ghaemiyeh.com
سرشناسه : بیستونی، محمد، ۱۳۳۷ -، گردآورنده
عنوان و نام پدیدآور : متافیزیک یا آگاهی سوم(برگرفته از تفسیر موضوعی آیهالله جعفر سبحانی)/ به اهتمام محمد بیستونی؛ [به سفارش بهنشر آستان قدس رضوی].
مشخصات نشر : تهران:مفتاح دانش:بیان جوان٬ ۱۳۸۸ .
مشخصات ظاهری : [۲۵۴] ص.؛۱۰×۱۴سم.
فروست : تفسیر سبحان؛۲.
شابک : ۵۰۰۰۰ ریال978-600-91622-1-6:
وضعیت فهرست نویسی : فاپا
موضوع : تفاسیر شیعه -- قرن ۱۴
موضوع : الهیات -- جنبههای قرآنی
موضوع : غیبگویی (اسلام) -- جنبههای قرآنی
شناسه افزوده : سبحانی تبریزی، جعفر، ۱۳۰۸ -
رده بندی کنگره : BP۹۸/ب۹۵م۲ ۱۳۸۸
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۱۷۹
شماره کتابشناسی ملی : ۱۹۴۸۱۱۳
سَیِّدِنا وَ نَبِیِّنا مُحَمَّدٍ
رَسُولِ اللّهِ وَ خاتَمِ النَّبِیّینَ وَ اِلی مَوْلانا
وَ مَوْلَی الْمُوَحِّدینَ عَلِیٍّ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ وَ اِلی بِضْعَةِ
الْمُصْطَفی وَ بَهْجَةِ قَلْبِهِ سَیِّدَةِ نِساءِ الْعالَمینَ وَ اِلی سَیِّدَیْ
شَبابِ اَهْلِ الْجَنَّةِ، السِبْطَیْنِ، الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ وَ اِلَی الاَْئِمَّةِ التِّسْعَةِ
الْمَعْصُومینَ الْمُکَرَّمینَ مِنْوُلْدِ الْحُسَیْنِ لاسِیَّما بَقِیَّةِاللّهِ فِیالاَْرَضینَ وَ وارِثِ عُلُومِ
الاَْنْبِیاءِ وَ الْمُرْسَلینَ، الْمُعَدِّ لِقَطْعِ دابِرِالظَّلَمَةِ وَ الْمُدَّخِرِ لاِِحْیاءِ الْفَرائِضِ وَ مَعالِمِ الدّینِ ،
الْحُجَّةِبْنِالْحَسَنِ صاحِبِ الْعَصْرِ وَ الزَّمانِ عَجَّلَ اللّهُ تَعالی فَرَجَهُ الشَّریفَ فَیا مُعِزَّ
الاَْوْلِیاءِوَیامُذِلَالاَْعْداءِاَیُّهَاالسَّبَبُالْمُتَّصِلُبَیْنَالاَْرْضِوَالسَّماءِقَدْمَسَّنا
وَ اَهْلَنَا الضُّرَّ فی غَیْبَتِکَ وَ فِراقِکَ وَ جِئْنا بِبِضاعَةٍ
مُزْجاةٍ مِنْ وِلائِکَ وَ مَحَبَّتِکَ فَاَوْفِ لَنَا الْکَیْلَ مِنْ مَنِّکَ وَ
فَضْلِکَ وَ تَصَدَّقْ عَلَیْنا بِنَظْرَةِ رَحْمَةٍ مِنْکَ
اِنّا نَریکَ مِنَ الْمُحْسِنینَ
(4)
برای تدوین آثار معظمٌله متناسب با مخاطبین جوان
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم
حضور انور جناب آقای دکتر محمد بیستونی (دام مجده)
با اهداء سلام
نامه جنابعالی رسید و از فعالیتهای قرآن آن عزیز آگاه شدم. درباره آثار قرآنی اینجانب مجازید به هر نحوی که مصلحت دانستید برای مخاطبان جوان آماده سازید و شیوه نگارش مانند آثار پیشین جنابعالی باشد.
با تقدیم احترام
جعفر سبحانی
11/7/1388
(5)
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم
یکی از گامهای مؤثر که باید مفسران اسلامی در تشریح و تفهیم مقاصد عالی قرآن بردارند این است که، دگرگونی عمیقی در شیوه تفسیر به وجود آورند و از تکرار تفسیر قرآن به شیوه ترتیبی که سوره به سوره یا آیه به آیه است، خودداری نمایند و توجه خود را به شیوه دیگری که همان «تفسیر موضوعی» است، معطوف سازند. آنگاه خواهند دید در این نوع تفسیر چه پنجرههای زیبایی از علوم و معارف قرآن در چشمانداز تفسیری آنان گشوده میشود.
(6)
در همین راستا برادر فرزانه جناب آقای دکتر محمد بیستونی رئیس گروه مؤسسات قرآنی تفسیر جوان در تلاشی بیست ساله با لطف و عنایات ویژه الهی شش نوع تفسیر موضوعی برای شش مخاطب هدف تحت عناوین تفسیر کودک، تفسیر نوجوان، تفسیر جوان، تفسیر زنان، تفسیر مردان و تفسیر خانواده با نظارت علمای برجسته حوزههای علمیه تألیف و منتشر نموده و چندین کتب ارزنده قرآنی و تفسیر موضوعی مستقل را نیز تحت عناوینی همچون تغذیه، باستانشناسی، هنرهای دستی، دنیایحیوانات، شعر و شاعری، آب و باران، فقر و ثروت، نهجالبلاغه جوان، خلاصه الغدیر، لغتشناسی و مفاهیم
(7)
قرآن کریمو... را با نگاه ویژه به قرآن، حدیث و علوم روز برای نسل جوان تألیف و چاپ و منتشر نموده است که این حجماز فعالیتهای تأثیرگذار قرآنی در نوع خود کمنظیر میباشد.
برای ایشان تداوم توفیقات و طول عمر همراه با صحت، عزّت و حسن عاقبت را خواهانم و به همه خانوادههای محترم و جوانان عزیز توصیه مینمایم از همه آثار ارزشمند و کاربردی ایشان که با محتوای عمیق و ساده و زیباترین شکل ارائه شده است حداکثر استفاده را بنمایند.
قم جعفر سبحانی
4/8/88
(8)
رئیسشورایعالیحوزههایعلمیهورئیسدبیرخانهمجلسخبرگانرهبری
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم
قرآن کریم این بزرگترین هدیه آسمانی و عالیترین چراغ هدایت که خداوند عالم بهوسیله آخرین پیامبرش برای بشریت فروفرستاده است؛ هموارهانسانهارا دستگیری و راهنمایینموده و
مینماید.
(9)
این انسانها هستند که به هر مقدار بیشتر با این نور و رحمت ارتباط برقرار کنند بیشتر بهره میگیرند.
ارتباط انسانها با قرآن کریم با خواندن، اندیشیدن، فهمیدن، شناختن اهداف آن شکل میگیرد. تلاوت، تفکر، دریافت و عمل انسانها به دستورالعملهای آن، سطوح مختلف
(10)
دارد. کارهایی که برای تسهیل و روان و آسان کردن این ارتباط انجام میگیرد هر کدام به نوبه خود ارزشمند است.
کارهای گوناگونی که دانشمند محترم جناب آقای دکتر بیستونی برای نسل جوان در جهت این خدمت بزرگ و امکان ارتباط بهتر نسل جوان با قرآن
انجام دادهاند ؛ همگی قابل تقدیر و تشکر و احترام است. به علاقهمندان بخصوص جوانان توصیه میکنم که از این آثار بهرهمند شوند.
(11)
توفیقات بیش از پیش ایشان را از خداوند متعال خواهانم.
محمد یزدی
رییس دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری
1/2/1388
(12)
قرآنکریم درآیات 82 سوره اِسراء و 44 فُصِّلَت و 57 یُونس خود را به عنوان نسخه شفابخش معرفی میکند. بنابراین میتوان این کتاب آسمانی را همچون داروخانهای فرض کرد که بیماران و نیازمندان متناسب با نوع بیماری و نیاز خاص خود باید به سراغ آن رفته و برنامه زندگی و نجات خود را از این گنجینه معنوی و مادی انتخاب کنند تا پرنده زیبای خوشبختی را در آغوش گرفته و در ساحل امن و آرام آن طی مسیر نموده و دنیا و آخرت خود را در سایه عمل به محتوای قرآن آباد سازند.
در همین راستا گروه مؤسسات قرآنی تفسیر جوان که تشکلی مردمی و غیرانتفاعی است 10 مؤسسه تخصصیقرآنی را تأسیسنمودهاست تاهریکاز مؤسساتمتناسببا «مخاطبخاص» یا «موضوع خاص» مندرج در اساسنامه رسمی خود، گروههای
سِنّی گوناگون را با آیات مرتبط با همان گروه مأنوس ساخته و درک و فهم آیات موضوعی را برای آنان ساده و میسر سازد. لذا براساس فلسفه وجودی تأسیس هر مؤسسه، شش نوع تفسیر موضوعی بر اساس شش جمعیت هدف در مؤسسات مذکور تدوین و منتشر شده است که عبارتند از:
(13)
1 «تفسیر کودک» ویژه کودکان پیش دبستانی تا پایان دبستان که حدود 200 آیه مورد نیاز برای کودکان عزیز به صورت گرافیکی، مفهومی و به 4 زبان فارسی، عربی، انگلیسی و فرانسه در 30 جلد به صورت تمام رنگی در قطع بیاضی را در خود جای داده است.
2 «تفسیرنوجوان» ویژه نوجوانان مقطع راهنمایی تا پایان دبیرستان است که حدود 2000 آیه موضوعی متناسب با نیازهای نوجوانان عزیز در قطع جیبی با استفاده از تفسیر نمونه در 30 جلد را دربرگرفته و با استفادهاز 9رنگ جذاب در چاپ
(14) متافیزیک یا آگاهی سوم
متن برای جامعه هدف خود طراحی شده و به دلیل دارابودن فهرستواره موضوعی این امکان را برای نخستین بار برای نوجوانان فراهم میسازد تا بدوننیاز بهاستاد حدودا 4000 موضوع از قرآن کریم را به سادگی فیشبرداری و تحقیق نموده و در قالب مقاله یا کتاب ارائه دهند.
3 «تفسیر جوان» ویژه جوانان دانشجو و بزرگسالان میباشد که کل آیات قرآن را با استفاده از تفسیر نمونه در 30جلد به خود اختصاص داده است و جوانان عزیز بااستفادهاز فهرستواره موضوعی و الفبایی فارسی این تفسیر قادر خواهند بود تا حدود 000/10 موضوع مورد نیاز خود را پژوهش و استخراج نمایند.
4 «تفسیرزنان» در این تفسیر مجموعه آیات مربوط به بانوان محترم استخراج شده و در ذیل هر آیه تفسیر آن بر اساس سهتفسیر معتبر موجود یعنی «تفسیر نمونه» تألیف حضرت آیةاللّه العظمی مکارم شیرازی و «تفسیر مجمع البیان» اثر
مقدمه (15)
گرانسنگ مفسّر بزرگ جهان تشیع امینالاسلام مرحوم آیةاللّه طبرسی (متوفّی به سال 548 ه.ق) و «تفسیر المیزان» نوشته مرحوم آیةاللّه علامه طباطبایی، درج شده است. البته مجموعه مطالب استخراج شده از تفسیر المیزان درباره زنان و خانواده به صورت یکجا جمعآوری و در پایان کتاب درج شده است. تعداد آیات گزینش شده در این تفسیر 275 آیه میباشد.
5 «تفسیر مردان» که دربردارنده آیات مربوط به آقایان میباشد. نظیر آیاتی که وظایف و تعهدات مردان نسبت به خانمها را تبیین نموده یا گروه آیات جهاد و شهادت. تعداد آیات گزینش شده در این تفسیر 350 آیه میباشد.
6 «تفسیر خانواده» مجموعه آیات مرتبط با مسائل خانوادگی را به صورت تخصصی و موضوعی مورد ارزیابی قرار داده است. تعداد آیات گزینش شده در این تفسیر 425 آیه میباشد.
(16) متافیزیک یا آگاهی سوم
پساز پایانکار تدوین 6 تفسیر مذکور برای 6 جمعیت هدف، کارهای انجام شده را به مرجع بیدار و هوشیار جهان اسلام حضرت آیةاللّه العظمی جعفر سبحانی که پایهگذار نخستین تفسیر موضوعی به زبان فارسی میباشند ارائه داده و از محضرشان تقاضا نمودم تا اجازه دهند مجموعه آثار قرآنی معظمٌله را که بسیار کاربردی، متنوع و گسترده و مورد نیاز جامعه امروز میباشد برای استفاده نسل جوان و عموم مردم سادهسازی و چاپ و منتشر نمایم و ایشان با تقاضای بنده موافقت فرمودند.
کتاب حاضر یکی از موضوعاتی است که در دانشگاهها و مراکز علمی همواره مورد بحث و سؤال بوده درباره متافیزیک و موضوعاتی نظیر تلهپاتی، ارتباط با ارواح، الهام و خواب، پیشگویی و خبردادن از آینده و علم امامان بحث جالب و خواندنی را مطرح نموده است.
امیدوارم خداوند منّان ما و شما را شکرگزار نعمت وجود علمای روشنفکر که
مقدمه (17)
ادامهدهندگان راه انبیاء و اولیاء الهی هستند قرار داده و توفیق فهم و درک و نشر مفاهیم زندگیساز و نشاط آفرین قرآن کریم را به همگی عنایت فرماید.
دکتر محمد بیستونی
رئیس مؤسسه قرآنی تفسیر جوان
تهران 8/8/1388 مصادف با سالروز ولادت
سلطان قلبها علی بن موسی الرضا علیهالسلام
(18) متافیزیک یا آگاهی سوم
از دیر باز مسایلی چند، که همگی مربوط به شؤون شخصیتهای الهی و دارندگان مقام والای ولایت است، بر سر زبانها افتاده و در محافل مذهبی و دینی و احیانا مراکز علمی نیز مطرح میگردد و هر کس به گونهای در این مورد اظهار نظر میکند و ما اکنون چند نمونه از این سؤالها را مطرح میکنیم:
آیا صحیح است انسانی بر اثر داشتن مقام ولایت از پس پردهغیب گزارشدهد و دارای آگاهیسومباشد؟!
آیا صحیح است انسانی بر اثر پیمودن راه عبودیت و بندگی، دارای روح و روان نیرومندی گردد که بتواند برای اثبات پیوند
پیشگفتار (19)
خود با مقام فوقالطبیعه، در گوشهای از جهان تصرف نماید؟!
آیا صحیح است که انسانی کامل، از ضمایر و قلوب افراد آگاه گردد و از اعمال و انگیزههای آنها، مطلع شود و در روز رستاخیز «شهید اعمال» شود؟!
آیا صحیح است که فیض الهی (که همان مغفرت و آمرزش است) در روز بازپسین بسان این جهان، از طریق اسباب خاصی به بندگان لایق و شایسته خود میرسد و گنهکاران در چنین روزی از طریق شفاعت شخصیتهای والایی بخشیده شده و مورد مغفرت حق قرار میگیرند؟!
آیا صحیح است، انسانی در طول زندگی گرد گناه نگردد و از
خطا و لغزش مصون بماند؟
(20) متافیزیک یا آگاهی سوم
آیا صحیح است...؟!
این سؤالها و مانند آنها، در میان گروهی که به مسایل دینی علاقه دارند، بیشتر مطرح میگردد و پاسخهایی نیز داده میشود.
برای تجزیه و تحلیل این گونه از مسایل، دو راه بیش وجود ندارد:
الف. با مراجعه به کتاب آسمانی و سخنان پیشوایان معصوم علیهمالسلام ، میتوان به این گونه پرسشها پاسخ گفت، و شیوه دانشمندان اسلامی در اعصار گذشته در این گونه مسایل، همین
پیشگفتار (21)
بوده است بالاخص که کفه قرآنی و حدیثی این پرسشها بر جنبههای عقلی و استدلالی و فلسفی آن سنگینی میکند و دانشمندان عقاید و مذاهب، مسایل مربوط به ولایت الهی را در کتابهای خود با الهام از قرآن و سنت پیامبر صلیاللهعلیهوآله و سخنان پیشوایان معصوم، تجزیه و تحلیل کرده و نظرهای خود را بیان کردهاند. و این مسایل یاد شده را تحت عنوان «علم به غیب»، «ولایت بر تصرف»، «آگاهان از ضمایر» و «شهیدان اعمال انسانهای معصوم و پیراسته از گناه» طرح و بحث نمودهاند.
ب. راه دیگر برای روشن شدن پاسخ اینگونه پرسشها این است که علاوه بر الهام از کتاب و سنت، مبانی علمی و فلسفی
مسایل را تا آن جا که خرد بشر پیش رفته، و علوم طبیعی آن را ثابت کرده است، تشریح گردد تا تشنگی جوانان علاقمند را در حدود امکان فرو نشاند و دست غرض ورزان و مقلدان و سرسپردگان را از حریم عقاید پاک جوانان، کوتاه سازد.
(22) متافیزیک یا آگاهی سوم
نگارنده روی احساس وظیفه، پیرامون این گونه پرسشها رسالههایی نوشته و منتشر ساخته است، و در تنظیم پاسخها کوشش نموده است که راه دوم را بپیماید و دلایل عقلی و نقلی موضوع را کنار هم قرار داده و خواننده را به مقصد برساند.
در این کتاب سعی شده است از افکار بلند فلاسفه اسلام و داوریهای دانشمندان علوم طبیعی، کمک گرفته شود و موضوع
پیشگفتار (23)
از دریچهها و ابعاد گوناگون مورد مطالعه قرار گیرد. مطالبی که در این بخش به طور فشرده پیرامون آن به بحث خواهیم پرداخت عبارتند از:
با حقیقت غیب آشنا شویم.
بشر و امکان آگاهی از غیب.
آگاهی پیشوایان ما از غیب، از جانب خداست.
گفتار دانشمندان پیرامون آگاهی پیامبر و امام، از غیب.
کتابهایی که پیرامون علم پیشوایان از غیب، نگاشته شده است.
(24) متافیزیک یا آگاهی سوم
قرآن و مسأله آگاهی سوم.
خبرهای غیبی پیامبر گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآله .
نهج البلاغه و خبرهای غیبی علی علیهالسلام .
نمونههایی از خبرهای غیبی دیگر پیشوایان علیهمالسلام .
پاسخ پرسشهای دهگانه پیرامون آگاهی سوم.
اگر پیشوایان آگاهند، چرا هدف تیربلا قرارمیگیرند.
امام در زندگی عادی، از علم غیب استفاده نمیکند.
قرآن مجید در سوره کهف در آیههای 64 82 یکی از اولیای الهی را برای جامعه مسلمان معرفی میکند که دارای عالیترین مقام والای ولایت بود و این یادآوری برای این منظور است که
از بررسی حالات و مقامات او، به مقامات دیگر اولیای الهی، پی ببریم.
پیشگفتار (25)
این ولی الهی که صفات او در قرآن وارد شده، و نام او به میان نیامده است، بر اثر پیمودن طریق عبودیت و بندگی به مقامی رسید که معلم و آموزگار شخصیت والا مقامی مانند حضرت موسی بن عمران علیهالسلام گردید، وی در مصاحبت این ولی، اموری را از او مشاهده نمود که مایه تعجب و شگفتی او گردید.
وی بر اثر داشتن مقام ولایت سه عمل شگفتانگیزی را انجام داد که هرگز، با موازین عادی قابل تفسیر نیست:
(26) متافیزیک یا آگاهی سوم
آن سوی دریا، کشتیها را به یغما میبرد، سوراخ کرد، تا مورد و طمع فرمانروای غارتگر نباشد.
جوانی را کشت، زیرا میدانست که این جوان بزرگ شود، پدر و مادر پاک و صالح خود را به آلودگی خواهد کشید.
دیواری را که در حال فرو ریختن بود با پا داشت زیرا میدانست که زیر این دیوار گنجی است که به دو فرد یتیم تعلق دارد. این کار را کرد تا گنج برای مدتی زیر دیوار مستور و پنهان بماند و هر موقع آن دو یتیم به حد رشد رسیدند گنج خود را استخراج کنند.
این ولی الهی (که اعمال شگفتانگیز او بیانگر مقام و
پیشگفتار (27)
موقعیت و نحوه اعمال و تصرفهای دیگر اولیای الهی است)، به عنوان نمونه در قرآن وارد شده است شما از عملیات شگفتآور این ولی به مطالب زیر میتوانید پی ببرید، که میتواند پاسخگوی بسیاری از پرسشها باشد:
در جامعه بشری اولیایی پیدا میشوند که از دیدگان، مستور و پنهان زندگی میکنند و افراد عادی آنان را نمیشناسند به گونهای که حتی پیامبر زمان مانند موسی بن عمران آنان را بدون معرفی خدا نمیتواند، بشناسد.
