ghaemiyeh.com
سرشناسه : احساني، محمد، ۱۳۴۱ -
عنوان و نام پديدآور : هديه و سوغات در سفرهاي زيارتي/نويسنده محمد احساني.
مشخصات نشر : تهران: نشر مشعر، ۱۳۹۰.
مشخصات ظاهري : ۱۲۹ص.
شابك : 978-964-540-293-6
وضعيت فهرست نويسي : فيپا
يادداشت : كتابنامه:ص.[۱۲۶] - ۱۳۰.
موضوع : هديه-- جنبههاي مذهبي-- اسلام
موضوع : يادگاريها-- جنبههاي مذهبي-- اسلام
موضوع : مسافرت-- آداب و رسوم -- جنبههاي مذهبي -- اسلام
رده بندي كنگره : BP۲۵۰/۳/الف۳ھ۴ ۱۳۹۰
رده بندي ديويي : ۲۹۷/۶۳۲
شماره كتابشناسي ملي : ۲۳۲۲۳۴۳
ص1
ص2
ص3
ص4
ص5
ص6
ص7
ص8
ص9
چه زيباست كه ديدارها و يا بازگشت از سفرها همراه با هديه و سوغات باشند، تا لذتبخشتر و مودتآميزتر گردند. هديه و سوغات موجب جلب دوستى و محبت مىشود؛ اين عمل، هم بازگشت از سفرها را شيرين مىسازد و هم ياد و خاطره هديهدهنده را در ذهن هديهگيرندگان زنده نگه مىدارد.
چه بسيار هدايايى كه ياد يك دوست، يك سفر و يا يك شهر را سالها خاطرهانگيز كرده و نگاه به آنها يادآور زيبايىهاى خاصى است؛ سجادهاى كه از كربلا آمده، عطرى كه از سفر مكه و مدينه به دست فردى رسيده، يادآور صفاى معنوى اين شهرهاست. امّا اين سنت
پسنديده در طول تاريخ دستخوش تغييرات فرهنگى، اقتصادى و اجتماعى شده است. ديگر سوغات مكه و مدينه بوى سرزمين وحى را نمىدهد. ديگر سوغاتها و هديهها خاطرهانگيز نيستند و محبتها را جلب نمىكنند. به جنبه مادى آن بيشتر از جنبه معنوى توجه مىشود و چشم همچشمىها نيز خلوص نيت را از بين برده است.
اثر پيشرو با عنوان «سنّت هديه و سوغات در سفرهاى زيارتى» به قلم محقق محترم آقاى محمد احسانى تدوين شده است. نويسنده محترم اين سنت حسنه را بررسى كرده و ضمن بيان بايستههاى هديه، به آسيبهاى هديه و راهكارهاى پيشگيرى از آنها پرداخته است. اميدواريم اين اثر، براى همه زائران سفرهاى زيارتى مفيد و راهگشا باشد.
انه ولي التوفيق
مركز تحقيقات حج
گروه اخلاق و اسرار
از جمله سنتهاى رايج ميان مسلمانان سنت هديه دادن است كه در قرآن و روايات نيز به آن اشاره شده است.
پيامبر اسلام (ص) و اهلبيت (عليهم السلام) ضمن عمل به اين سنت، به مسلمانان نيز سفارش كردهاند تا به همديگر هديه دهند و اين سنت اسلامى را زنده نگه دارند؛ زيرا هديه دادن افزون بر ايجاد سرور و خوشحالى، در قلب انسان نيز اثر مىگذارد و بسيارى از صفات ناپسند، همانند كينه، دشمنى و بخل را از ميان برمىدارد و محبت و دوستى را به جاى آنها مىنشاند.
سوغات سفرهاى زيارتى از نمونههاى
آشكار اين سنت اسلامى است كه در روايات هم به آن سفارش شده است.
در اين كتاب، موضوع هديه و سوغات، بهويژه در سفرهاى زيارتى حج، بررسى مىشود تا پس از آشنايى با ابعاد مختلف آن، زمينه عمل بهتر و بدون آسيب به اين سنت دينى و اجتماعى فراهم گردد. چه اينكه بعضى افراد در عمل به اين سنت دچار افراط و تفريط مىشوند كه ناشى از عدم آشنايى آنان با سنت هديه است. هرچند كه هديه، سنت پسنديدهاى است و نقش مهمى در پيوندهاى اجتماعى دارد، خالى از آسيب نيست و بايد آن آسيبها را بررسى و به زائران ارائه نمود تا هنگام تهيه آن گرفتار جنبههاى منفى هديه و سوغات نگردند.
براى آشنايى با بحث ابتدا مناسب است واژگان سنت، هديه و سوغات را تعريف نماييم و آنگاه به معرفى اماكن زيارتى بپردازيم.
واژه «سنت» به معناى طريقه، روش، سيره، طبيعت، (1)هنجار، قانون، فرمان، ناموس و مانند آن آمده است. (2)منظور از سنت در زمينه هديه به معناى همان روش رايج ميان مسلمانان است كه معمولًا هر كس از سفرهاى زيارتى، و به ويژه سفر حج برمىگردد، براى دوستان، بستگان و
بازديدكنندگان هديه و سوغات مىآورد. اين سنت جزو آداب و مستحبات اسلامى است كه ريشه در گفتار و سيره معصومين (عليهم السلام) دارد.
هِدْيه، از ريشه «هَدَى» به معناى هدايت كردن، رهنمون شدن، تهيه كردن، بردن، فرستادن، و نيز به معناى ارمغان، چشم روشنى، پيشكش، نذر، قربانى و امثال آن آمده است. (1)«سوغات» نيز يك واژه فارسى است كه به معنى آسان بودن، گوارا بودن، لذتبخش و لطيف بودن، (2)هديه، تحفه، رهآورد، ارمغان و بخشش به كار رفته است. (3)همه اين معانى در مفهوم سوغات نهفتهاند؛ زيرا هنگامى كه سوغات به كسى داده مىشود، به نظر او لذت بخش، گوارا، لطيف و زيباست.
بنابراين منظور از سوغات در اين بحث، همان معناى عرفى هديه است؛ يعنى چيزى كه مسافر در سفر تهيه و هنگام مراجعت، به
ديگران، اهدا مىنمايد.
منظور از «سفر زيارتى» روشن است و ابهامى ندارد؛ زيرا هر كس اين عبارت را به كار ببرد يا بشنود، اين معنا در ذهنش تداعى مىشود كه اگر انسان تصميم بگيرد و اقداماتى براى رفتن به مكان مقدسى مانند مكه مكرمه يا عتبات عاليات انجام دهد و در نتيجه عازم مسافرت گردد، گفته مىشود كه به سفر زيارتى رفته است. در اين نوشتار، همين معنا منظور است.
زيارت و طواف خانه خدا، آرزوى هر مسلمان است. هر چند حج، در تمام عمر يكبار واجب است. (1)ولى افزون بر آن، هر سال نيز در همان ايام خاص، به جاى آوردن حج مستحب است، همانگونه كه سيره معصومين (عليهم السلام) نيز نشاندهنده تكرار حج و عمره به عنوان يك عمل مستحبى و داراى ثواب اخروى بوده است. البته، آن
1) مناسك حج، روح الله خمينى/، ص 12.
بزرگواران با توجه به شرايط اجتماعى در به جاى آوردن حج واجب يا مستحب، يكسان عمل نكردهاند، برخى از معصومان (عليهم السلام) بيشتر، و برخى كمترحج گزاردهاند. درباره امام حسن مجتبى (ع) نقل شده است كه بيست مرتبه پياده به حج رفت و مناسك خانه خدا را انجام داد. (1)
در ميان سفرها، سفر حج از ويژگى خاصى برخوردار است؛ چرا كه حج افزون بر جنبه معنوى، داراى جنبههاى مختلف ديگرى است كه در غير آن پيدا نمىشود. جنبههاى سياسى، اجتماعى، زيارتى، بازديد از آثار كهن اسلامى و ملاقات با مسلمانان سراسر جهان تنها در حج ميسر است. سفر به جايى كه نهصد نفر از انبياى الهى به آنجا رفته، خانه خدا را زيارت كرده و نماز گزاردهاند. (2)زيارت كعبه در واقع پاسخ به نداى حضرت ابراهيم خليل (ع) است. امام باقر (ع) فرمود:
خداوند متعال، چون ابراهيم (ع) را فرمان
داد كه ميان مردم نداى حج دهد، بر «مقام» ايستاد و بالاى آن رفت تا اينكه روبهروى كوه ابوقبيس قرار گرفت. پس در ميان مردم به حج ندا داد و آن را به گوش همه آنانى كه تا برپايى قيامت در صلب مردان و رحم زنان هستند، رساند.(1)
مقصود از «عتبات عاليات» به صورت صفت و موصوف به معناى آستانههاى عالىمقام، همان زيارتگاههاى واقع در كربلا، نجف، كوفه، كاظمين و سامرا است كه در كشور عراق قرار دارند. سفر به اين شهرها براى زيارت امامان معصوم (عليهم السلام) و ياران و نزديكان آنان ثواب فراوان دارد. از «جابر بن عبدالله انصارى» نقل شده است كه امام محمد باقر (ع) فرمود: «زيارت قبر حسين (ع)، سبب آمرزش گناهان انسان مىشود، در رفت و آمد [به مرقد]،
1) الامام الباقر 7: «إنَّ اللهَ جَلَّ جَلالُهُ لَمّا أَمَرَ ابراهيمَ 7 ينادى فِى النّاسِ بِالحَجِّ قامَ عَلَى المَقامِ، فَارتَفَعَ بِهِ حَتّى صارَ بِازِاءِ ابَىقُبَيس، فَنادى فِى النّاسِ بِالحَجِّ، فَأَسمَعَ مَن فى اصلابِ الرِّجالِ وَ ارحامِ النِّسِاء إلى أَن تَقومَ السّاعَةً»؛ حج و عمره در قرآن و حديث، محمد محمدى رى شهرى، ترجمه: جواد محدثى، ص 198.
نيز گناهانش آمرزيده مىشود». (1)در روايت ديگر از امام صادق (ع) درباره ثواب زيارت قبر حسين (ع) چنين آمده است:
هر كس حسين (ع) را با شناخت حق او زيارت كند، خداوند پاداش هزار حج مقبول و هزار عمره مقبول را براى او مىنويسد و گناهان گذشته و آينده او را مىآمرزد.(2)
آنچه از مجموع روايات به دست مىآيد، تشويق مردم به زيارت قبور ائمه اطهار (عليهم السلام) است تا ضمن احياى شعاير الهى، ياد و خاطره آن بزرگواران نيز زنده نگهداشته شود.
شهر مشهد از جمله شهرهاى زيارتى است كه به سبب وجود مرقد مطهر حضرت على
1) فَضلُ زيارة الحُسَينِ ع عَن جابِر عَن ابَىجَعفَر ع: زيارَة قَبرِ الحُسَينِ ع يغفَرُ لِلرَّجُلِ الذُّنوبُ، وَ يغفَرُ لَهُ فى ذَهابِهِ وَ مَجيئهِ»؛ دانشنامه امام حسين ع، محمد محمدى رىشهرى، ترجمه: عبدالهادى مسعودى، ج 11، ص 6.
2) محمد بن مسلم، عن ابى عبد الله ع: «مَن زارَ الحُسَينَ ع عارِفاً بِحَقِّهِ كَتَبَ اللهُ لَهُ ثَوابَ الفِ حَجَّة مَقبولَة وَ الفِ عُمَرة مَقبولَة»؛ همان، ص 16.
بنموسى الرضا (ع) اهيمت يافته است و هر مسلمانى شوق سفر به آن را در دل مىپروراند. دوستداران و پيروان آن حضرت در تمام سال از نقاط مختلف دنيا عازم ديار خراسان هستند و حاجتهاى خود را از آن امام مىگيرند. حتى غير مسلمانان نيز براى حل مشكلاتشان به امام رضا (ع) متوسل مىشوند. جالب است، نخستين ضريح نقرهاى حرم را شخص زردشتى كه هنوز مسلمان نشده بود، ساخت و بر مرقد آن حضرت گذاشت. او در اثر توسل به امام (ع) از بيمارى سختى شفا يافته بود. (1)
سفر به مشهد بعد از مكه و كربلا، ارزش خاصى دارد و به زائران، طراوت روحى و قوت معنوى مىبخشد. در زمينه زيارت حضرت علىبن موسى الرضا (ع) و آثار معنوى و تربيتى آن، روايات بسيارى وجود دارند كه به نمونههايى از آنها اشاره مىگردد. پيامبر فرمود: «پاره تن من در خراسان دفن مىشود، كسى كه او را زيارت
1) در مكتب عالم آل محمد ع، على قائمى، ص 469.
كند، خداوند رنج وى را از بين ببرد و گناه او را بيامرزد».(1)
همچنين خود امام رضا (ع) فرمود: «آنكس كه از دوستان ما و عارفان به حق ما به زيارت من بيايد، در قيامت حتماً او را شفاعت خواهم كرد» و در سند ديگرى فرمود: «براى او بهشت را ضمانت مىكنم». (2)از براى زيارت مرقد امام هشتم (ع) هدايايى است كه مهمترين آنها، همان كسب معنويت و تكامل روحى است كه در اثر توسل به آن حضرت نصيب زائر مىشود. هديههاى مادى و سوغاتىها نيز بايد متناسب با شأن و مقام زائر امام رضا (ع) باشد و نبايد در آن هيچگونه افراط و تفريطى صورت گيرد. در غير اين صورت، از اجر و پاداش معنوى زائر كاسته مىشود.
افزون بر زيارت خانه خدا، زيارت
پيامبر اسلام (ص) و ديگر ائمه معصوم (عليهم السلام)، مكانهاى زيادى در كشورهاى اسلامى هستند كه امامزادگان و بزرگان دين در آنها مدفونند و رفتن به زيارت آنان نيز جزو سفرهاى زيارتى شمرده مىشوند. قم، رى، شيراز و خيلى از شهرهاى ديگر، امام زادگانى را در خود جاىدادهاند كه هر سال پذيراى زائران عاشق و دلبسته به خاندان عصمت و طهارت (عليهم السلام) هستند. بهويژه شهر قم به بركت كريمه اهلبيت، مركز تعليم و تربيت جهان اسلام قرار گرفته است و در طول سال، ميليونها نفر، حرم حضرت معصومه (س) و مسجد مقدس جمكران را زيارت مىكنند.
امام رضا (ع) و امام جواد (ع) ضمن سفارش به زيارت حضرت معصومه (س) ثواب زيادى را براى آن ذكر كردهاند. «سعد بن سعد» مىگويد از حضرت رضا (ع) درباره فاطمه دختر موسى بن جعفر (ع) پرسيدم، فرمود: «
مَن زارَها فَلَهُ الجَنَّة
(1)«هر كس او زيارت كند،»
1) زندگانى حضرت معصومه و تاريخ قم، سيد مهدى صحفى، ص 39.
بهشت براى او است». امام جواد (ع) نيز فرمود: «
مَن زَار قَبرَ عَمَّتِي بِقُم فَلَهُ الجَنَّة»
؛ «كسى كه قبر عمه مرا در قم زيارت كند، بهشت براى او است» (1)احاديث در فضيلت زيارت حضرت معصومه) س (و زيارت عبدالعظيم حسنى و ديگر امامزادگان بسيار است و سيره بزرگان نيز در طول تاريخ، مداومت بر زيارت آنان بوده است و اينها همه نشاندهنده جايگاه آن بزرگواران نزد خداى متعال است كه بايد به زيارت ايشان رفت.
1) همان، ص 39.
قبل از بيان اقسام هديه، مناسب به نظر مىرسد كه به موضوع هديه در اسلام اشارهاى داشته باشيم تا با آگاهى بيشتر، به بحث بپردازيم.
اسلام براى برقرارى روابط اجتماعى و ايجاد مهر و محبت بين افراد جامعه راههاى زيادى را ارائه كرده است تا با بهكارگيرى آن راهها، پيوند مردم به يكديگر بيشتر و محكمتر گردد. ارزشهاى اخلاقى و رفتارهاى پسنديده، اغلب بر روابط انسانها تأثير مىگذارند. يكى از روشهاى مؤثر در جذب و هدايت افراد و پايهگذارى دوستى با آنان، هديه دادن است. هديه دادن آثار تربيتى فراوان
دارد و بسيارى از ناهنجارىهاى رفتارى را برطرف و از بروز اختلاف جلوگيرى مىكند.
سخنان پيامبر گرامى اسلام (ص) و اهلبيت (عليهم السلام) درستى و پسنديده بودن هديه را بيان مىكنند. رسول خدا (ص) مىفرمايد:
تَهادَوا، فَإِنَّ الهَدِيَّةَ تَسُلُّ السَّخائِمَ وَ تُجْلِي ضَغائِنَ العَداوَةِ وَ الاحقادِ.(1)
به يكديگر هديه دهيد؛ زيرا هديه بدخواهىها را [از دل] بيرون مىكشد و كينههاى دشمنى و نفرتها را بر طرف مىكند.
پيامبر (ص) در اين حديث به هديه دادن دستور داده و برخى آثار تربيتى آن را بيان داشته است؛ رفع كينه و كدورت، ايجاد آشتى و دوستى از جمله نتايج مثبت اين سنت اسلامى است. امام على (ع) فرمود:
لأَن اهدِيَ لأِخِي المُسلِمِ هَدِيَّةً تَنفَعُهُ، أحَبُّ الَيَّ مِن أَن أَتَصَدَّقَ بِمِثلِها (2)
اگر به برادر مسلمان خود هديهاى دهم
كه به كارش آيد، خوشتر است نزد من از اينكه همانند آن هديه صدقه دهم.
امام صادق (ع) نيز در اين زمينه فرمود: «
تَهادَوا تَحَابُّوا، فَإِنَّ الهَدِيَّةَ تَذهَبُ بِالضَّغائِن
»؛ (1)«به يكديگر هديه دهيد تا نسبت به هم با محبت شويد؛ زيرا هديه كينهها را از بين مىبرد».
هديه داراى انواعى متعدد است؛ ازاينرو جهت استفاده بهتر از مطالب، مناسب است به گونههاى مختلف هديه توجه و براساس آيات و روايات، دسته بندى شود. هديه در متون اسلامى، به لحاظ محتوا و چيزى كه به عنوان هديه داده مىشود، از نظر دريافت كنندگان هديهو هماز اين جهت كه هديه دهندگان چه كسانى هستند، به انواع مختلفى قابل تقسيم است. در اينجا ضمن اشاره به اقسام هديه، محور اصلى تقسيم بندى دريافت كنندگان هديه خواهند بود. به اين دليل كه هديه از
1) همان، ص 7.
اين نظر داراى تنوع بيشتر بوده و هم با بحث بعدى كه بررسى تناسب هديه با دريافت كنندگان آن است، هماهنگى بيشترى دارد.
آن گونه كه از آيات و روايات و عرف جوامع اسلامى بر مىآيد، كاربرد هديه اختصاص به ماديات ندارد، بلكه در امور معنوى نيز در خور تعميم و تحقق پذير است. ولى از آنجا كه ارزشهاى غير مادى و معنوى از نظرها پنهانند و در زندگى انسان چندان نمود عينى ندارند، بهگونهاى كه هر كس آن را لمس كند. از اين رو معمولًا مورد غفلت توده مردم واقع مىشوند؛ در حالى كه ارزش و اهميت هداياى معنوى به مراتب بيشتر از هديههاى مادى است. چرا كه هديههاى معنوى از دوام و بقاى زيادترى برخوردار و براى هميشه ماندگارند. همين ارزشها و امور خيريه هستند كه به وسيله خود انسان يا ديگران پيشفرست مىشوند و در زندگى پس
از مرگ او رهگشا و كارساز خواهند بود. در اين فراز از گفتار به چند نمونه از هديههاى معنوى كه در قرآن و سخنان معصومين (عليهم السلام) ذكر شده اشاره مىكنيم.
حضرت موسى (ع) پس از بازگشت به نزد بنى اسرائيل گفت:
فَفَرَرْتُ مِنْكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لِي رَبِّي حُكْماً وَ جَعَلَنِي مِنَ الْمُرْسَلِينَ (شعراء: 21)
و چون از شما ترسيدم از ميان شما فرار كردم و پروردگارم به من حكمت و دانش بخشيد، و مرا از پيامبران قرار داد.
كى از چيزهاى كه در زبان پيامبر اسلام (ص) به عنوان هديه ياد شده، عقل و انديشه آدمى است. حضرت در اين زمينه مىفرمايد: «
الَعقلُ هَديَّةٌ مِنَ الله»
؛ «خرد ارمغان خداوند است».(1)
كلام حكمت آميز
1) خرد گرايى در قرآن وسنت، محمد، رىشهرى، ترجمه: مهدى مهريزى، ص 50.
و توأم با پند و اندرز هم در روايات مصداق هديه شمرده شده است. پيامبر اكرم (ص) فرمود:
إنَّ افضَلَ الهَديَّة او افضَلَ العَطيَّةِ، الكَلِمَةُ مِن كَلامِ الحِكمَةِ يَسمَعُهَا العَبدُ ثُمَّ يَتَعَلَّمُها، ثُمَّ يُعَلِّمُها
بهترين هديه يا بهترين عطا، سخن حكيمانهاى است كه آدمى آن را بشنود و ابتدا خود آن را ياد بگيرد و سپس [به ديگران] ياد دهد. (1)
در برخى روايات ارزشهاى اخلاقى مانند صبر، رضا، زهد، اخلاص، يقين و توكل بر خداى متعال به عنوان هداياى الهى معرفى شدهاند. هداياى كه عامل تكامل روحى و معنوى و برقرارى رابطه نيكو با خدا و بندگان خدايند. (2)
انسانى كه از اين گونه صفات پسنديده برخوردار است، جايگاه خاصى در نظام ارزشى دارد و در دنيا و آخرت سرفراز است. اين خصلتها به آسانى به دست نمىآيد و لطف و عنايت خداوند است كه انسان را به اين گونه اوصاف آرايش مىدهد. بنابراين، از بهترين هديههاى خداوند اوصاف فاضله و پسنديده است كه نصيب آدمى مىگردد. همچنين از رسولخدا (ص) نقل شده كه خداوند مىفرمايد:
الْمَعْرُوفُ هَدِيَّةٌ مِنِّي إِلَى عَبْدِيَ الْمُؤْمِنِ إِلَى أَنْ قَالَ وَ أَيُّمَا عَبْدٍ خَلَقْتُهُ فَهَدَيْتُهُ إِلَى الْإِيمَانِ وَ حَسَّنْتُ خُلُقَهُ وَ لَمْ أَبْتَلِهِ بِالْبُخْلِ فَإِنِّي أُرِيدُ بِهِ خَيْراً (1)
معروف هديهاى است از جانب من به بنده مؤمنم، هر بندهاى را كه آفريدم به ايمان رهنمون كردم، اخلاقش را نيك قرار دادم و به بخل گرفتار نكردم، زيرا خوبى او را مىخواهم.
حضرت سليمان (ع)
1) مستدركالوسائل، ج 7، ص 33.
از خداوند درخواست بخشش و سلطنت بىنظير در گستره تاريخ را كرد.
قالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ هَبْ لِي مُلْكاً لا يَنْبَغِي لأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ (ص: 35)
گفت: پروردگارا! مرا ببخش و حكومتى به من عطا كن كه بعد از من سزاوار هيچكس نباشد كه تو بسيار بخشندهاى.
يكى از اقسام مهم هديههاى معنوى، هديه به اموات و مردگان است كه اختصاص به امور غير مادى دارد. اموات به هديه بازماندگان بسيار نيازمند هستند تا در اثر اهداى كارهاى خير به آنان، در رفع عذاب يا ترفيع درجه به ايشان كمك كنند. بدين طريق كه كار خيرى مانند نماز، صدقه، تلاوت قرآن، توسل به اهلبيت (عليهم السلام) انجام دهند و ثوابش را به روح گذشتگان هديه نمايند. هر كار نيكى را مىتوان ثوابش را به مردگان هديه كرد. حتى عمل خيرى كه هم جنبه مادى دارد و هم جنبه معنوى، مىتوان پاداش معنوى آن را به ميل خود به ديگرى هديه
كرد.(1)
در باب هديه به اموات روايات فراوانند و به عنوان نمونه به برخى آنها اشاره مىگردد. امام على (ع) در روايتى نقل كرده است كه رسولخدا (ص) فرمود: «
مَا أُهْدِيَ إِلَى الْمَيِّتِ هَدِيَّةٌ وَ لَا أُتْحِفَ تُحْفَةٌ أَفْضَلُ مِنَ الاسْتِغْفَارِ
»؛ «هيچ هديه و تحفهاى براى ميت، بهتر از طلب آمرزش براى او نيست». (2)پيامبر (ص) در حديث ديگرى فرمود:
أَهْدُوا لِمَوْتَاكُمْ، فَقُلْنَا يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا هَدِيَّةُ الأَمْوَاتِ؟ قَالَ الصَّدَقَةُ وَ الدُّعَاءُ (3)
براى اموات تان هديه كنيد، پرسيدند: هديه اموات چيست؟ فرمود: صدقه و دعا.
