ghaemiyeh.com
سرشناسه : نجمي محمدصادق - ۱۳۳۷
عنوان و نام پديدآور : تجلي وحدت تبيين حكم امام قدس سره بر حضور شيعيان در نمازهاي حرمين شريفين تاليف محمدصادق نجمي مشخصات نشر : تهران نشر مشعر، ۱۳۷۹.
مشخصات ظاهري : [۸۰] ص شابك : 964-6293-83-2۳۵۰۰ريال ؛ 964-6293-83-2۳۵۰۰ريال ؛ 964-6293-83-2۳۵۰۰ريال ؛ 964-6293-83-2۳۵۰۰ريال ؛ 964-6293-83-2۳۵۰۰ريال ؛ 964-6293-83-2۳۵۰۰ريال وضعيت فهرست نويسي : فهرستنويسي قبلي يادداشت : چاپ دوم ۱۳۸۰؛ ۳۵۰۰ ريال يادداشت : چاپ سوم ۱۳۸۱؛ ۳۵۰۰ ريال يادداشت : كتابنامه بهصورت زيرنويس موضوع : خميني روحالله رهبر انقلاب و بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران ۱۳۶۸ - ۱۲۷۹ -- نظريه درباره حج موضوع : نماز
موضوع : وحدت اسلامي رده بندي كنگره : DSR۱۵۷۴/۵ /ح۳ ت۳ ۱۳۷۹
رده بندي ديويي : ۹۵۵/۰۸۴۲
شماره كتابشناسي ملي : م۷۹-۱۵۱۰۹
نماز ستون دين و ركنى از اركان اسلام است.
نماز محبوب و نور چشم رسول خدا صلى الله عليه و آله است.
پيامبر صلى الله عليه و آله به امير مؤمنان على عليه السلام فرمود: جايگاه نماز نزد امّت و پيروان من همانند رود جارى در مقابل خانه يكى از آنهاست.
چه گمان داريد درباره كسى كه در بدنش چرك و آلودگى وجود دارد، چنين كسى اگر پنج مرتبه در روز خود را در نهرى شست و شو دهد، آيا آلودگى در بدن او باقى مىماند؟
«فكذلك واللَّه الصلوات الخمس لأمّتي». (1)
به خداوند سوگند نمازهاى پنجگانه براى پيروان من نيز اينچنين است (گناهان را پاك و آلودگىها را
1) 1- بحار الأنوار، ج 82، ص 220.
شست وشو مىدهد).
از رسول خدا صلى الله عليه و آله پرسيدند: محبوبترين كارها نزد خداوند چيست؟ فرمود نماز. (1)
و در حديثى ديگر چنين پاسخ داد: نماز در وقت آن. (2)
و نيز فرمود: نماز وسيله نزديك شدن به خداوند است. (3)
رسول خدا صلى الله عليه و آله هر گاه مشكلى پيدا مىكرد به نماز پناه مىبرد. (4)
امام صادق عليه السلام فرمود:
شيعيان ما را به هنگام نماز بيازماييد كه چگونه از آن مواظبت مىكنند. (5)
امير مؤمنان عليه السلام فرمود:
رسول خدا صلى الله عليه و آله خوراك شب و غير آن را بر نماز مقدّم نمىداشت و آنگاه كه وقت نماز مىرسيد،
خانواده و دوستى را نمىشناخت [و تمام توجه او به خدا بود].
هر گاه كه وقت نماز مىرسيد على بن ابىطالب عليه السلام دگرگون مىشد و برخود مىلرزيد.
امام سجّاد عليه السلام نيز هرگاه وقت نماز مىرسيد رنگش به زردى متمايل شده، بدنش مىلرزيد. (1)
حال، نماز با چنين اهميتى، اگر به جماعت خوانده شود و عدد نمازگزاران از ده نفر تجاوز كند، جن و انس از نوشتن ثواب آن ناتوان مىشوند.
و اگر نماز در مسجد النبى صلى الله عليه و آله و مسجد الحرام خوانده شود ثواب آن به هزار و يكصدهزار برابر مىرسد.
طبيعى است كه شيطان براى دور نمودن مردم از اين فيض عظيم بهانهها ساز مىكند و راه وصول به حق را بر انسان مىبندد.
متأسّفانه در موسم حج و عمره گاهى ديده مىشود كه برخى زائران به هنگام برپايى نمازجماعت، و در حالى كه مسلمانان جهان همچون
1) 1- بحار الأنوار، ج 84، ص 247.
سيلى خروشان به سوى مسجدالنبى و يا مسجد الحرام سرازير مىشوند، در خلاف مسير مردم حركت نموده، به سوى منازل خويش باز مىگردند. و يا اسف بارتر آن كه در كنار مغازهها و بازارها مىنشينند و در حالى كه كسبه كار خود را تعطيل نموده، به مساجد براى اقامه نماز رفتهاند، آنها منتظر مىمانند كه وى بازگردد و بتوانند از او كالا خريدارى كنند.
اين عمل موجب شده تا بدخواهان، پيروان مكتب تشيّع را زير سؤال برده يا به نماز نخواندن متّهم نمايند.
طبيعى است كه زائر انقلابى و پيرو پيامبر صلى الله عليه و آله و ائمه معصوم عليهم السلام هرگز راضى نيست در حالى كه به زيارت آمده، كارى از او سربزند كه قلب پيامبر صلى الله عليه و آله و ائمّه را به دردآورد!
آنچه كه عالم فرزانه و انديشمند متّقى حضرت حجّةالاسلام والمسلمين آقاى نجمى در اين نوشتار در پى آن است، تبيين انديشه والاى حضرت امام خمينى قدس سره است كه راه بهرهورى بيشتر و بهتر در سفر
عبادى حج و عمره را بر روى زائران بيتاللَّه الحرام گشود. و آنان را از وسوسههاى شيطانى دور ساخت.
اميد آن كه زائران حريم حق را مفيد افتد و در جوار خانه خدا و حرم نبوى با شركت در نمازهاى شكوهمند جماعت، سراسر وجودشان از فيض حق مشحون گردد.
مدير آموزش و تحقيقات بعثه مقام معظّم رهبرى
بازشناسى افكار و انديشههاى بلند امام قدس سره
امروزه پرداختن به زواياى انديشه والا و بلند امام از سوى متفكران، مورخان و نويسندگان، نيازى جدّى براى جامعه اسلامى، به ويژه براى نسل جوان كشور است كه اينك به حدّ رشد رسيدهاند امّا به دليل عدم حضور در عرصه انقلاب، از شخصيّت امام و افكار نورانى ايشان و رهآوردهاى انقلاب اسلامى آگاهى جامع و دقيقى ندارند.
همچنين تشريح افكار ژرف آن پيشواى راحل قدس سره و تحليل و تفسير وقايع و حوادث انقلاب و علل و عوامل ظهور و پيدايش آن براى مسلمانان ديگر كشورها كه از حقايق انقلاب كمتر مطلبى شنيدهاند، ضرورتى است انكارناپذير.
بديهى است در مرحله نخست، انجام اين وظيفه، بر عهده كسانى است كه به امام نزديك بوده و از پيش از پيروزى انقلاب و نيز پس از آن، به طور مستقيم در جريان حوادث قرار داشته و سردى و گرمى آنها را لمس كردهاند.
ارائه اين معلومات همانند دَينى است بر گردن آنان كه بايد
آن را نسبت به انقلاب و امام ادا كنند.
روشن است كه افزون بر تبيين و بررسى اصل انقلاب، بايد نظريّات و حكمهاى صادره از سوى امام قدس سره كه هر يك انقلابى بود در درون انقلاب، از سوى متخصصان و كارشناسان بررسى شود ودرباره هريك از آنها، همايشها و اجلاسيهها برگزار گردد و مقالات و سخنرانىها ارائه شود تا اهميت هر يك از آنها كه در تاريخ اسلام براى اولين بار اتفاق افتاده است جلوه كند؛ مانند:
1- طرح ولايت فقيه بعنوان زيربناى قانون اساسى.
2- طرح اجتهاد پويا و نقش دو عنصر «زمان» و «مكان» در احكام فقهى.
3- طرح اسلام ناب محمدى و اسلام آمريكايى.
4- رسميت دادن به اسلام و به اصل دينباورى در سطح جهان.
5- نقش نامه امام به گورباچف و آثار آن.
6- حكم اعدام سلمانرشدى و انعكاس آن در جهان.
7- اعلان روز جهانى قدس.
8- مبارزه و مقاومت در برابر استعمار و ...
و يكى ديگر از اين نظريّات، حكم و دستور آن رهبر عظيمالشأن انقلاب اسلامى و بزرگ مرجع شيعه بر حضور
شيعيان در نمازهاى اهل سنت در حرمين شريفين است كه همانند ساير نظريّات و احكام خاص معظمله، داراى ابعاد و آثار شگرفى است كه بايد علما و دانشمندان، اين ابعاد را به جامعه شيعه در سطح جهان بشناسانند و آثار مثبت آن را براى جهان اسلام كه امروز و در آينده از آن برخوردار خواهد شد، تبيين نمايند.
نوشته حاضر، قدمى است كوتاه در اين مسير و اقدامى است نه چندان رسا در ايفاى اين وظيفه مهمّ و اميد است از سوى محققان و دانشمندان در افق كارشناسى و تخصصى پيگيرى و دنبال شود و ابعاد آن هر چه بيشتر تشريح و بازشناسى گردد.
در شهريور ماه سال 1358، در اولين مراسم حج تمتع، پس از پيروزى انقلاب اسلامى از سوى بنيانگذار جمهورى اسلامى قدس سره حكمى خطاب به نمايندگان منصوب خود، جهت سرپرستى حجاج بيتاللَّه الحرام در هشت مادّه صادر فرمودند كه در آن، وظايف حجاج بيتاللَّه الحرام، به خصوص وظايف شيعيان و به ويژه وظايف حجاج ايرانى بيان شده، كه متن آن بدين شرح است:
جناب حجةالاسلامآقاى حاج شيخ محىالدينانوارى و
جناب حجةالاسلام آقاى شيخ فضلاللَّه محلاتى- دامتافاضاتهما-
چون ايام برگزارى يكى از فرايض بزرگ اسلامى با محتواى عظيم انسانى، روحانى، سياسى، اجتماعى؛ يعنى فريضه حج بيتاللَّهالحرام نزديك است و لازم است در آستانه برقرارى جمهورى اسلامى با انقلاب شكوهمند ملت شريف ايران، اين فريضه مقدسه، از آثار طاغوت پاكسازى و به اسلام راستين برگردد، به اين جهت شما را بعنوان سرپرست حجاج بيتاللَّه الحرام تعيين نموده كه با مشورت با مقامات صالحه، هيأتى از افراد صالح و متعهد و با ايمان انتخاب و با همكارى آنان كليه امور مربوط به حج را تحت نظارت قرار دهيد كه انشاءاللَّه تعالى در حكومت جمهورى اسلامى، اين فريضه مقدسه با محتواى معنوى خود تحقق يابد و لازم است در اين موضوع تذكراتى داده شود:
1- لازم است به حضرات آقايان علما و روحانيون
محترم كاروانها تذكر دهيد كه قبل از حركت، مجالسى تشكيل دهند و حجاج محترم را با مسائل شرعى و وظايف انسانى آشنا كنند.
2- عموم برادران و خواهران اسلامى بايد توجه داشته باشند كه يكى از مهمات فلسفه حج، ايجاد تفاهم و تحكيم برادرى بين مسلمين است و بر دانشمندان و معمّمين لازم است مسائل اساسىِ سياسى و اجتماعى خود را با ديگر برادران در ميان گذارند و در رفع آن طرحهايى تهيه كنند تا آنان در برگشت به كشورهاى خود آنها را تحت نظر علما و ارباب نظر قرار دهند.
