ghaemiyeh.com
سرشناسه : معينالاسلام، مريم، ۱۳۳۱ -
عنوان و نام پديدآور : زينت و عفاف در حج/ مريم معينالاسلام.
مشخصات نشر : تهران: نشر مشعر، ۱۳۹۰.
مشخصات ظاهري : ۱۱۴ ص.
شابك : 978-964-540-337-7
وضعيت فهرست نويسي : فيپا
موضوع : حجاب -- جنبههاي مذهبي -- اسلام
موضوع : حجاب -- فتواها
موضوع : حج
رده بندي كنگره : BP۲۳۰/۱۷/م۶۷۵ز۹ ۱۳۹۰
رده بندي ديويي : ۲۹۷/۶۳۶
شماره كتابشناسي ملي : ۲۴۸۹۳۴۷
خداوند، زن و مرد را آفريد تا با وجود تمام تفاوتهايشان در خَلق و خُلق، يكديگر را در مسير كمال يارى كنند. ولى همانطور كه غرايز و روحيات انسان مىتوانند در مسير كمال و ترقى باشند، ممكن است در راه پستى و سقوط نيز قرار گيرند.
حس زيبايىخواهى از ويژگىهاى مشترك زن و مرد است كه به دليل ظرافتهاى روحى زنان، در وجود آنها قوىتر است. اين حس با وجود روحيه جلوهگرى بانوان، مىتواند زمينه بروز آسيبهاى اخلاقى را ايجاد نمايد و زندگى خانوادگى و اجتماعى بشر را تحت تأثير قرار دهد.
برخلاف برداشت برخى كه گمان مىكنند اسلام با زيبايى مخالف است و قوانين آن، انسان را محدود مىكند، اسلام ضمن پذيرش و تأييد اصل زيبايىخواهى، راهكارهايى را براى تقويت، اصلاح و جلوگيرى از آسيبهاى آن ارائه نموده است. حتى اسلام با توسعه حس زيبايىخواهى انسان، از امور مادى و دنيوى به امور معنوى و اخروى، زمينه رشد انسان را فراهم نموده است. بنابراين اسلام، افزون بر تأييد حس زيبايىخواهى انسان، بر توسعه مفهومى و مصداقى آن نيز كوشيده است.
اما در فرهنگ غرب، لذت در امور مادى و محسوس خلاصه
شده است. در اين فرهنگ، زيبايىخواهى معنوى جايى ندارد و زنان، بزرگترين قربانى اين انحطاط فرهنگى و تمدنى هستند؛ زيرا در اين كشورها، اميال نفسانى، نظام نيازها، ذائقه و ميل انسان مدرن را تغيير داده است و آرايش و پوشش زنان، آنان را به بازيچهاى در دست مردان هوسباز تبديل كرده است.
امروز، فرهنگ غرب براى زنان، دستاوردى جز تحقير و دورى از اصالت خويش ندارد. ولى اسلام، ضمن حفظ كرامت زن و با توجه به روحيات و نيازهاى آفرينش او، الگويى از شخصيت زن ارائه مىكند كه او را در زندگى فردى و اجتماعى، يارى كرده و در سير كمال قرار مىدهد.
حج نيز از جمله فرايض دينى است كه انسان را به كمال و مقام قرب مىرساند و از همينرو داراى آداب و بايستههايى است. بر اين اساس شايسته است بانوان ايرانى در اين سفر معنوى با رعايت ادب حضور الهى، بر رعايت حجاب و عفاف، تأكيد و توجه بيشتر نمايند؛ به ويژه كه ايشان نماينده فرهنگى زنان ايرانى در كشور عربستان هستند و موفقيت جمهورى اسلامى در تحقق اهداف و رسالتهاى دينىاش، تا حد زيادى، با حجاب بانوان زائر ايرانى شكل مىگيرد.
اثر پيش رو، حاصل زحمات سركار خانم «مريم معينالاسلام» است كه تلاش نمودهاند متنى مختصر و كاربردى را براى بانوان حجگزار تهيه نمايند. اميد است مورد استفاده و استقبال قرار گيرد.
انه ولى التوفيق
مركز تحقيقات حج
گروه مطالعات اجتماعى
زن به طور فطرى ميل به عفاف دارد. ولى جهان سرمايهدارى، خواهان ابزارىكردن اوست و مىخواهد مقام انسانى او را تا يك تحريككننده جنسى پايين آورد.
ازاينرو اقتصاد، سياست و فرهنگ را در خدمت اين خواست شيطانى در مىآورند و شبكههاى ماهوارهاى، با ارائه انواع آرايش و مدهاى متنوع، در پى ايجاد جريان ناسالم فردى، خانوادگى و اجتماعى هستند تا زن را بازيچه سودسالارى خود كنند. اين بازار نيرنگباز با تمام ستمها و پليدىها به سمت زن حركت مىكند و جسم او را مثل هزاران جنس ديگر وارد اين معركه مىسازد؛ تجارتى كه هر روز بر شمار قربانيانش افزوده مىشود. سردمداران نظام سرمايهدارى براى رسيدن به هدفهاى سودجويانه خود از عنصرى مظلوم به نام زن به صورت ابزارى بهره مىبرند و مسير مد و مدگرايى را پيش چشم زنان قرار مىدهند. همانطور كه مقام معظم
رهبرى (حفظه الله) در اين رابطه مىفرمايد:
تشديد نوگرايى و مدگرايى در مصرف، كار محاسبه شده صهيونيستها و سردمداران سياستهاى استعمارى است و بايد با ارائه بحثهاى اسلامى، گرايش به شكلهاى غلط مصرف و تجمل، ريشهكن گردد و به اين ترتيب بسيارى از مشكلات، نظير بدحجابى و رواج فساد و فحشا كه معلول همان باورها و فرهنگهاى استعمارى است، از بين خواهد رفت.(1)
در اين ميان، الگو شدن زن مسلمان ايرانى براى زنان جهان، موجب وحشت مهاجمان فرهنگى شده و بدين سبب براى دگرگونسازى فرهنگ زن ايرانى با تهاجم بىامان به حريم عفاف و پوشش كه بزرگترين سدّ براى تحقق اهداف آنان است، سعى در تحقق نقشههاى شوم خود دارند تا او را از جايگاه رفيع خود و از مقام الگو بودن براى جهانيان به پايين كشانند. خطرى كه رهبر فرزانه انقلاب به خوبى به آن اشاره كرده و مىفرمايد:
امروز سرگرم شدن به زر و زيور براى زن انقلابى مسلمان ايرانى عيب است. امروز سر و سينه و دست را از زيورآلات پر كردن و زيور و آرايش و مد و
1) پايگاه اطلاع رسانى مقام معظم رهبرى، سخنرانى در جمع مداحان اهلبيت، ١٧/١٠/۶٩.
لباس را بت خود قرار دادن، براى زن انقلابى مسلمان ايرانى ننگ است. آن زنى كه در پى اينگونه چيزهاست، از ارزش پايينى برخوردار است. بىاعتنايى به مدهاى وامگونه ساخته و پرداخته دشمنان، براى زن ارزش است.(1)
زنان حجگزار، نمايندگان زنان ايرانى و سفيران انقلاب اسلامى ايران هستند. بنابراين، جا دارد كه با برخوردارى از پوشش شايسته، پاسدار اين جايگاه رفيع در سطح بينالمللى باشند و به تعهدات خود در قبال نظام پايبند باشند و با حفظ شئون اسلامى و رعايت پوشش و آرايش، زمينه يأس دشمنان و اميد براى زنان مسلمان در جهان را فراهم نمايند.
شايسته است كه زنان حجگزار قبل از توفيق تشرف به زيارت بيتاللهالحرام با كسب معرفت و بصيرت درباره ابعاد مختلف مسئله زينت و مدگرايى، با ظاهرى آراسته و مناسب كه موجب عزت و اقتدار نظام جمهورى اسلامى و به ويژه شيعيان گردد، حاضر شوند.
نوشتار حاضر، كاوشى مختصر در اين مسئله است. اميد است كه مورد عنايت و توجه ساحت مقدس قطب عالم امكان، ولى الله الاعظم (عج) قرار گيرد.
1) پايگاه اطلاع رسانى مقام معظم رهبرى، سخنرانى در جمع كثيرى از بانوان، ٢٧/١٠/۶٨.
در پايان از مسئولان محترم مركز تحقيقات حج، براى توجه به اين مسئله مهم سپاسگزارى مىكنم. اميد است كه خداوند، توفيق احياى شعائر دينى را به همه دلسوزان نظام جمهورى اسلامى عنايت فرمايد.
به معناى زيبنده، شايسته و مقابل زشت و بدگل است.(1)
زيبا يعنى هر چيز خوب، با ملاحت، نيكو و آراسته و همچنين به معناى درخور، لايق، سزاوار، برازنده و زيبنده است.(2)
حالت و كيفيت زيبا عبارت است از هماهنگى و نظمى كه همراه عظمت و پاكى، در شىء وجود دارد و عقل و تخيل و تمايلات عالى انسان را تحريك كند و لذت و انبساط پديد آورد و آن امرى است نسبى.(3)
به معناى شناختن زيبايى و بخشى از رشته فلسفه است. هدف زيباشناسى، شناسانيدن جمال و هنر است.(1)
هر چند كه زيب-ايى انواعى دارد - از جمله زيبايى طبيعى، مانند چهره زيبا، زيبايى عقلى، مانند فكر زيبا و تصورات عالى، و زيبايى اخلاقى، مانند رفتار بزرگوارانه- اما به طور كلى دو نوع زيبايى وجود دارد: ظاهرى و معنوى.
صاحب «معجم مقاييس» در تعريف «زين» مىگويد:
«اصلٌ صحيحٌ يَدُلُّ على حُسنِ الشىءِ وَ تَحسينِه»(3)«اصلى صحيح است كه دلالت مىكند بر زيبايى شىء و تحسين آن» .
در «لسان العرب» آمده است كه زين هم به معناى زينت و هم به معناى زشتى مىآيد (زشتىها را به گمان خويش، آراسته ديدن)(4)
«دهخدا» مىگويد: «زينت از زينة، عربى است و به
معناى آرايش، آراستن، حليه، زبرج، پيرايش و پيرايه مىآيد» .(5)
صاحب «مفردات» مىگويد:
زينت اصلى و راستين، آن چيزى است كه انسان را در هيچ يك از حالاتش، نه در دنيا و نه در آخرت، آلوده و ناپاك نمىسازد (يعنى آراستگى ظاهرى، باطنى، دنيوى، اخروى، فكرى، اخلاقى، ايمانى، عملى و بالاخره زينت حقيقى، يعنى به سوى كمال رفتن و در جهت كمال مطلق بودن در همه ابعاد وجودى) .
ولى زينت، در كوتاه سخن، بر سه گونه است:
١. زينت و آرايش نفسانى، مانند علم و اعتقادات نيكو (باورهاى درست) ؛
٢. زينت بدنى، نيرومندى و بلندى قامت؛
٣. زينت خارجى به وسيله چيزى جدا از انسان مثل مال، مقام و زيورآلات.(1)
آرايش در لغتنامه دهخدا به معناى ذيل آمده است:
اسم مصدر آراستن، زينت، زيور، جمال و آرايشكردن، به معناى آراستن و جلوهكردن آمده است.(2)
همچنين زينت را آرايش و زينتكردن را آرايشكردن، پيراستن و بزككردن معنا نمودهاند.(3)
مفاهيم زيبايى، زينت و آرايش، با يكديگر ارتباط عميق و تنگاتنگى دارند كه به سبب شدت تنيدگى و ارتباط، گاه بين مفاهيم آنها خلط صورت مىگيرد.
همانطور كه در مفهوم زيبايى گفته شد، به هر چيز زيبنده، آراسته و نيكو، زيبا مىگويند. زينت و آرايش، موجب زيبندگى و آراستگى، يعنى زيبايى ظاهرى فرد است. پس زينت و آرايش عاملى براى ايجاد زيبايى است. البته در مباحث آينده اشاره خواهد شد كه زيبايى ظاهرى يكى از مصاديق زيبايى است نه همه آن.
سرشت انسان او را به سوى زينت و زيبايى مىكشاند. انسان به طور فطرى زيبايى چهره و پوشش نيكو را دوست دارد. اسلام به پوشش و آرايشى كه موجب زينت و زيبايى انسان مىشود، تأكيد كرده است؛ هر چند براى آن حدودى معين شده است. امامصادق عليه السلام مىفرمايد:
اِنَّ اللهَ يُحِبُّ الْجَمالَ وَ التَّجمُّلَ وَ يُبْغِضُ البُؤسَ و التَّباؤسَ.(1)
خداوند زيبايى و آراستگى را دوست دارد و ژوليدگى و فقيرنمايى را نمىپسندد.
امام على عليه السلام هم در آن داستان معروف، جامه بهتر را به قنبر (غلام خود) داد تا او را با پوشاندن آن لباس،
شاد كند و ميل زيباپسندانهاش را ارضا نمايد؛ حضرت خطاب به وى فرمود:
1) كافى، محمد بن يعقوب كلينى، ج ۶، ص ۴۴٠.
تو جوانى و مانند ساير جوانان به زيبايى رغبت بسيار دارى. من نيز از خداى خود حيا مىكنم كه لباسم بهتر از لباس تو باشد.(1)
بنابراين اسلام نه تنها با زيبايى مخالفتى ندارد، بلكه بر آن نيز تأكيد مىكند؛ چنانكه پيامبر اكرم (ص) فرموده است: «لباس زيبا بپوشيد، مركب زيبا سوار شويد تا زيبا و خوب جلوه كنيد» .(2)روايتهاى زيادى داريم كه ما را متوجه زيبايى و زيبايىخواهى مىكند. اما آسيب، در توجه افراطى به اين مسئله است و اينكه تنها مصداق زيبايى را زيبايى ظاهرى بدانيم.
اميرمؤمنان عليه السلام مىفرمايد:
التَّجمُّلُ مِن أخلاقِ الْمُؤمنينَ.(3)
زيبابودن و به زيبايى پرداختن از اخلاق و صفات مؤمنان است.
سيره ائمه عليهم السلام بر اساس توجه به آراستگى بوده است. در روايت است كه فردى خدمت امام باقر عليه السلام رسيد و ديد حضرت خودشان را آراسته و شال بسيار زيبايى روى دوششان انداختهاند. اين فرد با تعجب، اين آراستگى را مخالف شأن امام دانست و علت اين همه
توجه به ظاهر را از امام جويا شد. امام در پاسخ به ايشان فرمود: «من همسرى دارم كه خودش را براى من
مىآرايد، من هم متقابلاً وظيفه دارم خودم را براى اوبيارايم»(1)
دين بنا ندارد بر تمام زيبايىها و زيبايىخواهىها خط بطلان بكشد و انسان را بر سر دو راهى دين يا زيبايى قرار دهد كه انتخاب يكى، به معناى حذف ديگرى باشد. اصلاً نگاه اسلام به زيبايى و زيبايىخواهى چنين نيست. امام صادق عليه السلام مىفرمايد:
لَيسَ لأحدٍ أنْ يَحُدَّ أكثرَ مِنْ ثَلاثةِ ايّامٍ اِلاَّ الْمرأةَ عَلَى زَوجِها حَتّى تَنقضِىَ عِدّتُها.(2)
هيچ زنى نبايد بيش از سه روز [براى همسرش] ترك زينت نمايد، مگر زنى كه شوهرش از دنيا رفته است كه چنين زنى بايد تا پايان عده وفات (چهار ماه و ده روز) زينت را ترك نمايد.
در آموزههاى دينى، نه تنها از زينت نهى نشده، بلكه بر استفاده زنان از زيورآلات تأكيد هم شده است. از امام باقر يا امام صادق عليهماالسلام در مورد زيور طلا براى زنان سؤال شد، ايشان فرمود:
لَيسَ بِه بَأسٌ وَ لا يَنبغي لِلْمَرأةِ اَنْ تُعطِّلَ نَفسَها وَ
لَو أنْ تُعلِّق في عُنُقِها قِلادةً.(3)
استفاده از آن هيچ اشكالى ندارد و سزاوار نيست كه زن خودش را رها كند (از زيور آلات استفاده نكند) هر چند به مقدار آويختن گردنبندى به گردنش باشد.
امام صادق عليه السلام فرمود:
كَانَ عَلىُّ بنُ الحسين عليه السلام يُحلِّي وُلدَه وَ نساءَه بِالذَّهبِ و الْفِضَّة.(1)
امام سجاد عليه السلام فرزندان و همسر خود را با طلا و نقره آراسته مىكرد.
در سيره امامباقر عليه السلام نيز نقل شده كه ايشان هم، زنان و فرزندان خود را با طلا و نقره مىآراست(2)
اسلام دين معتدلى است؛ هم به زيبايى باطنى سفارش مىكند و هم به زيبايى ظاهرى توجه مىدهد. پيامبراكرم (ص) به اصحاب سفارش مىكرد كه به همسرانتان بگوييد در نماز زينت داشته باشند. خداوند در قرآن آشكارا به اين مسئله اشاره مىكند و مىفرمايد: خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ. . . (اعراف: ٣١) در مورد
اين آيه از امام صادق عليه السلام سؤال شد و حضرت فرمود: «مراد از آيه، شانه كردن سر هنگام نماز است»(3)
همچنين از امامباقر عليه السلام درباره همين آيه سؤال شد، حضرت فرمود: «همان لباسهايى را كه در اعياد و جمعهها مىپوشيد همانها را در نماز استفاده نماييد» . (1)در سيره عملى اماممجتبى عليه السلام آمده است كه وقتى براى نماز آماده مىشد، زيباترين لباسها را مىپوشيد. وقتى در اين مورد از ايشان سؤال كردند، فرمود:
إِنَّ اللهَ جَمِيلٌ وَ يُحِبُّ الْجَمالَ فأَتجمَّلُ لِرَبِّي، وَ هُوَ يقول: خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ(2)،
فَأَحَبُّ أَنْ أَلبسَ أَجْوَدَ ثِيابِي. (3)
خداوند زيباست و زيبايى را دوست دارد. پس من خود را براى پروردگارم زينت مىنمايم كه او مىفرمايد: «زينت خود را هنگام رفتن به مسجد برگيريد» . پس دوست دارم زيباترين لباسم را [هنگام نماز] بپوشم.
