارت عاشورا، زيارت جامعه كبيره و ...، به كتابچه و جزوهاى هم كه مشتمل بر اين متن باشد و در حرمها خوانده شود «زيارتنامه» گفته مىشود. اين متن گاهى از امامان روايت شده است، گاهى هم از علما و بزرگان دين. به برگه جواز عبور از مرز در سفرهاى زيارتى هم زيارتنامه مىگويند.
گاهى زائر، از طرف خودش زيارت مىكند، گاهى به نيابت از كس ديگر (چه مرده، چه زنده) و ثواب آن را هديه به آن شخص مىكند. به چنين زيارتى، زيارت نيابى گفته مىشود (به نايب الزياره مراجعه شود).
زيارت خانه خدا براى كسى كه استطاعت مالى
1) متن آن در بحار الأنوار، ج 98 ص 269 آمده است.
و بدنى دارد، يك بار در طول عمر واجب است كه به آن «حجّ» گفته مىشود. انجام بيش از آن مستحبّ است. كسىكه زيارت هر يك از حرمها و امامها را هم نذر كند يا قسم بخورد، به عنوان انجام نذر و قسم، واجب مىشود. در غير آن صورت، زيارت، امرى مستحب است و ثواب فراوان دارد. در روايات آمده كه هر كس به امام حسين و ائمّه اعتقاد دارد، زيارت كربلا بر او واجب است، كه البته اين وجوب، لزوم و اهميّت آن را مىرساند.
نام يكى از زيارتنامههايى كه خطاب به امام
حسين (ع) خوانده مىشود و از او به عنوان وارث آدم و نوح و ابراهيم و انبياى ديگر و وارث پيامبر و على و فاطمه و خديجه: ياد شده است. متن آن كه از امام صادق (ع) روايت شده، در كتب دعا و زيارت آمده است.
آخرين زيارتى كه به عنوان خداحافظى از حرم يك امام خوانده مىشود و متنى كه براى اين منظور نقل شده، «زيارت وداع» نام دارد. در زيارت امام حسين (ع) يا حرم پيامبر و بعضى از معصومين، توصيه به خواندن زيارت وداع شده كه معمولًا در متن آن، آرزوى زيارت دوباره و درخواست از خدا كه آخرين زيارت نباشد، مطرح است.
حرم حضرت زينب (س) در مكانى خارج از شهر دمشق در سوريّه. وقتى آن حضرت در شام از دنيا رفت، در قريه «راويه» شام به خاك سپرده شد. با گذشت زمان، مدفن او زيارتگاه گشت و امروز به نام زينبيّه، ميعادگاه شيفتگان اهل بيت و زيارتگاه مسلمانان است. امروز بناها و تكيههايى را به نام زينبيّه مىسازند كه كانونى براى جلسات دينى و دعا و عزادارى است.
يكى از شهرهاى زيارتى عراق كه حرم مطهر امام هادى و امام حسن عسكرى (ع) در آن قرار دارد. نام قبلى آن «سُرّ مَنْ رأى» بوده و پايتخت هشت خليفه عباسى در آن قرار داشته است. مرقد دو امام شيعه و حرم آنان در طول تاريخ، تحوّلات بسيارى يافته و بارها هم از سوى دشمنان مورد هجوم و تخريب قرار گرفته است كه آخرين بار آن در سال 1384 ش بود. سامرا، هم يك شهر زيارتى است، هم سابقه علمى مهمّى دارد و حوزه علميه داشته و علماى بسيارى در آنجا حضور داشتهاند. «سرداب» مطهّر
نيز يكى از اماكن زيارتى كنار قبر آن دو امام است.
پايههايى كه در ساختمانها به كار مىرود تا سقف و گنبد را نگه دارد. برخى از ستونهاى مساجد يا زيارتگاهها سابقه تاريخى و شهرت و قداست دارند، مثل ستون توبه و ستون حنّانه در مسجدالنّبى.
سَدَنه جمع سادن، مثل خدمه جمع خادم، به كسانى گفته مىشود كه در كعبه يا معبد و حرم مقدسى به خدمتگزارى و پردهدارى و امور مربوط به آن اماكن مشغول باشند، يعنى خدمتگزاران.
