ghaemiyeh.com
نام كتاب: منتخب مناسك حج( سال 1384)
نويسنده: حسامى
موضوع: احكام و مناسك
زبان: فارسى
تعداد جلد: 1
ناشر: نشر مشعر
مكان چاپ: تهران
سال چاپ: 1384
نوبت چاپ: 2
از نيازهاى مهمّ و جدّى روحانيان محترم كاروانهاى حج، آگاهى يافتن از مسائل و فروع مناسك حج و اختلاف فتاواى مراجع عظام تقليد است و از آن جا كه زائران و حجاج بيتاللَّه الحرام، از مراجع مختلف تقليد مىكنند، بر روحانى كاروان است كه آراء فقهى مراجع معظّم تقليد را فراگرفته، زائران را راهنمايى نمايد تا آنان بتوانند اعمال حج را بدون اضطراب و دغدغه خاطر به جاى آورند.
براى پاسخگويى به اين نياز اساسى، از سال 1370 ه. ش. تا كنون تلاشهايى بدين شرحصورت پذيرفته است:
ابتدا مناسك مرحوم حضرت آية اللَّه العظمى امام خمينى قدس سره كه كاملترين مناسك منتشر شده است، با حواشى مرحوم آية اللَّه العظمى اراكى قدس سره به چاپ رسيد.
در مرحله دوّم مناسك حضرت امام، با حواشى سه نفر از مراجع عظام تقليد ذيل:
آية اللَّه العظمى حاج سيّد محمدرضا گلپايگانى قدس سره
آية اللَّه العظمى حاج سيّد ابوالقاسم خويى قدس سره
آية اللَّه العظمى شيخ محمدعلى اراكى قدس سره
با كوشش و تلاش فراوان تعدادى از عزيزان، تهيه و منتشر گرديد.
در مرحله سوم فتاواى حضرت آية اللَّه آقاى محمد فاضل لنكرانى- دامت بركاته- بر مناسك افزوده شده و حواشى مراجع معظم به چهار نفر رسيد.
در مرحله چهارم بر آن شديم تا فتاواى مراجع فعلى را نيز بر حواشى مناسك حضرت امام قدس سره بيفزاييم. كه اين مهم نيز با تلاش گروهى از روحانيان فاضل و ارجمند حوزه علميه قم، كه هم به حج مشرف شده بودند و هم ارتباط تنگاتنگ با بيوت مراجع عظام تقليد- دامت بركاتهم- داشتند، به انجام رسيد و اولين بار در سال 1375 چاپ و منتشر شد ولى از آنجا كه مناسك مذكور به جهت برخوردارى از فروع بسيار كه برخى از آنهانيز چندان مورد نياز عموم زائران نبود و وجود برخى از مسائل در قالب استفتاء كه كار بازيابى مسائل را دشوار مىكرد لذا بر آن شديم تا با يك اقدام جديد مناسك حاضر را آماده و منتشر سازيم.
حال با توجه به مطالب فوق، نظر خوانندگان عزيز و محترم را به چند نكته مهم جلب مىكنيم:
1- متن اين مناسك مطابق با فتاواى بنيانگذار جمهورى اسلامى، امام خمينى قدس سره مىباشد كه از مناسك محشى گرفته شده است.
2- تمام استفتائات موجود در مناسك حضرت امام خمينى قدس سره توسط حضرت آية اللَّه حاج شيخ محمد حسن قديرى دام ظله بهصورت مسأله درآمده كه منتخبى از آنها در اين مناسك، در جايگاه واقعى خود آورده
شده است.
3- در اين مناسك حواشى حضرت آية اللَّه آقاى حاج سيد موسى شبيرى زنجانى دامت بركاته، نيز افزوده شد.
4- براى آن كه مسائل عمره و حج از نظم منطقى بهتر برخوردار باشد، برخى جابجائىها در مسائلصورت پذيرفته است.
5- پس از آماده شدن اين مناسك، نسخهاى از آن به دفاتر مراجع معظم تقليد تقديم، و پس از ملاحظه و درج اصلاحاتى به اين دفتر مسترد گرديد كه از اين جهت مسائل آورده شده مورد اطمينان مقلدان مراجع نيز خواهد بود.
6- اسامى مراجع محترمى كه حواشى آنان در اين مرحله افزوده شده به ترتيب حروف الفبا، عبارتند از:
حضرت آية اللَّه آقاى حاج شيخ محمدتقى بهجت- دامت بركاته-
حضرت آية اللَّه آقاى حاج شيخ جواد تبريزى- دامت بركاته-
حضرت آية اللَّه آقاى حاج سيد على خامنهاى- دامت بركاته-
حضرت آية اللَّه آقاى حاج سيد على سيستانى- دامت بركاته-
حضرت آية اللَّه آقاى حاج سيد موسى شبيرى زنجانى- دامت بركاته-
حضرت آية اللَّه آقاى حاج شيخ لطف اللَّهصافى- دامت بركاته-
حضرت آية اللَّه آقاى حاج شيخ ناصر مكارم شيرازى- دامت بركاته-
حضرت آية اللَّه آقاى حاج شيخ حسين نورى همدانى- دامت بركاته-
على رغم تلاشهاى به عمل آمده شايد كار بدون نقص نباشد، موجب سپاس خواهد بود اگر نظرات اصلاحى و تكميلى خود را به نشانى مركز تحقيقات حجّ- واحد فقه، ارسال نماييد.
در پايان از تمامى حضرات آيات، علماى اعلام، بيوت مراجع معظم و روحانيان فاضل و ارجمندى كه در تمامى مراحل ذكر شده در فراهم آمدن اين مجموعه ارزشمند ما را يارى دادند تشكر و قدردانى نموده، توفيق همگان را از خداوند قادر متعال مسألت داريم.
معاونت آموزش و پژوهش
بعثه مقام معظم رهبرى
بدان كه بر هر مكلف كه جامع شرايط باشد وجوب حج به دليل قرآن و احاديث وارده از نبى اكرمصلى الله عليه و آله و ائمه معصومين عليهم السلام ثابت است. حج يكى از اركان دين است و از ضروريات آن بشمار مىرود. ترك حج با اقرار به وجوب، يكى از گناهان كبيره و با انكار، موجب كفر است. «(1)
آية اللَّه بهجت: در صورت منافات با بقاء تصديق به وحدانيّت خالق يا بقاء تصديق به نبوت.
آية اللَّه فاضل: چنانچه به انكار رسالت برگشت كند.
آية اللَّه زنجانى: و انكار آن از كسى كه در محيط اسلامى بزرگ شده اماره كفر است و بر اساس احاديث معتبر به همين جهت خداوند متعال ...
آية اللَّه مكارم: در صورتى كه علم به ضرورى بودن آن داشته باشد.
» خداوند متعال در قرآن مجيد فرمود:وَللَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنْ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِىٌّ عَنْ الْعَالَمِينَ
. شيخ كلينى قدس سره به طريق معتبر از حضرتصادق عليه السلام روايت نموده كه:
هر كس از دنيا رود و حَجة الاسلام را بجا نياورد بدون اين كه او را حاجتى ضرورى باشد يا آنكه به جهت بيمار شدن از آن باز ماند يا آنكه پادشاهى
1) - آيات عظام خويى، سيستانى، تبريزى: در صورتى كه مستند به شبهه نباشد.
از رفتن آن جلوگيرى نمايد، چنين كس در حال مردن به يهوديت يا نصرانيت از دنيا خواهد رفت.
1- حَجّة الاسلام كه حجّ واجب بر شخص مستطيع است بيش از يك مرتبه در تمام عمر واجب نمىشود.
(م 1)
2- وجوب حجّ بر شخص مستطيع فورى «(1)» است يعنى «(2)» واجب است در سال اوّل استطاعت بجا آورد و تأخير آن جايز نيست «(3)
آيةاللَّه بهجت: و تأخير آن بدون عذر حرام است و تكرار اين تأخير در سالها بدون توسيط توبه از گناهان كبيره مثل ترك حجّ است.
آيةاللَّه فاضل: تأخيرآن معصيت است ولى كبيره بودن آن به طورى كه مسقط عدالت باشد ثابت نيست.
» و درصورت تأخير واجب است در سال بعد انجام دهد و همچنين ...(م 2)
3- بر مستطيع واجب است مقدّمات انجام حجّ از قبيل تهيّه وسائل
1) - آيةاللَّه سيستانى: در اين فوريّت دو وجه است: اوّل اينكه شرعى باشد و گويا مشهور هم همينباشد، دوّم اينكه عقلى باشد از باب احتياط تا مبادا تأخير آن منجر به ترك واجب بدون عذر شود، كه در اين صورت مستحق عقوبت خواهد بود، وجه اوّل احوط است ودوّم اقوى. پس اگر آن را از سال اوّل استطاعت تأخير انداخت بدون اينكه اطمينان داشته باشد كه بعداً مىتواند آن را انجام دهد ولى بعداً موفّق به انجام آن شود متجرّى مىشود و اگر اصلًا موفّق نشود، مرتكب گناه بزرگى شده است.
2) - آية اللَّه زنجانى: يعنى واجب است در اولين سالى كه مىتواند، آن را بجا آورد.
3) - آيات عظام گلپايگانى، خويى، صافى، تبريزى: بلكه بعيد نيست تأخير آن از گناهان كبيره باشد.
واسباب سفر را «(1)» به طورى كه بتواند در همان سال به حجّ برسد «(2)» فراهم كند و درصورتى كه شخص كوتاهى كند «(3)» و به حجّ در آن سال نرسد حجّ بر او مستقر مىشود «(4)
آيةاللَّه خويى، آيةاللَّه تبريزى: مگر اينكه حرجى باشد كه در اين صورت برخودش واجب نيست ولى بعد از مرگ وى بايد از تركه او حج بجا آورند.
آية اللَّه سيستانى: اگر تأخر بعلت اطمينان به درك حجّ در همين سال باشد و اتفاقاً نرسد حجّ بر او مستقر نخواهد شد.
آيةاللَّه فاضل: در صورتى حجّ بر او مستقر مىشود كه اگر مىرفت به حجّ مىرسيد.
» كه بايد در هرصورت بعداً به حجّ برود، هر چند استطاعت از بين برود. «(5)»(م 3)
1) - آية اللَّه زنجانى: به طورى كه در اولين سالى كه مىتواند به حج برسد، فراهم كند و در صورتى كهشخص كوتاهى كند و در اثر آن به حج در آن سال نرسد حج بر ذمه او مستقر مىشود كه بايد بعداً به حج برود هرچند استطاعت از بين برود بلى در صورتى كه بدون اختيار انجام حج بر او حرجى شود، تأخير حج تا رفع حرج جايز است و اگر از رفع حرج مأيوس باشد بايد در اولين سال ممكن با قصد قربت براى حج نايب بگيرد، البته در هر دو صورت مىتواند خودش در حال حرج حج بجا آورد.
2) - آيةاللَّه مكارم: در صورت حصول استطاعت چنانچه راه منحصر به نامنويسى براى چند سال بعد باشد آن نيز واجب است.
3) - آيةاللَّه بهجت: در صورت اعتماد و وثوق به اينكه با تأخير نيز حجّ را حتماً درك خواهد كرد اظهر عدموجوب خروج در اوّلين فرصت است، پس اگر اتّفاقاً درك نكرد حج بر او مستقر نشده است، و امّا با عدم اعتماد مذكور پس مورد تأمّل است و عدم حرمت تقويت احتمالى در موردى كه دليل خاصّ نباشد خالى از وجه نيست.
4) - آية اللَّه گلپايگانى، آيةاللَّه صافى: در صورتى حجّ مستقر مىشود كه معلوم شود اگر مىرفت به حجّمىرسيد.
5) - آيةاللَّه فاضل: اگر انجام حجّ براى او حرجى باشد حجّ از خودش ساقط است ولى بايد خود او بعداً در صورت قدرت انجام دهد و يا بعد از فوتش از تركه او حجّ نيابى ولو از ميقات انجام دهند.
با چند شرط حج واجب مىشود و بدون وجود تمامى آنها حجّ واجب نيست.
1- بلوغ، 2- عقل. پسبركودكو ديوانه «(1)» حجّواجب نيست.
(ص 20)
3- استطاعت از جهت مال وصحت بدن و توانايى و باز بودن راه و وسعت وقت و كفايت آن. «(2)»
4- استطاعت از جهت مال يعنى داشتن زاد و راحله كه توشه راه و مَركب سوارى است، «(3)» و چنانچه عين آنها را ندارد كافى است چيزى مثل پول يا متاع ديگر داشته باشد كه ممكن است آن راصرف در تهيه آنها نمايد «(4)» و شرط است كه مخارج برگشتن «(5)
آية اللَّه سيستانى: مگر اينكه بيشتر از هزينه بازگشت به وطن باشد كه در اين صورت اگر ناگزير از سكونت در آنجا نباشد، هزينه بازگشت به وطن در وجوب حج كافى است.
آية اللَّه بهجت: بنحويكه بواسطه حج ناچار به تبديل محل اقامت و مسكن نشود.
آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: داشتن هزينه بازگشت هنگامى معتبر است كه مكلّف قصد بازگشت به وطن خود يا جايى كه دورتر از وطن نباشد را داشته باشد ولى اگر قصد رفتن بجايى دورتر از وطن خود را داشته باشد داشتن هزينه برگشت به وطن كافيست البته مقصود جايى است كه از نرفتن به آنجا بحرج نمىافتد.
آية اللَّه خامنهاى: اگر تصميم به بازگشت داشته باشد.
آية اللَّه خويى رحمه الله: داشتن مازاد بر مصارف و رفتن و برگشتن در تحقّق استطاعت شرط نيست بلى اگر به علّتى اداء حج بر مكلّف مستلزم وقوع در حج باشد حج بر او واجب نيست.
آية اللَّه زنجانى: داشتن هزينه بازگشت در صورتى معتبر است كه مكلف نيازى به برگشتن داشته باشد و اگر انجام حج باعث شود كه حاجى ملزم به سكونت در جاى ديگرى غير از وطن خود شود بايد هزينه رفتن به آنجا را داشته باشد.
» را نيز داشته باشد. و امور ديگرى1) - آيةاللَّه بهجت: كه قاصر باشد زمان افاقه او از اداء واجب فعلى بر او.
2) - آية اللَّه زنجانى: و امنيت داشتن در سفر و اين كه تشرف به حج مستلزم هتك حيثيت او نبوده و همچنين زندگيش را مختل ننمايد.
3) - آية اللَّه سيستانى: اگر به آن نياز داشته باشد.
4) - آية اللَّه بهجت: و نيز اظهر وجوب حج و تحقق استطاعت است بر كسى كه فعلًا زاد و راحله را نداردولى مىتواند بمناسبت موقعيّت شغلى خود بدون استيجار كه بعداً ذكر مىشود در بين راه كسب كند، و با كسب لايق به شأن، حوائج مناسب هر وقت را تحصيل نمايد بدون خطر و با اطمينان به حصول، مثل خدمت كردن در كاروان به اعمالى كه در غير سفر، شغل او همانهاست.
5) - آيات عظام گلپايگانى، خويى، تبريزى، بهجت، فاضل، سيستانى، صافى: داشتن هزينه بازگشت هنگامى معتبر است كه مكلف قصد بازگشت به وطن خود را داشته باشد. اما اگر نخواسته باشد برگردد، يا خواسته باشد در جاى ديگرى غير از وطن خود ساكن شود، بايد هزينه رفتن به آن جا را داشته باشد، و دارا بودن هزينه بازگشت به وطن لازم نيست.
در استطاعت معتبر است كه در مسائل آينده بيان مىشود.
(م 15)
5- شرطاست در وجوب حج، علاوه بر مصارف رفتن و برگشتن، ضروريات زندگى «(1)» و آنچه را در معيشت به آن نياز دارد داشته باشد، «(2)» مثل
1) - آية اللَّه بهجت: ضرورت شخصيّه يا شأنيّه.
2) - آية اللَّه زنجانى: داشتن ضروريات زندگى در استطاعت معتبر نيست. بلى كسى كه بعضى از ضروريات زندگى خود را ندارد و مالى بهمقدار مخارج حج دارد كه اگر آن را در راه حج هزينه كند براى تهيه لوازم زندگى به مشقت شديد مىافتد يا تهيه آنها با هتك حيثيت او همراه خواهد بود، مستطيع نمىباشد. البته در صورتى كه تصميم داشته باشد كه اگر حج هم نرود، اين مال را در تهيه لوازم زندگى مصرف نكند و همچنين در صورتى كه اگر اين مال را در سفر حج مصرف هم نكند، نمىتواند ضروريات زندگى را تهيه كند، مستطيع مىباشد.
خانه مسكونى «(1)» و اثاث خانه و وسيله سوارى و غير آن در حدى كه مناسب «(2)» با شأن او باشد «(3)» و چنانچه عين آنها را ندارد، «(4)» پول يا چيزى كه بتواند آنها را تهيه كند، داشته باشد.
(م 16)
6- اگر ضروريات زندگى يا پول آنها را در حجصرف كند از حَجة الاسلام كفايت نمىكند. «(5)
آية اللَّه زنجانى: كسى كه براى سفر حج بايد لوازم زندگى خود را بفروشد و پس از بازگشت براى تهيه آن با مشكل روبهرو مىشود مستطيع نمىباشد والا- با داشتن بقيه شرايط- مستطيع بوده به هر شكلى حج بجا آورد كافى است هرچند ضروريات اوليه زندگيش را خرج سفر حج كند.
»(م 17)
7- كسى كه از ديگرى طلب دارد، و بقيه شرايط استطاعت را نيز دارا است، «(6)» اگر وقت طلب او رسيده يا حالّ است و مىتواند بدون واقع
1) - آية اللَّه مكارم: خواه ملكى باشد يا اجارهاى كه با شئون او سازگار باشد.
2) - آية اللَّه بهجت: در حدى كه كافى براى شخص و شأن او باشد.
3) - آيةاللَّه سيستانى: ... و نداشتن آن موجب حرج باشد.
4) - آية اللَّه صافى: و نداشتن آن حرجى باشد.
5) - آية اللَّه خويى: چنانچه سبب حرج بشود حج واجب نيست. بلى اگر بنا بر صرف نكردن آن مال در نياز خود داشت، حج بر او واجب است.
6) - آية اللَّه زنجانى: كسى كه تمام هزينه حج را ندارد، ولى از ديگرى به مقدار مخارج حجيا مكمّل آنطلبى دارد كه وقت پرداخت آن است، چنانچه مديون بتواند بدهى خود را بپردازد و طلبكار نيز بتواند بدون مشقت و هتك حيثيت به طلب خود برسد مستطيع بوده، حج بر او واجب مىگردد و اگر انجام حج متوقف بر مطالبه قرض باشد، مطالبه نيز واجب مىشود و اگر وقت طلب او نرسيده، چنانچه مديون بخواهد بپردازد مستطيع است والّا مستطيع نخواهد بود. در هر صورت اگر بتواند طلب خود را به مبلغ كمترى كه براى حج لازم دارد بفروشد، چنانچه اين كار براى او مشقّت شديد نداشته باشد، مستطيع مىباشد، هرچند در اين فروش ضرر كند.
شدن در حَرَج و مشقت، «(1)» آن را بگيرد واجب است مطالبه كند «(2)» و بگيرد و به حج برود، «(3)» مگر مديون نتواند بپردازد كه در اينصورت مطالبه جايز نيست و استطاعت حاصل نمىشود «(4)
آية اللَّه سيستانى: اگر بتواند دَين رابفروشد بنحوىكه اجحاف در حق او نباشد، و پول آن به تنهايى و يا به ضميمه مال ديگر وافى هزينه حج باشد، در اين صورت مستطيع است و بايد به حج برود.
آية اللَّه فاضل: اگر بتواند دَينش را به مقدار كمتر بفروشد در صورتى كه موجب ضرر و مشقّت نباشد. و اين مقدار براى حج كافى باشد مستطيع است و بايد حج انجام دهد.
» و همچنين اگر وقت طلب او نرسيده و مديون بخواهد بپردازد لازم است طلبكار آن را بگيرد و مستطيع مىشود، ولى اگر مديون نمىخواهد بپردازد مطالبه واجب نيست، هرچند با مطالبه حاضر به پرداخت شود. «(5)آية اللَّه گلپايگانى، آيةاللَّه صافى: و اگر شك داشته باشد كه مديون با مطالبه مىپردازد يا نه، به جهت آنكه احتمال استطاعت مىدهد، و تمكّن از فحص دارد، احتياط در مطالبه است، و مطالبه در اين فرض فحص از استطاعت است، نه تحصيل استطاعت.
آية اللَّه صافى: حكم مسأله در صورتى است كه فروش دين مؤجّل به نقد ممكن نباشد والّا فروش آن مانند فروش ساير اموال واجب است.
آيات عظام خويى، تبريزى، بهجت: درصورتىكه اگرمطالبهكند بدهكار خواهدپرداخت، بايد مطالبهكند و به حج برود.
آية اللَّه فاضل: مگر آنكه يقين داشته باشد كه اگر مطالبه كند مديون حاضر به پرداخت آن مىشود، كه در اين صورت مطالبه لازم است.
آية اللَّه مكارم: اگر مطالبه محذورى ندارد بايد مطالبه كند.
»(م 19)
1) - آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: و نيز مىتواند ولو با كمك غير و اقامه دعوى در نزد حاكم شرع و يابا رجوع به حاكم غير شرعى- در صورتى كه استيفاء حقّ موقوف بر آن باشد، بنابر اقوى- آن را وصول نمايد، گرفتن و رفتن به حج واجب است.
2) - آية اللَّه سيستانى: مستطيع است و واجب است حج برود هر چند با مطالبه و صرف آن مال در حج باشد و همچنين است اگر بدهكار دارا باشد و نپردازد ولى بتواند هر چند با رجوع به حاكم جور حق خود را بگيرد يا بدهكار منكر باشد ولى بتواند آن را اثبات كند و بگيرد يا بتواند از اموال او از باب تقاص بردارد. بلى اگر استيفاء دين بر او حرجى باشد مستطيع نيست.
3) - آية اللَّه بهجت: اگر تحصيل آن متوقّف بر مراجعه به دادگاه اگر چه حاكم جور باشد لازم است مراجعهنمايد در صورتى كه موجب ضرر و حرج فوق حد مسامحه نباشد، و در تضرر مالى غير مجحف و نيز ضرر حالى مثل ذلت نفس و نقص جاه نزد حاكم جور تأمّل است و اقرب وجوب مطالبه است با عقلائى بودن تن دادن به اين ضرر با قطع نظر از تكليف به حج.
4) - آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى، در اين مسأله قائل شدهاند كه اگر بتواند دَين را بفروشد و پول آن بهتنهايى و يا به ضميمه مال ديگر وافى هزينه حج باشد و براى او مشقت شديد نداشته باشد، در اين صورت مستطيع است و بايد به حج برود.
5) - آية اللَّه سيستانى: اگر مهلت داشتن قرض به نفع بدهكار باشد همچنانكه معمولًا چنين است.-
8- اگر غير مستطيع، مصارف حجّ را قرض كند، مستطيع نمىشود، «(1)» هر چند بتواند بعداً به سهولت قرض را اداء كند «(2)» و اگر با آن حج بجا آورد از حَجّة الاسلام كفايت نمىكند. «(3)
آية اللَّه بهجت: قرض گرفتن براى حج تحصيل استطاعت است و واجب نيست. مگر آنكه مالى داشته باشد بالفعل كه مىتواند پس از حجّ با فروش و استبدال آن اداء دين كند كه در اين صورت قرض گرفتن واجب است با عدم تمكن از فروش آن قبل از حجّ و اگر مالى كه با آن اداء دين مىنمايد بعد از حج تحصيل مىشود، پس در وجوب حج فعلًا تأمّل است.
آية اللَّه تبريزى: هرگاه كسى مقدارى پول قرض كند كه آن پول بمقدار مخارج حج باشد و در وقت قرض كردن مالى داشته باشد كه بتواند با آن قرض خود را اداء كند ولى فعلًا نمىتواند آن را بفروشد يا در آن تصرّف كند حج بر او واجب خواهد بود. بلكه در اين صورت اگر قرض كرده بر او حرجى نباشد مستطيع است و بايد حج برود و استطاعت متوقف بر قرض گرفتن نيست.
آية اللَّه سيستانى: مگر آنكه وقت پرداخت قرض آنقدر دور باشد كه اصلًا عقلاء به آن توجه نكنند. كه در اين صورت اگر قرض كرد حجّ بر او واجب خواهد شد.
آيةاللَّه گلپايگانى و آيةاللَّه صافى: در صورتى كه مالى دارد كه در دسترس او نيست و بعداً به واسطه آن بهراحتى بتواند قرضى را كه گرفته ادا كند، در اين صورت با قرض گرفتن صدق استطاعت مىكند و با وجود ساير شرايط، حج واجب است و حجةالاسلام محسوب مىشود.
»(م 20)
1) - آية اللَّه زنجانى: هر گاه كسى به مقدار مخارج حج يا مكمل آن قرض كند چنانچه اگر حج برود درپرداخت بدهى خود به مشقت شديد نمىافتد مستطيع شده بايد حج بجا آورد هرچند آن پول را براى خصوص حج قرض كرده باشد و حج او كفايت از حجةالاسلام مىكند.
2) - آية اللَّه خامنهاى: كسى كه مخارج حج را ندارد، ولى مىتواند به آسانى آن مبلغ را از ديگرى وام بگيرد و بعداً اداء كند واجب نيست كه با گرفتن وام خود را مستطيع كند، ولى اگر وام گرفت، حج بر او واجب مىشود.
3) - آيات عظام خويى، فاضل،: هرگاه كسى مقدارى پول قرض كند كه آن پول به مقدار مخارج حج باشد، و قدرت پرداخت آن را بدون مشقّت بعد از آن داشته باشد، حج بر او واجب خواهد بود.
9- اگر در سالى كه استطاعت مالى دارد از جهت صحّت بدن يا باز بودن راه استطاعت ندارد و در سالهاى ديگر از آن جهات استطاعت پيدا مىكند، مىتواند «(1)
آية اللَّه تبريزى: اگر ضرورت عرفى نداشته باشد بنابر احتياط واجب آن را حفظ كند.
آية اللَّه خامنهاى: پس از فرا رسيدن زمانى كه صرف آن براى رسيدن به حج لازم است شخص مستطيع نمىتواند خود را از استطاعت بيندازد و پيش از فرا رسيدن اين زمان نيز احتياط واجب آن است كه خود را از استطاعت خارج نسازد.
آية اللَّه زنجانى: مستطيع مىباشد و اگر براى حج در سال بعد حفظ پول لازم باشد بايد پول را حفظ كند بلى چنانچه ضرورتى پيش آمد مىتواند مال را در آن صرف نمايد پس اگر مصرف كرد از استطاعت مىافتد.
آيةاللَّه گلپايگانى: اگر اطمينان دارد كه در سالهاى بعد از آن جهات استطاعت پيدا مىكند نمىتواند در مال خود تصرف نمايد.
» در مال تصرف كند و خود را از استطاعت خارج نمايد.(م 24)
10- شخص مستطيع اگر پول ندارد لكن ملك دارد «(2)» بايد بفروشد و
1) - آية اللَّه خويى، آية اللَّه سيستانى: تصرّف در مال جايز نيست و واجب است مال را حفظ كند و خود را از استطاعت خارج نكند.
2) - آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: اگر خانه وقفى و يا غير وقفى در اختيار اوست، به طورى كه كسرشأن او نبوده، و بدون سختى و حرج، از داشتن خانه ديگر بىنياز است، و احتمال از دست رفتن آن خانه نيست، اگر خانه ملكىاى دارد كه قيمت آن وافى بهمخارج حج ويا تتميم آنباشد، واجباست خانهملكى خود را فروخته و صرف مخارج حج كند، و همچنين است نسبت بهديگر چيزهايى كهمورد نيازبوده، و از غير راه ملكيّت رفع احتياجش شده باشد.
به حج برود اگر چه بواسطه مشترى نداشتن به كمتر از قيمت معمولى «(1)
آية اللَّه بهجت: اگر حرجى يا ضررى نباشد.
آية اللَّه سيستانى: مگر اينكه اجحاف بر او باشد.
» بفروشد مگر آنكه «(2)آية اللَّه مكارم: بطورى كه در عرف بگويند مستطيع نيست.
» فروش به اين نحو موجب حرج و مشقّت براى او شود.(م 27)
11- اگر مالى كه براى حج كفايت مىكند را به او ببخشند براى اينكه حج بجاآورد «(3)
آيةاللَّه گلپايگانى، آيةاللَّه صافى: چنانچه مال، كافىبراى مؤونه حجباشد، ويا بهمقدارى است كه به ضميمه اموال خود شخص استطاعت حاصل مىشود، حج بر او واجب، و كافى از حجّة الاسلام است.
آية اللَّه نورى: مگر اينكه در قبول ذلّت و مهانت براى او باشد كه در اين صورت قبول واجب نيست.
» بايد قبول كند و حج بجا آورد، و همچنين اگر واهب بگويد مخيّرى بين اينكه حج بجاآورى يا نه. «(4)» ولى اگر اسم حج را نياورد و فقط مال را به او ببخشد قبول واجب نيست. «(5)آية اللَّه زنجانى: در هر سه صورت با داشتن ساير شرايط مستطيع است مگر آن كه قبول بذل يا تحويل مال موهوب حرجى يا مستلزم هتك حيثيت او باشد و همچنين است در صورتى كه مكمّل هزينه حج را به او ببخشند و در هر حال پول قربانى مانند حج غير بذلى جزء استطاعت نيست پس كسى كه تمكن از قربانى ندارد روزه مىگيرد. بلى اگر روزه گرفتن مشقت شديد يا خوف ضرر داشته باشد حج واجب نمىشود.
»(م 34)
1) - آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: اگر باعث ضرر قابل توجّه شود فروشش واجب نيست.
2) - آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: اجحاف و ضرر بحدّى باشد كه عرفاً بگويند مستطيع نيست.
3) - آية اللَّه بهجت: واجب نيست قبول نمايد و در صورت قبول، استطاعت بذليه محقّق است و استطاعتماليّه است در دو صورت بعد.
4) - آيات عظام خويى، تبريزى، سيستانى: و اگر واهب بخشنده اختيار را به انسان بدهد و بگويدمىخواهى با اين مال حج برو و نمىخواهى به حج نرو و يا مالى را ببخشد و نامى از حج نبرد، قبولش واجب نيست.
5) - آية اللَّه مكارم: بلكه قبول واجب است بشرط اينكه به هنگام بازگشت، زندگى او تأمين باشد.
12- كسى كه براى نيابت از ديگرى اجير شد و با اجرت آن مستطيع گشت درصورتى كه استيجار براى سال اول باشد بايد حج نيابى را مقدم بدارد «(1)
آيةاللَّه زنجانى: و بعد از آن در اولين سال ممكن براى خودش حج بهجا آورد و اگر راه انجام حج خود منحصر به حفظ اين اجرت باشد، نبايد آن را در كار ديگرى هزينه كند، مگر آنكه نياز مبرمى پيش بيايد و در اين صورت اگر پول را در آن نياز مصرف كرد از استطاعت مىافتد.
آيات عظام خويى، تبريزى، زنجانى، فاضل: اما اگر مقيّد به همان سال نباشد و براى او محرز است كه مىتواند حج نيابى را در سالهاى بعد بجا آورد، حج خودش را مقدّم كند و الّا بايد حج نيابى را مقدّم بدارد.
آية اللَّه بهجت: امّا اگر حج نيابتى مقيّد به همان سال نباشد حجّ خود را مقدّم بدارد.
» و چنانچه استطاعت او تا سال بعد باقى بماند براى خودش در سال بعد حج بجا آورد.(م 38)
13- شرط است در استطاعت كه مخارج عائلهاش را تا برگشت از حج داشته باشد هرچند عائله واجب النفقه او نباشند. «(2)
آيات عظام خويى، سيستانى، تبريزى: داشتن مخارج عائله غير واجبالنفقه شرعى، شرط نيست مگر اينكه با ترك انفاق بر آنها خودش به حرج مىافتد.
آية اللَّه بهجت: در عيال غير واجب النفقه و مصارف لازمه براى حفظ شأن احوط رعايت عسر و حرج است يعنى نه اقتصار فقط بر مقدارى كه بر او واجب شرعى است مىكند و نه انتظار تمكّن از هر چه عرفيت دارد مىكشد. پس تحقق استطاعت منوط به دارا بودن مقدارى است كه اگر نباشد لازمهاش عسر و حرج است.
آية اللَّه زنجانى: در استطاعت، شرط است كه حج سبب اختلال در تأمين زندگى كسانى كه عرفاً يا شرعاً واجب النفقه او هستند نباشد و لازم نيست كه مخارج آنها را بالفعل داشته باشد بلكه كافى است بتواند با كسب، آن را تأمين كند.
»(م 39)
1) - آية اللَّه سيستانى: و امّا اگر حج نيابى مقيد به همان سال نباشد، بايد حج خود را مقدّم بدارد، مگراينكه براى او وثوق حاصل شود كه در سالهاى آينده حج را انجام خواهد داد، كه در اين صورت واجب نيست حج خود را مقدّم بدارد.
2) - آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: و يا عرفاً ملتزم به پرداخت نفقه آنها شده باشد مثل خواهر و برادر، بايد نفقه آنها را هم داشته باشد.
14- شرط است در استطاعت رجوع به كفايت، «(1)
آية اللَّه خويى: رجوع به كفايت در تحقق استطاعت دخيل نيست بلى اگر شخصى بداند كه از رفتن به حجّ در آينده به حرج مىافتد حج بر او واجب نيست.
آية اللَّه زنجانى: داشتن شغل مناسب از شرايط وجوب حج نيست. بلى رجوع به كفايت به اين معنى در استطاعت شرط است كه حج مستلزم اختلال در زندگى مكلف نباشد. پس چنانچه انجام حج موجب از دست دادن شغلى كه تنها ممرّ زندگى مكلف است گردد، مستطيع نمىباشد.
» يعنى بعد از برگشت از حج، تجارت يا زراعت ياصنعت يا منفعت ملك، مثل باغ و دكان داشته باشد بطورى كه براى زندگانى به شدّت و حرج نيفتد و اگر قدرت بر كسب لايق به حالش هم داشته باشد كافى است، «(2)» و اگر بعد از مراجعت نياز به مثل زكات و خمس و ساير وجوه شرعيّه داشته باشد،1) - آية اللَّه بهجت: اظهر اعتبار رجوع به كفايت است به اين معنا كه به سبب حج از غنا به فقر يا از فقر بهاوسع از آن واقع نشود.
2) - آية اللَّه فاضل: و همچنين اگر از طريق زكات و يا خمس و يا استعطاء، امور خود را اداره كند، كافىاست، و همچنين كسى كه آنچه دارد در راه حج خرج كند زندگى او قبل و بعد از حج تفاوتى نكند، حج بر او واجب مىشود و نيز بر طلاب كه با شهريه اداره مىشوند چنانچه هزينه حج و مخارج خانواده خود را داشته باشند يا به عنوان روحانى مشرّف شوند حج واجب است و از حجّة الاسلام كفايت مىكند.
كفايت نمىكند، «(1)
آيات عظام خويى، تبريزى، سيستانى: كسى كه از وجوه شرعيه مانند خمس و زكات و امثال اينها زندگى خود را اداره مىكند و بر حسب عادت مخارجش بدون مشقت، مضمون و حتمى باشد، در صورتى كه داراى مقدارى پول گردد كه وافى به هزينه حج و مخارج عيالش باشد، بعيد نيست حج بر او واجب باشد، و همچنين است كسى كه شخص ديگر در تمام مدت زندگى او، مخارجش را متكفل باشد و همچنين كسى كه اگر آنچه دارد در راه حج صرف كند زندگى بعد از حجّش با قبل از آن تفاوتى نكند.
آية اللَّه بهجت: عيناً موافق حاشيه قبلى بوده با اين تفاوت كه ايشان صراحت در وجوب حج دارند.
آية اللَّه زنجانى: نياز به شهريه و وجوه شرعيه مانع استطاعت نيست مگر در مورد كسانى كه انجام حج آنها را مجبور به استفاده از وجوهات گرداند و اين گونه ارتزاق مناسب شأن آنها نباشد.
» بنابراين بر طلاب و اهل علمى كه در بازگشت از حجّ نياز به شهريّه حوزههاى علميه دارند «(2)» حجّ واجب نيست. «(3)آية اللَّه گلپايگانى: افرادى كه از وجوه خاصّى مثل سهم سادات و وجوهات شرعيه و نذورات استفاده مىكنند، مانند طلّاب و سادات و اشخاص ديگرى كه مورد توجّه مردم هستند، در صورتى كه هزينه حج و مخارج عيالات را تا بازگشت داشته باشند، بعيد نيست كه حج بر آنان واجب باشد.
آية اللَّه صافى: ولىرعايت احتياط بهاينكه به نحوى خود را واجد شرط استطاعت نمايد خوب است.
»(م 40)
15- شرط است در وجوب حج، استطاعت بدنى و استطاعت از
1) - آية اللَّه خامنهاى: اگر بعد از مراجعت زندگى آنها با شهريه اداره مىشود كفايت مىكند و حجواجب است.
2) - آية اللَّه بهجت: اگر زندگى آنها با وجوهات بر حسب عادت بدون مشقّت مضمون و حتمى باشد. در صورتى كه داراى مقدارى پول گردد كه وافى به هزينه حج و مخارج عيالش باشد حج بر او واجب است.
3) - آية اللَّه مكارم: براى طلاب و مانند آنها حج واجب مىشود.
جهت باز بودن راه و استطاعت زمانى، پس بر مريضى «(1)» كه قدرت رفتن به حج ندارد يا بر او حرج و مشقّت زياد دارد واجب نيست «(2)
آية اللَّه خويى: در اين فرض گرفتن نايب واجب است و وجوب آن فورى است.
آية اللَّه سيستانى: اگر اميد به تمكّن از حجّ بدون حرج و مشقّت بعد از آن هم نداشته باشد در اين فرض گرفتن نايب واجب است، و وجوب آن فورى است.
آية اللَّه تبريزى: بنابر احتياط بايد نايب بگيرد و وجوب آن فورى است مگر اينكه اطمينان به تمكّن از مباشرت در سالهاى بعد داشته باشد.
آية اللَّه بهجت: در صورت يأس از خوب شدن استنابه مىكند بنحو فورى بنابر اظهر.
» و بر كسى كه راه براى او باز نيست يا وقت تنگ است بطورى كه نمىتواند به حج برسد نيز واجب نيست. «(3)و اگر از برخى از اين جهات استطاعت نداشته باشد پس اگر احتمال مىدهد كه در آينده بتواند خودش حج بجا آورد- و لو با تحصيل استطاعت- فوريت حج از او ساقط مىگردد ولى بايد استطاعت از اين جهات را تحصيل كند و تا ضرورتى پيش نيامده نمىتواند با مصرف مال خود را از رفتن به حج عاجز گرداند و اگر از تحصيل استطاعت مأيوس باشد بايد در اولين سال ممكن با قصد قربت براى حج نايب بگيرد و اگر نگرفت در سال بعد و همين طور ... و اين حج كفايت از حجة الاسلام او مىكند هر چند عذر اوبرطرفگردد و در جميع فروض اگر خودش حرج يا بيمارى را تحمل كرده حج بجا آورد مجزى است.
»(م 41)
16- اگر با وجود شرايط استطاعت، حجّ را ترك كرد، حج بر او
1) - آية اللَّه خويى: بر مريض يا شخصى كه استطاعت مالى دارد ولى از تمكن از رفتن به حج نااميداست يا بر او حرجى است واجب است نايب بگيرد.
2) - آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: اگر از جهت مالى قدرت دارد و از جهت صحّت بدن استطاعتندارد و اميد خوب شدن ندارد واجب است نايب بگيرد درصورتى كه حج بر او مستقر شده، و اگر حج بر او مستقر نشده باشد، نايب گرفتن مطابق احتياط است اگرچه اميد به زوال عذر هم وجود داشته باشد.
3) - آية اللَّه زنجانى: كسى كه استطاعت مالى دارد حج بر عهده او واجب مىشود پس اگر از جهات ديگر مانند توانايى بدنى و باز بودن راه مستطيع باشد، بايد خودش حج بجا آورد.
مستقر مىشود «(1)
آية اللَّه فاضل: چنانچه تا پايان اعمال حج شرايط استطاعت باقى باشد، كه در اين صورت بايد حج را انجام دهد مگر اينكه انجام حج حرجى باشد، كه در اين فرض از خودش ساقط است، و در اين صورت بايد از تركه او- ولو از ميقات- نايب بگيرد، يا شخصى تبرعاً حج او را انجام دهد.
» و بايد بعداً به هر نحو مىتواند به حج برود. «(2)آية اللَّه بهجت: هر وقت قدرت پيدا نمود فوراً بايد بجا آورد ولو استطاعت شرعيه زائل شده باشد.
آية اللَّه زنجانى: به حاشيه مسأله 3 مراجعه شود.
»(م 42)
17- مستطيع بايد خودش به حج برود، و حج ديگرى از طرف او كفايت نمىكند، «(3)» مگر در مورد مريض يا پير به شرحى كه بعداً بيان مىشود.
(م 43)
18- كسى كه خودش مستطيع است «(4)» نمىتواند از طرف ديگرى براى حج نايب شود يا حج استحبابى بجا آورد و اگر حج نيابى يا استحبابى بجا آورد باطل است. «(5)
آية اللَّه مكارم: حج نيابتى او صحيح است هرچند گناه كرده است. و حج استحبابى او حج وجوبى محسوب مىشود.
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: در صحت آن اشكال است و احتياط ترك نشود، عالم باشد و يا جاهل.
آية اللَّه سيستانى: كسى كه ذمّهاش مشغول به حجّ واجب است و بايد در همان سال بجا آورد چنانچه متوجّه آن است جايز نيست در همان سال نيابت بپذيرد ولى اگر حجّ نيابى انجام داد صحيح است و ذمّه منوبعنه فارغ مىشود، امّا اجاره باطل است و مستحقّ اجرت المثل است و در مورد حجّ استحبابى با علم به استطاعت نظر ايشان در دست نيست.
آية اللَّه بهجت: حجّ نايب، صحيح و ذمّه منوب عنه برئ مىشود.
آية اللَّه خويى: در صورت تنجّز وجوب حج بر نايب اجاره باطل است، مگر اينكه اجاره مطلق باشد كه بتواند اوّل براى خودش حج بجا آورد و بعد از آن حج منوبعنه را و در فرض بطلان اجاره، اجير مستحق اجرةالمثل است مگر اينكه اجرةالمثل بيشتر از اجرةالمسمى باشد و اگر مستطيع حج استحبابى براى خودش انجام دهد، با اينكه مىداند مستطيع است، گرچه حجش صحيح است ولى مجزى از حجةالاسلام نمىباشد.
آية اللَّه تبريزى: اگر حج نيابى بجا آورد، حجش صحيح است و ذمّه منوب عنه برىء مىشود ولى در فرضى كه واقعاً بر او حج واجب بوده ولو نسبت به آن جاهل باشد اجاره باطل است و نايب استحقاق اجرة المثل را دارد مگر بيشتر از اجرة المسمى باشد و اگر حج استحبابى براى خودش انجام دهد در صورت علم به استطاعت خود و عدم صحت حج استحبابى، حج او باطل است و در غير اين صورت حجش صحيح و مجزى از حجةالاسلام مىباشد.
»(م 44)
1) - آية اللَّه سيستانى: مگر اين كه جاهل به حصول استطاعت يا غافل از آن باشد، يا جاهل به وجوب حج يا غافل از آن باشد، و در اين جهل و غفلت معذور باشد.
2) - آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: چنانچه در زمان استطاعت مالى، معتقد به عدم تحقّق استطاعت بود و در اين اعتقاد معذور بود حجّ بر او مستقر نيست ولى اگر احتمال استطاعت را مداد حج بر او مستقر است و چنانچه حرج نباشد بايد به حجّ برود.
3) - آية اللَّه زنجانى: مگر در مورد كسانى كه در حاشيه مسأله 15 بيان شد.
4) - آية اللَّه زنجانى: مستطيع اگر حج نيابى بجا آورد باطل است، مگر در صورتى كه انجام حجةالاسلامخود در آن سال بر او واجب نباشد به تفصيلى كه در حاشيه مسأله 12 گذشت. و اگر مستطيع حج استحبابى انجام دهد باطل است مگر از باب خطا در تطبيق باشد يعنى حجّى را كه بالفعل شارع مقدس از او خواسته نيت كرده لكن به تخيل اين كه مستطيع نيست آن را بر حج مستحب تطبيق نموده باشد، در اين صورت حج او صحيح و حجة الاسلام خواهد بود.
5) - آية اللَّه فاضل: اگر حج نيابى انجام داده است، حج او صحيح است اگرچه معصيت كرده است و اگر با غفلت و عدم توجه به وجوب حج، حج مستحبى انجام داده است، حج او صحيح و كفايت از حجةالاسلام مىكند، ولى اگر با توجه به حج واجب، نيت حج مستحبى كرده باشد، حج استحبابى صحيح است، ولى مرتكب فعل حرام شده است، حج هم بر او مستقر شده است.
19- كسى كه حج بر او مستقر شد و بجا نياورد تا فوت شد، بايد از تركه او براى او حج بدهند و حج ميقاتى كفايت مىكند، «(1)» و تا حج او را
1) - آية اللَّه زنجانى: و اگر استيجار حج ميقاتى ممكن باشد و از بلد براى او نايب بگيرند، مازاد بر مخارجحج ميقاتى از اصل تركه برداشته نمىشود مگر نسبت به حج بلدى وصيت نافذى كرده باشد و در صورتى كه در تصرف در تركه خطر فوت استيجار حج يا تأخير آن باشد ورثه نمىتوانند در تركه تصرف نمايند ...
ندهند ورثه نمىتوانند در تركه تصرف نمايند «(1)
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: حتى در صورتى كه تركه بيش از مخارج حج باشد، بنابر احتياط واجب تصرّف در اموال ميّت جايز نيست.
آية اللَّه فاضل: بلى اگر تركه بيشتر از مخارج حج باشد بهتر است تصرّف نكنند.
آية اللَّه بهجت: ورثه پيش از استيجار براى حج مىتوانند در تركه تصرف كنند در صورتى كه قصد استيجار داشته باشند.
آية اللَّه سيستانى: براى ورثه جايز نيست تا زمانى كه ذمّه او به حج مشغول است به طورى در ميراث تصرّف نمايند كه منافى با قضاء حج ميّت از ميراث باشد.
آية اللَّه مكارم: مگر اينكه بناى قطعى بر اداى حج داشته باشد، در اين صورت تصرف جايز است.
آية اللَّه خامنهاى: در خصوص اختيار ورثه نسبت به تصرف در تركه و عدم آن، نظر ايشان يافت نشد.
» و لازم است در همان سال فوت، حج را اداء نمايند و تأخير از آن جايز نيست، و چنانچه در آن سال استيجار ممكن نباشد مگر از بلد، لازم است «(2)» از بلد اجير بگيرند و از اصل تركه خارج مىشود، «(3)آية اللَّه سيستانى، آية اللَّه زنجانى: مگر اين كه وصيّت كند از ثلث خارج شود و ثلث كافى باشد و اگر كافى نباشد از ساير تركه بايد تكميل شود.
آية اللَّه مكارم: مگر اينكه وصيّت كند از ثلث خارج شود.
» و همچنين اگر در آن سال از ميقات نتوانند اجير1) - آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: كسى كه مرده و حجة الاسلام بر عهده او بوده، ورثه پيش ازاستيجار براى حج نمىتوانند در تركه تصرف كنند، خواه هزينه حج برابر تركه باشد يا كمتر از آن، بنابر احتياط، بلى اگر تركه خيلى زياد باشد و ورثه ملتزم به اداى حج شوند، مىتوانند تصرف كنند.
2) - آية اللَّه سيستانى: احوط اين است كه فوراً براى فارغ شدن ذمّه او اقدام نمايند هرچند با استيجار ازتركه، و اگر در همان سال، استيجار از ميقات ميسّر نشد به احتياط واجب بايد از بلد استيجار كنند و تأخير نيندازند هر چند بدانند در سال بعد، از ميقات ميسّر مىشود، ولى در اين صورت مازاد بر اجرت حج از ميقات را از سهم صغار ورثه به حساب نياورند.
3) - آية اللَّه خامنهاى: مگر اينكه وصيّت كرده باشد مخارج حج از ثلث پرداخت شود كه در اين صورت بروصاياى مستحبّه مقدم است و اگر ثلث وافى نبود كمبود آن از اصل تركه ميّت اخراج مىشود.
بگيرند مگر به زيادتر از اجرت متعارف، لازم است اجير بگيرند و تأخير نيندازند، «(1)
آية اللَّه زنجانى: و اگر كسى كه تركه، در دست اوست اهمال كند و تركه از بين برود ضامن است هر چند وصى يا وارث نباشد.
» و اگر وصى يا وارث اهمال كنند و تأخير بيندازند و تركه از بين برود ضامنند، بلى اگر ميت تركه نداشته باشد، بر وارث، حج او واجب نمىشود.(م 45)
20- زنى كه مهريهاش وافى براى مخارج حج هست و آن را از شوهر خود طلبكار است «(2)» اگر شوهرش تمكّن از اداء آن را ندارد، زن حق مطالبه ندارد «(3)» و مستطيع نيست و اگر تمكن دارد و مطالبه آن براى زن مفسدهاى ندارد با فرض اينكه شوهر نفقه و مخارج زندگى زن را مىدهد لازم است زن، مهريه را مطالبه كند و به حج برود و چنانچه براى او مفسده دارد مثل اينكه ممكن است مطالبه به نزاع «(4)
آية اللَّه گلپايگانى: مجرّد طلاق باعث عدم وجوب حج نيست. بله اگر صرف مهريه در حج موجب شود كه زندگى او مختلّ شود حج بر او واجب نيست.
آية اللَّه مكارم: حتى اگر منجرّ به طلاق نشود ولى مشكلات مهمّى در زندگى او حاصل گردد حج لازم نيست.
آية اللَّه تبريزى: اگرمطالبه مهريّه موجب ناراحتىهايى شود كه زن در زندگىاش به حرج و مشقّت بيفتد، حج بر او واجب نيست.
آية اللَّه خويى: يعنى مطالبه بر او حرجى يا در آن خوف ضرر باشد. حج بر او واجب نيست.
» و طلاق منجر شود كه براى زن1) - آية اللَّه سيستانى: بنابر احتياط واجب، ولى مازاد بر اجرت متعارف را از سهم صغار ورثه به حساب نياورند.
2) - آية اللَّه بهجت: در صورتى كه مطالبه مهر از شوهر ناراحتى و يا مشكلاتى در زندگى ايجاد نكند وىمستطيع است و مطالبه مهر منعى ندارد بلكه لازم است، ولى اگر موجب دردسر و ناراحتى براى وى شود و يا مراجعه به حاكم باعث منقصت شأن او گردد مطالبه لازم نيست.
3) - آية اللَّه زنجانى: و در اين صورت و همچنين در صورتى كه گرفتن مهريه براى او مشقت شديدداشته باشد يا با هتك حيثيت او همراه باشد، مستطيع نيست و اگر ....
4) - آية اللَّه سيستانى: اگر به حدّى باشد كه براى زن تحمّلش مشكل باشد.
مفسده دارد، مستطيع نشده است.
(م 47)
21- اگر كسى منزل گران قيمتى دارد و درصورتى كه آن را بفروشد و منزل ارزانتر بخرد و با تفاوت قيمت آن بتواند به حج برود، «(1)» چنانچه منزلى كه دارد زائد بر شئون او نباشد لازم نيست آن را بفروشد «(2)
آية اللَّه سيستانى، آية اللَّه خويى: اگر فروش خانه سبب حرج و مشقت او نيست حج بر او واجب است.
» و با اين فرض مستطيع نيست و اگر زائد بر شئون او باشد با وجود ساير شرايط مستطيع است.(م 49)
22- كسى كه در محل خودش مستطيع نيست واجب نيست به حج برود هرچند استطاعت حج ميقاتى را داشته باشد، ولى اگر رفت و وقتى به ميقات «(3)» رسيد استطاعت حج از آنجا را با همه شرايط ديگر داشت مستطيع مىشود و كفايت از حَجة الاسلام مىكند.
(م 54)
23- پزشكان يا كسان ديگرى كه با مأموريت به ميقات آمدهاند و در
ميقات جامع شرايط استطاعت هستند، واجب است حجةالاسلام بجاآورند «(1)
آيةاللَّه زنجانى، آية اللَّه بهجت: بايد حجةالاسلام بجا آورند، مگر آنكه مأموريت به گونهاى باشد كه نتوانند به وظائف عمل كنند.
» هرچند كه لازم است مأموريت خود را نيز انجام دهند.(م 59)
24- اگر كسى براى حجّ ثبت نام كرد و نوبت او را براى چند سال ديگر اعلام نمودند چنانچه قبل از رسيدن نوبت از راه ديگر وسيله رفتن براى او فراهم شد لكن بايد قرض كند و به مكّه برود، اگر قبلًا حجّ بر او مستقر نشده و فعلًا هم نمىتواند به حجّ برود مگر با قرض «(2)
آية اللَّه بهجت: حكم قرض گرفتن در ذيل مسأله 15 گذشت.
آيةاللَّه خامنهاى: حكم قرض گرفتن در حاشيه مسأله 8 گذشت.
» حجّ بر او واجب نشده است «(3)آيةاللَّه خويى: ولى اگر قرض كرد و در وقت اداء مىتوانست آن را اداء كند مستطيع مىشود و حج بر او واجب است.
» و حجّ او حجّةالاسلام نيست. «(4)آيةاللَّه مكارم: مگر اينكه نوبت خود را كهبراى آنثبت نام كرده در مقابل آن به وام دهنده واگذار كند.
»(س 65)
1) - آية اللَّه فاضل: مگر اينكه مأموريت آنها مشروط به عدم احرام براى حجّ تمتّع باشد، يا عمل به مأموريت مانع از انجام اعمال حج باشد كه در اين دو صورت حج واجب نيست، بلى اگر مخالفت كردند و حج انجام دادند هر چند مرتكب معصيت شدهاند ولى حج آنها صحيح است و كفايت از حجّة الاسلام مىكند.
2) - آية اللَّه سيستانى: مگر آنكه وقت پرداخت قرض آنقدر دور باشد كه اصلًا عقلاء به آن توجه نكنند. كه در اين صورت اگر قرض كرد حجّ بر او واجب خواهد شد.
3) - آية اللَّه زنجانى، آيةاللَّه فاضل: ولى اگر قرض كرد چنانچه در پرداخت آن به مشقت شديد نمىافتد مستطيع است.
4) - آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: مگر در صورتىكه ازكسى طلب داشتهباشد ويا مالى دارد كهدر دسترس او نيست و بعداً به راحتى مىتواند به واسطه آن قرضى را كه گرفته اداء كند، كه در اين صورت با قرض كردن صدق استطاعت مىكند واگر قرض كرد وساير شرايط هم فراهم بود حج واجب مىشود وحجةالاسلام مىباشد.
25- شخص مستطيع با بخشش مال خود به ديگرى مثل پدر و مادر ياصرف آن در كارهاى خير مثل فرستادن آنها به حجّ از استطاعت خارج نمىشود و بايد حجّ خود را بجا آورد و درصورتى كه با بخشش پول به والدين نتواند حجّ واجب بر خود را بجا آورد بخشش جائز نيست، اگر چه صحيح است.
(س 75)
26- اگر در وقت ازدواج يك سفر حجّ به زوجه وعده داده شود چنانچه مجرّدِ وعده بوده است «(1)» لازم نيست اداى «(2)» آن و اگر مهر قرار داده شده «(3)
آيةاللَّه زنجانى: يا ضمن عقد لازمى تعهد كرده ....
» بايد به آن عمل كند. «(4)آية اللَّه بهجت: تنها وعده سفر موجب استطاعت نمىشود ولى بر مرد لازم است كه به وعده خود وفا كند اگر هنگام عقد ازدواج به او وعده داده است.
»(س 84)
27- كسى كه به علّت كهولت سن و مرض قادر به انجام فريضه حجّ نباشد اگر قبلًا از جميع جهات مستطيع بوده و اقدام بر انجام حجّ نكرده حجّ بر او مستقر شده اگر در اثر پيرى يا بيمارى كه اميد خوب شدن نباشد تمكّناز سفرندارد واجباست كسىرا نايببگيردتابراى او حجّ بجاآورد «(5)
آيةاللَّه بهجت: بر چنين شخصى واجب نيست به حج برود ولى نايب گرفتن بر او واجب است على الأظهر.
» و اگر قبلًا استطاعت نداشته و فعلًا هم نمىتواند به حجّ برود مستطيع1) - آية اللَّه سيستانى: به احتياط واجب بايد به آن وفا كند.
2) - آية اللَّه مكارم: ولى بدون شك عمل به آن مستحب مؤكد است.
3) - آية اللَّه مكارم: يا شرط ضمن العقد بوده است.
4) - آيات عظام خويى، تبريزى، فاضل: و نيز اگر شرط ضمن العقد باشد، وفاء واجب است.
5) - تفصيل نظر آيات عظام در اين مسأله در ذيل مسأله 15 گذشت.
نيست و لازم نيست نايب بگيرد.
(س 85)
28- در سفر حجّ واجب براى زن اجازه شوهر شرط نيست و اگر زن مستطيعه شده بايد حجّ واجب خود را بجا آورد ولو شوهر او راضى به مسافرت او براى حجّ نباشد. «(1)
آية اللَّه زنجانى: بلى اگر مخالفت با شوهر با مشقت شديد يا هتك حيثيت زن همراه باشد، رفتن به حج فعلًا واجب نيست.
»(س 87)
29- اگر شخصى طبق وصيّت پدر كه پول به حساب سازمان حجّ واريز كرده است به نيابت او به مكّه آمده در حالى كه خود فرزند نيز استطاعت مالى داشته چنانچه راه براى پسر باز نبوده و از جهت نوبت پدر و نيابت او راه براى او باز شده است بايد براى پدرش حجّ كند «(2)» مگر آنكه تبرعاً و بدون اجاره به نيابت پدر آمده باشد، كه در اينصورت مستطيع شده وبايد براى خودش حج بجاآورد، «(3)
آية اللَّه خويى: در صورتيكه وصيت پدر اين بوده كه او خودش حج نيابى را بجاآورد فتواى ايشان معلوم نيست.
آية اللَّه زنجانى: در اين صورت نيز بايد براى پدرش حج بجا آورد بلى در صورتى كه پدر وصيت نكرده كه خصوص اين شخص برايش حج بجا آورد و همچنين وصيت نكرده كه با اين فيش براى او حج بجا آورده شود چنانچه مستطيع بتواند فيش را از ورثه بخرد و براى خودش حج بجا آورد، انجام حج براى او واجب مىگردد و بايد براى حج پدرشان نايب ديگرى بگيرند.
آيةاللَّه فاضل: در اين صورت نيز بايد براى پدرش حج بهجا آورد، هرچند اگر حج را براى خودش انجام دهد، حج او صحيح است.
» و به مجرد وصيت «(4)آية اللَّه مكارم: اگر وصيت را قبول كرده واجب العمل است.
آية اللَّه سيستانى: اگر اجرت معين شده باشد و او در حيات پدر وصيت را قبول كرده باشد، اجاره است و بايد انجام دهد.
» و قبول فرزند،1) - آية اللَّه مكارم: ولى بهتر جلب رضايت اوست.
2) - آيات عظام تبريزى، گلپايگانى، صافى: بايد براى خود حج بجا آورد و براى پدر نايب بگيرد.
3) - آية اللَّه سيستانى: در اين صورت نيز بايد براى پدرش حج كند.
4) - آية اللَّه نورى: اگر در وصيّت قيد مباشرت شده و فرزند وصيت را قبول كرده نيابت واجب مىشود و استيجار لازم نيست.
نيابت واجب نمىشود مگر آنكه قبل از استطاعت اجير شود.
(س 88)
30- پولهدى جزء استطاعت نيست «(1)
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: مستطيع نمىشود وپول هدى جزء استطاعت است.
آية اللَّه سيستانى: استطاعت حاصل است و به جاى هدى روزه مىگيرد.
آية اللَّه مكارم: زيرا بجاى آن روزه مىگيرد و چنين كسى عرفاً استطاعت براى حج دارد.
آية اللَّه تبريزى: در صورتى كه بتواند بدون حرج و مشقّت بدل هدى روزه بگيرد.
» و اگر شخص بجز براى هدى استطاعت را داراست مستطيع مىباشد و بايد حجّ بجا آورد. «(2)»(س 89)
31- اگر غير بالغ حجّ بجا آوردصحيح است هر چنداز حجّةالاسلام كفايت نمىكند.
(م 4)
32- مستحب است «(3)» ولىّ طفل غير مميّز «(4)» محرم كند او را و لباس
1) - آية اللَّه خويى، آية اللَّه فاضل: چنين شخصى مستطيع نيست مگر با تمكّن از جميع مصارف حج واز جمله ثمن هدى.
2) - آية اللَّه زنجانى: و به جاى قربانى روزه مىگيرد بلى در صورتى كه روزه گرفتن براى او مشقت شديد يا خوف ضرر داشته باشد، مستطيع نمىباشد.
3) - آية اللَّه زنجانى: انجام حج و عمره براى طفل مميز مستحب است همچنان كه مستحب است ولىشرعى يا كسى كه از طرف او مأذون در امر حج و عمره صبى است محرم كند طفل غير مميز را و ...
4) - آيةاللَّه بهجت: صحيح است احرام ولىّ از طفل غير مميّز و از مجنون، و متولّى نيّت احرام طفل، ولىّ حاضر مىشود و تمام اعمال حجّ را آنچه را متمكن است طفل و غير عاقل انجام مىدهد با نيّت ولىّ و آنچه را متمكّن نيست ولى از جانب او انجام مىدهد از آن جمله تلبيه احرام است كه اگر متمكن باشد طفل و غير عاقل انجام مىدهد با نيّت ولىّ وگرنه ولى نايب مىشود.
احرام به او بپوشاند و نيّت كند كه اين طفل را محرم مىكنم براى حجّ يا اين طفل را معتمر مىكنم به عمره تمتّع و اگر مىشود تلبيه را به او تلقين كند و الّا خودش به عوض او بگويد.
(م 8)
33- بعد از آنكه طفل محرم شد يا او را محرم كردند بايد ولىّ، او را از محرّمات احرام باز دارد «(1)
آية اللَّه زنجانى: در مورد كودكى كه مستقلًا محرم شده، ولى وظيفهاى ندارد، امّا در مورد كودكى كه ولى او را محرم كرده است، ولى موظف است كه با نهى يا ممانعت عملى كودك را از محرمات احرام بازدارد و در اين امر فرقى بين مميز و غير آن نيست.
» و اگر مميّز نيست خود ولىّ حفظ كند او را از محرّمات.(م 10)
34- بر ولىّ طفل لازم نيست او را محرم كند يا از طرف او حجّ انجام دهد ولى اگر او را محرم كرد بايد وظائف و اعمال را مطابق وظيفهاى كه در مناسك و در رساله ذكر شده است انجام دهند «(2)» وگرنه در بعضىصور طفل در احرام باقى مىماند و تا تدارك نكند نمىتواند ازدواج نمايد.
35- بعد از اينكه طفل محرم شد اگر محرّمات احرام را بجا آورد يا ولىّ؛ او را از آنها باز نداشت كفّاره بر ولىّ طفل است نه بر مال طفل، بنابر اقوى درصيد و بنابر احتياط واجب در غير آن. «(3)
آيات عظام خامنهاى، خويى، تبريزى: ظاهراً كفارات ديگر در غير صيد نه بر ولىّ واجب است و نه در مال طفل، ولى كفاره صيد بر ولىّ واجب است.
آية اللَّه مكارم: اين احتياط مستحب است.
آية اللَّه سيستانى: كفاره صيد غير مميز بر ولىّ اوست و در غير آن بر نابالغ كفاره نيست نه در مال او و نه در مال وليّش.
آية اللَّه بهجت: فداء صيد مولىّ عليه بر ولىّ است كه با مباشرت او عمل مولىّ عليه صحيح است و كفاره موجب هدى بر ولىّ است در آنچه عمد و خطاء كفّاره دارد بلكه در آنچه عمد فقط كفّاره دارد و صبى عمداً مرتكب شد ثبوت كفاره بر ولى كه سبب است خالى از وجه نيست.
آية اللَّه زنجانى: در غير صيد كفاره ندارد و در صيد بر عهده خود اوست، مگر آنكه پدر كودك او را محرم كرده باشد، كه در اين صورت كفاره صيد بر عهده پدر اوست.
»(م 11)
36- قربانى حجّ بر عهده ولىّ طفل است. «(1)
آية اللَّه سيستانى: پول قربانى بچه غير مميّز بر ولىّ اوست.
آية اللَّه فاضل، زنجانى: و اگر تمكن نداشت از طرف طفل روزه بگيرد، و چنانچه خود ولىّ نيز حجّ تمتعانجام داده وفقط تمكّن از يك قربانى دارد آن رابراى طفل قربانى كند و براى خودش روزه بگيرد.
»(م 12)
37- تمام اعمال حج و عمره را بايد ولىّ، طفل را وادار كند كه بجا آورد «(2)» و اگر نمىتواند، ولىّ او به نيابت طفل بجا آورد. «(3)
آية اللَّه فاضل: در اعمالى كه نياز به وضو دارد احتياطاً طفل را وضو بدهد، و خودش هم وضو بگيرد.
آية اللَّه بهجت: در صورت تمكن، احوط آن است كه در حال طواف هر دو طاهر باشند و نماز طواف را هر دو بخوانند و سنگ ريزه را در دست طفل يا مجنون بگذارد و ولى با آن كيفيت رمى و نيّت نمايد و در تمام افعال آنچه در غير نيّت مىتواند انجام دهد ولىّ متصدّى نيّت مىشود.
»(م 13)
1) - آية اللَّهتبريزى: قربانى بچه غير مميز بر ولىّ او است كه او را به حج برده و چنانچه پول آن را نداشت و خود بچه مالى داشت از مال او قربانى تهيه مىكند وگر نه ولىّ روزه مىگيرد.
2) - آية اللَّه زنجانى: و اگر كودك نمىتواند، چنانچه عمل قابل نيابت باشد ولى به نيابت او بجا مىآورد و اگر انجام عملى بر ولى مشقت دارد مىتواند نايب بگيرد و در مورد طواف اگر كودك مميز باشد خود طواف مىكند و در طواف بايد طهارت از حدث داشته، بدن و لباسش پاك باشد و اگر پسر است بايد ختنه كرده باشد، ولى اگر مميز نيست او را طواف مىدهند و طوافكننده نيت مىكند و در اين صورت لازم نيست كودك با وضو و ختنه كرده بوده، بدن و لباسش پاك باشد.
3) - آية اللَّه تبريزى: در وقتى كه مىخواهد طفل را طواف دهد واجب است او را وضو دهد اگرچه بصورت وضو باشد.
38- در نايب امورى شرط است:
1- بلوغ، «(1)» بنابر احتياط واجب. «(2)
آية اللَّه سيستانى: بلوغ شرط است و بنابر احتياط بچه مميّز نمىتواند نايب شود، مگر در حج مندوب به اذن ولى.
آية اللَّه خويى: در حج واجب بلوغ نايب شرط است ولى در حج مستحبى بعيد نيست كه نيابت غير بالغ با اذن ولىّ صحيح باشد.
آية اللَّه بهجت: نيابت طفل غير مميز صحيح نيست، و اگر بچه مميّز باشد و قائل به مشروعيّت عبادت صبىّ مميز باشيم، خالى از رجحان نيست كه نيابت وى صحيح باشد.
آية اللَّه مكارم: بلكه بنابر اقوى در حج واجب.
آيةاللَّه خامنهاى: بنابر احتياط واجب.
» 2- عقل. 3- ايمان. 4- وثوق واطمينان «(3)آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: و اگر نايب ثقه باشد إخبار او كافيست.
آية اللَّه سيستانى: اگر خبر داد كه از طرف او انجام داده و از خبرش وثوق و اطمينان حاصل نشد در اين صورت اكتفا به خبر دادن او اشكال دارد.
» به انجام دادن او، «(4)آية اللَّه زنجانى: وثوق به انجام نايب شرط واقعى صحت نيابت نيست، لكن براى امتثال واجب نمىتوان به مجرد نايب گرفتن بدون داشتن حجت شرعى بر انجام دادن عمل اكتفا كرد.
» و اما بعد از اجراى عمل نايب، لازم نيست1) - آية اللَّه زنجانى: مميز بودن نايب كافى است.
2) - آية اللَّه تبريزى: نايب بايد بالغ باشد، پس حج بچه نابالغ به جاى ديگرى كفايت نمىكند، البته در حجة الاسلام و حجّهاى واجب ديگر، هرچند آن بچه مميّز باشد كه خوب و بد را تشخيص دهد. بلى بعيد نيست كه نيابت وى در حج مستحبى با اذن ولى صحيح باشد.
3) - آية اللَّه فاضل: اين شرط در استنابه معتبر است نه در اصل نيابت.
4) - آية اللَّه خامنهاى: از اينجا تا آخر اين فرع را متعرض نشدهاند.
اطمينان بهصحت آن، و درصورت شك درصحت، «(1)» حكم به صحت مىشود «(2)» و استنابه صحيح است هرچند قبل از عمل شك داشته باشد. «(3)» 5- معرفت نايب به افعال و احكام حج «(4)» ولو با ارشاد كسى در حال عمل. 6- ذمّه نايب، مشغول به حج واجبى «(5)
آية اللَّه بهجت: اضافه مىفرمايد: پس هرگاه در حاليكه حج بر خودش واجب بوده و از قبل ديگرى و به نيابت او حجّ نمايد اظهر آن است كه حج او صحيح است و ذمّه منوب عنه برىء شده است ولى نايب اجرتى را كه قرار داده شده مستحقّ نخواهد شد بلكه مستحقّ اجرة المثل خواهد بود اجرة المثل يعنى نرخ متعارف.
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: در صحت حجّ غافل و جاهل اشكال است و احوط عدم اكتفاء به حج آن دو است.
آية اللَّه خويى: ذمّه نايب مشغول به حج واجب منجّز نباشد و اين شرط صحّت اجاره است.
آية اللَّه تبريزى: ذمّه نايب مشغول به حج واجب نباشد و اين شرط صحّت اجاره است، پس اگر غافل از استطاعت بود اجاره او صحيح است.
آية اللَّه فاضل: اين شرط معتبر نيست.
آية اللَّه مكارم: اگر ذمه او مشغول باشد نيابت او صحيح است هرچند گناه كرده است.
آية اللَّه زنجانى: در سال نيابت انجام حجة الاسلام خودش، بر او واجب نباشد و اگر غير حجة الاسلام خودش حج ديگرى بر او واجب بود، نيابت باطل نمىشود.
» در آن سال نباشد.1) - آية اللَّه بهجت: وقتى ذمّه منوب عنه فارغ و برىء مىشود كه يقين حاصل شود كه نايب عمل را بطورصحيح بجا آورده يا آنكه اماره معتبره باشد بر بجا آوردن.
2) - آية اللَّه زنجانى: اگر احتمال بدهيم كه نايب به رعايت شرايط عمل توجه داشته و همچنين لاابالىنيست حكم به صحت عمل او مىشود.
3) - آية اللَّه مكارم: احتياط واجب عدم استنابه در اين دو مورد است.
4) - آية اللَّه زنجانى: آنچه در نيابت معتبر است، اين است كه نايب عمل را به شكل صحيح انجام دهد، لذا اگر نايب به بعضى از مناسك حج معرفت نداشته باشد، ولى آن را احتياطاً بهجا آورد كافى است.
5) - آية اللَّه سيستانى، آية اللَّه بهجت: با اختلاف تعابير: مگر در صورتى كه جاهل به وجوب باشديعنى نداند كه حج بر خودش واجب است يا مىدانسته ولى غافل است و فراموش كرده، كه در اين دو صورت نيابت وى عيبى ندارد. و اين شرط شرط صحت اجاره است نه شرط صحت حج نايب.
7- معذور «(1)
آية اللَّه گلپايگانى: بنابر احتياط نيابت معذور صحيح نيست.
آية اللَّه خويى: اجاره كردن معذور براى حج جايز نيست بلكه اگر خودش تبرعاً حج نيابى بجا آورد اجزاء آن از منوب عنه مشكل است ولى كسانى كه جايز است در شب عيد قبل از طلوع فجر به منى بروند و در شب رمى كنند و يا كسانى كه ناچار به ارتكاب محرّمات احرام هستند نيابتشان مانعى ندارد و ايشان نيابت معذور بعذر طارى را مجزى مىدانند.
آية اللَّه سيستانى: بنابر احتياط واجب نمىشود كسى را كه از پيش عجز او از عمل اختيارى معلوم است اجير كرد، بلكه اكتفا به تبرّع او در نيابت نيز محلّ اشكال است و در مورد عذرهايى كه بعداً عارض مىشود حكم نايب همان حكم منوبعنه است كه در بعضى موارد حج صحيح است و گاهى باطل است و استيجار و نيابت كسى كه در انجام بعضى واجبات حج كه ترك عمدى آنها هم موجب بطلان نيست، مانند طواف نساء و بيتوته و رمى روز يازده و دوازده اشكال ندارد.
آية اللَّه بهجت: بنابر احتياط با تمكّن از استيجار غير معذور، نمىتوان معذور را اجير نمود، بلكه اگر چنين شخصى تبرّعاً به نيابت ديگرى حج نمود اكتفا كردن به عملش مشكل است[ بلى اگر در بجا آوردن كارهايى كه بر محرم حرام است معذور باشد مثل اينكه مضطرّ به تظليل زير سايه رفتن باشد اجير گرفتن يا نايب گرفتن چنين شخص عيبى ندارد].
آية اللَّه مكارم: ولى عذرهايى كه در خود حج پيش مىآيد مانعى ندارد.
آية اللَّه تبريزى: نيابت كسى كه از ابتدا مىداند از اتيان به حج اختيارى عاجز است در حج واجب اشكال دارد.
آية اللَّه صافى: نيابت كسى كه از اتيان بعض اعمال عمره و حج معذور است اگر ترك عمدى آن عمل از غير معذور موجب بطلان حج يا عمره نباشند به اينكه ترك آن عمل يا فقط حرمت تكليفى دارد و يا علاوه بر آن موجب كفّاره هم هست ولى ترك آن موجب بطلان عمل عمره يا حج نيست، اشكال ندارد و حتى اگر مىداند كه اجير بعضى از اعمالى كه ترك آن موجب بطلان حج و عمره نيست عمدا بدون عذر ترك مىكند استيجار او مانعى ندارد و مبرءذمّه منوبعنه مىباشد بلى نسبت به استحقاق اجرت اگر موقع عقد اجاره، مستأجر اطّلاع از معذور بودن اجير در امور مذكوره نداشته باشد اجير استحقاق اجرت ندارد ولو اينكه عمل او مبرءذمّه منوبعنه است.
آية اللَّه زنجانى: كافى است بتواند به شكل صحيح محرم شود و هنگام محرم شدن گمان داشته باشد كه از انجام مناسك اختيارى معذور نيست، در اين صورت اگر در طول اعمال براى او عذرى پيش آيد ضررى به نيابت او نمىزند و همچنين معذور بودن نسبت به محرمات احرام، نيابت را باطل نمىكند و در بطلان نيابت معذور فرقى نيست كه عمل نايب تبرعى باشد يا بالاجاره، نيابت در حج واجب باشد يا مستحب.
» در ترك بعض افعال حج نباشد.(م 107)
1) - آية اللَّه فاضل: نيابت معذور فقط براى حج واجب صحيح نيست، ولى براى حج مستحبى و عمره مستحبى مانعى ندارد، هرچند بهتر است حج را براى خودش انجام دهد و ثواب آن را اهداء كند.
39- در منوب عنه امورى شرط است:
1- اسلام. «(1)
آية اللَّه بهجت: نيابت از كافر به احتمال حصول تخفيف عذاب محلّ تأمّل است.
آية اللَّه زنجانى: در منوب عنه علاوه بر اسلام امورى معتبر است:
1- بلوغ. 2- عقل مگر در مورد ديوانهاى كه قبلًا حج بر عهده او مستقر شده است. 3- منوب عنه ناصبى نباشد بلى در صورتى كه منوب عنه پدر نايب باشد مسلمان بودن كافى است. 4- در حجة الاسلام شرط است كه منوب عنه فوت شده باشد يا اگر زنده است استطاعت مالى پيدا كرده و به تفصيلى كه در حاشيه مسأله 15 گذشت از برخى از جهات ديگر مانند توانايى بدنى يا باز بودن راه مستطيع نباشد. در حج كفارهاى نيابت صحيح نيست، و صحت نيابت در حجى كه با نذر يا قسم يا شرط ضمن عقد و مانند آن واجب شده بستگى به كيفيت التزام آنها دارد.
» 2- در حج واجب شرط است كه منوب عنه فوت شده باشد يا اگر1) - آية اللَّه فاضل: در منوبعنه اسلام وايمان شرط است، پسحج بهنيابت كافر ومخالفصحيح نيست.
زنده است حج بر او مستقر شده «(1)» و خودش از جهت مرضى كه اميد خوب شدن آن نيست يا از جهت پيرى نتواند به حج برود و در حج استحبابى اين شرط نيست و در منوب عنه بلوغ و عقل شرط نيست «(2)
آية اللَّه مكارم: نيابت از بچه و ديوانهاى كه حج بر او مستقر نشده خالى از اشكال نيست.
آية اللَّه فاضل: شرط هست ولى اگر حج قبل از جنون بر او مستقر شده عقل شرط نيست و در صورت يأس از بهبودى يا بعد از فوت او بايد از مالش- ولو از ميقات- براى او استنابه كنند.
آية اللَّه بهجت: در غير صبى مميّز مشكل است.
» و مماثله بين نايب و منوب عنه نيز شرط نيست «(3)» و جايز است كسى كه تاكنون به حج نرفته و مستطيع نيست براى ديگرى نايب شود. «(4)آية اللَّه بهجت: بلى نايب گرفتن صروره مكروه است به خصوص در صورتى كه نايب زن و منوب عنه مرد باشد، اگر چه با داشتن بعض مرجّحات ديگر از قبيل فقاهت و تقوى و كمالات ديگر جانب رجحان تقويت مىيابد و از مرجوحيّت بيرون مىآيد.
»(م 108)
40- نايب بايد در عمل قصد نيابت نمايد و منوبعنه را در نيت
1) - آية اللَّه بهجت: در صورت استقرار حجّ با فرض يأس از زوال عذر، واجب است استنابه نمايد و با- اميد زوال عذر احوط جمع بين استنابه فورى و لوازم مناسب با احتياط در آن است، و با زوال عذر احوط اعاده با مباشرت است و با تبديل اميد زوال عذر به يأس از آن احوط تجديد استنابه است و با استمرار عذر تا وقت وفات احوط براى غير مأيوس قضاء از او با تكرار استنابه است. و اما صورت عدم استقرار حج پس با فرض يأس از زوال عذر اظهر وجوب فورى استنابه است و با اميد زوال عذر احتياط مستحب اين است كه فوراً استنابه كند كه با زوال عذر اعاده با مباشرت مىنمايد و احتياط در بقيه بر همان نحو است كه ذكر شد كتاب حج ص 19- 18.
2) - آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: در نيابت از مجنون اشكال است مگر آنكه بقصد رجاء آورده شود.
3) - آية اللَّه بهجت: اگر چه نيابت زن از مرد مرجوح است.
4) - آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: بلكه اگر منوبعنه مرد و زنده باشد كه بخاطر عدم تمكن نمىتواند حجة الاسلام را بجاى آورد احتياط لزومى آن است كه مردى را كه تاكنون به حج نرفته، به نيابت خود به حج بفرستد.
تعيين كند «(1)» و لو اجمالًا و شرط نيست اسم او را ذكر كند، گرچه مستحب است. «(2)»
(م 109)
41- لباس احرام و پول قربانى در حج نيابى بر اجير است مگر درصورتى كه شرط شده باشد كه مستأجر بدهد و همچنين اگر اجير موجبات كفاره را انجام دهد كفاره بر عهده خود او است نه مستأجر.
(م 111)
42- نايب در طواف نساء نيز بايد قصد منوب عنه نمايد «(3)» و احتياط استحبابى «(4)» آن است كه بقصد ما فى الذمه بجا آورد.
(م 112)
43- در حج واجب نيابت يك نفر از چند نفر در يكسال جايز نيست «(5)» و در غير واجب مانع ندارد.
(م 115)
44- كسى كه حج بر او مستقر شده يعنى سال اول استطاعت، حج نرفته اگر بواسطه مرض، يا پيرى قدرت رفتن ندارد يا رفتن براى او حرج ومشقت دارد واجب است نايب بگيرد، درصورتى كه اميد خوب شدن و قدرت پيدا كردن نداشته باشد، و بنابر احتياط
1) - آية اللَّه بهجت: معتبر است در نيابت قصد آن و تعيين منوب عنه با تعدد، و در صورت اتّحاد كافىاست قصد نيابت واجبه مثلًا.
2) - آية اللَّه زنجانى: پس اگر قصد نيابت نكند براى خودش واقع مىشود و اگر قصد نيابت كرد ولى منوب عنه را حتى به طور اجمال تعيين نكرد، احرامش باطل است.
3) - آية اللَّه زنجانى: و با امكان امتثال تفصيلى قصد مافى الذمة مطابق احتياط استحبابى هم نيست.
4) - آية اللَّه فاضل، آية اللَّه سيستانى: اين احتياط استحبابى در مناسك ايشان مذكور نيست.
5) - آيات عظام خويى، فاضل، تبريزى، سيستانى، بهجت، زنجانى: مگر اينكه به نحو شركت بر آنها واجب شده باشد. مثل اينكه دو نفر يا بيشتر نذر كنند كه با شركت يكديگر كسى را اجير نمايند كه در اينصورت مىتوانند يك نفر را براى حج اجير نمايند.
واجب «(1)» بايد فوراً نايب بگيرد «(2)» و اگر مستقر نشده باشد بر او، اقوى عدم وجوب است. «(3)
آية اللَّه خويى، آية اللَّه سيستانى: بلكه واجب است نائب بگيرد.
آية اللَّه تبريزى: احتياط واجب در اين صورت هم اين است كه نائب بگيرد.
آية اللَّه زنجانى: به حاشيه مسأله 3 و مسأله 15 مراجعه شود.
آيةاللَّه گلپايگانى، آيةاللَّه صافى: به حاشيه مسأله 15 مراجعه شود.
»(م 116)
45- كسى كه حج بر او واجب باشد چه سال استطاعتش باشد و چه حج بر او مستقر شده باشد جايز نيست نيابت كند از غير، و اگر نيابت كند باطل است، «(4)» چه عالم بحكم باشد يا نباشد. «(5)»
(م 118)
46- كسى كه به عنوان نيابت رفت به مكه، و خودش حج واجب بجا نياورده «(6)
آية اللَّه زنجانى: احتياط مستحب آن است كه پيش از محرم شدن به عمره تمتع يا بعد از انجام حجّ و گذشتن ايام تشريق براى خودش عمره مفرده بجا آورد خصوصاً اگر استطاعت انجام عمره مفرده از بلد خود را داشته باشد.
» احتياط آن است كه بعد از عمل نيابت، «(7)» براى خودش عمره مفرده بجا آورد «(8)» و اين احتياط واجب1) - آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: بلكه بايد فوراً نائب بگيرد.
2) - آية اللَّه تبريزى: بلكه احتياط واجب در صورت احتمال استمرار عذر اين است كه نائب بگيرد و چنانچه بعداً خوب شد بنابر احتياط واجب آن را اعاده نمايد.
3) - آية اللَّه بهجت: به مسأله 39 مراجعه شود.
4) - آية اللَّه فاضل، آية اللَّه مكارم: نيابت او صحيح است هرچند گناه كرده است.
5) - تفصيل اين مسأله در ذيل مسأله 38 گذشت.
6) - آية اللَّه بهجت: احتياطاً عمره بجا آورد.
7) - آية اللَّه فاضل: يا قبل از آن.
8) - آية اللَّه گلپايگانى: رجاءً.
نيست «(1)» لكن خيلى مطلوب است.
(م 121)
47- كسى كه خود مستطيع است «(2)» اگر به نيابت ديگرى محرم شود نيابت اوصحيح نيست «(3)
آية اللَّه خويى: در فرض تنجّز وجوب حج بر خود نايب، اجاره باطل است ولى اگر حج نيابى را تمام كند مجزى از منوبعنه است گرچه وظيفهاش اين بود كه هر لحظه حج نيابى را رها كرده و به ميقات برود و براى خودش حج بجا آورد.
آية اللَّه سيستانى: اگر مطمئن باشد در سال بعد حج خود را انجام مىدهد، حج نيابى را تمام كند و اگر مطمئن نيست بايد به يكى از مواقيت رفته و براى خود احرام ببندد ولى اگر حج نيابى را تمام كند حجّش صحيح است و اگر استيجارى باشد اجاره باطل است و مستحقّ اجرت المثل است.
