ghaemiyeh.com
سرشناسه : خميني، روحالله، رهبر انقلاب و بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران، ۱۳۶۸ - ۱۲۷۹
عنوان و نام پديدآور : مناسك عمره مفرده مطابق با فتاواي حضرت آيهالله العظمي امام خميني سلامالله عليه با حواشي مراجع معظم تقليد دامت بركاتهم/ تهيه و تنظيم محمدحسين فلاحزاده [براي] حوزه نمايندگي ولي فقيه در امور حج و زيارت
مشخصات نشر : تهران: مشعر، ۱۳۸۱.
مشخصات ظاهري : ۲۵۰ ص.جدول
شابك : 964-6293-41-7۶۵۰۰ريال
يادداشت : چاپ سوم: ۱۳۸۲؛ ۸۰۰۰ ريال
يادداشت : كتابنامه بهصورت زيرنويس
موضوع : حج عمره
موضوع : فقه جعفري -- رساله عمليه
شناسه افزوده : فلاحزاده، محمدحسين، ۱۳۳۹ - ، مترجم
شناسه افزوده : حوزه نمايندگي ولي فقيه در امور حج و زيارت
رده بندي كنگره : BP۱۸۸/۹۲/خ۸م۸ ۱۳۸۱
رده بندي ديويي : ۲۹۷/۳۵۷
شماره كتابشناسي ملي : م۸۱-۱۰۶۰۸
قبل از مطالعۀ اين كتاب، پيشگفتار را حتماً بخوانيد.
در سالهاى اخير گامهاى بلند و ارزشمندى در زمينۀ تبيين مناسك و معارف حجّ و عمره توسط مؤسسات تحقيقاتى و انتشاراتى، به ويژه معاونت محترم آموزش و تحقيقات بعثۀ مقام معظّم رهبرى برداشته شده كه شايان تقدير است، ليكن در اين ميان جاى مناسك ويژه براى بانوان خالى بود، مناسكى كه آموزش اعمال را براى آنان سهل و آسان كند و به راحتى بتوانند احكام و آداب عُمره و حج را فراگيرند و وظيفۀ خود را بازيابند و وقتشان صرف يافتن مسائل مورد نيازشان در بين صدها مسألهاى كه ارتباطى با اعمال آنها ندارد، يا مسائلى كه تنها در مواقع اضطرارى و موقعيتهاى استثنايى پيش مىآيد، مصروف نگردد.
البته چندين سال قبل، «احكام ويژۀ بانوان در حج» گردآورى شد و با تنظيمى جديد سامان يافت كه تا كنون بارها چاپ و منتشر
شده است، ولى آن كار مقصود نهايى نبود و هميشه به دنبال فرصتى بودم كه بتوانم مجموعهاى از مسائل مورد نياز بانوان در عمره و حج را به چاپ برسانم. خوشبختانه در سال گذشته «مناسك حجّ، ويژۀ بانوان» كه دربردارندۀ حدود 500 مسأله مورد نياز بانوان در حجّ مىباشد، به سبكى جديد و نثرى روان تدوين شد و در اختيار علاقمندان قرار گرفت.
سپس معاونت محترم آموزش و تحقيقات بعثۀ مقام معظّم رهبرى تهيۀ مناسك عمرۀ ويژۀ بانوان را نيز پيشنهاد دادند كه به لطف الهى اين كار نيز به انجام رسيد و به شكل حاضر به محضر تمامى خواهران گرامى تقديم مىشود. اميد آن كه مورد استفاده قرار گيرد.
از آنجا كه اين دو كتاب اولين كار در اين راستا است قطعاً خالى از نقص و عارى از عيب نيست، لذا از خوانندگان محترم خواهشمنديم با ارسال پيشنهادها و نظرات اصلاحىِ خود، ما را در تكميل اين اثر يارى دهند.
1- اين نوشته شامل سه بخش است:
بخش اوّل، اعمال عمرۀ مفرده.
بخش دوّم، محرّمات احرام.
بخش سوّم، عمره كودكان و برخى مسائل مورد نياز ديگر.
2- نوشتۀ حاضر، مطابق با فتاواى حضرت امام خمينى قدس سره همراه با حواشى هفت تن از مراجع معظم تقليد- دامت بركاتهم- مىباشد، اميد است در آينده، اين مناسك مطابق با فتاواى ساير مراجع محترم نيز آماده و منتشر گردد.
3- جهت حفظ اختصار در حواشى كتاب، تنها به آوردن لقب معروف مراجع معظّم تقليد- دامت بركاتهم-، اكتفا شده است.
4- براى دستيابى به منابع اصلى و اطمينان بيشترِ مطالعه كنندگان، آدرس مسائل از تحرير الوسيله و مناسك مُحشّاى حضرت امام خمينى قدس سره در پايان هر مسأله، با رمز «م» به نشانۀ «مسأله» و «س» به نشانۀ «سؤال»، همراه با شمارۀ مسأله آمده است.
5- هر چند در نگارش اين كتاب سعى شده از به كار بردن اصطلاحات و لغات مشكل و نامأنوس پرهيز شود، ليكن لغات و اصطلاحاتى كه ناگزير از آوردن آنها بوديم، در پايان كتاب، همراه با معناى آنها و گاهى توضيح مختصرى با عنوان «اصطلاحات و لغات» آورده شده است.
6- اين مناسك براى استفادۀ بانوان و دختران نوشته شده و براى مردان و پسران قابل استفاده نيست، چون در موارد بسيارى وظيفۀ آنان با آنچه در اين كتاب آمده، تفاوت دارد.
7- اين نوشته، هر چند دربردارندۀ مسائلى است كه غالباً بانوان در عمرۀ مفرده به آنها نياز دارند ولى هرگز آنان را از شركت
در جلسات آموزشى روحانيون كاروانها بىنياز نمىكند، چون برخى از نكات عملى و راهكارهاى ويژه براى بهتر انجام دادن اعمال عمره مورد نياز است كه در آن جلسات مطرح مىشود.
رَبَّنٰا تَقَبَّلْ مِنّٰا إنَّكَ أَنْتَ السَّمٖيعُ العَلٖيمْ
محمّد حسين فلاحزاده ابرقويى
بهار 1379 ه. ش.
1- احرام
2- طواف
3- نماز طواف
4- سعى
5- تقصير
6- طواف نساء
7- نماز طواف نساء
«عمره» در لغت به معناى زيارت است و در اصطلاحِ فقه، زيارت خانۀ خداست، با آداب ويژۀ آن.
[1] عمره بر دو قسم است، «تَمَتُّع» (1)و «مُفرده» (2)و هر يك از آنها، يا «واجب» است ويا «مستحب». (م 171 و 172 وص 99)
1) تمتّع: لذت بردن، بهرهمند شدن. نام نوعى از عمره و حج است، و بدانجهت اين نوع از عمره و حج را «تمتّع» ناميدهاند كه در مدتى كه انسان از احرام عمره خارج مىشود تا زمانى كه بار ديگر براى حج محرم مىشود، كارهايى كه به سبب احرام، حرام شده بود حلال مىباشد. اين نوع از عمره و حج وظيفۀ كسانى است كه از فاصلۀ بيش از 16 فرسخى مكّه براى انجام اعمال به آنجا مىروند.
2) مُفرده: تك، يگانه، نوعى از عمره است كه به تنهايى و جداىاز حج انجام مىشود.
[2] كسانى كه از مكّه دور هستند (شانزده فرسخ شرعى و بيشتر از آن) و وظيفۀ آنان «حج تمتّع» است، عمرهاى كه بر آنان واجب مىشود، همراه با حج است و «عُمرۀ تمتّع» نام دارد. (مناسك، ص 96، اقسام حجّ)
[3] كسى كه مىخواهد به شهر مكّه برود، واجب است با احرام وارد شود و براى احرام هم بايد نيّت «عُمره» يا «حج» داشته باشد، و اگر وقت حج نيست، واجب است براى «عُمرۀ مُفرده» محرم شود وبقيۀ اعمال آن را بجا آورد (1). (م 172)
[4] اعمال عُمرۀ مُفرده به ترتيب عبارت است از:
احرام
طواف
نماز طواف
سعى
تقصير
طواف نساء
نماز طواف نساء (م 175 و 176)
1) كسانى كه شغلشان اقتضاى آن را دارد كه زياد به مكه مىروند، مانند رانندگان، از اين حكم بيرونند.
[5] عمرۀ مفرده زمان معينى ندارد و در تمام سال مىتوان آن را بجاآورد، ولى اگر فاصلۀ دو عمره كمتر از يك ماه باشد، احتياط آن است كه عُمرۀ دوّم را به قصد رَجاء (به اميد مطلوب بودن و ثواب) بجا آورد. (1)
آيات عظام فاضل، صافى، تبريزى، سيستانى، مكارم: اگر دو عمره در دو ماه باشد مانعى ندارد، اگر چه يكى در آخر ماه و ديگرى در اوَل ماه بعدى، ولى اگر بخواهد در يك ماه دو عمره بجا آورد و هر دو براى خودش باشد، عمرۀ دوم را رجاءاً بجا آورد، ولى اگر آن دو عمره يا يكى از آنها براى شخص ديگرى باشد، آيةاللّٰه صافى: اگر آن دو عمره براى دو نفر باشد در يك ماه هم مانع ندارد.
آيةاللّٰه بهجت: افضل، بلكهاحوط آناست كهعمرۀدوّم در ماه ديگرى غير ازماهى باشد كه عمرۀاوّل را بجاآورده است يافاصلۀ بين آنها ده روز باشد، ولى اگر بخواهد يك عمره براى خود و يك عمره براى ديگرى بجا آورد، فاصلۀ يك ماه لازم نيست. و همچنين اگر هر دو عمره براى ديگرى باشد.
(م 172 و 173)[6] مكانهايى كه اعمال عمره در آنجا بجا آورده مىشود، بهطور اجمال بدين شرح است:
1) آيةاللّٰه خامنهاى: فاصلۀ معيّنى بين دو عمره شرط نيست، ولى بنابر احتياط در هر ماه فقط يك عمره براى خود مىتواند بجا آورد، ولى آوردن عمره براى غير خود، هر نفر يك عمره جايز است.
احرام: در يكى از ميقاتها؛ مثلًا جُحفه و مسجد شَجَره يا بيرون منطقۀ حرم.
طواف: در مسجدالحرام، به دور كعبه.
نماز طواف: در مسجدالحرام، پشت مقام ابراهيم.
سعى: فاصلۀ بين دو كوهِ صفا و مروه، كه امروزه به صورت سالنى ساخته شده است.
تقصير: مكان معينى ندارد.
طواف نساء: در مسجدالحرام، به دور كعبه.
نماز طواف نساء، در مسجد الحرام، پشتِ مقام ابراهيم. (مناسك)
تفصيل هر يك از اينها خواهد آمد.
[7] زائرانى كه قبل از اعمال عمره، براى زيارت قبر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله وائمۀ بقيع عليهم السلام به مدينه مىروند، آنگاه كه روانۀ مكه مىشوند، بايد در مسجد شَجَره، كه در نزديكى مدينه و بر سر راه مكّه واقع شده است، محرم شوند و كسانى كه از جدّه به جُحفه مىروند و از آنجا عازم مكّه مىشوند، بايد در جُحفه محرم شوند. (1)
مسجد شجره؛ در منطقۀ ذوالحليفه، نزديك مدينه، براى كسانى كه از مسير مدينۀ منوره به مكه مىروند.
جُحفه؛ ميقات كسانى است كه از راه شام سوريه، لبنان و ... به مكه مىروند و اكنون بسيارى از زائران از جدّه به جحفه مىروند و از آنجا محرم مىشوند همچون كاروانهاى مدينه بعد كه ابتدا به مكّه مىروند براى انجام عمره و سپس به مدينه مىروند براى زيارت.
وادى عقيق؛ براى كسانى كه از راه عراق و نجد به مكه مىروند.
قرن المنازل: ميقات كسانى است كه از راه طائف به مكه مىروند.
يَلَملَم؛ ميقات اهل يمن و كسانى كه از آن مسير به مكه مىروند.
(م 200، اوّل و پنجم)1) بجز اين دو مكان، جاهاى ديگرى نيز براى احرام مشخص شده است. مكانهايى كه براى احرام مشخص شده، «ميقات» نام دارد و عبارتند از:
[8] كسانى كه با هواپيما به جدّه مىروند، نمىتوانند از جده يا تَنْعيم (1)محرم شوند، بلكه بايد به يكى از ميقاتها؛ مثلًا جحفه بروند و از آنجا محرم شوند و اگر از مدينه بروند، بايد از مسجد شجره محرم شوند. (م 222)
[9] اگر شخصى در مكه باشد و بخواهد عمرۀ مفرده بجاآورد لازم است به خارج حرم؛ مثلًا تنعيم برود و از آنجا محرم شود. (م 227)
[10] كسانى كه از مدينه به مكّه مىروند، بنابراحتياط واجب (2)
آيةاللّٰه خامنهاى: واجب است داخل مسجد محرم شوند.
آيةاللّٰه بهجت: بايد در مسجد شجره و بنابراحتياط واجب بايد در قسمتى كه از قديم مسجد بوده است محرم شوند و بنا به تحقيق از اهل اطلاع، توسعۀ مسجد در طرف راست و چپ و پشت به قبله بوده است، بنابر اين در سمت محراب مسجد توسعه پيدا نكرده است و در صورتى كه نتوانند در آن قسمت محرم شوند در طرف راست يا چپ همان قسمت محرم شوند و بنابر احتياط واجب در جحفه يا محاذى آن تجديد احرام كنند.
بايد در داخل مسجد شجره مُحرم شوند و احرام در خارج مسجد، هرچند نزديك آن باشد، صحيح نيست. (م 202، 205 و 222)
[11] در صحّت احرام، طهارت شرط نيست؛ يعنى كسى كه وضو ندارد يا غسل بر عهدهاش مىباشد احرامش اشكال ندارد، پس زن حائض (1)يا مُستَحاضَه هم مىتواند در همان حال محرم شود ولى نسبت به احرام در مسجد شجره احكام خاصى دارد كه در مسألۀ بعد خواهد آمد. (م 288)
[12] الف: مىتواند بانذر قبل از ميقات محرم شود؛ مثلًا در مدينه.
ب: اگر بانذر محرم نشدهاست مىتواند (2)درحال عبور از مسجد محرم شود ولى نبايد در مسجد توقف كند. (م 203 و 217 و 232)
ج: اگرنتواند درحالعبور درمسجد شجرهمحرم شودو نمىتواند تا وقت پاك شدن صبر كند، احتياط واجب آن است كه نزديك
مسجد مُحرم شود و در جُحْفَه يا مُحاذى (1)آن احرام را تجديد كند (2)
آيةاللّٰه بهجت: بايد طرف راست يا چپ مسجد محرم شود.
آيةاللّٰه خامنهاى: بايد از جحفه يا محاذى آن محرم شود و مىتواند با نذر شرعى از منزل خود در مدينه احرام ببندد. به حاشيۀ مسأله 19 نيز مراجعه شود.
و چنانچه حدود محاذات را تشخيص دهد و در تمام آن حد با نيت احرام لبّيكها را تكرار كند، كفايت مىكند. (م 205 و 230)[13] اگر زن حائض به گمان اينكه مىتواند در حال عبور از مسجدشجره محرم شود، وارد مسجد شد ولىپس ازورودبه مسجد متوجه شد كه نمىتواند از در ديگر خارج شود، بايد فوراً از همان درى كه وارد شده است خارج شود و چنانچه محرم شده، احرامش صحيح است و اگر محرم نشده، بايد در حال خارج شدن از مسجد محرم شود؛ يعنى به نيت احرام عمره، لبيكها را بگويد. (م 234)
[14] هر گاه انسان از راهى به مكه برود كه از هيچ كدام از ميقاتها عبور نكند بايد از مُحاذى ميقات محرم شود. (م 207)
[15] مُحاذى ميقات براى كسى كه به مكّه مىرود جايى است كهميقات به خطّ مستقيم در طرف راست يا چپ او باشد، به طورى
كه اگر از آنجا بگذرد، ميقات متمايل به پشت سر او شود. (م 213)
[16] محرم شدن (يعنى نيّت و گفتن لبيكها) قبل از ميقات صحيح نيست، ولى اگر نذر كند كه پيش از ميقات محرم شود، جايز است و بايد از همانجا محرم شود، مثلًا نذر كند از مدينۀ منوّره محرم شود. (م 217)
[17] نذر احرام براى زنى كه عمره را به نيابت از ديگرى انجام مىدهد، اشكال ندارد. (م 247)
[18] در نذر بايد صيغه خوانده شود و لازم نيست به عربى بخواند، پس اگر بگويد: «براى خداست بر من كه از مدينه براى عمره محرم شوم» صحيح است. (توضيح المسائل، م 2641)
[19] زن شوهردار بايد براى نذر از شوهرش اجازه بگيرد (1)
آيةاللّٰه خامنهاى: نذر زن براى احرام بستن قبل از ميقات در غياب شوهرش موقوف بر اذن او نيست ولى در صورت حضور شوهرش احتياط آن است كه بدون اذن او نذر نكند، پس اگر در اين صورت نذر كند منعقد نمىشود.
1) آيات عظام مكارم، سيستانى، بهجت، تبريزى: نذر زن اگر منافات با حقّشوهر نداشته باشد، بدون اجازۀ او هم صحيح است.
ولى اگر بعد از تمام شدن اعمال عمره بفهمد كه بدون اجازۀ شوهر، با نذر محرم شده، وقابل جبران نباشد عملش صحيح است.
(تحريرالوسيله، ج 1، ص 388، م 2 و مناسك م 232 و 346)
[20] تأخير احرام از ميقات، بدون عذر جايز نيست. (م 218)
[21] اگر بدون احرام از ميقات بگذرد، پس اگر:
ميقات ديگرى بعد از آن ميقات وجود ندارد، واجب است برگردد و از همان ميقات محرم شود.
ميقات ديگرى بعد از آن وجود دارد؛ مثلًا از مسجد شجره گذشته است ولى ميقات جُحفه در پيش است، باز هم بنابر احتياط واجب (1)
آيات عظام خامنهاى، تبريزى، بهجت، صافى: در صورتامكان بايد برگردد.
آيةاللّٰه مكارم: اين احتياط واجب نيست.
بايد برگردد به همان ميقات و از آنجا محرم شود. (م 219)[22] وظيفۀ زن مُستحاضَه نسبت به احرام در مسجد شجره:
زن مستحاضه هم بايد داخل مسجد شجره محرم شود و رفتن او به مسجد اشكال ندارد ولى اگر مستحاضۀ متوسطه يا كثيره
1) آيةاللّٰه سيستانى: كسى كه بدون عذر از ذوالحليفه مسجد شجره گذشته و به جحفه رسيده باشد، احرام از جحفه براى او كافى است، اگرچه گناهكار است.
است، احتياط مستحب است براى رفتن به مسجد غسل كند. (العروةالوثقى، ج 1، ص 253، م 18)
[23] بجز مسجد شجره، در ساير ميقاتها لازم نيست در مسجد محرم شود؛ مثلًا كسى كه براى عمرۀ مفرده به جُحفه مىرود مىتواند در تمام جاهايى كه جُحفه ناميده مىشود محرم شود و كسى كه از مكّه به تنعيم مىرود لازم نيست داخل مسجدمُحرم شود بلكه احرام در خارج حرم، هرچند بيرون مسجد، صحيح است. (س 236)
[24] مسائل احرام را به چهار دسته تقسيم مىكنيم:
1- واجبات 2- مستحبات 3- مكروهات 4- محرّمات
[25] واجبات احرام براى بانوان دو چيز است.
1- نيّت 2- تَلْبِيَه (گفتن لَبّيك) (م 251)
[26] انسان، هنگام احرام بايد به قصد انجام عمرۀ مفرده،
اعمال را شروع كند و به همين نيّت، لبيك بگويد. (م 251)
[27] لازم نيست، نيّت را به زبان آورد، بلكه همين مقدار كه بنا دارد اعمال عمرۀ مفرده را آغاز كند و با همين قصد لبّيك بگويد كافى است و به عبارت ديگر، نيّت در عبادات و كارهاى ديگر، در اين جهت فرق ندارد، پس همانطور كه انسان با قصد آب مىخورد و راه مىرود، اگر عبادت را همانطور بجا آورد، با نيّت بجا آورده است. (م 539)
[28] تمام اعمال عمره- حتّى احرام- از عباداتاست و بايد با نيّت خالص براى خداوند و بدون هرگونه ريا و خودنمايى انجام شود، ودر اين جهت، عبادات با ساير كارها فرق دارد. (م 253)
[29] لازم نيست، هنگام نيت، قصد ترك مُحرّمات را نيز داشته باشد؛ يعنى لازم نيست كه بنا داشته باشد محرّمات احرام را انجام ندهد (1)
آيةاللّٰه مكارم: نيّت احرام اين است كه قصد مىكند تروك احرام را بر خود حرام كند و قصد اجمالى كافى است.
، بجز محرّماتى كه عمره را باطل مىكند كه اينگونه محرّمات، اگر قصد ترك آنها را نداشته باشد، احرام باطل است، بلكه غير ممكن است. (م 251)[30] اگر به واسطۀ ندانستن مسأله يا به جهتى ديگر به جاى
1) آية اللّٰه بهجت، آية اللّٰه صافى: لازم است قصد كند ترك كارهايى را كه برمحرم حرام است.
نيت عمره، حج را قصد كند ولى در نظرش اين باشد كه همين كارى كه همه به جا مىآورند او هم بجا آورد، ولى گمان كرده كه نامش حج است، احرامش صحيح است. (م 257)
[31] تلبيه؛ يعنى گفتن لبيك، و مقدار واجب آن، اين جملات است:
«لَبَّيْكَ، اللّٰهُمَّ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ، لٰاشَريٖكَ لَكَ لَبَّيْكَ»
[32] احتياط مستحب (1)
آيةاللّٰه صافى: احتياط آن است جملۀ دوم را نيز بگويد.
آيةاللّٰه مكارم: احتياط واجب آن است كه جملۀ دوم را نيز بگويد، امّا در جملۀ دوم لبيك پنجم را نگويد. البته گفتن آن به قصد احتياط مانعى ندارد و در هر حال ضررى به صحت لبيك وارد نمىكند.
است پس از آن بگويد:«انَّ الْحَمْدَ وَالنِّعْمَةَ لَكَ وَالْمُلْكَ، لٰاشَريٖكَ لَكَ لَبَّيْكَ».
