ghaemiyeh.com
سرشناسه : قرائتي، محسن، ۱۳۲۴ -
عنوان و نام پديدآور : پيوندهاي نماز/ محسن قرائتي.
مشخصات نشر : تهران: ستاد اقامه نماز، ۱۳۹۱.
مشخصات ظاهري : ۱۴۴ ص.؛ ۱۴×۲۱ سم.
شابك : ۲۰۰۰۰ ريال978-964-537-055-6 : ؛ ۲۰۰۰۰ ريال (چاپ چهارم) ؛ ۳۰۰۰۰ ريال (چاپ هفتم)
وضعيت فهرست نويسي : فاپا
يادداشت : پشت جلد به انگليسي: Mohsen Gharaati. Prayer links.
يادداشت : چاپ قبلي: مركز فرهنگي درسهايي از قرآن : ۱۳۹۰.
يادداشت : چاپ چهارم
يادداشت : چاپ پنجم.
يادداشت : چاپ هفتم: تابستان ۱۳۹۲.
يادداشت : كتابنامه: ص.۱۳۷-۱۴۴؛ همچنين به صورت زيرنويس.
موضوع : نماز
موضوع : نماز -- جنبههاي قرآني
موضوع : نماز -- احاديث
شناسه افزوده : ستاد اقامه نماز
رده بندي كنگره : BP۱۸۶/ق۴پ۹ ۱۳۹۱
رده بندي ديويي : ۲۹۷/۳۵۳
شماره كتابشناسي ملي : ۲۸۲۹۲۸۱
بسم الله الرحمن الرحیم
پيوندهاي نماز/ محسن قرائتي.
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمين و صلي الله علي سيدنا و نبينا محمد و آله الطاهرين
در رمضان سال 1389 با جمعي از دوستان طلبه در مشهد بوديم و براي امور تبليغي و انتقال تجربهها و مهارتها، روزي چند ساعت گفتگو داشتيم.
روزي موضوع بحث ما، پيوندهاي نماز بود و تعدادي از اين پيوندها را كه پيشتر يادداشت كرده بودم گفتم و تعدادي را هم دوستان در آن جلسه گفتند. متوجه شديم كه گويا نماز يك نقشه جامع اسلامي است كه با همه چيز پيوند خورده است. گويا طراح و مهندس نماز همه چيز را در نظر گرفته و نماز را به گونهاي طراحي كرده كه حتي براي بنده كه نيم قرن در لباس روحانيت و در حوزهها و دانشگاهها و جامعه و صدا و سيما بودهام، تازگي داشت و لذا اين پيوندها را مجدداً بازبيني و تكميل نموده و براي چاپ آماده كردم.
نماز عبادتي است كه بر انبياء پيشين نيز واجب بوده است. در روايات نماز به نور، برهان، چراغ، منهاج انبياء، عمود دين، قيم دين، رأس الامر، اصل اسلام، پرچم ايمان، سيماي دين، بهترين اعمال، ملت و آيين، بهترين وسيله توسل، محبوبترين اعمال، نور چشم پيامبر(ص)، اول واجب دين براي انسان، اول چيزي كه بايد به تازه مسلمانان آموزش داد، اول چيزي كه در قيامت مورد محاسبه قرار ميگيرد، آخرين وصيت پيامبر(ص)، آنچه بايد بيشترين همت صرف آن شود، وسيله نجات از آتش قيامت، ميزان اعمال، باقيات الصالحات توصيف شده است كه تمامي اين تعبيرات متن روايات ائمه اطهار(ع) ميباشد.
و در روايتي ديگر ميخوانيم كه براي نمازگزار آثاري است از جمله؛ محبوبيت نزد فرشتگان، بركت رزق، وسيله طرد شيطان، راحتي بدن، سلاحي عليه كافر، مستجاب شدن دعا، توشه قيامت، شفيع براي ملك الموت، انس در قبر، جواب نكير و منكر است.
همچنين نماز در قيامت براي سر مؤمن تاج، براي صورتش نور، براي پايش عبور از صراط، براي بهشت كليد و براي حورالعين
مهريه است(1)و در حديثي ديگر ميخوانيم براي ميزان سنگيني و براي خدا رضايت ميباشد. هر كس نماز را اقامه كند، دين را اقامه كرده و هر كس نماز را رها كند، دين را رها كرده است(2).
و در روايات ميخوانيم كه پيامبر اكرم فرمودند: كسي كه نماز را ترك كند، خداوند عملش را حبط ميكند. امام صادق(ع) در ذيل آيه (فقه حبط) فرمودند: از مصاديق آيه آن است كه انسان بدون بيماري و اشتغال نماز را رها كند(3).
در روايات بسيار ديگر از منابع شيعه و اهل سنت ميخوانيم: كسي كه نماز را عمداً ترك كند از مكتب اسلام خارج است. «مَنْ تَرَكَ الصَّلَاةَ مُتَعَمِّداً فَقَدْ بَرِئَ مِنْ ذِمَّةِ اللَّهِ وَ ذِمَّةِ رَسُولِ اللَّه» (4)
از نظر آمار احاديث شيعه و سني، هيچ يك از موضوعات و واجبات دين به اندازه نماز روايت و حديث ندارد.
نماز مخصوص اسلام نيست زيرا به گفته قرآن قبل از اسلام، حضرت عيسي نيز مأمور به نماز بود. قرآن از زبان او ميفرمايد: «وَ أَوْصاني بِالصَّلاة»(5)يعني خدا مرا به نماز سفارش كرد. چنانكه قبل از
او حضرت موسي و قبل از او حضرت شعيب و قبل از او نيز حضرت ابراهيم مأمور به اقامه نماز بودند.
با اين حساب نماز هم با تاريخ گذشته پيوند دارد و هم با تاريخ آينده يعني زماني كه امام زمان(عج) ظاهر شود، حضرت عيسي از آسمان به زمين آمده و پشت سر ايشان نماز ميخوانند.
از اين رو بر هر يك از مسلمانان واجب است كه نماز را به نسل بعد از خود كه تاريخ سازان آينده هستند، آموزش دهند.
نماز تنها مخصوص زمينيان نيست زيرا قرآن كريم در آيات بسياري از سجده و تسبيح و قنوت فرشتگان در اوج آسمانها، يونس در عمق دريا، نوح در روي آب، ابراهيم در بيابانهاي بي آب و گياه مكه و انبياء الهي در مناطق مختلف سخن به ميان آورده است.
از طرفي وجوب نماز در خانه، مسجد، مسافرت، كشتي، هواپيما، فرودگاه و بنادر نشانه آن است كه نماز با همه زمينها و مناطق و جغرافيا گره خورده است و اختصاص به مكان يا منطقه خاصي ندارد.
طلوع، غروب و دلوك (1)خورشيد يك نوع زمان بندي طبيعي، همگاني و همه جايي براي اقامه نماز است. اولين فرصت براي نماز صبح، فجر و آخرين فرصت آن، طلوع شمس و اولين فرصت نماز ظهر، دلوك شمس و آخرين فرصت براي نماز عصر نيز غروب خورشيد است.
«دلوك» هنگامى است كه خورشيد از وسط آسمان رو به مغرب ميل مىكند كه زوال ناميده مىشود و وقت نماز ظهر و عصر است. آيه «غَسَقِ اللَّيلِ» بيانگر وقت نماز مغرب و عشاست كه تاريكى، فراگير مىشود.
اقامه نماز عيد فطر با ديدن ماه شوّال است و همچنين اوقات نمازهاي اول نيمه و يا آخر ماه را بايد از طريق شكلهاي متفاوتي كه براي ماه است شناسائي كنيم.
در تشخيص قبله نماز از ستارهها استفاده ميشود. كساني كه در بيابان و جاده سفر ميكنند و يا در كشورهاي خارجي زندگي
1) اسراء 78
ميكنند، بوسيله ستارهها ميتوانند جهتهاي جغرافيايي و همچنين جهت قبله را تشخيص دهند.
پيوند نماز با آب بر كسي پوشيده نيست زيرا طهارت بدن و لباس و غسل و وضو در شرايط عادي، شرط صحت نماز است. آب مظهر حيات و پاكي است و وضو گرفتن قبل از هر نماز نيز تأكيدي بر حيات معنوي انسان و پاكي او دارد.
در شرايطي كه آب در دسترس نيست و يا براي سلامتي انسان ضرر دارد، بايد با خاك تيمم كنيم. خاك نيز از جمله مطهرات است و موجب طهارت جسم و روح انسان ميشود. علاوه بر آن، در هر نماز بايد بر زمين و خاك پاك سجده كنيم.
حضرت علي (ع) در حديثي ميفرمايند: تأويل سجده اول آن است كه از خاك بودهايم و سر برداشتن از آن يعني از همين خاك بيرون آمدهايم و سجده دوم رمز آن است كه با مرگ وارد خاك ميشويم و سر برداشتن از سجده دوم رمز آن است كه در قيامت از همان خاك بيرون ميآيم. (1)
1) بحار، ج ۸۱، ص۲۵۳.
در روايات سفارش شده بهتر است كه بعضي نمازها در زير آسمان خوانده شود، مانند نماز عيد قربان، عيد فطر، نماز باران و نماز روز عرفه و شايد اين رمزي باشد كه انسان خود را از قيد و اسارت تنگناها و محدوديتها خارج ساخته و در فضاي بزرگتري به خالق بي نهايت هستي توجه كند.
اگر وضو و غسل براي بدن ضرر دارد، تيمم ميكنيم.
اگر آب تميز و پاكيزه براي وضو وجود نداشت، تيمم ميكنيم.
اگر ايستادن در حال نماز مشكل بود يا ضرر داشت، ميتوانيم بنشينيم.
اگر نشستن ضرر داشت، ميتوانيم در حال خوابيده نماز بخوانيم.
اگر جان انسان در شرايط جبهه و جنگ در خطر بود، شكل و شيوه نماز تغيير ميكند.
اگر لباس انسان از نظر شرعي پاك باشد ولي نظيف و تميز نباشد، نماز در آن لباس قابل قبول نيست، گرچه رفع تكليف ميكند، يعني كثيفي لباس مانع قبولي و عروج نماز است و لذا در نماز
علاوه بر طهارت، نظافت و تمييزي بدن و لباس و محل برپايي نماز مورد توجه است.
در روايات ميخوانيم كه امام حسن(ع) بهترين لباسش را براي نماز ميپوشيد و در ديگر روايات بر اموري همچون شانه زدن، لباس سفيد پوشيدن، به همراه داشتن زينت، مسواك كردن و معطر بودن سفارش شده است.
در تاريخ آمده است كه محل سجده امام صادق(ع) از بوي عطر ايشان شناخته ميشد و از ايشان روايت شده است كه بوي خوش پاداش نماز را بيش از 70 برابر ميكند.
اسلام سفارش ميكند كه با آب سرد وضو بگيريد و پاداش كسي كه آب وضو را خشك نكند، 30 برابر قرار داده شده است. اين مطلب شايد به خاطر آن باشد كه هرچه آب سرد روي پوست بماند، نشاط انسان بيشتر ميشود.
در حديث ميخوانيم كه امام رضا (عليه السلام) فرمودند: يكي از فوايد وضو ايجاد نشاط و آمادگي روحي است. در حديث ديگر ميخوانيم كه افراد با وضو نيز وضوي خود را تجديد كنند كه وضو روي وضو، نورُ عَلَي نور است.(1)
1) عوالى اللآلى، ج ۱، ص ۲۳.
و در قرآن ميخوانيم نماز افراد منافق همراه با كسالت است: «وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ قامُوا كُسالى»(1).
اميرالمومنين(ع) در اين رابطه فرمودند: «لَا يقُومَنَّ أَحَدُكُمْ فِي الصَّلَاةِ مُتَكَاسِلًا وَ لَا نَاعِسا»(2)در حال كسالت و خوابآلودگي به نماز نايستيد. در دعاها و مناجاتها ميخوانيم كه خدايا پناه ميبرم به تو از عبادت با كسالت و بدون نشاط. (3)
تأخير نماز از اول وفت در حالاتي كه مانع نشاط و حضور قلب و توجه او ميباشد، جايز است.
امام صادق(ع) فرمودند: بعضي در نماز با خداوند آنگونه سخن ميگويند و نماز ميخوانند آنگونه نماز ميخوانند كه اگر با همسايه خود آنگونه سخن گويند، او، قبول نميكند و اين خود نوعي بي ادبي در نماز است. (4)
همچنين در نماز جماعتِ بايد نسبت به امام جماعت ادب كنيم، جلو او نايستيم، هنگامي كه او مشغول قرائت است ساكت باشيم و صدايمان در ذكرها، بلندتر از صداي او نباشد.
قرآن ميفرمايد: انسان كم ظرفيت و ناآرام است و همين كه با تلخي و شرّ برخورد كند، جيغ و فرياد ميكند: «إِنَّ الْانسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا وَ إِذَا مَسَّهُ الخْيرْ مَنُوعًا» و سپس ميفرمايد: «إِلَّا الْمُصَلِّينَ»(1)يعني تنها اهل نمازند كه به خاطر اتصال به قدرت خدا، توكل بر او، استمداد از او، پناه بردن به او، صبر و تحمل براي رضاي او به ريسمان محكمي چنگ ميزنند و جلوي اضطراب خود را ميگيرند.
همه اضطرابها و ناهنجارىهاى روحى و روانى و كمبودهاى معنوى، با نماز تقويت و درمان مىيابد. قرآن عوامل آرامش انسان را ايمان، عمل صالح، نماز و زكات ميداند و ميفرمايد: « إِنَّ الَّذين آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ... لا خَوْفٌ عَلَيهِمْ وَ لا هُمْ يحْزَنُونَ» (2)
در حديث ميخوانيم: «مفتاح الجنة الصلاة» (3)يعني نماز كليد بهشت است.
در قرآن ميخوانيم: بهشتيان از دوزخيان ميپرسند چه چيزي شما را به جهنم روانه كرد؟ پاسخ ميدهند: ما پايبند نماز نبوديم و به
گرسنگان بي اعتنا بوديم و مثل افراد بي اراده، به هر سازي ميرقصيديم و قيامت را تكذيب ميكرديم: «قَالُواْ لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ وَ لَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ وَ كُنَّا نخَُوضُ مَعَ الخَْائضِينَ وَ كُنَّا نُكَذِّبُ بِيوْمِ الدِّينِ»(1). در اين آيات يكي از عوامل ورود به دوزخ را ترك نماز مييابيم.
پيامبر اسلام(ص) فرمودند: دو ركعت نماز عالم، از هفتاد ركعت نماز جاهل بهتر است(2).
16.پيوند نماز با اخلاص
شرط عبادت وجود اخلاص است. عبادتي كه اخلاص ندارد مثل لامپي است كه برق ندارد. قرآن ميفرمايد: «وَ ما أُمِرُوا إِلاَّ لِيعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفاءَ وَ يقيمُوا الصَّلاة»(3)يعني مردم سفارش شدهاند به اينكه مخلصانه بندگي كرده و نماز به پاي دارند. خداوند در جايي ديگر به پيامبرش ميفرمايد: نه تنها نماز و عبادات، كه مرگ و حيات تو هم بايد براي پرودگار عالميان باشد: «قُلْ إِنَّ صَلاتي وَ نُسُكي وَ مَحْياي وَ مَماتي لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين»(4).
قرآن ميفرمايد: لقمان در كنار سفارش به نماز، پسرش را به چند چيز ديگر نيز سفارش كرده است: «يا بُنَي أَقِمِ الصَّلاةَ وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ اصْبِرْ عَلى ما أَصابَك وَ لَا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَ لَا تَمْشِ فىِ الْأَرْضِ مَرَحًا»(1)كه از اين چند آيه استفاده ميشود آن چه به نماز جلوه ميدهد و نماز را پر جاذبه ميكند امر به معروف و نهي از منكر، صبر و تحمل سختيها، تواضع و فروتني، اعتدال در زندگي و گفتگوي نرم ميباشد.
آري كساني كه نماز ميخوانند ولي نسبت به معروفها و منكرها در جامعه بي تفاوتند، يا نماز ميخوانند ولي افرادي زودرنج يا متكبر و غير متعادل ميباشند و با صداي بلند سبب رنجش ديگران ميشوند، نميتوانند ديگران و حتي فرزندان و وابستگان خود را به نماز دعوت كنند زيرا مردم نماز او را دور از يك اخلاق صحيح و اسلامي ميدانند.
قرآن به كساني كه براي حج و عمره به مكه ميروند، سفارش كرده كه بعد از طواف، پشت مقام ابراهيم(ع) نماز بخوانند: «وَ
1) لقمان 17
اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهيمَ مُصَلًّى»(1). مقام ابراهيم، سنگي است كه حضرت ابراهيم روي آن ايستاد و پايههاي كعبه را بالا برد. اين سنگ امروزه در محفظهاي شيشهاي در كنار خانه خداست.
قرآن، نماز را واجب موقوت خوانده است: «كِتاباً مَوْقُوتاً» (2)يعني واجبي داراي وقت و زمان مشخص. نماز داراي برنامه زماني مشخص و معين است و آغاز نماز آن در هر صبح و ظهر و شام براساس اوقات طبيعي تعيين گرديده است. اين آموزه ديني، انسان را به يك فرد وقت شناس، برنامه ريز و منظم تبديل ميكند.
آن چه به ايمان ارزش ميدهد، تداوم و استمرار آن است و از ايمان و توجهات لحظهاي كه انسان به هنگام خطر پيدا ميكند انتقاد شده است. قرآن بارها ميفرمايد: گروهي همينكه در دريا گرفتار موج ميشوند، خالصانه دعا ميكنند، اما هنگامي كشتي آنان به ساحل ميرسد، خدا را فراموش ميكنند « فَإِذا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذا هُمْ يشْرِكُون»(3)
قرآن از كساني ستايش ميكند كه نسبت به نماز پايدارند: «الَّذينَ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ دائِمُون»(1).
امام صادق(ع) فرمودند: بهترين اعمال نزد خداوند، با دوام ترين آنهاست، اگرچه كم باشد: «أَحَبُّ الْأَعْمَالِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَا دَاوَمَ الْعَبْدُ عَلَيهِ وَ إِنْ قَلَّ» (2)
اگر نمازي قضا شد يا سجدهاي يا تشهدي فراموش شد، بايد آن گونه كه در رساله مراجع آمده است، جبران شود و اين يك درس است كه ميتوان فراموش شدهها و تلف شدهها را جبران نمود. اگر در كاري نقصي پيدا شد، نبايد دلسرد و نااميد گشت، بلكه بايد به انسان فرصتي داده شود تا كمبودها را جبران كند، همان گونه كه براي گناهان، راه توبه باز است.
امام سجاد (ع) در دعاي مكارم الاخلاق ميفرمايد: خدايا تو براي هر كاري كه تلف شده است جايگزيني داري: «وَ عِنْدَكَ مِمَّا فَاتَ خَلَفٌ» و براي كارهاي فاسد راه اصلاح گشودهاي: «وَ لِمَا فَسَدَ صَلَاحٌ» و براي كارهايي كه نميپسندي راه تغيير قرار دادهاي: «وَ فِيمَا أَنْكَرْتَ تَغْييرٌ».(3)
در نمازهاي واجب و مستحب تنوع بسيار ميبينيم؛ در انتخاب سوره، مقدار ذكر، تعداد ركعات مانند نماز يك ركعتي (نماز وتر)، دو ركعتي (نماز صبح و نمازهاي مستحبي)، سه ركعتي (نماز مغرب)، چهار ركعتي (نماز ظهر و عصر و عشاء)، گاهي با پنج ركوع (نماز آيات)، گاهي با پنج قنوت (نماز عيدين)، گاهي با تكرار سوره (نماز وحشت)، گاهي بدون وضو و غسل (نماز ميت)، گاهي بدون سوره توحيد و گاهي با 1000 سوره توحيد در يك ركعت (نماز شب عيد فطر). براي بعضي از روزها نماز مخصوص آمده است. هريك از امامان معصوم ما نمازي مخصوص داشتهاند. در اين موضوع كتابهايي نوشته شده و چند صد نوع نماز جمع آوري شده است.
قرآن در ابتداي سوره مومنون ميفرمايد: رستگاران واقعي كساني هستند كه در نماز خشوع داشته باشند، كه اين نشانه كيفيت در انجام نماز است. در آيات ديگر ميفرمايد: «وَ اذْكُرُوا اللَّهَ كَثيراً لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون» (1)يعني بسيار ياد خدا
1) جمعه 10
كنيد و ناگفته پيداست كه نماز ياد خداست: «أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْري» (1)و اين نشان دهنده كميت در نماز است.
پرهيز از خوردن، آشاميدن، قهقهه، به اطراف نگاه كردن، سخن گفتن، باطل كردن وضو، گريه براي مصائب دنيوي و ساير اموري كه در رساله مراجع تقليد آمده، نمونههايي است از اموري كه بايد نمازگزار از آنها پرهيز كند.
به عبارت ديگر اگر پرهيز از خوردن و آشاميدن در يك ماه روزه رمضان است در هر شبانه روز بايد اين نوع پرهيزها را در دقايقي تمرين كنيم همانگونه كه زائران خانه خدا مادامي كه در لباس احرام هستند، بايد از بسياري امور پرهيز كنند و اين پرهيزها يك تقوا و تمرين عملي است كه در كنار سفارش به تقوا، در تربيت انسان آثار محسوسي دارد.
در اذان نماز ميگوييم: «حَي عَلَى خَيرِ الْعَمَل» بشتابيد به سوي بهترين عملها. بنابراين نماز، بهترين عمل است، الگوي همه
1) طه 14
اعمال باشد يعني ببينيم در نماز چه ظرافتهايي از قبيل اخلاص، طهارت، انجام به وقت، حضور قلب، حضور در جماعت، رهبري يك عالم عادل، حفظ حقوق ديگران، حفظ جان و مال، لقمه حلال، تلاوت قرآن، پذيرفتن رهبري آسماني، انجام فعاليت بدني در بهترين لباس و عطر و شانه، و صدها نكته ديگر نهفته است كه آن را الگوي همه اعمال، خود قرار دهيم.
هرگاه تصميم بگيريم تمام كمالاتي را كه در نماز نهفته است در تمام كارهاي خود تزريق كنيم، آن وقت همه كارهاي ما خير العمل خواهد شد و آنگاه است كه ما هم براي ديگر مردمان الگو خواهيم شد: « وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقينَ إِماماً»(1).
