ghaemiyeh.com
سرشناسه : عارفزاده، محمدامين
عنوان و نام پديدآور : مباني نقشهخواني (ويژه كارگزاران حج و زيارت)/ گردآورنده محمدامين عارفزاده؛ [به سفارش] سازمان حج و زيارت،اداره آموزش كارگزاران.
مشخصات نشر : تهران: نشر مشعر، ۱۳۸۸.
مشخصات ظاهري : ۴۸ ص.: مصور، نقشه.
شابك : ۴۰۰۰ ريال978-964-540-195-3 :
وضعيت فهرست نويسي : فاپا
يادداشت : كتابنامه: ص. ۴۸.
موضوع : نقشهخواني
موضوع : حج
شناسه افزوده : سازمان حج و زيارت. اداره آموزش كارگزاران
رده بندي كنگره : GA۱۵۱/ع۲م۲ ۱۳۸۸
رده بندي ديويي : ۹۱۲/۰۱۴
شماره كتابشناسي ملي : ۱۷۹۶۲۶۲
بشر از ديرباز براى كشف ناشناختهها و شناسايى محيط اطراف خود به كسب اطلاعات مىپرداخته است. اين كوشش در ابتدا، جنبهى رفع نيازهاى اوليه را داشت. ليكن با پيدايش جوامع و پيچيدگى پديدههاى روى زمين ابعاد گستردهاى يافت (مقيمى، همراه، 1373: 1). يكى از جلوههاى عينى دريافت اطلاعات از محيط طبيعى نقشه است. ضرورت تهيه نقشه بر همه كسانى كه به محاسن اطلاعات تصويرى واقفاند روشن است و بدون ترديد مىتوان ادعا كرد كه اجراى هر طرح مطالعاتى، آبادانى، گردشگرى و زيارت بدون بهرهگيرى از نقشه ميسر نخواهد بود و يا مشكلاتى را به همراه خواهد داشت.
موضوعاتى كه در نقشه مىگنجد متنوع است و همين امر، كاربرد نقشه را وسعت مىبخشد و تمام كارشناسان و كاربران نقشه در چند دههى اخير سعى بر آن داشتند كه از اطلاعات تصويرى بهره بيشترى برده و نقشه را وسيلهى مناسبى براى برآورده ساختن نيازهاى خود بدانند.
همچنين از آنجا كه ميدان و توانايى ديد انسان محدود است لذا مشاهده يكپارچه حتى يك شهر كوچك نيز به طور مستقيم ممكن نيست زيرا حتى
اگر با استفاده از امكانات تكنيكى امروزى نظير هواپيما و هلىكوپتر پهنه مورد مطالعه را از فاصله دور بررسى كنيم اگرچه ميدان ديد وسيعتر مىشود ولى در مقابل، به نسبت افزايش فاصله جزئيات بيشترى از چشمانداز غيرقابل تشخيص خواهد شد. علاوه بر اين هنگامى كه تمامى كره زمين به عنوان يك واحد جغرافيايى مورد بحث است، حتى ديدن خطوط كلىتر نظير پراكندگى آب و هوا و خشكى هوا و كشورها مقدور نيست.
اگرچه در تمام رشتههاى علوم زمينى و برخى كاركردهاى ديگر از نقشه به عنوان يك وسيله آموزش به طور وسيع استفاده مىشود ولى براى گردشگرى و سفر به كشورهاى مختلف بهويژه كشورهاى زيارتى چون عربستان، عراق و سوريه براى كارگزاران حج و زيارت اهميت خاصى دارد.
شناسايى و پيدا كردن شهرهاى زيارتى و مقدس چون مدينه و مكه بر روى نقشههاى عربستان يا كربلا، سامرا، نجف در عراق و شهر شام، حلب و دمشق در سوريه از نيازهاى ضرورى به شمار مىرود. در مقياس بزرگتر كاربرد نقشه در نقشههاى شهرهاى گفته شده غيرقابل انكار است. به طور مثال پيدا كردن محل خيمههاى ايرانىها، منا، محل قربانى، بزرگراهها، هتلها، بازارهاى مهم، مساجد قديمى در شهرهاى مكه و مدينه اهميت تدريس نقشه و نقشهخوانى را در كشورهاى مذكور نشان مىدهد. اين مهم نيز در سفر به كشورهاى عراق و سوريه و پيدا كردن شهرهاى مورد نظر بر روى نقشه كشور و پيدا كردن مكانهاى مقدس، هتلها، خيابان و... بر روى نقشه شهرى مصداق پيدا مىكند.
نقشه تصوير قائم از تمامى يا قسمتى از سطح كره زمين روى يك سطوح مستوى است كه به نسبت به مقياس معينى كوچك شده و عوارض و
پديدهها و عوارض مختلف به طور انتخابى و با علائمى خاص روى آن نشان داده شده است. بنابراين نقشه وسيلهاى كه اگر به طور صحيح مورد بهرهبردارى قرار گيرد مىتواند اطلاعات سودمندى از قبيل مساحت، موقعيت ارتفاعات، مكانها، راههاى ارتباطى و غيره را در اختيار كاربر يا استفادهكننده قرار دهد (عارفزاده، 1378: 5).
عكسهاى هوايى كه توسط هواپيماى مخصوص تهيه مىشوند مبنايى براى تهيه نقشه به شمار مىروند. در ايران اولين عكسبردارى هوايى در 22 ارديبهشت سال 1335 صورت گرفت (زبيرى، دالكى، 1378: 5) عكسهاى هوايى در اكثر رشتههاى علمى براى پيشبرد عمليات شناسايى و اندازهگيرى به كار برده مىشوند. نقشهبردارى هوايى و تهيه نقشه، امور كشاورزى و منابع طبيعى، حفاظت خاك و آبخيزدارى، مطالعات زيستى، تشخيص آلودگيها، بررسى توسعه شهرى، طراحى راهها، گردشگرى و باستانشناسى و ... از كاربردهاى عكس هوايى است. تفسير عكس هوايى توسط استرسكوپ صورت مىگيرد. امروزه تصاوير ماهوارهها به خصوص ماهوارههاى پيشرفته تهيه نقشه را نيز ميسر ساخته كه از دقت قابل توجهى نيز برخوردار است.