جايى كه به افراد، آب داده مىشود. براى سيراب كردن عزاداران در قديم مكانهايى اختصاص مىيافت كه هيئتهاى عزادارى و مردم عادى در اياّم عاشورا و روزهاى گرم، از آن آب خنك بنوشند. سنگابخانه نيز محلّى بوده كه ظرفهاى بزرگ مخصوص نوشيدن آب سرد در ايام عزادارى در آن قرار داده مىشد. سقاخانه و سنگابخانه معمولًا سقف و سايهبان داشت و چون كارى نيك و خداپسندانه بود، مورد تقديس مردم قرار مىگرفت و سقاخانه محلّ
نذر و نياز و دعا و حاجت خواهى مىشد. در صحن قديم حرم امام رضا (ع) سقاخانه اسماعيل طلايى وجود دارد.
به معناى درود و تحيّت است و از نامهاى خداست. در هر زيارت، زائر به امام يا امامزاده سلام مىدهد. آغاز بسيارى از زيارتنامهها «السلام عليك» است. در قرآن هم به برخى از پيامبران و بندگان شايسته از طرف خدا سلام گفته شده است. سلام زائر، نشانه همبستگى او با پيشوا و شهيد و شخصيّتى است كه به زيارتش رفته و نوعى اعلام موضع است. در زيارتنامهها، سلام و درود به نيكان و لعنت و برائت از ظالمان به
وفور ديده مىشود و اين اشاره به تولّى و تبرّى دارد.
نام قبلى سوريه فعلى. شام درگذشته به منطقه وسيعترى گفته مىشده كه شامل لبنان، اردن و بخشى از فلسطين هم مىشده و به آن «شامات» مىگفتند. پايتخت برخى از خلفاى اموى دمشق بود. اسراى اهلبيت: را پس از حادثه كربلا، به كوفه و شام بردند. شام، سرزمينى باستانى است و اماكن زيارتى و سياحتى فراوان دارد. زائران قبر حضرت زينب و حضرت رقيه به شام مىروند. قبرستان بابالصغير كه محلّ دفن عدهاى از شهدا، از جمله سرهاى مطهّر شهداى كربلاست و قبر عبدالله بن جعفر و بلال حبشى و مسجد جامع اموى و مساجد و مدارس و بناهاى قديمى بسيارى در آنجاست.
تعبيرى است كه به حرمهاى مطهّر گفته مىشود. از آنجا كه گرفتاران و دردمندان به قبور مطهّر اولياى الهى پناه مىبرند و با توسّل به آنان، از خداوند شفا مىخواهند و به مقصود مىرسند، حرمهاى امامان را شفاخانه و دارالشّفا مىگويند.
مراسم ويژهاى كه در حرمهاى مطهّر، در روزهاى عيد يا مناسبتهاى خاص برگزار مىشود و خدّام حرم و متولّيان آستانه، قنديلها و شمعدانهاى روشن را با احترام دست به دست مىگردانند.
حياط و محوطه وسيع ميان خانه و حرمها و مساجد، عرصه و ميدان. در اماكن مذهبى، اغلب از درِ ورودى تا بقعه اصلى و شبستانها، حياط و محوّطه روبازى است كه صحن ناميده مىشود و از آن براى اجتماعات عظيم يا نماز جماعت يا هيئتهاى مذهبى استفاده مىشود. گاهى يك حرم مقدس مثل حرم رضوى، چندين صحن با نامهاى مختلف دارد.
به معناى قبر، يا اتاقك چوبى يا فلزّى است كه به صورت مشبّك روى قبر يك امام، امامزاده يا شهيد مىگذارند. در حرمهاى معصومين، ضريح معمولًا پوششى از مس، نقره و طلا دارد و بر روى آن كارهاى هنرى و نقش و نگار تزيينى انجام مىشود و زائران هنگام زيارت آن را مىبوسند و تبرّك مىجويند.
كنايه از عنايت خدا و پيامبر و اهل بيت، براى توفيق زيارت. بعضى معتقدند كه امامان بايد انسان را بطلبند تا زائر به زيارت و پابوسى ائمه مشرّف شود.
جمع عَتَبه، به معناى آستانه و درگاه. در اصطلاح، به حرم معصومين و امامزادگان كه داراى بقعه و درگاه و آستانه ا ست، عتبه گويند و عتبهبوسى يعنى زيارت. وقتى گفته مىشود «عتبات عاليات»، مقصود حرمهاى مقدّس و والايى است كه از سرزمين عراق است، مثل نجف و كربلا و
كاظمين و سامرّا. اعتاب مقدسه هم گفته مىشود.