3- در اين سال كه ايران در آستانه جمهورى اسلامى است و به واسطه تبليغات نارواى اجانب ممكن است مسلمين بلاد از عمق نهضت اسلامى ايران مطلع نباشند، لازم است آقايان علما و خطبا و دانشمندان محترم با وسائل ممكن، اين نهضت مقدس را معرفى نمايند و مقصد مسلمانان ايران را كه همان برقرارى حكومت اسلامى، تحت پرچم اسلام و هدايت قرآن كريم و پيغمبر مكرّم اسلام است گوشزد نمايند كه برادران اسلامى ما بدانند ما به جز اسلام و برقرارى حكومت عدل اسلامى فكر نمىكنيم.
4- لازم است برادران ايرانى و شيعيان ساير كشورها از
اعمال جاهلانه، كه موجب تفرّق صفوف مسلمين است، احتراز كنند و لازم است در جماعات اهل سنت حاضر شوند و از انعقاد تشكيل نماز جماعت در منازل و گذاشتن بلندگوهاى مخالف رويه اجتناب نمايند. و از افتادن روى قبور مطهره و كارهايى كه گاهى مخالف شرع است جدّاً اجتناب كنند.
5- نيابت از حىّ براى نماز طواف صحيح نيست، بايد هر كس خودش به هر نحو مىتواند نماز بخواند و مجزى است از گرفتن نايب و از مزاحمت با نمازگزاران اجتناب نمايند.
6- طواف را به نحو متعارف كه همه حجاج به جا مىآورند، به جا آورند و از كارهايى كه اشخاص جاهل مىكنند احتراز شود و مطلقاً از كارهايى كه موجب وهن مذهب است بايد احتراز شود.
7- در وقوفين، متابعت از حكم قضات اهل سنت لازم و مُجزى است، اگر چه قطع به خلاف داشته باشيد.
8- در اين سال كه به واسطه انقلاب اسلامى، به برادران و خواهران ما صدمات و ضررهاى بسيار از حكومت طاغوتى رسيده است و بسيارى از معلولين از حوادث انقلاب، احتياج مبرم به كمك دارند، مقتضى است كسانى
كه مىخواهند حج استحبابى بهجاآورند، هزينه آن را صرف در احتياج برادران و خواهران خود كنند كه ثواب آن نزد خداى تعالى بسيار بر حج استحبابى ترجيح دارد. و نيز كسانى كه به عنوان سوغات، مصارف ناروا مىنمايند يا تشريفات و ميهمانىهاى خارج از رويه، در وقت برگشت از حج مىنمايند، مقتضى است اين نحو هزينهها را صرف احتياج برادران و خواهران عليل و مستمند خود نمايند كه خداوند تعالى به آنان اجر و بركت عنايت فرمايد!
از خداوند تعالى عظمت اسلام و سعادت ملت مسلمان را خواستار و موفقيت همگان را در كوشش براى به ثمر رسيدن نهضت مقدس اميدواريم.
وَالسَّلامُ عَلَيكُم وَ عَلى جَميعِ الْمُؤمِنين وَ رَحْمَةُ اللَّه وَبَرَكاتُهُ
روح اللَّه الموسوى الخمينى- 29/ 6/ 58 (1)
1) 1- صحيفه نور ج 9، ص 176.
«لازم است برادران ايرانى و شيعيان ساير كشورها، از اعمال جاهلانه كه موجب تفرّق صفوف مسلمين است احتراز كنند. و لازم است در جماعات اهل سنت حاضر شوند و از انعقاد و تشكيل نماز جماعت در منازل و گذاشتن بلندگوهاى مخالف رويه اجتناب نمايند و از افتادن روى قبور مطهره و كارهايى كه گاهى مخالف شرع است جداً اجتناب كنند.»
حضرت امام رحمه الله در اين بخش از پيام خود كه بند چهارم آن است به چند نكته اشاره دارد كه هر يك در خور بحث و بررسى است، ولى ما در اين نوشته تنها به موضوع «حضور شيعيان در نماز اهل سنت» كه مهمترين نكته از اين ماده است، مىپردازيم و آن را مورد توجّه قرار مىدهيم.
بىشك اين حكم از لحاظ حضور شيعيان در نمازهاى اهل سنت در حرمين شريفين، يك تحوّل تاريخى و يك دستور بىسابقهاى بود كه نهتنها توانست سيل عظيم زائران شيعه را، كه قبل از انقلاب و در طول تاريخ، به هنگام اقامه نماز از مسجدالحرام و مسجدالنبى به سوى هتلها و خيابانها در حركت بود، متوقف سازد بلكه موجب گرديد
كه اين سيل جمعيت را به هنگام اقامه نماز همانند ساير مسلمانان به سوى اين دو مسجد و مساجد ديگر در مكه مكرمه و مدينه منوره سرازير نمايد.
و اين تحوّل عظيم و دگركونى شگرف براى كسانى كه شاهد مراسم حج قبل و بعد از انقلاب بودهاند، بيش از ديگران ملموس و قابل درك است و طبعاً براى علاقمندان به اسلام مايه خوشحالى و دلگرمى و براى دشمنان اسلام رنجآور و نگرانكننده است.
البته اين، ظاهر قضيه است ولى ابعاد معنوى و جنبههاى مختلف سياسى- مذهبى اين حكم براى جهان اسلام، بيش از آن است كه بتوان ارزيابى كرد و جهات گوناگون آن را ارائه نمود. به طور خلاصه مىتوان گفت كه: با توجه به شرايط فعلىِ جهان اسلام و به ويژه جايگاه مهم تشيّع، كه پس از پيروزى انقلاب اسلامى به آن دست يافته است، اين حكم يكى از بارزترين و سازندهترين احكام و فتاوا است كه از سوى يك مرجع تقليد جامعالشرايط و آگاه صادر شده و به مرحله اجرا در آمده است.
گر چه ممكن است اين حكم امام قدس سره داراى انگيزههاى
متعدد باشد و عوامل سياسى و دلايل مختلف اجتماعى- مذهبى آن را ايجاب كند ولى با توجه به حجم مقاله، تنها دو بُعد از اين عوامل را مورد توجه قرار داده و به دلايل مذهبى آنها اشاره مىكنيم:
** مسأله تشيع و تسنن.
در مورد عامل نخستين و مقابله با استكبار جهانى، بايد سه موضوع مورد بررسى قرار گيرد:
الف: دينستيزى در جهان امروز.
ب: انديشه امام در مقابله با دين ستيزى.
ج: حج ابراهيمى عامل شكست توطئه دشمنان.
همانگونه كهقرآنمجيد در آيات متعدد، خطر مشركان و دشمنان اسلام را متذكر شده و از عداوت و كينه عميق آنان نسبت به مسلمين هشدار داده و فرموده است:
وَلَا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّى يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ.
«آنها پيوسته با شما مىجنگند تا اگر بتوانند شما را از آيينتان برگردانند.» (1)
1) 1- صحيفه نور ج 9، ص 176.
استكبار و دشمنان اسلام در طول تاريخ مقابله با اسلام را در سرلوحه برنامههاى خويش قرار داده و هيچگاه از اين انديشه باطل غافل نبوده است. ما اينك در صدد پرداختن به گذشتههاى تاريخ نيستيم؛ گذشتهاى كه در آن جنگهاى خونين و طولانى، مانند جنگهاى صليبى بخشى از تاريخ اسلام و جهان را به خود اختصاص داده است. و درباره مقابله و مبارزه فرهنگى با اسلام كه در اين باره كتابها و تأليفات نوشتهاند، سخن نمىگوييم و از گفتگو درباره اتهامات و افتراهايى كه به شخص پيامبر اسلام متوجه ساختهاند، صرفنظر مىكنيم.
و همچنين درباره حكومتهاى مادى و لائيك، كه در طول ساليان متمادى دين را از صحنه سياست و حكومت و از مداخله در سرنوشت انسانها كنار زدهاند و در محو اسلام همگى دست به دست هم داده و اتحاديههايى از بلوك شرق و غرب براى اين هدف شوم تشكيل دادهاند، بحث نمىكنم و ...
ما اينك از جهان معاصر سخن مىگوييم؛ جهانى كه در آن مصائب و آلام بسيار از سوى دشمنان بر اسلام و مسلمين تحميل گشته است. روزگارى كه مشتى صهيونيست در مقابل چشم بيش از يك ميليارد مسلمان،
قدس شريف و قبله اوّل مسلمانان را به تصرف خويش درآورده و ميليونها مسلمان را از خانه و كاشانه خويش آواره ساخته است. و هر روز عدهاى از مسلمانان در لبنان و فلسطين زير بمبها و موشكهاى دشمن به خاك و خون كشيده مىشوند و خانههايشان بر سرشان ويران مىگردد و گروهگروه به سياهچالهاى مخوف و شكنجهگاهها فرستاده مىشوند. آنها به اين جنايات بسنده نكردهاند و همواره فكر تسلّط بر نيل تا فرات و تصرف مكه و مدينه را در سر مىپرورانند.
ما از روزگارى سخن مىگوييم كه استكبار شرق و غرب در متلاشى كردن انقلاب شكوهمند ملّتى، چون نشأت گرفته از اسلام بود، متحد شدند و بزرگترين و طولانىترين جنگ را بر آن تحميل كردند.
و همانها رشدى و رشدىها را در دامن خود براى ضربه زدن به اسلام تربيت كردند و روزانه هزاران نفر را قربانى مطامع خويش مىكنند و به بهانه حقوق بشر در كوبيدن اسلام همپيمان شده اند.
همچنين ديديم كه در بوسنى چگونه مسلمانها را گروهگروه به خاك و خون كشيدند و گورهاى دستهجمعى از اجساد مسلمانانِ زندهبهگور، به وجود آوردند و فرزندان
و همسرانشان را آواره بيابانها كردند و امروز همين جنايات در چچن و قفقاز و ... تكرار مىشود.
و اين به اصطلاح آزاديخواهان، در مهد آزاديشان از ورود دختران دانش آموز مسلمان به كلاس درس، به دليل استفاده كردن از روسرى، ممانعت به عمل آوردند و با اين كار روى جنايتكاران دورانِ قرون وسطايى را سفيد كردند!
و ما اگر تنها به انعكاس آمار اين نوع مقابلهها و رودررويىها با اسلام بسنده كنيم، كتاب قطورى تهيه خواهد شد.
آرى، اينگونه است وضعيت اسفبار گروهى از مسلمانان در نقاط مختلف جهان. آنان در وضعيت سخت اقتصادى، سياسى و اجتماعى قرار گرفتهاند و دست نياز و استمداد به سوى عالمان و دانشمندان مذهبى و سران كشورهاى اسلامى دراز كردهاند تا شايد از اين فشار و شكنجه نجات يابند، امّا نه تنها اميدى ندارند بلكه آيندهاى تلختر و فشارهاى مضاعف و گستردهتر در پيش روى خود مىبينند.
از ويژگىهاى برجسته امام راحل قدس سره، نگرش وسيع وى
نسبت به مذهب و باورهاى اعتقادى در مقابل مكتبهاى غيرمذهبى بود. او همواره در انديشه رسميت دادن و اعاده مجد و عظمت به اسلام و گسترش بخشيدن به اصل خداباورى و مقابله با دينزدايى در سطح جهان بود و اين حقيقت را در سيره نظرى و عملى آن بزرگوار مىتوان به خوبى و وضوح مشاهده كرد. از نمونههاى بارز آن، نامه آن بزرگوار به گورباچف مىباشد.
اين نامه تاريخى، كه پس از نامههاى رسول خدا صلى الله عليه و آله به قيصر و كسرى، براى اولين و آخرين بار به كسى كه در رأس هرم ماديگرىِ جهانِ معاصر قرار داشت ارسال گرديده، روشنگرِ بينش امام قدس سره نسبت به جايگزين ساختن دينباورى و توجه به معنويات در مقابل ماديگرى و دين ستيزى در سطح جهان است.