از اين روايات هم اهميت هديه به مردگان و هم نوع آن استفاده مىشود؛ زيرا رسول خدا (ص) به هديه دادن به اموات دستور داده و فرموده: بهترين هديه براى آنان طلب آمرزش و صدقه و دعا است؛
زيرا دعا و استغفار موجب مغفرت ميت مىشود و اگر در عذاب و سختى باشد، زمينه رهايى او فراهم مىگردد. همچنين صدقه از اعمال خير است كه ثوابش به ميت مىرسد. هديه به اموات به موارد يادشده اختصاص ندارد و هر عمل خيرى بدين نيت انجام گيرد، نتيجهاش به روح ميت مىرسد. زائران مكه و مدينه كه در بهترين مكانها حضور پيدا مىكنند و در مسجدالحرام و مسجدالنبى (ص) اگر دو ركعت نماز به اموات هديه كنند، ثواب فراوان دارد و عامل نجات آنها از گرفتارى و رفعت درجهشان مىگردد. چرا كه نماز در اين دو مسجد برابر با هزاران نماز در مكانهاى ديگر است. خوب است زائران به جاى صرف وقت در امور بىارزش مانند خريد و گشت و گذار به اين گونه كارها بپردازند كه هم براى خودشان و هم براى اموات آنان اثربخش است.
آنچه در موضوع هدايا به ذهن انسان
تداعى مىكند و در عرف مردم رايج است، هديه مادى است كه به صورت كالا و شئ مادى اهدا مىشود. شايد به اين دليل كه انسانها معمولًا با ماديات سروكار دارند و هر چه مىدهند و دريافت مىكنند از سنخ اشياى مادى است و چندان توجهى به امور معنوى ندارند. چون امور معنوى خارج از دسترس حس و تجربه است و توجه بدان فكر و تعمق بيشترى نياز دارد. از اين رو، هرگاه واژه «هديه» به كار رود، هديه مادى به ذهن انسان خطور مىكندو كمتر كسى به هداياى غير مادى توجه دارد. بدين جهت، در سفرهاى زيارتى هم توجه اصلى به هداياى مادى است.
قرآن كريم به هديه مادى اشاره كرده و آن را تاييد كرده است. همان گونه كه در داستان سليمان (ع) و بلقيس آمده است، ملكه سبأ اموال گران قيمتى را به سليمان هديه كرد و ظاهراً سليمان هم آن را پذيرفت؛ چون قرآن از برگردانيدن آن
خبر نداده و سليمان فقط به رئيس گروه اعزامى بلقيس فرمود: به سوى آنان برگرد. (1)علاوه بر اين، آيات ديگرى در قرآن وجود دارد كه بر هديه مادى صراحت دارد. در اين باره آمده است: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ؛ «ستايش مخصوص خدايى است كه در پيرى، اسماعيل و اسحاق را به من بخشيد». (ابراهيم: 39) در اين آيه مقصود از هبه كه به معناى هديه و بخشش بدون عوض است، هديه مادى و اعطاى فرزند است. همچنين در جاى ديگر مىفرمايد: وَ امْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَها لِلنَّبِيِّ؛ «و زن با ايمانى كه خود را به پيامبر ببخشد (و مهرى براى خود نخواهد)». (احزاب: 50) بخشش و اعطاى نفس در مورد زنى كه خود را به پيامبر (ص) هديه كرد، از اين آيه به دست مىآيد.
هداياى مادى انواع مختلف دارند كه به همه آنها نمىتوان پرداخت و اجمالًا از آيات
1) ارْجِعْ إِلَيهِمْ نمل: 37.
و روايات به خوبى بر مىآيد كه يكى از مهمترين اقسام هديه، هديه مادى است. در داستان سفر پيامبر (ص) به طايف و برخورد سران ثقيف با آن حضرت آمده است كه هنگام آوردن دو خوشه انگور و ظرف آب نزد ايشان از عَدّاس (غلام نصرانى) پرسيد، اين صدقه است يا هديه؟ وقتى غلام گفت هديه است، حضرت با گفتن «بسم الله الرحمن الرحيم» از آن استفاده كرد. (1)پيامبر اسلام (ص) هديه را در اين قصه بر انگور و آب به كار برده كه از طرف صاحبان باغ به حضرت اهدا شد و از اشياى مادى بودهاند. اكنون به برخى از جنبههاى هديه مادى اشاره مىكنيم.
مصداق بارز و چشمگير هديه، هديه به زندگان است كه محور اصلى تحقيق را تشكيل مىدهد. هديه به زندگان، به اعتبار بستگان و دوستان قابل تقسيم و دسته بندى است. ولى به جهت اختصار به
1) وَضَعَهُ بَينَ يدَيهِ، فَقالَ ص: «هَدية، أم صَدَقَة؟» فَقالَ: هَدية فَمَدَّ يدَهُ، وَ قالَ: «بِسمِ اللهِ الرَّحمِن الرَّحيم»؛ البرهان فى تفسير القرآن، ج 4، ص 113.
مهمترين آنها اشاره مىشود.
اسلام بيش از ديگر مكاتب به والدين احترام و عظمت بخشيده است. حقوقى را كه اسلام براى پدر و مادر مشخص كرده، بسيار فراتر از حقوقى است كه براى ديگران قائل شده است. چرا كه پدر و مادر در حقيقت مربى فرد و جامعه هستند و نسل جوان در دامان آنها پرورش مىيابند. قرآن مكرر از پدر و مادر به عنوان دو ركن اصلى خانواده و تأثيرگذار در تربيت فرزند ياد نموده و از آنها تمجيد كرده است. در برخى آيات قرآن، اطاعت از پدر و مادر در كنار توحيد عبادى(1)و شكر خداى متعال (2)آمده است كه اين تقارن بر اهميت موضوع پيروى از والدين و رفعت مقام آن دو، دلالت دارد. (3)
1) وَ قَضى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِياهُ وَ بِالْوالِدَينِ إِحْساناً؛ «پروردگارت حكم كرده است كه جز خدا كسى را نپرستيد و به پدر و مادر نيكى كنيد». اسراء: 23
2) أَنِ اشْكُرْ لِى وَ لِوالِدَيكَ؛ «شكرگزار من و پدر و مادرت باش». لقمان: 14.
3) نكته قابل توجه اين كه جايگاه پدر و مادر از راه عقل از باب شكر منعم و جبران زحمات آن دو در طول زندگى فرزند در دوره كودكى و نوجوانى. همچنين، از راه قران و سيره گفتارى و رفتارى معصومين: قابل تبيين است.
احسان به والدين به صورت مطلق، فرزندان را به نيكى با پدر و مادر فرامىخواند و اين اطلاق شامل هديه و هرگونه رفتار مناسب با آنان مىشود. همچنين سيره پيامبر (ص) بر ارسال هديه به پدر و مادر است. ابوطفيل روايت كرده است كه در «جِعرانه» ديدم، زنى نزديك پيامبر آمد، حضرت عباى خود را روى زمين فرش كرد و آن زن روى آن نشست. پرسيدم: اين زن كيست؟ گفتند: حليمه سعديه مادر رضاعى پيامبر است. آن حضرت به حليمه كمك مىكرد و برخى اوقات چيزى براى او مىفرستاد. (1)اگر فرزند به حج و زيارت برود و والدين در وطن باشند، شايسته است به ياد آنان باشد و هنگام تهيه سوغات نخست چيزى مناسب براى پدر و مادر بخرد؛ زيرا اين كار هم عمل به دستور اسلامى است كه به نيكى به والدين فرمان
1) آمنه مادر پيامبر، ص 198.
داده و هم به لحاظ عواطف انسانى خوشحال كردن آنان كار پسنديدهاى است.
زن و شوهر رابطه عميقى با هم دارند و لازم است براى تقويت بيشتر آن در طول زندگى، تحفه و هديهاى بين خود رد و بدل كنند. چرا كه هديه ولو اندك، كدورتها را از بين مىبرد و محبت و دوستى را افزايش مىدهد. به ويژه اگر رابطه زن و شوهر نامتعادل و رنجشهايى ميان آنان وجود داشته باشند، بهترين روش در رفع آن، دادن هديه است. تجربه نشان داده است كه استفاده از شيوههاى عاطفى مانند تقديم هديه كه يك نوع ابراز احساسات به طرف مقابل است، مؤثرترين روش در تحكيم روابط خانوادگى است. اگر زن يا شوهر به سفر معنوى مىرود، شايسته است هديه مناسب و درخور براى همسرش تهيه و به او اهدا كند. البته، تهيه هديه از ناحيه شوهر مناسبتر است، چون او وظيفه تأمين نيازهاى خانواده را
به عهده دارد. رسول خدا (ص) فرمود:
اذا خَرَجَ احَدُكُم الي سَفَرٍ ثُمَّ قَدِمَ عَلى اهلِهِ، فَليُهدِهِم وَليُطرِفهُم وَلَو بِحِجارَةٍ
هرگاه يكى از شما به سفر رفت، هنگامى كه به سوى خانه و خانوادهاش برمىگردد، حتماً براىشان هديه و سوغات آورد، حتى اگر شده، سنگى باشد! (1)
وجود فرزند براى پدر و مادر مايه مسرت و خوشحالى است و حلقه وصلى ميان آن دو شمرده مىشود كه بسيارى از تنشهاى موجود بين زن و شوهر به وسيله آمدن فرزند برطرف مىگردد. رسول خدا (ص) در حديثى فرمود: «
إنَّ الوَلَدَ الصّالِحَ رَيحانَةٌ مِن رَياحينِ الجَنّة
»؛(2)«همانا فرزند صالح گلى است از گلهاى بهشت». تشبيه فرزند به گل در روايت خيلى تشبيه زيبايى است. همان گونه كه گل نياز به پرورش و مراقبت دارد و بايد باغبان همواره بدان اهتمام ورزد تا مايه نشاط و شادابى گردد،
وگرنه به پژمردگى و زردى مىگرايد. همچنين فرزند، به خصوص در دوره كودكى نيازمند تربيت و مواظبت است تا از نظر جسمى و روحى به خوبى پرورش يابد و با دارا شدن وصف صالح و شايستگى، به «گل بهشتى» موسوم گردد. والدين وظايف متعددى نسبت به فرزند دارند و بايد در تعليم و تربيت او تلاش كنند و زمينه رشد روحى و معنوى وى را فراهم آورند. به وعدههاى خود وفا كنند و اگر چيزى به فرزند وعده دادهاند بايد تهيه نمايند. پيامبر اكرم (ص) فرمود:
إذا وَعَدتُمُ الصِّبيانَ، فَفُوا لَهُم، فإنَّهُم لايَرَونَ إلّا أنَّكُم تُرزَقُونَهُم (1)
هر گاه چيزى به كودكان وعده داديد، بدان وفا كنيد؛ زيرا آنها فقط شما را روزى دهنده خود مىشناسند.
اگر پدر و مادر به سفر مىروند بهويژه، سفر حج و زيارت شايسته است هديه مناسب براى فرزندان تهيه نمايند.
1) وسائل الشيعه، ج 15، ص 201.
به ويژه اگر وعده داده باشند، بايد طبق آنچه وعده داده عمل نمايند.
پس از خانواده، هديه به ساير بستگان و دوستان است كه مىتوان به وسيله آن، هم صله رحِم كرد و هم دل آنها را شاد كرد. چون هديه هر اندازه به لحاظ مادى كوچك هم باشد، مايه مسرت ديگران مىشود. شاد كردن قلب مؤمن برترين فضيلت شمرده شده است.
رسول خدا فرمود:
مَن سَرَّ مُؤمِناً فَقَد سَرَّني وَ مَن سَرَّني فَقَد سَرَّ الله (1)
هر كس مؤمنى را مسرور كند، مرا خوشحال كرده و هركه مرا خوشحال كند، خدا را خوشحال نموده است.
هديه دادن به دوستان و بستگان مايه خوشحالى آنها است و در مورد اقوام و خويشاوندان صله رحم هم محسوب مىشود.
1) منتخب ميزان الحكمة، واژه «سرور»، ص 249.
امام حسين (ع) فرمود:
مَن سَرَّه أن يُنسَأَ في أَجَلِهِ وَ يُزدادَ في رِزقِهِ، فَليَصِل رَحِمَهُ (1)
هر كس دوست دارد مرگش به تأخير بيفتد و روزىاش زياد شود، بايد صله رحِم كند.
رسول خدا (ص) نيز فرمود: «
نِعمَ الشَّيءُ الهَديَّةُ مِفتاحُ الحَوائِج
»؛ (2)«هديه چيزى نيكو و كليد حاجتهاست». هديه زائران به بستگان به عنوان صله رحم و ارمغان سفر آثار مثبت فراوانى دارد و اگر به دور از افراط و آسيب باشد، كار ارزشمندى است.
يكى از موارد هديه كه از قديم وجود داشته و تا به امروز جايگاه خود را حفظ كرده است، هديه دادن به اماكن مقدس است. هداياى اماكن معمولًا از امور مادى بوده و براى تأمين فرش و ظرف و نيازهاى ساختمانى و هزينههاى جانبى آن مكانها اهدا مىشود. در رأس مكانهاى
مقدس زيارتگاههاى معصومين (عليهم السلام) هستند كه بخش عظيم هداياى شيعيان را به خود اختصاص داده و مردم با عشق و علاقه تقديم مىكنند. اوقاف مربوط به حرمهاى مباركه اموالى هستند كه مسلمانان در حال حيات به صورت هديه يا وصيت وقف كردهاند. به هر صورت هديههاى اماكن متبركه از اقسام عمده هديه است كه سابقه طولانى در سنت اسلامى دارد و امروز نيز رايج است.
هديه دادن، همانند امور ديگر انسانى و اجتماعى تحت تأثير عوامل متعدد قرار دارد كه هر كدام بر شكلدهى، كميت و كيفيت هديه اثرگذار است. توجه به اين عوامل مؤثر، ضرورى است؛ چرا كه بسيارى از آسيبهاى هديه ناشى از همين عوامل هستند كه اهداكنندگان را تحت تأثير قرار مىدهند. اگر زائر نتواند خود را از عواملى همچون خودپسندى، ريا، چاپلوسى، چشم و همچشمى و امثال آن خارج كند، بدون شك به آسيبهايى برمىخورد كه ممكن است به حج و زيارتش ضرر جبرانناپذيرى
وارد سازد.
اينگونه مسائل، فكر و ذهن زائر را حتى در حال انجام دادن مناسك به خود مشغول داشته و او را از خلوت و راز و نياز با خدا باز مىدارد و ممكن است نتواند با خلوص نيت اعمال عبادى را انجام دهد. همچنين پس از بازگشت از سفر نيز، در ملاقات با بستگان و دوستان، آسودهخاطر نيست. بنابراين، توجه به عوامل مؤثر بر هديه و كاستن آسيبهاى آن براى زائران، بسيار مهم است.
همانگونه كه بيان شد، عوامل تأثيرگذار بر هديه متعددند؛ برخى از آنها درونى و بعضى ديگر، بيرونى هستند. منظور از عوامل درونى هديه، امور باطنى تأثيرگذار بر رفتار انسان است كه در نحوه عملكرد او نقش دارند؛ مانند انگيزهها، باورها، نگرشها و امثال آن. هر چند اينگونه عوامل فراوانند اما در اينجا، جهت رعايت اختصار، به مهمترين آنها
اشاره مىشود.
پيامبر (ص) و اهلبيت (عليهم السلام) در زمينه هديه و انگيزههاى آن، سخنان زيادى دارند و زائران را به داشتن اخلاص در هديه دادن توصيه كردهاند. رسولخدا (ص) درباره انگيزههاى مردم در هديه مىفرمايد:
الهَدِيَّةُ عَلى ثَلاثَةِ اوجُهٍ: هَدِيَّةُ مُكَافَاةٍ وَ هَدِيةُ مُصَانَعَةٍ وَ هَدِيةٌ للهِ عَزَّوَجَلَّ. (1)
هديه بر سه گونه است: هديه جبرانى، هديه رشوهاى و تملقآميز و هديه براى خداوند عزوجل.
براساس اين روايت، نيت و انگيزه آدمى در اهداى هديه متفاوت است؛ برخى براى آنكه از ديگران هديه گرفتهاند، هديه مىدهند تا كار آنها را جبران كنند، بعضى به افراد صاحب مقام هديه مىدهند تا در كارى به وى كمك نمايند. اما تعدادى هم بدون چشمداشت، فقط براى رضاى خداى متعال هديه اعطا مىكنند. معلوم است كه دسته سوم كارشان ارزشمند
1) كافى، ج 5، ص 141.
و داراى پاداش معنوى است.
در نتيجه آنچه از متون اسلامى برمىآيد نقش مؤثر انگيزه در ارزشمندسازى اعمال از جمله هديه دادن است كه با هر نيتى انجام داده شود، بر پايه آن نيت هم سنجيده مىشود. ازاينرو، به زائران توصيه مىگردد و هدايا را فقط براى اقامه سنت اسلامى تهيه كنند تا مبادا اين كار جنبى و غير ضرورى به معنويت و ارزش عمل حج آسيب رسانده و از ثواب آن عبادتى كه سالها در انتظارش بودهاند، بكاهد.
موضوع هديه، با باورهاى دينى ارتباط عميقى دارد؛ زيرا انديشه دينى بر چگونگى رفتار انسان نسبت به مسئله هديه نقش اساسى دارد. شايد بهلحاظ ظاهرى و رفتار بيرونى بين دو زائرى كه يكى باور دينى قوى و ديگرى باور ضعيف دارند، در تهيه هديه تفاوت چندانى مشاهده نشود، ولى از نظر كيفى و ارزشى
فاصله آن دو خيلى زياد است.
ارزش فعل اخلاقى به دو عامل بستگى دارد: يكى صلاحيت خود عمل و دوم نيت و انگيزه فاعل و اين دو، در حقيقت به منزله جسم و روح عمل اخلاقى هستند؛ يعنى كار اخلاقى هم خود بايد صالح و درست باشد و هم لازم است با نيت و انگيزه صحيحى انجام گيرد تا ارزش پيدا كند. (1)قرآن كريم به هر دو عامل اشاره كرده مىفرمايد:
مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً (نحل: 97)
هر كس كار شايستهاى انجام دهد، خواه مرد باشد يا زن، در حالى كه مؤمن است، به طور مسلّم او را حيات پاكيزهاى مىبخشيم.
عمل شايسته از انسان مؤمن داراى انگيزه الهى، زمينهساز زندگى پاكيزه اخروى است؛ زيرا عمل صالح، هم در زندگى دنيوى انسان مؤثر است و هم او را براى رسيدن به بارگاه قرب خداوندى و مقام
1) اخلاق در قرآن، مصباح يزدى، ج 1، ص 244.
شهود كامل، آماده مىسازد. (1)
از سيره و سخنان معصومين (عليهم السلام) چنين استفاده مىشود كه هديه كارى شايسته و داراى حُسن فعلى است. پيامبر اكرم (ص) فرمود:
لَو دُعِيتُ الى كُراعٍ لأَجَبتُ وَ لَو اهدِىَ إلَيَّ كُراعٌ لَقَبِلتُ (2)
اگر به خوردن پاچه گوسفندى مهمان شوم، اجابت مىكنم و اگر هديه شود، آن را مىپذيرم.
هديه دادن عمل نيكويى است كه اگر با حسن فاعلى همراه گردد، ارزشش افزوده مىشود؛ چون حسن فاعلى ارزش معنوى كار را بالا مىبرد. حسن فاعلى عمل، همان نيت انجام دادن عمل جهت اطاعت فرمان خدا و كسب رضايت او است.
تأثير دوستى و دشمنى بر رفتار انسان امرى مسلم است و هركس در زندگى خود مىيابد كه اغلب رفتارهاى او متأثر از
حب و بغضهاى درونى اوست. شايد به همين علت در قرآن كريم از دوستى با كفار بهشدت نهى شده است تا مبادا رابطه با كافران، بر رفتار مسلمانان اثر بگذارد. خداوند در اين زمينه مىفرمايد:
لا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ (آل عمران: 28)
افراد با ايمان نبايد به جاى مؤمنان، كافران را دوست و سرپرست خود انتخاب كنند و هر كس چنين كند، هيچ رابطهاى با خدا ندارد.
دوستى با كفار خواه ناخواه زمينه رفت و آمد و پيوند روحى با آنان را فراهم مىكند و اين ارتباط عاطفى نيز موجب مىشود كه از اخلاق و ديگر شئون زندگى آنان تأثير پذيرد. از آنجا كه انسان تغييرپذير است با رواج اينگونه ارتباطها، به تدريج دشمنان
اسلام بر جامعه اسلامى تسلط مىيابند. (1)بنابراين قرآن براى پيشگيرى و ايمنسازى فرهنگى و اجتماعى، هرگونه پيوند دوستى با دشمنان اسلام را ممنوع كرده است.
هديه دادن نيز از رفتارهايى است كه تحت تأثير گرايشهاى درونى نظير حب و بغض قرار دارد. مهر و محبت، خشم و نفرت بر هديه و نحوه اعطاى آن تأثير بسزايى دارند. معمولًا انسان به كسانى هديه مىدهد و يا انتظار دريافت هديه را دارد كه باآنان ارتباط عاطفى دارد، نه افرادى كه رابطهاى با آنها ندارد يا مورد نفرت و انزجار او است. از سويى ديگر سفارش شده است كه از مشركان هديه گرفته نشود. پيامبر اسلام (ص) از قبول هديه مشركين امتناع مىورزيد و مىفرمود:
«إنَّا لا نَقبَلُ هَديَّةَ المُشرِك»؛ (2)
«ما هديه هيچ مشركى را نمىپذيريم». بر اين اساس، نبايد به غير مسلمان هديه داد و يا هديه او را
پذيرفت.
زائران وظيفه دارند كه در امر هديه، اعتدال را هم در تهيه هديه و هم در نحوه اعطاى آن رعايت كنند و سعيشان بر اين باشد كه از افراط و تفريط پرهيز كنند. به هر صورت، گرايشهاى درونى بر كميت و كيفيت هديه تأثير دارد و نبايد آن را ناديده انگاشت.
هديه امرى اختيارى است و با انتخاب فرد ارتباط مستقيم دارد. طبيعى است كه ذوق و سليقه افراد متفاوت است و هر كس براساس طبع خود چيزى را انتخاب مىكند. اين مسئله، به هديه اختصاص ندارد، بلكه همه امور زندگى را فرامىگيرد. نوع مسكن، لباس، وسايل آسايش و هر آنچه نياز انسان است، همه متأثر از ذوق و سليقه او هستند؛ به ويژه كارهاى هنرى بيشتر متكى بر ذوق و سليقه فرد است و افراد با سليقه طراحىهاى جذاب و با كيفيتى را ارائه مىدهند. اين بحث در علم هنر و زيبايىشناسى به تفصيل بررسى شده
است. (1)
تجربهنيز بيانگر نقش مؤثر ذوق و سليقه در زندگى اشخاص است و اين مطلب را تأييد مىكند كه زندگى مردم براساس سليقهها و گرايشهاى درونىشان است. مشاهده اوضاع حيات اجتماعى نشان دهنده تفاوتهاى زندگى مردم است؛ همانگونه كه شاهد هستيم، زن و مرد، پسر و دختر، پير و جوان با لباسهاى متفاوت و مدلهاى گوناگون در شهر و روستاى خود سرگرم فعاليت هستند. اگر از شيوه زندگى آنها سؤال شود، خواهند گفت كه اين روش را دوست دارند و موافق ذوق و سليقهشان است. آيه كريمه مىفرمايد:
قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدى سَبِيلًا (اسراء: 84)
بگو هركس طبق روش [و خلق و خوى] خود عمل مىكند و پروردگارتان كسانى را كه راهشان هدايتبخشتر است، بهتر مىشناسد.
به فرموده «علامه طباطبايى»، «شاكله» شامل همه ويژگىهاى فرد است و ذوق و
1) ر. ك: زيبايىشناسى انتقادى، بنيامين و همكاران، ترجمه: اميد مهرگان، ص 150؛ هنر و زيبايى، محمد ضميران، ص 250.