اساس نقشهخوانى بر دو اصل استوار است: اول اطلاعات حاشيه نقشه و دوم اطلاعات متن نقشه كه اطلاعات حاشيه نقشه شامل موارد زير مىشود:
1- طول و عرض جغرافيايى.
طول جغرافيايى به موازات نصفالنهار مبدأ يا گرينويچ مىباشند كه بين
180-/ 0 درجه شرقى و 180-/ 0 درجه غربى قرار دارند. به عبارت ديگر نصفالنهارات دايرههايى هستند كه از دو قطب كرهى زمين عبور مىكنند و زمين را به دو نيمكره شرقى و غربى تقسيم مىنمايند.
عرض جغرافيايى دوايرى به موازات خط استوا هستند كه بين 90-/ 0 درجه شمال و 90-/ 0 درجه جنوب آن قرار مىگيرند.
2- كادر نقشه كه به شكل عمدتاً مستطيل نقشه دربر مىگيرد.
3- عنوان نقشه كه در بالاى كادر نوشته مىشود.
4- جهتها.
ما به طور روزمره جهت بعضى از عوامل يا پديدهها را با اصطلاحات سمت راست، سمت چپ، جلو، عقب و نظاير آن نشان مىدهيم. درواقع جهت آن پديدهها نسبت به يك نقطه مبداء مشخص مىكنيم. اين نقطه مبداء ممكن است شخص ناظر يا مكان معينى باشد. اما در روى نقشههاى جغرافيايى، امتداد نقطه شمال جغرافيايى به عنوان مبداء مورد استفاده قرار مىگيرد و جهت و امتداد هر نقطهاى در سطح زمين نسبت به امتداد شمال به عنوان مبداء مقايسه مىگردد. بر اين اساس نصفالنهارات، امتداد شمال به
جنوب و مدارات، امتداد مشرق به مغرب را نشان مىدهند.
اما سادهترين راه براى پيدا كردن جهتهاى جغرافيايى روشى ساده ولى عملى است به اين صورت كه اگر دست راست به سمت طلوع خورشيد و دست چپ در جهت غروب خورشيد باشد دست راست سمت مشرق و دست چپ سمت مغرب را نشان مىدهد. به اين ترتيب سمت مقابل شمال و پشت سر جنوب را تعيين مىكند كه سمت شمال به عنوان مبداء انتخاب مىگردد.
همانگونه كه اشاره گرديد در تعيين جهت و امتداد نقاط و موقعيتها، امتداد شمال به عنوان امتداد مبداء درنظر گرفته مىشود. به طور كلى در كارهاى جغرافيايى براى سنجش امتدادها، سه امتداد مبنا به شرح زير وجود دارد:
امتداد شمال حقيقى هر نقطه همانگونه كه قبلًا اشاره گرديد، امتداد نصفالنهارى است كه از آن نقطه مىگذرد. بديهى است نصفالنهارها به قطب شمال حقيقى ختم مىگردند. امتداد شمال حقيقى را با يك فلش يا علامت ستاره، در حاشيه نقشه نشان مىدهند.
هنگام استفاده از نقشه و توجيه آن، مشخص نمودن امتداد شمال حقيقى در روى زمين مشكل است و عموماً براى رفع اين مشكل، از قطبنما استفاده مىكنند. جهت شمالى كه عقربه قطبنما نشان مىدهد شمال مغناطيسى مىباشد. اين امتداد، بر امتداد شمال حقيقى منطبق نيست و شمال مغناطيسى نسبت به شمال حقيقى، داراى مقدارى انحراف است كه آن را «انحراف مغناطيسى» مىگويند (يمانى، 1382: 33).
Gride North
امتداد شمالى محورهاى شبكه را در مختصات قائمالزاويهاى شمال شبكه مىنامند. درحقيقت نصفالنهارات و مدارها (عرضها) برهم عمودند و بالاى آن شمال و مقابل آن جنوب قرار مىگيرند.
چنان كه گفته شد يافتن جهت شمال يكى از ضروريات نقشهخوانى است. علاوه بر توجيه نقشه اغلب در كارهاى روزانه نيز يافتن سمت شمال مسائل گوناگونى را مطرح مىسازد.
اين طريقه كه يكى از سادهترين شيوههاى يافتن مىباشد به اين شرح است كه دستكى را كه در ازاى آن حدود 120 سانتىمتر باشد انتخاب كرده و آن را در زمين آفتابگير مسطح و هموارى فرو بريد و محل سايه سردستك را (در هر موقع از روز فرق نمىكند) به وسيله ميخ و يا قطعه سنگى روى زمين علامت بگذاريد. حدود ده دقيقه صبر كرده و دوباره محل سايه سر دستك را با علامت ديگرى مانند چوب يا ميخ روى زمين نشانهگذارى كنيد. حال دو نقطهاى را كه نشانهگذارى كردهايد به وسيله خط مستقيمى بهم متصل ساخته و آن را قدرى ادامه دهيد. اين خط درواقع جهت غرب به شرق را مشخص مىسازد بدين ترتيب كه نقطه يكم سوى مغرب و نقطه دوم شرق را نمايش مىدهد.