عتبه، درگاه و آستانه است. كسىكه به زيارت يك معصوم يا امامزاده يا شخصيت محبوب مىرود، به نشانه ادب و احترام، بر درگاه او بوسه مىزند. عتبهبوسى، كنايه از زيارت و تشرّف به حرمهاست و يكى از آداب زيارت به شمار مىرود و نشانه شكرگزارى به درگاه خداوند است.
به معناى پيماى و ميثاق. در روايات است كه
هر امامى بر گردن پيروان خود عهد و پيمانى دارد و از نشانههاى وفا به پيمان، زيارت قبر آن امام است. زيارت، نوعى عهد و پيمان با امام و تجديد ميثاق با او و راه اوست. «دعاى عهد» هم كه خطاب به امام زمان (ع) خوانده مىشود، نوعى زيارت آن حضرت در دوره غيب و تجديد عهد و پيمان با اوست تا همواره در خط اطاعت و حمايت و نصرت او باقى بماند.
تميز كردن گرد و غبار از حرمها، حسينيهها و مساجد. اصطلاحاً وقتى از سوى توليت آستانهاى مقدّس، درب ضريح باز مىشود و پولها و هداياى زائرين را از داخل ضريح جمع مىكنند و سپس با دستمال و گلاب، قبر مطهّر و داخل ضريح را تميز و معطّر مىكنند، به اين مراسم «غبارروبى» گفته مىشود و حضور در اين مراسم يك افتخار است. خانه خدا (كعبه) را هم در ايّام حج، مىگشايند و با گلاب شستشو مىدهند كه آن هم مراسم ويژه دارد و شستشوى كعبه اغلب با گلاب قمصر كاشان انجام مىگيرد.
غسلى كه قبل از رفتن به زيارت و حضور در حرم
انجام مىشود. يكى از آداب زيارت است و ثواب دارد و نشان احترام گذاشتن به معصومى است كه به حضورش شرفياب مىشويم. علاوه بر طهارت ظاهرى بدن و لباس، طهارت روحى هم لازم است و غسل زيارت كه مستحب است و به قصد قربت انجام مىشود و دعايى هم دارد، بُعد معنوى را تأمين مىكند. در زيارت كربلا مستحب است كه زائر از آب فرات غسل كند. غسل زيارت جاى وضو را نمىگيرد
از ريشه فرش، كسى كه فرش و بساط را
مىگسترد. به پيشخدمت و خدمتكار نيز گفته مىشود. در زيارتگاهها به كسانى كه مأمور پهن كردن و جمع كردن فرشها و زيلوها و جارو كردن حرم و صحنها و رواقهايند، فرّاش گفته مىشود. منصب فراشى و جاروكشى در مزارهاى معصومين، افتخار است و زائران گاهى به صورت افتخارى به آن مىپردازند.
گروهى كه با سرپرستى ساربان يا مدير كاروان، به سفرهاى زيارتى يا تجارتى بروند (به «كاروان» رجوع شود).
جايى كه مردم در عبادت و نماز به طرف آن رو مىكنند. قبله مسلمانان در مدينه، در آغاز هجرت تا 17 ماه، «بيتالمقدس» بود، سپس با دستور خدا به طرف مسجدالحرام نماز خواندند. در زيارت هم توصيه شده كه زائر رو به قبله بايستد و زيارت بخواند. قبلهگاه مسلمين از برترين زيارتگاههاست و سفر حج به قصد ديدار و عبادت در كنار آن انجام مىگيرد.
قبه به معناى برآمدگى است، به بناى گِرد و بلند و گنبدى شكل (قبّه) گويند. چون براى حرمهاى معصومين و اماكن مقدس، بناى باشكوه و گنبد و بارگاه مىسازند، به آن قبه مىگويند. گنبد سبز حرم پيامبر «قبّة الخضراء» است و در سرزمين فلسطين و نزديك مسجدالأقصى هم «قبّة الصّخره» وجود دارد. به آسمان نيز كه همچون گنبدى لاجوردين بالاى سرماست، قبةالخضراء و قبه زبرجدى گفته شده است.
در روايات است كه دعا در زير قبه حضرت سيدالشهدا در كربلا مستجاب است.