سليقه نيز در زمره خصوصيات او قرار دارد و بر اين اساس، در رفتار وى تأثيرگذار است. (1)
هديه افزون بر عوامل درونى، تحت تأثير علل و اسباب بيرونى نيز قرار دارد. توجه به اين عوامل نيز در تهيه كردن هديه مهم است و بايد با نظر به آنها، اقدام به خريد هدايا كرد. چهبسا ناديده انگاشتن عوامل بيرونى سبب درد سر و زحمت براى صاحبان هديه گردد.
مال و ثروت نقش تعيينكنندهاى در زندگى انسان دارد و در شرايط امروزى كه هزينه معيشت به صورت تصاعدى افزايش يافته است، بدون پول و دارايى نمىتوان زندگى را اداره كرد. همه فعاليتها تحت تأثير امكانات مادى قرار دارند. در قرآن كريم از مال و ثروت به عنوان زينت زندگى دنيا (2)ياد شده و بسيارى از امور
خير مانند انفاق (1)و جهاد در راه خدا (2)نيز بر آن مترتب گشته است. مال و ثروت به خودى خود مذمتى ندارد، بلكه چه بسا عامل خيلى از كارهاى پسنديده است.
اين امر، در تهيه هدايا نقش تعيينكنندهاى دارد و افراد براساس توان مالى خود هديه تهيه مىكنند. شايد از عوامل مهم تهيه هديه، قدرت خريد زائران باشد كه طبق آنچه در اختيار دارند سوغات فراهم مىنمايند. همانگونه كه در زندگى معمولى نيز انسان براساس دارايى و درآمدش، زندگى را اداره مىكند، هرچند كه توان مالى، عامل آبرودارى
1) لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَىءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ؛ «هرگز به [حقيقت] نيكوكارى نمىرسيد، مگر اينكه از آنچه دوست مىداريد، [در راه خدا] انفاق كنيد و آنچه انفاق مىكنيد، خداوند از آن آگاه است». آلعمران: 92
2) الَّذِينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِى سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَة عِنْدَ اللَّهِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْفائِزُونَ؛ «كسانى كه ايمان آوردند، و هجرت كردند، و با مال و جانشان در راه خدا جهاد نمودند، مقامشان نزد خدا برتر است و آنها رستگارانند!» توبه: 20
زائران است و آنها را از شرمندگى نزد بستگان بيرون مىآورد، اما زمينه بسيارى از زيادهروىها را نيز فراهم مىسازد. معمولًا پول بيشتر به خريدهاى زياد و خارج از شئون سفر معنوى حج مىانجامد. كسانى كه از تمكن مالى برخوردار نيستند، معمولًا از اينگونه آسيبها مصون هستند. زائر بايد خود را از قيد و بندهايى كه عامل كاهش معنويت او است، آزاد سازد و هيچگاه اعتدال و ميانهروى را از دست ندهد.
فرهنگ و انسان رابطه متقابل دارند؛ بدين معنا كه از يك سو فرهنگ، محصول فعاليتهاى انسانى است و به امورى اطلاق مىشود كه در اثر رفتار و كردار بشر پديد آمدهاند، از سوى ديگر فرهنگ و مؤلفههاى آن در فكر و رفتار انسان مؤثرند. (1)اين رابطه طرفينى باعث شده است تا فرهنگ جامعه عاملى تأثيرگذار در
1) آسيبشناسى اجتماعى، هدايتالله ستوده، صص 20 و 21.
امر هديه قرار گيرد؛ چرا كه بسيارى از زائران تحت تأثير فرهنگ حاكم بر جامعه و آداب و رسوم رايج در شهر، روستا و محل زندگى خود، عمل مىكنند. جدا سازى فرهنگ از خود و كاستن نقش آن در زندگى فردى و اجتماعى كار سادهاى نيست و هر كس به آسانى نمىتواند از قيد و بند هنجارهاى اجتماعى بيرون آيد.
اين ارتباط و آميختگى در هديه به عنوان يك سنت ديرينه اسلام وجود دارد و برخى از رسوم در باب هداياى زائران دچار افراط و تفريط هستند. البته، جنبه افراطگرى در زمينه هديه حجاج خانه خدا بيشتر مشاهده مىشود. زيادهروى در نحوه خريد، زيادهروى در دادن هديه و امثال آن، فراوان در ميان زائران وجود دارد. اينگونه رفتار، خلاف شأن زائر خانه خدا و متضاد با جايگاه معنوى اوست.
در مجموع، فرهنگ حاكم بر جامعه از عوامل مؤثر در امر هديه است و زائران
نبايد طبق فرهنگ نادرست و اسرافآميز جامعه عمل كنند، بلكه بايد در اصلاح آن تلاش نمايند. وظيفه يك زائر افزون بر اداى مناسك معنوى حج، مخالفت با فرهنگ نادرست جامعه نيز است. با توجه به اينكه زائر، از سفر معنوى خانه خدا بازگشته، گفتار و رفتارش بر ديگران اثربخش است. هر مسلمان مسئوليت دارد جهت بهبود اوضاع فرهنگى و اجتماعى مردم، امر به معروف و نهى از منكر كند. اين موضوع در آسيبشناسى هديه، بيشتر بررسى خواهد شد.
سطح تحصيل و علم نيز عامل تأثيرگذار ديگرى بر مسئله هديه است و از جهاتى بر آن، اثربخش است. اگر زائران از علم و دانش برخوردار باشند، بهتر مىتوانند هديههاى مناسب را تهيه نمايند؛ زيرا معمولًا، افراد تحصيل كرده، بسيارى از امور زندگى و شيوه اداره آن را بهتر از ديگران مىدانند. همين دانايى آنان عامل
كنترل رفتارهاى افراط آميز ايشان مىشود. (1)به فرموده على (ع) جاهل همواره در معرض افراط و تفريط قرار دارد و كارهايى كه انجام مىدهد معمولًا خارج از حد اعتدال است. (2)هديه نيز يكى از كارهايى است كه اگر هديهكننده، از علم و دانش لازم برخوردار نباشد، در اين زمينه دچار آسيب خواهد شد.
در طرف مقابل علم و تحصيل هديهگيرندگان نيز در مسئله هديه مؤثر است. هديه در عين دورى از افراط و تفريط بايد متناسب و درخور شأن و شخصيت گيرندگان نيز باشد. چنانكه عرف جامعه و سيره زائران سفرهاى زيارتى از دير زمان تاكنون آن را تأييد مىكنند. به عنوان مثال براى امام جمعه يا پيشنماز يك شهر يا روستا، مىبايست
سوغاتهايى متناسب با شغل و تحصيل آنان آورده شود. معمولًا براى آنها سجاده نماز، كتاب، انگشتر و نظاير آنها را هديه مىكنند؛ نه وسايل ورزشى يا مانند آن. همچنين براى دانشجويان و دانشآموزان، وسايل فرهنگى و چيزهاى متناسب با سطح تحصيل آنان تناسب دارند، نه اسباببازى يا ابزار كشاورزى.
از جمله كسانى كه انتظار هديه دارند و شايد براى آن نيز برنامهريزى مىكنند، بستگان و اقوام زائر هستند. خويشاوندان هم از جهت پيوند فاميلى و هم به لحاظ عاطفى، شايسته دريافت هديه هستند؛ زيرا آنها حق صله رحم دارند و زائر قبل از هر كس بايد با آنان ارتباط داشته و از ايشان دلجويى نمايد. طبيعى است كه تعداد بستگان و چگونگى روابط خانوادگى و اجتماعى آنان بر كميت و كيفيت هديه زائر، تأثير
مىگذارد. اگر تعداد بستگان زياد باشد، طبعاً هداياى زيادى بايد تهيه كند، وگرنه به همان اندازه، هديه لازم است. همچنين كيفيت و محتواى هديه نيز غالباً براساس روابط بين زائر و بستگان تعيين مىشود. معمولًا بستگان درجه يك در اولويت قرار دارند و شايسته هداياى بهترى هستند. مثلًا پدر، مادر، فرزندان و همسر با بستگان درجه دو و سه تفاوت اساسى دارند. همان گونه كه ميزان مهر و محبت آنان با ديگران تفاوت دارد، هديه به آنها نيز بايد متفاوت باشد. حق مادر در همه شئون زندگى، در درجه نخست و سپس حق پدر و به همين ترتيب، مىبايست قرابت و پيوند بستگان سببى و نسبى رعايت گردد. (1)تجربه نيز نشان مىدهد كه مقدار هديه نيز از نظر كميت و كيفيت، متأثر از تعداد و سطوح مختلف بستگان است. زائرى كه اقوام نسبى و سببى دارد، به
1) ديد و بازديد در اسلام، محمود ارگانى بهبهانى حايرى، ص 222.
تهيه هداياى بيشتر نياز دارد تا زائرى كه بستگان اوليهاش را هم دست از داده است.
همچنين تعداد دوستان نيز در تهيه هديه و مؤثر هستند. دوست و رفيق زياد همانگونه كه در بسيارى از موارد هزينه زندگى انسان را كاهش مىدهد، گاهى هزينه اضافى نيز به دوش او مىگذارد. موضوع هديه سفرهاى زيارتى از جمله امور هزينهافزا است؛ چرا كه دوستان زياد موجب تهيه هداياى بيشتر مىگردند. زائر به ويژه براى رفيق صميمىاش كه رابطهاى گرم با او دارد، بايد سوغات ويژهاى فراهم كند.
هر انسانى مىخواهد، افزون بر اعضاى خانواده، با افراد ديگرى نيز ارتباط برقرار كند و با آنها رفت و آمد داشته و باهم دوست باشند. اين رفت و آمدها و روابط دوستى در نحوه زندگى و رفتار فردى و اجتماعى افراد، نقش بسزايى دارند. علاوه بر رفتار، افكار و انديشه آدمى
را نيز دگرگون مىسازند. (1)دو نفر دوست و رفيق با هم كنش متقابل دارند، هر كدام همانگونه كه از ديگرى اثر مىپذيرد بر او نيز اثر مىگذارد. رسولخدا (ص) مىفرمايد: «
المَرءُ عَلى دِينِ خَلِيلِهِ وَ قَرِينِهِ
»؛ «انسان، به دينِ دوست و همنشين خويش است»؛(2)يعنى رفتار دوست در رفيقش تأثير دارد.
در تهيه و دادن هديه نيز نقش رفيق از جهات مختلف قابل درك است.
در نتيجه، مسئله هديه تحت تأثير عوامل گوناگون درونى و بيرونى قرار دارد و اگر ناديده انگاشته شود، انسان را در معرض آسيب قرار مىدهند و يا وارد گناه و معصيت مىسازند. عوامل متعددى در تهيه و تدارك هديه دخيلند و زائران بايد نخست به شناسايى آنها و سپس در جهت دفع آسيبهاى آن تلاش كنند. آنگونه كه از اوضاع و شرايط زائران و خريد سوغات حج
برمىآيد، حجاج چندان شناختى از عوامل و آسيبهاى هديه ندارند و اگر برخى هم مىدانند، درست عمل نمىكنند. ازاينرو، لازم است به امر هديه و عناصر مؤثر در آن دقت كرد تا ضررى به سفر معنوى وارد نسازد.
هديه همانند هر كارى داراى بايستهها و آثارى است؛ بايستهها مربوط به نحوه اجرا و آثار بر انجام دادن مترتب است. اين دو موضوع از امور با اهميت در سنت هديه و سوغات هستند. همانگونه كه هر كدام از اعمال مستحبى داراى دستورالعمل هستند كه عمل براساس آنها موجب ثواب بيشتر مىگردد، سنت هديه نيز آداب و بايستههايى دارد كه بايد مورد توجه زائران قرار گيرند. زمانى كه طبق آداب به سنت هديه عمل شد، آثارى نيز بر آن مترتب مىشود كه در سخنان معصومان (عليهم السلام) بيان
شدهاند.
منظور از بايستههاى هديه همان آداب و سفارشهايى است كه در متون دينى درباره تهيه و اعطاى هديه آمده است. بدين معنا كه زائران چه بايدها و نبايدهايى را در اين زمينه رعايت كنند تا ضمن مصونيت از آسيبهاى هديه به ثواب بيشتر برسند. در اينجا به بررسى مهمترين بايستههاى هديه مىپردازيم كه در سيره و سخنان بزرگان دين آمدهاند و داراى آثار مثبت هستند.
قرآن ارزش عمل را بسته به ايمان و انگيزه باطنى مىداند و آن كارى از منظر اسلام ارزشمند است كه از نيت پاك و خالص برخيزد؛ چون اسلام بر كيفيت عمل تكيه دارد، نه بر كميت آن. آيات قرآن مكرر عمل صالح را بر ايمان و انگيزه قلبى مترتب كرده است و اين نشان دهنده نقش باور و قصد درونى بر ارزش عمل و رفتار بيرونى
است. خداوند در اينباره مىفرمايد:
مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الآْخِرِ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ (بقره: 62)
هر كدام كه به خدا و روز باز پسين ايمان آورده و كارى شايسته انجام دهند، پاداششان نزد پروردگارشان مسلّم است و نه ترسى بر آنهاست و نه اندوهگين مىشوند.
هديه به عنوان يك عمل دينى، از اين امر مستثنى نيست، بلكه ارزش آن به نيت خالص و انگيزه درونى اهدا كنندگان است. اگر زائران براى كسب رضاى خدا اين كار را انجام دهند، يقيناً به نتايج معنوى آن خواهند رسيد، وگرنه جز هزينه و تحمل مشكلاتِ حمل و نقل هدايا، نتيجهديگرى برايشان ندارد؛ زيرا خداوند فقط عمل پرهيزگاران را مىپذيرد. (1)
از آنجا كه هديه و سوغات در سفرهاى
1) إِنَّما يتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ؛ «خدا، تنها از پرهيزگاران مىپذيرد». آلعمران: 27
زيارتى بهويژه حج از اهميت برخوردار است بايد از بروز عوامل منفى آن جلوگيرى كرد؛ آن عواملى كه موجب كاهش ارزش و پاداش عمل هديه و در نتيجه مناسك حج مىشوند. بر اين اساس، از بايستههاى مهم در مسئله هديه، خلوص نيت زائر است تا آنچه به بستگان و دوستان هديه مىكند به دور از خودنمايى و يا توقع باشد. اگر اينگونه رفتار كند، افزون بر انجام دادن سنت هديه، صله رحم نموده و يا پيوند با دوستان برقرار ساخته است و در نتيجه به آثار مثبت آن نيز دست مىيابد.
پذيرش هديه از ديگر آداب هديه است كه در سخنان ائمه (عليهم السلام) نيز به آن تأكيد شده است؛ زيرا رد هديه، خلاف ادب اسلامى و به لحاظ تربيتى نيز ناپسند است. افزون بر اين برگرداندن هديه نيز از نظر اجتماعى آثار نامطلوبى به همراه دارد. درباره رسول خدا (ص) آمده است: «
إنَّ النَّبِيَ(ص)
كانَ يَقبَلُ الهَدِيَّةَ وَ يُثِيبُ عَلَيها
»؛ (1)«پيامبر (ص) هديه را مىپذيرفت و در برابر آن پاداش مىداد». همچنين آن حضرت ضمن توصيهاى به ديگران مىفرمايد:
مِن تَكرِمَةِ الرَّجُلِ لأخِيهِ المُسلِمِ أن يَقبَلَ تُحفَتَهُ أو يُتحِفَهُ بِما عِندَهُ و لا يتَكَلِّفَ لَهُ شَيئاً. (2)
از احترام مرد به برادرش اين است كه هديه او را بپذيرد و از همان چيزى كه نزد خود دارد به او هديه كند و براى دادن هديه به او، خود را به زحمت نيندازد.
از ديگر بايستههاى هديه آن است كه اگر به كسى هديه داد، آن را پس نگيرد. گاه اتفاق مىافتد پس از اهداى چيزى، رابطه اهدا كننده با دريافتكننده هديه به هم مىخورد، ولى هديه دهنده نبايد هديه را پس بگيرد؛ چرا كه خلاف آداب هديه است. پيامبر اكرم (ص) در اين زمينه
مىفرمايد: «العائِدُ في هِبَتِهِ كَالعائِدِ في قَيئِهِ»؛ (1)«كسى كه بخشش خود را پس بگيرد، مانند كسى است كه استفراغش را بخورد». اين تشبيه، بيانگر زشتى عمل است و هر كس اين كار را كند، به منزله آن است كه آب دهانش را از زمين برداشته و خورده است. طبع آدمى از چنين كارى تنفر دارد و بر اين اساس پس از اعطاى هديه نبايد آن را دوباره بگيرد.
اصل هديه همانگونه كه بيان شد، مطلوب است و از سنتهاى اسلامى شمرده مىشود؛ امّا در متون دينى به اصل هديه و ارزشمندى آن اشاره شده است نه مقدار آن. مسلم است كه ميزان هديه بسته به توان مالى انسان دارد و از يك شاخه گل طبيعى گرفته تا اشياى قيمتى، همگى مىتوانند هديه شوند. در اين زمينه گفتهاند: «وَ الهَدِيَّةُ عَلَى قَدَرِ مُهدِيها»؛ (2)
«هديه به اندازه توان اهدا كننده است». هديه اگرچه به نظر، اندك هم باشد، آن آثار مطلوب را دارد؛ چنانكه مورچه ران ملخى را نزد سليمان هديه برد و بلقيس، طلا و جواهر.(1)
هديه پيروان ائمه معصوم (عليهم السلام) مىتواند ذكر صلوات، نماز، زيارت، تلاوت قرآن، دعا و ساير عبادات مستحبى باشد.
آبروى مؤمن و احترام به او مورد تأكيد قرآن و روايات است. رعايت آبروى مؤمن واجب و تركش، گناه بزرگ شمرده مىشود. هر كارى كه موجب بىاحترامى به مؤمنان گردد، حرام است و عذاب سختى در پىدارد. رسول خدا (ص) درباره حرمت و كرامت مؤمن فرمود: «
المُؤمِنُ أَكرَمُ عَلَى اللهِ مِن مَلائِكَتِهِ المُقَرَّبِينَ
»؛(2)«مؤمن نزد خدا گرامىتر از فرشتگان مقرب است». همچنين امام صادق (ع) در روايتى، آبروى مؤمن را بيشاز
خانه خدا دانسته و فرمود: «
المُؤمِنُ أعظَمُ حُرمَةً مِنَ الكَعبَةِ»
؛ (1)«حرمت مؤمن از كعبه بيشتر است». پيامبر اكرم (ص) در سخنى در بيان وجه زياد بودن حرمت مؤمن بر خانه خدا فرمود:
لأنَّ اللهَ حَرَّمَ مِنكَ واحِدَةً وَ مِنَ المُؤمِنِ ثَلاثَةً: مالَهُ وَ دَمَهُ وَ أَن يُظَنَّ بِهِ ظَنَّ السُّوءِ. (2)
چون خداوند از كعبه يك چيز را حرام كرد و از مؤمن سه چيز را: مالش را، خونش را و گمان بد بردن به او را.
بر اين اساس، بر همه پيروان آن بزرگان لازم است تا از ايشان تبعيت كنند و مواظب باشند كارى را كه باعث خوار شمردن مؤمن مىشود انجام ندهند. اين امر ممكن است در همه شئون زندگى اتفاق بيفتد، از جمله در مسئله هديه و اعطاى آن به دوستان و بستگان مؤمن كه محل بحث است. همانگونه كه پيش از اين بيان شد، عوامل مختلف درونى و بيرونى بر مسئله
هديه تأثيرگذارند و اين احتمال وجود دارد كه يكى از آن عوامل مثل حب و بغض، زمينه بىاحترامى به مؤمن را فراهم آورد. بنابراين زائر نبايد تحت تأثير آن قرار گيرد، بلكه بايسته است با اينگونه عوامل مقابله و تأثير آن را خنثى كند. هرگونه بىتفاوتى در اين زمينه، ممكن است عامل آسيبزا را از كنترل زائر خارج سازد. ازاينرو، همه زائران وظيفه دارند با آگاهى بيشتر در زمينه هديه و سوغات سفر عمل نموده و از هر كارى كه به شخصيت ديگران آسيب مىرساند، جلوگيرى نمايند. اينجا است كه تعقل و ارزيابى امور مربوط به هديه جايگاه خود را پيدا مىكند و كارآيى خود را نشان مىدهد. امام على 7 فرمود: «هر كس درباره كارى كه انجام مىدهد، بينديشد و عواقب آن را بررسى نمايد، از آسيبهاى احتمالى آن كار مصون مىماند». (1)در نتيجه
1) على ع: «كَثرَة الصَّوابِ تُنبِىءُ عَن وُفُورِ العَقلِ»؛ «فراوانى كار درست، از فراوانى خرد خبر مىدهد»؛ همان، ج 7، ص 541.
پشيمانى برايش پيش نمىآيد و ضرر هم نمىبيند. اما اگر بدون تعقل، كارى انجام داد، احتمال خطا در آن زياد و ابراز ندامت هم سودى برايش ندارد. در امر هديه نيز بايد دقت لازم را داشت تا هم از جهت اجتماعى و هم به لحاظ فردى به صورت سالم اجرا شود و از هرگونه عيب و نقص پاك باشد.
آنچه معمولًا در هديه كمتر به آن توجه مىشود، اثربخشى و مفيد بودن هديه براى دريافتكنندگان آن است. هديه مىبايست براى فردى كه آن را دريافت مىكند نفعى داشته باشد و گرهى از مشكلات او را بگشايد. اسلام درباره گرهگشايى، فراوان توصيه كرده و از مسلمانان خواسته است به همديگر يارى رسانند و مشكل نيازمندان را برطرف نمايند. اصل همكارى در قرآن به عنوان يك اصل مهم در تربيت اجتماعى، به همه مردم سفارش شده است. خداوند در اين زمينه مىفرمايد:
وَ تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى وَ لا
تَعاوَنُوا عَلَى الإثْمِ وَ الْعُدْوانِ (مائده: 2)
و [همواره] در راه نيكى و پرهيزگارى به يكديگر كمك كنيد و [هرگز] در راه گناه و تعدّى همكارى ننماييد.
نظر به آثار فردى و اجتماعى هديه و نقش آن در تقويت همدلى و همكارى اعضاى جامعه، مناسب است به اثربخشى هديه در زندگى دريافتكننده آن نيز توجه لازم صورت گيرد. اگر هديه از اشياى مادى است، خوب است براساس نياز گيرندگان تهيه گردد؛ نيازى را كه شغل دريافتكننده ايجاب مىكند و شايد در اثر مشكلات زندگى، توان تهيه آن را ندارد. البته، اين كار مستلزم شناخت هر يك از دوستان و بستگان و آشنايى با حرفه و نيازهاى آنان است كه زائران بايد اطلاعات لازم را در اين زمينه به دست آورند؛ به عنوان مثال اگر براى دانشجويى هديه تهيه مىكند، چيزى باشد كه با شغل وى همخوانى داشته باشد؛ مانند لوازم نويسندگى، ابزار و وسايل تحقيق و ... تا
هم به او هديه داده و هم گرهى از كارش گشوده باشد.
زمان از جمله عناصر مؤثر در رفتارهاى فردى و اجتماعى انسان است و اعمال بسيارى اعم از دينى و غيردينى داراى زمان معينى هستند؛ به نحوى كه اگر زمانش بگذرد ديگر ضرورتى ندارد. حج از اينگونه اعمال است كه زمانش مشخص است و بايد در آن زمان معين به انجام رسد. حتى اجزا و اعمال جزئى حج نيز داراى ترتيب زمانى هستند كه اگر آن ترتيب به هم خورد، كفايت نمىكند. برخى ديگر از عبادات و تكاليف الهى نيز داراى زمان معين هستند نظير نماز، روزه، خمس و زكات كه بايد در زمان خود انجام گيرند.
همانگونه كه اعمال واجب اغلب داراى زمان معين هستند، برخى از تكاليف مستحبى نيز وقتى مخصوص دارند كه بايد در آن زمان انجام گيرند. نمازهاى نافله، روزههاى مستحبى و امثال آن از اين قبيل
هستند كه انجام دادن آنها در زمان خاص بر فضيلت و ثواب آنها مىافزايد.
