ghaemiyeh.com
سرشناسه : بلوردی، طیبه، ۱۳۵۷ -
عنوان و نام پدیدآور : نگاه از منظر اسلام: بررسی فقهی، روایی و علمی نگاه/ تالیف طیبه بلوردی.
مشخصات نشر : قم: آستانه مقدسه قم، انتشارات زائر، ۱۳۸۸.
مشخصات ظاهری : ۲۸۸ ص.
فروست : انتشارات زائر؛ ۱۲۴.
شابک : ۳۰۰۰۰ ریال: 978-964-180-018-7
یادداشت : چاپ دوم.
یادداشت : کتابنامه: ص.[۲۸۰]-۲۸۸؛ همچنین به صورت زیرنویس.
موضوع : نگاه -- جنبههای مذهبی -- اسلام
رده بندی کنگره : BP۲۳۰/۱۷/ب۸ن۸ ۱۳۸۸
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۶۳
شماره کتابشناسی ملی : ۱۹۱۲۹۷۱
نگاه از منظر اسلام
(بررسی فقهی ، روایی و علمی نگاه)
تألیف
طیبه بلوردی
عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد
سیرجان
شناسنامه
نخستین چکه ناودان بلند اندیشه و دانش را در قالب کلامی ازجنس تنفس باغچههای معصوم یاس به روی حجم سپید یک دفتر میریزم، و آن را با لهجه همه پروانه صفتهای این گیتی بیانتها به آستان گوهر دُرج علوی، لعل جانفزای سرّ علوم آل محمد صلیاللهعلیهوآله ، که ملک دو عالم گردی ز خاک پای اوست، هدیه میکنم.
او که در این دیار غربت، چند صباحی ساکن کویش بودم، و در شکسته بالی و خسته دلی جز او کسی مرا به خود راه نداد، او که محبتش جای عطوفت مادر، و وجودش در نبود پدر پناهگاهم بود. و زین دلخوشم که سائل درگاه پادشاهیاش بودم و زنجیر اسارت به گردنم بست.
تقدیم به رضا علیهالسلام که رضای، سریع الرضا، در رضای، رضاست.
عنوان صفحه
پیشگفتار··· 11
بخش اول: نگاه از منظر قرآن
نگاه در قرآن··· 17
الف: نگاههای صواب در قرآن··· 18
1 . نگاه به سرانجام پیشینیان··· 19
2 . نگاه به کیفیت آفرینش مخلوقات··· 21
3 . نگاه در اعمال و کردارها··· 22
4 . نگاه به خوراک و نوشیدنی··· 23
5 . نگاه به چگونگی رسیدن میوهها··· 25
6 . نگاه به آسمانها و زمین··· 25
ب: نگاههای ناصواب در قرآن··· 28
2 - دزدانه نگاه کردن··· 28
2 - نگاه مردان به زنان بیگانه··· 29
3 - نگاه زنان به مردان بیگانه··· 32
کیفیت پوشش··· 36
الف ـ زنان··· 38
ب - بردگان و مملوکان··· 39
ج- کسانی که نیاز به زن ندارند.··· 40
د-کودکانی که از امور جنسی بیخبرند··· 40
بخش دوم : تحلیل علمی بر مسأله نگاه
تفاوت حس بینایی درمردان وزنان··· 45
چشم چرانی··· 47
نگاه ازنظرعلوم روز··· 49
نگاه، ازنظرروانشناسی··· 51
زیانهای جسمی نگاه··· 53
زیانهای اجتماعی نگاه··· 56
مسؤولیت در برابر نگاهها··· 57
حجاب یا عایق جریان الکتریسته طبیعی··· 59
نقش پوشش درجلوگیری از بیماریهای پوستی··· 60
بخش سوم نگاه در آیینه فقه
فصل اول: نگاه و طهارت··· 65
جلوگیری ازنگاه دیگران دروقت قضای حاجت··· 65
نگاه به عورت دیگری··· 69
جواز نگاه به عورت··· 71
آیا ستر عورت همیشه واجب است؟··· 73
نگاه به مدفوع··· 73
نگاه به آب··· 74
نگاه به مصلوب··· 75
مشاهده جنازه میت··· 76
نگاه به قبر میت··· 76
غسل در مکان سرپوشیده··· 77
نگاه به میت در حال غسل··· 78
الف: غسل بچه··· 80
ب: غسل هر یک از زوجین توسط
دیگری··· 81
ج: غسل میت توسط محارم··· 83
فصل دوم : نگاه در نماز و قبله··· 84
نگاه در نماز و قبله··· 84
نگاه موءذن··· 86
ستر و پوشش در نماز··· 86
پوشش مرد در نماز··· 88
پوشش زن در نماز··· 89
موضع نگاه در نماز··· 93
الف: نگاه در حال قیام··· 93
ب: نگاه در حال قنوت··· 95
ج: نگاه در حال رکوع··· 96
د: نگاه در حال سجده··· 97
ه : نگاه در حال تشهد··· 98
نگاههای مکروه در نماز··· 98
نگاه امام بعد از نماز استسقاء··· 99
مشاهده امام توسط مأموم··· 100
فصل سوم: نگاه روزهدار··· 103
نگاه روزه دار··· 103
چشم روزه دار··· 103
نگاه روزه دار به همسرش··· 103
نگاه روزه دار به زن بیگانه··· 104
روءیت هلال ماه··· 106
در اثبات رویت هلال ماه دو دیدگاه وجود دارد:··· 107
دلیل نخست :··· 107
دلیل دوم: اطلاق روایتهای دیدن:··· 108
دلیل سوم: روایاتی که از شک و گمان بازمی دارند··· 108
دعا هنگام نگاه به هلال ماه رمضان··· 111
نگاه معتکف··· 112
فصل چهارم : نگاه مُحرم در حج··· 113
قطع تلبیه··· 113
الف) حج تمتع··· 114
ب: عمره مفرده··· 116
صعود به صفا و نگاه به کعبه··· 118
نگاه به کعبه··· 119
نگاه به حجرالاسود··· 120
نگاه محرم به عطر··· 121
نگاه در آیینه··· 121
نگاه محرم به زنان··· 124
نگاه محرم به همسرش··· 124
نگاه محرم به زن بیگانه··· 126
فصل پنجم: نگاه متجاوز··· 128
نگاه به خانه و عورت دیگران··· 128
نگاه به خانه و عورات دیگران··· 128
ضمانت در برابر جنایت بر ناظر··· 130
جواز جنایت بر ناظر··· 130
فصل ششم : نگاه قاضی··· 132
مشاهده جرح شاهد··· 133
فصل هفتم: نگاه شاهد··· 135
نگاه شاهد··· 135
شاهد چگونه عنوان شاهد پیدا میکند؟··· 135
شهادت زنان··· 138
شهادت نابینا··· 139
شهادت با ضرورت دیدن··· 140
نگاه به زن برای شهادت··· 142
فصل هشتم : نگاه زن و مرد··· 144
نگاه مرد به زن نامحرم··· 145
حکم ستر وجه و کفین زن··· 147
نگاه به وجه و کفین··· 149
نگاه به مو و محاسن زن نامحرم··· 154
ریبه··· 155
ادله حرمت ریبه··· 157
لذت··· 158
نگاه به پای نامحرم··· 159
وصل مو··· 161
حکم نگاه به موهای متصل شده··· 163
نگاه نامحرم··· 164
نگاه محارم به موی زن··· 165
نگاه به زنان محجبه··· 166
نگاه مرد به مرد··· 166
نگاه به پشت زنان بیگانه از روی لباس··· 168
نگاه به حجم بدن زن و مرد نامحرم··· 169
نگاه زن به مرد··· 170
ستر و پوشش مرد··· 174
نگاه زن به زن··· 175
ملازمه نگاه و پوشش··· 177
نگاه کردن به میت··· 178
استثنائات حرمت نگاه··· 178
1 ـ نگاه خواستگار··· 178
الف ـ نگاه به وجه و کفین زن··· 183
ب ـ نگاه به مو و محاسن زن··· 184
ج ـ نگاه به زن در حال راه رفتن و ایستادن··· 186
3 . نگاه برای شهادت دادن··· 187
الف ـ شهادت علیه زن··· 187
ب ـ شهادت به زنا··· 189
ج ـ شهادت به تولد بچه··· 191
د ـ شهادت به رضاع··· 191
4 . نگاه برای آموختن و تعلیم دادن··· 192
5 . نگاه هنگام معامله··· 192
6 . مقام ضرورت··· 192
7 . نگاه برای معالجه··· 193
9 . نگاه به زنان اهل ذمه··· 199
10 . زنان کافر··· 203
11 . زنان روستایی و صحرا نشین و زنان بیقید··· 204
12 . نگاه به زنان بدحجاب و خودنما··· 206
13 . نمایان کردن محاسن وبدن زن دربرابرپیرمرد سالخورده··· 207
نگاه کردن و لمس کردن··· 207
14 . نگاه به محارم··· 210
الف: نگاه به محارم نسبی··· 210
ب: نگاه به محارم رضاعی··· 215
ج: محارم سببی··· 216
مصاهره··· 216
نگاه به ربیبه··· 217
نگاه به صبی (پسربچه) وصبیه (دختربچه)··· 219
پوشش و ستر زن از صبی··· 222
نگاه صبی و صبیه به دیگران··· 222
نگاه شوهر به همسرش··· 223
نگاه پسر بالغ به زن بیگانه··· 225
نگاه به پسر ممیز··· 225
نگاه در حال شک··· 226
عورت نسبت به نابینا··· 228
نگاه به عضو جداشده··· 229
مشاهده مهریه··· 231
نگاه به زن برادر··· 233
مهریه در ازدواج موقت··· 234
تغییر جنسیت··· 234
حکم نگاه مادر بعد از تغییر جنسیت به فرزندان··· 235
نگاه پدر بعد از تغییر جنسیت به فرزندان··· 236
تغییر جنسیت زن پسر··· 236
نگاه به عکسهای عریان در کتب پزشکی··· 237
فصل نهم : نگاه به سینما و تلویزیون··· 239
نگاه با واسطه به نامحرم··· 239
حکم نگاه در سینما··· 242
نمایش فیلم زن نامحرم··· 244
2 . تماشای فیلم و دیدن زنان بازیگر بیحجاب··· 245
نگاه به تصویر و عکس··· 248
فصل دهم: نگاه در لعان ، طلاق ، طلاق خلع··· 251
مشاهده طلاق فرد لال··· 252
تحقق رجوع بانگاه··· 252
مشاهده فدیه··· 253
فصل یازدهم ؛ نگاه به غذا و نوشیدنی··· 254
نگاه به غذا··· 254
نگاه به شراب··· 255
ذبح حیوان در برابر حیوان دیگر··· 255
بخش چهارم: نگاه از نگاه روایت
نگاه از نگاه روایت··· 259
الف- نگاه پسندیده··· 260
1- نگاه عبادت، نگاه به عالم··· 260
نگاه به امام··· 260
نگاه به قرآن··· 261
نگاه به دریا··· 261
نگاه به مومن··· 262
نگاه به پدر و مادر··· 262
نگاه به کعبه··· 262
نگاه به فرزند··· 263
نگاه عبرت آموز··· 264
2- آرامش روح و جان··· 264
نگاه و انبساط خاطر··· 264
افزایش بینایی··· 265
ج نگاه به همسر··· 265
ب- نگاه نکوهیده··· 266
1- نگاه منافق··· 266
2- نگاه بدون ضرورت وفتنه انگیز··· 266
3- نگاههای دزدانه··· 266
4- نگاه برای ترساندن··· 267
5- نگاه بغض آمیز··· 267
6- نگاه ملالت آور··· 268
7- نگاه بدون عبرت··· 269
8- نگاه به بخیل··· 269
9- نگاه آلوده··· 269
الف- عواقب نگاه آلوده، حسرت و اندوه··· 270
نگاه و خشم خداوند··· 271
نگاه و انگیزش فتنه··· 271
لعنت رسول خدا9··· 272
سفارش پیامبر9:··· 272
عذاب چشم··· 272
نگاه نابود کننده··· 272
کور دلی··· 273
ب- نتایج ترک نگاه آلوده··· 273
مشاهده شگفتیها و عظمت الهی··· 273
حلاوت ایمان··· 274
نشانه بزرگواری··· 275
رسیدن به حکمت··· 275
چشم در روز جزا··· 275
ج- راه درمان چشم چرانی و نگاه آلوده··· 276
پیشگیری از گناه··· 276
نگاه و نماز··· 276
فرو بستن چشم··· 276
متفرقات··· 277
نگاه به دنیا··· 277
نگاه و شرم (حیا)··· 278
حق چشم··· 278
بیناترین دیدهها··· 278
نگاه مومن··· 279
فهرست منابع و مآخذ··· 280
اسلام آیین جامع و کاملی است که احکام آن بر اساس نهاد و فطرت آدمی برنامهریزی شده است به جزیی ترین نیازهای آدمی هم توجه نشان میدهد، دستورات آن مقبول عقل و مطابق ذوق سلیم هر صاحب ذوقی میباشد. اما ذهن قاصر بشر توانایی پی بردن به فلسفه کلیه احکام الهی را ندارد.
اسلام خواهان این است که انسان با شناخت و علم کافی اقدام به انجام هر عملی نماید؛ و همواره در پی رفع جهالت و ضرر نسبت به آدمی میباشد، و برای رسیدن به این مطلوب، خداوند برای آدمی راههای کسب علم بسیار ایجاد کرده، یکی از این طرق، حواس میباشد. مهمترین حواس، حس بینایی است. به این معنا که چشم، مهمترین دریچه و کانال کسب علم و معلومات میباشد. چشم دنیایی از اعجاب و آفرینش و قدرت است آدمی از شیشه نقرهای فام چشم، به تماشای دنیای اطراف میپردازد و از این طریق شناخت و علم او نسبت به عالم خلقت روز افزون میگردد.
چشم و کار آیی آن یعنی «نظرو نگاه» یکی از مباحثی است که همواره مورد توجه علوم مختلف و پژوهندگان و محققان بوده است.
نگارنده، هم پس از بررسی و کنکاش در موضوعات مختلف به این نتیجه میرسد که یکی از مسائل مهم که طرح و تدوین آن ضروری به نظر میرسد، بررسی و تفحص در مسأله «نگاه» و احکام آن در اسلام میباشد.
هر پژوهش با قصد پاسخ گویی و دست یابی به راه حل یک پرسش نو ظهور آغاز میشود و به قول انیشتن:(1)صورت یک مسأله غالباً اساسی تر از حل آن است.
هر پژوهش برای اینکه انسجام، هدفمند و کاربردی بودن خودرا حفظ کند باید بر حول یک محور اساسی سازماندهی شود. مسأله اصلی در هر پژوهش نقطه مرکزی است که در حوزه یک مسأله (Priblem area)قرار گرفته است.
حوزه هر پژوهش در برگیرنده مسایل حاشیهای است که بر گرد مسأله اصلی دور میزنند، اصلی یا حاشیهای بودن یک مسأله به هدف تحقیق وابسته است. میتوان گفت، اصلی یا حاشیهای بودن یک مسأله امری نسبی است.(2)موضوع کتاب حاضر« بررسی «نگاه» ازمنظر اسلام » است و هدف این کتاب توضیح مسائل مربوط به نظر و نگاه است، و به تبع آن بررسی نگاه در قرآن و مسائل اجتماعی و روان شناسی نگاه و همچنین بررسی فقهی نگاه در فقه شیعه نیز بررسی خواهد شد.
بحث « نگاه» هر چند، درنگاه عموم، یک مسأله ریز و جزیی از مسائل اسلام میباشد، اما درواقع با کمی دقت و تفحص میتوان به اهمیت وزیر بنایی بودن این مسأله از مباحث فقهی پی برد، اما با وجود عالمان و نوابغ فقهی که درطول اعصار، در عرصه علم فقه ظهور کردهاند، هیچ یک درصد تدوین کتاب و یا مقالهای تحت عنوان بررسی فقهی « نگاه» نبوده اند، و اگر هم یکی از علمای عرصه فقه، به این مسأله توجهی نشان میداد فقط یک جنبه آن ( مسأله نظر) را مورد کندو کاو قرار داده است. و اغلب نوشتههای علما در بیان «احکام نظر بین زن و مرد» میباشد که در باب نکاح به این مسأله پرداخته میشود. گرچه این مسأله و بررسی و تفحص آن در بیان نحوه نگاه زن و مرد نامحرم و محرم از جمله مبا حث مهم فقه است. لیکن «نگاه» دراسلام تنها منحصر به همین جنبه نمیباشد.
با این اوصاف پژوهش درزمینه بیان مسائل «نگاه» ضروری مینمود، و چه بسا
خلاء چنین طرحی احساس میشود؛ چرا که امروزه با وجود تبلیغات و حملههای مختلفی که به دین مبین اسلام و احکام آن وارد میشود و آن را به عنوان دین مهجور، را کد و جامد معرفی میکنند، بیان چنین مسائلی که نشان دهنده تعمق و پویایی فقه شیعه است. با مسائل مستحدثه روز هم مطابقت دارد، حتمی و ضروری میباشد.
با دقت تام و کامل درمسأله نگاه و بررسی دقیق روان شناسانه و کارکرد اجتماعی و. .. به همه جانبه بودن و ژرف نگری اسلام میتوان پی برد.
تقدیرو تشکر : با توجه به اینکه کتاب بخشی از پایان نامه دوره کارشناسی ارشد اینجانب است بر خود وظیفه میدانم از کلیه کسانی که دراین مدت تحصیل به نوعی یاریگرم بودند تشکر و قدردانی کنم، بخصوص از استاد بزرگ منش و بلند مرتبهام، آقای دکتر محمد صادق علمی که دارای قلبی به عظمت دریا ووجودی سرشار از عشق به خداست. نه تنها راهنمای من درتدوین پایان نامهام را بر عهده داشتند بلکه در چند سالی که افتخار شاگردی ایشان را داشتم همچون پدری مهربان و دلسوز، همیشه یاورو همراهم بودند. همچنین از استاد فاضل و ارجمند آقای دکتر محمد رضا کاظمی که مشاوره پایان نامه را بر عهده داشتند، از همه اساتید محترم دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی مشهد که ازمحضرشان بهره بردم، به ویژه از استاد بزرگوار مرحوم آقای دکتر شانه چی، که از خداوند متعال مسألت دارم روح ایشان را با ائمه اطهار محشور نماید.
از پدر مهربانم که همواره محتاج پشتیبانیاش و مادر دلسوزم که همیشه نیازمند دعای شبانهاش هستم، تشکر میکنم و به راستی که آنان ترجمان واقعی عشقند. و از خواهر و برادرهایم که مدرس درس صبورام بودند، آنان که نگاه پر مهرشان لطافت و محبت بهار را درخود گنجانده، همچنین از خانواده محترم عموی بزرگوارم بخصوص از پسر عموهایم بویژه دکتر اسدالله بلوردی و نیز از داییهای عزیزم و همسران با محبتشان، که از مشوقان اصلی من درطی تحصیل و ادامه تحصیل بوده اند قدر دانی میکنم. همچنین ازپسرعموی گرامیام جناب سرهنگ ذبیح الله بلوردی که دلسوزانه پیگیر چاپ این کتاب بودند نهایت امتنان و سپاس را دارم.
لازم است که یاد آور شوم، با توجه به اینکه این کتاب، اولین کار تحقیقی اینجانب و بدون شک دارای نقایص و اشکالاتی میباشد، که ناشی از قصور و
بضاعت اندک علمی اینجانب است، اما امیدوارم با وجود ضعف علمی مورد پذیرش اساتید و دانشجویان محترم ودیگر خوانندگان قرار بگیرد و آغازی برای ورود به عرصه بیکران دانش برای این جانب باشد.
و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت و الیه انیب
نگاه در قرآن
«نگاه»، زبانی گویا و حتی رساتر از زبان است. بسیاری مفاهیم که بر زبان جاری نمیشود، با نگاه تفهیم میشود. نگاه دریچه روح آدمی است. «نگاه» آیینهای است که چهره واقعی خود را بدون فریب و دستکاری نشان میدهد.
میتوان یکی از مهم ترین کانالهای درک معلومات و تجربیات آدمی را «چشم» دانست. برای این چشم، خداوند زمینههای متعددی قرار داده تا بشر بتواند از آنها بهره گیرد. به فرموده امیرالمومنین علی علیهالسلام : «خداوند چشمانی ارزانی تان داشت که پردههای سیاه را براندازد.»(1)و «به انسان چشمی تماشاگر بخشیده تا حقایق جهان را، برای آموختن و تحلیل، فهم کند و ضمن زنهار پذیری، پا از گناه واپس کشد، ولی همین که برخوردار از اعتدالی استوار، قد راست کرد، با استکبار از اطاعت سرباز زد و با گستاخی به بیراهه گرایید.»(2)حفظ نکردن چشم از نگاه به محرمات، مقدمه بسیاری از گناهان دیگر است. چشم هم مثل دست و زبان و گوش و دل، محدودههای «ورود ممنوع» دارد ؛ یعنی به هر چه «دیدنی» است نباید نگریست، و هر چه جلوی چشمان قرار گیرد مجاز به تماشا نیستیم. باید نگاهها را پاک ساخت. دل و جان را در برابر نگاههای مسموم و ناپاک واکسینه کرد.
«هر که نگاهش پاک باشد اوصافش نیکو شود.»(3)«و هیچ چشمی به این مرحله نخواهد رسید، مگر اینکه قبلاً عظمت و جلال خداوند را در دل خویش مشاهده کرده باشد.»(4)زیرا که رابطه چشم و دل نیز از شگفتیهای وجود آدمی است. بر دفتر
1) 1 . عبدالمجید معادیخواه، فرهنگ آفتاب، ج 4، ذره، تهران، اول 1372، ص 2003.
2) 2 . همان، ج 4، ص 2003.
3) 3 . الامام علی علیهالسلام : «مَن عَفّت اطرافُهُ حَسُنَت اوصافُهُ»، عبدالواحد آمدی تمیمی، غرر الحکم و در الکلم، دارالکتاب الاسلامی، قم، ص 658.
4) 4 . برگرفته از روایتی از امام صادق علیهالسلام ، علاء الدین علی متقی بن حسام الدین هندی، ج، المکتبه التراث الاسلامی، حلب، ح 13059.
دل، همان نقش میافتد که از روزنه «نگاه و دیده» میبینی. چشم دل اگر باز باشد، عجایبی که از چشم سر پنهان است میبیند. برای رسیدن به این مرحله خداوند در قرآن کریم و ائمه بزرگوار در کلامشان بسیار، آدمی را به نگریستن به چیزهایی توصیه کرده و چشم پوشی از محرمات را نیز سفارش نمودهاند. نگاه چشم میتواند پنجرهای رو به بهشت باشد و هم دریچهای رو به دوزخ. چه بهتر که با پیروی از فرامین کلام وحی، از ناسپاسان درگاه احدیت نباشیم.
آیات مربوط به «نگاه» را در قرآن عزیز میتوان به دو دسته نگاههای صواب و ناصواب تقسیم نمود:
در این وجه، آیاتی گنجانیده میشوند که خداوند، انسان را دعوت به «نگاه کردن» و کند و کاو در تحولات و حوادث تاریخی نموده و اینکه در زمین به سیر و سیاحت پرداخته و سرانجام کار گذشتگان را با چشم خود، نگاه کند . انسان باید به چگونگی خلقت خود و پیدایش آسمانها و زمین و نعمتهایی که به او عنایت شده با دیده تفکر بنگرد.
در این آیات به ضرورت تفحص در حوادث گذشته برای شناسایی قوانین حاکم بر جوامع یادآور شده و اینکه زمین و آثار گذشتگان منبعی برای شناخت و عبرت آموزی دانسته شده است. قرآن مردم را به جهانگردی هدفدار دعوت کرده که آن سیر و سیاحتی عبرت آموز است.
«فسیرُوا فِی الْارْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ کَانَ عَاقِبَةُ الْمُکَذِّبِینَ».(1)
بنابراین در زمین بگردید و ببینید فرجام انکار پیشینیان چگونه بوده است؟
در زمین گردش و سیر کنید و اخبار تکذیب کنندگان را و آنچه را که به آنها رسیده ، با دیده عبرت بنگرید تا پند بگیرید و دیگر همچون آنها عمل نکنید و راه تکذیب و انکار پیامبر را در پیش نگیرید؛(2)زیرا این آدم نماهای مغرور و واژگون در
غرایز و شهوت، حقایق و واقعیت حیات و رهبران الهی راتکذیب کردند . امر به گردش و دیدن آثار پیشینیان، ملتهای گذشته و پادشاهان و فراعنه گردنکش، به جهت عبرتی است که در دیدن آثار آنان وجود دارد، چه آنکه میبینیم آنان از بین رفته بدون اینکه قصرهای بلندشان و یا گنجهای ذخیره شده آنها و یا تختهای مجللشان برایشان فایدهای داشته باشد. امر به سیر در زمین امری محال نیست، بلکه مقصود شناخت احوال تکذیب کنندگان است، زیرا مشاهده آثار گذشتگان اثرش قویتر از شنیدن آثار آن است.
هنگامی که در برابر آثار گذشتگان قرار میگیریم، گویا یک مرتبه ویرانهها جان میگیرند و استخوانهای پوسیده از زیر خاک زنده میشوند، و جنب و جوش پیشین خود را آغاز میکنند. گذشته دور برای ما ترسیم میشود که دورنمای واقعی برای عبرت و تجربه نظر کنندگان است. بار دیگر نگاه میکنیم همه را خاموش و فراموش شده میبینیم . مقایسه این دو حالت نشان میدهد افراد خودکامه چه کوتاه فکرند که برای رسیدن به هوسهای بسیار زودگذر به هزاران دروغ و جنایت آلوده میشوند. چه بسا ضرورت کاوش و دقت در فرجام تکذیب کنندگان دین الهی الزامی است.
«قُلْ سِیرُوا فِی الْاَرْضِفانْظُرُوا کَیْفَ کانَ عَاقِبَةُ الُْمجرِمیِنَ».(1)
بگو در زمین بگردید. پس ببین فرجام گنه پیشگان چسان بود.
خداوند دستور میدهد که «در زمین سیر کنند و عاقبت مجرمینی که انبیا را تکذیب کرده و انذار آنها را به هیچ گرفتند، ببیند، که بازدید از آثار به جا مانده آنها یکی از ابزار رشد و تعالی و تربیت می باشد و همچنین نظر و تفکر در عاقبت امر ایشان که خانههای خرابشان و آبادیهای ویران و خالیشان بر آن دلالت دارد برای صاحب بصیرتی که بخواهد عبرت بگیرد کافی است.
آیت الله مکارم شیرازی در تشریح آیات فرموده: « کمی در جهان سیر کنید و آثار این گذشتگان مجرم و گنهکار و منکر توحید و معاد را بنگرید. چرا که مشاهده یکی از این آثار آنچنان طوفانی در دل و جان انسان بر پا میکند. که مطالعه چندین کتاب قطور چنان اثری ندارد»(2)سپس باید نگریست که چگونه خدا آنها را هلاک کرد و دیار آنها را قلع و قمع
گردانید. باید از کفر محرمان و گناهکاران عبرت گیرند، زیرا برای مسلمانان در ترک گناهان و ترس از عاقبت آنان لطف بزرگی است(1)«قُلْ ِسیرُوا فِی الْأرْضِ َفانْظُرُوا کَیْفَکانَ عاقِبَة الَّذین مِنْ قَبْلُ»(2)«اَوَلَمْ یَسیرُوا فی الارْضِفَیَنْظُرُوا کَیْفَکانَ عًاقِبَةُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ».(3)
«اَفَلَمْ یَسیروُا فِی الأرضِ فَیَنْظُرُوا کَیْفَ کانَ عاقِبَةُالَّذِینَ مِنْقَبْلِهِمْ». (4)
مگر در زمین نگشته اند تا فرجام کسانی را که پیش از آنان بودهاند بنگرند؟
«قُلْ سِیرُوا فِی اْلاَرْضِ فَانْظُروُا کَیْفَ بَدَاالْخَلْقَ». (5)
بگو: در زمین بگردید وبنگرید که خداوندچگونه آفرینش را آغاز کرده است.
امر به نگاه و نگرش در مخلوقات برای حصول علم به اینکه خداوند خلق و جهان را آفریده و سیاحت در زمین و تامل در پیدایش موجودات، برطرف کننده تردید انسان در امکان تحقیق معاد است. «اقوام و جمعیتهای گوناگون را با ویژگیهایشان ملاحظه کنید و بنگرید خداوند آفرینش نخستین آنها را چگونه ایجاد کرده است.»(6)این فراخوانی به مطالعه طبیعت، برای پی بردن به قدرت خداوند و رفع تردید در امکان معاد، روش هدایتی قرآن که در سراسر این کتاب الهی مشهود است.
«أَفَلا یَنظُروُنَ إِلَی الْإبِلِ کَیْفَ خُلِقَتْ وَ إِلَی السًّمآءِ کَیْفَ رُفِعَتْ وَ إِلَی الْجِبالِ کَیْفَ نُصبَت وَ اِلَی الأرْضِ کَیْفَ سُطِحَتْ(7)؛ آیا به شتر نمینگرند که چگونه آفریده شده و به آسمان که چگونه برافراشته شده؟ و به کوهها که چگونه برپا داشته شده؟ و به زمین که چگونه گسترده شده است؟
این آیه منکرین حق تعالی را نخست دعوت میکند به اینکه در شتر بنگرند، که چگونه خلق شده و خداوند آن را چگونه از زمین مرده، و فاقد حیات و بیشعور به این صورت درآورده(8). در مجمع البیان به نقل از ابی عمروبن علاو زجّاج گفته است:
1) 1 . جاء الله محمودبن عمر الزمخشری، الکشاف عن حقائق التنزیل دعیون الاقاویل فی وجوه تاویل، ج 3، ادب الحوزه، ص 381.
2) 2 . بگو در زمین بگردید. و بنگرید فرجام کسانی که پیشتر بودهاند. روم/ 42.
3) 3 . روم / 9.
4) 4 . محمّد / 10؛ غافر / 82؛ یوسف / 109.
5) 5 . عنکبوت / 20.
6) 6 . طبرسی مجمع البیان، ج 8، ص 16.
7) 7 . غاشیه / 20 - 17.
8) 8 . طباطبایی، المیزان، ج 20، ص 400.
«آیا با بیشتر نگاه کردن به او و آنچه خداوند ترکیب نموده از شگفتیهای خلقت که با تمام بزرگی و قوتش کودکی آن را خوار کرده و مطیع و رام او میشود»(1). آیا گمشدگان وادی غفلت، به اسرار شگفت انگیز این موجود اندیشه نمیکنند، تا راهی به حق یافته و از بیراهه بازگردند. به آسمان نگاه کنید که چگونه افراشته شده که در آن خورشید و ماه و ستارگان درخشنده برای بقای زندگی انسان آفریده شده اند. هر روز در پرتو اکتشافات جدید عظمت آسمان بیش از پیش بر انسان نمایان شده، تفکر و نگرش در کوهها که خداوند به منزله میخهای زمین قرار داده و در درون خود آبها و معادن ذخیره شده برای استفاده بشر حفظ نموده «و اگر کوهها نبودند زمین اهلش را فرو میبرد»(2). به مسطح و گسترده بودن زمین نگاه کنید که شایسته زندگی برای بشر است. در تفسیر کبیر آمده است که:
اعراب در گذشته قبل از هر چیز چشمشان به شتری که بر آن سوار بودند میافتاد ودر فکر فرومی رفتند و هنگامی که بالای سرشان نگاه میکنند چیزی جز آسمان مشاهده نمینمودند، و هنگامی که به چپ و راست خود نظر میافکندند، جز کوهها چیزی مشاهده نمیشد، و هنگامی که به زیر پای خود نگاه میکند چیزی جز زمین وجود نداشت، گویی خداوند میخواهد به آنها دستور اندیشه کردن دهد، اندیشهای به هنگام تنهایی که طبعاًبر محور این چهار چیز دور میزند. (3)
«وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ». (4)
و هر کس باید بنگرد که برای فردای خود از پیش چه فرستاده است.
هر فردی باید بنگر و ببیند چه چیزی برای روز قیامتش مقدم داشته، بدین معنا که باید اندیشه کند که چه چیز از پیش فرستاده، عمل شایستهای که او را نجات دهد یا عمل بدی که اوراهلاک و پست نماید، زیرا اعمال براووارد میشود.
«نگاه کردن در اعمالی که آدمی از پیش برای فردایش میفرستد امری دیگر غیر
از تقوی است. یک مومن نیز باید در آنچه کرده دوباره نظر کند. ببیند اگر عیبی داشته آن را برطرف سازد. آیه به گونه عموم است که هر فردی باید اعمالی که انجام میدهد بنگرد.
این نوع خطاب با آنکه تکلیف در آن عمومی است، به حسب طبع دلالت بر عتاب و سرزنش مومنان دارد و نیز اشاره دارد بر اینکه افرادی که شایسته ی امتثال این دستور باشند در نهایت عده ی اندکی هستند»(1).
«فَانْظُرْ إلَی طَعَامِکَ و شَرَابِکَ لَم یَتَسَنَّهْ وَ انْظُر الی حِمَارِکَ و لِنَجْعَلَکَءَ ایَهً لّلِنَّاسِ وَ انْظُر إلَی إلْعِظَامٍ...».(2)
به خوراک و نوشیدنی خود بنگر که طعام و رنگ آن تغییر نکرده است. و به دراز گوش خود نگاه کن که چگونه متلاشی شده است. (این ماجرا برای آن است که به تو پاسخ گوییم. و تو را در مورد معاد نشانهای برای مردم قرار دهیم). و به این استخوانها بنگر.
در تفسیر المیزان ذکر شده: سیاق این جملات در سرگذشت شخص مزبور عجیب است، چرا که کلمه «انظر» (نگاه کن) تکرار شده . با اینکه ظاهر کلام اقتضا میکرد به یک دفعه اکتفا کند. اینکه کلمه «انظر» سه بار تکرار شده برای متذکر شدن این مطلب که در هر بار غرضی در کار بوده و آن غیر از آن غرضی است که در دفعات دیگر بوده است.(3)وقتی که الاغش را دید که خاکستر شده و استخوانهایش پوسیده اما غذایش تغییر نکرده، تعجبش بیشتر شده، زیرا در طعام و شراب دگرگونی زودتر راه مییابد و این آیه نشانهای برای منکران معاد است . خدا صحنهای از قیامت را در دنیا آورده است برای بیان اینکه معاد جسمانی است. زیرا اگر معاد روحانی بود، سخن از استخوان و قبر به میان نمیآمد. از طرفی حواس از ابزار شناخت است. نگاه کردن به زنده شدن الاغ بعد از جمع آوری استخوانهای پوسیده وعدم تغییر خوردنی و نوشیدنیها یکی از نشانههای رجعت و زنده شدن مرده خواهد بود.
در روایات هم سفارش شده که انسان به طعام خود بنگرد.
«فَلْینْظُرِ الْاِنْسَانُ إلَی طَعَامِهِ(1)؛ انسان باید به طعام خود بنگرد.»
نظر و مطالعه انسان را پیرامون طعامی که میخورد و با آن سد جوع میکند لازم کرده باید نگاه کند به غذاهای لذیذی که خداوند آفریده و برای روزی بندگانش آماده کرده و بیندیشد که چگونه خداوند او را با آن غذاها بینیاز کرده است. اگر انسان درهمین یک نعمت مطالعه کند، بزرگی عظمت پروردگاررا مشاهده خواهد کرد.
«روشن است که منظور از «نگاه کردن» تماشای ظاهری نیست. بلکه نگاه به معنی دقت و اندیشه در ساختمان این مواد غذایی و اجزای حیاتبخش آن و تأثیرات شگرفی که در وجود انسان دارد، و سپس اندیشه در خالق آنهاست(2)».
در روایات در تفسیر این آیه مطالبی نقل شده از جمله امام صادق علیهالسلام فرمودند: «یعنی انسان به علم (خوراک روح) بنگرد و فرمودند: به علمی که فرا میگیری بنگر و نگاه کن که از چه کسی فرا میگیری». (3)
به هر حال این اوامر و دعوتهای حکیمانه قرآن کریم بر طبق فطرت وطبیعت حواس و ادراکات بشری است که باید از طریق حس و تحقیق با اسرار کائنات و قوانین طبیعت آشنا شود.
«اُنْظُرُوا اِلَی ثَمَرِهِ إذا اَثْمَرَ وَ ینْعِهِ»(4)
به آن میوه چون ثمر دهد و به طرز رسیدنش بنگر.
«هرگاه میوه میرسد. ببین چگونه ازدانهای ضعیف تبدیل به میوهای میشود که تو از آن بهره ببری. نگاه کنید و در قدرت خداوند بیندیشید، که اشیاء را از حالتی به حالت دیگر تغییر میدهد و استدلال کنید(5)».
موضع استدلال و حجت در این آیه، امر به نگریستن در ایجاد و اتمام و اکمال میوه و طرز رسیدن آن است، زیرا این میوهها در اول رسیدنشان به صفاتی خاص
ایجاد شد، و بعد به حالتی متضاد با حالت و شکل سابق خود تغییر شکل میدهند، این تحولات ناچارازسببی است که آن سبب تأثیر طبیعت و فصلها و ستارگان و افلاک است، این حوادث را بر خداوند متعال حکیم و مدبر این جهان اسناد میدهیم که بر طبق مصلحت و حکمت و رحمت اوست پس بنگرید و عبرت گیرید. و استدلال نماید بر قدرت و تدبیر، مقدر و مدبر و منقلب از حالی به حال دیگر. در این آیه دلایل توحید و خداشناسی تعقیب شده اهمیت خاصی که قرآن برای میوه قائل شده روشن میشود. به تعبیر قرآن تنها افراد با ایمان یعنی افراد حق جو و جستجو گران حقیقت، این مسائل را نگاه میکنند وگرنه با چشم عناد و لجاج و یا با بیاعتنایی و سهل انگاری ممکن نیست هیچ یک از حقایق را ببینیم.
«اَفَلَمْ یَنْظُرُوُاِ اِلَی السَّمَآءِ فَوْقَهُمْکَیْفً بَنَیْناها وَ زیَّنَاهَا وَ مَالَهًا مٍنْ فُرُوجٍ»(1)
مگر به آسمان بالای سرشان ننگریسته اند، که چگونه آن را برافراشته ایم وآراستهایم، و برای آن هیچ گونه شکافتگی نیست.
«همانا نگاه، غیر از رویت است. چون نگاهی را که باعث کسب علم میشود با انکار بیان کرده . یعنی احتیاجی به نگاه کردن برای دیدن آسمانی که از ما دور است نیست. خداوند آنها را به نگاهی که کامل تر از رویت است، راهنمایی میکند و خداوند جمله را با «الی السماء» کامل کرده و نمیگوید «فی السماء» در آسمان نگاه کنید که همان «نظر فی الشیء» است، بلکه خبر از تأمل و تفکر و تدبر در نگاه میدهد. اما «نظر الی الشیء» نگاه به سوی چیزی است که خبر از وجود شی میدهد(2). پس منظوراز نگاه، نگاه توام بااندیشه و تفکر است که انسان را به قدرت عظیم خالق این آسمان پهناور و شگفتیهایش آشنا میسازد، که هم زیبایی فراوان وهم استحکام و نظم و حساب دارد. نشانههای وجود، قدرت وعلم خداوند مشهود در تهیه هستی و آسمانهاست. تدبیر و اندیشه و زیبایی و زینت آسمان راهی برای رسیدن به حق است.
«اَوَلَمْ یَنْظُرُوا ِفی مَلَکُوتِ السَّمَواتِ وَ الْاَرضِ وَمَا خَلَقَ اللهُ مِنْ شَیءٍ»(3)
آیا در ملکوت آسمانها و زمین و آنچه که خدا آفریده است ننگریسته اید.
ملکوت در عرف قرآن، عبارت است از باطن امور و اشیاء و هر چیزی که نشان پروردگار متعال است و نظر کردن به آن با یقین ملازم است. غرض این آیه توبیخ آنان در اعراض و انصراف از وجه ملکوتی اشیاست که چرا فراموش کردند و در آن نگاه نکردند. تا برایشان روشن شود که آنچه را رسول خدا به سوی آن دعوتشان میکند حق است. «نگاه به ملکوت، نظام و حکومت آسمانها و زمین که دلیل بر وجود صانع حکیم و قدیم است»(1). باید عمیق و متفکرانه باشد تا به ثمر برسد. توجه و اندیشه درباره باطن هستی و شیوه ی ارتباط آن با پروردگارش آدمی را به خدا مرتبط میسازد، توحید را باید با عقل و فکر فهمید نه تقلیدی و کورکورانه. «اَوَلَمْ یَنْظُروا. یعنی اَوَلَمْ یَتَفَکروا».
خداوند مردم را به تأمل در وابسته بودن جهان آفرینش، و نیاز به هستی بخش دعوت میکند. که کافران به سبب تفکر نکردن در جنبه ملکوتی موجودات سزاوار سرزنش هستند.
«قُلْ انظُرُوا مَاذا فی السَّمواتِ والْاَرضِ»(2)
بگوبه دیده عبرت «بنگرید که در آسمانها و زمین چیست؟
به آنچه در آسمانها و زمین است نگاه کنید. مخلوقات مختلف و گوناگون هر یک آیتی از آیات خداست. در ساختمان همه اینها بنگرید و با مطالعه آنها به مبدأ جهان هستی آشناتر و نزدیکتر شویدو نشانهها و عبرتها را از اختلاف شب و روز و جریان ستارگان و افلاک و کوهها و دریاها و درختان و میوهها و حیوانات گوناگون ببینید.
خداوند امر به نگریستن و تدبر و استدلال در دلایل ایمان به خدا کرده تا گمان نکنیم پذیرش حق جبر محض است و این بر دو مقصود ما دلالت دارد، اول اینکه راهی برای شناخت خداوند نیست مگر با تأمل در دلایل و نشانههای او. دوم اینکه: به آیات در آسمانهاویادرزمین، واز جمله احوال معادن و نباتاتأ ودر حرکات افلاک واندازه ووضع آنها که در این آیه آن را تفضیل نداده بنگرید و خداوند از یک قاعده کلی خبر میدهد، یعنی امر به تفکر و اندیشه در آیات و نشانهها تا اینکه عبرت گیرید.
«َفانْظُرْ اِلی آثَارِ رَحْمَتِ اللهِ کَیفُ یُحْی اَلْارْضَ بَعْدَ مَوتِها»(1)
پس به آثار رحمت خدا بنگر که چگونه زمین را پس از مرگش زنده میگرداند.
در این آیه باران را رحمت خدا، و کیفیت زنده کردن زمین را از آثار رحمت خداوند خواند، پس زنده شدن زمین بعد از مردنش از آثار رحمت است، و نباتات و اشجار و میوهها از آثار زنده شدن زمین است. با اینکه خود آنها نیز از آثار رحمت هستند که تدبیر الهی است که از خلقت باد و باران حاصل میشود. آنقدر آثار رحمت الهی دراحیای زمینهای مرده با نزول باران آشکار است که با یک نگاه کردن بدون نیاز به جستجوگری بر هر انسان ظاهر میشود. اما باید در آثار بارش باران به دقت نگریست که احتیاج به ژرفاندیشی عمیق دارد.
در برخی آیات قرآن کریم سفارش شده که چشم خود را از مواردی ببندید. پس دیدگانتان را از ناشایست فرو ببندید تا شگفتیها به چشم ببینید. چه بسیار گناهها که زاییده نگاهها، یا در معرض نگاه بودن است. در قرآن فرو بستن چشم به اعتبار موضوع، و نوع نگاه مورد بحث قرار گرفته است.
«یَعْلَمُ خائنَةَ اَلاَ عْیُنِ وَ مَا تُخْفِی الصُّدوُرُ».(2)
خدا نگاههای دزدانه وآنچه راکه دلهانهان میدارند، میداند.
«خداوند روزهای مردم را تقسیم فرمود، واثرها وکردهاو شمارش نفسها و نگاههای دزدانهی چشمها و آن چه را که سینهها پنهان میدارند، میداند(3)».
بله خدایی که از حرکات مخفیانه چشمها و اسرار درون سینهها آگاه است و در روز قیامت درباره آنها دادرسی و قضاوت میکند، و با این علم و آگاهی دقیق او، روز گنهکاران سیاه و تاریک است. «مراد از «خائنهُ الاعیْنِ» تمامی گناهای چشم نبوده، بلکه تنها آن گناهانی مورد نظر است که برای دیگران مشهود و هویدا نبوده و از نظرها مخفی باشد مانند «سارِقَهُ النَّظَر» که به معنای نگاههای زیر چشمی و پنهانی
است»(1).