عصر تاسوعا، دشمن قصد حمله داشت اما امام حسين (ع) فرمودند جنگ را به فردا موكول كنيد، زيرا من امشب ميخواهم نماز بخوانم. سپس فرمودند «اني احب الصلوه»(2)يعني من نماز را دوست دارم. چنين نمازي بالاتر از آن نمازي است كه ما به خاطر فرار از جهنم ميخوانيم. او نماز را به خاطر عشق به خدا ميخواند، نه از ترس دوزخ و نه به طمع بهشت.
علاقه عميق حضرت علي(ع) به نماز بود كه تير از پاي او كشيدند و متوجه نشد. چنانكه اگر بچهاي به استخر بيفتد،، علاقه مادر او را وادار ميكند كه حتي اگر زمستان است و شنا نميداند، خود را به استخر افكند تا بچه را نجات دهد.
يكي از شرايط نماز آن است كه مكان نمازگزار، دچار تزلزل و اضطراب و لغزندگي و شيب تند نباشد. زيرا نمازگزار استقرار و آرامش نيست و هر لحظه در معرض لغزندگي است.
نمازگزاران بايد احكام نماز را آموزش ببينند و دانستن احكام نماز بر هر مسلماني واجب است. چه بسيارند افرادي كه به خاطر ندانستن احكام مدتها عبادت ميكنند ولي كارشان باطل است. و به قول قرآن كريم: «عامِلَةٌ ناصِبَةٌ تَصْلى ناراً حامِيةً»(1)يعني كار كردهاند و خود را به سختي انداختهاند، اما به خاطر نداشتن اخلاص يا ندانستن شيوه كار، گرفتار دوزخ ميشوند. همچون كساني كه بدون پروانه در مكانهاي غيرمجاز ساختماني بنا ميكنند كه هم هزينه كردهاند و هم دولت خانه آنها را خراب نموده و جريمه ميكند.
1) غاشیه 3-4
كوتاهي سخن آنكه بايد نماز و احكام آن را ياد بگيريم و بر والدين و معلمان و علماء واجب است كه احكام ضروري را به ديگران بياموزند.
از اينكه به ما سفارش شده در حرم پيامبر و امامان معصوم(ع) جلوتر از قبر آن بزرگواران نماز نخوانيم و در صورتي كه نماز خواندن، نوعي بي احترامي به آنان باشد، نماز اشكال دارد، ميفهميم كه احترام به اولياء الهي، حتي در نماز لازم است.
انجام نماز، مقدماتي چون طهارت بدن و لباس، وضو و در بعضي موارد، غسل گفتن اذان و اقامه دارد و اين بسترها براي آماده سازي نماز لازم است. همانگونه كه ورزشكاران قبل از ورزش رسمي، تمريناتي دارند و هواپيما نيز قبل از پرواز مقداري در باند حركت ميكند، در روايات آمده كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله، قبل از نماز شب آيات آخر سوره آلعمران را مىخواند و سفارش شده است كه ما نيز اين آيات را بخوانيم: «إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ»(1).
1) ال عمران 190
بر خلاف جمله معروفي كه ميگويند: عجله كار شيطان است، در انجام كارهاي خير، سرعت و سبقت سفارش شده است داشته باشند و قرآن با جمله «فَاسْتَبِقُوا الْخَيرات»(1)، «سارِعُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُم» (2)و «فَاسْعَوْا إِلى ذِكْرِ اللَّه»(3)مومنين را به شتاب در امور خير و به خصوص در عباداتي مثل نماز سفارش كرده است. جملات حي علي الصلوة، حي علي الفلاح، حي علي خيرالعمل در اذان، مردم را به شتاب در نماز دعوت ميكند.
نماز در هيچ شرايطي تعطيل بردار نيست و نميتوان از زير بار آن شانه خالي كرد، بلكه در هر شرايطي لازم است اقامه شود. در حال سلامت يا بيماري ايستاده يا نشسته يا خوابيده بنابراين بايد براي هر يك از شرايط و واجبات آن تلاش كرد و موانع را برطرف نمود چون هيچ مشكلي مانع از انجام چنين فريضهاي نميشود. در سفر بايد تلاش شود برنامه سفر به گونهاي تنظيم شود كه نماز ضايع نشود.
همانگونه كه در معراج، پيامبر از زمين جدا شد، در نماز نيز بايد انسان از ماديات جدا شده و به مبدا معنويات يعني خالق هستي توجه كند.
از خوردن و آشاميدن جدا شود، از همسر و فرزند جدا شود، از خواب و استراحت جدا شود، تجارت و داد را رها كند، حتي اگر با ديگران حرف ميزند، به احترام نماز اول وقت سخن خود را قطع كند. به چند خاطره توجه كنيد:
خاطره اول: نماز اوّل وقت حضرت علي وسط ميدان جنگ
ابن عباس ديد كه حضرت على(ع) در وسط جنگ به آسمان نگاه مىكند. پرسيد: چرا به آسمان نگاه مىكنيد؟ حضرت فرمود: براى اينكه نماز اوّل وقت از دستم نرود. گفت: شما در حال جنگ هستيد. حضرت فرمود: از نماز اوّل وقت نبايد غفلت شود، حتّى در ميدان جنگ.
خاطره دوم: توجه امام رضا به نماز اول وقت
يكى از فرقههايي كه نامش در قرآن آمده، «صابئين» هستند كه خود را پيروان حضرت يحيى ميدانند و براى ستارگان تأثيرى قائلند. نماز و مراسم ويژهاى دارند و هنوز هم در خوزستان گروهى از آنان هستند.
اين فرقه، رهبرى دانشمند ولى مغرور داشت كه بارها با امام رضا (ع) گفتگو كرد، ولى حق را نميپذيرفت. در يكى از
جلسات، امام رضا(ع) استدلالى مطرح كرد كه او تسليم شد و گفت: اكنون روح من نرم شده و حاضرم مكتب شما را بپذيرم. ناگهان صداى اذان بلند شد. امام رضا(ع) با شنيدن صداي اذان جلسه را ترك كردند. ديگران گفتند: اكنون فرصت حساسى است ولي امام فرمودند: اوّل نماز!
آن فرد صائبي كه اين تعهّد را از امام ديد، علاقهاش بيشتر شد و بعد از نماز گفتگويش را تكميل كرد و ايمان آورد.
خاطره سوم: اهميت نماز اول وقت براي امام خميني(ره)
روزي كه شاه از ايران فرار كرد، صدها خبرنگار در پاريس جمع شده بودند تا با امام خميني مصاحبه كنند. خبرنگاران دوربينهاي خود را مستقر كردند و همزمان سخن امام را به تمام كشورها مخابره ميكردند. فرزند ايشان (حاج احمد آقا) ميگويد: حضرت امام در وسط سخنراني رو به من كرد و پرسيد آيا هنگام اذان شده است؟ گفتم: بله، اكنون وقت نماز است. در اين هنگام، امام سخن خود را قطع كرد و بدون خداحافظي براي اقامه نماز حركت كردند.
نماز نشانه صداقت است. كسى كه ديگرى را دوست دارد سخن گفتن با او را هم دوست دارد. آنها كه با زبان، مدّعى خداخواهى و خدادوستىاند، ولى نماز نميخوانند، در ادّعاى خود صداقت ندارند. نماز ملاك و ميزان تعهّدى است كه انسان در اظهارات خود دارد.
به همين دليل نماز منافق همچون ساير اعمالش همراه با صداقت نيست.
خداوند مىفرمايد: «فَاذْكُرُوني أَذْكُرْكُم»(1)مرا ياد كنيد تا شما را ياد مىكنم. ياد ما براى خداوند سودى ندارد، ولى ياد او، مايه همه چيز است زيرا لطفش را نصيب ما مىفرمايد، لغزش ما را مىبخشد، دعاى ما را مىپذيرد، مشكل ما را حل مىكند و لطف او براى ما بىنهايت ارزش دارد.
آري، اگر همه انسانها از بندگي خداوند روي برگردانند، چيزي از خداوند كاسته نميشود و اگر همه بندگي او را بكنند، چيزي به او اضافه نميشود، چنانكه اگر همه خانهها رو به خورشيد ساخته شوند، چيزي به خورشيد اضافه نميشود و اگر همه پشت به خورشيد كنند، چيزي از آن كم نميشود.
امام على عليه السلام بر جمعى وارد شده و از آنها سؤال فرمود: اميدبخشترين آيهى قرآن كدام است؟! هر كس به فراخور حال خويش آيهاى را عنوان كرد:
1) بقره 152
بعضى گفتند: آيه «إِنَّ اللَّهَ لا يغْفِرُ أَنْ يشْرَكَ بِهِ وَ يغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ»(1)يعنى خداوند جز شرك، گناهان ديگر را مىبخشد.
بعض ديگر گفتند: آيه «وَ مَنْ يعْمَلْ سُوءاً أَوْ يظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يسْتَغْفِرِ اللَّهَ يجِدِ اللَّهَ غَفُوراً رَحِيماً»(2)يعنى هر كس خلافكار و ظالم باشد ولى استغفار كند، خداوند را بخشنده و مهربان خواهد يافت.
عدّهاى اظهار داشتند: آيه «يا عِبادِي الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ، لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ، إِنَّ اللَّهَ يغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً»(3)يعنى اى بندگان من كه در حقّ خود اسراف كردهايد! از رحمت خدا مأيوس نشويد، زيرا او همهى گناهان را مىبخشد.
تعدادى هم نظر به اين آيه داشتند: «وَ الَّذِينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ، ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَ مَنْ يغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ»(4)يعنى كسانى كه اگر كار زشتى انجام دادند و به خودشان ظلم كردند، ياد خداوند مىكنند و براى گناهان خويش استغفار مىنمايند، و كيست جز خداوند كه گناهان را ببخشد.
بعد از اينكه حضرت نظرات آنان را شنيد، فرمود: از حبيبم رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله شنيدم كه فرمود: اميدبخشترين آيه در قرآن اين آيه است: «أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَي
النَّهارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّيلِ، إِنَّ الْحَسَناتِ يذْهِبْنَ السَّيئاتِ» (1)در دو طرف روز، و اوايل شب، نماز را برپا دار چرا كه حسنات، سيئات (و آثار آنها را) از بين مىبرند اين تذكّرى است براى كسانى كه اهل تذكّرند!
سپس پيامبر صلى اللَّه عليه و آله ادامه دادند: يا على! سوگند به خداوندى كه مرا بشير و نذير به سوى مردم مبعوث كرد، وقتى كه انسان براى نماز وضو ميگيرد، گناهانش ريخته مىشود، و زمانى كه رو به قبله كند، پاك مىشود. يا على! مثال اقامه كنندهى نمازهاى روزانه، مثل كسى است كه هر روز پنج مرتبه در نهر آبى كه جلوى منزل اوست خود را شستشو كند.
در هنگام روز كه انسان سر و كارش با افراد گوناگون و كارهاي مختلف است، زمينه لغزش و انحرافش بيشتر ميشود.
هوسها، جلوهها، حيلهها و تمام پرتگاهها در روز جلوه ديگرى دارند و لذا اوّل روز و آخر روز بايد نماز خوانده شود وبراى وسط روز سفارش ويژه آمده است: «حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَ الصَّلاةِ الْوُسْطى» (2)
از آنجا كه روزهاى جمعه و عيد زمان فراغت انسان است و معمولاً در زمان فراغت گرایش به فساد بيشتر می شود، سفارش به
خواندن نمازجمعه و نماز عید شده است و هرگاه مشکل اضافه ای برای انسان پیش آمد، سفارش به نماز بیشتری شده است: «وَ اسْتَعینُوا بالصَّبْرِ وَالصَّلاة»(1)
به هرحال شايد بتوان گفت: برنامهريزى نماز مناسبت كامل با نيازها روحى وروانى انسان دارد.
در نماز بارها آيه مباركه «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ» را بر زبان جارى مىكنيم. حرف «باء» در بسم اللَّه رمز استمداد و توكّل از خداوند است. با ياد او شروع كردن نشانه آن است كه تنها از قدرت او كمك بگيريم و به او توكّل كنيم، چنانكه ياد او نشانه مهر او و عشق به اوست.
خواندن سوره حمد در نماز واجب است و در اين سوره 4 بار واژه رحمت به كار رفته است: 2 بار در «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ» كه قبل از حمد و ستايش خداوند است و 2 بار هم بعد از آن در «الرحمن الرحيم» و 2 بار هم در بسم الله سورهاي كه بعد از فاتحه الكتاب خوانده ميشود.
1) بقره 45
پس در هر ركعت 6 بار اين واژه به كار ميرود و در هر شبانه روز حداقل 60 بار اين ذكر گفته ميشود. به راستي نمازگزاري كه هر روز 60 بار از رحمت خدا سخن ميگويد، ميتواند در زندگي انسان بي رحمي باشد؟
نمازگزار بايد بداند كه شرط دريافت رحمت الهي، آن است كه نسبت به ديگران رحم داشته باشيم و از لغزشهاي ديگران بگذريم. قرآن در اين زمينه ميفرمايد: «وَ لْيعْفُوا وَ لْيصْفَحُوا أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ يغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحيم»(1). يعني مردم بايد يكديگر را عفو كنندو از كدورتها در گذرند. سپس براي تشويق ميفرمايد: آيا دوست نداريد كه خداوند شما را ببخشد؟ ببخشيد تا بخشيده شويد.
هر انساني در طول روز به خاطر هدفهاي مختلفي كه دارد، تلاشهاي گوناگوني ميكند، اما هنگامي كه زمان نماز ميرسد، هم دلها به يك سو متمايل گشته و تشتتها متمركز، بدنها در كنار هم، قدمها به سوي يك نقطه (مسجد) در حركت، همه يك جمله ميگويند، و همه در برابر يك خدا ركوع و سجود ميكنند. بنابراين نماز اهرمي است براي ايجاد وحدت در كساني كه در هدفها، نژادها، لهجهها سليقهها و كارها متفاوت ميباشد.
1) نور 22
اسلام، نماز را هديهاي ارزشمند براي زندگان و مردگان قرار داده است، چنانكه خود نماز يك هديه الهي است كه خداوند به بشر عطا كرده تا از آن طريق با او گفتگو كنند. انسان ميتواند نماز بخواند و ثواب آن را به افرادي كه مورد نظرش هست، هديه كند.
برخى مفسّران معتقدند كه آيه 199 سوره آلعمران «وَ إِنَّ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَمَن يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُمْ وَ مَا أُنزِلَ إِلَيهِْمْ خَشِعِينَ لِلَّهِ لَا يَشْترَُونَ بَِايَاتِ اللَّهِ ثَمَنًا قَلِيلاً أُوْلَئكَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ إِنَّ اللَّهَ سرَِيعُ الْحِسَاب؛ » درباره نجاشى، پادشاه حبشه است كه در سال نهم هجرى وفات يافت. وقتى رسول خدا (ص) مطلع شد، به مردم فرمود: يكى از برادران شما در خارج از حجاز وفات يافته، حاضر شويد تا به پاس خدمات او بر وى نماز بخوانيم.
پرسيدند: او كيست؟ فرمود: نجاشى. آن گاه مسلمانان به همراه رسول خدا (ص) به قبرستان بقيع رفته براي او نماز گزاردند(1).
چنانكه جعفر طيار برادر حضرت علي(ع) كه بنيانگذار اسلام در آفريقا بود هنگامي كه در بازگشت از سفرش با پيامبر(ص) ملاقات كرد، حضرت نمازي به او تعليم و هديه فرمودند كه به نام نماز
1) تفسیر در المنثور، ج ۲، ص ۴۱۶.
جعفر طيار در كتب ادعيه و مفاتيحالجنان آمده و از بهترين نمازهاي مستحبي ميباشد.
نماز، علاوه بر آنكه به خاطر قصد قربت و نيت خالص، به انسان رنگ معنوي الهي ميدهد، با رنگهاي ظاهري نيز پيوندهايي دارد. سفارش شده است با لباس سفيد نماز را اقامه كنيد و با لباس سياه نماز خواندن مكروه است. در ميان رنگها رنگ سفيد نشانه پاكي و صفا است. رنگي است كه هم نوزاد را با آن ميپوشانند و هم ميت را و هم براي مراسم حج، احرام حاجيان سفيد رنگ است.
رنگ سفيد، آلودگي روي لباس را بهتر نشان ميدهد و انسان را زودتر به فكر نظافت مياندازد. در اسلام جز كفش و عبا و عمامه، پوشيدن لباس سياه مكروه است. خوشبختانه چادر نماز زنان ما معمولاً به رنگ سفيد و روشن است.
اگر انسان به سوره فاتحه الكتاب كه خواندن آن در همه نمازها واجب است، بنگرد، مشاهده ميكند كه اين سوره داراي يك آهنگ و ريتم خاصي است و تمام كلمات پاياني آيات اين سوره، قالبهاي مشابه دارند: «العالمين، الرحيم، الدين، نستعين، المستقيم و الضالين».
همچنين است سوره توحيد: «احد، صمد، يلد، يولد». در بسياري ديگر از سورههاي قرآن نيز اين آهنگ و ريتم خاص در كلمات پاياني قابل مشاهده است كه اين مطلب نشان ميدهد محتواي خوب بايد در ظرف و قالب خوبي عرضه شود.
با اينكه شراب، مفاسد جسمى، روحى و اجتماعى فراوانى دارد، امّا قرآن درباره آثار سوء آن مىفرمايد: «وَ يصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ عَنِ الصَّلاةِ»(1)ميان شما كينه ايجاد مىكند و شما را از ياد خداوند و نماز باز مىدارد.
در اين آيه، از ميان دهها خطر و ضررى كه شراب دارد، روى ضرر اجتماعى و معنوى آن تكيه شده است؛ ضرر اجتماعى، پيدا شدن كينه و ضرر معنوى غفلت از ياد خدا و نماز.
نماز تا آخرين نفس همراه انسان است و تعطيل بردار نيست: « وَ أَوْصاني بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ ما دُمْتُ حَيا» (2)
هر يك از دستورات اسلامى ممكن است به دليلى تعطيل شود. مثلاً جهاد بر بيمار و نابينا واجب نيست. روزه بر مسافر و مريض واجب نيست، خمس و زكات و حج، بر طبقه محروم واجب
نيست، امّا تنها عبادتى كه بر همه افراد و اقشار جامعه از مرد و زن، فقير و غنى، سالم و بيمار واجب است، نماز است كه تا لحظه مرگ حتّى يك روز قابل تعطيل شدن نيست. گرچه بانوان در هر ماه، چند روزي از انجام آن معافند.
قرآن ميفرمايد: «إِذْ قالَتِ امْرَأَتُ عِمْرانَ رَبِّ إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ ما في بَطْني مُحَرَّراً فَتَقَبَّلْ مِنِّي إِنَّكَ أَنْتَ السَّميعُ الْعَليم»(1).
در تفاسير و كتب روايى آمده است: دو خواهر به نامهاى «حَنّه» و «اشياع»، كه اوّلى همسر «عمران» از شخصيتهاى برجسته بنى اسرائيل، و دوّمى همسر زكرياى پيامبر بود، بچّهدار نمىشدند. روزى «حَنّه» زير درختى نشسته بود، پرندهاى را ديد كه به جوجههايش غذا مىدهد. محبّت مادرانه، آتش عشقِ به فرزند را در وجود او شعلهور ساخت، در همان حال دعا كرد و از خداوند فرزند خواست. از سوى ديگر به شوهرش الهام شد كه فرزندش از اولياى خدا خواهد بود و بيماران را شفا و مردگان را زنده خواهد كرد.
وقتى «حَنّه» باردار شد، از آنجا كه پيشبيني ميكرد فرزندش پسر باشد، نذر كرد كه فرزندش خدمتكار بيت المقدس شود. امّا چون
1) ال عمران 35
نوزاد به دنيا آمد، ديدند دختر است. آنها فهميدند كه آن الهام الهى در مورد خود مريم نبوده است، بلكه درباره فرزند او خواهد بود. خدمت در مسجد به قدرى ارزشمند است كه اولياى خدا عزيزان خود را قبل از تولّد نذر آن مى كردند.
همان گونه كه براى انجام نماز، طهارت ظاهرى، در قالب وضو و غسل و تيمم، شرط است، قبول و پذيرفته شدن نماز نيز، به طهارت باطنى نياز دارد. بارها قرآن به پاكى دل اشاره كرده است و مىفرمايد: تنها قلب سليم به درگاه خداوند راه دارد. قلب سليم، قلبى است كه در آن شك و شرك راه نداشته باشد.
نماز نيز همانند قرآن كريم ظاهرى دارد و باطنى و آنچه ما انجام مىدهيم، اگر درست باشد ظاهر نماز است، كه بايد سكّوى پرواز به باطن آن باشد. نمازى بر اساس معرفت و عشق. نمازى برخاسته از اخلاص و محبّت. نمازى با حال خشوع. نمازى دور از غرور و عُجب و ريا. نمازى سازنده و محرّك. نمازى از قلبى بىهوى و بىمرض. نمازى كه پرتوى از آن را فهميديم و نوشتيم و گفتيم، ولى لياقت خواندن يك ركعت آن را نويسنده در تمام عمرش پيدا نكرده است!
پيامبر اكرم فرمودند: افرادي نماز ميخوانند در حالي كه حتي يك دهم آن پذيرفته نيست زيرا از نماز آن مقداري قبول است كه همراه با تعقل باشد: «إِنَّ الْعَبْدَ لَيصَلِّي الصَّلَاةَ لَا يكْتَبُ لَهُ سُدُسُهَا وَ لَا عُشْرُهَا وَ إِنَّمَا يكْتَبُ لِلْعَبْدِ مِنْ صَلَاتِهِ مَا عَقَلَ مِنْهَا»(1).
در روايات متعدد، از نماز با تفكر و تدبر ستايش شده و ارزش آن را بالاتر از نماز شب و ديگر نوافل مستحب دانسته اند: «يا أَبَاذَرٍّ؛ رَكْعَتَانِ مُقْتَصَدَتَانِ فِي تَفَكُّرٍ خَيرٌ مِنْ قِيامِ لَيلَةٍ وَ الْقَلْبُ سَاهٍ»(2)و «صَلَاةُ رَكْعَتَين بالتدبر خَيرٌ مِنْ قِيامِ لَيلَةٍ وَ الْقَلْبُ سَاهٍ»(3).
قرآن ميفرمايد: «وَ الَّذينَ هُمْ عَلى صَلَواتِهِمْ يحافِظُون» (4)در روايات متعدد ميخوانيم كه مراد از حفاظت نماز، حفاظت از وقت نماز است كه به تأخير نيفتد.