برخى از كارهاى مستحبى، زمان خاصى ندارند، ولى اگر در مناسبتهاى زمانى انجام شوند بهتر است. هديه از اين قسم است كه زمان معينى ندارد، ولى اگر در مناسبتها، صورت گيرد جذابيت و اثربخشى بيشترى دارد؛ به ديگر سخن انتظار بستگان و دوستان آن است كه در آن مناسبتها هديهاى را دريافت كنند. هنگام ولادت نوزاد، خريد مسكن يا روزهايى چون روز پدر، روز مادر، روز معلم، روز دانشآموز و نظاير آن از جمله مناسبتهاى زمانى براى دادن هديه به هر يك از گروههاى يادشده است. زمان بازگشت از سفرهاى زيارتى مانند حج نيز از مناسبتهايى است كه معمولًا از زائران انتظار هديه مىرود. به خصوص بستگان و دوستان زائران از آنان توقع هديه دارند. حتى برخى از دوستان و بستگان پيش از حركت زائر، سفارش هديه مىدهند و طبيعى است كه زمان بازگشت زائر و پس
از ديد و بازديد، در انتظار دريافت هدايا هستند.
زائران براى برآوردن انتظار دوستان و بستگان، مناسب است بدين مناسبت و در زمان بازگشت از سفر هدايايى را به آنان اهدا كنند. چه بسا پاسخ ندادن به انتظار خويشاوندان، آثار منفى غيرقابل جبرانى، به همراه آورد. ازاينرو، بر هر زائرى لازم است، نظر به توان مالى و شرايط خود، هدايايى هرچند اندك را براى بستگان تهيه نموده و هنگام مراجعت به آنان دهد؛ چرا كه هديه و سوغات سفر، از سنتهاى ديرينه در تاريخ اسلام و سيره مسلمانان و داراى آثار مثبت فراوان است و برعكس، ترك آن، آثار منفى به همراه دارد. بر اين اساس، هديه دادن در زمان بازگشت از سفر زيارتى حج، نشان از توجه زائر به تناسب زمانى دارد. البته زائران بايد تلاش كنند از آسيبهاى هديه و عوامل آسيبزا جلوگيرى كنند.
تنوع در زندگى به لحاظ روان شناختى و تربيتى امرى لازم است موجب شادابى و بالندگى فردى و اجتماعى خانواده و جامعه مىشود. زندگى يكسان، بدون ابتكار و فاقد تحرك، خستهكننده و عامل ركود است. به همين جهت جهان آفرينش، جهان تفاوتهاى طبيعى و مخلوقات گوناگون است كه با رنگ، زبان و گونههاى مختلف در دنيا وجود دارند. شايد نتوان دو آفريدهاى در جهان پهناور يافت كه از همه جهات با هم برابر باشند. حتى دو انسان همسان از نظر ظاهر و باطن و روش زندگى مساوى نيستند. قرآن كريم به تفاوت فردى اشاره كرده و مىفرمايد:
يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا (حجرات: 13)
اى مردم! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را تيرهها و قبيلهها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد.
در هديه نيز اين اصل جريان دارد و مىبايست بدان توجه نمود. با توجه به اينكه بستگان و دوستان به لحاظ فردى مانند جنسيت، سن، سليقه و فكر و به لحاظ اجتماعى مثل شغل و جايگاه مردمى متفاوتند، براى هر كدام، مناسب با خصوصياتى كه دارند، هديه تهيه كنند. زائران بايد طورى برنامهريزى كنند كه تعداد دوستان و بستگان و ذوق و سليقه آنان را بدانند تا در مجموع بتوانند هداياى مختلف تهيه نمايند. همانگونه كه گفته شد، ذوق و سليقه زائر در اين زمينه كارساز است. در اين صورت، هم تنوع در هديه و هم تناسب آن با دريافتكنندگان رعايت شده است. از نظر هزينه هم زائران بايد تدبيرى بينديشند تا بر آنان فشارى وارد نشود.
از مسائل مهم و درخور توجه در امر هديه، رعايت تناسب آن با كسانى است كه هديه را دريافت مىدارند. شايد برخى از زائران به اين مسئله توجه نداشته و يا
به آن اهميت ندهند، درحالىكه رعايت آن در اثربخشى هديه نقش اساسى دارد. تا كنون در ضمن مباحث گوناگون و به صورت پراكنده، اشارات اجمالى به اين موضوع داشتهايم، ولى در اينجا لازم است به علت اهميت موضوع، به بررسى منظم و منطقى آن بپردازيم تا راهنمايى براى زائران خانه خدا و عتبات عاليات باشد. در اين بحث به مهمترين تناسبهاى لازم در امر هديه و سوغات سفرهاى زيارتى، به صورت گذرا اشاره مىكنيم.
زن و مرد دو جنس مخالف در نظام آفرينشند كه هر كدام در شكلگيرى و بالندگى جامعه، جايگاه خاص خود را دارند و هيچ يك بدون ديگرى نمىتواند زندگى مفيد و مؤثرى داشته باشد. اين دو در واقع مكمل يكديگرند و نيازهاى طرف مقابل را به خوبى مىشناسند و برآورده مىسازند. همانگونه كه زن و مرد به لحاظ جسمى تفاوتهايى با هم دارند،
به لحاظ روحى و روانى، خواستها و گرايشها نيز از همديگر متمايزند. زن از نظر جسمى، لطيفتر و از نظر روحى و روانى، عاطفىتر است. اين امر، ريشه در جنبه فيزيولوژيكى زن دارد؛ زيرا ساختمان درونى و دستگاه مغز و اعصاب زن به گونهاى آفريده شده كه در مهرورزى و جلب محبت آمادگى بيشترى دارد.(1)
اسلام هم اين ويژگى زنان را تأييد كرده است. امام رضا (ع) در حديثى از رسول خدا (ص) مىفرمايد: «خداوند تبارك و تعالى بر زنان مهربانتر از مردان است». (2)بر اين اساس، رسول خدا (ص) به پدران و مادران سفارش كرده و مىفرمايد: «هرگاه وارد بازار شديد و هديهاى براى اهل خانه خريديد و خواستيد آن را ميان اعضاى خانواده تقسيم كنيد، اول بايد به دختران بدهيد». (3)
توجه به خواستههاى زنان مهم است و اگر ناديده انگاشته شود، به لحاظ عاطفى ممكن است آسيب ببينند و احساسات آنها جريحه دار گردد. اين كار، ضرر فردى، خانوادگى و اجتماعى در پى خواهد داشت. همين مسائل به ظاهر كوچك گاه به اختلافها و نزاعهاى خانوادگى تبديل مىشود كه درمان آن كار سادهاى نخواهد بود. در امر هديه نيز به اين مطلب بايد توجه شود و تناسب هديه با خصوصيات جنسيتى و عاطفى زنان رعايت گردد. از آنجا كه زن داراى لطافت روحى است، معمولًا چيزهاى لطيف و نشاطآور را دوست دارد. چه بسا يك شاخه گُل او را بيش از كالاى گرانقيمت خوشحال كند. زنان وسايل آرايشى، تزيينى، آشپزى و لباسهاى مد جديد را به مراتب بيشتر از هداياى ديگر مىپسندند؛ چرا كه طبع زنانگى با اين وسايل بيشتر تناسب دارد. بر عكس، غالباً مردان به اين موارد اهميت نمىدهند و بيشتر به وسايل مسافرتى، تجارتى و امثال آن گرايش دارند. به هر صورت، رعايت
تناسب هديه با گيرنده آن در اثر گذارى هديه مهم است. اگر تناسب رعايت نشود، ممكن است اعطاى هديه، اثر منفى داشته و عامل ناراحتى گيرندگان را فراهم سازد. چنانكه بسيار مشاهده مىشود فردى هديه مورد علاقهاش را دريافت نكرده و آن را برگردانده است و به همين جهت ميان بستگان اختلافى پديد آمده است.
زائران حج و سفرهاى زيارتى بايد به اين امر توجه نموده و هدايايى را تهيه نمايند كه با دريافتكنندگان آن تناسب جنسيتى هم داشته باشند. راههايى براى شناخت علاقه دريافت كنندگان هديه وجود دارند كه در خور توجه و داراى اهميت است. زائران ابتدا بايد از خصوصيات مشترك زنان و مردان كه به برخى آنها اشاره شد، استفاده كنند و براى هركدام از دو جنس هدايايى را تهيه نمايند كه معمولًا مورد علاقهشان است. البته معمولًا هر زائرى دوستان و بستگان خود را مىشناسد، از روحيات و گرايشهايشان
اطلاع دارد و خواستههاى آنان را نيز تا حدودى مىداند. بنابراين مىتواند با تكيه بر همين شناخت اجمالى، اقدام به خريد هديه كند. افزون بر اين، غالباً بستگان نزديك زائر، سفارش هديه مىدهند و او نيز مىتواند طبق خواسته آنان هديه فراهم كند. در هر صورت، راههايى وجود دارند كه زائر به خوبى مىتواند با استفاده از آن راهها ذوق و سليقه بستگان را شناسايى و تناسب را رعايت كند.
پس از تناسب جنسيتى در باب هديه، رعايت تناسب سنى نيز داراى اهميت است. منظور از تناسب سنى اين است كه هديه بايد منطبق با شرايط سنى و دوره زندگى دريافت كننده باشد. براى كودكان مىبايست هديههايى آورد كه مورد علاقه آنان باشد، نه چيزهايى كه بيشتر از شرايط سنى آنان است. اسباببازى مناسبترين هديه براى كودكان است كه
باعث خوشحالى آنان مىشود. همچنين براى نوجوانان، جوانان و حتى بزرگسالان، بايد اين تناسب، مدنظر زائران قرار گيرد. دليل اين امر، اثربخشى هديه است كه اگر تناسبها رعايت نشود، اثرگذارى هديه كاهش مىيابد.
در متون اسلامى بر رعايت شرايط سنى و انجام دادن امورى متناسب با آن تأكيد شده است. درباره رفتار با كودكان آمده است كه بايد همانند آنان بازى نمايند تا آنها احساس خوشى و شادى كنند. پيامبر اكرم (ص) فرمود: «
مَن كانَ عِندَهُ صَبِيٌّ فَليَتَصابَ لَهُ
»؛ (1)«نزد هركس كودكى هست، بايد با او كودكى كند». اين حديث رعايت سنى را مىرساند كه بايد با هر كسى، مطابق شرايط زندگى او رفتار كرد. با كودك، رفتار كودكانه و با نسل جوان، رفتار جوان پسند بايد داشت. چنانكه سيره رسول خدا (ص) نيز اين روش را نشان مىدهد. از
1) حكمتنامه كودك، محمد محمدى رىشهرى، ترجمه: عباس پسنديده، ص 250.
«انس» نقل شده است:
كانَ [رَسولُ الله 9] يُلاعِبُ زيَنَب بِنتَ امِسلَمَة وَ يَقولُ: يا زُوَينَب يا زُوَينَب مِراراً. (1)
پيامبر خدا (ص) با [دخترخواندهاش] زينب دختر امسلمه بازى مىكرد و پىدرپى مىفرمود: «زينب كوچولو، زينب كوچولو!».
همچنين رسول خدا (ص) در روايتى به رفتار نيك با جوانان توصيه مىكند و مىفرمايد: «
اوصِيكُم بِالشُّبّانِ خَيراً فَإنَّهُم أرَقُّ أفئِدَةً
»؛ (2)«شما را به نيكى با جوانان سفارش مىكنم؛ زيرا نرمترين دلها را دارند». هر چند اين روايات در زمينه هديه وارد نشده، ولى اجمالًا از آنها اهتمام به رعايت سنى و شرايط خاص كودكى و جوانى استفاده مىشوند و اينكه هركدام ويژگى مخصوصى دارند كه بايد بدان توجه كرد. رفتار كودكانه با كودك و رفتار نيكو با نسل جوان در شخصيت آنان تأثير ويژه دارد. اين برداشت كلى
شامل مسئله هديه نيز است. بنابراين اگر به كودك يا جوان هدايايى داده شود، بايد متناسب با دوره زندگى آنان باشد. اگر اينگونه بود، تأثير هديه بر شخصيت و رفتار آنها آشكار مىگردد.
همانگونه كه على (ع) بهترين لباس را كه متناسب با سن جوانى غلامش قنبر بود، به او بخشيد. امام باقر (ع) مىفرمايد:
على (ع) به بازار پارچه فروشان رفت و به فروشندهاى فرمود: «دو جامه به من بفروش». آن مرد گفت: «اى اميرمؤمنان (ع)! آنچه مطلوب شماست، نزد من است». چون پارچه فروش امير مؤمنان را شناخت، [حضرت از او خريد نكرد و] گذشت. نزديك [فروشنده] جوانى ايستاد و دو جامه خريد؛ يكى را به سه درهم و ديگرى را به دو درهم. آنگاه به قنبر فرمود: «اى قنبر! تو اين جامه را كه به سه درهم خريدم، بردار». قنبر گفت: «شما بدان سزاوارتريد؛ [چون] منبر مىرويد و براى مردم، سخنرانى مىكنيد». على (ع) فرمود: «تو جوانى وخواستههاى جوانى دارى و من از پروردگارم خجالت مىكشم كه خود را
بر تو، مقدم بدارم». (1)
از تفاوتهاى آدمى، تفاوت عواطف و احساسات است كه در رفتار وى نمودار مىشود. زن و مرد، كودك و نوجوان، جوان و بزرگسال و بالاخره هر كس، از ويژگىهاى روانى و عاطفى برخوردارند. بيشتر رفتارهاى انسان، انعكاس همان روحيات هيجانى و احساسى اوست. ميل و رغبتهاى افراد، آنها را از يكديگر متمايز مىسازد؛ بعضى زود ناراحت مىشوند و برخى صبور و بردبارند. برخى گرايشهاى مخصوص به خود دارند و برخى ديگر به مسائل اندك چندان اهميت نمىدهند. در مجموع به لحاظ عواطف انسانى، طيفهاى مختلفى وجود دارند كه قابل تعريفند. بهويژه جنس زن، سرشار از احساسات است و بايد نياز عاطفى آنها را تأمين كرد. ازاينرو، پيامبر اسلام (ص)
1) حكمتنامه جوان، ص 286.
فرمود: «لاتَكرَهُوا البَناتِ، فإنَّهُنَّ المُؤنِساتُ الغالِياتُ»؛ (1)«دختران را ناخوش نكنيد؛ چرا كه آنان همدمانى گرانبها هستند».
اينگونه روايات كه در متون روايى هم زيادند، بر تفاوتهاى عاطفى انسان دلالت دارند. بدين ترتيب، افراد بشر به لحاظ عواطف، مختلفند و به همين دليل، خواستهها و تمايلات گوناگون دارند. تفاوت سليقهها نيز در واقع برايند اختلاف عواطف و احساسات افراد است كه در رفتارها نشان داده مىشوند. در امر هديه نيز بايد به وجود تمايز عواطف توجه كرد و به شناسايى آن پرداخت. البته، گرايشهاى خاصى در بعضى افراد، اعم از زن و مرد وجود دارند كه با توجه در زندگى، مىتوان به آن آگاهى يافت. اگر زائر قصد تهيه هديه براى همسرش را دارد و او نيز ذوق و سليقهاى متفاوت با ديگر زنان دارد، بايد هديه را براساس ذوق و
1) حكمتنامه جوان، ص 32.
خواسته او تهيه كند. (1)
ديگر از تناسبهاى لازم در امر هديه، تناسب شخصيتى است؛ بدين منظور كه هديه با شخصيت دريافت كننده، متناسب باشد. مسلم است كه رعايت اين نوع تناسبها در هديه، موجب افزايش اثربخشى آن هديه مىشود.
عوامل شخصيتساز فراوان است؛ نظير موقعيتهاى اجتماعى، علمى، فرهنگى و مانند آنكه هر كدام شهرت و نفوذ افراد جامعه را بالا مىبرد. اگر كسى بخواهد هديهاى براى آنان تهيه نمايد بهتر است آن موقعيت فرد را مد نظر داشته و براى وى هديه تهيه كند. مثلًا اگر براى عالمى هديه تهيه مىكند، متناسب با شأن و موقعيت او باشد. براى كارگر، دانشجو، دانشآموز و صاحب هر حرفه و فنى نيز، چيزى را هديه نمايد كه درخور او و برايش مفيد باشد.
اين مطلب از داستان سليمان و بلقيس
1) همسران سازگار، على حسين زاده، ص 244.
نيز قابل استفاده است؛ پادشاه سبا براساس شناختى كه از سلاطين داشت، هدايايى را كه معمولًا حاكمان به آنها علاقهمند هستند، براى حضرت سليمان تهيه كرد. طلا، جواهر و اشياى گرانقميت، برايش فرستاد تا او را آزمايش كند. او عادت پادشاهان را مىدانست و شخصيتشان را مىشناخت كه از هداياى باارزش راضى مىشوند و بر اين اساس با رعايت ويژگى شخصيتى سليمان به او هديه داد. (1)
مهمترين نكته در هديه، همين رعايت تناسبهاست و بىشك تهيه هداياى متناسب تأثير بسيارى بر تحكيم روابط خانوادگى و اجتماعى خواهد داشت. زائران سفرهاى زيارتى به خصوص زائران خانه خدا و عتبات عاليات نيز بايد به تناسبهاى لازم توجه داشته باشند، چه اينكه با رعايت اين تناسبها، آثار هديه به بستگان و دوستان آشكار خواهند شد.
1) بيان السعاده، رضاخانى، ج 11، ص 75.
آخرين تناسبى كه به نظر مىرسد در امر هديه مؤثر است، هماهنگى فرهنگى هديه با دريافتكننده آن است. افراد به لحاظ فرهنگى در سطوح مختلف قرار دارند و از اين نظر به گروههاى متعددى قابل تقسيم هستند. هر گروه فرهنگى نيازها و خواستههاى خاص خود را دارند. گروه فرهنگى دانش آموزان، دانشجويان، علما و طلاب حوزههاى علميه، اساتيد، معلمان و مربيان هر كدام صنفى از مجموعه فرهنگى را تشكيل مىدهند. طبيعى است، هر يك از اين گروهها افزون بر انتظارهاى مشترك فرهنگى، لوازم ويژهاى را نيز مىطلبند كه بايد به آن توجه داشت.
در امر هديه نيز مىتوان اين نيازهاى خاص فرهنگى در هر گروه را شناسايى و تأمين نمود. چنين كارى علاوه بر اينكه گوشهاى از نيازهاى فرهنگى آنها را برآورده ساخته، به لحاظ روانى و عاطفى هم بر شخصيت آنان تأثيرگذار است.
زائران بايد به تناسب فرهنگى هديه نيز توجه كرده و هدايايى متناسب با آن را تهيه نمايند. اگر به اين امور اهتمام ورزند با هزينهاى نسبتاً اندك مىتوانند هم تناسبها را رعايت كنند و هم براى تعداد زيادى از دوستان و بستگان هديه تهيه نمايند. مثلًا براى فرهنگيان، لوازم فرهنگى، براى كودكان، لوازم بازى، براى زنان و دختران، لوازم آرايشى و همين طور براى ديگر بستگان و دوستان، هر كدام نظر به ويژگىهايى كه دارند، هدايايى را فراهم سازند.
در نتيجه خوب است زائران پيش از سفرهاى زيارتى به خصوص سفر حج، محاسبهاى كنند و كسانى را كه بايد براى آنان هديهاى تهيه كنند، شناسايى كرده و خصوصيات فردى، اجتماعى و سليقه آنان را تا آنجا كه ممكن است، به دست آورند و بر اين اساس به تهيه سوغات اقدام نمايند. پيشنهاد مىشود، يادداشتى را در اين رابطه تهيه نموده و با خود همراه
برند تا هنگام خريد هديه، طبق آن عمل نمايند. زائران بايد در همه احوال و شرايط، اعتدال را رعايت و از زياده روى در خريد اجتناب كنند؛ تا بدين طريق هم به وظيفه خويش كه سنت هديه است عمل نموده، هم صله رحم و دلجويى از بستگان كرده و هم به آثار هديه دست يافته باشند.
آنچه در ارتباط با بايستههاى هديه گفته شد مقصودى است كه بايد به آن برسيم، ولى در سنت هديه و به خصوص هديه زائران، كمتر به اين بايستهها عمل مىشود. به عبارت ديگر، عمل به هديه با بايستههاى آن فاصله زياد دارد و تلاش بر آن است كه با افزايش آگاهى زائران به وسيله تدوين جزوات و كتابهايى در اين زمينه، به آن سو حركت و به آن بايستهها عمل كنيم.
پس از بررسى بايستههاى هديه و تهيه درست و مناسب آن، لازم است به آثار و
نتايج آن هم نگاهى داشته باشيم تا روشن گردد كه هديه زائران چه آثارى در زندگى فردى و اجتماعى مىتواند داشته باشد. در اين فراز از بحث مىخواهيم ضمن پاسخ به اين سوال، آثار هديه را براساس متون اسلامى و شواهد ديگر بررسى كنيم. هديه آثار زيادى دارد كه در اينجا به مهمترين آنها كه در روايات ذكر شدهاند اشاره مىكنيم.
از آثار مهم هديه، زدودن كينه و دشمنى از قلب هديهدهنده و دريافتكننده آن است. با اعطاى هديه، قلب دو طرف به همديگر پاك و به جاى كدورت و دشمنى، محبت و دوستى قرار مىگيرد. روايات در اين زمينه فراوان است و همه بر اين امر تأكيد دارند كه هديه عامل رفع كينه و دشمنى و سبب ايجاد محبت است. رسول خدا (ص) مىفرمايد:
تَهادَوا تَحابُّوا، تَهادَوا فَإنَّها تَذهَبُ بِالضَّغائِنِ(1)
به يكديگر هديه دهيد تا نسبت به همديگر با محبت شويد. به يكديگر هديه دهيد؛ زيرا هديه كينهها را مىبرد.
آن حضرت در روايت ديگر فرمود:
الهَدِيَّةُ تُورِثُ المَوَدَّةَ وَ تَجدُرُ الاخُوَّةَ وَ تُذهِبُ الضَّغِينَةَ، تَهادَوا تَحابُّوا
هديه دادن محبت مىآورد و برادرى را نگه مىدارد و كينه و دشمنى را مىبرد. براى يكديگر هديه بريد تا دوستدار هم شويد.
همچنين فرمود:
تَهادَوا، فَإنَّ الهَدِيَّةَ تَسُلُّ السَّخائِمَ وَ تُجلي ضَغائِنَ العَداوَةِ وَ الاحقادِ(2)
براى يكديگر هديه ببريد؛ زيرا هديه بدخواهى را [از دلها] بيرون مىكند و كينههاى دشمنى و نفرتها را برطرف مىكند.
اگر كسى هديه دهد، كينه و دشمنى ميان او و دريافت كننده هديه، از بين مىرود و تبديل به دوستى و همدلى مىشود. شواهد عرفى و تجربى نيز نشان مىدهند كه دادن هديه
به دوستان و بستگان، دلهايشان را بههم نزديك و كدورتها را از بين مىبرد. كينه و عداوت وصف درونى انسان است كه بر رفتار ظاهرى وى تأثيرى بسزا دارد و از گناهان شمرده مىشود. اين صفت، عامل آسيبزا است و روابط خانوادگى و اجتماعى فرد را تحت تأثير قرار مىدهد. ازاينرو، براى درمان آن بايد راهى را جستوجو كرد كه البته مناسبترين راه، هديه دادن است. بسيار ديده شده است زن و شوهرى كه قهرند و از يكديگر فاصله مىگيرند، ولى در اثر هديه دسته گلى، با هم آشتى كرده و لب به خنده مىگشايند. بىشك هديه زائران كه همراه با عطر مكه، مدينه، كربلا و نجف است، تأثير بيشترى در اين جهت دارد.
ايجاد محبت و دوستى از آثار آشكار هديه است كه در روايات بدان اشاره شده است و عرف، تجربه شخصى و رفت و آمدهاى فاميلى نيز آن را تأييد مىكنند. امام صادق (ع) مىفرمايد: «
تَهادَوا تَحابُّوا، فإنَ
الهَدِيَّةَ تَذهَبُ بالضَّغائِنِ»
؛ (1)«هديه دهيد تا نسبت به همديگر با محبت شويد؛ زيرا هديه كينهها را از بين مىبرد».
مرحوم «شيخ عباس قمى» با استفاده از احاديث نبوى در بيان اثربخشى هديه مىگويد:
در سخنان پيامبر (ص) آمده است كه هديه كينه را مىزدايد، دوستى و برادرى را تجديد مىكند. به يكديگر هديه دهيد و محبت ورزيد؛ زيرا هديه امر نيكو و پسنديدهاى است. (2)
اگر هديه باعث راهنمايى انسان شود، ارزش فراوان دارد. در روايات بر اين امر تأكيد شده و سخن حكمتآميزى كه منجر به هدايت فردى گردد، بهترين هديه شمرده شده است. پيامبر اسلام (ص) در اين زمينه مىفرمايد:
إنَّ أفضَلَ الهَدِيَّةِ أو افضَلَ العَطِيَّةِ، الكَلِمَةُ مِن كَلامِ الحِكمَةِ يَسمَعُها العَبدُ
ثُمَّ يتَعَلَّمُها ثُمَّ يُعَلِّمُها (1)
بهترين هديه يا بهترين عطا، سخن حكيمانهاى است كه آدمى آن را بشنود و ابتدا خود آن را يادبگيرد و سپس [به ديگران] ياد دهد.