(م 259)
[33] مقدار واجب لبيك بايد به عربى صحيح گفته شود. (م 260)
[34] اگر صحيح گفتن لبيك را نداند، بايد سعى كند تا ياد بگيرد، يا هنگام احرام، شخص ديگرى كلمهكلمه بگويد و او نيز به دنبال او بهطور صحيح بگويد. (م 261)
1) آيةاللّٰه بهجت: بنا بر احتياط واجب جملۀ دوّم را نيز بگويد.
[35] اگر بدون گفتن لبيك از ميقات بگذرد، بايد به دستورى كه در مسأله 21 گذشت، عمل كند. (م 266)
[36] كسى كه براى عمرۀ مفرده از ميقات محرم شده است، وقتى كه وارد منطقۀ حرم شد، ديگر نبايد لبّيك بگويد.
(العروة الوثقى، ج 2، كتاب الحجّ، في كيفيّة الاحرام، م 21)
[37] كسىكه از داخل مكّه به بيرون حرم رفته و از آنجا محرم شده است وقتى كه خانۀ كعبه را ديد، نبايد لبّيك بگويد. (همان)
[38] بانوان مىتوانند در همان لباسى كه بر تن دارند- در صورتى كه داراى شرايط باشد- محرم شوند و بيرون آوردن لباسهاى دوخته و پوشيدن دو تكه پارچهاى كه مردانِ مُحرم مىپوشند، واجب نيست. (م 269، 277)
[39] لباس احرام بايد شرايط لباس نمازگزار را داشته باشد و شرايط لباس بانوان در نماز، بدين شرح است:
پاك باشد (نجس نباشد).
مباح باشد (غصبى نباشد).
از اجزاى حيوان حرام گوشت نباشد؛ مثلًا از پوست پلنگ يا موى روباه تهيه نشده باشد.
(مناسك، م 274 و توضيح المسائل، م 798)
[40] احتياط واجب (1)
آيةاللّٰه بهجت: احتياط مستحب است در جامۀ حرير محرم نشوند.
آن است كه لباسِ احرامِ بانوان، از حرير خالص نباشد، بلكه احتياط آن است كه تا آخر احرام، حرير نپوشند. (م 276)[41] اگر در حال احرام، بدن يا لباس محرم، نجس شود، بنا بر احتياط واجب (2)
آيةاللّٰه صافى: بنا بر احتياط مستحب.
آيةاللّٰه مكارم: واجب است.
آيةاللّٰه سيستانى: تطهير بدن واجب نيست.
آيةاللّٰه فاضل: تطهير بدن احتياط مستحب است.
بايد بدن را تطهير و لباس را تطهير يا تعويض كند. (م 278)[42] اگر بدن يا لباس را تطهير نكند، كفّاره ندارد و احرام او هم باطل نمىشود. (م 279)
[43] پيش از محرم شدن، اين كارها مستحب است:
1- بدن خود را پاكيزه و موهاى زايد را برطرف كند و ناخن خود را بگيرد.
2- در ميقات غسل كند، و اين غسل از زن حائض، نفساء و مُستحاضه نيز صحيح است، و اگر خوف آن دارد كه در ميقات نتواند غسل كند، قبل از ميقات؛ مثلًا در مدينه يا جدّه مىتواند غسل كند و اين غسل به نيّت غسل احرام انجام مىشود.
اگر بعد از اين غسل و پيش از احرام، يكى از مبطلات وضو از انسان سرزند، مستحب است دوباره غسل كند.
[44] هنگام احرام اين كارها مستحب است:
1- در صورت امكان، پس از نماز ظهر مُحرم شود و اگر برايش امكان نداشت، پس از نماز واجب ديگر، و اگر آن هم ممكن نشد، پس از شش (1)يا دو ركعت نماز مستحبّى.
1) اين نمازها، دو ركعتى و به نيّت نماز قبل از احرام خوانده مىشود.
2- مستحب است در ركعت اول اين نماز، پس از حمد، سورۀ توحيد (قل هو اللّٰه احد) و در ركعت دوم سورۀ جَحْد (قل يا ايّها الكافرون) بخواند و خواندن شش ركعت افضل است.
3- پس از نماز، حمد و ثناى الهى را بجا آورد و بر پيغمبر و آل او صلوات بفرستد. (م 302)
[45] پس از گفتن مقدار واجب تلبيه و آنچه احتياط است، مستحب است بگويد:
«لَبَّيْكَ ذَا الْمَعارِجِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ داعِياً إلىٰ دٰارِ السَّلٰامِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ غَفّٰارَ الذُّنُوبِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ أهْلَ التَّلْبِيَةِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ ذَا الْجَلٰالِ وَ الْاكْرٰامِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ تُبْدِئُ وَ الْمَعٰادُ إلَيْكَ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ تَسْتَغْنِي و يُفْتَقَرُ إلَيْكَ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ مَرْهُوباً وَ مَرْغُوباً إلَيْكَ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ إلٰهَ الْحَقِّ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ ذَا النَّعْمٰاءِ وَ الْفَضْلِ الْحَسَنِ الْجَمِيلِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ كَشَّافَ الْكُرَبِ الْعِظٰامِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ عَبْدُكَ وَابْنُ عَبْدَيْكَ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ يا كَرِيمُ لَبَّيْكَ».
4- مستحب است تلبيه را در حال احرام تكرار كند، و براى هفت مرتبه گفتن لبيك، ثواب زيادى ذكر شده است. و لازم نيست آنچه را در حال احرام بستن گفته است تكرار كند، بلكه كافى است
بگويد
«لَبَّيْكَ اللّٰهُمّ لَبَّيْكَ»
يا تنها كلمۀ «لبَّيْكَ» را تكرار كند. (م 267)
[46] تكرار لبيك، در اين موارد بيشتر سفارش شده است:
وقت برخاستن از خواب.
بعد از هر نماز واجب يا مستحب.
وقت رسيدن به شخص سواره.
هنگام بالا رفتن از بلندى (تل) يا سرازير شدن از آن.
وقت سوار شدن يا پياده شدن.
آخر شب.
هنگام سحر. (م 302)
[47] تكرار تلبيه بر زن حائض و نفساء نيز مستحب است. (م 302)
[48] براى احرام و بر شخص مُحرم اين كارها مكروه است:
1- حنا بستن (1)
آيةاللّٰه مكارم: اگر قصد زينت داشته باشد اشكال دارد و فرقى بين حنا و رنگهاى امروزى نيست.
آيةاللّٰه بهجت: حنا بستن پيش از احرام جايز است، هرچند اثر آن تا حال احرام باقى بماند.
پيش از احرام، چنانچه اثرش تا وقت احرام1) آية اللّٰه صافى، آية اللّٰه مكارم؛ اگر به قصد آرايش و زينت باشد بنا بر احتياطواجب جايز نيست.
باقى مىماند.
2- احرام در لباس سياه، (1)و بهتر آن است كه لباس احرام سفيد باشد.
3- احرام، در لباس چركين.
4- احرام در لباس راهراه.
5- لبيك گفتن (2)در جواب كسى كه او را صدا مىكند.
6- حمام رفتن (3)
آيةاللّٰه تبريزى: اولى و احوط آن است كه مُحرم، بدن خود را با كيسه و مثل آن نسايد.
در حال احرام و بهتر آن است كه با كيسه و مانند آن بدن خود را نسايد.7- خوابيدن بر رخت وبالش زرد رنگ در حال احرام. (م 303)
[49] بانوان، پس از نيّت و گفتن لبّيك، محرم هستند و در مدت احرام بايد از كارهايى كه بر آنها حرام است پرهيز كنند.
[50] مجموع محرّمات احرام براى بانوان، بيستتاست كه فهرست آنها را در ذيل مىآوريم و در بخش دوّم كتاب به شرح و توضيح و بيان احكام آن دسته از محرّماتى كه بيشتر مورد ابتلا است مىپردازيم. (1)
[51] آنچه بر بانوان در حال احرام حرام است، فهرستوار عبارتند از:
1- استعمال عطريات.
2- نگاه كردن در آينه.
3- انگشتر به دست كردن و پوشيدن زيور براى زينت.
4- حنا بستن.
5- روغن ماليدن به بدن.
6- زدودن مو از بدن.
7- سرمه كشيدن.
8- ناخن گرفتن.
1) براى آشنايى با احكام محرمات احرام به بخش دوّم ص 113 به بعد مراجعه فرماييد.
9- پوشاندن صورت.
10- بيرون آوردن خون از بدن.
11- كشيدن دندان.
12- فسوق (دروغ، فحش، فخرفروشى).
13- جدال (گفتن «لاواللّٰه» و «بَلىٰ واللّٰه»).
14- كشتن جانورانى كه در بدن ساكن مىشوند؛ مانند شپش و كنه.
15- كندن درخت و گياه حرم.
16- سلاح همراه داشتن.
17- شكار حيوان صحرايى.
18- آميزش، يا هرگونه استفادۀ شهوانى ديگر؛ مانند لمس، بوسه و نگاه از روى شهوت.
19- عقد كردن.
20- استمنا. (1)
1) استمنا؛ كارى است كه سبب بيرون آمدن مَنى از انسان مىشود.
زائران، پس از آنكه در ميقات مُحرم شدند، براى انجام بقيۀ اعمال عمره، روانه، مكّه مىشوند. نزديك شهر مكّه، ابتدا به منطقۀ حرم مىرسند. (1)براى وارد شدن به حرم و شهر مكّه و مسجدالحرام ادعيه و آداب بسيارى در كتابهاى مناسك و دعا وارد شده است كه در اينجا برخى از آنها را كه بهطور غالب انجام آنها براى زائران ممكن است، مىآوريم و كسانى كه علاقهمند به آشنايى و عمل به تمام مستحبّات مىباشند، به كتابهاى مفصل مراجعه فرمايند.
[52] در ابتداى ورود به منطقۀ حَرَم، خواندن اين دعا مستحب است:
«اللّٰهُمَّ إنَّكَ قُلْتَ فِي كِتٰابِكَ وَقَوْلُكَ الْحَقُّ: وَ أَذِّنْ فِي النّٰاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجٰالًا وَ عَلىٰ كُلِّ ضٰامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ.
1) يكى از حدود حرم، تنعيم است و اكنون شهر مكه از طرف تنعيم، توسعۀبيشترى يافته و از حرم بيرون شده است.
اللّهُمَّ إنّي ارْجُو انْ اكُونَ مِمَّنْ اجٰابَ دَعْوَتَكَ، وَقَدْ جِئْتُ مِنْ شُقَّةٍ بَعِيدَةٍ وَفَجٍّ عَمِيقٍ سٰامِعاً لِنِدٰائِكَ وَمُستَجِيباً لَكَ مُطِيعاً لِامْرِكَ وَكُلُّ ذٰلِكَ بِفَضْلِكَ عَلَيَّ وَاحْسٰانِكَ إلَيَّ فَلَكَ الْحَمْدُ عَلىٰ مٰا وَفَّقْتَنِي لَهُ أَبْتَغِيْ بِذٰلِكَ الزُّلْفَةَ عِنْدَكَ وَالْقُرْبَةَ إلَيْكَ وَالْمَنْزِلَةَ لَدَيْكَ وَالْمَغْفِرَةَ لِذُنُوبِي وَالتَّوْبَةَ عَلَيَّ مِنْهٰا بِمَنِّكَ. أَللّٰهُمَّ صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَحَرِّمْ بَدَنِي عَلَى النَّارِ وَآمِنِّي مِنْ عَذٰابِكَ وَعِقَابِكَ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ».
[53] براى وارد شدن به مسجدالحرام، اين كارها مستحب است:
1- براى رفتن به مسجدالحرام غسل كند.
2- پابرهنه و با آرامش و وقار وارد مسجد شود.
3- بر در مسجد بايستد و بگويد:
«السَّلٰامُ عَلَيْكَ أ يُّهَا النَّبِيُّ وَرَحْمَةُ اللّٰهِ وَبَرَكٰاتُهُ، بِسْم اللّٰهِ وَبِاللّٰهِ وَمٰا شٰاءَ اللّٰهُ، السَّلٰامُ عَلىٰ أَ نْبِياءِ اللّٰهِ وَرُسُلِهِ، السَّلٰامُ عَلىٰ رَسُولِ اللّٰهِ، السَّلٰامُ عَلىٰ إبْرٰاهِيمَ خَلِيلِ اللّٰهِ، وَالْحَمْدُ للّٰهِ رَبِّ الْعٰالَمِيْنَ».
4- پس از ورود به مسجدالحرام، رو به كعبه كرده، دستها را
بلند كند و بگويد:
«أللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَ لُكَ فِي مَقٰامِي هٰذٰا وَفِي أوَّلِ مَنٰاسِكِي أَنْ تَقْبَلَ تَوْبَتِي وَأَنْ تَتَجٰاوَزَ عَنْ خَطِيئَتي وَأَنْ تَضَعَ عَنِّي وِزْرِي، أَلْحَمْدُ للّٰهِ الَّذِي بَلَّغَنِي بَيْتَهُ الْحَرٰامَ أللَّهُمَّ إنِّي أشْهَدُ أنَّ هٰذٰا بَيْتُكَ الْحَرامُ الَّذِي جَعَلْتَهُ مَثابَةً لِلنَّاسِ وَأمْناً مُبارَكاً وَهُدىً لِلْعٰالَمِينَ أللَّهُمَّ إِنِّي عَبْدُكَ وَالْبَلَدَ بَلَدُكَ وَالْبَيْتَ بَيْتُكَ، جِئْتُ أَطْلُبُ رَحْمَتَكَ وَأَؤُمُّ طٰاعَتَكَ مُطِيعاً لِأَمْرِكَ رٰاضِياً بِقَدَرِكَ أَسْأَ لُكَ مَسْأَ لَةَ الْفَقِيرِ إِلَيْكَ الْخائِفِ لِعُقُوبَتِكَ أَللَّهُمَّ افْتَحْ لِي أَبْوابَ رَحْمَتِكَ واسْتَعْمِلْنِي بِطٰاعَتِكَ وَمَرْضٰاتِكَ».
5- وقتى كه نزديك حجرالاسود رسيد، دستهاى خود را بلند كند و حمد و ثناى الهى را به جاى آورد و بر پيامبر صلوات بفرستد، و از خداوند قبولى اعمال خود را طلب كند.
6- به حجرالاسود اشاره كند و بگويد:
«أَللَّهُمَّ أَمٰانَتِي أَدَّيْتُهٰا وَمِيثٰاقِي تَعٰاهَدْتُهُ لِتَشْهَدَ لِي بِالْمُؤافٰاةِ أَللَّهُمَّ تَصْدِيقاً بِكِتٰابِكَ وَعَلىٰ سُنَّةِ نَبِيِّكَ صَلَوٰاتُكَ عَلَيْهِ وَآلِهِ أَشْهَدُ أنْ لٰا إلٰهَ إِلَّا اللّٰهُ وَحْدَهُ لٰا شَرِيكَ لَهُ وَأَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ آمَنْتُ بِاللّٰهِ وَكَفَرْتُ بِالْجِبْتِ وَالطٰاغُوتِ وَاللَّاتِ وَالْعُزّىٰ وَعِبادَةِ الشَّيْطانِ وَعِبادَةِ كُلِّ نِدٍّ يُدْعىٰ مِنْ دُونِ اللّٰهِ».
[54] كسى كه براى انجام عمره محرم شده و وارد مكه مىشود، بايد به نيّت طواف، هفت مرتبه به دور خانۀ كعبه، كه در مسجدالحرام است، بگردد. (مناسك، ص 216 و م 531)
[55] براى طواف، واجباتى را برشمردهاند كه برخى از آنها از شرايط طوافكننده و برخى جزو حقيقت و كيفيت طواف است و اما شرايط طواف كننده بدين شرح است:
نيّت (طواف را بايد با قصد خالص براى خدا به جاى آورد).
طهارت از حدث (با وضو باشد و غسلى بر عهدۀ او نباشد).
بدن و لباسش پاك باشد.
بدن را با لباسِ داراى شرايط بپوشاند.
و آنچه جزو حقيقت و كيفيت طواف است كه در واقع شرايط طواف مىباشد اينهاست:
شروع طواف از حجرالاسود و ختم آن به حجرالاسود.
حفظ موالات بين دورهاى طواف.
در طرف چپ بودن كعبه به هنگام طواف.
وارد نشدن به حجر اسماعيل در حال طواف.
طواف كردن در فاصلۀ مقام ابراهيم و كعبه.
بيرون بودن از كعبه.
هفت دور طواف كردن. (مناسك، ص 218، واجبات طواف)
[56] طواف از عبادات است و بايد براى اطاعت خداوند انجام شود و از هرگونه ريا و خودنمايى به دور باشد.
(م، اول از واجبات طواف و مسأله 540)
[57] همانگونه كه در نيّت احرام گفته شد، به زبان آوردن نيّت لازم نيست. بلكه، همينكه بنا دارد براى اطاعت خداوند طواف عمره بجا آورد، كفايت مىكند. (م 539)
[58] براى آشنايى با احكام اين شرط، لازم است اقسام طواف شناخته شود.
طواف بر دو نوع است: واجب و مستحب.
1- طواف واجب؛ جزئى از اعمال عمره يا حج است- هرچند عمره يا حج مستحبى باشد. و آن چهار تا است:
طواف عمرۀ تمتّع
طواف عمرۀ مفرده
طواف حج (طواف زيارت)
طواف نساء
2- طواف مستحب؛ جداى از اعمال عمره و حج انجام مىشود، يعنى هفت دور گشتن به دور كعبه، قربةً الى اللّٰه، كه يكى از كارهاى مستحب در مكه است و هرچه انسان بتواند طواف كند خوب است. (م 547)
[59] كسى كه طواف واجب انجام مىدهد، بايد از حدث اكبر؛ مثلحيضونفاس (1)وجنابت پاك باشد و با وضو طواف كند. (م 545)
[60] كسى كه عمرۀ مستحبى بجا مىآورد، چون با شروع اين اعمال، اتمام آن واجب مىشود، بايد با طهارت طواف كند. (همان)
[61] در طواف مستحبى، طهارت شرط نيست، پس كسى كه جنب، حائض يا نفساء (2)است، جايز نيست به مسجدالحرام برود،
پس، از اين جهت نمىتواند، طواف بجا آورد. (م 546)
[62] اگر انسان بدون طهارت، طواف واجب انجام دهد، باطل است؛ چه از روى عمد باشد، يا از روى غفلت و فراموشى و يا به جهت ندانستن مسأله. (م 548 و 632)
[63] در بين اعمال عمره، تنها طواف و نماز طواف است كه نياز به طهارت دارد. در ساير اعمال، اگر انسان با طهارت باشد بهتر است.
[64] زن حائض يا نفساء، بعد از پاك شدن از حيض يا نفاس بايد براى انجام طواف و نماز غسل كند و وضو هم بگيرد (1)و اگر نتواند غسل (2)كند، بايد به جاى آن تيمم كند و وضو هم بگيرد (3)و اگر نتواند وضو بگيرد بايد به جاى آن نيز تيمّم كند. (4)
(تحريرالوسيله، ج 1، ص 54 و 62 و مناسك، م 552)
[65] كسى كه در طهارت شك كند، اگر:
1) آيات عظام تبريزى، سيستانى، مكارم: لازم نيست وضو بگيرد.
2) آيةاللّٰه مكارم، اگر عذر داشته باشد و نتواند صبر كند تا عذر برطرف شود.
3) آيةاللّٰه سيستانى، آيةاللّٰه مكارم: لازم نيست وضو بگيرد.
4) آيةاللّٰه تبريزى: در صورتى كه نتواند غسل كند و مأيوس شود از توانايى بر غسل، واجب است با تيمم طواف كند و احتياط مستحب است، نايب نيز بگيرد.
شك كند وضو گرفته يا نه، بايد وضو بگيرد.
شك كند غسل كرده يا نه بايد غسل كند.
با وضو بود و شك كند وضويش باطل شده يا نه لازم نيست وضو بگيرد.
قبلًا پاك بوده ولىشك دارد حدثاكبر حاصل شده يا نه؛ مثلًا نمىداند حائض شده يا نه-- لازم نيست غسل كند.
پس از طواف شك كند، طواف را با طهارت انجام داده يا نه (1)-- طوافش صحيح است ولى براى اعمال بعدى كه نياز به طهارت دارد، بايد طهارت تحصيل كند.
در بين طواف، شك كند حدثى از او سر زده يا نه؛ مثلًا شك كند وضويش باطل شده يا نه، يا شك كند حائض شده يا نه-- بهشك خوداعتنانكند و بنا بر طهارت بگذارد.
در بين طواف شك كند وضو داشته يا نه (2)
آيةاللّٰه خامنهاى، آيةاللّٰه تبريزى: اگر سابقۀ طهارت داشته، به شك خود اعتنا نكند و الّا بهتر است طواف را با طهارت از سر بگيرد.
آيةاللّٰه بهجت: حكم شك در طهارت در اثناى نماز را دارد.
آيةاللّٰه سيستانى: و سابقۀ طهارت نداشته باشد، [يعنى مىداند قبل از طواف وضو نداشته ولى شك دارد براى طواف وضو گرفته يا نه]
آيةاللّٰه مكارم: و حالت سابقۀ خود را از وضو و حدث نداند، [يعنى نداند قبل از طواف وضو داشته يا نه]
آيةاللّٰه فاضل: اگر در بين طواف شك كند كه وضو داشته يا خير، مسأله سه صورت دارد، اوّل: حالت سابق خود را بداند كه طاهر بوده در اين فرض جايز است طواف را تمام كند. و براى اتمام آن وضو واجب نيست و اعادۀ طواف نيز لازم نيست و در اين صورت فرقى نيست كه شك بعد از دور چهارم عارض شده باشد يا قبل از آن. دوّم: حالت سابق خود را بداند كهمحدث بوده، در اين فرض ظاهراً هر مقدار طوافى كه انجام داده محكومبه بطلان است چه شك بعد از دور چهارم عارض شده باشد يا قبل از آن، و بايد بعد از وضو از نو طواف كند. سوم: حالت سابق خود را نداند، كه در اين صورت به احتياط واجب پس از وضو طواف را تمام كند و نماز آن را بخواند و پس از آن طواف و نماز آن را اعاده كند و در اين صورت فرقى نيست كه شك بعد از دور چهارم يا قبل از آن عارض شده باشد.