حضرت علي(ع) در نامهاي به محمد بن ابي بكر نوشت: مراقب وقت نماز باش و آن را در وقت خود به جاي آور. نه به خاطر فراغت، در اقامه آن عجله كن و نه به خاطر مشغله كاري، آن را به تأخير انداز:
«صَلِّ الصَّلَاةَ لِوَقْتِهَا الْمُؤَقَّتِ لَهَا وَ لَا تُعَجِّلْ وَقْتَهَا لِفَرَاغٍ وَ لَا تُؤَخِّرْهَا عَنْ وَقْتِهَا لِاشْتِغَال» (1)
در حديث ميخوانيم: نماز در اول وقت، رضوان خداوند و در آخر وقت عفو خداوند است. در حديث ديگري نيز ميخوانيم: برتري اول وقت بر آخر وقت، مثل برتري آخرت بر دنياست.
در حديث آمده است: هيچ بندهاي نيست كه به اوقات نماز اهتمام ورزد، مگر آنكه مرگ آسان و بدون غم و اندوه و نجات از آتش را براي او ضمانت كنم. «مَا مِنْ عَبْدٍ اهْتَمَّ بِمَوَاقِيتِ الصَّلَاةِ وَ مَوَاضِعِ الشَّمْسِ إِلَّا ضَمِنْتُ لَهُ الرَّوْحَ عِنْدَ الْمَوْتِ وَ انْقِطَاعَ الْهُمُومِ وَ الْأَحْزَانِ وَ النَّجَاةَ مِنَ النَّارِ»(2).
در نامه حضرت علي عليه السلام به محمد بن ابي بكر ميخوانيم: تمام كارهاي تو تابع نماز تو است و هر كس نماز را ضايع كند، ساير كارها را بيشتر ضايع خواهد كرد: «أَنَّ كُلَّ شَيءٍ تَبَعٌ لِصَلَاتِكَ وَ اعْلَمْ أَنَّ مَنْ ضَيعَ الصَّلَاةَ فَهُوَ لِغَيرِهَا أَضْيع» (3)
حتي در هنگام پيش آمدن دو وظيفه جهاد و نماز، نبايد يكى فداى ديگرى شود و به همين دليل در قرآن كريم براي نماز در حال خوف و اضطرار دستوراتي بيان شده است(1).
قرآن به پيامبرش ميفرمايد: براي دريافت مقام محمود بايد پاسي از شب را بيدار باشي و به نماز بايستي: «فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَسى اَن يبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً» آرى مقام رهبرى، مستلزم تكاليف سنگينترى است ولذا تمام انبيا نماز شب داشتند(2).
در حقيقت مقامى ارزشمند است كه نزد خدا پسنديده باشد وگرنه شهرتهاى پوچ، ارزشمند و ماندگار نيست. امام صادق (عليه السلام) مىفرمايد: پاداش نماز شب آن قدر زياد است كه خداوند مىفرمايد: «فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِي لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْينٍ جَزاءً بِما كانُوا يعْمَلُونَ»(3)هيچ كس پاداشى را كه براى آنان در نظر گرفته شده نمىداند(4).
1- انسان در تلاوت سورهى حمد با «بِسْمِ اللَّهِ» از غير خدا قطع اميد مىكند.
2- با «رَبِّ الْعالَمِينَ» و «مالِكِ يوْمِ الدِّينِ» احساس مىكند كه مربوب و مملوك است و خودخواهى و غرور را كنار مىگذارد.
3- با كلمه «عالمين» ميان خود و تمام هستى ارتباط برقرار مىكند.
4- با «الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» خود را در سايه لطف او مىداند.
5- با «مالِكِ يوْمِ الدِّينِ» غفلتش از آينده زدوده مىشود.
6- با گفتن «إِياكَ نَعْبُدُ» ريا و شهرت طلبى را زايل مىكند.
7- با «إِياكَ نَسْتَعِينُ» از ابرقدرتها نمىهراسد.
8- از «أَنْعَمْتَ» مىفهمد كه نعمتها به دست اوست.
9- با «اهْدِنَا» رهسپارى در راه حقّ و طريق مستقيم را درخواست مىكند.
10- در «صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيهِمْ» همبستگى خود را با پيروان حقّ اعلام مىكند.
11- با «غَيرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيهِمْ» و «لَا الضَّالِّينَ» بيزارى و برائت از باطل و اهل باطل را ابراز مىدارد(1).
1) تفسیر نور، ج ۱، ص ۱۸.
نماز وسيلهاي است تا همه مسلمانان يك زبان مشترك و واحد داشته باشند. همانگونه كه تمامي خلبانان دنيا هرگاه بخواهند با هر فرودگاهي تماس بگيرند، بايد با زبان انگليسي صحبت كنند، همه مسلمانان نيز بايد در نماز كه اساس آن بر جماعت است با زبان واحدي صحبت كنند.
در روايات ميخوانيم كه نماز نور است و هر كس ميخواهد قلب خودش را با نور معنوي روشن كند، نماز بخواند.: «الصَّلَاةُ نُورُ الْمُؤْمِنِ وَ الصَّلَاةُ نُورٌ مِنَ اللَّهِ» (1)
امام حسن مجتبي(ع) فرمودند: اگر نمازهاي مستحبي و نوافل به نمازهاي واجب ضرر ميرساند، لازم است كه نوافل كنار گذاشته و ترك شوند.
در حديث ميخوانيم: جواني پشت سر پيامبر(ص) نماز ميخواند ولي مرتكب گناه و فحشا نيز ميشد. هنگامي كه ماجراي او را براي
1) مستدرک الوسائل، ج ۳، ص۹۲.
پيامبر نقل كردند، فرمود: ميرسد روزي كه نماز او را از گناه باز دارد: «إِنَّ صَلَاتَهُ تَنْهَاهُ يوْما»(1).
در حديث ميخوانيم نماز موجب نزول رحمت الهي براي انسان ميشود: «الصَّلَاةُ تَسْتَنْزِلُ الرَّحْمَة»(2).
در نماز جماعت، با اينكه زن و مرد در كنار همديگر در اين فريضه الهي شركت ميكنند اما حجاب و عفاف و تقوا، نظم و ادب و پاكي بر همه حاكم است. در مسجد همه با هم هستند هيچكس به خاطر سنّ و سواد و سرمايه بر ديگري افتخار نميكند. آري مسجد و نماز جماعت، يك الگوي بسيار خوب براي نحوه روابط اجتماعي در محيطهاي مختلف است.
امام حسن عليهالسلام مي فرمايد كه: مادرم فاطمه زهرا سلامالله عليها در نماز شب خود، مردان و زنان مومن را نام برده و براي آنان دعا ميكرد و براي خود دعايي نمي كرد.
هنگامي كه دليل آن را جويا شدم، فرمود: «الْجَارُ ثُمَّ الدَّار»(1). اول همسايه، سپس اهل خانه. در تاريخ آمده است: امام حسين عليهالسلام هنگام خداحافظي با خواهرش در كربلا، فرمود: اي زينب، در نماز شبت مرا فراموش نكن. «لا تنسيني في نافله الليل».
به همسايگان مسجد، حضور براي نماز جماعت، به طور ويژه سفارش شده است. اهميت اين حضور تا آنجاست كه در حديث ميخوانيم: «لَا صَلَاةَ لِجَارِ الْمَسْجِدِ إِلَّا فِي مَسْجِدِه»(2)يعني نماز همسايه مسجد جز در مسجد، ارزشي ندارد.
حضور در نماز جمعه، به هم اهالي يك شهر توصيه شده است. نماز جمعه، قبل از هر چيز يك عبادت بزرگ دسته جمعى است و اثر عمومى عبادات را كه تلطيف روح و جان و شستن دل از آلودگيهاى گناه و زدودن زنگار از قلب مىباشد در بردارد.
اما از نظر اجتماعى و سياسى، يك كنگره عظيم هفتگى است كه بعد از كنگره سالانه حج، بزرگترين كنگره اسلامى مىباشد و به
همين دليل در روايتى از پيغمبر اكرم (صلّى اللّه عليه و آله) نقل شده كه نماز جمعه، حجّ كسانى است كه قادر به شركت در مراسم حجّ نيستند.
در حقيقت اسلام، به سه اجتماع بزرگ اهميت مىدهد: اجتماع روزانه كه در نماز جماعت حاصل مىشود، اجتماع هفتگى كه در مراسم نماز جمعه است و اجتماع حجّ كه در كنار خانه خدا و هر سال يك بار انجام مىگيرد.
نقش نماز جمعه در اين ميان بسيار مهم است، بخصوص كه يكى از خطبههاي خطيب در نماز جمعه، ذكر مسائل مهم سياسى و اجتماعى مورد نياز مردم است(1).
شركت در مراسم حج برپائي نماز در كنار خانه خدا به همه مسلمانان جهان، سفارش شده است. خانه خدا ياد آور نماز جماعت سه نفرى پيامبر اكرم، حضرت خديجه و حضرت على عليهمالسلام ميباشد و اكنون نماز جماعت ميليونى است. خانه خدا مِلك هيچ كس نيست، همه مردم در آنجا يكسانند و گويا به منزل خود آمدهاند و از اين رو نمازشان را مىتوانند چهار ركعتى بخوانند و گويا مسافر نيستند. آرى! در چهار مركز، انسان مسافر مىتواند نمازش را تمام بخواند:
1) برگزیده تفسیر نمونه، ج ۵، ص .۱۸۶
مركز الوهيت: مكه،
مركز نبوّت: مسجد پيامبرصلى الله عليه وآله در مدينه،
مركز ولايت: مسجد كوفه،
مركز شهادت: حرم امام حسين عليه السلام،
اين مراكز، خانه همه است و همه ميتوانند نمازشان را تمام بخوانند.
كسي كه به والدين خود، گرچه به او ظلم كرده باشند، نگاه خصمانه كند، خداوند نماز او را قبول نميكند: «مَنْ نَظَرَ إِلَى أَبَوَيهِ نَظَرَ مَاقِتٍ وَ هُمَا ظَالِمَانِ لَهُ لَمْ يقْبَلِ اللَّهُ لَهُ صَلَاةً»(1).
در اسلام، نماز قضاي والدين بر عهده فرزند بزرگ است و اين دستور منطقي و عادلانه است زيرا اولاً فرزند بزرگ از والدين بهره بيشتري برده و خدمات بيشتري را دريافت كرده، ثانياً زمانهاي بيشتري با آنها انس داشته، ثالثاً به طور طبيعي انسانها از فرزند بزرگترشان توقع بيشتري دارند همانگونه كه بايد برادران و خواهران به فرزند بزرگتر احترام بيشتري بگذارند. در حديث ميخوانيم احترام فرزند بزرگتر مثل احترام پدر
1) کافی، ج ۲، ص ۳۴۹.
بر سايرين لازم است، رابعاً بعضي از اموال پدر، مخصوص فرزند بزرگ تر است.
در قرآن و روايات بارها سفارش شده كه نسبت به نسل و فرزندان خود حساس باشيد. به چند نمونه اشاره ميكنيم:
در قيامت، بهشتيان در گفتگوي خود ميگويند: ما در دنيا نسبت به اهل خود نگران و مشفق بوديم: «قالُوا إِنَّا كُنَّا قَبْلُ فِي أَهْلِنا مُشْفِقِينَ» (1)از اين بيم داشتيم كه فرزندان و خانواده ما راه خطا پيش گيرند و در وادى ضلالت، گمراه و سرگردان شوند.
حضرت ابراهيم از خداوند ميخواهد كه خود و ذريه او اقامه كننده نماز باشند: «رَبِّ اجْعَلْني مُقيمَ الصَّلاةِ وَ مِنْ ذُرِّيتي»(2)در عمل هم خانواده خود را در كنار كعبه كه منطقه بي آب و گياه است، براي اقامه نماز مسكن داد و فرمود: «رَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيتي بِوادٍ غَيرِ ذي زَرْعٍ عِنْدَ بَيتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنا لِيقيمُوا الصَّلاة» (3)
جالب اينكه تمام مردم كه به مكه ميروند، براي حج و عمره ميروند، اما بنيانگذار مكه، براي اقامه نماز به انجا رفت.
خداوند به پيامبر فرمان ميدهد كه خانوادهاش را به نماز فرمان دهد و در اين كار مقاومت كند: «وَ أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَيها» (1)
در روايات ميخوانيم فرزندان خود را قبل از رسيدن به سن تكليف گام به گام با نماز آشنا كنيد. دعوت فرزندان به نماز بايد همراه با مهر و منطق و تسهيلات باشد و از تمام جاذبهها استفاده كنيم.
اگر اهل مساجد ما با لباس خوب و بوي خوش و اخلاق نيكو به مسجد روند، اگر نماز ما طولاني برگزار نشود، اگر موذن ما خوشصدا و امام جماعت ما خوش قرائت باشد، و اگر هر روز مردم از امام جماعت حرف تازهاي بشنوند، در چنين مسجدي، نسل نو حاضر و به طور طبيعي نماز را ياد ميگيرند همانگونه كه ماهي در فضاي دريا شنا را ياد ميگيرد.
البته والدين بايد در آموزش نماز به فرزندان خود به واجبات اكتفاء كنند و تشويق و هدايا و محبتهاي خود را بر اساس نماز قرار دهند.
اميرالمومنين عليهالسلام فرمودند: نماز را در خردسالي به فرزندان خود بياموزيد و هنگامي كه به هشت سالگي رسيدند، نماز را از آنها مطالبه كنيد. «عَلِّمُوا صِبْيانَكُمُ الصَّلَاةَ وَ خُذُوهُمْ بِهَا إِذَا بَلَغُوا ثَمَانِي سِنِين» (2)
هركس به مكه رود و اعمال حج يا عمره را انجام دهد، اما طواف نساء و نماز آن را به جا نياورد به همسر خود حرام است و با هيچ كسي نيز نميتواند ازدواج كند. بنابراين اين نماز راه بازگشت به مدار خانواده است.
در اسلام سفارش شده است در گوش راست نوزاد، اذان و در گوش چپ او اقامه بگوئيد كه جملات «حي علي الصلوه» و «حي علي الفلاح» در اولين ساعات تولد به گوش نوزاد برسد.
اسلام به قدري بر مسأله نماز پافشاري و اصرار دارد كه حتي بعد از مرگ، واجب كرده است كه بر ميت نماز گذارده شود و اگر ميت را بدون نماز دفن كردند، بر قبر او نماز گذارده شود و حتي اجازه داده كه از برخي شروط نماز مانند طهارت، وضو يا غسل، پاكي بدن يا لباس نمازگزار صرف نظر شود ولي نماز بر ميت اقامه شود.
محتضر كسي است كه در حال جان دادن ميباشد. از جمله سفارشهايي كه براي انسان در حال احتضار شده است، اينكه او را به محل اقامه نمازش منتقل كنيد.
از اين مطلب معلوم ميشود بين جان دادن و مكاني كه انسان در حال سلامتي نماز خوانده، رابطهاي است. البته اين رابطهها را تنها خالق هستي ميداند و معلوم ميشود كار خوب، حتي در جمادات اثر ميگذارد و جمادات در انسانها نقش دارند.
در نماز از خداوند تقاضاي همراهي با هدايت شدگان ميكنيم: «اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيهِمْ».
مراد از نعمت در «أَنْعَمْتَ عَلَيهِمْ»، نعمتِ هدايت است. زيرا در آيهى قبل سخن از هدايت ميكند. علاوه بر آنكه نعمتهاى مادى را كفّار و منحرفين و ديگران نيز دارند. البته هدايت شدگان نيز در معرض خطرند و بايد دائماً از خدا بخواهيم كه مسير ما، به غضب و گمراهى كشيده نشود. اين آيه راه مستقيم را، راه كسانى معرّفى مىكند كه مورد نعمت الهى واقع شدهاند و عبارتند از: انبيا، صدّيقين، شهدا و صالحين(1)
1) نساء، 69
.
توجّه به راه اين بزرگواران و آرزوى پيمودن آن و تلقين اين آرزو به خود، انسان را از خطر كجروى و قرار گرفتن در خطوط انحرافى باز مىدارد. همان گونه كه در سوره حمد از خداوند پيمودن راه كساني را ميخواهيم كه مورد لطف و نعمت او واقع شده اند، در سلام نماز نيز به افراد صالح در هر زمان و مكاني سلام ميكنيم و اين نشان دهنده ارزش و احترام دين اسلام براي خوبان و دعوت به محبت آنان است.
در نماز از خداوند تقاضاي جدايي از غضب شدگان ميكنيم: «غَيرِْ الْمَغْضُوبِ عَلَيهِمْ».
در قرآن، افرادى همانند فرعون و قارون و ابو لهب و امّتهايى همچون قوم عاد، ثمود و بنى اسرائيل، به عنوان غضبشدگان معرّفى شدهاند. در آيات متعدّدى از قرآن ويژگىهاى گمراهان و غضب شدگان و مصاديق آنها بيان شده است كه براى نمونه به يك مورد اشاره مىشود:
بنى اسرائيل كه داستان زندگى و تمدن آنها در قرآن بيان شده است، زمانى بر مردم روزگار خويش برترى داشتند: «فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعالَمِينَ»(1)لكن بعد از اين فضيلت و برترى، دچار قهر و غضب
1) بقره 47
خداوند شدند: «وَ باؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ»(1).
اين تغيير سرنوشت، به علّت تغيير در رفتار و كردار آنان بود. دانشمندان يهود، دستورات و قوانين آسمانى تورات را تحريف كردند، «يحَرِّفُونَ الْكَلِمَ»(2)و تجّار و ثروتمندان آنان نيز به ربا و حرامخوارى و رفاهطلبى روى آوردند، «أَخْذِهِمُ الرِّبَوا»(3)و عامّه مردم نيز در برابر دعوت به جهاد و مبارزه، از روى تنپرورى و ترس، از رفتن به جبهه نبرد و ورود به سرزمينِ مقدّس، سر باز زدند. «فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّكَ فَقاتِلا إِنَّا هاهُنا قاعِدُونَ»(4)به خاطر اين انحرافات، خدا آنان را از اوج عزّت و فضيلت، به نهايت ذلّت و سرافكندگى مبتلا ساخت.
ما در هر نماز، از خداوند مىخواهيم كه مانند غضبشدگان نباشيم. يعنى نه اهل تحريف آيات و نه اهل ربا و نه اهل فرار از جهاد در راه حقّ، و همچنين از گمراهان نباشيم، آنان كه حقّ را رها كرده و به سراغ باطل مىروند و در دين و باور خود غلوّ و افراط كرده و يا از هوى و هوس خود و يا ديگران پيروى مىكنند.
در نماز از خداوند تقاضاي جدايي از گمراهان را داریم.
«ضلالت» كه حدود دويست مرتبه در قرآن آمده است، گاهى در مورد تحير بكار مىرود، «وَ وَجَدَكَ ضَالًّا» (1)و گاهى به معناى ضايع شدن است، «أَضَلَّ أَعْمالَهُمْ»(2)ولى اكثراً به معناى گمراهى است و همراه با تعبيرات گوناگونى نظير: «ضَلالٍ مُبِينٍ»، «ضَلالٍ بَعِيدٍ»، «ضَلالِكَ الْقَدِيمِ» به چشم مىخورد.
در قرآن نام برخى به عنوان گمراه كننده آمده است، از قبيل: ابليس، فرعون، سامرى، دوست بد، رؤسا و نياكان منحرف. گمراهان خود بستر و زمينهى انحراف را فراهم و گمراه كنندگان از اين بسترها و شرايط آماده، استفاده مىكنند. بسترهاى انحراف در قرآن عبارتند از: هوسها، گناهان، پذيرش ولايت باطل، جهل و نادانى. اين ابراز تنفّر از مغضوبان و گمراهان در نماز، جامعه اسلامى را در برابر پذيرش حكومت آنان، مقاوم و پايدار مىكند.
قرآن ميفرمايد «وَ اجْعَلُوا بُيوتَكُمْ قِبْلَة»(3)اين جمله داراي چند معنا است كه يكي از آنها اين است كه خانههاي خود را رو به قبله بسازيد. همچنين سفارش شده در خانه، محلي را مخصوص نماز قرار دهيد.
قرآن ميفرمايد: خداوند اولين مكان زمين را براي نماز قرار داد: «إِنَّ أَوَّلَ بَيتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذي بِبَكَّةَ مُبارَكا»(1).
شايد بتوان گفت: در طول تاريخ مهمترين و زيباترين و محكم ترين و بزرگترين و باشكوه ترين ساختمانها، آنهايي است كه به نحوي با عبادات مردم پيوند داشته است، خواه بتخانه باشد يا كنيسه يا كليسا و يا مسجد.
براي يادمان اصحاب كهف كه بعضي پيشنهاد كردند بر مزارشان ساختمان ساخته شود قرآن ميفرمايد: فرهيختگان پيشنهاد كردند كه اگر بنا است ساختمان ساخته شود، بهتر است مسجد ساخته شود: «قالَ الَّذينَ غَلَبُوا عَلى أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيهِمْ مَسْجِدا»(2).
نماز آيات، كه براي خورشيدگرفتگي، ماهگرفتگي، زلزله و امثال آن خوانده ميشود. نشان آن است كه امور هستي تحت سيطره خداست.
جالب اينكه در نماز عيد قنوتها تكرار ميشود و در نماز آيات ركوعها تكرار ميشود. شايد به خاطر آن كه در عيد ميخواهيم از خداوند عيدي بگيريم لذا دستها را بلند كرده و خواستههاي خود
را طلب ميكنيم ولي در نماز آيات چون شبيه حوادث قيامت را ميبينيم با ركوع و تواضع، از خداوند طلب مغفرت ميكنيم.
اسلام براي بعضي زمانها و مكانها نمازهاي ويژهاي قرار داده است مانند نماز روز جمعه و اعياد و همچنين نماز تحيت مساجد و نمازهاي ويژه مساجد مقدس كه براي توضيح به كتابهاي دعا و رساله مراجع مراجعه شود.
خداوند به تمام قطعات زمان سوگند ياد كرده است. مانند: «وَ الْفَجْرِ» (1)، «وَ الصُّبْحِ» (2)، «وَ النَّهارِ»(3)، «وَ الْعَصْرِ» اما به سحر سه بار سوگند ياد شده است: «وَ اللَّيلِ إِذا يسْرِ»(4)، «وَ اللَّيلِ إِذا عَسْعَسَ» (5)، «وَ اللَّيلِ إِذْ أَدْبَرَ» (6)يعنى سوگند به شب هنگام تمام شدنش و در بارهى استغفار كه بخشي از نماز شب است دو آيه آمده: «وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ يسْتَغْفِرُونَ»(7)، «الْمُسْتَغْفِرِينَ بِالْأَسْحارِ»(8).