این ولی الهی به حکم آیه «وَ جَعَلْناهُمْ اَئِمَّةً یَهْدُونَ
(28) متافیزیک یا آگاهی سوم
بِاَمْرِنا...» (1) پیوسته به وظیفه هدایت خود مشغول بوده، چیزی که هست به جای جمع سازی به فردسازی میپردازد. و نیز از این آیه استفاده میشود که: ولیّ زمان، گاهی دعوت عمومی دارد و گاهی دعوت خصوصی، گاهی از طریق جامعهسازی و هدایت همگانی، انجام وظیفه میکند و احیانا از طریق تکسازی و هدایت آحاد، به وظیفه خطیر خود جامه عمل میپوشاند و هرگز لازم نیست اولیای الهی همه وقت آشکارا
به هدایت عمومی اشتغال ورزند، بلکه در امر هدایت تابع امر الهی بوده و در نحوه رهبری از او الهام میگیرند چنان که میفرماید: «یَهْدُونَ بِاَمْرِنا».
1 73 / انبیاء.
پیشگفتار (29)
اولیای الهی مرزهای زمان و مکان را به اذن الهی درهم شکسته و آینده را با دیده دل مشاهده میکنند همچنان که این ولی از آینده کودک و پدر و مادر او آگاه گردید.
اولیای الهی از قلوب و ضمایر آگاه میباشند چنان که این ولی خدا، از تصمیم فرمانروا آگاه گردید. آن هم در لحظهای که کشتیبان و سرنشینان آن آگاهی نداشتند.
(30) متافیزیک یا آگاهی سوم
اولیای الهی در نفوس و اموال مردم تصرفاتی انجام میدهند که دیدگان عادی عمل آنان را مشاهده نمیکنند، همانطور که این ولی، کشتی را در برابر دیدگان کشتیبان، سوراخ کرد و کودک را در برابر انظار مردم کشت در حالی که مردم عمل او را ندیدند و تنها اثر او را مشاهده کردند.
اولیای الهی در روی زمین، طبق مصالح افراد، تصرفاتی دارند و آنچنان نیست که امامت و پیشوایی آنان برای مردم سودی نداشته باشد و هر امام و ولیّ غایبی، از این طریق فیض خود را به امت میرساند.
پیشگفتار (31)
از این بیان فشرده میتوان به مقام والای ولایت پی برد و کسانی که منطق قرآن را پذیرفتهاند به بهترین وجه میتوانند به انتقادات و اشکالات افراد در این رابطه پاسخ گویند.
امید آن که این خدمت کوچک دراین روزگار که ارزشهای اسلامی و بالاخص آنچه که از اهلبیت پیامبراسلام است، مورد تهاجم قرار گرفته مورد پذیرش پیامبر خاتم و فرزندان آن حضرت قرار گیرد.
جعفر سبحانی
قم 3/11/1378
(32) متافیزیک یا آگاهی سوم
از بررسی موارد استعمال لفظ «غیب» این حقیقت به دست میآید که مقصود از «غیب» همان امور پنهان از حس بشر است یعنی اموری که از قلمرو ابزار آگاهیهای عادی او بیرون میباشد. مثلاً هنگامی که آفتاب از دیدگان انسان مستور و پنهان میگردد میگویند: «غابَتِ الشَّمْسُ» آفتاب پنهان گردید.
قرآن چیزهایی را که از قلمرو حسن بشر بیرون میباشد «غائبة» میگوید، آن جا که میفرماید: «وَ ما مِنْ غائِبَةٍ
ِیالسَّماءِ وَ الاَْرْضِ اِلاّ فی کِتابٍ مُبینٍ»(1)
باحقیقت علمِغیب «معرفتسوم» آشناشویم (33)
«هیچ امر پنهانی از آسمان و زمین نیست، مگر آن که در "کتاب مبین" مضبوط میباشد».
قرآن در آیات متعددی، خدا را با صفت «عالِمُ الْغَیْبِ وَالشَّهادَة» توصیف میکند، مقصود این است که علم او بر آنچه که از قلمرو حواس بشر خارج است، یا در قلمرو حواس او قرار دارد، محیط و مسلط میباشد و او از آنچه که از شما غایب
1) 75 / نمل.
یا برای شما محسوس است آگاه میباشد.
1 75 / نمل.
(34) متافیزیک یا آگاهی سوم
از این بیان دو مطلب میتوان نتیجه گرفت:
پیامبر گرامی صلیاللهعلیهوآله پس از پیام تاریخی خود در سرزمین غدیر فرمود: «اَلا فَلْیُبْلِغَنَّ الشّاهِدُ الْغائِبَ»(1)(حاضران به غایبان
1) اَلْفُصُولُ الْمُهِمَّةُ، تألیف ابن صَبّاغ مالکی، ص 24 و غیره.
گزارش دهند).
1 اَلْفُصُولُ الْمُهِمَّةُ، تألیف ابن صَبّاغ مالکی، ص 24 و غیره.
باحقیقت علمِغیب «معرفتسوم» آشناشویم (35)
امیر مؤمنان در نکوهش گروهی از یاران خود چنین فرمود:
«مالی أَراکُمْ اَشْباحا بِلا أَرْواحٍ... وَ اَیْقاظا نَوْما وَ شُهُودا غَیْبا»(1)
(چرا شما را جسمهای بدون روان، بیدارهایی مانند خفتگان و حاضرانی، بسان غایبان میبینم).
1 نهج البلاغه عبده، خطبه 104.
(36) متافیزیک یا آگاهی سوم
1) نهج البلاغه عبده، خطبه 104.
آشکار، علم محدود انسان است، از آن جا که برخی از اشیاء در محیط حس و علم او قرار دارند و برخی دیگر از قلمرو احساس و ابزار ارتباط او با خارج، بیرون میباشند، اشیاء و حوادث در نظر او به دو نوع تقسیم شدهاند برخی حاضر و برخی دیگر غایب و پیرو همین تقسیم، آگاهی او نیز بر دو نوع منقسم گردیده است، آگاهی از غیب و آگاهی از شهادت و محور تمام این تقسیمها علوم محدود و ابزار نارسای ادراکی انسانی است.
اگر این جهت را نادیده بگیریم و موجودات را با علم محیط خدا بسنجیم، علمی که تمام موجودات جهان از ریز و درشت،
باحقیقت علمِغیب «معرفتسوم» آشناشویم (37)
زمینی و آسمانی در پیشگان او حاضر است، یک چنین تقسیم مفهوم درستی نخواهد داشت، نه موجودی خواهیم داشت که از وجود و قلمرو علم او خارج باشد و نه آگاهی خواهیم داشت که نام آن را آگاهی از غیب بگذاریم، بلکه تمام ذرات جهان، در برابر علم بیکران او حاضر بوده و علم و آگاهی او شهود مطلق خواهد بود. اگر امیرمؤمنان خدا را با صفات «عالِمُ السَّرائِر وَ الضَّمائِر» توصیف میکند و میفرماید:
«قَدْ عَلِمَ السَّرائِرَ وَ خَبَرَ الضَّمائِرَ لَهُ الاِْحاطُةُ بِکُلِّ
شَیْءٍ وَ الْغَلَبَةُ بِکُلِّ شَیْءٍ»(1)
(38) متافیزیک یا آگاهی سوم
(خدا، از ضمایر و افکار درونی انسان آگاه است، بر همه چیز احاطه دارد، و بر هر چیز غالب و پیروز است).
اصول و ریشههای غیب را میتوان در سه قسم خلاصه نمود:
1 نهج البلاغه، خطبه 82 چاپ عبده.
اقسام غیب (39)
1) نهج البلاغه، خطبه 82 چاپ عبده.
حقیقت اسماء و صفات وی، و جنود غیبی خدا یعنی فرشتگان و شیوه کار آنان مانند تدبیر عالم خلقت، و جهان ارواح و جن و عالم برزخ و فرازهای مختلف آن، و رستاخیز و مواقف گوناگون آن و... .
حقایق این موجودات و کیفیات و خصوصیات آنها از افق حس و ادراک انسان بیرون بوده و هیچگاه بشر از حقیقت و خصوصیات کمی و کیفی آنها آگاه نخواهد گشت و در برابر آنها وظیفهای جز ایمان به وجود آنها ندارد و اگر قرآن یکی از صفات افراد پرهیزگار را ایمان به غیب میشمارد، مقصود ایمان
(40) متافیزیک یا آگاهی سوم
به اینگونه از غیبها است آنجا که میفرماید:
«اَلَّذینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ...»(1)
«کسانی که به غیب ایمان دارند».
آری، انسان فقط در یک صورت از حقیقت برخی از موجودات غیبی آگاه میگردد و میتواند فرشتگان و مواقف برزخ و عرصات محشر و نعیمهای بهشتی و عذابهای دوزخی را از نزدیک مشاهد کند، و آن وقتی است که ظرف زندگی را
1) 3 / بقره .
دگرگون سازد، و گام در عالم غیب بگذارد و به تعبیر قرآن، دیده او تیزبین گردد(1)
1 3 / بقره .
اقسام غیب (41)
1 «...فَبَصَرُکَ الْیَوْمَ حَدیدٌ» (22 / ق) .
(42) متافیزیک یا آگاهی سوم
1) «...فَبَصَرُکَ الْیَوْمَ حَدیدٌ» (22 / ق) .
مثلاً روزگاری بشر از قانون جاذبه و قانون گریز از مرکز آگاه نبود و نمیدانست که کاخ بیستون منظومه شمسی، و تمام کهکشانها و سحابیها بر اساس این دو قانون استوار است، از این جهت دو قانون و قوانین دیگری که بشر بعدها کشف کرد همگی از اقسام «مغیبات» بودند.
اگر قرآن به گونهای از چنین قوانین خبر داده و فرموده است:
«اَللّهُ الَّذی رَفَعَ السَّمواتِ بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها...»(1)
1 2 / رعد .
اقسام غیب (43)
1) 2 / رعد .
(خداییکه آسمانهارا بدون ستونیکه دیدهشود برافراشت).
این نوع گزارش، خبر از غیب بود و گزارش چنین قوانین مستور بر انسانهای آن روز، خود یکی از جهات اعجاز قرآن به شمار میرود. روزگاری بشر از وجود سلول و میکروب و ملکول و اتم و جهانهای دور از حس مانند کهکشانها و سحابیها و کیفیت آنها، آگاه نبود.
اگر در قرآن و یا در سخنان پیشوایان معصوم، مطالبی در این مورد میرسد همگی یک نوع اخبار از غیب به شمار میرفت. ولی پس از آن که بشر از طریق تجربه و آزمایش، و با اختراع
(44) متافیزیک یا آگاهی سوم
میکروسکوپ(1) و تلسکوپ(2)، بر این قوانین خارج از حس، و یا موجودات دور از قلمرو احساس دست یافت، همه آنها از جهان غیب محسوب نمیشوند و در حوزه علوم و دانشهای حسی بشر قرار گرفتند و آنچه که تاکنون بشر کشف نکرده و قوانینی که بر آنها دست نیافته و موجوداتی را که بادیدگان مسلح خود ندیده است، همچنان در شماره موجودات غیبی باقی ماندهاند تا روزی که بشر با اراده خداوند بزرگ بتواند پرده
از روی آنها بردارد.
1 دستگاهی است برای دیدن میکروبها.
2 دستگاهی است برای رصد و دیدن ستارگان در آسمان.
اقسام غیب (45)
ولی اگر کسی بدون آن که همان حادثه را ببیند و یا از کسی بشنود، و یا از طریق کتاب و روزنامه و دیگر وسایل ارتباط جمعی، از آن آگاه گردد و یا از قراینی آن را حدس بزند؛ ناگهان
(46) متافیزیک یا آگاهی سوم
به طور یقین از وجود آن حادثه ما را مطلع سازد؛ یک چنین گزارش، خبر از غیب خواهد بود.
بنابراین گزارشهای قرآن راجع به امتهای پیشین به وسیله پیامبری که نه درس خوانده و نه این مطلب را از فردی شنیده است؛ خبر از غیب میباشد، چیزی که هست اینگونه خبرهای غیبی از طریق وحی قرآنی به او رسیده است ولی در عین حال ممکن است پیامبر برخی از حوادث گذشته را از طریق وحی قرآنی آگاه نگردد و در اختیار امت بگذارد، و این قسمت همان حوادث غیبی مربوط به امتهای پیشین است
اقسام غیب (47)
که در سنت و اخبار وارد شده است.
در این گونه گزارشهای غیبی گزارش از آینده نیز بسان گزارش از گذشته، آگاهی از غیب خواهد بود.
یگانه شرط خبر از آینده این است که گزارش به یک رشته قراین مستند نباشد و گرنه چنین گزارشی، خبر غیبی نبوده بلکه نتیجه مستقیم فکر و مغز بالنده بشر خواهد بود.
برخی بر اساس یک رشته اطلاعاتی که از وضع دولتها و ملتها دارند، اوضاع آینده جهان را از نظر درگیری و جنگ، و یا
صلح و مسالمت، پیشبینی کرده و اخباری را منتشر میسازند. یک چنین گزارشهای مستند به قراین و اطلاعات و تماسهای دیپلماتیک، گزارش از غیب نیست، بلکه تمام گزارشهای آنان، یک رشته نتیجهگیری و اطلاع از اوضاع جهان است.
(48) متافیزیک یا آگاهی سوم
و اگر این اطلاعات از دست آنان گرفته شود، بزرگترین دیپلمات جهان، با یک فرد عادی تفاوتی نخواهد داشت. و چون اینگونه آگاهی یک نوع نتیجهگیری از اطلاعات پیشین است نه القای از جهان بالا، از این جهت گاهی، نظرات و گفتههای آنان باطل از آب در میآید.
فرق پیشبینی و علم غیب (49)
کارشناسان امور اقتصادی و دارایی و کشاورزی، بر اثر سوابق طولانی در رشتههای اختصاصی خود، به ضمیمه کسب اطلاعات دقیق، آینده را پیشبینی میکنند و مرور زمان صدق و درستی نظر آنان را ثابت میکند، در صورتی که نام هیچکدام از اینها را نمیتوان معرفت سوم و یا آگاهی از غیب نامید ؛ زیرا همه این گزارشها، مقدمات فکری و ریشههای حسی دارد، و هر فردی از این راه وارد شود به نتیجه مطلوب میرسد.
آگاهی از غیب باید از تمام این قراین و مبادی، پیراسته باشد و از طریق اسباب عادی و مجاری علمی به دست نیاید.
(50) متافیزیک یا آگاهی سوم
از باب نمونه پیامبر اسلام از طریق وحی قرآنی، از پیروزی مجدد رومیان بر پارسیان در مدت محدودی به طور قطع و یقین گزارش داد و فرمود:
«...وَ هُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَیَغْلِبُونَ. فی بِضْعِ سِنینَ...»(1)
(آنان را پس از شکست، مجددا پیروز میگرداند آن هم در مدت بسیار کم به مدت سه سال تا نه سال).
برای گزارش پیامبر، مستندی جز وحی الهی نبود و هرگز این
1 3 و 4 / روم .
فرق پیشبینی و علم غیب (51)
1) 3 و 4 / روم .
آگاهی را از مجاری و اسباب عادی مانند موازنه قدرتهای نظامی دو ملت، بررسی روحیه سربازان و افسران و... به دست نیاورده بود. وی در محیط حجاز بریده از جهان خارج، با نبودن وسایل ارتباط جمعی و یا تبادل اطلاعات نظامی و سیاسی، یک چنین گزارشی را در اختیار جامعه نهاد و به همین دلیل اینگونه خبرهای غیبی یکی از جهات اعجاز این کتاب جاویدان به شمار میرود.
روی این اساس، گزارشهای منجمان و ستارهشناسان و اداره هواشناسی کشورها و منطقهها همه و همه از قلمرو بحث ما
بیرون است ؛ زیرا آنان تمام نتایج و گزارشهای خود را از یک رشته تجارب علمی و کسب اطلاعات و تبادل نظرها به دست میآورند و این در به روی تمام افرادی که بخواهند وارد شوند، مفتوح و باز است.
(52) متافیزیک یا آگاهی سوم
این روزها لفظ «اَبَرْ» بر سر زبانها افتاده و کلماتی مانند «ابر کامپیوتر»، «ابر قدرت»، «ابر مرد»، در جراید و مجلات بلکه در مکالمات روزانه مردم دیده و شنیده میشود، به همین مناسبت ما برای آگاهی خارج از افق حس و فکر لفظ «ابر آگاهی» را
انتخابی نمودیم.
بشر و آگاهی از غیب (53)
زندگی هر بشری از «ناآگاهی» شروع شده و کمکم وارد محیط آگاهی میگردد و به تدریج روزنههایی به دنیای خارج از ذهن پیدا میکند.
نخست از طریق حواس ظاهری به حقایقی دست مییابد، سپس بر اثر تکامل دستگاه تعقل و تفکر، کمکم با حقایقی که از قلمرو حس و لمس بیرون میباشد آشنا میگردد و در نتیجه یک فرد عقلانی و استدلالی گشته و از یک رشته حقایق کلی و قوانین علمی آگاه میشود.
(54) متافیزیک یا آگاهی سوم
گاهی در میان افراد بشر «ابر آگاهانی» پیدا میشوند که از طریق الهام، از مطالبی آگاه میگردند که هرگز از طریق استدلال راهی به کشف آنها وجود ندارد.
از این جهت دانشمندان، ادراک بشر را به این سه نوع «ادراک توده مردم» و «ادراک استدلالگران و متفکران» و «ادراک عارفان و روشنبینان» تقسیم کردهاند.
تو گویی ظاهر بینان به کمک حس، متفکران به مدد استدلال و روشنبینان به یاری الهام و اشراق از جهان بالا، به کشف حقایق میپردازند.
بشر و آگاهی از غیب (55)
نوابغ جهان، فیلسوفان و دانشمندان تأیید میکنند که یافتهها و ساختهها و پرداختههای بیسابقه آنان، بیشتر بر اثر جرقههای روشنیبخش و الهامآمیز، به ذهن آنان خطور کرده و سپس آنها به یاری شیوههای تجربی و یا روش استدلالی به پرورش و تکمیل و تحقیق آنها مبادرت جستهاند.
(56) متافیزیک یا آگاهی سوم
از این مقدمه استفاده میشود که: بشر برای نیل به مقصود، سه شاهراه در اختیار دارد، توده مردم غالبا از طریق نخست و گروهی از راه دوم و افراد انگشتشماری بر اثر تکامل روحی از راه سوم استفاده میکنند.
مقصود از این قسم آن رشته ادراکاتی است که از طریق حواس برونی وارد قلمرو ذهن میگردند مثلاً هر یک از دیدنیها و چشیدنیها و بوییدنیها و... از طریق ابزار ویژه خود، در محل
راههای سهگانه معرفت (57)
ادراکات ماقرارمیگیرند و امروزاختراع تلسکوپومیکروسکوپ و رادیو و تلویزیون و... کمکهای شایان تقدیری به ادراکات بشر نموده و او را بر دور و نزدیک مسلط ساخته است.
متفکران جهان با به کار انداختن دستگاه تعقل و اندیشه، از یک رشته مقدمات بدیهی و روشن و ثابت در علوم، یک رشته قوانین کلی خارج از حس را کشف میکنند و قلههایی از معرفت و کمال را تسخیر مینمایند. قوانین کلی علوم به قید کلیت، مسایل فلسفی و آگاهیهای مربوط به خدا و صفات و افعال او،
(58) متافیزیک یا آگاهی سوم
و مسایلیکه در علمعقاید و مذاهب مطرحمیگردد،همگیمولود دستگاه تفکر و نتیجه به کار افتادن نیروی عقل انسانی است.
این راه، واقعیتشناسی سومی است که در ورای دستگاه حس و تعقل قرار دارد، یک نوع واقعیتشناسی نوی است که امکان آن از نظر علم و دانش قابل انکار نیست، البته نظام جهانبینی محدود مادی نمیتواند یک چنین ادراک غیر حسی و تعقلی را بپذیرد اما از نظر اصول علمی راهی برای انکار آن وجود ندارد.
راههای سهگانه معرفت (59)
به گفته یکی از روانشناسان، جنبههای تجربی، به وسیله حواس شناخته میشود و جنبههای عقلانی به واسطه اندیشه منطقی و ریاضی به مرحله ادراک میرسد و سرانجام بر اثر اشراق و الهام، جلوههایی از جنبههای ماورای حس و استدلال، روشنبینیهای برقآسا و جرقههای روشنگر که ذهن حساس نوابغ، از آنها برخوردار است به مقام رؤیت میرسند.
پروفسور «سوروکین» روان شناس معروف یکی از آن افرادی است که وجود سه شاهراه حقیقتشناسی را به روشنی تصدیق کرده و برای ادراک عرفانی و به اصطلاح الهام، مقام و منزلتی
(60) متافیزیک یا آگاهی سوم
ویژه قایل است و صریحا میگوید: نمیتوان این راه را تخطئه و تحقیر نمود مگر میتوان آموزش گسترده ادیان بزرگ را یک سره به تقلید کوتهبینان نظام مادی ناچیز و بیحکمت شمرد و برای آن ارزشی قایل نگشت.
بنابراینمیتوانمعرفتهایسهگانهرابهشرحزیرنامگذاریکرد:
راه حس یا حس آگاهی.
راه عقل یا خرد آگاهی.
راه الهام یا دل آگاهی.
امروز روانشناسی الهام را به صورت یک واقعیت روانی
راههای سهگانه معرفت (61)
پذیرفته و آن را چنین توصیف میکند: ادراک ناگهانی، آگاهی بخش توضیح دهنده یک باره و بدون مقدمه، که چون برقی لامع در صفحه ذهن میدرخشد بیآنکه حتی غالبا پیشاپیش درباره آن اندیشیده باشد.
