ghaemiyeh.com
سرشناسه : رجبینیا، داود، ۱۳۴۷ -
عنوان و نام پديدآور : فرهنگ مصرف در سفر حج/ داود رجبینیا، محمدحسن مظفری.
مشخصات نشر : تهران: مشعر، ۱۳۹۱.
مشخصات ظاهری : ۵۹ ص.؛ ۲۱.۵ × ۱۱ سم.
شابک : ۵۵۰۰ ریال978-964-540-207-3 :
وضعیت فهرست نویسی : فاپا (چاپ پنجم)
يادداشت : چاپ پنجم.
یادداشت : کتابنامه: ص. [۵۷] - ۵۹؛ همچنین به صورت زیرنویس.
موضوع : حج -- مطالب گونهگون
موضوع : اسراف -- جنبههای مذهبی -- اسلام
موضوع : مصرف -- جنبههای مذهبی -- اسلام
شناسه افزوده : مظفری، محمدحسین، ۱۳۳۹ -
رده بندی کنگره : BP۱۸۸/۸/ر۲۴ف۴ ۱۳۹۱
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۳۵۷
شماره کتابشناسی ملی : ۱۸۹۲۴۸۰
رهبر بزرگوار انقلاب اسلامى در پيام نوروزى امسال(1388) در باره گرايش ايرانيان به «تجملگرايى»، «رفاهزدگى» و استفاده نادرست آنان از امكانات آشكارا مىفرمايد:
ما در زمينه مصرف، در زمينه هزينه كردن منابع مالى كشور كه به وسيله خود ما و به وسيله همه برادران همميهن ما و به وسيله مسئولان كشور با زحمت زياد به وجود مىآيد دچار نوعى بىتوجهى هستيم.
بنابراين، الگوى مصرف را بايد اصلاح كرد و اين بهينهسازى مصرف در وضع ويژهاى مانند سفر معنوى حج مهمتر است؛ زيرا حاجيان و زائران ايرانى خانه خدا و مسجد پيامبر(ص) نمايندگان مكتب اهلبيت و الگوى اخلاقى و اقتصادى ديگر مسلمانان شمرده مىشوند و مصرفزدگى يا مصرف نامعقول آنان از كالاها، ريختوپاش، اسراف و
بىتوجهىشان به ارزشهاى فرهنگى و اجتماعى مانند قناعت و گرايش آنان به تنپرورى، پىآمدهاى ناگوار و زيانبارى براى نظام اسلامى دارد. زائرى كه از ويژگى «تقدير در معيشت» (1)و «تدبير در مصرف» برخوردار نيست، به اين آيه كريمه قرآن جامه عمل نمىپوشد:(كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ وَ لا تَطْغَوْا فِيهِ)؛ «بخوريد از روزىهاى پاكيزهاى كه به شما دادهايم و در آن طغيان نكنيد.»(طه: 81) و از اين هشدار خداوند نمىهراسد:(أَنَّ الْمُسْرِفِينَ هُمْ أَصْحابُ النَّارِ)؛ «و مسرفان اهل آتشند.»(غافر: 43)
همچنين اين فرموده امام صادق(ع) را به گوشجان نمىشنود: «از كمالات مؤمن تقدير در معيشت است.» (2)حاجيان و زائران محترم همواره اين سفارش رسول الله(ص) را بايد در ياد داشته باشند:
از اسراف در مال و خرج زندگى بپرهيزيد و هرگز جانب اعتدال را رها نكنيد. (3)زائر به اين اصل بايد توجه كند كه اسلام، انسان را از اسراف در مصرف پرهيز مىدهد، اما از سختگيرى
نيز بازش مىدارد و ميانه روى را برمىگزيند؛ زيرا پيمودن راه كمال و دستيابى به هدف آفرينش، تنها با ميانهروى در همه زمينههاى زندگى امكانپذير است. حاجى و زائر، «مناعت طبع» و «عزّت نفس» شايستهاش را به همه بايد بنماياند و نمونه برجسته اين سخن امام على(ع) باشد:
هيچ گنجى بىنيازكنندهتر از قناعت و هيچ مالى در فقرزدايى، از بين برندهتر از رضايت دادن به روزى نيست و كسى كه به اندازه كفايت از دنيا بهرهمند باشد، به آسايش دست مىيابد و آسودهخاطر مىگردد در حالىكه دنياپرستى كليد دشوارى و مركب رنج و گرفتارى است. (1)توجه به اين آموزهها موجب مىشود كه بازار دلها در سفرهاى روحانى، با متاعهاى ارزشمند ميانهروى، قناعت، عزّت نفس و مناعت طبع رونق گيرد و زائر بدون توجه به بازار پرفريب كالاها و زرقو برقها، به صفاى باطن و كمال روحى و معنوى خود بپردازد؛ چنان كه مسافران سرزمين وحى و عتبات نيز همواره براى به دست آوردن رهآورد زيارتى مقبول مىكوشند تا در اين سفر نورانى به ميانهروى خوكنند و اين سخن حضرت امام راحل را از ياد نبرند:
مبادا اين سفر را سفر تجارت قرار بدهيد و امور تجارتى در اين سفر مطرح باشد پيشتان، چه آقايان اهل علم و چه كاروانها و چه رؤساى كاروانها و چه سائر حجاج. سفر، سفر الى الله است نه سفر به سوى دنيا، آلوده به دنيا نكنيد اين سفر الهى را. (2)«فرهنگ مصرف در حج»، پس از نگارش اوليه در اختيار دو نفر از روحانيون محقق و مجرب قرار گرفت تا از اندوختههاى علمى و تجربى خود به غناى مجموعه بيافزايند. اين بزرگواران نيز آنچه كه در گنجينه تجارب و معلومات خود داشتند، به محتواى كار افزودند تا اين مجموعه مورد استفاده بيشتر زائران قرار گيرد. بىشك اگر نبود تلاش علمى جناب حجت الاسلام و المسلمين
محمدحسن مظهرى و جناب حجت الاسلام و المسلمين داود رجبىنيا، شكوفههاى نوشتار حاضر به بار نمىنشست. بنابراين، شايسته است ضمن سپاس از آنان، از جناب آقاى حسين بهراميان در بازبينى اثر و جناب آقاى فردوسى مشهدى در ويرايش اثر سپاسگزارى و اجر همه آنان را به خداوند منان حوالت نماييم.
انه ولى التوفيق
مركز تحقيقات حج
در آموزههاى دينى اسراف، اتلاف، تجملگرايى و رفاهزدگى از مصرفهاى ناپسند(منهيات) به شمار رفته و كسى كه در بهرهگيرى از مواهب الهى پا را از چارچوب ميانه روى فراتر مىنهد، به سختى نكوهش شده است.
«اسراف» به معناى تجاوز از حد در كارهاست، اما بيشتر درباره هزينهها و خرجها به كار مىرود. اسراف از ديد قرآن آشكارا در برابر تنگ گرفتن و سختگيرى
است. (1)«تبذير» به معناى پاشيدن دانه است، اما تنها درباره كار انسانى به كار مىرود كه اموالش را غير منطقى و مفسدانه مصرف مىكند و معادل آن در فارسى امروز «ريختوپاش» يا «ولخرجى» است؛ بنابراين، صرف مال اندك نيز در غير موردش تبذير است ولى صرف مال بسيار در موردش تبذير نيست.
امام صادق(ع) در پاسخ به پرسشى درباره آيه(و لا تُبذِّرْ تَبذيراً) فرمود:
كسى كه در غير راه اطاعت فرمان خدا مالى انفاق كند، تبذيركننده است و كسى كه در راه خدا انفاق كند، ميانهرو است. (2)بنابراين، اسراف كمابيش در معناى تبذير به كار مىرود، اما اسراف، زيادهروى در مصرف و تبذير، از ميان بردن(اتلاف) مال است. همچنين اسراف درباره همه رفتارهاى آدمى وتبذير تنها درباره كارهاى مالى او به كار مىرود.
گاهى اسراف و تبذير در يك معنا به كار مىروند.