روايتى از پيامبر (ص) هست كه حضرت به مردان فرمود: «شما ناخنهايتان را كوتاه كنيد. ولى زنان ناخنهايشان را بلند نگه دارند، چون به زن زيبايى
مىدهد» .(4)نكته درخور تأمل درباره توجه به زيبايى در دين، اين است كه معصومان عليهم السلام براى داشتن شادابى و زيبايى، راهكار مىدادند.
امام صادق عليه السلام فرمود:
پيامبر به زنى به نام «ام عطيه» كه آرايشگر بود، گفت: «امعطيه وقتى دخترى را آرايش مىكنى، صورتش را با پارچه پاك مكن، بىشك تكه پارچه، جلوه چهره را مىگيرد» (1)
آيه ٣١ سوره نور كه در مورد حجاب است، به خانمها اشاره مىكند: (وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ) خداوند نمىگويد شما زينت نداشته باشيد، بلكه مىگويد زينت خودتان را براى نامحرم آشكار نكنيد.
از آنجا كه زيبايى و زينت، نوعى نشاط و شادابى به فرد مىدهد و آثار مثبتى در زندگى وى به دنبال مىآورد، اسلام بدان تأكيد كرده است. آنچه در اسلام نهى شده، اين است كه توجه به زيبايى و زيبايىخواهى، هدف نهايى ما در زندگى باشد؛ يعنى تمام تلاش و عمر ما صرف مسئله زينت شود؛ به ويژه زينتى كه براى حيات دنياست.
بنابراين اسلام هرگز ميل به زيبايى و زيبايىخواهى را سركوب نمىكند، بلكه بناى تعديل را دارد؛ چرا كه
اسلام يك دين معتدل است. همانطور كه حضرت على عليه السلام مىفرمايد: «راههاى اسلام همه ميانه است» . (2)از شاهكارهاى دين مبين اسلام اين است كه هميشه راه
اعتدال را پيش گرفته است. دين بنا دارد كه زن را در مسير زيبايىخواهى بهگونهاى هدايت كند كه از حد اعتدال، خارج نشود؛ زيرا افراط و تفريط در امور فردى، اجتماعى، اخلاقى و سياسى، مانند ويروس خطرناكى است كه وقتى به جان بشر بيفتد، قدرت انديشه كردن را از او مىگيرد و موجب مىشود كه فرد رفتارهاى غيرمنطقى از خود نشان دهد؛ به تعبير حضرتعلى عليه السلام كه مىفرمايد:
فَكُلّ تَقصيرٍ به مُضرّ وَ كُلُّ اِفراطٍ لَه مُفسِد.(1)
هرگونه افراط و تفريطى براى بشر زيانآور است و هرگونه زيادهروى، بشر را به فساد مىكشاند.
معضل جدى جامعه ما در رابطه با زينت و آرايش، افراط در اين قضيه است، وگرنه كسانى كه در مسير اعتدال پيش مىروند و ضمن پرداختن به نيازهاى ديگر، به مسئله زيبايى هم، با رعايت حدود شرعى، توجه دارند، از نظر اسلام طرد نشدهاند؛ بلكه فضيلت هم به
حساب مىآيد. خارج شدن از مسير اعتدال، فرومايگى است. آنچه زيبايىخواهى را تبديل به رذيله اخلاقى مىكند، توجه افراطى به آن است؛ چرا كه شأن انسان خردورز، دورى از افراط و تفريط است.
1) نهجالبلاغه، حكمت ١٠٨.
همانطور كه حضرت على عليه السلام فرمود:
«لاتَرى الجاهلَ إلاّ مُفْرِطاً أو مفرِّطا»(1)«نادان را يا تندرو يا كندرو مىبينى» .
حضرت در جاى ديگر مىفرمايد: «ما دنبال اين هستيم كه شيوههاى ميانه را پيدا كنيم» . و نيز مىفرمايد: «ما از آنها نيستيم كه در كارها يا كوتاهى داشته يا دچار فزونىخواهى باشيم» .(2)
سيره ائمه اطهار عليهم السلام اين است كه در مسير تعادل قدم بردارند. گرايش به زيبايى و زيبايىخواهى از جمله مسائلى است كه ممكن است بيشتر در معرض افراط و تفريط قرار گيرد. براى همين، اسلام تدابيرى را براى تعديل اين مسئله بيان كرده است كه در بخش ديگر به آن خواهيم پرداخت.
زيبايى را مىتوان در تقسيمبندى كلى به زيبايى معنوى و مادى تقسيم كرد كه در اينجا به اختصار به شرح آن مىپردازيم:
زيبايى معنوى، به دليل نزديكى آن با روح انسان، از عالىترين درجات و پرجاذبهترين زيبايىهايى است كه در دين و بهويژه در قرآن بر آن تأكيد شده است.
لذت زيبايى معنوى براى انسانهاى صاحب كمال كه از درك عقلانى و ايمان بيشترى برخوردارند، توصيفناپذير است و انسانهاى كمال نيافته نيز از دركش عاجزند؛ به نمونههايى از زيبايى معنوى اشاره مىكنيم:
عقل از مصاديق زيبايى معنوى است. امام حسن عسكرى عليه السلام فرمود: «زيبايى صورت، جمال ظاهرى است و زيبايى عقل، جمال باطنى» .(1)هيچ جمالى زيباتر از عقل نيست.
در نگاه دين، علم از مظاهر زيبايى است. امامعلى عليه السلام مىفرمايد:
«الْعِلْمُ جَمَال»(2)«دانش، زيور و زيبايى انسان است» . علم، زيباست؛ زيرا حياتبخش است و به حيات بشرى زيبايى مىبخشد.
انديشه و نيت زيبا در اعمال و رفتار، از ديگر زيبايىهاى معنوى است. نيت زيبا نشان از نگاه مثبت به جهان است. امامعلى عليه السلام مىفرمايد
: «حُسْنُ النِّيَّةِ جَمَالُ السَّرَائِر»(1)«نيت خوب، زيبايى سيرت ماست» .
امام على عليه السلام مىفرمايد: «حيا وسيله رسيدن به هر زيبايى و نيكى است» .(2)
امام صادق عليه السلام در معناى حيا مىفرمايد:
«اَلحَياءُ نورٌ جَوهرُهُ صَدرُ الايمان»(3)«حيا نورى است كه ذات آن، سرآمد ايمان است» . با صفت زيباى حيا از شخصيت ارزشمندترى برخوردار مىگرديم.
يكى ديگر از زيبايىهاى معنوى كه بارها در قرآن و روايات از آن صحبت شده است، صبر و استقامت است و يكى از نشانههاى بزرگى و زيبايى روح، صبر در برابر حوادث و مشكلات است.
امام على عليه السلام مىفرمايد:
الصّبرُ اَحْسنُ حُللِ الايمانِ وَ أَشرَفُ خَلايقِ
الاِنسانِ.(1)
صبر، نيكوترين زينت ايمان و ارجمندترين خوى انسان است.
قرآن انسان را به صبر دعوت كرده و نتيجه برخوردارى از اين خلق زيباى معنوى را همراهى خداوند با صابران دانسته است. . . وَاصْبِرُوا إِنَّ اللهَ مَعَ الصّابِرينَ (انفال: ۴۶) .
تبسم در هنگام سختىها و مشكلات، بهترين زيبايى معقول را به انسان مىبخشد. بياييد در زيبايىهاى ابتدايى و محدود، توقف نكنيم و به هدفهاى عالى زيبايى معنوى برسيم. بدانيم كه جمال مادى وسيله عروج است نه هدف. اگر زليخا در جمال حسى متوقف شده بود، قطعاً به مراتب بالا نمىرسيد. اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود:
صِيانَةُ المَرْأَةِ أَنْعَمُ لِحالِها وَ أَدْوَمُ لِجَمالِها.(2)
پوشش زن براى او بهتر است و زيبايىاش را پايندهتر
مىسازد.
زيبايى معنوى مقدمهاى براى مشاهده جمال الهى است. سالك الى الله براى مشاهده جلال و جمال الهى، بايد مراحلى را طى كند. زيبايىهاى مادى مجازى، مرحلهاى براى رسيدن به زيبايىهاى معنوى و زيبايىهاى معنوى مرحله ديگر براى صعود به مرحله عشق الهى است. از منظر قرآن تمام زيبايىهايى كه در عالم طبيعت
وجود دارد، به خداوند نسبت داده شده و به يك نقطه ختم مىشوند و همه براى ديدن زيبايى جمال الهى است.
عفاف از مهمترين مصاديق زيبايى معنوى است. به لحاظ اهميت اين زيبايى در زنان، در ادامه به صورت مستقل بررسى خواهد شد.
از آنجا كه انسان داراى دو بعد روحى و جسمى است، آنگاه كه زيبايى با روح انسان ارتباط پيدا كند، زيبايى معنوى مصداق پيدا مىكند و آنگاه كه با جسم انسان ارتباط پيدا كند، زيبايى جسمى و ظاهرى مصداق پيدا مىكند.
در مباحث گذشته به زيبايىهاى معنوى كه مربوط به روح انسان بود اشارهاى شد و در اين قسمت به زيبايىهاى ظاهرى و مادى مىپردازيم.
در فرهنگ زيباشناسى قرآن، افزون بر زيبايى روحى انسان كه خليفه الهى است به زيبايى جسمى وى نيز توجه شده است. در معارف قرآنى به زيبايى زنهاى دنيوى و زنهاى بهشتى (حوريان) اشاره شده است.
فرهنگ قرآن، افزون بر اينكه زن را از جلوههاى زيبايى خلقت دانسته، به جنبههاى احساسى و عشق آفرينى او نيز اشاره كرده است.
عشق، زاييده زيبايى است و زن به عنوان مظهر جمال، عشقآفرين است.
درخور توجه است كه در صورت غلبه مصاديق زيبايى معنوى، فقدان زيبايىهاى ظاهرى و مادى، خيلى نمود ندارد و برعكس اگر زيبايى ظاهرى بدون وجود زيبايى معنوى باشد، سريع رنگ مىبازد و پايدار نمىماند. به همين علت، زيبايى معنوى به زن، زيبايى ماندگار و اصيل مىدهد.
در فرهنگ قرآن افزون بر زن، به مصاديق ديگر از زيبايىهاى مادى، مثل آسمان، جانداران، طبيعت، رنگها و. . . . پرداخته مىشود.
إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الأَرْضِ زِينَةً لَها؛ «ما آنچه را روى زمين است، زينت آن قرار داديم» . (كهف: ٧)
وَ لَقَدْ زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِمَصابِيحَ؛ «ما آسمان پايين [نزديك] را با چراغهاى فروزانى زينت بخشيديم» . (ملك: ۵)
إِنَّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِزِينَةٍ الْكَواكِبِ؛ «ما آسمان پايين [نزديك] را با زيور ستارگان آراستيم» . (صافات: ۶)
وَ تَسْتَخْرِجُوا مِنْهُ حِلْيَةً تَلْبَسُونَها؛ «و زيورى كه آن را بر خود مىپوشانيد [همچون مرواريد] از آن استخراج كنيد» . (نحل: ١۴)
در ادامه اين بحث به مسئله عفاف كه از مهمترين مصاديق زيبايى معنوى زنان است، مىپردازيم.
عفاف از مهمترين مصاديق زيبايى معنوى زنان است. پيامبر اكرم (ص) فرمود:
«العَفافُ زِينةُ النِّساءِ»(1)«عفت، زينت زنان است» .
عفاف، از جمله زينتهاى معنوى است كه آنچنان زيبايى به زن مىدهد كه قابل زوال نيست؛ زينتى پايدار كه نشانه خردورزى فرد عفيف است.
اميرالمؤمنين عليه السلام در اين باره فرمود:
«مَنْ عَقَل عَفَّ» (2)«عاقل، عفت پيشه مىكند» . رعايت عفاف براى همه زيباست به ويژه براى كسانى كه از زيبايى ظاهرى برخوردارند كه زكات زيبايى آنها، رعايت عفاف است. حضرت على عليه السلام در اين زمينه مىفرمايد:
«زَكاةُ الْجَمالِ العَفافُ» (3)«زكات زيبايى، عفاف است» . همانطور كه پرداختن زكات مال، موجب بركت و حفظ مال مىشود، با رعايت عفاف، زيبايى ظاهرى، ماندگار و مايه بركت و خير مىگردد.
عفاف با فتح حرف اول، از ريشه عفت است. «راغب اصفهانى» در مفردات، عفت را اينگونه معنا مىكند: «عفت، پديد آمدن حالتى براى نفس است كه
به وسيله آن از فزونخواهى شهوت جلوگيرى شود» .(1)
«ابنمنظور» در لسانالعرب، عفت را «خويشتندارى از آنچه حلال و زيبا نيست» معنا مىكند.(2)عفاف در لغتنامه دهخدا، به پارسايى و پرهيزكارى معنا شده است(3)و دكتر معين نيز در فرهنگ فارسى معين، عفاف را به همين معنا آورده است.(4)
عفت، نوعى منش و رفتار درونى است، ولى نمود عينى و رفتارى نيز دارد؛ ازاينرو، به فردى عفيف مىگويند كه اين حالت در رفتار او آشكار باشد.
چنانكه از مفهوم واژه عفاف برمىآيد، عفاف معناى بسيار گستردهاى دارد و حيطههاى گوناگونى را شامل مىشود:
عفاف فقط به پوشش و وضع ظاهر و حتى فقط به رفتار انسان خلاصه نمىشود، بلكه ساير عرصههاى وجودى انسان در عرصه ذهن (فكر، انديشه و دانش) و قلب (احساس، گرايش) را نيز در برمىگيرد. البته اين عرصههاى وجودى انسان بر يكديگر تأثير دارند و
عفت اعضاى بيرونى از عفت اعضاى درونى سرچشمه مىگيرد.
عفاف مربوط به عضو خاصى از بدن نمىشود، بلكه همه اعضا و جوارح انسان بايد عفيف باشد. البته عفت هر عضو با ساير اعضا متفاوت است.
عفت چشم به خوددارى از نگاه به نامحرم و عفت شكم به خوددارى از مال حرام است.(1)
عفاف مخصوص زن نيست، بلكه مردان نيز بايد
عفيف باشند. حتى عفت در پوشش و ظاهر نيز علاوه بر زنان در مردان نيز مطرح است. البته طبيعى است كه سطح و نوع پوشش در زن با مرد يكسان نيست.
حجاب از آثار عفت است. با پوشش، حجاب محقق مىشود، ولى تحقق عفاف به صرف پوشش نيست. پوشش همراه با ناز و عشوه، نگاه به نامحرم، پوششى غيرعفيفانه است. عفاف، حالتى درونى است و حجاب به ظاهر و شكل برمىگردد؛ يعنى يكى، ظاهرى و ديگرى، باطنى است. هرچه حجاب و پوشش ظاهرى،
1) ر. ك: ميزان الحكمة، محمد محمدى رىشهرى، ج ٣، صص ٢٠٠۵ - ٢٠٠٩.
مناسبتر باشد، در تقويت و پرورش عفت، اثرگذارتر است. حجاب، ميوه عفاف و عفاف، ريشه حجاب است.
امام على عليه السلام مىفرمايد: «بِالعَفَافِ تَزكُو الاَعمالُ»(1)«با عفاف، اعمال، پاك و پاكيزه مىشود» . بنابراين آنچه سبب تحقق تأثيرهاى حجاب در جامعه مىشود، پوشش عفيفانه است؛ وگرنه پوشش بدون عفاف نمىتواند براى فرد و جامعه، آثار و بركاتى داشته باشد.
متوليان فرهنگى بايد تدبيرى بينديشند كه حريم عفاف و حيا حفظ شود و توجه داشته باشند كه جامعه عفتشكن نمىتواند در برابر هيچ خطرى مصون باشد. به همين دليل، پيامبراكرم (ص) در رهنمودها و نيز سيره
عملى خويش، بر جلوگيرى از اختلاط زن و مرد هنگام رفتوآمد تأكيد داشت؛ زيرا اين مسئله در شكسته شدن حريم عفاف بسيار اثرگذار است. با توجه به اينكه زنان در نماز جماعت شركت مىكردند، روزى پيامبر به يكى از درها اشاره كرد و فرمود: «خوب است اين در را به زنان اختصاص دهيم» .(2)
از امام على عليه السلام نقل مىكنند كه روزى با گروهى از اصحاب نزد رسول الله (ص) بودند. پيامبر از آنان درباره اينكه چه چيز براى زنان بهتر است، پرسيد و كسى پاسخى نداشت. حضرت على عليه السلام به خانه فاطمه عليهاالسلام آمد و
شرح ماجرا را گفت. فاطمه عليهاالسلام فرمود:
خَيرٌ لِلنِّساءِ اَن لا يَرَيْنَ الرِّجالَ و لايَراهُنَّ الرِّجالُ.(1)
براى زنان بهتر است كه مردان را نبينند و همچنين مردان آنها را نبينند.
وقتى حضرت، نزد پيامبر برگشت و ماجرا را بيان كرد، رسولالله (ص) از اين پاسخ حضرت زهرا عليهاالسلام شادمان شد. پيامبر درباره روش عبور زنان از خيابان فرمود:
لَيسَ لِلنِّساءِ مِن سَرَوات الطَّريقِ شَىءٌٌ و لَكِنَّهاَ تَمشِى مِن جَانِبِ الحائطِ وَ الطَّريِقِ. (2)
زنان از وسط كوچه و خيابان نگذرند، بلكه از كنار و حاشيه راه بگذرند.
همچنين پيامبر اكرم (ص) در ماجراى بيعت با زنان، از آنها بيعت گرفت كه با مردان بيگانه خلوت نكنند.(3)خلوت با مردان، حريمشكن است و به دژ مستحكم حيا و عفاف آسيب مىرساند. ازاينرو، پيامبر از زنان درباره اين موضوع بيعت گرفت كه حكايت از اهميت مسئله حفظ حريم عفاف دارد.