آية اللَّه فاضل: نيابت او صحيح است. همچنين احرام او صحيح است و بنابراين بايد عمره تمتع را تمام كند و از احرام خارج شود و بعد به يكى از مواقيت خمسه برود و براى خودش محرم شود. عمره تمتع و حج براى خودش بهجا آورد و اگر دوباره معصيت كرد و محرم به حج نيابى شد، حج او صحيح است و از منوب عنه كفايت مىكند.
» و احرام او باطل است «(4)آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: نيابت معذور اشكال دارد.
» و بايد برگردد به ميقات و از آنجا براى خودش محرم شود. «(5)»(م 124)
1) - آية اللَّه مكارم: اين احتياط واجب است.
2) - آية اللَّه بهجت: به ذيل مسأله 38 مراجعه شود.
3) - آية اللَّه تبريزى: اجاره باطل مىباشد، ولى حج صحيح است و ذمه منوبعنه برىء مىشود گرچه موظّف بوده است به ميقات برگردد و براى خودش محرم شود.
4) - آية اللَّه نورى: مگر آنكه بنحو خطاء در تطبيق باشد، كه در اين صورت از خودش واقع مىشود.
5) - آية اللَّه زنجانى: تفصيل قسمت اوّل اين مسأله در حاشيه مسأله 18 گذشت و تفصيل قسمت دوّم آن در ذيل مسأله 77 و 80 خواهد آمد.
48- نايب شدن معذور، «(1)
آية اللَّه سيستانى: اگر عذر بعداً پيش آمده است نايب گرفتن جايز است و همچنين در مواردى كه تفصيل آن در حاشيه مسأله 38 گذشت.
آية اللَّه صافى: به حاشيه شرط هفتم از مسأله 38 مراجعه شود.
آيةاللَّه فاضل: در حج واجب.
آية اللَّه بهجت: اگر بدون توجه محرم شده احتياطاً در موارد عذر نايب بگيرد تا عمل را صحيحاً بجا آورد و خود نيز آن عمل را انجام دهد نيابتش صحيح است هر چند از اوّل نمىتوانسته نايب شود و امّا قبل از احرام پس با احراز رضايت منوب عنه حج ميقاتى براى او بدهد چون اطلاق اجاره قيد مباشرت را بر مىدارد.
»صحيح نيست «(2)» و بايد پول را بهصاحبش برگرداند مگر اينكه از طرفصاحب پول مجاز در نايب گرفتن باشد كه در اينصورت مىتواند ديگرى را در اصل عمل حج نايب كند، و درصورتى كه بدون اجازه، نيابت از ميّت را به ديگرى واگذار كرد و او عمل را انجام داد، حج از طرف منوب عنه واقع مىشود، «(3)» ولى پول را بايد بهصاحبش برگرداند «(4)» وصاحب پول ضامن چيزى نيست و اجرت نايب را بايد امر كننده بپردازد. «(5)»(س 125)
49- خدمه كاروانها كه به ناچار بايد نيمه شب از مشعر براى انجام كارهاى لازم در منى يا همراه ضعفاء به منى بروند «(6)» با توجّه به اينكه
1) - آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط.
2) - آية اللَّه زنجانى: مگر در عذرى كه پس از احرام پديد آيد به تفصيلى كه در حاشيه مسأله 38 گذشت.
3) - آيات عظام خويى، تبريزى، سيستانى: اگر منوب عنه زنده است نيابت بدون اذن او مجزى نيست.
4) - آية اللَّه مكارم: مگر اينكه صاحبش راضى گردد.
5) - آية اللَّه زنجانى: و اگر منوب عنه زنده است در حجّة الاسلام نيابت بدون اذن او مجزى نيست.
6) - آيةاللَّه زنجانى: نيابت آنها صحيح است، هرچند احتياط مستحب مؤكد در اين است كه اگرمىتوانند، قبل از طلوع آفتاب به مشعر بازگردند.
از معذورين هستند و نمىتوانند وقوف اختيارى در مشعر را درك كنند نيابت آنهاصحيح نيست «(1)
آية اللَّه بهجت: بنا بر احتياط با تمكّن از استيجار غير معذور نمىتوانند اجير شوند مستفاد از مناسك، ص 40 مسأله 110 و در جزوه پرسشهاى جديد حج ص 4، مسأله 13 آمده است در صورتيكه بدانند به واجبات اختياريه نمىتوانند عمل كنند احتياط در ترك نيابت است.
آية اللَّه صافى: به حاشيه شرط هفتم از مسأله 38 مراجعه شود.
آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: نيابت آنان محل اشكال است مگر اينكه بتوانند براى درك مسمّى وقوف اختيارى به مشعر برگردند.
آيةاللَّه فاضل: نيابت آنها در حج واجب در صورتىكه از اول مىدانستهاند كه بايد همراه زنها بروند و نمىتوانند برگردند و وقوف اختيارى را درك كنند، صحيح نيست، يعنى كفايت از حج واجب منوب عنه نمىكند.
آية اللَّه مكارم: نيابت آنها صحيح است.
آية اللَّه سيستانى: صحّت نيابت آنان بعيد نيست.
» و اگر قبل از استخدام اجير شدهاند بايد حجّ را بجاآورند و وقوف اختيارى مشعر را درك نمايند.(س 126)
50- عمره مفرده «(2)» و طواف استحبابى را مىتوان به نيابت چند نفر انجامداد ودر اعمال آن از جمله طواف نساء بايد نيّت همه بشود.
(س 128)
51- از كسانى كه مجاز هستند در شب عيد قربان بعد از درك اضطرارى مشعر به منى بروند فقط زنها مىتوانند نائب باشند و نيابت در ساير ذوىالاعذارصحيح نيست. «(3)
آية اللَّه سيستانى: چون وقوف ركنى را درك كردهاند نيابت آنها صحيح است.
نظر ساير آيات عظام در ذيل مسأله 38 گذشت.
آية اللَّه زنجانى: كسانى كه اختياراً مىتوانند شب عيد در مشعر وقوف كرده به منى كوچ كنند مانند بانوان و كودكان مميز، و همچنين خدمهاى كه بايد براى انجام كارهاى لازم يا همراهى ضعفاء شبانه از مشعر كوچ كنند، مىتوانند نايب شده به وقوف شبانه اكتفا كنند و غير آنها نمىتوانند به وقوف شبانه اكتفا كنند مگر در صورتى كه عذر آنها بعد از احرام پيش آمده باشد.
»(س 138)
52- بر نائب واجب است كه بر طبق فتواى مرجع تقليد خودش اعمال را انجام دهد و ميزان وظيفه خود او است «(1)
آية اللَّه سيستانى: بايد طبق تقليد خودش عمل كند ولى اگر اجير شده باشد كه طبق نظر منوبعنه يا مستأجر عمل كند، چه به صراحت ذكر شده باشد، و چه اطلاق منصرف به آن باشد بايد به همان نحو عمل كند، مگر در صورت يقين به فساد عمل.
آية اللَّه بهجت: در نيابت از ميّت به وظيفه خودش عمل مىكند و در نيابت صحيح از زنده فى الجمله احتياط مىكند.
» ولى اگر اجير شده به كيفيّت خاصى بايد طورى عمل كند كه مراعات وظيفه خودش و كيفيّت ذكر شده بشود. «(2)»(س 148)
53- كسى كه حجّ نيابى انجام مىدهد اگر در قربانى شخص ثالثى را
1) - آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: چنانچه منوبعنه حىّ باشد، و او را نائب كرده باشد بايدبر طبق تقليد منوبعنه عمل كند و چنانچه منوبعنه مرده باشد، اگر وصيت كرده بايد به تقليد منوبعنه عمل كند. و در غير اين دو صورت مراعات تقليد منوبعنه لازم نيست. آية اللَّه تبريزى اضافه فرمودهاند: احتياط و لازم آن است كه عمل بنا به تقليد وصىّ و ورثه هم صحيح باشد و اگر وصيتى نكرده، نايب به حسب تقليد خودش عمل كند و طورى باشد كه به حسب وظيفه ورثه هم مجزى باشد.
2) - آية اللَّه زنجانى: نايب اگر به كيفيت خاصى اجير نشده باشد بايد در مناسك حج و عمره وظيفه فتوايى منوب عنه و اگر اجير شده باشد وظيفه فتوايى اجير كننده را نيز رعايت كند و اگر مرجع تقليد خودش محرم شدن را بر او واجب بداند مانند كسى كه قبل از يك ماه گذشته از مكه خارج شده بايد فتواى مرجع تقليد خودش را نيز رعايت كند تا بدون احرام وارد مكه يا حرم نشود، و در هر حال پس از محرم شدن بايد بر اساس فتواى مرجع تقليد خودش از محرمات احرام اجتناب كند.
وكيل كرد لازم نيست ذابح در نيّت نام ميّت را ببرد بلكه چنانچه نيّت كند آنچه بر عهده نايب است را انجام مىدهد كافى است. «(1)
آية اللَّه زنجانى: اگر حاجى ذابحى را براى قربانى بفرستد بايد خودش نيت كند كه براى حج تمتع قربانى مىكند و با قصد قربت از ذابح بخواهد كه قربانى كند، خواه حجة الاسلام خودش باشد يا حج نيابى، و بر ذابح قصد مناسك حج و همچنين قصد قربت لازم نيست.
»(س 156)
54- نايبى كه در وقت قبول نيابت معذور نبوده است و بعد از عقد اجاره در موقع عمل يا قبل از محرم شدن جزء معذورين شده و در هر عذرى كه پيش آمده طبق وظيفه معذورين رفتار نموده نيابت او محلّ اشكال است «(2)
آية اللَّه خامنهاى: نايبى كه در وقت قبول نيابت براى حجّ معذور نبوده است لكن بعد از عقد اجاره در موقع عمل يا قبل از محرم شدن جزء معذورين شده اگر عذر او منجرّ به نقص بعضى از اعمال حج نشود نيابت او صحيح است مثل اينكه در ارتكاب بعضى از تروك معذور شود ولى اگر عذر منجر به نقص در اعمال حج شود بطلان اجاره در اين صورت بعيد نيست و احوط مصالحه بين نايب و منوب عنه در اجرت و اعاده عمره و حج براى منوب عنه مىباشد.
آية اللَّه تبريزى: در عذر طارى نيابت معذور صحيح است و حج او از منوب عنه كافى است و در اجرت با مستأجر خود تراضى كند.
آية اللَّه خويى، آية اللَّه سيستانى: عذر طارى اشكال ندارد.
آية اللَّه بهجت: اتمام عمل طبق وظيفه عذر بىنايب كفايت مىكند و مضربه به صحّت نيابت نيست مناسك س 25. و مسأله اجرت در صورت صحّت نيابت و اجزاء مستحق تمام اجرت است اگر شرطى بر خلاف نباشد.
آية اللَّه خويى، آية اللَّه زنجانى: به حاشيه مسأله 38 مراجعه شود.
» و كفايت او از منوب عنه اشكال دارد.(س 159)
55- معذور «(1)
آية اللَّه خويى، آيةاللَّه زنجانى: به حاشيه مسأله 38 مراجعه شود.
آية اللَّه صافى: به حاشيه شرط هفتم از مسأله 38 مراجعه شود.
آية اللَّه بهجت: با علم و اطلاع از معذور بودن قبول نيابت خلاف احتياط است.
» كه در حجّ نمىتواند نائب شود «(2)آية اللَّه تبريزى: نيابت او اشكال دارد.
آية اللَّه مكارم: عذرهايى كه در حج پيش مىآيد مانع صحّت نيست.
» به كسى گفته مىشود كه نتواند اعمال اختيارى حجّ را انجام دهد لكن چون مباشرت در ذبح در حال اختيار هم لزوم ندارد و لذا كسى كه نمىتواند ذبح كند مىتواند براى حجّ نائب شود و براى ذبح نائب بگيرد.(س 162)
56- كسى كه قرائت نماز اوصحيح نيست و به نيابت براى حجّ آمده است اگر از قرائتصحيح معذور است نيابت و احرام او باطل است «(3)
آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: نيابت او اشكال دارد.
آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط واجب.
آية اللَّه سيستانى: بنابر احتياط واجب نيابتش مجزى نيست ولى احرامش صحيح است و بايد عمل را تمام كند.
آيةاللَّه فاضل: احرام او صحيح است و بايد اعمال را تمام كند، ولى در حج واجب نمىتوان به آن اكتفا كرد.
آية اللَّه صافى: به حاشيه شرط هفتم از مسأله 38 مراجعه شود.
آية اللَّه بهجت: احتياطاً در موارد عذر نايب بگيرد تا عمل را صحيحاً بجا آورد و خود نيز آن عمل را انجام دهد نيابتش صحيح است هر چند از اوّل نمىتوانسته نايب شود.
» و1) - آية اللَّه گلپايگانى: بنابر احتياط.
2) - آية اللَّه سيستانى: اگر از انجام عمل اختيارى در حج معذور باشد، هرچند مانند قرائت نماز طواف يا تلبيه باشد، بنابر احتياط واجب نيابت او مجزى از منوبعنه نيست، ولى اگر از انجام اعمالى كه در صحت حج دخالت ندارند، مانند طواف نساء يا بيتوته يا رمى روز 11 و 12 معذور است نيابت صحيح است و همچنين اگر در وقوف در بيش از مقدار ركن معذور باشد نيابت صحيح است.
3) - آية اللَّه گلپايگانى: اگر از قرائت صحيح معذور است نيابت او محلّ اشكال است لكن در باطل بودناحرام و عدم آن فتواى ايشان بدست نيامد.
اگر معذور نيست نيابت و احرام اوصحيح است و بايد قرائت خود را درست كند «(1)» و خودش نمازصحيح بخواند.
(س 163)
57- مستحب است كسى كه شرايط وجوب حج را ندارد از بلوغ و استطاعت و غير آنها، «(2)» درصورت امكان حج بجا آورد و همچنين بر كسى كه حج واجبش را انجام داده است مستحب است دو مرتبه به حج برود و مستحب است تكرار حج در هر سال. بلكه مكروه است پنج سال متوالى آن را ترك كند و مستحب است در وقت خارج شدن از مكه نيّت برگشتن نمايد و مكروه است قصد برنگشتن داشته باشد. «(3)»
(م 165)
58- مستحب است از طرف خويشاوندان يا غير آنها حج بجا آورد تبرّعا، چه زنده باشند يا مرده و همچنين از طرف معصومين عليهم السلام، و نيز
1) - آية اللَّه فاضل: گرچه به تلقين شخص ديگرى باشد كه آن بخواند و نايب هم با او بخواند.
2) - آية اللَّه زنجانى: اگر استطاعت نداشتن شخص به جهت آن باشد كه حج براى او با ضرر شديد ياهتك حيثيت يا ناامنى همراه است، انجام حج در هيچ يك از سه صورت مستحب نيست.
3) - آية اللَّه مكارم: ولى اگر انجام حجهاى مستحبى پىدرپى سبب محروميت انجام دهندگان حج واجب شود بهتر است مجال را به آنها بدهند.
طواف از طرف آنها و غير آنها مستحب است بشرط آنكه در مكّه نباشند يا معذور باشند. «(1)
آية اللَّه زنجانى: و چون بر حسب روايات معتبر حضرت ولى عصر عجل اللَّه تعالى فرجه الشريف همه ساله در موسم حج حضور دارند، انجام طواف مستحبى به نيابت از آن حضرت در موسم حج خالى از اشكال نيست و به جاى آن بسيار مناسب است كه طواف مستحبى انجام داده، ثواب آن را به محضر مبارك حضرت تقديم نمايند.
»(م 166)
59- عمره هم مانند حج دو قسم است: واجب و مستحب. و بر كسى كه شرايط استطاعت را داشته باشد يك مرتبه در عمر واجب مىشود، و وجوب آن مانند حج فورى است و در وجوب آن استطاعت حج معتبر نيست بلكه اگر براى عمره مستطيع باشد واجب مىشود، «(2)
آية اللَّه زنجانى، آيةاللَّه فاضل: و اگر از اهالى مكه يا حوالى آن باشد.
» هرچند براى حج مستطيع نباشد همچنانكه عكس اين هم همينطور است كه اگر شخص براى حج استطاعت داشته باشد و براى عمره مستطيع نباشد بايد حج بجا آورد لكن بايد معلوم باشد كه براى كسانى كه از مكه دور هستند مثل ايرانيان كه وظيفه آنها حج تمتع است هيچگاه استطاعت حج از استطاعت عمره و استطاعت عمره از استطاعت حج جدا نيست،چون حج تمتع مركب از هر دو عمل است «(1)» بخلاف كسانى كه در مكه يا قريب به آن هستند كه وظيفه آنها حج و عمره مفرده است كه نسبت به آنها استطاعت براى يكى از دو عمل تصور مىشود. «(2)»
(م 171)
60- واجب است بر كسى كه مىخواهد داخل مكه شود «(3)
آية اللَّه زنجانى: ورود به مكه يا حرم بدون احرام جايز نيست همچنان كه بر كسى كه قصد ورود به مكه يا حرم را دارد جايز نيست بدون احرام از مواقيت يا نزديكى آنها عبور كند.
» با احرام وارد شود و براى احرام بايد نيت عمره يا حج داشته باشد و اگر وقت حج نيست و مىخواهد وارد مكه شود واجب است عمره مفرده انجام دهد و از اين حكم كسانى كه مقتضاى شغلشان اين است كه زياد وارد مكه مىشوند و از آن خارج مىشوند استثناء شده است. «(4)آية اللَّه سيستانى، آية اللَّه فاضل: و همچنين كسانى كه پس از اعمال حج يا عمره مفرده از مكه خارج شوند و در همان ماه بازگردند. آية اللَّه سيستانى اضافه نمودهاند: چنانچه عمره مفردهاش به نيابت از ديگران باشد بنابر احتياط واجب با احرام جديد وارد حرم يا مكّه شود.
آية اللَّه بهجت: و همچنين كسى كه بعد از تمام نمودن اعمال حج يا بعد از عمره مفرده از مكّه خارج شده و بيرون رفته باشد چنين شخصى مىتواند در همان ماه خروج بدون گذشتن سى روز بدون احرام وارد مكّه شود و در غير اين صورت حكم آن خواهد آمد.
آية اللَّه زنجانى: و همچنين مريضى كه احرام بستن و انجام مناسك براى او مشقت دارد و نيز كسانى كه قبلًا حج يا عمره بجا آوردهاند و از بيرون آمدنشان از احرام، سىروز نگذشته است، استثناء شدهاند.
»(م 172)
1) - آية اللَّه زنجانى: لكن اگر تنها استطاعت انجام عمره مفرده از مكان خود داشته باشند، احتياطمستحب مؤكد در انجام عمره مفرده است و در صورتى كه حج تمتع آنها مبدل به حج افراد شده- خواه حج تمتع واجب باشد يا مستحب- واجب است بعد از انجام حج و گذشتن ايام تشريق عمره مفرده انجام بدهند، در ذى حجه باشد يا محرم يا ماههاى ديگر.
2) - آية اللَّه سيستانى: ولى اگر وظيفه آنها بدل به حج افراد شد واجب است در صورت تمكّن بعد از آن عمره مفرده انجام دهند.
3) - آية اللَّه سيستانى: ورود به مكّه بلكه در حرم بدون احرام جايز نيست.
4) - آيات عظام خامنهاى، مكارم، گلپايگانى، صافى: همچنين در مورد كسانى كه در همان ماه عمره را بجا آورده و خارج شدهاند و سپس در همان ماه داخل مىشوند احرام و عمره مجدّد واجب نيست.
61- تكرار عمره مانند تكرار حج مستحب است و در مقدار فاصله بين دو عمره اختلاف فرمودهاند و احوط آن است كه در كمتر از يك ماه بقصد رجاء بجا آورده شود. «(1)
آية اللَّه تبريزى: در اعتبار فاصله بين عمره تمتّع و عمره مفرده اگر به نيّت يك شخص باشد احتياط ترك نشود.
آية اللَّه خامنهاى: فاصله معينى بين دو عمره شرط نيست ولى بنابر احتياط در هر ماه فقط يك عمره براى خود مىتواند به جا آورد ولى آوردن عمره براى غير خود هر نفر يك عمره جايز است.
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه زنجانى: فاصله انداختن بين دو عمره مفرده لازم نيست. بلكه مىتوان در يك روز چندين عمره مفرده به جا آورد، خواه براى خود يا نيابت از ديگرى.
آية اللَّه نورى: مىتواند هر روز يك عمره به جا آورد.
آية اللَّه بهجت: فاصله بين دو عمره لازم نيست بنابر اظهر اگر چه افضل در عمره ثانيه اين است كه در ماه ديگرى غير از ماه عمره سابقه باشد و يا فاصله ده روز بين دو احرام باشد، بلكه احد الفصلين احوط است و چنانچه بخواهد، يك عمره براى خود و يك عمره براى ديگرى به جا آورد فاصله يك ماه لازم نيست و همچنين است، اگر هر دو عمره براى ديگرى باشد، همچنانكه فاصله بين عمره تمتع و عمره مفرده و بالعكس لازم نيست.
اما در فاصله بين عمره تمتّع با عمره مفرده نظر آيات عظام چنين است:
آية اللَّه گلپايگانى: انجام دو عمره پى در پى با فاصله كمتر از ده روز مكروه است و احوط ترك آن است اگر چه اقوى جواز عمل عبادى مكروه است.
آيةاللَّه صافى: در تكرار عمره به قصد اشخاص مختلف و همچنين يك عمره براى خود و يك عمره به نيابت از ديگرى فاصله معتبر نيست.
آية اللَّه خويى، آية اللَّه فاضل: كسى كه مىخواهد حج تمتّع به جا آورد مىتواند قبل از عمره تمتع و يا بعد از حج تمتّع عمره مفرده به جا آورد و بين اين دو عمره فاصله معتبر نيست.
آية اللَّه سيستانى: در اعتبار فاصله بين عمره تمتع و عمره مفرده اشكال است و احتياط نبايد ترك شود و امّا انجام عمره مفرده بين عمره تمتع و حج، موجب بطلان عمره تمتع مىشود.
آية اللَّه تبريزى: در فاصله بين عمره تمتّع و عمره مفرده احتياط ترك نشود.
»(م 173)
1) - آيات عظام خويى، سيستانى، فاضل، مكارم با اختلاف در تعبير: فاصله يك ماه شرط نيست، بلكه در هر ماه قمرى مىتوان يك عمره انجام داد. مثلًا يك عمره در آخر ماه رجب و عمره دوّم در اول ماه شعبان واقع گردد. و تفصيل مسأله خواهد آمد.
حجّ بر سه قسم است:
تمتّع، قِران، افراد.
تمتع وظيفه كسانى است كه چهل و هشت ميل «(1)» كه شانزده فرسخ است «(2)
آيات عظام خويى، خامنهاى، تبريزى: از مسجدالحرام 16 فرسخ دور باشد.
آية اللَّه زنجانى: بيشتر از 48 ميل كه بر خلاف مشهور حدود هشتاد كيلومتر است.
» از مكه دور باشند. قران و افراد بر غير آنها واجب مىشود و اين تفصيل در حجّةالاسلام است.(ص 96)
62-صورت حج افراد كه گاهى مورد ابتلاى متمتع مىشود از اين قرار است كه: زن حائض «(1)
و حكم كسى كه به واسطه ضيق وقت نمىتواند عمره تمتع بجاآورد در مناسك الحج مسأله 102 و 103 مذكور است.
آيةاللَّه فاضل: كسى كه بهعلت ضيق وقت نمىتواند عمره تمتع بهجا آورد، مىتواند قصد حج افراد كند، ولى كفايت از حجةالاسلام او نمىكند.
» يا كسى كه بواسطه ضيق وقت نمىتواند عمره تمتع را بجا آورد بايد قصد كند حج افراد را، و به همان احرام عمره تمتع كه عدول به افراد كرده برود به عرفات و مثل ساير حجاج وقوف كند، بعد از آن برود به مشعر و وقوف كند، بعد برود به منى و اعمال منى را بجا آورد1) - آية اللَّه زنجانى: زنى كه هنگام احرام بستن مىداند كه بر اثر حيض يا نفاس نمىتواند قبل از خروجبه عرفات اعمال عمره تمتع را بجا آورد و همچنين زنى كه به حكم استصحاب بقاء حيض قدرت انجام طواف را ندارد، به حج افراد محرم مىگردد، پس چنانچه قبل از گذشتن وقت پاك شد بايد عدول به عمره تمتع كند و اگر پاك نشد حج افراد و عمره مفرده بجا آورد و مجزى از حجة الاسلام اوست. و زنى كه فكر مىكند كه حيض يا نفاس مانع انجام عمره تمتع او نخواهد بود و همچنين اگر پاك باشد و شك داشته باشد كه در آينده حايض مىشود يا خير، در اين دو صورت به عمره تمتع محرم مىگردد و چنانچه حيض يا نفاس عارض شد، مىتواند تا آخر وقت صبر كند كه اگر پاك شد اعمال عمره را بجا آورد والا سعى و تقصير كرده احرام حج ببندد و طواف عمره و نماز آن را قبل از طواف حج قضا كند و مىتواند براى پاك شدن صبر نكند بلكه طواف را رها كرده، سعى و تقصير كند پس اگر قبل از احرام حج پاك شد طواف و نماز را بجا مىآورد والا آنها را قبل از طواف حج قضا مىكند و اين حج نيز مجزى از حجة الاسلام است و در هر صورت مىتواند به نيت مافى الذمه محرم شود پس اگر قبل از گذشتن وقت عمره پاك شد اعمال عمره و پس از آن حج تمتع بجا آورد والا اعمال حج افراد و پس از آن عمره مفرده بجا آورد و مجزى از حجة الاسلام است.
مگر هدى را كه واجب نيست بر او، بعد برود به مكه و طواف زيارت و نماز و سعى و طواف نساء و نماز آن را بجا آورد، پس در اين وقت از احرام خارج مىشود، بعد از آن برگردد به منى براى بيتوته و اعمال ايام تشريق به همان نحو كه ساير حجاج بجا مىآورند، پسصورت حج افراد عينصورت حج تمتع است با يك «(1)
آية اللَّه زنجانى: با چند فرق كه در مناسكالحجّ مذكور است.
» فرق كه در حج تمتع هدى بايد ذبح كند و در حج افراد واجب نيست ولى استحباب دارد.(م 174)
63-صورت عمره مفرده- كه بايد كسى كه حج تمتع او بدل به حج افراد شد بعد از حج بجا آورد «(2)
آية اللَّه زنجانى: بايد بعد از حج و گذشتن ايام تشريق عمره مفرده بجا آورد، هرچند حج تمتع او استحبابى باشد و بهتر است آن را در اوايل محرّم بجا آورد. و ميقات آن خارج حرم است و بهتر است از حديبيه يا جعرانه يا تنعيم محرم گردند.
»- آن است كه خارج شود به ادنى الحل، و افضل آن است كه از «جعرانه» يا «حديبيه» يا «تنعيم» كه از همه نزديكتر به مسجد الحرام است محرم شود، و بيايد به مكه و طواف كند و نماز آن را بخواند و سعى بينصفا و مروه بكند و تقصير كند يا سر بتراشد و طواف نساء بجا آورد و نماز طواف بخواند.(م 175)
64- عمره مفرده با عمره تمتع كه تفصيلا خواهد آمد درصورت فرق ندارد مگر در سه چيز: «(3)» اوّل: آنكه در عمره تمتّع بايد تقصير كند، يعنى از مو يا ناخن خود
بايد بگيرد، «(1)» و سر تراشيدن «(2)
آية اللَّه زنجانى: سر تراشيدن كفايت نمىكند و در عمره مفرده مردان بين تراشيدن سر و تقصير مخير هستند و تراشيدن سر افضل است.
» جايز نيست و در عمره مفرده مخيّر است «(3)» بين سر تراشيدن و تقصير.دوّم: آنكه در عمره تمتّع طواف نساء ندارد و در عمره مفرده دارد.
سوّم: آنكه ميقات عمره تمتّع يكى از مواقيت پنجگانه است كه ذكر آن مىآيد. «(4)» و ميقات عمره مفرده ادنىالحلّ است «(5)
آيةاللَّه بهجت: اگر در حرم باشد، و ميقات است در صورت مرور به آن.
آيةاللَّه فاضل: براى كسى كه از ميقات يا محاذات آن عبور مىكند و مىخواهد عمره مفرده انجام دهد، واجب است از ميقات يا محاذات آن محرم شود، ولى كسى كه از ميقات يا محاذات آن عبور نمىكند كسانى كه به جده مىروند يا در مكه هستند و مىخواهند عمره مفرده انجام دهند، مىتوانند به يكى از مواقيت خمسه بروند و از آنجا محرم شوند يا از ادنىالحل محرم شوند و عمره مفرده انجام دهند.
» و جايز است از يكى از مواقيت پنجگانه محرم شود.(م 176)
65- كيفيت أفعال حج افراد از احرام و وقوفين و اعمال منى و
1) - آية اللَّه سيستانى: احتياط واجب اين است كه تنها به كوتاه كردن ناخن اكتفا نشود.
2) - آية اللَّه فاضل: حرام است و مجزى نيست.
3) - آيةاللَّه بهجت: با افضليّت حلق
4) - آية اللَّه زنجانى: كسى كه از مواقيت يا حوالى آن عبور مىكند بايد از مواقيت محرم گردد و كسى كه ازنقاط ديگر عبور مىكند و كسى كه در مكه است خارج حرم از هر كجا محرم شوند كافى است و در اين جهت فرقى بين عمره تمتع و عمره مفرده نيست.
5) - آيات عظام خويى، خامنهاى، سيستانى، تبريزى: احرام بستن براى عمره مفرده بايد از همان مواقيت عمره تمتّع باشد و اگر مكلّف در مكّه باشد و بخواهد عمره مفرده بجا آورد جايز است از حرم خارج شده و احرام ببندد و واجب نيست به يكى از مواقيت عمره تمتّع برود و بهتر است كه احرامش از يكى از اين سه محلّ باشد: حديبيه، جعرانه، تنعيم.
اعمال مكه عين كيفيت حج تمتع است، و در احكام مشترك هستند، «(1)» و كيفيت افعال عمره تمتع از احرام و طواف و ساير اعمال عين كيفيت عمره مفرده است.
(م 177)
66- كسى كه وظيفهاش حج تمتع است مثل اشخاصى كه از مكه شانزده «(2)» فرسنگ شرعى دور باشند اگر استطاعت براى عمره داشته باشند و براى حج نداشته باشند عمره مفرده بر آنها واجب نيست مثل اشخاصى كه به نيابت، حج مىكنند، گرچه احتياط آن است كه بجا آورد. «(3)
آية اللَّه زنجانى: مخصوصاً كسى كه استطاعت انجام عمره مفرده را از مكان خود داشته باشد.
»(م 179)
67- كسى كه محرم شد به احرام عمره مفرده حرام مىشود بر او جميع چيزهايى كه در احرام تمتع گفته شد و بعد از آنكه تقصير كرد يا سر تراشيد همه چيز بر او حلال مىشود مگر زنها و بعد از آنكه طواف نساء را با نمازش بجا آورد زن هم بر او حلال مىشود.
(م 180)
68- طواف نساء را در عمره مفرده بايد بعد از تقصير يا سر تراشى بجا آورد. «(4)»
(م 181)
69- كسى كه به احرام عمره مفرده وارد مكّه شد اگر احرامش در
1) - آية اللَّه زنجانى، آيةاللَّه فاضل: در برخى از احكام بين حج تمتع و حج افراد تفاوت هست، مثلًاتقديم اعمال مكه بر وقوفين در حج افراد اختياراً جايز است برخلاف حج تمتع، و همچنين كسى كه احرام حج تمتع مىبندد تا طوافهاى حج تمتع را بجا نياورده نمىتواند طواف مستحبى بجا آورد و اين امر در حج افراد[ آيةاللَّه زنجانى: اشكال ندارد] مشروع است.
2) - آية اللَّه زنجانى: بيش از شانزده.
3) - آية اللَّه مكارم: اين احتياط واجب است.
4) - آيةاللَّه بهجت: در عمره مفرده تقديم طواف نساء بر تقصير در صورت ضرورت يا نسيان يا جهل مجزى است.
ماههاى حجّ بوده «(1)
آيةاللَّه سيستانى: اگر عمره مفرده را در ماههاى حجّ انجام دهد و در مكّه تا روز هشتم ذىالحجّة بماند و قصد حجّ كند عمره او عمره تمتّع به حساب مىآيد.
» جايز است درصورتى كه حجّ تمتّع مستحبى باشد كه آن را عمره تمتع قرار دهد و دنبال آن حج تمتع بجا آورد و در اينصورت هدى بر او واجب مىشود. «(2)»(م 182)
70- اگر فاصله بين دو عمره كمتر از يك ماه باشد بايد عمره دوّم را به قصد رجاء بجاآورد و فرقى «(3)
آيات عظام خويى، سيستانى، تبريزى، فاضل، صافى: در يك ماه قمرى نمىتواند دو عمره براى خود و يا يك نفر ديگر انجام دهد. ولى انجام دو عمره يكى براى خود و يكى براى ديگرى و يا دو عمره براى دو نفر متفاوت جايز است.
آية اللَّه خامنهاى: نظر ايشان در خصوص اين مسأله و دو مسأله بعد ذيل مسأله 61 آمده است.
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه زنجانى: فاصله بين دو عمره شرط نيست.
» بين دو عمره مفرده از خود شخص و بين دو عمره مفردهاى كه هر دو يا يكى از آنها به نيابت از ديگران باشد نيست.مقصود از ماه در اين مسأله ماه هلالى است «(4)
آيات عظام خويى، تبريزى، سيستانى: چنانكه گذشت در هر ماه قمرى مىتوان يك عمره انجام داد پس اگر يك عمره را در اواخر ماه انجام دهد عمره ديگر را در اوّل ماه بعد مانعى ندارد.
آية اللَّه فاضل: ميزان عنوان ماه است.
» نه سى روز و اگر در بين ماه1) - آيةاللَّه تبريزى: تا وقت حجّ در مكّه باقى ماند.
2) - آية اللَّه زنجانى: بر كسى كه در ماههاى حج عمره مفرده مستحبى بجا آورده و از مكه خارج نشده، جايز بلكه مستحب است كه آن را عمره تمتع مستحبى قرار بدهد و بعد از آن حج تمتع بجا آورد و چنانچه انجام حج تمتع بر او واجب باشد بايد عمره تمتع بجا آورد و عمره مفرده قبلى كفايت نمىكند.
3) - آية اللَّه بهجت: در اين مسأله و دو مسأله بعدى به حاشيه مسأله 61 مراجعه شود. و حكم اجرت هم ازآن معلوم مىشود.
4) - آية اللَّه مكارم: بلكه ميزان اين است كه در هر يك از ماههاى قمرى مىتوان يك عمره مفردهانجام داد.
عمره بجاآورده احتياط مذكور را تا سى روز مراعات كند.
(س 186 و 187)
71- اگر زنى به نيّت عمره مفرده محرم و بعد از آن عادت شود و در همه روزهايى كه مىتواند در مكّه باشد حيض است بايد براى طواف و نماز نائب بگيرد و بقيه اعمال عمره را خودش بجا آورد و چنانچه از مكّه رفته باشد بايد برگردد و اگر نمىتواند، براى اعمال عمره نائب بگيرد ولى بايد خودش تقصير كند و ترتيب بين آن و ساير اعمال مراعات شود و تا اعمال را بجا نياورد آنچه به وسيله احرام بر او حرام شده بر او حلال نمىشود.
(س 189)
72- عمره مفرده قبل از عمره تمتّع با فاصله شدن كمتر از يك ماه جايز است «(1)» ولى عمره مفرده بعد از عمره تمتّع با فاصله شدن كمتر از يك ماه به قصد رجاء انجام شود. «(2)
آية اللَّه خامنهاى: بنابر احتياط واجب بين عمره تمتّع و حج، عمره مفرده انجام ندهد لكن بعد از اتمام حج مانع ندارد و قصد رجاء لازم نيست.
آية اللَّه فاضل: در فرض مزبور فاصله و قصد رجا لازم نيست امّا بين عمره تمتّع و حجّ تمتّع نمىتواند عمره مفرده انجام دهد.
آية اللَّه گلپايگانى: قصد رجاء لازم نيست.
آية اللَّه خويى: بعد از فراغ از اعمال حج مانع ندارد و قصد رجاء لازم نيست.
آية اللَّه صافى: اگر هر دو را براى خود انجام مىدهد در عمره مفرده قصد رجاء نمايد.
آية اللَّه نورى: بين عمره تمتّع و عمره مفرده فاصله لازم نيست چه قبل باشد چه بعد و فاصله ده روز بين دو عمره مفرده معتبر است.
آية اللَّه سيستانى: انجام عمره مفرده بين عمره تمتع و اعمال حج، موجب بطلان عمره تمتع است ولى اگر بعد از اعمال حج و در ماه ديگر قمرى غير آنچه در آن براى عمره تمتع محرم شده بود انجام دهد اشكال ندارد و اگر در همان ماه باشد خالى از اشكال نيست.
آية اللَّه تبريزى: به ذيل مسأله 61 مراجعه شود.
آية اللَّه زنجانى: كسى كه عمره مفرده انجام داده بلافاصله مىتواند احرام عمره تمتع ببندد و همچنين كسى كه حج تمتع بجا آورده مىتواند بعد از ايام تشريق عمره مفرده بجا آورد و انجام عمره مفرده در بين عمره و حج تمتع باعث بطلان عمره تمتع مىشود و صحت آن عمره مفرده خالى از اشكال نيست و بنابر احتياط بايد از حرم خارج شود هر چند نبايد از مكه خارج گردد لذا مىتواند مثلًا به تنعيم برود و رجاءً به عمره تمتع محرم شده اعمال آن را رجاءً بجا آورد و كفايت مىكند.
»(س 194)
73- حج تمتع مركب است از دو عمل: يكى عمره تمتع، و ديگرى حج تمتع. و عمره تمتع مقدم است بر حج.
و عمره تمتع مركّب است از پنج جزء:
اول- احرام.
دوم- طواف كعبه.
سوم- نماز طواف.
چهارم- سعى بين كوه صفا و مروه.
پنجم- تقصير، يعنى گرفتن قدرى از مو يا ناخن. «(1)» و چون محرم از اين اعمال فارغ شد آنچه بر او بواسطه احرام بستن حرام شده بود حلال مىشود. «(2)
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: ولى تراشيدن سر جايز نيست و اگر سر بتراشد بايد يك گوسفند كفّاره بدهد بنابر احتياط هر چند جاهل يا ناسى باشد.
» و حج تمتع مركّب است از سيزده عمل:اول- احرام بستن در مكه.
دوم- وقوف به عرفات.
سوم- وقوف به مشعر الحرام.
چهارم- انداختن سنگريزه به جمره عقبه در منى.
پنجم- قربانى در منى.
ششم- تراشيدن سر يا تقصير كردن در منى.
هفتم- طواف زيارت در مكه.
هشتم- دو ركعت نماز طواف.
نهم- سعى بينصفا و مروه.
دهم- طواف نساء.
يازدهم- دو ركعت نماز طواف نساء.
1) - آية اللَّه سيستانى، آية اللَّه مكارم: احتياط آن است كه تنها به گرفتن ناخن قناعت نكند.
2) - آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: بجز تراشيدن سر، و امّا سر تراشيدن تفصيلى دارد كه از اين قرار است: هرگاه عمره تمتع در ماه شوال بجا آورده شود سر تراشيدن تا سى روز از عيد فطر گذشته جايز است و امّا بعد از آن احتياط اين است كه سر تراشيده نشود و چنانچه تراشيده شد و از روى علم و عمد بود احتياط اين است كه يك گوسفند كفاره داده شود.
دوازدهم- ماندن در منى، شب يازدهم و شب دوازدهم و شب سيزدهم براى بعضى از اشخاص.
سيزدهم- در روز يازدهم و دوازدهم رمى جمرات، و اشخاصى كه شب سيزدهم در منى ماندند روز سيزدهم بايد رمى جمرات كنند. «(1)»
(ص 100 و 99)
74- بدان كه محل احرام بستن براى عمره تمتع كه آن را ميقات مىنامند مختلف مىشود به اختلاف راههايى كه حجاج از آنها بطرف مكه مىروند، و آن پنج محل است:
اوّل: مسجد شجره؛ كه آن را ذوالحليفه مىنامند ميقات كسانى است كه از مدينه منوّره به مكّه مىروند.
دوّم: وادى عقيق.
سوّم: قرن المنازل.
چهارم: يلملم.
پنجم: جحفه.
(م 200)
75- احتياط واجب «(2)
آية اللَّه خويى: احرام از منطقه ذو الحليفه، مانعى ندارد.
آية اللَّه خامنهاى: احرام خارج از مسجد شجره براى كسانى كه از طريق مدينه به سوى مكه حركت مىكنند كفايت نمىكند و واجب است داخل مسجد محرم شوند.
آية اللَّه بهجت: جايز نيست در بيرون مسجد بطورى كه محاذى و برابر آن از طرف راست يا چب باشد احرام بسته شود و اختياراً بايد در صورت امكان از درون مسجد احرام بسته شود.
آية اللَّه تبريزى: جايز است در بيرون مسجد بطورى كه محاذى آن از طرف راست يا چپ باشد احرام بسته شود و احوط ايناست كهدرصورت امكان ازدرونمسجداحرام بستهشود و احتياط واجب آن است كه از پشت مسجد قديم احرام نبندند.
» آن است كه در داخل مسجد شجره محرم شودنه خارج آن، «(1)» هر چند نزديك به آن باشد. «(2)»
(م 202)
76- شخص جنب و حائض مىتوانند «(3)
آية اللَّه خويى: اين مسأله و دو مسأله بعد مبنى بر لزوم احتياط است و در مسأله قبل گفته شد كه احتياط واجب نيست و احرام در خارج مسجد مانع ندارد.
» در حال عبور از مسجد محرم شوند، «(4)آية اللَّه سيستانى: براى حائض و نفساء احرام بستن بيرون مسجد شجره كافى است.
آيةاللَّه فاضل: اگر امكان نداشته باشد، يعنى مسجد دو درب نداشته باشد يا امكان عبور از مسجد به جهت ازدحام و موانع ديگر نباشد، كنار مسجد محرم شوند و در اين فرض تجديد احرام در جحفه يا محاذات آن لازم نيست.
» و نبايد در مسجد توقف كنند.(م 203)
وادى عقيق كه اوائل آن را «مسلخ» و اواسط آن را «غمره» و اواخر آن را «ذات عرق» مىگويند كه محل احرام عامّه است، و آن ميقات كسانى است كه از راه عراق و نجد به مكه مىروند.
(ص 111)
1) - آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: احرام از پشت ديوار مسجد نيز صحيح است.
2) - آية اللَّه زنجانى: كسى كه مىخواهد محرم شود، بايد در مسجد شجره نيت احرام حج يا عمره را انشاء كند، يعنى از قلب خود بگذراند كه- مثلًا-« خود را محرم به عمره تمتع قرار مىدهم» ولى مكان گفتن تلبيه واجب كلّ منطقه ذوالحليفه است، پس اگر تلبيه واجب را در خارج مسجد هم بگويد، صحيح است.
3) - آية اللَّه تبريزى: شخص جنب و حائض در خارج مسجد محرم مىشود و تجديد تلبيه در جحفهلزومى ندارد ونيز اگر در حال عبور از مسجد محرم شوند مانعى ندارد.
4) - آية اللَّه مكارم، آيةاللَّه زنجانى: مىتوانند در خارج مسجد يا در حال عبور از مسجد محرم شوند.
قرن المنازل و آن ميقات كسانى است كه از راه طائف حج مىروند.
(ص 111)
يلملم كه اسم كوهى است، و آن ميقات كسانى است كه از راه يمن مىروند.
(ص 111)
جحفه و آن ميقات كسانى است كه از راه شام مىروند. «(1)»
(ص 111)
77- كسى كه بواسطه فراموشى يا ندانستن مسأله و عذر ديگر «(2)» بدون احرام از ميقات عبور كرد پس اگر امكان داشت برگشتن به ميقات و به اعمال عمره مىتوانست با برگشتن برسد واجب است برگردد و از ميقات «(3)
آية اللَّه مكارم: مىتواند از همانجا محرم شود.
آية اللَّه زنجانى: واجب است از همان ميقات احرام ببندد و اگر نمىتواند به همان ميقات برگردد چنانچه ميقات ديگرى سر راه اوست، از ميقات بعدى محرم شود والا از همانجا كه هست محرم مىگردد مگر داخل حرم شده باشد كه در صورت امكان بايد براى احرام از حرم خارج گردد و در هر صورت اگر از يكى از مواقيت محرم شود كافى است.
» احرام ببندد، چه داخل حرم شده باشد يا نه و اگر ممكن «(4)» نيست به نحوى كه گفته شد، پس اگر داخل حرم نشده از همانجا احرام ببندد، و احتياط مستحب «(5)آية اللَّه مكارم: اگر مىتواند و به اعمال عمره مىرسد از حرم خارج شود و هرچند به تنعيم رود.
آية اللَّه سيستانى، آية اللَّه تبريزى: بنابر احتياط واجب به مقدارى كه ممكن است به طرف ميقات برگردد و محرم شود.
» آن است كه هر مقدارى مىتواند به طرف ميقات1) - آية اللَّه سيستانى: و كسانى كه از مسجد شجره گذشته و محرم نشدهاند هرچند بدون عذر.
2) - آية اللَّه بهجت: عذرىكه مسوّغ ترك باشد و لو ظاهراً، از قبيل مرض و جهل به موضوع بدون تقصير، و ظاهر لحوق جهل به حكم است با عدم تقصير در آنچه مذكور شد و اين در مسأله بعدى نافع است.
3) - آية اللَّه سيستانى: اين حكم در غير مورد مسجد شجره است و كسى كه از آن عبور كند هرچندعمدى باشد مىتواند از جحفه محرم شود، گر چه گناه كرده است.
4) - آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: پس اگر از ميقات ديگرى عبور مىكند از ميقات بعدى محرم شود و اگر ميقات ديگرى در مسير نيست به مقدارى كه مىتواند به طرف ميقات برگردد و اگر هيچيك از اين طرق ممكن نيست از همان محل محرم شود.
5) - آية اللَّه خامنهاى: بنابر احتياط واجب.-
برگردد و آنجا محرم شود، و اگر داخل حرم شده واجب است اگر مىتواند وبه اعمال عمره مىرسد از حرم خارج شود «(1)
آيةاللَّه گلپايگانى، آيةاللَّه صافى: ودر ميقات محرم گردد ويا به طرف ميقات به مقداريكه ممكن است برود وإلّا از ادنىالحل محرم شود و در صورت عدم تمكّن از رفتن به ادنىالحلّ در مكّه محرم شود.
آية اللَّه بهجت: و احتياط به دور شدن از حرم بمقدار عدم فوت حج ترك نشود.
» و محرم گردد، و اگر نمىتواند بنحوى كه گفته شد همانجا محرم شود، و احتياط مستحب آن است كه هرقدر مىتواند به طرف خارج حرم برگردد و آنجا محرم شود.(م 215)
78- جايز نيست احرام بستن پيش از رسيدن به ميقات، و اگر احرام ببنددصحيح نيست ولى اگر نذر كند كه از محلى كه پيش از ميقات است احرام ببندد جايز است، «(2)
آيةاللَّه فاضل: صحت نذر براى كسى كه مىداند ناچار مىشود در روز با وسيله مسقف حركت كند، محل اشكال است. بلى، اگر بداند كه براى احرام عمره تمتع نمىتواند به يكى از مواقيت معروفه برود، مىتواند نذر كند و معصيت هم نكرده است و احرام او صحيح است و احتياط اين است كه در ادنىالحل تجديد احرام كند و على أي حال اگر استظلال كرد، بايد كفاره آن را بدهد.
» و بايد از همانجا محرم شود. مثلا اگر نذر كرد كه از «قم» محرم شود واجب است عمل كند، و بهتر «(3)آية اللَّه فاضل: تجديد احرام لازم نيست.
» آن است كه به ميقات يامحاذات ميقات كه رسيد احرام را تجديد كند. «(1)
آية اللَّه زنجانى: اگر از يكى از مواقيت يا نزديكى آن عبور مىكند بايد از همان ميقات محرم شود و نذر كردن مجوز احرام قبل از ميقات نيست و اگر از مواقيت و نزديك آن عبور نمىكند از هر كجاى حل محرم شود كافى است و نيازى به نذر نيست. هرچند با نذر احرام بستن از محل نذر شده بر او واجب مىشود مشروط بر آن كه مستلزم ارتكاب محرمات احرام- مانند استظلال- نباشد.
»(م 217)
79- جايز نيست احرام را از ميقات تأخير بيندازد اختياراً، بلكه احتياط «(2)
آية اللَّه سيستانى: و احوط اين است كه مكلف از محاذى ميقات نگذرد مگر با احرام، اگر چه بعيد نيست كه گذشتن جايز باشد، در صورتى كه در پيش روى مكلف ميقاتى يا محاذى ميقاتى باشد.
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: بلكه واجب است.
آية اللَّه فاضل: اين احتياط مستحب است.
آية اللَّه خوئى: تجاوز نمودن از ميقات مسجد شجره و محاذات آن و احرام بستن از محاذات يكى از مواقيت ديگر مشكل است.
آية اللَّه زنجانى: گذشتن از مواقيت و محاذات نزديك آن بدون احرام جايز نيست و گذشتن از محاذات بعيد مانعى ندارد، پس چنانچه ميقات ديگرى سر راهش نباشد، هركجا خارج حرم محرم شود كافى است.
» واجب آن است كه از محاذات ميقات بدون احرام عبور نكند، اگرچه ميقات ديگرى بعد از آن باشد.(م 218)
80- اگر از ميقات بدون احرام «(3)
آية اللَّه بهجت: در حال اختيار.
آية اللَّه زنجانى: اگر بدون عذر بى احرام از ميقات گذشت بايد اگر مىتواند به آن ميقات برگردد و از آنجا محرم شود هرچند ميقات ديگرى بعد از آن باشد، و در هر صورت اگر به ميقات ديگرى رفته محرم شود كافى است. و اگر نمىتواند چنانچه ميقات ديگرى سر راه اوست، از آنجا محرم مىشود والا حج و عمره او باطل است و داخل شدن در حرم و مكه برايش جايز نيست.
» عبور كرد واجب است درصورتامكان برگردد و از آن ميقات محرم شود، بلكه اگر ميقات ديگرى بعد از آن ميقات باشد بايد به احتياط واجب «(1)
آيات عظام خامنهاى، خويى، گلپايگانى، تبريزى، بهجت، صافى: در صورت امكان بايد برگردد.
آية اللَّه مكارم: اين احتياط واجب نيست.
» برگردد به ميقاتى كه از آن گذشته و محرم شود.(م 219)
81- اگر زن در ميقات حائض باشد و يقين كند كه نمىتواند عمره تمتع را در وقت خود انجام دهد، بايد نيت حج افراد كند «(2)
آية اللَّه خويى: اگر به نيّت مافىالذمّه محرم شود اشكالى نيست ولى اگر به نيت حج افراد محرم شود و بعد پاك شود احرامش باطل است.
آيةاللَّه خامنهاى: مىتواند به نيت حجّ افراد محرم شود و نيز مىتواند بهقصد مافىالذمة داخل احرام شود، ولى در صورت اول، اگر زودتر از موعد مقرر پاك شود لازم است براى عمره تمتع، بار ديگر محرم شود. و اما در صورت دوّم اگر پيش از موعد پاك نشد، احرام او براى حج خواهد بود و اگر پيش از موعد پاك شد، با همان احرام مىتواند عمره تمتع بهجا آورد.
آية اللَّه مكارم، آيةاللَّه فاضل: بهتر است در موقع احرام قصد كند احرامى را كه بر او واجب است انجام مىدهد، تا مشكلى براى او پيش نيايد.
آية اللَّه تبريزى: مىتواند به قصد مافىالذمّه احرام ببندد و چنانچه قبل از گذشتن وقت عمره تمتع پاك شد، عمره تمتع بجا آورد و بعد حج آن را انجام دهد. و اگر پاك نشد به همان احرام حج افراد بجا آورد و سپس عمره مفرده انجام دهد بلكه اگر بقصد حج افراد احرام بست، و قبل از گذشتن وقت عمره پاك شد، با همان احرام اعمال عمره تمتع را انجام داده و سپس حج تمتع را انجام دهد، گرچه احتياط مستحب در اين صورت تجديد احرام براى عمره تمتع مىباشد.
» و براى حج1) - آية اللَّه سيستانى: و هرگاه بدون احرام از ميقات گذشته، در صورت امكان بايد به ميقات برگردد، مگر كسى كه بدون عذر از ذوالحليفه گذشته و به جحفه رسيده باشد، كه چنين شخصى بنابر اظهر برايش كافى است كه از جحفه احرام ببندد، اگر چه گناهكار است.
2) - آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: جمعى فرمودهاند:« واجب است از ميقات محرم به حجافراد شود»، لكن چون اين يقين بر حسب عادت است و امكان دارد برخلاف عادت پاك شود، احتياط آن است كه در وقت احرام قصد كند محرم مىشوم به احرامى كه بر من واجب است از عمره تمتع يا حج افراد، پس اگر قبل از گذشتن وقت عمره پاك شد اعمال عمره را تمام كند و مُحِلّ شود و بعد اعمال حج را بجا آورد، و حج تمتع او صحيح است، و اگر پاك نشد به همان احرام اعمال حج افراد را بجا آورد و بعد عمره مفرده بجا آورده و حج افراد صحيح است.
افراد محرم شود ولى اگر بعد از آن كشف خلاف شد «(1)
آية اللَّه سيستانى: عدول كند به عمره تمتع و اعمال آن را انجام دهد و بايد رعايت كند كه پس از انجام سعى تلبيه نگويد.
ساير آيات عظام متذكر مسأله كشف خلاف نشدهاند. و در نيّت افراد با حضرت امام رحمه الله موافق هستند.
» درصورتى كه براى حَجّة الاسلام محرم شده احرام او باطل است و بايد براى عمره تمتع مجدداً محرم شود. «(2)»(م 221)
82- كسانى كه با هواپيما به جدّه مىروند «(3)» نمىتوانند از جدّه
1) - آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: لازم است اين حج افراد را عدول به عمره تمتع كند، يعنى طواف ونماز آن و سعى را بجا آورد و تقصير كند و بعد براى حج محرم شود و اعمال حج را بجا آورد. و اين مخصوص كسى است كه مكلّف به حج تمتع باشد، و امّا كسى كه حج افراد هم از او صحيح است مختار است كه عدول نمايد به تمتع يا حج افراد را تمام نمايد.
2) - آية اللَّه زنجانى: حكم اين فرع در حاشيه مسأله 62 گذشت.
3) - آية اللَّه زنجانى: اگر از ميقات يا نزديكى آن عبور نمىكنند مىتوانند از جده بلكه هر كجاى خارجحرم مانند حديبيه محرم شوند. ولى نبايد بدون احرام وارد مكه شوند پس براى محرم شدن نبايد به مسجد تنعيم بروند.
يا حديبيّه محرم شوند بلكه بايد به يكى از مواقيت مثل جحفه «(1)
آية اللَّه سيستانى: مىتواند از جدّه با نذر محرم شود زيرا جنوب شرقى آن محاذى با جحفه است.
» بروند و از آنجا محرم شوند و اگر از مدينه بروند بايد از مسجد شجره محرم شوند و در اين حكم فرقى بين اينكه قصد عمره تمتع يا مفرده داشته باشند نيست «(2)» وحديبيّه ميقات عمره مفرده است براى كسانى كه در مكه هستند. «(3)آية اللَّه سيستانى: ميقات عمره مفرده براى كسى كه مىخواهد وارد حرم شود همان ميقاتهاى معروف است ولى اگر كسى براى كار ديگرى غير از عمره در آن محل بوده و قصد دخول حرم هم نداشته و از ميقات گذشته و سپس تصميم بر انجام عمره گرفته است مىتواند از ادنىالحل محرم شود.
آية اللَّه زنجانى: كسانى كه در مكه هستند براى محرم شدن لازم نيست به مواقيت معروفه بروند، بلكه از هر نقطه خارج حرم محرم شوند صحيح است و ادنىالحلّ و حديبيه و ساير حدود حرم خصوصيتى ندارد.
»(م 222)
83- ميقات در جحفه خصوص مسجد نيست و از هر جاى جحفه مىتوانند محرم شوند و همچنين مسجد تنعيم خصوصيّت ندارد «(4)» و احرام از ادنى الحلّ صحيح است «(5)» هر چند در مسجد نباشد بنابراين درصورت
1) - آية اللَّه بهجت: مثل جحفه يا محاذات آن.
2) - آيات عظام گلپايگانى، فاضل، صافى: در عمره مفرده احرام از ادنى الحلّ كفايت مىكند، اگرچهبا عبور از ميقات بدون احرام گناه كرده است.
3) - آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: و نيز كسى كه بدون قصد دخول مكه، از ميقات عبور كرده است مىتواند از ادنىالحل براى عمره مفرده محرم شود.
4) - آيةاللَّه زنجانى: و احرام از هر نقطه خارج حرم صحيح است.
5) - آية اللَّه مكارم: ادنى الحل ميقات عمره مفرده است.
توسعه مسجد باصدق جحفه در اوّل و ادنىالحلّ در ثانى احرام اشكال ندارد.
(س 236)
84- بعد از اتمام حجّ تمتّع اگر شخص از مكّه خارج شود و بخواهد مراجعت كند درصورتى كه از وقت احرام «(1)
آيةاللَّه فاضل: اگر در ماه قمرى بعد وارد شود، عمره تمتع قبلى او باطل شده است و نمىتواند حج تمتع انجام دهد، مگر اينكه مجدداً به يكى از مواقيت خمسه رفته و محرم به احرام عمره تمتع شود و سپس بعد از انجام عمره، حج تمتع بهجا آورد.
» عمره تمتع يك ماه نگذشته «(2)آيةاللَّه گلپايگانى: اگر قبل از گذشتن يك ماه سى روز از مُحل شدن قصد ورود داشته باشد، احرام جديد لازم نيست.
آيات عظام مكارم، تبريزى، صافى، فاضل: در همان ماهى كه محرم شده مراجعت كند لازم نيست محرم شود.
آية اللَّه سيستانى: اگر در همان ماه قمرى باشد كه عمره تمتّع را انجام داده است لازم نيست محرم شود.
آية اللَّه بهجت: در اين صورت عدم فاصله اگر ماه خروج با ماه مراجعت تغاير دارد احوط اين است كه با احرام براى عمره وارد مكه شود اگرچه خروج در آخر ماهى و ورود در اوّل ماه ديگر باشد و همچنين است گذشتن سى روز با عدم تغاير ماه.
» است لازم نيست محرم شود و مىتواند بدون احرام وارد مكه شود.(س 241)
1- نيّت، 2- تلبيه، 3- پوشيدن دو جامه احرام براى مردان. «(1)»
(م 251)
85- در وقت احرام سه چيز واجب است:
اول- نيت، «(2)
1- قصد قربت، مانند عبادات ديگر غير از احرام.
آية اللَّه بهجت: قصد قربت يعنى به جهت اطاعت و امتثال فرموده خداوند عالم.
2- همزمان بودن با شروع در احرام.
3- تعيين احرام كه براى عمره است يا براى حج، و تعيين حج كه تمتع است يا قران يا افراد، و تعيين اين كه براى خود است يا براى ديگرى، و تعيين اين كه حجش حجة الاسلام است كه براى اولين بار به استطاعت بر او واجب شده يا حج نذرى است كه به سبب نذر بر او واجب شده يا حجى است كه به سبب فاسد بودن حج قبل بر او واجب شده يا حج مستحبى است. خلاصه هريك از اينها كه باشد بايد در نيت مشخص شود. پس اگر بدون تعيين نيت، احرام نمود، احرامش باطل خواهد بود.
آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: حجة الاسلام عنوان قصدى نيست و اگر مكلّف مستطيع براى خود حج بجا آورد حجةالاسلام است مگر با علم و عمد قصد حجّ استحبابى نمايد.
آية اللَّه سيستانى: در نيت معتبر است قصد قربت و وقوع آن در ميقات و مانند آن و مشخص نمودن عبادتى كه قصد احرام براى آن دارد، كه آيا حج است و يا عمره و تعيين حج كه تمتّع است يا قِران يا افراد، و در صورت نيابت بايد آن را قصد كند و اگر براى خودش باشد كافى است كه قصد انجام آن از غير ننمايد و در عمل نذرى كافى است كه آنچه نذر نموده بر عملش منطبق باشد، و لزومى ندارد قصد كند حجى كه انجام مىدهد- مثلًا- حج نذرى است، همچنان كه براى اينكه حجى كه انجام مىدهد حجةالاسلام باشد، كفايت مىكند كه حجةالاسلام كه بر او واجب شده بر عملش منطبق باشد و نياز به قصد زايدى نيست.
آية اللَّه زنجانى: در نيت احرام- مانند هر امر عبادى- سه امر معتبر است الف: قصد عمل، ب: تعيين نوع احرام، پس بايد در نيت احرام معين كند كه احرام عمره است يا حج، تمتع است يا افراد، واجب است يا مستحب و اگر نيابى است قصد نيابت و تعيين منوبعنه نيز لازم است. ج: قصد قربت و خلوص. در نيت احرام رعايت چند امر ديگر نيز لازم است: 1- وجود ارتكازى نيت كافى نيست بلكه لازم است چنين معنايى را از قلب خود بگذراند كه« خود را محرم مىكنم- مثلًا- به عمره تمتع». 2- در نيت عمره تمتع لازم است قصد انجام مجموع عمره و حج تمتع را داشته و عمره تمتع را به عنوان بخش اول اين مجموعه بجا آورد. 3- در احرام عمره مفرده بايد هنگام احرام تصميم داشته باشد- ولو اجمالًا- كه از ارتكاب عمل حرامى كه باعث فساد عمره مفرده مىشود/ جماع قبل از تمام شدن سعى پرهيز كند.
»يعنى انسان در حالى كه مىخواهد محرم شود به احرام
عمره تمتع، نيت كند عمره تمتع را و لازم نيست «(1)
آية اللَّه مكارم: نيت احرام اين است كه قصد مىكند تروك احرام را بر خود حرام كند و قصد اجمالى كافى است.
» قصد كند ترك محرماتى را كه بر محرم پس از احرام، حرام مىشود، «(2)» بلكه كسى كه بقصد عمره تمتع يا حج تمتع لبيكهاى واجب را گفت، محرم مىشود چه قصد بكند احرام را يا نكند و چه قصد بكند ترك محرمات را يا نكند. پس كسى كه مىداند بعضى از محرمات را مرتكب مىشود مثل زير سايه رفتن در حال سفر، احرام اوصحيح «(3)» است. ولى احتياط آن است كه قصد كند تركمحرمات را.
(ص 133- 132)
86- عمره و حج و اجزاء «(1)» آنها از عبادات است و بايد با نيت خالص براى طاعت «(2)» خداوند تعالى بجا آورد. «(3)»
(م 253)
87- دوّم- تلبيه؛ يعنى لبيك گفتن، وصورت آن بنابر اصحّ آن است كه بگويد:
«لَبَّيْك، اللَّهُمَّ لَبَّيْك، لَبَّيْكَ لا شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْك». «(4)»
و به اين مقدار اگر اكتفا كند محرم شده و احرامش صحيح است، و احتياط مستحب «(5)
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: صورت تلبيه واجب كه بوسيله آن احرام واقع مىشود اين است:« لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ لَبَّيكَ لَبَّيكَ لا شَريكَ لَكَ لَبَّيكَ» احتياط در اين است اين جمله اضافه شود:« انَّ الْحَمدَ وَ النِّعْمَةَ لَكَ وَ الْمُلكَ لا شَريكَ لَك» و بهتر است بعد از آن بگويند: لَبَّيْكَ.
آية اللَّه مكارم: احتياط واجب است كه جمله دوّم را بگويد امّا لبّيك پنجم را نگويد، البته گفتن آن بهقصد احتياط مانعى ندارد و در هر حال ضررى به صحّت لبيك وارد نمىكند.
آية اللَّه سيستانى: لبيك پنجم جايز است ولى جزء اين احتياط استحبابى نيست.
» آن است كه پس از آن كه چهار «لبيك» را بصورتى كه1) - آية اللَّه نورى: و همچنين احرام.
2) - آية اللَّه سيستانى: بلكه براى تذلل در پيشگاه خداوند.
3) - آية اللَّه نورى: و بايد نيّت آن را داشته باشد كه بعد از عمره تمتّع حج تمتّع را انجام بدهد.
4) - آية اللَّه زنجانى: و نبايد به اين مقدار اكتفا كند بلكه بايد پس از آن بگويد« ان الحمد والنعمة لك والملك، لاشريك لك» و گفتن لبيك پنجم واجب نيست و با گفتن تلبيه واجب محرم مىشود و پس از آن بايد از محرمات احرام اجتناب كند و همچنين واجب است حج يا عمرهاى را كه براى آن محرم شده به پايان برساند. پس اگر احرام عمره تمتع بسته بايد آن را تكميل كرده، پس از آن حج تمتع را بهجا آورد.
5) - آية اللَّه بهجت: احتياط واجب اين است.
گفته شد گفت، بگويد:
«انَّ «(1)» الْحَمْدَ وَ النِعْمَةَ لَكَ وَ الْمُلْك، لا شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْك».
و اگر بخواهد احتياط «(2)
آية اللَّه فاضل: احتياط مستحب آن است كه به جاى صورت اوّل بگويد.
» بيشتر بكند پس از گفتن آنچه ذكر شد، بگويد:«لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ لَبَّيْكَ انَّ الْحَمْدَ و النِّعْمَةَ لَكَ وَالْمُلْكَ لا شَرِيْكَ لَكَ لَبَّيْكَ».
و مستحب است بعد از آن بگويد:
«لَبَّيْكَ ذَا الْمَعارِجِ لَبَّيْك، لَبَّيْكَ داعِياً إِلى دارِ السَّلامِ لَبَّيْك، لَبَّيْكَ غَفَّارَ الذُّنُوبِ لَبَّيْك، لَبَّيْكَ أَهْلَ التَّلْبِيَةِ لَبَّيْك، لَبَّيْكَ ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ لَبَّيْك، لَبَّيْكَ تُبْدِئُ وَ الْمَعادُ إِلَيْك، لَبَّيْكَ لَبَّيْكَ، تَسْتَغْنِي وَ يُفْتَقَرُ إِلَيْكَ لَبَّيْك، لَبَّيْكَ مَرْهُوباً وَ مَرْغُوباً إِلَيْكَ لَبَّيْك، لَبَّيْكَ إِلهَ الْحَقِ لَبَّيْك، لَبَّيْكَ ذَا النَّعْماءِ وَ الْفَضْلِ الْحَسَنِ الْجَمِيلِ لَبَّيْك، لَبَّيْكَ كَشَّافَ الْكُرَبِ الْعِظامِ لَبَّيْك، لَبَّيْكَ عَبْدُكَ وَ ابْنُ عَبْدَيْكَ لَبَّيْك، لَبَّيْكَ يا كَرِيم».
و اين جملات را نيز بگويد خوب است:
«لَبَّيْكَ أَتَقَرَّبُ إِلَيْكَ بِمُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ لَبَّيْك، لَبَّيْكَ بِحَجَّةٍ وَ عُمْرَةٍ مَعاً لَبَّيْك، لَبَّيْكَ هَذِهِ عُمْرَةُ مُتْعَةٍ إِلى الْحَجِ لَبَّيْك، لَبَّيْكَ أَهْلَ التَّلْبِيَةِ لَبَّيْك، لَبَّيْكَ تَلْبِيَةً تَمامُها وَ بَلاغُها عَلَيْك».
88- معنى تلبيه چنين است: ترجمه
«لبَّيْكَ، اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ لا شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْكَ»
چنين است: «(1)» اجابت مىكنم دعوت تو را خدايا اجابت مىكنم دعوت تو را، اجابت مىكنم دعوت تو را، شريكى نيست مر تو را، اجابت مىكنم دعوت تو را. و اگر كلمه دعوت را هم نگويد كفايت مىكند در مواردى كه بايد ترجمه را بگويد.
89- اگر تلبيه را بقدر واجب كه ذكر شد، نداند «(2)» بايد آن را ياد بگيرد يا كسى او را در وقت گفتن تلقين كند، يعنى كلمه كلمه آن شخص بگويد و شخصى كه مىخواهد احرام ببندد دنبال او بطورصحيح بگويد.
(م 259)
90- اگر نتواند ياد بگيرد يا وقت ياد گرفتن نباشد و با تلقين هم نتواندبگويد احتياطآناست كهبههر نحو كه مىتواند بگويد، «(3)» و ترجمهاش را هم بگويد، و بهتر آن است كه علاوه بر آن نايب «(4)
آيةاللَّه تبريزى، آيةاللَّه مكارم: احوط اين است نايب هم بگيرد.
آية اللَّه خامنهاى: بايد به هر نحو كه مىتواند بگويد و بنابر احتياط نايب هم بگيرد.
آيةاللَّه خويى: اگر كسى قدرت بر تصحيح تلبيه ولو با تلقين نداشته باشد مىتواند به ملحون اكتفا كند گرچه احوط جمع بين ترجمه و استنابه نيز هست. و نيز اخرس گنگ ولال كافى است با اشاره تلبيه بگويد گرچه احوط استنابه نيز هست.
آية اللَّه سيستانى: كافى است به نحوى كه مىتواند بگويد، اگر عرفاً صدق تلبيه كند و اگر صدق نكند به احتياط واجب هم مرادف عربى و هم ترجمه آن را بگويد و نيز نايب بگيرد.
آية اللَّه نورى: نايب گرفتن لازم نيست.
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: اگر تلقين ممكن نشد به هر طورى كه مىتواند بخواند و ترجمهاش را به فارسى يا زبان ديگر بگويد و نايب هم بگيرد رجاءاً كه از طرف او بطور صحيح بخواند.
» هم بگيرد.(م 262)
1) - آية اللَّه نورى: با كمال ميل و شوق اجابت مىكنم دعوت تو را خدايا، با كمال ميل و شوق اجابتمىكنم، اجابت مىكنم دعوت تو را با كمال ميل و شوق، شريكى نيست مرتو را، با كمال ميل و شوق اجابت مىكنم، اجابت مىكنم تو را.
2) - آية اللَّه زنجانى: چنانچه وقت احرام وسعت دارد و مىتواند آن را ياد بگيرد بايد احرام را تا تنگىوقت به تأخير بيندازد تا آن را ياد بگيرد يا لااقل با تلقين تلبيه را به طور صحيح ادا كند و اگر نتواند ياد بگيرد يا وقت ياد گرفتن نباشد و با تلقين هم نتواند بگويد بايد براى گفتن تلبيه نايب بگيرد و بنابر احتياط مستحب خود نيز به بهترين شكلى كه مىتواند- ولو با تلقين ديگرى- تلبيه بگويد. و از اينجا حكم مسأله بعد نيز روشن مىشود.
3) - آية اللَّه فاضل: و ظاهراً همين مقدار كافى است و احتياط مستحب آن است كه ترجمه را بگويد ونايب نيز بگيرد.
4) - آية اللَّه بهجت: مىتواند احتياط كند به جمع بين اين و استنابه اگرچه جواز اكتفاء به همان مقداريكه مىتواند با ضمّ ترجمه عبارت صحيحه خالى از وجه نيست مثل اكتفا به ترجمه در صورت عدم توانائى به هيچ مقدار و نيز اكتفاء به استنابه عدم قدرت بر ترجمه هم، كما اينكه لال اكتفاء به تحريك لسان و اشاره به انگشت با عقد قلب مىنمايد و اگر ممكن نباشد استنابه مىكند.
91- واجب در لبيك بيش از يك مرتبه نيست، ولى مستحب است تكرار آن و زياد گفتن آن هرچه مىتواند، و براى هفتاد مرتبه گفتن ثواب زيادى ذكر شده است، و لازم نيست آنچه را در حال احرام بستن گفته است تكرار كند، بلكه كافى «(1)» است بگويد «لبيك اللهم لبيك» يا تكرار كند «لبيك» را فقط.
(م 267)
92- احتياط واجب «(2)
آية اللَّه خامنهاى: قطعتلبيه عمرهتمتع در هنگام پيدا شدن خانههاى مكه وقطع تلبيه حج از زوال روز عرفه واجب است.
آية اللَّه زنجانى: در عمره تمتع بعد از مشاهده خانههاى مكه ديگر تكرار تلبيه مستحب نيست و مراد از مكه در اين مسأله، محدوده مكه زمان پيامبر صلى الله عليه و آله مىباشد و در احرام حج بعد از رسيدن ظهر روز عرفه ديگر تكرار تلبيه مستحب نيست.
» آن است كه كسى كه براى عمره تمتع محرم شددروقتى كهخانههاى مكهپيدا مىشودلبيك راترك كند و ديگر لبيك نگويد، و مراد از خانههاى مكه «(1)» خانههايى است كه در زمانى كه عمره بجا مىآورد جزء مكه باشد هرچند مكه بزرگ شود، «(2)» و احتياط واجب «(3)
آية اللَّه گلپايگانى، متعرض اين مسأله نشدهاند.
» براى كسى كه احرامحج بسته آن است كه لبيك را تا ظهر روز عرفه بيشتر نگويد.(م 268)
93- سوّم- پوشيدن دو جامه احرام براى مردان «(4)
آية اللَّه فاضل: دو جامهاى كه بايد محرم بپوشد، مخصوص مرد است. ولى زن قبل از نيت و تلبيه به احتياط واجب نيت كند. همان لباسى كه پوشيده لباس احرامش باشد، ولى احتياط مستحب آن است كه فقط در حال نيّت و تلبيه دو لباس احرام را بپوشد.
آية اللَّه صافى: احتياط مستحب آنست كه زنها نيز دو جامه احرام را در وقت محرم شدن بپوشند و در طواف و سعى نيز همراه داشته باشند.
آية اللَّه زنجانى: پوشيدن لباس احرام شرط صحت احرام نيست، ولى از آنجا كه پوشيدن لباسهاى معمولى بر محرم حرام است، لذا چنانچه كسى در لباسهاى معمولى نيت احرام كرده، تلبيه بگويد، محرم مىشود، ولى در صورت عدم عذر گناهكار است و بايد يك گوسفند قربانى كند.
»كه يكى «لنگ» است و ديگرى «رداء» كه بايد آن را به دوش بيندازند. و احتياط واجب «(5)
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: مىبايست قبل از نيت و تلبيه دو جامه را بپوشند.
»1) - آيةاللَّه خامنهاى: بنابر احتياط واجب.
2) - آيات عظام خويى، تبريزى، سيستانى، بهجت: بلكه مراد خانههاى قديمى مكه است.
3) - آيات عظام خويى، خامنهاى، تبريزى، بهجت، فاضل: بايد قطع نمايد.
4) - آية اللَّه گلپايگانى: پوشيدن دو جامه احرام اختصاص به مردان ندارد و واجب است كه زنها نيز دوجامه را بپوشند اگرچه كندن لباس دوخته بر آنها واجب نيست و جايز است بعد از احرام دو جامه احرام را بيرون بياورند و با همان لباس خودشان باشند وبهتر آناست كه درحال سعى وطواف دو جامهاحرام را دربرداشته باشند.
5) - آية اللَّه بهجت: واجب است پوشيدن دو جامه در حال احرام، و محل پوشيدن، از باب مقدّمه قبل ازنيّت و تلبيه است و احتياط در صورت تاخير پوشيدن در اعاده نيّت و تلبيه است.
آن است كه «(1)» اين دو جامه را قبل از نيّت احرام و لبيك گفتن بپوشد و اگر بعد از لبيك پوشيد احتياط «(2)
آية اللَّه سيستانى: احتياط مستحب اعاده نيت و تلبيه است.
» آن است كه لبيك را دوباره بگويد.(م 269)
94- در پوشيدن جامه احرام احتياط واجب «(3)
آيةاللَّه فاضل: براى مردان كه لباس احرام مىپوشند واجب است كه آنرا با قصد قربت بپوشند و زنان نيز لازم است نيت كنند لباسى را كه پوشيدهاند لباس احرام آنها باشد و در اين نيت قصد قربت داشته باشند.
» آن است كه نيت كند و قصد امر الهى و اطاعت او كند «(4)آيةاللَّه خامنهاى: پوشيدن دو جامه احرام، واجب تعبّدى است.
آيات عظام خويى، تبريزى و سيستانى: بعيد نيست اعتبار قصد قربت در پوشيدن لباس احرام.
» و احتياط مستحب آن است كه در كندن جامه دوخته هم نيت و قصد اطاعت كند.(م 273)
95- شرط است «(5)
آية اللَّه زنجانى: پوشيدن لباس احرام بر محرم واجب نيست لكن لباسى كه محرم مىپوشد بايد شرايط لباس نماز گزار را داشته باشد، خواه مرد باشد يا زن و از اينجا حكم مسأله بعد نيز روشن مىشود.
» در اين دو جامه كه نماز در آنهاصحيح باشد، پس كفايت نمىكند جامه حرير و غير مأكول «(6)» و جامهاى كه نجس باشد به نجاستى كه در نماز عفو از آن نشده باشد.(م 274)
96- دو جامهاى كه ذكر شد كه بايد محرم بپوشد مخصوص به مرد
1) - آية اللَّه نورى: لباسهاى دوخته را بكند، و اين دو جامه را.
2) - آية اللَّه خامنهاى، آية اللَّه فاضل: احتياط مستحب است.
3) - آية اللَّه زنجانى: رعايت اين احتياط مستحب است.
4) - آية اللَّه بهجت: در پوشيدن لباساحرام قصد قربت لازم است. متذكر نيت كندن لباس مخيط نشدهاند
5) - آية اللَّه بهجت: بنابر احتياط. در مجموع موانع نماز خواندن در لباس.
6) - آية اللَّه سيستانى: بنابر احتياط واجب در غير درندگان.
است، «(1)» ولى زن مىتواند در لباس خودش به هر نحو هست محرم شود چه دوخته باشد يانباشد «(2)» ولى حرير محض نباشد «(3)
آية اللَّه تبريزى، آيةاللَّه سيستانى: زنان مىتوانند در لباسهاى عادى خود در صورتى كه داراى شرايط ذكر شده در لباس احرام باشد احرام ببندند.
» چنانچه گذشت.(م 277)
97- احتياط واجب «(4)
آية اللَّه صافى: اگر لباس احرام در بعض حالات احرام نجس شود، احتياط مستحبّ آن است كه آن را عوض كند و يا تطهير نمايد، بلكه احوط و اولى آن است كه اگر محرم بدنش نجس شود نجاست را از آن زايل كند.
آية اللَّه مكارم: اين حكم واجب است.
آية اللَّه سيستانى: به احتياط واجب بايد مبادرت كند به تبديل يا تطهير.
آية اللَّه زنجانى: بدن يا لباس محرم نبايد نجس شود و اگر نجس شد بايد بدون تأخير تطهير يا تبديل شود.
» آن است كه هر وقت در بين اعمال يا غير آن در احوال احرام اين دو جامه «(5)» نجس شود تطهير يا تبديل نمايد، و احوط «(6)آية اللَّه فاضل: احتياط استحبابى است.
آية اللَّه سيستانى: وجوب مبادرت به تطهير بدن ثابت نيست.
آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: اين احتياط لازم نيست.
» مبادرت به تطهير بدن است در حال احرام اگر نجس شود.(م 278)
1) - نظر آيات عظام گلپايگانى، فاضل و صافى در سوّم از واجبات احرام پوشيدن لباس گذشت.
2) - آيةاللَّه مكارم: و به هر رنگ باشد.
3) - آية اللَّه بهجت: امّا زنان بنابر اقوى جايز است در جامه حرير احرام ببندند گرچه احتياط در ترك آن است و همچنين است جواز پوشيدن آن در جميع احوال احرام.
4) - آية اللَّه گلپايگانى: از مناسك فارسى، مطابق متن احتياط وجوبى استفاده مىشود ولكن در مناسك عربى احتياط استحبابى فرمودهاند.
5) - آيةاللَّه فاضل: يا لباسى كه زن محرم پوشيده.
6) - آية اللَّه بهجت: و چنانچه بدن نجس شود تطهير آن از جهت محرم بودن واجب نيست بنابر اظهر.
98- شخص محرم مىتواند از دو جامه احرام بيشتر بپوشد، مثل دو سه رداء و دو سه لنگ براى حفظ از سرما يا غرض ديگر. «(1)
آية اللَّه زنجانى: لكن همه آنها بايد شرايط لباس نماز گزار را داشته باشد.
»(م 285)
99- گره زدن لباس احرام اشكال ندارد «(2)
آيات عظام خويى، تبريزى، بهجت، سيستانى: احوط اين است كه ازار لنگ خويش را به گردن خود بلكه مطلقا گره نزند، ولو بعض آن را به بعض ديگر. و با چيزى مانند سنجاق نيز آن را به هم وصل نكند. و احوط اين است كه ردا نيز گره زده نشود، ولى فرو كردن سوزن يا سنجاق در آن عيبى ندارد.
آية اللَّه زنجانى: گره زدن لباس احرام و بستن آن با دكمه و كش و سنجاق و مانند آن جايز نيست مگر در صورت لزوم و در هر حال به احرام او ضرر نمىزند.
» ولى احتياط واجب «(3)» آن است كه آن را كه لنگ قرار داده بگردن گره نزند، و اگر از روى جهل يا نسيان گره زد احتياط آن است كه فوراً باز كند، ولى به احرامش ضرر نمىرساند و چيزى هم بر او نيست، و سنگ در جامه احرام گذاشتن و با نخ بستن نيز جايز «(4)آية اللَّه نورى: چنانكه جايز است بعضى از لباس احرام را به بعضى ديگر با سوزن و غير وصل كند.
» است.(م 287)
1) - آية اللَّه فاضل: لكن همه آنها بايد شرايط لباس احرام را داشته باشند.
2) - آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: سنجاق زدن و گره زدن حوله احرام، و سنگ گذاشتن بين دوطرف حوله، به نحوى كه حوله به صورت يقه پيراهن درآيد جايز نيست، و نيز نبايد پارچه احرام را چاك داده و مانند پيراهن بپوشد، بلى قرار دادن سنگ كوچك، در جامه احرام براى آنكه آن را سنگين كرده، و ردا را حفظ نمايد مانعى ندارد.
3) - آية اللَّه خامنهاى: بستن لنگ به گردن جايز نيست، ولى گره زدن لباس احرام يا گذاشتن سنگ يا چيز ديگر در ميان آن و بستن با نخ چنانچه براى بستن جلوى رداء معمول است اشكال ندارد و همچنين بستن با سنجاق مادامى كه از صدق مسمّاى رداء خارج نشود.
4) - آية اللَّه گلپايگانى، آيةاللَّه صافى: اگر بدون گِره باشد مانعى ندارد، بشرط آنكه دو طرف رداء را روى يكديگر نگذارد كه مثل گريبان شود.
100- اوّل: آنكه قبلًا بدن خود را پاكيزه نموده و ناخن و شارب خود را بگيرد و موى زير بغل و عانه را با نوره ازاله نمايد.
دوّم: آنكه پيش از احرام در ميقات غسل احرام بنمايد و اين غسل از زن حائض و نفساء نيزصحيح است «(1)» و تقديم اين غسل بخصوص درصورتى كه خوف آن باشد كه در ميقات آب يافت نشود جايز است و درصورت تقديم اگر در ميقات آب يافت شد مستحب است غسل را اعاده بنمايد و بعد از اين غسل اگر مكلف لباسى را پوشيد يا چيزى را خورد كه بر محرم حرام است باز هم اعاده مستحب است و اگر مكلف در روز غسل نمود از غسل تا آخر شب آينده كفايت مىكند و همچنين اگر غسل در شب نمود تا آخر روز آينده كافى است ولى اگر بعد از غسل و پيش از احرام به حدث أصغر محدث شد غسل را اعاده نمايد. «(2)
آية اللَّه بهجت: در انتقاض غسل سابق بغير نوم، تأمّل است و اظهر در نوم، عدم انتقاض است، و آنكه اعاده، شبيه به مستحب در مستحب است.
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: اگر محدث به حدث اصغر غير از خواب بشود بهتر است رجاءً غسل را اعاده كند و غسل روز براى شب و غسل شب براى روز كفايت مىكند، خصوصاً اگر غسل شب در آخر شب و غسل روز در آخر روز باشد.
»1) - آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: و كسى كه به خاطر عذر تمكّن از غسل ندارد رجاءً بدل از غسلتيمّم نمايد.
2) - آيات عظام خويى، سيستانى، تبريزى: در صورت تقديم اگر در ميقات آب يافت نشد، غسل را اعاده مىكند و بعد از اين غسل اگر مكلف لباسى پوشيد يا چيزى را خورد كه بر محرم حرام است غسل را اعاده مىكند.