اهمیت و نفوذ الهام در اکتشافات علمی مورد تأیید دانشمندان قرار گرفته است «آلبرت انیشتن» که در سال 1879 دیده به جهان گشوده و در سال 1955 درگذشته است، با بسیاری از فلاسفه و عرفا هماهنگ گشته و بسان برخی از دانشمندان اسلامی که الهام را کلید معارف میدانند ولی الهام را عامل پر
ارج در اکتشافات علمی میداند.
(62) متافیزیک یا آگاهی سوم
در سال 1931 دو دانشمند شیمیدان آمریکایی به نام «یلات» و «پیکر» پرسشنامهای برای تحقیق، درباره اهمیت الهام در کشف و حل مشکلات علمی، میان گروهی از دانشمندان شیمی پخش کردند و نتایج بسیار ارزنده آن انتشار یافته است.
یکی از دانشمندان، مورد سؤال را این طور پاسخ داده است: درباره حل مسألهای کار و فکر کردم، ولی در اثر اشکالات و ابهامات فراوان آن، تصمیم گرفتم که دیگر به کلی کار خاص به آن و تمام افکار مربوط به آن را کنار بگذارم، فردای آن روز در
راههای سهگانه معرفت (63)
حالی که سخت مشغول کاری کاملاً از نوع دیگر بودم یک باره (فکر ناگهانی) مانند جهش برق، در خاطرم خطور کرد و آن همان حلّ مسألهای بود که مرا به کلی مأیوس کرده بود.
نظیر این گزارش از «هانری یوانکاره 1912 1854» ریاضیدان نامی فرانسه و بسیاری از دانشمندان طبیعی، ریاضی و فیزیک نقل شده است:
جالب توجه این است که بسیاری از الهامهای علمی که سبب کشف واقعیتی پرارج شده است نه تنها با اشتغال و تمرکز فکری دانشمندان در زمان فعالیتشان ارتباط نداشته است، بلکه حتی با
(64) متافیزیک یا آگاهی سوم
رشته تخصصی آنان نیز دارای رابطه نزدیک نبوده است. شاهد گویای این مطلب است که مثلاً «لویی پاستور 1822 1895» با این که متخصص در شیمی بوده به کشف میکروب موفق شده است.
راههای سهگانه معرفت (65)
از میان دانشمندان معاصر آقای «الکسیس کارل» از جمله افرادی است که برای الهام، ارزش خاصی قایل شده است و معتقد است که روشنبینان بدون استفاده از اعضای حس خود، افکار دیگران را درک میکنند و حوادث دور از لحاظ مکان و زمان را کم و بیش میبینند و آن را یک موهبت استثنایی میداند که جز افراد معدودی از آن برخوردار نیستند. این دانشمند نامی کوشیده است که در این بحث مطالب علمی و یقینی را از مطالب و مسایل احتمالی جدا کند. و انسان را چون مجموعه مطالعات
(66) متافیزیک یا آگاهی سوم
و تجربیاتی که در تمام اعصار و همه کشورها شده در نظر بیاورد و آنچه را نگاشته یا خود دیده و یا از دانشمندانی که با او همکاری کردهاند فراگرفته و توانسته است بسیاری از شکلهای فعالیتهای انسانی را مطالعه کند. در این جا برای این که خوانندگان گرامی با نظریه این دانشمند درباره الهام بیشتر آشنا شوند خلاصه گفتار او را میآوریم:
مینویسد: «به یقین اکتشافات علمی تنها محصول و اثر فکر آدمی نیست و نوابغ علاوه بر نیروی مطالعه و درک قضایا، از خصایص دیگری چون اشراق برخوردارند با اشراق چیزهایی را
الهام و الکسیس کارل (67)
که بر دیگران پوشیده است مییابند و روابط مجهول بین قضایایی را که ظاهرا با هم ارتباط ندارند میبینند و وجود گنجینههای مجهول را به فراست درمییابند، تمام مردان بزرگ از موهبت اشراق برخوردارند و بدون دلیل و تحلیل، آنچه را که دانستنش اهمیت دارد میدانند، یک مدیر واقعی احتیاجی به محکهای هوش و اوراق اطلاعاتی برای انتخاب مرئوسین خود ندارد. یک قاضی خوب بدون توجه به جزئیات مواد و تبصرههای قانونی و حتی گاهی به گفته «کاردوزو» با در دست داشتن ادعانامه غلط میتواند حکم صحیح بدهد، یک دانشمند
بزرگ خود به خود به سوی راهی که منجر به کشف تازهای خواهد شد کشانده میشود این همان کیفیتی است که پیشتر، الهام نامیده میشد.
(68) متافیزیک یا آگاهی سوم
دانشمندان را میتوان به دو دسته تقسیم کرد: یکی منطقی و دیگری اشراقی، ترقی علوم، مرهون این هر دو دسته است در علوم ریاضی که اساس و پایه کاملاً منطقی دارد، نیز اشراق سهم به سزایی دارد. میان ریاضیدانان هم اشراقی میتوان یافت و هم منطقی، «هرمیت» و «ایراشتراس» اشراقی، «برتران» و «ریمان» منطقی، بودند. روشنبینان بدون استفاده از اعضای
حس خود، افکار دیگران را درک میکنند و حوادث دور از لحاظ زمان و مکان را کم و بیش میبینند و از بعضی اشیاء و قضایا اطلاعات مطمئنتری از آنچه با اعضای حس درک میشود میدهند برای فرد روشنبین خواندن افکار شخصی دیگر، به اندازه توصیف چهره وی آسان است ولی کلمات «دیدن» و «حس کردن» برای بیان آنچه در شعور وی میگذرد کافی نیست چون چیزی را نمیبیند در جایی جستجو نمیکند بلکه فقط «میداند».
الهام و الکسیس کارل (69)
در بسیاری از موارد هنگام مرگ یا هنگام مواجه شدن با یک
(70) متافیزیک یا آگاهی سوم
خطر بزرگ، بین فرد با فرد دیگر ارتباطی برقرار میشود و کسی که در بستر مرگ افتاده و یا قربانی حادثهای شده است برای یک لحظه، به شکل عادی خود، به نظر یکی از دوستان نزدیکش میرسد، اغلب این شبح خیالی، خاموش و ساکت میماند و گاهی نیز سخن میگوید و مرگ خود را خبر میدهد و نیز گاهی، روشنبین از فاصله بعید میتواند منظره یا شخص یا صحنه را ببیند و آن را با دقت ترسیم و توصیف کند و چه بسیار کسانی که در حال عادی روشنبین نیستند ولی در طول عمر خود یکی دوبار این قبیل ارتباطات را تجربه کردهاند.
الهام و الکسیس کارل (71)
به این ترتیب گاهی شناسایی دنیای خارج، از راههای دیگری به جز اعضای حسی برای ما میسر میشود. شکی نیست که فکر میتواند حتی از فواصل دور، دو فرد انسان را مستقیما با هم مربوط کند این قضایا که مطالعه آنها در عهده علم جدید «متاپسیشیک» است باید همانطوری که هست پذیرفته شود زیرا حقایقی در بردارد و جنبهای از وجود انسانی را که هنوز خوب شناخته نشده است معرفی میکند و شاید بتواند علت
روشنبینی فوقالعاده برخیها را برای ما روشن سازد»(1)
(72) متافیزیک یا آگاهی سوم
بنابراین ادراک حسی و تعقلی دو وسیله است برای روح انسانی که تسلط او را بر قسمتی از جهان خارج تأمین میکند ولی در عین حال برای روح انسان وسیله دیگری توصیف نشدنی وجود دارد که ارتباط او را با جهان خارج برقرار مینماید و نتیجه آن امور زیر است که مورد تصدیق همه دانشمندان میباشد:
1 به کتاب انسان، موجود ناشناخته، ص 135 137 مراجعه شود.
الهام و الکسیس کارل (73)
1) به کتاب انسان، موجود ناشناخته، ص 135 137 مراجعه شود.
اکتشافات علمی محصول و اثر تنها فکر آدمی نیست و نوابغ علاوه بر نیروی مطالعه و درک قضایا از نیروی الهام نیز برخوردارند.
روشنبینان بدون استفاده از اعضای حسی خود افکار دیگران را درک میکنند تا آنجا که برای فرد روشنبین خواندن افکار شخص دیگر، به اندازه توصیف چهره وی آسان است.
هنگام مرگ با پیش آمدن خطر مابین فرد و فرد دیگر، ارتباطی برقرار میشود و کسی که در بستر مرگ افتاده، برای یک لحظه به شکل عادی خود به نظر یکی از دوستانش میرسد.
(74) متافیزیک یا آگاهی سوم
خدا از لطف و مرحمتی که نسبت به بندگان خود دارد، دریچههایی را به سوی جهان غیب بازگذارده است تا همگان بدانند که آگاهی از غیب یک امر محال و غیر ممکن نیست بلکه تسلط انسان بر غیب امری است صد در صد ممکن ؛ که جای هیچ شک و تردید در آن وجود ندارد.
دریچههایی به سوی جهان اسرارآمیز غیب (75)
کارهای شگفتانگیز حیوانات که در کتابهای حیوانشناسی، جانورشناسی، حشرهشناسی به طور گسترده پیرامون آنها بحث شده است نمونه واضحی از وجود الهام در حیوانات است.
کارهای محیرالعقول جانداران از قبیل تقسیم کار، انتخاب وظیفه، ساختن عضو مفقود و آشنایی به کلیه نیازمندیهای زندگی را نمیتوان از راه تعقل و تفکر توجیه نمود. زیرا بدیهی است که حیوان فاقد دستگاه تفکر و تعقل است همچنان که نمیتوان
آنها را معلول نظم داخلی و ارگانیزم وجود خارجی جانداران دانست زیرا ترکیب خواص فیزیکی و شیمیایی یک موجود برای انجام امور ابتکاری و ابداعی مانند تقسیم کار، انتخاب وظیفه، تجدید ساختمان عضو مفقود و انطباق با محیط، کافی نمیباشد.
(76) متافیزیک یا آگاهی سوم
یک ماشین حساب ممکن است آنچنان منظم ساخته شود که اعمال جمع و تفریق و ضرب و تقسیم را دقیقا انجام دهد اما هرگز ماشین حساب قادر به ابداع و ابتکار یک قاعده ریاضی نیست، یک ماشین ترجمه میتواند دقیقا سخنان یا نوشته یک
نفر را ترجمه کند ولی هرگز نظم دقیق آن ماشین قادر به تصحیح اشتباه گوینده نمیباشد.
چون در زندگی حیوانات کارهای ابداعی و ابتکاری بیسابقه دیده میشود، جز این که آنها را معلول الهام از جهان بالا بدانیم توجیه دیگری ندارد و قرآن مجید نام چنین راهیابی را وحی نهاده است(1)
دریچههایی به سوی جهان اسرارآمیز غیب (77)
1 68 / نحل. مشروح این بحث را میتوانید در کتاب راه خداشناسی تألیف نگارنده، ص 245 262 بخوانید.
(78) متافیزیک یا آگاهی سوم
1) 68 / نحل. مشروح این بحث را میتوانید در کتاب راه خداشناسی تألیف نگارنده، ص 245 262 بخوانید.
دانشمندان میگویند در نهاد انسان استعداد مرموزی وجود دارد که به مدد آن میتواند افکار دیگران را بخواند و از حوادثی که در نقاط دور دست رخ میدهد، با نیروی مافوق حس، آگاهی پیدا کند مبادله افکار و احساسات از راه دور به واسطه حس مخصوص کاملاً یک امر عملی است هر چند از طریق وسایل فنی نوین از قبیل تلویزیون، رادیو، تلفن و تلگراف، افکار را مبادله میکنند ولی دانش، برای چنین مبادلهای راه دیگری به نام «تلهپاتی» و یا حس روشنبینی معتقد است.
دریچههایی به سوی جهان اسرارآمیز غیب (79)
فرق «تلهپاتی» با روشنبینی این است که روشنبینی همان قدرت درک اتفاقی است از فاصلههای دور زمانی و مکانی، آن هم بدون وسایل حسی، ولی «تلهپاتی» کیفیتی است که به وسله آن افکار و هیجانات و احساسات از مغزی به مغز دیگر بدون وسیله حس منتقل میشود و در حقیقت روشنبینی و تلهپاتی دو روی یک سکه هستند و هر دو نام مناسبی میباشند برای دید دوم انسان، چه در خواب و چه در بیداری.
(80) متافیزیک یا آگاهی سوم
ارتباط با ارواح به صورتهای مختلفی انجام میگیرد که صورت روشن و قابل اعتماد آن این است که استاد ماهر این فن شخصی را که برای این کار آمادگی دارد، با نگاه و تلقین، خواب میکند و روح او به سؤالات استاد پاسخ میدهد و گاهی در این تماس از اسرار نهفته پرده برداشته میشود.
تماس با ارواح به صورت «علمی» از جهات گوناگون قابل مطالعه میباشد در این زمینه کتابها و رسالههای فراوانی به وسیله دانشمندان شرق و غرب نگارش یافته و صفحات زیادی
از برخی دایرةالمعارفهای علمی را به خود اختصاص داده است.
دریچههایی به سوی جهان اسرارآمیز غیب (81)
دانشمندان این فن و کسانی که سالیان دراز در این راه کوشیدهاند اظهار میدارند که نتوانستهاند با مجاهدتهای پیگیر و آزمایشهای فراوان از روی گوشهای از جهان مرموز و ناشناخته ارواح، پرده بردارند و کارهای خارق عادت و حیرتانگیزی را که به وسیله آنها انجام میشود از نزدیک مشاهده نمایند، نویسنده دایرةالمعارف قرن بیستم در جلد چهارم کتاب خود، درباره روح، جدولی را که نام دانشمندان
(82) متافیزیک یا آگاهی سوم
مشهور که به واقعیت این علم اعتراف کردهاند ارائه میدهد. در این جدول نام چهل و هفت نفر از دانشمندان بزرگ فرانسه، انگلستان، ایتالیا، آلمان و آمریکا را ذکر میکند.
البته باید دانست که «ارتباط با ارواح به طور اجمالی مطلبی است صحیح، ولی هرگز نمیتوان گفتار هر مدعی را در این باره پذیرفت بلکه باید با قراین و علایم راستگویان را از دروغگویان تمیز داد».
دریچههایی به سوی جهان اسرارآمیز غیب (83)
گاهی ممکن است مطلبی به قلب القا شود و انسان یک مرتبه خود را بر مطلب واقف و آگاه ببیند به این نوع القا در اصطلاح، الهام میگویند.
این گونه الهامات به قدری در هر زمان و مکان فراوان است که باید آن را در ردیف حوادث معمولی قرار داد حتی منشأ بسیاری از اختراعات و اکتشافات علمی و ابتکارات و مضامین عالی شعری همین الهام است.
قرآن مجید نمونهای در این مورد نقل میکند و میفرماید:
(84) متافیزیک یا آگاهی سوم
«وَ اَوْحَیْنا اِلی اُمِّ مُوسی اَنْ اَرْضِعیهِ...»(1)
(به مادر موسی الهام کردیم که کودک خود را شیر ده).
خواب انواع و اقسامی دارد که یک نوع آن مورد نظر ما است و آن خوابهایی است که از یک واقعیت جدا از اندیشه و ذهن، از واقعیتی محکم و استوار و پابرجا گزارش میدهد. این نوع خوابهای الهی است که ما را با جهان خارج از خود مربوط
1) 7 / قصص.
میسازد و از روی حقایقی دور از محیط ذهن و اندیشه پرده برمیدارد و این قبیل خوابها به اندازهای زیاد است که هرگز نمیتوان آن را انکار کرد.
1 7 / قصص.
دریچههایی به سوی جهان اسرارآمیز غیب (85)
امام صادق علیهالسلام درباره این نوع خوابها فرموده است:
«اِنَّ الرُّؤْیَاالصّادِقَةُ جُزْءٌ مِنْ سَبْعینَ جُزْءً مِنَ النُّبُوَّةِ».(1)
(رؤیای صادق، بخشی از هفتاد جزء نبوت است).
1 بِحارُالاَْنْوار: 58/167.
1) بِحارُالاَْنْوار: 58/167.
اگر عارفی از غیب خبر داد و آینده، درستی آن را ثابت کرده او را تصدیق کن و به او ایمان بیاور زیرا چنین آگاهی یک رشته اسباب طبیعی دارد.
و نیز در «تنبیهات» این نمط به برهان این مطلب اشاره کرده و میگوید:
وقتی اشتغالات روح از طریق حواس کم شد، برای روح
انسان، فرصتی دست میدهد که خود را از دست قوای طبیعی خلاص کرده و به جانب قدس پرواز کند و صورتهایی را در آنجا ببیند و این حالت گاهی در خواب و در حال بیماری برای انسانهای عادی نیز رخ میدهد.
ابرآگاهی و فلاسفه اسلام (87)
و نیز در جای دیگر میگوید:
و اگر به تو گفتند که فلان عارف، کاری انجام میدهد و یا به جسمی حرکت میبخشد یا خود حرکتی میکند که از توانایی دیگران بیرون است این سخن را انکار مکن زیرا برای این کار یک رشته اسباب وجود دارد که اگر تو نیز از آن راه وارد شوی
به همان مقصد میرسی.
(88) متافیزیک یا آگاهی سوم
و باز میگوید:
تجربه و آزمایش به روشنی ثابت کرده است که انسان در موقع خواب میتواند با جهان خارج تماس بگیرد و اطلاعاتی کسب کند، اکنون چه مانعی دارد که انسان در موقع بیداری دارای چنین قدرتی باشد و تجربه و آزمایش نیز این حقیقت را ثابت کرده است.(1)
1 اشارات: 3/397 و 399 و 407 و 314.
ابرآگاهی و فلاسفه اسلام (89)
1) اشارات: 3/397 و 399 و 407 و 314.
هر وقت شواغل حواس ظاهری کاهش یافت، در این وقت، نفس انسان از دست قوای طبیعی رهایی جسته و بر یک رشته امور غیبی تسلط مییابد. سپس میگوید:
اگر انسانهای کامل مانند پیامبران و اولیا از غیب خبری دهند به خاطر نوشتههایی است که میبینند و یا امواج و یا صداهای دلانگیز و هولناکی است که میشنوند و یا
(90) متافیزیک یا آگاهی سوم
صورتهایی است که مشاهده میکنند و با آنان سخن میگویند سپس از غیب خبر میدهند.(1)
هدف از نقل این کلمات این است که روشن گردد دانشمندان و پیافکنان علوم بشری از گذشته و حال، آگاهی از غیب را برای بشر یک امر ممکن بلکه واقع شدنی تلقی میکنند. جایی که آگاهی از غیب برای بشر معمولی ممکن واقع شده باشد در امکان آن برای پیامبران و امامان معصوم جای شک و تردیدی
1) حکمت اشراق، مقاله پنجم.
باقی نخواهد ماند.
1 حکمت اشراق، مقاله پنجم.
ابرآگاهی و فلاسفه اسلام (91)
در پایان این بخش لازم است نکتهای را تذکر دهیم:
هدف از نقل سخنان دانشمندان دیروز و امروز این است که بدانیم علوم بشری، موضوع آگاهی از غیب را، یک امر ممکن بلکه محقَّق، تلقی کرده است و با چنین تصدیق و توصیف، نباید در امکان آن شک و تردید داشته باشیم.
ولی باید توجه داشت که آگاهی پیامبران و امامان معصوم بر غیب، از طریقی است، غیر از طریقهای عادی که در این بخش پیرامون آنها سخن گفتیم.
(92) متافیزیک یا آگاهی سوم
آگاهی پیامبران و پیشوایان معصوم از غیب، دوگونه تصور میشود:
بدون تعلیم الهی، آگاه باشند.
خدای آگاه، به پیامبران تعلیم کرده باشد و امامان نیز هر کدام از امام قبل و سرانجام از پیامبر آموخته باشند و یا خداوند از راه دیگری به آنان تعلیم کرده باشد.
دانشمند شیعه همگی تصریح کردهاند که آگاهی پیامبر و امام از غیب، ذاتی و بدون تعلیم الهی نیست و به گونه دوم یعنی به
علیم الهی است و کسانی که علم امامان علیهمالسلام را ذاتی و بدون تعلیم الهی بدانند و علم آنان را به گونه علم الهی بدانند از «غُلاة»(1)به شمار میآیند و اصولاً این عقیده مستلزم شرک میباشد. در این جا لازم است توجه خواننده عزیز را به مطلبی که در بحثهای آینده این کتاب نیز سودمند است جلب کنیم:
معرفت سوم پیامبران و امامان بر اساس... (93)
با مراجعه به روایات و گفتههای دانشمندان بزرگ روشن
1 غُلاة کسانی هستند که امامان علیهمالسلام را از دایره بشر بودن خارج دانسته و برخی از صفاتی که اختصاص به خدا دارد برای آنان ثابت میدانند.
(94) متافیزیک یا آگاهی سوم
1) غُلاة کسانی هستند که امامان علیهمالسلام را از دایره بشر بودن خارج دانسته و برخی از صفاتی که اختصاص به خدا دارد برای آنان ثابت میدانند.
میشود که در زمان پیامبران و امامان معصوم علیهمالسلام و نیز در دورههای بعد، گاهی از واژه «علم غیب» علم ذاتی و بدون تعلیم الهی فهمیده میشده است و از این جهت در آیات و روایات و نیز در کلمات دانشمندان مکررا تصریح شده است که آگاهی پیامبر و امام از غیب، ذاتی نیست، بلکه به تعلیم الهی و از راه وحی و غیره و یا آموختن از پیامبر و امام قبلی است.