كسانى كه به زيارت يا سفر مىروند، اگر در آن شهر قصد ماندن ده روز كنند، نمازشان كامل است. از اين رو «قصد اقامت» براى زائران مطرح است.
قافله و گروهى كه به سفر مىروند. سفرهاى زيارتى به حج يا عتبات و سوريه و گاهى به خراسان يا زيارتگاههاى ديگر به صورت دستهجمعى و با يك كاروان انجام مىگيرد. به مدير كاروان «حملهدار» گويند كه عهدهدار هزينهها و خدمات و وسايل و بردن و آوردن زوّار است. «قافله زيارتى» نيز براى بيان اين اصطلاح، رايج است.
شهرى در غرب بغداد و چسبيده به آن كه در قديم به نام «مقابر قريش» معروف بوده است. امام كاظم و امام جواد (عليهما السلام) در اين شهر مدفونند و به همين سبب نام كاظمين دارد. زيارت اين دو امام فضيلت بسيارى دارد و حرم مطهّرشان سبب رونق علمى و فرهنگى آن شده و روزگارى حوزه علميه بارونق داشته و علماى بسيارى در آن مىزيستند. قبر تعدادى از شخصيتهاى برجسته شيعه هم در كاظمين است.
كارهاى شگفت و خارقالعادهاى كه از امامان و اولياى الهى و علما و صلحا سر مىزند «كرامت» نام دارد، مثل شفاى بيمار، حلّ مشكلات ديگران از راه غير طبيعى، كه نشان ارتباط آنان با خداى متعال و مبدأ قدرت است. چنين كارهاى غير طبيعى و شگفت، وقتى از پيامبران سر بزند و همراه با ادعاى پيامبرى باشد «معجزه» نام دارد. آنچه در حرمها اتفاق مىافتد و بيماران لاعلاج و افراد فلج، نابينا و ... شفا مىگيرند، نمونهاى از كرامتهاى اولياى خداست.
يكى از شهرهاى قديمى و بزرگ و پرجمعيت عراق كه قبر مطهّر سيدالشهدا (ع) و شهداى عاشورا در آنجاست و پيوسته زائران بسيارى به زيارتش مىروند و به خصوص در روزهاى خاصّى همچون عاشورا، اربعين، سوم شعبان و ... شاهد جمعيت ميليونى است. اين شهر، ابتدا بيابانى بود كه حادثه عاشورا در آنجا اتفاق افتاد و به نينوا و غاضريّه مشهور بود. پس از شهادت امام، آباد گشت و محلّ رفت و آمد شد. در روايات ما، بيشترين تأكيد بر زيارت كربلا و قبر امام حسين (ع) شده و ثواب بسيارى دارد و تربت كربلا بافضيلت است و سجده بر آن ثواب نماز را چند برابر مىكند. به كسى كه اهل كربلا باشد يا به زيارت كربلا رفته باشد «كربلايى» گويند.
نگهبانى و مراقبت از حرمها و اماكن زيارتى را «كشيك دادن» گويند كه كار بخشى از خادمين زيارتگاههاست و نوبتى انجام مىگيرد. كشيك، كلمهاى تركى و به معناى پاسبان است و در پادگانها و سربازخانهها هم كشيك خانه وجود دارد.
خانه خدا، بيتالله. جايگاه مقدّسى كه قبله مسلمانان است و از زمان حضرت آدم مورد زيارت قرار مىگرفته و چون آثار آن محو شده بود، حضرت ابراهيم به كمك فرزندش اسماعيل پايههاى آن را بالا آورد و بازسازى كرد. زيارت خانه خدا از بافضيلتترين زيارتهاست. اين بناى ساده سنگى و چهارگوش زادگاه امام على (ع) نيز بوده است و از اين رو آن حضرت را «فرزند كعبه» گويند.
نگهدارى كفش. در مساجد و حرمها و زيارتگاهها كسانى به عنوان كفشدار، از كفشهاى زوّار نگهدارى مىكنند تا آنان به زيارت بروند. به قسمتى از اماكن مقدسه كه كفشهاى مراجعين در قفسههايى نگه داشته مىشود كفشدارى مىگويند. بعضى به عنوان تكريم زائران، به صورت افتخارى دركفشدارى خدمت مىكنند و آن را افتخار مىشمارند.