در حديث ديگر از آن حضرت نقل شده است كه فرمود:
ما أَهدَى المَرءُ المُسلِمُ عَلى أخِيهِ هَديَّةً أفضَلَ مِن كَلِمَةِ حِكمَةٍ، يَزيدُهُ اللهُ بِها هُدَىً ويرُدُّهُ عَن رَدَىً (2)
بهترين هديهاى كه انسان مسلمان به برادر خود مىدهد، سخن حكيمانهاى است كه خداوند به سبب آن بر هدايت او بيفزايد و از هلاكت بازش دارد.
اين روايات از جهاتى قابل توجه است؛ از يكسو دامنه هديه را توسعه و گستره آن را فراتر از اشياى مادى به امور غير مادى تعميم مىدهند. هديه هيچ اختصاصى به ماديات ندارد و مىتواند از امور معنوى مانند نماز و صلوات و كلام حكمتآميز باشد. بدين ترتيب به فرموده
پيامبر اكرم (ص) هر سخن پند آموز و حكيمانه كه انسان را از غفلت و بىتوجهى بيرون آورد، هديهاى است به مراتب بهتر و با ارزشتر از هداياى مادى. چرا كه هدايت بشر، هدف همه انبيا و كتابهاى آسمانى بوده و براى تحقق آن تلاش كردهاند. بر اين اساس، قرآن كريم و روايات معصومين (عليهم السلام) كه به منظور راهنمايى و هدايت جامعه انسانى صادر گشته، بهترين و زيباترين هداياى الهى هستند كه بايد از آنها درس آموخت و الگوبردارى كرد. زائران نيز مىتوانند با بيان جملات زيبا و حكيمانه كه ارزش معنوى دارد بستگان و دوستان را با خدا و معصومين (عليهم السلام) آشنا سازند، شايد خاطرات آموزنده را براى بازديدكنندگان تعريف كنند و موجب بيدارى آنان گردند كه بهتر از سوغات معمولى است.
از سوى ديگر، اين روايات ارزش كمّى و مادى چندانى براى هديه در نظر نگرفته، بلكه به كيفيت و اثربخشى آن اهتمام
داشتهاند. يعنى هديهاى كه سبب راهنمايى فرد به مسير درست زندگى شود ولو كلام كوتاه و تأثير گذار طبق روايات با فضيلتتر از اشياى مادى و پارچه و لباس است. در حديث اول بر يادگيرى و ياددهى كلمه حكمت آميز نيز تكيه شده و اينكه وقتى سخن حكيمانه را از زائر يا كسى ديگر شنيد، بايد در ذهن بسپارد و به علاوه به ديگران نيز منتقل سازد تا آنها هم بهره ببرند. به هر صورت، يكى از آثار هديه نقش راهنمايى و هدايتگرى آن است كه بايد حتىالامكان در هداياى مادى نيز رعايت شود و هديههايى براى هديهدادن تهيه گردد كه خاطرهاى را تداعى كنند و نماد مكانهاى مقدس يا يادآور داستانى از صدر اسلام و اوضاع مكه و مدينه و كربلا و نجف باشند.
شايد مهمترين اثر هديه اين باشد كه در راستاى تأمين هدفى قرار گيرد و اين
كار نيازمند برنامهريزى و هدفگذارى زائران است كه با مطالعه و محاسبه دقيق اقدام به تهيه سوغات نمايند. هر چند نيازهاى مادى و معنوى انسان فراوان است، به گونهاى كه حد و حدودى نمىتوان براى آن تعيين كرد. با اين وجود، طبقهبندى اهداف امكانپذير است و هر كس با دقت و تأمل نيازمندىهاى خود واطرافيانش را مىتواند بشناسد و آنها را دستهبندى نموده براى هر كدام راه حلى در نظر گيرد. زائران در مورد هديه بايد اين كار را انجام دهند و هدايا را به سمت تأمين نيازهاى خود و بستگان و دوستان هدايت كنند. امام رضا (ع) به نقل از پدرانش نقل مىكند كه رسول خدا (ص) فرمود: «
نِعمَ الشَّيءُ الهَدِيَّةُ مِفتَاحُ الحَوائجِ»
؛ (1)«هديه بهترين چيز و كليد حل نيازمندىهاست».
سيره پيامبر اكرم (ص) و مسلمانان صدر اسلام هم نشاندهنده آن است كه آنان در امر
1) سفينة البحار، ج 8، ص 633.
هديه، نيازها را در نظر داشتند و اگر چيزى را هديه مىكردند يا هديهاى را مىپذيرفتند براى تأمين نيازمندىهاى زندگى بوده است.
آنگونه كه در تاريخ آمده است تعدادى از ياران پيامبر معروف به «اصحاب صفه» در گوشه «مسجد النبى» مشغول عبادت بودند و هيچ كار و كسب و درآمدى نداشتند. اين گروه شبانه روز در آنجا به سر مىبردند و هرگاه جنگى پيش مىآمد بىدرنگ اعزام مىشدند. آنها در واقع نيروى آمادهباش پيامبر بودند كه هر جا لازم مىشد داوطلبانه به جبهه و جنگ مىرفتند. معمولًا هدايايى براى پيامبر مىآمد و حضرت نيز آن هدايا را كه اغلب خوراكى بودند به اصحاب صفه مىداد و يا با هم ميل مىكردند. چون آن گروه بيشتر به كمك و تغذيه نياز داشتند و پيامبر نيز هديههاى دريافتى را بين آنان تقسيم مىكردند.(1)
1) أحكام القرآن، محمد بن عبدالله بن ابوبكر ابن عربى، ج 2، ص 916.
رفتار آدمى به لحاظ تربيتى و اجتماعى متفاوت است؛ رفتارهاى مطلوب و نامطلوب، رفتارهاى توأم با مهر و محبت و رفتارهاى زشت و خشن، كه هر كدام در نظام ارزشى، ويژگىهاى خاص خود را دارند. اين امر در حقيقت به تأثيرپذيرى انسان از عوامل درونى و بيرونى برمىگردد و باعث بروز، كنش و واكنشهاى مختلفى از انسان مىشود. اين كنش و واكنشها، جايگاه او را در نظام خانوادگى، اجتماعى و نيز نوع رابطهاش را با ديگران تعيين مىكند.
انديشهها، برداشتها، گرايشها، حب و بغضها بخشى از عوامل درونى تأثير گذار در رفتار فرد هستند. عوامل بيرونى هم متعدد و غيرقابل شمارشند و آنها را در حوزه و يا طبقه معينى نمىتوان محدود كرد. هديه يكى از عوامل بيرونى مؤثر در رفتار فرد است كه تا حدودى بر عملكرد
او تأثير مىگذارد؛ چرا كه امام على (ع) فرمود: «
الِانسانُ عَبدُ الاحسانِ
»؛ (1)«انسان بنده احسان است». همچنين فرمود: «
بِالاحسانِ تُملَكُ القُلُوبُ
»؛ (2)«با نيكى كردن، دلها تصرف مىشود».
هديه يك نوع احسان و نيكويى است كه به وسيله آن مىتوان دلى را به دست آورد و به راحتى رفتارش را تغيير داد؛ تغييررفتارى در جهت اصلاح و هدايت او به كمال معنوى. على (ع) مىفرمايد: «
سَبَبُ المَحَبَّةِ الاحسانُ
»؛ (3)«نيكى كردن، سبب محبت است». با محبت و رفتار مناسب مىتوان شخصيت افراد را دگرگون ساخت. زائر آگاه و آشنا با خصوصيات بستگان، مىتواند به عنوان يك عامل تربيتى از هديه استفاده كند و با اهداى سوغاتمناسب، تبليغ دين و نشر معارف اسلامى نمايد.
در نهايت هديه داراى آثار متعدد است كه در صورت رعايت بايستهها و تناسبهاى
پيشگفته، نتايج مثبتى خواهد داشت. توجه به مناسبتها مانند روزهاى معين، ايام ولادت، عروسى و امثال آن و همچنين در نظر گرفتن تناسبهاى سنى، عاطفى، فرهنگى و نظاير آن ميزان اثربخشى هديه را افزايش مىدهد. ايجاد محبت و همدلى، رفع نياز، اصلاح رفتار و بسيارى از آثار ناگفته نيز از جمله نتايج مطلوب هديه دادن است.
با اين حال فرايند هديه در معرض آسيبهايى نيز قرار دارد كه توجه به آن و پيشگيرى از بروز آسيبها در اثرگذارى هديه نيز مفيد است، ازاينرو لازم است كه به آسيبشناسى هديه نيز بپردازيم.
هديه نيز همانند ديگر فعاليتهاى فردى و اجتماعى است كه اغلب در امور مادى كاربرد دارد و ازاينرو، خالى از آسيب نخواهد بود. بنابراين، در اين فصل به آسيبهاى هديه و پس از بيان آسيبها به راهكارهاى پيشگرانه خواهيم پرداخت.
واژه «آسيب»، به هر پيامد يا رفتار نامطلوبى اطلاق مىشود كه معمولًا پس از انجام دادن كارى پديد مىآيد. اين مفهوم، عام است و گستره وسيعى دارد؛
آسيبهاى جسمى، روانى، خانوادگى، اجتماعى، اقتصادى، فرهنگى و امثال آن.
آسيبشناسى به عنوان يك دانش كاربردى بعد از هر برنامهاى قابل اجرا بوده و از اهميت خاصى برخوردار است. با آسيبشناسى درست، مىتوان كارهاى قبلى را ارزيابى كرد و ضمن رفع كاستىها، از آسيبهاى بعدى پيشگيرى نمود و در نتيجه روند تكاملى را پىگرفت.
هدف در بحث حاضر، بررسى پيامدها و رفتارهاى نامطلوبى است كه ممكن است در مسئله هديه وجود داشته باشد. محور سخن بيشتر آسيبهاى معنوى، اجتماعى و خانوادگى است كه قلمرو وسيعى خواهد داشت. همه تلاشها براى دستيابى به پاسخ اين پرسشهاست؛ آيا هديه و سوغات سفرهاى زيارتى مصون از آسيب است؟ آيا زائران خانه خدا و عتبات عاليات در امر هديه دچار آسيب نمىشوند؟ در صورت وجود آسيب، راههاى پيشگيرى از آسيب كدامند؟
در اينجا به جهت ارائه مناسب مطالب و سهولت در فراگيرى خوانندگان، بهتر است آسيبها را به سه دسته كلى آسيبهاى اقتصادى، فرهنگى- معنوى و اجتماعى تقسيم كرده و سپس به بررسى شاخههاى فرعى آن بپردازيم. چه اينكه آسيبهاى هديه عمدتاً به همين حوزهها ارتباط پيدا مىكند. البته ممكن است آسيبى به يكى از اين دستهها يا تركيبى از آنها مربوط گردد.
تهيه هديه و خريد اشيا براى اهدا به بستگان و دوستان، بىشك هزينهمالى به همراه دارد و بايد مبلغى را پرداخت تا چيزى را به عنوان هديه فراهم نمود. اما نحوه خريد و افراط و تفريط در آن، بسته به تصميم زائر دارد كه چگونه عمل كند. اگر با فكر و درايت و به دور از احساسات و رقابت به خريد اقدام كند، كمتر دچار آسيب خواهد شد، ولى اگر با هيجانات و همچشمى با ديگران قدم به
عرصه خريد و تهيه هديه گذارد، طبعاً خالى از آسيب نخواهد بود. آسيبهاى مادى در نوع خود متعدد و مختلفند، در اينجا به برخى از آنها اشاره مىگردد به اين هدف كه مورد توجه زائران قرار گيرد و آنان با شناخت آسيبها از بروز آنها جلوگيرى نمايند.
اغلب زائران وقتى درباره هديه و سوغات سخن مىگويند يا مىخواهند چيزى بدين نيت تهيه نمايند، منظورشان اشياى مادى است و مىتوان گفت همه زائران، سوغات حج را منحصر در ماديات مىدانند؛ گويى جز امور مادى چيز ديگرى را نمىتوان در سفرهاى معنوى هديه كرد. درحالىكه هديه اعم از امور مادى و معنوى است و همان گونه كه در بيان انواع هديه اشاره شد، امور معنوى، بخش مهم هديه را تشكيل مىدهند، بهويژه در سفر حج كه معنويت آن خيلى زياد است. زائر به جاى سرگرم شدن در امور مادى و فراهمسازى هديههاى مادى، خوب است براى
بستگان و دوستان دعا، نماز و قرآن هديه كند. بهويژه براى رفتگان از دنيا، اهداى معنوى بسيار اهميت دارد. امام على (ع) به نقل از رسول خدا (ص) مىفرمايد: «
مَا أُهْدِيَ إِلَى الْمَيِّتِ هَدِيَّةٌ وَ لَا أُتْحِفَ تُحْفَةٌ أَفْضَلُ مِنَ الاسْتِغْفَارِ»؛(1)
«هيچ هديه و سوغاتى براى ميت، بهتر از طلب آمرزش نيست». چرا كه در اثر استغفار مؤمن، ممكن است دروازه رحمت الهى به سويش گشوده شود و آن ميت مورد غفران خداوند قرار گيرد. ازاينرو، اموات بيش از زندگان نياز به هديه معنوى دارند و زائران بايد در مكه و مدينه كه محل نزول وحى و جاى استجابت دعاست، سوغات معنوى برايشان بفرستند.
اگر هديه به زندگان نيز از امور معنوى باشد، با ارزشتر از هداياى مادى است. چون هديه مادى زود از بين مىرود و ماندگار نيست، ولى هديه معنوى مانند دعا، استغفار، طواف مستحبى، عمره مستحبى و امثال آن در پرونده عمل فرد ثبت و
1) مستدركالوسائل، ج 2، ص 112.
تا قيامت باقى مىماند. در روايتى نيز هديه معنوى به زندگان را برتر از هداياى مادى برمىشمرد. امام باقر (ع) از پدرانش روايت كرده است كه پيامبر فرمود:
يَقُولُ اللَّهُ تَعَالَى الْمَعْرُوفُ هَدِيَّةٌ مِنِّي إِلَى عَبْدِيَ الْمُؤْمِنِ وَ أَيُّمَا عَبْدٍ خَلَقْتُهُ فَهَدَيْتُهُ إِلَى الْإِيمَانِ وَ حَسَّنْتُ خُلُقَهُ وَ لَمْ أَبْتَلِهِ بِالْبُخْلِ فَإِنِّي أُرِيدُ بِهِ خَيْراً(1)
خداوند مىفرمايد: معروف و خوبى، هديه من به بنده مومن است و هر بندهاى كه آفريدم و ايمان را به او هديه كردم، اخلاقش را نيكو و او را از بخل دور ساختم، چون خير و خوبى او را مىخواهم.
اين روايت بر هداياى الهى به بندگان مؤمن دلالت دارد و در ضمن برمىآيد كه هديه معنوى به زندگان بهتر از اشياى مادى است؛ به اين دليل كه طبق روايت، هداياى خداوند به مؤمن همه از امور معنوى است مانند ايمان، اخلاقنيكو و آنچه از نظر عقل و شرع معروف و ممدوح
1) همان، ج 7، ص 33.
شناخته شده است. خوب است زائران سفرهاى زيارتى نيز به اين حديث توجه نموده، براى بستگان و دوستان هداياى معنوى تهيه كنند. به هر صورت، تكيه بر امور مادى در هديه از آسيبهاى جدى آن است كه با نيكانديشى و ژرفنگرى حجاج بايد اصلاح و از وقوع آن پيشگيرى نمود.
موسم حج تمتع يك موقعيت استثنايى در كشور عربستان، بلكه در تمام جهان است و مراسمى با آن شكوه و عظمت در هيچ جاى دنيا وجود ندارد. همانگونه كه اصل مناسك حج و انجام اين وظيفه دينى و اسلامى يك امر ممتاز و بدون رقيب است، جنبههاى فرعى و حاشيهاى آن نيز بىبديل و كمنظير است؛ به عنوان نمونه معاملاتى كه در ايام حج در سرزمين مكه و مدينه رخ مىدهد قابل مقايسه با جاى ديگر نيست؛ هم به لحاظ زمان كه مدتش بسيار محدود و معين است و هم به لحاظ مكان كه فقط در دو شهر واقع مىشود، هم از نظر
عرضه كالا و هم به لحاظ كثرت مشتريان. آنچه از مطالعات كشورها و شواهد عينى برمىآيد نشان مىدهد كه فضاى داد و ستد و عرضه اشيا و كالا و حجم خريداران در دو شهر مكه و مدينه كاملًا استثنايى است و براى زائران تازه وارد به عربستان از جذابيت خاصى برخوردار است.
طبيعى است كه در چنين بازارى كه با ميزان بالاى تقاضاى خريد مواجه است، هر نوع كالايى قابل عرضه به مشتريان است. زائران كشورهاى مختلف جهان به عنوان خريداران اشياى وارداتى عربستان نخستين كسانى هستند كه در معرض آسيبهاى متعدد معاملاتى قرار دارند. با توجه به ناآشنايى زائران و به خصوص زوار ايرانى با زبان عربى و تفاوت فرهنگى و همچنين ناپختگى بسيارى از زائران، ميزان آسيب پذيرى آنان بسيار زياد است. ازاينرو، فروشندگان و دلالان عربستان، با استفاده از شيوههاى گوناگون تبليغاتى، اشياى نامرغوب و غير استاندارد را به زوار مىفروشند؛ چرا
كه كالاهاى چينى، پاكستانى و كشورهاى ديگر كه كيفيت لازم را ندارند به كشور عربستان وارد، و به زائران عرضه مىشود. زائران نيز هنگام خريد چندان متوجه كيفيت كالا نمىشوند، چون نه فرصت بازبينى دارند و نه آشنايى با علائم مرغوب كالا. از اين جهت معمولًا هر چه ارزانتر و به ظاهر مرغوبتر بود را مىخرند. وقتى به وطن بازمىگردند، مىبينند كه اشياى تهيه شده هيچ كيفيتى ندارند. اينجاست كه دچار پيشمانى مىشوند، ولى سودى برايشان ندارد؛ زيرا پولها مصرف شده و راهى براى برگرداندن كالا هم وجود ندارد. بدين ترتيب، خريد اشياى بىكيفيت و كمارزش از آسيبهاى بزرگ هديه است كه بايد زائران به اين امر توجه داشته و از آسيب آن جلوگيرى نمايند. راه حل پيشنهادى اين است كه زائران از طريق مشورت با ديگران به خصوص افرادى كه زبان عربى مىدانند و تجربه سفر به عربستان را دارند و از همه مهمتر با صبر و حوصله و دقت در امر
خريد، مىتوانند از اينگونه آسيبها پيشگيرى نمايند.
در قرآن كريم افزون بر واژه «اسراف» كلمات ديگرى نيز وجود دارند كه مفهوم اسراف را مىرسانند. كلمه «تبذير» از مادّه «بذر» به معناى پراكندن، ريخت و پاش نمودن، تلفكردن، بر باد دادن و امثال آن به معناى اسراف به كار رفته است. (1)«راغب اصفهانى» در «مفردات الفاظ قرآن» مىگويد:
تبذير از مادّه بذر در اصل به معناى ريختن بذر و بذر افشانى آمده است و به عنوان استعاره به هركسى كه مالش را تضييع كند اطلاق مىشود. (2)
تبذير در قرآن نيز به همين معنا به كار رفته و از زيادهروى در مصرف مال نهى شده است. خداوند مىفرمايد:
وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذِيراً* إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كانُوا إِخْوانَ الشَّياطِينِ وَ كانَ الشَّيْطانُ لِرَبِّهِ كَفُوراً (اسراء: 26 و 27)
و هرگز اسراف و تبذير مكن؛ چرا كه تبذيركنندگان برادران شياطينند و شيطان در برابر پروردگارش بسيار ناسپاس بود.
آيه كريمه بر اين نكته اشاره دارد كه زيادهروى در هزينهكردن امكانات و بىجا مصرف نمودن آن، در واقع يك نوع ناسپاسى در برابر خداى متعال است؛ چون نعمتهاى الهى را هدر مىدهد و استفاده بهينه از آن نمىبرد. اگر كسى شكرگذار نعمتهاى خدا باشد، از اسراف و بيهوده خرج كردن منابع خدادادى دورى مىنمايد.
آنچه از آيات استفاده مىشود آن است كه اسراف به طور كلى خروج از اعتدال و تضييع نعمتهاى خدا دادى است؛ اما در روايات به معناى دقيقترى اشاره شده و امورى را، اسراف دانسته است كه از ديد عرفى خيلى مهم به نظر نمىآيند. امام صادق (ع) در روايتى مىفرمايد:
أَدنى الإسرافِ هِراقَةُ فَضلِ الماءِ وَ ابتذالُ
ثَوبِ الصَّونِ وَ القاءُ النَّوى (1)
كمترين ميزان اسراف آن است كه باقىمانده آب را دور بريزى و لباس پاكيزه و نگهدارنده حرمت را در مكان نامناسب بر تن كنى و هسته را دور بيندازى.
در اين حديث به سه نمونه از موارد اسراف اشاره شده است:
يكى دور ريختن زيادى آب؛ بدين معنا كه اگر كسى آب بنوشد و ته مانده آب را بدون استفاده كردن در جايى مانند باغچه خانه يا گلدان و امثال آن، دور بريزد؛ اسراف و به هدر دادن آب است.
دوم، پوشيدن لباس تميز و پاكيزه در مكانهاى پست و نامناسب كه در آن مكانها مىبايست از لباسهاى خاصى مانند لباس كار استفاده كرد؛ مثلًا لباسهاى نو خود را در محيطهاى كارى نظير دامدارى، كورهپزى يا آشپزى و غير آن بپوشد. اين امر از منظر امام معصوم (ع) اسراف است؛ چرا كه در بهرهگيرى از امكانات؛
1) منتخب ميزان الحكمة، واژه «اسراف»، ص 250.
زيادهروى نموده و از لباسش استفاده غير مناسب برده است. مسلماًدر محيطهاى كارى بايد از لباسهاى متناسب با آن فضا استفاده شود.
سوم، دور انداختن هسته چيزى مانند هسته خرما و زردآلو نيز طبق اين روايت اسراف است و بايد هسته را براى بذر افشانى در مزارع يا هدف ديگرى مورد استفاده قرار داد.
از اين روايت، اهميت توجه به مسئله اسراف، رعايت اعتدال و صرفهجويى در بهرهگيرى از منابع طبيعى و دارايىها، به خوبى به دستمىآيد. دقتى كه امام صادق (ع) در تبيين معناى اسراف و نمونههاى عينى در اين زمينه ارائه كرده است، انسان را بر آن مىدارد كه در تصرفات روزانهو داد و ستدش برنامهريزى درست داشته باشد تا مبادا در استفاده از مواد مصرفى، مرتكب زيادهروى شود. به ويژه خانوادهها در زمينه اسراف، مسئوليت افزونترى دارند و بايد نسبت به عملكرد فرزندان نظارت و مراقبت كامل داشته
باشند و آنها را از هرگونه رفتار اسرافآميز برحذر دارند.
از جمله مصاديق اسراف در روايات، بخشش نامناسب است. چنانكه از رسول خدا (ص) در تفسير آيه: وَ الَّذِينَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا وَ كانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً (1)سؤال شد، فرمود: «
مَن أعطى في غَير حقٍّ فَقَدْ أَسْرَفَ»
؛ (2)«هركس بخششى كه لازم نيست و طرفِ بخشش، استحقاق آن را ندارد انجام دهد، اسراف كرده است». در همين زمينه امام على (ع) مىفرمايد: «
اعطاءُ المالِ في غَيرِ حَقِّهِ تَبذِيرٌ وَ إسرافٌ
»؛ (3)«بخشش مال در موارد غيرحق تبذير و اسراف است». بنابراين، هديه و بخشش در اسلام حد و مرزى دارد كه نبايد از آن تجاوز كرد، وگرنه اسراف خواهد بود. بر اين اساس، اگر زائران در تهيه هديه زيادهروى كنند و بيش از آنچه لازم است خريدارى كنند و ببخشند، اسراف است.
امام عسكرى (ع) مىفرمايد: «
إنَّ لِلسَّخاءِ مِقداراً، فَإن زادَ عَلَيهِ فَهُوَ سَرَفٌ
»؛ (1)«جود و سخاوت اندازهاى دارد؛ اگر بيش از آن ببخشد اسراف است».