همچنين بعضي نمازها به صورت روزانه، برخي به صورت هفتگي و برخي ماهانه و برخي ديگر ساليانه خوانده ميشوند، برخي هنگام ترس و
حوادث مانند نماز آيات و برخي به هنگام شادي مانند نماز شب زفاف خوانده ميشوند.
حضرت علي عليه السلام در بين نماز انگشتر خود را به فقير داد و حتي صبر نكرد تا نمازش تمام شود و بعد كمك كند.
بعضي ميپرسند: توجه به فقير در حال نماز و انگشتر دادن نشانه حواسپرتي نيست؟ پاسخ آن است كه توجه از نماز به كمك فقرا، توجه از كار خدايي به كار خدايي است. زيرا در قرآن قرض دادن به مردم، قرض دادن به خدا شمرده شده است: «مَنْ ذَا الَّذي يقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَنا»(1).
آنچه عيب و نقص است آن است كه توجه انسان از كار خدايي به كار غير خدايي باشد.
در قرآن كمك به فقرا در صدها آيه مطرح شده است؛ گاهي با لفظ زكات، گاهي با لفظ اعطاء، گاهي با لفظ ايتاء، گاهي با لفظ صدقه، گاهي با لفظ قرض، گاهي با لفظ ايثار، گاهي با لفظ اطعام، گاهي با لفظ رحمت، گاهي با لفظ كفاره، گاهي با لفظ انفاق و گاهي هم با لفظ فديه.
رسيدگي به فقرا در همه برنامههاي ديني ديده ميشود و توصيه شده است:
1) بقره 245
در كنار نماز، پرداخت زكات
در كنار روزه خواري، اطعام شصت فقير.
در مراسم حج، گوشت قرباني به فقرا.
در عيد فطر، نان رساني.
در عيد قربان، گوشت رساني به فقرا.
در جهاد، بخشي از غنائم به فقرا اختصاص داده شده است.
در كفاره بعضي از گناهان، سير كردن فقرا قرار داده شده است.
در زكات، بخشي براي فقر زدايي تعيين شده است.
در نماز بايد لباس و مكان مباح باشد و غصبي نباشد.
اگر در نماز طلبكاري به انسان مراجعه كند و طلب خود را بخواهد، لازم است ابتدا طلب او پرداخت شود و سپس به اقامه نماز بپردازيم و حتي اگر تأخير در پرداخت براي طلبكار مشكل آفرين باشد ميتوان نماز را شكست و دَين را پرداخت نمود.
اگر والدين، امر به رفتن و يا نهي از رفتن به مسجد كردند، اطاعت آنان واجب است، چرا كه در واقع اين اطاعت، اطاعت از فرمان خداوند است كه ميفرمايد: « لا تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ وَ بِالْوالِدَينِ إِحْساناً»(1)
1) بقره 83
احسان به والدين، از صفات انبياست چنان كه در مورد حضرت عيسى، توصيفِ «بَرًّا بِوالِدَتِي»(1)و در مورد حضرت يحيى «بَرًّا بِوالِدَيهِ»(2)آمده است.
البته والدين، تنها پدر و مادر طبيعى نيستند. بلكه پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و اميرالمؤمنين (عليه السلام) پدر امّت محسوب ميشوند: «أنا و علىّ أبوا هذه الامّة»(3).
اگر نماز مستحب با حق همسر منافات داشت، اقامه آن جايز نيست.
در نماز مهمترين موقعيتها، سجده است. از جمله دعاهاي وارده در سجده آخر نماز، تأمين هزينه زندگي همسر و خانواده است: «وارزقني و لعيالي».
همانگونه كه گفته شد در نماز كه مهمترين عبادتهاست، به خانواده توجه شده، در جايي ديگر از كنار خانواده، به خدا توجه شده است آنجا كه قرآن كريم ميفرمايد: «نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ وَ قَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ مُلاقُوه»(4).
در اين آيه كه سخن از آميزش و لذت جنسي است با جمله «قَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ» ذهنها را به
آينده نگري و قيامت متوجه ميكند و به انسان ميگويد؛ تو فقط غريزه و لذت و كاميابي نيستي، بلكه مأموريت تو فراهم كردن ساز و توشه براي قيامت است. راستي اين چه مكتبي است كه از سجده به سمت حقوق همسر و از همسر به سمت خدا و قيامت سوق ميدهد. آيا انسان عادي ميتواند اين همه جامع نگر باشد؟ و آيا در برنامهها و قوانين بشري اين جامع نگري به چشم ميخورد؟
همچنين پيامبر اكرم(ص) فرمودند: نماز برخي افراد قبول نميشود كه يكي از آنها زن ناشزهاي است كه شوهرش از دست او عصباني باشد «ثمانية لا تقبل منهم صلاة.. و الناشز و زوجها ساخط عليها»(1).
سفارش شده است قبل از رفتن به مسجد پياز نخوريد تا كساني كه در اطراف شما هستند از بوي دهان شما ناراحت نشوند. به محل سجده فوت نكنيد تا غبارش مجاورين شما را آزار ندهد.
اگر كسي سجادهاي در محلي پهن كرده، ديگري حق ندارد سجاده او را برداشته و خودش جاي او نماز بخواند. چرا كه اگر فرد اول راضي نباشد، نماز در محل غصبي است و اشكال دارد. اگر كودكي در مجلسي نشسته است حتي بالاترين شخصيت هم حق ندارد او را بلند كند و جاي او بنشيند.
1) محاسن، ج ۱، ص۱۲.
در اسلام سفارش شده كه اگر كسى اهل مسجد و جماعت نيست و عملاً به عبادت و وحدت و امّت، بدون عذر پشت پا مىزند، او را بايكوت كرده و به عنوان همسر انتخاب نكنيد. همين سفارش مىتواند جوانان را به نماز تشويق كرده و مساجد را پر كند. زيرا كسي كه بفمهد رها كردن مسجد و مسلمين به قيمت طرد عملى او از جامعه اسلامي تمام مىشود، هرگز مساجد را رها نخواهد كرد.
همچنين در فضيلت ازدواج و تشويق به اين امر مهم در روايات آمده است: اگر انسان ازدواج كند، ثواب نمازش هفتاد برابر ميشود.
هر مسجدي كه جمعيت نماز گزارانش بيشتر باشد، نماز جماعت آن مسجد ثواب بيشتري دارد.
در ابتداي نماز با جملات «إِياكَ نَعْبُدُ وَ إِياكَ نَسْتَعين»(1)به نمايندگي از جمع دعا ميكنيم و در انتهاي نماز نيز با جمله «السلام علينا و علي عباد الله الصالحين» به جمعيت و جامعه اسلامي سلام ميكنيم.
اينكه در فرهنگ دينى بيان شده «يد الله مع الجماعة» تأكيد ديگري بر اين مطلب است.
1) فاتحه 5
از آنجا كه اسلام دين جامع و كاملي است، لذا همه مسائل را با يك مهندسي خاص در كنار هم چيده است، مثلاً در سوره شوري مسائل عبادي و نماز را در كنار مسائل سياسي و اجتماعي قرار داده است و ميفرمايد: مومنان هم نماز به پا ميدارند و هم در امور خود اهل مشورتند: «وَ الَّذينَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمْ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَمْرُهُمْ شُورى بَينَهُم»(1).
نمازگذاري كه تنها به فكر خود تكيه كند و در رأي و انديشه، استبداد داشته باشد از نظر قرآن مردود است.
نكته جالب اينكه دستور مشورت، در آيه «و شتورهم في الامر» زماني بر پيامبر نازل شد كه مسلمانان مورد هجوم كفار مكه واقع شده بودند لذا پيامبر اكرم با اصحاب مشورت كردند كه آيا به استقبال دشمنان برويم يا در كوچههاي مدينه سنگر بگيريم و با اينكه نظر پيامبر سنگر گرفتن در شهر بود، ولي به احترام رأي مردم به بيرون از شهر رفتند و در منطقه اُحد با دشمن جنگيدند كه در نهايت شكست خوردند، اما خداوند ميفرمايد: اين شكستي كه در اثر مشورت بود، نبايد تو را از مشورت با مردم باز دارد.
آري ارزش مشورت مهم تر از رسيدن به مطلوب است. مشورت لازم است گرچه در مواردي به ناكامي كشيده شود.
1) شورا 28
امام رضا (عليه السلام) فرمودند: يكي از وظايف امام جمعه اين است كه مردم را نسبت به اخبار جهان آگاه كند: «وَ يخْبِرُهُمْ بِمَا وَرَدَ عَلَيهِمْ مِنَ الْآفَاقِ» (1)
سفارش شده است كه در صف اول نماز جماعت كساني بايستند كه باتقواترند.
همچنين پيامبر فرمودند: امام جماعت كسي باشد كه بيشتر قرآن بخواند و يا قرائتش زيباتر باشد و اگر دو نفر در قرائت مساوي هستند، كسي امام جماعت شود كه سابقه هجرتش بيشتر است و اگر در آن نيز مساوي بودند كسي مقدم شود كه سنش بيشتر است و اگر در آن نيز مساوي بودند كسي امام شود كه نسبت به سنّت داناتر و در دين فقيه تر باشد.
اگر در خانه اقامه جماعت ميشود، صاحبخانه مقدم است و اگر حاكم عادل است، او بر ديگران مقدم است: «إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ يتَقَدَّمُ الْقَوْمَ أَقْرَؤُهُمْ لِلْقُرْآنِ فَإِنْ كَانُوا فِي الْقِرَاءَةِ سَوَاءً فَأَقْدَمُهُمْ هِجْرَةً فَإِنْ كَانُوا فِي الْهِجْرَةِ سَوَاءً فَأَكْبَرُهُمْ سِنّاً فَإِنْ كَانُوا فِي السِّنِّ سَوَاءً فَلْيؤُمَّهُمْ أَعْلَمُهُمْ بِالسُّنَّةِ وَ أَفْقَهُهُمْ فِي الدِّينِ وَ لَا يتَقَدَّمَنَّ أَحَدُكُمُ الرَّجُلَ فِي مَنْزِلِهِ وَ لَا صَاحِبَ السُّلْطَانِ فِي سُلْطَانِهِ»(2)
. کافی، ج ۳، ص ۳۷۶.
.در نماز جماعت گاهي امام يا ماموم در تعداد ركعات شك ميكنند. در اين مورد اسلام اجازه داده است به همديگر اعتماد كرده و شك خود را برطرف كنند همانگونه كه در پاكي لباس و مكان و حلال بودن امكانات و تشخيص قبله، به همديگر اعتماد ميكنند.
اگر صاحبخانه گفت جهت قبله به كدام سمت است، بايد به گفته او اعتماد كرد.
اگر مسلماني گفت اين فرش، لباس و مكان پاك است بايد به گفته او اعتماد كرد.
اگر جمعيتي از مؤمنين را ديديم كه پشت سر شخصي به جماعت ايستادهاند، بايد به آن جمعيت اعتماد و در نماز جماعت شركت كنيم. چنانكه اگر افرادي اهل نماز جماعت و مسجد هستند، ميتوانيم به گواهي و شهادت آنها در مسائل قضايي اعتماد كنيم.
نماز انسان را منظم ميكند، زيرا نميتوان در هر وقتي يا در هر مكاني يا با هر كلامي يا به هر سويي آن را انجام داد، چنانكه در نماز جماعت، انسان بايد همراه با ساير نماز گزاران نه جلوتر و نه عقب تر آن را انجام دهد و اين خود نوعي آموزش نظم است. اگر در رساله مراجع تقليد ميخوانيم كه ترتيب و موالات
از واجبات نماز است شايد به خاطر اين است كه اين دو واجب انسان را روي فرم آورده و منظم ميكند.
در جملات پاياني نماز به افراد صالح با جمله «السَّلَامُ عَلَينَا وَ عَلَى عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ» سلام ميكنيم.
در قرآن مجيد نيز افرادي به عنوان صالحان معرفي شدهاند كه به يك نمونه اشاره ميشود:
حضرت شعيب هنگامي كه خواست دختر خود را به ازدواج حضرت موسي درآورد به وي گفت: اكنون كه تو تحت تعقيب حكومت فرعون هستي و پناه گاهي نداري، نگران نباش، من يكي از دخترانم را به ازدواج تو در ميآورم و كار تو را به جاي مهريه ميپذيرم زيرا بنا ندارم بر تو سخت بگيرم و تو خواهي ديد كه من انشاالله از صالحين هستم: «وَ ما أُريدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيكَ سَتَجِدُني إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحينَ»(1).
از اين آيه استفاده ميشود: افرادي كه به جواني كمك كنند و به او همسر و شغلي دهند و سختگيري نكنند، از صالحان هستند و مشمول سلام مسلمانان در نمازها ميشوند چون به چنين افرادي مشخصاً لقب صالح داده شده است.
آري، افرادي كه با گوشه گيري از اجتماع، مشغول عبادت هستند، نه در جبهههاي حق حضور دارند و نه مشكلات
1) قصص 27
اقتصادي و اجتماعي ديگران را حل ميكنند و با همان چند دعا و چند زيارت خود را جزء صالحان ميدانند، در اشتباهند.
در قرآن ميخوانيم: وارثان زمين، بندگان صالح خدا هستند، يعني آينده جهان از آن مؤمنان واقعي است كه به رهبري حضرت مهدي(ع) خواهد بود: «أَنَّ الْأَرْضَ يرِثُها عِبادِي الصَّالِحُون» (1). ما در هر نماز به اين بندگان صالح با جمله «السَّلَامُ عَلَينَا وَ عَلَى عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ» درود ميفرستيم.
در حديث ميخوانيم: كساني كه با غيبت كردن آبروي يكديگر را ميريزند، اگرچه نمازشان باطل نيست، اما بي ارزش و غير قابل قبول است. در روايات آمده است كسي كه غيبت كند تا چهل روز نمازش پذیرفته نميشود(2).
در قرآن كريم، اقامه نماز با گفتار نيكو در كنار هم آمده اند: «قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً وَ أَقيمُوا الصَّلاة»(3).
در قرآن ميخوانيم: «إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَر»(1)يعني نماز فرد و جامعه را از فحشاء و منكر باز ميدارد، همان گونه كه اگر انسان لباس سفيد و تميزي بپوشد، روي زمين آلوده نمينشيند يعني لباس تميز او را از نشستن در جاي نامناسب باز ميدارد.
نكته: معناي «إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَر» اين نيست كه نماز مانع از خلافكاري است زيرا قرآن نفرموده نماز مانع از انجام منكر است، بلكه ميفرمايد: نماز نهي ميكند از فحشاء و منكر و كه يا قبل از ارتكاب جرم انسان را نهي ميكند و يا اگر خلافي كرد، نماز به او اخطار ميدهد كه تو گناه كردهاي بايد توبه كني و از تكرار آن خود را حفظ كني، يعني نماز يك زنگ خطر و يك هشدار دهنده است.
دوستان مومن، انسان را به ايمان و نماز فرا ميخوانند، ولي دوستان ناباب انسان را از نماز منحرف ميكنند. قرآن ميفرمايد: افرادي در قيامت از شدت حدت انگشت به دندان ميگيرند. كه چرا با افراد ناباب رفيق شدهاند و ميگويند: آن دوستان ناباب ما را از ذكر خدا منحرف كردند: «لَقَدْ أَضَلَّني عَنِ الذِّكْر»(2)دوستان ،مؤمن انسان را به ایمان و نماز فرامی خوانند، ولی دوستان ناباب انسان را از نماز منحرف میکنند قرآن می فرماید: افرادی در قیامت از شدت حسرت انگشت به دندان میگیرند که چرا با افراد ناباب رفیق شده اند و می گویند: «لَقَدْ أَضَلَّني عــن الـذكر» آن دوستان
ناباب ما را از ذکر خدا منحرف کردند و بدون شک نماز بالاترین ذکر خداست: «أقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرى»(1)
در حدیث میخوانیم کسانی که اهـل مسجد هستند به هشت ارزش و فضیلت دست پیدا میکنند یکی از آنها، آشنایی با دوست و برادر ایمانی خوب است: «مَنِ اخْتَلَفَ إِلَى الْمَسْجِدِ أَصَابَ إِحْدَى الثَّمَان، أخاً مُسْتَفَاداً فِي اللَّهِ ...(2)
در واقع مسجد بهترین مکان برای دوست یابی خوبان می باشد.
خداوند به زنان پيامبر ميفرمايد: تبرّج و جلوهگري نكنيد و نماز را به پا داريد: «وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيةِ الْأُولى وَ أَقِمْنَ الصَّلاة»(3).
زنان بايد به هنگام نماز پوشش كامل داشته باشند، با اينكه خداوند به همه محرم است، زيرا پوشش كامل براي انسان يك شأن و مقام و ارزش است. در تمام دنيا اگر كسي بخواهد ملاقاتي با مقام مهمي داشته باشد، لباس كامل و مناسب پوشيده و به ملاقات ميرود. علاوه بر زنان، به مردان نيز سفارش شده است كه با لباس كامل به نماز بايستند.
آری برهنگي، يك نوع بيحرمتي به خود و حراج كردن شخصيت خود است. ولي زنان با حجاب براي خود ارزش قائل شده با زبان حال ميگويند: هركسي حق ندارد به ما نگاه كند، و از ما كام بگيرد.
قرآن میفرماید خانه خدا برای همه ،مردم چه زن و چه مرد بنا شده است: «إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لِلَّذِي بِبَكَةَ مُبَارَكًا»(1)
از حضور زنان در مسجد الحرام و انجام مراسم حج ميفهميم كه زنان در بزرگترين اجتماعات هم بايد حضور جدي داشته باشند، چنانكه حضرت فاطمه زهرا(س) عليه حكومت وقت، در مسجد خطبه خواند.
در حديث ميخوانيم اگر زني براي رفتن به مسجد از شوهرش اجازه خواست، مانع نشويد: «إِذَا اسْتَأْذَنَتْ أَحَدَكُمْ امْرَأَتُهُ إِلَى الْمَسْجِدِ فَلَا يمْنَعْهَا»(2).
جالب آنكه حتي زماني كه زنان مورد مزاحمت قرار ميگيرند، دستور خانه نشيني نيامده، بلكه به طرحهاي مصونيت آفرين سفارش شده است: «يا أَيهَا النَّبِي قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنينَ يدْنينَ عَلَيهِنَّ مِنْ جَلاَبِيبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنى أَنْ يعْرَفْنَ فَلا يؤْذَينَ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحيما» (3)اي پيامبر، به زنان و دختران خود و زنان مومنين
بگو كه پوششهايشان را بر خود بيچند كه اين كار سبب ميشود به پاكي و عفت شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند.
زماني كه خديجه كبري و حضرت علي(ع) به پيغمبر اسلام(ص) اقتدا ميكردند و در مسجدالحرام نماز جماعت 3 نفري برپا ميداشتند، مشركان مكه اين صحنه را ميديدند و تماشاگر بودند.
ابن ابي عوفا در سوگواري همسرش ميگفت: او براي ساختن مسجد قبا، سنگ جمع ميكرد و ما روزها كار ميكرديم.
البته زنان و مردان حق ندارند مختلط با همديگر نماز بخوانند، بلكه بايد با وجود فاصله و مانعي به نماز بايستند.
در رسالهها ميخوانيم: نماز مرد در خانهاي كه زن نامحرم در آنجاست و كسي نميتواند وارد بشود، مشكل دارد زيرا خلوت كردن زن و مرد در مكاني در بسته، بستري براي وسوسههاي شيطاني و زمينهاي براي گناه است.
با اينكه لباس ابريشمي و استفاده از طلا براي مردان حرام است، لكن براي زنان جايز ميباشد، زيرا آرايش به زيورآلات، در جنس زن عجين شده و برنامههاي اسلام چون فطري است با آن مخالف نيست.
تودههاي متراكم، نمازگزار، در كنار هم با يك صدا حاضر و با يك تكبير وارد نماز شده و با يك سلام همه با هم از نماز خارج ميشوند. ارتباط همه با امام جماعت يكسان، همه به يك سو، با يك شعار، با هم به ركوع و سجود ميروند، همه دعا ميخوانند، با هم از امام جماعتي واحد پيروي ميكنند، نه از اشرافيگري در صفوف نمازگزاران خبري است، نه از نژاد، نه از مقام و عنوان و نه جايگاه اجتماعي. همه اين موارد موجب ايجاد يگانگي و محبت و برادري در ميان نمازگزاران ميشود.
اسلام اجازه نميدهد بين صفوف فاصله زياد باشد و بايد به نحوي باشد كه افراد شانه به شانه هم بايستند و بين آنها فضاي خالي و يا مانعي نباشد.
نماز جماعت به انسان ميآموزد كه در فاصله چند دقيقه همه بايد در يك جا حاضر شوند و اگر مسير كسي دور است بايد زودتر حركت كند تا خود را به جماعت برساند. اين حضور به وقت، يك تمرين براي وقت شناسي و حضور به موقع است.
در حديث آمده است: حضرت موسي از خداوند پرسيد: پاداش كسي كه نماز خود را اول وقت بخواند چيست؟
خداوند فرمود: دعايش را مستجاب ميكنم.
در حديث ديگري ميخوانيم: به كسي كه بر زمان اول وقت نمازهاي خود مداومت و مراقب نمايد، در لحظه مرگ شهادتين تلقين شده و ابليس از او دور ميشود.
در حديث ديگري آمده است: محافظت بر اوقات نماز را از خروس ياد بگيريد.
گرچه مسجد براي نماز ساخته ميشود، ولي بركات مسجد تنها مخصوص نماز نيست. امر به معروف، نهي از منكر، تبليغ و آموزش دين كمك به جبههها و يافتن دوست، كسب اطلاعات جديد و شناسايي افراد، به صورت طبيعي و بدون تشريفات، حذف امتيازات موهوم، تجليل از بزرگان دين و زنده نگه داشتن آثار و افكار آنان، حمايت از رهبر مسلمين، كمكهاي مالي به فقرا و كمكهاي علمي به عموم مردم در مسجد انجام ميشود: «مَنِ اخْتَلَفَ إِلَى الْمَسَاجِدِ أَصَابَ إِحْدَى الثَّمَانِ أَخاً مُسْتَفَاداً فِي اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَوْ عِلْماً مُسْتَطْرَفاً أَوْ آيةً مُحْكَمَةً أَوْ رَحْمَةً مُنْتَظَرَةً أَوْ كَلِمَةً تَرُدُّهُ عَنْ رَدًى أَوْ يسْمَعُ كَلِمَةً تَدُلُّهُ عَلَى هُدًى أَوْ يتْرُكُ ذَنْباً خَشْيةً أَوْ حَياءً»(1).
1) من لايحضره الفقیه، ج ۱، ص ۲۳۷.