و اینک متن برخی از روایات و گفتارهای دانشمندان.
معرفت سوم پیامبران و امامان بر اساس... (95)
از یاران آن حضرت با تعجبی فراوان به ایشان گفت: «لَقَدْ أُعْطیتَ یا أَمیرَالْمُؤْمِنینَ عِلْمَ الْغَیْبِ!» آیا شما «علم غیب» دارید و این جمله اشاره به این بود که علم غیب اختصاص به خدا دارد زیرا خدا است که ذاتا به همه چیز آگاه است.
آن گرامی در پاسخ او خندید و گفت: «لَیْسَ هُوَ بِعِلْمِ الْغَیْبِ وَ اَنَّما هُوَ تَعَلُّمٌ مِنْ ذی عِلْمٍ...».
(این که من از حوادث آینده خبر میدهم «علم غیب» ذاتی و بدوت تعلیم الهی نیست بلکه به وسیله پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله به من
تعلیم شده است...)(1)
(96) متافیزیک یا آگاهی سوم
حضرت در پاسخ او فرمود: ... نه به خدا سوگند آنچه ما میدانیم از پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله به ما رسیده و از آن حضرت
1 نهجالبلاغه،خطبه 124؛شرحنهجالبلاغهابنمیثم:1/83 85و3/138 141.
معرفت سوم پیامبران و امامان بر اساس... (97)
1) نهجالبلاغه،خطبه 124؛شرحنهجالبلاغهابنمیثم:1/83 85و3/138 141.
آموختهایم، «لا وَاللّهِ ما هِیَ إِلاّ وَراثَةٌ عَنْ رَسُولِ اللّهِ صلیاللهعلیهوآله »(1)
به عقیده شیعه کسی را میتوان با جمله «عالم به غیب» توصیف کرد که همه غیبها را بداند و علم او ذاتی باشد و هیچکس جز خدا این چنین نیست و اما خبرهای غیبی فراوانی
1 امالی شیخ مفید، ص 14، چاپ نجف .
(98) متافیزیک یا آگاهی سوم
که دانشمندان شیعه و سنی از علی علیهالسلام و سایرامامان نقل کردهاند
1) امالی شیخ مفید، ص 14، چاپ نجف .
همه از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله به آنان رسیده و رسول خدا نیز از خداوند آموخته است».(1)
«خداوند ذاتا از غیب آگاه است و هر کس جز او از غیب آگاه باشد به تعلیم او خواهد بود و هر جا پیامبر صلیاللهعلیهوآله آگاهی خود از غیب را انکار میکند و میگوید: علم غیب ندارم معنای آن این است که مستقلاً و ذاتا عالم به غیب نیستم، و هر چه میدانم
1 مجمع البیان: 3/261 و 5/205 .
معرفت سوم پیامبران و امامان بر اساس... (99)
1) مجمع البیان: 3/261 و 5/205 .
از جانب خدا به من آموخته شده است».(1)
«امامان علیهمالسلام به ضمایر برخی از مردم آگاه بودند و به حوادث و پیشامدها، قبل از وقوع آن آگاهی داشتند».(2)
1 المیزان، 20/131 132.
2 اوائلالمقالات، ص 38؛بحارالانوار: 26/104و42/258.
(100) متافیزیک یا آگاهی سوم
«یکی از دلیلهای امامت علی علیهالسلام خبرهای غیبی آن حضرت است که از وقوع یک سلسله پیشامدها و حوادث، پیش از وقوع آنها خبر داده است و پس از چندی صدق و درستی خبرهای او روشن شده است».(1)
1 ارشاد شیخ مفید، ص 148، چاپ آخوندی .
دانشمندان اسلامی و معرفت سوم (101)
1) ارشاد شیخ مفید، ص 148، چاپ آخوندی .
دیدن که دو راه از آن راهها است...»(1)
بنابراین اگر نویسندهای به شیخ مفید نسبت داده که آن بزرگوار منکر علم غیب امامان علیهمالسلام است این سخن دلیل بیاطلاعی یا غرضورزی او خواهد بود.
«از اعتقادات شیعه این است که پس از پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله
1 الفصول المختارة، ص 80، چاپ سوم.
(102) متافیزیک یا آگاهی سوم
1) الفصول المختارة، ص 80، چاپ سوم.
علی علیهالسلام و یازده فرزند معصوم او امام هستند. و امامت آنها از جانب خدای تعالی تعیین شده است و خدا برای اثبات امامت آنان معجزاتی به دست آنها ظاهر ساخته و آنان را به بسیاری از غیبها و موضوعات و حوادث آینده آگاه نموده است...».(1)
«همانطور که یکی از معجزات حضرت مسیح این بود که از غیب خبر میداد و میگفت:
1 کنزالفوائد کراجکی: 1/245.
دانشمندان اسلامی و معرفت سوم (103)
1) کنزالفوائد کراجکی: 1/245.
«وَ اُنَبِّئُکُمْ بِما تَأْکُلُونَ وَ ما تَدَّخِرُونَ فی بُیُوتِکُمْ...»(1)
(من به شما از آن چه میخورید و در خانههاتان ذخیره میکنید خبر میدهم).
و نیز از معجزههای رسول گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآله خبرهای غیبی آن حضرت بود همینطور از معجزات و دلیلهای امام علی علیهالسلام خبرهای غیبی او است که همه مطابق با واقع درآمده است. (2)
1 49 / آل عمران .
2 اعلامالوری، ص 172 چاپ اسلامیه .
(104) متافیزیک یا آگاهی سوم
«ممکن است پیامبر و امام به تعلیم الهی به قسمتی از چیزهایی که غایب است و بخشی از حوادث گذشته و آینده آگاهی داشته باشند...».(1)
1 متشابهات القرآن، ص 211.
دانشمندان اسلامی و معرفت سوم (105)
1) متشابهات القرآن، ص 211.
مینویسد: تمام اینها خبرهای غیبی است که خداوند، رسول گرامی خود را از آنها آگاه ساخته و رسول خدا صلیاللهعلیهوآله هم در پنهانی علی علیهالسلام را بر آنها آگاه کرده است. (1)
این که علی علیهالسلام میگوید: «هر چه از حوادث آینده از من بپرسید خبر خواهم داد» نه ادعای خدایی است و نه ادعای
1) مناقب: 2/112، چاپ نجف .
نبوت، بلکه منظور آن حضرت این است که من این آگاهی از غیب را از پیامبر گرامی اسلام آموختهام سپس مینویسد:
1 مناقب: 2/112، چاپ نجف .
(106) متافیزیک یا آگاهی سوم
ما علی علیهالسلام را در خبرهای غیبی که از او صادر شده است امتحان کرده و همه خبرهای او را مطابق با واقع یافتهایم و واقعنمایی خبرهای غیبی آن حضرت دلیل این است که جملهای که آن حضرت فرموده است راست و درست است:
«فَوَ الَّذی نَفْسی بِیَدِهِ لا تَسْأَلُونی عَنْ شَیْءٍ فیما بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَ السّاعَةِ... اِلاّ اُنَبِّأُکُمْ...».
(سوگند به خدایی که جان من در اختیار اوست «از حوادث
آینده خبر دارم» و از هر چه بپرسید آگاهتان خواهم کرد).(1)
دانشمندان اسلامی و معرفت سوم (107)
«این که میگوییم امامان علیهمالسلام از غیب آگاه هستند مقصود علمی است که خداوند علام به آنان از راه الهام یا آموختن از رسول گرامی اسلام یا راههای دیگر میآموزد».(2)
1 شرح نهج البلاغه ابن ابیالحدید: 2/175، چاپ 4 جلدی.
2 علم الامام، ص 6.
(108) متافیزیک یا آگاهی سوم
کتابها و رسالههایی که پیرامون اثبات علم غیب پیامبر و امام بحث کردهاند سه گروه است:
یک: کتابها و رسالههایی که مستقلاً درباره علم غیب نگاشته شده است.
دو: کتابهایی که مستقلاً درباره علم غیب نگاشته نشده، ولی در عین حال در این زمینه به طور گسترده بحث کرده است و یا روایات مربوط به این مسأله را جمعآوری نموده است.
سه: کتابهایی که در آنها به گونه مختصر و مجمل در
کتابهایی پیرامون معرفت سوم (109)
اینباره بحث شده است.
در این جا فهرست نام کتابهای گروه اول و دوم را میآوریم تا روشن شود این مسأله در نظر دانشمندان تا چه اندازه مورد اهمیت بوده است زیرا واضح است که زیادی بحث و تألیف درباره هر مسأله دلیل بر اهمیت آن مسأله میباشد.
در این کتاب روایات مربوط به علم امام به طور بسیار گستردهای گردآوری شده است.
(110) متافیزیک یا آگاهی سوم
کتاب شریف «کافی» تألیف شیخ کلینی (متوفای 328). در این کتاب نیز احادیث مربوط به علم امام به طور گسترده در حدود سیباب جمعآوری شده است.
کتاب «وافی» تألیف ملا محسن فیض کاشانی (درگذشت سال 1091).
در جلد اول این کتاب احادیث مربوط به علم امام نقل و مورد بررسی قرار گرفته است.
کتابهایی پیرامون معرفت سوم (111)
در این کتاب صدها مورد از خبرهای غیبی رسول گرامی و ائمه هدی آورده شده است.
در این کتاب نیز بنابر آنچه یکی از دانشمندان معاصر مینویسد: ششصد و پنجاه مورد از خبرهای غیبی معصومین علیهمالسلام نقل شده است.
(112) متافیزیک یا آگاهی سوم
در این کتاب نیز احادیث مربوط به علم امام به گونهای متوسط و نه بسیار گسترده جمعآوری شده است.
جلد بیست و ششم از چاپ جدید این کتاب مربوط به احادیث علم امام است.
نسخه خطی این رساله در قم، در کتابخانه آیةاللّه مرعشی موجود است.
کتابهایی پیرامون معرفت سوم (113)
رساله «مَعارِفُ السَّلْمانِیِّ بِمَراتِبِ الْخُلَفاءِ الرَّحْمانِیِّ» نوشته مرحوم آقا سید عبدالحسین شیرازی (متوفای 1342 ه.ق) این رساله در سال 1312 ه.ق چاپ شده است.
رساله «عِلْمُ السّاعة» تألیف حجةالاسلام تبریزی (درگذشتسال1312)،این رساله درسال 1286 چاپشدهاست.
«مَفاتیحُ الْغَیْبِ» تألیف حجةالاسلام تبریزی.
«عِلْمُ الاِْمامِ» تألیف مرحوم شیخ محمد مظفر (متوفای 1381).
ترجمه کتاب فوق با پاورقیهای در تبریز
(114) متافیزیک یا آگاهی سوم
چاپ شده است.
«اَلاِْلْهامُ فی عِلْمِ الاِْمامِ» تألیف دانشمند معاصر جناب آقای شیخ محمد علی حائری سنقری، که در نجف چاپ شده است.
اخبار غیبیه علی علیهالسلام .
در این کتاب که نوشته یکی از دانشمندان معاصر است هفتاد و پنج مورد از خبرهای غیبی امیرمؤمنان علی علیهالسلام از نهجالبلاغه و سایر کتابها جمعآوری شده است.
کتابهایی پیرامون معرفت سوم (115)
آقای حاج شیخ علی نمازی شاهرودی، که در مشهد چاپ شده است.
رساله بحثی کوتاه درباره علم امام علیهالسلام ، به فارسی، نوشته علاّمه طباطبایی.
رسالهای دیگر دیگر به عربی، نوشته حضرت علاّمه طباطبایی که نسخه خطی آن پیش اینجانب موجود است.
«وَجیزَةٌ فی عِلْمِ النَّبِیِّ» نوشته دانشمند معاصر جناب آقای امیری فیروزکوهی، این رساله در یکی از مجلات تهران چاپ شده است.
(116) متافیزیک یا آگاهی سوم
کتابهایی پیرامون معرفت سوم (117)
در قرآن مجید آیاتی وجود دارد که آشکارا آگاهی پیامبران علیهمالسلام و برخی از بندگان خاص خدا را از امور
پنهان از حس، تصدیق میکند و هیچ فرد مسلمانی که قرآن را وحی آسمانی میداند پس از دقت در مفاد آنها نمیتواند در این مسأله تردید داشته باشد.
این آیا بر دو گروهند:
(118) متافیزیک یا آگاهی سوم
قرآن و آگاهی پیامبران و برخی دیگراز... (119)
(خدا شما را بر غیب مطلع نمیکند ولی از فرستادگان خویش هر که را بخواهد بر میگزیند پس به خدا و فرستادگان او ایمان بیاورید و اگر ایمان بیاورید و پرهیزگار باشید پاداشی بزرگ برای شما است).
1 179 / آل عمران .
(120) متافیزیک یا آگاهی سوم
چه تعبیری روشنتر از این، که میرساند خداوند، بندگان عادی خود را از غیب آگاه نمیکند و این فضیلت برای پیامبران علیهمالسلام است که بندگان برگزیده خداوند هستند.(1)
(خدا دانای غیب است پس هیچکس را بر غیب خویش آگاه
1 به تفسیر تبیان: 3/63 و مجمع البیان: 2/545 و تفسیر ابوالفتوح رازی: 3/68 و المیزان: 4/79 مراجعه شود.
2 26 و 27 / جن .
قرآن و آگاهی پیامبران و برخی دیگراز... (121)
نمیکند مگر بندگانی که مورد رضایت او باشند و آن بندگان عبارتند از فرستادگان او، و خدا برای فرستادگان خود از جلو و پشت سرشان، نگهبان قرار میدهد).
مفاد آیه بسیار روشن است و به خوبی میفهماند که علم غیب، از خدا است و او فرستادگان خودرا از غیبآگاهمیکند. (1)
1 به تفسیر تبیان: 10/158 و مجمع البیان: 10/374 و ابوالفتوح رازی: 11/293 و المیزان: 20/129 مراجعه شود.
2 22 24 / تکویر.
(122) متافیزیک یا آگاهی سوم
(محمد صلیاللهعلیهوآله دیوانه نیست و فرشته را در افق روشن دیده است و او بر غیب بخیل نیست «علم غیب که بر او القا میشود اگر صلاح باشد به شما میگوید و بُخل نمیکند و از شما پوشیده نمیدارد»).
بنابراین به خوبی از آیه برمیآید که خداوند رسول گرامی خود را توسط فرشته وحی بر غیب آگاه کرده است(1)
این بود آیات گروه نخست که به طور کلی آگاهی
1 به تبیان: 10/278 و مجمع البیان: 10/446 و ابوالفتوح رازی: 12/10 و المیزان: 20/329 مراجعه شود.
قرآن و آگاهی پیامبران و برخی دیگراز... (123)
1) به تبیان: 10/278 و مجمع البیان: 10/446 و ابوالفتوح رازی: 12/10 و المیزان: 20/329 مراجعه شود.
پیامبران علیهمالسلام و فرستادگان و بندگان برگزیده او را تصدیق میکند و در صورتی که دقت شود در دلالت این آیات بر مدعا جای هیچ شک و شبههای نیست.
البته برخی از دانشمندان آیات دیگری را هم در این ردیف به شمار آوردهاند، اما چون دلالت برخی از آنها به نظر ما بیاشکال نبود و برخی دیگر نیاز به توضیح و شرح و بسط داشت از آوردن آن آیات و بحث پیرامون آنها خودداری کردیم.
(124) متافیزیک یا آگاهی سوم
در این بخش آیاتی عنوان میشود که به روشنی گواهی میدهند پیامبران علیهمالسلام و برخی دیگر از بندگان خدا در موارد مخصوصی از غیب خبر دادهاند و از امور پنهان از حس آگاه شدهاند و آن نویدی که در آیات گروه نخست وارد شده که خداوند پیامبران خود را از غیب آگاه میکند در این آیات جامه تحقق پوشیده و آن «امکان» به مرحله «فعلیت و تحقق» رسیده است.
قرآن و آگاهی پیامبران و برخی دیگراز... (125)
«خدا همه اسمها (حقایق و موجودات) را به آدم آموخت،
1 31 33 / بقره .
(126) متافیزیک یا آگاهی سوم
1) 31 33 / بقره .
سپس آن (حقایق) را بر فرشتگان عرضه کرد و گفت: از اسامی این حقایق به من خبر دهید اگر راستگو هستید، آنان گفتند: ما تو را تسبیح میکنیم، ما از چیزی آگاه نیستیم جز آنچه تو حقایق را به فرشتگان بگو. هنگامی که آدم فرشتگان را از آن اسامی آگاه ساخت، خداوند به فرشتگان خطاب کرد و گفت: من به شما نگفتم که از «غیب» آسمانها و زمین آگاهم و آن چه را آشکار کنید و پنهان نمایید میدانم».
دقت در معنای این سه آیه ما را به این حقیقت رهبری میکند که خداوند یک (سلسله) حقایقی را که از دیدگان فرشتگان پنهان بود به آدم علیهالسلام آموخت و سپس آدم علیهالسلام به
قرآن و آگاهی پیامبران و برخی دیگراز... (127)
دستور خداوند آنان را از این «غیب» آگاه ساخت.
توضیح این که:
«اَسْماءُ» جمع «اِسْم» به معنی نام است ولی در این جا مقصود این نیست که فقط نامهای موجودات زمینی و آسمانی را به او تعلیم کرد زیرا فراگرفتن نام تنها، بدون آشنایی با حقیقت آن، برای آدم علیهالسلام امتیازی نخواهد بود، بلکه منظور این است که خداوند، آدم علیهالسلام را از حقایق موجودات آگاه ساخت گواه این مطلب این است که در آیه شریفه «ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَی الْمَلائِکَةِ» ضمیر جمع عاقل (هُمْ) آورده شده در صورتی که اگر منظور فقط «اَسْماء» بود باید «عَرَضَها» گفته میشد زیرا در جمع غیر عاقل
ضمیر مفرد مؤنث (ها) آورده میشود.(1)
(128) متافیزیک یا آگاهی سوم
«نوح گفت: پروردگارا! از این کافران کسی را روی زمین باقی مگذار، زیرا آنان بندگان تو را گمراه میسازند و جز بدکار و ناسپاس تولید نمیکنند.»
این پیامبر عالیقدر در این آیه از دو مطلب کاملاً مخفی و پنهان، خبر داده است.
1 تفسیر المیزان: 1/15 122 .
2 26 و 27 / نوح .
قرآن و آگاهی پیامبران و برخی دیگراز... (129)
از این به بعد هیچ یک از آن کافران به وی ایمان نخواهند آورد به دلیل این که نابودی آنان را از خداوند درخواست کرد.
اگر این گروه بمانند، از نسل آنها جز بدکار و ناسپاس کسی متولد نخواهد شد.
این خبر غیبی حضرت نوح را از دو راه زیر میتوان توجیه کرد:
الف. نوح بر اثر معاشرت با آن مردم از روحیات و تمایلات باطنی آنان آگاه شد و روی محاسبات شخصی یقین پیدا کرد تا آنان هرگز ایمان نخواهند آورد و آگاهی او از آینده قوم خود
معلول تجربه و آمیزش او با آنان بود.
(130) متافیزیک یا آگاهی سوم
این توجیه مناسب مقام نبوت و رسالت شخصیتی مانند حضرت نوح علیهالسلام نیست زیرا معنی این توجیه این است که نوح روی استنباطهای شخصی و حدس خود تکیه کرده و براساس چنین حدسی برای جمعیت بزرگ، خواهان عذاب و نیستی شده است و روشن است که هرگز نمیتوان بر اساس حدس و گمان و استنباط شخصی، برای یک جمعیت، عذاب طلبید.
ب. توجیه دوم این که آگاهی از این مطلب را از خدا آموخته و خداوند به او خبر داده است که قوم او از این پس ایمان نخواهند آورد و اگر بمانند، از آنها جز بدکار و ناسپاس، متولد
قرآن و آگاهی پیامبران و برخی دیگراز... (131)
نمیشود. و از قرآن مجید توجیه دوم استفاده میشود زیرا میفرماید:
«وَ اُوحِیَ اِلی نُوحٍ اَنَّهُ لَنْ یُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِکَ اِلاّ مَنْ قَدْ ءَامَنَ فَلا تَبْتَئِسْ بِماکانُوا یَفْعَلُونَ»(1)
«به نوح وحی شد که از قوم تو جز آنان که از پیش ایمان آوردهاند کسی هرگز ایمان نمیآورد، پس از کارهای آنان محزون و غمگین مباش» .
از آیه برمیآید که آگاهی نوح علیهالسلام از آینده قوم خود، از راه
1) 36 / هود .
وحی الهی بوده است و وحی یکی از راههای آگاهی از غیب است.(1)
1 36 / هود .
(132) متافیزیک یا آگاهی سوم
1 به تفسیر المیزان: 20، ص 110 مراجعه شود.
قرآن و آگاهی پیامبران و برخی دیگراز... (133)
1) به تفسیر المیزان: 20، ص 110 مراجعه شود.
