ghaemiyeh.com
سرشناسه : نصيري، عبدالله، ۱۳۳۶ -
عنوان و نام پديدآور : آشنايي با عربستان/عبدالله نصيري.
مشخصات نشر : تهران: مشعر، ۱۳۸۶.
مشخصات ظاهري : ۷۲ ص.
شابك : ۴۰۰۰ ريال 978-964-540-052-9
وضعيت فهرست نويسي : فيپا
موضوع : عربستان سعودي.
رده بندي كنگره : DS۲۰۴/ن۶آ۵
رده بندي ديويي : ۹۵۳/۸
شماره كتابشناسي ملي : ۱۰۸۸۵۵۷
عربستان كشورى آسيايى است و در منطقه استراتژيك خاورميانه قرار دارد و بزرگترين كشور اين منطقه مىباشد. مساحت اين كشور بخش بزرگى از شبه جزيره عربستان يعنى حدود 85 درصد اين شبه جزيره را تشكيل مىدهد. از غرب و شرق به درياى سرخ و خليجفارس مرتبط است و همين دسترسى به آبهاى آزاد اين امكان را براى اين كشور به وجود آورده تا از دو سوى آن براى حملونقلهاى دريايى و واردات و صادرات استفاده شود. مرز دريايى اين كشور را حدود 2640 كيلومتر برآورد كردهاند كه بيشترين مرز آبى كشورهاى منطقه است.
عربستانسعودى 2 ميليون و 240 هزار كيلومترمربع برابر با 864 هزارو 869 مايل مربع وسعت دارد. اين وسعت تقريباً 5/ 1 برابر
ايران، سه برابر فرانسه و چهار برابر عراق است ليكن حدود 75 درصد از اين وسعت را بيابانهاى خشك و بى آب و علف پوشاندهاند. سه صحراى بزرگ «نفود»، «دهنا» و «ربعالخالى» مهمترين كويرهاى عربستان هستند. عربستان از نظر هندسى بيشتر به شكل يك مستطيل طولانى است به گونهاى كه طولانىترين قطر طولى اين كشور كه از خليج عقبه شروع و تا بندر جده امتداد مىيابد، 2260 كيلومتر است و قطر ديگر آن كه عرضى است از بندر ظهران در كنار خليجفارس در شرق شروع و تا بندر جده در كنار درياى سرخ ادامه دارد 1260 كيلومتر مىباشد.
كشور عربستانسعودى كه نخستين كشور است كه به نام بنيانگذاران آن ناميده شده است از شمال به كويت، عراق و اردن، از شرق به خليجفارس، قطر و امارات متحده عربى و از جنوب به كشورهاى عمان و يمن محدود است و تمامى مرزهاى غربى اين كشور را كرانههاى درياى سرخ دربر گرفته است. عربستان به دليل برخوردارى از مرزهاى زمينى 4415 كيلومترى بيشترين اختلافات را با كشورهاى همسايه خود از جمله با دو كشور عربى جمهورى يمن و سلطنتنشين عمان داشته كه در سالهاى اخير براى رفع اين اختلافات گامهايى برداشته شده است.
جغرافيدانان، عربستان را به طور كلى به چهار منطقه و سه ناحيه تقسيم مىكنند. ارتفاعات غربى كه از خليج عقبه شروع و به حجاز و عسير در جنوب پايان مىيابد. منطقه نجد كه در مركز شبهجزيره عربستان است، منطقه احساء كه در سواحل جنوبى خليجفارس قرار دارد و در نهايت منطقه كويرى و بيابانى كه منطقه قابل توجهى از مساحت اين كشور را پوشانده است. اما سه ناحيه عربستان را «تهامه» و «نجد» و «حجاز» ناميدهاند كه تهامه از سواحل درياى سرخ تا سرزمين نجران است. ناحيه نجد شامل منطقه وسيعى در مركزيت عربستان است و كانون شكلگيرى فرقه وهابيت و دولت سعودى است و سرانجام ناحيه حجاز كه از شمال غربى شروع و تا جنوب غربى كشور امتداد دارد و شهرهاى مقدس مكه و مدينه و نيز بندر استراتژيك جده را در بر گرفته است.
كشور عربستانسعودى در منطقه نيمكره شمالى و نزديكى خط استوا واقع شده و به همين دليل خورشيد بر اين كشور به صورت مستقيم مىتابد به گونهاى كه درجه حرارت در برخى مناطق اين كشور بسيار طاقتفرساست. به دليل همين نزديكى به استوا اختلاف دما و نيز مدت روشنايى و تاريكى بين فصول اختلاف اندكى وجود
دارد. به دليل وجود صحراها و گرماى شديد هوا، ميزان نزولات جوى در عربستان بسيار اندك است به گونهاى كه در رياض سالانه حدود يكصد ميليمتر و در جده تا 85 ميليمتر باران مىبارد در حالى كه در بندر انزلى ما بعضى از روزها تا 200 ميليمتر باران مىبارد.
كشور عربستانسعودى از نظر تقسيمات كشورى (ادارى) به 13 منطقه يا استان تقسيم شده و مسئوليت اداره هر منطقه برعهده يك امير از خاندان بزرگ سعودى است. اين امرا در حوزه تحت مسئوليت خود از اختيارات كامل برخوردار هستند و سطح آنان از نظر كشورى در مرتبه وزراء است. مناطق 13 گانه عربستان عبارتند از: الشرقيه- الرياض- الحائل- القصيم- التبوك- المدينهالمنوره- مكهالمكرمه- الباحه- العسير- نجران- جوف- جيزان و الحدودالشماليه كه مهمترين مناطق از نظر مذهبى مدينه و مكه و از نظر اقتصادى منطقه شرقيه است كه بيشترين سكنه آنرا شيعيان تشكيل مىدهند.
طبق آخرين سرشمارى صورت گرفته جمعيت عربستانسعودى 5/ 23 ميليون نفر است كه با احتساب مساحت آن (000/ 240/ 2 كيلومترمربع) تراكم نسبى جمعيت در هر كيلومترمربع 12 نفر
مىباشد. 85 درصد مردم عربستان در شهرها و 15 درصد در روستاها زندگى مىكنند. حدود 7 ميليون نفر يعنى حدود 13 از اين جمعيت را مهاجران به اين كشور تشكيل مىدهند كه قسمت اعظم آن اتباع چشمبادامى كشورهاى جنوب شرق آسيا و اتباع كشورهاى شبه قاره هستند كه به كارهاى فنى و خدماتى اشتغال دارند. رشد جمعيت عربستان حدود 2/ 3 درصد است و كارشناسان پيشبينى كردهاند كه چنانچه اين رشد جمعيت ادامه يابد در سال 2025 جمعيت عربستان به 70 ميليون نفر بالغ مىشود.
پايتخت عربستان شهر رياض است كه در مركز اين كشور قرار دارد. بيش از ربع قرن پيش به دليل اتحاد محمدبن سعود اول و محمدبن عبدالوهاب در رياض، اين شهر موقعيت سياسى و استراتژيك پيدا كرد و بعد از اينكه ملك عبدالعزيز پدر شاهان كنونى عراق در اين شهر حكومت سعودى كنونى را بنا نهاد، رياض اهميت بيشترى پيدا كرد. اين شهر هم اكنون بالغ بر 4 ميليون نفر جمعيت دارد و مركز سياسى عربستان به شمار مىرود.
مكه و مدينه دو شهر مقدس عربستان هستند كه همه ساله پذيراى ميليونها مسلمان از سراسر جهان براى انجام مناسك عمره و حج هستند و يكى از دلايل اصلى شهرت عربستان وجود اين دو شهر مقدس است. طايف، تبوك، احساء، نجران و احساء از ديگر شهرهاى مهم اين كشور هستند. جده مهمترين بندر عربستان سعودى است كه علاوه بر موقعيت ممتاز تجارى و بازرگانى از نظر
سياسى نيز براى سعودىها مهم است و پيش از اين پايتخت عربستان بوده است. دو سوم زايران عمره و حج براى ورود به مكه و مدينه از فرودگاه اين شهر استفاده مىكنند و بيش از نميى از واردات و صادرات عربستان از طريق بندر جده انجام مىشود. پس از جده بندر دمام كه در منطقه شيعهنشين «شرقيه» قرار دارد از مهمترين بنادر عربستان است. ظهران، جيزان، ينبوع و جبيل از جمله بنادر ديگر عربستان به شمار مىروند.
واحد پول عربستان ريال است كه هر 75/ 3 ريال برابر با يك دلار است. اين رقم از دهها سال پيش ثابت مانده است ليكن دولت در برابر گرانى و تورمهايى كه پيش مىآيد از خزانه به جامعه پول سرازير مىكند و جلو كاهش ارزش پول ملى را مىگيرد. واحدهاى كوچكتر ريال «هلله» است كه برخى قديمىها به آن «قروش» هم مىگويند كه هر يكصد «هلله» برابر يك ريال است. پولهاى اسكناس عربستان شامل 500 ريالى، 200 ريالى، 100 ريالى، 50 ريالى، 20 ريالى، 10 ريالى، 5 ريالى و يك ريالى است و ريال سكهاى نيز به واحدهاى كوچكتر تقسيم شده است.
در عربستان تعطيلات رسمى اندك است. سعودىها پنج روز
قبل از عيد سعيد فطر و قربان تا پنج روز بعد از اين دو عيد بزرگ اسلامى را به عنوان تعطيل رسمى اعلام كردهاند و جداى از اين تعطيلات فقط روزهاى جمعه ادارات و نهادهاى دولتى به صورت رسمى تعطيل است. تقويم اصلى عربستان كه «ام القرى» ناميده مىشود بر اساس سال قمرى تدوين شده و ابتداى آن اولين روز ماه محرم و آخر آن آخرين روز ماه ذيحجه مىباشد.
دين رسمى مردم عربستان مسلمان است و پيروان اديان ديگر در اين كشور جايگاهى ندارند. بر اساس آمارهاى منتشره دولتى حدود 85 درصد از شهروندان سعودى سنى و از مذهب احمد بن حنبل پيروى مىكنند و 15 درصد بقيه نيز شيعيان هستند كه بيشترين آنان در منطقه شرقيه عربستان سكونت دارند. اگر چه در ظاهر به فتاوى احمدبن حنبل عمل مىشود ليكن آيينى كه محمدبن عبدالوهاب آنرا پايهگذارى كرده است بيشتر در جامعه حاكميت دارد.
همانگونه كه در جلسه اول اشاره شد عربستان سعودى به 13 منطقه تقسيم مىشود و بر هر منطقهاى يكى از اميران كه همان فرزندان يا نوادگان ملك عبدالعزيز هستند حكومت مىكنند. در حال حاضر مناطق رياض و مكهمكرمه توسط دو فرزند
ملكعبدالعزيز (برادران شاه) و 10 منطقه ديگر توسط نوادگان و يك منطقه نيز توسط برادرزاده مؤسس سلسله سعودى اداره مىشود. مناطق مكه و مدينه به لحاظ وجود دو شهر مقدس و وجود مسجدالحرام و مسجدالنبى «ص»، منطقه رياض به دليل وجود پايتخت، منطقه شرقيه بدليل وجود معادن نفتى و منطقه تبوك به دليل موقعيت كشاورزى و نزديك بودن به مرزهاى زمينى اسرائيل از شهرت بيشترى برخوردار هستند.