حال خط مستقيمى را بر هر نقطه از خط مشرق مغرب كه مورد نظرتان باشد عمود سازيد تا امتداد شمال و جنوب بدست آيد. بايد توجه داشت كه عمود بودن دستك بر سطح زمين ضرورتى ندارد و مورب هم كه باشد اشكالى ندارد (جعفرى، 1363: 30)
اين طريقه نسبت به روش قبل (سايه سردستك) داراى دقت بيشترى است و طرز كار آن به شرح زير مىباشد:
دستكى را به طور قائم در زمين آفتابگير هموارى كه بتواند حداقل سايهاى به درازاى حدود 30 سانتىمتر ايجاد كند فرو ببريد و محل سايه را در زمان پنج تا ده دقيقه پيش از ظهر به وسيله ميخ يا قطعه سنگى روى زمين مشخص سازيد. حال كمانى به مركز پاى دستك و شعاع درازاى سايه آن به كمك ريسمان روى زمين رسم كنيد.
بديهى است هرچه به ظهر نزديك شويم از طول سايه كاسته شده و درازاى آن در ظهر به حداقل مىرسد و از ظهر به بعد دوباره بر درازاى آن افزوده مىشود تا هنگامى كه سايه مزبور كمان رسم شده را قطع نمايد. محل برخورد سايه دستك با كمان مزبور را بدون درنگ روى زمين نشانهگذارى كنيد و دو نقطه مزبور را به وسيله خط راستى بهم متصل سازيد تا مشرق- مغرب بدست آيد.
خطى از پاى دستك به خط مشرق- مغرب عمود سازيد تا كمان مزبور را در نقطهاى قطع نمايد و امتداد شمال مشخص گردد. بايد توجه داشت كه
دقت اين روش به سرعت عمل و دقت عامل در هنگام برخورد مجدد سايه و كمان دايره دارد.
در هنگام شب براى شماليابى از ستارگان استفاده مىشود. براى اين منظور در نيمكره شمالى مىتوان از اشكال فلكى دب اكبر كمك گرفت و ستاره قطبى را به آسانى پيدا كرد. در نيمكره جنوبى نيز از ستارگان ديگرى به نام صليب جنوبى كمك گرفته شده و مطابق شكل محل قطب جنوب را به دست مىآورند.
مطابق شكل اگر فاصله ميان ستارگان 7 و 6 از صورت فلكى دب اكبر (خرس بزرگ) را از جهت 6 به 7 پنج برابر كنيم به ستاره نسبتاً درخشانى مىرسيم كه به آن ستارهى قطبى يا ستاره جدى مىگويند. اين ستاره در امتداد محور چرخشى زمين بر فراز شمال كرهى زمين قرار گرفته و امتداد شمال جغرافيايى را نشان مىدهد.
در قطب جنوب مطابق شكل صورت فلكى صليب جنوبى اگر فاصله ميان ستارگان 2 و 3 از جهت 2 به 3 چهار و نيم برابر كنيم به نقطهاى مىرسيم كه در امتداد چرخش زمين و بر فراز قطب جنوب كرهى زمين قرار گرفته است.
اين نقطه امتداد جنوب جغرافيايى را نشان مىدهد.
امتداد تقريبى شمال و جنوب را مىتوان به كمك ساعت به شرح زير بدست آورد:
نوك عقربه ساعت شمار را طورى متوجه خورشيد بسازيد كه پايه آن درست در زير عقربه ساعتشمار قرار گيرد. در اين حال نيمساز زاويه حاصل از عقربه ساعتشمار و عدد 12 نمايشگر جنوب و سوى ديگر آن شمال را نشان مىدهد.
عدد 12 ساعت را متوجه خورشيد كرده و نيمساز زاويه عقربه ساعت شمار و عدد 12 را نظرى رسم كنيد. در اين حال امتداد نيمساز معرف شمال و سوى ديگر آن جنوب را بهطور تقريب نشان مىدهد.
چون تعيين سمت قبله يكى از مسائل مساجد و نمازخانهها است، از اين رو به نحوهى محاسبه از يموت جغرافيايى مكه كه درواقع همان سمت قبله است به شرح زير اشاره مىشود:
اصولًا براى محاسبهى سمت قبله، مختصات جغرافيايى شهرى كه در آن به سر مىبريم و همچنين مختصات جغرافيايى شهر مكه ضرورى است.
براى اين كار اختلاف طول جغرافيايى نقطه مورد نظر يا شهر مورد نظر را با شهر مكه حساب مىكنيم سپس اختلاف عرض جغرافيايى نقطه مورد نظر با شهر مكه را نيز بدست مىآوريم و بعد اختلاف طولها را بر اختلاف عرضها تقسيم مىكنيم و عدد زاويهاى كه حاصل مىشود با مراجعه به جداول مثلثاتى يا ماشين حساب تانژانت آن را حساب مىكنيم كه اين آزيموت مستقيم مكه به تهران است.
قبلهيابى و تعيين سمت قبله از مباحث بنيادين علم هيئت و نجوم اسلامى است و دانستن سمت قبله در بسيارى از عبادات امرى ضرورى است. يكى از شيوههاى دقيق جهتيابى قبله، استفاده از سايه شاخص به هنگام زوال ظهر مكه معظمه در روزهاى 6 خرداد و 24 تير است. بر اين پايه مىتوانيد با استفاده از يك شاخص و تعيين سايه شاصخ در اين دو روز، سمت دقيق قبله هر مكانى را در نيمكره شمالى به سادگى بياييد.
