ghaemiyeh.com
درسنامه شناخت عربستان
سرشناسه : محمدي، علي، ۱۳۴۲ -
عنوان و نام پديدآور : درسنامه شناخت عربستان / علي محمديآشناني.
مشخصات نشر : تهران: مشعر، ۱۳۸۹.
مشخصات ظاهري : ۱۵۱ ص.
شابك : ۱۳۵۰۰ ريال978-964-540-256-1 :
وضعيت فهرست نويسي : فيپا
يادداشت : كتاب حاضر اولين بار در سال ۱۳۸۱ تحت عنوان "شناخت عربستان" توسط همين ناشر منتشر شده است.
يادداشت : كتابنامه: ص. [۱۴۹] - ۱۵۱.
عنوان ديگر : شناخت عربستان.
موضوع : عربستان
رده بندي كنگره : DS۲۰۴/م۳ش۹ ۱۳۸۹
رده بندي ديويي : ۹۵۳
شماره كتابشناسي ملي : ۲۰۹۹۱۰۲
ديباچه
مراتب معنوي حج، كه سرماية جاودانه است و انسان را به افق توحيد و تنزيه نزديك مينمايد، حاصل نخواهد شد مگر آنكه دستورات عبادي حج به طور صحيح و شايسته و مو به مو عمل شود.(1)حج نمايشي باشكوه از اوج رهايي انسان موحد از همه چيز جز او و عرصة پيكاري فرا راه توسن نفس و جلوة بيمانندي از عشق، ايثار، آگاهي و مسئوليت در گسترة حيات فردي و اجتماعي است. پس حج تبلور تمام عيار حقايق و ارزشهاي مكتب اسلام است. مؤمنان زنگار دل را با زمزم زلال توحيد ميزدايند و با حضرت دوست تجديد ميثاق ميكنند و گرچه ميراث ادب و فرهنگ ما، مشحون از آموزههاي حياتبخش حج است، اما هنوز ابعاد بيشماري از اين فريضة مهم، ناشناخته و مهجور مانده است. پيروزي انقلاب اسلامي ايران، در پرتو انديشههاي تابناك امام خميني (ره) حج را نيز همچون ديگر معارف و احكام اسلامي، در جايگاه واقعي خويش نشاند و سيماي راستين و محتواي غني آن را نماياند. اما
1) امام خميني، صحيفه نور، ج 19، ص 25.
هنوز راهي دراز در پيش است تا فلسفه، ابعاد، آثار و بركات آن شناخته و شناسانده شود. در راستاي تحقق اين هدف بزرگ، با الهام از انديشههاي والا و ماندگار امام راحل ـ احياگر حج ابراهيمي ـ و با بهرهگيري از رهنمودهاي ارزشمند رهبر عزيز انقلاب اسلامي، حضرت آيت الله خامنهاي ـ مدظله ـ معاونت آموزش و پژوهش بعثه مقام معظم رهبري، تلاش ميكند با كاربردي كردن متون آموزشي، فصل جديدي فرا راه كارگزاران حج و زائران حرمين شريفين بگشايد. از اين رو، پس از كارشناسيهاي متعدد و بهرهگيري از اساتيد و متخصصان فن، تلاش گرديده تا براي تهيه درسنامهها و محتواي مورد نياز در سفر حج و عمره، عناوين، موضوعات، سرفصلها و منابع هر درس را مشخص و جلسات آموزشي آنها زمانبندي گردد تا به نحو بهينه مورد استفاده قرار گيرد. عناوين اين درسنامهها عبارتند از: 1. مناسك حج 2. آداب سفر حج 3. اسرار و معارف حج 4. آشنايي با تاريخ اسلام (1و2) 5. آشنايي با تاريخ و اماكن مقدس مكه و مدينه 6. اخلاق معاشرت 7. احكام مبتلابه حج 8. آشنايي با كشورهاي اسلامي 9. گزيده سيماي عقايد شيعه 10. شناخت عربستان 11. محاوره عربي بيترديد آغاز هر كاري با كاستيها و نواقص احتمالي همراه است. لذا انتظار ميرود با بهرهگيري از نظرات خوانندگان ارجمند، نقاط قوت و ضعف اين مجموعه شناسايي و به تقويت داشتهها و زدودن كاستيهاي آن اقدام شود. در پايان ضمن تشكر از همه كساني كه ما را در تهيه و تنظيم اين مجموعه ياري كردهاند، توفيق همگان را از خداوند منان خواهانيم. معاونت امور فرهنگي مديريت آموزش
پيشگفتار در عصر طلايي ارتباطات، كه رشد و گسترش فنّاوري، كشورهاي جهان را به خانههاي يك دهكده، بلكه به بخشهاي يك كلبه تبديل نموده، شناختِ دقيقِ كشورهاي اسلامي ضرورتي مؤكّد است.(1)در ميان كشورهاي اسلامي، شناخت عربستان به ويژه براي كساني كه قصد سفر بدان كشور را دارند، به دليل ويژگيهاي
منحصر به فردي كه دارد، از اهميتي دو چندان و ضرورتي افزونتر برخوردار است؛ زيرا عربستان مركز گسترش زمين (2)، محل هبوط آدم و حوا (3)، سرزمين برپا شدن كعبه، جايگاه جوشش چشمه توحيد و طلوع خورشيد تابناك و حياتبخش اسلام، زادگاه خاتم پيامبران حضرت محمد (ص)، زادگاه علي (ع)، محل وقوع و شكلگيري تاريخ پر افتخار و خاطرهانگيز صدر اسلام، مهد پيدايش تمدن بزرگ اسلامي، مدفن و آرامگاه كوثر هستي، و چهار امام و پيشواي پاك؛ امام مجتبي، امام سجاد، امام باقر، امام صادقعليهم السلام و بسياري از سادات و بستگان خاندان اهلبيت:، اصحاب و يارانِ والا مرتبه پيامبر (ص) و جايگاه حرم امن الهي، قبلهگاه مسلمانان جهان، و محل برگزاري همايش بين المللي ساليانه مسلمانان و انجام مناسك حج است.
1) با عنايت به فراخوان جهان شمولِ اسلام در مورد وحدت بر محور توحيد در آيه شريفه قل يا اهل الكتاب تعالوا الي كلمة سواء بيننا و بينكم أَلاّ نعبد الاّ الله آل عمران، 64؛ و تأكيد بسيار بر اهتمام نسبت به امور مسلمانان در رواياتي همچون؛ «من أصبح ولايهتمّ بأمور المسلمين فليس بمسلم»؛ بحارالانوار، ج74، ص339-337؛ حسن تفاهم، بسترسازي و تحقق وحدت و تعاون اُمت اسلامي، يكي از اساسيترين وظايف ديني است. (حج، شهيد مطهري، ص9 ـ 25)
2) بحارالانوار، ج57، ص232 و ج66، ص254
3) بحارالانوار، ج11، ص183
همه روزه، مسلمانان رو به سوي كعبه به نماز ميايستند و همه ساله ميليونها تن براي انجام فريضه حج با قلبي مالامال از شور و عشق و اشتياق به آن ديارِ سراسر نور و معنويت عزيمت ميكنند و عاشقتر از گذشته، بازگشت دوباره به آن ديار را انتظار ميبرند. آري در آن فضاي نوراني است كه فرياد نيايشهاي عارفانه و برخاسته از جان مسلمانان، در هم ميآميزد و پيوند عميق و وحدت امت اسلامي را به نمايش ميگذارد و بدينسان هماره قلب مسلمانان به ياد حرمين شريفين ميتپد. نوشتاري كه پيش روي داريد گامي كوچك در جهت شناخت عربستان سعودي است. اميد است دانش پژوهان و انديشمندان با تذكّرات و رهنمودهاي خويش در جهت تكميل و پربار شدن آن گام بردارند. علي محمّدي آشناني
جغرافياي عربستان
ساختار كلي و جغرافياي طبيعي
هدفهاي آموزشي
انتظار ميرود با مطالعه اين درس: ـ ابعاد مختلف مطرح در جغرافياي طبيعي را بدانيم. ـ كشور عربستان را از حيث موقعيت جغرافيايي بشناسيم. ـ عوارض طبيعي كشور عربستان را دستهبندي كنيم. ـ موقعيت آب و هوايي كشور عربستان را بشناسيم. ـ ذخاير و منابع طبيعي عربستان را بدانيم. ـ پايتخت و شهرهاي مهم عربستان را بشناسيم. ـ شهرهاي مهم عربستان را از حيث دليل اهميتشان دستهبندي كنيم. ـ بنادر مهم عربستان را بشناسم. ـ با استانهاي مهم عربستان آشنا شويم.
در اين درس مروري بر جغرافياي طبيعي كشور عربستان خواهيم داشت و اين كشور را از حيث موقعيت جغرافيايي، عوارض طبيعي، آب و هوا، ذخاير و منابع طبيعي، پايتخت و شهرهاي مهم، بنادر مهم و تقسيمات كشوري بررسي خواهيم نمود.
نام: عربستان سعودي = المملكه العربيه السعوديه (Saudi Arabia) نوع حكومت: پادشاهي
پرچم مستطيل شكل عربستان، به رنگ سبز است و در وسط آن، بر فراز شمشيري به خط ثلث و به رنگ سفيد نوشته شده است: «لا اله الاّ الله محمد رسول الله». نشان رسمي آن كشور، يك نخل خرما، در ميان دو شمشير است كه يكديگر را قطع كردهاند. اين نشان از زمان محمد بن سعود تا كنون رواج داشته است. (1)روز ملي عربستان سعودي اول ميزان برابر 23 سپتامبر هر سال است.
1) تاريخ البلاد السعوديه، منير العجلاني، ج1، ص ز.
تقويم رسمي عربستان سعودي، كه تقويم «ام القري» خوانده ميشود، طبق ماههاي دوازدهگانه هجري قمري تنظيم شده و ايام سال 354 روز است و اول محرم آغاز سال و آخر ذيحجه پايان سال آنان محسوب ميگردد. تعطيل رسمي ساليانه، به مناسبت عيد فطر؛ از بيست و پنجم ماه مبارك رمضان تا پنجم شوال و به مناسبت عيد قربان از پنجم تا پانزدهم ذيحجه ميباشد. ساعت كار در بيشتر دواير دولتي، از 30/7 صبح آغاز و در 30/14 پايان مييابد ولي بيشتر شركتها، مؤسسات خاص و بانكها در دو نوبتِ صبح از ساعت 8 الي 13 و عصر از ساعت 16 الي 19 به كار ميپردازند. گفتني است به هنگام برگزاري نماز، همه اماكن دولتي و تجاري تعطيلاند. همچنين ادارات دولتي، روزهاي جمعه و بانكها و برخي از ادارات، روزهاي پنجشنبه را تعطيل ميكنند. ساعت اين كشور، 3 ساعت جلوتر از ساعت گرينويچ (GMT) ميباشد. و اختلاف آن با ساعت جمهوري اسلامي ايران، در پاييز و زمستان 30 دقيقه و با توجه به تغيير ساعت در بهار و تابستان 1 ساعت و 30 دقيقه است.
واحد پول عربستان، «ريال» است كه يك دلار، معادل 75/3 ريال ميباشد و مقياس اندازهگيري طول در آن كشور «متر» و نظام وزن آن بر اساس «كيلوگرم» است.
پايتخت عربستان سعودي، شهر «رياض» است و با آن كه بيش از چند دهه (1)از انتخاب آن به عنوان پايتخت نميگذرد، توسعه چشمگيري يافته است.
عربستان به سيزده منطقه (استان) تقسيم شده است و در رأس هر منطقه، اميري به حكم پادشاه نصب ميگردد. اين مناطق عبارتند از: 1. رياض 2. شرقيه 3. مكه مكرمه 4. مدينه منوره 5. حائل 6. القصيم 7. تبوك 8. الباحه 9. عسير 10. نجران 11. جوف 12. جيزان 13. الحدود الشمالي.
پس از رياض، مهمترين شهر سياسي و حتي اقتصادي، پايتخت سابق اين كشور، شهر «جده» است كه هنوز نيز اهميت خود را حفظ نموده و همه وزارتخانهها در آن شعبه دارند و مقامات سياسي چند ماه از سال را در آن اقامت ميگزينند و هيأت دولت در شش ماه از سال در اين شهر تشكيل جلسه ميدهد. پس از جده، شهر «طائف» كه به دليل خوشي آب و هوايش در اوج گرماي تابستان، پذيراي مقامات سياسي ميباشد، از اهميت سياسي برخوردار است.
1) از سال 1955 ميلادي = 1375ه . ق.
شهرهاي ديگر اين كشور از جهت مذهبي، صنعتي، تجاري و كشاورزي داراي اهميت ميباشند:
مهمترين شهر مذهبي اين كشور، «مكه» است كه به علت وجود مسجدالحرام و برگزاري مناسك حج در آن، از قداست خاصي برخوردار ميباشد. پس از آن، شهر «مدينه» به دليل وجود مسجد و حرم نبوي و قبرستان بقيع، داراي اهميت و جايگاه ويژهاي است. اين دو شهر، افزون بر اهميت مذهبي، به دليل شكلگيري تاريخ اسلام در آنها، از اهميت تاريخي نيز برخوردارند.
مكه و مدينه در ايام برگزاري حج، از رونق تجاري خاصي برخوردار هستند. شهر «دمام» در مركز منطقه شرقي، يكي از مهمترين شهرهاي تجاري عربستان ميباشد كه بيشترين منابع نفت و گاز در اطراف اين شهر قرار دارد. شهر صنعتي «جبيل» واقع در ساحل خليج فارس نيز حائز اهميت است. افزون بر آن شهر صنعتي «يَنبع» در غرب كشور نيز به دليل وجود مراكز پالايش و پتروشيمي، از نظر صنعتي داراي اهميت زيادي است.
طائف، بريده، تبوك، نجران، احساء (هفوف) و خميس مشيط از نقطه نظر كشاورزي داراي اهميت زيادي هستند.
مهمترين بندر عربستان، بندر «جده» است؛ اين بندر كه در ساحل درياي احمر واقع شده، از نظر سياسي، تجاري و بازرگاني داراي اهميت بسيار زيادي است. تعدادي از پايگاههاي مهم نظامي و دريايي نيز در اين بندر قرار دارند. در حال حاضر جده يك بندر آزاد بازرگاني و از پيشرفتهترين شهرهاي عربستان محسوب ميشود. اين بندر محل ورود زائران خانه خدا نيز ميباشد و فرودگاه بين المللي ملك عبدالعزيز در آنجا قرار دارد. پس از جدّه، بنادر دمام، ينبع، جيزان، جبيل، جبل و بندر نفتي رأس تنوره داراي اهميتاند. علاوه بر بنادر مهم پيشگفته، عربستان داراي بنادر كوچكتري به نامهاي كوريبه، حاجي، ديبا، الوجيه، يميلوج، فاراسان، القامه، الكبار، ضيقف، ياقاري، دارين، رأس الخفيجي و رأس الحيشاب نيز ميباشد.
كشور عربستان سعودي (1)يكي از كشورهاي قاره آسيا (2)در منطقه استراتژيك خاورميانه (3)است كه با مساحت 000/240/2 كيلومتر مربع،
1) Saudi Arabia
2) آسيا با مساحتي بيش از 44 ميليون كيلومتر مربع بزرگترين قاره كره زمين است كه بيش از41 % مساحت كل خشكيهاي زمين= 135 ميليون كيلومتر مربع را در بر گرفته و 60 % جمعيت دنيا را در خود جاي داده است.
3) خاورميانهMifddle East اصطلاحي است كه براي اولين بار در سال 1902ميلادي توسط يك افسر امريكايي به كار گرفته شد و پس از آن به تدريج در ميان سياستمداران كشورها رايج گرديد. سازمان ملل اين اصطلاح را در سال 1948 پذيرفت. برخي پديد آورنده اين اصطلاح را فرماندهي نظامي بريتانيا در خلال جنگ جهاني دانسته اند. جغرافياي كشورهاي مسلمان، ص11؛ تاريخ بلاد عربي سعودي، منير العجلاني، ص9.
بزرگترين كشور شبه جزيره، عربستان محسوب ميگردد؛ زيرا حدود 43٪ آن را در برگرفته است. (1)عربستان سعودي، از شمال به اردن و عراق و از جنوب به جمهوري يمن و عمان و از شرق به كويت، بحرين، قطر و امارات عربي متحده و خليج فارس و از غرب به درياي سرخ محدود ميشود و با همسايگان خود، داراي 4532 كيلومتر مرز زميني است كه با عراق 808 كيلومتر، اردن 742 كيلومتر، كويت 222 كيلومتر، عمان 676 كيلومتر، قطر
40 كيلومتر، امارات عربي متحده 586 كيلومتر و با يمن 458/1 كيلومتر مرز مشترك دارد.
كشور عربستان سعودي، از نظر جغرافيايي به چهار منطقه و سه ناحيه تقسيم ميشود؛ مناطق چهارگانه آن عبارتند از:
1) شبه جزيره عربستان در نيمكره شمالي و نيمكره شرقي در جنوب غربي آسيا قرار گرفته است و از مشرق با خليج فارس، از مغرب با درياي سرخ درياي قلزم و از جنوب با اقيانوس هند هم مرز است. مرز شمالي آن را به دقت نمي توان معين كرد ولي ميتوان خطي فرضي را از خليج عقبه تا فرات امتداد داد و آن را مرز شمالي اين شبه جزيره دانست. اين شبه جزيره از هفت كشور؛ عربستان سعودي، جمهوري يمن، عمان، امارات متحده عربي، قطر، بحرين و كويت تشكيل شده است.
سلسله كوههاي «سروات» كه از خليج عقبه در شمال آغاز ميشود و تا منطقه حجاز و عسير در جنوب ادامه مييابد. دشت تهامه ميان آن و درياي احمر قرار گرفته است.
منطقه نجد در مركز شبه جزيره عربستان واقع است و قسمت اعظم آن را فرا گرفته است.
اين منطقه در ساحل شرقي كرانههاي خليج فارس قرار گرفته
است.
اين بيابانها به سه قسمت تقسيم شدهاند: 1. صحراي نفود «بادية سماوة»: در شمال عربستان واقع شده داراي هفتاد هزار كيلومتر مربع مساحت و مركب از تپههاي شن است. 2. صحراي دهناء: اين صحرا در ميان صحراي «نفود» و صحراي «ربع الخالي» قرار گرفته است. 3. صحراي ربع الخالي يا رمله: اين بيابان، همانطور كه از اسمش معلوم است تا نيم قرن گذشته از هرگونه تمدن بشري و آباداني تهي بوده، امّا در حال حاضر به دليل اكتشافِ منابع فراوان نفت، اهميت زيادي يافته است. عربستان از سوي ديگر به سه ناحيه تقسيم شده است:
(= سرزمين مرتفع) ميگويند. نجد قلب صحرا، موطن آل سعود و كانون شكلگيري آيين وهابيت است. و شهر رياض، پايتخت عربستان، در آن ناحيه واقع شده است. 3. حجاز: در شمال غربي عربستان سعودي، واقع شده و بيشترين قسمت آن را مناطق كوهستاني تشكيل ميدهد. علت نامگذاري اين منطقه به حجاز آن است كه رشته كوههاي بلند اين منطقه، دو طرف خود را از هم جدا نموده، مانع ارتباط آن دو با يكديگر شده است. حجاز را استان غربي عربستان نيز مينامند و شهرهاي مقدس مكه و مدينه، همچنين يَنْبُع، جدَّه و طائف در آن قرار گرفتهاند.
بر اساس پژوهشهاي زمينشناسي، كوههاي شبه جزيره عرب متعلق به دوران دوم زمينشناسي (دوره ژوراسيك) است. رشته كوههاي نسبتاً مرتفعي كه از شبه جزيره سينا آغاز و در امتداد درياي سرخ تا خليج فارس كشيده شده، همچون ديواري، اين شبه جزيره را محصور نموده
است. در لابلاي اين ارتفاعات، درههاي كوچك و بزرگي به نام «وادي» ديده ميشود. (1)مهمترين واديهاي ساحلي آن، وادي عفال، صدر، اليسر، مراش، سلمي، دما، اظلم، شلبه، عنتر، المياه، املج، الفرعه، الفقير، بني مالك، فاطمه، نعمان، سعديه، ليث و مشهورترين واديهاي داخلي آن، وادي رنيه، تربه، ليه، فجر، عتيق، حمض، جزل و مصول هستند. (2)گفتني است اغلب شهرها، استانها و اراضي عربستان، به نام باستاني يا به اسم عشايري كه در آنها ساكنند، خوانده ميشوند.
عربستان در شمار خشكترين و گرمترين مناطق دنياست؛ هواي اين كشور در تابستان بسيار گرم و در زمستان معتدل ميباشد. هواي جدّه گرم و مرطوب است و آب و هواي انتهاي شرقي عربستان تا عمان از رطوبت متوسطي برخوردار ميباشد. ميانگين دما در اغلب مناطق از 30 تا 49 درجه است. دو طرف اين كشور را دريا احاطه كرده، اما وسعت آبهاي مجاور به قدري اندك است كه گرمي و خشكي اراضي وسيع و بياباني آن را كم نميكند. در عربستان حتي يك رودخانه وجود ندارد كه پيوسته به دريا بريزد
ولي در آن واديهايي هست كه سيلابها را در خود جمع ميكند. در منطقه حضرالموت نيز درههاي عميقي وجود دارد كه داراي آبهاي زيرزميني فراواني است. در اين كشور بارندگي بسيار كم است؛ به گونهاي كه متوسط بارش ساليانه اين كشور 100 ميليمتر و در مناطق شرقي حداكثر تا 400 ميليمتر در سال گزارش شده است. (1)به علت وزش بادهاي موسمي در نقاط مركزي عربستان، ميزان بسيار ناچيزي از بارانهاي اقيانوس هند به داخل اين منطقه نفوذ ميكند. به همين دليل، گاه خشكساليهايي سخت در آن ايجاد ميشود و گاه نيز رگبارهاي تند و كوتاه به صورت غيرعادي ميبارد و منطقه حجاز را تهديد ميكند. اكنون استفاده از آبهاي سطحي استصحال كه بيشتر در مناطق غرب و جنوب غربي وجود دارد و استصحال آبهاي زير زميني و اصلاح و شيرين نمودن آبهاي شور از نيازهاي اين كشور به آب را بر طرف ميسازد (2)كه البته درصد بالاي آن فعلاً مربوط به آبهاي زيرزميني است. گفتني است به دليل گستردگي صحراها، وضعيت زمين و كمبود آب، تنها يك صدم از مجموع اراضي عربستان قابل كشت و زراعت ميباشد. (3)
عربستان داراي منابع و ذخاير طبيعي غني و گستردهاي است؛ اين منابع و ذخاير عبارتند از: نفت، گاز، طلا، نقره، مس، سنگ آهن، اورانيوم، فسفات، سنگ مرمر، روي، بوكسيت، پتاسيم، نمك، آهك و...