جمعيت رسمى شيعيان عربستان بيش از دو ميليون نفر است كه اكثر آنان در منطقه شرقيه و شهرهاى دمام، احساء و قطيف و حدود 50 هزار نفر نيز در مدينهمنوره سكونت دارند. اهميت منطقه شرقيه به اندازهاى است كه از سالها پيش فرزند ملك فهد امارت آن و فرزند اميرنايف وزير كشور كنونى معاونت آنرا برعهده دارند. در اهميت منطقه شرقيه همين بس كه ذخاير عظيم نفتى عربستان كه 14 ذخاير جهانى است در اين منطقه قرار دارد و بيش از 90 درصد از درآمد سالانه عربستان از اين منطقه تأمين مىشود. شيعيان در دورههاى گذشته از حيث نشر عقايد و انجام شعاير دينى در فشار شديدى بودند ليكن در سالهاى اخير از آزادى بيشترى برخوردار شده و مذهب شيعه به عنوان يكى از مذاهب پذيرفته شده است و شيعيان اجازه استخدام در ارگانهاى دولتى را يافتهاند و چند تن از علماى شيعه نيز به گروه «گفتگوى ملى» كه چند سال پيش توسط ملكعبداللَّه بنيان نهاده شد وارد شدند.
منابع رسمى عربستان و رسانههاى گروهى اين كشور جمعيت مهاجران را بين 6 تا 7 ميليون نفر تخمين زدهاند. شهروندان كشورهاى اندونزى، مالزى، افغانستان، پاكستان، يمن و سودان بيشترين جمعيت مهاجران عربستان را تشكيل مىدهند. پاكستانىها و هندىها بيشتر در صنايع خرد و امور ساختمانى و مهندسى شاغل هستند. سودانىها و مصرىها بيشتر در مشاغل فرهنگى حضور دارند. اندونزيايىها و مالزيايىها در كار خدمات پرستارى بيمارستانها و امور خدماتى منازل متمولين عربستان انجام وظيفه مىكنند. شهروندان سعودى تن به كارهاى سخت و بدنى نمىدهند.
قشر تحصيلكرده آنان در دانشگاهها و ادارات شاغل هستند و اقشار ديگر بيشتر به تجارت مشغول هستند كه در كار خود از خدمات مهاجران بهره مىگيرند و كشاورزى نيز بخش كوچكى از مردم عربستان را به خود مشغول كرده است. خلاصه اينكه بيشترين امور خدماتى، توليدى و مديريتى عربستان را خارجىها انجام مىدهند و همه ساله ميلياردها دلار درآمد خارجىها از عربستان به كشورهاى آنها حواله مىشود.
در عربستان به رغم كمبود زمينهاى قابل كشت و نزولات جوى، در سالهاى اخير با صرف بودجه هنگفت گامهاى خوبى برداشته شده است. دولت عربستان در سالهاى گذشته و همزمان با توسعه زيرساختهاى اساسى كشور براى رشد كشاورزى نيز يارانههاى فراوان در اختيار كشاورزان قرار داده است. وامهاى كلان، كمكهاى بلاعوض و پرداخت يارانه قابل توجه براى خريد محصولاتى نظير گندم و جو كشاورزان، موجب شده است كه طى ده سال گذشته زمينهاى قابل كشاورزى به دو برابر افزايش يابد. به گونهاى كه در سال 2000 و قبل از آن عربستان به يك صادر كننده گندم تبديل شد اگر چه هزينه وارد كردن گندم 15 يارانههاى پرداخت شده و وامها و كمكهاى بلاعوض بود.
عربستان يك كشور خشك و كم آب و علف است و
100 ميليمتر بارندگى سالانه در اين كشور به دليل گرماى شديد خيلى زود تبخير مىشود. اگر چه در سالهاى اخير به لطف درآمدهاى سرشار نفتى، دولت آبهاى خليجفارس و درياى سرخ را به داخل كشور كشانده و براى استفاده بهينه آب شور را به شيرين تبديل كرده است ليكن هنوز هم بيش از 80 درصد از آب مورد نياز كشاورزى و مصرف مردمى از منابع زيرزمينى بدست مىآيد. بنا بر يك آمار آب زيرزمينى عربستان بالغ بر 350 هزار ميليارد مترمكعب مىباشد كه بخش قابل توجه آن قابل استفاده و براى حدود سه قرن كافى است ليكن چنانچه رشد جمعيت همين گونه باشد و دولت همچنان در صدد توسعه كشاورزى باشد و عدد زايران و مهاجران هم افزايش يابد اين آب كه از هزاران سال پيش ذخيره شده در فرصت كمترى مستهلك مىشود چرا كه در حال حاضر ديگر آبى براى ذخيره نمىماند و به صورت مرتب از ذخاير بهرهبردارى مىشود. در هر گوشه كشور كه بهرهبردارى از آبهاى زيرزمينى آسانتر بوده كشاورزى هم رونق بيشترى داشته است. در كشور عربستان هيچ رودخانهاى وجود ندارد و مردم براى استفاده از ذخاير بايد به حفر چاه اقدام كنند.
اگر چه بخش عظيمى از مساحت عربستان را صحراهاى خشك تشكيل دادهاند ليكن در سالهاى اخير به مدد بهره گرفتن از
فناورىهاى جديد و استخراج آب در برخى مناطق، كشاورزى رونق قابل قبولى داشته است. طايف كه در 120 كيلومترى مكه قرار گرفته است، تبوك كه در غرب عربستان است، قصيم كه در مركز و در بين راه مدينه به رياض واقع است، ابهاء كه در منطقه خوش آب و هوا و در مرز يمن است و احساء در منطقه شرقيه مهمترين مراكز توليدات محصولات كشاورزى در عربستان هستند.
همانگونه كه گفته شد عربستان در سالهاى اخير در زمينه كاشت برخى غلات پيشرفت خوبى داشته و خودكفايى را تجربه كرده است ليكن هزينه اين خودكفايى خيلى گران و حدود 5 برابر بودجهاى است كه صرف واردات مىشود. با اين وجود برنج از اقلام عمده واردات عربستان است كه همه ساله صدها تن از اين محصول از كشورهايى از جمله هند و پاكستان وارد عربستان مىشود. اكثر حبوبات مورد استفاده شهروندان سعودى از كشور يمن تأمين مىشود.
گندم يكى از محصولاتى است كه اخيراً در عربستان به مرحله صادرات رسيده است. در سال 1992 ميلادى اولين محموله از گندم توليد عربستان به خارج كشور صادر شد. در اين سال توليد گندم
عربستان به رقم بىسابقه 4 ميليون تن رسيد. ليكن در سالهاى بعد مجدداً كاهش يافت به طورى كه در سال 2000 ميلادى توليد اين محصول به 8/ 2 ميليون تن رسيد. عربستان در توليد برخى محصولات مانند گوجه فرنگى و خرما نيز به حد صادرات رسيده است.
با وجودى كه در عربستان برخى ميوهها نظير: انگور و مركبات و صيفىجات و انار توليد مىشود ليكن اين ميزان براى مصرف داخلى و مهاجران و زايران كفايت نمىكند و دولت اين كشور مجبور مىشود كه به شركتهاى بازرگانى اجازه واردات بدهد. در حال حاضر سيب، انگور، پرتقال، نارنگى و بسيارى ديگر از ميوههاى فصول مختلف به عربستان وارد مىشود و مورد استفاده قرار مىگيرد. پرتقال از مصر، سيب از ايران و شيلى، نارنگى از كشور پاكستان وارد مىشود و در يك كلام در هر جاى كره زمين كه بر اساس گردش فصول ميوهاى توليد شود عربستانىها مشترى آن هستند.
1- نفت:
عربستانسعودى با بالغ بر 26 ميليارد بشكه نفت، بيش از 14 ذخاير اين ماده حياتى را در خود جاى داده است. اين رقم معادل 33 درصد كل ذخاير كشورهاى ديگر عضو اوپك مىباشد.
نخستين امتياز اكتشاف نفت عربستان در سال 1933 ميلادى به شركت استاندارد اويل كاليفرنيا واگذار شد. در سال 1948 شركت نفتى آرامكو متشكل از شركتهاى تگزاكو، استاندارد اويل نيوجرسى و موبيل تشكيل شد. ليكن در سال 1975 نفت عربستان ملى شد ولى آرامكو همچنان در عربستان به عنوان يك مشاور قوى ماندگار شد و حتى در امور ديگر اقتصادى عربستان و حتى برنامههاى اجتماعى اين دولت دخالت مىكرد.
1/ 1- جايگاه عربستان در اوپك:
سازمان كشورهاى صادر كننده نفت اوپك در سال 1960
ميلادى با عضويت اوليه پنج كشور عراق، كويت، ايران، عربستانسعودى وونزوئلا تشكيل شد. اينسازمانبيش از 30 درصد نياز دنيا بهنفت را تأمينمىكند و عربستان در اوپك از قدرت و نفوذ بسيارى برخوردار است و نقش عمدهاى در موقعيت «اوپك» دارد.
عربستان اولين صادر كننده نفت در جهان است و در حال حاضر به صورت رسمى روزانه حدود 5/ 9 ميليون بشكه نفت صادر مىكند، علاوه بر آن قادر است روزانه استخراج خود را تا 12 ميليون بشكه افزايش دهد و نوسانات احتمالى بازار را پوشش دهد. در چند ساله اخير ايران و عربستان به عنوان دو قدرت بزرگ اوپك با اتحاد يكديگر توانستهاند قيمت جهانى نفت را به حد قابل قبولى برسانند.
2/ 1- ميزان صدور و درآمد:
عربستانسعودى بزرگترين توليد كننده و صادر كننده نفت در جهان است. در سالهاى اخير اين كشور حدود 100 ميليارد دلار در بخش نفت خود سرمايهگذارى كرده است. تأسيسات عظيم اكتشاف، استخراج و پالايش در صحراهاى منطقه شرقى طى سالهاى اخير بنا شده و توان عربستان را افزايش داده است. همانطور كه گفته شد اكنون اين كشور حدود 5/ 9 ميليون بشكه نفت هر روز به كشورهايى چون ژاپن، ايالات متحده امريكا و فرانسه صادر مىكند.
بخش اعظم درآمد عربستان از محل فروش نفت تأمين مىشود. در سال 2005 ميلادى طبق آمار رسمى منتشر شده از سوى رسانههاى گروهى و اوپك درآمد عربستان 163 ميليارد دلار بود. اين در
حالى است كه جمهورى اسلامى ايران با 68 ميليون نفر جمعيت درآمدش از محل فروش نفت حدود 54 ميليون دلار برآورد شد.