مكه معظمه كه قبله مسلمانان در آن واقع است، در طول جغرافيايى 39 درجه و 54 دقيقه شرقى و عرض جغرافيايى 21 درجه و 27 دقيقه شمالى
قرار دارد. در روزهاى 6 خرداد و 24 تير هر سال، ميل خورشيد (فاصله مركز خورشيد تا استواى سماوى) با عرض جغرافيايى مكه برابر مىشود و به عبارت ديگر، در هنگام ظهر شرعى، خورشيد درست در سمتالرأس مكه قرار مىگيرد؛ درنتيجه شاخص در مكه سايه نخواهد داشت و لذا در هر مكانى كه ايستاده باشيد، خلاف جهت سايهى شما، سمت صحيح قبله را نشان مىدهد. براى آنكه اين عمل به دقت انجام پذيرد، مىتوان از يك ميلهى عمود بر زمين يا شاغول استفاده كرد و خلاف جهت سايهى آن را در اين دو روز از سال در هنگام ظهر مكه (ساعت 13 و 48 دقيقه روز 6 خرداد و ساعت 13 و 57 دقيقه روز 24 تير) مشخص نمود. به اين ترتيب جهت صحيح قبله در محل مورد نظر به دست مىآيد.
6 خرداد، ساعت 13 و 48 دقيقه به وقت ايران
24 تير، ساعت 13 و 57 دقيقه به وقت ايران
جديدترين وسيلهى تعيين مشخصات جغرافيايى و قبلهGPS است كه با ارتباط با ماهوارههاى مختلف، طول، عرض، ارتفاع و جهت قبلهى هر نقطه امكانپذير است.
همان طور كه در تعريف نقشه داريم يكى از اركان نقشه، مقياس آن بود كه تعريف كوچك شدن عوارض به نسبت معين است. آنچه كه مسلم است ترسيم عوارض سطح زمين به همان اندازه طبيعى امكانپذير نيست و ناگزير بايد عوارض طبيعى را به نسبتهاى معينى كوچك كرد تا انتقال و ترسيم آنها بر روى نقشه ميسر شود.
به عبارتى مىتوان مقياس نقشه را چنين تعريف كرد كه مقياس عبارت است از نسبت فاصله مستقيم دو نقطه معين در روى نقشه به فاصله مستقيم همان دو نقطه بر روى زمين، يا نسبت كوچك شدن فاصله دو نقطه روى نقشه به فاصله همان روز نقطه روى زمين را مقياس مىگويند (يمانى، 1382: 41).
مقياس اساسىترين فاكتور روى نقشه است و در تمام نقشهها بايد مقياس آن مشخص شود. در فرمول مقياس،E مقياس،d فاصله دو نقطه بر روى نقشه وD فاصله دو نقطه بر روى زمين است.
E d/ D
نسبت كوتاه شدن طول خطوط يا فاصلهها يعنى مقياس در نقشههاى
قديمى اغلب به صورت لفظى بوده و با جملاتى از قبيل: يك سانتىمتر برابر يك كيلومتر است يا يك سانتىمتر بر يك كيلومتر بيان مىشد (جدارى عيوضى، 1369: 33).
در اغلب نقشهها به صورت يك كسر ساده بيان مىشود. صورت كسر هميشه عدد يك (واحد) مىباشد و به اين ترتيب نسبت كوتاه شدن فواصل يا خطوط به دقيقترين و روشنترين شكل خود نشان داده مىشود. هر واحدى كه به صورت كسر داده شد مخرج نيز همان واحد را خواهد داشت.
براى مثال در مقياس 000/ 1400، فاصله دو آبادى بر روى نقشه يك سانتىمتر است و فاصله آنها بر روى زمين 000/ 400 سانتىمتر.
بايد توجه داشت كه قاعدتاً فاصله روى زمين را به متر و كيلومتر بيان مىكنند ولى در كسر صورت و مخرج بايد يك واحد اندازهگيرى باشند. در مقياس كسرى بالا مىتوان گفت كه هريك سانتىمتر روى نقشه معادل 000/ 400 سانتىمتر يا 4000 متر يا 4 كيلومتر بر روى زمين است.
مسأله 1: فاصله دو روستا بر روى نقشهاى به مقياس 150000، چهار سانتىمتر است. فاصله آنها بر روى زمين چقدر است؟
حل: با توجه به كسر 000/ 150، هر سانتىمتر روى نقشه معادل پنجاه هزار سانتىمتر بر روى زمين است كه معادلهاى ساده مىتوان فاصله آنها را بر روى زمين از روى فرمولE d /D بدست آورد ..
E
51/ 0000
مسأله 2: اگر فاصله دو شهر بر روى نقشهاى 5 سانتىمتر و بر روى زمين اين دو شهر به فاصله 50 كيلومتر باشند مقياس نقشه را بدست آوريد.
حل: مطابق فرمولE d /D ، مقياس نقشه محاسبه مىشود ..
5 سانتىمترd
50 سانتىمترD
چون صورت و مخرج كسر بايد يك واحد باشند و صورت 5 سانتىمتر است بنابراينD را كه فاصله روى زمين است به سانتىمتر تبديل مىكنيم:
مقياس نقشه معمولًا به صورت خطوط مدرجى ترسيم مىشود كه به واحدهاى معادل زمينى تبديل شدهاند. مقياس خطى داراى دو قسمت است.
قسمت اول تقسيمات سمت راست صفر و قسمت دوم تقسيمات جزئى سمت چپ صفر است كه به پاشنهى مقياس معروف است.
مسأله: مقياس 000/ 1500 را به مقياس خطى تبديل نمائيد.
حل: خطى به طول پنج سانتىمتر رسم مىكنيم و آن را به واحدهاى يك سانتىمترى تقسيم مىكنيم و به شكل اعداد را قرار مىدهيم.
قسمت سمت چپ صفر تقسيمات جزئى كه هر كدام هزار متر و تقسيمات سمت راست صفر هر واحد يك سانتىمترى معادل پنج كيلومتر مىباشد. همان طور كه ملاحظه مىشود تقسيمات جزئى يعنى سمت چپ صفر يك سانتىمتر معادل 5000 متر است كه پنج واحد جزئىتر هزار مترى تقسيم شده است. واحد جزئى مىتوانست به ده واحد جزئىتر 500 متر نيز تقسيم شود.