-- اگر پس ازكامل شدن دور چهارم؛ مثلًا در دور ششم شك كند، بايد طواف را رها كند و وضو بگيرد و طواف را از همانجا ادامه دهد و به پايان ببرد. (1)و اگر قبل از تمام شدن دور چهارم شك كند، (2)بنابراحتياط واجب پس از وضو، آن طواف را تكميل كند (3)و دوباره انجام دهد.
[66] در تمام مواردى كه گفته شد، بنا بر طهارت بگذارد، يا طواف صحيح است، بهتر است تجديد وضو كند و رجاءاً غسل بجا آورد، چون ممكن است، بعداً معلوم شود وضو يا غسل نداشته و اشكال پيدا شود. (م 559)
[67] يكى از خونهايى كه زن از خود مىبيند، خون
1) آيات عظام صافى، خامنهاى، تبريزى، بهجت: در هر صورت بايد پس ازغسل، طواف را از سر بگيرد.
آيةاللّٰه سيستانى: براى خارج شدن از مسجد، اگر تيمم كردن كمتر از بيرون رفتن وقت مىگيرد بايد فوراً تيمم كند و بيرون رود و چنانچه تيمم كردن بيشتر از بيرون رفتن وقت مىگيرد، بايد فوراً بيرون رود و بقيه كارها را مطابق متن انجام دهد.
2) آيةاللّٰه فاضل: و به احتياط واجب طواف را اعاده كند.
قاعدگى (حيض) است و زن را در مدّتى كه خون مىبيند «حائض» مىگويند. (توضيح المسائل، ص 55)
احكام حيض، به طور مفصّل در رسالههاى توضيح المسائل آمده است ولى از آنجا كه ممكن است، بانوان در ايامى كه در مكّه هستند دسترسى به توضيح المسائل نداشته باشند، به طور مختصر به نشانهها و برخى از احكام آن اشاره مىكنيم و سپس به بيان وظيفۀ بانوان حائض نسبت به طواف و نماز مىپردازيم.
[68] نشانههاى خون حيض بدين شرح است:
قبل از بلوغ ديده نمىشود و اگر دخترى قبل از بلوغ خونى ببيند حكم حيض ندارد. (1)
زنهاى سيّده پس از 60 سالگى و زنهاى غير سيّده پس از 50 سالگى، خون حيض نمىبينند و چنانچه پس از آن سنين خونى ببينند حكم حيض ندارد. (2)
آيةاللّٰه سيستانى: خونى كه زنها پس از تمام شدن 60 سال مىبينند حكم حيض را ندارد و احتياط مستحب آن است كه زنهايى كه قرشيه [سيّده] نيستند بعد از تمام شدن 50 سال تا تمام شدن 60 سال چنانچه خون را طورى ببينند كه اگر پيش از 50 سال مىديدند قطعاً حكم حيض را داشت ميان كارهاى مستحاضه و تروك حائض جمع نمايند.
دورۀ قاعدگى كمتر از سه روز نيست، پس اگر جريان خون قبل از سه روز قطع شود حكم حيض ندارد.
دورۀ قاعدگى بيش از ده روز طول نمىكشد و چنانچه خونريزى بيش از ده روز طول بكشد، پس از ده روز حكم حيض ندارد.
1) آيةاللّٰه بهجت: قيد «هر چند در داخل خون باشد و بيرون نيايد» را ندارد.
2) آيةاللّٰه صافى: بنابر احتياط لازم در روزهايى كه خون مىبيند بايد جمع كند ميان كارهاى مستحاضه و تروك حائض و در روزهايى كه خون نمىبيند، هم كارهايى كه بر حائض حرام است ترك كند و هم عبادتهاى خود را بجا آورد.
3) نظر آيةاللّٰه بهجت يافت نشد.
4) مگر آنكه ابتدا سه روز يا بيشتر خون ببيند و پاك شود و دوباره چند روزى خون ببيند و مجموع خونريزى اوّل و دوّم و پاكى در وسط بيش از ده روز نباشد.
(العروة الوثقى، ج 1، ص 315 و 316؛ توضيح المسائل، م 434 تا 441)
[69] در مدّت قاعدگى، اين كارها بر بانوان حرام است:
نماز و طواف كعبه.
كارهايى كه بر جنب حرام است؛ مانند توقّف در مسجد.
آميزش با همسر، براى زن و مرد، هر دو حرام است. (توضيح المسائل، م 450)
[70] نمازهايى كه بانوان در حال حيض نخواندهاند قضا ندارد ولى قضاى روزههاى واجب را بايد پس از ماه مبارك رمضان بجاآورند. (توضيح المسائل، م 469)
[71] بانوان پس از پايان دورۀ قاعدگى و قطع خونريزى، بايد غُسل حيض بجا آورند و نماز و ساير عبادتهاى خود را انجام دهند.
(توضيح المسائل، م 466)
1) آيات عظام سيستانى، صافى، تبريزى، مكارم: رنگ آن سياه يا سرخ است.
[72] با غسل حيض به تنهايى نمىتوان نماز خواند، يا طواف واجب بجا آورد، بلكه به علاوۀ غسل، وضو هم لازم است (1)و اگر پيش از غسل وضو بگيرد بهتر است.
(توضيح المسائل، م 466)
[73] اگر زنى پس از احرام عمره و قبل از طواف حائض شود مسأله دو صورت دارد:
1- اگر مىتواند تا زمان پاك شدن از خون در مكّه بماند، بايد صبر كند تا از خون پاك شود. سپس بقيۀ اعمال عمره را بجا آورد.
2- اگر مىداند كه نمىتواند صبر كند يا صبر كرد ولى تا آخر وقتى كه مىتواند در مكّه بماند، پاك نشد، براى طواف و نماز آن نايب بگيرد و پس از آنكه نايب، طواف عمره و نماز آن را بجا آورد، سعى را خودش بجا آورد و تقصير نمايد و سپس نايبش طواف نساء و نماز آن را از طرفش انجام دهد.
(تحرير الوسيله، ج 1، ص 408، م 7)
1) آيات عظام سيستانى، تبريزى، فاضل، مكارم: وضو لازم نيست ولى بهتر آناست كه وضو هم بگيرد.
[74] خوردن قرص براى جلوگيرى از عادت ماهانه يا عقب انداختن آن در ايام عمره، چنانچه براى بدن ضرر نداشته باشد اشكال ندارد. (استفتاآت، ج 1، ص 470، س 111)
[75] خانمى كه براىجلوگيرى ازعادت ماهانه قرص مىخورد، و گاهى در ايام عادت لكههاى زردرنگ مىبيند كه نمىداند خون است يا نه، حكم خون ندارد، و اعمال عمرۀ او صحيح است.
وچنانچه بداند اين لكه خون است ولى حداقل سه روز بهطور مستمر و متصل به هم نباشد، حكم استحاضه را دارد و بايد به وظيفۀ مُستحاضه (1)عملكند. (استفتاآت، ج 1، ص 71، س 167 و مناسك، س 736)
[76] خانمى كه به جهت خوردن قرص نظم عادت ماهانهاش به هم مىخورد، به طورى كه گاهى در مدت طولانى خون و لكه مىبيند، اگر طورى است كه خون حداقل سه روز استمرار دارد، هرچند بيرون نيايد ولى در داخل آلوده به خون باشد، حكم حيض دارد و اگر كمتر از سه روز ادامه دارد، يا بهطور مستمر نيست؛ يعنى گاهى آلودگى وجود دارد و گاهى وجود ندارد بايد به وظايف مستحاضه عمل كند. (2)(س 720)
1) وظيفۀ مستحاضه در صفحۀ بعد خواهد آمد.
2) آيةاللّٰه صافى: در صورتى كه سه روز اول، پشت سر هم نباشد، مثل آنكه دو روز خون ببيند و يك روز پاك شود و دوباره يك روز خون ببيند، بنا بر احتياط واجب در روزهايى كه خون مىبيند بايد جمع كند ميان كارهاى مستحاضه و تروك حائض و در روزهايى كه خون مىبيند، هم كارهايى كه بر حائض حرام است ترك كند و هم عبادتهاى خود را بجا آورد.
[77] يكى ديگر از خونهايى كه گاهى اوقات، زنها از خود مىبينند، «استحاضه» است، و به خانمى كه خونريزى استحاضه دارد «مُستَحاضه» مىگويند. (توضيح المسائل، ص 50)
[78] خون استحاضه، معمولًا زرد رنگ و سرد است و بدون فشار بيرون مىآيد و غليظ نيست ولى ممكن است گاهى پررنگ و گرم و غليظ باشد و با فشار بيرون آيد.
(توضيح المسائل، م 392)
[79] خونريزى استحاضه از نظر مدّت، حدّ ندارد و ممكن است يك لحظه باشد و امكان دارد از ده روز هم بگذرد، و بانوان در سن يائسگى هم ممكن است، خونريزى استحاضه داشته باشند. (تحرير الوسيله، ج 1، ص 56، فصل فى الاستحاضه)
[80] خون استحاضه بر اساس كمى و زيادى آن به سه دستۀ
قليله، متوسّطه و كثيره، (1)تقسيم مىشود و بر اساس همين تقسيم وظيفۀ زن نيز متفاوت است.
[81] اگر جريان خون، تنها يك طرفِ پنبهاى را كه براى تشخيص مقدار خون گذاشته است آلوده كرده و به درون آن نفوذ كرده باشد، ولى از طرف ديگر ظاهر نشده، قليله است (2)
آيةاللّٰه مكارم: ولى از طرف ديگر خارج نشود، خواه خون در پنبه فرو رود يا نه.
و بايد براى طواف، يا نماز، يا ساير عبادتهايى كه نياز به طهارت دارد، بدن را تطهير كرده (3)آيةاللّٰه صافى: بايد پنبه را عوض كند.
و بنابر احتياط واجب پنبه را عوض كند و وضو بگيرد. (4)بنابراين استحاضۀ قليله، غسل ندارد.(توضيح المسائل، م 393 و 394)
1) آيةاللّٰه مكارم: استحاضه فقط دو قسم است: قليله و كثيره.
2) آيات عظام صافى، تبريزى، بهجت، سيستانى: خون فقط روى پنبه را آلودهكند و در آن فرو نرود.
3) آيةاللّٰه سيستانى: بنابر احتياط مستحب، پنبه را آب بكشد يا عوض كند.
4) آيةاللّٰه مكارم: بايد زن براى هر نماز يك وضو بگيرد بنابر احتياط واجب و واجب است از سرايت خون به ساير اعضا جلوگيرى كند، امّا عوض كردن پنبه و دستمال واجب نيست هر چند احتياط است.
[82] اگر خونريزى به قدرى است كه (1)
آية اللّٰه بهجت: خون در پنبه فرو رود ولى از طرف ديگر نگذرد.
به درون پنبه نفوذ كرده و از طرف ديگر آن ظاهر شده ولى لباس يا پارچۀ روى پنبه را آلوده نكرده باشد، استحاضۀ متوسّطه است و زن بايد براى نماز، افزون بر وظايفى كه براى قليله گفته شد، (2)آية اللّٰه سيستانى: در استحاضۀ متوسطه بايد بنابر احتياط لازم، زن براى نمازهاى خود روزانه يك غسل نمايد و نيز بايد كارهاى استحاضۀ قليله را انجام دهد.
آية اللّٰه بهجت: در استحاضۀ متوسطه بايد زن براى نماز صبح غسل كند و تا صبح ديگر براى نمازهاى خود بنابر احتياط واجب پنبه را اگر خونى شده عوض كند يا آب بكشد و همچنين ظاهر بدن اگر نجس شده است آب بكشد و براى هر نماز وضو بگيرد و اين در صورتى است كه استحاضۀ متوسطه پيش از نماز صبح يا در بين آن پيدا شود ولى اگر بعد از نماز صبح تا پيش از نماز ظهر يا بين آن حاصل شود بايد براى نماز ظهر غسل كند و به همين ترتيب پيش از هر نماز يا بين هر نمازى كه استحاضۀ متوسطه شده بايد براى آن غسل كند.
آية اللّٰه فاضل: اگر پيش از نماز يا در بين نماز خون استحاضۀ متوسطه ببيند بايد براى آن نماز غسل كند ولى در استحاضۀ متوسطه اگر قبل از نماز صبح غسل نمايد تا صبح روز ديگر براى هر نماز كارهاى استحاضۀ قليله انجام دهد.
براى نمازى كه قبل از آن،يا دربين آن، مستحاضه شده است غسل كند و تا زمانى كه خونريزى مستحاضۀ متوسطه ادامه دارد هر روز قبل از نماز صبح غسل كند. بنابر اين، در استحاضۀ متوسطه در هر شبانه روز يك غسل كافى است، البته پس از قطع خونريزى نيز بايد غسل كند. (توضيح المسائل، م 393 و 395)
[83] مستحاضۀ قليله، براى انجام طواف واجب، بايد همان وظايفى را كه براى نماز گفته شد انجام دهد. (مناسك، س 727)
[84] مستحاضۀ قليله، مىتواند طواف مستحبى انجام دهد، و عمل كردن به دستورىكهبراى طواف واجب گفته شد، لازم نيست. (م 547)
[85] اگر خونريزى به قدرى است (1)كه به پنبه نفوذ كرده و از طرف ديگر آن ظاهر شده و لباس يا پارچۀ روى پنبه را آلوده كرده، استحاضۀ كثيره است (2)و زن بايد براى هر نماز علاوه بر وظايفى
كه براى قليله گفته شد، (1)دستمال را عوض كند يا آب بكشد و غسلى هم انجام دهد ولى اگر نماز ظهر و عصر را با هم بخواند و فاصله نيندازد، يك غسل براى هر دو كافى است و همچنين براى نماز مغرب و عشا. (2)(توضيح المسائل، م 396)
[86] مستحاضۀ كثيره بايد تمام وظايفى را كه براى نماز يوميه لازم است، براى طواف واجب و نماز آن نيز جداگانه انجام دهد و بنابر احتياط واجب به وظايفى كه براى نمازهاى يوميّه انجام داده اكتفا نكند، ولى اگر از وقت غسل براى طواف تا آخر نماز طواف خون قطع باشد، غسل ديگرى براى نماز
1) آية اللّٰه سيستانى و آية اللّٰه تبريزى: بنابر احتياط واجب.
2) آية اللّٰه سيستانى: اينها همه در صورتى است كه خون پى در پى از پنبه به دستمال برسد، اما چنانچه رسيدن خون از پنبه به دستمال با قدرى فاصله باشد كه زن بتواند در آن فاصله يك نماز يا بيشتر بخواند احتياط لازم آن است كه هر گاه خون از پنبه به دستمال برسد، پنبه و دستمال را عوض كرده و يا آب بكشد و غسل نمايد، بنابر اين اگر زن غسل كرد و نماز ظهر را مثلًا خواند ولى قبل از نماز عصر يا در ميان آن خون دوباره از پنبه به دستمال رسيد بايد براى نماز عصر نيز غسل نمايد ولى چنانچه فاصله به مقدارى باشد كه زن بتواند در آن ميان دو نماز يا بيشتر بخواند مثل اينكه بتواند نماز مغرب و عشا را نيز قبل از آنكه خون دوباره به دستمال برسد بخواند ظاهر آن است كه براى آن نمازها لازم نيست غسل ديگرى بكند.
طواف لازم نيست. (1)
آيةاللّٰه بهجت: زنى كه در حال استحاضه است به همان دستورى كه براى نماز خود طهارت مىگيرد براى طواف نيز همان طهارت كافى است.
آيةاللّٰه تبريزى: بنابر احتياط براى طواف و نماز آن يك غسل كند و براى هريك از آندو يك وضو بگيرد.
آيةاللّٰه مكارم: مستحاضۀ كثيره هنگامى كه غسلهاى نماز خود را به موقع بجا آورد غسل ديگرى براى طواف بر او واجب نيست، تنها وضو بگيرد بنابر احتياط.
آيةاللّٰه سيستانى: اگر خون ادامه داشته باشد و قطع نشود يك غسل كافى است، اگرچه احتياط مستحب براى هر كدام يك غسل است و اگر چنين نباشد و به طورى باشد كه بتواند پس از طواف با غسلى ديگر نماز را انجام دهد در حالى كه خون بيرون نزده باشد در اين صورت اگر پس از غسل و انجام طواف خون بيرون نيامده بود مىتواند با همان غسل نماز را بخواند و اگر بيرون آمده بود به احتياط واجب براى نماز دوباره غسل كند.
آيةاللّٰه فاضل: احتياط واجب آن است كه مستحاضۀ كثيره و متوسطه علاوه بر غسلهايى كه براى نمازهاى يوميّه انجام مىدهد يك غسل براى طواف و نماز آن انجام دهد و اگر كارى كه وضو را باطل مىكند از او سر زده باشد، وضو هم بگيرد.
(مناسك، س 725 و 727)1) آيةاللّٰه صافى: اگر بعد از غسل براى نماز يوميه خون نبيند، تجديد غسل لازم نيست و اگر خون ببيند براى هركدام از طواف و نمازِ طواف، يك غسل احتياطاً بجا آورد و اگر فاصلۀ بين غسل و طواف زياد مىشود مثل اينكه در نزديك مسجد الحرام نتواند غسل كند احتياطاً در موقع ورود به مسجد الحرام تيمم بدل از غسل هم بنمايد.
[87] مستحاضۀ متوسطه و كثيره مىتوانند طواف مستحبى انجام دهند و عمل كردن به وظايفى كه براى طواف واجب گفته شد لازم نيست، ولى براى وارد شدن به مسجدالحرام، احتياط مستحب است غسل كنند. (العروةالوثقى، ج 1، ص 253، م 17 و 18، تحريرالوسيله، ج 1، ص 57، م 8، مناسك، س 725 و 727)
[88] مستحاضۀ متوسطه و كثيره بايد پس از قطع خونريزى غسل كنند. (1)(توضيح المسائل، م 418)
[89] بدن و لباس طواف كننده بايد پاك باشد، و بنا بر احتياط واجب (2)
آيات عظام خامنهاى، تبريزى، بهجت، مكارم: در چيزهايى مانند جوراب و دستمال و انگشتر، طهارت شرط نيست.
لباسهاى كوچك او؛ مانند جوراب و دستكش و دستمال نيز پاك باشد. (م 562)1) آية اللّٰه سيستانى: مستحاضۀ كثيره وقتى كه به كلى از خون پاك شد، اگر بداند از وقتى كه براى نماز پيش مشغول غسل شده ديگر خون نيامده، لازم نيست دوباره غسل نمايد و در غير اين صورت بايد غسل نمايد هر چند كليّت اين حكم بنابر احتياط است و امّا در مستحاضۀ متوسّطه لازم نيست براى آنكه از خون به كلّى پاك شده غسل نمايد.
2) آيةاللّٰه فاضل: بايد لباسهاى كوچك نيز پاك باشد. ولى در انگشتر ومانند آن كه لباس گفته نمىشود طهارت شرط نيست.
[90] هرچند در نماز، آلودگى بدن يا لباس به خون، كه مقدار آن از «دِرْهَم» (1)كمتر باشد، بىاشكال است ولى بنا بر احتياط واجب، (2)
آيةاللّٰه خامنهاى: خون كمتر از درهم كه در نماز بىاشكال است، در طواف نيز مانعى ندارد.
بدن و لباس طوافكننده، همين مقدار هم نبايد آلوده باشد. (م 562)[91] اگر جايى ازبدن زخمباشد چنانچهتطهير آن مشقّت داشته باشد، تطهير آن لازم نيست، (3)
آيةاللّٰه تبريزى: اگر تطهير آن براى او حرجى نباشد، احتياط واجب اين است كه آن را تطهير نمايد.
ولى بنا بر احتياط واجب تا اندازهاى كه مىشود، بايد تطهير نمايد و لباس را عوض كند. (م 563 و 564)[92] اگر بتواند طواف را تأخير بيندازد تا بدون مشقت، بدن را تطهير كند، بنا بر احتياط واجب، بايد تأخير بيندازد. به شرط آنكه وقت تنگ نشود. (م 565)
[93] اگر شك داشته باشد كه لباسش يا بدنش نجس است،
مىتواند با آن حال طواف كند و صحيح است. ولى اگر بداند قبلًا نجس بوده و شك دارد كه تطهير كرده يا نه، نمىتواند با آن حال طواف كند. (م 567)
[94] اگر بعد از طواف متوجه شود كه لباسش نجس بوده، طواف صحيح است. (م 566)
[95] اگر در بين طواف، بدن يا لباسش نجس شود؛ مثلًا بر اثر ازدحام جمعيت پايش زخم شود، طواف را رها كند، بدن يا لباس نجس شده را تطهير نمايد و طواف را از همانجا تكميل كند و صحيح است. (1)
آيةاللّٰه مكارم: خواه قبل از تكميل شوط چهارم باشد يا بعد از آن.
آيةاللّٰه تبريزى: هرگاه نجس بودن بدن يا لباس خود را نمىدانسته و در اثناى طواف دانست يا آنكه پيش از فراغت از طواف، بدن يا لباسش نجس شد، اگر جامۀ پاكى داشته باشد همان جا جامۀ نجس را كنده و با جامۀ پاك طواف خود را تمام نمايد، و چنانچه جامۀ پاك همراه نداشته باشد. و اگر اين حادثه بعد از تمام شدن شوط چهارم بوده، طواف را قطع نموده و پس از ازالۀ نجاست از بدن يا لباس، باقيماندۀ طواف را بجا آورد. و چنانچه علم به نجاست يا حدوثش پيش از تمام شدن شوط چهارم باشد، باز هم طواف را قطع و نجاست را زايل نموده و بنابر احتياط يك طواف كامل به قصد؛ اعم از تمام يا اتمام بجا آورد.
آيةاللّٰه خامنهاى: اگر بدون رها كردن طواف، تطهير ممكن نباشد بايد دست از طواف بردارد و جامه يا بدن را تطهير كند و فوراً برگردد و طواف را از همانجا ادامه دهد و طواف او صحيح است.
(م 568)1) آيةاللّٰه صافى: اگر در بين طواف لباس يا بدنش نجس شود يا بفهمد كه از پيش نجس بوده و بدون رها كردن طواف شستن آن ممكن نباشد، طواف را رها نمايد، و اگر چهار دور طواف كرده بعد از تطهير بدن يا لباس بقيۀ طواف را تمام كند، و اگر به سه دور و نيم نرسيده طواف او باطل است و بايد بعد از تطهير از سر بگيرد و اگر از سه دور و نيم گذشته و چهار دور را تمام نكرده احتياط آن است كه بعد از تطهير از همانجا كه رها كرده طواف را تمام كند و نماز طواف را بخواند و دوباره طواف و نماز آن را بجا آورد.
