ghaemiyeh.com
سرشناسه : محدثي، جواد، ۱۳۳۲ -
عنوان و نام پديدآور : نگاهي به دعاهاي قرآني/ جواد محدثي.
مشخصات نشر : تهران: مشعر، ۱۳۸۶.
مشخصات ظاهري : ۴۰ ص.؛ ۱۱×۱۷ سم.
شابك : ۲۰۰۰ ريال978-964-540-070-3:
وضعيت فهرست نويسي : فيپا
موضوع : قرآن -- ادعيه.
موضوع : قرآن -- برگزيدهها -- ترجمهها.
موضوع : دعاها.
رده بندي كنگره : BP۸۷/م۲۴ن۸ ۱۳۸۶
رده بندي ديويي : ۲۹۷/۱۵۷
شماره كتابشناسي ملي : ۱۱۷۲۷۲۳
دعاهاى قرآنى
دعا، زبان عشق و نياز بنده به درگاه خداى بى نياز است.
پيامبران الهى، امامان معصوم، اولياى خدا و بندگان وارسته، همواره دستى به دعا مىگشودند و چشمى به اميد به فضل پروردگار و رحمت حق.
از «زبور داود» گرفته، تا مناجات هاى پيامبر خدا (ص) و امام على (ع) و صحيفه سجاديه حضرت زين العابدين و نيايش امام حسين (ع) در عرفات و ساير فرازهاى برجسته و جلوه هاى روشنى كه در ادعيه وجود دارد.
دعا، تنها تكرار زبانى الفاظ نيست، بلكه ابراز برترين نيازها و خواسته ها، از عمق وجود و صميم دل، از پيشگاه پروردگارى است كه قادر مطلق است و
سررشتهدار همه امور عالم و رقم زننده مقدّرات بندگان. اين «حال دعا»، وقتى پديد مىآيد كه معرفت و شناخت ما نسبت به «قدرت و نعمت خدا» و «عجز و نياز خويش» كامل باشد، تا رابطهاى به نام «نيايش» و دعا ميان بنده و مولايش پديد آيد.
اين كه از خداوند، «چه بخواهيم»، مسأله مهمّى است.
هر كس به اندازه معرفت و به تناسب سطح شناخت و شعور خويش حاجت مىطلبد. و اين نيازخواهى، در بعضى تنها در قلمرو خواستههاى حقير و مادّى و دنيوى و خوراك و لباس و مسكن و مال است، و در بعضى بسيار متعالى است و معنويات و اخرويّات را هم شامل مىشود. از اين رو تأكيد شده كه انسان «دعاهاى مأثور» را بخواند، كه از زبان اولياى الهى بيان شده است و متعالى ترين خواسته ها و لازم ترين و مفيدترين حاجتها در دعاهاى معصومين: آمده است.
در اين ميان، برخى دعاها هم از زبان پيامبران و صالحان در «قرآن كريم» آمده است. اينكه خداوند، آن دعاها را از زبان ايشان نقل فرموده است، هم اهميّت آنها را مى رساند، هم تأييد مضمون اين خواسته ها از سوى پروردگار. انس با كلام الهى و ضرورت بهرهگيرى از معارف قرآنى ايجاب مى كند كه با اين دعاها آشنا باشيم و در قنوت ها، سجدهها، نمازها و تعقيبات و مواقع ديگر از آياتى كه مضامين دعايى دارد استفاده كنيم.
شايسته است كه اين جملات دعايى قرآن را حفظ كنيم و در موارد مقتضى از آنها بهره بگيريم و به صورت شعار معنوى و عرفانى خود در زندگى قرار دهيم.
گفتنى است كه دعاهاى قرآنى بيش از آن است كه در اين مجموعه آمده است. هدف از اين جزوه، انتخاب و ارائه و نشر برخى از دعاهاى قرآنى بوده كه كوتاه،
نغز و دلنشين است و حفظ آن ها هم آسان است و اغلب اين فرازهاى نورانى، براى شما آشناست.
باشد كه دعاهايمان قرين اجابت گردد و رحمت و فضل الهى شامل حالمان شود.