امام صادق علیهالسلام در پاسخ به سوالی از این آیه فرمودند: «چشمی که گاه انسان به چیزی به گونهای نگاه میکند و چنین وانمود میکند که به آن نگاه نمیکند این است معنای نگاههای دزدانه»(2). در مجمع البیان آمده است«که «موءرج» گفته: که منظور چشمهای خائن است. و «سدی» گوید: منظور، رمز چشم است. و «ضحاک» میگوید: یعنی، شخص میگوید، دیدم در حالی که ندیده. و بگوید ندیدم در حالی که دیده است. مجاهد و قتاده گفته اند: آن سرقت و نگاه چشم است به آن چه که جایز نیست به آن نگاه کند»(3).
نگاه چشمها اشکال مختلفی دارد: گاه به صورت نگاههای دزدکی و استراق بصر نسبت به زنان بیگانه، و گاه به صورت اشاراتی با چشم به منظور تحقیر یا عیب جویی از دیگران.
و یا اشاراتی که مقدمه یک توطئه و نقشه شیطانی باشد.
«قُلْ لِلْمُوءمِنیِنَ یَغُضُّواْ مِنْ اَبْصَارِهِم ْویَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ اَزْکَی لَهُمْ ِانَّ اللهَ خَبِیٌر بِمَا یًصْنَعُونَ»(4)
به مردان با ایمان بگو: «دیده فرونهند و پاکدامنی ورزند، که این برای آنها پاکیزهتر است، زیرا خدا به آنچه میکنند، آگاه است».
آیه شریفه وآیه بعداحکام نگاه کردن وچشم چرانی وحجاب را بیان میدارد. اینکه نظر دوختن به نامحرمان و چشم چرانی حرام است و خیره شدن و چشم دوختن به عورت و شرمگاه دیگران حرام است. از طرفی بر مردان واجب است عورت خود را از دید دیگران بپوشانند.
«یًغُضُّوا» از ماده «غضّ» یعنی کم کردن صدا و نگاه است. در لسان العرب میگوید: «غض العین: کفّه و خًفَضَهُ و کسَرهُ(5)؛ چشم رااز دیدن بازداشت و پایین آورد و آن را شکست.»
درالمیزان؛ غض رابه معنای بستن وروی هم نهادن چشم معنا کرده است.(1)
فخر رازی میفرماید: «غَضّ بصر» یعنی فرو خواباندن چشم از آنچه بر او نگاه بر آن حرام است»(2). لغویین «غَضّ عین» را به معنای بستن چشم گرفته اند. نه «غض بصر» را اما چه به معنای «پایین انداختن نگاه» بگیریم و چه به معنای بستن چشم نتیجه یکی است و آن اینکه نباید نگاه کرد.
درمعجم مقاییس اللغه آمده: یعنی«کاهش دادن نگاه» همان گونه میگویند: امر کردنگاهش راکوتاه کند. غضغضه به معنای کوتاه کردن است(3).
راغب در مفردات میگوید: «نگاه تند را مهار کردن و جلو آن را گرفتن و کم کردن است»(4). بنابراین آیه نمیگوید، مومنان باید چشمهایشان را فرو بندند، بلکه میگوید باید نگاه خود را کم و کوتاه کنند.» و این تفسیر لطیفی است به این منظور که اگر انسان به راستی هنگامی که با زن نامحرمی رو به رو میشود بخواهد چشم خود را به کلی ببندد ادامه راه رفتن و مانند آن برای او ممکن نیست، اما اگر نگاه را از صورت و اندام او برگیرد و چشم خود را پایین اندازد گویی از نگاه خویش کاسته است.
در روایتی ازامام صادق علیهالسلام آمده که فرمودند: «هر که نگاهش به زیباییها ی زنی بیفتد و چشم خود را به طرف آسمان کند یا آن را بر هم نهد. هنوز چشم بر هم نزده خداوند از حورالعین به ازدواج او در آورد»(5).
البته در آیه ذکر نشده که از چه چیز چشمان خود را فرو گیرید، با توجه به اطلاق آیه، باید نگاههای خود را از همه چیز برگرداند، اما با توجه به سیاق آیه و مخصوصاً آیات بعد روشن میشود که منظور، نگاه نکردن به زنان نامحرم است و چون آیه مطلق است نگاه به زن بیگانه را بر مردان و نگاه به مرد نامحرم را بر زنان حرام کرده است. که مقدمه و اجتناب از آلودگی به فحشا و فساد جنسی خواهد بود. «ممکن است جمله اول «یغُضواْ مِنْ اَبْصَارِهِم» را مقید به جمله «یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ» بکنیم، در این صورت آیه دلالت بر نهی نگاه بر عورت دارد»(6).
از امام صادق علیهالسلام در مورد این آیه سوال کردند. امام فرمودند: «هر جا در قرآن کلمه «حفظ فرج» آمده است مقصود «حفظ از زنا» است، جز در این دو آیه که به معنای حفظ از «نگاه» است»(1). دراین آیه شریفه حرمت نگاه به نامحرم را مقدم براجتناب ازفساد بیان کرده، میتواند به این منظور باشد که پرهیز از چشم چرانی، زمینه حیا و عفت و اجتناب از فساد میباشد.
مفسران گفته اند: «مِنْ» در مسأله نگاه آمده ، ولی در «حفظ فرج» نیامده است. «مقدس اردبیلی معتقد است که: مسأله نگاه وسیعتر و گستردهتر از مسأله فرج است . لذا در مسأله نگاه «مِنْ» آمده است که این «من تبعیضیه» است که بر سر «بصر» آمده و فرموده: «من اَبْصَارِهِم»(2). پس همه نگاهها حرام نیست . چنانکه در روایتی از پیامبر رسیده که فرمودند: «یَا عَلیُّ لَا تُتْبِع النَظَّرةَ النَّظَرَةَ فَاِنَّما لَکَ الُاولَی وَ لَیسَتْ لکَ الاخَرِةُ»(3).
ای علی بعد از نگاه ناگهانی آن را دنبال مکن، هر چند نگاه اول حق توست و نگاه بعد از آن به زیان تواست نه به سود تو.
موءمنان نباید هیچ گاه به عورات یکدیگر نگاه کنند و حتی باید آن را بپوشانند. در حدیث مناهی از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله هم مردان را از نگاه کردن به عورت برادر مسلمانش نهی کرده وفرمود: «هر کس به عورت برادر مسلمان خود بنگرد هفتاد هزار مَلک او را لعن خواهند کرد.» و زنان را از نگاه کردن به عورت زنان نهی فرمود»(4). امام باقر علیهالسلام فرمودند: رسول خدا صلیاللهعلیهوآله مردی را که به عورت زن نامحرم نگاه کند لعنت فرمود(5). بنابراین نگاه بر عورت مسلمان حرمت دارد. اما نگاه مرد به زن نامحرم را فقها در هنگام ضرورت و به علت خاص مثل برخی موارد پزشکی و با حدودی معین جایز دانسته اند. که در آینده مورد بحث قرارخواهیم داد.
1) 1 . محمدبن حسن حرعاملی، وسایل الشیعه، ج 1، ص 211-212، ب 1، ح 25403.
2) 2 . مقدسی اردبیلی، احمد بیمحمد، زبدة البیان فی احکام القران، المکتبه المرتضویه، تهران، ص 542.
3) 3 . محمدبنحسن حر عاملی، وسایل الشیعه، ج 14، ص 139، ب 104، ح 25409.
4) 4 . وسائلالشیعه، ج 1، ص 211، ح 786.
5) 5 . ابی جعفرمحمدبن یعقوب کلینی، فروع الکافی، ج 5، دارالاضوا، اول، 1992-1413، ص 557، ح 14.
«وَ قُلْ ِّللْمْوءمِناتِ یَغْضُضْنُ مِنْ أََبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلایُبْدِیِنَ زِینَتَهُنَّ الَا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهٍنَُ عَلَیَ جُیُوبِهِنَّ وَ لاَیُبْدینَ زینَتَهُنَّ اِلّا لِبُعُولَتِهِنَّ اَوْ اَبآئِهِنَّ اَوْ ابَآءِ بُعُولَتِهِنَّ اَوْ اَبْنآئِهِنَّ اَوْ أَبْنآءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ اِخْوانِهِنَّ اَوْ بَنِی إخَوانِهِنَّ اَوْ بُنی اَخَواتِهِنَّ اَوْ نِسآئِهِنَّ او مَامَلَکَتْ ایْمانُهُنَ اَوْ التَابِعِینَ غَیْرِ أُوْلِی الْاِرْبَةِ مِنْ الرِّجَالِ اَوِ الطِّفْلِ الَّذیِنَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلی عَوْراتِ النِّسَآءِ وَ لَایَضْرِبنَ بِاَرْجُلهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفینَ مِن زِینَتِهِنَّ و تُوبُوا إلَی اللهِ جمیعاً أَیُّهاَ المُوءمِنُونَ لَعَلَّکُم تُفْلِحْونَ».(1)
(و به زنان با ایمان بگو: «دیدگان خود را از هر نامحرمی فرو بندند و پاکدامنی ورزند و زیورهای خود را آشکار نگردانند مگر آنچه که طبعاً از آنان پیداست و باید روسری خود را بر گردن خویش فرو اندازند، و زیورهایشان را جز برای شوهرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان همکیش یا کنیزانشان یا خدمتکاران مرد، که از زن بینیازند یا کودکانی که بر عورتهای زنان وقوف حاصل نکرده اند آشکار نکنند، و پاهای خود را به گونهای به زمین نکوبند تا آن چه از زینتشان نهفته میدارند معلوم گردد. ای موءمنان، همگی از مرد و زن به درگاه خدا توبه کنید، امید که رستگار شوید.
خداوند در این آیه همچون آیه قبل برای زنان همچون مردان وظایفی را بیان فرموده، که نگاه کردن همانگونه که بر مردان حرام است بر زنان نیز حرام میباشد پوشاندن عورت از دیگران بر زنان هم واجب است. خودرا از نگاه دیگران حفظ کنند. سپس به مسأله حجاب و پاکدامنی و خودنمایی نکردن زنان پرداخته است.
بنابراین زنان باید از خیره نگاه کردن اجتناب کرده و با دوری از نگاههای تند و آلوده راه عفت و پاکدامنی را هموار سازند. حضرت زهرا علیهاالسلام فرمودند: «بهترین زنان کسی است که مرد بیگانه را نبیند و مرد بیگانهای هم او را نبیند».(2)پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمودند: «آن که چشم را از حرام پرکند خداوند در روز قیامت چشمانش را از میخهای آتشین خواهد آکند، آنگاه درونش را از آتش پر میکند تا مردم از گورها برآیند و سپس او را به آتش افکند»(3). احادیث و روایات بسیار دیگر که از نگاه به نامحرم منع کردهاند؛ چرا که نگاه، سرآغاز فساد و جرم و فحشا میباشد.
حضرت عیسی علیهالسلام فرمود: «از نگاه کردن به آنچه منع شده اید بپرهیزید، زیرا آن
تخم شهوت و گیاه گناه است»(1). آیه کریمه همچنین در صدد بیان اینکه زنان باید پوشش داشته باشند و آرایش و زیور خود را بر دیگران آشکار نسازند و در صدد تحریک و جلب توجه مردان برنیایند میباشد.
دو استثناء در آیه کریمه برای لزوم پوشش زن بیان شده، یکی با جمله (وَلایُبْدِیِنَ زِینَتَهُنَّ الَا مَا ظَهَرَ مِنْهَا) ذکر شده است که نسبت به عموم مردان است، و دیگری جمله (وَلاَیُبْدینَ زینَتَهُنَّ اِلّا لِبُعُولَتِهِنَّ...). ذکر شده و نداشتن پوشش را برای زن نسبت به عده خاصی تجویز میکند.
در جمله «وَلایُبْدِیِنَ زِینَتَهُنَّ الَا مَا ظَهَرَ مِنْهَا». کلمه «ابداء» به معنی آشکار نمودن و اظهار است(2). ومفهوم لغوی «زینت»آنچه سبب تزیین میشود «زینت» مفهومی گستردهتر از «زیور» دارد و شامل آرایشهای متصل به اندام بدن مانند، سرمه و خضاب، در کنار آرایشهای دیگر، مانند به کارگیری، طلاآلات و... میشود.
«برخی گفتهاند زینت دو قسم است: زینت آشکار و زینت پنهان، زینت آشکار، لازم نیست پوشیده شود و میتوان به آن نگاه کرد. درباره زینت آشکار و پنهان سه قول است:
1 . زینت آشکار، لباس و زینت پنهان خلخال و گوشواره و دستبند است.
2 . زینت آشکار، سرمه و انگشتری و خضاب کف است.
3 . زینت آشکار، صورت و کف دستهاست»(3).
زمخشری در کشاف گفته است: زینت عبارت است از چیزهایی که زن خود را به آنها میآراید از قبیل، طلا آلات، سرمه، خضاب. زینتهای آشکار از قبیل انگشتر، حلقه، سرمه، و خضاب مانعی نیست که نمایان بشود و اما زینتهای پنهان از قبیل دست برنجن، پابرنجن، بازوبند، تاج، کمربند، گوشواره باید پوشانده شود مگر برای عدهای که در آیه استثناء شده. در ادامه میفرماید: در آیه پوشاندن زینتهای باطنی مطرح شده است، نه محل آن از بدن این به دلیل مبالغه در لزوم پوشش آن قسمتها از بدن است که جز برای محارم حق نظر کردن به آن مواضع حلال نیست. آن مواضع آرنج، ساق، بازو، گردن و سینه است، از نمایاندن خود زینت برای غیر
محارم نهی شده تا دانسته شود که نگاه وقتی به زینت حلال نباشد به جایگاه و محل آن هم نگاه ممنوع است(1).
بعضی زینت پنهان را به معنی اندام زیبای زن گرفته اند. درحالی که کلمه «زینت» به این معنی کمتر اطلاق میشود. به هر مفاد ومعنی که باشد دستور این آیه این است که زنان نباید آرایش و زیور خود را آشکار سازند و پوشاندن زینتهایی که خود به خود آشکار است لازم نیست. بعضی دیگر آن را به معنی «محل زینت» گرفته اند، زیرا آشکار کردن خود زینت مانند گوشواره و دستبند و بازوبند به تنهایی مانعی ندارد. اگر ممنوعیتی باشد مربوط به محل این زینتهاست. یعنی گوشها و گردن و دستها و بازوان.
امام صادق فرمودند:
«آنچه روسری آن را میپوشاند، یعنی سر و گردن و بالاتر از دستبند زینت است»(2).
در المیزان، «زینت» رابه معنای مواضع زینت دانسته، زیرا خود زینت مثل گوشواره ودستبنداظهارش حرام نیست. پس منظور از نمایان ساختن زینت ظاهر کردن مواضع و جایگاه زینت است(3).
اما برای زینت و زیور و آرایش، عضو مشخص و لباس معینی را تعیین نکردهاند. این عبارت با صراحت دلالت دارد براین که هر یک از اعضای بدن زن میتواند به شکلی موضع زینت و وسیله فتنهانگیزی باشد. به هر حال زینت به هر معنی باشد، نمایاندن خود زینت و به طریق اولی مواضع زینت بر زن حرام است. از سوی دیگر پوشاندن آن قسمت از بدن و زیورآلات که خود به خود آشکار است، استثنا نمیشد به دور از واقعیت و مخالف با نیازها و ضرورتهایی بود که عموم زنان با آن دست به گریبانند.
علاوه بر آن آیه نمیخواهد بگوید، زنها مجازند که زینتهای باطنی خود را برای محارم آشکار کنند. بلکه میگوید، محارم مجاز به نگاه کردن به آنها میباشند و نگاه غیر محارم هم به چهره و دستهای زنان مانعی ندارد.
در روایتی زراره نقل میکند: از امام صادق علیهالسلام تفسیر «الاَ مَا ظَهَر مِنْهَا» را خواستم. فرمود: عبارت است از انگشتر و سرمه(4).
غالب مفسران «الاَ مَاظَهَرَ مِنْهَا» را همان زینت آشکار معنی کرده اند. مثل خضاب، سرمه و انگشتر.
استاد مطهری نوشتهاند: کسانی که پوشش وجه و کفین را واجب میدانند باید استثناء «الا ما ظَهَرَ مِنْهَا» را منحصر بدانند به لباس رو، و واضح است که حمل استثناء بر این معنی بعید و خلاف بلاغت قرآن است. مخفی کردن لباس رو به علت این که غیر ممکن است احتیاج به استثناء ندارد...(1).
در المیزان آمده که مقصود صورت و دو کف دست است(2).
جمله «لِیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَیَ جُیُوبِهِنَّ ».
«خُمر» (به دو ضمه) جمع خمار است، و «خمار» همان مقنعه است. یعنی اینکه آن را بر روی سینه و گردن انداخته و آنها را بپوشانند.
در دوران جاهلیت زنان روسری را بر پشت گوش خود میانداخته و سینه و بالای آن نمایان میشد»(3).
«شیخ طوسی گفته است: خمار پوشش سر زن است که بر پیشانی آویخته میشود»(4).
به هر حال خمار، سرانداز است، یعنی آن چیزی که سر را میپوشاند، حال میخواهد روسری باشد یا مقنعه و چادر. به این معنی که آشکار کردن موی سر، گلو و سینه در انظار نامحرمان بر زنان حرام است.
«جیوب» جمع «جیب» مراد از جیوب، سینههاست معنایش این است به زنان دستور بده تا اطراف مقنعهها را به سینههای خود انداخته، آن را بپوشانند»(5).
«برخی گویند: با این آیه دستور میدهد که روسریها را بر سینهها بیندازند که گوشوارهها و گردنها و سینهها را بپوشند.
ابن عباس میگوید، با این وسیله مو و سینه و گلو و گردنء پوشیده میشود»(6).
1) 1 . مرتضی مطهری، مسأله حجاب انجمن اسلامی پزشکان، تهران اول اسفند 1347، ص 189188.
2) 2 . طباطبایی، المیزان، ج 15، ص 121.
3) 3 . فاضل مقداد، کنز الفرقان فی فقه القرآن، ص 552.
4) 4 . ابن جعفر محمد بن حسن بن علی طوسی بغدادی، تفسیر التبیان، ج 7، مکتبه الامین النجف، 1381 ه 1962 م، ص 43.
5) 5 . طباطبایی، المیزان، ج 15، ص 121.
6) 6 . طبرسی، مجمع البیان، ج 7، ص 242و 241.
در مسالک الافهام نوشته شده: « مقنعهها را بر گریبانهایشان افکنند تا سینه و گردنها مستور بمانند»(1).
خداوند دستور میدهد، بر هر زنی واجب است موی سر و سینه و گردن خود را بپوشاند، و از نگاههای ناپاک خود را محافظت کند. و اگر زنی سرانداز نداشته باشد علاوه بر باز نمودن زمینههای فساد و نگاههای مملو از شهوت که به او خیره میشود از فرمان الهی مبنی بر پوشش خود سرباز زده است.
در آیه شریفه بعد از بیان دو حکم قبل برای زنان، یعنی حکم اول: زنها نباید زینتهای خود را آشکار کنند و به تبرّج و خودنمایی بپردازند و حکم دوم اینکه باید سر و سینه خود را با روسری بپوشاند و خود را در معرض نگاه ناپاک مردان قرار ندهند و سپس این سومین حکمی است که در این آیه شریفه بیان شده که استثناءات دو حکم قبل را بیان میدارد که آشکار کردن زینتهای زن برای افرادی اشکال ندارد که دوازده گروه هستند.
1 - از کلمه «بَعُولة» به معنای شوهران، تا جمله بنی اخَواتهِنَ، که گروههای هشتگانه، اعم از محارم نسبی و سببی را نام برده اند.
«زن جایز است برای شوهر خود زینتهای ظاهری و باطنی خود را آشکار کند و لازم نیست روسری و پوشش داشته باشد. یعنی زمینه را برای تحریکات شهوی آنها را فراهم سازد.
پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله فرمود:
«خدا لعنت کند زنی که خضاب و سرمه نکند. و زنی که شوهر را اجابت نکند و در انجام خواسته او تأخیر و کوتاهی کند و عذرهای پوچ بتراشد، چنین زنی ملعون است»(2).
و گروههای هفتگانه بعدی پدر و پدر شوهر و پسر و پسر شوهر و برادر و پسر برادر و پسر خواهر در برابر آنها زن لازم نیست زینتهای خود را پنهان کنند ؛ زیرا آنها مَحْرَمَنْد و نمیتوانند با زن ازدواج کنند. (جد شوهر و نوه شوهر نیز محرمند)برای همه این گروهها در صورتی که نگاهشان فسادی نداشته و خوف فتنه در بین نباشد، جایز است، بدون قصد لذت بردن به زن نگاه کنند.
علاوه بر این گروهها، چهار گروه بعدجزء کسانی هستند که زن در برابر آنها نیازی
نیست حجاب خود را رعایت کند این گروهها احتیاج به توضیحاتی دارد که لازم است ذکر شود:
«او نسآئهِنَ». زنان. نهمین گروهی که از حکم عام استثناء شده اند، «زنان» هستند. در مصداق زنان در این آیه اختلاف است و باید بررسی شود:
مراد، زنان مومن است. یعنی جایز نیست خود را در برابر زنان غیر مومن برهنه کنند از روایات رسیده از ائمه معصوم علیهالسلام هم همین معنا استفاده میشود. و فقها قائل به وجوب پوشش زن نسبت به زنان غیر مسلمان نیستند و تنها به کراهت بیپوششی فتوا میدهند ؛ زیرا به آنها اعتمادی نیست. همانطور که در حدیثی از امام صادق علیهالسلام رسیده در تأیید این گفته که فرمودند: «سزاوار نیست که زن (مسلمان) نزد زن یهودی و نصرانی کشف حجاب نماید ؛ زیرا آنها زن مسلمان را نزد شوهرانشان توصیف میکنند»(2).
امام فخر رازی در تفسیر خود آورده که «ِنسائهنَّ» دو معنا برایش ذکر شده.
الف) زنان مسلمان مقصود است و این قول اکثر علما میباشد.
ب) زنان مسلمان و غیر مسلمان، هر دو را در بر میگیرد. گفته علمای گذشته را باید حمل بر استحباب کرد.
بنابراین فخر رازی قول دوم را برگزیده است(3).
1) 1 . فاضل مقداد، کنز الفرقان فی فقه القرآن، ص 552.
2) 2 . عبد علی بن جمعه العروسی الحویزی، تفسیر نور الثقلین، ج 3، حکمت، قم، ص 593؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل، ج 14، ص 163، ب 123، ح 25473.
3) 3 . فخر رازی، تفسیر کبیر، ج 23، ص 181.
4) 4 . محسن قرائتی، تفسیر نور، ج5، موسسه در راه حق، قم، 1374، ص 166.
«اوْ مَا مَلَکَتْ اَیْمَانُهُنَّ» شامل غلامان و هم کنیزان میشود.(1). در تفسیر کبیر آمده: «غلام نمیتواند به موی صاحبش (خانمش) نگاه کند»(2).
به طور کلی بردگان اعم از جنس زن یا مرد از نظر اسلام در بسیاری از احکام استثناهایی دارند. مثلاً از نظر حفظ پوشش و حرمت نگاه، برکنیزان واجب نیست که سرهای خود را بپوشانند و حال آنکه بر زنان آزاد لازم است سر خود را بپوشانند، به دلیل خدمتکاری آنهاست. بعید نیست، غلامان هم نیز چنین استثنایی داشته باشند.
«أَوِالتّابِعِینَ غَیْرِ أَوْلِی الْاِرْبَهِ مِنَ الرِّجَالِ». کلمه «اربه» از ماده «ارب» بر وزن عرب به معنی نیازمندی و شدت احتیاج است(3).
منظور از این نیاز، حاجت شهوانی است که مردان را محتاج به ازدواج میکند. مراد از «غیر أَوْلِی الْاِرْبَهِ» کسانی که نیازی در آنها وجود ندارد که بر رفع آن اقدام کنند. «کلمه(منَ الرِّجَالِ) در بیان تابعین است، و مراد افراد سفیه و ابلهی است که تحت قیومیت دیگران هستند و شهوت مردانگی ندارند»(4).
در اعراب «غیر» دو احتمال داده اند:
منصوب: طفلان استثناء شده اند مگر در صورتی که صاحب شهوت باشند.
مکسور: در صورتی که دارای صفت تابعین باشند. یعنی طفلانی که نیاز به زن ندارند(5).
در مجمع البیان نقل قولهای ذکر شده از جمله: «برخی گفته اند مراد «مرد ابلهی» است که جیره خوار زن است و به زن توجهی نداشته.
از امام صادق علیهالسلام هم همینگونه روایت شده است. برخی گویند: مقصود آدمهای عقیمی هستند که تمایل جنسی در وجودشان نیست. عدهای گویند: منظور پیرمرد است. برخی گویند: مراد غلام صغیر است»(6). به هر حال مقصود هر که باشد
آیه مردی را مدنظر دارد که تمایل به زنان ندارد و جاذبه زنان را درک نمیکند.
«أَوِ الطِّفْلِ اّلَذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلَی عَوْرَاتِ النَّسَاءِ»
«الف ولام» در الطفل، الف و لام استغراق است و کلیت را میرساند. کودکانی که بر عورتهای زنان اطلاع نیافته اند، یعنی آن چه از امور زنان که مردان بالغ از تصریح به آن شرم دارند آن اطفال اطلاعی ندارند و زشتیاش را درک نمیکنند و گفته اند: کنایه از حد بلوغ است»(1).
یعنی مقصود کودک غیر ممیز است که قدرت تشخیص ندارند.
برخی گفته اند: مقصود کودکانی است که قدرت مجامعت ندارند و بر امور جنسی قادر نیستند.
«وَ لاَیَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفیِنَ مِن زِیَنَتِهُنَّ». از دیدگاه اسلام طرز راه رفتن، نشست و برخاست و دیگر حرکات زن نباید هوس انگیز و محرک باشد و نظر مرد بیگانه را به خود جلب کند، اگر زنی با حجاب اسلامی اما با حرکات سبک و کرشمه و ناز در معابر رفت و آمد کند حجاب او ارزشی ندارد.
بنابراین چهارمین حکم، آیه شریفه راجع به طرز راه رفتن زن است که باید همراه با متانت و وقار باشد. « در گذشته زنها پاهای خود را چنان بر زمین میزدند که صدای خلخال آنها شنیده شود. قرآن کریم آنها را از این عمل نهی فرمود. برخی گویند: «مقصود این است که موقع راه رفتن به گونهای راه نروند که خلخال آنها آشکار شده و یا صدای آنها شنیده شود»(2). پس حتی تبرج و خودآرایی در مورد شنیدن صدای پا هم وجود دارد.
نهی قرآن در این رابطه نشانه ریزبینی و کمال دین اسلام است. میتوان فهمید که به طور کلی هر کاری که موجب تحریک و تهییج و جلب توجه مردان نامحرم شود برای زنان حرام است.
«این تأثیرات گاهی آن چنان گسترده است که حتی شنیدن صدای نازک و ظریف زن که خود از مکانیسمهای جذب و انجذاب مرد از طرف زن میباشد، موجب
تحریک جنسی و ترشحات غدد جنسی در مردان میشود»(1). در مراحلی حتی صدای پای زن نیز میتواند بر مراتب آسیب پذیری مرد در برابر جنس مخالف بیفزاید. از جمله کفشهای پاشنه بلند صدادار نیز به سهم خود توانسته از جمله عوامل محرک تمایلات جنسی گردد و وسیلهای برای حواس پرتی و جلب توجه مردان نسبت به زنان شود. و قابلیت تحریک و حساسیت روحی هر جوان را توانسته افزایش دهد و عاملی دیگر بر عوامل محرک و میل جنسی در مرد بیفزاید.
1) 1 . مجتبی هاشمی رکاوندی، مقدمهای بر روانشناسی زن، شفق، قم، اول بهار 1370، ص 190.
تفاوت حس بینایی درمردان وزنان
«تجربه ما از جهان اطراف، بطور مستقیم، مثل نگاه کردن به تصاویر، خواندن، یا گوش دادن به توصیف درباره آنچه ما خود تجربه نکرده ایم، به دست میآید، دریافت کنندگان به جهت اهمیتی که از لحاظ شناخت دنیای اطراف موجود زنده دارند. به حق به عنوان «دروازههای دانش» شناخته شده اند. و مهمترین دروازهها، دریافت کنندگان بینایی و شنوایی هستند»(1).
بینایی یکی از آن حوزههایی است که از لحاظ روانشناختی مطالعات بسیار فراوان دربار آن انجام گرفته است . با مطالعاتی که به طور معمول در مورد حس بینایی نوزادان انجام شده است . این نتیجه به دست آمده که حرکات چشم نوزادان در پاسخ به نمایشات بصری گوناگون میباشد. پژوهشهای مبتنی بر (2)EEG. نشانگر این است که نوزادان تازه تولد یافته هر دو جنس فاقد تفاوتهای جنسیتی بینایی هستند. اما در سالهای بعد که کودک رشد میکند نتایج خیلی متغیر هستند(3).
«پسران در تکالیف فضایی بصری نیز بر دختران برتری دارند. این آزمونها توانایی تجسم و تغییر و تبدیل اشیاء را در فضا میسنجد. مردان این آزمون را بهتر از زنان انجام میدهند.»(4)پژوهش نشان داده است که از همان دوران کودکی، پسر بچهها به الگوها و محرکهای بینایی و دختر بچهها به الگوها و محرکهای شنوایی علاقه نشان میدهند.
«حس بینایی مردان از زنان بهتر است. نسبت نابینایان مادرزادی در جنس نر
بیش تر است و نزدیک بینی شدید در مردان شایع تر و فراوان تر است. .. زنان در برابر تاری و خیرگی چشم حساس ترند. زیرا زمان واکنش آنها طولانی تراست»(1).
نگاه زنان تنوع طلب ولذت جوست. با این تفاوت که میدان تنوع طلبی نگاه زن بیشتر طبیعت است وحوزه لذت جویی مرد در امور غریزی به این دلیل نگاه مرد کوچکترین تفاوت ظاهری زنان را متوجه میشود.
همین مسأله سبب میشود که میزان توجه مرد را در فعالیتهای روزانه کاهش داده وفکر او رابه سوی مقایسه امتیازات زنان، دچار آشفتگی نماید. وزنان هم کم وبیش این مسأله رامی دانند.
«مردان عموماً به محرکهای بینایی حساسیت زیادی دارند و این حساسیت در اعمال و رفتار روزانه آنها نیز به چشم میخورد. مثلاً میبینیم که بعضی از آنها به تهیه عکسهای سکسی مبادرت میورزند و در چشم چرانی هم ید طولایی دارند . چون بینایی آنان نسبت به شنوایی آنها برد زیادتری دارد. از طرف دیگر ترشح هورمون آندروژن در مردها به طور یکنواخت صورت میگیرد و هیچ عامل دیگری آن را قطع نمیکند. بنابراین میتوان گفت که مردان به طور مداوم تحت تأثیر محرکهای بینایی شهوانی قرار میگیرد و بیشتر از زنان چشم چرانی میکنند، اما زنها از آنجا که از نظر حس بینایی ضعیف تر از مردها هستند به الگوهای بینایی شهوانی حساسیت کمتری دارند و در عوض از نظر حس لامسه حساسیت بیشتری دارند و به محرکهای لمسی بهتر پاسخ میدهند. چون لامسه میدان برد زیادی ندارد و فعالیتش فقط محدود به نزدیک است. تأثیر محرکهای شنوایی بر زنها صورت بسیار محدودی دارد و فعالیت زنها از این نظر بسیار کم است»(2).
این از خصوصیات مرد است که از مشاهده اندام زن دچار التهاب و تحریک جنسی میشود، خصلت مرد چشم چرانی و دیدزدن و خصلت زن خودآرایی و خودنمایی است، هرچه مرد در چشم چرانی اصرار داشته باشد تمایل زن به خودنمایی بیشتر میشود.
لذا در جامعهای که چشم چرانی امری عادی تلقی میشود، زنان آن جامعه در کوچه و خیابان بیش از جوامع دیگر به خودنمایی و تبرج میپردازند.
چشم یکی از وسایل تحصیل علم و یکی از نعمتهایی است که خدا به انسان داده تا به وسیله آن حق را از باطل تمیز داده و خود را به واقع برساند، از چشم بازخواست میشود که آیا در آنچه به کار بستی علمی بدست آوردی یا نه؟ و اگر به دست آوردی پیروی کردی یا خیر؟ از چشم میپرسند آنچه تماشا میکردی واضح و یقینی بود یا خیر؟ چشم ناگزیر است که حق را اعتراف کند.
به کمک چشم میتوان در راه خودسازی گام برداشت و به عظمت و قدرت خداوند پی میبرد، و نسبت به خالق خویش معرفت بیشتری پیدا کرد. نباید این عضو را در جهت گناه که خود کفران نعمت است به کار ببریم، که این امر سد راه پیشرفت و تکامل انسان است. حفظ نکردن چشم از نگاه به نامحرم مقدمه بسیاری از گناهان است. نگاه حرام، تجاوز به حقوق دیگران است که هم از نظر اجتماعی و هم از نظر روانی و جسمانی برای فرد مضر است.
مردی که چشم به نوامیس مردم دارد، «مردی که در برابر، زن همه «چشم» است، زن یک شئی است که مرد او را دائماً در کفه ترازوی چشمان خود میسنجد و ارزیابی میکند»(1). امام صادق علیهالسلام فرمودند: «چشم چرانی زنای چشم است»(2). شاید ابتدا این سوال به نظر برسد که چشم چران چه کسی است؟ چشم چران کسی است که از نگاه به بدن لخت دیگران و یا قسمتهای مختلف بدن مانند چهره و اندام ظاهر و پوشیده زنان یا نوجوانان لذت و استفاده جنسی میبرد. این انحراف و معضل اجتماعی منحصر به جنس مرد نبوده و در بین مردان و زنان در حالتها و اشکال مختلف دیده میشود، ولی این انحراف در مردها و خصوصاً نوجوانان با توجه به وضع جامعه و موقعیت مردها بیشتر دیده میشود.
حضرت علی علیهالسلام چشم چرانی را یک نوع خودآزاری معرفی کرده و میفرماید:
«هر کس چشم چرانی کند خاطر خود را آزرده و کسی که پیوسته عادتش این باشد همیشه
در حسرت به سر میبرد»(1).
چشم چرانهای حرفهای فاقد فضایل اخلاقی و شعور اجتماعی بوده با ضعف ایمان و فقدان تربیت صحیح خود، دایم مزاحم افرادند و به حیثیت و شرافت همنوعان خود تعدی و تجاوز میکنند.
چنین فردی از لحاظ روان پزشکی مریض است و از لحاظ روانکاوی دچار انحراف «خودپرستی» شده، چنین موجودی با وجود این دگردیسی و استحاله حیوانی. دیگر حق ندارد نام انسان را روی خود بگذارد.
بر طبق یک اصل مسلم علمی در میان تمام موجودات هستی اعم از انسان و حیوان و سایر پدیدههای هستی رابطهای مغناطیسی(2)و الکتریکی برقرار بوده که بر اساس این رابطه به سوی یکدیگر جذب میگردند. «چرا که دانشمندان آلمانی با آزمایشهایی ثابت کرده اند که امواج نامریی الکتریکی مثبت از مردان و الکتریسیته منفی از زنان ساطع میشود . بر طبق آن یکدیگر را جذب میکنند و این نیرو چیزی است که هیچ کس نمیتواند از آن جلوگیری به عمل آورد. زیرا آن نیرو وسیله دوام و بقای نسل امروز میباشد. اما باید توجه داشت که الکتریسیته و قوه مغناطیس در شرایط خاصی بوجود میآید و هر چه شرایط مهیاتر باشد نتیجه یا بازده آن بیشتر خواهد بود»(3).
یکی از مهمترین عواملی که نیروی جاذبه رادرانسان وادار به فعالیت میکند نگاه و چشمافکنی است.
همین لطف نگاه است که سالهای متمادی طبع روان و زیربین «شعرا» را به خود معطوف ساخته. همین «طرفه العین» نگاه است که هزاران مجنون، سرگردان در وادی عشق به دنبال داشته است، همین آتش نگاه است که بر هر دلی افتد ویرانش
1) 1 . «مَنْ اطلَقَ ناظِرَه اتعب حاِضَرهُ و َمن َتتاَبَعتة لَحظاُتُه و دامَت حَسَراتُهُ». مجلسی، بحارالانوار، ج104، ص38، ح33.
2) 2 . مغناطیس: مجموعهای آثاری است که به وسیله کهربا یا آهن ربا و به عبارت دیگر مجموع تواناییای و آثاری که اراده ما میتواند انجام دهد مغناطیس است. مغناطیس فقط در آهن ربا و کهربا نیست. این قدرت و نیرو در عالم وجود پراکنده است.
3) 3 . محمد باقر راستگو، برای چشمانت، برهان، تهران، 1364، ص 31ـ32.
کند و دود آتشش به هر چشم که رفت جز سوزش و ریزش آب چیز دیگری در بر نخواهد داشت.
چشم در بدن به مثابه دکمه فشار برق است. تا دکمه را فشار نداده اید برق خفته و راحت است. به مجرد فشار دادن دکمه برق به جریان میافتد. چشم هم تا مصون از نگاه اجنبی و محفوظ از مناظر مهیج است، آسوده خیال و فارغ البال است وبه مجرداصابت به نگاه جان سوزی، برقی نامریی از میان چشمان این دو جسته و چون آتش به جان یکدیگر میافتند و بالاخره در میان این گیر و دار و کشمکش در نتیجه یکی غالب و یکی مغلوب یکی جاذب و یکی معشوق میگردد و یک سطح الکتریکی واحد تشکیل میدهند. این همان آتش نگاه است و کسانیکه غافل از قوه جاذبه مغناطیس طبیعت هستند، هر روز خود را طعمه آتش غفلت و سهلانگاری میکنند.
«در حین آزمایشهایی به ثبت رسیده که «حس باصره» و چشم ما بدون هیچ گونه شکی پرتوی از خود ساطع میکند»(1).
«چشم انسان حساس تر از شامه است؛ زیرا قادر است یک میلیون و نیم رنگ و تنوعات را تشخیص دهد. هنگامی که شخصی به شیء نگاه میکند، چشم میتواند جرقهای را که فقط 0003/0 ثانیه به طول میانجامد ، تشخیص دهد. انرژی الکتریکی که در اثر انرژی که در اثر حس باصره ایجاد میشود بسیار ناچیز است. اما چشمها منعکس کننده بسیار قوی میباشند. مغناطیسی که از چشم خارج میشود دارای آثاری بسیار قوی و حتی قویتر از آثار پاس(2)میباشد.»(3). «زیبایی، جاذبه، چشمان افسونگر، جذبه شخصی همه دارای منشاء واحدی هستند که مغناطیس انسانی نامیده میشود، هر مرد ضعیف یا قوی دارای نیروی افسونگر و خدادادی است که به جهانی میارزد، این نیرو مغناطیس شخصی است»(4).
بدین وسیله به آسانی میتوان اهمیت نگاه و آثار آن را استنباط کرد: مغناطیس در بین تمام موجودات زنده و غیر زنده این جهان وجود دارد و حتی اغلب
1) 1 . ک. پلاتونف، روان شناسی درباره مغناطیس حیوانی، رزم آزما، تهران، کتابخانه گوتمبرگ، 1345، ص 34.
2) 2 . پاس: حرکات سریع و منظم دستها و اعضای بدن را گویند.
3) 3 . ک. پلاتونف، روان شناسی درباره مغناطیس حیوانی، ص 91.
4) 4 . مسعود جنتی عطایی، مغناطیس انسانی(علم مانیتیسم)، ارمغان، اول، زمستان، 1371، ص 38.
حیوانات از این موهبت الهی بطور کامل برخوردارند:
«در جنگ میان دو خروس، خروسها قبل از هر عملی با چشم به هم خیره میشوند و با نگاههای تند و تیز ضربه اولی را به طرف وارد میکنند. مار بوآ با نگاههای خود میتواند انسان را به حالت خمودی و کرخی و یا بیحسی درآورد»(1)
vayuerism.یا2-inspectiohism3- vojeurisme.
.بنابراین وقتی که دو جنس مخالف با بودن چنین نیرویی چشم در چشم یکدیگر بیفتند، کشش و جاذبهای آنها را به سوی یکدیگر سوق داده و رابطهای برقرار میگردد و دیگر نه پند و اندرز، نه ترس از آبرو، نه بیم از مرگ هیچ یک نمیتواند جلو این رابطه طبیعی را بگیرد و مانع از خواهش این دو جنس مخالف «نر و ماده» گردد . آری همین نگاه است که بلادرنگ طبع را به غلیان و قلب را به ضربان در میآورد.
«روانشناسان چشم چرانی را یک نوع انحراف روانی(2) قلمداد میکنند، این انحراف هرگاه در کسی به وجود آید قابل توقف نخواهد بود و هر لحظه به میزان آن افزوده خواهد شد و این تجربه علمی است. یک فرد چشم چران هرگز با چند ساعت چشم چرانی نمودن در روز قانع نمیشود و این حالت کم کم در او یک حالت وحشیانه و حیوانی خاصی به وجود میآورد و رفته رفته او را به یک بیماری و انحراف روانی(3) دیگری مبتلا میسازد . در این حال بیمار از تماشای بدن لخت و دیدن آلت تناسلی دیگران لذت میبرد و این مرحله نیز مقدمه ایجاد انواع سادیسم است»(2).
همچنین چهره واندام کم پوشش زنان، روان شخص را هنگامی که زمینه تخلیه فشار غرایز فراهم نباشد تحریک کرده وکم کم ظرفیت عصبی او به پایان میرسد وبه سرعت هورمونهای آزار دهنده سمی در خون ترشح میشود. درزمان کمتر از0/1ثانیه مغز که با شبکههای ارتباطی به سراسر بدن وصل است به کمک غده هیپوفیز وفرمانهای مرکز هیپوتالاموس این سم را به همه اعضا روانه میکند. بدن
برای بیرون راندن این سم به تکاپو میافتد وجنگ داخلی اعصاب آغاز میشود. شخص در خود احساس اضطراب و خستگی مینماید. تصور میکند چیزی ناشناخته بر روان وی فشار میآورد. علایم این حالت، سردرد خفیف، تنفس شدید و... و فرد نسبت به وقوع خطر ناشناخته، دلهره و هراس دارد(1).
«در مراحلی حساسیت برخی از مردان نسبت به وسایل و لوازم زنانه آن قدر زیاد و تحریک پذیری میل جنسی در اثر نگاه و تماشای آنها چنان بیشتر است که برای عدهای ایجاد مشکلات روانی نموده و چه بسیاری از بیماران روانی جنسی که نسبت به البسه زنانه حساس و تا مرحله ارتکاب عمل «استمنا» با مالش دادن این قبیل وسایل زنانه پیش رفتهاند(2).
اصطلاح «چشم چرانی» که بیشتر برای مردان به کار میرود زاییده حساسیت مردان نسبت به محرکهای بینایی شهوانی است. چون برد حس بینایی در آنان زیاد است، یعنی چشم میتواند از فاصله نسبتاً دور تحت تأثیر محرکها قرار میگیرد و از این گذشته وسعت زیادی از محیط در آن واحد دیده میشود. اصولاً اکثر بیماریهای روحی جوانان از این رهگذر آغاز میشود، زیرا چشم میبیند و دل میخواهد و قلب برای به دست آوردن خواسته خود فعالیت میکند و روح تسخیر میشود چنانکه بابا طاهر گفته است:
ز دست دیده و دل هر دو فریاد که هر چه دیده بیند دل کند یاد
بسازم خنجری نیشش ز فولاد زنم بر دیده تا دل گردد آزاد
«و بدین جهت در احکام فقهی تصریح شده: «حرام است نگریستن به عکس زن نامحرمی که او را میشناسد» ضمناً این فایده را در بردارد که تصویر ذهنی که به علت آشنایی با او، از گذشته در خاطر مانده و به فراموشی سپرده شده است، با پرهیز از مشاهده عکس او، که در این مقام مانند مشاهده خود او عمل میکند. مجدداً مرد از زن نامحرمی متأثر نشده و گرفتار دامهای شیطانی نمیگردد»(3).
«در هر حال، نگاه زمانی منشا لذت است که با تمرکز همراه باشدو ذهن را به خدمت بگیرد. فلسفه چشم چرانی جز این نیست که فرد با تمرکز در هنگام نگاه،
تخیلاتش را به خدمت میگیرد ودر دنیای خیالات به هوسرانی میپردازد. بنابراین آنچه نگاه را لذتآفرین میکند تخیلاتی است که فرد با نگاه در درون خود میپروراند»(1).
در روایتی از امام صادق رسیده است که فرمودند:
«ای بسا نگاهی که حسرت طولانی به بار آورده است»(2).
حضرت علی علیهالسلام هم فرمودند:
«کسی که چشم خود راپایین اندازد، تأسف کمتر خورد و از نابودی در امان ماند».
این روایات گرانبها که در چهارده قرن پیش از ائمه معصوم ما برای توجه و بیان آثار شوم نگاه به ما رسیده ، چیزی است که علم روان شناسی امروزه به آن رسیده و با پیشرفت هر روزه علم، کمال و جامعیت دین اسلام و دقت نظر ائمه علیهمالسلام بر ما روشن میشود.