يكى از آسيبهاى مادى و اقتصادى كه بر زيادهروى در هديه مترتب است، خارج سازى ارز و پول نقد از كشور اسلامى است. اين مطلبى با اهميت است كه بايد بدان توجه كرد؛ زيرا تقويت نظام جمهورى اسلامى به فرموده حضرت امام 1 و مقام معظم رهبرى (مُدَّظِلُّهُالعَالِى) و نيز از منظر عقل و عرف جامعه واجب است. امام درباره حفظ نظام جمهورى اسلامى فرمود: «اگر حفظ اسلام بزرگترين فريضه است، بر همه ما و شما و همه ملت و همه روحانيون، حفظ اين جمهورى اسلامى از اعظم فرايض است». (2)بنابراين، حفظ و تقويت نظام جمهورى اسلامى بر همه مردم مسلمان ايران واجب است و هر كارى به تضعيف آن منجر
گردد، حرام است؛ آن كار در هر حوزهاى اعم از سياسى اجتماعى، فرهنگى و اقتصادى روا نيست و بايد از آن اجتناب كرد.
از كارهايى كه به نظر مىرسد موجب ضعف بنياد اقتصادى كشور مىشود، خروج ارز از كشور است. اين مطلب در طى دورههاى پس از انقلاب با فراز و نشيبهايى همراه بوده است؛ بهويژه در زمان جنگ داراى محدوديت خاص بود و حتى حضرت امام خمينى (ره) هم صريحاً آن را ممنوع اعلام كرده بود. اما پس از دوره جنگ و به خصوص در شرايط كنونى به آن اندازه داراى محدويت نيست، ولى اصل علت همچنان باقى است و هر كارى كه به ضرر و زيان نظام اسلامى منجر شود، ناپسند است. بر اين اساس، هديه زائران و افراط در آن به منزله خارج كردن ارز از كشور تلقى شده و امرى نارواست. اگر زائران هزينه سوغات را محاسبه نمايند، خواهند فهميد كه چه حجم زيادى ارز، از كشور خارج
مىشود و در اختيار مخالفان نظام قرار مىگيرد. اين كار، يك آسيب جدى هداياى زائران حج خانه خداست كه در نهايت به تضعيف نظام مقدس جمهورى اسلامى منتهى مىگردد. در مقابل توان اقتصادى كشورهاى صاحب كالا تقويت مىشود كه هرگز به مصلحت اسلام و نظام اسلامى نيست. اگر زائران به اين مسئله، توجه كنند به چنين كارى راضى نخواهند شد و رفتارشان را يقيناً تغيير خواهند داد.
گذشته از خروج ارز، آسيب ديگر در خريد زياد، مشكلات حملونقل و جابهجايى اشياى تهيه شده است. بار سنگين در حال مسافرت واقعاً آسايش را از انسان سلب مىكند. چمدانهاى پر از هداياى حاجيان، هنگام حركت از مكه و مدينه ديدنى است و بسيار شگفتآور است كه چگونه حاجيان در مدت كوتاه توانستهاند آنها را فراهم آورند! خريد و معامله زائران ايرانى با زوار ديگر كشورها قابل مقايسه
نيست، كه البته شايد هم به دليل توجه زياد آنان به مسئله هديه و سوغات است كه بر فرهنگ سفرها به خصوص سفر حج ايرانيان حاكم است. مسلماً زائران ضعيف و ناتوان به مراتب از مشكلات بيشترى برخوردارند.
بنابراين، زائران بايستى براى خريد، برنامهريزى داشته باشند و حجم اشيايى را كه تهيه مىكنند، محاسبه نمايند؛ زيرا، خريد بيشتر، مشكلات جابهجايى را نيز افزايش مىدهد. به هر صورت، مشكل حمل و نقل هدايا از آسيبهاى جدى سوغات سفرهاى زيارتى است كه بايد بدان توجه داشت و مناسب است براى پيشگيرى از اين آسيب، بخشى از هدايا را از ايران تهيه نمايند؛ چرا كه همان كالا و شايد با قيمت ارزانتر در ايران نيز وجود دارد. بدين ترتيب، هم از خروج ارز جلوگيرى مىشود و هم مشكل حمل و نقل پيش نمىآيد. در ضمن براساس قوانين حمل و نقل مسافرت هوايى كه در همه دنيا رايج است، براى هر
مسافر، حمل مقدار معينى از كالا مجاز است و براى بيش ازآن بايد كرايه پرداخت كند. نظام حمل و نقل هوايى جمهورى اسلامى ايران نيز از قوانين بينالمللى پيروى مىكند و حاجيان نيز هنگام رفت و بازگشت بايد از آن تبعيت كنند. براساس شواهد و گزارشهاى زيارتى، زائران ايرانى خانه خدا ما معمولًا داراى اضافهبار هستند حتى برخى از آنان چند برابر مقدار مجاز، اضافه بار دارند.
طبيعى است كه خريد زياد و بار سنگين به عنوان يك آسيب مناسك حج مطرح است و گذشته از مشكلات جسمى و روانى براى زائر، ممكن است به معنويت و پاداش عمل حج نيز آسيب برساند.
حج بر كسانى واجب است كه هم مخارج رفتن و برگشتن از سفر و هم مخارج كافى زن و فرزند را در مدت سفر، داشته باشند. در غير اين صورت، مناسك حج واجب نيست. اما بسيارى از افراد در اثر علاقه
شديدى كه به سرزمين وحى دارند، با قرض كردن در مراسم حج شركت مىكنند. برخى ديگر نيز به همان اندازه سفر، دارايى دارند و بيش از آن را بايد قرض بگيرند. اينگونهافراد در اثر توقع بستگان و فرهنگ نادرست جامعه، اقدام به خريد زياد و تهيه بارسنگين مىكنند و در نتيجه زير بار قرض مىروند. اين كار از آسيبهاى مهم هديه و سوغات سفر حج است.
زندگى امروزى با مشكلات متعددى مواجه است كه اگر مديريت اقتصادى در آن نباشد، نظام زندگى با مشكل روبهرو مىگردد. امام على (ع) در زمينه تدبير معيشت مىفرمايد: «
قِوَامُ العَيشِ حُسنُ التَّقدِيرِ و مِلاكُهُ حُسنُ التَدبِيرِ»؛ (1)
«ركن زندگى، برنامه ريزى درست و پايه آن مديريت صحيح است».
همچنين امام باقر (ع) در اين زمينه مىفرمايد:
لايَستَكمِلُ عَبدٌ حَقيقَةَ الايمانِ حَتّى تَكونَ
1) ميزان الحكمة، ج 8، ص 349.
فيهِ خِصالٌ ثَلاثٌ: التَّفَقُّهُ فِي الدِّينِ وَ حُسنُ التَّقدِيرِ في المَعِيشَةِ وَالصَّبرُ عَلَى الرَّزايا(1)
بندهاى حقيقت ايمان را به كمال نرساند تا در او سه خصلت باشد: فهم در دين، اداره درست زندگى و صبر در مصيبتها.
طبق اين روايات، تدبير معيشت از مسائل مهم زندگى است كه در هر صورت بايد بدان توجه كرد و به زندگى سامان بخشيد. سفرهاى غيرضرورى پر هزينه را بايد لغو و سفرهاى لازم مانند حج را بدون تشريفات و هزينه اضافى انجام داد. تدبير و مديريت صحيح اقتصادى به فرموده امامان معصوم (عليهم السلام) اساس زندگى و جزو ايمان است. اين نكته اگر در سفر معنوى حج رعايت شود، بسيارى از آسيبها به وجود نمىآيد؛ آسيبهايى چون خروج ارز، مشكلات حمل و نقل، اضافه بار و ... بنابراين قرض و بدهكارى يكى از آسيبهاى سفر حج يا زيارت است كه بايد با برنامه ريزى
1) تحف العقول، محمد حسن حرانى، ص 339.
درست از وقوع آن پيشگيرى كرد.
آخرين آسيبى كه در بعد مادى و اقتصادى هديه به نظر مىرسد، بيگانگى هدايا با اماكن زيارتى است كه هيچ تناسبى ميان آنها مشاهده نمىشود. اشيايى همانند پارچه، لباس، ساعت، گوشى همراه، وسايل الكتريكى و امثال آن چه تناسبى با مسجدالحرام، مسجدالنبى (ص) يا مكانهاى زيارتى ديگر دارند؟ اينگونه كالاها در هر كشورى وجود دارند و نياز به آوردن آن از شهرهاى دينى و مذهبى نظير مكه و مدينه نيست. سوغات سفرهاى زيارتى به خصوص حج بايد تداعىكننده ياد و خاطره آن مكانهاى مقدس باشد. اگر اينگونه بود، هديه و سوغات ارزش معنوى نيز پيدا مىكند و انسان با ديدن آن به ياد اماكن مقدس مىافتد. چنانكه سوغات كربلا نظير تسبيح و سجاده با نمادهايى از گنبد و ضريح امام حسين (ع) ياد و خاطره آن را در اذهان زنده مىكند. اما در سوغات
مكه و مدينه اين تناسب رعايت نمىشود و رنگ و بوى اماكن زيارتى در آن مشاهده نمىشود.
امام خمينى (ره) ضمن توصيه دينى و اخلاقى به زائران خانه خدا اينگونه آنان را به خاطرههاى آن سرزمين توجه مىدهند:
«از نكاتى كه حجاج محترم بايد به آن توجه كنند اينكه مكه معظمه و مشاهد مشرفه، آيينه حوادث بزرگ نهضت انبيا و اسلام و رسالت پيامبر اكرم (ص) است. جاىجاى اين سرزمين، محل نزول و اجلال انبياى بزرگ و جبرئيل امين و يادآور رنجها و مصيبتهاى چندين سالهاى است كه پيامبر اكرم (ص) راه اسلام و بشريت متحمل شدهاند. حضور در اين مشاهد مشرفه و امكنه مقدسه و در نظر گرفتن شرايط سخت و طاقتفرساى بعثت پيامبر (ص)، ما را به مسئوليت و حفظ دستآوردهاى اين نهضت و رسالت الهى بيشتر آشنا مىكند، كه واقعاً پيامبر اكرم (ص) و ائمه هدى (عليهم السلام) در چه غربتهايى براى [بيان] دين حق و امحاى باطل، استقامت و ايستادگى نمودهاند و از تهمتها و اهانتها و زخم زبانهاى «ابولهب» و «ابوجهل» و «ابوسفيان» ها
نهراسيدند و در عين حال شديدترين محاصرههاى اقتصادى در «شعب ابىطالب» به راه خود ادامه دادند و تسليم نشدند و سپس با تحمل هجرتها و مرارتها در مسير دعوت حق و ابلاغ پيام خدا و حضور در جنگهاى پياپى و نابرابر و مبارزه با هزاران توطئه و كارشكنىها، به هدايت و رشد همت گماشتهاند كه دل صخرهها، سنگها، و بيابانها و كوهها و كوچهها و بازارهاى مكه و مدينه پر است از هنگامه پيام رسالت آنان كه اگر آنها به زبان و سخن مىآمدند و از راز و رمز تحقق فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ (1)پرده برمىداشتند؛ زائران بيتاللهالحرام در مىيافتند رسول خدا (ص) براى هدايت ما و بهشتى شدن مسلمانان چه كشيدهاند و مسئوليت پيروان او چقدر سنگين است. (2)
از بيان امام خمينى (ره) لزوم زنده نگهداشتن ياد و خاطره پيامبر اكرم (ص) و اهلبيت (عليهم السلام) و مبارزات و تلاشهاى آنان براى هدايت مردم، به خوبى به دست مىآيد و
هر مسلمانى وظيفه دارد كه به اين امر مهم توجه نمايد. بنابراين، انسان هم مىتواند در مكه و مدينه قدم گذارد و صحنههاى ايثار و شهادت را از نزديك ببيند و هم مىتواند آثارى از آن را به همراه ببرد و در مكانهاى دور به ياد آنان باشد. البته اين يادآورى به وسيله تهيه هداياى مناسب توسط زائران كه نماد آن مكانها را در خود داشته باشند، قابل اجراست. اما هداياى زائران مكه و مدينه اين ويژگى را ندارند و يادآور خاطرات اماكن مقدس يا مبارزات مسلمانان صدر اسلام نيستند. اين امر از آسيبهاى هديه و سوغات زائران خانه خدا است كه جهت برطرف شدن آن، بايد به دنبال چيزهايى رفت كه نمادى از آن مكانها را داشته يا دستكم برخى از اشياى تهيه شده، داراى اين خصوصيت باشند.
دسته دوم از آسيبهاى هديه، آسيبهاى
معنوى است. اين نوع آسيب، به مراتب زيانبارتر از آسيبهاى مادى و اقتصادى است؛ زيرا اينگونه از آسيبها متوجه كمال معنوى زائر است و با معنويت او ارتباط دارد و در صورت وقوع آن، از ارزش معنوى او كاسته مىشود.
ممكن است زائر در خريد هديه و يا تقسيم آن ميان بستگان و دوستان مرتكب گناهى گردد كه دور از شأن و جايگاه زائر خانه خداست. اختلاط زن و مرد هنگام خريد، چانه زدنهاى زياد، دروغگويى، سوگندهاى بىمورد، توهين به خود و ديگران و مواردى از اين قبيل كه معمولًا در فضاى معاملات وجود دارند، از جمله گناهان در هنگام خريد هديه هستند. همچنين ممكن است زائر موقع تقسيم هدايا بين بستگان و دوستان در معرض برخى آسيبها؛ مانند تبعيض، رياكارى، دروغ، رشوه و نظاير آن قرار گيرد. هر كدام از
اين امور واقع شود، گناه است و زائران بايد با دقت و مراقبت، از اين آسيبها عبور كنند و به دام آنها نيفتند.
گرچه آسيبهاى فرهنگى و معنوى هديه فراوان است، ولى در اينجا به مهمترين آنها اشاره مىشود.
ريا در برابر اخلاص از گناهانى است كه در بسيارى از فعاليتهاى دينى و اجتماعى انسان نفوذ دارد. ريا امرى است درونى كه با نيت و انگيزه فرد ارتباط دارد و چيزى كه به آن تعلق مىگيرد، امر بيرونى و از رفتارهاى آدمى است. ريا مربوط به امور خير و صفات پسنديدهاى است كه فرد با انجام دادن و اتصاف به آن مىخواهد منزلت و اعتبار اجتماعى كسب كند. ريا انواعى دارد كه در مجموع، همه آنها، حرام و از گناهان كبيره هستند. (1)خطر وقوع در اين گناه خيلى زياد است و كمتر كسى بتواند در
1) معراج السعادة، ملا احمد نراقى، ص 473.
برابر صفت ريا مصونيت پيدا كند و اغلب مردم در معرض اين آسيب قرار دارند. ريا از ابزارهاى شيطان براى گمراه ساختن انسان است و مانند موريانه مىماند كه عمل را از درون تهى و روح آن را مىربايد. (1)قرآن كريم به شدت از اين عمل نهى كرده و مىفرمايد:
فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ* الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ* الَّذِينَ هُمْ يُراؤُنَ* وَ يَمْنَعُونَ الْماعُونَ (ماعون: 4- 7)
پس واى بر نمازگزاران همان كسانى كه در نماز خود سهلانگارى مىكنند، همان كسانى كه ريا مىكنند و حتى از [عاريه] دادن وسايل ضرورى زندگى [به ديگران] خوددارى مىكنند.
اين آيات به نمازگزاران سهلانگار و رياكار، وعده عذاب داده است. هر چند ابتلاى به ريا در همه اعمال امكانپذير است و شايد عملى را نتوان يافت كه از ريا مصون باشد، ولى انفاق و مسائل مالى
1) اخلاق در قرآن، ناصر مكارم شيرازى و همكاران، ج 1، ص 280.
بيشتر در معرض ريا قرار دارند. بر اين اساس، زائران بايد مواظب باشند تا به دام ريا نيفتند و خالصانه و با انگيزه الهى به بستگان و دوستان هديه دهند.
يكى از آسيبهاى هديه، ارتكاب «رشوه» است. رشوه در لغت به معناى «امتداد داشتن» و «متوسل شدن» است كه با معناى عرفى و اصطلاحى آن بىارتباط نيست؛ چون رشوه نوعى توسل و دستدرازى به ديگران براى رسيدن به مقصود است. در اصطلاح، رشوه به چيزى اطلاق مىشود كه فرد به حاكم يا غير او مىدهد تا به نفع او حكم كند يا آنچه را مىخواهد، برايش انجام دهد. (1)رشوه گناه بزرگى است كه جنبههاى گوناگون فقهى، اجتماعى، اخلاقى و تربيتى دارد و آسيبهاى متعددى بر آن مترتب است. همه فقهاى اسلام بر حرمت آن اتفاق نظر دارند؛ چون قرآن و روايات به روشنى حرمت رشوه را اثبات مىكند.
1) رشوه و احكام آن در فقه اسلامى، حميدرضا داودى دريكنده، صص 38 و 39.
مفسران و فقها برخى از آيات قرآن را بر رشوه تطبيق كردهاند، به عنوان مثال خداوند در اين آيه مىفرمايد:
وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ وَ تُدْلُوا بِها إِلَى الْحُكَّامِ لِتَأْكُلُوا فَرِيقاً مِنْ أَمْوالِ النَّاسِ بِالإثْمِ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ (بقره: 188)
و اموال يكديگر را به باطل [و ناحق] در ميان خود نخوريد! و براى خوردن بخشى از اموال مردم به گناه، [قسمتى از] آن را [به عنوان رشوه] به قضات ندهيد، در حالى كه مىدانيد [اين كار، گناه است]!
هم ابتداى آيه به صورت عام و هم ذيل آيه، صراحت در حرمت رشوه دارند؛ چون ابتداى آيه از خوردن مال به باطل نهىكرده كه شامل رشوه است و فراز دوم آيه نيز مىفرمايد: «مال خود را به قضات ندهيد درحالىكه مىدانيد اين كار گناه است»، دادن مال به حاكم جز رشوه، چيز ديگرى نمىتواند باشد.
در آيه ديگر مىفرمايد: أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ؛ «و بسيار مال حرام مىخورند».
(مائده: 42) «سُحت» به معناى خوردن مال به حرام است كه آن را بر رشوه منطبق كردهاند. (1)
هديه يك مسئله مالى است كه در معرض جدى ارتكاب رشوه قرار دارد و اگر انگيزه، پاك نباشد، رنگ و بوى رشوه بهخود مىگيرد. به خصوص هديه به شخصيتهاى اجتماعى كه صاحب شهرت و نفوذ اجتماع هستند. بنابراين زائران نيز از اين آسيب مصون نيستند و تقديم هديه به افراد خاص و داراى موقعيت اجتماعى، شبهه رشوه را به همراه دارد. ازاينرو، در روايات از هديه به حاكمان، قضات و امثال آنها به شدت نهى شده است. على (ع) مىفرمايد: «
أَيُّمَا وَالٍ إِنْ أَخَذَ هَدِيَّةً كَانَ غُلُولًا وَ إِنْ أَخَذَ الرِّشْوَةَ فَهُوَ مُشْرِكٌ
»؛(2)«هر حاكمى كه هديهاى بگيرد خيانت كرده است و اگر رشوه بگيرد مشرك است».
در اين روايت گرفتن هديه به وسيله حاكم خيانت حساب شده است كه آسيب
پذيرى آن را مىرساند.
در نهج البلاغه در داستان هديهآوردن «اشعث بن قيس» مىخوانيم كه او براى پيروزى بر طرف دعواى خود در محكمه عدل على (ع)، متوسل به رشوه شد و شبانه ظرفى پر از حلواى لذيذ به در خانه على (ع) آورد و نام آن را هديه گذاشت. على (ع) بر آشفت و فرمود: «
هَبِلَتْكَ الهَبُولُ! أ عَنْ دِينِ اللَّهِ أتَيتَنِي لِتَخدَعَنِي
»؛ (1)«زنان بچه مرده بر تو بگريند. آيا از راه دين وارد شدى كه مرا بفريبى»؟
به هر صورت، احتمال ارتكاب رشوه در هديه زياد است؛ بنابراين زائران بايد هدايا را بدون چشمداشت اهدا كنند تا از اين آسيب مصون باشند.
زبان به عنوان عضو حساس انسان با وجود فوايد بسيار، آفات زيادى نيز دارد و اگر مواظبت نشود، گناهان متعدد و بزرگى را مىتوان با آن مرتكب شد.
1) نهج البلاغه، خطبه 224.
dكى از آن گناهان، دروغ است كه به معناى آوردن سخنى بر خلاف واقع است. دروغ صفت ناپسندى است كه زيانهاى فردى و اجتماعى فراوانى به همراه دارد. در اثر يك سخن دروغ ممكن است لطمهاى به آبروى مؤمن وارد شود يا نزاعى پديد آيد كه خسارتهاى جبرانناپذيرى را بهوجود آورد.
در آيات و روايات فراوان از دروغ نهى شده و دروغگو مورد لعن خداوند قرار گرفته است. رسولخدا (ص) مىفرمايد: «
إيّاكُم وَ الكَذِبَ، فإنَّهُ مَعَ الفُجُورِ وَ هُما فِي النَّارِ»
؛(1)«از دروغ بپرهيزيد؛ زيرا دروغ توأم با فجور (انحراف از حق) است و هر دو در آتشند».
يكى از آسيبهاى جدّىكه زائران با آن مواجه هستند، دروغ است؛ زيرا ممكن است با دوستان، بستگان و كسانى ديگر، در ارتباط با هديه، قيمت، رعايت تناسبها و توزيع آن مرتكب دروغ و سخن خلاف واقع
1) ميزان الحكمة، ج 10، ص 58.
شوند كه در اين صورت، گناه بزرگى را انجام دادهاند. انسان هيچگاه نبايد دروغ بگويد، بهويژه هنگام بازگشت از سفرهاى زيارتى مانند حج. در ارائه گزارش و دادن هديه نيز بايد از كلام نادرست پرهيز نمايد؛ زيرا دروغ عامل بىاعتبارى زائر است. پيامبر اكرم (ص) مىفرمايد: «
كَثرَةُ الكَذِبِ تَذهَبُ بِالبَهاءِ
»؛(1)«دروغگويى زياد، آبروى انسان را مىبرد».
معامله امرى رايج ميان همه مردم دنياست كه به صورت خرد و كلان در سطح كشورها، شهرها، خانوادهها و افراد جامعه جريان دارد. تجارت از قديم رواج داشته و امروزه نيز عامل اصلى حركت زندگى بشر است؛ به گونهاى كه بدون داد و ستد هيچ فرد يا خانوادهاى نمىتواند امور معيشت خود و افراد تحت پوشش را اداره كند.
1) ميزان الحكمة، ج 10، ص 62.
اسلام اصل معامله را تأييدكرده، و براى آن آدابى را در نظرگرفته است كه بايد رعايت شوند. از جمله آسانگيرى در معامله است كه فروشنده و مشترى نبايد سختگير باشند. پيامبر اسلام (ص) مىفرمايد:
رَحِمَ اللهُ عَبداً سَمحاً اذا باعَ، سَمحاً اذا اشتَرى، سَمحاً اذا قَضى، سَمحاً اذَا اقتَضى (1)
خدا رحمت كند بندهاى را كه در فروش، خريد، پسدادن وام و پسگرفتن آن آسانگير باشد.
روايات در زمينه آداب معامله زيادند و همه بر آسانگيرى در خريد و فروش تأكيد دارند كه انسان نبايد خيلى سختگير در معامله باشد. اين نكته، براى زائران نيز هست و آنها موقع تهيه هديه و سوغات، نبايد خارج از متعارف عمل نمايند. به هر صورت، زائران بايد بيش از ديگران مقيد به رعايت آداب معامله در خريد سوغات باشند تا آبروى شيعه و مردم
1) همان، ج 2، ص 97.
ايران در برابر مخالفان حفظ گردد.
از آسيبهاى جدى و شايع در ميان زائران حج، چانه زدن زياد و خارج از حد معمول در خريد سوغات از دو شهر مكه و مدينه است. مكه و مدينه در ايام حج، به ويژه بعد از پايان مناسك، افزون بر فضاى عبادى، كاملًا چهره تجارى به خود مىگيرند و حداقل دو ميليون انسان اقدام به تهيه سوغات مىكنند. در اين ميان زائران ايرانى بيش از ديگر زوّار علاقهمند به خريد هستند. خيلى از مغازهداران و فروشندگان مكه و مدينه در انتظار ورود زائران ايرانى هستند و شايد برنامههايى نيز براى فروش زياد به آنها دارند. با توجه به اينكه اغلب فروشندگان مكه و مدينه، اهل سنت هستند و به لحاظ فرهنگى، سياسى و مذهبى با مردم ايران سازگارى ندارند، رعايت آداب خريد و پرهيز از چانهزنى زياد در تعيين قيمت ضرورى است. رسول خدا (ص) در اين زمينه خطاب به على (ع) مىفرمايد:
يا عَلي لاتُماكِس في اربَعةِ اشياءَ: في
شِراءِ الاضحِيَّةِ وَ الكَفَنِ وَ النَّسَمَةِ وَ الكِرى الى مَكَّةَ(1)
اى على (ع)! در چهار چيز چانه نزن: در خريد قربانى، كفن، برَّه و كرايه براى مكه.
امام زين العابدين (ع) در بيان روشنترى نسبت به خريد سوغات سفر حج، به پيشكارش، فرمود:
إِذا أَردتَ أَن تَشتَرِيَ لِي مِن حَوائِجِ الحَجِّ شَيئاً فاشتَرِ و لاتُماكِس.(2)
هرگاه خواستى از نيازهاى در سفر حج چيزى براى من بخرى، خريدارى كن و چانه نزن.
از اين روايات بهدست مىآيد كه چانه زدن در خريد هديه از مكه و مدينه ناپسند است و زائر نبايد جلو فروشندگان، خود را سبك كند. اما آنچه كه هنگام تهيه سوغات در مكه و مدينه مىگذرد، خلاف توصيه امامان (عليهم السلام) است. حتى زنان به صورت بسيار نادرستى با دكانداران چانه مىزنند و برخى نيز
توجهى به رعايت حجاب اسلامى ندارند.
اين آسيب بر آسيبهاى پيشين مترتب است. رعايت نكردن آداب معامله و چانهزدن زياد با فروشندگان، ذلت و خوارى در برابر آنان را به همراه مىآورد؛ زيرا خريد آبرومند آن است كه وقتى زائر وارد مغازه شد، با حفظ متانت و با اندك گفتوگويى هداياى مورد نياز را فراهم كند. اگر همه اينگونه رفتار نمايند، بهتر مىتوانند سوغات را تهيه كنند و با حفظ عزت و حيثيت و بدون حقارت و ذلت به اشياى مورد علاقه دستيابند. بر عكس اگر با حرص و ولع و با چانهزدن فراوان و رفتار نامناسب خريد كنند، عزت و غرور ملى و مذهبىشان لكهدار مىشود. مؤمن نبايد براى مال دنيا خود را برابر هر كسى حقير سازد. امام صادق (ع) در سفارشى به زائران مىفرمايد:
إذا أَحرَمتَ فَعَلَيكَ بِتَقوَى اللهِ وَ ذِكرِ اللهِ كَثِيراً وَ قِلَّةِ الكَلامِ إلّا بِخَيرٍ (1)
1) ميزان الحكمة، ج 2، ص 498.
چون احرام بستى، تقواى خدا را در پيشگير و ذكر خدا بسيارگو و سخن كمگو، مگر در خير.
به هر صورت، رعايت نكردن آداب معامله و التماس زياد پيش فروشنده در هر سرزمينى به خصوص مكه و مدينه عامل تحقير زائران است و بايد از اين آسيب، دورى كرد.
زائران ايرانى، افزون بر اينكه ايرانىاند، شيعه هستند. اين ويژگى از همه خصوصيات زائران ايرانى با ارزشتر است؛ چرا كه امتيازات نژادى، ملى، جغرافيايى و امثال آن از منظر اسلام و قرآن فاقد ارزشاند و آنچه مايه عزت دنيا و آخرت زائر است و براى هميشه ماندگار، امتياز مذهبى و انتساب به پيامبر اكرم (ص) و اهلبيت (عليهم السلام) آن حضرت است. خداوند در قرآن مىفرمايد:
يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ* إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ (شعرا: 88 و 89)
در آن روز كه مال و فرزندان سودى نمىبخشند، مگر كسى كه با قلب سليم به پيشگاه خدا آيد.
به فرموده «علامه طباطبايى»: سود نداشتن مال و فرزندان در روز قيامت براى آن است كه در آن روز، نهادهاى اجتماعى و روابط انسانى، به طور كل از بين مىرود. هر كس مىماند و اعمالش؛ اگر از نيكوكاران بود در سعادت ابدى، وگرنه در شقاوت هميشگى خواهد بود. ازاينرو، رابطه انسان با مال و فرزند كه در دنيا معيار يارى و مساعدت طرفينى است، در قيامت وجود ندارد. فقط يك چيز در قيامت مفيد و كارساز خواهد بود و آن قلب سليم است؛ قلبى كه از هرگونه آفات ظاهرى و باطنى به دور باشد، در روز رستاخيز براى صاحبش اثربخش است. بر اين اساس، مدار سعادت در آن روز بر سلامت قلب است، چه اينكه صاحب آن قلب سالم، در دنيا مال و فرزندى داشته باشد
يا نداشته باشد. (1)به نظر مىرسد، قلبى سليم است كه معرفت خدا و اولياى او را در خود داشته و سرشار از محبت و دوستى پيامبر (ص) و اهلبيت (عليهم السلام) باشد؛ چون نخستين سؤالى كه روز قيامت از انسان مىشود، دوستى خاندان پيامبر اسلام است. (2)
با توجه به اهميت مذهب شيعه، هر كارى كه موجب سربلندى و عظمت پيروان اهل بيت (عليهم السلام) شود، لازم و بر عكس، رفتارى كه باعث اهانت و ذلت شيعيان شود، حرام و ناروا است. براساس گزارشها و شواهد عينى، رفتار زائران در مكه و مدينه، به ويژه در ارتباط با خريد و تهيه سوغات، مناسب مقام و منزلت آنان نيست؛ ازاينرو، اين كار به عنوان آسيب هديه مطرح است و بايد در جهت رفع آن تلاش كرد. راه پيشگيرى از اين آسيب، كنترل
رفتار در بازار و مراقبت هنگام خريد و تعيين قيمت اشيا است كه بايد زن و مرد بدان توجه داشته باشند و از عملكرد خلاف شأن زائر شيعى و ايرانى اجتناب نمايند.
سفر حج در اصل يك سفر معنوى و زيارتى است كه براساس وظيفه دينى با حال و هواى خاص خود، بايد انجام گيرد. سفرى كه حتى پيش از حركت بايد روح معنويت، اخلاص نيت، حلاليت از بستگان، همسايگان و دوستان، وصيت شرعى، دل كندن از دنيا و به طور كلى فراغت از هر امر مادى و تصميم قطعى و همه جانبه براى انجام دادن مناسك حج، در انسان وجود داشته باشند. «ملا مهدى نراقى» در سفارشى به زائر خانه خدا مىگويد:
نفس را از هرچه، دلِ او را مشغول و خاطر او را در راه يا مقصود پريشان مىكند- از معامله يا مانند آن- خالى و فارغ سازد تا همت و انديشه او تنها براى خدا باشد و دلِ او متوجه ياد خدا
و شعار الهى گردد. (1)
بزرگان اخلاق و مراجع، هر كدام بر جنبه معنوى حج تأكيد دارند و زائران را به بهرهبردارى هر چه بيشتر از آن فراخواندهاند. امام خمينى (ره) در اين رابطه مىفرمايد:
مراتب معنوى حج كه سرمايه حيات جاودانه است و انسان را به افق توحيد و تنزيه نزديك مىنمايد، حاصل نخواهد شد مگر آنكه دستورات عبادى حج به طور صحيح و شايسته و مو به مو عمل شود. و حجاج محترم و روحانيون معظم كاروانها تمام همّ خود را صرف در تعليم و تعلم مناسك حج كنند. بر مسئلهدانان است كه از همراهان خود مواظبت كنند كه خداى نخواسته، تخلف از دستورات نشود و بعد سياسى و اجتماعى آن حاصل نمىگردد، مگر آنكه بعد معنوى والهى آن جامه عمل پوشد و لبيكهاى شما، جواب دعوت حق تعالى باشد و خود را محرم براى وصول به آستانه محضر حق تعالى نماييد و لبيكگويان براى حق، نفى شريك به همه مراتب كنيد و از «خود»
1) جامع السعادات، ج 3، ص 383.
كه منشأ بزرگ شرك است، به سوى او (جلوعلا) هجرت نماييد. و اميد است براى جويندگان، آن «موتى» كه به دنبال هجرت است حاصل آيد و اجرى را كه «على الله» است دريافت نمايند. و اگر جهات معنوى به فراموشى سپرده شود، گمان نكنيد كه بتوان از چنگال شيطان نفس رهايى يابيد. و تا در بند خويشتن خويش و هواهاى نفسانى خود باشيد، نمىتوانيد جهاد «فىسبيل الله» و دفاع از «حريم الله» نماييد. ... ومسلمانان بدانند تا يك درجه از اين تحولات در آنان حاصل نشود، شيطان، نفس امّاره و شياطين خارج نخواهند گذاشت كه به فكر امت اسلامى و مظلومان جهان باشند. (1)
از اين سخنان، اهميت توجه به جنبه معنوى حج بهدست مىآيد و اينكه زائر بايد از همه چيز دل ببرد و تنها به فكر حج و انجام دادن مناسك آن باشد. متأسفانه در عمل خيلى از زائران، چنين رفتارى، مشاهده نمىشود، بلكه آنان سفر حج را به سفر تجارى و تفريحى تبديل
1) صحيفه نور، ج 19، ص 25.
مىكنند. همان رفتارهايى را كه در سفرهاى ديگر دارند، در سفر حج نيز دارند از هنگام حركت به جاى اينكه خود را براى انجام دادن مناسك و كسب معنويت آماده سازند، براى خريد و آوردن اشياى گرانقيمت و احياناً داراى سود و منفعت مادى، برنامهريزى مىكنند. در حال مسافرت هم با همين نيت و انگيزه به مكه و مدينه مىروند و آن رفتارهاى نامناسب را انجام مىدهند كه آسيبهاى پيش گفته را به همراه دارند. براى پيشگيرى و سالمسازى سفر معنوى حج خوب است از ابتدا زائران توجيه شوند و به امور معنوى اهتمام ورزند.
از آسيبهاى مهم در مسئله هديه، فرصتسوزى است؛ زيرا رفت وآمد براى خريد زياد، زائران را از كسب فيض معنوى باز مىدارد. در صورتىكه هدف اصلى سفر حج بهرهبردارى معنوى از مكانهاى مقدس مانند «مسجدالحرام» و
«مسجدالنبى (ص)» است كه يك ركعت نماز در آنجا ثواب زياد دارد. درباره مسجدالحرام نقل شده است كه نماز فرادا در آن بهتر از نماز جماعت در خانه است و انجام دادن يك نماز واجب در آن، سبب قبول شدن تمام نمازهاى انسان در طول عمرش است. (1)زائر نبايد اين فيض بزرگ را براى تهيه هديه از دست بدهد.
مرحوم ملا مهدى نراقى درباره آداب ورود به مكه مىگويد:
هنگام دخول مكه سزاوار است متذكر شود كه: به حرمى در آمده است كه هر كه داخل آن شود، در امن و امان است و اميد داشته باشد كه به دخول آن از عقاب الهى ايمن گردد و در دل نگران و مضطرب باشد كه مبادا صلاحيت قرب و قبول نداشته باشد و با دخول در حرم، نوميد و بىبهره و مستحق غضب گردد و بايد او در همه اوقات غالب آيد؛ زيرا شرف خانه، عظيم است و صاحبخانه، كريم و رحمت او عام است و فيوضات فرا مىرسد و حق زيارتكننده
1) ر. ك: حج، ص 79.
منظور مىشود و پناهنده رانده نمىگردد. چون چشم او به خانه افتد، بايد عظمت خانه را در دل آرد، و چنان تصور كند كه گويا صاحبخانه را مىبيند و اميدوار شود كه لقاى خود را روزى او كند چنان كه ديدار خانه خود را روزى كرد و خدا را شكر گذارد كه او را به خانه خود رسانيد و در زمره مهمانان خود در آورد و به ياد آرد كه در قيامت همه خلائق اميدوار و آرزوى دخول بهشت را دارند، سپس منقسم مىشوند: بعضى اذن دخول يابند و بعضى را باز گردانند، همانند انقسام حاجيان، كه بعضى را قبول كنند و بعضى را ردّ نمايند. (1)
همچنين ايشان درباره شهر مدينه اينگونه به زائران توصيه مىكند:
چون نزديك مدينه منوره رسى و چشم تو بر ديوارهاى آنجا افتد، به ياد آر كه اين شهرى است كه خدا براى پيغمبر خود برگزيده و هجرت او را به سوى آن قرار داده است و در اين شهر، نبى اكرم (ص) واجبات و سنتهاى پروردگار را برپا
1) جامع السعادات، ج 3، ص 387.
داشته و با دشمنان جهاد كرده و دين را آشكار ساخته است. تا هنگام وفات در آنجا ساكن بوده و خداوند، خاك پاك او را در آنجا قرار داده است. هنگام رفت وآمد در كوچه و بازار مدينه، گامهاى رسول خدا (ص) را در خاطر خود صورت بند و به يادآر كه هيچ موضعى نيست، مگر اينكه جاى قدم گرامى آن حضرت است. پس پاى خود را برآن مَنِه، مگر آهسته وآرام و با ترس و بيم. متذكر باش راه رفتن و گام زدن آن حضرت را در كوچههاى آن و سكينه و وقار او را و خضوع و خشوعش را درباره عظمت پروردگار. و آنچه را كه خداوند از معرفت عظيم خود بر قلب نورانى او سپرده تا آنجا كه نام او را با نام خود قرين ساخته است. نعمت و منت بزرگ خدا را بر كسانى كه شرف صحبت او را يافتند به ياد آور و از اينكه از آن نعمت محروم شدى تأسف خور و از خدا خاضعانه بخواه كه از صحبت آن حضرت در قيامت محروم نشوى و به اين دعاى خود اميدوار باش.(1)
1) همان، ج 3، ص 398. با كمى دخل و تصرف
بخش ديگر از آسيبهاى هديه مربوط به جنبه سياسى و اجتماعى حج است كه مهمتر از آسيبهاى قبلى است و بايد از بروز آنها جلوگيرى كرد. اين نوع آسيب، در ارتباط با دو حوزه سياست و اجتماع خواهد بود كه در اينجا به هر دو قسم آن اشاره مىشود. قبل از بررسى هر يك از آسيبها مناسب است سخنى از امام خمينى (ره) در زمينه اهميت جنبه سياسى و اجتماعى حج بياوريم و سپس به اصل بحث بپردازيم.
امام خمينى (ره) مىفرمايد:
حج از آن روزى كه تولد پيدا كرده است، اهميت بعد سياسىاش، كمتر از بعد عبادىاش نيست. بعد سياسى علاوه بر سياستش، خودش عبادت است. مشكلات مردم در حج بايد بررسى شود. اوضاع مسلمين در هر سال كه در حج اجتماع مىكنند، بايد رسيدگى شود كه در چه حالى هستند؛ بين خودشان با حكومتها چه وضعى است، بين حكومتها با قدرتهاى شيطانى ديگر چه وضعى است، بين خود ملتها با خودت ملتها
چه وضعى است؟ ... اينها امورى است كه بايد در حج رسيدگى شود و حج براى همين امور است. حج براى اين است كه مشكلات يك سال مسلمين را بررسى كنند و در صدد رفع مشكلات برآيند. حج براى «قيام النّاس» بوده است، براى اين بوده است كه مسلمين مشكلات مسلمين را درك كنند و در رفعش كوشش نمايند و براى اين بوده است كه بين مسلمين اخوت و مودت پيدا بشود. اگر ما حج برويم و مصالح مسلمين را در نظر نگيريم، بلكه نگذاريم مسلمين صحبت بكنند، از جنايتهاى بزرگ كه بر مسلمين مىگذرد اطلاع نيابيم و روى آن پرده بپوشيم، اين حج نيست، اين يك صورت بىمعنا است. آن حجى كه خداى تبارك و تعالى مىخواهد و آن حجى كه اسلام از ما خواسته است، آن است كه وقتى مىرويم حج، مسلمين بلاد را پيدا كنيم و متحد كنيم با هم، بفهمانيم به آنها كه بيش از يك ميليارد مسلمين تحت فشار ابرقدرتها هستند.(1)
1) صحيفه نور، ج 18، ص 51.
نظر به اينكه حج يك مراسم سياسى- عبادى است و در تمام دنيا نظيرى براى آن وجود ندارد و از طرفى زائران هر كشور در واقع نمايندگان آن كشور در مراسم حج هستند، رفتار و عملكرد آنان نيز در ايام حج نمايانگر عظمت و عزت كشورشان مىباشد. چنانكه زوّار كشورهاى مختلف در «عرفات» و «منا» و رفت و آمدها، پرچم كشورشان را به عنوان نماد ملى به همراه دارند و زير آن پرچم اجتماع مىكنند. ازاينرو، نظم و برنامهريزى و هماهنگى صحيح در مراسم و مناسك حج، ديد مثبتى را براى زائران ديگر كشورها ايجاد مىكند. اگر زائران ايرانى با نظم و ترتيب در اجتماع عظيم حج شركت كنند، زائران كشورهاى ديگر به كشور ايران نگرش مثبت پيدا مىكنند.
امام راحل (ره) در اينباره مىفرمايد:
شما حجاج محترم بيتاللهالحرام حامل پيام اين ملت و نمايندگان اين كشور هستيد. در اين صورت موقعيت شما بسيار حساس و
وظيفه شما سنگين است چنانچه انتظار مىرود با رفتار شايسته و اخلاق اسلامى و انقلابى خود نظر همگان را جلب كرده و چهره انقلاب اسلامى را آنگونه كه هست به نمايش ملتهاى جهان مىگذاريد و توجه آنان را با برخوردهاى برادرانه و محبتآميز، به انقلاب بزرگ ايران جلب مىنماييد و عملًا تبليغات فاسد مغرضانه، بوقهاى تبليغاتى را خنثى مىنماييد كه در اين صورت حج شما مقبول و اجر شما مضاعف خواهد بود. (1)
اگر زائران به اين توصيه امام (ره) توجه كنند و بدان عمل نمايند، آسيبهاى هديه پيش نخواهد آمد؛ زيرا حضور منظم و با شكوه در مراسم حج و دورى از رفتارهاى خلاف شأن يك زائر شيعى و وابسته به نظام مقدس جمهورى اسلامى، باعث سربلندى ملت ايران و نمايش درست از نظام اسلامى خواهد شد.
واژه «رَقابَت» از ريشه «رَقَبَ» به
1) صحيفه نور، ج 19، ص 27.
معناى مواظب بودن، مراقب بودن، نظارت داشتن و كنترل كردن آمده است. رقيب به كسى گفته مىشود كه مراقب رفتار ديگرى باشد و به جاسوس نيز اطلاق مىگردد.(1)آنچه از دقت در معانى لغوى كلمه رقابت نتيجه مىشود آن است كه اين واژه مفهوم طرفينى دارد و حداقل ميان دو فرد قابل تحقق است؛ به گونهاى كه با نوعى حساسيت هر كدام از آن دو تلاش كنند تا در انجام دان كارى از ديگرى پيشى بگيرند. رقابت تا اين حد مطلوب و باعث رشد و تكامل انسان است. چنانكه امروزه بازار رقابتى در امر توليد و مصرف به لحاظ اقتصادى مورد پذيرش همه كشورهاست. اما گاه رقابت جنبه منفى پيدا مىكند و بدين طريق افراد مىخواهند رقيب خود را به زمين بزنند و آسيبى به او برسانند. اينجاست كه رقابت يك آسيب در روابط بين افراد خواهد بود و چه بسا پيامدهاى منفى نيز به بار آورد. اگر رقابت به
1) فرهنگ معاصر عربى- فارسى، ص 244.
اين حد رسد بايد از بروز آن جلوگيرى كرد تا وسيله گناه قرار نگيرد.
رقابتهاى منفى در زندگى خانوادگى و اجتماعى مردم به خوبى مشاهده مىشود. از چشم و همچشمى فاميلى گرفته تا رقابتهاى بزرگ بينالمللى كه امروزه در سراسر دنيا وجود دارند. رقابتهاى تسليحاتى و ساخت سلاحهاى كشتار جمعى از مصاديق رقابتهاى منفى است كه جهان را به سوى نابودى سوق مىدهد. از اينجاست كه پيامبر اكرم (ص) مىفرمايد: «شايسته نيست كه انسان دعوت افرادى كه با يكديگر (در امور دنيوى) رقابت دارند را اجابت نمايد و از خوراكشان خورد».(1)رقابت درباره هديه و سوغات سفرهاى زيارتى نيز قابل تطبيق است و اگر زائران توجه نكنند، ممكن است دچار اين آسيب گردند. رقابتهاى خانوادگى و چشم و همچشمىهايى كه معمولًا ميان خويشاوندان و همسايگان وجود دارند باعث
1) معارف و معاريف، سيدمصطفى حسينى دشتى، ج 5، ص 687.
مىشوند تا زائر نيز از آن آسيب مصون نماند. به ويژه اگر زائر از زنان باشد، بيشتر در معرض اينگونه آسيبها قرار دارند و بايد از بروز آن پيشگيرى كنند تا حج و يا زيارت مقبول و كامل داشته باشند.
مناسك حج وظيفهاى است كه بر زن و مرد واجب است و در صورت فراهم بودن شرائط بايد آن را در اسرع وقت به انجام رسانند. بسيارى از زائران به صورت خانوادگى به سفر حج مىروند. سفر حج در قالب خانوادگى در عين حالى كه از امتيازاتى برخوردار است، گاه آسيبهايى نيز به همراه دارد. يكى از آن آسيبها كه به نظر جدى مىرسد، اختلاف زن و شوهر در طول سفر معنوى حج است كه احتمال دارد پيش بيايد. به خصوص اگر امور مادى مانند خريد و تهيه سوغات در ميان باشد، ميزان وقوع اختلاف افزايش مىيابد. چرا كه تفاوت ذوق و سليقه،
علاقهمندى به بستگان، مبلغ پول همراه و امثال آن زمينه ساز بروز اختلاف ميان زن و شوهر، مخصوصاً در تهيه هديه سفر هستند. معمولًا زنان شوق بيشتر به خريد و تهيه سوغات دارند، ولى شوهران به دلايلى و شايد به علت مسائل اقتصادى، تمايل زيادى به خريد نشان نمىدهند. اينجاست كه اختلاف ميان آن دو بروز مىكند.
شواهد و گزارشهاى مستند از سفر حج اين ادعا را به اثبات مىرساند و نشان مىدهد كه مشاجرات ميان زن و شوهر، زياد واقع مىشود و اغلب اختلافها نيز در زمينه تهيه هديه و سوغات است. برخى از زنان و شوهران زائر در اثر اختلاف، به روحانى كاروان و كسانى ديگر نيز مراجعه مىكنند تا ميانشان آشتى دهند. بنابراين، بروز اختلاف در امر سوغات از آسيبهاى جدى خريد هديه است كه بايد زمينههاى بروز آن را از بين برد. گاه اگر اختلاف درمان نشود، دامنه آن به بيرون از محيط خانواده سرايت مىكند و در ميان همه فاميل گسترش مىيابد. در اين
صورت، با دخالت ديگران، اختلاف خانوادگى اوج مىگيرد و پيامدهاى نامطلوبى به وجود مىآورد كه به احتمال زياد مشكلساز خواهد شد. به هر حال، اختلاف زن و شوهر زائر، يكى از آسيبهاى هديه است و بايد مراقب بود تا اولًا از بروز آن جلوگيرى شود و ثانياً به زودى درمان گردد تا در ميان قوم و فاميل گسترش نيابد.
آسيب ديگرى كه ممكن است در ارتباط با هديه پديد آيد، تبعيض در توزيع هداياست. تبعيض به معنى تفاوتگذارى ميان افراد بدون علت است. البته تبعيض براساس ملاك و دليل مانعى ندارد و قرآن كريم هم بر جواز اين نوع تفاوتگذارى دلالت دارد. آنجا كه خداوند در ارتباط با پيامبران مىفرمايد: تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ
؛ «ما بعضى از آن پيامبران را بر بعضى ديگر برترى بخشيديم». (بقره: 253) برترى انبيا بر يكديگر براساس معيار فضيلت و درجات معنوى است كه در ميان
آنان وجود داشته است. آنچه تبعيض را مذموم و ناروا مىسازد، تفاوتگذارى بدون دليل يا براساس معيارهاى باطل است كه توجيه اسلامى و عقلانى ندارد. اينگونه تبعيض از نظر قرآن مردود است. چنانكه در اين زمينه آمده است:
يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ (حجرات: 13)
اى مردم! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را تيرهها و قبيلهها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد [اينها ملاك برترى نيست،] گرامىترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست.