سوّم: آنكه احرام را به ترتيب ذيل ببندد درصورت تمكن بعد از فريضه ظهر، و درصورت عدم تمكن بعد از فريضه ديگر، «(1)» و درصورت عدم تمكن از آن بعد از شش يا دو ركعت نماز نافله، در ركعت أول پس از حمد سوره توحيد، و در ركعت دوم سوره جحد را بخواند، و شش ركعت أفضل است، و بعد از نماز حمد و ثناى الهى را بجا آورد و بر پيغمبر و آل اوصلوات بفرستد آنگاه بگويد:
عَبْدُكَ وَ فِي قَبْضَتِكَ، لا أُوقى إِلَّا ما وَقَيْتَ، وَ لا آخُذُ إِلَّا ما أَعْطَيْتَ، وَ قَدْ ذَكَرْتَ الْحَجَّ، فَأَسْأَ لُكَ أَنْ تَعْزِمَ لِي عَلَيْهِ عَلى كِتابِكَ وَ سُنَّةِ نَبِيِكَصَلَّى اللَّهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ، وَ تُقَوِيَنِي عَلى ما ضَعُفْتُ عَنْهُ، وَ تَسَلَّمَ مِنِي مَناسِكِي فِي يُسْرٍ مِنْكَ وَ عافِيَةٍ، وَ اجْعَلْنِي مِنْ وَفْدِكَ الَّذِينَ رَضِيتَ وَ ارْتَضَيْتَ وَ سَمَّيْتَ وَ كَتَبْتَ، اللَّهُمَّ إِ نِي خَرَجْتُ مِنْ شُقَّةٍ بَعِيدَةٍ، وَ أَنْفَقْتُ مالِي ابْتِغاءَ مَرْضاتِكَ، اللَّهُمَّ فَتَمِمْ لِي حَجِي وَ عُمْرَتِي، اللَّهُمَّ إِ نِي أُرِيدُ التَّمَتُّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلى الْحَجِ عَلى كِتابِكَ وَ سُنَّةِ نَبِيِكَصَلَّى اللَّهُ عَلَيهِ وَ آلِه، فَإِنْ عَرَضَ لِي عَارِضٌ يَحْبِسُنِي، فَحُلَّنِي حَيْثُ حَبَسْتَنِي لِقَدَرِكَ الَّذِي قَدَّرْتَ عَلَيّ، اللَّهُمَّ إِنْ لَمْ تَكُنْ حَجَّةً فَعُمْرَةً، أَحْرَمَ لَكَ شَعْرِي وَ بَشَرِي وَ لَحْمِي وَ دَمِي وَ عِظامِي وَ مُخِي وَ عَصَبِي مِنَ النِساءِ وَ الثِيابِ وَ الطِيبِ، أَبْتَغِي بِذَلِكَ وَجْهَكَ وَ الدَّارَ الْآخِرَة».
1) - آية اللَّه فاضل، آية اللَّه بهجت: در صورت عدم تمكن از فريضه اداء، بعد از فريضه قضا محرم شود.
چهارم: آنكه تلبيهها را در حال احرام تكرار كند خصوصاً در موارد آينده:
الف- وقت برخاستن از خواب.
ب- بعد از هر نماز واجب و مستحب.
ج- وقت رسيدن به سواره.
د- هنگام بالا رفتن از تلّ يا سرازير شدن از آن.
ه- وقت سوار شدن يا پياده شدن.
و- آخر شب. «(1)» ز- اوقات سحر.
زن حائض و نفساء «(2)» نيز اين تلبيهها را بگويند.
و شخص متمتع تلبيه گفتن او در عمره مستمر خواهد بود تا آنكه خانههاى مكه راببيند. و اما تلبيه حج تا ظهر روز عرفه مستمر است. «(3)»
(م 302)
1- احرام بستن در جامه چركين و اگر جامه در حال احرام چرك شود بهتر آن است كه مكلف مادامى كه در حال احرام است آن را نشويد. «(1)» 2- احرام بستن در جامه راه راه. «(2)
آية اللَّه بهجت: اين مورد در مناسك ايشان نيامده است.
» 3- استعمال حنا «(3)آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: با قصد زينت خلاف احتياط است.
آية اللَّه بهجت: اظهر جواز استعمال حنا است قبل از احرام هرگاه اثر آن باقى بماند تا حال احرام.
» پيش از احرام درصورتى كه اثر آن تا حال احرام باقى بماند.4- لبيك گفتن محرم در جواب كسى كه او راصدا نمايد. «(4)
آية اللَّه فاضل: و همچنين ساييدن صورت، چنانچه نداند موجب بيرون آمدن خون مىشود و همچنين كشتى گرفتن.
»(م 303)
محرّمات احرام به طور اجمال چنين است «(5)»:
1- استعمال عطريّات، 2- نگاه كردن در آيينه، 3- انگشتر به دست كردن، 4- پوشيدن چيز دوخته، 5- پوشيدن چيزى كه تمام روى پا را
1) - آية اللَّه مكارم: ولى مىتواند آنها را تبديل به احرامى تمييز كند.
2) - آية اللَّه سيستانى: احرام بستن در جامه نقشهدار و مانند آن.
3) - آية اللَّه مكارم: اگر قصد زينت داشته باشد اشكال دارد و فرقى ميان حنا و رنگهاى امروز نيست.
4) - آيات عظام خويى، سيستانى، تبريزى: بلكه احتياط مستحب ترك آن است.
5) - در مناسك مراجع عظام تفاوتهايى در صورت محرمات احرام ديده مىشود كه تفصيل آن در طى محرمات احرام خواهد آمد.
بگيرد براى مردان، 6- پوشانيدن مرد سرخود، 7- سايه قرار دادن بالاى سر خود براى مردان. 8- پوشيدن زيور براى زنان. 9- پوشانيدن زنصورت خود را. 10- روغن ماليدن به بدن. 11- ازاله مو از بدن. 12- سرمه كشيدن.
13- ناخن گرفتن. 14- بيرون آوردن خون از بدن خود. 15- كندن دندان.
16- فسوق. 17- جدال. 18- كشتن جانوران ساكن در بدن. 19- كندن درخت و گياه حرم. 20- شكار حيوانصحرايى. 22- آميزش و استفاده شهوانى. 23- عقد كردن. 24- استمنا.
آنچه از محرّمات احرام گفته شد برخى فقط بر مردان محرم حرام است وبرخى بر بانوان محرمحرام است وبخشى ديگربر هر دو گروه حرام مىباشد، كه در ابتدا احكام محرّمات مشترك بيان مىشود و سپس احكام محرّمات مخصوص مردان و در پايان احكام محرّمات مخصوص بانوان.
استعمال عطريات است از قبيل مشك و زعفران و كافور و عنبر بلكه مطلق «(1)
آية اللَّه تبريزى: اين حكم در غير زعفران وعود و عنبر و مشك وورس، مبنى بر احتياط مستحب است.
آية اللَّه سيستانى: بر محرم حرام است استعمال هر مادهاى كه براى خوشبو كردن بدن يا لباس يا خوراك يا غير آنها مورد استفاده واقع مىشود چه استعمال به بوييدن باشد يا خوردن يا ماليدن يا رنگ كردن يا بخور دادن و احتياط واجب آن است كه از شامپو و صابون و سيگارى كه بوى خوشى دارد نيز اجتناب كند.
آيةاللَّه خامنهاى: و نيز استفاده محرم از صابون عطرى و شامپوى معطر بنابر احتياط جايز نيست.
آية اللَّه زنجانى: بوييدن مطلق اشياء خوشبو خواه از عطريات باشد يا گلها و سبزيجات خوشبو بلكه بوييدن ميوهجات خوشبو بر محرم جايز نيست، لكن حرمت انواع ديگر استعمال عطريات مانند خوردن آنها مخصوص زعفران و مشك و عود و عنبر و ورس و عطرهايى است كه در اين سطح يا قوىتر از آنهاست و لذا هر گونه استفاده از عطرهايى كه امروزه متداول است بر محرم حرام است.
» عطر هر قسم كه باشد.(م 334)
1) - آية اللَّه خويى، آية اللَّه بهجت: احوط اجتناب از هر بوى خوشى غير از اينهاست.
101- ماليدن عطر بر بدن و لباس جايز نيست و همينطور پوشيدن لباسىكه بوىعطر مىدهداگرچه قبلا به آن عطر ماليده شده باشد. «(1)»
(م 335)
102- خوردن چيزى كه در آن چيزى است كه بوى خوش مىدهد مثل زعفران «(2)» جايز نيست.
(م 336)
103- احتياط «(3)» آن است كه از «دارچين» و «زنجبيل» و «هِل» و امثال آنها اجتناب كند اگرچه اقوى حرام نبودن آنها است. «(4)
نظر آيات عظام در مسأله قبل گذشت.
»(م 339)
104- از ميوههاى خوشبو از قبيل سيب و به، اجتناب لازم نيست، و خوردن آنها «(5)» و بوئيدن آنها مانع ندارد، لكن احتياط «(6)
آية اللَّه بهجت: متعرض اين احتياط نشده است.
آية اللَّه خويى، آية اللَّه سيستانى: بنابر احتياط از بوئيدن آنها هنگام خوردن بايد خوددارى شود.
آية اللَّه تبريزى: اولى اين است كه از بوئيدن آنها هنگام خوردن خوددارى شود.
» آن است كه بوئيدن را ترك كند.(م 340)
1) - آية اللَّه مكارم: يا پراكندن در فضا بوسيله اسپرى و مانند آن.
2) - آية اللَّه زنجانى: همچنان كه گذشت فقط خوردن عطرهايى كه در سطح زعفران يا قوىتر از آن استجايز نيستبنابراين خوردنگلها وسبزيجات و ميوهجات خوشبو مانعى ندارد لكن بايد از رسيدن بوى خوش آنها به مشام ولو با گرفتن بينى جلوگيرى كند و از اينجا حكم مسأله بعد نيز روشن مىشود.
3) - آيةاللَّه گلپايگانى، آيةاللَّه صافى: لازم است.
4) - آية اللَّه سيستانى: حرمت شامل آنها نيز مىشود.
5) - آية اللَّه زنجانى: مانع ندارد لكن به هر نحو كه مىتواند- ولو با گرفتن بينى- بايد از رسيدن بوى آنبه بينى اجتناب كند.
6) - آية اللَّه خامنهاى: بنابر احتياط واجب از بوييدن آنها اجتناب كند.
105- اقوى «(1)
آية اللَّه بهجت: بنابر احوط بلكه اقوى.
آية اللَّه فاضل: و اگر گرفت معصيت كرده ولى كفاره ندارد.
» حرمت گرفتن دماغ است از بوى بد، لكن فرار كردن از بوى بد به تند رفتن عيب ندارد.(م 341)
106- كفاره استعمال بوى خوش يك گوسفند است «(2)» بنابر احتياط واجب. «(3)
آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: كفارهاش بنابر مشهور يك گوسفند است، ولى ثبوت كفاره در غير خوردن، محل اشكال است هرچند احوط كفاره دادن است.
آية اللَّه سيستانى: هرگاه محرم عمداً مقدارى از چيزهاى خوشبو را بخورد، و يا چيزى را بپوشد كه اثر بوى خوش از سابق در آن مانده باشد، بنابر احتياط واجب بايد يك گوسفند كفاره بدهد، ولى در غير اين دو مورد در استفاده از بوى خوش كفاره واجب نيست، هرچند احوط كفاره دادن است.
آية اللَّه فاضل: در صورت علم و عمد.
آيات عظام: گلپايگانى، مكارم، صافى، بهجت: در صورت عمد ...
»(م 343)
107- اگر بوى خوش را مكرر «(4)
آية اللَّه خامنهاى: تكرّر استعمال طيب در يك زمان تا حدى كه عرفاً آن را يكبار استعمال كردن بدانند كفاره را متعدد نمىكند و در غير آن علىالظاهر بايد كفاره را به تعداد استعمال تكرار كند و عدم تخلل كفاره تأثيرى ندارد.
آية اللَّه بهجت: با تخلل تكفير كفّاره دارد و بدون آن احتياط است.
آية اللَّه تبريزى: چنانچه گذشت كفاره در غير خوردن مبنى بر احتياط وجوبى است و در صورت تكرار احتياط در تعدّد كفاره است.
» استعمال كرد در وقت واحد بعيدنيست يك گوسفند كفايت كند، لكن احتياط در تعدد است، و اگر در اوقات متعدده استعمال كرد احتياط «(1)
آية اللَّه زنجانى: اگر در احرام واحد بود يك كفاره كافى است مگر در خوردن غذاى معطر كه چنانچه بعد از كفاره دادن، دوباره غذاى معطر بخورد بايد دوباره كفاره بدهد.
» ترك نشود، و اگر بعد از استعمال كفاره داد و باز استعمال كرد واجب است كه باز كفاره بدهد. «(2)آية اللَّه سيستانى: به حاشيه مسأله 106 مراجعه شود.
»(م 345)
108-صابون و بعضى شامپوها كه بويى دارد اگرصدق بوى خوش مىكند «(3)» در حال احرام از آن اجتناب كنند «(4)
آية اللَّه خامنهاى: استفاده محرم از صابون عطرى و شامپوى معطر بنابر احتياط جايز نيست.
آية اللَّه سيستانى: احتياط واجب اجتناب از استعمال آنهاست در صورتى كه بوى خوش داشته باشند.
» و در غير اينصورت استعمال آن مانع ندارد. «(5)»(س 495)
109- اگر محرم به علّتى مثل عرق سوز شدن بدن احتياج به ماليدن پماد پيدا كند نمىتواند «(6)
آية اللَّه مكارم: ماليدن انواع پمادها در ضرورت و معالجه مانعى ندارد.
آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: كفاره روغن مالى از روى علم و عمد يك گوسفند و از روى جهل اطعام يك فقير است بنا بر احتياط در هر دو مورد.
» پمادى كه چربى دارد به بدن بمالد مگر در موارد1) - آية اللَّه فاضل: بنابر اقوى كفاره را بايد متعدد بدهد.
2) - آية اللَّه خويى: متعرض اين مسأله نشدهاند.
3) - آية اللَّه زنجانى: اگر بوى خوش آن به مشامشان مىرسد بايد از آن اجتناب كنند.
4) - آية اللَّه بهجت، آية اللَّه خويى: بنابر احتياط.
5) - آية اللَّه مكارم: اگر مشكوك هم باشد مانعى ندارد.
6) - آية اللَّه سيستانى: اگر بوى خوش نداشته باشد براى معالجه اشكال ندارد واگر داشته باشد درصورت ضرورت جايز است.
ضرورت «(1)» ولى كفّاره ندارد ولو در غير موارد ضرورت «(2)» مگر آنكه بوى خوش داشته باشد، كه كفاره آن يك گوسفند است، اگرچه از روى اضطرار باشد «(3)» و حتّى درصورتى كه چربى نداشته باشد. «(4)»
(س 500)
نگاه كردن در آينه. «(5)
آية اللَّه مكارم: در صورتى كه براى تزيين خود و اصلاح سر و وضع خود باشد.
آية اللَّه سيستانى، آية اللَّه تبريزى: نگاه كردن در آينه جهت زينت بر محرم حرام است.
آية اللَّه بهجت: در صورتى كه براى عذرى از قبيل مرض نباشد كه صدق تزيّن نمىكند. مناسك شيخ ص 21
آية اللَّه زنجانى: نگاه كردن در آينه و همچنين در ديگر اجسامى كه عكس انسان در آنها پيداست در صورتى كه همراه با قصد زينت يا در معرض تزيين محرم باشد جايز نيست لكن نگاه كردنى كه هيچ ارتباطى با زينت ندارد مانعى ندارد.
»110- نگاه كردن به اجسامصافصيقل داده شده كه عكس در آن پيداست و نگاه كردن در آبصاف اشكال «(6)
آية اللَّه سيستانى: اجسام صيقلى ديگرى كه خاصيت آينه را داشته باشند حكم آينه را دارند.
آية اللَّه مكارم: هرگاه براى تزيين و اصلاح خود باشد اشكال دارد.
» ندارد.(م 364)
1) - آية اللَّه زنجانى: و اگر مشكل او با استفاده از پمادهاى غير معطر برطرف مىشود، پماد معطر نمالد ودر هر حال، كفاره روغن مالى- هر چند معطر نباشد- از روى علم و عمد يك گوسفند و از روى جهل اطعام يك فقير است و چنانچه از روى غفلت باشد كفاره ندارد و در ثبوت كفاره بين ضرورت و غير آن فرقى نيست.
2) - آية اللَّه مكارم: در غير مورد ضرورت كفاره آن احتياطاً يك گوسفند است.
3) - آية اللَّه خامنهاى: اگر بوى خوش داشته باشد بنابر احتياط مستحب كفّاره آن گوسفند است.
4) - آية اللَّه مكارم: در صورت چربى داشتن و بوى خوش در غير موارد ضرورت احتياط دو گوسفند است.
5) - آية اللَّه خامنهاى: نگاه كردن در آينه بدون قصد زينت مانند راننده و امثال آن اشكال ندارد.
6) - آية اللَّه خامنهاى: نگاه كردن به آب زلال يا اجسام صيقل دادهشده كه تصوير در آن پيدا است، در حكم نگاه كردن به آينه است و اگر براى زينت و آرايش باشد، حرام است.
111- عينك زدن اگر «(1)» زينت نباشد اشكال ندارد، ولى اگر زينت محسوب شود «(2)» جايز نيست. «(3)
آية اللَّه سيستانى: در صورتى كه عينك زدن عرفاً زينت باشد، احوط پرهيز از آن است.
»(م 365)
112- اگر در اطاقى كه ساكن است «(4)» آينه باشد و بداند كه گاهى چشم او سهواً به آينه مىافتد اشكال ندارد، لكن احتياط آن است كه آن را بردارد يا چيزى روى آن بيندازد.
(م 367)
113- نگاه كردن در دوربين عكاسى براى عكس گرفتن «(5)» اگر معلوم نيست «(6)
آية اللَّه فاضل: نظر در آينه صدق نمىكند و اشكال ندارد.
آيات عظام سيستانى، خويى، تبريزى: بر فرض آينه بودن، و نظر كردن به آن چون غرض غير زينت است، مانعى ندارد.
آيةاللَّه خامنهاى: در حال احرام تصويربردارى با دوربين عكاسى يا فيلمبردارى اشكال ندارد.
» كه در آينه نظر مىشود اشكال ندارد. «(7)»(س 498)
114- احوط اجتناب «(8)
آية اللَّه مكارم: تنها در موردى اشكال دارد كه براى تزيين و اصلاح سر و وضع خودش در آينه نگاه كند.
آية اللَّه بهجت: نگاه كردن محرم در آيينه اگر براى زينت باشد حرام است و گرنه حرام نيست.
» از نگاه كردن محرم است در آينه حتّى در مواردى كه نخواهد خود را ببيند بلكه براى ديدن ماشين و غيره يا مثلًا1) - آية اللَّه بهجت: اگر بقصد زينت نباشد بنا بر اقوى عيبى ندارد.
2) - آية اللَّه فاضل: و به قصد زينت استفاده كند.
3) - آية اللَّه خامنهاى: احتياط واجب اجتناب از هر چيزى است كه عرفاً زينت محسوب مىشود.
4) - آية اللَّه فاضل: يا در ماشينى كه نشسته است.
5) - آية اللَّه زنجانى: اشكال ندارد.
6) - آية اللَّه مكارم: اشكال ندارد.
7) - آية اللَّه بهجت: چون براى تزيين نيست اشكال ندارد.
8) - آية اللَّه خامنهاى: نگاه كردن محرم در آينه اگر براى زينت باشد حرام است وگرنه حرام نيست.
علاج دردى در آن نظر مىكند. «(1)
آيةاللَّه گلپايگانى، آيةاللَّه صافى: نظردر آينه مطلقاً جايز نيست چه به قصد زينت باشد و چه نباشد.
آيةاللَّه فاضل: آنچه از محرمات احرام است آن است كه انسان خود را در آينه ببيند، اما اگر بخواهد از طريق آينه اشياء يا افراد ديگر را ببيند اشكال ندارد.
آية اللَّه زنجانى: نگاه كردن در آينه در اين موارد اشكال ندارد.
»(س 497)
انگشتر به دست كردن.
115- انگشتر به دست كردن به جهت زينت جايز نيست، و اگر براى استحباب باشد مانع ندارد. «(2)
آية اللَّه سيستانى: انگشتر به دست كردن براى زينت به احتياط واجب جايز نيست ولى براى امر ديگرى مانند استحباب و يا نگهدارى آن اشكال ندارد.
آية اللَّه مكارم: انگشتر زينتى به هر قصد باشد حرام است.
»(ص 186)
116- احتياط واجب «(3)
آية اللَّه خامنهاى: مراجعه شود به حاشيه مسأله قبل.
آية اللَّه سيستانى: احتياط واجب براى زن و مرد محرم ترك هر چيزى است كه عرفاً زينت شمرده شود چه قصد زينت كردن داشته باشد چه نداشته باشد و از اين قبيل است حنا ماليدن به روش معمول ولى استعمال آن به نحوى كه زينت نباشد در موارد علاج و مانند آن اشكال ندارد.
آية اللَّه بهجت: حنا بستن اگرچه براى زينت باشد عيبى ندارد.
» آن است كه محرم «حنا» براى زينت نبندد «(4)» بلكه اگر زينت باشد ولو قصد نكند احتياط در ترك است بلكه1) - آيةاللَّه نورى: در صورتى كه ضرورتى نباشد.
2) - آيةاللَّه خامنهاى: بنابر احتياط واجب، محرم بايد از به دست كردن انگشتر و به كار بردن حنا اجتناب كند اگر اينها زينت محسوب شوند گر چه قصد زينت نكند بلكه بايد از هر كارى كه زينت حساب شود اجتناب كند.
3) - آيات عظام خويى، تبريزى، مكارم: حنا بستن در صورتى كه زينت گفته شود بر محرم حرام است.
4) - آية اللَّه زنجانى: استفاده از لوازم آرايشى- حنا يا غير آن- بر محرم جايز نيست هرچند قصد زينتنداشته باشد البته در سرمه كشيدن تفصيلى است كه در حاشيه مسأله 122 خواهد آمد.
حرمت «(1)» آن در هر دوصورت خالى از وجه نيست.
(م 388)
117- اگر قبل از احرام «حنا» ببندد چه بقصد زينت باشد يا نباشد و چه اثرش تا زمان احرام بماند يا نماند مانع ندارد، ولى احتياط خوب است. «(2)
آية اللَّه مكارم: اگر قصدش ادامه زينت براى حال احرام باشد اشكال دارد.
» روغن ماليدن به بدن. «(3)»118- اگر از روى اضطرار و احتياج روغن بمالند عيبى ندارد. «(4)
آيةاللَّه زنجانى: لكنچنانچه باماليدن روغن غيرمعطر مشكل برطرف شودنبايد روغنمعطراستفاده كند.
»(م 397)
ازاله مو است از بدن خود يا غير خود چه مُحرم باشد چه مُحِلّ.
(ص 180)
119- در حرمت ازاله مو فرقى نيست ميان كم و زياد بلكه ازاله يك مو نيز حرام است. «(5)
آية اللَّه زنجانى: لكن موهايى كه هنگام وضو يا غسل واجب يامستحب كنده مىشود اشكال ندارد.
»(م 401)
1) - آية اللَّه فاضل: حرمت محلّ اشكال است.
2) - آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: در صورتى كه اثرش تا حال احرام باقى مىماند بنابر احتياط بايد خوددارى كند و در مناسك عربى، مطابق متن فرمودهاند: اگر اثرش تا زمان احرام بماند بهتر است قبل از احرام حنا نبندد.
3) - آية اللَّه زنجانى: روغن ماليدن به بدن خود
4) - آية اللَّه سيستانى: محرم مىتواند روغنى كه بوى خوشى ندارد براى مداوا استعمال كند و جايز است در حال ضرورت استعمال روغنى كه خوشبو است يا بوى خوش در آن است.
5) - آية اللَّه سيستانى: بلكه حتى جزئى از يك مو.
120- اگر از زير هر دو بغل خود ازاله مو كند بايد يك گوسفند ذبح كند براى كفاره، «(1)» بلكه احتياط «(2)» آن است كه اگر از زير يك بغل هم ازاله مو كند يك گوسفند كفاره بدهد. «(3)
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: كفاره ازاله مو از زير بغل يك گوسفند است.
آية اللَّه بهجت: اگر موى زير هر دو بغل خود را بكند كفارهاش يك گوسفند است بنابر اقوى و در كندن موى يك طرف سه مسكين را طعام بدهد.
آية اللَّه فاضل: سه فقير را اطعام كند.
آية اللَّه زنجانى: اگر موى هر دو زير بغل خود را بكند بايد يك گوسفند يا گاو يا شتر قربانى كند و در ساير موارد ازاله مو از زير بغل كفاره واجب نيست.
»(م 407)
121- اگر دست بكشد به سر ياريش خود و يك مو يا بيشتر بيفتد احتياط «(4)
آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: بايد يك مشت طعام بدهد.
آية اللَّه سيستانى: خاراندن سر و بدن اشكال ندارد اگر مويى را نكند و خون خارج نشود و اگر بىجهت محرم دست به سر و ريش خود بكشد و مويى يا بيشتر بيافتد بايد يك مشت طعام كفاره بدهد ولى اگر در وضو و مانند آن باشد چيزى بر او نيست.
آية اللَّه خامنهاى: احتياط آن است كه به قدر يك مشت گندم و آرد و امثال آن بدهد، اگرچه وجوب اين احتياط معلوم نيست.
آية اللَّه فاضل: در غير وضو و غسل.
»1) - آية اللَّه نورى: اگر از زير هر دو بغل ازاله مو كند احتياط آن است براى هر يك از بغلها يك گوسفندكفّاره بدهد.
2) - آية اللَّه مكارم: اين حكم واجب است.
3) - آية اللَّه سيستانى: اگر موى زير بغل را بكند حكم همين است و همچنين بنابر احتياط واجب اگر- به وسيله ديگرى غير از كندن موى آنرا ازاله نمايد و اگر موى ريش يا غير آن بكند كفاره آن يك مشت طعام است و اگر محرم سر ديگرى را تراشيد چه محرم باشد چه غير محرم كفّاره ندارد.
4) - آية اللَّه بهجت: يك كف از طعام صدقه بدهد و ساقط شدن مو به اين سبب با عدم اطمينان به ساقطشدن غير از ازاله غير عمدّيه است كه فديه ندارد، اگر چه هر دو جايز است.
آن است كه يك كف طعامصدقه بدهد. «(1)
آية اللَّه زنجانى: صدقه دادن واجب است و همچنين است حكم كسى كه عضو ديگرى از بدن خود را به سر يا صورت بكشد و مو بريزد.
»(م 409)
سرمه كشيدن.
122- سرمه كشيدن به سياهى «(2)
آيةاللَّه خامنهاى: كشيدن سرمه به چشم در صورتى كه زينت محسوب شود و همچنين خط بالاى پلكها كه زنان براى زينت مىكشند در حال احرام جايز نيست و فرقى ميان رنگ سياه و غير آن نيست.
آية اللَّه مكارم: فرقى بين سرمه سياه و غير سياه نيست، ملاك در حرمت زينت و عدم زينت است.
آية اللَّه سيستانى: سرمه سياه و هر سرمهاى كه زينت حساب شود اگر به قصد زينت باشد حرام و اگر به قصد زينت نباشد احتياط واجب در ترك است و امّا سرمهاى كه نه سياه باشد و نه زينت شمرده شود اگر به قصد زينت نباشد جايز و اگر به قصد زينت باشد احتياط واجب در ترك است، بلى در هر صورت براى معالجه در حال اضطرار اشكال ندارد.
آية اللَّه زنجانى: كشيدن سرمه سياه و سرمه معطر و هر سرمهاى كه زينت محسوب شود بر محرم حرام است هرچند قصد زينت نداشته باشد بلى در صورت ضرورت، مانند مواردى كه معالجه متوقف بر سرمه كشيدن باشد، مانعى ندارد.
» كه در آن زينت باشد هرچند قصد زينت «(3)آيةاللَّه بهجت: اگر سرمه سياه بكشد و قصد زينت نداشته باشد بلكه براى علاج مرض باشد اشكال ندارد.
» نكند جايز نيست. و احتياط واجب اجتناب از مطلق سرمه است كه در آن زينتباشد، بلكهاگربوى خوش «(4)نظر آيات عظام در قسم اوّل از محرمات احرام گذشت.
» داشته باشد بنابر اقوى حراماست.(م 359)
1) - آية اللَّه مكارم: مقصود از يك كف طعام، مقدارى غذاست.
2) - آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: سرمه سياه بقصد زينت كردن حرام است قطعاً. و بنابر احتياط يكگوسفند كفاره بدهد و از سرمه سياه بدون قصد زينت و غير سياه با قصد زينت بنابر احتياط واجب اجتناب كند. آية اللَّه خويى: و بنابر احتياط مستحب كفاره هم دارد ولى سرمه غير سياه بدون قصد زينت مانع ندارد و كفاره نيز ندارد.
3) - آية اللَّه خويى: اگر قصد زينت نكند بنابر احتياط واجب بايد اجتناب كند.
4) - آية اللَّه بهجت: احوط اجتناب از مطلق سرمه است اگر بقصد زينت باشد يا بوى خوش در آن باشد.
ناخن گرفتن. «(1)»
123- جايز نيست بعض ناخن را هم بگيرد «(2)» مگر آنكه موجب آزار شود، مثل آنكه بعض آنافتاده باشد وبعض ديگرموجبآزار شود. «(3)
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: وكفاره آن يك مدّ طعام است.
آية اللَّه تبريزى: در اين صورت گرفتن ناخن جايز است و از هر ناخنى يك مشت طعام كفاره بدهد.
»(م 454)
124- جايز نيست ناخن پا را هم بگيرد چنانچه جايز نيست ناخن دست را بگيرد.
(م 455)
125- اگرتمام ناخن دستها و پاها را در يك مجلس بگيرد يك گوسفند كفاره آن است.
(م 459)
بيرون آوردن خون از بدن خود. «(4)
آية اللَّه خامنهاى، آيةاللَّه سيستانى: به احتياط واجب.
»126- بيرون آوردن خون از بدن ديگرى مثل حجامت كردن او يا دندان او را كشيدن حرام نيست. «(5)
آية اللَّه زنجانى: لكن اگر اين كار باعث نجس شدن بدن يا لباس محرم شود جايز نيست.
»(م 450)
127- جايز نيست «(6)» به مثل خراشيدن بدن خون از آن بيرون آورد، و همينطور به مسواك «(7)
آية اللَّه خويى، آية اللَّه بهجت: بنابر احتياط واجب.
آية اللَّه مكارم: در اين مسأله و مسأله قبل بنابر احتياط مستحب.
» نمودن خون از بن دندانها1) - آية اللَّه زنجانى: ناخن گرفتن از خود
2) - آية اللَّه زنجانى: مگر آن كه باقى ماندن ناخن بر او حرجى باشد.
3) - آية اللَّه بهجت: لكن محتمل است فديه بعضى از ناخن آزار رساننده قبضهاى از طعام باشد نه مدّ.
4) - آية اللَّه بهجت: بهكارى كهبداند موجب آن مىشود، زيرا اخراج احتمالى خون محكوم به حرمت نيست.
5) - آية اللَّه سيستانى: اگر آن ديگرى محرم باشد احتياط مستحب ترك است و بر خود آن محرم جايز نيست، بنابر احتياط واجب.
6) - آية اللَّه مكارم: مكروه است در غير حال احتياج و ضرورت.
7) - آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه سيستانى: مسواك كردن عيبى ندارد گرچه بداند خون خارج مىشود وكفاره ندارد.
بيرون آورد. «(1)
آيةاللَّه صافى: بنابر احتياط مستحب يك گوسفند كفاره دارد.
آية اللَّه زنجانى: اگر بتواند با احتياط مسواك كند كه خون بيرون نيايد نبايد در مسواك زدن بىاحتياطى كند ولى اگر لثههاى او طورى است كه معمولًا با مسواك زدن خون از آن بيرون مىآيد، مسواك زدن معمولى جايز است هرچند خون بيايد. و در هر حال نبايد از خمير دندان معطر كه بوى آن به مشامش مىرسد استفاده كند.
»(م 451)
128- تزريق آمپول در حال احرام مانع ندارد ولى اگر موجب بيرون آمدن خون از بدن مىشود تزريق «(2)
آية اللَّه سيستانى: بنابر احتياط جايز نيست مگر در حال ضرورت.
آية اللَّه خامنهاى: بنابر احتياط واجب تزريق نكند مگر در صورت نياز.
آية اللَّه مكارم: مكروه است.
» نكند مگر در مورد حاجت و ضرورت. «(3)»(م 487)
كندن دندان. «(4)»
129- كندن دندان بنابر احتياط جايز نيست هر چند خون نيايد، «(5)
آيات عظام خويى، تبريزى، سيستانى: جمعى از فقهاء نظرشان اين است كه كندن دندان هرچند خون در نيايد، از محرمات احرام است و كفارهاش را يك گوسفند دانستهاند، ولى دليلش تأمل دارد و بعيد نيست اين عمل جايز باشد.
آية اللَّه بهجت: كندن دندان در صورتى كه موجب خون آمدن شود حرام است ولى كفاره ندارد و اگر موجب خون آمدن نشود و يا كندن دندان ضرورت داشته باشد، مانعى ندارد.
آية اللَّه مكارم: اين احتياط و احتياط بعد مستحب است.
» و1) - آيةاللَّه گلپايگانى: در غير مواردى كه استثناء شده است، خارج كردن خون از بدن بنابر احتياط واجب يك گوسفند كفاره دارد.
2) - آية اللَّه بهجت: يعنى اگر بداند كه چنين مىشود، چنانچه گذشت در ذيل چهاردهم از محرمات احرام.
3) - آية اللَّه فاضل: و در هر صورت كفّاره ندارد.
4) - آية اللَّه زنجانى: كندن دندان از خود.
5) - آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: بر محرم حرام است كه دندان خود را بكند هرچند خون نيايد.
احتياط آن است كه يك گوسفند كفاره بدهد. «(1)
آيةاللَّه صافى: احتياط مستحب است.
آية اللَّه زنجانى: اگر كندن دندان با خونريزى همراه باشد بر محرم جايز نيست ولى كفاره ندارد.
»(م 468)
فسوق
130- فسوق اختصاص به دروغ گفتن ندارد «(2)» بلكه فحش دادن و فخر «(3)
آية اللَّه خويى: فخر در صورتى كه مستلزم اهانت به ديگران نباشد حرام نيست.
آية اللَّه تبريزى: فخر كردن بر ديگران اگر براى اثبات فضيلت و برترى براى خود باشد كه توهين ديگرى را در برداشته باشد اين عمل فى نفسه حرام است.
آية اللَّه فاضل: خواه موجب نقص ديگران باشد و يا نباشد.
آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط واجب فخر فروشى نيز از فسوق است.
آية اللَّه سيستانى: فخر كردن اگر مستلزم اهانت و تحقير مؤمن باشد هميشه حرام است و در حال احرام حرمتش مؤكّد است و اگر چنين نباشد اشكالى ندارد حتى در حال احرام.
» به ديگران كردن نيز فسوق است، و از براى فسوق كفاره نيست، فقط بايد استغفار كند، و مستحب است چيزى كفاره بدهد و اگر گاو ذبح كند1) - آية اللَّه خامنهاى: كشيدن دندان بدون خونريزى نه حرام است و نه كفاره دارد و در صورتى كه كشيدن دندان ضرورت پيدا كند و منجر به خونريزى شود، بنابر احتياط واجب ممنوع است مگر در حال ناچارى و نياز.
2) - آيةاللَّه بهجت: اظهر مقيّد بودن دروغ گفتن و دشنام دادن و مفاخرت است به آنكه بر غيرمحرم حرام باشند.
3) - آيت اللَّه خويى: مراد از فسوق در آيه مباركه فَلا رَفَثَ وَ لا فُسوقَ وَ لا جِدالَ فِى الْحَجِّ دروغ و دشناماست، و فخر كردنِ حرام هم ملحق به فسوق است.
بهتر است.
(م 372)
جدال و آن گفتن «لا واللَّه» و «بلى واللَّه» است. «(1)»
(ص 173)
131- گفتن كلمه «لا» و كلمه «بلى» و در ساير لغات مرادف «(2)» آن مثل «نه» و «آرى» دخالتى «(3)
آية اللَّه تبريزى: و احتياط در اين است كه به غير اين دو كلمه نيز قسم نخورد و همچنين با الفاظى كه مترادف آنهاست از هر لغتى كه باشد.
ظاهر فرمايش آية اللَّه خويى اين است كه: كلمه لا و بلى دخالت در مطلب دارد.
» در جدال ندارد، بلكه قَسَم خوردن در مقام اثبات مطلب يا ردّ غير، جدال است.(م 373)
132- قَسَم اگر به لفظ «اللَّه» باشد يا مرادف آن مثل «خدا» در زبان فارسى «(4)» جدال «(5)
آيةاللَّه گلپايگانى، آيةاللَّه صافى: بنابر احتياط واجب مىبايست از مطلق قسم خوردن به خداوند پرهيز شود، بلى در هنگام ضرورت براى ... آداب و احكام ص 159.
آية اللَّه بهجت: اگر قسم به لفظ جلاله نباشد اظهر عدم الحاق است، و اگر به لفظ جلاله باشد ظاهر تحقق حرام به مجرّد آن است.
آية اللَّه فاضل: ظاهراً لفظ« اللَّه» بدون« لا» و« بلى» جدال محرّم نيست، و مرادف« اللَّه» نيز به هر زبانى كه باشد جدال محرّم نمىباشد.
» است، و اما قَسَم به غير خدا به هر كس باشد ملحق به جدال نيست.(م 374)
1) - آية اللَّه زنجانى: و آن قسم خوردن به خداوند تبارك و تعالى است هرچند براى اثبات مطلب حقى باشد.
2) - آيةاللَّه فاضل: درمرادف اشكالاست وظاهراً درجدال محرّم خصوص لفظ« لا» و« بلى» دخالت دارد.
3) - آية اللَّه گلپايگانى، آيةاللَّه صافى: بنابر احتياط لازم، گفتن كلمه آرى واللَّه و بله واللَّه و نه واللَّه ملحقبه آن است.
4) - آية اللَّه زنجانى: يا ساير اسماء مخصوص الهى مانند رحمان ....
5) - آية اللَّه خويى، آيةاللَّه خامنهاى: بنابر احتياط واجب لفظ مرادف« اللَّه» به هر زبانى كه باشد ملحق به جدال است.
كشتن «(1)» جانورانى كه در بدن «(2)» ساكن مىشوند «(3)
آيةاللَّه خامنهاى: بنابر احتياط واجب.
»مثل شپش و كَك «(4)» و كنه كه در بدن حيوان است. «(5)
آيات عظام خويى، تبريزى، گلپايگانى، صافى: كشتن شپش و انداختن او از بدن براى محرم جايز نيست اما پشه و كك احتياط در نكشتن آنهاست در صورتى كه ضررى متوجه محرم نشود اما تا راندن آنها ظاهراً جايز است هرچند احوط ترك است.
»(ص 176)
كندن «(6)
آيةاللَّه خامنهاى: و بريدن و مانند آنها.
آيات عظام سيستانى، نورى، فاضل: و بريدن آن.
آية اللَّه بهجت: و بريدن و نحو آنها.
» درخت يا گياهى «(7)» كه در حرم روئيده باشد. «(8)»1) - آية اللَّه بهجت: بنابر مشهور و موافق با احتياط، و در خصوص شپش حرمت قتل و القاء از جسد يا ثوبخالى از وجه نيست.
2) - آية اللَّه فاضل: انسان يا حيوان.
3) - آية اللَّه زنجانى: كشتن شپش مطلقاً و كشتن پشه و كك- و بنابر احتياط ساير جانورانى كه در بدن ساكن مىشوند- در صورتى كه آزار نرسانند، جايز نمىباشد، همچنان كه بر محرم جايز نيست شپش را از بدن يا لباسش بيندازد و انداختن ساير حشرات از بدن و لباس مانعى ندارد.
4) كَك: حشرهاى است به اندازه شپش، بال ندارد و چون پاهاى عقب او بلند است به آسانى مىجهد، خرطومى دارد كه با آن خون انسان را مىمكد و گاهى باعث سرايت بيمارى طاعون مىشود.« فرهنگ عميد».
5) - آية اللَّه سيستانى متعرض حكم كنه كه در بدن حيوان است نشدهاند و در مورد پشه و كك فرمودهاند اگر ضرر از آنها متوجّه شخص نباشد احتياط واجب اين است كه آنها را نكشد و اما راندن آنها جايز است.
6) - آية اللَّه مكارم، آية اللَّه سيستانى: اين مسأله از محرّمات احرام نيست بلكه بر همه كس حرام است چنانچه خواهد آمد.
7) - آية اللَّه سيستانى: حتى اگر اصل آن در خارج حرم و شاخه آن در حرم يا به عكس باشد.
8) - آية اللَّه زنجانى: اين امر از محرمات احرام نيست و بر هر مكلفى حرام است، هرچند محرم نباشد.
133- درختهاى ميوه و درخت خرما از اين حكم بيرون است و مىتواند «(1)
آية الله فاضل ميوههاى آنها و شاخههايى از آنها را كه در كميت يا كيفيّت ميوه تأثير مىگذارد مىتواند قطع كند اما خود آنها را نبايد قطع كند.
» آنها را قطع كند، ودرگياهها (اذخر) كه گياه معروفى است از حكم مستثنى است و قطع آن مانع ندارد. «(2)»(م 473)
سلاح همراه برداشتن.
134- سلاح در برداشتن بنابر احوط «(3)
آية الله خويى: رداشتن سلاح بر مُحرم حرام است. برداشتن اعم از پوشيدن و حمل كردن است.
آية الله مكارم: بنابر اقوى.
آية الله بهجت: بر محرم حرام است سلاح برداشتن مگر بجهت ضرورت كه در اين صورت كفار هم ندارد، و منصوص پوشيدن است يا آنكه صدق كند سلاح بر اوست پس همراه داشتن سلاح حرمت ندارد على الاظهر.
آية الله خويى، آية الله تبريزى: حمل سلاح بر محرم حرام است و الحاق آلات تحفظ به سلاح احوط است و كفاره حمل سلاح بنا بر احتياط يك گوسفند است، آية الله تبريزى: ولى بودن سلاح نزد محرم اگر حملش نكند مانعى ندارد هدچند احوط ترك آن است.
آية الله خامنهاى: حمل سلاح بر محرم حرا است مگر براى ضرورت.
» مثل شمشير و نيزه و تفنگ و هرچه از آلات جنگ باشد «(4)آية الله زنجانى: مسلح بودن بر محرم جايز نيست مگر براى ضرورت. و مكروه است ...
» مگر براى ضرورت، و مكروه «(5)آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط مستحب.
آية اللَّه سيستانى: بنابر احتياط حمل آن هم به طورى كه او را مسلّح بدانند جايز نيست. ولى بودن سلاحنزد محرموحملآن اگر بطورى باشد كه او را مسلّح ندانند اشكال ندارد، ولى احوط ترك آن است.
» است سلاح1) - آية الله مكارم: قطع درختان ميوه اگر خودرو باشد خالى از اشكال نيست.
2) - آيات عظام گلپايگانى، آية الله صافى: و نيز قطع گياهى كه خود شخص غرس كرده و يا در ملك او پس از آنكه ملك او شده روييده است، جايز است.
3) - آيات عظام گلپايگانى، سيستانى، فاضل، صافى: در برداشتن و پوشيدن سلاح حرام است.
4) - آية الله سيستانى: ولى پوشيدن و حمل وسائل دفاع مانند زره و سپر اشكال ندارد.
5) - آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّهصافى: احتياط واجب آن است كه سلاح را حمل نكند.
را همراه بردارد درصورتى كه به تن او نباشد اگر ظاهر «(1)» باشد و احوط ترك آن است.
(م 480)
شكار حيوانصحرايى بر محرم حرام است.
135- شكارصحرايى كه وحشى باشد، مگر درصورتى كه ترس داشته باشد از آزار آن. «(2)
آية اللَّه زنجانى: و همچنين كمك به شكارچى و نگاه داشتن حيوان شكار شده و خوردن گوشت شكار بر محرم حرام است.
»(ص 152)
136- شكار دريايى مانع ندارد، و آن حيوانى است كه تخم و جوجه، هر دو را در دريا كند. «(3)
آية اللَّه مكارم: و زندگى در دريا كند بنابر احتياط واجب.
آية اللَّه نورى: و در آن هم زندگى كند.
آية اللَّه فاضل: زندگى او در دريا باشد به نظر عرف.
»(م 307)
137- ذبح و خوردن حيوانات اهلى مثل مرغ خانگى و گاو و گوسفند و شتر مانع ندارد.
(م 308)
138- پرندگان، جزء شكارصحرايى مىباشند و ملخ نيز در حكم شكارصحرايى است.
(م 309)
1) - آية اللَّه مكارم: خواه ظاهر باشد و يا نباشد.
2) - آية اللَّه سيستانى: حيوانى كه در اصل وحشى باشد هر چند بالعرض اهلى شده باشد، و فرقى نمىكند كه حلال گوشت باشد يا حرام گوشت و علاوه بر شكار كردن، كشتن و مجروح ساختن بلكه هرگونه ايذا آن حرام است.
3) - آيات عظام گلپايگانى، تبريزى، سيستانى: حيوان دريايى آن است كه فقط در آب زندگى كند.
139- احتياط واجب آن است كه زنبور «(1)» را نكشد اگر قصد اذيت او را نداشته «(2)
آية اللَّه زنجانى: كشتن زنبور اگر قصد اذيت او را نداشته باشد، بر محرم جايز نيست.
آية اللَّه سيستانى: همان گونه كه شكار حيوانات صحرايى حرام است كشتن همه حيوانات حرام است به جز: 1- حيوانات اهلى هر چند وحشى شده باشند. 2- مرغى كه قادر بر پرواز نيست مانند مرغ خانگى. 3- حيوانى كه از آن بر خود مىترسد يا قصد زدن يا گزيدن انسان را دارد. 4- پرندگان شكارى اگر كبوتران حرم را اذيت كنند. 5- مار بد و عقرب و موش و همچنين تيراندازى و سنگ انداختن به كلاغ و لاشخور جايز است.
» باشد.(م 310)
آميزش يا هرگونه استفاده شهوانى.
140- جماع كردن با زن و بوسيدن و دستبازى كردن، «(3)» و نگاه «(4)
آية اللَّه سيستانى: در صورتى كه نگاه كردن به همسر از روى شهوت موجب خروج منى شود لازم است از آن پرهيز كند و احتياط مستحب آن است كه اگر موجب خروج منى هم نشود پرهيز كند.
» به شهوت، بلكه هر نحو لذت و تمتّعى بردن. «(5)آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: محرم مىتواند به غير از جماع و بوسيدن و لمس و نگاه به شهوت و ملاعبه از عيال خود لذت برد بنابر اظهر مانند التذاذ از صدا و يا سخن گفتن با او گرچه احوط ترك استمتاع است مطلقاً.
آية اللَّه فاضل: مرد نسبت به زوجه خودش.
آية اللَّه مكارم: نگاه و لمس بدون قصد لذت مانعى ندارد، و احتياط آن است كه بوسيدن بدون قصد لذت را نيز ترك نمايد.
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: براى زنان همين حكم نسبت به مردان صادق است اگر چه از محارم زن باشند.
آيةاللَّه خامنهاى: نگاه زن و شوهر به يكديگر و گرفتن دست يكديگر، اگر از روى شهوت و التذاذ جنسى نباشد، جايز است.
آية اللَّه زنجانى: جماع كردن با زن و بوسيدن او از روى شهوت و ملامسه او در صورتى كه با قصد لذت يا خروج منى همراه باشد و همچنين نگاه كردن به او چنانچه با قصد لذت و خروج منى همراه باشد بر محرم حرام است، و احتياط مستحب ترك مطلق استمتاع است.
آية اللَّه نورى: از زن.
»(ص 154)
1) - آية اللَّه فاضل: زنبور عسل باشد يا زنبورهاى ديگر.
2) - برخى از مراجع متعرض حكم كشتن زنبور نشدهاند هرچند آية اللَّه خويى، در كفارات، كفاره كشتن زنبور را ذكر كردهاند.
3) - آية اللَّه سيستانى: و همچنين بلند كردن يا در آغوش گرفتن با شهوت.
4) - آية اللَّه بهجت: قيد بودن شهوت براى نظر به اهل مسلّم است.
5) - آية اللَّه سيستانى: محرم مىتوانداز همنشينى و صحبت و مانند آن با عيال خود لذّت ببرد ولى احتياط مستحب ترك استمتاع است مطلقا.
141- اگر در عمره تمتع اين عمل را از روى علم و عمد پس از سعى مرتكب شود «(1)» كفاره بر او واجب مىشود و كفاره «(2)
آية اللَّه صافى: كفاره آن اگر متمكّن است يك شتر و إلّايك گاو است.
آية اللَّه خويى، آية اللَّه نورى: بنابر احتياط واجي يك شتر است براى كسى كه بتواند شتر تهيه كند، و يك گاو است اگر متوسط باشد و نتواند شتر تهيه كند، و يك گوسفند است اگر مُعْسِر باشد و نتواند گاو تهيه كند.
آية اللَّه سيستانى: كفارهاش بنابر احتياط يك شتر و يا يك گاو است.
آية اللَّه تبريزى: كفارهاش يك گوسفند است و بنابر احتياط يك شتر و يا يك گاو.
آية اللَّه خامنهاى، آية اللَّه بهجت: كفارهاش يك شتر است.
آية اللَّه فاضل: كفارهاش يك شتر و يا يك گاو و يا يك گوسفند است به اختيار خودش اگرچه بهتر آن است كه شتر را كفاره دهد.
آية اللَّه زنجانى: در كفاره بين شتر و گاو و گوسفند مخير است و شتر افضل از گاو و گاو افضل از گوسفند است و اگر قبل از اتمام سعى مرتكب شود، در اين صورت نيز عمره او فاسد نمىشود و كفاره آن يك شتر است.
» بنابر احتياط واجب يكشتر است چه ثروتمند باشد يا نباشد.
(م 315)
142- اگر در احرام حج اين عمل را از روى علم و عمد بجا آورد اگر قبلاز وقوف بهعرفات بودهحج او فاسد است مسلّماً، «(1)
آية اللَّه فاضل: ظاهراً حج او در هر دو صورت صحيح است ولى بايد يك شتر و در صورت عجز يك گاو كفّاره بدهد و بايد زن و شوهر با هم خلوت نكنند تا اعمال مناسك خود را تمام كنند و سال بعد بايد حج تمتّع به عنوان عقوبت انجام دهند. و همچنين در سال بعددر صورتى كه از همان راه قبلى قصد حج كنند، پس از رسيدن به محلّ معصيت بايد از هم جدا شوند تا اتمام مناسك. و زن هم اگر در احرام بوده و به عمل راضى شده همين حكم را دارد. و اگر مجبور شده كفّارهاش به عهده شوهر است.
» و اگر بعد از وقوف به عرفات وقبل از وقوف به مشعرالحرام بوده، حج او فاسد است بنابر اقوى «(2)آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: اگر اين عمل قبل از وقوف در مزدلفه صورت گرفته باشد بايد حج در سال آينده اعاده شود.
آية اللَّه سيستانى: اگر اين عمل قبل از وقوف در مزدلفه صورت گرفته باشد بايد حج را تمام كند و در سال آينده نيز اعاده نمايد چه حج واجب باشد چه مستحب.
» و در هر دوصورت كفاره آن يك شتر «(3)آية اللَّه خامنهاى: كفّاره آن شتر است و متعرّض صورت عجز نشدهاند.
آيات عظام خويى، تبريزى، سيستانى: در صورت تمكن يك شتر و در صورت عجز يك گوسفند كفاره بدهد.
» است. «(4)»(م 316)
1) - آية اللَّه نورى: و بايد زن و شوهر با هم خلوت نكنند تا اعمال مناسك خود را تمام كنند، و همچنيندر سال بعد در صورتى كه از همان راه قبلى قصد حج كنند، پس از رسيدن به محلّ معصيت بايد از هم جدا شوند تا اتمام مناسك.
2) - آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه بهجت: در اين صورت حج او فاسد است على الاشهر.
3) - آية اللَّه بهجت: كفاره اين عمل در صورت تمكّن يك شتر و در صورت عجز يك گاو و در صورت عجز يك گوسفند مىباشد.
4) - آية اللَّه زنجانى: در هيچ يك از دو صورت حج او فاسد نمىشود، ولى سه امر بر او واجب مىگردد: 1- سال آينده حجى كه از نظر نوع مانند حج امسال باشد بجا آورد هرچند حج اول او استحبابى باشد. 2- يك شتر قربانى كند. 3- از يكديگر جدا شوند يعنى در يك مكان مانند اطاق و خيمه با يكديگر تنها نباشند پس اگر از همان راه كه به عرفات رفتهاند بازگردند تا رسيدن به مكان معصيت و اگر از راه ديگرى باز گردند تا انجام طواف نساء بايد از يكديگر جدا باشند و در سال بعد نيز اگر از همان مسير سال گذشته به عرفات مىروند پس از رسيدن به محل معصيت به دستور جدايى سال قبل عمل كنند و زن نيز در صورتى كه محرم بوده و از روى علم و عمد و اختيار اين عمل از او صادر شده باشد بايد سال بعد حج بجا آورده شتر قربانى كند، و اگر شوهرش او را مجبور كرده بايد قربانى زن را نيز بپردازد، در اين صورت حج سال بعد بر زن واجب نيست و در هر حال براى وجوب جدايى كافى است كه اين معصيت از يكى از آنها از روى علم و عمد و اختيار صادر شده باشد و اگر اين عمل بعد از مشعر واقع شود فقط قربانى شتر و جدايى زن و مرد واجب است مگر آن كه بعد از شوط چهارم طواف نساء باشد كه كفاره ندارد.
143- اگر زنى را از روى شهوت ببوسد كفاره آن يك شتر «(1)
آية اللَّه تبريزى: اگر زنش را با شهوت ببوسد و منى خارج شود يك شتر كفاره بدهد و اگر منى خارج نشود و يا از روى شهوت نباشد يك گوسفند كفاره بدهد.
آية اللَّه سيستانى: اگر مرد محرم همسرش را از روى شهوت ببوسد و منى خارج شود لازم است يك شتر كفاره بدهد ولى اگر منى خارج نشود بعيد نيست كه يك گوسفند كفاره دادن كافى باشد و اگر مردى كه محرم نيست همسر محرم خود را ببوسد به احتياط واجب بايد يك گوسفند كفّاره بدهد.
آية اللَّه بهجت: اگر او را از روى شهوت ببوسد بنابر احتياط يك شتر كفاره بدهد چه منى خارج شود و چه نشود.
آية اللَّه فاضل: اگر زنش را با شهوت ببوسد و منى خارج شود كفّاره آن يك شتر است و اگر منى خارج نشود كفّاره آن يك گوسفند است. و بوسيدن بدون شهوت كفّاره ندارد، چون حرام نيست. و زن هم در اين مسأله حكم مرد را دارد.
آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط واجب.
آية اللَّه زنجانى: اگر محرم همسرش را با قصد لذت ببوسد كفاره آن يك شتر است مگر در صورتى كه اين عمل بعد از اتمام سعى در عمره يا حج تمتع رخ داده باشد كه مىتواند به ذبح گوسفند اكتفا كند و اگر بدون قصد لذت ببوسد كفاره ندارد مگر منى خارج شود كه بايد يك گوسفند قربانى كند و اگر غير همسر را ببوسد، مَحرم باشد يا نامحرم، كفاره واجب نمىشود.
» است، و1) - آية اللَّه خويى: اگر زنش را با شهوت ببوسد و منى از او خارج شود يك شتر بايد كفاره بدهد و اگر منىاز او خارج نشود بنابر احتياط يك شتر بايد بدهد.
اگر بدون شهوت ببوسد كفاره آن يك گوسفند «(1)
آية اللَّه سيستانى، آية اللَّه بهجت: در اين صورت بنابر احتياط واجب يك گوسفند كفاره بدهد.
آية اللَّه نورى: در اين صورت بنابر احتياط واجب يك شتر بايد كفاره بدهد.
آية اللَّه مكارم: احتياط آن است كه بوسيدن بدون قصد لذّت را ترك كند و اگر ببوسد يك گوسفند كفّاره بدهد.
آية اللَّه خامنهاى: كفاره بوسيدن همسر اگر با شهوت باشد يك شتر است و اگر بدون شهوت باشد يك گوسفند و ظاهراً بوسيدن غير همسر مانند مادر و فرزند حرام نيست و كفاره هم ندارد.
» است. و احتياط مستحب آن «(2)» است كه يك شتر كفاره بدهد.(م 319)
عقد كردن.
144- عقد كردن زن از براى خود يا غير، «(3)» چه آن غير، احرام بسته باشد يا نبسته باشد و محلّ باشد.
(ص 161)
استمناء.
145- استمناء يعنى طلب بيرون آمدن منى كردن بدست يا غير آن هر چند به خيال باشد يا به بازىكردن با زن خود يا كس ديگر به هر نحو باشد، پس اگر منى خارج شود كفاره آن يك شتر است، «(4)
آية اللَّه زنجانى: اگر محرم با آلت خود بازى كرده منى از او خارج شود كفاره آن يك شتر و انجام حج در سال آينده است- هر چند قصد او خروج منى نباشد- و اگر با همسر خود به قصد خروج منى ملاعبه نموده، منى از او خارج شود بايد يك شتر قربانى كند و انجام عملى كه باعث خروج منى شود در غير اين دو صورت كفاره ندارد.
» و1) - آية اللَّه گلپايگانى، آيةاللَّه صافى: اگر زوجه خود را ببوسد، حتى بدون شهوت، يك شتر كفاره دارد.
2) - آية اللَّه بهجت: متعرّض استحباب كفاره شتر نشدهاند.
3) - آية اللَّه زنجانى: ازدواج كردن و صيغه نكاح خواندن و شاهد عقد شدن بر محرم حرام است و اگرازدواج كند يا صيغه نكاح بخواند باطل است و چنانچه در حال احرام از روى عمد با علم به حرام بودن عقد با زنى ازدواج كند، به مجرد عقد آن زن بر او حرام ابدى مىشود.
4) - آية اللَّه خامنهاى: و اگر نتواند شتر بدهد قربانى كردن يك گوسفند كافى است و اين در صورت علم بهحكم و عمد مىباشد و اگر استمناء با كارى است كه او با خود انجام مىدهد و پيش از مزدلفه است لازم است حج را تمام كند و در سال بعد آن را دوباره بجا آورد و اگر استمناء به وسيله همسرش انجام شده، احتياط واجب آن است كه باز هم اينگونه عمل كند.
احتياط «(1)
آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: اگر محرم با آلت خود بازى كند و منى از آن بيرون بيايد حكم كسى است كه با زن خود نزديكى كرده و مسأله آن گذشت. و اگر بدون بازى با آلت استمناء نمود، كفاره بر او واجب مىشود و بنابر اظهر حج و عمرهاش فاسد نخواهد شد. هرچند رعايت احتياط در اعاده آنها بهتر است.
آية اللَّه سيستانى: استمناء با عضو تناسلى چه با دست و غير آن مطلقا حرام است و حكم آن در حج حكم جماع است كه گذشت و همچنين در عمره مفرده به احتياط واجب و استمناء بوسيله بوسيدن زن و يا دست زدن و يا ملاعبه و نگاه حكمش در مسائل قبل گذشت. و استمناء بوسيله شنيدن صحبت زن و يا اوصاف و مشخصات او و يا بوسيله تصوّرات او در خيال و مانند آن بر محرم حرام است ولى موجب كفاره نيست.
آية اللَّه بهجت: و بدان كه انزال منى با استمناء، بعضى او را مفسد حج دانستهاند مثل جماع كردن و اين قول احوط است در استمناء به مثل عبث با آلت خود و مانند آنها از محرّم بر غير محرم پس ترك نشود احتياط به قضاء حج.
» واجب آن است كه در جايى كه جماع موجب بطلان است استمناء نيز موجب بطلان باشد «(2)» به نحوى كه در جماع گفته شد.(م 334)
پوشيدن چيز دوخته «(1)
آية اللَّه خويى: پوشيدن پيراهن و قبا و شلوار و زير شلوارى و جامه دكمهدار با بستن دكمه آن و درع زره و هر جامهاى كه آستيندار باشد كه دست در آن برود بر محرم حرام است.
آيةاللَّه زنجانى: دوخته بودن لباس از محرمات احرام نيست ولى پوشيدن لباسهاى معمولى مانند پيراهن و قبا و شلوار و زير پوش و هر لباسى كه مانند آن عرض بدن را مىپوشاند بر مرد محرم جايز نيست و در اين امر فرقى بين لباس دوخته و بافته و غير آن نيست و پوشيدن حوله و لنگ و پتو و مانند آن مانعى ندارد و بنابر احتياط مستحب دوخته نباشد و از اينجا حكم مسأله بعد نيز روشن مىشود.
»مثل پيراهن و زير جامه و قبا و امثال آنها براى مردان محرم، حرام است.
(ص 166)
146- چيزهايى كه شبيه به دوخته است مثل پيراهنهايى كه با چرخ يا با دست مىبافند يا چيزهايى را كه با نمد به شكل بالاپوش مىمالند مثل كليجه و پستك و كلاه و غير آن جايز نيست «(2)
آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: احوط اجتناب از هر جامه دوخته بلكه شبيه دوخته است، مانند نمدى كه چوپانان آن را مىپوشند.
آية اللَّه مكارم: همچنين لباسهايى كه قطعات آن را بهم مىچسبانند.
» پوشيدن آنها. «(3)»(م 346)
1) - آية اللَّه سيستانى: براى محرم جايز نيست كه جامه دكمهدار يا آنچه فايده دكمه را داشته باشدبپوشد در صورتى كه دكمه آن را ببندد و همچنين جايز نيست جامهاى بپوشد كه يقه و آستين داشته باشد وسر را از يقه ودستها را از آستين بيرون بياورد و همچنين جايز نيست شلوار و زيرشلوارى و آنچه را كه در ستر عورتين مانند آنها باشد مگر اينكه ازار لنگ نداشته باشد كه در اين صورت پوشيدن آن جايز است، و بنابر احتياط واجب بايد از پوشيدن لباسهاى متعارف مانند پيراهن و قبا و لبّاده و كت و پيراهن عربى بپرهيزد، هر چند دكمه آنها را نبندد يادست از آستين و سر از يقه بيرون نياورد.
2) - آية اللَّه سيستانى: فرقى نيست در آنچه در حاشيه قبل گفته شد كه لباس دوخته باشد يا بافتنى يا نمد مالى يا غير آن.
3) - آية اللَّه خامنهاى: و همچنين لباسهاى دكمهدار گرچه مخيط نباشد، كه پوشيدن آن حرام است ولى ساير استعمالات آن مانند فرش قرار دادن يا به عنوان روانداز استفاده كردن مانعى ندارد.
147- احوط «(1)
آية اللَّه فاضل: ظاهراً حرمت و ثبوت كفاره مخصوص به پوشيدن لباس دوخته مانند پيراهن، قبا، شلوار و ساير لباسهاى متعارف است. اما پوشيدن و استفاده از دمپايى و كفش دوخته كه تمام روى پا را نپوشاند و كمربند و هميان و فتقبند و بند ساعت و ساير اشياء دوخته كه به آن لباس گفته نمىشود و همچنين حمل قمقمه دوخته اشكال ندارد و كفاره هم ندارد.
آية اللَّه خويى: احوط اجتناب از مطلق جامه دوخته و شبيه دوخته است ولى انداختن پتوى حاشيهدار كه طرفين آن را با نخ دوختهاند مانع ندارد.
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: استفاده از اين اشياء براى محرم جايز است هرچند دوخته باشد: 1- هميان و كمربند كه براى حفظ پول به كمر مىبندند. 2- فتق بند. 3- كفشى كه تمام روى پا را نپوشاند.
» اجتناب از مطلق دوخته است هرچند كم باشد، مثل كمربند «(2)» دوخته و شب كلاه. «(3)آية اللَّه تبريزى: پوشيدن شب كلاه جايز نيست و كمربند مانعى ندارد.
آية اللَّه زنجانى: پوشيدن كلاه و هرچه سر را مىپوشاند و پوشيدن هميان و كمربند و مانند آن جايز نيست مگر در صورت لزوم پس محرمى كه براى حفظ پول يا نگه داشتن لباس احرامش بايد از هميان يا كمربند استفاده كند مىتواند از اينها استفاده نمايد هرچند دوخته باشد و كفاره هم ندارد، و از اين حكم مسأله بعد نيز روشن مىشود.
»(م 347)
148- هميانى را كه در آن پول مىگذارند اشكال ندارد به كمر ببندد
1) - آية اللَّه خامنهاى: پوشيدن مخيط از غير انواع لباس مانند كمربند يا هميان حرام نيست، و كفارهندارد. و نيز انداختن پتو و امثال آن بر روى دوش، هرچند حاشيههاى آن دوخته باشد، همچنين دوختن حاشيه پارچه احرام اشكال ندارد و نيز نشستن و خوابيدن بر روى فرش دوخته و لباسهاى ممنوع يا بهعنوان روانداز از آن استفاده كردن مانع ندارد.
2) - آية اللَّه مكارم: كمربند دوخته اشكالى ندارد.
3) - آية اللَّه سيستانى: معلوم شد كه معيار لباس دوخته نيست بلكه انواع خاصى از لباس حرام است و به احتياط واجب لباسهاى متعارف هم حرام است و امّا كمربند و بند ساعت و دمپايى و امثال آن اگر دوخته باشد اشكال ندارد گرچه كمربند مكروه است و همچنين اشكال ندارد اگر حاشيه لباس احرام دوخته باشد يا بر آن ماركى باشد كه دوخته باشند.
هرچند دوخته باشد، و بهتر آن است كه قسمى كند كه بىگره باشد. «(1)»
(م 348)
149- اگر به لباس دوخته احتياج پيدا كرد جايز است بپوشد، ولى كفاره بايد بدهد. «(2)
آيات عظام خامنهاى، خويى، تبريزى، سيستانى: بنابر احتياط واجب بايد يك گوسفند بدهد.
آية اللَّه زنجانى: اگر لنگ نيابد جايز است شلوار بپوشد و كفاره ندارد و در غير اين مورد پوشيدن لباسهايى كه گفته شد كفاره دارد هرچند مضطر باشد.
»(م 350)
150- جايز است كه لباس احرام را با سوزن يا چيز ديگر بعضى را ببعضى وصل كند گرچه احتياط در ترك است. «(3)»
(م 352)
151- كفاره پوشيدن لباس دوخته، يك گوسفند است. «(4)
آية اللَّه نورى: هر چند از روى اضطرار پوشيده باشد و با تعدّد لباس يا تكرار در پوشيدن، كفاره نيز تكرار مىشود.
آية اللَّه زنجانى: اگر مرد محرم پيراهن يا شلوار يا قبا يا زيرپوش و مانند آن يا جوراب يا عمامه و كلاه و مانند آن بپوشد بايد يك گوسفند كفاره بدهد هرچند دوخته نباشد همچنان كه زن محرم نيز اگر دستكش بپوشد يا با نقاب و پوشيه و مانند آن تمام يا قسمتى از صورت خود را بپوشاند بايد يك گوسفند قربانى كند.
»(م 354)
152- احتياط آن است كه محرم قمقمه آبى را كه در محفظه دوخته نگهداشته مىشود به دوش «(5)
آية اللَّه فاضل: احتياط مستحب است.
آية اللَّه سيستانى، آية اللَّه تبريزى: مانعى ندارد.
آية اللَّه بهجت: اگر مثل هميان باشد و صدق لبس نكند اشكال ندارد.
» نيندازد، و دست گرفتن آن1) - آية اللَّه بهجت: درمناسك ايشان، قسمت اخير آورده نشده است.
2) - آية اللَّه بهجت: الّا در صورتى كه إزار نداشته و شلوار بپوشد كه در وجوب فديه تامّل است.
3) - نظر آيات عظام در ذيل مسأله 99 گذشت.
4) - آية اللَّه بهجت: براى متعمّد و يا مضطرّ، بخلاف ناسى و ساهى و جاهل كه چيزى بر آنها نيست.
5) - آيةاللَّه مكارم، آيةاللَّه زنجانى: حمل كيفها و ساكهاى دوخته هر چند به شانه و گردن بيندازد مانعى ندارد.
مانع ندارد. «(1)»
(س 496)
پوشيدن چيزى كه تمام روى پا را بگيرد.
153- پوشيدن موزه و چكمه و گيوه و جوراب و هرچه تمام روى پا را مىگيرد «(2)» بر مردان محرم، حرام است. «(3)
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: و احتياط آنست كه از پوشيدن چيزى كه قسمتى از روى پا را هم بپوشاند نيز خوددارى كند ولى بند نعلين اشكال ندارد.
آية اللَّه بهجت: و مانند چكمه و جوراب است بلكه مطلقا با صدق لبس و پوشيدن على الاحوط.
آية اللَّه زنجانى: و بنابر احتياط از پوشيدن كفشى كه تمام پشت پا را مىپوشاند نيز اجتناب نمايد.
»(ص 172)
پوشانيدن سر با هرچه آن را بپوشاند.
154- بر مردان محرم پوشانيدن سر با هر چيزى كه آن را بپوشاند حرام است و احتياط واجب «(4)» آن است كه چيزى بر سر نگذارند مثل بار براى حمل كه سر به آن پوشيده شود.
(م 411)
155- جايز است «(5)
آية اللَّه زنجانى: جايز است به جهت آزار آفتاب.
» ببعض بدن خود، سر را بپوشاند، مثل آنكه دستها1) - آية اللَّه خامنهاى: پوشيدن هميان و كمربند و ديگر دوختههاى كوچك كه به آن لباس گفته نمىشود اشكال ندارد.
2) - آيةاللَّه خامنهاى: مرد محرم نبايد چكمه و جوراب بپوشد و احتياط واجب آن است كه از پوشيدن هر چيزى كه تمام روى پا را مىپوشاند، مانند كفش و گيوه و امثال آن اجتناب كند، لكن اگر لباس احرام يا پتو و امثال آن روى پا بيندازد، اشكال ندارد.
3) - آية اللَّه تبريزى: احوط نپوشيدن هر چيزى است كه تمام پشت پا را بپوشاند.
4) - آية اللَّه زنجانى: بلكه حرام است.
5) - آية اللَّه بهجت: احوط و اولى ترك پوشانيدن سر به قسمتى از بدن مثل دست است در غير مواردضرورت عرفيّه يا شرعيّه. اگرچه جواز خالى از وجه نيست.
را روى سر بگذارد، لكن «(1)» احتياط در ترك آن است.
(م 412)
156- جايز نيست سر را زير آب كند «(2)
آيةاللَّه خامنهاى: فرو بردن سر در آب براى مرد و زن محرم جايز نيست، ولى كفاره ندارد.
آيةاللَّه فاضل: محرم چه زن و چه مرد نبايستى سرش را در آب فرو ببرد.
» و در حكم سر است بعض «(3)آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط واجب ولى ريختن آب بر سر مانعى ندارد.
آية اللَّه خويى: بردن بعض سر در آب مانعى ندارد.
آية اللَّه فاضل: بنابر اقوى در تغطيه، لكن در حمل، بنابر احتياط.
آية اللَّه سيستانى: پوشيدن بعض سر جايز نيست ولى زير آب بردن بعض سر جايز است.
» سر، پس نبايد بعض سر را هم بپوشاند و نه زير آب يا مايع ديگرى كند.(م 414)
157- گوشها ظاهراً «(4)
آية اللَّه تبريزى: گوشها در اين حكم ملحق به سر است.
آيةاللَّه فاضل: ولى پوشاندن مقدارى از گوش مانعى ندارد.
آية اللَّه نورى: گوشها از سر محسوب است پس نبايد آنها را پوشاند.
» از سر محسوب است پس نبايد آنها را پوشانيد.(م 415)
158- دستمالى را كه براى سردرد بسر مىبندد عيب ندارد. «(5)
آية اللَّه زنجانى: كفاره هم ندارد.
»(م 418)
159- گذاشتن سر روى بالش براى خوابيدن مانع ندارد.
(م 419)
1) - آية اللَّه نورى: از لكن احتياط ... در مناسك ايشان نيامده است.
2) - آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: محرم نبايستى در آب فرو رود كه سرش زير آب برود.
3) - آية اللَّه خامنهاى: جايز نيست تمام سر را زير آب كند، ولى حرمت آن نسبت به بعض سر معلوم نيست.
4) - آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط واجب.
5) - آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: گناه ندارد ولكن كفّاره دارد.
160- اگر سر را شست نبايد «(1)
آية اللَّه بهجت: مرد مىتواند سر خود را با حوله خشك كند و زن صورتش را در صورتى كه اين كار بتدريج انجام گيرد.
آية اللَّه سيستانى، آيةاللَّه فاضل: هرچند به نحو كشيدن پارچه بر سر باشد بنابر احتياط واجب و اگر وقت نماز تنگ است گوشه حوله يا پارچه را بگيرد و به مقدارى كه در مسح سر واجب است خشك كند.
آية اللَّه خامنهاى: خشك كردن سر با حوله اشكال ندارد مگر در صورتى كه حوله را بر روى تمام سر بيندازد و سر را با آن خشك كند.
آية اللَّه مكارم: خشك كردن مانع ندارد به شرط اينكه سر را با آن نپوشاند.
آية اللَّه زنجانى: خشك كردن سر با حوله و هر چيز غير مستقرى مانع ندارد.
» با حوله و دستمال خشك كند و بعض سر هم در حكم همه است.(م 422)
161- در وقت خوابيدن مرد نبايد سر خود را بپوشاند، «(2)» و اگر بدون التفات پوشانيد بايد فوراً آن را باز كند، و همينطور اگر از روى فراموشى پوشانيد واجب است فوراً سر را باز كند، «(3)» و مستحب است تلبيه بگويد بلكه احوط است گفتن آن. «(4)
آية اللَّه نورى: از- مستحب است تلبيه ...- در مناسك ايشان نيامده است.
»(م 423)
162- اگر سر را بپوشاند به نحوى از انحاء، كفاره «(5)» آن يك گوسفند
1) - آية اللَّه گلپايگانى، آيةاللَّه صافى: خشك نمودن سر به وسيله حوله و دستمال مانع ندارد ولى بايدطورى خشك كند كه سر پوشيده نشود.
2) - آية اللَّه زنجانى: مرد محرم مىتواند موقعى كه مىخواهد بخوابد رو انداز را روى سر خود بكشدهرچند مكروه بوده و احتياط استحبابى در ترك آن است.
3) - آية اللَّه زنجانى: و واجب است تلبيه بگويد و گفتن« لبيّك» كافى است.
4) - آيات عظام گلپايگانى، صافى، بهجت، متعرض اين مسأله نشدهاند.
5) - آيات عظام خويى، تبريزى، فاضل، سيستانى، مكارم: بنابر احتياط واجب كفارهاش يك گوسفنداست.
آية اللَّه خامنهاى: كفاره پوشاندن سر بنابر احتياط يك گوسفند قربانى كردن است و بعض سر حكم تمام سر را ندارد مگر عرفاً برآن صدق كند كه سر را پوشانده است مثل اينكه كلاه كوچكى كه فقط قسمت وسط سر را مىپوشاند بر سر بگذارد.
آيات عظام خويى، تبريزى، سيستانى: متعرض اين فرع نشدهاند.
» واجب كفاره است براى پوشاندن بعض سر.(م 424)
163- كسى كه موى مصنوعى دارد و با همين حال براى عمره و حجّ محرم شده و اعمال خود را انجام داده است ضرر به عمره و حجّ او ندارد ولى چنانچه مرد آن را بر سر گذاشته است بايد كفّاره بدهد. «(3)
آيات عظام خويى، تبريزى، زنجانى: اگر از روى اضطرار باشد ظاهراً كفاره ندارد.
آية اللَّه سيستانى: اگر از روى ضرورت باشد كفاره ندارد و در غير اين صورت بنابر احتياط يك گوسفند كفاره دارد.
آيةاللَّه فاضل: در صورتى كه تمام سر را پوشانده باشد، اما اگر قسمتى از سر را پوشانده است كفاره ندارد
»(س 504)
164- اگر محرم سر خود را با چيز دوخته بپوشاند بايد دو كفاره بدهد «(4)
آية اللَّه مكارم: در مثل پارچه دوخته شده يك كفاره دارد ولى كلاه دوخته و مانند آن بنابر احتياط واجب دو كفاره دارد.
آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه زنجانى: يك كفاره كافى است.
آية اللَّه خويى: حرمت لبس اينگونه مخيط به نظر ايشان مبنى بر احتياط است و لذا احتياط در دو كفاره است.
» مگر درصورت جهل و نسيان.(س 526)
1) - آية اللَّه زنجانى: اگر مرد محرم عمداً با پوشيدن كلاه يا عمامه يا دستار و مانند آنها تمام يا مقدارى از سر را بپوشاند بايد يك گوسفند كفاره بدهد و اگر با گذاشتن غير لباس مانند بادبزن و حنا و بار سر را بپوشاند كفاره ندارد.
2) - آية اللَّه فاضل: احتياط مستحب.
3) - آية اللَّه خامنهاى: بنابر احتياط كفّاره بدهد.
4) - آية اللَّه بهجت: احتياطاً.
سايه قرار دادن بالاى سر خود براى مردان. «(1)
آية اللَّه نورى: در حال سير و راه پيمودن.
آية اللَّه زنجانى: مرد محرم نمىتواند با وسيله نقليه مسقف مانند ماشين مسقف حركت كند- هرچند شب يا هوا ابرى باشد- همچنان كه نمىتواند در حال حركت با وسيلهاى مانند چتر از تابش خورشيد يا باريدن باران بر سر يا بدن خود جلوگيرى كند، ولى اگر در حال حركت در سايه ماشينى كه از كنار او مىگذرد قرار گيرد يا سايه صندلىها يا ديوارهاى ماشينى كه خود بر آن سوار است بر وى بيفتد، اشكال ندارد.
»165- حرام بودن سايه قرار دادن بالاى سر مختص بحال منزل طىّ كردن است و اما در حالى كه در محلى منزل كرد در منى باشد يا غير آن «(2)» زير سايه رفتن مانع ندارد، و با چتر و مثل آن سايه بر سر قرار دادن مانع «(3)
آية اللَّه بهجت: احتياط واجب ترك سايه انداختن است در وقت تردّد براى حوائج غير خانه و خيمه و نحو آنها، چه در مكه و چه در عرفات و منى.
آية اللَّه تبريزى، آيةاللَّه خامنهاى: رفتن زير سايه ثابت مانعى ندارد ولى بنابر احتياط نمىتواند در حال حركت براى خود سايهبان درست كند مثل آنكه چتر بردارد و يا سوار ماشين سقفدار شود.
آية اللَّه نورى: حرمت سايه بر سر قرار دادن اختصاص به سايهاى دارد كه با شخص حركت مىكند مثل چتر و ماشين مسقّف و هواپيما وامّا سايه ثابت مثل پل و تونل هر قدر طولانى باشد جواز عبور از زير آنها بدون اشكال است.
»1) - آيةاللَّه فاضل: بنابراحتياط واجبسايه قراردادن براى بدن نيز در حال سير و پيمودن راه جايز نيست. بنابراين نشستن در ماشين و بيرون نگهداشتن سر از شيشه يا سقف آن خلاف احتياط وجوبى است.
2) - آية اللَّه زنجانى: مىتواند زير سايه ديوار و خانه و خيمه برود ولى نمىتواند با وسيله نقليه مسقف يابا چتر و مانند آن به جايى مثلًا جمرات و قربانگاه برود.
3) - آية اللَّه سيستانى: امّا پس از پياده شدن و جايى را منزل خود قرار دادن، اگر محرم بخواهد جهتانجام كارهايش به اين جا و آنجا برود، مانند اينكه در مكه منزل كند و بخواهد جهت انجام طواف و سعى به مسجد الحرام برود، و يا به منزل خود در منى وارد شود و بخواهد به قربانگاه يا جمرات برود، حكم به جواز سايه قرار دادن بالاى سر خود، چه بوسيله چتر و چه سوار شدن ماشين سقفدار خيلى مشكل است، و احتياط نبايد ترك شود.
ندارد اگرچه در حال راه رفتن باشد پس مانع ندارد كه در منى از چادر خود تا محلى كه ذبح مىكنند يا محلى كه رمى جمرات مىكنند با چتر برود «(1)» گرچه احتياط مستحب «(2)» ترك است در حال راه رفتن.
(م 438)
166- نشستن در زير سقف در حال طى منزل در شب «(3)
آية اللَّه نورى: جايز است بنابر اين نشستن محرم در هواپيمايى كه در شب حركت مىكند و همچنين ماشين و كشتى جائز است.
» خلاف احتياط است گرچه جايز بودن آن بنظر بعيد «(4)آية اللَّه مكارم: جايز است مگر در شبهاى سرد و بارانى كه بايد كفاره بدهد و در روزهاى كاملًا ابرى و بين الطلوعين نيز استفاده از ماشين سرپوشيده مانعى ندارد.
آية اللَّه خويى: مراد از استظلال تحفظ از آفتاب و سرما و گرما و باران و باد و مانند آنها است پس اگر هيچكدام از آنها نباشد به نحوى كه وجود و عدمِ سايبان يكسان باشد اشكال ندارد، و در اين حكم بين شب و روز فرقى نيست. و در فرض شك در اين كه آيا مظلّه وجود و عدمش يكسان است يا نه، استظلال جايز است.
آية اللَّه خامنهاى: ولى احتياط به ترك تظليل درشبهاى بارانى وسرد ترك نشود مگر اينكه اين احتياط موجب حرج شود.
آية اللَّه تبريزى: بنابر احتياط در حرمت استظلال فرقى بين شب و روز نيست.
آية اللَّه زنجانى: در حرمت تظليل و كفاره آن فرقى بين شب و روز نيست، بلى اگر حركت با ماشين مسقف موجب تحفظ از تابش آفتاب يا بارش باران هم نباشد هرچند جايز نيست لكن كفاره ندارد.
» نيست، بنابراين بعيد نيست1) - آية اللَّه نورى: اشكال ندارد.
2) - آية اللَّه خويى: و در قسمت جديد شهر مكه بنابر احتياط، سوار ماشين سقفدار نشوند.
3) - آية اللَّه بهجت: استظلال در شب نيست و مانع ندارد و ظاهر مجموع روايات و مقتضاى اصلاختصاص ممنوعيت به سايه انداختن از آفتاب است.
4) - آية اللَّه سيستانى: سوار شدن در ماشين سقفدار و مانند آن در شب و بين الطلوعين و روزهايى كهابر غليظ مانع تابش خورشيد باشد، در صورتى كه بارانى نباشد اشكال ندارد. و اگر بارانى باشد كفّاره دارد و به احتياط واجب جايز نيست.
جايز بودن نشستن محرم در هواپيمايى كه شب حركت مىكند.
(م 444)
167- استظلال در وقت طىّ منزل براى عذرى مثل شدّت گرما يا شدّت سرما يا بارندگى جايز است، لكن بايد كفاره بدهد.
(م 447)
168- كفاره سايه قرار دادن در حال طى منزل يك گوسفند است چه با عذر سايه افكنده باشد چه با اختيار بنابر احتياط «(1)
آية اللَّه فاضل، آية اللَّه مكارم: بنابر اقوى.
آية اللَّه نورى: كفاره آن يك گوسفند است چه با عذر سايه افكنده باشد چه با اختيار و بدون عذر.
» واجب.(م 448)
169- اقوى كفايت يك گوسفند است در احرام عمره هر چند بيش ازيك مرتبه سايه قرار داده باشد، ويك گوسفند است در احرام حج هر چند بيش از يك مرتبه استظلال كرده باشد. «(2)»
(م 449)
170- شخصى كه با ماشين مسقف رانندگى مىكند بايد در هر احرام يك گوسفند كفاره بدهد و با تكرار پياده و سوار شدن كفاره تكرار نمىشود. و همچنين در ساير موارد سايه بر سر قرار دادن. «(3)»
(م 483)
171- در شب استظلال «(4)
آية اللَّه زنجانى: به قبل از مسأله 165 مراجعه شود.
» نيست بنابر اين جايز است محرم در شب با1) - آيات عظام خويى، تبريزى، سيستانى، زنجانى، بهجت، گلپايگانى، خامنهاى، صافى: كفاره آن يك گوسفند است و فرقى بين اختيار و اضطرار نيست.
2) - آية اللَّه سيستانى: ولى احتياط مستحب اين است كه براى هر روزى يك كفاره بدهد.
3) - تفصيل اين مسأله در مسأله 165 و 166 گذشت.
4) - تفصيل اين مسأله در ذيل مسأله 165 و 166 گذشت.
ماشين سقفدار به مكه برود ولى در هواى ابرى «(1)» در روز جايز نيست مگر ابر بطورى تيره «(2)
آية اللَّه مكارم: تيره بودن ابرها لازم نيست، منظور نبودن سايه است.
آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: استظلال در روز ابرى هم جايز نيست.
آية اللَّه بهجت، متعرض اين حكم نشدهاند.
آيةاللَّه سيستانى: اگر ابرتيره باشدكه اشعّهآفتاب رابهكلّى پوشانده باشد و باران نباشد اشكال ندارد.
» باشد كه استظلالصدق نكند.(م 485)
172- در حرام بودن سايه بر سر قرار دادن فرقى بين سايهاى كه با شخص حركت كند مثل چتر و ماشين مسقف و سايه ثابت «(3)
آية اللَّه گلپايگانى: احتياط آن است كه به اختيار خود، روز از آن تونلهايى كه صدق رفت و آمد در منزل نمىكند، نرود.