در كارهاي گروهي نبايد كساني كه تأخير كردهاند به كلي محروم شوند بلكه بايد آنان را نيز شريك كرد ولي وظايف خاصي را به گردن آنان گذاشت. اگر كساني به ركعت اول نماز جماعت نرسيدند ميتوانند در ساير ركعات به نماز ملحق شوند و آنگونه كه در رساله مراجع تقليد گفته شده، عمل كنند تا از اين فيض عمومي محروم نشوند.
بخشي از توفيقات هر گروهي مربوط به مدير آن گروه است. اگر مدير منظم، عادل، خوش اخلاق، پاسخگو، دانشمند، محبوب، مهربان، داراي لحني زيبا، خوشبو، در كارهاي خير پيشگام و در رفتار و گفتار صادق باشد، اينچنين مديري در هر كاري توفيقش از كساني كه فاقد برخي از اين صفات ميباشند، بيشتر است.
اين صفات در امام جماعت، برخي به عنوان شرط صحت و برخي به عنوان شرط كمال قرار داده شده است و لذا ميتوان گفت نماز با تمام مؤلفههاي مديريت و شرايط و صفات توفيق يك مدير عجين و هماهنگ شده است.
همانگونه كه گاهي به خاطر برخي از صفات زشت مدير، جمع و گروه متلاشي و يا ناكارآمد ميشود، كه در اين موارد بايد مدير را
تغيير يابد، در نماز نيز در شرايطي كه در رسالههاي عمليه آمده، انسان نبايد پذيراي امام جماعتي باشد كه به خاطر صفات ناروا، از جمعيت نمازگزاران كاسته و از رونق نماز كم ميكند.
شريك كردن ديگران در كارهاى خير، از عوامل الفت جامعه است. حتي در نماز جماعتي كه در ميدان جنگ و در حالت خوف از دشمن خوانده ميشود، دو ركعت نماز جماعت ميان دو گروه رزمندگان تقسيم شده تا تبعيضى پيش نيايد و همه در اين خير شريك باشند. براي چگونگي تقسيم شدن دو ركعت نماز در جبهه ميان دو گروه به آيه 102 سوره نساء و تفسير آن مراجعه فرماييد.
يكي از مشكلات بعضي از مساجد آن است كه امام جماعت سالمند يا بيمار بوده و حوصله لازم را براي برقراري ارتباط با مأمومين جوان را ندارد. در اينگونه موارد بايد ائمه جماعاتي كه در اثر كهولت سن توانايي لازم را ندارند، يا مهارت تبليغ و كلاسداري و يا فرصت مطالعه ندارند، از روحانيون جوان بهره بگيرند و اداره مسجد را با مشاركت آنان انجام دهند.
روحاني سالمند امام جماعت شود و روحاني جوان تازه نفس، مسئول تعليم و تفقد و برقراري ارتباط باشد. اين سخن را ميتوان از آيات قرآن نيز استفاده كرد
آنجا كه خداوند حضرت موسي را مأمور تبليغ ميكند و او ميگويد چون هارون فن بيان بهتري دارد، او را شريك من در اين مأموريت قرار بده: «وَ اجْعَل لىِّ وَزِيرًا مِّنْ أَهْلىِ هَارُونَ أَخِى... وَ أَشْرِكْهُ فىِ أَمْرِى» و سپس ميفرمايد نتيجه اين مشاركت اين است كه تسبيح و ذكر تو بيشتر ميشود: «كىَْ نُسَبِّحَكَ كَثِيرًا»(1).
آري اگر بتوانيم با شريك كردن افرادي، موجب كثرت نمازگزاران در مسجد بشويم، تسبيح و ذكر خدا بيشتر خواهد شد، پس گاهي لازم است در كارها شريك بگيريم. اين شركت تنها در اداره مسجد نيست، بلكه در بسياري از كارهاي خير اگر سليقههاي مختلف با همديگر شريك شوند و تقسيم كار بر اساس تخصصها و لياقتها و ظرفيتها و ذوقها و استعدادها و گرايشها باشد، شركت افراد متعدد، انواع سليقهها را جمع و كار نيز با رونق بيشتري صورت خواهد گرفت.
در نماز جماعت بايد مراعات ضعيفترين افراد را نمود. اميرالمومنين(ع) در نامهاش خطاب به مالك اشتر مينويسد كه در برپايي نماز جماعت بايد مراعات حال ضعيفترين مأمومين را داشته باشي و اين نصيحت را از قول پيامبر اكرم(ص) هنگامي كه آن
1) طه 34-29
حضرت را براي تبليغ به يمن فرستاده بودند، براي او نقل ميكنند: «وَ قَدْ سَأَلْتُ رَسُولَ اللَّهِ (ص) حِينَ وَجَّهَنِي إِلَى الْيمَنِ كَيفَ أُصَلِّي بِهِمْ؟ فَقَالَ: صَلِّ بِهِمْ كَصَلَاةِ أَضْعَفِهِمْ»(1).
همانگونه كه نمازگزار حق ندارد از لباس ناپاك، غصبي، از اجزاء مردار، از حيوان حرام گوشت استفاده كند، همچنين حق ندارد از لباسي كه از ابريشم خالص بافته شده و يا از طلا استفاده كند. اين مطلب نشان دهنده اين است كه در نماز از تجملات بايد دوري كرد. البته چنانكه قبلاً گفتيم در خصوص زنان، كه زينت كردن امري طبيعي براي آنان است، اشكالي ندارد.
پيامبر اكرم صليالله عليه و آله و سلم شخصي را ديدند كه سجدههاي خود را ناتمام و سريع انجام ميداد، فرمودند: سجده او مثل نوك زدن كلاغ به زمين است و اگر اين شخص با اين وضعيت و با اين نماز از دنيا برود، بر غير دين من از دنيا رفته است: «لَئِنْ مَاتَ هَذَا وَ هَكَذَا صَلَاتُهُ لَيمُوتَنَّ عَلَى غَيرِ دِينِي»(2).
نمازگزار مسافر نمازهاي چهار ركعتي خود را دو ركعتي ميخواند. شايد بتوان گفت دليل آن اين است كه در سفر به طور طبيعي براي انسان مشكلاتي دارد كه اقتضاي تخفيفي از طرف خداوند را به دنبال دارد.
حتي در وطن نيز نماز جمعه دو ركعت معين شده و اين به خاطر آن است كه نماز جمعه داراي دو خطبه است، كه گوش دادن به آنها تكليف است. لذا خداوند دو ركعت از نماز جمعه كاسته است تا تخفيف و جبراني بر آن تكليف باشد: «وَ إِنَّمَا جُعِلَتِ الْجُمُعَةُ رَكْعَتَينِ مِنْ أَجْلِ الْخُطْبَتَينِ جُعِلَتَا مَكَانَ الرَّكْعَتَينِ الْأَخِيرَتَينِ»(1).
همچنين روزي كه نماز عيد با نماز جمعه تقارن پيدا ميكند تنها نماز عيد كفايت ميكند و لازم نيست كه مردم در يك روز دو بار به مصلاي نماز بيايند
نمونه ديگر آنجاست كه دعاي لحظه افطار كه انسان گرسنه است يك سطر بيشتر نيست ولي براي سحر دعاهاي طولاني و چند صفحهاي تعيين شده است. براي زيارت اولياء خدا نيز از سلام مختصر تا زيارت جامعه كبيره مطرح است تا هر انساني مطابق حوصله و نشاط و فرصتي كه دارد استفاده كند و هيچ كس از اين خير و فضيلت محروم نشود.
1) من لا يحضره الفقیه، ج ۱، ص ۴۱۶.
نمونه ديگر اين انعطافها را در نماز نافله شب ميبيينيم كه هم ميتوان 11 ركعت حتي بدون سوره در چند دقيقه خواند و هم ميتوان تنها در ركعت آخر آن به 40 مومن دعا كرد و 70 مرتبه استغفار نمود و با 300 بار كلمه «العفو» از خداوند تقاضاي عفو نمود، هم ميتوان بعضي ركعات را ايستاده و بعضي را نشسته خواند، هم ميتوان بعضي ركعات را سحر و بعضي ديگر را بعد از طلوع فجر خواند.
تمام اين اجازهها براي آن است كه نماز و رابطه با خدا تنها مخصوص افراد عارف و فارغ با حوصله نباشد بلكه براي افراد عادي و بي حوصله نيز تدبير و برنامهاي لازم است تا محروم نباشند.
خداوند به دو پيامبر خود، حضرت ابراهيم و حضرت اسماعيل، دستور ميدهد براي خدمت به زائران خانه خدا كه براي طواف و اعتكاف به مكه ميآيند، مسجدالحرام را تطهير و آماده كنند. عبادت و نماز به قدرى مهم است كه ابراهيم و اسماعيل براى انجام مراسم آن مأمور نظافت خانه خدا مىشوند: «طَهِّرا بَيتِي»(1).
1) بقره 125
انسان در نماز خداوندى را حمد و سپاس مىكند كه خالق تمام هستى است، سرچشمه تمام رحمتها و بركات است، مالك روز قيامت است.
زبانى كه ثناگوى خالق هستى شد، ديگر تن به ثناگويى هر نالايقى نمىدهد. امام حسين (عليه السلام) فرمود: كسى كه وصل به پيامبر صلى الله عليه وآله باشد و از دامن زهرا عليها السلام برخاسته باشد، بيعت يزيد را نخواهد پذيرفت.
ديگران چه و كه هستند و چه قدرتى دارند كه من ثناگوى آنها باشم؟ به خصوص كه ميدانم اگر ظالمى ستايش شود عرش خداوند به لرزه در مىآيد.
آري، ثناى او، چنان روح بزرگى به ما مىدهد كه ديگر حاضر به ثناى ديگران نمىشويم و اين روح بزرگ را از نماز و حمد مىتوان تحصيل كرد. حيف كه ما با توجّه نماز نخوانديم و مزه نماز را نچشيديم.
در اسلام سفارش شده است كه در روز جمعه حتي زندانيان را براي شنيدن خطبههاي نماز جمعه حاضر كرده و سپس آنها را به زندان باز گردانيد. در اين دستور بركاتي است: براي زندانيان تفريح و استراحت است، آگاهي آنان بالا ميرود، عظمت و اجتماع بزرگ
مومنان و نمازگذاران را ميبينند، بر رفتار خود پشيمان شده و نادم ميشوند، و مردم با ديدن ايشان متنبه شده و درس عبرت ميگيرند و از ميزان و آمار جرم و فساد در جامعه آگاه ميشوند.
نماز در گوشه نشستن و ذكر خدا گفتن نيست بلكه در مقدمات نماز و خود نماز دستورات، وظايف و اعمالي است كه در همه آنها نوعي تحرك به چشم ميخورد. در روايات براي هر گامي كه براي نماز برداشته ميشود پاداشي بيان شده است. نماز با جملات «حَي عَلَى الصَّلَاة» كه به معناي شتاب و حركت است و با جمله «فَاسْعَوْا إِلى ذِكْرِ اللَّه» (1)و «بحَوْلِ اللَّهِ وَ قُوَّتِه اقوم و اقعد» كه در آن حركت است و با قيام و قعود و ركوع و سجود و بلند كردن دستها انواع تحركها و جنب و جوشها را ميبينيم.
كوتاه سخن آنكه اسلام طرفدار تحرك و مخالف ركود است، خواه ركود طبيعت، خواه ركود سرمايه و خواه ركود علم و لذا در نماز كه مهمترين عبادت است انواع تحركها را مشاهده ميكنيم.
اينهمه ثواب براي نماز جماعت، در سايه حركت به سمت مسجد به دست ميآيد. ثواب اقتدا كردن يك نفر به يك نفر را 150
1) جمعه 9
برابر دانسته تا انسان را از خانه و ركود بيرون آورد و به مسجد و جمع متصل كند.
نماز، زماني ارزش والايي دارد كه در مسجد و با جماعت اقامه شود و به تعداد هر فردي كه به اين جماعت اضافه شود، پاداش نماز بيشتر ميشود تا آنكه تعداد نمازگزاران به بيش از 10 نفر برسد، كه در اين هنگام جز خداوند هيچ كس نميتواند ثواب چنين نمازي را حساب كند.
به يك مثال توجه كنيد: هر انگشتي در كنار انگشت ديگر قرار گيرد، كارايي آن اضافه ميشود ولي هنگامي كه تعداد انگشتان به 10 برسد، نميتوان تعداد كارايي آنها را به حساب آورد. يعني هيچگاه انساني پيدا نشده كه بگويد كاري براي من پيش آمد كه نياز به 11 انگشت داشتم. نماز جماعت نيز اينگونه است به 10 نفر كه ميرسد، ثوابش بيحد است.
چنانچه براى امام جماعت حالتى پيش آيد كه نتواند به نماز ادامه دهد، يكى از كسانى كه پشت سر او هستند و شرايط امام جماعت را داراست، ميتواند امامت را به عهده گيرد و اين نشانگر آن است
كه برنامههاى اسلامى با رفتن يك فرد نبايد بهم ريزد، بلكه بايد تشكيلات و نظام چنان پايهگذارى و برنامهريزى شود كه هرگاه فردى رفت، نظام از هم نپاشد و تشكيلات همچنان پا بر جا باشد. مهمّ، تداوم راه است، هر چند پيشوا عذرى پيدا كند.
در جنگ احد ندايي بلند شد كه پيامبر كشته شده است. بعضي باور كرده و مأيوس شده و فرار كردند كه در اين هنگام آيه نازل شد: «أفَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُم»(1)آيا اگر پيغمبر ازدنيا برود يا شهيد بشود شما بايد به عقب بازگرديد؟
نظام اسلامي بايد از چنان تشكيلات و انسجام و برنامه ريزي و مديريتي برخوردار باشد كه حتي با مرگ يا شهادت رهبر نيز از هم نپاشد.
يكى از بركات نماز در مساجد، امدادگرى است. هميشه محرومان به مساجد روانه مىشدند و مشكلات خود را با مردم در ميان مىگذاشتند و در آن مكان مقدّس آن را حل مىكردند. سابقه اين كار از زمان رسول اكرم (صلى الله عليه وآله) بوده است و قرآن صحنهاى را نقل مىكند كه فقيرى وارد مسجد شد و از مردم استمداد كرد. كسى به او توجّهى نكرد و فقير با ناله به خداوند حال خود را گفت.
1) ال عمران 144
حضرت على (عليه السلام) مشغول نماز بود و اين صحنه را متوجه شد، به فقير اشاره كرد و او جلو آمد و حضرت در حال ركوع انگشتر خود را به او داد، آيه نازل شد كه: سرپرست شما فقط خداوند و پيامبرش و كسانى هستند كه در حال ركوع انفاق و به فقرا رسيدگى مىكنند: «إِنَّما وَلِيكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُون»(1).
همين كه مردم آيه را شنيدند به مسجد آمدند تا ببينند اين آيه درباره چه كسى نازل شده است. فهميدند كه مورد آيه شخص علىبن ابيطالب است. به هر حال، امدادرسانى به جبهههاى جنگ و كمك به فقراء از مسجد، در سايه بركات نماز بوده و خواهد بود.
مسلمين از پايگاه مساجد به جبهه مىرفتند، انقلاب اسلامى ايران هم از مساجد شروع شد. در قرآن بارها نماز و انفاق، نماز و زكات، نماز و قربانى در كنار هم آمده و در حديث مىخوانيم: نماز كسى كه زكات ندهد قبول نيست.
1) مائده 55
رسول خدا فرمودند: اگر مردم از امام جماعتي ناراضي باشند و او محبوب مردم نباشد و وجود او را با اكراه پذيرفته باشند، نمازش قابل قبول نيست. «و إمام قوم يصلي بهم و هم له كارهون» (1)
خداوند به حضرت داوود فرمود: چه بسا نماز بندهام را به صورتش پرتاب ميكنم و نميگذارم صدايش به من برسد. آيا ميدانيد اين افراد چه كساني هستند؟ آنها كساني هستند كه پيوسته به ناموس مردم نگاه بد ميكنند و با خود ميگويند: اگر قدرتي داشتم، گردن مردم را ميزدم(2).
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله وسلم فرمودند به كساني كه نمازهاي يوميه خود را به جماعت ميخوانند، اميد خير داشته باشيد: «مَنْ صَلَّى الْخَمْسَ فِي جَمَاعَةٍ فَظُنُّوا بِهِ خَيرا»(3)
امام صادق فرمودند: فلسفه نماز جماعت آن است كه نماز خوان از غير آن شناخته شود و حافظ نماز از ضايع كننده آن نيز شناخته شود. «إِنَّمَا جُعِلَ الْجَمَاعَةُ وَ الِاجْتِمَاعُ إِلَى الصَّلَاةِ لِكَي يعْرَفَ مَنْ يصَلِّي مِمَّنْ لَا يصَلِّي وَ مَنْ يحْفَظُ مَوَاقِيتَ الصَّلَوَاتِ مِمَّنْ يضَيع»(1)
انسان خودش را در بين راههاي مختلف ميبيند:
خواستهها و توقعات و آرزوهاي دروني او را به سويي ميكشد و انتظارات و هوسهاي مردم او را به سوي ديگري.
وسوسههاي شيطاني به سويي و راههاي طاغوتها به سويي ديگر.
آداب و رسوم نياكان به سويي و آداب و رسوم جديد به سويي ديگر.
در نماز انسان همه اين راهها را كنار ميگذارد و دائم از خداوند راه مستقيم ميخواهد كه در قرآن اين راه، راه خدا و انبياء و بندگي اوست.
راه خدا راهي ثابت، واحد، مطمئن و شكست ناپذير است در حالي كه راههاي ديگر هم ثابت نيست و هم متعدد است و هم غير قابل اطمينان و شكست پذير
1) علل الشرایع، ج ۲، ص ۳۲۵.
.
امام سجاد (ع) ميفرمايند: مؤذن به گردن مردم حق دارد، چون او خداوند را به ياد مردم انداخته و آنان را به دريافت الطاف الهي دعوت ميكند، پس بايد از او تشكر نموده و احترامش در جامعه اسلامي حفظ شود.
براساس روايات، اگر نماز با بهترين شرايط اقامه شود ولي همراه با ولايت رهبران معصوم نباشد، قبول نيست.
در مراسم حج مشاهده مي شود كه بهترين نمازها در مكه و در مسجدالحرام اقامه ميشود ولي اثري كه بايد داشته باشد ندارد. جمعيت ميليوني در كنار كعبه و مقابل قبله واقعي، وضو با بهترين آب يعني آب زمزم، ايستادن در بهترين مكان (مسجدالحرام)، و اقامه نماز به امامت فردي كه حافظ و قاري قرآن است اما اين نماز در اين نيم قرن اخير نه مانع فحشا شده است و نه مانع منكر، مسلمانان زيادي در فلسطين كشته شدند و فحشا توسعه پيدا كرد ولي اين نماز ميليوني اثري كه بايد داشته باشد نداشت.
آيا نعوذ بالله وعده خداوند درباره اثر نماز كه «إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَر»(1)است، دروغ ميباشد؟يا نمازي كه اكنون در كنار
1) عنکبوت، 45
كعبه خوانده ميشود، آن نماز قرآني نيست زيرا علاوه بر جمعيت و قبله و طهارت و قرائت، از روح نماز خالي است و بر اساس روايات روح نماز، ولايت رهبران معصوم يعني اميرالمومنين و ائمه اطهار عليهم السلام است.
پيوند نماز با استقلال در قبله است، زيرا قبله يهود و مسيحيت در جهات ديگر است و قرآن ميفرمايد: ما كعبه را قبله ي شما قرار داديم تا مستقل باشيد و ديگران نگويند شما به قبله ما نماز ميخوانيد و با اين حرف بر شما منّت بگذارند و حجتي داشته باشند: «لِئَلاَّ يكُونَ لِلنَّاسِ عَلَيكُمْ حُجَّةٌ»(1).
در نماز انسان حق انتخاب دارد و ميتواند در چارچوب ارزشها، مكان يا زمان يا امام جماعتي را انتخاب كند و در آن مكان و زمان و با آن امام جماعت، نماز خود را اقامه نمايد.
همچنين بعد از سوره حمد، انتخاب سوره ديگر (به جز سورههاي داراي سجده واجب) به نمازگزار سپرده شده است تا او با، سليقه، حافظه، فرصت و علاقهاي كه دارد، سورهاي را انتخاب كند.
1) بقره 150
همچنين در قنوت و دعاهاي بعد از نماز انسان ميتواند اذكار و ادعيههايي را كه دوست دارد انتخاب و اختيار كند.
حضرت علي اميرالمومنين(ع) در نماز شهيد شد و امام حسين(ع) نيز در لحظاتي قبل از شهادت در روز عاشورا به نماز ايستادند. اين مطلب نشان ميدهد نه حضرت علي(ع) به خاطر شهادت مسجد را ترك كردند و نه امامحسين(ع) به علت جنگ، لحظهاي در اقامه نماز درنگ نمودند.
همچنين سفارش شده بهترين چيز براي سجده خاك كربلا است. خاك كربلا نشانه عزت، صلابت و شهادت است. تاريخ كربلا داروي همه نوع تهديداتي است كه ابرقدرتها بر عليه مسلمانان دارند.
كربلا يعني مقاومت در برابر تحريم اقتصادي تا آنجا كه حداقل آب هم براي نوشيدن نداشتند.
كربلا يعني مقاومت در برابر محاصره نظامي تا آنجا كه هفتاد و دو نفر در مقابل حدود سي هزار نفر ايستادند.
كربلا يعني زير سم اسب رفتن ولي زير بار ظلم نرفتن.
سجده بر اين خاك علاوه بر بندگي خدا، يادآور عزت، شهامت، شجاعت، عصمت و شهادت ميباشد.
در روايات ميخوانيم از نماز آن بخشهايي قبول است كه انسان حضور قلب داشته باشد و اگر حضور قلب نبود، نمازهاي نافله سبب قبولي آن است. نمازهاي نافله كليد قبولي نمازهاي واجب است و اگر نه حضور قلبي بود و نه نافله، لااقل سجده بر خاك كربلا سبب قبولي نماز و صعود آن ميشود.
امام حسين(ع) در روز عاشورا براي دو ركعت نماز، تير باران دشمن را براي خود و اصحابش پذيرفت. در جمهوري اسلامي نيز امامان جمعهاي همچون آيت الله اشرفي، دستغيب، مدني، صدوقي شهيد محراب شدند.