دانشمندان امروزه گفته اند که: «هر نگاهی دو صورت میتواند داشته باشد یا غدد داخلی را به ترشح مواد زاید وامی دارد و در حول مواد سمی جمع میکند و اعصاب را ملتهب میسازد و گاهی آدمی را برای ارتکاب جرم و گناهی بزرگ آماده میکند و خلاصه در ارگانیزم بدن اثر شوم میگذارد یا برعکس ایجاد انبساط و فرح نموده و شخص را برای انجام کار نیک یا کشف اسرار طبیعت یا اختراع مهمی مهیا میسازد»(3).
بدترین نگاهها که در ارگانیزم بدن اثر شوم طولانی میگذارد. نگاه مردی است که چشمش در چشم زنی خیره شده و اسیر امیال سرکش خود شده، و از سایر اعمال و رفتارش معلوم است که رایحهِ حداقل مراتب ادب و اخلاق و تزکیهای به مشامش نرسیده دچار عدم تعادل روحی میشود، و این نگاههای پرهوس و شهوت توأم با خودباختگی ناشی از ضعف نفس است چیزی است که امام صادق علیهالسلام فرمودند: النظرةُ سُهْمٌ من سَهامِ ابْلیس مَسْمومٌ وَکَمْ مِنْ نَظْرُهِ اوْرثًتْ حَسْرَهِ طویلَه(4)
1) 1 . یوسف غلامی، جلوه نمایی زنان ونگاه مردان، ص112.
2) 2 . کَمْ مِنْ نَظْرَة جَلَبَتْ حَسْرَةً. عبدالواحد آمدی تمیمی، غررالحکم و دررالکلم، دارالکتاب الاسلامی قم، دوم1410 ه - 1990 م، ص513 ح 21
3) 3 . محمدباقر راستگو، برای چشمانت، ص 35.
4) 4 . محمدبن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 14، ص 138، ح 25395.
نگاه تیری از تیرهای مسموم شیطان است و چه بسا نگاهی که حسرت و پشیمانی طولانی از خود بجای میگذارد.
زهر نگاه آلوده همان اوهام وفشارهای روانی است که در کوتاه ترین زمان، سراسر جسم وروح آدمی را دستخوش تلاطم میکند. خاطره صحنه مشاهده شده در مغز تداعی ودر اعضا ظاهر میشود. فرد که میدانددستیابی به آنچه دیده ونیل به ارضای شهوت برایش به آسانی میسر نیست در اندیشه فرو میرود واندوه خود را به درون میفرستدواین همان زهر تیری است که از همان نگاه به قلب واز آنجا به همه اعضا سرایت میکند. فروید این پدیده راآرزوهای سرکوب شده مینامند که از ضمیر خودآگاه شخص به ضمیر ناخوداگاه (unconscious) منتقل میشودو شخص را دچار ناهنجاریهای روانی میکند.
و حضرت علی علیهالسلام فرمودند:
«َمنْ اطْلَقََ ناظرَهُ اتَعبُ خَاطِره. مَنْ تتابَعَتْ لَحَظاتُهْ دامَتْ حَسَراتُه»(1).
کسی که چشمش را در دیدن حرام آزاد بگذارد خود را به زحمت و مشقت میاندازد و کسی که پی در پی به این و آن نگاه کند، غم و اندوهش تداوم مییابد.
کمپلکس روانی که امروزه زیاد از آن یادمی شود، محصول همان حسرتی است که در این جملات معنوی بدان اشاره شده است.
این اندوه و حسرتهای اشاره شده در روایات نتیجه نگاه به صحنههای مهیج و فیلمها و عکسهای سکسی که در معرض دید انسان قرار دارد به وجود میآید. «نظام روانی انسان از طریق ارتباط عصبی و نقش مویرگی به گونهای خاص تصویر درون آدمی و چگونگی حالات وی را در چهره نمودار خواهند نمود، و نظامهای محافظتی و کنترلی چشم در حداقل توان خود نقش آفرین هستند و تاکید بر اینکه به علت ناتوانی انسان بر کنترل چشمها، به راحتی ضمیر خود را مشخص خواهد نمود. چنانچه وقتی نگاهی به نگاه نامحرمی گره بخورد و زمینههای انحراف فراهم میشود»(2). اگر مرتباً تکرار و ارضا شود به صورت انقلاب جنسی در میآید و اگر
ارضا نشود از لحاظ وارد شدن شوکهای مکرر به مغز و قلب بیماریهای غیر قابل علاج را به وجود میآورد.
آثار نامطلوبی که در اثر نگاههای پر ولع و هوس آلود بر جسم فرد وارد میآید بیشتر ناراحتیهای عصبی و (روان تنی) است که از این قبیل هستند: «دشواری در تنفس، درد در اطراف قلب، بالا رفتن تپش قلب، ضعف و خستگی فکری و جسمی، سردرد، هراس ودلهره، بیقراری وناآرامی، بیخوابی، کم اشتهایی».
امروزه با گسترش برهنگی وکم پوششی زنان وحضور انکار ناپذیر آنان در خیلی از صحنهها و فعالیتهای اجتماعی راه برای بسیاری از سود جوییهای مردان اززنان بازشده از آن جمله به روز افزون پدیده شوم چشم چرانی میباشدکه نه تنها صدمات و آثار مخربی بر جسم و روح خود فرد میگذارد ، بلکه عوارض و زیانهای اجتماعی نامطلوبی در سطح جامعه در پی خواهد داشت و سرآغاز بسیاری از مفاسد و فحشا و ناامنیها... خواهد بود. چشم چران نه تنها به نوامیس مردم چشم میدوزد و سبب مزاحمت دیگران میشود و اگر کسی هم به ناموس او نگاه کند، ناخشنود نمیگردد. این امر سبب لطمه به شعور و حیثیت خود و اجتماع و سبب سست شدن پایههای استوار اخلاق میگردد، و اگر جلو آن گرفته نشود با جامعهای مملو از فساد و هرج و مرج روبه رو خواهیم شد.
چنین فردی برای ارضای روح سرکش و شهوت آلود خود با ایجاد روابط نامشروع با دیگران اقدام کرده و به تدریج با ارتباطات حجب و حیا کنار گذاشته، فساد اخلاقی را عادی میسازد. چنانکه حضرت علی علیهالسلام فرمودند: چشمان شما کلید عفاف شماست . این کلید را اگر به نامحرم واگذارید گنج عفت خویش را از دست دادهاید.
چه بسا تداوم عمل زنا سبب شیوع امراض مراقبتی چون سفلیس، سوزاک، هریس سیمپلکس، شانگر، ایدز و... شود که هر کدام درنوع خوداز خطرناک ترین بیماریها به شمار میروند.
از دیگر آثار نگاههای آمیخته به شهوت میتوان افزایش طلاق، خودکشی،
کورتاژ و کاهش ازدواج در سطح جامعه را نام برد. پس باید کوشید تانگاه خود را در مهار دل قرار دهد، نه دل رااسیر نگاه.
«إنَّ السَمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُوادَ کُلُّ اُولئکُ کَانَ عنْه مُسئُولاً»(1).
براستی که گوش و چشم و قلب، همه مورد پرسش واقع خواهد شد.
«گوش در برابر آنچه که شنیده و چشم هر چه دیده و دل هر آنچه خواسته مسؤول است. مراد این است که صاحبان گوش و چشم و دل، مسؤولیت دارند. برخی میگویند: همه این اعضا مسؤولیت دارند. یعنی از فکر و عقل سؤال میشود . خداوند از گوش میپرسد که چه شنیدی و از چشم میپرسد که به چه چیز نگاه کردی و از قلب و دل میپرسد که به چه چیزهای معتقد شده است»(2).
«و اینکه چرا از میان حواس انسان به چشم و گوش تصریح شده واضح است، زیرا معلومات حسی انسان غالباً از راه این دو حس حاصل میشود و بقیه اعضا را تحت الشعاع خود قرار میدهند». بایددانست که رابطه چشم ودل رابطهای ناگسستنی است. وقتی که چشم به یک «دریاچه هوس» تبدیل شود، درآن جز «قایق نگاه» حرکت نمیکند و بر صفحه دل گاهی همان نقش میافتد که از روزنه «دیده» میبیند. بر طبق فرموده مولای متقیان حضرت علی علیهالسلام : «القلبُ مُصْحَفُ البَصَرِ»؛(3)دل، کتاب وصحیفه ی چشم است. «دیده پنجره ی «دل» است. «این دو طفل معصوم «دل و دیده» اگر رها شوند، گم میشوند. احساس غریبی میکنند، به دامن غریبهها پناه میبرند، عصیان میکنند، اگر از بام ما پرواز کردند، دیگر به خانه بر نمیگردند»(4).
«اگر بزرگان سلوک و عرفان «دربان دل»، بوده اند، تا بیگانه در حریم و حرم دل وارد نشود، «دیده بان دیده»هم بوده اند تا چشمشان به هر چیز نیفتد»(5)«بله، هر آن کس به چیزی عشق ورزد، آن عشق چشم او را کور و دلش را بیمار میکند، چنین
فردی با چشم ناسالم مینگرد و با گوش ناشنوا میشنود، زیرا که بیگمان، شهوتها پرده خردش را دریده اند و دنیا قلبش را میمیراند و او را با تمام وجود شیفته خود ساخته است»(1).
در کنار هر نگاه دو فرمان است: دل و شیطان. که میگویند : «چشم بدوز». و دین که میگوید: «دیده فرو بند». با کنترل نگاهها میشود آمار تلفات ترکشهای «چشم ناپاک» را کاهش داده . امام علی علیهالسلام فرمودند: کسی که چشم خود را پایین اندازد، دلش را آسوده کرده»(2).
آدمی نمیتواند از تاثیر شنیدهها و دیدههاش بر دل و مغزش جلوگیری کند. این تاثیرپذیری به کمک شبکه اعصاب وفعالیت مغزاست وشخص نمیتواندباتلقین چندان ازتاثیرآن بکاهد. وقتی انسان چیزی را میبیند از طریق اعصاب سمپاتیک sympathethic Nervesو پاراسمپاتیک sympathethic Nervespara مشاهداتش را به مغز میرساند. در مغز است که تلاطم پدیدمی آیدوهورمون محرک غرایز به سراسربدن گسیل میشود.(3)از خصوصیات مرد است که از مشاهده اندام زن دچار التهاب و تحریک جنسی میشود. تحریک پذیری مرد در برابر محرکهای بصری بسیار بیش از سایر محرکات است . باید توجه داشت «نگاه آلوده محصول قلب آلوده است، و هر کس که نمیتواند نگاه خود را کنترل کند، به طریق اولی نمیتواند قلب خود را از انحراف و آلودگی حفظ نماید»(4)، «زیرا نگاه انسان پیشاهنگ راه انسان است»(5).
«چشم حاوی جریان قوه الکتریکی است . بنابراین تنها عایق و مانعی که میتواند از برقرار شدن جریان قوه طبیعی جلوگیری نماید حجاب است . طبق این قاعدهی طبیعی به طور یقین میتوان گفت اگر مطابق دستورهای قرآن کریم، بانوان محجوب باشند و در حراست خودشان مراقبت به عمل آورند، دیگر بیعفتی اتفاق نخواهد افتاد»(6). قرآن کریم درباره حجاب فرمودند:
1) 1 . نهج البلاغه، خطبه8.
2) 2 . عبدالواحد آمدی تمیمی، غرر الحکم، ص 663، ح1467.
3) 3 . یوسف غلامی، جلوه نمایی زنان ونگاه مردان، ص 117.
4) 4 . احمد صبور اردوباری نگاه پاک زن و نگاههای آلوده به او؟! ، ص 103.
5) 5 . لحظُ الانسانِ رائدُ القَلبهِ. عبدالواحد آمدی تمیمی، غرر الحکم، ص 572، ح17.
6) 6 . کمال مرتضویان، تأثیرنگاه، چاپ سربی، تهران، 1380، ص 24.
«یَا َایُّها النَّبِیُّ قُلْ لاَزْواجِکَ وَ بَنَاتِکَ وَ نِساءِ المُوءمِنینَ یُدْ نِینَ عَلَیْهِنَ مِنْ جَلابیبهِنَ ذلِکَ اَدْنی اَنْ یُّعرَفْنَ فَلا یُوءذَینَ»(1).
ای پیامبر، به زنان و دخترانت و به زنان با ایمان بگو: پوششها و جلباب خود را بر خود فروتر گیرند. این برای آن که شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است.
«تنها داشتن ظاهری پوشیده و حجاب، نمیتواند مانع نفوذ جاذبههای زنانه باشد، بلکه باید از هرگونه رفتاری که خلل در دل مردان بوجود میآورد پرهیز کرد تا جایی که اگر زنی در مکانی نشسته در کنار او ننشینند، مبادا تحت تاثیر تشعشعات اندام وی قرار گیرند. مسأله به قدری ظریف است که حتی اگر زنی از جایش برخاست بهتر است بلافاصله بر جای او ننشست».(2)
رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمودند: «هرگاه زنی در جایی نشسته بود برخاست، مرد بیگانه بر جای او جلوس نکند تا محل نشستن او سرد شود.»(3)
«درانسان این تشعشعات با حداقل بروز آنها تناسب خاصی با افکار و روحیات و آمادگی ساختمان جسمی دارد . به ویژه در زنان امواج فوق، شدت بیشتری دارد، چنان که «از اندام زن و حتی از موی سر او امواج مرموزی متصاعد میشود و بر بدن برخی از مردان مستعد نشسته و موجب تحریک و فعالیت غدد جنسی آنها میشود»(4).
حجاب نه تنها باید در پوشش ظاهری زنان باشد. بلکه در نگاه و گفتار و رفتار هم باید جنبههای حجاب را رعایت کنند. که رعایت حجاب، برای بقا و سلامت حیات خانواده و بهداشت روانی جامعه لازم است. همچنین برای حفظ جان زن و پیشرفت علمی و ترقیات فکری جامعه و ایجاد روح کار و تولید و تلاش اقتصادی هم موثر است. همچنین از جمله فلسفههای حجاب استواری اجتماع و ارزش و احترام زن است.
نقش پوشش درجلوگیری از بیماریهای پوستی(1)
توضیح اینکه، بنا به گفته دکتر محمد صادق علمی، از نوع پوشش زنان راهبهی مسیحی میتوان حدس زد که در شریعت مسیح پیامبر، نیز حجاب مانند آنچه در اسلام است وجود داشته است.
هرگاه آدمی براساس فطرت خویش حرکت نماید و اعمال و آداب خود را بر آن اساس بنا نهاده باشد، بیشک از سلامت روحی بیشتر و آرامش افزون تری برخوردار گشته و در طریق تکامل انسانی موفق تر خواهد بود.
حجاب امر فطری است که از نهاد و سرشت انسان بر میخیزد، به این معنی که هر موجود زندهای مایل است آنچه دارد در حریم خود حفظ کند و در مقابل مهاجمین و متجاوزین به آن در مقام دفاع برمی آید و به مقابله برخیزد.
حجاب علاوه بر ایجاد امنیت و برتری و ارزش زن و منع کامیابی آزاد مردان از او در جلوگیری از ابتلا به بیماریهای پوستی هم تأثیر دارد.
«روبرتو براکاگلیا» جراح معروف زیبایی صورت در ایتالیا مدعی شده که : زنان راهبه ، به مراتب جوان تر از زنان غیر راهبه هم سن و سال خود میباشند.
این جراح میان دو گروه از زنان راهبه و غیر راهبه از نزدیک مقایسهای به عمل آورده، و در حین مقایسه متوجه لطافت و جوانی صورت راهبهها شده است.
وی میگوید: چهره یک راهبه شصت ساله در مقایسه با پوست چهره یک زن شصت ساله عادی دارای چین و چروک کمتری بوده و جوانتر به نظر میرسد.
این جراح ایتالیایی طرز لباس پوشیدن راهبهها را به عنوان عامل اصلی این تفاوت معرفی کرده است.
1) 1 . روزنامه رسالت، شماره 2459، صفحه 3، 22 تیر 73.
فصل اول نگاه و طهارت
جلوگیری ازنگاه دیگران دروقت قضای حاجت
لازم است انسان در وقت قضای حاجت و مواقع دیگر عورت خود را از دیگران پوشیده دارد و خود را در معرض نگاه دیگران قرار ندهد . علامه حلی در «تبصره» فرموده: «بر متخلی واجب است که عورت خود را از هر «ناظر محترم»(1)یا بینندهای که نگاهش بر عورت متخلی جایز نیست بپوشاند»(2). این دستور بیانگر دقت نظر و توجه دین اسلام به امر حیا و عفت میباشد. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله به هنگام قضای حاجت از کسانی که همراه ایشان بودند فاصله میگرفتند ؛ به قدری که هیکل حضرت را، احدی در حال تخلی ندیده و این ناشی از شدت حجب و حیای حضرت بود.
فقها هم پوشاندن عورت را از ناظر محترم واجب دانسته، چه ناظر از محارم باشد و چه نباشد. مرد یا زن باشد حتی دیوانه و طفلی که تشخیص میدهد. کما اینکه نگاه کردن به عورت دیگری هر چند که دیوانه یا طفل ممیز باشد حرام است، عورت در مرد قبل و دبر و بیضتان میباشد(3).
1) 1 . ناظر محترم. بینندهای عاقل و بالغ و مختار و یا طفل ممیز است.
2) 2 . حسن بن یوسف بن علی بن مطهر، علامه حلی، تبصره المتعلمین فی احکام دین، الاداب، نجف، 1380، ه ق، ص 19؛ محمدبن جمال الدین مکی عاملی، شهید اول، الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه، ج 1، موسسه اسماعیلیان، 1380ه. ش، ص 32.
3) 3 . سید محمد کاظم طباطبایی یزدی، العروه الوثقی، دار الکتب الاسلامیه، تهران، دوم، محرم الحرام 1392، ض 55؛ سید روح الله خمینی، تحریرالوسیله، ج 1، موءسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، اول بهار 1379، ص 19.
صاحب جواهر بیان کرده: «پوشاندن بدن بر متخلی مستحب است، یعنی شخص خود را هنگام اراده تخلی بپوشاند و یا در مکانی دور یا در حفرهای کوچک و یا داخل ساختمانی برود.
در روایت حماد بن عیسی از امام صادق علیهالسلام آورده که: لقمان به پسرش گفت: ای فرزند: هرگاه خواستی قضای حاجت کنی به دورترین مکان برو. از امام علیهالسلام روایت شده که آنچه به لقمان حکمت بخشید، نه مال و نه جمال او بود، بلکه او مردی فرمانبردار در امر خداوند بود. پرهیزگار و باتقوا بود، احدی او را هنگام بول و غائط و غسل کردن ندید به سبب عفت و پوشش و محافظت او بر این کار»(1).
آیت الله خویی، آنچه را که بین ناف و زانو میباشد ، بنابر بر احتیاط در حکم عورت به شمار میآورند(2).
با توجه به ادله از کتاب و سنت و عقل و اجماع ستر عورت در همه احوال واجب است، بلکه وجوب ستر از امور ضروری دین است. در صورت عدم وجوب ساتر، صاحب جواهربرای پوشش، گذاشتن دست و غیرآن را جایز میداند. بنا به اصل حرمت نگاه و اجماع محصل و منقول که بر این امر دلالت دارد(3).
«ستر از طفل غیر ممیز واجب نیست، چرا که دلیلی بر ستر و پوشش در برابر غیر ممیز نداریم. بلکه حال آنها، حال موجودی است که ستر از آن واجب نمیباشد، با توجه به اصل برائت و ادعای بعضی از فقها دلیلی برای پوشش نداریم. ولی بر ناظر، حرام است که به عورت دیگری حتی طفل ممیز و مجنون نگاه کند، به سبب دلالت ادله و روایت رسول خدا صلیاللهعلیهوآله که فرمودند:
«مَنْ کانَ یُوءمِنْ بِالله عَزَّوَجَلَّ فَلا یَنظر الی عورةِ اَخیهِ(4).
روایات و ادله بسیاری رسیده که دلالت بر وجود ستر عورت و فروبستن چشم از عورات مسلمانان و همچنین نهی مسلمانان از نمایاندن عورت به دیگری دارد از جمله: آیه کریمه: «قُلْ لِّلْمُوءمِنینَ یَغُضُّوا مِنْ أبْصَارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ؛ به مومنان بگو
1) 1 . محمد حسن نجفی، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج 1، موسسه المرتضی العالمیه بیروت و دار المورخ العربی، بیروت، اول 1412، 1992، ص 257.
2) 2 . سید ابوالقاسم خویی، منهاج الصالحین العبادات و المعاملات ج 2، مکتبه لطفی، تهران، دوم1352ه، 1393م، ص14.
3) 3 . محمد حسن نجفی، جواهر الکلام، ج 1، ص 257.
4) 4 . سید محمد حسینی شیرازی، الفقه، کتاب الطهارة، ج 4، دارالقرآن الحکیم، قم ص 75.
دیده فرو نهند و پاکدامنی ورزند.»
از صدوق، روایت مرسلی رسیده که از امام صادق درباره این آیه کریمه سوال شد. امام علیهالسلام فرمودند: « هر جا در قرآن حفظ عورت آورده شده منظور محافظت از زنا میباشد مگر در این آیه که به معنی حفظ و مراقبت از نگاه کردن به آن است»(1).
علی بن حسین مرتضی از حضرت علی علیهالسلام نقل کردند که فرمودند: «معنای آیه کریمه: قُلْ لِّلْمُوءمِنینَ یَغُضُّوا مِنْ أبْصَارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ؛ این است که هیچ یک از شما به عورت برادر مومنش نگاه نکند یا امکان نگاه به عورت دیگری را ایجاد نکند»(2).
روایات بسیاری بر نهی از دخول در حمام بدون لنگ وارد شده از جمله:
پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمودند:
«َیا علی ایاکَ وَ دُخول الحمام بِغَیْرِ مِئزرٍ، فَانْ مَنْ دَخَلَ الحَمام بِغیرَ مِئزَرٍ مَلعُون النَاظِرَ وَ المَنظور الیه»(3).
ای علی، بدون شلوار داخل حمام نشو، چرا که نگاه کننده و کسی که به او نگاه میشود هر دو مورد لعن هستند.
امام صادق علیهالسلام فرمودند:
«عُوَرةُ المُومِن علی المُومِن حَرامٌ»(4)
عورت مومن بر مومن حرام است.
دلایل وجوب در پوشش و ستر عورت فراوان است، عقل هم حکم میکند که: عدم پوشش باعث ایجاد مفسده از جمله شیوع زنا و لواط و امراض مترتب بر آن میشود. پس ستر و محافظت بر عورت بر هر کس واجب است.
«در جواهر الکلام آمده «از اطلاق نص و فتوی روشن میشود که ستر عورت از هر ناظر محترمی واجب است مگر زن و شوهرکه در این حکم نسبت به یکدیگر استثناء شده است، فرق نمیکند که ناظرمکلف باشد یا غیر مکلف مجنون باشد یا صبی و یا ممیز، روایات آن را مطلق ذکر کرده اند این حکم تقیید نشده مگر درکودک
1) 1 . شیخ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، ج 1، ص 212، ح 787.
2) 2 . محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 1، ص 212، ح 489.
3) 3 . همان ج 1، ص 364، ح 1399. سید محمد حسینی شیرازی، الفقه، کتاب الطهاره، ج 4، ص 73؛ ابو محمد حسن بن علی بن شعبه حرانی، تحف العقول، المکتبه و المطبقه الحیدریه فی النجف، پنجم، 1380ه. 1961 م، ص 11.
4) 4 . محمد بن حسن حر عاملی، وسائل، ج 1، ص 366، ح 1409.
غیر ممیز همچون سایر موجودات عدم ستر در برابر او عیبی ندارد»(1).
شاید بتوان بیان کرد علت آنکه انسان باید در وقت قضای حاجت مواظبت و محافظت بسیار بر ستر عورت کرده و اینکه سنت است به دورترین محل رود و در جایی نشیند که هیچ کس او را نبیند، علاوه بر اینکه بیانگر تاکید بسیار دین اسلام بر شرم و حیا و عفت است.
این عمل باعث میشود که شخص با آرامش خود را به طور کامل تخلیه کرده و عمل تطهیر را به خوبی انجام دهد، که این کار، از نظر پزشکی هم برای سلامت او مفید است، چرا که سبب سلامتی و نشاط خود فرد میشود وگرنه او دچار بیماریهای کلیوی و... خواهد شد.
ستر عورت نه تنها در حال تخلی بر فرد واجب است. بلکه در تمام احوال پوشش و ستر عورت واجب میباشد، مکروه است انسان بدون ضرورت لباس را از تن بیرون آورده و عریان شود، خواه شب باشد یا روز، مرد باشد یا زن و در صورتی که ناظر محترمی وجود داشته باشد، حرام است عریان شود. پوشیدن شلوار یا آنچه که عورتین و رانهای انسان را بپوشاند مستحب است. این احکام به جهت جلوگیری از فحشا و فساد وضع شده است. از طرفی عدم محاظفت بر ستر عورت کم کم پرده حجاب و حیا را از بین برده و نمایان کردن عورت برای فرد امری عادی و طبیعی میشود. و به تدریج به مرحله انحراف «عورت نمایی. خودنمایی»(2)میرسد.
این انحراف «عبارت است از اقدام مکرر به نشان دادن اعضای تناسلی به فرد بیگانهای که انتظار چنین عملی را ندارد، به منظور رسیدن به هیجان و تحریک جنسی، بدون اینکه سعی زیادی برای فعالیت جنسی با آن فرد ناشناس به عمل آید، این عمل یکی از شایعترین انحرافهای جنسی در بالغین است»(3).
«از نظر روانکاوی به نظر میرسد که فرد «عورت نما» در پی کسب اطمینان مجدد و آرامش خاطر برای رهایی از اضطراب نهفته خود میباشد. این انحراف که یک نوع انحراف جنسی است، تقریباً همیشه در مردان دیده میشود. زنان معمولاً از نشان دادن اعضای تناسلی خود به ارضای جنسی نایل نمیشوند. اما آنها از نشان
دادن سایر قسمتهای بدن خود لذت بیشتری میبرند»(1). که در اسلام به نام تبرج و خودنمایی در زنان یاد آوری شده است.
همانطور که پوشاندن عورت بر مرد واجب است، نگاه کردن به عورت دیگری هم حرام میباشد و بر شخص واجب است که چشم خود را از نگاه کردن به عورت کلیه مردان و زنان فرو بندد.
مثلاً « ایستادن در جایی که علم دارد، به اینکه نگاهش به عورت دیگری میافتد، توقف او در آنجا جایز نیست، بلکه واجب است از آن جا برود یا چشم خود را فرو بندد، و اگر هم علم نداشته باشد، بلکه شک و یا ظن داشته باشد رفتن او جایز خواهد بود»(2). «چرا که مشمول لعن ناظر و منظور الیه و ادلهای که امر به «غض بصر» نموده میشود»(3). و «حتی نگاه کردن به عورت دیگری از پشت شیشه و حتی در آیینه و آب زلال و صاف جایز نیست»(4).
در روایت صحیح حریز از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمودند:
«نباید به عورت مومن نگاه کند و اخبار دیگری که بر نهی از نگاه کردن دلالت دارد بنابر اقوی فرقی بین حرمت نگاه بین عورت مسلمان و کافر نمیباشد»(5).
حکم نگاه به مومن و مسلمان مقید نشده به طور کلی این مسأله در روایات منع شده است.
«به سبب اطلاق ادلّه، برای مسلمان جایز نیست به عورت کافر نگاه کند و بر مسلمان نمایان کردن عورتش در برابر کافر سزاوارنمیباشد. و بلکه حرمت این کار در برابر کافر شدیدتر و بیشتر است»(6).
از امام صادق علیهالسلام روایت شده که فرمودند:
1) 1 . فرامرز گودرزی، پزشکی قانونی، ج 2، ص 1232.
2) 2 . محمد کاظم طباطبایی یزدی، العروه الوثقی، ص 55.
3) 3 . سیدمحمد حسینی شیرازی، الفقه، کتاب الطهاره ج 4، ص 81.
4) 4 . همان ص 55، سید روح الله خمینی، تحریرالوسیله ج 1، ص 18؛ سید ابوالقاسم خویی، منهاج الصالحین، ج 2، ص 19؛ ابوالحسن موسوی اصفهانی، وسیله النجاة، مرتضویه، نجف، پنجم، ص9.
5) 5 . محمدحسن نجف، 1740؛ ، جواهر الکلام، ج 1، ص 257.
6) 6 . سیدمحمد حسینی شیرازی، الفقه، کتاب الطهاره، ج 4، ص 81.
«آنچه در نزد من ناخوشایند و مکروه است، نگاه کردن به عورت مسلمان است، و نگاه کردن به عورت کسی که مسلمان نیست حکمش همانند نگاه کردن به عورت حمار است»(1).
امام صادق در روایت دیگری فرمودند:
«داخل حمام نشوید مگر با شلوار و نگاه مسلمان به عورت برادر مسلمان را نهی کرده، و فرموده اند: هرکس به عورت برادر مسلمان خود با دقت نگاه کند یا بر عورت غیر اهلش عمداً بنگرد، خداوند او را با منافقان و کسانی که از عورت مردم تجسس میکنند داخل میکند و از دنیا نمیرود، مگر آنکه او را رسوا کند»(2).
صاحب جواهر میگوید: «اطلاق نص و فتوی دال بر این است که منظور ستر عورت از ناظر محترم میباشد،. .. و آنچه از محاظفت از نگاه به ذهن میآید. مقصود، نگاه با دقت نگاه کننده و ناظر است ، نه مجرد دیدن. فرقی بین اینکه ناظر مسلمان باشد یا کافر و مونث باشد و مذکر نیست»(3). دلیل نهی از نگاه به عورات دیگری آیات و روایات و احادیث بسیاری است که رسیده، و اگر کسی به عورت مومن دیگر نگاه کند نه تنها مرتکب گناه شده، بلکه اگر این نگاه را تکرار کند، به صورت عادت ادامه دهد پرده شرم و حیا کنار میرود، روح شهوت پرستی افزایش مییابد و سبب ایجاد ناامنی و مشکل برای دیگران در سطح جامعه خواهد شد. اسلام برای جلوگیری از گناه و شیوع فحشا در جامعه و ایجاد محیطی امن برای همه، قوانین و حدودی را بیان کرده، که اگر در جامعه اجرا شود، سلامت جامعه و مسلمانان به خطر نمیافتد و ما کمتر با فسادهای اخلاقی و انحراف افراد جامعه رو به رو خواهیم شد.
بر هر فرد واجب است که، عورت خود را از هر ناظر دارای قدرت تشخیص بپوشاند و نگاه کردن به عورت دیگری در هیچ صورت جایز نمیباشد، مگر در یک مورد:
هرگاه کسی ناچار شود در مقام معالجه به عورت شخص دیگر نگاه کند، اگر
راهی به جز نگاه کردن نباشد نگاه مانعی ندارد. در صورتی که حفظ جان انسان محترم مبتنی بر نگاه کردن باشد، اشکال نداشته و بر طبیب نگاه واجب خواهد بود. «به دلیل آیه کریمه «َولَا تُلْقُوا ِبایْدیَکُمْ اِلَی التَهْلِکه». و حدیث رسول خدا صلیاللهعلیهوآله که فرمودند: «لاضرر و لاضرار»، پس هر ضرری که انسان را فرا بگیرد فرار از آن واجب است. که در اینجا، نگاه برای معالجه و نجات انسان میباشد»(1). که در اسلام حفظ جان انسان همیشه و همه جا مقدم و راجح بر امور میباشد.
صاحب عروه فرموده: «اگر با نگاه کردن در آیینهای که مقابل عورت قرار میگیرد، معالجه امکان پذیر شد، به این طریق که در آن نگاه کند احتیاط واجب آن است که اینگونه عمل کند»(2). «اگر چارهای جز نگاه کردن نداشت نگاه مانعی ندارد»(3).
آیت الله سیستانی، هم بنا براحتیاط نگاه مستقیم برای معالجه به عورت را جایز نمیدانند ، بلکه باید در آیینه و مانند آن نگاه کند، مگر آنکه معالجه جز با نگاه مستقیم امکان پذیر نباشد(4).
«دلیل بیان حرمت نگاه بدون آیینه، و نگاه با آیینه، احتمالاً بیان اهمیت این موضوع است که نظر عقل در ذهن (نگاه با آیینه) مقدم میشود. و فرقی نمیکند که طبیب مرد باشد و مریض زن و یا بالعکس و یا هر دو مرد و یا هر دو زن باشند»(5).
البته «در صورت رفع اضطرار پزشک هم جنس، مقدم بر غیر هم جنس خواهد بود اگر مریض مرد باشد پزشک مرد و زن هم باشد، پزشک مرد مقدم است، به سبب اینکه ادله در حرمت نگاه در هم جنس از یک جهت است و در غیر هم جنس از دو جهت است»(6)
1) 1 . سیدمحمد حسینی شیرازی، الفقه (کتاب الطهاره)، ج 4، ص 97.
2) 2 . محمد کاظم طباطبایی یزدی، عروه الوثقی، ص 55؛ سید روح الله خمینی، تحریرالوسیله، ج 1، ص 20.
3) 3 . ابی جعفر محمدبن حسن بن علی طوسی، المبسوط فی فقه الامامیه، ج 4، عنیت بنشره، المکتبه المرتضویه، الاحیاء الآثارالجعفریه، ص 160.
4) 4 . سیدعلی حسینی سیستانی، منهاج الصالحین، ج 3، کتابخانه آیت الله العظمی السید علی الحسینی السیستانی، قم. پنجم، 1427، ص 14.
5) 5 . سیدمحسن طباطبایی حکیم، مستمسک العروه الوثقی، ج 2، الاداب، نجف، سوم، 1392، ص 194.
6) 6 . سید محمد حسینی شیرازی، الفقه کتاب(الطهاره)، ج 4، ص 98.
آیا ستر عورت همیشه واجب است؟
روایات متعدد اهل بیت علیهالسلام ، امر به ستر عورت و غض بصر از نگاه به عورات دیگران دارد و مومن را از کشف عورت نهی کرده، مگر در جایی که کسی او را نبیند.
«ستر عورت در تاریکی که مانع نگاه است واجب نیست، یا زمانی که کسی حضور نداشته باشد، یا آن که فرد کور باشد و بداند که نمیتواند نگاه کند و همچنین جایی که کسی نمیتواند نگاه کند، ستر عورت واجب نمیباشد»(1).
امام خمینی در« تحریرالوسیله» بیان کرده اند: «پوشاندن عورت از فرد غیرممیز واجب نیست، همانطور که نگاه به عورت طفل غیر ممیز جایز است»(2). البته بدون قصد شهوانی منظور است.
مسألهای که اینجا مطرح میشود این است که آیا نگاه به مدفوع مستحب است یا نه؟ در کتب فقهی، فقها چندان به این مسأله نپرداخته اند. اما از مضمون سخن فقها، میتوان استحباب نگاه را استدلال کرد.
در کتاب «اولین دانشگاه و آخرین پیامبر» آمده: «نگاه به مدفوع مستحب است. این دستور بسیار جالبی است... امروز ارزش پرستار کمتر از طبیب نیست، حتی آن باجی که ظرف مدفوع را میبرد، اگر زن خوبی باشد، به مدفوع مینگرد. خونی، چرکی، انگلی یا... در آن بود به پزشک اطلاع میدهد و چه بسا همین اطلاع به قیمت جان مریض تمام شده مخصوصاً در بیماران جراحی شده که ارزش فوقالعادهای دارد اسلام خواسته شخص خود پرستاری کند به مدفوعش بنگرد چرکی، خونی، انگلی است مراجعه و معالجه کند و بیماری را کهنه و مزمن نسازد و به همین دلیل باید مستراح روشن باشد که مدفوع خوب دیده شود»(3).
در«عروه الوثقی» آمده که : از جمله مستحبات و آداب تخلی این است که متخلی هنگام نگاه به غائط بگوید: «َالَلهُمَّ ارْزُقْنیِ الْحَلال وَ جنّبنی عَنْ الحَرَامِ»(4)
خداوندا به من روزی حلال ارزانی دار و از حرام دورم کن.
یُنَزِّلُ عَلَیْکُمْ مِنَ السَّمَاءِ ماءً لِیُطهِّرَکُمْ بِهِ.(1)
برخی فقها میگویند: «مستحب است، متخلی در وقت قضای حاجت هنگام نگاه کردن به آب دعا بخواند(2).
البته نگاه به آب در روایات بسیار سفارش شده، اما باید توجه داشت که یکی از میکروبها و نجاساتی که در اسلام از آن یاد شده ادرار و مدفوع انسان است. «جالب این که به همان ترتیبی که در فقه اسلامی میبینیم از نظر فساد پذیری و پرورش میکربهای زیانبخش، در درجه اول ادرار و در درجه دوم مدفوع انسان و حیوانات گوشتخوار و پس از آن منی و مردار و خون قرار دارد»(3). با این توصیفات بدن انسان که در حال تخلی با یکی از نجاسات برخورد دارد، و برای طهارت و نظافت انسان هیچ پاک کنندهای بهتر از آب نمیباشد، که نبود آن چه بسا فاجعهها به بار آورد.
صاحب عروه میگوید: هنگام دیدن آب بگوید: «اَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذِی جَعَل الْمَاء طَهُوراً وَ لَمْ یَجْعَلَهُ نَجِساً»(4).
سپاس خدایی را که آب را پاک کننده قرار داد و آن را نجس قرار نداد.
یکی از غسلهای مستحبی، غسل به سبب تماشای شخص دار آویخته است. در صورتی که عمداً برای نگاه کردن او تلاش کرده باشد.(5)
«رفتن برای نگاه کردن به مصلوب (به دار آویخته) شرط است به اینکه سه روز از دار زدنش گذشته باشد، غسل کردن مستحب است به شرط آن که «مصلوب» را ببیند»(6).
1) 1 . قرآن کریم، سوره مبارکه انفال، آیه 11.
2) 2 . محقق حلی، مختصر النافع، ص 5؛ میرزا حسین نوری طبرسی، مستدرک الوسایل، ج 1، ص 35.
3) 3 . بهاء الدین بیآزار شیرازی، رساله نوین فقهی، پزشکی، ج 1، دفتر نشر فرهنگ اسلام، دوم، 1374، ص 118.
4) 4 . سیدمحمد کاظم طباطبایی یزدی، العروه الوثقی، ص 59.
5) 5 . سید روح الله موسوی خمینی، تحریرالوسیله، ج 1، ص 97.
6) 6 . علی اصغر مروارید، سلسله الینابیع الفقهیه (غنیة النزوع )، ج 2، موسسه فقه الشیعه، الدار الاسلامیه، بیروت، اول، 1410 1990. ص 379.
برخی از فقها گفتهاند که : استحباب غسل بر کسی که «به مصلوب» نگاه کرده دو شرط دارد:
اول؛ آنکه عمداً و به قصد نگاه کردن به او رفته باشد و اگر اتفاقی و بدون قصد چشمش به او بیفتد، یا در رفتن به آن مکان مجبور شده، غسل مستحب نیست.
دوم؛ آنکه به حق او را به دار کشیده باشند. و سه روز بر دار باشد، پس نگاه کردن به او موجب استحباب غسل کردن نمیشود، به خلاف صورتی که (مصلوب ظلم کرده) و او را به سبب ظلمی که انجام داده دار زده اند که غسل در آن مستحب است و لو در دو روز اول باشد. دلیل بر وجه دوم واضح نیست. بلکه شرط اول، در ظاهر روایتی است که دلالت دارد به اینکه، هرگاه شخصی برود و به مصلوب (دار آویخته) نگاه کند از باب عقوبت باید غسل کند. ظاهر آن، این است که اگر کسی به سوی مصلوب رود برای غرضی صحیح مثل ادای شهادت و یا تحمل شهادت، غسل کردن در حق او ثابت نمیشود»(1). امام صادق علیهالسلام نیز فرمودند:
« زیرا او نجس و مسخ است اگر او را بکشند، باید غسل کنی»(2).
شیخ صدوق و ابیصلاح حلبی از فقهایی هستند که قائل به وجوب این غسل شدهاند(3).
در «کافی» روایت شده که امام باقر علیهالسلام هرگاه جنازهای را میدیدند میفرمودند:
«َاْلْحَمْدُلله الَّذی لَمْ یجْعَلنی مِنَّ الْسَّوادِ الُمخْتَرم»(4).
ستایش خدایی راست که که مرا از مردگان قرار نداده است.
بین خواندن این دعا و بین حب لقای خداوند در بین حال احتضار منافاتی نیست. زیرا از رسول الله صلیاللهعلیهوآله روایتی رسیده که: «مَنْ أحَبَ ِلقَاءَ الله ِاَحَبَّ الله لِقَاءه، وَ مَنْ کَرَهَ لقاء الله. کره الله لقاءه(5)نگاه به جنازه میت سبب این میشود که انسان به یاد مرگ خود
1) 1 . سید محمد کاظم طباطبایی یزدی، العروه الوثقی، ص 153.
2) 2 . میرزا حسین نوری طبرسی، مستدرک الوسایل ج 1، المکتبه الاسلامیه تهران، المکتبه العلمیه نجف، ذیحجه الحرام 1382، ص 154.
3) 3 . سید محمد حسینی شیرازی، الفقه، کتاب الطهاره، ج 9، ص 88.
4) 4 . کلینی، فروع کافی، ج 3، ص 172، باب 38، ح1. ابوالقاسم نجم الدین جعفر بن حسن، محقق حلی، شرایع الاسلام فی احکام حلال و حرام، ص 24؛ علی بن حسین کرکی، جامع المقاصد فی شرح القواعد، ج 6، ص 76.
5) 5 . علی بن حسین کرکی، جامع المقاصد ج 1، ص 417؛ سعید زین الدین بن علی عاملی جبعی (شهید ثانی)، مسالک الافهام فی شرح شرایع الاسلام. ج 1، چاپ افست، ص 14.
افتد.»
خواندن دعاهایی که از معصومین علیهمالسلام رسیده در هنگام نگاه کردن به قبر مستحب است.
امام صادق علیهالسلام فرمودند:
«هرگاه به قبر میت نگاه کردی بگو: اَلَلهُمَ اجْعَلَهُ رَوضهِ منْ ِریَاضِ الْجَنَهِ وَ لَا تَجْعَلَهَا حُفْرَه مِنْ حُفْرَ الِنیران»(1).
پروردگارا! عالم برزخ را برای او باغی از باغهای بهشت قرار ده و آن را حفرهای از حفرههای دوزخ قرارش مده.
نگاه به قبر فایده دیگری برای انسان دارد که او را به یاد مرگ اندازد ومایه عبرت گرفتن او میشود و اینکه او هم به زودی باید همین راه را برود.
سر تا جور دیدش اندر مغاک به چشم جهان بینش آکنده خاک
وجودش گرفتار زندان گور تنش طعمه کرم و تاراج مور
سر و دست و سر پنجه زورمند کرده ایام بندش ز بند.(2)
«بهتر است هنگام غسل، میت را زیر سایه و زیر سقف یا چادر و مانند اینها قرار دهند، مستحب است پوشاندن عورت میت، هر چند به آن نگاه نشود و یا غسل دهنده کسی باشد که نگاه کردنش به عورت میت جایز است»(3).
علی بن جعفر از برادرش موسی بن جعفر علیهماالسلام سؤال کرد: « آیا در مکان باز و بدون سقف جایز است میت غسل داده شود؟ حضرت فرمودند: اشکالی ندارد، اگر
1) 1 . علی اصغر مروارید، سلسله الینابیع الفقهه (الهدایه بالخیر)، ج 1، ص 59؛ محمد بن نعمان ابن معلم( شیخ مفید) المقنعه، ص 80.
2) 2 . سعدی شیرازی، بوستان ( سعدی نامه )، غلام حسین یوسفی، سهامی انتشارات خوارزمی، چهارم، 1372، ص 187.
3) 3 . سید روح الله خمینی، تحریرالوسیله، ج 1، ص 72؛ سید محمد کاظم طباطبایی یزدی، العروه الوثقی، ص 55.
با پرده یا حایلی میان او و آسمان قرار دهند نزد من خوشایندتر است»(1). یعنی غسل دادن در مکان سرپوشیده بهتر است. در تذکره آمده: « شاید حکمت کراهت مکان بدون سقف این است که عورت میت در برابر آسمان آشکار است»(2).
شیخ طوسی در «الخلاف» بیان کرده: «پوشاندن عورت میت در حال غسل مستحب است . باید با پارچهای و یا با پاره کردن تکهای از لباس میت، آن را بر عورت او بیندازد.»
ابوحنیفه هم همین رای را پذیرفته شافعی گفته: میت را در لباسش غسل دهند»(3).
