ghaemiyeh.com
سرشناسه : ميري خضري، سيدعباس، ۱۳۳۵ -
عنوان و نام پديدآور : سحرخيزي و شب زندهداري در سفرهاي زيارتي/ سيدعباس ميريخضري.
مشخصات نشر : تهران: نشر مشعر، ۱۳۹۱.
مشخصات ظاهري : ۱۵۲ص.
شابك : 978-964-540-375-9
وضعيت فهرست نويسي : فيپا
يادداشت : كتابنامه : ص. ۱۴۷ - ۱۵۲ ؛ همچنين به صورت زيرنويس.
موضوع : سحرخيزي
موضوع : شبزندهداري -- جنبههاي مذهبي -- اسلام
موضوع : سحرخيزي -- احاديث
موضوع : نماز شب
رده بندي كنگره : BP۲۵۹/م۹س۴ ۱۳۹۱
رده بندي ديويي : ۲۹۷/۷۳
شماره كتابشناسي ملي : ۲۷۴۶۸۲۷
عاشق همواره در پى خلوت است تا با معشوق خود گفتوگو كند و براى او از سوز درون مثنوىها بسرايد. راستى بهترين معشوق كيست و بهترين اوقات براى خلوتكردن با او چه زمانى است؟ عبادت و راز و نياز با تنها معبود جهان هستى، آن هم در دل تاريك شب، بهترين فرصت براى ارتباط عاشقانه است كه انسانهاى دلباخته پروردگار در عمر خود تجربه مىكنند و از آن لذت مىبرند.
آنان كه به توفيق شبزندهدارى، نائل مىشوند و قطرهاى از محبت پروردگار به مشام جانشان مىرسد، تمام دنيا در نظرشان بىارزش مىشود.
بهرهگيرى از فضاى معنوى سحر و راز و نياز با خالق يكتا در قالب نماز شب، تلاوت قرآن و استغفار، از توصيههاى قرآن كريم به پيامبر و سفارش اولياى خدا به مؤمنانى است كه مىخواهند در ميهمانىهاى ويژه پروردگار حضور يابند و از سفرههاى آسمانى بهره گيرند و مقام محمود را از پروردگار عالم طلب كنند.
محقق ارجمند، «حجت الاسلام و المسلمين سيدعباس ميرى خضرى» اين اثر ارزشمند را براى آشنايى بيشتر زائران عزيز با نماز شب و تهجدهاى شبانه در فضاى معنوى مسجدالحرام، مسجدالنبى و مكانهاى زيارتى تدوين كرده است. اميدواريم زائران محترم با مطالعه اين اثر، انگيزه بيشترى براى بهرهگيرى از سحرهاى معنوى در سفرهاى زيارتى پيدا كنند. .
انه ولي التوفيق
گروه اخلاق و اسرار
مركز تحقيقات حج
زنگار گناه و پيروى از تمايلات نفسانى به تدريج فطرت پاك خدادادى را ظلمانى و پليد مىسازد و مانع كمال انسان مىشود. خداوند براى زدودن زنگارهاى باطنى، فرصتهايى را در اختيار انسان مىگذارد تا دوباره وجود خود را تطهير و ارتباط معنوى خود را تقويت كند.
سفر معنوى حج، از مهمترين زمينههاى بازگشت به خويشتن است؛ سفرى كه در آن به توفيق الهى، موانع ارتباط با خدا برداشته مىشود و پرونده ناپاكىهاى گذشته از بين مىرود؛ بين زائر و علاقههاى مادى او فاصله مىافتد و زمينههاى غفلت كمتر بروز مىكند. در سرزمين مقدس وحى بهترين شرايط زمانى و مكانى براى مناجات با خدا و خلوت شبانه بدون هيچ مانعى محقق مىشود تا آدمى بتواند در لحظههاى بىبديل سحر رابطه خويش را با خداوند مستحكمتر كند.
زندهداشتن شب به ذكر خدا، تلاوت قرآن، نماز شب، استغفار، دعا و نيايش، داروى هر درد روحى و روانى انسان است كه در وقت سحر،
نسخه درمان آن براى دردمندان آمادهتر است.
اين نوشتار در حد توان خود در صدد بيان اهميت و ارزش فرصت بىنظير سحر براى زائران خانه خدا و پيشوايان معصوم (عليهم السلام) است.
در فرهنگ و معارف اسلامى، واژههايى وجود دارد كه بيانگر مفهوم ارتباط نزديك بنده با خالق هستى است. اين واژهها از پيوند ويژه در لحظههاى استثنايى و عبادتهاى خاصى حكايت دارد كه در تحول زندگى دنيا و آخرت انسانها بسيار نقشآفرين است. ازاينرو، به تبيين واژههاى محورى موضوع مىپردازيم.
سحر به معناى زمان پيش از صبح و سپيدى است كه در افق، بالاى سياهى ظاهر مىشود. برخى يكششم باقىمانده از شب را سحر دانستهاند.
سحر به معناى پارهاى از شب (1)، پايانه شب (2)، سپيده دم پگاه (3)و يكسوم از آخر شب است.(4)امام خمينى (رحمة الله) در «تحرير الوسيله»
مىنويسد: «وَالثُّلثُ الأَخِيرِ مِنَ اللّيلِ كُلُّهُ سَحَر»(1)«يكسوم پايان شب، تمامش سحر است» . همچنين تعريف سحر نزد اهل عرفان و تصوف چنين است: «تلألؤ انوار حق، و نيز مقام راز و نياز عبد را سحر گويند» .(2)
واژه «احياء» در لغت به معناى زنده و آبادكردن است. «احياء الليل» ، يعنى شبزندهدارى، شب را به عبادت و دعا و. . . به روز رساندن. احياء به معناى اخص، بيدارماندن و زندهداشتن شبهاى خاص از سال بهويژه شبهاى قدر است. شبزندهدارى از سنن و نوافل مؤكد است.
به نظر بيشتر مفسران، در ابتدا شبزندهدارى به قصد نماز شب (قيام الليل) واجب بود و مسلمانان يك سال يا بيشتر، بنا به اختلاف روايات، همراه حضرت رسول (ص) آن را به جاى مىآوردند. اما به تصريح آيه ٢١ سوره مزمل، خداوند در اين حكم تخفيف قائل شد. طبق نظر بيشتر مفسران و فقها، جاى آن را قرائت قرآن يا نمازهاى يوميه مىگيرد.
در چگونگى و كيفيت شبزندهدارى بين علماى شيعه و اهل سنت اتفاقنظر وجود دارد.
شبزندهدارى با هر عبادتى، مثل نماز، قرائت قرآن، شنيدن حديث، تسبيح و ثناى خداوند، صلوات و درود بر پيامبر (ص) محقق مىشود.(3)
همچنين علما در تحقق احياى شب، حتى خواندن دو ركعت نماز را كافى مىدانند. همانگونه كه شبزندهدارى به نماز جايز است، به دعا و استغفار نيز جايز است. بنابراين براى كسى كه مىخواهد شب را به عبادت سپرى كند، دعا و استغفار در تمام اوقات شب مستحب است، اما از نيمه شب به بعد اين استحباب مؤكد مىشود. در واقع، با فضليتترين اوقات براى نماز، دعا، استغفار و. . . سحر است.(1)
واژه «تهجد» از ماده «هجد» و از مشتقات «هجود» ، به معناى بيدارى پس از خواب براى عبادت و اقامه نماز است. (2)مراد از بيدارى در شب، گذراندن تمام شب يا بيشتر آن به عبادت است.
تهجد در اصطلاح، شبزندهدارى براى اقامه نماز شب، تلاوت قرآن، ذكر خدا، استغفار و. . . است. ولى شبزندهدارى، مقيد به بيدارى تمام شب يا بيشتر آن نيست.
واژه تهجد در روايات و كلمات فقها در خصوص نماز شب زياد به كار رفته است. بهگونهاى كه مراد از آن هنگام اطلاق، همان نماز شب را تداعى مىكند. اينكه خداوند پيامبر (ص) را امر به تهجد مىكند(3)، منظور از آن نماز شب است.(4)
ازاينرو، بين شبزندهدارى و تهجد، به لحاظ زمان بيدارى و نوع عبادت تفاوت وجود دارد؛ شبزندهدارى شامل تمام يا بيشتر شب مىشود، ولى تهجد به منظور عبادت، اختصاص به نماز شب دارد؛ به بيان ديگر، عبادت غالب در تهجد، نماز شب است، ولى مقيد به شبزندهدارى تمام شب يا بيشتر شب نيست.
بيتوته در لغت به معناى درككردن شب است. خواه در خواب باشد يا بيدارى: « باتَ بَيتُوتةً. . . اَدْرَكهُ اللّيل نَامَ أوْلَمْ يَنُم »(1)« بَاتَ اللّيلَ كُلَّهُ إذا سَهِرَ اللّيلَ كُلَّهُ فِى طاعَة اللهِ أو معصيته » (2)«تمام شب را بيدار ماند هنگامى كه تمام شب را به عبادت يا معصيت سپرى كرد» .
« كُلُّ مَنْ اَدرَكَ اللّيلَ فَقَدْ باتَ » (3)«هر كس شب را درك كند، بيتوته كرده است» .
بين شبزندهدارى و بيتوته در اصل شبزندهدارى اشتراك است، ولى بدان علت كه بيتوته به عبادت مقيد نيست، با شبزندهدارى تفاوت دارد. در اصطلاح فقه، بيتوته به درككردن شب يا پارهاى از شب تفسير شده است؛ همانگونه كه فقها در بيتوته واجب منا گفتهاند. (4)بيتوته و شبزندهدارى به لحاظ شاملشدن يا شاملنشدن بيدارى تمام يا بيشتر شب و بيدارى پارهاى از شب نيز تفاوت دارند.
از ديدگاه فقها، شبى در طول سال وجود ندارد كه زنده نگهداشتن آن تا صبح واجب باشد. ازاينرو، شبزندهدارى پارهاى از شبهاى سال، بر اساس آيات قرآن، روايات و سيره پيشوايان دين، مستحب مؤكد است.
برخى گفتهاند شبزندهدارى تمام يا پارهاى از شبهاى سال، بدون هيچ مناسبتى، مستحب است و بر اين استحباب به آيات قرآن، روايات و سيره استدلال كردهاند. در قرآن كريم چنين مىخوانيم: وَ الَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّداً وَ قِياماً ؛ «كسانى كه شبانگاه براى پروردگارشان سجده و قيام مىكنند» . (فرقان: ۶۴)
همچنين خداوند متعال مىفرمايد:
أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّيْلِ ساجِداً وَ قائِماً يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَ يَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ (زمر:٩)
آيا [چنين كسى با ارزش است يا] كسى كه در ساعات شب در حال سجده و قيام به عبادت مشغول است و از عذاب آخرت مىترسد. و به رحمت پروردگارش اميدوار است؟ !
با توجه به اين دو آيه، شبزندهدارى، تمام يا بيشتر شب را شامل مىشود. امام صادق (ع) از پدرانش از رسول خدا (ص) نقل مىفرمايد:
كُلُّ عَيْنٍ بَاكِيَةٌ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِلَّا ثَلَاثَ أَعْيُنٍ. . . وَ عَيْنٍ بَاتَتْ سَاهِرَةً فِى سَبِيلِ اللهِ.(1)
هر چشمى در روز قيامت گريان است، مگر سه چشم. . . و چشمى كه در راه خدا بيدار بوده است.
1) وسائل الشيعه، حر عاملى، ج٧، صص ٧۵ و ٧۶.
از رواياتى كه بر سيره ائمه (عليهم السلام) دلالت دارد، استفاده مىشود كه آنان بيشتر شبهاى سال را از اول شب تا صبح احيا مىداشتند. از حالات امام زين العابدين (ع) ، امام باقر (ع) و ساير پيشوايان معصوم، بهويژه امامعلى (ع) اين مطلب استفاده مىشود.(1)
عَنِ الامام الرِّضَا (ع) فِى حَدِيثٍ أَنَّهُ (ع) كَانَ قَلِيلَ النَّوْمِ بِاللَّيْلِ، كَثِيرَ السَّهَرِ، يُحْيِى أَكْثَرَ لَيَالِيهِ مِنْ أَوَّلِهَا إِلَى الصُّبْحِ وَ كَانَ كَثِيرَ الصِّيَام.(2)
در حديثى از امام رضا (ع) رسيده است كه حضرت همواره اندكى از شب را مىخوابيد. بسيارى از شبها بيدار بود. بيشتر شبها از اول شب تا صبح بيدار بود و بسيار روزه مىگرفت.
افزون بر اين دلايل، فقها به اوصاف شيعيان نيز استدلال كردهاند؛ از جمله در روايات آمده است حضرت على (ع) شبى از مسجد بيرون آمد. جمعيتى را ديد كه به حضرت پيوستند و با حضرت حركت كردند. حضرت از حركت ايستاد. سپس فرمود: «شما كيستيد؟» گفتند: «از شيعيان شماييم» . حضرت با دقت در چهرههاى آنان نگريست. سپس فرمود: «نمىدانم چيست كه سيماى شيعه را در شما نمىبينم!» گفتند: «اى اميرمؤمنان! مگر سيماى شيعه چگونه است؟» حضرت فرمود:
صُفْرُ الْوُجُوهِ مِنَ السَّهَرِ، عُمْشُ الْعُيُونِ مِنَ الْبُكَاءِ حُدْبُ الظُّهُورِ مِنَ الْقِيَامِ خُمُصُ الْبُطُونِ مِنَ الصِّيَامِ ذُبُلُ الشِّفَاهِ مِنَ الدُّعَاءِ عَلَيْهِمْ غَبَرَةُ الخاشِعِين.(3)
بر اثر شبزندهدارى زرد چهرهاند. بر اثر گريه از خوف خدا چشمانشان بههم خورده است. بر اثر عبادت و شبزندهدارى گوژپشتند. بر اثر روزه شكمهاى آنان لاغر شده است. بر اثر دعا لبهايشان خشكيده است و غبار خشوعكنندگان بر آنان است.
با اينكه به آيات، روايات و سيره معصومان (عليهم السلام) بر استحباب شبزندهدارى در تمام شبهاى سال استدلال شده است، ولى اين حكم استحبابى، براى تمام مؤمنان ثابت نيست؛ زيرا ائمه (عليهم السلام) به شبزندهدارى تمام شبهاى سال از اول شب تا صبح ترغيب نكردهاند؛ چون اينگونه اعمال، افزون بر تعطيلى نظام زندگى، به گوشهگيرى و تضييع برخى حقوق واجب ديگران منتهى مىشود. بدينسبب در برخى اخبار از اينگونه شبزندهدارىها نهى شده است و رفتار پيامبر (ص) با اصحاب نيز مخالف آن است. وقتى به پيامبر (ص) خبر دادند، فردى از اصحاب شما روزه مىگيرد و افطار نمىكند، شب را بيدار است و نمىخوابد. حضرت فرمود:
لاَتَفْعَلَنَّ نَمْ و قُمْ وَصُم وَ أَفْطِر فَانَّ لِعَيْنِكَ عَلَيكَ حَقّاً وَ انَّ لِجَسَدِكَ عَلَيْكَ حَقّاً وَ انَّ لِزَوْجَتِكَ عَلَيْكَ حَقّاً.(1)
اينگونه رفتار نكن. بخواب، برخيز، روزه بگير، افطار كن؛ زيرا چشم تو بر تو حقى دارد، جسد تو بر تو حقى دارد و همسر تو بر تو حقى دارد.
1) سنن نسائى، ج ۴، ص٢١١.
افزون بر اين، روايات زيادى درباره ميانهروى در عبادات از ائمه (عليهم السلام) رسيده است كه بيانگر اعتدال در عبادت است، از جمله امام صادق (ع) مىفرمايد:
مَرَّ بِى أَبى وَ اَنا بِالطّواف و اَنا حَدَثٌ وَ قَدْ اِجْتَهَدتُ فِى العِبادَة فرآنى و أنا أَتَصابُّ عَرَقاً فَقالَ لِى يا جَعْفَرُ يا بُنَىَّ اِنَّ اللهَ اِذا اَحَبَّ عبداً أَدْخلهُ الجَنةَ وَ رَضِىَ عَنهُ بِاليَسيرِ.(1)
در جوانى و درحالىكه مشغول طواف بودم، پدرم بر من عبور كرد. در اطاعت خدا سخت كوشش مىكردم. پدرم مرا درحالىكه عرق مىريختم ديد. فرمود: «اى جعفر! اى فرزندم! خداوند هرگاه بندهاى را دوست بدارد، وارد بهشت مىكند و به اندك از او راضى مىشود» .
و نيز رسول خدا (ص) فرمود:
اِنّ هَذا الدِّينَ مَتينٌ فَأوغِلوا فيه بِرِفْقٍ وَ لاتُكَرِّهُوا عِبادَة اللهِ إلى عِبادِالله.(2)
اين دين استوار و محكم است، با رفق و مدارا با آن رفتار كنيد. عبادت خدا را بر بندگان خدا سخت نگيريد.
و امام صادق (ع) فرمود:
«لاْ تُكَرِّهُوا إلى أَنفُسِكُم العِبادَةَ» (3)«خود را با اكراه به انجام دادن عبادت وادار نسازيد» .
«علامه حلى» نماز در تمام شب را مستحب نمىداند و مىگويد:
نبايد تمام شب را به نماز قيام كرد؛ چون پيامبر (ص) وقتى اطلاع يافت كه شخصى از اصحاب ايشان روزه مىگيرد و افطار
نمىكند و تمام شب را نماز مىگزارد و نمىخوابد، فرمود: «نبايد اينگونه عمل كند» .(1)
شايسته است انسان نيمى از شب را بخوابد و يكسوم آن را به نماز بگذراند و يك ششم ديگر نيز بخوابد؛ زيرا پيامبر (ص) فرمود:
اَحبُّ الصَّلاةِ اِلى اللهِ تَعالى صَلاةُ داودَ كَانَ يَنامُ نِصفَ اللَّيلِ وَ يَقوُمُ ثُلثَهُ و يَنامُ سُدْسَهُ.(2)
دوستداشتنىترين نماز نزد خداوند نماز حضرت داوود است؛ همواره نيمى از شب را مىخوابيد و براى عبادت، يكسوم شب را برمىخاست و يكششم ديگر را به خواب مىرفت.
فقهاى شافعى و حنبلى، قيام و شبزندهدارى تمام شبهاى سال را به جز شبهاى مخصوص، مكروه دانستهاند و در اين حكم به روايات عايشه استناد كردهاند. عايشه مىگويد:
«ما رَأيتُ رَسُولَ اللهِ صَلّى الله عليه و [آله و] سلم قامَ اللَّيلةَ حَتّى الصَّباحِ»(3)«نديدم رسول خدا [(ص)] شب را تا صبح بيدار باشد» .
و نيز از او روايت شده است:
«كانَ رَسولُ اللهِ [(ص)] يَنامُ اوّلَ اللَّيلِ و يُحيى آخِرَه»(4)«همواره پيامبر [(ص)] اول شب مىخوابيد و آخر شب بيدار بود» .
نماز، ارزشمندترين تلاش بندگان خداست. اما با همه ارزش و
اهميتى كه دارد، حد و اندازهاى در شرع براى آن تعيين شده است. نبايد انسان آنقدر به عبادت، راز و نياز و نماز مشغول شود كه حقوق جسم و بدن خود و ديگران، بهويژه همسر و خانواده را ناديده انگارد و زندگى دنيوى، ارتباطهاى اجتماعى و كار و تلاش را تحتالشعاع قرار دهد و از مرز اعتدال، به افراط و تفريط گرايد.
شبى «سلمان» به ديدار دوستش «ابو دردا» رفت و شب همانجا خوابيد. پاسى از شب گذشت. ابو دردا، خواست برخيزد و مشغول عبادت شود، سلمان به او گفت بخواب. مدتى بعد دوباره خواست برخيزد، ولى سلمان به او گفت بخواب. او نيز خوابيد. تا صبح شد. سلمان به او گفت: «اينك برخيز» . هر دو برخاستند و نماز خواندند. آنگاه سلمان به او گفت: «نفس، جان و بدن تو و نيز ميهمانت، بر تو حقوقى دارند و تو بايد حق هر صاحب حقى را ادا كنى» .
اين بدان سبب بود كه همسر ابو دردا، به سلمان خبر داده بود كه شوهرش شبها نمىخوابد و پيوسته عبادت مىكند.
سپس سلمان و ابو دردا، هر دو نزد رسول خدا (ص) آمدند و جريان ديشب را نقل كردند. پيامبر اكرم (ص) فرمود: «سلمان درست گفته است» .(1)
شعار اسلام، ميانهروى است. نافله شب نيز كه از بزرگترين مستحبات است، اندازه مشخص و محدود دارد.
1) شنيدنىهاى تاريخ، ص٢۴.
اسلام راههاى ارتباط و قرب الهى را به آسانى پيش روى بشر قرار داده است تا انسان در ارتباط با معبود خويش، هماهنگ و همراه با همه موجودات و جنبندگان عالم باشد و از قافله تسبيحگويان باز نماند.
شبزندهدارى يكى از بهترين راههاى تقرب است كه شب زندهدار با راز و نياز و اظهار بندگى خالصانه، رابطه خود را با درياى بيكران كمال و خير مطلق برقرار مىكند و با نظام هستى همسو مىشود.
در خلوت شب زحق صدا مىآيد
اهميت اين وقت از شبانهروز در فرهنگ اسلام و منابع اصيل دين (قرآن و سنت) بيش از آن است كه بتوان در اين مختصر حتى گزارش كاملى از آن را ارائه كرد.
شب، به علت آنكه ظرف ذكر، خلوت، انديشه، دعا و ارتباط با خداست، جايگاه ويژهاى ميان اوقات شبانهروز دارد. خداوند شب را به خود اختصاص مىدهد و مىفرمايد: «
الليل لي » .(1)
1) مفتاح الفلاح، شيخ بهايى، ترجمه: على بن طيفور بسطامى، ص۵۶.
انسان هنگام شب، به دور از مردم و فارغ از شلوغى و كارهاى روزانه، بهتر مىتواند از عالم طبيعت فاصله گيرد و حال خود را دريابد. شب، مناسبترين فرصت براى خلوت با خداست؛ زيرا انسان متهجد در آن حال مىتواند بدون مزاحمت ديگران، فيض را از خدا دريافت كند(1)چنانكه حافظ شيرازى بارها در ديوان اشعارش تصريح مىكند، من هرچه دارم از سحرخيزى است.(2)
مرو به خواب كه حافظ به بارگاه قبول
آنكه به دردى دچار است، خواب آرام شبانه ندارد و به راحتى نيز به خواب نمىرود. هركه به درد عشق مبتلاست، بخشى از شب بيدار و بىقرار است.
شبى به چشم ندارم زدرد عشق تو خوابى دعا و اشك سحر را خدا كند بپذيرى
قرآن كريم درباره چنين افرادى مىفرمايد: وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ ؛ «اما كسانى كه ايمان آوردهاند، محبتشان به خدا شديدتر است» . (بقره:١۶۵)
در قرآن ٩٢ بار از واژه ليل استفاده شده است و در هفت مورد خداوند با توجه به لحظهها و ويژگىهاى شب، با صراحت به آن سوگند
ياد مىكند و همچنين نام سورهاى از قرآن، سوره «ليل» است.
شب در فرهنگ قرآن، ظرف راز و رمزهاى بسيار است و بخش مهمى از بركت و رحمت الهى در شب به انسانها مىرسد. در اينجا به بعضى عنايات ويژه خداوند اشاره مىكنيم كه به بندگان برگزيدهاش در شب ارزانى شده است.
١. چلهنشينى حضرت موسى (ع) در شب اتفاق افتاد. خداوند مىفرمايد:
وَ واعَدْنا مُوسى ثَلاثِينَ لَيْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً (اعراف: ١۴٢)
و ما با موسى، سى شب وعده گذاشتيم. سپس آن را با ده شب [ديگر] تكميل نموديم. به اين ترتيب ميعاد پروردگارش [با او] چهل شب تمام شد.
همچنين خداوند مىفرمايد: وَ إِذْ واعَدْنا مُوسى أَرْبَعِينَ لَيْلَةً (بقره:۵١)
در روايات آمده است خداوند به حضرت موسى (ع) فرمود:
قُمْ فِى ظُلْمَةِ اللَّيْلِ اجْعَلْ قَبرَكَ رَوْضَةً مِنْ رِياضِ الجَنان.(1)
در تاريكى شب بهپاخيز و با سحرخيزى (مناجات) مدفن خود را باغى از باغهاى بهشت ساز.
٢. پيامبر (ص) شبانه به آسمان عروج كرد و آيات الهى را در شب مشاهده كرد.
سُبْحانَ الَّذِى أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ
1) بحارالانوار، ج٨٧، ص١۵۵.
الْأَقْصَى الَّذِى بارَكْنا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آياتِنا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ (اسراء: ١)
پاك و منزه است آن كس كه بندهاش را در يك شب، از مسجدالحرام به مسجدالاقصى كه گرداگردش را پربركت ساختيم، برد تا برخى از نشانههاى خود را به او نشان دهيم؛ چرا كه او شنوا و بيناست.
٣. قرآن كريم در شب نازل شد.