كوتاه سخن آنكه عفاف و حجاب، دو واژه در همتنيدهاند كه تفكيك آنها امكانپذير نيست. پوشش، از نشانههاى عفاف است و عفاف بدون پوشش، قابل تصور
نيست. نمىتوان به مرد يا زنى كه عريان يا نيمه عريان در جامعه ظاهر مىشود، عفيف گفت. به هرحال، پوشش، نشانه عفاف است و اساسىترين فلسفه معنوى پوشش در ميان اقوام و ملل، حفظ اين ويژگى است. القاى تفكر تفكيك بين عفاف و حجاب، القايى شيطانى است؛ زيرا فاصله انداختن ميان ارزشها با نمودهاى عينى آن، به معناى نابودى ارزشها به گونهاى زيركانه و مزورانه است. معناى جدايى حجاب از عفاف و تأكيد بر عفت بدون حجاب، چيزى جز گرفتن عفت از زنان نيست. در يك جمله مىتوان گفت كه حجاب، ميوه عفاف است. فردى كه از ملكه عفاف برخوردار است،
مسلماً از درون خويش، پيام پوشش عفيفانه و حجاب را دريافت مىكند.
در برابر طرح نبوى، براى حضور عفيفانه زنان در جامعه، طرح ديگرى شكل گرفت كه رهآورد آن، نابودى عفاف و حجاب در جامعه است. بنيانهاى اين طرح، براساس نفى تمام تفاوتهاى ميان زنان و مردان و تأكيد بر اين تفكر است كه بايد دختران در جامعه آموزشهايى ببينند تا بتوانند همانند مردان نقشهايى را در جامعه به عهده گيرند.
خانواده اساسىترين نهاد جامعه، مورد تهاجم جدى قرار گرفت و نقش مادرى و همسرى كه از مهمترين و
زيباترين نقشهاى عالم است، نقشى سنتى و عاملى براى محدود كردن آزادى زنان مطرح گشت.
بىحجابى و بىبندوبارى در اجتماع، از طرفى سبب تحريك غرايز مردان مىشود و از طرف ديگر ميل و رغبت و انگيزه آنها را نسبت به همسرانشان كاهش مىدهد و به اين ترتيب، بىعفتى اجتماعى سبب تضعيف بنيان خانواده مىشود.
نظريهپردازان اين تفكر، با شعار ستيز زنان با ازدواج، خانواده و مردان و فرزندان، به گمان اينكه خانواده، عرصه سلطهطلبى و استيلاى مردان بر زنان است، به
جنگ اين نهاد طبيعى و هميشه در جريان بشرى رفتهاند. آنان معتقدند كه تربيت فرزندان از سوى مادران و تعهد تماموقت زن براى استحكام پايههاى زندگى زناشويى، تلاشى بىارزش است و بايد وقت و انرژى زنان صرف توليد بازار شود.
اكنون دستاوردهاى اين تفكر را از ديدگاه زنان فرهيختهاى كه از نزديك، آثار اينگونه انديشهها را تجربه كردهاند، بررسى مىكنيم و قضاوت نهايى را به خوانندگان محترم مىسپاريم.
خانم «سوزان فالودى» در كتاب «بكلش» ، درباره اينكه مجموعه اين تلاشها جز بدبختى، ارمغان ديگرى براى زن هويتباخته آمريكايى نداشته است، مىنويسد:
در پشت اين سرور و بزرگداشت پيروزى زنان در آمريكا و در وراى اخبارى كه همواره و بىوقفه تكرار مىشود كه مبارزه براى حقوق زن به ثمر نشست، پيام ديگرى خودنمايى مىكند. اين پيام به زنان مىگويد: «اكنون شما آزاد و برابر هستيد، ولى هيچوقت بدبختتر از اين نبودهايد»(1)
خانم «بتى فريدان» مىگويد:
امروز تنهايى زنان مستقل، سلامتى روانى آنها را
تهديد مىكند. اكنون زنان به يك بحران جديد هويت مبتلا شدهاند كه اسم خاصى ندارد. چطور ممكن است زنانى كه در چنين مشكلات و بحرانهاى بغرنج و خطرآفرينى به سر مىبرند، خوشبخت ناميده شوند؟ ! زنان، افسرده و غمگين هستند، چون آزادند. زنان، اسير و برده آزادى خود شدهاند. حركت و نهضت زنان براى كسب آزادى و برابرى كه بارها در گوش ما زمزمه مىشد، دشمن سرسخت خود زنان شده است.(2)
بشر پس از تجربه ناكامىها و احساس تلخ بدبختى، اندوه، افسردگى و بىهويتى، به تكاپو افتاده است تا علل افول شخصيت انسانى خويش را در اين جامعه مدرن و آزاد جستوجو كند. امروزه در غرب، كسانى
برخاستهاند كه چشم خويش را نمىتوانند بر اين حقايق ببندند. ازاينرو، جنبشى به راه انداختهاند تا به جنگ انديشههاى مخالف طبيعت و سرشت انسانى بروند.
ناكامىهاى انسان در عصر حاضر، تجربه قرنها روىگردانى از دين، اخلاق و فطرت آدمى است. شكست مدرنيته در ادعاى بىنيازى از دين و آشفتگىهاى ناشى از انديشههاى ضددينى و اخلاقى، موجب شده است كه
حريصانه به دنبال راهى براى نجات از اين همه سردرگمى باشد. او، امروز گمشده خود را در بازگشت به سرشت خويش و مذهب مىجويد.
نويسنده كتاب «نابودى عفاف، ارمغان فمينيسم» مىگويد: «دليل روآوردن بسيارى از افراد به مذهب، يافتن زندگى جديد است» . او گرهخوردن به امور قدسى را امرى مهم مىداند و نتيجه مىگيرد: «در حضور قدسى بايد خود را پوشاند»(1)
اين نويسنده در جايى ديگر مىگويد: «در آمريكا، انقلابى در بازگشت به پوششهاى عفيفانه در حال شكلگيرى است» . همچنين در مقالهاى در مجله «تايم» ، به تاريخ جولاى ١٩٨٩م از موج عظيم حركت به سوى عفت و محافظهكارى سخن به ميان آمده است و بر
1) فمينيسم در آمريكا تا سال ٢٠٠٣، ص ٨۵.
اساس گزارش اين روزنامه، تقاضا براى لباسهاى پوشيده، سال به سال افزايش مىيابد.(1)
خانم «دايان پاسنو» ، نويسنده كتاب «فمينيسم، راز زندگى يا اشتباه» و مدير مؤسسه مطالعات خانواده مىنويسد:
به نظر ما، تلاش براى كنار گذاشتن خداوند، در جهت حذف آرا و قوانين اخلاقى از جامعه، كارى بيهوده و بىمعناست و نتايج اسفبارى چون افزايش
تعداد مادران مجرد، پدران غايب، ايدز، ادبيات و فرهنگ شهوانى و سقطجنين دارد. بايد به زنان بگوييم خداوند، راه نجات را كه ارج نهادن به كرامت انسانى است، در شما نهفته است. اگر براى كسب ارزش و شأن به نهضت فمينيسم متوسل شويد، جز نااميدى بهرهاى نخواهيم برد.(2)
من به آنچه فمينيستها ارائه مىدهند، اعتراض دارم. سعادت و شادمانى حقيقى انسان جز از طريق ارتباط با خداوند ميسر نيست. امروز روز نبرد زنان مؤمن است. اگر خداوند را بخوانيد، به شما پاسخ خواهد داد. از ياد نبريد كه نبرد حقيقى را خداوند رهبرى مىكند و شما در سپاه او، سرباز كوچكى هستيد.(3)
مجال براى پرداختن به اينگونه باورها و
رويكردهاى انديشمندان غرب نيست، ولى همين مقدار كافى است تا بدانيم رويكرد زنان مسلمان اروپا، بهويژه فرانسوىها به حجاب، رويكردى دينى و اخلاقى است. دختر باحجاب فرانسوى، به هيچ قيمتى حاضر نيست حجاب خويش را كنار گذارد، زيرا دريافته است كه ارزشها و هنجارهاى دينى، يگانه راه سعادت و هدايت اوست و براى فرار از سرگشتگى و سرشكستگى، يگانه عنصر هويتبخش و عزتآفرين، آموزههاى دينى و در رأس آنها، عفاف است.
نظر به اهميت حريم عفاف زنان كه مهمترين عامل بازدارنده زنان از زشتىهاست، در آموزههاى دينى تدابيرى براى حفظ اين حريم انديشيده شده است:
در تعاليم اسلام، جهت حفظ بنيان خانواده و جلوگيرى از بىعفتى زنان شوهردار، به مردان توصيه شده است كه خود را براى همسرانشان آراسته كنند تا نظر آنان به مردان نامحرم نباشد.
امام رضا عليه السلام در اين مورد مىفرمايد:
تَهيئَةُ الرَّجلِ لِلمرأةِ يَزيدُ فى عِفَّتها. . .(1)
آراستگى شوهر براى زن، عفت زن را زياد مىكند و
1) بحارالانوار، ج ٧۶، ص ٣٠٧.
زنان ترك عفت كردند، چون همسرانشان، آراستگى را براى آنها ترك كردند.
همچنين «حسن بن حميم» مىگويد:
از امام رضا عليه السلام در مورد علت خضاب كردن ايشان سؤال كردم حضرت فرمود: «زن دوست دارد تو را آراسته ببيند؛ همانطور كه تو دوست دارى او را آراسته ببينى. همانا كمتوجهى شوهر در آراستگى،
زن را از عفاف به فسق خارج مىكند»(1)
امام رضا عليه السلام در مورد دليل خروج زنان بنىاسرائيل از حريم عفاف مىفرمايد:
به درستى كه زنهاى بنىاسرائيل از عفاف خارج شدند و مرتكب گناه گرديدند و خارج نكرد آنها را مگر كمى آراستگى همسرانشان.
همچنين فرمود: «زن از تو همان چيزى را مىخواهد كه تو از او مىخواهى» .(2)
بسيارى از زنان براى جلب توجه مردان نامحرم به بىحجابى روى مىآورند. چنانكه مردان عفت چشم پيشه كنند و با نگاههاى خود زنان را بر بىحجابى ترغيب نكنند، يكى از عوامل جلوهگرى و خودنمايى زنان از بين مىرود.
برخورد مردان با زنان بدحجاب در محيط و تعاملات اجتماعى در تداوم رفتار آنها بسيار مؤثر است. برخى از مردان با خوشرفتارى و ملاطفتهاى بىجا با زنان بدحجاب ناخواسته آنها را بر بدحجابى تشويق مىكنند و در مقابل زنان با حجاب را از عفت و حجابشان
سرخورده مىكنند به طورى كه به مرور بىحجابى زنان به عاملى براى امتيازگيرى آنها از مردان در روابط اجتماعى منجر مىشود و زنان عفيف و با حجاب منزوى و مطرود مىشوند.
مثلاً ميوهفروشى را تصور كنيد كه با زنان بدحجاب بسيار خوشبرخورد است و اجناس مرغوب را در اختيار آنها قرار مىدهد، ولى با زنان باحجاب به سردى برخورد مىكند
مفسر بزرگ قرآن، آيتالله «جوادىآملى» مىفرمايد:
نعمتهاى ظاهرى، ابزار شيطنت است. شيطان براى فريب و اغواى انسانها، همين نعمتهاى ظاهرى را تزيين كرده، ابزار اغواى انسانها قرار مىدهد: لأَُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الأَرْضِ وَ لأَُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ (حجر: ٣٩) ، وَ لأَُضِلَّنَّهُمْ وَ لأَُمَنِّيَنَّهُمْ (نساء: ١١٩) او با تزيين و زيبا
جلوهدادن نعمتها و زيورهاى دنيا، انسان را گرفتار تمنّيات و آرزوهاى دور و دراز مىكند.
قرآن كريم زينتهاى ظاهرى، مانند باغ و بنا را مايه آرايش زمين مىداند و ابزار آزمايش انسان، نه مايه آراستگى انسان، و آن را ناپايدار معرفى مىكند: إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الأَرْضِ زِينَةً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً * وَ إِنَّا لَجاعِلُونَ ما عَلَيْها صَعِيداً جُرُزاً (كهف:٧و ٨) زيرا هر يك از نعمتها و مناصب دنيوى، چنانكه فصل خرمى و بهارى دارد، فصل پژمردگى و خزانى نيز در پى دارد. پس زينتهاى ظاهرى، زينت زمين است و سرانجام نيز پژمرده شده، به اجزاى زمين تبديل مىشود.
اما زينت انسان از نظر قرآن كريم «ايمان» است: وَ لكِنَّ اللهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الإِْيمانَ وَ زَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَ كَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْيانَ. (حجرات:٧) بنابراين، فريفتگان زينت زمين، تحت ولايت شيطانند و گرويدگان به ارزشهاى معنوى، تحت ولايت رحمان.
تشخيص «زينت ارض» از «زينت قلب» چندان دشوار نيست، اما انسان بر اثر اغواى شيطان، گاهى نقمت را نعمت پنداشته، به آن دل خوش مىدارد؛ مانند اينكه گروهى نفاق و بيماردلى و بريدن از امت اسلامى و كنارهگيرى از جهاد را نعمت مىپندارند.(1)
1) تسنيم، عبدالله جوادى آملى، ج ١، ص ۵٢٩.
اين هشدار خيلى جدى قرآن است كه اگر تمام همّ و غمّ ما متوجه زينتهاى دنيوى باشد، نصيب ما را از آخرت كم مىكند. طبيعى است خانمى كه تمام همّ و غمش متوجه انواع و اقسام لباسهاى زيبا، مدها، آرايشها و. . . باشد، ديگر فرصتى ندارد تا به آخرت
بينديشد و رهتوشهاى براى حيات اخروى تهيه كند. ولى وقتى ما باور داريم كه دنيا و زينتهاى آن، كاملاً زودگذر است و همه اينها مانند پلى است كه بايد از آن بگذريم و جايگاه اصلى ما در حيات ابدى است، آنگاه فريفته و دلبسته نعمتها و زينتهاى دنيوى نخواهيم شد.
بايد توجه داشته باشيم كه خداوند زينتهاى مادى را وسيله آزمايش انسانها معرفى كرده است تا روشن شود چه كسى شايستهترين عمل را انجام مىدهد:
إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الأَرْضِ زِينَةً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً (كهف: ٧)
ما آنچه را روى زمين است، زينت آن قرار داديم تا آنها را بيازماييم كه كدام يك داراى بهترين عمل هستند.
زمين، سرشار از زينت است و براى انسان آفريده شده است تا مايه آزمونش باشد. مقصود آيه كريمه اين است كه آدميان را خواهيم آزمود كه كدام يك از اين زينت، بهرهاى صحيح مىبرند؛ زينتى كه براى انسان
مهيا گشته است تا با همه توان در راه عبادت خدا بكوشد. پس در اين راه، او همواره آزموده و ارزيابى خواهد شد.
بايد دانست كه خداوند، احساس زيبايى را مدخلى براى ايمان انسان قرار داده است. بنابراين تمام انسانها
بايد ببينند كه محبوب آنان كدام يك از زينتهاست. آيا چهرههاى زيبا و زينتهاى آنان، او را به خود مشغول نموده و دلهايشان را مىربايد و به تجملپرستى، مدگرايى افراطى و تقليدى، خودآرايى در جامعه و تحريك شهوات و هوسهاى پليد، بسنده كرده يا زيبايىهاى معنوى، آنان را شيفته نموده است.
در اين آزمايش الهى، شخصيت حقيقى افراد و ميزان عقل و خردمندى، ايمان، اخلاق، اراده و استقامت آنان روشن مىگردد كه آيا دل به باقى مىسپارند يا فانى؟ آيا در استفاده از زيورهاى مادى، ميانهروى را پيشه خود مىكنند يا دچار افراط و تفريط مىشوند؟ آيا زنان با خودآرايى در خانه، به زندگى، حرارت، نشاط، صفا و صميميت بخشيده و بنيان خانواده را مستحكم مىنمايند يا به خودنمايى و جلوهگرى در جامعه و تحريك شهوتها و ربودن دلها مشغول مىشوند. آيا به زندگى زودگذر دنيا به جاى آخرت راضى شدهاند؟ ! فَما مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا فِي الآخِرَةِ إِلاَّ قَلِيلٌ (توبه: ٣٨) . در اين صورت، متاع دنيا در مقايسه با آخرت، بسيار كم است.
جوان، شيفته اظهار وجود و دلباخته ابراز لياقت و شايستگى است. براى جوان، اثبات شخصيت اجتماعى، مطبوعترين و شيرينترين لذت روحى است و براى
رسيدن به آن از هيچ تلاش و كوششى، دريغ نمىكند. او دوست دارد در جامعه مقبول و مورد توجه باشد و سعى دارد از راهِ خوبْ لباس پوشيدن، خوب حرفزدن و رعايت آداب معاشرت و امثال آن، به اين مهم برسد. در دين به اين تمايل جوانان، به ويژه دختران توجه شده و مورد هدايت قرار گرفته است. در حقيقت منشأ شخصيت، مقبوليت و بزرگى، خرد و دانش است و رشد همه خوبىها و نيكىها در ميزان عقلانيت و خردورزى است.(1)
رسول گرامى اسلام (ص) مىفرمايد: «همه خوبىها و نيكىها بهوسيله عقل، نصيب انسان مىشود» . (2)انسان در پرتو عقلانيت است كه مىتواند به مصاديق زيبايى و راههاى مقبوليت برسد. انسان به وسيله عقل است كه مىتواند در رابطه با كيفيت لباس پوشيدن، حرف زدن، آرايش كردن و. . . به نتايج مطلوب برسد و از افراط و تفريط مصون بماند؛ چرا كه اعتدال در توجه به ظاهر،
نشانه خردورزى انسان است. آموزههاى دينى از تمايل جوانان و زيبايىدوستى در محدوده عقل و شرع، حمايت مىكند.