[96] اگر در بين طواف نجاستى به بدن يا لباس خود ببيند و احتمال بدهد كه در اين حال نجس شده (يعنى از ابتداى طواف نجس نبوده) حكم مسألۀ قبل را دارد. (1)(م 569)
[97] اگر فراموش كند، بدن يا لباسش نجس است و با همان حال طواف كند و در بين طواف يا پس از اتمام آن يادش بيايد، بنا بر احتياط واجب (2)
آيةاللّٰه بهجت: اگر بعد از طواف يادش بيايد طواف صحيح است و اگر در بين طواف يادش بيايد، تطهير مىكند و طواف را تمام مىكند.
بايد طواف را دوباره انجام دهد. (م 571)[98] بنابر احتياط واجب بانوان بايد در طواف، تمام بدن را
بپوشانند، بجز صورت، به مقدارى كه در وضو شسته مىشود و دستها تا مچ، بنابراين، فرق پوشش بدن در نماز با طواف در اين است كه چنانچه نامحرمى نبيند، مىتوانند پاها را در نماز نپوشانند ولى در طواف پوشاندن پاها نيز مانند ساير قسمتهاى بدن لازم است. (مناسك، پنجم از شرايط طواف و س 754)
[99] لباس طوافكننده، علاوه بر طهارت بايد مباح باشد (1)و بنابر احتياط واجب ساير شرايط لباس نمازگزار (2)را داشته باشد. (مناسك، پنجم از شرايط طواف)
[100] اگر با پول خمس نداده لباس تهيّه كند ودر طواف و نماز، آن را بهتن داشته باشد، طواف و نمازش صحيح نيست. (3)(س 677)
1) آيات عظام فاضل، سيستانى، بهجت: بنا بر احتياط واجب.
2) شرايط لباس نمازگزار در مسألۀ 39 گذشت.
3) آيات عظام: سيستانى، تبريزى، صافى، بهجت: اگر همان طور كه متعارف است به ذمّه خريدارى كرده باشد [يعنى لباس را كه خريده قيمت آن را به فروشنده بدهكار شده و با آن پول بدهى خود را مىپردازد] كفايت مىكند.
4) سنگى است بيضىشكل و سياهرنگ در گوشۀ شرقى ديوار كعبه، باارتفاع 5/ 1 متر از سطح مسجد نصب شده است.
در آناست آغاز كند ودر همان جا به پايان ببرد. (1)(مناسك، ص 230)
[102] طواف كننده مىتواند، قبل از رسيدن به مقابل حجرالأسود نيّت كند كه ابتداى طوافش از مقابل حجرالأسود باشد. (مناسك، شرط چهارم طواف، ص 233)
[103] در طواف، بايد همان طورى كه همۀ مسلمانان طواف مىكنند، از مقابل حجرالاسود، بدون دقتهاى اهل وسوسه طواف را شروع كند و در هر دور لازم نيست مقابل حجرالاسود توقف كند. (م 578)
[104] گاهى ديده مىشود كه اشخاص نا آگاه در هر دور از طواف، مقابل حجرالاسود مىايستند و عقب و جلو مىروند تا مطمئن شوند، مقابل حجرالاسود رسيدهاند، اين كار اشكال دارد و گاهى حرام است. (م 579)
[105] احتياط واجب آن است كه در طواف، موالات بين دورها و اجزاى آن مراعات شود؛ (2)
آيةاللّٰه بهجت: مراعات موالات لازم است، مگر در صورت پيش آمدن عذرى، پس از شوط چهارم.
آيةاللّٰه مكارم: در طواف واجب موالات لازم است و در مستحب شرط نيست.
آيةاللّٰه خامنهاى: رعايت موالات بنا بر احتياط واجب لازم است مگر در مورد قطع طواف پس از گذشتن از نيمه، به خاطر نماز و امثال آن.
يعنى به قدرى بين آنها فاصله نيندازدكه از صورت يك طواف خارج شود. (م 574)
[106] طوافكننده بايد طورى به دور كعبه بگردد كه خانۀ كعبه در حال طواف در طرف چپ او باشد؛ يعنى همانگونه كه همۀ مسلمانان طواف مىكنند، بنابراين اگر در حال طواف رو به كعبه باشد، يا عقب عقب برود، صحيح نيست. (م، ص 232)
[107] در مقابل گوشههاى كعبه، هنگام دور زدن، در طرفى كه حِجر اسماعيل قرار دارد، اگر در حالى كه بهطور متعارف دور مىزند، شانۀ چپ از طرف كعبه منحرف شود، اشكال ندارد. (1)
آيةاللّٰه مكارم: بهتر است بهجاى اينگونه كارهاى غيرمتعارف؛ مانند همۀ مسلمين طواف كند و حضور قلب داشته باشد و با خداوند راز و نياز كند.
(م 580 و 581)1) آيةاللّٰه تبريزى: خانۀ خدا در تمام حالتهاى طواف بايد در طرف چپ باشد، پساگر مقدارى اين چنين نبود، آن مقدار، از طواف شمرده نمىشود.
[108] اگر به سبب زيادى جمعيت و مزاحمت طواف كنندگان مقدارى از دور زدن، خلاف متعارف شد؛ مثلًا رو به كعبه حركت كرد، يا پشتش به طرف كعبه واقع شد، يا عقب عقب طواف كرد، بايد آن مقدار را جبران كند و از سر بگيرد. (1)(م 584)
[109] حجر اسماعيل، فضايى است بين كعبه و ديوارى نيمدايره، كه از زاويۀ شمالى تا زاويۀ غربى كعبه امتداد دارد، و طوافكننده بايد به دور آن نيز بگردد؛ يعنى در حال طواف، داخل حِجر نرود. (مناسك، ص 233)
[110] اگر طوافكننده، دور حجر اسماعيل نگردد و از داخل آن طواف كند، طوافش باطل است، و بايد دوباره طواف كند. (م 587)
[111] اگر در بعضى از دورها، داخل حجر طواف كرد، احتياط واجب آن است كه آن دور را از سر بگيرد (2)و احتياط مستحب است طواف را نيز اعاده كند. (م 590)
1) آيةاللّٰه سيستانى: اگر بر اثر ازدحام جمعيت نتواند برگردد، و آن مقدار را جبران كند، مىتواند بدون قصد طواف برود و از همانجا شوط را كاملًا اعاده كند.
2) آيات عظام صافى، فاضل، تبريزى، سيستانى، بهجت، مكارم: بايد آن دور رادوباره انجام دهد. آيةاللّٰه صافى و احتياط آن است كه تمام طواف را نيز دوباره انجام دهد.
[112] طواف كننده، در تمام اطراف كعبه بايد در محدودۀ فاصلۀ بين كعبه و مقام ابراهيم عليه السلام كهحدود 13 متر (5/ 26 ذراع) مىباشد، طواف كند (1)
آيةاللّٰه بهجت: براى كسانى كه نتوانند در اين محدوده طواف كنند يا مشقّت داشته باشد، در فاصلۀ بيشتر نيز صحيح است.
آيةاللّٰه تبريزى: در صورت امكان، بنا بر احتياط طواف بايد در همين محدوده باشد ولى در موارد ازدحام جمعيت، طواف در خارج اين محدوده هم كافى است.
آيةاللّٰه فاضل: چنانچه ضرورت عرفى اقتضا كند، طواف در خارج از اين محدوده با رعايت الأقرب فالأقرب صحيح است.
بنابراين، درطرف حجراسماعيل عليه السلام اين فاصله كم مىشود و حدود 5/ 6 ذراع باقى مىماند. (2)(مناسك، ص 234 و م 592 و 595)
[113] اگر انسان بر اثر بيمارى يا پيرى، يا زيادى جمعيت
1) آيات عظام خامنهاى، مكارم، صافى، سيستانى: مراعات اين فاصله واجبنيست و طواف خارج اين محدوده نيز صحيح است، هرچند بهتر است در همين محدوده طواف كند. آيةاللّٰه صافى: اضافه كردهاند: تا جايى كه جمعيت طوافكننده متصل به يكديگر مشغول طوافند، صحيح است.
2) آيةاللّٰه فاضل: در طرف حجر اسماعيل فاصله از ديوار حجر حساب مىشود و فاصله در آن طرف نيز كم نمىشود ولى احتياط مستحب است كه در آن طرف در محدودۀ 5/ 6 ذراع طواف كند.
نتواند در اين محدوده طواف كند، طواف در خارج اين حدّ اشكال ندارد، ولىهرچه بتواندنزديكتر بهكعبه طواف كند، بايد چنين كند. (م 638)
[114] امروزه در حال طواف، وارد شدن به كعبه براى مردم ممكن نيست، ولى در كنار ديوار كعبه يك برآمدگى (1)وجود دارد، كه فضاى بالاى آن جزو كعبه حساب مىشود، يعنى مساحت كعبه از لبۀ آن پيشآمدگى است، نه از ديوار، لذا اگر كسى در حال طواف روى آن راه برود، باطل است. (2)(م 597 و 598)
[115] دست گذاشتن به ديوار كعبه، در حال طواف، جايز است و به طواف ضرر نمىرساند، گرچه احتياط مستحب است در طرفى كه پيشآمدگى وجود دارد دست به ديوار كعبه نگذارد. (3)(م 599)
[116] در حال طواف، دست گذاشتن روى ديوار حجر اسماعيل عليه السلام اشكال ندارد (4)و به طواف ضرر نمىرساند، هرچند احتياط مستحب ترك آن است. (م 600)
1) اين برآمدگى را «شاذَرْوان» مىگويند.
2) آيةاللّٰه تبريزى: و احتياط اين است كه آن مقدار را تدارك كند و طواف خود را تمام، سپس طواف را اعاده نمايد.
3) آيات عظام صافى، فاضل، بهجت: بنا بر احتياط واجب در طرفى كه پيشآمدگى وجود دارد جايز نيست و بايد همان قسمتى كه در حال طواف دست به كعبه گذاشته، دوباره انجام دهد.
4) آيةاللّٰه بهجت، آيةاللّٰه فاضل: بنابر احتياط واجب جايز نيست و بايد همانقسمت را دوباره انجام دهد.
[117] طواف خانۀ خدا بايد هفت دور باشد، نه كمتر و نه بيشتر.
(هفتم از شرايط طواف)
[118] اگر كسى طواف را از روى عمد و با توجه، كمتر يا بيشتر از هفت دور بجا آورد باطل است. (1)(م 601)
[119] اگر كسى، طواف رااز روى جهل يا اشتباه و غفلت، كمتر يا بيشتراز هفت دور بجا آورد، بنابر احتياط واجب، باطل است. (2)(م 601)
[120] اگر بعد از طواف واجب، كه هفت دور است به خيال آنكه يك دور نيز مستحبى جداگانه است، هشت دور بجا آورد، طوافش صحيح است. (م 605)
[121] رها كردن طواف واجب بدون عذر مكروه است، (3)
آيةاللّٰه مكارم، آيةاللّٰه بهجت: بنا بر احتياط واجب قطع نكند.
آيةاللّٰه سيستانى: قطع طواف جايز است، مطلقاً.
بلكهاحتياط مستحب آن است كه رها نكند. (م 615)
[122] رها كردن طواف مستحبى اشكال ندارد. (م 615)
[123] كسى كه طواف واجب را بدون عذر قطع كند، اگر:
هنوز موالات از بين نرفته است- اگر برگردد و طواف را تمام كند، صحيح است.
موالات از بين رفته است:
1- قبل ازتكميلدورچهارم (1)
آيةاللّٰه بهجت: هرچند پس از شوط چهارم قطع كرده باشد، بايد طواف را دوباره انجام دهد.
قطع كرده است-- باطل است.2- پس از تكميل دور چهارم قطع كرده است-- بنا بر احتياط واجب بايد طواف را تمام كند و دوباره انجام دهد. (2)
آيةاللّٰه فاضل: احتياط مستحب است.
(م 616 و 617)
[124] براى رسيدن به نماز جماعت يا رسيدن به وقت فضيلت نماز واجب، مستحب است طواف را قطع كند و از هر جا قطع كرد از همانجا بعد از نماز ادامه دهد، (3)و صحيح است، هر
1) آيةاللّٰهتبريزى: قبلاز نصف طواف 5/ 3 دور در اينفرضوفرض بعدى.
2) آيةاللّٰه مكارم: تمامكردن آن طواف لازمنيست، بلكهبايد دوبارهانجام دهد.
3) آيةاللّٰه بهجت: اگر موالات بهم نخورده باشد و اگر بهم بخورد و قبل ازتكميل دور چهارم آن را رها كرده باشد، احتياط آن است كه طواف را كامل كند و دوباره از سربگيرد.
چند احتياط مستحب است به دستورى كه در مسأله قبل گفته شد عمل كند. (م 621)
[125] نشستن و استراحت كردن در بين طواف، به دو شرط اشكال ندارد:
زياد طول ندهد كه مُوالات طواف بهم بخورد.
از همانجا كه طواف را رها كرده و نشسته يا استراحت كرده ادامه دهد و تمام كند. (م 636)
[126] اگر در بين طواف، براى رفع خستگى و استراحت بنشيند يا دراز بكشد و آنقدر طول دهد كه موالات بهم بخورد. (1)احتياط آن است كه پس از اتمام (2)
آيةاللّٰه خامنهاى: ولى اگر بعد از نصف دور چهارم باشد اتمام همان طواف كافى است.
آن طواف، دوباره انجام دهد. (همان)زائران محترم سعى كنند، در حال طواف از هر كارى كه سبب
حواسپرتى و شكّ و وسوسه است بپرهيزند و تعداد دورهاى طواف را نگه دارند، چون اگر در تعداد دورهاى طواف شك كنند در اكثر موارد طواف باطل است و بايد طواف را دوباره انجام دهند.
[127] اگر در حال طواف، شك بين تعداد دورهاى طواف پيش آيد كه عدد هفت در كار نباشد؛ مثلًا شك كند دور پنجم است يا ششم، چهارم است يا پنجم، سوم است يا چهارم، طواف باطل است. (م 626)
[128] اگر شك بين هفت و كمتر از آن پيش آيد؛ مثلًا شك بين ششم و هفتم يا پنجم و هفتم، طواف باطل است. (1)(م 626)
[129] اگر شك بين هفت و بيشتر از آن پيش آيد، مثلًا شك بين هفتم و هشتم، اگر در وسط دور باشد، طواف باطل است (2)
آيةاللّٰه فاضل، آيةاللّٰه مكارم: آن دور را تمام كند و طوافش صحيح است.
آيةاللّٰه تبريزى، آيةاللّٰه سيستانى: طوافش باطل است و احتياطاً به قصد رجاء، آن دور را به پايان ببرد و طواف را اعاده كند.
آيةاللّٰه صافى: ليكن احتياط آن است كه نماز طواف را بخواند و طواف و نمازش را دوباره انجام دهد.
ولى اگر به حجرالاسود رسيده باشد؛ يعنى دور را به پايان برده و شك كند طوافش هفت دور بود يا هشت دور، طواف صحيح است. (م 624 و 625)[130] در اين موارد نيز به شك اعتنا نمىشود:
بعد از اتمام طواف و انصراف از آن؛ مثلًا پس از شروع نماز طواف شك كند كه هفت دور بجا آورده يا بيشتر.
بعد از اتمام طواف و انصراف از آن، شك كند كه هفت دور بجا آورده يا كمتر (1)
آيةاللّٰه سيستانى: اگر در عدد شوطها يا در صحّت آنها بعد از تمام شدن طوافيابعد از تجاوز ازمحلشك كند، نبايدبهشك خود اعتنانمايد؛ مثلًا پس از به هم خوردن موالات يا بعد از وارد شدن در نماز طواف شك كند.
ولى در اين مورد احتياط مستحب است كه طواف را دوباره انجام دهد.پس از اتمام تمام يا جزئى از آن شك كند صحيح بجا آورده يا نه، مثلًا شك مىكند جمعيت او را هل دادند يا نه، يا شانۀ چپش از كعبه منحرف شد يا نه.
كسى كه در طواف زياد شك مىكند (كثيرالشك) به شك خود اعتنا نكند (2)ولى احتياط مستحب است كسى را وادار كند كه تعداد دورها را بشمارد. (م 622 و 623 و 628)
[131] گمان در عدد دورها حكم شك را دارد؛ (3)يعنى اگر مثلًا گمان كند دور ششم طواف است ولى نمىداند پنجم است
يا ششم، مانند كسى است كه شك بين پنج و شش دارد و طوافش باطل است. (م 629)
[132] اگر كسى عمداً طواف را انجام ندهد عمرۀ او باطل است، چه حكم را بداند يا نداند. (1)
آيةاللّٰه سيستانى: بنا بر احتياط، جاهل به حكم بايد يك شتر كفاره بدهد.
(م 532)[133] اگر سهواً طواف را ترك كند، (2)هر وقت باشد، بايد انجام دهد، حتّى اگر به محل خود برگشته باشد (3)
آيةاللّٰه تبريزى: اگر قبل از گذشتن وقت يادش بيايد بايد تا وقت نگذشته، بجا آورد.
و اگر نتواند خودش به مكه برگردد و انجام دهد يا مشقّت داشته باشد، بايد شخص مورد اطمينانى را نايب بگيرد تا برايش طواف كند. (4)(م 535)[134] اگر در بين سعىِ صفا و مروه يادش بيايد كه طواف را بجا نياورده، بايد سعى را رها كند و طواف را بجا آورد و پس از آن
1) آيةاللّٰه بهجت: بنا بر احتياط بايد يك شتر ذبح كند.
2) آيةاللّٰه سيستانى: يا آن را به طور صحيح انجام نداده باشد.
3) آيةاللّٰه فاضل: و سعى را نيز بنا بر احتياط اعاده كند.
4) آيةاللّٰه مكارم: در اين مدت چيزى بر او حرام نيست و احتياط آن است كه يك گوسفند قربانى به مكّه بفرستد و اگر فرستادن به مكه ممكن نيست، در محل خود ذبح كند.
سعى را دوباره انجام دهد. (1)(م 630)
[135] اگر در بين سعى، يادش بيايد كه طواف را ناقص بجا آورده؛ مثلًا شش دور طواف كرده است، بايد سعى را رها كند و بقيۀ طواف را بجا آورد. و سپس بقيۀ سعى را انجام دهد. و احتياط مستحب (2)
آيةاللّٰه بهجت: احتياط آن است كه طواف را تمام كند و دوباره انجام دهد.
آيات عظام مكارم، فاضل، تبريزى: اين احتياط ترك نشود آيةاللّٰه تبريزى و همچنين نسبت به سعى، ولى اگر سعى فراموش شده يك شوط باشد، اعاده لازم نيست.
است كه اگر مقدار انجامشدۀ طواف يا سعى، كمتر از چهار شوط است، پس از اتمام، دوباره آن را انجام دهد. (م 631)[136] اگر پس از انجام سعى، متوجه شود، طواف را بجا نياورده است، بنا بر احتياط واجب (3)
آيةاللّٰه مكارم: اين احتياط در مورد سعى، مستحب است.
بايد پس از طواف و نماز طواف، سعى را دوباره انجام دهد.1) آيةاللّٰه صافى: اگر پس از شوط چهارم سعى متوجه شود، سعى را قطع كند و بعد از انجام طواف، سعى را اتمام و به احتياط واجب آن را اعاده كند.
2) آيةاللّٰه سيستانى: در صورتى كه موالات به هم خورده باشد، احتياطواجب است اينگونه عمل كند.
3) آيات عظام فاضل، خامنهاى، سيستانى: بايد سعى را دوباره انجام دهد. آيةاللّٰه سيستانى مگر در صورتى كه وقت آن گذشته باشد، مثلًا در وقوف عرفات متوجه شود طواف عمرۀ تمتع را بهجا نياورده است كه در اين صورت اعادۀ سعى لازم نيست، گرچه بهتر است.
[137] نگاه كردن به راست و چپ در حال طواف، حتى برگرداندن صورت به عقب اشكال ندارد، (1)
آيةاللّٰه بهجت: نظر ايشان نسبت به نگاه كردن به عقب در حال طواف، به دست نيامد.
ولى بايد كعبه در سمت چپ او باشد. (م 635 و ص 232)[138] اگر در طواف خانۀ خدا؛ مثلًا در چند قدم از طواف اشكالى پيش آمد، مثل اينكه بر اثر ازدحام جمعيت، بىاختيار برود، همان مقدار را بايد از سربگيرد و اگر از حجرالاسود به قصد طواف شروع كند، اشكال دارد. (2)
آيةاللّٰه بهجت: اگر بتواند برگردد و از همانجا طوافش را ادامه دهد، بايد اين كار را بكند وگرنه، بدون نيّت دور مىزند تا به محلى كه اشكال پيش آمده برسد تا از همانجا طواف را ادامه دهد.
آيةاللّٰه فاضل، آيةاللّٰه سيستانى: اگر نتواند برگردد و جبران كند مىتواند، بدون قصد طواف تا حجرالاسود برود و آن دور را از سربگيرد.
آيةاللّٰه تبريزى: صِرف بردن جمعيت، موجب بطلان طواف نمىشود، مادامى كه ساير شرايط موجود باشد.
(م 585، 639 و 640)[139] انسان در طواف، مىتواند، آهسته يا تند برود يا بدود و مىتواند پياده يا سواره؛ مثلًا با ويلچر، (به شرطى كه ويلچر را خودش براند) طواف كند، ولى بهتر است نه تند، نه كند برود و پياده طواف كند. (م 586)
[140] يكى از اعمال مستحب در مكّۀ معظّمه طواف كعبه است. (م 547)
[141] طواف مستحب با طواف واجب فرقى ندارد ولى در اين طواف، طهارت شرط نيست؛ يعنى بدون وضو و با لباس نجس نيز صحيح است و بجا آوردن نماز آن نيز مستحب است.
(م 547 و 765 و 767)
[142] اگر در تعداد دورهاى طواف مستحب، شك كند، بنا بر كمتر بگذارد و طواف صحيح است. (م 627)
[143] طواف مستحب را نيز مانند طواف واجب، بايد در محدودۀ مقام ابراهيم و خانۀ كعبه بجا آورد مگر در مورد ضرورت. (1)
(مناسك، ص 234، پنجم از واجبات طواف وم 770)
[144] نمىتوان هر شوط از طواف مستحب را به نيّت يك نفر
1) به حاشيۀ مسأله 112 مراجعه شود.