امام در اين نامه، گورباچف را به سوى خدا دعوت كرد و راه استدلال را به او ارائه داد و به وى گفت: «مشكل شما عدم اعتقاد واقعى به خدا است. مشكل اصلى شما مبارزه طولانى و بيهوده با خدا و مبدأ هستى و آفرينش است.» چه اثر بديع و شگرفى از خود به جاى گذاشت و چه تحوّل عظيمى، پس از هفتاد سال مبارزه با خداباورى و مذهبگرايى به وجود آورد!
يكى ديگر از نمونههاى بارز اين ديد و بينش، هشدار امام نسبت به خطر صهيونيزم جهانى است كه از سالها پيش از انقلاب، آن را دنبال كرده و در تاريخ 6/ 5/ 58، در آستانه اولين ماه رمضان پس از پيروزى انقلاب، روزقدسجهانى را اعلام كرد و چنين فرمود:
«... من از عموم مسلمانان جهان و دولتهاى اسلامى مىخواهم كه براى كوتاه كردن دست اين غاصب و پشتيبانان آن، به هم بپيوندند و جميع مسلمانان جهان را دعوت مىكنم آخرين جمعه ماه مبارك رمضان را، كه از ايام قدر است و مىتواند تعيينكننده سرنوشت مردم فلسطين نيز باشد، بعنوان روزقدس انتخاب و طى مراسمى همبستگى بينالمللى مسلمانان را در حمايت از حقوق قانونى مردم مسلمان اعلام نمايند.» (1)
امام قدس سره آن حكيم فرزانه كه تسلّط دشمنان و ضعف مسلمانان را در تفرقه و تشتت آنان مىديد، با ايجاد وحدت و يكپارچگى در گوشهاى از جهان، ملّتى را به پيروزى
1) 1- صحيفه نور، ج 8، ص 229.
رسانيد و طومار سلطنت دو هزار و پانصد ساله را در هم پيچيد و كشور ايران را از دست استكبار و دشمنان اسلام و انسانيت نجات بخشيد.
او راه حلّ مشكل جوامع اسلامى در سراسر جهان را مورد عنايت خويش قرار داد و رمز پيروزى و راه نجات را، كه همان اتّحاد و اتفاق است، به آنها ارائه نمود.
در مراسم حج! حجى كه تجلّيگاه عظمت و اقتدار پيروان دين حنيف اسلام و مظهر وحدت و اخوت مسلمانان جهان و كانون توحيد و يگانه پرستى و مركز فرياد برائت امت از شرك و بتپرستى است.
حجى كه مراسم شگفتانگيزش جلوهاى بارز از اعتلاى دين حق و نمايشگر تماميت اسلام ناب محمدى و مبارزه با شياطين است.
آرى مراسم حج و اجتماع بزرگ مسلمانان جهان در مكه و مدينه است كه مىتواند اتّحاد و اتفاق پيروان اسلام را كه آرمان پيامبر خاتم صلى الله عليه و آله و اوصياى آن بزرگوار است، محقق و متجلّى سازد.
ليكن افسوس كه حكومتهاى ستمگر در طول تاريخ و
دست مرموز استعمار، به ويژه در يك قرن اخير، موجب گرديد تا روح حقيقى آن به فراموشى سپرده شود و از ابعاد سياسى و اجتماعى و عبادى حج، تنها بعد عبادى آن، آنهم خالى از روح واقعى پرستش ترويج و تبليغ شود.
اينجا است كه امام امت به احياى حج ابراهيمى قيام كرد و در مناسبتهاى مختلف در سخنرانيها و پيامهايش، ضمن توصيه بسيار به دقت در اعمال حج و فراگيرى مسائل آن و بيان ابعاد معنوى و عرفانى مناسك، جنبههاى سياسى و اجتماعى حج را مطرح ساخت و با دعوتِ جوامع اسلامى به وحدت و همدلى و پرهيز از تشتت و تفرق، كه بزرگترين عامل تسلّط بيگانگان است، مسلمانان را در مقابله با دشمنان اسلام بسيج كرد.
گرچه دشمنان نيز در مقابل اين حركت عظيم، بيكار ننشستند و براى جلوگيرى از تحقق چنين تحولى شگرف، با تمام قوا به ميدان آمدند و متحجّران براى پيشگيرى از اين هدف عالى، تمام توان خود را بكار بستند ولى استقبال پر شور مسلمانان آگاه و حقايق موجود، نشانگر آن است كه اين حركت متوقف شدنى نيست و اين موانع ناچيز بر طرف خواهد شد و دير يا زود مخالفان نيز به موافقان خواهند پيوست.
حضرت امام قدس سره گذشته از رسالههاى عمليّه و مناسك حج، مطالبِ فراوانى در اهميت جنبه عبادى و لزوم فراگيرى و انجام دقيق اعمال حج، براى حجاج بيان كرده و توصيهها و تأكيدات گستردهاى از آن بزرگوار، بهصورت سخنرانى و پيام، به مسلمانان در ابعاد فلسفى و عرفانى اين اعمال و همچنين در بعد سياسى- اجتماعى اين همايش بينالمللى- اسلامى شاهديم كه در اينجا به نقل چند نمونه بسنده مىكنم:
«به زائران بيت اللَّه الحرام- ايّدهم اللَّه تعالى- عرض مىكنم كه اعمال و مناسك را به طور دقيق از روحانيون محترم كه در كاروانها هستند فراگيريد و به هيچ عملى بدون راهنمايى آنان دست نزنيد، چهبسا باشد كه خداى نخواسته با سهلانگارى، عملتان باطل شود و جبران آن را تا آخر نتوانيد بكنيد و يا به احرام باقى بمانيد و در برگشت موجبات زحمت خود و نزديكان خويش شويد و اين يك تكليف شرعى است كه از آن غفلت نبايد كرد و به روحانيون محترم عرض مىكنم كه علاوه بر آنكه مسائل را به طور
وضوح كه همهكس بفهمد در جلسات متعدد به گروه خود ياد دهيد در وقت اعمال آنان نيز مواظب آنها باشيد و آنها را هدايت فرماييد.» (1)
«مراتب معنوى حج كه سرمايه حيات جاودانه است و انسان را به افق توحيد و تنزيه نزديك مىكند، حاصل نخواهد شد مگر آنكه دستورات عبادى حج به طور صحيح و شايسته و مو به مو عمل شود.» (2)
«در لبيك لبيك، «نه» بر همه بتها گوييد و فرياد «لا» بر همه طاغوتها و طاغوتچهها كشيد و در اطراف حرمِ خدا، كه نشانه عشق به حق است، دل را از ديگران تهى كنيد و جان را از خوف غير حق پاك سازيد و به موازات عشق به حق از بتهاى بزرگ و كوچك و طاغوتها و وابستگانشان برائت جوييد كه خداى تعالى و دوستان او از آنان برائت جستند و همه آزادگان جهان از آنان برىء هستند.
و در لمس «حجرالأسود» بيعت با خدا بنديد، كه با
دشمنان او و رسولانش و صالحان و آزادگان دشمن باشيد و به اطاعت و بندگى آنان هر كه باشد و هرجا باشد سرننهيد و خوف و زبونى را از دل بزداييد كه دشمنان خدا و در رأس آنان شيطانبزرگ زبونند، هر چند در ابزار آدمكشى و سركوبى و جنايتشان برترى داشته باشند. و در سعى بين صفا و مروه، با صدق و صفا سعى در يافتن محبوب كنيد كه با يافتن او همه بافتهاى دنيايى گسسته شود و همه شك و ترديدها فرو ريزد و همه خوف و رجاهاى حيوانى زايل شود و همه دلبستگىهاى مادى گسسته شود و از آزادگىها شكفته گردد و قيد و بند شيطان و طاغوت كه بندگان خدا را به اسارت و اطاعت كشند، در هم ريزد.
و با حال شعور و عرفان به مشعرالحرام و عرفات رويد و در هر موقف به اطمينان قلب بر وعدههاى حق و حكومت مستضعفان بيفزاييد و با سكوت و سكون تفكر در آيات حق كنيد و به فكر نجات محرومان و مستضعفان از چنگال استكبار جهانى باشيد و راههاى نجات را از حق، در آن مواقف كريمه طلب كنيد.
پس به منا رويد و آرزوهاى حقانى را در آنجا در يابيد كه آن قربانى نمودن محبوبترين چيز خويش در
راه محبوب مطلق است. و بدانيد تا از اين محبوبها كه بالاترينش حبّ نفس است و حبّ دنيا تابع آن است، نگذريد به محبوب مطلق نرسيد و در اين حال است كه شيطان را رجم كنيد و شيطان از شما بگريزد و رجم شيطان را در موارد مختلف با دستورهاى الهى تكرار كنيد كه شيطان و شيطانزادگان همه گريزان شوند.» (1)
امام در پاسخ نامه ملكخالد پادشاه عربستان سعودى مىنويسد:
«اينجانب تمام گرفتارىها و بدبختىهاى مسلمين و دولتهاى كشورهاى اسلامى را در اختلاف و نفاق بين آنان مىدانم. چرا بايد دولتهاى اسلامى با داشتن قريب يك ميليارد جمعيت و در دست داشتن ذخيرههاى زيرزمينى، خصوصاً موجهاى نفت كه رگ حيات ابرقدرتهاست و برخوردارى از تعليمات حياتبخش قرآن كريم و دستورات عبادى- سياسى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله كه مسلمانان را به اعتصام
1) 1- از پيام امام خمينى به زائران بيت اللَّه الحرام، در تاريخ 16/ 5/ 65- صحيفه نور، ج 20، ص 18.
به «حبلاللَّه» دعوت و از تفرقه و اختلاف تحذير مىفرمايد و با داشتن ملاذ و ملجائى چون حرمين شريفين كه در عهد رسول اللَّه- صلوات اللَّه عليه- مركز عبادت و سياست اسلامى بوده و پس از رحلت آن بزرگوار مدتها نيز چنين بوده است و طرح فتوحات و سياسات از آن دو مركز بزرگ سياسى- عبادى ريخته مىشده است، اكنون به واسطه كج فهمىها و غرضورزىها و تبليغات وسيع ابرقدرتها كار را به آنجا بكشانند كه دخالت در امور سياسى و اجتماعى كه مورد احتياج مبرم و از اهمّ امور مسلمين است در حرمين شريفين جرم شناخته شود.» (1)
باز امام خطاب به مسلمانان جهان مىفرمايد:
«اى مسلمانان جهان، و اى پيروان مكتب توحيد، رمز تمام گرفتارىهاى كشورهاى اسلامى اختلاف كلمه و عدم هماهنگى است و رمز پيروزى، وحدت كلمه و ايجاد هماهنگى است، كه خداوند تعالى در يك جمله بيان فرموده: وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَلَا تَفَرَّقُوا ... اعتصام به حبل اللَّه، بيان هماهنگى جميع
1) 1- صحيفه نور، ج 15، ص 186، تاريخ 18/ 7/ 60.
مسلمين است براى اسلام و به سوى اسلام و براى مصالح مسلمين و گريز از تفرقه و جدايى و گروه گرايى، كه اساس همه بدبختىها و عقب افتادگىهاست.» (1)
«اى مسلمانان جهان، شما را چه شد كه در صدر اسلام با عدّه بسيار كم، قدرت عظيم را شكستيد و امت بزرگ اسلامى- انسانى ايجاد نموديد. اكنون با قريب يك ميليارد جمعيت و دارا بودن مخازن بزرگ، كه بالاترين حربه است، در مقابل دشمن اينچنين ضعيف و زبون شديد؟!
آيا مىدانيد كه تمام بدبختىهاى شما در تفرقه و اختلاف بين سران كشورهاى شما و بالنتيجه، بين خود شماست؟!