كشور عربستان سعودي يكي از كشورهاي قاره آسيا در منطقه استراتژيك خاورميانه است كه بزرگترين كشور شبه جزيره عربستان محسوب ميگردد و از نظر جغرافيايي به چهار منطقه تقسيم ميشود: الف: ارتفاعات غربي؛ ب: نجد؛ ج: احساء و قطيف؛ د: صحراهاي شنزار. عربستان از سوي ديگر به سه ناحيه تقسيم شده است: الف: تهامه؛ ب: نجد؛ ج: حجاز. عربستان در شمار خشكترين و گرمترين مناطق دنياست؛ هواي اين كشور در تابستان بسيار گرم و در زمستان معتدل ميباشد. در عربستان حتي يك رودخانه وجود ندارد كه پيوسته به دريا بريزد
ولي در آن واديهايي هست كه سيلابها را در خود جمع ميكند. در اين كشور بارندگي بسيار كم است.گاه خشكساليهايي سخت در آن ايجاد ميشود و گاه نيز رگبارهاي تند و كوتاه به صورت غيرعادي ميبارد و منطقه حجاز را تهديد ميكند. گفتني است به دليل گستردگي صحراها، وضعيت زمين و كمبود آب، تنها يك صدم از مجموع اراضي عربستان قابل كشت و زراعت ميباشد. عربستان داراي منابع و ذخاير طبيعي غني و گستردهاي است؛ اين منابع و ذخاير عبارتند از: نفت، گاز، طلا، نقره، مس، سنگ آهن، اورانيوم، فسفات، سنگ مرمر، روي، بوكسيت، پتاسيم، نمك، آهك و... پايتخت عربستان سعودي، شهر «رياض» است و پس از رياض، مهمترين شهر سياسي، پايتخت سابق اين كشور، شهر «جده» است. پس از جده، شهر «طائف» از اهميت سياسي برخوردار است. شهرهاي ديگر اين كشور از جهت؛ مذهبي، صنعتي، تجاري و كشاورزي داراي اهميت ميباشند. مهمترين بندر عربستان، بندر «جده» است، پس از جدّه، بنادر دمام، ينبع، جيزان، جبيل، جبل و بندر نفتي رأس التنوره داراي اهميتاند. عربستان به سيزده منطقه (استان) تقسيم شده است و در رأس هر منطقه، اميري به حكم پادشاه نصب ميگردد. اين مناطق عبارتند از:
تبوك؛ 8. الباحه؛ 9. عسير؛ 10. نجران؛ 11. جوف؛ 12. جيزان؛
الحدود الشمالي.
جغرافياي انساني
هدفهاي آموزشي انتظار ميرود با مطالعه اين درس: ـ ابعاد مختلف مطرح در جغرافياي انساني را بدانيم. ـ با نحوه پراكندگي جمعيت عربستان آشنا شويم. ـ نژادهاي مختلف مردم عربستان را بشناسيم. ـ نرخ رشد جمعيت عربستان را بدانيم. ـ نحوه مهاجرت در كشور عربستان را بدانيم. ـ دين، زبان و خط رسمي مردم عربستان را بدانيم. ـ پرچم، نشان و روز ملي مردم عربستان را بشناسيم. ـ واحد پولي عربستان و معادل ريالي آن را بدانيم.
در اين درس به جغرافياي انساني كشور عربستان خواهيم پرداخت و در اين خصوص مباحثي چون جمعيت، پراكندگي آن، نژاد و پيشينه تاريخي جمعيت، رشد جمعيت، مهاجرت، دين، زبان و خط رسمي، پرچم، نشان و روز ملّي، تقويم، تعطيلات، ساعت، واحد پول و اندازهگيري را از نظر ميگذرانيم.
برابر آخرين سر شماري سال 2005 ميلادي جمعيت عربستان 599/417/26 نفر گزارش شده است كه در اين ميان، تعداد 076/576/5 نفر بيگانه و بقيه افراد بومي ميباشند. طبق اظهار وزير كار عربستان، حدود هفت ميليون نفر را خارجيان مقيم اين كشور تشكيل ميدهند. (1)
تراكم جمعيت در منطقه جنوب، هماره بيشتر از شمال و مركز بوده است. در زمانهاي گذشته بيشتر مردم اين كشور چادرنشين بوده يا در روستاها زندگي ميكردند؛ بهگونهاي كه تا سال 1970 م تنها 41٪ آنان در شهرها سكونت داشتند، اما توسعه امكانات شهري باعث شد كه بيش از 80% ساكنان اين كشور، به شهرنشيني روي آورند.
1) عربستان سعودي، سادات عظيمي، ص7.
نسبت جمعيت كنوني اين كشور با مساحت آن، از يازده نفر در هر ميل مربع كمتر است.
نژاد مردم عربستان سامي است. از دير باز مورّخان، اعراب را به دو دسته بائده و باقيه تقسيم كردهاند: 1. اعراب بائده: اقوام از بين رفته و نابود شده، مثل قوم عاد، ثمود، جديس، أميم، جاسم و عبيل را اعراب بائده گويند. 2. اعراب باقيه: اعرابي را كه نسل آنها باقي مانده است، اعراب باقيه مينامند. آنها خود به دو دسته تقسيم ميشوند: الف. اعراب عاربه: يعني اعراب خالص و اصيل. ب. اعراب مستعربه: اعراب ناخالص و پيوسته با ديگران. ساكنان منطقه جنوبي عربستان، خود را از نژاد «يعرب بن قحطان» فرزند پنجم نوح و عربِ خالص معرفي مينمودند، به همين جهت به «قحطانيان» شهرت يافتهاند. ولي ساكنان منطقه شمالي و مركز شبه جزيره را از نژاد «عدنان» نواده حضرت اسماعيل (ع) ميشناسند و آنان را «عدنانيان» ميخوانند. قحطانيان را اعراب عاربه و عدنانيان را اعراب مستعربه مينامند. (1)از نظر پيشينه تاريخي، نخست در قسمت جنوبي اين كشور به علت دارا بودن آب و هواي مساعدتر، تراكم جمعيت بيشتر بوده و شهرنشيني
1) الفهرست، ابن نديم بغدادي، ص8؛ مروج الذهب، ج1، ص300.
نيز در آن قسمت پديد آمده است؛ به گونهاي كه مناطق حاصلخيز يمن در تاريخ شهرت دارد. اما در قسمت شمالي به علت خشكي و غير قابل سكونت بودن، كوچ نشيني رواج داشته است. متروك شدن راه بين المللي «بخور» كه اين منطقه را از يك سو به درياي مديترانه و از سوي ديگر به مصر متصل مينمود به دليل توجه دريانوردان روم به اقيانوس هند، در نتيجه تغيير راه ميان شرق و غرب به منطقه شمالي و كاسته شدن از اهميت راه جنوب، همچنين شكستن سدّ بزرگ «مأرب» در جنوب و... موجب مهاجرتهاي گسترده در اين شبه جزيره گرديد؛ جمعيت عمدهاي از جنوب به شمال و برخي از شرق به غرب هجرت كردند و در اين مسيرها به اقتضاي زمان و نياز مهاجران، شهركهايي تأسيس و در نتيجه حكومتهايي به وجود آمد. گروههايي كه از جنوب به شمال كوچ كرده بودند، به ويژه دو
قبيله «خُزاعه» و «جُرْهم»، در شهر مكه مستقر شدند. بيشتر مردم عربستان از اين دو قبيله نشأت ميگيرند. در حال حاضر تعداد چهار هزار قبيله در عربستان وجود دارد. مهمترين طوايف آن عبارتند از: مطير، عتيبه، بني سليم، قريش، هذيل، البقوم، عدوان، بني حارث، بني لحيان، بني سعد، شَمَّر.
نرخ رشد جمعيت در اين كشور 3% است كه با نرخ رشد جهاني 6/1 تا 7/1 هنوز فاصله زيادي دارد. از سوي ديگر، به دليل اجراي برنامه واكسيناسيون و اعتلاي فرهنگ
بهداشت، متوسط عمر در سال 2000 ميلادي به 4/71 سال افزايش يافته است. (1)
در عربستان از يك سو مهاجرت از مناطق روستايي و دورافتاده به مناطق شهري رو به رشد بوده و از سوي ديگر مهاجرت اتباع بيگانه به اين كشور نيز روندي رو به فزوني داشته است. تعداد خارجيان مقيم اين كشور كه برابر آمار رسمي 076/576/5 نفر بوده، طبق اظهار وزير كار عربستان اكنون به حدود هفت ميليون افزايش يافته است. بيشتر اين مهاجرين براي كار از كشورهاي آسيايي و آفريقايي عربي به اين كشور آمدهاند ولي حدود هفتادهزار نفرآنان ازكشورهاي غربي ميباشند كه اغلب در امور نظامي، نفتي و صنايع بزرگ به كار اشتغال دارند.
1) عربستان سعودي، سادات عظيمي، ص61.
دين رسمي اين كشور اسلام است؛ 85% مردم آن سني مذهب (حنبلي) و 15% شيعه ميباشند. (1)كشور بر اساس آيين وهابيت اداره ميشود. زبان و خط رسمي اين كشور، زبان و خط عربي ميباشد كه از زبان و خطهاي سامي است. پس از زبان عربي، در ادارات دولتي، مراكز
1) عربستان، محمد فخري، ص8.
تجاري و دانشگاهها، ميشود. علاوه بر آن دو، زبانهاي مختلفي همچون اردو، پشتو، تركي استانبولي، هوسه و ... نيز در ميان مهاجرين رايج است.
برابر آخرين سر شماري اداره آمار وزارت برنامهريزي، جمعيت عربستان 599/417/21 نفر گزارش شده است. تراكم جمعيت در منطقه جنوب، هماره بيشتر از شمال و مركز بوده است. نژاد مردم عربستان سامي است. از دير باز مورّخان، اعراب را به دو دسته بائده و باقيه تقسيم كردهاند. اعراب باقيه خود به دو دسته تقسيم ميشوند: الف. اعراب عاربه؛
ب. اعراب مستعربه: اعراب ناخالص و پيوسته با ديگران. قحطانيان را اعراب عاربه و عدنانيان را اعراب مستعربه مينامند. از نظر پيشينه تاريخي، نخست در قسمت جنوبي اين كشور به علت دارا بودن آب و هواي مساعدتر، تراكم جمعيت بيشتر بوده و شهرنشيني نيز در آن قسمت پديد آمده است. متروك شدن راه بين المللي «بخور» موجب مهاجرتهاي گسترده در اين شبه جزيره گرديد. نرخ رشد جمعيت در اين كشور 3% است. در عربستان از يك سو مهاجرت از مناطق روستايي و دورافتاده به مناطق شهري رو به رشد بوده و از سوي ديگر مهاجرت اتباع بيگانه به اين كشور نيز روندي رو به فزوني داشته است.
دين رسمي اين كشور اسلام است؛ 85% مردم آن سني مذهب (حنبلي) و 15% شيعه ميباشند. كشور بر اساس آيين وهابيت اداره ميشود. زبان و خط رسمي اين كشور، زبان و خط عربي ميباشد. پس از زبان عربي، در ادارات دولتي، مراكز تجاري و دانشگاهها، از زبان انگليسي استفاده ميشود. پرچم مستطيل شكل عربستان، به رنگ سبز است و در وسط آن، بر فراز شمشيري به خط ثلث و به رنگ سفيد نوشته شده است: «لا اله الاّ الله محمد رسول الله». نشان رسمي آن كشور، يك نخل خرما، در ميان دو شمشير است كه يكديگر را قطع كردهاند. روز ملي عربستان سعودي اول ميزان برابر
23 سپتامبر هر سال است.
جغرافياي سياسي
هدفهاي آموزشي انتظار ميرود با مطالعه اين درس: ـ اهميت ژئوپليتيك عربستان را بدانيم. ـ راه نفوذ در همگراييهاي كشورهاي عربي و اسلامي توسط عربستان را بدانيم. ـ چگونگي تأثيرگذاري پيروزي انقلاب اسلامي در اهميت ژئوپليتيك عربستان را بدانيم.
در اين درس به جغرافياي سياسي ژئوپليتيك كشور عربستان ميپردازيم كه اين عوامل عبارتند از: وجود مكه مكرمه و مدينه منوره، موقعيت جغرافيايي، ذخاير فراوان نفت و گاز، نفوذ در همگراييهاي عربي و اسلامي و مناسبات عميق با آمريكا و غرب.
ويژگيهاي جغرافيايي، عوامل ديني، فرهنگي، سياسي، و وضعيت نسبتاً خوب اقتصادي، كشور عربستان را از اهميّتي استراتژيك در منطقه و جهان برخوردار ساخته است. قرار گرفتن كعبه و حرم نبوي، نقش و تأثيرگذاري بر بازار جهاني نفت، و ايفاي نقش مهم سياسي در منطقه خاورميانه، نشان از اهميت ژئوپليتيك مذهبي، سياسي و اقتصادي عربستان دارد.
اهميت و جايگاه كنوني عربستان در نظام سياسي منطقه و جهان، مرهون عوامل و دلايل مختلفي به شرح ذيل است:
طلوع خورشيد اسلام و قرار گرفتن خانه خدا و حرم نبوي در اين كشور، نقش بسيار مهمي در اهميت يافتن عربستان در ميان كشورهاي اسلامي و جهان ايفا نموده است. هم اكنون مسلمانان جهان همه روزه به سوي كعبه
نماز ميگزارند و سالانه براي انجام فريضه حج به آن سرزمين سفر ميكنند. توجّه به توسعه اماكن مذهبي و رفاه حجاج، چاپ و نشر گسترده قرآن كريم و برگزيدن لقب «خادم الحرمين الشريفين» از سوي رهبر كنوني اين كشور، نشانگر نقش مهم عامل مذهبي در اهميت يافتن عربستان سعودي است.
از دير باز، موقعيت جغرافيايي عربستان، به علت واقع شدن بر سَر راه سه قاره آسيا، اروپا و آفريقا و رفت و آمد اقوام و ملل مختلف به آن، از اهميت برخوردار بوده است. اكنون نيز اين كشور به عنوان نقطه اتصال قاره آفريقا و آسيا، قرار گرفتن در منطقه ژئو پليتيك خاورميانه، دسترسي به خليج فارس و درياي سرخ و برخورداري از وسعت بيشتر (دوازدهمين كشور جهان از نظر وسعت) به ويژه نسبت به ديگر كشورهاي جزيرة العرب، داراي اهميت منطقهاي و جهاني است. گفتني است عربستان سعودي اگر چه از نظر جغرافيايي به دو شاهراه حياتي جهان؛ خليج فارس و درياي سرخ مرتبط است، امّا دسترسي اين كشور به آبهاي آزاد جهان، تنها با عبور از دو تنگه استراتژيك هرمز يا باب المندب امكانپذير ميباشد.
كشور عربستان با 263 ميليارد بشكه نفت، يعني بيش از 26٪ ذخاير
نفتي جهان و 4/33% نفت اوپك، رتبه اول در ميان كشورهاي دارنده منابع نفت را در اختيار دارد. اگر چه طبق يكي از آخرين توافقات اوپك (1)، اين كشور روزانه 000/053/7 بشكه نفت صادر ميكند، اما قدرت توليد يازده ميليون بشكه در روز كه تا پانزده ميليون قابل افزايش است، اين كشور را به بزرگترين توليد كننده نفت بدل ساخته است و آن را به عنوان بزرگترين كشور صادر كننده نفت پس از روسيه و آمريكا به جهان شناسانده است. البته گاه با كاهش توليد آن دو كشور، يا افزايش توليد عربستان اين كشور در صدر قرار ميگيرد. (2)عربستان علاوه بر نفت، با در اختيار داشتن 2/5 تريليون متر مكعب گاز (2/4% ذخاير شناخته شده گاز جهان) رتبه پنجم پس از روسيه، جمهوري اسلامي ايران، قطر و آمريكا را به خود اختصاص داده است. در سالهاي اخير تسهيلات ويژه عربستان براي جذب 100 ميليارد
1) سازمان اوپك باعضويت اوليه پنج كشور عراق، كويت، ايران، عربستان سعودي و ونزوئلا در سال1960 ميلادي به منظور ايجاد هماهنگي و وحدت و تعيين بهترين شيوه براي تأمين منافع، پيش بيني روشها و وسايل تأمين و تثبيت قيمتها در بازارهاي بين المللي، در نظر گرفتن مصالح ملتهاي توليد كننده و تضمين درآمدي ثابت براي آنان، تشكيل شد. بر اساس يكي از توافقات اعضاي اوپك در صورتي كه قيمت نفت براي بيش از بيست روز پائينتر از 25 دلار باشد، آنان از سقف توليد خود تا يك ميليون بشكه خواهند كاست و در صورتي كه بيش از بيست روز متوالي بالاتر از بيست و پنج دلار باشد، آنان به توليد نفت خود تا يك ميليون بشكه خواهند افزود.
2) به عنوان نمونه در سال 1992م عربستان 5/13%، آمريكا 1/13%، و روسيه 5/12% از توليد نفت جهان را به خود اختصاص دادند.
دلار سرمايهگذاري در منابع نفتي، بسياري از شركتهاي معتبر جهان را متوجه اين كشور ساخته است كه در صورت تحقق اين سرمايهگذاري، توسعه چشمگيري را فراهم خواهد ساخت. با توجّه به ويژگيهاي فوق، عربستان در سازمان اوپك از قدرت و نفوذ بسياري برخوردار ميباشد و مواضع اين كشور نقش عمدهاي در بازار نفت ايفا ميكند. علاوه بر سازمان اوپك، كشورهاي عرب صادركننده نفت نيز از سال 1968 ميلادي تشكيلاتي به نام «اوابك» براي هماهنگي سياستهاي خود ايجاد نمودهاند كه محور آن عربستان سعودي است. (1)
عربستان به دليل قرار گرفتن كعبه و حرم نبوي در آن، برخورداري از منابع فراوان ثروت، كمكهاي مالي فراوان به ساير كشورهاي عرب؛ همچنين به دليل مناسبات استراتژيك با غرب، بر اغلب كشورهاي عربي و اسلامي نفوذ و تأثير دارد و در همگراييهاي عربي و اسلامي ذيل تأثير گذار ميباشد: الف. شوراي همكاري خليج فارس: شوراي همكاري خليج فارس (PGCC) (2)كه مذاكرات اوليه آن در سال 1980 ميلادي، يعني دو ماه پس از تحميل جنگ توسط عراق بر ايران، آغاز گرديد، در
22 سپتامبر همان سال با شركت عربستان، امارات متحده عربي، قطر
، بحرين، كويت و عمان تأسيس شد. اين شورا به منظور هماهنگي در سياست خارجي و دفاعي و حمايت متقابل در برابر ناآراميهاي داخلي و تهديدهاي خارجي، تأمين ثبات در خليج فارس، همكاريهاي فزاينده اقتصادي، ايجاد بازار مشترك، هماهنگي در تدوين قوانين اجتماعي و فرهنگي و همسويي در مواضع، تشكيل شد و كشورهاي فوق همكاريهاي گستردهاي را در دستور كار خود قرار دادند. در ميان اين كشورها، عربستان از يك سو به دليل وسعت، جمعيت، قدرت، ثروت و ذخاير بيشتر و از سوي ديگر به علت تشابه ساختار سياسي و اقتصادي كشورهاي عرب حوزه خليج فارس با آن، و آسيبپذير بودن آن حكومتها، نقش محوري در اين شورا ايفا ميكند؛ به گونهاي كه مواضع و سياستهاي اعضاي اين شورا تا حدود زيادي از مواضع و سياستهاي عربستان تأثير ميپذيرد. اين سازمان، نيروي نظامي مشتركي به وجود آورده است كه «درع الجزيره = سپر جزيره» ناميده ميشود و هسته اصلي آن را دو تيپ از ارتش عربستان سعودي تشكيل ميدهد. افزون بر آن در اجلاس سوم در كشور بحرين، ايجاد شبكه بزرگ دفاع هوايي براي پوشش كل منطقه مورد تصويب قرار گرفت. (1)برابر تصويب نشستِ ديگر اين شورا در رياض، كشورهاي عضو، وحدت گمركي و پولي را رسماً از 2005 ميلادي آغاز و تا 2010 به طور
1) عربستان، محمد فخري، ص53.
كامل اجرا ميكنند. گفتني است اين شورا تاكنون چند نشست در سطح سران برگزار كرده، ولي تهاجم عراق به كويت و وجود پارهاي اختلافات ميان كشورهاي عضو، موقعيت آن را تضعيف نموده است. ب. اتحاديه عرب: پيمان نخستين اتحاديه عرب در اكتبر 1944م توسط پنج كشور مصر، سوريه، لبنان، عراق و اردن به منظور دفاع مشترك از امت عرب، در شهر اسكندريه مصر به امضا رسيد. گرچه عربستان بعداً به اين اتحاديه پيوست، ولي با توجه به ويژگيهاي خاص آن كشور، همچنين به دليل كمكهاي فراوان به كشورهاي عربي و اتحاديه عرب، پس از مصر از بيشترين نفوذ بر اتحاديه عرب برخوردار است. ج. سازمان كنفرانس اسلامي: سازمان كنفرانس اسلامي در سال 1969 ميلادي پس از آتشسوزي مسجدالأقصي، توسط كشورهاي اسلامي تشكيل گرديد. به دليل آن كه مقرّ دبيرخانه دائمي آن، در شهر جدّه عربستان است و بيشترين سهم در تأمين بودجه آن را اين كشور بر عهده دارد، همچنين به دليل تأثيرگذاري رياض بر مواضع ديگر كشورهاي اسلامي، عربستان نقش بسيار زيادي در امور مختلف اين سازمان ايفا ميكند.