آية اللَّه خامنهاى: عبور از زير سايهبان ثابت مانند پل و تونل اشكال ندارد.
آية اللَّه زنجانى: عبور از زير سايبان ثابت اشكال ندارد ولى در هواى آفتابى يا بارانى اگر مشقت ندارد نبايد از تونلهاى طولانى عبور كند.
» مثل پل و غيره نيست «(4)آية اللَّه مكارم: پلها اشكال ندارد.
» و فرقى بين اجبار و اختيار نيست «(5)» ولى بر عبور از زير پلهايى كه در جادهها هست صادق نيست.(م 488)
173- مكّه منزل است و محرم مىتواند «(6)» به محض وصول به مكّه
1) - آية اللَّه بهجت، اگر طورى باشد كه تظليل صادق نباشد اشكال ندارد.
2) - آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى، در جواب استظلال در روز ابرى فرمودهاند: استظلال در هواى ابرى در روز جايز نيست.
3) - آيات عظام خويى، مكارم، سيستانى، تبريزى: عبور از زير سايبان ثابت اشكال ندارد.
4) - آية اللَّه فاضل، آية اللَّه نورى: فرق هست و حرمت استظلال، سايه ثابت را شامل نمىشود.
5) - آية اللَّه سيستانى: در فرض اجبار قطعاً حرام نيست.
6) - آية اللَّه زنجانى: رفتن زير سايه ثابت مانعى ندارد، ولى مرد محرم نمىتواند ماشين مسقّف سوارشود يا در سايه چتر و مانند آن حركت كند و فرقى بين مكه و عرفات و منى و غير آنها نيست.
استظلال نمايد. «(1)
آية اللَّه خويى: به حاشيه مسأله 165 مراجعه شود.
»(520)
174- بعد از آنكه محرم به منزل رسيد ولو در محلههاى جديد مكه كه از مسجدالحرام دور هستند مىتواند «(2)
آية اللَّه زنجانى: به حاشيه مسأله قبل مراجعه شود.
» براى رفتن به مسجدالحرام در ماشينهاى مسقف سوار شود يا زير سايه برود. «(3)»(م 490)
175- كسانى كه در مسجدالحرام براى حجّ محرم مىشوند تا عرفاً در منزل ومكّه هستند و در حال سير براى خارج شدن از مكّه نيستند مىتوانند استظلال نمايند. «(4)
آية اللَّه مكارم: در مكّه مانعى ندارد هر چند در حال حركت به سوى عرفات باشد.
آيةاللَّه زنجانى: به حاشيه مسأله 173 مراجعه شود.
»(س 508)
176- ميقات عمره مفرده (تنعيم) در خود مكّه واقع است بنابر اين كسى كه در آنجا براى عمره مفرده احرام بست مىتواند در اتوبوس سقفدار سوار شود و در خود مكّه به مسجدالحرام يا منزل يا جاى ديگر
1) - آية اللَّه سيستانى، آية اللَّه تبريزى: چنانكه در مسأله 165 گذشت بعد از رسيدن به مكّه هم بنا بر احتياط نمىتواند در حال حركت براى خود سايبان درست كند مثل اينكه چتر بردارد يا سوار ماشين مسقف شود بلى رفتن زير سايه ثابت مانعى ندارد.
2) - آية اللَّه نورى: چون مكه منزل است همين قدر كه محرم به مكه رسيد مىتواند در زير سايه قراربگيرد و در روز هم با ماشين مسقّف حركت كند و لازم نيست كه منتظر رسيدن به منزل و اتّخاذ منزل در مكّه باشد.
3) - تفصيل اين مسأله در ذيل مسأله 165 و 166 گذشت.
4) - به مسأله 165 و 166 مراجعه شود.
برود و در اينصورت استظلال مانع ندارد. «(1)
آية اللَّه تبريزى: احتياط لازم ترك استظلال در تنعيم و در حركت از آنجا تا مسجد الحرام يا محل اقامت است.
آية اللَّه سيستانى: حكم به جواز استظلال در مفروض سؤال بسيار مشكل است و احتياط ترك نشود.
آيةاللَّه زنجانى: به حاشيه مسأله 173 مراجعه شود.
آية اللَّه بهجت: به احتياط واجب تظليل جايز نيست.
»(س 510)
177- حرمت استظلال مخصوص به سايه بر سر قرار دادن است و اگر سايه فقط بر شانه بيفتد مانع ندارد. «(2)
آية اللَّه تبريزى، آيةاللَّه زنجانى: صدق مىكند.
»(م 516)
178- زير چتر حركت كردن در عرفات مثل مكّه و منى اشكال ندارد. «(3)
آية اللَّه زنجانى: اشكال دارد.
»(س 518)
179- در مكّه، رفتن در تونلهايى كه احداث شده و سفر كردن از داخل آنها مانع ندارد مگر خودش آن راه را اختيار كند و از زير سقف برود كه در اينصورت اشكال دارد. «(4)
آية اللَّه مكارم: در اين صورت هم مانعى ندارد.
نظرات آيات عظام در مسأله 173 گذشت.
آية اللَّه بهجت: اشكال ندارد.
آية اللَّه زنجانى: به حاشيه مسأله 172 رجوع شود.
»(س 519)
پوشيدن زيور براى زنان به قصد زينت. «(1)» 180- اگر زيور زينت باشد احتياط واجب «(2)
آية اللَّه سيستانى: اگر زيور به قصد زينت باشد حرام است و اگر به قصد زينت هم نباشد ولى عرفاً زينت حساب مىشود احتياط واجب در ترك است.
آية اللَّه فاضل: احتياط مستحب.
» آن است كه ترك كند هر چندقصد تزيين نداشته باشدبلكه حرمتآنخالى از قوت نيست. «(3)»(م 391)
181- زيورهايى را كه عادت داشته به پوشيدن آن قبل از احرام لازم نيست براى احرام بيرون بياورد. «(4)
آية اللَّه مكارم: ولى آن را بپوشاند.
»(م 392)
182- زيورهايى را كه عادت داشته به پوشيدن آن نبايد «(5)» به مرد نشان دهد حتى به شوهر خود.
(م 393)
1) - آية اللَّه زنجانى: حرمت پوشيدن زيور اگر زينت حساب شود اختصاص به بانوان ندارد.
2) - آيات عظام گلپايگانى، خويى، تبريزى، بهجت، صافى: پوشيدن زيور براى زينت بر بانوان محرمحرام است.
3) - آية اللَّه زنجانى: پوشيدن زيورى كه زينت محسوب شود بر مرد محرم حرام است و فقط دست كردن انگشتر زينتى اگر به قصد زينت نباشد اشكال ندارد، و در مورد بانوان حرمت پوشيدن زيور اختصاص به گوشواره و گردنبند دارد و اين دو نيز در دو مورد مستثنى است. 1- عادت به پوشيدن آنها داشته باشد. 2- آنها را قبل از احرام پوشيده باشد و پوشيدن ساير زيورآلات بر بانوان مكروه است و در هر حال اگر زيورى را پوشيد، نبايد آن را به مرد نشان دهد.
4) - آية اللَّه فاضل: اگر قصد زينت به آنها را نداشته باشد.
5) - آية اللَّه سيستانى: بنابر احتياط مستحب آنها را براى شوهرش و مردانى كه با او محرمند ظاهرنسازد و نشان ندهد.
پوشانيدن «(1)
آيةاللَّه زنجانى، آية اللَّه نورى: پوشاندن رو هر چند به چيزهاى غيرمتعارف مثل پوشال و گل نيز جايز نيست و جايز نيست با بادبزن روى خود را بپوشاند.
» زنصورت خود را.183- پوشانيدن رو را به هر چيز اگرچه چيزهاى غير متعارف باشد مثل پوشال و گل و چيزهاى ديگر جايز نيست بنابر احتياط، و جايز نيست با بادبزن روى خود را بپوشاند.
(م 428)
184- بعض رو در حكم تمام آن است و نبايد آن را بپوشاند. «(2)
آية اللَّه فاضل: بعض رو در حكم تمام است. و بنابر اقوى پوشاندن صورت در قسمت پايين آن يعنى از بينى تا چانه جايز نيست. و در قسمت بالايى آن به احتياط واجب.
آية اللَّه خامنهاى: بر زنان حرام است پوشاندن صورت به آنگونه كه بهطور معمول براى حفظ حجاب يا ناشناخته ماندن مىپوشانند و نيز پوشاندن فقط قسمتهايى از صورت كه براى اين منظورها پوشانده مىشود شامل گونهها و بين و دهان و چانه حرام است. و اما پوشاندن گوشههايى از بالا يا پايين صورت يا دو طرف آن بطورى كه پوشاندن صورت بر آن صدق نكند مانع ندارد، چه در نماز و چه در غير آن.
آية اللَّه مكارم: پوشانيدن بعض صورت به طورى كه نقاب و برقع به آن نگويند جايز است.
آية اللَّه تبريزى: بنابر احتياط.
آية اللَّه نورى: با توجه به حرمت پوشيدن صورت براى زنان در حال احرام چون چانه جزء صورت محسوب مىشود بايد مقنعه را طورى ببندد كه زير چانه قرار بگيرد چون زير چانه جزء صورت نيست.
»(م 429)
185- اگر دستهاى خود راروىصورتبگذارد مانعندارد. «(3)»
(م 430)
1) - آية اللَّه بهجت: در غير حال ضرورت مانند تحفّظ از مگس و نحو آن در حال خوابيدن.
2) - آية اللَّه سيستانى: به احتياط واجب، و لذا پوشيدن مقنعه كه اطراف صورت را مىگيرد خلافاحتياط است و همچنين جايز نيست بنابر احتياط خشك كردن صورت با حوله يا دستمال، هر چند همه صورت را نپوشاند، ولى تميز كردن بينى و مانند آن اشكال ندارد.
3) - آية اللَّه بهجت: دست گذاشتن روى صورت مانعى ندارد.
186- اگر روى خود را براى خوابيدن روى بالش بگذارد مانع ندارد. «(1)
آية اللَّه زنجانى: بلكه موقعى كه مىخواهد بخوابد مىتواند روانداز را روى صورتش بكشد، هرچند احتياط مستحب در ترك آن است.
»(م 431)
187- بنابر احتياط «(2)
آية اللَّه خويى، آية اللَّه فاضل: جايز نيست، مگر در حال ضرورت.
آية اللَّه مكارم، آية اللَّه زنجانى: پاك كردن صورت با حوله مانعى ندارد.
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: به نحوى كه صورت پوشيده نمىشود خشك كند.
آية اللَّه بهجت: اگر تدريجى باشد مانعى ندارد.
» زن نبايدصورت خود را با حوله پاك كند.(س 506)
188- زنها در حال احرام براى پوشيدن و در آوردن مقنعه سعى كنند كهصورتشان پوشيده نشود «(3)
آيةاللَّهسيستانى: پوشيدن مقنعه كه مقدارى از اطراف صورت را مىپوشاند به احتياط واجب جايز نيست.
آية اللَّه مكارم، آية اللَّه زنجانى: اين مقدار مانعى ندارد.
» و اگر عامداً و از روى علم پوشيده نشود مانع ندارد.(س 507)
189- در مورد حرمت پوشيدنصورت براى زنان در حال احرام «(4)»
1) - آية اللَّه نورى: زن محرم نمىتواند صورت خود را با حوله خشك و يا پاك كند چنانكه مرد محرم نمىتواند سر خود را با آن پاك يا خشك كند.
2) - آية اللَّه خامنهاى: اگر حوله را بر روى همه صورت بيندازد اشكال دارد و در غير اينصورت مانع ندارد.
3) - آية اللَّه بهجت: تحفّظ آن از رسيدن به صورت لازم نيست.
4) - آية اللَّه خامنهاى: تفصيل مسأله حرمت پوشيدن رو، ذيل مسأله 184 گذشت.
زيرچانهصورت محسوب نمىشود لكن پوشيدن مقنعهاى كه چانه را مىپوشاند اشكال دارد. «(1)
آية اللَّه بهجت: جزء صورت است كه نبايد پوشانده شود و بعض صورت نيز در حكم تمام آن است ولى دست گذاشتن روى صورت مانعى ندارد.
»(س 505)
190- كسى كه حجش را باطل كند اگر حج فاسد شده را به اتمام رسانده «(2)» از احرام خارج شده وگرنه در احرام باقى است. «(3)
آية اللَّه مكارم: يا در بعضى از موارد كه وظيفه او تبديل به عمره مفرده است، عمره مفرده را به پايان برساند.
آيةاللَّه فاضل: و بايد با اعمال عمره مفرده از احرام خارج شود و تا اعمال تمام نشده، محرمات احرام را رعايت كند.
»(م 489)
191- در بين مردم معروف است كه محرم نبايد به كسى دستور بدهد، مثلًا نبايد به كسى بگويد يك ليوان آب يا چاى يا چيز ديگر به من بدهيد و بايد خودش بردارد، اگر در حال احرام چنين درخواستى از دوست خود يا غيره بكند اشكال ندارد.
(س 527)
192- شرايطى كه براى هدى است كه در حج تمتع بايد ذبح كند «(4)» هيچيك در حيوانى كه براى كفاره تقصير بايد قربانى كند معتبر نيست پس مىتواند گوسفند خصى و معيوب را براى كفاره قربانى كند. «(5)»
(م 1327)
193- مصرف كفارات: فقراء و مساكين هستند. «(6)
آية اللَّه گلپايگانى: متن مطابق احتياط است.
آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: بايد مؤمن باشند.
آيةاللَّه فاضل: مصرف كفاره فقير مؤمن است.
آية اللَّه مكارم: احتياط آن است كه كفاره غير سادات به سادات داده نشود.
»(م 1329)
1) - آية اللَّه مكارم: اشكال ندارد.-
2) - آية اللَّه زنجانى: يا اگر وظيفه او انجام اعمال عمره مفرده است، آن اعمال را انجام داده.
3) - آيات عظام سيستانى، خوئى، تبريزى: اگر حج خود را باطل كند احرامش باطل مىشود.
4) - آية اللَّه زنجانى: در حيوان كفاره نيز واجب است.
5) - آية اللَّه بهجت: هر چند احتياط اين است كه آن شرايط در كفاره نيز مراعات شود.
6) - آية اللَّه سيستانى: بايد مسلمان بلكه به احتياط واجب مؤمن باشند مگر اينكه مؤمن مستحق پيدا نشود كه مىتوان به ضعفاى غير ناصبى داد.
«(1)»
194- اوّل: همينكه حاجى به حرم رسيد، پياده شده و به جهت دخول حرم غسل نمايد.
دوّم: از براى تواضع و فروتنى نسبت به حضرت حق جلَّ و علا پا برهنه شده و نعلين خود را در دست گرفته داخل حرم شود و اين عمل ثواب زيادى دارد.
سوّم: وقت دخول حرم اين دعا را بخواند:
«اللَّهُمَّ إِنَّكَ قُلْتَ فِي كِتابِكَ الْمُنْزَلِ وَ قَوْلُكَ الْحَقُّ وَ أَذِنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِ يَأْتُوكَ رِجالًا وَ عَلى كُلِ ضامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِ فَجٍ عَمِيقٍ، اللَّهُمَّ وَ إِ نِي أَرْجُو أَنْ أَكُونَ مِمَّنْ أَجَابَ دَعْوَتَكَ، وَ قَدْ جِئْتُ مِنْ شُقَّةٍ بَعِيدَةٍ وَ مِنْ فَجٍ عَمِيقٍ، سامِعاً لِنِدائِكَ وَ مُسْتَجِيباً لَك، مُطِيعاً لِأَمْرِكَ، وَ كُلُّ ذَلِكَ بِفَضْلِكَ عَلَيَّ وَ إِحْسانِكَ إِلَيَّ، فَلَكَ الْحَمْدُ عَلى ما وَفَّقْتَنِي لَه، أَبْتَغِي بِذلِكَ الزُّلْفَةَ عِنْدَكَ، وَ الْقُرْبَةَ إِلَيْك، وَ الْمَنْزِلَةَ لَدَيْكَ، وَ الْمَغْفِرَةَ لِذُنُوبِي، وَ التَّوْبَةَ عَلَيَّ مِنْها بِمَنِكَ، اللَّهُمَّصَلِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ حَرِمْ
1) - آية اللَّه مكارم: بقصد رجاء انجام دهد.
بَدَنِي عَلَى النَّارِ، وَ آمِنِي مِنْ عَذابِكَ وَ عِقابِكَ بِرَحْمَتِكَ، يا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ»
چهارم: وقت دخول حرم مقدارى از علف (اذخر) گرفته آن را بجود.
(م 528)
195- براى دخول مكه معظمه نيز مستحب است مكلّف غسل بنمايد. و هنگاميكه وارد مكه مىشود با حالت تواضع وارد شود، و كسى كه از راه مدينه برود از بالاى مكه داخل شده و وقت بيرون آمدن از پائين آن بيرون آيد.
(م 529)
196- مستحب است مكلّف براى دخول مسجد الحرام غسل بنمايد «(1)» و همچنين مستحب است با پاى برهنه و با حالت سكينه و وقار وارد شود و هنگام ورود از در «بني شيبه» وارد شود و گفتهاند كه باب بني شيبه در حال كنونى مقابل باب السّلام است بنابراين نيكو اين است كه شخص از باب السّلام وارد شده و مستقيماً بيايد تا از ستونها بگذرد.
و مستحب است بر در مسجد الحرام ايستاده بگويد:
1) - آية اللَّه سيستانى: استحباب اين غسل ثابت نيست.
«السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّها النَّبِيُّ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكاتُهُ، بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ مِنَ اللَّهِ وَ ما شاءَ اللَّهُ، وَ السَّلامُ عَلى رَسُولِ اللَّهِ وَ آلِهِ، وَ السَّلامُ عَلى إِ بْراهِيمَ وَ آلِهِ، وَ السَّلامُ عَلى أَنْبِياءِ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِ الْعالَمِينَ»
و در روايت ديگر وارد است كه نزد در مسجد بگويد:
«بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ مِنَ اللَّهِ وَ ما شاءَ اللَّهُ وَ عَلى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِصَلَّى اللَّهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ وَ خَيْرُ الْأَسْماءِ لِلَّهِ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ، وَالسَّلامُ عَلى رَسُولِ اللَّهِصَلَّى اللَّهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ، السَّلامُ عَلى مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّها النَّبِيُّ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكاتُهُ، السَّلامُ عَلى أَنْبِياءِ اللَّهِ وَ رُسُلِه، السَّلامُ عَلى إِ بْراهِيمَ خَلِيلِالرَّحْمان، السَّلامُ عَلَى الْمُرْسَلِينَ وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ، السَّلامُ عَلَيْنا وَ عَلى عِبادِ اللَّهِ الصَّالِحِين، اللَّهُمَّصَلِ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّد، وَبارِكْ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّد، وَارْحَمْ مُحَمَّداً وَآلَمُحَمَّد، كَماصَلَّيْتَ وَبارَكْتَ وَتَرَحَّمْتَ عَلى إِ بْراهِيمَ وَ آلِ إِ بْراهِيم، إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيد، اللَّهُمَّصَلِ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَرَسُولِكَ، وَ عَلى إِ بْراهِيمَ خَلِيلِكَ، وَ عَلى أَ نْبِيائِكَ وَ رُسُلِكَ، وَ سَلِمْ عَلَيْهِمْ وَ سَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلِين، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِ الْعالَمِين، اللَّهُمَّ افْتَحْ لِي أَبْوابَ رَحْمَتِكَ، وَ اسْتَعْمِلْنِي فِي طاعَتِكَ وَ مَرْضاتِكَ، وَ احْفَظْنِي بِحِفْظِ الْإِيمانِ أَبَداً ما أَبْقَيْتَنِي، جَلَّ ثَناءُ وَجْهِكَ، الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنِي مِنْ وَفْدِهِ وَ زُوَّارِه، وَ
جَعَلَنِي مِمَّنْ يَعْمُرُ مَساجِدَهُ، وَ جَعَلَنِي مِمَّنْ يُناجِيهِ، اللَّهُمَّ إِ نِي عَبْدُكَ وَزائِرُكَ فِي بَيْتِكَ، وَ عَلى كُلِ مَأْتِيٍ حَقٌّ لِمَنْ اتَاهُ وَزارَهُ، وَ أَ نْتَ خَيْرُ مَأْتِيٍ، وَ أَكْرَمُ مَزُورٍ، فَأَسْأَلُكَ يا اللَّهُ، يا رَحْمانُ، وَ بِأَنَّكَ أَ نْتَ اللَّهُ لا إِلَهَ إِلَّا أَ نْتَ، وَحْدَكَ لا شَرِيكَ لَكَ، وَ بِأَ نَّكَ واحِدٌ أَحَدٌصَمَد، لَمْتَلِدْ وَلَمْتُولَدْ، وَلَمْ يَكُنْ لَكَ كُفُواً أَحَد، وَأَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُكَ وَ رَسُولُكَصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ عَلى أَهْلِ بَيْتِه، يا جَوادُ ياكَرِيم، ياماجِدُ ياجَبَّارُ يا كَرِيم، أَ سْأَ لُكَ أَنْ تَجْعَلَ تُحْفَتَكَ إِيَّايَ بِزِيارَتِي إِيَّاكَ أَوَّلَ شَيْءٍ تُعْطِينِي فَكاكَ رَقَبَتِي مِنَ النَّارِ».
پس سه مرتبه مىگويد:
«اللَّهُمَّ فُكَّ رَقَبَتِي مِنَ النَّار».
پس مىگويد:
«وَ أَوْسِعْ عَلَيَّ مِنْ رِزْقِكَ الْحَلالِ الطَّيِبِ، وَ ادْرَأْ عَنِي شَرَّ شَياطِينِ الْإِنْسِ وَ الْجِنِ، وَ شَرَّ فَسَقَةِ الْعَرَبِ وَ الْعَجَم».
پس داخل مسجد الحرام شود و رو به كعبه دستها را بلند نموده و بگويد:
«اللَّهُمَّ إِ نِي أَسْأَ لُكَ فِي مَقامِي هَذا فِي أَوَّلِ مَناسِكِي، أَنْ تَقْبَلَ تَوْبَتِي وَ أَنْ تَجاوَزَ عَنْ خَطِيئَتِي، وَ تَضَعَ عَنِي وِزْرِي، الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي بَلَّغَنِي بَيْتَهُ الْحَرامِ، اللَّهُمَّ إِ نِي أَشْهَدُ أَنَّ هَذا بَيْتُكَ الْحَرامُ الَّذِي جَعَلْتَهُ مَثابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً وَ مُبارَكاً وَ هُدًى
لِلْعالَمِينَ، اللَّهُمَّ إِ نِي عَبْدُك، وَ الْبَلَدُ بَلَدُك، وَ الْبَيْتُ بَيْتُك، جِئْتُ أَطْلُبُ رَحْمَتَك، وَ أَؤُمُّ طاعَتَكَ، مُطِيعاً لِأَمْرِكَ، راضِياً بِقَدَرِكَ، أَسْأَ لُكَ مَسْأَ لَةَ الْمُضْطَرِ إِلَيْك، الْخائِفِ لِعُقُوبَتِك، اللَّهُمَّ افْتَحْ لِي أَبْوابَ رَحْمَتِكَ، وَ اسْتَعْمِلْنِي بِطاعَتِكَ وَ مَرْضاتِك».
بعد خطاب مىكند بسوى كعبه و مىگويد:
«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي عَظَّمَكِ وَ شَرَّفَكِ وَ كَرَّمَكِ وَ جَعَلَكِ مَثابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً مُبارَكاً وَ هُدًى لِلْعالَمِينَ».
و مستحب است وقتى كه محاذى حجر الأسود شد بگويد:
«أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَه، وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُه، آمَنْتُ بِاللَّهِ وَ كَفَرْتُ بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوت، وَبِاللَّاتِ وَالْعُزّى، وَعِبادَةِ الشَّيْطانِ، وَعِبادَةِ كُلِّ نِدٍّ يُدْعى مِنْدُونِ اللَّهِ».
و هنگامى كه نظرش به حجر الاسود افتاد متوجه بسوى او شود و بگويد:
«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدانا لِهَذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانا اللَّهِ، سُبْحانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ، لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ، يُحْيِي وَ يُمِيتُ، وَ يُمِيتُ وَ يُحْيِي، وَ هُوَ حَيٌّ لا يَمُوتُ، بِيَدِهِ الْخَيْرُ، وَ هُوَ عَلى كُلِ شَيْءٍ قَدِير، اللَّهُمَّصَلِ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد، وَ بارِكْ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد، كَأَفْضَلِ مَاصَلَّيْتَ وَ بَارَكْتَ وَ
تَرَحَّمْتَ عَلى إِ بْراهِيمَ وَ آلِ إِ بْراهِيم، إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ، وَ سَلامٌ عَلى جَمِيعِ النَّبِيِينَ وَ الْمُرْسَلِين، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِ الْعالَمِينَ، اللَّهُمَّ إِ نِي أُومِنُ بِوَعْدِكَ، وَ أُصَدِقُ رُسُلَكَ، وَ أَتَّبِعُ كِتابَكَ».
و در روايت معتبر وارد است كه وقتى كه نزديك حجر الأسود رسيدى دستهاى خود را بلند كن و حمد و ثناى الهى را بجا آور، وصلوات بر پيغمبر بفرست و از خداوند عالم بخواه كه حج تو را قبول كند پس از آن حجر را بوسيده و استلام نما. و اگر بوسيدن ممكن نشد استلام نما، و اگر آن هم ممكن نشد اشاره به آن كن و بگو:
«اللَّهُمَّ أَمانَتِي أَدَّيْتُها، وَ مِيثاقِي تَعاهَدْتُهُ لِتَشْهَدَ لِي بِالْمُوافاة، اللَّهُمَّ تَصْدِيقاً بِكِتابِكَ، وَ عَلى سُنَّةِ نَبِيِك، أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ، وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، آمَنْتُ بِاللَّهِ وَ كَفَرْتُ بِالْجِبْتِ وَ الطَّاغُوتِ، وَ بِاللَّاتِ وَ الْعُزّى، وَ عِبادَةِ الشَّيْطانِ وَ عِبادَةِ كُلِ نِدٍ يُدْعى مِنْ دُونِ اللَّه»
و اگر نتوانى همه را بخوانى بعضى را بخوان و بگو:
«اللَّهُمَّ إِلَيْكَ بَسَطْتُ يَدِي، وَ فِيما عِنْدَكَ عَظُمَتْ رَغْبَتِي، فَاقْبَلْ سَيْحَتِي، وَ اغْفِرْ لِي وَ ارْحَمْنِي، اللَّهُمَّ إِ نِي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْكُفْرِ وَ الْفَقْرِ وَ مَواقِفِ الْخِزْيِ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ».
(م 530)
كسى كه محرم شد به احرام عمره تمتع و وارد مكه معظّمه شد اول چيزى كه از اعمال عمره بر او واجب است آن است كه طواف كند به دور خانه كعبه براى عمره تمتع.
(ص 216)
197- طواف عبارت است از هفت مرتبه دور خانه كعبه گرديدن بنحوى كه خواهد آمد، و هر دورى را شوط مىگويند، پس طواف عبارت از هفت شوط است.
(م 531)
198- طواف از اركان عمره است، و كسى كه آن را از روى عمد ترك كند تا وقتى كه فوت شود وقت آن، عمره او باطل است چه عالم به مسأله باشد و چه جاهل باشد. «(1)
آية اللَّه سيستانى: بنابر احتياط جاهل به حكم بايد يك شتر كفاره بدهد.
آيةاللَّه فاضل: عمره تمتع او باطل مىشود، ولى احرام او باقى مىماند كه براى خروج از احرام بايد اعمال عمره مفرده را تمام كند.
آية اللَّه زنجانى: چه عالم به اصل وجوب طواف باشد و چه جاهل به آن ولى كسى كه به خاطر جهل به احكام فرعى طواف، آن را به صورت باطل انجام داده و طواف صحيح را ترك كرده، در بعضى صورتها عمرهاش باطل نمىشود و تفصيل آن در ضمن مسائل طواف خواهد آمد. و كسى كه عمره تمتعِ او باطل مىشود بايد حج افراد و پس از آن، عمره مفرده بهجا آورد، هرچند عمره تمتع او مستحبى باشد و اگر در ترك طواف معذور نبوده، كفايت از حجةالاسلام نمىكند.
»(م 532)
1) - آية اللَّه بهجت: و وجوب ذبح يك شتر مطلقا حتى در حال علم و عمد موافق احتياط است.
199- شخص مريض را كه طواف مىدهند بايد مراعات شرايط و احكام طواف را به مقدارى كه براى او ممكن است بكنند.
(م 538)
واجبات طواف:
1- نيّت، 2- طهارت از حدث اكبر و اصغر، 3- طهارت بدن و لباس، 4- ختنه براى مردان، 5- ستر عورت، 6- شروع طواف از حجر الاسود، 7- ختم نمودن آن به حجرالاسود، 8- قرار گرفتن خانه كعبه در طرف چپ طواف كننده. 9- داخل كردن حجراسماعيل در طواف. 10- بودن طواف بين خانه كعبه و مقام ابراهيم. 11- خروج طوافكننده از خانه كعبه و آنچه از آن محسوب است. 12- هفت دور طواف نه كمتر و نه زيادتر. «(1)» واجبات طواف دو قسم است:
قسم اول- چيزهايى كه شرط طواف است و آن پنج امر است:
اول- نيت است يعنى بايد طواف را با قصد خالص براى خدا بجا آورد. «(2)
آية اللَّه مكارم: براى عمره تمتّع يا حج و غير آن.
آية اللَّه فاضل: و نيز نيت كند كه هفت دور طواف خانه كعبه انجام مىدهم براى عمره تمتّع از حجة الإسلام يا حج استحبابى.
»(ص 218)
1) - آية اللَّه زنجانى: رعايت امور ديگرى نيز در طواف واجب معتبر است. 1- موالات بين اجزاى طواف. 2- اختيارى بودن طواف. 3- ترتيب بين اجزاى طواف. 4- حفظ كردن عدد اشواط. 5- اجتناب زنان از زدن نقاب. و چون طواف كننده در معرض ديد ناظر محترم است بايد خود را بپوشاند اما اين امر جزء واجبات طواف نيست.
2) - نظر آيات عظام در مسائل مربوط به كيفيت نيّت در بحث نيت در احرام گذشت.
200- نيت را لازم نيست به زبان بياورد و لازم نيست به قلب بگذراند، بلكه همانكه بنا دارد اين عمل را بجا آورد و با اين بنا بجا آورد، كفايت مىكند و به عبارت ديگر، نيت در عبادت و كارهاى ديگر در اين جهت فرق ندارد، پس همانطور كه انسان با قصد آب مىخورد و راه مىرود عبادت را اگر همانطور بجا آورد با نيت بجا آورده. «(1)»
(م 539)
دوم- آن است كه طاهر باشد از حدث اكبر مثل جنابت و حيض و نفاس و از حدث اصغر يعنى بايد با وضو باشد. «(2)»
(ص 219)
201- طهارت از حدث اكبر و اصغر در طواف واجب شرط است، چه طواف عمره باشد يا طواف حج يا طواف نساء، حتى در عمره و حج مستحب «(3)» كه پس از احرام بستن واجب است آن را تمام كند.
(م 545)
202- طواف- يعنى هفت دور اطراف خانه كعبه گرديدن- مستحب است و بلكه هرچه شخص بتواند طواف كند خوب «(4)» است. و در اين طواف طهارت شرط نيست.
(م 547)
1) - آية اللَّه زنجانى: در نيت طواف رعايت سه امر معتبر است: قصد طواف، تعيين نوع طواف، قصد قربت و خلوص و كافى است اين امور به صورت اجمالى در نيت او باشد.
2) - آية اللَّه نورى: و اگر وضو ممكن نيست تيمّم كند.
3) - آية اللَّه مكارم: يعنى در طواف عمره و حج مستحب، طهارت لازم است.
4) - آيةاللَّه زنجانى، آية اللَّه مكارم: بهتر است هنگام ازدحام جمعيّت براى طواف واجب، طواف مستحبرا ترك كنند.
203- اگر در اثناى طواف حدث عارض شود پس اگر پس از تمام شدن دور چهارم است بايد طواف را قطع كند و طهارت تحصيل كند و از همانجا كه طواف را قطع كرده تمام كند. «(1)
اوّل: حدث قبل از رسيدن به نصف طواف باشد، در اين صورت طواف باطل مىشود كه بايد بعد از تحصيل طهارت آن را از سر بگيرد، خواه محدث شدن اختيارى باشد يا بدون اختيار.
دوّم: پس از رسيدن به نصف و قبل از تمام شدن دور چهارم باشد، كه در اين صورت بنابر احتياط واجب پس از وضو طواف را تمام كند و نماز آن را بخواند و دوباره طواف ديگر كند و نماز آن را نيز بخواند، خواه حدث با اختيار باشد يا بدون اختيار.
سوم: بعد از تمام شدن دور چهارم اختياراً خود را محدث كند، كه در اين صورت نيز مثل صورت دوّم احتياط كند.
چهارم: پس از تمام شدن دور چهارم بىاختيار محدث شود، در اين صورت پس از تحصيل طهارت، طواف را از آنجايى كه محدث شده تمام كند، و صحيح است. و در اين مسأله فرقى بين حدث اصغر و اكبر نيست.
آيةاللَّه خامنهاى: اگر پيش از تمام شدن نصف دوره چهارم، حدث اصغر عارض شود واجب است قطع كند طواف را و بعد از طهارت آن را اعاده كند و در صورتىكه بعد از نصف دور چهارم و قبل از پايان اين دور عارض شود، بايد طواف را قطع و بعد از طهارت اگر موالات عرفيه باقى است طواف را تكميل كند و اگر موالات بههم خورده طواف كاملى را بهقصد اعم از تمام و اتمام انجام دهد و در هر دو صورت مىتواند طواف اول را رها كند و از نو طواف ديگرى انجام دهد و حكم عروض حدث پس از پايان دور چهارم نيز همين است، گرچه در اين صورت اگر موالات عرفيه به هم خورده باشد، احتياط در اتمام طواف و اعاده آن است.
آية اللَّه خويى: اگر حدث بعد از تمامى دور چهارم و بدون اختيار باشد، كه در اين صورت طواف را قطع نموده و طهارت گرفته و طواف را از همانجا كه قطع نموده ادامه مىدهد. و اگر حدث بعد از نصف و پيش از تمامى دور چهارم طواف، يا بعد از تمامى دور چهارم و اختيارى باشد، كه احوط در اين دو صورت اين است كه طواف خود را پس از طهارت از جايى كه قطع نموده تمام كرده سپس اعادهاش نمايد. و بجاى اين احتياط اگر اين كار را بكند كافى است كه پس از قطع طواف و طهارت، يك طواف كامل بقصد اعم از تمام كردن طواف پيش و يك طواف كامل جديد بجا آورد.
آية اللَّه تبريزى: اگر حدث قبل از رسيدن به نصف و از روى اختيار باشد طواف را از سر مىگيرد و در غير اين صورت احتياط واجب اين است كه وضو گرفته و طواف را تكميل كند و پس از نماز طواف آن را اعاده نمايد و كافيست يك طواف كامل به نيت اعم از تمام و اتمام بجا آورد.
آية اللَّه بهجت: آنكه حدث بعد از تجاوز از نصف از روى سهو و غفلت باشد، كه در اين صورت طواف را قطع نموده و طهارت گرفته و طواف را از همانجا كه قطع نموده ادامه مىدهد و در صورتى كه بعد از تجاوز از نصف و از روى عمد باشد حكم به ادامه طواف بعد از قطع آن مورد تأمل است.
آية اللَّه سيستانى: اگر بدون اختيار پس از تمام شدن شوط چهارم محدث شود، بايد طوافش را قطع نمايد و بعد از تحصيل طهارت از همانجا كه قطع كرده ادامه دهد و به اتمام برساند. و اگر از روى اختيار باشد احتياط واجب اين است كه طوافش را قطع نمايد و بعد از تحصيل طهارت از همانجا كه قطع كرده ادامه دهد و به اتمام برساند، و سپس طواف را اعاده نمايد.
آية اللَّه زنجانى: اگر در بين طواف حدث عارض شد چنانچه حدث اختيارى باشد طواف باطل مىشود و بايد پس از طهارت آن را از سر گرفت و چنانچه غير اختيارى باشد سه صورت دارد: اول: قبل از رسيدن به نيمه شوط چهارم، در اين صورت بايد بعد از تحصيل طهارت طواف را از سر گرفت. دوم: پس از پايان شوط چهارم، در اين صورت بايد بعد از طهارت طواف قبلى را از جايى كه محدث شده تكميل كند. سوم: پس از رسيدن به نصف طواف و قبل از اتمام شوط چهارم، در اين صورت بايد بعد از طهارت طواف قبل را تكميل كرده مجدداً يك طواف كامل بجا آورد. و در اين تفصيل فرقى بين حدث اصغر و حدث اكبر نيست و از اينجا حكم مسأله بعد نيز روشن مىشود.
»(م 549)
1) - آية اللَّه فاضل: اگر در بين طواف واجب حدث عارض شود مسأله چهار صورت دارد:
204- اگر در فرض سابق پيش از تمام شدن دور چهارم، «(1)
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: پس اگر به سه شوط و نيم نرسيده طواف او باطل است و بايد بعد از وضو يا غسل يا بعد از رفع عذر طواف را از سر بگيرد. و اگر از سه شوط و نيم گذشته و به چهار شوط نرسيده احتياط به اتمام و اعاده طواف با نمازهاى آن ترك نشود.
آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: اگر حدث پيش از رسيدن به نصف طواف باشد، در اين صورت طواف باطل و لازم است پس از طهارت اعاده شود.
آية اللَّه خامنهاى: اگر پيش از تمام شدن نصف دور چهارم حدث اصغر عارض شود واجب است كه قطع كند طواف را و بعد از طهارت آن را اعاده كند و در صورتى كه بعد از نصف دور چهارم و قبل از پايان اين دور عارض شود باز هم بايد طواف را قطع و بعد از طهارت اعاده كند لكن به نيت مافى الذمّه.
آية اللَّه سيستانى: اگر قبل از تمام شدن شوط چهارم باشد، طوافش باطل است و بايد پس از تحصيل طهارت آن را دوباره انجام دهد.
» حدث1) - آية اللَّه بهجت: اگر پيش از تمام شدن نصف طواف حدث عارض شود طواف را قطع كند، پس ازتحصيل طهارت آن را اعاده كند.
عارض شود احتياط واجب «(1)» آن است كه تمام كند طواف را و اعاده كند، و اين حكم در حدث اصغر است. «(2)
آية اللَّه زنجانى: تفصيل اين مسأله در حاشيه مسأله قبل گذشت.
»(م 550)
205- اگر عذر داشته باشد از وضو و غسل، «(3)
آية اللَّه زنجانى، آيةاللَّه فاضل: بنابر احتياط بايد صبر كند تا عذر او بر طرف شود و اگر از زوال عذر مأيوس شد با تيمم طواف كند بلى قبل از يأس از زوال عذر مىتواند رجاءً با تيمم طواف نمايد پس اگر تا آخر عذر او ادامه داشت به آن طواف اكتفا كند.
» واجب است تيمم كند بدل از وضو يا بدل از غسل. «(4)آية اللَّه فاضل: و وقت طواف تنگ شود ....
»(م 552)
1) - آية اللَّه مكارم: وظيفه او فقط اعاده است و اتمام طواف سابق لازم نيست.
2) - نظرى كه از آية اللَّه سيستانى در اين دو مسأله نقل شد اختصاص به حدث اصغر ندارد.
3) - آية اللَّه مكارم: اگر عذر داشته باشد و نتواند صبر كند تا عذر برطرف شود.
4) - آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: در غسل غير جنابت علاوه بر تيمم بدل از غسل در صورت تمكن بايد وضو هم بگيرد، وگرنه بايد يك تيمم ديگر بجاى وضو بجا آورد. و جنب متيمّم بنا بر احتياط مستحب نايب هم بگيرد.
206- اگر محدث به حدث اصغر يا اكبر بوده و شك كند كه وضو گرفته يا نه يا غسل كرده يا نه بايد در فرض اول وضو بگيرد و در فرض دوم غسل كند.
(م 556)
سوّم: طهارت بدن و لباس است از نجاست. «(1)
آيةاللَّه خامنهاى: بدن و لباس طوافكننده بايد از خون و نيز از ساير نجاسات بنابر احتياط پاك باشد.
»(ص 255)
207- احتياط واجب «(2)
آية اللَّه خامنهاى: خونى كه در نماز معفوّ است در طواف هم معفو است و در چيزهايى از قبيل جوراب و عرقچين و نيز دستمال و انگشتر طهارت شرط نيست.
آية اللَّه زنجانى: رعايت اين احتياط مستحب است.
» آن است كه از نجاساتى كه در نماز عفو شده- مثل خون كمتر از درهم «(3)» و جامهاى كه با آن نتوان «(4)آية اللَّه مكارم: نجسبودن اين لباسهاى كوچك ضررى ندارد ولى خون كمتر از درهم معاف نيست.
آية اللَّه سيستانى: همراه داشتن چيز متنجس در طواف مانع ندارد.
» نماز خواند مثل عرقچين و جوراب حتى انگشتر «(5)» نجس- اجتناب كند.(م 562)
1) - آيةاللَّه زنجانى: رعايت اين امر در طواف مستحب لازم نيست.
2) - آية اللَّه فاضل: ظاهر آن است كه ....
3) - آية اللَّه زنجانى: خون كمتر از درهم در صورتى معفو است كه از دماء ثلاثه نباشد والا مانع نماز وطواف واجب است.
4) - آيات عظام خويى، بهجت، تبريزى: طواف در جامهاى كه با آن نتوان نماز خواند[ يعنى ساتر نباشد مانند مثالهاى مذكور در متن] اگر نجس باشد مانع ندارد. و همچنين بودن چيز نجس همراه انسان در طواف مانعى ندارد.
5) - آية اللَّه فاضل: طهارت در انگشتر و مانند آن كه عرفاً به آن لباس نمىگويند شرط نيست، و همينطور بودن چيز نجس همراه انسان در صورت جهل به مسأله در طواف مانعى ندارد.
208- در خون قروح و جروح «(1)» اگر تطهير آن مشقت داشته باشد لازم نيست تطهير كند. «(2)
آيات عظام خويى، بهجت، تبريزى: متعرض اين فرع نشدهاند.
آية اللَّه زنجانى: بر كسى كه در بدنش زخم يا جراحت يا دملى است كه خوب نشده است لازم نيست براى طواف و نماز، آن زخم يا دمل و قسمتهايى از بدن و لباس را كه معمولًا از آن خون نجس مىشود تطهير كند، و اگر خوب شده بايد بدن و لباس را تطهير كند مگر اين كار براى او ضرر داشته يا حرجى باشد، و از اين حكم مسأله بعد نيز روشن مىشود.
»(م 563)
209- در خون قروح و جروح تا آن اندازهاى كه مىشود تطهير كرد و لباس را عوض كرد احتياط واجب آن است كه تطهير كند يا جامه را عوض كند.
(م 564)
210- اگر طواف كند و بعد از آنكه از طواف فارغ شد علم پيدا كند به نجاست در حال طواف اظهر آن است كه طوافشصحيح است.
(م 566)
211- اگر در بين طواف نجاستى ببدن يا لباس او عارض شود اظهر آن است كه دست از طواف بردارد و جامه يا بدن را تطهير كند و طواف را از همانجا تمام كند، و طواف اوصحيح است. «(3)
آية اللَّه مكارم: خواه قبل از تكميل شوط چهارم باشد يا بعد از آن.
آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: هرگاه نجس بودن بدن يا لباس خود را نمىدانسته و در اثناى طواف دانست يا آنكه پيش از فراغت از طواف، بدن يا لباسش نجس شد، اگر جامه پاكى داشته باشد همان جا جامه نجس را كنده و با جامه پاك طواف خود را تمام نمايد، و چنانچه جامه پاك همراه نداشته باشد. و اگر اين حادثه بعد از تمام شدن شوط چهارم بوده، طواف را قطع نموده و پس از ازاله نجاست از بدن يا لباس باقيمانده طواف را بجا آورد. و چنانچه علم به نجاست يا حدوثش پيش از تمام شدن شوط چهارم باشد، باز هم طواف را قطع و نجاست را ازاله نموده و بنابر احتياط يك طواف كامل بقصد اعم از تمام يا اتمام بجا آورد.
آية اللَّه خامنهاى: اگر بدون رها كردن طواف تطهير ممكن نباشد بايد دست از طواف بردارد و جامه يا بدن را تطهير كند و فوراً برگردد و طواف را از همانجا تمام كند و طواف او صحيح است.
»(م 568)
1) - آية اللَّه سيستانى: اگر تطهير آن حرجى باشد.
2) - آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: و احتياط آن است كه هم خودش با آن حال طواف كند و هم نايب بگيرد تا براى او طواف نمايد.
3) - آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: اگر در بين طواف لباس يا بدنش نجس شود يا بفهمد كه از پيش نجس بوده و بدون رها كردن طواف شستن آن ممكن نباشد، طواف را رها نمايد، و اگر چهار دور طواف كرده بعد از تطهير بدن يا لباس بقيه طواف را تمام كند، و اگر به سه دور و نيم نرسيده طواف او باطل است و بايد بعد از تطهير از سر بگيرد و اگر از سه دور و نيم گذشته و چهار دور را تمام نكرده احتياط آن است كه بعد از تطهير از همانجا كه رها كرده طواف را تمام كند و نماز طواف را بخواند و دوباره طواف و نماز آن را بجا آورد.
212- اگر فراموش كند نجاست را و طواف كند، احتياط «(1)
آية اللَّه مكارم: در فرض فراموشى اعاده ندارد.
آيةاللَّه خامنهاى: طوافش صحيح است، ولى اگر نماز طواف را هم با بدن و لباس نجس خوانده، بايد آن را دوباره بخواند، و احتياط آن است كه در اين صورت طواف را نيز بار ديگر بهجا آورد.
آيات عظام خويى، تبريزى، سيستانى: بنابر اظهر طوافش صحيح است و اگر در اثناء يادش بيايد، حكم علم به نجاست در اثناء را دارد.
آية اللَّه بهجت: صحّت طواف خالى از وجه نيست. در فرضى كه بعد از طواف يادش بيايد و مسأله بيادآوردن بين نماز را متعرّض نشدهاند.
آية اللَّه زنجانى: بنابر احتياط مؤكد استحبابى اعاده كند. و اگر در بين طواف يادش بيايد آنچه انجام داده صحيح است و بايد پس از طهارت طوافش را تكميل كند و بنابر احتياط مؤكد استحبابى در اين صورت نيز طواف را اعاده نمايد و اگر بعد از نماز يادش آمد، اعاده نماز واجب است.
» واجب اعاده است، و همينطور است اگر در بين طواف يادش بيايد. «(2)آيةاللَّه خامنهاى: اگر بدون رها كردن طواف، تطهير ممكن نباشد، بايد دست از طواف بردارد و جامه يا بدن را تطهير كند و فوراً برگردد و طواف را از همانجا تمام كند و طواف او صحيح است.
»(م 571)
چهارم- ختنه كردن است در حق مردان و اين شرط در زنها نيست، و احتياط «(1)
آية اللَّه گلپايگانى: واجب است.
آيةاللَّه فاضل: طواف طفل مميزى كه ختنه نشده، صحيح نيست و از غير مميز بنابر احتياط صحيح نيست، هرچند احرام آنها صحيح است.
آية اللَّه خامنهاى: و در اين حكم فرقى بين بالغ و غير بالغ نيست.
آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: احوط بلكه اظهر اين است كه بچه مميز كه خوب و بد را تشخيص مىدهد، اگر شخصاً محرم شود بايد ختنه كرده باشد، و اما اگر بچه مميز نباشد، اعتبار ختان در او ظاهر نيست، اگرچه اعتبارش احوط است.
» واجب آن است كه درباره بچههاى نابالغ نيز مراعات شود. «(2)»(ص 228)
پنجم- ستر عورت «(3)
آية اللَّه خامنهاى: بنابر احتياط واجب ستر عورت در طواف شرط است.
» است، پس اگر بدون ساتر عورت طواف كند باطل است، «(4)» و معتبر است در آن اباحه، «(5)آية اللَّه بهجت: طواف در لباس غصبى جايز نيست و در صحّت آن تأمّل و احتياط است خصوصاً در ساتر.
» پس با ساتر غصبى طواف1) - آية اللَّه سيستانى: اگر مميّز باشد ختنه معتبر است و اگر نباشد احتياط مستحب است.
2) - آية اللَّه زنجانى: اگر كودك پسر مميز باشد، ختنه معتبر است و اگر نباشد مطابق احتياط استحبابى است.
3) - آيات عظام خويى، تبريزى، سيستانى: بنابر احتياط واجب ستر عورت معتبر است.
4) - آية اللَّه مكارم: حتى اگر فقط ستر عورت كند و برهنه و عريان بر او صدق كند طوافش باطل است.
5) - آية اللَّه فاضل، آية اللَّه سيستانى: بنابر احتياط واجب.-
صحيح نيست بلكه با لباس غصبى غير ساتر نيز بنابر احتياط «(1)
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: اگر جامه احرام، كفش و يا لباسهاى ديگر شخص طواف كننده غصبى باشد طواف باطل است.
آية اللَّه نورى: بلكه با لباس غصبى غير ساتر نيز صحيح نيست.
» واجب، و احتياط آن است كه مراعات شرايط لباس نمازگزار را بنمايند. «(2)»(ص 229)
قسم دوم- چيزهايى است كه گفتهاند داخل در حقيقت طواف است، اگرچه بعضى از آنها نيز شرط است از براى طواف، لكن در عمل فرقى نمىكند، و آن هفت چيز است: اول- آنكه ابتداء كند به حجر الاسود.
(ص 230)
213- آنچه واجب است آن است كه در عرف گفته شود از حجرالاسود شروع به طواف كرد «(3)» وختم كرد به حجرالاسود، چهاز ابتداء آن شروع كند چه از وسطش چه از آخرش.
(م 576)
214- در طواف بايد به همان طورى كه همه مسلمين طواف مىكنند، از محاذات «حجر الأسود» بدون دقتهاىصاحبان وسوسه، شروع كنند، و در دورهاى ديگر بدون توقف دور بزنند «(4)
آية اللَّه زنجانى: يعنى توقف لازم نيست، هرچند اگر توقف كند اشكال ندارد مخصوصاً اگر براى استراحت باشد.
» تا هفت دور تمام شود.1) - آيات عظام فاضل، سيستانى، خوئى، تبريزى: اين احتياط واجب نيست.
2) - آية اللَّه نورى: از قبيل نبودن از اجزاء ميته و از اجزاء حيوان غير مأكول اللّحم و از حرير نبودن و طلابافت نبودن را بنمايند.
3) - آيةاللَّه فاضل: آنچه كه براى صحت طواف لازم است آن است كه شروع و ختم طواف عرفاً از مقابلحجر و محاذى آن باشد و مىتواند براى يقين به حصول اين معنا از باب مقدمه علميه كمى قبل از حجر نيت كند و در پايان، كمى پس از حجر ختم كند.
4) - آية اللَّه مكارم: يعنى توقف لازم نيست.-
دوم- ختم نمودن هر دورى است به حجر الاسود و اين حاصل مىشود به اينكه بدون توقف، هفت دور را ختم كند و در دور هفتم به همان جا كه شروع كرده ختم «(1)
آيات عظام خويى، تبريزى، سيستانى: و در شوط آخراحتياطاً قدرىاز حجر بگذرد وزيادى را مقدمه علميّه محسوب دارد.
آية اللَّه خامنهاى: و مانعى ندارد كه از باب احتياط اندكى زودتر وارد مسير طواف شود، با اين نيت كه طواف او از مقابل حجرالأسود باشد هماكنون در مقابل حجرالأسود از كنار كعبه تا آخر صحن مسجدالحرام خط تيرهاى كشيده شده است كه افراد مىتوانند هنگام رسيدن به آن خط طواف را آغازو به همانجا ختم كنند.
» شود، و لازم نيست در هر دورى بايستد و باز شروع كند، و كارهاى جهّال را نبايد بكنند.(ص 231)
سوم- آنكه در طواف كردن، خانه كعبه در طرف چپ طواف كننده واقع شود. «(2)»
(ص 232)
215- لازم نيست در تمام حالات طواف خانه را حقيقتاً بشانه چپ قرار دهد، «(3)» بلكه اگر در موقع دور زدن به حجر اسماعيل عليه السلام خانه از طرف
1) - آية اللَّه بهجت: و اين از حيث مطاف كافى است، و از حيث طائف در ابتداء كافى است محاذات معظمبدن شخص، و تمام بدن محاذات آن احوط است، و همچنين در ختم محاذات معظم بدن يا تمام بدن با بعضى از حجر با رعايت وصول به موضع ابتدا موافق احتياط است.
2) - آية اللَّه زنجانى: يعنى بايد از حجر الاسود به سمت در خانه حركت كند نه به سوى ركن يمانى و قرار گرفتن خانه در سمت شانه چپ لازم نيست بلى اگر بر خلاف جهت به طرف ركن يمانى طواف نمود كافى نيست.
3) - آية اللَّه زنجانى: در حال طواف لازم نيست روى طواف كننده به طرف جلو و شانه چپ او به سمتخانه كعبه باشد بنابراين مىتواند در حالى كه رويش به سوى كعبه است طواف كند بلكه اگر در حال طواف عقب عقب برود يا گاهى پشت او به كعبه شود طوافش صحيح است ولى بايد در هر حال از حجر الاسود به سمت در خانه طواف كند پس اگر ناتوانى را كه با تخت روان طواف مىدهند از طرف حجر الاسود به سمت در خانه طواف بدهند كافى است هرچند شانه راستش به طرف خانه كعبه باشد و اگر او را به سمت ركن يمانى طواف دهند كافى نيست هرچند شانه چپش رو به كعبه باشد.
چپ قدرى خارج شود مانع ندارد، حتى اگر خانه متمايل به پشت شود لكن دور زدن به نحو متعارف باشد اشكال ندارد. «(1)
آية اللَّه سيستانى: خانه بايد در همه حالات طواف در طرف چپ باشد پس اگر رو به آن كند براى بوسيدن و مانند آن يا فشار جمعيت او را ناچار به پشت كردن يا رو كردن به آن كند آن مقدار از طواف شمرده نمىشود ولى معيار صدق عرفى است و لازم نيست در دو دهانه حجر اسماعيل و در نبشهاى خانه بدن را منحرف سازد.
آية اللَّه مكارم: بهتر است بجاى اينگونه كارهاى غير متعارف مانند همه مسلمين طواف كند و حضور قلب داشته باشد و با خداوند راز و نياز كند.
»(م 580)
216- اگر در موقع رسيدن به گوشههاى خانه شانه از محاذات كعبه خارج شود هيچ اشكالى ندارد اگر بطور متعارف دور زند، حتى اگر خانه متمايل به پشت شود. «(2)»
(م 581)
چهارم- داخل كردن حِجر اسماعيل عليه السلام است در طواف، و حجر اسماعيل محلى است كه متصل به خانه كعبه است، و بايد طواف كننده دور حجر اسماعيل نيز بگردد.
(ص 233)
1) - آيةاللَّه خويى، آيةاللَّه تبريزى: خانه خدا در جميع احوال طواف بايد در طرف چپ قرار گيرد، پس اگر مقدارى اين چنين نبود آن مقدار از طواف شمرده نمىشود. آية اللَّه تبريزى در ادامه مىفرمايند: و ميزان در قرار دادن كعبه در طرف چپ صدق عرفى است، و بهتر اين است كه دقت شود بخصوص در دو دهانه حجر اسماعيل و در نبشهاى خانه خدا كه در اين جاها بايد مواظب بود كه به چپ يا راست منحرف نگردد.
2) - نظر آيات عظام در اين مسأله، در مسأله قبل گذشت.
پنجم- بودن طواف است «(1)
آيةاللَّه فاضل: ولى چنانچه ضرورت عرفى اقتضا كند، طواف در خارج از محدوده با رعايت الأقرب فالأقرب صحيح است.
آية اللَّه نورى: اقوى اين است كه در طواف همين قدر كه« طواف دور خانه خدا» صدق كند كافى است و مراعات اينكه طواف بين خانه خدا و مقام ابراهيم عليه السلام است لازم نيست و مستحب است.
آية اللَّه خويى: به حاشيه مسأله بعد مراجعه شود.
» بين خانه كعبه و مقام حضرت ابراهيم عليه السلام از همه اطراف.(ص 234)
217- مراد از اينكه طواف بين كعبه و مقام باشد آن است كه ملاحظه شود مسافتى را كه ميان خانه و مقام ابراهيم عليه السلام است و در همه اطراف خانه كعبه «(2)» طواف كننده از آن مقدار دورتر نباشد از خانه كعبه (و مابين مقام و خانه چنانچه گفتهاند تقريباً بيست و شش ذراع و نصف است) «(3)» پس در همه اطراف بايد همين قدر بيشتر دور نباشد. «(4)
آية اللَّه تبريزى: در صورت امكان بنابر احتياط طواف بايد در محدوده فاصله بين كعبه و مقام ابراهيم عليه السلام باشد ولى در موارد ازدحام طواف در خارج اين محدوده هم كافى است.
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: در صورت ازدحام جمعيت تا جايى كه جمعيّت طواف كننده متّصل به يكديگر مشغول طوافند، طواف در آن حدّ صحيح و مجزى است، ومع ذلك اولى رعايت حدّ است با امكان.
آية اللَّه سيستانى: ولى بعيد نيست كه در بيش از مقدار ذكر شده هم- هرچند كه كراهت دارد- طواف جايز باشد، خصوصاً براى كسى كه در فاصله ذكر شده توانايى طواف را ندارد يا موجب حرج و مشقت زياد براى او مىشود، و در صورت توانايى رعايت احتياط اولى است و از اينجا حكم مسأله بعد نيز روشن مىشود.
آية اللَّه خامنهاى: اقوى عدم وجوب است، و براى مطاف حدى وجود ندارد و تا هر جاى مسجدالحرام كه طواف در آن طواف كعبه صدق كند طواف مجزى است، بلى مستحب است كه اگر اضطرار و ازدحام نباشد فيمابين كعبه و مقام ابراهيم انجام دهد. و از اين مسأله حكم مسأله بعد نيز روشن مىشود.
آية اللَّه بهجت: لكن ظاهر اين است كه طواف در دورتر از اين مسافت- بيست و شش ذراع و نيم- نيز كافى باشد براى كسانى كه در اين مسافت نتوانند طواف كنند يا طواف در آن بر آنها مشقت داشته باشد و مراعات احتياط با قدرت و تمكن متعيّن است و با تحرى اوقات خلوت نسبى و عدم تمكن از طواف در حد لازم، اقرب جواز طواف از اقرب به حد است با رعايت اختلاف اطراف در مانع. و از اينجا حكم مسأله بعدى معلوم مىشود.
آيةاللَّه مكارم: رعايت اين امر خوب است ولى لازم نيست. و در همينجا حكم مسأله بعد روشن مىشود.
»(م 592)
1) - آية اللَّه مكارم: رعايت اين شرط لازم نيست ولى بهتر است و براى كسانى كه به هر دليل نمىتواننددر طبقه پايين طواف كنند طواف در طبقه بالا مانعى ندارد.
2) - آية اللَّه زنجانى: يعنى در همه اطراف مقدار محلى كه مىتوان در آن طواف كرد، همين مقداراست، بنابراين در سمت ديوار حجر محل طواف تنگ نمىشود و اين مقدار از بيرون ديوار حجر محاسبه مىگردد نه از خانه كعبه. و كسى كه نمىتواند در محدوده طواف كند يا اين امر براى او مشقت شديد دارد، نايب مىگيرد و اگر نمىتواند نايب بگيرد يا مشقت شديد دارد، مىتواند در فاصله دورتر طواف كند و در هر حال اگر رعايت محدوده طواف- ولو با تأخير- براى نوع حجاج موجب مشقت شديد باشد طواف در فاصله دورتر از كعبه صحيح است حتى براى كسانى كه مىتوانند در محدوده طواف نمايند.
3) - آية اللَّه بهجت: از خانه تا سنگ مخصوص است نه بناء، و موضع معروف به شاذروان داخل بيت استاز جميع جوانب على الاحوط.
4) - آية اللَّه خويى: و لكن ظاهر اين است كه طواف در دورتر از اين مسافت بيست و شش ذراع و نيم نيز كافى باشد، خصوصاً براى كسانى كه در اين مسافت نتوانند طواف كنند يا طواف در آن بر آنها مشقت داشته باشد و مراعات احتياط با قدرت و تمكن بهتر است، و از اين مسأله حكم مسأله بعد هم معلوم مىشود.
218- چون در طرف حجر اسماعيل عليه السلام محل طواف تنگ مىشود «(1)
آية اللَّه گلپايگانى، آيةاللَّه زنجانى: در طرف حجر فاصله از ديوار حجر محاسبه مىشود.
آية اللَّه صافى: در طرف حجر بنابر احتياط در فاصله 5/ 6 ذراع طواف كنند.
»1) - آية اللَّه فاضل: ظاهر آن است كه در طرف حجر اسماعيل عليه السلام مقدار محل طواف ضيق نمىشود و ازحجر به مقدار بيست و شش ذراع و نيم عنوان مطاف را دارد لكن رعايت احتياط يعنى طواف در مقدار شش ذراع و نيم نيكو است.
زيرا كه مقدار حجر از آن كاسته مىشود و چنانچه گفتهاند تقريباً شش ذراع و نيم براى محل طواف باقى مىماند بايد در طواف از آن جانب بيشتر از شش ذراع و نيم دور نشود. «(1)»
(م 595)
ششم- خروج طواف كننده است ازخانه و آنچه از آن محسوب است.
(ص 236)
219- در اطراف ديوار خانه يك پيشآمدگى است كه آن را «شاذروان» گويند، و آن جزء خانه كعبه است، و طواف كننده بايد آن را هم داخل قرار دهد. «(2)»
(م 597)
220- دست به ديوار خانه كعبه گذاشتن «(3)» در آنجايى كه شاذروان است جايز است، «(4)» و به طواف ضرر نمىرساند گرچه احتياط مستحب «(5)
آية اللَّه نورى، آية اللَّه فاضل: بنابر احتياط واجب جايز نيست و بايد همان قسمت را اعاده كند.
» در ترك آن است.(م 599)
221- در حال طواف دست گذاشتن روى ديوار حجر اسماعيل عليه السلام
1) - آية اللَّه مكارم: مانند مسأله سابق است.
2) - آية اللَّه زنجانى: به اين معنى كه اگر از روى شاذروان طواف كند آن مقدار از طوافش باطل است.
3) - آية اللَّه زنجانى: بلكه طواف كردن كعبه در حال بوسيدن آن.
4) - آية اللَّه بهجت: احوط آن است كه در اثناء طواف دست خودرا دراز نكند از طرف شاذروان به ديوارخانهبه جهت استلام اركان يا غير آن و همچنين دست بر روى ديوار حجر نگذارد.
5) - آيةاللَّه گلپايگانى، آيةاللَّه صافى: احتياط مستحب آن است كه در حال طواف، ديوار بيت را مسح نكند و بر روى ديوار حجر اسماعيل دست نگذارد.
جايز است، «(1)
آية اللَّه بهجت: به ذيل مسأله قبل مراجعه شود.
آية اللَّه نورى: جايز نيست و بايد همان قسمت را اعاده نمايد.
» و بطواف ضرر نمىرساند گر چه احتياط مستحب «(2)آية اللَّه خامنهاى، اين احتياط را متعرض نشدهاند.
» در ترك است.(م 600)
هفتم- آنكه هفت شوط يعنى هفت دفعه دور بزند نه كمتر و نه زيادتر.
(م 237)
222- اگر از روى عمد، طواف كننده از اول قصد كند كمتر از هفت دور بجا آورد و يا بيشتر بجا آورد طوافش باطل «(3)
آية اللَّه خويى: اعاده لازم نيست.
» است اگرچه به هفت دور تمام كند، و احتياط واجب آن است كه اگر از روى ندانستن حكم بلكه از روى سهو و غفلت باشد طواف را اعاده كند. «(4)ساير آيات عظام متعرض اين مسأله نشدهاند. و امّا نظر آية اللَّه مكارم موافق متن است.
آية اللَّه بهجت: اشكال ندارد.
»(م 601)
223- اگربعد از طوافواجب كه هفت دور است بخيال آنكه يك دور نيز مستحبى جداگانه است هشت دور بجا آورد طوافش صحيح است.
(م 605)
1) - آية اللَّه فاضل: بنا بر احتياط واجب جايز نيست و بايد همان قسمت را اعاده كند.
2) - نظر آيات عظام غير از آية اللَّه خويى، آية اللَّه سيستانى و آية اللَّه تبريزى و آية اللَّه مكارم كه موافق متن هستند در اين مسأله مثل مسأله قبل است.
3) - آية اللَّه گلپايگانى: بنابر احتياط در هر حال طوافش باطل است.
4) - آيات عظام تبريزى، صافى، فاضل: در صورت ندانستن مسأله و در صورت سهو و غفلت، چنانچه به هفت دور تمام كند اعاده طواف لازم نيست گرچه احتياط مستحب اعاده آن است.
224- در طواف واجب، قران جايز نيست «(1)
آية اللَّه زنجانى: يعنى جايز نيست بعد از طواف واجب بلافاصله طواف ديگرى- واجب يا غير واجب- انجام دهد، بدون آن كه بين دو طواف نماز فاصله شود و اين كار طواف را باطل مىكند بلى اعاده احتياطى طواف از قران خارج است و مبطل طواف نيست.
» يعنى جايز نيست طواف واجب را با طواف ديگر دنبال هم آورد بدون آنكه بين دو طواف، نماز طواف فاصله شود، و در طواف مستحب «(2)» مكروه است.(م 611)
225- جايز است قطع طواف نافله را بدون عذر و اقوى كراهت قطع طواف واجب است «(3)
آية اللَّه خويى: قطع طواف و سعى جايز نيست.
آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط واجب قطع نكند.
آية اللَّه سيستانى: قطع طواف واجب براى كارى ضرورى بلكه بنا بر اظهر قطع آن مطلقاً گرچه براى كارى يا ضرورتى نباشد جايز است.
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: طواف واجب را نبايد بدون عذر قطع كند.
آيةاللَّه زنجانى: قطععمدى طوافواجب درغيرمواردخاصه جايز نيست و مراد از قطع در اين مسأله و مسائل بعدى اين است كه طواف كننده با فاصله زياد انداختن يا انجام فعل كثير و مانند اينها موالات عرفيه بين اشواط طواف را از بين ببرد، موارد خاصه عبارتند از: استراحت، وضو و غسل، آب كشيدن بدن و لباس، تنگى وقت نماز واجب يا نماز وتر، نماز جماعت يا رسيدن به نماز اول وقت، برآوردن احتياجديگرى، بيمارى، عيادتبيمار و هر كارى كه مطلوب شارع مقدس بوده و وقت آن مىگذرد مانند تطهير مسجد، تشييع جنازه مؤمن. در تمام مواردى كه طواف را رها مىكند اگر موالات از بين نرفته بايد آن را تكميل كند و اگر از بين رفته به وظيفه قطع طواف كه در مسائل آينده مىآيد رفتار نمايد.
» بدون عذر و به مجرد خواهش نفس، و احوط «(4)آية اللَّه فاضل: احتياط مستحب آن است كه قطع نكند.
آية اللَّه تبريزى، موافق متن هستند.
ساير آيات عظام متعرض اين حكم نشدهاند.
» قطع1) - آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: بنا بر احتياط واجب سبب بطلان طواف مىشود.
2) - آية اللَّه بهجت، حكم قران در طواف مستحب را متعرض نشدهاند.
3) - آية اللَّه بهجت: احوط عدم قطع طواف واجب است يعنى ترك بقيّه آن بنحويكه موالات عرفيّه فوتشود بدون عذر و بمجرّد خواهش نفس.
4) - آية اللَّه خامنهاى: قطع طواف مانع ندارد اگرچه احتياط مستحب قطع نكردن طواف واجب است به نحوى كه موالات عرفيه بهم بخورد.
نكردن آن است، به اين معنى كه قطع نكند بطورى كه ترك بقيه را كند تا موالات عرفيه بهم بخورد.
(م 615)
226- اگر بدون عذر طواف را قطع كرد احوط «(1)
آية اللَّه بهجت: احوط بلكه اقوى استيناف آن است هر چند كه چهار شوط بجا آورده باشد.
آية اللَّه تبريزى: هرگاه طواف كننده پيش از تجاوز از نصف طواف، بدون عذر از مطاف خارج شود، اگر موالات عرفيه از او فوت شود طوافش باطل و اعادهاش لازم است، و چنانچه موالات فوت نشود يا خروجش بعد از تجاوز نصف باشد، احتياط اين است كه آن طواف را تمام نموده سپس اعاده كند.
آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: هرگاه طواف كننده پيش از تجاوز از نصف طواف بدون عذر از مطاف خارج شود، اگر موالات عرفيه از او فوت شود طوافش باطل و اعادهاش لازم است و چنانچه موالات فوت نشود يا خروجش بعد از تجاوز نصف باشد، احتياط اين است كه آن طواف را تمام نموده سپس اعاده كند.
آية اللَّه سيستانى: اگر طواف كننده در طواف واجب بىدليل طواف خود را قطع كرد به اين معنى كه از مطاف خارج شود و مشغول به كارى شود كه عرفاً صدق كند طوافش را قطع كرده است پس اگر قبل از تمام نمودن شوط چهارم باشد، طواف باطل است و بايد آن را دوباره انجام دهد، و اگر بعد از آن باشد، اگر فوت موالات شود، از سر مىگيرد.
آية اللَّه زنجانى: اگر در غير مواردى كه در حاشيه مسأله قبل ذكر شد طواف را قطع كرد بايد طواف را از سر بگيرد و احتياط مستحب در آن است كه اگر قطع طواف بعد از نيمه شوط چهارم بود، قبل از اعاده، طواف قبلى را تكميل كرده نماز آن را بخواند.
» آن است كه اگر چهار دور بجا آورده باشد طواف را تمام كند و بعد اعاده1) - آية اللَّه گلپايگانى، آيةاللَّه صافى: اقوى آن است كه در اين صورت اگر چهار دور بجا آورده باشدطواف را تمام كند و بعد احتياطاً اعاده كند.
كند، «(1)» و اين درصورتى است كه منافى بجا آورده باشد حتى مثل زياد فاصله دادن كه موالات عرفيه بهم بخورد.
(م 616)
227- اگر طواف را قطع كند و منافى بجا نياورده باشد اگر برگردد و تمام كند طواف صحيح است.
(م 617)
228- اگر در بين طواف عذرى براى اتمام آن پيدا شد «(2)
در تمام صورتهاى چهار گانه اگر به جهت ندانستن حكم، طواف را از سر بگيرد طوافش صحيح است برخى صورتهاى ديگر براى قطع طواف هست كه بايد به مناسك ايشان مراجعه شود.
» مثل مرض يا حيض يا حدث بىاختيار «(3)» پس اگر بعد از تمام شدن چهار1) - آية اللَّه فاضل: اعاده مستحب است.
2) - آية اللَّه زنجانى: قطع طواف واجب به جهت عذر چند صورت دارد: 1- قطع طواف به خاطرحدث اصغر يا اكبر- جنابت و حيض- حكم آن در مسأله 203 گذشت. 2- قطع طواف به خاطر عروض بيمارى در اثناء طواف: اگر قبل از نصف/ 5/ 3 شوط قطع كرده، بايد خودش و اگر نمىتواند نايبش آن را از سر بگيرد، و اگر بعد از اتمام شوط چهارم قطع كرده بايد بدون تأخير براى تكميل آن نايب بگيرد و كافى است والا طوافش باطل مىشود و بايد آن را از سر بگيرد و اگر فيمابين نيمه و پايان شوط چهارم بود بايد هم بدون تأخير براى تكميل آن نايب بگيرد و همچنين خودش- و اگر نمىتواند نايبش- يك طواف كامل بجا آورد. 3- قطع طواف براى استراحت يا تطهير بدن و لباس يا مسجد يا تنگى وقت نماز واجب يا رسيدن به نماز اول وقت يا شركت در نماز جماعت، در تمام اين موارد پس از رفع عذر طواف قبلى را- هر چند كمتر از نصف باشد- تكميل مىكند. 4- قطع طواف به جهت موانع خارجى مانند نظافت مسجد و تشكيل صفوف جماعت، حكم آن در حاشيه مسأله 243 خواهد آمد.
3) - آية اللَّه خامنهاى: اگر در اثناء طواف حدث اصغر از او سر زند در صورتى كه پيش از رسيدن به نيمهشوط چهارم يعنى نرسيده به محاذى ركن سوم كعبه باشد طواف را رها كند و پس از وضو گرفتن طواف را از اول اعاده نمايد و اگر فيمابين نيمه شوط چهارم و آخر شوط چهارم باشد طواف را رها كند و پس از وضو گرفتن يك طواف كامل به قصد مافىالذمه انجام دهد، و اگر پس از اتمام شوط چهارم باشد طواف را رها كند و پس از وضو سه شوط ديگر انجام دهد و در هر صورت مىتواند آن طواف را رها نموده و از نو طواف كند، و حكم حدث اكبر ذيل مسأله 203 گذشت.
دور بوده بعد از رفع عذر برگردد و از همانجا تمام كند و اگر قبل از آن بوده «(1)
آية اللَّه فاضل: اگر از نصف تجاوز نكرده عذر پيدا شد طواف را اعاده كند و اگر از نصف گذشته و دور چهارم را تمام نكرده است احتياط واجب آن است كه طواف را تمام كند و اعاده نمايد.
» طواف را اعاده كند، و احتياط مستحب در فرض اول در غير حيض «(2)» آن است كه اتمام كند و اعاده نمايد. «(3)و امّا در مورد مرض:
آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: در اين فرض اگر ناچار به قطع طواف شد و از مطاف خارج گرديد چنانچه قبل از تمامى شوط چهارم باشد، طوافش باطل و اعادهاش لازم است و چنانچه بعد از آن بوده احتياط اين است كه براى باقيمانده نايب بگيرد و شخصاً بعد از زوال عذر احتياطاً باقيمانده را بجا آورده و طواف را اعاده نمايد.
آية اللَّه سيستانى، نظر ايشان مطابق با متن است ولى اضافه فرمودهاند: اين در طواف واجب بود و امّا در طواف مستحبى از هرجا كه قطع كند مادامى كه موالات عرفى فوت نشده است مىتواند برگردد و تمام نمايد و همچنين در مورد عذر علاوه بر مرض قضاى حاجتى براى خود يا برادر دينى ذكر فرمودهاند.
آية اللَّه بهجت: هرگاه طواف كننده به علّت عذر ناچار طواف خود را قطع نمود و از مطاف بيرون رفت، چنانچه قبل از تمامى شوط چهارم باشد طوافش باطل و اعادهاش لازم است، و چنانچه بعد از آن بوده اگر قادر بر اتمام نباشد احوط آن است كه صبر كند تا وقت آن طواف تنگ شود اگر قادر نشد او را دوش مىگيرند و طواف مىدهند و اگر ممكن نباشد نايب از براى او مىگيرند در اتمام.
»(م 618)
229- جايز است بلكه مستحب است قطع كند طواف را براى رسيدن به نماز جماعت يا رسيدن به وقت فضيلت نماز واجب، و از هر جا قطع كرد از همانجا بعد از نماز اتمام كند، «(1)» و احتياط آن است كه اگر بعد از چهار دور رها كرد از همان جا طواف را تمام كند والا اعاده كند، و سزاوار نيست اين احتياط ترك شود. «(2)
آية اللَّه مكارم: اين احتياط واجب نيست.
آية اللَّه زنجانى: اتمام طواف قبلى در هر صورت كافى است- هرچند قبل از نصف باشد يا از مطاف خارج شده باشد- و رعايت اين احتياط مستحب است.
»(م 621)
230- اگر بعد از تمام شدن طواف و انصراف از آن شك كند كه آيا طواف را زيادتر از هفت دور بجا آورده يا نه يا شك كند كمتر بجا آورده يا نه اعتناء نكند «(3)» و طوافش صحيح است، لكن درصورت دوم خالى از اشكال نيست «(4)» و احتياط ترك نشود. «(5)
آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: در صورت دوم طواف باطل است مگر اينكه بعد از دخول در نماز طواف شك بكند كه به شكش اعتنا نمىكند.
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: احتياط واجب نيست.
آية اللَّه سيستانى: اگر در عدد شوطها يا در صحت آنها بعد از تمامى طواف يا بعد از تجاوز از محل شك كند نبايد به شك اعتنا نمايد مثلًا پس از فوت موالات يا بعد از وارد شدن در نماز طواف شك نمايد.
»(م 622)
1) - آية اللَّه بهجت: اگر موالات عرفيه بهم نخورد و اگر بهم بخورد و قبل از اكمال شوط چهارم باشداحتياط مراعات شود با اكمال آن طواف و اعاده آن.
2) - آية اللَّه تبريزى: بنابر احتياط مستحب طواف را بعد از طواف اول و نماز آن اعاده كند.
3) - آية اللَّه زنجانى: اگر احتمال بدهد هنگام طواف نسبت به رعايت عدد اشواط، التفات داشته است، درهيچ يك از دو صورت اعتنا به شكّش نكند والّا در صورت استمرار شك طوافش باطل است.
4) - آية اللَّه فاضل: اين اشكال در صورت عدم انصراف از طواف است امّا اگر شك بعد از انصراف و دخول در نماز طواف باشد اعتنا نكند و طواف او صحيح است بلكه ظاهراً به محض انصراف هم طواف محكوم به صحّت است و لازم نيست اعتنا كند.
5) - آية اللَّه بهجت: هرگاه بعد از فراغ از طواف شك نمايد كه آيا طوافم هفت شوط يا كمتر يا بيشتر بوده، اعتنا به شك ننمايد، مانند كسى كه بعد از شروع به نماز طواف چنين شكى بكند.
231- اگر بعد از طواف شك كند كهصحيح بجا آورده آن را يا نه، مثلًا احتمال بدهد كه ازطرف راست طواف كرده يا محدث بوده يا از داخل حجر اسماعيل عليه السلام طواف كرده «(1)» اعتنا نكند، و طوافشصحيح است اگرچه باز در محل طواف باشد و از آنجا منصرف نشده يا مشغول كارهاى ديگر نشده باشد، درصورتى كه هفت دور بودن معلوم باشد بىزياده و نقيصه.
(م 623)
232- اگر در آخر دور كه به حجر الاسود ختم شد شك كند «(2)» كه هفت دور زده يا هشت دور يا زيادتر، اعتناء به شك نكند و طوافش صحيح است.
(م 624)
233- اگر قبل از رسيدن به حجر الاسود و تمام شدن دور شك كند كه آنچه را دور مىزند دور هفتم است يا هشتم طوافش باطل است. «(3)
آية اللَّه فاضل، آية اللَّه مكارم: آن دور را تمام كند و طوافش صحيح است.
آيات عظام خويى، تبريزى، سيستانى: ظاهر اين است كه طوافش باطل است و احتياط مستحب اين است كه به قصد رجاء تمام و پس از نماز طواف آن را اعاده نمايد.
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: لكن احوط اتيان نماز طواف و اعاده طواف و نماز است.
آية اللَّه زنجانى: شك در اشواط طواف در صورتى طواف را باطل مىكند كه استمرار داشته و در اثناء يا بعد از آن به اطمينان مبدل نشود و از اينجا حكم مسأله بعد نيز معلوم مىگردد.
»(م 625)
234- اگر در آخر دور يا اثناء آن شك كند ميان شش و هفت و هرچه پاى نقيصه در كار است، طواف او باطل است. «(1)
آية اللَّه سيستانى: اگر شك در نقيصه در غير 6 و 7 باشد، طوافش باطل است. و اگر شك در پايان شوط بين 6 و 7 باشد، بنابر احتياط واجب طواف را اعاده كند ولى اگر در اين صورت بنابر 6 گذاشت و از روى جهل به مسأله طواف را تمام كرد و متوجّه مسأله نشد تا وقت اعاده گذشت طوافش صحيح است و اگر شك در زياده و نقصان باشد مثل اينكه شك كند بين 6 و 7 و 8 و يا شك بين 6 و 8 طوافش باطل است.
آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط واجب.
»(م 626)
235- اگر در طواف مستحب شك كند در عدد دورها، بنابر اقل گذارد، و طوافشصحيح است.
(م 627)
236- شخص كثير الشك در عدد دورها «(2)» اعتناء به شكش نكند «(3)
آية اللَّه خويى: كثيرالشك در طواف تا به حدّ وسواس نرسد بايد به شكش اعتناء كند.
آية اللَّه بهجت: كثير الشكّ در طواف مثل كثير الشك در نماز است و همان وظيفه را دارد.
آية اللَّه سيستانى: كثيرالشك در طواف نبايد به شكش اعتنا كند چنانچه در نماز نبايد اعتنا كند.
» و احتياط آن است كه كسى را وادار كند كه عدد را حفظ كند.(م 628)
1) - آية اللَّه بهجت: بطلان طواف او و لزوم استيناف خالى از قوت نيست با آنكه فى الجمله احوط است. و احوط از آن بنا بر اقلّ بگذارد و اتمام و بعد از آن اعاده طواف نمايد.
2) - آية اللَّه زنجانى: بنابر اقل گذاشته طواف را تمام كند و سپس دوباره اعاده نمايد البته مىتواند بهشمارش ديگرى اكتفا كند هرچند از گفته او اطمينان پيدا نكند. ولى اگر به حدّ وسواس برسد، اعتنا نكند.
3) - آية اللَّه مكارم: و بنا را بر آنچه به نفع اوست بگذارد.
237- اگر كسى مريض يا طفلى را حمل كند و طواف دهد و خودش نيز قصد طواف كند طواف هر دوصحيح است. «(1)»
(م 633)
238- واجب نيست در حال طواف روى طواف كننده طرف جلو باشد بلكه جايز است به يمين و يسار نگاه كند وصفحهصورت را برگرداند بلكه به عقب نگاه كند، «(2)
آية اللَّه بهجت: متعرّض نگاه كردن به عقب نشدهاند.
» و مىتواند طواف را رها كند و خانه را ببوسد و برگردد از همانجا اتمام كند. «(3)»(م 635)
239- جايز است در بين طواف براى رفع خستگى و استراحت بنشيند يا دراز بكشد و بعد از همانجا اتمام كند، «(4)» ولى نبايد آنقدر طول دهد كه موالات عرفيه بهم بخورد، و اگر آن قدر نشست «(5)
آيات عظام خويى، سيستانى، تبريزى: در اين صورت طوافش باطل است، و لازم است از نو شروع كند.
آية اللَّه فاضل: كه موالات عرفيه بهم خورد.
آية اللَّه مكارم: احتياط به اتمام لازم نيست.
» احتياط آن است1) - آية اللَّه زنجانى: هرچند شانه چپ آنها رو به كعبه نباشد.
2) - آية اللَّه سيستانى: احتياط واجب آن است كه به حدّى رو نگرداند كه بتواند مقدارى از پشت سر رانگاه كند.
3) - آية اللَّه زنجانى: بلكه مىتواند رو به كعبه يا در حال بوسيدن كعبه طواف نمايد همچنان كه اگر در همان مسير طواف كنندگان عقب عقب طواف كند، طوافش صحيح است.
4) - آية اللَّه زنجانى: و در اين حكم فرقى نيست بين اين كه قبل از نصف طواف باشد يا بعد از آن، ازمطاف خارج شده باشد يا نه، استراحت باعث فوت موالات گردد يا خير.
5) - آية اللَّه بهجت: اگر در موردى است كه عذر صدق نمىكند حكم آن در مسأله 228 و 229 گذشت، و بافرض تحقّق عذر از ادامه، قبل از اكمال شوط چهارم، در حدّى كه موالات عرفيه بهم نخورد مانعى ندارد و اگر بهم بخورد احتياط مراعات شود به اكمال آن طواف و اعاده آن، و بعد از شوط چهارم مطلقاً مانعى ندارد.
كه اتمام كند و اعاده نمايد. «(1)»
(م 636)
240- هرگاه در طواف خانه خدا مثلًا در چند قدم از طواف اشكالى پيش آمد مثل اينكه او را بىاختيار بردند، «(2)» همان چند قدم را بايد از سر بگيرد و اگر از حجرالاسود به قصد طواف شروع كند، اشكال دارد. «(3)
آية اللَّه بهجت: اگر بتواند برگردد و از همانجا طوافش را ادامه دهد بايد اين كار را بكند و گرنه بدون نيّت دور ميزند تا به محلّى كه بدون اختيار برده شده برسد تا از همانجا به طواف ادامه دهد.
آية اللَّه سيستانى، آيةاللَّه فاضل: اگر بهطور كلى از حالت اختيار خارج نشود، يعنى بتواند بايستد يا از مطاف خارج شود، طوافش صحيح است و اگر بهطور كلى از اختيا خارج شود، اگر نتواند برگردد و جبران كند مىتواند بدون قصد طواف تا حجرالاسود برود و آن دور را از سربگيرد.
آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: ولى چنانكه سابقاً گفته شد، مجرّد بردن جمعيت موجب بطلان نمىشود مادامى كه ساير شرايط موجود باشد.
»(م 639)
241- اگر در طواف بىاختيار او را ببرند، اعاده آن مقدار لازم «(4)» است و بايد طواف راصحيح انجام دهد و خودش به اختيار طواف كند و چنانچه
1) - آية اللَّه خامنهاى: ولى اگر بعد از نصف دور چهارم باشد مىتوان به اتمام همان طواف اكتفا نمود.
2) - آية اللَّه زنجانى: بايد از محل اشكال تا هفت شوط را تكميل نمايد و اگر بعد از طواف متوجه شده بايديك شوط كامل طواف كند تا طوافش كامل شود و در هر صورت اگر به جهت ندانستن مسأله طواف جديدى بجا آورد، صحيح است.
3) - آية اللَّه خامنهاى و آية اللَّه مكارم: سابقاً گفته شد، از اوّل نيّت مىكند كه خود را در وسط جمعيّت قرار دهد و طواف كند هرچنداو را ببرند، بنابراين اعاده لازم نيست.
4) - آيات عظام خامنهاى، تبريزى، مكارم: مانند مسأله سابق است.
ممكن نيست بايد در وقت خلوت طواف نمايد «(1)» ولى بايد دانست كه منظور از بىاختيار شدن اين نيست كه در اثر فشار جمعيت تندتر برود «(2)» بلكه در اينصورت اگر قدمها را به اختيار خود برمىدارد ضرر ندارد و طوافش صحيح است.
(م 640)
242- اگر در حال طواف در اثر فشار و ازدحام جمعيت «(3)» پشت به «(4)» خانه شود و قسمتى از طواف به اينصورت انجام گيرد «(5)» يا در اثر فشار جمعيت، شخص را مقدارى جلو ببرند بايد مقدارى از طواف كه پشت به خانه يا بدون اختيار بوده، اعاده شود و اگر نمىتواند برگردد با جمعيت بدون قصد طواف برود تا بجايى كه بايد از آنجا طواف را اعاده كند برسد و از آنجا تدارك نمايد. «(6)
آيةاللَّه فاضل: همانگونه كه گذشت مىتواند بدون قصد طواف تا حجرالأسود برود و آن شوط را اعاده كند.
»(م 641)
1) - آية اللَّه فاضل: و اگر وقت خلوت پيدا نكند و اعاده نيز مستلزم عسر و حرج باشد به همين مقدار اكتفاكند، و طواف در اين فرض صحيح است.
2) - آية اللَّه زنجانى: بلكه همين مقدار كه درباره او گفته شود:« اين شخص طواف مىكند» كافى است وچنانچه درباره او گفته شود« او طواف نمىكند بلكه او را طواف مىدهند» بايد اين مقدار از طواف را به تفصيلى كه در متن مسأله بعد گفته شده اعاده كند.
3) - آية اللَّه زنجانى: مقدارى از طواف را پشت به خانه شود به طواف او ضررى نمىرسد و اگر فشارجمعيت شخص را جلو براند به طورى كه نتوانيم درباره او بگوييم:« اين شخص طواف مىكند» بايد به تفصيلى كه در اين مسأله آمده است، رفتار كند.
4) - آية اللَّه مكارم: در مورد فشار جمعيّت مثل مسأله سابق است، اما اگر پشت به خانه شود بايد آن مقدار را اعاده كند.
5) - آية اللَّه نورى: بايد مقدارى از طواف كه پشت به خانه بوده اعاده شود.
6) - آية اللَّه سيستانى: چنانچه فشار جمعيت به حدى باشد كه به طور كلى حالت اختيار را از او سلب نمايد بايد آن قسمت را اعاده نمايد و همان گونه كه گذشت مىتواند بدون قصد طواف تا حجرالاسود برود و آن شوط را اعاده كند و نمىتواند بدون قصد طواف برود تاجايى كه طوافش نادرست بوده است و از آنجا اعاده نمايد.
243- اگر در اثناء طواف يا سعى نماز جماعت برقرار شد و شخص از ادامه طواف معذور شد «(1)» اگر بعد از شوط چهارم «(2)» طواف يا سعى قطع شده، «(3)
آية اللَّه بهجت: در طواف اگر موالات عرفيه بهم نخورد اشكالى ندارد و اگر بهم بخورد و قبل از اكمال شوط چهارم باشد احتياط مراعات شود با اكمال آن طواف و اعاده آن، ولى در سعى چون موالات معتبر نيست با فرض عذر كه مورد سؤال است مانعى ندارد.
» از همان جايى كه قطع شده طواف يا سعى را تمام كند، «(4)آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: و اگر بعد از سه شوط و نيم و قبل از چهار بوده احتياط اين است كه طواف را تمام كند و نماز آنرا بخواند و طواف و نماز را اعاده نمايد و اگر قبل از نصف بوده، طواف را اعاده كند.
» و اگر قبل از1) - آية اللَّه زنجانى: اگر در نماز جماعت شركت كند، پس از آن طواف و سعى را از همان جا كهرها كرده تكميل مىكند هر چند قبل از نصف باشد و اگر شركت نكند ولى تشكيل صفوف جماعت مانع ادامه طواف او شود اگر بعد از پايان شوط چهارم است طواف قبلى را اتمام مىكند مگر بيش از زمان نايب گرفتن افراد بيمار فاصله شود كه در اين صورت طواف را اعاده مىكند و اگر قبل از نيمه شوط چهارم بوده طواف را اعاده مىكند مگر به مقدار استراحت افراد ضعيف فاصله شود كه بايد آن را تكميل كند و در بين سه و نيم و چهار شوط طواف قبلى را اتمام و سپس اعاده مىكند و اين تفصيل حكم تمام مواردى است كه به جهت موانع خارجى مانند نظافت مسجد طواف واجب قطع مىگردد.
2) - آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: اگر موالات فوت شود طواف باطل است و اعاده لازم است.
3) - آية اللَّه خامنهاى: اگر در حين طواف واجب براى نماز يوميه، طواف را قطع كند در صورتىكه اقلًانيمى از طواف يعنى سه شوط و نيم را انجام داده است بايد از همانجا كه قطع شده طواف را ادامه دهد و اگر كمتر از سه شوط و نيم طواف كرده است، اگر فاصله طويل شود، احتياط آن است كه طواف را از سر بگيرد و اگر فاصله طويل نشده، بعيد نيست كه اين احتياط واجب نباشد، اگرچه بههرحال مستحسن است و در احكام مذكوره فرقى ميان نماز جماعت و فرادا و سعه وقت يا ضيق آن نيست.
4) - آية اللَّه تبريزى: حكم قطع طواف در صورتى كه در اثناء طواف نماز جماعت اقامه شود گذشت، و اما نسبت به سعى، احوط در هر دو صورت اتمام و اعاده است.
شوط چهارم طواف بوده «(1)
آيةاللَّه فاضل: در تمام صور مىتواند طواف يا سعى را از سر بگيرد و صحيح است، اما اگر بخواهد احتياط كند، اگر طواف قبل از سه دور و نيم قطع شده باشد و فاصله زياد شده، بايد طواف را از سر بگيرد و اگر بعد از نصف و قبل از تمام شدن دور چهارم طواف قطع شده و فاصله زياد شده است، بايد طواف را تمام كند و بعد از نماز آن دو مرتبه نماز و طواف آن را اعاده كند و اگر بعد از دور چهارم قطع شده طواف را تمام كند.
آية اللَّه نورى: طواف را از سر بگيرد و در سعى نيز اگر بعد مرتبه چهارم است بعد از قطع كردن سعى و خواندن نماز از همانجا كه قطع كرده بود سعى را به آخر برساند و اگر قبل از مرتبه چهارم است سعى را از سر بگيرد.
» و فصل طويل شده طواف را از سر بگيرد، «(2)» هرچند احتياط آن است كه طواف را اتمام و پس از خواندن نماز آن، طواف را اعاده كند و نماز طواف ديگرى بخواند، و در سعى نيز احتياط در اتمام و اعاده است.(س 646)
1) - آية اللَّه سيستانى: اگر در نماز جماعت شركت كند پس از نماز از همانجا كه قطع شده است ادامهدهد چه در طواف باشد چه در سعى و احتياط مستحب اتمام و اعاده است و اگر شركت نكند پس اگر قبل از پايان شوط چهارم باشد وفوت موالات عرفى نشده باشد از همانجا كه قطع شده است ادامه دهد و اگر موالات فوت شده است از سر بگيرد و اگر بعد از پايان شوط چهارم باشد در هر حال اتمام آن كافى است و در سعى اگر موالات از بين برود به احتياط واجب بايد سعى را تمام و اعاده كند.
2) - آية اللَّه فاضل: اگر طواف قبل از سه دور و نيم قطع شده و فصل طويل شده طواف را از سر بگيرد، امّا اگر بعد از نصف و قبل از تمام شدن دور چهارم بوده و فاصله هم شده احتياطاً بايد طواف را تمام كند و نماز آن را بخواند و بعد طواف و نماز را اعاده كند و سعى را اگر بعد از دور چهارم قطع شده تمام كند. ولى اگر قبل از دور چهارم قطع شده و فاصله هم زياد شده بنابر احتياط لازم اعاده كند.
244- كسانى كه در طواف بعد از انجام مقدارى از آن، آنرا رها مىكنند و بلافاصله از نو شروع مىكنند «(1)» طواف آنها اشكال دارد «(2)
آية اللَّه سيستانى: مگر اينكه جاهل قاصر باشد.
آية اللَّه مكارم: اشكال ندارد.
آية اللَّه فاضل: اشكال ندارد و صحيح است.
آية اللَّه تبريزى: در هر دو صورت اگر يك طواف كامل به نيّت وظيفه فعليّه اعم از تمام و اتمام بجاآورد كافى است.
آيةاللَّه خويى، آيةاللَّه تبريزى: در صورت اعتقاد به جواز از سر گرفتن طواف، عمل مزبور مجزى است.
آية اللَّه سيستانى: تفصيل آن در مسأله 226 گذشت.
» و اگر بعد از شوط چهارم طواف بوده بايد آن را اتمام كند و نماز بخوانند و دو مرتبه طواف و نماز آن را اعاده نمايند و اگر قبل از شوط چهارم بوده با فرض بههم خوردن موالات عرفيّه در طواف اوّل ولو به وسيله طواف دوّم مجدّداً طواف را اعاده كند وكفايت مىكند و چنانچه در سعى آن را رها كند و از نو شروع كند در هرصورت احتياط در اتمام و اعاده است.(س 657)
245- اگر مأمورين نظافت مسجدالحرام با دست به دست دادن و توسعه آن شخص را از مطاف خارج كنند، به همين مقدار ضرورت
1) - آية اللَّه زنجانى: اگر از روى جهل به مسأله باشد، طوافشان صحيح است والا بايد بعد ازپايان طواف جديد و نماز آن، يك طواف كامل بجا آورند و در اين تفصيل فرقى نيست كه در اثناء طواف جديد متوجه حكم مسأله شوند يا بعد از آن، بلى در صورتى كه طواف را از سر گرفتهاند و هنوز موالات طواف قبلى از بين نرفته است بايد طواف اول را تكميل كنند. حكم سعى نيز مانند طواف است.
2) - آيةاللَّه گلپايگانى، آيةاللَّه صافى: طواف آنها اشكال ندارد و اگر بعد از دور چهارم بوده، طواف قبل را اتمام كند.
حاصل نمىشود و اگر امكان دارد كه در حدّ طواف كند بايدصبر كند و در حدّ طواف نمايد و در اينصورت طواف در خارج حدّصحيح نيست. «(1)
آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: بلكه طواف صحيح است.
آية اللَّه فاضل: افرادى كه به طريق مذكور عمل كردهاند طواف و نماز را بايد اعاده كرده و مستحب است كه سعى و تقصير را اعاده كند و اگر كيفيت مذكور در طواف نساء واقع شده زن بر آنها حلال نشده است.
آية اللَّه بهجت: مىتواند در كنارى قرار بگيرد تا بعد از تمام شدن كار آنها از آنجا كه طوافش را قطع كرده بود به طوافش ادامه بدهد و صحيح است.
آية اللَّه سيستانى: بعيد نيست كه در بيشتر از مقدار ذكر شده[ فاصله بين مقام ابراهيم و كعبه] هر چند كراهت دارد، طواف جايز باشد.
آية اللَّه زنجانى: پس اگر موالات طواف قبلى از بين نرفته آن را تكميل مىكند وگرنه به تفصيلى كه در حاشيه مسأله 243 ذكر شد بايد عمل نمايد.
»(س 666)
246- كسى كه سال خمسى براى خود قرار نداده است اگر پول او از در آمد كسب و حقوق است و معلوم نيست كه ربح بين سال است بدون تخميس حكم غصب را دارد كه اگر با همان پول احرامى تهيّه يا قربانى كند طواف با آن احرامى و قربانى مزبورصحيح نيست. «(2)
آية اللَّه نورى: و بايد خودش آنها را انجام بدهد و اگر چون مراجعت كرده قدرت ندارد بايد براى انجام طواف و نماز طواف و قربانى نايب بگيرد.
آيات عظام خويى، تبريزى، صافى، بهجت: ولكن اگر همانطور كه متعارف است به ذمّه خريدارى كرده باشد، حجّش صحيح است.
آيةاللَّه فاضل: ولى در همين فرض چنانچه بداند پول از درآمد همان سال است و در همان سال خرج مىشود، خمس واجب نيست.
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: اگر با عين پول خمس نداده لباس احرام بخرد اشكال دارد.
آية اللَّه زنجانى: كسى كه به مقدارى از اموالش خمس تعلق گرفته، تا خمس آن را نداده نبايد در آن اموال تصرف كند. و همچنين اگر مال متعلق خمس، با اموال ديگرى مشتبه شود و همه آنها محل ابتلاء او باشد، و در هر دو صورت اگر آن را در راه حج صرف كرد يا لباس احرام يا قربانى خريد، معصيت كرده، لكن معامله و اعمال بعدى او صحيح است، هرچند احتياط مستحب مؤكّد در آن است كه در فرض عدم عذر به طواف و نماز و سعى در آن اكتفا نكند.
»(س 667)
247- اگر با پول خمس نداده لباس احرام بخرد و با آن محرم شود و طواف و نماز بجاآورد چنانچه از روى علم و عمد نبوده اصل عمره و حجّ اوصحيح است ولى درصورتى كه جاهل مقصّر باشد «(1)» بايد طواف و نماز را اعاده كند. «(2)
آيةاللَّه صافى: اگر با عين پول خمس نداده باشد، حكم مطابق با متن است و اگر بهصورت كلّى خريده و بعد پول را داده اشكال ندارد.
آية اللَّه بهجت: اگر قصد قربت از او محقق نشده است.
آية اللَّه فاضل: و مستحب است سعى و تقصير را اعاده كند.
»(س 668)
248- اگر با پولى كه معلوم نيست متعلّق خمس است يا نه لباس احرام بخرد «(3)» لازم نيست خمس بدهد و طواف با آنصحيح است هر چند
احتياط مطلوب است. «(1)
آية اللَّه سيستانى: اگر احتمال مىدهد خمس به آن متعلق باشد به احتياط واجب بايد با حاكم شرع به نسبت احتمال مصالحه كند ولى طواف با فرض خريد بنحو كلى فىالذمه صحيح است.
آية اللَّه خويى: صور مسأله مختلف است و احتياط به مصالحه با حاكم شرع ترك نشود.
»(س 669)
249- ياوضع فعلى كه غالباً در مطاف و نزديك مقام ازدحام است اگر مىتوانند ولو دروقت خلوت در مطاف طواف كنند بايد «(2)
آية اللَّه مكارم: طواف حدّ معيّنى ندارد.
آيةاللَّه فاضل: ولى چنانچه ضرورت عرفى اقتضا كند، انجام طواف در خارج از حد با رعايت الأقرب فالأقرب مانعى ندارد و صبر كردن و تأخير انداختن لازم نيست.
» در حدّ آن طواف كنند «(3)آية اللَّه زنجانى: و اگر نمىتوانند يا مشقت شديد دارد، براى طواف در محدوده مقام نايب مىگيرند و اگر نمىتوانند نايب بگيرند يا مشقت شديد دارد، مىتوانند در فاصله دورتر طواف كنند و در هر حال اگر طواف در محدوده مقام- ولو با تأخير- براى نوع حجاج مشقت شديد داشته باشد طواف در فاصله دورتر مانع ندارد حتى براى كسانى كه مىتوانند در محدوده طواف كنند و در صورت ازدحام مىتوان نماز طواف واجب را با فاصله از مقام خواند لكن بايد پشت مقام بايستد به طورى كه از نظر عرفى رو به مقام و كعبه باشد.
» و نماز خواندن در مكان دور در مورد ضرورت مانع ندارد. «(4)»(س 658)
250- اگر قبل از حجر الاسود طواف را شروع كند طوافش باطل است. «(5)»
(س 680)
1) - آية اللَّه تبريزى: اگر احتمال مىدهد از ربحى مىخرد كه سال بر آن نگذشته اشكال ندارد.
2) - آية اللَّه نورى: در مطاف رعايت حدّ معيّنى لازم نيست همينقدر كه صدق طواف دور خانه كعبه بكندكافى است هر چند هر قدر بخانه خدا نزديگتر انجام بگيرد اولى است.
3) - آيةاللَّه گلپايگانى، آيةاللَّه صافى: به حاشيه مسأله 217 مراجعه شود.
4) - آية اللَّه بهجت: براى مسأله نماز به مسأله 280 و قبل از آن مراجعه شود.
5) - آية اللَّه بهجت: اگر كمبود طواف يعنى از موضع شروعش تا حجرالاسود را جبران كند طوافش- صحيح است.
251- قطع طواف بدون عذر مانع ندارد «(1)
آيةاللَّه گلپايگانى، آيةاللَّه صافى: به مسأله 255 مراجعه كنيد.
» ولى قبل از فوات موالات نمىتوان آن را از سرگرفت «(2)آيةاللَّه فاضل: قبل از فوات موالات نيز مىتواند آن را از سر بگيرد و فرقى نيست كه دور دوم را رها كند يا غير آنرا.
آيات عظام گلپايگانى، صافى، مكارم: از سرگرفتن آن مانعى ندارد.
» و بعد از فوت موالات قبل از شوط چهارم طواف را اعاده كند و بعد از شوط چهارم احتياط در اتمام و اعاده است. «(3)»(س 684)
252- چنانچه شخصى در اثناء طواف به خاطر بوسيدن و لمس بيتاللَّه الحرام از مسير خود منحرف شود اگر ملتفت «(4)» بوده كه از همان محلى كه طواف را رها كرده شروع كرده و بعداً شك عارض شده حكم بهصحّت نمايد و در غير اينصورت «(5)» اكتفا به طواف مزبور محلّ اشكال «(6)
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: در صورتى كه توجّه به حكم و بنابر اتيان طواف صحيح داشته است. طواف صحيح است.
»1) - آية اللَّه خويى: قطع طواف جايز نيست.
2) - به مسأله 224 و 225 مراجعه شود.
3) - آية اللَّه زنجانى: حكم قطع طواف واجب در حاشيه مسأله 225 و 226 و 228 گذشت.
4) - آية اللَّه خامنهاى، آيةاللَّه خويى: احتمال التفات كافى است.
5) - آية اللَّه زنجانى: در غير اين صورت نيز طوافش صحيح است.
6) - آية اللَّه مكارم: هر گاه آگاه به مسأله بوده كه نبايد در آن حالت زياد راه برود.
است.
(س 696)
253- اگر در اثناء طواف بر اثر فشار جمعيت به جلو رانده شود و بعد به جاى اين كه همان مقدار را جبران كند شوط ديگرى بجاآورد و طواف را تمام كند «(1)» طواف او اشكال دارد و بايد آن را اعاده كند. «(2)
آيةاللَّه فاضل: اگر آن شوط را رها كرده و از نو يك شوط ديگر بهجا آورده صحيح است.
»(س 697)
254- اگر طواف را فراموش كند يا باطل انجام دهد «(3)» مىتواند در ماههاى غير حجّ هم انجام دهد. «(4)
آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: اگر طواف باطل باشد با گذشت زمان تدارك، حجش باطل است.
آية اللَّه سيستانى: اگر بطلان نيز در اثر فراموشى بعضى از شروط باشد پس اگر طواف عمره باشد و در وقت متذكر شود بايد در وقت انجام دهد و اگر بعد از آن و قبل از طواف حج باشد به احتياط واجب قبل از طواف حج انجام دهد و اگر بعد از آن باشد هر وقت قضا كند جايز است و در صورتى كه طواف حج باشد و در ماه ذيحجه متذكر شود بايد قبل از پايان ماه انجام دهد وگرنه هر وقت قضا كند كافى است. و چنانچه بطلان حج ناشى از جهل به حكم باشد يا مثلًا بفهمد كه در اعضاى وضويش حاجب بوده با گذشت عمره تمتع عمرهاش باطل مىشود و نيز اگر در حج باشد با گذشت وقت حج حجش باطل مىشود.
آية اللَّه فاضل: اگر بطلان طواف عمره تمتع در اثر فراموشى بعضى از شروط يا از جهت جهل به برخى شرايط و خصوصيات باشد و در وقت متوجه شود، بايد آن را تدارك كند و نماز آن را اعاده كند و اگر بعد از تقصير متوجه شود از احرام خارج شده و فقط طواف و نماز آن را اعاده كند و اگر بعد از محرم شدن به احرام حج و قبل از طواف حج متوجه شود، بايد طواف و نماز آن را اعاده كند و مستحب است كه قبل از طواف حج آن را انجام دهد و اگر بعد از اعمال حج و در ماه ذىحجه متوجه شد همان وقت طواف و نماز آن را اعاده كند و اگر نشد هر وقت كه توانست و اگر خودش نمىتواند نايب بگيرد تا نايب او طواف و نماز او را انجام دهد و عمره و حج او صحيح است.
آية اللَّه زنجانى: مىتواند به شمارش ديگرى اعتماد كند هرچند برايش اطمينان پيدا نشود.
»(س 710)
1) - آية اللَّه زنجانى: بايد يك شوط ديگر بجا آورد تا طوافش كامل گردد.
2) - آية اللَّه سيستانى: مگر اينكه جاهل قاصر باشد.
3) - آية اللَّه زنجانى: اما در عمره تمتع كسى كه بعد از گذشتن زمان تدارك متوجه فراموشى يا بطلانطواف شده، عمره تمتعش مبدل به حج افراد مىگردد و بايد بعد از آن عمره مفرده بجا آورد و اما در حج تمتع كسى كه بعد از گذشتن ذى حجه متوجه شده چنانچه در مكه باشد بايد اعمال مكه را قضا كند و اگر در وطن متوجه شده حجش صحيح است و قضاى اعمال مكه واجب نيست، ولى بايد طوافش را بهجا آورد و اگر مشقت دارد مىتواند نايب بگيرد. و اگر بين راه متوجه شده بنابر احتياط آن اعمال را قضا كند و اگر مشقت شديد دارد نايب بگيرد.
4) - آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: در صورتى كه طواف را فراموش كرده باشد و بعد از گذشتن موسم متذكر شود مانعى ندارد.
255- اگر در عدد اشواط طواف وسعى و عدد سنگهاى رمى به ديگرى اعتماد كند چنانچه اطمينان به عدد پيدا نمايد «(1)
آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: يا آن شخص ثقه باشد.
» مانع ندارد.(س 712)
256- محرم مىتواند قبل از انجام طواف واجب خود هم (چه طواف عمره يا حج و چه طواف نساء) همين طوافها را براى معذور نيابت كند. «(2)
آية اللَّه تبريزى: احتياط اين است كه پس از انجام اعمال خود، آن را براى منوب عنه انجام دهد.
»(س 715)
257- اگرصاحب عادت وقتيّه و عدديه كه عددش مثلًا هفت روز است، روز هفتم پاك شد و غسل كرد و اعمال را بجا آورد و بعداً خون ديد «(3)» چنانچه از روز دهم تجاوز نكرده محكوم به حيض است «(4)
آية اللَّه تبريزى: اگر آن لك صفات حيض را داشت و قبل از گذشت ده روز از ابتداء حيض قطع شد بايد طواف و نماز طواف را كه خوانده اعاده نمايد و اگر بعد از آن سعى يا تقصير كرده آنها را هم اعاده نمايد و در غير اينصورت اعمالى را كه انجام داده صحيح است.
آية اللَّه خويى: اگر به صفات حيض ادامه يافت و از ده روز نگذشت اعمال گذشته باطل بوده و اگر از ده روز گذشت و يا به غير صفات ادامه يافت اعمالش صحيح واقع شده.
آية اللَّه سيستانى: پاكى بين دو خون كه حيض واحد شمرده مىشوند محل اشكال است و به احتياط واجب بايد اعمالش را تدارك نمايد.
» كه در1) - آية اللَّه سيستانى: و در خصوص طواف مىتوان بر او اعتماد كرد اگر خود او يقين به عدد اشواطداشته باشد.
2) - آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: در طواف عمره احوط آن است كه بعد از اداء مناسك خود طواف نيابتى را قبل از تقصير و خروج از احرام انجام دهد.
3) - آية اللَّه زنجانى: چنانچه در هنگام اعمال در باطن هم پاك بود، اعمال انجام شده صحيح استهرچند از روز دهم تجاوز نكرده باشد و به طور كلى اگر در بين روزهايى كه زن خون مىبيند مدتى پاك شود، به طورى كه در باطن هم خون نباشد در اين مدت حائض نيست.
4) - آية اللَّه فاضل: اگر در طواف حج واقع شده بايد طواف و نماز را اعاده كند، و احتياطاً سعى را نيز اعاده كند و اگر در عمره تمتّع بوده اگر فرصت دارد طواف و نماز را اعاده كند و مستحب است كه سعى را اعاده كند و اگر در عمره تمتع بوده اگر فرصت دارد طواف و نماز آن را اعاده كند و احتياط مستحب اين است كه سعى و تقصير را نيز دو مرتبه بهجا آورد و اگر فرصت نداشته باشد، حج تمتع او بدل به افراد مىشود و اگر حج واجب بوده، بعد از حج افراد بايد يك عمره مفرده بهجا آورد والّا انجام عمره مفرده واجب نيست.
وسعت وقت بايد طواف و نماز را اعاده كند و در ضيق وقت محلّ اشكال است كه مراعات احتياط بايد بشود. «(1)»
(س 719)
258- هر گاه زنى ولو به جهت خوردن قرص نظم عادت ماهانهاش بر هم خورد چنانچه خون سه روز استمرار داشته باشد «(2)» ولو به اين نحو كه پس از خروج تا سه روز باطن فرج آلوده باشد حكم حيض دارد وگرنه
1) - آية اللَّه مكارم: اگر اعمال در حال پاكى واقع شده صحيح است.
2) - آية اللَّه زنجانى: لازم نيست سه روز اول حيض پشت سر هم باشد، ولى بايد اينسه روز در يك دهه واقع شود. پس اگر دو روز خون ببيند و هفت روز پاك شود و دوباره يك روز خون ببيند، هر دو خون حيض است ولى اگر بعد از دو روز خون ديدن، هشت روز پاك باشد خون ديده شده حيض نمىباشد مگر پاك بودن وى به جهت مانعى همچون قرص خوردن باشد كه لازم نيست سه روز اول در يك دهه واقع شود بلكه اگر به جهت مانعى مجموع خون ديده شده سه روز هم نباشد خونى كه در ايام عادت مىبيند حيض است.
بايد به وظايف مستحاضه عمل كند. «(1)»
(720)
259- مستحاضه كثيره بايد براى هر يك از طواف و نماز جداگانه غسل كند، مگر آنكه از وقت غسل براى طواف تا آخر نماز خون قطع باشد. «(2)
آية اللَّه بهجت: زنى كه در حال استحاضه است به همان دستورى كه براى نماز خود طهارت مىگيرد براى طواف نيز همان طهارت كافى است.
آية اللَّه تبريزى: بنابر احتياط براى طواف و نماز آن يك غسل كند و براى هريك از آن دو يك وضو بگيرد.
آية اللَّه مكارم: مستحاضه كثيره هنگامى كه غسلهاى نماز خود را به موقع بجا آورد غسل ديگرى براى طواف بر او واجب نيست، تنها وضو بگيرد بنابر احتياط.
آية اللَّه خويى: و اما كثيره غسل كند براى هر كدام و محتاج به وضو نيست مگر اين كه محدث به حدث اصغر باشد، كه در اين صورت احوط ضم وضو است به غسل.
آية اللَّه سيستانى: اگر خون مستمر باشد كه بيرون آمدن خون از پنبه منقطع نشود يك غسل كافى است اگرچه احتياط مستحب براى هر كدام يك غسل است و اگر چنين نباشد و به نحوى باشد كه بتواند پس از طواف با غسلى ديگر نماز را انجام دهد در حالى كه خون بيرون نزده باشد در اين صورت اگر پس از غسل و انجام طواف خون بيرون نيامده بود مىتواند با همان غسل نماز را بخواند و اگر بيرون آمده بود به احتياط واجب براى نماز دوباره غسل كند.
آية اللَّه فاضل: احتياط واجب آن است كه مستحاضه كثيره و متوسطه علاوه بر اغسال يوميه، يك غسل براى طواف و نماز آن انجام دهند و براى طواف يك وضو و براى نماز طواف هم يك وضو بگيرد و اگر غسل براى او حرجى است، يعنى مستلزم مشقتى است كه عادتاً قابل تحمل نيست، بهجاى غسل تيمم كند و وضو بگيرد. مستحاضه قليله براى طواف يك وضو و براى نماز آن هم يك وضو بايد بگيرد.
آية اللَّه زنجانى: مستحاضه كثيره بايد براى هر نماز و هر طواف جداگانه علاوه بر غسل، وضو هم بگيرد، و در مورد نماز طواف، چنانچه آن را بدون فاصله قابل توجهى از طواف بجا آورده باشد لازم نيست براى آن مجدداً اعمال مستحاضه را بجا آورد، والا بايد براى نماز طواف هم اعمال مستحاضه را تكرار كند، مگر در صورتى كه اطمينان داشته باشد كه پس از طواف تا پايان نماز آن، از وى خون بيرون نيامده است.
»(س 725)
1) - آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: در صورتى كه سه روز اوّل پشت سر هم نباشد مثل آنكه دو روز خون ببيند و يك روز پاك شود و دوباره يك روز خون ببيند بنابر احتياط لازم در روزهايى كه خون مىبيند بايد جمع كند ميان كارهاى مستحاضه و تروك حائض و در روزهايى كه خون نمىبيند هم كارهايى را كه بر حايض حرام است ترك كند و عبادتهاى خود را بجا آورد.
2) - آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: اگر بعد از غسل براى نماز يوميه خون نبيند تجديد غسل لازم نيست، و اگر خون ببيند براى هركدام از طواف و نماز طواف يك غسل احتياطاً بجا آورد و اگر فاصله بين غسل و طواف زياد مىشود مثل اينكه در نزديك مسجد الحرام نتواند غسل كند احتياطاً در موقع ورود به مسجد الحرام تيمم بدل از غسل هم بنمايد.
260- اگر براى جلوگيرى از قاعدگى از قرص استفاده مىكنند كه موقع طواف گرفتار حيض نباشند چنانچه در ايام عادت لك كمرنگ ببيند «(1)» اين خون حكم استحاضه را دارد «(2)
آية اللَّه زنجانى: اين خون حيض به حساب مىآيد و به طور كلى خونى كه زن در ايام عادت مىبيند هرچند نشانههاى حيض را نداشته باشد و به جهت مانعى- چون قرص- كمتر از سه روز باشد، حيض به شمار مىرود.
» و بايد به وظيفه مستحاضه عمل كند.(س 736)
261- در مواردى كه طواف و نماز يا سعى بايد اعاده شود لازم
نيست «(1)
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: احوط آنست كه طواف و سعى را قبل از تقصير و خروج از احرام انجام دهد.
آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: اگر طواف را از روى جهل ترك كرده و يا آنها را باطل انجام داده تا محل تدارك آن باقى است باقى در احرام مىباشد و لباس دوخته را بايد دربياورد و بعد از گذشت زمان تدارك حجش باطل است و بعيد نيست احرامش هم باطل باشد.
» با لباس احرام باشد. «(2)»(س 751)
262- هرگاه محرم لباس احرام را كنار بگذارد و با لباس دوخته اعمال عمره از طواف و سعى را انجام دهد، جهلًا يا عمداً، طواف و سعى مزبورصحيح، و عمره مذكور مجزى است. «(3)
آية اللَّه خويى: فتواى ايشان در جايى كه هيچگونه ساتر دوخته نشده نداشته باشد روشن نيست.
آية اللَّه تبريزى: اگر ساتر منحصر به لباسهاى دوختهاى كه پوشيده است باشد طواف اشكال دارد مگر اعتقاد داشته كه اين عمل بر او جايز است.
آية اللَّه بهجت: ولى پوشيدن لباس مخيط در حال احرام كفاره دارد براى متعمّد و يا مضطرّ، بخلاف ناسى و ساهى و جاهل.
آية اللَّه نورى: هر چند كه مرتكب حرام شده است و بايد يك گوسفند كفّاره بدهد.
»(س 752)
263- حجاب زن در طواف با حجاب زن در نماز فرق مىكند، «(4)
آية اللَّه فاضل: فرقى ندارد.
آية اللَّه مكارم: در حال نماز پشت پا و كف آن نيز مستثنى است ولى در طواف احتياط پوشاندن آن است. همچنين در نماز نقاب ضررى ندارد ولى در طواف جايز نيست.
آية اللَّه سيستانى: فى الجمله فرق مىكند گرچه احتياط اين است كه همان مقدار كه در نماز پوشاندن واجب است در طواف نيز واجب است ولى اگر قسمتى از موها يا بازو و ساق پا پيدا باشد طواف صحيح است همچنين به احتياط واجب نبايد صورت خود را با نقاب و مانند آن بپوشاند حتى اگر مُحل باشد.
آية اللَّه نورى: فرق مىكند چون در نماز مىتواند صورت خود را بپوشاند ولى در طواف واجب است صورت خود را نپوشاند.
» و1) - آية اللَّه سيستانى: او بر احرام خود باقى است و بايد از محرّمات احرام اجتناب كند.
2) - آية اللَّه زنجانى: در صورتى كه تقصير يا حلق او محكوم به صحت باشد اجتناب از پوشيدن لباسهاى معمولى و ديگر محرمات احرام واجب نيست و در هر حال اگر در لباسهاى معمولى طواف يا سعى را بجا آورد ضررى به اعمالش نمىزند.
3) - آية اللَّه مكارم: در صورت عمد خلاف احتياط است گناه كرده و يك گوسفند كفاره دارد.
4) - آية اللَّه خويى: فرق نمىكند و پوشاندن صورت براى زن از نامحرم بنابر احتياط واجب است ولكنبايد به نحوى باشد كه ساتر از صورت زن فاصله داشته باشد.
فقط وجه و كفين در طواف مستثنى است على الاحوط. «(1)»
(س 754)
264- اگر مقدارى از موهاى سر زن يا جاهاى ديگر بدن او كه بايد در حال طواف بپوشاند ظاهر باشد، چنانچه عمدى باشد، طوافصحيح نيست «(2)
آية اللَّه خويى: در فرض جهل به حكم طواف صحيح است.
آية اللَّه زنجانى: طواف مطلقاً صحيح است هر چند در فرض عدم عذر گناهكار است، بلى رعايت اين احتياط بسيار مناسب است.
» على الاحوط و در غير مورد عمدصحيح است مگر در جاهل مقصر على الاحوط.(س 755)
265- اكل و شرب در حال طواف مانع ندارد.
(س 757)
266- اگر در عمره يا حجّ طواف را تمام كند و بگويد دلچسب
نشد لذا يك طواف ديگر بدون خواندن نماز طواف اول بجا مىآورد، عمل اوصحيح است، «(1)
آية اللَّه بهجت: چون جنبه احتياطى دارد اشكالى ندارد و طواف احتياطى طواف ديگر نيست تا قران حاصل شود.
نسبت به نظر ساير آيات عظام مراجعه شود به مسأله 224
آية اللَّه سيستانى: صحّت عمل مورد اشكال است از جهت فاصله بين طواف و نماز مگر اينكه جاهل قاصر باشد.
» هرچند داخل در قِران حرام شده است.(س 756)
267- به وسوسه نبايد اعتنا كرد، و اگر قسمتى از طواف اشكال پيدا كند همان قسمت بايد تصحيح شود و انجام يك عمل چندين بار به عنوان احتياط و رجاء با اينكه عمل نقصى هم ندارد وسوسه است بلى انجام عمل احتياطى بدون وسوسه مانع ندارد.
(س 763)
268- اگر در طواف مستحبى زن بداند كه به بدن مرد نگاه مىكند «(2)» يا احياناً در بين فشار مردان قرار مىگيرد، چنانچه اختياراً نگاه به نامحرم نكند اشكال ندارد، ولى در ازدحام بهتر است مراعات كنند و در هرصورت طواف صحيح است.
(س 766)
1) - آيات عظام خويى، گلپايگانى، صافى، تبريزى، زنجانى: اعاده طواف به عنوان احتياطقران نيست.
2) - آية اللَّه زنجانى: چنانچه نگاه او بدون تلذذ و خوف وقوع در حرام باشد، اشكال ندارد و همچنين زنىكه در طواف مستحب احياناً در بين فشار مردان قرار مىگيرد، مىتواند طواف كند مگر بداند اين تماس موجب تحريك او يا مردان مىشود و چنانچه استثناء بداند اين امر در طواف واجب پيش مىآيد بايد طواف را به تأخير بيندازد.
269- احوط ترك طواف «(1)
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: اقوى جواز و احوط ترك آن است.
آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: احوط اين است شخصى كه احرام حج تمتع بسته پس از احرام و پيش از رفتن به عرفات طواف مستحبى ننمايد و چنانچه طواف نمود بنابر احتياط بعد از طواف تلبيه را تجديد كند.
آية اللَّه بهجت: اشكالى ندارد.
[ در عمره تمتع و عمره مفرده نظر آيات عظام نامبرده در مناسك مطابق متن است ولكن در آراء المراجع ص 323 در جواب استفتاء آية اللَّه خويى چنين فرمودهاند: طواف مستحبى در اثناء عمره تمتع و عمره مفرده جايز است. و در ادامه از آقاى لطفى چنين نقل شده: به نظر آية اللَّه العظمى خويى احوط ترك طواف مستحبى است در اثناء عمره تمتع و عمره مفرده قبل از تقصير، ولى در عمره مفرده بعد از تقصير و قبل از طواف نساء مانعى ندارد.]
» مستحبى است «(2)» براى محرم قبل از اعمال عمره تمتّع يا عمره مفرده و پس از محرمشدن به حجّ قبل از رفتن به عرفات ولى به عمره و حجّ ضرر نمىزند.(س 768)
270- شخص نمىتواند هر شوط از طواف مستحب را به نيّت يك نفر بجاآورد ولىمىتواند مجموع را به نيّت چند نفر انجام دهد. «(3)
آية اللَّه سيستانى: نيابت در يك شوط نيز صحيح است ولى در اين صورت نبايد مجموع هفت شوط را به عنوان يك طواف انجام دهد.
»(س 769)
271- جايز نيست طواف مستحبى را خارج از محدوده طواف واجب بجاآورد مگر در مورد ضرورت. «(4)
آية اللَّه زنجانى: طواف مستحب از اين جهت حكم طواف واجب را دارد كه در مسأله 217 گذشت.
»(س 770)
1) - آية اللَّه سيستانى: طواف مستحبى قبل از طواف عمره و حج اشكال ندارد ولى پس از احرام و قبل ازرفتن به عرفات به احتياط واجب نبايد طواف مستحبى كند و اگر كرد به احتياط مستحب تلبيه بگويد.
2) - آية اللَّه زنجانى: در عمره و حج تمتع كسى كه طواف واجبش- ولو طواف نساء- را انجام نداده نمىتواند طواف مستحبى بجا آورد.
3) - آية اللَّه مكارم: و نيز مىتواند ثواب هر شوط را به يك نفر اهداء كند.
4) - مراجعه شود به پنجم از واجبات طواف.-
272- احوط آن است كه حاجى بعد از برگشتن از منى تا اعمال واجب را انجام نداده طواف مستحبى نكند. «(1)»
(س 771)
«(2)»
273- در حال طواف، مستحب است بگويد:
«اللَّهُمَّ إِ نِي أَسْأَ لُكَ بِاسْمِكَ الَّذِي يُمْشى بِهِ عَلى طَلَلِ الْماء، كَما يُمْشَى بِهِ عَلى جَدَدِ الْأَرْض، وَ أَسْأَ لُكَ بِاسْمِكَ الَّذِي يَهْتَزُّ لَهُ عَرْشُكَ، وَ أَسْأَ لُكَ بِاسْمِكَ الَّذِي تَهْتَزُّ لَهُ أَقْدامُ مَلائِكَتِكَ، وَ أَسْأَ لُكَ بِاسْمِكَ الَّذِي دَعاكَ بِهِ مُوسَى مِنْ جانِبِ الطُّورِ، فَاسْتَجَبْتَ لَهُ، وَ أَ لْقَيْتَ عَلَيْهِ مَحَبَّةً مِنْكَ، وَ أَسْأَ لُكَ بِاسْمِكَ الَّذِي غَفَرْتَ بِهِ لِمُحَمَّدٍصَلَّى اللَّهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ، ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ ما تَأَخَّرَ، وَ أَتْمَمْتَ عَلَيْهِ نِعْمَتَكَ، أَنْ تَفْعَلَ بِي كَذا وَ كَذا».
و بجاى كذا و كذا حاجت خود را بطلبد.
و نيز مستحب است در حال طواف بگويد:
«اللَّهُمَّ إِ نِي إِلَيْكَ فَقِير، وَ إِ نِي خائِفٌ مُسْتَجِير، فَلا تُغَيِرْ جِسْمِي وَ لا تُبَدِلِ اسْمِي»
وصلوات بر محمد و آل محمد بفرستد بخصوص وقتى كه به در
خانه كعبه مىرسد. و بخواند اين دعا را:
«سائِلُكَ فَقِيرُكَ مِسْكِينُكَ بِبابِكَ، فَتَصَدَّقْ عَلَيْهِ بِالْجَنَّةِ، اللَّهُمَّ الْبَيْتُ بَيْتُكَ، وَ الْحَرَمُ حَرَمُكَ، وَ الْعَبْدُ عَبْدُكَ، وَ هَذا مَقامُ الْعائِذِ الْمُسْتَجِيرِ بِكَ مِنَ النَّارِ، فَأَعْتِقْنِي وَ والِدَيَّ وَ أَهْلِي وَ وُلْدِي وَ إِخْوانِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنَ النَّار، يا جَوادُ يا كَرِيم»
و وقتى كه به حجر اسماعيل رسيد رو به ناودان و سر را بلند كند و بگويد:
«اللَّهُمَّ أَدْخِلْنِي الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِكَ، وَ أَجِرْنِي بِرَحْمَتِكَ مِنَ النَّارِ، وَ عافِنِي مِنَ السُّقْمِ، وَ أَوْسِعْ عَلَيَّ مِنَ الرِزْقِ الْحَلالِ، وَ ادْرَأْ عَنِي شَرَّ فَسَقَةِ الْجِنِ وَ الْإِنْسِ، وَ شَرَّ فَسَقَةِ الْعَرَبِ وَالْعَجَمِ»
و چون از حِجر بگذرد و به پشت كعبه برسد بگويد:
«يا ذَا الْمَنِ وَ الطَّوْلِ، وَ الْجُودِ وَ الْكَرَمِ، إِنَّ عَمَلِي ضَعِيفٌ فَضاعِفْهُ لِي، وَ تَقَبَّلْهُ مِنِي، إِنَّكَ أَ نْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيم».
و چون به ركن يمانى برسد دست بردارد و بگويد:
«يااللَّهُ ياوَلِيَّ الْعافِيَة، وَخالِقَ الْعافِيَة، وَرازِقَ الْعافِيَة، وَالْمُنْعِمَ بِالْعافِيَة، وَ الْمَنَّانَ بِالْعافِيَة، وَ الْمُتَفَضِلَ بِالْعافِيَة عَلَيَّ وَعَلَى جَمِيعِ خَلْقِك، يا رَحْمانَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ رَحِيمَهُما،صَلِ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَ ارْزُقْنا الْعافِيَةَ، وَ دَوامَ الْعافِيَةِ، وَ تَمامَ الْعافِيَةِ، وَشُكْرَ الْعافِيَةِ فِيالدُّنْيا وَالْآخِرَةِ، يا أَرْحَمَ الرَّاحِمِين».
پس سر به جانب كعبه بالا كند و بگويد:
«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي شَرَّفَكِ وَ عَظَّمَكِ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي بَعَثَ مُحَمَّداً نَبِيّاً، وَ جَعَلَ عَلِيّاً إِماماً، اللَّهُمَّ أَهْدِ لَهُ خِيارَ خَلْقِكَ، وَ جَنِبْهُ شِرارَ خَلْقِك».
و چون ميان ركن يمانى و حجر الأسود برسد بگويد:
«رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنْيا حَسَنَةً، وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً، وَ قِنا عَذابَ النَّار»
و در شوط هفتم وقتى كه به مستجار «(1)» رسيد مستحب است دو دست خود را بر ديوار خانه بگشايد و شكم و روى خود را به ديوار كعبه بچسباند و بگويد:
«اللَّهُمَّ الْبَيْتُ بَيْتُكَ، وَ الْعَبْدُ عَبْدُكَ، وَ هَذا مَكانُ الْعائِذِ بِكَ مِنَ النَّارِ»
پس به گناهان خود اعتراف نموده و از خداوند عالم آمرزش آن را بطلبد كه انشاء اللَّه تعالى مستجاب خواهد شد بعد بگويد:
«اللَّهُمَّ مِنْ قِبَلِكَ الرَّوْحُ وَ الرَّاحَةُ، وَ الْفَرَحُ وَ الْعافِيَةُ، اللَّهُمَّ إِنَّ عَمَلِي ضَعِيفٌ فَضاعِفْهُ لِي، وَ اغْفِرْ لِي ما اطَّلَعْتَ عَلَيْهِ مِنِي وَخَفِيَ عَلى خَلْقِكَ، أَسْتَجِيرُ بِاللَّهِ مِنَ النَّارِ»
1) - مستجار در پشت كعبه در نزديك ركن يمانى برابر در خانه كعبه قرار دارد.
و آنچه خواهد دعا كند، و ركن يمانى را استلام كند و به نزد حجر الأسود آمده و طواف خود را تمام نموده و بگويد:
«اللَّهُمَّ قَنِعْنِي بِما رَزَقْتَنِي، وَ بارِكْ لِي فِيما آتَيْتَنِي»
274- براى طوافكننده مستحب است در هر شوط أركان خانه كعبه و حجر الأسود را استلام نمايد و در وقت استلام حجر بگويد «(1)»:
«أَمانَتِي أَدَّيْتُها، وَ مِيثاقِي تَعاهَدْتُهُ لِتَشْهَدَ لِي بِالْمُوافاة».
(م 772)
1) - آية اللَّه مكارم: انجام بعضى از اين مستحبات در زمان ما و در ازدحام جمعيّت براى بسيارى از مردم غير ممكن است بنابراين آنچه را ممكن است انجام مىدهد و آنچه را نمىتوان انجام داد، هرگاه نيّت انجام آن را داشته باشد، خداوند مطابق نيّتش پاداش به او خواهد داد، بنابراين اصرار بر مزاحمت ديگران نبايد داشته باشد.
275- واجب است بعد از تمام شدن طواف عمره دو ركعت نماز بخواند مثل نمازصبح.
(م 773)
276- مىتواند نماز طواف را با هر سورهاى كه خواست بخواند مگر سورههاى سجده، «(1)
آية اللَّه زنجانى: قرائت سوره سجده در نماز مانعى ندارد و فقط آيه سجده را نبايد بخواند لذا مىتواند كل سوره به استثناء آيه سجده را بخواند و نماز را تمام كند و چنانچه آيه سجده را در نماز خواند بايد سجده كند و اگر عمداً آيه را خوانده و سجده كرد، نمازش باطل مىشود.
» و مستحب است در ركعت اول بعد از «حمد» سوره «قل هو اللَّه احد» را بخواند، و در ركعت دوم سوره «قل يا أيها الكافرون» را بخواند.(م 774)
277- جايز است نماز طواف را بلند بخواند مثل نمازصبح يا آهسته مثل نماز ظهر.
(م 775)
278- شك در ركعات نماز طواف موجب بطلان نماز است، «(2)» و بايد
1) - آية اللَّه سيستانى: قرائت سورههاى سجده در نماز جايز است ولى اگر سجده را انجام داد نماز باطلمىشود مگر اينكه سهواً سجده كند و اگر سجده نكند نماز صحيح است ولى گناه كرده است و اگر قبل از آيه سجده به سورهاى ديگر عدول كند اشكال ندارد هر چند عمداً شروع كرده باشد.
2) - آية اللَّه بهجت: بعد از استقرار آن به تروّى على الاحوط، و اظهر اعتبار ظنّ در ركعات است مثل ظنّدر افعال چه ظنّ به وجود باشد يا عدم به مصحّح باشد يا مبطل به ركن باشد يا غير آن در محل شك و يا نسيان باشد يا خارج از محل پس لوازم آن از تدارك يا بطلان يا عدم تدارك را مترتّب مىكند اگر چه احتياط در اعاده است فى الجمله در صورت تعلّق ظنّ به فعل كه تدارك نمىكند مگر در موردى كه انجام دادن آن مبطل نباشد يقيناً.
اعاده كند، و بعيد نيست اعتبار ظنّ در «(1)» ركعات، و در ظن در افعال «(2)
آيات عظام خويى، تبريزى، سيستانى: ظن در افعال حكم شك را دارد.
» احتياط كند. و در احكام، اين نماز با نماز يوميه مساوى است.(م 776)
279- احوط آن «(3)
آية اللَّه خويى اضافه نمودهاند كه فصل بين طواف و نماز طواف مبطل طواف است و اگر عمداً تدارك نشود حج باطل مىشود.
آية اللَّه فاضل: اقوى مبادرت به نماز است و در صورتى كه عالما عامداً اخلال به فوريت كند. ظاهراً طواف باطل مىشود و اگر تدارك نكند و وقت بگذرد حج نيز باطل است.
آية اللَّه سيستانى: به اين معنى كه به نظر عرف بين آن دو فاصلهاى نباشد ولى فاصله به مقدار ده دقيقه براى استراحت يا يافتن جاى مناسب و مانند آن اشكال ندارد ولى كارى ديگر مانند نماز قضا به احتياط واجب نبايد انجام دهد.
آية اللَّه نورى: احتياط واجب آن است كه بعد از انجام طواف مبادرت كند به خواندن نماز آن.
آية اللَّه زنجانى: رعايت موالات بين طواف و نماز آن واجب است يعنى بايد بعد از طواف بدون تأخير به خواندن نماز آن اقدام كند به گونهاى كه نماز عرفاً از توابع طواف محسوب شود و اگر بدون عذر نماز را به تأخير انداخت بايد طواف و نماز را اعاده كند و اگر نماز طواف اول را نخوانده قبل از اعاده احتياطاً نماز آن را بخواند.
» است كه بعد از طواف مبادرت به نماز كند و زود بجا آورد.(م 777)
280- واجب است كه اين نماز نزد مقام ابراهيم واقع شود.
و احتياط «(1)
آية اللَّه تبريزى: احوط بلكه اظهر آن است ....
آية اللَّه سيستانى، آية اللَّه فاضل: اظهر آن است ....
آية اللَّه خويى: بلكه واجب است.
آية اللَّه مكارم: واجب است نماز طواف را در صورت امكان پشت مقام ابراهيم عليه السلام بجا آورد.
آيةاللَّه خامنهاى: واجباست اين نماز پشت مقام نزديك به آن خوانده شود به شرط اين كه مزاحمت براى ديگران نباشد.
» واجب آن است كه پشت مقام بجا آورد كه سنگى كه مقام است بين او و خانه كعبه واقع شود، «(2)» و بهتر آن است كه هرچه ممكن باشد نزديكتر بايستد، لكن نه بطورى كه مزاحمت با سايرين كند.(م 778)
281- اگر بواسطه زيادى جمعيت نتوانست پشت مقام بايستد بطورى كه گفته شود نزد مقام نماز مىكند بواسطه دورى زياد، «(3)
آية اللَّه نورى: در هر نقطهاى از مسجدالحرام نماز طواف را بخواند مجزى است هر چند بهتر است كه نسبت به مقام حضرت ابراهيم الأقرب فالأقرب هر چه نزديكتر باشد بهتر است را مراعات كند.
آية اللَّه زنجانى: در مواقع ازدحام طواف كنندگان، لازم نيست نماز را نزد مقام بخواند هرچند بتواند با وسيلهاى چون محافظت ديگران نزديك مقام نماز بخواند، بنابراين مىتواند تا جايى كه مزاحمت براى طواف كنندگان نباشد عقب برود اما بايد پشت مقام بايستد به طورى كه عرفاً رو به مقام و كعبه باشد و نماز در قسمتهاى راست و چپ مقام صحيح نيست. از همين جا حكم مسأله بعد روشن مىشود.
» در يكى از1) - آيةاللَّه گلپايگانى، آيةاللَّه صافى: بنابر احتياط واجب در هنگام نماز بايد مقام ابراهيم پيش روى اوقرار گيرد.
2) - آية اللَّه زنجانى: واجب است اين نماز« پشت مقام ابراهيم عليه السلام» خوانده شود و بايد نزديك مقام باشدبه طورى كه عرفاً بگويند« نزد مقام» نماز خوانده است.
3) - آية اللَّه خامنهاى: كافى است در هر نقطهاى كه خلف صدق كند گرچه از مقام دور باشد بلكه در اينصورت صحّت نماز در هر جاى مسجدالحرام بعيد نيست.
دو جانب بجا «(1)
آية اللَّه تبريزى: نماز بايد پشت مقام باشد و در نزديكى آن و در صورت عدم تمكّن از نزديكى مقام، با مراعات الاقرب فالاقرب به مقام بنا بر احتياط، پشت مقام مىتواند بجاآورد.
آية اللَّه بهجت: در صورت عدم تمكّن و بُعد مفرط در يكى از دو جانب آن بجا آورد.
آية اللَّه سيستانى: و اگر نتواند پشت مقام و نزديك به آن بجا آورد، احتياط واجب آن است كه هم آن را در نزديكيش چه در سمت راست باشد و يا چپ، و هم دور از آن ولى پشت مقام بجا آورد. و اگر نتواند آن دو را بجا آورد هر كدام كه ممكن است انجام دهد، و اگر نتواند هيچكدام را انجام دهد، در هر جاى مسجد كه شده انجام دهد و بنابر احتياط مستحب رعايت كند هرچه به مقام نزديكتر باشد، و اگر پس از آن تا زمانى كه وقت سعى تنگ شود توانست نزديك به مقام و پشت آن نماز را اعاده كند احتياط مستحب اعاده آن است.
» آورد در جايى كه گفته شود نزد مقام نماز مىخواند.(م 779)
282- اگر ممكن نشد در دو جانب نزد مقام نماز را بجا آورد بايد «(2)
آية اللَّه بهجت: و اگر آن هم ممكن نباشد مراعات مىكند الاقرب فالاقرب به سوى خلف مقام و دو جانب آن را با رعايت احتياط در صورت دوران امر بين بعض مراتب خلف، و احَد جانبين به جمع در نماز بلكه به اعاده پس از تمكن از نماز در پشت سر اگرچه در آخر وقت امكان باشد. و نماز طواف مستحب در هر جاى مسجد باشد جايز است.
»1) - آية اللَّه خويى: در صورت عدم تمكّن از نماز نزديك مقام مىتواند با رعايت الأقرب فالأقرب دورترنماز بخواند ولى به هر حال بايد پشت مقام باشد.
2) - آيةاللَّه گلپايگانى، آيةاللَّه صافى: اگر ممكن نشد، نماز خواندن در هر جاى مسجدالحرامزمان رسول خدا صلى الله عليه و آله كه خلف مقام بر آن صدق كند كافى است و بايد رعايت الأقرب فالأقرب را بنمايد.
ملاحظه نزديكتر را بكند از ميان دو جانب و پشت «(1)
آية اللَّه خامنهاى: نماز خواندن در دو طرف راست يا چپ مقام در صورت تمكن از خلف گرچه دور باشد كافى نيست.
آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: حكم آن در مسأله قبل گذشت.
» مقام، و اگر سه طرف مساوى باشند، در پشت نماز بخواند، و در دو طرف كافى نيست، و اگر دو طرف نزديكتر از پشت باشند به مقام ولكن هيچ كدام نزد مقام نباشد بعيد نيست جايز بودن اكتفاء به پشت لكن احتياط آن است كه يك نماز در پشت مقام بخواند و يك نماز در يك طرف با ملاحظه نزديكترى، و احوط «(2)آية اللَّه گلپايگانى: بهتر آن است كه هر وقت توانست نماز را دوباره پشت مقام رجاءً بخواند.
» اعاده نماز است درصورت امكان در پشت مقام تا وقتى كه وقت «(3)آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خويى: اعاده لازم نيست.
» تنگ نشده براى سعى.(م 780)
283- جايز است نماز طواف مستحب را در هر جاى مسجد الحرام كه بخواهد بجا آورد اگرچه در حال اختيار، بلكه گفتهاند كه آن را مىتواند عمداً ترك «(4)
آية اللَّه مكارم: ترك آن مشكل است.
آية اللَّه خامنهاى، متعرض ترك نماز نشدهاند.
آية اللَّه سيستانى: ظاهر آن است كه نماز طواف مستحب، مستحب است.
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: سزاوار نيست ترك كنند.
» كند.(م 781)
284- اگر كسى نماز طواف واجب را فراموش كند بايد هر وقت كه يادش آمد در مقام ابراهيم بجا آورد و به همان دستورى كه در مسأله 280 ببعد ذكر شده عمل نمايد. «(1)»
(م 782)
285- اگر نماز طواف را فراموش كند و در بين سعى بينصفا و مروه يادش بيايد از همانجا سعى را رها كند و برگردد دو ركعت نماز را بخواند بعد از آن سعى را از همانجا «(2)
آية اللَّه بهجت: سعى را اعاده نمايد.
» تمام كند.(م 783)
286- شخصى كه نماز را فراموش كرده و ساير اعمال را كه بعد از نماز بايد عمل كند عمل كرده اعاده آنها ظاهراً لازم نباشد اگرچه احتياط استحبابى در اعاده است.
(م 784)
287- اگر برگشتن به مسجد الحرام مشكل باشد از براى شخصى كه نماز را فراموش كرده بايد هرجا «(3)
آية اللَّه سيستانى: اگر بعد از بيرون رفتن از مكه يادش بيايد، احتياط واجب آن است كه برگردد و نزد مقام نماز بجاى آورد و اگر برگشتن براى او مشقت دارد نماز را در همان موضعى كه يادش آمده انجام دهد و لازم نيست براى انجام نماز به حرم برگردد، گرچه ميسور باشد.
آية اللَّه خامنهاى: اگر از مكّه دور نشده و برگشتن و انجام نماز در محلّش بر او مشكل نيست بايد برگردد بهمسجدالحرام ودر محلّش بجاآورد واگر از مكّه دور شده در همانجايى كه يادش آمد بجا آورد.
» يادش آمد نماز را بجا آورد اگرچه در1) - آية اللَّه زنجانى: اين در صورتى است كه در مكه يا حوالى آن يادش بيايد و اگر بعد از دور شدن يادش آمد مىتواند همانجا نماز بخواند و بهتر است كسى را نايب كند كه پشت مقام نماز بخواند و از آن بهتر آن است كه خودش برگردد و پشت مقام نماز بخواند و از اين حكم مسأله 287 نيز روشن مىشود.
2) - آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: در صورت تجاوز از نصف بقيه سعى را، و در كمتر از نصف همه آن را مجدداً بجا آورد.
3) - آية اللَّه فاضل: اگر در منى باشد مخير است بين خواندن نماز در منى و استنابه و الّا در هر جا كههست همانجا نماز بخواند گرچه جواز گرفتن نايب هم بعيد نيست.
شهر ديگر باشد و برگشتن به حرم لازم «(1)
آية اللَّه بهجت: و احوط آن است برگردد به حرام اگر دشوار نباشد و آنهارا بجا آورد و بعضى در صورت تعذر برگشتن به مقام استنابه را لازم دانستهاند بنابراين احوط جمع است ميان قضاء آنها در هرجا كه متذكر شود و گرفتن نايب كه آنها را در مقام بجاى آورد.
آية اللَّه فاضل: برگشتن مطابق احتياط است ولى واجب نيست.
آية اللَّه مكارم: منظور برگشتن به حرم خارج از مسجدالحرام است.
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: و بهتر است نايب هم بگيرد تا خلف مقام براى او بجا آورد.
» نيست اگرچه آسان باشد.(م 785)
288- واجب است بر هر مكلفى كه نماز خود را ياد بگيرد و قرائت و ذكرهاى واجب را پيش كسى درست كند كه تكليف الهى را بطورصحيح بجا آورد، خصوصاً كسى كه مىخواهد به حج برود بايد نماز را تصحيح كند، چون بعضى گفتهاند «(2)
آية اللَّه خويى: اگر در زمانى كه نماز خواند مىتوانست صبر كند و قرائتش را تصحيح نمايد و مع ذلك با قرائت ملحون نماز بخواند نمازش باطل است مگر جاهل قاصر باشد و در فرض تعمّد حجّش باطل مىشود.
» اگر نماز او درست نباشد عمره او باطل است، و همچنين حج نيز باطل است، پس علاوه بر آنكه بنابراين قول از حجة الاسلام برائت ذمّه پيدا نمىكند ممكن «(3)» است چيزهايى كه در احرام بر او حرام شده بود مثل زن و چيزهايى كه گذشت بر او حلال نشود. «(4)آية اللَّه زنجانى: محرمى كه قرائتش غلط است و مىتواند آن را تصحيح كند بايد طوافش را به تأخير بيندازد تا قرائتش را تصحيح كند والا طواف و اعمال بعدى او باطل است بلى اگر بدون اطلاع از لزوم تأخير طواف، طواف كرده باشد يا لزوم تأخير را فراموش كرده باشد در هر دو صورت طوافش صحيح است ولى بايد نماز طواف و سعى و تقصير را تأخير بيندازد تا قرائتش را تصحيح كند. بلى اگر بهجهت ندانستن مسأله بدون تصحيح قرائت، بقيه اعمال را انجام دهد، اعمال او صحيح است، ولى بايد- به تفصيلى كه در حاشيه مسأله 284 گذشت- نماز طواف را اعاده كند.
»(م 788)
1) - آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: احوط و اولى اين است برگشته و نماز را در حرم بجا آورد.
2) - آية اللَّه تبريزى: اگر با فرض تمكّن به طور ملحون نماز بخواند نمازش باطل است مگر اين كهجاهل قاصر يا معتقد به صحّت قرائت باشد و در فرض تعمّد حجّش باطل مىشود.
3) - آية اللَّه بهجت، از اينجا تا آخر مسأله را متعرّض نشدهاند.
4) - آية اللَّه مكارم: البته دقّتهاى علماى تجويد شرط نيست همين اندازه كه عربى صحيح صدق كند كافى است.
289- اگر شخصى نتوانست «(1)» قرائت يا ذكرهاى واجب را ياد بگيرد بايد نماز را به هر ترتيبى كه مىتواند خودش بجا آورد و كافى است، و اگر ممكن است، كسى را بگمارد كه نماز را تلقين او كند، و احتياط آن است «(2)» كه در مقام ابراهيم به شخص عادلى اقتدا كند، لكن «(3)» اكتفا به نماز جماعت نكند چنانچه نايب گرفتن نيز كافى نيست. «(4)
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: اگر ياد گرفتن قرائت و احكام واجبه نماز ممكن نشود نماز طواف را به جماعت بخواند ولى اكتفا به آن اشكال دارد و واجب است بطور فرادى نيز بخواند و اگر نايب هم بگيرد جهت نماز بهتر و مطابق با احتياط است.
آية اللَّه سيستانى: اگر نتواند قرائت خود را تصحيح كند هر چند در اثر مسامحه و سهلانگارى ولى مقدار زيادى از سوره حمد را بتواند به طور صحيح بخواند خواندن حمد به همين صورت كافى است و اگر نتواند، به احتياط واجب مقدارى از قران را كه مىتواند صحيح بخواند به آن اضافه كند و اگر نتواند، تسبيح بگويد و اگر وقت براى يادگرفتن همه حمد نباشد اگر به مقدار معتنابه ياد بگيرد كافى است و اگر نتواند، مقدارى از قرآن را بخواند كه عرفاً قرآن خواندن صدق كند و اگر نتواند، تسبيح بگويد و امّا سوره از جاهلى كه نتواند ياد بگيرد ساقط است.
آية اللَّه مكارم: نماز جماعت و گرفتن نايب لزومى ندارد.
»(م 789)
1) - آية اللَّه زنجانى: اگر شخصى نتوانست ولو با تأخير طواف.
2) - آية اللَّه زنجانى: اين احتياط استحبابى است.
3) - آية اللَّه بهجت: و اگر ممكن شود نماز طواف را در مقام به جماعت بخواند و در صورت عدم امكانجماعت عمل به وظيفه يوميّه كافى است.
4) - آية اللَّه خامنهاى: مشروعيّت جماعت در نماز طواف ثابت نيست پس به هر نحو مىتواند خودش بخواند و احتياطاً نايب هم بگيرد.
290- كسى كه نماز طواف عمره را در داخل حِجر اسماعيل عليه السلام بجاآوردهوبعد ازتقصير متوجه شده است، بايد نماز را اعادهكند. «(1)
آيةاللَّه فاضل: ولى اعاده اعمال بعد لازم نيست.
»(س 793)
291- در موقعى كه شخص طواف مىكند جمعيت زياد باشد و در اثر ازدحام نتواند بعد از طواف نزديك مقام نماز بخواند و در آن وقت چارهاى بغير از دور خواندن نماز ندارد با فرض ضرورت «(2)» نمازش صحيح است. «(3)»
(س 797)
292- نيابت كسى كه قرائتش درست نيستصحيح نيست «(4)
آية اللَّه گلپايگانى: نيابت چنين شخصى خلاف احتياط است.
آية اللَّه بهجت: اكتفاء به عملش مشكل است.
آيةاللَّه فاضل: در حج واجب.
» هر چند تبرّعى باشد مگر آنكه بتواند قرائت خود را تصحيح كند و از ذوىالاعذار محسوب نباشد كه در اينصورت مىتواند نيابت را قبول نمايد ولى بايد قرائت خود را درست كند.(س 810)
293- اگر افرادى كه قرائتشان درست نيست نائب شوند و عمره را به نيّت منوبعنه انجام دهند «(5)» درصورت امكان بايد قرائت خود را درست
1) - آية اللَّه مكارم: و اعاده اعمال بعد لازم نيست.
2) - آية اللَّه بهجت: و گذشت رعايت احتياط در ذيل مسأله 281
3) - آية اللَّه زنجانى: حكم اين مسأله در حاشيه مسأله 281 گذشت.
4) - آية اللَّه سيستانى، آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط واجب.
5) - آية اللَّه بهجت: كسى كه قرائتش درست نبوده و يا از جهات ديگر معذور بوده و بدون توجّه به اين عذربه نيابت از ديگرى محرم شده و در وسط اعمال و يا بعد از عمره تمتّع متوجه نقص كار خود شده احتياطاً در موارد عذر نايب بگيرد تا عمل را صحيحاً بجا آورد و خود نيز آن عمل را انجام دهد و نيابتش صحيح است هر چند از اوّل نمىتوانسته نايب شود.
كنند و عمل نيابى خود را تصحيح نمايند تا از احرام خارج شوند. بلى اگر ممكن نيست و معذور هستند «(1)» احرام آنهاصحيح واقع نشده و از احرام خارج هستند. «(2)
آية اللَّه فاضل: در فرض سؤال، اعمال آنها صحيح است و از احرام خارج شدهاند، ولى كفايت از عمل واجب منوبعنه نمىكند.
آيةاللَّه مكارم: ولىمىتواند براىخودش حج بجاآورد، اگر وقت وسعتدارد حج تمتع وگرنه حج افراد بجا آورد و چنانچه حجةالاسلام بجا نياورده حج واجب او محسوب مىشود ولى پول نيابت را بايد برگرداند.
آية اللَّه سيستانى: احرام صحيح است و بايد حج را به نيّت منوبعنه تمام كنند هر چند به احتياط واجب مجزى از منوبعنه نيست.
»(س 802)
294- احتياط در ترك نماز مستحبى يا عبادت مستحبى ديگر بين طواف و نماز و مبادرت به نماز طواف است. «(3)
آية اللَّه بهجت: اشكال ندارد اگر مخلّ به فوريّت عرفيّه نباشد.
آية اللَّه زنجانى: چنانچه نماز يا عبادت مستحبى، متابعت عرفى بين طواف و نماز را به هم بزند، انجام آن بدون عذر جايز نيست و باعث بطلان طواف مىشود.
»(س 807)
295- اگر در موقع نماز طواف زن و مرد در كنار يكديگر قرار گيرند يا زن جلوتر از مرد باشد براى نماز ضرر ندارد. «(4)
آية اللَّه فاضل: بايد رعايت عدم تقدّم زن از مرد و عدم محاذى بودن آنان بشود. بلى چنانچه زن از اهل سنّت باشد يا تأخير نماز طواف موجب به هم خوردن موالات عرفيه شود يا مستلزم عسر و حرج باشد رعايت اين شرط لازم نيست.
آية اللَّه بهجت: مجرّد تنه زدن مسقط تكليف نيست بلى در صورت تعذّر به تفصيلى كه در مناسك گفته شده عمل كنند.
آية اللَّه زنجانى: و اين امر اختصاص به نماز طواف ندارد بلكه در مطلق نمازهايى كه در مسجد الحرام و اطراف آن خوانده مىشود تساوى يا تقدم بانوان اشكال ندارد بلكه كراهتى هم در آن نيست.
»(س 808)
1) - آية اللَّه گلپايگانى، آيةاللَّه صافى: بنا بر احتياط به قصد منوب عنه اعمال را بجا آورد و لكن صحّتعمره مذكور براى منوب عنه محلّ إشكال است و نسبت به اجرت نيز با مستأجر مصالحه نمايند.
2) - آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: احتياط اين است كه حج را به نيّت نيابى تمام كند.
3) - آية اللَّه خامنهاى: واجب است ميان طواف و نماز طواف فاصله نيفتد و صدق فاصله امر عرفى است و بعيد نيست به اندازه خواندن نماز يوميه يا نافله مختصر اشكالى نداشته باشد.
4) - آية اللَّه خامنهاى، آية اللَّه خوئى: ولى بايد رعايت عدم تقدّم زن بر مرد بشود پس اگر مرد ولو به مقدار كمى از زن جلوتر باشد نماز هر دو صحيح است و همچنين اگر بين آنان فاصله باشد ولو به مقدار يك وجب.
296- نماز طواف را در همه اوقات مىشود خواند مگر آنكه مزاحمت كند با وقت نماز واجب كه اگر نماز طواف بخواند موجب فوت يوميه شود پس بايد اول نماز يوميه را بخواند. «(1)» 297- كسى كه نمازش را غلط مىخواند و وقت تصحيح آن را ندارد مىتواند «(2)
آيةاللَّه فاضل: براى خودش يا به نيابت از ديگرى.
» عمره مستحبى بجاآورد. «(3)آية اللَّه بهجت: اگر بتواند استنابه هم بكند اگر چه در امر تصحيح خلاف شرع كرده باشد.
»(س 812)
298- اگر طواف عمره را بجاآورد و بدون نماز و سعى تقصير كرده «(4)» بايد نماز و سعى را بجاآورد و با فرض جهل «(5)» يا نسيان اعاده تقصير لازم نيست اگرچه احوط است. «(6)
آية اللَّه گلپايگانى: و تقصير نمايد و با فرض جهل و نسيان كفاره ندارد.
آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: اعاده تقصير نيز لازم است.
آية اللَّه مكارم: و احتياطاً تقصير را نيز اعاده نمايد.
آيةاللَّه فاضل: و مستحب است تقصير را اعاده كند.
»(س 813)
1) - آيةاللَّه زنجانى: و همچنين است در صورت مزاحمت با واجب اهم ديگر.
2) - آية اللَّه زنجانى: مىتواند براى خودش.
3) - آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: و بنا بر احتياط براى نماز نايب هم بگيرد.
4) - آية اللَّه زنجانى: بايد طواف و نماز و اعمال بعدى را بجا آورد و از محرمات احرام اجتناب نمايد و درفرض جهل يا نسيان اعاده سعى و تقصير و اجتناب از محرمات احرام لازم نيست.
5) - آية اللَّه بهجت، احتياطاً تقصير را هم اعاده كند. و در صورتى كه جهل به حكم نبوده تقصير قبلىكفّاره ندارد.
6) - آية اللَّه سيستانى: اگر فاصله زياد شده است به احتياط واجب بايد طواف را اعاده كند و در عمره مفرده بايد پس از سعى، تقصير را نيز اعاده كند و همچنين در عمره تمتّع در صورت جهل بلكه در صورت نسيان نيز بنابراحتياط و در فرض نسيان سعى در عمره تمتّع به احتياط واجب بايد يك شتر كفّاره بدهد.
299- حدّ پشت مقام «(1)» و مقدارصدق آن عرفى است و تحديد به مقدار معيّنى نشده است.
(س 819)
300- اگر كسى نماز را در غير از مقام ابراهيم بخواند و با اعتقاد بهصحّت «(2)» آن بقيه اعمال را انجام دهد فقط نماز را بايد اعاده كند.
(س 815)
301-صحّت نماز در اقتداء نماز طواف به نماز يوميه محلّ اشكال است. «(3)
آية اللَّه زنجانى: بلكه محكوم به بطلان است.
آية اللَّه خامنهاى: مشروعيت جماعت در نماز طواف ثابت نيست.
»(س 818)
«(4)»
302- در نماز طواف مستحب است بعد از حمد در ركعت اول سوره توحيد و در ركعت دوم سوره جحد را بخواند، و پس از نماز، حمد و ثناى
1) - آية اللَّه زنجانى: حد پشت مقام و نزد مقام.
2) - آية اللَّه زنجانى: يا با غفلت از آن.
3) - آيةاللَّه گلپايگانى، آيةاللَّه صافى: معذور، نماز طواف را به كسى كه نماز طواف مىخواند اقتدا كند والّا مىتواند به نماز يوميه به رجاء مطلوبيت اقتدا نمايد.
4) - آية اللَّه مكارم: اين مستحبات را بقصد رجاء بجا آورد.
الهى را بجا آورده وصلوات بر محمد و آل محمد بفرستد و از خداوند عالم طلب قبول نمايد و بگويد «(1)»:
«اللَّهُمَّ إِ نِي أَسْأَ لُكَ بِحَقِ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، أَنْ تُصَلِيَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد، وَ أَنْ تَتَقَبَّلَ عَمَلِي، وَ تَشْكُرَ سَعْيِي، وَ لا تَجْعَلَهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِي أَبَداً ما أَبْقَيْتَنِي
الْحَمْدُ لِلَّهِ بِمَحامِدِهِ كُلِها، عَلى نَعْمائِهِ كُلِها، حَتَّى يَنْتَهِيَ الْحَمْدُ إِلى ما يُحِبُّ رَبِي وَ يَرْضى، اللَّهُمَّصَلِ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد، وَ تَقَبَّلْ مِنِي وَ طَهِرْ قَلْبِي وَ زَكِّ عَمَلِي».
و در روايت ديگر است:
«اللَّهُمَّ ارْحَمْنِي بِطَواعِيَتِي إِيَّاك، وَ طَواعِيَتِيِ رَسُولَكَصَلَّى اللَّهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ، اللَّهُمَّ جَنِبْنِي أَنْ أَتَعَدّى حُدُودَكَ، وَ اجْعَلْنِي مِمَّنْ يُحِبُّكَ وَ يُحِبُّ رَسُولَكَ، وَ مَلائِكَتَكَ وَ عِبادَكَ الصَّالِحِين»
و در بعضى از روايات است كه حضرتصادق عليه السلام بعد از نماز طواف به سجده رفته و چنين مىگفت:
«سَجَدَ وَجْهِي لَكَ تَعَبُّداً وَ رِقّاً، لا إِلَهَ إِلَّا أَ نْتَ حَقّاً حَقّاً، الْأَوَّلُ قَبْلَ كُلِ شَيْءٍ، وَ الْآخِرُ بَعْدَ كُلِ شَيْءٍ، وَ ها أَنَا ذا بَيْنَ يَدَيْكَ ناصِيَتِي بِيَدِكَ، فَاغْفِرْ لِي، إِنَّهُ لا يَغْفِرُ الذَّنْبَ الْعَظِيمَ غَيْرُكَ،
1) - آية اللَّه سيستانى، آية اللَّه بهجت: دعاى اوّل و دوّم در مناسك ايشان موجود نيست و در دعاى آخر نيز تفاوت در عبارت وجود دارد.
فَاغْفِرْ لِي، فَإِنِي مُقِرٌّ بِذُنُوبِي عَلى نَفْسِي، وَ لا يَدْفَعُ الذَّنْبَ الْعَظِيمَ غَيْرُكَ».
و بعد از سجده، روى مبارك آن حضرت از گريه چنين بود كه گويا در آب فرو رفته باشد.
303- واجب است بعد از بجا آوردن نماز طواف سعى كند بينصفا و مروه كه دو كوه معروفند.
(م 825)
304- مراد از سعى آن است كه از كوهصفا برود به مروه و از مروه برگردد به صفا.
(م 826)
305- واجب است سعى بينصفا و مروه هفت مرتبه باشد كه به هر مرتبه شوط گويند، به اين معنى كه ازصفا به مروه رفتن يك شوط است و از مروه بهصفا برگشتن نيز يك شوط است.
(م 827)
306- واجب است اول ازصفا شروع كند و بايد در دور هفتم به مروه ختم شود، «(1)» و اگر از مروه شروع كند هر وقت فهميد «(2)
آية اللَّه مكارم: اگر آن دور را كه از مروه شروع كرده ناديده بگيرد و بقيه را تكميل كند بعيد نيست، كفايت كند.
» بايد اعاده كند، و اگردر بين سعى بفهمد بايد از سر بگيرد و ازصفا شروع كند. «(1)»
(م 828)
307- در سعى مابينصفا و مروه جايز است سواره و بر روى محمل، چه در حال اختيار «(2)» و چه با عذر لكن راه رفتن افضل است.
(م 830)
308- واجب است رفتن و برگشتن از راه متعارف باشد، «(3)» پس اگر از راه غير متعارف بهصفا برود يا به مروه سعيش باطل است.
(م 834)
309- اگر بينصفا و مروه را دو طبقه يا چند «(4)
آية اللَّه فاضل: جايز نيست.
آية اللَّه مكارم: طبقه دوّم كه فعلًا وجود دارد ميان دو كوه نيست و سعى در آنجا اشكال دارد.
» طبقه كنند و تمام طبقات بين دو كوه باشد از هر طبقه جايز است سعى كند «(5)» گرچه احوط «(6)آية اللَّه سيستانى، اين احتياط در مناسك ايشان و ملحق آن مذكور نيست.
» سعى از همان راهى است كه از اول متعارف بوده.(م 835)
310- واجب است در وقت رفتن بطرف مروه متوجه به آنجا، و وقت رفتن رو به صفا متوجه به آن باشد، پس اگر عقب عقب برود يا پهلو را به طرف صفا يا مروه كند و برود باطل است، «(7)» لكن نگاه كردن به چپ و
1) - آية اللَّه زنجانى: و اگر بعد از تقصير فهميد بايد تقصير را نيز اعاده كند.
2) - آية اللَّه زنجانى، آيةاللَّه فاضل: لكن در حال اختيار بايد خودش آن وسيله را راه ببرد.
3) - آية اللَّه زنجانى: واجب نيست سعى از راه متعارف باشد پس اگر از راهى كه معمولًا به طرف صفامىروند به طرف مروه برود سعيش باطل نمىشود لكن سعى كننده در حال سعى كردن بايد بين دو كوه باشد و چنانچه در مقدارى از سعى از بين دو كوه خارج شود، آن مقدار از سعيش باطل است.
4) - آية اللَّه بهجت: سعى در طبقه دوّم با توجه به اينكه از بالاى كوه صفا شروع و به بالاى كوه مروه ختممىشود، در صورتى كه احراز شود كه سعى بين صفا و مروه واقع مىشود، كفايت مىكند.
5) - آية اللَّه زنجانى: ولى سعى در طبقه دوم كه فعلًا وجود دارد، صحيح نمىباشد.
6) - آية اللَّه خامنهاى، اين احتياط در مناسك ايشان نيست.
7) - آية اللَّه زنجانى: لازم نيست سعى به صورت متعارف باشد بنابراين مىتواند در همان مسير به پهلوحركت كند يا عقب عقب برود، هر چند سعى بر خلاف متعارف خلاف احتياط استحبابى است.
راست بلكه گاهى به پشت سر اشكال ندارد. «(1)»
(م 837)
311- جايز است به جهت استراحت و رفع خستگى، نشستن يا خوابيدن برصفا يا مروه، و همين طور جايز است نشستن يا خوابيدن بين آنها براى رفع خستگى «(2)
آية اللَّه زنجانى: هر چند رفع خستگى به مقدارى طول بكشد كه موالات عرفيه سعى به هم بخورد.
» و لازم نيست عذرى داشته باشد بنابر اقوى. «(3)آيات عظام تبريزى، سيستانى، فاضل: بنابر احتياط بايد به مقدارى باشد كه موالات عرفيه بهم نخورد.
آية اللَّه مكارم: احتياط واجب رعايت موالات عرفيه در سعى است.
آية اللَّه بهجت، متعرض موالات عرفيه نشدهاند. و فرمودهاند: گرچه احوط اين است كه بين آن دو بدون عذر ننشيند.
آية اللَّه سيستانى: احتياط مستحب آن است كه نشستن در وسط راه جهت استراحت ترك شود، مگر براى كسى كه خسته شده باشد.
»(م 838)
312- جايز است تأخير سعى از طواف و نماز آن براى رفع خستگى يا تخفيف گرمى هوا، و جايز است بدون عذر تأخير بيندازد تا شب گرچه احتياط در تأخير نينداختن است.
(م 839)
313- جايز نيست تأخير انداختن تا فردا بدون عذر از قبيل مرض. «(4)
آية اللَّه خويى: اگر تأخير انداخت طواف و نماز را اعاده نمايد.
آية اللَّه تبريزى: تأخير تكليفاً جائز است ولى بايد طواف و نماز را اعاده نمود.
آية اللَّه زنجانى: بلكه تا بين الطلوعين روز بعد نيز به تأخير نيندازد اما كسى كه كمى قبل از طلوع فجر طواف كرده مىتواند سعى را تا اوايل روز به تأخير بيندازد و در هر حال اگر بدون عذر سعى را به فردا به تأخير انداخت، بنابر احتياط طواف و نماز آن را قبل از انجام سعى اعاده كند.
»(م 840)
1) - آية اللَّه مكارم: مثلًا اگر براى ملاحظه همراهان نگاهى به عقب كند مانعى ندارد.
2) - آية اللَّه خامنهاى، از اينجا تا آخر اين مسأله را متعرض نشدهاند.
3) - آية اللَّه خويى: به خاطر استراحت جايز است نشستن بر صفا يا مروه تا استراحت حاصل شود، و احوط ترك جلوس است در مابين صفا و مروه بدون عذر.
4) - آية اللَّه مكارم: ولى اگر تأخير انداخت، سعى او باطل نخواهد شد هرچند گناه كرده است.
314- زياد كردن در سعى بر هفت مرتبه از روى عمد موجب باطل شدن آن است بتفصيلى كه در طواف گذشت.
(م 843)
315- اگر از روى فراموشى زياد كند بر سعى چه كمتر از يك مرتبه يا بيشتر سعى اوصحيح است، و بهتر آن است كه زائد را رها كند، گرچه بعيد نيست كه بتواند آن را به هفت مرتبه برساند. «(1)
آية اللَّه خويى، آية اللَّه بهجت: اگر زيادى يك شوط باشد مستحب است آن را به هفت برساند.
آية اللَّه زنجانى: اگر زايد كمتر از يك شوط باشد سعى را رها مىكند و اين سعى بىاشكال صحيح است و اگر زايد يك شوط يا بيشتر بود بهتر بلكه احتياط استحبابى آن است كه زايد را به هفت شوط برساند.
»(م 844)
316- با تمام كردن سعى حلال نمىشود بر او آنچه حرام شده بود بواسطه احرام.
(م 847)
317- اگر شك كند در عدد رفت و آمدها بعد از تقصير «(2)» اعتناء نكند، «(3)»
1) - آية اللَّه سيستانى: اگر زائد يك شوط يا بيشتر باشد مستحب است آن را به هفت برساند.