بجا آورد، ولىمىتوان هفتشوط طواف رابه نيّتچندنفر انجام داد. (1)
آيةاللّٰه مكارم: و نيز مىتواند ثواب هر شوط را به يك نفر اهدا كند.
(م 769)[145] مستحب است در حال طواف مشغول دعا و ذكر خدا و تلاوت قرآن باشد. (م 634)
در حال طواف مستحب است بگويد:
«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَ لُكَ بِاسْمِكَ الَّذِي يُمْشىٰ بِهِ عَلىٰ طَلَلِ الْمٰاءِ كَمٰا يُمْشىٰ بِهِ عَلىٰ جُدَدِ الْأَرْضِ وَأَسْأَ لُكَ بِاسْمِكَ الَّذِي يَهْتَزُّ لَهُ عَرْشُكَ، وَأَسْأَ لُكَ بِاسْمِكَ الَّذِي تَهْتَزُّ لَهُ اقْدامُ مَلٰائِكَتِكَ، وَأَسْأَ لُكَ بِاسْمِكَ الَّذِي دَعٰاكَ بِهِ مُوسىٰ مِنْ جانِبِ الطُّورِ فَاسْتَجَبْتَ لَهُ وَأَ لْقَيْتَ عَلَيْهِ مَحَبَّةً مِنْكَ، وَأَسْأَ لُكَ بِاسْمِكَ الَّذِي غَفَرْتَ بِهِ لِمُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله مٰا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَمٰا تَأخَّرَ، وأَتْمَمْتَ عَلَيْهِ نِعْمَتَكَ»
سپس حاجات خود را بطلبد.
و نيز مستحب است در حال طواف بگويد:
1) آيةاللّٰه سيستانى: نيابت در يك شوط نيز صحيح است، ولى در اين صورت نبايد مجموع هفت شوط را به عنوان يك طواف انجام دهد.
«أَللَّهُمَّ إِنِّي إِلَيْكَ فَقِيْرٌ وَإِنِّي خٰائِفٌ مُسْتَجِيْرٌ، فَلٰا تُغَيِّرْ جِسْمِي وَلٰا تُبَدِّلْ إسْمِي».
و صلوات بر محمد و آل محمد بفرستد بخصوص وقتى كه به در خانۀ كعبه مىرسد، و بخواند اين دعا را:
«سٰائِلُكَ فَقِيْرُكَ مِسْكِيْنُكَ بِبٰابِكَ، فَتَصَدَّقْ عَلَيْهِ بِالْجَنَّةِ، أَلَّلهُمَّ الْبَيْتُ بَيْتُكَ، وَالْحَرَمُ حَرَمُكَ، وَالْعَبْدُ عَبْدُكَ، وَهٰذٰا مَقامُ الْعٰائِذِ بِكَ، الْمُسْتَجِيرِ بِكَ مِنَ النَّارِ، فَأَعْتِقْنِي وَوَالِدَيَّ، وَأَهْلِي وَوُلْدِي وَإِخْوٰانِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنَ النَّارِ، يا جَوٰادُ يٰا كَرِيمُ».
و وقتى كه به حجر اسماعيل رسيد رو به ناودان سر را بلند كند و بگويد:
«أَللَّهُمَّ أَدْخِلْنِي الْجَنَّةَ، وَأَجِرْنِي مِنَ النَّارِ بِرَحْمَتِكَ، وَعٰافِنِي مِنَ السُّقْمِ وَأَوْسِعْ عَلَيَّ مِنَ الرِّزْقِ الْحَلٰالِ، وَادْرَأْ عَنِّي شَرَّ فَسَقَةِ الجِنِّ وَالْإِنْسِ وَشَرَّ فَسَقَةِ الْعَرَبِ وَالْعَجَمِ».
و چون از حجر گذشت و به پشت كعبه رسيد بگويد:
«يٰا ذَا الْمَنِّ وَالطَّوْلِ، ياذَا الْجُودِ وَالْكَرَمِ، إِنَّ عَمَلِي ضَعِيفٌ فَضٰاعِفْهُ لِي، وَتَقَبَّلْهُ مِنِّي إِنَّكَ أَ نْتَ السَّمِيْعُ الْعَلِيْمُ».
و چون به ركن يمانى رسيد، دست بردارد و بگويد:
«يٰا أَللّٰهُ يٰا وَلِيَّ الْعٰافِيَةِ، وَخَالِقَ الْعٰافِيَةِ، وَرَازِقَ الْعٰافِيَةِ، وَالْمُنْعِمُ بِالْعٰافِيَةِ، وَالْمَنّٰانُ بِالعٰافِيَةِ، والمُتَفَضِّلُ بِالْعٰافِيَةِ عَلَيَّ وَعَلىٰ جَمِيعِ خَلْقِكَ، يٰا رَحْمٰنَ الدُّنْيٰا وَالْآخِرَةِ، وَرَحيْمَهُمٰا صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَارْزُقْنَا الْعٰافِيَةَ، وَتَمٰامَ الْعٰافِيَةِ، وَشُكْرَ الْعٰافِيَةِ فِي الدُّنْيٰا وَالْآخِرَةِ، يٰا أَرْحَمَ الرَّاحِمِيْنَ».
پس سر به جانب كعبه بالا كند و بگويد:
«الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِي شَرَّفَكِ وَعَظَّمَكِ، وَالْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِي بَعَثَ مُحَمَّداً نَبِيّاً وَجَعَلَ عَلِيّاً امٰاماً، أَللَّهُمَّ اهْدِ لَهُ خِيٰارَ خَلْقِكَ وَجَنِّبْهُ شِرٰارَ خَلْقِكَ».
و چون ميان ركن يمانى و حجرالأسود رسيد بگويد:
«رَبَّنٰا آتِنٰا فِي الدُّنيٰا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنٰا عَذٰابَ النَّارِ».
[146] در حال طواف، سخن گفتن- غير از ذكر و دعا و تلاوت قرآن- مكروه است. (م 633)
[147] شعر خواندن و خنديدن در حال طواف، مكروه است. (م 633)
[148] پس از طواف عمره، واجب است دو ركعت نماز به نيّت نماز طواف بخواند. (م 773)
[149] احكام اين نماز، مانند نمازهاى يوميّه است ولى اذان و اقامه ندارد. و پس از حمد هر سورهاى كه بخواهد مىتواند بخواند.
امّا مستحب است در ركعت اوّل، پس از حمد، سورۀ
«قل هواللّٰه احد»
و در ركعت دوّم، پس از حمد، سورۀ
«قل يا ايها الكافرون»
را بخواند. (م 775 و 776)
[150] بنابر احتياط واجب، (1)
آيةاللّٰه سيستانى: به اين معنى كه بين آنها به نظر عرف فاصلهاى نباشد ولى فاصله به مقدار ده دقيقه براى استراحت يا يافتن جاى مناسب و مانند آن اشكال ندارد ولى كارى ديگر مانند نماز قضا، به احتياط واجب نبايد انجام دهد.
بايد پس از طواف، نماز طواف را1) آيةاللّٰه تبريزى: بايستى بعد از طواف، نماز را بخواند به طورى كه درعرف نگويند بين آنها فاصله افتاده است.
زود بجا آورد، به طورى كه مردم نگويند، بين آنها فاصله افتاده است. (م 777)
[151] بنابر احتياط واجب، (1)
آيةاللّٰه مكارم: واجب است نماز طواف را در صورت امكان پشت مقام بخواند.
نماز طواف واجب را بايد پشت مقام ابراهيم (2)بجا آورد، بهطورى كه مقام ابراهيم بين او و خانۀ كعبه واقع شود و بهتر است هرچه مىتواند نزديكتر بايستد (نه بهطورى كه مزاحم ديگران باشد) و اگر به واسطۀ زيادى جمعيت نتواند پشت مقام بخواند، در يكى از دو طرف آن، نزديك1) آيات عظام خامنهاى، تبريزى، سيستانى، فاضل: واجب است پشت مقامابراهيم خوانده شود.
2) مقام ابراهيم؛ سنگى است كه حضرت ابراهيم عليه السلام هنگام بناى كعبه بر آنمىايستاد و اثر پاى آن حضرت- به معجزۀ الهى- بر آن مانده است و اكنون در مسجدالحرام در فاصله 13 مترى كعبه در محفظهاى بلورين با يك ضريح كوچك نگهدارى مىشود.
مقام بجا آورد. (1)
آيةاللّٰه بهجت: در صورتى كه نتواند پشت مقام بجا آورد و فاصله خيلى زياد باشد، در يكى از دو طرف آن بجا آورد.
آيةاللّٰه تبريزى: در صورتى كه نتواند نزديك مقام بخواند، بنا بر احتياط در دورتر با مراعات نزديكترين مكان پشت مقام بخواند.
آيةاللّٰه سيستانى: اگر نتواند پشت مقام و نزديك آن بجا آورد، احتياط واجب است كه در سمت چپ يا راست مقام نزديك آن، و هم در دورتر ولى پشت مقام بجا آورد.
(م 778 و 780)[152] نماز طواف مستحب را هر جاى مسجدالحرام بجا آورد كافى است و مناسب است كه در مواقع ازدحام جمعيت، نماز طواف را پشت مقامابراهيم نخوانند و مزاحم طوافكنندگان نباشند. (م 781)
[153] بر تمام افراد بالغ و عاقل واجب است كه نمازها را بهطور صحيح ياد بگيرند تا تكليف الهى را درست انجام دهند؛ بخصوص كسى كه قصد عمره يا حج دارد، بايد نماز خود را تصحيح كند تا اين نماز نيز مانند ساير نمازها بهطور صحيح خوانده شود. چون گفتهاند اگر نماز او درست نباشد، عمره و حج او باطل است، (2)
آيةاللّٰه مكارم: البته دقّتهاى علماى تجويد شرط نيست، همين اندازه كه عربى صحيح صدق كند، كافى است.
مقام ابراهيم عليه السلام و جايگاه نماز طواف
و عمره بر عهدۀ او مىماند و ممكن است چيزهايى كه در احرام شده بود، حلال نشود. (م 788)
[154] اگر شخصى نتوانست قرائت يا ذكرهاى واجب نماز را ياد بگيرد، بايد نماز را به هر ترتيبى كه مىتواند خودش بجا آورد و كافى است و اگر ممكن است كسى را بگمارد كه نماز را به او تلقين كند؛ يعنى كلمه به كلمه بهطور صحيح بخواند تا او هم همراهش بگويد. و احتياط مستحب است كه همانجا به شخص عادلى اقتدا كند و نماز طواف را بخواند، (1)
آيةاللّٰه بهجت: اگر مىتواند بايد به جماعت بخواند.
آيةاللّٰه سيستانى: اگر بتواند مقدار زيادى از سورۀ حمد را به طور صحيح بخواند، خواندن حمد به همين مقدار كافى است و اگر نتواند به احتياط واجب مقدارى از قرآن را كه مىتواند صحيح بخواند به آن اضافه كند و اگر اين را نيز نتواند، تسبيح بگويد.
آيةاللّٰه مكارم: نماز جماعت و گرفتن نايب لزومى ندارد.
آيةاللّٰه صافى: نماز طواف را به جماعت بخواند و واجب است خودش نيز بهطور فرادىٰ بخواند و اگر نايب هم براى نماز بگيرد، بهتر و مطابق احتياط است.
لكن به نماز جماعت اكتفا نكند، بلكه خودش نيز بخواند. (م 789)1) آيةاللّٰه خامنهاى: نماز طواف، به جماعت صحيح نيست، پس هر طورمىتواند بخواند و احتياطاً نايب هم بگيرد.
[155] اگر خواندن نماز طواف را فراموش كند، و در بين سعى يادش بيايد، از همانجا سعى را رها كند و برگردد و دو ركعت نماز را بخواند وسپس سعى را از همانجا ادامه دهد و طواف كند. (1)
آيةاللّٰه بهجت: سعى را اعاده كند.
(م 783)[156] اگر نماز طواف را فراموش كند و اعمال پس از آن را انجام دهد، بايد نماز طواف را بخواند، ولى لازم نيست اعمال بعدى را دوباره انجام دهد، گرچه احتياط مستحب است، دوباره بجاآورد. (م 784)
[157] اگر انسان در تعداد ركعتهاى نماز طواف شك كند، نمازش باطل است و بايد دوباره بخواند. (م 776)
[158] اگر در انجام جزئى از اجزاى نماز طواف شك كند؛ يعنى نمىداند آن جزء را بهجا آورده است يا نه، اگر جزء بعدى را شروع نكرده است؛ يعنى هنوز از محل آن جزء نگذشته است، بايد آن را بجا آورد، ولى اگر از محل آن گذشته است، به چنين شكى اعتنا نمىكند و نماز را ادامه مىدهد و صحيح است؛ مثلًا اگر در ركعت
1) آيةاللّٰه صافى: اگر از نصف سعى گذشته است، اتمام سعى كافى است و چنانچه قبل از نصف سعى يادش بيايد، همۀ آن را مجدداً انجام دهد.
دوّم پس از سجده، قبل از شروع كردن تشهّد، شك كند يك سجده بهجا آورده يا دو سجده، بايد يك سجدۀ ديگر بجا آورد، ولى اگر تشهد را شروع كرده باشد، لازم نيست سجدۀ ديگرى انجام دهد و نماز صحيح است. (توضيحالمسائل، م 1168)
[159] اگر در صحّتِ جزئى از نماز طواف شك كند؛ يعنى نمىداند جزئى كه بجا آورد، صحيح انجام شده يا نه، بنا مىگذارد بر صحيح بودن آن و نماز را ادامه مىدهد و صحيح است؛ مثلًا در صحّت كلمه يا آيهاى كه خوانده است شك مىكند، به شك خود اعتنا نكند. (همان)
[160] اگر زن، بعد از طواف عمره و قبل از نماز آن يا در بين نماز حائض شود، بايد فوراً از مسجد خارج شود و در اين فرض، مسأله دو صورت دارد:
اگر مىتواند صبر كند تا از حيض پاك شود، بايد صبر كند و پس از پاك شدن، نماز طواف و بقيۀ اعمال عمره را بجا آورد و عمرۀ او صحيح است.
اگر نمىتواند صبر كند بايد براى نماز نايب بگيرد و سعى و تقصير را خودش بجا آورد، با مراعات ترتيب بين اعمال. (س 811)
[161] اگر زن، در احرام عمره، پس از نمازطوافحائض شود، مشكلى براى سعى و تقصير پيش نمىآيد، هرچند بين سعى
حائض شود، چون در سعى وتقصير، طهارت شرط نيست و محل سعى جزو مسجد نمىباشد، بنابراين بايد سعى و تقصير را انجام دهد و وظيفۀ او نسبت به طواف نساء همان است كه در مسألۀ قبل گفته شد. (س، 831 و 862)
[162] وظيفۀ مستحاضه، همانگونه است كه براى طواف در صفحۀ 53 گذشت.
[163] در نماز طواف مستحب است بعد از حمد در ركعت اول سورۀ توحيد قُلْ هُوَ اللّٰهُ أَحَدٌ و در ركعت دوم سورۀ جَحْد قُلْ يٰا أَيُّهَا الْكٰافِرُونَ را بخواند، (1)و پس از نماز، حمد و ثناى الهى را بهجا آورد و صلوات بر محمد و آل محمد بفرستد و از خداوند عالم، طلب قبول نمايد و بگويد:
«أَللَّهُمَّ تَقَبَّلْ مِنّي، وَلٰا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّي. أَ لْحَمْدُ للّٰهِ بِمَحامِدِهِ كُلِّهٰا عَلىٰ نَعْمٰائِهِ كُلِّهٰا، حَتىٰ يَنْتَهِيَ الْحَمْدُ إِلىٰ مٰا
1) چون نماز طواف بايد به طور صحيح خوانده شود، بنابراين توصيهمىشود افرادى كه قرائت صحيح اين سوره را نمىدانند در ركعت دوّم نيز، همان سورۀ توحيد قل هواللّٰه احد را بخوانند.
يُحِبُّ وَيَرْضىٰ، أَللَّهُمَّ صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَتَقَبَّلْ مِنِّي وَطَهِّرْ قَلْبِي وَزَكِّ عَمَلِي».
[164] مستحباست پس از نماز طواف و پيش از سعى، قدرى از آب زمزم بياشامد و بر سر و پشت و شكم خود بريزد و بگويد:
«أَللَّهُمَّ اجْعَلْهُ عِلْماً نٰافِعاً، وَرِزْقاً وٰاسِعاً، وَشِفٰاءً مِنْ كُلِّ دٰاءٍ وَسُقْمٍ».
سپس با آرامى دل و بدن، بالاى صفا رفته و به خانۀ كعبه نگاه كند و به ركن حجرالأسود رو نمايد و حمد و ثناى الهى را بجاآورد و نعمتهاى الهى را بخاطر بياورد، و اين ذكرها را بگويد:
«أَللّٰهُ اكْبَرُ»
هفت مرتبه.
«الحَمْدُللّٰهِ»
هفت مرتبه.
«لٰا إِلٰهَ الَّا اللّٰهُ»
هفت مرتبه.
«لٰا إِلٰهَ الَّا اللّٰهُ وَحْدَهُ لٰا شَرِيكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ، يُحْيِي وَيُمِيْتُ وَهُوَ حَيٌّ لٰا يَمُوتُ، بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَهُوَ عَلىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»
سه مرتبه.
پس صلوات بر محمد و آل محمد بفرستد.
سپس بگويد:
«الحَمْدُ للّٰهِ»
صد مرتبه.
«سُبحٰانَ اللّٰهِ»
صد مرتبه.
[165] پس از انجام نماز طواف، بايد هفت مرتبه فاصلۀ بين «صفا» تا «مروه» را كه امروزه به صورت سالنى ساخته شده و كنار مسجدالحرام قرار دارد، بپيمايد و اين عمل، «سعى» ناميده مىشود. (م 825)
[166] سعى بايد از صفا آغاز و به مروه ختم شود. (م 828)
[167] پيمودن فاصلۀ صفا تا مروه يك مرتبه و برگشتن از مروه به صفا مرتبۀ دوّم به حساب مىآيد؛ بنابراين شَوْطِ (1)هفتم سعى بر مروه ختم مىشود. (م 827)
[168] نشستن و استراحت كردن و رفع خستگى بر بالاى صفا و مروه و در بين آنها (2)
آيات عظام تبريزى، سيستانى، فاضل، مكارم: بنا بر احتياط واجب بايد به مقدارى نباشد كه موالات به هم بخورد.
جايز است و اگر در بين سعى باشد، بايد از همانجا كه سعى را قطع كرده، ادامه دهد. (م 838)[169] سعى بين صفا و مروه لازم نيست با وضو و طهارت انجام شود، گرچه احتياط مستحب است، بنابراين زن حائض نيز بايد سعى را خودش بجا آورد. (م 831)
[170] سعى در طبقۀ دوّم و در پشت بام چون بالاتر از دو كوه مىباشد، اشكال دارد. (1)(م 876)
[171] در سعى، وقتى كه به طرف مروه مىرود واجب است رو به مروه و وقتى كه به طرف صفا مىرود، رو به صفا باشد، پس اگر عقبعقب برود، يا به پهلو به طرف صفا يا مروه برود، باطل است، ولى نگاه كردن به چپ و راست و گاهى به پشت سر مثلًا براى آنكه ببيند همراهان او مىآيند يا نه اشكال ندارد. (2)(م 837)
[172] تأخير انداختن سعى و فاصله زياد بين نماز طواف و سعى؛ مثلًا براى برطرف شدن خستگى يا تمام شدن طواف دوستان، اشكال ندارد ولى تأخير انداختن سعى به روز بعد، بدون عذر جايز نيست. (3)
آيةاللّٰه تبريزى: اگر تأخير انداخت گناه نكرده است ولى بايد طواف و نماز را اعاده كند.
(م 839 و 840)1) آيةاللّٰه بهجت: اگر احراز شود كه سعى بين صفا و مروه واقع مىشود، كفايت مىكند.
2) آيةاللّٰه صافى: در صورتى كه توقف كند و نگاه كند يا صورت و سينه و شانهها در حال رفتن به مروه بهطرف مروه و در حال رفتن به صفا بهطرف صفا باشد، اشكال ندارد.
3) آيةاللّٰه مكارم: ولى اگر تأخير انداخت، سعى او باطل نخواهد شد، هرچند گناه كرده است.
[173] اگر شخصى متوجه شود كه سعى را از مروه شروع كرده، بايد سعى را دوباره انجام دهد و اگر تقصير نكرده، تقصير كند. (1)
آيةاللّٰه فاضل: اگر با اعتقاد صحت تقصير كرده، تقصير اعاده ندارد، مگر از باب احتياط و در غير اين صورت بايد تقصير را اعاده كند.
آيةاللّٰه مكارم: اگر آن دور را كه از مروه شروع كرده ناديده بگيرد و بقيه را تكميل كند، صحيح است.
(م 858)[174] محل سعى مسجد نيست، بنابراين كسى كه نبايد به مسجدالحرام برود، مانند زن حائض، مىتواند به محل سعى برود و سعى را نيز بايد خودش بجا آورد. با مراعات ترتيب بين طواف و نماز طواف و سعى. (م 862)
[175] در قسمتى (2)از سعى كه مردان هَرْوَلَهْ مىكنند؛ يعنى كمى تندتر مىروند، اين عمل تنها بر مردان مستحب است و براى بانوان مستحب نمىباشد. (مناسك، ص 339)
[176] اگر عمداً بيش از هفت شوط سعى كند، باطل است. (م 843)
[177] اگر سهواً بيش از هفت شوط بجا آورد، سعى صحيح است و اگر در بين سعى متوجه شود، بهتر است از همانجا رها كند گرچه مىتواند هفت دور دوّم را نيز تكميل كند. (1)(م 844)
[178] اگر سهواً سعى را كمتر از هفت شوط بجا آورد، هر وقت يادش بيايد واجب است آن را تمام كند (2)و اگر از مكه رفته است در صورتى كه مشقّت نداشته باشد، بايد برگردد و اگر نمىتواند برگردد، بايد براى اتمام سعى، نايب بگيرد. (م 845)
[179] اگر مقدار فراموش شده بيش از سه شوط است؛ يعنى
كمتر از چهار شوط سعى بجا آورده، احتياط مستحب (1)
آيةاللّٰه بهجت: اگر كمبود سعى از روى فراموشى و بعد از شوط چهارم بوده، واجب است باقى را هر وقت يادش آمد، هرچند بعد از تمام شدن اعمال، تدارك كند و در صورتى كه خودش نتواند تدارك كند يا سخت باشد واجب است نايب بگيرد و اگر كمبودش پيش از شوط چهارم و از روى فراموشى بوده، احتياط اين است كه خودش يك سعى كامل بجا آورد و در صورت دشوارى آن، نايب بگيرد.