جواد محدّثى
زمستان 1386
ادْعُونى أَسْتَجِبْ لَكُم (غافر «مؤمن»/ 60)
يا ربّ چو بخوانىام، «سَمِعنا» گويمفرمان تو را به جان «اطَعنا» گويم
بر من تو بفضل اگر «غَفَرنا» گويىمن آيم و «رَبّنا ظَلمنا» گويم
رَبَّنا آتِنا فِى الدُّنْيا حَسَنَة وَ فِى الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النَّار (بقره: 201)
ترجمه:
پروردگارا! در دنيا و آخرت، ما را حسنه و نيكى عطا كن و ما را از عذاب آتش نگاهدار.
«دنيا نگرى» نشان محدوديّت بينش انسان است. هستى فقط در محدوده اين جهان نمىگنجد و محصور نمى شود. آخرت، نتيجه و ثمره مرحله دنيوى اعمال ماست.
بايد بكوشيم و از خدا بخواهيم، كه هم در دنيا
سعادتمندمان كند و هم در آخرت به رستگارى و حسنات، نائل كند و هم از دوزخ نگاهمان دارد.
رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَيْنا صَبْراً وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا وَ انْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرين (بقره 250)
ترجمه:
پروردگارا، بر ما صبر و شكيبايى فرو ريز و گام هاى ما را استوار بدار و ما را بر كافران پيروز گردان.
در راه خدا، «صبر» و «ثبات قدم» لازم است، تا انسان
به «نصرت» دست يابد و پيروزى را كه ميوه درخت مقاومت است، شاهد باشد.
صبر و ثبات را خدا در دل و گام ها مىافزايد، از آن پس پيروزى بر كافران، حتمى است.
صبر و ظفر هر دو دوستان قديمندبر اثر صبر، نوبت ظفر آيد.
رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسينا أَوْ أَخْطَأْنا رَبَّنا وَ لا تَحْمِلْ عَلَيْنا إِصْراً كَما حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِنا رَبَّنا وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ وَ اعْفُ عَنَّا وَ اغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا أَنْتَ مَوْلانا فَانْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرين (بقره، 286)
ترجمه:
پروردگارا! اگر فراموش يا خطا كرديم، ما را مؤاخذه مكن.
پروردگارا! بار و تكليفى سنگين بر دوش ما مگذار، آن گونه كه بر دوش پيشينيان ما نهادى.
پروردگارا! تكليفى بيش از طاقتمان بر ما منه، از ما درگذر.
ما را ببخش، و ما را رحم كن، تو مولاى مايى.
پس ما را بر كافران پيروزى بخش.
در چاه نفس خويش گرفتارماز جهل خويش، سر به گريبانم
شرمندهام، زيان زدهام، خامممن بنده فرارى و ترسانم
تا كى به درگه كرمت دوزماين ديدگان خسته و گريانم؟
گرچه تكليف، بر اساس و به اندازه طاقت و توان است، ولى خيلى ها از انجام دادن وظيفه مقدور هم گريزانند. آنان بايد براى بخشوده شدن آن خطا، از خداوند مغفرت بطلبند.
رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنا وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّاب (آل عمران، 8)
ترجمه:
پروردگارا! پس از آن كه هدايتمان كردى، دلهاى ما را به سوى باطل مگردان، و از پيش خود براى ما رحمت ببخش، همانا تو بسيار بخشنده اى.
«هدايت»، روشنايى دل و جان است، و گناه و گمراهى، تيرگى آن.
دور از خرد است، اگر كسى از روشنايى به ظلمت نشيند و از نور ايمان دست بشويد. دل، خانه محبوب و سراپرده محبّت اوست، چرا شيطان در آن راه يابد؟
چون دل، سراى توست، نه بيگانهدر راه دل نشسته و دربانم
حاشا كه جز تو ره به دلم يابدجانم فدايت، اى همه جانانم
رَبَّنا إِنَّنا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ قِنا عَذابَ النَّار (آل عمران، 16)
ترجمه:
پروردگارا! ما ايمان آورده ايم، پس گناهان ما را ببخش و ما را از عذاب دوزخ، مصون بدار.
اى خدا! بشنو ز «طور» سينه ام فرياد تلخم را
بر سرم سنگينى كوه است
سينه ام «سينا» ى اندوه است
اى پناه بى پناهان!
بر فراز كوه غمها اشك در پاى تو مىريزم ...