علت تأكيد بزرگان دينى بر توجه به حس زيباخواهى دختران جوان، اين است كه توجه به اين احساس فطرى به تكامل ذوق و شكفتن احساسات جوان كمك مىكند و او را به سوى پيشرفتهاى روحى و عاطفى حركت مىدهد. البته اسلام از توجه افراطى به ظاهر و غفلت از زيبايىهاى باطن، نهى كرده است و توقف صددرصد در زيبايى ظاهرى از نظر دين مطرود است. اسلام مىخواهد زن جوان، ضمن توجه به ظاهر، به جمال عقل، علم، هنر و اخلاق هم توجه نمايد و اين مؤلفههاست كه زيبايى ماندگار و ستودنى به جوان مىدهد.
اسلام براى هدايت حس زيباگرايى انسانها به ويژه زنان، تدابيرى انديشيده است كه به دو تدبير آن اشاره مىگردد:
نخستين تدبير اسلام اين است كه نگاه ما را نسبت به زيبايى و اينكه زيبايى را منحصر به زيبايىهاى ظاهرى بدانيم، تغيير مىدهد. اين معنا يك گستره وسيعترى از
زيبايى را پيش روى ما قرار مىدهد تا فقط به زيبايىهاى ظاهرى نپردازيم. ازاينرو يكى از آموزههاى دينى براى تعديل اين مسئله، توجه به زينتهاى باطنى است؛ همانطور كه حضرتعلى عليه السلام مىفرمايد:
«زينَةُ الْبواطِنِ اَجملُ مِن زينَةِ الظَّواهرِ»(1)«زيبايىهاى باطنى زيباتر از زيبايىهاى ظاهرى است» .
تمام همّ برخى خانمها اين است كه زيبايىهاى ظاهرى را به شكل افراطى در خودشان ايجاد كنند؛ انواع و اقسام طلاها، لباسهاى با مد جديد. اما خانمهاى فرهيختهاى كه از زيبايىهاى باطنى، مثل قدرت تعقل، فهم، موقعيت علمى، اجتماعى، ايمان و عفاف برخوردارند، مقبولترند. خانمى كه تمام زيبايىهايش منحصر در زيبايىهاى ظاهرى است، اگر نتواند درست سخن بگويد و با ديگران تعامل خوبى برقرار كند و حتى آداب معاشرت را رعايت نكند، اين زيبايىهاى ظاهرى رنگ مىبازد. ولى خانمى كه به زيبايىهاى باطنى هم توجه دارد، هرچه بيشتر با افراد ارتباط برقرار مىكند، در ديدگاه آنان عظمت بيشترى مىيابد. اين دقيقاً كلام حضرتعلى عليه السلام است كه مىفرمايد:
«زِينَةُ الْبَواطِنِ أَجْمَلُ مِنْ زِينَةِ الظَّواهِر» .(2)
اين زينتهاى باطنى شما را زيباتر مىكند و اين
زيبايى، ماندگارتر است و زيبايى ماندگار، عظمت شخصيتى به شما مىدهد. در حالىكه زينتهاى ظاهرى واقعاً عظمت شخصيتى به فرد نمىدهد. در فرهنگ قرآن
هم اين مسئله مورد تأكيد قرار گرفته است.
مفسر بزرگ، آيت الله جوادى آملى مىفرمايد:
خداوند ٩٩% زيبايى ممكن را در عالم هستى به حضرت يوسف دادند. جالب اينكه وقتى خداوند مىخواهد در قرآن ايشان را وصف كند و حرفى از ايشان به ميان بيايد، تمام زيبايى را در قدرت برهان ايشان بيان مىكند. اصلاً حرفى از زيبايىهاى ظاهرى حضرت يوسف به ميان نمىآورد. آنچه قرآن به تجليل و توصيف آن مىپردازد، قدرت برهان، استدلال و خود نگهدارى حضرت يوسف است.(1)
ازاينرو ما هم اگر ضمن توجه به زيبايىهاى ظاهرى در محدوده شرع به زيبايىهاى باطنى همچون خردورزى، عفاف، حيا و علم توجه كنيم، مسير اعتدال را طى كردهايم.
تدبير ديگر اسلام اين است كه پيشنهاد مىكند در خانه خودتان و براى شوهرانتان زيبا بپوشيد. از رنگهاى متنوع استفاده كنيد. زينت داشته باشيد و
1) ر. ك سىدىهاى تفسير آيتالله جوادى آملى، ذيل آيه ٣۴ سوره يوسف.
آرايش كنيد.
آنچه آسيبزاست، آرايشهاى نامناسب در جامعه است. جامعه، عرصه كار و تلاش است. عرصه عمومى،
عرصه خودنمايى و جلوهگرى نيست. اسلام با ويترين شدن خيابانها و عروسك شدن دختران مخالف است؛ زيرا جامعه را آلوده مىسازد. همانطور كه از ورود و عرضه غذاى آلوده جلوگيرى مىشود، بايد هر آنچه فضاى عمومى را آلوده مىسازد، به صورت يك قانون كلى اجتماعى، ممنوع گردد. آنچه اسلام نمىپسندد اين است كه اين مظاهر زيبايى و زيبايىخواهى از عرصه خصوصى به عرصه عمومى كشيده شود كه در اين صورت، براى جامعه آسيبزا مىگردد؛ زيرا حركت جامعهاى را كه بايد پويا، پرتحرك و در مسير رشد و توليد علم قرار بگيرد، از كار مىاندازد و دچار اختلال مىكند. خانوادهها را هم دچار آسيب مىكند؛ زيرا حضور خانمها در خيابان با رنگها و مدلهاى مختلف و آرايشهاى گوناگون، آنچنان ذهن مردان را به خود جلب مىكند كه ديگر همسرانشان به نظر نمىآيند و در نتيجه زمينه كمتوجهى به همسرانشان ايجاد مىشود. به سبب وجود چنين آسيبهاى اجتماعى، اسلام مىگويد شما اين ميل به زيبايى و زيبايىخواهى را در عرصههاى خصوصى و محدودههايى كه نامحرم وجود ندارد، تأمين كرده و به آن پاسخ دهيد.
در اسلام روايتهاى زيادى داريم كه زنان و مردان را به آراستگى سفارش مىكند. بنابر روايتى،
امامصادق عليه السلام فرمود: «سه چيز نياز زن و شوهر است. . .» ، از جمله آنها حضرت مىفرمايد:
زن نياز دارد كه شوهرش در مقابل او آراسته و زيبا ظاهر شود؛ همانطور كه مرد نياز دارد زن در مقابل او آراسته باشد.(1)
توجه به اين نياز در محيط خانواده باعث مىشود كه هم آن حس زيبايىخواهى تأمين شود، هم بنيانهاى خانواده مستحكم گردد؛ زيرا همه عواطف در درون خانه مصرف مىشود و همه زيبايىها را زن و شوهر از يكديگر مىبينند و مىدانند.
1) بحارالانوار، ج ٧٨، ص ٢٢٧.
با نگاهى به منابع روايى درمىيابيم كه اسلام به آرايش كه از اسباب رسيدن به زيبايى است، توجه بسيار كرده است.
سه زن محضر رسولخدا (ص) رسيدند و از شوهران خود شكايت كردند. يكى از آنان درباره خوددارى شوهرش از بوى خوش گله داشت. رسولخدا (ص) بىدرنگ درحالىكه از روى ناراحتى، ردايش روى زمين كشيده مىشد، از خانه به مسجد رفت و بر منبر آمد و فرمود:
چه مىشود گروهى از ياران مرا كه ترك گوشت و بوى خوش و زن كردهاند؟ ! همانا من هم گوشت
مىخورم و هم بوى خوش بهكار مىبرم و هم از زنان بهره مىگيرم و هركس از [شيوه و طريق] من اعراض كند، از من نيست. ١(1)
1) اصول كافى، ج ۵، ص ١١٩.
هنگامىكه رسول خدا (ص) نزد اصحاب مىرفت، به آينه نگاه مىكرد، موهاى خود را شانه مىزد و مرتب مىكرد و مىفرمود: «خداوند دوست دارد وقتى بندهاش به حضور دوستان خود مىرود، خود را آماده و زيبا سازد» .(1)
قرآن كريم مىفرمايد:
يا بَنِىآدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَ كُلُوا وَاشْرَبُوا وَلا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ (اعراف: ٣١)
اى فرزندان آدم! زينت خود را در هنگام رفتن به هر مسجدى، با خود برداريد و [از نعمتهاى الهى] برگيريد و بخوريد و بياشاميد. ولى اسراف نكنيد كه خداوند مسرفان را دوست نمىدارد.
در اين آيه مراد از زينت، مىتواند هم زينت جسمانى، مانند پوشيدن لباس مرتب و استعمال عطر و هم زينت معنوى، مثل خلوص يا هر دو باشد. آنچه آيه كريمه به آن توجه مىدهد اين است كه مواظب باشيد اسراف نكنيد؛ چراكه طبع زيادهطلب انسان، به جاى
استفاده عاقلانه و معقول، راه تجمل و اسراف را پيش مىگيرد.
در آيه بعد همين سوره با لحنى اعتراضآميز درباره كسانى كه زينتهاى الهى را تحريم مىكنند و آن را
1) ميزان الحكمه، ج ١، ص ۴١۴.
نشانه زهد مىدانند، مىفرمايد:
قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَالطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِىَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِى الْحَياةِ الدُّنْيا. . . (اعراف: ٣٢)
بگو: چه كسى زينتهاى الهى را كه براى بندگان خود آفريده و روزىهاى پاكيزه را حرام كرده است؟ ! بگو اينها در زندگى دنيا، براى كسانى است كه ايمان آوردهاند [اگر چه ديگران نيز با آنها مشاركت دارند، ولى] در قيامت، فقط براى مؤمنان خواهد بود.
همچنين اسلام، زنى كه خود را براى شوهرش نمىآرايد، سرزنش كرده است. يكى از زنان پيامبر مىگويد:
قال رسولالله (ص) لبعض نسائه:
ما لى اراك شَعْثاءَ مَرْهاءَ سَلْتاءَ.(1)
پيامبر (ص) به بعضى از همسرانش فرمود: چرا تو را ژوليده و بىسرمه و بىخضاب مىبينم.
در آموزههاى دينى نه تنها به آراستگى زن تأكيد
شده است، بلكه مردان را هم سفارش به رعايت نظافت و آراستگى ظاهر نمودهاند. رسول گرامى اسلام (ص) فرمود:
پاكيزه باشيد و خودتان را شبيه يهود نكنيد.
1) بحارالانوار، ج ۶٧، ص ١٢٢.
زنان يهودى كه زناكار شدند، بدان جهت بود كه شوهرانشان كثيف بودند و كسى به آنها رغبت نمىكرد.(1)
ازاينرو، در آموزههاى دينى تأكيد شده است كه خودتان را پاكيزه كنيد تا زنانتان به شما متمايل گردند. اهتمام رسولخدا (ص) به زينت و آرايش زنان براى همسرانشان، نشاندهنده وجود مصالح فردى و اجتماعى است؛ زيرا شارع مقدس، قوانين و دستورهاى دينى را براساس مصالح فردى و اجتماعى وضع مىكند و در هر امرى كه مصلحتى وجود داشته باشد، احكام متناسب را بهصورت واجب يا مستحب صادر مىكند.
مراد از آراستگى ظاهر، همانا پاكيزه و مناسببودن وضع ظاهر است. بخشى از آراستگى ظاهر به كيفيت پوشش مربوط مىشود.
دين مقدس اسلام، ضمن پذيرش آراستگى، درباره
چگونگى آراستن ظاهر زن و مرد مسلمان، احكام مشخصى دارد كه به وسيله اين احكام حدود آن را تعيين مىكند و مشخصكردن حدود آراستگى، دلالت بر پسنديدگى اين امر به صورت ضابطهمند دارد.
1) بحارالانوار، ج ۴٢، ص ١٧٣.
پيامبر اكرم (ص) مىفرمايد:
إِنَّ اللهَ تَعالى يُحِبُّ مِنْ عَبْدِهِ إِذا خَرَجَ إِلَى إِخْوانِهِ أَنْ يَتَهَيَّأَ لَهُمْ وَ يَتَجَمَّل.(1)
همانا خداوند دوست دارد وقتى بندهاش نزد برادران خود مىرود، خود را آماده كند و بيارايد.
امام صادق عليه السلام در اين رابطه، دليل آراستگى خود را چنين مىفرمايد:
أَلْبَسُ وَ أَتَجَمَّلُ فَإِنَّ اللهَ جَمِيلٌ يُحِبُّ الْجَمالَ وَ لْيَكُنْ مِنْ حَلال.(2)
مىپوشم و خود را مىآرايم؛ زيرا خداوند زيباست و زيبايى را دوست دارد، ولى بايد از حلال باشد.
آراستگى امرى پسنديده است. آراستگى در ظاهر، نظم در پوشش، نظافت شخصى و. . . از انضباط درونى و نظم فكرى افراد ناشى مىگردد. آراستگى ظاهرى، نقش مهمى در جاذبه ظاهرى فرد و تا حدودى، نشان از باطنى به دور از آشفتگى دارد. آراستگى، عاملى براى آرامش روحى و روانى است و نشان از وقار شخصيت افراد
است؛ به ويژه اگر اين آراستگى ظاهرى به همراه رسيدگى به درون و آراستگى باطن باشد موجب تعادل شخصيت آدمى و نفوذ فرد در دل ديگرى مىشود و محبوبيت را افزايش مىدهد. آنچه از نظر اسلام مذموم
است، حضور در مجامع عمومى و در برابر نامحرمان با آرايش نامناسب است؛ چرا كه اسلام با هرچه زمينه گناه و آلودگى را در جامعه فراهم مىسازد، مخالف است و بىشك، آرايش در فضاى عمومى، از عوامل زمينه ساز فساد و تباهى اخلاقى و ارزشهاى دينى است. بهطور كلى بايد گفت اسلام با هرچه حريم عفاف و حيا را تهديد مىكند، مخالف است. ازاينرو از ديد اسلام آراستگى امرى پسنديده است، ولى آرايش كردن دختران و خانمها در صورتى كه در معرض ديد نامحرمان قرار بگيرند، جايز نيست. اما در ميان همسران و زنان اشكال ندارد. از منظر دين، زنانى كه با آرايش و زيبايى در فضاى عمومى جامعه، زمينه آلودگى را فراهم سازند، مورد لعن و نفرين خدا و ملائكه قرار مىگيرند.
امامصادق عليه السلام از رسول خدا (ص) روايت مىكند:
أَيُّ امْرَأَةٍ تَطَيَّبَتْ ثُمَّ خَرَجَتْ مِنْ بَيْتِهَا فَهِيَ تُلْعَنُ حَتَّى تَرْجِعَ إِلَى بَيْتِها مَتَى ما رَجَعَت.(1)
هر زنى كه عطر بزند و سپس از خانه خارج شود، لعنت
بر او فرستاده مىشود تا زمانى كه به خانه بازگردد.
افزون بر آراستگى ظاهرى، آراستگى ديگرى را نيز مىتوان مطرح كرد كه آراستگى روحى است. پاكيزگى
1) كافى، ج۵، ص ۵٠٧.
روح و آراستن باطن، اصلىترين زينت است. علم، حكمت، ادب، از نشانههاى آراستگى روحى است، چنانچه از آراستگى انديشه در منابع دينى به زيبايى روحى نام برده شده است.
همچنين آراستگى در گفتار، دشنام ندادن، تهمتنزدن، آبرو نبردن و. . . از نشانههاى ديگر آراستگى روح است كه در روايات متعدد به آن اشاره شده است و در اين نوشتار، مجال پرداختن به آن وجود ندارد.
خودنمايى، گرايش افراطى در حوزه آراستن است؛ به اين معنا كه هر چيزى كه در حوزه زيبايى قرار مىگيرد اگر به شكل افراط عمل شود، به عنوان خودنمايى مطرح مىشود؛ چنانكه شلختگى، تفريط در حوزه خروج از اعتدال و تناسب است. شيفتگى و شلختگى به يك اندازه مذموم و ناپسند است. كسى كه از اعتدال، بيرون مىرود و رفتارش بهگونهاى است كه
شلختگى در آن نمودار مىشود، در حقيقت رفتار نابهنجارى را از خود بروز مىدهد.
در آموزههاى قرآنى، انسان كامل در حوزه شناختى، اخلاقى و هنجارى، انسانى معتدل است كه در همه حوزهها رفتارى ميانه از خود بروز مىدهد. در تعبير و
تفسير قرآن، امت نمونه نيز امتى معتدل است. ازاينرو زنان حجگزار ايرانى كه نمايندگانى از «امت ميانه» هستند بايد به اين رسالت خود توجه داشته باشند كه هرگونه افراط و تفريط آنها در حوزههاى اخلاقى و رفتارى، مىتواند به معناى خروج از دايره انسان كامل و امت نمونه باشد و اعتبار امت اسلامى را زير سؤال ببرد.
مسئله زياد آرايش كردن خانمها، در كشورهاى جهان سوم به بحران تبديل شده است. زراندوزان جهانى براى پركردن جيب خود، با القاى افراطى زيبايى ظاهرى زنان، نهضتى را به راه انداختهاند كه به زنان چنين تلقين مىكند كه شما بدون زيبايى ظاهرى در جامعه جايى نداريد و براى زيبا بودن بايد از لوازم آرايش استفاده كنيد.
در حالىكه در كشورهاى غربى، مسئله آرايش كردن غالباً مربوط به زنانى است كه شادابى پوست خود را از دست دادهاند؛ يعنى فقط خانمهاى مسن براى رفع
اين مشكل رو به آرايش مىآورند. در بين خانمهاى جوان و تحصيل كرده در كشورهاى غربى، شيك بودن در استفاده زياد از لوازم آرايش نيست.