آيةاللّٰه تبريزى: اگر سعى انجامشده كمتر از چهار شوط نباشد، واجب است بقيه را هر وقت يادش آمد بجا آورد، و اگر خودش نتواند بجا آورد يا مشقّت داشته باشد، واجب است نايب بگيرد و در اين صورت احتياط اين است كه نايب يك سعى كامل بجا آورد به نيّت اينكه هرچه بر عهدۀ منوبعنه مىباشد- انجام بقيه سعى يا از سر گرفتن آن- و اگر كمبود سعى بيش از سه شوط باشد، احتياط آن است كه خودش يك سعى كامل به قصد اينكه اگر وظيفهام اتمام همان سعى است، اتمام باشد و اگر از سر گرفتن سعى باشد، يك سعى كامل باشد بجا آورد.
است، همان سعى را تمام كند و هفت شوط ديگر بجا آورد، مگر آنكه مقدار سعى انجامشده كمتر از يك شوط باشد كه در اين صورت احتياط واجب است كه سعى را بهطور كامل دوباره انجام دهد. (2)(م 846)[180] اگر در بين سعى، در تعداد دورها شك كند، مسأله دو صورت دارد:
الف: شكّ بين هفت و بيشتر:
1- قبل از پايان دور- سعى باطل است.
2- بعد از پايان دور- اعتنا نكند و سعى صحيح است.
ب: شك بين هفت و كمتر و عددهاى كمتر از هفت؛ مثلًا شك دارد سه شوط بجا آورده يا پنج شوط- سعى باطل است.
[181] و اگر پس از سعى، در تعداد دورها شك كند، اين مسأله نيز دو صورت دارد: (1)
آيةاللّٰه سيستانى: اگر احتمال زياد بودن آنها را بدهد، بنا بر صحت بگذارد واگر احتمال كمبودن آنها را مىدهد در صورتى كه شك او قبل از بهم خوردن موالات باشد، سعى باطل است و بنابر احتياط اگر بعد باشد نيز باطل است.
1) آيةاللّٰه صافى: اگر بعد از منصرف شدن از سعى، در تعداد دورها شك كند، به شك اعتنا نكند و سعيش صحيح است، ليكن اگر احتمال مىدهد كه كمتر از هفت مرتبه سعى كرده، احتياط آن است كه دوباره سعى كند.
الف: قبل از تقصير:
1- شك بين هفت و بيشتر از هفت- اعتبار ندارد و سعى صحيح است.
2- در شك بين هفت و كمتر از آن- كمبود احتمالى را بجاآورد و سعى صحيح است.
ب: پس از تقصير- به اين شك اعتنا نكند و سعيش صحيح است. (1)(م 850 و 852)
[182] اگر بعد از فارغ شدن از سعى يا هر دورى از آن شك كند كه دُرست بجا آورده يا نه، به اين شك اعتنا نكند و سعيش صحيح است و همينطور اگر در بين رفت و آمد شك كند كه جزء پيش از آن صحيح بوده يا نه، اعتنا نكند. (م 851)
رسيد بگويد:
«بِسْمِ اللّٰهِ وَبِاللّٰهِ، وَاللّٰهُ أكْبَرُ، وَصَلَّى اللّٰهُ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَأَهْلِ بَيْتِهِ، أَللَّهُمَّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَتَجٰاوَزْ عَمّٰا تَعْلَمْ، إِنَّكَ أَنْتَ الْأَعَزُّ الْأجَلُّ الْأَكْرَمُ، وَاهْدِنِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ، اللَّهُمَّ إِنَّ عَمَلِي ضَعِيفٌ، فَضٰاعِفْهُ لِي وَتَقَبَّلْهُ مِنِّي، أَللَّهُمَّ لَكَ سَعْيِي، وَبِكَ حَوْلِي وَقُوَّتِي، تَقَبَّلْ مِنِّيعَمَلِييٰامَنْيَقْبَلُ عَمَلَ الْمُتَّقِينَ».
و همين كه از محل هَروَله گذشت بگويد:
«يا ذَا الْمَنِّ وَالْفَضْلِ وَالْكَرَمِ وَالنَّعْماءِ وَالْجُودِ، اغْفِرْ لي ذُنُوبِي، انَّهُ لٰا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ الّٰا أَنْتَ».
و هنگامى كه به مروه رسيد، آنچه را كه در صفا گفته شد بجا آورد و بخواند دعاهاى آنجا را به ترتيبى كه بيان شد. (1)
و پس از آن بگويد:
«أَللَّهُمَّ يٰا مَنْ أَمَرَ بِالْعَفْوِ، يٰا مَنْ يُحِبُّ الْعَفْوَ، يٰا مَنْ يُعْطِي عَلَى الْعَفْوِ، يٰا مَنْ يَعْفُو عَلَى الْعَفْوِ، يٰا رَبَّ الْعَفْوِ، الْعَفْوَ الْعَفْوَ الْعَفْوَ».
و مستحب است در گريه كردن كوشش كند و خود را به گريه
1) آنچه بر صفا مستحب است، در ص 90 گذشت.
وادارد و در حال سعى دعا بسيار كند و بخواند اين دعا را:
«أَللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَ لُكَ حُسْنَ الظَّنِّ بِكَ عَلىٰ كُلِّ حٰالٍ، وَصِدْقَ النِّيَّةِ فِي التَّوَكُّلِ عَلَيْكَ».
[184] پس از سعى بايد تقصير كند؛ يعنى قدرى از ناخن يا موى سر خود را بچيند و احتياط مستحب (1)
آيةاللّٰه سيستانى: احتياط واجب است و اگر خواست ناخن بگيرد پس از كوتاه كردن مو باشد.
است به چيدن ناخن اكتفا نكند بلكه قدرى از مو را نيز بچيند كه با اين عمل، اعمال عمرۀ تمتّع به پايان مىرسد. (م 888)[185] پس از تقصير، هرچه به واسطۀ احرام بر انسان حرام شده بود، حلال مىشود. بجز حرام بودن زن و مرد بر يكديگر كه آن هم پس از طواف نساء و نمازش، حلال مىشود. (م 893)
[186] تقصير نيز مانند ساير اعمال عمره، از عبادات است و بايد به قصد اطاعت دستور خداوند و بدون هرگونه ريا و خودنمايى انجام شود. (م 889)
1) آيةاللّٰه مكارم: احتياط واجب است.
[187] زمان تقصير، بعد از سعى وقبل ازطواف نساء است، گرچه لازم نيست فوراً تقصير كند، ولى تا وقتى كه تقصير نكرده است، هيچ يك از محرّمات احرام بر او حلال نمىشود. (م 890 و 891)
[188] تقصير مكان معينى ندارد، گرچه اكنون متعارف است كه بعد از سعى در مكان مروه تقصير مىكنند. (س 898 و 904)
(بانوان اگر در جايى كه مردان نامحرم حضور دارند تقصير مىكنند، مواظب باشند، نامحرم موى آنها را نبيند)
[189] در تقصير، كندن مو كافى نيست. بلكه بايد مو را بچيند و كوتاه كند به هر وسيلهاى كه باشد، با قيچى، ناخنگير يا وسيلهاى ديگر. (م 894)
[190] كسى كه خودش تقصير نكرده، نمىتواند موى شخص ديگرى را بچيند ولى چيدن ناخن اشكال ندارد. (م 1146)
[191] كيفيّت طواف نساء و نماز آن، مانند طواف عمره و نماز آن است ولى بايد به نيّت طواف نساء و نماز طواف نساء انجام شود. (م 1174)
[192] طواف نساء و نماز آن اختصاص به مردان ندارد، بلكه بر تمام كسانى كه عمرۀ مفرده بجا مىآورند، واجب است، حتى كودكانى كه عمرۀ مفرده بجا مىآورند لازم است طواف نساء و نماز آنرا بجاآورند. (م 1181)
[193] اگر زن طواف نساء را بجا نياورد شوهرش بر او حرام است و اگر ازدواج نكرده باشد، ازدواج حرام است. (م 1181 و 1182)
[194] پس از سعى، لازم نيست فوراً طواف نساء را بجا آورد و تأخير انداختن آن تا چند روز بعد هم اشكال ندارد ولى تا زمانى كه طواف نساء و نماز آن را بجا نياورد، همچنان شوهرش بر او حرام است. (س 1206)
[195] طواف نساء بايد بعد از سعى و تقصير انجام شود و بدون عذر جايز نيست مقدّم بدارد و اگر مقدّم داشت بايد اعاده كند تا ترتيب بين اعمال حاصل شود. (م 1183)
[196] مقدّم داشتن طواف نساء و نماز آن بر سعى در حال
ضرورت اشكال ندارد؛ مثلًا خانمى كه خوف آن دارد حائض شود و نتواند تا وقت پاك شدن صبر كند، مىتواند پس از طواف و نماز آن، طواف نساء و نماز آن را بجا آورد و سپس سعى كند. (1)ولى چنانچهحائض شد، بازهم احتياط مستحب (2)است كه پس از سعى، نايب بگيرد كه برايش طواف نساء و نمازش را بجا آورد. (م 1184)
[197] اگر سهواً يا به جهت ندانستن مسأله، طواف نساء را قبل از سعى بجا آورد، طواف و سعيش صحيح است (3)ولى احتياط مستحب است طواف را دوباره انجام دهد. (م 1185)
[198] بعد از بجا آوردن طواف نساء و نماز آن، شوهر حلال مىشود و ازدواج براى دختر جايز مىگردد. بنابراين هر آنچه به واسطۀ احرام حرام شده بود حلال مىگردد، مگر صيد در حرم (4)و كندن درخت و گياه حرم، كه اين دو براى همه كس حرام است، چه مُحرم و چه غير مُحرم. (5)(م 1179)
1) آيةاللّٰه سيستانى: جايز نيست قبل از سعى طواف نساء را انجام دهد و اگرنتوانست در مكه بماند تا پاك شود، مىتواند از مكه خارج شود و بنا بر احتياط واجب براى طواف نساء نايب بگيرد.
2) آيةاللّٰه مكارم: احتياط واجب است.
3) آيةاللّٰه تبريزى: بنا بر احتياط واجب بايد آنها را پس از سعى، اعاده كند.
4) آيةاللّٰه سيستانى، آيةاللّٰه تبريزى: بنا بر احتياط واجب، صيد همچنان حراماست تا روز سيزدهم ذىحجه، هرچند در خارج حرم.
5) به مسألۀ 185 نيز مراجعه شود.
1- محرّمات كفّاره دار
2- محرّمات بدون كفّاره
3- احكام محرّمات احرام
در بخش اوّل كتاب، فهرست محرّمات احرام را آورديم و در اين بخش به بيان احكام آن دسته از محرماتى كه بيشتر مورد ابتلاى زائران است مىپردازيم. برخى از اين محرّمات در حالت عادى (غير احرام) جايز و برخى حرام است. بديهى است كه انجام دستۀ دوم در حال احرام گناهش بيشتر از حالت عادى است.
[199] برخى از اين محرمات علاوه بر اين كه گناه است، كفاره هم دارد، ولى برخى ديگر كفاره ندارد و محرمات كفارهدار و كفارۀ آنها بدين شرح است:
محرّمات كفارهدار
رديف كار حرام كفّاره
1 استعمال بوى خوش (عطريات) يك گوسفند (به احتياط واجب) (1)
2 گرفتن تمام ناخنهاى دستها يك گوسفند
3 گرفتن تمام ناخنهاى پاها يك گوسفند
4 گرفتن كمتر از ده ناخن براى هر كدام يك مدّ طعام
5 كندن درخت بزرگ حرم يك گاو (به احتياط واجب) (2)
آيةاللّٰه سيستانى: بنابر احتياط كفارۀ كندن هر درختى، قيمت همان درخت است.
آيةاللّٰه زنجانى: كندن درخت حرم، يك گاو كفاره دارد و فرقى بين درخت بزرگ و كوچك نيست.
6 كندن درخت كوچك حرم يكگوسفند (بهاحتياط واجب)
7 كندن قسمتى از يك درخت حرم قيمت آن
8 قسمراستخوردن سهمرتبه وبيشتر يك گوسفند (3)
1) آيةاللّٰه سيستانى: اگر چيز خوشبويى بخورد يا چيزى را بپوشد كه اثر بوى خوش از سابق در آن مانده باشد بنابراحتياط واجب بايد يك گوسفند كفاره بدهد ولى در غير اين دو مورد احتياط مستحب است.
2) آيةاللّٰه تبريزى: كفارۀ كندن درخت از بيخ، قيمت همان درخت و كفارۀ قطع مقدارى از آن قيمت همان مقدار است.
3) آيةاللّٰه بهجت: اگر سه مرتبه پىدرپى باشد ولى اگر پىدرپى نباشد محلّ تأمّل است.
رديف كار حرامكفّاره
9 قسم دروغ، يك مرتبه يك گوسفند (1)10 قسم دروغ، دو مرتبه يك گاو (2)
آيةاللّٰه تبريزى: در مرتبۀ اوّل يك گوسفند، و در مرتبۀ دوّم بنابر احتياط يك گوسفند ديگر و در مرتبۀ سوّم يك گاو كفّاره بدهد.
آيةاللّٰه فاضل: در مرتبۀ اول يك گوسفند كفاره بدهد و احتياط واجب آن است كه در مرتبۀ دوّم يك گاو و در مرتبۀ سوّم يك شتر كفاره بدهد.
11 قسم دروغ، سه مرتبه يك شتر (3)يادآورى: اگر كفّارۀ هر بار قسم خوردن را پرداخته باشد- تفصيلى دارد كه در مناسك مراجع آمده است.
12 كندن دندان يكگوسفند (بهاحتياط واجب) (4)
13 زدودن موى زير هر دو بغل يك گوسفند
14 زدودن موى زير يك بغل يكگوسفند (بنابراحتياط واجب) (5)
آيةاللّٰه مكارم: اين حكم واجب است.
آيةاللّٰه فاضل: سه فقير را اطعام كند.
1) آيةاللّٰه زنجانى: قسم دروغ چنانچه با توجه به دروغ بودن، عمداً صورتگيرد، به احتياط واجب يك شتر كفاره دارد.
2) آيةاللّٰه سيستانى: كفارۀ قسم دروغ در مرتبه دوم، دو گوسفند و در مرتبۀسوم، يك گاو است.
3) آيةاللّٰه بهجت: در مرتبه سوّم مخيّر است بين كفّاره دادن يك گاو و يا يك شتر.
4) آية اللّٰه بهجت، تبريزى، سيستانى، خامنهاى: اگر كندن يا كشيدن دندان سبب بيرون آمدن خون نباشد حرام نيست.
5) آيةاللّٰه زنجانى: بنابر احتياط مستحب.
رديف كار حرامكفّاره
15 زدودن موى سر يك گوسفند (بنابر احتياط واجب) (1)
16 جماع (آميزش) و استمناء يكشتر (با تفصيلى كه در كتب فقهى آمده است) (2)
[200] اگراز روىفراموشى، برخى از محرمات احرام را انجام دهد، كفّاره بر او واجب نيست مگر صيد كه در هر صورت كفّاره دارد. و صيد هر حيوانى كفّارۀ خاصّى دارد كه احكام و مسائل آن مفصّل است و چندان مورد نياز زائران نيست بدين جهت از آوردن آنها خوددارى شد.
[201] كفّارات محرمات احرام، بايد به فقراء و مساكين داده شود. و كفّاره دهنده نبايد از گوشت حيوانى كه به عنوان كفّاره ذبح كرده بخورد.
[202] شرايطى كه براى قربانى حج لازم است (3)در حيوانى كه بهعنوان كفاره ذبح مىشود شرط نيست، بنابراين، حيوان لاغر يا ناقص هم كفايت مىكند.
[203] كفارهدهنده نمىتواند از گوشت حيوانى كه بهعنوان كفاره ذبح مىكند بخورد (1)
آيةاللّٰه سيستانى، آيةاللّٰه فاضل: احتياط آن است كه خودش نخورد.
ولى از قربانى حج و قربانىِ مستحبى اشكال ندارد.[204] كارهايى كه در حال احرام حرام است ولى كفاره ندارد، بدين شرح است:
1- سرمه كشيدن اگر بوى خوش ندارد. (2)
2- نگاه كردن در آينه. (3)
3- پوشيدن آنچه روى پا را مىگيرد. (4)
آيةاللّٰه سيستانى: در پوشيدنچكمه ومانندآن كفّارهاى واجب نيست ولى اگر عمداً جوراب و مانند آن بپوشد بنابر احتياط يك گوسفند كفاره بدهد.
1) آيةاللّٰه تبريزى: عيبى ندارد كه مقدارى را خودش بخورد و قيمت آن را بهفقرا بدهد.
2) آيةاللّٰه تبريزى: اگر سرمۀ سياه را به قصد زينت بكشد، بنابراحتياط واجب كفارهاش يك گوسفند است.
3) آيات عظام خامنهاى، تبريزى، سيستانى، مكارم، بهجت: نگاه به آينه بدون قصد زينت حرام نيست.
4) آيةاللّٰه فاضل، آيةاللّٰه تبريزى: بنابر احتياط واجب يك گوسفند كفارۀ آن است.
4- فسوق.
5- جدال، قسم راست كمتر از سه مرتبه.
6- انگشتر به دست كردن براى زينت.
7- حنا بستن.
8- پوشيدن زيور.
9- روغن ماليدن به بدن (مانند كِرِم)، اگر بوى خوش نداشته باشد. (1)
آية اللّٰه مكارم: بنابر احتياط كفارۀ آن يك گوسفند است.
10- پوشاندن صورت براى بانوان. (2)
آيةاللّٰه تبريزى: بنابر احتياط واجب بايد يك گوسفند كفاره بدهد.
آيةاللّٰه بهجت: نقل شده كه يك گوسفند كفاره دارد.
11- بيرون آوردن خون از بدن. (3)
12- كشتن حشرات تَن مانند كك. (4)
13- قطع گياه حرم.
1) آية اللّٰه تبريزى: بنابر احتياط واجب در صورت علم و عمد يك گوسفند و در صورت جهل اطعام يك فقير كفاره دارد.
2) آيةاللّٰه صافى: بايد يك گوسفند كفاره بدهد.
3) آيةاللّٰه تبريزى: بنابر احتياط كفارۀ آن يك گوسفند است.
4) آيةاللّٰه بهجت، آيةاللّٰه تبريزى: بنابراحتياط واجب بايد يك مشت طعام به فقير كفاره بدهد.
[205] استفاده از انواع عطرها؛ مانند مشك، عنبر (1)
آيةاللّٰه سيستانى: استعمال هر مادهاى كه براى خوشبو كردن بدن يا لباس يا خوراك يا غير آن مورد استفاده قرار مىگيرد چه استعمال به بوييدن باشد يا خوردن يا ماليدن به بدن و لباس يا رنگ كردن يا بخور دادن و احتياط واجب آن است كه از شامپو و صابون و سيگارى كه بوى خوش دارد نيز اجتناب كنند.
در حال احرام جايز نيست. (پنجم از محرمات احرام)[206] عطرزدن به بدن يا لباس و پوشيدن لباسى كه بوى عطر مىدهد، هرچند قبلًا به آن عطر زده باشند، جايز نيست. (م 335)
[207] بوييدن گلها و سبزىهاى خوشبو، نيز حرام است. (2)
آيةاللّٰه صافى، آيةاللّٰه مكارم: بنا بر احتياط واجب از تمام گلها بايد پرهيز كرد.
به حاشيۀ مسألۀ قبل نيز مراجعه شود.
آيةاللّٰه خويى، آيةاللّٰه بهجت: بنا بر احتياط واجب از هر بوى خوش پرهيز كنند.
آيةاللّٰه خامنهاى: بنا بر احتياط واجب از بوييدن هر چيز معطرى كه به آن عطر گفته نمىشود، نيز پرهيز كنند.
(م 338)[208] خوردن غذايى كه در آن چيزى است كه بوى خوش مىدهد، مثل زعفران جايز نيست. (م 336)
[209] بنا بر احتياط مستحب مُحرم بايد از دارچين، زنجبيل، هل و مانند اينها نيز پرهيز كند. (1)
به حاشيۀ مسألۀ قبل نيز مراجعه شود.
(م 339)[210] خوردن وبوييدن ميوههاىخوشبو؛ مانندسيبوبه اشكال ندارد، هرچند احتياط مستحب (2)است كه آنها را نبويند. (م 340)
[211] اگر مُحرم ناچار شود، لباسى را كه بوى خوش مىدهد بپوشد، يا غذاى خوشبو را بخورد، بايد (3)بينى خود را بگيرد كه بوى خوش به آن نرسد. (م 337)
[212] گرفتن بينى از بوى بد حرام است (4)ولى تند رفتن و فرار كردن از آن اشكال ندارد. (م 341)
[213] خريد و فروش عطريات در حال احرام اشكال ندارد ولى
نبايد آنها را براى امتحان ببويد يا استفاده كند. (م 342)
[214] استفاده از صابون و شامپوهاى خوشبو در حال احرام جايز نيست (1). (م 496)
[215] يكى از محرمات احرام، نگاه كردن در آينه است به قصد آرايش و زينت كردن. و احتياط واجب آن است كه بدون قصد (2)زينت هم به آينه نگاه نكند. (هشتم از محرمات احرام و م 368)
[216] نگاه كردن به اجسامِ صافِ صيقل داده شده و آب زلال كه تصوير در آن پيداست اشكال ندارد. (3)
آيةاللّٰه سيستانى: اجسام صيقلى ديگرى كه خاصيت آينه را داشته باشد حكم آينه را دارد.
(م 364)[217] عينك زدن در حال احرام اگر زينت نباشد (4)اشكال ندارد. (م 365)
[218] اگر محرم در اتاقى كه ساكن است آينه باشد و بداند كه گاهى چشم او سهواً به آينه مىافتد اشكال ندارد ولى احتياط
مستحب است كه آن را بردارد يا چيزى روى آن بيندازد. (م 367)
[219] در نگاه به آينه فرقى نيست كه تصوير خود را ببيند يا نبيند. (1)(س 497)
[220] در حال احرام تصويربردارى با دوربين عكاسى يا فيلمبردارى، چون معلوم نيست، نگاه به آينه باشد، اشكال ندارد. (س 498)
[221] اگر براى استحباب انگشتر به دست كند اشكال ندارد. (2)
آيةاللّٰه خامنهاى: بنا بر احتياط واجب از هر كارى كه زينت حساب شود، پرهيز كند، هرچند قصد زينت نكند.