از جاى برخيزيد و قرآنكريم را به دست گرفته و به فرمان خداى تعالى گردن نهيد تا مجد خود و عظمت اسلام عزيز را اعاده كنيد.» (2)
اين بود بخشى از پيامهاى امام راحل در بيان علت گرفتارىها و بدبختىهاى مسلمين جهان و كشورهاى اسلامى كه با در دست داشتن آنهمه امكانات مادى و معنوى دامنگيرشان گرديده است.
و اين بود نمونهاى از پيامهاى بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران خطاب به مسلمين جهان كه روزى با عدهاى بسيار كم قدرتهاى عظيم جهان را در هم شكستند ولى امروز با همه نيرو و قدرت كه در اختيار دارند در مقابل دشمنان اينچنين ضعيف و زبون گشتهاند.
و اين بود عامل آنهمه عزّت و شوكت؛ يعنى اتحاد و اعتصام به حبلاللَّه و انگيزه اينهمه ضعف و ذلت؛ يعنى تفرقه و اختلاف كه بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران، مسلمين را بر آن متوجه نموده است.
و از اين بحث كوتاه مىتوان به اهميت حكم امام بر حضور شيعيان در نماز جماعت حرمين شريفين و به علت و انگيزه چنين دستور مهم و فتواى بىسابقهاى پى برد؛ زيرا گرچه مجموع اعمال و مناسك حج و اجتماع ميليونى مسلمانان در اين مراسم پر شكوه، نوعى وحدت و
همآهنگى را ايجاب مىكند؛ حضور در يك زمان و مكان، همرنگى در لباس و يكنواختى شعار اين جمعيت ميليونى، كه از سراسر جهان در اين كنگره عظيم اسلامى شركت جستهاند، همه نشانگر پيروى آنان از يك دستور و فرمان و دليل بر اجراى حكم الهى است و از نظر وجهه خارجى، نمودى از تشكّل بزرگ و سالانه مسلمانان جهان است كه در هيچ مذهب و آيينى چنين اجتماع پرشكوه را نمىتوان يافت، ولى بايد به اين نكته توجّه كرد كه هيچيك از اعمال حج نمىتواند مانند نماز جماعت حرمين شريفين باصلابت، وحدتآفرين و دشمن شكن باشد؛ زيرا هريك از اين اعمال، در عين اجتماعى و اشتراكى بودن، به صورت انفرادى و جدا از هم انجام مىپذيرد و هر انسانى موظف است مواظب و مراقب عمل خويش باشد. در طواف و سعى، رمى و ذبح و ... منفرد عمل مىكند و اين اعمال بجز وقوفين از نظر زمان نيز وسيع است و هر كسى مىتواند در هر ساعت از روز و يا در مدت و در فاصله چند روز مناسك خود را انجام دهد.
و تنها نماز است كه همه مسلمانان را در صفوف فشرده و منسجم در كنار هم قرار مىدهد و با صداى اذان، در يك زمانمشخص، سيلجمعيت با رنگها و زبانها و ملّيّت هاى
مختلف به سوى مكان مشخص (مساجد) سرازير مىشود و با تكبير مكبّر هزاران نفر هماهنگ به ركوع مىروند و سر به سجده مىگذارند و بر يگانگى خدا و نبوت رسول او شهادت مىدهند، سپس بر همديگر درود و تهنيت مىگويند؛ «السلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته».
و اينجا است كه روح اخوّت اسلامى و عواطف معنوىِ مذهبى در ميانشان متجلّى مىگردد و دست همديگر را مىفشارند وباهمديگر معانقه وروبوسى مىكنند وچهرهاى بشاش، كه حاكى از محبت درونى است قبولى اعمال يكديگر رااز خدا مسألت مىنمايند؛ «تَقَبَّلَاللّهُ أعْمالَكُمْ»
اينك اين پرسش مطرح است كه آيا ترككردن اين كانون وحدت و گريز از اين تجلّيگاه انس و الفت، كه در بعضى از گروههاى اسلامى مشاهده مىشود كه بهنگام نماز بر خلاف مسير سيل جمعيت به سوى منازل و بازارها درحركتند، موجب انزجار و نگاه خشمآلود مسلمانان نسبت به اين افراد نخواهد شد؟! و به جاى آن صفا و صميميت، تخم عداوت و دشمنى در دل آنان نخواهد افكند، به ويژه آنكه هر صبح و شام احاديثى به گوششان مىرسد كه پيامبر اسلام فرموده است: «خارج شدن از مسجد هنگام نماز، عمل منافقان است» و باز فرموده است:
«شياطين با شنيدن اذان از مساجد مىگريزند؟!
و طبيعى است هريك از زائران و حُجاج پس از مراجعت به وطن خويش، در سراسر جهان، در محافل و مجالس، ضمن بيان عظمت نماز حرمين شريفين مشاهدات خود را از عملكرد اين گروه در جدايى از صفوف مسلمين و بىاعتنايى آنها به نماز منعكس و بلكه آنان را بىنماز معرفى خواهند نمود و چه پيرايههايى كه بر مذهب و آيين آنان و پيشوايان معصومشان خواهند افزود؟! و چه داستانهايى از انحراف آنان از اسلام و قرآن خواهند ساخت؟! و اين حادثه اگر تنها يك بار اتفاق بيفتد، ساليان متمادى فراموش نخواهد شد، چه رسد به آنكه هر سال و هر روز تكرار شود و اين همان خواسته دشمنان اسلام است كه بدون صرف كوچكترين هزينهاى، به آن دست يافتهاند و مسلماً در تلاشند كه به هر وسيله ممكن، هر يك از گروههاى ديگر مسلمانان را نيز از اين صف فشرده جدا سازند و در ميانشان تخم مخالفت و بدبينى بكارند.
امام قدس سره در اين زمينه مىفرمايند:
«عقلا و علماى اسلام از صدر اسلام تاكنون كوشش
كردند براى اينكه مسلمين همه با هم مجتمع باشند و هم يد واحده باشند بر غير مسلمين. در هر جا كه مسلمى پيدا بشود بايد با ساير مسلمين تفاهم كنند و اين مطلبى است كه خداوند تبارك و تعالى در قرآن كريم سفارش كرده است و پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله سفارش فرموده است و ائمه مسلمين سفارش فرمودهاند و علماى بيدار اسلام اين امر را گرفته و كوشش كردهاند به اينكه مسلمين را در تحت لواى اسلام به وحدت و يگانگى دعوت كنند». (1)
اگر امام قدس سره در مقام استدلال بر حكم مورد بحث بود و اگر بنا بود دلايل حكم حضور شيعيان در نماز حرمين شريفين را از قرآن و حديث و منابع اسلامى بيان كند و دلايل مبنايى خويش را با تكيه زدن بر كرسى تدريس و تحقيق و با حضور شاگردان ارزنده و فحول حوزه هاى علميه، كه امروز مقام مرجعيت جهان شيعه را به عهده گرفتهاند، ارائه نمايند، مسلماً كتاب قطور و ارزشمندى براى جامعه اسلامى و آينده مراكز علمى همانند ساير آثار علمى آن حضرت به يادگار مىماند. ولى امام راحل در
1) 1- 16/ 8/ 59 صحيفه نور، ج 13، ص 163.
صدور اين حكم و همچنين در ساير پيامها و بياناتشان، نه در مقام استدلال بوده و نه اينكه شرايط، چنين وضعى را اقتضا مىكرده است. ولى در عين حال گاهى نيز بهطور گذرا و اجمال و در سطح فهم مخاطبين و مستمعين، به دليل شرعى نظرات و احكام خويش اشاره فرموده است كه از جمله اين موارد، گفتار آن حضرت خطاب به حجاج و زائران پاكستانى در سال 1359 مىباشد كه پيشتر آورديم.
و دراينجا مناسب است مطالبى در توضيح كلام امام به بعضىاز آيات و روايات، كه مسلمانان را به وحدت دعوت نموده و ازتفرقه و دورى برحذرداشته است، بياوريم:
1- وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَلَا تَفَرَّقُوا وَاذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَاناً وَكُنْتُمْ عَلَى شَفَا حُفْرَةٍ مِنْ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ (1)
«و همگى به ريسمان خدا (: قرآن و اسلام و هرگونه
1) 1- آل عمران: 103.
وسيله وحدت) چنگ زنيد و پراكنده نشويد و نعمت (بزرگ) خدا را بر خود به ياد آريد كه چگونه دشمن يكديگر بوديد و او در ميان دلهاى شما الفت ايجاد كرد و به بركت نعمت او برادر شديد و شما بر لب حفرهاى از آتش بوديد خدا شما را از آن نجاتداد، خداوند اين چنين آيات خود را بر شما آشكار مىسازد، شايد پذيراى هدايت شويد.»
در اين آيه شريفه، كلمه «نعمت» تكرار شده است؛ نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ، فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَاناً و منظور از اين نعمت، همانگونه كه علّامه طباطبايى فرموده است، همان نعمت الفت و محبّت است؛ فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ و باز ايشان مىفرمايد: اين آيات هم جوامع اسلامى را مورد خطاب قرار داده و از اختلاف و تفرقه نهى نموده و هم فرد فرد مسلمانان را. (1)
2- وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمْ الْبَيِّنَاتُ وَأُوْلَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ (2)
«و مانند كسانى نباشيد كه پراكنده شدند و اختلاف كردند، (آنهم) پس از آنكه نشانههاى روشن
(پروردگار) به آنان رسيد و آنها عذاب عظيمى دارند.»
علامه طباطبايى در تفسير اين آيه شريفه مىفرمايد:
بعيد نيست مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمْ الْبَيِّنَاتُ متعلّق به جمله وَاخْتَلَفُوا باشد، بنابراين، منظور از اختلاف، اختلاف وتشتّت از نظر اعتقاد و منظور از تفرقه، تشتت و تفرقه از حيث ابدان و اجسام است. سپس مىگويد و علت تقدم «تفرق» بر «اختلاف» در آيه تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا اين است كه تفرق ابدان مقدمه و عامل اختلاف در آراء و افكار است؛ زيرا اگر دو گروه با همديگر مرتبط و مجتمع باشند، از لحاظ فكر و انديشه نيز به همديگر نزديك شده و در اثر تماس و تبادلنظر، اتحاد و اتفاق در ميانشان حاصل مىگردد و اما آنگاه كه متفرق و از هم دور شوند و ارتباطشان از هم قطع گردد، در ميانشان اختلاف مشرب و مسلك پديد مىآيد و موجب تفرقه و درهم شكستن سدّ استوار وحدت مىگردد و گويا خداوند متعال در اين آيه چنين مىفرمايد: «مانند كسانى نباشيد كه در مرحله اول با ابدانشان از هم دور و از جامعه جدا شدند، آنگاه اين دورى به اختلاف رأى و اعتقاد در ميانشان منتهى گرديد. (1)
1) 1- الميزان، ج 3، ص 407.
اين بود دو آيه از دهها آيهاى كه در مورد اتحاد و اتفاق مسلمانان نازل گرديده است. و اما احاديث و روايات در اين زمينه به قدرى فراوان است كه حتى نقل بخشى از آنها از دايره اين بحث خارج است و لذا تنها به نقل يك حديث، به تناسب موضوع، كه از طريق شيعه و اهل سنت نقل شده است اكتفا مىكنيم و بعضى از روايات را در بخش دوم اين بحث مىآوريم.
مرحوم شيخ حرّعاملى در وسائل الشيعه، با اسناد از امام صادق عليه السلام و آن حضرت از پدران بزرگوارش، از رسول خدا صلى الله عليه و آله اينگونه نقل مىكند:
«من سمع النداء في المسجد فخرج من غير علّة فهو منافق الّا أن يريد الرجوع اليه» (1)
«كسىكه در مسجد صداى اذان را بشنود و بدون علت و بىآنكه قصد مراجعت كند، از مسجد خارج شود، او منافق است!»