خانم «ارين فلاهرتى» كه مالك يك سالن زيبايى است، يك قانون ويژه دارد و آن اين است كه
مشترىهاى ثابت اين خانم بايد هرازگاهى يك هفته را بدون لوازم آرايش سپرى كنند. به گفته او بهتر است هر چند وقت به پوست صورت فرصتى براى تنفس داد. به نظر وى همانطور كه استفاده از لوازم آرايش مىتواند جذاب باشد، استفاده نكردن از آنها نيز مىتواند موجب ايجاد اعتماد به نفس و همچنين سلامت پوست شود. او مىگويد: «اين روزها شيك بودن ديگر در استفاده زياد از لوازم آرايش نيست، بلكه در سادگى است» . خانم ارين فلاهرتى مىگويد:
ما در سالن زيبايىمان سعى مىكنيم براى مشترىها از حداقل لوازم آرايش استفاده كنيم و آنها را تشويق كنيم در خانه هم كمتر از اين مواد استفاده كنند. به نظر بسيارى از مشتريان حجم كمتر كرمها و پودرها در صورت، موجب زيبايى بيشتر هم مىشود. از طرفى، وقتى خانمها مجبور نيستند تا هر روز زمان زيادى را نگران استفاده از كرمهاى شل و آبكى يا پودرهاى عطسهآور گران قيمت باشند تا زيبا به نظر
برسند، بيشتر وقت دارند تا به خود زندگى برسند.(1)
از آنجا كه در امر زينت، مصالحى براى انسان، بهويژه زنان نهفته است، شارع مقدس آن را مستحب
1) فصلنامه پيام زن، ش ٧۵، خرداد ١٣٧٧.
دانسته و حدودى را براى آن بيان كرده است. شرع مقدس، حتى به زنان شوهردارى كه عزيزان خود را از دست دادهاند و عزادارند، بيش از سه روز اجازه ترك زينت براى شوهر را نداده است. پيامبر (ص) فرمود:
لا يَحلّ لاِمرَأةٍ تؤمِنُ باللهِ وَاليَومِ الآخِر اَن تَحُدَّ عَلَى مَيّتٍ فَوقَ ثَلاثِ لَيالٍ إلاّ عَلَى زَوجها اَربَعَةَ اَشهُرٍ وَ عَشرا.(1)
براى زنى كه به خدا و روز جزا ايمان دارد، جايز نيست براى مردهاى بيش از سه روز زينت را ترك كند، مگر براى [فوت] زوج خود كه واجب است چهار ماه و ده روز آرايش نكند.
پيامبر نه تنها مخالف زيبايى و آرايش نبود، بلكه بر آن تأكيد مىورزيد و حتى رهنمودهايى نيز براى زيباسازى داشتند كه اين رهنمودها به خوبى نمايانگر جايگاه آرايش و زيبايى از ديدگاه رسولخدا (ص) است. در اين قسمت، به بيان نمونههايى از اين موارد مىپردازيم.
امام صادق عليه السلام فرمود:
پيامبر (ص) به زنى به نام امعطيه كه آرايشگر بود، گفت: «اى امعطيه، وقتى دخترى را آرايش مىكنى، صورتش را با پاره پارچه پاك مكن. بىشك، تكه پارچه، جلوه چهره را مىگيرد» .(2)
اين جريان نشاندهنده توجه رسولخدا (ص) به آرايش و زيبايى بهداشت پوست براى حفظ زيبايى است.
رهنمودهاى حضرت محمد (ص) درباره مظاهر زينت، بسيار جالب است. امام صادق عليه السلام نقل مىكند كه پيامبر (ص) فرمود: «عطر زنانه بايد خوشرنگ و داراى بوى ملايم باشد و عطر مردانه بايد كمرنگ و از بوى تندى برخوردار باشد» .(1)
همچنين پيامبر (ص) درباره زينت و آرايش، به تفاوت ميان زن و مرد توجه ويژهاى داشت. همچنين به مردان دستور مىداد ناخن خود را كوتاه كنند و به زنان مىفرمود: «ناخن خود را كوتاه نكنيد و براى زينت، كمى ناخن خود را بلند نگهداريد» .(2)
امام صادق عليه السلام مىفرمايد:
رَخَّصَ رَسُولُ اللهِ (ص) لِلْمَرْأَةِ أَنْ تَخْضِبَ رَأْسَها
بِالسَّوادِ، قالَ وَ أَمَرَ رَسُولُ اللهِ (ص) النِّساءَ بِالْخِضَابِ ذاتَ الْبَعْلِ وَ غَيْرَ ذاتِ الْبَعْلِ، أَمّا ذاتُ الْبَعْلِ فَتَزَيَّنُ لِزَوْجِها. . .(3)
رسول خدا (ص) به زنان اجازه داد تا موى سر خود را به رنگ سياه خضاب نمايند. آن حضرت فرمود:
«پيامبر (ص) زنان مجرد و متأهل را سفارش نمود موى سر خود را خضاب نمايند و اما زنان متأهل براى شوهرانشان خود را زينت نمايند» .
در جايى ديگر از ايشان نقل شده است:
پيامبر به يكى از همسران خود كه مويى ژوليده و ظاهرى غيرآراسته داشت، تذكر دادند و به وضع ظاهرى او اعتراض كردند.(1)
در روايتى آمده است كه شخصى به نام «ابوريحانه» به حضور پيامبر (ص) رسيد و عرض كرد: «اى رسولخدا (ص) ، من زيبايى را دوست دارم، حتى زيبايى كفش را. آيا اين از تكبر است؟» حضرت فرمود: «خداوند زيباست و زيبايى را مىپسندد و دوست دارد كه اثر نعمت خود را در بندهاش ببيند» .(2)
پيامبر اسلام (ص) هنگام ازدواج فاطمه عليهاالسلام به «عمار ياسر» مأموريت داد براى حضرت زهرا، عطرهاى
خوشبو تهيه نمايد؛ عمارياسر گويد:
عطر خوبى تهيه كرده و به منزل فاطمه عليهاالسلام بردم. آن حضرت فرمود: «اى عمارياسر اين عطر چيست؟» گفتم: «پدرت رسول خدا (ص) مرا امر كرده تا آن را فراهم نمايم» .(3)
اين موضوع نشاندهنده اهميت مسئله زينت است. همچنين از حضرت رسول (ص) نقل شده است:
أَحسِنوا لِباسَكم وَ أَصلِحوا رِحالَكم حَتّى تَكونوا كأنّكُم شامَةٌ للنّاس.(1)
زيبا لباس بپوشيد و مركب خوب سوار شويد تا در نگاه مردم خوب جلوه كنيد.
سفارش براى بهرهمندى از عطر، خضاب، مسواك و داشتن لباس پاكيزه، همه دلالت بر استحباب مسئله زينت دارد.
شارع مقدس زينت و آرايش را امرى محبوب براى زنان مطرح و در اين راستا رهنمودهاى لازم را ارائه كرده است. ولى به موازات تأكيد بر زينت و زيبايى، توجه زنان را به بخش آسيبزاى زينت هم جلب و دستورهاى سلبى را هم در اين راستا مطرح كرده است كه به بخشى از آنها اشاره مىكنيم:
از عنوانهاى مهمى كه حكم استحباب زينت را به حرمت تغيير مىدهد، آشكار كردن زينت است كه قرآن كريم از اين عمل نهى فرموده است: وَ لا يُبْدينَ زينَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها (نور: ٣١) .
1) ميزان الحكمة، ج ١، ص ۴١۴.
امام صادق عليه السلام از رسول خدا (ص) روايت مىكند:
أَيُّ امْرَأَةٍ تَتَطَيَّبُ ثُمَّ خَرَجَتْ مِنْ بَيْتِها فَهِيَ تُلْعَنُ حَتَّى تَرْجِعَ إِلَى بَيْتِها مَتَى رَجَعَت.(1)
هر زنى كه عطر بزند و از خانه خارج شود، لعنت بر او فرستاده مىشود تا زمانى كه به خانه مراجعه كند.
همچنين حضرت فرمود:
لا تَكْتَحِلِ الْمَرْأَةُ بِالسَّوادِ إِنَّ السَّوادَ مِنَ الزِّينَة.(2)
زن با رنگ سياه [در مقابل مرد نامحرم] سرمه نكشد كه رنگ سياه، زينت است.
همچنين مردى از امام صادق عليه السلام در مورد زينتهايى كه زن مىتواند آنها را آشكار كند، سؤال كرد و ايشان در پاسخ فرمود:
«الوجه والكفّين» .(3)
از ويژگىهاى مهم زنان، خودنمايى است. در دين مبين اسلام، از اين ويژگى با واژه «تبرّج» ياد مىشود.
در فرهنگنامهها، معانى زير براى تبرج آورده شده است:
يك - جلوهگرى و عرضه زيبايىها؛(4)
دو - خودنمايى در برابر مردان؛(5)
سه - تبرج از ماده برج، به معناى ظهور و آشكار ساختن است و در اصطلاح به زنى كه زيبايىهايش را در برابر نامحرم ظاهر مىسازد، گفته مىشود.(1)
در قرآن واژه تبرج به معناى خودنمايى به كار رفته است؛ زنانى كه به هر وسيله مىكوشند تا خود را در جامعه نشان دهند، متبرّج ناميده مىشوند. به ابزار و آلات تزيينى كه شخص به خود مىآويزد و با سر و صدا، توجه ديگران را برمىانگيزد، «متبرجات» گفته مىشود. البته متبرجات به هرگونه وسيلهاى كه توجه ديگران را برانگيزد گفته مىشود. بر اين اساس در كاربرد قرآنى، متبرجات هر چيزى است كه به شكل خاصى، شخص را در چشم ديگران قرار مىدهد و جلب توجه مىنمايد. به زنانى هم كه خود را به وسيله نوع پوشش و آرايش در چشم مردان مىآورند، متبرج و خودنما مىگويند.
گفتنى است زنان از نظر روانى، داراى ويژگى ديگرخواهى هستند و همين، موجب خودآرايى در آنان مىشود. درواقع، زنان به عرضه زيبايى خود نزد ديگران، بيش از خود زيبايى، علاقه نشان مىدهند؛ ازاينرو، در محيط خانه كمتر به زيبايىهاى خود توجه دارند. ولى هنگامىكه در مجالس و محافل عمومى شركت
1) التحقيق فى كلمات القرآن الكريم، محسن مصطفوى، ج ١، ص ٢٢٧.
مىكنند، نسبت به زيبايى و آراستگى اهتمام بيشترى مىورزند.(1)
تجربه نشان داده كه اگر اين حس تبرج و خودآرايى زنان در داخل محيط خانواده براى همسران و همجنسهاى خود باشد، آنها را از خودآرايى در مناظر عمومى و محضر بيگانگان بىنياز مىكند. ازاينرو مردان بايد به نياز زيباپسندانه همسران خويش اهميت بدهند و آن را سركوب نكنند تا به صورت ناهنجارى روانى ظاهر نشود. اگر زنان براى برآوردن اين نياز فطرى در محدوده خانواده آزاد باشند، خودآرايى به صورت منفى در جامعه گسترش نخواهد يافت. خودآرايى به شكل افراطى، نوعى بيمارى است كه به عشوهگرى، طنازى و دلربايى از آن ياد مىشود و ناشى از فشارهاى روانى فرد است.
«لمبروز» روانشناس معروف در كتاب «روح زن»
چنين نوشته است:
وقتى زن، مرد را نسبت به خود علاقهمند ديد و بهسوى او متمايل شد، منظور اصلى او در عشوهگرى و خودنمايى از بين مىرود؛ چنانكه مشاهده مىشود زنانى كه به شوهر و كودكان خود علاقه دارند، به كلى از اين عالم (عشوهگرى و دلبرى افراطى و
1) التحقيق فى كلمات القرآن الكريم، ج ١، ص ٢١٧.
مذموم) بركنارند و اگر زنى ديده شود كه شيوه خودنمايى را پيشه كرده، فقط به اين دليل است كه پاسخ عواطف درونى خويش را نزد شوهرش نيافته است.(1)
بارها در مجامع زنانه ديده شده كه سرخوردگىهاى عاطفى و بىتوجهى مردان به هنر، زيبايى، استعداد و سليقه زنان، سبب خودنمايى بيمارگونه زنان شده است. ولى خودآرايى در چارچوب پوششها كه لازمه زندگى سعادتمندانه است، محصول فطرت و سرشت زنان است كه در خور احترام و جهتدهى است. از همينرو در دين اسلام، تأكيد فراوانى بر آرايش زن براى شوهر شده و اين كار، وسيلهاى براى برآوردن نياز زن به خودآرايى است.
از راههاى تعديل و جهتدهى خودآرايى، انتخاب پوشش مناسب است. تأكيد فراوان اديان الهى بر
حجاب، بهعلت وجود غريزهها و نيازهاى ويژه زنان است. اگر براى كنترل خصلت خودآرايى زنان كه سبب عشوهگرى مىشود، حكم حجاب ارائه نشود، زنان به سبب غريزههاى كنترل نشده و نامتعادل، دچار مشكل بهداشت روانى مىشوند. ولى با حجاب و پوشش مناسب، چارچوب مشخصى براى بهرهمندى از اين
1) روح زن، پرى حسام شهرئيس، ج ١، ص ۴٨.
ض:72
ويژگى ذاتى، تعيين مىشود كه از پيدايش فساد اجتماعى و روانى جلوگيرى مىكند.
آسيبهاى روانى، اجتماعى و اقتصادى تبرج، سبب نزول اين آيه شد: وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الأُولى. . . . (احزاب:٣٣) كسانى هستند كه پوشيدن لباس زيبا را نشانه شخصيت مىدانند و با پوشيدن آن، خود را برتر از ديگران احساس مىكنند و انتظار دارند كه همه چشمها دنبال آنها باشد و همه، حسرت لباس آنان را بخورند و آنها را خوشبخت بهشمار آورند؛ حضرت رسول خدا (ص) درباره اين افراد مىفرمايد:
مَن لَبِسَ ثَوباً يُباهى بِهِ لِيَراهُ النَّاسُ لَميَنظُرِ الله اِلَيهِ حَتّى يَنزَعَه.(1)
هركس لباسى بپوشد كه بهوسيله آن بر مردم مباهات و تفاخر كند، خداوند به او [به نظر رحمت] نمىنگرد تا اينكه لباس را از تن در بياورد.
همچنين حضرت فرمود:
مَنْ لَبِسَ ثِيابَ شُهْرَةٍ فِي الدُّنْيا أَلْبَسَهُ اللهُ لِباسَ الذُّلِّ يَوْمَ الْقِيامَة.(2)
هركس در دنيا لباس شهرت بپوشد (لباسى كه با آن مشهور شود) ، خداوند در روز قيامت، لباسِ خوارى بر او مىپوشاند.
همانگونه كه گفته شد، در آموزههاى دينى بر آرايش و زينت با رعايت حدود و ضوابط شرعى بسيار تأكيد شده و به ميل طبيعى زنان به خودآرايى و خودنمايى توجه شده است و آنها را از اينكه براى غيرهمسر خود زينت كنند، منع كرده است. رسولخدا (ص) مىفرمايد:
اِنَّ مِن خَيرِ نِسَائِكُم. . . الْمُتَبَرِّجَةُ مَعَ زَوْجِهَا الْحَصانُ عَنْ غَيْرِهِ.(1)
بهترين زنان شما، زنى است كه. . . براى شوهرش آرايش و خودنمايى كند، ولى خود را از نامحرمان بپوشاند.
آن حضرت، آرايش و زينت زن براى شوهر را از حقوق شوهر بر همسر مىشمارد و مىفرمايد:
عليها اَن تَطَيَّبَ بِاَطيَبِ طيبِهَا وَ تَلبَسَ اَحسَنَ ثيابِها وَ تَزَيَّنَ بِاَحسَنِ زيِنَتِها.(2)
از جمله حقوق شوهر بر همسر اين است كه خود را به بهترين عطرها خوشبو كند و بهترين لباسهايش را بپوشد و خود را به بهترين وجه تزيين كند.
امام صادق عليه السلام در حديث معروف «مناهى» فرمود:
وَ نَهَى اَن تَتَزَيَّنَ لِغَيرِ زَوجِها، فَاِن فَعَلَت كانَ حَقّاً
عَلَى اللهِ عَزَّوَجَلَّ اَن يُحرِقَها بِالنَّارِ.(1)
پيامبر از اينكه زن براى غيرشوهرش آرايش كند، نهى كرد. اگر زن چنين كند، بر خداوند حق است كه او را با آتش بسوزاند.
در روايت ديگرى چنين آمده است:
عَن الفُضيل قال: سألت اباعبدالله عليه السلام عن الذِّراعَين من المرأة هُما مِنَ الزّينةِ التي قال الله: (لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ) قال عليه السلام: نعم و ما دون الخمار من الزينة و ما دون السِّوارَين.(2)
فضيل بن يسار مىگويد: «از امام صادق عليه السلام پرسيدم آيا ذراع (فاصله سر انگشت وسط تا آرنج) جزء زينت (زن) محسوب مىشود كه خداوند فرمود: «نبايد زنان زينتهاى خود را [براى نامحرم] آشكار
سازند، مگر براى شوهر [و ساير محارم]» . آن حضرت فرمود: «بله به جز روسرى و دستبند» .
در اسلام به مردان و زنان تكليف شده است كه هر كدام زينت و زيور مخصوص خويش را برگزيده و خود را به آن تزيين كنند و از تشبه به يكديگر، پرهيز نمايند؛ زيرا تشبه در حقيقت نوعى بىهويتى فرهنگى و اخلاقى است و همواره انجامدهنده آن در شرع مقدس،
مورد لعن واقع شده است و حتى عرف هم آن را نكوهش مىكند.
اصل در زيبايى خلقت، آن است كه هر موجودى به تناسب جايگاه و موقعيتش به وظايف انسانى خود بپردازد. تشابهمحورى، با وجود گوناگونى مخلوقات و تفاوت در تكاليف، سازگارى ندارد. در غير اين صورت لازم مىآيد كه هركس از هويت اصلى خويش فاصله گيرد و نتواند وظايف خود را درست انجام دهد.
پيامبر اكرم (ص) مىفرمايد:
لَعنَ اللهُ الْمُتشبِّهاتِ بِالرِّجالِ مِنَ النِّساءِ وَ لَعنَ اللهُ الْمُتشبِّهينَ مِنَ الرِّجال بالنِّساءِ.(1)
خداوند زنانى كه خود را شبيه مردان مىكنند و
مردانى كه خود را شبيه زنان مىكنند را لعنت مىكند.
