ghaemiyeh.com
نام كتاب: همراه با امام در حج
نويسنده: مركز تحقيقات حج
موضوع: مباحث اجتماعى و سياسى
زبان: فارسى
تعداد جلد: 1
ناشر: نشر مشعر
مكان چاپ: تهران
نوبت چاپ: 1
فريضه حج، در بين فرايض الهى، از ويژگيهاى خاصى برخوردار است، و شايد جنبههاى سياسى و اجتماعى آن، بر جنبههاى ديگرش غلبه داشته باشد. و يا آنكه جنبه عباديش نيز ويژگى خاص دارد. (1)1
اين فريضه بزرگ عبادى، سياسى، اجتماعى و ...
در بين عبادتهاى بزرگ، از ويژگىهاى خاص برخوردار است. (2)2
فريضه حج، يكى از بزرگترين فريضههاى عبادى، سياسى اسلام ... است. (1)3
براى احياى اين سنت بزرگ الهى ... مسلمين را به وحدت كلمه و اتحاد مسير دعوت، ... و حجاج محترم بلاد را به وظايف بزرگ خود در مقابله با چپاولگران بين المللى و تجاوزكاران آشنا نمايند. (2)4
كنگره عظيم حج در مواقف معظمه، از بزرگترين كنگرههاى جهان اسلام است. (3)5
چه فرصتى بالاتر و والاتر از كنگره عظيم حج، كه
خداوند متعال براى مسلمانان فراهم آورده است؟ (1)6
اجتماع كعبه، بزرگترين اجتماعى است كه هيچ دولتى نمىتواند خودش اين اجتماع را ايجاد كند. و خداى تبارك و تعالى كارى كرده است كه مسلمين، بدون زحمت و خرجى كه بر دولتها باشد در آنجا مجتمع شوند. (2)7
مسأله حج و انجام اين فريضه بزرگ الهى، از مسائل مهم اسلامى و اجتماع بزرگ سياسى، مذهبى جامعه مسلمانان مىباشد. (3)8
به ابراهيم خليل اللَّه خطاب مىشود كه: مردم را به حج بخوان تا براى شهود منافع خود از همه اقطار بيايند. (4)9
جهات سياسى زيادى در اجتماعات، جماعات و جمعات و خصوصاً اجتماع گرانبهاى حج مىباشد كه از آن جمله اطلاع بر گرفتاريهاى اساسى و سياسى اسلام و مسلمين است. (1)10
مشكلات مردم و مشكلات تمام بلادى كه مردم مستطيعش يا روحانيون محترمش وارد حج مىشوند بايد بررسى شود.
اوضاع مسلمين در هر سال بررسى شود كه در چه حال هستند، بين خودشان با حكومتها چه وضعى است، بين حكومتها با قدرتهاى شيطانى ديگر چه وضعى است، بين خود ملتها با خود ملتها چه وضعى است، بين روحانيون كه در بلاد متفرقه مسلمين هستند با وضع حج چه وضعى دارند.
اينها امورى است كه بايد رسيدگى به آن بشود و حج براى همين امور است. (2)11
اين اجتماع بزرگ كه به امر خداوند تعالى در هر سال در اين سرزمين مقدس فراهم مىشود شما ملتهاى مسلمان را مكلف مىسازد كه در راه اهداف مقدسه اسلام، مقاصد عاليه شريعت مطهره و در راه ترقى و تعالى مسلمين و اتحاد و پيوستگى جامعه اسلامى كوشش كنيد. (1)12
اين اجتماع بزرگ، ... شما مسلمانان را مكلف مىسازد كه ... براى فقرا و مستمندان كشورهاى اسلامى فكرى كنيد.
براى آزادى سرزمين اسلامى فلسطين از چنگال صهيونيسم، دشمن سرسخت اسلام و انسانيت چاره انديشى بكنيد. از مساعدت و همكارى با مردان فداكارى كه در راه آزادى فلسطين مبارزه مىكنند غفلت نورزيد. (2)13
اين اجتماع بزرگ، ... شما مسلمانان را مكلف مىسازد كه ... در راه استقلال و ريشه كن كردن سرطان استعمار، همفكر و هم پيمان شويد؛ گرفتارىهاى ملل مسلم را از زبان اهالى هر مملكت شنيده و در راه حل مشكلات آنان از هيچگونه اقدامى فروگذار نكنيد.
بر كسانى كه استطاعت دارند يك دفعه فريضه فرموده است كه در مكه معظمه و در مواقف شريفه مجتمع بشوند و براى همه مسلمين با هم در يك محيط دور از تشريفات و يك محيطى كه همه جهات شخصيات را ريخته و با يك كفن و يا دو ثوبه مختصر در اين مواقف حاضر شوند. (1)14
خداوند تبارك و تعالى مسلمانان جهان را با شرايط خاص دعوت نموده است. (2)15
زائران ... ميهمانان خدا و رسولند و اهانت و جسارت به
آنان، اهانت و جسارت به ميزبانان بزرگ آنان است. (1)16
اين كنگره سراپا سياست كه به دعوت ابراهيم و محمد صلى الله عليه و آله برپا مىشود و از هر گوشه دنيا و از هر «فج عميق» در آن اجتماع مىكنند براى منافع ناس است. و قيام به قسط است. و در ادامه بت شكنيهاى ابراهيم و محمد است. و طاغوت شكنىها و فرعون زدودنهاى موسى است. (2)17
«قيام ناس» مختص به زمانى نيست و دستور هر زمان و مكان است. و در هر سال در اين مجمع عمومى بشرى از جمله عبادات مهم است الى الابد. (3)18
مسلماً روح و پيام حج، چيز ديگرى غير از اين
نخواهد بود كه مسلمانان، هم دستورالعمل جهاد با نفس را بگيرند و هم برنامه مبارزه با كفر و شرك را. (1)19
اين اساس (حج) را درست كردند براى اينكه ما از آن اساس چيز بفهميم. (2)20
حج، براى نزديك شدن و اتصال انسان به صاحبخانه است. (3)21
حج، تنها حركات و اعمال و لفظها نيست و با كلام و لفظ و حركت خشك، انسان به خدا نمىرسد. (4)22
حج، بسان قرآن است كه همه از آن بهرهمند مىشوند. (1)23
انديشمندان و غوّاصان و درد آشنايان امت اسلامى اگر دل به درياى معارف آن (حج) بزنند و از نزديك شدن و فرو رفتن در احكام و سياستهاى اجتماعى آن نترسند، از صدف اين دريا، گوهرهاى هدايت و رشد و حكمت و آزادگى را بيشتر صيد خواهند نمود و از زلال حكمت و معرفت آن، تا ابد سيراب خواهند گشت. (2)24
حج، از آن روزى كه تولد پيدا كرده است اهميت بعد سياسىاش كمتر از بعد عبادىاش نيست؛ بعد سياسى علاوه بر سياستش، خودش عبادت است. (3)25
سياست حج، سياستى نيست كه ما درست كرده باشيم،
حج، سياست اسلامى است. (1)26
حج از مسائلى است كه جنبه سياسىاش بسيار بيشتر است از جنبههاى عباديش. (2)27
اگر حج را با آن سياستى كه از طرف اسلام در آن بكار رفته پيدا كنند كافى است براى اينكه استقلال خودشان را پيدا كنند. (3)28
بعد سياسى و اجتماعى آن (حج) حاصل نمىگردد مگر آنكه بعد معنوى و الهى آن جامه عمل پوشد. و لبيكهاى شما دعوت حق تعالى باشد و خود را محرم براى وصول به آستانه محضر حق تعالى نماييد. (4)29
آن چيزى كه مىتواند جلوگيرى كند (از بازگشت به قبل از انقلاب) ... تدبّر در حج و در مسائل حج و در همه مسائل اسلام كه چگونه بين ابعاد مختلفه، جمع كرده است، بين عرفان و تعبد، بين سياست و عبادت، بين مسايل اجتماعى و ساير مسائل. (1)30
حقيقت حج، اين است كه شما برويد مردم را ببينيد، ببينيد فقرا چه جورى هستند، شما هم همانطور بشويد.
ببينيد مستمندان جهان چطورند شما هم به همان رنگ درآييد. (2)31
خداوند تعالى ... سرّ و انگيزه حج و غايت قرار دادن كعبه و بيت الحرام را، نهضت و قيام مسلمانان براى مصالح
ناس و تودههاى مستضعف جهان ذكر مىفرمايد. (1)32
مهم اين است كه آن چيزهايى كه در بلاد مسلمين در طول سال، گذشته است به اطلاع هم برسانند و براى رفع اشكالات مسلمين فكر بكنند. و اجتماع بزرگ ميليونى اسلامى در حجاز در عين حال كه عبادت است براى همين نكته است. (2)33
در اين اجتماع بزرگ حج، ... بايد به نفع اسلام و مسلمين بهره بردارى شود.
بناى ما از اول بر اين بوده است كه به حج، همان طورى كه بوده است عمل كنيم؛ همان طور كه پيغمبر اكرم بتها را در كعبه شكست ما هم بتها را بشكنيم و اين بتها كه در زمان ما هستند از آن زمان بالاتر و بدترند. (3)34
حج، براى ... قيام ناس بوده است. (1)35
حج، ... براى اين بوده است كه بين مسلمين، اخوّت و مودّت پيدا بشود. (2)36
حج براى اين است كه مشكلات يك سال مسلمين را بررسى كنند و در صدد رفع مشكلات برآيند. (3)37
حج، عرضه نمايش و آيينه سنجش استعدادها و توان مادى و معنوى مسلمانان است. (4)38
يكى از مهمات فلسفه حج، ايجاد تفاهم و تحكيم برادرى بين مسلمين است. (1)39
بايد بدانيم كه يكى از فلسفه هاى مهم اجتماعى عظيم، از سراسر جهان در اين مقام مقدس و مهبط وحى، به هم پيوستن مسلمانان جهان و تحكيم وحدت بين پيروان پيامبر اسلام و پيروان قرآن كريم در مقابل طاغوتهاى جهان است. (2)40
با توجّه به اينكه فريضه حج، ... حجاج محترم جهان را دور هم گرد آورده ... راههاى اتحاد بين همه طوايف و مذاهب اسلامى را بررسى كنيد و در امور سياسى مشترك بين همه طوايف، مشكلاتى را كه براى مسلمين جهان به دست دشمنان سرسخت اسلام پيش آمده است كه اهم آن اختلاف انگيزى بين صفوف مسلمانان است را چاره انديشى بنماييد. (3)41
حجاج محترم جهان را دور هم گرد آورده و در مصالح اسلام و مشكلات مسلمين تبادل آرا نموده و در حل مشكلات و راه رسيدن به آرمان مقدس اسلام، تصميمات لازم را اتخاذ نماييد. (1)42
مسلمانان، ... با مراعات اخلاق كريمه اسلامى و اجتناب از مجادلات و تجملات، صفاى اخوت اسلامى و دورنماى تشكل امت محمدى صلى الله عليه و آله را در سراسر جهان به نمايش مىگذارند.
حج، بهترين ميعادگاه ... است؛ كه مسلمانان ... با كنار گذاردن تشخّصها و رنگها و مليّتها و نژادها به سرزمين و خانه اولين خود رجعت مىكنند.
1) . كنگره ج 2 ص 113
حج، بهترين ميعادگاه معارفه ملتهاى اسلامى است؛ كه مسلمانان با برادران و خواهران دينى و اسلامى خود از سراسر جهان، آشنا مىشوند و در آن خانهاى كه متعلق به تمام جوامع اسلامى و پيروان ابراهيم حنيف است گرد هم مىآيند. (1)43
مناسك حج، مناسك زندگى است؛ و از آنجا كه جامعه امت اسلامى از هر نژاد و ملتى بايد ابراهيمى شود تا به خيل امت محمد صلى الله عليه و آله پيوند خورد و يكى گردد و يد واحده شود، حج تنظيم و تمرين و تشكل اين زندگى توحيدى است. (2)44
حج، تجلّى و تكرار صحنههاى عشق آفرين زندگى
يك انسان و يك جامعه متكامل در دنياست. (1)45
لازم است در خلال اعمال شريفه حج، به يكى از بزرگترين فلسفه اين اجتماع عظيم توجه داشته و به وضع اجتماعى و سياسى كشورهاى اسلامى رسيدگى كرده و از گرفتاريهاى برادران ايمانى خود مطلع گشته و در رفع آن در حد وظيفه اسلامى و وجدانى كوشش كنند. (2)46
حج، پيام آور ايجاد و بناى جامعهاى به دور از رذايل مادى و معنوى است. (3)47
حج، كانون معارف الهى است؛ كه از آن، محتواى سياست اسلام را در تمامى زواياى زندگى بايد جستجو نمود. (4)48
حج و همه عبادات اسلامى، آميخته به همه ابعاد مختلفه است. (1)49
مراتب معنوى حج كه سرمايه حيات جاودانه است و انسان را به افق توحيد و تنزيه نزديك مىنمايد حاصل نخواهد شد مگر آنكه دستورات عبادى حج به طور صحيح و شايسته و مو به مو عمل شود. (2)50
فلسفه حج بايد جوابگوى اين فريادهاى مظلومانه (برادران فلسطينى و لبنانى و آفريقايى) باشد. (3)51
بايد در آن مكان مقدس از توطئه بيگانگان به فرياد ياللمسلمين برخيزند. (4)52
شرط همه مناسك و مواقف براى رسيدن به آرزوهاى فطرى و آمال انسانى، اجتماع همه مسلمانان در اين مراحل و مواقف و وحدت كلمه تمامى طوايف مسلمين است، بدون اعتنا به زبان و رنگ و قبيله و طايفه و مرز و بوم و عصبيتهاى جاهلى و هماهنگ خروشيدن بر دشمن مشترك است. (1)53
حضور در اين مشاهد مشرفه و امكنه مقدسه و در نظر گرفتن شرايط سخت و طاقت فرساى بعثت پيامبر، مارا به مسؤوليت و حفظ دست آوردهاى اين نهضت و رسالت الهى بيشتر آشنا مىكند. (2)54
ساده بودن بيت و مسجد همچون زمان ابراهيم و صدر اسلام و به هم پيوستن مسلمين در آن مكان بى آلايش و
وافدين بى پيرايش، هزاران مرتبه بالاتر است از تزيين كعبه و بناهاى مرتفع عظيم و غافل شدن از مقصد اصلى كه قيام ناس و شهود منافع ناس است.
مكه معظمه و مشاهد مشرفه، آيينه حوادث بزرگ نهضت انبيا و اسلام و رسالت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله است. (1)55
مساجد، در زمان رسول اكرم صلى الله عليه و آله مركز جنگها و مركز سياستها و مركز امور اجتماعى و سياسى بوده است؛ اين طور نبوده است كه در مسجد پيغمبر صلى الله عليه و آله همان مسائل عبادى نماز و روزه باشد. (2)56
پيامبر اسلام دنبال مجد و عظمت پيروان خود بوده است. (3)57
بيت اللَّه الحرام اول بيتى است كه براى ناس بنا شده، بيت همگانى است؛ هيچ شخصيتى و هيچ رژيمى و هيچ طايفهاى حق تقدم در آن را ندارد، اهل باديه و صحرا نشينان و خانه به دوشان با عاكفان كعبه و شهر نشينان و دولتمردان، در آن يكسانند. (1)58
همه زحمات انبيا از آدم تا خاتم براى اين معناست كه سير الى اللَّه باشد؛ شكستن بت نفس كه بالاترين بت هاست و دنبال او شكستن بتهاى ديگر. (2)59
آن چيزى كه اساس است سير الى اللَّه است. توجه به خداست. همه عبادات براى اوست. (3)60
تمام مسائل براى معنويات است؛ پيغمبرها هم كه آمدند
و احكام را منتشر كردند براى اين است كه مردم را تزكيه بكنند. (1)61
آنچه غايت تعليمات اسلامى است همزيستى مسالمتآميز در سطح جهان (كه اميد است با تعجيل در ظهور مهدى آخر الزمان ارواحنا فداه حاصل شود) و رسيدن انسانها به كمال و سعادت اخروى است كه خداوند نصيب همگان فرمايد. (2)62
ما در مكه باشيم يا نباشيم دل و روحمان با ابراهيم در مكه است. دروازههاى مدينة الرسول را به روى ما ببندند يا بگشايند رشته محبتمان با پيامبر هرگز پاره و سست نمىشود. به سوى كعبه نماز مىگزاريم و به سوى كعبه مىميريم. (3)63
ما و آنها (حجاج) هم بعد از اينكه برگشتند تكاليفى داريم كه اين تكاليف هم دنبال همان مطالعه عيد قربان و قربانگاههاست؛ آنها بايد آن ايثار را، آن وحدت را سوغات بياورند و ما هم بايد اين معنا را در بين ملت خودمان پخش كنيم. (1)64
مسأله حج بى روح و بى تحرك و قيام، حج بى برائت، حج بى وحدت و حجى كه از آن هدم كفر و شرك برنيايد حج نيست. (2)65
اين كنگره بزرگ اسلامى ان شاءاللَّه به نتيجه مطلوبى كه اسلام دارد برسد. (3)66
يكى از وظايف بزرگ مسلمانان پى بردن به اين واقعيت است كه حج چيست و چرا براى هميشه بايد بخشى از امكانات مادى و معنوى خود را براى برپايى آن صرف كنند؟ (1)67
اگر ما حج برويم و مصالح مسلمين را در نظر نگيريم، بلكه برخلاف مصالح مسلمين هى روى جنايتها پرده بپوشيم نگذاريم مسلمين صحبت بكنند از جنايتهايى كه بر مسلمين مىگذرد و جنايت هايى كه از حكومتها و از قدرتهاى بزرگ بر مسلمين مىگذرد اين حج نيست اين
1) . كنگره ج 2 ص 152
يك صورت بى معنى است. (1)68
مسلمين بايد در حج، وقتى كه مىروند يك حج زنده، يك حج كوبنده، يك حجى كه محكوم كننده اين شوروى جنايتكار و آن آمريكاى جنايتكار باشد انجام دهند، يك همچو حجى، حج مقبول است. (2)69
حجى كه خداى تبارك و تعالى مىخواهد و حجى كه اسلام از ما خواسته است آن است كه وقتى مىرويد حج، مسلمين بلاد را بيدار و با هم متحد كنيد؛ بفهمانيد به آنها كه چرا بايد بيش از يك ميليارد مسلمان، تحت فشار دوتا قدرت چند صد ميليونى باشند. (3)70
شياطين را كه در رأس آنها شيطان بزرگ است در
عقبات رمى كنيم و طرد نماييم تا حج خليل اللَّه و حبيب اللَّه و ولى اللَّه مهدى عزيز را بجا آورده باشيم والا در حق ما گفته مىشود: «... ما اكثر الضجيج و اقل الحجيج». (1)71
اميد است دولت سعودى نيز با حجاج ... به نحوى شايسته هماهنگى نموده و با همكارى و همگامى و وحدت كلمه، كفار متجاوز به حريم اسلامى را محكوم كنند تا حج امسال ان شاءاللَّه تعالى به طورى كه مرضى خداوند و رسول اللَّه صلى الله عليه و آله است انجام گيرد. (2)72
زائرين محترم، ... با همه بندگان خدا با رفق و مروّت و اخوّت اسلامى رفتار نمايند و همه را بدون در نظر گرفتن رنگ و زبان و منطقه و محيط، از خود بدانند. (3)73
لازم است حجاج بيت اللَّه الحرام در اين مجمع عمومى
و سيل خروشان انسانى ... دست برادرى را هر چه بيشتر بفشارند و مصالح عاليه اسلام و مسلمين مظلوم را فداى تفرقه گرايى نكنند. (1)74
با همه ملتها بدون در نظر گرفتن رنگ و مليت و محيط و منطقه، برادر و برابر، عمخوار يكديگر باشند. (2)75
مسلمانان متعهد كه در اين مجمع عمومى و سازمان الهى با لغو امتيازات و متحدالشكل و بدون توجه به رنگ و زبان و كشور و منطقه، هر سال يك بار در مواقف شريفه مجتمع مىشوند و با سادهترين و بى آلايشترين جهات مادى، با توجه به معنويت و وفود الىاللَّه گرد هم مىآيند و به وظايف و آداب اسلامى عمل مىكنند بايد از جهات سياسى و اجتماعى آن غافل نباشند. (3)76
در كنار خانه خدا و مرقد پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بيعتها و پيوندهاى دوستى و ارتباط آينده را با مسلمانان محكم كنند. (1)77
امروز چاره چيست وبراى شكستن اين بتها (قدرتهاى خارجى) چه تكليفى متوجه مسلمانان جهان و مستضعفان مىباشد؟ يك چاره كه اساس چاره هاست و ريشه اين گرفتاريها را قطع مىكند و فساد را از بن مىسوزاند، وحدت مسلمانان بلكه تمامى مستضعفان و دربند كشيدهشدگان جهان است. و اين وحدت كه اسلام شريف و قرآن كريم بر آن پافشارى كردهاند با دعوت و تبليغ دامنه دار بايد به وجود آيد و مركز اين دعوت و تبليغ مكه معظمه در زمان اجتماع مسلمين براى فريضه حج است كه ابراهيم خليل اللَّه و محمد حبيب اللَّه شروع و در آخرالزمان حضرت بقيةاللَّه- ارواحنا لمقدمه الفداء-
1) . كنگره ج 2 ص 115
تعقيب مىكند. (1)78
هنر انبيا اين بوده است كه مسائل را، مسائل دقيق عرفانى را با يك لفظى مىگفتند كه هر كس يك جورى از آن، خودش مىفهميده ولى واقعش، مال آنهاست كه افقشان بالاتر از اين است و اين هنر، در قرآن از همه جا بالاتر است و در ادعيه هم هست. (2)79
ما ايرانىها و مسلمانها علاوه بر اينكه جهاد در راه خدا مىكنيم بايد از جهاد اكبر هم غافل نباشيم. از جهاد با نفس هم غافل نباشيم، كه مبدأ همه امور است. (3)80
اميدوارم كه مسلمانها به خود بيايند و از همين عباداتى كه خداى تبارك و تعالى براى آنها مقرر فرموده است از
همينها، هم سير معنوى بكنند و هم برداشتهاى سياسى و هم عمل. (1)81
لازم است حجاج بيت اللَّه الحرام ... برادران مسلم خود را هر چه بيشتر متوجه به توحيد كلمه و ترك عصبيتهاى جاهلى، كه جز به نفع جهانخواران و وابستگان آنان تمام نمىشود بنمايند. (2)82
مسلمانان ... بايد بتوانند در حرم امن الهى مصائب و دردهايشان را با كمال آزادى بيان كنند تا ساير مسلمانان براى رهايى آنان چارهاى بينديشند. (3)83
اگر مسلمانان جهان به انگيزه انبيا عليهم السلام ... پىبرند و به اقيانوس نور (قرآن و اسلام) متصل شوند هرگز در اسارت شيطان و شيطان زادگان در نمىآيند. (4)84
فرياد برائت از مشركان در مراسم حج، و اين يك فرياد سياسى- عبادى است كه رسول اللَّه صلى الله عليه و آله به آن امر فرمود. (1)85
برائت از كفار و سردمداران آنان را از وظائف خود در مواقف كريمه بدانند تا حج آنها حج ابراهيمى ابوالانبياء- صلواة اللَّه عليه- باشد و حج محمدى صلى الله عليه و آله والا «ما اكثر الضجيج و اقل الحجيج» درباره آنها صادق است. (2)86
مسلمانها با هم متحد بشوند و همراه هم فرياد بكشند در جايى كه جاى فرياد است. (3)87
اگر جهات معنوى به فراموشى سپرده شود گمان نكنيد كه بتوان از چنگال شيطان نفس، رهايى يابيد. (4)88
ما بر اين مطلب پافشارى و اصرار مىكنيم كه مسلمانان، حداقل در خانه خدا و حرم امن الهى خود را از تمامى قيد و بندهاى ظالمان آزاد ببينند و در يك مانور بزرگ از ... هر وسيلهاى براى رهايى خود استفاده نمايند. (1)89
ان شاء اللَّه ما نخواهيم گذاشت از كعبه و حج، اين منبر بزرگى كه بر بلنداى بام انسانيت بايد صداى مظلومان را به همه عالم منعكس سازد و آواى توحيد را طنين اندازد صداى سازش ... با كفر و شرك نواخته شود. (2)90
اميد است دولت سعودى نيز با حجاج ايرانى كه جز تظلم از ستمكاران غدار كه به كشورهاى اسلامى تجاوز و
دخالتهاى بى جا مىكنند (هدفى ندارد) به نحوى شايسته هماهنگى نمايد. (1)91
اگر انسان يك نفر آدم كه اهل آن مسائل (عرفان) است همين نماز را- آن بعد عرفانى نماز را در اذكار و در كارهاى ديگرش دنبال كند مىبيند كه چه درياى خروشانى است، معراج است؛ معراج مؤمن است. يعنى تا مافوق عالم طبيعت و مافوق عالم وجود، انسان را مىكشاند. (2)92
ادعيه ائمه ما عليهم السلام به حسب تعبير بعضى مشايخ «قرآن صاعد» است و هر مسألهاى كه بخواهيد در آنها هست. (3)93
زائران محترم ... همه با هم يدِ واحده قرآنى باشند تا بر دشمنان اسلام و انسانيت چيره شوند. (4)94
چاره اساسى در سايه وحدت همه مسلمين و اجتماع همگانى، در قطع يد ابرقدرتها از كشورهاى اسلامى است.
و عملى كردن شعاير مواقف كريمه و مشاهد شريفه دركشورهاى خويش است. و قدم اول، زدودن يأس از دلهاست. (1)95
محققان متعهد اسلام با ارائه تفسيرهاى صحيح و واقعى از فلسفه حج، همه بافته و تافتههاى خرافاتى علماى دربارى را به دريا بريزند. (2)96
همه مسلمانان بايد در تجديد حيات حج و قرآن كريم و بازگرداندن اين دو به صحنههاى زندگى شان كوشش كنند. (3)97
بزرگترين درد جوامع اسلامى اين است كه هنوز فلسفه واقعى بسيارى از احكام الهى را درك نكردهاند. و حج، با آن همه راز و عظمتى كه دارد هنوز به صورت يك عبادت خشك و يك حركت بى حاصل و بى ثمر باقى مانده است. (1)98
ولى چه بايد كرد و اين غم بزرگ را به كجا بايد برد كه حج، بسان قرآن، مهجور گرديده است. (2)99
اسلام، گم است و نمىدانند چيست و لهذا در مكّه معظمه در محلى كه خداى تبارك و تعالى آن محل را براى اجتماع معنوى مسلمين قرار داده جمع مىشوند و نمىدانند چه مىكنند. (1)100
حج ابراهيمى- محمدى صلى الله عليه و آله سالهاست غريب و مهجور است؛ هم از جهات معنوى و عرفانى و هم از جهات سياسى و اجتماعى. (2)101
از همه ابعاد آن مهجورتر و مورد غفلتتر بعد سياسى اين مناسك عظيم است كه دست خيانتكاران براى مهجوريت آن بيشتر در كار بوده و هست و خواهد بود. (3)102
به همان اندازهاى كه آن كتاب (قرآن) زندگى و كمال و
جمال در حجابهاى خود ساخته ما پنهان شده است و اين گنجينه اسرار آفرينش در دل خروارها خاك كج فكريهاى ما دفن و پنهان گرديده است و زبان انس و هدايت و زندگى و فلسفه زندگى ساز او به زبان وحشت و مرگ و قبر تنزل كرده است، حج نيز به همان سرنوشت گرفتار گشته است. (1)103
ميليونها مسلمان هر سال به «مكه» مىروند و پا جا پاى پيامبر وابراهيم واسماعيل و هاجر مىگذارند ولى هيچكس نيست كه از خود بپرسد ابراهيم و محمد (عليهما السلام) كه بودند و چه كردند هدفشان چه بود، از ما چه خواستهاند؟
گويى به تنها چيزى كه فكر نمىشود به همين است. (2)104
مع الأسف ... بسيارى از مسلمين، سفر حج را يك عبادت خشك و خالى بدون توجه به مصالح مسلمين مىدانند. (3)105
مع الأسف ابعاد مختلف اين فريضه عظيم سرنوشت ساز به واسطه انحراف حكومتهاى جور، در كشورهاى اسلامى و آخوندهاى فرومايه دربارى و كج فهمىهاى بعضى از معممين و مقدس نماها در تمام كشورهاى اسلامى در پرده ابهام باقى مانده است. (1)106
يكى از فلسفههاى بزرگ حج، بعد سياسى اوست كه دستهاى جنايتكار از همه اطراف براى كوبيدن اين بعد در كار هستند و تبليغات دامنه دار آنها مع الأسف در مسلمين هم تأثير كرده است. (2)107
بعضى از معممين و مقدس نماها ... فريضه بزرگ حج را محدود به يك ظاهر بى محتوا كرده و ذكر گرفتاريهاى
مسلمانان و كشورهاى اسلامى را برخلاف شرع و تا سرحد كفر مىشمارند. (1)108
«اجعلتم سقاية الحاج و عمارة المسجد الحرام كمن آمن باللَّه و اليوم الآخر و جاهد فى سبيل اللَّه لايستوون عند اللَّه و اللَّه لايهدى القوم الظالمين» گويى آيه شريفه، در عصر ما نازل شده و گوياى حال ماست. در عصر حاضر سرگرمى به سقايت و معيشت حجاج و به عمارت و تزيين مسجد الحرام و غفلت از ايمان به خدا و روز جزا و كنارهگيرى از جهاد فى سبيل اللَّه را ظلم، و كسانى كه چنين كنند را ظالم محسوب داشته است. (2)109
مجرد كليد دارى بيت و سقايت حجاج و عمارت مسجد الحرام كافى نيست و مربوط به مقصد نيست. (3)110
اين فكر استعمارى را كه در مغز بسيارى از حتى
روحانيون ممالك اسلامى گنجانيده شده است، ازاله كنيد ... به آنها بگوييد كه اسلام وضعش اين نيست كه تا كنون ماها داشتهايم كه مسلمين بيايند در حج و فقط چند مرتبه دور خانه مبارك بگردند و بعدهم وقوف و چه و چه و هيچ كار نداشته باشند كه مستكبرين بر مردم دنيا و مسلمين چه مىكنند، بى تفاوت باشند. (1)111
كثيرى از حجاج بيت اللَّه الحرام كه براى فريضه حج مىروند ... غافلانه در بازارها به جستجوى كالاهاى آمريكايى، اروپايى و ژاپنى پرسه مىزنند و دل صاحب شريعت را با اين عمل، كه با حيثيت حج و حجاج بازى مىكنند به درد مىآورند. (2)112
مع الأسف مسلمين در طول تاريخ نتوانستند از اين نيروى آسمانى و كنگره اسلامى استفاده شايانى به نفع
اسلام و مسلمين بنمايند. (1)113
ما الآن از تشرف مكّه و حج بيت اللَّه جز اينكه يك دسته اشخاص عامه مردم در آنجا مجتمع بشوند چيز ديگر نداريم. (2)114
مع الأسف اين امر كه اشخاص مؤثرى از حكومتها و از بزرگان قوم كه مىتوانند در آنجا (مكّه) مجتمع بشوند و مسايل اسلام و مسايل سياسى و اجتماعى مسلمين را بررسى كنند مغفول عنه است. (3)115
اجتماع كعبه، بزرگترين اجتماعى است كه ... خداى تبارك و تعالى كارى كرده است كه مسلمين بدون يك زحمت و خرجى كه بر دولتها باشد در آنجا مجتمع شوند
و مع الأسف از آن استفاده نمىشود. (1)116
مع الأسف ... در عين حال كه بايد در آنجا مشكلات را بررسى كنند بر مشكلات افزوده مىشود. (2)117
آنطور كه آخوندهاى دربارى منطقه و غير منطقه مىگويند كه حج بايد از جهات سياسى خارج باشد، اينها رسول اللَّه را محكوم مىكنند! اينها خلفاى اسلام را محكوم مىكنند! ائمه هدى را محكوم مىكنند! (3)118
نمىدانم ائمه جماعات حرمين شريفين ... از حج بيت اللَّه الحرام كه سرتاسر آن مشحون به سياست و سرّ جعل آن، قيام انسانها به قسط و رفع ستمگرىها و چپاولگريهاست، كه سياست كلى انبياى عظام و خصوصاً حضرت رسول
خاتم صلواتاللَّهعليه است چه فهميدهاند كه زائرين حرمين شريفين را ... برخلاف سيره پيامبر عظيم الشأن اسلام صلى الله عليه و آله و مسلمانان صدر اسلام از دخالت در سياست منع مىكنند؟! (1)119
روزى كه ولى اللَّه الاعظم امام عصر عجل اللَّه تعالى فرجه الشريف- ظاهر شوند و در كعبه، نداى عدالت سر دهند و برخلاف ظالمان و كافران فرياد كشند. همين آخوندها (ى دربارى و تأمين كننده منافع شيطان بزرگ) هستند كه او را تكفير و از ستمگران پشتيبانى (مى) نمايند. (2)120
و مع الأسف مكّه معظمه و جده و مشاهد مشرفه حجاز، مركز وحى و مهبط جبرئيل و ملائكة اللَّه كه بايد به حكم اسلام، بتهاى جنايتكار را در آنجا شكست و فرياد بر سر آنها زد و از آنها برائت جست، مملوّ از كالاهاى بيگانگان و بازار براى دشمنان اسلام و پيامبر بزرگ صلى الله عليه و آله شده. (3)121
اسلام براى بشر آمده است نه براى مسلمين و نه براى ايران، انبيا بر انسانها مبعوثند و پيغمبر اسلام بر انسانها مبعوث بود. (1)122
اسلام داراى فرهنگ غنى انسان ساز است كه ملتها را بى گرايش به راست و چپ و بدون در نظر گرفتن رنگ و زبان و منطقه به پيش مىبرد. و انسانها را در بعد اعتقادى و اخلاقى و عملى هدايت مىكند. و از گهواره تا گور به تحصيل و جستجوى دانش سوق مىدهد.
1) . كنگره ج 2 ص 38
مسائل سياسى اسلام چندين برابر مسائل عبادى آن است. (1)123
مسجد در اسلام و در صدر اسلام هميشه مركز جنبش و حركتهاى اسلامى بوده؛ از مسجد، تبليغات اسلامى شروع مىشده است. و از مسجد، حركت قواى اسلامى براى سركوبى كفار و يا وارد كردن آنها در زير بيرق اسلام بوده است. (2)124
كتب اسلام، كتب فقهى اسلام مشحون از مسايل سياسى است؛ مشحون از مسايل اجتماعى است. (3)125
همه (انبيا) براى اين آمدند كه مردم را با مبدأ وحى آشنا كنند، سير الى اللَّه بدهند، هدايت به صراط مستقيم بكنند. (1)126
انبيا آمدند كه انسان را بسازند. انسان يك موجودى است كه در ابتدا مثل ساير حيوانات است، اگر رشد بكند يك موجود روحانى مىشود كه بالاتر از ملائكة اللَّه مىشود و اگر طرف فساد برود يك موجودى مىشود كه از همه حيوانات پستتر است. (2)127
اسلام مىخواهد كه مردم آگاهانه براى مصالح خودشان، براى مصالح مسلمين در آنجا (حج) فعاليت بكنند. (3)128
در حقيقت، اسلام در طول تاريخ پس از صدر اسلام، مهجور و محجوب بوده است. (1)129
ما اسلام را گم كرديم، آن اسلامى كا الآن دست ماست بكلى از سياست جدايش كردند، سرش را بريدند. آن چيزى كه اصل مطلب است از آن بريدند و جدا كردند و مابقىاش را دست ما دادند؛ همان ما را به اين روز نشانده است كه ما نمىشناسيم سرّ اسلام را. (2)130
آن اسلام كه به درد جامعه نرسد و آن اسلامى كه به درد حكومت جامعه نرسد آن اسلام، منزوى است.
بايد متأسف بود كه اسلام در همه ابعادش ناشناخته است و زير پردههاى استعمارى در طول تاريخ مىباشد. از خداى بزرگ مىخواهم كه اين پردههاى سياه را برچيند و چشم مسلمانان را به جمال جميل اسلام روشن فرمايد تا دنيا بداند اسلام براى جهان چه آورده است. (1)131
ما تا اسلام را پيدا نكنيم، تا همه مسلمين، اسلام را پيدا نكنند نمىتوانند به مجد خودشان برسند. (2)132
آنچه از قرنها پيش تا كنون بر سر مسلمين آمده ...
غفلت مسلمانان از مسائل سياسى و اجتماعى اسلام است. (1)133
تمام گرفتاريها براى اين است كه مسلمين را از آن راهى كه اسلام دارد منحرف كردهاند. (2)134
يك دسته نادان گمان مىكنند اسلام مثل ساير اديان منحرفه امروز است. (3)135
مع الأسف به دنبال تبليغات از صدر اسلام يعنى بعد از يك مدتى از صدر اسلام تا زمان ما مساجد يك مساجدى شده بود كه اسلام در آنجا محكوم مىشد. (4)136
محكوم كردن اسلام به اين نيست كه يك كسى بگويد
من اسلام رامحكوم مىكنم، محكوم كردن اسلام به اين است كه چيزى كه اسلام مىخواهد آن چيز را ... زير پا گذاشته شود. (1)137
اين مقصد بزرگ (رهايى مسلمين از سلطه جهانخواران) زمانى ميسر است كه ابعاد مختلفه احكام اسلام را بتوان (علماى اسلام) به ملتهاى زير ستم، ارائه دهند و ملتها را با اسلام ناشناخته، آشنا كنند. (2)138
اكنون كه در آستانه فريضه مباركه حج هستيم لازم است توجهى به ابعاد عرفانى و روحانى و اجتماعى و سياسى و فرهنگى آن داشته باشيم، باشد كه اين امر، راه گشايى براى قدمهاى مؤثر ديگر باشد. (1)139
اگر مردم توقع داشته باشند كه حالا كه ما حج مىرويم بايد براى ما همچو رفاهى حاصل شود كه در منازلمان هم نيست، اين حج نمىتواند آن حجى باشد كه خداوند تبارك و تعالى بر اشخاص واجب فرموده است؛ آن حج
1) . كنگنره ج 1 ص 189
اين است كه برويد آنجا و زندگانى مردم را ببينيد. (1)140
مهم آن است كه حاج بداند ... هر خودخواهى و خودبينى، با خداخواهى مخالف است؛ و با هجرت الى اللَّه مباين و موجب نقض معنويت حج است. (2)141
مهم آن است كه حاج بداند كه مىرود و دعوت چه كسى را اجابت مىكند و ميهمان كيست و آداب اين ميهمانى چيست. (3)142
شكر بى پايان بر عنايات حق- جل و علا- كه در آستانه عزيمت حجاج محترم ايرانى به سوى معبد عشق و مرقد معشوق و هجرت به سوى خداى تعالى و رسول معظمش صلى الله عليه و آله نداى اسلام بر اقصى بلاد جهان طنين افكنده و
بيرق معنوى اسلام در اقطار عالم به اهتزاز درآمده و چشمهاى جهانيان به سوى كشور ولى اللَّه الاعظم- ارواحنا لمقدمه الفداء- دوخته شده ... است. (1)143
شما زائران عزيز! از كشورى به سوى حق ميرويد كه در سايه الطاف خداوند و به بركت دعاى ولى اللَّه اعظم روحى لمقدمه الفداء ... در تمام ميدانها پيروز شدهايد و هنوز اول كار است. (2)144
سفر حج، سفر كسب نيست، سفر تحصيل دنيا نيست، سفر الى اللَّه است. سفر، سفر الى اللَّه است نه سفر به سوى دنيا. (3)145
زائران بيت اللَّه الحرام به ميعاد گاه الهى مى روند تا
دعوت خداوند را كه با نداى حضرت ابراهيم اباالانبياء و حضرت محمد مصطفى خاتم الرسل- صلى اللَّه عليهما و على آلهما- به آنان ابلاغ شده، اجابت نموده، لبيك گويان و پاى كوبان به حضور دوست در آن مكان مقدس مشرف شوند. (1)146
بيت اللَّه الحرام و كعبه معظمه، زائران عزيزى را در آغوش مىكشد كه حج را از انزواى سياسى و انحراف اساسى به سوى حج ابراهيمى و محمدى سوق داده و حيات آن را تجديد مىنمايند. و بتهاى شرق و غرب را درهم مىشكنند. و معناى قيام ناس و حقيقت برائت از مشركان را عرضه مىدارند. (2)147
در ميقات كه مىرويد لبيك به خدا مىگوييد يعنى تو دعوت كردى و ما اجابت. (3)148
دل ميقات در هواى زائرانى مىتپد كه از كشور «لا شرقيه و لا غربيه» آمدهاند تا با تلبيه و لبيك لبيك، دعوت خداوند را به سوى صراط مستقيم انسانيت اجابت كنند. (1)149
به سوى قربانگاه اسماعيل عزيز مىروند كه دستور گذشتن از هر چيز را در راه او به ما داد. (2)150 (3)151
بايد رحمانى بشويد تا رجمتان، رجم جنود رحمان به شيطان باشد. (4)152
زائران بيت اللَّه و عاشقان لقاء اللَّه در سالى از خانههاى خود و خودى به سوى خداوند و رسول گرامى او هجرت مىكنند كه كعبه معظمه ... انتظار پذيرايى آنان را مىكشد. (1)153
زائران بيت اللَّه و عاشقان لقاء اللَّه در سالى از خانههاى خود و خودى به سوى خداوند و رسول گرامى او هجرت مىكنند كه كعبه معظمه براى پذيرايى مسلمانان عاشق حق و عدالت و فريادهاى كوبنده آنان برسر ابرظالمان دهر و ابرچپاولگران جهان، آغوش باز نموده و انتظار پذيرايى آنان را مىكشد. (2)154
به جاى سوغاتهاى مادى فانى، دستاوردهاى باقى ابدى براى دوستان به سوغات آورند. (3)155
در فريضه حج كه لبيك به «حق» است و هجرت به سوى حق تعالى، به بركت ابراهيم و محمد است مقام
«نه» بر همه بتها و طاغوتهاست و شيطان و شيطان زادههاست و كدام بت از شيطان بزرگ آمريكاى جهانخوارو شوروى ملحد متجاوز، بزرگتر؟ و كدام طاغوت و طاغوتچه از طاغوتهاى زمان ما بالاترند. (1)156
خوب شما حاجى هستيد، شما مسلمانى هستيد كه مىخواهيد به داد مسلمين و به داد مستضعفين جهان برسيد، آن قدر توقعات خودتان را بالا نبريد كه خداى تبارك و تعالى، خداى ناخواسته امر بفرمايد كه اينجور نشد و نمىشود، آن وقت گرفتارى زياد مىشود. (2)157
زائران بيت اللَّه و عاشقان لقاء اللَّه ... از خانههاى خود و خودى به سوى خداوند و رسول گرامى او هجرت مىكنند. (3)158
به سوى خدا مىروند تا هر حركت و سكونشان الهى باشد. (1)159
به سوى مدينه محمدى صلى الله عليه و آله مىروند تا محمدى شوند و چگونه زيستن و چگونه مجاهدت كردن و چگونه رفتن به سوى معشوق را بياموزند. (2)160
ما مىخواهيم ... ان شاء اللَّه قدرتها را سركوب كنيم و پايشان را از بلاد مسلمين كوتاه كنيم. همه اينها مقدمه اين است كه يك آرامشى در اين بلاد پيدا بشود و دنبال اين آرامش، يك سير روحى پيدا بشود. يك هدايت به سوى خدا پيدا بشود. (3)161
اكنون شما عزيزان بر سر دوراهى سعادت ابدى و
تحصيل رضاى حق و خاصان او و شقاوت و محروميت ابدى هستيد و اميدوارم ... از طبقه اول باشيد و اسلام و شهدا و جانبازان و ملت و ميهن خود را سرافراز كنيد و دست رد به سينه دشمنان اسلام و مسلمانان زنيد و دشمنان را مخذول و دل شكسته و دوستان را شاد نماييد. (1)162
1) . كنگره ج 2 ص 69
به ابراهيم خليل اللَّه خطاب مىشود كه مردم را به حج بخوان تا ... بيايند و ببينند تو كه بر آنان پيغمبرى، عزيزترين ثمره حيات خود را در راه خدا تقديم كردى ... و گفتى و از روى حقيقت گفتى: «وجهت وجهى للذى فطر السموات و الارض حنيفاً مسلما و ما انا من المشركين» و همه بايد به پدر توحيد و پدر پيامبران عظيم الشأن تأسى كنند. (1)163
به ابراهيم خليل اللَّه خطاب مىشود كه مردم را به حج بخوان تا براى شهود منافع خود از همه اقطار بيايند و ببينند
1) . كنگره ج 1 ص 176
تو كه بر آنان پيغمبرى، عزيزترين ثمره حيات خود را در راه خدا تقديم كردى. و همه ذريه آدم بايد به تو تأسى كنند كهبتها راشكستى وآنچه جزخداوندبودبه دور افكندى. (1)164
مهدى منتظر در لسان اديان و به اتفاق مسلمين از كعبه ندا سر مىدهد و بشريت را به توحيد مىخواند. همه فريادها را از كعبه و مكه سر مىدهند و ما بايد از آنها تبعيت كنيم و نداى توحيد كلمه و كلمه توحيد را از آن مكان مقدس سر دهيم و با فريادها و دعوتها و تظلمها و افشاگرىها و اجتماعات زنده و كوبنده در مجمع مسلمين در مكه مكرمه بتها را بشكنيم. (2)165
اين ميهمانان (زائران ايرانى) آمدهاند تا همراه با مناسك حج به نداى ابراهيم خليل اللَّه و محمد رسولاللَّه صلى الله عليه و آله لبيك گويند. (3)166
زائران، ... ميهمانان خدا و رسولند و اهانت و جسارت به آنها، اهانت و جسارت به ميزبان بزرگ آنان است؛ خصوصاً كه اين ميهمانان (زائران ايرانى) آمدهاند تا همراه با مناسك حج، به نداى ابراهيم خليل اللَّه و محمد رسول اللَّه صلى الله عليه و آله لبيك گويند كه لبيك به آنان نيز لبيك به خداى تعالى است.
كعبه معظمه، زائران عزيزى را در آغوش مىكشد كه حج را از انزواى سياسى و انحراف اساسى به سوى حج ابراهيمى و محمدى سوق داده و حيات آن را تجديد مىنمايند. و بتهاى شرق و غرب را درهم مىشكنند. (1)167
آن چيزى كه مىتواند جلوگيرى كند (از بازگشت به قبل از انقلاب) يك قدر ... تدبّر در ايثارى است كه او كرد. و از
1) . كنگره ج 2 ص 28
خودگذشتگى كه او كرد. (1)168
ستايش و نيايش، مخصوص ذات مقدسى است كه با عنايات خاص خود و فروفرستادن وحى بر انبياى عظام از آدم صفى اللَّه تا محمد حبيب اللَّه- عليهم صلوات اللَّه و سلامه- راه و روش چگونه زيستن و براى چه آفريده شدن و مقصد آفرينش را بر جامعه بشرى آموخت. (2)169
ميليونها مسلمان هر سال به مكه مىروند و پا جاى پاى پيامبر و ابراهيم و اسماعيل و هاجر مىگذارند. (3)170
جامعه امت اسلامى از هر نژاد و ملتى بايد ابراهيمى شود تا به خيل امت محمد صلى الله عليه و آله پيوند خورد و يكى گردد و يدِ واحده شود. (4)171
به سرّ قربانگاه ابراهيمى- اسماعيلى توجه كنند كه براى خداى تبارك و تعالى هدف مقدس اسلام تا سرحد فداى عزيزترين ثمره وجود خود بايد ايستاد واز هدف الهى دفاع نمود. (1)172
اين پدر توحيد و بت شكن جهان به ما و همه انسانها آموخت كه قربانى در راه خدا پيش از آنكه جنبه توحيدى و عبادى داشته باشد جنبههاى سياسى و ارزشهاى اجتماعى دارد. (2)173
اين پدر توحيد و بت شكن جهان ... به ما و همه آموخت كه عزيزترين ثمره حيات خود را در راه خدا بدهيد و عيد بگيريد. (3)174
اين پدر توحيد و بت شكن جهان ... به ما و همه آموخت
كه ... خود و عزيزان خود را فدا كنيد و دين خدا را و عدل الهى را برپا نماييد. (1)175
اين پدر توحيد ... به همه ما ذريه آدم فهماند كه مكه و منى، قربانگاه عاشقان است؛ و اينجا محل نشر توحيد و نفى شرك، كه دلبستگى به جان و عزيزان نيز شرك است. (2)176
اين پدر توحيد ... به فرزندان آدم درس آموزنده جهاد در راه حق را داد كه از اين مكان عظيم نيز فداكارى و از خود گذشتن را به جهانيان ابلاغ كنيد.
به جهانيان بگوييد در راه حق و اقامه عدل الهى و كوتاه كردن دست مشركان زمان بايد سر از پا نشناخت و از هر چيزى حتى مثل اسماعيل ذبيح اللَّه گذشت كه حق جاودانه شود. (3)177
اين بت شكن و فرزند عزيزش بت شكن ديگر سيد انبيا محمد مصطفى صلى الله عليه و آله به بشريت آموختند كه بتها هر چه هست بايد شكسته شود. و كعبه كه امالقرى است و آنچه از آن بسط پيدا كرده تا آخرين نقطه زمين، تا آخرين روز جهان بايد از لوث بتها تطهير شود. بت، هر چه باشد، چه هياكل، چه خورشيد، چه ماه و چه حيوان و انسان و چه بتى بدتر و خطرناكتر از طاغوتهاى در طول تاريخ از زمان آدم صفى اللَّه تا ابراهيم خليل اللَّه تا محمد حبيب اللَّه- صلى اللَّه عليهم و آلهم اجمعين- تا آخرالزمان كه بت شكن آخر، از كعبه نداى توحيد سردهد. (1)178
ابراهيم خليل در اول زمان و حبيب خدا و فرزند عزيزش مهدى موعود روحى فداه در آخرزمان از كعبه
1) . كنگره ج 1 ص 172
نداى توحيد سر دادند و مىدهند. (1)179
حج ابراهيمى محمدى- صلى اللَّه عليهما و آلهما سالهاست غريب و مهجور است؛ هم از جهات معنوى و عرفانى و هم از جهات سياسى و اجتماعى.
اينان (زائران) براى مناسك حج و برائت از مشركان و كافران كه خدا و رسول او از آنان برائت جسته است آمدهاند؛ اين ميهمانان متعهد را گرامى داريد.
با اينانى كه از «كل فج عميق» هجرت به سوى خدا و رسول بزرگ او كردهاند، با مهر و صفا و محبت و وفا و اخوت اسلامى رفتار كنيد و ميهمانان خدا و رسول را آزار ندهيد.
1) . كنگره ج 1 ص 183
دل ميقات در هواى زائرانى مىتپد كه از كشور «لا شرقيه و لا غربيه» آمدهاند تا با تلبيه و لبيك لبيك دعوت خداوند را به سوى صراط مستقيم انسانيت اجابت كنند. (1)180
دل ميقات در هواى زائرانى مىتپد كه ... با پشت پا زدن بر مكتبهاى شرقى و غربى و انحرافات ملى گرايى فرقه زدايى نموده، با همه ملتها بدون در نظر گرفتن رنگ و مليت و محيط و منطقه، برادر و برابر، غمخوار يكديگر
1) . كنگره ج 2 ص 28
باشند و تحكيم وحدت كنند و با يد واحده بر دشمنان بشريت و زورگويان جهانخوار بتازند. (1)181
در ميقاتهاى الهى و مقامات مقدس، در جوار خانه پربركت خداوند تعالى آداب حضور محضر مقدس خداوند عظيم، مراعات؛ و قلوب حجاج عزيز از تمام وابستگىهاى به غير حق، آزاد و از آنچه غير دوست هست تهى و با انوار تجليات الهى منور گردد تا اعمال و مناسك اين سير الى اللَّه با محتواى حج ابراهيمى و پس از آن، حج محمدى، آراسته گردد.
... و همگان سالم از وزرهاى منى و منيت با كوله بارى از معرفت حق و عشق محبوب به اوطان خود باز گردند. (2)182
به ميهمانى خدا آمده بودند (شهداى مكه) تا ... در سير و صيرورت ابدى خود تنها در «ميقات» حج كه در «ميقات عمل» نيز لباس و حجاب پيوستگى و دلبستگى به
دنيا را از تن بدر آورند. (1)183
همانها (شهداى مكه) كه براى نجات محرومان و بندگان خدا راحتى راحت طلبان را بر خود حرام و مُحرم به احرام شهادت شده بودند و عزم را جزم كردند تا نه تنها بنده زر خريد آمريكا و شوروى نباشند كه زير بار هيچكس جز خدا نروند. (2)184
خود را مُحرم براى وصول به آستانه حق تعالى نماييد و لبيك گويان براى حق، نفى شريك به همه مراتب كنيد. (3)185
در لبيك لبيك «نه» بر همه بتها گوييد و فرياد «لا» بر همه طاغوتها و طاغوتچهها كشيد. (4)186
بايد دعوت خداوند متعال را لبيك گفت. (1)187
در ميقات ... لبيك به خدا مىگوييد؛ يعنى تو دعوت كردى و ما اجابت. (2)188
سلام بر آنان كه رمز دعوت حق تعالى را در وفود به سوى خانه خدا دانستند و لبيك گفتند. (3)189
اين ميهمانان آمدهاند تا همراه با مناسك حج به نداى ابراهيم خليل اللَّه و محمد رسول اللَّه صلى الله عليه و آله لبيك گويند. (4)190
لبيكهاى مكرر از كسانى حقيقت دارد كه نداى حق را به گوش جان شنيده و به دعوت اللَّه تعالى به اسم جامع، جواب مىدهند. مسأله، مسأله حضور در محضر است و مشاهده جمال محبوب. (1)191
مسأله، مسأله حضور در محضر است و مشاهده جمال محبوب، گويى گوينده از خود در اين محضر بيخود شده و جواب دعوت را تكرار مىكند. و دنباله آن، سلب شريك به معناى مطلق آن مىنمايد كه اهل اللَّه مىدانند. (2)192
مسأله، مسأله حضور در محضر است و مشاهده جمال محبوب؛ گويى گوينده از خود در اين محضر بيخود شده و جواب دعوت را تكرار مىكند. و دنباله آن، سلب شريك به معناى مطلق آن مىنمايد كه اهل اللَّه مىدانند نه شريك در الوهيت فقط گرچه سلب شريك در آن نيز شامل همه مراتب تا فناى عالم در نظر اهل معرفت است و حاوى جميع فقرات احتياطى و استحبابى است مثل «الحمد لك و
النعمة لك». و حمد را اختصاص مىدهد به ذات مقدس، همچنين نعمت را. و نفى شريك مىكند و اين نزد اهل معرفت، غايت توحيد است. (1)193
... هر حمدى و هر نعمتى كه در جهان هستى تحقق يابد، حمد خدا و نعمت خداست بدون شريك.
و در هر موقف و مشعرى و وقوف و حركتى و سكون و عملى اين مطلب و مقصد اعلى جارى است. و خلاف آن، شرك به معناى اعم است كه همه ما كوردلان به آن مبتلا هستيم. (2)194
از خود كه منشأ بزرگ شرك است به سوى او- جل وعلا- هجرت نماييد. و اميد است براى جويندگان آن، موتى كه دنبال هجرت است حاصل آيد و اجرى كه على اللَّه است دريافت نماييد. (3)195
اگر همين يك جهت عرفانى و معنوى براى انسان دست دهد و لبيك به راستى مقرون به نداى حق تعالى تحقق حقيقى يابد، انسان در همه ميدانهاى سياسى و اجتماعى و فرهنگى و حتى نظامى پيروز مىشود. و براى چنين انسانى، شكست، مفهومى ندارد. و خداوند تعالى شمهاى از اين سير معنوى و هجرت الهى را نصيب همه ما فرمايد. (1)196
بعد سياسى و اجتماعى آن حاصل نمىگردد مگر آنكه بعد معنوى و الهى آن جامه عمل پوشد؛ و لبيكهاى شما دعوت حق تعالى باشد. (2)197
لبيك گويان و پاى كوبان به حضور دوست در آن مكان مقدس مشرف شوند. (1)198
خداوند تعالى شمهاى از اين سير معنوى و هجرت الهى (تحقق حقيقى لبيك) را نصيب همه ما فرمايد. (2)199
اگر مردم توقع داشته باشند كه حالا كه ما حج مىرويم بايد براى ما همچو رفاهى حاصل بشود كه در منازل مان هم نيست اين حج نمىتواند آن حجى باشد كه خداى تبارك و تعالى بر اشخاص واجب فرموده است. (1)200
خوب شما حاجى هستيد، شما مسلمانى هستيد كه مىخواهيد به داد مسلمين و داد مستضعفين جهان برسيد آن قدر توقعات خودتان را بالا نبريد كه خداى تبارك و تعالى، خداى نخواسته امر بفرمايد كه اينجور نشد و نمىشود. (2)201
سلام بر آنان كه از همه اقسام شرك رو برگرداندند و به سوى مركز توحيد رو آوردند. (1)202
همه اينها (سركوبى قدرتها) مقدمه اين است كه يك آرامشى در اين بلاد پيدا بشود و دنبال اين آرامش يك سير روحى پيدا بشود يك هدايت به سوى خدا پيدا بشود. (2)203
حقيقت حج، اين است كه شما برويد درد مردم را ببينيد، ببينيد فقرا چه جورى هستند، شما هم همانطور بشويد، ببينيد مستمندان جهان چطورند شما هم به همان رنگ درآييد. (3)204
اكنون كه در مركز اسلام حيات بخش به امر خدا و رسولش گرد آمديد ... براى اين درد مهلك و سرطان كشنده (وضع نكبت بار كشورهاى اسلامى) چاره انديشى كنيد. (1)205
بر كسانى كه استطاعت دارند يك دفعه فريضه فرموده است كه در مكه معظمه ... جمع بشوند ... و مهم اين است كه آن چيزهايى كه در بلاد مسلمين در طول سال گذشته است به اطلاع هم برسانند و براى رفع اشكالات مسلمين فكر بكنند. (2)206
به ابراهيم خليل اللَّه خطاب مىشود كه مردم را به حج بخوان تا براى شهود منافع خود از همه اقطار بيايند. (3)207
مسلمانان ... با مراعات اخلاق كريمه اسلامى و اجتناب
از مجادلات و تجملات، صفاى اخوت اسلامى و دورنماى تشكل امت محمدى صلى الله عليه و آله را در سراسر جهان به نمايش مىگذارند. (1)208
اميد آن است كه دولتهاى اسلامى و خصوصاً دولت عربستان سعودى كه در مركز سياست اسلامى واقع است با ما همصدا و همفكر شوند. (2)209
با فريادها و دعوتها و تظلمها و افشاگرىها و اجتماعات زنده و كوبنده در مجمع مسلمين در مكه مكرمه بتها را بشكنيم. (3)210
حج بهترين ميعادگاه معارفه ملتهاى اسلامى است كه مسلمانان با برادران و خواهران دينى واسلامى خود از
سراسر جهان آشنا مىشوند. (1)211
اين وحدت (مسسلمانان و مستضعفان جهان) كه اسلام شريف و قرآن كريم بر آن پافشارى كردهاند، با دعوت و تبليغ دامنه دار بايد به وجود آيد و مركز اين دعوت و تبليغ مكه معظمه در زمان اجتماع مسلمين براى فريضه حج است كه ابراهيم خليلاللَّه و محمد حبيب اللَّه شروع و در آخرالزمان حضرت بقيةاللَّه ارواحنا لمقدمه الفداء تعقيب مىكند. (2)212
بايد بدانيم كه يكى از فلسفههاى مهم حج اجتماعى عظيم، از سراسر جهان در اين مقام مقدس و مهبط وحى به هم پيوستن مسلمانان جهان و تحكيم وحدت بين پيروان پيامبر اسلام و پيروان قرآن كريم در مقابل طاغوتهاى جهان است. (3)213
يكى از مهمات فلسفه حج، ايجاد تفاهم و تحكيم برادرى بين مسلمين است. (1)214
اسلام مىخواهد كه مردم آگاهانه براى مصالح خودشان، براى مصالح مسلمين در آنجا فعاليت بكنند. (2)215
با توجه به اينكه فريضه حج ... حجاج محترم جهان را دور هم گرد آورده و در مصالح اسلام و مشكلات مسلمين تبادل آراء نموده و در حل مشكلات و راه رسيدن به آرمان مقدس اسلام تصميمات لازم را اتخاذ نماييد و راههاى اتحاد بين همه طوايف و مذاهب اسلامى را بررسى كنيد. (3)216
حجى كه اسلام از ما خواسته است آن است كه وقتى مىرويد حج مسلمين بلاد را بيدار و با هم متحد كنيد. (1)217
... و لهذا (گم بودن اسلام) در مكه معظمه در محلى كه خداى تبارك و تعالى آن محل را براى اجتماع معنوى مسلمين قرار داده جمع مىشوند و نمىدانند چه مىكنند. (2)218
مع الاسف مكه معظمه ... مركز وحى و مهبط جبرئيل و ملائكة اللَّه ... مملو از كالاهاى بيگانگان و بازار براى دشمنان اسلام و پيامبر بزرگ صلى الله عليه و آله شده. (3)219
كثيرى از حجاج ... غافلانه در بازارها به جستجوى كالاهاى آمريكايى، اروپايى و ژاپنى پرسه مىزنند و دل صاحب شريعت را با اين عمل كه با حيثيت حج و حجاج بازى مىكنند به درد مىآورند. (4)220
شكر بى پايان بر عنايات حق- جل و على كه در آستانه عزيمت حجاج محترم ايرانى به سوى معبد عشق و مرقد معشوق و هجرت به سوى خداى تعالى و رسول معظمش صلى الله عليه و آله نداى اسلام بر اقصى بلاد اسلام جهان طنين افكنده و بيرق معنوى اسلام در اقطار عالم به اهتزاز درآمده و چشمهاى جهانيان به سوى كشور ولى اللَّه الاعظم- ارواحنا لمقدمه الفدا- دوخته شده ... است. (1)221
از اين فريضه عبادى- سياسى اسلام در آن امكنه شريفه
1) . كنگره ج 2 ص 79
كه بحق براى مصالح موحدين و مسلمين جهان بنا شده است بيشترين استفاده معنوى و سياسى را نموده و به سرّ قربانگاه ابراهيمى و اسماعيلى توجه كنند. (1)222
مكه معظمه و مشاهد مشرفه آينه حوادث بزرگ نهضت انبياء و اسلام و رسالت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله است. (2)223
ميليونها مسلمان هر سال به مكه مىروند و پا جاى پاى پيامبر و ابراهيم و اسماعيل و هاجر مىگذارند. (3)224
جاى جاى اين سرزمين محل نزول و اجلال انبياء بزرگ و جبرئيل امين ... است (4)225.
جاى جاى اين سرزمين ... يادآور رنجها و مصيبتهاى چندين سالهاى است كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در راه اسلام و بشريت، متحمل شدهاند. (1)226
دل صخرهها و سنگها و بيابانها و كوهها و كوچه و بازارهاى مكه و مدينه پر است از هنگامه رسالت آنان (انبياء) كه اگر آنها به زبان و سخن مىآمدند و از راز و رمز تحقق «فاستقم كما امرت» پرده بر مىداشتند زائران بيت اللَّه الحرام درمىيافتند، رسول خدا براى هدايت ما و بهشتى شدن مسلمانان چه كشيدهاند و مسؤوليت پيروان او چقدر سنگين است. (2)227
حضور در اين مشاهد مشرفه و امكنه مقدسه و در نظر
گرفتن شرايط سخت و طاقت فرساى بعثت پيامبر، مارا به مسؤوليت و حفظ دست آوردهاى اين نهضت و رسالت الهى بيشتر آشنا مىكند. (1)228
ما در مكه باشيم يا نباشيم دل و روحمان با ابراهيم در مكه است. (2)229
ما الآن از تشرف مكه و حج بيت اللَّه جز اينكه يك دسته اشخاص عامه مردم در آنجا مجتمع بشوند چيز ديگرى نداريم. (3)230
مع الاسف اين امر كه اشخاص مؤثرى، از حكومتها و از بزرگان قوم كه مىتوانند در آنجا (مكه) مجتمع بشوند و مسائل اسلام و مسائل سياسى و اجتماعى مسلمين را بررسى كنند مغفول عنه است. (4)231
مع الاسف ... در عين حال كه بايد در آنجا (افراد مؤثر حكومتها) مشكلات را بررسى كنند بر مشكلات افزوده مىشود. (1)232
1) . كنگره ج 1 ص 87
حج بهترين ميعادگاه معارفه ملتهاى اسلامى است كه مسلمانان ... با كنار گذاردن تشخصها و رنگها و مليتها و نژادها به سرزمين و خانه اولين خود رجعت مىكنند. (1)233
حج بهترين ميعادگاه معارفه ملتهاى اسلامى است كه مسلمانان ... در خانهاى كه متعلق به تمام جوامع اسلامى و پيروان ابراهيم حنيف است گرد هم مىآيند. (2)234
بايد بدانى كه يكى از فلسفههاى مهم اين اجتماع عظيم از سراسر جهان در اين مقام مقدس و مهبط وحى ...
وحدت پيروان پيامبر اسلام و پيروان قرآن كريم در مقابل طاغوتهاى جهان است. (1)235
سلام بر آنان كه رمز دعوت حق تعالى را در وفود به سوى خانه خدا دريافتند. (2)236
شما موفق شديد به زيارت خانهاى كه خداوند براى ناس قرار داده است و اول بيتى است كه خداوند براى همه مردم قرار داده است. (3)237
«ان اول بيت وضع للناس ...» اين يكى از ادله اين است كه خداى تبارك و تعالى ... اين خانه را براى تمام عالم از زمان بعثت تا آخر و براى همه قرار داده است (1)238
سلام بر مسلمانان متعهدى كه از جهان اسلام به سوى حق شنافته و در جوار خانه خدا وفود نمودهاند. (2)239
خداوند تعالى ... سرّ و انگيزه حج و غايت قرار دادن كعبه و بيت الحرام را، نهضت و قيام مسلمانان براى مصالح ناس و تودههاى مستضعف جهان ذكر مىفرمايد. (3)240
... در جوار خانه پر بركت خداوند تعالى آداب حضور محضر مقدس خداوند عظيم مراعات و قلوب حجاج عزيز از تمام وابستگىهاى به غير حق آزاد و از آنچه غير دوست
هست تهى ... گردد. (1)241
اين مسجد الحرام و مساجد در زمان رسول اكرم صلى الله عليه و آله مركز جنگها و مركز سياستها و مركز امور اجتماعى و سياسى بوده است. (2)242
اين بت شكن و فرزند عزيزش بت شكن ديگر سيد انبياء محمد مصطفى صلى الله عليه و آله به بشريت آموختند كه بتها هر چه هست بايد شكسته شود و كعبه كه امالقرى است و آنچه از آن بسط پيدا كرده تا آخرين نقطه زمين، تا آخرين روز جهان بايد از لوث بتها تطهير شود. (3)243
مگر ابرقدرتهاى زمان ما بتهاى بزرگ نيستند كه جهانيان را به اطاعت و كرنش و پرستش خود مىخوانند و
با زور و زر و تزوير، خود را به آنان تحميل مىنمايند؟ كعبه معظمه يكتا مركز شكستن اين بت هاست. (1)244
«... و طهر بيتى للطائفين و القائمين و الركع السجود» و اين تطهير از همه اراجس است كه بالاترين آنها شرك است كه در صدر آيه كريمه است. (2)245
مع الاسف ... وابستگان به حكومتهاى جابر انحرافى ... فرياد مظلومانى را كه از گوشه و كنار جهان در اين مركز فرياد، جمع گرديدهاند، زندقه و برخلاف اسلام وانمود مىكنند. (3)246
لبيك گويان و پاى كوبان به حضور دوست در آن مكان
مقدس مشرف شوند. (1)247
بحمد اللَّه والمنه امروز ايران و ساير ملتهاى مسلمان راه خود را باز يافته و انبوه زائران بيت اللَّه الحرام از ايران و ساير كشورهاى اسلامى براى احياى مراسم عبادى سياسى حج در حول مسج الحرام- مركز ثقل اسلام و مهبط ملائكة اللَّه و محل نزول وحى گرد آمدهاند تا به وظيفه الهى و قرآنى خود كه همانا اعلام و فرياد برائت از مشركان است كه رسول ختمى مرتبت صلى الله عليه و آله بوسيله مولانا على بن ابى طالب- سلام اللَّه عليه- در حج اكبر اجراء فرمود، عمل خواهند كرد. (2)248
زائران محترم كه در جوار خانه خدا و محل رحمت او هستند با همه بندگان خدا با رفق و مروت و اخوت اسلامى رفتار نمايند. (3)249
اكنونكه در مركز اسلام حيات بخش، به امر خدا و نداى رسولش گرد آمديد و از هر ملت و مذهب در اين مكان عظيم اجتماع كرديد براى اين درد مهلك و سرطان كشنده (وضع نكبت بار كشورهاى اسلامى) چاره انديشى كنيد. (1)250
انشاء اللَّه ما نخواهيم گذاشت از كعبه و حج، اين منبر بزرگى كه بر بلنداى بام انسانيت بايد صداى مظلومان را به همه عالم منعكس سازد و آواى توحيد را طنين اندازد صداى سازش ... با كفر و شرك نواخته شود. (2)251
هيچ شخصيتى و هيچ رژيمى و هيچ طايفهاى حق تقدم در آن (بيت الحرام) را ندارد، اهل باديه و صحرانشينان و
خانه به دوشان با عاكفان كعبه و شهر نشينان و دولتمردان در آن يكسانند. (1)252
اين بيت معظم براى ناس بنا شده و براى قيام ناس و نهضت همگانى و براى منافع مردمى (2)253
اين بيت معظم براى ناس بنا شده ... و براى منافع مردمى و چه نفعى بالاتر و والاتر از آن كه دست جباران جهان و ستمگران عالم از سلطه بر كشورهاى مظلوم كوتاه شود و مخازن عظيم كشورها براى مردم خود آن كشورها باشد. (3)254
بيتى كه براى قيام تأسيس شده است آن هم قيام ناس و لالناس پس بايد براى همين مقصد بزرگ ر آن اجتماع نمود و منافع ناس را در همين مواقف شريف تأمين نمود. (4)255
ساده بودن بيت و مسجد همچون زمان ابراهيم و صد راسلام و به هم پيوستن مسلمين ... هزاران مرتبه بالاتر است از تزيين كعبه و بناهاى مرتفع عظيم و غافل شدن از مقصد اصلى كه قيام ناس و شهود منافع ناس است. (1)256
كعبه معظمه براى پذيرايى مسلمانان عاشق حق و عدالت و فريادهاى كوبنده آنان بر سر ابرظالمان دهر و ابرچپاولگران جهان، آغوش باز نموده و انتظار پذيرايى آنان را مىكشد. (2)257
بيت اللَّه الحرام و كعبه معظمه زائران عزيزى را در آغوش مىكشد كه حج را از انزوى سياسى و انحراف اساسى به سوى حج ابراهيمى و محمدى سوق داده و حيات آن را تجديد مىنمايند. (3)258
در طواف حرم خدا كه نشانه عشق به حق است، دل را از
ديگران تهى كنيد و جان را از خوف غير حق پاك سازيد و به موازات عشق به حق از بتهاى بزرگ و كوچك طاغوتها و وابستگانشان برائت جوييد كه خداى تعالى و دوستان او از آنان برائت جستند و همه آزادگان جهان از آنان برى هستند. (1)259
گردش به دور خانه خدا نشان دهنده اين است كه به غير از خدا، گرد ديگرى نگرديد. (2)260
از همه جا و همه سرزمينها و خصوصاً از كعبه حق به جنود خدا متصل شوند و زائران عزيز از بهترين و مقدسترين سرزمينهاى عشق و شعور و جهاد، به كعبه بالاترى رهسپار شوند. (3)261
همچون سيد و سالار شهيدان حضرت ابىعبداللَّه
الحسين عليه السلام از احرام حج به احرام حرب و از طواف كعبه و حرم به طواف صاحب بيت و از توضوء زمزم به غسل شهادت و خون رو آورند و به امتى شكستناپذير و بنيانى مرصوص مبدل گردند كه نه ابرقدرت شرق ياراى مقابله آنان را داشته باشد نه غرب. (1)262
در كنار خانه خدا و مرقد پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بيعتها و پيوندهاى دوستى و ارتباط آينده را با مسلمانان محكم كنند. (2)263
ما بر اين مطلب پافشارى و اصرار مىكنيم كه مسلمانان حداقل در خانه خدا و حرم امن الهى خود را از تمامى قيد و بندهاى ظالمان آزاد بينند و در يك مانور بزرگ از ... هر وسيلهاى براى رهائى خود استفاده نمايند. (3)264
مهدى منتظر در لسان اديان و به اتفاق مسلمين از كعبه ندا سر مىدهد و بشريت را به توحيد مىخواند، همه فريادها را از كعبه و مكه سر مىدهند و ما بايد از آنها تبعيت كنيم. (1)265
اين بت شكن و فرزند عزيزش بت شكن ديگر سيد انبياء محمد مصطفى صلى الله عليه و آله به بشريت آموختند كه بتها هر چه هست بايد شكسته شود ... و چه بتى بدتر و خطرناكتر از طاغوتهاى در طول تاريخ از زمان آدم صفى اللَّه تا ابراهيم خليل اللَّه تا محمد حبيب اللَّه- صلى اللَّه عليهم و آلهم اجمعين- تا آخرالزمان كه بت شكن آخر، از كفته نداى توحيد سر مىدهد. (2)266
«ان اول بيت وضع لالناس للذى ببكة المباركة ...» اين يكى از ادله اين است كه خداى تبارك و تعالى همه عالم را به اسلام دعوت فرموده است. (1)267
آن چيزى كه اساس است ... توجه به خداست. (2)268
از آنجا كه مسلمانان جهان به علت فشار و حبس و اعدام، قدرت بيان مصيبتهايى كه حاكمان كشوران بر آنها تحميل كردهاند را ندارند، بايد بتوانند درحرم امن الهى مصائب و دردهايشان را با كمال آزادى بيان كنند تا ساير مسلمانان براى رهايى آنان چارهاى بينديشند. (3)269
(شهدا) آمده بودند كه دوباره به محمد صلى الله عليه و آله بگويند كه از مبارزه خسته نشدهاند و به خوبى مىدانند كه «ابى سفيان» و «ابى لهب» و «ابى جهل» براى انتقام، در كمين نشستهاند و با خود مىگويند مگر هنوز «لات» و «هبل» در كعبهاند؟ آرى
خطرناكتر از آن بتها اما در چهره و فريبى نو. (1)270
زائران شريف ايرانى، امسال پيام انقلاب و برائت خود را با خونشان به جهان و به امت اسلام ابلاغ نمودند و با تقديم شهداى بزرگ به پيشگاه مقدس حق از سازندگان و بانيان سياست «نه شرقى و نه غربى» كعبه خداوند گشتند. (2)271
«اجعلتم سقاية الحاج و عمارة المسجد الحرام» گويى آيه شريفه ... در عصر حاضر سرگرمى به سقايت و معيشت حجاج و به عمارت و تزيين مسجد الحرام و غفلت از ايمان به خدا و روز جزا و كنارهگيرى از جهاد عى سبيل اللَّه را ظلم و كسانى كه چنين كنند را ظالم محسوب داشته است. (3)272
مجرد كليد دارى بيت و سقايت حجاج و عمارت
مسجد الحرام كافى نيست و مربوط به مقصد نيست ساده بودن بيت و مسجد ... و به هم پيوستن مسلمين در آن مكان بى آلايش و وافدين بىپيرايش هزاران مرتبه بالاتر است از تزيين كعبه و بناهاى مرتفع و عظيم و غافل شدن از مقصد اصلى كه قيام ناس و شهود منافع ناس است. (1)273
اگر انشاء اللَّه عموم زائران از هر طايفه و مذهب كه از سراسر جهان در آن مكان شريف مجتمع شدهاند، نداى خداوند را اجابت كنند و با فرياد واحد، ستمگران و ظالمان را محكوم نمايند كاخهاى ستم فرو خواهد ريخت. (2)274
ما بايد ... نداى توحيد كلمه و كلمه توحيد را از آن مكان مقدس سر دهيم. (3)275
بايد دست شياطين را از كعبه و حرم كشورهاى اسلامى
كه حريم آن است قطع كرد. (1)276
بايد شيطان بزرگ و ميانه و كوچك (اولى، وسطى، عقبه) را از حريم مقدس اسلام و كعبه و حرم راند. (2)277
طرح فتوحات و سياسات از آن دو مركز بزرگ (حرمين شريفين) سياسى، عبادى ريخته مىشده است. (3)278
مع الاسف ... در مركز سياست اسلام، مسلمين به حكم وعاظ السلاطين با دخالت در سياست بلكه با شعار عليه دشمنان خونخوار قرآن كريم و اسلام عزيز، مجرم شناخته مىشوند. (4)279
آن چيزى كه اساس است سير الى اللَّه است توجه به خداست ... شكستن بت نفس كه بالاترين بت هاست و دنبال او شكستن بتهاى ديگر. (1)280
اسلام وضعش اين نيست ... كه مسلين بيايند در حج و فقط چند مرتبه دور خانه مبارك بگردند و بعد هم وقوف و چه و چه و هيچ كار نداشته باشند كه مستكبرين بر مردم دنيا چه مىكنند بى تفاوت باشند. (2)281
اميد آن است كه دولتهاى اسلامى و خصوص دولت عربستان سعودى كه در مركز سياست اسلامى واقع است با ما هم صدا و هم فكر شوند. (3)282
ما در مكه باشيم يا نباشيم دل و روحمان با ابراهيم در مكه است ... به سوى كعبه نماز مىگزاريم و به سوى كعبه مىميريم و خدا را سپاس مىگزاريم كه در ميثاقمان با خداى كعبه پايدار ماندهايم. (1)283
1) . كنگره ج 2 ص 158
اين كنگره سراپا سياست كه به دعوت ابراهيم و محمد- صلى اللَّه عليهما و آلهما- برپا مىشود و از هر گوشه دنيا و از هر «فج عميق» در آن اجتماع مىكنند براى منافع ناس است و قيام به قسط است. (1)284
سلام بر آنان كه رمز دعوت حق تعالى را در وفود به سوى خانه خدا دريافتند و لبيك گفتند. (2)285
سلام بر مسلمانان متعهدى كه از جهان اسلام به سوى حق شتافته و در جوار خانه خدا وفود نمودهاند. (1)286
سلام بر آنان كه از همه اقسام شرك رو برگرداندند و به سوى مركز توحيد روآوردند و از قيد عبوديت و اطاعت از همه بتهاى جهان مراكز استكبار و استعمار و قدرتهاى شيطانى رها و به قدرت مطلقه الهى و حبل المتين توحيد پيوستند. (2)287
شما موفق شديد به زيارت خانهاى كه ... اول بيتى است كه خداوند براى همه مردم قرار داده است. (3)288
... كنگره عظيم حج در مواقف معظمه از بزرگترين كنگرههاى جهان اسلام است. (1)289
با توجه به اينكه فريضه حج ... حجاج محترم جهان را دور هم گرد آورده ... راههاى اتحاد بين همه طوايف و مذاهب اسلامى را بررسى كنيد و در امور سياسى مشترك بين همه طوايف مشكلاتى را كه براى مسلمين جهان به دست دشمنان سرسخت اسلام پيش آمده است كه اهم آن اختلاف انگيزى بين صفوف مسلمانان است را چاره انديشى بنماييد. (2)290
پر واضح است كه اگر در اين كنگره عظيم جهانى كه همه اقشار ملتهاى مظلوم اسلامى از هر مذهب و ملت و داراى هر زبان و مسلك و هر رنگ و قشر ولى با زىّ واحد و لباس مشابه دور از هر آلايش و آرايش اجتماع نمودهاند مسائل اساسى اسلام و مسلمين و مظلومان جهان از هر فرقه، حل نشود و حكومتهاى مستكبر و زور گو سر
جايشان ننشينند از اجتماعات كوچك منطقهاى و محلى، كارى برنخواهد آمد و راه حل فراگيرى به دست نخواهيم آورد. (1)291
1) . كنگره ج 1 ص 190
در فريضه حج كه لبيك به حق است و هجرت به سوى حق تعالى به بركت ابراهيم و محمد است مقام «نه» بر همه بتها و طاغوتها است و شيطان و شيطانزادهها است و كدام بت از شيطان بزرگ آمريكاى جهانخوار و شوروى ملحد متجاوز، بزرگتر؟ و كدام طاغوت و طاغوتچه از طاغوتهاى زمان ما بالاترند؟ (1)292
سلام بر آن «ابراهيم خليل اللَّه» كه يك تنه بر بتها و بت پرستها يورش برد و از تنهايى و آتش نهراسيد و آن
1) . كنگره ج 2 ص 62
«موساى كليم اللَّه» كه با عصاى چوپانى بر فرعونيان خروش كشيد واز بى كسى باك نداشت. (1)293
اين كنگره سراپا سياست ... براى ... قيام به قسط است و در ادامه بت شكنىهاى ابراهيم و محمد است و طاغوت شكنىها و فرعون زدودنهاى موسى است و كدام بت به پايه شيطان بزرگ و بتها و طاغوتهاى جهان خوار مىرسد كه همه مستضعفان جهان را به سجده خود و ستايش خويش فراخواند و همه بندگان آزاد خداى تعالى را بنده فرمانبردار خويش داند. (2)294
همان طور كه پيغمبر اكرم بتها را در كعبه شكست ما هم بتها را بشكنيم و اين بتها كه در زمان ما هستند از آن زمان بالاتر و بدترند. (3)295
بحمد اللَّه امسال (1363) در مكه با اين تظاهرات عظيم و با اين شعارهاى كوبنده يك مقدارى از صولت بتها شكسته شد و انشاء اللَّه بعدها هم خواهد شد. (1)296
مگر ابرقدرتهاى زمان ما بتهاى بزرگ نيستند كه جهانيان را به اطاعت و كرنش و پرستش خود مىخوانند و با زور و تزوير خود را به آنان تحميل مىنمايند؟ (2)297
اين بت شكن و فرزند عزيزش بت شكن ديگر سيد انبياء محمد مصطفى صلى الله عليه و آله به بشريت آموختند كه بتها هر چه هست بايد شكسته شود ... و چه بتى بدتر و خطرناكتر از طاغوتهاى در طول تاريخ از زمان آدم صفى اللَّه تا ابراهيم
خليل اللَّه تا محمد حبيب اللَّه صلى الله عليه و آله تا آخرالزمان كه بت شكن آخر، از كعبه نداى توحيد سر دهد. (1)298
اگر انسان يك نفر آدم كه اهل آن مسائل (عرفان) است همين نماز را- آن بعد عرفانى نماز را- در اذكر و در كارهاى ديگرش دنبال كند مىبيند كه چه درياى خروشانى است معراج است- معراج مؤمن است يعنى تا مافوق عالم طبيعت و مافوق عالم وجود، انسان را مىكشاند گاهى در يك كلمهاش اين طور است. (2)299
سوره حمد كه در قرآن هست و اولين سوره است و براى نماز قرار دادند و نماز بدون حمد، گفتند نماز نيست، همين سوره حمد تمام معاف در آن هست منتها آن كسى
كه نكته سنج باشد بايد در آن تأمل كند ما اهلش نيستيم. (1)300
ما مىگوييم كه «الحمد للَّهربّ العالمين» يعنى خدا شايسته است كه همه حمدها براى او باشد اما قرآن اين را نمىگويد قرآن مىگويد كه اصلًا حمدى در جائى واقع نمىشود الّا براى خدا، آن هم كه بت پرست است حمد است آن هم براى خدا است و خودش نمىداند، اشكال، ندانستن و جهالت ماها است. (2)301
يك جمله (از نماز) گاهى آن قدر بعد معنوى و بعد عرفانى دارد كه اگر براى يك انسان سالك تحقق پيدا كند از همه حجابها مىگذرد. (3)302
(4)303
در لمس «حجرالاسود» بيعت با خدا بنديد كه با دشمنان او و رسولانش و صالحان و آزادگان، دشمن باشيد و به اطاعت و بندگى آنان هر كه باشد و هرجا باشد سر ننهيد و خوف و زبونى را از دل بزداييد كه دشمنان خدا و در رأس آنان شيطان بزرگ زبونند هر چند در ابزار آدم كشى و سركوبى و جنايتشان برترى داشته باشند. (1)304
1) . كنگره ج 2 ص 63
در سعى بين صفا و مروه با صدق و صفا سعى دريافتن محبوب كنيد كه با يافتن او همه بافتهاى دنيايى گسسته مىشود و همه دل بستگيهاى مادى گسسته شود و آزادگىها شكفته گردد و قيد و بند شيطان و طاغوت كه بندگان خدا را به اسارت و اطاعت كشند درهم ريزد. (1)305
1) . كنگره ج 2 ص 63
سلام بر ... مسلمانان متعهدى كه در اين مجمع عمومى و سازمان الهى با لغو امتيازات متحد الشكل و بدون توجه به رنگ و زبان و كشور و منطقه هر سال يك بار در مواقف شريفه مجتمع مىشوند و با سادهترين و بى آلايشترين جهات مادى با توجه به معنويت و وفود على اللَّه گرد هم مىآيند و به وظايف و آداب اسلامى عمل مىكنند. (1)306
اكنون كه در آستانه فريضه مباركه حج هستيم لازم است توجهى به ابعاد عرفانى و روحانى و اجتماعى و سياسى و
1) . كنگره ج 1 ص 113
فرهنگى آن داشته باشيم باشد كه اين امر راه گشايى براى قدمهاى مؤثر بعدى باشد. (1)307
حج و همه عبادات اسلامى، آميخته به همه ابعاد مختلفه است. (2)308
فلسفه حج بايد جواب گوى اين فريادهاى مظلومانه (برادران فلسطينى، لبنانى و آفريقايى) باشد. (3)309
لازم است در خلال اعمال شريفه حج به يكى از بزرگترين فلسلفه اين اجتماع عظيم توجه داشته و به وضع اجتماعى و سياسى كشورهاى اسلامى رسيدگى كرده و از گرفتارىهاى برادران ايمانى خود مطلع گشته و در رفع آن در حد وظيفه اسلامى و وجدانى كوشش كنند. (4)310
همه مسلمانان بايد در ... بازگرداندن اين دو (حج و قرآن) به صحنه هاى زندگى شان كوشش كنند. (1)311
حج بسان قرآن است كه همه از آن بهرهمند مىشوند ولى انديشمندان و غواصان و دردآشنايان امت اسلامى اگر دل به درياى معارف آن بزنند و از نزديك شدن و فرورفتن د راحكام و سياستهاى اجتماعى آن نترسند، از صدف اين دريا گوهرهاى هدايت و رشد و حكمت و آزادگى را بيشتر صيد خواهند نمود و از زلال حكمت و معرفت آن تا ابد سيراب خواهند گشت. (2)312
حج براى نزديك شدن و اتصال انسان به صاحب خانه
است و حج تنها حركات و اعمال و لفظها نيست و با كلام و لفظ و حركت خشك، انسان به خدا نمىرسد. (1)313
حج پيام آور ايجاد و بناى جامعهاى به دور از رذايل مادى و معنوى است. (2)314
حج تجلى و تكرار همه صحنههاى عشق آفرين زندگى يك انسان و يك جامعه متكامل در دنيا است. (3)315
حج عرضه نمايش و آينه سنجش استعدادها و توان مادى و معنوى مسلمانان است. (4)316
آنچه غايت تعليمات اسلامى است همزيستى
مسالمتآميز د رسطح جهان ... و رسيدن انسانها به كمال و سعادت اخروى است. (1)317
جهات سياسى زيادى در اجتماعات، جماعات و جمعات و خصوصاً اجتماع گرانبهاى حج مىباشد كه از آن جمله اطلاع بر گرفتارىهاى اساسى و سياسى اسلام و مسلمين است. (2)318
در اين اجتماع بزرگ حج ... بايد به نفع اسلام و مسلمين بهره بردارى شود. (3)319
اين اجتماع بزرگ ... شما ملتهاى مسلمان را مكلف مىسازد كه ... براى آزادى سرزمين فلسطين از چنگال صهيونيسم، دشمن سرسخت اسلام و انسانيت چارهانديشى كنيد از مساعدت و همكارى با مردان
فداكارى كه در راه آزادى فلسطين مبارزه مىكنند غفلت نورزيد. (1)320
اين اجتماع بزرگ ... شما ملتهاى مسلمان را مكلف مىسازد كه ... براى فقرا و مستمندان كشورهاى اسلامى فكرى كنيد.
اين اجتماع بزرگ ... شما ملتهاى مسلمان را مكلف مىسازد كه ... گرفتارىهاى ملل مسلم را از زبان اهالى هر مملكت شنيده و در راه حل مشكلات آنان از هيچگونه اقدامى فروگذار نكنيد.
اين اجتماع بزرگ ... شما ملتهاى مسلمان را مكلف مىسازد كه در راه اهداف مقدسه اسلام، مقاصد عاليه شريعت مطهره و در راه ترقى و تعالى مسلمين و اتحاد و پيوستگى جامعه اسلامى كوشش كنيد.
1) . كنگره ج 1 ص 16
مسأله حج ... از مسائل مهم اسلامى و اجتماعات بزرگ سياسى- مذهبى جامعه مسلمانان مىباشد. (1)321
اگر حج را با آن سياستى كه از طرف اسلام در آن بكار رفته پيدا كنند كافى است براى اينكه استقلال خودشان را پيدا كنند. (2)322
مع الاسف مسلمين در طول تاريخ نتوانستند از اين نيروى آسمانى و كنگره اسلامى استفاده شايانى به نفع اسلام و مسلمين بنمايند. (3)323
خداوند تبارك و تعالى مسلمانان جهان را با شرائط خاص دعوت نموده است تا در ضمن بجا آوردن اين فريضه بزرگ از امورى كه در بلاد مسلمين از جهات اجتماعى و سياسى مىگذرد مطلع شده و اگر گرفتارى هايى دارند با يكديگر در ميان گذاشته و حتى الامكان در رفع آن كوشا باشند. (1)324
زائران ... ميهمانان خدا و رسولند و اهانت و جسارت به آنها اهانت و جسارت به ميزبانان بزرگ آنان است ... و لبيك به آنان نيز لبيك به خداى تعالى است. (2)325
با (زائران) مهر و صفا و محبت و وفا و اخوت اسلامى رفتار كنيد و ميهمانان خدا و رسول را آزار ندهيد ... اين ميهمانان متعهد را گرامى داريد. (3)326
مهم آن است كه حاج بداند كه ... هر خودخواهى و
خودبينى با خداخواهى مخالف است و با هجرت الى اللَّه مباين و موجب نقض معنويت حج است. (1)327
«اجعلتم سقاية الحاج» گويى آيه شريفه در عصر ما نازل شده و گوياى حال ماست در عصر حاضر سرگرمى به سقايت و معيشت حجاج و غفلت از ايمان به خدا و روز جزا و كنارهگيرى از جهاد فى سبيل اللَّه را ظلم و كسانى كه چنين كنند را ظالم محسوب داشته است. (2)328
بزرگترين درد جوامع اسلامى اين است كه ... حج با آن همه راز و عظمتى كه دارد هنوز به صورت يك عبادت خشك ويكحركت بىحاصل و بى ثمر باقى مانده است. (3)329
مسلّم حج بى روح و بى تحرك و قيام، حج بى برائت،
حج بى وحدت و حجى كه از آن هدم كفر و شرك برنيايد، حج نيست. (1)330
از آن مركز كه كعبه معظمه است و در هر سال مركز اجتماع مسلمين است گرفته تا آخر بلاد مسلمين، اسلام گم است. (2)331
مناسك حج مناسك زندگى است و از آنجا جامعه امت اسلامى از هر نژاد و ملتى بايد ابراهيمى شود تا به خيل امت محمد صلى الله عليه و آله پيوند خورد و يكى گردد و يد واحده شود، حج تنظيم و تمرين و تشكل اين زندگى توحيدى است. (1)332
همانها (شهداى مكه) كه براى نجات محرومان و بنگان خدا راحتى راحت طلبان را بر خود حرام و محرم به احرام شهادت شده بودند و عزم را جزم كردند تا نه تنها بنده زر خريد آمريكا و شوروى نباشند كه زير بار هيچكس جز خدا نروند. (2)333
همچون سيد و سالار شهيدان حضرت ابى عبداللَّه الحسين عليه السلام از احرام حج به احرام حرب (1)334 و از طواف كعبه و حرم به طواف صاحب بيت و از توضوء زمزم به غسل شهادت رو آوردند. (2)335
مراتب معنوى حج كه سرمايه حيات جاودانه است ...
حاصل نخواهد شد مگر آنكه دستورات عبادى حج به طور صحيح و شايسته و مو به مو عمل شود. (3)336
اميدواريم كه مسلمانها به خود بيايند و از همين عباداتى كه خداى تبارك و تعالى براى آنها مقرر فرموده است از همينها هم سير معنوى بكنند و هم برداشتهاى
سياسى و هم عمل. (1)337
با حال شعور و عرفان به «مشعر الحرام» و «عرفات» رويد و در هر موقف به اطمينان قلب بر وعدههاى حق و حكومت مستضعفان بيفزاييد. (2)338
مسلمانان در مواقف و مراسم اين عبادت كه يكى از مقاصد بزرگ آن اجتماع مسلمين از تمام بقاع زمين براى منافع مستضعفان جهان است و كدام نفع بالاتر از كوتاه كردن دست جهانخواران از ممالك اسلامى است. (3)339
چاره اساسى ... عملى كردن شعائر مواقف كريمه و مشاهد شريفه در كشورهاى خويش است و قدم اول زدودن يأس از دلهاست. (1)340
عرفات و مشعر و منى ميهماندار كسانى هستند كه ملت مسلمانشان با عرفان و شعور سياسى قيام نمودهاند تا آرمانها و امانى اسلام را در كشور خود و ساير كشورهاى مظلوم تحت ستم تحقق بخشند و سياست بازان قلابى را كه با فريب و دغل بر مظلومان جهان تاخته و هستى همه را غارت نمودهاند رسوا كنند. (2)341
اكنون شما عزيزان بر سر دوراهى سعادت ابدى و تحصيل رضاى حق و خاصان او و شقاوت و محروميت
ابدى هستيد و اميدوارم به بركت مواقيت و مواقف متبركه و دعاى ملت محروم كه بدرقه راه شما است از طبقه اول باشيد و اسلام و شهداء و جانبازان و ملت و ميهن خود را سرافراز كنيد و دست ردّ به سينه دشمنان اسلام و مسلمانان زنيد و دشمنان را مخذول و دل شكسته و دوستان را شاد نماييد. (1)342
اگر دولت حجاز از اين فريضه عبادى سياسى كه هر سال در مواقف كريمه حرمين شريفين با حضور ميليونى مسلمانان تشكيل مىشود استفاده سياسى- اسلامى مىنمود احتياج به آمريكا ... نداشت و مشكلات مسلمانان حل مىشد. (2)343
با سكوت و سكون، تفكر در آيات حق كنيد و به فكر نجات محرومان و مستضعفان از چنگال استكبار جهانى باشيد و راههاى نجات را از «حق» در آن مواقف كريمه، طلب كنيد. (3)344
شرط همه مناسك و مواقف براى رسيدن به آرزوهاى فطرى و آمال انسانى، اجتماع همه مسلمانان در اين مراحل و مواقف و وحدت كلمه تمامى طوايف مسلمين است بدون اعتنا به زبان و رنگ و قبيله و طايفه و مرز و بوم و عصبيتهاى جاهلى و هماهنگ خروشيدن بر دشمن مشترك است كه دشمن اسلام عزيز است و در اين عصر از آن سيلى خورده است و آن را مانع غارتگرىهاى خود مىداند. (1)345
1) . كنگره ج 2 ص 64
فرياد برائت از مشركان در مراسم حج ... يك فرياد سياسى- عبادى است كه رسول اللَّه صلى الله عليه و آله به آن امر فرمود. (1)346
برائت از كفار و سردمداران آنان را از وظايف خود در مواقف كريمه بدانند تا حج آنها حج ابراهمى ابوالانبياء- صلواة اللَّه عليه- باشد و حج محمدى صلى الله عليه و آله و الا «ما اكثر الضجيج و اقل الحجيج» درباره آنها صادق است. (2)347
انبوه زائران ... گرد آمدهاند تا به وظيفه الهى و قرآنى خود كه همانا اعلام و فرياد برائت از مشركان است كه رسول ختمى مرتبت صلى الله عليه و آله بوسيله مولانا علىبنابىطالب عليه السلام در حج اكبر اجرا فرمود عمل خواهند كرد. (1)348
به موازات عشق به حق از بتهاى بزرگ و كوچك، طاغوتها و وابستگانشان برائت جوئيد كه خداى تعالى و دوستان او از آنان برائت جستند و همه آزادگان جهان از آنان برى هستند. (2)349
بايد فرياد برائت از مشركان و ستمكاران بطور كوبنده و با شركت همگانى باشد كه صداى مظلوميت مسلمانان و ملتهاى تحت سلطه ابرجنايتكاران را به گوش جهانيان
برسانند و خفتگان را بيدار و ساكتان در مقابل جباران را هشدار و ناهيان از معروف و آمران به منكر را كه برخلاف فرمان خداوند و دستور قرآن مجيد و سنت رسول اللَّه صلى الله عليه و آله به طرفدارى از مشركان و خون خواران بين المللى جانفشانى و يقه دارى مىكنند ... به جاى خود بنشانند. (1)350
اگر نمايندگان يك ميليارد مسلمان با اسم و رسم، از متجاوزان به حقوق مظلومان و بلاد مسلمين برائت جويند و خواستار قطع يد ظالمين شوند هيچ قدرتى تاب مقاونت با آنان را نخواهد داشت. (2)351
درود بى پايان بر پيمبران اولىالعزم، چون ابراهيم بت شكن و موساى طاغوت برانداز و عيساى مسيح كه اگر فرصت يافته بود همانند آنان بود و محمد شكننده تمامى بتها و برائت جوينده از تمامى مشركان و ستمكاران. (3)352
مع الاسف مكه معظمه و جده و مشاهد مشرفه حجاز ...
كه بايد به حكم اسلام بتهاى جنايتكار را در آنجا شكست و فرياد بر سر آنها زد و از آنها برائت جست مملو از كالاهاى بيگانگان و بازارى براى دشمنان اسلام و پيامبر بزرگ صلى الله عليه و آله شده. (1)353
1) . كنگره ج 2 ص 40
جمرات انتظار فداكارانى را مىكشد كه از كشورى آمدهاند كه ملت شجاع آن، شياطين بزرگ و كوچك و متوسط را بى باكانه از كشور خود راندهاند و دست ناپاكشان را از ذخاير ميهن خود قطع نموده (اند). (1)354
جمرات انتظار فداكارانى را مىكشد كه ... در اين مكان مقدس نيز با سنگ ريزهها و شعارهاى كوبنده گروه شياطين را از «ام القرى» و ماحولها كه جهان است رمى و طرد كنند. (2)355
بايد ... منافع ناس را در همين مواقف شريف تأمين نمود و رمى شياطين بزرگ و كوچك را در همين مواقف انجام داد. (1)356
بايد رحمانى بشويد تا رجمتان رجم جنود رحمان به شيطان باشد. (2)357
رجم عقبات رجم شياطين انس و جن است. (3)358
شياطين را كه در رأس آنها شيطان بزرگ است در
عقبات رمى كنيم و طرد نماييم تا حج خليل اللَّه و حبيب اللَّه و ولى اللَّه مهدى عزيز را بجا آورده باشيم. (1)359
اگر جهات معنوى به فراموشى سپرده شود گمان نكنيد كه بتوان از چنگال شيطان نفس رهايى يابيد و تا در بند خويشتن خويش و هواهاى نفسانى خود باشيد نمىتوانيد جهاد فى سبيل اللَّه و دفاع از حريم اللَّه نماييد. (2)360
مسلمانان به فكر رمى استعمار از كشورها و سرزمينهاى اسلامى خود باشند. (3)361
ما ايرانىها و مسلمانها ... بايد از جهاد اكبر هم غافل نباشيم از جهاد با نفس هم غافل نباشيم كه مبدأ همه امور است. (4)362
پس به منى رويد و آرزوهاى حقانى خود را در آنجا دريابيد كه آن، قربانى نمودن محبوبترين چيز خويش در راه محبوب مطلق است و بدانيد تا از اين محبوبها كه بالاترينش «حب نفس» است و «حب دنيا» تابع آن است نگذريد به محبوب مطلق نرسيد و در اين حال است كه شيطان را رجم كنيد و شيطان از شما بگريزد. (1)363
به سوى قربانگاه اسمافيل عزيز مىروند كه دستور گذشتن از هر چيز را در راه او به ما داد. (2)364
فرارسيدن عيد بزرگ اسلامى قربان را به همه مسلمين تبريك عرض مىكنم عيدى كه انسانهاى آگاه را به ياد قربانگاه ابراهيمى مىاندازد. (1)365
اينپدر توحيد وبتشكنجهان ... بهفرزندان آدم درس آموزنده جهاد در راه حق را داد كه از اين مكان عظيم تيز فداكارى و از خود گذشتن را به جهانيان ابلاغ كنيد به جهانيان بگوييد در راه حق و اقامه عدل الهى و كوتاه كردن دست مشركان زمان بايد سر از پا نشناخت و از هر چيزى حتى مثل اسماعيل ذبيح اللَّه گذشت كه حق جاودانه شود. (2)366
اين پدر توحيد و بت شكن جهان ... به همه ما ذريه آدم فهماند كه مكه ومنى قربانگاه عاشقان است و اينجا محل نشر توحيد و نفى شرك كه دلبستگى به جان و عزيزان نيز
شرك است. (1)367
قربانگاهى كه درس فداكارى و جهاد در راه خداى بزرگ به فرزندان آدم و اصفياء و اولياى خدا مىدهد. (2)368
اين پدر توحيد و بت شكن جهان به ما و همه انسانها آموخت كه قربانى در راه خدا پيش از آن كه جنبه توحيدى و عبادى داشته باشد جنبههاى سياسى و ارزشهاى اجتماعى دارد.
عمق جنبههاى توحيدى و سياسى اين عمل را جز انبياء عظام و اولياء كرام- عليهم الصلوة و السلام- و خاصه عباد اللَّه كس ديگرى نمىتواند ادراك كند. (3)369
براى ابراهيم اين (قربانى) مسألهاى نيست ايثار نيست ابراهيم خودى نمىبيند تا ايثار كرده باشد ايثار
اين است كه من هستم و تو (خدا) هستى و عمل من براى تو ايثار است اين در نظر اهل معرفت و اولياء خدا، شرك است، در عين حالى كه در نظر ما كمال بزرگى است ايثار بزرگى است. (1)370
اما آن چيزى كه ابراهيم را ابراهيم مىكند، مسأله اين صورت (قربانى) نيست مسأله آن سيرى است كه فرموده و منتهى به اين مسائل شده است ... ما صورت عمل را مىبينيم واز آنهم اعجابمىكنيم واعجابآورهست لكن آنهايى كه اهل معارف الهى هستند باطن اين صورت را ملاحظه مىكنند. (2)371
همه بايد به پدر توحيد و پدر پيامبران عظيم الشأن تأسى (در بت شكنى و تقديم عزيزترين ثمرات عمر در راه خدا) كنند. (3)372
در آستان عيد سعيد قربان كه بايد به عموم مسلمانان جهان بخصوص حجاج بيت اللَّه الحرام، رهسپاران به سوى قربانگاه بزرگ ابوالانبياء حضرت ابراهيم خليل اللَّه- صلوات اللَّه عليه و عليهم- تبريك عرض كنم. (1)373
عيد براى ما يك معنا دارد براى ابراهيم و براى پيغمبرها يك معناى ديگر دارد ما هم عيد مىگيريم آنها هم عيد مىگيرند لكن آنهائى كه عيد مىگيرند، عيد لقاء است، آنها عود مىكنند به آنجايى كه از آنجا ظاهر شدهاند و عيد
1) . كنگره ... ج 1 ص 149
مىگيرند براى اين امر، البته بعد از ارجاع به آن معناى سير الهى، اسمش عيد مىشود. (1)374
آن چيزى كه مىتواند جلوگيرى كند (از بازگشت به قبل از انقلاب) يك قدرى تفكر در عيد قربان و مسائل قربانگاهى حضرت ابراهيم است تدبر در ايثارى كه او كرد و از خود گذشتگى كه او كرد. (2)375
حضرت ابراهيم كه اين عيد منتسب به او هست و بنيان گدار ايثار است صورت عملش يك معناست و معنا و محتواى عمل يك باب ديگر است. (3)376
اين پدر توحيد و بت شكن جهان ... به ما و همه آموخت كه عزيزترين ثمره حيات خود را در راه خدا بدهيد و عيد
بگيريد خود و عزيزان خود را فدا كنيد و دين خدا را و عدل الهى را برپا نماييد. (1)377
عيد سعيد و مبارك در حقيقت آن روزى است كه با بيدارى مسلمين و تعهد علماى اسلام تمام مسلمانان جهان از تحت سلطه ستمكاران و جهانخواران بيرون آيند. (2)378
اين مقصد بزرگ (رهايى مسلمين از سلطه جهانخواران) زمانى ميسر است كه ابعاد مختلفه احكام اسلام را بتوانند (علماى اسلام) به ملتهاى زير ستم، ارائه دهند و ملتها را با اسلام ناشناخته، آشنا كنند. (3)379
با مشتى پر از ارزشهاى انسانى- اسلامى كه پيغمبران بزر از ابراهيم خليل اللَّه تا محمد حبيب اللَّه صلى الله عليه و آله به انگيزه آن مبعوث شدند به دوستان ... بپيوندند. (1)380
اين ارزشها (انسانى- اسلامى) و انگيزه هاست (كه انبياء براى آن مبعوث شدند) كه انسان را از اسارت نفس اماره به سوء و وابستگى به غرب و شرق نجات و به شجره مباركه زيتونه، لاشرقيه و لاغربيه مىرساند. (2)381
به جاى سوغاتهاى مادى فانى، دستاوردهاى باقى ابدى براى دوستان به سوغات آورند. (1)382
آنها (زائران) بايد آن ايثار را ... سوغات بياورند و ما هم بايد اين معنا را در بين ملت خودمان پخش كنيم. (2)383
با سبكبارى از افعال طبيعت همگان سالم از وزرهاى منى و منيت با كوله بارى از معرفت حق و عشق محبوب، به اوطان خود بازگردند. (3)384
انشاء اللَّه تعالى (حج امسال) به طورى كه مرضى خداوند و رسول اللَّه صلى الله عليه و آله است انجام گيرد. (1)385
سنايش و نيايش مخصوص ذات مقدسى است كه با عنايات خاص خود و فرو فرستادن وحى بر انبياء عظام از آدم صفى اللَّه تا محمد حبيت اللَّه- عليهم صلوات اللَّه و سلامه- راه و روش چگونه زيستن و براى چه آفريده شدن و مقصد آفرينش را بر جامعه بشرى آموخت. (2)386
شكر بى پايان بر عنايات حق- جل و علا- كه در آستان عزيمت حجاج محترم ايرانى به معبد عشق و مرقد معشوق و هجرت به سوى خداى تعالى و رسول معظمش صلى الله عليه و آله نداى
اسلام بر اقصى بلاد جهان طنين افكنده و بيرق معنوى اسلام دراقطار عالم به اهتزاز درآمده و چشمهاى جهانيان به سوى كشور ولى اللَّه الاعظم- ارواحنا لمقدمه الفداء- دوخته شده ... است. (1)387
اسلام براى بشر آمده است نه براى مسلمين و نه براى ايران انبياء بر انسانها مبعوثند و پيغمبر اسلام بر انسانها مبعوث بود. (2)388
سلام و درود بر «محمد حبيب اللَّه» كه به تنهايى قيام كرد و تا آخرين ساعات زندگانى با كفار ظلم پيشه به جنگ برخاست و از كمى عِدّه و عُدّه نناليد. (3)389
به سوى مدينه محمدى صلى الله عليه و آله مىروند تا محمدى شوند و
چگونه زيستن و چگونه مجاهدت كردن و چگونه رفتن به سوى معشوق را بياموزند. (1)390
سلام جاويدان بر ائمه مسلمين، اين راه گشايان پيكارگرى عليه ستمكاران مسلمان نما و جباران غاصب حقوق اللَّه و حقوق الناس و كج فهمان داغ بر پيشانى. (2)391
درود بى پايان بر على بن ابى طالب كه يا دژخيمان به صورت مسلمان و مقدس نماهاى بدتر از كفار جنگيد و از هيچ قدرتى نهراسيد. (3)392
سلام بر حسين بن على كه با ياران معدود خويش براى برچيدن بساط ظلم، غاصبان خلافت، بپا خاست و از ناچيز بودن عِدّه و عُدّه خيال سازش با ستمگر را به خود راه نداد
و كربلا را قتلگاه خود و فرزندان و اصحاب معدودش قرار داد و فرياد «هيهات منا الذله» اش را به گوش حق طلبان رساند. (1)393
سلام بر مسلمانان صدر اسلام كه با اندك تداركات جنگى به سلاطين جور روم و ايران تاختند و از كمى ياران به خود ترس راه ندادند. (2)394
رفتهاند به سوى قبر رسول عظيم الشأن و قبور اولياء عظيم المنزلهاى كه لحظهاى به دنيا و زخارف آن توجه نكردهاند و به جز خدا و اوامر او نينديشيدهاند و به جز رضاى او قدم برنداشتهاند. (3)395
دل صخرهها و سنگها و بيابانها و كوهها و كوچه و
بازارهاى مكه و مدينه پر است از هنگامه رسالت آنان، كه اگر آنها به زبان و سخن مىآمدند و از راز و رمز تحقق «فاستقم كما امرت» پرده بر مىداشتند زائران ... درمىيافتند كه رسول خدا براى هدايت ما و بهشتى شدن مسلمانان چه كشيدهاند و مسؤوليت پيروان او چقدر سنگين است. (1)396
اكنون شما عزيزان بر سر دوراهى سعادت ابدى و تحصيل رضاى حق و خاصان او و شقاوت و محروميت ابدى هستيد و اميدوارم ... از طبقه اول باشيد و اسلام و شهداء و جانبازان و ملت و ميهن خود را سرافراز كنيد. (2)397
پيامبر اسلام نيازى به مساجد اشرافى و منارههاى تزييناتى ندارد پيامبر اسلام دنبال مجد و عظمت پيروان خود بوده است. (3)398
(شهداء) آمده بودند كه دوباره به محمد صلى الله عليه و آله بگويند كه از مبارزه خسته نشدهاند و به خوبى مىدانند كه ابى سفيان و ابى جهل براى انتقام در كمين نشستهاند. (1)399
در كنار خانه خدا و مرقد پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بيعتها و پيوندهاى دوستى و ارتباط آينده را با مسلمانان محكم كنند. (2)400
دروازههاى مدينةالرسول را به روى ما ببندند يا بگشايند رشته محبت مان با پيامبر هرگز پاره و سست نمىشود. (3)401
هنر انبياء اين بوده است كه مسائل را مسائل دقيق عرفانى را با يك لفظى مىگفتند كه هر كسى يك جورى از آن خودش مىفهميده ولى واقعش مال آنهايى است كه افقشان بالاتر از اين است و اين هنر در قرآن از همه جا بالاتر است و در ادعيه هم هست. (1)402
زبان ادعيه با زبان عاديى كه احكام مىخواهند بگويند دوتا است زبان ادعيه با زبان فلسفه هم دوتا است، با زبان عرفان علمى هم دوتا است يك زبان ديگرى است مافوق
1) . كنگره ... ج 2 ص 51