«امر شده میت را کفن نمایند تا پروردگارش را با پیکری پاک دیدار کند (به لقای آنچه حق تعالی برای او فراهم آورده با بدنی پاکیزه برسد) و مواضع نامناسب و پنهانی او برای آنان که جنازهاش را حمل مینمایند و به خاک میسپارند ظاهر نگردد، و مردم به خصوصیات ناخوش آیند پیکر و قبایح منظرش ننگرند، و دلها در سایه نگریستن به بدن میت قساوت پیدا نکند، و برای نفوس آنان که در قید حیاتند خوش آیند و بهتر باشد، و خویشان با دیدن او به کلی او را به فراموشی نسپارند...»(4).
بهتر است که میت غسل دهنده از نظر زن و مردی هم جنس باشند. پس نباید مرد زن را و زن، مرد را هرچند با پوشش و بدون لمس در نگاه کردن غسل دهد(5). صاحب مستمسک العروه، ادعای اجماع بر غسل توسط هم جنس را نموده و نص هم دال بر این مطلب میباشد(6). نگاه به عورت میت بیهیچ شبههای حرام است. آن ادله و نصوصی که دلالت بر نهی از نگاه به زن و عورت دارد و امر به پوشش با لباس دارد، این نهی از نگاه و امر به پوشش در زمان مرگ هم استصحاب میشود(7).
در کتاب «الفقه» با توجه به روایات و اخبار وارد شده بر وجوب ستر عورت میت
1) 1 . محمد بن حسن حرعاملی، وسائل ج 2، ص 720. ح 2848. ب 30.
2) 2 . علامه حلی، تذکره الفقها، ج 1، ص 346.
3) 3 . شیخ طوسی، الخلاف، ج 1، ص 692.
4) 4 . ابی جعفر محمد بن علی بن بابویه قمی، علل الشرایع، (دو جلد در یک مجلد) ج 1، مکتبه الطباطبایی بالمدرسه الفیضیه، قم. 1378 ه. ق. ص 254. ب 182، ح 9.
5) 5 . سید روح الله خمینی، تحریرالوسیله، ج 1، ص 67.
6) 6 . سید محسن حکیم طباطبایی، مستمسک العروه الوثقی، ج 4، ص 76.
7) 7 . همان، ج 4، ص 77.
حتی با پارچه یا تکهای که از لباس او پاره شده، بر وجوب ستر ادعای اجماع شده است.(1)
مذاهب چهارگانه اهل سنت معتقدند که: ستر عورت میت واجب بوده و بر غسل دهنده نگاه به عورت میت حلال نیست. جمهور اهل سنت اتفاق دارند بر این که فرق است بین مردان و زنان در غسل دادن، یعنی زنان، مردان را غسل میدهند، اما مردان زنان را غسل نمیدهند. سبب منع این است که برای هر یک از زن و مرد نگاه کردن به برخی مواضع دیگری در غسل مانند عورت جایز نمیباشد. دلیل اباحه در مواقع ضروری میباشد که مردان میتوانند دیگری را غسل دهند، و نگاه مردان به زنان حرمتش شدیدتر از نگاه زنان به مردان است.
زنان در برابر نگاه مردان به خود حجب و حیا دارند، اما مردان، از نگاه زنان حیا ندارند. علما در جواز غسل دادن هر یک از زوجین توسط دیگری اختلاف دارند. ابوحنیفه غسل دادن زن توسط همسرش را جایز نمیداند(2). در هر حال پوشاندن عورت میت در هنگام غسل مستحب است، هر چند بر غسل دهنده و حاضرین نگاه به آن حرام نباشد.
«شهید ثانی» معتقد است که: بهتر است که میت از زیر لباس غسل داده شود، « ولو غسل دهنده فرد مورد اعتماد و اطمینانی بوده و یا نابینا باشد که نگاه به عورت میت نمیاندازد. مستحب است عورت میت را بپوشانند»(3).
«همانطور که خداوند موجبات رسوایی و عورات او را پرده پوشی کرده او نیز نسبت به عیوب برادران دینی پرده پوش باشد»(4). که نگاه نامحرم به میت گناهش بسیار سنگین تر از نگاه به انسان زنده میباشد.
در چند مورد غسل میت توسط غیر هم جنس جایز میباشد:
1) 1 . سید محمد حسینی شیرازی الفقه( کتاب الطهارة )، ج 7، ص 313.
2) 2 . محمدبن احمد بن رشد قرطبی، بدایه المجتهد و نهایه المقتصد، (دو جلد در یک جلد)، الاستقامه. قاهره، جزء اول، 1371 ه. 1952 م. ص 220.
3) 3 . زین الدین بن علی عاملی جبعی، مسالک الافهام فی شرح شرایع الاسلام، ج 1، (چاپ افست) ص 13.
4) 4 . سید روح الله خمینی، پرواز در ملکوت، ج 1، ص 214.
بچهای که بیشتر از سه سال از عمرش نگذشته باشد زن و مرد میتوانند او را غسل دهند، اگرچه برهنه باشد(1). در مسالک گفته شده: «ستر در این بچهها مستحب میباشد»(2). در «مستمسک العروه» آمده: «مرد، دختر بچه را غسل میدهد، چنانکه در «التذکره» و «نهایه الاحکام» و ادعای اجماع بر آن شده، اما در«المعتبر» آمده: به نظر من در این حکم باید توقف کرد... احتیاط غسل ندادن، توسط زن میباشد و اصل حرمت نگاه است. بر این رأی اشکال است چرا که دلیلی بر اصل نداریم بلکه اصل مباح بودن غسل دادن است، و جواز نگاه قبل از وفات استصحاب میشود، به علاوه اصل برائت هم دال بر آن است»(3).
برجواز غسل دادن پسر بچه توسط زن، ادعای اجماع شده. صاحب جواهر گفته: اجماع بر آن اجماع محصل است. «روایت ابی عمیر دال بر همین مطلب است که گفته است: به امام صادق علیهالسلام گفتم: تا چه سنی زنان میتوانند پسر بچه را غسل دهند؟» فرمودند : «تا سه سالگی».(4)
شیخ صدوق هم در «المقنع» گفته: «اگر زنی در سفر فوت کرد و با او زنی نبود، غسل داده نمیشود و او را با لباس دفن میکنند، حتی اگر دختر بچه پنج سالهای باشد، و اگر کمتر ازپنج سال داشت ، او را غسل داده و دفن میکنند(5).
شهید ثانی گفته: مشهور بین فقها این است: «زوجین میتوانند یکدیگر را از زیر حجاب و پوشش غسل دهند. گرچه نگاه هر کدام به بدن دیگری جایز است، یعنی نگاه هر یک از زن و مرد به عورت دیگری پس از مرگ نیز جایز است»(6). امام در«تحریر الوسیله» آورده اند که: «زن و شوهر میتوانند یکدیگر را برهنه حتی با وجود هم جنس غسل دهند و برای هر یک جایز میباشد به عورت دیگری نگاه
1) 1 . سید روح الله خمینی تحریرالوسیله، ج 1، ص 68 67؛ میرزا حسین نوری طبرسی، مستدرک الوسایل ج 1، ص 101.
2) 2 . شهید ثانی مسالک الافهام، ج 1، ص 13؛ سید محسن طباطبایی حکیم، مستمسک العروه الوثقی، ص 78.
3) 3 . سید محسن طباطبایی حکیم، مستمسک العروه الوثقی، ج 4، ص 77.
4) 4 . همان.
5) 5 . علی اصغر مروارید، سلسله الینابیع الفقیه ( المقنع) ج 1، ص 40.
6) 6 . محمد بن جمال الدین مکی العاملی، شهید ثانی، الروضه البهیه ج1، ص 53.
کند، هرچند مکروه است»(1).
در این حکم فرقی بین زن آزاد و کنیز، و ازدواج دائم و موقت و زنی که طلاق رجعی داده شده حتی قبل از پایان عده طلاق نیست، اگر چه در دو مورد آخر (موقت و مطلقه) اشکال است(2). و «احوط ترک غسل با وجود مماثل در این دومی میباشد. خصوصاً بعد از انقضای عده ، و اگر زن با فرد دیگری ازدواج کرده باشد و یا مطلقه بائن باشد، حکم، عدم جواز غسل توسط زن است»(3).
اما مذاهب چهارگانه اهل سنت معتقدند که: «بر مرد غسل دادن زنان جایز نیست، مگر آن که زن همسرش باشد، و برای هر یک از زوجین جایز است دیگری را غسل دهد. اما اگر زن مطلقه بوده و حتی اگر طلاق رجعی هم داده شده باشد، بر هیچ یک غسل دادن دیگری جایز نیست. مالکیه و شافعیه بر این عقیده هستند.
علمای شیعه معتقدند که: نگاه مرد به همسرش و زن به شوهرش پس از مرگ اشکال ندارد و هر کدام میتواند دیگری را غسل دهد(4).
به دلیل روایت عبدالله بن سنان که از امام صادق علیهالسلام سوءال کرد: آیا بر مرد جایز میباشد وقتی که همسرش از دنیا رفت به او نگاه کند؟ و اگر زنی آنجا نباشد که او را غسل دهد مرد خود میتواند همسرش را غسل دهد؟ و یا زنی که شوهرش از دنیا برود میتواند به بدن شوهر خود نگاه کند. آن حضرت فرمودند: این کار اشکالی ندارد، ولی کسان زن ممانعت ایجاد کرده به سبب این که خویشان او دوست ندارند نگاه شوهرش در بدن زن به چیزی افتد که آنان خوش ندارند(5).
امام باقر علیهالسلام فرمودند: «مرد میتواند همسرش را غسل دهد ، اما عملاً به عورت او نگاه نکند»(6). هر چند در روایات و اقوال علما جواز غسل دادن زوجین توسط دیگری به طور واضح بیان شده، اما صاحب مستدرکه الوسائل مستحب میداند از روی لباس یکدیگر را غسل دهند(7). چرا که زوجین محرم تمام اعضای بدن یکدیگر
1) 1 . سید روح الله خمینی، تحریر الوسیله ج 1، ص 68؛ سید ابوالحسن الموسوی الاصفهانی وسیله النجات، مرتضویه، پنجم، ص 35.
2) 2 . سید روح الله خمینی تحریر الوسیله ج1، ص 68؛ سید محمد کاظم طباطبایی یزدی، العروه الوثقی ص 121.
3) 3 . سید محمد کاظم طباطبایی یزدی، العروه الوثقی، ص 121.
4) 4 . علی اصغر مروارید، سلسله المنابیع الفقهیه، (المقنع) ج 1، ص 40.
5) 5 . محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 2، ص 708.
6) 6 . میرزا حسین نوری طبرسی، مستدرک الوسائل ج 1، ص 101.
7) 7 . همان.
بوده و به جمیع بدن دیگری میتوانند نگاه کنند و این جواز نگاه بعد از مرگ هم باقی خواهد بود.
صاحب عروه میگوید: «میت اگر مرد یا زن باشد محارمش (به رضاع یا نسب) چه مرد و چه زن جایز است که او را غسل دهند. احتیاط و بلکه اقوی این است که هم جنس میت او را غسل دهد ؛ و گر نه باید از روی لباس غسل داده شود»(1).
اجماع فقها، به صراحت بر این قول دلالت دارد. در مستمسک آمده که: غسل دادن میت توسط هم جنس مقدم و اولی است بر اینکه مردی و یا همسر او را غسل دهد؛ چرا که همسر حالت و خصوصیتی دارد که محارم زن او را از غسل دادن همسرش منع میکنند(2).
در شناخت قبله لازم است به جهت کعبه توجه شود. اگر دلیل و نشانهای دال بر جهت قبله وجود نداشته باشد، برای تعیین جهت آن باید کسب علم کرد و یا از شخص عادل و مورد اعتمادی چه مرد و چه زن کسب اطلاع نمود.
قبله برای کسی که خانه کعبه را مشاهده میکندودرمسجد الحرام به اجماع همه فقهای امت همان کعبه است. به دلیل آیه شریفه «َفوَلِ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِد الْحَرَام».
کسی که خارج از کعبه است و «در حکم مشاهده کننده میباشد مثل نابینا ، و یا بین او و کعبه حایلی باشد به حیثی که جهت کعبه از او مخفی نباشد ، برای او دیوارهای خانه کعبه که مقابل اوست ، قبله میباشد و به سوی کعبه نماز میخواند»(1).
برخی فقها همین مطلب را بیان کرده اند. صحیح هم همین است به چند دلیل.(2)
دلیل اول: اجماع علما بر این است که قبله شخص مشاهده کننده، خود کعبه است نه بعضی قسمتهای آن.
دلیل دوم: روایت اسامه بن زید که گفته است : رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله به جانب کعبه نماز
1) 1 . علامه حلی، تذکره الفقها، ج 3، ص 10، و ابی جعفر محمد بن الحسن بن علی الطوسی، المبسوط فی فقه الامامیه ج 2، عینت بنشره. المکتبه المرتضویه، لا حیاء الآثار الجعفریه، ص 77؛ علی اصغر مروارید، سلسله الینابیع الفقهیه، (النهایه)، ج 3، ص 295.
2) 2 . فاضل مقداد، کنز العرفان فی فقه القرآن، ج 1، المکتبة المرتضویه لاحیاء الاثار الجعفریه، تهران 1384-1343، ص85.
خواند و با إشاره به خود کعبه فرمود: «قبله همین است.»
دلیل سوم: روایت علمای شیعه از امام صادق علیهالسلام یا امام باقر علیهالسلام است که: فرزندان عبدالاشهل در حالی وارد مسجد شدند که مردم مشغول نماز بودند و دو رکعت نماز را به سوی بیت المقدس خوانده بودند. بعد گفته شده که پیامبر شما به سوی کعبه نماز خوانده . بلافاصله زنان و مردان جابجا شدند. زنها جای مردها و مردان جای زنها قرار گرفتند و دو رکعت باقی مانده را به سوی کعبه خواندند، و یک نماز را به سوی دو قبله خواندند و لذا مسجدشان را مسجد القبلتین نامیدند».
برای کسی که خارج از حرم است، توجه به سمت حرم برای نماز ضروری میباشد.
اگر قرار بود عین کعبه، قبله باشد شاید بهتر بود که خداوند در آیه کریمه به جای «فوَلِ َوجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِالْحرَامِ»(1). میفرمود «... الی الکعبه» . اما شکی نیست کسانی که از مکه دور هستند قبله جهت و سمت کعبه است ، نه خود کعبه؛ چرا که قبله بودن خود کعبه سبب ایجاد حرج برای مسلمانان میشد. امروزه به سبب فراهم بودن ابزارها و وسایل پیشرفته تعیین جهت قبله بسیار آسان شده.
خداوند قبله را مرکز قرار داد که همه به سمت آن نماز بخوانند و نسخ آنچه را که قبلاً قبله بوده(مسجدالاقصی) اعلام نمود.
بر نماز گزار است که دنیا و هر آنچه را در آن است فراموش کرده و قلب خود را از هر گونه سرگرمی که وی را از خدا باز میدارد، فارغ سازد.
در فقه برای موءذن خصوصیات بسیاری بر شمرده شده از جمله بصیر، دارای صدای بلند، دارای عقل. که نشان از دقت نظر دین اسلام در امور مختلف است.
«موءذن در بانگ نماز (اذان) کراهت دارد به اطراف خود نگاه کند»(2). این امر احتمالاً برای بیان تمرکز و دقت نظر موءذن در الفاظی که به زبان میآورد میباشد. از جمله فقها، علامه حلی گفته است: «اگر موءذن در حال اذان گفتن به چپ و راست خود توجه کند مکروه میباشد»(3)و گفته اند: «مستحب است که موذن بینا باشد.
فقها بر این امر اجماع دارند؛ چرا که نابینا وقت را نمیداند»(1).
بعضی علما گفته اند: «کراهت دارد که موذن نابینا باشد»(2).
کشف عورت در برابر ناظر محترم حرام است و وجوب ستر در نماز و غیر نماز با وجود ناظر اتفاق همه علماست، کتاب و سنت هم بر این امر تاکید دارد و ستر را شرط صحت نماز دانسته اند. محقق ثانی معتقد است که: « اگر شرط بودن ستر را مقید به حال قدرت کنند، خوب و پسندیده است؛ چرا که در هر حال اخلال در شرط اقتضای بطلان مشروط را دارد. ستر در حال عجز و عدم امکان پوشش شرط صحت نیست. اگر ستر در هر حال شرط صحت باشد ، فساد نماز لازم میآید»(3)، یعنی با اخلال در پوشش، نماز در هر حالی باطل خواهد بود.
در مواقعی که نمازگزار لباس ندارد (گم کرده و یا از او دزدیده اند) اگردر معرض نگاه دیگران نیست، ایستاده نماز بخواند، وگرنه نشسته نماز خواندن او بهتراست. در نماز میت ستر و پوشش شرط صحت نیست، چرا که نام نماز به طور مجاز بر آن واقع میشود(4).
طبق روایت علی بن جعفر از برادرش موسی علیهماالسلام ، که از ایشان سوال کرد راجع به مردی که دزد به او زده و یا لباس و کالایش غرق شده و عریان است چگونه نماز بخواند، فرمود: «اگر برگ و گیاه دید با آن عورتش را بپوشاند و نماز را با رکوع و سجده کامل بخواند ؛ و اگر چیزی ندید که عورتش را بپوشاند، ایستاده نماز بخواند و با اشاره رکوع و سجده به جا آورد»(5).
در روایتی دیگر امام صادق علیهالسلام فرمودند: « فرد عریانی که لباس ندارد اگر چاله و حفرهای دید ، داخل آن شده و در آن سجده و رکوع انجام دهد»(6). برای اینکه در معرض نگاه دیگران نباشد.
شیخ گفته: « اگر نمازگزار عریان است باید عورت خود را با گیاه و علف خشک و مانند آن که عورت با آنها پوشیده میشود، بپوشاند و نماز را ایستاده بخواند»(1).
«پوشاندن عورت از پایین واجب نیست، اما اگر لب پشت بام یا روی چیزی بشکه مانند بایستد جایی که اگر ناظری از آنجا بگذارد، از پایین عورت او را ببیند»(2). یعنی وضعیت پایین به گونهای است که احتمال عقلایی رفت و آمد در آنجا باشد، پوشاندن عورت واجب است، واگر بینندهای آنجا نباشد لازم نیست.
به هر حال ستر عورت در هر حال چه نماز و چه غیر نماز واجب است. علامه میگوید: «ستر در حال تنهایی واجب نیست ، مگر در نماز که ستر و پوشش شرط است و اگر با قدرت بر پوشش آن را ترک کند، نماز باطل است چه تنها باشد چه تنها نباشد»(3). به دست آوردن ساتر و پوشش به هر طریقی واجب است. اگر چه با اجاره و خرید هر چند بیشتر از قیمت واقعی آن باشد. به دلیل اینکه ستر و پوشش در نماز شرط است. گفته شده که خریدن پارچه بیشتر از قیمت واقعی آن ضرر است که با قاعده «لاضرر» نفی شده و ساقط میشود. اما وجوب ستر در نماز از احکام ضرری نمیباشد. مگر قاعده ضرر حاکم بر دلیل ستر و پوشش باشد به اقتضای تخصیص ستر بر غیر صورت لزوم ضرر مالی ، چنانکه در سایر موارد آورده میشود، حکم ضرری دلیلش مطلقاً اخص از ادله قاعده است. ستر واجب است در هر مرتبهای که ضرر لازم آید ، اما اگر ضرر به گونهای باشد که اجحاف و سختی به حال او زیاد باشد به دلیل قاعده لاحرج نفی میشود و وجوب ستر آنجایی اختصاص دارد که حرجی نباشد و اگر حرجی بود وجوب ساقط میشود(4).
«ستر عورت در نماز اشاره به آن است که نمازگزار از موجبات رسوایی و قبایح معنوی بپرهیزد و با پناه بردن به ستاریّت باریتعالی در مقام رفع آن برآید و حالت حیا و شرم زدگی در پیشگاه الهی از ملکات و اعمال ناپسند داشته باشد و در مقام آن باشد که با خدایی که ستاریتاش پرده بر روی اعمال و نیات او کشیده، پرده دری ننماید(5).»
1) 1 . شیخ طوسی، المبسوط، ج 1، ص 130.
2) 2 . سید روح الله خمینی، تحریر الوسیله ج 1، ص 137.
3) 3 . حسن بن یوسف بن مطهر علامه حلی. قواعد الاحکام (جزء اول. چاپ سنگی) رضی، قم، ص 27.
4) 4 . سید محسن طباطبایی حکیم ، مستمسک العروه الوثقی، ج 5، ص 393، 392.
5) 5 . امام خمینی، پرواز در ملکوت، سید احمد فهری، نهضت زنان مسلمان، پنجم، پائیز 1370، ص 214.
بهترین پوشش در نماز، پوششی است که انسان را از یاد خدا غافل نکند. نداشتن حجاب کامل در نماز سبب غفلت و توجه به امور دیگر شده و انسان حالت توجه و تمرکز خود را از دست میدهد.
بر مرد واجب است که عورت خود را از نگاه کسانی که نگاهشان بر او حرام است بپوشانند.
در حد پوشش مرد اختلاف میباشد ، اما بیشتر علما بر پوشاندن بین ناف تا زانو اتفاق نظر دارند. برخی علمای شیعه(1)ستر عورت را در حال نماز و غیر حال نماز بر مرد واجب دانستهاند.
علمای شیعه میگویند: عورت مرد قبل و دبر است و مرحوم طباطبایی حکیم، بر ستر این اعضا ادعای اجماع کرده.(2)واجب، ستر آنچه بین ناف تا زانو است میباشد. «کمترین حد پوششی که بر مردان پوشاندن آن جایز است (با شلوار و مانند آن میباشد). پوشاندن قبل و دبر واجب بوده و پوشاندن بقیه اعضا مستحب میباشد»(3).
امام صادق علیهالسلام فرمودند: «اْلفَخْذُ لَیْسَ ِمنَ اْلعَورهِ»(4)یعنی ران عورت نمیباشد. پوشش بین ناف و زانو برای محافظت از خود و بنا به احتیاط تاکید شده، اما افضل و بهتر پوشاندن تمام بدن میباشد. در خصال از علی علیهالسلام روایت شده که برای مرد پسندیده نمیباشد که لباسش رااز روی رانش بردارد و با عورت نمایان بین مردم بنشیند(5). اما پسندیدهترین روش ، خواندن نماز با پوشش کامل بر مردان میباشد.
1) 1 . شیخ طوسی، خلاف، ج 1، ص 393؛ محقق حلی، المختصر النافع، ص 25؛ علامه حلی، تبصره المتعلمین. ص 35. سید محمد کاظم طباطبایی، عروه الوثقی، ص 183
2) 2 . سید محسن طباطبایی حکیم، مستمسک العروه، ج 5، ص 253.
3) 3 . علی اصغر مروارید، سلسله الینابیع الفقهیه (المهذب) ج 3، ص 412.
4) 4 . محقق ثانی، جامع المقاصد، ج 2، ص 94، سید محسن طباطبایی حکیم، مستمسک العروه، ج 5، ص 253.
5) 5 . علامه حلی، قواعد الاحکام (چاپ سنگی) ص 27.
عورت زن که در نماز باید پوشانده شود. تمام بدن زن حتی سر و موی او است. مگر صورت به همان مقداری که در وضو شستن آن واجب است. دستها تا مچ و پاها تا ساق آنها، که پوشاندن آنها واجب نیست «ولی بر زن لازم است، مختصری از اطراف این مواضع را از باب مقدمه واجب بپوشاند»(1).
شیخ طوسی گفته: «بر زن جایز نیست سر برهنه نماز بخواند و کمترین پوششی که زن در نماز باید داشته باشد دو لباس است. یکی مقنعه که سر را بپوشاند و لباسی دیگر که بقیه اعضای بدنش را بپوشاند»(2).
صاحب جواهر معتقداست بیشتر علما بر اینکه عورت زن تمام بدن او میباشد مگر صورتش، اتفاق نظر دارند و ادعای اجماع بر این مطلب شده(3).
ایشان همچنین از کتاب «الذکری» نقل کرده که: تمام علما بر عدم وجوب پوشش صورت در نماز اجماع دارند ، بجز «ابابکربن هشام» و با توجه به اجماع این استثناء تنها در نماز نمیباشد بلکه در جمیع احوال بوده و از این اجماع میتوان به عدم وجوب ستر دو دست در نماز پی برد. زیرا که عورتی است که ستر آن در نماز واجب نمیباشد(4).
شیخ گفته: «به جز صورت و دو کف دست او اگر جایی از عورت نماز گزار در نماز آشکار باشد چه کم باشد و چه زیاد. خواه از روی عمد بوده یا سهو نماز باطل است»(5).
امام در کتاب «سرالصلوه» خود استدلالی نسبت به پوشش تمام بدن زن به جز وجه و کفین آوردهاند . ایشان میفرمایند.
«چون جهت نفسانیت در زن بیشتر و نیروی عقل در او کمتر است، پس جهت مادی در زن غالب تر و ظلمت در او شدیدتر است . از این رو همه بدنش عورت است. زیرا نفس به ظهور خود در سراسر وجود او جاری و ساری است. به خلاف مرد که جهت نفس در او به واسطه نیرومندی عقلش ضعیف است و لذا ظهور نفس فقط در قسمتی از جسم او است. پس تمام بدن زن عورت است و سبب وجوب
ستر همه بدن مگر وجه و پشت دو قدم پا و کفین میشود.(1)
اما «وجه» به جهت آن که توجه زن به سوی خداوند با صورت است و توجه خداوند به زن قلب او میباشد، که وجه، وجهه آن است و قلب به واسطه آن که محل نظر خداوند است تاثیر نفس در قلب ضعیف تر است و «کفین» به علت، برگرداندن هر دو به سوی خداوند با تضرع و خضوع و خشوع و دراز کردن هر دو دست برای درخواست و سؤال از درگاه ذوالجلال. اما «قدمین» به سبب رفتن با دو پا به سوی خدا و محل قرب و رضای او. حضرت علی علیهالسلام در دعای کمیل فرمودند: أتُسَلِطُ النارَ علی وُجهٍ خَرَّتْ لِعَظِمتِکَ ساجِدَهَ.... وعلی جوارِحَ سَعَتْ إلی اوطانِ تعبُدِکَ طائعَةً و اشارَتْ باستغفارِکَ مُذعِنَهَ؛ آیا آتش دوزخ را بر من مسلط میکنی ؛ بر رخسارهایی که برای عظمت توبه سجده کنان به خاک افتاده... و نیز بر اعضایی که به سوی مساجد و مرکز پرستش تو شنافته اندو آن جوارح با اقرار به گناهان خود به آمرزش خواهی از تو اشاره کردهاند؟»
ابن جنید میگوید: پوشاندن سر واجب نیست. به دلیل روایت ابن بکیر از امام صادق علیهالسلام که فرمود: برای زن مسلمان اشکال ندارد در حالی که سرش برهنه است نماز بخواند .» روایت دیگری مطلق ذکر شده و مقید به زن آزاد نشده ممکن است که حمل بر زن کنیز شود. و ادله وارد شده بر وجوب پوشاندن سر با خمار کافی است.
همچنین نحوه پوشاندن گردن به دلیل روایت صحیح زراره و امر به پوشاندن با ملحفه، در عرف هم آنچه دلالت بر لزوم ستر با خمار دارد، پوشاندن گردن مانند سر میباشد(2).
به اجماع فقها میتوان برعورت بودن تمام بدن زن استدلال کرد، نصوص خاص و عام هم بر آن دلالت دارد . در لغت و عرف بدن زن را عورت میدانند. در عرف از زن تعبیر به عورت میشود. اطلاق این لفظ بر زن به خاطر عدم صحت سلب، شیوع میباشد . در اخبار و روایات هم ثابت شده که شرعاً زن عورت محسوب میشود.
ابن ادریس هم پوشاندن سر و بدن زن از سر تا پا را بر او واجب دانسته و میگوید: پوشاندن وجه و کفین و پاها واجب نیست(3).
«اگر زن در معرض دید نامحرم قرار دارد لازم است تمام بدنش را به جز دو مورد را بپوشاند: یکی دستها تا مچ و دیگر صورت به اندازهای که در وضو، شستن آن واجب است. در حال نماز نیز اگر در معرض دید نامحرم قرار گرفت همین حکم را دارد . اگر جایی نماز میخواند که در معرض دید نامحرم نیست، بایستی تمام بدن خود را بپوشاند به جز سه مورد که اگر نپوشاند، نمازش صحیح است: صورت به اندازهای که در وضو، شستن آن واجب است، دستها تا مچ، کف و روی پاها تا قوزک پا.
مذاهب چهارگانه اهل سنت معتقدند که: «ستر عورت در طول نماز، شرط صحت نماز است. و نمازگزار باید عورت خود را در نماز با پارچهای هر چند کثیف بپوشاند»(1). در هر حال طبق آیه کریمه «وَلایُبْدیِنَ زِینَتَهُنَّ اِلّا ما ظَهَرَ مِنْهَا»، مفسران «ما ظَهَرَ مِنْهَا» را به صورت و کفین تعبیر کرده و مشهور استثنای دو قدم پا هم میباشد. به علت آنکه غالباً آشکار هستند. در تفسیر این آیه در فصل گذشته بحث کردیم.
گفته شد برای زن بهتر است که زیر چانه خود را بنابر احتیاط واجب بپوشاند و اندازهای که از زیر چانه بعد از بستن روسری دیده میشود ، را هم بپوشد بهتر است.
سوالی که در اینجا پیش میآید این است که علت اختلاف پوشش زن و مرد در نماز چیست؟ مگر خداوند به زنها نامحرم است که زن اگر چه در اتاق هفتم و بسته و تاریک نماز بخواند بایستی خود را بپوشاند؟
اولاً: فلسفه همه احکام الهی بر ما روشن نیست.
ثانیاً: شاید حکمت دستور الهی این باشد که این بهترین حالت نزد خداوند است با بهترین وضع نزد او حاضر شود و به عبادت بپردازد و یا اینکه خود، بهترین تمرین برای حجاب به شمار میرود(2).
هنگامی که انسان به نماز میایستد، برای اینکه عارف به حق خداوند بوده باید در نمازش با حضور قلب به خداوند توجه کند. مومن با تمام قلب خود خاضعانه به سوی الله میرود و پس از آن تمام اعضا و جوارحش نیز خاشع شده، در این حال
تمام کثافات گناه از وی زدوده میشود. خداوند با تمام الطافش با او روی میآورد و بعد از آن قلوب همه مومنین از روی رأفت و مهربانی به سوی او رو میآورند.
همه فقها اتفاق دارند که «نمازگزار» در حال قیام به محل سجدهاش نگاه کند. در این مورد هیچ شبهه و خلافی نیست. در کتب فقهی از جمله العروه الوثقی(1)، المختصر النافع(2)، مستند الشیعه(3)، سلسله الینابیع الفقهیه(4)به این مورد اشاره شده است که: نگاه کردن نمازگزار در حال قیام به سجدگاه خود مستحب است.
شهید ثانی فرموده: مستحب است نمازگذار، در حال قیام به محل سجدهاش نگاه کند و چشمانش نیمه باز بوده و با خشوع و خضوع نگاه کند و از حدقه در آوردن چشم و دوختن چشم به محل سجده بپرهیزد»(5).
امام صادق از پدرش و او از حضرت علی علیهمالسلام روایت کردند که: چشمانت در نماز از محل سجدهات تجاوز نکند(6).
روایت زراره از امام باقر علیهالسلام که فرمودند: «هرگاه برای نماز بلند شدی رو به قبله بایست. چشمانت خضوع داشته و نگاهت را به آسمان بالا نبر و صورتت را به طرف محل سجده ات نگاه دار»(7).
ظاهر روایات، نگاه به طور کامل را بیان میدارد و نه یک لحظه نگاه کردن . بخصوص در روایت دیگر زراره از امام باقر علیهالسلام که فرمودند: «با چشمانت یک جا را ببین و به آسمان نگاه نکن»(8). ظاهر روایت یعنی نگاه چشم در یک محل و دیدن یک جا در همه احوال نماز است.
1) 1 . سید محمد کاظم طباطبایی یزدی، العروه الوثقی، ص 218. علی بن یوسف بن مطهر، علامه حلی، تبصره المتعلمین فی احکام الدین، ص 43.
2) 2 . محقق حلی، المختصر النافع، ص 33؛ شیخ طوسی، المبسوط، ج 1، ص 101؛ محمد بن ادریس حلی، السرائر، ج 1، ص؛ 217 علامه حلی، تذکره الفقها، ج 3، ص 254.
3) 3 . احمد بن محمد مهدی نراقی، مستند الشیعه ج 5، ص 64، و ص 220221.
4) 4 . علی اصغر مروارید، سلسله الینابیع الفقهیه، (اصباح الشیعه) ج 4، ص 618.
5) 5 . شهید ثانی، الروضه البهیه، ج 1، ص 115.
6) 6 . محمد بن حسن حرعاملی، وسایل الشیعه، ج 4، ص 709، ح 7194. ؛ طوسی، تهذیب ج 2، ص 326، باب 15، ح 1334.
7) 7 . محمدبن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 4، ص 709، ح 7193.
8) 8 . همان، ح 7195.
برای فرد نابینا این استحباب برداشته شده، زیرا که استحباب در حال امکان نگاه میباشد نه برای نابینا . برای فرد یک چشم این استحباب ساقط نمیشود. در ادامه صاحب جواهر میگویند: مقصود از محل سجده، جایی است که در آن نماز میخواند نه مکانی که فعلاً بر آن سجده میکند. گردانیدن چشم به طرف آن جایز نیست. برای رکوع و سجود در حال اختیار اشاره به سجده گاه ساقط نمیشود»(1). رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمودند: «در حال قیام چشم خود را به زیر انداز ، و با دیدگانت با حال خشوع نگاه کن؛ زیرا کسی که خضوع دارد این حالت در اعضا و جوارح او مشهود است»(2). مصداق کامل «اَلَّذِیِنَ هُمْ فِی صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ»(3).
فقهای مذاهب اهل سنت هم این امر را قبول دارند حنابله یکی از مستحبات نماز را نگاه نمازگزار در حال قیام به سجده گاهش دانستهاند»(4). حنفیها هم بر این عقیده هستند(5). شافعیه گفته اند، نمازگزار به محل سجدهاش نگاه میکند(6).
قَالَ اِمَامَ علیهالسلام :
«اِذَا تَوجَّهَ المُوءمِنُ اِلَی مَصَلّاهُ لیُصَلّی قَال اللهُ. عَزَّوَجَّل لِمَلائکَتِه یَا مَلائِکَتِی الاَ ترَونِ اِلَی عَبْدی؟ هَذا قَدْ انقَطَعَ عَنْ جَمِیِع الخَلائِق الیّ. وَ اَمَّلِ رَحْمَتِی وَ جُودی ورَأفَتی؛ اَشْهَدُکُمْ انِّی اَخَصُّهُ بِِرَحْمَتِی وَ کَرامَاتِی»(7).
وقتی مومن به خاطر نماز متوجه مصلای خود میشود، خدای عزوجل به ملائکه خود میگوید: ای ملائکه من آیا به سوی بنده من نگاه نمیکنید؟ که از جمیع خلایق بریده و به سوی من توجه نموده و آرزوی رحمت و جود و رأفت مرا دارد. شما (ملائکه) را شاهد میگیرم که رحمت و کرامتم را مخصوص او قرار دادم.
صاحب جواهر(8)گفته است: نمازگزار در حال قنوت به کف دو دستش نگاه کند.
1) 1 . محمدحسن نجفی، جواهر الکلام، ج 4، ص 215.
2) 2 . ابن بابویه قمی، من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 299، ح 91712.
3) 3 . قرآن کریم، سوره مبارکه مؤمنون، آیه 12.
4) 4 . عبدالرحمن جزیری، الفقه علی المذاهب الاربعه، ج 1، ص 248.
5) 5 . همان ج 1، ص 269.
6) 6 . علامه حلی، تذکره الفقها، ج 3، ص 255.
7) 7 . محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج 82، ص 221.
8) 8 . محمد حسن نجفی، جواهر الکلام، ج 4، ص 215.
چنانکه جمعی از فقهای ما این مطلب را ذکر کرده اند، در جامع المقاصد(1)این رأی به قول مشهور علمانسبت داده شده، اما نصی در این خصوص وجود ندارد . احتمال دارد از مجموع آن چه که گفته شده، از بالا بردن دست رو به روی صورت و کراهت بستن چشم در نماز (با توجه به روایات رسیده) و امر به یک جا نگاه کردن، و عدم نگاه به آسمان و با توجه به روایت زراره که در بحث گذشته ذکر شد، میتوان استدلال کرد که: در حال قنوت، نگاه چشم به کف دو دست باشد.
فقها هم نگاه چشم در حال قنوت به دستها را پذیرفته اند از جمله، ابن ادریس(2)در مستند الشیعه هم آمده: «نمازگزار در حال قنوت به کف دو دستش نگاه میکند به خاطر جمع بین دو خبر مناهی، یکی نهی از نگاه به آسمان. دوم، نهی از فروبستن چشم در حال قنوت»(3).
شیخ در نهایه گفته: « در حال رکوع چشمانت را ببند و اگر نبستی، چشمت در نماز کاری جز نگاه کردن بین دو قدم پایت نکند.» از امام صادق علیهالسلام روایت شده که: «پیامبر از بستن چشمها در نماز نهی کرده»(4).
صاحب جواهر میگوید: «به دلیل روایت صحیح زراره نمازگزار باید بین دو قدمش را نگاه کند. این روایت با روایت صحیح حماد، تعارض ندارد. او در روایت خود نمازگزار را بین بستن چشم و نگاه بین دو پایش در حال رکوع مخیّر کرده است»(5).
دربرخی کتب فقهی از جمله منهاج الصالحین(6)، آمده است: نمازگزار در حال رکوع بین دو قدمش را نگاه میکند. حنفیها هم بر این عقیدهاند(7).
1) 1 . محقق ثانی، جامع المقاصد، ج 2، ص337.
2) 2 . محمد بن ادریس حلی، السرائر ج 1، ص 229. علامه حلی، مختصرالنافع ص 23، تذکره الفقها ج 3، ص 254 سید کاظم طباطبایی یزدی، عروه الوثقی، ص 218.
3) 3 . احمد بن محمد مهدی النراقی، مستند الشیعه، ج 5، ص 391.
4) 4 . علی اصغر مروارید، سلسله الینابیع الفقهیه (النهایه) ج 3، ص 300.
5) 5 . محمد حسن نجفی، جواهر الکلام، ج 4، ص 215.
6) 6 . سید ابوالقاسم خویی، منهاج الصالحین جزء اول (دو جلد در یک مجلد)، لطفی، تهران، دوم 1393ق، 1352 ش، ص 167.
7) 7 . عبد الرحمن جزیری، الفقه علی المذاهب الاربعه، ج 1، ص 269؛ شهید ثانی، مسالک الافهام، ج 1، ص 226؛ علی اصغر مروارید، سلسله الینابیع الفقهیه، ج 4، ص 64؛ احمد بن محمد مهدی نراقی، مستند الشیعه ج 5، ص 221؛ علامه حلی، تذکره الفقها، ج 3، ص 254. محقق حلی، المختصرالنافع، ص 23.
ابن ادریس گفته است: «نمازگزار چشم خود را در هنگام رکوع ببندد»(1).
در مستدرک الوسائل آمده: «بستن چشمها در نماز کراهت دارد مگر در رکوع»(2).
اما زراره از امام باقر علیهالسلام روایت کرد که فرمودند: «اذا قمت فی الصلاه... مدّعنقک و لیکن انظر الی ما بین قدمیک»(3)یعنی در حال رکوع.
مشهور فقها معتقدند که: «نمازگزار در حال سجده به طرف بینیاش نگاه کند»(4).
علامه حلی گفته است: نمازگزار در حال سجود به سر بینی خود نگاه کند(5).
«حنفها هم بر این نظر اتفاق دارند»(6).
در مفتاح الکرامه آمده که: «نمازگزار در سجده یا به طرف بینیاش نگاه کند و یا چشمان خود را ببندد»(7).
صاحب جواهر میگوید: «من نصی در این رابطه نشنیدم»(8).
اینکه فقها گفته اند: نگاه نمازگزار در حال سجده به طرف بینیاش باشد، به سبب اینکه فکر و قلبش از عبادت خداوند به چیز دیگری مشغول نشود.
محقق میگوید: نمازگزار در تشهد باید به دامن خود نگاه کند. «علامه و دیگران هم با او هم عقیده اند(9).
1) 1 . ابن ادریس، السرائر، ج 1، ص 224.
2) 2 . میرزا حسین نوری طبرسی، مستدرک الوسایل، ج 1 المکتبه الاسلامیه. تهران و المکتبه العلمیه بالنجف ذیحجه الحرام، 1382، ص 403.
3) 3 . کلینی، فروع کافی، ج 3، ص 337 336، ح 1. ب 29.
4) 4 . سید ابوالقاسم خویی، منهاج الصالحین، ص 171؛ محقق حلی. المختصر النافع، ص 33؛ احمدبن محمد مهدی نراقی، مستند الشیعه ج 5، ص 391.
5) 5 . سید محمد کاظم یزدی طباطبایی، العروه الوثقی، ص 281؛ شهید ثانی، الروضه البهیه، ج 1، ص 115؛ مسالک الافهام، ج 1، ص 226؛ ابن ادریس، السرائر، ج 1، ص 225؛ محقق ثانی، الجامع المقاصد، ج 2، ص 309؛ علی اصغر مروارید سلسله الینابیع الفقهیه(اشارة السبق)، ج 4، ص 776.
6) 6 . علامه حلی قواعد الاحکام، ص 34، (چاپ سنگی).
7) 7 . محمد جواد حسینی عاملی، مفتاح الکرامه، ج 2، ص 449.
8) 8 . محمد حسن نجفی، جواهر الکلام، ج 4، ص 215.
9) 9 . محقق حلی، المختصر النافع، ص 33؛ علامه حلی، تبصرة المتعلمین، ص 43؛ سید محمد کاظم طباطبایی یزدی، العروه الوثقی ص 238؛ محقق ثانی، جامع المقاصد، ج2، ص 309؛ علی اصغر مروارید، سلسله الینابیع الفقهیه، (اشاره السبق) ج 4، ص 776.
صاحب جواهر گفته: «من نصی در این رابطه ندیدهام، بجز در کتاب فقه الرضا علیهالسلام آمده که: چشمانت در وقت سجده به طرف بینی ات و بین دو سجده و همچنین در هنگام تشهد به دامنت باشد»(1).
شهید ثانی هم اشاره کرده اند که: تمام مستحبات برای موضع نگاه در روایات وارد شده، به استثنای این مورد که تنها اصحاب و علما آن را بیان کرده و ما بر دلیل آن واقف نیستیم، به لحاظ اینکه دل از اضطراب بیرون آوریم(2).
حنفیها «هم نگاه به دامن را در حال تشهد مستحب دانسته اند»(3).
کراهت دارد نمازگزاردر نماز به اطراف و راست و چپ خود نگاه کند(4). مذاهب چهارگانه هم معتقدندکه: توجه و نگاه کردن به چپ و راست بدون ضرورت کراهت دارد، و همچنین بستن چشم و نگاه به آسمان هم مکروه میباشد(5).
صاحب عروه، یکی از مکروهات درنمازرا فرو بستن چشم دانسته اند(6).
از جمله نگاههای مکروه، نگاه به نقش انگشتر و قرآن و کتاب و در حال نماز میباشد(7).
شهید ثانی نیز قائل به کراهت نگاه کردن به صفحات قرآن شدهاند. اما اگر مانعی از رویت وجود داشته باشد، نماز مکروه نیست(8).
امام صادق علیهالسلام فرمودند: «هر کس در حال نماز به قرآن یا کتاب یا نقش انگشتر نگاه کند، نمازش را تباه کرده»(9). مقصود از کراهت، چرخاندن نگاه به اطراف بوده
1) 1 . محمد حسن نجفی، جواهر الکلام، ج 4، ص 215.
2) 2 . شهید ثانی، الروضه البهیه، ج 1، ص 115.
3) 3 . عبد الرحمن جزیری، الفقه علی المذاهب الاربعه، ج 1، ص 269.
4) 4 . محقق حلی، المختصر النافع، ص 34.
5) 5 . عبد الرحمن جزیری، الفقه علی المذاهب الاربعه، ج 1، ص 277.
6) 6 . سید محمد کاظم طباطبایی، العروه الوثقی، ص 251.
7) 7 . همان ص 251.
8) 8 . شهید ثانی، الروضه البهیه، ج 1، ص 90.
9) 9 . میرزا حسین نوری طبرسی، مستدرک الوسائل، ج 1، ص 406.
ویا اشتغال چشم به قرآن و به چپ و راست فرد نمازگزار است. این امور باعث بر هم زدن تمرکز و توجه و التفات قلبی به اذکار نماز شده و حالت خشوع و خضوع و در درگاه باری تعالی را از او میگیرد.
در روایتی از حسن بن صیقل آمده که از امام صادق علیهالسلام : «درباره مردی سؤال کردم که نماز میخواند . در قرآن نگاه میکرد و از روی آن میخواند ، در حالیکه چراغی نزدیک او روشن بود؟ فرمودند: «اشکال ندارد»(1).