اين حديث با مختصر تفاوت در منابع اهل سنت چنين نقل شده است:
1) 1- وسايل الشيعه، ج 3، ابواب احكام المساجد، باب 35.
«من أدركه الأذان في المسجد ثمّ لم يخرج لحاجة و هو لا يريد الرجوع فهو منافق» (1)
متن اين حديث و تشديد در اين حكم كه خروج از مسجد پس از اعلان وقت نماز به نفاق تشبيه شده و چنين شخصى بعنوان منافق معرفى گرديده است، مضمون روايتى را كه محمدبن سنان از امام رضا عليه السلام نقل نموده است، تداعى مىكند كه آن حضرت در پاسخ پرسش ابنسنان درباره حرام بودن فرار از جبهه، چنين نگاشت:
«حرّم اللَّه تعالى الفرار من الزحف لما فيه من الوهن فيالدين و الإستخفاف بالرسل و الأئمة العادلة و ترك نصرتهم على الأعداء ...» (2)
«خداوند فرار از جنگ را بدان جهت حرام نموده است كه اين كار موجب تضعيف دين و استخفاف پيامبران و پيشوايان عادل و خوددارى از نصرت و يارى جبهه حق در مقابل دشمنان است.»
آرى اگر فرار از زحف و تضعيف جبهه حق در جنگها موجب تقويت دشمن و يكى از گناهان كبيره
است، فرار از صفوف نماز نيز از نظر فرهنگى عامل تضعيف حق و تقويت جبهه باطل و كمكى است بر اهداف دشمنان و همسو شدن با استكبار جهانى. و اينك ما در جبهه هستيم و دشمن در كمين!
به طورىكه در بخش اول مقاله اشاره كرديم، صدور حكم امام راحل قدس سره بر حضور شيعيان در نماز جماعتِ حرمين شريفين، كه براى مؤمنان واجبالإجرا و لازمالعمل بوده و در آينده نيز شيعيانِ آگاه، از اين حكم تبعيت خواهند كرد، مىتواند داراى دو انگيزه و دو عامل مختلف باشد؛ يكى از آنها و يا مهمترينشان، مقابله اسلام و كفر جهانى است. و ديگرى مسأله تسنن و تشيع است، كه عامل اول در صفحات گذشته بررسى شد و اينك به تبيين و توضيح عامل دوم مىپردازيم.
لازم است در اين زمينه چند موضوع مطرح شود:
متأسفانه پيروان اهلبيت عصمت و طهارت در طول تاريخ، به علل و انگيزههاى مختلف سياسى- مذهبى مورد
اتهام و افترا قرار گرفتهاند و مطالب ناروا و بىاساس فراوان به شيعيان كه پيروان واقعى قرآن مجيد و سنت رسولخدا صلى الله عليه و آله هستند، بعنوان روافض، نسبت داده شده است و اين شرايط در بعضى از مقاطع تاريخ؛ مانند دوران بنىاميه و بنىمروان و بخشى از دوران خلفاى بنىعباس و همچنين در دوران بعضى از سلاطين عثمانى كه بخش عمده كشورهاى اسلامى را در اختيار داشتند، از حدّت و شدت بيشترى برخوردار بوده است و اين اتهامات و مطالب دروغ و بىاساس، نهتنها در افواه عموم رواج داشته بلكه در متن كتاب ها و تأليفات زيادى نيز منعكس گرديده است و از اين طريق، از شيعيان اهلبيت عصمت و طهارت قيافه مشوّهى ارائه دادهاند و آنان گروهى دور از فرهنگ اسلام و مخرّبِ سنت و قرآن معرفى شدهاند.
كتابهايى كه در قرنهاى گذشته بر ضدّ شيعه نوشته شده، آنچنان فراوان است كه نمىتوان شمار دقيق آنها را بهدستآورد و مؤلفان آنها را شناساند. معالأسف منبع اصلى و امّ الكتاب اكثر اين تأليفات، پس از قرن هشتم، به جاى منابع اصيل از شيعه و اهل سنت، كتاب «منهاجالسنه
ابنتيميه» (1)است كه در قرن هشتم با ديد تعصب و عناد عجيبى كه بر وى حاكم بود، اين كتاب را تأليف كرد و اين مطالب ناروا و بىاساس را در آن گنجانيد و چون افكار و انديشه محمدبن عبدالوهاب، بنيانگذار وهابيت ملهم از فكر و انديشه و برگرفته از تأليفات «ابنتيميه» است، لذا تأليفات او از نظر وهابيان داراى جايگاه ويژهاى است و در سطح دنياى اسلام به قيمت نازل و حتى رايگان منتشر مىشود و استناد اكثر مؤلفان و نويسندگان و خطبا و گويندگانِ روز، در معرفى شيعه به اين كتاب و مانند آن است.
گرچه محتواى اين كتابِ چهارجلدى، سراسر هوچيگرى و خلافگويى بر ضد شيعه است، ليكن براى آشنايى خوانندگان، چند نمونه از مطالب آن را نقل
1) 1- احمد بن تيميه، از علماى حنبلى مذهب و داراى عقايد انحرافى بودكه دانشمندان اسلام نظريات او را رد كردند و بر كتابهايش پاسخ نوشتند و با او به بحث و مناظره پرداختند. علماى مصر و حجاز و عراق بر انحراف او فتوا دادند كه پس از چند بار زندانى شدن، درسال 778 ه. در زندان شام از دنيا رفت.
مىكنيم، او مىگويد:
1- شيعيان گروهى هستند كه تجاوز به مال و ثروت عموم مردم و همه مسلمانان را حلال مىدانند!
2- شيعيان ريختن خون همه مسلمانان را جايز مىدانند!
3- شيعيان از ميان فرشتگان جبرئيل را دشمن مىدارند؛ زيرا معتقدند كه او از طرف خدا مأمور بود وحى را به علىبنابى طالب بياورد، ولى به اشتباه يا از روى دشمنى، به جاى على، به پيامبر فرود آورد!
4- از آنجا كه شيعه با عشره مبشّره (ده تن از ياران رسول خدا صلى الله عليه و آله) مخالف بوده و با آنها دشمنى دارند، با بكار بستن كلمه «عشره» يعنى عدد ده و انجام دادن هر كارى كه در آن، عددِ ده باشد نيز مخالف هستند و آن را ناروا مىدانند، حتى از ساختن بنايى كه داراى ده ستون و ده پايه باشد خوددارى مىكنند!
5- عقلاى مسلمان اتفاق نظر دارند كه در ميان اهل قبله، از نظر جهل و ضلالت و دروغ و بدعت و آميختگى با هر شرّ و بدى و دور بودن از هر خير و نيكى، هيچ گروهى در حد روافض نيست! (1)
1) 1- منهاج السنه، ج 1، ص 13- 6 و ص 257.
و صدها تهمت و افتراى ديگر كه بعضى از آنها همانگونه كه ملاحظه كرديد به هذيانگويى و ياوهسرايى شبيهتر است تا بيان يك مطلب جدّى!
در پى آشنايى اجمالى با كتابهايى كه درباره شيعه تدوين گرديده و پس از ذكر نمونهاى از محتويات اين كتابها، لازم است به بعضى از حوادث هولناك و ديدگاههاى انحرافى و خطرناك نيز اشاره كنيم؛ حوادثى كه در مقاطع مختلف در مكه و مدينه و در موسم حج بر ضد شيعه به وقوع پيوسته و ديدگاههايى كه در ميان مردم آن سامان و در افواه عوام نسبت به شيعه وجود داشته و احياناً تا امروز نيز ادامه دارد تا شيعيان در سراسر جهان، به ويژه علما و روحانيون و دستاندركاران مسائل حج با اين مطالب بيشتر آشنا شوند و در دفاع از كيان شيعه بپاخيزند و همت خويش را در زدودن اين اوهام و ذهنيتهاى ناروا و در بر طرف ساختن اين ديدگاههاى نادرست بكار ببندند و در اثبات بطلان محتواى كتابهاى آنچنانى، كه بجز عملكردن به مضمون روايات معصومين عليهم السلام و اجراى دقيق حكم امام قدس سره راهى بر آن نيست، تلاش نمايند. گرچه شايد
از نظر بعضىها، طرح اين مطالب مخالف با روح وحدت و مباين با اصل مصلحت تلقى شود ولى ما اگر امروز از ذكر حقايق خوددارى و از بيان واقعيات استنكاف كنيم، بر ادامه اين بدبينىها در آينده كمك كرده و بر توسعه اين شكافها و تهمتها يارى نمودهايم.
يكى از حوادث هولناك و افتراهاى خانمانبرانداز، كه با دست سياستبازان و توطئهگران بر ضد شيعه بكار گرفته شده و از اقداماتى كه براى موهون ساختن شيعه به وقوع پيوسته، اتهام آنان به تلويث كعبه است؛ بدينگونه كه با اقدامات و توطئههاى از پيش ساخته، شيعيان را كه از مسافتهاى دور براى انجام مراسم حج و زيارتِ خانه خدا به مكه مشرّف شده اند، متهم نمودهاند كه آنان- العياذ باللَّه- طبق عقيدهاى كه دارند كعبه را با نجاست آلوده ساختهاند و اين اتهام را نه يكبار كه مكرّر و به دفعات وارد ساختهاند و هر بار شيعيانى را در ملأ عام و در مقابل چشم حجاج و زائران كشورهاى مختلف گردنزدهاند تا اين واقعه در ميان همه مسلمانان و در اقصى نقاط عالم منعكس شود و بيشترين تأثير خود را در تشويه قيافه شيعه در دنياى
اسلام بگذارد.
تَكَادُ السَّمَاوَاتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَتَنشَقُّ الْأَرْضُ وَتَخِرُّ الْجِبَالُ هَدّاً
1- سباعى، (1)مورخ معاصر سعودى، در تاريخ مكه خود، آنجا كه از حوادث و جريانات مهم مكه و مسجدالحرام سخن مىگويد، اينگونه مىنويسد:
«در شوال سال هزار و هشتاد و هشت، زائران و طواف كنندگان مشاهده كردند كه كعبه معظمه با مادهاى كه شبيه مدفوع انسان است آلوده شده و در اثر يك عقيده قديمى كه نمىدانم چگونه پديدآمده و عقول چگونه آن را پذيرفته است؟! شيعيان را بر اين عمل متهم و گروهى از آنان را با اين اتهام سنگسار و گروه ديگر را گردن زدند.»
سباعى آنگاه مىافزايد: «ذينىدحلان (2)از
1) 1- احمد السباعى از دانشمندان و مورّخان معاصر است كه از وى بيشاز ده جلد كتاب در موضوعات مختلف، از جمله تاريخ مكه در دو جلد منتشر گرديده و نسخه مورد استفاده ما، ششمين چاپ از اين كتاب است كه در سال 1404 ه. در مكه طبع و منتشر شده است.
2) 2- احمد بن ذينى دحلان، مفتى مكه، متوفاى هزار و سيصد و چهار ه. داراى تأليفات متعدد و مفيد است؛ از جمله آنها است «خلاصة الكلام فى بيان امراء البلد الحرام» كه در ضمن شرح حال امراى مكه در طول تاريخ اسلام، به تاريخ اين شهر نيز پرداخته است.
عصامى (1)مورخ و دانشمند مكى كه اين حادثه در دوران او اتفاقافتاده، نقل كرده است كه: «من آنچه را كه آن روز كعبه با آن آلوده شده بود از نزديك مشاهده كردم و برايم معلوم شد كه آن ماده عجين و مخلوطى است از عدس و نوعى سبزى و روغن بد بو كه داراى رنگ و بوى مدفوع انسان بوده و مىتوانست هر ناظر را به اشتباه بيندازد و بر مدفوع بودن آن اذعان كند.»