مرحوم حجت الاسلام والمسلمين ابوترابي كه در جبهههاي جنگ حضور داشته و 10 سال نيز اسير دشمن بعثي بود، در اجلاس سراسري نماز خطاب به حضار گفت: زماني از سوي صدام (جنايتكار تاريخ كه براي براندازي جمهوري اسلامي از زمين و آسمان ايران را مورد هجوم قرار داد و صدها هزار شهيد و جانباز و اسير و مفقودالاثر از ايران اسلامي گرفت) دستور آمد كه اسيران موثر در ميان اسراي رزمنده ايراني را شبانه نابود كنيد. نيمه شب شكنجه گران بعثي به اردوگاه اسرا آمدند و من و جمعي را جدا كردند و به قصد كشتن آنگونه شكنجه دادند كه خود را در لحظات پاياني زندگي
يافتيم و در خون خود ميغلتيديم. ميخ در سر بعضي كوبيدند و بر صورت بعضي آنگونه ضربه وارد كردند كه چشمش از كاسه در آمد و روي زمين افتاد. نفسها به شماره افتاد، هيچ رمقي نمانده بود، از روزنه سلول بازداشتگاه سفيدي صبح را ديديم و با همان حال دو ركعت نماز خوانديم و بعد متوجه شديم آن سپيده، سپيده صبح نبوده و لذا دوباره نماز صبح خوانديم.
ايشان سپس فرمود:اي كساني كه در اجلاس نماز شركت كرده ايد و رهبر معظم براي شما و امت پيام داده و رئيس جمهور و مسئولين در آن شركت كرده اند، بدانيد كه ما در دوران اسارت اينگونه نماز را حفظ ميكرديم.
آري، كساني كه ارزش چيزي رابدانند، حاضرند جان خود را فداي آن كنند و با هيچ بهانهاي آن را از دست نميدهند ولي در مقابل اين ايثارگران؛
الف: عدّهاى ايمان ندارند ونماز نمىخوانند: «فَلا صَدَّقَ وَ لا صَلَّى» (1)
ب: عدّهاى مانع نماز ديگران مىشوند: «أَرَءَيتَ الَّذِى ينهَْىعَبْدًا إِذَا صَلى» (2)
ج: عدّهاى نماز را مسخره مىكنند: «وَ إِذا نادَيتُمْ إِلَى الصَّلاةِ اتَّخَذُوها هُزُواً وَ لَعِبا» (3)
د: عدّهاى بىنشاط نماز مىخوانند: «وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ قامُوا كُسالى»(4)
هـ : عدّهاى گاهى مىخوانند و گاهى نمىخوانند: «الَّذينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُون» (1)
و: عدّهاى به خاطر رسيدن به دنيا، از نماز كم مىگذارند: «وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَيها وَ تَرَكُوكَ قائِما» (2)
در قرآن كريم ميخوانيم: «الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ لِلَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ»(3)كسانى كه اگر آنان را در زمين به قدرت برسانيم، نماز بر پا مىدارند و زكات مىدهند و (ديگران را) به خوبىها دعوت مىكنند و از بدىها باز مىدارند و پايان همهى امور براى خداست.
اين آيه بيانگر اين مطلب است كه اقامه نماز، به قدرت و امكانات نياز دارد و اوّلين ثمره حكومت صالحان، نماز و زكات و امر به معروف و نهى از منكر است.
اگر قدرت و امكانات، در دست افراد صالح باشد، بهرهبردارى صحيح مىكنند و اگر در اختيار نااهلان قرار گيرد سوء استفاده مىكنند. بنابراين دنيا و قدرت، براى گروهى نعمت و براى گروهى وسيلهى بدبختى است و قرآن از هر دو نمونه ياد كرده است: اگر
مؤمنان به قدرت برسند، به سراغ نماز و زكات و امر به معروف مىروند ولى انسانهاى منحرف و نااهل، اگر قدرتمند شوند كارشان طغيان است، «إِنَّ الْإِنْسانَ لَيطْغى»(1)و در راه نابودى منابع اقتصادى و نسل بشر گام بر مىدارند، «وَ إِذا تَوَلَّى سَعى فِي الْأَرْضِ لِيفْسِدَ فِيها وَ يهْلِكَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ» (2)و عاقبت، مردم را به دوزخ مىكشانند «أَئِمَّةً يدْعُونَ إِلَى النَّارِ»(3).
در نماز جماعت لازم است كه انسان از حركات و اعمال امام جماعت كه در نقش رهبر است، اطاعت كامل داشته باشد. اينكه قبل از امام جماعت حق نداريم نماز را آغاز كنيم و يا به ركوع و سجود برويم نشان دهنده نقش و اهميت اطاعت از امام جماعت است. اين اطاعت در جامعه اسلامي و تبعيت از رهبري الهي نيز بايد متجلي باشد.
قرآن ميفرمايد: «لا تُصَلِّ عَلى أَحَدٍ مِنْهُم»(4)اي پيامبر بر جنازه افرادي كه از جبهه فرار كردهاند و منافق هستند نماز نگذار و با اين ترك نماز، موضع و قهر خودت را نسبت به آنان نشان بده.
حضرت زهرا(س) نيز وصيت كرد شبانه مرا غسل دهيد و بر من نماز گزاريد، تا قاتلين من و غاصبين حكومت شوهرم در تدفين من شركت نكنند و با اين وصيت خشم خود را نسبت به حكومت وقت اعلام كرد.
به ما سفارش شده كه در ركعت اول نماز جمعه، سوره جمعه خوانده شود و در ركعت دوم سوره منافقين تا لرزه بر اندام منافقين بيفتد.
هنگامي كه به امام رضا(ع) پيشنهاد كردند نماز عيد را برگزار كند، فرمود: به شرط آن كه نماز را به طريق نماز رسول الله(ص) اقامه كنم و نه آن گونه كه حكومت بني اميه و بني عباس انجام ميدهند كه با اشراف و اسبهاي زين كرده و انواع تجملات براي نماز ميرفتند.
مأمون ابتدا شرط را پذيرفت و امام رضا(ع) با پاي پياده و برهنه و با حال تواضع و خضوع آن گونه حركت كرد كه برق سادگي و اخلاص و قداست همه را دگرگون كرد. جمعيت چنان زياد شد و دعاها و تكبيرات روز عيد آن چنان اثر عميق در جامعه گذاشت كه به مأمون گفتند: اگر اين نماز تمام شود و پايان بگيرد تو ديگر نميتواني در اين كشور حكومت كني زيرا با اين نماز روح تازهاي در جامعه دميده شده و تفاوت اسلام ناب با اسلام اموي و عباسي به
نمايش گذاشته شده است. لذا دستور داد امامرضا(ع) را از وسط راهي كه به سوي مصلي براي انجام نماز عيد ميرفت، برگردانند.
شايد بتوان گفت كه اقامه نماز چيزي هم وزن رهبري است، زيرا حضرت ابراهيم(ع) در دو مورد براي نسلش دعا كرد: يكي براي مقيم نماز شدن كه اينچنين دعا كرد: «رَبِّ اجْعَلْني مُقيمَ الصَّلاةِ وَ مِنْ ذُرِّيتي»(1)و يكي هم براي امام و رهبر شدن هنگامي كه خدا او را به رهبري رساند و به او فرمود: «إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً» او از خدا خواست كه ذريه او هم رهبر شوند: «قالَ وَ مِنْ ذُرِّيتي» كه خداوند به او فرمود امامت يك عهد الهي است كه به ظالمين نميرسد: «قالَ لا ينالُ عَهْدِي الظَّالِمين»(2).
بنابراين از حلقوم مبارك حضرت ابراهيم دو بار كلمه «وَ مِنْ ذُرِّيتي» صادر شد: يكي براي اقامه نماز و ديگري هم براي رهبري كه اين مطلب نشان ميدهد، نماز هم سنگ مسأله رهبري است.
شرايطي كه براي امام جماعت بيان شده و امتيازات تعيين شده، نشان دهنده آن است كه بايد ارزشها را پاس داشته و احترام نمائيم.
اگر مردم پشت سر شخصي به نماز بايستند، همين اقتدا كردن، امام جماعت را وادار به حفظ و مراعات بيشتر و پوشيدن لباس تقوا و پرهيز از بسياري از اعمال قرار ميدهد. يعني توجه مردم و اقتداي آنان صلاحيت افراد را تثبيت ميكند.
امامِ جماعت بايد انسان وارسته، با كمال، با سواد و با تقوى باشد. مگر نه اين است كه امام جماعت، رابط من با خداست؟ به هر ريسمانى كه نمىتوان چنگ زد و با هر نردبانى كه نمىتوان بالا رفت و با هركسي كه نميتوان به خدا نزديك شد.
اگر امامت چند نفر در مسجد، شايستگىهايى لازم دارد، امامت امت و جامعه، شايستگىهاي بيشترى مىخواهد، به همين دليل سفارش شده است پشت سر كسى نماز بخوانيد كه به ايمان و عدالت او اطمينان داريد.
هر مسلماني در هر كجاى زمين، هر روز پنج بار بايد به تمام همكيشان و همفكرانش سلام كند: «السَّلَامُ عَلَينَا وَ عَلَى عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِين» سلام بر بندگان صالح خدا، سلام بر طرفداران مكتب حقّ.
در نماز، سياست خارجى اسلام را يكى آيه «غَيرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيهِمْ وَ لاَ الضَّالِّين» تعيين مىكند و يكى هم جمله «السَّلَامُ عَلَينَا وَ عَلَى عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِين». آرى كسى كه هر روز به بندگان خدا سلام ميكند، به آنها حيله نمىزند، خيانت نمىكند و كلاه سرشان نمىگذارد.
ما در هر نماز با گفتن «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيمَ» از خداوند راه مستقيم را مىخواهيم.
راه مستقيم، راه خدا و اولياى خداست.
راهى است كه از هرگونه خطا و انحراف دور است.
راهى است كه ترسيم كننده آن مرا دوست دارد و نيازم را مىداند.
راهى است كه به بهشت منتهى مىشود.
راهى است كه با فطرت سالم هماهنگ است.
راهى است كه اگر در آن راه بميرم شهيد محسوب مىشوم.
راهى است كه از عالم بالا و بالاتر از علم ماست.
راهى است كه انسان دچار شك وپشيمانى نمىشود.
و بالاخره راه انبيا، شهدا، صالحان وصديقين است.
اينها نشانههاى راه حقّ و مستقيم است كه شناخت آن مشكل و دقيق است و حركت و پايدارى در آن نياز به امداد الهى دارد.
حضرت علي عليهالسلام ميفرمايند: تأويل اينكه سفارش شده در ركوع، گردن خود را بكشيد، اين است كه خدايا من به تو ايمان دارم گرچه گردنم زده شود: «آمَنْتُ بِاللَّهِ وَ لَوْ ضُرِبَتْ عُنُقِي».
در نماز ميگوييم: «اياك نعبد» يعني ما با اراده و اختيار خود تو را بندگي ميكنيم و سپس ميگوييم «و اياك نستعين» يعني همه چيز به ما تفويض نشده و ما همچنان به خداوند نياز داريم. مثل كساني كه آموزش رانندگي ميبينند كه شاگرد در گاز دادن و ترمز گرفتن اختيار دارد، ولي يك پدال گاز و ترمز هم زير پاي معلم است. انسان نيز اينگونه است كه هم اختيار دارد و هم پشت سرش قدرت ديگري نيز هست.
قرآن در مواردي در كنار نماز، به مسأله داد و ستد و تجارت اشاره كرده و در سوره جمعه ميفرمايد: همين كه صداي اذان بلند شد، تجارت را رها و به سوي نماز جمعه بشتابيد: «إِذا نُودِي لِلصَّلاةِ مِنْ يوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلى ذِكْرِ اللَّهِ وَ ذَرُوا الْبَيع» اما همين كه نماز جمعه
تمام شد مجدداً به سوي كسب و كار و درآمد برويد: «فَإِذا قُضِيتِ الصَّلاةُ فَانْتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّه»(1).
در قرآن از تجارت و داد و ستد به هنگام نماز انتقاد شده و ميفرمايد: بعضي از مردم هنگامي كه تجارت يا لهوي را ميبينند به سوي آن ميروند و نماز و خطبههاي نماز جمعه را ترك و رهبر خود را كه مشغول خطبه خواندن است، تنها ميگذارند: «وَ إِذَا رَأَوْاْ تجَِارَةً أَوْ لهَْوًا انفَضُّواْ إِلَيهَْا وَ تَرَكُوكَ قَائمًا قُلْ مَا عِندَ اللَّهِ خَيرٌْ مِّنَ اللَّهْوِ وَ مِنَ التِّجَارَةِ»(2).
از طرفي در آيه ديگر ميفرمايد: راد مرداني هستند كه هيچ گونه تجارت و داد و ستدي آنان را از ياد خدا باز نميدارد و همين كه صداي اذان را بشنوند به سوي نماز ميروند: «رِجالٌ لا تُلْهيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاة»(3).
كوتاه سخن آنكه تجارت به جاي نماز ممنوع، ولي بعد از نماز يا قبل از آن پسنديده است.
در روايات ميخوانيم: مثال كساني كه با لقمه حرام عبادت ميكنند، مثال كساني است كه روي شنهاي نرم خانه ميسازند: «الْعِبَادَةُ مَعَ أَكْلِ الْحَرَامِ كَالْبِنَاءِ عَلَى الرَّمْلِ»(4)
همانگونه كه كارگران و كارمندان در مواردي كه ساعاتي را بيش از ساعت مقرر كار ميكنند، سود بيشتري به دست ميآورند، در نماز هم افرادي كه نوافل و نمازهاي مستحبي را در كنار نمازهاي واجب انجام دهند، علاوه بر پاداش بيشتر، سبب جبران كمبودهاي نماز واجب و قبولي آنها نيز ميگردند.
پاداش همه نمازها يكسان نيست، بلكه نوع كار و شرايط زماني، مكاني، اجتماعي، سياسي و امثال آن در پاداشها اثر گذار است. همانگونه كه در حديث ميخوانيم: «ضربه علي يوم الخندق افضل من عباده الثقلين»(1)چون شرايط جنگ خندق با جنگهاي ديگر تفاوت داشت و بسيار سخت تر بود. در آن روز تمام كفر در برابر تمام اسلام صف آرايي كرده بود.
در نماز بايد شكل و شيوه و قالبها مراعات شود. تعداد ركعات هر نماز، ركوعها و سجدهها و اذكار آنها هركدام حساب و كتاب دارد و نميتوان به جاي سوره حمد، سوره ديگري را قرائت كرد.
1) . إقبال الأعمال، ص ۴۶۷.
اينكه گفته شده بعد از نماز 34 بار «الله اكبر»، 33 بار «الحمدلله» و 33 بار «سبحان الله» بگوييم و نه كمتر و نه بيشتر، انسان را با حساب و كتاب آشنا ميكند.
قبل از شروع نماز، گفتن 6 تكبير مستحب است (نه 5 و نه 7 تكبير)، مقدار خم شدن در ركوع تا آنجاست كه كف دست به زانو برسد، در سجده بايد 7 موضع به زمين برسد. كلمات تشهد، تعداد سلامهاي پايان نماز، تعداد تسبيحات اربعه مشخص است.
مستحب است در نماز سوره قدر خوانده شود و قدر يعني اندازهگيري و حساب و كتاب، ولي نه آن حساب و كتابي كه ما ميفهميم، بلكه حساب و كتابي كه علم آن تنها نزد خالق يكتاست. براي عموم مردم شب قدر با ديگر شبها يكسان است لكن اين خالق هستي است كه ميفرمايد: شب قدر بهتر از هزار ماه است: «لَيلَةُ الْقَدْرِ خَيرٌْ مِّنْ أَلْفِ شهَْر» (1)
يعني هم حساب و كتاب و اندازه در كار است و هم همه حساب و كتابها را بشر نميفهمد. خداوند در قرآن كريم بارها با جمله «وَ مَا أَدْرَئك» به پيامبرش ميفرمايد: تو هم نميداني. اين مطلب نشان ميدهد لازم نيست همه فرمولهاي هستي را همه ابناء بشر بدانند.
1) قدر 3
اينكه در ذكر ركوع «سبحان ربي العظيم» ميگوييم و در سجده «سبحان ربي الاعلي»، نشان دهنده نوعي انتخاب حكيمانه به فرمان پيغمبر(ص) است زيرا در حديث ميخوانيم: «لَمَّا أَنْزَلَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ قَالَ النَّبِي اجْعَلُوهَا فِي رُكُوعِكُمْ فَلَمَّا أَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى قَالَ النَّبِي اجْعَلُوهَا فِي سُجُودِكُم»(1). هنگامي كه آيه «فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ» نازل پيامبر فرمود: آن را در ركوع قرار دهيد و چون آيه «سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى» نازل شد، فرمود: آن را در سجده خود قرار دهيد.
انسان حق ندارد نماز را نيمه كاره رها كند، زيرا همانگونه كه رها كردن كلاس درس براي معلم و رها كردن كار براي كارگر اتلاف وقت و انرژي و سرمايه و يك نوع بي اعتنايي است، رها كردن نماز نيز نوعي بي اعتنايي و اهميت ندادن به نماز ميباشد چنانكه اگر با شخص محترمي گفتگو ميكنيم و ناگهان كلام خود را قطع كنيم، به مخاطب خود توهين كرده ايم.
نماز گزار بايد تمام واجبات نماز را به طور كامل انجام دهد و اگر هر يك از اركان و واجبات نماز را كم كند، نماز او قابل قبول نيست
1) من لا يحضره الفقیه، ج ۱، ص ۳۱۵ .
و اين خود يك درس مهم است كه بايد در زندگي از ناقص كاري و اهمال كاري اجتناب نمود.
اسلام ميفرمايد: عقايد خود را با استدلال و برهان فرا گيريد، نه با گفته افراد و آنجا كه به كارشناس رجوع ميكنيد و مسائلي را از ديگران ميآموزيد، آن كارشناس بايد مجتهد عالم و اعلم باشد و آنجا كه قضاوت ميكنيد بايد پاي شاهدان عادل در كار باشد و آنجا كه خبري را از غير عادل ميشنويد لازم است تحقيق كنيد.
در حديث ميخوانيم كه خداوند دوست دارد كارها با دقت و استحكام انجام گيرد: «وَ لَكِنَّ اللَّهَ يحِبُّ عَبْداً إِذَا عَمِلَ عَمَلًا أَحْكَمَه»(1).
در قرآن ميخوانيم كه حضرت ابراهيم(ع) به سخت ترين نقطه زمين و بياباني بي آب و گياه هجرت كرد تا با اين هجرت خود و اقامه نماز در آنجا، آن منطقه را به شهري امن و آباد تبديل كند. « رَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيتي بِوادٍ غَيرِ ذي زَرْعٍ عِنْدَ بَيتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنا لِيقيمُوا الصَّلاة»(2).
قرآن ميفرمايد: نماز ذكر خداست، «أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْري»(3)و در جاي ديگر ميفرمايد: هركس از ذكر خدا اعراض كند زندگي تنگ و
سختي خواهد داشت. «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْري فَإِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكا» (1)در حديث ميخوانيم: نماز شب سبب جلب روزي است: «وَ صَلَاةُ اللَّيلِ تَجْلِبُ الرِّزْق»(2).
در قرآن بعد از ايمان به غيب، مسئله ي نماز مطرح شده است: «الَّذينَ يؤْمِنُونَ بِالْغَيبِ وَ يقيمُونَ الصَّلاة»(3).
خود نماز و آنچه گفته ميشود و انجام ميشود، همه از عالم غيب است.
اصلاً نماز رابطه با غيب است، پيوند بي نهايت كوچك با بي نهايت بزرگ است، گفتگوي يك موجود مادي است با مقامي كه نه چشم او را ميبيند و نه ذهن ميتواند او را تصور كند: «لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ»(4).
از امام خميني نقل شده است كه فرمودند: نماز كارخانه انسان سازي است. آري كسي كه بلندترين نقطه بدن خود، پيشاني را در 17 ركعت نماز روزانه 34 بار برخاك ميگذارد، نميتواند شخص متكبري باشد.
حضرت فاطمه زهرا(س) فرمودند: نماز براي پاك كردن انسان از تكبر است: «تطهيرا للكبر».
شرط نماز نيز اخلاص است و در خودسازي انسان بايد از خودنمائي دوري كند. آري اگر در مكاني نماز بخوانيم كه خود را نشان بدهيم يا در زماني انجام دهيم كه ديگران را به تحسين وادار كنيم يا تنها يكي از واجبات يا مستحبات آن را براي غير خدا انجام دهيم يا در قيافه و لباس و قالبي نماز گزاريم كه حتي نيم درصد آن براي غير خدا باشد، كل نماز باطل است. همانگونه كه اگر روزنهاي در توپ وارد شود، كل بازي تعطيل ميشود و اگر لخته خوني در مغز وارد شود، انسان را از پا مياندازد و به مرگ تهديد ميكند.
كوتاه سخن آنكه هيچ وسيلهاي ساده تر، آسان تر، در دسترس تر، رايگان تر و بدون تشريفات تر از نماز براي خدايي شدن و قرب به خدا نيست. نماز برنامهاي است كه نه هزينهاي دارد و نه محدوديتي و هركس در هر سن و در هر شرايطي ميتواند با مبدأ هستي ارتباط برقرار كند.
قرآن ميفرمايد: اهل آسمانها و زمين و پرندگان تسبيح خدا را ميگويند و سپس ميفرمايد: نماز و تسبحشان آگاهانه است: «كُلٌّ قَدْ
102
عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبيحَه»(1)در جايي ديگر خطاب به نمازگزاران ميفرمايد: در حال مستي نماز نخوانيد تا بدانيد چه ميگوييد: «لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى حَتَّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُون»(2).
راستي جاي شرمندگي است كه نماز پرندگان آگاهانه باشد ولي نماز انسان غير آگاهانه. در نماز، تنها اذكار و حركات كافى نيست، توجّه و شعور لازم است. عبادات ناآگاهانه نيز قبول نيست، گرچه تكليف را ساقط مىكند.
شرط اول در خود سازي هوشياري است. قرآن ميفرمايد: بعضي انسانها از چهارپايان منحرف ترند، زيرا افراد غافلي هستند: «أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُون»(3).
و بهترين داروي غفلت نماز است، آن هم نمازي همراه با ديگران در مسجد و به امامت عالمي بصير. اين نماز است كه انسان را از غفلتها بيرون ميآورد چون عالم بصير دشمنان پيدا و ناپيدا را ميشناسد و هشدار ميدهد.
حضور در مسجد انسان را از سرگرم شدن به مسائل دنيوي بازمي دارد.
كنار هم ايستادن در نماز جماعت انسان را از انزوا و گوشه گيري جدا ميكند.