عربستان علاوه بر نفت بالغ بر 2/ 5 تريليون مترمكعب گاز كه بيش از 4 درصد از ذخاير گاز شناخته جهان است را در اختيار دارد.
اين كشور در زمينه گاز رتبه پنجم را پس از روسيه، جمهورى اسلامى ايران و قطر به خود اختصاص داده است. با اين وجود سعودىها هنوز براى بهرهبردارى از گاز كار قابل توجهى نكرده و بهرهبردارى گسترده را از آن در دستور كار قرار ندادهاند. علاوه بر اينكه صادرات اين محصول هنوز در بخش اقتصاد عربستان جايگاهى ندارد مردم عربستان نيز تاكنون از استفاده از اين نعمت خدادادى بىبهرهاند و دولت با وضعيت خوب اقتصادى هنوز براى رساندن سوخت گاز به داخل منازل شهروندان اقدامى صورت نداده است و مردم از كپسولهاى گاز استفاده مىكنند.
عربستانسعودى علاوه بر ذخاير فراوان نفت و گاز منابع ديگرى را نيز در اختيار دارد كه طلا، نقره، مس، سنگ آهن، اورانيوم، فسفات، سنگ مرمر، روى و ... از آن جمله هستند. دولت سعودى به بركت برخوردارى از درآمد سرشار نفتى براى استخراج
معادن سرمايهگذارىهاى هنگفتى كرده و پاى بسيارى از شركتهاى خارجى را به اين بهانه به داخل كشور كشيده است. معادن عربستان اكثراً در كوههاى حجاز و منطقه عسير و ناحيه نجد واقع شده است.
دو شهر صنعتى ينبوع در ساحل درياى سرخ و جبيل در ساحل خليجفارس به اين هدف احداث شدهاند كه وضعيت منابع و معادن عربستان را ساماندهى كنند.
در عربستانسعودى نيز برنامههاى اقتصادى و توسعه كشور بر اساس برنامههاى پنج ساله در نظر گرفته شده و همه برنامههاى از اين دست در اين قالب دستهبندى و به مرحله اجرا در مىآيند و در حال حاضر برنامه هفتم توسعه پايان يافته است.
با اجراى همين برنامههاست كه عربستان نيمه بيابانى چند دهه پيش، اكنون به صورت يك كشور مدرن در منطقه تبديل شده و سرمايه اين كشور به حدى رسيده است كه بخشهاى اقتصادى داخلى توان بهرهبردارى از آن را ندارد و به همين دليل ميلياردها دلار از سرمايههاى دولتى و بخش خصوصى اين كشور در بانكهاى آمريكا و اروپاست. اين درآمدها به دولت اجازه داده است تا سطح خدمات رفاهى را توسعه بدهد. به رغم اين همه توسعه و تحول هنوز 90 درصد از بودجه حدود صد ميليارد دلارى سالانه اين كشور به نفت متكى است.
نكته قابل توجه در بررسى اقتصاد عربستان همانگونه كه در پيش هم بدان اشاره شد اين است كه اقتصاد اين كشور به طور كلى بر پايه نفت و دلارهاى نفتى بنا شده است و بر اين اساس دگرگونىهاى وارد بر صنعت نفت بلافاصله اثرات فورى و قطعى در اقتصاد اين كشور دارد. به عبارت ديگر عربستان نيز جزء كشورهاى تك محصولى است ولى اين محصول چيزى نيست كه به راحتى توليد آن از سوى كشورهاى ديگر قابل تقليد باشد. دولت رياض در سالهاى اخير با بهرهگيرى از درآمد سرشار نفت توانسته است به زير ساختهاى اقتصادى سامان دهد. ساخت دو شهرك بزرگ صنعتى جبيل و ينبوع در شرق و غرب عربستان توانسته است اين كشور را به مرحله نيمه صنعتى برساند. با استفاده از همين درآمد است كه كشاورزى رونق گرفته و معادن در سبد درآمدهاى عربستان جايگاهى را به خود اختصاص دادهاند. گسترش دامپرورى
و افزايش پالايشگاهها نيز در سالهاى اخير در توسعه زير ساختهاى اقتصادى سهم بسزايى دارند.
درآمدهاى اين بخش آنگونه كه تصور مىرود نيست. اگر چه در دورهاى درآمد حج و عمره جايگاه دوم را در اقتصاد عربستان داشت و خريد كالا در ايام حج و عمره سود چشمگيرى براى دولت داشت ليكن اكنون با خصوصى شدن بخشهاى بزرگى از كشور، درآمد اين حوزه بيشتر به بخش خصوصى مىرسد. طبق اعلام رسمى روزنامه عكاظ كه از قديمىترين و معتبرترين رسانههاى عمومى عربستان است در سال گذشته درآمد عمره 4 ميليارد ريال سعودى براى دولت بود كه بالغ بر يك ميليارد دلار است كه بر اساس پيشبينىها در سال جارى كمى بيش از سه ميليارد دلار مىشود. حج درآمد كمترى براى دولت دارد چون دولت جايگاهى را براى بهرهبردارى مادى از حج تدارك نديده است.
گردشگرى نيز در كشور عربستان با وجود تلاش گسترده هنوز از رونق چشمگيرى برخوردار نيست و شوراى عالى گردشگرى فعلًا در حال هزينه كردن است.
عربستان در دوره اخير علاوه بر نفت و درآمد حجاج توانسته
است با سرمايهگذارى زياد از بخش آلومينيوم- سيمان- لبنيات- پتروشيمى و برخى مواد ديگر درآمد داشته باشد. لبنيات عربستان توانسته است در سالهاى اخير به بازار بسيارى از كشورهاى منطقه عربى جنوب خليجفارس راه پيدا كند. پتروشيمى عربستان در منطقه خاورميانه حرف براى گفتن دارد و حتى جمهورىاسلامى ايران كه در پتروشيمى رشد قابل توجهى داشته برخى نيازهاى خود را از عربستان تأمين مىكند.
عربستان شايد جزء معدود كشورهايى باشد كه هيچ بدهى خارجى ندارد و علاوه بر آن سرمايههاى انباشته اين كشور در بسيارى از بانكهاى اروپايى و آمريكايى منبع درآمد عظيمى براى اين كشورها شده است. پس از واقعه سپتامبر 2001 ميلادى و فشار به شهروندان سعودى، برخى سرمايهداران اقدام به بلوكه كردن دارايىهاى خود در خارج كشور نمودند ليكن آمريكا و اروپا دريافتند كه اقتصاد آنها با خطر جدى مواجه است و به همين دليل از ميزان فشار بر دولت رياض و اتباعش كاستند. عربستان حدود 180 ميليارد دلار بدهىداخلى بهبانكها، سرمايهداران وشركتهاى خصوصى دارد.
تا سال 2001 ميلادى و قبل از حادثه يازدهم سپتامبر عربستان
نقطه امنى براى سرمايههاى خارجى محسوب مىشد. بسيارى از كشورها از جمله آمريكا، ژاپن و چين در اكثر پروژههاى اقتصادى كشور وارد شده و سرمايهگذارى كردند. ليكن پس از يازدهم سپتامبر و بويژه پس از پخش نيروهاى القاعده در اين كشور، از رغبت دولتهاى ديگر براى سرمايهگذارى در عربستان كاسته شد.
دولت رياض در مدت سه سال توانست بيش از 12 ميليارد دلار سرمايه خارجى را جذب و در زيرساختهاى اقتصادى مورد استفاده قرار دهد. در حال حاضر ناامنى و فرار خارجىها از اين كشور اين بخش را با ركود مواجه ساخته است
اكثر شهروندان سعودى و برخى سرمايهداران كه توان ريسك در تجارت را ندارند، بورس را بهترين منبع درآمد تشخيص دادهاند زيرا كه سود بانكها بسيار ناچيز است و مردم تمايل به سپردهگذارى در بانكها را ندارند. خصوصىسازى در عربستان در دهه اخير از رونق چشمگيرى برخوردار بوده و به همين دليل بسيارى از مؤسسههاى اقتصادى از طريق بورس از سرمايههاى مردم استفاده مىكنند، ليكن بازار بورس در عربستان پايدار نيست و با هر ناملايماتى رعشه بر اندامش مىافتد. حادثه سپتامبر 2001 بورس عربستان را به شدّت تكان داد و بسيارى از بورسبازان را روانه بيمارستانها كرد. بازار بورس عربستان وابستگى شديد به بورس
امارات دارد و به همين دليل نوسانات اول سال جارى بورس امارات به شدّت بورس عربستان را تحت تأثير قرار داد به گونهاى كه پس از ششماه هنوز رشدمنفى بربازار بورساين كشور حاكم است.
عربستان به دليل برخوردارى از سرزمين خشك و بى آب و علف و نيز ميزان اندك نزولات جوّى بيشترين واردات را در بخش مواد غذايى دارد. بين 20 تا 25 درصد واردات سالانه عربستان را انواع مواد غذايى تشكيل مىدهد. پس از موادغذايى 18 تا 20 درصد از واردات عربستان مربوط به مواد شيميايى است و در مرتبه بعد فلزات و ماشينآلات و موارد متفرقه هستند.
كالاى عمده صادراتى عربستان در مرحله اول نفت است كه مهمترين مشتريان آن آمريكا و ژاپن و فرانسه و اخيراً چين است.
در حال حاضر عربستان با سرمايهگذارىهاى هنگفت توانسته است مواد پتروشيمى- حيوانات زنده و مواد كشاورزى خود را به بازارهاى بينالمللى و كشورهاى منطقه ارسال نمايد. آمريكا، ژاپن، انگلستان، آلمان، ايتاليا، فرانسه، سويس و كرهجنوبى صادر كنندگان كالا به عربستان هستند.
پس از اشغال كويت از سوى عراق و ميزبانى رهبران كويتى توسط دولت رياض و به دنبال آن ورود آمريكا به منطقه و بازگرداندن حاكميت كويت به خاندان صباح واشنگتن كشورهاى عرب منطقه را مجبور به تمرين دموكراسى كرد. پس از آن بود كه در سال 1991 و در زمان ملكفهد عربستان اولين قانون اساسى 83 بندى خود را تصويب كرد. در اين قانون كه سه قوه اجرايى- تقنينى و قضايى در آن پيشبينى شده نوع حكومت را مطلقه پادشاهى اعلام كرده و تأكيد كرده است كه حكومت در فرزندان ملك عبدالعزيز موروثى است و صالحان از آنها يكى پس از ديگرى به قدرت مىرسند.