سباعى كه مورخ و نويسندهاى معتدل است، پس از نقل اين حادثه مىگويد: «ولى آنچه مايه تأسف شديد است اين است كه مردم تا امروز درباره شيعه چنين تصور دارند كه در مذهب آنان اعمال حج كامل نمىشود مگر با تلويث كعبه!»
آنگاه اضافه مىكند: «در صورتى كه اگر عقل را به حكميت بطلبيم بىاساس بودن چنين تصور روشن خواهد شد؛ زيرا به مقتضاى چنين عقيدهاى بايد هر سال در موسم حج، كعبه هزاران بار و به تعداد حجاج شيعه ملوث و آلوده شود! ولى چه بايد كرد كه ما وقتى در مقابل مخالفان قرار مىگيريم، عقل را از دست
1) 1- عصامى از علماى قرن يازدهم ه. و از مورّخان است. «تاريخ مكه» او جزء منابع براى مورّخان پس از وى مىباشد.
مىدهيم و هر سخن ناروا را بر زبان مىرانيم!» (1)
به نظر مىرسد كه: استدلال سباعى بر نفى اين تهمت و نكوهش وى از وجود چنين بينش نسبت به شيعه، همانگونه كه خود اشاره نموده، نشانگر آن است كه چنين تصورى در سطح وسيع بوده و در ميان اقشار مختلف جامعه او رسوخ داشته و او در واقع در سطح گستردهاى از اين بينش انحرافى قرار گرفته كه اينچنين به دفاع پرداخته و بر خلاف مسير فكرىِ جامعه خويش، حركت نموده است.
2- اين حادثه در سال 1144 ه. و به فاصله 56 سال از حادثه اول تكرار شد و در سال 1143 ه. چند قافله از شيعيان ديرتر از موسم حج به مكه وارد شدند و از انجام مراسم حج محروم گرديدند و طبق معمول آن زمان، در مكه اقامت كردند تا در سال بعد و پس از انجام مراسم به اوطان خويش مراجعت نمايند كه در اين فاصله، به آلوده ساختن كعبه متهم شدند و مردم بر ضدّ آنان قيام كرده و شورش عجيبى به راه انداختند و از امير مكه مجازات عاملان آن جنايت (موهوم) را درخواست كردند و بالأخره او را بر اين اقدام مجبور نمودند.
1) 1- تاريخ مكه، ص 684.
سباعى و ذينىدحلان كه اين حادثه را نقل كردهاند، به كشته شدگان آن اشارهاى ندارند ولى مىگويند شيعيان كه مجبور به ترك مكه و فرار به طائف و جدّه شده بودند، پس از آرامش مجدّداً به اين شهر برگشتند. (1)
در سال 1157 ه. ق. چهارده سال پس از حادثه شوم اتّهام تلويث كعبه در خطبههاى نماز جمعه حرمين شريفين و ساير مساجد در مكّه و مدينه به دستور شريف مسعود حاكم حجاز لعن بر شيعه شروع و سبّ و ناسزايى بر شيعيان (روافض) از اجزاى خطبه نماز جمعه محسوب گرديد. (2)
و امّا اينكه اين عمل چند سال ادامه داشته، در منابع اشارهاى بر آن نشده است؛ زيرا لعن كردن گروهى از مسلمانان بر گروهى ديگر، آن هم در موسم حج و در خطبه مهبط وحى و جايگاهى كه همه مسلمانان به سوى آن نماز مىخوانند با هيچ منطقى سازگار نبوده تا جزئيات آن در كتب تاريخ منعكس شود.
ممكن است با مطالعه اين حوادث و محتويات اين كتابها، تصور شود كه اين تأليفات مربوط به گذشتههاى دور و وقوع اين حوادث متعلّق به دوران حكومتهايى بوده كه از نظر سياسى با شيعيان در جنگ و نزاع بودند و از طرفى از ناآگاهى مسلمانان و بىاطلاعيشان كه هر تهمت و افترايى را به سادگى مىپذيرفتند سوء استفاده مىكردند.
ولى با يك توجه به شرايط كنونى و حقايق موجود، معلوم خواهد شد كه اين مسائل در دوران معاصر نه تنها فروكش نكرده بلكه با تحوّل زمان گستردهتر و عميقتر نيز گرديده است.
اگر در قرون گذشته كتابهايى مانند «منهاجالسنه» نوشته مىشد، امروز نه تنها از طريق كتابهاى فراوان و مقالههاى متنوع، بلكه از راه «اينترنت» و «ماهواره» نيز مطالبى به ظاهر علمى و متناسب فرهنگ روز، در سراسر دنيا بر ضدّ شيعه منتشر مىگردد و در بعضى از كشورها همان مطالب بىاساس و افتراهاى خانمانبرانداز، به صورت متون درسى به دانشآموزان تدريس (1)و تخم
1) 1- مانند كتاب «دين الحق» و «دفاع عن اميرالمؤمنين يزيد بن معاويه!» كه هر دو كتاب در كشور سعودى جزو كتابهاى درسى است و در اين دو كتاب، شيعه متهم و مورد تهاجم شديد واقع گرديده است.
ذهنيت بدبينى نسبت به شيعه از دوران كودكى در دلها افشانده مىشود و از طريق نوار به درون خانه هر شهر نشين و روستايى راه پيدا مىكند.
و به قول يكى از شخصيتهاى بااطلاع، تنها در بيست سال اخير، بيش از سيصد جلد كتاب برضد شيعه منتشر گرديده است (1)و اگر در قرن يازدهم و دوازدهم- كه به نظر مىرسد مواجهه صفويه با سلاطين عثمانى در متهم ساختن شيعه بىتأثير نبوده- چنين برنامههايى اجرا و از نظر افكار
1) 1- براى نمونه، االآن در روى ميز مطالعه حقير، دو كتاب از اين نوعتأليفات وجود دارد كه هر دو كتاب در حجاز چاپ و منتشر شده و تقريباً به كمتر از نصف قيمت در اختيار خريداران قرار مىگيرد؛ يكى چاپ پنجم «مسألة التقريب بين اهل السنة و الشيعه» است در دو جلد و بيش از هشتصد صفحه. كه «ناصر قفارى» آن را به عنوان رساله فوق ليسانس تأليف كرده است. او بيش از چهارصد جلد كتاب از منابع شيعه و اهل سنت را بررسى نموده و براى اين هدف به چند كشور اسلامى مسافرت كرده است و كتاب دوم «تبديد الظلام و تنبيه النيام» از يك نويسنده مغرور و هتاك به نام «ابراهيم سليمان جبهان» است كه دو مرتبه چاپ شده، در بيش از پانصد صفحه. در اين دو كتاب آنچه تهمت و افترا است به ساحت اهل بيت عصمت و طهارت و پيروانشان نسبت داده شده است! و صدها كتاب از اين نوع.
عمومى مورد قبول واقع مىشد، در قرن معاصر همان تهمت تكرار مىشود و در ذىحجه سال 1362 ق. مطابق با سال 1322 ش. پنجاه و شش سال قبل، حادثه قتل ابوطالب يزدى به همان اتهامِ آلوده كردنِ بيت شريف رخ مىدهد. (1)
در تاريخ چهاردهم ذىحجه سال 1362 ه. در شهر مقدس مكه اعلاميهاى به اين مضمون انتشار يافت كه: در روز دوازدهم ذىحجه 1362 ق. پليس در بيتاللَّهالحرام مردى به نام طالب بن حسين ايرانى از شيعيان ايران را دستگير كرد. وى زشتترين جرائم را مرتكب شده بود؛ زيرا قاذورات را با خود حمل مىكرد و به قصد آزار طواف كنندگان و به منظور اهانت به آن مكان مقدس، آنها را به دايره مطاف مىريخت، بعد از تحقيق و ثبوت اين گناه زشت، حكم شرعى به قتل اوصادر شد ودر روز شنبه چهاردهم دىحجه درباره وى اجرا گرديد!
واقعيت ماجرا اين بود كه: هنگام طواف، به اين زائر روحانى حالت استفراغ روى مىدهد، براى اينكه دايره مطاف آلوده نشود دامن لباس احرام را جلو دهان خود مىگيرد و مقدارى از آنچه استفراغ كرده در گوشه لباس احرام جمع مىشود، چند تن از طواف كنندگان او را دستگير و به شرطه تحويل مىدهند و در محكمه نيز شهادت مىدهند كه وى قازورات به همراه داشته و مطاف را ملوث مىكرده است!
بايد توجه داشت كه اين شبهه براى شهود از همان ذهنيت غلط و سابقه بدبينى نسبت به شيعه كه: «شيعيان معتقد به توليث كعبه هستند» به وجود آمده است. مشروح اين جريان را در كشفالربيه مرحوم سيد محسن امين، ص 144 ببينيد. و نيز به كتاب وهابيان، تأليف على اصغر فقيهى، ص 423 و روزنامههاى همان تاريخ مراجعه شود.
1) 1- خلاصه داستان ابوطالب يزدى كه از علما و روحانيون بوده، چنيناست:
و خبرگزارىهاى كشورهاى اسلامى آن را بعنوان مهمترين خبر روز، پخش مىكنند، و همين حادثه بود كه موجب قطع رابطه ايران و سعودى و محروم شدن حجاج ايرانى از شركت نمودن در مراسم حج به مدت پنج سال گرديد و ...
وقوع اين حوادث و پيدايش اين اتهامات و افتراها، گرچه ضربه هولناكى است بر كيان اسلام و جريحه التيام ناپذيرى است بر پيكر آيين، ولى هولناكتر از آن، وجود زمينه پذيرش اين اتهامات از سوى افكار عمومى و تلقّى اين افتراها به صورت يك واقعيت درباره جهان شيعه است.
و خطرناكتر از وقوع اين نوع حوادث، بُعد ديگر آن است كه مورّخ معاصر سعودى اشاره كرده است:
«و شد ما يؤسفني أنْ يَتَوَهَّم الْعامَّة الى الْيَوْم أنّ شيعة العجم لا يتمّ حجهم في مذهبهم الّا اذا لوث الكعبة الحاج (1)»
«آنچه مايه تأسف شديد من است، اين است كه تا
1) 1- تاريخ مكه، ص 384.
امروز در ميان عوامالناس نسبت به شيعيان اين عقيده وجود دارد كه بر اساس مذهب آنان اعمال حج كامل نمىشود مگر با آلودهكردن كعبه!»
و باز خطرناكتر اين است كه، هم او، آنجا كه بعنوان مورخ جنگ حره را مطرح و به تجاوز لشكريان يزيدبن معاويه به زنان و دختران مدينه اشاره مىكند، مىگويد تأسف اين است كه مىبينيم بعضى از نويسندگان ما، شيعيان محله «نخاوله» مدينه را از نسل فرزندان نامشروع همان جنگ حره معرفى مىنمايند و اضافه مىكند: اسفبارتر اينكه بعضى عوامالناس تا امروز تحت تأثير همين مطالب بىاساس قرار گرفته و بر اين مسلمانان، با همين ديد مىنگرند. (1)
و باز خطرناكتر اين است كه در حادثه اسفبار جمعه خونين، چون تبليغ مىشود كه علّت اين برخورد شديد با ايرانيان، تصميمِ آنان بر انتقال حجرالأسود به شهر قم و ويران نمودن بيت الهى بود! گروهى از اقشار مختلف در اثر ذهنيت غلط و سابقه بدبينى، اين دروغ بزرگ را به آسانى مىپذيرند و آن را تأييد مىكنند.
1) 1- همان، ص 95- 94.
اين بود گوشهاى از شرايط كنونى ما و بخشى از آنچه در طول تاريخ بر ما گذشته است و نيز آنچه ممكن است قرنها ادامه يابد؛ زيرا با وجود دو عامل قوى و مؤثر؛ يعنى انگيزههايى در جهت تقويت و پيشبرد يك خط فكرى- مذهبى و تلاش بر تضعيف خط فكرى مقابل و اختيار انزوا و دورى پيروان اين خط از صحنه اجتماعات و نمازها، كه به طور ناخودآگاه خواسته گروه اول را تأمين و زمينه پذيرش اهداف آنها را در خارج ساختن گروهِ مقابل از صحنه بين المللى- اسلامى را فراهم مىنمايد، نه تنها اميدى براى برطرف نمودن آن ذهنيتهاى غلط و بينشهاى خطرناك و خلاف واقع وجود ندارد بلكه هر چه زمان پيش مىرود و هر چه صفوف از هم دورتر مىشود، دامنه برخوردها و سمپاشىها بر ضد ما و بر ضد اصول اعتقادى ما گستردهتر مىگردد. اينجا است كه پيام حياتبخش امام راحل قدس سره خطاب به شيعيان جهان و حكم حضور آنان در صحنه عبادى- سياسىِ نماز حرمين شريفين صادر مىشود:
«لازم است برادران ايرانى و شيعيان ساير كشورها،
از اعمال جاهلانه كه موجب تفرق صفوف مسلمين است، احتراز كنند و لازم است در جماعات اهل سنت حاضر شوند و از انعقاد و تشكيل جماعت در منازل ...
جدا اجتناب كنند.»
مىدانيم كه اختلاف نظر در بعضى مسائلِ كلامى و فقهى، در ميان مسلمانان داراى سابقه و پيشينه تاريخى است؛ بهطورىكه نه به يك قرن و دو قرن ويا ده قرن قبل، بلكه به زمانى منتهى مىشود كه رسول خدا صلى الله عليه و آله به عالم بقا شتافت و طبعاً در قرون اوّليّه اسلام و در زمان ائمه هدى عليهم السلام در اثر اختلاط و امتزاج شيعه و اهل سنت از يكطرف و وجود اختلاف نظر از سوى ديگر، موجب بحث و گفتگو و طرح سؤال در مسائل مختلف؛ از جمله حضور و عدمحضور در مساجد و شركت نمودن در نمازهاى جماعت اهل سنت پديد آمد، بهخصوص در شهر مدينه كه جز مدت كوتاهى، حكومت و امامت جماعت در اختيار اهل سنت بوده و بيشتر اوقات اين سمت را واليان و حاكمان شخصاً بعهده مىگرفتند.
منابع حديثى ما گوياى اين واقعيت است كه اين موضوع
در محضر ائمه هدى عليهم السلام مطرح و مورد سؤال قرار گرفته است. همانگونه كه از ديدگاه اهلسنت نيز بدور نمانده و احاديث متعددى دراين باره، در منابع مورد اعتمادشان منعكس شده است، با اين تفاوت كه بر خلاف مضمون روايات شيعه كه رابطه مستقيم با موضوع مورد بحث دارد، احاديث اهل سنت داراى مفهوم كلّى و غالباً در مقام نكوهش كسانى است كه بهنگام نماز و با شنيدن صداى اذان مسجد را ترك و از صفوف مسلمانان جدا مىشوند كه روحانيون و خطباى اهل سنت و نويسندگانشان همواره، مضمون اين احاديث را وسيله تبليغ بر ضد شيعه قرار داده و براى محكوميت آنان، از اين احاديث بهرهبردارى مىكنند.
در مورد تشويق و ترغيب شيعيان جهت حضور در نماز جماعت اهل سنت، همچنين رابطه شيعيان با آنان، روايات بسيارى در منابع حديثى ما واردشدهاست. (1)
صاحب وسايل در اين زمينه، نزديك به بيست روايت
1) 1- وسائل، ج 3، باب پنجم از ابواب صلوة الجماعه؛ فقيه، ج 1، باب الجماعه. براى پرهيز از تطويل، اسناد روايات را حذف نموديم.
آورده كه مىتوان آنها را به دو بخش مستقل تقسيم كرد:
بخشى از آنها داراى جنبه ترغيب و تشويق و ايجاد انگيزه در جهت ارتباط و امتزاج و معاشرت نيك با اهل سنت و حضور در نماز آنان و دورى از اختلاف و تفرقه با آنها است.
و بخش ديگر به موضوع نماز اختصاص دارد و در اين روايات ائمه عليهم السلام پيروان خويش را بر حضور در نماز جماعت اهل سنت تشويق و جدا شدن از صف نماز آنان را نكوهش كردهاند.
در اين بخش به نقل دو روايت بسنده مىكنيم:
1- زيد شحّام از امامصادق عليه السلام نقل مىكند كه آن حضرت فرمود: «يا زيد خالقوا الناس بأخلاقهم صلّوا فى مساجدهم و عودوا مرضاهم، و اشهدوا جنائزهم و ان استطعتم ان تكونوا الائمة و المؤذّنين فافعلو فانّكم اذا فعلتم ذلك قالوا هولاء الجعفرية رحم اللَّه جعفراً ما كان احسن ما يؤدب اصحابه و اذا تركتم ذلك قالوا هولاء الجعفرية فعل اللَّه بجعفر ما كان سوء ما
يؤدب اصحابه» (1)
«اى زيد، با اهل سنت معاشرت كنيد، در مساجدشان نماز بخوانيد و از مريضانشان عيادت و در تشييع جنازهشان شركت كنيد و اگر توانستيد امامت جماعت و اذان گفتن در مساجد آنها را خود شما بعهده بگيريد كه اگر با آنان چنين معاشرتى داشتيد خواهند گفت اينها جعفرى هستند و خدا رحمت كند جعفربنمحمد را كه پيروان خود را اينچنين نيكو تربيت نموده است و اگر اين نوع معاشرت را ترك كنيد خواهند گفت خدا به جعفربن محمد انصاف دهد كه نتوانسته است پيروان خود را با آداب نيك تربيت كند.»
در اين روايت مىفرمايد «اذا فعلتم ذلك قالوا هولاء الجعفرية ....»
مفهوم اين جمله اين است: گذشته از حفظ موقعيت و ارزش والاى خود شماها، شناخت مخالفين شما از ائمه عليهم السلام به وسيله عملكرد شما خواهد بود؛ ريرا آنها نه تنها ائمه شما را نديده و با شخصيت علمى و معنوى آنان آشنايى ندارند بلكه در اثر تحريف حقايق در طول تاريخ و در اثر اجراى
1) 1- من لا يحضره الفقيه- صلوةالجماعه.
سياستهاى روزمره در ميان عدهاى از مسلمانان، ائمه شما در حد يك محدث معمولى نيز مطرح نگرديده و شخصيت آنان در پشت ابرهاى ضخيم سياستها و تعصبات قرار گرفته است، پس اگر شما با آنان معاشرت نيكو داشته باشيد كه در مرحله اول در حضور در مساجد و نمازها و عيادت مريضها و تشييع جنازه آنها متجلى است، نه تنها عمل شما را تحسين كرده و شما را خواهند ستود بلكه به ائمه و پيشوايان شما نيز علاقهمند شده، خواهند گفت: خدا رحمت كند جعفربنمحمد را كه پيروان خود را چه نيكو تربيت كرده است! و اگر در ميان شما و آنان فاصله بيفتد و شما در مساجد و در نمازهايشان شركت نكنيد، نهتنها نسبت به شما بدبين و از شما منزجر خواهند شد، بلكه خواهند گفت اينها جعفرى هستند خدا به جعفربنمحمد انصاف دهد كه نتوانسته است پيروان خود را نيكو تربيت كند!
2- عبداللَّه بن سنان از امام صادق عليه السلام نقل مىكند كه مىفرمود: «أوصيكم بتقوىاللَّه عزّوجلّ و لا تحملوا الناس على اكتافكم فتذلّوا اناللَّه تبارك و تعالى يقول في كتابه و قولوا للناس حسناً ثم قال عودوا مرضاهم و اشهدوا
جنائزهم و اشهدوا لهم و عليهم و صلّوا معهم في مساجدهم» (1)
«بر شما وصيت مىكنم تقواى خدا را و اين مردم را بر پشت خود سوار نكنيد تا در جامعه ذليل باشيد (كارى نكنيد كه مورد تحقير و بدبينى افراد اين جامعه باشيد)؛ زيرا خداوند در كتاب خود مىفرمايد: به مردم نيك بگوييد. سپس فرمود مريضهاى آنان را عيادت و در تشييع جنازهشان شركت كنيد و در اختلافاتشان شهادت بدهيد. خود را جزو نزديكترين افراد به آنان قرار دهيد و با آنان در مساجدشان نماز بخوانيد.»
مفهوم جمله «و لا تحملوا الناس على اكتافكم فتذلّوا» اين است: مبادا كارى كنيد كه مخالفان شما در جايگاهى برتر از شما قرار بگيرند و شما در مقابل آنها حقير و ذليل باشيد، بلكه بايد برخورد شما با آنان از موضع افتخار و عزت باشد كه شما پيروان واقعى سنت پيامبر خدا و راهيان طريق اهل بيت او مىباشيد و اين افتخار و عزت را در سايه ارتباط و حسن رفتار با آنان و حضورتان در مساجد و نمازها و عيادت مريض و شركتنمودن در تشييع جنازه
1) 1- وسائل، ج 3، ص 382.
آنها كه دلجويى و اظهار محبت به بازماندگانشان مىباشد تحقّق ببخشيد و حفظ نماييد.
و رواياتىكه به خصوص درباره حضور در نماز جماعت اهل سنت وارد شده است:
1- حمادبن عثمان مىگويد: امامصادق عليه السلام فرمود: «مَنْ صَلّى معهم في الصفّ الأوّل كان كَمَن صَلّى خَلْفَ رَسُولللَّه صلى الله عليه و آله في الصفّ الأوّل». (1)
«هركس با اهل سنت در صف اول جماعتشان نماز بخواند، مانند كسى است كه در صف اول در پشت سر رسولخدا صلى الله عليه و آله نماز خوانده است.»
اين مضمون را حلبى با تفاوت مختصر از امام صادق عليه السلام چنين نقل كرده است: «مَنْ صَلّى معهم في الصّفّ الأوّل كَمَنْ صَلّى خَلْفَ رَسُولِاللَّه صلى الله عليه و آله». (2)
2- اسحاق بن عمار مىگويد: امام صادق عليه السلام به من فرمود: «يا اسحاق أتُصَلّى مَعَهُم في الْمَسْجِدِ؟ قُلْتُ نَعَم،
قالَ: صَلِّ مَعَهُم فَانَّ الْمُصَلِّي مَعَهُم في الصَّفِّ الأوَّل كَالشّاهر سَيْفَهُ في سَبيلاللَّه صلى الله عليه و آله».
«اى اسحاق، آيا با اهل سنت در مساجد آنان نماز مىگزارى؟ عرض كردم: آرى، فرمود: با آنان نماز بخوان؛ زيرا (از شما) كسى كه با آنان نماز مىخواند و در صف اول قرار مىگيرد مانند كسى است كه در راه خدا شمشير مىكشد.»
3- على بن جعفر از برادرش حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام نقل مىكند كه فرمود: «صَلّى الْحَسَن و الْحُسَيْن خَلْفَ مَروان وَ نَحْنُ نُصَلِّي مَعَهُم».
« (همانگونه كه) حسن و حسين در پشت سر مروان نماز گزاردند، ما هم با آنان نماز مىخوانيم!» (1)
4- در بعضى از اين روايات آمده است اگر كسى از شما نماز خود را قبل از ورود به مسجد، به طور فرادا بخواند، آنگاه وارد مسجد شود، در حالى كه نماز جماعت اهل سنت تشكيل شده است، اگر با آنها وارد نماز بشود،
1) 1- وسائل، ج 5، ص 382.