خداوند مىفرمايد: إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِى لَيْلَةِ الْقَدْرِ ؛ «به يقين ما آن قرآن را در شب قدر نازل كرديم» . (قدر: ١)
همچنين مىفرمايد:
إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِينَ (دخان: ٣)
ما آن را در شبى پربركت نازل كرديم ما همواره انذاركننده بودهايم.
گرچه انسان در روز هم در محضر خداست، ولى فيض شب بهره ويژهاى است كه نصيب انسان مىشود. حضور، توجه و تمركز انسان در شب، سبب ازدياد فيض است.
عاشقى را كه چنين باده شبگير دهند كافر عشق بود گر نشود بادهپرست(1)
واژه سحر با كلماتى كه از آن گرفته شده سه بار در قرآن كريم آمده است. يك بار به صورت مفرد و دوبار به صورت جمع:
1) حافظ.
١. نَجَّيْناهُمْ بِسَحَرٍ ؛ «سحرگاهان نجاتشان داديم» . (قمر: ٣۴)
٢. الْمُسْتَغْفِرِينَ بِالْأَسْحارِ ؛ «و در سحرگاهان از خداوند آمرزش مىطلبند» . (آلعمران: ١٧)
٣. وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ ؛ «و در سحرگاهان استغفار مىكردند» . (ذاريات: ١٨)
قرآن به سحرخيزى از ابعاد گوناگونى، چون برترى زمان سحر، مقدار شبزندهدارى، شكوه سحرخيزى، مقام و جايگاه سحرخيزان و نكات ديگر توجه ويژه كرده است. اين خود بيانگر ارزش و اهميت سحرخيزى و شبزندهدارى و آثار مفيد و سودمند معنوى آن است. پارهاى از آيات مربوط به شبزندهدارى خطاب به پيامبر (ص) است و پيروان مكتب اسلام هم به انجام دادن آن فراخوانده شدهاند. از جمله آياتى كه به پيامبر (ص) خطاب مىكند، آيات سوره مزمل است. خداوند متعال مىفرمايد:
يا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ * قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلاً * نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِيلاً * أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلاً * إِنَّا سَنُلْقِى عَلَيْكَ قَوْلاً ثَقِيلاً * إِنَّ ناشِئَةَ اللَّيْلِ هِىَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قِيلاً * إِنَّ لَكَ فِى النَّهارِ سَبْحاً طَوِيلاً * وَ اذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَ تَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلاً (مزمل:١ - ٨)
اى جامه به خود پيچيده! شب را جز كمى بهپاخيز. نيمى از شب را يا كمى از آن كم كن يا بر نصف آن بيفزا و قرآن را با تأمل و دقت بخوان. چرا كه ما به زودى سخنى سنگين به تو القا خواهيم كرد. به يقين نماز و عبادت شبانه گامى استوارتر و گفتارى پايدارتر است؛ زيرا تو در روز تلاش مستمر و طولانى
خواهى داشت [و عبادت شبانه به تو نيرو مىبخشد]. نام پروردگارت را ياد كن و تنها به او دل ببند.
امام باقر (ع) و امام صادق (ع) فرمودند كه مقصود از اين آيات، سحرخيزى براى نماز شب است. و نماز شب بسيار عمل سنگين و پرمشقت است؛ زيرا شب، زمان استراحت است و عمل عبادى در آن زحمت دارد.(1)
هنگام روز كارهاى انسان زياد است: إِنَّ لَكَ فِى النَّهارِ سَبْحاً طَوِيلاً (مزمل: ٧) رفت و آمد، گفتوگو، ديد و بازديد در روز زياد است. اما سحر وقت آرامش است. ارتباط با ديگران قطع است و كسى مزاحم نيست. مىتوان با پروردگارى كه لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ است، به تنهايى گفتوگو كرد.
البته اين در صورتى است كه در روز مزاحمها را به درون خود راه ندهيم. آن قدر واردات به دل نسپاريم كه اگر سحر خواستيم با خدا سخن بگوييم همه اينها سر برآورند. بنابراين بايد در روز اسباب آمادگى نماز شب و سحرخيزى را فراهم ساخت.
حضرت على (ع) فرمود:
تَعَطَّروُا بِالاِستِغفارِ لاتَفْضَحْكُمْ رَوائِحُ الذُّنُوبِ.(2)
با طلب آمرزش خود را عطرآگين سازيد. تا بوى بد گناهان، شما را رسوا نسازد.
در قرآن كريم آيات زيادى بهگونه مستقيم و غير مستقيم اهل ايمان را به شبزندهدارى، تهجد، ذكر، دعا و ارتباط با خدا دعوت مىكند و براى
كسب درجات معنوى و پاداشهاى اخروى بشارت مىدهد. خداوند در توصيف مؤمنان واقعى مىفرمايد:
تَتَجافى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ * فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِىَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ (سجده: ١۶ و ١٧)
پهلوهايشان از بسترها دور مىشود [و شبانگاه به پا مىخيزند و رو به درگاه خدا مىآورند] و پروردگار خود را با بيم و اميد مىخوانند و از آنچه به آنان روزى دادهايم، انفاق مىكنند. هيچكس نمىداند چه پاداشهاى مهمى كه مايه روشنى چشمهاست، براى آنها نهفته شده، به پاداش كارهايى كه انجام مىدادند.
خداوند در اين آيه براى كسانى كه لذت معنوى را بر لذت مادى خواب و آسايش ترجيح مىدهند و در دل شب با تهجد و تضرع به گناه اقرار مىكنند و از خداوند آمرزش مىطلبند، پاداشهاى مهم و با ارزشى در نظر گرفته است.
خداوند در بيان علت بهرهمندى پرهيزكاران از نعمتهاى بهشتى مىفرمايد:
إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِى جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ * آخِذِينَ ما آتاهُمْ رَبُّهُمْ إِنَّهُمْ كانُوا قَبْلَ ذلِكَ مُحْسِنِينَ * كانُوا قَلِيلاً مِنَ اللَّيْلِ ما يَهْجَعُونَ * وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ (ذاريات: ١۵- ١٨)
به يقين پرهيزكاران در باغهاى بهشتى و ميان چشمهها قرار دارند و آنچه پروردگارشان به آنها بخشيده، دريافت مىدارند؛ زيرا پيش از آن [در سراى دنيا] از نيكوكاران بودند. آنان كمى از شب را مىخوابيدند و در سحرگاهان استغفار مىكردند.
امام صادق (ع) در تفسير بخشى از آيه شريفه كانُوا قَلِيلاً مِنَ اللَّيْلِ ما يَهْجَعُونَ مىفرمايد:
كانُوا اَقَلَّ اللَّيالى تَفُوتُهُم لايَقُومُونَ فِيهَا.(1)
اهل بهشت در دنيا كمتر شبى بر آنان مىگذشت كه بيدار نشوند و عبادت نكنند.
مرحبا قومى كه داد بندگى را دادهاند
همچنين حضرت امام صادق (ع) فرمود:
اِنَّ مَنِ اسْتَغْفَرَ فِى وَقْتِ السَّحَرِ فَهُوَ مِنْ اَهْلِ هذِهِ الآيَهِ.(2)
هركس هنگام سحر استغفار كند، از اهل آيه وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ بهشمار مىآيد.
و نيز از ائمه (عليهم السلام) روايت شده است:
اَلا صَلَواتُ اللهِ عَلَى المُتَسَحِّرينَ وَ المُستَغْفِرينَ بِالأَسْحارِ.(3)
آگاه باشيد درودهاى خداوند شامل حال اهل سحر و استغفاركنندگان در سحر است.
همچنين در روايت است:
اِنَّ اللهَ يُحِبُّ صَوْتَ الَّذينَ يَسْتَغْفِرُون بِالأَسْحارِ.(4)
همانا خداوند متعال دوست مىدارد صداى (ناله) كسانى را كه سحرگاهان استغفار مىكنند.
رسول خدا (ص) درباره كسانى كه از گزند وسوسه شيطان در اماناند، فرمود:
ثَلاثَةٌ مَعْصُومُونَ مِنْ اِبْليِسَ وَ جُنُودِهِ الذّاكِرُونَ للهِ وَ الْباكُونَ مِنْ خَشْيَةِ اللهِ وَ المُسْتَغْفِرُونَ بِالْأَسْحارِ.(1)
سه گروه از [وسوسههاى] ابليس و لشكريانش در اماناند: آنان كه خداوند را ياد مىكنند، و آنان كه از بيم [عذاب] خداوند گريه دارند و كسانى كه سحرگاهان استغفار مىكنند.
در اهتمام قرآن به شبزندهدارى همين بس كه خداوند، بيدارى بخشى از شب را بر پيامبر (ص) واجب فرموده و «مقام محمود» وى را به بيدارى اين بخش از شب پيوند داده است. خداوند خطاب به پيامبر گرامى (ص) مىفرمايد:
(وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَسى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً) (اسراء: ٧٩)
و پاسى از شب را از خواب برخيز و قرآن [و نماز] بخوان. اين يك وظيفه اضافى براى توست. اميد است پروردگارت تو را به مقامى درخور ستايش برساند.
از ويژگىهاى پيامبر (ص) وجوب نماز شب بر ايشان است. از اين وجوب استفاده مىشود كه كسب مقام محمود نزد پروردگار با شبزندهدارى و عبادت نيمه شب ارتباط دارد. اين مقام در صورتى به پيامبر (ص) عطا مىشود كه حضرت بر تهجد و شبزندهدارى مداومت داشته باشد. مراتبى از اين موقعيت و مقام نيز براى امت پيامبر (ص) كه
1) ميزان الحكمه، ج٧، ص٢۴٩.
شبزندهدار و متهجدند، محفوظ است كه مىتوانند به نسبت خود به مقام محمود دست يابند.
تمامى مفسران معتقدند كه اين آيه درباره پيامبر اسلام (ص) نازل شده است. از امام صادق (ع) روايت شده است كه نماز شب بر رسول خدا (ص) واجب بود.(1)
بر اساس آيه شريفه، اخبار و اجماع مفسران، اقامه نماز شب بر پيامبر (ص) واجب بوده است.
پيروان حضرت به صريح آيه شريفه لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ (احزاب: ٢١) بايد به سنت پيامبر (ص) اقتدا كنند و سحرخيزى را از پيامبر (ص) الگو بگيرند.
با فرمان شبخيزى به پيامبر (ص) در سوره مزمل و امر به آن حضرت به سجده و تسبيح شبانه در سوره دهر، وظيفه مؤمنان هم در راه تقرب به پروردگار مشخص مىشود. نمازشب براى مؤمنان يادآورى مهمترين لحظههاى پرواز به ملكوت دانسته شده است.(2)
خداوند مىفرمايد:
( إِنَّ هذِهِ تَذْكِرَةٌ فَمَنْ شاءَ اتَّخَذَ إِلى رَبِّهِ سَبِيلاً ) (مزمل: ١٩)
اين هشدار و تذكرى است. پس هركس بخواهد راهى به سوى پروردگارش برمىگزيند.
همچنين مىفرمايد:
(إِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنى مِنْ ثُلُثَى اللَّيْلِ وَ نِصْفَهُ وَ ثُلُثَهُ وَ
طائِفَةٌ مِنَ الَّذِينَ مَعَكَ) (مزمل: ٢٠)
پروردگارت مىداند كه تو و گروهى از آنان كه با تواند، نزديك دو سوم از شب يا نصف يا يكسوم آن را به پا مىخيزيد [و به عبادت مىپردازيد].
همچنين خداوند مىفرمايد:
(أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّيْلِ ساجِداً وَ قائِماً يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَ يَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ) (زمر: ٩)
آيا [چنين كسى با ارزش است يا] كسى كه در ساعات شب در حال سجده و قيام به عبادت مشغول است و از عذاب آخرت مىهراسد و به رحمت پروردگارش اميدوار است.
در اين آيه خداوند با مقايسه بين انسان گمراه و انسانى بيداردل و نورانى كه در دل شب پيشانى به آستانه حق مىسايد، به ستايش انسانهايى مىپردازد كه شب زندهدارند، و در واقع، جايگاه با فضيلت شبزندهدارى را بيان مىكند. همچنين خداوند استغفار در سحر را از اوصاف پرهيزكاران مىشمارد و مىفرمايد:
الصَّابِرِينَ وَ الصَّادِقِينَ وَ الْقانِتِينَ وَ الْمُنْفِقِينَ وَ الْمُسْتَغْفِرِينَ بِالْأَسْحارِ (آلعمران: ١٧)
آنها [در مسير اطاعت و ترك گناه] استقامت مىورزند، راستگويند، [در برابر خدا] خضوع، و [در راه او] انفاق مىكنند و در سحرگاهان از خداوند آمرزش مىطلبند.
در اين آيه خداوند به پنج ويژگى اهل ايمان و تقوا اشاره مىكند كه يكى از آنها مىتواند زمينه ساير اوصاف باشد.
پروردگار در آيات قرآن، پيامبر را به زنده نگهداشتن شب به قيام، تسبيح، تقديس و سجده فرا مىخواند و مىفرمايد:
فَاصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبِها وَ مِنْ آناءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَ أَطْرافَ النَّهارِ لَعَلَّكَ تَرْضى (طه: ١٣٠)
پس در برابر آنچه مىگويند صبر كن و پيش از طلوع آفتاب و قبل از غروب آن تسبيح و حمد پروردگارت را بهجا آور و در ساعاتى از شب و اطراف روز [پروردگارت را] تسبيحگوى؛ باشد كه [از الطاف الهى] خشنود باشى.
همچنين خداوند مىفرمايد: سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حِينَ تَقُومُ ؛ «و هنگامى كه برمىخيزى، پروردگارت را تسبيح و حمد گوى» . (طور: ۴٨)
برخى از مفسران، تسبيح و حمد را در اين آيه، همان نماز شب دانستهاند. (1)در آيات ديگر قرآن چنين مىخوانيم:
وَ مِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَ إِدْبارَ النُّجُومِ (طور: ۴٩)
همچنين به هنگام شب او را تسبيحگوى و نيز به هنگام پشتكردن ستارگان [و طلوع صبح].
همچنين مىفرمايد: وَ مِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَ أَدْبارَ السُّجُودِ ؛ «و در بخشى از شب او را تسبيح كن و بعد از سجدهها» . (ق: ۴٠)
امام صادق (ع) فرمود: «منظور از اين آيه نماز وتر است كه در آخر شب قرار دارد» .(2)
وَ مِنَ اللَّيْلِ فَاسْجُدْ لَهُ وَ سَبِّحْهُ لَيْلاً طَوِيلاً (دهر: ٢۶)
پاسى از شب را براى او سجده كن و مقدارى طولانى از شب، او را تسبيح گوى.
همچنين خداوند بندگان خود را چنين توصيف مىكند: وَ الَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّداً وَ قِياماً ؛ «كسانى كه شبانگاه براى پروردگارشان سجده و قيام مىكنند» . (فرقان: ۶۴)
همچنين خداوند مىفرمايد:
لَيْسُوا سَواءً مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ أُمَّةٌ قائِمَةٌ يَتْلُونَ آياتِ اللهِ آناءَ اللَّيْلِ وَ هُمْ يَسْجُدُونَ (آلعمران: ١١٣)
آنها يكسان نيستند؛ [زيرا] گروهى از اهل كتاب [به حق و ايمان] قيام مىكنند و پيوسته در اوقات شب، آيات خدا را مىخوانند. درحالىكه سجده مىكنند.
مقصود از اهل كتاب كسانىاند كه به اسلام رهيافتند و در سحر تهجد دارند و كتاب خدا را مىخوانند و سجده مىكنند؛ يعنى به نماز شب مىايستند.
براساس آيات قرآن، هرچه در آسمان و زمين است تسبيحگوى پروردگار است. با اين وجود سزاوار نيست انسان از قافله تسبيحگويان عقب بماند و نعمتهاى الهى را پاس ندارد.
سعدى در حكايتى از گلستان چنين مىنويسد:
ياد دارم كه شبى در كاروانى همه شب رفته بودم و سحر در كنار بيشهاى خفته. شوريدهاى كه در آن سفر همراه ما بود، نعرهاى بر
آورد و راه بيابان گرفت و يك نفس آرام نيافت. چون روز شد گفتمش: آن چه حالت بود. گفت: بلبلان را ديدم كه به نالش در آمده بودند از درخت و كبكان از كوه و غوكان در آب و بهايم از بيشه. انديشه كردم كه مروت نباشد همه در تسبيح و من به غفلت خفته.
عالمى هست به تسبيح و نماز ما همه غافل و در خواب ناز
خداوند مىفرمايد: ( يُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ ) ؛ «آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است همواره تسبيح خدا مىگويند» . (جمعه:١)
ما سميعيم و بصيريم و هشيم با شما نامحرمان ما خامشيم
اگر انسان نيز ارزش و جايگاه خود را بداند، مىتواند به مقامى برسد كه با تمامى موجودات، در تقديس و تسبيح خدا هماهنگ شود.
براساس فرمايش على (ع) اعضا، جوارح حتى لباس نمازگزار حقيقى با او تسبيح مىگويند. حضرت فرمود:
اِنَّ الْإِنسانَ اِذَا كَانَ فِى الصَّلاةِ فِانَّ جَسَدَه وَ ثِيابَه وَ كُلَّ شىء حَوْلَهُ يُسَبِّحُ.
انسان وقتى در حال نماز به سر مىبرد، بدن، لباس و هر آنچه اطراف اويند، تسبيحگوى خدايند.
مىگويند هنگامىكه «ميرفندرسكى» نيمههاى شب به ذكر لااله الّا الله مىپرداخت با گفتن لااله و نفى معبود، تاريكى، فضاى اطاقش را مىگرفت و چون الّا الله مىگفت و اثبات معبود مىكرد، فضاى اطاقش نورانى مىشد.(1)
1) نماز از ديدگاه قرآن و حديث، ص ٧٩.
در روايات، سحرخيزى و شبزندهدارى جايگاه ويژهاى دارد. روايات فراوانى به بيان ارزش و اهميت سحر، سحرخيزى و نماز شب مىپردازند كه در اينجا به برخى از آنها اشاره مىكنيم.
پيامبر (ص) پيش از بعثت نيز موحد بود و سالها در غار حرا و ديگر مكانها به شبزندهدارى مشغول بود و از وقت سحر بهره مىبرد. عشق به راز و نياز در دل شب در عمق جان وى موج مىزد. با اين حال پيامبر (ص) مىفرمايد:
ما زَالَ جَبرَئيلُ يُوصِيني بِقِيَامِ اللَّيلِ حَتَّى ظَنَنْتُ اَنَّ خِيَارَ اُمَّتى لَنْ يَنامُوا.(1)
هميشه جبرئيل مرا در به پادارى شب (شبزندهدارى) سفارش مىكرد؛ بهگونهاى كه فكركردم خوبان امت من هرگز نمىخوابند.
از امام صادق (ع) نقل است كه جبرئيل نزد پيامبر (ص) آمد. آن حضرت فرمود: «اى جبرئيل، مرا موعظه كن» . جبرئيل عرض كرد:
يَا مُحمَّدُ! عِشْ مَا شِئْتَ فَاِنَّكَ مَيِّتٌ وَاَحْبِب مَا شِئْتَ فَاِنَّكَ مُفارِقُهُ وَ اعْمَلْ مَا شِئْتَ فَاِنَّكَ مَجْزِيٌّ وَ اعْلَمْ اَنَّ شَرفَ الرَّجُل قيامُه باللَّيلِ وَ عِزُّهُ اِسْتِغْناؤُهُ عَنِ النَّاسِ.(2)
اى محمد! هرگونه كه مىخواهى زندگى كن، ولى بدان كه عاقبت مىميرى. هرچيزى را كه مىخواهى دوست بدار، ولى بدان روزى از آن جدا مىشوى و هرگونه كه مىخواهى عمل
كن، ولى بدان جزاى اعمالت را خواهى ديد، و بدان كه شرف هر كس به سحرخيزى و عزتش در بىنيازى او از مردم است.
گويند كسى از مردان خدا با همراهانش در يكى از منزلهاى ميان راه مكه، نزديك منا، اتراق كرده بود. چون پاسى از شب گذشت براى نماز سحرى از خواب برخاست. ديد همه خوابند. آنان را آواز داد: اى راهگذاران كه براى آسودن كوتاه، درنگ كرده و دم گرفتهايد! آيا برآنيد كه همه شب را در خواب بمانيد؟ پس چگونه كوچ مىكنيد و از اين منزل مىگذريد؟ از بانگ او همه از خواب بيدار شدند، وضو گرفتند و به نماز ايستادند و بر رحمت خدايى دست رساندند. و چون سپيده سر برآورد گفت: «صبح هنگام، شبروان ستايش مىشوند» .(1)
امام حسن عسكرى (ع) مىفرمايد:
اِنَّ الْوُصُولَ اِلىَ اللهِ سَفَرٌ لا يُدرَكُ اِلّا بِامْتِطاءِ اللَّيِل.(2)
سير الى الله و وصول به خداى سبحان، سفرى است كه مركوب راهوار آن، شبزندهدارى است.
پيامبر (ص) مىفرمايد:
يا عَلىُّ، ثَلاثٌ فَرَحاتٌ لِلْمُؤمِنِ في الدُّنيا: لِقاءُ الاِخْوانِ، وَ الْاِفطارُ مِنَ الصِّيامِ، وَ التَّهَجُّدُ مِن آخِرِ اللَّيلِ. ٣
يا على (ع) شادمانى ويژه مؤمنان در دنيا سه چيز است: ١. ديدار با برادران دينى؛ ٢. روزهدار را ميهمان كردن؛(3). سحرخيزى و عبادت در آخر شب.
على (ع) مىفرمايد:
«اَفْضَلُ الْعِبادَةِ سَهَرُ الْعيُونِ بِذِكْرِ اللهِ سُبْحانَه»(1)«برترين عبادت، شبزندهدارى به ياد خداى سبحان است» .
نيز على (ع) مىفرمايد:
«السَّهَرُ رَوضَةُ المُشتاقِينَ»(2)«شبزندهدارى، بهشت و گلزار آرزومندان است» .
نيز على (ع) مىفرمايد:
سَهَرُ الْعُيوُنِ بِذِكر اللهِ فُرصَةُ السُّعَداءِ وَ نُزْهَةُ الْأَولياءِ.(3)
شبزندهدارى و به ياد خدا مشغولبودن فرصتى براى سعادتمندان و تفريح اولياى خداست.
همچنين حضرت على (ع) مىفرمايد:
قِيَامُ اللَّيْلِ مَصَحَّةٌ لِلْبَدَنِ و مَرْضاةٌ لِلرَّبِّ عزَّوَجلَّ وتَعَرُّضٌ لِلرَّحْمَةِ وَ تَمَسُّكٌ بِاَخلاقِ النَّبِيِّين.(4)
سحرخيزى، صحتبخش بدن و موجب خشنودى پروردگار عزوجل و قرارگرفتن در مسير رحمت خدا و چنگ آويختن به اخلاق پيامبران است.
حضرت در كلامى ديگر مىفرمايد
:
نَبِّه بِالتَّفَكُّرِ قَلْبَكَ وَ جَافِ عَنِ النَّوْمِ جَنْبَكَ وَ اتَّقِ اللهَ رَبَّكَ.(5)
دلت را با تفكر بيدار كن و شبانگاه براى نماز شب برخيز و از [عذاب] خداى خويش بترس.
سحرخيزى در بين امتها و انبياى پيشين نيز از ارزش و اهميت والايى برخوردار بوده است.
شبزندهدارى از برنامههاى انبيا در ارتباط با پروردگارشان بوده است كه در روايات معصومان (عليهم السلام) به آن اشاره شده است:
پيامبر (ص) مىفرمايد:
خداوند ابراهيم (ع) را به دوستى برنگزيد جز به اين خاطر كه مهماننواز بود و درحالىكه مردم به خواب بودند، او به نماز شب مىايستاد.(1)
به نيم شب كه همه مست خواب خوش باشند من و خيال تو و نالههاى دردآلود
از امام صادق (ع) نقل است كه خداوند به حضرت موسى (ع) خطاب كرد و فرمود:
اى پسر عمران! دروغ گفته است كسى كه گمان برده است مرا دوست دارد، ولى چون شب فراگير شود، از من صرفنظر مىكند و به خواب مىرود. مگر نه اين است كه هر دوستدارى، دوست مىدارد با محبوبش خلوت كند.
اى پسر عمران! بدان كه من بر [احوال، گفتار، رفتار و سحرخيزى] دوستانم آگاهم و چون شب، آنان را فرا گيرد، چشم
1) ميزان الحكمه، ج ۵، ص ۴١٧.
دلشان را باز كنم، عاقبت، خود را در برابر ديدگانشان تمثل دهم و آنان از راه مشاهده (دل) مرا خطاب كنند و از سر حضور با من به سخن مىنشينند. اى پسر عمران! در تاريكى شب، از قلبت خشوع، از كالبدت فروتنى و از ديدگانت اشك را به من ببخش و مرا بخوان كه مرا نزديك و پاسخگو خواهى يافت.(1)
«گويند خداوند تعالى به داوود (ع) وحى فرستاد كه اى داوود! دروغ مىگويد هر كه ادعاى دوستى من كند و چون شب شود، بخسبد» .(2)
عَجَبا لِلمُحِبِّ كَيْفَ يَنامُ كُلُ نَوْمٍ عَلَى المُحِّبِ حَرَامٌ
شگفتا، عاشق چگونه به خواب مىرود درحالىكه خواب بر عاشق حرام است.