روايت شده است كه حضرت على عليه السلام مردى را با پوشش زنانه در مسجد رسول الله (ص) مشاهده كرد و به او فرمود: «از مسجد رسول خدا خارج شو» .(2)
همچنين حضرتعلى عليه السلام نقل كرده است كه با پيامبر (ص) در مسجد نشسته بودم كه مردى با حالت زنانه بر پيامبر (ص) وارد شد و سلام كرد. حضرت پس از
اينكه به سلام او پاسخ داد، چشم به زمين دوخت و در حالى كه استغفار مىكرد، فرمود:
آيا چنين افرادى در امت من يافت مىشوند؟ اينگونه افراد در هيچ امتى يافت نمىشوند، مگر اينكه آن امت پيش از آمدن قيامت، عذاب شود.(1)
يكى ديگر از مسائلى كه در زمينه پوشش و زينت مورد نهى قرار گرفته است، پوشش و آرايش و شبيه شدن به دشمنان است؛ زيرا همانند دشمنان پوشيدن و آرايش نمودن، هويت دينى و ملى را نابود مىكند. ازاينرو زنان مسلمان، به ويژه زنان حجگزار بايد اصالت دينى و ملى خود را در پوشش و زينت حفظ كنند و
خود را شبيه به دشمنان نكنند. مسلماً پوشيدن، آرايش كردن و چشم دوختن به شبكههاى ماهوارهاى براى گرفتن الگو و مدل آرايش، نشانه تمايل به آنان است. درحالىكه يكى از فروع مورد تأكيد دين، بيزارى جستن از دشمن است كه بايد در تمامى مظاهر زندگى نشان داده شود. در اين زمينه پيامبر اكرم (ص) فرمود: «هركس لباس دشمنان را بپوشد گويا از آنان شده است» .(2)
به هر حال بايد از آنچه به اقتدار ملى و دينى مسلمانان آسيب مىرساند، دورى كرد.(1)
مشاهده حقايق اعمال در عالم آخرت از جمله حقايقى است كه وعده آن در قرآن داده شده است:
يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتاتاً لِيُرَوْا أَعْمالَهُمْ، فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ، وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ (زلزله: ۶ - ٨)
در آن روز مردم به صورت گروههاى پراكنده [از قبرها] خارج مىشوند تا اعمالشان به آنها نشان داده شود. پس هركس هموزن ذرهاى كار خير انجام دهد، آن را مىبيند و هر كس هموزن ذرهاى كار بد
كرده، آن را [نيز] مىبيند.
در آيه ديگر مىفرمايد:
يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَها وَ بَيْنَهُ أَمَداً بَعِيداً. . . (آل عمران: ٣٠)
روزى كه هر كس، هر كار نيكى كه انجام داده، حاضر مىبيند و آرزو مىكند ميان او و هر كار بدى كه انجام داده، فاصله زمانى زياد باشد. . . .
حضرت عبدالعظيم حسنى عليه السلام (مدفون در شهر رى)
1) ر. ك: فصلنامه فقه و حقوق، ش ٣۶، زمستان ٨٣.
روايت كرده است ازحضرت امام محمد تقى عليه السلام از پدر بزرگوارش و ايشان از حضرتامير مؤمنان على بن ابىطالب عليه السلام، كه آن حضرت فرمود:
روزى من و فاطمه به خدمت حضرت رسول (ص) رفتيم و آن حضرت را بسيار گريان يافتيم. عرض كردم: «پدر و مادرم فداى تو باد يا رسول الله چه چيز سبب گريه شما شده است؟»
پيامبر (ص) فرمود: «اى على! شبى كه مرا به آسمان بردند، زنانى چند از امت خود را در عذاب شديد ديدم. پس، از حالت آنها تعجب كردم و از شدت عذاب آنها گريستم. [از جمله آنها] زنى را ديدم كه به موهايش آويخته شده، مغز سرش مىجوشد و زنى را ديدم كه گوشت بدن او از جلو و عقب با قيچىهاى آتشين بريده مىشود» . پيامبر (ص) فرمود:
«اى دخترم! آن زنى كه به مو آويخته شده بود، موى خود را [در اين دنيا] از مردهاى نامحرم نمىپوشاند و آن زنى كه گوشت بدنش با قيچىهاى آتشين قيچى مىشد، خود را به مردان نامحرم نمايش مىداد تا به او رغبت كنند! . . .» .
پس حضرت رسول (ص) فرمود: «واى بر زنى كه شوهر خود را به خشم آورد و خوشا به حال زنى كه همسرش از او راضى باشد» .(1)
1) بحارالانوار، ج ٨، ص ٣٠٩.
شايسته است خواهران مسلمان حجگزار، يكبار اين حديث شريف را به طور كامل و با دقت بخوانند و در صورت نامناسب بودن پوشش، در شيوه آن تجديدنظر نمايند و با عمل صحيح به احكام الهى در سفرهاى زيارتى، زينت اسلام باشند. مسلماً براى تحقق احكام، بايد از پوشيدن لباسهاى مهيج و نازك، آرايش كردن و عطر زدن نزد نامحرم [اگر چه از خويشان نزديك باشند] بهويژه هنگام تشرف به اماكن مقدس اجتناب كنند.
زنان حجگزار ايرانى، نماينده زنان جمهورى اسلامى ايران هستند. ايران تنها كشورى است كه از نظام جمهورى اسلامى برخوردار است. ازاينرو قضاوت درباره چگونگى موفقيت نظام در اجراى احكام اسلام، بسته به نوع پوشش و آرايش زنان ايران در ايام حج دارد؛ چراكه پوشش و آرايش، نماد ديندارى است. اگر زنان حجگزار ايرانى، از پوشش مطابق با حدود الهى، برخوردار نباشند، موفقيت نظام جمهورى اسلامى ايران در تحقق فرهنگ عفاف نزد ساير مسلمانان زير سؤال مىرود و اين بزرگترين ظلم به نظامى است كه پايههاى آن بر خون هزاران شهيدى استوار شده تا اسلام در اين سرزمين جان بگيرد. چنانكه با كمال تأسف، مسئولان عربستان بارها به نوع پوشش و آرايش زنان ايرانى اعتراض كردهاند و حتى اين مسئله را نقطه ضعف
بزرگى دانسته و به رخ مسئولان نظام كشيدهاند. قطعاً مسلمانان حجگزارى كه از دورترين نقاط جهان، به زيارت خانه خدا آمدهاند و به نظام جمهورى اسلامى ايران اميد دارند، با مشاهده كمتوجهى بانوان زائر ايرانى در رعايت حدود پوشش و آرايش در سرزمين وحى، دچار يأس و تحير مىگردند. مهمتر آنكه زنان ايرانى، افزون بر اينكه نماينده زنان مسلمان هستند، نماينده زنان شيعه نيز هستند؛ مذهبى كه الگوهاى ناب، همچون بانوى بزرگ جهان اسلام، حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام؛ بانوى عفاف و حجاب و همچون زينب كبرى عليهاالسلام را دارد؛ بانويى كه حتى در مجلس يزيد و در زمان اسارت، عمدهترين اعتراضش اين بود كه چرا دختران رسولخدا (ص) را در معرض ديد نامحرمان قرار دادهاند. پيام او در جريان عاشورا اين بود كه در هيچ شرايطى حتى شرايط جانفرسا و دردناك عاشورا نبايد از رعايت حجاب و پوشش دست برداشت. محورىترين توصيههاى امام حسين عليه السلام در آخرين وداع اين بود كه زنان حرم در سختىها و حوادث ايام اسارت هم، حجاب
و پوشش خود را رعايت نمايند.(1)
چقدر ناپسند است كه زنان شيعه ايرانى، در بدحجابى انگشتنماى ديگران باشند و چقدر مأيوسكننده است
1) سخنان امام حسين عليه السلام از مدينه تا كربلا، صادق نجمى، ص ٢٧٩.
كه برخى زنان شيعه ايرانى مروج بدحجابى و حتى بدحجابترين زنان حجگزار باشند. رييس مذهب شيعه، امامصادق عليه السلام فرمود:
كُونُوا لَنا زَيْناً، وَ لا تَكُونُوا عَلَيْنا شَيْناً.(1)
شما شيعيان بهگونهاى رفتار كنيد كه زينتبخش ما باشيد و مايه ننگ ما نباشيد.
رفتار و پوشش شيعيان بايد نمايانگر پويايى و رشد معنوى بوده و موجب عزت و سرفرازى مذهب شيعه باشد.
يقيناً حجى كه موجب وهن شيعه گردد و زمينه سرافكندگى نظام را فراهم نمايد، آن حجى نخواهد بود كه خداوند تبارك و تعالى از ما خواسته است.
نكته ديگرى كه زنان حجگزار بايد توجه داشته باشند اين است كه به بركت برپايى نظام جمهورى اسلامى و مبانى انديشه اصلاحى امام خمينى (ره) در مورد زن، زنان ايرانى پس از انقلاب به اوج عزت و اقتدار رسيدند بهگونهاى كه به الگويى جذاب براى زنان در
سراسر جهان تبديل شدهاند. در اين بخش از نوشتار به گوشهاى از ديدگاههاى زنان در كشورهاى اروپايى و اسلامى در مورد نقش الگويى زنان ايران، اشاره مىشود.
1) اصول كافى، ج ٢، ص ٧٧.
خانم «هدى كيا» كسى است كه در تظاهرات منع حجاب شركت كرده و با سه فرزندش دستگير مىشوند و به همين علت، حكم اعدامش نيز صادر مىشود. او در نامهاى مىنويسد:
الآن زنان مسلمان در كشورهاى اسلامى، زن مسلمان ايرانى را الگوى خود قرار دادهاند و در جوامع غربى، زن مسلمان ايرانى به الگويى جذاب تبديل شده است. زن غربى به وسيله زن مسلمان ايرانى، بخش گمشده وجود خودش را پيدا مىكند.(1)
وابسته فرهنگى سفارت ايران در «نروژ» جريان مسلمان شدن يك زن نروژى را اينگونه بيان مىكند:
«آنا بريت» با من تماس گرفت و گفت مىخواهم مسلمان شوم، چادر مىخواهم. . . مىخواهم با لباس رزم زنان ايرانى كه سمبل و الگوى من هستند، شهادتين را بگويم.(2)
خانم «تاينايولنيگ» تازهمسلمان آلمانى است. خبرنگارى به او مىگويد شما براى اسلام خيلى هزينه كردهايد؛ زيرا تمام دوستان و آزادىها و موقعيتهاى خوب را از دست دادهايد. او نيز در جواب مىگويد:
در مقابل، خدا، آزادى معنوى، آرامش روحى [به من داد] و يك رهبر خوب و دوست داشتنى؛ امام خامنهاى را به دست آوردهام.(1)
خانم «ثريا صديق لندن» مىگويد:
اگر غرب، زن مسلمان ايران را مورد حمله قرار مىدهد به سبب آن است كه نمىتواند آنچه را مىبيند، باور داشته باشد. اما آنچه مهم است، نقش الگويى زن مسلمان ايرانى است براى همه آزادههاى جهان.(2)
خانم «ثريا نبور» از تايلند مىگويد:
در تايلند، زنان مسلمان ايرانى الگويى براى فعاليتهاى ما هستند. زن مسلمان ايرانى پايهگذار حركت زنان مسلمان در كشورهاى ديگر شدند.(3)
خانم دكتر «هنا احيان» استاد دانشگاه علوم اجتماعى لهستان مىگويد: «استكبار جهانى نمىخواهد زن مسلمان ايرانى را در مقام الگوى جهان ببيند» .(4)
همانطور كه ديديد، زنان سراسر جهان، زنان ايرانى را الگويى درخور احترام مىدانند. بنابراين رسالت زنان ايرانى، بهويژه در اماكن زيارتى، در قبال حفظ اين همه عزت و اقتدار چند برابر مىشود. بايد زنان حجگزار توجه داشته باشند كه اگر بدون پوشش برتر و با
آرايشهاى نامناسب به كشور عربستان سفر نمايند، چه آسيبى به جايگاه عزتآفرين زن مسلمان ايرانى مىزنند و چقدر از اميدهاى زنان ديگر كشورها را به يأس تبديل مىكنند. با اين رفتار و پوشش، جايگاه زن مسلمان تنزل مىيابد و اين همان چيزى است كه استكبار جهانى به دنبال آن است. تمامى وحشت استكبار از الگو شدن زن ايرانى براى زنان جهان است. آنها به وسيله هدايت زنان ايرانى به سوى آرايش و مدهاى نامناسب، زمينه تحقق اهداف خود را فراهم مىسازند و ما نيز بدون توجه، عامل خدمترسانى به استكبار مىشويم. در حقيقت اين مسئله با روحيه استكبار ستيزى و برائت از شيطان و شيطانيان كاملاً در تعارض است؛ چرا كه به جاى ستيز با شيطان بزرگ، وسيله خشنودى و موفقيت دشمن را فراهم كرده و موجب سرافكندگى جمهورى اسلامى خواهيم شد.
مسئله بدحجابى از مشكلات فرهنگى كشور ماست
كه منشأ اصلى آن، عزم جدى مهاجمان فرهنگى براى استحاله فرهنگى جوامع دينى، به ويژه امالقراى جهان اسلام، ايران است. آنان براى تحقق اين هدف، حملات خود را متوجه زنان جامعه نمودهاند؛ چراكه با دگرگونسازى فرهنگ زنان ايران، تماميت فرهنگ
جامعه ايران، دستخوش تغيير مىگردد. آنان مهمترين مانع استحاله فرهنگى زنان را، حجاب و عفاف مىدانند. حجاب و عفاف، دو دژ مستحكم است كه زنان را در مقابل تهاجمهاى فرهنگى حفظ مىكند و با شكسته شدن اين دو دژ است كه ديگر مصونيتى براى حريم زن باقى نمىماند. بدينجهت با سرمايهگذارىهاى كلان، با انگيزه حجابزدايى زنان ايران و با بهرهگيرى از تمامى امكانات جهانى به مبارزه برخاستهاند.
در حال حاضر مسئله بدحجابى، يك مشكل فرهنگى در جامعه ما است كه مىتواند به حيثيت دينى و مذهبى نظام جمهورى اسلامى ايران در عرصههاى بينالمللى آسيب برساند. از نمودهاى بارز اين آسيب بينالمللى، سفرهاى زيارتى، از جمله سفر به عربستان است كه متأسفانه برخى از زائران با بدحجابى خود، موجب هتك حرمت و آبروى امت مسلمان شدهاند؛ به طورى كه فرصتطلبان از اين مسئله، يك سوژه تبليغاتى ساختهاند تا چهره شيعيان را خراب كرده و ديندارى مردم مسلمان ايران را زير سؤال برند.
طبيعى است كه براى حل اساسى اين مشكل چه در كشور اسلامىمان و چه در عربستان، بايد به رفع علل و عوامل آن پرداخت. به نظر مىرسد علل بدحجابى، گذشته از عوامل فردى، علل خانوادگى و اجتماعى نيز
دارد.
موارد زير را مىتوان از علل خانوادگى بدحجابى برشمرد:
يك - توجه بسيار خانواده به مسائل مادى و دورى از امور معنوى.
دو - توجه نداشتن به عواطف و شخصيت دختران در خانواده.
سه - شيوع تفريحات ناسالم در خانواده مثل ماهواره و نوارهاى مبتذل.
بدحجابى علاوه بر علل خانوادگى، علل اجتماعى نيز دارد كه مىتوان به موارد زير اشاره كرد:
يك - سرمايهگذارى نكردن مسئولان فرهنگى براى جامعهپذيرى و نهادينهكردن ارزشها.
دو - كمتوجهى به آثار رواج محصولات غربى و دقت نداشتن مسئولان فرهنگى در مواجهه با آنها.
سه - فقدان برنامه كارى، فراگير و هماهنگ براى طرح الگوها.
چهار - اختلاط و ارتباط غيرضرورى مرد و زن در مجامع رسمى و غيررسمى.
پنج - توجه بسيار به رفاه و خوشگذرانى و دنياخواهى.
شش - محدود شدن حوزه مسئوليت مديران اجرايى و بىتوجهى آنان به سلامت اخلاقى افراد زيرمجموعه خود.
بين كيفيت لباس و نوع شخصيت انسان رابطهاى مستقيم وجود دارد. لباس، افزون بر حفظ انسان از سرما و گرما، موجب حفظ عفت و حيا است و همچنين به انسان آراستگى و وقار مىبخشد.
كيفيت و نوع لباس زنان ايرانى در حج، افزون بر آنكه نمايانگر شرايط اقتصادى، اجتماعى و اقليمى جامعه ايران است، نشان از جهانبينى و ارزشهاى حاكم بر فرهنگ كشور ما دارد. در واقع لباس به ويژه لباس زنان و كيفيت پوشش آنان، نماد فرهنگى آن جامعه است. بههرحال نگاه انسان به جهان، تصور او از خود، نگاه او به زندگى و سعادت انسان، در چگونگى پوشش او تأثير
دارد. كيفيت لباس پوشيدن، نشان از شخصيت انسان است. افزون بر آن براى چگونگى شكلگيرى شخصيت انسان، كيفيت لباسپوشيدن نيز خيلى تأثير دارد. بنابراين از بايستهها و شايستههايى كه بايد زنان در سفرهاى زيارتى به آن توجه كنند، كيفيت لباس پوشيدن آنان است. زنان بايد بدانند كه آنها در سفرهاى زيارتى نماينده يك ملتند. كيفيت پوشش آنها، بيانگر
هويت ملى و دينى كشور است و هرگونه ارزيابى زائران ملل و اقوام ديگر، بر اساس كيفيت لباس پوشيدن ما صورت مىپذيرد. ازاينرو شايسته است كه زنان در زمينه پوشش و لباس در سفرهاى زيارتى به اين مسائل توجه داشته باشند:
الف) سعى نمايند در طول سفر، لباس آراسته بپوشند و از هرگونه آشفتگى و پريشانى در لباس بپرهيزند؛ چراكه آراستگى در لباس، نشانهاى از وجود نظام فكرى و ذوق و سليقه انسان است. به هرحال آشفتگى بيرونى، حكايت از آشفتگى درونى دارد. اگر انسان داراى شخصيت طبيعى باشد از آشفتگى گريزان است و نظم، ترتيب و تميزى را بر ژوليدگى و پريشانى ترجيح مىدهد.
نكته درخور توجه اين است كه خيلى از خانمها بر اين باورند در سفر خيلى مهم نيست كه انسان آراسته و
تميز باشد؛ چون در سفر، كسى ما را نمىشناسد، پس مىتوانيم به هر صورت كه خواستيم لباس بپوشيم و لازم نيست به نظافت و آراستگى توجه شود. درحالىكه ممكن است كسى شما را در سفر نشناسد، اما شما نماينده يك ملتيد و براساس پوشش شما، قضاوت روى يك ملت صورت مىگيرد.
ب) بايد توجه داشت كه آشفتگى در لباس و ژوليدگى و عدم رعايت نظافت و آراستگى، آثار روحى
و روانى دارد. به طورىكه نشاط روحى و روانى انسان را از بين مىبرد. براى اينكه از سفر معنوى خود لذت ببريم و غم و اندوه را از خود دور كنيم، بايد به مسئله آراستگى ظاهر توجه داشته باشيم. همانطور كه امامعلى عليه السلام مىفرمايد: «لباس تميز، غم و ناراحتى را برطرف مىكند» .(1)
ج) در طول سفر نياز داريم كه ديگران به ما توجه نمايند و در قلب همسفران خود نفوذ كنيم و آنها ما را دوست داشته باشند. از راز و رمزهاى برقرارى ارتباط با ديگران و نفوذ در دل همسفران، برخوردارى از ظاهرى آراسته و لباس مناسب است. (2)اهميت آراستگى و نظافت لباس در حدى است كه از آداب زيارت، پوشيدن لباس تميز و آراسته است و تنها سفر زيارتى
كه به سبب اقتضائات خاص آن گفتهاند با گرد و خاك سفر وارد شويد، حرم امامحسين عليه السلام است. وگرنه در بقيه اماكن زيارتى، سفارش شده است با ظاهرى آراسته و لباس تميز وارد شويد.
در آموزههاى دينى هم آراستگى ظاهر و پوشيدن لباس مناسب مورد تأكيد قرار گرفته است. در روايتى از رسولاعظم (ص) آمده است: «لباس خوب بپوشيد و مركب خوب سوار شويد تا خوب جلوه نماييد» .
امام صادق عليه السلام نيز مىفرمايد: «خود را به وسيله لباس، زيبا كنيد؛ زيرا خدا زيباست و زيبايى را دوست دارد» .(1)
به هر حال زائران اماكن مقدس، به ويژه زنان بايد توجه داشته باشند كه چگونگى لباس پوشيدن آنان، هم بيانگر شخصيت آنان است و هم بيانگر شخصيت ملت آنها. ازاينرو بايد از پوشيدن لباسهايى كه آنها را در بين زائران انگشتنما مىكند يا لباسهايى كه حكايت از خودخواهى و تكبر دارد و آنان را از همسفران متمايز و جدا مىسازد، دورى نمايند. همچنين پوشيدن لباسهايى كه مطابق با فرهنگ بيگانه است يا استفاده از لباسها و چادرهاى رنگى كه به دور از شأن يك زن مسلمان است، بپرهيزند.
زنان توجه داشته باشند كه كيفيت و چگونگى لباس، هم از نظر رنگ، هم از نظر مدل و هم از نظر آراستگى و تميزى، نمادى از شخصيت انسان است. پس سعى نماييم كه با پوشيدن لباس مناسب، شخصيتى اصيل، آزاد و محترم از خود نشان دهيم.
مكتب اسلام حدود و احكامى را براى چگونگى آرايش و زينت زنان تعيين كرده است. همانطور كه
1) وسائل الشيعه، ج ٣، ص٣۴۶.
بيان شد، از جمله مواقعى كه زنان به استفاده از زينت تشويق شدهاند، زينت براى نماز است تا آنجا كه خداوند مىفرمايد:
يا بَنِى آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ (اعراف:٣١)
اى فرزندان آدم! زينت خود را در هنگام رفتن به هر مسجدى، با خود برداريد.
در احاديث متعدد، بر نمازخواندن زنان با زينت، تأكيد شده است تا جايى كه در حديثى از پيامبر (ص) مىخوانيم: «همانا براى زنان كراهت دارد كه بدون زيورآلات نماز بخوانند» .(1)
حضرت على عليه السلام نيز مىفرمايد: «پيامبر به من
فرمودند به زنانت دستور بده بدون زيور نماز نخوانند» .(2)
در اينجا اين سؤال مطرح است كه با توجه به اينكه عمدتاً اين عبادت در مجامع عمومى صورت مىپذيرد، چگونه با آياتى كه زنان را از زينت نهى كرده است، قابل جمع است؟
در پاسخ بايد گفت: دعوت به عبادت همراه با زينت براى زنان، دعوت عامى است كه با آيات و روايات ديگر تخصيص مىخورد؛ به اين معنا كه استفاده از زينت در عبادات در مجامع عمومى، مثل حج نبايد
بهگونهاى باشد كه موجب آشكار شدن زينت گردد.
يكى از محرمات احرام براى بانوان، استفاده از هرگونه زينت و آرايش است. البته بعد از انجام دادن مناسك حج، اين نهى همچنان به قوت خود باقى است و زنان بهطور كلى در مجامع عمومى از آشكار كردن زينت نهى شدهاند.
هنگامى كه ما مهمان فردى مىشويم، سعى مىكنيم بهگونهاى باشيم كه صاحبخانه مىپسندد. در عرف جامعه نيز نشانه حفظ حرمت صاحبخانه، توجه به حساسيتها و علايق اوست. پس چگونه مىتوانيم مهمان خدا باشيم، در حالى كه آشكارا، احكام خدا را زير پا مىگذاريم. حجگزار در اين سفر معنوى، مهمان
پروردگار است و بايد در اين ضيافت الهى، آنگونه لباس بپوشد و آرايش كند كه صاحبخانه از او خواسته است. قطعاً اگر مىخواهيم در اين ضيافت الهى، نظر رحمت پروردگار را به خود جلب نماييم، بايد براساس رضايت او عمل نماييم. هر چه مطابقت رفتارى و ظاهرى بيشترى با احكام الهى داشته باشيم، توفيق بيشترى در كسب رحمت الهى خواهيم داشت. زنان حجگزار بايد در اين ايام، بيشتر به رعايت احكام و دستورات الهى توجه داشته باشند تا بدينوسيله حرمت صاحبخانه را رعايت كرده باشد.
بيان ارزشهاى واقعى در جلسات عمومى زائران.
افشاى ماهيت توطئه جهانى استكبار در رابطه با هنجارشكنىها به ويژه حجابزدايى براى زائران.
پررنگ نمودن تأثير بدحجابى در از بين بردن آبروى نظام جمهورى اسلامى ايران و سوءاستفاده دشمن از اين مسئله براى زائران.
تأكيد بر رعايت حجاب و پوشش هماهنگ در قالب قوانين جدى سازمان حج و زيارت.
افزايش نظارت و كنترل توسط مديران در طول سفر.
استفاده از زائران و نيروهاى مردمى، به ويژه بانوان، براى نظارت بر اين مسئله.
تشويق و ترغيب مديران كاروانها در برخورد مؤثر با پوشش و آرايش غيراسلامى.
تأكيد روحانيون و معينههاى كاروان بر مسئله حجاب و تفسير و تبيين آيات حجاب و بيان آثار سوء دنيايى و اخروى بدحجابى.
استفاده از فتاواى مراجع و در اختيار قرار دادن فتاوا.
معرفى زنان زائر چادرى ممتاز و متعهد و تقدير از آنان در طول سفر.
تهيه نشريه يا بروشور اختصاصى حجاب و ارائه به زائران قبل از ورود به مكه و مدينه.
استفاده از تمامى ظرفيتهاى فرهنگى سازمان حج و زيارت و بسيج تمامى امكانات براى ارتقاى سطح پايبندى زائران به حجاب.
اميد است با فرهنگسازى صحيح و نهادينهسازى ارزشهاى دينى در جامعه، به ويژه با توجه و تأكيد خاص متوليان فرهنگى كشور به مسئله حجاب، شاهد باشيم كه زنان ايرانى با حجاب برتر خود، هم موجب عزت و سربلندى نظام جمهورى اسلامى گردند و هم الگويى براى زنان ديگر جوامع اسلامى باشند.
حج، بهترين فرصت براى بازسازى شخصيت معنوى انسان است. از الطاف الهى در طول زندگى، توفيق زيارت خانه خداست. حج، موجب صفاى باطن و زدودن گناه شده و بهترين فرصت براى اصلاح رفتار است تا اگر انسان در انجام دادن برخى از واجبات، دچار اهمال و سستى بوده است به درگاه الهى توبه نمايد. خوشا به حال مهمانان پروردگارى كه حرمت مهمانى الهى را نگه مىدارند و با صاحبخانه پيمان مىبندند كه ديگر مرتكب حرام نگردند و مهمتر آنكه زنان حجگزار، عملاً
شكر اين نعمت بزرگ را با رعايت حجاب و پوشش عفيفانه بهجاآورند. در اين صورت، افزون بر نزديكى جسم ما به خانه خدا، روح و جان ما هم رشد يافته و به خدا نزديك مىشود؛ چراكه حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام فرمود: «خداوند تقرب زنان را به خودش از طريق رعايت حجاب و عفاف و حفظ حريم قرار داده است» .
اميد است كه مهمترين دستاورد ما در اين سفر معنوى، تقرب به خدا از طريق رعايت حريم محرم و نامحرم باشد.
به نظر مىرسد براى بانوانى كه به افتخار مهمانى پروردگار نائل شده و به دعوت صاحبخانه در سايه
رحمت الهى قرار گرفتهاند، مهمترين عامل براى اصلاح نحوه پوشش، احكام الهى است كه در اينجا به برخى از احكام الهى پوشش، اشارهاى مىشود.(1)
سؤال: كرمهاى ضدآفتابى كه توسط پزشك پوست تجويز مىگردد، پوست را صاف و روشن مىكند؛ آيا
1) اين بخش با استفاده از آثار واحد پاسخگويى به سؤالات جامعة الزهر عليهاالسلام تهيه شده است: گزيده مسائل مبتلابه و استفتائات جديد احكام بانوان مسائل مبتلابه در حج و استفتائات متن اصلى استفتائات مذكور در بخش پرسش و پاسخ جامعةالزهراء عليهاالسلام موجود است .
اين كرمها زينت محسوب مىشود؟(1)
آيت الله بهجت (ره) : اگر عرفاً زينت محسوب شود، بايد مستور شود.
آيت الله تبريزى (ره) : چنانچه احتمال زينت داده شود، مادامىكه پيداست، صورتش را از نامحرم بپوشاند.
آيت الله خامنهاى: تشخيص آن موكول به نظر عرف است.
آيت الله سيستانى: عرفاً بايد زينت شمرده نشود و با شك، حكم زينت را ندارد.
آيت الله صافى: اگر آرايش و زينت محسوب نشود و بوى خوش آن موجب التذاذ و تحريك نامحرم نگردد،
اشكال ندارد. ولى در هر صورت بنابر احتياط واجب، صورت را از نامحرم بپوشاند.
آيت الله فاضل (ره) : زينت محسوب مىشود و بايد از نامحرم پوشيده شود.
آيت الله مكارم: در فرض سؤال مانعى ندارد.
آيت الله نورى: زينت به حساب نمىآيد.
سؤال: ١. استعمال ادكلن و كرم بودار در مكانهاى عمومى براى بانوان چه حكمى دارد؟(2)
٢. در صورتى كه بداند استشمام بوى خوش او،
موجب تحريك نامحرم مىشود، مسئله مذكور چه حكمى دارد؟
امام خمينى (ره) : اگر عطر زدن بانوان موجب مفسده و تحريك باشد، جايز نيست.
آيت الله اراكى (ره) : اگر عطر زدن بانوان موجب مفسده و تحريك باشد، جايز نيست.
آيت الله بهجت (ره) : ١. چون معرضيت لذت دارد جايز نيست. ٢. معلوم شد كه حرام است.
آيت الله تبريزى (ره) : چنانچه زدن ادكلن و مثل آن، موجب جلب نظر اجانب و توجه نامحرم به او مىشود استعمال كرده خارج شدن از منزل با آن حال جايز
نيست در صورتى كه معرض ديد اجانب باشد.
آيت الله خامنهاى: ١. اگر موجب جلب نظر نامحرم و مستلزم مفسده باشد جايز نيست. ٢. حكم معلوم شد.
آيت الله سيستانى: ١. اگر به قصد فريفتن مردان نباشد و موجب تحريك هم نشود اشكال ندارد. ٢. در اين فرض جايز است.
آيت الله صافى: ١. مجرد استعمال آنها اشكال ندارد. والله العالم. ٢. اگر به منظور تحريك نامحرم باشد قطعاً حرام است و اگر بداند كه موجب تحريك مىشود هر چند او قصد آن را نداشته باشد اولى و احوط ترك است. والله العالم.
آيت الله فاضل: در صورتى كه موجب توجه و
تحريك نامحرم شود جايز نيست.
آيت الله مكارم: ١. از اين كار در روايات اسلامى نهى شده است. ٢. اشكال آن بيشتر است.
آيت الله نورى: ١ و ٢ جايز نيست.
سؤال: با توجه به اينكه تاتو (همانند خالكوبى قديم) با رنگى هماهنگ چشم و لب، براى شكل دادن ابرو، ايجاد سايه چشم و خط اطراف لب به عنوان زينت و آرايش دائمى خالكوبى مىشود:
١. حكم اين خالكوبى چيست؟ و آيا زينت محسوب
مىشود؟
٢. عمل تاتو براى شخصى كه آن را انجام مىدهد و نيز براى شخصى كه تاتو بر روى او انجام مىگيرد؛ چه حكمى دارد؟(1)
آيت الله بهجت (ره) : ١. زينت است و بايد از نامحرم پوشانده شود. ٢. اگر نمىپوشاند انجام ندهد.
آيت الله تبريزى (ره) : ١. در صورتى كه پوست روى آن را بپوشاند و نقش اسماء محترمات نباشد اشكال ندارد ولو زينت باشد. البته اگر بانوان اين زينت را انجام دهند بايد از نامحرم بپوشانند. ٢. در صورتى كه زن باشد يا مردى كه انجام مىدهد محرم باشد و شرايط فوق
1) گزيده مسائل مبتلابه، ج ٢، صص ٢۵۶ - ٢۵٩
رعايت شود اشكال ندارد.
آيت الله خامنهاى: خالكوبى فى نفسه اشكال ندارد و اگر زينت محسوب مىشود بايد از نامحرم پوشانده شود و تشخيص زينت موكول به نظر عرف است.
آيت الله سيستانى: ١. اگر عرفاً زينت حساب شود بايد از نامحرم بپوشاند. ٢. اشكال ندارد.
آيت الله صافى: ١. فىنفسه مانعى ندارد لكن بر زن لازم است خود را از نامحرم بپوشاند و زينت است. ٢. فىنفسه مانعى ندارد و اجرت در قبال آن نيز بىاشكال است.
آيت الله فاضل (ره) : ١. بلى زينت محسوب مىشود. ٢. فىنفسه اشكال ندارد ولى چون زينت محسوب
مىشود بايد از نامحرم پوشانده شود.
آيت الله مكارم: چنانكه آرايش غليظى محسوب نشود اشكالى ندارد در غير اين صورت براى انجامدهنده و شخصى كه تاتو بر روى او انجام مىگيرد اشكال دارد.
آيت الله نورى: اگر جلب توجه كند نگاه به آن حرام است و اگر جلب توجه نكند نگاه به آن بدون ريبه و تلذذ، اشكال ندارد و انجام آن اگر براى ارائه به نامحرم نباشد مانعى ندارد.
سؤال: از آنجا كه خانمها در حال احرام نبايد گردى صورت را بپوشانند، بفرماييد وظيفه خانمهايى كه ابروى
خود را اصلاح كرده يا تاتو نمودهاند چيست؟(1)
آيت الله بهجت (ره) : آويزان نمودن مثل چادرى جلوى صورت در حال نماز يا جهت رو گرفتن از نامحرم بلكه مطلقاً مانعى ندارد و لازم نيست كه از خوردن آن به صورت جلوگيرى كند.
آيت الله تبريزى (ره) : چنانچه اصلاح ابرو طورى باشد كه حتى در زنهاى مسن متعارف است، پوشاندن آن لازم نيست و در غير اين صورت بايد آن را از نامحرم بپوشاند و پوشاندن صورت در حال احرام بايد بهنحو اسدال باشد
يعنى پوشش را طورى قرار دهد كه به صورت نچسبد.
آيت الله خامنهاى: اگر زينت، موجب جلب نظر نامحرم محسوب نشود پوشاندنش لازم نيست.
آيت الله سيستانى: در تاتو، چادر يا روسرى كه بر سر دارند بايد در مقابل اجنبى، آن را به طرف صورت خود پايين بياورند، ولى پوشاندن ابروى اصلاح شده از نامحرم لازم نيست.
آيت الله صافى: در فرض سؤال، پوشاندن صورت جايز نيست، ولكن جايز است جهت رو گرفتن از نامحرم، مقدارى از چادر يا چيز ديگر را كه بر سر انداخته تا محاذى چانه پايين بيندازد؛ ليكن احتياط لازم اين است كه آن را به دست يا به چوب دور از صورت خود نگه دارد كه مثل نقاب نشود.
1) مسائل مبتلابه در حج و استفتائات جديد، ج ١، صص ١١۵ - ١١٧.
آيت الله مكارم: هرگاه از زمانى كه اين كار را كردهاند قصدشان زينت در حال احرام نبوده اشكالى ندارد و نبايد صورتشان را بپوشانند.
آيت الله نورى: نبايد صورت را بپوشاند و پوشش [صورت] نزد نامحرم در حال احرام جايز نيست.
سؤال: با توجه به اينكه پوشيدن زيورآلات در حال احرام، حرام است، لطفاً بفرماييد:
١. آيا استفاده از گيرهها، دكمههاى تزيينى،
گلدوزى، سنگ دوزى و گيپوردوزى در لباس محرم در حكم زيورآلات است؟
٢. در صورتى كه در حكم زيور باشد، آيا حرمت، مختص به لباس احرام است يا شامل لباسهاى غيراحرامى كه در حال احرام پوشيده مىشود هم مىباشد؟
٣. در صورتىكه موارد مذكور در زير چادر يا لباسهاى ديگر پنهان باشد، چه حكمى دارد؟(1)
آيت الله بهجت (ره) : ١. اگر قبل از احرام هم عادتاً مىپوشيده و قاصد نيست، اگر منصرف باشد از اين نحوه زيورآلات، بعيد نيست جايز باشد. ٢. زن، لباس احرام خاص ندارد. ٣. اگر به نحوى نباشد كه اهل تزيّن بهكار مىبرند، اشكال ندارد.
1) مسائل مبتلابه در حج و استفتائات جديد، ج ١، صص ١١٢ - ١١٨.
آيت الله خامنهاى: ١. تشخيص آن به عهده خود مكلف، با مراجعه به عرف است. ٢. اگر زينت باشد، اختصاصى به لباس احرام ندارد. ٣. در فرض عدم اظهار، حرمت ندارد.
آيت الله سيستانى: به احتياط واجب از هرچه، عرفاً زينت حساب شود، بايد پرهيز شود.
آيت الله صافى: ١. استفاده از اينگونه لباسها در حال احرام جايز نيست. ٢. شامل هر دو مىشود. ٣. فرقى نمىكند.
آيت الله فاضل (ره) : صرفنظر از زيورآلات، اين موارد زينت محسوب مىشود و زينتكردن هم بر زنان در حال احرام جايز نيست و فرقى بين لباس احرام و لباس زير و غيره وجود ندارد، هرچند اگر انجام گيرد كفاره ندارد و حج يا عمره باطل نمىشود والله تعالى هوالعالم.
آيت الله مكارم: ١ . احتياط آن است كه از آن پرهيز شود. ٢. در حال احرام از تمام اينها پرهيز شود. ٣. هرگاه پنهان باشد مانعى ندارد.
سؤال: دستكردن انگشتر نزد نامحرم چه حكمى دارد؟(1)
1) جزوه پوشش، نگاه، زينت، واحد پاسخبه سؤالات جامعة الزهرا عليهاالسلام، صص ١۴ و ١۵.
آيت الله خامنهاى: اگر زينت محسوب مىشود بايد از نامحرم پوشانده شود.
آيت الله سيستانى: اشكال ندارد.
آيت الله صافى: جايز نيست آنها را در معرض ديد مردان اجنبى قرار داد.
آيت الله فاضل: جايز نيست.
آيت الله مكارم: هر نوع انگشترى كه منشأ مفسده خاصى نگردد، اشكالى ندارد.
سؤال: آيا ناخن بلند براى زن زينت محسوب شده و بايد از نامحرم پوشانده شود؟(1)
آيت الله بهجت (ره) : بلى بايد بپوشاند.
آيت الله تبريزى (ره) : چنانچه بر ناخن بلند، رنگ و آرايشى نباشد پوشاندن آن واجب نيست.
آيت الله خامنهاى: موكول به تشخيص عرف است.
آيت الله سيستانى: پوشاندن آن لازم نيست.
آيت الله شبيرى زنجانى: زينت اگر محرك نباشد، حرام نيست.
آيت الله صافى: بلند بودن ناخن كراهت دارد و به نظر حقير بنابر احتياط واجب خانمها بايد دست و صورت را از نامحرم بپوشانند.
1) گزيده مسائل مبتلابه و استفتائات جديد، ج ٢، صص ٢۶۴ - ٢۶۶.
آيت الله فاضل: بلى.
آيت الله مكارم: پوشانيدن لازم نيست.
آيت الله نورى: خير، زينت به حساب نمىآيد.
سؤال: آيا پوشاندن موهاى مصنوعى و زينت پنهان (گردنبند و دستبند) در نماز يا نزد نامحرم لازم است؟ اگر زينت روى لباس باشد چطور؟(1)
آيت الله بهجت (ره) : پوشاندن موهاى مصنوعى براى زن در نماز واجب نيست و از نامحرم اگر مصداق زينت باشد، پوشاندن واجب است.
آيت الله تبريزى (ره) : پوشاندن زينت، بر زن در نماز لازم نيست، اگر چه ظاهر باشد. ولى بدن بايد مستور باشد. اما پوشاندن زينت از نامحرم لازم است.
آيت الله خامنهاى: اگر موى مصنوعى عرفاً موى او محسوب مىشود، پوشاندن آن در نماز لازم است. پوشاندن موى مصنوعى از نامحرم لازم است. پوشاندن زينت پنهان در نماز در صورتىكه روى لباس باشد و نامحرم حضور نداشته باشد، واجب نيست. براى زنان پوشاندن آنچه زينت محسوب مىشود، از نامحرم در هر
1) جزوه پوشش، نگاه، زينت، واحد پاسخ به سؤالات جامعةالزهرا عليهاالسلام، صص٩٢ و ٩٣.
حال لازم است.
آيت الله سيستانى: در نماز لازم نيست ولى از نامحرم بايد بپوشاند و دستبند از زينت پنهان نيست.
آيت الله صافى: پوشاندن موى مصنوعى در حال نماز و از نامحرم واجب نيست مگر آنكه موجب تحريك شهوت نامحرم شود كه در اين صورت پوشاندن آن از نامحرم واجب است ولى براى نماز مضر نيست و همچنين زينت كه روى لباس افتاد اگر موجب تهييج
نامحرم شود پوشاندن آن از نامحرم واجب است ولى براى نماز اشكال ندارد.
آيت الله فاضل: براى زنان در حال نماز، پوشانيدن موهاى مصنوعى و زينتهاى پنهان (مانند دستبند و گردنبند) و زينت صورت (مانند سرمه چشم) لازم نيست اما واجب است از نامحرم بپوشاند.
آيت الله مكارم: براى زنان پوشانيدن موهاى مصنوعى و زينتهاى پنهانى (ماند دستبند و گردنبند) نيز لازم است.
آيت الله نورى: اگر پوست بدن پوشيده باشد در صورتى كه نامحرم در بين نباشد، پوشاندن آنها در حال نماز واجب نيست و اگر نامحرم ببيند، احتياط واجب آن است كه آنها را بپوشاند و همچنين است زينت پنهان.
سؤال: حكم پوشيدن مانتوهاى تنگ كه حجم بدن در آن نمايان است، چيست؟(1)
آيت الله بهجت (ره) : جايز نيست.
آيت الله تبريزى (ره) : لباسهاى مذكور از قبيل لباس زينت است به طورى كه جلب نظر مىكند و بايد زن
آنها را از نامحرم بپوشاند.
آيت الله خامنهاى: در فرض مذكور، جايز نيست.
آيت الله سيستانى: بايد از نامحرم پوشانده شود.
آيت الله صافى: اشكال دارد، بلكه حرمتش خالى از قوت نيست والله العالم. بلكه حرمت آن از جهات متعدد ثابت است؛ بديهى است حرمت در صورتى است كه با چادر محفوظ نباشد و بيننده، بيگانه باشد.
آيت الله فاضل: از پوشيدن آن اجتناب شود.
آيت الله مكارم: چنانچه تنگ و چسبان باشد اشكال دارد.
آيت الله نورى: اگر مهيج يا موجب مفسده باشد جايز نيست.
سؤال: آيا مىتوان براى پوشش از چادر، مانتو يا
1) گزيده مسائل مبتلابه و استفتائات جديد، ج ٢، صص ٢۴٧ - ٢۴٩.
روسرى با رنگهاى روشن استفاده نمود؟(1)
امام خمينى (ره) : در حجاب، لباس خاصى معتبر نيست هر چند چادر بهتر است و از لباسى كه جلب توجه كند احتراز شود.
آيت الله بهجت (ره) : اگر جلب نظر مىكند جايز نيست و حجاب كامل چادر است.
آيت الله تبريزى (ره) : بر زن واجب است لباس زينت خود را كه توجه بعضى از مردان را به خود جلب مىكند از نامحرم بپوشاند. والله العالم.
آيت الله خامنهاى: اگر موجب جلب نظر نامحرم يا ترتب مفسده ديگرى باشد جايز نيست.
آيت الله سيستانى: اگر زينت باشد يا تحريك كننده باشد جايز نيست.
آيت الله فاضل: رنگ لباس و پوشش فى حد نفسه محدود به رنگ خاصى نيست، ولى بايد خانمها از رنگهايى براى پوشش استفاده كنند كه موجب توجه نامحرم و انگشتنماشدن نگردد.
آيت الله نورى: پوشيدن لباسى كه مخالف عفت عمومى نباشد و از نظر افراد متشرع منكر محسوب نشود، اشكال ندارد.
سؤال: پوشيدن جوراب نازك در انظار عمومى چه
1) گزيده مسائل مبتلابه و استفتائات جديد، ج ٢، صص ٢۴۵ - ٢۴٧.
حكمى دارد؟
اين مسئله از مسائل مبتلابه بوده كه از مراجع محترم تقليد پرسيده شده است و هيچيك، جوراب نازك را حجاب شرعى محسوب نكرده و پوشيدن آن را در انظار عمومى جايز ندانستهاند.(1)
1) براى مطالعه بيشتر ر. ك: گزيده مسائل مبتلابه و استفتائات جديد، ج٢، صص ٢۵٢ و ٢۵٣.
قرآن كريم.
نهج البلاغه.
١. آثار الصادقين، صادق احسان بخش، رشت، ١٣٧١ه. ش.
٢. آسيبشناسى شخصيت زن، محمد رضا كوهى، قم، پارسايان، ١٣٨٣ه. ش.
٣. اصول كافى، محمدبن يعقوب بن اسحاق كلينى، تهران، دارالكتب الاسلاميه، ١٣٧٨ه. ش.
۴. اولين دانشگاه و آخرين پيامبر، سيدرضا پاك نژاد.
۵. بحارالانوار، محمدباقر مجلسى، چاپ سوم، بيروت، دار الاحياء التراث العربى، ١۴٠٣ه. ق.
۶. پايگاه اطلاع رسانى مقام معظم رهبرى.
٧. پرتويى از پيام پيامبر يا برگردانى تازه از نهجالفصاحه، ترجمه على كرمى فريدنى، قم، حلم، ١٣٨۴ه. ش.
٨. پوشش، نگاه، زينت، (جزوه) ، قم، واحد پاسخ به سؤالات جامعة الزهرا عليهاالسلام.
٩. پوشش و آرايش از نگاه پيامبر اعظم (ص) ، مريم معين الاسلام، قم، مركز پژوهشهاى اسلامى صدا و سيما، ١٣٨۶ه. ش.
١٠. تحف العقول، محمدحسن بن على حرانى، چاپ دوم، قم، ١۴٠۴ه. ق.
١١. التحقيق فى كلمات القرآن الكريم، حسن مصطفوى، ترجمه و نشر كتاب، ١٣۶٠ه. ش.
١٢. ترتيب القاموس المحيط، فيروز آبادى، بيروت، دارالجيل.
١٣. تسنيم، عبدالله جوادى آملى، قم، انتشارات اسراء، ١٣٧٩ه. ش.
١۴. تفسير الميزان، سيدمحمدحسين طباطبايى، ترجمه: سيدمحمدباقر موسوى همدانى، كانون انتشارات محمدى، ١٣۵۶ه. ش.
١۵. تفسير كشاف، محمود بن عمر زمخشرى، چاپ اول، بيروت، داراحياء التراث العربى، ١۴١٧ه. ق.
١۶. حدود پوشش و نگاه در اسلام، شيخ محمد مهدى شمس الدين، ترجمه: محسن عابدى، چاپ اول، تهران، انتشارات بين المللى الهدى، ١٣٨٢ه. ش.
١٧. الخصال، محمد بن على بن حسين بن بابويه (شيخ صدوق) ، چاپ اول، بيروت، مؤسسة الاعلمى، ١۴١٠ه. ق.
١٨. دائرة المعارف، عبدالحسين سعيديان، تهران، انتشارات محمدعلى علمى، ١٣۴٩ه. ش.
١٩. الدرالمنثور، عبدالرحمان سيوطى، چاپ اول، بيروت، دارالفكر، ١۴١۴ه. ق.
٢٠. دلائل الامامة، محمد بن جرير طبرى، بيروت.
٢١. روانشناسى رنگها، ماكس لوشر، ترجمه: ليلا مهرادپى، چاپ اول، انتشارات حسام، ١٣٧٠ه. ش.
٢٢. روانشناسى زن در نهج البلاغه، مريم معين الاسلام و ناهيد طيبى، چاپ دوم، انتشارات عطر سعادت، ١٣٨٠ه. ش.
٢٣. روح زن، جينا لمبروزو، ترجمه: پرى حسام شهرئيس، انتشارات تهران دانش، ١٣۶٩ه. ش.
٢۴. زنان و برنامه تربيتى اسلام، مريم معين الاسلام، انتشارات بيتالاحزان، ١٣٨۴ه. ش.
٢۵. سخنان امام حسين عليه السلام از مدينه تا كربلا، ترجمه: محمدصادق نجمى، قم، بوستان كتاب، بىتا.
٢۶. سنن ابىداود، سليمان بن اشعث سجستانى، مؤسسه سنة النبوية.
٢٧. شرح اللمعة الدمشقية، زين الدين بن على بن احمد عاملى، مركز اطلاعات و مدارك اسلامى.
٢٨. علل الشرايع، محمد بن على بن حسين بابويه قمى (شيخ صدوق) ، قم، مكتبه الطباطبايى.
٢٩. غرر الحكم و درر الكلم، عبدالواحد آمدى، دفتر نشر فرهنگ اسلامى.
٣٠. فرهنگ فارسى، محمد معين، چاپ هفتم، تهران، اميركبير، ١٣۶۴ه. ش.
٣١. فصلنامه پويا، دفتر پژوهشهاى فرهنگى.
٣٢. فصلنامه فقه و حقوق، شماره ٣۶، زمستان ١٣٨٣.
٣٣. فمينيسم در آمريكا تا سال ٢٠٠٣، دبيرخانه همايش سراسرى، چاپ اول، دفتر نشر معارف، ١٣٨٣ه. ش.
٣۴. كنزالعمال، على بن حسام متقى هندى، چاپ اول، بيروت، ١٣٩٧ه. ق.
٣۵. گزيده مسائل مبتلابه و استفتائات جديد، احكام بانوان، تهيه و تنظيم واحد پاسخ به سؤالات، چاپ دوم، قم، جامعة الزهرا عليهاالسلام، ١٣٨٩ه. ش.
٣۶. گزيده مسائل مبتلابه و استفتائات جديد، واحد پاسخ به سؤالات جامعة الزهرا عليهاالسلام، چاپ اول، قم، انتشارات جامعة الزهرا عليهاالسلام، ١٣٨٩ه. ش.
٣٧. لسان العرب، ابوالفضل جمال الدين ابن منظور المصرى، بيروت، ١۴١٠ه. ق.
٣٨. لغتنامه، علىاكبر دهخدا، چاپ دوم، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ١٣٧٧ه. ش.
٣٩. مجله پيام زن، شماره ٧۵، خرداد ١٣٧۵.
۴٠. مجمع البيان، فضل بن حسن طبرسى، بيروت، دار المعرفه، ١۴٠٨ه. ق.
۴١. مسئله حجاب، مرتضى مطهرى، تدوين دانشگاه علوم پزشكى مازندران، ١٣٧٧ه. ش.
۴٢. مسائل مبتلابه در حج و استفتائات جديد، واحد پاسخ به سؤالات جامعة الزهرا عليهاالسلام، چاپ اول، قم، انتشارات جامعة الزهرا عليهاالسلام، ١٣٨٨ه. ش.
۴٣. مسائل مبتلابه در حج و استفتائات، تهيه و تنظيم واحد پاسخ به سؤالات، چاپ اول، قم، جامعة الزهرا عليهاالسلام ١٣٨٨ه. ش.
۴۴. مستدرك الوسائل، ميرزا حسين نورى، قم، چاپ اول، مؤسسه آلالبيت عليهم السلام، ١۴٠٨ه. ق.
۴۵. مسند احمد، احمد بن محمد شيبانى، تحقيق: عبدالله محمد الدرويش، چاپ دوم، بيروت، دارالفكر، ١۴١۴ه. ق.
۴۶. مصباح الشريعه، ترجمه و شرح: حسن مصطفوى، چاپ اول، تهران، انتشارات قلم، ١٣۶٣ه. ش.
۴٧. مصباح المنير، احمد فيومى، قم، دفتر تبليغات.
۴٨. المفردات، حسين بن محمد راغب اصفهانى، چاپ دوم، المكتبة المرتضوى، ١٣۶٢ه. ش.
۴٩. مقاييس اللغة، احمد بن فارس، چاپ اول، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ١٣٨٧ه. ش.
۵٠. مقدمهاى بر روانشناسى زن، مجتبى هاشمى ركاوندى، قم، انتشارات شفق، ١٣٧٠ه. ش.
۵١. الملابس والزينة فى الاسلام، خطيب عدنانى، چاپ اول، الانتشار العربى، ١٩٩٩م.
۵٢. من لايحضره الفقيه، محمد بن على بن حسين بابويه قمى (شيخصدوق) ، بيروت.
۵٣. ميزان الحكمه، محمد محمدى رى شهرى، چاپ دوم، قم، انتشارات دارالحديث، ١٣٧٩ه. ش.
۵۴. وسائل الشيعه، محمدبن الحسن حرعاملى، چاپ هفتم، مكتبة الاسلاميه، ١۴٠٣ه. ق.