چنانكه على(ع) مىفرمايد:
آگاه باشيد صرف كردن مال در غير مورد استحقاق، تبذير و اسراف است، [ممكن است] اين عمل انسان را در دنيا بلند مرتبه كند، اما در آخرت پست و حقير خواهد كرد؛ در نظر توده مردم ممكن است سبب اكرام گردد، اما در پيشگاه خداوند موجب سقوط مقام انسان خواهد شد. (1)آن حضرت در كلامى ديگر مىفرمايد: «شرافتمندترين عمل پرهيز از اسراف و تبذير است.» (2)«تبذير» و «اسراف» در اينجا يك معنا دارند. آن حضرت همچنين مىفرمايد:
عَليكَ بِتَركِ التَّبذيرِ و الاسرافِ و التَّخلُّقِ بِالعَدلِ والانصافِ.
(3)تبذير و اسراف را ترك كن و به خصلت عدل و
انصاف متصف باش.
بنابراين، اسراف و تبذير از ديد اسلام بسيار ناپسند است و افزون بر اينكه عيب بزرگى براى انسان و بلايى اجتماعى به شمار مىرود، انسانهاى مستمند و ضعيف را نيز از نعمتهاى خداوند محروم مىسازد. بىگمان، نعمتها و مواهب موجود در كره زمين مشروط به اينكه بيهوده از ميان نرود، براى ساكنانش بس است و بايد بدون افراط و تفريط از آنها بهره برد در غير اينصورت، اين مواهب آنچنان فراوان و نامحدود نيست كه با بهرهگيرى نادرست، آسيبپذير نباشد. ازاينرو، اسراف و تبذير عدهاى از مردم در جايى از زمين، موجب محروميت مردمان جاى ديگرى يا اسراف و تبذير نسل امروز باعث محروميت نسلهاى آينده مىشود.
اسلام پيش از اينكه دانشمندان به اين مسأله پى ببرند كه جمعيت بشر، زودتر از مواد غذايى افزايش مىيابد و پيش از اينكه آيندهاى نگرانكننده، زندگى سخت و فقر پايدار براى بشر پيشبينى بشود، به آدميان درباره بهرهگيرى از مواهب الهى هشدار و آنان را از اسراف و تبذير پرهيز داده بود.
قرآن مجيد در آيات فراوانى از مسرفان به بدى ياد
مىكند:(وَ لا تُسْرِفُوا إنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفينَ)؛ «ولى اسراف نكنيد كه خدا مسرفان را دوست نمىدارد.»(اعراف: 31)
پيامبر خدا(ص) از راهى مىگذشت و يكى از يارانش به نام سعد وضو مىگرفت و بيش از اندازه نيازش آب مصرف مىكرد. پيامبر فرمود: اى سعد! چرا اسراف مىكنى؟ او عرض كرد: آيا در آب وضو نيز اسراف هست؟ پيامبر فرمود: «آرى هر چند در كنار نهر جارى باشى». (1)على(ع) نيز مىفرمايد:
اسرافگر سه نشانه دارد: آنچه مىخورد در خور وى نيست. لباسى مىپوشد كه شايسته او نيست و كالايى مىخرد كه زيبنده وى نيست. (2)در سخن ديگرى مىفرمايد: «بالاتر از كفاف اسراف
است.» (1)«كفاف» به اندازهاى از مال مىگويند كه براى هزينه زندگى انسان و خانوادهاش در چارچوب ميانهروى بس و خرج كردن بيش از آن اسراف است. پس هر كس از مال خود تنها به اندازه كفاف بايد خرج كند.
آن حضرت همچنين مىفرمايد: «سَبَبُ الفَقرِ الِاسرافُ» (2)«سبب فقر و گرسنگى [جامعه] اسراف است.»
همچنين در كلام ديگرى مىفرمايد:
اسراف را واگذار؛ زيرا جود و بخشش اسرافكننده پسنديده نيست و اگر به سبب اسراف فقير گردد، قابل ترحم نمىباشد. (3)
قرآن مجيد درباره زندگىبخشى آب مىفرمايد:
(وَ أنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً فَأنْبَتْنا فيها مِنْ كُلِّ زَوْجٍ كَريمٍ)(لقمان: 10)
و از آسمان آبى نازل كرديم و به وسيله آن در روى
زمين انواع گوناگونى از جفتهاى گياهان پرارزش رويانديم.
اين آيه مىرساند آب، اساس خلقت و هستى همه موجودات است.
آيه ديگر، زندگى زمينى را از پىآمدهاى آب برمىشمرد:
(وَ اللهُ أنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأحْيا بِهِ اْلأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها)(نحل: 65)
خداوند از آسمان، آبى فرستاد و زمين را، پس از آنكه مرده بود، حيات بخشيد.
در آيهاى ديگر مىخوانيم:(وَ أنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً طَهُورًا)؛ «و از آسمان آبى پاككننده نازل كرديم.»(فرقان: 48)
با توجه به اهمّيت آب در زندگى موجودات و به ويژه انسانها، بزرگان دين از اسراف و زيادهروى در مصرف آن، به شدّت نهى كردهاند:
امام صادق(ع) مىفرمايد: كمترين درجه اسراف، ريختن آب اضافى، پوشيدن لباس ميهمانى در منزل و
دور انداختن هسته خرماست. (1)اگر دور ريختن مانده آب اسراف باشد، پس بىگمان باز گذاشتن شير آب و به هدر دادن آن، اسراف شمرده مىشود و از ديد زيان رساندن به جامعه و بيتالمال، حرام است. امام خمينى(قدس سره) در اينباره مىفرمايد: «زيادهروى در مصرف آب حرام است و موجب ضمان مىگردد».
اسراف و زيادهروى در مصرف آب، موجب زيان ديدن مردم و جامعه مىشود؛ زيرا اين نعمت بزرگ از آن همه است و هنگامى كه افرادى از آب سالم محرومند، اسراف در مصرف و از ميان بردن آن، كارى حرام و كفران اين نعمت به شمار مىرود.
امام على(ع) درباره دور ريختن اضافه آب مىفرمايد:
انَّ السَّرفَ امرٌ يُبغضُه الله ... حتّى صَبَّكَ فَضْلَ شَرابِك. (2)اسراف چيزى است كه خدا آن را دشمن مىدارد ...؛ حتى دور ريختن اضافه آب.
توجه به صرفهجويى در مصرف آب به ويژه در سفرهاى حج و عمره اهميت بسيار دارد؛ زيرا كمبود اين ماده حياتى در سالهاى گذشته و حتى قطع شدن آب برخى از هتلها،
براى برخى از كاروانها مشكلاتى پديد آورده است. از سوى ديگر استفاده بهينه از آب، موجب جلوگيرى از بيمارى و صرفهجويى در مصرف دارو و بهرهگيرى از وقت عبادت مىشود. برخى از نكتههاى بهداشتى در اين باره و پارهاى از شيوههاى مصرف آب چنين گزارش مىشوند:
يك- شستوشوى دستها و پاها
دستها در روز با وسايل گوناگونى مانند ساك، چمدان، كيف، نردههاى پلكان، دستگيره درها، پنجرهها و ... برخورد مىكنند و بىشك آلوده مىشوند. ازاينرو، پيش از مصرف هر خوراكى يا آشاميدنى و پس از بيرون آمدن از دستشويى، دستها را با آب و صابون بايد شست. از سوى ديگر، بوى نامطبوع پاها ديگران را مىآزارد و بنابراين، دست كم روزى يك بار پاها و جورابها را با آب و صابون بايد شست. بىگمان، استفاده بيش از اين اندازه از آب و باز كردن شير آب به هر بهانهاى، اسراف به شمار مىرود.
دو- استحمام روزانه
زندگى و به سر بردن در هواى گرم مكه مكرمه و مدينه منوره و عرفات و منى موجب مىشود كه بدن بيش از پيش عرق كند. ازاينرو، زائر بايد روزى يكبار به حمام برود.
برخى از افراد به دليل تصورى نادرست در مصرف آب، برق و ... مىگويند: «ما كه پول اين امور را دادهايم؛ پس به هر ميزان كه استفاده كنيم، اشكالى ندارد». برخى از آنان نيز مىگويند: «اينجا كشور ما نيست». ازاينرو، بيش از اندازه مصرف مىكنند.
بارى، مصرف بيش از اندازه از نعمتهاى الهى، اسراف و از گناهان كبيره به شمار مىرود و مال انسان با مال ديگرى از اين جهت متفاوت نيست و پرداختن پول آن مجوّزى براى اسرافكارى نيست. اينها وسوسههاى شيطانى است كه حاجى يا عمرهگزار را در جامه احرام بندگى، به معصيت و نافرمانى الهى گرفتار مىكند. كسى كه لباس بندگى به تن مىكند و به رحمت الهى پناه مىبرد، همچون نگهبانى تيزبين مراقب رفتارهاى روز و شب و پنهان و آشكار خود بايد باشد تا مبادا به غفلت دچار و در دام شيطان و نفس اماره گرفتار شود و از جرگه «ضيوف الرحمان» بيرون رود.
