ghaemiyeh.com
معنویت و عرفان امام حسین علیه السلام
نوع: مقاله پدیدآور: رامین، فاطمه عنوان و شرح مسئولیت: معنویت و عرفان امام حسین (ع) [منبع الكترونیكی] / فاطمه رامین توصیف ظاهری: 1 متن الكترونیكی: بایگانی HTML؛ داده های الكترونیكی (14 بایگانی: 79.8K(سلام الله علیها)) موضوع: عرفان حسین بن علی (ع)، امام سوم
معنویت و عرفان امام حسین علیه السلام
مشخصات كتاب
نوع: مقاله پدیدآور: رامین، فاطمه عنوان و شرح مسئولیت: معنویت و عرفان امام حسین (ع) [منبع الكترونیكی] / فاطمه رامین توصیف ظاهری: 1 متن الكترونیكی: بایگانی HTML؛ داده های الكترونیكی (14 بایگانی: 79.8K(سلام الله علیها)) موضوع: عرفان حسین بن علی (ع)، امام سوم
مقدمه
5
بخش اول: معنویت و عرفان امام حسین (علیه السلام)
7
حقیقت عرفان امام حسین (علیه السلام)
7
شناخت از طریق سخنان امام حسین (علیه السلام)
7
شناخت از طریق عملكرد امام حسین (علیه السلام) 9
راه امام حسین (علیه السلام)، راه دل است 10
بخش دوم: گریه و عزاداری بر امام حسین (علیه السلام) چرا؟
13
دلالت عقل و قرآن و سنت 15
گریة انبیا و معصومین (علیهم السلام) و همة موجودات برای امام حسین (علیه السلام): 16
حضرت زهرا سلام الله علیها 16
ائمه هدی (علیهم السلام):
17
حضرت علی (علیه السلام)
17
امام سجاد (علیه السلام)
18
امام صادق (علیه السلام)
18
امام کاظم (علیه السلام)
19
امام رضا (علیه السلام)
19
امام زمان (علیه السلام)
20
انبیا صلوات الله علیهم اجمعین:
20
حضرت آدم (علیه السلام)
20
حضرت ابراهیم (علیه السلام) 20
حضرت خضر و موسی (ع)
21
ملائكه 22
اولیاء خدا و بزرگان غیر معصوم
22
جن ها و دیگر موجودات
23
عاطفه و محبت
25
برخی آثار عزاداری و گریة بر امام حسین (علیه السلام)
30
فلسفة زنده نگه داشتن مصائب امام حسین (علیه السلام):
32
ترفند و دسیسة دشمنان اسلام
36
خلاصة مقاله
39
منابع و مآخذ 41
بسم الله الرحمن الرحیم
«هذا من فضل ربّی»
«الحمدلله رب العالمین و الصلوة و السلام علی سیّدنا محمّد و آله الطاهرین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم اجمعین».
نقل شده که پیرزنی با وجود علم بر کمبضاعتی خود و دانستن اینکه آنچه دارد قابل عرضه برای خرید حضرت یوسف (علیه السلام) نیست، فقط برای اینکه جزء خریداران حضرتش محسوب گردد، خود را در صف خریداران ایشان قرار داد.
من نیز با این بضاعت ناچیز علمی خود اقدام به نوشتن مقاله ای، آن هم مربوط به شخصیتی همچون امام حسین (علیه السلام) نمودم تا شاید مرا هم در صف کسانی قرار دهند که در راه حضرتش گامی ناچیز برداشتهاند. و باشد که حضرتش با نیم نگاهی به من سرا پا تقصیر نیز توفیق پیمودن راه نجات و سعادت را عنایت فرماید.
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند آیا شود که گوشة چشمی به ما کنند؟!
این مقاله در دو بخش تنظیم گردیده است:
بخش اول - معنویت و عرفان امام حسین (علیه السلام).
بخش دوم - گریه و عزاداری بر امام حسین (علیه السلام) چرا؟
از درگاه خداوند منان خواهانم که به فضل خود این توفیق را عنایت فرماید که این مقاله مورد قبول سید الشهدا (علیه السلام) واقع گردد تا باقیات و صالحاتی باشد که ثوابش هدیه به روح تمامی شهدا خصوصاً شهدای کربلا و دو شهید بزرگوار ادامه دهندة راه امام حسین (علیه السلام)، استاد شهید مرتضی مطهری 6 و شهید آیت الله سید عبد الحسین دستغیب
6 گردد. چرا که این حقیر در این مقاله بیشترین استفاده را از مطالب کتب این دو شهید جلیل القدر نمودم. امیدوارم که ان شاء الله به فضل و کرم الهی شفاعت ایشان شامل حال این بندة عاصی و تمامی ذوی الحقوق گردد.
« السلام علی مَن أمر باقامة الحدود و الطاعة المعبود»
فاطمه رامین
1/10/1381
بسم الله الرحمن الرحیم
عرفان در لغت به معنای «دانستن بعد از نادانی» است و عارف؛ یعنی «دانا و شناسنده و مرد شكیبا». عرفا در كتب مختلف عرفانی، مراحلی را برای سیر و سلوك بیان نمودهاند كه شخص بعد از طی این مراحل به شناخت و عرفان خواهد رسید.
امّا امام حسین (علیه السلام) از راه دل، انسانها را هدایت میكند. آنهم در كوتاهترین مدّت، كه امثال حُرّ، ره صد ساله را یك شبه طی میكنند و به مقصد میرسند.
و امّا اینكه معنویت و عرفان خود امام (علیه السلام) تا چه حدّ است، امامی كه خداوند در مورد او میفرماید: «یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعی إِلى رَبِّكِ راضِیَةً مَرْضِیَّةً»(1)پیبردن به حقیقت عرفان حضرتش برای همچو منی كه هنوز اندر خم یك كوچهایم، امكانپذیر نیست.
آب دریا را اگر نتوان كشید هم به قدر تشنگی باید چشید
یكی از مهمترین منابع، برای پی بردن به عرفان و معنویت ایشان، دعای عرفة حضرت است. امام (علیه السلام) در این دعای شریف شناختی عمیق را مطرح مینماید كه بالاتر از شناخت عُقلاء است. و در عین حال، آن شناخت عُقلائی را نیز تأیید میفرمایند. آنجا كه حضرت میگویند: «تفكر من در آثار تو، مایة دروی از دیدار توست ... چگونه چیزی كه خودش از نظر هستی، نیازمند توست (آثار) میتواند دلیل بر وجودِ تو باشد. آیا چیز دیگری میتواند پدیدارتر
1) . سوره فجر، آیه 27 و 28.
از خودِ تو باشد تا او وسیلة ظهور تو گردد؟! كی نهانی تا نیازمند برهانی باشی كه بر تو دلالت كند و كی دوری تا به وسیلة آثار به تو رسند؟! (1)
در جای دیگر میفرمایند: «تویی كه انوار معرفت را در دلهای دوستانت تابیدی تا تو را شناختند و یگانه دانستند».(2)و باز میفرمایند: «تو هستی كه خودت را در هر چیزی به من شناساندی. پس من تو را آشكارا در هر چیز دیدم و تو بر هر چیزی آشكاری».(3)یعنی اگر اولیای تو، تو را شناختند به وسیلة كمك و راهنمایی تو بود و گرنه آنها قدرتِ بر شناخت تو را نداشتند.
«خدایا تو دستور مراجعة به آثار را به من دادی»(4)تا از آثار پی به وجود تو ببرم، چون خودت خواستهای كه ما از طریق آنها تو را بشناسیم و گرنه چگونه آثار میتوانند و قدرت دارند كه خالق خود را بشناسانند؟ ما همچون ماهی دریا كه به سبب غرق بودن در آب، توجّه به آب نمیكند، از شدت تجلّی انوار حقّ و غرق بودن در آن، توجّه به آن نداریم.(5)
ولی آن قدر لطف و رأفت و رحمت داری كه با وجود این حدّ از تجلّی، باز ما را به وسیلة آثار، متوجه میكنی تا هدایت یابیم. حتّی قبل از اینكه ما از تو در خواست كنیم، تو به فكر ما هستی، قبل از اینكه ما به یاد تو باشیم، تو به یاد ما هستی.(6)و حتّی همین كه مشتاق تو هستم(7)و تو آرزوی منی،(8)به این دلیل است كه تو دیگرن را از دلم
1) . «إِلَهِی تَرَدُّدِی فِی الْآثَارِ یُوجِبُ بُعْدَ الْمَزَارِ فَاجْمَعْنِی عَلَیْكَ بِخِدْمَةٍ تُوصِلُنِی إِلَیْكَ كَیْفَ یُسْتَدَلُّ عَلَیْكَ بِمَا هُوَ فِی وُجُودِهِ مُفْتَقِرٌ إِلَیْكَ أَ یَكُونُ لِغَیْرِكَ مِنَ الظُّهُورِ مَا لَیْسَ لَكَ حَتَّى یَكُونَ هُوَ الْمُظْهِرَ لَكَ مَتَى غِبْتَ حَتَّى تَحْتَاجَ إِلَى دَلِیلٍ یَدُلُّ عَلَیْكَ وَ مَتَى بَعُدْتَ حَتَّى تَكُونَ الْآثَارُ هِیَ الَّتِی تُوصِلُ إِلَیْكَ». مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی، مترجم: موسوی کلانتری دامغانی- بحارالأنوار، ج 95، ص 226.
2) . «أَنْتَ الَّذِی أَشْرَقْتَ الْأَنْوَارَ فِی قُلُوبِ أَوْلِیَائِكَ حَتَّى عَرَفُوكَ وَ وَحَّدُوكَ». همان مدرک.
3) . «أَنْتَ الَّذِی تَعَرَّفْتَ إِلَیَّ فِی كُلِّ شَیْءٍ فَرَأَیْتُكَ ظَاهِراً فِی كُلِّ شَیْ ٍوَ أَنْتَ الظَّاهِرُ لِكُلِّ شَیْءٍ». همان مدرک.
4) . «إِلَهِی أَمَرْتَ بِالرُّجُوعِ إِلَى الْآثَارِ ». همان مدرک.
5) . «كَیْفَ تَخْفَى وَ أَنْتَ الظَّاهِرُ أَمْ كَیْفَ تَغِیبُ وَ أَنْتَ الرَّقِیبُ الْحَاضِرُ» یعنی «چطور پنهانی با اینکه آشکاری یا چگونه غایبی و تو دیدهبان حاضری». همان مدرک.
6) . «أَنْتَ الذَّاكِرُ قَبْلَ الذَّاكِرِینَ وَ أَنْتَ الْبَادِی بِالْإِحْسَانِ قَبْلَ تَوَجُّهِ الْعَابِدِینَ وَ أَنْتَ الْجَوَادُ بِالْعَطَاءِ قَبْلَ طَلَبِ الطَّالِبِینَ» یعنی «تو قبل از یاد کردن ذاکرین، یاد آنها هستی. و قبل از توجه عابدان، آغاز به احسان نمودهای. و قبل از درخواست طالبان، بخشندة عطائی». همان مدرک.
7) . «إِنِّی كًنتً مِنَ الرَّاغِبِین» یعنی «من از مشتاقان تو میباشم». مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی مترجم موسوی کلانتری دامغانی - البلدالأمین، ص 256.
8) . «أَنْتَ أَمَلِی» یعنی «تو آرزوی منی». مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی مترجم موسوی کلانتری دامغانی - بحارالأنوار، ج 95، ص 226.
بر طرف ساختی كه فقط تو را بخواهم(1)و من راهی برای رسیدن به این آرزو ندارم، جز اینكه از خودت بخواهم(2)لذا تدبیر خودم را هم، چاره ساز نمیدانم.(3)
آیا معرفت و عرفانی به حق تعالی از این بالاتر وجود دارد؟
راهی دیگر كه ما را به درجة عرفان امام (علیه السلام) رهنمون میسازد، راه عملی ایشان است؛ یعنی حضرتش فقط شعار نمیدهد و در عمل، مانند بعضی عارف نماها نیست كه فقط با عزلت نشینی و یك سری سخنان زیبا، بر زبان جاری ساختن، دم از خدا و دین بزند: «كُونُوا دُعَاةً لِلنَّاسِ بِغَیْرِ أَلْسِنَتِكُم».(4)بلكه امام حسین (علیه السلام) برای آگاهی مردم و پا برجا ماندن دین خدا،(5)فقط هستی خود را فدا نكرد، كه تمام اولاد و اهل بیت و یارانش را نثار حق تعالی نمود، كه خود دربارة آنان فرمود: «همانا من اصحابی با وفاتر و بهتر از اصحاب خود نمیدانم و اهل بیتی از اهلبیت خود، نیكوتر سراغ ندارم».(6)و در آن لحظههایی هم كه خود، به كلی توانایی از بدن مباركش سلب شده بود و تیر در سینة حضرتش نشسته بود و بیاختیار روی زمین افتاد، فرمود: «رِضاً بِقَضَائِكَ وَ تَسلِیماً لِاَمرِكَ وَ لَا مَعبُودَ سِوَاكَ یَا غِیَاثَ المُستَغِیثِینَ».(7)
1) . «أَنْتَ الَّذِی أَزَلْتَ الْأَغْیَارَ عَنْ قُلُوبِ أَحِبَّائِكَ حَتَّى لَمْ یُحِبُّوا سِوَاک»یعنی «تو هستی که دیگران را از دلهای دوستانت برطرف ساختی تا غیر تو را دوست نداشته باشند». همان مدرک.
2) . «مِنْكَ أَطْلُبُ الْوُصُولَ إِلَیْكَ» یعنی «از خودت رسیدن به حضرتت را میخواهم». همان مدرک.
3) . «إِلَهِی أَغْنِنِی بِتَدْبِیرِكَ لِی عَنْ تَدْبِیرِی وَ بِاخْتِیَارِكَ عَنِ اخْتِیَارِی» یعنی «خدایا با تدبیر خودت مرا از تدبیر خودم، بینیاز کن و به اختیار توست، اختیار من». همان مدرک.
4) . امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «مردم را به دین دعوت کنید، اما نه (فقط) با زبان، با غیر زبان». منظور این است که با عمل خود، مردم را به اسلام دعوت کنید. کافی، ج 3، باب الورع، ص 124، ح 14 برگرفته از حماسه حسینی، شهید مطهری 6، ج 2، جلسه چهارم، ص 107.
5) . «اِن کَان دِینُ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله وسلم) لَم یَستَقِم اِلَّا بِقَتلِی یَا سُیُوفُ خُذِینِی» یعنی «اگر دین جدّم جز با کشته شدن من برپا نمیماند، ای شمشیرها مرا در بر گیرید». حسین پیشوای انسانها، م - اکبرزاده، ص 135.
6) . «فَإِنِّی لَا أَعْلَمُ أَصْحَاباً أَوْفَى وَ لَا خَیْراً مِنْ أَصْحَابِی وَ لَا أَهْلَ بَیْتٍ أَبَرَّ وَ أَوْصَلَ مِنْ أَهْلِ بَیْتِی». بحارالأنوار، ج 44، ص 392 - سخنان برگزیده از برگزیدگان جهان و تاریخ 14 معصوم (علیهم السلام)، سید ابراهیم میانجی، تحت عنوان: ابو عبدالله الحسین الشهید (علیه السلام)، ص 136 - برگرفته از حماسة حسینی، استاد شهید مطهری6 ، ج 3، بخش اول، تحت عنوان: دو چیزی که مایة روشنی چشم اباعبدالله (علیه السلام) بود، ، ص 61.
7) . نظیر این عبارت در قمقام زخار، ص 463 و مقتل الحسین مقرم، ص 357 ذکر شده است به نقل از حماسة حسینی، شهید مرتضی مطهری 6 ، ج 1، بخش دوم، جلسة دوم، ص 157.
واقعاً این درجه از رضایت و تسلیم برخاسته از چه عرفانی است؟!!
انبیاء محو تماشا و ملائک مبهوت شمر سرشار تمنّا و تو سرگرم حضور
این چه معرفت و عرفانی است كه باعث هدایت و شناخت انسانها در همة زمانها گردید؟ معنویت و عرفان عرفا حداكثر موجب نجات خودشان و انسانهای همعصرشان است و بعد از آنها فوقش، فقط دستور العملی از ایشان در كتابها باقی میماند، که تنها با خواندن آن و بدون راهنمایی مربّی الهی، افراد به وسیلة آن راه به جایی نخواهند برد. امّا «اِنَّ الحُسَین مِصْبَاحُ الهُدَى وَ سَفِینَةُ النَّجَاة»(1)همانطور که پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند: «همانا حسین چراغ هدایت و كشتی نجات است» و هنوز بعد از 1400 سال، نامش و یادش و ذكر مصائبش، آتش به جانها میزند و شور و عشق میآفریند و انسانها را به مقصد میرساند.
راه امام حسین (علیه السلام)، راه دل است و از راه دل و شكست و انكسار آن، انسانها را هدایت میكند و دلی كه شكست، جایگاه و تابشگاه نور حسین (علیه السلام) میشود. «فِی قُلُوبِ مَن وَالَاهُ قَبرُهُ»(2)و دوستداران حسین (علیه السلام) هر كدام به اندازة ظرفیت وجودیشان، كمالات حسین (علیه السلام) را دارا میشوند و در وجودشان صفات عالی حضرتش آشكار میگردد. عرفان عملی امام حسین (علیه السلام) فقط باعث نشد كه حُرّ، ره صد ساله را یك شبه طیكند، بلكه هنوز هم شاگردان مكتبش را یك شبه به وصال محبوب میرساند. اشخاصی امثال رسول تُركها را، آدمی قُلدر و لات و لا اُبالی كه به فسق و زورگویی شهرت داشت و مأموران كلانتریهای تهران از برخورد جدّی با او، بیم و هراس داشتند. مكتب و عشق امام حسین (علیه السلام) از چنین انسانی، عارفی ساخت كه در عشق حقّ ذوب گردید و به مرحلهای رسید كه بعد
1) . مدینه معاجز الائمه (علیهم السلام)، ج 4، ص 51 برگرفته از سید الشهدا (علیه السلام)، شهید سید عبد الحسین دستغیب 6، مجلس 19، تحت عنوان: کشتی نجات حسین (علیه السلام)، ص 224 - همچنین شبیه این حدیث در بحارالانوار، ج 36، ص 205، ح 8.
2) . زاد المعاد، ج 1، ص 510 برگرفته از سید الشهدا (علیه السلام)، شهید سید عبد الحسین دستغیب 6، مجلس 3، تحت عنوان: راه حسین (علیه السلام) راه دل است، ص 28.
از مرگش، در خواب دیدند كه حضرت زینب (سلام الله علیها) به تشییع جنازهاش آمده و فرمودند: «این جنازه متعلق به ماست، ما خودمان باید او را تشییع كنیم».(1)
حضرت ابراهیم (علیه السلام) خلیل و دوست خداست و خداوند برای امتحان او، دستور ذبح كردن اسماعیلش را داد، ولی او در عالم واقع، از انجام این عمل معاف گردید. امّا امام حسین (علیه السلام) نه تنها اسماعیلش، بلكه تمام هست و نیستش را در راه دوست و در عالم واقع، فدا نمود و قربانی كرد. خدا هم اثر كار امام حسین (علیه السلام) و محبت ایشان را در دنیا و آخرت بزرگ گرداند. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند: «اِنَّ لِلْحُسَینَ مُحَبَّةً مَكنونَةً فِی قُلُوبِ الْمُؤمِنِینَ»(2)یعنی «برای حسین (علیه السلام) در دلهای مؤمنین، دوستی نهفته است».