اَبَوَیْکَ مِنْ قَبْلُ اِبْرهیمَ وَ اِسْحقَ اِنَّ رَبَّکَعَلیمٌ حَکیمٌ»(1)
«هنگامی که یوسف به پدرش یعقوب گفت: ای پدر! من در عالم رؤیا و خواب دیدم که یازده ستاره و خورشید و ماه بر من سجده میکنند، یعقوب گفت: ای پسر! خواب خویش را برای برادرانت مگو که با تو از در مکر و حیله وارد میشوند، شیطان دشمن آشکار انسان است. این چنین پروردگارت تو را برمیگزیند، و تعبیر رؤیا به تو میآموزد، و نعمت خویش را بر
1 4 6 / یوسف .
(134) متافیزیک یا آگاهی سوم
تو و خاندان یعقوب کامل میکند چنان که پیش از این بر پدرانت
1) 4 6 / یوسف .
ابراهیم و اسحاق نعمت خود را کامل کرده بود پروردگارت دانا و حکیم است».
از این آیات استفاده میشود که حضرت یعقوب علیهالسلام از حقیقت رؤیای فرزندش آگاه گردید و فهمید که او در آینده مقام بس بلندی به دست خواهد آورد.(1)
و روشن است که تأویل و تعبیر خواب و آگاهی از حقیقت آن، یک نوع آگاهی از غیب است و خداوند گروه مخصوصی را مشمول این لطف قرار میدهد.
1 به مجمعالبیان: 5/210 مراجعه شود.
قرآن و آگاهی پیامبران و برخی دیگراز... (135)
1) به مجمعالبیان: 5/210 مراجعه شود.
«اِذْهَبُوا بِقَمیصی هذا فَاَلْقُوهُ عَلی وَجْهِ اَبی یَأْتِ بَصیرا وَأْتُونی بِاَهْلِکُمْ اَجْمَعینَ. وَ لَمّا فَصَلَتِالْعیرُ قالَ اَبُوهُمْ اِنّی لاََجِدُ ریحَ یُوسُفَ لَوْلا اَنْ تُفَنِّدُونِ» (1)
هنگامی که یوسف علیهالسلام در آخرین ملاقات، خود را به برادران خویش معرفی کرد پیراهن خود را به آنان داد و گفت:
«این پیراهن را ببرید و به صورت پدرم بیندازید که بینا میشود و آنگاه با همه بستگان خود پیش من بیایید، همین که کاروان از مصر خارج شد یعقوب در کنعان که فاصلهای زیاد با
1) 93 94 / یوسف .
مصر دارد گفت: من بوی یوسف را میشنوم اگر مرا تخطئه نکنید».
1 93 94 / یوسف .
(136) متافیزیک یا آگاهی سوم
یعقوب که از نظر ظاهر از یوسف خبری نداشت و نمیدانست که او در مصر است و خود را به برادران، معرفی کرده است و برادرانش با این خبر مسرتانگیز به سوی کنعان روانه هستید، میگوید:
«من بوی یوسف را میشنوم» این آگاهی از غیب است که خدای متعال در این مورد در اختیار یعقوب علیهالسلام گذارده است.
قرآن و آگاهی پیامبران و برخی دیگراز... (137)
الاْخِرَةِ تَوَفَّنی مُسْلِما وَ اَلْحِقْنی بِالصّلِحینَ»(1)
«پروردگارا به من سلطنت و فرمانروایی عطا کردی و تأویل احادیث و تعبیر خواب آموختی، تو آفریدگار آسمانها و زمین هستی، تو در دنیا و آخرت ولی من هستی مرا مسلمان بمیران و به بندگان شایستهات ملحق کن».
در این آیه تصریح شده است که خداوند به یوسف علیهالسلام تعبیر و تأویل رؤیا را که خود شعبهای از آگاهی از غیب میباشد آموخته است.
1 101 / یوسف .
(138) متافیزیک یا آگاهی سوم
1) 101 / یوسف .
«هنگامی که یوسف علیهالسلام زندانی شد دو جوان هم با او زندانی شدند یک روز یکی از آنها به یوسف علیهالسلام گفت: خواب دیدم که انگوری میفشارم و دیگری گفت: خواب دیدم که نانی بر روی
1) 36 41 / یوسف .
سرگذارده و پرندگان از آن نان میخورند و هر دو تعبیر خواب خود را از یوسف علیهالسلام خواستند و گفتند ما تو را از نیکوکاران میبینیم... یوسف در تعبیر خواب اولی فرمود: تو ساقی ملک میشوی و به دومی گفت: تو را به دار میزنند و مرغان هوا سرت را میخورند...».
1 36 41 / یوسف .
قرآن و آگاهی پیامبران و برخی دیگراز... (139)
و به تصریح قرآن مجید همینطور شد یکی از آنان نجات یافت و ساقی دربار گشت و دیگری اعدام شد. روشن است که این تعبیر خواب از خبرهای غیبی حضرت یوسف علیهالسلام به شمار میآید.
(140) متافیزیک یا آگاهی سوم
سَبْعٌ عِجافٌ وَ سَبْعَ سُنْبُلتٍخُضْرٍ وَ اُخَرَ یابِستٍ... یُوسُفُ اَیُّهَا الصِّدّیقُ اَفْتِنا فی سَبْعِ بَقَرتٍ...قالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنینَ دَأَبا فَما حَصَدْتُمْ فَذَرُوهُ فی سُنْبُلِهآ اِلاّ قَلیلاً مِمّا تَأْکُلُونَ.ثُمَّ یَأْتی مِنْ بَعْدِ ذلِکَ سَبْعٌ شِدادٌ یَأْکُلْنَ ما قَدَّمْتُمْ لَهُنَّ اِلاّ قَلیلاً مِمّا تُحْصِنُونَ. ثُمَّ یَأْتی مِنْ بَعْدِ ذلِکَ عامٌ فیهِ یُغاثُ النّاسُ وَ فیهِ یَعْصِرُونَ»(1)
«فرمانروای مصر خوابی به شرح زیر دید: هفت گاو لاغر، هفت گاو چاق را میخورند. و هفت خوشه سبز در کنار هفت
1 43 49 / یوسف .
قرآن و آگاهی پیامبران و برخی دیگراز... (141)
1) 43 49 / یوسف .
خوشه خشکیده قرار دارد از خواب بیدار شد و تعبیر خواب خود را از اطرافیان خویش خواست سرانجام از یوسف علیهالسلام تعبیر آن را خواستند. یوسف علیهالسلام در تعبیر این خواب فرمود: «هفت سال به طور متوالی کشت میکنید و هر چه درو کردید جز مقدار کمی که میخورید در خوشه بگذارید سپس هفت سال سخت پیش میآید آن چه را که ذخیره کردهاید مگر کمی که نگاه میدارید مصرف میکنید. پس از آن، سال دیگری پیش میآید که باران فراوان میبارد و مردم از قحطی نجات مییابند».
در این داستان یوسف علیهالسلام از راه تعبیر خواب ملک، از سه امر پنهانی پرده برداشت و خبر داد که عبارت است از:
(142) متافیزیک یا آگاهی سوم
الف. هفت سال نعمت همه جا را فرامیگیرد وضع کشاورزی بسیار خوب است.
ب. پس از آن، هفت سال قحطی و خشکسالی پیش میآید که درهای رحمت به روی مردم بسته میگردد.
ج. سال پانزدهم بار دیگر رحمت حق، همه را فرا میگیرد و مردم از نعمتهای بزرگ الهی برخوردار میشوند.
فَقالَ تَمَتَّعُوا فی دارِکُمْ ثَلثَةَ اَیّامٍ ذلِکَ وَعْدٌ غَیْرُ مَکْذُوبٍ»(1)
قرآن و آگاهی پیامبران و برخی دیگراز... (143)
حضرت صالح علیهالسلام به قوم ثمود که برای دعوت آنان به راه خداپرستی برانگیخته شده بود و ناقهای به عنوان معجزه برای آنان آورده بود گفت:
«ای قوم! این شترِ خدا است که معجزهای برای شما میباشد بگذارید او در زمین خدا چرا کند و به او بدی نرسانید که عذابی نزدیک، شما را فرامیگیرد. پس شتر را کشتند، صالح علیهالسلام گفت فقط سه روز در خانههای خود به سر برید و بدانید وعده الهی
1) 64 65 / هود .
دروغ نیست».
1 64 65 / هود .
(144) متافیزیک یا آگاهی سوم
اما آن مردم به سخن صالح علیهالسلام اعتنا نکردند و آن شتر را کشتند و خود را مستوجب عذاب الهی گرداندند در این هنگام صالح علیهالسلام آنان را هشدار داد که پس از سه روز عذاب الهی آنان را فراخواهد گرفت.
به تصریح قرآن مجید همینطور هم شد یعنی پس از سه روز عذاب الهی بر آنان نازل شد.
چه خبر غیبی بالاتر از این، که پیامبری از سرنوشت مردمی که به معجزه الهی، احترام نگذاردند خبر میدهد و میگوید: بیش از سه روز در جهان زنده نخواهید بود و عذاب الهی شما را
قرآن و آگاهی پیامبران و برخی دیگراز... (145)
نابود میکند.
«سلیمان وارث داوود شد و گفت: ای مردم! خدا زبان پرندگان را به ما آموخته و از همهچیز به ما داده است اینها (برای ما) فضیلت و برتری آشکار است».
آیا آشنا بودن داوود و سلیمان علیهمالسلام به زبان پرندگان و آگاه بودن از مقصود آنان جز آگاهی از غیب است؟
1 16 / نمل .
(146) متافیزیک یا آگاهی سوم
1) 16 / نمل .
«تا این که سپاهیان سلیمان علیهالسلام به وادی مورچگان رسیدند مورچهای گفت: ای مورچگان به لانههای خود بروید تا سلیمان و سپاهیان او از روی غفلت شما را لگدکوب نکنند. سلیمان از گفتار آن مورچه لبخندی زد و خندان شد».
آیا آگاه بودن از زبان مورچگان آگاهی خارج از
1 18 و 19 / نمل .
قرآن و آگاهی پیامبران و برخی دیگراز... (147)
1) 18 و 19 / نمل .
قلمرو حس عادی بشر نیست و خود یک نوع آگاهی از غیب محسوب نمیشود؟
«سلیمان گفت: چرا هدهد را نمیبینم مگر او غایب است... کمی بعد، هدهد آمد و به سلیمان گفت: چیزی دیدهام که شما ندیدهای و برای شما از «سبأ» خبری درست و یقینی آوردهام».
1 20 22 / نمل .
(148) متافیزیک یا آگاهی سوم
1) 20 22 / نمل .
آیا فهمید زبان هدهد آگاهی از غیب نیست؟
«ازآنچهمیخوریدودرخانههایتانذخیرهمیکنیدخبرمیدهم».
عیسی علیهالسلام آگاهی خود از غیب را در ردیف سایر معجزات خود شمرده و میگوید: معجزه من این است که: نابینایان و مبتلایان به بیماری برص را به اذن خدا شفا میبخشم و مردگان را به اذن خدا زنده میکنم و از آن چه میخورید و در خانههایتان ذخیره میکنید خبر میدهم.
1 49 / آل عمران .
قرآن و آگاهی پیامبران و برخی دیگراز... (149)
1) 49 / آل عمران .
«مسیح علیهالسلام میگوید: ای فرزندان اسرائیل! من پیامبر خدا به سوی شما هستم و تورات موسی را تصدیق میکنم و به آمدن پیامبری که پس از من خواهد آمد و نامش احمد است شما را بشارت و مژده میدهم».
آیا خبر دادن عیسی از آمدن پیامبر اسلام علیهالسلام که آمدن او
1 6 / صف .
(150) متافیزیک یا آگاهی سوم
1) 6 / صف .
حدود ششصد سال با عیسی علیهالسلام فاصله دارد اخبار از غیب نیست؟
«پیامبر گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآله رازی را به یکی از همسران خود گفت (و به او سفارش کرد که آن را فاش نکند) ولی او، راز پیامبر را به دیگری گفت. خدا پیامبر را از جریان آگاه ساخت و به او
1) 3 / تحریم .
خبر داد که همسرش، راز او را به دیگری گفته است پیامبر با این که آگاه شد همسرش همه راز را به دیگری گفته اما به قسمتی از آن اشاره کرد و به قسمت دیگر آن اشاره نکرد یعنی به همسرش گفت: رازی را که به تو سپردم فاش ساختهای همسرش او را تصدیق کرد و پرسید چه کسی تو را از این جریان آگاه ساخت، پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمود: «نَبَّاَنِیَ الْعَلیمُ الْخَبیرُ»: خدای دانا و آگاه مرا با خبر ساخت».
1 3 / تحریم .
قرآن و آگاهی پیامبران و برخی دیگراز... (151)
دقت درمجموعآیه، بخصوص جمله «نَبَّاَنِیَالْعَلیمُالْخَبیرُ»
به روشنی گواهی میدهد که خداوند او را از غیر راه وحی قرآنی از پس پرده غیب آگاه کرده است.
(152) متافیزیک یا آگاهی سوم
از آیاتی که تا این جا نقل شد به خوبی استفاده میشود که پیامبران الهی چون آدم، نوح، یعقوب، یوسف، صالح، داوود، سلیمان، عیسی و پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآله از غیب خبر دادهاند.
و اکنون برخی از آیاتی که دلالت میکند که افرادی غیر از پیامبران هم از غیب آگاهی داشتهاند نقل میشود تا واضح گردد که آگاهی از غیب منحصر به پیامبران الهی نیست بلکه خدا به هر یک از بندگان خاص خود که بخواهد چنین عنایتی میکند و او را با غیب این جهان آشنا میسازد.
قرآن و آگاهی پیامبران و برخی دیگراز... (153)
وَمِنَالْمُقَرَّبینَ.وَیُکَلِّمُالنّاسَفِیالْمَهْدِوَکَهْلاًوَمِنَ الصّالِحینَ»(1)
«هنگامی که فرشتگان به مریم علیهاالسلام گفتند: ای مریم خدا تو را به فرزندی نوید میدهد که نام وی مسیح، عیسی بن مریم، در دنیا و آخرت آبرومند و از مقربین درگاه الهی است و در گهواره با مردم سخن میگوید...».
آیا آگاه شدن مریم علیهاالسلام که شوهر هم نداشت از این که خدا فرزندی به این نام و این خصوصیات به او لطف میکند آگاهی از غیب نیست آیا معنی آگاهی از غیب جز این است که
1) 45 46 / آل عمران .
انسان از اموری که از نظر مردم پنهان است آگاه گردد؟
1 45 46 / آل عمران .
(154) متافیزیک یا آگاهی سوم
«فرستادگان ما (یعنی فرشتگان) با مژده به نزد ابراهیم علیهالسلام رفتند و گفتند سلام بر تو... و همسر وی که ایستاده بود خندید
1) 69 73 / هود.
او را به اسحاق و پس از اسحاق به یعقوب بشارت دادیم گفت: وای بر من با این که خودم پیر هستم و شوهرم نیز پیر است چگونه صاحب فرزند خواهم شد این موضوع شگفتانگیز است فرشتگان به او گفتند: از کار خدا تعجب میکنی؟! رحمت و برکات خدا بر شما خاندان باد خدا حمید و مجید، ستوده و بزرگوار است».
1 69 73 / هود.
قرآن و آگاهی پیامبران و برخی دیگراز... (155)
آیا آگاه شدن همسر حضرت ابراهیم از این که در پیری خدا به او فرزندی عطا میکند جز آگاهی از غیب است؟ آیا چنین موضوعاتی که توسط فرشتگان در اختیار بندگان خدا که پیامبر هم نیستند گذارده میشود جز تعلیم و آگاه کردن از غیب است؟
(156) متافیزیک یا آگاهی سوم
«به مادر موسی علیهالسلام وحی کردیم که موسی را شیر بده پس هنگامی که بر او ترسناک شدی او را به دریا بینداز و نترس و محزون مباش ما او را به تو برمیگردانیم و او را از پیامبران مرسل قرار میدهیم».
از این آیه برمیآید که مادر موسی از آینده او و از این که
1) 7 / قصص .
خدا او را حفظ میکند و به مادر، برمیگرداند آگاه شد آیا اینها جز آگاهی از غیب است؟
«با دقت در این بیست آیهای که یاد شد جای هیچ شک و تردیدی در این مسأله باقی نمیماند و روشن میشود که امکان آگاهی پیامبران و برخی دیگر از بندگان خدا، از غیب و نیز فعلیت و تحقق آن، یکی از مسائل مسلم قرآن مجید است».(1)
1 7 / قصص .
قرآن و آگاهی پیامبران و برخی دیگراز... (157)
«بنابراین کسی که به قرآن ایمان داشته باشد نمیتواند
1) آیاتی که به نظر بدوی علم غیب را به خدا اختصاص میدهد و از غیر خدا نفی میکند در بخش پاسخ به سؤالات توضیح داده خواهد شد.
1 آیاتی که به نظر بدوی علم غیب را به خدا اختصاص میدهد و از غیر خدا نفی میکند در بخش پاسخ به سؤالات توضیح داده خواهد شد.
(158) متافیزیک یا آگاهی سوم
آگاهی از غیب را برای بشر، غیرممکن بداند و بگوید آگاهی از غیب اختصاص به خدا دارد، و برای اثبات این حرف نادرست، به آیاتی که ظاهرا علم غیب را به خدا اختصاص میدهد استدلال کند».(1)
1 آیاتی که حاکی از وقوع آگاهی بشرهای برگزیده از غیب است منحصر به این بیست آیه نیست، بلکه آیات دیگری نیز هست که به خاطر اختصار از بازگو کردن آنها خودداری گردید. مانند مذاکره حضرت موسی با همسفر خود که در سوره کهف / 6082 مطرح گردیده است .
قرآن و آگاهی پیامبران و برخی دیگراز... (159)
1) آیاتی که حاکی از وقوع آگاهی بشرهای برگزیده از غیب است منحصر به این بیست آیه نیست، بلکه آیات دیگری نیز هست که به خاطر اختصار از بازگو کردن آنها خودداری گردید. مانند مذاکره حضرت موسی با همسفر خود که در سوره کهف / 6082 مطرح گردیده است .
عدیبن حاتم میگوید: حضور پیامبر گرامی صلیاللهعلیهوآله بودم شخصی آمد و اظهار نیازمندی کرد، چیزی نگذشت دیگری آمد از ناامنی راه شکایت کرد، در این هنگام پیامبر صلیاللهعلیهوآله رو به من کرد و گفت: «حیره»(1) را دیدهای؟ گفتم: اوصاف آن را شنیدهام اما
1 گویا مقصود از «حیره» پایتخت ملوک عرب است که در آن تاریخ تحت حکومت عجم بوده است.
(160) متافیزیک یا آگاهی سوم
ندیدهام. فرمود: چیزی نمیگذرد که امنیت سراسر منطقه را فرامیگیرد و کاروان به قصد زیارت خانه خدا از «حیرَه» حرکت میکند و در این راه جز از خدا نمیترسد سپس افزود: اگر از عمری برخوردار شوی جزو گروهی خواهی بود که گنجهای کسری را فتح خواهند کرد... .
عدی میگوید: زنده ماندم و دیدم کاروان از «حیرَه» به قصد زیارت خانه خدا حرکت کرد و بر سراسر منطقه امنیت حکومت میکرد و من جزو افرادیبودمکه گنجهایکسریرا فتحکردند. (1)
1 لَئِنْ طالَتْ حَیاةٌ لَتَفْتَحُنَّ کُنُوزَ کَسْری... التاج: 3/287 بهنقلازبخاری و نیز به صحیح بخاری: 4/239 و 246 و صحیح مسلم: 8/187 مراجعه شود.
آگاهی سوم در احادیث نبوی (161)
1) لَئِنْ طالَتْ حَیاةٌ لَتَفْتَحُنَّ کُنُوزَ کَسْری... التاج: 3/287 بهنقلازبخاری و نیز به صحیح بخاری: 4/239 و 246 و صحیح مسلم: 8/187 مراجعه شود.
مردی از بنی تمیم هنگام تقسیم غنایم جنگی از روی اعتراض به پیامبر گرامی صلیاللهعلیهوآله گفت: از جاده عدالت خارج مشو، پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمود: اگر من عدالت را مراعات نکنم چه کسی مراعات خواهد کرد، اگر عدالت پیشه نباشم زیانکار خواهم بود.
یکی از اصحاب گفت: اجازه دهید به خاطر این جسارتی که
1 خوارج نهروان همان گروهی بودند که در عین این که ظاهرا اهل عبادت و تقدس بودند در اثر عدم آشنایی با حقیقت اسلام، با علی علیهالسلام دشمنی داشتند و از اطاعت او بیرون رفتند و جنگ نهروان را به پا نمودند.
(162) متافیزیک یا آگاهی سوم
به شما کرد او را به قتل برسانیم، پیامبر صلیاللهعلیهوآله موافقت نکرد و فرمود: این مرد رئیس گروهی خواهد بود که اگر نماز و روزه آنها را ببینید نماز و روزه خود را بسیار ناچیز میشمارید اما با این وصف از دین خارج میشوند همانطور که تیر از کمان خارج میگردد(1)
1 التاج: 5/313 و نیز به صحیح بخاری: 4/243 و 6/244 و 9/21 و صحیح مسلم: 3/190 و 110 مراجعه شود. و این است عبارت حدیث: اِنَّ لَهُ أَصْحابا یَحْقِرُ أَحَدُکُمْ صَلاتَهُ مَعَ صَلاتِهِمْ وَ صِیامَهُ مَعَ صِیامِهِمْ یَقْرَؤوُنَ الْقُرآنُ لا یُجاوِزُ تَراقیهِمْ یَمْرَقُونَ مِنَ الاِْسْلامِ کَما یَمْرَقُ السَّهْمُ مِنَ الرَّمْیَةِ... .