پيامبر (ص) در وصاياى خويش به «عبدالله بن مسعود» از عبادت، زهد و نيايش حضرت سليمان نبى (ع) خبر مىدهد و مىفرمايد:
اى پسر مسعود! حضرت سليمان با آن سلطنت كه داشت نان جو مىخورد و به مردم نان گندم سفيد مىداد. لباس پشمى مىپوشيد. وقتى به طور كامل تاريكى شب او را فرا مىگرفت، دستهايش را به گردنش مىبست و با اين حالت به عبادت خدا، شب را به صبح مىبرد.(3)
فرزندان يعقوب (ع) پس از اينكه به گناه خود پى بردند، از پدر درخواست كردند تا از خدا بخواهد آنان را ببخشد. حضرت يعقوب (ع) نيز به آنان وعده داد تا براى آنان از خداوند طلب آمرزش كند.
پيامبر گرامى اسلام (ص) مىفرمايد:
خَيرُ وقتٍ دَعوتُم اللهَ عَزَّوجَلَّ فيه الْأسحارُ و تلا هذه الآيةَ في قول يعقوب (ع) (سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي) قال أخَّرهم إلى سَحر.(1)
بهترين زمان درخواست از خداوند سحرگاهان است، و آيه شريفه ( وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ ) را تلاوت كرد و فرمود: «حضرت يعقوب درخواست آنان را تا سحر به تأخير انداخت» .
ملكوتىترين زمان كه فيض و رحمت الهى به بندگانش مىرسد، لحظه سحر است. فيض و رحمت وقتى فزونى مىگيرد كه با مناسبت ارزشمند ديگرى همراه شود؛ مثل سحر شب جمعه.
در روايتى از امام صادق (ع) رسيده است كه حضرت يعقوب طلب آمرزش براى فرزندانش را تا سحر شب جمعه به تأخير انداخت.(2)
پيامبر (ص) شبزندهدارى و نماز در شب را سنت خود و سيره صالحان امتهاى گذشته مىداند و مىفرمايد:
عَلَيْكُمْ بِقِيامِ اللَّيلِ فَاِنَّهُ مِنْ دَأْبِ الصّالِحينَ قَبلَكُم وَ اِنَّ قيامَ اللَّيْلِ قُربَةٌ إلى اللهِ وَمَنْهاةٌ عَنِ الْإثمِ. (3)
شبزندهدارى و نماز شب را بر خود لازم بدانيد؛ زيرا شيوه
صالحان پيش از شما بوده است و شبزندهدارى مايه تقرب به خدا و بازداشتن از گناه است.
پيامبر (ص) و ائمه اطهار (عليهم السلام) اسوههاى كاملاند كه تنها ديگران را به سحرخيزى و شبزندهدارى سفارش نمىكنند، بلكه خودشان پيشگام در سحرخيزى و شبزندهدارى بودند. سيره عملى آنان نمايانگر آن است كه تمامى آنان اهل تهجد و شبزندهدارى بودند. براى نمونه به مواردى اشاره مىكنيم:
پيامبر (ص) چنان در عبادت شبانگاهى مىكوشيد كه به ايشان اعتراض مىكردند و مىگفتند شما گناهى نكردهايد و معصوميد؛ چرا اينگونه خود را در عبادت به مشقت مىافكنيد؟ حضرت فرمود: «آيا بنده شاكرى نباشم؟ !»(1)
از حضرت رسول (ص) درباره بهترين اعمال پرسيده شد. ايشان پاسخ دادند: «بهترين اعمال، طول دادن قيام است» . [همچنين بهترين نماز، بعد از نمازهاى واجب، نماز شب است].
بنابراين، حضرت رسول (ص) طول دادن قيام را از بهترين اعمال برشمرده است. در ضمن ما را تشويق و راهنمايى كرده است كه بخشى از شب را زنده بداريم و با خواندن نماز شب، از آثار لحظات سحر استفاده كنيم و هيچگاه از بركات سحر غفلت نورزيم.
1) كشكول، شيخ بهايى، ص ۴۶٢.
مولاى متقيان هيچ لذتى را بالاتر از خلوت با معبود و انس با معشوق حقيقى نمىشناخت. نمونه بارز شبزندهدارى را بايد در وجود آن امام همام كه سر سلسله عارفان و اسوه موحدان و الگوى پارسايان است، جستوجو كرد. «نوف بَكالى» مىگويد: در يكى از شبها حضرت على (ع) را ديدم كه از بستر براى عبادت برخاست. نگاهى به ستارگان افكند و به من فرمود: «خوابى يا بيدار؟» گفتم: «بيدارم» فرمود:
يا نَوفُ! طُوبى لِلزّاهِدِينَ فِى الدُّنيا، الرّاغِبينَ فِى الآخِرةِ، أُولئِكَ قَوْمٌ اتَّخَذُوا الْاَرْضَ بَساطاً وَ تُرَابَها فِرَاشاً وَ مَاءَها طِيباً وَ الْقُرَآنَ شِعَاراً وَ الدُّعاءَ دِثاراً، ثُمَّ قَرَضُوا الدُّنيا قَرْضاً عَلى مِنهَاجِ المَسيح.
يا نَوفُ! اِنَّ داوُدَ (ع) قَامَ فِى مِثلِ هذِهِ السَّاعَةِ مِنَ اللَّيلِ فَقَالَ: اِنَّهَا لَسَاعةٌ لايَدعُو فِيهَا عَبدٌ اِلَّا اسْتُجِيبَ لَهُ اِلَّا أَنْ يَكُونَ عَشَّاراً اَوْ عَرِيفاً اَو شُرطِيّاً أَو صاحِبَ عَرْطَبةٍ أَو صَاحِبَ كُوبَةٍ.(1)
اى نوف! خوشا به حال آنان كه از دنياى حرام چشم پوشيدند و دل به آخرت بستند. آنان مردمىاند كه زمين را تخت، خاك را بستر، آب را عطر، قرآن را پوشش زيرين و دعا را لباس رويين خود قرار دادند و با روش عيساى مسيح با دنيا برخورد كردند. اى نوف! همانا داوود پيامبر (ع) در چنين ساعتى از شب بر مىخاست و مىگفت: «اين ساعتى است كه دعاى هر بندهاى به اجابت مىرسد، جز باجگيران، جاسوسان، شبگردان و نيروهاى انتظامى حكومت ستمگر و نوازنده طنبور و طبل» .
1) نهج البلاغه، ص ١٠۴.
حضرت فاطمه زهرا (عليها السلام) بهقدرى عبادت مىكرد كه پاهايش ورم مىنمود.
حسن بصرى مىگويد:
ما كانَ فى هذهِ الْأُمَّةِ اَعْبَدُ مِنْ فَاطِمة كانَتْ تَقُوم حَتّى تَورَّمَ قَدَماها.(1)
عابدتر از فاطمه در ميان امت نمىتوان يافت؛ زيرا به حدى مشغول عبادت مىشد كه پاهايش ورم مىكرد.
امام حسن مجتبى (ع) مىفرمايد:
مادرم فاطمه (عليها السلام) را ديدم كه شب جمعه در محراب عبادت ايستاده است و پيوسته تا طليعه بامداد در ركوع و سجود بود. شنيدم كه مردان و زنان مؤمن را دعا مىكرد. آنان را نام مىبرد و در حقشان دعاى بسيار مىكرد، اما براى خود دعايى نداشت. به مادرم گفتم:
«يا اُمّاهْ لِمَ لا تَدْعُوَنَّ لِنَفْسِكَ كَمَا تَدْعُوَنَّ لِغَيْرِكَ فَقَالَتْ يَا بُنىَّ أَلْجارُ ثُمَّ الْدّارُ»(2)«مادر جان! چرا همانگونه كه براى ديگران دعا مىكنى براى خود دعا نمىكنى؟ فرمود: پسرم [نخست] همسايه و سپس [اهل] خانه» .
عالمان وارستهاى كه به باطن عالم و معرفت عميق دست يافتهاند، بدون ترديد رسيدن به اين موفقيتها را مرهون نيايش و گريههاى نيمه شب مىدانند.
يكى از نزديكان «حجت الاسلام شفتى» نقل مىكند كه با ايشان همسفر بودم. وقتى شب گذشت، براى خواب آماده شديم. وى چون گمان كرد من خوابيدهام، برخاست و به نماز ايستاد و گريه سرداد. چونان كه بندبند كالبدش مرتعش بود و دو فكش به هم مىخورد و نمىتوانست كلمات نماز را صحيح ادا كند.
به گواهى بزرگان او هر سحرگاه در خانه و كتابخانهاش سخت مىگريست. گاه از گريه او همسايگان با خبر و بيدار مىشدند.(1)
«استاد شهيد مرتضى مطهرى» از سحرخيزى پدر بزرگوارشان در زمانى كه هر دو در قيد حيات بودند، چنين ياد مىكند:
هيچوقت پدرم نمىگذاشت كه وقت خوابش از سه ساعت از شب بگذرد و تأخير بيفتد. شام را سر شب مىخورد و سه ساعت از شب مىخوابيد و حداقل دو ساعت به طلوع فجر مانده بيدار مىشد. حداقل قرآنى كه تلاوت مىكرد يك جزء بود. و با چه فراغت و آرامشى نماز شب مىخواند. حالا تقريباً صد سال از عمرش مىگذرد. هيچوقت نمىبينم كه يك خواب ناآرام داشته باشد.
اينها دل را زنده مىكند. آدمى كه مىخواهد از چنين لذتى بهرهمند شود، بايد كمتر از لذتهاى مادى استفاده كند تا بتواند به آن لذت عميقتر الهى برسد.(2)
حضرت امام خمينى (رحمة الله) در اهميت شبزندهدارى و نمازشب و توصيه
به آن مىنويسد: «سيره ائمه (عليهم السلام) و مشايخ عظام و علما، مواظبت بر اين عمل بوده است. بلكه قطع نظر از عبادت، به بيدارى در آخر شب اهميت مىدادند» .(1)و نيز مىنويسد: «اگر نمىتوانى مخلص شوى، لااقل براى آن «قرة العين»(2)بكوش كه حق تعالى مخفى فرموده است» .(3)
رهبر انقلاب مىفرمايد:
مرحوم مطهرى يك مرد اهل عبادت، سحرخيزى و تهجد بود. يك شب ايشان منزل ما بودند. نصف شب از صداى گريه ايشان خانواده از خواب پريده بودند. البته اول ملتفت نشده بودند، صداى كيست. اما بعد فهميدند كه صداى آقاى مطهرى است. ايشان نصف شب نماز مىخواند همراه با گريه با صدايى كه از آن اتاق مىشد آن را شنيد. (4)
«شيخ جعفر كاشفالغطا» ، از علماى برجسته شيعه، در عبادت، صفاى باطن، حالت تضرع، تهجد، سحرخيزى، دعا و مناجات از خواص روزگار بود. «ملا محمد تقى برغانى قزوينى» مىگويد:
روزى شيخ جعفر كاشفالغطا وارد قزوين شد و در منزل يكى از بزرگان اقامت كرد. در منزل باغى وجود داشت. وقت خواب همه خوابيدند. من هم در گوشهاى از باغ خوابيدم. چون پاسى از شب گذشت شنيدم شيخ جعفر كاشفالغطا مرا صدا مىزند. مىگويد: «برخيز نماز شب بهجاى آور» پس از پاسخ، دوباره به
خواب رفتم. ناگهان صدايى به گوشم رسيد. به دنبال آن روانه شدم وقتى نزديك جايى كه سر و صدا مىآمد رسيدم ديدم جناب شيخ به تضرع و گريستن و مناجات مشغول است. صداى ايشان چنان بر من اثر گذاشت كه از آن شب تاكنون ٢۵ سال مىگذرد و هر شب برمىخيزم و به مناجات مشغول مىشوم.(1)
ملاهادى سبزوارى در تمام عمر يك سوم آخر شب را بيدار مىشد و به راز و نياز و خواندن دعاى جوشن كبير و نماز شب سرگرم بود و با ناله و مناجاتهاى نيمه شب، خانواده وى كه در حجرههاى بالاى خانه در خواب بودند، از خواب بيدار مىشدند و صداى حكيم را مىشنيدند. در تمام مدت تدريس ممكن نشد بانگ مؤذن بلند شود و ايشان درسى را قطع نكند و به سخنان خود پايان ندهد و صدايشان به اذان بلند نشود.(2)
سحر در قرآن كريم و منابع روايى، از جايگاه ويژهاى برخوردار است. آيات قرآن بهطور خاص به اهميت آن تصريح كرده و آن را از بهترين لحظهها براى ارتباط با خدا، راز و نياز، استغفار و درخواست رحمت الهى دانسته است. خداوند در چندين آيه، پيامبرش را به شبزندهدارى دعوت، و او را به عبادت در وقت سحر ترغيب مىكند(1)و مقام محمود(2)را دستاورد آن مىداند، همگى اينها بيانگر ارزش و ويژگىهاى سحر است.
اينكه خداوند نجات برخى امتهاى گذشته را به وقت سحر موكول كرده است، دليل ويژه بودن اين وقت از شبانهروز نزد پروردگار است.(3)
در روايات بهترين لحظههاى شبانهروز وقت سحر معرفى شده است:
اِنَّ دَاوُدَ (ع) سَأَلَ جَبرئيلَ عَن اَفْضَلِ الأوقاتِ؟ قَالَ لا اَعْلَمُ اِلّا اَنَّ
العَرْشَ يَهْتَزُّ فِى الأَسْحَارِ.(1)
حضرت داود نبى (ع) از جبرئيل امين پرسيد: «برترين لحظهها كدام است؟» جبرئيل گفت: «نمىدانم جز به اين مقدار كه عرش خداوند هنگام سحر به جنبش درمىآيد» .
پيشوايان دين درباره ويژگىهاى سحر، مطالب بسيارى فرمودهاند؛ از جمله:
با اندك ارتباطى در لحظههاى سحر، فيض و رحمت الهى به بندگان عطا مىشود. امام باقر (ع) صفات قدسى ساعات سحر و بركات دعا در آن ساعات را چنين مىستايد:
خداوند متعال نيازآوران و نيايشكنان از بندگان مؤمن خود را بسيار دوست دارد. پس از هنگام سحر تا دميدن خورشيد دعا كنيد كه آن ساعتى است كه در آن زمان درهاى آسمان گشوده مىشوند، نسيم [رحمت] مىوزند، روزىها قسمت مىشوند و حاجتهاى بزرگ برآورده مىگردند. (2)
دعا با سرشت و سرنوشت انسان آميخته است. زندگى بدون درخواست از خدا خودسرى است. دعاى بدون عمل، تنبلى و شرمندگى
است. دعا همراه عمل، بهترين ارتباط با خدا و بندگى است. سحر بهترين وقت براى خواستن است. دعا بعد از عمل، كليد درهاى بسته است. البته درها به روى ما بسته نيست، ما دست و پا بستهايم. نبايد از دعا كردن نااميد شد كه شيطان پس از امر به هبوط و خروج، دعا كرد و دعايش به اجابت رسيد:
(قالَ أَنْظِرْنِي إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ* قالَ إِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ) (اعراف:١۴و١۵)
گفت مرا تا روزى كه [مردم] برانگيخته مىشوند مهلت ده. فرمود تو از مهلت دادهشدگانى.
دوستان را كجا كنى محروم تو كه با دشمنان نظر دارى
پيامبر (ص) مىفرمايد:
خَيرُ وَقتٍ دَعَوتُمُ اللهَ فيه الاَسحارُ.(1)
بهترين هنگامى كه مىتوانيد در آن خداوند را بخوانيد، اوقات سحر است.
همچنين مىفرمايد:
اِذا كانَ آخِرُ اللَّيلِ يَقولُ الله سُبحانَهُ، هَلْ مِن داعٍ فَاُجيبَهُ؟ هَل مِنْ سائِلٍ فاُعطيه سُؤْلَه؟ هَلْ مِنَ مُستَغْفِرٍ فَاَغْفِرَ لَه؟ هَلْ مِنْ تائِبٍ فَاَتُوبَ عَلَيهِ؟(2)
هرگاه پايان شب فرا مىرسد خداى سبحان مىفرمايد: «آيا دعاكنندهاى هست [كه مرا بخواند] تا جوابش دهم؟ آيا تقاضاكنندهاى هست [كه از من بخواهد] تا عطايش كنم؟ آيا
آمرزشخواهى هست [كه از من آمرزش طلب كند] تا او را بيامرزم؟ آيا توبهكنندهاى هست تا توبهاش را بپذيرم» .
پيامبر (ص) به على (ع) مىفرمايد:
يا عَلىُّ صَلِّ مِنَ اللَّيلِ وَلَو قَدْرَ حَلبِ شَاةٍ و بالْأَسْحارِ فَادْعُ فَاِنَّ عِندَ ذَلِكَ لاتُرَدُّ دَعَوةٌ.(1)
يا على بخشى از شب را به نماز بايست هرچند به اندازه دوشيدن گوسفند باشد و در هر سحر از خدا بخواه كه در آن لحظات، دعايى رد نشود.
دلا بسوز كه سوز تو كارها بكند
امام صادق (ع) مىفرمايد:
در شب، لحظهاى است كه ممكن نيست بنده مؤمن در آن به پاخيزد، دو ركعت نماز بهپا دارد و خداوند را بخواند و حضرت حق خواستههايش را به اجابت نرساند.
راوى مىگويد: «از امام پرسيدم آن چه لحظهاى است؟» امام (ع) فرمود: «يك ششم از نيمه دوم شب» .(2)
گر عاشقى بىسيم و زر
در راه او شام و سحر
ز آه دل و خون جگر
بر گير زاد و راحله(3)
سوز دل، اشك روان، آه سحر ناله شب اين همه از نظر لطف شما مىبينم (4)
از مرحوم مجلسى اول ( محمدتقى مجلسى) پدر مرحوم علامه محمد باقر مجلسى نقل شده كه گفته است:
در يكى از شبانگاهان به هنگام سحر، حال خوشى داشتم. دريافتم كه در اين حال هرچه از حق تعالى بخواهم به من عطا خواهد كرد. پس در اين انديشه شدم كه چه چيزى از آن عزيز طلب كنم كه ناگهان محمدباقر در گهوارهاش گريه سر داد. من نيز بىدرنگ عرضه داشتم: «بار خدايا! به محمد و آل محمد، پسرم محمد باقر را در رواج و نشر احكام بزرگ پيامبر يارى فرما و توفيق بىكرانش عطا فرما» .(1)
ما ملك نيم روز به يك جو نمىخريم تا وام ماست ناله و نجواى نيمه شب
سحر زمانى است كه خداوند روزى و بهره هر موجودى را در شبانهروز برايش مقرر مىكند و از امتيازات سحر اين است كه اگر بيدار باشيد و از خداوند درخواست ازدياد روزى حلال كنيد، خداوند آن را رد نمىكند.
امام باقر (ع) مىفرمايد:
اِنَّ اللهَ عَزَّوَجلَّ يُحِبُّ مِن عِبادِهِ المُؤمِنينَ كلَّ دَعّاءٍ، فَعَليكُم بَالدُّعاءِ فِى السَّحَرِ اِلى طُلوُعِ الشَّمسِ فَانَّهاَ ساعَةٌ تُفَتَّحُ فيهَا اَبْوابُ السَّماءِ وَ تُقَسَّمُ فِيها الْأرزاقُ وَ تُقضَى فِيها الحَوائجُ العِظامُ.(2)
خداى عزوجل از بين بندگان مؤمنش، آنان را كه بسيار دعا
كنند، دوست مىدارد. پس همواره از سحر تا طلوع خورشيد دعا كنيد؛ زيرا در اين لحظات درهاى آسمان گشوده و روزىها قسمت و حاجتهاى بزرگ برآورده مىشود.
گويا عشق حقيقى از دامن سحر زاده مىشود و در عشق، رازى نهفته است كه با كليد سحر گشوده مىشود. بىعلت نيست كه ماه مبارك رمضان از تمام ماههاى سال ممتاز است؛ چون در اين ماه، دعا، راز و نياز، تهجد، نماز شب و تلاوت قرآن در سحرها انجام مىيابد و درون از گناه پاك مىشود و با اين تلاشهاى مؤمنان، باد صبا در سحر بوى بهشت را به مشام دلدادگان مىرساند.
در موسم حج و در برخى از شبهاى ماه ذيحجةالحرام، بهگونهاى ويژه، به شبزندهدارى و تهجد توصيه شده است. اين شبها از آغاز ماه ذيحجه شروع مىشود و ايام تشريق تا شب سيزدهم را در برمىگيرد.
در منابع اهل سنت، به شبزندهدارى شبهاى دهه اول ذيحجه بيشتر تأكيد شده است.
علماى حنفى و حنبلى بر استحباب شبزندهدارى دهه اول ذيحجةالحرام تأكيد نموده و به روايت پيامبر (ص) استناد كردهاند:
مَا مِنْ اَيّامٍ اَحَبُّ اِلىَ اللهِ اَنْ يَتَعَبّد لَهُ فِيهَا مِنْ عَشْرِ ذى الحَجَّة، يَعدِلُ صِيامُ كُلِّ يَوْمٍ مِنْهَا بِصيام سَنَةٍ وَ قِيامُ كُلِّ لَيْلَةٍ مِنْهَا بِقيامِ لَيْلَةِ القَدْرِ.(1)
دوستداشتنىترين زمانى كه خداوند در آن عبادت مىشود، دهه ذيحجه است كه روزه هر روز آن برابر با روزه يك سال و شبزندهدارى آن برابر با شب قدر است.
1) البحر الرائق، ج٢، ص۵۶؛ حاشيه، ابن عابدين، ج١، ص۴۶٠.
به شبزندهدارى برخى از شبهاى دهه اول ذيحجه، به طور ويژه توصيه شده است؛ از جمله:
«ترويه» به معناى آب برداشتن و آماده شدن براى اعمال حج تمتع است. شب هشتم ذيحجه از شبهاى با فضيلتى است كه بر اساس روايتى از پيامبر اكرم (ص) شبزندهدارى آن به دعا و ذكر، سفارش شده است:
«مَنْ اَحيا اللَّيالِىَ الاَرْبَعَ وَجَبَتْ لَهُ الجَنَّةُ لَيلَةَ التّرويه و. . .» (1)«هركس شب ترويه و. . . را احيا بدارد، بهشت بر او واجب است» .
در منابع روايى آمده است كه حجگزار مستحب است شب عرفه، يعنى شب نهم ذيحجه را در منا بيتوته كند و شب را به دعا و عبادت بگذراند. پيامبر اكرم (ص) مىفرمايد:
مَنْ اَحْيَا اللَّيالَى الأربَعَ وَجَبَتْ لَهُ الجَنَّةُ لَيلَةَ التَّروية وَ لَيْلَةَ عَرفَة وَلَيلَةَ النَّحرِ وَ لَيْلَةَ الفِطر. (2)
هركس شبهاى ترويه، عرفه، عيد قربان و عيد فطر را شبزندهدارى كند، بهشت بر او واجب است.
بهتر آن است كه عبادت خود را به ويژه نمازهايش را در مسجد «خيف» كه در منا واقع شده است بهجا آورد و نيز مستحب است پس از نماز صبح تا طلوع آفتاب به تلاوت قرآن، تسبيحات، دعا و توسل
بگذراند. سپس روانه عرفات شود.
احتياط آن است تا پس از طلوع آفتاب از وادى «محسّر» نگذرد. بنابراين گذشتن از وادى محسّر پيش از صبح مكروه و خلاف احتياط است.
شب عيد قربان نيز از شبهايى است كه احياى آن سفارش شده و مايه آمرزش گناهان است.
جمعى از فقهاى برجسته شيعه، احيا و شبزندهدارى شب عيد قربان را به عبادت، نماز و كوشش در دعا و ذكر خدا مستحب دانسته(1)و براى اثبات استحباب احياى آن به رواياتى تمسك كردهاند؛ از جمله اين روايت امام صادق (ع) كه فرمود:
اِنِ اسْتَطَعتَ اَنْ تُحيِيَ تِلْكَ اللَّيلةَ فَافعَلْ، فَإنَّه بَلغَنَا اَنَّ ابَوابَ السَّمَاءِ لاتُغْلَقُ تِلْكَ اللَّيلةَ لاَِصْواتِ المُؤمنين لَهمُ دَوِىٌّ كَدَوِىِّ النَّحْلِ يَقُولُ اللهُ عَزَّوَجَّل ثَنَائُه اَنَا رَبُّكُم وَ اَنْتُمْ عِبادِى أدَّيتُم حَقِّى وَ حَقٌّ عَلَىَّ اَنْ اَسْتَجيبَ لَكُم فَيَحُطُّ تِلكَ اللَّيلَةَ عَمَّنْ اَرادَ اَنْ يَحُطَّ عَنْه ذْنُوُبَه وَيَغْفِرُ لِمَنْ اَرادَ اَن يَغْفِرَ لَه.(2)
اگر توان آن را داشتى كه آن شب را بيدار بمانى، بيدار بمان؛ زيرا به ما رسيده است كه درهاى آسمان در آن شب به روى
صداهاى مؤمنان بسته نمىشود. برايشان همهمهاى است همچون همهمه زنبوران عسل. خداوند متعال مىفرمايد: «من پروردگار شمايم و شما بندگان من. حق مرا ادا كرديد پس بر من حق است كه دعايتان را مستجاب كنم» . در آن شب خداوند گناهان هر كس را بخواهد مىآمرزد و هر كسى را بخواهد مىبخشايد.