در صحرای محشر، عدّهای در جوار امام حسین (علیه السلام) زیر سایة عرش رحمتند و به قدری محبّت حضرتش دلشان را پُر كرده است و از همجواری با ایشان لذّت میبرند كه وقتی حوریان از بهشت، برایشان پیغام میفرستند كه ما منتظر شما هستیم، چرا نمیآیید؟ میگویند: ما لذّت مجالست و مصاحبت با امام حسین (علیه السلام) را به شما ترجیح میدهیم.(3)و همچنین خداوند باب الحسین (علیه السلام)(4)را «رحمة الواسعة» قرار داده.(5)
← همچنین در الإحتجاج على أهل اللجاج، ج 2، ص 493 و مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی، زیارت آل یس نیز آمده که امام زمان (علیه السلام) در توقیع خود به محمّد بن عبد اللَّه بن جعفر حمیرىّ فرمودند: در زیارت ما بگویید: «السَّلَامُ عَلَیْكَ أَیُّهَا الْعَلَمُ الْمَنْصُوبُ وَ الْعِلْمُ الْمَصْبُوبُ وَ الْغَوْثُ وَ الرَّحْمَةُ الْوَاسِعَةُ» یعنی « سلام بر تو باد! اى نشانة منصوب و اى علم مصبوب، و یارى و رحمت واسعه» و از آنجا که در بحار الأنوار، ج 26، ص 16 امام سجاد (علیه السلام) نیز فرمودند: «كُلُّنَا وَاحِدٌ مِنْ نُورٍ وَاحِدٍ» یعنی «همه ما یكى هستیم از یك نور واحد». بنابراین امام حسین (علیه السلام) نیز مانند تمامی ائمة معصومین (علیهم السلام)، رحمه واسعه است. اما به گفتة خود معصمومین (علیهم السلام)، باب الحسین (علیه السلام) وسیعتر و سریعتر است. چون امام رضا (علیه السلام) فرمودند: «کُلُّنا سُفُنُ النَّجاة و لَکِن سَفِینَةُ الحُسَین اَوسَع و اَسرَع» یعنی «همة ما کشتی نجاتیم امّا کشتی حسین وسیعتر و سریعتر است». بحار الانوار، ج 93، ص 294.
به قول شیخ شوشتری 6 در مقدمة1) . برگرفته از رسول تُرک آزاد شدة امام حسین (علیه السلام)، محمد حسن سیف اللهی، ص 178.
2) . سید الشهدا (علیه السلام)، شهید سید عبد الحسین دستغیب 6، مجلس 14، تحت عنوان: دوستی نهفته در دل مومن، ص 161- حماسة حسینی، شهید مرتضی مطهری 6، ج 3، بخش چهارم، تحت عنوان: یادداشت عنصر امر به معروف در نهضت حسینی، ص 247- ضمناً حدیثی شبیه به حدیث فوق نیز در روایات آمده که پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند: «إِنَّ لِلْحُسَیْنِ فِی بَوَاطِنِ الْمُؤْمِنِینَ مَعْرِفَةً مَكْتُومَة» یعنی «مؤمنین در باطن یك معرفت مخصوصى نسبت به حسین دارند». بحار الأنوار، ج 43، ص 272.
3) . امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «هُمْ حُدَّاثُ الْحُسَیْنِ (علیه السلام)- تَحْتَ الْعَرْشِ وَ فِی ظِلِّ الْعَرْشِ- لَا یَخَافُونَ سُوءَ الْحِسَابِ ُقَالُ لَهُمُ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ- فَیَأْبَوْنَ وَ یَخْتَارُونَ مَجْلِسَهُ وَ حَدِیثَهُ - وَ إِنَّ الْحُورَ لَتُرْسِلُ إِلَیْهِمْ إِنَّا قَدِ اشْتَقْنَاكُمْ - مَعَ الْوِلْدَانِ الْمُخَلَّدِینَ فَمَا یَرْفَعُونَ رُءُوسَهُمْ إِلَیْهِمْ» یعنی «آنان در زیر سایه عرش با امام حسین (علیه السلام) گفتگو میكنند و از بدى حساب خوفى ندارند. به ایشان گفته مىشود: داخل بهشت شوید، ولى نمىپذیرند، بلكه مجلس سخن گفتن با امام حسین (علیه السلام) را انتخاب مىكنند. حور العین نزد آنان فرستاده میشوند و به ایشان میگویند: ما و این غلمان بهشتى مشتاق شما میباشیم. ولى آنان براى آن سرور و كرامتى كه در مجلس امام حسین (علیه السلام) مىبینند سر بسوى حور العین بلند نمىكنند». بحار الأنوار، ج 45، ص 207، ح 13 برگرفته از سید الشهدا (علیه السلام)، شهید سید عبد الحسین دستغیب 6، مجلس 20، تحت عنوان: جوار حسین بهتر از بهشت، ص 245.
4) . خدای بزرگ از بهشت دری را به نام باب الحسین به طور مستقل به امام حسین (علیه السلام) عطا نموده که بزرگترین درهای بهشت است. برگرفته از ترجمه خصائص الحسینه، آیت الله شیخ جعفر شوشتری 6، مترجم: خلیل الله فاضلی، عنوان چهارم، بخش ششم (بهشت)، ص 90.
5) . در کامل الزیارات، جعفر بن محمد بن قولویه، مترجم: سید محمد جواد ذهنی تهرانی، باب 21، ص 205 ، ح 1 چنین آمده که امام صادق (علیه السلام) فرمود: خدا در مورد امام حسین (علیه السلام) خطاب به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود: «بُورِكَ مِنْ مَوْلُودٍ عَلَیْهِ بَرَكَاتِی وَ صَلَوَاتِی وَ رَحْمَتِی وَ رِضْوَانِی» یعنی «بركت حاصل مىشود از مولودى كه بر او بركات و رحمت و رضوان من مىباشد». همچنین طبق آیة 107 سوره انبیاء پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) «رَحْمَةً لِلْعالَمینَ» است و در الإرشاد، ج 2، ص 127 پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود: «حُسَیْنٌ مِنِّی وَ أَنَا مِنْ حُسَیْنٍ» یعنی «حسین از من است و من از حسین». پس امام حسین نیز رحمة للعالمین میباشد. برگرفته از ترجمه خصائص الحسینه، آیت الله شیخ جعفر شوشتری 6، مترجم: خلیل الله فاضلی ، عنوان چهارم، بخش اول، بند الف: الطاف خاص خداوند به امام حسین (علیه السلام)، قسمت اول، ص 75 و عنوان پنجم، حسین (علیه السلام) مظهر الطاف خاص، توضیح دوم، ص 118.←
خصائصش، حساب كه میكنیم، میبینیم در طول زندگی مثل یك تاجر ورشكسته، سرمایة عمر را بر باد دادهایم و چه رنجها بردیم. ولی در این مدّت، ایمان و عمل صالحی كه قابل قبول حضرت حق تعالی باشد، نداریم كه با خود ببریم. چرا كه از آثار ایمان، توكّل به خدا و خوف و رجا فقط نسبت به پروردگار عالم و صبر و رضا و تسلیم امر خدا بودن است. آیا از این آثار بهرهای داریم؟!! و در باب عمل هم، اخلاص شرط قبولی است. از كجا معلوم كه اعمالمان خالص بوده و موانع قبولی نداشته باشد. و همچنین شرایط شیعیان علی (علیه السلام)(1)را هم كه در خود سراغ نداریم و حتی آثار شیعه بودن نیز در سیمای ما هویدا نیست.(2)شرایط شیعه بودن زیاد است ولی باب حسین (علیه السلام) وسیعتر است. شیعة علی (علیه السلام) شدن، سخت است و خیلی باید رنج برد، امّا دوستدار و عزادار حسین (علیه السلام) بودن و گریة بر او، آسان است و شرط زیادی نمیخواهد و رقّت قلب و شكستگی دل كافی است.(3)در روایت است: «هر گاه خداوند به بندهای، اراده خیر كند، مِهر امام حسین (علیه السلام) را در دلش جا میدهد».(4)
ان شاء الله كه اگر از هر بابی از ابواب بهشت، به خاطر كوتاهیهایمان باز بمانیم، خداوند امید ما را از باب الحسین (علیه السلام) قطع نگرداند، چون این باب به قدری وسیع است كه امثال همچو منی نیز كه گنهكار و رو سیاه درگاه الهی هستم، به آن طمع دارم.
الهی جز مِهر حسین((علیه السلام)) هر آنچه باشد بدلم خون ساز و زِ راه دیدهام بیرون ساز
1) . رجوع شود به خطبة همام (متقین). حضرت در این خطبه، صفات متقین را بیان فرمودند. نهج البلاغه، مترجم: مصطفی زمانی، ص 462 تا 469.
2) . امیر المؤمنین (علیه السلام) در مورد خصوصیات چهرة شیعة واقعی فرمودند: «صُفْرُ الْوُجُوهِ مِنَ السَّهَرِ عُمْشُ الْعُیُونِ مِنَ الْبُكَاءِ حُدْبُ الظُّهُورِ مِنَ الْقِیَامِ خُمُصُ الْبُطُونِ مِنَ الصِّیَامِ ذُبُلُ الشِّفَاهِ مِنَ الدُّعَاءِ عَلَیْهِمْ غَبَرَةُ الْخَاشِعِین» یعنی «از بیداری شب صورتهایشان زرد، چشمانشان از زیادی گریه تار، پشتهایشان از ایستادن به درگاه خدا خمیده شده، شكمها به علت روزه گرفتن خالى است، لبها از بسیاری دعا خشك شده، بر ایشان رنگ خاشعان است ». بحارالأنوار، ج 74، ص 405، ح 30 برگرفته از سید الشهدا (علیه السلام)، شهید سید عبد الحسین دستغیب 6، مجلس 19، تحت عنوان: نشانه های شیعة علی را در خود نمیبینم، ص 223.
3) . برگرفته از سید الشهدا (علیه السلام)، شهید سید عبد الحسین دستغیب 6، مجلس 19، تحت عنوان: کلمات شوشتری در مقدمه خصائص، ص 220 تا 225.
4) . امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «مَنْ أَرَادَ اللَّهُ بِهِ الْخَیْرَ قَذَفَ فِی قَلْبِهِ حُبَّ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) وَ حُبَّ زِیَارَتِهِ وَ مَنْ أَرَادَ اللَّهُ بِهِ السُّوءَ قَذَفَ فِی قَلْبِهِ بُغْضَ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) وَ بُغْضَ زِیَارَتِهِ». بحارالأنوار، ج 98، ص 76، ح 28 » برگرفته از سید الشهدا(علیه السلام) ، شهید سید عبد الحسین دستغیب 6، مجلس 13، تحت عنوان: خیر بنده و آشنایی به حسین (علیه السلام)، ص 148.
دشمنان (و بعضی دوستان جاهل) مطرح میكنند كه اگر شهادت بابی است كه خدا فقط برای خاصّان از اولیا خود گشوده است و بالاترین خیری است كه بالاتر از آن خیری نیست و شهید متنعم به ارزشمندترین نعم الهی است، پس چرا این همه در شهادت امام حسین (علیه السلام) و یاران و اهل بیتش گریه و عزاداری میكنید؟!
افرادی نیز نظیر «محمد مسعود» مدعی هستند كه روش مسیحیان بر روش ما ترجیح دارد كه شهادت و فداكاری حضرت مسیح (علیه السلام) را جشن میگیرند. ولی ما شهادت امام حسین (علیه السلام) را عزادرای میكنیم. و بعد نتیجه میگیرد كه آنها شهادت را موفقیت و ما شكست میدانیم.
اینها اشتباه میكنند، چون نمیدانند که:
اوّلاً- مسیحیت كه جشن میگیرد، چون مسئله را از نظر شخصی مورد مطالعه قرار میدهد، ولی اسلام از نظر اجتماع. بله، از نظر شخصی ما هم شهادت را برای شهید، فوز و موفقیت میدانیم و قرآن کریم میفرماید: «وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلُوا فی سَبیلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ»(1)امّا اجتماع با از دست دادن امام حسین (علیه السلام) و نخبگان اطراف و یارانش، دچار چه فاجعهای شد؟! امام صادق (علیه السلام) میفرمایند: «إِذَا مَاتَ الْمُؤْمِنُ الْفَقِیهُ ثُلِمَ فِی الْإِسْلَامِ ثُلْمَةٌ لَا یَسُدُّهَا شَیْءٌ»(2)یعنی «چون مؤمن عالمی بمیرد، رخنهای در اسلام میافتد كه چیزی آن را جبران نمیكند». حال اگر این مؤمن عالم، امام معصوم باشد، جامعه از فقدان او دچار چه ضرر و خسرانی میشود؟!
ثانیاً- نصاری جشن میگیرند، چون فكر میكنند حضرت عیسی (علیه السلام) به دار زده شد و كشته شد و در همان وقت - نعوذ بالله - به جهنم رفت و سه شبانه روز در آتش ماند تا پیروانش به دوزخ نروند. و لذا هیچ مسیحی به دوزخ
نمیرود، چون یك نوع اتحادی با حضرت مسیح (علیه السلام) پیدا نمودهاند. لذا «أَبْناءُ اللَّهِ» یعنی پسران خدا و «أَحِبَّا اللَّهِ»، یعنی دوستان خدا هستند.(1)پس آنها شهادت مسیح (علیه السلام) را فدای گناهان میدانند و جشن میگیرند كه عیسی (علیه السلام) كشته شد و با كشته شدن او از زیر بار سنگین گناه در آمدیم.(2)اما مسلمان واقعی نمیتواند چنین فكری داشته باشد.(3)چون قرآن و بزرگان دین به ما آموختهاند كه هر فردی در گرو عمل خود میباشد؛ برای نمونه، ابن شهر آشوب به اسناد خود از طاوس فقیه میگوید كه به امام سجاد (علیه السلام) به هنگام مناجاتش با خدا گفتم: «ای فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) این جزع و فزع چیست؟! .... پدرت حسین بن علی (علیه السلام) است. مادرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است. جدّت رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) است. حضرت به من نگریست و گفت: طاوس! هیهات، هیهات از پدر و مادرم مگو! "خَلَقَ اللَّهُ الْجَنَّةَ لِمَنْ أَطَاعَهُ وَ أَحْسَنَ وَ لَوْ كَانَ عَبْداً حَبَشِیّاً وَ خَلَقَ النَّارَ لِمَنْ عَصَاهُ وَ لَوْ كَانَ وَلَداً قُرَشِیّاً". خدا بهشت را برای فرمانبرداران و نیكوكاران آفریده، اگر چه بندة حبشی باشد. و آتش را برای كسی كه او را نافرمانی كند، آفریده هر چند سید قریش باشد. مگر كلام خدا را نشنیدهای كه فرمود: "فَإِذا نُفِخَ فِی الصُّورِ فَلا أَنْسابَ بَیْنَهُمْ یَوْمَئِذٍ وَ لا یَتَساءَلُونَ" (4)و به خدا فردا جز عمل صالح چیزی تو را سود ندارد».(5)
همچنین قرآن و سنت و عقل نیز دلالت بر درستی عمل ما (عزاداری و گریه) دارند.
1) . «وَ قالَتِ الْیَهُودُ وَ النَّصارى نَحْنُ أَبْناءُ اللَّهِ وَ أَحِبَّاؤُهُ». سوره مائده، آیه 18.
2) . رجوع شود به تفسیرالمیزان، علامه سید محمد حسین طباطبایی 6، ج 3، ص 320، مبحث: اَلمَسِیحُ مِنَ الشُّفَعَاءِ عِندَ اللهِ وَ لَیسَ بِفَادٍ، ذیل آیه 80 سوره آل عمران و ترجمه عبد الکریم نیّری بروجردی، ج 6، ص 166، مبحث: خاتمه، فصل 5 (مسیح یكى از شفیعان نزد خدا است، نه خون بهاى گنهكاران) و تفسیر نمونه، ج 1، ص 425، مبحث: دو اصل مهم تربیتی، ذیل آیه 119 سوره بقره برگرفته از حماسة حسینی، شهید مرتضی مطهری 6، ج 3، بخش سوم، تحت عنوان: امام حسین (علیه السلام) و عیسی مسیح (علیه السلام)، ص 237.
3) . برگرفته از حماسة حسینی، شهید مرتضی مطهری 6، ج 3، بخش هفتم، تحت عنوان: یادداشت حماسة حسینی، ص 317 و سید الشهدا (علیه السلام)، شهید سید عبد الحسین دستغیب 6، مجلس 15، تحت عنوان: قیام حسین (علیه السلام) و برداشت افراد از آن، ص 162 و 163.
4) . «هنگامی که در صور دمیده شود میان آنان پیوندی نباشد و (حال) یکدیگر را نپرسند». سوره مؤمنون، آیه 101.
5) . بحارالأنوار، ج 46، ص 82، ح 75 و المناقب، ج 4، ص 15 برگرفته از زندگانی علی بن الحسین (علیه السلام)، تحت عنوان: گفتگوی طاوس یمانی با امام، ص 140.
بر حسب فطرت، هر بشر عاقلی، منعم دوست است؛ یعنی اگر كسی به او انعامی كرد، به او علاقهمند میگردد و اگر انسان رشد عقلی یافت، میفهمد كه همه چیزش از خداست. «وَ ما بِكُمْ مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنَ اللَّه»(1)لذا خدا محبوبش میگردد: «وَ الَّذینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه»(2)و مُحبّ اگر محبتش صادقانه باشد و بخواهد محبوب هم او را دوست داشته باشد و از او راضی باشد، از محبوب اطاعت میكند و مطیعش میگردد.(3)پس اگر محبوب بفرماید: «اگر مرا دوست دارید از رسولم پیروی كنید(4)و او را اسوة خود قراردهید(5)»، اطاعت میكند. لذا بدین دلیل رویة رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) سنت است و همة مسلمانان باید او را اسوة خود قرار دهند و به ایشان اقتدا كنند.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) در چندین مورد عزای امام حسین (علیه السلام) را برپا نمود و حتی مواردی كه حضرتش در خانة فاطمه (سلام الله علیها)، ام سلمه (سلام الله علیها) و عائشه و در مسجد و مجمع اصحاب عزاداری كرده است، از طریق اهل تسنن به طور متعدد روایت شده است. در كتاب «سیرتنا و سنتنا» مرحوم امینی، حدیثی را نقل كرده است كه مضمون آن چنین است: رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) در خانة ام سلمه استراحت فرموده بود. حسین (علیه السلام) آمد. ام سلمه جلوی آقازاده را گرفت و گفت: «جدّت خوابیده است». حسین (علیه السلام) اعتنا نكرد، به سمت رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) رفت و روی سینة پیغمبر نشست. ام سلمه منتظر است چه زمانی پیغمبر بر میخیزد. ناگهان صدای گریة رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) را شنید. پیش خود گمان كرد كه رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) چون حسین (علیه السلام) بیموقع آمده، ناراحت شده است. عذر خواست كه یا رسول الله من جلوی او را گرفتم اما نتوانستم او را باز دارم. رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود: ام سلمه من گریه نمیكنم كه چرا حسین آمده، گریهام برای این است كه «جَبْرَئِیلُ یُخْبِرُنِی أَنَّ هَذَا مَقْتُولٌ وَ هَذِهِ التُّرْبَةُ الَّتِی یُقْتَلُ عَلَیْهَا فَضَعِیهِ عِنْدَكِ فَإِذَا صَارَتْ
1) . سوره نحل، آیه 53.