نقشه داراى مقياس است، بنابراين مىتوان فواصل نقاط و نيز مساحت پهنهها را اندازهگيرى كرد.
فاصله شهرى با روستايى بر روى نقشهاى به مقياس 120000، 5 سانتىمتر است. فاصله آنها بر روى زمين چقدر است؟
يك تكه نخ را به تدريج بر مسير مورد اندازهگيرى منطبق نموده، سپس با كشيدن دو سر نخ آن را به يك امتداد مستقيم تبديل مىكنيم و سپس طول آن را با خطكش يا مقياس خطى نقشه قرائت مىكنيم.
طول مسير مورد اندازهگيرى را با مداد، تبديل به پارهخطهايى مىكنيم كه اين پارهخطها امتداد نسبتاً مستقيمى داشته باشند. سپس با قرار دادن لبه كاغذ، پارهخط را به روى كاغذ انتقال داده و مسير را تبديل به يك امتداد مستقيم مىنمائيم و درنهايت با استفاده از خطكش يا مقياس خطى، فاصله مورد نظر را بدست مىآوريم.
كورويمتر يا منحنىسنج دستگاهى است با يك صفحه مدرج (مطابق تصوير) كه در انتهاى آن چرخ كوچكى تعبيه شده است. براى اندازهگيرى بايد اين چرخ را به طور دقيق روى مسير مورد اندازهگيرى حركت داد. طول مسير طى شده برحسب مقياس يا يكى از واحدهاى متريك از روى صفحه مدرج كورويمتر قرائت شده و با توجه به مقياس نقشه محاسبه مىگردد. در
ميان روشهاى گفته شده دقت كورويمتر و سرعت آن از همه بيشتر است.
بايد توجه داشت كه مقياس، بيانگر نسبت كوچك شدن فاصلههاست، نه مساحتها، براى مثال، يك فاصله يك سانتيمترى روى نقشه 50000: 1 برابر 500 متر است، اما يك پهنه يك سانتيمتر مربعى، روى همين نقشه، برابر 250000 متر مربع مىباشد. زيرا هر سطح داراى دو بعد است، (طول و عرض) و هرگاه يك سطح بر روى نقشه ترسيم مىشود، هر دو بعد آن به نسبت مقياس كوچك مىگردد. از اين رو كوچك شدن سطوح، با توان دوم (مجذور) مقياس نقشه متناسب است. مقياس نقشه موجود در تصوير زير دو برابر بزرگ شده است.
در صورتى كه ابعاد آن، 4 برابر بزرگتر است. زيرا همانگونه كه اشاره گرديد، مقياس بيانگر نسبت كوچك شدن فاصلههاست، نه مساحتها.
بنابراين اگر هر كدام از اضلاع نقشه را دو برابر بزرگ كنيم، ابعاد آن همانند تصوير، در عمل 4 برابر بزرگتر خواهد شد. چون ضلع نقشه درواقع يك فاصله است.
همانگونه كه ذكر گرديد، مساحت روى نقشه با مجذور مقياس متناسب است. بنابراين اگر مساحت بدست آمده از روى نقشه را در مجذور مخرج مقياس كسرى ضرب كنيم، مساحت معادل آن روى زمين به دست مىآيد.
قسمتى از پلان طراحى شده براى آمادهسازى يك شهرك
براى مثال، در پلان زير ابعاد زمين 3* 2 سانتيمتر است كه مساحت آن روى نقشه برابر 6 سانتىمتر مربع خواهد بود. چون مقياس نقشه 2000: 1 است، پس مساحت واقعى آن در روى زمين 2400 متر مربع خواهد بود.
زيرا هر سانتيمتر مربع نقشه برابر (40/ 20* 20) 400 متر مربع مىباشد.
بنابراين:
بهتر است قبل از انجام محاسبه، واحدهاى طول اضلاع پهنه مورد اندازهگيرى را به واحد معادل روى زمين تبديل كرده و سپس محاسبه را انجام داد. مثال ديگر:
مساحت شهر مرند در روى نقشه برابر 3 سانتىمتر مربع است كه با پلانيمتر اندازهگيرى شده است.
براساس مقياس هر سانتيمتر نقشه برابر 1000 متر است. پس يك
سانتيمتر مربع آن، 1000000 متر مربع مىباشد. متر مربع (1000000/ متر 1000* متر 1000).
بنابراين 3 سانتىمتر مربع مساحت روى نقشه، در روى زمين معادل 3000000 متر مربع خواهد بود، (متر مربع 3000000/ متر مربع 1000000* سانتيمتر مربع 3).
براى اندازهگيرى مساحت پهنههاى مختلف، روشهاى متفاوتى وجود دارد. بديهى است زمينهى كار بر روى هر روش، با توجه به شكل پهنه و دقت روش، تفاوت مىكند. اين روشها عبارتند از:
نقشه زير قسمتى از نقشه بزرگ مقياس يك آبادى را نشان مىدهد.
مساحت عرصههاى هندسى قابل محاسبه را به دست آوريد.
با استفاده از يك خطكش مىتوان به سادگى هر محدوده را اندازهگيرى نموده و با روش محاسبه اشكال هندسى منظم و مقايس نقشه، مساحت آنها را بدست آوريد.
نقشه زير محدوده يك زمين زراعى را نشان مىدهد. قبل از اندازهگيرى اضلاع، بهتر است با خطكش و مداد، آن را تبديل به چند شكل هندسى منظم نموده، سپس اندازهگيرى و محاسبه نمائيم.
اين روش براى پهنههايى مناسب است كه اضلاع آن خطوط مستقيم باشد.