على (ع) از افرادى متعجب بود كه نسبت به چنين شبهاى بافضيلتى از سال بىتفاوت بودند. در روايتى چنين آمده است:
كَانَ يُعْجِبُهُ اَنْ يُفَرِّغَ نَفْسَه اَربعَ لَيالٍ مِنَ السَّنَةِ: اَوّلَ لَيْلَةٍ مِنْ رَجَبٍ وَ لَيلةَ الْنَّحرِ. و لَيلَةَ الفِطْر ولَيلَةَ النِّصْفِ من شعبان.(1)
آن حضرت از اينكه كسى چهار شب از شبهاى سال را با بىتفاوتى بگذراند، متعجب مىشد: شب اول ماه رجب، شب عيد قربان، شب عيد فطر و شب نيمه شعبان.
فقهاى اهل سنت نيز بر استحباب شبزندهدارى شب عيد فطر و عيد قربان اتفاقنظر دارند(2)و بر اين ديدگاه به روايت امام على (ع) استناد جستهاند:
مَنْ قَامَ لَيلَتَيِ العيْدِ مُحْتَسِباً لَمْ يَمُتْ قَلبُهُ حين تَموُتُ القُلوُب.(3)
كسى كه دو شب عيد فطر و قربان را به عبادت (تفكر، ذكر خدا، نماز و. . .) سپرى كند هنگامى كه دلها مىميرند، دل او نمىميرد.
در سبب نامگذارى روزهاى يازدهم تا سيزدهم ذيحجه به ايام تشريق، ديدگاههاى متفاوتى از سوى لغتدانان و مفسران اظهار شده است؛ از جمله گفتهاند: «به علت تابش ماه در شبهاى اين ايام، به اين روزها ايام تشريق گفته شده است» .(1)
در اصطلاح فقه به روزها و شبهاى يازدهم تا سيزدهم ذيحجه ايام تشريق مىگويند. (2)به نظر برخى منظور از «ايام معدودات» كه در آيه شريفه ( وَ اذْكُرُوا اللهَ فِي أَيَّامٍ مَعْدُوداتٍ ) (بقره: ٢٠٣) آمده است، دهه اول ذيحجه و دو روز پس از آن است. (3)ولى اهل بيت (عليهم السلام) مقصود از ايام معدودات را ايام تشريق دانستهاند. (4)بيشتر مفسران اهل سنت و شيعه نيز همين ديدگاه را پذيرفتهاند.(5)
همچنين غالب مفسران و فقهاى شيعه و اهل سنت مراد از ذكر را گفتن تكبير بعد از نمازهاى واجب دانستهاند.(6)
پس از اعمال روز عيد قربان، بر حجگزار واجب است كه شب يازدهم و دوازدهم را در منا بيتوته كند و روزها، جمرههاى سهگانه را رمى كند.
روايات زيادى از اهل بيت (عليهم السلام) بر وجوب بيتوته در اين ايام دلالت
از برنامههايى كه مىتواند جايگزين بيتوته واجب شب يازدهم و دوازدهم در منا شود، شبزندهدارى حاجى در مكه و مسجدالحرام است. بنابراين اگر حاجى در مسجدالحرام يا مكه، تمام شب را نخوابد و به ذكر و عبادت مشغول باشد، مىتواند در منا نماند. با اين حال فقها گفتهاند: «بيتوته در منا افضل است، گرچه در مسجدالحرام به طواف و اعمال حج و اعمال مستحبى ديگر، مثل طواف مستحبى، نماز و. . . اشتغال داشته باشد» .(3)
به لطف پروردگار و به بركت نظام شكوهمند جمهورى اسلامى و تلاش سازمان حج و زيارت، افزون بر تشرف در ايام حج، درهاى رحمت الهى به سوى مسلمانان ايرانى در ساير ايام نيز گشوده شد تا بتوانند در طول سال به عمره مفرده مشرف شوند.
مناسب ديديم به شبهايى اشاره كنيم كه در طول سال به شبزندهدارى آن از سوى پيشوايان دين توصيه شده است تا زائران عزيز از اين فرصتها غفلت نورزند و زاد و توشه بيشترى از اين سفر معنوى براى روز نياز برگيرند.
فقهاى شيعه و اهل سنت بر استجاب احياى شبهاى با فضيلتى كه در طول سال وجود دارد و نص و رواياتى در شأن و منزلت آنها وارد شده است، اتفاق نظر دارند؛ شبهايى كه در روايات، سنت و سيره پيشوايان دين، شبهايى ارزشمند، با بركت و با فضيلت شمرده شدهاند و به احيا و شبزندهدارى آنها توصيه و ترغيب شده است. بر اين اساس فقهاى شيعه و اهل سنت، آنها را مستحب دانستهاند؛ بهويژه در ماههاى رجب، شعبان و رمضان كه هم عمره آن سفارش شده است و هم شبهاى بسيار ارزشمندى در اين ايام وجود دارد كه شيعه و سنى، به شبزندهدارى آنها تأكيد دارند. اين شبها عبارتاند از:
ماه رجب، ماه بسيار پر بركت خداست. در اين ماه، فضل و رحمت الهى بر بندگان گسترده است. احياى هر شب از شبهاى ماه رجب، موجب رهايى بنده از آتش است و همچنين شفاعت او درباره هفتادهزار گناهكار پذيرفته مىشود.(1)با همه اين آثار و بركاتى كه احياى هر شب اين ماه دارد، اما فقهاى شيعه و اهل سنت براساس روايات، احياى دو شب از شبهاى ماه رجب را مستحب مؤكد دانستهاند.
«سيد بن طاووس» و «ابن فهد حلى» شب اول ماه رجب را از چهار شب با فضيلت سال شمردهاند كه احيا و شبزندهدارى آن سفارش شده است.
سيد بن طاووس مىگويد:
اين شب از شبهاى داراى مقام و موقعيت و نعمت است كه
1) وسائل الشيعه، ج١٠، ص۴٧٨.
خداوند از بندگانش خواسته است تا در اين شب او را اطاعت و عبادت كنند و از او درخواست سعادت و نجات و فيض و رحمت داشته باشند. (1)
همچنين درباره عظمت اين شب روايت شده است:
اِنَّهُ كَانَ يُعْجِبُهُ اَنْ يُفَرِّغَ نَفْسَهُ اَرْبعَ لَيالٍ مِنَ السَّنةِ: اَوّلَ لَيلَةٍ مِنْ رَجَبٍو. . . . (2)
على (ع) متعجب بود از اينكه انسان نسبت به چهار شب از سال بىتفاوت باشد: شب اول رجب، و. . . .
اهل سنت (حنفى و حنبلى) نيز شب اول ماه رجب را در شمار شبهايى آوردهاند كه شبزندهدارى آن مستحب است و گفتهاند از شبهاى پنجگانهاى است كه دعا در آن شب رد نمىشود و به استجابت مىرسد. آن پنج شب عبارتاند از شب جمعه، شب اول ماه رجب، شب نيمه شعبان، شب عيد فطر و عيد قربان.(3)
كسانى كه توفيق انجام دادن عمره در ماه رجب را دارند، نبايد از اين شبهاى پربركت غافل شوند تا بتوانند از اين فرصت، نهايت بهره معنوى را ببرند.
شب نيمه ماه رجب از شبهاى پر فضيلتى است كه علما و محدثان شيعه و اهلسنت شبزندهدارى آن را شايسته دانستهاند.
سيدبنطاووس و برخى ديگر از علما، شبزندهدارى آن شب را سزاوار دانستهاند به علت روايتى كه از پيامبر (ص) درباره آثار و بركات آن رسيده است.
«ابن بطوطه» ، جهانگرد معروف گفته است: «شب مبعث نزد شيعيان، شب بسيار بزرگ و با فضيلتى است و شيعيان اين شب را به شبزندهدارى مىگذرانند» .(1)
شايد منظور از اين انتساب اين باشد كه اين شب را عموم مردم شيعه احترام مىكنند و به عبادت نماز و دعا مىپردازند، نه اينكه فقها و علماى شيعه، آن شب را جزء شبهاى احياى سال شمرده باشند.
علماى شيعه و بيشتر علماى اهل سنت بر استحباب و شبزندهدارى نيمه ماه شعبان اتفاقنظر دارند.(2)
«شيخ مفيد» شب نيمه شعبان را از شبهاى شريف و با عظمتى دانسته است كه نزول بركات و خيرات در آن بر بندگان فراوان است.(3)جمعى از فقها، شبزندهدارى اين شب را به نماز و دعا مستحب شمردهاند. (4)سيد بن طاووس آن را از چهار شب احيا در سال به شمار
آورده است. (1)روايات متعددى بر استحباب احياى اين شب دلالت دارد؛ از جمله پيامبر اكرم (ص) فرمود:
كُنْتُ نَائِماً لَيْلَة النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ فَاتَانِى جَبْرَئِيل (ع) فَقَالَ: يَا مُحَمّدُ أَتَنَامُ فِى هَذِهِ اللّيْلَةِ؟ . . . يَا مُحَمّدُ مَنْ اَحْياهَا بِتَسْبِيحٍ وَ تَهْلِيلٍ وَ تَكْبِيرٍ وَ دُعَاءٍ وَصَلاةٍ وَقِرْاءَةٍ وَ تَطَوُّعٍ وَ اسْتِغْفارٍ كانَتِ الجَنَّةُ لَهُ مَنْزِلاً وَ مَقِيلاً وَ غَفَرَاللهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِه وَ مَا تَأخَّر. . . فَاَحْيِها يَا مُحمّدُ وَ أمُرْ اُمَّتَكَ بِاِحْيائِها وَالتَّقَرُّبِ اِلى اللهِ تعالى بِالعَمَل فِيهَا فِانَّهَا لَيْلَةٌ شَرِيفَةٌ. . . .(2)
در شب نيمه شعبان خواب بودم. جبرئيل نازل شد. گفت: «اى محمد (ص) چنين شبى را مىخوابى؟ اى محمد! كسى كه اين شب را به تسبيح، تهليل، تكبير، دعا، قرائت قرآن، اعمال مستحبى و طلب آمرزش به سر برد، بهشت جايگاه او خواهد بود و خداوند گناهان گذشته و آينده او را مىآمرزد. اى محمد! اين شب را بيدار بمان و امت خود را به شبزندهدارى آن و تقرب به خدا با اعمال دستور ده كه اين شب شريفى است» .
همچنين در روايت چنين آمده است:
اِنَّ اَميرَالمُؤمِنين (ع) لم يكن يَنامُ فيها مُحيِياً لِعبادة الله عَزَّوَجَلَّ بِالصَّلاةِ وَالدُّعاءِ وَ تَلاوةِ الْقُرآنِ.(3)
على (ع) [شب نيمه شعبان] را به عبادت خداوند عزوجل و نماز و دعا و تلاوت قرآن بيدار بود.
شبزندهدارى شب نيمه ماه شعبان بهطور ويژه در سيره و برنامه شبزندهدارىهاى امام سجاد (ع) بود. آن حضرت اين شب را به نماز، دعا، تلاوت قرآن و استغفار سپرى مىكرد.
زيدبنعلى (فرزند امام سجاد (ع)) مىگويد:
كَانَ عَلىُّ بنُ الحُسَين (ع) يَجْمَعُنَا جَمِيعاً لَيْلَةَ النِّصفِ مِنْ شَعْبَانَ. ثُمَّ يُجَزِّئُ اللَّيلَ أَجْزاءً ثَلاثَةً فَيُصَلِّى بِنَا جُزءاً ثُمّ يَدْعُو فَنُؤَمِّنُ عَلىَ دُعائِهِ ثُمَّ يَستَغفِرُ اللهَ وَ نَستَغْفِرُه وَ نَسألُهُ الجَنَّةَ حَتَّى يَنْفَجِرَ الْفَجرُ.(1)
همواره امام زين العابدين همه ما را در شب نيمه شعبان جمع مىكرد و شب را سه قسمت مىكرد و يكسوم شب را با ما نماز مىخواند، يك قسمت را دعا مىكرد و ما آمين مىگفتيم. سپس طلب آمرزش مىكرد. ما هم طلب آمرزش مىكرديم و از خداوند طلب بهشت مىكرديم تا طلوع فجر.
جمهور علماى اهل سنت به استناد روايت امام على (ع) و روايات ديگر، احياى شب نيمه شعبان را مستحب دانستهاند. آن حضرت در روايتى به نقل از پيامبر (ص) مىفرمايد:
اِذا كَانَت لَيْلَةُ النِّصفِ مِن شَعْبانَ فَقُومُوا لَيلَها وَ صُومُوا نَهارَها، فَاِنَّ اللهَ يَنْزِلُ فِيهَا لِغُروبِ الشَّمْسِ اِلى سَماءِ الدُّنيا فَيَقُولُ: ألا مِنْ مُسْتَغفِرٍ فَاَغْفِرَ لَهُ، اَلا مُستَرزِقٍ فَاَرْزُقه ألاَ مُبتَلىٍ فَاَعَافِيه. . . كذا. . . كذا. . . حَتّى يَطلُعَ الفَجر.(2)
هرگاه شب نيمه شعبان فرا رسد، آن شب را به عبادت قيام كنيد
و روزش را روزه بگيريد. همانا خداوند هنگام غروب خورشيد از آسمان دنيا فرود مىآيد [رحمت الهى نازل مىشود] و مىفرمايد آيا كسى هست كه از من آمرزش بخواهد تا او را بيامرزم، طلب روزى كند تا به او روزى دهم. اگر گرفتار باشد او را رهايى دهم. [اين جريان ادامه دارد] تا فجر طلوع كند.
پيامبر گرامى اسلام (ص) درباره اهميت شب نيمه شعبان و جايگاه دعا و مناجات در اين شب مىفرمايد:
يَنزِلُ اللهُ تَعالىَ لَيْلَةَ النِّصفِ مِنْ شَعبانَ اِلىَ سماءِ الدُّنيا فَيَغفِرُ لِأَكْثرَ مِن عَدَدِ شَعْرِ غَنَمٍ.(1)
در شب نيمه شعبان خير و بركت خدا به آسمان پايين نازل شود. پس بيش از شماره موهاى گوسفند، از بندگانش را مىآمرزد.
از شبهاى بسيار پر فضيلت كه شبزندهدارى و سحرخيزى در آن به نماز، دعا و. . . بسيار سفارش شده، شب جمعه است. علماى شيعه و اهل سنت بر استحباب سحرخيزى و شبزندهدارى در اين شب اتفاقنظر دارند. شيخ طوسى مىگويد:
اگر توان احياى تمام شبهاى جمعه را دارى آن را احيا بدار و اگر توان آن را ندارى، به اندازه توان، شبزندهدارى در آن شب را ترك نكن.(2)
فقها براى اثبات قدر و منزلت شب جمعه و استحباب احياى آن
به روايات زيادى استناد كردهاند كه براى ترغيب شبزندهدارى و سحرخيزى شب جمعه رسيده است؛ از جمله: امام صادق (ع) مىفرمايد:
براى جمعه حق و حرمتى است و مبادا به چيزى كه اسباب تقرب به خدا و عمل صالح است و موجب اجتناب از تمامى محرمات مىشود، تضييع و تقصيرى صورت گيرد. همانا خداوند در جمعه، اعمال نيك را دو چندان كند و گناهان را محو سازد و بر درجات بندگان بيفزايد. . . بدانكه روز جمعه هم مثل شب آن است. اگر توانستى روز آن را به نماز و دعا سپرى كنى؛ سپرى كن، زيرا رحمت خدا در شب و روز جمعه بر بندگانش نازل مىشود و كارهاى نيك را چند برابر و گناهان را محو و نابود مىسازد. همانا رحمت و كرم خدا گسترده است. (1)
محدثان و فقها براى شب جمعه اعمال مستحبى زيادى برشمردهاند، از جمله احياى شب جمعه به عبادت.
عَنْ اَبِى جَعْفَر (ع) اِنَّهُ قَالَ اِنَّ اللهَ تَعالى لَيُنادى كُلَّ لَيْلَةِ جُمُعَةٍ مِنْ فَوقِ عَرْشِهِ مِنْ اَوَّلِ اللَّيلِ اِلىَ آخِرهِ: اَلا عَبْدٌ مُؤْمِنٌ يَدْعُونى لآِخِرَتِه وَ دُنْياهُ قَبْلَ طُلُوعِ اْلفَجر فَأُجِيْبَه اَلا عَبْدٌ مُؤْمِنٌ يَتُوبُ اِلىَّ مِنْ ذُنُوبِه قَبْلَ طُلوعِ الْفَجْرِ فَأَتوبَ عَلَيْه اَلاَ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ قَدْ قَتَّرتُ عَليه رِزْقَهُ فَيَسألَنِى الزِّيادَةَ فىِ رِزْقِهِ قَبلَ طُلوعِ الفَجْرِ فَأزِيدَهُ وَ أُوَسّعَ عَلَيهِ أَلا عَبْدٌ مُؤْمِنٌ سَقيمٌ يَسأَلنُى أنْ أَشْفِيَهُ قَبْلَ طُلُوعِ ألفَجْرِ فَأُعافِيَه ألا عَبدٌ مُؤمِنٌ مَحْبُوسٌ مَغمُومٌ يَسْألُنى أَنْ أُطْلِقَهُ مِنْ حَبْسِهِ وَ أخَلِّيَ سَرْبَه أَلا عَبْدٌ مُؤْمِنٌ مَظْلُومٌ
1) الكافى، ج٣، ص۴١۴.
يَسَألُنى أَنْ آخُذَ لَهُ بِظُلامَتِه قَبْلَ طُلُوعِ الْفَجْرِ فَاَنْتَصِرَ لَهُ وَآخُذَ لَهُ بِظُلامَتِه قالَ: فَمَا يَزَالُ يُنادِى بِهَذا حَتَّى يَطْلُعَ الفَجْرُ.(1)
امام باقر (ع) مىفرمايد: همانا خداى تعالى در هر شب جمعه از سر شب تا پايان شب، از بالاى عرش ندا مىكند: آيا بنده مؤمنى هست كه پيش از طلوع فجر مرا براى آخرت و دنيايش بخواند تا من دعاى او را مستجاب كنم. آيا بنده مؤمنى هست كه پيش از طلوع صبح از گناه خود توبه كند پس من توبه او را قبول كنم. آيا بنده مؤمنى هست كه من روزى او را تنگ كرده باشم و از من پيش از طلوع صبح در خواست كند كه روزى او را زياد گردانم پس روزى او را گشاده گردانم.
آيا بنده مؤمن بيمارى هست كه پيش از طلوع صبح از من درخواست كند كه او را شفا دهم پس او را عافيت كرامت كنم. آيا بنده مؤمن غمگين محبوسى هست كه پيش از طلوع صبح از من درخواست كند كه او را از زندان رها كنم و غمش را برطرف سازم پس دعايش را مستجاب گردانم.
آيا بندهاى كه به او ستم شده باشد هست كه پيش از صبح از من درخواست كند براى رفع ستم تا انتقام او را از ستمگر بستانم و حقش را به او بازگردانم. پيوسته اين ندا را تا طلوع صبح سر مىدهد.
شب قدر به سبب جرياناتى كه در آن شب به وقوع پيوسته
1) وسائل الشيعه، ج٧، صص٣٨٩ و ٣٩٠؛ مفاتيح الجنان، اعمال شب جمعه، ص۶١.
و مىپيوند، از عظمت ويژهاى برخوردار است. فقيه برجسته شيعه شيخ مفيد (رحمة الله) مىنويسد:
خداوند متعال شبهايى از سال، مثل شبهاى قدر را به دليل خاص بر تمام شبهاى سال شرافت داده است و در آن اعمال زيادى، مستحب شمرده شده است.(1)
آياتى كه در شأن و منزلت شب قدر نازل شده است به تنهايى براى حكم به استحباب احيا، شبزندهدارى، عبادت، استغفار، قرائت قرآن، مناجات با پروردگار و. . . كفايت مىكند. افزون بر آن، روايات بسيارى بر استحباب احياى شب قدر دلالت دارد، از جمله پيامبر (ص) فرمود:
اِنَّ اللهَ عَزَّوَجلَّ اخْتارَ مِنَ الاَيّامِ الجُمعَةَ وَ مِنَ الشُّهوُرِ شَهرَ رَمضانَ وَمِنَ اللَّيالى لَيْلَةَ الْقدر.(2)
خداوند عزّوجلّ جمعه را از ميان روزها، ماه رمضان را از ميان ماهها و شبقدر را از ميان شبها برگزيد.
رسول اكرم (ص) در كلامى ديگر فرمود:
مَنْ أحْيَا لَيْلَةَ الْقَدْرِ حُوِّلَ عَنْهُ الْعَذابُ اِلَى الْسَّنَةِ الْقابِلة.(3)
كسىكه شب قدر را بيدار بماند، عذاب الهى تا سال آينده از او برداشته مىشود.
امام باقر (ع) مىفرمايد:
مَنْ أحْيا لَيْلَةَ الْقَدرِ غُفِرَتْ لَه ذنُوبُه وَلَوْ كانَتْ ذُنُوبُه عَدَدَ نُجُومِ
السَّماءِ وَ مَثاقِيلِ الْجِبالِ وَ مَكَايِيلِ الْبِحارِ.(1)
كسىكه شب قدر را به شبزندهدارى سپرى كند، گناهان او آمرزيده مىشود، گرچه گناهانش به عدد ستارگان آسمان و سنگينى كوهها و وزن آب درياها باشد.
امام كاظم (ع) فرمود:
مَنِ اغْتَسلَ لَيْلَةَ الْقَدْرِ وَ اَحْياهَا اِلى طُلُوعِ الْفَجرِ خَرَجَ مِنْ ذُنوُبهِ.(2)
كسى كه شب قدر غسل كند و تا طلوع فجر شبزندهدارى كند، از گناهانش خارج مىشود.
از مواردى كه شبزندهدارى آن مورد تأكيد فقها و محدثان شيعه و اهل سنت قرار گرفته و مستحب شمرده شده است، شبهاى دهۀ آخر ماه مبارك رمضان است. اين ايام با فضيلتترين شبهاى اين ماه شمرده شده است.(3)
فقها گفتهاند با ارزشترين زمان كه اعتكاف، شبزندهدارى و عبادت در آن مستحب شمرده شده(4)، شبهاى دهه آخر ماه مبارك رمضان است. سيره پيامبر (ص) و ائمه (عليهم السلام) بر احيا و عبادت اين دهه بوده است.(5)
امام صادق (ع) مىفرمايد:
كانَ رَسُولُ اللهِ (ص) إِذَا دَخَلَ الْعَشْرُ الاَواخِرُ ضُرِبَتْ لَهُ قُبَّةُ شَعْرٍ وَشَدَّ الْمِئزَرَ.(1)
هرگاه دهه آخر ماه رمضان فرا مىرسيد، براى پيامبر (ص) جايگاه عبادت فراهم مىكردند و حضرت مهياى عبادت مىشدند.
و نيز مىفرمايد:
كانَ رَسُولُ اللهِ (ص) إِذا دَخَلَ العَشْرُ الاَوَاخِرُ شَدَّ الْمِئزَرَ وَ اجْتَنَبَ النِّساءَ وَ أحْيَا اللَّيْلَ و تَفرَّغَ لِلعِبادةِ.(2)
پيامبر (ص) اينگونه بود كه هرگاه دهه آخر ماه رمضان فرا مىرسيد، مهياى عبادت مىشدند و از زنان پرهيز مىكردند و شب را به احيا مىگذراندند و خود را بهطور كامل براى عبادت آماده مىساختند.
علماى اهل سنت، احيا و شبزندهدارى شبهاى دهه آخر ماه رمضان را به استناد سيره رسول گرامى اسلام (ص) مستحب دانستهاند.(3)در روايت آمده است:
«إِذَا كَانَ الْعَشْرُ الآخِرُ طَوى فِراشَه وَأَيْقَظ أهْلَهُ وَ أَحْيَا لَيْلَهُ» . (4)
پيامبر (ص) تمام ايام ده شب آخر ماه مبارك رمضان را براى درك شب
قدر به احيا سپرى مىكرد و مىفرمود: «شب قدر را در شبهاى آخر ماه مبارك رمضان جستوجو كنيد» .(1)
علماى شيعه و اهل سنت تصريح كردهاند يكى از شبهايى كه احيا و شبزندهدارى آن مستحب است، شب عيد فطر است. براى استحباب شبزندهدارى شب عيد فطر به رواياتى استناد شده است، از جمله پيامبراكرم (ص) فرمود:
مَنْ أَحْيا لَيْلَة الْعِيدِ لَمْ يَمُتْ قَلبُهُ يَومَ تَمُوتُ القُلوبُ.(2)
كسى كه شب عيد را زنده بدارد، قلبش نمىميرد روزى كه قلبها مىميرند.