(سيزدهم از محرمات احرام)[222] اگر انگشتر را، نه براى استحباب و نه براى زينت به دست كند؛ مثلًا خاصيت طبّى داشته باشد، اشكال ندارد. (م 387)
[223] اگر چيزى بپوشد، كه زيور به حساب آيد، هرچند قصد زينت و خودآرايى نداشته باشد، حرام است. (3)(م 391)
[224] انگشتر و زيورهايى كه قبلًا مىپوشيده، لازم نيست، (1)
آيةاللّٰه مكارم: ولى آن را بپوشاند.
براى احرام از تن بيرون آورد. (م 392)[225] زيورهايى كه قبلًا مىپوشيده، هرچند براى احرام لازم نيست از تن بيرون آورد ولى نبايد به مرد نشان دهد، حتّى به شوهر خودش. (2)(م 393)
[226] درحال احرام حنابستن، چهبه قصد زينت و خودآرايى باشد وچه بدين قصد نباشد ولىزينت به حساب آيد، حرام است. (3)
آيةاللّٰه بهجت: حنا بستن اگر براى زينت باشد جواز آن مورد تأمّل است.
آيةاللّٰه تبريزى، آيةاللّٰه مكارم: حنا بستن در صورتى كه زينت گفته شود حرام است.
(م 388)[227] اگر قبل از احرام حنا ببندد، چه به قصد زينت و آرايش باشد، چه بدون چنين قصدى و چه اثرش تا وقت احرام باقى بماند
يا نماند، اشكال ندارد (1)
آيةاللّٰه مكارم: اگرقصدش ادامۀ زينت براى حال احرام باشد اشكال دارد.
ولى احتياط خوب است. (م 389)[228] در حال احرام، ماليدن روغن به بدن؛ مثلًا كِرِم زدن، هرچند بوى خوشى نداشته باشد، حرام است. (م 395)
[229] روغنى كه بوى خوش دارد (2)، اگر اثر آن تا وقت احرام باقى مىماند، قبل از احرام نيز نبايد استعمال كند. (م 396)
[230] در حال احرام، خوردن روغن اگر بوى خوش نداشته باشد، اشكال ندارد. (م 398)
[231] در حال ناچارى و نياز؛ مثلًا براى مداوا، استفاده از روغن اشكال ندارد. (م 397)
[232] در حال احرام چيدن و زدودن مو از بدن حرام است و فرقى بين اين موارد نيست:
از بدن خودش يا از بدن ديگرى.
چيدن باشد يا تراشيدن يا كندن.
از موى سر باشد يا جاى ديگر بدن.
(شانزدهم از محرمات احرام و مسأله 401 و 404)
[233] اگر هنگام وضو يا غسل، بدون قصد، مويى كنده شود اشكال ندارد. (م 403)
[234] زدودن مو در حال ناچارى اشكال ندارد، (1)مثل موى چشم اگر اذيت مىكند. (م 402)
[235] يكى از محرمات احرام ناخن گرفتن است و در اين مسأله فرقى ميان موارد ذيل نيست:
ناخن دست باشد يا پا.
تمام ناخن را بچيند يا مقدارى از آن را.
بچيند يا كوتاه كند يا بكند.
با قيچى بچيند يا چاقو يا وسيلهاى ديگر. (م 454 تا 456)
[236] چيدنناخن درحال ناچارى اشكال ندارد؛ مثل آنكه مقدارى از آن افتاده باشد و قسمت باقيماندۀ آن موجب آزار انسان باشد. (2)
آيةاللّٰه تبريزى، آيةاللّٰه بهجت: ولى كفارۀ آن يك مشت طعام است.
(م 454)[237] زن مُحْرم نبايد تمام يا قسمتى از صورت خود را با نقاب يا روبند و مانند اينها بپوشاند. و صورت به مقدارى كه در وضو شسته مىشود بايد باز باشد. (هيجدهم از محرمات احرام)
[238] قسمتى از صورت، حكم تمام صورت را دارد و در حال احرام نبايد آن را بپوشاند. (1)
آيةاللّٰه خامنهاى: پوشاندن گوشههايى از بالا يا پايين صورت يا دو طرف آن به طورى كه پوشاندن صورت بر آن صدق نكند مانع ندارد، چه در نماز چه در غير آن.
آيةاللّٰه مكارم: پوشاندن بخشى از صورت به طورى كه نقاب و بُرْقَعْ به آن نگويند جايز است.
(م 429)[239] در اين موارد پوشاندن صورت جايز است:
گذاشتن صورت روى بالش، براى خوابيدن،
گذاشتن دستها روى صورت.
پايين انداختن چادر يا جامهاى كه بر سر افكنده تا مقابل چانه، براى رو گرفتن از نامحرم. (2)
آيةاللّٰه صافى: بايد با دست يا چيز ديگرى آن را از صورت دور نگه دارد.
آيةاللّٰه سيستانى: و در جايى كه نامحرم نيست، اينگونه پوشش نيز جايز نيست.
(م 430، 431 و 433)[240] احتياط مستحب است كه وقتى چادر يا جامه را از سر پايين مىاندازد، با دست يا چيز ديگرى از صورت خود دور نگه دارد كه به صورت نچسبد. (1)
آيةاللّٰه تبريزى: احتياط واجب است.
آيةاللّٰه صافى: بايد با دست يا چيز ديگرى، آن را از صورت دور نگه دارد.
(م 434)[241] زن مُحْرم هنگام نماز خواندن براى آنكه يقين كند تمام سر را پوشانده است، واجب است مقدارى از صورت را نيز بپوشاند، ولى واجب است (2)
آيةاللّٰه تبريزى، آيةاللّٰه سيستانى: احتياط واجب آن است كه پس از نماز آن را بردارد.
بعد از نماز فوراً آن قسمت از صورت را كه پوشانده است، باز كند. (م 432)[242] احتياط واجب آن است كه زن مُحْرم صورت خود را با حوله خشك نكند. (3)
آيةاللّٰه خامنهاى: اگر حوله را بر روى همۀ صورت بيندازد اشكال دارد و در غير اين صورت مانعى ندارد.
آيةاللّٰه مكارم: مانعى ندارد.
آيةاللّٰه صافى: به طورى كه صورت پوشيده نمىشود خشك كند.
آيةاللّٰه بهجت: اگر تدريجى باشد مانعى ندارد.
(س، 506)[243] بانوان، در حال احرام براى پوشيدن و بيرون آوردن
مقنعه از سر، بايد سعى كنند، صورتشان پوشيده نشود (1)
آيةاللّٰه سيستانى: پوشيدن مقنعه كه مقدارى از اطراف صورت را مىپوشاند به احتياط واجب جايز نيست.
به حاشيۀ مسألۀ 238 نيز مراجعه شود.
ولى اگر سهواً پوشيده شود اشكال ندارد. (س، 507)بيرون آوردن خون از بدن (2)
[244] در حال احرام زخم كردن بدن، خراشيدن آن كه باعث بيرون آمدن خون شود، خون گرفتن و حتى مسواك زدن (3)
آيةاللّٰه تبريزى، آيةاللّٰه سيستانى: مسواك كردن عيبى ندارد اگرچه بداند خون خارج مىشود.
آيةاللّٰه بهجت: بنابر احتياط واجب.
كه سبب زخم شدن لثهها بشود حرام است. (م 451)[245] بيرون آوردن خون از بدن ديگران، مثل خون گرفتن پزشك مُحرم از بدن بيمار يا كشيدن دندان او- هرچند خون بيايد (4)- اشكال ندارد. (س 524)
[246] خاراندن بدن و مسواك كردن دندانها، اگر خون بيرون نيايد و خمير دندان خوشبو بكار نبرد، مانعى ندارد.
[247] بيرون آوردن خون از بدن خود در حال ناچارى؛ مثلًا براى تشخيص بيمارى اشكال ندارد. (م 452)
[248] تزريق آمپول در حال احرام مانعى ندارد، ولى اگر سبب بيرون آمدن خون از بدن مىشود تزريق نكند، (1)
آيةاللّٰه سيستانى: بنا بر احتياط جايز نيست، مگر در حال ضرورت.
مگر در صورت نياز و ضرورت. (س، 487)[249] كشيدن يا كندن دندان، هر چند خون نيايد، بنابر احتياط (2)
آيةاللّٰه صافى: حرام است.
واجب بر شخص مُحرم حرام است. (3)(م 468)[250] كشيدن دندان در حال ناچارى مانعى ندارد، ولى بنابر احتياط واجب كفّاره دارد. (4)
آيةاللّٰه بهجت: كندن دندان در صورتى كه موجب خون آمدن شود حرام است ولى كفاره ندارد و اگر موجب خون آمدن نشود و يا كندن دندان ضرورت داشته باشد مانعى ندارد.
(همان)1) آيةاللّٰه مكارم: مكروه است.
2) آيةاللّٰه مكارم: اگر خون بيرون نيايد حرام نيست، ولى احتياط مستحب است كه بدون خونريزى هم دندان نكشد.
3) آيةاللّٰه تبريزى، آيةاللّٰه سيستانى: بعيد نيست اين عمل جايز باشد.
4) آيةاللّٰه خامنهاى: كشيدن دندان بدون خونريزى نه حرام است و نه كفاره دارد و در صورتى كه كشيدن دندان ضرورت پيدا كند و منجر به خونريزى شود، احتياط مستحب آن است كه يك گوسفند كفاره بدهد.
[251] فسوق؛ يعنى دروغ گفتن، فحش دادن و فخرفروشى (1)
آيةاللّٰه مكارم: بنا بر احتياط واجب فخر فروشى نيز از فسوق است.
آيةاللّٰه سيستانى: فخر كردن اگر مستلزم اهانت و تحقير مؤمن باشد هميشه حرام است و در حال احرام حرمتش مؤكّد است و اگر چنين نباشد اشكالى ندارد حتى در حال احرام.
به ديگران. (م 372)[252] آنچه در بين مردم متعارف است كه مُحرم به ديگرى دوستانه دستور مىدهد، يا درخواست مىكند؛ مثلًا مىگويد: «يك ليوان آب به من بدهيد»، كه همراه با فخرفروشى به ديگران نمىباشد، اشكال ندارد. (س، 527)
[253] قسم خوردن به «اللّٰه»، يا ترجمۀ آن به زبان ديگر؛ مثلًا به «خدا» در مقام اثبات يا ردّ چيزى «جدال» است و از محرّمات احرام شمرده شده است. (م 373)
1) آيةاللّٰه تبريزى: فخر كردن بر ديگران اگر براى اثبات فضيلت و برترىبراى خود باشد كه توهين ديگرى را دربر داشته باشد اين عمل خود بخود حرام است.
[254] كلمه «لا» و «بلىٰ» دخالتى در مطلب ندارد، (1)بنابراين اگر بدون اين دو كلمه هم قسم بخورد، جدال است. (همان)
[255] بنا بر احتياط واجب، ساير اسماء الهى؛ مانند رحمان، رحيم، خالق السموات و الأرض، حكم «اللّٰه» را دارد و در حال احرام از قسم خوردن به اين الفاظ نيز بايد پرهيز شود. (2)
آيةاللّٰه سيستانى: در جدال، كافى است كه قسم به خداى متعال باشد ولو به لفظ جلاله نباشد.
آيةاللّٰه بهجت: اگر قسم به «اللّٰه» نباشد جدال نيست.
(م 375)[256] در مقام ضرورت، براى اثبات حق يا ردّ باطل قسم خوردن به «اللّٰه» و غير آن جايز است. (3)
آيةاللّٰه تبريزى، آيةاللّٰه صافى: براى اظهار مودّت و دوستى و اكرام مؤمن نيز جايز است.
(م 376)[257] كندن و بريدن درختان و گياهانى كه در منطقۀ حَرَم روييده است، بر مُحرم و غير مُحرم حرام است و اين از مُحرَّمات مخصوص حَرَم است. (بيست و سوم از محرمات احرام و مسأله 478)
[258] در اينموارد كندن وبريدن درخت و گياه حرم جايز است:
آيةاللّٰه فاضل: چيدن ميوهها و شاخههايى كه براى هرس كردن كه در بهتر و بيشتر شدن ميوهها تأثير دارد مىچينند، اشكال ندارد ولى خود درخت را نبايد قطع كنند.
(م 469 و 473 و 479)
[259] شكار حيوانات دريايى؛ مانند ماهى و خوردن گوشت آنها در حال احرام اشكال ندارد. (م 307)
1) آيةاللّٰه سيستانى: فرقى بين كاشتن خود شخص و ديگرى در اين صورت نيست، ولى اگر گياه يا درختى را خود كاشته باشد مىتواند قطع كند، هرچند در ملك ديگرى باشد.
2) آيةاللّٰه مكارم: قطع درختان ميوه اگر خودرو باشد، بنا بر احتياط واجب جايز نيست.
3) اذخر/ كور گياه، گزنۀ دشتى. گياهى است با شاخههاى باريك، برگهاى ريز و سرخرنگ يا زرد و تندبو، شكوفههاى سفيد.
4) آيةاللّٰه بهجت: درصورتى كه بداند با راه رفتن از آنجا گياه كنده مىشود و ضرورتى در رفتن نباشد، احتياط در ترك است.
[260] ذبح و خوردن گوشت حيوانات اهلى؛ مانند مرغ خانگى و گوسفند، مانع ندارد. (م 308)
[261] احتياط واجب (1)
آيةاللّٰه سيستانى: نبايد بكشد.
است كه در حال احرام، زنبور را اگر قصد اذيت او را ندارد، نكشد. (م 310)[262] صيد ملخ و ساير پرندگان در حال احرام جايز نيست. (م 309)
1) آيةاللّٰه بهجت: اگر قصد اذيت او را ندارد، نبايد آن را بكشد.
1- كودكان و اعمال عمرۀ مفرده
2- مستحبات مكّۀ مكرّمه
3- نماز زائران در مكه و مدينه
4- اجازۀ شوهر
5- همراه
6- نيابت
7- مسائل متفرقه
[263] چون برخى از بانوان فرزندان خردسال خود را در سفر عمره به همراه دارند، بخشى از احكام عمرۀ كودكان را به طور مختصر مىآوريم: (1)
[264] كودكان دو دستهاند:
1- «مُميِّز»، و آن كودكى است كه خوب و بد را تشخيص مىدهد و خودش مىتواند اعمال را به طور صحيح انجام دهد.
2- «غير مُميِّز»، كه به حدّ مميّز نرسيده است.
[265] كودك مُميِّز، خودش مُحرم مىشود و اعمال را بجا مىآورد، و در مواردى كه خودش نتواند انجام دهد، سرپرست وى (مثلًا پدر يا مادر) او را در انجام اعمال يارى مىدهد.
[266] كيفيّت اعمال كودك غير مُميِّز، بدين گونه است:
1) در چند مسأله از اين بحث فتواى مراجع معظم تقليد به دست نيامد.
1- احرام: سرپرست وى لباس احرام بر او مىپوشاند و از طرف او نيّت احرام مىكند، و اگر مىتواند لبيّكها را به طور صحيح پاسخ دهد، برايش مىگويد تا او هم بگويد، و اگر نمىتواند به طور صحيح پاسخ دهد، خودش از طرف او «لبيكها» را مىگويد.
2- طواف: بايد او را طواف دهد، اگر كودك بتواند، بايد خودش راه برود، وگرنه او را حمل كرده، طواف مىدهند. و براى طواف و نماز طواف، اگر بتواند خودش وضو مىگيرد وگر نه بايد او را وضو دهند (1)
آية اللّٰه بهجت: احتياط آن است كه در حال طواف هر دو طهارت داشته باشند و نماز طواف را هر دو بخوانند.
يا او را در وضو كمك كنند و سرپرست وى از طرف او نيّت مىكند.3- نماز طواف: سرپرست وىنماز را از طرف او مىخواند.
4- سعى: مانند طواف او را به سعى مىبرند.
5- تقصير: قدرى از مو يا ناخن او را كوتاه مىكنند.
6- طواف نساء و نماز آن نيز همانند طواف عمره و نمازش انجام مىشود.
(تحريرالوسيله، ج 1، ص 371، م 1 و مناسك، م 8 و 13 وس 104 و 105)
1) آية اللّٰه فاضل: در اعمالى كه نياز به وضو دارد احتياطاً طفل را وضو بدهدو خودش هم وضو بگيرد.
[267] مُحرم كردن طفل و بردن او براى اعمال عمره، واجب نمىباشد. بنابراين، افرادى كه كودكان خود را براى زيارت همراه مىبرند، اگر بخواهند آنها را مُحرم كنند، بايد كمال دقت را داشته باشند تا تمامى اعمالشان به طور صحيح انجام شود و با ناقص بودن اعمال، مشكلى در آينده براى آنها پيش نيايد. (مناسك، م 7)
[268] كودكى كه براى عمرۀ مفرده مُحرم شده است، بايد طواف نساء و نماز آن را نيز بجا آورد، و چنانچه انجام ندهد، نمىتواند ازدواج كند. (تحريرالوسيله، ج 1، ص 453، م 7)
[269] پسر بچهاى كه خَتنه نشده است، بنابر احتياط واجب، طوافش صحيح نيست، بنابراين بر اولياى كودكان است كه پسر بچۀ ختنه نشده را مُحرم نكنند. هر چند غير مميّز باشد.
(تحريرالوسيله، ج 1، ص 431، الرابع)
[270] سرپرست طفل، بايد در مدّت احرام، او را از كارهايى كه بر مُحرم حرام است، باز دارد (1)
(تحريرالوسليه، ج 1، ص 371، م 1، مناسك، م 10)
[271] در حال طواف و سعى، شرايط اين اعمال بايد مراعات
1) آيات عظام تبريزى، سيستانى، بهجت: اين حكم در مورد محرم كردن كودك غير مميّز است.
شود؛ مثلًا در حال طواف بايد بدن و لباس كودك پاك باشد (1)
آية اللّٰه سيستانى: رعايت طهارت بدن و لباس او لازم نيست.
و شانۀ چپ او به طرف كعبه باشد (2)و در حال طواف و سعى بيدار باشد. (3)آية اللّٰه تبريزى: بنابر احتياط واجب بايد بيدار باشد.
لذا توصيه مىشود كسانى كه نمىتوانند نظارت كامل بر اعمال كودك داشته باشند، آن عزيزان را مُحرم نكنند.(مناسك، ص 526، س 13 و 14)
[272] آداب و مستحبات شهر مكه- بجز آنچه در اعمال عمره بيان شد- از اين قرار است:
1- زياد ذكر خدا گفتن و خواندن آيات قرآن.
2- خواندن يك دور كامل قرآن.
3- از آب زمزم بياشامد و بعد اين دعا را بخواند:
«أللَّهُمَّ اجْعَلْهُ عِلْماً نٰافِعاً و رِزْقاً وٰاسِعاً وَشِفٰاءً مِنْ كُلِّ دٰاءٍ وَ سُقْمٍ».
و نيز بگويد:
«بِسْمِ اللّٰهِ وَبِاللّٰهِ وَالشُّكْرَ لِلّٰهِ».
4- مكرّر به كعبه نگاه كردن.
5- در هر شبانه روز ده مرتبه طواف كردن؛ در اول شب سه طواف، و در آخر شب سه طواف، و پس از اذان صبح دو طواف، و بعد ازظهر دو طواف.
6- هنگام توقف در مكه، به تعداد روزهاى سال؛ يعنى سيصد و شصت مرتبه طواف كند و اگر اين مقدار نشد پنجاه و دو مرتبه و اگر آن هم ممكن نشد هر مقدار كه بتواند. (م 1310)
[273] براى كسى كه مىخواهد از مكّه بيرون رود مستحب است طواف وداع انجام دهد. (م 1312)
[274] طواف وداع نيز هفت شوط است و نماز آن هم مستحب مىباشد. (م 1312)
[275] مستحب است كه از خداوند متعال توفيق مراجعت را بطلبد. (م 1312)
[276] اگر زن، بخواهد عمرۀ مستحبى بجا آورد، بايد از شوهرش اجازه بگيرد. (تحريرالوسيله، ج 1، ص 384، م 52 و س 87)
[277] اگر انجام عمرۀ مفرده بر زن واجب شده باشد، براى رفتن به عمره اجازۀ شوهر شرط نيست، (1)و براى شوهر هم جايز نيست كه او را از رفتن منع كند. (همان)
[278] اگر زن بتواند به تنهايى به عمره برود و بر خود نترسد، شرط نيست كه مَحرمى همراه او باشد، ولى اگر امنيّت ندارد و تنها نمىتواند به عمره برود، واجب است يكى از محارم يا فرد مورد اطمينانى را همراه ببرد.
(تحريرالوسيله، ج 1، ص 384، م 53)
1) آيةاللّٰه مكارم: ولى بهتر آن است كه رضايت او را جلب كند.
[279] زنى كه شرايط نيابت را داشته باشد، مىتواند در انجام عمره، نايب زن يا مردى باشد؛ مثلًا اگر مردى براى انجام عمره وصيت كرده است، همسر يا دختر او هم مىتواند به نيابت از او عمره بجا آورد.
(تحريرالوسيله، ج 1، ص 392، م 2)
[280] كسى كه براى انجام عمره، نايب مىشود بايد اين شرايط را داشته باشد:
1- بلوغ، بنابراحتياط واجب، (1)
آيةاللّٰه بهجت: نيابت كودك غير مميز صحيح نيست و اگر بچه مميز باشد و قائل به شرعيت عبادت صبى مميز باشيم، خالى از رجحان نيست كه نيابت وى صحيح باشد.
آيةاللّٰه مكارم: در حج واجب.
(نيابت كودك غير بالغ1) آية اللّٰه تبريزى، آية اللّٰه سيستانى: در عمرۀ مستحبى نيابت غير بالغ با اجازۀولىّ خود صحيح است.
صحيح نيست).
2- عقل، (ديوانه نمىتواند نايب شود).
3- ايمان، (نايب بايد شيعۀ دوازدهامامى باشد).
4- اعتماد و اطمينان به انجام دادن اعمال. (1)
5- شناخت افعال و احكام عمره، هرچند با راهنمايى ديگرى؛ مثلًا روحانى كاروان در هنگام عمل.