دولت اول سعودى كه همزمان با گسترش انديشه محمدبن
عبدالوهاب در شبه جزيره عربستان بود از سال 1139 تا 1229 هجرى قمرى و دولت دوم از سال 1235 تا 1309 هجرى قمرى به طول انجاميد و دولت سوم نيز از سال 1319 شروع شده و تاكنون ادامه دارد. عبدالعزيزبن عبدالرحمن پدر شاهان و شاهزادگان كنونى عربستان در سال 1297 هجرى قمرى متولد شد. زمانه تولد و رشد عبدالعزيز مصادف با بروز جنگهاى داخلى و كشت و كشتار در اين كشور بود. وى پس از رسيدن به دوران جوانى به فكر ساماندهى و اتحاد كشور افتاد و توانست با جنگاورى در سال 1319 شهر رياض را كه در تصرف آل رشيد بود باز ستاند. در سال 1330 نيز اسكان اعراب صحراگرد و تأسيس گروههاى رزمى عشيرهاى را آغاز كرد وى سرانجام پس از تسخير همه مناطق عربستان در سال 1351 هجرى نام كشور حجاز را به المملكة العربية السعودية تغيير داد و خود را پادشاه ناميد. وى پس از نيم قرن جنگ و كشمكش بر سر قدرت و مديريت كشور در سال 1373 هجرى قمرى درگذشت و فرزندش سعود جانشين او شد. پس از سعودفيصل و بعد خالد و فهد و اكنون ملك عبداللَّه در عربستان حاكم است و وليعهد وى نيز اميرسلطان بنعبدالعزيز مىباشد. در عربستان شاهان بر اساس قانون اساسى حاكم مطلق هستند و همه اموركشورى ولشكرىزيرنظر مستقيم آنان است. خانواده سلطنتى و شاهزادگان نيز كه اكنون تعداد آنان را تا 20 هزار هم نوشتهاند در دستگاه حكومت از جايگاه رفيعى برخوردار هستند و از امكانات كشور بدون حساب و كتاب بهرهمندند.
بر اساس قانون اساسى عربستان، شاه رييس دولت و نخست وزير است و وليعهد جانشين وى مىباشد. وزراى كابينه كه همراه با وزراى دربار و وزراى مشاور تعداد آنها به 40 نفر مىرسد همه توسط پادشاه انتخاب مىشوند و دوره وزارت آنان چهار سال است كه قابل تمديد مىباشد. گروه وزيران عربستان از سه تركيب برخوردار هستند.
اول شاه و وليعهد و ساير شاهزادگان هستند كه وزارتخانههاى مهمى چون دفاع، كشور و خارجه را عهدهدار هستند. در مرتبه دوم تكنوكراتها و تحصيل كردههايى هستند كه از خارج كشور باز گشتهاند و وزارتخانههاى صنعتى و تخصصى را اداره مىكنند و در دسته سوم سنتىهاى مذهبى هستند كه بيشتر آن از طايفه بزرگ آل الشيخ كه نوادگان محمدبن عبدالوهاب هستند، مىباشند و وزارتخانههاى فرهنگى و آموزشى و قضايى را برعهده دارند.
در دوران ملك عبدالعزيز و فرزندان او سعود و فيصل و خالد بر اساس نياز جمعهاى مشورتى تشكيل مىشد ليكن به هيچكدام از آنها نمىتوان نام مجلس را گذاشت. در سال 1992 و پس از پايان جنگ آمريكا و عراق و شروع تمرين دموكراسى در منطقه عربى،
ملك فهد نيز اولين مجلس شوراى مشورتى را با 60 عضو پايه گذاشت و دورههاى مجلس را چهار ساله تعيين كرد. در سال 1996 دومين مجلس با 90 عضو و سومين دوره در 2001 با 120 نفر تشكيل شد و دوره جديد نيز با 150 نماينده به زودى تشكيل مىشود. تمامى اعضاى مجلس توسط پادشاه تعيين مىشوند و مردم در انتخاب آنان دخالتى ندارند.
اعضاى مجلس از ميان شخصيتهاى علمى، مذهبى، ارتشى و نخبگان برگزيده مىشوند و جز آن مسئوليت ديگر سياسى ندارند.
مجالس دور اول و دوم كاملًا مشورتى بودند ليكن در مجلس سوم مواردى تصميمگيرى مىشود ولى مصوبات براى تأييد نهايى به هيأت وزيران مىرود و چنانچه اختلاف بين مجلس و وزرا بود پادشاه براى حل آن دخالت مىكند.
رهبرى قضا در عربستان توسط وزارت دادگسترى صورت مىگيرد كه در سال 1382 هجرى قمرى تأسيس شده و وزير كه معمولًا وابسته به طايفه آل الشيخ است سمت قاضى القضاتى را هم برعهده دارد. شورايعالى قضايى- دادگاه عالى استيناف- دادگاه عمومى- دادگاه ويژه و دادگاه خاص نهادهاى ديگر قضايى عربستان هستند. كه هر كدام وظيفه تعريف شدهاى را برعهده دارند.
در عربستان به دليل برخوردارى از زندگىهاى عشيرهاى و قبيلهاى، داورىهاى طايفهاى رونق دارد و بسيارى از دعاوى با ورود بزرگترهاى قبيله فيصله مىيابد و به همين دليل دادگاههاى عربستان تقريباً خلوت هستند.
از جمله سازمانهاى منطقهاى كه عربستانسعودى يكى از اعضاى آن به شمار مىرود تشكل اتحاديه عرب است. اين اتحاديه در سال 1944 ميلادى (1363 ه. ق) ابتدا توسط پنج كشور مصر، سوريه، لبنان، عراق و اردن در مصر تشكيل شد و پس از آن 22 كشور عربى و از جمله عربستان به عضويت آن در آمدند. هدف از تشكيل اين اتحاديه دفاع مشترك از امت عرب بود كه عينيت آن در جنگ عراق عليه ايران مشاهده شد. عربستان به دليل كمكهايى كه به برخى از كشورهاى عربى و خود اتحاديه مىكند نفوذ زيادى در آن دارد. دبيرخانه اتحاديه در قاهره و دبيركل كنونى آن «عمر و موسى» وزير خارجه اسبق مصر است.
سران شش كشور عربى جنوبى خليجفارس شامل
عربستانسعودى، امارات متحدهعربى، قطر، كويت، سلطنتنشين عمان و بحرين با هدف تحكيم امنيت منطقه و غلبه بر آسيبهاى احتمالى و با گرايش اصلى جلوگيرى از نفوذ انقلاب اسلامى در سال 1981 و در حالى كه چند ماه بيشتر از جنگ تحميلى عراق عليه ايران نگذشته بود. در ابوظبى گرد آمده و تشكيل شوراى همكارى خليجفارس يا به قول خودشان «مجلس التعاون الخليجى» را پايهگذارى كردند. سقوط رژيم پهلوى در ايران كه نقش ژاندارمى آمريكا در منطقه را ايفاء مىكرد و روى كار آمدن جمهورى اسلامى مستقل و عدالتخواه و اشغال افغانستان توسط شوروى نيز از عوامل اصلى ايجاد اين تشكل عربى بود. همگرايى دولتهاى عربى كوچك منطقه و اتكاى بيشتر آنها به خود و بهرهمندى از امكانات امنيتى و نظامى يكديگر از عوامل ديگر ايجاد شوراى همكارى خليجفارس بود. در اين ميان عربستان به دليل وسعت، جمعيت، توان نظامى و ذخاير ارزى به يك قدرت برتر در ميان كشورها عضو شورا بدل شد به گونهاى كه نيروى نظامى مشترك كشورهاى شورا به نام سپر جزيره (درع الجزيره) در عربستان تشكيل شد. در سالهاى اخير كشورهاى شوراى همكارى به سوى لغو رواديد اتباع در سفر به اين كشور، برقرارى پول مشترك تا سال 2010 ميلادى، ايجاد بازار مشترك و .... روى آوردهاند.
سازمان كنفرانس اسلامى در سال 1969 ميلادى مطابق با سال
1389 ه. ق و پس از به آتش كشيدن مسجدالاقصى از سوى صهيونيستها توسط كشورهاى اسلامى تشكيل گرديد.
اولين هدف از تشكيل اين سازمان فرو نشاندن احساسات برانگيخته شده مسلمانان در سراسر جهان در قبال اين جنايت صهيونيستها بود. مقر دائمى سازمان كنفرانس اسلامى در بندر جده عربستانسعودى است و 57 كشور اسلامى در آن عضويت دارند. به دليل اينكه بيشترين هزينه اين سازمان توسط عربستان تأمين مىشود به همين ميزان تأثيرات ديدگاههاى دولت رياض بر مواضع اين سازمان بيشتر از اعضاى ديگر مىباشد. نهاد اقتصادى سازمان كنفرانس اسلامى بانك توسعه اسلامى مىباشد كهيكى ازاهداف اصلى آن كمك بهايجاد تأسيسات زيربنايى كشورهاى عضو است.
عربستانسعودى طى چند ساله اخير تلاشهاى فراوانى را براى پيوستن به سازمان تجارت جهانى داشته است. مذاكرات متعددى مقامات رسمى عربستان با دبيرخانه اين سازمان داشتهاند و در داخل كشور نيز شورايى به رياست اميرنايف وزير كشور عربستان براى پيدا كردن راهكارهاى پيوستن به اين سازمان تشكيل شده بود تا اينكه بالاخره در اواخر سال گذشته سعودىها موفق به گرفتن مجوز ورود به اين سازمان را پيدا كردند كه قرار است در سال جارى اين
اتفاق به صورت رسمى به وقوع بپيوندد.
كشور عربستانسعودى علاوه بر عضويت در پيمانهايى كه گفته شد در سازمان ملل متحد و جنبش عدم تعهد نيز عضويت دارد.
رابطه العالم الاسلامى نيز يك تشكل مذهبى است كه بالغ بر 40 سال پيش كار خود را با محوريت عربستان و چند كشور ديگر آغاز كرد و دبيرخانه آن در مكهمكرمه است كه آموزشهاى اسلامى، توزيع كتب اسلامى و قرآن، آموزش زبان عربى و كمك به مؤسسات اسلامى مهمترين وظايف اين سازمان هستند.
از زمان تشكيل كشور عربستانسعودى حاكمان اين كشور همواره روابط بسيار نزديكى با دولتهاى غربى بويژه دو دولت ايالات متحده آمريكا و انگليس داشتهاند. ملك عبدالعزيز در ابتداى به قدرت رسيدن با انگليسىها رابطه خوبى داشت ولى پس از جنگ جهانى دوم و نفوذ بيشتر واشنگتن در كشورهاى جهان سوم و بويژه خاورميانه، دولت رياض نيز از ميزان رابطه خود با انگليسىها كاست و به آمريكا گرايش بيشترى پيدا كرد. اين رابطه در زمان ملك فيصل گسترش يافت و در چهار دهه اخير و بويژه پس از پيروزى انقلاب اسلامى در منطقه به بالاترين حد ممكن خود رسيد. عربستان كه تصميم گرفته بود با استفاده از درآمدهاى نفتى ميزان بهرهبردارى از فناورىهاى نوين را در كشور ارتقاء دهد براى وارد كردن اين دانش به غربىها روى آورد و غرب نيز كه نيازمند نفت سرشار عربستان بود به نداى حاكمان رياض پاسخ
گفت و يك همسويى كه ظاهراً پايه اقتصادى و در حقيقت سياسى داشت بين دو طرف ايجاد شد. در سالهاى اخير غربىها به قدرى در عربستان نفوذ كردند كه در تصميمگيرىهاى دولت نيز دخالت مىكردند و عرصههاى اقتصادى و بويژه اكتشاف، استخراج و صدور نفت كشور در اختيار غربىها بود. ليكن در سالهاى اخير و بويژه پس از سال 1975 ميلادى اين حضور كم رنگتر شد و پس از بروز حادثه بزرگ 11 سپتامبر 2001 به پايينترين حد ممكن خود رسيد.