2) . سوره بقره، آیه 165.
3) . به قول شاعر: «لوکان حُبّک صادقاً لاَطَعتَهُ اِنَّ المُحبَ لِمَن یَحِبُّ مُطیع».عربی سوم انسانی، ص 69.
4) . «قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونی یُحْبِبْكُمُ اللَّهُ». سوره آل عمران، آیه 31.
5) . «لَقَدْ كانَ لَكُمْ فی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ». سوره احزاب، آیه 21.
دَماً فَقَدْ قُتِلَ حَبِیبِی» جبرئیل گزارشهای او را برایم نقل كرد. كربلای حسینم را نشانم داد و از خاك قبرش برای من هدیه آورد. اینك در دست من است. آن را نگهدار هر وقت دیدی خون شده، بدان حسین كشته شده است.(1)لذا به حكم قِرآن مجید مسلمانان باید به رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) اقتدا نمایند و عزای امام حسین (علیه السلام) را برپا کنند. (2)
فقط رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) برای فرزندش حسین (علیه السلام) گریه نكرد، بلكه حضرت زهرا (سلام الله علیها) و ائمة معصومین (علیهم السلام) و انبیا دیگر (علیهم السلام) و اولیاء خدا و ملائك و همة موجودات عالم برای حضرتش متاثر شده و عزاداری نمودهاند.
حضرت زهرا (سلام الله علیها)
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «چون فاطمه (سلام الله علیها) به حسین (علیه السلام) باردار شد، جبرئیل نزد پیغمبر (صلی الله علیه و آله وسلم) آمد و عرض كرد: همانا فاطمه (سلام الله علیها) پسری به دنیا خواهد آورد كه امتت او را بعد از تو میكشند. (پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) این خبر را به حضرت فاطمه (سلام الله علیها) داد) و لذا چون فاطمه (سلام الله علیها) به حسین (علیه السلام) باردار شد، خوشحال نبود و چون وضع حمل نمود از زاییدنش هم خوشحال نبود ... زیرا دانست كه او كشته خواهد شد».(3)یعنی حضرتش به خاطر مصائب فرزندش و كشته شدنش محزون و غمگین بود.
همچنین از امام صادق (علیه السلام) است: «فاطمه (سلام الله علیها) را در روز قیامت در قبّهای از نور مینشانند. در این هنگام امام حسین (علیه السلام) به محشر میآید، در حالیكه سر بریدهاش را به دست میگیرد. فاطمه (سلام الله علیها) از دیدن چنین حالی
1) . بحارالأنوار، ج 44، ص 225، ح 5.
2) . برگرفته از سید الشهدا (علیه السلام)، شهید سید عبد الحسین دستغیب 6، مجلس 11، تحت عنوان: پیغمبر (صلی الله علیه و آله وسلم) و عزای حسین (علیه السلام) ، ص 111 و 112.
3) . در الكافی، ج 2، باب مولد الحسین بن علی (علیهما السلام)، ص 364، ح 3 از امام صادق (علیه السلام) روایت است که: «لَمَّا حَمَلَتْ فَاطِمَةُ (سلام الله علیها) بِالْحُسَیْنِ جَاءَ جَبْرَئِیلُ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله وسلم) فَقَالَ إِنَّ فَاطِمَةَ (سلام الله علیها) سَتَلِدُ غُلَاماً تَقْتُلُهُ أُمَّتُكَ مِنْ بَعْدِكَ فَلَمَّا حَمَلَتْ فَاطِمَةُ بِالْحُسَیْنِ (سلام الله علیها) كَرِهَتْ حَمْلَهُ وَ حِینَ وَضَعَتْهُ كَرِهَتْ وَضْعَهُ ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (سلام الله علیها) لَمْ تُرَ فِی الدُّنْیَا أُمٌّ تَلِدُ غُلَاماً تَكْرَهُهُ وَ لَكِنَّهَا كَرِهَتْهُ لِمَا عَلِمَتْ أَنَّهُ سَیُقْتَلُ». البته در روایت بعدی، امام صادق (علیه السلام) بعد از اینکه بیان میکند پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) به حضرت فاطمه (سلام الله علیها) خبر کشته شدن فرزندش را داد، میفرماید: «أَنَّ اللَّهَ قَدْ جَعَلَ فِی ذُرِّیَّتِهِ الْإِمَامَةَ وَ الْوَلَایَةَ وَ الْوَصِیَّةَ فَأَرْسَلَتْ إِلَیْهِ أَنِّی قَدْ رَضِیتُ» یعنی «پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) به حضرت فاطمه (سلام الله علیها) فرمود: خدا امامت و ولایت و وصیت را در ذریة او قرار داده. حضرت فاطمه (سلام الله علیها) هم فرمود: كه من راضى گشتم». الكافی، ج 2، ص 365، ح 4.
صیحه میكشد و میافتد و تمام پیامبران و خلایق دیگر، از دیدن چنین وضعی به گریه میافتند. سپس قاتلان امام حسین (علیه السلام) حاضر شده و محاكمه میگردند و آنگاه به كیفر شدیدی میرسند».(1)
ائمه اطهار (علیهم السلام) همگی به زنده نگه داشتن و احیای خاطرة عاشورا توصیه و تأكید نموده و خود نیز عامل به این سنت پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) بودهاند، از جمله:
از ابن عباس روایت شده كه در ذیقار خدمت امیرالمومنین (علیه السلام) رسیدم. صحیفهای بیرون آورد، به خط خود و املای پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) و برای من از آن برای من خواند. در آن صحیفه، مقتل امام حسین (علیه السلام) بود و آن كه چگونه كشته میشود و چه كسی او را میكشد و چه كسی او را یاری میكند و چه كسی با او شهید میشود. پس آن حضرت گریة سختی كرد و مرا به گریه آورد».(2)
همچنین نقل شده: روزی امیرالمومنین (علیه السلام) عباس (علیه السلام) را كه كودكی خردسال بود، در آغوش گرفت و در حالیكه بر اثر شدت ناراحتی قطره های اشك از دیدگانش میریخت، بازوهای عباس (علیه السلام) را بوسید. ام البنین (سلام الله علیها) كه آن صحنه را دید، نگران شد و از علی (علیه السلام) پرسید: «چرا گریه میكنی؟» حضرت فرمودند: «دستهای این كودك را دیدم و آنچه را كه در آینده به آنها میرسد به خاطر آوردم. از این رو متاثر شدم». ام البنین (سلام الله علیها) با اضطراب پرسید: مگر دستهای او چه میشوند؟ علی (علیه السلام) فرمود: قطع میشوند. سپس با اندوه دردناكی چند بار فرمود: «مگر با یزید چه كردهام؟!» ام البنین (سلام الله علیها) كه با شنیدن این سخن، اشك اندوه میریخت، پرسید: «چرا دستهای
1) . «إِذَا كَانَ یَوْمُ الْقِیَامَةِ نُصِبَ لِفَاطِمَةَ (سلام الله علیها) قُبَّةٌ مِنْ نُورٍ وَ أَقْبَلَ الْحُسَیْنُ (علیه السلام) رَأْسُهُ عَلَى یَدِهِ- فَإِذَا رَأَتْهُ شَهَقَتْ شَهْقَةً لَا یَبْقَى فِی الْجَمْعِ مَلَكٌ مُقَرَّبٌ وَ لَا نَبِیٌّ مُرْسَلٌ- وَ لَا عَبْدٌ مُؤْمِنٌ إِلَّا بَكَى لَهَا .... ». ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 216 برگرفته از تحلیل سیرة فاطمة زهرا (سلام الله علیها)، علی اکبر بابازاده، ص 268.
2) . مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی، اعمال روز عاشورا، ص 477- همچنین ابن عباس میگوید: «كُنْتُ مَعَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) فِی خَرْجَتِهِ إِلَى صِفِّینَ فَلَمَّا نَزَلَ بِنَیْنَوَى وَ هُوَ شَطُّ الْفُرَاتِ قَالَ بِأَعْلَى صَوْتِهِ یَا ابْنَ عَبَّاسٍ أَ تَعْرِفُ هَذَا الْمَوْضِعَ قَالَ قُلْتُ مَا أَعْرِفُهُ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ فَقَالَ لَوْ عَرَفْتَهُ كَمَعْرِفَتِی لَمْ تَكُنْ تَجُوزُهُ حَتَّى تَبْكِیَ كَبُكَائِی قَالَ فَبَكَى طَوِیلًا حَتَّى اخْضَلَّتْ لِحْیَتُهُ وَ سَالَتِ الدُّمُوعُ عَلَى صَدْرِهِ وَ بَكَیْنَا مَعَه» یعنی«من در سفر امیر المؤمنین (علیه السلام) به صفّین همراه او بودم و چون به نینوا كه بر كنار شطّ فرات است فرود آمد به آواز بلند فرمود: اى ابن عبّاس! آیا اینجا را مىشناسى؟ گفتم: اى امیر المؤمنین نمىشناسم، فرمود: اگر مثل من آن را مىشناختى از آن عبور نمىكردى، تا آنكه مثل من سرشك از دیده مىباریدى. ابن عباس میگوید: آنگاه گریست و اشك از دیدگان بر محاسن و از محاسن بر روى سینهاش جارى شد و ما هم به همراه او مىگریستیم». كمال الدین و تمام النعمة، ج2، ص 532 و 534، ح 1.
عباس قطع میشوند؟» حضرت ماجرای كربلا را برایش شرح داد. ام البنین (سلام الله علیها) به سبب آن مصائب جانگدازی كه به خاندان نبوت وارد میشود منقلب شده و سخت گریست و سپس با نیروی صبر و شكر خود را آرام نمود و خدا را به علت اینكه فرزندش فدای امام حسین (علیه السلام) میگردد، سپاسگزاری نمود.(1)
امام سجاد (علیه السلام) علاوه بر اینکه خود برای قضایای کربلا بسیار گریه میکرد،(2)از كسانی نیز بود كه بعد از شهادت پدر گرامیاش بارها منبر رفته و مصیبت پدرش را بازگو كرده و مردم را به گریه درآورده است. روزی در حضور یزید - لعنت الله علیه - به منبر رفت و فرمود: «"من پسر آنم كه تشنه جان داد و تن او به خاك كربلا افتاد. عمامه و ردای او را ربودند، در حالیكه فرشتگان آسمان در گریه بودند. جنیّان در زمین و پرندگان در هوا، سیلاب از دیده گشودند. من پسر آنم كه سرش را به نیزه نشاندند و زنان او را از عراق به شام به اسیری بردند .... یزید! محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) جدّ توست یا جدّ من؟ اگر گویی جدّ توست، دروغ گفتهای و اگر گویی جدّ من است، چرا پدرم را كشتی و زنان او را اسیر گرفتی؟ سپس فرمود: مردم! آیا میان شما كسی هست كه پدر و جدش رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) باشد؟!" و به یكبار شیون از مردم برخاست».(3)
برگرفته از زندگانی علی بن الحسین (علیه السلام)، سید جعفر شهیدی، ص 75.
امام صادق (علیه السلام) علاوه بر اینکه خود بر امام حسین گریه میکردند،(4)گریه کنندگان بر امام حسین (علیه السلام) را نیز بسیار دعا نمودهاند. معاویه بن وهب میگوید به خانة امام صادق (علیه السلام) رفتم. حضرت در سجده بود و دعا میكرد تا رسید به اینجا كه فرمود: «فَارْحَمْ تِلْكَ الْوُجُوهَ الَّتِی قَدْ غَیَّرَتْهَا الشَّمْسُ وَ ارْحَمْ تِلْكَ الْخُدُودَ الَّتِی
1) . برگرفته از پرچمدار نینوا، محمد محمد اشتهاردی، فصل اول، تحت عنوان: بوسیدن دست های عباس (علیه السلام) و گریة جانسوز حضرت علی (علیه السلام)، ص 36 و 37 به نقل از العباس بن علی (علیه السلام)، باقر شریف قرشی، طبق نقل کتاب چهرة درخشان قمر بنی هاشم (علیه السلام)، ج 1، ص 140 و 141.
2) . امام سجاد (علیه السلام) در مورد قضیه کربلا فرمودند: «فَخَنَقَتْنِیَ الْعَبْرَةُ » یعنی «گریه راه گلوى مرا مسدود نمود». بحار الأنوار، ج 45، ص 2 برگرفته از زندگانی علی بن الحسین (علیه السلام)، سید جعفر شهیدی، ص 50.
3) . «أنا ابن العطشان حتى قضى أنا ابن طریح كربلاء أنا ابن مسلوب العمامة و الرداء أنا ابن من بكت علیه ملائكة السماء أنا ابن من ناحت علیه الجن فی الأرض و الطیر فی الهواء أنا ابن من رأسه على السنان یهدى أنا ابن من حرمه من العراق إلى الشام .... یا یزید هذا جدی أو جدك فإن قلت جدك فقد كذبت و إن قلت جدی فلم قتلت أبی و سبیت حرمه و سبیتنی ثم قال معاشر الناس هل فیكم من أبوه و جده رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم)؟! فعلت الأصوات بالبكاء». المناقب، ج 4 ، ص 168.
4) . دادود رقّی میگوید در محضر امام صادق (علیه السلام) بودم و دیدم که «فَلَمَّا شَرِبَهُ رَأَیْتُهُ قَدِ اسْتَعْبَرَ وَ اغْرَوْرَقَتْ عَیْنَاهُ بِدُمُوعِه» یعنی «زمانی که آب نوشیدن در ایشان حالت گریه پیدا شد و دو چشم آن حضرت غرق اشک شد». برگرفته از کامل الزیارات، جعفر بن محمد بن قولویه، مترجم: سید محمد جواد ذهنی تهرانی، باب 34، ص 347، ح 1.
تَقَلَّبَتْ عَلَى حُفْرَةِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع وَ ارْحَمْ تِلْكَ الْأَعْیُنَ الَّتِی جَرَتْ دُمُوعُهَا رَحْمَةً لَنَا وَ ارْحَمْ تِلْكَ الْقُلُوبَ الَّتِی جَزِعَتْ وَ احْتَرَقَتْ لَنَا وَ ارْحَمِ الصَّرْخَةَ الَّتِی كَانَتْ لَنَا اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْتَوْدِعُكَ تِلْكَ الْأَنْفُسَ وَ تِلْكَ الْأَبْدَانَ حَتَّى نُوَافِیَهُمْ عَلَى الْحَوْضِ یَوْمَ الْعَطَشِ» یعنی «خدایا رحم كن به صورتهایی كه آفتاب آن را دگرگون كرده تا خودش را به قبر حسین (علیه السلام) برساند. خدایا رحم كن به اشكهای چشمی كه در عزای حسین (علیه السلام) ریخته میشود. خدایا رحم بفرما به نالهها و صرخههایی كه در مصیبت حسین (علیه السلام) بلند میشود. خدایا من آنان را به تو میسپارم تا بر ما نزد حوض كوثر وارد شوند».(1)
امام کاظم (علیه السلام) نیز در مصیبت جدّ بزرگوار خود محزون میشد و گریه میکرد. امام رضا (علیه السلام) میفرماید: «چون ماه محرم داخل میشد، پدر مرا (امام كاظم (علیه السلام)) كسی خندان نمیدید و اندوه و حزن پیوسته بر او غالب میشد تا روز دهم، چون روز عاشورا میشد، آن روز، روز مصیبت و حزن و گریة او بود و میفرمود: امروز روزی است كه حسین (علیه السلام) شهید شده است».(2)
امام رضا (علیه السلام) نیز در مصیبت امام حسین اشک می ریخت(3)و میفرمود: «هر كه روز عاشورا، روز مصیبت و اندوه و گریة او باشد، حق تعالی روز قیامت را روز فرح و سرور و شادی او گرداند و دیدهاش را در بهشت به ما روشن گرداند».(4)
1) . الكافی، ج 4، ص 582، ح 11 برگرفته از سید الشهدا (علیه السلام)، شهید سید عبد الحسین دستغیب 6، مجلس 17، تحت عنوان: دعای حضرت صادق (علیه السلام) در سجده، ص 197.
2) . «إذا دخل شهر المحرّم لا یرى ضاحكا و كانت كائبة تغلب علیه حتّى یمضى منه عشرة أیّام فإذا كان یوم العاشر كان ذلك الیوم یوم مصیبته و حزنه و بكائه، و یقول هذا الیوم الّذی قتل فیه الحسین (علیه السلام)». مسند الإمام الرضا (علیه السلام)، ج2، ص 27، ح 30 برگرفته از مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی، مترجم: موسوی کلانتری دامغانی، اعمال روز عاشورا، ص 472.
3) . در همان حدیث قبل حضرت میفرماید: «إنّ یوم الحسین أقرح جفوننا و أسبل دموعنا، و أذّل عزیزنا یا أرض كربلا أورثتنا الكرب و البلاء إلى یوم القیمة فلیبك الباكون» یعنی «روز حسین (علیه السلام) دیدگان ما را زخم كرد و اشكهاى ما را جارى ساخت و عزیزان ما را خوار نمود، اى زمین كربلا براى ما محنت و غم و بلا باقى گذاشتى، و تا روز قیامت باید گریهكنندگان بگریند» و همچنین ایشان مصیبت امام حسین (علیه السلام) را برای دیگران نیز بازگو مینمود و به آنها توصیه میکرد که بر امام حسین (علیه السلام) گریه کنند «یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ كُنْتَ بَاكِیاً لِشَیْءٍ فَابْكِ لِلْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ (علیه السلام) فَإِنَّهُ ذُبِحَ كَمَا یُذْبَحُ الْكَبْشُ وَ قُتِلَ مَعَهُ مِنْ أَهْلِ بَیْتِهِ ثَمَانِیَةَ عَشَرَ رَجُلًا مَا لَهُمْ فِی الْأَرْضِ شَبِیهُونَ وَ لَقَدْ بَكَتِ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَ الْأَرَضُونَ لِقَتْلِهِ إِلَى أَنْ قَالَ یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ بَكَیْتَ عَلَى الْحُسَیْنِ (علیه السلام) حَتَّى تَصِیرَ دُمُوعُكَ عَلَى خَدَّیْكَ غَفَرَ اللَّهُ لَكَ كُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتَهُ صَغِیراً كَانَ أَوْ كَبِیراً قَلِیلًا كَانَ أَوْ كَثِیراً» یعنی « اى فرزند شبیب اگر مىخواهى بر كسى گریه كنى بر حسین بن على (علیه السلام) گریه كن كه او را مانند گوسفند سر بریدند، و هیجده نفر از خاندان او را كه مانند آنها در زمین نبود با وى كشته شدند، آسمان و زمین براى كشته شدن او گریه كردند. اى فرزند شبیب اگر گریه كنى بر حسین بن على (علیه السلام) گریه كن تا اشكهایت بر گونههایت جارى شود، خداوند همه گناهان تو را مىآمرزد، بزرگ باشد یا كوچك، اندک باشد یا زیاد». وسائلالشیعة، ج 14، ص50 ، ح 19694.