سه- نوشيدن آب
هواى مكه و مدينه بهويژه در «زيارتهاى دوره»
موجب تشنگى مىشود. زائرى كه آمادگى چنين سفرهايى را ندارد، پس از تشنه شدن يا خشك شدن دست و صورتش، به آبخورىهاى منطقه مىرود و آب فراوانى مصرف مىكند كه شايد پاكيزه و بهداشتى نباشد. بهترين شيوه در اين زمينه كه با صرفهجويى و بهداشت نيز سازگارى دارد، به همراه بردن يك شيشه آب سالم براى نوشيدن يا شستن دست و صورت است.
چهار- غسل مستحبى
گاهى غسل مستحبى مشكلاتى پديد مىآورد. براى نمونه، كسى كه مىخواهد در مسجد جحفه يا شجره محرم شود، در فصلهاىسرد و در صورت ناتوانى جسمى از غسل كردن بايد بپرهيزد؛ زيرا هنگام رفتن به مكه با خودروهاى روباز شايد زائر به سرماخوردگى دچار شود.
رواياتى كه انسان را از اسراف نهى مىكنند، اسراف در مصرف برق را نيز در برمىگيرند: «آن چه بيش از ميانهروى
باشد، اسراف است. (1)آن چه بيش از حدّ كفاف باشد، اسراف است». (2)بنابراين، روشن كردن دهها لامپ، استفاده از چند وسيله برقى و استفاده نامناسب از كولر، از نمونههاى روشن اسراف شمرده مىشوند.
گاهى چهار تا شش زائر در يك اتاق جاى داده مىشوند. بنابراين، خود را با اوضاع بايد هماهنگ ساخت. خاموش كردن چراغها هنگام استراحت كردن يا روشن نگاه داشتن تنها يك لامپ كوچك، افزون بر اينكه رضايت ديگر زائران را در پى خواهد داشت، از اسراف در مصرف برق جلوگيرى مىكند.
هنگامى كه زائر پس از يك روز پركار يا پس از سپرى كردن چندين ساعت در زيارت دوره (3)به هتل باز مىگردد، با باد سرد كولر مىخواهد خستگىاش را رفع كند، اين كار الگوى درستى براى مصرف برق نيست. براى نمونه، هنگامى كه وقوف در عرفات و مِنى پايان مىيابد وزمان بازگشت به مكه معظمه براى اجراى ديگر مناسك فرامىرسد، زائران پس از سپرى كردن راه منى به مكه، به هتل مىروند و برخى
از آنان پيش از هر كارى، همه چراغها را روشن مىكنند و در زير باد پنكه يا كولرهاى گازى به استراحت مىپردازند. اما بايد دانست فضاى مناسب براى استراحت با بدن گرم و عرقكرده، اتاق نيمهخنك است و پس از استراحت و رفع خستگى، به حمام رفت.
گاهى يك رفتار مسرفانه يا كوتاهى كردن در رعايت بهداشت، پىآمدهاى ناگوارى براى خود انسان يا ديگران دارد. براى نمونه دو مثال مىزنيم:
يك- زائر خانه خدا بدون رعايت آداب بهداشتى مانند شستوشوى بيش از حد دستها با مايع يا با افزودن بر درجه سرمايش كولر و سردكردن اتاق، زمينه را براى سرماخوردگى خود يا هماتاقىاش فراهم مىكند. بيمار شدن يك فرد در چنين سفرهاى گروهى، موجب ابتلا افراد فراوانى به اين بيمارى به ظاهر ساده مىشود. گسترش اين بيمارى خسارتهاى مادى و معنوى بسيارى به حجاج مىرساند و هزينههاى گزافى بر آنان تحميل مىكند. گاهى همين بيمارى ساده سبب بيمارىهاى سختتر و خطرناكتر
در افراد كهنسال يا بيماران مزمن مىشود و فرصتها و وقتهاى گرانبهاى حاجى را كه پس از سالها انتظار به سرزمين وحى آمده است، از او سلب مىكند؛ زيرا با بيمار شدنِ فرد، حال عبادت در او از ميان مىرود و بهرهبردارى مناسب از او سلب مىشود.
دو- حاجى براى استحمام در هتل يا در مشاعر مقدسه مانند عرفات و منى با زيادهروى در مصرف آب، فرصت را از ديگران سلب مىكند؛ چنانكه گاهى هماتاقى او براى وضو گرفتن زمان طولانى بايد منتظر وى بماند و ازاينرو گاه به شركت در نماز جماعت يا ديگر عبادات توفيق نمىيابد و يا موجب قطع شدن آب يا افت فشار ديگر دوشها و شيرها در مشاعر مىشود و گاهى افراد زمان طولانى براى استفاده از حمام يا دستشويى در انتظار او بايد بمانند. اين زيادهروىها و معطلىها سبب ناخشنودى افراد و بگومگوهاى ناروا ميان حجاج بيتالله الحرام مىشود. رفتارهاى انسان هيچگاه بىارتباط با كارهاى ديگران نيست؛ بلكه هر كوتاهى يا زيادهروى او گرفتارىها و ناهنجارىهاى بسيارى به دنبال مىآورد. به راستى از دست دادن فرصتها و وقتهاى ارزشمند در چنين سفر معنوى به دليل برخى كوتاهىها، براى حاجى كه مىتواند پيوسته در پرتو نور الهى، دلى سراسر نور و صفا داشته و مايه مباهات پروردگار
عالميان نزد فرشتگان باشد، زيانبار نيست؟ او با اندكى دقت و مسئوليتپذيرى بيشتر مىتواند در جرگه حاجيان راستين جاى گيرد و بر سفره ضيافت ويژه الهى بنشيند.