از سال 1930 ميلادى و درست از زمانى كه بهرهبردارى از نفت در شبه جزيره عربستان آغاز گرديد آمريكايىها كه در زمينه صنعت نفت يد طولايى داشتند وارد عربستان سعودى شدند. حاكمان آمريكايى كه براى بازسازى اقتصادى آمريكا و اروپا نفت را بعنوان بهترين حربه تعيين كرده بودند توجه خود را از دهه پنجم قرن بيستم بيش از پيش به عربستان معطوف كردند و در همين سالها بود كه شركت نفتى آرامكو را براى به غارت بردن نفت عربستان تأسيس نمودند. آمريكايىها كه سعى وافر در حفظ منطقه عربى داشتند تلاش كردند تا با گسترش ناسيوناليسم عربى افكار ضدكمونيستى را هم در اين كشورها گسترش دهند و از نفوذ اتحاد جماهيرشوروى آن زمان كه ابرقدرت بلوك شرق بود به كشورهاى عربى جلوگيرى
نمايند. به اين ترتيب ابتدا جمال عبدالناصر و سپس حاكمان حجاز را به عنوان رهبر كشورهاى عربى برگزيدند. جنگ شش روزه اعراب و اسراييل در سال 1967 ميلادى و سپس امضاى معاهده سه جانبه (اسراييل- آمريكا و مصر) كمپ ديويد در بحبوحه درگيرى مردم انقلابى ايران با نظام ستمشاهى باعث فاصله اندك بين برخى كشورهاى عربى از جمله عربستان با آمريكا شد ليكن پيروزى انقلاب اسلامى در بهمن سال 1357 از يك سو و اشغال افغانستان توسط حكام كرملين از سوى ديگر باعث شد كه عربها به زعم خود براى در امان ماندن از امواج انقلاب اسلامى خود را در دامان آمريكايىها بيندازند و از اين پس بود كه منطقه پرانرژى خليجفارس به حوزه امنيت ملى آمريكا در منطقه بدل شد. و مشخصاً ايالات متحده روى عربستان كه بين كشورهاى منطقه از وسعت، جمعيت و ذخاير بيشترى برخوردار بود متمركز شد و اين كشور را بعنوان جانشين رژيم شاهنشاهى ايران بعنوان ژاندارم منطقه برگزيد. طرح صلح اعراب با اسراييل در اولين سال به حكومت رسيدن ملك فهد، حضور مستقيم دولت رياض در جنگ عراق عليه ايران، ورود نيروهاى جوان سعودى به افغانستان و مشاركت در جنگ با شوروى، حضور مستقيم نظامى آمريكا در منطقه و بويژه در شرق عربستان در هنگامه جنگ عراق و كويت و ... از رخدادهاى مهم اين دوره بود. ليكن اين حضور چندان پايدار نماند و از سال 1996 كه تأسيسات نظامى آمريكا در جاى جاى عربستان
مورد تعرض تندروهاى سعودى قرار گرفت ايالات متحده مجبورشد كه حضور خودرا كمرنگتر كند و بتدريج نيروهاى خود را به پايگاه العديد قطر منتقل نمايد.
اسامه بنلادن كه سعودى الاصل و يمنى تبار است از خانوادههاى سرشناس و ثروتمند عربستان است كه نام او پس از حضور خود و نيروهايش در جنگ افغانها و كمونيستهاى شوروى بر زبانها افتاد. بنلادن از گروه سلفىهاى متجدد عربستان است كه با حضور غربىها در كشورهاى اسلامى مخالف است و به همين دليل او و طرفدارانش از سرسختترين مخالفان دولت عربستان به شمار مىروند. وى به دليل مبارزاتى كه در بين مبارزان فيليپين، افغانستان، سودان و برخى كشورها با نيروهاى غربى داشته از وجهه خوبى در ميان اعراب و بويژه جوانان برخوردار است.
اعضاى گروه او را كه پس از حضور در افغانستان به نام القاعده شهرت يافت بيشتر قشر جوانان كشورهاى عربى تشكيل مىدهند.
بنلادن ضربه زدن به منافع آمريكايىها در همه جهان و بويژه در كشورهاى منطقه را بعنوان جهاد تلقى كرده است. دولت عربستان پس از اينكه مشخص شد كه انفجارهاى گارد ملى اين كشور و نيز مقر آمريكايىهاى ظهران و ترور شهروندان غربى در شهرهاى مختلف توسط گروه بنلادن انجام مىشود در سال 1994 تابعيت
سعودى بنلادن را لغو كرد، گروه بنلادن در ميان گروههاى سلفى از پايگاه ويژهاى برخوردار است و حتى بسيارى از آگاهان اعتقاد دارند كه در بسيارى از نهادهاى دولتى عربستان اعضايى را دارد.
به يقين حادثه 11 سپتامبر نقطه عطفى در روابط رياض و واشنگتن تلقى مىشود. در يازدهم سپتامبر سال 2001 ميلادى 19 نفر با ربودن دو فروند هواپيما، ساختمان دوقلوى تجارت جهانى در نيويورك را نشانه گرفته و آنرا منهدم كردند. اين حادثه جهان را تكان داد و موجبات سرافكندگى دولت واشنگتن را بيش از گذشته فراهم كرد. آمريكايىها پس از تحقيق پيرامون اين حادثه به اين نتيجه رسيدند كه 15 نفر از 19 هواپيماربا از شهروندان سعودى هستند. همه نگاهها متوجه دولت رياض شد و حاكمان سعودى به شدت متهم شدند كه به رغم ارتباط نزديك با دولت آمريكا در دامان خود تروريستهايى را براى ضربه زدن به منافع آمريكا و غرب پرورش دادهاند. پس از اين حادثه تمامى شهروندان كشورهاى عربى و بويژه اتباع عربستانسعودى كه مقيم كشورهاى
غربى و ايالات متحده بودند تحت فشارهاى شديد قرار گرفته و بسيارى از آنان مجبور به ترك خانه و كاشانه و بازگشت به وطن شدند. بسيارى از دانشجويان رشته هوانوردى عربستان كه در دانشگاههاى آمريكا تحصيل مىكردند تحت پيگرد قرار گرفته و بازداشت شدند تا معلوم شود آيا بين آنان و هواپيماربايان رابطهاى وجود داشته است يا خير؟ روابط سياسى و اقتصادى رياض و واشنگتن پس از اين حادثه به پايينترين سطح خود رسيد و شهروندان و سرمايهداران سعودى به دليل نگرانى از بلوكه شدن سپردههاى خود در بانكهاى خارجى، دارايىهاى خود را به داخل كشور منتقل كردند. حاكمان سعودى هم از اتهام دخالت در حادثه 11 سپتامبر جان سالم بدر نبردند. رسانههاى غربى «هيفاءالفيصل» همسر بندربن سلطان سفير عربستان در واشنگتن و دختر ملكفيصل را متهم كردند كه با هواپيماربايان در ارتباط بوده و حتى دو نفر از آنان از وى حقوق ماهانه دريافت مىكردهاند. محمدالفيصل برادر وزير امور خارجه عربستان كه رياست بانك اسلامى را برعهده داشت متهم شد كه 6 ميليون دلار به گروه القاعده بنلادن كه انفجار سپتامبر نيز حاصل برنامهريزىهاى آنها بوده كمك كرده است.
ليكن اين روابط سوء ديرى نپاييد و آمريكا كه خروج سرمايههاى سعودى را خطر بزرگترى از حادثه 11 سپتامبر براى خود مىديد نگاه خود به عربستان را نرمتر كرد. اميرعبداله در آن زمان به آمريكا دعوت و در مزرعه شخصى بوش مورد پذيرايى
قرار گرفت و تعهد داد كه در كشورش با تروريستها مقابله كند. اگر چه شهروندان سعودى از حادثه 11 سپتامبر خرسند بوده و آنرا پاداش خوبى براى سردمداران دولت ايالات متحده كه سالها آنانرا استثمار و سرمايههايشان را چپاول كرده بودند مىدانستند.
حادثه 11 سپتامبر براى سعوديها تبعات بسيارى را درپى داشت و بخشهاى مختلف دولت آمريكا هر كدام نسخههايى را براى تنبيه دولت رياض مىپيچيدند.
آمريكايىها يكى از منابع تأمين بنيه مالى گروه القاعده را بانكهاى اسلامى و بنگاههاى خيريه سعودى در داخل و خارج كشور مىدانستند و به همين دليل به حاكمان سعودى فشار آوردند كه اين بنگاهها و مؤسسههاى خيريه مالى را تعطيل كنند. مدارس دينى عربستان كه در خارج كشور به تربيت طلاب مشغول بودند نيز از اتهام آمريكايىها مصون نماندند. اين مدارس متهم شدند كه طلبههاى پيرو القاعده تربيت مىكنند و بايد فعاليت آنها متوقف شود كه به دنبال اين اتهام مقامات ذيربط سعودى مجبور به تعطيل كردن چند فقره از اين مدارس شدند. اطلاعاتىهاى آمريكا سيستم آموزشى عربستان در داخل كشور را نيز به شدت زير سئوال برده و ادعا كردند كه در مدارس و دانشگاههاى عربستان ضديّت با آمريكا و غرب تدريس مىشود و بايد كتب درسى از سطح مدارس ابتدايى
تا دانشگاه مورد بازنگرى جدى قرار گيرد كه كميتهاى مسئوليت يافت كه اين بازنگرى را انجام دهد. بعد از حادثه 11 سپتامبر مشاوران پنتاگون (وزارت دفاع آمريكا) به دولت بوش پيشنهاد دادند كه در شرق عربستان كه مركز اقامت شيعيان اين كشور و سرزمين چاههاى نفتى عربستانسعودى است يك جمهورى اسلامى بدون خاصيت و تحت نفوذ تشكيل شود. آنها بر اين باور بودند كه تجزيه اين بخش از حاكميت مركزى، به دليل اينكه مردم آن بافت اعتقادى متفاوتى با بخشهاى ديگر كشور دارند آسان صورت خواهد پذيرفت و با اين تجزيه آمريكايىها علاوه بر كنترل بيشتر مردم مىتوانند بر ذخاير نفتى عربستان هم تسلط بيشترى پيدا كنند.