4) . «مَنْ كَانَ یَوْمُ عَاشُورَاءَ یَوْمَ مُصِیبَتِهِ وَ حُزْنِهِ وَ بُكَائِهِ جَعَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ یَوْمَ الْقِیَامَةِ یَوْمَ فَرَحِهِ وَ سُرُورِهِ وَ قَرَّتْ بِنَا فِی الْجِنَانِ عَیْنُهُ». عیون أخبار الرضا (علیه السلام)، ج1، ص 299 برگرفته از مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی، مترجم: موسوی کلانتری دامغانی، اعمال روز عاشورا، ص 478.
از قول علما و بزرگان بارها نقل شده كه امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف را زیارت كردهاند كه در مجالس روضه و عزاداری شركت نموده و بر مصائب جدّ بزرگوارش گریه كرده است.(1)و همچنین خود حضرتش در زیارت ناحیة مقدسه مصائب سید الشهدا (علیه السلام) را ذكر كردهاند و فرمودهاند: «سلام میكنم بر تو، سلام كسی كه قلبش از مصیبت تو جریحه دار است و اشكش در یاد تو ریزان است. سلام كسی كه آه و نالهاش در فاجعة تو بلند است».(2)
ضمناً در كافى، ج 5، ص 117، ح 1 و وسائلالشیعة، ج 17، ص 125، ح 22156 و بحار الأنوار، ج 46، ص 220، ح 25 چنین روایت شده که امام باقر (علیه السلام) به فرزند خود، امام صادق (علیه السلام) وصیت نمود: « أَوْقِفْ لِی مِنْ مَالِی كَذَا وَ كَذَا- لِنَوَادِبَ تَنْدُبُنِی عَشْرَ سِنِینَ بِمِنًى أَیَّامَ مِنًى » یعنی « از مالم فلان مبلغ را وقف كن تا نوحهسرایان در ایام حج در منى برایم نوحهسرائى كنند». که از این روایت میتوان دریافت، به طور کلی عزادارای برای ائمه طاهرین (علیهم السلام) امری ممدوح و پسندیده است.
وقتی حضرت آدم (علیه السلام) خواست كه توبهاش پذیرفته شود به خمسة طیبه تمسّك جست و به دشمنانشان لعنت كرد، هنگامیكه جبرئیل برایش از مصیبت حسین (علیه السلام) خواند، جبرئیل و حضرت آدم مثل زن جوان مرده گریستند.(3)
هنگامیكه حضرت ابراهیم (علیه السلام) از كشتن حضرت اسماعیل (علیه السلام) معاف شد، در این فكر بود كه ای كاش پسرم كشته شده بود و دلم به درد آمده بود تا بیشتر محبت بروز میدادم. خدای متعال به حضرت ابراهیم
1) . رجوع شود به کرامات الحسینیه، شیخ علی میرخلف زاده، ج 2، ص 174و 178و 191.
2) . «سَلَامَ مَنْ قَلْبُهُ بِمُصَابِكَ مَقْرُوحٌ وَ دَمْعُهُ عِنْدَ ذِكْرِكَ مَسْفُوحٌ سَلَامَ الْمَفْجُوعِ الْمَحْزُونِ الْوَالِهِ الْمِسْكِینِ». بحارالأنوار، ج 98، ص 238 و ص 320، ح 8.
3) . «فَلَقَّنَهُ جَبْرَئِیلُ قُلْ یَا حَمِیدُ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ یَا عَالِی بِحَقِّ عَلِیٍّ یَا فَاطِرُ بِحَقِّ فَاطِمَةَ یَا مُحْسِنُ بِحَقِّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ وَ مِنْكَ الْإِحْسَانُ فَلَمَّا ذَكَرَ الْحُسَیْنَ سَالَتْ دُمُوعُهُ وَ انْخَشَعَ قَلْبُهُ وَ قَالَ یَا أَخِی جَبْرَئِیلُ فِی ذِكْرِ الْخَامِسِ یَنْكَسِرُ قَلْبِی وَ تَسِیلُ عَبْرَتِی قَالَ جَبْرَئِیلُ ...... یُقْتَلُ عَطْشَاناً [عَطْشَانَ] غَرِیباً وَحِیداً فَرِیداً لَیْسَ لَهُ نَاصِرٌ وَ لَا مُعِینٌ وَ لَوْ تَرَاهُ یَا آدَمُ وَ هُوَ یَقُولُ وَا عَطَشَاهْ وَا قِلَّةَ نَاصِرَاهْ حَتَّى یَحُولَ الْعَطَشُ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ السَّمَاءِ كَالدُّخَانِ فَلَمْ یُجِبْهُ أَحَدٌ إِلَّا بِالسُّیُوفِ وَ شُرْبِ الْحُتُوفِ فَیُذْبَحُ ذَبْحَ الشَّاةِ مِنْ قَفَاهُ وَ یَنْهَبُ رَحْلَهُ أَعْدَاؤُهُ وَ تُشْهَرُ رُءُوسُهُمْ هُوَ وَ أَنْصَارُهُ فِی الْبُلْدَانِ وَ مَعَهُمُ النِّسْوَانُ كَذَلِكَ سَبَقَ فِی عِلْمِ الْوَاحِدِ الْمَنَّانِ فَبَكَى آدَمُ وَ جَبْرَئِیلُ بُكَاءَ الثَّكْلَى» یعنی «جبرئیل (علیه السلام) به حضرت آدم (علیه السلام) تعلیم داد تا فرمود: "یا حمید بحق محمد، یا عالى بحق على، یا فاطر بحق فاطمه، یا محسن بحق الحسن و الحسین و منك الاحسان" هنگامى كه نام حسین (علیه السلام) را ذكر نمود اشكهایش جارى و قلب مباركش شكست. آنگاه به جبرئیل گفت: چرا وقتى نام پنجمى ایشان را ذكر میكنم قلبم میشكند و اشكم جارى مىشود!؟ .... جبرئیل گفت: حسین (علیه السلام) در حالى شهید مىشود كه عطشان، غریب، تنها، بىیاور و بىمعین خواهد بود. اى آدم! اگر تو او را میدیدى، میشنیدى كه میگفت: آه از عطش! آه از بىیاورى! كار تشنگى آن حضرت به جائى میرسد كه آسمان به نظرش مثل دود خواهد آمد. كسى جوابش را نمیگوید مگر با شمشیر، تا اینكه جرعة مرگ را بیاشامد. آن حضرت را نظیر گوسفند از قفا سر مىبرند، خیمههایش را به یغما میبرند، سر مبارك وى و یارانش را در شهرها میگردانند، زن و بچههایش را به اسیرى خواهند برد. در علم خدا این طور سبقت یافته است. سپس حضرت آدم (علیه السلام) و جبرئیل (علیه السلام) نظیر زن جوان مرده گریان شدند». بحارالأنوار، ج 44، ص 245، ح 44 برگرفته از سید الشهدا (علیه السلام)، شهید سید عبد الحسین دستغیب 6، مجلس 12، تحت عنوان: لعن کردن آدم و نوح (علیهما السلام) به قاتلین راه حسین (علیه السلام)، ص 132.
(علیه السلام) وحی نمود که: «بدان جماعتی از امت پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله وسلم) جمع میشوند و در زمینی به نام كربلا آب را بر فرزندش میبندند. آنگاه با لب تشنه او و فرزندانش را میكشند». این روضه دل ابراهیم خلیل (علیه السلام) را آتش
زد. به قسمی كه سختتر از كشته شدن پسرش دلش به درد آمد و شروع به گریه کرد.(1)
همچنین امام صادق (علیه السلام) راجع به قول خداوند عزوجل «فَنَظَرَ نَظْرَةً فِی النُّجُومِ فَقالَ إِنِّی سَقیمٌ»(2)فرمود: «ابراهیم (علیه السلام) [از اوضاع كواكب] فهمید، آنچه را كه به حسین (علیه السلام) وارد میشود، سپس گفت: من بیمارم از آنچه به حسین (علیه السلام) وارد میشود».(3)
روایت شده كه چون حضرت موسی (علیه السلام) مأمور شد به ملاقات جناب خضر (علیه السلام) و تعلم از او، اول چیزی كه در وقت ملاقات بین ایشان مذاكره شد، آن بود كه آن عالم (حضرت خضر علیه السلام)، حدیث نمود برای حضرت موسی (علیه السلام) مصائب و بلاهایی را كه بر آل محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) وارد میشود. پس هر دوی ایشان سخت گریستند.(4)
همچنین راجع به حضرت عیسی و نوح (علیهما السلام) و سایر پیغمبران (علیهم السلام) نیز كم و بیش روایاتی رسیده است.(5)
همچنین پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند: جبرئیل برای ساختن کشتی حضرت نوح، یك صد و بیست و نه هزار میخ به حضرت نوح (علیه السلام) داد که پنج میخ از آن به نام پنج تن آل عبا بود . جبرئیل در مورد هر یک از آن پنج میخ، به حضرت نوح (علیه السلام) توضیحاتی داد و در هنگام توضیح مربوط به میخ پنجم « فَذَكَرَ قِصَّةَ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) وَ مَا تَعْمَلُ الْأُمَّةُ بِهِ- فَلَعَنَ اللَّهُ قَاتِلَهُ وَ ظَالِمَهُ وَ خَاذِلَه » جریان شهید شدن امام حسین (علیه السلام) را براى نوح (علیه السلام) شرح داد. حضرت نوح (علیه السلام) پس از شنیدن این جریان كشندگان و ظلمكنندگان بر حسین (علیه السلام) و افرادى كه آن حضرت را واگذار نمودند، لعنت كرد». بحار الأنوار، ج 44، ص 230، ح 12.
برگرفته از سید الشهدا (علیه السلام)، شهید سید عبد الحسین دستغیب 6، مجلس12، تحت عنوان: لعن کردن آدم و نوح به قاتلین حسین (علیه السلام)، ص 132.
1) . امام رضا (علیه السلام) فرمودند:«لَمَّا أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِبْرَاهِیمَ أَنْ یَذْبَحَ مَكَانَ ابْنِهِ إِسْمَاعِیلَ الْكَبْشَ الَّذِی أَنْزَلَهُ عَلَیْهِ تَمَنَّى إِبْرَاهِیمُ أَنْ یَكُونَ قَدْ ذَبَحَ ابْنَهُ إِسْمَاعِیلَ بِیَدِهِ وَ أَنَّهُ لَمْ یُؤْمَرْ بِذَبْحِ الْكَبْشِ مَكَانَهُ لِیَرْجِعَ إِلَى قَلْبِهِ مَا یَرْجِعُ إِلَى قَلْبِ الْوَالِدِ الَّذِی یَذْبَحُ أَعَزَّ وُلْدِهِ عَلَیْهِ بِیَدِهِ .... قَالَ یَا إِبْرَاهِیمُ فَإِنَّ طَائِفَةً تَزْعُمُ أَنَّهَا مِنْ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ سَتَقْتُلُ الْحُسَیْنَ ابْنَهُ مِنْ بَعْدِهِ ظُلْماً وَ عُدْوَاناً كَمَا یُذْبَحُ الْكَبْشُ وَ یَسْتَوْجِبُونَ بِذَلِكَ سَخَطِی فَجَزِعَ إِبْرَاهِیمُ لِذَلِكَ وَ تَوَجَّعَ قَلْبُهُ وَ أَقْبَلَ یَبْكِی». بحارالأنوار، ج 12، ص 125 و 126 برگرفته از سید الشهدا (علیه السلام)، شهید سید عبد الحسین دستغیب 6، مجلس 13، تحت عنوان: ابراهیم خلیل (علیه السلام)، نمونة دوست خدا، ص 146.
2) . «ابراهیم نگاهی به ستارگان كرد و گفت من بیمارم». سوره صافات آیه 88 و 89.
3) . «إِنِّی سَقِیمٌ قَالَ حَسَبَ فَرَأَى مَا یَحُلُّ بِالْحُسَیْنِ (علیه السلام) فَقَالَ إِنِّی سَقِیمٌ لِمَا یَحُلُّ بِالْحُسَیْنِ (علیه السلام)». الكافی، ج 1، ص 465، ح 5.
4) . «حَدَّثَهُ الْعَالِمُ بِمَا یُصِیبُ آلَ مُحَمَّدٍ مِنَ الْبَلَاءِ- وَ كَیْدِ الْأَعْدَاءِ حَتَّى اشْتَدَّ بُكَاؤُهُمَا». تفسیر القمی، ج 2، ص 38 و مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی، مترجم: موسوی کلانتری دامغانی، اعمال روز عاشورا، ص 477.
5) . «أَنَّ عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ (علیه السلام) مَرَّ بِأَرْضِ كَرْبَلَاءَ فَرَأَى عِدَّةً مِنَ الظِّبَاءِ هُنَاكَ مُجْتَمِعَةً فَأَقْبَلَتْ إِلَیْهِ وَ هِیَ تَبْكِی وَ أَنَّهُ جَلَسَ وَ جَلَسَ الْحَوَارِیُّونَ فَبَكَى وَ بَكَى الْحَوَارِیُّونَ وَ هُمْ لَا یَدْرُونَ لِمَ جَلَسَ وَ لِمَ بَكَى فَقَالُوا یَا رُوحَ اللَّهِ وَ كَلِمَتَهُ مَا یُبْكِیكَ قَالَ أَ تَعْلَمُونَ أَیُّ أَرْضٍ هَذِهِ قَالُوا لَا قَالَ هَذِهِ أَرْضٌ یُقْتَلُ فِیهَا فَرْخُ الرَّسُولِ أَحْمَدُ وَ فَرْخُ الْحُرَّةِ الطَّاهِرَةِ الْبَتُولِ شَبِیهَةِ أُمِّی وَ یُلْحَدُ فِیهَا هِیَ أَطْیَبُ مِنَ الْمِسْكِ لِأَنَّهَا طِینَةُ الْفَرْخِ الْمُسْتَشْهَد» یعنی « عیسى بن مریم به سرزمین كربلا مىگذشت و آنجا آهوانى را دید كه مجتمع شدهاند آنها گریان به نزد او آمدند، عیسى نشست و حواریّون نیز نشستند و او گریست و حواریّون نیز گریستند در حالى كه نمىدانستند كه چرا عیسى نشسته و چرا گریه مىكند؟ آنها گفتند: اى روح خدا و اى كلمة اللَّه! براى چه گریه مىكنید؟ گفت: آیا مىدانید كه این چه سرزمینى است؟ گفتند: نه، گفت: این سرزمینى است كه نونهال احمد رسول و نونهال حرّه طاهره یعنى بتول كه شبیه مادرم مریم است در اینجا كشته مىشود و در تربتى كه به واسطه طینت آن نونهال شهید از مشك خوشبوتر دفن مىشود». كمال الدین و تمام النعمة، ج 2، ص 531 و 534.
ضمناً در حدیثی كه در مبحث حضرت زهرا (سلام الله علیها) بیان گردید نیز، از نظر گذشت كه در قیامت تمام پیامبران (علیهم السلام) از دیدن منظرة حضور سیدالشهدا (علیه السلام) در صحرای محشر، به گریه میافتند.(1)
علاوه بر فرمایش امام سجاد (علیه السلام) در مقابل یزید كه از نظر گذشت،(2)در زیارت ناحیه مقدسه نیز میخوانیم: «السَّلَامُ عَلَى مَنْ بَكَتْهُ مَلَائِكَةُ السَّمَاءِ» یعنی «سلام بر کسی که ملائکة آسمان بر او گریستند».(3)
همچنین امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ وَكَّلَ بِالْحُسَیْنِ (علیه السلام) مَلَكاً فِی أَرْبَعَةِ آلَافِ مَلَكٍ یَبْكُونَهُ وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِزُوَّارِهِ وَ یَدْعُونَ اللَّهَ لَهُمْ»(4)یعنی «خداوند متعال فرشتهای را در میان چهار هزار فرشتة دیگر بر حسین (علیه السلام) موکل قرار داد، این فرشتگان جملگی بر آن حضرت گریسته و برای زائران آن جناب طلب آمرزش کرده و دعا مینمایند».
در این باره مطلب بسیار فراوان است، خصوصاً مربوط به حضرت زینب و دختران امام حسین (علیه السلام) حضرت رقیه و سكینه و فاطمه و حضرت كلثوم و ... سلام الله علیهن اجمعین كه به همراه دیگر اسرای كربلا بودهاند.(5)و یا حضرت
1) . «لَا یَبْقَى فِی الْجَمْعِ مَلَكٌ مُقَرَّبٌ وَ لَا نَبِیٌّ مُرْسَلٌ- وَ لَا عَبْدٌ مُؤْمِنٌ إِلَّا بَكَى لَهَا .... ». ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 216.
2) . «أنا ابن من بكت علیه ملائكة السماء». المناقب، ج 4 ، ص 168.
3) . بحارالانوار، ج 98 ص 318، ح 8.
4) . کامل الزیارات، جعفر بن محمد بن قولویه، مترجم: سید محمد جواد ذهنی تهرانی، باب 27، ص 275، ح 15و مستدركالوسائل، ج 10، ص 244، ح 2. همچنین امام صادق (علیه السلام) فرمودند: « فَإِنَّ أَرْبَعَةَ آلَافِ مَلَكٍ یَبْكُونَ [یَبْكُونَهُ] عِنْدَ قَبْرِهِ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ» یعنی «چهار هزار فرشته تا روز قیامت بر سر قبر آنجناب (امام حسین (علیه السلام)) حاضر بوده و بر آن حضرت میگریند». کامل الزیارات، جعفر بن محمد بن قولویه، مترجم: سید محمد جواد ذهنی تهرانی، باب 27، ص 264، ح 1.
5) . نقش زنان در تاریخ عاشورا، دکتر علی قائمی، ص 100- حماسه حسینی، شهید مرتضی مطهری 6، ج 1، ص 8 و 62 و 176 و 258 و 333- فاطمه دختر امام حسین (علیه السلام)، علی محمد علی دخیّل، ترجمه صادق آئینهوند، ص 9.
ام البنین (سلام الله علیها) كه در احادیث مربوط به مبحث حضرت علی (علیه السلام) ذكر گردید.(1)
لذا برای نمونه از جناب میثم تمار 6 فقط مطلبی ذكر میگردد.