قرآن كريم با اشاره به حق آدمى در استفاده از غذا و آب، بر پرهيز از اسراف تأكيد مىكند:(وَ كلُوا و اشْرَبُوا وَ لاتُسْرِفُوا)؛ «بخوريد و بياشاميد و اسراف نكنيد.»(اعراف: 31)
اين دستور قرآنى در آموزههاى روايى نيز ديده مىشود: «پرخورى و اسراف در خوردن، در پيشگاه پروردگار نكوهيده است و رحمت الهى را از آدمى دور مىسازد.» (1)امام كاظم(ع) در اينباره مىفرمايد: «اگر مردم در خوراك خويش ميانهروى و اقتصاد را رعايت مىكردند، بدنهاى آنها سالم و معتدل مىگشت». (2)حضرت على(ع) نيز مىفرمايد:
بر شما باد رعايت ميانهروى در مصرف غذاها؛ زيرا
اين عمل موجب دورى از اسراف و سلامتى بدن است. (1)زيادهروى در مصرف غذا، دستگاه گوارش را خسته و فرد را به بيمارىهاى گوناگون دچار مىسازد. بنابراين، انداختن سفرههاى رنگين در مهمانىها و جشنها و آيينهاى عروسى و بازديدهاى حج و عمره از روى چشم و همچشمى يا حفظ جايگاه و شخصيت اجتماعى كاذب، از نمونههاى آشكار اسراف و تبذير شمرده مىشود و پىآمدى جز كسالت برخى از حاضران در ايننشستها و سنگين شدن بار مالى صاحب مجلس نخواهد داشت. اگر چه امام صادق(ع) فرمودند: «در غذا و طعام اسراف نيست» (2)، با درنگ در سخن ايشان، آن را به درستى بايد فهميد و با برداشتى غلط آن را تجويزى براى پرخورى ندانست؛ زيرا معناى سخن ايشان اين است كه برآوردن نيازهاى بدن با تغذيه كامل و حتى با هزينه بسيار اسراف نيست و انسان به توهم پرهيز از اسرافكارى، خود را به «سوء تغذيه» نبايد دچار سازد. اين معنا را با توجّه به سخن ديگرى از آن امام بزرگوار بهتر مىتوان دريافت:
همانا اسراف در چيزى است كه موجب اتلاف مال گشته و به بدن ضرر برساند. (1)پرخورى و مصرف بيش از اندازه غذا، جز خستگى و بيمارى معده و برهم خوردن اعتدال عمومى بدن، پىآمد ديگرى ندارد. (2)نكتههاى زير را درباره اصلاح الگوى مصرف در خوردنىها و نوشيدنىها در سفرهاى حج و عمره با توجه به اهميت بهداشت غذا و تغذيه نبايد از ياد برد:
يك- زائر نبايد پرخورى كند يا از رژيم(پرهيز) غذايى ويژهاش دست بكشد. ازاينرو، بىتوجهى به غذاهاى رنگين غذاخورىهاى مدينه و مكه بسيار مهم است. غذاهايى مانند مرغ به ويژه «شنيسل» يا «كنتاكى»، سالاد اولويه، همبرگر و غذاهاى داراى سس و تخممرغ و خوراكىهايى كه با دستكارى فراوان آماده مىشوند، بيش از ديگر غذاها
مسموم و زيان بارند؛
دو- نوشابههاى گازدار به دليل وجود «كارامل» در آنها، سودمند نيستند. بنابراين، به جاى استفاده بسيار از آنها، آب بطرىهاى دربسته يا دوغ كمنمك را بايد نوشيد؛
سه- غذا به اندازه نياز زائران در هتلها هست و به هيچ روى از غذاهاى بيرون هتل بهويژه خوراكىهاى دستفروشها نبايد خورد؛
چهار- برخى از زائران محترم، به انگيزه روزهگرفتن، غذاى شب خود را به اتاقشان مىبرند تا هنگام سحر از آن استفاده كنند. اين كار زمينه را براى مسموميتهاى غذايى آنان فراهم مىآورد. ازاينرو، زائران محترم مسئله را با مدير كاروانشان در ميان گذارند تا در هنگام سحر غذاى گرم به آنان داده شود و چنانچه اين كار شدنى نباشد، از مواد غيرپختنى سالم بايد استفاده كرد؛
پنج- موز از ميوههاى رايجى است كه براى زائران محترم فراهم مىآورند و آنان در مصرف اين ميوه بهويژه موزهاى كال نبايد زيادهروى كنند؛ زيرا چنين كارى افزون بر ايجاد يبوست، حساسيتها را تشديد مىكند؛
شش- استفاده از سيب بهويژه هنگام گرفتار شدن به بيمارىهاى تنفسى سفارش مىشود؛ زيرا اين ميوه سلولهاى
تخريب شده تنفسى را به سرعت بازسازى مىكند؛
اگر زائرى از ايران به همراه خود خوراكى آورده باشد، آن را پيش از فاسد شدن بايد مصرف كند. برخى از زائران در روزهاى پايانى سفر، خوراكىهاى خود را كه هنگام خروج از ايران و در آيين بدرقه آنها را گرفتهاند، از ساكهايشان بيرون مىآورند و استفاده مىكنند و حتى به ديگران نيز تعارف مىكنند، غافل از اينكه اين مواد در ساكها بر اثر هواى گرم عربستان شايد فاسد شده باشند و موجب مسموميت افراد شوند؛
هفت- بيماران قندى هنگام خوردن صبحانه، افزون بر پرهيز از پرخورى و نوشيدن نوشابه، از نوشيدن آبميوههاى مصنوعى، خاكشير و خوردن مواد شيرين بهويژه شكلات و شيرينى بايد بپرهيزند؛
هشت- كره را از برنامه غذايى روزانه خود بايد حذف كرد. كسانى كه از فشار يا چربى خون بالا رنج مىبرند، از مصرف غذاهاى چرب يا نمك بايد بپرهيزند. بىگمان، استفاده از اين مواد و باور به بىتأثير بودن آنها در زائر خانه
خدا، از نمونههاى اسراف و توكلهاى نابهجا شمرده مىشود؛
نه- الگوى مصرفى حاجيان در عرفات و منى بر پايه غذاهاى ساده و آمادهاى سامان مىيابد كه به آسانى فراهم و پخش مىشوند. بنابراين، زائران با پرهيز از پرخورىو با اطمينان به سالم بودن آن چه مىخورند، از غذاهاى گوناگون و بهظاهر خوشمزه دستفروشان عرفات و منى بايد چشمبپوشند؛
ده- حاجيان هنگام غروب روز نهم ذىالحجه، براى وقوف به مشعرالحرام مىروند. بنابراين، از مصرف بىاندازه و خارج از الگوى مصرف در عرفات بايد بپرهيزند و خود را دستكم براى دوازده ساعت وقوف آماده كنند. كمخورى در مواقف، مشكلى پديد نمىآورد، اما پرخورى و رعايت نكردن الگوى مصرف، پىآمدهاى بدى مانند بيمارى دارد. براى نمونه، برخى از زائران به دليل نياز مكرر به دستشويىهاى ميان راهى، از كاروان جا مىمانند و گم مىشوند.
اسراف در همه مواد غذايى مذموم است، اما نان ويژگىهاى ديگرى دارد. نان، از غذاهاى بنيادين
خانوادههاى ايرانى به شمار مىرود و بيشترين اسراف نيز در مصرف همين ماده غذايى صورت مىگيرد. پيامبر گرامى اسلام درباره نان مىفرمايد:
اكرِمُوا الخُبزَ فَانّهُ قَد عَمِلَ فيه ما بَينَ العَرشِ إلى الأرضِ وَ ما بَينَهما
. (1)نان را گرامى داريد؛ زيرا از عرش تا زمين و آنچه در ميان آن دو است براى به دست آوردن آن تلاش كردهاند.
ابر و باد و مه و خورشيد و فلك در كارند
تا تو نانى به كف آرى و به غفلت نخورى
هر چند مقصود از «نان» در اين بيت مطلقروزى است، ولى مىتوان مصداق بارز آن را «نانى» دانست كه مايه بركت سفره هر ايرانى است.
بنابراين، براى جلوگيرى از اسراف نان، بهتر است از آن به اندازه نياز مصرف كنيم و از پايمال كردن بستههاى سالم نان خوددارى كرد. همچنين مناسب است كه زائران در
1) شيخ عباس قمى، سفينه البحار، ج 1، ص 615.
سفرهاى حج و عمره از گرفتن نان اضافه بهويژه بردن آن به اتاقهاى هتل بپرهيزند. برخى از زائران به سبب دير رسيدن به صبحانه، از مسئول تداركات كاروان يا رستوران هتل مقدارى غذا مىگيرند و آنها را به اتاقهاى خود مىبرند كه در بيشتر وقتها، همه نان را نمىخورند و ازاينرو، بخش فراوانى از دورريختنىهاى پايان اقامت زائران، نان خشك يا نان مانده در يخچالهاست. نان خشك و مصرف ناشدنى را براى كار مناسب ديگرى بايد استفاده كرد.
دعاى زير از پيامبر گرامى اسلام(ص) اهميت و ارزش نان را براى حيات بشرى نشان مىدهد:
بار خدايا! براى ما در نان بركت ده و ميان ما و نان جدايى مينداز! كه اگر نان نباشد، روزه نمىگيريم و نماز به پا نخواهيم داشت و فرايض پروردگارمان را ادا نخواهيم كرد. (1)
لباس مايه زينت و آراستگى انسان است و اگر به طور مناسب و هماهنگ با شأن و جايگاه فرد گزينش شود، حافظ شأن و مقام او خواهد بود. امام صادق(ع) خطاب به يكى از شيعيانش فرمود: «لباس بپوش و آن را مايه آراستگى خود
1) وسائل الشيعه، ج 24، ص 323.
قرار ده. همانا خداوند زيباست و زيبايى را دوست دارد و توجّه داشته باش كه لباس تو از حلال باشد». (1)امام صادق(ع) همچنين مىفرمايد: «لباس بيرونت را كه با آن در اجتماع حاضر مىشوى، لباس خانهات قرار نده».
داشتن لباس به اندازه نياز موجب ماندگارى بيشتر آن مىشود، اما استفاده نابهجا از آن، نمونهاى از هدر دادن و اسراف است.
پيامبر اكرم(ص) و بيشتر امامان معصوم: با توجه به وضع عمومى مردم و براى همدردى با محرومان يا زهدورزى، لباسهاى ساده و گاه خشن مىپوشيدند، اما به هر روى، پوشيدن لباسهاى لطيف و زيبا از ديد اسلام ناپسند نيست. گفتهاند كه امام رضا(ع) لباسهاى خشن مىپوشيدند، اما هنگام برخورد با مردم از لباسهاى زيبا و لطيف استفاده مىكردند. (2)آن حضرت با اين شيوه به مبارزه عملى با «رهبانيت» و «عزلتطلبى» در آن زمان مىپرداخت. بنابراين، وضع عمومى
مردم را در انتخاب گونه لباس بايد در نظر آورد.