همزمانى اين حوادث با استقرار دولت موقت و سپس قانونى در افغانستان باعث شد كه اتباع سعودى كه در افغانستان جنگ مىكردند به كشور بازگشته و مبارزه با منافع غربىها را از داخل كشور پى بگيرند. پس از حادثه 11 سپتامبر و فروكش كردن نسبى مسايل مربوط به آن، انفجارهاى مراكز مربوط به غربىها در بنادر جده و دمام و ظهران و رياض پايتخت عربستان و نيز ترور اتباع غربى آغاز شد و دامنه درگيرىها حتى به دو شهر مقدس مكه و مدينه نيز كشيده شد. در اين سالها بسيارى از تأسيسات غربىها و مجتمعهاى مسكونى آنان و حتى برخى از اماكن دولتى عربستان در شهرهاى مختلف از هجوم اين عده مصون نماندهاند ليكن در دو
سال اخير دولت توانسته است با برنامهريزى بر اين حوادث فايق آيد و امنيت نسبى را در كشور حاكم كند.
پايان
زنان در عربستان از جايگاه بايسته خود برخوردار نيستند و در امور اجتماعى كمتر دخالت دارند. هويت اجتماعى آنان تا چند سال پيش زير سئوال بود و تا وقتى كه در خانه پدرى بودند نام آنان در كارت هويت پدر بود و زمانى كه شوهر اختيار مىكردند نام آنان به كارت همسر منتقل مىشد. پوشش زنان اجبارى است و آنان بايد پس از طى كردن دوران تحصيلات ابتدايى به پوشش ويژه سعودىها كه تمامى بدن آنان را با پوشش مشكى مىپوشاند روى آورند و اگر چنانچه از اين قوانين سرپيچى كنند عقوباتى را بايد تحمل نمايند. رانندگى و نيز حضور در بسيارى از مشاغل اجتماعى براى آنان ممنوعيت قانونى دارد. در سالهاى اخير حضور بانوان در برخى از مشاغل كه ويژه زنان است مانند پزشكى و آموزش و ...
آزاد شده است.
زنان، بدون محرم نمىتوانند مسافرت كنند و در مجامعى كه
ويژه مردان است مانند پاركهاى عمومى نبايد حضور يابند.
دانشآموزان و دانشجويان دختر در مراكز آموزشى از پسران جدا هستند و بسيارى از رشتههاى تحصيلى دانشگاهها هم ويژه پسران است و دختران از تحصيل در آن محروم هستند. اگر چه در عربستان انتخابات برگزار نمىشود ليكن در دو سال اخير كه نيمى از اعضاى شوراى شهرها با رأى مردم انتخاب شدهاند زنان از رأى دادن منع شدهاند. انتخاب همسر و يا طلاق در عربستان حق مردان است و زنان در اين زمينه نمىتوانند اقدامى صورت دهند. خوشبختانه در سالهاى اخير و بويژه پس از حضور ملك عبداللَّه در عرصه تصميمگيرى عربستان، جايگاه زنان نيز ارتقاء پيدا كرده به گونهاى كه در حال حاضر برخى زنان در جلسات مجلس شوراى مشورتى عربستان و برخى ديگر از نهادهاى رسمى حضور مىيابند و بعيد نيست كه در آينده نه چندان دور، اختيارى در حد مردان پيدا كنند.
با توجه به اينكه بر عربستان حكومت مطلقه پادشاهى حاكميت دارد و همه امور كشور به دست شاهان رقم مىخورد طبيعى است كه احزاب و جمعيتهاى سياسى و حتى اجتماعى جايگاهى نداشته باشند. پادشاهان اين كشور با اين استدلال كه قرآن و سنت در جامعه رايج است اجازه تشكيل احزاب را نمىدهند. از سوى ديگر احزاب معمولًا براى تربيت نيروهاى سياسى و دخالت دادن آنان در
سرنوشت كشور از طريق انتخابات اعلام موجوديت مىكنند ليكن در عربستان هيچگونه انتخاباتى برگزار نمىشود و طبق قانون اساسى انتصاب مسئولان كشورى و لشكرى در اكثر ردهها توسط پادشاه صورت مىگيرد. با اين وجود از سالهاى دور برخى از احزاب اسلامى، ناسيوناليست و يا چپگرا در مقاطع مختلف در عربستان و يا خارج كشور ايجاد شدهاند ليكن به دليل بسته بودن محيط عربستان و نيز بهبود روابط اين كشور با جهان خارج، اين احزاب يا منحل شده و يا از ميزان فعاليت خود كاستهاند. اتحاديه خلق شبه جزيره عربستان، جبهه ملى براى آزادى عربستان، اتحاديه دموكراتيك خلق و حزب بعث از مهمترين احزاب و جمعيتهاى چپگرا و ناسيوناليست، سازمان انقلاب اسلامى شبه جزيره عربستان، حزب ا ... حجاز مهمترين گروههاى شيعه و جنبش اخوان بزرگترين گروه سنى بودهاند كه از دهه 70 در عربستان ظاهر شدهاند.
بعد از جنگ عراق و كويت يك گروه «كميته دفاع از حقوق قانونى» نيز در عربستان تأسيس شد كه با عكسالعمل شديد دولت عربستان مواجه شد. دو سال بعد اين گروه دچار انشعاب شد و سعدالفقيه كه سخنگوى كميته را داشت «جنبش اصلاح اسلامى» را در خارج ايجاد كرد كه هم اكنون بارزترين معارض دولت سعودى به شمار مىرود و در لندن فعاليت دارد.
در عربستانسعودى قانون انتخاب چند همسر و تعدد زوجات
وجود دارد و اكثر متمّولين اين كشور بيش از يك همسر اختيار مىكنند. با اين وجود مشكلات ازدواج جوانان يكى از معضلاتى است كه دولت رياض با آن دست به گريبان است. مشكلات تأمين امكانات زندگى براى جوانان باعث بالا رفتن معدل سن ازدواج شده به گونهاى كه طبق آمار رسمى منتشر شده در رسانههاى عمومى در حال حاضر حدود 2 ميليون دختر كه از سن ازدواج آنان گذشته است و «عانسه» ناميده مىشوند، در عربستان وجود دارند.
اين پديده باعث رواج ازدواجهاى موقت در اين كشور شده به گونهاى كه انواع اين ازدواجها را رسانهها تا 9 عنوان هم ذكر كردهاند كه متأسفانه «زواج فرند» نيز يكى از اين انواع است كه تابع قاعده و قانونى نيست و سلامت جامعه سعودى را تهديد مىكند. طبق ارزيابىهاى بعمل آمده 80 درصد كسانى كه به ازدواج موقت روى آوردهاند از افرادى بودهاند كه همسر داشتهاند. ازدواجهاى موقت مردان داراى همسر از سويى و روىآورى خانوادهها به شبكههاى مختلفماهوارهاى باعث بروز شكاف در خانوادههاى سعودى شده وآمار طلاق بويژه در مجامع شهرنشين را افزايش داده است. در سالهاى اخير به دليل استفاده افراطى از ماهوارهها، جوانان نيز از خانهها گريزان شده و به روابط نامشروع در خيابانها، رستورانها و ... پرداختهاند.
در دو دهه اخير سوادآموزى در عربستان و اقبال مردم به
مدارس و دانشگاهها رشد چشمگيرى داشته است. ميزان بيسوادى طبق آمارهاى رسمى به 9 درصد و غيررسمى به 14 درصد رسيده است. در حال حاضر بيش از 6 ميليون از جمعيت جوان عربستان در مدارس و بالغ بر 600 هزار نفر نيز در دانشگاهها به تحصيل اشتغال دارند و حدود 100 هزار نفر از جوانان اين كشور در خارج تحصيل مىكنند. مدارس اين كشور به دخترانه و پسرانه و با دو مديريت جداگانه تقسيم مىشوند. دانشآموزان پس از مقطع پيش دبستانى در سه دوره ابتدايى- متوسطه و ثانويه تحصيل و ديپلم دريافت مىكنند و سپس بر اساس معدل و بدون گذراندن كنكور وارد دانشگاه مىشوند. عده زيادى از معلمان مدارس و بويژه اساتيد دانشگاههاى اين كشور از شهروندان ساير كشورها و بويژه مصر و سودان هستند.
هشت دانشگاه دولتى در عربستان فعاليت دارد كه مهمترين آنها دانشگاه ملك سعود رياض و دانشگاه ملك عبدالعزيز جده هستند كه داراى دانشكدههاى متعددى مىباشند. برخى دانشگاهها و مراكز آموزش عالى عربستان مثل دانشگاه نفت و معدن ملك فهد در جده در رشتههاى تخصصى فعاليت دارند. در سالهاى اخير عربستان اجازه داده است كه مدارس و دانشگاههاى غيرانتفاعى هم در اين كشور شروع به فعاليت نمايند. پايان
وضعيت كار براى شهروندان سعودى از سامانه خوبى برخوردار نيست و رشد بيكارى در عربستان حدود 11 درصد اعلام شده است. ميزان فارغالتحصيلان دانشگاهها در عربستان با بازار كار همخوانى ندارد و بسيارى از دانش آموختههاى مراكز آموزش عالى يا بدون كار مىمانند و يا به مشاغل كاذب نظير رانندگى تاكسى و يا فروش اجناس مشغول مىشوند. بر اساس آمار رسمى حدود 13 از جمعيت عربستان را اتباع خارجى تشكيل مىدهند و آنان اكثر مشاغل مديريتى، توليدى و خدماتى را به خود اختصاص داده و سالانه دهها ميليارد دلار را از كشور عربستان خارج مىكنند. در سالهاى اخير دولت رياض براى جلوگيرى از رشد بيكارى و ايجاد اشتغال، دستور بومىسازى بسيارى از مشاغل را صادر كرده كه عرصه فرهنگ و آموزش و بانكها در مرحله نخست قرار گرفتهاند.
حضور كارگزاران خارجى در عربستان علاوه بر تأثير زياد در ابعاد
اقتصادى بر امور فرهنگى و اجتماعى اين كشور نيز اثرات عميقى گذاشته است. وجود اين كاركنان علاوه بر اينكه وابستگى شديد عربستان به فناورىهاى بيگانه را به دنبال داشته آداب و فرهنگ و رسوم مردم اين كشور را نيز تحت الشعاع خود قرار داده است.
حضور زنان و مردان خارجى در خانوادههاى سعودى و اقدام آنان به پرورش فرزندان عرب باعث شده كه جوانان تازه به دوران رسيده بافرهنگ و حتى زبان مادرى خود نوعى بيگانگى را داشته باشند.
در عربستان به رغم درآمدهاى سرشار، توزيع ثروت و برخوردارىهاى ديگر به نحو متعادل صورت نگرفته است و در اين كشور بين اقشار مختلف فاصلههاى طبقاتى فراوان يافت مىشود.