شیخ صدوق از جبلة مكیّه نقل كرده كه شنیدم از میثم تمار كه فرمود: «و الله میكشند این امت پسر پیغمبر خود را در محرم، در روز دهم و هر آینه دشمنان حق سبحانه و تعالی این روز را روز بركت قرار میدهند. و همانا این كار شدنی است و در علم خدای تعالی پیشی گرفته است و من میدانم آن را به وسیلة عهدی از مولایم امیرالمؤمنین (علیه السلام)، ..... پس میثم گریست».(2)
جنها نیز برای حضرتش عزاداری كرده و میكنند.(3)و به طور مکرر از موثقین نقل شده که در عاشورای ابا عبدالله الحسین (علیه السلام)، آثار حزن و اندوه را حتی از حیوانات(4)و جمادات،(5)نیز به چشم مشاهده کردهاند، از جمله نقل شده
1) . همچنین وقتی بشیر خبر شهادت چهار فرزند ام البنین (سلام الله علیها) را به او داد، گفت: رگهای قلبم بریده شد. فرزندانم و هر آنچه در زیر آسمان کبود است همگی فدای ابی عبدالله الحسین (علیه السلام) باد از حسین برایم خبر بده. تنقیح المقال، ج 3، ص 70 همچنین ام البنین (سلام الله علیها) مجلس سوگواری و مصیبت در خانهاش برپا کرد و زنان بنی هاشم در آنجا گرد میآمدند و برحسین (علیه السلام) و خاندانش گریه میکردند. ریاض الاحزان، ص 60 برگرفته از ام البنین (سلام الله علیها) نماد از خود گذشتگی، محمد رضا عبدالامیر انصاری، ترجمه موسی دانش، ص 26.
2) . «وَ اللَّهِ لَتَقْتُلَنَّ هَذِهِ الْأُمَّةُ ابْنَ نَبِیِّهَا فِی الْمُحَرَّمِ لِعَشْرٍ مَضَیْنَ مِنْهُ وَ لَیَتَّخِذَنَّ أَعْدَاءُ اللَّهِ ذَلِكَ الْیَوْمَ یَوْمَ بَرَكَةٍ وَ إِنَّ ذَلِكَ لَكَائِنٌ قَدْ سَبَقَ فِی عِلْمِ اللَّهِ تَعَالَى ذِكْرُهُ أَعْلَمُ ذَلِكَ بِعَهْدٍ عَهِدَهُ إِلَیَّ مَوْلَایَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) ... فَبَكَى مِیثَمٌ رِضْوَانُ اللَّهِ عَلَیْهِ». أمالی الصدوق، ص 127 برگرفته از مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی، اعمال روز عاشورا، ص 480.
3) . «أنا ابن من ناحت علیه الجن فی الأرض» یعنی «من پسر کسی هستم که جنیّان در زمین بر او نوحه و گریه نمودند». المناقب، ج 4، ص 168 همچنین ام سلمه همسر رسول خدا (علیه السلام) میفرماید: «مَا سَمِعْتُ نَوْحَ الْجِنِ مُنْذُ قُبِضَ النَّبِیُّ إِلَّا اللَّیْلَةَ وَ لَا أَرَانِی إِلَّا وَ قَدْ أُصِبْتُ بِابْنِی قَالَتْ وَ جَاءَتِ الْجِنِّیَّةُ مِنْهُمْ تَقُولُ: أَلَا یَا عَیْنُ فَانْهَمِلِی بِجَهْدٍ ....» یعنی «از وقتى پیغمبر (صلی الله علیه و آله وسلم) وفات كرده تا امشب، نوحة جن را نشنیدم و گویا فرزندم (حسین (علیه السلام)) از دست رفته باشد یك جنبه آمد و میگفت: ای دو چشم من با شدت و زاری گریه کنید .... ». أمالی الصدوق، ص 139، مجلس 29، ح 2 و کامل الزیارات، جعفر بن محمد بن قولویه، مترجم: سید محمد جواد ذهنی تهرانی، باب 29 (نوحه سرائی طایفة جن بر حسین بن علی (علیه السلام))، ح 1 و در ح 2 نیز روایت است که: «پیرمردی از طایفة جن با برادر زادهاش پرواز کردند تا زودتر برای پنج نفری که میخواستند به یاری امام حسین (علیه السلام) بروند، خبر بیاورند، ولی حضرت شهید شده بود و کسانی که قصد یاری داشتند فقط صدایی از آن جن را شنیدند که در سوگ حضرت اشعاری را خواند و گفت: «وَ اللَّهِ مَا جِئْتُكُمُ حَتَّى بَصُرْتُ بِهِ بِالطَّفِّ مُنْعَفِرَ الْخَدَّیْنِ مَنْحُورا ....». برگرفته از سید الشهدا (علیه السلام)، شهید سید عبد الحسین دستغیب 6، مجلس 17، تحت عنوان: عزاداری اجنه بیشتر از بشر، ص 202.
4) . داستانهای شگفت، شهید سید عبدالحسین دستغیب، مبحث گریه شیر در عزای حضرت سید الشهدا (علیه السلام)، ص 213 و کرامات الحسینیه، ج 2، مبحث: عزاداری حیوانات، ص 125 از دار السلام مرحوم نراقی و کلمة طیبة مرحوم نوری نقل کردهاند که حیوانات مختلف در شب عاشورا عزاداری مینمودهاند.
5) . رجوع شود به مبحث: دلالت عقل و قرآن و سنت، قضیة خاک کربلا که توسط رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) به ام سلمه داده شد. همچنین داستانهای شگفت، شهید سید عبدالحسین دستغیب، مبحث: تربت خونین، ص 143 که از دارالسلام عراقی نقل میکند علما و افراد معتبر بارها دیدهاند که خاک قبر مطهر سید الشهدا (علیه السلام) در هر جا باشد، روز عاشورا شبیه به خون میشود. علاوه بر این در کتاب داستانهای شنیدنی از کرامات علماء، عبدالرحمن باقرزاده بابلی، مبحث: نرمش سنگ در دستان عارف، ص 206 قضیهای قریب به این مضمون نقل شده که علامه سید محمد طباطبائی 6 در روز عاشورا به عالم ربانی آیت الله وجدانی فخر← ←فرمود: آیا میبینی تمام موجودات چون آسمان و زمین و جامدات همه در حال گریستن بر سید الشهدا (علیه السلام) هستند؟ و بعد ایشان سنگی را با دست خود از وسط شکافته و خون میانش را به آیت الله وجدانی فخر نشان میدهد.
كه پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله وسلم) در اثنای هجرت از مكه به مدینه، به خیمة «ام معبد» آمد. در نزدیكی خیمه، درخت خاری به نام عوسجه بود و حضرت خواستند كه وضو بگیرند. سه مرتبه آب را استنشاق و مضمضه نمودند و پای این درخت ریختند و فرمودند: «لِهَذِهِ الْعَوْسَجَةِ شَأْنٌ» یعنی «برای این درخت، خصوصیات و معجزاتی است».
خواهرزادة ام معبد میگوید از فردای آن روز درخت بزرگ و سبز شد و شاخه و برگ از آن رویید و میوهای مانند سیب زمینی داد كه از عسل شیرینتر و از مشك خوشبوتر بود. و هر حیوان مریضی كه از برگ آن میخورد، خوب میشد و برخی از قبائل عرب که از آنجا رد میشدند برای استشفا از برگ آن همراه كاروان میبردند ... تا اینكه بیست سال گذشت و از چوبهای درخت استشفا میكردند. روزی دیدیم از شاخههای درخت خون میریزد، مانند خونی كه از گوشت جدا میشود. متحیر ماندیم تا شب شد و دیدیم دور این درخت صداهای ناله بلند است «أَیَا ابْنَ النَّبِیِّ وَ یَا ابْنَ الْوَصِی» (اجنه دور آن برای پسر پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) عزاداری میكردند) طولی نكشید كه خبر آمد، امام حسین (علیه السلام) را در كربلا كشتند. از آن پس درخت خشك شد. دیگر نه ساقه و نه ریشه، و كمكم از بین رفت.(1)
شاید در تأیید تمامی این موارد مذكور، همان قسمت از زیارت ناحیة مقدسه كفایت كند كه امام زمان (علیه السلام) میفرمایند: «رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) به مصیبتی نشست كه ملائكه او را تعزیت گفتند. قتل تو، فاجعة عظیمی بر مادرت زهرا (سلام الله علیها) بوده - و طبقات مختلف فرشتگان، پدرت امیرالمومنین (علیه السلام) را تعزیت و تسلیت میگفتند. و اقامة ماتم میكردند. حورالعین به صورت، لطمه میزدند و آسمان بر این مصیبت گریان شد و همة سكنة آسمانها محزون شدند. زمین و اهل زمین، دریاها و دریادارها و مكه و بنیان گذار مكه، بهشت و بهشتیان و خانة خدا و مقام ابراهیم و مشعرالحرام و حلّ و اِحرام همه در این فاجعة عظیم اظهار همدردی و عزاداری نمودند».(2)
1) . بحارالانوار، ج 45، ص 233، ح 1 برگرفته از سید الشهدا (علیه السلام)، شهید سید عبد الحسین دستغیب 6، مجلس 17، تحت عنوان: ام معبد و درخت ملکوتی، ص 199.
2) . «فَانْزَعَجَ الرَّسُولُ (صلی الله علیه و آله وسلم) وَ بَكَى قَلْبُهُ الْمَهُولُ وَ عَزَّاهُ بِكَ الْمَلَائِكَةُ وَ الْأَنْبِیَاءُ وَ فُجِعَتْ بِكَ أُمُّكَ الزَّهْرَاءُ (سلام الله علیها) وَ اخْتَلَفَ جُنُودُ الْمَلَائِكَةِ الْمُقَرَّبِینَ تُعَزِّی أَبَاكَ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) وَ أُقِیمَتْ لَكَ الْمَأْتَمُ فِی أَعْلَى عِلِّیِّینَ وَ لَطَمَتْ عَلَیْكَ الْحُورُ الْعِینُ وَ بَكَتِ السَّمَاءُ وَ سُكَّانُهَا وَ الْجِنَانُ وَ خُزَّانُهَا وَ الْهِضَابُ وَ أَقْطَارُهَا وَ الْبِحَارُ وَ حِیتَانُهَا وَ الْجِنَانُ وَ وِلْدَانُهَا وَ الْبَیْتُ وَ الْمَقَامُ وَ الْمَشْعَرُ الْحَرَامُ وَ الْحِلُّ وَ الْإِحْرَامُ». بحارالأنوار، ج 98، ص 323 ،ح 8.
امام باقر (علیه السلام) میفرمایند: «هَلِ الدِّینُ إِلَّا الْحُبُّ وَ الْبُغْضُ»(1). اصلاً دین؛ یعنی حبّ به دوستان خدا و بغض به دشمنان خدا. پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند: «أَحِبُّوا اللَّهَ (عَزَّ وَ جَلَّ) لِمَا یَغْذُوكُمْ بِهِ مِنْ نِعَمِهِ، وَ أَحِبُّونِی بِحُبِّ رَبِّی، وَ أَحِبُّوا أَهْلَ بَیْتِی بِحُبِّی»(2)یعنی « خدا را دوست بدارید به واسطة آنچه به شما از أنواع نعمتها که كرامت فرمود، و مرا دوست بدارید به سبب دوستی خدا، و اهل بیتم را دوست بدارید به سبب دوستی من». و نه فقط اهل بیتم را دوست بدارید، بلكه از این هم بالاتر، رسول اكرم (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند: «وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَا یُؤْمِنُ عَبْدٌ لِله حَتَّى أَكُونَ أَحَبَّ إِلَیْهِ مِنْ وَلَدِهِ وَ وَالِدِهِ وَ یَكُونَ عِتْرَتِی أَحَبَّ إِلَیْهِ مِنْ عِتْرَتِهِ»(3)یعنی «سوگند به خدایی كه جان من در دست قدرت اوست، ایمان نیاورده بندهای به خدا تا وقتی كه من در نزد او، دوست داشتنیتر باشم از فرزند و پدرش، و خاندان من نزد او، از خاندانش دوست داشتنیتر باشد».
گریه نشانة محبت و دوستی با اهل بیت (علیهم السلام) است. گریه، نشانة عاطفه و علاقه و سوختن دل است. اگر شما شخصی را دوست داشته باشی؛ مثلاً فرزندت را، و او بر اثر مصیبتها آزار ببیند و گریان شود، آیا محزون و گریان نخواهی شد؟ امام حسین (علیه السلام) هم فرزندان و اصحابش را دوست میداشت و مسلماً خیلی هم بیشتر از ما نزدیكانش را دوست داشت، چون از ما انسانتر بود (انسانیت ایشان از ما بیشترتر بود) و او انسان كامل بود و این عواطف، عواطف انسانی است. لذا قهراً عواطف انسانی او هم بیشتر بود. نقل شده كه بعضی از مصائب كربلا، خیلی برای امام حسین (علیه السلام) سختتر و جانكاهتر بوده، از آن جمله است:
1) . بحار الأنوار،ج 65، ص 63، ح 114 برگرفته از سید الشهدا (علیه السلام)، شهید سید عبد الحسین دستغیب 6، مجلس 2، تحت عنوان: حبیب با محبوب در آخرت، ص 22.
2) . الأمالی (للطوسی)، النص، ص632، ح 5 - بحارالأنوار، ج 27، ص 105، ح 75 همچنین شبیه این حدیث در صحیح ترمذی و یعقوبی در تاریخ بغداد نیز چنین ذکر گردیده: «أَحِبُّوا اللَّهَ (عَزَّ وَ جَلَّ) لِمَا یَغْذُوكُمْ، وَ أَحِبُّونِی بِحُبِّ الله، وَ أَحِبُّوا عترتی بِحُبِّی». برگرفته از سید الشهدا (علیه السلام)، شهید سید عبد الحسین دستغیب 6، مجلس 13، تحت عنوان: دوستی خدا و محمد (صلی الله علیه و آله وسلم)و عترت، ص 134 همچنین قرآن کریم نیز در سورة شوری آیه 23 به پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) میفرماید: «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی» یعنی «بگو: من هیچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمىكنم جز دوست داشتن نزدیكانم (اهل بیتم)» .
3) . برگرفته از سید الشهدا (علیه السلام)، شهید سید عبد الحسین دستغیب 6، مجلس 11، تحت عنوان: دوستی محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) با آل است، ص 108 به نقل از الغدیر. البته شبیه این حدیث در بحارالأنوار، ج 27، ص 112، ح 85 نیز چنین آمده: «لَا یُؤْمِنُ عَبْدٌ حَتَّى أَكُونَ أَحَبَّ إِلَیْهِ مِنْ نَفْسِهِ وَ یَكُونَ عِتْرَتِی أَحَبَّ إِلَیْهِ مِنْ عِتْرَتِهِ وَ یَكُونَ أَهْلِی أَحَبَّ إِلَیْهِ مِنْ أَهْلِهِ وَ یَكُونَ ذَاتِی أَحَبَّ إِلَیْهِ مِنْ ذَاتِهِ».
الف) در میان كسانی كه اباعبدالله (علیه السلام) خود را به بالین آنها رسانید، هیچكس وضعی دلخراشتر و جانسوزتر از برادرش اباالفضل العباس (علیه السلام)، برای او نداشت. برادری كه حسین (علیه السلام) او را خیلی دوست میدارد و یادگار شجاعت پدرش میباشد و چنان اندامی موزون و بلند و رشید داشت كه حسین (علیه السلام) از نظر كردن به آن لذّت میبرد. وقتی كه امام بالای سر او میآید، میبیند دست در بدن او نیست، مغز سرش با یك عمود آهنین كوبیده شده و به چشم او تیر وارد شده است. بیجهت نیست كه گفتهاند: «عباس (علیه السلام) كه كشته شد، دیدند چهرة حسین (علیه السلام) شكسته شد». خود امام حسین (علیه السلام) فرمود: « اَلْآنَ انْكَسَرَ ظَهْرِی وَ قَلَّتْ حِیلَتِی»(1)یعنی «الان پشتم شكست و چارهام كاسته شد».
ب) ابا عبدالله (علیه السلام) حضرت علی اكبر (علیه السلام) را بسیار دوست میداشت و این را اظهار مینمود. خصوصیتی كه باعث محبوبیت بیشتر او میشد، همان شباهت كاملی بود كه به پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله وسلم) داشت. او از نظر اندام، شمایل، اخلاق، منطق و سخن گفتن آن قدر شبیه پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) بود كه اباعبدالله (علیه السلام) دربارهاش فرمود: «خدایا خودت میدانی كه وقتی ما، مشتاق دیدار پیغمبر میشدیم، به این جوان نگاه میكردیم»(2)حال چقدر برای انسان سخت و ناراحت كننده است كه چنین فرزندی در معرض خطر قرار گیرد! فرزندی كه همچون اسماعیل تسلیم امر خدا بود.(3)
نوشتهاند وقتی علی اكبر (علیه السلام) میخواست به میدان رود، اباعبدالله (علیه السلام) در حالیكه چشمان مباركش حالت نیم خفته به خود گرفته بود، به او نگاه كرد، مانند شخص ناامیدی كه به جوان خود نگاه میكند. چند قدمی هم پشت سر او رفت و فرمود: «خدایا گواه باش كه جوانی به جنگ اینها میرود كه از همة مردم به پیغمبرت شبیهتر است».(4)و با فریاد به عمر سعد گفت: «خدا نسلت را قطع كند كه نسل مرا از این فرزند قطع كردی»(5)بعد از آنكه علی اکبر (علیه السلام) مبارزة بینظیری نمود و ضربتها خورده و دهانش خشك و زبانش مثل چوب خشك شده بود، از میدان برمیگردد و میگوید: پدر جان! عطش و تشنگی دارد مرا میكشد، سنگینی این اسلحه مرا سخت به زحمت
1) . بحار الأنوار، ج 45، ص 42 برگرفته از حماسة حسینی، شهید مرتضی مطهری 6، ج 2، ص 117 و 118.
2) . «أَشْبَهُ النَّاسِ خَلْقاً وَ خُلُقاً وَ مَنْطِقاً بِرَسُولِكَ كُنَّا إِذَا اشْتَقْنَا إِلَى نَبِیِّكَ نَظَرْنَا إِلَى وَجْهِهِ». بحار الأنوار، ج 45، ص 43.
3) . برگرفته از حماسة حسینی، شهید مرتضی مطهری 6، ج 2، جلسه دوم (ارزش هر یک از عوامل)، ص 59.
4) . «اللَّهُمَّ فَكُنْ أَنْتَ الشَّهِیدَ عَلَیْهِمْ فَقَدْ بَرَزَ إِلَیْهِمْ غُلَامٌ أَشْبَهُ الْخَلْقِ بِرَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله وسلم)». بحار الأنوار، ج 45، ص 45.
5) . «قَطَعَ اللَّهُ رَحِمَكَ ... كَمَا قَطَعْتَ رَحِمِی». بحار الأنوار، ج 45، ص 43.
انداخته است. اگر ذرهای آب به كام من برسد، نیرو میگیرم و برمیگردم و جهاد میكنم! این سخن، جان اباعبدالله (علیه السلام) را آتش میزند و میگوید: پسر جان! ببین دهان من از دهان تو خشكتر است. «فإنی أرجو أنك لا تمسی حتى یسقیك جدك بكأسه الأوفى شربة لا تظمأ بعدها أبدا»(1)فرزند عزیزم! امیدوارم هرچه زودتر به فیض شهادت نائل شوی و از دست جدّت سیراب گردی.
علی اكبر (علیه السلام) بر میگردد و میجنگد و سرانجام، مردی او را غافلگیر كرده و با نیزة محكمی آنچنان به او ضربه میزند كه دیگر توان، از او گرفته میشود، به طوریكه دستهایش را به گردن اسب میاندازد، چون نمیتوانسته خودش تعادلش را حفظ كند و فریاد میكشد: «یا ابتاه! هذا جدّی رسول الله» یعنی «پدر جان الان دارم جدّم را میبینم». اسب، علی اكبر (علیه السلام) را در میان لشكر دشمن برد و اینجاست كه نوشتهاند: «فَاحْتَمَلهُ الْفَرَس اِلیعَسكرِ الْاعداء فقطعوه بسیوفهم ارباً ارباً»(2)او را تكه تكه كردند. حال تصور كنید امام (علیه السلام) بر بالای سر این فرزند با این خصوصیات، چه رنجی را متحمل شده است.(3)
ج) یكی دیگر از این صحنههای دلخراش عاشورا، زمان وداع امام حسین (علیه السلام) با حضرت قاسم (علیه السلام) برادر زادهاش میباشد. در روز عاشورا، هیچكس بدون اجازة حضرت به میدان نمیرفت. وقتی حضرت قاسم (علیه السلام) آمد كه اجازه بگیرد، اباعبدالله (علیه السلام) به این سادگی به او اجازه نداد. او شروع كرد به گریه كردن، قاسم و عمو در آغوش هم شروع
1) . بحار الأنوار، ج 45، ص 43. امام حسین (علیه السلام) بالاترین خوبیها را برای فرزندش آرزو کرد چرا که پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند: «فَوْقَ كُلِّ ذِی بِرٍّ بِرٌّ حَتَّى یُقْتَلَ الرَّجُلُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَلَیْسَ فَوْقَهُ بِر» یعنی «بالاتر از هر صاحب خوبی و نیکی، نیکی دیگری است. مگر کشته شدن در راه خدا که بالاتر از آن خوبی و نیکی نیست». بحار الأنوار، ج 71، ص 60، ح 25 و همچنین امام علی (علیه السلام) فرمودند: «فَإِنَّ الْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّةِ فَتَحَهُ اللَّهُ لِخَاصَّةِ أَوْلِیَائِهِ» یعنی «جهاد دری از درهای بهشت است که خدا برای خواص از اولیائش باز کرده». معانی الأخبار، ص 309، ح 1 برگرفته از سخنان حجت الاسلام کاظم صدیقی به مناسبت سال روز وفات حضرت عبدالعظیم حسنی (علیه السلام) در مصلای شهر ری، سال 1381.
2) بحار الأنوار، ج 45، ص 44. . [2]
3) . برگرفته از حماسة حسینی، شهید مرتضی مطهری 6، ج 1، ص 231 و ج 2 ص 59 به نقل از کتب متعدد مقتل.
به گریه كردند . نوشتهاند: قاسم شروع كرد به بوسیدن دستها و پاهای اباعبدالله (علیه السلام) و اصرار كرد(1)و حضرت هم انكار، تا سرانجام حضرت با لفظ اجازه نداد، بلكه یك دفعه دستانش را گشود و گفت: «بیا فرزند برادر میخواهم با تو خداحافظی كنم». قاسم دست به گردن عمو انداخت و امام نیز دست به گردن جناب قاسم. و آن قدر در این صحنه گریه كردند كه هر دو، بیحال شدند و از یكدیگر جدا گشتند. این طفل سیزده ساله فوراً سوار اسب شد. در حالی كه هنوز دانههای اشك به صورتش جاری بود و وارد نبرد شد. اباعبدالله (علیه السلام) اسب خود را حاضر كرده و به دست گرفته بود و گویا منتظر بود كه ناگاه فریادی شنید: «یا عَمّاه». حسین (علیه السلام) مانند باز شكاری به سمت حضرت قاسم (علیه السلام) كه با ضربة دشمن به فرق مباركش از روی اسب به زمین افتاده بود، حركت كرد. حدود دویست نفر دور بدن قاسم را گرفته بودند كه سرش را از بدن جدا كنند. وقتی دیدند كه امام (علیه السلام) حمله كرد، فرار كردند و امام (علیه السلام) خود را بر بالین قاسم رساند و سرش را به دامن گرفت و فرمود: «عَزَّ وَ اللَّهِ عَلَى عَمِّكَ أَنْ تَدْعُوَهُ فَلَا یُجِیبُكَ أَوْ یُجِیبُكَ فَلَا یَنْفَعُكَ صَوْتُه»(2). برادر زاده خیلی بر عموی تو سخت است كه او را بخوانی، نتواند تو را اجابت كند. و یا اجابت كند، اما نتواند برای تو كاری انجام دهد. و جناب قاسم «هُوَ یَفْحَصُ بِرِجْلَیْهِ»(3)در حالی كه از شدت درد، پاهایش را به زمین میكوبید، فریادی كشید و جان را تسلیم نمود.(4)
و همچنین لحظههای شهادت حضرت علی اصغر (علیه السلام) که از تشنگی به خود میپیچید(5)و دشمن بجای آب دادن، آنگونه بیرحمانه این شیرخواره را سیراب نمود، نیز واقعاً بر امام حسین (علیه السلام) سخت گذشت، كه به سبب طولانی نشدن مطلب، آن مصیبت جانکاه ذكر نمیگردد. البته این مصیبت نیز در كتب مختلف مقاتل ذكر گردیده است.
1) . «جعلا یبكیان حتى غشی علیهما ثم استأذن الحسین (علیه السلام) فی المبارزة فأبى الحسین (علیه السلام) أن یأذن له فلم یزل الغلام یقبل یدیه و رجلیه حتى أذن له فخرج و دموعه تسیل على خدیه». بحارالأنوار، ج 45، ص 34 و مقتل خوارزمی، ج 2، ص 27 برگرفته از حماسة حسینی، شهید مرتضی مطهری 6، ج 1، جلسه چهارم (روشهای تبلیغی نهضت حسینی)، ص 282.
2) . اللهوف على قتلى الطفوف، ص 116
3) . همان مدرک.
4) . برگرفته از حماسة حسینی، شهید مرتضی مطهری 6، ج 1، ص 37 و 282 و ج 2 ص 149 به نقل از کتب متعدد حدیث و مقتل.
5) . امام حسین (علیه السلام) به دشمن فرمود: «أمَا تَرَونَهُ یَتَلَظَّى عَطَشاً» یعنی « «آیا نمی بینید که این طفل چگونه از عطش بخود مىپیچد». برگرفته از مقتل شوشتری (روضههای حضرت آیت الله شیخ جعفر شوشتری 6)،گردآورنده: ابراهیم سلطانی نسب، مبحث: حضرت علی اصغر (علیه السلام)، ص 181 و ترجمه مقتل امام حسین (علیه السلام)، جواد محدثی، فصل پنجم، مبحث: شهادت شیرخواره، ص 169.
وقایع كربلا واقعاً دل سنگ را كباب میكند و عواطف هر انسانی، با هر عقیده و مذهبی را به هیجان میآورد. مگر میشود كسی در دلش ذرهای محبت خدا باشد و برای كسانی كه تا این اندازه در راه حق جانفشانی نمودهاند، متأثّر نگردد؟!! چطور ممکن است مسلمانی فرزند پیامبرش را بیشتر از فرزند خود دوست بدارد و از شنیدن این مصائب بزرگ حضرتش محزون نگردد؟!! خود حضرتش پیام داده است:
شیعَتی ما اِنْ شَربتُمْ عَذْبَ ماءٍ فَاذکُرونی اَوْ سَمِعتُمْ بغَریبٍ اَوْ شَهیدٍ فَانْدُبونی
یعنی ای شیعیان من، هرگاه آب گوارایی نوشیدید مرا یاد كنید، یا اگر دربارة شهیدی یا غریبی، مطلبی شنیدید، برای من گریه كنید.(1)و همچنان كه ذكر شد، روایت است: «اگر خدا ارادة خیر، به بندهای كند، محبت حسین (علیه السلام) را در دلش قرار میدهد».(2)لذا انسانی كه چشمش در مصیبت حضرتش گریان نشود و دلش برای امام حسین (علیه السلام) نسوزد، باید در ایمان خود شك كند. چرا كه پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند: «إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ حَرَارَةً فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لَا تَبْرُدُ أَبَداً»(3)یعنی «از قتل حسین در دلهای مؤمنان سوزشی است كه هرگز به سردی نگراید». البته انسان هرچه شناختش به صفات و اخلاص و هدف امام حسین (علیه السلام) زیادتر گردد، معرفتش نیز به ایشان افزون میگردد.
امام حسین (علیه السلام) با وجود شدت علاقهای كه به اولاد و یاران خود داشت، اما چون محبت خدا در دلش بیشتر بود و رضای او را طالب بود، لذا از خود و عواطف خود هجرت نمود. علامه طباطبائی 6 میفرماید: «طریقة محبت است كه قلب را از هر تعلّقی جز تعلّق خدا، پاك میسازد؛ و قلب را منحصراً متعلّق به خدا و هر چه كه منسوب به خداست، از دین و آورندة دین و ولیّ در دین و هر چه كه برگشتش به خدا باشد، میسازد. آری، محبت به هر چیز، محبت به آثار آن نیز هست. لذا چنین كسی از كارها، آن كاری را دوست میدارد كه خدا دوست بدارد، و آن
1) . حضرت سکینه (سلام الله علیها) میفرماید: «عصر عاشورا کنار جسد پدرم نشسته بودم که این ابیات را از گلوی بریدهاش شنیدم». عوالم العلوم و المعارف والأحوال من الآیات و الأخبار و الأقوال (مستدرك سیدة النساء إلى الإمام الجواد ( ج11، قسم 2 (فاطمة (سلام الله علیها))، ص 958 - مستدركالوسائل، ج 17، ص 26، ح 1- برگرفته از ترجمة مقتل امام حسین (علیه السلام)، جواد محدثی، فصل هشتم، مبحث: شنیده شدن ندای امام، ص 212 و کتاب 200 داستان از فضایل و کرامات و مصایب حضرت زینب (سلام الله علیها)، عباس عزیزی، فصل سوم، مبحث: سکینه نعش پدر را در آغوش گرفت، ص 114.
2) . رجوع شود به مبحث: راه امام حسین (علیه السلام) راه دل است. «مَنْ أَرَادَ اللَّهُ بِهِ الْخَیْرَ قَذَفَ فِی قَلْبِهِ حُبَّ الْحُسَیْنِ (علیه السلام)». بحارالأنوار، ج 98، ص 76، ح 28.
3) . مستدرك الوسائل، ج10، ص 318 ح 12084 برگرفته از حماسة حسینی، شهید مرتضی مطهری 6، ج 3، بخش هفتم مبحث حماسه حسینی، ص 321.
كاری را دشمن میدارد كه خدا دشمن بدارد. به خاطر رضای خدا راضی و به خاطر خشم خدا خشمگین میشود و این محبت نوری میشود كه راه عمل را برای او روشن میسازد».(1)
اصولاً منطق دین، ایثار است. علاقه به جان و پدر و مادر و فرزند و همسر و خویش و تبار... طبیعی هر انسان است و بسیاری از اینها طبیعی هر حیوانی است. دین آمده كه انسان را علاقهمند و شیفتة اموری عالیتر گرداند و درسی عالیتر بیاموزد؛ این فرمودة خود امام حسین (علیه السلام) است: «اِلَهِی رِضًا بِقَضَائِكَ وَ تَسْلِیماً لِأَمْرِكَ وَ لَا مَعْبُودَ سِوَاكَ یَا غِیَاثَ الْمُسْتَغِیثِینَ».(2)
هر مصیبت زدهای كه خدا برایش اجر معین فرموده، پاداشش به اعتبار مصیبت اوست. هر چه مصیبت سختتر، اجرش هم بیشتر است. و از آنجا كه مصیبت امام حسین (علیه السلام) بزرگترین مصیبتها است، «وَ أَعْظَمَ بِكَ الْمُصَابَ»(3)و نمونهاش را در عالم سراغ نداریم، مصیبتی كه در آسمان و زمین انقلاب به وجود آورد،(4)لذا ثوابهای دستگاه حسین (علیه السلام) هم نامحدود است و «أجْزَلَ بِكَ الثَّوَاب»(5)میباشد. به بعضی از این ثوابها در بخش گذشته اشاره شد.(6)و اینك هم به برخی دیگر اشاره میشود:
در روایت است: «اگر كسی مؤمن غمناكی را شاد كند، اسباب شادیاش در قبر فراهم میگردد».(7)
همچنین امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «إِذَا بَعَثَ اللَّهُ الْمُؤْمِنَ مِنْ قَبْرِهِ خَرَجَ مَعَهُ مِثَالٌ یَقْدُمُ أَمَامَهُ كُلَّمَا رَأَى الْمُؤْمِنُ هَوْلًا مِنْ أَهْوَالِ یَوْمِ الْقِیَامَةِ قَالَ لَهُ الْمِثَالُ لَا تَفْزَعْ وَ لَا تَحْزَنْ وَ أَبْشِرْ بِالسُّرُورِ وَ الْكَرَامَةِ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَتَّى یَقِفَ بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَیُحَاسِبُهُ حِساباً یَسِیراً وَ یَأْمُرُ بِهِ إِلَى الْجَنَّةِ وَ الْمِثَالُ أَمَامَهُ فَیَقُولُ لَهُ الْمُؤْمِنُ یَرْحَمُكَ اللَّهُ نِعْمَ الْخَارِجُ خَرَجْتَ مَعِی مِنْ قَبْرِی وَ مَا زِلْتَ تُبَشِّرُنِی بِالسُّرُورِ وَ الْكَرَامَةِ مِنَ اللَّهِ حَتَّى رَأَیْتُ ذَلِكَ فَیَقُولُ مَنْ أَنْتَ فَیَقُولُ أَنَا السُّرُورُ الَّذِی كُنْتَ أَدْخَلْتَ عَلَى أَخِیكَ الْمُؤْمِنِ فِی الدُّنْیَا خَلَقَنِی اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْهُ لِأُبَشِّرَك». یعنی «چون خدا مؤمن را از گورش در آورد، تمثالى با او خارج شود كه در جلو او راه رود، و هر گاه مؤمن یكى از هراسهاى روز قیامت را ببند، تمثال به او گوید: نترس و غم مخور، ترا مژده باد به شادى و كرامت خداى عز و جل، تا در برابر خداى عز و جل بایستد، خدا هم به آسانى از او حساب كشد و به سوى بهشتش فرمان دهد و تمثال در جلوش باشد. مؤمن به او گوید: چه خوب كسى بودى تو كه از گور همراه من در آمدى و همواره مرا به شادى و كرامت خدا مژده دادى تا آن را دیدم، سپس گوید: تو كیستى؟ گوید: من آن شادى هستم كه در دنیا به برادر مؤمنت رسانیدى خداى عز و جل مرا از آن شادى آفرید تا ترا مژده دهم». الكافی، ج 2، ص 191 و 190، ح 12 و 8 برگرفته از سید الشهدا (علیه السلام)، شهید سید عبد الحسین دستغیب 6، مجلس 9، تحت عنوان: نتیجة گریه بر حسین (علیه السلام) در قبر، ص 82 به نقل از شیخ شوشتری.
پس خوشا به1) . برگرفته از تفسیر المیزان ، علامه سید محمد حسین طباطبایی 6، ترجمه سید محمد باقر موسوی همدانی 6، ج 21، ص 256، مبحث: چند بحث در پیرامون تقوای دینی و درجات آن، فصل 3 (چگونه محبت باعث اخلاص می شود؟)، ذیل آیة 34 سوره یوسف.
2) . نظیر این عبارت در قمقام زخار، ص 463 و مقتل الحسین مقرم، ص 357 ذکر شده. برگرفته از حماسة حسینی، شهید مرتضی مطهری (علیه السلام)، ج 1، جلسه دوم (نهضت حسینی حماسهای مقدس)، ص 157.
3) . زیارت امام حسین (علیه السلام)، بحارالانوار، ج 98، ص 223، ح 34.
4) . «لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّةُ وَ جَلَّتِ وَ عَظُمَتِ الْمُصِیبَةُ بِكَ عَلَیْنَا وَ عَلَى جَمِیعِ أَهْلِ الأِسلَام وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصِیبَتُكَ ِفی السَّمَاوَاتِ عَلَى جَمِیعِ أَهْلِ السَّمَاوَات .... مُصِیبَةً مَا أَعْظَمَهَا وَ أَعْظَمَ رَزِیَّتَهَا فِی الأِسلَام وَ فِی جَمِیعِ السَّمَاوَاتِ و الاَرضِ». مفاتیح الجنان،زیارت امام حسین (علیه السلام) در روز عاشورا، ص 750.
5) . زاد المعاد - مفتاح الجنان، ص 458.
6) . رجوع شود به مبحث: راه امام حسین (علیه السلام) راه دل است.
7) . امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «مَنْ أَدْخَلَ عَلَى مُؤْمِنٍ سُرُوراً خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ ذَلِكَ السُّرُورِ خَلْقاً فَیَلْقَاهُ عِنْدَ مَوْتِهِ فَیَقُولُ لَهُ أَبْشِرْ یَا وَلِیَّ اللَّهِ بِكَرَامَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ رِضْوَانٍ- ثُمَّ لَا یَزَالُ مَعَهُ حَتَّى یَدْخُلَهُ قَبْرَهُ [یَلْقَاهُ] فَیَقُولُ لَهُ مِثْلَ ذَلِكَ فَإِذَا بُعِثَ یَلْقَاهُ فَیَقُولُ لَهُ مِثْلَ ذَلِكَ ثُمَّ لَا یَزَالُ مَعَهُ عِنْدَ كُلِّ هَوْلٍ یُبَشِّرُهُ وَ یَقُولُ لَهُ مِثْلَ← ←ذَلِكَ فَیَقُولُ لَهُ مَنْ أَنْتَ رَحِمَكَ اللَّهُ فَیَقُولُ أَنَا السُّرُورُ الَّذِی أَدْخَلْتَهُ عَلَى فُلَان» یعنی «هر كه به مؤمنى شادى رساند. خداى عز و جل از آن شادى مخلوقى آفریند كه هنگام مرگ دیدارش كند و به او گوید: اى دوست خدا مژده باد ترا به كرامت و رضوان خدا، سپس همواره همراه او باشد تا داخل قبرش شود، و به او همان سخن را گوید، و چون از گور برخیزد، به او همچنان همان را گوید، سپس همواره همراه او باشد و هنگام هر ترسى او را مژده دهد و به او همچنان همان را گوید، مؤمن به او گوید: تو كیستى خدایت رحمت كند. گوید: من آن شادى هستم كه به فلانى رسانیدى».
حال كسی كه با گریه كردن بر حسین (علیه السلام)، پیامبر و علی و فاطمه زهرا صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین را شاد گرداند. و همچنین آثار گریه بر امام حسین (علیه السلام) خصوصاً در حال جان كندن(1)و در قبر و عالم برزخ و محشر هویدا خواهد شد.