2) - آية اللَّه زنجانى: اگر بعد از تقصير شك در صحت سعى نمايد در صورتى كه احتمال بدهد هنگامسعى متوجه رعايت شرايط آن بوده اعتنا به شكش نكند و همين طور است حكم صورتى كه بعد از فارغ شدن و انصراف از سعى شك كند، و در اين امر فرقى نيست كه شك وى از جهت تعداد اشواط باشد يا از جهات ديگر، شك او در زياده باشد يا نقيصه يا در هر دو جهت.
3) - آية اللَّه فاضل: چه شك در زياده كند و چه شك در نقيصه، و همينطور است اگر بعد از فراغ از عمل شك در زياده كند.
و اگر شك كند بعد از آنكه از عمل فارغ شد و منصرف شد چون بناگذارى بر اتمام و اعتناء نكردن به شك خالى از اشكال نيست «(1)
آيةاللَّه خويى، آيةاللَّه تبريزى: اظهرايناست كه بايد به اين شك اعتناء شود. و شك در عدد اشواط سعى را باطل مىكند.
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: اگر بعد از منصرف شدن از سعى شك در عدد آن كند به آن شك اعتنا نكند و سعيش صحيح است، لكن اگر احتمال مىدهد كه كمتر از هفت مرتبه سعى كرده احتياط آن است كه دوباره سعى كند.
آية اللَّه سيستانى: اگر احتمال زياد بودن آنها را بدهد بنابر صحت بگذارد و اگر احتمال كم بودن آنها را مىدهد در صورتى كه شك او قبل از بهم خوردن موالات باشد سعى باطل است و بنابر احتياط اگر بعد باشد نيز باطل است.
» احتياط آن است كه آنچه احتمال نقص مىدهد اتمام كند، خصوصاً اگر شك در ناقص گذاشتن در اين باشد كه عمداً براى حاجتى ترك كرده است سعى را كه برگردد و اتمام كند كه در اينصورت وجوب اتمام بعيد نيست، «(2)» و اگر شك در زياده دارد و مىداند ناقص نشده اعتناء نكند.(م 850)
318- اگر در مروه شك كند كه هفت دفعه رفت و آمد كرده يا زيادتر مثل اينكه شك كند بين هفت و نه اعتناء نكند، و اگر قبل از رسيدن به مروه شك كند كه اين دور هفت است يا كمتر «(3)» ظاهراً سعى او باطل است، و همچنين است هر شكى كه به كمتر از هفت تعلق بگيرد، مثل شك بين يك
و سه يا دو و چهار و هكذا.
(م 852)
319- كسى كه مىدانسته بايد هفت مرتبه بينصفا و مروه سعى كند و با همين نيت ازصفا شروع كرده ولى رفت و برگشت را يك مرتبه حساب كرده و در نتيجه چهارده مرتبه سعى نموده احتياط آن است كه سعى «(1)
آية اللَّه خامنهاى، آية اللَّه بهجت: سعى صحيح است.
آيةاللَّه سيستانى: اگر جاهلقاصر بودهسعيش صحيح است و اگر مقصر بوده صحتش اشكال دارد.
» را اعاده كند اگرچه اقوى كفايت همان سعى است.(س 854)
320- سعى در طبقه فوقانى «(2)» اگر محرز نيست كه بينصفا و مروه است، جايز نيست. «(3)»
(س 856)
321- اگر در اثناى سعى مثلًا براى آب خوردن از مسير منحرف شده و پس از خوردن آب ادامه داد، چنانچه سعى را قطع نكرده و به نيّت سعى حركت را ادامه داده است و در بين راه آب خورده «(4)» يا اگر قطع كرده از جايى كه سعى را قطع كرده يا محاذى آن سعى را تمام كردهصحيح است. «(5)»
(س 860)
322- محلّ سعى مسجد نيست و زنهايى كه عادت ماهانه دارند و
1) - آية اللَّه مكارم: اين احتياط ترك نشود.
2) - آية اللَّه زنجانى: سعى در طبقه فوقانى، كافى نيست.
3) - آية اللَّه مكارم: طبقه فوقانى ميان دو كوه نيست.
4) - آية اللَّه زنجانى: در صورتى كه سعى وى بين دو كوه بوده است يا اگر ...
5) - آية اللَّه زنجانى: بلكه اگر اشتباهاً جلوتر از محل قطع شده سعى را شروع كرده باشد سعى او صحيحاست و اگر بعد از آن، سعى را شروع كرده، اگر شوط ششم يا هفتم بوده از محل قطع تا پايان سعى را بايد اعاده كند و اگر اشواط ديگر بوده دوشوط از سعيش ناقص مانده و بايد دو شوط/ از مروه تا مروه بجا آورد.
براى طواف نائب مىگيرند سعى را بايد خودشان بجاآورند و با مراعات ترتيب بين طواف و نماز و سعى.
(س 862)
323- اگر در حال سعى عقب عقب به طرف مروه ياصفا رفته «(1)» بايد آن مقدار را تدارك كند و اگر از آن محلّ گذشته سعى او اشكال دارد و احتياط در اتمام و اعاده است. «(2)
آية اللَّه مكارم: مىتواند برگردد و جبران كند و سعى او اشكال ندارد.
آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: اشكال ندارد.
»(س 875)
324- در سعى لازم نيست حتماً پا به سنگهاى سياه درصفا و مروه برسد بلكه همينكه سعى در بين دو كوه باشد و احراز شود كافى است و لازم نيست بالا برود. «(3)
آية اللَّه مكارم: سر بالائى صفا و مروه جزء آن دو كوه است بنابراين مسير فعلى چرخ سوارها اشكال ندارد.
»(س 868)
325- مستحب است بعد از فراغ از نماز طواف و پيش از سعى به نزد چاه زمزم رفته و مقدارى آب بياشامد و به سر و پشت و شكم خود بريزد و بگويد:
«اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ عِلْماً نافِعاً، وَرِزْقاً واسِعاً، وَشِفاءًمِنْكُلِداءٍ وَسُقْم»
1) - آية اللَّه زنجانى: سعى او صحيح است، هر چند احتياط استحبابى در آن است كه از آن محل تامقدارى از سعيش كه ناقص مانده تدارك كند.
2) - آية اللَّه سيستانى: مگر اينكه جاهل قاصر باشد يا مقدار اضافى را به قصد سعى انجام ندهد.
3) - آيةاللَّه بهجت: واجب است كه ابتدا كند از جزء اوّل صفا به آنكه پاشنه پا را بچسباند در غير سوار و محمول؛ به جزء اوّل مسافت.
پس از آن بنزد حجر الأسود بيايد، و مستحب است از درى كه محاذى حجر الأسود است بسوىصفا متوجه شود و با آرامى دل و بدن بالاىصفا رفته و به خانه كعبه نظر كند و به ركنى كه حجر الأسود آن است رو نمايد و حمد و ثناى الهى را بجا آورد و نعمتهاى الهى را بخاطر بياورد آنگاه اين اذكار را بگويد:
«أللَّهُ أكْبَرُ»
هفت مرتبه.
«أَلحَمدُ للَّهِ»
هفت مرتبه.
«لا إلهَ إلَّااللَّهُ»
هفت مرتبه.
«لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْد، يُحْيِي وَ يُمِيتُ، وَهُوَ حَيٌّ لا يَمُوتُ، بِيَدِهِالْخَيْرُ، وَهُوَ عَلىكُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»
سه مرتبه.
پسصلوات بر محمد و آل محمد بفرستد، پس بگويد:
«اللَّهُ أَكْبَرُ، الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلى ما هَدانا، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلى ما أَبْلانا، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الْحَيِ الْقَيُّوم، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الْحَيِ الدَّائِمِ»
سه مرتبه.
پس بگويد:
«أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، لا نَعْبُدُ إِلَّا إِيَّاهُ، مُخْلِصِينَ لَهُ الدِينُ، وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ»
سه مرتبه.
پس بگويد:
«اللَّهُمَّ إِ نِي أَسْأَ لُكَ الْعَفْوَ وَ الْعافِيَةَ وَ الْيَقِينَ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ»
سه مرتبه.
پس بگويد:
«اللَّهُمَّ آتِنا فِي الدُّنْيا حَسَنَةً، وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً، وَ قِنا عَذابَ النَّارِ»
سه مرتبه.
پس بگويد:
«أللَّهُ أكْبَرُ»
صد مرتبه.
«لا إلهَ إلَّااللَّهُ»
صد مرتبه.
«أ لْحَمْدُ للَّهِ»
صد مرتبه.
«سُبْحانَ اللَّهِ»
صد مرتبه.
پس بگويد:
«لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ، أَنْجَزَ وَعْدَهُ، وَ نَصَرَ عَبْدَهُ، وَ غَلَبَ الْأَحْزابَ وَحْدَهُ، فَلَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ، وَحْدَهُ وَحْدَهُ، اللَّهُمَّ بارِكْ لِي فِي الْمَوْتِ، وَ فِي ما بَعْدَ الْمَوْتِ، اللَّهُمَّ إِ نِي أَعُوذُ بِكَ مِنْ ظُلْمَةِ الْقَبْرِ وَ وَحْشَتِهِ، اللَّهُمَّ أَظِلَّنِي فِي ظِلِ عَرْشِكَ، يَوْمَ لا ظِلَّ إِلَّا ظِلُّكَ»
و بسيار تكرار كند سپردن دين و نفس و اهل و مال خود را به خداوند عالم.
پس بگويد:
«أَسْتَوْدِعُ اللَّهَ الرَّحْمانَ الرَّحِيمَ، الَّذِي لا تَضِيعُ وَدائِعُهُ، دِينِي وَ نَفْسِي وَ أَهْلِي، اللَّهُمَّ اسْتَعْمِلْنِي عَلى كِتابِكَ وَ سُنَّةِ نَبِيِكَ، وَ تَوَفَّنِي عَلى مِلَّتِه، وَ أَعِذْنِي مِنَ الْفِتْنَةِ».
پس بگويد:
«أللَّهُ أكْبَرُ»
سه مرتبه.
پس دعاى سابق را دو مرتبه تكرار كند، پس يكبار تكبير بگويد و باز دعا را اعاده نمايد و اگر تمام اين عمل را نتواند انجام دهد هر قدر كه مىتواند بخواند.
و مستحب است كه رو به كعبه نمايد و اين دعا را بخواند:
«اللَّهُمَاغْفِرْ لِيكُلَذَنْبٍ أَذْنَبْتُهُ قَطُّ، فَإِنْعُدْتُ فَعُدْ عَلَيَّ بِالْمَغْفِرَة،
فَإِنَّكَ أَ نْتَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ، اللَّهُمَّ افْعَلْ بِي ما أَ نْتَ أَهْلُهُ، فَإِنَّكَ إِنْ تَفْعَلْ بِي مَا أَ نْتَ أَهْلُهُ تَرْحَمْنِي وَ إِنْ تُعَذِبْنِي فَأَنْتَ غَنِيٌّ عَنْ عَذابِي وَ أَنَا مُحْتاجٌ إِلى رَحْمَتِكَ، فَيا مَنْ أَنَا مُحْتاجٌ إِلى رَحْمَتِه، ارْحَمْنِي، اللَّهُمَّ لا تَفْعَلْ بِي ما أَنَا أَهْلُهُ، فَإِنَّكَ إِنْ تَفْعَلْ بِي مَا أَنَا أَهْلُهُ تُعَذِبْنِي وَ لَمْ تَظْلِمْنِي، أَصْبَحْتُ أَتَّقِي عَدْلَكَ، وَلا أَخافُ جَوْرَك، فَيا مَنْ هُوَ عَدْلٌ لايَجُورُ، ارْحَمْنِي».
پس بگويد:
«يا مَنْ لا يَخِيبُ سائِلُهُ، وَ لا يَنْفَدُ نائِلُهُ،صَلِ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِمُحَمَّدٍ، وَ أَعِذْنِي مِنَ النَّارِ بِرَحْمَتِكَ».
و در حديث شريف وارد شده است هركس كه بخواهد مال او زياد شود ايستادن برصفا را طول دهد و هنگامى كه ازصفا پائين مىآيد بر پله چهارم بايستد و متوجه خانه كعبه شود و بگويد:
«اللَّهُمَّ إِ نِي أَعُوذُ بِكَ مِنْ عَذابِ الْقَبْرِ وَ فِتْنَتِهِ وَ غُرْبَتِهِ وَ وَحْشَتِهِ وَ ظُلْمَتِهِ وَ ضَيْقِهِ وَ ضَنْكِهِ، اللَّهُمَّ أَظِلَّنِي فِي ظِلِ عَرْشِكَ يَوْمَ لا ظِلَّ إِلَّا ظِلُّكَ».
پس از پله چهارم پائين رود و احرام را از روى كمر خود بردارد و بگويد:
«يا رَبَّ الْعَفْوِ، يا مَنْ أَمَرَ بِالْعَفْوِ، يا مَنْ هُوَ أَوْلِى بِالْعَفْوِ، يا مَنْ يُثِيبُ عَلىالْعَفْوِ، الْعَفْوَ، الْعَفْوَ، الْعَفْوَ، يا جَوادُ ياكَرِيمُ، يا قَرِيبُ
يا بَعِيدُ، ارْدُدْ عَلَيَّ نِعْمَتَك، وَاسْتَعْمِلْنِي بِطاعَتِكَ وَمَرْضاتِكَ».
و مستحب است پياده سعى نمايد و ازصفا تا به مناره ميانه راه رود و از آنجا تا جايى كه محل بازار عطاران است مانند شتر تند رود و اگر سوار باشد اين حدّ را فى الجمله تند نمايد و از آنجا تا به مروه نيز ميانه رود و در وقت برگشتن نيز به همان ترتيب مراجعت نمايد و از براى زنها هروله نيست و مستحب است در هنگامى كه مىرسد به مناره ميانه بگويد:
«بِسْمِ اللَّهِ وَ اللَّهُ أَكْبَر، اللَّهُمَّصَلِ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد، اللَّهُمَّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ تَجاوَزْ عَمَّا تَعْلَم، إِنَّكَ أَ نْتَ الْأَعَزُّ الْأَكْرَم، وَ اهْدِنِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَم، اللَّهُمَّ إِنَّ عَمَلِي ضَعِيفٌ فَضاعِفْهُ لِي، وَ تَقَبَّلْ مِنِي، اللَّهُمَّ لَكَ سَعْيِي، وَ بِكَ حَوْلِي وَ قُوَّتِي، فَتَقَبَّلْ عَمَلِي، يا مَنْ يَقْبَلُ عَمَلَ الْمُتَّقِينَ».
و همين كه از محل بازار عطاران گذشت بگويد:
«يا ذَا الْمَنِ وَ الْفَضْلِ وَ الْكَرَمِ وَ النَّعْماءِ وَ الْجُودِ، اغْفِرْ لِي ذُنُوبِي، إِنَّهُ لا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا أَنْتَ».
و هنگامى كه به مروه رسيد برود بالاى آن و بجا آورد آنچه را كه درصفا بجا آورد و بخواند دعاهاى آنجا را به ترتيبى كه ذكر شد.
و پس از آن بگويد:
«يا مَنْ أَمَرَ بِالْعَفْو، يا مَنْ يَجْزِي عَلى الْعَفْوِ، يا مَنْ دَلَّ عَلى الْعَفْوِ، يا مَنْ زَيَّنَ الْعَفْوَ، يا مَنْ يُثِيبُ عَلى الْعَفْوِ، يا مَنْ يُحِبُ
الْعَفْو، يا مَنْ يُعْطِي عَلَى الْعَفْوِ، يا مَنْ يَعْفُو عَلَى الْعَفْوِ، يا رَبَّ الْعَفْوَ، الْعَفْوَ، الْعَفْوَ، الْعَفْوَ»
و مستحب است در گريه كردن كوشش كند و خود را به گريه وادارد و در حال سعى دعا بسيار كند و بخواند اين دعا را:
«اللَّهُمَّ إِ نِي أَسْأَ لُكَ حُسْنَ الظَّنِ بِكَ فِي كُلِ حالٍ، وَصِدْقَ النِيَّةِ فِي التَّوَكُّلِ عَلَيْكَ».
(م 887)
326- واجب است بعد از آنكه سعى كرد تقصير كند، يعنى قدرى از ناخنها يا قدرى از موى سر يا شارب يا ريش را بزند، و بهتر آن است كه اكتفا به زدن ناخن نكند، «(1)
آية اللَّه سيستانى: بنابر احتياط واجب اكتفا به آن نكند و اگر خواست ناخن بگيرد پس از كوتاه كردن مو باشد.
آية اللَّه مكارم: بلكه احتياط واجب است.
آية اللَّه زنجانى: و بنابر احتياط مؤكد استحبابى براى تقصير، كوتاه كردن مو را انتخاب كند.
» و از موى قدرى بزند، بلكه موافق احتياط است، و تراشيدن سر در تقصير كفايت نمىكند بلكه حرام است. «(2)آيات عظام خامنهاى، بهجت، زنجانى، سيستانى: و چنانچه از روى عمد و علم بتراشد بايد يك گوسفند كفاره بدهد.
»(م 888)
327- تقصير نيز از عبادات است و بايد با نيت پاك و خالى از قصد
غير اطاعت خدا بياورد و اگر ريا كند «(1)» موجب باطل شدن عمرهاش مىشود مگر آنكه جبران كند.
(م 889)
328- اگر تقصير را فراموش كند تا وقتى كه احرام حج را ببندد عمرهاشصحيح است و مستحب است فديه يك گوسفند، «(2)
آيات عظام گلپايگانى، نورى، فاضل، صافى: بنابر احتياط واجب يك گوسفند فديه بدهد.
آية اللَّه زنجانى: بنابر احتياط مؤكد استحبابى يك قربانى شتر يا گاو يا گوسفند ذبح كند و تقصير فراموش شده قضا ندارد.
» و احتياط آن است كه فديه بدهد.(م 890)
329- در عمره تمتع طواف نساء واجب نيست، و اگر بخواهد احتياط كند طواف و نماز آن را رجاءاً «(3)
آية اللَّه مكارم: ضرورتى ندارد طواف نساء را بقصد رجاء بجا آورد.
» بجاآورد.(م 892)
330- بعد از آنكه شخص محرم تقصير كرد حلال مىشود بر او بغير از تراشيدن «(4)
آية اللَّه فاضل: تراشيدن سر بين عمره تمتّع و حجّ تمتّع مانعى ندارد.
آية اللَّه بهجت: ظاهر عدم حرمت احرامى آن است و حرمت به جهت منافات با وجوب توفير محلّ تأمّل است.
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: تراشيدن سر بين عمره و حج جائز نيست و بنابر احتياط يك گوسفند كفاره دارد.
آية اللَّه مكارم: ترك تراشيدن سر احتياط است.
آية اللَّه زنجانى: بنابر احتياط مؤكد استحبابى سر نتراشد.
» سر هرچه حرام شده بود بر او بواسطه احرام، حتى نزديكى1) - آية اللَّه زنجانى: باطل مىشود و اگر تا آخر وقت آن را جبران نكند عمرهاش تبديل به حج افرادمىگردد و بايد بعد از انجام حج و گذشتن ايام تشريق عمره مفرده نيز بجا آورد، هر چند عمره تمتعش استحبابى باشد.
2) - آيات عظام خويى، تبريزى، بهجت: بنابر احتياط يك گوسفند بدهد.
3) - آية اللَّه فاضل: در عمره تمتّع طواف نساء واجب نيست بلكه انجام آن موافق احتياط است و اگر بخواهند احتياط كنند محلّ انجام آن قبل از تقصير است.
4) - آية اللَّه سيستانى: سرتراشيدن نيز حلال مىشود. اگرچه احتياط مستحب ترك آن است پس ازگذشت سى روز از عيد فطر و احتياط مستحب اين است كه در صورت انجام آن از روى علم و عمد يك قربانى كفاره بدهد.
با همسر.
(م 893)
331- در تقصير، كندن مو كافى نيست بلكه ميزان، كوتاه كردن است به هر وسيلهاى باشد و اكتفاء به كوتاه كردن موى زير بغل و نحو آن مشكل است «(1)» و احوط «(2)
آية اللَّه خامنهاى، اين احتياط را متعرض نشدهاند.
» در تقصير، گرفتن ناخن يا چيدن ريش يا شارب يا موى سر است. «(3)آية اللَّه بهجت، آية اللَّه سيستانى: متعرض موى زير بغل نشدهاند.
آية اللَّه سيستانى، آية اللَّه مكارم: گرفتن ناخن به تنهايى كافى نيست بنا بر احتياط واجب.
»(م 894)
332- اگر در عمره مفرده تقصير را فراموش كرده و طواف نساء را انجام داده باشد بايد اوّل تقصير را در هر جا هست ولو در ايران خودش بجاآورد و سپس طواف نساء «(4)
آية اللَّه سيستانى، آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط واجب.
» را اعاده كند و اگر خودش1) - آية اللَّه زنجانى: بلكه نبايد براى تقصير موى زير بغل و مانند آن را كوتاه كند و به طور كلى كوتاهكردن غير از موى سر و ريش و شارب كفايت نمىكند بلكه حرام است.
2) - آية اللَّه فاضل: احتياط مستحب آن است كه به گرفتن ناخن اكتفا نكند.
3) - به مسأله 326 تقصير مراجعه شود.
4) - آية اللَّه بهجت: اكنون كه قبل از تقصير متذكّر شده است تقصير مىكند و طواف نساء را بعد از آناعاده مىنمايد بنابر احوط، و مقدّم شدن طواف نساء بر تقصير در عمره مفرده در صورت ضرورت يا نسيان يا جهل مجزى است.
نمىتواند برود «(1)» نائب بگيرد.
(س 894)
333- هرگاه غير مؤمن براى مؤمن تقصير نمايد اشكال ندارد.
(س 899)
334- در عمره تمتّع حلق به جاى تقصير كفايت نمىكند. «(2)
آية اللَّه سيستانى: و در صورت علم و عمد بايد يك گوسفند كفاره بدهد.
آية اللَّه خويى: در صورت علم و عمد يك گوسفند كفاره دارد بلكه بنابر احتياط در غير صورت علم و عمد نيز كفّاره دارد.
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: و يك گوسفند كفاره دارد و بنا بر احتياط در صورت جهل و نسيان نيز كفاره دارد.
آية اللَّه خامنهاى: كفايت نمىكند و اگر اين كار را از روى علم و عمد كرده باشد عمل حرام انجام داده و بايد يك گوسفند قربانى كند.
آية اللَّه زنجانى: به مسأله 326 و حاشيه آن مراجعه شود.
»(س 903)
335- اگر بعد از انجام اعمال عمره تقصير را در منزل انجام دهد مانعى ندارد.
(س 904)
336- خدمه كاروانهاى حج اگر عمره مفرده بجا آورده باشند «(3)» هر
1) - آية اللَّه زنجانى: و اگر رفتن به مكه برايش حرجى باشد مىتواند نايب بگيرد و تا تقصير نكرده بايد از محرمات احرام اجتناب كند بنابراين تا طواف نساء را خودش يا نايبش انجام نداده، زن بر وى حرام است.
2) - آية اللَّه مكارم: اين كار اگر عمداً باشد و در ماه ذىالقعده به بعد باشد بنابر احتياط واجب يك گوسفند كفّاره دارد و در غير عمد كفاره نيست.
3) - آية اللَّه زنجانى: مىتوانند از مكه خارج شوند ولى در برگشت اگر يك ماه از طواف نساء عمره مفردهگذشته است بدون احرام نمىتوانند وارد حرم يا مكه شوند و اگر عمره تمتع بجا آوردهاند نبايد از مكه و حوالى آن خارج شوند مگر در صورت حاجت كه محرم به احرام حج شده بيرون مىروند آرى اگر محرم شدن بر آنها حرجى باشد مىتوانند بدون احرام خارج گردند.
دفعه كه از مكه خارج مىشوند و به جده مىروند و بر مىگردند لازم نيست محرم شوند «(1)» ولى اگر عمره تمتع بجا آوردهاند بنابر احتياط «(2)» نبايد از مكه خارج شوند مگر درصورت حاجت در حالى كه محرمند به احرام حج. «(3)
آية اللَّه خامنهاى: جائز است براى كسى كه اطمينان دارد با خارج شدن از مكّه حجّ او فوت نمىشود، بعد از انجام عمره تمتّع و قبل از احرام حجّ از مكّه بيرون رود. اگر چه احتياط مستحبّ آن است كه فقط در موارد ضرورت و نياز، خارج شود.
آية اللَّه سيستانى: اگر مكلّف اعمال عمره تمتّع را بجاآورد، بنابر احتياط واجب نبايد از مكّه بيرون برود مگر براى حج، مگر آنكه بيرون رفتنش جهت انجام كارى باشد، اگر چه آن كار غير ضرورى باشد و ترس از اينكه اعمال حجّش فوت گردد نداشته باشد، كه در اين صورت اگر بداند كه مىتواند به مكّه برگردد و از آنجا احرام حج ببندد، اظهر جواز بيرون رفتنش از مكّه بدون احرام است.
آية اللَّه فاضل: اگر يقين يا اطمينان دارد كه خروج از مكه لطمه به حج او وارد نمىكند مانعى ندارد كه حتى بدون احرام هم از مكه خارج بشود و براى احرام از مكه و مناسك به مكه برگردد لكن احتياط استحبابى بر خلاف آن است. بله اگر از مكه خارج شد و در ماه بعد به مكّه بازگشت بايد مجدّداً عمره تمتع انجام دهد والّا حجّ تمتّع او صحيح نيست.
»(م 910)
1) - آيات عظام سيستانى، خويى، فاضل، تبريزى: مگر اينكه ماه هلالى ديگر وارد مكه شوند كه بايددومرتبه محرم بشوند. آية اللَّه سيستانى اضافه نمودهاند: اگر عمرهاش به نيابت از ديگرى باشد بنابر احتياط واجب با احرام جديد وارد حرم يا مكّه شود.
2) - آية اللَّه بهجت: در صورتى كه اعمال حج تفويت نشود خروج از مكه مانعى ندارد مىتوانند مانند حطّاب و حَشّاش بدون احرام بروند و برگردند.
3) - آية اللَّه مكارم: حرام است خارج شوند مگر اينكه مطمئن باشند كه بموقع برمىگردند و حج خود را انجام مىدهند و همچنين در صورت حاجت.
337- بين عمره تمتع و حج تمتع ماشين كردن سر مانع ندارد ولى نبايد سر را بتراشد، «(1)
آية اللَّه زنجانى: سر تراشيدن نيز ظاهراً جايز است و كفاره هم ندارد هرچند احتياط استحبابى مؤكد در آن است كه از سر تراشيدن و از ماشين كردنى كه مثل تراشيدن است اجتناب كند و از اينجا حكم مسأله بعد نيز روشن مىشود.
» و از «(2)» ماشين كردنى كه مثل تراشيدن است بايد اجتناب شود على الاحوط. «(3)آية اللَّه خوئى، آية اللَّه تبريزى: حكم ماشين كردنى كه مانند تراشيدن است ذكر نشده است.
»(س 912)
338- كفّاره براى سر تراشيدن بين عمره تمتّع و حجّ تمتّع ثابت نيست «(1)
آية اللَّه صافى: بايد يك گوسفند كفاره بدهد بنابر احتياط هر چند جاهل يا ناسى باشد.
آية اللَّه مكارم: كفاره آن يك گوسفند است بنابر احتياط.
آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: اگر عمره تمتع در ماه شوال انجام داده شود تراشيدن سر تا سى روز بعد از عيد فطر جايز است و اما بعد از آن بنابر احتياط نبايد تراشيده شود و در صورت تراشيدن اگر از روى علم و عمد باشد بنابر احتياط يك گوسفند كفاره دارد.
آية اللَّه سيستانى: احتياط مستحب ترك آن است پس از گذشت سى روز از عيد فطر، و احتياط مستحب آن است كه در صورت انجام آن از روى علم و عمد يك قربانى كفاره بدهد.
آية اللَّه بهجت: به مسأله 330 مراجعه شود.
» اگر چه جايز نيست.(س 913)
339- اگر زنى حيض باشد و نداند كه حيض است و اعمال عمره را بجاآورد چنانچه در وسعت وقت است «(2)» بايد طواف و نماز را «(3)
آية اللَّه فاضل: مستحب است سعى و تقصير را اعاده كند.
آية اللَّه سيستانى: و سپس سعى و تقصير را اعاده نمايد.
» اعاده كند1) - آية اللَّه گلپايگانى: بايد يك گوسفند كفاره بدهد بنابر احتياط هرچند جاهل يا ناسى باشد. ولى در مجمع المسائل مىفرمايد: در صورت علم به مسأله يك گوسفند كفاره دارد و در صورت جهل و نسيان كفاره ندارد.
2) - آية اللَّه زنجانى: بايد پس از پاكى طواف عمره و نماز آن را اعاده كند و اگر وقت ندارد بايد محرم بهاحرام حج تمتع شده قبل از طواف حج، طواف عمره و نماز آن را قضا كند و اين در صورتى است كه در وقت احرام عمره فكر مىكرده براى انجام طواف عمره و نماز آن پاك است والا محرم به احرام عمره تمتع نشده است پس بايد از حرم خارج شده محرم به حج افراد گردد و پس از آن عمره مفرده بجا آورد و مجزى از حجة الاسلام است.
3) - آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: و سعى و تقصير را اعاده نمايد و اگر پس از پاكى، وقت براى انجام اعمال عمره ندارد حج او مبدّل به إفراد مىشود.
ولى اگر وقت ندارد در اينكه وظيفه مبدّل شده يا نه اشكال است و احتياط را مراعات كند. «(1)
آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: پس از تمام شدن ايام حيض و غسل اگر وقت باقى است بايد طواف و نماز آن و سعى و تقصير را در عمره تمتع اعاده نمايد، و اگر وقت ندارد حتى براى سعى و تقصير، حج افراد انجام داده، و عمره مفرده را بعد از حج بجا مىآورد، و چنانچه متمكن است سعى و تقصير كند، ولو آنكه مسمّاى وقوف اختيارى عرفات را درك كند اگر حيض او بعد از احرام بود مخيّر است بين اينكه سعى و تقصير كرده سپس براى حج محرم شود و بعد از رجوع از منى طواف عمره تمتّع و نماز آن را قبل از طواف حج قضا كند و بين اينكه حج افراد انجام داده و عمره مفرده را بعد از حج بجاآورد و اگر حيض او قبل از احرام بستن يا هنگام احرام بستن بوده بايد حج افراد انجام داده و عمره مفرده را بعد از حج بجاآورد.
آية اللَّه مكارم: اشكالى نيست، حج او مبدل به حج افراد مىشود و عمره مفرده بعد از حج بجا آورد.
آية اللَّه سيستانى: اگر وقت موسع نباشد، پس اگر در حال احرام حائض بوده است حجش مبدل به افراد مىشود و پس از فراغ از حج اگر مىتواند بايد عمره مفرده انجام دهد و اگر حيض او بعد از احرام بوده در فرض سؤال بايد پس از فارغ شدن از اعمال منى و بازگشتن به مكّه، قبل از اينكه طواف حج را انجام دهد طواف عمره و نماز آن را قضا كند.
آية اللَّه بهجت: لازم است طواف و نماز اعاده شود و احتياطاً سعى و تقصير را نيز بجاآورد و چون تقصير از جهت جهالت به موضوع طهارت بوده كفّاره ندارد.
»(س 914)
340- تراشيدن ريش بين عمره تمتّع و حجّ تمتّع حكم تراشيدن آن در غير اين موارد را دارد و حكم تراشيدن سر ندارد.
(س 915)
341- در اينكه غار حرا و غار ثور جزء مكّه است يا خارج آن بايد از
1) - آية اللَّه فاضل: پس از تمام شدن ايام حيض و غسل اگر وقت باقى است بايد طواف و نماز آن و سعى و تقصير را در عمره تمتّع اعاده كند، و اگر وقت ندارد حج افراد انجام داده و عمره مفرده را بعد از حج بجاآورد.
اهل محلّ تحقيق شود. «(1)
آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه مكارم: رفتن به غار حرا و امثال آن از مناطق نزديك ضررى ندارد خواه جزء مكه باشد يا نه.
آية اللَّه خويى: خارج شدن به اطراف و توابع مكّه مانع ندارد.
آية اللَّه فاضل: با توجّه به توسعه شهر مكّه رفتن به اطراف آن تا جايى كه صدق كند از مكّه است مانعى ندارد.
آية اللَّه زنجانى: پس اگر در عرف اهل مكه از محلات مكه يا توابع نزديك آن محسوب مىشود، مىتواند بين عمره و حج تمتع به آن اماكن برود.
»(س 916)
342- كسى كه نائب ديگرى است و به ناچار بايد بعد از عمره تمتّع و قبل از حجّ از مكّه خارج شود، ضرر به حجّ و نيابت او نمىزند ولى درصورت امكان بايد محرم شود به احرام حجّ و از مكّه خارج شود على الاحوط. «(2)
آية اللَّه سيستانى، آية اللَّه فاضل: به حاشيه مسأله 336 مراجعه شود.
آية اللَّه خامنهاى، آيةاللَّه بهجت: به مسأله 336 مراجعه شود. و همچنين در سه مسأله بعد.
آية اللَّه زنجانى: بلكه اگر مشقت شديد نداشته باشد بايد با احرام حج خارج شود، در هر صورت اين شخص از ذوى الاعذار است كه فقط در صورتى كه در هنگام احرام گمان داشته باشد كه چنين مشكلى برايش پيش نمىآيد نيابتش صحيح است.
»(س 917)
343- اگر شخصى كه احرام عمره بسته است بواسطه عذرى دير وقت وارد مكه شد بطورى كه اگر مىخواست عمره بجا بياورد «(3)» وقت وقوف به عرفات مىگذشت يا خوف داشت كه بگذرد، بايد عدول كند به حج افراد، و پس از بجا آوردن آن عمره مفرده بجا آورد و حج اوصحيح و
كافى از حجة الاسلام است.
(م 921)
344- اگر زنى احرام بست و وقتى به مكه وارد شد بواسطه حيض يا نفاس نتوانست طواف بجا آورد و اگر مىخواست بماند تا پاك شود ترس آن داشت كه وقت وقوف به عرفات بگذرد بدستورى كه در مسأله قبل گفته شد بايد عمل كند. «(1)
آية اللَّه خوئى، آية اللَّه تبريزى: چنانچه حيض قبل از بستن احرام يا هنگام احرام بستن بود به دستورى كه در مسأله قبل گفته شد بايد عمل كند و اگر بعد از احرام بود مخيّر است بين اينكه به دستور مسأله قبل عمل كند و بين اينكه سعى و تقصير كند و براى حج احرام ببندد و پس از برگشتن از منى قبل از طواف حج، طواف عمره و نماز آن را قضا كند.
آية اللَّه سيستانى: در فرض مسأله اگر در حال احرام حائض بوده است حجّش بدل به افراد مىشود و در صورت تمكّن بايد بعد از حج عمره مفرده انجام دهد و اگر بعد از احرام حائض شده است احتياط مستحب اين است كه عدول كند ولى مىتواند به احرام خود باقى باشد و سعى و تقصير را انجام دهد و پس از اعمال منى قبل از طواف حج طواف عمره و نماز آن را قضا كند.
آية اللَّه زنجانى: به حاشيه مسأله 62 مراجعه شود.
»(م 922)
345- اگر بدون احرام وارد مكه شد و نبستن احرام بواسطه عذرى بوده و وقت هم تنگ باشد «(2)» بايد در مكه احرام حج افراد ببندد و بدستور سابق عمل كند. «(3)
آية اللَّه سيستانى، آية اللَّه فاضل: كسى كه وظيفهاش حج تمتّع است، اگر قبل از احرام عمره بفهمد كه وقت او براى اتمام عمره قبل از زوال روز عرفه تنگ است نمىتواند عدول به حج افراد يا قران نمايد، بلكه اگر حج در ذمّهاش مستقر بوده بايد حج تمتّع خود را در سالهاى آينده انجام دهد.
»(م 923)
346- واجب است بر مكلف كه بعد از تمام شدن اعمال عمره، احرام ببندد براى حج تمتع.
(م 937)
347- كيفيت احرام بستن و لبيّك گفتن همان نحو است كه در احرام عمره ذكر شد. «(1)»
(م 940)
348- تمام چيزهايى كه در محرمات احرام بيان شد در اين احرام هم حرام است، و آنچه كفّاره داشت كفّاره دارد به همان ترتيب.
(م 941)
349- وقت احرام موسّع است، و تا وقتى كه بتواند بعد از احرام به وقوف اختيارى عرفه برسد مىتواند تأخير بيندازد «(2)» و از آن وقت نمىتواند عقب بيندازد. «(3)»
(م 942)
350- احتياط واجب «(4)
آية اللَّه خويى: بلكه جايز نيست و اين حكم در اثناى عمره تمتع هم هست.
آية اللَّه خامنهاى، آية اللَّه نورى: كسى كه از عمره تمتّع خارج شد اگر اطمينان داشته باشد كه مىتواند به مكّه برگردد و براى اعمال حجّ محرم شود مىتواند از مكّه خارج شود و اگر بدون اين اطمينان نيز خارج شد ولى برگشت و احرام بست و حج بجاآورد عملش صحيح است.
آية اللَّه بهجت: خروج از مكّه بعد از عمره تمتّع جايز نيست براى كسيكه اگر خارج شود فوت مىشود حج در آن سال، و اگر بعد از عمره بدون احرام بستن براى حج از مكّه و حرم و ميقات خارج شد و عود نمود در غير ماه احرام اوّلى پس محتاج به احرام عمره است و عمره ثانيه را عمره تمتّع قرار مىدهد و احتياج اوّلى به طواف نساء موافق احتياط است و اگر عود كرد قبل از فصل ماه مانعى از اكتفاء بهمان عمره براى حج تمتّع نيست و حكم فصل بين دو عمره و احرام براى دخول مكّه در مسأله 60 و 61 و 84 گذشت.
آية اللَّه تبريزى: بلكه جايز نيست و بنابر احتياط اين حكم در اثناء عمره تمتع هم هست.
» آن است كه كسى كه از عمره تمتع فارغ شد و1) - آية اللَّه زنجانى: بدون تفاوت مگر در نيت و مكان و زمان احرام.
2) - آية اللَّه زنجانى: بنابراين تأخير احرام حج تا وقتى كه بتواند مقدارى قبل از غروب وقوف عرفات رادرك كند، جايز است.
3) - آية اللَّه سيستانى: كسى كه مىتواند وقوف اختيارى عرفه را درك كند جايز نيست احرام را از وقت مذكور تأخير بيندازد.
4) - آية اللَّه مكارم: بلكه واجب است.
محُلّ گرديد از مكه خارج نشود بدون حاجت، و اگر حاجتى براى بيرون رفتن پيش آمد «(1)
آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: واجب است محرم شود به احرام حج ...
آية اللَّه سيستانى: اگر حاجتى هر چند غير ضرورى پيش آمد اگر خوف فوت اعمال حج نباشد مىتواند خارج شود و در اين صورت اگر بداند كه مىتواند برگردد و محرم شود براى حج مانعى ندارد كه بدون احرام خارج شود و اگر نمىداند، بايد احرام حج را ببندد و برود و در اين صورت لازم نيست به مكه بازگردد بلكه مىتواند از همانجا به عرفات برود.
» احتياط واجب آن است كه محرم شود به احرام حج و بيرون رود و به همان احرام براى اعمال حج برگردد. «(2)آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: و اگر با احرام بودن براى شخص حرجى باشد بدون احرام نيز مىتواند خارج شود.
»(م 943)
1) - آيةاللَّه زنجانى، آية اللَّه فاضل: خروج از مكه براى كسى كه مطمئن است مىتواند به مكه برگردد واعمال حج تمتع را انجام دهد مانعى ندارد به شرط آنكه خروج از مكه و ورود به آن در همان ماهى باشد كه عمره تمتع را انجام داده است.
2) - آية اللَّه مكارم: براى خدمه كاروانها نيز جايز است براى انجام كارهاى لازم به جدّه و مانند آن بروند و اگر محرم شدن موجب مشقت است مىتوانند آن را ترك كنند.
351- اگر بدون حاجت و بدون احرام بيرون رفت از مكه لكن برگشت و احرام بست و حج بجا آورد عملشصحيح است. «(1)
آية اللَّه سيستانى: اگر در ماه بعد وارد شود و دوباره نخواهد بيرون برود و در ماه بعد از آن وارد شود بايد با عمره تمتع وارد شود و اگر باز هم بخواهد خارج شود و در ماه بعد وارد شود بايد با عمره مفرده وارد شود مانند اين كه در ماه شوال عمره تمتع انجام داده و خارج شده و در ماه ذيقعده وارد شده و باز هم مىخواهد خارج شود و ماه ذيحجه وارد شود در اين صورت عمره ماه ذيقعده او بايد عمره مفرده باشد.
آيةاللَّه مكارم: اگر در همان ماه قمرى برگردد چيزى بر او نيست ولى اگر در ماه بعد برگردد و از ميقات هم گذشته باشد مثلًا در ذىالقعده به مدينه رفت و در ذىالحجه برگشت بايد دوباره محرم شود و عمره بجا آورد و همان عمره تمتع او حساب مىشود و براى عمره سابق احتياطاً طواف نساء بجا آورد.
آية اللَّه خويى: اگر از ميقاتها گذشت و در ماهى كه عمره را انجام داده بوده برنگشته باشد، اعاده عمره لازم است، ولى اگر قبل از گذشت ماهى كه عمره را انجام داده باشد اعاده عمره لازم نيست.
آية اللَّه زنجانى: لكن اگر بدون عذر از مكه و حوالى آن خارج شد عمرهاش باطل مىشود.
»(م 944)
352- مستحب است احرام بستن در روز ترويه بلكه احوط است. «(2)
آية اللَّه زنجانى: احتياط استحبابى در آن است كه احرام را از روز ترويه به تأخير نيندازد.
»(م 945)
353- محل احرام حج، شهر مكه است «(3)
آية اللَّه تبريزى: بنا بر احتياط احرام حج بايد از مكّه قديم باشد.
آية اللَّه بهجت: مكلف مىتواند از هرجاى مكه قديم بنابر احتياط براى حج احرام ببندد.
آية اللَّه سيستانى: و احوط و اولى احرام بستن از مكّه قديم است كه در زمان رسول اللَّه صلى الله عليه و آله بوده است، اگرچه اظهر جواز احرام بستن از قسمتهاى جديد شهر است، مگر قسمتهايى كه بيرون حرم باشد.
آية اللَّه مكارم: ولى از بيرون حرم مانند مناطقى كه بعد از مسجد تنعيم است و اكنون جزء مكه شده خالى از اشكال نيست.
آية اللَّه صافى: و بنابر احتياط لازم تا مىتواند از مكّه قديم محرم شود.
» هر موضع كه باشد گرچه در1) - آية اللَّه فاضل: مگر آنكه در ماه بعد وارد مكه شود، كه در اين صورت بايد مجدّداً عمره تمتع بجا آورد و بعد محرم به احرام حج تمتع بشود و عمره اول فاسد شده است، و اگر مجدداً محرم نشود حج تمتّع او نيز باطل مىشود.
2) - آية اللَّه صافى: و پيش از روز ترويه نيز احرامبستن جايز است و احتياط آنست كه بيشتر از سه روز پيش از ترويه احرام نبندد چنانكه احتياط آنستكه اگر محرم شده پيش از روز ترويه از مكه خارج نشود.
3) - آية اللَّه خويى: طبق استفتايى كه كه در اواخر از ايشان شده بود احتياط واجب اين است كه از مكهقديمه براى حج احرام ببندد.
محلههاى تازهساز، ولى مستحب است «(1)
آية اللَّه خامنهاى: افضل احرام از مسجدالحرام است.
آية اللَّه نورى، آية اللَّه فاضل: در مسجد يا در مقام ابراهيم.
» در مقام ابراهيم عليه السلام يا حجر اسماعيل عليه السلام واقع شود.(م 946)
354- اگر فراموش كند احرام بستن را و بيرون رود به منى و عرفات، واجب «(2)
آية اللَّه مكارم: در عرفات يا مشعر يا منى قبل از رمى جمرات و ذبح ولى اگر بعد از آن متوجه شود وقت احرام گذشته و حجش صحيح است.
» است برگردد به مكه و احرام ببندد، و اگر ممكن نشد بواسطه تنگى وقت يا عذر ديگر از همان جا كه هست محرم شود. «(3)»(م 947)
1) - آية اللَّه مكارم: مستحب است در مسجدالحرام احرام ببندد.
2) - آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: احتياط آن است كه هر قدر مىتواند برگردد، و اگر نتوانست برگرددواجب است از همان جا كه هست محرم شود.
3) - آية اللَّه زنجانى: و همچنين است اگر برگشتن به مكه برايش مشقت داشته باشد البته اين در صورتى است كه به عرفات نرسيده باشد اما اگر در عرفات يادش بيايد مىتواند از همان جا محرم شود و بايد قبل يا بعد از تلبيه بگويد:« اللهم على كتابك و سنة نبيك» و احتياط مستحب در اين صورت نيز اين است كه اگر مىتواند به مكه برگردد و از آنجا محرم شود.
355- اگر كسى از روى علم و عمد ترك كند احرام را تا زمان فوت وقوف به عرفه و مشعر، حج او باطل است. «(1)
آية اللَّه زنجانى: اگر از روى علم و عمد احرام حج را ترك كند تا زمانى كه نتواند وقوف اختيارى عرفات- ولو كمى قبل از غروب- را درك كند حجش باطل مىشود.
»(م 949)
«(2)»
356- امورى كه در احرام عمره مستحب بود در احرام حج نيز مستحب است و پس از اينكه شخص، احرام بسته و از مكه بيرون آمد همين كه بر ابطح مشرِف شود به آواز بلند تلبيه بگويد، و چون متوجه منى شود بگويد:
«اللَّهُمَّ إِيَّاكَ أَرْجُو، وَ إِيَّاكَ أَدْعُو، فَبَلِغْنِي أَمَلِي، وَ أَصْلِحْ لِي عَمَلِي»
و با تن و دل آرام با تسبيح و ذكر حق تعالى برود و چون به منى رسيد بگويد:
«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَقْدَمَنِيهاصالِحاً فِي عافِيَةٍ، وَ بَلَّغَنِي هَذا الْمَكان».
پس بگويد:
«اللَّهُمَّ هَذِهِ مِنًى، وَ هِيَ مِمَّا مَنَنْتَ بِها عَلَيْنا مِنَ الْمَناسِكِ،
فَأَسْأَ لُكَ أَنْ تَمُنَّ عَلَيْنا بِما مَنَنْتَ بِهِ عَلى أَنْبِيائِك، فَإِنَّما أَنَا عَبْدُكَ وَ فِي قَبْضَتِكَ»
و مستحب است «(1)» شب عرفه را در منى بوده و به اطاعت الهى مشغول باشد، و بهتر آن است كه عبادات و خصوصاً نمازها را در مسجد خيف بجا آورد، و چون نمازصبح را خواند تا طلوع آفتاب تعقيب گفته پس به عرفات روانه شود، و اگر خواسته باشد بعد از طلوعصبح روانه شود مانعى ندارد، ولى سنت «(2)» آن است كه تا آفتاب طلوع نكرده از وادى مُحَسَّر رد نشود و روانه شدن پيش ازصبح مكروه «(3)» است و چون به عرفات متوجه شود اين دعا را بخواند:
«اللَّهُمَّ إِلَيْكَصَمَدْتُ، وَ إِيَّاكَ اعْتَمَدْتُ، وَ وَجْهَكَ أَرَدْتُ، أَسْأَ لُكَ أَنْ تُبارِكَ لِي فِي رِحْلَتِي، وَ أَنْ تَقْضِيَ لِي حاجَتِي، وَ أَنْ تَجْعَلَنِي مِمَّنْ تُباهِي بِهِ الْيَوْمَ مَنْ هُوَ أَفْضَلُ مِنِي».
(م 955)
1) - آية اللَّه مكارم: انجام بعضى از اين مستحبات در حال حاضر ممكن نيست يا مشكل است بنابرايننبايد اصرارى بر آن داشته باشد و دردسر براى خود و ديگران ايجاد كند هرگاه نيّتش انجام آن باشد خداوند به فضل خود به او ثواب مىدهد.
2) - آيات عظام گلپايگانى، صافى، بهجت: بلكه احوط.
3) - آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: بلكه خلاف احتياط است مگر از جهت ضرورتى مثل بيمار و ياخائف از ازدحام.
357- واجب است وقوف به عرفات- كه محلى است معروف و محدود است بحدود معروفه- بقصد قربت و خالص مثل ساير عبادات.
(م 956)
358- مراد از وقوف، بودن در آن مكان است چه سواره و چه پياده يا نشسته يا خوابيده يا در حال راه رفتن، به هر حال كه باشد كافى است.
(م 957)
359- به احتياط واجب «(1)
آية اللَّه خويى: وقوف در عرفات براى شخص مختار بنابر احتياط از اول ...
آية اللَّه بهجت: وقوف در عرفات براى شخص مختار بنابر احتياط از اوّل زوال تا غروب است.
آية اللَّه سيستانى: واجب بودن وقوف از اوّل ظهر مبنى بر احتياط است و اظهر اين است كه جايز است آنرا از اوّل ظهر به مقدار انجام يك غسل و خواندن نماز ظهر و عصر پشت سرهم به تأخير اندازد.
» لازم است در عرفات باشد از بعد از زوال روز نهم «(2)» تا غروب شرعى كه وقت نماز مغرب است، «(3)» پس جايز نيست تأخير بيندازد و در وقت عصر بيايد و توقف كند.(م 959)
1) - آية اللَّه تبريزى: وقوف در عرفات براى شخص مختار بنابر احتياط از اول ظهر روز نهم ذىالحجهتا غروب است، و اظهر اين است كه مىتواند تا يك ساعت بعد از ظهر وقوف را تأخير نمايد.
2) - آية اللَّه زنجانى: تأخير وقوف از اول زوال به مقدار اداى نماز ظهر و عصر بلا اشكال جايز است بلكهتأخير آن تا قبل از غروب/ زوال حمره مشرقيه به مقدار مسماى عرفى وقوف جايز مىباشد هرچند خلاف احتياط استحبابى است.
3) - آية اللَّه سيستانى: تا غروب آفتاب.
360- بودن در مجموع بعدازظهر تا مغرب گرچه واجب «(1)
آية اللَّه بهجت: به حاشيه مسأله قبل مراجعه شود.
آية اللَّه زنجانى: گذشت كه مسماى وقوف كافى است لكن بعد از حضور در عرفات نمىتواند بدون عذر قبل از غروب از عرفات كوچ كند و اگر كوچ كرد بايد كفاره بدهد ولى حجش باطل نمىشود.
» است چنانچه گذشت لكن تمام آن ركن نيست كه حج به ترك آن باطل شود، پس اگر مقدار كمى توقف كند و برود يا طرف عصر بيايد و توقف كند حج اوصحيح است اگرچه توقف نكردن از روى عمد و علم باشد.(م 961)
361- آنچه در وقوف ركن است مسمّاى وقوف است به اين معنى كه گفته شود قدرى در عرفات بوده، هرچند خيلى كم باشد مثل يك دقيقه يا دو دقيقه «(2)
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: بقدرى كه عرفاً بگويند در عرفات توقّف كرده است.
» پس اگر هيچ به عرفات نرود ركن را ترك كرده.(م 962)
362- اگركسى عمداً پيش از غروب شرعى از عرفات كوچ كند و از حدود عرفات بيرون رود «(3)» و پس از آن نادم شود و برگردد و تا غروب توقف كند چيزى بر او نيست بنابر اقوى، «(4)
آية اللَّه سيستانى: بيرون رفتن از عرفات قبل از غروب آفتاب از روى عمد و با دانستن حكم آن حرام است، ولى حجّ را باطل نمىكند، و در صورتى كه دو باره برگردد به عرفات چيزى بر او واجب نيست.
آية اللَّه نورى: احوط كفاره يك شتر است.
آية اللَّه بهجت: احوط ثبوت كفاره است در صورت برگشتن نيز.
» لكناحتياط در كفارهاست به1) - آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط واجب.
2) - آية اللَّه مكارم: بهتر است به اين مقدار قناعت نكند.
3) - آية اللَّه زنجانى: و ديگر برنگردد بايد يك شتر كفاره بدهد و اگر نمىتوان هيجده روز روزه بگيرد واگر به خاطر پشيمانى يا براى كارى برگردد كفاره ندارد هرچند بعد از برگشتن در وقوفش قصد قربت نكند.
4) - آيات عظام گلپايگانى، خامنهاى، خويى، تبريزى،: در صورتى كه پشيمان شده و برگردد چيزى براو نيست.
يك شتر، و همچنين «(1)» اگربدونآنكه پشيمان شود از كار خود، براى حاجتى برگردد لكن بعد از رسيدن با قصد قربت توقف كند چيزى بر او نيست. «(2)»
(م 964)
363- حدودى كه براى عرفات و مزدلفه و منى مشخص شده است چنانچه مورد اطمينان يا تصديق اهل محل باشد معتبر است. «(3)
آية اللَّه مكارم: معمولًا مورد قبول اهل محل است بنابر اين تابلوها يا علاماتى كه گذاردهاند معتبر است.
»(س 971)
364- در وقت وقوف به عرفات كراهت دارد كه از جبل الرحمه بالا رود. «(4)
آية اللَّه زنجانى: بنابر احتياط مستحب در ساعات وقوف روى جبل الرحمة وقوف ننمايد و كراهت آن ثابت نيست.
»(س 972)
365- وقوف اضطرارى عرفه در شب عيد است «(5)» و شب تا طلوع فجر است. «(6)
آية اللَّه مكارم: درك مقدارى از آن هرچند كم باشد كافى است.
آية اللَّه خويى: و شب تا طلوع آفتاب است.
آية اللَّه زنجانى: و شب در اين مسأله از زوال حمره مشرقيه تا طلوع فجر است.
»(س 976)
1) - آية اللَّه خامنهاى: بيرون رفتن از عرفات قبل از غروب از روى عمد حرام است ولى حج را باطلنمىكند و در صورت مراجعت كفّاره ندارد.
2) - آية اللَّه نورى: احوط كفاره يك شتر است.
3) - آية اللَّه سيستانى: اگر اين حدود دست به دست از قديم اخذ شده باشد معتبر است، مادام كه اطمينان در خطاى آن پيدا نشود.
4) - آية اللَّه سيستانى: جبلالرحمه جزء موقف است ولى افضل ايستادن در دامنه كوه از طرف چپ آن است.
5) - آية اللَّه زنجانى: و شب از زوال حمره مشرقية تا طلوع فجر است.
6) - آيات عظام نورى، سيستانى، فاضل: و درك مقدارى از آن كفايت مىكند چنانچه گذشت.
«(1)»
366- در وقوف به عرفات چند چيز مستحب است:
1- با طهارت بودن در حال وقوف.
2- غسل نمودن و بهتر آن است كه نزديك ظهر «(2)» باشد.
3- آنچه موجب تفرق حواس است از خود دور سازد تا آنكه قلب او متوجه جناب اقدس الهى گردد.
4- نسبت به قافلهاى كه از مكه مىآيد وقوف شخص در طرف دست چپ كوه واقع گردد.
5- وقوف او در پائين كوه و در زمين هموار بوده باشد، و بالا رفتن كوه مكروه است. «(3)
آية اللَّه زنجانى: كراهت ثابت نيست.
» 6- در اول وقت، نماز ظهر و عصر را به يك اذان و دو اقامه بجاآورد.7- قلب خود را به حضرت حق جلّ و علا متوجه ساخته و حمد الهى و تهليل و تمجيد نموده و ثناى حضرت حق را بجا آورد، پس از آنصد مرتبه: «أللَّهُ أكْبَرُ» وصد مرتبه: سوره «توحيد» را بخواند و آنچه خواهد دعا نمايد و از شيطان رجيم به خدا پناه ببرد و اين دعا را
نيز بخواند:
«اللَّهُمَّ رَبَّ الْمَشاعِرِ كُلِها، فُكَّ رَقَبَتِي مِنَ النَّارِ، وَ أَوْسِعْ عَلَيَّ مِنَ الرِزْقِ الْحَلالِ، وَ ادْرَأْ عَنِي شَرَّ فَسَقَةِ الْجِنِ وَ الْإِنْسِ، اللَّهُمَّ لا تَمْكُرْ بِي، وَ لا تَخْدَعْنِي، وَ لا تَسْتَدْرِجْنِي، يا أَسْمَعَ السَّامِعِينَ، وَ يا أَبْصَرَ النَّاظِرِينَ، وَ يا أَسْرَعَ الْحاسِبِينَ، وَ يا أَرْحَمَالرَّاحِمِينَ، أَسْأَ لُكَ أَنْ تُصَلِيَ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّد، وَ أَنْ تَفْعَلَ بِي كَذا وَ كَذا».
و بجاى كذا و كذا حاجت خود را نام ببرد پس دست به آسمان بردارد و بگويد:
«اللَّهُمَّ حاجَتِي إِلَيْكَ، الَّتِي إِنْ أَعْطَيْتَنِيها لَمْ يَضُرَّنِي ما مَنَعْتَنِي، وَ الَّتِي إِنْ مَنَعْتَنِيها لَمْ يَنْفَعْنِي ما أَعْطَيْتَنِي، أَسْأَ لُكَ خَلاصَ رَقَبَتِي مِنَ النَّارِ، اللَّهُمَّ إِ نِي عَبْدُكَ وَ مِلْكُ يَدِكَ ناصِيَتِي بِيَدِكَ، وَ أَجَلِي بِعِلْمِكَ، أَسْأَ لُكَ أَنْ تُوَفِقَنِي لِما يُرْضِيكَ عَنِي، وَ أَنْ تُسَلِمَ مِنِي مَناسِكِيَ الَّتِي أَرَيْتَها خَلِيلَكَ إِبْراهِيمَصَلَواتُكَ عَلَيْهِ، وَ دَلَلْتَ عَلَيْها نَبِيَّكَ مُحَمَّداًصَلَّى اللَّهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ، اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي مِمَّنْ رَضِيتَ عَمَلَهُ، وَ أَطَلْتَ عُمُرَهُ، وَ أَحْيَيْتَهُ بَعْدَ الْمَوْت»
8- اين دعا را بخواند:
«لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْد، يُحْيِي وَ يُمِيتُ وَ هُوَ حَيٌّ لا يَمُوت، بِيَدِهِ الْخَيْرُ، وَ هُوَ عَلى كُلِ
شَيْءٍ قَدِيرٌ، اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ كَالَّذِي تَقُولُ وَ خَيْراً مِمَّا نَقُولُ وَ فَوْقَ ما يَقُولُ الْقائِلُونَ، اللَّهُمَّ لَكَصَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيايَ وَ مَماتِي، وَ لَكَ بَراءَتِي وَ بِكَ حَوْلِي وَ مِنْكَ قُوَّتِي، اللَّهُمَّ إِ نِي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْفَقْر، وَ مِنْ وَساوِسِ الصُّدُورِ، وَ مِنْ شَتاتِ الْأَمْرِ، وَ مِنْ عَذابِ الْقَبْرِ، اللَّهُمَّ إِ نِي أَسْأَ لُكَ خَيْرَ الرِياحِ، وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِ ما تَجِيءُ بِهِ الرِياحُ، وَ أَسْأَ لُكَ خَيْرَ اللَّيْلِ وَ خَيْرَ النَّهارِ، اللَّهُمَّ اجْعَلْ فِي قَلْبِي نُوراً، وَ فِي سَمْعِي وَ بَصَرِي نُوراً، وَ في لَحْمِي وَ دَمِي وَ عِظامِي وَ عُرُوقِي وَ مَقْعَدِي وَ مَقامِي وَ مَدْخَلِي وَ مَخْرَجِي نُوراً، وَ أَعْظِمْ لِي نُوراً يا رَبِ يَوْمَ أَ لْقاكَ إِنَّكَ عَلى كُلِ شَيْءٍ قَدِيرٌ».
و در اين روز تا مىتواند از خيرات وصدقات كوتاهى نكند.
9- آنكه كعبه را استقبال نموده و اين اذكار را بگويد:
«سُبْحانَ اللَّهِ»
صد مرتبه
«أَللَّهُ أكْبَرُ»
صد مرتبه
«ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إلّا بِاللَّهِ»
صد مرتبه
«أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَه، لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ، يُحْيِي وَ يُمِيت، وَ يُمِيتُ وَ يُحْيِي، بِيَدِهِ الْخَيْرُ، وَ هُوَ عَلى كُلِ شَيْءٍ قَدِيرٌ»
صد مرتبه.
پس از اول سوره بقره ده آيه بخواند پس سوره توحيد سه مرتبه و آية الكرسى را بخواند تا آخر پس اين آيات را بخواند:
إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ، ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثاً وَالشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ مُسَخَّراتٍ بِأَمْرِهِ، أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَاْلأَمْرُ، تَبارَكَ
اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ* ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ* وَ لا تُفْسِدُوا فِي اْلأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها وَادْعُوهُ خَوْفاً وَطَمَعاً إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ
پس سوره
«قُلْ أعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَق»
و سوره
«قُلْ أعُوذُ بِرَبِّ النّاسِ»
را بخواند.
پس آنچه از نعم الهى بياد داشته باشد يكايك ذكر نموده و حمد الهي نمايد، و همچنين بر اهل و مال و سائر چيزهايى كه حضرت حق به او تفضّل نموده حمد بنمايد و بگويد:
«اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ عَلى نَعْمائِكَ، الَّتِي لا تُحْصى بِعَدَدٍ، وَ لا تُكافَأُ بِعَمَلٍ».
و به آياتى از قرآن كه در آنها ذكر حمد شده است خدا را حمد نمايد و به آياتى كه در آنها ذكر تسبيح شده است خدا را تسبيح نمايد و به آياتى كه در آنها ذكر تكبير شده است خدا را تكبير نمايد و به آياتى كه در آنها ذكر تهليل شده است خدا را تهليل نمايد و بر محمد و آل محمد عليهم الصلاة و السلام زيادصلوات بفرستد و به هر اسمى از اسماء اللَّه كه در قرآن موجود است خدا را بخواند و به آنچه از اسماء الهى كه در ياد دارد خدا را ذكر كند، و به اسماء الهى كه در آخر سوره حشر موجود است خدا را بخواند و آنها عبارتند از:
اللَّهُ عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ، إِ نِي أَنَا اللَّهُ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِرُ، إِ نِي أَنَا اللَّهُ الْخالِقُ الْبارِئُ الْمُصَوِرُ
و اين دعا را بخواند:
«أَسْأَ لُكَ يا اللَّهُ يا رَحْمانُ، بِكُلِ اسْمٍ هُوَ لَكَ، وَ أَسْأَ لُكَ بِقُوَّتِكَ وَ قُدْرَتِكَ وَ عِزَّتِكَ، وَ بِجَمِيعِ ما أَحاطَ بِهِ عِلْمُكُ، وَ بِجَمْعِكَ وَ بِأَرْكانِكَ كُلِها، وَ بِحَقِ رَسُولِكَصَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ، وَ بِاسْمِكَ الْأَكْبَرِ الْأَكْبَرِ، وَ بِاسْمِكَ الْعَظِيمِ الَّذِي مَنْ دَعاكَ بِهِ كانَ حَقّاً عَلَيْكَ أَنْ تُجِيبَهُ، وَ بِاسْمِكَ الْأَعْظَمِ الْأَعْظَمِ الْأَعْظَم الَّذِي مَنْ دَعاكَ بِهِ كانَ حَقّاً عَلَيْكَ أَنْ لا تَرُدَّهُ وَ أَنْ تُعْطِيَهُ ما سَأَلَ، أَنْ تَغْفِرَ لِي جَمِيعَ ذُنُوبِي فِي جَمِيعِ عِلْمِكَ فِيَّ».
و هر حاجت كه دارى بخواه و از حق سبحانه و تعالى طلب كن كه توفيق حج بيابى در سال آينده و هر سال. و هفتاد مرتبه بگو:
«أسْأَ لُكَ الْجَنَّةَ»
و هفتاد مرتبه
«أسْتَغْفِرُ اللَّهَ رَبِّي وَأَتُوبُ الَيْهِ».
پس بخوان اين دعا را:
«اللَّهُمَّ فُكَّنِي مِنَ النَّارِ، وَ أَوْسِعْ عَلَيَّ مِنْ رِزْقِكَ الْحَلالِ الطَّيِبِ، وَ ادْرَأْ عَنِي شَرَّ فَسَقَةِ الْجِنِ وَ الْإِنْسِ وَ شَرَّ فَسَقَةِ الْعَرَبِ وَ الْعَجَمِ».
10- آنكه نزديك غروب آفتاب بگويد:
«اللَّهُمَّ إِ نِي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْفَقْر، وَ مِنْ تَشَتُّتِ الْأَمْر، وَ مِنْ شَرِ ما يَحْدُثُ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ، أَمْسى ظُلْمِي مُسْتَجِيراً بِعَفْوِكَ، وَ أَمْسى خَوْفِي مُسْتَجِيراً بِأَمانِكَ، وَ أَمْسى ذُلِي مُسْتَجِيراً بِعِزِكَ، وَ أَمْسى وَجْهِيَ الْفانِي مُسْتَجِيراً بِوَجْهِكَ الْباقِي، يا خَيْرَ مَنْ
سُئِلَ، وَ يا أَجْوَدَ مَنْ أَعْطى، جَلِلْنِي بِرَحْمَتِكَ، وَ أَ لْبِسْنِي عافِيَتَكَ، وَ اصْرِفْ عَنِي شَرَّ جَمِيعِ خَلْقِكَ».
و بدان كه ادعيه وارده در اين روز شريف بسيار است و هر قدر كه ميسور باشد خواندن دعا مناسب است، و بسيار خوب است كه در اين روز دعاى حضرت سيد الشهداء عليه السلام و دعاى حضرت زين العابدين سلام اللَّه عليه را كه درصحيفه كامله است خوانده شود و بعد از غروب آفتاب بگويد:
«اللَّهُمَّ لا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ هَذا الْمَوْقِفِ، وَ ارْزُقْنِيهِ مِنْ قابِلٍ أَبَداً ما أَبْقَيْتَنِي، وَ اقْلِبْنِي الْيَوْمَ مُفْلِحاً مُنْجِحاً مُسْتَجاباً لِي، مَرْحُوماً مَغْفُوراً لِي، بِأَفْضَلِ ما يَنْقَلِبُ بِهِ الْيَوْمَ أَحَدٌ مِنْ وَفْدِكَ عَلَيْكَ، وَ أَعْطِنِي أَفْضَلَ ما أَعْطَيْتَ أَحَداً مِنْهُمْ مِنَ الْخَيْرِ وَ الْبَرَكَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ الرِضْوانِ وَ الْمَغْفِرَةِ، وَ بارِكْ لِي فِيما أَرْجِعُ إِلَيْهِ مِنْ أَهْلٍ أَوْ مالٍ أَوْ قَلِيلٍ أَوْ كَثِيرٍ، وَ بارِكْ لَهُمْ فِيَّ».
و بسيار بگويد:
«أللَّهُمَّ أعْتِقْنِي مِنَ النَّارِ».
(م 977)
367- بعد از آنكه از وقوف به عرفات در مغرب شب دهم فراغت حاصل شد، بايد كوچ كند به مشعر الحرام كه محل معروفى است و حدود
معينى دارد.
(م 978)
368- احتياط واجب «(1)
آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: احتياط اين است كه شب عيد را در مزدلفه بيتوته كند، هرچند وجوب بيتوته ثابت نشده است.
آية اللَّه بهجت: احتياط اين است كه شب عيد را در مزدلفه بيتوته كند.
آية اللَّه سيستانى: واجب است پس از حركت از عرفات مقدارى از شب عيد را تا صبح در مشعرالحرام بماند و پس از آن تا طلوع آفتاب نيز بايد بماند گرچه كوچ كردن به طرف وادى محسّر قبل از طلوع آفتاب به اندكى جايز است و جايز نيست از آن تجاوز كند.
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: واجب است بيتوته در مشعر و احتياط آنست كه در مشعر ذكر خدا را ترك نكند هر چند مختصر و كم باشد.
آية اللَّه زنجانى: بيتوته شب دهم در مشعر الحرام واجب نيست، بلى كسى كه قبل از طلوع فجر وارد مشعر مىشود بنابر احتياط مستحبّ مؤكّد قصد كند تا طلوع فجر در آنجا مىماند قربة الى اللَّه.
» آن است كه شب دهم را تا طلوعصبح در مشعر الحرام بسر ببرد «(2)» و نيت كند اطاعت خدا را در اين بسر بردن شب. «(3)آية اللَّه فاضل: نيّت اين ماندن كه يك احتياط وجوبى است غير از نيت ماندنى است كه به عنوان واجب فتوايى در مسأله بعد مىآيد. بنابر اين دو نيّت جداگانه بايد صورت پذيرد.
»(م 979)
369- چون صبح طلوع كرد نيت وقوف به مشعر الحرام كند تا طلوع آفتاب «(4)
آية اللَّه زنجانى: به حاشيه مسأله 371 مراجعه شود.
»، و چون اين وقوف، عبادت خداوند است بايد با نيت خالص از1) - آية اللَّه خامنهاى: وقت وقوف از طلوع فجر عيد قربان است تا طلوع شمس و احتياط آن است كه ازوقت رسيدن به مشعر در شب قصد وقوف كند.
2) - آية اللَّه مكارم: و مقدارى ذكر خدا بگويد.
3) - آية اللَّه سيستانى: معتبر در عبادات قصد تذلّل و كرنش در پيشگاه حق است.
4) - آية اللَّه سيستانى: وقوف اختيارى مشعر مقدارى از شب است و وقوف بينالطلوعين.
رياء و خودنمايى وقوف كند، «(1)
آية اللَّه زنجانى: وقوفى كه خالص براى خدا نباشد خواه به قصد ريا باشد يا قصد حرام يا جايز ديگر، باطل است.
» والّا حج او درصورت رياء كردن با عمد و علم باطل خواهد شد «(2)».(م 980)
370- اقوى جواز كوچ كردن «(3)
آية اللَّه بهجت: اشهر و احوط وجوب ماندن است تا طلوع آفتاب پس اگر عمداً پيش از طلوع آفتاب بيرون رود و از وادى محسّر تجاوز كند گناه كار است و بعضى يك گوسفند كفاره واجب دانستهاند.
آية اللَّه زنجانى: چون حاجى وارد مشعر الحرام شد نبايد قبل از آن كه هوا به قدرى روشن شود كه عابر جلوى پاى خود را ببيند بلكه بنابر احتياط قبل از طلوع خورشيد، از آنجا كوچ كند. و اگر بدون عذر كوچ كرد و ديگر برنگشت چنانچه قبل از نيمه شب رفته، بايد يك شتر قربانى كند و اگر بعد از آن و قبل از طلوع فجر رفته، يك گوسفند كفاره دارد و چنانچه بعد از طلوع فجر كوچ كرد يا جاهل و ناسى بود يا قبل از طلوع خورشيد بازگشت، كفاره ندارد.
» بلكه استحباب آن است «(4)» كمى قبل از طلوع آفتاب به نحوى كه قبل از طلوع آفتاب از وادى «محسَّر» تجاوز نكند و اگر تجاوز كرد گناهكار است ولى كفاره بر «(5)آية اللَّه سيستانى: اگر چه از روى عمد باشد كفاره واجب نيست اگر چه گناه كار است.
» او نيست و احتياط آن است كه وقتى حركت كند كه قبل از طلوع آفتاب وارد وادى محسّر نشود.(م 981)
1) - آية اللَّه بهجت: از اينجا تا آخر مسأله، از مناسك ايشان استفاده نمىشود.
2) - آية اللَّه مكارم: ترك عمدى وقوف در مشعر مابين الطلوعين به تنهايى موجب بطلان حج نمىشود ولى گناه كرده و يك گوسفند بايد كفاره بدهد.
3) - آية اللَّه خويى: ماندن تا طلوع آفتاب واجب است و در صورت كوچ قبل از طلوع آفتاب گناه كرده وكفاره ندارد.
4) - آية اللَّه مكارم: ماندن تا طلوع آفتاب در سرزمين مشعر واجب است و اگر قبل از آن عمداً كوچ كند- حج او باطل نيست ولى گناه كرده و يك گوسفند بايد كفاره بدهد.
5) - آية اللَّه گلپايگانى: احوط دادن يك گوسفند است ولى اقوى واجب نبودن آن است.
371- واجب است از طلوعصبح تا كمى قبل «(1)
آية اللَّه بهجت: بنابر احتياط ماندن تا طلوع آفتاب روز عيد واجب است.
آية اللَّه سيستانى: بلكه واجب قسمتى از شب است تا طلوع آفتاب و ركن وقوف فىالجمله از آن است پس اگر مقدارى از شب را درك كند و قبل از طلوع فجر با علم و عمد كوچ كند حجّش صحيح است ولى گوسفندى را بايد كفاره بدهد و اگر جاهل باشد كفاره ندارد و اگر فقط بخشى از بينالطلوعين بماند و كوچ كند- هرچند عمداً- باز هم حجش صحيح است و كفاره ندارد گرچه گناه كرده است.
» از طلوع آفتاب «(2)» (بطورى كه در مسأله پيش گفته شد) در مشعر بمانند، لكن تمام آن ركن نيست بلكه ركن وقوف كمى از بين الطلوعين است «(3)» اگرچه بقدر يك دقيقه باشد، پس اگر كسى وقوف بين الطلوعين را يكسره ترك كند به تفصيلى كه مىآيد «(4)آية اللَّه مكارم: اگر شب را در مشعر باشد حج او صحيح است.
» حج او باطل خواهد شد.(م 982)
372- جايز است براى كسانى كه عذرى دارند قدرى كه شب در مشعر توقف كردند كوچ كنند به منى مثل زنها و بچهها و بيماران و
1) - آيات عظام گلپايگانى، خويى، مكارم، تبريزى، صافى: وقوف در مزدلفه واجب است از طلوع فجرتا طلوع آفتاب روز عيد قربان.
2) - آية اللَّه زنجانى: مقدار واجب وقوف اختيارى مشعر مسماى بين الطلوعين است و مقدار ركن آن مسماى وقوف بين غروب/ زوال حمره مشرقيه روز نهم تا طلوع خورشيد روز عيد است پس كسى كه تمام اين مقدار را ترك كند- به تفصيلى كه در حاشيه مسأله 273 خواهد آمد- حجش باطل مىشود و اگر مقدارى از شب عيد را با قصد قربت در مشعر وقوف نموده ركن وقوف را درك كرده پس چنانچه وقوف بينالطلوعين رايكسرهترك كند حجشباطل نمىشود هرچند از روى علم و عمد باشد وعلاوه بر اصل وقوف، گفتن ذكر خداوند متعال نيز از واجبات مشعر است و ذكر قلبى كافى نيست و لازم نيست كه ذكر را به عنوان ذكر مشعر الحرام بگويد و به هر صورت نماز، دعا، دعاى تهليل، تسبيح و ... ذكر خداوند را به زبان آورد كافى است و ترك ذكر، وقوف را باطل نمىكند.
3) - آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: به مقدارى كه عرفاً بگويند در آنجا توقّف كرده است.
4) - نظر آيات عظام هم در آنجا خواهد آمد.
پيرمردان و اشخاص ضعيف و اشخاصى كه براى پرستارى يا راهنمايى آنها لازم است همراه باشند، «(1)
آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: كسانى كه ناچارند همراه معذورين باشند اگر بتوانند ولو يك لحظه قبل از طلوع آفتاب به مشعر برگردند بايد برگردند و در فرض عجز اگر بتوانند قبل از ظهر روز عيد به آنجا برگردند بايد برگردند.
آية اللَّه فاضل: بلى لازم است همراهان معذورين و كسانى كه عذر آنها برطرف شد. در صورت امكان براى درك وقوف اختيارى به مشعر برگردند.
» و احتياط «(2)آية اللَّه سيستانى: جايز است به توقّف قسمتى از شب عيد در آنجا و حركت كردن قبل از طلوع فجر به طرف منى اكتفا كنند.
ساير آيات عظام نظرشان اين است: همين كه مقدارى از شب را در مشعر ماندند مىتوانند تا قبل از طلوع فجر از آنجا بروند.
» واجب آن است كه پيش از نصف شب حركت نكنند، بنابراين براى اين اشخاص وقوف بين الطلوعين لازم نيست، و احتياط مستحب آن است كه اگر توقف مشكل نباشد تخلف نكنند. «(3)»(م 983)
1) - آية اللَّه بهجت: كسى كه شب را در مشعر به روز آورده بقصد وقوف با قصد قربت بنابر احتياطمتقدّم 368 و دشوار باشد براو ماندن بعد از طلوع فجر جايز است كه قبل از طلوع فجر از آنجا بيرون رود بسوى منى مثل زنها و مردهاى پير و بيماران و كسانيكه كار ضرورى دارند.
2) - آية اللَّه مكارم: اين احتياط مستحب است.
3) - آية اللَّه زنجانى: چند دستهاند كه مىتوانند مقدارى از شب عيد را در مشعر وقوف كرده به منى كوچ كنند- ولو قبل از نيمه شب-: 1 و 2- بانوان و كودكان، هر چند وقوف بين الطلوعين براى آنها مشقت نداشته باشد. 3- افراد ضعيف مانند كهنسالان؛ در صورتى كه وقوف بين الطلوعين بر آنها مشقت- هر چند شديد نباشد- داشته باشد. 4- كسانى كه مىترسند در وقوف بين الطلوعين خطرى به آنها متوجه شود. 5- كسانى كه وقوف بين الطلوعين بر آنها حرجى است. 6- بدهكارى كه قدرت اداى بدهى ندارد و مىترسد با طلبكار مواجه شود. 7- همراهان گروههاى پيشين مانند همراهان بانوان به شرط آن كه همراهى آنها ضرورى باشد. 8- چوپان و هيزم كش و مانند آن. 9- مأمورين تداركات حجاج كه موظفند براى تأمين احتياجات حجاج زودتر به منى بروند هرچند احتياط استحبابى مؤكد آن است كه اين گروهها قبل از نيمه شب از مشعر كوچ نكنند.
373- كسى كه درك نكند وقوف بين الطلوعين را يا وقوف شب را درصورتى كهصاحب عذر باشد «(1)» اگر مقدارى از طلوع آفتاب تا ظهر در مشعر توقف كند اگرچه كم باشد حج اوصحيح است. «(2)»
(م 985)
374- از آنچه گذشت معلوم شد كه براى وقوف به مشعر سه وقت است:
اول- شب عيد براى كسانى كه عذرى دارند.
دوم- بين طلوعصبح و طلوع آفتاب. «(3)
آية اللَّه فاضل: براى افراد عادى يعنى افرادى كه عذرى براى ترك وقوفين ندارند.
» سوم- از طلوع آفتاب تا ظهر روز دهم كه اضطرارىِ مشعر است، چنانچه قسم اول نيز اضطرارى است. «(4)آية اللَّه زنجانى: گذشت كه وقوف ليلى براى بانوان و كودكان وقوف اختيارى است و اگر حج آنها نيابى باشد، ضررى به نيابتشان نمىزند.
»(م 986)
375- خدمهاى كه نايب شدهاند و با زنها قبل از طلوع فجر به منى مىروند ولى خود را قبل از طلوع آفتاب به مشعر مىرسانند وقوف ركنى
1) - آية اللَّه فاضل: اگر وقوف در عرفات را درك كرده باشد.
2) - آيات عظام گلپايگانى، صافى، مكارم، زنجانى، سيستانى: حج او صحيح نيست مگر اينكه وقوف اختيارى يا لااقل اضطرارى عرفات را نيز درك كرده باشد كه حج او صحيح است.
3) - آية اللَّه سيستانى: قسمتى از شب تا طلوع آفتاب.
4) - آية اللَّه سيستانى: و گذشت كه قسم اوّل اختيارى است.
مشعر را درك مىكنند «(1)» چنانچه از ذوىالاعذار نبودهاند «(2)» كه نيابت آنها «(3)»صحيح است در فرض مرقوم حجشان نيابتاًصحيح است. «(4)
آية اللَّه مكارم: اگر لازم بوده است با زنها به منى بروند گناهى نكردهاند.
» هرچند مرتكب حرام شدهاند. «(5)آية اللَّه سيستانى: نيابت آنها بهر حال صحيح است.
»(س 992)
«(6)»
376- بدان كه مستحب است با تن و دلى آرام از عرفات بسوى مشعر الحرام متوجه شده و استغفار نمايد، و همين كه از طرف دست راست به تلّ سرخ رسيد بگويد:
«اللَّهُمَّ ارْحَمْ «(7)
آية اللَّه بهجت:« أَللَّهُمَّ ارْحَمْ مَوْقِفِي وَزِدْ فِي عَمَلِي».
» تَوَقُّفِي، وَزِدْهُ في عَمَلي، وَسَلِّمْ لِي دِيني،وَتَقَبَّلْ مَناسِكي».
و در راه رفتن ميانهروى نمايد و كسى را آزار ندهد، و مستحب است نماز شام و خفتن را تا مزدلفه بتأخير اندازد اگرچه ثلث شب نيز بگذرد، و
1) - آية اللَّه زنجانى: و همچنين اگر نتوانند قبل از طلوع آفتاب به مشعر برگردند و در هر دو صورت حج ونيابتشان صحيح بوده، مرتكب معصيت نيز نشدهاند.
2) - آية اللَّه بهجت: و عذر طارى است.
3) - آية اللَّه صانعى: در زمان استنابه.
4) - آية اللَّه نورى: با فرض ترك عمدى، نيابت محلّ اشكال است.
5) - مراجعه شود به شرط هفتم نايب.
6) - آية اللَّه مكارم: اين مستحبّات را به قصد رجاء بجاء بياورند.
7) - آية اللَّه نورى:« أَللَّهُمَّ ارْحَمْ مَوْقِفِي وَزِدْ فِي عَمَلِي».
ميان هر دو نماز به يك اذان و دو اقامه جمع كند، «(1)» و نوافل مغرب را بعد از نماز عشا بجا آورد و درصورتى كه از رسيدن به مزدلفه پيش از نصف شب مانعى رسيد، بايد نماز مغرب و عشا را بتأخير نيندازد و در ميان راه بخواند و مستحب است كه در وسط وادى از طرف راست راه، نزول نمايد، و اگر حاجىصروره باشد مستحب است كه در مشعر الحرام قدم بگذارد «(2)
آية اللَّه زنجانى: واژه« مشعر» گاه به معناى سرزمين مزدلفه به كار مىرود و گاه به معناى كوهى كه در آن سرزمين قرار دارد و نام ديگر آن« قزح» است، منظور از مشعر در اين حكم، همين كوه است يعنى اگر حاجى صروره باشد مستحب است در اين كوه قدم بگذارد.
» و مستحب است كه آن شب را به هر مقدار كه ميسور باشد به عبادت و اطاعت الهى بسر برد و اين دعا را بخواند:«اللَّهُمَّ هَذِهِ جَمْعٌ، اللَّهُمَّ إِ نِي أَسْأَ لُكَ أَنْ تَجْمَعَ لِي فِيها جَوامِعَ الْخَيْرِ، اللَّهُمَّ لا تُؤْيِسْنِي مِنَ الْخَيْرِ الَّذِي سَأَلْتُكَ أَنْ تَجْمَعَهُ لِي فِي قَلْبِي، وَ أَطْلُبُ إِلَيْكَ أَنْ تُعَرِفَنِي مَا عَرَّفْتَ أَوْلِيَاءَكَ فِي مَنْزِلِي هَذا، وَ أَنْ تَقِيَنِي جَوامِعَ الشَّرِ».
و مستحب است بعد از نمازصبح با طهارت حمد و ثناى الهى را بجا آورد، و به هر مقدارى كه ميسور باشد از نعم و تفضّلات حضرت حق ذكر كند و بر محمد و آل محمدصلوات بفرستد آنگاه دعاء نمايد و اين دعا را نيز بخواند:
«اللَّهُمَّ رَبَّ الْمَشْعَرِ الْحَرامِ، فُكَّ رَقَبَتِي مِنَ النَّارِ، وَ أَوْسِعْ عَلَيَّ مِنْ رِزْقِكَ الْحَلالِ، وَ ادْرَأْ عَنِي شَرَّ فَسَقَةِالْجِنِ وَالْإِنْسِ، اللَّهُمَّ أَ نْتَ خَيْرُ مَطْلُوبٍ إِلَيْهِ، وَ خَيْرُ مَدْعُوٍ وَخَيْرُ مَسْؤُولٍ، وَ لِكُلِ وافِدٍ جائِزَةٌ، فَاجْعَلْ جائِزَتِي فِي مَوْطِنِي هَذا، أَنْ تُقِيلَنِي عَثْرَتِي، وَ تَقْبَلَ مَعْذِرَتِي، وَ أَنْ تَجاوَزَ عَنْ خَطِيئَتِي، ثُمَّ اجْعَلِ التَّقْوى مِنَ الدُّنْيا زادِي».