امام صادق (ع) از پدر بزرگوارشان نقل مىكند كه حضرت فرمود:
كانَ عَلىُّ بنُ الحْسَينِ (ع) يُحِيى لَيْلةَ عِيْدِ الْفِطْرِ بِالصَّلاةِ حَتَّى يُصْبِحَ وَ يَبِيتُ لَيْلَةَ الفِطرِ فِى المَسْجِد.(3)
امام سجاد (ع) اينگونه بود كه شب عيدفطر را به نماز تا صبح احيا مىداشت و شب عيدفطر در مسجد مىماند.
امام صادق مىفرمايد:
ثَلاثُ لَيْالٍ يَنْبَغي لِلعِبادِ ألا يَناموا فِيها لَيْلَةَ ثَلاثٍ وَ عِشْرِينَ مِنْ شَهرِ رَمَضانَ وَ لَيْلَة الْفِطْرِ وَلَيْلَةَ المزُدَلِفة.(4)
سزاوار است بندگان خدا سه شب را نخوابند: شب بيست و سوم ماه مبارك رمضان، شب عيد فطر و شب عيد قربان.
هر چند روايت ويژهاى بر استحباب احياى برخى شبها نرسيده است، ولى برخى علما از رواياتى كه در فضيلت عبادت در آن شبها به صورت عموم رسيده يا در آن شبها به اعمال ويژهاى سفارش شده است، آن شبها را در شمار شبهاى ويژه سال شمردهاند؛ از جمله:
براى اين شب، دعا، عبادت ويژه و نمازهاى گوناگون نقل كردهاند. بدين سبب برخى علما، آن را از شبهاى احيا بهشمار آوردهاند:
عَدّهَا الْكَفْعَمِى فِى الْمِصْباحِ مِن ليالى الاِحْياءِ الْسَّبعِ.(1)
كفعمى در مصباح المتهجد، شب اول محرم را از شبهاى هفتگانه احيا و شبزندهدارى شمرده است.
رُوِىَ فِيْهَا فِى الاِقْبَال عِدَّةُ اَعْمَالٍ - مِنْ دَعواتٍ اَوْ صَلَوَاتٍ اَوْ عِباداتٍ - اَهمُّها عِدَّةُ صَلوات بِكَيفيّاتٍ مُخْتَلِفَة.(2)
در اقبال الاعمال براى شب اول ماه محرم اعمال متعددى روايت شده است؛ از جمله دعاها يا صلوات و درود بر پيامبر و خاندان پاكش يا عباداتى كه مهمترين آنها صلواتهايى است كه با كيفيتهاى مختلف بيان شده است.
شب عاشورا از نگاه برخى محدثان و فقيهان، در شمار هفت شب احياى سال شمرده شده است.(1)
سيد بن طاووس شبزندهدارى اين شب را مستحب دانسته است. (2)فقها درباره فضيلت و استحباب احياى شب عاشورا به رواياتى از پيشوايان معصوم (ع) تمسك كردهاند؛ از جمله پيامبر (ص) فرمود:
مَنْ أحْيَا لَيْلَة عَاشُورا فَكأَنَّمَا عَبَدَاللهَ عِبَادَةَ جَميعِ المْلائِكَةِ وَ اَجرُ العامِلِ فِيهَا كَأجرِ سَبْعينَ سَنة.(3)
كسىكه شب عاشورا را احيا بدارد، مثل آن است كه عبادت تمامى فرشتگان را انجام داده است و پاداش شبزندهدارى در اين شب مثل پاداش هفتاد سال عبادت است.
در روايت آمده است كسى كه در شب عاشورا بيدار بماند و شبزندهدارى كند و زيارت نمايد امام حسين (ع) را تا صبح فرا رسد، خداوند او را در قيامت، درحالىكه آميخته به خون امام حسين (ع) است، در زمره شهدا محشور مىكند.(4)
امام حسين (ع) در شب عاشورا از دشمن مهلت گرفت تا به نماز، دعا، قرائت قرآن و استغفار بپردازد.(5)
اگر انسان به هردليل، مثل خواب موفق به انجام دادن برخى اعمال بافضيلت نشود، مىتواند با بهجا آوردن قضاى آن، بهرهاى از آن اعمال ببرد.
در روايات به قضاى نماز شب بسيار سفارش شده و باعث مباهات پروردگار بر فرشتگان شمرده شده است.
پيامبر اكرم (ص) مىفرمايد:
اِنَّ اللهَ تبارَكَ وتعالى لَيباهِى ملائكتَهُ بِالعبدِ يَقضِى صلاةَ اللَّيلِ بالنَّهارِ فَيقُولُ يَا مَلائِكتَى: انظروُا اِلى عَبدىِ يقضى مالَمْ أَفْترضُهُ عَلَيهِ أُشهِدُكُمْ إنّي قَدْ غَفَرتُ لَهُ.(1)
هنگامى كه بندهاى قضاى نمازش را در روز انجام مىدهد، خداوند تبارك و تعالى به فرشتگانش مباهات مىكند و خطاب به آنان مىفرمايد: «نگاه كنيد به بنده من كه قضاى نمازى را بهجا مىآورد كه بر او واجب نكردم. شما شاهد باشيد كه من گناهان اين بنده را بخشيدم» .
«على بن ابراهيم» در تفسيرش از امام صادق (ع) روايت مىكند:
شخصى به آن حضرت عرض كرد: «فدايت شوم. چه بسا اتفاق مىافتد كه يك ماه، دو ماه يا سه ماه نماز شب از من فوت مىشود و من آن را روز قضا مىكنم. آيا اين كار جايز است؟ حضرت فرمود: «به خدا سوگند! اين كار مايه روشنى چشم توست» . حضرت اين جمله را سه بار تكرار فرمود.
1) من لايحضره الفقيه، ج١، ص۴٩٨.
بار يافتن به مقام و موقعيت ويژه، بدون پيشزمينه، بىنتيجه است. بايد در هر كارى مقدمات آن كار را فراهم كرد. درك لحظههاى مبارك و درك فيض آن نيز بىمقدمه حاصل نمىشود. ابتدا بايد به آداب ظاهرى و باطنى مزين شد، سپس در آستان حضرت دوست گام گذاشت. ازاينرو، نخست به آداب ظاهرى و سپس به آداب باطنى سحرخيزى مىپردازيم:
بايد آمادگىهاى لازم، مثل تغذيه مناسب و استراحت كافى را براى سحرخيزى و تهجد شب در روز تهيه ديد. استراحت روز، بهويژه خواب و استراحت پيش از ظهر در بيدارى شب بسيار مؤثر است. پيامبر (ص) فرمود:
اِسْتَعِينُوا بِطَعامِ السَّحَرِ عَلى صِيامِ النَّهارِ وَ بِالْقَيلُولَةِ عَلى قِيامِ اللَّيلِ.(1)
از طعام سحرگاهى براى گرفتن روزه و از خواب قيلوله براى شبخيزى يارى بجوييد.
1) ارشاد القلوب، ديلمى، ج١، ص٩١.
تغذيه حلال زمينه سحرخيزى را براى انسان فراهم مىآورد و تغذيه حرام انسان را از كسب فيض در سحر محروم مىسازد. ازاينرو كسى كه مىخواهد سحر برخيزد، بايد از تغذيه حرام گريزان باشد و جز غذاى حلال نخورد. غذاى شبههناك نيز استفاده نكند. حلالخورى راه رشد معنوى را كوتاه و هموار مىسازد. كسى كه در انديشه طهارت باطن است همواره بايد از افراد بىتوجه در مسائل دينى دورى كند. در واقع، نمىتوان اثر وضعى تغذيه حرام را از بين برد؛ هرچند عوض آن غذا را به فقير بدهد.
بايد پيوسته با وضو و طهارت بود و حتى با وضو خوابيد. امامصادق (ع) فرموده است: «هركس وضو بگيرد بعد وارد بستر شود، خوابگاهش چون مسجدش خواهد بود» .(1)اگر موقع خواب به قصد بيدارى سحر سر به بالين گذارد، مأموران الهى طبق روايات او را بيدار خواهند كرد:
احدى از بندگان نيست جز آنكه فرشتهاى از فرشتگان خداوند هرشب دو بار او را بيدار مىكند و به او مىگويد: «اى بنده خدا! برخيز و به ياد پروردگارت باش» .(2)
مىتوان براى بيدار شدن، از آيات قرآن، مثل آيه آخر سوره كهف استفاده كرد:
قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَىَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ
رَبِّهِ أَحَداً (كهف: ١١٠)
بگو: من فقط بشرى هستم مثل شما، [ولى] به من وحى مىشود كه معبودتان، تنها معبود يگانه است. پس هركه به لقاى پروردگارش اميد دارد، بايد كارى شايسته انجام دهد و هيچكس را در عبادت پروردگار شريك نكند.
سپس بگويد:
اَللَّهُمَّ لاتُؤْمِنّى مَكرَكَ وَ لا تُنسِى ذِكرَكَ وَ لاتَجعَلْنِى مِنَ الغْافِلينَ.(1)
خدايا! مرا از مكر و فريب ايمن مگردان و يادت را فراموشم مكن. خدايا! مرا از غافلان و بىخبران قرار مده.
چون سحر برخاستى، همانند رسول خدا (ص) سر به سجده بگذار. آن حضرت به حكم پروردگار عمل مىكرد كه فرموده است: وَ مِنَ اللَّيْلِ فَاسْجُدْ لَهُ وَ سَبِّحْهُ لَيْلاً طَوِيلاً (انسان: ٢۶) .
همچنين در شبانهروز حداقل يكبار گفتن ذكر لا اِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبحَانَكَ إِنى كُنْتُ مِنَ الظَّالِميِن (انبياء: ٨٧) در سجده از سوى پيشوايان دين سفارش شده است.
مراقبت روز به توفيقات شب كمك مىكند. اگر زائر بخواهد مناجات با پروردگار را در سحر از دست ندهد، بايد مراقب رفتار و گفتار خود در روز باشد تا از او گناهى و حتى مكروهى سرنزند. به هوش باشد كه در روز، از او آزار و اذيت به كسى نرسد و در همه حال خود را
1) اصول كافى، ج٢، ص۴٠.
در محضر خدا حس كند تا توفيق سحرخيزى نصيب او شود و به او اجازه راهيافتن به درگاه و آستان قرب الهى عنايت شود. حتى حالات اول شب در توفيق آخر شب بسيار نقش دارد. گفتار و رفتار انسان از قلب نشئت مىگيرد. بنابراين همانگونه كه روز را گذراندهايم، به انتظار شبمان باشيم كه شب آبستن روز است و روز آبستن شب.
بدان مثل كه شب آبستن روز از تو ستاره مىشمرم تا كه شب چه زايد باز (1)
اگر در روز، خدا را ناظر همه كارهاى خود نبينيم، محرم اسرار شب نخواهيم شد.
نقل شده است «مرحوم آخوند ملا محمد كاشى»(2)به هنگام سحر با سوز و گداز به نماز مىايستاد. در يكى از روزها طلبهاى پس از پايان درس مرحوم آخوند به حضورشان آمد و گفت: «اين شيخ مىگويد شب گذشته از ديوار، صداى «سُبّوح قدّوس ربّنا و رب الملائكة و الروح» شنيده و به چشم خود شما را به سجده ديده است و اين ذكر را پس از ذكر شما مرتب مىشنيده است» . مرحوم آخوند گفت: «اينكه در و ديوار ذكرى را تكرار كنند، دور نيست. مهم اين است كه او محرم شده است» .(3)
اگر انسان بخواهد توفيق سير و سلوك و سحرخيزى نصيبش شود، بايد هرگونه حق معنوى و مادى را كه بر عهدهاش است، ادا كند؛ زيرا انسانى كه گرفتار حقالناس است نمىتواند مقام سحرخيزى، شبزندهدارى و ارتقاى
معنوى پيداكند. ازاينرو بايد پيش از خواب رفتار روزانه خود را محاسبه كند. اگر بدهكار مادى به كسى است يا آبروى كسى را با نيش زبان، گوشه چشم، تحقير و تمسخر تباه ساخته است، جبران كند. اينگونه امور، با توبه، ذكر، دعا و استغفار جبران نمىشود، بلكه بايد از همه آنان حلاليت بطلبد و اگر هيچ راه عملى براى جبران نيست، استغفار كند.
ادب حضور اقتضا مىكند، زائران و مهمانان خدا و رسول خدا (ص) از فرصتها، بهترين استفاده را ببرند و در ايامى كه قرآن و ائمه (عليهم السلام) تعيين كردهاند، از فرصت استفاده بيشترى كنند؛ مانند ايام ماه مبارك رمضان، عرفه، سحر و شب جمعه؛ زيرا گرچه رحمت خدا واسع است، ولى برخى اوقات از ويژگىهايى برخوردارند كه ساير اوقات، آن ويژگىها را ندارند.
تصفيه باطن و حالات روحى مناسب براى راهيابى به درگاه پروردگار، نخستين گام در مسير قرب الهى و مهمترين زمينهسازى براى استغفار و بازگشت است.
توبه در لغت به معناى بازگشت است؛ يعنى از گناهى كه شخص انجام داده بود، بازگشت كند. (1)زيباترين تعريف براى توبه را در كلام امامعلى (ع) مىتوان يافت كه مىفرمايد:
1) المعجم الوسيط، ج١، ماده تاب .
اَلتَّوبَةُ نَدْمٌ بِالْقَلْبِ وَ اسْتِغفارٌ بِاللِّسانِ وَ تَرْكٌ بِالجَوارِحِ وَ اِضمارُ اَنْ لايَعُود.(1)
توبه عبارت است از پشيمانى قلبى، آمرزش خواستن با زبان، ترك كردن گناه و تصميم به اينكه ديگر آن گناه را انجام نمىدهد.
شيخ انصارى در تعريف توبه مىگويد: «توبه به معناى برگشت به راه راست، پس از منحرف شدن از راه راست است» .(2)
گناه و معصيت مهمترين مانع تقرب به درگاه پروردگار و عامل سلب توفيق است. انسان بايد ابتداى ورود به عرصه سحرخيزى و شبزندهدارى، تصميم و عزم بر دورى از گناه و آلودگىها بگيرد تا توفيق سحرخيزى و تداوم شبزندهدارى را پيدا كند.
در نخستين گام براى باريابى به مقام واقعى سحر، توبه واقعى لازم است. توبهاى كه بازگشت به گناه در آن نباشد. خداوند مىفرمايد: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللهِ تَوْبَةً نَصُوحاً (تحريم: ۶۶)
از پيامبر (ص) پرسيدند: «توبه نصوح چيست؟» فرمود: «توبه نصوح آن است كه توبهكننده به معصيت برنگردد» . (3)
انسان با توبه گام اول را برمىدارد و زمينه دوستى و ارتباط خالصانه را با خدا ايجاد و نظر پروردگار را به خود جلب مىكند. خداوند مىفرمايد: إِنَّ اللهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ ؛ «به درستى كه خداوند، توبهكنندگان و پاكان را دوست دارد» . (بقره: ٢٢٢)
با توبهكردن، شرايط روحى انسان آماده مىشود تا بتواند با خداى سبحان ارتباط برقرار كند و راز و نياز نمايد. خداوند هم انسان پشيمان را با آغوش باز مىپذيرد.
امام سجاد (ع) مىفرمايد:
اِلهى اَنتَ الَّذى فَتَحتَ لِعبادِك باباً اِلى عَفْوِكَ سَمَّيتَهُ التَّوبةَ فَقُلتَ (تُوبُوا إِلَى اللهِ تَوْبَةً نَصُوحاً) فما عُذرُ مَنْ أغفلَ دُخُولَ الْبابِ بَعدَ فَتحِهِ.(1)
خدايا! تو آن صاحب رحمتى كه بر روى بندگانت درى به سوى آمرزش خود گشودى و نام آن را توبه گذاشتى و فرمودى كه اى بندگان! به سوى پروردگار خود بازگشت كنيد؛ بازگشتى خالصانه. كسى كه از درى كه به روى او گشوده شده است، غفلت ورزد و وارد نشود چه عذرى مىتواند داشته باشد.
وابستگى به خدا و گسستگى از غير خدا شرط ديگرى براى بهرهمندى از بركات و فيض سحر و شبزندهدارى است.
خداوند متعال خطاب به حضرت عيسى (ع) مىفرمايد:
يا عِيسى. . . سَلْنِى وَ لاتَسأل غَيرِى. . . وَلاتَدَعْنِى اِلّا مُتَضرِّعاً اِليَّ وَ هَمُّكَ هَمّاً وَاحِداً فاِنَّكَ مَتى تَدَعُنِى كَذلِكَ اَجَبتُكَ.(2)
اى عيسى. . . از من بخواه و از ديگرى درخواست نكن. به جز حالت تضرع، با من نيايش مكن و كوشش و همت خودت را
يكى كن. پس آنچنانكه تو مرا بخوانى و مناجات كنى، من هم همانگونه پاسخ تو را مىدهم.
امام صادق (ع) مىفرمايد:
اِذا اَرادَ اَحَدُكُم اَنْ لايَسألَ رَبَّهُ شَيْئاً اِلَّا أعْطَاهُ فَلْيَيأَسْ مِنَ النّاسِ كُلِّهِم وَ لايَكُونَ لَهُ رَجاءٌ إلّا عِندَ اللهِ فَاِذا عَلِمَ اللهُ عَزَّوجلَّ ذلِكَ مِنْ قَلبِهِ لَمْ يَسْألِ اللهَ شَيئاً الّا أَعطاهُ.(1)
هريك از شما بخواهد دعايش در پيشگاه حق تعالى اجابت شود، بايد خود را از همه مردمان و از كمك ايشان مأيوس و نااميد سازد و تنها دل و اميد خود را به خدا بندد. در چنين حال است كه هركه حاجتى از حضرت پروردگار بخواهد به هدف اجابت مىرسد.
انسان وقتى حالت انقطاع از خلق پيدا كرد، زمان و حالت تضرع و زارى به درگاه پروردگار فرا مىرسد. با قطع اسباب، حالت التماس و اصرار واقعى به انسان دست مىدهد. اين فضيلت بزرگى است كه بنده به جانب خدا روى آورد و خداى متعال هم مشتاق است كه بندگانش با حالت تضرع و زارى به درگاهش روى آورند.
اِذا أحَبَّ اللهُ عَبْداً اِبْتَلاهُ لِيَسمَعَ تَضَرُّعَهُ.(2)
خداوند هرگاه بندهاش را دوست داشته باشد، او را مبتلا مىكند تا تضرع و زارى او را بشنود.
پيامبر (ص) مىفرمايد:
«اِنَّ اللهَ يُحِبُّ السَّائِلَ اللَّحُوحَ»(1)« خداوند دوست دارد سائلى را كه بر درخواستش اصرار و پافشارى مىكند» .
به هنگام نيايش، رو به قبله كند و دست به سوى آسمان برآورد و با گريه و زارى بر خواستهاش اصرار ورزد و براى جلب توجه بيشتر پروردگار، هر خواستهاش را به درود و صلوات بر اهل بيت (عليهم السلام) مزيّن كند.
شبزندهدارى، دعا و عبادات را با صلوات و درود بر پيامبر (ص) و توسل به اهل بيت (عليهم السلام) درآميزد تا به اجابت نزديكتر شود.
اعتراف به لغزش و گناه، دست نياز بردن به سوى اهل بيت (عليهم السلام) ، واسطه قرار دادن آنان نزد خدا و سوگند دادن به مقام شامخشان، اميد به بخشش را افزون مىكند.
امام صادق (ع) فرمود:
«وَاللهُ ما خَرَجَ عَبْدٌ مِنْ ذَنبٍ الّا بِالْإِقْرارِ»(2)«خداوند بنده را جز با اقرار به گناهش، پاك نمىسازد» .
مرا در اين ظلمات آنكه راهنمايى كرد دعاى نيمه شبى بود و گريه سحرى
اگر توفيق يار شد و انسان توانست در سحر از بستر نرم فاصله بگيرد و به راز و نياز، عبادت، نماز، استغفار و توبه بپردازد، بايد توجه داشته باشد كه وقتى اين اعمال براى انسان مفيد است كه انگيزه او از انجام دادن آنها، تنها نيايش و كرنش به درگاه حق باشد، نه زمينهسازى براى اهداف ديگر يا به انگيزه استفاده از وقت خوش و دلپذير سحر؛ زيرا غير از خدا هرچه انسان را به حركت در آورد، رهزن است.
نقل شده است كه غلام سياهى به نام «برخ» در زمان حضرت موسى زندگى مىكرد و بسيار متعبد بود. حضرت موسى به توسط او طلب باران كرد. خداى بزرگ هم به احترام اين جوان متعبد كه نماز باران خواند، براى مردم باران فرستاد. خداوند متعال خطاب به موسى (ع) فرمود:
برخ بنده بسيار خوب من است و فقط در او يك عيب وجود دارد و آن اينكه در سحرها كه براى عبادت و نماز برمىخيزد، از نسيم سحرگاهى لذت مىبرد و به وسيله آن آرامش مىيابد. كسى كه مرا دوست مىدارد، نبايد توجه و آرامش او به چيز ديگرى باشد.(1)
نبايد هيچگاه خود را براى توفيق طواف بيشتر در عبادت از ديگران برتر بدانيم كه ريا آن را از بين مىبرد. بايد عمل نيمهشب را به اخلاص درآميزيم و ذخيره قبر و قيامت كنيم و آن را هديه ماندگار سفر حج قرار دهيم.
بدانيم كه در انجامدادن عمل عبادى، بين صحت فقهى و شرعى تا قبول آن در بارگاه پروردگار فاصله زيادى است. اگر از عبادات، رنگ و بوى اخلاص برود و به ريا آلوده شود، اعمال آنان به جاى قرب، مايه دورى از خدا خواهد شد.
نافله شب از نمازهايى است كه در بين نمازهاى مستحبى داراى مقام برجسته و والايى است و از همه نمازهاى نافله بيشتر به آن سفارش شده است؛ بهويژه به دو عنوان نماز شفع و وتر كه خداوند به آن دو سوگند
1) كشكول شيخ بهايى، ص۴۶٢.
ياد كرده است: وَ الشَّفْعِ وَ الْوَتْرِ (فجر: ٣) .
نماز شب نگين عبادات و محبوبترين عبادات نزد پروردگار است. رسول خدا (ص) مىفرمايد
«اَفضلُ الصَّلاةِ بَعدَ الصَّلاةِ المَكتوبة، الصَلاةُ فى جَوفِ اللَّيلِ»(1)«برترين نماز پس از نماز واجب، نماز خواندن در دل شب است» .
خداوند در برابر سحرخيزى و تهجد شبانه پيامبر (ص) ، به ايشان وعده مقام محمود را داده است و مىفرمايد:
وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَسى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً (اسراء: ٧٩)
و پاسى از شب را از خواب برخيز و قرآن [و نماز] بخوان. اين يك وظيفه اضافى براى توست. اميد است پروردگارت، تو را به مقامى درخور ستايش برساند.
بسيارى از مفسران مقصود از ( فَتَهَجَّدْ ) را نافله شب دانستهاند؛ زيرا پيامبر با اين عمل به مقام بسيار برجسته درخور ستايشى خواهد رسيد كه همان مقام شفاعت در دو جهان است.
«عبدالله بن سلام» مىگويد:
به هنگام ورود رسول اكرم (ص) به مدينه، مردم براى استقبال، از مدينه بيرون آمدند و به زيارت حضرت شتافتند. من از جمله كسانى بودم كه به استقبال پيامبر (ص) آمدم. به محض ديدن سيماى مبارك آن حضرت دريافتم كه اين سيما، سيماى دروغين نيست و نخستين سخنى كه از ايشان شنيدم اين بود:
«ايها الناس اَفْشُوا السَّلامَ وَ صِلُوا الْأَرحامَ وَ اَطعِمُوا الطَّعامَ وَ صَلُّوا بِاللَّيلِ وَ النَّاسُ
1) كنز العمال، متقى، ج٧، ص٧٨۴.
نِيامٌ تَدْخُلُوا الجَنَّةَ بِسَلامٍ» (1)«سلام كردن را بين خودتان گسترش دهيد و عمومى كنيد و با خويشاوندان پيوند برقرار كنيد. به مستمندان غذا دهيد و هنگام شب كه مردم خوابند، به نماز بپردازيد، آنگاه با سلامتى وارد بهشت خواهيد شد.
يكى از خواستههاى امام سجاد (ع) از خدا، سحرخيزى و عبادت شبانه است.
وَ اعْمُرْ لَيْلي بِإِيقَاظِي فِيهِ لِعِبَادَتِكَ، وَ تَفَرُّدِي بِالتَّهَجُّدِ لَكَ، وَ تَجَرُّدِي بِسُكُونِي إِلَيْكَ، وَ إِنْزَالِ حَوَائِجِي بِك.(2)
بار خدايا! شبم را به بيدارى براى عبادتت، تنهايى شبانهام را براى نماز شب، و دورى گزيدن از علاقههاى دنيايىام را با آرامشى به سوى خويش، و برآوردهشدن نيازمندىهاى بايستهام، آباد گردان.
از نكات درخور توجه در زندگانى معنوى عالمان برجسته، سحرخيزى و شبزندهدارى آنان است. گويا تمام انرژىشان در تلاشهاى علمى و خدمات مردمى، از همين عمل بوده است.