كسى كه كليد را نگه مىدارد. در كارخانجات، تيمچهها، پاساژها و قصرها، كليدهاى قسمتهاى مختلف را به كسى مىسپارند كه امين و هوشيار باشد. كسىرا كه در حرمها و مكانهاى مقدس و زيارتى نگهبان باشد يا كليد ضريح يا خزانه در دست او باشد كليددار گويند و اين منصب مهمّى است و به خصوص در حرم سيدالشهدا، كليددارى منصب رياست بر خدام و آستانه به شمار مىرود. اين سِمَت، از دوران پيش از اسلام باقى مانده كه اجداد پيامبر در مكّه، كليددار و مسؤول آب دادن به حجّاج و مهماندارى از زائران بودهاند.
به منارههاى بلندى كه در مساجد و حرمها و زيارتگاهها ساخته مىشود و بر فراز آن اذان گويند، گلدسته يا مناره و مأذنه گويند. اغلب گلدستهها به صورت زوج و در دو طرف گنبد ساخته مىشود. گاهى هم مساجدى با يك گلدسته ساخته مىشود. حرم پيامبر در مدينه و مسجدالحرام در مكّه، داراى گلدستههاى متعدد و رفيع است. گلدستهها از آثار هنرى و تاريخى به شمار مىرود.
به سقف مدوّر و برجسته كه از خشت، گِل، آجر، سيمان، آهن يا مصالح ديگر ساخته شود گنبد گويند. سقفهاى بسيارى از مساجد و حرمها و برجهاى قديمى گنبدى شكل است. به آسمان نيز گنبد كبود و گنبد دوّار گويند. زيارتگاهها اغلب گنبدى دارند كه كاشيكارى يا طلاكارى است. قبّةالخضراء به گنبد سبز مرقد پيامبر در مدينه گفته مىشود. به برجها و مقبرههايى هم كه روى قبور بعضى از بزرگان است، گنبد گويند. گبند و بارگاه با هم به كار مىرود.
به كسى گفته مىشود كه در يك شهر زيارتى سكونت دارد و مجاور و در جوار آنجاست، در مقابل زائر كه به كسى گفته مىشود كه از جاى ديگر براى زيارت آمده باشد. زائر و مجاور معمولًا با هم به كار مىرود. از اين رو به كسى كه ساكن و مقيم شهر مكّه باشد، «جار الله» گفته مىشود، يعنى همسايه خدا. به سكونت در مكانهاى مقدس مجاورت مىگويند.
شهر مقدّسى كه حرم پيامبر خدا و قبرستان بقيع در آنجاست. نام قبلى آن يثرب بوده كه پس از هجرت پيامبر به آنجا به مدينةالنبى، سپس به مدينه شهرت يافت. پيامبر ده سال از عمر شريف خود را در اين شهر گذراند. شهرى بافضيلت است و به زيارت آن و نماز در مسجدالنبى بسيار توصيه شده و زادگاه امامان اهلبيت: و محلّ زندگى آنان بوده است. قبر مطهر امام حسن مجتبى، امام سجاد، امام باقر و امام صادق: در قبرستان بقيع قرار دارد.
آرامگاه. از ريشه «رُقود» است به معناى خوابيدن. قبر هر كس محلّ خواب ابدى اوست تا برپايى قيامت. به مدفن امامان و عالمان و شهيدان مرقد گفته مىشود.
زيارتگاه، محلّ زيارت، حرم و بقعه امامان و امامزادگان و شهدا كه مردم به ديدن آن مىروند. به قبرستان و قبرى هم كه در شهرها و روستا وجود دارد مزار گفته مىشود و مردم شبهاى جمعه و روز جمعه بر سر مزار مىروند و براى مردگان خود فاتحه مىخوانند. مزار به كتابِ زيارت هم گفته مىشود. تعدادى از علماى شيعه كتابهايى به نام مزار تأليف كردهاند كه زيارتنامه ها را در بردارد و به نام «كتاب المزار» مشهور است، مثل مزار مشهدى، مزار شيخ مفيد، مزار قطب راوندى و ...
محلّ دفن شهدا كه زيارت مىشود. به هر زيارتگاهى مىتوان مزار گفت. رفتن به زيارت قبور شهدا و سلام و فاتحه بر آنان مستحب است و سبب زنده نگه داشتن نام و راه آنان مىشود. تربت شهدا و خاك شهدا هم گفته مىشود.