قرآن، دعاى فوق را از زبان بهشتيان نقل مىكند، آنان كه اهل صبر و صدق و قنوت و انفاق و استغفار در سحرگاهانند.
رَبَّنا آمَنَّا بِما أَنْزَلْتَ وَ اتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاكْتُبْنا مَعَ الشَّاهِدين (آل عمران، 53)
ترجمه:
پروردگارا! به آنچه فرو فرستادى ايمان آورديم و از پيامبر، پيروى كرديم، پس ما را
از شاهدان و با گواهان بنويس.
ايمان به خدا، «تبعيت» از رسول را مى طلبد.
اطاعت از دستورهاى دين، نشانه و سند «ايمان» است. در اين صورت است كه خداوند، انسان را جزء «شاهدان» به شمار خواهد آورد.
بندگى كن تا كه سلطانت كنندتن رها كن تا همه جانت كنند
خوى حيوانى سزاوار تو نيستترك اين خو كن كه انسانت كنند
چون ندارى درد، درمان هم مخواهدرد پيدا كن كه درمانت كنند
رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ إِسْرافَنا فى أَمْرِنا وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا وَ انْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرين
(آل عمران، 147)
ترجمه:
پروردگارا! گناهان و اسرافكارى و از حد گذشتن ما را ببخش و قدم هايمان را استوار بدار و ما را بر گروه كافران، پيروز بگردان.
دست حاجت چو برى، پيش خداوندى بركهكريم است ورحيم است وغفور است و ودود
كرمش نامتناهى، نِعَمَش بى پايانهيچ خواننده از اين در نرود بى مقصود
دعا ى فوق، از زبان خداجويانى نقل شده كه مردانه و شجاعانه در ركاب پيامبران الهى با دشمن جنگيدند و در راه خدا از هيچ ضايعه و بلايى نهراسيدند و سست نشدند.
رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِياً يُنادي لِلْإيمانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ
فَآمَنَّا رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ كَفِّرْ عَنَّا سَيِّئاتِنا وَ تَوَفَّنا مَعَ الْأَبْرارِ (193)
رَبَّنا وَ آتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى رُسُلِكَ وَ لا تُخْزِنا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْميعاد (آل عمران 193- 194)
ترجمه:
پروردگارا! ما نداكنندهاى را شنيديم كه به ايمان فرا مى خواند، كه: به پروردگارتان ايمان بياوريد، پس ما هم ايمان آورديم. پس گناهانمان را ببخش و بدى هايمان را بپوشان و ما را با نيكان بميران.
پروردگارا! آنچه را كه از زبان فرستادگانت
به ما وعده دادهاى، به ما بده و ما را در روز قيامت، خوار مگردان، تو هرگز وعده را خلاف نخواهى كرد.
يا رب به سوز سينه پيران پاكدلاز ما هر آنچه بود ونبود ناروا، ببخش
يا رب به اشك چشم يتيمان، گذشت كنيا رب، به استغاثه اهل دعا، ببخش
دعاهاى فوق، نجواى عاشقانه سحرخيزانى است كه همواره به ياد خدايند و نشسته وايستاده و خوابيده خدا را ياد مى كنند و به هدفدارى خلقت باور دارند. اين آيات، از جمله آيات آخر سوره آل عمران است كه مستحب است هنگام برخاستن براى «نماز شب»، تلاوت شود.
قالا رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرين (اعراف، 23)
ترجمه:
پروردگارا: ما بر خويش ستم كردهايم، اگر ما را نيامرزى و رحم نكنى، از زيانكاران خواهيم بود.
گنهكار، به خود ستم مى كند، چرا كه با دست خويش، آينده اش را تباه كرده و عذاب الهى را براى خود مىخرد.
آنچه جبران كننده اين خسارت بزرگ است، آمرزش الهى است، و گر نه، فرجامى تلخ در پيش است! ...
بگذشته از شماره و حدّ و حصراندازه خطا و گناهانم با اين همه گناه كه من دارم
چون ادعا كنم كه مسلمانم؟تو آن خداى خالق و رحمانى
من بنده حقير و پشيمانم
رَبَّنا لا تَجْعَلْنا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمين (اعراف، 47)
ترجمه:
پروردگارا! ما را با گروه ستمكاران قرار مده.