در احوال «مرحوم ملا محمد تقى برغانى» (شهيد ثالث) مىنويسند:
وى براى عبادت همواره از نيمه شب تا طلوع صبح صادق به مسجد خود مىرفت و در آنجا به مناجات، نماز، تضرع و زارى و تهجد اشتغال داشت و مناجات خمس عشر امام زين العابدين (ع) را از حفظ مىخواند و بر اين روش و شيوه پسنديده، استمرار
داشت. ايشان را مكرر در فصل زمستان مىديدند كه در نيمه شب به پشتبام مسجد خود مىرود، درحالىكه به شدت برف مىبارد و ايشان با پوستينى بر دوش و عمامهاى بر سر، مشغول نماز و مناجات است. در حالت ايستاده دستها را به سوى آسمان بلند مىكرد تا اينكه برف سراسر قامت مباركش را از سر تا نوك پا سفيدپوش مىكرد. سرانجام در يكى از شبها، به دست فرقه گمراه بابيه، به شهادت رسيد. (1)
رسول اكرم (ص) مىفرمايد:
هنگامى كه انسانى از بستر لذتبخش خود برمىخيزد، درحالىكه چشمانش خواب آلوده است براى اينكه با نماز مستحبى، پروردگار را خشنود كند، خداوند مقابل فرشتگان به آن بنده مىنازد و مىفرمايد: «آيا بنده مرا نمىبينيد كه از رختخواب گوارايش برخاسته است براى نمازى كه من بر او واجب نكردم. گواه باشيد كه او را بخشودم» .(2)
وقت نماز شب از اول نيمه شب تا اذان صبح است. نماز شب هرچه نزديكتر به طلوع فجر خوانده شود، فضيلت بيشترى دارد.
نماز شب را مىتوان به دو صورت مفصل و خلاصه خواند. براى
صورت مفصل آن بايد به كتابهاى ادعيه، مثل مفاتيحالجنان مراجعه كرد. اما صورت كوتاه و آسان آن چنين است: چهار تا دو ركعتى، مثل نماز صبح به نيت نافله شب كه در مجموع هشت ركعت خوانده مىشود. دو ركعت به نيت نماز «شفع» است كه بهتر است در ركعت اول بعد از حمد، سوره ناس و در ركعت دوم سوره فلق خوانده شود. يك ركعت هم به نيت «وَتْر» است كه اول سوره حمد، بعد سه مرتبه سوره توحيد و بعد هم سوره فلق و ناس خوانده شود. البته مىتوان تنها يك سوره بعد از حمد خواند. بعد دست چپ به حالت قنوت، و با دست راست با تسبيح هفت مرتبه مىگويد:
«هذا مَقامُ العَائَذِ بِك مِنَ النَّارِ» .
سپس هفتاد مرتبه
«استغفرالله و اَتُوبُ اِليَه» مىگويد و بعد از آن سيصد مرتبه مىگويد
«العفو» بعد براى چهل مؤمن دعا مىكند به اين صورت
«أَللّهُمَّ اغْفِر لفلان. . .» و به جاى فلان، اسم فرد را مىآورد، مثل
«أَللّهُمَّ اغْفِر لِسَيِّد رضى. . .» بعد يك مرتبه مىگويد:
«رَبِّ اغْفِرلِى وَ ارْحَمْنِى وَتُبْ عَليَّ إِنَّكَ أَنْتَ التَّوّابُ الرَّحِيمُ» بعد به ركوع و سجده مىرود و نماز را تمام مىكند.(1)مجموع ركعات نماز شب، يازده ركعت به كيفيت فوق است. گفتنى است كه نماز شب، مانند ديگر نمازهاى مستحبى اذان و اقامه ندارد.
علما فرمودهاند سزاوار نيست دو نماز «شفع» و «وتر» كه خداوند به آن دو در قرآن سوگند ياد كرده و از اهميت والايى برخوردار است، ترك شود.
در صورتى كه وقت براى انجامدادن تمام نماز شب نباشد، بهتر است دستكم نماز «شفع» و «وتر» بهجا آورده شود.
1) مفاتيح الجنان.
گريه و زارى به هنگام حضور در پيشگاه خدا، اوج احساس و عشق به حضرت حق را نشان مىدهد. و خبر از صداقت و نرمى دل و خشوع قلب مىدهد. گريه در دل شب، دليل اخلاص است؛ زيرا ناظرى جز پروردگار ندارد.
تا به خرمن نرسد بركشت اميدى كه تراست
پيامبر (ص) فرمود: «هر چيزى را پيمانه و سنجشى است، جز گريستن [براى خدا] كه قطرهاى از آن، درياهايى از آتش عذاب را فرو مىنشاند» .(1)همچنين فرمود:
هركس از گناهى بگريد، بخشوده مىشود و هركه از ترس آتش عذاب گريه كند، خداوند او را از آتش ايمن گرداند و آنكه از شوق بهشت به گريه افتد، خداوند در بهشتش جاى دهد و ايمنى از هراس بزرگ قيامت را براى او بنويسد و اگر كسى از بيم (قهر) خداوند اشك بريزد، خداوند او را با پيامبران و صديقان و شهدا و نيكان محشور سازد و اينان چه نيكو رفقايىاند.(2)
در سحر، زائران بيش از هر چيز بايد در انديشه رفع گرفتارىها و كاستىهاى معنوى و اخلاقى خود باشند، و كمبودها، لغزشها و گناهان را
با نيايش، تضرع و گريه جبران كنند. پرونده گذشته خود را نزد پروردگار بگشايند و اعتراف به گناه كنند و با توبه آثار گناه را از باطن خود بشويند.
حضرت سجاد (ع) با چشمانى اشكبار، به خداى متعال عرضه مىدارد:
بارالها! مرا به گريه بر حال خودم كمك ده؛ زيرا من با سهلانگارى و آرزو، عمرم را فنا كردم و آنچنان تنزّل يافتم كه از خير خود نااميدم. پس بدحالتر از من كيست اگر بر همين حال به قبرم پاى بگذرام درحالىكه آن را براى خوابيدن و آراميدن، هموار نكردم و با عمل صالح مفروش نساختم. من چرا نگريم در حالى كه نمىدانم بازگشت من به چه سوى خواهد بود و مىبينم نفس [امارهام] بر من نيرنگ به كار مىبرد. روزگار فريبم مىدهد. درحالىكه مرگ بالهايش را بر سرم مىجنباند. پس چرا من نگريم؟(1)
خداوند به حضرت موسى (ع) فرمود:
«اَبْكِ عَلى نَفْسِكَ مَا كُنْتَ فِى الدُّنيا» (2)« اى موسى! تا در دنيايى به حال خود گريه كن
» . و به عيسى (ع) فرمود:
«يَا عِيسى اَبْكِ عَلَى نَفْسِكَ فِى الخَلَوَاتْ» (3)« اى عيسى! در خلوتها به حال خود گريه كن» .
دعا براى ديگران از آداب بسيار مهم دعا، بهويژه در نماز شب است. بدين علت جزء دستورهاى نماز شب است كه نمازگزار در خلوت نماز
وتر، چهل مؤمن را دعا كند. از آداب دعا كه در سيره ائمه (عليهم السلام) آمده است و به ما آموختهاند اين است كه در دعا فقط شخص خود و نيازها و خواستههاى خود را در نظر نگيريم، بلكه دعا را تعميم دهيم تا حوائج و مشكلات اجتماعى عموم مردم را شامل شود. بهتر است كه انسان ابتدا، به ديگر مؤمنان، همسايگان، نزديكان و. . . دعا كند، سپس درخواست خود را از درگاه خداوند بخواهد. در واقع، اين نوع دعا به اجابت نزديكتر و كارسازتر است.
امام صادق (ع) از رسول گرامى (ص) نقل مىكند كه فرمود:
اذا دَعا اَحَدُكُم فَلْيَعُمَّ فَاِنَّهُ اَوجَبُ لِلدُّعاءِ.(1)
هرگاه يكى از شما خواست دعا كند، در دعا همه را در نظر بگيرد؛ زيرا كه به اجابت نزديكتر است.
همچنين امام صادق (ع) فرمود:
مَنْ قَدَّمَ فِى دُعَائه اَرْبَعيِنَ مِنَ المُؤْمِنينَ ثُّمَ دَعا لِنَفسِهِ اُسْتُجِيبَ لَه.(2)
كسى كه در دعاى خويش چهل نفر از مؤمنان را مقدّم بدارد، سپس به خود دعا كند، دعايش مستجاب مىشود.
اين سفر روحانى كه پس از سالها اميد و انتظار نصيب زائر شده است. فرصت بسيار گرانبهايى است كه انسان به خودشناسى بپردازد و رابطه خود را با خداوند از طريق ذكر، دعا، مناجات و تلاوت قرآن تقويت كند. بهويژه در اوقاتى كه قرآن آن را از بهترين لحظههاى شبانهروز معرفى كرده است؛ لحظههايى كه در رحمت خود را به روى
بندگانش گشوده است. در چنين ميهمانى و سحرگاهى كه كمتر نصيب انسان مىشود، چه خوب است كه انسان به ياد ديگران باشد. به ياد كسانى كه در هويت دينى و شخصيت معنوى و كمالات ما سهم داشتهاند، مانند استادان، معلمان، پدر، مادر، برادران، خواهران همسايگان و هر كسى كه حقى بر ما دارد.
بنابراين سهيم كردن ديگران در دعا، مناجات، اعمال عبادى، مانند طواف و. . . نه تنها از ثواب عمل انسان نمىكاهد، بلكه چه بسا سبب استجابت دعا و قبولى اعمال نيز مىگردد.
«على بن ابراهيم» از پدرش (ابراهيم بن هاشم) نقل مىكند:
عبدالله بن جندب را در موقف (عرفات) به حالتى ديدم كه تاكنون نديده بودم. دستها را به آسمان برداشته بود و يكسره اشك بر چهرهاش روان بود و بر زمين مىريخت. همين كه مردم متفرق شدند، گفتم: «اى ابا محمد! موقفى بهتر از موقف تو نديده بودم» . در پاسخ گفت: «به خدا جز براى برادرانم دعا نكردم؛ زيرا حضرت موسى بن جعفر (ع) مرا خبر داد كه اگر كسى براى برادرش دعا كند وى را از جانب عرش ندا دهند كه صد هزار برابر آنچه خواستى براى تو باد: «ولك مأة الفٍ ضعف مثله» . من دوست نداشتم كه صد هزار برابرى كه تضمين شده است را رها كنم و به دعا براى خود بپردازم كه نمىدانم آيا به اجابت مىرسد يا نه؟» .(1)
بنابراين بايد حاجى حصار خودبينى را فرو ريزد تا به درياى انسانها بپيوندد و خود نيز در اين دريا از فيض ربوبى بهرهمند شود.
1) الكافى، ج٢، ص۵٠٨.
حج و عمره از توفيقات بسيار مهمى است كه نصيب زائر خانه خدا مىشود؛ زيرا در اين سفر براى او استجابت دعا وعده داده شده است. در متون روايى آمده است از كسانى كه دعاى آنان مستجاب مىشود، حجگزار و عمرهگزار است.
ثَلاثَةٌ دَعْوَتُهم مُستَجابةٌ: الحاجُّ فَانْظُرُوا كَيفَ تَخْلُفونَه وَالغازى فى سبيل الله فَانظُروا كَيفَ تَخلُفُونَه وَالمَريضُ فلا تَعَرَّضوه وَ لاَ تُضْجِرُوه.(1)
دعاى سه گروه مستجاب است: شخصى كه در حال انجام دادن حج يا عمره است و كسى كه در راه خدا به جنگ پرداخته است. در مورد اين دو گروه مواظب باشيد كه چگونه به خانواده آنان رسيدگى مىكنيد. [گروه سوم] انسان بيمار است پس او را اذيت و ناراحت نكنيد.
همچنين در روايت آمده است:
اَرْبَعَةٌ لاتُرَدُّ لهَم دَعْوَةٌ حَتّى تُفْتَحَ لَها اَبْوَابُ الْسَماءِ وَ تَصيرَ اِلى العَرْشِ: . . . وَ المُعْتَمِرُ حتَى يَرجعَ. . . .(2)
دعاى چهار نفر باز نمىگردد تا آنگاه كه درهاى آسمان براى آنها گشوده شود و به عرش الهى برسد. . . دعاى كسى كه به سفر عمره رفته است تا بازگردد. . . .
در روايات، درباره مكانهاى مناسب دعا، به اماكن متبرك و مقدس،
چون مكه مكرمه، مدينه منوره، مساجد و به ويژه مساجدى كه اولياى خدا و ائمه اطهار (عليهم السلام) در آنها به نماز و نيايش مشغول بودهاند، مشاهد مشرفه و كنار مرقدهاى اولياى الهى و كربلا اشاره شده است.
نماز در مسجدالنبى كه پس از مسجدالحرام از شرافت و قداست ويژهاى برخوردار است، ثواب و فضيلت فراوان دارد و تجليگاه ارتباط تام با حق تعالى است.
مسجدالنبى، پايگاه گسترش اسلام است؛ جايى كه ابتدا مسلمانان در آنجا با هدايتهاى وحى آيات قرآنى و رهنمودهاى پيامبر (ص) ، به معارف الهى دست مىيافتند. سپس به عرصه جهاد و ايثار و شهادت بسيج مىشدند. نمازهاى باشكوه جماعت به امامت پيامبر اعظم (ص) ، اعتكاف و شبزندهدارى، نماز شب و تلاوت قرآن در آنجا انجام مىشد.
نخستين پايگاهى كه در آغاز ورود به شهر مدينه به زيارت آن مىشتابيم، مسجد پيامبر (ص) است. با مختصر آشنايى از مسجدالنبى مرقد مطهر رسول خدا، با واژگانى آشنا مىشويم كه بيانگر نقش شب و سحرخيزى بر معنويت انسان مسلمان است. معرفى جايگاههاى مقدس و متبرك، مثل محراب تهجد، ستون توبه، حرس و. . . ما را به اهميت سحرخيزى و شبزندهدارى رهنمون مىسازد.
از ويژگىهاى پيامبر (ص) اين است كه به دستور خداوند در نخستين آياتى كه بر او نازل شد، سحرخيزى، شبزندهدارى و نماز شب از
حضرت خواسته شد: (يا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ * قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلاً) . (مزمل: ١ و٢)
بنابراين زائران در اين سفر، در كنار شخصيتى قرار مىگيرند كه سحرخيزى و نمازشب از ويژگىهاى وى بوده است.
قسمتى از مسجدالنبى كه در ناحيه جنوب شرقى (رو به قسمت قبله) قرار دارد به نام روضه مطهره شناخته مىشود. اين قسمت فضيلت زيادى دارد و در حديثى از رسول خدا (ص) باغى از باغهاى بهشت معرفى شده است.
پيامبر (ص) مىفرمايد:
«مَا بَينَ بَيْتى وَ مِنْبَرىِ رَوضَةٌ مِنْ رِياضِ الجَنَّةِ» (1)«بين خانه و منبر من باغى از باغهاى بهشت است» .
مسجدالنبى شريفترين مسجد پس از مسجدالحرام است كه رسولخدا (ص) درباره نماز خواندن در اين مسجد فرمود:
صَلاةٌ فِى مَسْجِدِى تَعْدِلُ اَلْفَ صَلاةٍ فِيما سِواهُ مِنَ المَساجِدَ اِلَّا المَسْجِدَالحَرامَ.(2)
يك نماز در مسجد من برابر هزار نماز در ديگر مساجد است، مگر مسجدالحرام.
روضه شريفه در مسجد از اهميت بيشترى برخوردار است كه زائران بايد از فرصت حضور در مدينه، براى استغفار در اين مكان مقدس و با ارزش، كمال استفاده را ببرند بهويژه به هنگام سحر.
جايگاهى كه آن را محراب تهجد پيامبر (ص) مىنامند، جنب خانه مطهر فاطمه زهرا (عليها السلام) است كه محل اقامه نماز شب رسول خدا بوده است. براساس برخى روايات وقتى همه مردم به خواب مىرفتند، آن حضرت در پشت خانه حضرت على (ع) حصيرى مىانداخت و نماز شب مىخواند.(1)
ستون توبه يادآور خاطره توبه يكى از اصحاب رسول خدا، به نام «ابولُبابه» است. او در مأموريتى كه پيامبر (ص) به او داده بود در حق مسلمانان و پيامبر (ص) خيانتى مرتكب شد كه بعد از پىبردن به خطاى خود، مستقيم به سوى مسجد رفت و خود را به يكى از ستونها بست و شب و روز به گريه و زارى پرداخت. بسيار نماز خواند و دست تضرع و توبه به درگاه الهى برداشت. خداوند نيز توبه او را پذيرفت و آياتى از قرآن درباره او نازل شد. به همين علت، اين ستون به ستون توبه معروف است. (2)
امام صادق (ع) نيز سفارش به اقامه نماز در كنار اين ستون كرده است.(3)
اين مكان جايى است كه رسول خدا (ص) در ايام اعتكاف در آنجا به سر مىبرد و براى آن حضرت برگهايى از درخت خرما (حصير) پهن مىكردند تا استراحت فرمايد.
اين ستون مكان نگهبانى و حفاظت امام على (ع) از جان گرامى رسولخدا (ص) بوده است. همچنين اين ستون مصلاى امام على (ع) و يادآور عبادتها و شبزندهدارىهاى حضرت به شمار مىآيد.
آنچه در سفر زيارتى مدينه منوره، از زائران پيامبر (ص) و ائمه معصومين بقيع (عليهم السلام) انتظار مىرود، شناخت پيامبر (ص) و جايگاه ايشان نزد پروردگار است تا با توسل به حضرت و سوگند دادن خداوند به مقام و مرتبه پيامبر (ص) از خدا طلب عفو و بخشش كنند؛ زيرا پيامبر (ص) نزد خدا از چنان موقعيتى برخوردار است كه براى هر كس طلب عفو و رحمت كند، خدا آن را رد نمىكند.
تلاوت قرآن در دل شب، از آداب شبزندهدارى و سحرخيزى است كه قرآن كريم بر آن تأكيد ورزيده است.
عدهاى از مفسران خواستهاند، دستور خداوند به شبزندهدارى را در تلاوت قرآن خلاصه كنند.(1)ولى شيخ طبرسى در مجمع البيان بر آن است كه هدف از تهجد، نماز خواندن است. هرچند در مقدار و چگونه خواندن قرآن در دل شب بين مفسران اختلاف وجود دارد، لكن شبزندهدارى بدون تلاوت قرآن هم شايسته نيست به دليل آيه شريفه قرآن كه مىفرمايد: فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ (مزمل: ٢٠) .(2)
در روايات، خواندن آيات ١٩٠ تا ١٩۴ آل عمران از وظايف و آداب
شبزندهدارى شمرده شده است.(1)و شايسته دانستهاند در هر دو ركعت از نماز شب، به هر مقدار كه ممكن باشد، تلاوت قرآن هم صورت گيرد. (2)
عدهاى هم به دليل آيه شريفه قرآن يَتْلُونَ آياتِ اللهِ آناءَ اللَّيْلِ وَ هُمْ يَسْجُدُونَ (آل عمران: ١١٣)(3)، حداقل پنجاه آيه از قرآن را به هنگام تهجد از شرايط شبزندهدارى دانستهاند.(4)
از ديگر آداب تهجد در دل شب، ذكر و ياد خداست كه قرآن آن را يادآور مىشود و سفارش مىكند در وقت سحر با نگاه به آسمان و خواندن آيات عظمت الهى، كه مجموعهاى از تسبيح، تهليل، تمجيد و توحيد است، بايد به ياد خدا بود.
خداوند مىفرمايد: وَ اذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَ تَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلاً (مزمل: ٨) (5)
همچنين خداوند به حاجيان دستور مىدهد در بازگشت از عرفات به مشعرالحرام، در مشعرالحرام خدا را بسيار ياد كنند:
فَإِذا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفاتٍ فَاذْكُرُوا اللهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرامِ (بقره:١٩٨)
هنگامى كه از عرفات كوچ كرديد، خدا را در مشعرالحرام ياد كنيد.
استغفار به معناى طلب مغفرت و آمرزش به زبان و عمل است. (1)ازاينرو استغفار به زبان تنها، در رهايى انسان از عذاب الهى كفايت نمىكند، بلكه بايد رفتار و كردار هم نشاندهنده دورى از گناه باشد. فرق استغفار با توبه در اين است كه توبه به معناى پشيمانى با تصميم بر بازگشت نكردن به گناه است. اما استغفار، طلب آمرزش و مغفرت از پروردگار و اصرار بر محو پرونده گناه گذشته است. استغفار با مشتقات آن در آيات قرآن بيش از ١٢٠ بار آمده است كه بيانگر اهميت اين موضوع در قرآن كريم است. برخى آيات نيز به استغفار در سحرگاهان توصيه مىكنند؛ چون در آن لحظات به استغفاركنندگان، وعده استجابت دعا و عفو و بخشش داده شده است.
خداوند استغفار در سحر را از اوصاف پرهيزكاران مىشمارد و مىفرمايد:
الصَّابِرِينَ وَ الصَّادِقِينَ وَ الْقانِتِينَ وَ الْمُنْفِقِينَ وَ الْمُسْتَغْفِرِينَ بِالْأَسْحارِ (آل عمران: ١٧)
آنها كه [در مسير اطاعت و ترك گناه] استقامت مىورزند، راستگويند، [در برابر خدا] خضوع و [در راه او] انفاق مىكنند و در سحرگاهان از خداوند آمرزش مىطلبند.
خداوند براى بندگان گناهكارش دو امان گذاشته است؛ يكى رسولخدا (ص) و ديگرى استغفار است. خداوند مىفرمايد: وَ ما كانَ اللهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ ؛ «و [نيز] تا [گروهى از آنها] استغفار مىكنند،
1) مفردات، راغب اصفهانى، ماده غفر.
خدا عذابشان نمىكند» . (انفال: ٣٣)
على (ع) مىفرمايد:
«عَجِبْتُ لِمْن يَقْنَطُ وَ مَعَهُ الإِسْتِغْفَارُ» (1)«از كسى در شگفتم كه با وجود استغفار، به نااميدى دچار مىشود» .
سحرگاه بهترين وقت طلب آمرزش از لغزشها معرفى شده است. كسى كه در اين زمان از لذت خواب چشم بپوشد و به عبادت خدا بپردازد، بىشك مورد عنايات پروردگار قرار خواهد گرفت. در موسم حج كه كانون تصفيه جان از گناه است، خداوند پس از آنكه به حجگزاران فرمان مىدهد به سوى سرزمين منا كوچ كنند، به آنان دستور استغفار مىدهد:
ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفاضَ النَّاسُ وَ اسْتَغْفِرُوا (بقره: ١٩٨)
سپس از همانجا كه مردم كوچ مىكنند، [به سوى سرزمين منا] كوچ كنيد و از خداوند طلب آمرزش كنيد.
طبق وعدههاى قرآن كريم، وقتى زائران به مدينه وارد مىشوند، در محضر رسول اكرم (ص) قرار مىگيرند؛ كسى كه حبلالمتين الهى و وسيله بين مخلوق و خالق است.
زائران در بهترين شرايط معنوى، مىتوانند براى طلب آمرزش از خداوند به نزديكترين بندهاش، يعنى پيامبر اكرم (ص) توسل بجويند.
«ملامهدى نراقى» مىنويسد:
پس هركه براى زيارت بر قبور مطهره پيامبر (ص) و ائمه (عليهم السلام)
1) نهج البلاغه، حكمت ٨٧.
حاضر شود، آنان از احوال او مطلع مىشوند. . . . پس با شفاعت از خداوند حوائج ايشان را طلب مىكنند و از درگاه الهى خواستار آمرزش گناهان ايشان مىشوند. همين سرّ است در ترغيب به زيارت پيامبر (ص) و ائمه (عليهم السلام) .(1)
يكى از آثار و اسرار گرانقدر زيارت، جلب توجه ائمه معصوم به زائران است: ( وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ ) .
اهل بيت آبرومندان درگاه الهى و اولياى برگزيده اويند. بنابراين با توسل به آنان و زيارت مراقد پاكشان بايد به شفاعت آنها اميدوار بود و از الطاف بيكرانشان بهرهمند گرديد. (2)
از ديدگاه عارف والا مقام، «بهارى همدانى» ، نسيم الطاف ائمه (عليهم السلام) به زائران ايشان مىرسد. پس خوب است زائران به اميد شفاعت براى بخشش گناهان و رسيدن به فيض عظيم، رو به سوى آن بزرگواران كنند.(3)خداوند مىفرمايد: ( وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللهَ تَوَّاباً رَحِيماً ) (نساء: ۶۴) .
قرآن كريم به كسانى كه گناه كرده و بر خود ستم روا داشتهاند توصيه مىكند به حضور پيامبر (ص) بشتابند و از او نزد خدا طلب مغفرت كنند و آن حضرت نيز براى آنان از خداوند آمرزش بطلبد. به يقين، پروردگار را توبهپذير و رحيم خواهند يافت.