اگر پهنهها، نظير درياچهها، سطوح ناهموارى و شيب، اراضى تحت پوشش گياهى و نظاير آن، شكل هندسى منظمى نداشته باشند، روشهاى متفاوتى براى اندازهگيرى مساحت آنها وجود دارد. اين روشها عبارتند از:
براى جلوگيرى از خطا و تكرار شمارش شبكهها، داخل آنها را در هر شمارش، علامتگذارى مىكنند. اين روش نسبت به ساير روشهاى دستى از دقت نسبتاً خوبى برخوردار است. درنهايت كليه شبكههاى شمارش شده، تبديل به سانتيمتر مربع مىشوند. از آنجا كه هر 100 ميليمتر مربع برابر 1 سانتيمتر مربع و هر 4 شبكه يكچهارم سانتيمتر مربعى برابر 1 سانتيمتر مربع مىگردد، بنابراين جمع شبكهها برابر 8/ 4 سانتيمتر مربع مىباشد و با احتساب اينكه هر سانتيمتر مربع نقشه در مقياس 2000: 1 برابر 400 متر مربع مىباشد، مساحت پهنه مورد اندازهگيرى برابر 1920 متر مربع خواهد بود.
ابتدا بايد به وسيله مداد و خطكش پهنه مورد اندازهگيرى را بوسيله خطوطى موازى و هم فاصله تقسيمبندى نمود (تصوير زير).
بهتر است فاصله خطوط موازى، متناسب با مقياس نقشه باشد و از طرفى، انحناهاى محيط پهنه مورد اندازهگيرى بر خطوط منطبق گردند. زيرا هر قدر انحناها بيشتر باشد، پهناى نوارها بايد كمتر درنظر گرفته شوند.
در مرحله دوم، انتهاى نوارها بايد مطابق تصوير زير، با يك زاويه قائمه بسته شود. به گونهاى كه نوارها تبديل به مستطيل گردند. بايد توجه داشت كه موقع بستن انتهاى نوارها، خط در يك حالت بينابين، ترسيم گردد. در تصوير دوم پهناى نوارها 1 سانتيمتر بوده و طول مجموع آنها برابر 88/ 4 سانتيمتر است. چنانچه نوارها را به هم متصل كنيم، شكل حاصله يك مستطيل با ابعاد 1 سانتيمتر در 88/ 4 سانتيمتر خواهد بود و با توجه به مقياس نقشه، مساحت آن برابر 1952 متر مربع مىباشد.
روش نوارى يك روش نسبتاً آسانتر و سريعترى مىباشد. ليكن، در كارهايى كه نيازمند دقت زيادترى است، اين روش مناسب نبوده و از دقت
كافى برخوردار نيست. زيرا حدود نوارها يا ابعاد و مرز محدوده تحت مساعى، كاملًا منطبق نمىگردد.
با اين روش مىتوان به سرعت مساحت پهنهاى را محاسبه نمود. اصول كار براساس همان روش شبكهبندى استوار است. وسيلهى اندازهگيرى، طلق يا كاغذ شفافى است كه روى آن يك شبكه متعامد، همراه با نقطههاى با فاصله مساوى ترسيم شده است. هر نقطه درواقع در مركز مربعى قرار دارد كه طول اضلاع آن به اندازهى فاصله هر دو نقطه است (تصوير 1). براى اندازهگيرى مساحت يك پهنه بايد شبكه نقطه را روى پهنه مورد نظر قرار داد (تصوير 2). ابتد كليه نقاط داخل محدوده را به صورت سطر سطر شمارش نموده و سپس نقاطى را كه در روى خط پيرامون پهنه قرار دارند جداگانه شمرده و نصف آنها را به نقاطى كه قبلًا شمارش شده اضافه مىكنيم. در تصوير 1 درمجموع تعداد 16 نقطه در مركز و تعداد 4 نقطه روى خط پيرامون قرار گرفته كه نصف آنها به اضافه نقاط اصلى، مجموعاً 18 نقطه مىگردد. از آنجا كه نقاط شبكه با فاصله 5/ 0 سانتيمتر مىباشند و
بيانگر شبكهاى با همين بعد هستند، بنابراين براساس مقياس 2000: 1 نقشه، مساحت محدوده مورد نظر 1800 متر مربع مىباشد. همانگونه كه نتيجه محاسبه نشان مىدهد، حدود 120 متر نسبت به روش مربع اختلاف دارد.
بنابراين روش شبكه نقطهاى، روش مناسبى براى اندازهگيرى مساحت نيست و تنها مزيت آن سرعت و سهولت اندازهگيرى است.
پلانيمتر يا مساحتسنج، يك دستگاه مكانيكى يا الكترومكانيكى است كه براى اندازهگيرى مساحت در روى نقشه به كار مىرود. نوع مكانيكى آن به پلانيمتر قطبى معروف است.
پلانيمترهاى قطبى انواع متفاوتى دارند، ليكن عموماً طرز كار اصلى آنها شبيه به يكديگر است. نمونههاى نيمه مكانيكى و ديجيتالى نيز وجود دارد كه به ترتيب داراى دقت بيشترى بوده و اندازهگيرى با آنها به مراتب سادهتر از پلانيمترهاى مكانيكى است. همراه پلانيمتر، جدولى وجود دارد كه مخصوص همان دستگاه است. اين جدول دادههاى مقياس نقشه، ضريب پلانيمتر براى هر مقياس و اندازه بازوى پلانيمتر را نشان مىدهد.
همچنان كه گفتيم، نقشهخوانى شامل دو بخش اطلاعات حاشيه و اطلاعات متن نقشه است كه پس از اطلاعات حاشيه نقشه به اطلاعات متن آن مىپردازيم.