آگاهی سوم در احادیث نبوی (163)
1) التاج: 5/313 و نیز به صحیح بخاری: 4/243 و 6/244 و 9/21 و صحیح مسلم: 3/190 و 110 مراجعه شود. و این است عبارت حدیث: اِنَّ لَهُ أَصْحابا یَحْقِرُ أَحَدُکُمْ صَلاتَهُ مَعَ صَلاتِهِمْ وَ صِیامَهُ مَعَ صِیامِهِمْ یَقْرَؤوُنَ الْقُرآنُ لا یُجاوِزُ تَراقیهِمْ یَمْرَقُونَ مِنَ الاِْسْلامِ کَما یَمْرَقُ السَّهْمُ مِنَ الرَّمْیَةِ... .
این مرد همان «ذوی الخویصرة» رئیس خوارج نهروان بود که در تاریخ سرگذشت او ثبت شده است.
رسول گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآله پیش از ماه رمضان خطبهای پیرامون این ماه و برتریهای آن ایراد کردند در پایان علی علیهالسلام برخاست و گفت: ای رسول خدا! با ارزشترین عملها در این ماه چیست؟
رسول خدا فرمود: ورع و پرهیز از محرمات و گناهان، این جمله را فرمود و به گریه افتاد. علی علیهالسلام گفت: چرا گریه میکنید؟ فرمود: برای آن چه در چنین ماهی برای تو پیش میآید.
(164) متافیزیک یا آگاهی سوم
گویا میبینم که در حال نماز هستی و شقیترین مردم همتای کشنده شتر صالح، محاسن تو را به خون سرت رنگین میکند.
علی علیهالسلام عرض کرد: آیا هنگامی که کشته میشوم سلامت دینی دارم؟ فرمود: آری با سلامت دینت کشته میشوی.(1)(مقصود از این سؤال این بود که اگر دینم محفوظ باشد و کشته شوم غمگین نیستم زیرا مصیبت بزرگ آن است که انسان، بیایمان و بیدین، از دنیا برود).
پیامبر گرامی صلیاللهعلیهوآله در این سخن، از کشته شدن علی علیهالسلام و این
1 عیون أخبار الرضا: 1/295 297 ؛ امالی صدوق، ص 57 58.
آگاهی سوم در احادیث نبوی (165)
1) عیون أخبار الرضا: 1/295 297 ؛ امالی صدوق، ص 57 58.
که این حادثه در ماه رمضان پیش میآید و نیز در حال نماز واقع خواهد شد خبر داد و هر کدام از این خبر غیبی مستقل به شمار میآید.
در جنگ تبوک شتر ابوذر از راه ماند و ابوذر از ارتش اسلام عقب افتاد، مقداری معطل شتر شد اما دید اگر بخواهد بیش از این معطل شود بیشتر عقب میماند این بود که شتر را رها کرد و اثاث سفر را برداشت و به راه افتاد تا خود را به ارتش اسلام برساند. ارتش در نقطهای برای استراحت فرود آمده بودند
(166) متافیزیک یا آگاهی سوم
ناگهان سیمای شخصی که پیاده و تنها میآمد نمایان شد یکی از مسلمانان به رسول خدا گفت: ببینید شخصی از دور، تنها و پیاده میآید. حضرت فرمود: امید است ابوذر باشد.
هنگامی که خوب نگاه کردند دیدند ابوذر است با خوشحالی زیاد گفتند: ای رسول خدا! به خدا سوگند ابوذر است، رسول خدا فرمود: خدا ابوذر را رحمت کند تنها راه میرود و تنها میمیرد و تنها زنده میشود.
سالیان درازی گذشت، حوادث نامطلوبی برای اسلام و مسلمین پیش آمد از جمله این که همه مسلمین شاهد بودند که ابوذر به دستور عثمان به بیابان «ربذه» دور از اجتماع و آبادی
آگاهی سوم در احادیث نبوی (167)
تبعید شد و در همانجا با وضع رقت باری جان سپرد.
کاروانی از آن جا عبور میکرد از مرگ ابوذر مطلع شدند یکی از یاران پیامبر گرامی اسلام (عبداللّه بن مسعود) در آن کاروان بود همین که آن منظره را دید گریهکنان گفت:
«صَدَقَ رَسُولُاللّهِ صلیاللهعلیهوآله تَمْشی وَحْدَکَ وَ تَمُوتُ وَحْدَکَ وَ تُبْعَثُ وَحْدَکَ».
«راست گفت رسول خدا صلیاللهعلیهوآله که فرمود: ای ابوذر! تنها راه میروی و تنها میمیری و تنها زنده میشوی و سرانجام ابوذر با
(168) متافیزیک یا آگاهی سوم
کوشش همان کاروان در بیان «ربذه» به خاک سپرده شد».(1)
پیامبر صلیاللهعلیهوآله به همسرش عایشه گفت: گویا میبینم که به قصد جنگ با علی علیهالسلام از «حَوْأَب»(2)عبور میکنی و سگهای آنجا به تو حمله میکنند تو با علی نبرد میکنی در حالی که در این نبرد ستمگری. ای عایشه! مبادا چنین کنی.(3)
1 سیره ابن هشام: 2/523 524 .
2 حَوْأَب نام مکانی است در راه بصره ؛ مراصد الاطلاع: 1/433.
آگاهی سوم در احادیث نبوی (169)
پیامبر گرامی از آینده تاریک امت آگاه بود و از پیدایش فرقههای پیمان شکن و ستمگر و مرتد خبر داد و به علی علیهالسلام یادآوری کرد که تو با این سه گروه نبرد و جنگ خواهی کرد:
«یا عَلِیُّ! تُقاتِلُ النّاکِثینَ وَ الْقاسِطینَ وَ الْمارِقینَ: تو با گروه پیمان شکن و گروه ستمگر و گروه مرتد نبرد خواهی کرد».(1)
1 مسند احمد: 6/52 و 97 ؛ عِقْدُ الْفَریدِ: 2/283.
2 مستدرک حاکم: 3/140 .
(170) متافیزیک یا آگاهی سوم
1) مستدرک حاکم: 3/140 .
عمار یاسر، جوان نیرومند اسلام برای ساختن مسجد، با آوردن خشت مسلمین را کمک میکرد، از سادگی او سوءاستفاده کرده و بیش از مقدار تحمل وی بر او بار کردند. عمار نزد پیامبر صلیاللهعلیهوآله آمد و گفت ای رسول خدا! اینان مرا کشتند و بیش از تواناییم به من تحمیل میکنند.
پیامبر با دست خود خاکهایی که بر پشت او بود تکان داد و پاک کرد و از این راه، به او اظهار لطف نمود و سپس فرمود: اینان تو را نمیکشند گروه ستمگری تو را خواهند
کشت: «إِنَّما تَقْتُلُکَ الْفِئَةُ الْباغِیَةُ»(1)
آگاهی سوم در احادیث نبوی (171)
این خبر غیبی رسول گرامی اسلام در جنگ صفین جامه تحقق پوشید و همانطور که حضرت خبر داده بود عمار در رکاب امیر مؤمنان علیهالسلام به دست هواداران معاویه که گروه ستمگر و «فئه باغیه» بودند به شهادت رسید.
و پس از کشته شدن عمار ولوله عجیبی در لشکر معاویه افتاد
1 سیره ابن هِشام: 1/496 497.
(172) متافیزیک یا آگاهی سوم
زیرا این خبر غیبی پیامبر گرامی صلیاللهعلیهوآله را همه شنیده بودند و با کشته شدن عمار به دست معاویه و ارتش او، واضح شد که
1) سیره ابن هِشام: 1/496 497.
معاویه و ارتش او همان گروهی هست که پیامبر گرامی صلیاللهعلیهوآله آنان را به عنوان «گروه ستمگر» یاد کرده است و نیز روشن شد که علی علیهالسلام و یاران او برحق هستند و همین پیشامد موجب شد که برخی از آنان که حاضر نبودند علی علیهالسلام را در این جنگ کمک کنند از تردید و دو دلی درآمده و به ارتش آن حضرت پیوستند.
پیامبر گرامی صلیاللهعلیهوآله ضمن دعوت سران کشورهای جهان، نامهای به خسروپرویز نوشت و از او خواست که اسلام بیاورد و از آیین «تقدیس» و احترام آتش دست بردارد وی از طرز نگارش
نامه آن حضرت، سخت ناراحت شد و به استاندار یمن که «باذان» نام داشت که پیامبر صلیاللهعلیهوآله نوشت که پیامبر صلیاللهعلیهوآله را به وسیله افرادی دلاور دستگیر کند و رهسپار ایران سازد.
آگاهی سوم در احادیث نبوی (173)
مأموران «باذان» وارد مدینه شدند و جریان را به آن حضرت گفتند حضرت به آنان فرمود: فردا بیایید فردا که آمدند به آنان گفت: برگردید به یمن و به «باذان» بگویید خداوند، شیرویه فرزند خسرو پرویز را بر او مسلط کرد و او را به قتل رسانید و دین و قدرت من به سرزمین ایران خواهد رسید و
همه جهان را فراخواهد گرفت(1)
(174) متافیزیک یا آگاهی سوم
و بدین ترتیب آن حضرت از حادثهای که در ایران اتفاق افتاده بود و هنوز هیچ کس خبر نداشت آگاه بود و به آنان خبر داد و نیز از آینده اسلام که همه جهان را فرامیگیرد خبر داد.
1 تاریخ طبری: 3/1573 و سیره حلبی 3/278 و این است بخشی از حدیث: «دینی وَ سُلْطانی سَیَبْلُغُ مُلْکَ کَسْری...».
آگاهی سوم در احادیث نبوی (175)
درجنگجملعلی علیهالسلام به زبیرگفت: آیا به خاطرداریکه روزی من و تو در سقیفه با گروهی از انصار بودیم و رسول خدا صلیاللهعلیهوآله به
1) تاریخ طبری: 3/1573 و سیره حلبی 3/278 و این است بخشی از حدیث: «دینی وَ سُلْطانی سَیَبْلُغُ مُلْکَ کَسْری...».
تو گفت: آیا علی را دوست داری پاسخ دادی چه چیز مانع دوستی من نسبت به علی است حضرت فرمود: به زودی بر او خروج میکنی و با او میجنگی در حالی که تو ستمگری.
زبیر کلام علی علیهالسلام را تصدیق کرد... .(1)
پیامبر گرامی صلیاللهعلیهوآله از آینده تاریک جامعه اسلامی و تسلط فرزندان امیه بر مردم، خبر میدهد و میفرماید:
«إِذا کَمُلَتْ بَنُو اُمَیَّةَ ثَلاثینَ رَجُلاًنِ اتَّخَذُوا بِلادَ اللّهِ دُوَلاً وَ
1) مستدرک حاکم: 3/366: «سَتُقاتِلُهُ وَ أَنْتَ لَهُ ظالِمٌ».
عَبادَاللّهِ خَوَلاً وَ دینَ اللّهِ دَغَلاً».
1 مستدرک حاکم: 3/366: «سَتُقاتِلُهُ وَ أَنْتَ لَهُ ظالِمٌ».
(176) متافیزیک یا آگاهی سوم
«هنگامی که بنی امیه به سی تن برسند شهرها را میان خود تقسیم میکنند و ولایت و حکومت بین آنان دست به دست میگردد و بندگان خدا را بندگان خود میدانند و آیین الهی را تخریب میکنند».(1)
وقتی ابوذر غفاری این خبر را برای عثمان نقل کرد وی به خود لرزید و کسی را دنبال علی علیهالسلام فرستاد تا از صحت و استواری این خبر آگاه گردد علی علیهالسلام در مجلس عثمان، ابوذر را
1 تاریخ یعقوبی: 2/172، چاپ لبنان و نیز به مسند احمد: 3/80 مراجعه شود.
آگاهی سوم در احادیث نبوی (177)
1) تاریخ یعقوبی: 2/172، چاپ لبنان و نیز به مسند احمد: 3/80 مراجعه شود.
تصدیق کرد و فرمود: این خبر را از پیامبر گرامی شنیدهام.
این گفتار پیامبر صلیاللهعلیهوآله در زمان زمامداری عثمان و پس از وی در زمان معاویه و یزید و دیگران به روشنی تحقق یافت و حکومت اموی در دورانهای مختلف چه در زمان عثمان و چه در زمان معاویه و چه در زمان آل مروان چهره تاریخ اسلام و انسانیت را سیاه کرد.
حکمرانان معاویه اموال عمومی و بیتالمال را غارت کرده و دارای کاخهای وسیع و مزرعههای فراوان و نقدینههای حیرتزا بودند و با مسلمانان بسان برده معامله میکردند.
این بود ده مورد از خبرهای غیبی پیامبر گرامی اسلام، که در
کتابهای حدیث و تاریخ نقل شده است و ما این چند مورد را به عنوان نمونه ذکر کردیم وگرنه جمعآوری همه خبرهای غیبی آن حضرت احتیاج به تألیفی جداگانه دارد.
آگاهی سوم در احادیث نبوی (179)
(178) متافیزیک یا آگاهی سوم
پس از این که جنگ جمل به پایان رسید و بصره فتح شد علی علیهالسلام خطبهای ایراد کرد که بخشی از آن، از خبرهای غیبی آن حضرت به شمار میآید.
فرمود: «وَاَیْمُ اللّهِ لَتَغْرَقَنَّ بَلْدَتُکُمْ کَأَنّی بِمَسْجِدِکُمْ کَجُؤْجُؤِ سَفینَةٍ...» .(1)
1 نهجالبلاغه، خطبه 13 .
(180) متافیزیک یا آگاهی سوم
1) نهجالبلاغه، خطبه 13 .
«به خدا سوگند شهر شما غرق میشود و مسجد شما بسان سینه کشتی (که بدنه آن در آب فرو میرود و تنها سینهاش روی آب ظاهر است) دیده میشود خداوند از بالا و پائین به این شهر عذاب خواهد فرستاد».
ابنابیالحدید در شرح این کلام مینویسد:
بصره تاکنون دوبار در آب غرق شده است یک بار در زمان «القادر باللّه و بار دیگر در زمان «القائم بامر اللّه طغیان آبهای خلیج فارس این شهر را در آب فرو برد و از آن همه ساختمان تنها قسمتی از مسجد جامع همانطور که علی علیهالسلام خبر داده بود
نهجالبلاغه و خبرهای غیبی (181)
در میان181 آب دیده میشد و در این دو حادثه تمام خانهها
خراب شد و جمعیت زیادی غرق شدند.(1)
در نبردی که میان امام علیهالسلام و خوارج در کنار نهروان رخ داد امام پس از اتمام حجت، و بازگشت گروهی از آنان به صفوف امام، رو به یاران خود کرد و فرمود:
«مَصارِعُهُمْ دُونَالنَّطْفَةِ وَاللّهِ لایَفْلَتُ مِنْهُمْعَشَرَةٌ وَلا یُهْلَکُ مِنْکُمْ عَشَرَةٌ»(2)
1 نهجالبلاغه، خطبه 58 .
(184) متافیزیک یا آگاهی سوم
«قتلگاه آنان کنار آب نهروان است به خدا سوگند، از گروه
حضرت قائم علیهالسلام و حکم داوودی••• 246
امیر مؤمنان علیهالسلام خبر میدهد که او پیش از معاویه از دنیا میرود و معاویه پس از او بر عراق مسلط میگردد و سپس میافزاید:
«اِنَّهُ سَیَأْمُرُکُمْ بِسَبّی وَ الْبَراءَةِ مِنّی...».
«از شما میخواهد که به من ناسزا گویید و از من
بیزاری جویید...».(1)
1 شرح نهجالبلاغه ابنابیالحدید: 1/253 چاپ بیست جلدی .
(182) متافیزیک یا آگاهی سوم
همانطور که علی علیهالسلام خبر داده بود، معاویه پس از آن حضرت بر عراق مسلط شد و از مردم خواست که به آن حضرت ناسزا بگویند و از او بیزاری جویند و داستان اسفانگیز ناسزاگویی به علی علیهالسلام حتی در خطبههای نماز جمعه که از زمان معاویه به دستور او مرسوم شده بود در تواریخ ثبت و ضبط است.(2)
1 نهجالبلاغه، خطبه 57.
2 به شرح نهجالبلاغه: 4/55 128 مراجعه شود.
نهجالبلاغه و خبرهای غیبی (183)
آنان ده نفر جان به سلامت نمیبرند و از شما هم ده تن کشته نمیشود».
ابنابیالحدید میگوید این خبر غیبی یکی از معجزات علی علیهالسلام است که نقل آن نزدیک به تواتر رسیده است و در نبردی که میان امام و خوارج نهروان رخ داد همه شاهد بودند که نه نفر از خوارج جان به سلامت بردند و از میان یاران علی علیهالسلام فقط هشت تن به شهادت رسیدند(1)
1 به شرح نهج البلاغه: 5/313 مراجعه شود.
نهجالبلاغه و خبرهای غیبی (185)
1) به شرح نهج البلاغه: 5/313 مراجعه شود.
مروان بن حکم در جنگ جمل اسیر شد و امام حسن و امام حسین علیهمالسلام از پدر عفو او را خواستند حضرت او را آزاد کرده، و سپس فرمود:
«أَمّااَنَّ لَهُ اِمْرَةً کَلَعْقَةِالْکَلْبِ أَنْفَهُ وَ هُوَ أَبُوالاَْکْبَشِ الاْءَرْبَعَةِ وَ سَتُلْقَی الاْءُمَّةُ مُنْهُ وَ مِنْ وُلْدِهِ یَوْما أحْمَرَ».(1)
«آگاه باشید برای این مروان فرمانروایی کوتاهی است بسان لیسیدن سگ بینی خود را (این تعبیر کنایه از کوتاهی مدت
1 نهجالبلاغه، خطبه 72 .
(186) متافیزیک یا آگاهی سوم
1) نهجالبلاغه، خطبه 72 .
فرمانروایی است) او پدر چهار رئیس است و امت اسلامی از فرمانروایی او و فرزندانش روزگار خونینی خواهند دید».
همانطور که آن حضرت خبر داده بود مروان به حکومت رسید اما حکومت او بیش از نه ماه طول نکشید و چهار فرزندش که یکی از آنها عبدالملک و سه تای دیگر عبارتند از: عبدالعزیز، بشر و محمد به ریاست رسیدند عبدالملک، خلیفه شد و آن سه والی مصر و عراق و جزیره شدند.
و امت اسلامی از مروان و فرزندانش روزهای خونینی دیدند که روشنترین گواه آن، ظلم و ستم و خونریزیهایی است که به دست حجاج بن یوسف خونخوار که از طرف عبدالملک مروان،
نهجالبلاغه و خبرهای غیبی (187)
والی و استاندار عراق بود انجام شد(1)
1) به شرح نهجالبلاغه: 6/146 148 مراجعه شود.
«أَمّا وَاللّهِ لَیُسَلِّطَنَّ عَلَیْکُمْ غُلامُ ثَقیفٍنِ الْذَیّالُ الْمَیّالُ یَأْکُلُ خُضْرَتَکُمْ وَ یُذیبُ شَحْمَتَکُمْ...».(1)
«آگاه باشید به خدا سوگند جوانی متکبر و ستمگر از طایفه ثقیف بر شما مسلط میشود که سبزه شما را میخورد و پیه شما
1) نهج البلاغه: خطبه 115 .
را آب میکند کنایه از این که به جان و مال شما رحم نمیکند و همه را از آن خود میداند».
1 به شرح نهجالبلاغه: 6/146 148 مراجعه شود.
2 نهج البلاغه: خطبه 115 .
(188) متافیزیک یا آگاهی سوم
این جوان ثقیفی همان حجاج بن یوسف ثقفی خونخوار و ستمگر معروف بود که در ایام حکومت خود به جان و مال مردم افتاد و هزاران نفر را به قتل رسانید.(1)
1 شرح نهج البلاغه: 7/276 281.
نهجالبلاغه و خبرهای غیبی (189)
1) شرح نهج البلاغه: 7/276 281.
«یَعْطِفُ الْهَوی عَلَیالْهُدی إِذا عَطَفُوا الْهُدی عَلَیِ الْهَوی وَ یَعْطِفُ الرَّأْیَ عَلَیالْقُرْآنِ إِذا عَطَفُوا الْقُرْآنَ عَلَی الرَّأْیِ».(1)
«هنگامی که مردم هدایت را پیرو هواهای نفسانی خود قرار دهند مهدی موعود علیهالسلام میآید و هواهای نفسانی را مغلوب هدایت مینماید و نیز هنگامی که مردم قرآن را بر آراء و نظریات و تمایلات شخصی خود تطبیق نمودند آن حضرت آراء و نظریات را تابع قرآن قرار میدهد
1) نهج البلاغه، خطبه 138.
«وَ اللّهِ لَوْ شِئْتُ اَنْ اُخْبِرَ کُلَّ رَجُلٍ مِنْکُمْ بِمَخْرَجِهِ وَ مُولِجِهِ وَ جَمیعِ شَأْنِهِ لَفَعَلْتُ وَ لکِنْ أَخافُ أَنْ تَکْفُرُوا فِیَّ بِرَسُولِ اللّهِ صلیاللهعلیهوآله ...»(2)
«به خدا سوگند اگر بخواهم میتوانم از همه خصوصیات هر
1 به شرح نهج البلاغه: 9/138 مراجعه شود.