کراهت این نگاهها به سبب این است که باعث از بین رفتن توجه قلبی و تمرکز به نماز و اذکار آن و فراموشی انسان نسبت به اینکه در برابر خالقش ایستاده میشود.
مستحب است امام بعد از نماز استسقاء بر منبر رود و رو به قبله کند و صد مرتبه با صدای بلند «الله اکبر» بگوید . سپس به طرف راستش نگاه کند و صد مرتبه «سبحان الله» بگوید. پس از آن به مردم سمت چپ خود نگاه کند و صد مرتبه «لا اله الا الله» بگوید و رو به مردم کند و صد مرتبه خدا را حمد نماید»(2). مثلا «الحمدلله» بگوید.
مأموم باید امام را در جمیع احوال نماز مشاهده کند . اگر در صفوف بعدی قرار دارد که نمیتواند امام را ببیند ، باید کسی را (مأموم) که امام را میبینند، اگر چه به چند واسطه باشد ببیند. مثلاً زید، عمر را، عمر بکر را و بکر، خالد را در تمام حالات مشاهده کند.
هرگاه بین امام و مأموم جسمی باشد که مانع از مشاهده امام شود، در صورتی که حایل و مانع از مشاهده امام در جمیع احوال باشد، نماز جماعت باطل است.
1) 1 . ابی جعفر محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام فی شرح المقنعه للشیخ المفید، ج 2، دارالفکر، تهران، دوم 1390 ه. ق، ص 294، ح 1184، باب 15.
2) 2 . ابن ادریس سرائر، ج 1، ص 326؛ سید روح الله خمینی، تحریر الوسیله، ج 1، ص 246؛ کلینی همین مطلب در کتاب «فروع کافی، ج 3، ص 460، ب 89. آورده شده تحت عنوان این که «یلتفت الی الناس عن یمینه فتسبیح الله مانه تسبیحه رافعاً بها صوته».
«وجود حایل مثل دیوار یا پرده بین امام و مأموم که مانع از مشاهده امام شود صحیح نیست، مگر آن که مأموم زن باشد»(1).
اگر حایل کوتاه باشد مانع از مشاهده محسوب نمیشود، که در حال نشستن مانع محسوب میشود نه در حال قیام به دلیل کوتاهی حایل. اگر وقت شروع به نماز حایلی موجود باشد که در حال قیام مانع از مشاهده امام نباشد و در حال رکوع و سجود مانع باشد، اما میداند که در وقت رکوع یا نشستن از بین میرود و یا بالعکس، احتیاط آن است که از اول داخل جماعت نشود، زیرا وجود حایل بین امام و مأموم صادق است(2).
اگر حائل غیر مستقر و غیر ثابت بوده، قبل از شک در شمول اطلاق حائل بر آن استصحاب بقای امامت میشود. برای از بین رفتن شک مثلاً، از جهت دور بودن مانع و عدم ثبوت مانع، استصحاب در این موارد از بین برنده شک میباشد(3).
در کتاب «الفقه» آمده: وجود حائلی کوتاه که مانع از مشاهده در همه احوال نماز نباشد ، مثلاً مانع در حال سجده نباشد، اشکال ندارد(4).
علی الظاهر در نماز حائل نبودن بین امام و مأموم شرط است . جمله فقها بر آن تصریح کردهاند. مراد از مشاهده، مشاهده عادی است نه دیدن وسیله و ابزار مثل دوربین و مانند آن. فقها در بعضی موارد حائل شیشهای، پنجره و مانند آن را از این موارد خارج کردهاند. اگر امام را مشاهده کند جایز است، زیرا حکم، دائرمدار مشاهده است(5).
«در عرف، تاریکی، ستر و حجاب نمیباشد و شخص نابینا هم حاجب نیست. فقها بر این امر اتفاق دارند، و گرنه در نص به آن اشاره میشد»(6).
در کتاب «الفقه»، حایل ندانستن آن را از امور بدیهی دانسته که احتیاج به استدلال ندارد. غبار و باران و برف هم اینگونه هستند(7).
1) 1 . ابوالقاسم نجم الدین جعفر بن حسن، شرایع الاسلام فی مسائل حلال و الحرام، (دو جلد در یک مجلد)، دار الهدی للطباعه و النشر، قم، سوم 1983 1403، ص 92ـ93.
2) 2 . سید محمد کاظم طباطبایی یزدی، العروه الوثقی، ص 273.
3) 3 . سید محسن طباطبایی حکیم، مستمسک العروه، ج 7، ص 245244.
4) 4 . سید محمد حسینی شیرازی، الفقه، ج 5، ص 368.
5) 5 . همان، ج 5، ص 288.
6) 6 . محمد حسن نجفی جواهر الکلام، ج 3، ص 427.
7) 7 . سید محمد حسینی شیرازی، الفقه، کتاب صلوه، ج 5، ص 388.
در «عروه الوثقی» آمده که: «ظلمت و تاریکی و مانند آن اگر مانع دیدن شود حایل نیست. هم چنین فاصله شدن نهر باریک و جاده در صورتی که مقداری فاصله بین آنها شود که در جماعت اخلال ایجاد کند. هرگاه بین آنها با شبکه یا تور فاصله باشد، حایل محسوب نمیشود، هر چند بنابر احتیاط، اجتناب از آن بهتر است. خصوصاً در صورتی که سوراخهای آن تنگ باشد که منع آن در این صورت قویتر است. زیرا که حایل محسوب میشود(1).
روایت صحیح زراره از امام صادق در «الکافی» و «الفقیه» آمده که فرمودند: «اگر عدهای نماز بخوانند ، نباید بین امام و آنها فاصله باشد. اگر فاصله بود، امام بر آنها نیست. در هر صفی که نمازگزاران با امام نماز میخواند نباید بین آنها و امام فاصله باشد. آنجایی که فاصله است نماز نیست. اگر بین نمازگزاران ستر و دیوار باشد ، نماز آنها صحیح نبوده مگر آنکه حایل در باشد»(2).
اگر کسی خارج از مسجد نماز بخواند، در حالیکه بین امام و ماموم حایلی نباشد و یا بین امام و صفهای متصل به امام که امام را میبینند، حایل نباشد. و اگر صفها به بازار و درها و ستونها برسد که بعضی از مأمومین، برخی دیگر را مشاهده کنند، نماز صحیح میباشد(3).
شیخ در خلاف گفته: «اگر بین مأمومین و صفهای نماز حایل باشد که مانع از گذشتن از میان صفها و مشاهده امام شود، نماز صحیح نیست، چه حایل دیوار مسجد یا دیوار خانه باشد و یا دیوار مشترک بین مسجد و خانه باشد. شافعی هم این نظر را دارد. ابوحنیفه گفته: همه این موارد حایل نمیباشد . اگر در خانهاش همراه با نماز جماعت و امام در مسجد نماز بخواند، نماز او صحیح است»(4).
«نبودن حایل که مانع دیدن امام است، در صورتی است که مأموم مرد باشد . ولی اگر زن به مرد اقتدا کند وجود حایل بین او و امام یا بین او و مأمومین مرد مانعی ندارد، ولی وجود حایل بین زن و زنهای مأموم دیگر که واسطه اتصال به امام هستند و بین زن و امام اگر زن باشد بر فرض مشروع بودن امام جماعت شدن زن محل
اشکال است»(1).
حقیقت روزه داری، تمرین و مراقبت نفس، برای راهجویی به مراتبی از تقوی و یافتن توان خویشتن داری و گامی به سوی کمال یابی است. روزه داری تنها تحمل گرسنگی و تشنگی نیست. اگر روزه دار زبان و گوش و چشم و اعضای خویش را از گناه و گرایش به باطل حفظ نکند ، در حقیقت روزه پذیرفتنی نگرفته است.
امام صادق علیهالسلام فرمودند: «هرگاه روزه گرفتی پس باید گوش و چشمت و عورت و زبانت روزه باشد، پس چشمانت را از آنچه که حلال نیست فروبند، و به آن نگاه نکن و آنچه را که حلال نیست گوش نده...»(2).
نگاه مرد به همسر خود جایز است. و اگر روزه دار به همسرش نگاه کند و منی از او خارج شود، برخی فقها بر این عقیدهاند که «اگر محتلم شود چیزی بر او نیست»(3). زیرا نگاه مرد به همسرش حلال و جایز میباشد. عدهای میگویند: «بدون آن که او را ببوسد، چیزی بر او نمیباشد»(4).
صاحب جواهر نگاه روزه دار به همسرش را موجب وجوب قضای روزه نمیداند، بلکه این رای اولی و بهتر است. اما اگر عادت به احتلام شدن داشته و از نگاه قصد خروج منی را دارد، کفاره بر او واجب میشود و بهتر است قضای روزه را به جا آورد»(1).
هدف عالی روزه این است که سبب تعدیل غرایز روزه دار، و رشد معنویت و صفات پسندیده در نهاد بشر شود. به طوری که اگر برخی صفات نادرست در وجود انسان در طی ماهها رسوخ کرده، در این ماه توسط روزه داری از بین میرود. اگر روزه دار بخواهد دراین ماه با نگاه به نامحرم از او لذت ببرد، این عمل ناروا سبب عدم مقبولیت روزهاش در درگاه حق تعالی میشود. نگاه مرد به زن نامحرم در هر حال حرام است. بر روزه دار هم جایز نیست در حال روزه به زن بیگانه نگاه کند. امام صادق علیهالسلام فرمودند: «هرگاه روزه بودی پس با گوش و چشمت و موی و پوستت روزه باش»(2).
اگر روزه دار به زنی که بر او حلال یا حرام باشد نگاه کند آیا روزهاش باطل میشود یا نه؟
بین فقها اختلاف است. برخی چون شیخ در خلاف گفته: «هرکس به آنچه که بر او حلال نیست با شهوت نگاه کند و منی از او خارج شود، باید قضای روزه را بگیرد و کفارهای بر او نیست»(3). صاحب جواهر به شیخ مفید و سلار این قول را نسبت داده(4). ابن ادریس هم این نظر را صحیح دانسته،(5)زیرا دلیلی بر دادن کفاره نداریم. «اصل برائت ذمه از کفاره است. اجماع علمای شیعه هم بر آن دلالت دارد»(6).
عدهای از علما مانند: علامه در «مختلف» به نقل از سید مرتضی مینویسد: هرگاه کسی در انزال منی تعمد داشته باشد، بر او قضا و کفاره روزه واجب میشود
اگر چه بدون نزدیکی باشد. ابن براج، هم همین نظر را دارد. علامه گفته: با تکرار نگاه قضای روزه بر او واجب میشود(1).
شهیدین گفته اند: «اگر روزه دار با نگاه حرامش قصد احتلام داشته و به قصد گناه نگاه کند، اقرب این است که کفاره هم بدهد، بخصوص اگر به این کار عادت کرده باشد»(2). دلیل بر فساد و بطلان روزه و وجوب قضای روزه، نگاه حرام است. اگر ناظر واجد این دو صفت (قصد خروج منی و عادت به نگاه) نباشد. حداقل فعل مزبور (نگاه کردن) نهی شده است و کمترین مرتبه نهی چنانکه در علم اصول مقرر شده، فساد عمل است(3).
شافعی وابوحنیفه وثوری گفته اند: روزه با خروج منی از فرد به سبب نگاه، باطل نمیشود . احتلام بدون نزدیکی، مانند احتلام با فکر و خیال است. احمد حنبل و مالک و حسن بصری معتقدند: با نگاه روزه مطلقاً فاسد میشود، زیرا انزال منی با نگاهی بود که از آن لذت برده است و امکان اجتناب از آن نگاه برای او بوده، و مانند احتلام به لمس موجب بطلان روزه میشود(4). اگر بگوییم که نگاه باعث بطلان روزه، شده چنانکه مالک گفته فرقی بین تکرار و عدم تکرار نگاه نمیباشد.
انس بن مالک از رسول اکرم روایت کرد که فرمودند: « هرکس پشت سر زنی با نگاهش دقت نماید تا اینکه حجم بدنش را از بالای لباس نگاه نماید، در حالی که روزه دار هم هست، او روزهاش را افطار کرده است»(5).
اول ماه با روءیت هلال شناخته میشود. دیدن هلال ماه به چند امر ثابت میشود:
اولین راه ثبوت هلال، دیدن هلال شب اول ماه است. اینکه فرد خود هلال ماه راباچشم ببیندوبر کسی که ماه را دیده، روزه بر او واجب است و در حق دیگری که ماه را ندیده این حکم، اثبات نمیشود. در وجوب روزه بر کسی که گر چه به تنهایی
1) 1 . علامه حلی مختلف الشیعه، ج 3، ص 279.
2) 2 . شهید اول. اللمعه الدمشقیه، ص 26؛ شهید ثانی، الروضه البهیه ج 1، ص 201.
3) 3 . شهید ثانی، الروضه البهیهج 1، ص 201.
4) 4 . علامه حلی تذکره الفقها ج 6، ص 24.
5) 5 . محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج 92، موسسة الوفاء، بیروت، لبنان، سوم، 1983- 1403، ص290، ح 7.
ماه را دیده، هیچ اختلاف و شبههای بین علما نیست. اگر این فرد شهادت بدهد که ماه را دیده، شهادتش در حق دیگران قبول نمیشود، و برخود او روزه واجب است. «به همین گونه به هنگام مشاهده هلال ماه شوال باید افطار کند، به دلیل صدق رویت هلال ماه رمضان که مأمور به روزه گرفتن است و افطار کند با دیدن هلال ماه شوال، و به دلیل روایات مستفیض و متواتر و اجماع بر رویت این قول به سبب شهرت مورد اتفاق مشهور فقهاست».(1)
صاحب شرایع میگوید: «کسی که ماه را ندیده ، روزه گرفتن بر او واجب نیست، مگر آن که سی روز از ماه شعبان گذشته باشد و یا گروهی از مردم بر دیدن ماه اتفاق داشته باشند»(2). به دلیل اصل و ظاهر بسیاری از نصوص(3).
«با دیدن هلال ماه در یک شهر و یا اشتراک افق آن شهر با مکان دیگر، در اثبات رویت هلال کافی است، به گونهای که اگر هلال را در این شهر ببیند در شهر دیگر هم دیده میشود، با دیدن هلال در یک شهر، امارهای قطعی بر اتمام ماه و آغاز ماه جدید قمری برای اهل زمین است، نه خصوص سرزمینی که هلال را در آن میبیند، و برای شهری که با آن شهر در افق متحد باشد»(4).
دیدگاه مشهور: دیدن هلال و ثابت شدن ماه در افق، تنها برای همان افق و افقهای نزدیک به آن، اعتبار دارد و سرزمینهایی دور و افقهای گوناگون را در بر نمیگیرد.
دیدگاه غیر مشهور: دیدن هلال و ثابت شدن ماه در سرزمینی، برای دیگر سرزمینها کافی است و میتوان با دیدن هلال و ثابت شدن ماه در هر سرزمینی از کره زمین، روزه گرفت، یا روزه گشاد(5).
علما بر هر یک از این دو دیدگاه نقدهایی نوشته اند و دیدگاه جدیدی به عنوان «نظریه اختصاص» ارایه داده اند. برای بیان دیدگاه اختصاص چند دلیل آوردهاند(6).
آیه شریفه: «فَمَنْ شَهِدَ مِنْکُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ»(1). هرکس این ماه را درک کند، باید روزه بدارد.
محقق اردبیلی در استدلال به این آیه شریفه مینویسد: «ظاهر این است که مراد از: «مَنْ شَهِدَ مِنْکُمُ الشَّهْرَ» دیدن ماه در سرزمینی است که در آن حضور دارند و آنچه به ذهن تبادر میکند همین امر است(2).
روایات مطلق متواتری وجود دارد که بر آغاز و انجام ماه و با دیدن، دلالت دارند. در این روایتها، اموری مانند: هم افقی و نزدیکی دیده نمیشود»(3)رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمودند: «صومُوا للرُوءیهِ واَ فْطَرُوا للرُوءیه»(4).
امام رضا علیهالسلام در حدیثی فرمودند: «الصوم للرُویَه وَالفْطِر ِلِلْرُوءیه»(5).
«مفاد این روایات، روزه گرفتن و روزه گشادن و به دیگر سخن، ثابت شدن ماه، به دیدن هلال است. و چون بنابر انگار در شهرهای نزدیک به شهری که در افق آن هلال دیده شده، دیدن هلال رخ نداده، ماه نیز ثابت نخواهد بود»(6).
امام صادق علیهالسلام میفرماید:
«فِی کِتَابِ عَلی علیهالسلام . صُّمْ لِرُوءیَتَه وَ اَفطِرْ لِرُوءیَتِه وَ اِیَاکَ وَ الشّکَ و الظنّ»(7).
در کتاب علی علیهالسلام است که با دیدن هلال روزه بگیر و و با دیدن آن، روزه بگشای و در امر هلال از شک و گمان بپرهیز.
رویت هلال، به ظن و گمان صحیح نیست. باید با قطع و یقین به رویت هلال روزه گرفت و یا افطار کرد. فضل بن عبدالملک از امام صادق علیهالسلام روایت کردند که: «الصوم للرویه و لیس الرویه ان یراه و احد و اثنان و لاخمسون»(8)روزه بر مبنای روءیت
1) 1 . قرآن کریم، سوره مبارکه بقره / 185.
2) 2 . مقدسی اردبیلی، مجمع الفائده و البرهان، ج 5، ص 294.
3) 3 . حسین ثابت قدم، نگاهی نو به ثابت شدن ماه و گوناگونی افقها، ص 11 Net hawzah www.
4) 4 . میرزا حسین نوری طبرسی، مستدرک الوسایل، ج 1، ص 571.
5) 5 . محمدبن حسن حر عاملی، وسایل ج 7، ص 183، ح 13346.
6) 6 . حسین ثابت قدم، نگاهی نو به ثابت شدن ماه و.... ص 11.
7) 7 . محمدبن حسن حر عاملی، وسایل ح 7، ص 192.؛ شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج 4، ص 158.
8) 8 . ابن بابویه قمی. من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 95، ح 337.
است و رویت این نیست که یک یا دو نفر یا پنجاه نفر آن را ببینند.»
یعنی با یقین و اطمینان به رویت هلال، روزه بگیرد، با پیشگویی منجمان و با عدم اطمینان هلال ثابت نمیشود.
دومین راه ثبوت هلال: شهادت دو مرد عادل به اینکه هلال ماه را دیدهاند.
صاحب جواهر میگوید: اگر مردم اتفاق بردیدن ماه نداشته باشند دو شاهد عادل شهادت میدهند، اما اگر بگویند آنها را نمیشناسیم. بعضی گفتهاند: شهادتشان قبول نمیشود. صدوق و شیخ ابن زهره، ابن حمزه، براج، ابوالصلاح معتقدند که با علت وجود ابر و دود و غبار در آسمان پذیرفته میشود. در صورت نبودن علت خاص، شهادت پنجاه نفر معتبر میباشد(1).
علامه در المختلف به نقل از«المقنع»آورده: «درشهادت به روءیت هلال، کمتر از قسامه پنجاه شاهد جایز نیست. و شهادت دو مرد عادل اگر خارج از شهر باشد و یا در خود شهر باشد جایز است»(2).
اقتضای قبول شهادت آنها، خروج از شهر است. شیخ در «النهایه» آورده که: اگر در آسمان پدیدهای مثل غبار، ابر و... باشد که هلال دیده نمیشود، باید پنجاه شاهد، از اهل شهر شهادت دهند که ماه را دیده اند. و یا دو شاهد عادل از خارج شهر شهادت به رویت دهد»(3). روشن است که شیخ شهادت پنجاه نفر را برای حصول شیاع معتبر دانسته و اگر کمتر از آن باشد معتبر نمیداند.
امام خمینی قبول شهادت دو عادل مبتنی بر دیدن ماه را اگر مستند به علم و قطع باشد، کافی میدانند، وفرموده اند: لازم نیست که دو عادل در یک زمان ماه را دیده باشند و اینکه هر دو در یک شب دیده و در اوصاف اتفاق دارند کافی است مگر بعضی اوصاف خارجی که احتمال اختلاف در تشخیص آنها میرود، مثلا اینکه بگوید ماه بلند بود. یا در طرف شمال یا جنوب بود، اگر اختلافشان شدید نباشد قبول شهادتشان بعید نیست . اگر یکی از صفات را بر خلاف واقع بگویند شهادتشان قبول نیست»(4).
اگر دو شاهد نزد حاکم، بینه آورند که ماه را دیده اند، شهادتشان پذیرفته میشود. اگر بینهای نداشته باشند، شهادت آنها مقبول نیست.
شهید در «شرح اللمعه» فرموده: «اگر مردم بر دیدن ماه اتفاق نداشته باشند، دو شاهد به رویت هلال شهادت میدهند. بعضی گفته اند: شهادتشان قبول نمیشود، و برخی گفته اند، مطلقاً قبول میشود اظهر همین قولی است»(1).
برخی گفته اند: «هلال به شهادت دو فرد عادل ثابت نمیشود. اگر شهادت به رویت هلال ندهند، بلکه شهادت علمی و قطعی دهند به اینکه ما علم به رویت هلال داریم از روی حساب و یا از روی جادو و یا از قرائن مانند علم به عدم رویت هلال در سه روز آخر ماه، این علم نفعی برای دیگری ندارد و برای خودشان منفعت دارد»(2).
امام صادق علیهالسلام فرمودند: «در رویت هلال به جز شهادت پنجاه مرد اگر در شهر باشند قبول نمیشود (عدد قسامه). اگر خارج از شهر باشند، شهادت دو مرد عادل قبول میشود»(3).
بنابر نظریه اختصاص، در فرض صاف بودن آسمان، ثابت شدن ماه به دیدن هلال در یک منطقه یا شهر، ویژه همان شهر یا ناحیه است و به شهرهای نزدیک یا دور و به طور کلی هر ناحیهای که هلال در آن با چشم در خور دیدن نباشد، گسترش داده نمیشود. بر این اساس، در شب بیست و نهم هر ماه، هر منطقه خودش عهده دار دیدن هلال شده و ثابت شدن ماه در گرو چنین دیدنی خواهد بود و بر دیدن دیگر ناحیهها اثری بار نخواهد شد.
با فرض ابری بودن آسمان، تنها دیدن هلال در سرزمینهای هم افق ثابت قمری و در سرزمینهایی که اگر آسمان آنها صاف باشد، همواره هلال را یکسان و به گونه مشترک خواهند دید. برای یکدیگر معتبر خواهد بود. به عبارت دیگر، در این فرض تنها دیدن آن دسته از سرزمینهایی که کاشف از وجود هلال در خور هلال دیدن در منطقه ابری است، معتبر خواهد بود و سبب ثابت شدن ماه در منطقهای ابری خواهد شد»(4).
امام صادق علیهالسلام فرمودند: هر گاه هلال ماه رمضان را دیدی با انگشت به آن اشاره نکن، و دستانت را به طرف آسمان بلند کن خطاب به هلال بگو: «َرِبّی وَ رَبّکَ الله رَبِّ العَالَمِینَ اللهُم اَهْلَه عَلَیْنا بِالَامنِ وَ الْایِمَانِ وَالسَلامِ وَ الْاسَلامِ وَ المُسَارِعِه اِلی مَا تُحّب وَ تَرضَی. اللَهُم بَارَک لَنا فِی شَهرِنَا هَذا وَ ارْزُقنَا عَونِه وَ خَیرِه وَاصْرف عنَا ضُرَّهُ و شَرَّهُ و بَلاءهَُ و فِتْنَتَهُ»(1).
پروردگار من و تو خداوند جهانیان است. خداوندا، بر ما امنیت و ایمان، سلامتی و اسلام و کمک به آنچه که دوست داری و به آن راضی هستی ارزانی دار. پروردگار، به ما در این ماه، توفیق کمک و خیر ارزانی دار و شر و بدی و بلا و فتنه را از ما دور کن.
شیخ مفید در« المقنعه» میگوید: «در هنگام رویت هلال، سنت ثابتی از رسول الله صلیاللهعلیهوآله رسیده که دعا در هنگام رویت هلال خوانده شود. دعایی که از امام صادق و امام باقر علیهمالسلام رسیده بخواند:
«الَلهُم أهلَه عَلَینا وَ عَلَی اهْل بُیوتنَا وَ اشیَاعَنا وَ اَخْوانَنا بِأَمنِ، وَ ایِمَانِ، وَ سَلامِه، وَ اسْلَامِ، وَ ِبرِ، وَ تَقْوی، وَ عَافِیَةِ مُجلَلّه، وَ رِزقِ وَاسع حسن، وَ فَراغ مِن الشّفل، وَ اکتفاء فیِه بِالقَلِیلِ مِن الَنّومِ، وَ مُسَارعِةٍ فیَما تُحِبّ وَ تَرضی، وَ ثَبِتْنَا عَلیه. اللهم بارک لَنا فِی هَذا الشَهرِ، وَ ارزُقنا بَرکتِه، وَ خَیرِه، وَ عَونه، وَ غَنمه، وَ فَوزَه، وَ اصْرف عَنّا شَرّه، وَ صَرَه، وَ بَلائه، وَ فَتنه. الَلهُمَ مَا قَسَمت فِیه مِنَ رِزْقِ، او خَیرِ، اوْ عَافِیه، او فَضلِ، او مَغْفرِه، اوْ رَحْمَةِ، فَاجْعَل تَصیُبنَا فِیه الأکثر، وَ خَطَّنا مِنه الأوُفر، اِنًکً عًلًی کُلٍ شًیٍء قَدِیر»(2).
نگاه معتکف به زن بیگانه و یا همسر خود موجب بطلان اعتکاف میشود یا نه؟ صاحب عروه معتقد است: نگاه با شهوت معتکف به کسانی که نگاه به آنها جایز نمیباشد حرام است، هرچند، احتیاط، اجتناب از این نگاه است. اگر نگاه حتی به طریق حلال باشد ، مثل نگاه به همسر که سبب احتلام شود ، حرام است(3).
علامه در مختلف به رأی ابن جنید که گفته: نگاه بعد از نگاه (تکرار نگاه) با شهوت توسط معتکف باعث فساد اعتکاف میشود، اشکال گرفته و فرموده: «در فاسد شدن و بطلان اعتکاف با نگاه شهوت آلود و بوسیدن اشکال است، چرا که دلیلی بر حرمت نگاه و بوسیدن با شهوت که باعث فساد اعتکاف شود، نمیباشد»(1).
آیه الله حکیم طباطبایی هم گفته: «دلیل مخالفت ابن جنید مشخص نیست».(2)
حج، واجبی است که جوهره ایمان را در فرد و جامعه زیاد میکند، زیرا انسان به سوی خدا حرکت و دعوت الهی را اجابت کرده، فرشتگان مقرب الهی او را احاطه میکنند و دلش به وسیله ایمان پر از هیجان میشود، تقوا را متجلی میسازد.
حج در رأس قله شعائر ایمانی قرار دارد و خداوند آن را وسیلهای جهت رهایی انسان از قید و بندها و سختیها و عذاب الهی قرار داده است. حج کوره ذوب گناهان، میعاد دلباختگان و شب زنده داران است، اردوی دلدادگی و شیفتگی است، لبیک گفتن در میقات وفاست، لبیک شروع احرام است.
تلبیه در حکم تکبیره الاحرام نماز در حج است، آغاز یک قیام توحیدی است. التماس در دوستی با خداست، شروع احرام است. ائمه ما هنگامی که در میقات برای لبیک گفتن میایستادند، برای به دست آوردن آمادگی لازم و انتقال به مرحله پرواز ، حالشان دگرگون میگشت و گاه دقایقی آنان را یارای لبیک گفتن نبود. بعد از حرکت از میقات، لبیک را ادامه میدهند تا محدوده معینی که لبیک باید قطع شود و جایگاه آن در هر نوع حجی متفاوت است.
مشهور فقها بر این عقیده اند که: کسی که حج تمتع به جا میآورد وقتی که خانههای مکه را مشاهده کرد باید تلبیه را قطع کند.
معتمر در حج عمره تمتع، تلبیه راهنگام مشاهده خانههای مکه از زمانهای قدیم قطع میکرد وحدآن برای کسانی که از راه مدینه میآمدند عقبه المدنیین (عقبه اهل مدینه) که مکانی معروف است میباشد(1).
شیخ گفته: مُحرم در حج عمره از میقات محرم میشود، تلبیه را هنگام دخول در حرم قطع میکند، و اگر حج تمتع به جای آورد، هنگام مشاهده خانههای مکه تلبیه را قطع میکند. مالک هم این رأی را پذیرفته، اما گفته اگر قبل از میقات محرم شود با دیدن خانههای مکه تلبیه را قطع میکند، شیخ به اجماع علما بر این نظر خود استناد کرده است(2).
علامه هم در مستند بر آن ادعای اجماع محقق و محکم کرده به دلیل آنچه که از روایات استفاده میشود.(3)
از جمله روایات رسیده در این باب ، روایت حلبی از امام صادق علیهالسلام است که فرمودند : «متمتع هنگامی که خانههای مکه را مشاهده کرد تلبیه را باید قطع کند»(4).
در حد خانههای مکه بین فقها اختلاف است. علامه در مختلف گفته: «ابی عقیل حد خانههای مکه را عقبه المدنیین و ابطح میداند، و ابن بابویه و پسرش حد خانههای مکه را عقبه المدنیین دانسته اند»(5).
در روایت موثق معاویه ابن عمار از امام صادق آمده که فرمودند: « هرگاه در حج تمتع داخل مکه شدی، با دیدن خانههای مکه، تلبیه را قطع کن . حد خانههای مکه قبل از امروز عقبه اهل مدینین بود و مردم در مکه بناهایی پدید آوردند که پیشتر نبود . پس لبیک را قطع کن و تا میتوانی تکبیر و تهلیل (لااله الا الله) بگو و حمد و ثنای خداوند عزوجل را به جا آور»(6).
1) 1 . شهید ثانی، الروضه البهیه، ج 1، ص257؛ روح الله خمینی، تحریر الوسیله ج1، ص؛ محمد حسن نجفی، جواهرالکلام، ج 6، ص 476؛ علامه حلی، مختلف الشیعه، ج 4، ص60 60، تذکره الفقها ج 7، ص 253؛ علی اصغر مروارید، سلسله الینابیع الفقهیه، ( النهایه)، ج 7، ص 177.
2) 2 . شیخ طوسی، خلاف ج 2، ص 331.
3) 3 . علامه حلی، مستند الشیعه، ج 11، ص 322.
4) 4 . همان ج 11، ص 322؛ شیخ طوسی، التهذیب ج 5، ص 94، ح 307، باب اول؛ سید محمد بن علی موسوی عاملی، مدارک الاحکام، ج 7، موسسه آل بیت لاحیاالنراث، بیروت، اول، ص 295.
5) 5 . علامه حلی، مختلف الشیعه، ج 4، ص 60.
6) 6 . محمد مهدی نراقی، مستند الشیعه، ج 11، ص 322؛ شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج 5، ص 94، ح 309، باب 7.
در روایت محمد ابی نصر از امام رضا علیهالسلام آمده که فرمودند: «متمتع، هنگام نگاه به اعراش مکه در ذی طوی تلبیه را قطع کند. اعراش مکه یعنی خانههای مکه»(1).
برخی اشکال گرفته که دو روایت عمار وابی نصر حد قطع تلبیه را دو مکان گرفتهاند، که دراولی، عقبه المدنیین و در دومی، عقبه ذی طوی میباشد.
برای جمع این دو روایت باید گفت: روایت اول در حق کسی که از مدینه وارد مکه میشود رسیده . روایت دوم، تکلیف کسی را که از عراق وارد میشود ، مشخص میکند. باید گفت که دو حد ذی طوی و عقبه المدنیین برای یک مقصود (قطع تلبیه) گفته شده، اگرچه در اسم متفاوتند آن هم به سبب اختلاف جهت و مکان است.(2)
احرام، با این تلبیه بسته میشود، بعد از احرام مستحب است محرم این لبیکها را ادامه دهد تا محدودههایی که تعیین شده، زمزمه کردن این لبیک در هر فراز و نشیبی و در هر اوج و حضیضی، برای آن است که در هر لحظه و آنی انسان، آن عهد را تجدید کند.
در اینکه محرم در عمره مفرده در کجا باید تلبیه را قطع کند، روایات بسیاری وارد شده که حد قطع تلبیه را بیان کرده و بیان این حد در روایات متفاوت است.
علامه در «تذکره» آورده: «معتمر در عمره مفرده مستحب است که تلبیه را تکرار کند تا اینکه داخل حرم شود، اگر محرم از کسانی است که خارج از حرم، محرم شده، هرگاه خانه کعبه را مشاهده کرد تلبیه را قطع کند»(3).
در «مختلف» هم بیان کرده اند: «به نظر من بر طبق روایت صحیح محمد عذافر از امام صادق علیهالسلام باید عمل کرد که فرمودند: هر کس داخل مکه شد و حج عمره مفرده به جای آورد، باید تلبیه را هنگامی که شتر او پایش را در حرم نهاد، قطع کند»(4).
معتمر درعمره مفرده، اگر از کسانی است که از خارج حرم وارد آن میشود، با
مشاهده کعبه تلبیه را قطع میکند و اگر حج قران به جا میآورد و خارج از مکه محرم شود و هر نوع حجی را هم که به جا میآورد تکبیر را تا هنگام زوال روز عرفه باید ادامه دهد.
عمر بن یزید از امام صادق علیهالسلام روایت کرد که: هر کس قصد خروج از مکه را برای عمره داشته باشد از جعرانه و حدیبیه و یا جایی مانند آن محرم میشود، و کسی که از مکه برای عمره خارج شود سپس برای عمره داخل شود تلبیه را تا وقتی که نگاهش به کعبه نیفتاده قطع نکند(1).
این روایت مختص کسانی است که از مکه برای احرام عمره مفرده خارج شدهاند نه غیر آنها.
محقق هم چون شیخ بیان داشته: اگر فرد بیرون حرم محرم شد، تا هنگامی که کعبه را مشاهده کند لبیک میگوید(2).
یونس بن یعقوب میگوید: «از امام صادق علیهالسلام سؤال کردم: درباره مردی که حج مفرده به جا میآورد کجا تلبیه را قطع میکند. فرمودند: هرگاه خانههای ذی طوی را دید تلبیه را قطع کند(3).
روایت دیگری از فضیل بن یسار رسیده که گفته است: از امام صادق علیهالسلام سؤال کردم: «کسی که برای عمره به مکه داخل میشود کجا تلبیه را قطع میکند.» فرموند: «حیال العقبه ـ عقبه المدنیین ـ » گفتم: «عقبه المدنیین کجاست؟» فرمودند: «حیال القصادین»(4).
در هر حال در عمره مفرده، مُحرم با دخول در حرم، تلبیه را قطع میکند . طبق روایات، یا هنگام ورود به ذی طوی یا هنگام نگاه به خانه مکه و یا در عقبه المدنیین . با توجه به نظر فقها و روایات رسیده ، روایتی که حد قطع تلبیه را عقبه المدنیین بیان کرد، مختص کسانی است که از راه مدینه به مکه میآیند، و روایتی که بیان کرده محرم در ذی طوی تلبیه را قطع کند برای کسانی است که از راه عراق به
1) 1 . محمد مهدی نراقی، مستند الشیعه، ج 11، ص 325؛ شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج 5، ص 95، ح 315، باب 7.
2) 2 . محقق حلی، مختصرالنافع، ص 83، علامه حلی، ج 7، ص 255.
3) 3 . شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج 5، ص 95، ح 314؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل، ج 9، ص 61، ب 45، ح 16603.
4) 4 . شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج 5، ص 96 95، ح316؛ سید محمد بن علی موسوی عاملی، مدارک الاحکام ج 7، ص 297 ـ 296.
مکه میآیند و روایتی که متضمن نگاه به کعبه است برای کسانی است که از مکه برای عمره خارج شدهاند . در نتیجه بین روایات منافاتی نمیباشد، به حسب گمان بعضی افراد که آن را بر تخییر حمل کرده اند.
چرا که صدوق، گفته است: «محرم مخیر است که تلبیه را قطع کند یا نکند»(1).
زمانی که محرم به کعبه رسید، مهیا و آماده است. تمام هستی و وجودش در حال بیدار باش، وقتی از دور شهر مکه، شهر خدا را میبیند، حمد و ثنا میگوید: الله اکبر، و لا اله الا الله، یعنی بزرگترین شعار و معارف دین، بالاترین ذکر و کلمه اخلاص.
«انَالصَّفَا وَ المَروَهُ مِنْ شَعاِئرُاللهِ؛ صفا و مروه از شعائر و نشانههای الهی هستند (نه از شعائر بت پرستی).»
علما در وجوب و عدم وجوب صعود به صفا برای دیدن کعبه اختلاف دارند. برخی گفتهاند: محرم باید به گونهای به کوه صفا صعود کند که خانه کعبه را از باب صفا ببیند. چرا که ادله و نصوص رسیده و اجماع علما بر صعود به صفا دلالت دارد.
بعضی دیگر از فقها بر عدم وجوب صعود به کوه نظر داده اند. در «التذکره» و «المنتهی» اجماع اهل علم بر عدم وجوب آن میباشد. مگر خبرشاذ و نادری که نمیتوان به آن اعتماد کرد.(2)روایت صحیح معاویه از امام صادق علیهالسلام که فرمودند: «فَاصْعَد عَلَی الصَّفَا حَتَی تَنْظُر اِلَی الْبَیتِ؛(3)به کوه صفا صعود کن، تا آنجایی که خانه کعبه را نگاه کنی».
میتوان از این روایت استحباب صعود به کوه و نگاه به کعبه را دریافت. ظاهراً منظور از «فاصعد» تا آخر، امر به صعود و نگاه به کعبه و رو کردن به رکنی که در آن حجره الاسود است میباشد، اما دیدن کعبه متوقف بر صعود نیست به دلیل روایت صحیح عبدالرحمان بن حجاج از ابا الحسن علیهالسلام درباره زنانی که سوار بر شتر و چهارپا شده و طواف میکنند، پرسید : «آیا بر آنها جایز است که پایین کوه صفا و
مروه بایستند؟» فرمودند: «بله، به گونهای که کعبه را ببینند».(1)
شیخ در نهایه گفته است: «به کوه صفا صعود کن و به طرف رکنی که در آن حجرالاسود است نگاه کن و حمد و سپاس خدا را بگو»(2).
استحباب صعودبه کوه برای دیدن کعبه ذکر شده که با رفتن به پله چهارم قابل رویت خواهد بود.
«ِانَّ اوَّلَ وُضِعَ لِلنَّاسِ َلَلّذی ِبَبکَّهَ مُبارَکَا وَ هُدیً لِلْعالَمین»؛(3)بیگمان نخستین خانهای که برای مردن نباشد، آن است که در بکه است مبارک است و راهنمای جهانیان.»
خداوند در قرآن احترام خاصی برای مکه قرار داده و آن را عامل قیام همگان دانسته است . خانه کعبه، خانه دلهاست، ساحت قدسی و جایگاه عبادت خداست. کهن ترین جایگاه نیایش مردمی، خانهای عتیق و آزاد از مالکیت بشری.
امام صادق علیهالسلام فرمودند: «هر کس با معرفت به کعبه بنگرد و عارف به حق ما بوده و حرمت و منزلت ما را در برابر حق کعبه و حرمت کعبه را بشناسد، خدا همه گناهان او را میآمرزد و خوبیها و برترین درجات دنیا و آخرت نصیب او میگردد»(4).
روایات بسیاری رسیده مبتنی بر اینکه هر کس به کعبه نگاه کند و دعا بخواند، در برابر هر نگاه او برایش حسنه نوشته شده و گناهان او را پاک میکند، تا آن که از کعبه چشم بردارد، که بیانگر استحباب نگاه به کعبه میباشد. پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمودند: «النظَّراِلَی الْکَعْبَه عِباَدَه(5)نگاه کردن به کعبه هم عبادت است».
محرم هرگاه داخل مسجدالحرام شد به کعبه نگاه کند و بگوید: «الحمدُللهِ الَّذیِ عَظّمَکِ وَ شَرّفَکِ وَ کَرَّمَکِ وَ جَعَلَکِ مَثَابَه ِلِلنَّاسِ وَ اَمْناً مُبَارکاً وَ هُدیً لِلْعَالَمینَ»(6).
1) 1 . محمد حسن نجفی، جواهر الکلام، ج 7، ص 223.
2) 2 . علی اصغر مروارید، سلسله الینابیع الفقهیه (النهایه)، ج 7، ص 193.
3) 3 . قرآن کریم، سوره مبارکه ال عمران/ 57-56.
4) 4 . سید محمد شیرازی، الفقه (کتاب الحج) ج 2، ص 159؛ و ابی جعفر محمد بن یعقوب کلینی، فروع کافی، ج 3، ص 238، باب 23؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسایل 9، ص 283.
5) 5 . وسائل، ج 5، ص 365، ح 17709.
6) 6 . علی اصغر مروارید، سلسله الینابیع الفقهیه (المقنع فی الفقه )، ج 7، ص 30؛ ابی جعفر الصدوق محمد بن علی ابن بابویه قمی، من لایحضره الفقیه ج2، ص 400؛ مبرزا حسین نوری طبرسی، مستدرک الوسایل، ج 2، ص 148.
«چون به حج رفتید به خانه کعبه بسیار بنگرید، چرا که خداوند تعالی یکصد و بیست رحمت در خانه خود قرار داده که شصت عدد آن برای طواف کنندگان و چهل عدد آن برای نمازگزاران و بیست رحمت برای نگاه کنندگان به خانه خداست»(1).
نگاه با چشم، زمینه تحصیل «نگاه با دل» را فراهم میکند. اگر دیدن که کار دل است حاصل شود، بسیاری از معارف حضور پیدا میکند و چون کعبه، زمینه این معارف بلند را در بر دارد، لذا نگاه به آن عبادت است.
«پس استحباب، در کثرت نگاه به کعبه است»(2).
حجرالاسود یکی از مشاعر معظم و اماکن مقدس کعبه است. نشانه وسرّی است بین خالق و بنده و استلام آن سوگندنامهای است که انسانها با خدای خویش میبندند، استلام و دست کشیدن به آن، تجدید بیعت و یادآوری عهد و میثاق با پروردگار است.
استاد الهی قمشهای میفرماید: «حجرالاسود خال لب لعل است و این خال را هنگام وصال و حضور در پیشگاه محبوب حقیقی ببوس».
در روایات آمده که: « نگاه به حجرالاسود مستحب است و محرم هر گاه به آن نگاه کرد دعا بخواند»(3).
صدوق گفته: « محرم پس از دخول در مسجد به حجرالاسود نگاه کند و دستش را بالا برد و حمد و ثنای خدا را گفته و سلام و درود بر پیامبر صلیاللهعلیهوآله بفرستد و از خداوند بخواهد حجش را قبول کند، و سپس حجر را لمس کند و ببوسد»(4).
یکی از محرمات عطر اجتناب از بوی خوش و عطر است و نبوئیدن آن از جمله واجبات است.
بی شک خرید و فروش عطر و نگاه به آن برای محرم جایز است. مرحوم نراقی(1): بر آن ادعای اجماع کرده و اصل هم بر جواز این امر دلالت دارد. چرا که منع بر استعمال بوی خوش وارد شده و نگاه کردن به عطر، استعمال به شمار نمیآید.
روایت صحیح محمد بن اسماعیل هم بر آن دلالت داشته، که گفت: «ابالحسن علیهالسلام را دیدم، در حالی که محرم بود، بین دو دستش عطری بود که به آن نگاه میکرد، و از بوئیدن آن و کشیدنش بر لباسشان اجتناب میکردند»(2).
حُجاج برای آراسته شدن به زینت ایمان وتقواواستشمام عطرالهی خود را از آلایشها و زینتهای دنیوی میزدایند، فقهامتفق القولند که نگاه کردن در آیینه برای محرم جایز نیست، اما در حرمت و کراهت این نگاه اختلاف دارند؛ برخی فقها قائل به حرمت این نگاه هستند از جمله: محقق حلی در شرایع و مختصر، ابن ادریس، شیخ در نهایه و مبسوط این قول را بیان داشتهاند.(3)
برخی دیگر قائل به کراهت این نگاه شده اند، شیخ در «خلاف»(4)این رای را برگزیده و ابن حمزه(5)و ابن براج(6)هم آن را قبول کرده اند. به دلیل اجماع فقها و روش احتیاط در این مسأله.
علامه حلی در «مختلف» قایل به حرمت شده و آن عمل را یک نوع زینت محسوب کرده، به نقل از ابوجعفر ابن بابویه در «المقنع» میگوید: «محرم نباید به آیینه نگاه کند، زیرا این عمل زینت است و مشعر به حرمت میباشد»(7).
1) 1 . مهدی نراقی، مستند الشیعه، ج 11، ص 379؛ سید محمد بن علی موسوی عاملی، مدارک الاحکام ج 7، ص 327.