دوستى با ظالمان و نشست و برخاست با آنان، انسان را به همان گروه ملحق مىكند، «برائت» از دشمن و «تبرّى» از اهل گناه و دشمنان دين و خدا از فريضه هاى مهمّ دينى است.
آرزو دارم اگر گُل نيستم، خارى نباشمبار بردار ار زدوشىنيستم، بارى نباشم
گر چه نتوانم ستانم دادِ مظلومى ز ظالمبازاين خواهم كههمكار ستمكارى نباشم
رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَيْنا صَبْراً وَ تَوَفَّنا مُسْلِمينَ (اعراف، 126)
ترجمه:
پروردگارا! بر ما صبر و مقاومت فرو ريز و ما را «مسلمان» بميران.
صبر در برابر شدايد و در راه انجام وظيفه و در راه ترك گناه، نيرويى عظيم مىطلبد كه صاحبان اراده و ايمان، از آن برخوردارند. اين صبر را هم بايد از خدا
طلب كرد و نيز «مسلمان مردن» را. زيرا بسيارند كسانى كه در حال مرگ، با شك و بىاعتقادى از دنيا مى روند و «عاقبت به شرّ» مى شوند.
خواجه عبداللّه گويد: خدايا! پاكم كن، آن گاه خاكم كن.
أَنْتَ وَلِيُّنا فَاغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا وَ أَنْتَ خَيْرُ الْغافِرينَ (155)
وَ اكْتُبْ لَنا فى هذِهِ الدُّنْيا حَسَنَةً وَ فِى الْآخِرَةِ إِنَّا هُدْنا إِلَيْك (اعراف، 155- 156)
ترجمه:
پروردگارا! تو سرپرست مايى، پس ما را بيامرز و رحم كن و تو بهترين آمرزندگانى. و در دنيا و آخرت، براى ما نيكى و پاداش بنويس، همانا ما به سوى تو روى آورده ايم.
در درگهت يكى ز غلامانمنام تو زينت لب و دندانم
غفارى و كريم و خطا پوشىمن صاحب معاصى پنهانم
شايد مرا نگاه تو گيرد دستور نه فريب خورده شيطانم
يك لحظه گر نظر فكنى بر منيك عمر، سرفرازم و خندانم
پذيرش «ولايت خدا»، انسان را از سلطه هاى ديگر مى رهاند. خدا مولاى مؤمنان است، پس اهل ايمان هم بايد رو به سوى او كنند و از او رحمت و غفران و حسنات بخواهند.
رَبِّ اجْعَلْنى مُقيمَ الصَّلاةِ وَ مِنْ ذُرِّيَّتى رَبَّنا وَ تَقَبَّلْ دُعاءِ (40)
رَبَّنَا اغْفِرْ لى وَ لِوالِدَيَّ وَ لِلْمُؤْمِنينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِساب (ابراهيم، 40- 41)
ترجمه:
پروردگارا! مرا و فرزندانم را برپا دارنده نماز قرار بده و دعايم را بپذير.
پروردگارا! مرا و پدر و مادرم را و مؤمنان را، در روز برپايى قيامت، ببخش.
«اقامه نماز»، غير از خواندن نماز است. آنچه مايه برپايى نماز است، روح بندگى و تسليم و حضور قلب است. چنين توفيقى را براى خود و خانواده مان از خدا مى طلبيم تا در نتيجه، دعايمان مستجاب و گناهانمان
بخشوده شود.
چه خوش است يك شب، بكشى هوى رابه خلوص خواهى، ز خدا، خدا را
به حضور خوانى، ورقى ز قرآنفكنى در آتش، كتب ريا را
دعاى فوق، خواسته حضرت ابراهيم (ع) بود كه پس از عمرى تلاش در راه توحيد، خداوند در پيرى به او
اسماعيل و اسحاق را داد و آن حضرت، براى خود و فرزندانش، خدا پرستى و نماز خوانى را طلب كرد.
وَ يَسِّرْ لى أَمْري (26)
وَ احْلُلْ عُقْدة مِنْ لِسانى (27)
يَفْقَهُوا قَوْلى (طه، 25- 28)
ترجمه:
پروردگارا! سينه ام را گشاده گردان، كارم را آسان ساز، گره از زبانم بگشاى، تا سخنم را بفهمند.