2 نهج البلاغه، خطبه 176.
نهجالبلاغه و خبرهای غیبی (191)
کدام شما که از کجا و چگونه و به چه هدف آمده و چه تصمیم دارید و خصوصیات دیگر خبر دهم. اما میترسم درباره من غلو کنید و مرا از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله بالاتر بدانید و یا به خدایی من معتقد شوید و این عقیده موجب کفر شما بود».
ابن ابی الحدید در ذیل این کلام، مینویسد: این گفتار علی علیهالسلام مانند گفتار حضرت مسیح علیهالسلام است که میگفت: از معجزههای من این است که:
«...وَ اُنَبِّئُکُمْ بِما تَأْکُلُونَ وَ ما تَدَّخِرُونَ فی بُیُوتِکُمْ...»(1)
1 49 / آلعمران .
(192) متافیزیک یا آگاهی سوم
1) 49 / آلعمران .
«شما را از غذایی که در خانه میخورید و از آنچه ذخیره میکنید خبر میدهم».
«یَأْتی عَلَیالنّاسِ زَمانٌ لا یَبْقی فیهِمْ مِنَ الْقُرْآنِ أَلاّ رَسْمُهُ وَ مِنَ الإِْسْلامِ اِلاَّ اسْمُهُ، مَساجِدُهُمْ یَوْمَئِذٍ عامِرَةٌ مِنَ الْبَناءِ خَرابٌ مِنَ الْهُدی...».(1)
1 نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 369.
نهجالبلاغه و خبرهای غیبی (193)
«روزگاری بیاید که در میان مردم از قرآن جز خواندن و
1) نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 369.
قرائت و از اسلام جز نامی باقی نماند، در آن زمان مساجد از حیث بنا و ساختمان معمور و آباد است اما از جهت هدایت و معنویت خراب است (مسلمانان به اسم اسلام و قرآن اکتفا میکنند و رفتن به مساجد هم جنبه تشریفات به خود میگیرد در صورتی که اسلام و قرآن باید در متن زندگی آنان حاکم باشد)».
(194) متافیزیک یا آگاهی سوم
«اَمّا اِنَّکُمْ سَتُلْقَوْنَ بَعْدی ذُلاًّ شامِلاً وَ سَیْفا قاطِعا وَاِثْرَةً یَتَّخِذُهَا الظّالِمُونَ فیکُمْ سُنَّةً»(1)
«آگاه باشید پس از من با ذلت همه جانبه و شمشیر برنده و استبداد روبرو میگردید اموال و حقوق شما را ستمگران میگیرند و این کار درباره شما برای همیشه معمول و رسم میگردد».
همانطور که امیر مؤمنان علیهالسلام خبر داد خوارج پیوسته از
1) نهج البلاغه، خطبه 57.
طرف حکومتها، مورد تعقیب قرار گرفته اموال آنان پیوسته از طرف ستمگران تصاحب میشد.(1)
1 نهج البلاغه، خطبه 57.
نهجالبلاغه و خبرهای غیبی (195)
«فَاسْأَلُونیقَبْلَأَنْتَفْقِدُونی،فَوَالَّذینَفْسیبِیَدِهِلاتَسْأَلُونی عَنْ شَیْءٍ فیما بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَالسّاعَةِ... إلاّ أنْبَأَتْکُمْ...». (2)
در این خطبه امیر مؤمنان حدود آگاهی خویش از غیب را
1 شرح نهج البلاغه، ذیل همان خطبه.
2 نهج البلاغه، خطبه 93.
(196) متافیزیک یا آگاهی سوم
بیان میکند و میفرماید:
«از هر چه که تا قیامت پیش میآید سؤال کنید جواب خواهم داد و از هر نبرد و جنگی که پیش میآید و خصوصیات آن، تعداد افرادی که کشته میشوند یا میمیرند و این که در کجا کشته میشوند و کجا به خاک سپرده میشوند از همه اینها آگاهی دارم».(1)
این بود ده مورد از خبرهای غیبی امیرمؤمنان علیهالسلام که در نهجالبلاغه آمده است.
1 به شرح نهج البلاغه: 7/57 مراجعه شود.
نهجالبلاغه و خبرهای غیبی (197)
1) به شرح نهج البلاغه: 7/57 مراجعه شود.
البته خبرهای غیبی آن حضرت که در نهجالبلاغه و سایر کتابهای تاریخ و حدیث یاد شده فراوان است و یکی از دانشمندان معاصر هفتاد و پنج مورد از آنها را در کتابی گرد آورده و به نام اخبار غیبی امیرمؤمنان علیهالسلام منتشر ساخته است ولی ما به جهت رعایت اختصار به همین اندازه اکتفا میکنیم.
(198) متافیزیک یا آگاهی سوم
همانطور که در بخش پنجم این کتاب یاد شد یکی از کتابهایی که در آن خبرهای غیبی رسول اکرم و امامان معصوم گردآوری شدهاست کتاب پر ارج «اثبات الهداة بالنصوص و المعجزات» تألیف محدث عالی مقدار مرحوم شیخ حرّ عاملی (متوفای سال 1104 هجری) میباشد.
نگارنده با مروری نه بسیار دقیق آماری از خبرهای غیبی که در این کتاب آورده شده تهیه کرده تا فهرستوار در اختیار خوانندگان عزیز بگذارد.
خبرهای غیبی حضرت مجتبی علیهالسلام بیش از ده حدیث .
معرفت سوم در احادیث امامان (199)
خبرهای غیبی حضرت امام حسین علیهالسلام ده حدیث.
خبرهای غیبی حضرت امام سجاد علیهالسلام حدود بیست حدیث.
خبرهای غیبی حضرت امام باقر علیهالسلام حدود پنجاه حدیث.
خبرهای غیبی حضرت امام صادق علیهالسلام صد و پنجاه حدیث.
خبرهای غیبی حضرت امام کاظم علیهالسلام حدود هشتاد حدیث.
خبرهای غیبی حضرت امام رضا علیهالسلام حدود سی حدیث.
خبرهای غیبی حضرت امام جواد علیهالسلام بیش از سی حدیث.
خبرهای غیبی حضرت امام هادی علیهالسلام حدود پنجاه حدیث.
خبرهای غیبی حضرت امام حسن عسکری علیهالسلام بیش از هشتاد حدیث.
(200) متافیزیک یا آگاهی سوم
خبرهای غیبی حضرت امام زمان علیهالسلام بیش از صد حدیث.
البته قسمتی از این احادیث مکرر است و اگر مکررات آنها را محاسبه نکنیم باز شماره آنها به اندازهای زیاد است که برای هر خواننده منصفی اطمینانبخش است.
و چون در دو بخش قبلی نمونههایی از خبرهای غیبی رسول گرامی صلیاللهعلیهوآله و امیر مؤمنان آورده شد در این بخش از خبرهای غیبی امام مجتبی علیهالسلام تا امام زمان علیهالسلام یاد میشود.
در این جا از باب نمونه از هر یک از امامان علیهمالسلام یک خبر غیبی از همین کتاب اثباتالهداة نقل میکنیم:
معرفت سوم در احادیث امامان (201)
مسموم میشود خبر داد و نیز به امام حسین علیهالسلام گفت:
سی هزار نفر از مردمی که ادعا میکنند از امت اسلام هستند برای کشتن تو و اسیر کردن فرزندان و خانواده تو با هم، هم دست میشوند.(1)
نخواهی خورد. (1)
1 اِثْباتُ الْهُداةِ: 5/147 و 150 به نقل از اَمالی صَدُوق و خَرائِجِ راوَنْدی .
(202) متافیزیک یا آگاهی سوم
اشاره به این که پس از داستان کربلا ابن سعد، عمر زیادی نخواهد کرد و از عراق خارج نخواهد شد و به حکومت ری نخواهد رسید.
امام باقر علیهالسلام میفرماید: پس از رحلت پدرم برادرم عبداللّه
1 همان کتاب: 5/199 به نقل از ارشاد شیخ مفید.
معرفت سوم در احادیث امامان (203)
1) اِثْباتُ الْهُداةِ: 5/147 و 150 به نقل از اَمالی صَدُوق و خَرائِجِ راوَنْدی .
ادعای امامت و جانشینی پدرم را نمود ولی طولی نکشید که از دنیا رفت و همانطور که پدرم خبر داده بود شد.(1)
و نیز به ابوبصیر فرمود: هنگامی که به کوفه برگردی خداوند دو پسر به تو عنایت میکند یکی را عیسی و دیگری را محمد نام میگذاری و هر دوی آنها از شیعیان ما خواهند بود.
1 همان کتاب: 5/245 246 به نقل از کَشُْف الْغُمَّةِ اِرْبِلِیّ .
(204) متافیزیک یا آگاهی سوم
1) همان کتاب: 5/245 246 به نقل از کَشُْف الْغُمَّةِ اِرْبِلِیّ .
ابوبصیر میگوید همانطور که امام علیهالسلام خبر داده بود، شد.(1)
هشام اشاره به امام صادق علیهالسلام کرد و گفت: امروز امام ما همین مردی است که اینجا نشسته و مردم از گوشه و کنار به سوی او کوچ میکنند و ما را از آسمان و زمین خبر میدهد و این علم و دانش را از پدران خود تا رسول خدا به ارث برده است.
1 همان کتاب: 5/305 به نقل از مَشارِقُ الاَْنْوارِ.
معرفت سوم در احادیث امامان (205)
1) همان کتاب: 5/305 به نقل از مَشارِقُ الاَْنْوارِ.
مرد شامی گفت: از کجا این سخن را تصدیق کنم و بپذیرم؟
هشام گفت: هم اکنون هر چه میخواهی از او بپرس.
امام صادق علیهالسلام رو به او کرد و فرمود: میخواهی از جزئیات مسافرتت تا این جا خبر دهم پس از این که همه را خبر داد، مرد شامی امامت آن حضرت را تصدیق کرد و ایمان آورد. (1)
1 همان کتاب: 5/336 به نقل از کافی و ارشاد مفید و اعلام الوری طبرسی و احتجاج طبرسی .
(206) متافیزیک یا آگاهی سوم
1) همان کتاب: 5/336 به نقل از کافی و ارشاد مفید و اعلام الوری طبرسی و احتجاج طبرسی .
این که من سؤال را مطرح کنم حضرت فرمود: ای سلیمان! پس از من فرزندم علی، وصی و جانشین من و حجت خدا بر مردم است.(1)
1 همان کتاب: 5/508 به نقل از عیون اخباالرضا.
معرفت سوم در احادیث امامان (207)
1) همان کتاب: 5/508 به نقل از عیون اخباالرضا.
طوس، طوس، ای طوس به زودی بین هارون و من جمع خواهی کرد.(1)
و بدینترتیب از این که محل دفن هر دوی آنها در خراسان خواهد بود خبر داد.
1 همان کتاب: 6/77 به نقل از عیون اخبارالرضا.
(208) متافیزیک یا آگاهی سوم
1) همان کتاب: 6/77 به نقل از عیون اخبارالرضا.
آن حضرت پیش از این که من سؤال خود را عنوان کنم فرمود: ای عبدالعظیم! قائم آل محمد همان مهدی است. (1)
احمد بن عیسی میگوید: خرماها را شمردم همان بیست و
1) همان کتاب: 6/181 به نقل از اکمال الدین صدوق.
پنج دانه بود. (1)
1 همان کتاب: 6/181 به نقل از اکمال الدین صدوق.
معرفت سوم در احادیث امامان (209)
خداوند پسرت را رحمت کند که با ایمان بود.
پس از چندی که از بصره خبر فوت فرزندم رسید، معلوم شد در همان روزی که حضرت عسکری علیهالسلام نامه نوشته بودند از
دنیا رفته است. (1)
1 همانکتاب: 6/266 به نقل از اَلصِّراطُ الْمُسْتَقیمُ عَلِیِّ بنِ یُونُسِ بَیاضی عامِلی.
(210) متافیزیک یا آگاهی سوم
این بود نمونههایی از خبرهای غیبی پیامبر گرامی صلیاللهعلیهوآله و امیرمؤمنان علیهالسلام و امامان معصوم علیهمالسلام پس از او، که در این سه بخش نقل شد و خواننده گرامی میتواند برای مطالعه بیش از این مقدار به کتاب «اِثْباتُ الْهُداةِ» که با ترجمه فارسی در هفت مجلد به چاپ رسیده است مراجعه کند.
1 همان کتاب: 6/323 به نقل از خَرائِجِ راوَنْدی .
معرفت سوم در احادیث امامان (211)
1) همانکتاب: 6/266 به نقل از اَلصِّراطُ الْمُسْتَقیمُ عَلِیِّ بنِ یُونُسِ بَیاضی عامِلی.
(212) متافیزیک یا آگاهی سوم
معرفت سوم در احادیث امامان (211)
در این جا سؤالی مطرح میگردد و آن این که اگر اثر ولایت الهی در پیامبران و پیشوایان معصوم این است که حوادث را، با دیده الهی درک نمایند، باید پیوسته از خطرها و ناگواریها جان به سلامت ببرند، هیچگاه، کاسه زهری را که دشمنانشان برای آنها ترتیب میدادند ننوشتند، در محراب عبادت شهید نشوند و در میدان نبرد مورد ضربات دشمن و هدف تیرهای زهرآگین آنان واقع نشوند.
از این که آنان در قلمرو چنین حوادث ناگوار قرار میگرفتند،
(212) متافیزیک یا آگاهی سوم
میتوان گفت که از وجود پیشامدها که در بستر زمان بودند آگاهی نداشتند، واگر آگاهی داشتند جان و مال خود را به خطر نمیافکندند.
این سؤال که اخیرا بر سر زبانها افتاده و در گذشته نیز به گونهای وجود داشته گروهی را بر آن داشته است که درباره وجود چنین آگاهی به شک و تردید افتند.
با وجود معرفت سوم چرا امامان هدف تیر... (213)
نکتهای که باید به سوی آن عطف توجه کرد این است که اینگونه علم موهبتی، به موجب ادله عقلی و نقلی که آن را اثبات میکند قابل هیچگونه تخلف نیست و تغییر نمیپذیرد و سر مویی به خطا نمیرود و به اصطلاح علم است به آنچه در لوح محفوظ ثبت شده است. و آگاهی است از آن چه قضای حتمی خداوندی به آن تعلق گرفته.
و لازمه این مطلب این است که هیچگونه تکلیفی به متعلق اینگونه علم (از آن جهت که متعلق اینگونه علم است و حتمیالوقوع میباشد) تعلق نمیگیرد و همچنین قصد و طلبی
(214) متافیزیک یا آگاهی سوم
از انسان با او ارتباط پیدا نمیکند زیرا تکلیف همواره از راه امکان به فعل تعلق میگیرد و از راه این که فعل و ترک هر دو در اختیار مکلفاند فعل یا ترک خواسته میشود و اما از جهت ضروریالوقوع و متعلق قضای حتمی بودن آن محال است که مورد تکلیف قرار گیرد.
مثلاً صحیح است خدا به بنده خود بفرماید فلان کاری را که فعل و ترک آن برای تو ممکن است و در اختیار تست بکن ولی محال است بفرماید فلان کاری را که به موجب مشیت تکوینی و قضای حتمی من، البته تحقق خواهد یافت بکن یا مکن زیرا چنین امر و نهیی لغو و بیاثر میباشد.
علم امام تأثیری در عمل و ارتباطی با... (215)
و همچنین انسان میتواند امری را که امکان شدن و نشدن دارد اراده کرده برای خود مقصد و هدف قرار داده برای تحقق دادن آن به تلاش و کوشش بپردازد ولی هرگز نمیتواند امری را که به طور یقین (بی تغییر و تخلف) و بهطور قضای حتمی، شدنی است اراده کند و آن را مقصد خود قرار داده تعقیب کند زیرا اراده و عدم اراده و قصد و عدم قصد انسان کمترین تأثیری در امری که به هر حال شدنی است و از آن جهت که شدنی است، ندارد.
مثلاً اگر کسی علم پیدا کند که اگر سر ساعت فلان از روز فلان در نقطه معینی از فلان خیابان شهر باشد حتما زیر ماشین رفته
(216) متافیزیک یا آگاهی سوم
هلاک خواهد شد (علمی است مشروط و مقید) البته تا میتواند در وقت مفروض در نقطه مفروض حاضر نمیشود و از این راه جان خود را حفظ میکند و پر روشن است که نرفتن او به نقطه خطر اثر علم است.
و اگر علم پیدا کند که در سر ساعت فلان از روز فلان در فلان نقطه از فلان خیابان شهر حتما زیر ماشین خواهد رفت و این علم هیچگونه تخلف ندارد و هیچ تلاشی جلو این خطر را نمیتواند بگیرد (علم به قضای حتمی) بدیهی است که این شخص با وجود علم به خطر برای رفع خطر دست به هیچ تلاشی نخواهد زد زیرا میداند که سودی ندارد و فایدهای
علم امام تأثیری در عمل و ارتباطی با... (217)
نخواهد بخشید و این همان است که گفته شد «علم به قضای حتمی تأثیری در زندگی عملی انسان ندارد و تکلیفآور نیست». این شخص با وجود علم به خطر به زندگی عادی خود ادامه میدهد اگر چه منتهی به خطر خواهد شد و مشمول آیه کریمه «وَ لا تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَی التَّهْلُکَةِ» نیست زیرا در تهلکه واقع شده نه این که خود را به تهلکه انداخته بر خلاف شخص مفروض اولی که مکلف است تا میتواند برای نجات از خطر چارهای بیندیشد و خود را به تهلکه نیندازد.
و از این بیان روشن میشود که:
(218) متافیزیک یا آگاهی سوم
با تکالیف خاصه او ندارد. و اصولاً هر امر مفروض از آن جهت که متعلَّقِ قضای حتمی و حتمیالوقوع است متعلق امر یا اراده و قصد انسانی نمیشود.
آری متعلَّق قضای حتمی و مشیت قاطعه حق متعال مورد رضا به قضا است چنان که سیدالشهداء علیهالسلام در آخرین ساعت زندگی در میان خاک و خون میگفت:
«رِضا بِقَضاءِکَ وَ تَسْلیما لاِمْرِکَ لا مَعْبُودَ سِواک»(1) و
1 خدایا راضیام به رضای تو و تسلیم امر تو هستم، هیچ معبودی به جز تو وجود ندارد.
علم امام تأثیری در عمل و ارتباطی با... (219)
همچنین در خطبهای که هنگام بیرون آمدن از مکه خواند و فرمود:
«رِضَا اللّهِ رِضانا أَهْلَ الْبَیْتِ».
(220) متافیزیک یا آگاهی سوم
و این تصوری است بیپایه زیرا:
اوّلاً این اشکال در حقیقت اشکال است به عمومیت تعلق قضای الهی به افعال اختیاری انسان (نه به علم امام) و طبق این اشکال طایفه معتزله از سنّیها میگویند: تقدیر خداوندی نمیتواند به فعل اختیاری انسان متعلق شود و انسان مستقلاً آفریدگار فعل خود میباشد و در نتیجه انسان خالق افعال خود و خدا خالق بقیه اشیاء!
در حالی که به نص قرآن کریم و اخبار متواتره پیغمبر اکرم صلیاللهعلیهوآله و ائمه هدی علیهمالسلام همه موجودات و حوادث جهان بدون استثناء متعلق قضا و قدر خداوندی عزّاسمه است.
علم امام تأثیری در عمل و ارتباطی با... (221)
از راه بحث عقلی نیز مطلب روشن و واضح است اگر چه به واسطه وسعت اطراف آن نمیتوانیم آن را در این مقاله مختصر بگنجانیم.
آن چه به طور اجمال میشود گفت این است که در جهان هستی که آفرینش خدا است چیزی جز با مشیت و اذن خداوندی به وجود نمیآید و مشیت خداوندی به افعال اختیاری انسان از راه اراده و اختیار تعلق گرفته است مثلاً خداوند خواسته که انسان فلان فعل اختیاری را از راه اراده و اختیار انجام دهد و البته بدیهی است فعل با این وصف لازمالتحقیق خواهد بود و باز هم اختیاری است زیر اگر اختیاری
نباشد اراده خداوندی از مرادش تخلف میکند.
(222) متافیزیک یا آگاهی سوم
«وَ ما تَشاؤُنَ اِلاّ اَنْ یَشاءَ اللّهُ رَبُّ الْعالَمینَ»(1)
و ثانیا با صرف نظر در تعلق قضا و قدر به فعل اختیاری انسان به نص صریح کتاب و سنت متواتره، خداوند لوح محفوظی خلق فرموده که همه حوادث گذشته و آینده جهان را در آن ثبت کرده و هیچگونه تغییری در آن راه ندارد و خود نیز به آنچه در آن است عالم است. آیا خندهدار نیست بگوییم که ثبت حوادث غیر قابل تغییر در لوح محفوظ و علم قبلی خداوند
129 / تکویر .