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: « نَفَسُ الْمَهْمُومِ لِظُلْمِنَا تَسْبِیحٌ وَ هَمُّهُ لَنَا عِبَادَةٌ» یعنی همچنان که در ماه رمضان نفس كشیدن روزه دار ثواب تسبیح دارد، در مجلس عزای حسین (علیه السلام) هم (یا هر وقت كه غم حسین (علیه السلام) داشته باشی) هر نفَسی كه میكشی ثواب تسبیح دارد.(2)
در روایتی دیگر امام صادق (علیه السلام) میفرماید: «مَنْ أَنْشَدَ فِی الْحُسَیْنِ شِعْراً فَبَكَى وَ أَبْكَى وَاحِداً كُتِبَتْ لَهُمَا الْجَنَّةُ وَ مَنْ ذُكِرَ الْحُسَیْنُ (علیه السلام) عِنْدَهُ فَخَرَجَ مِنْ عَیْنِهِ [عَیْنَیْهِ] مِنَ الدُّمُوعِ مِقْدَارُ جَنَاحِ ذُبَابٍ كَانَ ثَوَابُهُ عَلَى اللَّهِ وَ لَمْ یَرْضَ لَهُ بِدُونِ الْجَنَّةِ» یعنی «كسى كه در مرثیة حسین (علیه السلام) شعرى خوانده و خود گریه كرده و یك نفر دیگر را بگریاند بهشت براى هر دو واجب مىشود و كسى امام حسین (علیه السلام) را نزدش یاد كنند و از چشمش به مقدار بال مگس اشك بیاید ثواب و
1) . امام صادق فرمودند: «أَمَا إِنَّكَ سَتَرَى عِنْدَ مَوْتِكَ حُضُورَ آبَائِی لَكَ وَ وَصِیَّتَهُمْ مَلَكَ الْمَوْتِ بِكَ وَ مَا یَلْقَوْنَكَ بِهِ مِنَ الْبِشَارَةِ أَفْضَلُ وَ لَمَلَكُ الْمَوْتِ أَرَقُ عَلَیْكَ وَ أَشَدُّ رَحْمَةً لَكَ مِنَ الْأُمِّ الشَّفِیقَةِ عَلَى وَلَدِهَا » یعنی «توجه داشته باش حتماً و به زودی هنگام مرگ، اجدادم را بالاى سرت خواهى دید كه به ملك الموت سفارش تو را خواهند نمود و بشارتى كه به تو خواهند داد، برتر و بالاتر از هر چیزى است و خواهى دید كه ملك الموت از مادر مهربان به فرزندش، به تو مهربانتر و رحیمتر خواهد بود». كامل الزیارات، باب 32، ص 327، ح 6 برگرفته از سید الشهدا (علیه السلام)، شهید سید عبد الحسین دستغیب 6، مجلس 9، تحت عنوان: فریاد رسی حسین (علیه السلام) هنگام نزع، ص 79 و همچنین 88 .
2) . أمالی المفید، مجلس چهلم، ص 338، ح 3 برگرفته از سید الشهدا (علیه السلام)، شهید سید عبد الحسین دستغیب 6، مجلس 2، تحت عنوان: گناه دوری میآورد، ص 23.
اجر او بر خداست و خداوند براى وى به كمتر از بهشت اجر و ثواب نمىدهد». همچنین ایشان فرمودند: «مَنْ ذَكَرَهُ فَبَكَى فَلَهُ الْجَنَّةُ» یعنی «كسى كه یاد امام حسین(علیه السلام) نموده و براى آن حضرت بگرید بهشت براى او است».(1)
این همه سفارش و توصیه به تجدید عزاداری و گریه و زنده نگه داشتن وقایع كربلا، به خاطر آموزندگی و سازندگی آن است. واقعة كربلا از طریق به هیجان آوردن عواطف و احساسات انسانی، بشر را به راه رشد و سعادت سوق میدهد و وسیلة نجاتش را فراهم میسازد. البته هم در بعد فردی و هم اجتماعی.
الف- رشد فردی
كسی كه محبّ امام حسین (علیه السلام) میشود و با او ارتباط قلبی پیدا میكند، نتیجة این ارتباط این است كه محبّ، متناسب با ظرف وجودی و استعدادش از صفات كمالیة محبوب برخوردار میگردد. و از جملة عجایب عالم محبت، یگانگی میان محبّ و محبوب از حیث معنا است. چون كمال ربط، در دوستی یافت میشود .البته تا مقدار محبت چه اندازه باشد و استعداد محبّ چگونه باشد و موانع تا چه حدّ برطرف شده باشد. و از جملة صفات امام حسین (علیه السلام)، صفت صبر و بردباری است كه در زیارت ناحیة مقدسه، امام زمان (علیه السلام) میفرمایند: «قَدْ عَجِبَتْ مِنْ صَبْرِكَ مَلَائِكَةُ السَّمَاوَاتِ»(2)یعنی «ملائكة آسمانها از بردباریت در شگفت شدند». علی (علیه السلام) نیز میفرمایند: «اَلصَّبْرَ مِنَ الْإِیمَانِ كَالرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ»(3)یعنی «صبر نسبت به ایمان مانند سر نسبت به بدن است». همانطور كه بدن بیسر،
1) . كامل الزیارات، جعفر بن محمد بن قولویه، مترجم: سید محمد جواد ذهنی تهرانی، باب 33، ص 337 و 343، ح 1 و 5 برگرفته از سید الشهدا (علیه السلام)، شهید سید عبد الحسین دستغیب 6، مجلس 19، تحت عنوان: امید به بهشت و راه جهنم، ص 218.
2) . بحارالأنوار ج : 98 ص 322.
3) . نهج البلاغه، امام علی (علیه السلام)، مرحوم سید رضی، مترجم: مصطفی زمانی، کلمات قصار، شمارة 79، ص 876.
مرده و جماد است، كسی هم كه صبر ندارد، ایمان حقیقی ندارد. از مهمترین مراتب صبر، صبر در برابر گناه و هوسها و شهوتها است.(1)
همچنین رسول اللّه (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند: «الصّبر ثلاثة: صبر عند المصیبة و صبر على الطاعة و صبر عن المعصیة، فمن صبر على المصیبة حتّى یردّها بحسن عزائها كتب اللّه له ثلثمائة درجة ما بین الدرجة إلى الدرجة كما بین السمآء (إلى) الأرض، و من صبر على الطاعة كتب اللّه له ستّمائة درجة ما بین الدرجة إلى الدرجة كما بین تخوم الأرض إلی العرش، و من صبر على المعصیة كتب اللّه له تسعمائة درجة ما بین الدرجة إلى الدرجة كما بین تخوم الأرض إلى منتهى العرش» یعنی «شكیبائى بر سه قسم است: شكیبائى نزد مصیبت و امر ناگوارى كه به انسان میرسد، و شكیبائى بر (زحمت) طاعت و فرمانبرى (خداوند) و شكیبائى و خوددارى نمودن از معصیت و نافرمانى (پروردگار) پس كسى كه بر ناگوارى مصیبت شكیبا باشد تا آنكه در آن مصیبت استقامت و پایدارى نیكو كند، خداوند براى او سیصد درجه (به عنوان پاداش) ثبت فرماید كه ما بین هر درجهاى تا درجة دیگر مانند فاصلة میان آسمان تا زمین است، و كسى كه بر فرمانبرى (خدا) شكیبا باشد، خداوند جهت او ششصد درجه (و مقام) ثبت فرماید كه ما بین هر درجهاى تا درجة دیگر چون فاصلة میان نهایت زمین است تا عرش (پروردگار) و كسى كه بر (ترك) گناه شكیبا باشد، خداوند براى او نهصد درجه ثبت فرماید كه ما بین هر درجهاى مانند فاصلة میان نهایت زمین تا پایان عرش (پروردگار) است». طرائف الحكم یا اندرزهاى ممتاز، متن ج 2، ص 228، ح 1208.
لذا محبّ امام حسین (علیه السلام) باید كم و بیش از این صفت كمالیه بهرهمند باشد و صبر حسین (علیه السلام) در او منعكس گردد. پس دوستی حسین (علیه السلام) انسان را از گناه دور میكند و محبّ او باید كاری كند كه محبت دنیا و شهوات، كمكم از دلش بیرون رود.
لذا این وسائل حسینی (آثار ذكر شده بر عزاداری و گریة بر امام حسین (علیه السلام)) نباید موجب غرور گردد. غرور از شیطان است و از جانب جهل نفس. و این جهل آدمی است كه طمع داشته باشد تا بدون كسب ایمان و داشتن عمل صالح به بهشت و درجات عالی برسد.(2)
اگر گفته شده: «هر كس بر امام حسین (علیه السلام) گریه كند، بهشت بر او واجب میشود».(3)معنایش این نیست كه هر كس بر حسین (علیه السلام) گریه كرد، هر كاری خواست بكند كه گناهانش بخشیده میشود، بلكه امثال این احادیث برای «رجاء» میباشد. یعنی برخی گناهان به صرف استغفار پاك نمیشوند، بلكه شخص علاوه بر ادای حق باید مرتباً صیقل بزند و جبران كند، تدارك گذشته را بنماید و این است كه در این قبیل موارد، پس از توبه و استغفار، امید
1) . أمیر المؤمنین (علیه السلام) فرمودند: «الصّبر صبران: صبر عند المصیبة حسن جمیل، و أحسن من ذلك الصّبر عند ما حرّم اللّه علیك» یعنی « صبر و شكیبائى دو قسم است: شكیبائى نزد مصیبت (به امر ناگوارى گرفتار گشتن) كه نیكو و زیبا است، و نیكوتر از آن شكیبائى در بارة آن چیزی است كه خداوند بر تو حرام فرموده است (شكیبائى بر اجتناب از گناهان كه انسان راغب و مائل به آن است)». طرائف الحكم یا اندرزهاى ممتاز، متن ج 2، ص 318، ح 1407.
2) . امام هادى (علیه السلام) از امیر مؤمنان (علیه السلام) نقل فرمودند که: «إِنَّ مِنَ الْغِرَّةِ بِاللَّهِ أَنْ یُصِرَّ الْعَبْدُ عَلَى الْمَعْصِیَةِ وَ یَتَمَنَّى عَلَى اللَّهِ الْمَغْفِرَةَ» یعنی «از غرور و فریب است كه بنده اصرار به گناه داشته باشد، به آرزوى واهى مغفرت خداوندى (چه توقع و انتظار بىموردى!!)». بحار الأنوار، ج 68، ص 188، ح 52 و وسائلالشیعة، ج 7، ص 137، ح 8939.
3) . «مَنْ أَنْشَدَ فِی الْحُسَیْنِ شِعْراً فَبَكَى وَ أَبْكَى وَاحِداً كُتِبَتْ لَهُمَا الْجَنَّةُ». رجوع شود به مبحث: آثار عزاداری و گریة بر امام حسین (علیه السلام).
(رجا) به وسایل حسینی و شفاعت و امثالهم موجب نجاتش میگردد. لذا رجا به معنای آن است كه: «پس از سعی به مقدار توانایی در كسب ایمان و ادای واجبات و ترك محرمات، امید دارد كه خدا به فضلش، عمل ناقابل او را بپذیرد و او را با خوبان محشور فرماید».(1)مثلاً انسان گنهكار بعد از توبه، باز دلهره دارد كه آیا توبهاش توبة نصوح بود تا ظلمت را از دلش بزداید یا نه؟ تا خواست یأس او را بگیرد، به رحمت واسعة الهی «حسین (علیه السلام)» متمسك میشود(2)و یادش میآید در روایات وعده داده شده «هر دلی كه برای حسین (علیه السلام) سوخت، خدا به بركت امام حسین (علیه السلام) به او رحم میكند».(3)پس از باب الحسین (علیه السلام) وارد میشود. این معنای رجا است. (همچنین قول شیخ شوشتری در مقدمة خصائصش كه در بخش قبل از نظر گذشت، برای درك این مطلب، بسیار مناسب و بجا است).(4)لذا هر روایتی كه از آن غرور فهمیدی یا نتیجهاش در تو غرور باشد، بدان اشتباه فهمیدی و به اشتباه افتادهای. تسویل و فریبكاری نفس و شیطان است. و گرنه امام هرگز به غرور، امر نمیكند و وا نمیدارد.(5)
ب- رشد اجتماعی
حادثة كربلا یك اسلام مجسم است و موجب تحرك و حركت شخصی محبّ میگردد. چون از این طریق، انسانها به هدف حضرت پی برده و برای نجات خود و اجتماعشان، قدم در راهش مینهند. هدف امام حسین (علیه السلام)، قناعت
1) . امام سجاد (علیه السلام) فرمودند: «مَنِ اشْتَاقَ إِلَى الْجَنَّةِ سَلَا عَنِ الشَّهَوَاتِ وَ مَنْ أَشْفَقَ مِنَ النَّارِ رَجَعَ عَنِ الْمُحَرَّمَاتِ» یعنی «هر كه مشتاق بهشت شود، از شهوتها فراموش كند و هر كه از دوزخ بترسد از محرمات رو گرداند». الكافی، ج 3، باب ذم الدنیا و الزهد فیها، ص 199، ح 15 برگرفته از سید الشهدا (علیه السلام)، شهید سید عبد الحسین دستغیب 6، مجلس 19 و 20، ص 218 و 230.
2) . البته همان طور که زارع پس از شخم زدن زمین و کاشتن بذر و رفع خار و خاشاک است که امید دارد اگر ابر رحمت پیدا شود و ببارد، به برکت این آب رحمت، بذری که کاشته است، ثمر دهد، انسان نیز بعد از تلاش برای کسب ایمان و تقوا و عمل صالح است که میتواند امیدوار باشد خدا به فضلش و با رحمت واسعهاش، اعمال ناقابل او را که ممکن است دچار آفت زدگی شده باشد، بپذیرد و او را با خوبان درگاهش محشور نماید. در غیر این صورت مثَل او مانند زارعی است که در زمین خود بذری نکاشته و زمینهای برای رشد آن فراهم نکرده و امید واهی به ثمر دادن زمینش دارد، اما طبیعی است که هر چقدر هم ابر رحمت زیاد و گسترده ببارد، زمین او ثمری نمیدهد. انسانی هم که با پیروی از شیطان و نفس اماره، خود را در اتاق تاریک هوا و هوس و لذائذ نفسانی که هیچ روزنهای برای عبور نور ندارد، اسیر و محصور نموده باشد، هیچ بهرهای از نور خورشید رحمت الهی با آن وسعت و گستردگی نیز نخواهد داشت. برگرفته از سید الشهدا (علیه السلام)، شهید سید عبد الحسین دستغیب 6، مجلس 20، مبحث: خلاصه بحث فرق بین غرور و رجاء این است، ص 230و 231.
3) . همچنان که خدای متعال توبة حضرت آدم (علیه السلام) را با تمسک به خمسة طیبه (علیهم السلام) و گریة بر امام حسین (علیه السلام) پذیرفت. امام صادق (علیه السلام) نیز فرمودند: «مَا بَكَى أَحَدٌ رَحْمَةً لَنَا وَ لِمَا لَقِینَا إِلَّا رَحِمَهُ اللَّهُ قَبْلَ أَنْ تَخْرُجَ الدَّمْعَةُ مِنْ عَیْنِهِ» یعنی «احدى به خاطر ترحم بما و به جهت مصائبى كه بر ما وارد شده گریه نمىكند مگر آنكه قبل از آمدن اشگ از چشمش حقتعالى او را رحمت خواهد نمود». كامل الزیارات، جعفر بن محمد بن قولویه، مترجم: سید محمد جواد ذهنی تهرانی، باب 32، ص 327، ح 6.
4) . رجوع شود به مبحث: راه امام حسین (علیه السلام) راه دل است.
5) . برگرفته از سید الشهدا (علیه السلام)، شهید سید عبد الحسین دستغیب 6، مجلس 20، مبحث: قبولی توبه به برکت وسائل حسینی، ص 243.
نمودن به اسم و نام اسلام نبود، بلكه هدفش ایمان و تقوا است؛ همچنانكه در قرآن نیز آمده: «وَ لَقَدْ وَصَّیْنَا الَّذینَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ إِیَّاكُمْ أَنِ اتَّقُوا اللَّهَ»(1)و این همان برنامة جدّ و پدر بزرگوارش نیز بود.
امام حسین (علیه السلام) عامل اساسی برای قیام كربلا را به طور مكرّر و با صراحت كامل بیان نموده است: «أَنِّی لَمْ أَخْرُجْ أَشِراً وَ لَا بَطِراً وَ لَا مُفْسِداً وَ لَا ظَالِماً وَ إِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِی أُمَّةِ جَدِّی (صلی الله علیه و آله وسلم) أُرِیدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهَى عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أَسِیرَ بِسِیرَةِ جَدِّی (صلی الله علیه و آله وسلم) وَ أَبِی عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ (علیه السلام)»(2)یعنی « من خروج نكردم برای جاه و مقام و ثروت و اخلالگری، و ظالم و ستمگر نبودم. بلكه برای اصلاح امّت جدّم خروج كردم و میخواهم امر به معروف و نهی از منكر كنم و به سیرة جدّ و پدرم عمل كنم». همین عامل اساسی بود كه باعث شد این نهضت برای همیشه زنده بماند. قرآن کریم نیز این عامل را وسیلة مبارزه با فساد معرفی میكند. كه اگر نباشد، موجب بدبختی و نابودی جوامع و ملل میگردد.(3)امر به معروف و نهی از منكر اساسیترین اصلی است كه اگر نباشد، موجب بدبختی و نابودی افراد جامعه نیز میگردد و ضامن بقای اجتماع اسلامی است و اگر این اصل نباشد، جامعه متلاشی و متفرق میگردد و پیكرة اجتماع از بین میرود.
لذا اگر شیخ شوشتری6 از حدیثی نتیجه گرفت كه «گریة بر امام حسین (علیه السلام)، دل پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) و علی و زهرا (علیهما السلام) را شاد میگرداند و موجب بركات اخروی میگردد».(4)البته كه ایشان خوشحال میشوند. چون نیت و هدف پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) و
1) . «و ما هم به كسانى كه پیش از شما، كتاب آسمانى به آنها داده شده بود، سفارش كردیم، و هم به شما سفارش مىكنیم كه پرهیزکار باشید و از (نافرمانى) خدا بپرهیزید». سوره نساء، آیه 131.
2) . بحارالأنوار، ج 44، ص 329 و مقتل خوارزمی، ج 1، ص 188. برگرفته از حماسة حسینی، شهید مرتضی مطهری (علیه السلام)، ج 2، بخش چهارم، جلسة اول (عوامل مؤثر در نهضت حسینی)، ص 31.
3) . خداوند در سوره هود ، آیه 116 میفرماید: «فَلَوْ لا كانَ مِنَ الْقُرُونِ مِنْ قَبْلِكُمْ أُولُوا بَقِیَّةٍ یَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسادِ فِی الْأَرْضِ إِلاَّ قَلیلاً مِمَّنْ أَنْجَیْنا مِنْهُم» یعنی «چرا در قرون (و اقوام) قبل از شما، مردمی با عقل و ایمان وجود نداشت كه خلق را از فساد در زمین و اعمال زشت نهی کند؟! تا ما مثل آن عدة اندكى (مؤمنان) كه نجات دادیم، همه را نجات دهیم». همچنین در سوره آل عمران، آیه 104 میفرماید: «وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُون» یعنی « باید از میان شما امت، جمعى دعوت به نیكى، و امر به معروف و نهى از منكر كنند! و آنها همان رستگارانند».
4) . رجوع شود به مبحث: آثار عزاداری و گریة بر امام حسین (علیه السلام).