همانگونه كه فضاي دريا بستري براي رشد و حيات ماهيان است، مساجدي كه برنامههاي تربيتي خوبي دارند، فضايي براي رشد و تكامل و خروج از غفلت هستند.
در حديثي ميخوانيم: خداوند نماز را بر انسانها واجب كرد تا غافل نشوند و او را فراموش نكنند: «لا يغفل عنه و ينسوه»
امام رضا عليهالسلام فرمودند: فراموش كردن خدا سبب طغيان ميشود و اقامه نماز، اقرار به ربوبيت و سبب دوري از شرك، خضوع و اعتراف به بندگي و تعظيم و توقير (وقار) خداوند است.
نماز با الله اكبر شروع ميشود و در سراسر نماز حمد و تسبيح و تهليل و تكبير الهي تكرار ميشود. در پيوند نماز با مبدأ، همين بس كه قرآن كريم ميفرمايد: «لا إِلهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدْني وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْري»(1).
هدف از اقامه نماز تنها رعايت قالب آن نيست، بلكه توجّه به قلب آن، يعنى احساس حضور است: «أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي».
به گفته روايات، اولين سوال در قيامت مربوط به نماز است(2). آرى، همانگونه كه اوّلين واجب بر هر مكلّفى قبل از روزه و خمس و
زكات و حج و... نماز است، در قيامت نيز در اوّلين فرصت، از اوّلين تكليف سؤال ميشود. مردم نسبت به رستاخيز و معاد چند دسته هستند:
1- گروهى به قيامت شك دارند: «يا أَيهَا النَّاسُ إِنْ كُنْتُمْ في رَيبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ تُراب» (1)
2- گروهى به قيامت گمان دارند: «يظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِم» (2)
3- گروهى به قيامت يقين دارند: «وَ بِالْآخِرَةِ هُمْ يوقِنُون» (3)
4- گروهى منكر قيامت هستند: «وَ كُنَّا نُكَذِّبُ بِيوْمِ الدِّين» (4)
5 - گروهى ايمان دارند ولى فراموش مىكنند: «نَسُوا يوْمَ الْحِساب» (5)
قرآن براى رفع شك گروه اول استدلال كرده و از مؤمنين و باوردارندگان معاد ستايش كرده است و از منكران، برهان خواسته كه دليل انكار شما چيست و براى گروه پنجم دائماً تذكّراتى داده كه انسان فراموش نكند.
نماز، هم شكزدايى مىكند و هم «غفلت»ها را به «ياد» تبديل مىسازد. در نماز با گفتن «مالك يوم الدّين» در هر شبانه روز حداقل ده بار، انسان مسئله قيامت را به خود تلقين مىكند و تذكّر مىدهد.
همچنين سفارش شده هنگام وضو كه صورت خود را ميشوييم، بگوييم خدايا مرا در قيامت رو سفيد كن: «اللَّهُمَّ بَيضْ وَجْهِي يوْمَ تَسْوَدُّ فِيهِ الْوُجُوهُ وَ لَا تُسَوِّدْ وَجْهِي يوْمَ تَبْيضُّ فِيهِ الْوُجُوهُ».
به هنگام شستن دست راست بگوييم خدايا در قيامت نامه مرا به دست راستم بده: «اللَّهُمَّ أَعْطِنِي كِتَابِي بِيمِينِي وَ الْخُلْدَ بِيسَارِي».
به هنگام مسح پا بگوييم خدايا پاي مرا بر صراط نلغزان: «اللَّهُمَّ ثَبِّتْ قَدَمَي عَلَى الصِّرَاطِ يوْمَ تَزِلُّ فِيهِ الْأَقْدَامُ» (1)
خداوند به همه مخلوقات لطف كرده و به انسانها بيشتر و به انبياء لطف مخصوص و به پيغمبر اسلام(ص) لطف بي نظير كه نامش را كوثر نهاده و سپس ميفرمايد: اولين تشكر از اين كوثر نماز است: «إِنَّا أَعْطَينَاكَ الْكَوْثَر. فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انحَْرْ. إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتر» (2)
يكى از اسرار نماز، تشكّر از خدا است، قرآن مىفرمايد: عبادت كنيد پروردگارى كه شما و نياكان شما را آفريد، «يا أَيهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذي خَلَقَكُمْ وَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ» (3)
نماز بهترين نوع شكرگزارى است كه شيوه آن را خداوند بيان فرموده و تمام انبيا و اوليا هم آن شيوه را به كار بستهاند.
در ميان عبادات حج و نماز همراه با فرياد است، لكن فرياد حج، كلمه لبيك است كه در مكان خاص و زمان خاص ميباشد آن هم به هنگام برخورد كاروانها با يكديگر اما فرياد نماز اذان است كه در هر صبح و شام سفارش شده است.
اذان از كلمه الله شروع ميشود و با كلمه الله پايان مييابد و داراي يك دور عقايد و دعوت به نماز و بهترين عمل است.
اذان شكستن سكوت است، زنگ بيدار باش است، نسيم معنويت است، نشانه آزادي و هوشياري است، نشانه عشق به مكتب و دعوت به مكتب است.
اذان، عبور از فرد و دعوت به جمع است، سيماي دين است، پلي است ميان ماديات و معنويت، فرودگاهي است براي پرواز و معراج.
در دو آيه پي در پي در قرآن كريم چنين ميخوانيم: مخالفان دين شما را مسخره ميكنند: «يأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّخِذُواْ الَّذِينَ اتخََّذُواْ دِينَكمُْ هُزُوًا وَ لَعِبًا» و اذان شما را به تمسخر ميگيرند «وَ إِذَا نَادَيتُمْ إِلىَ الصَّلَوةِ اتخََّذُوهَا هُزُوًا وَ لَعِبًا»(1). ناراحتي از دين شماست.
در روايات آمده كه هنگام بلند شدن صداي اذان، شيطان عصباني ميشود و فرار ميكند.
1) مائده، ۵۷ و ۵۸
در تاريخ ميخوانيم براي تصرف قلعه خيبر و برخورد با يهود پيمان شكن، همين كه فرماندهي به اميرالمؤمنين(ع) واگذار شد، حضرت دستور داد مسلمين دور قلعه را بگيرند و با صداي رسا تكبير بگويند. صداي تكبير لرزه بر روح و روان يهوديان انداخت و آنها منطقه را ترك كردند.
ملت ايران براي طرد نظام شاهنشاهي شبها به بامها رفته و تكبير گفتند و طومار رژيم پادشاهي براي هميشه در ايران در هم پيچيده شد. كوتاه سخن آنكه هيچ عبادتى به اندازه نماز تبليغات ندارد.
در هر شبانه روز پنج نماز واجب داريم و در هر نمازى سفارش شده اذان را بلند بگوييد و سپس و اقامه بگوييد.در اين دو نداى آسمانى جمعاً:
بيست مرتبه «حىّ على الصلوة»
بيست مرتبه «حىّ على الفلاح»
بيست مرتبه «حىّ على خيرالعمل»
و ده مرتبه «قد قامت الصّلوة» مىگوئيم.
با توجّه به اينكه مراد از «فلاح» و «خير العمل» در اذان همان نماز است، هر مسلمانى در هر شبانه روز هفتاد مرتبه با كلمه «حىّ» به خود و ديگران، تلقين شتاب به سوى نماز مىكند.
به هنگام زيارت پيشوايان، نماز زيارت سفارش شده است و در روايات متعدد داريم كه نماز زيارت را خوانده و ثواب آن را به پيشوايان و ائمه اطهار(ع) هديه كنيد.
در نماز، جايگاه دعا برجسته است. هم قبل از نماز دعاهايي سفارش شده و هم در نماز دعا ميكنيم و از خداوند به طور مكرر هدايت به راه مستقيم را ميخواهيم و هم در قنوت و سجده آخر و هم بعد از نماز دعاهايي وارد شده است.
نكته: شايد بتوان از اينكه در ميان همه دعاها «اهدنا الصراط المستقيم» در سوره حمد قرار گرفته و تلاوت آن در ركعت اول و دوم واجب شده، استفاده كرد كه مهم ترين دعا پيمودن راه مستقيم است كه بدون استمداد از خداوند نميشود، زيرا ميبينيم بسياري از دانشمندان هم مسير صحيح را نميروند.
آري اگر عقل كافي بود اين همه پشيماني در كار نبود. پشيمانيهاي انسان نشانه اين است كه عقل او كافي نيست.
اگر هم انتخابهاي انسان درست بود، هيچ همسري از همسرش جدا نميشد و طلاقي در كار نبود. عقل بشري مثل ترازوي زرگري است كه بسيار دقيق است، اما توان توزين و سنجش هر كالايي را ندارد.
بنابراين انسان در كنار عقل، نياز به راهنماي آسماني و انبياء و رهبران معصوم دارد.
از همه گذشته اگر كساني باشند كه از نظر فكري، عملي و روحي صددرصد در راه مستقيم باشند، بايد براي تداوم آن همواره از
خداوند بخواهند كه: «اهدنا الصراط المستقيم» زيرا ممكن است در ادامه راه دچار لغزش شوند مثل رانندهاي كه تمام جاده را به خوبي طي كرده ولي نزديك مقصد، گرفتار تصادف تلخي ميشود.
به يك نمونه مهم توجه كنيد:
حضرت علي عليهالسلام كه دوم شخصيت عالم هستي ميباشد در چند مورد از رسول خدا(ص) سوال كرد: آيا در لحظه مرگ دين من سالم خواهد بود؟ و پيامبر فرمودند: بله.
آيا زماني كه شخصي مثل اميرالمؤمنين(ع) نسبت به عاقبت كار خود دغدغه دارد، ما ميتوانيم با خيال راحت فريب تحصيلات و كارهاي خود را بخوريم و راه حق را براي خود تضمين شده بدانيم؟
در قرآن ميخوانيم كه حضرت يوسف در اواخر دوران پر فراز و نشيب خود كه به حكومت الهي رسيده بود، باز از خدا ميخواست كه مسلم از دنيا برود و ميگفت: «تَوَفَّني مُسْلِماً»(1)يعني جان مرا زماني بگير كه من صددرصد بنده مطيع و تسليم تو باشم.
در قرآن ميخوانيم بعضي از انبياء به نسل خود سفارش ميكردند راه مستقيم را تا لحظه آخر از دست ندهيد: «فَلا تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُون»(2).
در قرآن موارد متعددي يافت ميشود كه افرادي راه مستقيم را رها كردند و بعد از ايمان، كافر شدند: «الَّذينَ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا»(1).
بعد از خداپرستي سراغ گوساله پرستي رفتند: «ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْل»(2).
بعد از دريافت نعمتهاي ويژه الهي سوي دنياگرايي رفتند نظير بلعم باعورا كه اسم اعظم و علوم خاصي را از جانب خداوند دريافت كرد ولي به خاطر جاذبههاي مادي از آنها دست برداشت و گرفتار هوسهاي زود گذر شده و در دام شيطان قرار گرفت(3).
قرآن بارها از شيطان، با سابقه طولاني عبادتش به عنوان موجود بد عاقبت نام برده و در مقابل از افرادي به عنوان خوش عاقبت ستايش كرده نظير ساحراني كه با دستور فرعون براي رسوا كردن موسي اجتماع كردند و بعد از عمري انحراف در سحر و جادو، در يك لحظه به خداي موسي ايمان آورده و به سجده افتادند و تهديدات فرعون را پوچ انگاشتند.
آري آنقدر راههاي انحرافي، افكار، اعمال، وسوسهها، دوستان و جاذبههاي انحرافي هست كه هر مسلماني حداقل روزي ده مرتبه بايد در نمازهاي خود از خدا با جمله «اهدنا الصراط المستقيم» در فهميدن، در عمل و در دور نگه داشتن عمل از آفات، مدد بجويد.
در قرآن ميخوانيم كه در مشكلات از نماز كمك بگيريد «وَ اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاة» (1)و در روايات براي حل مشكلات و برآورده شدن حاجات سفارش به نمازهايي شده است كه از نمونههاي برجسته آن نماز جعفر طيار است.
در حديث ميخوانيم هر گاه براي پيامبر اسلام(ص) و حضرت علي(ع) مشكلاتي پيش ميآمد نماز ميخواندند و دعا ميكردند.
در حديث ديگري ميخوانيم دعاي بعد از نماز مستجاب و حاجات برآورده ميشود.
در تاريخ ميخوانيم: هر گاه براي بوعليسينا مشكلي علمي پيش ميآمد، دو ركعت نماز ميخواند و از خدا استمداد ميكرد.
قرآن در سوره نساء آيه 102 نحوه اقامه نماز در جبههها را مطرح كرده است و ميفرمايد: «وَ إِذا كُنْتَ فِيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلاةَ فَلْتَقُمْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ مَعَكَ وَ لْيأْخُذُوا أَسْلِحَتَهُمْ فَإِذا سَجَدُوا فَلْيكُونُوا مِنْ وَرائِكُمْ وَ لْتَأْتِ طائِفَةٌ أُخْرى لَمْ يصَلُّوا فَلْيصَلُّوا مَعَكَ وَ لْيأْخُذُوا حِذْرَهُمْ وَ أَسْلِحَتَهُمْ وَدَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ تَغْفُلُونَ عَنْ أَسْلِحَتِكُمْ وَ أَمْتِعَتِكُمْ فَيمِيلُونَ عَلَيكُمْ مَيلَةً واحِدَةً وَ لا جُناحَ عَلَيكُمْ إِنْ كانَ بِكُمْ أَذىً مِنْ مَطَرٍ أَوْ كُنْتُمْ مَرْضى أَنْ تَضَعُوا أَسْلِحَتَكُمْ
1) بقره، 45
وَ خُذُوا حِذْرَكُمْ إِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْكافِرِينَ عَذاباً مُهِيناً» (1)
(اى پيامبر!) هر گاه (در سفرهاى جهادى) در ميان سپاه اسلام بودى و براى آنان نماز برپا داشتى، پس گروهى از آنان با تو (به نماز) بايستند و سلاحهاى خود را همراه داشته باشند، پس چون سجده كردند (قيام نمايند و ركعت دوّم را فرادى انجام داده پس بروند و) پشت سر شما (نگهبان) باشند، و گروه ديگر كه نماز نخواندهاند (از ركعت دوّم) با تو نماز بخوانند و وسايل دفاع و سلاحهاى خود را با خود داشته باشند، كافران دوست دارند كه شما از سلاح و ساز و برگ خود غافل شويد تا يكباره بر شما حمله آورند، و اگر از باران رنجى به شما رسيد يا بيمار و مجروح بوديد، گناهى بر شما نيست كه سلاحهايتان را بر زمين بگذاريد و (فقط) وسايل دفاع با خود داشته باشيد. همانا خداوند براى كافران عذابى خواركننده فراهم كرده است.
در سال ششم هجرى، پيامبر صليالله عليه و آله و سلم با گروهى به سوى مكّه عزيمت كردند. در منطقهى حديبيه، با خالد بن وليد و دويست نفر همراه او مواجه شدند كه براى جلوگيرى از ورود آن حضرت، سنگر گرفته بودند. پس از اذانِ بلال و برپايى نماز جماعت، خالد بن وليد فرصت را مناسب ديد كه هنگام نماز عصر يكباره حمله كند كه در اين هنگام آيه مذكور نازل شد و از توطئه دشمنان خبر داد.
1) نساء، 102
خالد پس از ديدن اين معجزه، مسلمان شد. در اين نماز، گروه اوّل پس از پايان ركعت اوّل، برخاسته بقيه نماز را خود تمام مىكنند و امام جماعت صبر مىكند تا گروه ديگر به ركعت دوّم برسند و با سلاح، به نماز جماعت بپيوندند.
اين آيه بيانگر اين مطلب است كه:
نماز، حتّى در صحنه جنگ نيز تعطيل نمىشود و رزمنده نميتواند بىنماز باشد.
در اهميت نماز جماعت همين بس كه در جبهه جنگ با دشمن، حتّى با يك ركعت هم برپا مىشود.
در هنگام پيش آمدن دو وظيفه (جهاد و نماز)، نبايد يكى فداى ديگرى شود.
در همه حال، هشيارى لازم است و حتّى نماز هم نبايد مسلمانان را از خطر دشمن غافل كند.
رهبر، محور وحدت و عبادت است.
در تاريخ ميخوانيم: كه حضرت علي عليهالسلام در جنگ صفين گاهي به آسمان نگاه ميكرد، پرسيدند: دليل نگاه شما چيست؟ فرمود: مراعات وقت نماز ميكنم. گفتند: الآن در گرما گرم جنگ هستيم. فرمود: نبايد از نماز غافل شويم. نمونه ديگرش را نماز امام حسين عليهالسلام در ظهر عاشورا مشاهده ميكنيم كه براي دو ركعت نماز سي تير به سوي حضرت رها شد. نماز اول وقت آن هم
با جماعت در برابر دشمن، نمازي كه به قيمت شهيد شدن و مجروح شدن برخي از ياران حضرت انجاميد.
طواف از اركان حج است و براي هر طوافي دو ركعت نماز الزامي است.
در حديث ميخوانيم شخصي به علت محروميت از حج ناراحت بود كه حضرت (ع) به او فرمودند به نماز جمعه برو كه آن حج مساكين است: «عَلَيكَ بِالْجُمُعَةِ فَإِنَّهَا حَجُّ الْمَسَاكِين» (1)
حضرت ابراهيم دليل هجرت خودش را به مكه، انجام مراسم حج يا عمره ندانست، بلكه فرمود: من با زن و بچه به اين منطقه هجرت ميكنم براي اقامه نماز: «رَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيتي بِوادٍ غَيرِ ذي زَرْعٍ عِنْدَ بَيتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنا لِيقيمُوا الصَّلاةَ» (2)
تمام مساجد و مكانهاي عبادي در طول تاريخ، تحت عنوان وقف عام ساخته شده و براي تعمير و عمران آنها نيز، موقوفات بسياري از
سوي مردم نيكوكار قرار داده شده است. اصولاً مسجد وقف است و از ملك مردم خارج شده است.
مشركين به حضرت شعيب(ع) ميگفتند:اي شعيب، آيا نمازت به تو امر ميكند كه در مقابل مراسم سنتي ما بايستي و نگذاري ما راه نياكان خود را برويم: «قالُوا يا شُعَيبُ أَ صَلاتُكَ تَأْمُرُكَ أَنْ نَتْرُكَ ما يعْبُدُ آباؤُنا أَوْ أَنْ نَفْعَلَ في أَمْوالِنا ما نَشؤُا»(1).
از اين آيه معلوم ميشود نماز واقعي، انسان را شخصي با صلابت، مقاوم، مبارز و مصلح ميسازد كه حتي مخالفين ميگويند: اين قدرتِ نماز است كه انبياء را اين گونه مخالف شرك قرار داده است.
در نماز با صفات خداوند نيز آشنا ميشويم، نظير؛ مالكيت، رحمانيت، ربوبيت، عظمت، معبوديت، الوهيت، هدايت، وحدانيت و صمديت او.
نمازگزار در نماز از خدا ميخواهد به راه كساني هدايت شود كه خداوند به آنها نعمت ويژه داده است «صِراطَ الَّذينَ أَنْعَمْتَ عَلَيهِم»
1) هود 87
كه اين افراد در ديگر آيات قرآن كريم انبيا، صديقين، شهدا و صالحان معرفي شده اند: «وَ مَنْ يطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيهِمْ مِنَ النَّبِيينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ»(1).
گويا غير از انبيا و شهدا و صدّيقان و صالحان، ديگران بيراهه مىروند و راه مستقيم، منحصراً راه يكى از اين چهار گروه است. در روايات، بهترين نمونهى صدّيقان، امامان معصوم عليهم السلام و حضرت صديقه زهرا سلام الله عليها معرّفى شده است. مراد از «شهدا» هم، يا كشتگان ميدان جهادند يا گواهان اعمال در قيامت(2).
قرآن ميفرمايد: «وَ أَقيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ أَطيعُوا الرَّسُول»(3)يعني نماز و زكات بايد در كنار ولايت پذيري و در سايه اطاعت از رهبر آسماني باشد و به عبارت ديگر عبادت بايد در كنار سياستِ صحيح باشد.
همچنين در نماز با جمله «السَّلَامُ عَلَيكَ أَيهَا النَّبِي وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ» نسبت به شخص پيامبر اسلام اظهار عشق و ادب ميكنيم. همانگونه كه در اذان و اقامه و تشهد به رسالت حضرت گواهي ميدهيم و اين وعده خداوند به پيامبر است كه ميفرمايد: «وَ رَفَعْنا
لَكَ ذِكْرَك»(1)نام تو را بلند مرتبه قرار ميدهيم و خداوند تجليل و تكريم پيامبر را در آيه 157 سوره اعراف نشانه فلاح و رستگاري قطعي مؤمنان دانسته و با كلمه «هُمُ الْمُفْلِحُون» از آنان ياد كرده است.
ما ماموريم كه در تشهد نماز نسبت به اهل بيت پيامبر سلام و درود بفرستيم و علاقه خود را در قالب صلوات بر ايشان ابراز ميكنيم: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد»
اين صلوات بر اهل بيت پيامبر، در تشهد اهل سنت نيز وجود دارد و امام شافعي در اشعار خود ميگويد:اي اهل بيت پيامبر، در ارزش شما همين بس كه اطاعت شما واجب و هر كس در نماز بر شما صلوات نفرست، نمازش باطل است:
يا آل بيت رسول اللّه حبّكم ***فرض من اللّه فى القرآن أنزله
يكفيكم من عظيم المجد أنّكم ***من لم يصلّ عليكم لا صلاة له» (2)
در پايان هر نماز تسبيحات فاطمه زهرا سلامالله عليها بهترين تعقيب شمرده شده و پاداش هزار ركعت نماز دارد. در حديث ميخوانيم: كه امام رضا عليهالسلام بعد از نماز خود به هريك از ائمه معصومين سلام ميكردند.
در مواردي نماز و قرآن در كنار يكديگر ذكر شدهاند مثلاً در قرآن ميخوانيم: «الَّذينَ يتْلُونَ كِتابَ اللَّهِ وَ أَقامُوا الصَّلاة»(1)و در جاي ديگر ميخوانيم: «الَّذينَ يمَسِّكُونَ بِالْكِتابِ وَ أَقامُوا الصَّلاة»(2).
امام رضا عليهالسلام فرمودند: در نماز قرائت سوره حمد واجب شد تا قرآن مطرح شود و مهجور نشود.(3)به اين ترتيب كساني كه نماز ميخوانند در هر شبانه روز حداقل 2 سوره از قرآن را بارها ميخوانند.