2) 2 . سید محمد بن علی موسوی عاملی، مدارک الاحکام، ج 7، ص 327، وسائل الشیعه، ج 12، ص 422، باب 8. کلینی، فروع کافی، ج 4، ص 349، ح 6، باب 92.
3) 3 . علی اصغر مروارید، سلسله الینابیع الفقیهه (قواعد الاحکام)، ج 8، ص 748؛ محقق حلی، شرایع الاسلام ص 185؛ المختصرالنافع ص 85؛ ابن ادریس، السرائر ج 1، ص 546؛ علی اصغر مروارید، الینابیع اللفقهیه (النهایه) ج 7، ص 179؛ شیخ طوسی، المبسوط ج 1، ص 321.
4) 4 . شیخ طوسی، خلاف ج 2، ص 319.
5) 5 . علی اصغر مروارید، سلسله الینابیع الفقهیه. (الغنیه لحمزه بن علی) ج 8، ص 399.
6) 6 . همان ( المهذب للقاضی عبدالعزیز بن براج) ج 7، ص 280.
7) 7 . علامه حلی. مختلف الشیعه ج 4، ص 77.
از طرفی زینت کردن سبب میشود آدمی آنچنانکه هست خود را نبیند، زیرا با آرایش قبایح وزشتیها را به زیبایی مبدل میکند، محرم میهمان خداست و حج راهی برای آراسته شدن حجاج به زیور تقوی و نیکوکاری است پس باید زشتیهای درون خود را به زیبایی مبدل نماید.
بر طبق روایت صحیح حماد از امام صادق علیهالسلام نقل کرده که فرمودند: «محرم به آیینه نگاه نمیکند چرا که، نگاه در آیینه جزء زینت حساب میشود»(1).
شهید در «لمعه» گفته: «نگاه کردن در آیینه بر محرم جایز نیست»(2)و شهید ثانی در« شرح اللمعه» فرمودهاند: «نگاه محرم در آیینه حرام است اما کفارهای بر آن مترتب نمیباشد»(3).
صاحب جواهر در ادامه فرموده اند: «محرم بعد از نگاه کردن مستحب است که تلبیه بگوید، احتیاط آن است که از نگاه کردن در آیینه اجتناب کند، اگرچه به منظور آراستن خود نباشد. ایشان، نگاه به اجسام صیقلی و آب زلال که اشیاء در آن دیده میشود و نگاه در آیینه به گونه غیر متعارف را مجاز شمرده اند، هر چند که زینت محسوب میشود»(4).
نوری طبرسی بیان داشته که نگاه به آیینه برای محرم حرام است و در صورت نگاه کردن، بعد از آن تلبیه بگوید(5).
علامه در «تذکره» گفته است: احتجاج قائلان به حرمت، روایات اهل سنت از پیامبر صلیاللهعلیهوآله میباشد. آنان میگویند رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمودند: «َالُْمحْرِمُ الْاشْعَثُ الْأغَبرَ»، یعنی محرم موی پریشان و غبار آلود دارد و روایت دیگر، «اِنَّ اللهَ یُبَاهِی بِاَهْلِ عَرَفِهِ مَلَائِکَتَه فَیَقُولُ یَا مَلَائِکَتِی انْظَرُو إلی عِبَادِی قَدْأتُونِی شِعْثاً غُبراً صَاحیِنَ».
ترجمه: « همانا خداوند بر اهل عرفه به ملائکهاش مباهات میکند و میفرماید ای ملائکه من، به بندگانم در صحرای عرفات نگاه کنید که با موهای پریشان و
1) 1 . ابن بابویه قمی، علل الشرایع، (دو جلد در یک مجلد) جزء دوم، ص 143، باب 218؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسایل الشیعه ج 9، ص 114، ح 16815 و سید محمد بن علی موسوی عاملی، مدارک الاحکام فی شرح شرایع الاسلام، ج 7، ص337.
2) 2 . شهید اول، اللمعه الدمشقیه، ص 35.
3) 3 . شهید ثانی، الروضه البهیه، ج 1، ص 259.
4) 4 . محمد حسن نجفی، جواهر الکلام، ج 6، ص 619.
5) 5 . میرزا حسین نوری طبرسی، مستدرک الوسایل ج 2، ص 122.
غبارآلود نمایان شده اند (بیرون آمدهاند)»(1).
احمد حنبل گفته: «محرم برای مرتب کردن ژولیدگی موهایش یا مرتب کردن مو و چهرهاش و زینت نمودن خود در آیینه نگاه نمیکند»(2).
بنا بر این برای محرم، نگاه کردن در آیینه به قصد آرایش و زینت کردن نباشد و احتیاطاً هم بدون قصد به آیینه نگاه نکند، در نگاه به آیینه فرقی بین اینکه تصویر خود را ببیند یا نبیند نیست. آیینه نمایش دهنده بیشتر خود آراییها وزینتها است، محرم آمده است تا شاید نا پاکیها را به پاکی مبدل سازد و هنگامی که به زشتیهای درون خویش معترف شد به آیینه نیازی ندارد زیرا آیینه وسیله خودبینی است.
صورت زیبای ظاهر هیچ نیست ای برادر سیرت زیبا بیار
یکی از مراحل تقوی در حج حفاظت حریم معنوی از شهوت و نگاه متلذذ میباشد. در حج باید از تمتعات جنسی و انجام گناه برکنار بود، زیرا محیط، محیط عبادت، خلوص و ترک لذتهای مادی است.
از جمله محرمات حج، لمس کردن زنان و نگاه شهوت آلود به آنان و یا کسب هر لذت و تمتعی از زن است، زیرا نگاه با شهوت و لذت به همسر و یا غیر همسر خود در حال احرام حرام است: در این ماه محرم زاد و توشه برگیرد که بهترین زاد و توشه تقوی است.
«اگر محرم به همسرش نگاه کند، چیزی براو نیست، واگرباشهوت او را لمس کند باید یک گوسفند کفاره دهد»(3).
اما محقق حلی در« المختصر» و برخی دیگر از علما بیان داشتهاند(4): حتی اگر محرم به همسرش نگاه کرد چیزی بر او نیست یعنی لازم نیست کفاره بدهد.
عمار از امام صادق علیهالسلام سؤال کرد: «درباره حکم نگاه محرم به همسرش و خروج منی یا مذی از او. امام فرمودند: چیزی بر او نیست، اما باید غسل کند و طلب استغفار از پروردگارش را نماید»(1).
علامه هم با نظر محقق، موافق است، که اگر محرم به همسرش بدون شهوت نگاه کند، چیزی بر او نیست علاوه بر آن اضافه کرده اند: «چه منی از او خارج شود چه نشود، زیرا نگاه او به همسرش جایز است، به خلاف نگاه به زن نامحرم و بیگانه»(2).
حلبی از امام صادق سؤال کرد: «آیا محرم به همسرش در حالی که آن زن هم محرم است، میتواند نگاه کند؟»
فرمودند: «اشکال ندارد»(3).
برخی علما نگاه شهوت آلود مرد را به همسرش را مستلزم دادن کفاره دانسته اند و گفتهاند:(4)هرگاه محرم همسرش را از روی شهوت نگاه کرد و پس از آن محتلم شد واجب است یک شتر کفاره بدهد. اگر از روی شهوت نگاه نکرد چیزی بر او نیست. مشروط به آنکه قصدش از نگاه، احتلام نبوده و نیز عادتش براین نباشدکه بواسطه نگاه از او منی بیرون آید. صاحب جواهرادعاکرده: اقوال زیادی آن را به اجماع علما نسبت دادهاند(5).
این خبر حجت است . به دلیل اصل و روایت صحیح معاویه بن عمار که از امام صادق علیهالسلام درباره حکم نگاه محرم به همسرش و و خارج شدن منی از او سؤال کرد . فرمودند: باید یک شتر کفاره دهد.
این خبر حجت است و در«المدارک»و کتب دیگر آمده که فقها به آن قطع دارند(6).
با وجود ادله و اقوال بر وجوب کفاره در صورت نگاه با شهوت مرد به همسرش بیان شده، روایتی دیگر وارد شده که دادن کفاره را حتی با نگاه همراه با شهوت لازم
1) 1 . محمد حسن نجفی، جواهر الکلام، ج 7، ص 446؛ علامه حلی، تذکره الفقها ج 8، ص 4؛ محمد بن حسن حرعاملی، وسایل الشیعه ج 1، ص 274، ح 17417.
2) 2 . علامه حلی، تذکره الفقها، ج 8، ص 54.
3) 3 . محمد بن حسن حر عاملی، وسایل الشیعه ج 9، ص 88، ح 16708.
4) 4 . محقق حلی، المختصر النافع، ص 107؛ علامه حلی تذکره الفقها، ج 7، ص 391؛ ابن ادریس، السرائر، ج 1، ص 552؛ شهید الثانی، الروضه البهیه، ج 1، ص 302.
5) 5 . محمد حسن نجفی، جواهر الکلام، ج7، ص 446.
6) 6 . محمد بن حسن حر عاملی، وسایل الشیعه، ج 9، ص 274، ح 17417، ب 17.
نمیدانند.
در روایت اسحاق بن عمار از امام صادق علیهالسلام آمده: «از امام درباره مردی که به همسرش با شهوت نگاه کرد و منی از او خارج شد سؤال کرد و امام فرمودند: بر او چیزی نیست»(1).
شیخ، این روایت را بر نگاه از روی سهو و اشتباه حمل کرده اند نه نگاه از روی قصد و عمد.(2)
نگاه مرد به زن بیگانه همیشه و در هر حالی حرام است.
به اتفاق همه علما نگاه با شهوت ویا بدون شهوت به زن نامحرم بر محرم حرام میباشد.
صاحب جواهر به نقل از شیخ مفید رحمهالله میگوید: «کسی که به غیر محارم خود نگاه کند و از او منی خارج شود واجب است بر او اگر ثروتمند باشد یک شتر کفاره دهد و اگر متوسط الحال است، یک گاو دهد و اگر فقیر است، یک گوسفند دهد»(3)و اضافه کردهاند : «که اگر به سبب فقرش چیزی نداشت که بپردازد، سه روز روزه بگیرد، خداوند او را خواهد بخشید».(4)
برخی فقها گفته اند که: این حکم در جایی است که محرم نه قصد احتلام داشته و نه عادتش بر این باشد که در اثر نگاه محتلم شود(5).
ابوبصیر، در خبر موثقی میگوید: « از امام صادق علیهالسلام سؤال کردم، درباره مرد محرمی که به ساق زنی نگاه کرد و منی از او خارج شد. فرمودند: «اگر ثروتمند است باید یک شتر کفاره دهد و اگر متوسط الحال است یک گاو و اگر فقیر است یک
1) 1 . شیخ طوسی، التهذیب الاحکام، ج 1، ص 327، ح 1122، باب 25؛ حسن حر عاملی، وسایل، ج 1، ص 276، ح 17423.
2) 2 . شیخ طوسی، تهذیب، ج 1، ص 327.
3) 3 . محمد حسن نجفی، جواهر الکلام، ج 7، ص 445؛ علامه حلی در تذکر الفقها، ج 7، ص 391، به همین مضمون بیان کرده اند، علی اصغر مروارید، سلسله الینابیع الفقیه (الغنیه) ج 8، ص 396.
4) 4 . محمد حسن نجفی، جواهر الکلام، ج 7، ص 445؛ ابن ادریس در السرائر ج 1، ص 552. ( همین سخن را بیان کرده، اما از روزه حرفی به میان نیاورده).
5) 5 . شهید ثانی الروضه البهیه، ج 1، ص 302؛ محقق حلی در تبصره، ص 107 و شرایع 226؛ سید روح الله خمینی، تحریر الوسیله ج 1، ص 396؛ شیخ المبسوط ج 1، ص 337.
گوسفند کفاره دهد.» سپس فرمودند : قرار دادن کفاره به سبب خروج منی از او نیست، بلکه به علت نگاهی که بر او حلال نبوده میباشد، و در صورتی که از او منی خارج نشده از خدا بترسد و دیگر نگاه را تکرار نکند»(1)، روایت دیگری بعد از «ساق المراه»، «اوالی فرجها» آمده است(2).
در روایت حسن، معاویه بن عمار از امام صادق علیهالسلام ، درباره محرمی پرسید که به غیر همسر خود نگاه کند و منی از او بیرون آمده. فرمودند: «کاری ناشایست است، زیرا به آنچه که بر او حلال نبوده نگاه کرده . اگر منی از او خارج نشد از خدا بترسد و دیگر نگاه خود را تکرار نکند چیزی بر او نباشد»(3).
1) 1 . محمد حسن نجفی، جواهر الکلام ج 6، ص 597؛ شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج 5، ص 325، ح 1115، باب 25؛ ا کلینی، فروع کافی، ج 2، ص 371؛ ابن بابویه، علل الشرایع جزء دوم، ص 141، محمد مهدی نراقی، ج 11، ص 360.
2) 2 . محمد بن حسن حر عاملی وسائل، ج 9، ص 273، ح 17414، ب 371، ب 16.
3) 3 . محمد حسن نجفی، جواهر الکلام، ج 7، ص 597؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل ج 9، ص 273، ح 17416، ب 16.
نگاه به خانه و عورات دیگران
اسلام دفاع از جان و مال و حریم و ناموس را بر حسب توان جایز دانسته. در دفاع باید بر سهل ترین و آسان ترین راه تکیه کرد . یعنی اگر مهاجم با یک فریاد میترسد و فرار میکند، زدن او جایز نیست . اگر با یک سیلی فرار میکند، زخمی کردن او جایز نیست. اگر ضربه و جنایتی بر مهاجم وارد شود، دیه ندارد اگر مهاجم به حریم فرد وارد شده و بیاجازه به ناموس و یا عورات فرد مینگرد، صاحبخانه حق دفاع دارد، و او را طرد کند، اگر دفاع کننده کشته شود، شهید خواهد بود.
اگر کسی که به عورات جماعتی برای نگاه کردن سر بکشد که مردم از دیدن و نمایان کردن آن عار دارند و لذا آن را مخفی مینمایند ، آنچه را از ایشان بر او حرام است نگاه کنند، مثلاً از بالای خانه به داخل آن نگاه کند، آنها حق دارند که او را منع کرده و جلو او را بگیرند. حتی اگر او نرفت و به نگاه کردن اصرار ورزید، دفع او با زدن و مانند آن جایز است. اگر باز هم نگاه کرد، با سنگ کوچک و غیر آن حتی چیزهای که کشنده است به سمت او پرتاب کند و اگر زخم و جنایتی بر او واقع شد هدر میباشد، و لو اینکه به قتل منتهی گردد . اگر قبل از نهی کردن و آگاه نمودن، مبادرت به پرت کردن سنگ و مانند آن نماید احتیاطاً ضامن میباشد(1).
1) 1 . شهید ثانی، الروضة البهیه، ج 3، ص 339؛ سید روح الله خمینی، تحریر الوسیله ج 1، ص 491؛ شهید اول، اللمعه الدمشقیه، ج 44.
ابن فضیل از امام صادق علیهالسلام روایت کرده که فرمودند: هرگاه مردی بر قومی اشراف داشته باشد یا از خلال در و یا جای دیگر به آنها نگاه کند ، او را دور کنید. یا چیزی به سوی او پرت کنید و یا او را بکشید و یا چشمش را کور کنید بر آنها ضمانت و جریمهای نیست. و فرمودند: هرگاه مردی از خلال حجره رسول الله صلیاللهعلیهوآله به آنها نظاره میکرد، رسول الله صلیاللهعلیهوآله بر میخاستند تا چشمش را در آورند(1).
همچنین امام علیهالسلام نقل کردند که : پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در حدیثی مناهی، از اینکه مردی به خانه همسایهاش بیاذن وارد شود و از حال آنها مطلع گردد نهی کردند، و فرمودند: «هر کس به عورات برادر مسلمان یاعورت غیر اهل خود عمداً نگاه کند، جزء منافقانی است که از عورات مردم جستجو میکنند. از دنیا نمیرود تا آنکه خدا او را رسوا کند، مگر آنکه توبه نماید»(2).
اگر فاصله ناظر زیاد بوده که امکان نگاه به عورات دیگران برایش ممکن نباشد، اما با وسایل جدید مثل دوربین آنها را ببیند حکمش مانند آن کسی است که از نزدیک به خانه دیگری نگریسته. پس دفع او جایز است و اگر زخمی بر او وارد شود دیهای بر او نیست . یا آئینهای بگذارد و با آن عورات را ببیند، مانند کسی است که بدون وسیله و مستقیم به دیگری نگاه میکند، اما احتیاط آن است که به سوی او چیزی پرتاب نکرده و به نحو دیگر او را منع کند.
خانه پناهگاه و مکان امن برای همه است ؛ چه مرد و چه زن. هیچ کس حق تجاوز به آن را ندارد. اگر کسی به خانه دیگری بنگرد به حریم او سرکشی کرده و صاحب خانه حق برخورد با او را دارد.
ضمانت در برابر جنایت بر ناظر(3)
در برخی موارد کسی به خانههای مردم سرکشی میکند و بیاطلاع به آنها مینگرد. با وجودی که آنهاازکسانی هستند که نگاه به خانه آنان بر او جایز میباشد، اگر صاحب خانه او را براند و ضربهای بر او وارد کند ضامن میباشد.
مثلاً اگر کسی که سرکشی میکند، از خویشاوندان و نزدیکان زنهای صاحب خانه
باشد، و به مواردی نگاه کند که نگاه کردن او بدون شهوت و تمایلات جنسی جایز است، پرتاب چیزی وتیراندازی به سوی او جایز نبوده. و یا آنکه سرکشی میکند، نابینا باشد، روا نیست به طرف او چیزی پرتاب کند. در صورت پرتاب شیء به او، اگر جنایتی بر او وارد شود، ضامن میشود . یا آنکه ناظر کسی باشد که دور را نمیبیند و فاصله او و زنها به اندازهای باشد که زنها را نمیبیند، و یا به خوبی تشخیص نمیدهد در صورت وارد کردن جنایت ضامن خواهد بود.
جواز جنایت بر ناظر(1)
اگر ناظر چه بیگانه و چه خویشاوند به چیزی نگاه کند که نگاه آنها به آن جایز نباشد، مانند عورت و یا نگاهشان با لذت و شهوت بوده (مانند ناظر بیگانه) بعد از نهی کردن آنها، پرتاب چیزی به سوی او جایز است . اگر منجر به زخم و جنایتی به او شود، هدر خواهد بود . یا اگر ناظر با عمد و قصد نگاه به عورات مردم سر بکشد، باید او را نهی کند. واگر ادعا کند که قصد نگاه نداشته است و یا آن را ندیده است، ادعای او مسموع نیست. در ظاهر هم چیزی بر نهی کننده نیست. اگر به طرف او شیء را پرتاب کرد و نابینا شد، ضامن نمیباشد. چراکه شخصی از سوراخهای حجرههای رسول خدا صلیاللهعلیهوآله به درون آن مینگریست. پیامبر صلیاللهعلیهوآله با تیری که در دست داشت به سوی او آمد. تا چشمانش را کور کند. مرد فرار کرد. پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمود: «ای خبیث! سوگند به خدا اگر ایستاده بودی چشمانت را کور میکردم.»
اگر ناظر خویشاوند زن بوده و به او در حالی که برهنه است نگاه کند، در این صورت ناظر محترم حکم نامحرم را در حرمت نگاه به عورت دیگری دارد، واجب است که از آسان ترین راه او را دور کرد. اگر به نگاه کردن اصرار داشت ، به سوی او چیزی پرتاب کرد و به سبب آن کشته شود، دیهای ندارد.
1) 1 . سید روح خمینی، تحریرالوسیله، ج 1، ص 467؛ شیخ طوسی، الخلاف، ج 5، ص 210؛ المبسوط ج 8، ص 78؛ شهید ثانی، الروضه البهیه، ج 3، ص 339.
قضاوت، یکی از مهم ترین ابعاد مکتب الهی است که از هر قسمت آن نور عدالت جلوهگر است. قضاوت یکی از خطیرترین مسؤولیتهای شناخته شده در اسلام و زیر بنای حیات اجتماعی است.
قاضی در فقه عالی اسلام باید طرفین دعوا را در سلام کردن و سخن گفتن و مکان نشستن و نگاه کردن و انواع اکرام و احترام در یک سطح قرار دهد.
شیخ در «المبسوط» و جمعی از علما، تساوی بین دو طرف دعوی در داخل شدن، نگاه کردن قاضی به آنها ورعایت عدل و شنیدن سخن آنها بر حاکم جایز دانستهاند(1).
جمعی از علما، فتوی به وجوب مراعات تساوی بین دو طرف خصم داده اند و گفته اند روایات دلالت بر وجوب دارد.(2)
در روایت «سکونی» از امام صادق آمده که فرمودند: «مَنْ اِبْتَلَی ِبالقَضَاءِ فَلْیوَاسِ بَینَهُمْ فِی الْاشَارَهِ وَ اَلَنظرُو فِی الَمجْلِسِ؛(3)هرکس که به کار قضاوت میپردازد، در اشاره و نگاه در مجلس قضاوت باید مواسات را رعایت کند.»
1) 1 . محقق حلی، مختصرالنافع، ص 280، شرایع الاسلام ص 870؛ محمد حسن نجفی، جواهرالکلام ، ج 14، ص 83؛ سید روح الله خمینی، تحریرالوسیله، ج 2، ص 409؛ شیخ طوسی، المبسوط ج 8، ص 149.
2) 2 . علامه حلی، قواعد الاحکام، ج 3، ص 428؛ سید روح الله خمینی، تحریر الوسیله، ج 2، ص 409؛ شهید ثانی، مختصرالنافع، ص 280؛ سید محمد جواد حسینی عاملی، مفتاح الکرامه ج 10، ص30.
3) 3 . محمدبن حسن حر عاملی، وسایل الشیعه، ج 18، ص 157، ح 33600؛ ابن بابویه قمی، من لا یحضره الفقیه ج 3، ص 8، ح 9؛ شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج 6، ص 226، ح 543، ب 87.
در روایت دیگری مانند همین روایت به جای کلمه «فلیواس»، «فلیساو» به کار رفته است(1).
در کتاب «سلسله الینابیع الفقهیه» به نقل از «فقه الرضا» آمده که: «بر تو تساوی بین دو خصم در نگاه کردن به آن دو واجب است . پس نگاهت به یکی از آنها بیشتر از نگاهت به دیگری نباشد»(2).
شایسته است که قاضی از التفات کردن به یکی از طرفین دعوا و التفات نکردن به دیگری، خودداری ورزد و نگاههایش را میان آن دو عادلانه تقسیم کند و به هیچ یک از طرفین دعوا اجازه ندهد به دیگری زورگویی و درازدستی کند.
برخی از فقها، قائل به استحباب مراعات تسویه در انواع اکرام و آداب شده اند، مگر در تسویه عدالت، در اجرای حکم که به اتفاق رعایت آن را واجب ندانسته اند، مانند علامه حلی و صاحب جواهر.
جرح شاهد جز با مشاهده فعلی که در عدالت اخلال ایجاد کند ممکن نیست.
«شاهد شهادت به جرح ندهد، مگر با مشاهده کردن فعلی که قادح در عدالت فرد است، یا آنکه شیاع در بین مردم باعث علم به عدم عدالت او باشد، و اعتماد بر شنیدن آن از یک یا ده نفر نکند چون به خبر ایشان یقین ندارد»(3).
باید توجه داشت که جرح شاهد جز با شنیدن یا مشاهده کردن عمل قادح در عدالت قبول نمیشود و شهود قاضی در صورتی میتواند به جرح و عدالت طرفین دعوی شهادت دهند که هر یک از شهود صفت شاهد را بشناسد، و اگر شهود، خصوصیت طرفین دعوی را بدانند، شهادت آنان، به آنچه که علم دارد جریان پیدا میکند.
در جرح، شهود باید به آنچه موجب فسق شاهد شده و مشاهده کرده از غصب و زنا و لواط و قتل و مانند آن شهادت دهد.
با توجه به روایات و خبر متواتر یا خبر واحد در شهادت به جرح، باید قطع
حاصل شود به خلاف عدالت که ظن به آن کفایت میکند و چنانکه در بعضی از نصوص اشاره شده، عدالت جز برای معصوم ممکن نیست(1).
و شهادت به جرح به مجرد مشاهده ارتکاب گناه کبیره جایز نیست، چرا که ما وجه معصیت و گناه او را نمیدانیم، اگر احتمال بدهد که عذری بر ارتکاب آن گناه داشته و برای او با قرائن و شواهد حاصل شود که او از ارتکاب آن عمل عذری داشته، شهادت به جرح او جایز نیست(2).
ضابطه در شاهد شدن، علم قطعی و یقین قلبی به واقعه است. آیا واجب است این علم قطعی با یکی از حواس ظاهری به دست آمده باشد؟ یعنی اگر امر از امور دینی است آن را با چشم خود دیده باشد، و اگر شنیدنی است، خودش شنیده باشد و همچنین محسوس به هر حاسه دیگر را با آن حسش، درک کرده باشد، نه با حس دیگر. «یعنی حتی اگر یک واقعه دیدنی را بسیار شنیده باشد، به حدی که یقین به آن پیدا کرده باشد، نتواند شهادت بدهد، و یا از هر طریقی دیگر که یقین به واقعه پیدا کرده مانند علمی که از تواتر و شهرت، پیدا میشود؟»(1)
از سخن علما اینگونه بر میآید، که شرط علم، مشاهده ظاهری و نگاه با چشم است . در این صورت اگر علم به یکی از امور شهادت با تواتر یا با خبر واحد که مقرون به قرائن قطعی است و یا به طریق دیگر (مثل خبر واحد)باشد. شهادت نسبت به آن جایز نیست. روشن است که ضابطه و قاعده علمی با توجه به عمومیت قبول ادله، منحصر به قراین مشاهده نیست.
به این لحاظ است که در این قول یعنی پذیرش شهادت به وسیله شیاع و استفاضه مرحوم مقدس اردبیلی و مرحوم آخوند خراسانی توقف کرده اند و شاید امکان استناد شهادت به اخبار متواتر مانند مشاهده، مفید علم باشد. و جایز است
1) 1 . سید روح الله خمینی، تحریر الوسیله، ج 2، ص 445.
که مقصود از جواز کسب علم به این امور، با شنیدن از عده زیادی و یاهمراه قرائن قطعی و یقینی و ادلّه دیگر باشد ؛ به گونهای که قطع و یقین حاصل شود و شبههای باقی نماند . مانند خبرهایی متواتر و یا خبر واحد محفوف به قرائن قطعی و یقین که در این حال مانعی برای شهادت دادن هنگام رسیدن به علم، باقی نمیماند(1).
مستند شهادت، آنچه باعث شاهد شدن میشود، به سه طریق است: شنیدن، دیدن و یا هر دو واجب است شاهد علم به شهادت خود داشته و شهادتش را به آن مستند کند، پس بگوید: «دیدم یا شنیدم» اگر فردی جنایتی را مشاهده کند عنوان شاهد پیدا میکند.
«در مواردی مانند شرب خمر، غصب، دزدی، قتل، رضاع و تولد و زنا و لواط برای ضبط مورد شهادت، دیدن و نگاه کردن معتبر است»(2)و جز با نگاه کردن فرد شاهد نمیشود، چرا که گوش آنها را درک نمیکند. حتی شهادت فرد کر در این امور قبول میشود و دیدن او کافی خواهد بود.
در روایت جمیل، در مورد شهادت فرد کر آمده که: «در شهادت کر به کلام اولش توجه میشود، و شهادت دومش قبول نخواهد شد»(3). با اینکه سند این روایت ضعیف و نادر است، شیخ در نهایه و شاگردش قاضی ابن برّاج و ابن حمزه به آن تمسک کرده اند. امام در« تحریر الوسیله» این روایت را مطرود دانسته اند(4).
مستند در دیدنیها، خوب دیدن است. در روایت علی بن غیاث آمده که: «شاهد، شهادت نمیدهد مگر آن را کاملاً بشناسد. چنانکه کف دستش را میشناسد»(5)گفته شده: پی در پی شنیدن و شهرت یک واقعه از افرادی که برای انسان یقین میآورد، مجوز آن است که به آن واقعه شهادت دهند نه به دلیل کثرت و مستفیض بودن خبر بلکه به سبب یقینی که از خبر حاصل شده، در این صورت اعتبار حاصل شده منحصر به امر خاصی نیست مانند وقف و زوجیت و ولادت و... بلکه شهادت در دیدنیها و شنیدنیها در صورتی که علم قطعی پیدا شود، جایز است و اگر مفید علم
1) 1 . محمد حسن نجفی، جواهر الکلام، ج 14، ص 375؛ احمد مطهری، مستد تحریر الوسیله، کتاب (قضا)، ص 274.
2) 2 . محقق حلی، المختصر النافع، ص 289؛ محمد حسن نجفی، جواهر الکلام، ج 14، ص 374؛ شیخ طوسی، المبسوط، ج 8، ص 180.
3) 3 . محمد بن حسن حر عاملی، وسائل، ج 18، ص 296، ح 34034.
4) 4 . سید روح الله خمینی، تحریرالوسیله، ج 2، ص 446.
5) 5 . محمد بن حسن حر عاملی، وسائل، ج 18، ص 250، ح 33859، ب 19.
نباشد و فقط مفید ظن ولو نزدیک به واقع باشد، شهادت به مسبب یعنی واقعه جایز نیست، البته شهادت به سبب جایز است، مثل اینکه بگوید، معروف این است که چنین و چنان شده، یا بگوید، من اخبار بسیاری که شنیدهام گمان پیدا کردم بر اینکه چنین و چنان شده است.
شهادت به شنیدن در آنچه که با استفاضه ثابت میشود: مانند نسب و موت و ملک مطلق و وقف و نکاح و اجاره عتق و ولایت قاضی معتبراست(1)اما پوشیده نباشد که شنیدن هم محتاج به دیدن و نگاه به مسموع است... زیرا این افعال نیاز به شنیدن کلام عقد از آنها است و شناختن عین و نسب متعاقدین لازم است.
«آنچه به شنیدن و به مشاهده کردن برای شهادت احتیاج دارد، مانند شهادت دادن بر عقدها مثل بیع صرف و سلم و صلح و اجاره و نکاح و مانند آن، در این امور باید دو طرف عقد را مشاهده کرد و سخن آنها را در عقد شنید، تحمل شهادت جز به این طریق ممکن نمیباشد، زیرا این افعال هم نیاز به شنیدن عقد دارد و هم شناختن عین و اسم و نسب متعاقدین»(2).
شاهد باید آنچه را شنیده و آنچه را که از واقعه مشاهده کرده بیان کند.
شهادت زنان در امور مربوط به آنها که مرد نباید ببیند و یا غالباً بر آنها اطلاع نمییابد، از قبیل شیر دادن به فرزند، تولد فرزند، بکارت و... پذیرفته میشود، البته با فراهم بودن شرایط دیگر.
در «المختصر» ذکر شده که: «در قبول شهادت زنان به دیدن رضاع، تردید است مشهور آن است که قبول کنند»(3).
ملا احمد نراقی معتقد است که در شهادت به حمل، شهادت چهار قابله نسبت به حمل و هر آنچه که مردان نمیتوانند و مجاز به نگاه کردن آن نیستند قبول میشود(4).
روایتی نیز بر قبول گواهی زنان دلالت میکند از جمله:
سکونی از امام صادق علیهالسلام و ایشان از امام باقر علیهالسلام روایت کردند که: «شهادت زنان در طلاق و نکاح و حدود جایز نیست، مگر در حقوقی که مردان نمیتوانند به آن نگاه کنند»(1).
عبدالله بن سنان میگوید از امام صادق علیهالسلام شنیدم: «شهادت زنان در روءیت هلال ماه جایز نیست. شهادت زنان به تنهایی بدون مردان در آن مواردی که مردان نگاهشان به آن جایز نبوده قبول است»(2).
شهادت زن به تنهایی در استهلال یا زنده به دنیا آمدن بچه کافی است. شیخ مفید(3)گفته است: شهادت دو زن در آن لازم است ، و اگر دو زن نشد شهادت یک زن کافی است و در عیوب زنان و رضاع و ولادت نیز قائل به همین امرشده است.
شیخ طوسی، گواهی زنان به تنهایی و نیز قبول گواهی یک مرد و دو زن را در مورد زنده متولد شدن کودک به گروهی از فقها نسبت داده و میگوید: هرگاه گواهی زنان را در این امور ثابت گردد، از نظر فقهای شیعه با کمتر از چهار نفر پذیرفته نمیشود.
محمد بن فضیل گفت: از ابا الحسن علیهالسلام سوءال کردم: آیا شهادت زنان در نکاح و طلاق و سنگسار جایز نمیباشد؟(4).
امام فرمودند: شهادت زنان در آنجا که مردان نمیتوانند به زنان نگاه کنند جایز است، شهادت زنان در نکاح اگر همراه با شهادت مردی باشد جایز است»(5).
در «مستدرک الوسایل»، به نقل از «دعائم الاسلام» آمده که «أ شهادت زنان در آنچه که به جزء زنان از آن اطلاع ندارند و به جزء زنان نگاه به آنان جایز نبوده چون، شیردادن، تولد و گریه بچه، نفاس و حیض و مانند آن و شهادت قابله هم در این امور جایز است»(6).
1) 1 . علامه حلی، مختلف الشیعه، ج 8، ص 481؛ محمدبن حسن حرعاملی، وسائل، ج18، ص267، ح33927، ب23.
2) 2 . محمد بن حسن حر عاملی، وسایل الشیعه، ج 18، ص 260، ح 33895.
3) 3 . شیخ مفید، المقنعه، ص 727.
4) 4 . شیخ طوسی، المبسوط، ج 8، ص 172.
5) 5 . محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 18، ص 259، ح 33892، ب 24.
6) 6 . میرزا حسین نوری، مستدرک الوسایل، ج 3، ص 211.
با شهادت شخص نابینا اگر مطلب ثابت شود، اشکالی در صحت شهادت نمیباشد، شهادت فرد نابینا، در آنچه که احتیاج به رویت و نگاه دارد قبول نمیشود. اگر در زمان تحمل شهادت سالم بوده (نابینا نبود) و سپس نابینا شد، قبول شهادت او در آنچه به نگاه احتیاج دارد جایز است، هر فعلی مانند قتل و غصب و جرح در عدالت، شهادت فرد نابینا در آن صحیح نمیباشد(1).
محقق حلی، شهادت کوررا در عقدمورد قبول میداند، چرا که آلت مهم یعنی شنیدن در آن تحقق یافته است(2).
صاحب جواهر میگوید: اگر از شهادت نابینا به علم و قطع برسیم ، در قبول آن مخالفتی در بین علما نمیباشد. هدف ما از این سخن، استثناء کردن آنچه که با شنیدن ثابت میشود است و امور هفتگانهای که جز با دیدن و مشاهده، شهادت به آن اعتبار ندارد و حصول علم قطعی جز به تواتر امکان ندارد. اگر شخص نابینا بر عین شخص شهادت داده و صدای او را به قطع و یقین بشناسد شهادتش جایز است و اگر به قبض کننده شهادت دهد، شهادتش قبول است(3).
شهادت کور در آنچه که علم و قطع به آن ممکن است، قبول میشود. از امام باقر و امام صادق علیهما السلام روایت شده که: «شنیدن در شهادت نابینا در آنچه که به آن شهادت میدهند اگر موجب علم شود، قبول شهادت او جایز است»(4).
شکی نیست در اینکه فرد نابینا صدای پدر و همسر و فرزندش را میشناسد، در درک و تشخیص اصوات توسط نابینا تردیدی نیست.
محمد بن قیس گفت: از امام باقر علیهالسلام سوال کردم: «آیا شهادت کور جایز است؟» فرمودند: «اگر مطلب ثابت شود جایز است»(5).
1) 1 . شیخ مفید، المقنعه، ص 726؛ شیخ طوسی، محقق حلی، النهایه و نکتها، ج 2؛ موسسه النشر الاسلامی، اول، رجب 1412، ص 55 54.
2) 2 . محقق حلی، شرایع الاسلام، ص 920.
3) 3 . محمد حسن نجفی، جواهرالکلام، ج 14، ص 388-387.
4) 4 . میرزا حسین نوری طبرسی، ج 3. ص 214.
5) 5 . محمد بن حسن حر عاملی، وسایل، ج 18، ص 296، ح 32. 34، ب 42.
واژه شهادت از «شهود» به معنای حضور آمده و از واژه مشاهده و دیدن متبادر به ذهن است. هر عالم و دانا شاهد محسوب نمیشود، کما اینکه در بعضی آیات قرآن، واژه شهادت به معنای حضور به کار رفته است. از جمله عالم الغیب و الشهاده، یعنی دانای پنهان و آشکار و حاضر و غایب که منظور خداوند است.
اخباری که بر اساس ادراک حسی و حضور و مشاهده قابل دیدن نباشد، به لحاظ فقدان دلیل حجت نخواهد بود. بدیهی است که مشاهده و حضور به حسب اشیای گوناگون با هم اختلاف پیدا میکنند. مثلاً به نسبت اینکه مشهود به، از دیدنیها باشد، شهادت نسبت به آن بر اساس آنچه دیده و مشاهده کرده میباشد.
در ماده 77 قانون مجازات اسلامی آمده که: « شهادت شهود باید روشن و بدون ابهام و مستند به مشاهده باشد و شهادت حدسی معتبر نیست»(1).
در بعضی امور فقط با نگاه کردن به واقعه میتوان شهادت داد. مانند غصب، سرقت، رضاع، ولادت، لواط، زنا، شرب خمر و شهادت در این امور با مشاهده و علم کافی معتبر است.
محقق حلی، در شهادت شاهد به مالکیت و ملک مطلق با توجه به آنچه که او در تصرف مالک مشاهده کرده، شهادتش را صحیح میداند . به نظر ایشان شهادت شاهد به ملکی که آن را ندیده اما تعریف آن را از بایع شنیده هم صحیح است(2).
شهادت شاهد به آنچه که به یاد نمیآورد جایز نمیباشد، اگر چه خط و امضای خود را ببیند. یعنی شاهد باید در شهادت خود علم داشته باشد و به حدس و تخمین اکتفا نکند . حتی اگر امضای خود را در پای معاملهای دید و به خاطر نیاورد که در حضور او چنین معاملهای انجام گرفته، صرف مشاهده خط و امضای خودش در شهادت معامله کفایت نمیکند(3).
چنانکه کلینی در کافی نقل کرده که « عمر بن یزید از امام صادق علیهالسلام سؤال نمود که شخصی مرا شاهد میگیرد بر آنچه در نوشتهای که به خط خود نوشتهام و مهر کردهام. من خط و مهر خود را میشناسم ، اما چیزی از باقی واقعه مشهود را به یاد نمیآورم ، نه کمی از آن و نه زیادش را . (آیا میتوانم با استناد به آن دستخط خود،
شهادت بدهم)؟ حضرت فرمود: اگر صاحب تو (یعنی مدعی که تو را شاهد گرفته) مورد اعتماد بود همراه تو شخص موثق دیگری بود میتوانی شهادت بدهی»(1).
علامه بر این عقیده است، در صورتی که شاهد نسب خود را نداند، باید با مشاهده او بر او شهادت دهد. اگر او فوت کرده باشد، میت باید او را در مجلس حکم حاضر کند تا شاهد با مشاهده او شهادت دهد و اگر میت را دفن کرده باشند، نبش قبر را جایز نمیدانند.(2)
در بعضی مواقع مرد بیگانه برای شهادت دادن له یا علیه زنی، مجبور میشود برای شناختن او به صورت زن نگاه کند.
فقها این نگاه را که از باب ضرورت، استثناء شده جایز دانستهاند و در غیر آن صورت نگاه به زن را جایز نمیدانند.
محمد بن حسن صفار در نامهای به امام حسن عسکری علیهالسلام نوشت : مردی میخواهد درباره زنی که به او محرم نیست شهادت دهد. در حالی که روی زن پوشیده است، ولی دو تن شاهد عادل هم شهادت میدهند که او دختر فلان کس است که اقرار میکند و این صدای اوست. آیا شهادت بر اقرارش جایز است؟ یا باید روی خود را بگشاید تا با چشم او را شناسایی کند؟ امام در جواب فرمودند: «نقاب افکند و بینقاب نزد شهود خود حاضر شود»(3).
بعضی علماء این روایت را بر تقیه حمل کرده اند؛ به گونهای که نزد اهل تسنن شهادت بر اقرار زن بدون پوشش جایز است. پس شهود به زن نگاه میکنند، اگر او را نشناخته اند، شهادت میدهند، چنانکه در روایت صحیح آمده.
شهید ثانی میگوید: برای گواهی دادن شاهد علیه زن، جایز است زن صورت خود را باز کند تا شاهد او را بشناسد(4).
1) 1 . محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 18، ص 234، ب8، ح 33816.
2) 2 . علامه حلی، قواعد الاحکام، ج 3، ص 501.
3) 3 . محمد بن حسن طوسی، الاستبصار فیما اختلف من الاخبار، ج 3، دارالاضوا، بیروت، دوم، 1413ه 1992م، ص 33، ح 58، ب 13؛ ابن بابویه قمی، من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 53، ح 132، ب 29.
4) 4 . شهید ثانی، الروضه البهیه، ج 1، ص 373.
ملا احمد نراقی معتقد است که: ظاهر روایت تنافی ندارد، زیرا ظاهراً مراد از شهود در روایت کسانی هستند که زن را میشناسند، و قصد شهادت دادن علیه زن را دارند(1).
1) 1 . احمد بن محمد بن مهدی نراقی، مستند الشیعه، ج 18، ص372.
یکی از مهمترین ابواب فقه اسلام، باب نکاح است که محور بحث آن روابط زن و مرد، خانواده و کشش و جاذبهای است که این دو جنس مخالف نسبت به هم دارند. این امر یکی از شاهکارهای خلقت به شمار میرود. نگاه هم یکی از عوامل اصلی پیوند زن و مرد در جامعه است که منتهی به سامان دهی نظام خانواده میشود. اسلام نه تنها حد و مرز نگاه زن و مرد را بیان فرموده ، بلکه حتی حدود نگاه آنها بعد از ازدواج را تعییین کرده است که همه این احکام برخاسته از نظام اجتماعی دین و فطرت الهی انسان میباشد.
در خارج از نظام خانواده نیزاحکام نگاه مرد و زن اعم از محارم و غیرمحارم نیز معین شده، تا زمانی که نگاه آنان در چارچوب تعیین شده باشد، روابط سالم و مفید میباشد . در غیر این صورت شکی نیست که نگاه آلوده آغاز لغزش و انحراف انسان است. نگاه نامشروع در جامعه پیامدهای مخربی به بار میآوردکه جامعه را ناامن میکند. اسلام برای جلوگیری از این آثار حفظ نگاه و مراعات حریم دیگران را توصیه نموده وزنان باید از عواملی چون، بوی خوش، صدای خوش آهنگ، دل فریبی، خودنمایی و جلب توجه که سرآغاز پیوند ناسالم است دوری کنند.
با مطالعه احکام نگاه زن و مرد میتوان به دقت نظر وباریک بینی احکام دین مبین اسلام پی برد . در این قسمت تا حد امکان احکام این مسأله را بازگو خواهیم کرد.
همه علما اتفاق دارند که نگاه مرد به زن نامحرم چه با قصد لذت و چه بدون آن حرام است(1).
البته نگاه به وجه کفین بدون لذت را بعضی فقها جایز میدانند. (درآینده بحث خواهیم کرد).
شهید ثانی، یک بار نگاه کردن به زن را جایز دانستهاند. البته بدون آنکه دوباره نگاهش را تکرار کند ، جز در صورت ضرورت و نیاز مانند شهادت دادن علیه زن، معالجه و درمان و غیره که مرد میتواند نگاه به زن را اعاده کند(2).
شیخ در مبسوط،(3)نگاه بدون ضرورت و حاجت به زن بیگانه را جایز نمیداند؛ چرا که تمام بدن زن، عورت است و برای مرد نگاه به عورت، ممنوع است. صاحب جواهر بر این نظر ادعای اجماع کرده(4)و معتقداست که بر مرد جایز است که یک مرتبه به زن نگاه کند ، اما این نگاه کراهت دارد . تکرار نگاه در یک مجلس و حتی نگاه طولانی جایز نمیباشد.
رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله میفرمایند:
«لَا تُتْبِع الَنَّظْرَةَ النظْرَةَ، َفإنْ الْاوُلی لَکَ وَالثانِیةُ عَلَیکَ»(5).
نگاه اول را، با نگاه دومت دنبال نکن، چرا که نگاه اولی برای توست و نگاه دوم علیه تو.
با توجه به روایت تعارضی بین قول به جواز نگاه و عدم جواز نگاه مرد به زن نیست زیرا روایت، نگاه اول را جایز دانسته است و نگاه دوم جایز نمیباشد.
کاهلی در روایتی از امام صادق علیهالسلام آورده است «نگاه بعد از نگاه تخم شهوت را در قلب میکارد و برای در فتنه افتادن صاحبش کافی است».(6)این روایت در تأییداین مطلب است که طولانی کردن نگاه سبب فتنه میشود بر خلاف نگاه اول که بدون شهوت و اتفاقی از مرد صورت میگیرد. آیت الله خویی نیز با توجه به آیه کریمه «وَلایبْدِینَ زِینَتَهُنَّ» که برخی فقها زینت را به معنای مواضع زینت تفسیر کرده
1) 1 . علامه حلی، شرایع الاسلام ص 495؛ سید کاظم طباطبایی یزدی، العروه الوثقی ص 626؛ شیخ مفید، المقنعه، ص 521؛ مرتضی انصاری، کتاب النکاح، لجنة تحقیق تراث الشیخ الأعظم، اول، 1415، ص 44.
2) 2 . الروضه البهیه ج 2، ص 292.
3) 3 . شیخ طوسی، المبسوط ج 4، ص 160؛ محقق ثانی، جامع المقاصد، ج 12، ص 32.
4) 4 . محمد حسن نجفی، جواهرالکلام ج 1، ص 386.
5) 5 . محمد حسن حر عاملی وسائلالشیعه ج 14، ص 43، ب 104، ح 25402؛ ابن بابوبه، من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 347، ح 1460.
6) 6 . همان، 25400.
و میگویند « آیه کریمه دلالت بر وجوب ستر مواضع زینت و حرمت نمایان کردن آنها دارد. که حرمت نگاه مرد، به آن موضع ثابت میشود».(1)
صاحب مستمسک العروه برای عدم جواز نگاه به زن بیگانه به آیات کریمه ذیل استناد کرده:
قُلْ لّلْمُوءمِنِینَ یغُضُّوا مِنْ اَبْصَارِهِمْ وَ یحْفَظُوا فُروُجَهُمْ... وَ قُلْ ِّللْمْوءمِناتِ یغْضُضْنُ مِنْ أََبْصارِهِنَّ وَ یحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلایبْدِینَ زِینَتَهُنَّ... و فرموده اند: «غض بصر» غیر از ترک نگاه است و: «احتمال است که مراد فرو بستن چشم از عورت باشد نه از کل بدن، با اینکه اراده عموم، اقتضای حمل بر فروبستن نگاه از هر چیزی باشد، فروبستن نگاه بر نگاه نکردن به زنان مومن حمل میشود».(2)
محقق قمی قائل به منع و حرمت نگاه به زن نامحرم شده اند.(3)
نگاه کردن به زنان، گرچه رفتاری است که نفس انسان، بدان سوی گرایش داردو آن را به مصلحت خود میداند ، ولی پاکدامنی و پاک چشمی برای انسان مصلحت بیشتری خواهد داشت.
با توجه به اصل برائت، اصل اولیه، عدم وجوب ستر صورت و دستها و حرام نبودن نگاه به آنها میباشد. برای وجوب ستر و حرمت نگاه، مانند هر تکلیف دیگری باید دلیل بر اثبات آن احکام اقامه شود. اگر نتوانستیم دلیلی اقامه کنیم، احتیاجی به اقامه دلیل بر جواز نگاه نمیباشد، چرا که جواز، مقتضای اصل برائت است.
با توجه به عموم ادله کتاب و سنت و ارتکاز شریعت، زن با محاسن و زیباییهایش در حکم عورت میباشد. اشکالی که در اینجا پیش میآید این است که آیا صورت و دستهای زن هم حکم عورت را دارد یا نه؟ که محل بحث و نزاع در حکم وجوب ستریا عدم وجوب ستر صورت و دستها میباشد. با اثبات وجوب ستر وجه و کفین از ادله و عمومات لفظی، نوبت به اصل برائت نخواهد رسید.
قائلان به وجوب ستر وجه و کفین زن به ادلهای استدلال کرده اند:
دلیل اول: آیه کریمه: «وَ لاَیبْدینَ زینَتَهُنَّ اِلّا لِبُعُولَتِهِنَّ» اطلاق آیه کریمه، دلالت بر وجوب ستر جمیع مواضع بدن زن حتی وجه و کفین دارد. و عدم جواز نمایان کردن آنها بنا بر اینکه جزء مواضع زینت محسوب میشوند. اما استدلال بر حرمت نگاه بعداً خواهد آمد . لکن مقصود آیه کریمه حرمت آشکار کردن مواضع غیر ظاهر است. با توجه به دلالت آیه شریفه: «وَ لاَیبْدینَ زینَتَهُنَّ اِلّا لِبُعُولَتِهِنَّ» وآیه درصدد بیان جواز نمایان کردن آنها حتی برای غیر شوهر میباشد.
دلیل دوم: «بیان اینکه (اْلمَرأة کُلُهَا عَوْرَة)(1)زن یا تمام بدن زن عورت است و زن تشبیه به عورت شده است و از روشن ترین خواص زن، پوشیده بودن و لزوم پوشاندن آن است. لذا زن باید تمام بدن خود را و از آن جمله صورت و دست خود را بپوشاند.
اما باید گفت مفهوم این روایات که میفرماید زن عورت است، این است که زن نباید زیاد ظاهر شود و بهتر است بیشتر در خانه بماند . حتی اگر کاملاً هم پوشیده باشد، باز عورت است، نه این که اگر برهنه بود، عورت است و پوشیده شود.
چنانکه حضرت علی علیهالسلام از پیامبر روایت کرد که فرمودند: «زنان درسخن گفتن ناتوان هستند و نیزعورت میباشند . پس ناتوانی در سخنشان را با سکوت مداوا کنید و عورتشان را با خانهها بپوشانید».(2).
دلیل سوم اینکه: روایاتی که بر جواز نگاه به صورت و دست زن، وقتی که قصد ازدواج دارد، دلالت دارند. مفهومآن این است که اگر قصد ازدواج ندارند نگاه کردن، حرام است.
همچنین روایاتی که دلالت بر جواز نگاه به زنان اهل ذمه دارد، زیرا آنها احترامی ندارند. پس نباید به زنان مسلمان که احترام دارند، نگاه کرد و وقتی که نگاه حرام شد، بر زن واجب است که صورت و دست خود را بپوشاند. (بحث درباره این مطالب و روایات مربوط به آن را درمباحث بعد ذکر خواهیم کرد).
1) 1 . با استناد به روایتی از امام باقر علیهالسلام که فرمودند: انما النساء عَیُ وَ عَورة فَاسْتَروا العَورات بالبیوت ِ، و استروا العی بالسکوت. (همانا زنان ناتوان در سخن گفتن و عورت هستند، پس عورتها را با درخانه کردن آنها بپوشاند و ناتوانی در سخن را با سکوت پنهان کنید ) وسائل ، ج 14، ص 43، ب 24، ح 25051.
2) 2 . همان، وسائل، ج 14، ص 139، ب 104، ح 25053.
جواب : اولاً جواز نگاه برای خواستگار، فقط به صورت و دستها نیست، بلکه در روایات، مقدار بیشتری را اجازه دادهاند. همچنین درنگاه به اهل ذمه، اجازه دادهاند که حتی به موهای آنها نگاه شود . این، غیر از خصوص صورت و دستهاست(1).
ثانیاً اگر نگاه هم حرام باشد این، دلیل بر وجوب پوشش نمیشود؛ زیرا ملازمهای بین حرمت نگاه و وجوب پوشش نیست. چرا که برای زن حرام است به مردان نگاه کند ولی برای مردان سترو پوشش واجب نیست ویا مرد نباید به صورت و دست زن نگاه کند، اما برزن لازم نیست صورت و کفین خود را بپوشاند.
دلیل چهارم: روایت محمد بن حسن صفار است . در جواب نامه او، امام علیهالسلام نوشتند که زن باید نقاب بزند و در مقابل شهود، حاضر شود. این روایت دلالت میکند بر این که زن باید صورت خود را بپوشاند.
اولاً، حکم مخصوص مقام شهادت است و سرایت آن به همه موارد، نیاز به قرینه دارد.
ثانیاً، روایت در مقام بیان جواز و عدم جوازنگاه است نه در مقام بیان حکم پوشش.
دلیل پنجم: سیره مسلمین اما، چنین سیره مستمرهای وجود ندارد ؛ زیرا ما دلیلی بر وجود آن نداریم.
شهید ثانی در پاسخ این دلیل در مسالک میفرمایند: «ادعای اتفاق مسلمین بر جلوگیری از باز گذاشتن چهره و دو دست مردود است. اولاً به دلیل اینکه خلاف چنین اتفاقی نیز نقل شده که سیره مسلمین همواره چنین بوده که زنان چهره و دو دست را باز میگذاشتند»(2).
در حکم نگاه کردن به صورت و دستهای زن بین فقها اختلاف است. با بررسی نظریات فقها در مورد نگاه کردن به صورت و دستها چند فرض تصور میشود:
1 . نگاه به صورت و دستهای نامحرم اگر با قصد لذت و شهوت باشد بدون شبهه حرام خواهد بود(3). به دلیل اجماع فقها.
2 . اگر نگاه به صورت و دستهای زن نامحرم بدون لذت و شهوت باشد، در اینکه نگاه به آن مواضع جایز بوده یا نه؟ فقها در اینجا چند نظر دارند.
الف: برخی فقها نگاه به صورت و دستها را مطلقاً جایز دانستهاند. همچون، شیخ مفید(1)، سیدمحسن طباطبایی حکیم(2)، مرحوم نراقی(3).
فقها استناد کردهاند به روایت صحیح فضیل. که گفت: «از امام صادق علیهالسلام سوال کردم از دو ساق دست زن که آیا زینت هستند که خداوند فرمودند: «وَ لاَیبْدینَ زینَتَهُنَّ اِلّا لِبُعُولَتِهِنَّ». فرمودند: بله آنچه زیر خمار (مقنعه) و زیر دستبند است زینت میباشد»(4).
از این روایت مشخص میشود که آنچه با خمار (مقنعه) پوشیده میشود، سر و گردن است و صورت زن خارج از مقنعه میباشد. دستها هم بالاتر از النگو هستند نه پایین تر پس از مواضع زینت خارج خواهد بود.
در روایت موثق ، زراره از امام صادق علیهالسلام درباره آیه کریمه: «الاَمَا ظَهَرَ مِنْهَا» پرسیدند . فرمودند: مقصود زینت ظاهری است ، یعنی سرمه و انگشتر»(5)که از جواز نگاه به سرمه و انگشتر، جواز نگاه به صورت و دستها هم مشخص میشود.
دلیل دوم: اطلاق آیه شریفه «قلْ ِلّلْمُوءمِنِینَ یغُضُّوا مِنْ اَبْصَارِهِمْ» هر چند در این آیه، متعلق غض بصر بیان نشده که از چه چیز باید چشم را فرو بست، اما با توجه به شأن نزول آیه کریمه و روایات بسیاری که در تفسیر آن رسیده میتوان دریافت که موضوع آیه، نگاه کردن به عورت است و روایات دیگری که میگویند موضوع آن، نگاه به زن نامحرم است: این دو دسته روایت با هم تنافی ندارند. چون امکان دارد آیه شریفه به هر دو نوع نظر داشته باشد، اما بر حرمت نگاه به طور مطلق دلالت ندارد. و نمیتوان با این آیه بر حرمت نگاه بدون لذت و ریبه به دست و صورت زن نامحرم استدلال کرد.
دلیل سوم : سیره متدینان بر حرام دانستن نگاه به صورت و دست زن نامحرم
است، اما نمیتوان به صرف اجتناب متدینان و متشرعان از کاری آن را حرام دانست.
دلیل چهارم : روایاتی که بر جواز نگاه شاهد به زن در مقام تحمل شهادت یا ادای شهادت دلالت دارد که میتواند شاهد به زن نگاه کند تا او را بشناسد. این ادله جواز نگاه بدون لذت و ریبه را بیان میکنند. همچون راویت علی بن جعفر که میگوید: «از امام کاظم علیهالسلام سؤال کردم: نگاه به کدام عضو زن نامحرم جایز است؟ فرمود: دست و صورت و محل دستبند»(1).
ب: ربرخی فقها، مطلقاً قائل به حرمت نگاه هستند(2)
علی اصغر مروارید، سلسله الینابیع الفقیه ( الوسیله ) ج 18، ص 309.
. با نگاه دقیق، به نظر این فقها میتوان دریافت که هیچ یک فتوای صریح بر حرمت نگاه کردن ندادهاند.صاحب جواهر میفرماید: «شکی نیست که احتیاط ترک نگاه است و این قول قوی است»(3).
امام میفرمایند: «احتیاط در این است که نگاه کردن جایز نباشد»(4).
بنابراین فقهایی که قائل به حرمت نگاه شدهاند، تنها نگاه نکردن را موافق احتیاط دانستهاند؛ چرا که از یک طرف ادله جواز را محکم یافته اند و از طرف دیگر، خطراتی که از ناحیه نگاه بر چهره متوجه بیننده میشود و ادله دیگری را که اشاره به نهی دارد ، نیز ناچیز نشمرده اند. لذا نه فتوای صریحی به حرمت داده اند و نه تصریح بر جواز کرده اند و راه احتیاط را پیش گرفتهاند.
دلیل صاحب جواهر بر ادعای به حرمت نگاه، اطلاق آیه «غض بصر» و اینکه کل بدن زن عورت است میباشد(5). در کنز العرفان(6)هم آمده که بدن زن عورت است، مگر بر شوهر و محارمش . «آنچه اشعار به آیه حجاب دارد، کل زنان را دربر میگیرد به جز زنان سالخورده (قواعد النساء) که از عموم آیه استثناء شدهاند. و
1) 1 . عبدالله بن جعفر حمیری، قرب الاسناد، موسسه آل البیت لاحیاء التراث، 1413، ه ق، ص 227.
2) 2 . از شیخ طوسی محقق حلی، النهایه و نکتها، ج2، ص355؛ میرزای قمی، جامع الشتات ج 4، ص485؛ سید ابوالقاسم خویی، مبانی العروه الوثقی، ج 22، ص 36؛ محقق ثانی، جامع المقاصدج 12 ص40؛
3) 3 . محمد حسن نجفی، جواهرالکلام، ج 10، ص 386.
4) 4 . سید روح الله خمینی، تحریرالوسیله، ج2، ص 131؛ سیدمحمد کاظم طباطبایی، العروه الوثقی، ص 626.
5) 5 . محمدحسن نجفی، جواهرالکلام، ج 10، ص 386.
6) 6 . فاضل مقداد کنزالعرفان، ج 2، ص 222، (دو جلد در یک مجلد).
همچنین سیره و روش دینداران که دال بر وجوب پوشش دارد . روایاتی چون روایت امام صادق علیهالسلام که فرمود: هر عضوی بهرهای از زنا دارد و زنای چشم نگاه کردن است...»(1)دلالت بر حرمت نگاه به زن میباشد.
دلیل دیگری که قائلین به حرمت نگاه به وجه و کفین بر آن استناد کرده اند آیه کریمه: «وَ لاَیبْدینَ زینَتَهُنَّ اِلّا لِبُعُولَتِهِنَّ» است. که آیه کریمه بیهیچ استثنایی بیان کرده: جز برای شوهر بدن را آشکار نکند و هیچ موضعی از بدن استثناء نشده است.
استدلال دیگر بر حرمت نگاه، صحیحه هشام بن سالم است که از امام صادق علیهالسلام نقل کرده: «امام صادق علیهالسلام درباره نگاه به زنی که مرد قصد ازدواج با او را دارد، فرمودند: اگر قصد دارد، با او ازدواج نماید، اشکالی ندارد که به مچ دستها و صورت او نگاه کند».(2)
که با مفهوم شرط میفهماند، در صورتی که قصد ازدواج ندارد، نگاه به صورت و مچ دستها را حرام است.
شیخ انصاری در استدلال به این روایت ایرادهایی میگیرند و میفرمایند: «این روایات دال بر جواز نگاه کردن به زنی که قصد ازدواج با او را دارد میباشند. در استدلال به آنها ایرادهایی به نظر میرسد:
اولاً: واضح است سیاق جمله شرطیه در روایت سیاق تعلیق نیست که مفهوم داشته باشد و این مطلب با کمی تأمل روشن میشود.
ثانیاً: بر فرض که آن صحیحه مفهوم داشته باشد، با جواز نگاه کردن در مورد آن، مشروط به شرطی که در این مسأله (نگاه به زن بدون قصد ازدواج) آمده نیست و آن شرط ایناست که غرض از نگاه ارزیابی زیبایی و زشتی زن و شناسایی رنگ صورت او و نقاط حسن و قبح او نباشد. شکی نیست نگاه با این قصد مخصوص صورتی است، که مرد به قصد ازدواج به صورت زن نگاه کند.(3)
ج ـ عدهای نگاه اول را جایز و تکرار آن را حرام شمردهاند. شهید اول(4)و علامه در قواعد(5)و محقق در شرایع گفته اند: نگاه اول به صورت و دستهای زن نامحرم جایز است، ولی نگاه دوم در صورت عدم ضرورت جایز نمیباشد.
مقصود از نگاه اول، نگاه اتفاقی و غیر عمدی است که عقاب و نکوهشی بر آن نیست. محقق حلی میگوید: «نگاه اول جایز، اما مکروه است»(1)که شاید مراد، فعل اختیاری باشد.
روایات بسیاری رسیده که از تکرار نگاه منع کردهاند. مانند روایت ابی عمیر از امام صادق علیهالسلام که فرمودند: «نگاه پی در پی، در قلب شهوت میکارد و برای دچار کردن صاحبش به آشوب و فتنه کافی است»(2).
اما این روایت بر حرمت نگاههای بعدی دلالت ندارد ؛ چون در صدد بیان آثار وضعی نگاه میباشد.
روایت دیگر از امام صادق نقل شده است که: «اوَّل النَّظْرَةٍ لَکَ وَالثانیةُ علیکَ لَالَکَ وَ الثَالِثَةُ فِیهَا الهَلاکُ؛(3)نگاه اول به نفع توست(یا بر تو بخشیده شد)، نگاه دوم علیه توست و نگاه سوم موجب هلاکت است.
این روایت هم از نظر دلالت با روایت قبل فرقی ندارد. مقصود از نگاه دوم، نگاهی است که سبب ایجاد لذت و ریبه در فرد شود.
نگاه طولانی هم مصداق تکرار نگاه را دارد. با توجه به روایات و ادله این گروه میتوان دریافت که این روایات در صدد بیان این نکته هستند که نگاه غیر عمدی و اتفاقی اول هیچ حکم شرعی بر آن بار نشده. اما چه بسا همین نگاه اول از روی عمد بوده و یا حسرت و اندوه به دنبال داشته باشد که این نوع نگاه عمدی به چهره نامحرم حرام خواهد بود و فرقی بین نگاه اول و دیگر نگاهها نیست.
صاحب جواهر میفرماید: «ادعای اینکه صورت و دستها در نگاه عمدی اول عورت نیستند و در نگاههای بعد عورت میباشند قولی ضعیف است».(4)
نگاه به مو و محاسن(5)زن نامحرم
مشهور فقها اجماع دارند که نگاه کردن به زن نامحرم به هر صورت حرام است،
چه با لذت و چه بدون لذت و چه احتمال وقوع در گناه باشد و چه نباشد.
آیت الله سید علی سیستانی میگوید: «نگاه به ماعدای صورت و دستهای زن نامحرم، از بدن زن و موهای او جایز نیست ، چه با لذت و ریبه باشد و چه بدون لذت و ریبه»(1). کل بدن زن عورت است مگر برای همسر و محارمش به طریق و روش متشرعان در ستر و پوشش و با توجه به دلالت آیه کریمه.
نامحرم نباید به بدن و محاسن زن نامحرم نگاه کند ، مگر در صورت ضرورت.
روایت صحیح ابوحمزه ثمالی از امام باقر علیهالسلام که گفت: «سؤال کردم، درباره زن مسلمانی که جراحت و زخمی در بدنش ایجاد شده، و یا جایی از بدن او شکسته که بر مرد نامحرم جایز نیست آن عضو را نگاه کند. آیا مرد میتواند برای معالجه به بدن زن نگاه کند؟ امام فرمودند: اگر مضطر به معالجه شود در حال ضرورت میتواند نگاه کند»(2).
این روایت دلالت دارد بر اینکه مرد نامحرم نمیتواند به بدن زن نگاه کند. و با استدلال به آیه شریفه: «وَ قُلْ ِّللْمْوءمِناتِ یغْضُضْنُ مِنْ أََبْصارِهِنَّ وَ یحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلایبْدِینَ زِینَتَهُنَّ الَا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ لْیضْرِبْنَ بِخُمُرِهنَُ عَلَی جُیوبِهِنَّ ». مواضعی که معمولا ازبدن ظاهرو آشکار است استثناء شده، ودلالت دارد براینکه ظاهرو آشکار کردن مواضع زینت زن برای نامحرم جایزنیست، و ستر اعضایی که محل بستن زینتهای ظاهری واجب میباشد.
ریبه اسم مصدر از باب رابَ، ریباً به معنای شک، تهمت و اضطراب نفس آمده است(3).
منظور از ریبه ممکن است یکی از سه چیز باشد.
در مستمسک العروه آمده: فقها ریبه را به چند معنا تفسیر کردهاند.
خوف وقوع در حرام.
میل پیدا کردن به عمل حرام که در هنگام نگاه کردن به ذهن خطور کند مثل میل به بوسیدن طرف مقابل(4).
به هر حال منظور از ریبه ممکن است یکی از سه چیز باشد:
الف) نگاه با ریبه، نگاهی است که مقدمه عمل حرام باشد. (خوف وقوع در حرام).
ب) نگاه با ریبه نگاهی است که موجب خطور افکاری در ذهن باشد.
ج) نگاه با ریبه، نگاهی است که موجب اضطراب و التهاب نفس شود.
می توان با بررسی متوجه شد که اکثر فقها مرادشان از ریبه همان معنای خوف وقوع در حرام باشد. اگر به معنای دوم و سوم باشد، دلیل بر حرمت آن نداریم.
اکثر فقها در شرط حلیت نگاه به «عدم التلذذ والریبه» اکتفا کرده اند و دیگر خوف وقوع در فتنه را اضافه نکردهاند(1).
در کشف اللثام آمده: «ریبه، حالتی است که از نگاه به ذهن و دل انسان خطور میکند و به معنای لذت بردن با آن، یا خوف در فتنه افتادن نیست... و بین فتنه و ریبه فرق است... ممکن است فتنه را به ریبه تعمیم دهند»(2).
«شهید ثانی» در شرح لمعه و بسیاری از فقها گفته اند: «مقصود از ریبه، ترس از گرفتار شدن به گناه و فتنه است»(3).
«صاحب عروه» میفرمایند: «مع عدم التلذذ والریبه أی خوف الوقوع فی الحرام»(4)، که ریبه رابه معنای ترس از وقوع در حرام تفسیر میکند.
باید توجه داشت که لفظ «ریبه» تا آنجا که نگارنده بررسی کرده، در روایات نیامده و در روایات هر جا که از نگاه بحث شده نگاه بدون قصد لذت و فتنه مدنظر میباشد.
فقها بر حرمت نگاه با ریبه اجماع دارند و همه فقها حرام بودن آن را بدیهی و
1) 1 . روح الله حسینیان، حریم عفاف، سازمان تبلیغات اسلامی، دوم، زمستان 73، ص 137.
2) 2 . بهاء الدین محمدبن حسن اصفهانی (فاضل الهندی) کشف اللثام عن قواعدالاحکام، ج 7، موسسه النشرالاسلامی، اول، شعبان 1420، ص 23.
3) 3 . الروضه البهیه، ج 2، ص 292؛ محمد حسن نجفی، جواهر الکلام، ج 10، ص 380؛ سید روح الله خمینیی امام، تحریرالوسیله، ج 2، ص 232، شهید اول، اللمعه، ص 109، محقق حلی، شرایع ص 495، علامه، قواعد الاحکام، ج 3، ص 6؛ سید ابوالحسن موسوی اصفهانی، وسیله النجات، ص 31؛ مرتضی انصاری، کتاب النکاح، ص 55.
4) 4 . سید محمد کاظم طباطبایی، العروه الوثقی، ص625.
مسلم دانستهاند. ملاک نگاه حرام را ریبه میدانند، نگاهی که صاحب خود را به آشوب و فتنه میاندازد. در روایات آمده: «واحذرو الفتنه؛ فتنه و آشوب بپرهیزید.»
روایت شده که شخصی به نام خثعمیه در حجه الوداع برای استفتای مسایل حج نزد رسول خدا صلیاللهعلیهوآله آمد . در حالی که فضل بن عباس کنار رسول خدا ایستاده بود، فضل شروع به نگاه کردن زنی کرد او هم به فضل نگاه کرد. پیامبر صلیاللهعلیهوآله صورت فضل را برگرداند و فرمود: مرد جوان است و زن هم جوان. ترسیدم که شیطان بین آن دو آید(1).
در این روایت رسول اللّه صلیاللهعلیهوآله به احتمال ترس در فتنه ، فضل را از نگاه کردن منع نمودهاند، و خوف دخول شیطان را که ناشی از التذاذ حاصل از نگاه بین زن جوان و ناظر که مرد جوانی بود که قهراً منجر به فتنه و فساد میشود ، علت نهی از نگاه دانسته اند.
در کتاب مسأله حجاب، هم ضمن حرام دانستن نگاه با ریبه بیان شده که: «ریبه، یعنی نظر به خاطر تلذذ و چشم چرانی نیست، ولی خصوصیت ناظر و منظور الیه مجموعاً طوری است که خطرناک است و خوف هست که لغزشی به دنبال نگاه کردن، به وجود آید»(2).
شیخ انصاری دلیل حرمت ریبه را واضح میداند، زیرا ارتکاب کاری که انسان را به حرام اندازد، یا ترس وقوع در حرام را در پی داشته باشد، حرام است و هنگامی که نگاه به زن نامحرم در نفس انسان، خوف وقوع در حرام پدید آورد، حرمت موءکد دارد(3).
لذایذ چند قسمند(4): یکی لذاتی که لذیذ بودن و زیبایی آن طبیعی شیء لذیذ است. مانند لذت نکاح که مستند به خلقت و منسوب به خداوند است. دوم: لذایذ فکری که هم زندگی دنیوی انسان را اصلاح میکند و هم نسبت به آخرت او ضرری ندارد. قسم سوم: لذات فکری موافق با هوی و مایه بدبختی در دنیا و آخرت،
عبادات را تباه و زندگی طیّب را فاسد میسازد، لذاتی است که فطرت ساده و سالم مخالف آن است.
در هر حال یکی از امیال عالی فطرت انسان میل به زیبایی است. با دیدن هر چیز زیبا به انسان احساس لذت و شعف دست خواهد داد. روانشناسان این میل را از اصیل ترین امیال انسانی میدانند. انسان موجودی لذت جوست . با دیدن صورتی زیبا احساس لذت کرده چه صاحب آن چهره پیر باشد چه جوان.
منظور از لذت حرام در این بحث، لذتی شهوانی است که انسان با نگاه کردن به نامحرم احساس لذت شهوی کند. ولو که انسان به هم جنس خود نگاه کند. حتی از نگاه به صورت و دستهای او لذت ببرد، این نگاه او حرام بوده و نباید نگاه کند.
صاحب «مستمسک العروه» میفرماید: «نگاه کردن به صورتهای زیبا از مرد یا زن همیشه همراه لذت است، زیرا مقتضای فطرت و طبیعت انسان بر زیبایی دوستی است. لذت مورد بحث ما، لذت جنسی است، اما آن چیزی که مقتضای فطرت انسان میباشد، لذت غیر جنسی است، همانگونه که انسان از دیدن مناظر زیبا و ساختمانهای مجلل و... لذت میبرد»(1).
صاحب جواهر در رد این مطلب میفرماید: توجیهی که بعضی از مردم در مورد لذت بردن از صورتهای زیبا میکنند این است که میگویند این لذت هم مانند لذت بردن از ساختمانهای زیبا و مثل آن است ، اما این توجیه از مکر و فریبهای شیطان است(2).
از علی بن سوید روایت شده که از امام رضا علیهالسلام سوءال کردم: «من با زنان زیباروی زیادی سروکار دارم که وقتی به آنها نگاه میکنم، از زیبایی آنها لذت میبرم.» امام علیهالسلام فرمودند: «اگر خداوند صدق و درستی نیت تو را ببیند، نگاه تو مانعی ندارد. از زنا بپرهیز که زنا برکت و ایمان را نابود میکند»(3).
امام در اینجا نگاه را منوط به نیت (با قصد لذت شهوانی یا بدون قصد لذت) کردهاند. یعنی خود قصد لذت ملاک حرمت است.
کلام اکثر فقها اشعار داردبه اینکه، نفس قصد لذت داشتن حرام است، زیرا که فرموده اند: «لایجوز النظر لتلذذ» که از «لام»، «لتلذذ»استفاده میشودکه اگر بیننده قصد لذت کند، نگاه او حرام است.
نگاه به پای نامحرم(1)
محل بحث فقها نگاه به پای زن نامحرم بدون لذت و ریبه است. برخی فقها هم قائل به جواز نگاه به پاها شدهاند. حتی پوشاندن پاها را در نماز واجب نمیدانند. که به ملازمه میتوان از عدم وجوب پوشیدن پاها در نماز به جواز نگاه کردن مرد به آن پی برد.
در روایت مرسل مروک بن عبید آمده که:
از امام صادق علیهالسلام پرسیدم: «چه عضوی از زنان برای مردان دیدنش جایز است؟» حضرت فرمودند: «چهره، دو دست، دو پا از مچ.»(2)
آیات شریفهای که در این زمینه نازل شده، همگی به قسمتهای دیگر اندام انصراف دارند؛ چنانکه گویی پاها به طور کلی از حیطه توجه خارج شده و مورد غفلت قرار گرفتهاند و به جهت همین غفلت است که نمیتوان در مورد حرمت نگاه به پاها ادعای اجماع کرد و حداقل این است که تحقق اجماع در این مورد مشکوک است.
پس نه روایات، متعرض حکم پاها شده اند، نه آیات به آن نظر دارند و نه اجماعی در این مورد محقق شده و ادلهای هم که از نگاه کردن به نامحرم نهی کردهاند، چنان اطلاقی ندارد که شامل پاها هم شوند.
محقق قمی، قائل به حرمت نگاه به زن میباشد و میگوید: «امر درصورت و دست وپا آسانتر است، چون در مسأله خلاف عظیم است»(3). این سخن ایشان بیانگر این امر است که نگاه به دست و پا و صورت را جایز میدانند.
امام و آیات عظام اراکی و گلپایگانی نگاه کردن به کف پا و روی پا و پاشنه پا را جایز نمیدانند ونگاه مرد به غیر از وجه و کفین به جایی از بدن زن نامحرم را جایز ندانستهاند(4).
به هر حال در حرمت نگاه مرد بیگانه به پشت و کف پای زن و انگشتان پای او
1) 1 . پا، ( قدمین در عربی)، معادل فارسی این لغت، واژهای یافت نمیشود، قدم، قسمتی از پا که در کفش جا میگیرد و از قوزک پا به پایین را گویند.
2) 2 . وسائل الشیعه، ج 14، ص 146، ح 25426.
3) 3 . میرزا ابوالقاسم قمی، جامعالشتات، ج 4 ص 485.
4) 4 . سید مسعود معصومی، احکام علاقات المراة معالرجل، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، اول زمستان 1415، ص 32.
شکی نیست، به دلیل عموم اولیه وجوب فروبستن چشم از زن بیگانه و مطلق بودن حرمت نمایان کردن بدن زن. ازحرمت نگاه بیگانه به تمام مواضع بدن زن ظاهر است که وجه و کفین استثناء شده و سایر مواضع بدن زن تحت عموم حرمت نمایان کردن و وجوب فروبستن چشم (غض بصر) قرار دارد(1).
یکی از مسائلی که از گذشته مورد بحث فقها بوده و امروز بیشتر در جامعه به چشم میخورد وصل کردن مو به سر میباشد . استفاده از کلاه گیس یکی از مصادیق اتصال مو میباشد که امروز اهمیت بسیار داشته و در بحث بازیگری و سینما مطرح میشود.
در فقه، اتصال مو زن به زن و اتصال موی حیوان به موی زن بحث شده است.
نظریات علما در حکم اتصال مو به سه دسته تقسیم میشود:
دسته اول: روایاتی که اتصال مورامنع کردهاند. ابن عمیر از امام صادق علیهالسلام روایت کرده است که فرمود: «زن آرایشگری نزد حضرت رسول آمد. حضرت فرمودند: «هنوز آرایشگری میکنی یا آن را ترک کردهای؟» عرض کرد: «یا رسول الله، من آن راترک نمیکنم. مگر آنکه شما نهیام کنی تا دست بردارم.» فرمودند: «لازم نیست دست برداری، اما وقتی کسی را آرایش میکنی، صورتش را با پارچه جلا نده . این کار، طراوت و نشاط صورت را میبرد. مو به مو وصل نکن»(2).
این روایت به طور مطلق وصل مو را نهی کرده که شامل موی انسان و غیر انسان هر دو میشود.
روایت دیگری از عبدالله بن حسن آمده است که : درباره قرامل سوال کردم. فرمودند: «قرامل چیست؟» گفتم: «پشمی است که زنان روی سرشان میگذارند.» فرمود: «اگر پشم باشد، اشکالی ندارد، ولی اگر مو باشد، نه برای آن که وصل میکند، خیری دارد، نه برای آنکه برایش وصل میکنند»(3).
این روایت فقط وصل کردن موی انسان را نهی کرده ؛ زیرا وصل پشم و موی حیوان را اجازه داده است.
شاید علت نهی از وصل کردن مو، تدلیس باشد؛ زیرا مو و پشم حیوان به
سهولت قابل تشخیص است و ناظر را به اشتباه نمیاندازد. بنابراین نمیتوان با این روایت، حرمت وصل مو به طور مطلق را حتی اگر برای تدلیس نباشد اثبات کرد.
امام در کتاب «دلیل تحریرالوسیله»(1)این روایات را ضعیف دانسته است و بیان کرده که هیچ دلیلی برای منع اتصال موی یک زن به زن دیگر نمیباشد ، مگر اینکه از جهت وجوب پوشش آن و حرمت نگاه به موی زنی که موی دیگری را وصل کرده باشد.
دسته دوم: روایاتی که بر کراهت دلالت دارد.
ثابت بن سعید روایت کرد که کسی به امام صادق علیهالسلام گفت: «زنان، قرامل روی سر خود میگذارند. فرمود: اگر پشم باشد یا از موی خود زن ساخته شود، خوب است، ولی اگر از موی دیگری باشد، مکروه است . اگر موی خودش یا پشم را به مویش وصل کند، برای او ضرری ندارد»(2).
دسته سوم: روایاتی که بر جواز وصل دلالت دارند.
سعد اسکاف از امام صادق علیهالسلام درباره قرامل که زنان روی سر میگذارند و به موی سر خود وصل میکنند، سؤال میکند و امام میفرمایند: «هر کاری که زن برای زینت خود برای شوهرش انجام دهد اشکال ندارد.» میگوید: «عرض کردم که ما شنیده ایم رسول خدا صلیاللهعلیهوآله وصل کننده ووصل شونده (واصله و موصوله) را لعنت کرده است.» فرمود: «منظورش این نبوده. منظور حضرت از وصل کننده و وصل شونده، زنی است که در جوانی زنا میدهد و چون پیر میشود، زنان را برای مردان میبرد، این است واصله و موصوله»(3).
عمار ساباطی نقل کرد به امام صادق علیهالسلام عرض کردم: «از پیامبر روایت میشود که آن حضرت، واصله و موصوله را لعنت کرده است». فرمود: «آری، این چنین است». گفتم: «یعنی زنی که آرایشگری میکند و قرامل درست میکند؟» فرمود: این کار اشکالی ندارد» گفتم: «پس منظور از واصله و موصوله چیست؟» فرمود: «زناکار و قواد»(4).
در نتیجه این روایات بر عدم جواز وصل موی دیگری به موی زن دلالت ندارند. ابوبصیر روایت کرد: درباره موهای جلو پیشانی از او پرسیدم که زن به قصد زینت برای شوهر درست میکند و درباره کندن موهای صورت و قرامل و پشم روی سر و امثال آن سوال کردم.
فرمود: «هیچ یک از اینها اشکال ندارد»(1).
می توان گفت که اگر وصل مو به منظور فریبکاری باشد حرام است، وگرنه جایز است. واصل هم بر اباحه وجواز دلالت دارد. بنابراین وصل مو جایز است.
برخی فقهاهم وصل کردن موی دیگری به موی زن را جایز دانسته اند.
آیت الله خویی هم بر این عقیده است و میفرماید «به دلیل اصل، وصل مو جایز و مباح است»(2).
علمایی که قائل به جواز وصل موی دیگری به موی زن شدهاند. نگاه به آن مو را برای شوهر زن جایز دانسته اند.
صاحب عروه گفته است(3): شوهر میتواند به آن مو نگاه کند. اگر چه مکروه است ، اما احتیاط در ترک نگاه است.
آیت الله خویی و صاحب مستمسک فرموده اند: «نگاه برای شوهر جایز است: زیرا دلیلی بر حرمت نگاه نداریم»(4).
برخی علما بر استصحاب حرمت نگاه به موهای متصل استدلال کردهاند. همانطور که نگاه به موی نامحرم قبل از اتصال موی او حرام بود بعد از اتصال هم حرام میباشد.
اما در جاری کردن اصل استصحاب اشکال پیش میآید، زیرا در استصحاب وحدت موضوع شرط است، اما در محل بحث ما موضوع تغییر کرده، موی متصل شده به بدن همچون عضو جدا شده از بدن زن میباشد. چون عرف آن را جدا از
موی اصلی میداند. «اگر استصحاب را بپذیریم نتیجه این میشود که نگاه کردن به موی وصل شده، بر محارم زن صاحب مو جایز باشد و بر محارم زنی که فعلاً از مو استفاده میکند، نگاه حرام باشد و باید بپذیریم که در زمانی که مو از صاحبش جدا شده ولی به سر دیگری وصل نشده، پوشیدنش واجب و نگاه کردنش حرام است. علاوه بر آن باید بین موی زن و موی مرد فرق قایل شویم. چون احکام آن قبل از انفصال متفاوت است، این احکامی است که بر فرض قبول استصحاب باید به آن ملتزم شویم. در حالی که هیچ فقیهی به آنها ملتزم نمیشود»(1). اما نگاه شوهر به آن مو جایز است . حتی اگر مو متصل شده را جزء زینت به شمار آوریم باز هم شوهر میتواند به زینت همسر خود نگاه کند.
صاحب عروه معتقدند که ستر موهای متصل به موی اصلی واجب است چه از موی مرد باشد یا موی زن باشد و نگاه به آنها حرام میباشد.
همچنین «قرامل از غیر موی پشم و موی بز زینت محسوب شده و ستر آنها هم واجب است ومرد نامحرم هم حرام است به آنها نگاه کند»(2).
پس بر زن واجب است هر نوع موی متصل را همانند موی طبیعی خود در برابر نامحرم بپوشاند.
در کتاب «دلیل تحریرالوسیله» به نقل از کاشف الغطا آمده که ایشان، ستر زینتهای متعلق به بدن را مثل حنا، سرمه، النگو و مویی که موی زن وصل شده، چه از موی مردان باشد و یا از جنس پشم باشد و ستر و پوشش آن از ناظر درحال غیر نماز بنابر اقوی واجب میداند(3).
در آیه کریمه «وَلایبْدِینَ زِینَتَهُنَّ الَا مَا ظَهَرَ مِنْهَا» مراد از زینت، اعم از زینت ذاتی و عرضی و مواضع زینت و خود زینتهاست. وبه زینت پنهان هم با توجه به ادله معتبر اطلاق میشود. واضح است که مو هم از جمله زینتها به شمار میآید . اگرچه موی دیگری (متصل به موی اصلی) باشد و فرقی بین موی اصلی و موی متصل از جهت
اینکه عرفاً از زینتهای باطنی به شمار میآیند نیست. نهایت آنچه که با این آیه ثابت میشود حرمت کشف و نمایاندن موی متصل مقابل مردان نامحرم است و حرمت نگاه مردان به موی متصل زنان میباشد.(1)
آیه شریفه «اِلّا لبعولَتهِنَّ» بر جواز کشف و نمایاندن مو به عنوان آشکار کردن زینت باطنی برای همسر و همچنین نگاه شوهر به مو فهمیده میشود، اما حرمت نگاه شوهر به زن ثابت نمیشود مگر آن که ادلهای مبنی بر حرمت کشف موی زن نامحرم که متصل به موی زن شده وارد شود که بر شوهر نگاه به آنها حرام باشد. اما ادلّهای که بر نهی از وصل موی زن آمده، برحرمت نمایان کردن مو در برابر مردان بیگانه دلالت دارد، که به عنوان آشکار کردن زینت باطنی، هر چند که از زن مومن بعید است که سر خود را مقابل مردان بیگانه برهنه کند.
طبق نظر صاحب مستمسک العروه، مهمترین اصل بعد از قصور ادله بر حرمت نگاه به موی متصل زن، اباحه نگاه به موی زن میباشد. مجالی برای جریان اصل استصحاب برای تبدیل موضوع نمیباشد. اما نگاه به موی متصل زن از باب نگاه به بقیه اعضای بدن (و اینکه کل بدن زن عورت است) حرام میباشد، نه اینکه اباحه یا حرمت نگاه به موی متصل را جدا از بدن و مستقلاً استدلال کنیم(2).
زنان نامحرم ، یا مسلمان هستند یا غیر مسلمان. در صورتی که مسلمان باشند یا کاملاً حجاب خود را رعایت میکنند یا رعایت نمیکنند.
زن مسلمانی که کاملاً حجاب خود را رعایت کرده، نگاه به وجه و کفین او برای مرد جایز است، به شرط آنکه، وجه و کفین او زینت نشده باشد و به قصد لذت و ریبه نگاه نکند.
محمد بن سنان روایت کرد که امام رضا علیهالسلام درپاسخ یکی از سوالهایش به وی نوشتند: «نگاه به موی زنان با حجاب، آنان که خود را به خاطر شوهرانشان
پوشاندهاند و زنان دیگر به این علت حرام شده که باعث تحریک مردان شده و این تحریک به فساد و ارتکاب اعمال حرام میانجامد».(1)
برای مرد نگاه به تمام بدن مرد دیگر غیر از عورت جایز است. فرقی بین اینکه پیر و جوان یا زیباروی و زشت رو باشد نمیکند ، مشروط به آنکه نگاه به منظور لذت و ریبه نبوده یعنی خوف وقوع در حرام در بین نباشد(2).
عورت در مرد ، قبل و دبر و دو بیضه اوست . در نتیجه ماهیچههای عضلانی پشت (باسن)، عورت محسوب نمیشوند و نگاه کردن به آن اشکال ندارد، امااحتیاط ترک نگاه به آنها میباشد. سیره و عمل مسلمانان در طی زمانها و مکانها بر این امر استمرار داشته که نگاه به تمام بدن مرد مگر عورت را جایز دانسته اند(3).
این جواز نگاه تا زمانی است که قصد لذتی در بین نباشد که با بودن احساس لذت حتی نگاه کردن به صورت و دو دست مرد، حرام خواهد بود.
روایات بسیاری رسیده که بیان میکند در حمام بر مرد حرام است به عورت هم جنس خود نگاه کند.
روایت حریز از امام صادق علیهالسلام که فرمودند: «لاینْظُرُ الرَجُل اِلَی عَورَهِ أخِیه؛(4)مرد به عورت برادر خود نگاه نمیکند.»
و روایت مرسل محمد بن جعفر « پدر نباید به عورت پسر خود نگاه کند و پسر هم نباید به عورت پدر خود نگاه کند»(5).
اگر مرد بترسد از اینکه چنانچه به بدن مرد دیگر نگاه کند به گناه آلوده میشود، بهتر است به بدن او نگاه نکند.
1) 1 . محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج 104، ص 34، ح12.
2) 2 . احمد نراقی، مستند الشیعه، ج 16، ص 6564؛ محقق حلی، شرایع الاسلام، ص 495؛ سید محمد کاظم طباطبایی یزدی، العروه الوثقی، ص 625؛ سید روح الله خمینی تحریرالوسیله، ج 2، ص 242؛ سید علی حسینی سیستانی، منهاج الصالحین، ج 3؛ ص 11، علامه حلی، قواعد الاحکام، ج 3، ص 6؛ محقق ثانی، جامع المقاصد، ج 12، ص 33.
3) 3 . محمد حسن نجفی، جواهر الکلام، ج 10، ص 380؛ سید محسن طباطبایی حکیم، مستمسک العروه، ج 14، ص 22.
4) 4 . محمد بن حسن حر عاملی، وسایل الشیعه، ج 1، ص 363، ب 3، ح 1395.
5) 5 . محمد مهدی نراقی، مستند الشیعه، ج 16، ص 30.