نياز عربستان به كالاهاي تجاري، صنعتي و تسليحات و تجهيزات نظامي غرب از يك سو نياز جهان غرب به نفت و بازار فروش
محصولات صنعتي كشاورزي و نظامي خود، با توجه به برخورداري عربستان و كشورهاي همجوار از درآمدهاي كلان حاصل از فروش نفت از سوي ديگر، وابستگي دو جانبه عربستان سعودي، غرب به ويژه آمريكا پديد آورده و مناسبات اين دو كشور را بسيار عميق ساخته است؛ به گونهاي كه آمريكا به صورت نزديكترين هم پيمان سياسي و بزرگترين شريك تجاري عربستان در آمده است. حضور هفتاد هزار نفر از اتباع غرب و سرمايهگذاريهاي انبوه شركتهاي غربي در صنايع نفت و گاز و پتروشيمي عربستان، نشانگر عمق روابط عربستان و جهان غرب به ويژه آمريكا ميباشد. لازم به ذكر است پس از حوادث 11 سپتامبر كه برخي از اتباع كشور عربستان به شركت در اين حملات متهم شدند، همچنين به دليل حمايت بي دريغ آمريكا از اسرائيل پس از حملات ددمنشانه اخير اين كشور به مردم مظلوم و بي پناه فلسطين، روابط عربستان و آمريكا رو به سردي گذاشته است ولي آمريكا و عربستان در مراحل بعد دوباره آن را بهبود بخشيدهاند. لازم به ذكر است كه با پيروزي انقلاب اسلامي و فروپاشي نظام شاهنشاهي به عنوان يكي از دژهاي محكم امپرياليسم در منطقه و با توجه به عوامل فوق، موقعيت عربستان از ديدگاه غرب اهميت مضاعفي يافته است و حوادث بعدي نظير جنگ نفت در خليج فارس، قضاياي افغانستان و عراق اين اهميت را به خوبي نمايان ساخت.
ويژگيهاي جغرافيايي، عوامل ديني، فرهنگي، سياسي، و وضعيت نسبتاً خوب اقتصادي، كشور عربستان را از اهميّتي استراتژيك در منطقه و جهان برخوردار ساخته است. قرار گرفتن كعبه و حرم نبوي، نقش و تأثيرگذاري بر بازار جهاني نفت، و ايفاي نقش مهم سياسي در منطقه خاورميانه، نشان از اهميت ژئوپليتيك مذهبي، سياسي و اقتصادي عربستان دارد. اهميت و جايگاه كنوني عربستان در نظام سياسي منطقه و جهان، مرهون عوامل و دلايل مختلفي به شرح ذيل است: وجود مكه مكرمه و مدينه منوره، موقعيت جغرافيايي، ذخاير فراوان نفت و گاز، نفوذ در همگراييهاي عربي و اسلامي، پيروزي انقلاب اسلامي و مناسبات عميق با آمريكا و غرب. شوراي همكاري خليج فارس به منظور هماهنگي در سياست خارجي و دفاعي و حمايت متقابل در برابر ناآراميهاي داخلي و تهديدهاي خارجي، تأمين ثبات در خليج فارس، همكاريهاي فزاينده اقتصادي، ايجاد بازار مشترك، هماهنگي در تدوين قوانين اجتماعي و فرهنگي و همسويي در مواضع، تشكيل شد كه عربستان نقش محوري در اين شورا ايفا ميكند. اين شورا، نيروي نظامي مشتركي به وجود آورده است كه «درع الجزيره = سپر جزيره» ناميده ميشود و هسته اصلي آن را دو تيپ از ارتش عربستان سعودي تشكيل ميدهد. پيمان نخستين اتحاديه عرب توسط پنج كشور مصر، سوريه، لبنان، عراق و اردن به منظور دفاع مشترك از امت عرب، در شهر اسكندريه مصر به امضا رسيد. عربستان پس از مصر از بيشترين نفوذ بر اتحاديه عرب برخوردار است. سازمان كنفرانس اسلامي در سال 1969 ميلادي پس از آتشسوزي مسجدالأقصي، توسط كشورهاي اسلامي تشكيل گرديد. عربستان نقش بسيار زيادي در امور مختلف اين سازمان ايفا ميكند.
جغرافياي اجتماعي
هدفهاي آموزشي انتظار ميرود با مطالعه اين درس: ـ ابعاد مختلف مطرح در جغرافياي اجتماعي عربستان را بدانيم. ـ وضعيت اجتماعي عربستان را با در نظر گرفتن گرايشها، گروهها و جناحهاي حاكم در آن بشناسيم. ـ آداب و رسوم مردم عربستان را بشناسيم. ـ با وضعيت زنان در عربستان آشنا شويم. ـ با وضعيت بهداشت و درمان در عربستان آشنا
شويم. ـ نحوه ارائه خدمات اجتماعي به مردم را بدانيم.
در اين درس به جغرافياي اجتماعي عربستان ميپردازيم و آن را از ابعادي چون وضعيت اجتماعي، آداب و رسوم، وضعيت زنان، بهداشت و درمان و خدمات اجتماعي مورد بررسي قرار ميدهيم.
از دير باز جامعه عربستان بر پايه روابط قبيلهاي استوار بوده و دو عامل «مذهب» و «تعصب و علقه نيرومند قبيلهاي»، ساختار اجتماعي و فرهنگ كلي آن را شكل داده است؛ از اين رو، گرچه اين سرزمين در دوران خلافت سه خليفه نخستين، مركز جهان اسلام بود، امّا به دليل وجود قبيلههاي فراوان و آداب و رسوم مختلف، تمدّن اسلامي در اين سرزمين، رشد و بالندگي و پويايي ديگر كشورهاي اسلامي را نيافت. پس از پايتخت قرار گرفتنِ كوفه در زمان امام علي (ع)، با انتقال مركز خلافت به شام توسط امويان و پايتخت قرار گرفتن بغداد توسط عباسيان، از اهميت نخستين عربستان كاسته شد و بار ديگر فرهنگ ملوك الطوايفي در آن حاكم گرديد. پس از فراز و نشيبهاي بسيار، عليرغم روي آوردن اكثر مردم اين كشور به شهرنشيني، هنوز آثار نظام قبيلهاي در فرهنگ اجتماعي عربستان به روشني مشهود است و دين نيز به عنوان عنصري بسيار قوي داراي نقش و تأثير ميباشد. در ميان جامعه كنوني عربستان ميتوان دو گرايش و گروه عمده را مشاهده نمود:
سنت گرايان معتقد به حفظ ارزشهاي بومي و اسلامياند و با هر نوع نفوذ فرهنگ غربي و خارجي مخالفت ميكنند. بدين جهت با حركتهاي ليبراليستي كه نفوذ فرهنگ بيگانه را در پي دارد، ناسازگاري نشان ميدهند. البته سنت گرايان خود به دو جناح و گرايش قابل تقسيم هستند: الف. جناح رسمي: روحانيوني كه در تشكيلات مذهبي رسمي داراي سمت و موقعيتي هستند؛ جناح رسمي محسوب ميشوند. اين جناح هر چند از قدرت زيادي برخوردار ميباشند ولي دولت توانسته است علي رغم ديدگاههاي آنان، سياستهاي توسعه مدار خود را بدون برانگيختن مخالفت ايشان به پيش ببرد. ب. جناح غير رسمي: روحانيون جوان و جوانان متدين و بنيادگرايي كه از حوزههاي علمي و دانشگاههاي مذهبي عربستان فارغ التحصيل شدهاند؛ جناح غير رسمي را تشكيل ميدهند. آنان كه خود را احياگر واقعي افكار سلفيگري و وهابيت ميدانند و با سياستهاي دولت به ويژه در مورد ارتباط تنگاتنگش با جهان غرب مخالف هستند. اين جناح پس از جنگ دوم خليج فارس با ارسال نامه سرگشادهاي به پادشاه، تحت عنوان «مذكرة النصيحة» افكار خود را به طور وسيعي در عربستان منتشر ساخت. عبدالله العبيكان، سفر الحوالي، سلمان العودة، الشيبعي، شيخ طريري و... را ميتوان از رهبران اين طرز تفكر دانست.
حضور گسترده كارشناسان و اتباع خارجي، برقراري ارتباطات وسيع سياسي با غرب، اعزام افراد براي تحصيل به خارج از كشور، مسافرت مردم عادي به مغرب زمين، بهرهمندي از فرآوردههاي تكنولوژي و جذابيت كاذب شعارهاي انسانگرايانه و فرهنگ غرب به ويژه براي جوانان كه تحت نفوذ ماهواره، فيلم و نوار، به مظاهر غربي روي آوردهاند، در عربستان قشري متجدد و خواهان تغيير و تحول اوضاع اجتماعي و سياسي پديد آورده است. تكنوكراتهاي عربستاني از يك سو خواهان مشاركت هر چه بيشتر در تصميمات و ايجاد تحولات اصلاحطلبانه در ساختار حكومت و دموكراتيك كردن آن ميباشند و از سوي ديگر با حركتهاي متحجرانه و بنياد گرايانه سلفيگري مبارزه ميكنند. اكنون جامعه عربستان، يك جامعه سنتي است كه با روشي نامتجانس، در حال مدرنيزه شدن است؛ از يك سو هنوز قبايل در سيستم حكومتي عربستان داراي نقش و تأثير بسيارند و مردم آن سامان، خلق و خوي قبيلهاي گذشته را حفظ نمودهاند ولي با اين حال آداب و رسوم آنان، تحت تأثير فرهنگ اسلامي قرار دارد. از سوي ديگر، گر چه در سه دهه گذشته مراكز تجاري مجلل، بوتيكهاي لوكس و رستورانهاي بزرگ و خيابانهاي وسيع با طراحي غربي، چهره ظاهري عربستان را به مقدار زيادي تغيير داده است، اما همچون بسياري از كشورهاي در حال رشد، به دليل عوارض توسعه
اقتصادي، ماشيني شدن و اختلاط مردم بومي كشور با مهاجران، به آسيبهايي همچون بافت اجتماعي ناهماهنگ، تبعيض طبقاتي، اختلاف درآمد، اختصاص نقشهاي اصلي و كليدي سياست و تجارت به طبقه ممتاز، رشد ناموزون مظاهر تمدن و پيشرفت در شهر و روستا و تخصيص يافتن بيشتر امكانات رفاهي به شهرها و محروميت روستاها و مراكز دور افتاده، دچار شده است.
آداب و رسوم اين كشور، آميختهاي است از سنتهاي قبيلهاي و فرهنگ اسلامي. مردم عربستان از نظر آداب و رسوم به سه گروه تقسيم ميشوند: الف: حجازيان: كه به دليل ميزباني زائران خانه خدا و برخورد با ملل و فرهنگهاي گوناگون، آداب و رسوم معتدلتري دارند. ب: نجديان: كه به دليل سكونت در منطقه خشك و بيآب و علف مركزي، داراي آداب و رسوم خشك و خشنتري هستند. ج: ساكنان منطقه شرقيه: كه به دليل پيروي از مكتب اهل بيت: و نزديكي به خليج فارس، آداب و رسوم متفاوتي دارند. در اين كشور، مردان اغلب پيراهنِ سفيدِ بلند (دشداشه) ميپوشند و از پارچه خطدار قرمزي به نام «شماغ» يا سفيد به نام «غتره» براي پوشاندن سر خود استفاده ميكنند. جز علماي مذهبي كه به «شيخ» يا «مُطوّع» (مأموران امر به معروف و نهياز منكر هستند) معروفاند، بقيه مردم بر
روي سرپوش خود، يك حلقه مشكي به نام «عِقال» ميپيچند. اين پوشش اكنون بخشي از لباس رسمي سعودي بوده و نشانه آراستگي است. شخصيتهاي سياسي، مذهبي و بزرگان قبايل اين كشور در محافل عمومي و مردم در مراسم رسمي، از عباي قهوهاي يا كِرِم روشن استفاده ميكنند. حضور زنان و دختران در محافل عمومي و حتي مساجد، بسيار كم و محدود است. از اواخر دوره ابتدايي، علاوه بر پوشيدن چادر عربي، پوشاندن دستها و صورت توسط دختران اجباري ميباشد. در ازدواج، رأي و نظريه دختران اهميت زيادي ندارد و داماد بايد افزون بر مهريه، مبلغ قابل توجهي به پدر عروس بپردازد. سلام كردن نزد مردم اين كشور لازم و پاسخ دادن به آن واجب شمرده ميشود؛ به گونهاي كه ورود به هر مكان بدون سلام، بي ادبي تلقي ميشود. دست دادن در هنگام ملاقات، عملي پسنديده به حساب ميآيد و نوعي اظهار محبت و صميمت است؛ به گونهاي كه در ديدارهاي مردم يا سران قبايل با پادشاه و وليعهد، دست دادن و مصافحه معمول است. مردم اين كشور، افراد را با نام كوچك صدا ميزنند و اگر اسم كسي را ندانند، او را محمد ميخوانند. الفاظي نظير «سيّد» و «سيّده» نيز به كار ميرود و احترام به حساب ميآيد. در اين كشور به دليل نفوذ افكار وهابيت، مردم در مرگ كسي نميگريند، مجالس ترحيم و فاتحه وجود ندارد؛ بلكه تنها پس از مرگ
هر فرد، مردم به منزل وي رفته و به بازماندگان تسليت ميگويند. شستشو و دفن مردگان بدون حضور زنان صورت ميگيرد؛ و رفتن زنان به قبرستان ممنوع است. ورزش شترسواري، اسب سواري و شكار، صحرانشيني و رقص شمشير معروف به «عرضه» همچنان مورد علاقه مردم است و رفتن به همراه خانواده به بيابانهاي اطراف شهر و ساعتها در فضاي باز و بيآب و علف آن، به هنگام خنكي هوا در روزهاي تعطيل تفريح دلپذير آنان به حساب ميآيد. مهماننوازي از ويژگي مردم اين سرزمين و بهترين پذيرايي، حاضر نمودن گوسفند كامل و بريان در ميان سفره است. قهوه عربي به همراه هل دم شده، نوشيدني رسمي پذيرايي است. بيشتر نامهاي افراد، اسلامي بوده و در گفتگوهاي روزانه مردم، نام خداوند، شكر، طلب رحمت، روزي، هدايت، و عاقبت به خيري، فراوان شنيده ميشود و نفرين و دشنام به يكديگر بسيار كم است. پخش اذان از مأذنه مساجد، التزام به نماز و حضور در نمازهاي جماعت كه در پنج نوبت اقامه ميگردد، تعطيل نمودن بازار به هنگام نماز و حفظ ظواهر اسلامي، از آداب و رسوم نيكوي مردم اين كشور است.
برابر قوانين عربستان، ازدواج زنان عربستان با مردان بيگانه ممنوع
است، مگر با مجوّز دولت كه به ندرت صادر ميشود. در مورد رعايت پوشش نيز سختگيري صورت ميگيرد؛ پوشاندن دستها و صورت حتي توسط دختران پس از دوران ابتدايي اجباري است. چنانچه زني بدن خود را به خوبي نپوشاند، توسط مأموران موسوم به «مطوّع» كه وظيفه امر به معروف و نهي از منكر را بر عهده دارند، مورد بازجويي قرار ميگيرد. افزون بر آن، حضور و رفت و آمد زنان نيز به سهولت ميسر نيست؛ به زنان اجازه داده نميشود به تنهايي و بدون اجازه مرد خانواده از خانه يا كشور خارج شوند. رانندگي براي زنان ممنوع است مگر زنان ارتش آمريكا كه مجاز هستند در داخل مناطق نظامي، رانندگي نمايند ولي آنان نيز حق رانندگي در ملأ عام را ندارند. البته اخيراً حضور زنان غير مسلمان خارجي كه صرفاً با پوشيدن يك عباي عربي و با سر و پاي برهنه رفت و آمد ميكنند، در شهرهاي غير مكه و مدينه، امري عادي شده است. ساختمانهاي مسكوني دولتي موظف به ساختن زمينهاي تفريحي براي زنان و مردان به طور جداگانه هستند و استخدام زنان در فروشگاهها و ادارات عمومي ممنوع است. البته در مراكز پزشكي و درماني، مدارس، دانشگاهها و ... از وجود بانوان به طور رسمي استفاده ميشود. در اين كشور امكانات آموزشي براي مردان و زنان يكسان نيست؛ در بعضي از دانشگاههاي عربستان از ثبتنام زنان خودداري ميشود و در برخي رشتهها فقط مردان حق ثبتنام دارند. زنان از دريافت بورس براي تحصيل در خارج از كشور محروم هستند. در عربستان نظام تعدد زوجات و حق انتخاب چند همسر براي مردان وجود دارد و بيشتر ثروتمندان آن سامان بيش از يك همسر اختيار
ميكنند. در اين كشور يك مرد به راحتي ميتواند همسر خود را طلاق دهد ولي زنان براي طلاق گرفتن از شوهران خود، بايد به نظام حقوقي پيچيدهاي متوسل شوند. مدتي است كه ازدواجهاي موقت به روشهاي مختلف نيز در اين كشور رايج شده است. اخيراً به دنبال سخنان ملك عبدالله پادشاه اين كشور مبني بر اين كه: «به هيچ كس اجازه داده نميشود از شأن زن در عربستان كاسته، و فرصت آنان براي مشاركت در مسؤوليت ملي را از بين ببرد.» گامهايي در جهت بهبود وضع زنان برداشته شده است.
كشور عربستان سعودي با بهرهگيري از درآمد نفتي خود، توانسته است خدمات بهداشتي و درماني مناسبي به مردم بومي و مهاجران خارجي ارايه نمايد. اكنون در اين كشور بيش از 34 هزار پزشك در 314 بيمارستان و 3315 مركز بهداشتي مشغول به كار هستند. مركز پزشكي ملك فيصل در رياض، از لحاظ فني و تجهيزات، يكي از پيشرفتهترين مراكز پزشكي است. اين مركز از 65 هزار كادر پرستاري و بيش از 45729 تخت بيمارستاني برخوردار ميباشد. بيمارستان تخصصي چشم ملك خالد و بيمارستان تخصصي ملك فيصل از جمله بيمارستانهاي مهم اين كشور به شمار ميروند. علاوه بر آنها 64 بيمارستان، و 392 درمانگاه خصوصي نيز در عربستان سعودي به فعاليت مشغول هستند. گفتني است دولت 50% هزينه ساخت
بيمارستانهاي غير دولتي را به سازندگان بخش خصوصي ميپردازد. برنامه واكسيناسيون در عربستان با واكسينه نمودن 94% از مردم در برابر هپاتيت ب و 93% در برابر حصبه و سل و واكسيناسيون اطفال تا 89% نشانگر پيشرفت در زمينه بهداشت ميباشد. (1)مراكز آموزش بهداشت نيز در كشور فعال و پر تلاش هستند. در سال 1963 ميلادي در اين كشور، سازمان هلال احمر نيز تأسيس شد؛ اين سازمان داراي 144 مركز اورژانس با 787 ماشين ويژه ميباشد. سازمان هلال احمر به هنگام برگزاري مراسم حج، خدمات قابل توجهي به حجاج ارائه ميكند. اكثر خدمات درماني براي شهروندان سعودي رايگان است، ليكن افراد مقيم بايد براي درمان هزينه سنگيني متحمل شوند.
در اين كشور علاوه بر وزارت كار و امور اجتماعي عربستان كه سالانه كمكهاي زيادي به معلولان و خانوادههاي آنان ميكند،
157 مؤسسه خيريه با بودجهاي بالغ بر 700 ميليون ريال سعودي به نيازمندان خدمات اجتماعي ارائه ميكنند. علاوه بر آن جمعيت قابل توجهي نيز تحت پوشش بيمههاي اجتماعي قرار دارند.
1) دليل المملكة العربية السعوديه، ص70.
از دير باز جامعه عربستان بر پايه روابط قبيلهاي استوار بوده و دو عامل «مذهب» و «تعصب و علقه نيرومند قبيلهاي»، ساختار اجتماعي و فرهنگ كلي آن را شكل داده است. عليرغم روي آوردن اكثر مردم اين كشور به شهرنشيني پس از فراز و نشيبهاي بسيار، هنوز آثار نظام قبيلهاي در فرهنگ اجتماعي عربستان به روشني مشهود است و دين نيز به عنوان عنصري بسيار قوي داراي نقش و تأثير ميباشد. در ميان جامعه كنوني عربستان ميتوان دو گرايش و گروه عمده را مشاهده نمود: گروه سنتگرايان وگروه تجدّدطلبان. البته سنتگرايان خود به دو جناح و گرايش قابل تقسيم هستند: الف. جناح رسمي؛ ب. جناح غير رسمي. اكنون جامعه عربستان، يك جامعه سنتي است كه با روشي نامتجانس، در حال مدرنيزه شدن است. آداب و رسوم اين كشور، آميختهاي است از سنتهاي قبيلهاي و فرهنگ اسلامي. مردم عربستان از نظر آداب و رسوم به سه گروه تقسيم ميشوند: الف: حجازيان؛ ب: نجديان؛ ج: ساكنان منطقه شرقيه. برابر قوانين عربستان، ازدواج زنان عربستان با مردان بيگانه ممنوع است. در مورد رعايت پوشش نيز سختگيري صورت ميگيرد. رانندگي براي زنان ممنوع است. استخدام زنان در فروشگاهها و ادارات عمومي ممنوع است. در اين كشور امكانات آموزشي براي مردان و زنان يكسان نيست و زنان براي طلاق گرفتن از شوهران خود، بايد به نظام حقوقي پيچيدهاي متوسل شوند.
كشور عربستان سعودي با بهرهگيري از درآمد نفتي خود، توانسته است خدمات بهداشتي و درماني مناسبي به مردم بومي و مهاجران خارجي ارايه نمايد. در اين كشور علاوه بر وزارت كار و امور اجتماعي عربستان 157 مؤسسه خيريه با بودجهاي بالغ بر 700 ميليون ريال به نيازمندان خدمات اجتماعي ارائه ميكنند.
جغرافياي آموزشي و فرهنگي
هدفهاي آموزشي انتظار ميرود با مطالعه اين درس: ـ مفهوم جغرافيايي آموزشي و فرهنگي را با توجه به مؤلفههاي آن بشناسيم. ـ تاريخ نظام آموزش و پرورش عربستان را بشناسيم. ـ با انواع مدارس موجود در عربستان آشنا شويم. ـ با دانشگاههاي عربستان آشنا شويم. ـ چگونگي تحول اوضاع كتاب و كتابخانهها را در عربستان بدانيم. ـ چگونگي جهتگيري تبليغات و مطبوعات را در عربستان بدانيم. ـ خبرگزاريهاي داخلي و خارجي فعال در عربستان را بشناسيم. ـ وضعيت راديو و تلويزيون را در عربستان بدانيم. ـ اقدامات دولتي در خصوص مسائل هنري و ورزشي جوانان را بدانيم.
در اين درس به جغرافياي آموزشي و فرهنگي ميپردازيم و در اين خصوص مواردي چون نظام آموزشي و تحصيلات عالي،
كتاب و كتابخانهها، مطبوعات، خبرگزاريهاي داخلي و خارجي و راديو و تلويزيون (صدا و سيما) و جوانان، هنر و ورزش را از نظر ميگذرانيم.
برابر آمارهاي رسمي گفته ميشود كه 78% مردم اين كشور باسواد هستند ولي طبق آمار غير رسمي، ميزان با سوادها كمتر است.
در دوران گذشته عربستان، مدارس ديني و مساجد، مسؤوليت آموزش خواندن و نوشتن و علوم ديني را بر عهده داشتند. نخستين مدرسه به سبك امروزي در اين كشور، در دوران حكومت ملك عبدالعزيز و به فرمان وي تأسيس گرديد. بعد از آن، به تدريج اقدام جهت گسترش و توسعه فرهنگي كشور رو به افزايش نهاد. نخست مديريت معارف در سال 1953 به فرمان وي تأسيس گرديد و ملك فهد پادشاه قبلي، به عنوان اولين وزير معارف منصوب شد. در اين كشور مديريت آموزش و پرورش به دو بخش دختران
و پسران تقسيم شده بود؛ مديريت بخش پسران به عهده وزارت
معارف (آموزش و پرورش) و مديريت بخش دختران به عهده
رياست كل آموزش دختران بود و هر كدام داراي دانشكدههاي
تربيت معلم اختصاصي با سيستم آموزشي مشترك بودند ولي در سال 2001 م به فرمان ملك فهد با ايجاد پست قائم مقام وزير آموزش و پرورش در امور آموزش دختران، تشكيلات جداگانه آموزش دختران در آن وزارتخانه ادغام گرديد و دكتر جوهره بنت فهد به آن سمت منصوب شد. مدارس عربستان در هر دو بخشِ پسران و دختران، به دو نوع تقسيم ميشوند: دولتي: در مدارس دولتي ثبت نام رايگان و كليه هزينهها و امكانات آموزشي از سوي دولت پرداخت ميشود. محصلان اين مدارس اغلب از افراد متوسط و قشر كم درآمد جامعه هستند. ملّي: اين مدارس با دريافت شهريههاي مختلف از امكانات و كيفيت بالاتري برخوردار ميباشند. علاوه بر مدارس ملّي و دولتي، تعداد زيادي مدرسه زير نظر وزارت معارف و رياست تعليم دختران در مناطق مختلف كشور جهت حفظ قرآن كريم مشغول به كار هستند. همچنين مدارسي جهت روشندلان در مقاطع مختلف تحصيلي در عربستان وجود دارد. اكنون دوران تحصيل در اين كشور 12 سال است كه به جز پيش دبستاني، به سه مرحله «ابتدايي» از 6 تا 12 سالگي، «متوسطه يا مياني» از 12 تا 15 سالگي، «ثانويه يا دبيرستان» از 15 تا 18 سالگي تقسيم ميشود. دوره آموزش دبيرستان سه سال ميباشد كه بعد از سال اول، دانش آموزان به دو گروه علوم و هنر تقسيم ميشوند. البته مدارس صنعتي، بازرگاني و كشاورزي نيز در عربستان وجود دارد كه
دانش آموزان پس از طي دوره مياني ميتوانند تحصيلات خود را در اين مدارس ادامه دهند. سال تحصيلي در عربستان از اواخر سپتامبر؛ يعني اوايل مهرماه آغاز شده و در اواخر ژوئن؛ يعني اوايل تيرماه به اتمام ميرسد. سال تحصيلي به دو دوره نيم سال اول و دوم تقسيم ميگردد.
عربستان سعودي داراي هشت دانشگاه دولتي به شرح ذيل است: دانشگاه ملك سعود؛ دانشگاه ملك عبد العزيز؛ دانشگاه نفت و معدن ملك فهد؛ دانشگاه ملك فيصل؛ دانشگاه اسلامي امام محمد بن سعود؛ دانشگاه اسلامي مدينه منوره؛ دانشگاه ام القري؛ دانشگاه ملك خالد؛ دانشگاه ملك عبدالله؛ دانشگاههاي نظامي.
در سالهاي اخير بر اثر جلب و جذب متفكّران و اهل قلم كشورهاي اسلامي و نشر آثار آنان، فرهنگِ تدوين و نشر كتاب در عربستان
سعودي، تحول زيادي يافته است؛ عناوين و كيفيت كتابهاي نشر يافته به خوبي نشانگر تحوّل مطبوعاتي و فرهنگي اين ديار است. جهتگيري كلّي آثار منتشره ديني؛ اعم از تحقيق متون، تصحيح آثار كهن و تك نگاريهاي موضوعي، بيشتر بر محور نشرانديشه سلفيگري و وهابيت و ردّ مخالفان آنان دور ميزند؛ تحقيق و نشر آثاري مانند كتاب «التوحيد» ابن خزيمه، «العظمه» ابوالشيخ و نگارش آثاري مانند «صفات الله بين الاثبات و التأويل» و «رؤية الله» كه از آثار نشر يافته دانشگاه امّ القري است و نيز «البيان لخطأ بعض الكتاب» حوار هادي و كتاب «مع مجد الغزالي» و ... نمونههاي روشن اين مدعاست. در كنار اين نوع كتب، برخي از آثار مهم تاريخي، رجالي و تفسيري نيز نشر يافته است. شكل ظاهري كتابها نيز اخيراً جالب و چشم نواز گرديده، گويا اين ساخت و پرداخت زيبا، از كشور لبنان اقتباس شده است. مراكز نشر و فروش كتاب نيز گسترش زيادي يافته است. مهمترين و بزرگترين مؤسسه انتشاراتي عربستان «التهامه» است. مؤسسات مهم ديگر آن عبارتند از: مؤسسه انتشاراتي «البلاد» در جده، مؤسسه «چاپ مدينه»، مؤسسه «مكه مكرمه»، و مؤسسه «اليمامه» در رياض.
تعداد كتابخانههاي عمومي عربستان در سال 1410ه .ق به 60 عدد افزايش يافت و در حال حاضر بيش از يك ميليون جلد كتاب در اين كتابخانهها موجود است.
در كشور عربستان، مطبوعات زير نظر دولت است. سياست كلي تبليغاتي عربستان را شوراي عالي تبليغات اين كشور تدوين ميكند. در اكثر مطبوعات، تبليغ مسايل ديني در درجه اول قرار دارد و در مسايل سياسي اغلب نويسندگان، به وسيله دولت تغذيه ميشوند و خط مشي خود را از دولت ميگيرند. بدين رو اگر چه مقررات سانسور و مميزي مكتوبي براي مطبوعات وجود ندارد، اما سردبيران و نويسندگان نه تنها از نشر مطالب انتقادي خودداري ميكنند؛ بلكه خط فكري و مشي سياسي دولت را تبليغ ميكنند.
در عربستان سعودي دو خبرگزاري داخلي وجود دارد كه زير نظر خاندان آل سعود اداره ميشوند: 1. خبرگزاري «واس» كه مخفف وكالة الانباء السعوديه ميباشد و حرف اختصاري آن به انگليسي «S.P.A» است. اين خبرگزاري در سال 1970 ميلادي تأسيس گرديد. 2. خبرگزاري اسلامي [IPA] افزون بر آن دو خبرگزاري داخلي، در اين كشور دو خبرگزاري خارجي رويتر و آسوشيتدپرس خبرگزاري «ايرنا» از جمهوري اسلامي و خبرگزاري ابينا مربوط به سازمان كنفرانس اسلامس است نيز فعال ميباشند.
پيشينه راديو در عربستان به سال 1932 ميلادي برميگردد. در اين تاريخ به فرمان ملك عبدالعزيز راديوي اختصاصي در اين كشور ايجاد گرديد. در سال 1948 ميلادي نخستين راديوي عمومي در جده آغاز به كار كرد. در سال 1964 ميلادي شبكه راديو سراسري رياض و راديوي «نداي اسلام» در مكه راهاندازي شد. امروزه جز راديو سراسري رياض، و كانال دوم اين راديو، راديو قرآن نيز از رياض پخش ميشود. راديو عربستان زير نظر وزارت فرهنگ و اطلاعرساني قرار دارد و داراي برنامههاي درون مرزي و برون مرزي مختلفي است؛ برنامههاي درون مرزي، به زبانهاي عربي و انگليسي پخش ميشود و داراي فرستندههاي راديويي در شهرهاي جده، رياض، دمام و ابها است. برنامههاي برون مرزي عربستان به زبانهاي بنگالي، انگليسي، فارسي، فرانسوي، اندونزيايي، سوماليايي، سواحلي، تركستاني، تركي و اردو پخش ميشود. راديوي ديگر عربستان «راديو آرامكو» است؛ ايستگاه اين راديو در ظهران است و برنامههاي آن به زبان انگليسي و براي استفاده كارمندان شركت آرامكو پخش ميشود. تلويزيون عربستان در سال 1965 ميلادي تأسيس گرديد و نخستين برنامه تلويزيوني خود را از دو ايستگاه رياض و جده پخش نمود. اكنون ايستگاه مركزي آن در رياض است ولي ساختمان بسيار مهمي هم در جده دارد و در شهرهاي رياض، جده، مدينه، دمام، قصيم، و ابها داراي
ايستگاه ميباشد. برنامههاي اين تلويزيون در كانال يك به زبان عربي و در كانال دوم به زبان انگليسي پخش ميشود. كانال تلويزيوني ديگر عربستان، كانال ظهران ] آرامكو [ است كه برنامههاي خود را به زبان انگليسي پخش ميكند. تلويزيون عربستان دو شبكه دارد كه يكي ورزشي است و ديگري برنامه كودك و اخبار پخش ميكند. گرايش مردم به راديو تلويزيون دولتي بسيار اندك و اكثر آنان از شبكههاي ماهوارهاي استفاده ميكنند. اگرچه در داخل كشور به صورت رسمي دو شبكه فعال است ليكن سعوديها سرمايهگذاريهاي زيادي در بيرون كشور در اين زمينه كردهاند. شبكه روقاني، mbc 1 و 2 اقرأ، العربيه، مجد و... با سرمايه سعوديها كار ميكند. راديو و تلويزيون در عربستان دولتي است و خط مشي و سياستهاي دولت را تبليغ و ترويج ميكند. گفتني است از سال 1990 ميلادي تلويزيون سعودي براي فرستادن امواج خود، ماهواره را به خدمت گرفته است.
براي رسيدگي به امور مختلف جوانان، به فرمان ملك فهد در سال 1969م تشكيلاتي به نام «الرئاسة العامة لرعاية الشباب = رياست كل امور جوانان» به وجود آمد. اين تشكيلات، براي جذب جوانان، مراكزي با عنوان «خانه جوانان» راهاندازي نمود. بر اساس فرمان ديگري در سال 1392 ه .ق «جمعية الفنون
العربية السعودية = انجمن هنرهاي عربي سعودي » تأسيس شد. اين جمعيت كه در سال 1398ه . ق. نامش به «جمعية العربية السعودية للثقافة و الفنون = انجمن فرهنگ و هنر عربي سعودي » تغيير يافت، در امور ادبي، هنرهاي نمايشي، موسيقي ، اعلام و مطبوعات فعاليت ميكند. عربستان براي انجام فعاليتها و برگزاري مسابقات ورزشي، دوازده شهر ورزشي ايجاد كرده است كه بزرگترين آن در شمال شرقي رياض قرار دارد و سه شهر ورزشي ديگر نيز در دست احداث است. ورزشكاران اين كشور در بيست رشته ورزشي فعاليت دارند و در برخي از رشتهها در سطح آسيا و جهان صاحب مدال هستند.
در دوران گذشته عربستان، مدارس ديني و مساجد، مسؤوليت آموزش خواندن و نوشتن و علوم ديني را بر عهده داشتند. نخستين مدرسه به سبك امروزي در اين كشور، در دوران حكومت ملك عبدالعزيز و به فرمان وي تأسيس گرديد. در اين كشور مديريت آموزش و پرورش به دو بخش دختران و پسران تقسيم شده بود؛ مديريت بخش پسران به عهده وزارت معارف (آموزش و پرورش) و مديريت بخش دختران به عهده رياست كل آموزش دختران بود. مدارس عربستان در هر دو بخشِ پسران و دختران، به دو نوع تقسيم ميشوند: دولتي و ملّي. عربستان سعودي داراي هشت دانشگاه دولتي است. جهتگيري كلّي آثار منتشره ديني بيشتر بر محور نشر انديشه
سلفيگري و وهابيت و ردّ مخالفان آنان دور ميزند.در كنار اين نوع كتب، برخي از آثار مهم تاريخي، رجالي و تفسيري نيز نشر يافته است. تعداد كتابخانههاي عمومي عربستان در سال 1410ه .ق به 60 عدد افزايش يافت و در حال حاضر بيش از يك ميليون جلد كتاب در اين كتابخانهها موجود است. در كشور عربستان، مطبوعات زير نظر دولت است. سردبيران و نويسندگان نه تنها از نشر مطالب انتقادي خودداري ميكنند؛ بلكه خط فكري و مشي سياسي دولت را تبليغ ميكنند. در عربستان سعودي دو خبرگزاري داخلي وجود دارد كه زير نظر خاندان آل سعود اداره ميشوند: خبرگزاري «واس» و خبرگزاري اسلامي [IPA] در اين كشور فعالند و خبرگزاريهاي خارجي رويتر، آسوشيتدپرس و ايرنا نيز فعاليت دارند. امروزه جز راديو سراسري رياض، و كانال دوم اين راديو، راديو قرآن نيز از رياض پخش ميشود. راديو عربستان زير نظر وزارت فرهنگ و اطلاعرساني قرار دارد و داراي برنامههاي درون مرزي و برون مرزي مختلفي است. برنامههاي برون مرزي عربستان به زبانهاي بنگالي، انگليسي، فارسي، فرانسوي، اندونزيايي، سوماليايي، سواحلي، تركستاني، تركي و اردو ميباشد. برنامههاي تلويزيون عربستان در كانال يك به زبان عربي و در كانال دوم به زبان انگليسي پخش ميشود. كانال تلويزيوني ديگر عربستان، كانال ظهران ] آرامكو [ است كه برنامههاي خود را به زبان انگليسي پخش ميكند. راديو و تلويزيون در
عربستان دولتي است و خط مشي و سياستهاي دولت را تبليغ و ترويج ميكند. براي رسيدگي به امور مختلف جوانان، به فرمان ملك فهد در سال 1969م تشكيلاتي به نام «الرئاسة العامة لرعاية الشباب = رياست كل امور جوانان» به وجود آمد. هم اكنون جمعيت «جمعية العربية السعودية للثقافة و الفنون» در امور ادبي، هنرهاي نمايشي، موسيقي، اعلام و مطبوعات فعاليت ميكند. عربستان براي انجام فعاليتها و برگزاري مسابقات ورزشي، دوازده شهر ورزشي ايجاد كرده است. ورزشكاران اين كشور در بيست رشته ورزشي فعاليت دارند و در برخي از رشتهها در سطح آسيا و جهان صاحب مدال هستند.
اوضاع اقتصادي
هدفهاي آموزشي انتظار ميرود با مطالعه اين درس : ـ بنيانهاي مهم در سيستم اقتصادي عربستان را بشناسيم. ـ با بخشهاي مختلف اقتصادي عربستان آشنا شويم. ـ با انواع گوناگون حمل و نقل و ارتباطات در عربستان آشنا شويم. ـ چگونگي بودجهبندي در نظام اقتصادي عربستان را بدانيم. ـ با توليد ناخالص ملي، درآمد سرانه و نرخ رشد عربستان آشنا شويم. ـ بانكهاي مهم عربستان را بشناسيم. ـ با چگونگي سرمايهگذاري و كمكهاي اقتصادي عربستان به ساير كشورها آشنا شويم. ـ چگونگي مبادلات تجاري ايران و عربستان را بدانيم. ـ اقلام صادراتي و وارداتي عربستان را بدانيم.
در اين درس تحت عنوان نظام اقتصادي عربستان به مواردي چون سيستم اقتصادي، بخشهاي مختلف اقتصادي، حمل و نقل و ارتباطات، بودجه، توليد ناخالص ملي، درآمد سرانه و نرخ رشد، پول، بانكها، سرمايهگذاري و كمكهاي اقتصادي، مبادلات تجاري و صادرات و واردات عربستان ميپردازيم.
اقتصاد عربستان بر محور درآمدهاي نفت و فرآوردههاي آن بنا شده است؛ پس از نفت، مسافرت گسترده حجاج به آن كشور و درآمد حاصله از برگزاري مراسم حج و بازار پر فروش كالا در آن ايام، نقش مهمي در اقتصاد اين كشور ايفا ميكند. البته در سالهاي اخير توسعه بخش صنعت، كشاورزي و معدن و افزايش سهم آنها در سيستم اقتصادي، مورد توجه بسيار قرار گرفته است. عربستان از سرمايهگذاري خارجي استقبال نموده و تسهيلات زيادي در اختيار سرمايهگذاران قرار داده است. از سوي ديگر اين كشور به دلايل اقتصادي و تبليغاتي، به سرمايهگذاري در خارج از كشور نيز پرداخته است. شركت معروف «البركه» در 32 كشور جهان از جمله جمهوريهاي شوروي سابق سرمايهگذاري و در كشورهايي چون هند، پاكستان، بحرين و نيجريه، بانك تأسيس نموده است. (1)
1) عربستان، فخري، ص104.
اين كشور بر اساس نظام اقتصادي آزاد، سياست اقتصادي و تجاري خود را بنيان نهاده است.
اقتصاد عربستان داراي بخشهاي مختلفي است كه به برخي از مهمترين آنها اشاره ميشود:
عليرغم كمبود زمينهاي قابل كشت و آب و بارندگي، عربستان
با صرف بودجه فراوان در مورد كشاورزي، گامهاي مهمي برداشته
است. در زمينه گندم در سال 1985 به خودكفايي رسيده، و در سال 1992 با توليد 4 ميليون تن، مازاد گندم خويش را به كشورهاي ديگر صادر نموده است. اين توليد اگر چه در سالهاي بعد به دلايل اقتصادي كاهش يافت ولي در سال 2000 ميلادي ميزان آن، 8/2 ميليون تن بوده است. توليد ميوه و سبزيجات، گوجه فرنگي، انگور و خرما نيز به گونهاي افزايش يافته است كه برخي از آنها صادرات نيز داشته است. دامداري اين كشور نيز پيشرفت زيادي نموده است؛ افزايش تعداد دامها، تخم مرغ و مرغ خوراكي، گوشت قرمز، و ماهي نشانگر رشد اين بخش است. برابر گزارشهاي موجود، كارخانجات و صنايع وابسته به كشاورزي همچون كارخانه بستهبندي مرغ، كنسرو سازي، روغن زيتون، آرد و روغن سويا تأسيس شده است، و تعدادي نيز با صرف هزينههاي بسيار در دست احداث ميباشد. (1)
1) عربستان، فخري، ص105 - 112.
در سال 1972 ميلادي قانون معدن در عربستان تصويب شد. پس از آن شركتهاي فرانسوي، انگليسي، كانادايي و سوئيسي براي كشف معادن به جستجو پرداختند. علاوه بر آنها، شركتهاي مشتركي نيز پديد آمد و در سالهاي اخير دولت نيز شركت بزرگي در زمينه معادن راه اندازي كرده است. كشف ذخاير عظيم طلا، سنگ آهك، سنگ گچ، سنگ مرمر، خاك رس، نمك، هيدرواكسيد آلومينيوم، سنگ آهن، مس، سرب، قلع، نقره و اورانيوم و بهره برداري از 4500 معدن، بر درآمد اقتصادي عربستان افزوده است.
عربستان با 263 ميليارد بشكه نفت، 26% از ذخاير نفت جهان، و 4/33% نفت اوپك را در اختيار دارد. ذخاير گازي اين كشور نيز 2/5 تريليون متر مكعب برآورد شده است.
وزارت صنايع با ايجاد 14 شهر صنعتي به مساحت 92 ميليون متر مربع و بهره برداري از آنها، به توسعه صنعت همت گماشته است؛ نخستين گام در بهبود و رشد صنعت، توسعه پالايشگاهها و پروژههاي پتروشيمي
به ويژه در جده، جبيل و ينبع بود. سپس صنايع سبك و مصرفي مثل چرم سازي، مبل سازي و لوازم خانگي مورد توجه قرار گرفت؛ به گونهاي كه تا سال 1422ه . ق بيش از 3468 كارخانه راهاندازي شده است. افزون بر آنها، صنايع آهن و فولاد با همكاري آلمان با ظرفيتي معادل 800 هزار تن اوره و شركت متانول با ظرفيت 600 هزار تن در سال و كارخانههاي بزرگ سيمان با 14 ميليون تن مشغول به كار هستند. جذب سرمايهگذاري خصوصي در فرآوردههاي شيميايي، افزايش كارخانجات شيميايي تا 274 مورد و سرمايهگذاري 54 ميليارد دلاري در آن نشانگر سمتگيري جديد صنعت در عربستان است. مهمترين شركت صنعتي عربستان، شركت صنايع اساسي سعودي (sabic) است كه در پتروشيمي، كود شيميايي، آهن، فولاد و پلاستيك فعاليت دارد. اين شركت با جذب شريك سرمايهگذار خارجي با انعقاد قراردادهاي بسيار بزرگ، طرحهايي همچون طرح بزرگ توليد پوليستر را به مرحله اجرا درآورده است. ميزان سوددهي اين شركت در سال 2000 ميلادي، 2295 ميليون ريال سعودي بوده است. توليدات اين كشور در بازار كشورهاي اروپايي، آمريكا، ژاپن و هنگ كنگ عرضه ميشود. پس از آن شركتِ صنعتي «وطني»، سمارك، صافولا، پترومين و آرامكو، بخش اعظم توليدات صنعتي را بر عهده دارند. اين كشور با تأسيس صندوق «توسعه صنعتي عربستان SIDF» به جلب مشاركت و حمايت از بخش خصوصي پرداخته و با واگذاري وام با شرايط بسيار آسان، صنايع كوچك را نيز توسعه بخشيده است.
حمل و نقل و ارتباطات ريلي، جادهاي و هوايي عربستان به شرح ذيل است:
نخستين شبكه راه آهن در سال 1951 ميلادي تأسيس و اكنون حدود 1392 كيلومتر امتداد دارد. اين شبكه با جابجايي 5/1 ميليون تُن كالا و بيش از 000/350 نفر در حمل كالاهاي وارداتي از بندر دمام به رياض و انتقال فرآوردههاي نفتي، غلات، سيمان و كود شيميايي به بندر دمام، براي صدور به خارج از كشور فعاليت چشمگيري دارد.
عربستان با افزايش و توسعه جادهها و اتوبانها بر اساس استانداردهاي پيشرفته، داراي جادههاي فراواني است و تا سال 2000 ميلادي
1/5 ميليون دستگاه وسيله نقليه در عربستان به ثبت رسيده است. در زمان حج، سنديكاي ماشينداران يا «النقابه العامه للسيارات» مسئوليت حمل و نقل حجاج را بر عهده دارد.
عربستان داراي 5 فرودگاه بين المللي شامل فرودگاه بين المللي ظهران (حومه ظهران)، هفوف (حومه احساء)، ملك عبدالعزيز (اطراف جده)، ملك خالد (نزديك رياض)، و ملك فهد (منطقه شرقيه) است. علاوه بر اينها 25 فرودگاه داخلي نيز در اين كشور وجود دارد.
شركت هواپيمايي عربستان در سال 2000 با در اختيار داشتن 106 فروند هواپيماي بوئينگ و ايرباس و 000/25 كادر و 100/1 خلبان و كمك خلبان، حدود 5/12 ميليون مسافر و 335 ميليون تن كالا را جابجا نموده است. اين كشور، براي خريد هواپيماهاي جديد نيز قراردادهايي معادل شش ميليارد دلار با آمريكا منعقد كرده است. اخيراً تأسيس چند شركت هوايي ديگر هم تصويب شده است.
بودجه سال 2001 مصوب هيئت دولت كه با افزايش 36 درصدي، 3/57 ميليارد دلار اعلام گرديد.
در سال 2000 توليد ناخالص ملي اين كشور بالغ بر 4/512 ميليارد ريال بوده، كه نسبت به سالهاي پيشين 8/8% رشد داشته است. در سال 1989 ميلادي درآمد سرانه 6230 دلار بود كه در سالهاي بعد با 9/5% كاهش مواجه گرديد ولي در سالهاي بعد، اغلب رشد داشته است. اشتغال در عربستان به طور متوسط سالانه 8% افزايش داشته است.
واحد پول عربستان سعودي، «ريال» ميباشد؛ هر ريال عربستان برابر با 100 هلله است. اسكناسهاي رايج اين كشور 1، 5، 10، 20، 50، 100،
200 و 500 ريالي ميباشد و سكههاي رايج آن 10، 25، 50 هلله و يك ريالي است. اكنون يك ليره استرلينگ برابر با 846/5 ريال سعودي و يك دلار آمريكا برابر با 75/3 ريال سعودي است.
بانكهاي مهم عربستان عبارتند از: 1. بانك الرياض؛ 2. بانك الجزيره؛ 3. بانك عربي وطني؛ 4. بانك سرمايهگذاري عربستان؛ 5. بانك المتحد؛ 6. بانك الراجحي (خصوصي)؛ 7. بانك عربستان و آمريكا؛
عربستان با اختصاص يك ميليارد دينار اسلامي از بنيانگذاران بانك توسعه اسلامي به حساب ميآيد. اين كشور يكي از اعضاي مهم بانك عرب براي توسعه آفريقا نيز هست. اين كشور با اختصاص 5/2% از توليد ناخالص داخلي براي كمك به توسعه كشورهاي ديگر، كمكهاي بلاعوض بسياري به سازمان آزاديبخش فلسطين و كشورهاي آسيب ديده از سوانح طبيعي نموده است. در عين حال 10% سرمايهگذاري عربستان از طريق دريافت وامهاي ميان مدت تأمين شده است. اين كشور در سال 1989ميلادي براي اجراي
پروژه نظامي «اليمامه» 317 ميليارد دلار و در سال 1991ميلادي براي تأمين هزينه لشكركشي آمريكا عليه عراق، 7 ميليارد دلار استقراض نموده است. شركت نفتي مشترك آرامكو نيز براي توسعه فعاليتهاي خود 5/1 ميليارد دلار وام چهار ساله و 900 ميليون دلار وام ده ساله دريافت نموده است. (1)به رغم اين مسايل، در حال حاضر عربستان سعودي از محدود كشورهايي است كه هيچ بدهي خارجي ندارد.
مبادلات تجاري و پروژههاي مشترك عربستان با ديگر كشورهاي جهان به ترتيب؛ با آمريكا 121 ميليارد ريال سعودي، ژاپن 16 ميليارد دلار، چين 700 ميليون دلار، فرانسه 18/13 ميليارد ريال سعودي و با تركيه 1/1 ميليارد ريال بوده است. مبادلات تجاري عربستان و ايران تحت تأثير عوامل سياسي، فراز و نشيب فراواني طي نموده است. صادرات ايران به عربستان در سال 1378 ه . ش به 9/54 ميليون دلار و واردات آن به 8/46 ميليون دلار افزايش يافته است. در سال 1380 مقدار زيادي مواد پتروشيمي وارد كشور ما شده است.
1) عربستان، فخري، ص98 - 101.
كالاهاي صادراتي ايران به عربستان قالي، قاليچه پشمي، پسته، كيف و كفش، مصالح ساختماني، نوشابههاي غير الكلي و آب معدني، خاويار، مواد شوينده، سنگهاي ساختماني، سراميك و كاشي، سيمان، انواع ميوه، مبل، مصنوعات چوبي، صنايع آلومينيوم، اتومبيل و قطعات يدكي بوده است. و كالاهاي وارداتي ايران از عربستان اوره، بنزين هواپيما، متانول، پلي اتيلن، بوتان مايع، مواد شيميايي، كولر گازي، نخ و الياف پلي استر، دي اكسيد تيتانيوم ميباشد.
تا سال 1979 م حدود 94% صادرات اين كشور نفت بود، اما با توسعه صنعت پتروشيمي، در سال 2000 ميلادي سهم نفت به 67% تقليل يافت و 1/17% صادرات را كالاهاي پتروشيمي و 99/15% بقيه را مواد غذايي، حيوانات زنده، مواد كشاورزي و شيميايي تشكيل ميدهد. واردات اين كشور در سال 2000 ميلادي حدود 2/113 ميليارد ريال سعودي كالا شامل 22% مواد غذايي، 18% مواد شيميايي و بقيه فلزات و ماشينآلات بوده است.
اقتصاد عربستان بر محور نفت و فرآوردههاي آن بنا شده است؛ پس از نفت، مسافرت گسترده حجاج به آن كشور نقش مهمي در اقتصاد اين كشور ايفا ميكند. اين كشور بر اساس نظام اقتصادي آزاد، سياست اقتصادي و تجاري خود را بنيان نهاده است. اقتصاد عربستان داراي
بخشهاي مختلفي است كه برخي از مهمترين آنها عبارتند از: الف: كشاورزي ب: معادن ج: انرژي د: صنايع. حمل و نقل و ارتباطات عربستان به سه طريق ريلي، جادهاي و هوايي صورت ميگيرد. واحد پول عربستان سعودي، «ريال» ميباشد. بانكهاي مهم عربستان عبارتند از: 1. بانك الرياض؛ 2. بانك الجزيره؛ 3. بانك عربي وطني؛ 4. بانك سرمايهگذاري عربستان؛ 5. بانك المتحد؛ 6. بانك الراجحي (خصوصي)؛ 7. بانك عربستان و آمريكا؛ 8. بانك عربستان و انگليس؛ 9. بانك عربستان و هلند؛ 10. بانك عربستان و فرانسه. عربستان با اختصاص يك ميليارد دينار اسلامي از بنيانگذاران بانك توسعه اسلامي به حساب ميآيد. اين كشور يكي از اعضاي مهم بانك عرب براي توسعه آفريقا نيز هست. كالاهاي صادراتي ايران به عربستان قالي، قاليچه پشمي، پسته، كيف و كفش، مصالح ساختماني، نوشابههاي غير الكلي و آب معدني، خاويار، مواد شوينده، سنگهاي ساختماني، سراميك و كاشي، سيمان، انواع ميوه، مبل، مصنوعات چوبي، صنايع آلومينيوم، اتومبيل و قطعات يدكي بوده است. و كالاهاي وارداتي ايران از عربستان اوره، بنزين هواپيما، متانول، پلي اتيلن، بوتان مايع، مواد شيميايي، كولر گازي، نخ و الياف پلي استر، دي اكسيد تيتانيوم ميباشد. مهمترين مشتريان نفت و صادر كنندگان كالا به عربستان، آمريكا و ژاپن هستند. پس از اين دو كشور، به ترتيب انگستان، آلمان، ايتاليا،
فرانسه، سوئيس و كره جنوبي صادر كننده كالا به اين كشور هستند.
عربستان در گذر تاريخ
پيشينه تاريخي عربستان
هدفهاي آموزشي انتظار ميرود با مطالعه اين درس : ـ دورههاي گذار تاريخي در عربستان را بدانيم. ـ مهمترين مسائل دوره سوم تاريخ عربستان را بدانيم. ـ چگونگي شكلگيري حكومت «آل سعود» و آيين مذهبي «وهابيت» را در دوره چهارم بدانيم.
در اين درس پنج دوره تاريخي كشور عربستان را از نظر ميگذرانيم كه اين دورهها عبارتند از: دوران باستان تا هجرت حضرت ابراهيم (ع)، از هجرت حضرت ابراهيم (ع) تا ظهور اسلام، از ظهور اسلام تا دولت آل سعود، از دولت آل سعود تا دوران معاصر و عربستان در دوران معاصر. منطقه عربستان داراي تاريخي بس كهن و طولاني است كه ميتوان پيشينه آن را به پنج دوران تقسيم نمود:
قرآن كريم در سوره «نازعات» از گسترش يافتن زمين سخن به ميان آورده است. (1)
برابر روايات، پديدار شدن خاك و گسترشِ زمين از محل كعبه در مكه آغاز شده است. (2)بر اين اساس، سرزمين عربستان كهنترين بلكه نخستين نقطه پيدايش كره خاكي است. باستان شناسان نيز قدمت اقامت در اين سرزمين را به دوران ماقبل تاريخ و«عصر حجر» منتسب ساختهاند. آنان اكتشافات باستاني و آثار زير خاكي را بهترين شاهد اين قدمت دانستهاند. (3)گفتني است افزون بر آنها، آثار دوره برنزي نيز در برخي از مناطق اين كشور كشف شده است. (4)برخي از نويسندگان، حيات جمعي انسان در اين سرزمين را در بيست و پنج قرن قبل از ميلاد معرفي نمودهاند. (5)و برخي با استناد به شواهد باستان شناسي، قدمت آن را تا 8000 سال قبل از ميلاد دانستهاند. (6)از نُه قرن قبل از ميلاد به ويژه در دوران آشوريان، نام اين منطقه را «بلاد عرب» ناميدهاند. هومر در اديسه در نه قرن قبل از ميلاد و مورّخ
1) نازعات: 30
2) بحارالانوار، ج57، ص232، و ج66، ص254.
3) جغرافياي تاريخي شبه جزيره عربي در دوران ماقبل تاريخ، دكتر طلعت احمد محمد عبده، ص184 ـ 268. براي تفصيل بيشتر به: المدن و الاماكن الأثريه في شمال و جنوب الجزيره.
4) تاريخ البلاد العربية السعوديه، منيرالعجلاني، ص5 .
5) الرحلة الحجازيه، محمد لبيب البتنوني، ص34-11.
6) دراسات تاريخ الجزيرة العربيه، ص103 -79.
معروف يوناني هيرودتس (Herodotos) در اواسط قرن پنجم قبل از ميلاد در مكتوبات خود به اين سرزمين اشاره كردهاند. (1)در قرن دوم ميلادي دانشمند يوناني بطلميوس با تعبير «بلاد صحرايي عربي؛ Arabia Eremon» از اين سرزمين ياد نموده، و آن را به دو قسمت تقسيم كرده است: بلاد عربي خوشبخت (منطقه جنوبي) و بلاد عربي صخرهاي (منطقه شمالي و مركزي) (2). در منطقه جنوبي اين سرزمين كه هم اكنون كشور يمن ناميده ميشود، به علت وجود آب و قابليت كشاورزي و دريانوردي تجمع بيشتري صورت پذيرفته و در آن دولتهايي چون معينيان، سبائيان، حميريان، قتبان، و دولت حضرموت به ظهور رسيدهاند. ولي در قسمت شمال و شمال غربي اين شبه جزيره بزرگ، نيز دولتهايي چون نبطيان وجود داشته است. شكستن سد مآرب در جنوب، كه مهاجرت گستردهاي از جنوب به شمال و مركز را در پي داشت، باعث تشكيل حكومتهايي چون غسّانيان، لخميان و آل كنده توسط مهاجران گرديد كه به ترتيب تحت حمايت امپراتوري روم، ايران و حميريان بودند. از دير باز منطقه مركزي نجد و حجاز محل سكونت صحرانشيناني بوده است كه در جستجوي آب و مرتع به همراه احشام خود كوچ نشيني را پيشه خود ساخته بودند.
ساكنانِ اندك اين مناطق، در خيمههاي مويين روزگار ميگذراندند و براي مقابله با مشكلات، چند خانواده در كنار هم زندگي و با هم كوچ ميكردند. عامل اين پيوندها، وابستگي نسبي يا سببي بود كه بر اثر ازدواج پديد ميآمد. اين خويشاوندان «قوم» ناميده ميشدند و از تركيب چند قوم، يك قبيله شكل ميگرفت كه با پيشوند بني يا بنو (همانند بنو حرب، بني عدي) از ديگر قبايل مشخص ميگرديدند. رهبري قبيله معمولاً به عهده سالخوردهترين فرد بود كه او را «شيخ» ميناميدند. (1)ازسده پنجم ميلادي كه مهاجرت از جنوب به شمال، تحولات بسياري زيادي را در عربستان رقم زد و بر اثر آن راههاي تجاري جديدي به وجود آمد، به تدريج عدهاي از صحرانشينان بدوي در كنار جادهها سكني گزيدند، بر اثر اين سكونت به ويژه در مناطقي كه زمينه كشاورزي فراهم بود، شهركهايي پديد آمد كه باديه نشينان در آن به كشاورزي پرداختند. (2)
يكي از سر درسهاي مهم تاريخ عربستان، هجرت حضرت ابراهيم (ع) به اين كشور و باقي نهادن همسر و فرزندش حضرت اسماعيل (ع) در اين سرزمين است كه نقش و تأثير زيادي در تحوّلات بعد بر جاي گذاشت؛ مكّه همچون مناطق ديگر عربستان، خشك و تفتيده بود. به فرمان
خداوند، حضرت ابراهيم (ع)، هاجر و اسماعيل را به بيابان بيآب و علف مكه آورد و خود به ديار قدس بازگشت، با دعا و اشك مادر، در زير پاي كودكِ تشنه ابراهيم، چشمه زمزم جوشيدن گرفت. قبيله جرهم كه در آن نزديكيها ميزيست، از رفت و آمد مرغان هوايي به پيدايش آب در آن حوالي پي برده، بدان منطقه كوچ كردند. (1)با اين دگرگوني، وادي بدون آب و كشت مكه به تدريج آباد گرديد و به صورت شهر درآمد. كم كم شهر مكه به سبب نزديكي به درياي سرخ و واقع شدن بر سر راه ارتباطي با يمن، همچنين به علت داشتن ارتباط بازرگاني با شام و فلسطين، اهميت زيادي يافت. به فرمان الهي، حضرت ابراهيم و اسماعيل بنيانهاي كعبه را در آن سرزمين برافراشتند و با سر دادن نداي توحيد، مردمان را به انجام مناسك حج توحيدي فرا خواندند. (2)از آن زمان ساليان بسيار گذشت؛ حضرت موسي و عيسي8 در منطقه فلسطين و قدس شريف برانگيخته شدند ولي در سرزمين تفتيده عربستان، پيامبري مبعوث نگشت؛ در نتيجه به مرور زمان، خرافات و بت پرستي در ميان قبايل اين سرزمين رواج يافت و جز پيروان اندك حضرت ابراهيم (حنفاء)، بقيه قبايل عرب به بت پرستي روي آوردند و تعداد كمي نيز به آيين يهود و مسيحيت پيوستند و روشنفكران نيز به پرستش اجرام آسماني پرداختند؛ مناسك توحيدي حج همچون سنتهاي نيكوي ديگر
تحريف شد و به سوت و كف زدن در كنار خانه كعبه (1)و طواف به صورت عريان بدل گشت.
مهمترين سردرس تاريخ عربستان، بعثت خاتم پيامبران حضرت محمد (ص) و ظهور اسلام در قرن هفتم ميلادي در اين كشور است. هدايت قبايل پراكندهاي كه در ميان امواج تيره و طوفان سهمگين خرافات، عادات ناپسند اخلاقي، بتپرستي، پرستش اجرام آسماني، يهود و مسيحيتِ تحريف يافته و اختلافات و جنگ و خونريزي غوطه ميخوردند، مسؤوليت بسيار سنگيني بود كه با بعثت، بر دوش مبارك آخرين پيامآور الهي قرار گرفت. اين مسؤوليت بزرگ، تلاش و كوشش فراواني را لازم داشت و زحمات بسيار طاقتفرسايي را پيش رو نهاد. پيامبر گرامي اسلام (ص) پس از تحمل سختيهاي فراوان در مكه، به مدينه مهاجرت و با متحد ساختن قبايل متخاصم زير پرچم اسلام، زمينه لازم را براي تشكيل حكومت فراگير اسلامي فراهم آورد. تشكيل حكومت نبوي، شهر مدينه و عربستان را از اهميت فزايندهاي برخوردار ساخت. اين اهميت بيبديل تا زمان سه خليفه نخستين؛ ابوبكر، عمر و عثمان ادامه يافت. اما پس از انتقال پايتختِ خلافت اسلامي توسط
1) توبه: 5.
امام علي (ع) به شهر كوفه به تدريج از اهميت عربستان كاسته شد و پس از شهادت آن حضرت نيز پايتخت كشورهاي اسلامي در دوره امويان به شام و در دوره عباسيان به بغداد انتقال يافت. در دوره امويان (تا 132 ه . ق.) اگر چه حكمرانان بني اميه و در دوره عباسيان اگر چه دست نشاندگان بني عباس بر عربستان حاكميت داشتند، ولي شهرهاي مختلف عربستان شاهد اعتراضات، مبارزات و حتي جنگهايي بر ضدّ اين دو خاندان بوده است. &حماسه حسيني، قيام مردم مدينه بر ضدّ يزيد و بيعت با عبد الله بن حنظله، تصرف حجاز توسط عبد الله بن زبير در دوران امويان و قيام محمد بن عبد الله بن حسن بن علي مشهور به ذو نفس زكيه و برادرش ابراهيم و پس از مدت كوتاهي قيام حسين بن علي نواده امام حسن بر ضدّ عباسيان نمونههايي از آن است.& به ويژه در دوران عباسيان كه منطقه حجاز و نجد فراز و نشيبهاي بسياري را طي نمود؛ در سال 251ه . ق. در اوج درگيري مستعين و معتز عباسي، «اسماعيل بن يوسف» يكي از سادات حسني فرصت را غنيمت شمرده، حجاز را تصرف كرد و پس از وي برادرش محمد بن يوسف معروف به «اخضير» در حجاز حاكم گرديد. وي پس از حمله عباسيان به نجد رفت ولي پس از بيست سال دوباره بر حجاز تسلّط يافت. در سال 254ه . ق. دولت حجاز تحت نفوذ دولت «طولونيه» مصر قرار گرفت. «عباسيان» در سال 290 ه .ق. بار ديگر حجاز را در اختيار گرفتند و تا سال 330 ه . ق. با ضعف بسيار بر آن نظارت داشتند. در آن سال بار ديگر حاكمان مصر (اخشيديين) بر حجاز تسلط يافتند ولي اخضيرين با توسعه قدرت خود، دوباره بر حجاز حاكم شدند.
در سال 350 ه . ق. «قرامطه»، حاكمان مصر، به مدت نه سال سادات اخضري را كنار زده، خود بر آن تسلط يافتند، تا آن كه در سال
359 ه . ق. حكومت «فاطميين» در مصر تشكيل گرديد. حاكميت فاطميين تا سال 463، پس از آنان حكومت «سلاجقه» تا سال 650 و پس از آنان، سلطه «مماليك» تا سال 923 برحجاز ادامه يافت. در بيشتر اين ايام نوادگان امام علي و امام مجتبي: با نامهاي بني موسي، بنو فليته در مكه و نوادگان امام حسين (ع) در مدينه حكومت ميكردند كه اين دوران به دوران حكومت «شرفا» شهرت يافته است. با تشكيل دولت عثماني و تسلط آن بر مصر در سال 923 ه . ق. حاكميت در منطقه حجاز و ديگر مناطق عربستان تحت نفوذ آنان قرار گرفت و كارگزاران آنان «بنوقتاده» در منطقه حجاز حكم ميراندند؛ در آن دوران، حاكمان جده از سوي مصر انتخاب ميشدند و گاه بين آنان و حاكمان حجاز اختلاف و درگيري پيش ميآمد. (1)
همانطور كه اشاره شد در آن روزگاران منطقه «نجد» به علت بُعد مسافت روستا و شهركهايش از حكومت يك پارچهاي برخوردار نبود؛ هر شهر يا قريه كه توانايي مييافت بر ساكنان ديگر شهرها يورش برده، آنان را تحت نفوذ خود قرار ميداد. در چنين اوضاع آشفتهاي بود كه طلبه جواني به نام «محمد بن
1) شبه جزيره عرب، محمود شاكر، ص126 ـ 100.
عبدالوهاب» پس از بازگشت از بصره و ايران چون نتوانست در عُيينه بماند، به درعيّه (نزديك شهر رياض كنوني) رفت. وي در آنجا به خانه يكي از شاگردانش «عبدالله بن سُوَيْلِم» وارد شد و ساير شاگردان و مريدانش دور او را گرفتند. در آن دوران حاكمِ درعيه «محمد بن سعود بن مقرن بن مرجان بن ابراهيم بن موسي بن ربيعة بن مانع مريدي» بود. جدّ اعلاي آنها «مانع» از مشايخ قبيله «بكر بن وائل» نخست در دُروع از توابع طايف ميزيست. او به سال 850 ه . ق. (1446م) به دعوت پسر عموي خود ابن دِرْع كه امير منفوحه و حجر اليمامه و جَزْعه، در نجد بود، نزد وي رفت و واحه المُلَيْبِيد و الغُضَيَّه را از او به تيول گرفته، به كشاورزي پرداخت و آن منطقه را درعيه ناميد. وي به همراه پسرش ربيعه به شيوه ساير مشايخ عرب، گاهگاه به قبايل همسايه حمله ميبردند؛ ربيعه به آل يزيد تاخته مردان آن قبيله را از دم تيغ گذراند و زنان و اموالشان را تصاحب كرد و منطقه نفوذ خود را گسترش داد. فرزندان وي نيز روش پدر را دنبال كردند؛ فرزند ابراهيم مُقَرِّن نام داشت كه جدّ اعلاي آل سعود است. وي با وسعت يافتن منطقه تحت نفوذش در نجد حكومت كوچكي ترتيب داد. پس از وي فرزندش، سعود با تاختن بر آل مَعْمَر كه داييهاي او بودند و متواري ساختن آنان به عيينه، در درعيه به امارت نشست. او در سال 1140ه . ق. (1727م) در درعيه درگذشت و پسرش محمّد حكمران آن شهر شد. از آن پس حكومت عربستان به دليل انتساب به سعود، پدر محمد اولين حاكم اين خاندان كه بر اساس پيمان با محمد بن عبدالوهاب، حكومت نويني پي افكند، حكومت «آل سعود» ناميده شد و به علت انتساب به عبدالوهاب پدر شيخ محمد بنيانگذار آيين مذهبي آن سامان، حكومت «وهابيت» لقب گرفت در حالي كه پدر و برادرش مخالف سرسخت آيين او بودند. (1)اين خاندان به تدريج در سه مرحله حكومت خود را از منطقه كوچك «درعيه» به همه عربستان گسترش دادند:
بزرگترين خوشبختي عبدالعزيز، پيدا شدن نفت در منطقه شرقي عربستان بود كه امتياز استخراج آن را به كمپاني آمريكايي استاندارداويل و سپس به شركت «آرامكو» واگذار كرد. از سال 1358ه . ق. صدور نفت سعودي به كشورهاي غربي آغاز شد و درآمد آن موجب آباداني عربستان و ثروت بيكران سعوديان گرديد. سياست داخلي و روش زندگي ابن سعود تا پايان عمر، طبق آداب قبائل عربي و مذهب وهابيت بود؛ او قبايل صحراگرد را به وسيله رؤساي آنها در اختيار گرفت و با ازدواج با دختر سران قبايل، با آنان پيوند سببي ايجاد نمود و از اين طريق حاكميت خود بر عربستان را تضمين
1) نسبت دادن يك طايفه يا انديشه مذهبي به پدر بنيانگذار آن در زبان عربي مرسوم است. بر اين اساس خاندان سعودي به پدر محمد بن سعود و انديشه وهابيت به پدر بنيانگذار آن عبدالوهاب منسوب شده است. تاريخ البلاد، العربية السعوديه، منير العجلاني، ج1، ص80.
نمود. گفته ميشود كه وي هنگام مرگ، تعداد بسياري پسر و دختر از زنانِ گوناگون باقي گذاشت. او در سياست خارجي با غرب هماهنگي كامل داشت. عبدالعزيز با تصويب شوراي علماي وهابي، پسرش سعود را به عنوان وليعهد اوّل و پسر ديگرش فيصل را به عنوان وليعهد دوم و وزير امور خارجه تعيين كرد. ملك عبدالعزيز در سال 1373 ه . ق. برابر نهم نوامبر 1953م. پس از 54 سال حكومت بر عربستان، در شهر طائف درگذشت. گفتني است طبق وصيت ملك عبدالعزيز، پسرانش به ترتيب سن، به پادشاهي ميرسند.
عربستان با پشت سر گذاشتن فراز و نشيبهاي بسياري كه بدان اشاره شد، به كشوري با اهميت در منطقه و جهان بدل شده است كه تصيل ساختار حكومتي آن در درس آينده مطرح خواهد شد.
منطقه عربستان داراي تاريخي بس كهن و طولاني است كه ميتوان پيشينه آن را به پنج دوران تقسيم نمود: 1. دوران باستان تا هجرت حضرت ابراهيم (ع)؛ 2. از هجرت حضرت ابراهيم (ع) تا ظهور اسلام؛ 3. از ظهور اسلام تا دولت آل سعود؛ 4. از دولت آل سعود تا دوران معاصر؛ 5 . عربستان در دوران معاصر.
باستان شناسان قدمت اين سرزمين را به دوران ماقبل تاريخ و«عصر حجر» منتسب ساختهاند. از نُه قرن قبل از ميلاد به ويژه در دوران آشوريان، نام اين منطقه را «بلاد عرب» ناميدهاند. يكي از سر درسهاي مهم تاريخ عربستان، هجرت حضرت ابراهيم (ع) به اين كشور و باقي نهادن همسر و فرزندش حضرت اسماعيل (ع) در اين سرزمين است كه نقش و تأثير زيادي در تحوّلات بعد بر جاي گذاشت. مهمترين اتفاق تاريخ عربستان، بعثت خاتم پيامبران حضرت محمد (ص) و ظهور اسلام در قرن هفتم ميلادي در اين كشور است. بزرگترين خوشبختي عبدالعزيز، پيدا شدن نفت در منطقه شرقي عربستان بود كه امتياز استخراج آن را به كمپاني آمريكايي استاندارداويل و سپس شركت «آرامكو» واگذار كرد.
ساختار حكومت
هدفهاي آموزشي انتظار ميرود با مطالعه اين درس : ـ با قانون اساسي عربستان آشنا شويم. ـ اركان قدرت در عربستان را بدانيم. ـ جايگاه، وظايف و عملكرد قواي سهگانه عربستان را بدانيم. ـ مراجع قضايي قوه قضاييه عربستان را بشناسيم. ـ مراجع مرتبط با قوه مجريه را بدانيم. ـ با مؤسسات عمومي عربستان آشنا شويم. ـ سيستم دفاعي عربستان را با محوريت مناطق نظامي، امكانات ارتش و درجات نظامي عربستان بدانيم. ـ انواع روابط خارجي عربستان را بدانيم.
در اين درس با توضيح ساختار حكومت عربستان، قانون
اساسي و نوع حكومت، اركان قدرت، مؤسسات عمومي عربستان، سيستم دفاعي عربستان و سياست خارجي اين كشور را تشريح خواهيم نمود.
اين كشور، كه قرآن را قانون اساسي خود معرفي مينمايد، در سال 1412ه . ق. به فرمان ملك فهد از مواهب تدوين سه قانون؛ شامل قانون اساسي، قوانين مجلس شورا و قانون مناطق ايالتي برخوردار شد. قوانين سه گانه عربستان سعودي كه در تاريخ 27/8/1412ه . ق. به تصويب رسيد، دربرگيرنده 83 اصل است و در بند اول آن چنين آمده است: «مملكت عربستان سعودي دولتي عربي، اسلامي و داراي استقلال كامل است و دين آن اسلام و قانون اساسيش كتاب الله و سنت پيامبر۹ و زبان رسمي آن عربي و پايتختش رياض است». ساختار حكومت عربستان، سلطنتي، و قدرت مطلق در شخص پادشاه متمركز است؛ اين كشور تنها كشور جهان است كه نام يك خاندان بر آن نهاده شده است. در اصل پنجم درباره سيستم حكومتي عربستان چنين آمده است: «سيستم حكومتي در مملكت عربستان سعودي، پادشاهي است و حكومت در فرزندان پادشاهِ بنيانگذار؛ عبدالعزيز بن عبدالرحمن بن فيصل آل سعود و فرزندانش موروثي است و با صالحين آنان براي حكومت بر مبناي كتاب الله و سنت پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم بيعت ميشود.» بر طبق اصل 24 قانون اساسي، اين كشور داراي سه قوه به شرح
ذيل است: «قواي دولت بر سه قوه استوار است: قوه قضائيه، قوه مجريه و قوه مقننه؛ اين سه قوه در انجام وظايف خود بر مبناي اين قانون و ديگر قوانين، هماهنگي به عمل ميآورند و پادشاه مرجع تمام اين قوا ميباشد.»
اركان قدرت در عربستان به شرح ذيل است: الف. پادشاه: بالاترين مقام سياسي و عاليترين كانون قدرت، در اين كشور پادشاه است كه علاوه بر رياست هيأت وزيران و در اختيار داشتن پست نخست وزيري، قوه مقننه و قضائيه را نيز هدايت ميكند. اداره هيأت وزيران در غياب پادشاه به عهده وليعهد و نايب اول رييس شوراي وزيران (امير سلطان) و پس از او به عهده نايب دوم رييس (امير نايف) است. در سيستم پادشاهي عربستان، حكومت پس از مرگ شاه، به ترتيب سنّ به برادر بعدي وي ميرسد. ب. شوراي خاندان حاكم: مهمترين كانون قدرت در كشور، شوراي خانوادگي آل سعود (مجلس الاسرة المالكه) است. اعضاي اين مجلس از متنفذان قبايل، ثروتمندان و وابستگان آل سعود هستند. اين شورا در مسايل كلّي حكومت، همچون ترسيم خطوط كلي سياست داخلي و خارجي نقش دارد. اگر چه نميتوان از لحاظ سلسله مراتب، اين شورا را بالاتر از قدرت شاه دانست، ولي ميتوان گفت قدرت اين شورا با قدرت پادشاه رابطه معكوس دارد؛ يعني هر چه قدرت پادشاه
بيشتر باشد، اين شورا بيشتر جنبه مشورتي و تشريفاتي پيدا ميكند و هر گاه پادشاه ضعيف باشد، اين شورا مشورتي، نقش قويتري ايفا ميكند؛ در سال 1965م. با رأي اين مجلس، ملك سعود تحت عنوان عدم لياقت عزل و ملك فيصل به عنوان پادشاه نصب گرديد. ولي در اغلب موارد نقش اين شورا، مشورتي بوده است. در سالهاي اخير اين شورا فعالتر شده و براي خود آيين نامه داخلي نيز به تصويب رسانده است. ج . قواي سه گانه: پيشتر اشاره شد كه حكومت عربستان، همچون بسياري از كشورها داراي سه قوه مقننه، قضائيه و مجريه ميباشد؛ جايگاه، وظايف و عملكرد هريك از قوا در اين كشور به شرح ذيل است:
پيشينه تشكيل مجلس مشورتي در دوران حكومت خاندان آل سعود، به زمان ملك عبدالعزيز باز ميگردد. وي براي تحكيم پايههاي حكومتي خود، نخست در سال 1343ه . ق. با هشت عضو و سپس در سال 1345ه . ق. با 12 عضو، مجلسي از سران قبايل و شخصيتهاي مهم عربستان به رياست فرزندش امير فيصل تشكيل داد. البته اين مجلس تا ده سال فعال بود و سپس عملاً به حال تعليق در آمد ولي هرگز به صورت رسمي منحل نگرديد. پس از آن اولين مجلس شورا در زمان ملك فهد با عضويت 61 نفر و در دوره دوم 1996 م با عضويت 91 نفر و در سومين دوره 2001 م با عضويت 120 نفر تشكيل شد. به فرمان وي قانون مربوط به مجلس شورا
كه در برگيرنده 30 اصل است، به تصويب رسيد كه مفاد برخي از اصول مهم آن چنين است: «مجلس شورا از يك رييس و شصت عضو كه پادشاه، آنان را از ميان اهل علم و تجربه برميگزيند، تشكيل ميگردد و تمام حقوق اعضا و وظايف آنان در تمام زمينهها به دستور پادشاه تعيين ميشود.» «رئيس مجلس شورا و معاون و دبير كل مجلس و بركناري آن به دستور پادشاه انجام ميپذيرد و حقوق و وظايف آنان توسط فرمان پادشاهي تعيين ميشود.» بر اساس اصول ديگر آن، اعضاي اين مجلس بر اساس كتاب خدا و سنت رسول، در امور كشوري تصميم ميگيرند و محل تشكيل جلسات آن در رياض است. اعضاي اين مجلس از ميان شخصيتهاي علمي، مذهبي، اداري و نخبگان به مدت چهار سال هجري قمري برگزيده ميشوند. انتخاب مجدد آنان مانعي ندارد. هيأت رئيسه آن از رئيس و معاونان كميسيونهاي يازده گانه تخصصّي مجلس تشكيل ميشود و البته آنان نبايد مناصب سياسي رسمي داشته باشند. اعضاي مجلس در سه محور زير تلاش دارند: الف. رعايت مصالح جامعه عربستان؛ ب. ايجاد وفاق ملي و وحدت بين طوايف و طبقات اجتماعي؛ ج. مراعات حقوق افراد. چنانچه ميان تصميمات مجلس مشورتي و رييس آن با مصوبات هيئت وزيران اختلاف بود، تصميم گيرنده نهايي پادشاه خواهد بود. (1)
1) اصل 3، 10، 13 و 17 قانون مجلس شورا.
در كشور عربستان، وزارت عدل (دادگستري) اداره سيستم قضايي را بر عهده دارد. اين وزارت در سال 1382ه . ق. در زمان ملك فيصل تشكيل و در سال 1390 وزير مربوط، جايگزين قاضي القضات گرديد. دستگاه قضايي عربستان غالباً تحت نفوذ خانواده آل شيخ محمد بن عبدالوهاب اداره ميشود. مراجع قضايي اين وزارتخانه؛ شوراي عالي قضايي، دادگاه عالي استيناف، دادگاههاي عمومي و دادگاه ويژه ميباشند.
تعداد اعضاي اين ديوان يازده نفر است كه پنج نفر دائمي و بقيه به عنوان قاضي موقت مشغول انجام وظيفه هستند. انتصاب قضات آن توسط شاه و ارشدترين قاضي رييس آن ميباشد. تمام دادگاههاي كشور زير نظر شوراي عالي هستند. اختيارات آنها موارد زير را در برميگيرد: 1. تهيه گزارش براي وزير دادگستري جهت امور مذهبي. 2. بررسي مسائلي كه از طرف شاه محول شده است. 3. ارائه پيشنهاد در مورد امور قضايي بعد از درخواست از طرف وزير امور دادگستري. 4 . تجديد نظر در مورد مجازات اعدام و بريدن دست. در ديوان عالي، رأي اكثريت قابل اجرا است، امّا اگر جلسه به منظور تجديد نظر در مورد مسألهاي تشكيل شده باشد؛ چنانكه يك تن از اعضا حاضر نباشد، وزير دادگستري يكي از اعضاي موقت دادگاه مذكور را
به عنوان عضو دائمي معرفي مينمايد كه امكان دارد اين فرد يا رييس محكمه تمييز ] دادگاه عالي [ يا معاون او؛ يكي از وكلاي وزارت دادگستري يا يكي از رؤساي دادگاه عمومي در مكه، مدينه، رياض و جده باشند. به جز جلسه فوق، در جلسهاي كه جهت رسيدگي به مسائلي كه از طرف وزير دادگستري به ديوان عالي ارجاع شده است شركت و حضور كليه اعضا لازم است و در صورتي كه عضوي در جلسه حاضر نباشد، وزير دادگستري يك نفر از محكمه تمييز را به عنوان عضو اين دادگاه منصوب مينمايد. تصميم ديوان عالي به عنوان رأي نهايي تلقي ميشود و حكم صادره جهت اجرا به دايره مربوط ارسال ميشود.
اگر پس از تصميمگيري نهايي در دادگاه محلي، متهم نسبت به حكم صادره اعتراضي داشته باشد، پرونده به دادگاه عالي ارجاع داده ميشود و در آنجا مجدداً بررسي ميگردد. در صورتي كه حكم صادره درست تشخيص داده شود، همان نظر اوليه تأييد و در غير اين صورت دادگاه عالي جهت بررسي و صدور حكم مجدد، آن را به دادگاه محلي برميگرداند. مسائل مورد بررسي اين دادگاه، مسائل گوناگون كيفري، حقوقي، جنايي و شخصي است. در زماني كه اعضاي دادگاه عالي براي بررسي پروندهاي تشكيل جلسه ميدهند، هيچ يك از طرفين دعوا يا وكيل آنها نميتوانند در جلسه دادگاه حاضر باشند. در صورتي كه به حكم صادره توسط دادگاه عالي نيز اعتراض شود، پرونده به ديوان عالي ارجاع داده ميشود و آن
ديوان موظف است كه ظرف يك ماه پرونده را بررسي و حكم قطعي را صادر نمايد.
در اين دادگاه معمولاً فقط يك قاضي انجام وظيفه ميكند كه از طرف وزير دادگستري نصب و معرفي ميشود. هنگامي كه موضوع رسيدگي به پروندهاي منجر به رجم، بريدن دست و اعدام باشد، تعداد قضات آن به سه نفر افزايش خواهد يافت كه آن هم با هماهنگي وزير دادگستري با ديوان عالي ميباشد.
اين دادگاه از طرف وزير دادگستري و تحت نظر پادشاه است و جهت رسيدگي به امور ويژه تشكيل ميشود. يك قاضي دارد و كيفيت كار آن مثل دادگاههاي عمومي است.
اين دادگاه مرجع رسيدگي به شكايات كساني است كه از حكمرانان، استانداران، پليس يا دادگاه شكايت دارند. طبق قانون سال 1975م قوه قضائيه عربستان، در بررسي حق شاكيان دعاوي، علني، مستقل و بي طرف است، امّا در عمل فاقد استقلال و كاملاً تحت نفوذ و در اختيار پادشاه است؛ زيرا وزير دادگستري و قضات دادگاهها توسط شاه عزل و نصب ميشوند. نفوذ و تأثير حاكمان، اِعمال نابرابر قانون در مورد بيگانگان و اتباع
كشور، فقدان نظام حقوقي مدوّن و عدم تبيين حقوق شهروندي از مهمترين چالشهاي سيستم قضايي عربستان است.
در كشور عربستان، پادشاه رييس قوه مجريه و هيئت وزيران است و پست نخست وزيري را بر عهده دارد. پس از شاه، عاليترين قدرت اجرايي، هيأت وزيران ميباشد.
سابقه تشكيل هيئت وزيران در اين كشور به فرمان ملك عبدالعزيز در سال 1953 ميلادي برمي گردد كه رسماً هر يك از اعضاي هيئت دولت با مسؤوليتهاي مشخصي در آن حضور مييافتند. در سال 1993 ملك فهد نظامنامه جديدي براي هيئت وزيران مقرر نمود. اعضاي هيأت وزيران از سه دسته تشكيل يافتهاند: الف: گروه شاهزادگان؛ اين گروه وزارتخانههاي دفاع، خارجه، كشور و ارگانهاي حساس حكومتي را در اختيار دارند. ب: گروه تكنوكراتها؛ اين دسته مديريت وزارتخانههاي تخصصي را بر عهده دارند. ج: گروه سنت گرايان مذهبي؛ اين گروه كه اغلب از نوادگان شيخ محمد بن عبدالوهاب بنيانگذار مذهب وهابيت و از خانواده او هستند، در بيشتر اوقات تصدي وزارتخانههاي فرهنگي، آموزشي و قضايي را بر عهده دارند. هيأت وزيران در برابر پادشاه مسؤول بوده و شاه تا 30 روز بعد
ميتواند مصوبات هيأت دولت را لغو كند. در حال حاضر هيأت وزيران هر هفته به رياست پادشاه يا وليعهد تشكيل ميشود و محل تشكيل جلسه آن در رياض، كاخ «اليمامه» و در جده، كاخ «السلام» ميباشد.
پس از هيئت دولت، عاليترين مقام اجرايي در هر منطقه = استان، اميران آن مناطق ميباشند كه با مرتبه وزير هستند؛ كشور عربستان به سيزده استان تقسيم شده است كه از سوي پادشاه در رأس هر استان، يكي از اعضاي خانواده سلطنتي به عنوان «امير» آن منطقه منصوب ميگردد. امير كه وظيفه اجراي سياست كلي و امور اجرايي را به عهده دارد، از اختيارات تام برخوردار است.
ارتش عربستان از چهار نيرو تشكيل شده و داراي سازمانهاي متعددي است. نيروهاي نظامي اين كشور گرچه تحت فرمان پادشاه هستند، ولي رييس ستاد نيروهاي مسلّح، فرماندهي عمليات در چهار نيروي هوايي، دريايي، زميني و نيروي ضد هوايي را بر عهده دارد. وزير دفاع اين كشور امير سلطان، برادر ملك عبدالله ميباشد كه رياست
1) الاصاله و المعاصره، الفارسي، ص125 - 138.
سازمان هواپيمايي را نيز بر عهده دارد. ستاد كل داراي چهار بخش اصلي است: 1. عمليات و آموزش؛ 2. اطلاعات و جاسوسي؛ 3. امور نظامي؛ 4. امور انساني و لجستيكي. از نظر نظامي، عربستان به هفت منطقه فرماندهي تقسيم ميشود: 1. شمالي به مركزيت تبوك؛ 2. جنوبي به مركزيت ابها؛ 3. مركزي به مركزيت رياض؛ 4. مدينه به مركزيت مدينه؛ 5. غربي به مركزيت جده؛ 6. طائف به مركزيت طائف؛ 7. شرقي به مركزيت ظهران. ارتش در نيروهاي چهارگانه خويش داراي تجهيزات زرهي، توپخانه، تانكهاي سنگين، نفربرهاي زرهي، خودروهاي شناسايي، سلاحهاي ضد تانك، موشكهاي استينگر، كروتيل، شناورها، موشكانداز، اژدر افكن، مين جمع كن و يدككش و هواپيماهاي جنگي پيشرفته F15 و F16 و هليكوپترهاي آپاچي بوده و از تفنگداران دريايي نيز برخوردار است. علاوه بر نيروهاي چهارگانه ارتش، اين كشور از يك گارد ملي (حرس وطني) به رياست ملك عبدالله شاه عربستان كه اكنون فرزندش «متعب» آن را اداره ميكند برخوردار است. گارد ملي اكنون بيش از 75000 نفر عضو دارد كه 55000 نفر آنان عضو فعال و 20000 نفر از نيروهاي داوطلب قبايل ميباشند. (1)اين گارد در دهههاي اخير نوسازي و به سلاحهاي سنگين و هليكوپتر مجهز شده است. هماكنون اين كشور بالغ بر 31 ميليارد و 900 ميليون دلار سلاح و
1) عربستان، فخري، ص57 - 64.
تجهيزات نظامي در اختيار دارد و با صرف هزينهاي بالغ بر 7 ميليارد و 300 ميليون دلار براي خريد تسليحات در سال 2000 ميلادي، در رأس كشورهاي خريدار اسلحه در جهان قرار گرفت. علاوه بر آن، اين كشور قراردادهاي نظامي ديگري نيز به ارزش 18 ميليارد و 800 ميليون دلار با كشورهاي غربي به ويژه آمريكا منعقد نموده است. درجات نظامي اين كشور از عالي به پايين عبارت است از:
فريق اول = ارتشبد؛ فريق = سپهبد؛ لواء= سرلشكر؛ عميد = سرتيپ؛ عقيد = سرهنگ تمام؛ مقدّم = سرهنگ دوم؛ رائد = سرگرد؛
نقيب = سروان؛ ملازم اول = ستوان يكم؛ ملازم ثاني = ستوان دوم؛ ملازم ثالث = ستوان سوم و جندي = سرباز.
سياست و روابط خارجي عربستان در پنج بخش قابل تبيين
است:
از زمان تشكيل عربستان سعودي، همواره اين كشور روابط
بسيار نزديكي با دول غربي؛ به ويژه با انگليس و آمريكا داشته است.
پس از جنگ جهاني دوم، رابطه عميق با انگليس، جاي خود را به آمريكا داد. نزديكي بيشتر سياست خارجي عربستان به غرب و آمريكا كه از
زمان ملك فيصل رو به گسترش نهاد، در دوران اخير به بالاترين حد خود رسيده است؛ نيازهاي متقابل عربستان و جهان غرب در زمينه انرژي،
كالا و دانش فني (تكنولوژي) موجب تحكيم و تعميق هر چه بيشتر روابط اين كشور با جهان غرب و همسويي در زمينههاي سياسي شده است. عربستان روابط نزديكي با كشورهاي انگلستان، فرانسه، آلمان و ژاپن دارد و از متخصصان و مستشاران اين كشورها، در صنايع و آموزش و تربيت نيروهاي نظامي خود استفاده ميكند.
عربستان به دليل مخالفت شديد با كمونيسم به عنوان يك مسلك الحادي، در تمام دوران جنگ سرد، از ايجاد رابطه سياسي با اردوگاه سوسياليسم خودداري كرد. پس از فروپاشي شوروي و پايان جنگ سرد، عربستان به موازات تركيه، فعاليتهاي بسياري در جمهوريهاي مسلمانِ تازه استقلال يافته شوروي سابق، آغاز نمود كه مهمترين هدف آن انتشار انديشههاي وهابيت در اين كشورهاست. همچنين روابط عربستان با روسيه نيز رو به گسترش نهاده است؛ در پي ديدار اخير وزير خارجه عربستان از روسيه، اولين كميسيون مشترك همكاريهاي مشترك دو كشور تشكيل گرديد و اخيراً در مسكو سميناري به مناسبت هفتادمين سالگرد ديدار ملك فيصل از شوروي سابق برگزار شد كه چشمانداز نويني در ارتقاي سطح روابط را جلوهگر ميسازد.
در ارتباط با چين، عليرغم خريد برخي از موشكهاي ميانبُرد در سالهاي اخير و گشودن بازار پر رونق خود به روي كالاهاي ارزان قيمت آن كشور، روابط به سطح بسيار مناسبي ارتقا نيافته است.
ضديت با ماركسيسم و جلوگيري از توسعه آن، همسويي با سياست كشورهاي غربي، كسب قدرت برتر در منطقه خاورميانه، سلطه فرهنگي بر كشورهاي مسلمان و ترويج آيين وهابيت، از اهداف سياست خارجي عربستان در ارتباط با كشورهاي منطقه و جهان اسلام است كه با روش جذب، مدارا، كاهش دشمني و تشنج با كشورهاي مجاور و جهان اسلام دنبال ميشود. بر اساس همين سياست است كه علاوه بر كمكهاي رسمي به دولتها، عربستان از طرفداران مسلك وهابي در كشورها، حمايت نموده و مخارج فعاليتهاي آنها را پرداخت ميكند. بر اساس همين سياست است كه در زمينه امور مذهبي ساخت مساجد مجلل، تربيت و اعزام ائمه جماعات وهابي مسلك، چاپ و انتشار قرآن و كتب مذهبي در شمارگان بسيار بالا مورد توجه قرار گرفته است. بر اساس همين سياست است كه: كشورهاي مسلمان آفريقايي؛ نظير سومالي، مراكش، چاد، نيجر، مالي، سنگال و موريتاني به علت نيازهاي مالي از كمكهاي عربستان برخوردارند و يا نفت ارزان دريافت ميكنند. در بحران تجاوز عراق به كويت، عربستان نخست سياست كنترل بحران و حل اختلاف بين عراق و كويت را در پيش گرفت ولي در
نهايت در برابر عراق موضع گرفته، قسمت اعظم هزينه لشكركشي آمريكا و همپيمانان غربياش را بر عهده گرفت. (1) در جريان پيروزي مردم مسلمان الجزاير در انتخابات پارلماني، در همسويي با كشورهاي غربي از رژيم كودتا حمايت كرد. در جنگ خليج فارس و يورش عراق به كويت، به دليل حمايت يمن از صدام، روابط اين دو كشور به وخامت گراييد و رژيم سعودي علاوه بر قطع كمكهاي خود به يمن كارگران آن كشور را از عربستان اخراج كرد. گفتني است عربستان با چند كشور همسايه خود؛ با يمن بر سر منطقه نجران و جيزان، با كويت و عراق بر سر مناطق بيطرف بينابين، با قطر بر سر قطع بزرگراه دوحه ـ ابوظبي داراي اختلافات مرزي بوده است كه با تلاش گسترده كشورهاي ديگر از طريق گفتگو و پيمانهاي جديد در بسياري از موارد حل شده است. عربستان در سال 1981 م. طي قراردادي با عراق، به اختلافات مرزي مبهم ديرين بر سر مرز طولاني مشترك دو كشور پايان داد. اين توافق در حالي صورت ميگرفت كه رياض و بغداد در زمينههاي سياسي و عقيدتي هيچ گاه تفاهم نداشتند.
1) هزينههاي اين جنگ براي عربستان حدود 60 ميليارد دلار تمام شد ولي خسارات وارده به اقتصاد جهان عرب خصوصاً عراق و كويت بالغ بر 620 ميليارد دلار بود، زيرا اين جنگ زير بناي اقتصاد كويت و عراق را ويران و هزينههاي بسياري بر ديگر كشورهاي منطقه تحميل و رشد اقتصادي آنها را كند و موجب كسري بودجه كشورهاي همجوار نيز گرديد. (عربستان، محمد فخري، ص46).
لازم به ذكر است پس از حادثه 11 سپتامبر، تغييراتي در سياستهاي عربستان نسبت به همسايگان و كشورهاي اسلامي پديد آمده است.
اين كشور در حمايت از آرمان مردم فلسطين، پس از جنگ 1973 اعراب و اسرائيل در تحريم نفتي اعراب شركت نمود و بيش از يك ميليارد دلار به كشورهاي خطوط مقدم جبهه كمك كرد و پس از امضاي معاهده كمپ ديويد، براي به تعليق در آوردن عضويت مصر در سازمان كنفرانس اسلامي تلاش بسيار نمود ولي پس از كشته شدن ملك فيصل، به تدريج سياست خود را تغيير داد تا آن كه ملك فهد طرح
8 مادهاي را ارائه نمود. در اين طرح كه هيچگونه تضميني جهت انجام تعهدات رژيم اشغالگر قدس پيش بيني نشده، با پذيرش مذاكره با رژيم غاصب اسرائيل، آن را به رسميت شناخته است؛ گرچه اين طرح در مراحل اوليه، مورد بي اعتنايي قرار گرفت ولي مذاكره رسمي با رژيم اشغالگر قدس تحقق يافت.
پيشينه برقراري ارتباط ايران و عربستان سعودي به 1307ه . ش. برميگردد. در سال 1309ه . ش. سفارت ايران در عربستان گشوده شد ولي در سال 1314 تعطيل و تا سال 1322ه . ش. سفير ايران در مصر به عنوان سفير ايران آكروديته در عربستان منصوب گرديد. در اين سال به علت درگيري حاجيان ايراني با اتباع سعودي همچنين اعدام يكي از
حجاج ايراني در حادثهاي ديگر، ارتباط سياسي دو كشور كاملاً قطع گرديد. در سال 1326ه .ش. پس از سفر هيئت حسن نيت عربستان، دوباره سفير ايران در مصر به صورت آكروديته در عربستان مشغول به كار گرديد. از آن پس توافقنامههايي ميان دو كشور امضا و در مسايل اوپك همكاريهايي وجود داشت. پس از پيروزي انقلاب، نخست روابط عادي بود ولي با برگزاري اولين مراسم برائت به سردي گراييد و با شروع جنگ تحميلي روابط به شدت تيره شد و تا سطح كاردار تنزل يافت. در سال 1363ه . ش. به دليل اقدامات مثبت ايران در پايان دادن به حادثه هواپيماي ربوده شده سعودي، روابط اندكي بهبود يافت، اما اقدام عربستان در كاهش قيمت نفت در سال 1365 رابطه را باز هم تيره كرد. با شهادت حدود 400 تن از حجاج ايراني در سال 1366ه .ش، عربستان روابط خود با ايران را به طور يك جانبه قطع كرد. پذيرش قطعنامه 598 و موضعگيري اصولي ايران در تجاوز عراق به كويت، روابط ايران و عربستان را از سال 1369 ه . ش. 1991 ميلادي وارد مرحله جديدي نمود و در پي آن سفارتخانههاي دو كشور در فروردين سال 1370 گشوده شدند. از سال 1370 تا 1376 را ميتوان مرحله تنشزدايي و زمينهسازي روابط بهتر ناميد؛ در اين مرحله جناب آقاي هاشمي رفسنجاني رييس جمهور وقت، نقش بسيار مهم و اساسي داشتند و توانست با جلب موافقت ملك عبدالله كه آن وقت وليعهد عربستان بود، رياست جمهوري
اسلامي ايران بر كنفرانس اسلامي را به تصويب برسانند. (1)برگزاري كنفرانس اسلامي در سال 1376 در تهران و ديدار ملك عبدالله از تهران و مذاكرات سياسي وي در حاشيه حضورش در كنفرانس اسلامي و در مرحله بعد انعقاد موافقت نامههاي متعدد اقتصادي، سياسي و امنيتي، روابط ايران و عربستان را نزديكتر ساخت. مسافرت آقاي خاتمي رييس جمهوري اسلامي ايران در سال 1378 و ديدار امير سلطان بن عبدالعزيز معاون دوم شوراي وزيران و سفر برخي از وزراي دو كشور در بالا بردن سطح روابط، نقش بسيار مهمي ايفا نمود و چشمانداز آينده روابط دو كشور را تا حد زيادي ارتقا بخشيد.
عربستان كه قرآن را قانون اساسي خود معرفي مينمايد، در سال 1412ه . ق. به فرمان ملك فهد از مواهب تدوين سه قانون؛ شامل قانون اساسي، قوانين مجلس شورا و قانون مناطق ايالتي برخوردار شد. بر طبق اصل 24 قانون اساسي، اين كشور داراي سه قوه به شرح ذيل است: «قواي دولت بر سه قوه استوار است: قوه قضائيه، قوه مجريه و قوه مقننه؛ اين سه قوه در انجام وظايف خود بر مبناي اين قانون و ديگر قوانين، هماهنگي به عمل ميآورند و پادشاه مرجع تمام اين قوا ميباشد.» اركان قدرت در عربستان عبارتند از: الف. پادشاه؛ ب. شوراي
1) براي آگاهي از مشروح ملاقاتها و گفتگوهاي جناب آقاي هاشمي رفسنجاني با آقاي امير عبدالله، رجوع شود به درسنامه «ميقات حج» ش 30، ص52.
خاندان حاكم؛ ج . قواي سه گانه. در كشور عربستان، وزارت عدل (دادگستري) اداره سيستم قضايي را بر عهده دارد. مراجع قضايي اين وزارتخانه عبارتند از: الف. شوراي عالي قضايي ] مجلس القضاء الاعلي [؛ ب. دادگاه عالي استيناف ] محكمة التمييز [؛ ج. دادگاه عمومي؛ د. دادگاه ويژه ] محكمة الجوزيه [؛ ه . دادگاه خاص ] المحكمة الخاصة للأحوال الشخصيّه [. در كشور عربستان، پادشاه رييس قوه مجريه و هيئت وزيران است و پست نخست وزيري را بر عهده دارد. پس از شاه، عاليترين قدرت اجرايي، هيأت وزيران ميباشد. اعضاي هيأت وزيران از سه دسته تشكيل يافتهاند: الف. گروه شاهزادگان؛ ب. گروه تكنوكراتها؛ ج. گروه سنتگرايان مذهبي. پس از هيئت دولت، عاليترين مقام اجرايي در هر منطقه، اميران آن مناطق ميباشند.كشور عربستان به سيزده استان تقسيم شده است كه از سوي پادشاه در رأس هر استان، يكي از اعضاي خانواده سلطنتي به عنوان «امير» آن منطقه منصوب ميگردد. مؤسسات عمومي عربستان عبارتند از: ديوان محاسبات عمومي ، ديوان خدمات شهري، سازمان امور استخدامي، اداره آمار عمومي، سازمان محيط زيست و هواشناسي، هيئت عربي سعودي استاندارد (المواصفات والمقاييس) ، مؤسسه عمومي مخارج و هزينهها. ارتش عربستان از چهار نيرو تشكيل شده و داراي سازمانهاي متعددي است. از نظر نظامي، عربستان به هفت منطقه فرماندهي تقسيم ميشود:
فريق اول = ارتشبد؛ فريق = سپهبد؛ لواء= سرلشكر؛ عميد = سرتيپ؛ عقيد = سرهنگ تمام؛ مقدّم = سرهنگ دوم؛ رائد = سرگرد؛
نقيب = سروان؛ ملازم اول = ستوان يكم؛ ملازم ثاني = ستوان دوم؛ ملازم ثالث = ستوان سوم و جندي = سرباز. سياست و روابط خارجي عربستان در پنج بخش قابل تبيين است: الف. روابط با كشورهاي غربي؛ ب. رابطه با چين و شوروي سابق؛ ج. روابط با همسايگان و كشورهاي اسلامي؛ د. در ارتباط با مسأله فلسطين؛ ه . رابطه با جمهوري اسلامي.
تشكيلات مذهبي عربستان
تشكيلات مذهبي عربستان
هدفهاي آموزشي انتظار ميرود با مطالعه اين درس : ـ چگونگي نفوذ دين در عربستان و جناح مذهبي حاكم در عربستان را بدانيم. ـ پيشينه وهابيت را بدانيم. ـ انواع مذاهب در تاريخ ديني عربستان و نحوه شكلگيري آنها را بدانيم. ـ سازمان هاي مذهبي عربستان را بشناسيم. ـ مؤسسات وابسته به سازمان رابطه العالم الاسلامي را بشناسيم. ـ سازمانهاي وابسته به امور مذهبي را بشناسيم.
در اين درس، ذيل عنوان تشكيلات مذهبي عربستان به مواردي چون نقش دين در عربستان، پيشينه وهابيت و سازمانهاي مذهبي و وابسته به امور مذهبي عربستان ميپردازيم و هر يك از سازمانهاي مرتبط با مسائل مذهبي را معرفي ميكنيم، اين سازمانها عبارتند از: سازمان علماي بزرگ ] هيئت كبار العلما [، سازمان رابطة العالم الاسلامي، سازمان امر به معروف و نهي از منكر و سازمانهاي وابسته به امور مذهبي(مؤسسه ملي راهنمايي حجاج، معهد خادم الحرمين الشريفين لأبحاث الحج، مجتمع چاپ قرآن ملك فهد،كارگاه بافت پرده كعبه و حوزههاي ديني و رهبران مذهبي).
دين در ميان مردم عربستان نفوذ زيادي داشته، در اوضاع فرهنگي، سياسي و اجتماعي آن نقش اساسي ايفا ميكند. اين كشور بر اساس ظواهر شريعت اسلامي اداره ميشود؛ قوانيني چون قصاص و تعزيرات نيز در آن اجرا ميشوند. هيچ ديني غير از اسلام پذيرفته نيست و اماكن مذهبي غير اسلامي همچون كليسا، كنيسه و ... در آن وجود ندارد. رسانههاي عمومي، احكام اسلامي را تبليغ و ترويج نموده، از نشر و پخش هر گونه سخن و برنامه خلاف شؤون ديني جلوگيري ميشود.
جناح مذهبي و سنت گرايان، از قدرت و نقش بسيار زيادي در حكومت و جامعه عربستان برخوردار هستند.
اكثر مردم اين كشور از اهل تسنن ميباشند؛ و كشور بر اساس مذهب وهابيت اداره ميشود؛ بيشتر مردم نجد پيرو مذهب حنبلي و منطقه حجاز بيشتر مالكي مذهباند و شايد به همين دليل بود كه آيين محمدبن عبدالوهاب كه بيشتر بر اصول اعتقادات و آراي فقهي حنبلي تكيه ميكرد، ابتدا در ميان مردم نجد انتشار يافت. در شهر مدينه منوره و منطقه الشرقيه تعداد نسبتاً قابل توجهي از شيعيان اماميه زندگي ميكنند و در عسير و نجران نيز گروهي از اسماعيليه وجود دارند. بخشي از يمنيهاي مقيم عربستان نيز زيدي مذهب هستند.
پيامبر گرامي اسلام (ص) بعد از آن كه بنيان اسلام را نهاد، با فراخوان مسلمانان به وحدت، جامعه اسلامي را متحد و يكپارچه ساخت؛ اما پس از رحلت آن حضرت، مسائل سياسي، اعتقادي و فقهي موجب پيدايش مذاهب مختلف اسلامي گرديد. نخست در مورد جانشيني پيامبر (ص) دو رأي و انديشه شكل گرفت: 1. گروهي از بزرگان صحابه همچون ابن عباس، سلمان ابوذر و مقداد و عدهاي از مردم با استناد به واقعه غدير خم و تصريح پيامبر (ص)در مواضع متعدد، حضرت علي (ع) را خليفه و جانشين پيامبر ميدانستند. صاحبان اين انديشه، «شيعه» ناميده شدند.
1) آشنايي با علوم اسلامي، كلام و عرفان شهيد مطهري، ص25.
را بدعت و هر گونه انديشه و تفكر و بحث كلامي در مورد عقايد را ناروا دانسته، تنها معيار شناخت حق را «حديث» معرفي نمودند. در رأس اين محدِّثان ميتوان از «عثمان بن سعيد دارمي» و مهمتر از وي «احمد بن حنبل» را نام برد كه در رد فرقههاي كلامي معتزله و جهميه دست به قلم برده، با تأكيد بر لزوم حديثگرايي و تكيه بر ظاهر متون روايي، هرگونه تحليل و تأمل عقلاني و خردورزي در احاديث را ممنوع اعلام نمودند. اهل حديث به تدريج گستره كار خود را توسعه دادند و در زمينه فقه نيز بسياري از مردم به احمد بن حنبل گرويدند. گفتني است در ميان خلفاي عباسي، تنها مدافع حنبليان، متوكل عباسي بود كه هدايايي براي احمد بن حنبل فرستاد و با اهل حديث همدلي و همراهي بسيار نمود. بعدها ابوالحسن اشعري از معتزله جدا شد و مكتب كلامي «اشاعره» را بنيان نهاد. از آن پس اهل حديث به دو گروه تقسيم شدند: 1. حنابله كه همچنان هرگونه مباحثه و گفتگوي كلامي در زمينه اعتقادات را حرام و ناروا ميدانستند. 2. اشعريان كه گفتگوهاي كلامي را جايز ميدانستند بر پيروي از ظواهر روايات در مسايل اعتقادي تأكيد ميورزيدند. (1)از سوي ديگر در كنار مكتب فقهي حنابله، سه مكتب فقهي؛ حنفي مالكي و شافعي نيز پديد آمد. مالك بن انس، همچون حنابله بحثهاي عقلي در اصول دين را ناروا و ممنوع اعلام نمود، ولي ابوحنيفه در مكتب
1) همان، ص56؛ عدل الهي شهيد مطهري، ص10 - 25.
فقهي خود با تكيه بر قياس و رأي به استنباط احكام فقهي ميپرداخت. بدين روي مورد شديدترين حملات اهل حديث قرار گرفت. به تدريج «اشعريان» به ويژه با حمايت حاكمان عباسي، از نظر كلامي بر انديشههاي ديگر غلبه يافتند و حنبليان به ضعف و سستي گراييدند و كم كم از نظر فقهي نيز طرفداران خود را از دست دادند. در اواخر قرن چهارم هجري قمري «بربهاري» رييس حنبليان بغداد
با تكيه بر ظواهر آيات و روايات، بار دگر عقايدي چون استقرار
خداوند بر فراز كرسي و ديده شدن در روز قيامت را زنده ساخت و از نظر فقهي، زيارت قبور را منع و نوحهگري بر امام حسين (ع) را ناروا خواند. (1)اظهار چنين مطالبي، خشم علما و مردم را برانگيخت و موجب صدور اطلاعيهاي از سوي خليفه «الراضي» در نادرستي عقايد و توبيخ ياران او گرديد. برابر نوشته ابن الجوزي از آن پس، وي در خانه زني پنهان شد و در همانجا مرد و بدون اطلاع مردمان او را در همان مكان غسل دادند و به خاك سپردند. (2)حنبليان به تدريج از ميان رفتند تا آن كه در اواخر قرن هفتم و اوايل قرن هشتم «ابن تيميه» و سپس شاگردش «ابن قيم الجوزيه»، آراء و نظرياتي همسان با «بربهاري» ابراز داشتند و مجدداً عقايد اهل حديث را با شدت بيشتري احيا كردند. ابن تيميه نيز پس از اعلام نظر خود در مورد
صفات خداوند كه در حقيقت جسم بودن خدا را تداعي مينمود، با مخالفت سختي از سوي عالمان مسلمان مواجه گرديد و در جلسهاي در حضور علما و پس از شنيدن استدلال ايشان، حرف خود را پس گرفت و توبه نمود. ولي پس از چندي، رأي فقهي او كه زيارت را امري ناپسند اعلام كرد، بار ديگر خشم همگان را برانگيخت و به دليل مخالفت عمومي و شكايت فرقههاي مختلف اسلامي، به دستور ملك ناصر به زندان افتاد و در همان جا از دنيا رفت. (1)پس از وي بار دگر نهضت سلفيگرايي و رأي و انديشه حنبليان
رو به افول گذاشت تا آن كه در قرن دوازدهم هجري «محمد بن
عبد الوهاب» آن افكار را پي گرفت (2)و با امير درعيه محمد بن سعود جد آل سعود پيمان بست و توافق نمود كه محمد بن عبدالوهاب، رهبري مذهبي و محمد بن سعود جدّ آل سعود، رهبري سياسي و مديريت حكومت را بر عهده گيرند كه تاريخ آن به تفصيل در درس دوم ارائه شد.
در تشكيلات حكومتي عربستان، وزارت اوقاف، شؤون اسلامي،
1) رحله ابن بطوطه، ج1، ص57.
2) براي اطلاعات بيشتر از آيين وهابيت رجوع شود به: الذريعه، ج10، ص235 و 236؛ آيين وهابيت، آيت الله جعفر سبحاني؛ وهابيت در ترازوي نقد، علي محمدي آشناني؛ تحليلي نو بر عقايد وهابيان، محمد حسين ابراهيمي؛ فرقه وهابي و پاسخ شبهات آنها، علامه سيد محمد حسن قزويني؛ وهابيان، علي اصغر فقيهي؛ چهره واقعي وهابيت، حبيب روحاني و ...
دعوت و ارشاد، و سازمانهاي ديگر براي انجام امور مذهبي تأسيس شده و به انجام امور مذهبي ميپردازند. ولي رهبري ديني در عربستان در سازمانهاي ذيل، سامان يافتهاند:
بر اساس توافق اوليه محمد بن عبدالوهاب و خاندان آل سعود، امور مذهبي فرهنگي و قضايي در اختيار شيخ محمد بن عبدالوهاب و فرزندان و نوادگان وي ميباشد. به همين جهت كه فرزندان و نوادگان طايفه او «آل شيخ» ناميده ميشوند موقعيت و جايگاه خاصي در رهبري ديني وهابيت دارند.
اين سازمان در رأس امور ديني عربستان قرار دارد كه به رياست مفتي كل كشور اداره ميشود و مركب از 21 تن از علماي طراز اول كشور ميباشد. عمده فعاليت اعضاي اين سازمان صدور فتوي است كه نقش مهمي در مسائل مذهبي و سياسي كشور دارد؛ زيرا در كشور به صورت رسمي از هيچ يك از مذاهب فقهي مشهور اهل سنت يعني حنبلي، شافعي، حنفي، و مالكي پيروي نميشود، بلكه بر اساس فتاوي همين سازمان به ويژه فتواي رييس آن كه معمولاً بر اساس مذهب حنبلي است عمل ميشود. بالاترين مقام مذهبي اين كشور «مفتي كل» است كه به حكم پادشاه منصوب ميگردد.
اين سازمان حدود 40 سال قبل با عضويت نمايندگاني از ساير كشورها تشكيل گرديد. اين تشكيلات از پرقدرتترين سازمانهاي مذهبي در عربستان محسوب ميشود. بودجه سالانه اين سازمان بالغ بر دويست ميليون ريال سعودي است و در بيشتر كشورهاي جهان شعبه دارد. وظايف اين سازمان عبارت است از: آموزشهاي اسلامي، توزيع كتب اسلامي و قرآن، آموزش زبان عربي، كمك به مؤسسات اسلامي. مؤسسات وابسته به اين سازمان: 1. مجمع فقه اسلامي؛ 2. شوراي عالي جهاني مساجد؛ 3. سمينار زيربنايي تربيت اسلامي؛ 4. مجالس قارية المساجد؛ 5. سازمان جوانان اسلامي. اين سازمان طي 10 سال گذشته پول بسيار زيادي صرف ساخت بناهاي اسلامي و ترويج مذهب وهابيت نموده است و دولت نيز در ده سال اخير مبالغ هنگفتي در جهت ترويج اسلام، نشر و حفظ قرآن، مؤسسه ائمه ارشاد و سازمانهاي خيريه، بيمارستانها و درمانگاهها در خارج از كشور كمك كرده است. همچنين تعداد هزار مسجد در جهان و صدها مركز اسلامي زير نظر اين سازمان مشغول فعاليت ميباشند. افزون بر آن هزينه احداث 20 مركز اسلامي؛ 1259 باب مسجد؛ 1069 باب مدرسه؛ 200 باب مؤسسه مذهبي؛ 134 دانشگاه؛ 41 باب درمانگاه؛ 76 باب بيمارستان و يك 1 باب انستيتو جهان عرب در پاريس را پرداخت نموده است.
كشور عربستان يك كشور اسلامي و مذهبي است و همواره داراي فرهنگي آميخته به دين و مذهب بوده است، از اين رو مردم اين كشور در كنار آداب و رسوم قبيلهاي، نسبت به انجام فرايض ديني و آداب و سنن مذهبي پايبندي زيادي دارند. در عين حال سازمان امر به معروف و نهي از منكر به منظور دعوت مردم براي برگزاري نمازهاي جماعت و جمعه، نظارت بر رعايت شؤون اسلامي و حجاب بانوان و جلوگيري از فعاليت مراكز غير شرعي تشكيل شده است. اعضاي اين سازمان نقش پليس منكرات را بر عهده دارند و با گشت زني در خيابانها، با موارد غير مشروع برخورد ميكنند. نهادهاي ديگري كه در عربستان به امور مذهبي ميپردازند، عبارتند از: اداره تحقيقات علمي و مذهبي و صدور فتاوي و دعوت و ارشاد؛ جمعيت حفظ قرآن؛ المجمع الفقهي؛ رياست عام امور حرم مكي و حرم نبوي؛ شوراي عالي جهاني مساجد ؛ سازمان رسيدگي به وضع اقليتهاي اسلامي در كشورهاي غير اسلامي.
در اين بخش به معرفي چند مركز مهم ديگر كه ميتوان آنها را مؤسسات وابسته به امور مذهبي دانست ميپردازيم.
در پي فرمان ملك فهد در مورد ايجاد مركز ارائه خدمات رفاهي
براي حجاج در سال 1405ه . ق. هيئت وزيران قانون تأسيس هيئت راهنمايي حجاج را به تصويب رساند. اين مركز كه در مدينه منوره تأسيس گرديد، بعداً به مؤسسه ملي راهنمايان تغيير نام داد. بخشهاي متنوع اين مركز عبارتند از: استقبال، اسكان، نظم، امور بعثهها، گذرنامه نقل و...
اين تشكيلات كه به تصويب هيئت وزيران در سال 1401ه . ق. براي جمع آوري اطلاعات، حفظ محيط زيست و ارائه مشاوره فني به شوراي عالي حج تأسيس گرديد، زير نظر امير نايف بن عبدالعزيز وليعهد دوم، وزير كشور و رييس شوراي عالي حج اداره ميشود، و داراي بخشهاي عمران و مهندسي، بهداشت و محيط زيست، امور اداري و انساني، اطلاعات و خدمات علمي، امور تبليغات و امور مالي ميباشد.
ساخت اين مجتمع بر اساس فرمان ملك فهد در سال 1403ه . ق. در مساحتي بالغ بر 000/250 متر مربع آغاز و در سال 1405ه . ق. افتتاح گرديد. اين مجتمع كه زير نظر وزارت اوقاف اداره ميشود، به چاپ متن، ترجمه و تفسير قرآن، نشر سيره نبوي و مجموعه آثار ابن تيميه و تكثير نوار قرائت قرآن ميپردازد.
بخشهاي مختلف اين مجمع عبارتند از: دروس قرآني، ترجمه، شوراي علمي مصحف، شوراي ترجمه، هيئت مشاوران، بخش تكثير نوار، سنت و سيره نبوي، مباحث و دراسات اسلامي. اين مركز، قرآن كريم را در بيست نوع مختلف در اندازههاي بزرگ، متوسط و كوچك چاپ ميكند و متوسط توليد ساليانه آن 000/000/10 نسخه است. همچنين اين مركز نوار ششگونه قرائت را تكثير و تفاسيري در سه حجم و ترجمههايي به زبانهاي زنده دنيا و كتب سيره نبوي و مجموع فتاواي ابن تيميه را به چاپ رسانده است. افزون بر آن، اين مركز به برگزاري دورههاي تجويد نيز ميپردازد.
مركز نساجي و بافت پوشش كعبه به فرمان ملك عبد العزيز بن عبد الرحمن در سال 1346 ه . ق. ايجاد گرديد. ملك فيصل آن را در سال 1382 ه . ق. تجديد بنا نمود. پس از وي در سال 1397ه . ق. ساختمانهاي بزرگ و جديدي براي آن احداث و ماشين آلات نساجي آن نوسازي و مدرن گرديد. هم اكنون اين كارخانه براي هر سال يك پرده از حرير خالص طبيعي ميبافد و با نخهاي نقره طلا فام تزيين ميكند.
در عربستان، 30 هزار باب مسجد معمولي و مسجد جامع وجود دارد. رهبران مذهبي اين كشور نقش مهمي در كشور دارند. اكنون كشور
عربستان به دليل قدرت مالي خود و نيز مراسم سالانه حج، و ضعف دولتهاي حاكم بر كشورهاي اسلامي، نفوذ فراواني در ميان مسلمانان دارد و از اين نفوذ به شدت بهره ميبرد. حوزههاي ديني عربستان، به تدريج به شكل دانشگاه تكامل يافته است؛ در اين دانشگاهها افزون بر دانشجويان داخلي، دانشجويان خارجي به ويژه كشورهاي اسلامي، با هزينه دولت عربستان، مقاطع تحصيلي خود را ادامه ميدهند.
دين در ميان مردم عربستان نفوذ زيادي داشته، در اوضاع فرهنگي، سياسي و اجتماعي آن نقش اساسي ايفا ميكند. اين كشور بر اساس ظواهر شريعت اسلامي اداره ميشود. اكثر مردم اين كشور از اهل تسنن ميباشند؛ در تشكيلات حكومتي عربستان، وزارت اوقاف، شؤون اسلامي، دعوت و ارشاد، و سازمانهاي ديگر براي انجام امور مذهبي تأسيس شده و به انجام امور مذهبي ميپردازند. سازمانهاي مهم مذهبي اين كشور عبارتند از: الف. سازمان علماي بزرگ ] هيئت كبار العلما [؛ ب. سازمان رابطة العالم الاسلامي؛ ج. سازمان امر به معروف و نهي از منكر؛ د. سازمانهاي وابسته به امور مذهبي. از مراكز مهم ديگر وابسته به امور مذهبي عبارتند از: 1. مؤسسه ملي راهنمايي حجاج؛ 2. معهد خادم الحرمين الشريفين لأبحاث الحج؛
مجتمع چاپ قرآن ملك فهد؛ 4 . كارگاه بافت پرده كعبه؛
حوزههاي ديني و رهبران مذهبي.
آشنايي با برخي از مقرّرات عربستان
در ارتباط با امور حجاج
هدفهاي آموزشي انتظار ميرود با مطالعه اين درس : ـ ضرورت آشنايي با برخي از مقررات عربستان را بدانيم. ـ مقررات مهم مرتبط با زائران را بدانيم.
در اين درس به مقررات كشور عربستان در حوزه مسائلي چون همراه داشتن مواد مخدر، همراه داشتن دلار تقلّبي، تشابه اسمي، حوادث و تصادفات، مراحل تشكيل پرونده و مراحل انتقال جسد به ايران ميپردازيم.
بدون ترديد كسي كه به يك كشور بيگانه سفر ميكند، بايد با مقرّرات و قوانين آن كشور آشنايي كامل داشته باشد تا در هنگام روبرو شدن با مشكلات بتواند به راحتي مشكلات خود و ديگران را حل كند و در بحرانهاي مختلف، با درايت و بردباري، با صرف كمترين وقت، به بهترين نتيجه دست يابد، بر اين اساس، به مهمترين مشكلات و مسائلي كه آشنايي با آنها ضرورت دارد ميپردازيم:
از آنجا كه مصرف كردن و همراه داشتن مواد مخدر در عربستان جرمي بسيار سنگين است، حتماً ميبايست زائران در جلسات كاروان نسبت به اين مسأله توجيه شوند. در عين حال و علي رغم تذكرات، گاه برخي از زائران معتاد ميكوشند تا با جاسازي مقداري ترياك (و يا هر معجون ديگري كه خود صلاح ميدانند) خود را در ايام تشرف، از عوارض اعتياد نجات دهند اما غافل از آن كه مأموران حرفهاي عربستان به راحتي آن مواد را كشف ميكنند و براي زاير و مسؤولان، مشكلاتي به وجود ميآورند. در چنين حالتي، بهترين و موثّرترين راه نجات آن است كه مدير كاروان به طرفداري از مأموران و حمايت از نحوه عملكرد آنها وارد صحنه شود و ساحت مقدس جمهوري اسلامي ايران را از اينگونه اعمال منزه بداند وگرنه در صورت طرفداري از كار غلطِ زائر معتاد، هم به نظام مقدس حاكم بر ايران، بدبين ميشوند و هم مشكلات فراواني براي زائر
و مسؤولان ايجاد مينمايند. پيشنهاد ميشود مدير و مأموران ستاد مدينه و جده، به هيچ عنوان از فرد خاطي طرفداري نكنند. تجربه نشان داده است در چنين حالاتي، زائر راحتتر و سريعتر آزاد ميشود.
هر زائر ميبايست براي تهيه ارز به مراكز قانوني و معتبر مراجعه نمايد و از تهيه ارز از افراد و مراكز غير مطمئن بپرهيزد؛ زيرا اگر در مدينه يا مكه، از صرّافهاي سعودي، دلار تقلّبي دريافت كند او را به دام مياندازند و او را روانه ادارات شرطه ميكنند، شرطه پس از بازداشت موقت، دلارهاي تقلبي را ضبط و به صاحبش برنميگرداند و در نهايت زائر را با خسارت فراوان و رنج روحي بسيار آزاد ميكند. به مسافران تذكّر داده شود كه از خريد ارز از افراد معمولي و دلاّلها در ايران و عربستان اجتناب كنند.
گاهي زائري را در فرودگاه به خاطر مشابهت اسمش با اسم كس ديگر معطل ميكنند و چون براي زائر سابقه نداشته، او و همراهانش سخت مضطرب و نگران ميشوند. كه بايد با همراهي و تقويت روحيه، او را آرامش بخشيد. به زائران آگاهي داده شود كه معطل شدن در فرودگاه، مشكلي براي شما به وجود نميآورد، چند ساعتي براي تحقيق، آنها را نگه ميدارند ولي سرانجام آزاد ميشوند.
با عنايت به آن كه افراد مسن و ناآشنا به راهها و خيابانها و محلهاي عبور غير مجاز، زودتر دچار آسيب و حادثه ميشوند و چه بسا اين گونه افراد بر اثر تصادف، عضو و يا جان خود را از دست بدهند، ولي به خاطر عدم آشنايي با مقرّرات عربستان، حقوق مسلّم آنها و يا حقوق ورثه آنها تضييع گردد زيرا آنها ندانسته و از جهت عدم آگاهي بدون تشكيل پرونده لازم و به جهت آن كه در آن كشور غريب است و ميخواهد به كشور خود برگردد، رضايت ميدهند و پرونده مختومه ميشود. و اغلب بر اثر ندانستن زبان و مفاهيم كلمات، در اداره پليس و يا بيمارستان، به او پيشنهاد ميشود كه «تنازل» بده، او هم بدون درك معنا و مفهوم تنازل، ميگويد: من با تنازل موافقم و در حالي ورقه را امضا ميكند كه نميداند زير ورقه رضايت را امضا كرده است! و مدتي بعد وقتي آشنايان وي به دفتر نمايندگي مراجعه ميكنند كه فلان شخص در فلان زمان تصادف كرده و به نقص عضو مبتلا شده، حق و حقوق خود را مطالبه ميكند، پس از تفحص و پيدا كردن پرونده توسط دفتر نمايندگي، معلوم ميشود كه مسافر به خاطر عدم آگاهي از مقررات و شتابزدگي براي مراجعت به ايران، ندانستن زبان و معناي كلمات، از شكايت تنازل نموده؛ يعني رضايت داده و پرونده بسته شده است، لذا گفته ميشود ديگر راهي براي احقاق حق او وجود ندارد. گاه نيز فرد تصادفي را به ايران ميبرند و در ايران فوت ميكند و دليلي بر اثبات دعواي خود ندارند كه مرگ او به خاطر تصادف در عربستان بوده است.
براي طي صحيح مراحل قانوني تشكيل پرونده يك تصادف در عربستان بايد امور ذيل را انجام دهيم تا بتوانيم حامي و مدافع منافع اتباع خود باشيم و حقوق مسلم آنان را استيفاء نماييم:
به مجرد تصادف، همراهان و آشنايانِ فرد آسيب ديده، بايد صحنه تصادف را به حال اوليه حفظ كنند و به سرعت پليس را در جريان بگذارند. پس از حضور پليس و يادداشت مشخصات صحنه و زمان و مكان تصادف، بايد فرد مجروح را به نزديكترين بيمارستان منتقل نمايند.
همراهان مجروح بايد نام و مشخصات پليس و محل اداره او را بپرسند و پس از انتقال مجروح به بيمارستان و تحت درمان قرار دادن او، به دفتر ستاد (مكه يا مدينه) مراجعه كنند و گزارش مشروح را به قسمت «رفاه ستاد» تقديم نمايند. بديهي است اين گزارش شامل مشخصات مجروح، راننده، وسيله نقليه، زمان و مكان حادثه و مشخصات پليس و اداره او ميباشد.
مسؤول رفاه ستاد بايد به «اداره مرور» كه افسرش كروكي صحنه تصادف را ترسيم نموده، مراجعه نمايد و تقاضا كند طي چه شمارهاي آن حادثه ثبت شده است، شماره دفتر را بگيرد و به پرونده اضافه كند و مرتب تا پايان مراسم حج، به اداره مرور براي به جريان انداختن مراحل قانوني پرونده مراجعه نمايد.
در پايان، اگر بيمار همچنان بستري است و پرونده مراحل نهايي خود را طي نكرده است، مسؤول موظف است به هنگام عزيمت به ايران، ليستي تهيه نمايد و اسامي مجروحين، بيمارستانها و شماره پرونده آنها و نام افسر و ساير مشخصات مورد نياز را ثبت و به دفتر نمايندگي سازمان در جده تحويل دهد. پس از طي اين مراحل، دفتر نمايندگي در فرصت مناسب يكايك پروندهها را توسط مأمور خاص اين قسمت، تعقيب ميكند و نتيجه نهايي را به مديريت رفاه سازمان حج تقديم ميدارد و اداره مراتب را به خانوادههاي آنها اعلام ميكند.
اگر مجروح بر اثر شدت حادثه فوت نمايد و ورثه تقاضا كنند كه جسد متوفي به ايران حمل گردد، در اين صورت دفتر نمايندگي بايد از سركنسولگري كتباً تقاضا كند كه مراتب را به امير مكه مكرمه (مدينه) اعلام نمايد آنگاه دارالاماره، به قسمتهاي مختلف نامه مينويسد و موافقت خود را اعلام ميكند. مأمور سركنسولگري به اتفاق مأمور دفتر نمايندگي بايد حدود يك هفته در ادارات مختلف رفت و آمد كنند تا سرانجام موفق شوند جنازه به ايران حمل گردد. پس از انتقال جسد و يا به خاك سپاري در مدينه منوره و يا مكه مكرمه، نوبت تعقيب پرونده جهت دريافت ديه ميرسد.
جسد زماني به ايران انتقال مييابد و يا در عربستان به خاك سپرده ميشود كه بيمارستان گواهي فوت داده باشد، پليس هم تأييد كند و اين مدارك تماماً در پرونده متوفي ثبت و ضبط گردد.
اداره رفاه از خانواده متوفي ميخواهد برگه حصر وراثت متوفي را به عربي ترجمه كنند و نيز ورثه، نامهاي بنويسند و سركنسولگري جمهوري اسلامي ايران را در جده وكيل نمايند كه به ادارات و محاكم مراجعه كنند و ديه متوفي را دريافت و به آنها تسليم كنند. اين نامهها پس از ترجمه بايد به گواهي وزارت خارجه در تهران و به تأييد سفارت عربستان در تهران برسد و به دفتر نمايندگي سازمان در جده ارسال شود. آنگاه مأمور دفتر نمايندگي با در دست داشتن مدارك موجود، مراحل قانوني پرونده را در محاكم مختلف تا دريافت ديه، تعقيب ميكند. در اين هنگام نماينده سركنسولگري با در دست داشتن مدارك و معرفي نامه از سركنسولگري، در دادگاه حاضر ميشود و ديه متوفي را دريافت ميكند و در اختيار سازمان حج ميگذارد كه به خانواده متوفي تسليم نمايند. گفتي است مبلغ ديه اگر متوفي مرد باشد و راننده صد در صد مقصر شود، يكصد هزار ريال سعودي است كه به ورثه تعلق ميگيرد و چنانچه 50% راننده و 50% متوفي مقصر گردد؛ دادگاه، راننده را به پرداخت پنجاه هزار ريال محكوم ميكند.
ولي اگر متوفي، زن باشد، كلّ ديه، پنجاه هزار ريال است؛ زيرا ديه زن نصف ديه مرد، تعيين شده است. اگر راننده از پرداخت ديه ناتوان باشد و قادر به پرداخت ديه نباشد و فقر و اعسار او ثابت گردد، دادگاه راننده را آزاد ميكند و ديه متوفي را از بيت المال ميپردازد.(1)
فلسفه وجودي كاروان و انتخاب مدير و معاونِ واجد شرايط، تأمين آسايش، جلب رضايت زائر و اطمينان بر صحت اعمال او ميباشد. بنابراين كسي كه در يك كشور بيگانه است، بايد با مقرّرات و قوانين آن كشور آشنايي كامل داشته باشد تا به هنگام روبرو شدن با مشكلات بتواند به راحتي مشكلات زائران را حل كند. مقرّرات و مسائلي كه آشنايي با آنها ضرورت دارد به شرح زير است: 1. همراه داشتن مواد مخدر: پيشنهاد ميشود مدير و مأموران ستاد جده، به هيچ عنوان از فرد خاطي طرفداري نكنند. تجربه نشان داده است در چنين شرايطي، زائر راحتتر و سريعتر آزاد ميشود. 2. همراه داشتن دلار تقلّبي: به مسافران خود تذكّر دهيد از خريد ارز از افراد معمولي و دلاّلها اجتناب كنند. 3. تشابه اسمي: به زائران خود آگاهي دهيد كه معطل شدن شما در فرودگاه، مشكلي براي شما به وجود نميآورد، چند ساعتي براي تحقيق، نگه ميدارند ولي سرانجام آزاد ميشويد.
1) اقباس از كتاب آشنايي با مقررات عربستان، تأليف دكتر سيد عبدالوهاب طالقانى، نشر مشعر.