به رغم اينكه بسيارى از خانوادهها در تأمين نيازهاى حياتى خود ناتوانند و گاه در فقر و محروميت به سر مىبرند و شمار فراوانى از دانشآموزان كشور بهويژه در روستاها حتى كفش و لباس درخورى براى رفتن به مدرسه ندارند، برخى از خانوادهها در مسئله پوشش به اسراف و تبذير مىپردازند. بخشى از سفر معنوى حج اين افراد براى خريد لباسهاى رنگارنگ از فروشگاههاى ويژه صرف مىشود؛ زيرا آنان از سر چشم و همچشمى يا تقليد از مُدهاى غربى، لباسهاى گران فراوانى مىخرند و پيش از استفاده كامل از يك لباس، آن را كنار مىگذارند و براى مجلس و مهمانى ديگر، لباس تازهاى فراهم مىآورند. گويى پوشيدن لباس وصلهدار، زشت و ناپسند است، اما استفاده كامل از لباس حتى لباس رفو شده، از ديد فرهنگ اسلامى، قدرشناسى نعمت و با ميانهروى و صرفهجويى در زندگى سازگار است. در زندگى امام صادق(ع) آمده است كه يكى از شيعيان امام صادق(ع) نزد آن حضرت رفت و با ديدن پيراهن وصلهدار ايشان به آن امام خيره و از چنين پوششى، شگفتزده شد. امام علت خيره شدن او را پرسيد. وى گفت: به پينه گريبان شما مىنگرم. امام فرمود: اين كتاب را بردار و مطلبى از آن بخوان. آن مرد كتاب پيش روى آن حضرت را برداشت و در آن نظر افكند و اين نوشته را در آن ديد:
لا ايمانَ لِمَن لا حَياءَ لَه وَ لا مالَ لِمَن لا تَقديرَ لَه و لا جَديدَ لِمَن لا خَلَقَ له
. (1)كسى كه حيا ندارد ايمان ندارد و كسى كه در معاش خود تقدير و برنامه ندارد از ثروت بىبهره است و كسى كه از كهنه استفاده ننمايد، نو و جديدى براى او نمىماند.
البته داشتن لباسهاى بسيار و استفاده از هر يك از آنها در جاى مناسب آن، از نمونههاى اسراف نيست؛ يعنى انسان براى هر يك از زمانهاى اشتغالش به كار يا استراحت، تفريح و شركتش در جشنها و مهمانىها يا مجالس عزادارى، لباس ويژهاى مىتواند داشته باشد. «يكى از شيعيان امام كاظم(ع) به آن حضرت گفت: مردى ده پيراهن دارد. آيا اين كار او اسراف است؟ حضرت فرمود: نه؛ زيرا اين كار روشى براى استفاده و بهرهبردارى بيشتر از لباسها و موجب ماندگارى آنها است. اگر لباسى كه با آن آبرو و شخصيت خود را حفظ مىكنى [مانند لباس شركت در
1) همان، ح 2.
مجالس عمومى]، در جاهاى كثيف و آلوده بپوشى، به اسراف دچار شدهاى.» (1)امام صادق(ع) نيز در اينباره مىفرمايد: «اسراف اين است كه جامه حفظ آبرويت را در وقت عادى بپوشى». (2)- بنابراين، دو چيز در زمينه پوشاك ممنوع و از نمونههاى اسراف شمرده شده است:
يك- اينكه انسان از حدّ خويش فراتر رود و براى خود و خانوادهاش پوشاكى بخرد كه از چارچوب شأن و جايگاه اجتماعى يا اقتصادى او بيرون است؛
دو- اينكه با استفاده بىاندازه و نامنظم از پوشاك خود، زمينه كهنگى زودرس آنها را فراهم آورد. (3)- نكتههاى زير را درباره پوشاك و پوشش در سفر معنوى حج نبايد فراموش كرد:
يك- عوض كردن ملحفهها كار نيكويى است، اما در بسيارى از اوقات با تميز نگه داشتن آنها، از شمار تعويضها مىتوان كاست؛
دو- استفاده از وسايل شخصى بهويژه حوله، لباس،
شانه، روسرى و چادر و پرهيز از دادن آنها به ديگران و نپوشيدن لباسهاى نو پيش از شستن آنها؛ اهميت فراوانى دارد؛
سه- شستن و تميز نگه داشتن لباسها، فرد را از شستوشوهاى چندباره و خريدهاى غيرضرورى در سفر حج و زيارت بىنياز مىكند.
امروزه بسيارى از درآمدهاى اشخاص و خانوادهها براى امور تشريفاتى هزينه مىشود كه پايه و اساسى جز چشم و همچشمى ندارد. برخى از افراد نيز از سر تفاخر و خودنمايى بر گستره سفره خود مىافزايند. رسول الله(ص) در نكوهش اين كار مىفرمايد:
هر كس، از سر ريا و خودنمايى، سفره بگستراند و اطعام نمايد، خداوند، مثل همان طعام، از غذاى چركين جهنم به او بخوراند و همان طعام را به صورت آتشى در درون او قرار دهد تا اين كه ميان
مردم، داورى نمايد. (1)چنين پذيرايىها در آيينهاى عزا و عروسى و شادمانى بسيار ديده مىشود. البته اسلام به وليمه دادن براى عروسى، به دنيا آمدن فرزند، بازگشت از سفر زيارتى، خريد خانه و ... سفارش، اما براى آن نيز اندازهاى معين مىكند. رسول گرامى اسلام(ص) مىفرمايد:
دادن وليمه، روز اول، حق و به جا است، روز دوم خوب است و بيش از آن، رياكارى و خودنمايى است. (2)مبادا حاجى براى عمل به مستحب؛ يعنى دادن وليمه از حرام شرعى سر درآورد و به معصيت دچار شود. انگيزه او- انشاءالله- عمل كردن به مستحب و كسب رضاى الهى است، اما چنانچه برخى از انگيزههاى ديگر مانند تفاخر، ريا و ... در او تأثير بگذارند، از اسراف و حرام شرعى سر در خواهد آورد. بيچاره انسانى كه بسيار تلاش كرده و پس از ساليانى براى رفتن به سفر حج توفيق يافته و در ميقات جامه احرام به تن كرده و به خداى خود لبيك گفته، اما به چنين خطاها و گناهان دچار شده است. اگر او به دور و برش نگاهى بياندازد و شيوه زندگى همسايگان و بستگان خود را
به خوبى بنگرد و درماندگى افراد نيازمند را در تأمين خوراك و پوشاك يا هزينه تحصيلى و ازدواج فرزندان يا پرداخت بدهىهايشان ببيند و بداند كه آنان براى تأمين نيازهاى ضرورىشان به هر كارى دست مىزنند و سرانجام از زندان سر درمىآورند، از ريخت و پاش دورى مىكند و اين سنت الهى و اين عمل مستحب را با گروه اندكى برگزار خواهد كرد و به جاى برپايى مجالسى با حضور چندصد نفر، هزينههاى آنها را براى برآوردن نيازهاى محرومان يا فراهم كردن زمينه اشتغال يا ازدواجشان خواهد پرداخت. به طور متوسط هشتصدهزار نفر در سال به سفر عمره و حج تمتع مىروند؛ چنانچه پانصدهزار نفر از آنان مجالس وليمه با حضور چند صد نفر برگزار كنند، ساليانه براى برپايى اين مجالس مبالغ هنگفتى صرف مىشود. اگر چنين مجالسى تا اندازهاى سادهتر برگزار شود، بسيارى از هزينههاى اضافى كاسته مىشود.