آيه كريمه بر رفع تبعيضهاى غير ارزشى مانند نژاد، قوم، جغرافيا و امثال آن دلالت دارد و تنها امتياز را به تقوا مىداند كه از صفات ارزشى است. در حديثى از رسول خدا (ص) آمده است كه هيچ تبعيض و امتيازى به لحاظ نژاد و مبدأ آفرينش ميان بشر وجود ندارد؛ چرا كه
فرمود: «
كُلُّكُم بَنُو آدَمَ وَ آدَمُ خُلِقَ مِن تُرابٍ»؛ (1)
«همه شما فرزندان آدم هستيد و آدم از خاك آفريده شده است». بر اين اساس، هيچ امتيازى ميان شما وجود ندارد. اين روايت مؤيد آيه قرآن است؛ زيرا روايت تفاوت نژادى را نفى كرده و درباره امتياز ارزشى چيزى نگفته است. از اين آيات و روايات نتيجه مىشود كه تبعيض در هديه اگر مبتنى بر فضيلت و امتيازهاى ارزشى باشد، اشكال ندارد، ولى آنگونه كه شواهد عينى نشان مىدهد، تفاوتگذارى در مورد هداياى حج معمولًا براساس علايق شخصى است نه امور ارزشى. ازاينرو، تبعيض در اين زمينه به عنوان آسيب هديه بايد تلقى و از آن جلوگيرى شود.
واژه «تَجَمُّلْ» از ريشه «جَمَلَ» در لغت به معناى زيبا كردن و آراستن (2)آمده و
شامل زيباسازى نفسانى، بدنى و رفتارى و زيبا كردن ديگران است. (1)جمال و زيبايى مصاديق و انواع متعددى دارد؛ يكى از آنها زيبايى باطنى است. اين نوع، با ارزشترين نوع زيبايىهاست كه اسراف و تبذير در آن راه ندارد؛ زيرا زيبايى باطنى هر اندازه بيشتر باشد، تكامل معنوى انسان كاملتر خواهد بود. نوع ديگر، زيبايى ظاهرى است كه مفهوم عام دارد و در ارتباط با خود انسان مانند شكل، صورت و لباس يا در گفتار و رفتار و يا در ارتباط با وسائل زندگى و حتى ديگران قابل تحقق است.
تجملگرايى در عرف جامعه، مفهومى بيش از معناى لغوى را مىرساند و ناظر به فرهنگ حاكم بر زندگى فردى و اجتماعى است. ممكن است در خانواده يا جامعهاى فرهنگ تجملگرايى حاكم باشد و افراد در تهيه لوازم خانگى از قبيل فرش، ظرف، لباس و خوراك، بيش از آنچه نياز است،
1) مفردات الفاظ قرآن، واژه «جمل»، ص 202.
فراهم سازند و به اندازه كفاف، قناعت نكنند؛ چنين رفتارى تجملگرايى شمرده مىشود و همانند اسراف، عملى ناپسند است. بنابراين، تجمل در عرف و اصطلاح تقريباً هممعنى اسراف است و در متون دينى از آن به شدت نهى شده است. تجملگرايى در طول تاريخ از ويژگىهاى رفتارى ستمكاران بوده است؛ آنان در اداره زندگى و بهرهگيرى از امكانات طبيعى اسراف مىكردند.
در زمينه سوغات سفرهاى زيارتى به خصوص حج، احتمال ترويج تجملگرايى وجود دارد و مىتوان آن را به عنوان آسيب هديه مطرح كرده و در صدد پيشگيرى از آن بود؛ زيرا بسيارى از زائران با بهرهمندى از امكانات و سرمايههاى مادى، پولهاى كلانى را همراه مىبرند و اشياى گران قميت و جديدى را از بازار مكه و مدينه، تهيه و به كشور وارد مىكنند. از گوشىهاى همراه پيشرفته تا وسايل و لوازم خانگى و مانند آن در خريد حاجيان، فراوان مشاهده مىشود. آوردن
اينگونه اشياى گرانبها افزون بر آسيبهاى پيشگفته، تجملگرايى را هم در ميان خانوادهها و نسل جوان گسترش مىدهد. ترويج تجملگرايى در جامعه اسلامى از امور ناپسند است كه نبايد زائر خانه خدا عامل آن باشد.
در نتيجه اين مباحث، پاسخى بود به سؤالهاى طرح شده در آغاز فصل؛ بنابراين آسيبهاى زيادى در مسئله هديه وجود دارند كه اغلب زائران در معرض اين آسيبها قرار دارند. هر يك از آن آسيبها به نوعى، زائر را با چالش مواجه مىسازد و اگر در رفع آن تلاش نكند، ممكن است به حج و يا زيارتش ضرر برساند. راهكارهايى نيز در جهت دفع آسيبهاى خريد سوغات، وجود دارند كه توجه به آنها، زائران را در پيشگيرى از بروز آسيب، يارى مىرسانند. در اينجا به مهمترين آن راهكارها، به صورت گذرا اشاره مىكنيم.
پس از بررسى آسيبهاى هديه، مناسب است به ارائه راهكار پيشگيرى از آسيب هم اشارهاى داشته باشيم تا زائران با استفاده از آن به جلوگيرى از بروز آفتهاى هديه بپردازند. براى هر مشكل و آفتى، راهحلى نيز وجود دارد كه آشنايى با آن راهحل آدمى را به دفع و رفع مشكل قادر مىسازد.
راهكار دو گونه است: برخى جنبه پيشگيرى دارند كه از بروز مشكل جلوگيرى مىكنند؛ اين دسته از راهكارها، سومندتر از دسته ديگر است. بعضى ديگر از راهكارها، جنبه درمانى دارند كه بعد از وقوع مشكل به رفع آن مىپردازند. در زمينه هديه به علت رعايت اختصار فقط به دسته اول كه جنبه پيشگيرى دارد و كارسازتر از راهكارهاى درمانگر هستند، اشاره مىشود. بىشك اگر زائران، قبل از سفر حج يا در حال
مسافرت از اين راهكارها بهره گيرند، در تهيه هديه به آسيبى مبتلا نخواهند شد.
نيت، عامل اصلى در ارزشسازى عمل انسان است و هرگونه كه انگيزه قلبى فرد باشد، رفتار نيز همرنگ با آن خواهد بود. رفتار انسان در واقع بازتاب انديشههاى درونى اوست كه در قالب عمل نمايان مىشود. به خصوص در حج كه بزرگترين عمل عبادى است بايد نيت زائر در انجام دادن مناسك، پاك و بدون آلايش باشد. در سفارشهاى ائمه معصوم (عليهم السلام) و سخنان بزرگان دين نيز بر اين نكته تأكيد شده است. امام صادق (ع) مىفرمايد: «
إذا أردتَ الحَجَّ فَجَرِّد قَلبَكَ للهِ مِن كُلِّ شاغِلٍ
»؛ «1»(1)غت قلب در عبادت بسيار مهم و در تكامل معنوى حائز اهميت است. اگر دل از غيرخدا خالى و به محبت حق تعالى آراسته
1) حج برنامه تكامل، سيد محمد ضياء آبادى، ص 90.
گردد، همه اعمال خدايى خواهد بود. زائر بايد از همان روز حركت و حتى پيش از آن، دلش را به نور خدا روشن و هرچه غير اوست را بيرون سازد. اگر چنين كرد، از آغاز تا انتهاى سفر جز خدا و كسب رضايت او، انديشهاى در دل نخواهد داشت. اينجاست كه از همه آسيبهاى احتمالى حج و به ويژه از آسيبهاى هديه پيشگيرى خواهد شد. همه بزرگان به اين امر توصيه مىكنند كه زائران خانه خدا بايد بكوشند تا قصد و انگيزه را خالص و هواى نفس را از دل بيرون كنند و اعمال را صرفاً براى امتثال امر خالق يكتا و تحصيل ثواب آخرت و رهايى از عقاب انجام دهند.(1)همان طور كه از ابتدا بايد نيت زائر پاك باشد، در سراسر اعمال حج نيز بايد اين اخلاص ادامه يابد؛ كه در اين صورت زائر، يقيناً در برابر آسيبها مصونيت خواهد يافت.
1) حج مقبول، ص 63.
راهكار ديگر براى مصونيت از آسيبهاى احتمالى در سفر حج، به خصوص در زمينه هديه و سوغات، توجه زائر به اعمال و تلاش در درست انجام دادن آن است؛ زيرا مطالعه و دقت در فراگيرى و كسب آگاهى نسبت به مسائل مختلف حج و نحوه انجام دادن هر كدام از عملهاى واجب و اركان حج، انسان را از افتادن در دام آسيبهاى هديه پيشگيرى مىكند. اگر زائرى نمىتواند مسائل را از روى كتابهايى مانند «مناسك» و «فتاواى مراجع تقليد» ياد بگيرد، بايست از روحانيون، بهويژه روحانى كاروان بپرسد، تا ابهامى نسبت به مسائل حج در ذهنش باقى نماند. بدين ترتيب، زائرانفرصت رفتن اضافى به بازار و گشت و گذار در شهر را نخواهند داشت تا در معرض آسيبهاى هديه و امثال آن قرار گيرند.
طرح سوال، كليد كسب دانش است؛ بسيارى از مردم در مسائل دينى عالم و دانا نيستند؛ چون درس نخواندهاند، ولى
با پرسش از عالمان دين وظايفشان را به خوبى دانسته و عمل مىكنند. قرآن كريم به مردم دستور داده است كه اگر وظايفتان را نمىدانيد از دانايان بپرسيد: فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ؛ «اگر نمىدانيد، از آگاهان بپرسيد». (نحل: 43)
به نظر مىرسد، يكى از راههاى پيشگيرى از آسيب هديه در سفر حج، توجه زائر به انجام دادن مناسك است كه از وظايف اصلى شركت او در آن مراسم عظيم است. احكام فقهى حج را هر زائرى بايد بداند تا مناسك را به صورت صحيح به پايان رساند. چه بسا بىتوجهى و اشتغال به امور غيرضرورى، زائر را از موفقيت در درست انجام دادن فرايند اعمال حج باز دارد و حجش ناتمام بماند. كم و بيش هستند افرادى كه در اثر سهلانگارى و عدم آگاهى از مسائل، با اعمال ناقص به وطن باز مىگردند.
سيره پيامبر اكرم (ص) هم نشاندهنده
اهتمام آن حضرت به آموزش اعمال حج به مردم بوده است؛ زيرا هنگام حضور در سرزمين مكه، مىفرمود: «
خُذُوا عَنِّي مَناسِكَكُم
»؛ «مسائل حج را از من دريافت كنيد».
اگر زائر به اين مطلب اهتمام ورزد و فرصت خود را به يادگيرى و آموختن مسائل فقهى حج اختصاص دهد، بخش زيادى از آسيبهاى سوغات سفر دفع مىشود.
زائر در عين فراگيرى مسائل واجب حج، تا زمانى كه در دو شهر مكه و مدينه حضور دارد، نبايد از اعمال مستحبى و دعا و مناجات غفلت ورزد؛ زيرا مكه و مدينه سرزمين وحى است و جايى است كه «حرمين شريفين» در آن قرار دارند و ياد آور خاطرات صدر اسلام است، از اين رو دعا و نيايش در آن مكانهاى مقدس فضيلت زياد دارد. امام على (ع) مىفرمايد: «
الصَّلاةُ في الحَرَمَينِ تَعدِلُ ألفَ صَلاةٍ
»؛ (1)«نماز
1) حج و عمره در قرآن و حديث، ص 52.
خواندن در مكه و مدينه، برابر با هزار نمازاست». امام زينالعابدين (ع) درباره روزه در مكه و مدينه مىفرمايد: «
صِيامُ يومٍ بِمَكَّةَ يَعدِلُ صِيامَ سَنَةٍ فيما سِواها
»؛ (1)«يك روز روزه در مكه، برابر با روزه يك سال در جاى ديگر است». همچنين آن حضرت در زمينه ختم قرآن مىفرمايد:
مَن خَتَمَ القرآنَ بمَكَّةَ لَم يَمُت حتَّى يَرَى رَسُولَ اللهِ 9 وَ يَرَى مَنزِلَهُ في الجَنَّةِ (2)
هركس در مكه ختم قرآن كند، نميرد تا آنكه رسول خدا (ص) را ببيند و جايگاهش را در بهشت بنگرد.
اين روايات بر فضيلت اعمال مستحبى در مكه و مدينه دلالت دارند و به آن توصيه مىنمايند تا زائران وقتشان را صرف اين كارها كنند. نماز در مسجدالحرام و مسجدالنبى (ص) معادل هزار نماز در جاى ديگر، يك روزه برابر با يك سال روزه، ختم قرآن زمينهساز ملاقات رسول خدا (ص) و مشاهده جايگاه خود در بهشت است، اين
ثواب و پاداش در كدام زمان و مكان به دست مىآيد؟ آيا شايسته نيست كه زائران به جاى رفتن به بازار و خريد و كارهايى از اين قبيل، به عملهاى مستحبى و دعا و مناجات بپردازند؟
يكى از آموزههاى مهم و دستيافتنى مكه و مدينه يادآورى خاطرات آن دو شهر است كه بايد زائران به جاى رفت و آمد به بازار و خريدهاى غير لازم، به مكانهاى خاطره ساز مانند شعب ابىطالب، كوه احد، مساجد سبعه و نظاير آن بروند و حادثههاى صدر اسلام را يادآورى كنند.
بىشك اين توجه و يادآورى خاطرات تاريخى، به سهم خود مانع بروز آسيبهاى هديه در سفر معنوى حج مىشود؛ چون فرصت رفت و آمد غير ضرورى را از زائر مىگيرد و او را به ياد حوادث و فعاليتهاى پيامبر و ياران آن حضرت مىاندازد. تداعى صحنههاى صدر اسلام به لحاظ تربيتى خيلى آموزنده است.
طبق معمول هر كاروان زيارتى براى حج يا عتبات عاليات، حداقل يك روحانى رسمى به عنوان راهنما و مبلغ مسائل دينى همراه دارد. روحانى كاروان معمولًا مسائل مورد نياز را براى زائران بيان مىكند. همچنين به توضيح حوادث مكه و مدينه و مكانهاى خاص آن مىپردازد و زائر مىتواند صحنههاى تاريخى حوادث را، از نزديك مشاهده كند.
راه ديگر براى مصونيت از آسيبهاى هديه حج، برنامهريزى درست و مناسب است كه اين امر در فعاليت انسان، نقش اساسى دارد. زمانى كه زائر تصميم شركت در مراسم حج را مىگيرد، بايد برنامه دقيقى را براى سفر، تنظيم و براساس آن عمل نمايد. از جمله درباره هديه و تهيه آن با تمام ابعادش، برنامهاى داشته باشد و حتى خوب است آن برنامه را مكتوب
سازد. تعداد كسانى كه بايد به آنها سوغات دهد با لحاظ رتبه خويشاوندى، مقدار هديهاى كه برايشان لازم است، مقدار پول لازم و به طور كلى هر چه مربوط به هديه و خريد آن است را دقيقاً يادداشت كند.
كار مهم ديگرى كه به نظر مىرسد از بروز بسيارى از آسيبهاى هديه جلوگيرى مىكند، برنامهريزى براى اين مطلب است كه بخشى از هدايا را از داخل كشور تهيه كند و لازم نيست همه را از عربستان وارد نمايد. بهتر است در اين زمينه با بستگان و كسانى كه تجربه دارند مشورت نمايد و با راهنمايى آنها برخى از سوغاتها را از بازار داخل فراهم كند. حتى پيش از سفر نيز مىتواند اين كار را انجام دهد تا با فكر راحت به مسافرت رود و دغدغهاى براى هديه نداشته باشد. دليل اين كار اين است كه اشياى خريده شده از مكه و مدينه، اغلب نماد خاصى را
نشان نمىدهند و با كالاى داخل تفاوتى ندارند.
در نتيجه، راهكارهايى براى پيشگيرى از آسيبهاى هديه وجود دارند كه زائران مىتوانند با استفاده از آنها از بروز آسيب جلوگيرى نمايند. برخى از آن راهكارها در اين كتاب بيان شد، ولى مسلماً راهكارهاى پيشگيرى منحصر به اينها نيست، بلكه راهكارهاى بسيارى در روايات و سيره امامان (عليهم السلام) وجود دارند كه نياز به بررسى و استخراج دارند بنابراين خوب است پژوهشگران به اين مهم توجه كرده و راههاى بيمه سازى زائران از آسيبهاى سفر حج به خصوص آسيبهاى هديه را به زائران ارائه دهند و آنان را در كسب فيض معنوى از دو شهر مكه و مدينه يارى رسانند. افزون بر اين، خود زائر مىتواند با برنامهريزى درست و ابتكار در مبارزه با آسيبهاى سفر معنوى حج، راههاى تازهاى را به
دست آورده و به ديگران نيز كمك كند. به ويژه كسانى كه بيش از يكبار به حج مشرف شدهاند، بهتر مىتوانند، مناسبترين روشهاى پيشگيرى از آسيبهاى سوغات سفر را در اختيار زائران بگذارند.
كتابنامه
قرآن كريم، ترجمه: آيت الله مكارم شيرازى.
نهج البلاغه، ترجمه: محمد دشتى، قم، مؤسسه اميرالمؤمنين، 1378.
نهج البلاغه، ترجمه: على شيروانى، قم، نسيم حيات، 1381.
اخلاق در قرآن، ناصر مكارم شيرازى و همكاران، قم، مطبوعات هدف، 1377.
آسيبشناسى اجتماعى، هدايت الله ستوده، تهران، آواى نور، 1379.
اصول كافى، محمد بن يعقوب كلينى، بيروت، دارالاضواء، 1413 ق.
اطيب البيان فى تفسير القرآن، سيد عبدالحسين طيب، تهران، اسلام، 1278.
اعيان الشيعه، سيد محسن امين عاملى، بيروت، دار التعارف للمطبوعات، 1403 ق.
.6
الامثل فى تفسير كتاب المنزل، ناصر مكارم شيرازى و همكاران، قم، مدرسه امام امير المؤمنين 7، 1421 ق.
انگيزش و هيجان، رمضان حسن زاده، تهران، ارسباران، 1386.
بحار الانوار، محمد باقر مجلسى، بيروت، دار احياء التراث العربى، 1403 ق.
البرهان فى تفسير القرآن، سيدهاشم بحرانى، تهران، بنياد بعثت، 1416 ق.
بيان السعادة فى مقامات العبادة، رضا خانى، ترجمه: حشمت الله رياضى، تهران، پيام نور، 1372.
تجمل و اسراف، محمد على شاه آبادى، تهران، مؤسسه فرهنگى دانش و انديشه معاصر، 1380.
تحف العقول، محمدالحسن حرانى، تصحيح: على اكبر غفارى، تهران، كتابفروشى اسلاميه، 1384 ق.
تفسير نمونه، ناصر مكارم شيرازى، تهران، دارالكتب الاسلاميه، چاپ يازدهم، 1373.
جامع السعادات، ملا مهدى نراقى، نجف، مطبعة الزهراء، طبع سوم، 1383 ق.
جوامع السيرة النبوية، ابن حزم
اندلسى، بيروت، دارالجيل، 1404 ق.
حج برنامه تكامل، سيد محمد ضياء آبادى، تهران، مشعر، 1384.
حج و عمره در قرآن و حديث، محمد محمدى رىشهرى، ترجمه: جواد محدثى، قم، دارالحديث، بىتا.
حج، محسن قرائتى، تهران، مشعر، 1371.
حج، محسن قرائتى، قم، دفتر انتشارات اسلامى، 1365.
حكمت نامه كودك، محمد محمدى رىشهرى، ترجمه: عباس پسنديده، قم، دارالحديث، 1385.
حكمتنامه جوان، محمد محمدى رىشهرى، ترجمه: مهدى مهريزى، قم، دارالحديث، 1384.
خردگرايى در قرآن و سنت، محمد محمدى رىشهرى، ترجمه: مهدى مهريزى، قم، دارالحديث، 1378.
دانشنامه امام حسين 7، محمد محمدى رىشهرى، ترجمه: عبد الهادى مسعودى، قم، دارالحديث، 1388.
در مكتب عالم آل محمد 7، على قائمى، تهران، اميرى، 1378.
.27
درآمدى بر جامعه، رابرتسون، ترجمه: حسين بهروان، مشهد، آستان قدس رضوى، 1377.
دروس فى علم الاصول، صدر، سيد محمد باقر، قم، مركز الابحاث والدراسات التخصصية للشهيد الصدر، 1379.
دوستى در قرآن و حديث، محمد محمدى رىشهرى، ترجمه: سيد حسن اسلامى، قم، دارالحديث، 1387.
ديد و بازديد در اسلام، محمود ارگانى بهبهانى حايرى، قم، پيام مهدى، 1376.
رشوه و احكام آن در فقه اسلامى، حميد رضا داودى دريكنده، قم، بوستان كتاب، 1383.
روشهاى تحقيق، عزت الله نادرى، و مريم سيف نراقى، تهران، دفتر تحقيقات و انتشارات، 1379.
زندگانى حضرت معصومه 3 و تاريخ قم، سيد مهدى صحفى، قم، كتاب فروشى صحفى، 1342.
زيبايىشناسى انتقادى، بنيامين و همكاران، ترجمه: اميد مهرگان، تهران، گامنو، 1382.
سازندگى و تربيت دختران، قائمى، على، انجمن اولياء و مربيان، 1376.
سفينة البحار، شيخ عباس قمى، تهران، دارالاسوة، 1416 ق.
سيرة النبويه، ابن هشام، بيروت، داراحياء التراث العربى، 1355 ق.
سيره سياسى معصومان:، محمد ملك زاده، تهران، كانون انديشه جوان، 1385.
سيره معصومان:، سيد محسن امين عاملى، ترجمه: على حجتى كرمانى، تهران، سروش، 1373.
صحيفه نور، تهران، روح الله موسوى خمينى، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، چاپ دوم، 1370.
علم و حكمت در قرآن و حديث، محمد محمدى رىشهرى، ترجمه: عبدالهادى مسعودى، قم، دارالحديث، 1379.
عمل در قرآن، رضا وطن دوست، مشهد، دانشگاه علوم اسلامى رضوى، 1382.
عيون اخبار الرضا، محمد بن على بن بابويه قمى (صدوق)، به كوشش: رضا مشهدى، بىجا، بىتا، 1360.
فرهنگ عربى- فارسى، رضا مهيار،
تهران، دنشيار، 1377.
فرهنگ فارسى، محمد معين، تهران، امير كبير، 1360.
فرهنگ معاصر عربى- فارسى، آذرتاش آذرنوش، تهران، نشر نى، 1381.
فقه السيرة النبويه، رمضان البوطى، محمد سعيد، بيروت دارالفكر المعاصر، چاپ دهم، 1411 ق/ 1991 م.
لغتنامه، على اكبر دهخدا، تهران، دانشگاه تهران، 1345.
مجموعه آثار، مرتضى مطهرى، تهران، صدرا، 1379.
محجة البيضاء، ملا محسن فيض كاشانى، تصحيح: على اكبر غفارى، قم، دفتر انتشارات اسلامى، بىتا.
مستدرك الوسائل، ميرزا حسين نورى، بيروت، مؤسسة آل البيت، 1408 ق.
المعجم الوسيط، انيس، ابراهيم و ديگران، بيروت، چاپ دوم، بىتا.
معراج السعادة، ملا احمد نراقى، قم، هجرت، 1381.
معراج السعادة، ملا احمد نراقى، قم،
هما، 1371.
مفردات الفاظ القرآن، راغب اصفهانى، تحقيق: صفوان عدنان داودى، قم، طليعه نور، 1426 ق.
مناسك حج، روح الله موسوى خمينى، قم، نشر مشعر، 1371.
منتخب ميزان الحكمة، محمد محمدى رىشهرى، قم، دارالحديث، 1380.
المنجد (عربى- فارسى)، محمد بندر ريگى، تهران، ايران، بىتا.
منجد الطلاب (فرهنگ جديد عربى- فارسى)، محمد بندر ريگى، تهران، 1372.
منية المريد فى آداب المفيد و المستفيد، زينالدين عاملى (شهيد الثانى)، قم، بوستان كتاب، 1368.
ميزان الحكمة، محمد محمدى رىشهرى، ترجمه: حميد رضا شيخى، قم، دارالحديث، 1 ظ 385.
همسران سازگار، على حسين زاده، قم، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى/، 1386.
هنر و زيبايى، محمد ضميران، تهران،
كانون، 1377