يعنى كسى كه زيارت مىشود. زائر زيارت كننده است و مزور، زيارت شده. به خود مزارى هم كه زيارت مىشود مزور مىتوان گفت.
خانه خداوند در مكه و بافضيلتترين مسجد نزد مسلمانان كه كعبه مقدس در وسط آن است و قبله موحّدان به شمار مىرود. به نماز خواندن در اين مسجد بسيار توصيه شده و ثواب آن هزار برابر است. حَجَرالأسود، حِجر اسماعيل، مقام ابراهيم، كعبه و زمزم در اين مسجد قرار دارد. مسجدالحرام از آغاز تا كنون بارها توسعه يافته است.
حرمهاى ائمه (به «مشهد» مراجعه شود).
آنچه شبكه شبكه و سوراخ سوراخ باشد، پنجره پنجره، ضريحهاى مطهّر كه چشمه چشمه است و درون آن ديده مىشود.
محلّ شهادت، شهادتگاه، تربت شهيد، محلّ حضور و گرد آمدن مردم، حرم و زيارتگاه. مشهد نام شهرى است در خراسان كه مدفن حضرت رضا (ع) در آنجاست و به مشهد مقدّس مشهور است و قبلًا به آن طوس مىگفتند. جمع آن مشاهد است. به حرمهاى معصومين و تربت پاك امامان مشاهد شريفه و مشاهد مشرّفه گفته مىشود. به حرم حضرت رضا (ع) مشهد رضوى و به مرقد امام على (ع) مشهد علوى و به حرم سيدالشهدا (ع) مشهد حائرى يا حسينى گفته مىشود. به كسى كه به زيارت خراسان و امام رضا رفته باشد، «مشهدى» گويند.
ضَجع به معناى خوابيدن به پهلوست و چون مرده را در قبر به پهلو مىخوابانند، به قبر و مدفن هر كس «مضجع» گفته مىشود، جمع آن مضاجع است. وقتى درباره كسى مىگويند: «نوّر الله مَضجَعه»، يعنى خداوند قبرش را پر از نور كند.
غير از حجّ واجب كه در اوقات خاصى انجام مىشود، زيارت خانه خدا در مواقع ديگر و مُحرِم شدن و طواف و سعى و نماز، «عمره» ناميده مىشود. معتمر به كسى مىگويند كه عمره انجام مىدهد، در مقابل حاجّ كه به حجگزار گفته مىشود.
ايستادن و محلّ ايستادن و قيام، توقّفگاه، جايگاه، جاى اقامت، خانه و مسكن، رتبه و منزلت و درجه. در مسجدالحرام، سنگى درون يك محوّطه شيشهاى است كه جاى پاى حضرت ابراهيم است و به آن مقام ابراهيم گفته مىشود. در زيارتگاهها گاهى جاى خاصّى كه يكى از معصومين يا پيامبران در آنجا عبادت كرده، يا اقامت داشتهاند يا به نحوى به آنان مرتبط است، «مقام» ناميده مىشود، مثل مقام خضر در مسجد اموى، مقام صاحبالزمان در كربلا، مقام امام صادق در مسجد كوفه. به مزار هم مقام گفته مىشود.
محلّ دفن، گورستان، گنبد يا عمارتى كه روى بعضى قبور مىسازند، جايگاه اختصاصى دفن شخص يا خانواده يا گروهى خاص، مثل مقبرة الشهدا، مقبرةالشعرا. مدفن امام كاظم (ع) در بيرون بغداد، در منطقه «مقابر قريش» بود كه بعداً نام كاظيمن به خود گرفت.
شهرى مقدس در سرزمين حجاز، كه زادگاه و محلّ بعثت پيامبر خدا (ص) و خاستگاه اسلام و محل نزول قرآن است. به اين شهر، بَكّه و امّالقرى هم مىگفتند. از شهرهاى بافضيلت و مهمّ زيارتى است كه عمل حج و عمره در آن انجام مىشود و به زيارت آن توصيه فراوان شده است. كعبه مقدس كه در مسجدالحرام و قبله مسلمين جهان است در اين شهر قرار دارد.
گلدسته حرمها و مساجد (به «گلدسته» رجوع شود).