شايد كسى بگويد: «اى بابا! با حرف مردم چه كنيم؟ فردا هزار حرف براى ما درمىآورند». بارى، خشنود كردن همه
مردم هيچگاه شدنى نيست و مردم به هر روى «حرف خواهند زد». انسان با خداى خود بايد داد و ستد كند و به دنبال كسب رضاى او باشد و البته دليل كارش را نيز به مردم بگويد. امام على(ع) مىفرمايد:
كسى كه ميان خود و خدا اصلاح كند، خداوند ميان او و مردم را اصلاح خواهد كرد و كسى كه امور آخرت را اصلاح كند، خدا امور دنياى او را اصلاح خواهد كرد و كسى كه از درون جان، واعظى دارد، خدا را بر او حافظى است. (1)اگر انسان رضاى خدا را به دست آورد، مردم نيز از او راضى خواهند شد. اين هزينهها را براى ازدواج، تحصيل يا رفع مشكل يك جوان مىتوان پرداخت. پيشگامى آدمى در اين كارها چه مشكلى پديد مىآورد؟ چنين كارهايى راه را براى ديگران نيز هموار مىكند.
لبيكگويان راستين در همه رفتارهاشان تنها دعوت حضرت رب العالمين را پاسخ مىدهند و تنها به او لبيك مىگويند نه به وساوس شيطانى و هواى نفسانى.
1) امام على 7: «مَنْ أَصْلَحَ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللهِ سُبْحَانَهُ أَصْلَحَ اللهُ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ النَّاسِ وَ مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ وَ مَنْ كَانَ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ وَاعِظٌ كَانَ عَلَيْهِ مِنَ اللهِ حَافِظ». نهج البلاغه، كلمات قصار، كلمه 89.
اعجاز زائران ايرانى
«آنها دو تُن را نه تن ميكنند». اين جمله، آگهى تبليغاتى نيست و درباره دانهدرشتهاى اقتصادى، پيمانكاران، سرمايهگذاران، كارآفرينان، كارخانهداران، بانكداران، تاجران، پزشكان تغذيه وحتى كشاورزان سخن نمىگويد.
اين جمله درباره «معجزه حجاج ايرانى» است كه مىتوانند وزن بار هواپيما را در سفرى دور و دراز، چهار يا پنج برابر كنند و ميزبانان نامهربان خود را در برابر رفتار ناشايست و تحقيرآميز و بهانههاى «بنىاسرائيلى» شان، با ارزهاى ايرانى بنوازند، جنسهاى كمارزش(بنجل) چينى و عربى را از بازارهاى مكاره عربستان بخرند و پىآمد سفرى معنوى را در قالب جعبههاى لوازم آرايش، اتو، سشوار، جاروبرقى، كف شور بخار، پارچه، دوربينهاى عكاسى، فيلمبردارى، پنكه، عطر، دارو، چاى و ... به آشنايان خود هديه دهند تا عربان و حاجيان ديگر كشورها آنان را كه چمدانهاى شكم برآمده و سنگين سوغاتيهاى نخواستنى را نفس نفس زنان روى زمين مىكشند، به يكديگر نشان
دهند و به آنان پوزخند بزنند: «آنها را ببينيد! ايرانياند!»
هر ايرانى افزون بر حدود 260 دلار هزينههاى ثابتى كه به دولت عربستان ميپردازد، نزديك به 550 دلار از بازارهاى اين كشور خريد ميكند؛ يعنى درآمدزايى هر زائر ايرانى براى اين كشور بيش از هشتصد دلار است كه با توجه به سفر هشتصد هزار زائر ايرانى در هر سال براى حج تمتع و عمره به عربستان، سالانه بيش از هفتصد ميليون دلار ارز از ايران بيرون مىرود و دست كم پانصد ميليون دلار از آن در خريدهاى غير ضرورى صرف مىشود كه حتى با اندكى از آن برق يا آب تصفيه شده يا امكانات بهداشتى يا آموزشى را به روستايى پرت در ايران مىتوان رساند يا زمينه را براى آزادى برخى از بدهكاران مالى از زندان فراهم كرد يا هزينه درمان را به شمارى از بيماران نيازمند پرداخت يا نان شبى براى خانوادههاى عضو «كميته امداد» و بهزيستى خريد.
آيا صرف پرداخت اين هزينهها براى خريد سوغات از نمونههاى اسراف نيست؟
حضرت امام راحل در رهنمودى حكيمانه به حجاج چنين سفارش مىكند:
كسانى كه به عنوان سوغات، مصارف ناروا مىنمايند يا
تشريفات و مهمانىهاى خارج از رويه در وقت برگشت از حج مىنمايند مقتضى است اين نحو هزينهها را صرف احتياج برادران و خواهران عليل و مستمند خود نمايند كه خداوند تعالى به آنان اجر و بركت عنايت فرمايد. (1)ايشان درباره كاهش تشريفات و هزينههاى گزاف و ناسازگار با فلسفه حج مىفرمايند:
كالاهايى كه در حجاز به حجاج محترم عرضه مىشود، آنچه مربوط به آمريكاى مخالف با آرمانهاى اسلامى و اساساً مخالف با اسلام است، خريدارى آنها كمك به دشمنان اسلام است و ترويج باطل است و از آنها بايد احتراز شود. (2)بر پايه اين فرمايش حضرت امام، هيچگاه با خريد كالاهايى كه مانند آنها را در ايران اسلامى مىتوان به دست
آورد، به دشمنان نبايد كمك كرد. اين دشمن گاه «امريكا» و زمانى كشورهاى ديگر است كه برنامههايشان با آرمانها و هدفهاى اسلام و انقلاب ناسازگار مىنمايد.
دلمردگىها، افزون شدن تعلقات دنيوى، درگيرىهاى ذهنى و از ميان رفتن حال عبادت و فرصتهاى زرين معنوى، از پىآمدهاى بدِ رفتن به بازار است. حاجى پس از ساليان درازى انتظار، چنين فرصت و غنيمتى به دست مىآورد و مىتواند با جدايى از تعلقات دنيايى در دادوستد با خدا در اين بازار معنوى، بهترين چيزها را براى خود و جامعهاش به ارمغان بياورد، اما صد افسوس كه او اين وقت گرانبها را در تماشاى ويترين مغازهها و پرسهزدن در بازارها از كف مىدهد؛ زيرا هنگامى كه خسته و كوفته از بازار بازمىگردد حالى براى رفتن به مسجدالحرام يا مسجدالنبى ندارد و حتى نمازش را با شتاب و كسالت مىخواند و اگر تا پاسى از شب به خريد كالا سرگرم باشد، از تهجد و شبزندهدارى يا شركت در نماز صبح باز مىماند و چنانچه برخى از كالاها يا لباسهايى كه خريده است مناسب نباشد، بايد براى تعويض آنها دوباره به مراكز خريد برود. اگر خريد او با نماز جماعت همزمان شود، او را با آن كالاها به مسجدالحرام راه نمىدهند و اگر بيرون مسجد بماند، ديگران
مىگويند كه اين ايرانىها مجوسىاند و نماز نمىخوانند و افزون بر اين بدبينىها به زائران ايرانى، هزار مصيبت ديگر پيش خواهد آمد.
شايد كسى بپرسد آيا خريدن سوغات مستحب نيست؟ اگر خريدنش اين دردسرها را دارد، نخريدن آن هم موجب شرمسارى زائر نزد فرزندان و بستگانش مىشود؛ پس چه بايد كرد؟
خريدن سوغات مستحب است و بزرگان دين نيز در احاديثى بر آن تأكيد كردهاند، اما به راستى شيوههاى بهترى براى اين كار نمىتوان انديشيد كه بسيارى از اين آسيبها پديد نيايد؟ با آسانگيرى و كنار گذاردن برخى از تكلفات، خريد سوغات را نيز به عبادتى ديگر مىتوان بدل كرد. براى نمونه، چيزهاى كوچكتر و مناسبتر مانند عطر، تسبيح، سجاده و چادر نماز مىتوان خريد. زائر همچنين بايد در وقت مناسبى به بازار برود تا آسيبى به عبادات او نرسد و موجب بدبينى ديگران مسلمانان نشود. براى نمونه، صبح يا ظهر پس از بازگشت از حرم، هنگام رفتن به هتل و زمانهايى جز
هنگام برپايى نمازهاى جماعت، مىتواند به بازار برود.
تاكنون فراوان ديدهايم كه برخى از افراد از كالاهاى گرانبها استفاده مىكنند، اما آن كالاها پس از زمان كوتاهى قابل استفاده نيستند. برخى از افراد نيز با استفاده درست از كالاها، چند برابر ديگران از آنها بهره مىگيرند. براى نمونه، يكى لباس را در يك يا دو ماه پاره و بىمصرف مىكند و ديگرى لباسش را چند سال مىپوشد.