جدول راهنما به صورت كادرى غالباً مستطيل شكل در پايين و سمت چپ نقشه قرار دارد. هدف از استفاده از جدول راهنما اين است كه به اطلاعات متن نقشه دسترسى پيدا كنيم و آن را توجيه كنيم. علت رسم جدول راهنما اين است كه اگر بخواهيم نام علائم و عوارض و پديدههاى داخل نقشه را بنويسيم، نقشه هم شلوغ مىشود و هم اين كه براى همه قابل استفاده نيست گو اينكه نقشهكشى و كارتوگرافى در تمام جهان استاندارد است و طبق اين استاندارد بايد به تدوين و ترسيم جدول راهنما اقدام كرد و در اين زمينه از علائم قراردادى استفاده مىكنيم.
در جدول راهنما شكل، اندازه و رنگ عارضه و پديدهها طورى انتخاب مىشوند كه بايد شكل علامت طورى انتخاب مىشود كه نشاندهنده عارضه اصلى باشد مثلًا براى نشان دادن فرودگاه مىتوان از شكل يك هواپيما استفاده كرد. در مورد علائم، نسبت به اندازهى واقعى عوارض در روى زمين بزرگتر ظاهر مىشوند. اين اندازه در ارتباط با مقياس، اهميت عوارض، وسعت منطقهى مورد نظر و تراكم اطلاعات موجود در نقشه تعيين مىشود.
اما در مورد انتخاب رنگ براى نشان دادن علائم از اهميت خاصى برخوردار است. علائم معمولًا به وسيلهى رنگشان گويا مىشوند. مثلًا رنگ آبى براى آبها، رنگ سبز براى پوشش گياهى و مزارع و... انتخاب مىشوند.
تاكنون طبقهبندى متفاوتى ارائه شده است. در اين ميان سادهترين طبقهبندى، علائم را به دو گروه علائم حقيقى و علائم مجازى تقسيم و سپس هريك از آنها به سه دسته علائم مكانى يا موقع، خطى و سطحى طبقهبندى نمودهاند.
1- علائم حقيقى: تمام علائمى كه عناصر و پديدههاى فيزيكى و قابل رؤيت را نشان مىدهند جزء علائم حقيقى محسوب مىگردند.
2- علائم مجازى: شامل كليه علائمى است كه موضوع مورد نمايش آنها يا وجود خارجى نداشته يا نافذ شكل قابل مشاهده مىباشد (مانند تراكم جمعيت يا ميزان سود).
حال به توضيح انواع علائم قراردادى در طبقهبندى علائم مىپردازيم:
علائم نقطهاى آن دسته از علائم مكانى هستند كه به صورت دايره، مثلث، مربع يا اشكال كوچك ديگر با قطرهاى متفاوت در نقشه ظاهر مىشوند و معمولًا موقعيت يك عارضه يا پديده را نمايش مىدهند. با تغيير شكل، اندازه و رنگ علائم نقطهاى مىتوان تعداد زيادى علائم بوجود آورد. نقطه براى نمايش شهر، مثلث براى نمايش ايستگاه، مثلثبندى و دايره براى نمايش جمعيت يك شهر بكار مىرود. علائم نقطهاى هم براى نشان دادن خصوصيات كمى و هم براى نمايش خصوصيات كيفى اطلاعات
مورد استفاده قرار مىگيرد. به عنوان مثال، با تغيير قطر يك دايره مىتوان شهرها را برحسب اهميتشان نمايش داد.
علائم خطى موارد استعمال بسيار زيادى در نقشه دارد. با تغيير شكل، ضخامت و رنگ خطوط مىتوان علائم خطى متعددى بوجود آورد. علائم خطى معمولًا امتداد يك عارضه را در روى زمين نشان مىدهد.
علائم سطحى آن دسته از علائم هستند كه مساحتى از نقشه را اشغال كرده باشند. چون شكل و ابعاد يك ناحيه در روى نقشه به شكل و اندازهى طبيعى آن در روى زمين بستگى دارد، از اين جهت خصوصيت فرم و اندازه كه در علائم نقطهاى و خطى بكار مىرود، در مورد علائم سطحى مطرح نمىشود.
دو نكته مهم را دربارهى علائم در جدول راهنما بايد رعايت كرد. اول اينكه در انتخاب علائم بايد به واقعيت نزديك باشند. به طور مثال اگر از هواپيما براى نشان دادن فرودگاه استفاده مىكنيم، شكل ما به هواپيما شبيه باشد. ديگر اينكه اندازه شكل انتخابى در داخل نقشه با اندازهى نقشه تناسب داشته باشد.
همچنان كه از علائم براى توجيه جدول راهنما استفاده مىكنيم، استفاده از رنگها نيز همين كاربرد را دارد، يعنى قابل توجيه است. در رنگها،
رنگ سفيد براى نشان دادن برفها و ابرها
رنگ قهوهاى براى نشان دادن ارتفاعات
رنگ زرد براى نمايش دشتها
رنگ سبز براى نمايش رويش گياهى، جلگهها...
رنگ آبى براى نشان دادن پهنههاى آبى و رودها
رنگ قرمز براى نمايش ساختمانها و جادهها
رنگ سياه براى نوشتن اسامى و نامها
در بهرهگيرى از رنگها به دو مورد اساسى بايد توجه داشت:
نخست اينكه رنگها هم خانواده باشند، مثل استفاده از رنگ قهوهاى و زرد. ديگر اينكه رنگها پلهاى باشد. به طور مثال: براى نمايش ارتفاع كم به زياد، رنگ قهوهاى از كمرنگ شروع و به قهوهاى پر رنگ تمام مىشود يا در مورد عمق يا ژرفا از عمق كم به عمق زياد، رنگ آبى كمرنگ و
درنهايت آبى پر رنگ به خود مىگيرد.