و مستحب است سنگ ريزههايى را كه در منى رمى خواهد نمود از مزدلفه بردارد و مجموع آنها هفتاد دانه است «(1)» و مستحب است وقتى كه از مزدلفه بسوى منى رفته و به وادى محسَّر رسيد به مقدارصد قدم مانند شتر تند رود و اگر سواره است سوارى خود را حركت دهد و بگويد:
«اللَّهُمَّ سَلِمْ لِي عَهْدِي، وَاقْبَلْ تَوْبَتِي، وَأَجِبْ دَعْوَتِي، وَاخْلُفْنِي فِيمَنْ تَرَكْتُ بَعْدِي».
(م 995)
1) - آية اللَّه مكارم: ولى از آنجا كه در شلوغى جمعيت غالباً بعضى از سنگها اصابت نمىكند بهتر استبيشتر جمع آورى كند.
377- شرط است «(1)
آية اللَّه بهجت: بايد صدق اسم سنگ و سنگ ريزه بر آنها بكند.
» در سنگى كه مىخواهد بيندازد به آن (حصى) يعنى ريگ گفته شود، پس اگر آنقدر ريز باشد كه ريگ به آن گفته نشود مثل (شن) كافى نيست، و اگر خيلى بزرگ باشد نيز كافى نيست، چنانچه بغير ريگ مثل كلوخ و خزف و اقسام جواهرات نيز جايز نيست، و اما اقسام سنگها حتى سنگ مرمر مانع ندارد.(م 996)
378- شرط است كه سنگها از حرم باشد، «(2)» و سنگ خارج حرم كافى نيست، و در حرم از هر موضعى كه مباح باشد «(3)
آية اللَّه زنجانى: بايد استفاده از سنگها مباح باشد و اگر مباح نباشد در فرض عدم عذر، معصيت كرده و اكتفا به آن خلاف احتياط استحبابى مؤكد است مانند برداشتن سنگهايى كه جزء مسجد الحرام يا مسجد خيف يا ساير مساجد است.
» مىتواند بردارد مگر مسجدالحرام و مسجد خيف بلكه ساير مساجد بنابر احوط «(4)» و مستحب1) - آية اللَّه سيستانى: و مستحب است ريگها رنگين و نقطهدار و سست و باندازه سر انگشت باشند.
2) - آية اللَّه زنجانى: كافى است كه سنگها از حرم برداشته شود، هرچند در اصل خلقت در حرم آفريدهنشده باشد و بدانيم از خارج حرم آورده شده است.
3) - آية اللَّه سيستانى: بنابر احتياط واجب نسبت به حكم وضعى.
4) - آيات عظام خويى، تبريزى، سيستانى: بنابر احتياط بايد بكر باشد.
است از مشعر بردارد.
(م 997)
379- شرط است كه سنگها بكر «(1)
آيةاللَّه زنجانى: اگراز پاىجمرات ريگها رابردارد كافىنيست وچنانچه ازجاهاى ديگر حرم بردارد كافى است هرچند بكر نباشد و بنابر احتياط مستحب از سنگهايى كه قبلًا در رمى جمرات به كار رفته استفاده نكند.
» باشند، يعنى آنها را خودش يا كس «(2)» ديگرى به وجه صحيح «(3)» نينداخته باشد اگرچه در سالهاى قبل.(م 998)
380- شرط است كه مباح باشد پس با سنگ غصبى يا آنچه كه ديگرى براى خودش حيازت كرده كافى نيست. «(4)
آية اللَّه سيستانى: مشكل است اكتفا به آن مگر آنكه نداند غصبى است يا فراموش كرده باشد و خود غاصب نباشد يا حرمت را فراموش كرده باشد يا جاهل قاصر باشد.
آية اللَّه زنجانى: تصرف در سنگ غصبى جايز نيست و رمى با آن در صورت عدم عذر بنا بر احتياط استحبابى اكيد كافى نيست.
»(م 999)
381- وقت انداختن سنگ «(5)
آية اللَّه فاضل: براى غير معذورين.
» از طلوع آفتاب روز عيد است تا غروب1) - آية اللَّه سيستانى: اين احتياط را در حكم وضعى ذكر نفرمودهاند ولى برداشتن سنگ از مساجد اگرجزء آنها باشد مطلقاً جايز نيست.
2) - آياتعظام گلپايگانى، مكارم، صافى: خودش ياكس ديگرى از آن براى رمى استفاده نكرده باشد ....
3) - آية اللَّه خويى، آية اللَّه مكارم: بايد قبلًا در رمى استعمال نشده باشد.
4) - آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: اگر اعتقاد داشت سنگها غصبى نيست و يا غصبى بودن آنها را فراموش كرد و خودش غاصب نبود رمى صحيح است و در غير آن بايد اعاده شود.
5) - آية اللَّه بهجت: وقت رمى بعد از طلوع آفتاب روز عيد است تا غروب آن، و اگر فراموش كرد يا ترككردعمداً على الاحوط، تا روز سيزدهم، در روزى كه متذكّر شود بجا آورد با تقديم قضاء بر اداء، و احتياط در رعايت طلوع آفتاب است در قضاء ايضاً با عدم عذر مسوّغ رمى در شب در اداء مانند خوف و مرض، و اگر متذكّر نشد يا متذكّر شد بعد از انقضاء ايّام تشريق يا ترك كرد عمداً تا آنوقت على الاحوط، درسال آيندهخود يا نايب او، با ترتب نيابت بر عدم حج در سال آينده يا عدم امكان مباشرت، بجا آورند.
آن «(1)» و اگر فراموش كرد تا روز سيزدهم «(2)
آيات عظام خويى، گلپايگانى، صافى: يا مسأله را نمىدانست.
آية اللَّه خامنهاى: احتياط واجب آن است كه خودش يا نايبش انجام دهند و در سال ديگر نيز خودش يا نايبش قضاى آن را بجا آورند.
» مىتواند بجا آورد، و اگر تا آن وقت متذكر نشد احتياطاً «(3)آية اللَّه گلپايگانى: در سال بعد خودش يا نائبش بايد رمى نمايد.
آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: احتياط اين است كه به منى رفته و رمى نموده و در سال بعد رمى را شخصاً خودش و يا نائبش بجا آورد، و اگر بعد از خروج از مكه يادش آمد واجب نيست برگردد بلكه سال ديگر خودش يا نايبش بنابر احتياط رمى مىكنند.
آية اللَّه سيستانى: اگر در روز عيد رمى نكرد از روى جهل يا فراموشى يا هر عذر ديگر هرگاه رفع مانع شد بايد جبران كند در منى باشد و يا در مكّه حتى اگر بعد از روز سيزدهم ماه باشد، ولى در شب رمى نكند و اگر پس از خروج از مكه مانع برطرف شود لازم نيست برگردد و احتياط مستحب است كه در سال بعد خود يا نايبش رمى كنند.
آيةاللَّه مكارم: اگربتواند بايد خودش در سالآينده درهمان موقعقضاكند واگر نمىتواند نايب بگيرد.
» در سال ديگر خودش يا نايبش بيندازد.(م 1000)
1) - آية اللَّه زنجانى: بلى گروههايى كه در حاشيه مسأله 391 مىآيد مىتوانند در شب عيد جمرهعقبه را رمى كنند و كسى كه رمى روز عيد را فراموش كرده بايد تا روز سيزدهم هر وقت متوجه شد قبل از رمى آن روز، رمى روز عيد را قضا كند و بنابر احتياط بين رمى ادا و قضا به مقدار 112 همان روز فاصله بيندازد و اگر تا روز سيزدهم متذكر نشد چنانچه در مكه يادش آمده بنابر احتياط تا ذى حجه منقضى نشده قضا كند و در عيد قربان سال بعد نيز اگر خودش به حج مىرود خودش والا نايبش مجدداً قضا كند و اگر بعد از خروج از مكه متوجه شده قضاى آن واجب نيست هرچند مطابق احتياط استحبابى است و همچنين است حكم كسى كه بر اثر ندانستن مسأله رمى روز عيد را ترك كرده است.
2) - آية اللَّه فاضل: ... تا روز سيزدهم مىتواند به نيّت قضا بجا آورد و واجب است قضا را قبل از رمى آن روز انجام دهد.
3) - آية اللَّه خامنهاى: اگر از مكّه بيرون نرفته احتياط واجب آن است كه به منى رفته رمى نمايد و در سال ديگر نيز خودش يا نائبش قضا كند و اگر از مكّه خارج شده احتياط واجب آن است كه در سال بعد خود يا نائبش رمى كند.
382- واجب است در انداختن سنگها چند امر:
اول- نيت، با قصد خالص «(1)» بدون رياء و نمايش دادن عمل بغير كه موجب بطلان مىشود.
دوم- آنكه آنها را بيندازد، «(2)» پس اگر برود نزديك و با دست بگذارد به جمره، كافى نيست.
سوم- آنكه به انداختن، «(3)» به جمره برسد. «(4)
آيةاللَّه مكارم: بايد توجه داشت كه منظور از جمره همان حوضچهاى است كه در اطراف ستونها قرار دارد و ستونها بهعنوان نشانه است، بنابراين هرگاه سنگ را به داخل حوضچهها پرتاب كنند كافى است، هرچند به ستونها نخورد.
» پس اگر سنگ را انداخت و سنگ ديگران به آن خورد و بواسطه آن يا كمك آن به جمره رسيد كافى نيست، لكن اگر سنگ بجايى بخورد و كمانه كند و به جمره برسد كافى است ظاهراً. «(5)آيات عظام گلپايگانى، خويى، تبريزى، صافى: اگر سنگريزه در راه به چيز بسيار سفتى مانند سنگ بخورد و در اثر آن جَسته و به جمره برسد كافى نخواهد بود.
آية اللَّه بهجت: ظاهر اين است كه اگر سنگريزه در راه به چيزى برخورد نموده و سپس به جمره برسد كافى باشد با بقاء صدق رمى در ابتداء و انتهاى آن.
آية اللَّه فاضل: محلّ اشكال است.
آية اللَّه زنجانى: و همچنين اگر پرتاب كرد ولى به جمره برخورد نكرد كافى نيست.
»1) - آية اللَّه فاضل: به اين صورت نيّت كند: هفت سنگ به جمره عقبه در حج تمتع براى وجوب آنمىاندازم با قصد خالص.
2) - آية اللَّه بهجت: بلكه پراندن آنها به سمت خاص.
3) - آية اللَّه فاضل: انداختن خودش.
4) - آية اللَّه خامنهاى، اين توضيح را متعرض نشدهاند.
5) - آية اللَّه نورى: كافى نيست ظاهراً مگر آنكه، در حال عبور با چيز ديگر ملاقات كند.
چهارم- عدد سنگ ريزهها بايد هفت باشد.
پنجم- بايد بتدريج يكى يكى عقب هم بيندازد «(1)» و در اينصورت اگر با هم به جمره بخورد مانع ندارد ولى اگر همه را يا چند عدد را با هم بيندازد كافىنيست «(2)
آية اللَّه مكارم: و همه يكى حساب مىشود.
» اگرچه باهم به جمره نرسد ودنبال هم برسد.(م 1001)
383- اگر شك كند كه سنگ را ديگرى در رمى به كار برده يا نه، جايز است با آن رمى كند. «(3)
آيةاللَّه زنجانى: گذشت كه بكر بودن شرط نيست.
»(م 1002)
384- اگر سنگى را كه در حرم است احتمال بدهد از خارج آوردهاند اعتناء نكند. «(4)»
(م 1003)
385- اگر شك كند در عدد انداختن در وقتى كه مشغول عمل است بايد چندان بيندازد تا علم بعدد پيدا كند، و همچنين اگر شك كند كه سنگى كهانداخت خورد بهجمره يانه بايدبيندازد تاعلم برسيدن پيدا كند.
(م 1005)
386- اگر سنگى را كه انداخت به جمره نرسيد بايد دو مرتبه بيندازد اگرچه در وقت رمى گمانش آن بود كه رسيده است، پس اگر پهلوى جمره چيزهاى ديگرى نصب شده و اشتباهاً به آنها رمى كرده كافى نيست، و بايد
1) - آية اللَّه زنجانى: به گونهاى كه موالات عرفيه به هم نخورد، به تفصيلى كه در مناسك مذكور است.
2) - آية اللَّه فاضل، آية اللَّه زنجانى: يعنى مجموعاً يك رمى حساب مىشود.
3) - آية اللَّه سيستانى: مگر اين كه در جايى باشد كه علم داشته باشد بعضى از سنگهاى آنجا استعمال شده است و احتمال بدهد كه سنگ مورد نظر هم يكى از آنها باشد كه در اين صورت بايد احتياط كند.
4) - آية اللَّه زنجانى: گذشت كه اگر يقين هم داشته باشد كه از خارج حرم آوردهاند مانعى ندارد.
اعاده كند اگرچه در سال ديگر بوسيله نايبش. «(1)
آية اللَّه زنجانى: لكن اگر اطمينان پيدا كند كه هفت سنگ زده، يا به حدى بزند كه اگر متعارف مردم اين مقدار مىزدند اطمينان پيدا مىكردند، كافى است. و در هر حال اگر پس از خروج از مكه متوجه شد كه رمى را ترك كرده، قضاى رمى واجب نيست.
»(م 1006)
387- اگر بعد از آنكه سنگ را انداخت و از محل منصرف شد «(2)» شك كند در عدد سنگها، اگر شك در نقيصه كند «(3)» احتياط آن است «(4)
ساير آيات عظام قائلند: اگر شك در نقيصه كند بايد برگردد و نقيصه را تمام كند.
آية اللَّه بهجت: اشكال ندارد.
» كه برگردد و نقيصه را تمام كند، و درشك در زياده اعتنا نكند.(م 1010)
388- اگر بعد از فارغ شدن «(5)» شك كند در اينكه درست انداخته يا نه، بنابرصحت بگذارد، «(6)» بلى اگر در رسيدن سنگ آخرى به محل شك كند بايد اعاده كند، «(7)
آية اللَّه فاضل: براى اين استثناء وجهى به نظر نمىرسد.
آية اللَّه بهجت: گذشت در مسأله 386
آية اللَّه خويى: اگر شك كند سنگريزه به جمره رسيد يا نه بنابر نرسيدن گذاشته و سنگ ديگرى بزندمگر آنكه شك وى در وقتى باشد كه به واجب ديگرى مشغول شده يا پساز فرارسيدن شب باشد.
» ولى اگر رسيدن را دانست و احتمال داد كه با پا انداخته1) - آية اللَّه سيستانى: اگر پس از خروج از مكه متوجه شود اعاده لازم نيست گرچه احوط است.
2) - آية اللَّه فاضل: در حالى كه هنوز ذبح يا حلق را انجام نداده.
3) - آية اللَّه زنجانى: چنانچه احتمال دهد هنگام رمى به حفظ عدد سنگها توجه داشته يا بعد ازگذشتن روز عيد شك كرده، در اين دو صورت اعتنا به شكش نكند.
4) - آية اللَّه سيستانى: اگر بعد از صدق عرفى فراغ باشد اعتنا نكند و اگر قبل از آن است بايد تدارك كند.
5) - آية اللَّه فاضل: از رمى.
6) - آية اللَّه زنجانى: در تمام فروض اين مسأله چنانچه احتمال بدهد هنگام رمى به رعايت شرايط آنتوجه داشته اعتنا به شكش نكند.
7) - آية اللَّه سيستانى: اگر بعد از صدق فراغ باشد عرفاً اعتنا نكند، مطلقاً.
باشد يا سنگ مستعمل انداخته باشد اعتناء نكند.
(م 1012)
389- در انداختن سنگها شرط نيست طهارت از حدث «(1)» يا خبث و در خود سنگها نيز طهارت شرط نيست. «(2)»
(م 1014)
390- مستحب است بلكه موافق احتياط است كه اگر بشود مريض را حمل كنند و ببرند نزد جمره و در حضور او سنگ بيندازند. «(3)
آية اللَّه زنجانى: مريضى كه بدون مشقت شديد مىتواند ولو با وسايل نقليه به جمرات برود و خودش رمى كند بايد خودش رمى كند والا نايب مىگيرد و حضور در هنگام رمى واجب نيست.
»(م 1016)
391- كسانى كه عذر دارند از اينكه روزر مىكنند مىتوانند شب عمل كنند، «(4)
آية اللَّه سيستانى: كسانى كه شب از ماندن در مشعر معذور بودند مانند زنان و بيماران مىتوانند همان شب عيد رمى كنند و اما پرستاران و همراهان آنها بايد روز رمى كنند مگر اينكه آنها نياز به همراهى در طول روز داشته باشند به طورى كه به مقدار رمى هم از آنها مستغنى نشوند و اما رمى در شب بعد كافى نيست و معذور بايد نايب بگيرد مگر چوپانان و كسانى كه از ماندن روز در منى معذورند به جهت ترس يا بيمارى يا غير آن.
آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: شب قبل از آن روز.
آية اللَّه زنجانى: چند دستهاند كه مىتوانند جمره عقبه را شب عيد رمى كنند:
1- بانوان. 2- كودكان. 3- ضعفايى كه در رمى در روز بر آنها مشقت دارد. اين گروه مىتوانند شبانه از مشعر كوچ كنند لكن در صورتى مىتوانند شب قبل رمى كنند كه رمى در روز بر آنها حرجى باشد. 4- كسى كه از خطر رمى در روز بر خود مىترسد. 5- بدهكارى كه نمىتواند بدهى خود را بپردازد و مىترسد با طلبكار مواجه شود. 6- كسانى كه بايد همراه گروههاى سابق از مشعر كوچ كنند. 7- كسانى كه بايد تمام روز به تداركات حجاج اشتغال داشته باشند و به اين جهت نمىتوانند در روز رمى كنند. 8- كسانى كه از رمى در روز عاجزند يا رمى در روز بر آنها مشقت شديد دارد. اين چند گروه مىتوانند شب قبل رمى كنند و نمىتوانند براى رمى در روز نايب بگيرند يا رمى را به شب بعد به تأخير بيندازند.
»1) - آية اللَّه زنجانى: رعايت طهارت از حدث مطابق احتياط استحبابى است.
2) - آية اللَّه بهجت: خلاف احتياط است.
3) - آية اللَّه بهجت: و اگر ممكن است مريض سنگ را بدست گيرد كه ديگرى بيندازد اورا، و جمع كند بين اين كار و استنابه على الاحوط.
4) - آية اللَّه بهجت: يعنى شب مقدّم با علم به عدم تمكّن از رمى در روز، و امّا شب مؤخّر با علم به تمكّناز رمى قضائى در روز مؤخّر پس احوط تأخير قضاء است تا طلوع آفتاب.
هر وقت شب كه باشد. «(1)
آية اللَّه مكارم: زنان و پيران مىتوانند در شب رمى كنند، همچنين كسانى كه روزها گرفتار كار حجاج هستند و فرق نمىكند در شب قبل يا شب بعد.
آية اللَّه بهجت: و همچنين زنها و لو عذر نداشته باشند مىتوانند در شب رمى كنند و اين مخصوص شب دهم است.
»(م 1018)
«(2)»
392- در رمى جمرات چند چيز مستحب است:
1- با طهارت بودن در حال رمى.
2- هنگامى كه سنگها را در دست گرفته و آماده رمى است اين دعا را بخواند:
«اللَّهُمَّ هَذِهِ حَصَياتِي فَأَحْصِهِنَّ لِي وَ ارْفَعْهُنَّ فِي عَمَلِي»
3- با هر سنگى كه مىاندازد تكبير بگويد.
4- هر سنگى را كه مىاندازد اين دعا را بخواند:
«اللَّهُ أَكْبَرُ، اللَّهُمَّ ادْحَرْ عَنِي الشَّيْطانَ، اللَّهُمَّ تَصْدِيقاً بِكِتابِكَ، وَعَلى سُنَّةِ نَبِيِكَصَلَّى اللَّهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ، اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ حَجّاً مَبْرُوراً، وَ عَمَلًا مَقْبُولًا، وَ سَعْياً مَشْكُوراً، وَ ذَنْباً مَغْفُوراً»
5- ميان او و جمره در جمره عقبه ده يا پانزده ذراع فاصله باشد و در جمره اولى و وسطى كناره جمره بايستد.
6- جمره عقبه را رو به جمره و پشت به قبله رمى نمايد و جمره اولى و وسطى را رو به قبله ايستاده رمى نمايد.
7- سنگريزه را بر انگشت ابهام گذارده و با ناخن انگشت شهادت بيندازد.
8- پس از برگشتن بجاى خود در منى اين دعا را بخواند:
«اللَّهُمَّ بِكَ وَثِقْتُ وَ عَلَيْكَ تَوَكَّلْتُ، فَنِعْمَ الرَّبُّ وَ نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ».
(م 1019)
393- واجب است بر كسى كه حج تمتع بجا مىآورد ذبح يك هدى، يعنى يك شتر يا يك گاو يا يك گوسفند، و شتر افضل است و پس از آن گاو بهتر است.
(م 1020)
394- در هدى چند چيز معتبر است و بايد مراعات شود:
اول- آنكه اگر شتر باشد سن آن كمتر از پنجسال نباشد و
داخل در شش سال شده باشد، و اگر گاو است بنابر احتياط «(1)» واجب كمتر از دو سال نباشد «(2)» و داخل در سه سال شده باشد، و همچنين در «بز» كمتر از سن گاو نباشد، «(3)» و در ميش به احتياط «(4)» واجب كمتر از يكسال نباشد «(5)» و داخل در سال دوم شده باشد.
دوّم- بايدصحيح باشد «(6)» پس حيوان مريض «(7)
آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: احوط اولى اين است كه مريض نباشد.
آية اللَّه سيستانى: احتياط مستحب اين است كه مريض نباشد.
آية اللَّه فاضل: بنابر احتياط واجب بايد صحيح باشد.
» كافى نيست حتى مثل كچلى بنابر احتياط.سوّم- بايد خيلى پير نباشد. «(8)
آيةاللَّه سيستانى: احتياطمستحب آناست كهخيلى پيرنباشد يعنىمغز استخوانشآب نشده باشد.
آية اللَّه مكارم، آية اللَّه فاضل: بنابر احتياط واجب.
آية اللَّه خامنهاى: پير نبودن قربانى شرط نيست.
آية اللَّه زنجانى: به طورى كه استخوانش پوك شده باشد.
»1) - آية اللَّه فاضل: اگر گاو داخل در سال دوم شده باشد كفايت مىكند ولى بهتر است كمتر از دو سالنباشد و همچنين است اگر قربانى بز باشد و اگر ميش باشد كمتر از يك سال هم كفايت مىكند ولى احتياط مستحب است كه كمتر از يكسال نباشد.
2) - آية اللَّه زنجانى: گاو و بز يك ساله كافى است و بنابر احتياط مستحب دو ساله باشند.
3) - آية اللَّه سيستانى، آية اللَّه بهجت: بنابر احتياط واجب.
4) - آيات عظام خويى، سيستانى، تبريزى: گوسفند بايستى هفت ماهش تمام و وارد ماه هشتم باشد و كمتر از آن كافى نيست و احتياط اين است كه يك سالش تمام و در سال دوم داخل شده باشد.
5) - آية اللَّه زنجانى: ميش شش ماهه كافى است و بنابر احتياط مستحب يك ساله باشد.
6) - آية اللَّه زنجانى: ذبح حيوانى كه مبتلا به مرضى است كه گوشتش را فاسد كرده كافى نيست و مجردكچلى حيوان مانعى ندارد.
7) - آية اللَّه گلپايگانى، متعرض اين حكم نشدهاند.
8) - آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: احوط اولى آن است كه خيلى پير نباشد يعنى مغز استخوانش آب نشده باشد.
چهارم «(1)»- بايد تام الاجزاء باشد، و ناقص كافى نيست. «(2)» پس اگر واضح باشد كورى يا لنگى آن بنابر اقوى كافى نيست، «(3)» و اگر واضح نباشد به احتياط واجب كافى نيست «(4)
آية اللَّه زنجانى: رعايت اين احتياط مستحب است.
» و احتياط واجب آن است كه چشمش سفيد نشده باشد و بايد گوش بريده و دم بريده و شاخ داخل آن شكسته يا بريده نباشد.پنجم- بايد لاغر نباشد، «(5)» و اگر در گُرده او پيه باشد «(6)» كافى است، و احتياط «(7)
آية اللَّه خويى: بايد عرفاً لاغر نباشد و پيه داشتن در گرده ملاك نيست.
» آن است كه آن را در عرف لاغر نگويند.ششم- بايد «خَصىّ» نباشد، «(8)» يعنى بايد خصيتين آن را بيرون
1) - آيات عظام خويى، تبريزى، سيستانى: بايد تامالاعضاء باشد پس كافى نيست كور هر چند يكچشم باشد و لنگ و گوش بريده و آن كه شاخ داخلش شكسته است و مانند آن.
2) - آية اللَّه زنجانى: بايد تام الاجزاء و سالم باشد پس ناقص و معيوب كافى نيست و تفصيل موارد آن در مناسك مذكور است.
3) - آية اللَّه خامنهاى، آية اللَّه بهجت: بايد تام الاجزاء باشد پس كور و يك چشمى و لنگ و گوش بريدهحتّى اگر قليلى از گوش را بريده باشند و آنكه از شاخ اندرونى آن چيزى ناقص است مجزى نيست.
4) - آية اللَّه مكارم: لنگى مختصر عيب ندارد.
5) - آية اللَّه بهجت: بايد لاغر نباشد و مشهور كفايت بودن پيه در گردهاى اوست و احوط آنستكه علاوه براين اورا در عرف لاغر نگويند.
6) - آية اللَّه مكارم، آية اللَّه زنجانى: بر كليه آن مقدارى چربى باشد كافى است.
7) - آية اللَّه سيستانى: معتبر است كه قربانى عرفاً لاغر نباشد.
8) - آية اللَّه فاضل، آية اللَّه تبريزى: بنابر احوط قربانى نبايد اخته باشد.
نياورده باشند.
هفتم- بايد بيضه آن را نكوبيده باشند «(1)» به احتياط «(2)
آية اللَّه گلپايگانى: جايز است كشتن حيوانى كه بيضه آن را كوبيده باشند.
آية اللَّه خامنهاى: كوبيده نبودن بيضه شرط نيست مگر اينكه به حدّ اخته شدن برسد.
آية اللَّه مكارم: اشكالى ندارد.
آية اللَّه بهجت: اظهر اجزاء موجوء است.
» واجب.هشتم- بايد در اصل خلقت بىدم نباشد به احتياط واجب، و اگر گوش يا شاخ در خلقت اصلى نداشته باشد بعيد نيست كفايت، اگرچه خلاف احتياط است. «(3)
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: احتياط واجب آناستكه حيوانى راكه شاخ يا گوش يا دم در اصل خلقت ندارد قربانى نكند.
آية اللَّه خامنهاى: فقدان اعضايىكه در همه اصناف اين حيوان وجود دارد ونقص محسوب مىشود، مانع اجزاء است مانند بيضه وگوش ودر غير آنها مانند شاخ و دُم اگر در اين صنف از حيوان معمولًا وجود دارد، فقدان آن نقص محسوب مىشود و مانع است و الّا نه.
آية اللَّه مكارم: اگر در اصل خلقت بىدم باشد اشكال ندارد.
آية اللَّه بهجت: باكى نيست اگر گوش او شكافته يا سوراخ باشد اگر چه احوط ترك اين دو و ترك حيوانى كه شاخ يا دم از براى او در اصل خلقت نباشد و همچنين آن حيوان كه عروق و بيضتين او را ماليده باشند كه اورا موجوء و مرضوض الخصيتين گويند اگرچه اظهر اجزاء موجوء است.
آية اللَّه زنجانى: ذبح حيوانى كه در اصل خلقت گوش ندارد و همچنين حيوانى كه دم نداشته و عرفاً ناقص به حساب مىآيد كافى نيست ولى اگر در اصل خلقت شاخ نداشته باشد اشكال ندارد.
»نهم- در اصل خلقت بىبيضه نباشد. «(1)
آية اللَّه سيستانى، آية اللَّه بهجت: متعرض اين فرع نشدهاند.
»(م 1023)
395- يك گوسفند، كمتر چيزى است كه كافى است براى ذبح، لكن هر چه بيشتر ذبح كند افضل است و در روايت است «(2)» كه رسول خداصلى الله عليه و آلهصد شتر همراه آوردند، سى و چهار تاى آنها را براى حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام نحركردند وشصت وششتاى آنها را براى خودشان.
(م 1029)
396- احتياط واجب «(3)
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: بنابر احتياط اختياراً جايز نيست ذبح هدى را از روز عيد تأخير بيندازد اگرچه اقوى جواز آن است.
آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: احتياط اين است كه ذبح در روز عيد قربان باشد.
آية اللَّه بهجت: واجب است ذبح هدى در روز عيد، و امّا بعد از عيد پس مجزيست در بقيّه ذى الحجه اگر چه خلاف احتياط است تكليفاً تأخير از آن بدون عذر خصوصاً تأخير از ايّام تشريق سه گانه.
آية اللَّه سيستانى: اين احتياط مستحب است و مىتواند در روزهاى تشريق هم قربانى كند.
» آن است كه ذبح هدى را از روز عيد تأخير نيندازد. «(4)»(م 1032)
397- اگر بواسطه عذرى مثل فراموشى يا غير آن در روز عيد ذبح نكرد احتياط واجب آن است كه «(5)
آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: بلكه بدون ترديد لازم است.
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: اين احتياط واجب نيست اگرچه مطلوب است ولكن اگر در غير ايام نحر روز عيد و سه روز بعد از آن بود بنابر احتياط قصد ادا و قضا نكند، بلكه بقصد ما فى الذمه ذبح كند.
آية اللَّه سيستانى: اقوى آن است كه مىتواند در روزهاى تشريق قربانى كند.
آية اللَّه مكارم: تا روز سيزدهم در هر حال جايز است ذبح كند.
» در ايام «تشريق» ذبح كند، و اگر نشد در1) - آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط.
2) - آية اللَّه زنجانى: و در روايت است كه در حج قران رسول خدا صلى الله عليه و آله ...
3) - آية اللَّه مكارم: تا روز سيزدهم جايز است.
4) - آية اللَّه زنجانى: اختياراً مىتواند ذبح را تا روز دوازدهم به تأخير بيندازد و در صورت عذر ذبح تا آخر ذى حجه مجزى است ولى بايد ترتيب بين اعمال روز عيد و همچنين بين حلق يا تقصير و اعمال مكه رعايت شود. البته لزوم ترتيب بين رمى و ذبح و حلق يا تقصير مخصوص عالم عامد است. و از اين جا حكم مسأله بعد نيز روشن مىشود.
5) - آية اللَّه بهجت: حكم آن در مسأله قبل بيان شد.
بقيه ماه ذىالحجه، و در تأخير عمدى «(1)
آية اللَّه خامنهاى: تأخير عمدى را متعرض نشدهاند.
» نيز همين حكم است. «(2)»(م 1033)
398- احتياط «(3)» آن است كه ذبيحه را سه قسمت كنند، يك قسمت را هديه بدهند. و يك قسمت راصدقه بدهند، و قدرى هم از ذبيحه بخورند وصدقه را به مؤمنين بدهند، ولكن هيچيك از اين احتياطها واجب «(4)
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: احتياط واجب آن است كه قدرى از قربانى را خودش بخورد و قدرى را هديه دهد و مقدارى را به فقير مؤمن صدقه بدهد، و احتياط آن است كه هديه را هم به مؤمن بدهد و اينكه هريك از صدقه و هديه كمتر از ثلث قربانى نباشد و در هديّه فقر شرط نيست.
آية اللَّه بهجت: احوط آنستكه قدرى از ذبيحه بخورد و قدرى هديه دهند و قدرى صدقه دهند و لازم نيست بنابر اظهر كه مقدار هر يك از هديه و صدقه ثلث ذبيحه باشد و نيز در خصوص سهم صدقه احوط آنستكه بر مؤمنين بوده باشد و اگر به اختيار خود به غير مؤمن بدهد احوط ضمان اوست يعنى قيمت قدرى از آن را بعنوان صدقه به فقير مىدهد و همين احتياط در سهم هديه به مثل اتلاف و بيع جاريست و عمل به احتياط به مثل توسيط فقير يا استيكال او ممكن است، و در صورت عدم امكان، اين تكليف ساقط است.
آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: اين احتياط واجب است ولى نسبت به صدقه انسان مىتواند از فقير مؤمن و نسبت به هديه از مؤمن ديگرى ولو از شهر خودش وكالت در قبول و اعراض بگيرد و بعد از ذبح از طرف آنها قبول و قبض كرده و بعد اعراض نمايد و در صورتى كه در منى متمكن از تقسيم نيست اخذ وكالت مزبور لازم است و اگر اين عمل را با فرض تمكن انجام ندهد بنابر احتياط واجب ضامن است.
آية اللَّه سيستانى: در دو قسم اول با متن موافق هستند و اما در قسم سوم مىفرمايند: بنابر احتياط واجب آن را به فقراى مسلمانان صدقه دهد. و اگر صدقه دادن ممكن نباشد يا موجب مشقّت و زحمت زيادى شود وجوب آن ساقط مىشود و رساندن آن به خود فقير لازم نيست بلكه كفايت مىكند به وكيل او داده شود اگر چه وكيل خود قربانى كننده باشد آنگاه وكيل بر حسب اجازه موكّل در آن تصرّف مىكند به هديه دادن يا فروش يا اعراض از آن و يا غير اينها.
آية اللَّه زنجانى: ولى واجب است حداقل يكسوم قربانى را به فقير حرم- هر چند زائر باشد- صدقه بدهد.
»1) - آية اللَّه خويى: اگر از روى علم و عمد ترك كرده و طواف بجا آورده باشد ظاهراً طوافش باطل و اعاده آن بعد از تدارك ذبح واجب است.
2) - آية اللَّه سيستانى: اگر عمداً ذبح را از ايام تشريق تأخير بيندازد حجش باطل است و نيز بنابر احتياط واجب اگر جاهل مقصر باشد و اگر معذور باشد بنابر احتياط واجب بايد بين روزه گرفتن و ذبح در مكه تا آخر ذىحجه جمع نمايد.
3) - آية اللَّه فاضل: مستحب است كه ...
4) - آية اللَّه مكارم: تقسيم ذبيحه به سه قسمت واجب نيست ولى واجب است كه قسمتى از آن را بهفقراء بدهند.
نيست، و اگرصدقه را به فقراى كفار بدهد يا آنكه تمام ذبيحه را به آنها بدهد اشكال ندارد و ضامن حصه فقراء نيست، «(1)» لكن احتياط خصوصاً در خوردن قدرى از ذبيحه خيلى مطلوب است.
(م 1040)
399- جايز است كه ذبح را كسى ديگر به نيابت انجام دهد و نيت را نايب كند، و احتياطاً خود شخص هم نيت كند. «(2)
آية اللَّه گلپايگانى: علاوه بر خودش ذابح نيز بايد نيت كند.
آية اللَّه مكارم: نيّت را حاجى مىكند.
آية اللَّه صافى: و احوط آن است كه علاوه بر نايب خودش هم اگر در وقت ذبح حاضر باشد نيّت كند و اگر حاضر نيست موقعى كه نايب يا وكيلى را كه از طرف او براى ذبح نايب مىگيرد مىفرستد نيّت كند ونيّت را تا وقت ذبح مستمر بدارد.
آية اللَّه زنجانى: در ذبح قربانى و كفارات مباشرت معتبر نيست پس حاجى مىتواند از كسى بخواهد برايش ذبح كند بلكه مىتواند ديگرى را نايب خود قرار دهد و در صورت اول هنگام ذبح بايد خود حاجى قصد داشته باشد كه« براى حج تمتع قربانى مىكنم قربة الى اللَّه» و لازم نيست كه ذابح نيت انجام قربانى براى حج يا قصد قربت داشته باشد بلكه همين كه قربانى او را ذبح مىكند كافى است هرچند به نيت او نباشد يا اصلًا كسى را نيت نكند و چون كار ذابح نيابت نيست بلا اشكال ايمان در او معتبر نيست و حكم صورت دوم در مناسك مذكور است. و از اينجا حكم مسأله بعد نيز روشن مىشود.
»(م 1041)
400- احتياط واجب «(1)
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: اين احتياط واجب نيست.
» آن است كه ذابح مؤمن باشد، «(2)آية اللَّه مكارم: تمام مسلمانان كه ذبيحه آنان پاك وحلال است مىتوانند ذبح كنند.
آيات عظام خويى، تبريزى، سيستانى: اگر مسلمان باشد كفايت مىكند و شيعه بودن ذابح لزومى ندارد.
» بلكه خالى از قوت نيست، و همينطور در ذبح كفارات.(م 1042)
401- ذبح هم از عبادات است و در آن نيت خالص و قصد اطاعت خداوند لازم است.
(م 1044)
402- اگر بعد از ذبح كردن احتمال داد ناقص بودن يا نداشتن ساير
شرايط را اعتناء نكند. «(1)
آيات عظام فاضل، خويى، زنجانى: در صورتى كه احتمال بدهد كه در حال ذبح احراز شرايط كرده بوده.
آية اللَّه بهجت، متعرض نشدهاند.
»(م 1046)
403- اگر قادر نباشد بر ذبح بايد سه روز در حج و هفت روز پس از مراجعت از حج روزه بگيرد.
(م 1051)
404- مراد ازاينكه قادر برذبح نباشد آناست كهنه هدىرا داشته باشد و نه پولش را. «(2)
آية اللَّه زنجانى: هرچند بتواند با كسب يا قرض آن را تحصيل كند.
»(م 1052)
405- بايد اين سه روز روزه را بعد از احرام به عمره «(3)» بجا آورد و قبل از آن نمىتواند. «(4)»
(م 1067)
406- هفت روز بقيه را بايد بعد از مراجعت از سفر حج روزه بگيرد.
(م 1068)
407- احتياط واجب «(5)
آيات عظام گلپايگانى، فاضل، مكارم، سيستانى، صافى: بنابر احتياط مستحب ....
آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: احتياط اين است كه هفت روز پى در پى باشد.
آية اللَّه زنجانى: سه روز روزه و همچنين هفت روز روزه بايد پى در پى باشد مگر در مواردى كه ذكر شده است.
» آن است كه پى در پى بجا آورد.(م (1069)
1) - آية اللَّه سيستانى: و همچنين اگر شك در اين باشد كه محل ذبح منى بوده يا جاى ديگر.
2) - آية اللَّه فاضل: و قدرت اقتراض يا فروش زايد از مؤونه سفر را هم كه در مسائل آينده گفته مىشود نداشته باشد.
3) - آية اللَّه زنجانى: بلكه بايد بعد از محرم شدن به احرام حج روزه بگيرد.
4) - آية اللَّه فاضل: يعنى تا زمانى كه محرم به احرام عمره تمتع نشده نمىتواند اين سه روز را بگيرد اما بعد از احرام عمره تمتع اگر چه محلّ هم باشد اين سه روز روزه را بايد در ماه ذىالحجّه بگيرد و احتياط واجب آن است كه از هفتم تا نهم بگيرد و جلوتر نگيرد.
5) - آية اللَّه بهجت: اظهر عدم وجوب توالى است.
408- تقسيم قربانى به سه قسم واجب نيست. «(1)» و فروش يا هبه سهم فقير «(2)» قبل از قربانى و بدون قبض آن باطل است، «(3)
آية اللَّه سيستانى: جايز است قبل از قبض، از فقيرى در وطنش وكالت بگيرد كه در يك سوم قربانى پس از ذبح و قبض طبق خواسته او تصرف كند.
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: نسبت به صدقه و اهداء، انسان مىتواند از فقراء و مؤمنين آشنا در شهر خود وكالت در قبول و اعراض بگيرد و بعد از ذبح از طرف آنها قبول كرده و بدون تقسيم اعراض نمايد.
آية اللَّه زنجانى: جايز است از فقيرى كه در حرم است- خواه اهل حرم باشد يا نباشد- وكالت بگيرد كه بعد از ذبح ثلث ذبيحه را از طرف او قبض نموده و آن را رها نمايد يا به مبلغ معينى از او بخرد.
» بنابراين، عمل بعضى كه به ادعاى فقر يا وكالت از فقير ثلث فقير را از قربانى بخود حاجى مىفروشند يا هبه مىكنندصحيح نيست.(م 1077)
409- گفته مىشود كه در منى، مسلخ فعلى كمى در وادى مُحسَّر ساخته شده «(4)» و در اينصورت هر چند درصورت امكان ولو تا آخر ذيحجه بايد در منى قربانى كنند لكن قربانى در مسلخ جديد مجزى است. «(5)
آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: پس اگر متمكن از تأخير و ذبح در منى باشد اگرچه تا آخر ذى الحجه، حلق يا تقصير نمايد و محل شود و ذبح را تأخير بيندازد و همچنين طواف و نماز طواف و سعى را تأخير بياندازد و الّا جايز است به ذبح در مذبح فعلى اكتفاء كند، لازم به تذكر است اگر در روز عيد متمكن از ذبح در منى نبود و احتمال بقاء عذر تا آخر ذىحجه را بدهد مىتواند در مسلخهاى جديد ذبح كند ولى اگر اتفاقاً كشف خلاف شد اعاده نمايد.
آية اللَّه تبريزى: وجايى كه مشكوك است كه منى باشد، مبيت و ذبح و تقصير در حال اختيار هم مجزى است. و اگر در وادى محسر هم ميسور نبود در هر كجاى حرك كه باشد ذبح مجزيست و احتياط واجب اين است كه حتى المقدور به منى نزديك باشد
آية اللَّه بهجت: اگر به علت تغيير محل، ذبح در منى ممكن نباشد و تأخير انداختن آن ولو تا آخر ماه ذىحجة موجب عسر و حرج نوعى باشد، در اين صورت ذبح در خارج از منى اشكال ندارد.
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: در صورت تمكّن از ذبح در ايّام تشريق لازم است ذبح را تأخير نمايد بلكه لزوم تأخير تا آخر ذيحجه بعيد نيست ولى حلق را روز عيد انجام دهد و با اين عمل از احرام مخيط خارج مىشود و باقى اعمال را به ترتيب بجا آورد. و اگر بكلّى ذبح در منى ممكن نبود ذبح در وادى محسر كافى است.
آية اللَّه سيستانى: در صورت زياد بودن حجاج و گنجايش نداشتن منى براى همه آنها در وقت اراده ذبح، بعيد نيست كشتن در وادى محسَّر نيز جايز باشد، اگرچه احوط ترك آن است مگر آنكه بداند كه نمىتواند در منى تا روز سيزدهم قربانى كند. و نيز اگر ذبح در منى و وادى محسر قرار روز سيزدهم ذى حجه ممكن يا ميسور نبود در هر كجاى حرم كه باشد ذبح نمايد.
آية اللَّه مكارم: بدون شك تمام مذابح فعلى خارج از منى است و بنابراين مىتواند در آنجا ذبح كند يا در وطن خود.
»1) - نظر آيات عظام در 398 گذشت.
2) - آية اللَّه فاضل: توسط فقير يا وكيل او.
3) - آيات عظام خويى، تبريزى، بهجت: جايز است قبل از قبض، از فقيرى در وطنش وكالت بگيرد كه در يك سوّم قربانى طبق خواسته او تصرف كند.
4) - آية اللَّه خامنهاى: لزوم تأخير تا آخر ذىالحجه براى قربانى در منى را متعرض نشدهاند.
5) - آية اللَّه فاضل: مىتوانند در روز عيد در مذبح فعلى ولو خارج از منى باشد قربانى كنند و بقيه اعمال راانجام دهند.
(م 1078)
410- كسى كه اجير در حج است مىتواند براى قربانى، شخص ثالثى را وكيل كند و وكيل مزبور نيت قربانى حجى كه موكلش از طرف موكل خود «(1)» انجام مىدهد را مىنمايد. «(2)
آية اللَّه سيستانى: وكيل بايد نيت كند آن قربانى كه بر موكلش واجب است.
آية اللَّه مكارم: نيت قربانى را نايب اصلى مىكند.
»(م 1079)
411- اگر جمعى از حجاج پول روى هم بگذارند و كسى با پول مشترك براى همه آنان تعدادى گوسفند بخرد و در وقت ذبح هر گوسفند را براى يك نفر «(1)» قصد كند و قربانى نمايد، چنانچهصاحبان پول راضى باشند مانع ندارد «(2)» هر چند بين گوسفندان تفاوت قيمت باشد و همه به يك اندازه پول داده باشند.
(س 1082)
412- ذبح بدون گرفتن وكالت از طرف ديگرى كافى نيست «(3)
آية اللَّه خامنهاى: اين ذبح محل اشكال است و احتياط واجب اكتفا نكردن به ذبح نايب است بدون اذن قبلى از منوبعنه.
آية اللَّه زنجانى: اذن كافى است و وكالت لازم نيست.
آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: اگر صاحبان پول اجازه داده باشند مانعى ندارد ولى رضايت قلبى كافى نيست.
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: اگر صاحبان پول راضى باشند و ذابح وكالت در افراز داشته باشد اشكال ندارد.
» هر چند مطمئن باشد كه وقتى بفهمد راضى و خوشحال مىشود.(س 1088)
413- ذبح بايد با آهن باشد «(4)» و اگر شك داشته باشد كه چاقو از آهن است يا فلز ديگرصحيح نيست. «(5)
آية اللَّه خامنهاى: وسيله ذبح بايد آهن باشد و استيل فولاد همراه با مواد ضد زنگ در حقيقت همان آهن است و ذبح با آن مانع ندارد.
آية اللَّه فاضل: ذبح با كارد استيل مانعى ندارد.
آية اللَّه خويى: ذبح به آن مانعى ندارد.
آية اللَّه تبريزى: مانعى ندارد، بلى اگر در محلّ ذبح آهن باشد احتياط مستحب آن است كه با آن ذبح كند.
آية اللَّه بهجت: اگر در تيزى و حدّت مثل آهن باشد تا انتهاى ذبح، بعيد نيست حكم آهن را داشته باشد به الغاء خصوصيت.
آية اللَّه صافى: اگر محرز نباشد كه استيل آهن است صحيح نيست.
آية اللَّه سيستانى: خالى از اشكال نيست.
آية اللَّه نورى: ذبح با كاردهاى استيل كه در برندگى مثل آهن است نيز جايز است.
»(س 1094)
1) - آية اللَّه زنجانى: براى يك نفر مشخص.
2) - آية اللَّه فاضل: لكن بهتراست كه وكالت بگيرد در مقابل وجه مورد توافق يك گوسفند به نيابت از او قربانى كند و مجاز باشد كه براى ذبح نايب هم بگيرد.
3) - آية اللَّه بهجت: چنانچه احراز رضايت كرد و شاهد حال هم دالّ بر رضايت بود به طوريكه اگر او بفهمد راضى است كفايت مىكند.
4) - آية اللَّه زنجانى: ذبح با كاردى كه در تيزى از چاقوى آهنى كمتر نيست مجزى است.
5) - آية اللَّه مكارم: با هر فلز برندهاى صحيح است.
414- محرم مىتواند قبل از ذبح گوسفند خود براى ديگرى ذبح نمايد. «(1)»
(س 1098)
415- اگر قربانى را از پول غير مخمس تهيه كند كفايت نمىكند. «(2)
آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: چون متعارف خريد به ثمن كلى است قربانى صحيح است.
آية اللَّه مكارم: كفايت مىكند.
آية اللَّه بهجت: اگر معامله به ذمّه باشد ظاهراً كافى است.
آيةاللَّه سيستانى: چون متعارف خريد به ثمن كلى است قربانى صحيح است ولى ضامن خمس است.
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: اگر به ثمن در ذمّه باشد اشكال ندارد.
آية اللَّه زنجانى: ظاهراً كفايت مىكند ولى خلاف احتياط استحبابى مؤكد است مخصوصاً اگر معامله با شخص پول غير مخمس انجام گرفته باشد.
»(س 1100)
416- اگر كسى را وكيل در قربانى نمود چنانچه وكالت داده كه وكيل خودش قربانى كند وكيل نمىتواند به ديگرى وكالت بدهد.
(س 1105)
417- محرمى كه لباس احرامش بر اثر ذبح نجس شده درصورت امكان بايد لباس خود را تطهير يا تبديل كند «(1)
آية اللَّه سيستانى: بنابر احتياط واجب.
» و اگر نكرد ضررى به احرام يا ذبح ندارد. «(2)آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: بنابر احتياط لباس را تطهير كند.
»(س 1107)
418- بنابر احتياط واجب «(3)» بايد تخمهاى گوسفند قربانى تابيده نشده باشد. «(4)
آية اللَّه خويى: مسأله در مورد كوبيده نبودن و تابيده و ماليده نبودن مبتنى بر احتياط استحبابى است بلى بايد خصى يعنى اخته نباشد.
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: به مسأله شرايط هدى مراجعه شود.
آية اللَّه سيستانى: احتياط مستحب است.
آية اللَّه بهجت: به مسأله 393، شرط هفتم مراجعه شود.
»(س 1111)
419- مستحبات هدى چند چيز است «(5)»:
1- درصورت تمكن، قربانى شتر باشد، و درصورت نبودن آن گاو و درصورت نبودن آن گوسفند باشد.
2- قربانى بسيار فربه باشد.
3- درصورت شتر يا گاو بودن آن از جنس ماده و درصورت گوسفند يا بز بودن آن از جنس نر باشد.
4- شترى كه مىخواهند او را نحر كنند ايستاده و از سر دستها تا زانوى او را ببندند و شخص از جانب راست او بايستد، و كارد يا نيزه يا خنجر به گودال گردن او فرو برد، و در وقت ذبح يا نحر اين دعا را بخواند:
«وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَالْارْضَ حَنِيفاً مُسْلِماً وَما أَ نَا مِنَ الْمُشْرِكينَ انَّصَلاتِي وَنُسُكي وَمَحْيايَ وَمَماتِي للَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ لا شَرِيكَ لَهُ وَبِذلِكَ امِرْتُ وَأنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ، أللَّهُمَّ مِنْكَ وَلَكَ بِسْمِ اللَّهِ وَاللَّهُ أكْبَرُ، أللَّهُمَّ تَقَبَّلْ مِنِّي».
5- اينكه خود، قربانى را بكشد و اگر نتواند دست خود را بالاى دست كشنده بگذارد.
(م 1119)
420- هر مكلفى مختار است كه بعد از ذبح كردن، يا سر بتراشد و يا از ناخن «(1)
آية اللَّه زنجانى: بنابر احتياط مستحب مؤكد براى تقصير كوتاه كردن مو را اختيار كند و همچنين است حكم تقصير بانوان.
» يا موى خود قدرى بچيند مگر چند طايفه:اول- زنها كه بايد از مو يا ناخن «(2)
آية اللَّه سيستانى، آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط واجب كوتاه كردن ناخن به تنهايى كافى نيست.
» خود قدرى بگيرند، و كافى نيست ظاهراً «(3)» براى آنها سر تراشيدن.دوم- كسى كه سال اول حج او باشد، «(4)
1- مردانى كه موهاى خود را با مادهاى مانند صمغ يا شيره چسباندهاند.
2- مردانى كه موهاى خود را پيچيده و بافتهاند.
» كه بايد سر «(5)آية اللَّه نورى: مخيّر بين تراشيدن سر و كوتاه كردن مو يا چيدن ناخن مىباشد.
» بتراشد به احتياط واجب. «(6)آية اللَّه مكارم: چنين كسى نيز مخيّر است و سر تراشيدن متعيّن نيست.
»(م 1120)
1) - آية اللَّه سيستانى: گرفتن ناخن كافى نيست بنابر احتياط واجب و اگر خواست ناخن بگيرد بايد بعد از كوتاه كردن مو باشد.
2) - آية اللَّه فاضل: و سرتراشيدن براى آنها كافى نيست.
3) - آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: سر تراشيدن براى آنها جايز نيست.
4) - آية اللَّه زنجانى: مردى كه براى خودش حجة الاسلام بجا مىآورد بايد سرش را بتراشد، هرچندحج اول او نباشد، و مىتواند با ماشينى كه مانند تيغ از ته مىچيند، سرش را بتراشد و همچنين بر دو دسته ديگر حلق واجب است:
5) - آية اللَّه بهجت: سر تراشيدن در اين مورد دوّم و نيز سوم و چهارم مستحبّ مؤكّد است.
6) - آيات عظام خويى، فاضل، تبريزى: احتياط مستحب اين است كه سر تراشيدن را اختيار كند، هرچند مخير بودنش بين حلق و تقصير خالى از قوت نيست.
421- احتياط آن است كسى كه سر را مىتراشد تمامش را بتراشد. «(1)
آيات عظام خويى، تبريزى، زنجانى: بلكه بايد تمامش را بتراشد.
»(م 1122)
422- در تقصير كفايت مىكند مقدار كمى از موى سر يا ريش يا شارب را چيدن به هر نحو و با هر آلت كه باشد، و يا ناخن گرفتن، «(2)
آيةاللَّه زنجانى، آية اللَّه سيستانى: رجوع شود به مسأله 420
» و بهتر است كه هم مقدارى از مو بگيرد و هم ناخن را بگيرد.(م 1123)
423- جايز است سر را خود انسان بتراشد يا به سلمانى بدهد، و همچنين در تقصير و بايد خودش نيت كند، و بهتر آن است كه سلمانى هم نيت كند. «(3)
آية اللَّه خويى، متعرّض اين مسأله نشدهاند.
آيةاللَّه زنجانى: از آن جاكه عمل سلمانى از باب نيابت نيست وجهى براى نيت كردن او وجود ندارد.
»(م 1125)
424- محل تراشيدن سر و تقصير نمودن منى است، و جايز نيست اختياراً در غير آنجا. «(4)»
(م 1130)
425- احتياط «(5)
آية اللَّه خامنهاى: اين احتياط واجب است.
آية اللَّه سيستانى: احتياط مستحب اين است كه از روز عيد تأخير نشود.
آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: احتياط واجب آن است كه در روز عيد باشد، و اگر روز عيد نكرد تا آخر ذيحجه وقت دارد.
آية اللَّه زنجانى: رعايت اين احتياط مستحب است و اختياراً تأخير حلق و تقصير تا آخر ذى حجه تا زمانى كه بتواند اعمال مكه را در ذى حجه را بجا آورد مانعى ندارد.
» آن است كه در روز عيد باشد اگرچه بعيد نيست جواز1) - آيات عظام گلپايگانى، صافى، فاضل: بايد سر را تماماً بتراشد.
2) - آية اللَّه مكارم: كفايت ناخن گرفتن به تنهايى مشكل است.
3) - آية اللَّه سيستانى: در رابطه با نيّت سلمانى مطلبى در دست نيست.
4) - آية اللَّه زنجانى: بايد موى حاجى در منى ريخته شود بلكه بنابر احتياط، بايد حلق و تقصير نيز در منى انجام شود.
5) - آية اللَّه نورى: اين احتياط ترك نشود.
تأخير تا آخر ايام تشريق. «(1)»
(م 1131)
426- اگر براى اين شخص ممكن نشود برگشتن به منى هرجا كه هست سر بتراشد يا تقصير كند، و موى خود را بفرستد «(2)
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: مستحب است موى خود را بفرستد.
» به منى درصورت امكان، و مستحب است كه مو را در منى دفن كند در محل خيمه خود. «(3)»(م 1133)
427- اگر قربانى بدليلى از روز عيد تأخير افتاد، بنابر احتياط نمىتواند «(4)
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: مىتواند حلق كند و از احرام خارج شود ولى اعمال مكّه بايد بعد از قربانى و حلق انجام شود.
آية اللَّه خوئى، آية اللَّه تبريزى: بنابر احتياط واجب بايد در اين صورت در روز عيد حلق يا تقصير نمايد و از احرام خارج مىشود ولى اعمال مكه را بعد از ذبح انجام دهد.
آية اللَّه نورى: بلكه بايد روز عيد حلق كند و تأخير نيندازد.
آية اللَّه زنجانى: بلكه نبايد حلق كند و رعايت ترتيب بين اعمال روز عيد و بين حلق و تقصير و اعمال مكه لازم است.
» حلق كند و از احرام خارج شود و بعد قربانى كند بلكه ترتيب1) - آية اللَّه سيستانى: آخر وقت آن را ذكر نفرمودهاند.
2) - آية اللَّه مكارم: بنا بر احتياط واجب.
3) - آية اللَّه مكارم: يا غير خيمه خود.
4) - آية اللَّه خامنهاى: تأخير حلق يا تقصير از روز عيد بر كسى كه ذبح را تأخير انداخته واجب نيست بلكهاحتياط واجب آن است كه حلق يا تقصير را در روز عيد انجام دهد ولكن طواف حج قبل از ذبح محل اشكال است.
بين قربانى و حلق و اعمال مترتبه بر آن را بايد مراعات كند على الاحوط. «(1)
آية اللَّه مكارم: و اگر رعايت اين احتياط واجب را نكند عمل او باطل نيست.
آية اللَّه تبريزى: بنابر احتياط، قربانى بايد در روز عيد باشد و چنانچه قربانى در روز عيد ممكن نباشد مىتواند بعداز رمى حلق يا تقصير را در روز عيد انجام دهد و مُحلّ شود و قربانى را تأخير بيندازد.
آية اللَّه صانعى: المستحب در قربانى و حلق.
آية اللَّه سيستانى: اگر قربانى را در منى تهيه كرد جايز است تقصير يا حلق.
»(م 1142)
428- تأخير حلق تا آخر ايام تشريق مانع ندارد هرچند عمدى باشد «(2)» و حلق در شب هم صحيح است و كفايت مىكند. «(3)
آية اللَّه سيستانى: حلق در شب عيد جايز نيست مگر براى خائف و به احتياط مستحب از روز عيد تأخير نشود ولى بعد از عيد در شب هم كافى است.
آية اللَّه مكارم: احتياط در ترك حلق در شب است.
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: حلق در شب خلاف احتياط است و اگر در روز عيد ترك نمود، روز يازدهم بايد حلق كند. معظم له متعرض تأخير عمدى تا آخر ايام تشريق نشدهاند.
آية اللَّه خويى، آية اللَّه بهجت: احتياط واجب اين است كه در روز انجام شود، و آيات عظام متعرض تأخير عمدى تا آخر ايّام تشريق نشدهاند.
آية اللَّه تبريزى: احتياط واجب در عدم تأخير عمدى است. چنانكه گذشت بنا بر احتياط حلق بايد در روز باشد. پس اگر در روز عيد انجام نگرفت بايد در روز بعد انجام گيرد.
آية اللَّه زنجانى: حلق و تقصير در شب عيد جايز نيست مگر براى خائف و زنى كه از حيض شدن مىترسد و انجام آن در شبهاى بعد مانعى ندارد.
»(م 1143)
1) - آية اللَّه نورى: به حسب جمع بين روايات، ترتيب مستحب است ولى چون شهرت بر وجوب قائمشده احوط رعايت ترتيب است در صورت امكان و عند الضرورة خلاف ترتيب مانعى ندارد و در فرض سؤال اگر ذبح را تأخير انداخت، تأخير حلق جايز نيست.
2) - آية اللَّه زنجانى: رجوع شود به مسأله 425 و حاشيه آن.
3) - آية اللَّه خامنهاى: بنابر احتياط واجب حلق يا تقصير بايد در روز عيد باشد و اگر تأخير انداخت انجام آن در شب يازدهم يا بعد از آن كافى است.
429- كسانى كه سال اول حج آنها است و وظيفه آنها سر تراشيدن «(1)» مىباشد بنابر احتياط، جايز نيست «(2)» بواسطه زيادى مو، اول سر را ماشين كنند و بعد آن را بتراشند هرچند فوراً بتراشند و درصورت علم و عمد كفاره دارد. «(3)
آيةاللَّه سيستانى: اگر با ماشين ته زن بتراشند كافى است گرچه احتياط مستحب تراشيدن با تيغ است.
آية اللَّه مكارم: كوتاه كردن كافى است.
»(م 1145)
430- كسى كه بخواهد ديگرى را حلق نمايد نمىتواند قبل از اينكه خودش حلق يا تقصير كند سر او را بتراشد «(4)» ولى مىتواند ناخن ديگرى را براى تقصير بگيرد، و ازاله موى ديگرى نيز قبل از خارج شدن از احرام جايز نيست ولو براى تقصير. «(5)
آية اللَّه سيستانى: و مجزى نيز نمىباشد.
»(م 1146)
431- گفته مىشود كه مسلخ جديد در منى نيست اگر پس از قربانى همانجا حلق يا تقصير كنند چنانچه منى نبوده يا محرز نيست منى بودن آن
1) - آيةاللَّه نورى: مخيّر بين تراشيدن سر و كوتاه كردن مو و يا چيدن ناخن كه در مسأله 420 ذكرشد مىباشد.
2) - آية اللَّه زنجانى: بلكه بنابر اقوى جايز نيست.
3) - به مسأله 419 مراجعه شود.
4) - آية اللَّه زنجانى: هرچند اگر حلق يا تقصير كند صحيح است مخصوصاً اگر حرمت آن را ندارند.
5) - آيةاللَّه بهجت: و بعيد نيست تقصير واقع و موجب احلال شود هر چند با فعلى كه بر غير حرام است انجام گيرد.
بايد حلق و تقصير اعاده شود. «(1)
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: اگر جهلًا يا نسياناً در غير منى حلق يا تقصير كرده صحّت آن بعيد نيست اگر چه احوط و اولى حلق و تقصير در منى و اعاده اعمال مترتبه است.
آية اللَّه زنجانى: بنابر احتياط بايد حلق و تقصير در منى انجام گيرد و چنانچه پس از كوچ كردن از منى متوجه شده كه خارج منى حلق و تقصير كرده مىتواند هر جا كه هست حلق يا تقصير كند و لازم نيست براى حلق و تقصير به منى برگردد ولى بايد موى خود را به منى بفرستد.
آية اللَّه مكارم: اين حكم در صورتى است كه عمداً باشد ولى در صورت جهل يا نسيان عمل او صحيح است، اما چنانچه مى تواند به منى برگردد و سر خود را بتراشد يا كوتاه كند.
»(س 1149)
432- اگر در مواردى كه حاجى بايد حلق كند بجاى حلق تقصير نمايد چنانچه جاهل به مسأله بوده كفاره ندارد و در فرض علم احوط است «(2)» و در فرض مسأله بنابر احتياط بايد حلق را انجام دهد و چنانچه اعمال مكّه را بجا آورده اعاده نمايد. «(3)
آية اللَّه فاضل: به حاشيه مسأله 420 مراجعه شود.
آية اللَّه مكارم: چنانچه گذشت حلق واجب نيست.
آية اللَّه تبريزى: به مسأله مناسك محشّى مراجه شود.
آية اللَّه سيستانى: در فرض جهل اعاده واجب نيست گرچه احوط است.
»(م 1152)
433- كسى كه در سال دوم حجّ است «(4)» مىتواند تقصير كند هر چند حجّ او نيابى از كسى باشد كه هنوز به حج نرفته است.
(م 1153)
1) - آية اللَّه فاضل: مگر اينكه از روى جهل قصور و يا غفلت و نسيان در غير منى حلق كرده باشد، هر چند كه در صورت امكان و عدم عسر و حرج بهتر است به منى برگردد و تقصير كند و اعمال مترتّبه را اعاده كند.
2) - آية اللَّه زنجانى: در فرض علم بايد كفاره بدهد و در هر حال بايد حلق كرده اعمال مكه را بجا آورد.
3) - آية اللَّه بهجت: به ذيل مسأله 420 مراجعه شود.
4) - آية اللَّه زنجانى: مردى كه حجى غير از حجة الاسلام خود را بجا مىآورد بين حلق و تقصير مخيراست هرچند حجة الاسلام نيابى باشد يا اولين سال حج خودش باشد.
434- اگر مقدارى از سر خود را با تيغ بتراشد و قبل از اينكه حلق تمام شود بقيه را كوتاه كند و سپس بتراشد اين كار جايز نيست «(1)» و اگر تمام سر را تراشيده از حلق كافى است. «(2)
آية اللَّه سيستانى، آية اللَّه زنجانى: اگر با ماشين ته زن بزند كفايت از حلق مىكند.
آية اللَّه مكارم: كوتاه كردن كافى است.
آية اللَّه بهجت: اگر صروره است در فرض مذكور بايد تقصير كند.
آية اللَّه خويى: ماشين كردن تقصير حساب مىشود و مجزى است.
»(م 1155)
435- كسى كه قبلًا حجّ بجا آورده است صروره نيست «(3)» و مىتواند تقصير نمايد هر چند زمانى كه حجّ اول را بجا آورده بالغ نبوده باشد. «(4)»
(م 1159)
436- در حلق چند چيز مستحب است:
1- آنكه از جانب راست پيش سر ابتدا كند و اين دعا را بخواند:
«أللَّهُمَّ أعْطِني بِكُلِّ شَعْرَةٍ نُوراً يَوْمَ الْقِيامَةِ».
2- آنكه موى سر خود را در منى در خيمه خود دفن نمايد و اولى اين است كه بعد از حلق از اطراف ريش و شارب خود گرفته و همچنين ناخنها را بگيرد. «(5)»
(م 1171)
1) - آية اللَّه فاضل: بلى مىتواند به قصد تقصير مقدارى از موى سر خود را بچيند، و در اين فرض لازمنيست بقيه سر را حلق كند.
2) - مراجعه شود به مسأله 420
3) - آية اللَّه زنجانى: صروره كسى است كه براى خودش حجة الاسلام بجا مىآورد هر چند سال اولحج او نباشد و بر مرد صروره حلق واجب است.
4) - آية اللَّه مكارم: حلق براى صروره واجب نيست.
5) - آية اللَّه بهجت: و مستحب است در وقت سر تراشيدن رو به قبله كند ... و احوط آنستكه از اطراف سروريش و شارب مو بگيرد و ناخنهارا بگيرد.
واجب است بعد از تمام شدن اعمال منى كه سه چيز بود مراجعت به مكه، براى اعمالى كه در آنجا واجب است.
(ص 441)
437- جايز است بلكه مستحب است روز عيد كه از اعمال منى فارغ شد بيايد به مكه براى بقيه اعمال حج، و جايز است «(1)» تأخير بيندازد تا «(2)» روز يازدهم وبعيد نيست كه جايز باشد تأخير تا آخر ذى الحجه به اين معنى كه روز آخر ذىالحجه هم اگر آمد واعمال را بجا آورد مانع ندارد. «(3)»
(م 1172)
438- اعمالى كه در مكه واجب است بجا بياورد:
اول- طواف حج است كه آن را طواف زيارت مىگويند.
دوم- نماز طواف است.
سوم- سعى بينصفا و مروه است.
چهارم- طواف نساء است.
پنجم- نماز طواف نساء است.
(م 1173)
439- كيفيت طواف حج و نماز آن و سعى و طواف نساء و نماز آن به همان نحو است كه در طواف عمره و نماز آن و سعى گذشت بدون هيچ تفاوت مگر در نيت كه اينجا بايد به نيت طواف حج و سعى آن و طواف
1) - آية اللَّه سيستانى: و بنابر احتياط مستحب از روز يازدهم تأخير نيفتد.
2) - آية اللَّه بهجت: در جواز تأخير از روز يازدهم خلاف است احوط عدم تأخير است اگرچه جواز تأخير تا بعد از ايّام تشريق بلكه تا تمام ذى حجّه بعيد نيست، و محلّ خلاف جواز تكليفى است نه وضعى.
3) - آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: اگر چه احوط آنست كه تأخير نياندازد.
نساء بجا آورد.
440- جايز نيست «(1)» طواف حج و نماز و سعى و طواف نساء و نماز آن را قبل از رفتن به عرفات و بجا آوردن اعمال عرفات و مشعر و اعمال سهگانه منى بجا آورد در حال اختيار. «(2)»
(م 1175)
441- چند طايفهاند كه براى آنها جايز است «(3)» طواف حج و نماز و سعى و طواف «(4)
آية اللَّه خويى: تقديم طواف حج و نماز و سعى بر وقوفين در حج تمتع جايز نيست مگر براى پيرمردان يا زنى كه بيم حيض شدن دارد، كه اين دو مىتوانند طواف حج و نمازش را قبل از وقوفين به جا آورده و سعى را در وقت خودش بنمايند. و احوط اين است كه سعى را نيز مقدم داشته و در وقتش هم اعاده نمايند. و اولى و بهتر نيز در صورت امكان، اعاده طواف و نماز است در ايام تشريق يا بعد از آن تا آخر ماه ذىالحجه كسى كه از رفتن به مكه بر جان خود مىترسد مىتواند طواف حج و نماز و سعى را بر وقوفين مقدم بدارد بلكه مقدم داشتن طواف نساء نيز عيبى ندارد و بعد از اعمال منى هر جا دلش بخواهد برود.
آية اللَّه تبريزى: كسى كه از رفتن به مكّه يا از مباشرت به اعمال بعد از رجوع از منى بر جان خود مىترسد او فقط مىتواند طواف نساء و نمازش را نيز مقدّم بدارد و بقيه طوائف معذورين طواف حج و نماز آن را مقدّم مىكنند و بنا بر احتياط مستحبّ سعى را هم مقدّم كنند و بعد در وقت خودش اعاده كنند و چنانچه سعى را مقدّم كردند احتياط واجب آن است كه در وقتش اعاده كنند.
آية اللَّه گلپايگانى: احوط براى اين چند طائفه تقديم طواف نساء و نماز آن است رجاءاً. سپس اعاده بعد از مناسك منى در صورت تمكّن و الّا بايد نائب بگيرد.
» نساء و نماز آن را بعد از آنكه محرم به احرام حج شدند1) - آية اللَّه سيستانى: بنابر احتياط جايز نيست و در صورتى كه از روى ندانستن حكم شرعى مقدمبدارد اكتفا به آنها مورد اشكال است اگر چه خالى از وجه نمىباشد.
2) - آية اللَّه بهجت، آية اللَّه زنجانى: و چنانچه با علم و عمد پيش از حلق يا تقصير طواف نمود، واجب است طواف را بعد از حلق يا تقصير اعاده نموده و يك گوسفند كفاره بدهد چنانچه گذشت.
3) - آية اللَّه بهجت: اظهر جواز تقديم براى صاحب عذر است و احوط آنستكه تقديم كند و بعد از آن اگرممكن شود اعاده آن در ايّام تشريق كند والّا در باقى ماه ذى حجّه اعاده نمايد و اگر ممكن نشد استنابه نمايد على الاحوط، و اگر مىداند مورد چهارم كه در تمام ماه ممكن نمىشود پس بى اشكال تقديم واجب است و احوط جمع بين تقديم و استنابه است.
4) - آية اللَّه بهجت:... طواف نساء و نماز آن على المشهور الأظهر....
قبل از رفتن به عرفات بجا آورند، «(1)
آية اللَّه زنجانى: بر كسانى كه خوف آن دارند كه به دليلى نتوانند به مكه مراجعت كنند واجب است تمام اعمال مكه- طواف حج، سعى، طواف نساء و نمازهاى طواف- را بر وقوفين مقدم كنند و عمل آنها مجزى است هرچند كشف خلاف شود، اما ساير طوايفى كه ذكر مىشوند نمىتوانند طواف نساء و نمازش را مقدم بدارند و آنها عبارتند از: 1- كسانى كه به جهتى مانند حيض يا پيرى زياد يا بيمارى نمىتوانند يا مىترسند كه نتوانند اعمال مكه را بعد از برگشتن از منى انجام دهند، بر اينها واجب است طواف حج و نماز آن و سعى- بدون طواف نساء- را بر وقوفين مقدم بدارند و مجزى است. 2- كسانى كه انجام طواف و سعى در زمان خودش بر آنها حرجى باشد مانند گروهى از كهنسالان و بيماران، بر اين گروه جايز است طواف حج و نماز آن و سعى را بر وقوفين مقدم بدارند و مجزى است. 3- كسانى كه خوف آن دارند كه اعمال مكه در زمان خودش براى آنها ايجاد حرج كند اين گروه مىتوانند طواف حج و نماز آن و سعى را به نيت رجاء مقدم كنند كه اگر بعداً معلوم شد واقعاً حرجى بوده است مىتواند به آن اكتفا كند و اين سه طايفه كسانى هستند كه مطمئن هستند كه مىتوانند به مكه مراجعت كنند.
» و عمل آنها مجزى است:اول- زنهايى كه ترس آن دارند كه در برگشتن حائض يا نفساء شوند و پاك نشوند و نتوانند بمانند تا پاك شوند.
دوم- پيرمردها يا پير زنهايى كه عاجز باشند از طواف در موقع مراجعت براى زيادى جمعيت «(2)» يا عاجز از برگشتن به مكه باشند. «(3)
آية اللَّه سيستانى: مناط عسر است نه عجز.
»سوم- اشخاص مريضى كه بترسند در وقت ازدحام طواف كنند يا عاجز باشند از آن. «(1)
آية اللَّه فاضل: و نتوانند تا رفع ازدحام در مكّه بمانند.
» چهارم- كسانى كه مىدانند «(2)» تا آخر ماه ذى الحجه به جهتى براى آنها ممكن نمىشود طواف و سعى. «(3)»(م 1176)
442- سه طايفه اول اعمالى را كه جلو انداختند كافى است اگرچه بعد خلاف آن ظاهر شود مثلًا زن حائض نشود، و مريض خوب شود، و ازدحام چندان نباشد كه موجب مزاحمت شود، پس بر اينها لازم نيست اعاده اعمال گرچه احوط «(4)
آية اللَّه بهجت: به ذيل مسأله قبل مراجعه شود.
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: احتياط آنست كه بعد از برگشتن از منى اگر ممكن شود در ايّام تشريق و گرنه تا آخر ذيحجّه طواف و سعى را دوباره بجاآورند.
» است.(م 1177)
443- شخص محرم كه بواسطه احرام حج چيزهايى بر او حرام شد كه در سابق بتفصيل ذكر شد در سه موقع و بعد از سه عمل بتدريج آنها بر او حلال مىشود «(5)»:
اول- بعد از تقصير كردن يا سر تراشيدن در منى كه به آن همه چيز
1) - آية اللَّه سيستانى: مريض يا معلول و هر كسى كه بازگشت به مكه براى او مشكل باشد يا طواف مشكل باشد در اثر ازدحام و مانند آن.
2) - آية اللَّه سيستانى: كسانى كه مىترسند براى آنها بازگشت به مكه ميسر نشود.
3) - آية اللَّه خويى، متعرّض اين فرع نشدهاند.
4) - آية اللَّه مكارم: احتياط به اعاده در صورت امكان ترك نشود.
5) - آية اللَّه زنجانى: در چهار مرحله حلال مىشود: مرحله اول بعد از ذبح است كه انجام حلق يا تقصير كهاز مناسكحج است حلالمىگردد واگر حلقمستلزم بيرون آوردن خون باشد آن هم حلال مىشود.
حلال مىشود مگر بوى خوش و زن. «(1)
آية اللَّه زنجانى: يعنى استمتاعات از زن.
آية اللَّه مكارم: احتياط در ترك صيد است هرچند در خارج حرم باشد.
» دوم- بعد از بجا آوردن طواف زيارت و نماز آن و سعى بينصفا و مروه به تفصيلى كه گذشت، حلال مىشود بر او بوى خوش، «(2)» ولى زن بر او حرام است. «(3)» سوم- بعد از بجا آوردن طواف نساء و نماز آن كه در كيفيّت مثل طواف و نماز عمره است كه گذشت، حلال مىشود بر او زن نيز، پس بعد از اين سه عمل همه چيز كه به احرام حرام شده بود حلال مىشود، و اماصيد كردن «(4)آية اللَّه بهجت: امّا كندن گياه و درخت حرم و شكار در حرم گفته شد كه حرمتش اختصاص به محرم ندارد و شامل غير محرم نيز است، ولى حليّت صيد احرامى به مجرّد تماميّت مناسك منى بى وجه نيست.
» در حرم حرام است براى همه كس چه محرم و چه محلّ. «(5)»(م 1179)
1) - آية اللَّه سيستانى: همه استمتاعات جنسى بر حرمت خود باقى است ولى عقد كردن چه براى خود چه براى ديگران و همچنين شهادت بر عقد پس از حلق يا تقصير جايز است.
2) - آية اللَّه بهجت: و اين احوط است امّا اقوى بودن آن در قبال قول به حليّت بعد از نماز طواف و قبل ازسعى محتاج به تأمل است.
3) - آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: صيد و زن بر او حرام است و احوط در حج تمتّع آنست كه پيش از طواف نساء و نماز آن از بوى خوش نيز اجتناب نمايد.
4) - آيات عظام خويى، سيستانى، تبريزى: فقط چيزى كه از حرامها باقى مىماند شكار است كه تاظهر روز سيزدهم حرام است بنابر احتياط واجب.
5) - آية اللَّه زنجانى، آيةاللَّه فاضل: و همچنين ساير محرمات حرم مانند كندن گياه آن بر حرمت خود باقى است.
444- كسانى كه بواسطه عذر مثل پيرى و خوف حيض، طواف زيارت و طواف نساء «(1)» را مقدّم داشتند، بوى خوش و زن بر آنها حلال نمىشود، وتماممحرمات بعداز تقصير يا حلق حلال خواهد شد.
(م 1180)
445- طواف نساء اختصاص به مرد ندارد بلكه بر زن و خنثى و خصىّ و بچه مميز نيز لازم است كه اگر طواف نساء نكنند زن به همان تفصيل كه سابق گفته شد بر آنها حلال نمىشود، و نيز اگر زن آن را ترك كند مرد بر او حلال نمىشود، بلكه طفل غير مميز اگر ولىّ، او را محرم كرد بايد او را به احتياط واجب «(2)
آية اللَّه خامنهاى، نظر ايشان نسبت به اين فرع يافت نشد.
» طواف نساء بدهد «(3)» تا بعد از بالغ شدن، زن يا مرد بر او حلال شود. «(4)آيةاللَّه فاضل: مجنون ومغمىعليه رانيز اگرمحرم كردهاند طوافنساءبدهند تادرصورتافاقهزن يا مرد بر آنها حلال شود.
آية اللَّه خويى: حكم صبى مميز مانند حكم مرد است. ولى راجع به صبى غير مميز كه او را به حج مىبرند فتواى ايشان در دست نيست.
آية اللَّه تبريزى: بعد از طواف حج و نماز و سعى، ظاهراً عقد حلال مىشود، ولكن بنابر احتياط استمتاعات جايز نمىشود، گرچه اظهر اختصاص حرمت به جماع است.
آية اللَّه گلپايگانى: متعرض خصىّ و خنثى نشدهاند وليكن در مورد مجنونى كه وليّش او را محرم كرده طواف نساء را لازم مىدانند.
»(م 1181)
1) - آية اللَّه زنجانى: در مسأله 441 گذشت كه تقديم طواف نساء مخصوص كسانى است كه مىترسندبراى آنها مشكلى پيش آيد كه نتوانند به مكه باز گردند.
2) - آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: واجب است ....
3) - آية اللَّه زنجانى: بر ولى يا كسى كه به اذن او صبى را احجاج كرده است واجب است او را طواف نساء بدهد و ثمره آن اين است كه بعد از بلوغ همسر بر او حلال مىشود.
4) - آية اللَّه سيستانى: همانگونه كه گذشت با حلق يا تقصير عقد حلال مىشود و اما حليّت استمتاع در صبىّ مميّز متوقّف است بر اتمام اعمال و در مورد غير مميّز نظر ايشان در دست نيست.
446- طواف نساء و نماز آن اگرچه واجب است و بدون آن زن حلال نمىشود، لكن ركن نيست و ترك عمدى آن موجب باطل شدن حج نمىشود، بلكه واجب است بر كسى كه حج كرده آن را بجا آورد، «(1)» و اگر بجا نياورد زن بر او حلال نمىشود، بلكه آنچه از زن بر او حرام شده بود مثل عقد كردن و خطبه كردن و شاهد شدن نيز بر او حلال نمىشود بنابر احتياط واجب. «(2)
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: و به احتياط واجب اداء شهادت هم ننمايد.
آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: و ظاهر اين است كه بتواند بعد از طواف و سعى عقد نمايد ولى لذت بردن از زن برايش جايز نيست بنابر احتياط، اگرچه اظهر جواز غير از جماع است.
آية اللَّه سيستانى: پس از تراشيدن و يا كوتاه كردن مو، بنابر اقوى جايز است زن عقد كند، و شاهد عقد باشد.
آية اللَّه زنجانى: رعايت اين احتياط مستحب است.
»(م 1182)
447- نايب هم اگر خوف حيض يا مرض داشته باشد مىتواند «(3)» اعمال حج را بر وقوفين و اعمال منى مقدم بدارد. «(4)»
(س 1191)
448- تقديم اعمال مكّه براى ذوى الاعذار جايز است ولى واجب نيست. «(5)
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: مگر براى كسى كه يقين دارد بعد از برگشتن از منى و تا آخر ذيحجّه امكان انجام آن را ندارد كه در اين صورت تقديم، واجب است.
آية اللَّه خويى: كسى كه خوف اين را دارد كه نتواند طواف صحيح تام بعد از وقوفين انجام دهد لازم است طواف را قبل از وقوف انجام دهد بلى ظاهر مناسك راجع به زنى كه صرفاً مىترسد حائض بشود ولى اطمينان به آن ندارد جواز تقديم و عدم لزوم آن است.
آية اللَّه زنجانى: به حاشيه مسأله 441 مراجعه شود.
»(س 1193)
1) - آية اللَّه بهجت: با مباشرت خودش با امكان، و با استنابه با عدم امكان مباشرت على الاحوط.
2) - آية اللَّه بهجت: تا آنرا بجا نياورد زن بر او حلال نمىشود حتّى عقد كردن و شهادت دادن بر آن على الاحوط.
3) - آية اللَّه خويى، فتواى ايشان در اين مورد در دست نيست بلى حكم نايب معذور به عذر طارى قبلًادر بحث نيابت گذشت.
4) - آية اللَّه زنجانى: اگر هنگام محرم شدن گمان به عدم عذر داشته باشد حج و نيابتش صحيح است هر چند بعداً برايش عذرى پيش آمده و اعمال مكه را مقدم بدارد.
5) - آية اللَّه تبريزى: مگر اينكه بدانند يا اطمينان داشته باشند چنانچه اعمال مكه را بر وقوفين مقدم نكنند، بعد امكان انجام آن را ندارند، كه در اين صورت واجب است طواف و نماز آن را مقدم كنند، و بنابر احتياط مستحب سعى را نيز مقدم و بعد اعاده كنند.
449- تشخيص عذر براى كسانى كه اعمال حجّ را مقدّم مىدارند بر عهده خود مكلّف است. «(1)»
(س 1195)
450- كسى كه از منى برگشته و هنوز اعمال واجب مكّه را انجام نداده «(2)» احتياطاً طواف مستحبى بجا نياورد. «(3)»
(س 1201)
451- اگر شخص، چندين عمره مفرده بجاى آورده باشد و در هيچكدام طواف نساء نكرده باشد يك طواف نساء براى تمام آنها كفايت مىكند. «(4)
آية اللَّه تبريزى: هر احرام، طواف نساء مستقل لازم دارد ولى احتياط اين است تا طواف عمره مفرده را انجام نداده محرم به احرام جديد نشود.
آية اللَّه بهجت: احتياط در تعدد است.
آية اللَّه سيستانى: هر احرام، طواف نساء مستقل لازم دارد بنابر احتياط واجب.
آية اللَّه خامنهاى: علىالظاهر واجب است براى هر عمره مفرده جداگانه طواف نساء بجا آورد اگرچه تحلّل با طواف نساء واحد بعيد نيست.
آية اللَّه فاضل: بنابر احتياط براى هر كدام يك طواف نساء انجام دهند.
»(م 1203)
1) - آية اللَّه زنجانى: يعنى مكلف بايد ببيند كه معمول مردم حالت وى را عذر مىدانند يا خير، و علم وسواس و علم كسى كه بر خلاف متعارف كمترين دشوارى را عذر مىداند ملاك نيست و بايد به متعارف رجوع گردد.
2) - آية اللَّه زنجانى: جايز نيست طواف مستحبى بجا آورد.
3) - آية آللَّه فاضل، آية اللَّه سيستانى: مىتواند، ولى متمتع پس از احرام حج و قبل از خروج به عرفات به احتياط واجب نبايد طواف مستحبى كند هرچند طواف حج را مقدم داشته باشد.
4) - آيات عظام خويى، صافى، زنجانى: هر احرام، طواف نساء مستقل لازم دارد.
452- پيش از بجا آوردن طواف نساء و بعد از انجام حلق و اعمال بعدى، تمام انواع تلذّذ و تمتع از زن حرام است «(1)
مراجعه شود به مسأله 444 و 445
» و اختصاص به جماع ندارد.(س 1205)
453- تأخير طوافنساء ازسعىولوتاچند روز مانع ندارد. «(2)»
(س 1206)
454- ترك طواف نساء حج را باطل نمىكند و كفّاره ندارد ولى حرمت نساء بدون آن باقى است و ارتكاب آن كفاره دارد. «(3)»
(س 1212)
455- اگر نائب طواف نساء را بجانياورد علاوه بر اينكه زن بر او حرام است ذمهاش هم مشغول است ولى خودش بايد در حياتش انجام دهد و اگر نمىتواند نايب بگيرد. «(4)
آية اللَّه خويى، آية اللَّه فاضل: در صورت عدم تدارك در زمان زنده بودنش بنابر احتياط بايد قضاى آن از تركه او بجا آورده شود.