«شرح صدر» و حوصله و تحمل و ظرفيّت، هم حق پذيرى انسان را مى افزايد و هم در مديريت و معاشرت با مردم، به كار مى آيد. خدا بايد اين ظرفيت را بدهد و كارها را آسان ساخته، عقده گشايى كند.
اين، دعايى بود كه وقتى حضرت موسى (ع) مأمور شد
براى دعوت فرعون به خداپرستى، به كاخ او برود، بر زبان راند و از خداوند، در اين راه توفيق خواست.
وَ قُلْ رَبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزاتِ الشَّياطينِ (97)
وَ أَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَنْ يَحْضُرُون (مؤمنون، 97- 98)
ترجمه:
پروردگارا! از وسوسه هاى شياطين به تو پناه مى برم، و پناه مى برم به تو از اينكه براى گمراه كردن، شيطان ها پيش من حاضر شوند.
نفس وسوسهگر و شيطانهاى نهان و آشكار، هميشه در تلاشند كه انسان را از صراط حق به بيراهه بكشند، از اين رو دام ها مىگسترند و از نقاط ضعف و آسيب پذير ما، بهره مىگيرند. بايد به خدا پناه برد و از دشمن آشتى ناپذير نفس و ابليس، گريزان بود.
با دشمن، صلح كردن ننگ استچون در همه حال، با خِرد در جنگ است
هر چند سخن ز آشتى مىگويدخصمى است كه آتش بس او نيرنگ است
رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذابَها كانَ غَراما (فرقان، 65)
ترجمه:
پروردگارا! عذابدوزخ را از ما بگردان، همانا عذاب جهنم هميشگى است.
مقدمه خواسته فوق، پرهيز از گناه است. خداى مهربان و دادگر كسى را بى جهت به دوزخ نمى برد. سبب دوزخى شدن بندگان، معاصى خود آنان است چه خسارتى بالاتر از آنكه كسى به خاطر لذّتى زودگذر، عذاب هميشگى جهنم را براى خود فراهم سازد!
مكن كارى كه بر پا سنگت آيدجهان با اين فراخى تنگت آيد
چو روزى نامه خوانان نامه خوانندتو را از نامه خود ننگت آيد
اين دعا را خداوند، از خواسته بندگان والا و «عبادالرحمن» به شمار آورده است.
رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّيَّاتِنا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقينَ إِماما (فرقان، 74)
ترجمه:
پروردگارا! از همسران و فرزندانمان به ما نور چشم عطا كن وما را پيشوا والگوى پرهيزكاران قرار بده.
اگر فرزندان و همسران، صالح و شايسته باشند، مايه روشنى چشم و افتخارند و اگر ناصالح و فاسد باشند، سبب شرمندگى اند. دعاى فوق كه خواسته بندگان صالح از خداوند است، در واقع، طلب شايستگى نسبت به خود و خانواده مى باشد. كسى كه پيشوايى پاكان را آرزو كند، بايد در راه پاكتر شدن بكوشد.
رَبَّنا وَسِعْتَ كُلَّ شَىْءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماً فَاغْفِرْ لِلَّذينَ تابُوا وَ اتَّبَعُوا سَبيلَكَ وَ قِهِمْ عَذابَ الْجَحيم (غافر، 7)
ترجمه:
پروردگارا! با رحمت و دانش خويش، بر همه چيز احاطه دارى، پس كسانى را كه توبه كرده
و راه تو را پيروى كردند، بيامرز و آنان را از عذاب دوزخ نگاهدار.
هم رحمت الهى گسترده است، هم دانش او فراگيرنده هر چيز است. پسبايدازاو خواست كه توبهكنندگان ورهروان راهش را ببخشايد و نتيجه اين بخشودگى نجات از عقوبت جهنم باشد.
رَبِّ أَوْزِعْنى أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتى أَنْعَمْتَ عَلَىَّ وَ عَلى والِدَيَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاهُ وَ أَدْخِلْنى بِرَحْمَتِكَ فى عِبادِكَ الصَّالِحين (نمل، 19)
ترجمه:
پروردگارا! مرا الهام كن تا سپاسگزار نعمت تو باشم كه به من و پدر و مادرم ارزانى
داشتى و اين كه كار شايسته اى كنم كه تو بپسندى، و با رحمت خويش، مرا در گروه بندگان شايسته ات وارد كن.