خانواده سلطنتى، ارتشىها و دانشگاهىها در درجات اول درآمدى هستند و كارمندان بخشهاى ديگر در رده بعد هستند ليكن قشر زيادى كه در اين طبقهبندىها قرار نمىگيرند از وضعيت اقتصادى مطلوبى برخوردار نيستند. بسيارى از شهرهاى عربستان و از جمله رياض پايتخت اين كشور كپرنشينهايى را در اطراف خود جا دادهاند كه ساكنان آنها با فقر دست و پنجه نرم مىكنند.
بسيارى از روستاها از نعمت آب و برق و جاده محروم هستند و در برخى روستاها طبق اخبار منتشر شده در روزنامههاى رسمى عربستان با آب افطار مىكنند و آه در بساط ندارند. كاخها در كنار
كوخها به وضوح نمايان است به گونهاى كه توجه هر بينندهاى را به خود جلب مىكند. در اغلب شهرها كودكان در فصل تعطيلى مدارس و يا اوقات فراغت از مدرسه در چهارراهها گرد آمده و به تكدىگرى مشغول هستند و يا اينكه به مشاغل كاذب نظير فروش كبريت، بطرى آب و دستمالكاغذى مىپردازند.
همانگونه كه قبلًا نيز به آن اشاره شد عربستانسعودى از يك حكومت پادشاهى موروثى و مطلقه برخوردار است و طبق قانون اساسى نوپاى عربستان فرزندان ذكور ملكعبدالعزيز بايد تا زمانى كه زنده هستند يكى پس از ديگرى زمام امور را بدست بگيرند. بر اساس اين قانون كه پادشاه نخستوزير هم هست انتخاب اعضاى كابينه و اعضاى مجلس شورا، اميران مناطق و كليه مسئولان لشكرى تا ردههاى چندم برعهده پادشاه است و مردم در اين امور هيچ نقشى ندارند. در دو سال گذشته هيأت دولت تصويب كرد كه نيمى از اعضاى شوراهاى شهر را مردم انتخاب كنند كه انتخاب اين عده نيز توسط مردان سعودى صورت گرفت و زنان در آن نقشى نداشتند.
در جامعه سعودى تزريق اطلاعات به بدنه اجتماع به سختى و با
كنترلهاى شديد صورت مىگيرد. اكثر رسانهها تحت پوشش دولت هستند و در بسيارى از روزنامهها يكى از امراء عضو هيأت تصميمگير مىباشند.
نويسندگان هم توسط دولت تغذيه مىشوند و به همين دليل از نشر مسايل انتقادى در روزنامههاى عربستان بر عليه دولت خبرى نيست. تا پنج سال پيش روزنامهنگاران و مطبوعاتىها نيز مانند بقيه تشكلى نداشتند ليكن از سال 2001 بر اثر فشار غربىها انجمن صنفى روزنامهنگاران و كارگران تأسيس شد. در عربستان چند روزنامه به نامهاى الرياض- الجزيره- عكاظ- الوطن- المدينه- اليوم- البلاد- الندوه- المسائيه والأقتصاديه منتشر مىشوند كه در ميان آنها روزنامه نوپاى الوطن كه در منطقه عسير و زير نظر اميرخالدالفصيل فعاليت مىكند نسبت به ديگران از آزادى بيشترى برخوردار است و گاهى مسايل انتقادى را به صورت كمرنگ منتشر مىكنند.
دو روزنامه فرا منطقهاى الشرق الاوسط و الحيات نيز با سرمايه عربستان در خارج كشور منتشر مىشود. عربستان داراى روزنامههايى نيز به زبان انگليسى است كه رياض ديلى، سعودى گازت و عرب نيوز مهمترين آنهاست. در عربستان سعودى يك خبرگزارى دولتى به نام «واس» كه مخفف «وكالة الانباء السعوديه» است، فعاليت دارد و تنها منبع رسمى رسانههاى اين كشور است.
خبرگزارى وابسته به سازمان كنفرانس اسلامى نيز با نام اختصارى
«ايينا» در بندر جده فعاليت دارد.
حضور خبرگزارىها و صاحبان رسانههاى خارجى در عربستان بسيار محدود است به گونهاى كه در چند سال اخير تنها هفت خبرگزارى خارجى و از جمله خبرگزارى جمهورى اسلامى «ايرنا» در اين كشور اجازه فعاليت پيدا كردهاند. تلويزيون عربستانسعودى داراى دو شبكه است كه يكى از آن به زبان عربى است و بيشترين ساعات آن به پخش برنامه كودك و اخبار اختصاص دارد و شبكه دوم كه نيمى از ساعات آن به بخش ورزشى اختصاص دارد، بيشتر به زبان انگليسى فيلم پخش مىكند. راديو و تلويزيون عربستان زير نظر وزارت فرهنگ و اطلاعرسانى فعاليت مىنمايند. طبق نظرسنجىهاى بعمل آمده تلويزيون عربستان يكى از كم بينندهترين تلويزيونهاى منطقه است و به همين دليل اكثر مردم اين كشور به استفاده از ماهوارهها و شبكههاى تلويزيونى خارجى روى آوردهاند. خود عربستان نيز به دليل محدوديتهاى داخلى، در خارج كشور شبكههايى را ايجاد نموده كه شبكه خبرى العربيه- ام.
بى. سىهاى 1 و 2 و شبكه رقص و موسيقى «روتانا» مهمترين آنها هستند.
طبق آمار رسمى منتشر شده در رسانههاى سعودى 15 درصد جمعيت اين كشور را شيعيان تشكيل مىدهند كه بر اين اساس
چنانچه جمعيت خود عربستان و بدون احتساب خارجىها 16 ميليون نفر مىباشد نزديك به دو ميليون و 300 هزار نفر جمعيت شيعيان مىباشد.
اگر چه مذهب شيعه در عربستان در سالهاى اخير به عنوان يك اقليت پذيرفته شده ليكن اگر جمعيت 4 فرقه اهل سنت به صورت دقيق مشخص شود معلوم نيست كه آنها در اقليت باشند. اكثر جمعيت شيعه عربستان در منطقه شرقيه و شهرهاى قطيف، ظهران، دمام و احساء ساكن هستند و حدود 50 هزار نفر نيز در مدينهمنوره زندگى مىكنند و در شهرهاى ديگر نيز به صورت پراكنده حضور دارند. شيعيان در دو دهه پيش وضعيت اسفبارى داشتند و اجازه ورود به مراكز دولتى و مجامع سعودىها را نداشتند و از داشتن مدرسه خاص و برگزارى مراسم ويژه رنج مىبردند. با ورود يك عضو شيعى به مجلس شوراى مشورتى كشور در سال 1993 اولين گام براى به رسميت شناختن شيعه در عربستان برداشته شد ليكن با مخالفت شديد سلفىها ورود اين عده به مراكز دولتى و رسمى با كُندى بسيار پيش مىرود. در 5 سال گذشته كه با ابتكار ملكعبداللَّه گروه گفتگوى ملى «حوار الوطنى» تشكيل شد چهار روحانى شيعه وارد اين گروه شدند. در حال حاضر و با به قدرت رسيدن ملك عبداللَّه، شيعه از جايگاه و منزلت بيشترى برخوردار شده و اميرمحمدبن فهد امير منطقه شرقيه نيز در بهبود وضعيت آنان تلاش شايستهاى كرده است، و اكنون آنان از آزادى بيشترى برخوردار
هستند. برخى تأليفات علماى آنان اجازه چاپ يافته و در كتابفروشىهاى عمومى عرضه مىشود. شيعيان عربستان كه در گذشته براى سفر به جمهورى اسلامى ايران و زيارت اعتاب مقدسه با مشكلاتى روبرو بودند اكنون از تسهيلات برقرارى هواپيماى مستقيم بين دمام و مشهدمقدس برخوردارند و به راحتى تردد مىكنند و در داخل كشور نيز محدوديتهاى استخدام فرزندان آنان در ادارات تا اندازه زيادى مرتفع شده است كه اميد است در آينده شاهد بهبود وضعيت آنان باشيم.
پايان
در رأس بنيادها و مؤسسههاى دينى عربستان سازمان علماى بزرگ اين كشور هستند كه در سال 1373 قمرى در زمان ملك فيصل تأسيس شده و در داخل عربستان به عنوان «هيأت كبارالعلما» شناخته مىشود و مركب از 15 تن از علماى برجسته عربستان مىباشد. پيش از اين رياست اين هيأت با «شيخ عبدالعزيز بنباز» مفتى نابيناى سعودى بود كه با مرگ وى در سال 1420 ه. ق «شيخ عبدالعزيز بنصالح آل الشيخ» به جاى وى توسط ملك فهد برگزيده شد. وظيفه اصلى اين هيأت صدور فتواست و تمامى پيروان مذاهب حنبلى، شافعى، مالكى و حنفى بايد بر اساس فتواى اين هيأت كه معمولًا بر اساس مذهب احمدبن حنبل است عمل كنند. در گذشته اين هيأت از نفوذ گستردهاى در داخل جامعه عربستان برخوردار بود ليكن در سالهاى اخير به دليل رشد جريانات دينى و گسترش روحيه روشنفكرى از عمق نفوذ آن كاسته شده است.
قبلًا ذكر شد كه در سال 1157 هجرى قمرى و در دوره تشكيل اولين دولت سعودى محمدبن سعود و شيخ محمدبن عبدالوهاب متحد شدند و هر دو به اين توافق رسيدند كه امور سياسى توسط دولت وامور مذهبى توسط شيخ محمد رهبرى شود. شيخ محمد احياگر تفكر اين تيميه بود كه اعتقاد داشت كه خداوند جسم است.
از آن زمان تاكنون فرزندان محمدبن عبدالوهاب كه به «آل الشيخ» معروف هستند و طايفه بزرگى را تشكيل مىدهند با شدت و ضعف به همين مسئوليت ادامه مىدهند. اكنون مفتى بزرگ عربستان از آلالشيخها و از نوادگان محمدبن عبدالوهاب است و چند وزير كابينه هم كه مسئوليت امور آموزشى و فرهنگى را برعهده دارند از اين طايفه هستند.
اين هيأت از جمله نهادهاى تحت پوشش جريان سنتى دينى و هيأت كبار علماست. وظيفه اين هيأت همانند پليس منكرات و در سطح اجتماع با مأموران خود كه به «مطوع» شهرت دارند با كارهاى خلاف شئونات اسلامى مبارزه مىكنند و در اوقات نماز مردم را به رفتن به مساجد دعوت مىنمايند و از تردد افراد بدحجاب در معابر عمومى جلوگيرى مىكنند. افراد اين هيأت و «مطّوع» ها مقبوليت اجتماعى ندارند و عامه مردم از عملكرد آنان ناخرسند هستند.
بسيارى از آنان لباسهاى ويژهاى مىپوشند و چهرههاى عبوسى دارند. اقدامات غيرمنطقى اعضاى هيأتهاى امر به معروف و نهى از منكر و عدم پذيرش اين عده باعث شده است كه دولت حيطه عملكرد آنان را محدود كند بويژه آنكه در سالهاى اخير اقدامات خشن اين عده در رسانههاى عمومى هم به تمسخر گرفته مىشود.