جاى نشستن خطيب براى موعظه، جايگاهى است كه از چوپ ساخته مىشود و چند پله دارد و واعظان بالاى آن مىنشينند تا بر شنوندگان اشراف داشته باشند. بعضى از منبرها مقدس است، مثل منبر پيامبر در مسجد مدينه. رسول خدا (ص) فاصله بين منبر و قبر خود را پارهاى از بهشت معرفى كرده است (به «روضه منوّره» مراجعه شود.) منبرهاى قديمى، اثر هنرى و باستانى است و نگهدارى مىشود.
از ريشه «وقف» گرفته شده و به معناى زمان و مكان وعده و قرار است. كسانى كه مىخواهند به زيارت خانه خدا بروند، بايد در يكى از ميقاتها مُحرم شوند. ميقات، جاى احرام بستن و لبيك گفتن به قصدحج و عمره است. مسجد شجره در مدينه و جُحفه بيرون مكّه از جمله ميقات هاست.
كسى كه كارى را به جاى ديگرى انجام مىدهد. به آن «نيابت» گفته مىشود. اگر كسى نتواند حج برود، يا از دنيا برود و حج بر او واجب باشد، به كسى نيابت مىدهند تا از طرف او، حج انجام دهد. در زيارتهاى مستحب نيز مىتوان به نيابت از ديگرى زيارت خواند و او را در ثواب خود شريك ساخت (به «نايب الزياره» مراجعه شود).
كسى كه نايب و جانشين توليت و متولّى موقوفه يا حرم يا زيارتگاه و مسجد است (به «توليت» مراجعه شود).
كسى كه به نيابت از ديگرى زيارت مىكند و ثواب آن را به آن شخص اهدا مىكند. به اين كار، «زيارت نيابى» هم گفته مىشود. وقتى كسى مىگويد: نايبالزياره بودم، يعنى هنگام زيارت به ياد تو هم بودم و از طرف تو هم زيارتنامه خواندم.
يكى از شهرهاى مقدس و زيارتى در عراق كه حرم حضرت على (ع) در آنجاست و حوزه علميه نجف بيش از هزار سال قبل به دست شيخ طوسى در آن تأسيس شده است. نام قبلى نجف، غَرىّ و ظهرالكوفه بوده (چون در پشت شهر كوفه بود) و امير مؤمنان وصيّت كرد پس از شهادت، پيكر مطهرش را آنجا دفن كنند. در نجف و حرم حضرت امير، قبور پاك بسيارى از علماى شيعه و شخصيتهاى معروف است كه زيارتگاه زائران به شمار مىرود.
نقّاره به نوعى طبل كوچك دوتايى گفته مىشود كه صداى يكى زير و ديگرى بم است و با دو عدد چوب به آنها مىزنند. نقارهچى يا نقّاره زن به كسى مىگويند كه برآن طبلها مىزند. در بعضى حرمها مثل حرم امام رضا (ع) روزى دو نوبت در صبح و شام تعدادى از خدّام درجاى خاصّى كه «نقّارهخانه» نام دارد، طبل و شيپور مىزنند و اين نشان شوكت و عظمت بارگاه رضوى است.
مستحب است پس از انجام زيارت امام، دو ركعت نماز خوانده شود و ثواب آن به آن امام يا پيشواى مورد زيارت هديه شود. مثل نماز پس از زيارت عاشورا يا زيارت حضرت على (ع) و زيارت حضرت رضا (ع) كه در روايات آمده است و سبب قبولى زيارت و استجابت دعاى زائر است. كيفيّت آن مثل نماز صبح است.
نام قبرستان قديمى و بسيار بزرگ كه در نجف اشرف است و قبر بسيارى از علما و بزرگان در آنجاست، از جمله قبر حضرت هود و حضرت صالح. در روايات آمده كه روح انسانهاى باايمان پس از مرگ به وادىالسلام منتقل مىشود. وادىالسلام از جاهاى ديدنى نجف است و مردم به زيارت آن مىروند.
اختصاص دادن ساختمان، زمين يا وسيلهاى براى استفاده عموم يا قشر خاص، براى خدا و به قصد خدمت به مردم. به چنين اموالى «موقوفات» و «اوقاف» گفته مىشود. متديّنين، اموال و وسايلى را وقف ائمّه، زيارتگاهها، حرمها و حسينيّهها مىكنند و هزينههاى زيارتگاهها و اماكن مذهبى و برگزارى مراسم، اغلب از درآمد موقوفات تأمين مىشود. وقف، كار خير و پسنديده است و ثواب آن به واقف مىرسد.