اگر كسى لباس بيرونىاش را در خانه يا محيط كار خود بپوشد سريعتر كثيف مىشود و بر اثر شستوشوى مكرّر ديگر از آن نمىتوان استفاده كرد. بنابراين، براى محيط كار يا منزل لباسهاى مناسبتر، راحتتر و ارزانتر مىتوان خريد. اين نكتهاى است كه كوتاهى كردن درباره آن، انسان را به اسراف مىكشاند. امام صادق(ع) در اين باره مىفرمايند:
كمترين اندازه اسراف اين است كه لباس بيرونت را لباس خانه [و] دمدستى قرار دهى و تهمانده ظرفت را دور بريزى و ... (1)همچنين پاكيزه نگهداشتن لباسها بر عمر آن مىافزايد و از اسراف در آب و برق و استهلاك دستگاه لباسشويى و
1) محمد محمدى رىشهرى، ميزان الحكمه، ج 5، ص 2462، ح 498؛ به نقل از اصول كافى، ج 4، ص 56.
مصرف مواد شوينده جلوگيرى مىكند.
حاجى هنگام سفر و پيش و پس از سفر، بايد در استفاده از پوشاك، وسايل همراه و وسايلى كه در هتل مىگذارد، دقت كند. روشن گذاشتن پيوسته كولر با دور تند، حتى زمانى كه كسى در اتاق نيست، راه رفتن با كفش بيرون روى فرش يا موكت اتاق، ريختن مواد غذايى روى فرش يا ملحفه، افزودن درجه سرمايش يخچال و ... از چيزهايى به شمار مىروند كه غفلت از آنها مىتواند انسان را به گناه و دورى از رحمت پروردگار سوق دهد.
وقت، از گرانمايهترين سرمايههايى است كه خداى سبحان به انسان عطا كرده است، اما بيشتر افراد ارزش اين سرمايه را نمىشناسند و آن را ارزان مىفروشند و از عمر گرانبهاى خود بهرهاى نمىبرند و در پايان عمرشان انگشت حسرت به دندان مىگزند و جز افسوس چيز ديگرى برايشان نمىماند. امير بيان، امام على(ع) در كلامى گهربار در اين باره، چنين هشدار مىدهد:
اى مردم! اينك، اينك! [زمان حال را مغتنم شماريد] پيش از آنكه پشيمان شويد و پيش از آنكه هر كسى گويد: «دريغا بر آنچه در حضور خدا كوتاهى ورزيدم و بىترديد من از ريشخندكنندگان بودم» يا گويد: «اگر خدا هدايتم مىكرد، هر آينه از پرهيزگاران بودم» يا چون عذاب را ببيند، گويد: «كاش مرا برگشتى بود تا از نيكوكاران باشم». (1)البته در اين ميان افراد اندكى هستند كه قدر اين سرمايه گرانبها را شناختهاند و به رغم عمر كوتاهشان آثار و بركات فراوان از خود بر جاى گذاردهاند.
خداوند به برخى از اوقات فضيلتى ويژه داده و آنها را از رحمت خود سرشار كرده است، مانند ايام حج يا ماه رمضان كه بندگان به ضيافت(مهمانى) خدا بار مىيابند و از كرامت خاص برخوردار مىشوند. براى حاجى كه پس از سالها، به تشرف به بيت الله الحرام توفيق مىيابد، بهترين فرصت پيش مىآيد تا به ضيافت الهى در حريم حرم يار راه يابد و از گناهان ايمن شود. در اين زمان و مكان پربركت حاجى از
1) امام على 7: «الآنَ الآنَ مِنْ قَبْلِ النَّدَمِ وَ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ فِى جَنْبِ اللهِ وَ إِنْ كُنْتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ أَوْ تَقُولَ لَوْ أَنَّ اللهَ هَدانِى لَكُنْتُ مِنَ الْمُتَّقِينَ أَوْ تَقُولَ حِينَ تَرَى الْعَذابَ لَوْ أَنَّ لِى كَرَّهً فَأَكُونَ مِنَ الْمُحْسِنِين».
اين فرصت زرين چگونه بهره مىبرد؟ زمانى كه هر لحظهاش بر همه اوقات شرافت دارد و در آن بهترين سرمايههاى معنوى را مىتوان به دست آورد. يعنى هنگام محرم شدن و لبيك گفتن، هنگام طواف كردن و نماز خواندن، هنگام وقوف در عرفات و مشعر و منا و قبل و بعد از اعمال در كنار بيت الله الحرام در مكه مكرمه و گفتن هر سبحان الله در آنجا، با انفاق ماليات كوفه و بصره برابرى مىكند. (1)اى حاجى! آيا براى اين بهترين فصل عمر برنامهريزى كردهاى تا در روز حسرت، انگشت به دندان نگيرى و غصه نخورى؟! امام على(ع) مىفرمايد: «هرگاه فرصتى دست داد آن را شكار كنيد، زيرا از دست دادن فرصت مايه اندوه است». (2)انس گرفتن حاجى به نماز و قرآن، خلوت كردنش با معبود، تفكر و تدبرش در آيات الهى و يافتن پاسخهايى
براى اينكه او كيست، از كجا آمده و آمدنش براى چه بوده است، برنامهكارى وى را بايد فرا بگيرد و شايد غفلت و بىبرنامگى، او را به اسراف در اين سرمايه و نعمت بزرگ الهى دچار سازد.
افسوس كه برخى از حاجيان به دليل نداشتن برنامه دقيق، به غفلت دچار مىشوند و اوقات شريف را به گپزدن و گفتوگوهايى درباره مسائل كمارزش مىپردازند. برخى از زائران نيز بسيارى از اوقات خود را به تماشاى تلويزيون و پارهاى از برنامههاى كمارزش يا «ضد ارزش» مىپردازند.
حاجى مىتواند با مشورت با افراد باتجربه مانند روحانى كاروان، بهترين اوقات را براى تشرف به حرم برگزيند. براى نمونه، پس از نماز كه شمار فراوانى از زائران براى سوارشدن به اتوبوسها ازدحام مىكنند، با حضور بيشتر در حرم به عبادت و تلاوت قرآن و ديگر برنامههاى سودمند مىتوان پرداخت يا در اتوبوس به تلاوت قرآن يا ذكر خدا سرگرم بود و اينچنين دل و جانش را با ياد خدا مىتواند صيقل بدهد.
برپايه روايتهاى اسلامى، داشتن مركب خوب و راهوار از سعادت انسان شمرده مىشود. يكى از مصاديق اسراف استفاده نادرست از وسيله نقليه است. در اين ميان آنچه كه اهميت دارد
در نظر گرفتن مقام و شأن اجتماعى شخص با وسيلهاى است كه از آن استفاده مىكند. امام صادق(ع) مىفرمايد:
آيا گمان دارى به خاطر داشتن مال فراوان كسى مجاز است اسبى را به دههزار درهم بخرد، در حالىكه اسب بيست درهمى او را كفايت مىكند؟ مگر نه اين است كه خداوند فرموده: اسراف نكنيد كه خدا اسرافكنندگان را دوست ندارد! (1)كسى كه با يك خودروى داخلى، نيازش برآورده مىشود، آيا مىتواند خودروهاى گرانبهاى خارجى بخرد؟ اگر با يك يا دو خودرو يا با يك مينىبوس آيين بدرقه يا استقبال را بتوان به انجام رساند، آيا راه انداختن خودروهاى شخصى بسيار اسراف نيست؟ اين منظره چه تصويرى براى ديگر زائران و مشايعتكنندگان مىسازد!
1) تفسير عياشى، ج 3، ص 13.
يكى از زشتترين و معصيتبارترين نمونههاى اسراف، زيادهروى در استفاده يا از ميان بردن «بيتالمال» مسلمانان
است. اميرالمؤمنين(ع) در نامهاى راهگشا در اين باره به يكى از كارگزاران خود مىفرمايد:
تو در اين مالياتى كه مىگيرى، حقّ معينى دارى و با فقرا و مستمندان شريك هستى. ما حقّ تو را خواهيم داد و تو نيز حقّ آنان را بپرداز و اگر چنين نكنى از كسانى به شمار خواهى رفت كه بيشترين دشمن را در قيامت داراست و واى بر كسى كه دشمن او در نزد خداوند، فقيران و نيازمندان و درخواستكنندهها و پسخوردگان از حقوق خويش و ضررديدهها و در راه ماندهها باشند ... همانا بزرگترين خيانت، خيانت به امّت و زشتترين ناخالصىها، ناخالصى پيشوايان و كارگزاران امور است. (1)پاسدارى انسان از اموال عمومى و بيتالمال، نشانه فرهنگ بالا و تعهّد او و بىتوجهى به مسائل حفاظتى و نگهدارى از اموال بيتالمال يا استفاده شخصى از آنها، نشانه بىتعهّدى و كمرشدى وى است.