آية اللَّه زنجانى: و اگر در زمان حياتش تدارك نكرد واجب است وصيت كند و در هر صورت- خواه وصيت كند يا نكند- ولى او بايد براى انجام طواف نساء او نايب بگيرد و- در صورت نبودن متبرع- هزينه آن از اصل تركه خارج مىشود مگر وصيت كرده باشد كه از ثلث حساب كنند، و در اين صورت نيز اگر ثلث كفايت نكرد از اصل خارج مىشود.
»(س 1215)
1) - آية اللَّه مكارم: بنا بر احتياط واجب.
2) - آية اللَّه زنجانى: ولى انجام طواف نساء همچون ديگر واجبات حج نبايد از ذى حجه به تأخير بيفتد.
3) - آيات عظام خويى، سيستانى، فاضل، مكارم، بهجت، تبريزى، زنجانى: در صورت فراموشى يا ندانستن مسأله كفاره ندارد.
4) - آية اللَّه بهجت: و چنانچه قبل از تدارك فوت نمايد احتياط اين است كه از تركهاش قضاى آن بجا آورده شود.
«(1)»
456- آنچه كه از مستحبات در طواف عمره و نماز آن و سعى ذكر شداينجا نيزجارى است، ومستحب است شخصى كه به جهت طواف حج مىآيد، در روز عيدقربان بيايد وبر دربمسجدبايستد و اين دعا را بخواند:
«اللَّهُمَّ أَعِنِي عَلى نُسُكِكَ، وَ سَلِمْنِي لَهُ، وَ سَلِمْهُ لِي، أَسْأَ لُكَ مَسْأَ لَةَ الْعَلِيلِ الذَّلِيلِ، الْمُعْتَرِفِ بِذَنْبِهِ، أَنْتَغْفِرَ لِي ذُنُوبِي، وَأَنْ تَرْجِعَنِي بِحاجَتِي، اللَّهُمَّ إِ نِي عَبْدُكَ، وَ الْبَلَدُ بَلَدُكَ، وَ الْبَيْتُ بَيْتُك، جِئْتُأَطْلُبُ رَحْمَتَكَ، وَأَؤُمُّ طاعَتَكَ، مُتَّبِعاً لِأَمْرِك، راضِياً بِقَدَرِكَ، أَسْأَ لُكَ مَسْأَ لَةَ الْمُضْطَرِ إِلَيْكَ، الْمُطِيعِ لِأَمْرِكَ، الْمُشْفِقِ مِنْ عَذابِكَ، الْخائِفِ لِعُقُوبَتِكَ، أَنْ تُبَلِغَنِي عَفْوَكَ، وَ تُجِيرَنِي مِنَ النَّارِ بِرَحْمَتِكَ».
پس بنزد حجر الأسود بيايد و استلام و بوسه نمايد، و اگر بوسيدن ممكن نشد دست به حجر ماليده و دست خود را ببوسد، و اگر آن هم ممكن نشد مقابل حجر ايستاده و تكبير بگويد و بعد آنچه در طواف عمره بجا آورده بود بجا آورد.
(م 1219)
1) - آية اللَّه مكارم: اين اعمال را به قصد رجا و اميد مطلوبيت بجا آورد.
457- واجب است بر حاج كه شب يازدهم ذى الحجه و شب دوازدهم را در منى بيتوته كند، يعنى در آنجا بماند از غروب آفتاب «(1)» تا نصف شب. «(2)
آية اللَّه فاضل: و بعيد نيست كه بتوان به نيمه دوم شب اكتفاء كرد.
آية اللَّه زنجانى: در شب يازدهم حاجى مخير است كه تمام نيمه اول شب يا هنگام طلوع فجر در منى باشد و در شب دوازدهم- و همچنين شب سيزدهم بر كسانى كه بيتوته آن شب بر آنها واجب است- بايد از غروب تا طلوع خورشيد در منى بمانند.
»(م 1220)
458- چند طايفهاند كه واجب نيست در شبهاى يازده و دوازده و سيزدهم در منى بمانند «(3)»:
اول- بيماران و پرستاران آنها، و ديگر كسانى كه ماندن در منى براى
1) - آية اللَّه نورى: از غروب شرعى.
2) - آيات عظام خويى، خامنهاى، مكارم، تبريزى، سيستانى: مىتواند از سر شب تا بعد از نيمه شب و يا از قبل از نيمه شب تا طلوع فجر در آنجا بماند.
3) - آية اللَّه زنجانى: اول: كسانى كه نتوانند بيتوته كنند. دوم: كسانى كه بيتوته بر آنها مشقت شديد داشته باشد. سوم: كسانىكه شرعاً موظفند آنشب را درخارج منىبه سر ببرند مانند طبيب يا پرستارى كه بايد در بيمارستان مكه باشد و مأمورينى كه بايد در خارج منى به تأمين نيازهاى حجاج بپردازند. چهارم: كسانى كه شب يازدهم براى اعمال واجب مكه بيتوته را ترك مىكنند- و اشتغال به عبادات ديگر مجوز ترك بيتوته نيست- پس اگر انجام اعمال مكه و مقدمات آن تمام شب را فرا گيرد بيتوته را ترك مىكنند والا بايد هنگام طلوع فجر در منى حضور يابند مگر كسانى كه بعد از غروب از منى خارج شده وپس ازاعمال مكه به سوى منى بازگشتهاند چنين افرادى پس از اين كه از مكه قديم خارج شدند مىتوانند- ولو اختياراً- در بين راه بخوابند. اين چهار طايفه مىتوانند بيتوته را ترك كنند و كفاره ندارد.
آنها مشقت داشته باشد به هر عذرى كه باشد. «(1)» دوّم- كسانى كه شب را در مكّه بيدار «(2)
آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: كسى كه در مكه تمام شب و يا باقيمانده از شب اگر بعد از دخول در شب از منى خارج شده و مشغول به عبادت بوده بجز حاجت ضرورى مانند خوردن و آشاميدن و تطهير و امثال آنها كار ديگرى نداشته.
آية اللَّه بهجت: به نسك حج از قبيل طواف و سعى على الاحوط والّا رجوع به منى نمايد و مشغول به ساير عبادات نشود مگر در صورت خروج از منى بعد از نصف شب على الاحوط، و از امور ضروريّه مذكوره نوم غالب است.
» باشند و به عبادت مشغول باشند تاصبح و كار ديگر جز آن نكنند مگر كارهاى ضرورى از قبيل خوردن و آشاميدن بقدر احتياج و تجديد وضو. «(3)آية اللَّه سيستانى: طايفه ديگر كسى است كه از مكه به قصد منى خارج شده و از عقبه مدنيين گذشته باشد كه در اينصورت مىتواند در راه پيش از رسيدن به منى بخوابد. ولى اگر منزل او بعد از عقبه مدنيين باشد نمىتواند در منزلش بخوابد.
»(م 1222)
459- مقدار شب كه واجب است در اين سه شب بيتوته كرد از اول شب است تا نصف آن، «(4)
نظر ساير آيات عظام در ذيل مسأله 457 گذشت.
» پس كسى كه از غروب بيتوته كرد در منى تا نيمه1) - آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: و احتياط آنست كه اگر از روى فراموشى يا ندانستن مسأله و عذر ديگر غير بيمارى و پرستار بودن ترك كرد يك گوسفند ذبح نمايد هر چند گناه نكرده.
2) - آية اللَّه سيستانى: كسى كه از منى اول شب يا پيش از آن بيرون رفته و در مكه در تمام مدت نيمهدوم شب تا طلوع فجر بجز اندك زمانى كه براى حوائج ضرورى مانند خوردن و آشاميدن و امثال آن لازم است، مشغول به عبادت شده و اشتغال به آن او را از برگشتن به منى بازداشته است.
3) - آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: اين طايفه را نيز از وجوب بيتوته استثناء كردهاند و آن اين است: كسى كه طواف خانه خدا را نموده و به عبادت خود باقى مانده و سپس از مكه خارج شده و از عقبه مدنيين گذشته باشد، چنين شخصى مىتواند در راه بيتوته كند و به منى نيايد.
4) - آية اللَّه فاضل: و اكتفاء كردن به نيمه دوّم شب هم بعيد به نظر نمىرسد.
شب مانع ندارد بعد از آن بيرون برود، و احتياط مستحب آن است كه پيش از طلوعصبح وارد مكه نشود.
(م 1224)
460- كسى كه در اول شب بىعذر در منى نبود «(1)» احتياط واجب «(2)
آية اللَّه سيستانى: ترك نيمه اول چه با عذر باشد چه بىعذر بيتوته نيمه دوّم را بايد درك كند.
آية اللَّه بهجت: اگر حاجى ساعتى از اوايل شب بيتوته در منى را درك نكند كفاره ندارد و احتياطاً قسمت دوّم را در منى بماند.
» آن است كه قبل از نيمه شب برگردد و تاصبح بماند. «(3)آية اللَّه فاضل: بيتوته شب در منى نسبت به نيمه اوّل يا دوّم شب واجب تخييرى است لذا اگر از روى عذر هم نيمه اوّل شب در منى نباشد بايد نيمه دوّم را در منى بيتوته كند.
»(م 1225)
461- نيمهشب را بايد از اول غروب تا طلوع آفتاب حساب كنند بنابر احتياط «(4)
آية اللَّه سيستانى: نيمه شب در منى از غروب آفتاب تا طلوع فجر حساب مىشود.
آية اللَّه فاضل: نيمهشب در منى از غروب آفتاب تا طلوع فجر حساب مىشود، ولى اگر بخواهد نيمه دوم شب را بيتوته كند، اولى آن است كه آنرا تا طلوع آفتاب حساب كند.
آية اللَّه مكارم: نيمه شب از اول غروب آفتاب تا طلوع صبح حساب مىشود.
آية اللَّه تبريزى: نصف شب در مسأله مبيت در منى، نصف از غروب تا طلوع فجر است، گرچه احتياط براى كسى كه نصف اول شب را بيتوته مىكند آن است كه نصف از غروب تا طلوع آفتاب را در منى بماند.
» واجب، و احتياط آن است كه از مغرب شرعى حساب كنند. «(5)آية اللَّه خويى: معيار در بيتوته از غروب آفتاب تا طلوع فجر است و نيمه شب، مابين غروب آفتاب و طلوع فجر مىباشد.
»(م 1226)
1) - آية اللَّه زنجانى: بايد به منى برگردد و تا طلوع آفتاب در منى بماند بلى در مورد شب يازدهم كافىاست كه طلوع فجر را در منى درك كند.
2) - آية اللَّه فاضل: واجب است.
3) - به مسأله 457 مراجعه شود.
4) - آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: از مغرب تا طلوع فجر حساب كنند.
5) - آية اللَّه بهجت، متعرّض اين مسأله نشدهاند.
462- بيتوته در منى از عبادات است و بايد با نيت خالص براى اطاعت خداوند بجا آورد. «(1)»
(م 1227)
463- كسى كه ترك كند بيتوته به منى را در شبى كه واجب است بماند براى هر شبى يك گوسفند بايد قربانى «(2)
آية اللَّه بهجت: براى شبى كه بيتوته كند براى غير عبادت در مكّه يا در راه قبل از تجاوز از حدود مكه كه آخرش عقبة المدنيين باشد على الاظهر.
آية اللَّه زنجانى: كسى كه بيتوته و صبح كردن در منى را ترك مىكند بايد يك گوسفند قربانى كند هرچند از روى جهل يا نسيان باشد. بلى در چند مورد كفاره ندارد: 1- كسانى كه براى اعمال مكه بيتوته واجب را ترك مىكنند هرچند شب دوازدهم يا سيزدهم باشد. 2- كسانى كه از بيتوته در منى عاجزند. 3- كسانى كه شرعاً موظفند خارج منى باشند. 4- كسانى كه در منى بوده لكن در اين ماندن قصد قربت يا قصد انجام مناسك حج نداشتهاند.
» كند.(م 1229)
464- اگر قسمتى از اول شب كه بايد در منى بيتوته كرد، درك نشود يا زودتر از نصف شب از منى خارج شوند، «(3)
آية اللَّه زنجانى: چنانچه از مواردى باشند كه در حاشيه مسأله 463 گفته شد يا اگر شب يازدهم است طلوع فجر را در منى درك كردهاند، كفاره ندارد.
» احتياط واجب «(4)نظر ساير آيات عظام نسبت به حكم اين مسأله از مسأله 457 بدست مىآيد كه درك نيمه دوّم بيتوته هم كافى است و كفاره ندارد.
آية اللَّه خامنهاى: مگر آنكه نيمه دوم شب را كاملًا در منى باشد.
» آن است كه1) - آية اللَّه سيستانى: بلكه براى تذلّل در پيشگاه خداوند.
2) - آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط واجب.
3) - آية اللَّه فاضل: چنانكه بيتوته در منى را در نيمه دوّم شب هم ترك كند.
4) - آيةاللَّه گلپايگانى، آيةاللَّه صافى: در صورت عذر، كفاره واجب نيست و بدون عذر، احتياط ترك نشود و بقيه شب را تا طلوع فجر در منى بماند، اگرچه بعد از نيمه شب به منى رسيده باشد.
يك گوسفند قربانى كنند «(1)» و فرقى بينصورت عذر و عدم عذر نيست.
(م 1235)
465- اگر حاجىصبح دوازدهم به مكه بيايد واجب نيست «(2)
آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط اگر گرفتار عسر و حرج نمىشود برگردد.
آيةاللَّه گلپايگانى، آيةاللَّه صافى: در صورتى كه عمداً خارج شده، واجب است برگردد و در صورت جهل يا نسيان، چيزى بر او نيست.
آيةاللَّه تبريزى: بايد برگردد براى تحقّق نفر بعدازظهر.
آية اللَّه خويى: اگر مىتواند قبل از ظهر به منى بيايد تا بعد از ظهر برگردد واجب است وگرنه بر او چيزى نيست.
آية اللَّه فاضل: بنابر احتياط واجب بايد براى نفر ....
» براى نَفْر، بعدازظهر به منى برگردد گرچه رفتن او به مكه قبل از ظهر جايز نيست. «(3)آية اللَّه زنجانى: حاجى مىتواند اثاثيه و متعلقات خود را در منى گذاشته قبل از ظهر دوازدهم از منى خارج شود لكن بايد به منى برگردد تا قبل از غروب يا روز بعد كوچ كند و جايز نيست بدون عذر اثاثيه خود را جمع كرده پيش از ظهر از منى كوچ كند هر چند اگر كوچ كرد واجب نيست برگردد.
»(م 1237)
466- در كوچ كردن بعدازظهر روز دوازدهم زنها هم حكم مردان را دارند بنابراين اگر با عذر از رمى در روز، شب دوازدهم رمى كردند نمىتوانند قبل از ظهر از منى كوچ كنند مگر از ماندن تا
1) - آية اللَّه مكارم: كافى است نصف اول يا نصف دوم شب را بماند.
2) - آية اللَّه بهجت: بنابر احتياط برگردد.
3) - آية اللَّه سيستانى: اگر در منى متعلقاتى از قبيل رحل و اثاث بجا گذارد كه مستلزم برگشتن باشد مىتواند پس از رمى و پيش از ظهر از منى بيرون رود و در اين صورت بايد به منى برگردد چه پيش از ظهر و چه بعد از ظهر و قبل از غروب يا روز بعد كوچ كند، و اگر متعلقاتى ندارد بنابر احتياط جايز نيست پيش از ظهر خارج شود گرچه نيت برگشتن داشته باشد و اگر خارج شد به احتياط واجب بايد براى نفر باز گردد چه پيش از ظهر چه بعد از آن.
بعدازظهر معذور باشند.
(م 1238)
467- كسانى كه در زمينهاى متصل به منى كه از منى نيست در شب يازدهم و دوازدهم بيتوته مىكنند بايد كفاره بدهند و براى هر شب يك گوسفند قربانى كنند هرچند اعتقاد پيدا كرده باشند كه آنجا از منى است يا به گفته اشخاص محلى، مطمئن شده باشند. «(1)
آيات عظام خويى، سيستانى، تبريزى، فاضل: در ناسى و جاهل و معذور وجوب كفاره مبنى بر احتياط است.
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: در صورت فراموشى يا ندانستن مسأله كفّاره مبنى بر احتياط است.
آية اللَّه زنجانى: بلى اگر منى گنجايش حجاج را نداشته باشد، مىتوانند در وادى محسر بيتوته كنند و كفاره نيز ندارد.
»(م 1239)
468- اگر بيتوته در غير منى انجام شود بايد قربانى كند و فرقى بين عالم و جاهل نيست. «(2)»
(م 1241)
469- كسانى كه عذر دارند از رمى و ماندن در روز مىتوانند بعد از مبيت واجب از منى كوچ كنند. «(3)
آية اللَّه مكارم: احتياط واجب آن است كه صبر كنند.
»(م 1247)
470- شبهايى كه واجب است «(1)» در منى بيتوته كند بايد در روز آنها رمى جمرات سهگانه كند، يعنى سنگريزه بزند به سه محل كه يكى را جمره اولى و يكى را جمره وُسطى و يكى را جمره عقبه گويند، ولى اگر عمداً همه آن را ترك كند به حج او ضرر نمىرساند «(2)
آية اللَّه تبريزى: با ترك رمى اگرچه عمدى باشد، حج باطل نمىشود، و بنابر احتياط بايد قضاى آنرا در سال آينده خود يا نايبش انجام دهد.
» وصحيح است گرچه درصورت عمد معصيت كار است.(م 1253)
471- عدد سنگريزه كه بايد به جمره بزند براى هريك در هر روزى بايد هفت عدد باشد و كيفيت انداختن و شرايط و واجبات آن به همان نحو است كه سابقا در جمره عقبه گفته شد.
(م 1255)
472- وقت انداختن سنگ از اول طلوع آفتاب تا غروب آفتاب روزى است كه شب آن روز را بيتوته كرده است، و در شب جايز نيست بجا آورد.
(م 1256)
473- اگر كسى عذرى داشته باشد از اينكه روز بجا آورد مثل شبان و مريض و عليل و كسى كه ترس داشته باشد از چيزى مثل تزاحم جمعيت،
جايز است شب آن روز يا شب بعد «(1)
آيات عظام خويى، تبريزى، زنجانى: براى چنين كسانى جايز است رمى را شب آن روز انجام دهند، و اين بر نيابت مقدم است.
آية اللَّه بهجت: صاحب عذر در شب رمى مىكند يعنى شب مقدّم با علم به عدم تمكّن از رمى در روز، و اما شب مؤخّر با علم به تمكّن از رمى قضايى در روز مؤخّر پس احوط تأخير قضاء است تا طلوع آفتاب.
آية اللَّه سيستانى: واجب است رمى جمرات در روز باشد، و از اين حكم چوپانان، و هر كسى كه از ماندن روز در منى معذور است به علت ترس يا مرض يا چيز ديگرى، استثناء مىشود، كه براى آنان جايز است رمى هر روزى را در شب آن روز انجام دهند. و اگر اين را هم نتوانند، جايز است رمى همه روزها را در يك شب جمع كنند. و امّا زنان، ضعفا، مريضها و مثل آنان كه در روز به خاطر كثرت جمعيت يا چيز ديگر نمىتوانند رمى كنند، بايد براى رمى در روز نايب بگيرند.
» انجام دهد.(م 1257)
474- واجب است ترتيب در سنگ انداختن به اينكه اول به جمره اولى و بعد از آن به جمره وُسطى و بعد از آن به جمره عقبه سنگ بيندازد.
(م 1258)
475- اگر بترتيبى كه گفته شد بجا نياورد بايد دوباره آنچه كه برخلاف ترتيب كرده بجا آورد بطورى كه ترتيب حاصل شود، مثلًا اگر اول به جمره وُسطى انداخت و بعد به جمره اولى كفايت مىكند كه جمره وُسطى را دوباره بجا آورد و بعد جمره عقبه را و اعاده جمره اولى لازم نيست.
(م 1259)
476- چنانچه قضاء رمى جمرات سهگانه واجب است قضاء رمى بعض از آنها هم اگر ترك شده باشد واجب است، پس اگر در روز يازدهم جمره اولى را رمى كرد و دوتاى ديگر را نكرد روز بعد بايد آن را كه نكرده
1) - آية اللَّه گلپايگانى: براى آنان جايز است رمى هر روزى را در شب آن روز يا شب بعد انجام دهند، و اگر اين را هم نتوانند، جايز است رمى همه روزها را در يك شب جمع كنند.
اتيان كند و بعد تكليف اين روز را بجا آورد. «(1)
آية اللَّه خويى، متعرّض اين مسأله نشدهاند.
آية اللَّه زنجانى: و بايد بين رمى قضايى و رمى ادايى لااقل به مقدار يك ساعت يعنى 112 آن روز فاصله بيندازد.
»(م 1264)
477- اگر بعد از انداختن شك كند كه كيفيت آنصحيح بوده يا نه «(2)» اعتناء نكند.
(م 1275)
478- اگر در وقتى كه مشغول رمى جمره عقبه است شك كند كه اولى را يا دومى را يا هر دو را رمى كرده ياصحيح انجام داده يا نه «(3)» اعتنا نكند.
(م 1276)
479- اگر در عدد شك كند كه آيا هفت بوده يا كمتر قبل از آنكه داخل شود در رمى جمره بعدى بايد آنچه محتمل است كه كسر شده بياورد تا يقين كند هفت عدد شده «(4)» هرچند منصرف «(5)» از عمل شده باشد و مشغول كارهاى ديگر باشد بنابر احتياط واجب. «(6)
آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: بلكه بنابر اظهر.
آية اللَّه مكارم: اين احتياط واجب نيست.
آية اللَّه سيستانى: اگر شك بعد از انصراف و صدق فراغ باشد عرفاً به آن اعتنا نكند.
»(م 1277)
1) - آية اللَّه سيستانى: حكم آن شبيه مسأله سابق است.
2) - آية اللَّه زنجانى: اگر هنوز از رمى فارغ نشده، دوباره بزند و اگر بعد از آن كه از رمى فارغ گشت يا بعد ازآن كه خود را فارغ شده يافت و محل رمى را ترك نمود، در اين دو صورت چنانچه احتمال بدهد هنگام رمى شرايط آن را احراز كرده است اعتنا به شكش نكند.
3) - آية اللَّه زنجانى: چنانچه احتمال دهد هنگام منصرف شدن از جمره قبلى يا هنگام شروع اينجمره، ترتيب را احراز كرده است، اعتنا به شكش نكند.
4) - آية اللَّه زنجانى: ولى اگر بعد از انصراف شك كرده چنانچه احتمال مىدهد هنگام منصرف شدن ازآن جمره، كامل بودن آن را احراز كرده، اعتنا به شكش نكند.
5) - آية اللَّه بهجت، متعرض صورت انصراف نشدهاند.
6) - به مسأله 384 مراجعه شود.
480- زنها و مراقبين آنها و افراد ضعيفى كه مجازند بعد از نصف شب از مشعرالحرام به منى وارد شوند اگر از رمى در روز معذورند مىتوانند شب رمى كنند بلكه زنها مطلقاً مجازند «(1)
آية اللَّه خويى: بيماران و پيرها و ضعيفها و كسانى كه از دشمن مىترسند هم مىتوانند در شب عيد رمى كنند.
آية اللَّه بهجت: زنان و كسانى كه كوچ از مشعر در شب برايشان جايز است مىتوانند شب عيد رمى جمره نمايند بنا بر اظهر. و نيز به ذيل مسأله 390 مراجعه شود.
آية اللَّه سيستانى: اين حكم اختصاص به رمى روز عيد دارد.
» همان شب رمى نمايند. «(2)»(م 1283)
481- در طبقه دوم «(3)
آية اللَّه بهجت: رمى در هر دو طبقه جايز و مكفى است، ميزان صدق رمى جمره است ولو از طبقه دوّم باشد حتى اختياراً كفايت مىكند.
آية اللَّه خويى، آية اللَّه سيستانى: كفايت نمودن زدن سنگ بر مقدارى كه بر ارتفاع جمره افزوده شده، محل اشكال است واحوط آناست كه مقدار سابق را رمى نمايد. و اگر متمكن نباشد مقدار زيادى را خودش رمى كند و نايب نيز بگيرد براى زدن به مقدار سابق، و فرقى بين عالم و جاهل و ناسى نيست و مقدارى كه در عصر پيامبر و ائمه عليهم السلام بوده است از جهت عرض ظاهراً فرقى با جمره فعلى ندارد و ازجهت طولظاهراً بهمقدار يك قامت انسان يا مقدار كمى بيشتر بالاتراز سكوى فعلىاست.
آيةاللَّه سيستانى راجع به توسعه اخير جمرات فرمودهاند اگر محل قديم شناسايى شود، همانجا را رمى كنند و اگر شناسايى نشود احتياطاً رمى را در محلهايى كه احتمال مىدهد محل قديم بوده تكرار نمايد تا وقتى كه مستلزم حرج نشود و آيةاللَّه تبريزى فرمودهاند اگر محل قديم شناسايى نشود، وسط جمرات فعلى را رمى كنند.
آية اللَّه مكارم: در هنگام ازدحام جمعيت جايز است.
آية اللَّه تبريزى: بنابر احتياط مجزى نيست.
آية اللَّه خامنهاى: اگرچه احتياط مستحب رمى از مكان متعارف در گذشته است.
» جمرات رمى جايز است و لازم نيست در طبقه1) - آياتعظام تبريزى، گلپايگانى، صافى: زنهامىتوانند رمىروزدهم را درشبآنانجام دهند، هرچندمتمكن از رمى در روز دهم باشند، ولى در رمى روز يازدهم و دوازدهم چنانچه از رمى در روز معذور باشند مىتوانند رمى هر روز را در شب آن انجام دهند، و چنانچه معذور نباشند بايد در روز رمى كنند.
2) - آية اللَّه زنجانى: در مورد رمى جمره عقبه به حاشيه مسأله 391 مراجعه شود. اما نسبت به رمى جمرات روز يازدهم و دوازدهم، بانوان و افراد ضعيف در صورتى كه نتوانند در روز رمى كنند يا رمى در روز بر آنها مشقت شديد يا ضرر اساسى داشته باشد مىتوانند رمى هر روز را شب قبل آن انجام دهند و تأخير آن به شب بعد جايز نيست.
3) - آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: رمى در طبقه فوقانى خلاف احتياط است.
اول رمى نمايند.
(م 1284)
482- كسانى كه عذر دارند از اينكه روز عيد رَمْى كنند مىتوانند شب قبل از آن يا شب بعد از آن رمى كنند، و اگر از رمى روز يازدهم نيز معذورند مىتوانند بعد از رمى بجاى روز عيد، در شب يازدهم رمى روز يازدهم را هم انجام دهند. «(1)
آية اللَّه سيستانى: رمى روز عيد در شب بعد كافى نيست مگر براى كسانى كه از ماندن روز در منى معذورند و در مورد رمى شب يازدهم و دوازدهم به حاشيه مسأله 473 مراجعه شود.
آية اللَّه زنجانى: به مسأله 480 مراجعه شود.
»(م 1285)
483- كسانى كه با عذر از رمى در روز مىتوانند شب رمى كنند «(2)» مىتواند همان روز هم نايب بگيرند. «(3)
آية اللَّه فاضل: نمىتوانند نايب بگيرند.
آيات عظام گلپايگانى، تبريزى، صافى: بايد شب رمى نمايد.
آية اللَّه سيستانى: چنانچه گذشت كسى كه معذور از رمى در روز است بايد نايب بگيرد و نمىتواند در شب رمى نمايد، مگر چوپانان و كسانى كه از ماندن روز در منى معذور باشند.
آية اللَّه مكارم: تا در شب بتواند رمى كند نايب گرفتن مشكل است.
آية اللَّه بهجت: اگر مىتوانند در شب رمى كنند استنابه در روز جايز نيست.
»(س 1286)
1) - به مسأله 473 مراجعه شود.
2) - آية اللَّه زنجانى: بايد شب قبل رمى نمايند و چنانچه از رمى در شب قبل هم معذور بودندمىتوانند براى رمى در روز نايب بگيرند.
3) - آية اللَّه خامنهاى: اگر از قبيل عذرهايى است كه مجوز رمى در شب قبل است مانند خوف و شغل و امثال آن موردى براى استنابه نيست ولى اگر از عذرهايى است كه در روز حادث شده است مىتواند نائب بگيرد ولى اگر در شب بعد رفع شد احتياط واجب آن است كه عمل را اعاده كند.
484- اگرصبح روز دهم مثلًا از رمى كردن معذور باشند ولى بعد از ظهر قادر به رمى هستند «(1)» نمىتوانند نائب بگيرند بايدصبر كنند و بعد از ظهر خودشان رمى كنند.
(س 1287)
485- زن با اينكه درك وقوف شب مشعر و رمى در شب دهم براى او جايز است مىتواند نايب باشد.
(س 1293)
486- اگر سنگ ريزه در مشعر موجود است «(2)» ولى معلوم است كه از خارج مشعر آوردهاند و معلوم نيست كه آيا از حرم است «(3)» يا خارج حرم «(4)» نبايد در رمى از آن استفاده شود مگر اينكه طورى باشد كه جزء مشعر محسوب شود.
(س 1300)
487- كسى كه نتوانسته ذبح كند و حلق يا تقصير نيز ننموده است
1) - آية اللَّه بهجت: رمى جمرات بايستى به مباشرت خودِ شخص انجام شود و نايب گرفتن در حالاختيار جايز نيست.
2) - آية اللَّه زنجانى: مىتوانند بردارند و از آن در رمى استفاده كنند هرچند بدانند آنها را از خارج حرمآوردهاند.
3) - آية اللَّه فاضل: اگر جزء مشعر محسوب مىشود مانعى ندارد.
4) - آية اللَّه خويى و آية اللَّه تبريزى: يعنى از خارج حرم.
روز يازدهم مىتواند رمى آن روز را انجام دهد.
(س 1303)
488- زنى كه احتمال بدهد رمى باعث قاعدگى او مىشود «(1)» اگر در اثر آن به مشقت مىافتد عذر محسوب مىشود و ميتواند نائب بگيرد. «(2)
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى، متعرّض اين فرع نشدهاند.
»(س 1304)
489- براى زنها رمى جمره عقبه پس از وقوف به مشعر و آمدن به منى در همان شب عيد قربان مانع ندارد ولى رمى روز يازدهم و دوازدهم درصورتى براى آنان در شبصحيح است كه از رمى روز معذور باشند. «(3)
آية اللَّه مكارم: اين كار اشكال ندارد.
آية اللَّه تبريزى: اگر از رمى در روز يازدهم و دوازدهم خائف بر نفس خود باشند، مىتوانند رمى روز يازدهم را در شب يازدهم، و رمى روز دوازدهم را در شب دوازدهم انجام دهند. و يك شب نمىتوانند براى دو روز رمىكنند.
»(س 1305)
1) - آية اللَّه زنجانى: اگر در اثر آن به مشقت شديد مىافتد عذر محسوب مىشود كه حكم آن در مسأله 484 گذشت.
2) - آية اللَّه تبريزى: قاعدگى مجوّز استنابه براى رمى نيست، بايد خودش انجام دهد، و اگر قبل از وقوف به عرفه مىترسد كه رمى باعث قاعدگى بشود و نتواند طواف كند بايد طواف و نماز آن را مقدّم كند، و بنابر احتياط مستحب سعى را نيز مقدّم كند و در وقت خودش اعاده كند.
3) - نظر آية اللَّه سيستانى در حاشيه مسأله 473 گذشت كه رمى در شب براى كسانى جايز است كه از ماندن در روز معذورند.
«(1)»
490- بدان كه براى حاجى مستحب است كه روز يازدهم و دوازدهم و سيزدهم را در منى بماند، و حتى به جهت طواف مستحب از منى بيرون نرود، و تكبير گفتن در منى بعد از پانزده نماز و در غير منى بعد از ده نماز كه اول آنها نماز ظهر روز عيد است مستحب مىباشد و بعضى آن را واجب دانستهاند و بهتر در كيفيت تكبير آن است كه بگويد:
«اللَّهُ أَكْبَر، اللَّهُ أَكْبَر، لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَر، اللَّهُ أَكْبَرُ وَ لِلَّهِ الْحَمْد، اللَّهُ أَكْبَرُ عَلى ما هَدانَا، اللَّهُ أَكْبَرُ عَلى ما رَزَقَنا مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعامِ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلى ما أَبْلانا»
و مستحب است مادامى كه در منى اقامت دارد نمازهاى واجب و مستحب را در مسجد خيف بجا آورد، و در حديث است كهصد ركعت نماز در مسجد خيف با عبادت هفتاد سال برابر است، و هركس در آنجاصد مرتبه
«سُبْحانَ اللَّهُ»
بگويد ثواب آن برابر ثواب بندهآزاد كردن است، و هركس در آنجاصد مرتبه
«لا إلهَ إلَّااللَّهِ»
بگويد ثواب آن برابر است با ثواب كسى كه احياء نفس كرده باشد و هركس در آنجاصد مرتبه
«ألْحَمْدُ للَّهِ»
بگويد ثواب آن برابر است با ثواب خراج عراقين كه در راه خدا تصدق نمايد.
(م 1309)
1) - آية اللَّه مكارم: مناسب است اين مستحبات و مستحبات آينده بقصد رجاء انجام گيرد.
491- آداب و مستحبات ديگر در مكه معظمه از اين قرار است:
1- زياد ذكر خدا نمودن و خواندن قرآن.
2- ختم نمودن قرآن.
3- خوردن از آب زمزم و بعد از خوردن اين دعا را بخواند:
«اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ عِلْماً نافِعاً، وَ رِزْقاً واسِعاً، وَ شِفاءً مِنْ كُلِ داءٍ وَ سُقْم».
و نيز بگويد:
«بِسْمِ اللَّهِ وَبِاللَّهِ وَالشُّكْرُ للَّهِ».
4- نظر نمودن به كعبه و بسيار تكرار كردن آن.
5- در هر شبانه روز ده مرتبه طواف نمودن «(1)»؛ در اول شب سه طواف، و در آخر شب سه طواف، و پس از دخولصبح دو طواف، و بعدازظهر دو طواف.
6- هنگام توقف در مكه بعدد ايام سال يعنى 360 مرتبه طواف نمايد و اگر اين مقدار نشد 52 مرتبه و اگر آن هم ميسور نشد هر مقدارى كه بتواند.
7- به خانه كعبه داخل شود «(2)» خصوصاً كسى كه سفر اول او است و مستحب است قبل از دخول غسل بنمايد و در وقت داخل شدن بگويد:
«اللَّهُمَّ إِنَّكَ قُلْتَ: وَ مَنْ دَخَلَهُ كانَ آمِناً فَآمِنِي مِنْ عَذابِ النَّار»
پس دو ركعت نماز بين دو ستون بر سنگ قرمز بگزارد. در ركعت اول بعد از حمد، «حم سجده» و در ركعت دوم بعد از حمد، پنجاه و پنج آيه از ساير جاهاى قرآن بخواند.
8- دو ركعت نماز خواندن در هر يك از چهار زاويه كعبه و بعد از نماز اين دعا را بخواند:
«اللَّهُمَّ مَنْ تَهَيَّأَ أَوْ تَعَبَّأَ أَوْ أَعَدَّ أَوِ اسْتَعَدَّ لِوِفادَةٍ إِلى مَخْلُوقٍ، رَجاءَ رِفْدِهِ وَ جائِزَتِهِ، وَ نَوافِلِهِ وَ فَواضِلِهِ، فَإِلَيْكَ يا سَيِدِي تَهْيِئَتِي وَ تَعْبِئَتِي وَ إِعْدادِي وَ اسْتِعْدادِي، رَجَاءَ رِفْدِكَ وَ نَوافِلِكَ وَ جائِزَتِكَ، فَلا تُخَيِبِ الْيَوْمَ رَجائِي، يا مَنْ لا يَخِيبُ عَلَيْهِ سائِلٌ، وَ لا يَنْقُصُهُ نائِلٌ، فَإِنِي لَمْ آتِكَ الْيَوْمَ بِعَمَلٍصالِحٍ قَدَّمْتُهُ، وَ لا شَفاعَةِ مَخْلُوقٍ رَجَوْتُهُ، وَ لَكِنِي أَتَيْتُكَ مُقِرّاً بِالظُّلْمِ وَ الْإِساءَةِ عَلى نَفْسِي، فَإِنَّهُ لا حُجَّةَ لِي وَ لا عُذْرَ، فَأَسْأَ لُكَ يا مَنْ هُوَ كَذَلِكَ أَنْ تُعْطِيَنِي مَسْأَ لَتِي، وَ تُقِيلَنِي عَثْرَتِي، و تَقْلِبَنِي بِرَغْبَتِي، وَ لا تَرُدَّنِي مَجْبُوهاً مَمْنُوعاً وَ لا خائِباً، يا عَظِيمُ يا عَظِيمُ يا عَظِيمُ، أَرْجُوكَ لِلْعَظِيمِ، أَسْأَ لُكَ يا عَظِيمُ، أَنْ تَغْفِرَ لِيَ الذَّنْبَ الْعَظِيمَ، لا إِلَهَ إِلَّا أَ نْتَ».
و مستحب است هنگام خروج از كعبه سه مرتبه
«اللَّهُ أكْبَرُ»
بگويد پس بگويد:
«اللَّهُمَّ لا تُجْهِدْ بَلاءَنا، رَبَّنا وَ لا تُشْمِتْ بِنا أَعْداءَنا، فَإِنَّكَ أَ نْتَ الضَّارُّ النَّافِعُ».
بعد پائين آمده و پلهها را دست چپ قرار داده كعبه را استقبال نمايد و نزد پلهها دو ركعت نماز بخواند.
(م 1310)
492- بدان كه بعد از فراغ از اعمال حج درصورتى كه ميسور باشد مستحب است عمره مفرده بجا آورده شود و در اعتبار فاصله بين اين عمره و عمره سابق خلاف «(1)
آية اللَّه مكارم: در هر ماه قمرى يك عمره مشروع است و زايد بر آن بايد بقصد رجاء بجا آورده شود.
» است و احتياط در اين است كه در فصل كمتر از يكماه بقصد رجاء بجا بياورد «(2)» و كيفيت اين عمره درصورت حج افراد و عمره مفرده ذكر شد. «(3)»(م 1311)
493- بدان كه براى كسى كه مىخواهد از مكه بيرون رود مستحب است طواف وداع نمايد، و در هر شوطى حجرالاسود و ركن يمانى را درصورت امكان استلام نمايد و چون به مستجار رسد مستحباتى كه قبلًا براى آن مكان ذكر شد بجا آورد و آنچه خواهد دعا نمايد بعد حجرالاسود را استلام نموده و شكم خود را به خانه كعبه بچسباند يك دست را بر
حَجَر و دست ديگر را به طرف درب گذاشته و حمد و ثناى الهى نمايد وصلوات بر پيغمبر و آل او بفرستد و اين دعا را بخواند:
«اللَّهُمَّصَلِ عَلى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ وَ أَمِينِكَ وَ حَبِيبِكَ وَ نَجِيبِكَ وَ خِيَرَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ، اللَّهُمَّ كَما بَلَّغَ رِسالَتَكَ وَ جاهَدَ فِي سَبِيلِكَ وَصَدَعَ بِأَمْرِك، وَ أُوذِيَ فِيكَ وَ فِي جَنْبِكَ حَتَّى أَتاهُ الْيَقِينُ، اللَّهُمَّ اقْلِبْنِي مُفْلِحاً مُنْجِحاً مُسْتَجاباً لِي، بِأَفْضَلِ ما يَرْجِعُ بِهِ أَحَدٌ مِنْ وَفْدِكَ، مِنَ الْمَغْفِرَةِ وَ الْبَرَكَةِ وَ الرِضْوانِ وَ الْعافِيَة».
و مستحب است وقت بيرون آمدن از باب حنّاطين كه مقابل ركن شامى است بيرون رود و از خداوند متعال توفيق مراجعت را بطلبد و وقت بيرون رفتن يك درهم خرما خريده و آن را بر فقراء تصدق نمايد.
(م 1312)
494- در وقتى كه در «مسجد الحرام» يا «مسجد النبى» نماز جماعت منعقد شد، مؤمنين نبايد از آنجا خارج شوند و بايد از جماعت تخلف نكنند و با ساير مسلمين به جماعت نماز بخوانند. «(1)
آية اللَّه سيستانى: جايز است كه نماز پشت سر آنها خوانده شود ولى بايد اگر مأموم مىتواند بصورت آهسته براى خود قرائت كند و الّا در ذهن و نفس خود بخواند و اگر نماز جمعه باشد بعد از آن ظهر را بخواند.
آية اللَّه گلپايگانى: نماز با عامّه در حال ضرورت بىاشكال است و در غير حال ضرورت شركت در جماعت آنان خوب است لكن با تمكّن نماز را با شرايط كامل اعاده كند.
آية اللَّه صافى: نماز با عامّه در حال ضرورت بىاشكال است و در غير حال ضرورت شركت در جماعات آنان اگر موجب تأليف قلوب آنها و دفع اتّهام به شيعه باشد خوب است و اعاده آن لازم نيست اگر چه موافق با احتياط است و خروج از مسجد در هنگام اقامه جماعات و يا ايستادن و شركت نكردن شايسته نيست بلى اگر ضرورتى ايجاب كند مانع ندارد.
آية اللَّه بهجت: اگر كار ضرورى ندارند خارج نشوند و خوب است شركت كنند.
آيةاللَّه زنجانى: حجاج محترم بايد از هر كارى كه سبب وهن شيعه مىباشد جداً خوددارى كنند و بسيار مناسب است در نماز جماعت اهل سنت شركت كنند ولى در شرايط كنونى مىبايست آن را اعاده كنند.
»(م 1313)
1) - آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: بلى نماز مجزى است در صورتى كه قرائت حمد و سوره را خود براى خود آهسته انجام دهد، و در نماز جمعه بعد از فراغ از آن با آنها نماز ظهر را اعاده كند.
495- سجده نمودن بر تمام اقسام سنگها چه مرمر باشد يا سنگهاى سياه معدنى يا سنگ گج و آهك قبل از آنكه پخته شود جايز است. «(1)
آية اللَّه سيستانى: بلكه بعد از پخته شدن نيز جايز است.
» و سنگهايى كه در «مسجد الحرام» از اين قبيل است سجده بر آنها اشكال ندارد و همينطور در «مسجد رسولاللَّه صلى الله عليه و آله».(م 1314)
496- در «مكه» و «مدينه» در مسافرخانه و هتل نبايد «(2)» نماز را به جماعت بخوانند «(3)
آية اللَّه مكارم: نماز جماعتهاى كاروانى و بزرگ اشكال دارد ولى نماز چند نفرى اشكال ندارد.
آية اللَّه بهجت: برگزار نمودن نماز جماعت در هتلها و مسافر خانهها در مكّه و مدينه مانعى ندارد اگر مستلزم مفسده نباشد.
آية اللَّه سيستانى: اگر خلاف تقيه نباشد اشكال ندارد ولى شركت در جماعت مسلمين بهتر است.
» و مىتوانند در جماعت ساير مسلمين در مساجد شركت كنند و نماز را به جماعت بخوانند. «(4)»(م 1315)
497- تخيير بين قصر و اتمام در مكه و مدينه اختصاص «(5)
آيات عظام گلپايگانى، خامنهاى، فاضل، مكارم، صافى، نورى: مىتواند در تمامى دو شهر مكه و مدينه نماز را تمام بخواند و اختصاص به مسجد الحرام و مسجد النبى ندارد.
آية اللَّه تبريزى: در همه مكه و مدينه قديم مىتواند قصر و تمام بخواند.
آية اللَّه خويى: ظاهراً اختصاص ندارد بلكه اين حكم در شهر قديمى مكه و مدينه جارى است.[ قيد قديمى در منهاج نيست بلكه در استفتائات و در بعض مناسك مذكور است].
آية اللَّه بهجت: مسافر مىتواند در مسجد الحرام و مسجد پيغمبر صلى اللَّه عليه وآله و ... نمازش را تمام بخواند و احتياط در اين است كه نماز را شكسته بخواند ولى اگر بخواهد در جايى كه اوّل جز و اين مسجد نبوده و بعد به اين مساجد اضافه شده نماز بخواند احتياط واجب آن است كه شكسته بخواند.
» به1) - آيات عظام خامنهاى، بهجت، فاضل: بلكه به گچ و آهك پخته و آجر و كوزه گلى و مانند آن هممىشود سجده كرد.
2) - آية اللَّه فاضل: اگر خلاف تقيه ولو تقيّه مداراتى است نماز را به جماعت نخوانند.
3) - آية اللَّه گلپايگانى و آية اللَّه صافى: در صورتى كه مفسده داشته باشد.
4) - آية اللَّه زنجانى: برگزار كردن نماز جماعت در هتلها در مكه و مدينه مانعى ندارد مگر باعث مفسدهاى مانند وهن شيعه گردد و حكم شركت در نماز جماعت عامه در مسأله 494 گذشت.
5) - آية اللَّه سيستانى: در تمامى دو شهر مكّه و مدينه با توسعهاى كه پيدا شده است تخيير جارى است.
مسجدالحرام و مسجدالنبى دارد و در تمام مكه و مدينه جارى نيست بلى اختصاص به مسجد اصلى ندارد و در جاهاى توسعه داده شده مسجد هم جارى است هرچند احتياط اقتصار برمسجد اصلى است پس در تمام مسجد فعلى مسافر مىتواند نماز را تمام بخواند همانطور كه مىتواند شكسته بخواند. «(1)»
(م 1316)
498- عمره تمتع و حج تمتع بايد در يكسال واقع شوند، پس اگر در يك سال عمره تمتع بجا آورد و در سال ديگر حج تمتع صحيح نمىباشد.
(م 1321)
499- در هر يك از اعمال عمره و حج اگر شك كند بعد از آنكه وارد عملى شده باشد كه مترتب بر اوست اعتناء نكند، چه شك كند كه آورده يا نه، يا شك كند كه صحيح آورده يا فاسد. «(2)»
(م 1324)
500- بايد عمره تمتع و حج تمتع هر دو در ماههاى حج واقع شود، و
1) - آية اللَّه زنجانى: بنابر اقوى تخيير در هيچ يك در اماكن اربعه ثابت نيست و نسبت به اين اماكن تنها سفارش اكيد به قصد اقامه كردن شده است، همچنان كه مشهور اصحاب ائمه عليهم السلام نيز بر اين نظر بودهاند پس اگر شرايط قصد اقامه محقق نباشد حتى در قسمت قديمى مسجد الحرام و مسجد النبى صلى الله عليه و آله لازم است نماز شكسته خوانده شود.
2) - آية اللَّه زنجانى: چنانچه احتمال مىدهد در هنگام عمل به شرايط صحت آن توجه داشته و آنها را رعايت كرده است، به شك خود اعتنا نكند، و همچنين است حكم كسى كه بعد از پايان يافتن عمل شك كند كه صحيح بهجا آورده يا فاسد.
ماههاى حج؛ شوال و ذىالقعده و ذى الحجه است. پس اگر كسى در شوال يا ذى القعده عمره تمتع بجا آورد و در موقع حج، حج تمتع بجا آوردصحيح است، و اگر قبل از شوال بخواهد عمره تمتع بجا آوردصحيح نيست اگرچه بعض اعمال عمره قبل از شوال واقع شود و بقيه در شوال يا ساير ماههاى حج.
(م 1325)
501- اگر در حرم چيزى پيدا كرد برداشتن آن كراهت شديد دارد، بلكه احتياط «(1)» در برنداشتن است. «(2)
آية اللَّه خويى: بنابر احتياط بايد عوض صاحبش به مؤمن فقير صدقه بدهد و حق تملك ندارد.
»(م 1330)
502- درمسجدالنبى صلى الله عليه و آله سجده كردن روى فرشهاى مسجد مانع ندارد «(3)
آية اللَّه خويى: اگر در آن مكان تمكن از سجود بر آنچه سجود بر آن جايز است ندارد سجده صحيح است.
آية اللَّه فاضل: اگر مخالف تقيه نباشد و موجب هتك و انگشتنما شدن نشود بايد در محلّى كه بتواند پيشانى او در محلّ سجده بر سنگهاى مسجد قرار گيرد سجده نمايد.
آية اللَّه بهجت: در صورت امكان سجده بر مايصح السجود عليه، اكتفا بغير آن خلاف احتياط است. و در پرسشهاى جديد حج، مىفرمايد: اعتبار عدم مندوحه در حال عمل، يقينى است وامّا مندوحه مكانى ويا زمانى پساعتبار عدم آن موافق با احتياط است. و در مورد سجده بر مهر و يا حصير و بادبزن در مساجد مكّه و مدينه در صورتيكه موجب وهن و انگشت نما شدن باشد و نيز در پرسشهاى جديد حج مىفرمايد: در فرض سؤال جايز نيست و حكم در صورت وجود مندوحه در مسأله قبل بيان شد.
آية اللَّه سيستانى: اگر تقيه اقتضا كند و در همانجا مايصحّ السجود عليه نباشد سجده صحيح است و لازم نيست از آنجا منتقل شود به جاى ديگر.
آية اللَّه زنجانى: سجده كردن بر روى فرشهاى مسجد مجزى نيست و اگر ضرورتى اقتضا كرد بر روى فرشهاى مسجد نماز بخواند ولى به آن نماز اكتفا نكند.
»و مهر گذاشتن جايز نيست، و لازم نيست «(1)
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: اگر فرادى مىخواند و ضرورتى نباشد نبايد به فرش سجده كند، و اگر به جماعت مىخواند سجده بر فرش در موارديكه بخاطر تقيّه ضرورت داشته باشد، مانع ندارد و حكم لزوم اعاده و عدم آن گذشت.
» در جايى كه سنگ است نماز بخوانند، و لازم نيست حصير يا نحو آن با خود ببرند، ولى اگر مراعات كنند كه موجب وهن نشود و حصير براى جانماز با خود داشته باشند و روى آن نماز بخوانند به طورى كه متعارف ساير مسلمين است اشكال ندارد، لكن تأكيد مىشود از عملى كه موجب هتك و انگشتنما شدن باشد اجتناب نمايند.(م 1334)
503- در مسجد النبىصلى الله عليه و آله بعد از اتمام نماز جماعت هم مىتوانند روى فرشها سجده كنند و لازم نيست بجاى ديگر كه سنگ مفروش است بروند. «(2)
آيةاللَّه خامنهاى: در فرض مذكور اگر با فريضه تقيه منافات ندارد.
آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: با وجود مكان سنگ فرش، بايد به آنجا برود.
»(م 1335)
504- كسى كه نماز را در مسجد الحرام به نحو استداره خوانده است به طورى كه رودر روى امام جماعت و يا طرفين او ايستاده بوده است با وضع فعلى نياز به اعاده ندارد. «(3)
آية اللَّه بهجت: با انحفاظ نسبت در صف مأمومين با امام با انحفاظ نسبت امام به كعبه اگر محفوظ باشد تا تمام دور حتّى اطراف حجر اسمعيل عليه السلام و عدم حائل بين هر مأموم و آنكه به او متّصل است، دور نيست تصحيح نماز جماعت بطور استداره در اطراف كعبه يا مسجد.
آية اللَّه فاضل: اگر بهجهت تقيه خوانده باشد اعاده ندارد و در غير مورد تقيه استداره جايز نيست و اگر كسى نمىدانسته است و به اين صورت خوانده نمازش صحيح و قضا ندارد.
آية اللَّه خويى: جايز نيست، ولى بهر حال چون اقتدا صورى است بايد قرائت را ولو آهسته و يا اگر نمىشود به نحو حديث نفس بخواند و اين نماز مجزى است.
آية اللَّه تبريزى: در هر صورت بايد قرائت را خود- ولو به نحو حديث نفس- بخواند.
آية اللَّه مكارم: احتياط آن است كه امام به حسب دايره و از جهت فاصله به كعبه از ديگران جلوتر باشد.
آية اللَّه زنجانى: نماز در مسجد الحرام به نحو استداره مانعى ندارد ولى در حال حاضر كه نمازهاى جماعت آنها شرايط لازم را ندارد، بايد نماز را اعاده كرد هر چند بسيار مناسب است كه شيعيان در نماز جماعت عامه حاضر گردند.
»(م 1336)
505- حائض و جنب نمىتوانند از مقدار توسعه يافته مسجدالحرام و مسجدالنبى صلى الله عليه و آله عبور كنند. «(1)»
(س 1340)
506- كسانى كه براى شركت در نماز مغرب در مكه و مدينه وارد مساجد مىشوند و نمازهاى خود را با جماعت مىخوانند، جايز است بلافاصله بعد از نماز جماعت «(2)» نماز عشاء را بخوانند ولى اگر وقت نشده بايدصبر كنند. «(3)
آية اللَّه خويى: اگر نماز مغرب قبل از زوال حمره مشرقيه باشد فتواى ايشان به صحت آن معلوم نيست و لذا احتياط رعايت شود.
آية اللَّه بهجت: اشكالى ندارد با رعايت وظيفه منفرد، چه آنكه استتار قرص كافى است.
آية اللَّه سيستانى: اگر قبل از دخول وقت، نماز با آنها بخواند مجزى نيست.
»(س 1341)
507- برداشتن قرآنهايى كه در مسجدالحرام است بدون اينكه از متصدى ذىربط بگيرند جايز نيست و بايد برگردانده شود.
(س 1341)
508- برداشتن و با خود آوردن مقدارى از سنگصفا و مروه جايز نيست و از مشعر مانع ندارد. «(1)
آية اللَّه خويى، آية اللَّه سيستانى: نظر ايشان راجع به برداشتن سنگ از صفا و مروه بدست نيامد.
آية اللَّه گلپايگانى، آيةاللَّه صافى: بيرون بردن خاك و سنگ از حرم ممنوع است.
آية اللَّه بهجت: برداشتن خاك و سنگ از مسجد الحرام و صفا و مروه جايز نيست، و اگر آورده بايد بر گرداند ولى از ساير اماكن حرام نيست.
»(م 1347)
509- اگر از طرف قاضى مكّه حكم شود فلان روز عيد است «(2)» بايد تبعيّت كنند ولو با علم به خلاف. «(3)
هرگاه هلال نزد قاضى عامّه ثابت شود و نزد شيعه ثابت نشده باشد لكن از جهت تقيّه ناچار به متابعت باشند و از عمل بوظيفه خود خائف باشند اقوى صحّت و كفايت همين حج است از حجة الاسلام هرچند عالم بخلاف باشند و اگر بدون خوف متمكّن از عمل بوظيفه باشند احوط آن است كه با آنها رجاء متابعت كند و بعد واجب است عمل بوظيفه خود نمايند حتى با عدم علم بخلاف.
آية اللَّه خويى: آن كه علم به خلاف فرض شود، كه انسان بداند روزى كه به حكم قاضى روز عرفه نهم است، واقعاً روز ترويه و هشتم باشد، كه در اين صورت وقوف با آنها كافى نخواهد بود. و در اين حال اگر مكلف تمكن از عمل به وظيفه را داشته باشد ولو به وقوف اضطرارى در مزدلفه بدون محذور حتى محذور مخالفت تقيه، بايد عمل به وظيفه نمايد، و در غير اين صورت حجش بدل به عمره مفرده شده و حجى نخواهد داشت. و چنانچه استطاعتش از همين سال بوده و براى سالهاى بعد باقى نخواهد ماند، وجوب حج از او ساقط خواهد بود، مگر اين كه استطاعت تازهاى پيدا كند كه در اين صورت دوباره حج مىنمايد.
آية اللَّه تبريزى: نظر ايشان عيناً نظر آية اللَّه خويى است امّا با اين اضافه:
و ممكن است در صورت دوم چاره كند به اينكه در روز عيد آنها روز نهم واقعاً از طريق منى به مكه برگردد و بعد از راه عرفات و مشعر به منى برود بنحوى كه قبل از غروب وقوف در عرفات بنمايد ولو آناًما ولو يك لحظه و در حال حركت، و به همين نحو وقوف در مشعر را در شب درك كند و بعد براى اعمال به منى برود.
آية اللَّه بهجت: آنكه علم به خلاف فرض شود، كه انسان بداند روزى كه به حكم قاضى روز عرفه نهم است، واقعاً روز ترويه و هشتم باشد، كه در اين صورت وقوف با آنها كافى نخواهد بود بلى با عدم علم بخلاف و عدم قيام صحت شرعيه برخلاف و با صدق تقيه بر نحو معهود متعارف، اقوى كفايت موافقت با عامه است چنانچه سيره قطعيه غير مردوعه بر آن دلالت دارد و عدم مانعيت علم به خلاف از صحّت عمل با ناچارى و تقيه، خالى از وجه نيست و عمل به واقع در جميع صور، ظاهراً مجزى است و با عدم شرايط تقيه صحت عمل مورد تأمل است با موافقت عامه، ولو علم بخلاف عمل ايشان بر حسب حكم حاكم ايشان نباشد، واللَّه العالم.
آية اللَّه سيستانى: اگر براى مكلف ممكن شود كه اعمال حج را در اوقات مخصوص خود برطبق ضوابط شرعى در باب ثبوت هلال بجا آورد، و آنها را بهمين صورت بجا آورد حجش در هر صورت صحيح است، و اگر آنها را به صورت ياد شده بجا نياورد اگرچه به علت عذرى باشد پس اگر از نظر و حكم قاضى عامّه نيز در وقوف در عرفات و مشعر پيروى نكرد، شكى در بطلان حج او نيست ولى اگر از او پيروى كند صحّت حج او مورد اشكال است.
»(س 1352)
1) - آية اللَّه تبريزى: بنابر احتياط.
2) - آية اللَّه زنجانى: در غير صورت علم به خلاف بايد تبعيت كنند.
3) - آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: هرگاه نزد قاضى عامّه، اوّل ماه ذيحجه ثابت شود، و براى شيعه شرعاً ثابت نشده باشد، و به اين جهت روز نهم ذيحجه در نزد آنها روز هشتم به نظر شيعه باشد، احتياط واجب آن است كه اگر ممكن است وقوف اختيارى عرفات را در روزى كه نزد شيعه نهم است انجام دهد، و اگر ممكن نشد اضطرارى آن را درك كند، و به مشعر رفته، و وقوف در آنجا را نيز درك نمايد، و اعمال روز عيد را در منى به عمل آورد، و اگر درك اضطرارى عرفات هم ممكن نشد درك اختيارى مشعر كافى است، و حجش صحيح است، و بنابر اقوى چنانچه گفته خواهد شد، درك اضطرارى عرفه و اضطرارى مشعر نيز كفايت مىكند، و اگر درك هيچ يك از اين مواقف ميسر نشود، حكم آن در مسأله بعد ذكر خواهد شد.
510- حجاجى كه در مكّه معظمه قصد اقامت كردهاند در عرفات و منى و مشعر درصورتى كه مسافت شرعى محقّق نشود نمازشان
تمام است. «(1)
آية اللَّه خويى: در مفروض سؤال در مكّه معظّمه بدون قصد عشره هم اداء نماز بنحو تمام صحيح و مجزى است، و با قصد عشره متعيّن مىشود، و با خارج شدن به عرفات حكم سفر برايش تجديد مىشود كه بايد در آن ايّام نماز رباعى را شكسته بخواند با احراز مسافت شرعيه در عرفات و منى، و چون به مكّه برمىگردد باز مخيّر بين قصر و تمام است، در مكّه مكرّمه قديم.
آية اللَّه بهجت: بايد نماز را شكسته بخواند. استفتائات ويژه حج. و در پرسشهاى جديد حج: در موارديكه نماز در مكّه تمام است در عرفات و مشعر و منى هم تمام است و گرنه قصر است.
آية اللَّه سيستانى: اگر مجموع مسافت از مكّه به عرفات و از آنجا به مشعر و منى تا مكّه 44 كيلومتر يا بيشتر باشد نماز شكسته است و اگر كمتر باشد نماز تمام است و در اين صورت اگر از عرفات قصد بازگشت به وطن را داشته باشد و آمدنش به مكّه نه از اين جهت باشد كه محلّ اقامت او است بلكه از اين جهت كه در راه واقع است نمازش در مشعر و منى شكسته است و در مكّه مخيّر است.
»(س 1359)
511- حجاجى كه در مكّه معظّمه قصد اقامت كردهاند درصورت عدم مسافت شرعيه بين مكّه و عرفات يا شك در آن كه در نماز باقى بر تمام هستند اگر از عرفات به مكه برمىگردند از جهت اينكه محلّ اقامت است مىروند و بعد از مكّه قصد مسافرت مىكنند در بازگشت به مكّه و در خود مكّه هم نمازشان تمام است. «(2)»
(س 1359)
512- مصرف كنسروهاى گوشت و ماهى خارج كه در بازارهاى مسلمين به فروش مىرسد اگر ندانند از كجا وارد شده يا بدانند كه از بلاد
1) - آية اللَّه گلپايگانى: در فرض مذكور اگر قصد برگشت به وطن ندارد تا در محل اقامه است بايد نمازش را تمامبخواند و اگر قصد مراجعت به وطن قبل از ده روز داشته باشد[ در عرفات نماز تمام است] و در برگشت از محلى كه رفته و در محلّ اقامه[ در مشعر و منى و در مكه پس از مراجعت از عرفات] بايد نماز را شكسته بخواند البته در مكه مخيّر بين قصر و اتمام است.
2) - آية اللَّه مكارم، آية اللَّه فاضل: فاصله مكه تا عرفات فعلًا مسافت شرعيه نيست و اگر قبلًا در مكّه قصد اقامت كردهاند نمازشان در مكه و عرفات و در بازگشت تمام است.
مسلمين است مانع ندارد «(1)» و اگر بدانند از بلاد كفر وارد مىشود درصورتى محكوم به حلّيت است كه وارد كننده مسلمان باشد «(2)
آية اللَّه زنجانى: اگر از دست مسلمان هم گرفته شده و احتمال عقلائى بدهد كه تذكيه آن را احراز كرده، كفايت مىكند.
» و احتمال بدهند كه احراز تذكيه آن را كرده و در دسترس مسلمين قرار داده است. «(3)»(س 1369)
1) - آية اللَّه سيستانى: بايد احراز شود كه فلس دارد.
2) - آية اللَّه سيستانى: اگر فروشنده مسلمان باشد و اين احتمال در او داده شود كافى است و ماهى اگرپس از صيد در تور ماهىگيرى بميرد حلال است و اگر اطمينان پيدا شود كه صيد كافر به اين صورت بوده است اگر ماهى فلسدار باشد حلال است.
3) - آية اللَّه خويى، آية اللَّه زنجانى: اگر ماهى معلوم نباشد كه فلس دارد خوردن آن جايز نيست.
513- مصدود عبارت است از كسى كه دشمن «(1)
1- كسى كه احرام عمره مفرده بسته، در صورتى كه تا يك سال نتواند عمره را تمام كند. 2- كسى كه احرام عمره تمتع بسته اگر به گونهاى از انجام عمره تمتع ممنوع گشته كه نمىتواند هيچ مقدارى از وقوف اختيارى عرفه را درك كند. 3- در عمره مفرده يا عمره تمتع اگر در مدتى از انجام كامل اعمال باز داشته شده كه در احرام ماندن براى شخص وى يا نوع مردم حرجى است. 4- كسى كه در حج از وقوف در عرفات و مشعر يا خصوص وقوف در مشعر منع شده است. 5- كسى كه در حج از رمى جمره عقبه روز عيد قربان يا طواف حج يا سعى باز داشته شود و نتواند براى اينها نايب بگيرد.
» او را منع كند از عمره يا حج به تفصيلى كه مىآيد. و محصور آن است كه بواسطه مرض «(2)آية اللَّه سيستانى: مصدود كسى است كه دشمن و مانند او از رسيدن او به اماكن مقدسه براى انجام اعمال عمره يا حج پس از احرام منع كند و محصور كسى است كه بيمارى و مانند آن مانع رسيدن او به اماكن مقدسه براى انجام اعمال حج يا عمره پس از احرام شود.
» ممنوع شود از عمره يا حج.(م 1370)
514- كسى كه محرم شد به احرام عمره يا احرام حج، واجب است
1) - آية اللَّه زنجانى: يا غير دشمن او را منع كند بلكه ظاهراً تمام كسانى كه به علتى به جز بيمارىنمىتوانند اعمال حج يا عمره را به پايان برسانند مصدود مىباشند و اگر مانع آنها بيمارى باشد محصور مىباشند مراد از بيمارى معناى گستردهاى است كه شامل شكستگى استخوان و مجروح شدن نيز مىشود، صدّ و حصر در موارد ذيل تحقق مىيابد:
2) - آية اللَّه مكارم: يا شكستگى اعضاء يا مجروح شدن و مانند آن.
عمره و حج را تمام كند و اگر نكند «(1)» به احرام باقى خواهد ماند. «(2)
آية اللَّه خويى: بقاى احرام در بعض صور محلّ منع است.
آية اللَّه سيستانى: در بعضى از موارد احرام بدون انجام اعمال باطل مىشود.
» 515- اگر كسى احرام عمره را بست و بعد از آن دشمنى يا كسى ديگر ازقبيلعمال دولت ياغير آنها او را منع كننداز رفتن مكه، وراهديگرى نباشد جز آن راهى كه ممنوع است يا اگر باشد مؤونه آن را نداشته باشد مىتواند درهمان محلكه ممنوعشده يكشتر يا يك گاو يا يك گوسفند قربانى كند «(3)آية اللَّه مكارم: ... اگر قربانى ميسّر نشد نيّت خروج از احرام مىكند و احتياطاً بجاى قربانى 10 روز روزه مىگيرد مطابق آنچه در قربانى در مناسك آوردهايم عمل كند.
آية اللَّه زنجانى: قربانى كردن تكليفاً نيز واجب است و اين قربانى تنها براى خروج از احرام نمىباشد و ظاهراً مراد رواياتى كه دستور داده مصدود در محلى كه منع شده قربانى كند، آن است كه لازم نيست قربانى را به محل قربانى/ مكه يا منى بفرستد و محلى كه منع شده خصوصيت ندارد بنابراين مىتواند در مكان ديگرى- در مكه يا منى يا محلى كه به آن محلها نزديكتر است يا دورتر- قربانى كند.
» واز احرامخارج شود واحتياط واجبآناست كهبهنيتتحليل قربانى كند، «(4)آية اللَّه زنجانى: نيت تحليل لازم نيست ولى پس از قربانى كردن با حلق يا تقصير از موى سر محرمات احرام- حتى زن- بر او حلال مىشود، خواه در عمره مصدود شده باشد يا در حج، و كوتاه كردن ريش و شارب يا ناخن گرفتن كفايت نمىكند و چنانچه نتواند قربانى كند ظاهراً در عمره مفرده با حلق يا تقصير از احرام خارج مىگردد و در غير عمره مفرده بايد صبر كند تا حج فوت شود و با عمره مفرده و اگر از انجام آن هم مصدود است با حلق يا تقصير از احرام خارج گردد. احكامى كه در اين مسأله در مورد مصدود گفته شد در صورتى است كه مصدود هنگام احرام بستن شرط تحلل نكرده باشد ولى اگر در هنگام احرام با خداوند متعال قرار گذاشته باشد كه اگر مانعى پيش آمد، از احرام بيرون آيد، به مجرد مصدود شدن از احرام خارج مىگردد و قربانى و حلق يا تقصير لازم نيست.
و در هر حال بر كسى كه در عمره تمتع يا مطلق حج- تمتع يا غير آن- مصدود شده است تكليفاً واجب است در سال آينده همان قسم از حج را مجدداً بجا آورد هرچند عمره يا حجى كه در آن مصدود شده بود استحبابى باشد يا حج واجب بوده ولى استطاعت او تا سال بعد باقى نمانده باشد يا هنگام احرام شرط تحلل كرده باشد. بلى اگر انجام حج آينده غير مقدور يا حرجى باشد وجوب آن ساقط مىگردد و نيازى به نايب گرفتن هم نيست، و همين تفصيل در وجوب حج سال بعد در مورد محصور نيز جارى است و ظاهراً بر كسى كه در عمره مفرده مصدود شده و از احرام بيرون آمده، واجب نيست دوباره عمره مفرده بجا آورد.
»1) - آية اللَّه زنجانى: گناه كرده است و تا كارهايى كه در مسائل آينده گفته مىشود انجام ندهد از احرام بيرون نمىآيد.
2) - آية اللَّه تبريزى: بقاء احرام در بعضى از صور محل اشكال است.
3) - آية اللَّه سيستانى: به احتياط واجب بدون آن محل نمىشود و اگر نتواند قربانى تهيّه كند به احتياطواجب ده روز روزه بگيرد.
4) - آيات عظام خويى، تبريزى، سيستانى، متعرض قيد نيت تحليل نشدهاند.
و به احتياط واجب «(1)
آية اللَّه فاضل: ... و يا بجاى تقصير حلق كند مخصوصاً كسى كه سوق هدى نموده باشد.
آية اللَّه بهجت: و احتياج به حلق يا تقصير بعد از هدى موافق احتياط است.
آيةاللَّه خويى، آيةاللَّه تبريزى: احتياط اين است كه حلق يا تقصير را به آن قربانى ضميمه نمايد، بلكهاحتياط اين است كه حلق را اختيار نمايد در صورتى كه قربانى را با خود آورده باشد در عمره مفرده.
» قدرى از مو يا ناخن «(2)آية اللَّه سيستانى: گرفتن ناخن بنابر احتياط واجب كافى نيست و جايز است حلق به جاى تقصير.
» خود را بگيرد، و در اينصورت بر او همه چيز حلال مىشود حتى زن. «(3)»(م 1372)
1) - آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: و احتياط آن است كه شخص مصدود علاوه بر قربانى حلق نيزبنمايد، و بهتر آن است كه جمع كند بين حلق و تقصير، و احتياط آن است كه هنگام ذبح يا نحر قربانى قبل از تقصير نيّت تحليل از احرام كند.
2) - آية اللَّه مكارم: ناخن به تنهايى كفايت نمىكند.
3) - آية اللَّه سيستانى: حكم مذكور در مورد عمره مفرده است و همچنين عمره تمتع اگر از اعمال حج نيز منع شود ولى اگر فقط از آمدن به مكه قبل از وقوفين منع شود وظيفه او به حج افراد تبديل مىشود.
516- كسى كه احرام عمره بست «(1)» و بواسطه مرض نتوانست برود به مكه اگر بخواهد مُحلّ شود بايد هدى كند، «(2)
ومحصورى كهنمىتواند قربانى كند بايد به جاى قربانى سه روز روزه بگيرد هرچند اين روزه گرفتن دخالتى در بيرون آمدن از احرام ندارد و ظاهراً بايد روزه را در وطن يا جايى كه قصد اقامه كرده بگيرد.
و در هر حال بر كسى كه در احرام عمره تمتع يا حج- تمتع يا غير آن- محصور گشته و از احرام خارج شده واجب است در سال آينده همان قسم از حج را بجا آورد- به همان تفصيل و خصوصياتى كه در ذيل مسأله 515 در مورد مصدود گذشت- با اين فرق كه بر كسى كه در عمره مفرده محصور شده و از احرام بيرون آمده واجب است دوباره عمره مفرده بجا آورد- بر خلاف مصدود در عمره مفرده-
» و به احتياط واجب «(3)آية اللَّه خويى: وظيفه چنين كسى اين است كه مخير است بين فرستادن قربانى و يا قيمت آن توسط فردى به مكه و يا بين اينكه در محلّ خودش قربانى نموده و از احرام بيرون بيايد. با اين فرق كه اگر اين شخص كه محصور از عمره مفرده بوده با قربانى كردن، تمامى محرمات احرام بجز زن بر او حلال خواهد شد و اگر محصور در عمره تمتع باشد زن هم بر او حلال خواهد شد.
آية اللَّه تبريزى: اگر در عمره مفرده محصور شد وظيفهاش اين است كه يك قربانى بفرستد و با دوستان خود وقت بگذارد كه در آن وقت معين قربانى نمايند و خود در آن وقت معين با تقصير از احرام خارج مىشود، و براى چنين شخصى بخصوص جايز است در جاى خود قربانى نموده و از احرام بيرون بيايد، و بر چنين شخصى بعد از اين كار تمام محرّمات احرام حلال مىشود بجز زن و زن بر او حلال نمىشود مگر بعد ازآنكه خوبشد و عمره مفرده را بجا آورد و اين در صورتى است كه محصور در مكان خودش ذبح يا نحر نمايد، و اما اگر هدى را بفرستد پس براى خروجش از احرام وجهى هست هنگامى كه هدى به محلش برسد، وكسى كهدر عمره تمتع محصور شده حكمش حكم سابق است با اين فرق كه فرستادن قربانى براو تعيّن دارد و چنانچه آنچه گفته شد عمل كند زن هم بر اين شخص حلال مىشود.
آية اللَّه بهجت: اگر در عمره مفرده محصور شده بنابر احتياط بايد قربانى بفرستد كه در وقت معينى قربانى نمايند ... و بعد از اين كار تمامى محرمات احرام بر او بجز زن حلال مىشود و اگر محصور در عمره تمتع باشد حكمش حكم سابق است با اين تفاوت كه زن هم بر او حلال مىشود.
آية اللَّه سيستانى: اگر در عمره تمتّع يا عمره مفرده محصور شود و بخواهد از احرام خارج شود بايد قربانى يا قيمت آن را به مكه بفرستد كه در روز معينى آن را ذبح كنند و پس از آن حلق يا تقصير كند تا از احرام بيرون آيد و اگر نتواند قربانى يا قيمت آن را بفرستد جايز است در جاى خود قربانى كند و از احرام بيرون آيد و اگر اين را هم نتواند ده روز روزه بگيرد و در اين دو موارد همه چيز بر او حلال مىشود جز زن.
» هدى يا1) - آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: شخص محصور اگر حج تمتّع و يا حج افراد بجا مىآورد، درصورتى كه موقع احرام با خداوند قرار گذاشته كه اگر محصور شد خداوند او را محلّ گرداند، بدون فرستادن قربانى به منى خود به خود محلّ مىشود- حتى نسبت به زن- و شخص محصورى كه حج قِران بجا مىآورد به مجرّد فرستادن قربانى به منى محلّ مىشود، و نيازى به صبر كردن تا زمانى كه قربانى به منى برسد نيست.
2) - آية اللَّه زنجانى: اگر هنگام احرام با خداوند متعال شرط تحلل كرده باشد به مجرد محصور شدنتمام محرمات احرام- حتى زن- بر او حلال مىشود و اگر شرط نكرده قربانى كردن بر او واجب مىشود و ذبح قربانى نه تنها براى بيرون آوردن از احرام كه تكليفاً نيز واجب مىباشد، و آن را به دو شكل مىتوان انجام داد. 1- قربانى يا پول آن را توسط فرد امينى به محل ذبح- اگر عمره مفرده باشد، مكه و اگر عمره تمتع يا حج باشد، منى- بفرستد و با او قرار بگذارد كه در وقت معين قربانى كند و در آن وقت با تقصير همه محرمات احرام- حتى زن- بر او حلال مىشود. 2- در غير محل ذبح محل بيمارى باشد يا جاى ديگر قربانى كند، پس از اين قربانى محرمات احرام- به جز زن- حلال مىگردد و در اين صورت تقصير لازم نيست و براى حلال شدن زن بايد شخصاً عمره يا حج بجا آورد و هر نوع حج يا عمره كفايت مىكند و فرقى نيست كه احرامى كه در آن محصور شده عمره باشد يا حج، مستحب باشد يا واجب بلى در صورتى كه انجام عمره يا حج يا اجتناب از زن تا زمانى كه بتواند شخصاً حج يا عمره بجا آورد، حرجى باشد مىتواند براى آن نايب بگيرد.
3) - آية اللَّه فاضل: اما در عمره مفرده مخير است بين ارسال هدى به مكّه و يا ذبح هدى در محلّ حصر. و درعمره تمتع به احتياط واجب ....
پول آن را بفرستد «(1)» بوسيله امينى به مكه و با او قرارداد كند كه در چه روز و چه ساعتى آن را در مكه ذبح كند و وقتى كه روز و ساعت موعودرسيد
1) - آية اللَّه خويى: اگر عمره مفرده باشد فرستادن تعيّن ندارد بلكه مىتواند در مكان خودش هدىرا ذبح كرده و محلّ شود.
تقصير كند، پس از آن هرچه بر او حرام شده بود حلال مىشود مگر «(1)
آية اللَّه بهجت: قبلًا گذشت كه در عمره تمتّع از زن هم محلّ مىشود.
» زن و احتياط آن است كه «(2)» در ذبح، قصد تحليل منوبعنه كند. «(3)»(م 1381)
517- كسى كه حج واجب «(4)» به عهده او است و بواسطه مرض، محصور شد زن بر او حلال نمىشود مگر آنكه خودش بيايد و اعمال حج را بجا «(5)
آية اللَّه سيستانى: هر گاه طواف و سعى را در حجى يا عمرهاى بجا آورد زن بر او حلال خواهد شد.
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: اگر از انجام مناسك روز عيد، و يا بعد از روز عيد محصور شود بايد براى رمى و قربانى نايب بگيرد، و خودش حلق نمايد، و در صورت امكان اعمال مكه را انجام دهد، وگرنه براى اعمال مكه نيز نايب بگيرد، و اگر در مسجد است نماز طواف را خودش بخواند، وگرنه بنابر احتياط بايد خودش نماز بگزارد و نايب هم بگيرد، و در صورت امكان در منى بيتوته كند، و در اين صورت حجش صحيح است، و در غير اين صورت براى اينكه بيتوته نكرده، بنابر احتياط كفاره بدهد. و در اينكه استنابه جهت طواف نساء براى حليّت زن كافى باشد اشكال است، اگرچه در صورتى كه رفتن به مكه براى او حرجى باشد اقوى جواز استنابه است.
آية اللَّه زنجانى: مسأله از حواشى گذشته روشن شد.
» بياورد و طواف نساء بكند، ولى اگر عاجز شد از آمدن، بعيد نيست كفايت عمل نايب براى تحليل زن بر او. «(6)آية اللَّه مكارم: بعد از انجام دستور سابق.
» و اما كسى كه حج او استحبابى1) - آية اللَّه مكارم: زن هم بر او حلال مىشود.
2) - آية اللَّه فاضل: و احتياط مستحب آن است كه نايب.
3) - آية اللَّه سيستانى، متعرض اين احتياط نشدهاند.
4) - آية اللَّه خويى: بين حج واجب و مستحب تفصيل نيست.
5) - آية اللَّه خويى، آية اللَّه تبريزى: وقتى طواف حج و سعى و طواف نساء را در حج و يا عمره مفرده بجاآورد آن وقت زن بر او حلال مىشود. احتياط اين است كه قبل از آن با زن نزديكى نكند.
6) - در كفايت عمل نائب از آية اللَّه سيستانى مطلبى در دست نيست.
بوده بعيد نيست «(1)
آية اللَّه مكارم: در صورتى كه قادر بر حج نباشد يا عسر و حرج داشته باشد بنابر احتياط واجب.
آية اللَّه بهجت: در تطوّع، حلّيت نساء متوقّف است بر خصوص طواف نساء به نيابت از او.
آية اللَّه فاضل: و همچنين است كسى كه حج او نيابتى تبرعى يا استيجارى بوده يا حج او واجب بوده و سال اول استطاعت بوده و استطاعت تا سال بعد استمرار نداشته باشد. و كفايت نيابت در صورتى است كه رفتن براى خود او حرجى باشد.
» كفايت طواف نايب از او، ولكن احتياط آن است كه درصورت امكان خودش برود. «(2)»(1383)
518- در احكام حصر وصد فرقى بين عمره و حجّ استحبابى و غير آن و بين نيابى و غير آن هر چند نيابت از معصومين عليهم السلام يا شهدا باشد نيست.
وظيفه مهم آموزش
يكى ديگر از وظايف مهم هم، قضيه آشنا كردن مردم است به مسائل حج.
آموزش مناسك
بيان محرمات و واجبات
بايد آقايان براى مردم جلسه درس قرار بدهند و به مردم، آداب حج، واجبات حج و محرمات حج را بگويند، آدابش هم نشد، نشد، اما محرّمات و واجبات را به مردم تعليم كنند.
امر مهم حج
از امور مهمهاى كه لازم است حجاج محترم و علماى كاروان ها وقت شريفشان راصرف آن كنند، ياد دادن و ياد گرفتن مسائل حج است.
بيان مطالب با علم و يقين
مسائل حج را با علم و يقين و در موارد ضرورت با مراجعه به اشخاص مطلع و يا منابع فقهى آن، بيان فرمايند.
بيان احكام قبل از عمل
... قبل از اينكه هركارى را مىخواهند بكنند، در هرجا هستيد مردم را بخواهيد آنجا و مسائل حج را برايشان به قاعده گوشزد كنيد و بگوييد، همين طور واجباتش را و محرماتش را.
راهنمايى در وقت عمل
... در وقت اعمال آنان (زائران) نيز مواظب آنها باشيد و آنان را هدايت فرماييد.
پرهيز از اعمال نظر
از اعمال نظرهاى شخصى در امور حج و خصوصاً در مسائل و مناسك جداً خوددارى شود.
نتيجه بيان ناقص
در اعمال و مناسك حج مسائل جديد و مورد ابتلا فراوان است و خداى ناكرده بيان ناقص و غلط مسائل موجب بطلان عمل و گرفتارى حجاج محترم و عُسر و حَرَج مىگردد.
آثار زيانبار وسواس
وسواس در برنامهها و مراسم و عبادت ها و ادعيه موجب كسالت و بىتوجهى در واجبات مىشود.
بكارگيرى تمام توان
حجاج محترم و روحانيون معظم كاروان ها، تمام همّ خود راصرف در تعليم و تعلّم مناسك حج كنند.
حج مطلوب
حضرات آقايان علماى محترم كوشش فرمايند كه زائران محترم را به وظايف خود آشنا نمايند تاصورت حج، مطابق شرع مطهر انجام گيرد.
مسؤوليت خطير
روحانيون ... محترم كاروان هاى حج ... تمام همت و تلاش خود را در برگزارىصحيح و منظم حج به كار گيرند.
برنامهريزى متناسب
روحانيون ... محترم كاروان ها ... متناسب با حضور قشرهاى مختلف؛ اعم از بىسواد و باسواد، براى آنان برنامهريزى كنند.
لزوم جديت روحانيون
بايد خيلى جديت كنيد به اينكه اين مردمى كه بسيارىشان مسائل
حج را خوب نمىدانند مسائل حج را براى اينها بگوييد.
استمرار آموزش
بايد آقايان ... اين جلسات را هر روز داشته باشند.
سادگى در بيان
به روحانيون محترم عرض مىكنم ... مسائل را بهطور وضوح كه همه كس بفهمد ... به گروه خود ياد دهيد.
دقت در بيان مسائل
روحانيون عزيز ... مسائل را به طور واضح و دقيق بيان ... كنند.
آموزش با سعهصدر
روحانيون ... با سعهصدر ... زائران محترم بيتاللَّه را در آموزش و تعليم مناسك و مسائل حج همراهى كنند.
برنامهريزى
بايد روحانيون به هركس كه در كاروان هست بگويند كه روىميزان و روى برنامه بايد كارها انجام بگيرد نه اينكه هرج و مرج باشد و هركه هر طور دلش مىخواهد عمل بكند.
تأثير ماندنى حج
... از تأثير بزرگى كه حج براى هميشه در سرنوشت انسان مىگذارد غافل نشوند.
آمادگى دلها
... در آن فضا و شرايط معنوى همه دلها براى تحول و پذيرفتن حق آماده است.
سفر الى اللَّه
توجه داشته باشيد كه سفر حج ... سفر الى اللَّه است.
سفر مبارك
من اميدوارم كه انشاءاللَّه آقايان موفق بشوند با سلامت و پيروزى اين سفر مبارك را طى كنند.
تجارت و حج
مباد اين سفر را سفر تجارت قرار بدهيد و امور تجارى در اين سفر مطرح باشد.
سفر تحصيل دنيا
توجه داشته باشيد كه سفر حج ... سفر تحصيل دنيا نيست.
حج، سفر الى اللَّه
سفر، سفر الى اللَّه است نه سفر به سوى دنيا، آلوده به دنيا نكنيد.
احتمال سقوط
بدانيد با اين سفر ممكن است كه شما يك آبروى بسيار زياد پيش
خداى تبارك و تعالى پيدا كنيد و ممكن است كه خداى نخواسته سقوط پيدا كنيد.
مراقبت از خويش
از خودتان بسيار پاسبانى بكنيد.
بايد به شدت مواظب حركات خود بود.
خدايى بودن امور
رجم شيطان
اين سفر الهى را شما مىرويد و رجم شيطان مىكنيد، اگر چنانچه خداىنخواسته خودتان ازجنود شيطان باشيد خودتان را هم رجم مىكنيد.
رجم رحمانى
شمابايد رحمانىبشويد تارجمتان رجمجنودرحمان به شيطان باشد.
تلبيه و پذيرش خدا
شما در ... ميقات كه مىرويد، لبيك به خدا مىگوييد؛ يعنى تو دعوت كردى و ما اجابت، مبادا يك عملى انجام بدهيد كه خداى تبارك و تعالى بفرمايد كه خير شما را من قبول ندارم، براى اينكه شما اسلامى نيستيد.
دورى از آلودگى
مواقف كريمه مبادا آلوده بشود به يك معصيتى، به يك خلافى.
بردن آبروى اسلام
اين مواقف كريمه مبادا آلوده بشود ... به يك چيزى كه علاوه براينكه پيش خدا آبرو از دست برود پيش اهل دنيا آبروى اسلام از دست برود.