علی و حضرت زهرا (علیهما السلام) یكسان است و خوشحال میگردند كه به وسیلة ذكر مصائب فرزندشان حسین (علیه السلام)، مردم در دنیا و آخرت سعادتمند شوند و در همان راهی حركت كنند كه فرزندشان حركت كرده است.
اشكی كه این چنین آثار فردی و اجتماعی دارد و موجب تحرك و سازندگی است، ارزش دارد. هم در دنیا و هم در آخرت موجب نجات و بیداری انسانها میگردد و باعث میشود مردم با فساد ستمگر و ظلم ظالم، ستیز كنند و علیه آنها قیام نمایند. لذا دشمنان اسلام با ترفندهای مختلف، میخواهند بگویند كه این گریهها و عزاداریها، تكرار مكرّرات است و بینتیجه و كاری عبث كه شادی و نشاط را از انسان میگیرد و رخوت و ركود برای جامعه به بار میآورد، در حالیكه جوان كه عامل پیشرفت و سرمایة جامعه است، نیاز به تحرك و شادی دارد.
دشمن مستقیم نمیگوید به مجالس امام حسین (علیه السلام) نروید، اعتقاد به قرآن نداشته باشید. بلكه موذیانه و با زیركی میخواهد كمكم و به مرور زمان ایمان را در دلهای مسلمانان ضعیف كند و اعتقادشان را متزلزل گرداند و اسلام را در نطفه خفه كند. تا مبادا به كشورهای دیگر هم سرایت كند و منافع استعمارگران، بیش از این به خطر افتد. بله، اسلام هم شادی و هم غم دارد. منتها هدفمند نه مضرّ. اسلام با شادی و غم و غصة مضرّ و پوچ و باطل مخالف است. آنان با تلقیفات به ظاهر دلسوزانه و با قیافة متفكرانه، افكار مخرّب خود را از راه رادیوهای بیگانه و عوامل خود فروخته داخلی و خارجی و افراد جاهل و سادهای كه ناآگاهانه تبلیغات دشمنان و سخنانشان را اشاعه میدهند، پخش میكنند، به این امید كه مردم مسلمان و انقلابی را كمكم در خواب غفلت فرو برند و سرشان را با شادیهای مضرّ و پوچ و لذتهای زودگذر، مثل فحشا، اعتیاد، فیلمهای شهوانی ... سرگرم كنند و تابع مدّ و هوا و هوس گردانند و خصوصاً در این میان به بهانة پیشرفت و تمدن و تجدّد و عقب مانده نبودن، از زنان به وسیلة نمودار ساختن زینت و زیباییهایشان،(1)بیشترین بهره را میبرند تا به این وسیله مسلمانان به مرور زمان برای رسیدن به
1) . البته منظور نمودار کردن زیباییها در برابر نامحرمان است که شرع مقدس توجه و سرگرم شدن به آن را جایز نمیداند و چه زیبا میفرماید امام علی (علیه السلام) که: «مَا خَیْرٌ بِخَیْرٍ بَعْدَهُ النَّارُ وَ مَا شَرٌّ بِشَرٍّ بَعْدَهُ الْجَنَّةُ وَ كُلُّ نَعِیمٍ دُونَ الْجَنَّةِ فَهُوَ مَحْقُورٌ وَ كُلُّ بَلَاءٍ دُونَ النَّارِ عَافِیَةٌ» یعنی «آن خوبی (و لذتی) که پس از آن آتش است، خوبی نیست و آن بدی که پس از آن بهشت است، بدی نیست. هر نعمتی غیر از بهشت بیارزش است و هر بلایی غیر از آتش جهنم، سلامتی است». نهج البلاغة، امام علی (علیه السلام)، مرحوم سید رضی، مترجم: مصطفی زمانی، کلمات قصار، ص 1013، شماره 394.
اهداف واهی، اعتقادهای خود را زیر پا بگذارند و هویت و غیرت و شخصیت دینی و ملّی خود را نادیده بگیرند و استقلال فكری و روحی شان نابود گردد. تا در زندگی، از خود اصول و مبادی و فلسفهای ارزشمند نداشته باشند. به بیان دیگر، هدف دشمنان ایجاد استعمار فكری است كه خطرناكتر از انواع دیگر استعمار است. چون در این نوع استعمار، شخص مثل دشمن فكر میكند و مانند او میبیند و اصلاً هم احساس نمیكند كه استعمارزده شده است و به طرف آن كه میدَرد، میدود. ارزش استقلال فكری و اعتماد و اعتقاد به فلسفة زندگی خود و احترام به سنتها و نظامهای خود، از علم بالاتر است. ملّت عالم ممكن است در ملّت دیگر هضم شود، ولی ملّتی كه احساس شخصیت و استقلال میكند، در ملّت دیگر هضم نمیشود.(1)
لذا در پاسخ به كسانی كه میگویند: چرا گریه؟ علاوه بر مطالب گذشته، باید گفته شود: همانطور كه خنده اقسامی دارد، اشك و گریه نیز اقسام مختلفی دارد:
اشك شوق، اشك توبه و پشیمانی، اشك رأفت و دلسوزی، اشك فراق، اشك ذلّت، اشك تظاهر و ریا، اشك غم و اندوه ... ولی هر اشكی مضرّ و رکودآور نیست و سبب كسالت روحی و افسردگی نمیگردد و نشاط را از بین نمیبرد. همانطور كه هر خندهای نیز خوب و سازنده و نشاط آور نیست؛ مثلاً اكثراً شاهد اشك شوق به هنگام ورود اسرا و آزادگان جنگ تحمیلی به ایران اسلامی بودهایم. آیا این اشك افسردگی و كسالت به بار میآورد؟ یا اگر كسی با خواندن یا شنیدن اوصاف و نعم بهشتی، اشك شوق بریزد، اشكش ركود آور و مخرب است؟! اشكی كه فرد گنهكار برای پشیمانی از گناه میریزد، آیا او را سبك میكند یا افسرده؟ مگر در جبههها شاهد نبودیم كه رزمندگان اسلام، شبها در سنگرها مشغول خواندن دعا و روضه و زیارت نامهها بودند و اشك میریختند و روزها مثل شیر در جبههها، به دشمنان اسلام حمله میكردند. آیا معنای ركود و بیحالی و سستی و افسردگی این است؟
1) . برگرفته از حماسة حسینی، شهید مطهری 6، ج 3، بخش هفتم (یادداشت حماسة حسینی)، ص 326 و مطالب ارزشمند حجة الاسلام سید ابراهیم موسوی هوائی، در مجالس ایام صفر، سال 1381 ش.
گریه و عزاداری بر امام حسین (علیه السلام) نیز، چنین است؛ یعنی لذّت بخش است. به قلب صفا و روشنی میدهد. ایمان و اعتقاد را تقویت میكند. جامعه و انسان را میسازد. چراغ راه سعادت است. مقلّب القلوب است و رشد آور و نشاط انگیز است. لذا انسان بعد از آن، احساس سبكی و نزدیكی به خدا میكند. نه اینكه احساس یأس و افسردگی. میتوان گفت، اشك بر امام حسین (علیه السلام) از جمله مصادیق این شعر است:
گریه بر هر درد بی درمان دوا است چشم گریان، چشمة فیض خداست
و به همین خاطر است كه دشمنان عزمشان را جزم كردهاند تا این اشك ارزشمند و سازنده و آموزندة تحرك آور را از ما بگیرند.(1)
در پایان
این شعر عمر بن فارض مصری را در آخر قصیدة یائیهاش، مناسب با حال خود دیدم:
«ذهبَ العُمر ضیاعاً و انْقضی باطلاً اِنْ لَم افز مِنك بشیء»
«غَیر ما اُوتیتَ مِن عَهدی الوِلا عِترة المبعوث مِن آل قصی»(2)
خداوندا به ما توفیق ده كه آزاد و آزاده باشیم و از بند غیر خدا، خود را برهانیم و همچنان كه تو ما را آزاد آفریدی،(3)با همان پاكی و آزادگی به سویت رجوع كنیم. الهی فرقان و قدرت تشخیص به ما عنایت فرما تا مكر دشمنان را به خودشان باز گردانیم.
1) . برگرفته از سخنان حجة الاسلام سید ابراهیم موسوی هوائی، در مجالس ایام صفر، سال 1381 ش.
2) . یعنی «عمرم به باطل گذشت، حال که میخواهم بمیرم، دستم خالی است و یگانه تکیه و دلخوشی من، ولایت عترت پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) است». سید الشهدا (علیه السلام)، شهید سید عبد الحسین دستغیب 6، مجلس 12، تحت عنوان: دوستی آل محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) ضروری اسلام است، ص 119.
3) . «لَا تَكُنْ عَبْدَ غَیْرِكَ وَ قَدْ جَعَلَكَ اللَّهُ حُرّاً» یعنی «بنده دیگرى مباش در حالىكه خداوند تو را آزاد آفریده». نهج البلاغة، امام علی (علیه السلام)، مرحوم سید رضی، مترجم: مصطفی زمانی، نامة شماره 31 به حضرت امام حسن مجتبی (علیه السلام)، ص 710.
این مقاله در دو بخش تنظیم گردیده است:
بخش اول - معنویت و عرفان امام حسین (علیه السلام).
بخش دوم - گریه و عزاداری بر امام حسین (علیه السلام) چرا؟
از آن جا كه پی بردن به صفات و درجة عرفان و توحید و معنویت امام حسین (علیه السلام) موجب معرفت بیشتر، نسبت به ایشان میگردد، لذا بخش اول را به عرفان امامحسین (علیه السلام) اختصاص دادم.
این شناخت از دو طریق بررسی شده است:
الف) سخنان و ادعیة ذكر شده از حضرت.
ب) عملكرد و راه عملی كه حضرت برای پیمودن كمال و رسیدن به لقاء الله ارائه دادهاند، كه همان راه دل است. در پایان بخش اول، برخی آثار كه بر محبّان و عزاداران امام حسین (علیه السلام) مترتب میباشد، ذكر گردیده است.
و اما بخش دوّم مربوط به گریه و عزاداری برای امام حسین (علیه السلام) است و اینكه اگر اسلام شهادت را پیروزی و رستگاری و فوز عظیم میداند، پس چرا مسلمانان در شهادت حضرتش گریه و عزاداری میكنند؟
در ابتدای این بخش، سخنان بعضی كه عمل مسلمانان را با نصاری مقایسه میكنند و نتیجه میگیرند كه اسلام، شهادت را شكست و مسیحیت آن را موفقیت میداند، ذكر شد و دلائلی بر ردّ آن مطرح گردید.
در قسمت بعد دلائلی از قرآن و سنت و عقل بیان شد كه محبت و عزاداری برای سیدالشهدا (علیه السلام) را تأیید میكرد و بیان شد كه ما وظیفة تبعیت از رسول اكرم (صلی الله علیه و آله وسلم) را داریم و ایشان برای فرزندش حسین (علیه السلام) بارها اقامة عزا نمودهاند. علاوه بر این حضرت زهرا (سلام الله علیها) و ائمه هدی (علیهم السلام) و جمیع انبیا (علیهم السلام) و ملائكه و اولیای خدا و حتی جنها و حیوانات و جمادات نیز برای امام حسین (علیه السلام) محزون و نالان و گریان شدهاند. لذا چطور ممكن است انسان دارای عاطفه و انسانیت، در این مصیبت عواطفش به هیجان در نیاید و متاثر نگردد؟!
و اصلاً انسان موجودی عاطفی است و امام حسین (علیه السلام) چون از ما انسانتر و كاملتر است، لذا عواطفش به اولاد و اصحابش بیشتر بوده است و تحمل مصائب نیز خیلی برای حضرتش مشكلتر بوده. اما چون محبت ایشان به خداوند متعال زیادتر بوده، همین محبّت و عشق واقعی، موجب گشته كه از هر تعلقی جز تعلق خدا پاك گردد و برای رضای دوست، هر چه دارد در طبق اخلاص گذارد.
و اما انسان كه به حكم قرآن باید از پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) تبعیت كند و ایشان را در زندگی الگوی خود قرار دهد و حتی فرزندانشان را بیشتر از فرزندان خود دوست بدارد، شایسته است مثل دیگر مخلوقات عالم خلقت، در این مصیبت عظیم كه بر فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) جاری گشته، گریان و نالان باشد.
در مرحلة بعد، برخی دیگر از آثار عزاداری و گریه بر امام حسین (علیه السلام) ذكر گردید و فلسفة توصیة زیاد بزرگان به اقامة عزای حسینی بیان شد كه همان سازندگی و آموزندگی حادثة كربلا است که موجبات رشد فردی و اجتماعی را فراهم میسازد. و همچنین ذكر گردید كه نباید به این وسایل حسینی (اثرهای گریه و عزاداری برای امام حسین (علیه السلام)) مغرور گشت و اینها همه برای «رجا» ذكر گردیدهاند و گریة به همراه عمل صالح و توبه از گناهان و رجوع نكردن به گناه است، كه به بركت امام حسین (علیه السلام) موجب نجات میگردد و این نفس امّاره است كه مطلب را برایمان وارونه جلوه میدهد تا انسان مغرور گشته و بدون عمل صالح، طمع به بهشت داشته باشد و تا آخر عمر در غفلت بماند.
در پایان ترفند دشمنان اسلام كه میخواهند با گرفتن این اشك سازنده و ارزشمند به اهداف شوم خود برسند، مطرح گردید و بیان شد كه تمامی اقسام اشك مثل همة انواع خنده، مضرّ و ركودآور نیست، بلكه بر عكس سازنده هم میباشد و در نتیجه جایگاه اشك بر امام حسین (علیه السلام) روشن گردید.
«با امید به اینكه این سعی ناچیز مقبول درگاه حضرتش واقع گردد».
و آخر دعوانا الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطیبین الطاهرین سیّما ابی عبدالله الحسین (علیه السلام) و لعن الله ظالمیهم و غاصبی حقوقهم الی یوم الدین.
1- قرآن کریم، ترجمه الهی قمشهای، خطاط احمد تبریزی، انتشارات دهاقانی، قم، چاپ چهارم، 1369ش.
2- تفسیر المیزان، علامه سید محمد حسین طباطبایی، مترجم: سید محمد باقر موسوی همدانی، کانون انتشارات محمّدی، تهران، چاپ چهارم، 1369 ش (جلد 6 : مترجم عبد الکریم نیّری بروجردی، انتشارات مؤسسه مطبوعات دارالعلم، قم، چاپ دوم، 1346 ش).
3- مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی، ترجمه: موسوی کلانتری دامغانی، خوشنویس: افشاری، انتشارات ریحانة پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم)، قم، چاپ اول، 1381ش.
4- نهج البلاغه امام علی (علیه السلام)، مرحوم سید رضی، مترجم: مصطفی زمانی، انتشارات نبوی، تهران، چاپ دوازدهم، پاییز 1377ش.
5- اصول کافی، کلینی، ترجمه و شرح حاج سید جواد مصطفوی، انتشارات مسجد چهارده معصوم(علیهم السلام).(جلد 3: دفتر نشر فرهنگ اهل بیت (علیهم السلام)).
6- کامل الزیارات، جعفر بن محمد بن قولویه، مترجم: سید محمد جواد ذهنی تهرانی، انتشارات پیام حق، تهران، چاپ هفتم، 1389 ش.
7- سخنان برگزیده از برگزیدگان جهان و تاریخ چهارده معصوم(علیهم السلام)، سید ابراهیم میانجی، انتشارات کتاب فروشی مرتضوی، ذیقعدة الحرام 1394 هجری قمری.
8- تحلیل سیرة فاطمه زهراء(سلام الله علیها)، تحقیق و نگارش علی اکبر بابا زاده، انتشارات انصاریان، قم، چاپ اول، زمستان 1374ش.
9- خصائص الحسینیه، آیت الله جعفر شوشتری، مترجم: خلیل الله فاضلی، ناشر دیجیتال: مرکز تحقیقات رایانهای قائمیه اصفهان.
10- حسین (علیه السلام) پیشوای انسانها، م- اکبر زاده، انتشارات اسلامی، تهران، چاپ دوم، خرداد 1343.
11- مقتل شوشتری (روضههای حضرت آیت الله شیخ جعفر شوشتری 6)،گردآورنده: ابراهیم سلطانی نسب، انتشارات آرامدل، تهران، چاپ چهارم، 1385ش.
12- مقتل امام حسین (علیه السلام)، گروه حدیث پژوهشکده باقر العلوم (علیه السلام)، مترجم: جواد محدثی، شرکت چاپ و نشر بین الملل وابسته به امیر کبیر، تهران،چاپ اول، زمستان 1381ش.
13- سید الشهداء (علیه السلام)، شهید آیت الله دستغیب، مؤسسه دارالکتاب (جزایری)، قم، چاپ چهارم، تابستان 1373ش.
14- حماسة حسینی، شهید مرتضی مطهری، انتشارات صدرا، چاپ بیست و دوم، بهار 1374ش (جلد دوم: چاپ نوزدهم و جلد سوم: چاپ هفدهم).
15- کرامات الحسینیه، شیخ علی میرخلف زاده، ناشر: نصایح، قم، چاپ اول، تابستان 1376ش.
16- پرچمدار نینوا، محمد محمدی اشتهاردی، انتشارات مسجد مقدس جمکران، قم، چاپ اول،1376ش.
17- 200 داستان از فضایل و کرامات و مصایب حضرت زینب (سلام الله علیها)، عباس عزیزی، انتشارات سلسله، قم ، چاپ اول، فروردین 1378.
18- زندگانی علی بن الحسین(علیه السلام)، سید جعفر شهیدی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران،چاپ پنجم، 1372ش.
19- امالبنین (سلام الله علیها) نماد از خود گذشتگی، محمد رضا عبدالامیر انصاری، ترجمه موسی دانش، انتشارات آستان قدس رضوی، مشهد، چاپ چهارم، 1384.
20- فاطمه دختر امام حسین (علیه السلام)، علی محمد علی دخیّل، ترجمه صادق آئینهوند، انتشارات امیر کبیر، تهران، چاپ چهارم، 1366ش.
21- نقش زنان در تاریخ عاشورا، دکتر علی قائمی، انتشارات شفق، قم.
22- داستانهای شگفت، شهید محراب آیت الله سید عبدالحسین دستغیب، انتشارات اسلامی، چاپ دوازدهم، زمستان 1373.
23- کرامات علماء، عبدالرحمن باقر زاده بابلی، مؤسسه دار الکتاب(جزایری)، قم، چاپ دوم، آبان 1377.
24- رسول تُرک آزاد شدة امام حسین(علیه السلام)، محمد حسن سیف اللهی، انتشارات مسجد مقدس جمکران، قم، چاپ اول، زمستان 1379ش.
25- عربی سوم انسانی، مؤلفان: عیسی متقیزاده و حمید رضا میرحاجی و علی چراغی و حبیب تقوایی، شرکت چاپ و نشر کتابهای درسی ایران، تهران، چاپ اول، 1380ش.
نرم افزارهای مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی :
1- اندرویدی جامع الاحادیث نور 2.0.1
2- ویندوزی گنجینه روایات نور 2/1
3- ویندوزی جامع الاحادیث نور 2 (نور 2)
4- ویندوزی جامع الاحادیث 5/3 (نور 3)
5- ویندوزی جامع تفاسیر نور (نور الانوار 3)