علم امام تأثیری در عمل و ارتباطی با... (223)
به آنها افعال انسان را جبری نمیکند ولی اگر امام به برخی از آنها یا به همه آنها علم پیدا کرد، افعال اختیاری انسان و من جمله فعل قاتل امام جبری میشود؟
(224) متافیزیک یا آگاهی سوم
آن که خدا میفرماید: «...وَ لاتُلْقُوا بِاَیْدیکُمْ اِلَی التَّهْلُکَةِ...»(1)چرا؟ و چرا؟
پاسخ همه این پرسشها از نکتهای که تذکر دادیم روشن است، و امام علیهالسلام در این موارد و نظایر آنها به علومی که از مجاری عادت و از شواهد و قراین به دست میآید عمل فرموده و برای رفع خطر واقعی که میدانست هیچگونه اقدامی نکرده
1 195 / بقره .
علم امام تأثیری در عمل و ارتباطی با... (225)
زیرا میدانست که تلاش سودی ندارد و قضای حتمی و تغییرپذیر نیست چنان که خدای متعال در کلام خود در سوره
1) 195 / بقره .
آلعمران در برابر آنان که در جنگ احد گفته بودند اگر یاران کشته شده، پیش ما بودند نمیمردند و کشته نمیشدند میفرماید:
«...قُلْ لَوْ کُنْتُمْ فی بُیُوتِکُمْ لَبَرَزَالَّذینَ کُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقَتْلُ اِلی مَضاجِعِهِمْ...»(1)
«بگو اگر در خانههایتان نیز بودید کسانی که برایشان قتل نوشته شده بود به سوی خوابگاههای خود بیرون میآمدند».
1 154 / آلعمران .
(226) متافیزیک یا آگاهی سوم
1) 154 / آلعمران .
قسم دوم از علم امام علم عادی
پیغمبر صلیاللهعلیهوآله به نص قرآن کریم و همچنین امام علیهالسلام (از عترت پاک او) بشری است همانند سایر افراد بشر و اعمالی که در مسیر زندگی انجام میدهد مانند اعمال سایر افراد بشر در مجرای اختیار و براساس علم عادی قرار دارد.
امام علیهالسلام نیز مانند دیگران خیر و شر و نفع و ضرر کارها را از روی علم عادی تشخیص داده و آنچه را شایسته اقدام میبیند اراده کرده، در انجام آن به تلاش و کوشش میپردازد، در جایی که علل و عوامل و اوضاع و احوال خارجی موافق میباشد به هدف اصابت میکند و در جایی که اسباب و شرایط مساعدت
نکنند از پیش نمیرود.
علم امام تأثیری در عمل و ارتباطی با... (227)
(و این که امام علیهالسلام به اذن خدا به جزئیات همه حوادث چنان که شده و خواهد شد واقف است تأثیری در این اعمال اختیاریه وی ندارد).
امام علیهالسلام مانند سایر افراد انسانی بنده خدا و به تکالیف و مقرراتدینی مکلفوموظفمیباشد وطبقسرپرستیوپیشوایی که از جانب خدا دارد با موازین عادی انسان باید انجام دهد و آخرین تلاش و کوشش را در احیای کلمه حق و سرپانگهداشتن دین و آیین بنماید.
تا این جا پاسخ استاد که به خامه خود ایشان نگارش یافته
(228) متافیزیک یا آگاهی سوم
است در این صفحات منعکس گردید و ما فکر میکنیم با توجه به مقام علمی استاد و پاسخ علمی و استوار ایشان نیازی به پاسخ دیگر نیست ولی شاید این پاسخ برای گروهی سنگین به نظر برسد اینک سؤال پیش را به گونهای دیگر پاسخ میگوییم.
پاسخ:
خلاصه این پاسخ این است که امام در زندگی عادی خود از آگاهی سوم کمک نمیگیرد.
توضیح اینکه:
پیامبر و امام با داشتن شخصیت الهی و روح ولایت (البته بخشی از شخصیت آنان مرهون مواهب خدایی است و بخش
علم امام تأثیری در عمل و ارتباطی با... (229)
دیگر محصول کوشش آنان در راه عبادت و بندگی خدا میباشد) در زندگی شخصی و رویارویی با حوادث و پیشامدها و نیز در مقام قضاوت و داوری، به علم عادی خود عمل میکنند.
یعنی با این که آنان در پرتو روح ولایت، حوادث و پیشامدها را از افق بالا میبینند و بر اثر علم و آگاهی ماورای طبیعی از علل و انگیزهها، از جریانها و رویدادها مطلع و باخبر هستند ولی درعین حال روی مصالحی از این علم و آگاهی، در زندگی شخصی خود و حتی در امور مربوط به اجتماع مانند قضاوت و داوری استفاده نمیکنند.
و به عبارت دیگر، پیامبر و امام، مشکلات زندگی خود را با
(230) متافیزیک یا آگاهی سوم
استفاده از این سلاح غیبی برطرف نمیسازند و علل و انگیزههای حوادث ناگوار را، با استفاده از این علم و آگاهی، خنثی نمیکنند و گره خصومت و اختلاف افراد را با استفاده از علم غیب باز نمینمایند.
پیامبر صلیاللهعلیهوآله در مسجد بود، به وی خبر دادند وضع فرزند عزیز وی ابراهیم وخیم است، وی به خانه آمد و فرزند خود را به آغوش گرفت در حالی که چشم به چهره او دوخته بود، چنین گفت: ابراهیم عزیز! کاری از من برای تو ساخته نیست، تقدیر الهی نیز برنمیگردد، چشم پدرت در مرگ تو گریان، و دل او محزون و اندوهبار است، ولی هرگز سخنی که موجب خشم خدا
علم امام تأثیری در عمل و ارتباطی با... (231)
گردد بر زبان جاری نمیسازم، اگر وعده صادق و محقق الهی نبود که ما نیز به دنبال تو خواهیم آمد در فراق و جدایی تو بیش از این گریه میکردم و غمگین میشدم.(1)
پیامبر گرامی صلیاللهعلیهوآله در دوران رسالت خود سه سلاح غیبی برنده، در اختیار داشت که هر کدام میتوانست در لحظات حساس، و هنگام پیشامدهای ناگوار، اوضاع را دگرگون سازد، ولی غالبا از این سه سلاح استفاده نکرد. این سه سلاح عبارتند از:
1 سیره حلبی: 3/34 ؛ بحارالانوار: 22/157 .
(232) متافیزیک یا آگاهی سوم
1) سیره حلبی: 3/34 ؛ بحارالانوار: 22/157 .
1 اعجاز.
2 دعای مستجاب.
3 آگاهیهای غیبی.
پیامبر میتوانست از راه اعجاز و ولایتی که در تصرف در جهان طبیعت داشت (همان سنخ ولایتی که حضرت مسیح علیهالسلام در تصرف در جهان طبیعت داشت و در زنده کردن مردگان و بازگردانیدن سلامت به بیماران صعبالعلاج از آن استفاده میکرد)(1)به فرزند خود سلامت و بهبود بخشید.
1 به سوره آلعمران، آیه 49 مراجعه شود.
علم امام تأثیری در عمل و ارتباطی با... (233)
1) به سوره آلعمران، آیه 49 مراجعه شود.
و نیز میتوانست به برکت دعای مستجابی که به وی داده شده بود و هر موقع دعا میکرد دعای او مستجاب میشد، وضع فرزند خود را دگرگون سازد و از مرگ نجات دهد.
و همچنین میتوانست از راه آگاهی غیبی، از عوامل بیماری فرزندش قبل از وقوع جلوگیری کند تا اصلاً فرزندش گرفتار چنین بیماری نگردد و یا برای بهبود او از داروهایی که قطعا مفید بود استفاده نماید.
اما آن حضرت در این مورد و موارد دیگر غالبا از این سه سلاح برنده استفاده نمیکرد و گام از مجاری طبیعی و عادی
(234) متافیزیک یا آگاهی سوم
بیرون نمینهاد چرا که این سلاحها و ابزارها و اسباب غیبی
برای هدف دیگری به پیامبر داده شده است و او باید از این سلاحها در مواردی که اثبات نبوت و ولایت الهی او، به اعمال آنها نیاز دارد استفاده کند.
او از این ابزار موقعی میتواند استفاده کند که خداوند به او اذن و اجازه بدهد و اذن الهی غالبا در مواردی است که با اعمال آن بخواهد نبوت و پیوند معنوی خود را با مقام ربوبی ثابت و مبرهن سازد.
و شاید یکی از علل (البته نه همه) این که پیامبر گرامی صلیاللهعلیهوآله و
علم امام تأثیری در عمل و ارتباطی با... (235)
یا امام علیهالسلام در رفع مشکلات و گرفتاریها نباید از این ابزار و مواهب استفاده کند این باشد که بهرهگیری آنان از این وسایل
سبب میشود تبلیغ عملی آنان از بین برود.
شکی نیست که زندگی پیشوایان، صبر و بردباری آنان در مصایب و استقامت و جانبازی آنها در میدان جهاد، سرمشق پیروان آنان میباشد، و اگر بنا باشد که امام یا پیامبر در پیشامدها و حوادث، خود را از راه اعجاز و یا دعای مستجاب و یا آگاهی ماورای طبیعی، از قلمرو مصایب و گرفتاریها و حوزه بلاها و بیماریها، خارج سازد، مثلاً به فرزند خود از طریق
(236) متافیزیک یا آگاهی سوم
اعجاز شفا بخشد و یا در بهبود او از دعای مستجاب و یا آگاهی از غیب استفاده کند دیگر نمیتواند به دیگران توصیه کند که در مصایب و گرفتاریها و حوزه بلاها و بیماریها، خارج سازد،
مثلاً به فرزند خود از طریق اعجاز شفا بخشد و یا در بهبود او از دعای مستجاب و یا آگاهی از غیب استفاده کند دیگر نمیتواند به دیگران توصیه کند که در مصایب و گرفتاریها، صابر و بردبار، تسلیم و شکیبا باشند، و اگر در میدان جهاد، یا در طریق شهادت در راه خدا، از این اسباب بهره گیرد و هر نوع تیر بلا را از اصابت به هدف باز دارد، و پیوسته خود و شؤون مربوط به
علم امام تأثیری در عمل و ارتباطی با... (237)
خویش را از حوزه گرفتاری بیرون نگهدارد، دیگر نمیتواند مردم را به تحمل بلا و ناراحتی دعوت کند، زیرا فورا موج اعتراض به او متوجه میشود و همه میگویند: آن کس میتواند ما را به چنین برنامههای خلاّق و سازنده توصیه کند، که خود
نمونهای از این صفات برجسته انسانی باشد کسی که برای او درد و ناراحتی مفهومی ندارد، و در طول زندگی مصایب و گرفتاری را لمس نمیکند، نمیتواند نمونه اخلاق و سرمشق زندگی انسانها باشد از این جهت (و جهات دیگر که فعلاً مجال بازگو کردن آنها نیست) شخصیتهای الهی در مشکلات و
(238) متافیزیک یا آگاهی سوم
مصایب، در ناگواریها و گرفتاریها، بسان افراد دیگر تلاش و کوشش میکنند و از اسباب و ابزار عادی برای رفع آنها استفاده میکنند و چه بسا به خاطر نارسایی اسباب، تلاش و کوشش آنان به جایی نمیرسد.
اگر مشاهده میکنیم که راه و رسم زندگی معصومان، با افراد
دیگر، چندان تفاوتی نداشته باشد یعنی آنان هم مانند دیگران بیمار میشدند و به دوا و داروهای آن زمان متوسل میگشتند و در مسایل اجتماعی و در نبرد و جهاد، از ابزار طبیعی و علوم عادی استفاده میکردند و گروهی را مثلاً مأمور میکردند تا
علم امام تأثیری در عمل و ارتباطی با... (239)
جریانها را برای آنان گزارش دهند و... همه و همه به خاطر همین است که استفاده از این اسباب غیبی جز در موارد خاصی، صلاح و مجاز نبوده است.
(240) متافیزیک یا آگاهی سوم
عبیداللّه بن ابی رافع که نویسنده امیرمؤمنان علی علیهالسلام بود میگوید:
هنگامی که امام علیهالسلام «ابوموسی اشعری» را برای حکمیت در داستان جنگ صفین به «دومةالجندل» فرستاد به او چنین گفت:
«اُحْکُمْ بِکِتابِاللّهِ وَ لا تُجاوِزْهُ، فَلَمّا أَدْبَرَ قالَ عَلِیٌّ علیهالسلام : وَ کَاَنّی بِهِ وَقَدْ خُدِعَ»
طبق کتاب خدا داوری کن و از دستور آن پا فراتر مگذار! وقتی «ابوموسی» به راه افتاد امام علیهالسلام فرمود: گویا میبینم که او فریب خواهد خورد.
گواههایی از احادیث اسلامی (241)
کاتب امام میگوید: به امام علیهالسلام عرض کردم:
فَلِمَ تُوَجِّهُهُ وَ أَنْتَ تَعْلَمُ اَنَّهُ مَخْدُوعٌ؟
چرا او را اعزام میکنی در صورتی که میدانی او فریب خواهد خورد؟
یا بُنَیَّ لَوْ عَمِلَ اللّهُ فی خَلْقِهِ بِعِلْمِهِ مَا احْتَجَّ عَلَیْهِمْ بِالرُّسُلِ.(1)
«اگر بنا بود خدا درباره بندگان خود، به علم خویش عمل
1 مناقب: 2/261، چاپ قم .
(242) متافیزیک یا آگاهی سوم
کند، هیچگاه با اعزام و برانگیختن پیامبران بر آنان احتجاج
1) مناقب: 2/261، چاپ قم .
نمیکرد (زیرا او میدانست گروهی هستند، که فرستادن و نفرستادن پیامبران، نسبت به آنان یکسان است و چه برای آنان پیامبری فرستاده شود یا نشود ایمان نخواهند آورد، با این همه پیامبرانی اعزام کرده است).
امیر مؤمنان علیهالسلام در این پاسخ با یادآوری علم و آگاهی خطاناپذیر، خدا متذکر میگردد که من موظّفم در زندگی عادی خود از اسباب و علل عادی بهره گیرم و آگاهی من از غیب، ملاک عمل من نیست.
گواههایی از احادیث اسلامی (243)
و نیز در روایات اسلامی میبینیم که پیشوایان ما تأکید میکنند که ملاک قضاوت و داوری آنان همان گواهها و سوگندها
است نه علوم و آگاهیهای سوم، چنان که امام صادق علیهالسلام از پیامبر گرامی صلیاللهعلیهوآله نقل میکند که آن حضرت فرمود:
«اِنَّما أَقْضی بَیْنَکُمْ بِالْبَیِّناتِ وَ الاْیمانِ...»(1)
«من میان شما به شاهدها و سوگندها داوری میکنم...».
و این که برخی از احادیث استفاده میشود که امام علیهالسلام در قضاوت و داوری خود در اجرای حدود میتواند به علم خود عمل کند، باز منظور علمی است که دستاورد راههای عادی و اسباب ظاهری باشد مثل این که با چشم خود ببیند که کسی
1) وسائلالشیعة: 18/160، به نقل از کافی و تهذیب.
شراب میخورد، به روایت زیر توجه کنید.
1 وسائلالشیعة: 18/160، به نقل از کافی و تهذیب.
(244) متافیزیک یا آگاهی سوم
«اَلْواجِبُ عَلَی الاِْمامِ اِذا نَظَرَ اِلی رَجُلٍ یَزْنی أَوْ یَشْرِبُ خَمْرا أَنْ یُقیمَ عَلَیْهِ الْحَدَّ وَ لا یَحْتاجُ مَعَ نَظَرِهِ لاَِنَّهُ أَمینُاللّهِ فی خَلْقِهِ...»(1)
1 وسائلالشیعة: 18/344، ذیل حدیث میرساند که امام تنها در حقوق الهی باید به علم خود عمل کند و مرتکب گناه را حد بزند نه در حقوق مردم مانند این که ببیند کسی مال دیگری را میدزدد.
گواههایی از احادیث اسلامی (245)
«هرگاه امام ببیند که کسی مرتکب آمیزش نامشروع میشود یا ببیند کسی شراب میخورد در این صورت باید حدّ الهی را در
1) وسائلالشیعة: 18/344، ذیل حدیث میرساند که امام تنها در حقوق الهی باید به علم خود عمل کند و مرتکب گناه را حد بزند نه در حقوق مردم مانند این که ببیند کسی مال دیگری را میدزدد.
حقّ او اجرا کند و احتیاج به شاهد و گواه ندارد زیرا او امین خدا در میان مردم است».
توجه دارید در این مورد که امام علیهالسلام به علم خود عمل میکند مقصود علم عادی و طبیعی است همچنان که لفظ «نظر» بر آن گواهی میدهد.
(246) متافیزیک یا آگاهی سوم
و نیز هرگاه در قضاوتها و داوریهای امام امیرمؤمنان علیهالسلام دقت کافی به عمل آید به روشنی ثابت میگردد که آن حضرت در داوریهای خود با تلاش خاص و لطافت و ظرافت ویژهای، مقدماتی فراهم میآورد که خود طرفین (مدعی و منکر) به حقیقت اقرار کنند و مطلب را آفتابی سازند و بدون اعتراف
آنان، به استناد به علم خود قضاوت نمیکرد.
از احادیثاسلامی استفاده میشود که فقط حضرت قائم علیهالسلام
حضرت قائم علیهالسلام و حکم داوودی (247)
در داوریهای خود به علم خویش عمل خواهد کرد و بسان حضرت داوود داوری خواهد نمود.
امام باقر علیهالسلام میفرماید:
«اِذا قامَ قائِمُ آلِ مُحَمَّدٍ حَکَمَ بِحُکْمِ داوُدَ علیهالسلام لا یَسْأَلُ عَنْبَیِّنَتِهِ»
«هنگامی که قائم آل محمد ظهور و قیام کند مانند حضرت داوود به واقع حکم میکند و از مدعی و منکر شاهد و گواه و سوگند نمیخواهد».
(248)
عنوان شماره صفحه
متناجازهنامه حضرت آیةاللّه جعفر سبحانی••• 5
متن تأییدیه حضرت آیةاللّه جعفر سبحانی••• 6
متن تأییدیه حضرت آیةاللّه محمد یزدی ••• 9
پیشگفتار حضرت آیةاللّه جعفر سبحانی••• 19
با حقیقت علمِ غیب «معرفت سوم» آشنا شویم••• 33
اقسام غیب••• 39
فرق پیشبینی و علم غیب••• 48
بشر و آگاهی از غیب••• 53
(249)
فهرست مطالب
عنوان شماره صفحه
راههای سهگانه معرفت••• 57
راه تجربی و حسی••• 57
راه استدلالی و تعقلی••• 58
راه الهام و اشراق••• 59
الهام و الکسیس کارل••• 66
دریچههایی به سوی جهان اسرارآمیز غیب••• 75
(250)
فهرست مطالب
عنوان شماره صفحه
روشنبینی و تلهپاتی••• 79
ارتباط با ارواح••• 81
الهام به افراد••• 84
خوابهای راستین••• 85
ابر آگاهی و فلاسفه اسلام••• 87
معرفتسومپیامبرانوامامان براساستعلیمالهیاست••• 93
(251)
فهرست مطالب
عنوان شماره صفحه
دانشمنداناسلامی و معرفت سوم••• 100
کتابهایی پیرامون معرفت سوم••• 109
قرآنوآگاهیپیامبرانوبرخیدیگرازبندگانخداازغیب••• 118
آیات گروه نخست••• 120
آیات گروه دوم••• 125
اینک بیان آیات••• 126
آگاهی سوم در احادیث نبوی••• 160
(252)
فهرست مطالب
عنوان شماره صفحه
گنجهای کسری را تصرف کنید••• 160
این مرد رئیس خوارج نهروان خواهد شد••• 162
علی جان! تو در ماه رمضان در حال نماز کشته میشوی••• 164
ابوذر تنها میمیرد••• 166
عایشه با علی علیهالسلام جنگ خواهد کرد••• 169
ای علی! تو با سه گروه نبرد خواهی کرد••• 170
عمار یاسر را گروه ستمگر، میکشند••• 171
(253)
فهرست مطالب
عنوان شماره صفحه
ای زبیر! با علی نبرد میکنی در حالی که تو ستمگری••• 175
بنیامیه بر جان و مال و دین مسلمانان مسلط میشوند••• 176
نهج البلاغه و خبرهای غیبی••• 180
شهر بصره غرق میشود••• 180
معاویه بر سرزمین عراق مسلطمیگردد••• 182
ازآنهادهنفرجان بسلامتنمیبرندوازشماهمدهنفرکشتهنمیشوند••• 184
(254)
فهرست مطالب
عنوان شماره صفحه
جوان ثقفیبرشما مسلطمیشودوهستی شمارا غارتمیکند••• 188
برنامه مهدی موعود علیهالسلام پیروی از قرآن و هدایت است••• 190
اگر بخواهم از همه خصوصیات شما خبر دهم میتوانم••• 191
زمانی بیاید که از اسلام فقط نام آن باقی ماند••• 193
خوارج پس از من با خواری و ذلت زندگی خواهند کرد••• 195
(255)
فهرست مطالب
عنوان شماره صفحه
معرفت سوم در احادیث امامان••• 199
با وجود معرفت سوم••• 212
چرا امامان هدف تیر بلا بودند؟••• 212
علمامامتأثیریدرعملوارتباطیباتکلیفویندارد••• 214
قسم دوم از علم امام علم عادی••• 227
(256)
پاسخ••• 229
گواههایی از احادیث اسلامی••• 240