اكنون و با تحول در صحنه اجتماعى عربستان دولت مطوعين را مجبور كرده است كه قبل از ورود به كار آموزشهاى لازم را ببينند.
عربستان سعودى از سالهاى گذشته با تأسيس بنيادهاى خيريه كمك به مسلمانان در سراسر جهان را آغاز كرده است. در حال حاضر در داخل و خارج اين كشور و با استفاده از سرمايههاى هنگفت اين كشور نهادهاى خيريه كمك به نشر و گسترش انديشه وهابيت را سرلوحه كار خود قرار دادهاند. تأسيس مدارس مذهبى، نشر و توزيع قرآن، تربيت مبلغان اسلامى در دانشگاههاى امالقراء و دانشگاه اسلامى مدينهمنوره از جمله كارهاى عربستان است. در داخل كشور مؤسسه كمك به مسلمانان چچن، مسلمانان فلسطين، مسلمانان بوسنى و هرزگوين و مردم افغانستان و هيأت كمك به جوانان اسلامى به صورت موظف و زير نظر وزير كشور عربستانسعودى فعاليت دارند و به اين طريق مسلمانان دنيا را با سرمايهگذارىهاى گسترده جذب انديشههاى خود مىكنند.
كشورهاى فقير آفريقايى و بعضىكشورهاى اسلامى بيشترازكمك
نهادهاى خيريه عربستانبرخوردار هستند.
پس از اينكه در سال 1995 ميلادى ملك فهد به دليل سكته مغزى ويلچرنشين شد و نتوانست به تمشيت امور كشورى بپردازد برادرش اميرعبداللَّه با تفويض اختيار پادشاه، زمام امور را بدست گرفت. عبداللَّه برادر ناتنى ملك فهد است و فرزند دشت و صحراست و به همين دليل هم از بنيه جسمى بهتر و هم از ديد بازترى نسبت به اجتماع برخوردار است و گرايش مردم به اين كهنسال نوانديش بيشتر از ساير برادران است. در دوره چند ساله حضور او در عرصه تصميمگيرى عربستان بسيارى از ديدگاههاى بسته و خشن اصلاح شده و جامعه عربستان به سوى پيادهسازى بيشتر دموكراسى پيش مىرود. يكى از كارهاى پسنديده ملك عبداللَّه در پنج سال قبل تشكيل گروه گفتگوى ملى يا «حوارالوطنى» است كه در آن نماينده اقشار مختلف جامعه عربستان اعم از شيعيان، روشنفكران، برخى منتقدان و حتى ناراضيان حضور دارند. اين گروه به صورت مرتب و در شهرهاى مختلف تشكيل جلسه داده و در هر جلسه برخى از مشكلات و معضلات اجتماعى را مورد رسيدگى قرار مىدهد. اگر چه تشكيل اين گروه ناخرسندى برخى از مذهبىهاى سنتى عربستان را درپى داشته است ولى اكثريت مردم از اين ابتكار ملك عبداللَّه استقبال كرده و تأسيس اين گروه را زمينه حضور بيشتر خود در صحنه اجتماعى قلمداد مىكنند.
تهران و رياض در سال 1307 و پس از تشكيل حكومت مركزى عربستان روابط سياسى خود را آغاز كردند و دو سال بعد سفارت ايران در عربستان گشايش يافت. ليكن اين روابط همواره دستخوش تحولات منطقه و برخى درگيرىها بوده و در مقاطعى نيز سفارت ايران در عربستان به دليل همين مشكلات فعاليت خود را متوقف كرده و يا سفير آكروديته داشته است. در اين سالهاى طولانى دو كشور به دليل موقعيت سياسى و مالى كه داشتهاند ثبات منطقه را تأمين مىكردند ليكن هميشه بين دو طرف نگرانىهايى وجود داشت و به همين دليل دو كشور در خريد اسلحه و مهمات و انبار كردن آن از يكديگر سبقت مىگرفتند ليكن ضرورت جلوگيرى از بر هم ريختن ساختار سياسى و سنتى كشورهاى منطقه تهران و رياض را در طول سالهاى طولانى در كنار يكديگر قرار داده بود.
پس از پيروزى انقلاب اسلامى اوضاع به كلى تغيير كرد و
روابط ايران و عربستان به دلايل گوناگون دچار فراز و نشيبهاى فراوان شد.
عربستان به دليل عضويت در شوراى همكارى خليجفارس و اتحاديه عرب پس از شروع جنگ تحميلى عراق عليه ايران به صورت آشكار جانب دولت بغداد را گرفت و سرزمين خود را به روى ورود نيروهاى خارجى و ارسال اسلحه و مهمات از كشورهاى خارجى به مقصد عراق گشود. تمامى مرزهاى عربستان به سوى عراق باز شد و عربستان در منطقه به عنوان يك پل ارتباطى بين جهان خارج و دولت جنگ افروز عراق درآمد. كمكهاى جنسى و مالى عربستان و استفاده از سرزمينهاى اين كشور، رياض را به متحد اصلى بغداد تبديل كرده بود و نيروهاى سپر جزيره شوراى همكارى كه در شرق عربستان مستقر بودند نيز به عراقىها كمك مىكردند. علاوه بر كمكهاى تسليحاتى و جنسى دولت رياض، به اعتراف اميرنايف وزير كشور عربستان، كمك مالى اين كشور به عراق 80 ميليارد دلار بوده است. اگر چه در سالهاى اوليه جنگ روابط ديپلماتيك دو كشور هيچگاه قطع نشد ليكن در حد كاردار تنزل يافت و دو طرف حالت خصمانهاى در برابر يكديگر داشتند.
روابط دو كشور در سالهاى 67 و 68 و 69 به دليل شهادت 400
حاجى ايرانى قطع بود و سفارتخانههاى دو كشور در تهران و رياض نيز فعاليتى نداشتند. در طول اين سالها حمله عراق به كويت صورت گرفت و دولت عربستان با ميزبانى دولتمردان كويتى و گشودن سرزمينهاى خود به روى نيروهاى متحد و كمك 60 ميليارد دلارى توانسته بود در سركوب عراقىها نقش برجستهاى را ايفاء كند. در سال 70 ارتباط سياسى تهران و رياض مجدداً برقرار شد و حجاج ايرانى نيز اجازه تشرف پيدا كردند. ديگر از آن برخوردهاى خشن مأموران و شهروندان سعودى خبرى نبود و آنان كه در طول اين سالها سبعيت صدام و موضع حكيمانه تهران در قبال جنگ عراق و كويت را به عينه ديده بودند به حقانيت جمهورى اسلامى ايران در جنگ تحميلى گردن نهادند و بنا داشتند شرمندگى سالهاى پيش را با چهرهاى گشاده پاسخ گويند. از اين سال به بعد ارتباط بين جمهورى اسلامى ايران و عربستان دگرگون شد و هر سال چهره بهترى به خود گرفت.
موضوع حج در سالهاى اوليه انقلاب و حتى قبل از آن همواره مسئله مهم ميان دو كشور بوده است. در سال 1322 هجرى بعلت درگيرى حجاج ايرانى با اتباع سعودى و نيز اعدام يك حاجى ايرانى ارتباط دو كشور به صورت كامل قطع شد. بعد از پيروزى انقلاب به رغم نگرانى سعودىها از رشد انديشههاى انقلاب
اسلامى روابط دو كشور عادى بود ليكن با برگزارى اولين مراسم برائت به سردى گراييد. در سالهاى اوليه انقلاب و در زمانهاى حج به صورت معمول بين حاجيان ايرانى و مأموران سعودى درگيرىهايى ايجاد مىشد ليكن اوج اين درگيرىها در سال 1366 و در راهپيمايى برائت از مشركين ايجاد شد كه طى آن بالغ بر 400 زاير ايرانى در درگيرى با مأموران سعودى به شهادت رسيدند. اين حادثه باعث تعطيلى سه ساله حج و توقف كامل فعاليتهاى سياسى و ديپلماسى دو كشور شد. از سال 70 به بعد مرحله تنشزدايى در روابط تهران و رياض آغاز شد و اكنون حج و عمره جمهورى اسلامى ايران كه روزى مهمترين نقطه چالش ميان دو كشور بوده به نقطه اتحاد و اتفاق دو طرف تبديل شده است.
در حال حاضر و با عنايت به ديدگاههاى مدبرانه ملك عبداللَّه روابط ميان جمهورى اسلامى ايران و عربستانسعودى در بهترين حالت ممكن است. دو طرف در زمينه مسايل منطقهاى و بينالمللى ديدگاههاى مشتركى دارند و در راستاى حفظ منافع يكديگر گام بر مىدارند. در طول اين چند سال هيأتهاى بلندپايه زيادى از دو كشور به كشور ديگر سفر كردهاند. ملك عبداللَّه و اميرسلطان به ايران سفر كردهاند و از اين سو نيز علاوه بر وزرا و ساير مقامات، آقايان هاشمىرفسنجانى- خاتمى و احمدىنژاد سه رييس جمهور
ايران به عربستان سفر كرده و مذاكرات سودمندى داشتهاند. ملك عبداللَّه براى جمهورى اسلامى ايران در منطقه خاورميانه نقش استراتژيك كامل است و در زمينه برخوردارى ايران از انرژى هستهاى مسالمتآميز ديدگاه مثبتى دارد. در پرتو ديدگاه روشن پادشاه عربستان دولت اين كشور نيز تعريف ديگرى از روابط با جمهورى اسلامى ايران را در دستور كار قرار داده است و بين دستگاه ديپلماسى دو كشور رايزنى مستمر وجود دارد.
كميسيون مشترك دو كشور سالهاست كه تشكيل شده و هر سال يكبار در تهران و يا رياض تشكيل جلسه داده و موضوعات فىمابين را مورد بررسى قرار مىدهد. خوشبختانه برقرارى كنفرانس اسلامى در سال 1376 در تهران و حضور ملك عبداللَّه در اين كنفرانس به انعقاد موافقتنامههاى متعددى در مسايل سياسى، اقتصادى و امنيتى انجاميد. دو كشور در يك برهه تصميم گرفتند كه در اوپك موضع واحدى داشته باشند و همين موضع يكسان توانست قيمت نفت را از 6 دلار به بالاى 70 دلار برساند. با وجود اين دو كشور در عرصه اقتصادى به عنوان تك محصول (نفت) معرفى شدهاند و به همين دليل نمىتوانند روابط اقتصادى خود را خيلى گسترش دهند. مبادلات اقتصادى رسمى دو كشور در سال 2005 ميلادى حدود 250 ميليون دلار بوده است كه
رضايتبخش نيست. مهمترين كالاى وارداتى ايران از عربستان مواد پتروشيمى است و در مقابل خشكبار و موادغذايى به عربستان صادر مىكند.