پاىبندى افراد جامعه به حفاظت از بيتالمال، بايد بيش از دقت و توجهشان به نگاهدارى اموال شخصى باشد. در اين راستا، دولت اسلامى و سازمان «حج و زيارت» با وضع كردن قانونهاى شديد و گرفتن تعهّدات محكم و با نظارت
1) نهج البلاغه، تصحيح صبحى صالح، نامه 26.
دقيق، از فرسايش بيتالمال بايد جلوگيرى كند و از سپردن آن به دست افراد ناآگاه و مسئوليتناپذير بپرهيزد. اين سخن به هيچ روى به معناى سختگيرى و ايجاد محدوديت در استفاده درست و به جا از بيتالمال نيست؛ بلكه تضمينى براى نگاهبانى اموال عمومى در برابر دستبرد خائنان به شمار مىرود. بارى، پايه همه طرحها و برنامهها در اين باره، آگاهى و توجه بيشتر مردم بهويژه كارمندان ادارهها و نهادهاى مرتبط با زائران به بهرهگيرى درست از اموال عمومى است. جامعه بايد بپذيرد كه بىتوجّهى به اين اموال رفتارى ضدّ اسلامى و ملّى و با معيارهاى حكومت علوى ناسازگار است و در خور سازمانها و نهادهاى انقلابى و دولتى بهويژه بخشهاى مرتبط با سفرهاى معنوى نيست.
چرا وسايل و لوازم نهادهاى دولتى در زمان اندكى فرسوده مىشوند و مسئولان پيوسته ابزار تازه درخواست مىكنند؟
گاهى اسراف در بيتالمال نمونهاى از اتلاف و تبذير شمرده مىشود؛ همچنانكه گاهى بهرهبردارى از آن، تجاوز
از حدّ عرفى و جايگاه اجتماعى به شمار مىرود. براى نمونه، رئيس بخشى از نهادهاى وابسته به سفرهاى معنوى، براى دفتر كارش به وسايلى نياز دارد كه بنابر ويژگىهاى آن كار، چارچوپ ويژهاى براى آنها تعيين شده است. بيرون رفتن از اين چارچوب و فراهم كردن محيطى تشريفاتى و «لوكس» فراتر از آن، اسراف و خيانت در اموال عمومى شمرده مىشود.
همچنين، هزينه همايشها و نشستهايى كه به مناسبتهاى گوناگون در گوشه و كنار كشور و حتى خارج از كشور و در مدينه و مكه و ديگر شهرهاى زيارتى برگزار مىشوند، حدّ معين و مقبولى دارد كه گذشتن از آن، موجب اسراف و تبذير مىشود و افزون بر اين، زمينه را براى بدبينى مردم و زائران به مسئولان فراهم مىآورد و غضب خداوند را نيز در پى دارد. اين كار، همچنين نشستها را از دستيابى كامل به هدفهاى معنوىشان دور خواهد كرد.
على(ع) درباره اهميت بيتالمال و اموال عمومى جامعه در دورانى كه بر كرسى خلافت نشستند، مطالب شايستهاى فرمودند كه برخى از آنها چنين گزارش مىشود:
يك- آن حضرت به درخواست عبدالله بنزمعه، يكى از اصحابش، براى گرفتن سهم بيشترى از بيتالمال پاسخ
دادند: «اين مال نه از آن توست نه از آن من، بلكه غنيمت مسلمين است». (1)دو- ايشان به برخى از كارگزارانشان نوشتند:
نوك قلمهايتان را ريز كنيد، سطور را به هم نزديك كنيد، كلمات زيادى را نسبت به من [در نوشتن گزارش] حذف كنيد، محتوا و مفهوم اصلى را بيان كنيد، از زياد نوشتن بپرهيزيد! بهدرستى كه اموال مسلمين قبول ضرر نمىكند. (2)سه- همچنين فرمودند: «همانا بالاترين خيانت، خيانت به مردم است». (3)اسراف در اموال عمومى و بيتالمال به چند شكل متصورمىشود:
اول- زيادهروى در مصرف و استفاده از اموال عمومى و بىتوجهى و بىدقتى به آن؛
دوم- سودجويى شخصى و خانوادگى از اموال عمومى؛
استفاده شخصى از اموال عمومى افزون بر اسراف، خيانت و كارى حرام به شمار مىرود. سيره عملى على(ع) در استفاده از بيتالمال بهترين دليل بر اين مطلب است. آن حضرت در هر جمعه بعد از جارو كردن كف خزانه، دو ركعت نماز مىخواند و خدا را سپاس مىگفت و به آن نماز مىفرمود: «اى نماز شهادت بده كه از اموال مسلمين چيزى براى خود نگه نداشتم». (1)هنگامى كه طلحه و زبير براى كارى شخصى در مركز بيتالمال نزد آن حضرت رفتند، او چراغ پيش رويش را خاموش كرد و دستور داد كه چراغ ديگرى از منزل بياورند. آن دو درباره علت اين كار پرسيدند. آن حضرت فرمود:
كان زَيتُه مِن بَيتِ المالِ، لا يَنبَغى ان نُصاحبَكُم فِى ضَوئه
. (2)روغن اين چراغ از بيتالمال بود سزاوار نبود در نورش با شما صحبت كنم.
قرآن كريم، ترجمه ناصر مكارم شيرازى، دارالقرآن الكريم، قم، 1373 ش.
سيدرضى، نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتى.
صبحى صالح، نهج البلاغه، قم، انتشارات هجرت، 1395.
ابن بابويه قمى، محمد بن على، الخصال، انتشارات جامعه مدرسين، قم، 1403 ق.
ابنبابويه قمى، محمدبن على، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، قم، منشورات الرضى، 1368.
امام خمينى، صحيفه امام، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى(قدس سره).
برقى، احمدبن خالد، المحاسن، قم، المجمع العالمى لاهل البيت(ع) 1413 ه. ق.
تميمى آمدى، عبدالواحد بن محمد، غرر الحكم و درر الكلم،
ترجمه سيد جمال الدين حسينى، تهران، دانشگاه تهران، 1373.
حر عاملى، محمدبن حسن، وسائل الشيعه، چاپ اسلاميه، چاپ ششم، 1402 ق.
حسينى، سيد نعمت الله، مردان علم در ميدان عمل، ناشر، 1371.
حكيمى، محمدرضا، الحياه.
راغب اصفهانى، المفردات فى غريب القرآن، دفتر نشر الكتاب، 1404 ق.
رزاقى، ابراهيم، الگوى مصرف و تهاجم فرهنگى.
شوشترى، نورالله، احقاق الحق، كتابخانه آيت الله مرعشى نجفى، قم.
الشيخ محمودى، نهج السعاده، بيروت، مؤسسه الاعلمى للمطبوعات، بىتا.
طبرسى، فضل بن حسن، مكارم الاخلاق، قم، منشورات شريف رضى، بىتا.
طوسى، محمد بن حسن، امالى، قم، دارالثقافه، 1414 ق.
عياشى، محمدبن مسعود، تفسير عياشى، تهران، المكتبه العلميه الاسلاميه.
فروم، اريك، انسان براى خويشتن، ترجمه اكبر تبريزى.
فيض كاشانى، محمد محسن، تفسير صافى، تهران، صدر، 1415 ق.
قمى، شيخ عباس، سفينه البحار، بيروت، دارالاسوه، 1414 ق.
كلينى، محمد بن يعقوب، اصول الكافى، تهران، دارالكتب
الاسلاميه، 1365.
، فروع الكافى، بيروت، دارالاضواء،(بىتا).
متقى هندى، حسام الدين، كنز العمال، چاپ بيروت.
مجلسى، محمد باقر، بحارالانوار، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1362.
محمدى رىشهرى، محمد، ميزان الحكمه، ترجمه محمدرضا شفيعى، قم، دارالحديث، بىتا.
مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1369.
موسوى، سيد مهدى، پژوهشى در اسراف يا آفت سرمايهها، قم، دفتر تبليغات اسلامى، 1371.