زائر بايد اين زمينه آماده را براى رشد معنوى و استغفار قدر بداند و
موقعيت خود را بشناسد كه در محضر رسول رحمت و پايگاه مغفرت و بخشش قرارگرفته است. اگر در روز و بهطور معمول زيارت را با دوستان و ياران و همسفران انجام مىدهد، سعى كند سحر برخيزد و در خلوت شب به زيارت، دعا، نماز شب در محضر رسول خدا و ائمه اطهار بپردازد. در نماز شب (وتر) به استغفار روى آورد و پيامبر (ص) را واسطه شفاعت قرار دهد تا گناهان و لغزشهايش مورد عفو خداوند واقع شود. از مهمترين وظايف زائران مدينه، اين است كه از اين درِ رحمت، به ويژه در دل شب كه زمان ويژه انس با خداست، غافل نمانند؛ زيرا به زائران پيامبر (ص) و ائمه معصوم (عليهم السلام) وعده آمرزش از گناهان داده شده است.
پيامبر (ص) در ذيل حديثى به امام حسين (ع) فرمود:
. . . كانَ حَقَاً عَلَىَّ اَنْ اَزورَه يَومَ القِيامَة وُ اُخَلِّصَهُ مِنْ ذُنُوبِه.(1)
[اى فرزند عزيزم! كسى كه مرا، در حال زندگى يا بعد از آن، زيارت كند يا پدرت على بن ابىطالب يا برادرت حسن بن على يا تو را زيارت كند]، بر عهده من است كه او را در روز قيامت ديدار كنم و از گناهانش برهانم.
1) بحارالانوار، ج۵٧، ص١٢٣.
سحرخيزى همانگونه كه براى نجات انسان از سختىهاى قبر، سؤال نكير و منكر، حساب و ميزان كارساز است، آثار فردى و اجتماعى بسيار مهمى نيز در اين دنيا براى انسان دارد كه برخى از آنها را يادآور مىشويم:
آرامش روح و اطمينان قلب از آثار مهم بيدارى شب و مناجات و نماز شب است. حضرت على (ع) در مورد تأثير نگرانى و اضطرابهاى روحى و روانى بر جسم و ظاهر انسان مىفرمايد: «
أَلهَمُّ يُذِيبُ الجَسَدَ»(1)«اندوه و نگرانى، كالبد آدمى را آب مىكند» .
در جاى ديگر، اندوه را بخشى از عوامل پيرى و شكستگى انسان مىداند و مىفرمايد:
«أَلهَمُّ نِصْفُ الهَرَمِ»(2)«اندوه نيمى از پيرى است» .
واضح است تمامى نگرانىها و تشويشها از روح و روان آدمى سرچشمه مىگيرد. اگر كسى بتواند روح خود را با سحرخيزى و نيايش
شبانه آرامش بخشد، بسيارى از ناراحتىهاى خود را ريشهكن كرده است. چنانچه روح و روان آدمى به پشتوانه و تكيهگاه مطمئن و مستحكم متكى باشد، هيچيك از عوامل اضطراب و نگرانى در او تأثير نخواهد داشت. اين مطلب در آيه شريفه به صراحت بيان شده است: أَلا بِذِكْرِ اللهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ ؛ «تنها با ياد خدا، دلها آرام مىگيرد» . (رعد: ٢٨)
اسلام همانگونه كه به روح و قلب سالم، توجه دارد، به جسم سالم هم عنايت دارد و عقل سالم را در جسم سالم مىداند.
بلال از پيامبر اكرم (ص) نقل مىكند كه حضرت فرمود:
شب زندهدار باشيد كه راه و روش صالحان قبل از شماست و باعث تقرب به خدا مىشود، انسان را از گناهان باز مىدارد، خطاها و بيمارىها را از بدن بر طرف مىكند. (1)
حضرت على (ع) مىفرمايد:
شبزندهدارى باعث صحت و سلامتى بدن و خشنودى خدا مىشود و انسان را در مسير رحمت الهى قرار مىدهد و چنگزدن به اخلاق پيامبران است.(2)
سحرخيزى و اقامه نماز شب، ديده را روشن و قلب و چهره را نورانى مىسازد. اين از رموز و تأثيرات ظاهرى نماز شب و ارتباط سحر
با پروردگار است. امام رضا (ع) مىفرمايد:
از امام على بن الحسين (ع) پرسيده شد:
«مَا بالَ المُتَهَجِّدِينَ بِاللَّيلِ مِنْ اَحْسَنِ النَّاسِ وَجْهاً؟ قالَ لاِنَّهُمْ خَلُّوا بِرَبِّهم - بِالله - فَكَساهُمُ اللهُ مِنْ نوُرِهِ»(1)«چرا چهره سحرخيزان از همه مردم زيباتر و درخشندهتر است؟» امام (ع) فرمود: «زيرا آنان با خداوند خلوت مىكنند و خداوند از نور خود بر قامتشان مىپوشاند» .
امام صادق (ع) مىفرمايد: «نماز شب روى را سفيد مىكند» .(2)
و نيز فرمود:
نماز شب باعث زيبايى سيما، نيكويى اخلاق، خوشبويى بدن، فراوانى رزق، ادا شدن قرض، از بين رفتن غم و باعث تقويت نور چشم است.(3)
آن را كه نشان ضرب عشق است از چهره او چو نور پيداست
از ديگر آثار سحرخيزى، نورانى شدن ظاهر و باطن سحرخيز است. پيامبر (ص) نماز نيمه شب و وقت سحر را نور مىداند و مىفرمايد:
«صَلاةُ اللَّيلِ نورٌ» .(4)
حضرت عيسى (ع) در موعظههايش به حواريون مىفرمايد:
بِحَقٍّ اَقْولُ لَكُم طُوبى لِلَّذينَ يَتَهَجَّدُونَ مِنَ اللَّيلِ أُولئِكَ الَّذِينَ يَرِثُونَ
النُّورَ الدّائِمَ مِنْ اَجْلِ اِنَّهُم قامُوا فِى ظُلْمَةِ اللَّيلِ.(1)
شما را سخنى راست و درست گويم: سعادتمند آناناند كه سحرخيزند. آنها كسانىاند كه نور ماندگار را به ارث مىبرند؛ زيرا در تاريكى شب برمىخيزند.(2)
خانواده «حاج آخوند ملاعباس تربتى» از عالمان عامل، درباره نورانى شدن پيكر مقدس وى پيش از فوتش چنين مىگويند:
بعد از نماز صبح رو به قبله خوابيد و عبايش را روى چهرهاش كشيد. ناگهان مانند آفتابى كه از روزنهاى بر جايى بتابد يا نورافكنى را متوجه جايى كنند، روى پيكرش از سر تا پا روشن شد و رنگ چهرهاش كه به سبب بيمارى زرد گشته بود، شفاف گرديد. چنانكه زير عباى نازك كه بر رخ كشيده بود ديده مىشد. آنگاه تكانى خورد و گفت:
سَلامٌ عَلَيْكُمَ يَا رَسُولَ اللهِ، شما به ديدن اين بنده بىمقدار آمديد. پس از آن بر حضرت اميرمؤمنان على (ع) و هر يك از ائمه تا امام دوازدهم سلام كرد و از آمدن آنها اظهار تشكر كرد. پس بر حضرت فاطمه (عليها السلام) سلام كرد. سپس بر حضرت زينب سلام كرد و بسيار گريست و گفت: «بىبى من براى شما خيلى گريه كردهام» . پس بر مادر خودش سلام كرد و گفت: «مادر از تو ممنونم، به من شير پاكى دادى» . اين حالت تا دو ساعت طول كشيد.
مرحوم راشد فرزند ايشان درباره پديد آمدن اين حالت با اصرار
از پدر مىپرسد. پدر ابتدا سكوت مىكند. اين پرسش با عبارتهاى گوناگون چندين بار ديگر تكرار مىشود و پدر سكوت مىكند. مرحوم راشد مىگويد: بار چهارم يا پنجم بود كه پدر گفت: «اذيتم نكن حسينعلى» گفتم: «قصد من اين بود كه چيزى بفهمم» . گفت: «من نمىتوانم به تو بفهمانم. خودت برو بفهم» . راشد مىگويد: «اين حالت براى من، مادر، برادر، خواهر و عمويم همچنان مبهم باقى ماند» .(1)
گرچه راهى است پر از بيم ز ما تا بر دوست رفتن آسان بود ار واقف منزل باشى(2)
عارف ربانى آيت الله حاجى ميرزا جواد انصارى همدانى (رحمة الله) بارها از فرد بىسوادى ياد مىكرد كه شبى براى تهجد بپا خواست و در حال اداى نماز شب، نورهايى از برخى از خانههاى همدان و علاوه بر آن ستونى از تابش نور را مشاهده كرد كه از زمين به آسمان شهر سر برآوردهاند. او مكاشفانه دريافت كه اهل اين خانهها به نماز شب ايستادهاند و اين ستون نورانى و درخشنده از نماز شب حضرت حجت در آن محل است.(3)
شبى در خرقه رندآسا گذر كردم به ميخانه ز عشرت مى پرستان را منوّر بود كاشانه(4)
اينكه تهجد، شبزندهدارى و دعا از اسباب تحصيل دانش شمرده شده است، براى آن است كه علم، نور است و با قلب نورانى شده از تهجد، تلاوت قرآن و نماز شب تناسب دارد. در روايت آمده است:
اَلْعِلُمُ نُورٌ يَقذِفهُ اللهُ فِى قَلبِ مَنْ يَشاءُ.(1)
دانش نورى است كه خداوند آن را در قلب هركس بخواهد مىافكند.
«قلب من يشاء» همان قلبى است كه به نور ذكر و ياد خدا، تهجد و شبزندهدارى و دعا انس گرفته و شايستگى فهم و درك مطالب حق را پيدا كرده است. وقتى انسان با چراغ حركت كند، همه چيز براى او روشن خواهد شد. كسانى كه اهل سحرخيزى و شبزندهدارىاند، ره صد ساله را يكشبه طى مىكنند.
مرحوم آخوند ملا حسينقلى همدانى مىگويد: «كسانى كه در مقامات دين به جايى رسيدهاند، همه از شبخيزىها بوده است و از غير آنها ديده نشده است» .(2)
مشايخ همه شب دعا خواندهاند سحرگاه سجاده افشاندهاند (3)
همچنين مىگويد:
شيخ و پيشواى من در علوم حقه برايم حكايت كرد كه هيچكس از طالبان آخرت، به مقامى از مقامات دين نرسيد، مگر آنان كه اهل تهجد و شبزندهدارى بود.(4)
نيز گفتهاند:
شما هيچ عارف و انسان بلند مرتبهاى را در اين عالم نمىيابيد كه آنچه به دست آورده است، از دولت بيدارى شبها نبوده باشد؛
چه پارسايان مسلمان و چه غير مسلمان. شبخيزى در همه اديان جزء سنن پسنديده است.(1)
حافظا در كنج فقر و خلوت شبهاى تار تا بود وِردت دعا و درس قرآن غم مخور(2)
اگر اعمال نيك و پسنديده خالص باشد، باطنش اثر روشنگرى باطنى بهجا مىگذارد. اگر اعمال زشت و ناپسند باشد، اثر ظلمت و تاريكى بهجا مىگذارد و انسان در قيامت جز باطن اعمال خويش چيز ديگرى نمىبيند. بهشت و حور، ميوه بهشتى و. . . اثر تكوينى و عينى اعمال دنياى خود ماست. همانگونه كه مار، عقرب و شعلههاى آتش دوزخ، زاييده گناهان و اعمال زشت ماست.
در قرآن كريم به اين حقيقت به صورت واضح و روشن تصريح شده است:
يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً (آلعمران: ٣٠)
روزى كه هركس، هر كار نيكى را كه انجام داده است، حاضر مىبيند.
از جمله كارهاى پسنديده كه باطن آن نور محض است، شبزندهدارى است. آنان كه اهل نماز شباند، براى خودشان نور مىآفرينند.
در روايتى امام صادق (ع) مىفرمايد:
اِنَّ الْبُيُوتَ الَّتى يُصَلَّى فِيها بِاللَّيْلِ يُضِىءُ نُورُها لِأَهْلِ السَّماءِ كَما يُضِىءُ
نُورُ الْكَوَاكِبِ لأِهلِ الأَرْضِ.(1)
خانههايى كه در آنها نماز شب خوانده مىشود، براى اهل آسمان مىدرخشند؛ همانگونه كه ستارهها براى اهل زمين مىدرخشند.
همچنين مىفرمايد:
خانههايى كه در آن نماز شب بهپا داشته و قرآن خوانده مىشود، براى اهل آسمان نورافشانى مىكنند؛ چنانكه ستارگان براى اهل زمين.(2)
اعتماد به نفس گوهرى است كه انسان به وسيله آن بر هر مشكلى فائق مىآيد. در پرتو توجه به ذات حق و تكيه بر فيض هميشگى الهى و ارتباط مستحكم با خدا، بهويژه در سحرگاهان است كه انسان خود را بىنياز مىبيند و عزت و شرافت خود را در راستاى اعتماد به خدا حفظ مىكند.
از پيامبر (ص) نقل شده است: «شرف مؤمن در شبزندهدارى و عزت او در بىنيازى از مردم است» .(3)
سحرخيزان كسانىاند كه خداوند روزى آنان را تضمين كرده است.
شخصى خدمت امام صادق (ع) مشرف شد و از فقر و تنگدستى شكايت كرد. امام (ع) به او فرمود: «نماز شب مىخوانى؟» گفت: «بله» .
امام صادق (ع) فرمود: «دروغ مىگويد كسى كه مدعى است نماز شب مىخواند، ولى در روز گرسنه است؛ زيرا خداوند ضامن روزى نماز شبخوانان شده است» .(1)امام صادق (ع) فرمود:
اِنَّ الرَّجُلَ لَيَكذِبُ الكَذِبَةَ فَيُحْرَمُ بِها صَلاةَ اللَّيْلِ فَاِذَا حُرِمَ صَلاةَ اللَّيلِ حُرِمَ بِهَا الرِّزقَ.(2)
گاهى شخصى دروغى مىگويد و از نماز شب به علت آن محروم مىشود. وقتى از نماز شب محروم شد، از روزى هم محروم مىشود.
امام صادق (ع) در حديثى ديگر مىفرمايد: «نماز شب، روزى را جلب مىكند (باعث گسترش روزى است)» . (3)
يكى از آثار دنيوى نماز شب، طولانى شدن عمر است. امام رضا (ع) مىفرمايد:
بر شما باد به نماز شب. هيچ بندهاى نيست كه آخر شب بيدار شود و هشت ركعت نماز شب و دو ركعت نماز شفع و يك ركعت نماز وتر بخواند و در قنوت آن هفتاد بار استغفار كند، مگر اينكه خداوند او را از عذاب قبر و آتش پناه مىدهد و عمر او را طولانى مىكند و به زندگى او گشايشى مىرساند.(4)
رسول خدا (ص) مىفرمايد:
خداى متعال به دنيا دستور داد كه هر كس بنده تو باشد، او را رنجور دار و آنكه تو را رها سازد، در خدمت او باش. هرگاه بندهاى در دل شب و دور از چشمان ديگران با خداى خود به مناجات بنشيند، حضرتش نور را در قلب او ماندگار سازد و چون يا رب گويد، از سوى خداوند خطاب رسد لبيك بنده من، هرچه خواهى طلب كن تا به تو بخشم و كارهايت را به من واگذار تا كفايت كنم. سپس به فرشتگان مىفرمايد: «اى فرشتگان من! بندهام را بنگريد كه در دل شب تيره با من به خلوت نشسته است درحالىكه ديگران به بطالت سرگرم و به غفلت خوابند. اى فرشتگان من! گواه باشيد كه من از او درگذشتم» . (1)
تمامى پيشوايان دين و اولياى خدا هرگاه به مشكلى برمىخوردند، به نماز رو مىآوردند. دو ركعت نماز مىخواندند و از نماز براى حل مشكلات خود يارى مىخواستند.
امام صادق (ع) مىفرمايد:
وقتى براى اميرمؤمنان (ع) مشكلى پيش مىآمد، به نماز پناه مىبرد. ناراحتى خود را از طريق نماز جبران مىكرد و آيه شريفه وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ را مىخواند.
در حديث ديگر آمده است هنگامى كه مشكلى براى اهل خانواده
1) ميزان الحكمة، ج۵، ص۴١٩.
پيش مىآمد [براى رفع آن] رسول خدا (ص) مىفرمود:
اى مردم هيچكس از شما نيست مگر اينكه گرفتارىها همچون كمربندى او را محاصره كرده است. پس زمانىكه دو سوم از شب گذشت و يك سوم باقى ماند، مَلكى بر او وارد مىشود و به او مىگويد: «برخيز ذكر خدا بگو كه صبح نزديك است» . پس چنانچه او حركت كرد و ذكر خدا را گفت، يك گره از گرفتارىهايش گشوده مىشود و اگر او بلند شد و وضو ساخت و نماز شب خواند، همه گرههاى گرفتارى، از او گشوده مىشود. پس صبح مىكند درحالى كه همچون مردمك چشم (روشن و پاكيزه) شده است.(1)
كمترين تأثير معنوى سحرخيزى، راز و نياز، نماز شب، دعا، استغفار و تلاوت قرآن شبانه اين است كه خداوند تمامى گناهان انسان را مىبخشد و انسان همانند روز تولد پاك مىشود.
امام صادق (ع) از پدرشان از حضرت على (ع) نقل مىكند كه حضرت فرمود:
. . . وَ مَنْ صَلَّى لَيَلةً تَامَّةً تالِياً لِكتابِ الله عَزَّوَجَلَّ رَاكِعاً و سَاجِداً وَ ذاكِراً اُعِطىَ مِنَ الثَّوابِ مَا أدناهُ يَخرُجُ مِنَ الذُّنوبِ كَيومِ وَ لَدَتْهُ اُمُّه. . . .(2)
هر كس يك شب تمام نماز بگزارد درحالىكه قرآن تلاوت كند
و در حال ركوع و سجود و يادآور ياد خدا باشد، بهقدرى به او اجر داده مىشود كه كمترين مقدارش آن است كه گناهانش بريزد و پاك شود مانند روزى كه از مادر متولد شده است.
ممكن است انسان پس از مرگ بر اثر اعمال خود در تاريكى يا روشنايى قرار گيرد. اعمال نيك، قبر انسان را نورانى و اعمال بد قبر انسان را تاريك مىكنند. از امورى كه انسان را در شب اول قبر، در هالهاى از نور و بهجت قرار مىدهد، سحرخيزى، تهجد و شب را به عبادت، نيايش، تضرع و زارى به درگاه حق سپرى كردن است.
در روايتى از پيامبر (ص) نقل شده است كه حضرت فرمود:
اَوْحى اللهُ اِلى مُوسى (ع) قُمْ فِى ظُلْمَةِ اللَّيْلِ اجْعَلْ قَبْرَكَ رَوضةً مِنْ رِياضِ الجَّنَّة.(1)
خداوند به موسى (ع) وحى فرمود كه در تاريكى شب بلند شو و با سحرخيزى [و مناجات] قبر خود را باغى از باغهاى بهشت قرارده.
گنج ازلى كه هست زير لب توست
در دوزخ حق نصيبه تو، تب توست
شمع شب گور و عشرت روز نشور
اي خواجه اگر تو طالبي در شب توست(2)
پيامبر (ص) فرمود: «نماز شب چراغى است براى صاحبش در تاريكى قبر» .(3)
«جابر بن اسماعيل» از امام صادق (ع) از پدر بزرگوارش على (ع) نقل مىكند كه فرمود:
. . . هر فردى كه يك هفتم شب را نماز بخواند، با چهره نورانى چون ماه شب چهارده از قبر خود خارج مىشود تا از صراط با جماعتى كه در اماناند عبور كند. . . .(1)
سرنوشت ابدى انسان، در دنيا رقم مىخورد؛ يعنى هر آنچه در سراى واپسين درو مىكند، محصول بذرى است كه در دنيا كاشته است. كسانى كه با نور تهجد و شبزندهدارى و با تضرع و زارى، خود را به درياى بيكران توحيد و قرب حق وصل مىكنند، به منبع نور چنگ مىزنند و نور معنوى كسب مىكنند، اشك پشيمانى و ترس از عقاب خدا و نيز اشك شوق به حق در نيمه شب مىريزند. در روزى كه چشمهاى لذتطلبان اشكريزان است، در امان الهى خوشحال و مسرور زندگى مىكنند.
كُلُّ عَيْنٍ باكِيةٌ يَومَ الْقِيامَةِ اِلّا ثَلاثَة اَعْينٍ. عَيْنٌ غَضَّت عَنْ مَحارِمِ اللهِ وَ عَيْنٌ سَهَرتْ فِى طاعَةِ الله وَ عَيْنٌ بَكَتْ فِى جَوْفِ اللَّيلِ مِنْ خَشْيَةِ الله.(2)
در روز قيامت تمام چشمها گريان است مگر سه چشم: چشمى كه از محرمات الهى خود را پوشانده است و چشمى كه در طاعت خدا بيدار بوده است و چشمى كه در دل شب از خوف الهى گريه كرده است.
خداوند در قرآن، مال، فرزند، زن و. . . را زينت دنيا معرفى مىكند. اما زينت آخرت، عمل صالح است كه مصداق آن نماز شب و خدمات ديگر است. امام صادق (ع) مىفرمايد: «خداوند متعال ثروت و فرزندان را زينت دنيا داشته است، ولى خواندن هشت ركعت نماز در آخر شب، زينت آخرت است» .(1)
نعمتهايى كه خداوند در سراى آخرت به انسانها ارزانى مىدارد در مقابل شايستگىهايى است كه فرد با عبادات، خدمترسانى به مردم و با سحرخيزى و بيدارى در شب آن را كسب مىكند. امام على (ع) مىفرمايد:
هنگامى كه بندهاى نماز شب بهجا آورد و شب خويش را با تهجد سپرى كند، خداوند خطاب به فرشتگان مىفرمايد:
«يَا مَلائِكَتِى اُنظُروا اِلى عَبْدى اَحْيا لَيْلَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضاتِى اَسْكِنُوهُ الفِرْدَوْسَ وَ لَهُ فِيها مِائَةُ اَلْفِ مَدِينَةٍ فِي كُلِّ مَدينَةٍ جَميْعُ مَا تَشْتَهِى الأَنْفُسُ وَ تَلَذُّالْأَعْيُنُ وَ لَمْ يَخْطُر عَلى بالٍ سِوَى ما اَعدَدْتُ لَهُ مِن الْكَرامَةِ وَ المَزيدِ وَ القُربَةِ»(2)«اى ملائكه من! نگاه كنيد به بنده من كه شب را به تهجد براى رضايتم زنده مىدارد. او را وارد بهشت كنيد كه صد هزار شهر در آن بهشت براى اوست و در هر شهرى آنچه كه جانها به آن اشتها دارد و چشمها از آن لذت مىبرند وجود دارد. نعمتهايى
كه به فكر و قلب كسى خطور نكرده است. اين همه غير از پاداشهايى است كه نزد خود برايش مهيّا كردهام كه كرامتهاى بىشمار، نعمتهاى بسيار و قرب و نزديكى به خودم» .
امام حسين (ع) از رسول خدا (ص) نقل مىكند: «آن كه عمرش را با شبخيزى و بندگى خداوند به پايان رساند، اهل بهشت خواهد بود» .(1)
رسول خدا (ص) مىفرمايد:
در روز واپسين بعد از آنكه پروردگار همه انسانها را گردهم آورد، ندايى به گوش مىرسد كه مىگويد: «آنان كه در دل شب از بستر خوابشان كناره گرفتند، خدا را خواندند و از خشم او در هراس بودند، گام پيش نهند. سپس گروهى قدم بر مىدارند و پيش از ديگران به مقام خويش وارد مىشوند. پس از آن به حساب مردم رسيدگى مىشود» .(2)
در روايتى پيامبر اكرم (ص) آثار زيادى را براى نماز شب بيان مىكند. حضرت در اين روايت مىفرمايد:
نماز شب سبب خشنودى خدا، محبت ملائكه، سنت انبيا، نور معرفت، اصل ايمان، آسايش به نهايت، ناراحتى شيطان، سلاح عليه دشمنان، اجابت دعا، قبولى اعمال، بركت روزى، شفاعت بين صاحبش و ملكالموت، بسترى مناسب براى هنگام ورود به قبر، چراغ روشنىبخش قبر، پاسخ نكير و منكر، مونس انسان
در قبر، اماننامه قيامت، سايبانى محافظ بر سر او در قيامت، تاجى بر سر و پوششى در تن در قيامت، نورى كه بين او و آتش فاصله ايجاد مىكند، حجت مؤمن در پيشگاه پروردگار، سنگينكننده ميزان، مجوز عبور از پل صراط و كليد ورود به بهشت است.(1)
1) بحارالانوار، ج٨٧، ص١۴۶.
بدون شك ارتباط با خداوند در سحر، در هيچ وقت از ساعات ديگر شبانه روز حاصل نمىشود. آن بركات رحمانى كه به انسانهاى سحرخيز داده مىشود، به كسانى كه در اوقات ديگر به انجام دادن نوافل، مستحبات، دعا و عبادت مىپردازند، عطا نمىشود. ازاينرو بىترديد محروم بودن از ارتباط با خدا در دل شب و حاضر نبودن در جمع اقامهكنندگان نماز شب، محروميت بسيار بزرگ و سلب توفيق به شمار مىآيد. امام صادق (ع) مىفرمايد:
لاتَدَعْ قِيامَ اللَّيلِ فَاِنَّ المَغْبُونَ مَنْ حُرِمَ قِيامُ اللَّيْلِِ.(1)
شبزندهدارى (نماز شب) را ترك نكن. همانا ضررديده كسى است كه از به پاخاستن در شب (نماز شب) محروم شود.
با وجود اينكه انس و ارتباط انسان با خداوند مطابق با فطرت و طبيعت اوست و محبت الهى در عمق جان انسان ريشه دارد، ولى بيشتر بندگان خدا، از اين سفره گسترده الهى محروماند و حتى برخى تا پايان
1) بحارالانوار، ج٨۴، ص١۴۶.
عمر هم موفق به شبزندهدارى، تهجد، دعا و تلاوت قرآن، به ويژه نماز شب نمىشوند. افراد بسيارى مايلاند كه سحر برخيزند و نماز شب بخوانند، اما توفيق پيدا نمىكنند.
بىترديد محروم ماندن از سحرخيزى و توفيق عبادت بر اثر علل و عواملى است كه ريشه در رفتار خود انسان دارد. در اين بخش به پارهاى از آنها مىپردازيم.
نافرمانى از اوامر و نواهى پروردگار، با سلب توفيق از عبادت و شبزندهدارى پيوند ناگسستنى دارد. مهمترين اثر گناه، محروم شدن از منبع فيض و كمال مطلق است. همانگونه كه نور و ظلمت در يكجا جمع نمىشوند، ارتكاب گناه و شبزندهدارى با يكديگر سازگار نيستند.
كسى كه در طول روز، چشم، گوش و زبانش به گناه آلوده است، قطعاً نمىتواند از بركات سحر و نماز شب بهرهمند شود. البته اين بدان معنا نيست كه هركس توفيق سحرخيزى ندارد، اهل گناه است. برخى بىتوفيقىها ممكن است به عوامل ديگرى بستگى داشته باشد كه در آينده بدان مىپردازيم. ازاينرو مىتوان گفت گناه كردن يكى از عوامل سلب توفيق است كه در روايات فراوانى نيز بدان اشاره شده است. در روايتى چنين مىخوانيم:
اِنَّ الرَّجُلَ يُذْنِبُ الذَّنْبَ فَيُحْرَمُ صَلاةَ اللَّيلِ وَ اِنَّ الْعَمَلَ السَّيِّئَ اَسْرَعُ فِي
صَاحِبهِ مِنَ السِّكّينِ فِي اللَّحْمِ.(1)
شخص گناه مىكند در نتيجه از نماز شب محروم مىشود. همانا اثر گناه در گناهكار از اثر كارد در گوشت سريعتر است.
حتى ممكن است گناهى كه به نظر ما خيلى كوچك است، باعث محروم شدن از فيض عظيم شبزندهدارى و نماز شب شود.
در روايت ديگر مىخوانيم كه شخصى نزد اميرمؤمنان (ع) آمد و عرض كرد: «من از نماز شب محروم مىشوم و توفيق آن را پيدا نمىكنم» . امام (ع) فرمود: «
قَدْ قَيَّدَتْكَ ذُنُوبُكَ »(2)«گناهانت تو را از نماز شب محروم كرده است» .
گناه و معصيتى كه باعث جاماندن انسان از قافله سحرخيزان است، لزوماً گناه كبيره يا نخواندن نماز يا ترك واجبات و انجام محرمات نيست. گناهى كه باعث اين محروميت مىشود، مفهوم عامى دارد و همه گناهان كبيره و صغيره، حتى برخى مكروهات، ترك اولى و رفتار ناشايست را نيز شامل مىشود. با توجه به درجه معرفت، موقعيت افراد و موضوع گناه، درجه مانع بودن آن متفاوت است؛ بهويژه افرادى كه با مردم در ارتباطاند ممكن است يك نگاه تحقيرآميز به بندهاى از بندگان خدا، موجب محروم شدن از شبزندهدارى شود.
براى كسب توفيق سحرخيزى، نماز شب و راز و نياز شبانه به درگاه
حق تعالى، بايد از رذايل اخلاقى به ويژه تكبر، عجب، ريا و. . . بپرهيزيم و مانع فيض و رحمت حق در دل شب را برداريم. تا مرض عجب، خودبينى، تكبر در درون ما جا دارد، عبادت و شبزندهدارى، كارهاى نيك و عمل صالح بر ما مؤثر نخواهد بود؛ زيرا اگر اخلاق رذيله، عادت و ملكه انسان شوند، علاج آن بسيار مشكل است.
بنابراين بايد سعى كنيم رذايل اخلاقى، مانند عجب، تكبر، خودبينى، حسد و كينهتوزى را از خود دور كنيم تا توفيق باريابى به پيشگاه حضرت حقتعالى در لحظههاى ويژه را داشته باشيم.
كسى كه بهسبب اعمال خويش، از خود راضى است و مىپندارد هيچ نقص و كاستى در انجامدادن وظايف و تكاليف الهى ندارد و درجات كمال و فضيلت را پيموده است، از فيض شبزندهدارى محروم مىماند؛ زيرا خودپسندى انسان را از خدا دور مىكند. كسى كه هيچوقت توفيق شبزندهدارى پيدا نكرده است، اما به نفس خود بدبين است، از كسى كه شب را به عبادت بگذراند، اما در دام خودپسندى گرفتار باشد، به مراتب بهتر و اميد به نجات او بيشتر است.
در فرهنگ اسلامى و روايات دينى، از نكوهش خودپسندى و عوارض آن، از جمله محروميت از شبزندهدارى، بسيار سخن گفتهاند. در حديث قدسى آمده است:
اِنَّ مِنْ عِبادِىَ المُؤْمِنين لَمَنْ يَساَلنُى الشَّيءَ مِنْ طاعَتِى فَأَصْرِفُهُ عَنْه مَخافَةَ الاِعْجابِ.(1)
برخى از بندگان مؤمنم كسانىاند كه از من چيزى از عباداتم را
1) بحارالانوار، ج۶٩، ص٣٢٢.
طلب مىكنند، اما من توفيق عبادت را به او نمىدهم به سبب ترس از خودبينى و عجب.
در روايت ديگر چنين آمده است:
شخصى از بنىاسرائيل به هنگام شب خوابيد بهگونهاى كه موفق به نماز شب نشد. هنگامى كه بيدار شد خود را ملامت كرد و در خطاب به نفس خويش گفت: «اين محروميت از نماز شب به سبب كوتاهى تو بوده است» . خداوند به موسى (ع) وحى كرد كه به اين بنده من بگو به سبب سرزنشى كه به خودت كردى، ثواب صد سال [كار خير يا نماز شب] را براى تو قرار دادم.(1)
ازاينرو گاهى انسان خود را براى بيدارى سحر مهيّا مىسازد، ولى باز خواب مىماند. در واقع، اين لطفى از جانب پروردگار نسبت به بنده است؛ چون به اين وسيله او را از رذيله عجب باز مىدارد و چه بسا خداوند براى تأسف شديد او به سبب از دست رفتن تهجد و شبزندهدارى، اجر بيشترى به او عنايت كند.
در روايت ديگر آمده است: «گاهى فردى مرتكب گناه مىشود خداوند او را از نماز شب محروم مىسازد تا به خود آيد و از گناه دورى گزيند» .(2)
بهرهورى انسان از مواهب الهى و لذتهاى مادى در حد مورد نياز و حفظ سلامت، پسنديده و مطلوب است، اما دلباختگى به دنيا و
لذتهاى آن در حد افراط و دلبستگى به خوشى، راحتى، خواب و غذاهاى مورد خواهش نفس و. . . از عوامل بسيار مهم در سلب توفيق و محروميت از سحرخيزى و شبزندهدارى است. وقتى انسان به راحتطلبى و خوشگذرانى دل بپردازد، بدون شك لذتهاى معنوى، مثل تهجد، نيايش و شبزندهدارى را از دست خواهد داد. كسى كه به خواب، تفريحهاى تا نيمه شب، استراحت و خوشگذرانى و شبنشينى وابسته است، نمىتواند سير و سلوك معنوى در دل شب داشته باشد؛ زيرا ساختار روحى روانى انسان به گونهاى تنظيم شده است كه افراط در شهوتهاى نفسانى، با كمالات معنوى و ارتقاى درجات معنوى سازگار نيست. قرآن كريم بهشت را جايگاه كسانى مىداند كه از هواهاى نفسانى دورى كنند و در سر هواى پروردگار داشته باشند.
(وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى * فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى) (نازعات: ۴٠ و ۴١)
و آن كس كه از مقام پروردگارش ترسان باشد و نفس را از هوا باز دارد به يقين بهشت جايگاه اوست.
شبنشينىهاى طولانى و بىحاصل، سرگرم شدن به برخى برنامههاى لغو و بيهوده، حضور در مجالسى كه به غيبت و تهمت مىانجامد يا آبروى افراد محترم تهديد مىشود، مجالسى است كه شيطان به طولانى شدن آن بسيار كمك مىكند و متأسفانه مانع پيمودن راهى است كه با سرشت آدمى سازگار است و موجب سلب توفيق، بهويژه سحرخيزى و
شبزندهدارى از انسان مىكند.
گر مسلمانى به اين است كه حافظ دارد واى اگر از پس امروز بود فردايى(1)
انباشتن معده از غذاهاى گوناگون و سنگين كردن آن، باعث ركود فكر و انديشه، خواب آلودگى جسم و بازماندن از هركار نيك و مطلوبى مىشود و توفيق سحرخيزى و نماز شب را از انسان مىگيرد.
از پيامبر (ص) روايت شده است كه فرمود:
«لايَدْخُلُ مَلَكُوتُ السَّمَواتِ قَلْبَ مَنْ مَلَأَ بَطْنُه»(2)«ملكوت آسمان به دل آن كس كه شكمش پر است راه ندارد» .
امام صادق (ع) مىفرمايد:
لَيْسَ شَيءٌ أضَرَّ لِقَلْبِ المُؤْمنِ مِنْ كَثْرَةِ اْلأَكْلِ وَ هِىَ مُورِثَةٌ شَيْئَينِ قَسْوَةَ القَلْبِ وَ هَيجَانَ الشَّهْوَةُ. (3)
براى قلب مؤمن چيزى زيانبارتر از پرخورى نيست. پرخورى دوچيز را به ارث مىگذارد: سنگدلى و هيجان شهوت.
از لقمان حكيم نقل شده است كه به پسر خود گفت:
يَا بُنىَّ اِذا اِمْتَلَأتِ المَعْدَةُ نَامَتِ الْفِكْرَةُ وَ خَرَستِ الحِكْمَةُ وَ قَعَدتِ الأَعْضاءُ عَنِ الْعِباَدةِ.(4)
پسرم هرگاه معده انسان پُر شود، فكر و انديشه او به خواب
مىرود و زبان از بيان حكمت باز مىماند و بدن از عبادت ناتوان مىشود.
از عوامل سلب توفيق و محروميت از شبزندهدارى، بىاطلاعى انسان از مقام و منزلت سحر و سحرخيزان است. بىخبرى از بركت، لطف و رحمتى كه خداوند در نيمههاى شب به بندگانش ارزانى مىدارد، از مهمترين اسباب بىتوجهى به سحرخيزى است.
ناآگاهى عموم مردم، مهمترين و گستردهترين علت محروميت بهشمار مىآيد؛ زيرا بسيارى از مردم مىخواهند با خداوند ارتباط ويژه داشته باشند؛ كسانى كه اهل گناه نيستند و به برنامههاى دينى خود عمل مىكنند، در واقع براى ناآگاهى از فضيلت شبزندهدارى، از بركات آن محروماند. اگر به عظمت شبزندهدارى و بركات ويژه دنيوى و اخروى عبادتها، دعا و استغفار نيمه شب پى ببرند، بدون ترديد مشتاقانه به سحرخيزان مىپيوندند. از اينرو، بر عالمان واجب است تا بندگان خدا را با فضايل و بركات سحرخيزى آشنا سازند.
اگر پيامرسانان دين به تفسير آيات قرآن و روايات ائمه معصوم (عليهم السلام) در زمينه سحرخيزى، شبزندهدارى، تهجد، مقام و موقعيت سحر و وعدههاى دنيوى و اخروى ويژه شب زندهداران بپردازند و مردم را به اين منبع معرفت راهنمايى كنند، تأثير آن بر جوامع دينى بسيار سازنده خواهد بود. در اين راستا روحانيون محترم حج و زيارت وظيفه بيشترى نسبت به ارشاد و راهنمايى مردم در سفرهاى معنوى دارند. سفرى كه همه گونه امكانات براى آگاهىبخشى به زائران در آن فراهم است.
حاجيان بر سبد سوغات سفر حج و زيارت، يادگار ماندگار سحرخيزى و عبادات و مناجات شبانه نماز شب را بيفزايند كه مهمترين و ارزندهترين هديه سفر خواهد بود.
كسانى كه در طول سال، به سحرخيزى و نماز شب اهتمام دارند و بر اين نيت همواره پابرجا و استوارند، اگر به واسطه عذرى، گاهى از سحرخيزى بازمانند، ولى نيت انجام دادن آن را دارند، به آنان پاداش سحرخيزى و شبزندهدارى و نماز شب داده خواهد شد.
پيامبر (ص) فرمود:
مَا مِنْ عَبْدٍ يُحَدِّثُ نَفْسَه بِقيامِ ساعَةٍ مِنَ اللَّيلِ فَيَنامُ عَنها اِلّا كانَ نَومُهُ صَدَقَةً تَصَدَّقَ اللهُ بِها عَلَيْهِ وَ كَتَبَ لَهُ اَجْرَ مَا نَوَى.(1)
اگر كسى پيش خود قصد كند كه لحظهاى از شب را برخيزد، ولى ناخواسته به خواب رود، خداوند نيتش را مىپذيرد و پاداش عملى را كه قصد كرده بود، برايش مىنويسد.
نيت و عمل خالص در سفر حج و زيارت، آن را از ساير سفرها ممتاز مىسازد. از هنگامى كه حاجى براى سفر گام برمىدارد تا آن زمانى كه مهمان رسمى پروردگار مىشود، به تناسب اخلاص و معرفتش، از سفره گسترده معنويت بهره مىبرد و هر قدر ذكر، ياد خدا و اعمال عبادى انجام دهد، بهرهمندتر خواهد بود. كسانى كه به موقعيت زمانى و
1) ميزان الحكمة، ج۵، ص۴٢٣.
مكانى ويژه حج و عمره توجه دارند، وقتشناساند و به صيد لحظههاى حساس شبانهروز مىپردازند. سحرخيزى و شبزندهدارى كه شيوه انبيا و اولياى خداست را از ياد نمىبرند. سعى مىكنند وقتى ديگران در بستر خواب آرميدهاند، از نسيم ملكوتى سحر استفاده كنند و سحرگاهان را به نماز شب، تلاوت قرآن، تهجد، استغفار، ذكر، دعا و. . . سپرى كنند و از مهمانى الهى بهره بيشترى ببرند. حاجى پرواز واقعى به سوى ملكوت را در سحر تجربه مىكند؛ لحظههاى عطرآگين بهشتى كه انسان را بدون مانع بالا مىبرد و يكشبه، ره صد ساله را طى مىكند.
قرآن
نهج البلاغه
١. آموزش عقايد، محمدتقى مصباح يزدى، چاپ هشتم، تهران، امير كبير، ١٣٨١ه. ش.
٢. آداب الصلاة، روح الله موسوى (امام خمينى) ، به كوشش سيد احمد فهرى، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى، ١٣٧٣ه. ش.
٣. ارشاد القلوب، حسين محمد ديلمى، قم، شريف رضى، ١۴٠٩ه. ق.
۴. اصول كافى، ابوجعفر محمد بن يعقوب كلينى، تصحيح علىاكبر غفارى، چاپ چهارم، تهران، دارالكتب الاسلاميه، آخوندى، ١٣۶۵ه. ش.
۵. الاقبال بالأعمال، على بن موسى بن طاووس، تهران، دارالكتب الاسلاميه، ١٣۶٧ه. ق.
۶. امالى مفيد، محمد بن محمد بن نعمان (شيخ مفيد) ، تحقيق: حسين استادولى و علىاكبر غفارى، چاپ دهم، دفتر انتشارات اسلامى، ١٣٧۵ه. ش.
٧. امالى، شيخ صدوق، كتابخانه اسلامى، ١٣۶٣ه. ش.
٨. بحارالانوار، محمدباقر مجلسى، بيروت، مؤسسة الوفاء.
٩. تحرير الوسيله، روح الله خمينى (امام خمينى) ، اسماعيليان.
١٠. تحف العقول عن آل الرسول (ص) ، حسن بن على ابن شعبه حرانى، قم، مؤسسه انتشارات اسلامى، ١۴٠۴ه. ق.
١١. تذكرة الفقهاء، حسن بن يوسف حلى (علامه حلى) ، تبريز، مكتبة المرتضوية لاحياء.
١٢. تفسير صافى، ملا محسن فيض كاشانى، قم، دارالمرتضى للنشر، ١٣٩٩ه. ق.
١٣. تفسير عياشى، محمد بن مسعود عياشى، تهران، چاپخانه علميه، ١٣٨٠ه. ق.
١۴. تفسير قرطبى، محمدبن احمد انصارى، قرطبى، چاپ داراحياء التراث العربى.
١۵. تفسير قمى، على بن ابراهيم بن هاشم قمى، قم، مؤسسه دارالكتب، ١۴٠۴ه. ق.
١۶. تفسير نمونه، جمعى از نويسندگان، تهران، دارالكتب الاسلاميه، ١٣۵۴ه. ش.
١٧. تهذيب الاحكام، محمدبن حسن طوسى ( شيخ طوسى) ، چاپ دارالكتب الاسلاميه.
١٨. ثواب الاعمال، شيخ صدوق، قم، شريف رضى، ١٣۶۴ه. ش.
١٩. جامع السعادات، ملامهدى نراقى، قم، دارالتفسير، ١۴١٧ه. ق.
٢٠. الجامع الصغير، جلال الدين سيوطى، بيروت، دارالفكر، ١۴٠١ه. ق.
٢١. جمال الاسبوع، سيد بن طاووس، قم، رضى.
٢٢. جواهر الكلام، محمدحسن نجفى، تهران، دارالكتب الاسلاميه، ١٣۶٧ه. ش.
٢٣. حاشيه، ابن عابدين، دار احياء التراث العربى.
٢۴. حكمت عبادت، عبدالله جوادى آملى، قم، نشر اسراء، ١٣٧٨ه. ش.
٢۵. داستانهاى شيرين از نماز شب، سيدعبدالله حسينى، چاپ اول، قم، انتشارات مهدى يار، ١٣٧٩ه. ش.
٢۶. الدروس الشرعيه، شمس الدين محمد بن مكى عاملى (شهيد اول) ، قم، مؤسسة النشر الاسلامى، ١۴١۴ه. ق.
٢٧. ديوان حافظ، شمس الدين حافظ شيرازى، به كوشش: محمد قزوينى و قاسم غنى، چاپ سوم، تهران، نشر مهرداد، ١٣٨۶ه. ق.
٢٨. رساله لقاء الله، ميرزا جواد آقاى ملكى تبريزى، مقدمه سيد احمد فهرى، تهران، نشر نهضت زنان مسلمان، ١٣۶٠ه. ش.
٢٩. السرائر الحاوى لتحرير الفتاوى، محمدبن ادريس حلى، قم، مؤسسة النشر الاسلامى، ١۴١٠ه. ق.
٣٠. سفينة البحار، شيخ عباس قمى، چاپ اول، مشهد، بنياد پژوهشهاى آستان قدس رضوى، ١۴١۶ه. ق.
٣١. سنن ابن ماجه، محمد بن يزيد قزوينى، دار احياء التراث.
٣٢. سنن ترمذى، محمد بن عيسى ترمذى، بيروت، دارالفكر، ١۴٠٣ه. ق.
٣٣. سنن نسائى، احمد بن شعيب نسائى، چاپ اول، دارالفكر، ١٣۴٨.
٣۴. سيماى فرزانگان، رضا مختارى، قم، دفتر تبليغات اسلامى.
٣۵. شب مردان خدا، سيدمحمد ضياء آبادى، چاپ دوم، تهران، واحد تحقيقات بنياد بعثت، ١٣۶٧ه. ش.
٣۶. شرح اسماء الحسنى، ملا هادى سبزوارى، تحقيق نجفقلى حبيبى، انتشارات دانشگاه تهران، ١٣٧٣ه. ق.
٣٧. عدة الداعى و نجاح الساعى، احمد بن فهدحلى، دارالكتاب الاسلاميه، ١۴٠٧ه. ق.
٣٨. علل الشرايع، شيخ صدوق، قم، مكتبة الداورى، بىتا.
٣٩. العين، خليل بن احمد فراهيدى، چاپ اسوه.
۴٠. غرر الحكم و درر الكلم، عبدالواحد بن محمد آمدى، قم، دفتر تبليغات اسلامى، ١٣۶۶ه. ق.
۴١. فتح البارى، شرح صحيح بخارى، ابن حجر عسقلانى، بيروت، دارالمعرفة للطباعة، بىتا.
۴٢. فرهنگ لغات و اصطلاحات و تعبيرات عرفانى، سيد جعفر سجادى.
۴٣. فرهنگ معين، محمدحسين معين، چاپ دهم، چاپخانه پورتهران، ١٣٧۵ه. ش.
۴۴. فضيلتهاى فراموش شده، جلال رفيع، مؤسسه اطلاعات.
۴۵. قصص العلماء، محمدسليمانى تنكابنى، علميه اسلاميه، بىتا.
۴۶. قصههاى نماز، عباس عزيزى، چاپ سوم، قم، انتشارات معصومين، ١٣٨٢ه. ش.
۴٧. كشف الغطاء، شيخ جعفر كاشف الغطا، چاپ انتشارات مهدوى.
۴٨. كشف الغمه، على بن عيسى اربلى، تبريز، مكتبة بنىهاشم، ١٣٨١ه. ق
۴٩. كليات شمس تبريزى، مولوى، تهران، انتشارات جاويدان، ١٣۵٢ه. ش.
۵٠. كنز العرفان، مقداد بن عبدالله سيورى (فاضل مقداد) ، مكتبة رضويه.
۵١. كنز العمال، على بن حسام الدين متقى، بيروت، مؤسسة الرساله، بىتا.
۵٢. گلستان سعدى، مصلح الدين سعدى شيرازى، تصحيح غلامحسين يوسفى، چاپ اول، تهران، انتشارات خوارزمى، ١٣۶٨ه. ش.
۵٣. مجمع البحرين، فخر الدين طريحى، تهران، مكتبة المرتضويه، ١٣۶۵ه. ش.
۵۴. مجمع الزوائد و منبع الفوائد، بيروت، ابن حجر هيثمى، دار الكتب العلميه، ١۴٠٨ه. ق.
۵۵. المجموع، نووى، دارالفكر.
۵۶. محجة البيضاء، مولى محسن فيض كاشانى، قم، دفتر انتشارات اسلامى.
۵٧. مستدرك الوسائل، حسين بن محمدتقى نورى، قم، مؤسسة آل البيت لاحياء التراث، ١۴٠٨ه. ق.
۵٨. مشارق الشموس، آقا حسين بن محمد خوانسارى (محقق خوانسارى) ، چاپ مؤسسه آل البيت.
۵٩. مصباح المتهجد، محمدحسن طوسى (شيخ طوسى) ، بيروت، موسسه فقه الشيعه، ١۴١١ه. ق.
۶٠. المعجم الكبير، سليمان بن احمدبن ايوب اللخمى، قاهره، مكتبة ابن تيميه.
۶١. معراج السعادة، ملا احمد نراقى، انتشارات رشيد.
۶٢. مغنى المحتاج، محمد شربينى، داراحياء التراث العربى.
۶٣. مفاتيح الجنان، شيخ عباس قمى.
۶۴. مفردات، حسين بن محمد (راغب اصفهانى) تهران، مكتبة مرتضويه.
۶۵. المقنعة، محمد بن محمد بن نعمان (شيخ مفيد) ، مؤسسه انتشارات جامعه مدرسين.
۶۶. من لايحضره الفقيه، شيخ صدوق، قم، جامعه مدرسين، ١۴١٣ه. ق.
۶٧. مناسك حج، محشا.
۶٨. ميزان الحكمة، محمد محمدى رىشهرى، چاپ اول، دارالحديث، ١٣١۶ه. ق.
۶٩. الميزان، محمدحسين طباطبايى، ترجمه: سيدمحمد باقر موسوى همدانى، دفتر انتشارات اسلامى.
٧٠. النهاية، محمد بن الحسن طوسى (شيخ طوسى) ، دارالكتب العربيه.
٧١. نهج الفصاحه، ترجمه ابوالقاسم پاينده، اصفهان، خاتم الانبياء، ١٣٨۵.
٧٢. نيل الاوطار، شوكانى، مكتبة دارالتراث.
٧٣. وافى، ملامحسن فيض كاشانى، قم، مكتبة المرعشى النجفى، ١۴٠۴ه. ق.
٧۴. وسائل الشيعه الى تحصيل الشريعة، محمد بن الحسن حرّ عاملى، تصحيح و تحقيق: عبدالرحيم ربانى شيرازى، آل البيت.
٧۵. الهداية، شيخ صدوق، قم، مؤسسة امام الهادى (ع) ، ١۴١٨ه. ق.