در جدول راهنما و يا گاهى در خارج آن و در پايين نقشه جهت شمال را با فلش يا حرفN نمايش مىدهيم.
زمانى يك كاربر نقشهاى از شهر يا مكانى ديگر در دست دارد، استفاده درست از آن به گونهاى كه بتواند محل مورد نظر را پيدا كند، بسيار اهميت دارد. براى اين كار به طور نمونه اگر نقشهاى از تهران را در دست داشته باشند و بخواهد ميدان انقلاب را در محلى كه از شهر تهران ايستاده پيدا كند، شرط لازم و كافى اين است كه اول بايد شمال نقشه (كه همان بالاى هر نقشهاى است) را بر شمال جغرافيايى يا واقعى تهران منطبق كند. در اين صورت به آسانى مىتواند به هر نقطهاى كه بخواهد از محلى كه در تهران ايتساده حركت و آن را پيدا كند. بنابراين با انطباق شمال نقشه بر شمال واقعى يا جغرافيايى مكان، جنوب، شرق و غرب نقشه يقيناً بر جنوب، شرق و غرب جغرافيايى منطبق خواهد شد. در غير اينصورت استفاده از نقشه و پيدا كردن محلهاى مورد نظر بر روى زمين مشكل خواهد بود.
نقشه به عنوان مهمترين ابزار از تنوع بسيارى برخوردار است. علت اين
امر تنوع و فراوانى پديدههاى سطح زمين است و نمىتوان تمامى آنها را در يك نقشه نشان داد. از اين رو براى نمايش اين پديدهها و نيز براى پرهيز از شلوغى نقشه و با توجه به هدف نقشه بسيارى از آنها حذف مىگردد و تنها پديدههايى در روى نقشه نمايش داده مىشود كه مورد نياز باشند. تاكنون طبقهبندىهاى متفاوتى از نقشه به عمل آمده كه برحسب موضوع، مقياس و يا محتوى نقشهها انجام گرفته است.
در اين طبقهبندى نقشههاى جغرافيايى به هفت گروه تقسيم مىشوند:
1- نقشه ناهمواريها: كليه نقشههايى كه بعد سوم را نمايش مىدهند مانند توپوگرافى، زمينشناسى، ژئومورفولوژى و ....
2- نقشههاى قابليت اراضى: شامل نقشههاى خاك، پوشش گياهى، منابع آب، كاربرى زمين.
3- نقشههاى اقليمى: مانند نقشههاى اقليمى و آب و هوايى، ايزومترى، ايزوپلت.
4- نقشههاى اقتصادى: مانند نقشههاى كشاورزى، صنعتى و خدماتى.
5- نقشههاى جمعيتى: مانند نقشههاى پراكندگى، تراكم، رشد و گروههاى سنى جمعيت.
6- نقشههاى سكونتگاهى: مانند نقشههاى سكونتگاهى، نقشههاى ساختمانى، نقشههاى هادى و نقشههاى جامع.
7- نقشههاى فرهنگى: مانند نقشههاى توريستى، نقشههاى سياسى، فرهنگى و مذهبى.
ميزان دقت نقشه وابسته به مقياس آن است و به پنج گروه تقسيم مىگردند:
1- مقياس خيلى بزرگ كمتر از 000/ 10)
2- مقياس بزرگ 000/ 50-/ 000/ 10
3- مقياس متوسط 000/ 500-/ 000/ 50
4- مقياس كوچك 000/ 1000-/ 000/ 500
5- خيلى كوچك بيشتر از 000/ 1000 (3035
1- نقشههاى عمومى كه منحصراً پديدههاى فيزيكى نسبتاً ثابت طبيعى (مانند كوهها و جنگلها) و انسانى (مانند شهرها، جادهها) كه شكل مشخص دارند ديده مىشود. اين نقشهها به پنج قسمت نقشههاى قارهاى، نقشههاى منطقهاى، نقشههاى كشورى و نقشههاى توپوگرافى تقسيم مىشود.
2- نقشههاى ويژه كه همان نقشههاى موضوعى هستند كه شامل: نقشههاى ناوبرى هوايى يا چارت هوانوردى، نقشههاى دريانوردى يا چارتهاى دريايى، نقشههاى راه، نقشههاى توريستى و گردشگرى، نقشههاى شهرى و نقشه ثبت املاكى (كاداستر) و نقشههاى الگو (نقشههاى آيندهنگر و پيشبينى شده) است.
قسمتى از يك نقشه راه نقشه توريستى تركيه
مهمترين آنها نقشههايى است كه توسط شهرداريها براى مناطق شهرى ترسيم مىگردند. احداث معابر جديد و تعريض معابر قديمى قبل از آنكه اقدامى در زمينه ايجاد آنها در محدوده شهر انجام مىگيرد.
1- جعفرى، عباس، 1363، نقشهخوانى گيتاشناسى، تهران، انتشارات گيتاشناسى، چاپ اوّل.
2- جعفرى، عباس، 1380، نقشهخوانى، تهران، سازمان جغرافيايى نيروهاى مسلح، چاپ دوم.
3- حدادى عيوضى، جمشيد، 1369، نقشه و نقشهخوانى در جغرافيا، انتشارات دانشگاه پيام نور، چاپ اول.
4- زبيرى، محمود، دالكى، احمد، 1378، اصول تفسير عكسهاى هوايى با كاربرد در منابع طبيعى، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ هشتم.
5- عارفزاده، محمدامين، 1380، نقشه و كاربردهاى آن در جغرافيا، جزوه درسى.
6- مقيمى، سيد جعفر، همراه، مجيد، 1373، كارتوگرافى، تهران، سازمان جغرافيايى و كارتوگرافى گيتاشناسى، چاپ دوم.
7- يمانى، مجتبى، 1382، مبانى نقشهخوانى، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ دوم.