«كتباللَّه لَهُ خمساً و عشرين دَرَجة»
و در روايت ديگر در همين زمينه آمده است:
«اما تُحِبُّ أن تحسب لَكَ بأربع و عشرين صلاة». (1)
«آيا دوست ندارى كه براى تو ثواب بيست و چهار نماز نوشته شود؟»
5- در روايت جالبى، يونس بن يعقوب مىگويد: امام صادق عليه السلام به بعضى از شيعيانش به وسيله من اين پيام را فرستاد:
«قُلْ لَهُم يا مؤلّفة قد رأيت ما تَصْنَعُون اذا سَمِعْتُم الأذان أخذتم نعالكم و خرجتم مِنَ المَسْجد».
«به آنان بگو اى مولفه، من عكسالعمل شما را مشاهده كردم آنگاه كه صداى اذان را شنيديد كفشهاى خود را برداشتيد و از مسجد بيرون رفتيد.»
1) 1- وسائل، ج 5، باب پنجم، از ابواب صلوة الجماعه؛ فقيه، ج 1، باب الجماعه، براى پرهيز از تطويل، از نقل اسناد روايات خوددارى كرديم.
اين روايت را شيخ حرّ عاملى نقل كرده است. (1)
علامه مجلسى پس از نقل اين روايت، مىگويد:
امام عليه السلام با بكارگيرى كلمه «مولّفه» مىخواهد به آنان بفهماند كه شما با اين عمل خود، نشان داديد كه مؤمن واقعى نيستيد بلكه از «مولّفة قلوب» و از كسانى هستيد كه براى اهداف مادى به اسلام روى آوردهاند.
سپس مىگويد: اين روايت دليل بر شدت ممنوعيت خارج شدن از مسجد در فاصله اذان و نماز است. (2)
«اذا نودي بالصلوة أدبر الشيطانُ وَ لَهُ ضراط حتّى لا يسمع الأذان» (3)
«زمانى كه اذان نماز گفته مىشود، شيطان براى اينكه صداى اذان را نشنود پشت به مسجد مىكند در حالى كه بادى از وى خارج مىشود.»
و در بعضى از اين احاديث، به جاى «ادبر» كلمه «هرب» آمده است.
مطلب قابل توجه اين است كه: اين حديث، گذشته از اينكه از حديثهاى رايج و معروف در منابع اهل سنت است (1)«بگونهاى كه در صحيح بخارى در چهار مورد آمده است، در السنه و افواه عموم در شهر مكه و مدينه هم معروف و مشهور است و بارها ديدهايم كه كسبه و اصناف خطاب به افرادى كه بهنگام اذان به سوى منزلشان در حركت هستند، به مضمون همين حديث مترنم مىگردند:
«الشياطين يَفِرُّون، الشياطين يَفِرُّون».
بهطورىكه ملاحظه كرديد، ائمه هدى عليهم السلام در اين روايتها، با بيانات گوناگون، پيروان خويش را به مشاركت با اهل سنت در مسائل اجتماعى و به خصوص بر حضور در نماز آنان توصيه و تأكيد كردهاند. و مضمون اين روايات و مشابه آنها است كه مىتواند يكى از دلايل حكم امام
1) 1- اين حديث در بعضى از كتب شيعه، از جمله مستدرك الوسائل وغوالى اللئالى هم آمده است.
راحل قدس سره هم باشد.
ولى در اينجا اين پرسش مطرح مىشود كه: با توجه به اختلاف نظر در شرايط و اجزاى نماز در دو ديدگاه فقهىِ شيعه و اهلسنت، ممكن است اقتدا كردن به امام جماعت اهل سنت و ناديده گرفتن اين شرايط ناظر به موارد خاص بوده و اين روايات بيانگرِ حالتِ ويژه و فوقالعادهاى است كه از باب حفظ مراتب «اهم» و «مهم» در تقيه، مىتوان از انجام دادن نماز مطابق فتواى شيعه صرف نظر كرد، كه در زمان صدور اين روايات، چنين وضعيتى حاكم بوده ولى امروز چنين نيست و مضمون روايات ديگرى كه در اين گونه نمازها به حفظ و مراعات احتياط دلالت مىكنند، مؤيد اين مطلب است.
در پاسخ مىگوييم: اصل اختلاف در مسائل فقهى مورد قبول است و ما هم تا اينجا با شما موافقيم، ولى مهم اين است كه بايد توجه كنيم ما امروز در چه وضعيتى به سر مىبريم و چه جوّى در فضاى فعلى شيعه و اهلسنت حاكم است و اگر به صفحات گذشته اين مقاله توجه شود و بر آنچه تحت عنوان «شيعه در معرض اتهام» و «شرايط كنونى ما» مطرح گرديد، دقت كنيم و با مضمون دو روايت كه در بخش اول روايات آورديم تطبيق دهيم، روشن مىشود كه
اين روايات بيش از آنكه ناظر به زمان صدور آنها باشد به وضع فعلى ما شامل و ناظر است؛ زيرا در زمان ائمه عليهم السلام فاصله تسنن و تشيع كمتر از زمان حال بوده و ارتباط ائمه عليهم السلام با جامعه، با محدوديتى كه داشتند، باز هم بكلى قطع نشده بود. آرى، اگر در آن وضعيت، حفظ كيان تشيع و حفظ حيثيت و عزت و كرامت پيروان اهلبيت و معرفى صحيح ائمه عليهم السلام بر پيروانشان لازم بوده، امروز با گسترش اسلام و پيدايش عوامل فاصله و دورى جامعه اسلامى از شناخت اهلبيت و جهان شيعه، اين وظيفه لازمتر شده و زدودن لايههاى متراكم افتراها و تهمتهاى ناروا از وظايف بزرگ و از واجبات حتمى ما گرديده است و شما در نامگذارى آن مختاريد كه بگوييد «تقيه» يا «ايفاى وظيفه».
پرسش ديگرى كه در زمينه حكم امام مىتوان مطرح كرد، اين است كه: با وجود فتواى بعضى از فقها و مجتهدين در مورد حفظ احتياط در اقتدا به امام جماعت اهلسنت، كه دو بينش متفاوت در فقه پيش مىآيد، وظيفه مقلدينِ اين مراجع دراين نمازها چيست وبايد چگونه عملكنند؟
پاسخ: اصل استحباب اقتدا و شركت نمودن در اين نمازها اتفاقى است و همه مراجع و فقها آن را تأييد مى كنند، بنابراين، بر همه شيعيان از هرگوشه دنيا و از هر مرجعى كه تقليد مىكنند و در آينده تقليد خواهند كرد، در جهت تبعيت از حكم امام و انجام يك عمل مستحب مؤكد، حضور در اين نمازها لازم و ضرورى است، منتهى مقلدين مراجعى كه در مبنا با امام موافق نيستند، نماز خود را احتياطاً اعاده مىكنند و وظيفه خود را از هر دو جهت انجام مىدهند؛ همانگونه كه در موارد بسيارى اينچنين عمل مىكنيم و راه احتياط را برمىگزينيم؛ به ويژه در مسجدالنبى و مسجدالحرام كه هر ركعت نماز در آنها، به ترتيب، ثواب هزار ركعت و دههزار ركعت را دارد.
گرچه با توجه به مطالب گذشته و بر اساس حكم امام راحل قدس سره با حضور در اين نمازها عمل به احتياط تحقّق مىپذيرد و ترك اين حضور است كه خلاف احتياط به حساب مىآيد. همانگونه كه در مسأله رؤيت هِلال، حتى در صورت علم به خلاف (طبق بعضى از فتاوى و با اهميتى كه اعمال حج به ويژه وقوفين بعنوان دو ركن مناسك از آن برخوردار است، احتياط در تبعيت حكم صادره از سوى قضات اهل سنت مىباشد و عدم تبعيّت و
عملنمودن بر خلاف حكم آنان جايز نيست.
و آخرين پرسش اين است كه: اين حكم امام مسألهاى است مسبوق به سابقه و در كتب فقهى و فتاواى علماى گذشته نيز مطرح گرديده و حتى طبق فرموده امام، به عدم لزوم اعاده چنين نمازى هم فتوا دادهاند. همانگونه كه صاحب جواهر رحمه الله مىفرمايد: «ثُمَّ انَّ ظاهِر النُّصُوص وَ الْفَتاوى عَدَم وُجُوب اعادَة هذِهِ الصَّلوة ...» (1)
در پاسخ اين پرسش بايد گفت: مطرح بودنِ مسأله به صورتِ فتوا، در قرون گذشته و از سوى فقها، جاى ترديد نيست ولى آنچه بر حكم امام از ساير فتاوى امتياز مىبخشد و اهميتش را مىرساند، اين است كه اين موضوع در طول تاريخ و در منابع فقهى به صورت يك «فتوا» مطرح بوده و نه به صورت «حكم» و اجراى عملى. بنابراين در مقام عمل هيچ ظهور و بروزى نداشته است و در طول تاريخ از ميان صدهاهزار نفر شيعه كه سالانه از سراسر جهان در مراسم حج و براى عمره وارد مكه و مدينه گرديدهاند، تعداد عمل كنندگان به اين فتوا شايد از تعداد
1) 1- جواهر الكلام، ج 13، ص 200.
انگشتان يك دست كمتر بوده است و هيچگاه خود را موظف به حضور در اين نمازها ندانستهاند و صدور اين حكم بود كه پس از قرنها توانست تحوّل عظيم و شگرفى به وجود آورد و حضور شيعيان در نمازها و مساجد را آنچنان گسترده و چشمگير نمايد كه گاهى ساير مسلمانان را تحتالشعاع قرار مىدهند.
همانگونه كه اين حكم نقش مؤثرى در توجّه دادن فقها و مجتهدين و مدرسين حوزههاى علميه به اين مسأله را ايفا نموده است و مسلماً مجتهدين و مراجع آينده با الگو قرار دادن حكم امام قدس سره موضوع را با ديد عميقتر و از منظر جديدترى بررسى و براساس آن فتوا صادر خواهند نمود.
خلاصه، اين حكم امام مانند حكم او در مورد سلمان رشدى است كه در طول قرنهاى گذشته، نه تنها فقهاى شيعه بلكه علما و دانشمندان اهل سنت نيز به ارتداد و مهدورالدم بودن «سابّ النبى» فتوا دادهاند. ولى اين فتوا تاكنون داراى اثر عملى و عينيت خارجى نبوده است؛ زيرا فتوايى بوده در لابلاى كتب فقهى و يا حديثى بوده در ميان احاديث فراوان در منابع حديثى شيعه و اهل سنت.
و ديديم آنگاه كه دشمنان به مصاف اسلام و قرآن آمدند و آنگاه كه هتك حرمت پيامبر عظيمالشان ما را
هدف قرار دادند، حكم امام چگونه شربتتلخ و زهرآگين شكست فضاحتبار را به كامشان فرو ريخت كه با گذشت زمان هنوز هم صداى ناله و ضجّهشان به گوش مىرسد و هنوز هم نتوانستهاند زخم عميق شمشير حكم امام را كه بر پيكرشان وارد شده است التيام بخشند.
وَالسَّلامُ عَلَيهِ يَومَ وُلِد وَيَومَ ماتَ وَيَومَ يُبْعَثُ حَيّاً
پرودگارا! به امام و قائد راحل ما آن عبد صالح ممتحن و آن خلف صدق اوليا، آن انسان پرهيزكار و پارسا و هوشيار كه رضاى تو را مىجست و دوستى و دشمنىاش به خاطر تو بود و در راه تو از هيچ مشكل هراس نداشت رحمت و فضل خود را نازل و شامل فرما و از حج حاجيان و عبادت عبادتگران و كوشش تلاشگرانى كه مشمول هدايت و راهبرى او گشتهاند نصيب وافر به روح پاك او عايد فرما! و آرزوى بزرگ او را كه همانا قيام «حجّ ابراهيمى» و بهرهبردارى امّت اسلامى از اين مراسم عظيم الهى است جامه عمل بپوشان!
از پيام حضرت آية اللَّه خامنهاى- مدّ ظلّه العالى-
رهبر معظّم انقلاب اسلامى
26/ 3/ 1370