6- بتواند اعمال عمره را خودش انجامدهد؛ يعنىنايب معذور درترك برخى از افعال عمره نباشد، (2)پساگرخودش نمىتواند طواف يا سعى را انجام دهد نيابتش صحيح نيست. (م 107)
[281] زن مىتواند مردى را براى انجام عمره، نايب خود قرار دهد، همانگونه كه مىتواند، به زنى نيابت بدهد. (م 107)
[282] زائرانى كه در مدينۀ منوره يا مكۀ مكرّمه حداقل ده روز مىمانند نمازشان در اين دو شهر تمام است و رفتن به مزار شهداى احُدْ و مسجد قبا و مسجد ذوقبلتين اين مسأله را تغيير نمىدهد. (توضيح المسائل، احكام مسافر)
[283] زائرانى كه كمتر از ده روز در مدينه يا در مكّه مىمانند، نمازهاى چهارركعتى را بايد دوركعتى بخوانند، بجز در مسجدالحرام و مسجدالنبى صلى الله عليه و آله كه حكم آن خواهد آمد. (م 1316)
[284] مسافرى كه بايد نمازهاى چهار ركعتى را شكسته بخواند مىتواند در مسجدالحرام و مسجدالنبى صلى الله عليه و آله، آن نمازها را شكسته يا تمام بخواند و اين حكم اختصاص به مسجد اصلى ندارد و در جاهاى توسعه يافتۀ مسجد هم جارى است. (1)
آيةاللّٰه تبريزى: مسافر در مكه و مدينۀ قديم زمان پيامبر مىتواند نمازش را تمام يا شكسته بخواند.
آيةاللّٰه بهجت: مسافر در مسجدالحرام و مسجدالنبى مىتواند نماز را تمام يا شكسته بخواند ولى احتياط واجب آن است كه در جايى كه اوّل جزو اين مساجد نبوده و بعد به آن اضافه شده نمازش را شكسته بخواند.
(م 1316)1) آيات عظام خامنهاى، سيستانى، فاضل، مكارم، صافى: مسافر در تمام مكّه و مدينه مىتواند نمازش را تمام يا شكسته بخواند.
[285] خارج شدن از مسجدالحرام يا مسجد النبى صلى الله عليه و آله هنگام شروع نماز جماعت جايز نيست و بر شيعيان واجب است كه در اين نماز جماعتها شركت كنند. (1)(م 1313)
[286] شركت در نماز جماعت اهل سنت اختصاص به مسجدالحرام و مسجدالنبى ندارد و در ديگر مساجد هم از نماز واجب كفايت مىكند. (2)(م 1315)
[287] سجده كردن بر سنگهايى كه هم اكنون مسجدالحرام و مسجدالنبى صلى الله عليه و آله با آنها فرش شده است، اشكال ندارد. (م 1314)
[288] درمسجدالنبى صلى الله عليه و آله سجدهكردن روىفرشهاىمسجد مانع ندارد و مهر گذاشتن جايز نيست (3)
آيةاللّٰه فاضل: اگر مخالف تقيه نباشد و موجب هتك و انگشتنما شدن نشود، بايد در محلى كه بتواند پيشانى او در سجده بر سنگهاى مسجد قرار گيرد سجده نمايد.
آيةاللّٰه خامنهاى: اگر با فريضۀ تقيه منافات ندارد، بايد بر سنگفرش سجده كند.
آيةاللّٰه بهجت: در صورتى كه بتواند بر چيزى كه سجده بر آن صحيح است سجده كند، سجده بر فرش خلاف احتياط است.
و لازم نيست در جايى كه سنگ1) آية اللّٰه بهجت: اگر كار ضرورى ندارند خارج نشوند و خوب است شركت كنند.
2) آيةاللّٰه سيستانى، آيةاللّٰه تبريزى: در صورتى كه قرائت حمد و سوره را براى خود آهسته انجام دهد، كفايت مىكند و در نماز جمعه بعد از فراغ از آن، نماز ظهر را اعاده كند.
3) آيةاللّٰه تبريزى: با وجود امكان سنگ فرش، بايد به آنجا برود.
است نماز بخوانند (1)
آيةاللّٰه صافى: اگر فرادىٰ نماز مىخواند و ضرورتى نباشد نبايد به فرش سجده كند و اگر به جماعت مىخواند سجده بر فرش در مواردى كه به خاطر تقيّه ضرورت داشته باشد مانعى ندارد.
و لازم نيست حصير و مانند آن با خود ببرند، ولىاگر مراعات كنند كهموجب توهين نشود وحصير براى جا نماز با خودداشته باشند وروى آننماز بخوانند، به طورى كه متعارف ساير مسلمين است اشكالندارد، ليكن تأكيد مىشود از عملى كه موجب هتك وانگشتنما شدنباشد، اجتنابنمايند. (م 1334 و 1335)[289] بيرون بردن قرآنهايى كه در مسجدالحرام و مسجد النبى صلى الله عليه و آله است بدون آنكه از متصدى آنها اجازه بگيرند جايز نيست و اگر از مسجد بيرون آورده باشند بايد برگردانده شود. (س 1346)
1) آيةاللّٰه سيستانى: در صورت تمكن لازم است.
[290] آوردن سنگ از صفا و مروه جايز نيست. (1)
آيةاللّٰه سيستانى: شكستن سنگهاى صفا و مروه جايز نيست، ولى برداشتن آنچه از آن جدا شده مانعى ندارد.
(س 1347)[291] اگر در منطقۀ حرم چيزى پيدا كند، برداشتن آن كراهت شديد دارد، بلكه احتياط (2)آن است كه برندارد. (م 1330)
[292] اگر در منطقۀ حرم چيزى پيدا كند و بردارد، پس اگر:
قيمت آن از يك درهم كمتر باشد، مىتواند به قصد آنكه مِلك خودش باشد بردارد.
الحمد للّٰهاوّلًا وآخراً
1) آيةاللّٰه تبريزى: بنا بر احتياط جايز نيست.
2) آيةاللّٰه فاضل، آيةاللّٰه مكارم: بنا بر احتياط واجب نبايد بردارد.
3) درهم، يك واحد پولى نقره است كه ارزش آن، امروزه بهار 1384 حدود 800 تومان است.
4) آيةاللّٰه سيستانى، آيةاللّٰه صافى: بنا بر احتياط واجب بايد صدقه بدهد.
5) آيةاللّٰه مكارم: هرگاه احتمال قابل توجه در مورد پيدا شدن صاحبشنمىدهد، صدقه بدهد.
أَشْهَدُ أنْ لٰا إِلٰهَ إِلَّا اللّٰهُ وَحْدَهُ لٰا شَريٖكَ لَهُ، وَأَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، وَأَشْهَدُ أَنَّكَ رَسُولُ اللّٰهِ، وَأَنَّكَ مُحَمَّدُ بنُ عَبْدِاللّٰهِ، وَأَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ بَلَّغْتَ رِسٰالٰاتِ رَبِّكَ، وَنَصَحْتَ لِأُمَّتِكَ، وجٰاهَدْتَ فِي سَبيلِ اللّٰهِ، وَعَبَدْتَ اللّٰهَ حَتّىٰ أَتٰاكَ الْيَقيٖنُ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ، وَأَدَّيْتَ الَّذِي عَلَيْكَ مِنَ الْحَقِّ، وَأَنَّكَ قَدْ رَؤُفْتَ بِالْمُؤْمِنيٖنَ، وَغَلُظْتَ عَلَى الْكٰافِرينَ، فَبَلَغَ اللّٰهُ بِكَ أَفْضَلَ شَرَفِ مَحَلِّ الْمُكَرَّمٖينَ؛ الْحَمْدُ للّٰهِ الَّذِي اسْتَنْقَذَنٰا بِكَ مِنَ الْشِّرْكِ وَالضَّلٰالَةِ، اللّٰهُمَّ فَاجْعَلْ صلَوٰاتِكَ وَصَلَوٰةِ مَلٰائِكَتِكَ الْمُقَرَّبِينَ، وَعِبٰادِكَ الصّالِحِينَ، وَأنْبِيائِكَ الْمُرْسَلِينَ، وَأَهْلِ السَّمٰاوٰاتِ وَالْأَرَضِينَ، وَمَنْ سَبَّحَ لَكَ يا رَبَّ الْعٰالَمِينَ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَالْآخِرِينَ عَلىٰ مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَرَسُولِكَ وَنَبِيِّكَ وَنَجِيبِكَ
وَحَبِيبِكَ وَخٰاصَّتِكَ وَصَفِيِّكَ وَصَفْوَتِكَ وَخِيَرَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ؛ اللّٰهُمَّ أَعْطِهِ الدَّرَجَةَ الرَّفيٖعَةَ، وَآتِهِ الْوَسِيلَةَ مِنَ الْجَنَّةِ، وَابْعَثْهُ مَقٰاماً مَحْمُوداً يَغْبِطُهُ بِهِ الْأَوَّلُونَ وَالْآخِرُونَ؛ أَللّٰهُمَّ إِنَّكَ قُلْتَ: (وَلَوْ أنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أنْفُسَهُمْ جٰاؤُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللّٰهَ وَاسْتَغفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللّٰهَ تَوّاباً رَحِيماً) وَإنِّي أَتَيتُكَ مُستَغْفِراً تائِباً مِنْ ذُنُوبِي، وَإِنِّي أَتَوَجَّهُ بِكَ إِلىَ اللّٰهِ عَزَّوَجَلَّ رَبِّي وَرَبِّكَ لِيَغْفِرَ لِي ذُنُوبِي. (1)
السَّلٰامُ عَلَيْكِ يا مُمْتَحَنَةُ قَدِ اْمتَحَنَكِ الَّذِي خَلَقَكِ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَكِ، فَوَجَدَكِ لِمَا امْتَحَنَكِ صٰابِرَةً، وَنَحْنُ لَكِ أَوْلِيٰاءٌ، صٰابِرُونَ وَمُصَدّقُونَ لِكُلِّ مٰا أَتٰانٰا بِهِ أَبُوكِ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيهِ وَآلِهِ وأَتٰانٰا بِهِ وَصِيُّهُ، فَإِنّٰا نَسْأَلُكِ إنْ كُنّٰا
1) تهذيب الأحكام، ج 6، ص 6، كامل الزيارات، ص 16، مفاتيحالجنان، ص 629
صَدَّقْنٰاكِ إلّاٰ الْحَقْتِنٰا بِتَصْدِيقِنٰا لَهُمٰا لِنُبَشِّرَ أَنفُسَنٰا بِأَنّٰا قَدْ طَهُرْنٰا بِوِلايَتِكِ.
السَّلٰامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ رَسُولِ اللّٰهِ، السَّلٰامُ عَلَيْكِ يٰا بِنْتَ نَبِيِّ اللّٰهِ، السَّلٰامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ خَلٖيلِ اللّٰهِ، السَّلٰامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ أَمِينِ اللّٰهِ، السَّلٰامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ خَيْرِ خَيْرِ خَلْقِ اللَّه، أُشْهِدُ اللّٰهَ وَرَسُولَهُ ومَلٰائِكَتَهُ أَنِّي رٰاضٍ عَمَّنْ رَضٖيتِ عَنْهُ، سٰاخِطٌ عَلىٰ مَنْ سَخِطْتِ عَلَيْهِ، مُتَبَرِّئٌ مِمَّنْ تَبَرَّأْتِ مِنْهُ، مُوٰالٍ لِمَنْ وٰالَيْتِ، مُعٰادٍ لِمَنْ عٰادَيْتِ، مُبْغِضٌ لِمَنْ ابْغَضْتِ، مُحِبٌّ لِمَنْ أحْبَبْتِ، وَكَفىٰ بِاللّٰهِ شَهِيداً وَحَسيٖباً وَجٰازِياً وَمُثٖيباً.
پس از آن، بر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله وامامان عليهم السلام صلوات فرستاده شود. (1)
1) المزار الكبير ص 19، مفاتيح الجنان ص 632
السَّلٰامُ عَلَيْكُم أَئِمَّةَ الْهُدىٰ، السَّلٰامُ عَلَيْكُم أَهْلَ التَّقْوىٰ، السَّلٰامُ عَلَيْكُمْ أَيُّهَا الْحُجَجُ عَلىٰ أَهْلِ الدُّنْيٰا، السَّلٰامُ عَلَيْكُم أيُّهَا الْقُوّٰامُ فِي الْبَرِيَّةِ بِالْقِسْطِ، السَّلٰامُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الصَّفْوَةِ، السَّلٰامُ عَلَيْكُمْ آلَ رَسُولِ اللّٰهِ، السَّلٰامُ عَلَيْكُم أَهْلَ النَّجْوىٰ، أَشْهَدُ أَنَّكُمْ قَدْ بَلَّغْتُمْ ونَصَحْتُمْ وَصَبَرْتُمْ في ذٰاتِ اللّٰهِ، وَكُذِّبْتُمْ وَأُسِيءَ إِلَيْكُمْ فَغَفَرْتُمْ، وَأَشْهَدُ أنَّكُمُ الْأَئِمَّةُ الرّٰاشِدُونَ الْمُهْتَدُونَ، وَأَنَّ طٰاعَتَكُمْ مَفْرُوضَةٌ، وَأَنَّ قَوْلَكُمُ الصِّدْقُ، وَأَنَّكُمْ دَعَوْتُمْ فَلَمْ تُجٰابُوا، وأَمَرْتُمْ فَلَمْ تُطٰاعُوا، وَأَنَّكُمْ دَعٰائِمُ الدّينِ، وَأَرْكانُ الْأَرْضِ، لَمْ تَزٰالُوا بِعَيْنِ اللّٰهِ يَنسَخُكُمْ مِنْ أَصْلٰابِ كُلِّ مُطَهَّرٍ، ويَنْقُلُكُمْ مِنْ أَرْحٰامِ الْمُطَهَّرٰاتِ، لَمْ تُدَنِّسْكُمُ
الْجّٰاهِلِيَّةُ الْجَهْلٰاءُ، وَلَمْ تَشْرَكْ فِيكُمْ فِتَنُ الْأَهْوٰاءِ، طِبْتُمْ وَطٰابَ مَنْبَتُكُمْ مَنَّ بِكُمْ عَلَيْنٰا دَيّٰانُ الدّينِ، فَجَعَلَكُمْ فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللّٰهُ أَنْ تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ وَجَعَلَ صَلٰاتَنٰا عَلَيْكُمْ رَحْمَةً لَنٰا وَكَفّٰارَةً لِذُنُوبِنٰا إِذِ اخْتٰارَكُمُ اللّٰهُ لَنٰا وَطَيَّبَ خَلْقَناٰ بِمٰا مَنَّ عَلَيْنا مِنْ وِلٰايَتِكُمْ وَكُنّٰا عِنْدَهُ مُسَمّينَ بِعِلْمِكُمْ، مُعْتَرِفيٖنَ بتَصْدٖيقِنٰا إِيّٰاكُمْ وَهٰذٰا مَقٰامُ مَنْ أَسْرَفَ وَأَخْطَأَ وَاسْتَكٰانَ وَأَقَرَّ بِمٰا جَنىٰ، وَرَجىٰ بِمَقٰامِهِ الْخَلٰاصَ وَأَنْ يَسْتَنْقِذَهُ بِكُمْ مُسْتَنْقِذُ اْلهَلْكىٰ مِنَ الرَّدىٰ، فَكُونُوا لِي شُفَعٰاءَ فَقَدْ وَفَدْتُ إِلَيْكُمْ إذْ رَغِبَ عَنْكُمْ أهْلُ الدُّنْيٰا، وَاتَّخَذُوا آيٰاتِ اللّٰهِ هُزُواً، وَاسْتَكْبَرُوا عَنْهٰا.
يا مَنْ هُوَ قائِمٌ لٰا يَسْهُو، ودٰائِمٌ لا يَلْهُو، وَمُحِيطٌ بِكُلِّ شَيْءٍ، لَكَ الْمَنُّ بِمٰا وَفَّقْتَنِي، وَعَرَّفْتَنِي بِمٰا اقَمْتَني عَلَيْهِ إِذْ صَدَّ عَنْهُ عِبٰادُكَ وَجَهِلُوا مَعْرِفَتَهُ، واسْتَخَفُّوا بِحَقِّهِ، وَمٰالُوا إلىٰ سِوٰاهُ، وَكانَتِ الْمِنَّةُ مِنْكَ عَلَيَّ، مَعَ أَقْوٰامٍ خَصَصْتَهُم بِمٰا خَصَصْتَنِيٖ بِهِ، فَلَكَ الْحَمْدُ إذْ كُنْتُ عِنْدَكَ فِي مَقٰامِي هٰذٰا مَذْكُوراً مَكْتُوباً، فَلٰا تَحْرِمْنِي مٰا
رَجَوْتُ، وَلٰا تُخَيّبْنٖي فِيمٰا دَعَوْتُ بِحُرْمَةِ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّٰاهِرِينَ وَصَلَّى اللّٰهُ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ. (1)
پس از آن براى خود دعا كن و بعد براى هر امام دو ركعت نماز زيارت بخوان.
جهت حفظ قداست و احترام ائمۀ بقيع عليهم السلام، زائران عزيز نماز زيارت را در مسجد النبي صلى الله عليه و آله بخوانند و از خواندن نماز در قبرستان بقيع پرهيزكنند.
1) مفاتيح الجنان، تهذيب الاحكام ج 6 ص 80، كامل الزيارات ص 55
اتمام: تمام كردن، به پايان رساندن.
اثناء: وسط، بين.
احراز: به دست آوردن، رسيدن به چيزى.
احوط: همان احتياط است كه اگر همراه با فتوا باشد احتياط مستحب و اگر همراه با فتوا نباشد، احتياط واجب است.
ازاله: برطرف كردن.
اعاده: كارى را دوباره انجام دادن، تكرار كردن.
اعمال: جمع عمل، كارها.
بُطلان: باطل شدن.
تروك احرام: كارهايى كه مُحرم بايد ترك كند، محرّمات احرام.
حاشيه: كنار، در اينجا به معناى پاورقى.
حدّت: تندى، خشم و غضب، تيزى.
حدوث: پديد آمدن، ايجاد شدن.
حَرَج: سختى، دشوارى، تنگى و فشار.
حواشى: جمع حاشيه.
دالّ: دلالت كننده، راهنمايى كننده.
ذِراع: قسمتى از دست انسان از آرنج تا سر انگشتان.
ذمّه: عهده، بر ذمّه بودن، بر عهده بودن، بر كسى لازم بودن.
رجاءً: به اميد مطلوب بودن و پاداش داشتن.
شاذروان: پيش آمدگى كنار ديوار كعبه، به مسألۀ 114 مراجعه شود.
شوط: دور، به مسألۀ 167 مراجعه شود.
عدول: بازگشت، برگشتن.
عُرف: شناخته، خوى و عادت، آنچه ميان مردم متداول شده.
عُسر: سختى، تنگدستى.
عُقلاء: جمع عاقل، صاحبان خرد.
علم و عمد: با آگاهى و توجّه و با قصد.
قصد اجمالى: قصد و نيّتى كه قطعى نباشد.
ما فى الذمّه: آنچه بر عهده است، آنچه وظيفۀ انسان است.
محاذى: روبرو، مقابل، به مسألۀ 15 مراجعه شود.
مُخيَّر: داراى اختيار.
مستلزم: چيزى كه لازمۀ چيز ديگر است، آنچه كه چيز ديگرى را لازم دارد.
مُسطح: هموار، بدون پستى و بلندى.
مشقّت: سختى، دشوارى، رنج.
مطالبه: درخواست.
مميّز: كسى كه خوب و بد را تشخيص مىدهد.
مُنجر: كشيده شده، كشيده شده به جايى يا به سوى چيزى.
موالات: پىدرپى، بىفاصله.
مودّت: دوستى، محبّت.
مؤكّد: تأكيد شده، سفارش شده.
وثوق: اطمينان.
هتك: بىاحترامى كردن، رسوا ساختن كسى.
در تهيۀ اين نوشته از اين كتابها استفاده شده است:
1- استفتاآت، امام خمينى قدس سره، دفتر انتشارات اسلامى، قم.
2- تحرير الوسيله، امام خمينى قدس سره، دار الانوار، بيروت.
3- رسالۀ توضيح المسائل، امام خمينى قدس سره، بنياد پژوهشهاى آستان قدس رضوى، مشهد.
4- رسالۀ توضيح المسائل، مراجعمعظّم تقليد- دامت بركاتهم-.
5- العروه الوثقى (دو جلدى، محشّى)، سيد كاظم يزدى قدس سره، المكتبه الاسلاميه، تهران.
6- مناسك حج، امام خمينى قدس سره، با حواشى مراجع معظّم تقليد- دامت بركاتهم-، نشر مشعر، تهران، چاپ سوم، 1377 ه. ش.
7- مفاتيح الجنان، حاج شيخ عباس قمى.
8- تهذيب الأحْكام، شيخ طوسى.
9- كامل الزيارات، ابن قولويه.
مراتب معنوى حجّ كه سرمايۀ حيات جاودانه است و انسان را به افق توحيد و تنزيه نزديك مىنمايد، حاصل نخواهد شد مگر آنكه دستورات عبادى حجّ به طور صحيح و شايسته و مو به مو عمل شود و حجّاج محترم و روحانيون معظّم كاروانها تمام همّ خود را صرف در تعليم و تعلّم مناسك حجّ كنند و بر مسألهدانان است كه از همراهان خود مواظبت كنند كه خداى نخواسته تخلّف از دستورات نشود و بُعد سياسى و اجتماعى آن حاصل نمىگردد مگر آنكه بُعد معنوى و الهى آن جامۀ عمل پوشد و لبّيكهاى شما جواب دعوت حقّ تعالى باشد و خود را مُحرم براى وصول به آستانۀ محضر حقّ تعالى نماييد و لبّيك گويان براى حقّ، نفى شريك به همۀ مراتب كنيد و از خود كه منشأ بزرگ شرك است به سوى او جلّ و عَلا هجرت نماييد و اميد است براى جويندگان، آن موتى كه دنبال هجرت است حاصل آيد و اجرى را كه على اللّٰه است دريافت نمايند و اگر جهات معنوى به فراموشى سپرده شود گمان نكنيد كه بتوان از چنگال شيطان نفس رهايى يابيد و تا در بند خويشتن خويش و هواهاى نفسانى خود باشيد نمىتوانيد جهاد فى سبيل اللّٰه و دفاع از حريم اللّٰه نماييد.(1)
1) صحيفۀ نور، ج 19، ص 44