در آيات قرآن نيز بحث نماز، عبادت، ركوع، سجود، قنوت و تسبيح به چشم ميخورد. بنابراين هم قرآن ما را به نماز سوق ميدهد و هم نماز ما را به سمت قرآن سوق ميدهد، همان گونه كه ريشه درخت، مواد غذايي را به شاخه تحويل ميدهد و شاخه نيز انرژي دريافت شده از نور را به ريشه ميرساند.
در حديث ميخوانيم اگر نماز قبول شود، ساير عبادات نيز قبول ميشود و اگر نماز قبول نشود، ديگر عبادات نيز قبول نميشود.
آري پيوند پذيرش عبادات ديگر به قبولى نماز، نقش كليدى آن را نشان مىدهد مثل آنكه اگر پليس، از شما گواهينامه رانندگى بخواهد، شما هر مدرك و كارت شناسايى معتبر ديگرى هم ارائه دهيد، پذيرفته نميشود. مجوّز رانندگى، داشتن گواهينامه است و بدون آن تمام مدارك بى اثر خواهد بود. در قيامت نيز مجوّز عبور از صراط، اقامه نماز است.
در قرآن ميخوانيم كه اقامه نماز همراه با ايمان به تمام كتب آسماني قبل مطرح شده است: « وَ الْمُؤْمِنُونَ يؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيكَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَ الْمُقيمينَ الصَّلاة»(1). همانگونه كه فرمان در نماز كتب آسماني ديگر نيز مطرح شده است.
در قرآن ميخوانيم: «أَقيمُوا الصَّلاةَ وَ اتَّقُوه»(2)يعني نماز را به پا داريد و خود را از مخالفت با اوامر الهي حفظ كنيد. همچنين در جاي ديگر ميخوانيم شرط قبولي هر كار خوبي آن است كه افراد با تقوا آن را انجام دهند كه اين مطلب نشان ميدهد، هر كاري، از هر كسي قبول نميشود، همان گونه كه ما آب را با در ظرف تميز ميخوريم و نه با هر ظرفي، اگر شربتي را در ظرف كثيف بريزند، هيچ كس مصرف نميكند. آري شرط قبولي اعمال نيز تقواست كه ظرف دروني انسان را پاك ميكند. «إِنَّما يتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقين» (3)شرط قبولی هر کار خوبی آن است که افراد با تقوا آن را انجام دهند این مطلب نشان میدهد که هر کاری از هر کسی قبول نمی شود همان گونه که ما آب را با ظرف تمیز میخوریم و نه با هر ،ظرفی اگر شربتی را در ظرف
کثیف بریزند، هیچ کس مصرف نمی کند. آری شرط قبولی اعمال نیز تقواست که ظرف درونی انسان را پاک می کند.
قرآن كريم ميفرمايد: «يأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ ينْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يقيمُونَ الصَّلاة» (1)و در آيه ديگر ميخوانيم: «الَّذينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاة» (2)يعني صالحين همين كه حكومت را در دست گرفتند، اقامه نماز و زكات و امر به معروف و نهي از منكر را با هم انجام ميدهند.
در اذان با كلمه «حَي عَلَى الصَّلَاة» مردم را به بزرگترين معروفها كه نماز است دعوت ميكنيم در عين حال كه نماز خود نهي از منكر است: «إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ»(3).
البته معناي آيه اين نيست كه نمازگزار ديگر قادر به انجام فحشا و منكر نيست، بلكه معناي آيه اين است كه نماز به انسان خلافكار نهيب ميزند كه اثر آن يا ترك خلاف است و يا توبه و استغفار. نظير اينكه ميگوييم لباس سفيد انسان را از آلودگي حفظ ميكند به اين معنا كه هرگاه خواست به سمت آلودگي برود، لباس سفيدش به او نهيب ميزند و يا در صورت آلوده شدن به او نهيب ميزند كه هرچه سريعتر آن را تميز كند.
در قرآن ميخوانيم: «فَإِنْ تابُوا وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ فَإِخْوانُكُمْ فِي الدِّين»(1)يعني يكي از شروط قبولي توبه، اقامه نماز است. آري كسي كه تارك نماز بوده اگر توبه كرد بايد نمازهاي متروكه خود را قضا كند.
اصولاً در قرآن هر جا كلمه «تابُوا» آمده در كنارش يك دستور ديگر نيز هست نظير؛ توبه و نماز، توبه و اصلاح «تابُوا وَ أَصْلَحُوا»(2)، توبه و ايمان «وَ الَّذينَ عَمِلُوا السَّيئاتِ ثُمَّ تابُوا مِنْ بَعْدِها وَ آمَنُوا»(3)، توبه و تبعيت از پيامبر(ص) «فَاغْفِرْ لِلَّذينَ تابُوا وَ اتَّبَعُوا سَبيلَك»(4).
قرآن ميفرمايد: «مُنيبينَ إِلَيهِ وَ اتَّقُوهُ وَ أَقيمُوا الصَّلاة» (5)يعني خداوند انابه و تضرع به سوي خود و تقوا و اقامه نماز را با هم ديده است كه نشان ميدهد وجود هر يك بدون ديگري كارساز نيست.
با كمال تأسف افرادي در جلسات مناجات، توسل و دعا شركت ميكنند و جلسات هفتگي و ماهيانه در اين امور دارند ولي حضورشان در نماز جمعه يا جماعت كمرنگ يا بي رنگ است. از
سوي ديگر افرادي به نماز ميايستند ولي دامن خود را از گناهان حفظ نميكنند، در حالي كه قرآن، نماز و تقوا و انابه را در كنار هم قرار داده است.
قرآن ميفرمايد: «وَ أَوْحَينا إِلَيهِمْ فِعْلَ الْخَيراتِ وَ إِقامَ الصَّلاة»(1)يعني ما به انبياء وحي كرديم كارهاي خير انجام دهند و نماز را اقامه كنند. در اين آيه تمام كارهاي خير در يك كفه ترازو و اقامه نماز در كفه ديگر ترازو قرار گرفته است كه نشان از همسنگي اين دو دارد.
قرآن ميفرمايد: حضرت زكريا آن گاه كه در محراب نماز ايستاده بود، بشارت فرزند را از فرشتگان دريافت كرد: «فَنادَتْهُ الْمَلائِكَةُ وَ هُوَ قائِمٌ يصَلِّي فِي الْمِحْرابِ أَنَّ اللَّهَ يبَشِّرُكَ بِيحْيى» (2)
در هر نماز، انسان بندگي خود را نسبت به خداوند با زبان و عمل اعلام ميكند. اين تجديد ميثاق به طور فردي و اجتماعي، گاهي بلند و گاهي آهسته، ايستاده و خميده و نشسته، شبانه و روزانه و به طور دائم در نماز صورت ميگيرد.
در بعضى روايات مىخوانيم كه نماز، هم اوّلين سفارش انبيا بوده و هم آخرين وصيت اوليا(1).
در تاريخ زندگى امام صادق(ع) آمده است كه حضرت در آخرين لحظههاى عمر مبارك خود چشم باز كرده و خواستند كه تمام بستگان جمع شوند و سپس فرمودند: شفاعت ما شامل كسانى كه نسبت به نماز سهلانگارى كنند نخواهد شد: «لَا ينَالُ شَفَاعَتَنَا مَنِ اسْتَخَفَّ بِالصَّلَاة»(2).
نماز يعني ايمان. بعد از حدود 15 سال كه مسلمانان به سوى بيتالمقدّس نماز مىخواندند، وقتى به دلائلى قبله به سوى كعبه تغيير كرد، سؤالى براى مسلمانان پيش آمد كه نمازهاى قبلى ما چه حكمى دارد؟ اين مسئله را از پيامبر پرسيدند. آيه نازل شد كه نمازهاى قبلى شما صحيح است و خداوند پاداش نمازهاى شما را ضايع نمىكند.
لكن آيهاى كه نازل شد اين بود: «وَ ما كانَ اللَّهُ لِيضيعَ إيمانَكُم»(3)خداوند ايمان شما را ضايع نمىكند. يعنى به جاى اينكه بگويد
نمازهايتان از بين نرفته و صحيح است، مىفرمايد: ايمانتان ضايع نشده، كه اين تعبير نشان دهنده آن است كه نماز يعنى ايمان و ترك نماز يعنى ترك ايمان.
بر خلاف تصوّر بعضى كه نماز را تكراري مىدانند، نماز نردبان ترقى است كه هر چه بيشتر با حضور قلب خوانده شود بالاتر مىروى، گرچه در ظاهر ركوع و سجودها تكرار مىشود ولى در حقيقت همانند پلّههاى نردبانى است كه موجب بالا رفتن معرفت و ايمان انسان مىشود.
به تعبير ديگر اين اعمال به ظاهر تكرارى، همانند كلنگى است كه براى حفر چاه مىزنند، كلنگ زدن در ظاهر تكرارى است، امّا در واقع هر كلنگى كه مىزنيد به عمق بيشترى مىرويد و يك قدم به آب نزديكتر مىشويد. به هر حال، ظاهر نماز تكرارى است، امّا در واقع عمق بخشيدن به بندگي است.
از شرايط تربيت و تزكيه و خودسازي، بهره گرفتن از غذاي حلال است. اگر شكم انسان از غذاي حرام پر شود، نصيحت و كلام امام معصوم عليهالسلام نيز كارساز نيست.
امام حسين عليه السلام در روز عاشورا چند بار
مردم را نصيحت كردند و در آخر فرمودند: شكم شما از حرام پر شده است «فَقَدْ مُلِئَتْ بُطُونُكُمْ مِنَ الْحَرَام» (1)كه سخنان مرا نميشنويد.
امروز متخصصين تعليم و تربيت شرق و غرب، از نقش تغذيه در تربيت غافلاند و اين از امتيازات اسلام است كه تغذيه حلال را بستري براي خود سازي و تربيت قرار داده است.
در روايات ميخوانيم: كسي كه شراب بنوشد تا مدّتي نماز او گرچه واجب است و انجامش رفع تكليف ميكند، ولي قبول نميشود. همچنين در روايات نماز شب، رمز سلامتى بدن و روشنايى قبر دانسته شده است(2).
اصل نماز توجه قلبی است و از نماز آن مقداری قبول میشود که در آن توجه قلبی باشد شروع نماز با قلب و نیت است بعد با زبان بعد با حرکات بدن نماز بدون حضور قلب نظیر میوه های تزیینی و پلاستیکی است. حضور قلب نظیر نخ اسکناسی است که اگر نباشد، اسکناس قابل قبول نیست.
جالب آنکه هر یک از واجبات و مستحبات نماز در موقعیت خاصی است مانند قرائت در حال ،قیام ذکر در حال رکوع و سجده ولی آنچه در تمام نماز شرط ،است نیت و حضور قلب می باشد.
اسلام براي زمانهايي كه همه خوابند ولي دلهاي مردان خدا بيدار است، نماز شب را قرار داده و براي شركت بيشتر مردم همه نوع تسهيلات را در آن نهاده است مانند: ايستاده يا نشسته خواندن، بلند يا آهسته خواندن، با سوره يا بدون سوره خواندن، و اگر وقت كم بود به ركعات آخر نماز شب (شفع و وتر) قناعت كردن.
خداوند در سوره اسراء آيه 79 ميفرمايد «وَ مِنَ اللَّيلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَسى أَنْ يبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً»(1)و پاسى از شب را بيدار باش و تهجّد و عبادت كن و اين وظيفهاى افزون براى توست، باشد كه پروردگارت تو را به مقامى محمود و پسنديده برانگيزد.
«هجود»، به معناى خوابيدن است و «تهَجُّدْ»، به معناى برطرف كردن خواب با عبادت مىباشد. نماز شب از نمازهاى بسيار با فضيلت است و در سورههاى مزّمل و مدّثر نيز بيان شده است: «قُمِ اللَّيلَ إِلَّا قَلِيلًا». در روايات بيش از 30 فضيلت براى نماز شب برشمرده شده است كه به برخى ازآنها اشاره مىشود:
تمام انبيا نمازشب داشتند.
نماز شب، رمز سلامتى بدن و روشنايى قبر است(2).
نماز شب، در اخلاق، رزق، برطرف شدن اندوه، اداى دين و نور چشم مؤثّر است(1).
نماز شب، گناه روز را محو مىكند و نور قيامت است(2).
امام صادق (عليه السلام) مىفرمايد: پاداش نماز شب آن قدر زياد است كه خداوند مىفرمايد: «فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِي لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْينٍ جَزاءً بِما كانُوا يعْمَلُونَ»(3)يعني هيچ كس پاداشى را كه براى آنان در نظر گرفته شده نمىداند(4).
امام صادق (عليه السلام) مىفرمايد: شرف مؤمن، نماز شب است و عزّتش، اذيت نكردن مردم.
ابوذر كنار كعبه مردم را نصيحت مىكرد كه براى وحشت و تنهايى قبر، در دل شب دو ركعت نماز بخوانيد.
درمانده كسى است كه ديگران را از نماز شب محروم باشد.
بهترين شما كسى است كه اطعام كرده و آشكارا سلام كند و هنگامى كه مردم در خوابند، نماز بخواند.
سه چيز بر پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله واجب بود و بر ديگران مستحبّ: نماز شب، مسواك و سحرخيزى(5). آرى جايگاه رهبرى، مستلزم تكاليف سنگينترى است.
گر چه ركوع و سجود براي قرب به خدا و بندگي اوست، اما در اين اعمال نوعي ورزش بدني نيز نهفته است. نظير فردي كه با دست لباس ميشويد و هدفش تميزي لباس است، اما در اين كار نوعي ورزش، نيز نهفته است. عبادات اسلام همراه با نوعي حركت است و با سلامتي رابطه دارد، در حج و جهاد وصله رحم و عيادت و زيارت حركت است و در روزه نيز به مسائل سلامتي توجه شده تا آنجا كه فرمودند «صُومُوا تَصِحُّوا» (1)
يكي از بركات نماز جماعت آن است كه گاهي افرادِ بزرگ سال به جوانها اقتدا ميكنند كه در اين اقتدا نوعي تواضع است. آري همينكه همه مردم با هر مقام و موقعيتي كه دارند در كنار هم و هماهنگ با هم بدون هيچگونه تشريفات قرار ميگيرند روحيه تواضع و فروتني شكوفا ميشود.
قرآن كريم ميفرمايد: قطعاً مومناني رستگارند كه در نمازشان خشوع داشته باشند(2).
از پيامبر اكرم(ص) سوال كردند خشوع در نماز چيست؟ حضرت در پاسخ فرمود: با تمام قلب، توجه به خدا.
نماز براى رسول اللَّه (صلى اللَّه عليه و آله) و امثال او نور چشم است و لكن براى بعضىها كه خشوع ندارند، بار سنگين است. خشوع، مربوط به قلب و روح و خضوع، مربوط به اعضاى بدن است. نمازِ با توجّه، انسان را به ياد قدرت بىنهايت خدا مىاندازد و غير او را هر چه باشد كوچك جلوه مىدهد. مِهر او را در دل زياد مىكند، روحيهى توكّل را تقويت مىكند و انسان را از وابستگىهاى مادّى مىرهاند.
در حديث ميخوانيم كه حضرت مردي را ديد كه در نماز با ريش خود بازي ميكند. فرمودند: اگر قلب او خاشع بود اين كار را نميكرد و در ادامه فرمودند: خشوع، زينت نماز است و كسي كه خشوع ندارد، نماز كاملي ندارد.
همسر پيامبر ميگويد: پيامبر با ما گفتگو ميكرد و همينكه وقت نماز ميرسيد، گويا ما را نميشناخت. حضرت علي هنگام نماز رنگ صورتش تغيير ميكرد و ميلرزيد و ميفرمود: وقت اداء امانتي فرا رسيده است كه خداوند بر آسمانها و زمين عرضه داشت و آنها نپذيرفتند اما انسان پذيرفت.
خشوع فاطمه زهرا(س) در نماز به گونهاي بود كه نوري از محرابش به آسمان ميدرخشيد و خداوند با آن نور بر فرشتگانش
مباهات ميكرد و ميفرمود شما را گواه ميگيرم كه شيعيان او را از آتش ايمن كرده ام(1).
امام صادق(ع) فرمودند: نشانه خشوع در چشم، فرو بستن آن است. طبرسي در تفسير خود ميگويد: منظور، به چپ و راست توجه نكردن است.
ساير ائمه اطهار(ع) نيز اينگونه بودهاند، چنانكه در رابطه با امام حسن مجتي(ع) داريم كه رنگ صورتش تغيير ميكرد (تغير لونه) و در رابطه با امام كاظم(ع) داريم كه رنگ صورتش زرد ميشد: (اصفر وجهه) و راجع به امام باقر و امام صادق(ع) داريم كه (تغيرت الوانهما).
اسلام براي اقامه نماز سفارشاتي دارد تا انسان در نماز حضور قلب داشته باشد و از چيزهايي كه مانع تمركز فكر است نهي كرده كه به چند نمونه اشاره ميشود:
1- روبروي درب باز نماز نخوانيد.
2 - روبروي آتش، وسط راه و در حال نگاه داشتن بول و غائط نماز نخوانيد.
3- در حديث ميخوانيم: هنگام نماز در مقابل پيامبر اسلام(ص) پردهاي آويخته بودند كه در آن طرحهاي نقاشي شده بود. حضرت
1) بحار، ج 43، ص 172.
فرمودند: پرده را برداريد تا هنگام نماز، تمركز و حضور قلب من از بين نرود.
با توجه به اين حديث بايد محرابهاي مساجد دور از هرگونه تصوير و نقاشي باشد و ما نبايد به اسم هنر و يا تقليد از ديگران، جلوي نمازگزاران صحنههاي تمركززا طراحي كنيم.
4- نماز در حمام، آشپزخانه نيز كراهت دارد.
در نماز بايد روي پاي خود بايستيم و نبايد به ديگران يا ديوار يا ستون مسجد تكيه كنيم. همچنين در وضو گرفتن نبايد كسي ما را در وضو گرفتن كمك كند. اين مطلب تأكيدي ديگر بر خوداتكائي و استقلال و روي پاي خود ايستادن است.
184.پيوند نماز با سحرخيزي
قرآن كريم، دريافت مقام محمود را وابسته به سحرخيزي و تهجد ميداند و با اين كه به صبح و فجر و پيش از ظهر و عصر يك بار سوگند خورده ولي به سحر سه بار سوگند خورده تا به ما هشدار دهد بهترين وقتها سحر است.
در ورايات ميخوانيم: پيشوايان معصوم از فرصت سحر و بين الطلوعين براي نيايش بهرهها گرفتهاند. با كمال تأسف امروزه در جوامع بشري دير خوابيدن تبديل به يك عادت شده و متأسفانه اكثر
مردم از لذت سحرخيزي (جز ماه مبارك رمضان) محروماند، در حالي كه در روايات ميخوانيم: محروم واقعي كسي است كه از سحرخيزي و نماز شب محروم باشد.
قرآن براي بعضي كارها پاداش دو برابر و براي بعضي امور پاداش چند برابر يا ده برابر و براي بعضي از انفاقها و كمكرسانيهاي خالصانه پاداش هفتصد برابر و بيشتر بيان داشته اما براي كساني كه سحرخيزند و پهلوي خود را از رختخواب جدا كرده و به مناجات ميايستند، پاداشي را ذخيره كرده كه هيچ انساني مقدار آن را نميداند: «فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِي لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْينٍ جَزاءً» (1)
قرآن در مورد نماز، عبادات «حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ» و «عَلى صَلَواتِهِمْ يحافِظُون» را به كار برده است كه از اين تعبيرات استفاده ميشود، نماز به مراقبت و محافظت نياز دارد و نماز همچون يك گوهر گران بها و ظريف ميباشد كه اگر محفاظت نشود، ضايع شده و از دست ميرود.
امام زين العابدين(ع) در سحرهاي ماه مبارك رمضان در دعايي كه به ابوحمزه ثمالي ياد دادند، ميفرمايند: خدايا چرا هر وقت به نماز ميايستم رخوت و كسالت بر من عارض ميشود؟ چه شده كه اين گونه شده ام؟
1) سجده 17
آن حضرت عواملي براي اين حالت بيان ميكنند و از جمله ميفرمايند: شايد اين سنگيني در عبادت؛
به خاطر آن باشد كه حرفهاي ياوه گفته يا شنيده ام،
شايد به خاطر آن باشد كه از مجالس دانشمندان دوري كرده ام،
شايد به خاطر آن باشد كه صداقت در كلام من نيست،
شايد به خاطر آن باشد كه آن قدر گناه كردهام كه لياقت گفتگو با تو را از دست داده ام،
و با اين كلمات آفتهايي را بيان ميكنند كه هر يك از آنان ميتواند لذت عبادت را از انسان بگيرد و رخوت و سنگيني به انسان بدهد(1).
به گفته قرآن كريم، هم انسان بايد نماز را حفظ كند و بر پاي دارد «وَ الَّذينَ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ يحافِظُون»(2)و «حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَ الصَّلاةِ الْوُسْطى»(3)و هم نماز انسان را حفظ ميكند: «الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَر»(4).
همچنين قرآن ميفرمايد: هنگامي كه در جبهه و در مقابل دشمن نماز ميگذاريد، اسلحه خود را به همراه داشته باشيد و لحظهاي از
اسلحه خود جدا نشويد تا جان شما حفظ شود: «وَ إِذا كُنْتَ فيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلاةَ فَلْتَقُمْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ مَعَكَ وَ لْيأْخُذُوا أَسْلِحَتَهُم»(1).
به راستي قرآن چه گونه كتابي است كه اينچنين مومنين را هوشيار و جامع نگر تربيت ميكند؛
هم به اصل نماز توجه دارد، هم به جماعت، هم به حفظ جان رزمندگان، هم توجه به نماز اول وقت.
در حديث مىخوانيم كه هر كس مىخواهد بداند مقام و ارزش او نزد خداوند چگونه است، ببيند كه خداوند نزد او چه مقامى دارد(2). اگر نماز در نزد تو بزرگ و محترم بود، تو نيز نزد خداوند احترام دارى و اگر نسبت به انجام فرمان او بىتفاوت بودى، مقام و ارزشى نزد او ندارى و همچنين اگر نماز ترا از فساد و فحشا بازداشت، نشانه تأثير و قبولى نماز است.
قرآن مىفرمايد: «وَ اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ وَ إِنَّها لَكَبيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخاشِعين»(3)نماز بار سنگينى است مگر براى افراد خاشع. بنابراين هرگاه احساس كرديم نماز براى ما سنگين است بايد بفهميم روح خشوع نسبت به پروردگارمان نداريم و رفتن خشوع زمينه بى تفاوتى و كبر است.
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر