ghaemiyeh.com
سرشناسه : مكارم شيرازي، ناصر، ۱۳۰۵ -
عنوان و نام پديدآور : احكام عزاداري مطابق با فتاواي حضرت آيهاللهالعظمي مكارمشيرازي(مدظله)/ تهيه و تنظيم مهدي درباني.
مشخصات نشر : قم: انتشارات امام عليبنابيطالب(ع)، ۱۳۸۸.
مشخصات ظاهري : ۱۵۲ ص.
شابك : ۱۲۰۰۰ ريال : 978-964-533-099-4
وضعيت فهرست نويسي : برونسپاري.
يادداشت : كتابنامه به صورت زيرنويس.
موضوع : حسينبن علي (ع)، امام سوم، ۴ - ۶۱ق -- سوگواريها -- فتواها
موضوع : فقه جعفري -- رساله عمليه
موضوع : فتواهاي شيعه -- قرن ۱۴
موضوع : شعاير و مراسم مذهبي -- فتواها
شناسه افزوده : درباني، مهدي
رده بندي كنگره : BP۱۸۳/۹/م۷الف۳ ۱۳۸۸
رده بندي ديويي : ۲۹۷/۳۴۲۲
شماره كتابشناسي ملي : ۲۱۱۰۹۹۵
قَالَ الامامُ الرِّضَا عليه السلام:
مَنْ تَذَكَّرَ مُصَابَنَا وَبَكَى لِمَا ارْتُكِبَ مِنَّا كَانَ مَعَنَا فِي دَرَجَتِنَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ مَنْ ذُكِّرَ بِمُصَابِنَا فَبَكَى وَأَبْكَى لَمْ تَبْكِ عَيْنُهُ يَوْمَ تَبْكِي الْعُيُونُ وَمَنْ جَلَسَ مَجْلِساً يُحْى فِيهِ أَمْرُنَا لَمْ يَمُتْ قَلْبُهُ يَوْمَ تَمُوتُ الْقُلُوبُ.
امام رضا عليه السلام فرمودند:
كسى كه مصيبتهايى را كه بر ما وارد شده به ياد آورد و بر آن گريه كند، در قيامت همراه ما خواهد بود. كسى كه به ياد مصايب ما گريه كند و ديگران را بگرياند چشمان او گريان نخواهد شد روزى كه همه چشمها گريانند، و كسى كه در جلسهاى بنشيند كه در آن جلسه امر ما احيا و برپا داشته مىشود دل او نمىميرد در روزى كه دلها مىميرند.(1)
1) امالى شيخ صدوق، مجلس 17، ح 4
آنچه امروزه برخى بر سر آن به گفتگو نشستهاند، انتخاب فرد خبره در امور مذهبى و اسفناكتر از آن، اختلاف در اصل مراجعه به متخصص است. گويا فراموش كردهاند كه تمام عقلاى جهان در مسائلى كه سررشتهاى از آن ندارند، بالاخص آنچه مربوط به سعادت يا شقاوت انسانهاست، با دقت كامل بهترينها را براى هدايت و اداره امور انتخاب مىكنند.
در عصر ما عزادارى اهلبيت عليهم السلام رنگ و بوى متفاوتى گرفته است، برخى افراد در حالى كه هيچ بهرهاى از درياى عميق فقه و اجتهاد نبردهاند، به اشتباه خود را صاحب نظر در مسائل شرعى به خصوص احكام عزادارى مىدانند و در مسيرى كه هيچ اطلاعى از خطرات آن ندارند، ديگران را به زعم خود دعوت مىكنند و عزادارى خامس آلعبا و سالار شهيدان را وسيلهاى براى كارهاى مخالف شريعت اسلام قرار مىدهند.
در حديثى، امام محمد باقر عليه السلام به جابر مىفرمايند:
«اى جابر! محبّت ما اهلبيت به تنهايى كافى نيست؛ به خدا قسم شيعه ما كسى است كه تقوى و اطاعت داشته باشد». تا آنجا كه مىفرمايند: «به خدا قسم تنها با عمل و پرهيزكارى است كه مىتوان به ولايت ما رسيد».(1)آيا مىشود بدون اطلاع و عمل به احكام شرعى، پيرو واقعى آن بزرگواران بود؟! لذا بر آن شديم تا با جمع آورى احكام مربوط به عزادارى، كه مطابق با فتاواى مرجع عاليقدر حضرت آيت اللَّه العظمى مكارم شيرازى (مدّظلّه العالى) است، عزاداران عزيز و ارادتمندان آن بزرگواران را در پيروى هر چه بيشتر از ايشان يارى رسانيم.
در اينجا شايسته است از زحمات جناب حجت الاسلام والمسلمين آقاى حاج ابوالقاسم علياننژادى، كه از ابتدا تا انتهاى كتاب را با دقّت مطالعه نمودهاند، و ديگر عزيزانى كه در به ثمر رسيدن اين اثر تلاش كردهاند تشكّر كنم، و مشتاقانه در انتظار پيشنهادهاى شما خوانندگان محترم هستم.
هفتم ذيحجه 1430 ه. ق
مصادف با شهادت امام محمّد باقر عليه السلام
مهدى دربانى
1) اصول كافى، ج 2، كتاب الايمان والكفر، باب الطاعة والتقوى، ح 3
به نگارش:
آيت اللَّه العظمى مكارم شيرازى (مدظلّه)
اهمّيّت تاريخ زندگى امام حسين عليه السلام كه به صورت يكى از شورانگيزترين حماسههاى تاريخ بشريّت درآمده، نه تنها از اين نظر است كه همه ساله نيرومندترين امواج احساسات ميليونها انسان را در اطراف خود بر مىانگيزد و مراسمى پرشورتر از هر مراسم ديگر به وجود مىآورد، بلكه اهمّيّت آن بيشتر از اين جهت است كه: هيچگونه «محرّكى» جز عواطف پاك دينى و انسانى و مردمى ندارد و اين تظاهرات پرشكوه كه بهخاطر بزرگداشت اين حادثه تاريخى انجام مىگيرد، نيازمند هيچ مقدّمهچينى و فعّاليّتهاى تبليغاتى نيست و از اين جهت در نوع خود بىنظير است.
اغلب ما اين حقيقت را مىدانيم، ولى نكتهاى كه براى بسيارى (بهخصوص متفكّران غير اسلامى) هنوز به درستى روشن نشده و همچنان به صورت معمّايى در نظر آنها باقى مانده اين است كه:
چرا اينقدر به اين حادثه تاريخى كه از نظر «كمّيّت و كيفيّت» مشابه فراوان دارد، اهمّيّت داده مىشود؟ چرا مراسم بزرگداشت اين خاطره هر سال پرشكوهتر و پرهيجانتر از سال پيش، برگزار مىگردد؟
چرا امروز كه از «حزب اموى» و دارودسته آنها اثرى نيست و قهرمانان اين حادثه مىبايست فراموش شده باشند، حادثه كربلا رنگ ابديّت به خود گرفته است؟!
پاسخ اين سؤال را بايد در لابهلاى انگيزههاى اصلى اين انقلاب جستجو كرد، ما تصوّر مىكنيم تجزيه و تحليل اين مسأله براى كسانى كه از تاريخ اسلام آگاهى دارند چندان پيچيده و مشكل نيست.
به عبارت روشنتر حادثه خونين كربلا نمودارى از جنگ دو رقيب سياسى بر سر بدست آوردن كرسى زمامدارى يا املاك و سرزمينها صورت نگرفته.
همچنين اين حادثه از انفجار كينههاى دو طايفه متخاصم كه بر سر امتيازات قبيلهاى در مىگيرد، سرچشمه نگرفته است.
اين حادثه در واقع صحنه روشنى از مبارزه دو مكتب فردى و عقيدهاى است كه آتش فروزان آن، در طول تاريخ پر ماجراى بشريّت، از دورترين زمانها تا امروز، هرگز خاموش نشده است، اين مبارزه ادامه مبارزه تمام پيامبران و مردان اصلاح طلب
جهان، و به تعبير ديگر ادامه جنگهاى «بدر و احزاب» بود.
همه مىدانيم هنگامى كه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله به عنوان رهبر يك انقلاب فكرى و اجتماعى، براى نجات بشريّت از انواع بتپرستى و خرافات، و آزادى انسانها از چنگال جهل و بيدادگرى قيام كرد و قشرهاى ستمديده و حقطلبى را كه مهمترين عناصر تحوّل بودند، به گرد خود جمع نمود، در اين موقع مخالفان اين نهضت اصلاحى كه در رأس آنها ثروتمندان بتپرست و رباخوار مكّه بودند، صفوف خود را فشرده ساخته، براى خاموش كردن اين ندا، تمام نيروهاى خود را به كار گرفتند، و ابتكار اين تلاشهاى ضدّ اسلامى در دست «حزب اموى» و سرپرست آنها ابوسفيان بود.
ولى در پايان كار، در برابر عظمت و نفوذ خيره كننده اسلام به زانو درآمده، سازمانشان به كلّى از هم پاشيد.
بديهى است اين از هم پاشيدن به معناى ريشهكن شدن و نابودى آنها نبود، بلكه نقطه عطفى در زندگى آنها محسوب مىشد، يعنى فعّاليّتهاى ضدّ اسلامى صريح و آشكار خود را به فعّاليّتهاى پشت پرده و تدريجى كه برنامه هر دشمن لجوج، ضعيف و شكست خوردهاى است تبديل نموده و در انتظار فرصت بودند.
بنىاميّه پس از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله براى ايجاد يك جنبش
ارتجاعى و سوق دادن مردم به دوران قبل از اسلام، كوشيدند كه در دستگاه رهبرى اسلامى نفوذ پيدا كنند، و هر قدر مسلمانان از زمان پيامبر صلى الله عليه و آله دورتر مىافتادند، زمينه را مساعدتر مىديدند.
بهخصوص پارهاى از «سنّتهاى جاهليّت» كه بهدست غير بنىاميّه بر اثر علل گوناگونى احيا گرديد، زمينه را براى يك «قيام جاهلى» آماده ساخت.
از جمله اين كه:
مسأله نژادپرستى كه اسلام خطّ قرمز روى آن كشيده بود دوباره بهدست بعضى از خلفا زنده شد و نژاد «عرب» برترى خاصّى بر «موالى» (غير عرب) يافتند.
تبعيضهاى گوناگون كه با روح اسلام به هيچ وجه سازگار نبود، آشكار گشت و «بيتالمال» كه در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله بهطور مساوى در ميان مسلمانان تقسيم مىشد، بهصورت ديگرى درآمد و امتيازات بىموردى به عدّهاى داده شد و امتيازات طبقاتى بار ديگر احيا گرديد.
پستها و مقامها كه در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله بر اساس لياقت و ارزش علمى، اخلاقى و معنوى به افراد داده مىشد، بهصورت قوم و خويش بازى درآمد، و در ميان اقوام و بستگان بعضى از خلفا تقسيم شد.
مقارن همين اوضاع و احوال، فرزند ابوسفيان، «معاويه» به
دستگاه حكومت اسلامى راه يافت و به زمامدارى يكى از حسّاسترين مناطق اسلام (شام) رسيد و از اينجا با دستيارى باقيمانده احزاب جاهليّت، زمينه را براى قبضه كردن حكومت اسلام و احياى همه سنّتهاى جاهليّت هموار ساخت.
اين موج بهقدرى شديد بود كه پاك مردى مانند على عليه السلام را در تمام دوران خلافت نيز به خود مشغول ساخت.
*** قيافه اين جنبش ضدّ اسلامى به قدرى آشكار بود كه رهبرى كنندگان آن نيز نمىتوانستند آن را مكتوم دارند.
اگر ابوسفيان در آن جمله عجيب تاريخى خود هنگام انتقال خلافت به بنىاميّه و بنىمروان با وقاحت تمام مىگويد:
«هان اى بنىاميّه! بكوشيد و گوى زمامدارى را از ميدان برباييد (و به يكديگر پاس دهيد)؛ سوگند به آنچه من به آن سوگند ياد مىكنم بهشت و دوزخى در كار نيست! (و قيام محمّد يك جنبش سياسى بوده است)».(1)و يا اگر «معاويه» هنگام تسلّط بر عراق در خطبه خود در كوفه مىگويد:
«من براى اين نيامدهام كه شما نماز بخوانيد و روزه بگيريد، من آمدهام بر شما حكومت كنم؛ هر كس با من مخالفت ورزد او
1) استيعاب، ج 2، ص 416( شماره 3017)
را نابود خواهم كرد!».(1)و اگر يزيد هنگام مشاهده سرهاى آزاد مردانى كه در كربلا شربت شهادت نوشيدند، مىگويد:
«اى كاش نياكان من كه در ميدان بدر كشته شدند، در اينجا بودند و منظره انتقام گرفتن مرا از بنىهاشم مشاهده مىكردند ...!».(2)همه اينها شواهد گويايى بر ماهيّت اين جنبش «ارتجاعى و ضدّ اسلامى» بود و هرقدر پيشتر مىرفت، بىپردهتر و حادتر مىشد.
*** آيا امام حسين عليه السلام در برابر اين خطر بزرگ كه اسلام عزيز را تهديد مىكرد و در زمان «يزيد» به اوج خود رسيده بود، مىتوانست سكوت كند و خاموش بنشيند؟ آيا خدا و پيامبر و دامنهاى پاكى كه او را پرورش داده بودند، مىپسنديدند؟
آيا او نبايد با يك فداكارى فوقالعاده و از خودگذشتگى مطلق، سكوت مرگبارى را كه بر جامعه اسلامى سايه افكنده بود، درهم شكسته و قيافه شوم اين نهضت جاهلى را از پشت پردههاى تبليغاتى «بنىاميّه» آشكار ساخته و با خون پاك خود،
سطور درخشانى بر پيشانى تاريخ اسلام بنويسد كه براى آينده، حماسهاى جاويد و پرشور باشد؟
آرى حسين عليه السلام اين كار را كرد و رسالت بزرگ و تاريخى خود را در برابر اسلام انجام داد، و مسير تاريخ اسلام را عوض نمود. او توطئههاى ضدّ اسلامى حزب اموى را در هم كوبيد و آخرين تلاشهاى ظالمانه آنها را خنثى كرد.
اين است چهره حقيقى قيام حسين عليه السلام و از اين جا روشن مىشود كه چرا نام و تاريخ امام حسين عليه السلام هرگز فراموش نمىشود. او متعلّق به يك عصر و يك قرن و يك زمان نبوده، بلكه او و هدفش جاودانى است.
او در راه حقّ و عدالت و آزادگى، در راه خدا و اسلام، در راه نجات انسانها و احياى ارزشهاى مردمى، شربت شهادت نوشيد؛ آيا اين مفاهيم هيچگاه كهنه و فراموش مىگردد؟ نه ...
هرگز ...!
آيا در اين مبارزه عظيم پيروزى با بنىاميّه و سربازان خونخوار و دنياپرستشان بود؟ يا از آنِ امام حسين عليه السلام و ياران جانباز او كه در راه عشق به حقّ و فضيلت و براى خدا همه چيز خود را فدا كردند؟!
توجّه به مفهوم واقعى «پيروزى» و «شكست» به اين سؤال پاسخ مىگويد: پيروزى آن نيست كه انسان، از ميدان نبرد سالم به در آيد، يا دشمن خود را به خاك هلاكت افكند، بلكه پيروزى آن است كه انسان «هدف» خود را پيش ببرد، و دشمن را از رسيدن به مقصود خود باز دارد.
با توجّه به اين معنا، نتيجه نهايى اين نبرد خونين بهطور كامل روشن مىشود. درست است كه حسين عليه السلام و ياران وفادارش پس از يك نبرد قهرمانانه، شربت شهادت نوشيدند، امّا آنها هدف مقدّس خود را، به تمام معنا، از آن شهادت افتخارآميز گرفتند.
هدف اين بود كه ماهيّت نهضت ارتجاعى و ضدّ اسلامى «اموى» آشكار گرديده و افكار عمومى مسلمانان بيدار شود تا از توطئههاى اين بازماندگان دوران جاهليّت و رسوبات دوران كفر و بت پرستى آگاه گردند كه اين هدف به خوبى انجام شد.
آنها سرانجام ريشههاى درخت ظلم و بيدادگرى «بنى اميّه» را قطع كردند و با فراهم ساختن مقدّمات انقراض آن حكومت غاصب كه افتخارش زنده كردن رسوم جاهلى و فساد و تبعيض و ستمگرى بود، سايه شوم و ننگين آن را از سر مسلمانان كوتاه ساختند.
حكومت «يزيد» با كشتن مردان با فضيلت خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله به خصوص امام حسين عليه السلام پيشواى بزرگ اسلام و جگرگوشه
پيامبر صلى الله عليه و آله، قيافه واقعى خود را به همه نشان داد، و كوس رسوايى اين مدّعيان جانشينى پيامبر صلى الله عليه و آله را در همه جا زدند.
و عجيب نيست كه در تمام انقلابها و تحوّلهايى كه بعد از حادثه كربلا روى داد، شعار «خونخواهى اين شهيدان» و يا «الرضا لآل محمّد»(1)را مىبينيم كه تا زمان بنى عبّاس كه خود با بهره بردارى از اين مسأله به حكومت رسيدند و سپس راه ستمگرى را پيش گرفتند، ادامه يافت.
چه پيروزى از اين بالاتر كه آنها نه فقط به هدف مقدّس خود نائل گشتند، بلكه سرمشقى براى همه مردم آزاده جهان گرديدند.
مىگويند اگر امام حسين عليه السلام پيروز شد، پس چرا جشن نمىگيريم؟ چرا گريه مىكنيم؟
آيا اين همه گريه در برابر آن پيروزى بزرگ شايسته است؟
آنها كه اين ايراد را مطرح مىكنند، «فلسفه عزادارى» را نمىدانند و آن را با گريههاى ذليلانه اشتباه مىكنند.
«گريه» و جريان قطرههاى اشك از «چشم» كه دريچه قلب آدمى است، چهارگونه است:
1) شعار نهضت بنىعباس عليه بنىاميه كه در ابتدا توسط ابومسلم خراسانى مطرحشد.
گريه مادرى كه از ديدن فرزند دلبند گمشده خويش، پس از چندين سال، سر داده مىشود، و يا گريه شادى آفرين و رضايت بار عاشق پاكبازى كه پس از يك عمر محروميّت، معشوق خود را مىيابد گريه شوق است.
قسمت زيادى از حماسههاى كربلا شوق آفرين و شورانگيز است و به دنبال آن سيلاب اشك شوق به خاطر آن همه رشادتها، فداكارىها، شجاعتها، آزادمردىها، و سخنرانىهاى آتشين مردان و زنان به ظاهر اسير، از ديدگان شنونده سرازير مىگردد؛ آيا اين گريه دليل بر شكست است؟
آنچه در درون سينه انسان جاى دارد «قلب» است نه «سنگ»! و اين قلب كه ترسيم كننده امواج عواطف انسانى است، به هنگام مشاهده منظره كودك يتيمى كه در آغوش مادر در يك شب سرد زمستانى، از فراق پدر، جان مىدهد به لرزه در مىآيد و با سرازير كردن سيلاب اشك، خطوط اين امواج را در صفحه صورت ترسيم كرده و نشان مىدهد كه قلبى زنده و سرشار از عواطف مردمى است.
آيا اگر با شنيدن حادثه جان سپردن يك طفل شيرخوار در
آغوش پدر، و دست و پا زدن در ميان سيلاب خون، در حادثه كربلا، قلبى بتپد، و شرارههاى آتشين خود را به صورت قطرههاى اشك به خارج پرتاب كند، نشانه ضعف و ناتوانى است، يا دليل بر بيدارى آن قلب پر احساس؟!
گاهى قطرههاى اشك پيام آور هدفهاست؛ آنها كه مىخواهند بگويند با مرام امام حسين عليه السلام همراه و با هدف او هماهنگ و پيرو مكتب او هستند؛ ممكن است اين كار را با دادن شعارهاى آتشين و يا با سرودن اشعار و حماسهها ابراز دارند؛ امّا گاهى ممكن است آنها ساختگى باشد؛ ولى كسى كه با شنيدن اين حادثه جانسوز قطره اشكى از درون دل، بيرون مىفرستد، صادقانه تر اين حقيقت را بيان مىكند. اين قطره اشك، اعلان وفادارى به اهداف مقدّس ياران امام حسين عليه السلام و پيوند دل و جان با آنها و اعلان جنگ با بت پرستى، ظلم و ستم و اعلان بيزارى از آلودگيهاست. آيا اين نوع گريه بدون آشنايى به اهداف پاك او ممكن است؟
اين نوع گريه، گريه افراد ضعيف و ناتوانى است كه از رسيدن
به اهداف خود وامانده اند و روح و شهامتى براى پيشرفت در خود نمىبينند؛ مىنشينند و عاجزانه گريه سر مىدهند.
هرگز براى امام حسين عليه السلام چنين گريه اى مكن كه او از اين گريه بيزار و متنفّر است؛ اگر گريه مىكنى، گريه شوق، عاطفه، و پيوند هدف باشد.
ولى مهمتر از سوگوارى، آشنايى با مكتب امام حسين عليه السلام و ياران او، و پيوستگى عملى با اهداف آن بزرگوار و پاك بودن و پاك زيستن و درست انديشيدن و عمل كردن است.
آنچه در اين فصول مىخوانيد پاسخ سؤالاتى است كه از محضر اين مرجع عظيمالشأن كردهاند.
سؤال 1. فلسفه عزادارى چيست؟ چرا شيعيان، ماه محرّم را به اين روش برگزار مىكنند؟ آيا هيچ سنّتى از زندگى پيامبر صلى الله عليه و آله وجود دارد كه بر اساس آن اين مراسم برگزار شود؟
جواب: هدف عزادارى، زنده نگهداشتن تاريخ امام حسين عليه السلام و هدف او، يعنى مبارزه با ظلم و ذلت است و بايد عزادارى طورى باشد كه همگان را به اهداف آن پيشواى بزرگ آشنا سازد، بدون شك عزادارى براى شهدا در زمان پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله وجود داشته است. از جمله براى شهادت مظلومانه حضرت حمزه عموى شجاع و بزرگوار پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله رسول خدا دستور عزادارى بر او داد و روش عزادارى بايد مطابق سنّت آن حضرت و امامان معصوم عليهم السلام و عرف عقلا باشد.
سؤال 2. مىخواستم راجع به عزادارى امام حسين عليه السلام برايم بگوييد كه: آيا حديث معتبرى از رسول خدا صلى الله عليه و آله در مورد عزادارى آن حضرت موجود است كه برادران سنّى هم قبول
داشته باشند؟
جواب: همانگونه كه در بالا اشاره شد پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مراسم عزادارى را براى عمويش حضرت حمزه برگزار نمود و حتى زنان انصار را دعوت كرد كه به خانه حضرت حمزه بروند و براى او سوگوارى كنند.
سؤال 3. معنى عزادارى طولانى مدت براى امام حسين عليه السلام و گريه و زارى چيست؟ (فلسفه آن را توضيح دهيد) آيا افراطگرى بعضى از مدّاحان در مقام امامت و برابرى آن با مقام خداوند، مورد تاييد جنابعالى هست؟ آيا خداوند نمىفرماييد هر چه مىخواهيد بىواسطه از من بخواهيد؟
جواب: فلسفه عزادارى بهطور مبسوط در آغاز اين كتاب آمده، ولى شك نيست بعضى از مدّاحان و افراد ناآگاه (البته حساب اكثريت آگاه مداحان از آنها جدا است) سخنان نادرستى درباره عزاى امام حسين عليه السلام و يا ساير امامان عليهم السلام يا غلوّ در حق آنان دارند؛ ولى اين مسئله ارتباطى به اصل عزادارى كه باعث بيدارى و آگاهى امّت اسلامى و داراى جنبه ظلم ستيزى است و در واقع مكتبى است براى پرورش صفات برجسته انسانى، ندارد و درباره مطالب ديگرى كه نوشتهايد به كتاب ما «شيعه پاسخ مىگويد» مراجعه كنيد كه مفهوم توسل به روشنى و با مدارك معتبر در آنجا آمده است.
سؤال 4. چرا بايد در مراسم عزادارى اهلبيت عليهم السلام گريه كنيم؟
جواب: پاسخ آن روشن است! گريه بيانگر عواطف و عشق به بنيانگذار اين مكتب است كه درس شجاعت و ايمان و ظلم ستيزى به ما آموخت. مگر مىشود رابطه عميقِ عاطفى باشد، و قطرههاى اشك در مصائب آنها جارى نشود. شرح بيشتر در اين زمينه را در بحث گذشته پيرامون فلسفه شهادت مطالعه فرماييد.
سؤال 5. ما شيعيان براى چه براى امام حسين عليه السلام و اصحابش با وجود اينكه آنها در بهشت و راحتى هستند، گريه مىكنيم؟
فلسفه اين گريهها چيست؟
جواب: اين گريهها بهخاطر ظلمهايى است كه دشمنان بر آنها روا داشتند و در واقع اعلان جنگ با دشمنان ايشان، و به تعبير ديگر با ظالمان و ستمگران دنياست. علاوه بر اين، صحنههاى كربلا چنان بوده است كه هر كس كمترين عاطفه اى داشته باشد، با شنيدن آن متأثر مىشود اين همان رابطه و پيوند عاطفى است.
سؤال 6. بعضى از شبههافكنان مىگويند: حادثه كربلا مربوط به بيش از يك هزار و سيصد سال پيش است و امروز هيچ يك از طرفين آن قضيه و نسلهاى آنها وجود ندارند، چرا هر سال ياد آنها را زنده نگه مىداريم؟
جواب: آنهايى كه ايراد مىكنند، توجّه به اين حقيقت ندارند
كه عاشورا يك «حادثه» نبود بلكه يك «جريان تاريخى» بود.
جريان مبارزه حق و باطل، عدالت و ظلم. و اين مبارزه در همه اعصار و قرون ادامه دارد و عاشوراى حسينى درس لازم را براى پيروزى حق بر باطل به طرفداران حق مىدهد و شعار «هيهات منا الذّله» بيانگر اين جهاد پرارزش است و ما از اين درس در طول تاريخ استفاده فراوان بردهايم.
سؤال 7. حضور در مجالس عزاى امام حسين عليه السلام در محرّم چه حكمى دارد؟ مستحب است يا واجب؟
جواب: حضور در اين مجالس مستحب است؛ ولى اگر مردم به مقدار لازم حاضر نشوند حضور در اين مجالس واجب كفايى است.
سؤال 8. شركت در مراسم عزادارى سالار شهيدان امام حسين عليه السلام چه حكمى دارد آيا مىتوان گفت واجب كفايى است؟
جواب: آرى در شرايط فعلى چنين است.
سؤال 9. هر سال گروهى از پيروان ساير مذاهب، مايل هستند در مراسم بيدار كننده عزادارى سيّدالشّهدا عليه السلام شركت كنند. آيا شركت آنها جايز است؟
جواب: شركت آنها مانعى ندارد و حتى نذورات آنها را بايد پذيرفت.
سؤال 10. اگر حضور عدّهاى در هيئت، سبب اخلال در امر تعظيم شعائر اسلامى گشته، و باعث هتك حرمت مجالس ائمّه اطهار عليهم السلام گردد، آيا براى مسئولين هيئت حق بيرون انداختن و يا حق ممانعت از ورود اين افراد محفوظ است؟
جواب: حتّىالامكان نبايد كسى را از هيئت بيرون كرد؛ شايد تحت تاثير واقع شود و هدايت گردد. و در صورت ضرورت بايد با زبان خوب عذرشان را بخواهند.
سؤال 11. وظيفه ما در برابر مراسم عزادارى و عاشوراى حسينى چيست؟
جواب: بدون شك اين مراسم از مهمترين شعائر اسلامى است كه هر سال بايد با شكوهتر و با عظمتتر از سال گذشته برگزار شود. حتى در بعضى از شرايط براى حفظ آن از شرّ اجانب ممكن است جنبه وجوب كفايى به خود بگيرد و انجام آن رمز بقاى اسلام و مذهب اهلبيت عليهم السلام است.
سؤال 12. آيا حضور كودكان در اين مراسم، كه گاه توأم با بىنظمى است، شايسته است؟
جواب: بهيقين بايد كودكان و نوجوانان را از همان سنين پايين به مكتب حسينى عليه السلام آشنا ساخت و درس آزادگى، ايمان و شهامت را از همان اوّل به آنها آموخت، حضور آنها لازم است هر چند گاهى عوارض مختصرى داشته باشد.
سؤال 13. اگر شخصى در آشپزخانهاى كه غذاى عاشورا و تاسوعاى حسينى را آماده مىكند به قصد خدمت به امام حسين عليه السلام بدون هيچ چشمداشتى كار كند و نداند صاحب آشپزخانه براى پخت غذا پول دريافت مىكند يا خير، آيا اين خدمت مورد قبول خدا و امام حسين عليه السلام واقع مىشود؟
حال اگر بداند صاحب آنجا براى پخت غذا پول مىگيرد، ولى باز هم قصد كمك كننده، خدمت است و چشمداشتى نداشته باشد، چه حكمى دارد؟
جواب: خدمت او در جاى خود محفوظ است، و به اجر خود مىرسد.
سؤال 14. عزادارى مطلوب براى اهلبيت عليهم السلام چه ويژگىهايى دارد؟
جواب: در اين مراسم قبل از هر چيز بايد اهداف سالار شهيدان عليه السلام و ياران شجاعش از اين قيام خونين به وسيله خطباى محترم و مدّاحان عزيز تشريح شود. سپس به مراسم سوگوارى بپردازند، و عزا دارىها بايد به همان شكل سنّتى و خالى از پيرايه و با خلوص نيّت انجام گيرد.
ولى عزاداران محترم (خطبا و مداحان و آحاد مردم سوگوار)
بايد از سه كار پرهيز كنند: الف) از كلمات غلوآميز كه ائمّه هدى عليهم السلام يا بزرگان شهدا را هم رديف خداوند قرار مىدهد، جداً اجتناب كنند. ب) از اعمالى كه سبب وهن مذهب در نظر دوست و دشمن مىشود، خوددارى نمايند. ج) از رسانيدن آسيب جدّى به بدن اجتناب ورزند.
و سزاوار است مدّاحان عزيز مانند خطباى محترم، دوره آموزشى داشته باشند و از روشهاى سنّتى پيروى كنند.
سؤال 15. نظر مبارك در رابطه با كيفيّت مطلوب نحوه برگزارى عزادارى سالار شهيدان عليه السلام چيست؟
جواب: بهترين شيوه عزادارى، تشكيل مجالس باشكوه و ذكر اهداف مقدّس امام حسين عليه السلام و تاريخچه كربلا و تحليل فرازهاى آن و مراسم سوگوارى، و همچنين تشكيل دستهجات عزادارى باشكوه، توأم با شعارهاى بيدار كننده و سازنده و پخش جزوهها و پوسترهاى حساب شده و پر محتوا، و استفاده از پلاكاردها يا شعارهاى جالب و جذاب و روشن كننده است.
سؤال 16. يك هيئت مطلوب چه ويژگىهايى بايد داشته باشد؟
جواب: هيئت مذهبى مطلوب بايد استاد روحانى داشته باشد كه اصول و فروع اسلام را تدريجاً براى آنها شرح دهد. مخصوصاً مسائل مورد نياز را بازگو كند و اخلاق اسلامى را به آنها بياموزد.
و قارى و مدّاحى داشته باشد كه با قرائت قرآن و اشعار خوب و مراثى صحيح به آنها كمك نمايد. و اعضاى هيئت براى كمك به نيازمندان در داخل و خارج هيئت، تلاش لازم را بنمايند.
و براى پيشرفت كار هيئت و برطرف ساختن موانع و ايجاد تحوّل بايد جمعى از صاحب فكران هيئت يا مشاورانى از خارج بنشينند و تصميمات لازم را بگيرند و هدفشان در هر حال تكامل ايمان و اخلاق اعضاى هيئت وپيشرفت اسلام ومكتب اهلبيت عليهم السلام باشد.
سؤال 17. آيا تشكيل مجلس فقط به صورت مدّاحى و بدون استفاده از وعظ و ارشاد خطبا جايز است؟
جواب: بايد از اين كار جداً پرهيز كرد كه اهداف مقدّس امام حسين عليه السلام را به خطر مىاندازد. به علاوه مردم، بسيارى از اصول و فروع و تعليمات اسلام و ارزشهاى والاى آن را در اين مجالس از خطبا فرا مىگيرند و گاه در غير اين مجالس براى آنها ممكن نيست.
سؤال 18. سخنرانى روحانى بر فراز منبر بهتر است، يا پشت تريبون؟
جواب: معمولًا استفاده از روشهاى سنّتى در مساجد و حسينيّهها بهتر است؛ جز در مواردى كه خطيب بايد ايستاده سخن بگويد، مانند نماز جمعه كه در آنجا استفاده از تريبون مانعى ندارد.
سؤال 19. آيا ريا در عزادارى امام حسين عليه السلام جايز است؟
جواب: ريا در هر عبادتى حرام محسوب مىشود؛ ولى تظاهر به عزادارى امام حسين عليه السلام و تعظيم شعائر دين به قصد قربت جايز بلكه مستحب است. مثل اينكه پرداختن صدقه آشكار قربة الى اللَّه براى تشويق ديگران، همانطور كه در قرآن آمده، مستحب است.
سؤال 20. آيا صحيح است كه در يك خيابان در فاصله كمتر از پانصد متر، دو يا سه هيئت فعاليّت كنند؟ آيا اين كار اسراف در مصرف سوخت و انرژى برق نيست؟ آيا بهتر نيست در هر منطقه يك حسينيه عمومى باشد تا در مصرف، صرفهجويى شود؟
جواب: چنانچه بتوانند با هم متّحد شوند، بسيار خوب است.
سؤال 21. نظر حضرت عالى در مورد كيفيّت برپايى مراسم عزادارى اهل بيت عليهم السلام كه گاهى با اعياد باستانى همراه مىشود چيست؟
جواب: در چنين شرايطى بهتر آن است كه آنچه آثار شادى و خوشحالى است اظهار نكنند؛ ولى صله رحم و ديد و بازديد و خانه تكانى و نظافت و مانند آن مانعى ندارد.
سؤال 22. بعضى از شبها مجالس عزادارى آنقدر طولانى
مىشود كه نماز صبح به خطر مىافتد. حكم اينگونه مجالس چيست؟
جواب: اين عزيزان بايد برنامهها را طورى تنظيم كنند كه نماز صبح آنها به خطر نيفتد.
سؤال 23. افرادى هستند كه ادعاى مسلمانى دارند و انفاق و احسان مىكنند و در ايّام محرم، سوگوارى و عزادارى كرده و نذرى مىدهند؛ ولى نماز يوميّه خود را نمىخوانند. آيا اعمال آنها صحيح بوده و مورد قبول حق تعالى قرار مىگيرد؟
جواب: اعمالشان باطل نيست؛ ولى كمارزش است.
سؤال 24. اگر عزادارى براى امام حسين عليه السلام باعث تضييع حقوق ديگران شود، آيا موجب ضمان خواهد شد؟ بهطور كلّى آيا در اين مورد خاص رعايت حقوق ديگران واجب است؟
جواب: عزادارى، يكى از مستحبّات مهم است؛ ولى حفظ حقوق ديگران از واجبات است. بنابراين، بايد طورى عزادارى كرد كه حقوق كسى ضايع نشود.
سؤال 25. حركت دستهجات عزادارى به چه شكلى مطلوب است؟
جواب: بايد با نظم كامل و پرچمهاى آبرومند كه اهداف
مقدّس عاشورا بر آن نوشته شده باشد، صورت گيرد. بهتر آن است كه ريش سفيدان در قلب دستهجات باشند و جوانان در جلو و افراد بزرگسال در عقب دسته، و خواهران به دنبال آنها باشند.
سؤال 26. تشكيل دستهجات عزادارى در كشورهاى خارجى چگونه است؟
جواب: كار بسيار خوبى است؛ ولى بايد با نهايت نظم و شكوه و هدفدار باشد، تا پيام عاشوراى حسينى را به همهجا منتقل كند.
سؤال 27. حكم شرعى ورود هيئتهاى عزادارى با كفش به مساجدى كه تماماً صيغه مسجد خوانده شده و نماز اقامه مىشود، چيست؟
جواب: ورود با كفشها روى فرشها جايز نيست؛ ولى اگر فرشها را جمع كنند، ورود با كفش حرام نيست امّا بايد بعداً بشويند و تميز كنند.
سؤال 28. آيا رقابت دستهجات با هم جايز است؟
جواب: مراسم حسينى بايد رمز وحدت، محبّت، دوستى، ايثار و فداركارى باشد و از هر كار كه سبب اختلاف مىشود بايد به شدّت پرهيز شود.
سؤال 29. آيا برپايى نماز جماعت ظهر عاشورا در خيابانها
و بستن راه عبور و مرور مردم كار خوبى است؟
جواب: اين، كار بسيار خوبى است و يادآور نماز روز عاشوراى شهيدان كربلا در برابر تيرباران دشمن خصوصاً و اهميّت فوقالعاده نماز عموماً مىباشد و اين مقدار سدّ معبر مانعى ندارد.
سؤال 30. در مكانهايى كه اهالى روستا و ديگر افراد مقيم شهرستانهاى اطراف، براى عزادارى و برگزارى مراسم تعزيهخوانى حاضر مىشوند، هنگام اذان بدون اينكه توجّهى به اهميّت نماز اوّل وقت داشته باشند به مراسم ادامه مىدهند. البته در مسجد عدّه كمى نماز جماعت برگزار مىكنند در صورتى كه مىتوانند حداقل به احترام اوقات شرعى، مدّتى مراسم را اجرا نكنند و اين در حالى است كه گاهى در حين مراسم به امور اقتصادى و معيشتى مردم كه امرى پسنديده است مىپردازند.
نظر حضرتعالى در اين زمينه چيست؟
جواب: بىشك تعطيل كردن عزادارى هنگام اذان و پرداختن به نماز اوّل وقت بسيار پسنديده است؛ كه در خيلى از جاها شروع شده و إنشاءاللَّه گسترش يابد و فراگير شود.
سؤال 31. آيا استفاده از طبل، سنج و نى در مراسم عزادارى جايز است؟
جواب: استفاده از طبل و سنج كه از آلات لهو نيست و براى نظم بخشيدن به حركت سينهزنان و زنجيرزنان است، مانعى ندارد؛ ولى از نى زدن اجتناب شود و هنگامى كه به مساجد مىرسند همه را خاموش كنند.
سؤال 32. آيا طبل زدن كه از كارهاى لشكر يزيد بوده، و مسلّماً موجبات مزاحمت و تضييع حقوق همسايهها مىشود مجاز است؟
جواب: طبل زدن اختصاصى به لشكر كفّار نداشته است و استفاده از آن براى تنظيم حركت دستهجات در شارع عام مانعى ندارد.
سؤال 33. وظيفه خطيرى بر عهده شيعيان ابا عبداللَّه عليه السلام و عزادارى براى آن حضرت مىباشد. از قديم هيئتهاى حسينى با زدن طبل در خيابان، در گروههاى مردمى به عزادارى مىپرداختند. اخيراً سخنهايى رايج شده كه براى افرادى كه در حال استراحت هستند، سر و صدا ايجاد مىشود. آيا بايد حضور مردم را مخفى كرد؟ چنانچه وقت و زمان اين عزادارىها مناسب باشد زدن طبل چه حكمى دارد؟
جواب: هر گاه در زمانهاى مناسبى طبل بزنند كه مردم معمولًا در خواب نيستند و رعايت اعتدال را نيز بنمايند مانعى ندارد.
سؤال 34. چنانچه در مراسم شام غريبان اباعبداللَّه عليه السلام همزمان با مدّاحى، نى نواخته شود چه حكمى دارد؟
جواب: هرگاه آهنگ آن، مناسب مجالس لهو و فساد باشد جائز نيست.
سؤال 35. نواختن سازهايى همانند سنج و دمام (1)در مسجد و در مراسم عزادارى امام حسين عليه السلام چه حكمى دارد؟
جواب: در مسجد جائز نيست؛ ولى در دستهجات سينهزنى و عزادارى مانعى ندارد. البتّه به صورتى كه مايه آزار مردم نشود.
سؤال 36. عَلَم بزرگى وجود دارد كه تاريخچه آن تقريباً به 1300 سال مىرسد و رسم بر اين بوده و هست كه از روز اوّل ماه محرّم تا روز عاشورا عَلَم را به تكتك منازل اهالى جهت زيارت مىبرند و اعتقاد زيادى به آن دارند و حاجت مىگيرند.
لطفاً دراين زمينه به سؤالات زير پاسخ دهيد:
الف) مبالغ هنگفتى به عنوان نذرى بر سر عَلَم مىبندند و بعضىها هم گوسفندى جلوى عَلَم قربانى مىكنند. وجه نقد و گوسفند قربانى به چه كسى تعلّق مىگيرد؟
1) يك نوع ساز كوبهاى ايرانى، كه استفاده از آن در جنوب ايران رايج است.
ب) عَلَمداران كه گروهى از سادات مىباشند، عَلَم فوق را ارثيه پدرى مىدانند كه نسل به نسل از پدر به پسر منتقل مىگردد و وجوهات نذرى را بين خودشان تقسيم مىكنند. آيا اين كار صحيح است؟ اگر صحيح است، آيا به اولاد دختر هم سهمى مىرسد؟
ج) با توجّه به اينكه جايگاه عَلَم در طول سال در امامزاده مىباشد، آيا چيزى از نذورات، به امامزاده نيز تعلّق مىگيرد؟
جواب الف تا ج) با توجّه به اينكه چنين برنامهاى در روايات معصومين عليهم السلام مطلقاً نيامده است و از نظر تاريخى نيز مدركى براى آن در دست نيست بر همه مؤمنين و مؤمنات لازم است كه اين كار را ترك كنند و نذورات خود را به هيئت امناى حسينيه كه از ميان افراد معتبر بايد انتخاب شوند تسليم كنند، تا نذورات را صرف مجالس عزادارى و كمك به ايتام و مستمندان كنند و اجازه ندهند افراد سودجو از نام مبارك امام حسين عليه السلام و پرچم، سوء استفاده كنند.
سؤال 37. با توجّه به شايعاتى كه علامت را نشان صليب و ترويج مسيحيت مىداند، آيا بردن علامت به هيئتها و خيابانها اشكال دارد؟
جواب: با توجّه به اينكه دشمنان، پيرايههايى به علامت مىبندند بهتر است از آن پرهيز شود و به پرچمهاى آبرومند ساده
قناعت گردد.
سؤال 38. نظر معظّمله نسبت به استفاده از علامتهايى كه مجسّمه حيوانات از قبيل مرغ و خروس و ديگر اشيا و جمادات بر روى آنها نصب شده، چيست؟
جواب: بهطور كل از اينگونه علامتها اجتناب كنيد.
سؤال 39. در شهر ما، در هر مسجد، يك عَلَم وجود دارد كه هر سال در ايّام عزادارى، مخصوصاً در روزهاى عاشورا اين عَلَم را به حركت در مىآورند، هر يك از اين عَلَمها هر چند دقيقه يكبار بر شانه فردى مىنشيند و آن فرد پس از بوسيدن آن عَلَم، به يكى از پارچههاى آن پول مىبندد. مردم مىگويند: «هر كس نذرى داشته باشد و عَلَم روى شانهاش بنشيند و او به عَلَم پول ببندد نذرش قبول مىشود!» افراد زيادى به عَلَم اعتقاد دارند، آنها مىگويند: «عَلَم به وسيله كسى كه آن را در دست دارد حركت نمى كند، بلكه حركت آن توسّط قدرت الهى است!» نظر شما در اين مورد چيست؟
جواب: پرچمهايى كه در عزادارى امام حسين عليه السلام حمل مىشود، چون متعلّق به عزادارى آن حضرت مىباشد محترم است، امّا حاجت را بايد از خداوند با شفاعت امام حسين عليه السلام خواست، نه از عَلَم.
سؤال 40. در روز عاشورا مراسم عجيبى در شهر ما انجام
مىشود. بدين صورت كه مردم الوارهاى سنگين را به شكل لانه كبوتر كه تقريباً پنج تُن وزن دارد بلند كرده و دور مىزنند و بعد به روى زمين گذاشته و سينه مىزنند و اين كار را چندين بار انجام مىدهند. نظر شما چيست؟
جواب: اين كار در روايات اسلامى وارد نشده و بهتر است به جاى آن، مجالس پرشكوه عزادارى و دستهجات برگزار شود.
سؤال 41. سينهزنى و زنجيرزنى در مراسم عزادارى سالار شهيدان چگونه است؟
جواب: سينهزنى و زنجيرزنى نيز از روشهاى عزادارى سنّتى است و اشكالى ندارد.
سؤال 42. دليل سينهزدن براى ائمّه عليهم السلام چه مىباشد؟
جواب: عزادارى، حمايت از مكتب امام حسين عليه السلام در ظلم ستيزى و اعلام برائت و بيزارى از ظالمان است و سينهزنى نوعى عزادارى محسوب مىشود.
سؤال 43. تاريخچه زنجيرزنى و سينهزنى در محرّم چيست؟
جواب: سينهزنى ظاهراً از قديم الايّام در عزادارىها معمول بوده؛ ولى زنجيرزنى احتمالًا در قرن اخير به وجود آمده و نوعى عزادارى محسوب مىشود.
سؤال 44. آيا اين مطلب درست است كه اگر كسى براى امام حسين عليه السلام سينه بزند و در اثر سينه زدن سينهاش كبود شود، تا زمانى كه جاى كبودى بر سينه اوست براى او حسنه و ثواب مىنويسند؟
جواب: چنين مطلبى صحّت ندارد و آسيب به بدن در عزادارى اشكال دارد.
سؤال 45. برهنه شدن در اين مجالس براى سينهزنى چه حكمى دارد؟
جواب: هرگاه در حضور بانوان باشد جايز نيست و در غير اين صورت نيز چون ممكن است سبب وهن مراسم عزادارى گردد بهتر است از آن چشمپوشى شود.
سؤال 46. فلسفه حرمت برهنه شدن براى سينهزنى در جايى كه خانمها هم نيستند و فيلم هم گرفته نمىشود چيست؟
جواب: اين كار اشكال دارد؛ زيرا خلاف شأن مجلس عزاى سيّدالشّهدا عليه السلام است. كدام يك از ما در مراسم عزاى پدر خود برهنه مىشود و مثلًا به اهل مجلس تعزيت مىگويد.
سؤال 47. آيا سينهزنى محكم طورى كه سينه سرخ شود مجاز است؟
جواب: سرخ كردن سينه به عمد، اشكال دارد.
سؤال 48. آيا به بالا و پايين پريدن در مراسم سينهزنى اشكال دارد؟
جواب: عزادارى خامس آل عبا عليه السلام از افضل قربات است و چنين مجالسى بايد مركز نشر و گسترش معارف اهلبيت عليهم السلام باشد و از اين گونه كارها پرهيز شود.
سؤال 49. در هيئتهاى به سبك جديد مرسوم است كه گاهى به شكل تند و سريع سينه مىزنند كه به شور معروف است. نظر معظّمله در اين باره چيست؟
جواب: بهتر اين است كه اين روش، كه روش سنگينى به نظر نمىرسد و مناسب مقام ولايت نيست، ترك شود.
سؤال 50. هروله كردن در هنگام سينهزنى چه حكمى دارد؟
جواب: از اين حركات، در مجلس عزاى اهلبيت عليهم السلام اجتناب كنيد.
سؤال 51. آيا تقليد صداى برخى حيوانات نظير سگ، الاغ و كبوتر در موقع سينه زدن، بهمنظور اظهار عجز در مقابل ائمّه عليهم السلام جايز است؟
جواب: اين كار زننده است و اهانت به مقام شامخ ائمه عليهم السلام مىباشد.
سؤال 52. سينهزدن با تيغ و يا زنجير زدن با زنجيرى كه داراى چاقو و يا تيغ مىباشد و منجر به زخمى شدن بدن و جارى شدن
خون مىشود، چه حكمى دارد؟
جواب: همانگونه كه قبلًا نيز اشاره كردهايم مسئله عزادارى حضرت سيّدالشّهدا عليه السلام در هر زمان و در هر مكان، از افضل قربات و مايه تقويت روح ايمان، شهامت اسلامى، ايثار، فداكارى و شجاعت در مسلمين است؛ ولى كيفيّت عزادارى بايد چنان باشد كه بهانهاى به دست دشمنان اسلام ندهد و موجب سوء استفاده آنان نشود و اين مراسم عظيم و پرشكوه تضعيف نگردد، و به همين جهت، از كارهايى كه موجب وهن مذهب است بايد پرهيز شود و از آسيب رساندن به بدن خوددارى گردد.
سؤال 53. در اكثر مناطق كشورهاى اسلامى (غير از ايران) و غير اسلامى، مردم متديّن شيعه با مذاهب ديگر با هم زندگى مىكنند و در ايّام محرّم، بالأخص روز عاشورا، متديّنين مجالس سوگوارى منعقد مىكنند و نوجوانان با نوحه سرايى (بدون آهنگ غنا) سينه زنى و زنجيرزنى مىكنند؛ در نتيجه از بدنشان گاهى خون جارى مىشود، اين حالت بر افراد و جامعه غير شيعى اثر خوبى مىگذارد و گاهى مايل به تشيّع هم مىشوند، آيا در صورت حاصل شدن اثر مثبت و نتايج خوب، زنجيرزنى به شكل فوق جايز است؟
جواب: همان طور كه بارها گفته ايم عزادارى خامس آل عبا عليه السلام از افضل قربات است؛ ولى نبايد كارى كرد كه بدن
مجروح شود؛ براى بزرگداشت اين شعائر از طرق بهتر استفاده كنيد.
سؤال 54. آيا قمهزدن بهطور مخفى حلال است؟ بهطورى كه گفته مىشود، قبل از پيدايش دوربين حلال بوده است؟
جواب: عزادارى نبايد باعث آسيب به بدن شود.
سؤال 55. آيا صحيح است كه قمه زدن قبل از ضبط مراسمها با دوربين، حلال بوده و الآن حرام است و اگر خنجر باشد اشكال ندارد؟
جواب: در عزادارى نبايد به بدن آسيب رسانده شود.
سؤال 56. نظر حضرتعالى درباب قمه زدن و تيغ زدن عزاداران امام حسين عليه السلام در روز عاشورا به عنوان اداى نذر يا كسب اجر اخروى چيست؟
جواب: عزادارى سيّدالشّهدا عليه السلام از افضل قربات است؛ ولى بايد از انجام اعمالى كه موجب ضرر به بدن يا وهن مذهب مىشود اجتناب كنيد. و چنين نذرى لازمالوفا نيست.
سؤال 57. پدر و مادرى نذر مىكنند كه اگر خدا به آنان فرزند پسر بدهد روز عاشورا بر سر او تيغ بزنند. آيا با توجّه به اينكه انجام اينگونه اعمال باعث وهن شيعه و عزادارى سيّدالشّهدا عليه السلام و موجب سوء استفاده دشمنان اسلام مىگردد عمل به اين نذر واجب است؟
جواب: اين نذر صحيح نيست؛ چون در نذر، رجحان عمل شرط است و اين عمل با توجّه به اينكه بهانهاى به دست دشمنان اسلام براى زير سؤال بردن كل مسائل سوگوارى خامس آل عبا عليه السلام كه از افضل قربات است مىدهد، خالى از اشكال نيست. و بر فرض رجحان اين عمل، نذر درباره ديگرى كردن صحيح نيست.
سؤال 58. اخيراً دو عدد سى دى به دستم رسيده كه در آن از قول تعدادى از مجتهدين به قمهزنى توصيه شده است. نظر حضرتعالى در اين خصوص چيست؟
جواب: هرگاه بزرگان پيشين كه چنين فتوايى دادهاند، شرايط اين زمان را مىديدند كه مسئله قمهزنى مانع پيشرفت تشيّع در دنيا شده است، حتماً فتوا به منع آن مىدادند؛ زيرا شرايط فتوا در زمانها مختلف است و متأسّفانه بعضى از نسبتها اخيراً خلاف واقع از آب در مىآيد.
سؤال 59. آيا خونى كه از بدن سينه زنان و عزاداران، به سبب قمه زدن و غيره، بيرون مىآيد، باعث تبرّك و شفاى مريضها و زنهاى عقيم و مانند آن مىشود؟
جواب: اين سخنان پايه و اساسى ندارد، و سزاوار است عزادارى به صورتى باشد كه باعث هتك دين و مقدّسات نشود.
سؤال 60. لطمهزدن به صورت، در عزاى امام حسين عليه السلام چه حكمى دارد؟
جواب: عزادارى خامس آل عبا عليه السلام از مهمترين شعائر دينى، و رمز بقاء تشيّع است، و بايد هر چه باشكوهتر برگزار گردد؛ امّا لازم است از تمام كارهايى كه آسيب به بدن مىرساند، يا موجب وهن مذهب مىگردد، جدّاً اجتناب شود.
سؤال 61. آيا جايز است به گونهاى بر سر و سينه بزنند كه موجب جراحت و خونريزى شود و باعث نجس شدن خود و اطرافيان و زمين مسجد و يا حسينيّه گردد؟
جواب: لازم است به گونهاى باشد كه منجر به جراحت و خونريزى نشود و مسجد نجس نگردد.
سؤال 62. كوبيدن سر به در و ديوار و زمين، در جلسات عزادارى چه حكمى دارد؟
جواب: عزادارى ائمّه اطهار عليهم السلام، مخصوصاً خامس آل عبا عليه السلام، از افضل قربات است، ولى بايد از هرگونه كارى كه باعث هتك حرمت آن بزرگواران مىشود، و موجب وهن مذهب در نظر ديگرانگردد، و به بدن آسيب مىرساند پرهيز گردد.
سؤال 63. احاديثى كه مىفرمايد: «اگر كسى قطرهاى اشك
براى امام حسين عليه السلام بريزد بهشت بر او واجب مىشود»(1)آيا باعث تمايل به گناه و ترك عبادات نمىشود؟
جواب: اين احاديث به اين معنا هستند كه شخص، توفيق صالح شدن پيدا مىكند و صالح شدن به انجام تكاليف است نه با ترك آن.
سؤال 64. لطفاً بفرماييد معناى ضجّه بر اباعبداللَّه عليه السلام كه در روايات (2)آمده است چيست؟ و آيا ناله و ضجّه بر اباعبداللَّه حدّى دارد؟ آيا كسى كه از فرط گريه بر اباعبداللَّه عليه السلام از حال خود خارج شود دچار عصيان شده است؟
جواب: ناله و ضجّه حدّى ندارد؛ ولى نعره كشيدن در مجالس عمومى در صورتى كه سبب وهن شود كار صحيحى نيست.
سؤال 65. آيا بلند گريه كردن اشكالى دارد؟
جواب: ما خودمان كراراً بلند گريه مىكنيم؛ ولى از صورت متعارف خارج نشود.
سؤال 66. گروهى هنگام عزادارى براى امام حسين عليه السلام بلند فرياد مىكشند و داد مىزنند آيا اين گونه اعمال جايز است؟
جواب: گريه طبيعى با صداى بلند اشكالى ندارد؛ بلكه خوب است. ولى صداهاى مصنوعى كه گاهى اوقات در بعضى مجالس
ديده مىشود و فريادهايى به صورت عربده مىكشند، صحيح نيست.
سؤال 67. پوشيدن لباس سياه كه مىگويند كراهت دارد،(1)در مراسم عزادارى اهلبيت عليهم السلام چگونه است؟
جواب: با توجّه به اينكه سبب تعظيم شعائر مىگردد، كراهت آن تحتالشعاع قرار گرفته و رنگ استحباب به خود مىگيرد.
سؤال 68. آيا پوشيدن لباس سياه در ايّام شهادت حضرت زهرا عليها السلام با توجّه به حفظ وحدت و كراهت لباس سياه جايز است؟
جواب: با توجّه به اينكه پوشيدن لباس مشكى در ايّام شهادت حضرات معصومين عليهم السلام نوعى تعظيم شعائر الهى محسوب مىشود كراهت ندارد.
سؤال 69. پوشيدن لباس مشكى از دهه اوّل محرّم تا آخر ماه صفر چه حكمى دارد؟
جواب: مانعى ندارد.
1) عروة الوثقى، كتاب الصلوة، فصل فيما يكره من اللباس حال الصلاة.
سؤال 70. آيا فردى كه مادر او سيّد است مىتواند براى عزادارى شال بيندازد؟
جواب: نمىتواند لباس سادات را بپوشد.
سؤال 71. هيئت ما در روز عاشورا لباس سقّايى مىپوشند و سادات شال سبز مىاندازند. برادر من كه از فعّالان هيئت است بنا به قول خود كه نذر داشته شال سبز مىاندازد هر چند سيّد نيست. مردم بر ما خرده گرفتهاند ولى برادرم به نذر خود پايبند است. آيا نذر ايشان بايد ادامه داشته باشد يا خير؟
جواب: نذر او باطل است و از انداختن شال سبز خوددارى كند.
سؤال 72. آيا استفاده از مراسم تعزيهخوانى سنّتى جايز است؟
جواب: چنانچه تعزيهخوانى، مشتمل بر امر حرامى مانند:
دروغ يا هتك حرمت امامان بزرگوار و بزرگان ديگر و امثال اينها نباشد و مانع مجالس سخنرانى و نماز نگردد، اشكالى ندارد.
سؤال 73. شرايط افرادى كه مىتوانند نقش ائمّه عليهم السلام را ايفا نمايند چيست؟
جواب: اگر در شبيه خوانى كسانى مىخواهند در نقش آن بزرگواران ظاهر شوند، بايد افراد مهذّب و پاك و خوشنامى باشند و چه بهتر كه آن بزرگواران بطور وضوح نشان داده نشوند.
سؤال 74. آيا كسانى كه در شبيه خوانى نقش كفّار را ايفا مىكنند بايد داراى شرايط خاصّى باشند؟ يا اين كه هر كس بدون قيد و شرط مى تواند در نقش كفّار باشد؟
جواب: شرايط خاصّى براى آنها از اين نظر نيست.
سؤال 75. پوشيدن لباسى كه مخصوص زن نمىباشد و صرفاً براى پوشيدن در شبيهخوانى درست شده (اين لباس از قطعهاى پارچه سياه كه تا اندازهاى شبيه چادر دوخته شده، تشكيل شده و مردانى كه در نقش زن انجام وظيفه مىنمايند از آن استفاده مىكنند) چه حكمى دارد؟
جواب: اشكالى ندارد.
سؤال 76. در نسخههاى تعزيههاى موجود، گاهى الفاظ ركيك توسّط ايفاگر نقش معصوم عليه السلام بر زبان جارى مىشود، قرائت چنين زبان حالى كه دون مقام اهلبيت عليهم السلام امّا برازنده سپاه مخالفين است، چه حكمى دارد؟
جواب: بايد تمام نسخههاى موجود توسّط آگاهان بررسى شود و الفاظ ركيك و آنچه دون شأن امام است، از آن حذف گردد و به صورت معقول و متين درآيد، تا استفاده از آنها شرعاً مجاز باشد.
سؤال 77. در شهرستان ما مراسم عزادارى تاسوعا و عاشورا و ساير ايّام بصورت تعزيه خوانى برگزار مىشود. تا چند سال قبل كه در محلّ ما برگزار نمىشد، اهالى محل به محلّات ديگر جهت ديدن تعزيه مىرفتند و در آن محلّات با مشكلات زيادى مواجه مىشدند به اين دليل تصميم گرفتيم اين مراسم را در محلّ خودمان برگزار كنيم، نظر شما چيست؟ آيا در اين شرايط تعزيهخوانى جايز است؟
جواب: چنانچه تعزيه خوانى مشتمل بر امر حرامى مانند دروغ يا هتك حرمت امامان بزرگوار و بزرگان ديگر و امثال اينها نباشد و مانع مجالس سخنرانى و نماز نگردد، اشكالى ندارد.
سؤال 78. گروه تئاترى توسط مربّى پرورشى يك مدرسه دخترانه اقدام به برگزارى تعزيه از روى نسخههاى قديمى تعزيه شهر براى بانوان مىنمايد. به گونهاى كه شأن و منزلت بزرگان دين را نيز تا حد امكان حفظ مىنمايند و صورت خود را نيز مىپوشانند. آيا برگزارى چنين برنامهاى جايز است؟
جواب: در فرض سؤال، اين كار براى دختران و در محيط مخصوص زنان اشكالى ندارد.
سؤال 79. در مراسمى در تعزيه، مردم پولى را توى تشت يا روى شمشير قرار مىدهند وآن پول را نذر امام حسين عليه السلام مىكنند؛ ولى افرادى كه آن نقش را بازى مىكنند پول را برمىدارند و استفاده شخصى مىكنند. آيا اين كار جايز است؟
جواب: اگر به نيّت آن اشخاص دادهاند ولى در راه امام حسين عليه السلام اشكال ندارد. و الّا جايز نيست.
سؤال 80. آيا ساختن شبيه قبور ائمّه طاهرين با چوب و سنگ جايز است؟
جواب: دليلى بر حرمت اين امور نداريم.
سؤال 81. سوزاندن خيمههايى كه به عنوان سمبل براى مردم به نمايش گذاشته مىشود، البتّه بهطورى كه فسادى ايجاد نشود، چه حكمى دارد؟
جواب: اگر خيمهها از چيزهايى باشد كه ارزان قيمت است در فرض سؤال مانعى ندارد.
سؤال 82. مراسم نخل بردارى (شبيه سازى تابوت ائمّه اطهار عليهم السلام) طبق چه مستندات دينى و اسلامى انجام مىگيرد؟
و چه حكمى دارد؟
جواب: سند اسلامى ندارد بلكه يك رسم عرفى است و در صورتى كه نماد تابوت پيكر پاك شهيدان باشد و آسيبى به كسى نرساند، مانعى ندارد.
سؤال 83. نمىدانم مدّاحىهايى كه گوش مىدهم مشكل شرعى دارد يا خير؟ و نمىتوانم تشخيص دهم كه مناسب شأن اهل بيت عليهم السلام هست يا خير، چه كنم؟
مثلًا اين اشعار اگر در مدّاحى خوانده شود آيا گوش دادن به آن مشكل دارد:
قنداقه حسين شرف عرش اعظم است؛ صد مرده زنده مىشود از ذكر يا حسين؛ من عبد حسين گرديدم، من سگ حسينم؛
جواب: هيچكدام از اين اشعار مناسب مقام با عظمت سالار شهيدان كربلا نيست.
سؤال 84. مىخواستم بدانم آيه 31 سوره توبه كه ارباب را تنها خدا مىداند، با گفتن «ارباب من حسين» ملازمه دارد؟ به نظر من امامان نيز راضى به اين القاب و اعمال خرافى مانند بوسيدن حرم و دخيل بستن و شفاى مريض نيستند. نظر شما چيست؟
جواب: تعبير به «ارباب من حسين» تعبير صحيح نيست؛ ولى توسّل به امامان و طلب شفاعت آنها در پيشگاه خدا هيچ مانعى ندارد.
سؤال 85. با توجّه به مضمون ظاهرى اشعارى نظير «گرد حرم دويدهام، صفا و مروه ديدهام، هيچ كجا براى من كرببلا نمىشود» كه حداقل در ظاهر، زيارت كربلا و ياد امام حسين عليه السلام را پرشورتر از ياد خدا و زيارت كعبه عنوان مىكند و باعث سوء استفاده بسيارى از دشمنان اهلبيت نيز شده است. آيا اين اشعار، آفت عزادارى سيّدالشّهدا نيست؟
جواب: آرى، اينگونه اشعار آفت است و بهانه به دست دشمن مىدهد.
سؤال 86. مدّاحىهايى كه حالت غنا دارد چه حكمى دارد؟
جواب: هرگاه آن صدا متناسب مجالس لهو و فساد باشد، جايز نيست.
سؤال 87. ذكر نام ائمّه در مدّاحى به شكلى كه بهطور واضح تلفظ نشود، و يا به گونهاى ديگر تغيير كند مثلًا «حوسين» به جاى «حسين» عليه السلام گفته شود، چه حكمى دارد؟
جواب: بايد از اينگونه تكرار نام امام عليه السلام اجتناب كنند.
سؤال 88. آيا استفاده از جملاتى همچون «ما همه سگ حسينيم» در مجالس عزادارى امام حسين عليه السلام اشكالى دارد؟
جواب: عزادارى خامس آل عبا از مهمترين شعائر دينى است؛ ولى بايد از سخنان و اشعارى كه متناسب با عزاداران اهلبيت عليهم السلام نيست جداً خوددارى شود؛ زيرا حضرت سيّدالشّهدا عليه السلام از اينگونه امور بيزار است. و اينگونه تعبيرات، شايسته عزاداران حسينى نيست.
سؤال 89. نام كلب رقيّه براى خود انتخاب كردهام، كه وفاى سگ را مىرساند، چرا كه اگر آدم بتواند به اندازه سگ وفا داشته باشد يقيناً به انسانيّت مىرسد؛ مانند رسول ترك، كه در خواب او را به صورت سگ امام حسين عليه السلام ديدهاند كه از حضرت محافظت مىكند و به مقام انسانيّت رسيد. آيا با اين وجود دليلى براى مخالفت وجود دارد؟ اگر اشتباه است چرا بزرگان اين حرف را مىزدند؟
جواب: توجّه داشته باشيد هر زمانى اقتضايى دارد. در عصر ما عدّهاى از دشمنان، در انتظار بهانهاى هستند كه جلوى پيشرفت اسلام و تشيّع را در جهان بگيرند و اين موضوعات را بهانه مىكنند. و با اينكه مىدانيم گفتن اين تعبيرات واجب نيست امّا ممكن است مانع پيشرفت مكتب اهلبيت عليهم السلام شود، آيا در چنين شرايطى گفتن اين تعبيرات خوب است؟!
سؤال 90. بعضى در اشعار يا مراسم مدّاحى و سينهزنى، خود را سگ، الاغ يا كبوتر اهلالبيت عليهم السلام و امثال آن مىخوانند. آيا
بيان چنين جملاتى داراىاشكال است؟
جواب: اينگونه تعبيرات شايسته عزاداران حسينى نيست.
سؤال 91. جمعى از مدّاحان سعى دارند مقام والاى شهداى كربلا را با انبياىپيشين مخصوصاً پيامبران اولوالعزم يا اصحاب خاصّ پيامبراكرم صلى الله عليه و آله مقايسه كنند، اين كار چه حكمى دارد؟
جواب: ادب و احترام ايجاب مىكند كه ما مقام همه آنها را والا بدانيم و از مقايسه و برترى آنها بر يكديگر بپرهيزيم و بگوييم:
همه از اولياء اللَّه بودند و ما به همه آنها عشق مىورزيم.
سؤال 92. آيا تشبيه حرّ بن يزيد رياحى در شعر، به رستم، پهلوان ايران باستان، آيا در شأن اين شهيد كربلا مىباشد؟
جواب: حرّ بن يزيد رياحى، مسيرى غير از مسير رستم و امثال او داشت.
سؤال 93. آيا معظّمله اخيراً درباره ضرورت مقابله با خرافهگويىهاى برخى از مدّاحان سخن گفتهاند؟
جواب: آرى مطالبى در اين زمينه گفتهايم؛ زيرا اخيراً بعضى از مدّاحان ناآگاه و بىخبر، اشعار كفرآميزى را در مجالس عزادارى مىخوانند كه اگر معنى آن را بفهمند سبب خروج آنها از اسلام مىشود. بر همه لازم است كه امر به معروف و نهى از منكر را در اين مسئله مهم فراموش نكنند و جاهلان خطاكار را به وظايف خود آشنا سازند و بهانه به دست دشمنان بهانه جو ندهند و لازم
است از چنين مجالسى دورى كنند.
سؤال 94. چه توصيهاى به مدّاحان در مورد كيفيّت اشعار، نوحهها و مديحه سرايى مناسب شئونات اهلبيت عليهم السلام داريد؟
جواب: عزادارى ائمّه اطهار عليهم السلام، مخصوصاً خامس آل عبا عليه السلام، از افضل قربات است، و سرودن و خواندن اشعارى كه حاكى از مظلوميّت و زحمات و فداكارى آن حضرات باشد كار بسيار خوبى است؛ ولى بايد از هرگونه كارىكه باعث هتك حرمت آن بزرگواران مىشود، و موجب وهن مذهب در نظر ديگران مىگردد، و به بدن آسيب مىرساند پرهيز گردد. و تعبيراتى كه در عرف، توهين آميز است، مانند نسبت سگ به خود دادن، يا صداى حيوانات در آوردن، هيچ كدام مناسب مجالس عزادارى نيست. و بايد به همه نصيحت كنند كه از اين امور، كه باعث وهن اين مراسم بزرگ مىشود و موجب ناراحتى حضرت بقيّةاللَّه عجّل اللَّه تعالى فرجه الشّريف مىگردد، پرهيز كنند.
سؤال 95. آيا انعكاس بيش از حدّ مظلوميّت امام حسين عليه السلام و يارانش صحيح است؟
جواب: به يقين قربانگاه عاشورا يك صحنه غمانگيز و گريهخيز بود؛ ولىهرگز نبايد روح حماسى آن را در كنار بيان مظلوميّت آن
بزرگواران فراموش كرد. بلكه شاعران بايد ضمن اشعار سوگوارى جنبههاى حماسىعاشورا را به نظم كشند، همانگونه كه در قرون اخير توجّه شايانى به آن امر شده است و خطبا و مدّاحان به آن اهميّت مىدهند.
سؤال 96. اخيراً در بعضى مجامع و هيئتهاى مذهبى تهران اشعارى سروده و خوانده مىشود كه در ضمن آن، لفظ جلاله «اللَّه» را به ذوات مقدّسه معصومين و مانند آن بزرگواران نسبت مىدهند. مثلًا گفته مىشود من على اللّهىام، يا من حسين اللّهىام و يا زينب اللّهىام. آيا بيان اين گونه اشعار، جواز شرعى دارد؟
جواب: اين تعبيرات مناسب افراد معتقد به مكتب معصومين عليهم السلام نيست و لازم است به اين اشخاص تذكّر داده شود و آنها را از اين كار نهى كرد. و براىبزرگداشت مقام آن بزرگواران راههاى خوب و سنجيده و معقول وجود دارد كه نيازى به اين حرفها ندارد.
سؤال 97. بسيارى از اشعار، مربوط به مراثى شهداى كربلا و ائمّه هدى عليهم السلام جنبه زبان حال دارد، آيا اين كار مجاز است؟
جواب: منظور از زبان حال آن است كه حالت آن بزرگواران
چنين تعبيراتى را اقتضا مىكند و اين كار به دو شرط جايز است:
نخست اينكه، واقعاً اين سخنان مناسب چنان حالتى باشد، و ديگر اينكه، معلوم باشد كه زبان حال است نه زبان قال.
سؤال 98. بعضى از خطبا اصرار دارند كه در منابر خود از خوابهاى مختلفى كه درباره مسائل مربوط به عزادارى يا غير آن است بهره بگيرند، آيا اين كار درست است؟
جواب: گرچه گاهى خوابها پرده از روى مسائل مهمّى برمىدارد؛ ولىبا توجّه به اينكه خواب، شرعاً حجّت نيست نبايد در منابر، زياد روى آن تكيه كرد.
سؤال 99. در برخى مجالس، به هنگام عزادارى كه به شكل سينهزنى يا زنجيرزنى است، پردهاى كه حائل بين آقايان و خانمها است به اصرار خانمها و فقط جهت تماشاى هيئت زنجيرزن و سينهزن برداشته مىشود؛ در حالى كه فاصله آقايان و خانمها اندك است، و عدّهاى از آقايان كه سينه و زنجير نمىزنند نيز در معرض ديد خانمها قرار دارند. آيا اين نحوه عزادارى صحيح است؟
جواب: هرگاه سينه زنها براى سينه زدن برهنه نشوند، و مشكل ديگرى ايجاد نشود، مانعى ندارد.
سؤال 100. حركت زنان با وضع نامناسب به دنبال هيأتهاى عزادارى، كه موجب بروز گناهان و آلودگىهايى مىشود، چه صورتى دارد؟
جواب: عزادارى خامس آل عبا عليه السلام و ساير معصومين عليهم السلام از افضل قربات است؛ ولى مردان و زنان بايد طورى رفتار كنند كه
آميخته با خلاف شرع نشود.
سؤال 101. نظر شما در مورد حضور خواهران با رعايت حجاب كامل در پشت دستههاى عزادارى در كوچه و خيابان چيست؟ آيا اين حضور براى تعظيم شعائر اسلامى جايز است؟
جواب: در فرض سؤال، اشكال ندارد.
سؤال 102. آيا ورود مدّاح مرد در بين عزداران خانم اشكال دارد يا خير؟ همنوايى خانمها در اين جمع چه حكمى دارد؟
جواب: مدّاح مرد اگر رعايت جهات شرعى را نمايد (در گوينده و مستمع) مانعى ندارد؛ ولى همنوايى با او اشكال دارد.
سؤال 103. شغل بعضى از خانمها ذكر توسّل به اهلبيت عليهم السلام در مجالس زنانه است. گاهى از اوقات به هنگامى كه مشغول روضهخوانى هستند مردان و يا بچّههايى كه خوب و بد را مىفهمند وارد حياط آن خانه مىشوند و صداى اين خانم را مىشنوند. حكم اين قبيل روضهخوانىها چيست؟
جواب: در اين مورد كه نوشتهايد، صداى خود را آهستهتر كند و يا بدون تكيه به صوت بخواند.
سؤال 104. در هيئتهاى عزادارى، خانمها سينه زنى مىكنند.
بعضى از آنها در محيط مربوط به خانمها روسرىهاى خود را درآورده و موهاى خود را پريشان مىكنند. آيا اين كارها اشكال شرعى دارد؟
جواب: در مجالس مخصوص به خودشان اشكالى ندارد مشروط به آنكه آسيبى به بدن نرسانند.
سؤال 105. پختن غذاى نذرى توسط بانوانى كه عادت ماهيانه هستند اشكال دارد؟
جواب: اشكال ندارد، مگر اينكه در مسجد باشد.
سؤال 106. آيا قسمتهاى لعن زيارت عاشورا داراى سند معتبرى است؟
جواب: زيارت عاشورا به صورت كنونى در كتب معتبره نوشته شده است.
سؤال 107. اگر در زيارت عاشورا به جاى اينكه صد بار ذكر مخصوص را بگوييم يكبار تكرار كنيم اشكال دارد؟
جواب: مىتوانيد به قصد رجا يكبار بگوييد.
سؤال 108. آيا صحيح است كه مىگويند معظّم له فرمودهاند:
لعن زيارت عاشورا بايد حذف شود و يا اينكه خواندنش اشكال دارد؟
جواب: اين حرف، كذب محض است. نظر ما را در كتاب مفاتيح نوين (1)مطالعه فرماييد.
1) مفاتيح نوين، فصل پنجم، سند و متن زيارت عاشورا.
سؤال 109. هنگام خواندن زيارت عاشورا در روزهايى به غير از عاشورا، در قسمتهايى كه مثلا مىگويد «در اين روز عاشورا (هذا اليوم)»، ما نيز همينگونه بخوانيم، يا مثلًا «در آن روز (ان يوم)» بگوييم؟ آيا تطابق روز و شب نيز لازم است مثل اين كه به جاى «ان هذا اليوم»، «ان هذا الليل» گفته شود؟
جواب: زيارت و دعا را آن چنان كه وارد شده به قصد رجا بخوانيد.
سؤال 110. دركتاب مفاتيح نوين در قسمت زيارت عاشورا آنچه كه داخل پرانتز و پاورقى ذكر شده است، نمىدانم كدام درست است. مثلًا نمىدانم «طلب ثارى مع امام هدى» يا «طلب ثاركم مع امام مهدى» را بگويم چگونه بخوانم؟
جواب: در اينجا مىتوانيد اساس را همان متن اصلى قرار دهيد و اگر احتياط كنيد پاورقى را هم بخوانيد بهتر است.
سؤال 111. براى سجده آخر زيارت عاشورا اگر مهر وجود نداشت بر چه چيزى مىتوان سجده كرد؟ آيا از نگين انگشترى عقيق در چنين مواردى مىتوان استفاده كرد؟
جواب: سجده بر زمين و آنچه از زمين مىرويد (غير خوراكى) صحيح است؛ ولى بر سنگهاى معدنى صحيح نمىباشد؛ و مىتواند بر روى كاغذ سجده كند.
سؤال 112. منظور از «السلام على علىّ بن الحسين» در
سلامهاى انتهاى زيارت عاشورا، امام سجاد عليه السلام است يا حضرت على اكبر عليه السلام؟ چرا؟
جواب: بنابر قول صحيح، منظور حضرت على اكبر عليه السلام است كه جزء شهداى كربلا مىباشد.
سؤال 113. آيا حتماً بايد دعاى بعد از زيارت عاشورا، كه به دعاى صفوان (دعاى علقمه) معروف گشته را بخوانيم؛ يا در اصل، زيارت عاشورا بدون اين دعا وارد شده است؟
جواب: اين دعا يك دعاى مستقل است.
سؤال 114. زنانى كه عادت ماهيانه هستند آيا مىتوانند زيارت عاشورا و ديگر ادعيه را بخوانند و سجده زيارت عاشورا را به جا آورند؟
جواب: اشكال ندارد؛ كافى است از محرّماتى كه نسبت به آنان در رساله توضيح المسائل آوردهايم، اجتناب كنند.(1)از جمله نمىتوانند آيات سجده واجب قرآن را بخوانند.
سؤال 115. نظر شما در مورد زيارت ناحيه مقدّسه از جهت سند و دلالت چيست؟
جواب: بعضى از اسناد زيارت ناحيه معتبر است و لذا مىتوان
1) باب غسل، احكام زن حائض، مسئله 438، رساله توضيح المسائل.
آن را قرائت كرد. ولى دو جمله از آن را نخوانند. جملهاى كه مىگويد «اهلبيت با سرهاى برهنه روز عاشورا بيرون آمدند» و جملهاى كه مىگويد «بدن شهداى كربلا را درندگان بيابان خوردند».
سؤال 116. آيا صحبت كردن و خواندن مصيبت اهلبيت عليهم السلام، بين ادعيه جايز است؟
جواب: بهتر است ادعيه را به همان صورت وارده بخوانيد و قبل يا بعدش ذكر مصيبت شود.
سؤال 117. لطفاً به دو سؤال زير پاسخ فرماييد:
الف) گوش دادن به دعاى كميل و ندبه و عهد و زيارت عاشورا در درون ماشين چه حكمى دارد؟
ب) وقتى درون ماشين هستم و زيارت عاشورا را گوش مىدهم، يا در خيابان به جايى مىرسم كه زيارت عاشورا را مىخوانند، به قسمت سجده زيارت كه مىرسد چه كار كنم؟
جواب: سجده زيارت عاشورا واجب نيست؛ كافى است با يك انگشت، اشارهاى كنيد. و خواندن يا شنيدن آن و دعاهاى ديگر درون ماشين مانعى ندارد.
سؤال 118. در شرايطى كه دشمنان اسلام سعى در منزوى كردن مسلمانان دارند و با حيلههايى مىخواهند اسلام را خرافى و مسلمانان را بىمنطق معرّفى كنند، انجام برخى اعمال كه در متن دين وجود نداشته و در بعضى مناطق، عدّهاى در تظاهر به اسلام و تعظيم شعائر، مرتكب آن مىشوند كه احياناً موجبات وهن شيعه و عزادارى را فراهم آورده است، چه حكمى دارد؟
جواب: لازم است در اين شرايط و اوضاع، پيروان اهلبيت عليهم السلام و عاشقان مكتب حسينى از هر كارى كه موجب وهن اين مراسم مىشود بپرهيزند و به جاى آن به سراغ مراسمى بروند كه عظمت اهداف حسينى را بيش از پيش آشكار مىسازد و اگر جمعى از بزرگان فقهاى پيشين رحمه الله در عصر و زمان خود، بعضى از اين كارها را به دلايلى اجازه فرمودهاند، هرگاه در عصر و زمان ما بودند مسلّماً نظر ديگرى داشتند. خداوند همه ما را از پيروان مكتب آن بزرگوار و جان نثاران او قرار دهد.
سؤال 119. در محلّ ما سنّتى است كه مردم به آن اعتقاد راسخ دارند، مسأله بدين صورت است كه: روز تاسوعا و عاشورا عَلَمى كه در تمام مناطق مرسوم است در دست افراد خاصّى مىدهند كه آن فرد با حركتهاى مخصوص و حتى گاه با حملهور شدن به زنان و مردان و ترساندن بچّهها، به تعبير مردم عَلَم را جوش مىآورند و آن را نسبت به امام حسين عليه السلام مىدهند، مردم دور آن جمع مىشوند و مىگويند عَلَم، فرد را دنبال خود مىبرد. وقتى عَلَم بعضى از افراد را زخمى مىكند به معناى آن است كه آن فرد، انسان بدى است و با ديده ترديد به عَلَم نگاه كرده است. متأسّفانه عَلَم در دست افراد معلومالحالى جوش مىآيد و گاه افراد متديّن و وجيه را زخمى مىكند. نظر شما در اين مورد چيست؟
جواب: عزادارى حضرت خامس آل عبا عليه السلام از موجبات مهمّ تقويت دين است، ولى نبايد آن را به اينگونه كارهاى نادرست آلوده كرد كه موجب اذيت و آزار عزادارن و هتك حرمت افراد آبرومند شود.
سؤال 120. در اين محل، روز هفتم محرّم مراسمى به شكل نقّاشى و حنا بستن بر بدن بهويژه بر دست و پا، به نام حضرت قاسم عليه السلام اجرا مىشود؛ آيا اين مراسم صحيح است؟
جواب: از اينگونه امور در عزادارى سيّدالشّهدا عليه السلام اجتناب كنيد.
سؤال 121. نظر جناب عالى در مورد مراسم طشت گذارى كه پيش از فرارسيدن محرّمالحرام در بسيارى از مناطق آذرى زبان ايران منعقد مىشود، چيست؟
جواب: اين كار بدعت است، از آن بپرهيزيد.
سؤال 122. در بعضى از نقاط كشور، درختهايى از قبيل درخت گز و انگور مشاهده مىشود، كه عدّه اى از عوام نخهايى به آنها گره مىزنند، و اعتقاد به تقدّس، يا شفا گرفتن، يا روا شدن حاجت، و بعضاً شفاعت توسّط آن درختان دارند! و مىگويند:
«در صورت سست اعتقادى و شك نسبت به درخت، حادثه ناگوارى براى شخص پيش مىآيد!» عدّه اى درختان مزبور را متعلّق به امام على عليه السلام، يا حضرت ابوالفضل عليه السلام، يا ديگر اولياى الهى دانسته، و مىگويند: «ما به اين درختها معتقد بوده، و توسّل جسته، و حاجت گرفتهايم. و كسانى كه درختان مزبور را سوزاندهاند، مصيبتى به آنها، يا فرزندان، يا بستگانشان رسيده، يا بيمار شدهاند». خواهشمند است بفرماييد:
اوّلا: عقيده به تقدّس اينگونه درختها چه حكمى دارد؟
ثانياً: آيا گره زدن نخ، يا بستن پارچه به اين درختها، و گرفتن حاجت از آنها جايز است؟
ثالثاً: آيا سوزاندن، يا از بين بردن چنين درختانى به عنوان مبارزه با خرافات، باعث گرفتارى و مصيبتى براى سوزاننده، يا
بستگان او، خواهد شد؟
جواب: اين اعتقادات قطعاً از خرافات است، و حاجت خواستن از آنها نوعى شرك مىباشد، و بر همه لازم است نهى از منكر كنند، و پاداش خود را از خداوند بخواهند.
سؤال 123. آيا اين عكسهاى نقّاشى شده كه به امام على عليه السلام يا امام حسين عليه السلام يا ابوالفضل العباس عليه السلام و ... نسبت مىدهند حقيقت دارد؟ آيا نصب آنها در خانه و مساجد و ديگر جاها اشكال دارد؟ آيا شما آنها را قبول داريد؟
جواب: اين عكسها واقعيّت ندارد؛ ولى چنانچه تصاوير نامناسبى نباشد، و نسبت قطعى به آن بزرگواران ندهند، اشكالى ندارد.
سؤال 124. هيئتى است كه بيست سال تأسيس شده و اكنون همان هيئت و اعضاى آن به دو گروه تقسيم شدهاند، در اين مدّت اعضاى هيئت به اتّفاق يكديگر قرآن و بلندگو و تفسير نمونه و اموال ديگر خريدهاند. خواهشمند است بفرماييد اموال بين آنها تقسيم مىشود، يا متعلّق به يكىاز آن دو هيئت است؟
جواب: چنانچه اموال را به عنوان هيئت قبلى خريدهاند تمام آن تعلّق به هيئت قبلى دارد.
سؤال 125. در حسينيّه و مسجد جامع روستايى، هر سال شبهاى تاسوعا و عاشوراى حسينى پول جمعآورى مىشود.
براى تشويق اهالى، از بلندگو ميزان پولى اهدايى اعلام مىشود.
در سال جارى بعضى از اهالى اجازه اين كار را ندادند و در نتيجه مبلغ پول جمعآورى شده به نصف تقليل پيدا كرد. آيا اعلام مبلغ پول اهدايى از بلندگو جهت تشويق مردم از نظر شرعى جايز
است يا خير؟
جواب: اعلام كردن اشكالى ندارد و باعث تشويق در كار خير است.
سؤال 126. تعيين سقف مبلغ پولى براى كمك افراد، جهت هزينههاى مجالس و ساخت اماكن مقدّسه از جمله حسينيّهها، چه وجه شرعى دارد. آيا درست است يا خير؟
جواب: نبايد با زور يا اخذ به حيا از كسى چيزى گرفت، بلكه مردم بايد با رضايت خود به اين اماكن مقدّس كمك كنند.
سؤال 127. آيا ذاكر اهلبيت مىتواند براى ذكر فضائل و مصائب اهلبيت عليهم السلام اجرت طى كند؟
جواب: تعيين اجرت شرعاً اشكالى ندارد؛ ولى اين كار در شأن ذاكران اهلبيت عليهم السلام كه بايد مظهر تقوا و پارسايى باشند، نيست.
سؤال 128. آيا پول دادن به مرثيه سرايانى كه در لابهلاى اشعار و سخنان خود بعضى از مصائب بىمدرك يا ضعيفالسّند را نقل مىكنند و يا با غنا مىخوانند جايز است؟ آيا نقل اينگونه مطالب به عزادارى ضربه نمىزند؟
جواب: پول را در برابر كارهاى مشروع آنها بدهند و نسبت به كارهاى خلاف، نهى از منكر كنند.
سؤال 129. روش نذر صحيح براى مراسم بزرگ عزادارى امام حسين عليه السلام چگونه است؟
جواب: بايد نذر كنند كه براى رضاى خدا به مراسم حسينى، فلان كمك را مىكنند. و نذر براى پرچم و امثال آن صحيح نيست؛ بلكه بايد براى خدا و به قصد كمك به عزاى صاحب پرچم يعنى امام حسين عليه السلام و يارانش باشد.
سؤال 130. افرادى بر انجام نذر خود توانايى ندارند. آيا بايد براى اداى نذر خود وام بگيرند؟ آيا تغيير نذر از محلّى به محلّ ديگر واز غذايى به غذاى ديگر و از زمانى بهزمان ديگر جايز است؟
جواب: اگر توانايى ندارند، ساقط مىشود و اگر بتوانند وام را براحتى ادا كنند، وام بگيرند. و تغيير نذر مطلقاً جايز نيست؛ جز در موارد ضرورت.
سؤال 131. گاه نذرهايى انجام مىشود كه قابل عمل نيست، مثلًا نذر كرده در عاشورا شربت دهد و الان زمستان است و اين امر ممكن نيست، آيا تغيير آن جايز است؟
جواب: آرى! مىتوان آن را مثلًا به شير گرم و مانند آن تغيير داد.
سؤال 132. اينجانب حدود بيست سال پيش در روز عاشورا دويست نان روغنى نذر كرده بودم و سال به سال افزايش داده و الان به حدود دوهزار و چهار صد نان روغنى و يك هزار و چهار صد كمپوت ميوه و اسباب بازى و لباس جهت اهدا به پرورشگاه كودكان بهزيستى و بيمارستانها و خانه سالمندان در روز عاشورا رسيده است. چندين سال است به علّت اينكه به بيماران ضرر مىرسد با اعتراض پزشكان روبهرو شدهام. آيا مىتوانم معادل همان مبلغ مورد نذر، در همان روز، خرج دارو و درمان و يا خرج عمل جراحى يكى دو بيمار كنم؟
جواب: اگر براى آنها ضرر داشته باشد مىتوانيد آن را تبديل به غذاى مناسب و اگر ممكن نشد تبديل به دارو كنيد؛ ولى خوب است چيز مختصرى از آنچه نذر كردهايد در اختيار آنها بگذاريد.
سؤال 133. نذر داشتم امسال محرّم، مقدارى آش در يك ايستگاه صلواتى خاص پخش كنم، كه با صحبت با مسئول آن،
متوجّه شدم كه ايستگاه امسال قادر به اداى نذر من نيست. آيا مىتوانم نذر خود را به سال بعد يا در جاى ديگر و در امر ديگرى صرف كنم؟
جواب: در محل مناسب ديگرى نذر خود را انجام دهيد.
سؤال 134. اينجانب نذر كردهام كه بهطور مداوم هر سال در شب تاسوعاى حسينى به مدّت ده سال كه يك رأس گوسفند ذبح كنم؛ ولى امسال به علّت مشكلات مادّى و عدم توانايى پرداخت بدهىهاى بانكى و عقب افتادن آنها نمىتوانم نسبت به انجام اين كار اقدام نمايم. آيا لازم است گوسفند نسيه ذبح كنم، يا پول قرض كرده و گوسفند بخرم؟ براى حل مشكل مالى چه كنم؟
جواب: در صورتى كه بتوانيد به آسانى بدهى را ادا كنيد، قرض كنيد و گرنه واجب نيست.
سؤال 135. لطفاً به دو سؤال زير پاسخ دهيد:
الف) خانمى نذر كرده است كه در روز تاسوعا و عاشورا روزه بگيرد، بعد فهميده كه روزه عاشورا، مكروه است. آيا بايد به نذر خود عمل كند، يا روز ديگرى را در نظر بگيرد؟
ب) اگر اين خانم در روز تاسوعا يا عاشورا عادت ماهانه شد، قضا كردن روزه كافى است؟
جواب: الف) بايد به نذر خود عمل كند؛ ولى در آينده از
اينگونه نذرها بپرهيزد. و مكروه بودن روزه عاشورا به معنى اين است كه ثوابش كمتر است.
ب) بعداً قضاى آن را به جا آورد.
سؤال 136. در ايّامى چون دهه اوّل محرّم، افراد زيادى اقدام به پخش نذرى مىنمايند. از آنجايى كه ما نذر كنندگان را نمىشناسيم و اگر بشناسيم ممكن است اطّلاعاتى در مورد نمازخوان بودن، پرداخت خمس و زكات آنها نداشته باشيم تكليفمان در قبال اين نذرىها چيست؟ مىتوانيم استفاده كنيم؟
جواب: تا زمانى كه يقين به خلاف نداشته باشيد، مىتوانيد از آن نذرها استفاده كنيد.
سؤال 137. اينجانب سالها است كه در روز عاشورا نذر عدس پلو داشتم كه چند سال است به آن مرغ نيز اضافه كردهام.
حال مىخواهم به جاى عدس زرشك بريزم. آيا مانعى دارد؟
جواب: بايد همانطور كه نذر كردهايد عمل كنيد.
سؤال 138. ما حدود بيست نفر در هيئت عزادارى، هرساله براى دسته امام حسين عليه السلام گوسفند قربانى نذر كرده بوديم و هر
سال هم دسته به درب خانهها مىرفت و قربانى هركس را جلوى خانه خودش سر مىبريدند. ولى بنا به دلايل سردى هوا، شلوغى خيابانها، دورى راه و وقت كم، تصميم گرفتند كه همه كسانى كه نذرى دارند هرچقدر كه مىخواهند پول بدهند تا يك عدد گوساله خريدارى و به نيابت از همه جلوىمسجد ذبح شود. آيا اداى نذر گروهى، آن هم به جاى گوسفند گوساله، درست است يا اشكال دارد؟
جواب: اگر صيغه نذر را خواندهاند بايد مطابق آن عمل كنند و الّا مانعىندارد.
سؤال 139. هر سال همزمان با برپايى مجالس عزادارى در ماههاى محرّم و صفر، سفره اطعام امام حسين عليه السلام گسترده شده و از عزاداران حسينىپذيرايى مىگردد. با توجّه به اينكه طبخ غذا به صورت يكجا در حسينيّه روستا انجام مىگيرد مقدار قابل توجّهى غذا اضافه مىماند و با توجّه به اينكه نذورات، محدود به روزهاى خاصّى مثل: هفتم، هشتم، نهم و دهم محرّم مىباشد، بعضى از اهالى روستا پيشنهاد كردهاند كه مقدارى از نذورات در روزهاى ديگر مثلًا پنجم و ششم يا شبهاى ديگر طبخ گردد تا از اسراف جلوگيرى شود. آيا اين كار جايز است؟
جواب: در صورتى كه عمل به نذر، در آن روز خاص باعث اسراف و تبذير گردد مىتوان در روز ديگر كه اين مشكل وجود
ندارد به نذر عمل كرد.
سؤال 140. گاه نذورات براى اطعام و مانند آن به سبب احساسات پاك مردم به قدرى زياد است كه در محل مورد نذر قابل جذب نيست، چه بايد كرد؟
جواب: مىتوان آنها را به محلهاى محروم كه به قدر كافى وسيله ندارند برد، البته محلهاى نزديك بهتر است و اگر آن هم ممكن نشد در زمان ديگرى در ماه محرّم و صفر در همان مصارف صرف كنند.
سؤال 141. حكم اضافات نذورات نقدى و جنسى از قبيل روغن گوشت و ... كه بعضاً فاسد شدنى هستند، در ايّام عاشوراى حسينى يا ديگر ايّام چيست؟
جواب: مىتوانيد در مجالس ديگر مصرف كنيد و اگر آنها هم نياز ندارند آن را بفروشيد و پول آن را در مجالس عزادارى آينده در همان مكان صرف كنيد.
سؤال 142. گوسفندهايى را جلوى هئيت، جهت غذاى هيئت نذر مىكنند. اغلب هيئتها بخشى از گوشت را به فروش مىرسانند و صرف نيازهاى ديگر هيئت مىكنند. با توجّه به نيّت نذركنندگان، آيا اجازه چنين كارى را دارند؟
جواب: در درجه اوّل بايد صرف غذاى هيئت و مجالس عزادارى شود. اگر واقعاً اضافى بود، مىتوانند بفروشند و صرف بقيّه نيازهاى هيئت كنند.
سؤال 143. در صورتى كه مثلًا نذر برنج زياد باشد و نذر گوشت كم، آيا مىتوان مقدار اضافى را فروخت و جنس مورد نياز را تهيّه كرد؟
جواب: مانعى ندارد.
سؤال 144. هيئتى اعضاى بسيارى دارد. در دهه اوّل محرّم هر عضو به سهم خود مبلغى به صندوق هيئت جهت شام و عزادارى مىپردازند و نذورات ديگرى هم به صندوق واريز مىشود. حمّام عمومى محل، نياز مبرم به تعمير دارد، اجازه مىفرماييد متصدّيان امر از محل درآمد هر هيئت مقدارى به حمّام عمومى كمك كنند؟
جواب: از وجوهى كه جهت اطعام و عزادارى داده مىشود نمىتوان صرف حمّام كرد؛ ولى چنانچه نذوراتى باشد كه جهت مطلق كارهاى خير نذر شده باشد، اشكالى ندارد.
سؤال 145. چند قطعه زمين چند سال قبل در روستا، وقف سيّدالشّهدا عليه السلام شده است تا اجاره آن را هر ساله دهه اوّل محرّم
در مسجد اطعام دهند. اين مسجد داراى نذورات و موقوفات كمى است و به علّت اينكه در دهه دوم و سوم محرّم، روستا از سكنه خالى است و اطعام ميسّر نمىباشد مقدارى از اجارههاى فوقالذكر باقى مانده است. نظر به اينكه مسجد، قديمى است و نياز مبرم به تعميرات اساسى دارد و فاقد سرويس بهداشتى و وضوخانه هم مىباشد، آيا هيئت امناء مسجد مىتوانند اجارههاى باقى مانده را صرف تعميرات فوق نمايند؟
جواب: بايد صرف اطعام گردد. اگر در اين موقع ميسّر نيست، در مواقع ديگر اين كار انجام شود.
سؤال 146. در شهر زنجان مسجدى است كه در ايّام عزادارى امام حسين عليه السلام در مقابل دستههاى عزادارى گاو و گوسفند زيادى قربانى مىگردد. قسمتى از اين گوشتها صرف اطعام و قسمتى بين مردم تقسيم مىشود و اضافه آن را جهت توسعه بناى مسجد و احداث درمانگاه و مانند آن، زير نظر هيئت امناء به فروش مىرسانند. آيا اين عمل جايز است؟
جواب: هرگاه مردم از اين جريان قبلًا باخبر باشند و با رضايت به اين امور، قربانى كنند اشكالى ندارد. و اگر باخبر نيستند بايد گوشتها را صرف در مصارف عزادارى كنند.
سؤال 147. همه ساله در روز تاسوعا و عاشورا، مردم محل، گوسفندهايى را به عنوان نذر در جلوى هيئت سينهزنى
و علامتهايى كه به نام حضرت ابوالفضل عليه السلام برپا مىگردد ذبح مىكنند و وجه آن توسّط هيئت امناى حسينيّه در مرمت و گسترش آن مكان مقدّس هزينه مىشود. آيا مىتوان پول اين گوسفندهاى قربانى را در مسجدى كه به نام حضرت ابوالفضل عليه السلام در كنار جاده جهت عبادت و رفاه حال مسافران و رهگذران در حال احداث است خرج كرد، در صورتى كه خود آن حسينيّه نيز احتياج مبرم به بازسازى دارد؟
جواب: احتياط آن است كه اين گوسفندان را صرف اطعام عزادارن نمايند. مگر اينكه از قراين معلوم شود كه نذر كنندگان هدف ديگرى داشتهاند.
سؤال 148. آيا با نذوراتى كه به هيئات مذهبى داده مىشود بعد از تأمين نيازهاى خود هيئت، مىتوان صندوق قرضالحسنهاى درست كرد و به اعضاى هيئت وام داد؟
جواب: چنانچه نذر خاصى باشد بايد در همان راهى كه نذر كننده نيّت داشته صرف شود و اگر نذر، مطلق كارهاى خير بوده، اين كار اشكالى ندارد.
سؤال 149. آيا جايز است از پولى كه در ماه محرّم، براى هزينههاى مسجد و عزادارى جمع مىشود، جهت هيئت قرآن، كلاسهاى مسجد و تخته سياه و لوازم ديگر استفاده كرد؟
جواب: اگر براى عزادارى باشد نمىشود براى كار ديگرى مصرف كرد؛ ولى اگر براى هزينههاى مسجد باشد، مانعى ندارد.
سؤال 150. اينجانب سرپرست يك هيئت زنجيرزنى هستم و در ايّام محرّم و صفر و ايّام فاطميّه و ماه رمضان، مراسم عزادارى در منزل شخصى خودم برگزار مىكنم و تمامى مخارج هيئت از جمله شام و نهار و ... بر عهده خودم مىباشد. سؤال من اين است كه براى هيئت، مقدارى نذرى بيشتر در ايّام دهه اوّل محرّم آورده مىشود (گوسفندهاى قربانى) اگر مقدارى از اين نذرىها را در ايّام ديگر مثلًا 28 صفر يا ايّام فاطميّه يا خودمان استفاده كنيم، از نظر شرعى اشكالى ندارد؟
جواب: بايد طبق نذر عمل شود و استفاده شخصى از آن جايز نيست.
سؤال 151. من نذر كردهام در مراسم عزادارى سالار شهيدان جلوى نخل، گوسفند قربانى كنم؛ ولى به تازگى متوجّه شدهام كه گوشت گوسفندان بين افراد كمى كه اصطلاحاً «باباى نخل» خوانده مىشوند و داراى تمكّن مالى نيز مىباشند تقسيم مىشود. نذر من چه حكمى دارد؟
جواب: چنين نذرى واجبالعمل نيست. اگر مايل باشيد مىتوانيد آن را صرف هيئتهاى عزادارى كنيد.
سؤال 152. اينجانب در سال 83 نذرى كردم به نيّت حضرت
ابوالفضل عليه السلام در روز تاسوعا گوسفندى ذبح نمايم. در حال حاضر فراموش كردهام كه نذرم براى هر تاسوعاى هر سال بوده، يا براى يك مدّت زمان معيّن بطور مثال پنج ساله. تكليفم چيست؟
جواب: آن مقدار كه يقين داريد، واجب است و اضافه بر آن واجب نيست.
سؤال 153. من هر سال روز تاسوعا غذاى نذرى مىدهم. آيا اين غذاها كفّاره روزههايى كه نگرفتهام محسوب مىشود؟
جواب: خير! نذر با كفّاره فرق دارد.
سؤال 154. شخصى نذر كرده بود كه هر سال ماه محرّم حليم بپزد. اكنون كه اين شخص فوت كرده، آيا ورثه او بايد به نذر او وفادار بمانند؟ در صورت وفادار ماندن، مىتوانند به جاى پختن حليم، گوسفند بكشند و ميان مردم تقسيم كنند؟
جواب: با فوت نذركننده، عمل به نذر وى واجب نيست.
سؤال 155. اگر كسى بگويد: «مصيبتهايى كه من در طول زندگى ديدهام، كمتر از مصيبتهايى كه مثلًا حضرت فاطمه عليها السلام ديده نيست؛ بلكه بيشتر است!» بنابراين دليلى ندارد كه براى آن بزرگوار به خاطر سيلى خوردن گريه كنم، پاسخش چيست؟
جواب: با توجّه به مقامات والاى آن بزرگواران، مصيبتهايى كه بر آنها وارد شده بسيار مهم تر از مصائب ديگران است. آيا اگر يك فرد عادى را سيلى بزنند، يا يك عالم بسيار بزرگ متّقى را، از نظر مصيبت يكسان است؟
سؤال 156. آيا برپايى مراسم عزادارى در ايّام فاطميّه با توجّه به ضرورت حفظ وحدت ميان مسلمين جائز است؟
جواب: هرگاه مراسم به شكلى برگزار گردد كه باعث تفرقه صفوف مسلمين نگردد مانعى ندارد. و عزاداران از شعارهاى تند بر ضد اهل سنّت كه در اين شرايط، باعث تفرقه است خوددارى كنند.
سؤال 157. نظر حضرتعالى در مورد برگزارى مراسم ايّام محسنيّه به صورت عمومى در سطح شهر چيست؟
جواب: توسّل به ذيل عنايت معصومين عليهم السلام و فرزندان آنها كار بسيار خوبىاست؛ ولى بهتر اين است كه برنامههاى جديدى كه در ميان شيعه سابقه نداشته، ترتيب داده نشود.
سؤال 158. محرّمالحرام، به چه معناست؟
جواب: يعنى در اين ماه جنگ حرام بوده است و بايد آتش بس داده شود. حتّى در جنگهاى مشروع.(1)
سؤال 159. علت اينكه هريك از شبهاى محرّم را به نام يك نفر از اصحاب امام حسين عليه السلام نامگذارى كردهاند چيست؟ چرا عمده عزادارىها تا دهه اوّل است و بعد از آن كمرنگ مىشود؟
جواب: علّت خاصّى براى چنين كارى وجود ندارد، هدف اين است كه تمام اين بزرگواران به ترتيب، مورد توجّه قرار بگيرند.
(در مورد سؤال دوم) با توجّه به اينكه مصائب اهلبيت عليهم السلام از آغاز محرّم يا از روز دوم محرّم كه وارد كربلا شدند شروع شد و روز به روز كار را بر آنها سختتر گرفتند، اين برنامه در ميان
1) 4 ماه از ماههاى قمرى( رجب، ذىالقعده، ذىالحجه و محرم) كه دين اسلام هرگونه جنگ در آن را حرام شمرده است.
شيعه معمول شده است. به علاوه روايتى (1)نقل مىكنند كه ائمه عليهم السلام نيز اينگونه عمل مىفرمودند كه مىتواند سنّتى براى شيعيان باشد.
سؤال 160. چرا عزادارى در دهه اوّل محرّم و قبل از شهادت امام حسين و يارانشان با اهميّتتر از بقيه ايّام محرّم و صفر است؟
جواب: اين به خاطر آن است كه مقدّمات عاشورا، از همان اوايل محرّم كه امام را مجبور به فرود در كربلا كردند شروع مىشود.
سؤال 161. چرا برنامههاى عزادارى از زمان به شهادت رسيدن امام حسين عليه السلام شروع نمىشود؟
جواب: با توجّه به اهميّت فوقالعاده شهادت حضرت سيّدالشّهدا عليه السلام و مصائب فوقالعاده سنگين كه بر آن حضرات و اهل بيتش وارد شد، ده روز عزادارى حضرت زود شروع مىشود. در ضمن جلسات پيش از شهادت، محيط فكرى و اجتماعى را براى شور عاشورا آماده كند.
سؤال 162. آيا بهتر نيست در ايّام عاشورا، عيد غدير و ... اعمال وارد شده در آن روز را در همان روزى انجام دهيم كه آن واقعه اتفاق افتاده است؟ مثلًا اعمال عاشورا را ما در ايران روز نهم
1) امالى شيخ صدوق، ج 2، ص 111؛ بحارالانوار، ج 40، ص 257.
محرّم انجام دهيم؛ زيرا طبق نظر حضرتعالى كه در تعيين روز اوّل ماه قمرى نظريّه اشتراك شب را قبول نداريد، نهم محرّم ايران، مطابق دهم محرّم كربلا است؟
جواب: افق ايران و كربلا تفاوت چندانى ندارد.
سؤال 163. بعضى معتقدند حادثه كربلا در پاييز رخ داده است.
چرا ما زمان آن را تغيير مىدهيم؟
جواب: ماههاى اسلامى ماههاى قمرى است؛ يعنى بر محور گردش ماه در برجهاى دوازدهگانه دور مىزند، نه بر محور گردش خورشيد در برجها، و لذا زمان واقعى تاريخى آن بر اساس ماههاى قمرى تعيين مىشود.
سؤال 164. مىدانم عبارت «كل يوم عاشوراء وكل ارض كربلاء» حديث نيست؛ اما مىخواستم بدانم از كيست؟
جواب: اين عبارت، حديث نيست؛ بلكه برگرفته از تاريخ امام حسين عليه السلام است.
سؤال 165. روزه گرفتن در تاسوعا و عاشورا چه حكمى دارد؟
جواب: روزه گرفتن در روز عاشورا كراهت دارد.
سؤال 166. حدود بيست سال است كه در روستاى ما در دهه دوم محرّم، مجلس عزادارى و تعزيهخوانى به نام عاشوراى دوم برپا مىشود. آيا برگزارى چنين مجلسى به نام عاشوراى دوم اشكال دارد يا خير؟
جواب: مانعى ندارد.
سؤال 167. در مناطق ما، در فصل تابستان، مردم گاه ده روز، و گاه 5 روز مراسم عزادارى، براى سيّد الشّهدا عليه السلام برگزار مىكنند. آنها معتقدند؛ هنگامى كه حادثه كربلا رخ داد تابستان بود. بدين جهت ما هر سال علاوه بر محرّمالحرام، در اين ايّام نيز مراسم عزادارى برگزار مىكنيم. آيا مىتوان اينگونه مراسم را به عنوان ورود برگزار كرد؟ يا بايد به عنوان رجا انجام شود؟
جواب: اين مراسم را مىتوان به عنوان عزادارى مطلق، كه در هر زمان و هر مكان مطلوبيّت دارد انجام داد.
سؤال 168. چرا فقط امام حسين عليه السلام اربعين دارد و براى ديگر امامان عليهم السلام اربعين نمىگيرند؟ آيا به خاطر آمدن اسيران است و يا علّت ديگرى دارد؟
جواب: علّت آن نقش بسيار مهمّى بود كه شهادت امام حسين عليه السلام در بقاء اسلام داشت. به علاوه مصائب آن حضرت، قابل مقايسه با مصائب هيچ يك از معصومين عليهم السلام نيست.
سؤال 169. اينجانب به اجباردر روز عاشورا مشغول كار بودم؛ آيا پولى كه دريافت كردهام حلال است؟
جواب: اگر مجبور به حضور بودهايد اشكالى ندارد و در
روايات (1)ما از تلاش براى كسب روزى در روز عاشورا مذمّت شده است.
سؤال 170. با توجّه به تداخل امتحانات و ماه محرّم با يكديگر، ما بايد به امور درسى خويش اهمّيّت بدهيم يا به مراسم ماه محرّم؟
جواب: با برنامهريزى منظّم به هر دو امر بپردازيد.
سؤال 171. خواندن درس در روزهاى تاسوعا و عاشورا چه حكمى دارد؟
جواب: خوب است؛ ولى مانع شركت در مجلس عزادارى سيّدالشّهدا عليه السلام نشود.
سؤال 172. آيا انجام تفريحهايى همچون شنا و گردش در شهر و بازديد از اماكن تاريخى، يا انجام بازىهاى كامپيوترى با اصل عزادار بودن براى امام حسين عليه السلام منافاتى دارد و بهتر است انجام نشود؟ آيا انجام آنها سبب بىاثر شدن اشكها و عزادارىهاى ما براى امام حسين عليه السلام مىشود؟
جواب: آنچه نوشتهايد اشكالى ندارد، ولى مجالس جشن و شادى نداشته باشند.
1) اقبال الأعمال، ص 578.
سؤال 173. كوتاه كردن موى سر و محاسن آقايان و آرايش صورت و كوتاه كردن موى خانمها در ماه محرّم و صفر، چه حكمى دارد؟
جواب: حرام نيست.
سؤال 174. آيا سرمه كشيدن و حنا بستن در ايّام عزادارى نيز مستحب است، يا ترك آن در اينگونه ايّام بهتر مىباشد؟
جواب: سرمه كشيدن مانعى ندارد؛ ولى حنا بستن چون نشانه شادى است بهتر است در ايّام عزادارى ترك شود.
سؤال 175. آيا زير ابرو برداشتن زن و آرايش غليظ كردن فقط براى شوهر در ايّام محرّم به خصوص دهه اوّل جايز است؟
جواب: حرام نيست.
سؤال 176. لطفاً به من جواب دهيد كه آيا «تاتو» در هفتم يا هشتم ماه محرّم حرام است؟ و آيا در كل، تاتو كردن در ماه محرّم حرام است؟
جواب: حرام نيست.
سؤال 177. از نظر شرعى و قانونى حكم ازدواج دايم و موقّت در ماههاى محرّم و صفر چيست؟
جواب: اشكالى ندارد.
سؤال 178. آيا طلب فرزند در ماههاى حرام چون محرّم از نظر شرع ايراد دارد؟ آيا در فرزند تأثير منفى مىگذارد؟
جواب: اشكالى ندارد.
سؤال 179. آيا لذّت جنسى بردن از همسر در شبهاى ماه محرّم يا ديگر ايّام عزادارى مكروه است؟
جواب: حرام نيست؛ ولى رعايت ادب در حدّ عرف خوب است. ملاحظه اينكه در عزاى نزديكان مثل پدر و مادر و مانند آن چه رفتارى دارند.
سؤال 180. سالروز ولادت امام هفتم عليه السلام، مقارن با ايّام سوگوارى حضرت سيّدالشّهدا عليه السلام و يارانش مىباشد، كه جمع بين اين دو در اذهان عمومى تا حدّى متناقض مىنمايد. در حالى كه نسبت به ميلاد حضرت زينب كبرى عليها السلام كه در ايّام فاطميّه و در شعاع شهادت حضرت زهرا عليها السلام قرار گرفته، اين مشكل به ذهن نمىآيد. در مقايسه اين دو، نكات ذيل حائز اهميّت است:
روز مىباشد. در حالى كه ميلاد حضرت زينب عليها السلام، پنجم جمادى الاولى، با شهادت حضرت فاطمه عليها السلام (سيزده جمادى الاولى) هشت روز فاصله دارد.
بىشك مقام و مرتبت حضرت موسى بن جعفر عليه السلام كه هفتمين امام شيعيان است، از حضرت زينب عليها السلام كه از مقام امامت برخوردار نيستند، بالاتر است. و به همين نسبت، ميلادشان نيز اهميّت بيشترى دارد.
با توجّه به احاديث معتبر، بر هيچكس پوشيده نيست كه در جمع معصومين عليهم السلام، شأن و منزلت بانوى محشر، مركز اتّصال نبّوت به ولايت، امّ الائمّه، حضرت زهرا عليها السلام نيز از فرزندش امام حسين عليه السلام والاتر است؛ ولى با كمال تعجّب محافل مذهبى در سالروز ميلاد حضرت زينب عليها السلام به جشن و سرور پرداخته، لكن به زادروز آن امام همام اهتمام نورزيده، و مع الاسف بىتوجّه از كنار آن مىگذرند، بلكه عموم مذهبىها در برخورد با مجلسى تحت عنوان بزرگداشت ولادت حضرتش، به طرح اشكال مىپردازند. لطفاً در اين راستا به دو سؤال زير پاسخ فرماييد
الف) نظر حضرتعالى در مورد موضوع فوق چيست؟
ب) با عنايت به مقدّمه طولانى بالا و موارد سهگانه فوق الذّكر، آيا برپايى محفل ميلاد زادروز حضرت امام موسىبنجعفر عليه السلام، و ذكر ميلاد آن بزرگوار، و ابراز سرور
و شادى توسّط محبّان آن حضرت، خلاف شرع است؟
جواب: الف) با توجّه به اينكه معمول شيعه آن است كه عزادارى امام حسين عليه السلام را تا اربعين ادامه مىدهد، و در پايان ماه صفر نيز وفاتهاى متعدّدى است. به خاطر اين جهات مختلف، كلّ دو ماه محرّم و صفر در عرف پيروان مكتب اهل بيت عليهم السلام به عنوان دو ماه سوگوارى معروف شده است. به همين دليل از برگزارى جشن عروسى در تمام اين دو ماه اجتناب مىكنند. از اين جهت تولّد امام كاظم عليه السلام تحت الشعاع مصائب مختلف مجموع اين دو ماه قرار گرفته است. در حالى كه مسأله تولّد حضرت زينب عليها السلام در مقايسه با شهادت زهراى مرضيّه عليها السلام اين چنين نيست. علاوه بر اين، در بعضى روايات (1)نيز آمده كه بعد از وقايع كربلا تا چهل روز آثار عزاى آن حضرت در طبيعت نيز بوده است. اين نكته نيز فراموش نشود كه طبق بعضى روايات (2)معروف، روز هفتم ماه صفر، روز شهادت امام حسن مجتبى عليه السلام است. به خصوص اينكه ولادت حضرت زينب عليها السلام قبل از شهادت زهراى مرضيّه عليها السلام است.
ب) خلاف شرع نيست؛ ولى اولى آن است كه حرمت اربعين (چهل روز شهادت)، مقدّم داشته شود.
سؤال 181. در ماه محرّم و صفر چند روز شادى كردن حرام و عزادارى واجب است؟
جواب: بهتر است دهه عاشورا و دهه اربعين به عزادارى بپردازند و در بقيّه آزادند؛ هر چند متعارف ميان مردم اين است كه مراسم جشن عقد و عروسى را در تمام محرّم و صفر به عنوان احترام ترك كنند.
سؤال 182. چرا نوحه و شادى براى امامان ما فرقى با هم ندارد؟ يعنى در ايّام شادى وقتى صداى مدّاح را مىشنويم نمىدانيم شاد باشيم يا گريه كنيم؟
جواب: مدّاحان محترم بايد بين عزا و شادى فرق بگذارند و در هر كدام مناسب همان مجلس بخوانند.
سؤال: آيا سينه زدن براى امام حسين عليه السلام در مراسم جشن ولادت امامان عليهم السلام صحيح است؟
جواب: مناسب اين است كه در مجالس جشن، اظهار سرور كرد و در مجلس عزا، اظهار غم.
سؤال 183. چند سالى است بعضى از هيأتهاى مذهبى توسّط
بعضى از مدّاحان، نهم ربيعالاوّل را جشن مفصّلى مىگيرند و متأسّفانه كمتر مسائل شرعى رعايت مىشود. با توجّه به اين مقدّمه، لطفاً به سؤالات زير پاسخ دهيد:
الف) نظر شما راجع به اين جلسات چيست؟ آيا شركت كنيم؟
ب) آيا ائمّه اطهار عليهم السلام هم در اين ايّام جشن مىگرفتند و مجالس شادى داشتند؟
ج) آيا حديث «رفع القلم» نسبت به اين ايّام صحيح است و افراد آزادند هر كارى را انجام دهند؟
د) با چه بيان و دليلى مىتوان اينها را قانع كرد؟
جواب: در اين جا نكاتى بايد مورد توجّه قراد گيرد:
الف) تولّى دوستان اهل بيت عصمت عليهم السلام و تبرّى از دشمنان آنها، جزء اركان مذهب ماست.
ب) نبايد كارى كرد كه شكاف در صفوف مسلمين بيفتد.
ج) نبايد به نام مقدّس اهل بيت عليهم السلام مجالس مشتمل بر گناه تشكيل داد.
د) حديث رفع قلم مخصوص به كودكان نابالغ و ديوانهها و حالت خواب است و معاذ اللَّه كه ائمّه معصومين عليهم السلام اجازه ارتكاب گناه به افراد در اين ايّام يا غير اين ايّام را داده باشند.
سؤال 184. گاهى اوقات مراسمى كه در عيدالزّهرا عليها السلام گرفته
مىشود، افرادى جشن برپا مىكنند؛ اين كار چه حكمى دارد؟
جواب: لازم است از كارهايى كه باعث تفرقه صفوف، و ايجاد شكاف بين مسلمانان مىشود خوددارى شود، و همه مسلمين در برابر دشمنان اسلام متّحد شوند.
سؤال 185. حوادث كربلا را از چه كتابهايى بگيريم؟
جواب: كتابهاى معتبر خوبى در اين زمينه نوشته شده است از جمله: ارشاد مرحوم شيخ مفيد، لهوف سيد بن طاووس، مقتل الحسين مرحوم مقرّم، منتهى الآمال مرحوم محدّث قمى، و اخيراً كتاب خوبى به نام عاشورا كه شامل ريشههاى تاريخى حادثه كربلا، سپس رويدادها، و سرانجام نتايج و آثار مهمّ آن به وسيله دو نفر از دانشمندان حوزه علميّه زير نظر اينجانب نگاشته شده و كتاب بسيار خوبى است.
سؤال 186. ما شيعيان به اين اعتقاد داريم كه حضرت فاطمه زهرا عليها السلام در 18 سالگى به شهادت رسيده است. آيا سندى در كتب شيعى يا اهل سنّت در اين باره وجود دارد؟
جواب: در كتب شيعه سند دارد؛ ولى اهل سنّت نظرشان 28
سال و مانند آن است.
سؤال 187. آيا درِ خانه حضرت زهرا عليها السلام را آتش زدند يا شهادت ايشان طبق گفته بعضىها افسانه است؟
جواب: آن حضرت به مرگ طبيعى از دنيا نرفتند. اسناد اين سخن را در كتاب «آتش در خانه وحى» به نقل از كتابهاى اهلسنّت آوردهايم.
سؤال 188. آيا اگر امام حسين عليه السلام مجبور به بيعت نمىشد، هيچوقت با حكومت يزيد ملعون جنگ مىكرد؟
جواب: در هر صورت حضرت آن حكومت را فاسد و ضدّ اسلام مىدانست و قطعاً در مقام مخالفت برمىآمد.
سؤال 189. مىخواستم بدانم اين ماجرايى كه بعضىها تعريف مىكنند: يزيد لعنة اللَّه عليه از قبل نسبت به امام حسين عليه السلام كينه داشته (زيرا هر دو از يك دختر خواستگارى كرده بودند) تا چه اندازه حقيقت دارد؟ و نقش اين ماجرا در واقعه عاشورا چيست؟
جواب: اين مطلب هيچ نقشى در ماجراى عاشورا نداشته و از تاريخ عاشورا، چنين استنباطى نمىشود.
سؤال 190. چرا امام حسين عليه السلام حج خود را ناتمام گذاشت
و بهسوى كوفه حركت كرد؟ آيا اين برداشت مىتواند صحيح باشد كه آن حضرت با اين كار مىخواست بفهماند كه حج در در سايه حكومت يزيد ارزشى ندارد، بايد طاغوت را از بين برد سپس به اداى فرايضى همچون حج و نماز و ... پرداخت؟
جواب: معروف اين است كه عوامل يزيد تصميم داشتند در مراسم حج آن حضرت را شهيد كنند و چون احترام خانه خدا از بين مىرفت امام حسين عليه السلام اينگونه عمل كردند.
سؤال 191. امام عليه السلام قبل از اينكه به حرّ برسند ظاهراً و باطناً از پيمانشكنى مردم كوفه آگاه شده بودند. چرا همان موقع برنگشتند و وقتى كه به حرّ و بعد از آن به ابن زياد رسيدند اين پيشنهاد را دادند كه اگر مردم از دعوتشان بازگشتند من هم باز مىگردم كه با ممانعت آن دو روبهرو شوند؟
جواب: تصميم جدّى امام عليه السلام مطابق آنچه در تواريخ آمده ادامه راه و مبارزه با حكومت يزيد بود. هر چند در اين راه شهيد شدند و شهادت ايشان اثر خود را گذاشت و امّا اينكه امام عليه السلام فرمود، من بازگشت به مدينه كنم، نوعى اتمام حجّت بود.
سؤال 192. چند وقت پيش در يكى از شبكههاى تلويزيونى در مورد نماز خواندن امام حسين عليه السلام روى اسب در حال جنگ صحبت مىكردند. آيا اين مطلب از نظر تاريخى صحيح است؟
جواب: بعيد نيست نماز عصر را روى مركب خوانده باشند؛
و در مقام ضرورت، اين كار جايز است.
سؤال 193. در بعضى كتب و نشريات و مقالات، از تلاوت آيه نهم سوره كهف توسّط سر بريده حضرت امام حسين عليه السلام ياد شده است، آيا اين مطلب صحيح است؟
جواب: در كتابهاى مربوط به حوادث كربلا(1)اين موضوع نقل شده است.
سؤال 194. شهادت امام حسين عليه السلام با شهادت كدام پيامبر مقايسه شده است؟
جواب: در بعضى از روايات (2)، با شهادت حضرت يحيى بن زكريا عليه السلام مقايسه شده است.
سؤال 195. مدفن سر مطهّر امام حسين عليه السلام كجاست؟
جواب: طبق نقل برخى، در سوريه است.
سؤال 196. روز چندم عاشورا آب براى اهلبيت عليهم السلام بسته شد؟
آيا در شب عاشورا اهلبيت عليهم السلام غسل انجام داده بودند؟
جواب: مشهور آن است كه در روز هفتم آب را بستند، ولى آب به مقدار مختصر در خيمهها بود، البتّه نه به اندازه كافى. و در
مورد غسل شب عاشورا دليل قاطع نداريم.
سؤال 197. در جريان كربلا چه كسى پيروز شد؟
جواب: به يقين پيروزى از آنِ امام حسين عليه السلام و يارانش بود؛ زيرا پيروزى به معنى رسيدن به هدف است و هدف امام حسين عليه السلام كه ظاهر ساختن چهره كريه منافقان بنىاميّه و نجات اسلام از چنگال آن تفالههاى عصر جاهليّت بود، حاصل شد.
و مراسم باشكوه عصر ما كه وسيله بسيار مؤثرى براى دميدن روح شجاعت و ايثار در برابر ظلم و بيدادگرى در كالبد انسانهاست، گواه اين پيروزى است.
و نبايد فراموش كنيم كه عامل مهمّ پيروزى انقلاب ما و پيروزى در جنگ تحميلى، همين حماسه عاشورا بود، كه در راهپيمايىها و سنگرهاىمجاهدان زمزمه مىشد.
سؤال 198. آيا در روز عاشورا كسانى بودهاند كه وقايع را در همان روز از نزديك بنويسند؟ اگر بودهاند چند نفر و ازطرف امام حسين عليه السلام، يا ازطرف دشمنان بودند؟
جواب: آرى! واقعه نگارانى بودهاند. (در لشكر دشمن) كه وقايع را يادداشت مىكردند.
سؤال 199. بحثى در هيئت مذهبى ما مبنى بر واقعيّت داشتن يا
نداشتن فطرس مَلك، كه بال شكسته خود را به گهواره امام حسين عليه السلام ماليده، جريان دارد. آيا اين داستان واقعا سند روايى يا حديثى محكمى دارد بتوان آن را در هيئتها بهشكل مرثيه بخوانيم؟
جواب: شما مىتوانيد به اين صورت كه در بعضى از كتب معروف چنين داستانى آمده، آن را در مجالس حسينى نقل كنيد.
سؤال 200. آيا قضيّه شكستن سر حضرت زينب عليها السلام بر اثر اصابت به چوب محمل، حقيقت دارد؟ و آيا ايشان سرشان را به محمل زدند يا سرشان به محمل خورد؟
جواب: اصلًا محملى وجود نداشت؛ زيرا اوّلًا: در روايات آمده كه اسيران را بر شترهاى بدون جهاز سوار كردند تا ناراحتى ببيند. و ثانياً: محمل يك وسيله محترمانه است و هيچكس آن را براى اسير خود انتخاب نمىكند.
سؤال 201. بعضى معتقدند: «حضرت ابوالفضل عليه السلام سه بار آب را برداشته تا بنوشد و از اين كار امتناع كرد». به نظر من اين مطلب صحّت ندارد؛ زيرا حضرت ابوالفضل عليه السلام هميشه به ياد پسران حضرت زهرا عليها السلام بود، و حتّى يك لحظه از ياد آنها غافل نشد. نظر شما در اين باره چيست؟
جواب: انسان تشنه ممكن است بىاختيار دست به زير آب كند؛ ولى بعداً كه يادش بيايد آب را نمىنوشد.
سؤال 202. با توجّه به اينكه عبّاسيان از دشمنان اهلبيت عليهم السلام مىباشند و حضرت ابوالفضل عليه السلام با نوه حضرت عبّاس عموى پيامبر صلى الله عليه و آله، ازدواج نمود، آيا فرزندان حضرت ابوالفضل عليه السلام نيز بعدها از مخالفين شدند؟ چگونه حتّى بعضى از فرزندان ائمّه عليهم السلام نيز ناخلف بودند؟ مگر از فرزندان معصومين نبودند؟
جواب: در مورد فرزندان حضرت عبّاس عليه السلام و همكارى آنها با بنىعبّاس، دليلى در دست نيست و در ميان فرزندان ائمّه عليهم السلام و حتّى پيغبران، مانند: نوح، گاه فرزند ناخلفى وجود داشته است.
سؤال 203. آيا جريان عروسى حضرت قاسم عليه السلام در كربلا صحّت دارد؟
جواب: اين مطلب در روايات معتبر وارد نشده است.
سؤال 204. آيا امام حسين عليه السلام فرزندى به نام رقيّه سه ساله داشتهاند كه در خرابه شام با سر مبارك مواجه شده و جان داده باشد؟ آيا اين مرقد كه براىايشان مىباشد، درست است؟
جواب: اين روايت معروف است كه حضرت چنين فرزندى داشتهاند و در كتاب قصّه كربلا شرح آن آمده است.
سؤال 205. آيا طلب آب توسّط امام حسين عليه السلام براى حضرت على اصغر عليه السلام صحّت دارد؟
جواب: به حسب روايات صحّت دارد. و در واقع اتمام حجّتى با آن قوم بىرحم بوده است.
سؤال 206. آيا فرزندان جناب مسلم در روز عاشورا شهيد شدند و يا در كوفه و به دست حارث؟ چون عدّهاى معتقدند فرزندان آن حضرت در روز عاشورا شهيد شده و قضيه كوفه، جعلى و از اختراعات صاحب روضةالشهدا است، نظر شما چيست؟
جواب: داستان شهادت طفلان مسلم، به دست حارث معروف است.
بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم
برخى از توصيههاى معظّمله در ديدار با مدّاحان اهلبيت عليهم السلام در محرّمالحرام سالهاى 1384 و 1386 ه. ش به شرح زير است:
ايشان فرمودند: مدّاحان عزيز شايسته است نكات زير را رعايت نمايند.
سخنان اين عزيزان بايد برگرفته از مدارك معتبر (كتاب و سنّت) باشد و شأن و مقام امام حسين عليه السلام و شهداى والا مقام كربلا در محتواى اشعار بهطور كامل حفظ شده و اهداف اين قيام عظيم براى عموم تبيين گردد.
از آنجا كه مدّاحى تركيبى از علم و هنر است، نسلهاى قديمى، تجربيات خود را به نسل جوان منتقل كنند و با آموزش عقايد، سطح فكر و انديشه دينى آنان را بالا ببرند.
همچنين نسل جوان احترام به پيشكسوتان را در اين
مجالس حفظ كنند.
از چراغ سبز نشان دادن نسبت به گناه، به خاطر عزادارى در مجالس وعظ و مدّاحى اجتناب شود و توصيه به تقوى گردد.
هر چند دين از سياست جدا نيست، ولى غلطيدن مدّاحان در مسايل جناحى صلاح نيست.
برخى قصد دارند خرافات را با واقعه عاشورا مخلوط كنند و دشمن نيز از اين مسأله سوء استفاده مىكند و به دين ضربه مىزند. مراقبت نمايند!
مراقب باشيد كارهايى كه بدعت آميز است وارد مقوله عزادارى نشود.
آهنگ مدّاحان محترم نبايد شباهت با آهنگهاى مجالس لهو و فساد داشته باشد و از سبكهاى نامتناسب و مبتذل در مدّاحىها بهراسيد و دورى كنيد.
اجازه ندهيد آلات موسيقى، آگاهانه يا ناآگاهانه در مجالس عزادارىاستفاده شود.
از روضه و مصيبتهاى سخت، حتّىالامكان پرهيز شود.
از طرح كردن مسائلى كه بوى غلوّ درباره ائمّه دين عليه السلام و ساير بزرگان مىدهد، اجتناب گردد.
از مسايلى كه بوى كفر مىدهد اجتناب شود و حريم خدا، پيامبر و ائمّه اطهار عليهم السلام را حفظ كنيد.
تقويت نظام، رهبرى و مراجع بايد مدّ نظر قرار گيرد و عشق به امام زمان (عج) در همه مجالس به عنوان اساسىترين مطلب، زنده نگه داشته شود.
اجازه ندهيد در مجالس عزادارى عدّهاى برهنه شوند؛ زيرا اينگونه عزادارىها در سيره ائمّه عليهم السلام روايت نشده است و بهانه دست دشمن ندهيد.
عزادارى به صورتى نباشد كه آسيب جدّى به بدن برسد؛ زيرا شرعاً درست نيست.
اجازه ندهيد برخى تعبيرات موهن در عزادارى به كار برده شود.
وعّاظ و مدّاحان محترم بايد وقت نماز را رعايت نموده و در وقت نماز برنامهاى جز نماز نداشته باشند.
مجالس طورى نباشد كه موجب خستگى و دلزدگى مردم به ويژه جوانان گردد.
مدّاحان بايد مناعت طبع را رعايت كنند و مواظب باشند با رفتار و گفتار خود به دين ضربه نزنند.
اگر براى جايى دعوت شديد هيچگاه خلف وعده نكنيد.
حريم يكديگر را در مجالس حفظ كنيد.
در عزادارى زيادهروى نكنيد.
سعى كنيد خودستايى در برنامههاى خود نداشته باشيد.
اگر تواضع كنيد بزرگ مىشويد.
به يقين اين مراسم عظيم باشرايط فوق خارى در چشم دشمنان و سبب تقويت اسلام و مسلمين است.
موفّقيّت همه عزيزان را در سايه الطاف الهى و عنايات خاصّه سالار شهيدان كربلا عليه السلام مسألت داريم.
1) اصول كافى، باب الورع، ح 14.
بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم
محضر مبارك حضرت آيتاللَّه العظمى مكارم شيرازى (مدّظلّه)
سؤال: با اهداء سلام و تحيّت! شك نيست كه عزادارى حضرت سيّدالشّهدا عليه السلام مايه افتخار همه ما شيعيان است؛ ولى بعضى درباره نحوه عزادارى، سؤالاتى دارند و گروهى از دشمنان سعى دارند با پخش شايعات در ميان عزاداران اختلاف بيفكنند. تقاضا مىشود بهطور شفّاف نحوه عزادارى آن سرور آزادگان را براى ما روشن فرماييد. «ادام الله ظلّكم العالى»
جمعى از مقلّدين حضرتعالى
جواب: به يقين مراسم با عظمت حسينى از افضل شعائر اسلامى است كه از ائمّه اهلبيت عليهم السلام به ما رسيده است و شايد هنوز زود است كه ما عظمت عاشوراى حسينى را درك كنيم و به عمق آن برسيم.
اين مراسم در طول تاريخ، حافظ مذهب ما بوده است.
پيروزى انقلاب اسلامى و جنگ تحميلى و پيروزى حزباللَّه جنوب لبنان و موفقيت بزرگ شيعيان عراق در سايه آن صورت گرفت و اگر اين عاشوراها و عزادارىها نبود امروز ايران، عراق و لبنان رنگ ديگرى داشت.
جاذبه اين مراسم به قدرى است كه امسال بزرگترين رقم زائران حسينى در اربعين (ده ميليون نفر زائر) در تاريخ كربلا ثبت شد، آن هم در ميان آن همه خطرات.
اينجانب هنگامى كه صحنه تكان دهنده حركت زوّار را ديدم كه با پاى برهنه و همراه كودكان خردسال و شيرخوار به سوى آن مقصد عاشقان در حركتند، آرزو كردم كه اى كاش من هم در ميان آنها بودم.
به همين دليل دشمنان مىكوشند آن را تضعيف يا كم رنگ كنند يا با خرافات بياميزند و از عظمت آن بكاهند، كه در اين راستا لازم مىدانم همه عزيزان را به نكات زير توجّه دهم:
در عراق، همه روزه برادران و خواهران ما به وسيله وهّابيان متعصّب شهيد مىشوند و ابرقدرتها براى كشور ما، تنها حكومت اسلامى شيعه در جهان، شب و روز توطئه مىكنند.
كدام عقل اجازه مىدهد كه در چنين شرايطى به شايعات دامن بزنيم و اختلاف تازهاى بيفكنيم و آب به آسياب دشمن بريزيم و از مقابله با آن خطرات عظيم دور بمانيم.
اما نحوه عزادارىها، بايد به همان صورت سنّتى و بر طبق دستورات ائمّه هدى عليهم السلام با راهنمايى علماى محترم بلاد صورت گيرد و پرچمهاىحسينى همهجا در اهتزاز باشد. دستهجات سينهزنى و زنجيرزنى با نظم و شكوه، در هر كوى و برزن به راه افتد؛ ولى مراقب باشند افراد ناآگاه تعبيرات كفرآميز و آميخته با غلوّ بر زبان جارى نكنند و عزاداران آسيب جدّى به بدن خود نرسانند و كارى كه در نظر عموم مردم موجب وهن مذهب است انجام ندهند تا بهانه به دست دشمن نيفتد و بدخواهان مأيوس گردند.
سزاوار است خطباى محترم در خطابههاى خود و مدّاحان عزيز در اشعار حماسى و شورانگيز خويش در وحدت صفوف بكوشند، و اهداف سيّد مظلومان و سالار شهيدان را كه همان دادن آگاهى به مردم و نشر احكام قرآن، كسب عزّت، شرف، آزادى، امر به معروف و مبارزه با ظلم و فساد است روشن سازند. و چه خوب است اين اهداف با شواهد تاريخى در كتب درسىمدارس و دانشگاهها ثبت گردد و جوانان عزيز، مصداق زنده «عارفاً بحقّه» گردند.
اينجانب به سهم خود از تمام كسانى كه در اين دو ماه عزيز دستهجات و مجالس حسينى را از طرق مختلف گرم نگاه داشتند و در اين راه زحمتها كشيدند تشكّر مىكنم و سربلندى ملّت عزيزمان را در سايه لطف خداوند و زير لواى پرافتخار سالار شهيدان و تحت توجّهات و عنايات حضرت ولىعصر ارواحنا فداه از خداوند متعال خواهانم و از همه مىخواهم كارى نشود كه عظمت مراسم عزادارى بسيار با شكوه امسال، با دامن زدن به اختلافات، تلخ گردد و دشمنان ما شاد شوند.
والسلام عليكم ورحمةاللَّه وبركاته
ناصر مكارم شيرازى
11/ 12/ 1386
كربلا رزمگه شيران است!
كربلا قبله ارباب دل استآتش عشق در آن مشتعل است
كربلا مركز فيض ازلى استحافظ سرّ حقِ لميزلى است
كربلا مهد رشادت باشدصحنه عشق و شهادت باشد
كربلا كعبه اصحاب حق استشام تاريك ستم را شفق است
كربلا رزمگه شيران استپايگاه شرف و ايمان است!
كربلا مدرسه عشق و وفاستكربلا جايگه صدق و صفاست
كربلا نور سماوات برينروشنى بخش زمان است و زمين
كربلا! دست من و دامن توآفرين بر حرم و ساكن تو
قلب از دورى تو سوزان استديده گريان و جگر بريان است
پاى تا سر به تو من مشتاقمدر فراق حرمت بىطاقم
مرغ دل شوق صفايت داردقلب آهنگ لقايت دارد
آه و افسوس كه اين دژخيمانراه بستند بر اهل ايمان!
دل هاى عاشقان، همه در كربلاى تو
شورى فكنده در همه عالم نواى تودنيا اسير غم شد و غرق عزاى تو
چشمان دوستان همه ناظر به سوى توستدلهاى عاشقان همه در كربلاى تو
در هر سراى شراره سوداى عشق تو استبر هر لبى كنون سخن از نينواى تو
ذرات كائنات ثناخوان لطف توستدر عمق دهر ولولهاى از ولاى تو
آغوش باز كرده شهادت به محضرتآماده گشته باديه پر بلاى تو
شرمنده گشته است شجاعت ز رزم توسرو روان خجل بر قدّ رساى تو
اين فخر بس تو را به شهيدان راه حقخواهان شود به حشر خدا خونبهاى تو
در گاهواره رسم شفاعت رقم زدى فطرس» رهين منّت و جُود و سخاى تو
دادى تو آب دشمن غدّار خويش راقربان عفو و بخشش و مهر و وفاى تو
دارم من اين اميد به درگاه ذوالجلالگردد تمام هستى «ناصر» فداى تو