شكر نعمت، نشان قدرشناسى و معرفت است، هر
چند توان سپاس نعمت هاى خدا از عهده ما بيرون است، ليكن به هر قدر كه بتوانيم، بايد شاكر باشيم و چنان كنيم كه او از ما راضى باشد. مؤمن، رضاى الهى را با رضاى هيچ كس عوض نمىكند.
خدايا چنان كن سرانجام كارتو خشنود باشى و ما رستگار
دعاى فوق را حضرت سليمان 7 در اوج اقتدار و سلطنت الهى خويش، از خداوند طلب كرد.
رَبِّ بِما أَنْعَمْتَ عَلَىَّ فَلَنْ أَكُونَ ظَهيراً لِلْمُجْرِمين (قصص، 17)
ترجمه:
پروردگارا! به شكرانه نعمت (سلامتى و
قدرت) كه به من بخشيدى، هرگز پشتيبان گنهكاران نخواهم بود.
شكرانه هر نعمت، به كارگيرى آن در راه رضاى خداست و جز آن، ناسپاسى است. دعاى فوقرا حضرتموسى (ع) وقتىگفت، كه در اوج نيروى جوانى بود و در حمايت از يك مستضعف، يك نفر وابسته به فرعون را كشته بود.
رَبِّ اغْفِرْ لى وَ لِوالِدَيَّ وَ لِمَنْ دَخَلَ بَيْتِىَ مُؤْمِناً وَ لِلْمُؤْمِنينَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ لا تَزِدِ الظَّالِمينَ إِلَّا تَبارا (نوح، 28)
ترجمه:
پروردگارا! مرا و پدر و مادرم را بيامرز، و هر مؤمنى را كه به خانه من وارد شود، و همه
مردان و زنان مؤمن را، و ستمگران را جز هلاكت و نابودى ميفزاى.
از ذخيره هاى ارزشمند براى يك پدر و مادر، داشتن فرزندى است كه دعاگوى والدين باشد. پدر و مادر، حق بسيار برگردن اولاد دارند. كمترين اداى حق، دعا كردن در حق آنان است. البته تربيت شايسته فرزند نيز، رسالت بزرگى است كه هر كه از عهده آن برآيد، پس از مرگ از آثار و بركات آن بهره مند مىشود.
رَبَّنا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنا وَ إِلَيْكَ أَنَبْنا وَ إِلَيْكَ الْمَصير (ممتحنه، 4)
ترجمه:
پروردگارا! بر تو توكل كرديم، و به سوى تو بازگشتيم و بازگشت و سرانجام همه به سوى توست.
مؤمن، تكيهگاهى جز خدا ندارد و جز خدا نمىخواهد و جز او نمى جويد و سرانجام و سرنوشت خويش را در جهت و مسير خدا قرار مى دهد و از او مدد مىگيرد.
تهيدست، كسى است كه «خدا» ندارد.
خدايا، آن كه تو را دارد، چه ندارد؟ و آن كه تو را ندارد، چه دارد؟ ...
رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا وَ لِإِخْوانِنَا الَّذينَ سَبَقُونا بِالْإيمانِ وَ لا تَجْعَلْ فى قُلُوبِنا غِلًّا لِلَّذينَ آمَنُوا رَبَّنا إِنَّكَ رَؤُفٌ رَحيم (حشر، 10)
ترجمه:
پروردگارا! ما را بيامرز، و برادرانمان را كه در ايمان بر ما سبقت گرفتند، و در دلهاى ما كينه مؤمنان را قرار مده، پروردگارا تو مهربان و رحيمى.
سابقه در ايمان و پيشاهنگى و پيشتازى در راه خدا، ارزشى بزرگ است. مؤمن، هم براى خود دعا مى كند، هم برادران دينى را از ياد نمى برد و در دل، جز صفا و دوستى و خير خواهى نسبت به ديگران، راه نمى دهد.
نگه داشتن كينه ديگران دردل، از بدترين صفتهاست.(1)1
1) جواد محدثى، نگاهى به دعاهاى قرآنى، 1جلد، نشر مشعر - تهران، چاپ: 1، زمستان 1386.