نگاه مرد به سینه مرد دیگر جایز است . همچنین میتواند به آنچه بالای ناف مرد دیگر و پایین تر از زانوی مرد میباشد نگاه کند ، مگر آنکه نگاه او همراه شهوت باشد. نگاه هر فرد به بدن شخص دیگر با شهوت حرام است ، مگر زن و شوهر باشد. اگر کسی که مرد به آن نگاه میکند، جوان زیبا صورتی باشد، نگاه به او و به صورت مرد و سایر اعضای بدنش چه با شهوت و چه بدون شهوت حرام است، مگر اینکه به سبب ضرورت مثل خرید و فروش و معالجه و آموختن و مانند آن باشد(1).
با توجه به آنچه در روایات معتبر آمده میتوان مذمت نگاه به پشت زنان نامحرم از روی لباس را دریافت واضح و روشن است که شیطان به این طریق ناظر را وسوسه کرده و او را به خواری و فتنه میاندازد.
باتوجه به تفاسیر وارده شده درآیه کریمه «یا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ اِنَّ خَیرَ مَنِ اسْتأَجَرْتَ الْقَوی الأَمینُ»(2).
ای پدر ، خوب است او را اجیر کنی که بهترین اجیر کسی است که نیرومند و امین باشد.
از اینکه دختر شعیب، موسی علیهالسلام را قوی وامین معرفی کرد، فهمیده میشود که آن دختر از نحوه عمل موسی علیهالسلام درآب دادن گوسفندان دید که او مردی نیرومند است. همچنین از عفتی که موسی علیهالسلام در گفتگو با آن دختر از خود نشان داد، و اینکه غیرتش تحریک شده و گوسفندان آنان را آب داده و طریق راه رفتن او تا خانه پدرش شعیب که موسی علیهالسلام به آنها گفت : «شما پشت سرم راه بیائید ، زیرا من از خاندانی هستم که به پشت زنان نگاه نمیکنم.» دریافت که او شخصی عفیف و امانتدار است.
عمادبن عثمان از امام صادق علیهالسلام روایت کرد که فرمودند: «ما یأمَنُ الَّذِینَ ینْظُروُنَ فِی أَدبارِ النِّساء انْ ینْظَرَبذلِکَ فی نِسائِهِمْ»(3)کسانی که به پشت زنان نامحرم نگاه میکنند، از نگاه دیگران که به زنان آنها نگاه میکنند در امان نیستند.
صفوان از امام کاظم علیهالسلام روایت کرد که فرمودند: درباره آیه «یا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ اِنَّ خَیرَ مَنِ اسْتأَجَرْتَ الْقَوی الأَمینُ»،ای پدراو رااجیر کن؛ زیرا بهترین اجیر کسی است که نیرومندوامین باشد. شعیب به دخترش فرمود:
دخترم نیرومند بودن او را از برداشتن تخته سنگ فهمیدی، اما از کجا دانستی که امین است؟ دختر شعیب گفت: پدر جان، من پیشاپیش او راه میرفتم، اما او گفت: دنبال من بیاو هر جا که راه را اشتباه رفتم مرا راهنمایی کن، زیرا ما قومی هستیم که به پشت سر زنان نگاه نمیکنیم»(1).
در روایت دیگر ابو بصیر ازامام صادق علیهالسلام پرسید: آیا مرد میتواند وقتی زنی راه میرود به پشت سر او نگاه کند؟ امام فرمودند: آیا شما خوشحال میشوید کسی به همسر، خواهر، مادر و... شما اینگونه نگاه کند، وبعد فرمودند هرچه را برای خود دوست نداری برای دیگران نیز دوست مدار»(2).
نگاه به حجم اعضای بدن زن از روی لباس چسب و نازک و یا چادر نازک که حجم اعضای بدن را نشان میدهد حرام است در حرمت نگاه با قصد شهوت و همچنین هنگام ترس از وقوع درگناه با نگاه پر هوس هیچ شکی نیست.
بنابر قول قوی نگاه بدون لذت هم حرام است به سبب دلالت آیه غض بصر و به دلیل اطلاق آیه بر بیان حرمت نگاه به هر عضوی از محاسن و زینتهای بدن زن و آنچه که موجب تهییج برای ناظرشده و اثرات شهوت انگیز برای فرد ایجاد میکند بخصوص زینت دادن حجم اعضای بدن زن با لباسهای زیبا و رنگارنگ حرام است(3).
نگاه زن به حجم بدن مرد نامحرم به جز عورت او بنابر اقوی جایز است ؛ چرا که سیره قطعیهای که از سوی متشرعان رسیده این نگاه را نهی نمیکند.
نگاه کردن به بدن نامحرم حتی به وجه و کفین او به قصد لذت و ریبه و با خوف به مفسده افتادن حرام است. گرچه بر مردان پوشاندن بدن واجب نیست، اما بر زنان هم واجب است از نگاه کردن خودداری کنند.
همانطور که بر مردان نگاه کردن به زن نامحرم حرام است بر زن نیز نگاه کردن بر مرد حرام است. علاوه بر آن بر زن واجب است که خود را از نامحرم بپوشاند، و بر مردان پوشانیدن خود واجب نیست، به جز عورت و اگر مرد بداند که زنان عمداً به او نگاه میکنند، از باب حرمت و افتادن در گناه باید خود را بپوشاند.
نگاه زن به بدن مرد بیگانه با لذت و شهوت حرام است، بلکه احتیاط این است که به غیر آنچه که معمولاً و در عرف نگاه صورت میگیرد، نگاه نکند. اگر به مواضعی از بدن مرد بدون لذت و ریبه نگاه کند ظاهراً نگاه او جایز است ، اما بهتر است که نگاه نکند.
اگر مردی به قصد به گناه انداختن زنها بدون لباس بیرون آید ، قصد معاونت در گناه را دارد؛ زیرا قصد به حرام انداختن زنان را نموده و اگر این قصد را ندارد و فقط احتمال بدهد از عدم پوشش او عدهای به گناه بیفتد باید خود را بپوشاند.
صاحب وسیله میگوید: «بر زن حرام است به مرد بیگانه نگاه کند، در صورتی که مرد بداند زن عمداً به او نگاه میکند، براو واجب میشوداز باب حرمت و معاونت و همکاری به گناه خود را بپوشاند»(1).
صاحب شرایع جواز نگاه به مرد را مشروط به مقام ضرورت دانستهاند مثل شهادت بر مرد، البته به حدی باید نگاه کند که نسبت به مرد اطلاع و آگاهی پیدا کند(2).
بعضی از علما گفتهاند : زن میتواند به تمام بدن مرد به جز بین زانو و ناف را نگاه کند و حکم نگاه کردن زن به مرد مثل حکم نگاه کردن مرد به زن نیست، زیرا تمام بدن زن در حکم عورت است . به همین دلیل پوشاندن آنها در نماز واجب است و اگر زن و مرد در نگاه به یکدیگر مساوی بودند، مردان نیز مانند زنان به پوشش بدن مأمور میشدند،(3)علما در این مسأله چهار قول دارند:
نگاه کردن زن به مرد مطلقاً حرام است ، ولو مرد نابینا باشد(1).
نگاه به صورت و دستها و سر و گردن و قدمین مرد جایز است.
رسول اکرم زنان را از نگاه به مردان نهی کردند.
آیت الله خویی میفرماید: «نگاه کردن زن به مرد بنابر احتیاط واجب حرام است، مگر به صورت و دستها و سر و گردن و قدمها که نگاه زن به این مواضع ازبدن مردها به شرطی که به قصد لذت و خوف فتنه نباشد جایز است. هر چند ترک آن بهتر است»(2).
قائلان به حرمت نگاه زن به مرد به چند دلیل برای قول خود استناد کردهاند.
صاحب ریاض ادعای اجماع کرده بر یکی بودن حکم زن با مرد و بیان داشتهاند که «هر جا نگاه مرد به زن حرام است، نگاه زن به مرد هم حرام میباشد»(4).
اما این استدلال درست نیست. به علت عدم وجوب ستر بدن مردان که موجب حرمت نگاه زن به مرد نمیشود و با توجه به دلالت آیه کریمه: «وَ قُلْ ِّللْمْوءمِناتِ یغْضُضْنُ مِنْ أََبْصارِهِنَّ؛ به زنان با ایمان بگو چشمهای خویش را فرو بندند.»
در این آیه وجه و کفین استثناء شده مبتنی بر ملازمه بین عدم وجوب ستر وجه و کفین برای مرد است . جواز نگاه زن به آنها و آیه دلالتی بر حرمت نگاه زن به مرد ندارد؛ زیرا این آیه به طور مطلق بیان کرده چشمان را فرو ببندید، و در ادامه آیه بیان شده که به عورتهای یکدیگر نگاه نکنید.(5)
از کلمات علما تساوی زن و مرد در استثنائات نگاه ظاهر میشود. حکم در استثنای اعضا برای نگاه به مرد را استناد داده اند به آیه کریمه «الا ما ظَهَرَ مِنْهَا» که نامناسب ترین استدلال، استثنای کردن وجه و کفین مردان به دلیل استثناء آنها در زنان است»(6).
1) 1 . شهید اول، اللمعه الدمشقیه، ص 109؛ محقق ثانی، جامع المقاصد، ج 12 ص 42؛ مرتضی انصاری، کتاب النکاح، ص 61.
2) 2 . سیدابوالقاسم خویی، منهاج الصالحین، ص 268 267.
3) 3 . علامه حلی، تذکره الفقها. ج2 چاپ سنگی، بدون صفحه شماره.
4) 4 . سیدعلی طباطبایی، ریاض المسائل، ج 6، ص 370.
5) 5 . سید محسن حکیم طباطبایی، مستمسک العروه، ج 14، ص 26.
6) 6 . علی اکبر سیفی مازندرانی، دلیل تحریرالوسیله، ص 72 71، سید محسن حکیم طباطبایی، مستمسک العروه، ج 14، ص 26 25.
سیره و روش متشرعان اختصاص به نگاه زنان مومن به صورت و سر و دستهای مردان حتی در زمان پیامبر صلیاللهعلیهوآله داده بدون آنکه دلیلی بر رد آن وارد شود، که این استمرار رسیده در طول زمانها مانع از انعقاد اطلاق آیه خواهد بود.
از جمله ادله دیگر بر حرمت نگاه زن به مرد، روایات میباشد.
احمد ابن ابی عبدالله روایت کرده است که ابن مکتوم از حضرت رسول صلیاللهعلیهوآله اذن دخول خواست. عایشه و حفصه نزد حضرت نشسته بودند. حضرت به ایشان فرمود: «بر خیزید و داخل اتاق شوید». آن دو گفتند: «یا رسول الله، او کور است».
حضرت فرمودند: هر چند او شما را نمیبیند، ولی شما که او را میبینید»(1).
ام سلمه هم نقل میکند که من و میمونه در آن زمانی که حجاب واجب شده بود نزد پیامبر صلیاللهعلیهوآله بودیم که اممکتوم وارد شد. حضرت فرمودند: پشت پرده بروید (خود را بپوشانید). گفتم: «یا رسول الله ، آیا او نابینا نیست؟» فرمودند: «آیا شما هم نابینا هستید و او را نمیبینید؟»(2)
در روایتی دیگر پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمودند: «خداوند نسبت به زن شوهرداری که چشمش را از مرد نامحرم پر میکند، به شدت غضب خواهد کرد. اگر زنی چنین نگاه کند، خداوند همه اعمال او را باطل خواهد کرد...»(3).
از حضرت فاطمه علیهاالسلام روایت شد که فرمودند: «برای زنان بهتر است که مردان را نبینند و مردان ایشان را نبینند»(4).
احتمال دارد این روایات در اجرای دستور حجاب باشد نه نگاه. در هیچ کدام از این روایات از نگاه نهی نکردهاند. در دو روایت اول اگر پیامبر به دلیل حرمت نگاه زن به مرد به زنان خود متعرض میشدند، میبایست میفرمودند: «نگاه نکنید.» نه اینکه پشت پرده بروید. ثانیاً، این دو روایت اطلاق دارند، و اگر دلالت بر حرمت نگاه زن به مرد داشته باشند، هیچ استثنایی مثل وجه و کفین ندارند، و ظاهر این اطلاق دلالت بر حرمت نگاه به همه اعضای مرد دارد. در حالی که این فتوا خلاف سنت پیامبر و سیره ائمه علیهمالسلام و سیره متشرعه مسلمین میباشد»(5).
از طرفی نگاه به مواضعی که در عرف اسلامی، پوشیدن آنها رسم است، مثل ران، سینه و شکم. در مورد این مواضع نیز دلیلی بر حرمت نداریم، ولی چون حکم به حرمت کرده اند که نشان میدهد این حکم نزد همگان مسلم است، خودداری از نگاه را احتیاط واجب میدانیم. و نگاه به اعضا و مواضعی که پوشیدن آنها رسم نیست مثل سر و گردن، دست و پا جایز است.
سیره دینداران و متشرعان، عدم اجتناب از آن است. از طرفی اسلام به مرد دستور حجاب نداده و نگاه زن به مرد موجب بیحرمتی به او نمیشود. از سوی دیگر شاید دلیل اینکه، پیامبر همسرانش را منع کرد، استفاده ایشان از عطر و بوی خوش بوده که پیامبر به ایشان دستور داده اند، که داخل اتاق شوند که بوی عطر به مشام مرد بیگانه نرسد.
مردان باید بالاتر از مچ ، سینه ، پاها و مواضعی را که معمولاً مردان میپوشانند، از نامحرم که ناظر بر آنهاست بپوشاند. پوشاندن مواضع دیگر مثل سر، صورت و دست لازم نیست. نپوشاندن هر جای بدن به قصد به حرام انداختن نامحرم حرام است. لذا اگر مردی بازو و سینه و یا بدن خود را به قصد آنکه نامحرمی به او نگاه بکند، باز بگذارد و یا پیراهن نازک بدن نما بپوشد به قصد آنکه نامحرم به او نگاه کند، حرام است و باید از آن اجتناب نماید.
لذا اگر لباس آستین کوتاه بپوشد نه به قصد حرام انداختن دیگری اگرچه علم داشته باشد دیگری به حرام میافتد بنابر احتیاط مستحب، نباید چنین لباسی بپوشد.
بنابر احتیاط مستحب، مردان باید مواضعی را که به طور معمول میپوشانند، از نامحرم بپوشانند ؛ خصوصاً اگر بدانند نامحرمی به قصد لذت و ریبه به آنها نگاه میکند که پوشاندن آنها واجب میباشد(1).
نگاه زن به هم جنس خود جایز است ، مگر نگاه به عورت او، چه پیر باشد یا
1) 1 . نرجس السادات نعمتی، حجاب از دیدگاه فقهای متاخر WWW.balagh.net.
جوان، نیکوروی یا زشت رو، تا زمانی که نگاه به قصد لذت و ریبه نباشد. این قول مشهور فقهای شیعه است(1).
«هیچ تردیدی در این امر نمیباشد ، بلکه شاید نگاه به هم جنس از ضروریات شناخته شده در دین باشد که به عمل مسلمانان در تمام زمانها و مکانها استمرار یافته(2). با توجه به آیه کریمه «قُلْ لِلْمْوءمِناتِ یغْضُضْنُ مِنْ أََبْصارِهِنَّ وَ یحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلایبْدِینَ زِینَتَهُنَّ الَا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ لْیضْرِبْنَ بِخُمُرِهٍنَُ عَلَی جُیوبِهِنَّ وَ لاَیبْدینَ زینَتَهُنَّ اِلّا لِبُعُولَتِهِنَّ اَوْ ... نِسَائِهِنَّ...»(3).
روایاتی هم بر منع نمایان کردن زینت و محاسن زنان در برابر هم جنس خود دلالت دارد.
حفص بن بختری از امام صادق علیهالسلام روایت کرد که حضرت فرمود: «لَاینْبَغِی لِلْمَرأه اَنْ تَنْکَشِف بَین یدی الیهُودیه وَ النَصْرانِیه فَاِنَهُنَ یصِفْنَ ذَلکَ لِازواجَهن؛(4)سزاوار نیست که زن (مسلمان) در حضور زن یهودی و زن مسیحی حجاب خود را بردارد؛ زیرا آنان اندام زن مسلمان را برای همسران خود توصیف میکنند.»
چنانکه بیان کردیم مفسران مراد از«نِسائِهنَّ» را چند احتمال دادهاند:
اول: مطلق زنان باشد که همه زنان باهم محرم هستند.
دوم: منظور از (نِسائِهنَّ) زنان همنشین با زنان مومن است.
سوم: مراد از (نِسائِهنَّ) کنیزکان و خدمتکاران باشد.
چهارم: مقصود (ازنِسائِهنَّ) زنان ارحام مانند عمه و خاله و خواهر باشد.
پنجم: زنان هم کیش و مسلمان میباشد.
صاحب جواهر میگوید: «زنان ذمی جزء آن زنان نیستند»(5)یعنی زن مسلمان نباید با زن ذمی داخل حمام شود.
در مسالک آمده که «مراد از نسائهن زنانیاند که خدمتکار آنها هستند از آزاد و کنیز و شامل زن کافر هم میشود و فرقی بین کسانی که در خدمت زنان مسلمان
1) 1 . محقق حلی، شرایع الاسلام، ص 495، شهید ثانی، الروضة البهیه، ج 2، ص 292؛ سیدمحمد کاظم طباطبایی یزدی، العروه الوثقی، ص 625؛ سید علی سیستانی، منهاج الصالحین، ج 2، ص 11.
2) 2 . محمدحسن نجفی، جواهر الکلام، ج 10، ص 380؛ سیدمحسن حکیم طباطبایی، مستمسک العروه، ج 14، ص 22.
3) 3 . قرآن کریم سوره مبارکه نور / آیه 32.
4) 4 . وسائل، ج 14، ص 133، ب 98، ح 25379.
5) 5 . محمدحسن نجفی، جواهرالکلام ج 10، ص 381.
هستند از زن مسلمان و غیر مسلمان نمیکند»(1).
آیت الله خویی میگوید: «مراد از زنان، زنان مسلمان است، و کلمه «لاینبغی» در روایت(حفص از امام)، علتی است که بر حرام بودن دلالت ندارد وحمل بر کراهت میشود، زیرا زن کافر اگر از احوال زن مسلمان آگاه شود قطعاً امر حرامی نیست، بلکه حمل بر ارشاد به امر اخلاق میشود... ممکن است مراد زنان خویشاوند باشد؛ زیرا قبل از آن جواز آشکار بودن زینت را برای شوهر و برادر و سایر خویشاوندان زن ذکر کرده و احتمالاً مراد از نسائهن، عمه و خاله میباشد»(2).
اهل سنّت هم معتقد به جواز نگاه دو زن به یکدیگر میباشند ، اما به شرط اشتراک آن دو در دین و عفت. اما حنبلیها مخالف این عقیدهاند. آنها میگویند: «فرقی بین مسلمان و زن مسلمان و اهل ذمّه نمیباشد، چنانکه فرقی بین نگاه دو مرد مسلمان و نگاه یک مسلمان و ذمّی نمیباشد»(3).
به علاوه اصل برائت هم به عدم حجاب در برابر زن غیر مسلمان خواهد بود.
به هر حال نگاه زن به زن دیگر حتی به وجه و کفین او با لذت جایز نیست. در حمامها و استخرها، سالنهای ورزشی و بدن سازی و... اگر زنان با نگاه کردن به دیگری خوف به مفسده افتادن دارند، نباید نگاه کنند . چه بیننده آن زن را بشناسد یا نشناسد.
ملازمه نگاه و پوشش(4)
بین وجوب پوشش و نگاه، چهار صورت ملازمه متصور میباشد که بین دو مورد، ملازمه از نظر عقل و شرع و عرف ثابت است و بین دو مورد، ملازمهای نیست.
بین عدم وجوب پوشش و جواز نگاه، ملازمهای نیست؛ زیرا ممکن است برای رفع حرج یا موارد دیگر، به عدهای اجازه داده شود که مواضعی از بدن را نپوشانند ، ولی به دیگران نیز اجازه نگاه داده نشده است. مثل مقداری از بدن مرد که وجوب پوشش ندارد ، ولی نگاه کردن زن هم جایز نیست.
بین جواز نگاه و عدم وجوب پوشش، ملازمه هست؛ زیرا نگاه کردن جایز است، پس پوشش واجب نیست، مثلاً زن در برابر شوهر خود را نمیپوشاند و نگاه مرد به زن هم جایز است.
بین عدم جواز نگاه و وجوب پوشش ملازمهای نیست، برای زن، نگاه به بدن مرد جایز نیست ولی برای مرد هم پوشاندن واجب نیست.
حکم نگاه کردن به میت همان حکم انسان زنده است.
گاهی برای پزشک پیش میآید که به بدن میت نگاه کند و یا بدن او را لمس نماید، و یا در تشریح بدن بیمار دانشجویان پزشکی ناچارند به بدن میت که ممکن است جنس مخالف آنها باشد نگاه کنند و یا لمس نمایند . یا گاهی به عضوی از بدن میت که جدا شده آنها به آن دست میزنند. این موارد که برای آموزش دانشجویان بوده و یا حتی برای تشخیص علت مرگ بیمار میباشد نگاه جایز است، اما نگاه و لمس عورت میت به طور کلی حرام است ، حتی توسط هم جنس میت. این تجویز نگاه و لمس فقط برای این است که کار و امور مسلمانان دچار اختلال نشود و به بن بست کشیده نشود.
شکی در حرمت نگاه زن و مرد نامحرم به یکدیگر نمیباشد. با توجه به ادله آنها باید از نگاه مداوم و خیره به یکدیگر پرهیز کرد. اما در فقه، برخی موارد اجازه داده شده که آنها به یکدیگر نگاه کنند در اموری ضروری و لازم که بدون نگاه کردن انجام این امور غیر ممکن است. این موارد را استثنائات نگاه میدانند.
برای کسی که میخواهد با زنی ازدواج کند، جایز است به او نگاه کند. صاحب
جواهر(1)در جواز این نگاه ادعای اجماع نمودهاند و ادعا کردهاند اختلافی بین مسلمانان نیست. ادله و روایات گواه این مطلبند.
روایت صحیح محمد بن مسلم که گفت: «از امام باقر علیهالسلام سوءال کردم درباره مردی که قصد ازدواج با زنی را دارد آیا جایز است به او نگاه کند؟ فرمودند: بله، چرا که مرد خواهانی است که زن را با بهای گران خریداری میکند»(2).
«نگاه مرد به زن در خواستگاری، جایز است . برای زن هم جایز است به مرد نگاه کند، زیرا هر دو یک هدف مشترک از ازدواج دارند».
شرط جواز نگاه، در صورتی است که منظورش لذت بردن از نگاه نباشد و نگاه برای کسب اطلاع بیشتر از وضعیت زن باشد. در روایت مرسلی از ابن فضل از امام صادق علیهالسلام آمده که سوءال کردم: «آیا مرد میتواند به زنی که میخواهد ازدواج کند نگاه کند و به موها و محاسن او هم بنگرد؟» فرمودند: «اشکال ندارد اگر قصد لذت نداشته باشد»(3).
اگر میداند که قهراً با نگاه به زن احساس لذت به او دست خواهد داد، احتیاط آن است به کمترین حد نگاه اکتفا کند و به این شرط نگاه کردن جایز میشود که احتمال این را بدهد اگر او را ببیند، بصیرتش نسبت به او بیشتر میشود.
نصوص و روایات اختصاص به جواز نگاه کردن برای کسب اطلاع دارند . پس با احتمال به اینکه نگاه بر بصیرتش نمیافزاید، موردی برای کسب اطلاع نیست و مشمول عموم حرمت نگاه به نامحرم قرار خواهد گرفت، میتواند نگاه مرد به زن از روی لباس نازک زن باشد.
شرط سوم: در حال حاضر ازدواج با او جایز و ممکن باشد. پس نگاه کردن به زن شوهردار به قصد ازدواج با او بعد از طلاق شوهرش وقبل از انقضای عدهاش جایز نیست، نص، ظهور در این معنا دارد؛ چرا که در صورت علم به ممتنع بودن این امر، و اینکه عملاً در خارج قصد و اراده او تحقق پیدا نمیکند، جوازی برای نگاه باقی نمیماند(4).
شرط چهارم: احتمال بدهد که زن با درخواست وی موافقت میکند. اگر با زنی
که دوست دارد ازدواج کند، ولی میداند که او هرگز قبول نمیکند نمیتواند نگاه کند. احتیاط آن است که به دیدن صورت و کفین است و موی سر او و سایر زیبائیهایش اکتفا کند. این مورد شامل ادله خاص نگاه نخواهد شد و تحت عمومات حرمت نگاه داخل خواهد ماند.
محقق ثانی(1)در صورت فراهم شدن شروط ازدواج نگاه را جایز دانستهاند، نه اینکه هنگام اذن در عقد ازدواج و زمان حرام بودن ازدواج با یکدیگر باشد. بهتر است که نگاه قبل از ازدواج باشد. اگر بعد از ازدواج باشد ، موجب اختلاف و تنفر زوجین نسبت به هم میشود.
یونس بن یعقوب میگوید: به امام صادق علیهالسلام عرض کردم: «آیا مردی که میخواهد با زنی ازدواج کند میتواند به او نگاه کند.» حضرت فرمودند: «بله، حتی آن زن میتواند برای او لباس نازک و بدن نما بپوشد تا او، زن را به خوبی نگاه کند؛ زیرا مرد خواهان او به گران ترین قیمت است»(2).
روایت دلالت بر جواز نگاه مرد به بدن و محاسن زن از روی لباس نازک دارد. ظاهراً اختصاص منع نگاه به بدن زن اگر عریان بوده دارد و جایز است که نگاه از روی لباس نازک باشد. البته این جواز در صورت داشتن قصد ازدواج است .
در قول امام علیهالسلام که فرمودند: «وَ تُرَقَّقُ لَهُ الثیابً» در روایت یونس بن یعقوب، به معنی نازکی و ترقیق لباس احتمالاً منظور پوشیدن لباس کم میباشد که تعبیر به صیغه جمع شده (تُرقَّق). اما احتیاط اقتضا میکند که لباس نازک نباشد ؛ به گونهای که همه اندام زن از پشت آن قابل رویت باشد. چون که دلیلی بر جواز کشف و نمایاندن بدن زن مقابل مرد بیگانهای که قصد ازدواج دارد نداریم. و اقتضای عموم ادله منع و برخی نصوص در این مقام حرمت بر جواز نگاه را بیان میدارند، و تقلیل لباس به معنای آشکار کردن و نمایان نمودن بدن نیست، بلکه مناسب برای جواز نگاه به مو و صورت و محاسن است تا فرد ضرر نکند. این(نمایاندن بدن) به خلاف پوشیدن لباس نازکی که باعث آشکار شدن بقیه مواضع بدن شود میباشد»(3).
1) 1 . جامع المقاصد، ج 12، ص 27.
2) 2 . یونس بن یعقوب قال: قلت لابی عبدالله علیهالسلام : الرجل یریدان یتزوج المرأة یجوز له أن ینظر الیها؟ قال: نعم و ترقق له الثیاب لانه یرید ان یشتریها بأغلی الثمن. وسائل، ج 14، ص 61، ح 2511، ب 36.
3) 3 . علی اکبر سیفی مازندرانی، دلیل تحریرالوسیله، احکام الستر و النظر، ص 96.
حنبلیها هم قبل از عقد ازدواج نگاه به چهره زن را برای مردان جایز دانستهاند مشروط به آن که ازدواج صورت گیرد. اما اگر مردی بداند که تقاضایش نسبت به زن مورد ازدواج قبول نمیشود به هیچ وجه نگاه کردن او جایز نیست. نگاه کردن به چهره و اندام زن مورد خواستگاری هنگامی که رغبت و میل زناشویی از طرفین محقق باشد، اگر مقصود چشم چرانی و شهوت رانی باشد نگاه حرام است(1).
مالکیه گفته اند: یکی از مستحبات نگاه، نگاه کردن به صورت و دست زنی است که از او خواستگاری کرده تا اینکه ببیند زیبایی او مطابق میلش هست یا نه. این استحباب نگاه کردن شرطهایی دارد:
اول ، قصد لذت نباشد. دوم ، زن اگر بالغ است به رضای او نگاه کند و در صورتی که بالغ نباشد به رضای ولی او انجام گیرد. در غیر این صورت نگاه کردن به زن حرام است(2).
حنبلیها گفته اند: نگاه به صورت و گردن و دست زنی که مورد خواستگاری است مباح است. به شرط آن که خواستگار یقین داشته باشد که تقاضایش مورد قبول واقع میشود و خواستگار را رد نخواهد کرد. نگاه در خلوت نباشد. از زن و یا ولیاش برای نگاه اجازه بخواهد، میتواند در حالی که زن غافل است به او نگاه کند، و نگاه را تکرار کند.
شافعیه گفتند: مستحب است برای کسی که قصد ازدواج با زنی را داردبه صورت و دستهای او نگاه کند و غیر آن نگاه جایز نیست. نگاه او از روی شهوت جایز است که باعث رغبت به ازدواج خواهد شد(3).
ابن رشد میگوید: «از میان فقهای اهل تسنن فقط مالک، نگاه به صورت و دستها را هنگام ازدواج جایز دانسته و غیر از او همه قائل به جواز نگاه به تمام بدن زن به جز عورت هستند. گروهی هم مطلقاً نگاه را منع کرده اند. ابوحنیفه، نگاه به پا و صورت و دست را جایز دانسته است . منشأ اختلاف این آرای فقها، اختلاف در روایات است که بعضی نگاه را مطلقاً جایز دانسته اند و برخی مطلقا نگاه را منع کردهاند، و دستهای جواز نگاه را مقید به صورت و دو دست کرده اند، چنانکه گروهی از علما استثناء، «لایبدِینَ زِینَتَهُنَّ...» را به صورت و دو دست تفسیر کرده اند
و آشکار کردن صورت و دست را به جواز نمایان بودن چهره و دو دست در حج تشبیه کردهاند . کسانی که نگاه را منع کرده اند، به اصل حرمت نگاه به زنان که خود دلیلی جداگانه است متمسک شدهاند»(1).
بی گمان نگاه قبل از ازدواج فلسفهای دارد، زیرا شناخت در تمام مراحل زندگی لازم و ضروری میباشد. چگونگی قیافه ظاهر زن اهمیت دارد و هرگز نمیتوان از این مرحله غفلت کرد که نباید زیبایی ظاهر بقیه مسائل را تحت شعاع قرار دهد، اهمیت این مسأله به حدی است که اسلام برای جلوگیری از اختلاف و بهانه جویی نگریستن طرفین را قبل از زندگی مشترک توصیه کرده است. حتی پیامبر اکرم آن را برای دوام و ثبات زندگی لازم و ضروری دانستهاند.
دانستیم، مردی که قصد ازدواج با زنی را دارد میتواند برای کسب اطلاع از وضعیت ظاهری زن با درنظر داشتن شرایطی به او نگاه کند، اما اینکه مرد میتواند فقط به وجه وکفین زن بنگرد و یا حق نگاه کردن به محاسن و اعضای دیگر زن را دارد یا خیر؟ احتیاج به بحث جداگانهای دارد تا حدود و مواضعی که مرد مجاز به دیدن آن اعضای میباشد را از نظر فقها بررسی کنیم.
بی شک مردی که قصد ازدواج با زنی را دارد میتواند به صورت و دستهای او نگاه کند.
صاحب جواهر(2)برای جواز نگاه مرد به وجه و کفین زن ادعای اجماع کرده، زیرا روایات مستفیض و متواتر بسیار بر جواز نگاه دلالت دارد. روایتی مرسل از سید رضی نقل شده که: رسول الله صلیاللهعلیهوآله به مغیره که قصد ازدواج با زنی را داشت فرمود: برو ببین که برای دوام و ثبات زندگی شما سزاوارتر است.»(3)آیت الله سیستانی قائل به جواز نگاه به صورت و دست و محاسن زنی که مرد قصد ازدواج با او را دارد شده اند و اذن زن را برای نگاه کردن شرط نمیدانند(4).
روایت صحیح حماد از امام صادق که فرمودند: «نگاه به صورت و دستبند و النگوی زن برای مردی که اراده ازدواج با او را دارد اشکال ندارد»(5)، دلالت بر جواز
نگاه به صورت زن و به ملازمه آن نگاه به دستهای او دارد. واضح است که نگاه به النگو و دستبند عمدتاً مستلزم نگاه به دستها خواهد شد.
در روایتی دیگر، امام صادق علیهالسلام به مردی از اصحابش که قصد ازدواج با زنی را داشت فرمودند: «به صورت و دستهای زن نگاه کن، چرا که آن نگاه موجب مودت و الفت بین شما میشود»(1). زیرا اگر مرد میخواهد با زنی ازدواج کند و او را ندیده باشد، و بعد از عقد ازدواج او را ببیند ممکن است اظهار کند که فریب خورده و یا زن تدلیس کرده و سبب اختلاف بین آنها گردد.
در روایتی دیگر از حضرت رسول آمده که «هر کس اراده ازدواج با زنی را داشت به آن زن نگاه کند و ببیند که درخواست ازدواج با چه کسی را دارد»(2).
باید توجه داشت که نگاه به صورت و دستهای زن با قصد لذت جایز نمیباشد. حکم جواز نگاه، مشروط به قصد ازدواج با زن میباشد، و هدف از نگاه به زن ازدواج با اوست نه قصد لذت بردن از نگاه به زن(3).
شکی نیست، روایات ذکر شده دربیان جواز نگاه برای کسب اطلاع خواستگار از وضعیت زن میباشد، که اگر نگاه برای هدفی غیر از کسب اطلاع باشد، به عموم منع از نگاه برمیگردد(4).
همچنین برای مردی که قصد ازدواج با زنی را دارد ، منعی ندارد به صورت و محاسن و بدن زن از روی لباس نگاه کند.
روایت متواتر بسیاری آن را تأیید کرده. مشهور فقها این نگاه را جایز و حتی مستحب دانسته اند.
برخی فقها(5)قائل به جواز نگاه کسی که اراده ازدواج با زنی را دارد شده اند.
1) 1 . قال لرجل من اصحابه و قدخطب امراه انظر الی وجهها و کفیها، فانه امری ان یودم بینکما الموده والألفه، میرزا حسین نوری طبرسی، المستدرک الوسایل، ص، ح 4، باب 30.
2) 2 . محمد حسن نجفی، جواهر الکلام، ج 10، ص 376.
3) 3 . شیخ طوسی، الخلاف، ج 4، ص 247.
4) 4 . سید محسن طباطبایی حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ج 14، ص 16.
5) 5 . سد محمد کاظم طباطبایی، العروة الوثقی، ص 625. قواعد الاحکام، ج 3، ص 6.
صاحب عروه اضافه کرده است که بر او جایز است به صورت و دستها و مو و محاسن آن زن نگاه کند و حتی جواز نگاه به بدن زن به جز عورت را امری بعید ندانسته اند، اما نگاه نباید به قصد لذت باشد و برای کسی که میداند با نگاه برای او لذت ایجاد میشود، تکرار نگاه را برای اطلاع از وضعیت زن مجاز شمرده شده.
یونس روایت کرده که به امام صادق علیهالسلام عرض کردم : «مردی میخواهد ازدواج کند آیا میتواند به او نگاه کند؟» فرمودند: «بله، البته از روی لباس نازک، زیرا که او خواهان زن به قیمت گرانی است(1).»
این روایت دلالت ندارد بر امر به وجوب نگاه از روی لباس نازک، زیرا امر به نازکی لباس متوجه زنی است که قصد ازدواج با او را دارد.
شهید ثانی(2)نگاه به قصد لذت به محاسن زن را جایز نمیدانند و میگویند منظور از محاسن، مواضع زینت است نه خود زینت.
محقق ثانی(3)قائل به جواز نگاه به محاسن زن از روی لباس شده اند.
عبدالله بن فضل در روایتی از امام صادق علیهالسلام میگوید: گفتم: «مردی که میخواهد با زنی ازدواج کند آیا میتواند به موها و محاسن زن نگاه کند؟» فرمودند: «اشکالی ندارد، اگر به قصد لذت بردن نباشد»(4).
صاحب جواهر(5)هم با توجه به اطلاق ادله، حکم مشروعیت جواز نگاه با قصد لذت را منتفی دانستهاند.
علمای اهل تسنن هم نگاه مرد به زنی که اراده ازدواج با او را دارد جایز دانستهاند، از جمله حنبلیها که گفته اند «نگاه مرد به کسی که قصد ازدواج با او را دارد چه با اذن و چه بدون اذن او مباح است. خلوت کردن با زن جایز نمیباشد، به زن با شهوت و لذت نگاه نکند و اگر شک کند که با نگاه به زن به او حالت لذت و شهوت دست میدهد ، به محاسن او و دستها و صورت زن نگاه کند؛ چرا که محاسن جزء عورت نیستند و نگاه به آنچه که معمولاً دیده نمیشود مباح نمیباشد(6).
1) 1 . وسائل، ج14، ص 61، ح 25110.
2) 2 . الروضة البهیه، ج 2، ص292.
3) 3 . محقق ثانی، جامع المقاصد ج 12، ص 28.
4) 4 . سیدابوالقاسم خویی، مبانی العروه الوثقی، ج 32، ص 14؛ محمد مهدی نراقی، مستند الشیعه، ج 16، ص 37.
5) 5 . محمد حسن نجفی، جواهرالکلام، ج 10، ص 377.
6) 6 . ابن قدامه، معجم الفقه الحنبلی، ج 2، ص 980.
مرد مانند مشتری است به کالایی که قصد خرید آن را دارد نگاه میکند و به تفحص در تمام مواضع کالای مطلوب خود برای خرید میپردازد. او میتواند به زنی که قصد ازدواج با او را دارد در حالی که ایستاده و یا راه میرود نگاه کند. علما تکرار نگاه به زن در این احوال را جایز دانسته اند(1).
حسن بن سری میگوید: به امام صادق علیهالسلام عرض کردم: «مردی میخواهد با زنی ازدواج کند. میتواند به او بنگرد و به پشت او و چهرهاش نگاه کند؟» امام علیهالسلام فرمودند: «بله، اشکالی ندارد . مرد به زنی که قصد ازدواج با او را دارد نگاه کند و به پشت سر زن و به چهرهاش بنگرد»(2).
این روایت از حیث دلالت و اطلاق شامل نگاه به جمیع بدن میشود و دلالت دارد بر اینکه نگاه مرد به زنی که قصد ازدواج با او را ندارد جایز نمیباشد. و ظهور در جواز نگاه به پشت زن در حال عریان بودن او ندارد، بلکه ظهور روایت برای شناخت حجم بدن زن از روی لباس میباشد.(3)
شیخ انصاری(4)نگاه به پشت (خلفها) و قامت زن را که لباس پوشیده از پشت سر زن جایز دانسته. شیخ مفید(5)هم نگاه به زن را برای مرد خواستگار از روی لباس در حال راه رفتن برای او جایز دانسته اند.
آیا زن میتواند به مردی که قصد ازدواج با او را دارد نگاه کند؟ شیخ انصاری و شهید ثانی نگاه زن به مردی که درخواست ازدواج با او را دارد جایز دانسته اند. اما روایات و نصوص وارد شده در این مقام درصدد بیان جواز نگاه زن به مرد هنگام
1) 1 . شهید اول، اللمعه الدمشقیه، ص 35؛ علامه حلی، تبصره ص 174؛ شهید ثانی، الروضه البهیه، ج 2، ص 192؛ شیخ طوسی، محقق حلی، النهایه و نکتها ج 2، ص 355؛ محقق حلی، شرایع الاسلام، ص 495.
2) 2 . وسایل الشیعه، ج 14، ص 59، ح 25102، باب 36.
3) 3 . سیدابوالقاسم خویی، مبانی العروه الوثقی، ج 32، ص 16؛ احمد نراقی، مستندالشیعه، ج 16، ص 31.
4) 4 . مرتضی انصاری، کتاب النکاح ص 390.
5) 5 . المقنعه، ص 520.
ازدواج نیستند. مگر اینکه این جواز به فحوی فهمیده شود. علت دیگری که در این مساله وجود دارد این است که همانگونه که بر مرد جایز است به زنی که میخواهد مالش را در اختیار او قرار دهد نگاه کند، پس بر زن هم که میخواهد بضع و آبروی خود را در اختیار مرد قرار دهد به طریق اولی جایز است به مرد نگاه کند، به خصوص اینکه برای مرد راه فرار از زن اگر آنگونه که میخواهد نباشد با طلاق دادن وجود دارد، اما برای زن چنین راهی نمیباشد. از طرفی زن و مرد، هر دو یک هدف مشترک دارند ، آن هم ازدواج . پس بر هر دو نگاه به یکدیگر جایز میباشد.(1)
نگاه به صورت و دستهای مرد اگر به قصد ازدواج باشد جایز است. آیه «غض بصر» به طور اطلاق بر حرمت نگاه هر یک از مرد و زن به دیگری دلالت دارد و سیره قطعیه آن را اگر قصد ازدواج داشته باشد تخصیص خواهد داد.
از اخباری که دلالت دارد بر اینکه مردخواهان وطالب زن به قیمت گران است، میتوان جواز نگاه مرد به زن را استفاده کرد. زیرا او قصد خرید بضع و آبرو و نفس زن را به قیمت گران دارد . از طرفی حکم پوشش مرد و عدم نگاه به مرد آسان تر از حکم پوشش زن است. پس اشکال بر ثبوت جواز نگاه زن به مردی که درخواست ازدواج او را دارد به فحوی فهمیده میشود(2).
اقتضای نصوص و ادله این امر است که روایت صحیح صفار، دلالت بر وجوب پوشش زن برای حضور در محضر شهود دارد. صفار در نامهای به امام موسی کاظم علیهالسلام نوشت: «مردی قصد شهادت بر زنی را دارد که با آن زن محرم نیست . آیا میتواند علیه زن از پشت پوشش شهادت دهد و صدای او را بشنود، و اگر دو مرد عادل شهادت دهند که آن زن دختر فلانی است و این صدای اوست؟ و یا برای مرد شهادت بر زن که او را به عینه ببیند جایز نیست؟
حضرت در توقیع خود نوشتند: زن خود را بپوشاند و برای شهادت حاضر شود»(3)اما روایت صحیح ابن یقطین دلالت بر جواز نگاه به صورت زن در مقام
شهادت به طور مطلق دارد.
از ابی الحسن الکاظم روایت شده فرمودند: «شهادت به اقرار زنی که صورتش پوشیده نیست اگر به عینه آن زن را بشناسد یا کسی را حاضر کند که زن را بشناسد اشکالی ندارد. پس اگر زن را نمیشناسد و حاضر نمیکند کسی را که او را بشناسد شهادت علیه زن و شهادت براقرار زن در حالیکه زن نقاب از چهره برداشته و صورت را نمایان کرده، و مرد چهره زن را میبیند جایز میباشد»(1).
می توان از روایت دلالت بر اعتبار کشف و نمایاندن صورت و نگاه شاهد در شهادت بر زن و بر اقرار زن را استنباط کرد.
در جواز نگاه مرد به زن برای اینکه مرد علیه زن شهادت دهد، ظاهراً فرقی در تحمل شهادت و ادای شهادت نیست؛ زیرا که این جواز نگاه مرد به زن در مقام ضرورت و حاجت میباشد(2).
مشهور فقها، نگاه به زن را برای شهادت دادن علیه زن و یا بر اقرار زن را جایز دانسته اند برای اینکه او را بشناسند(3).
روایات قبل هم دلالت بر جواز نگاه به زن هنگام ادای شهادت دارد، و به اطلاق دلالت بر نگاه به تمام صورت دارد . مگر اطلاق را مقید کنیم به آنچه که ظاهر میشود بعد از پوشیدن نقاب، به دلیل آنچه در نامه صفار وارد شده(4).
محقق ثانی(5)در صورت ضرورت هنگام تحمل شهادت برای شناخت زن نگاه کردن به او را جایز دانسته و در غیر حال ضرورت نگاه را جایز نمیداند.
جمهور اهل سنت بر این عقیده اند که مرد برای شهادت دادن علیه زن میتواند به صورت او نگاه کند.
اما حنفیه بین حال ادای شهادت و تحمل شهادت فرق گذاشته است، گفتهاند: نگاه مرد با ترس از احساس شهوت و لذت در حال ادای شهادت جایز است، به خلاف نگاه در حال تحمل شهادت، که نگاه در صورت در امان بودن از شهوت جایز
1) 1 . همان.
2) 2 . محمد حسن نجفی، جواهرالکلام، ج 10، ص 391؛ سید محمد کاظم طباطبایی، العروه الوثقی، ص 626؛ مرتضی انصاری، کتاب النکاح، ص 57.
3) 3 . شیخ طوسی، المبسوط، ج 4، ص 161؛ محقق حلی، شرایع، ص 495.
4) 4 . سید ابوالقاسم خویی، مبانی العروه الوثقی، ج 32، ص 64.
5) 5 . محقق ثانی، جامع المقاصد، ج 12، ص 35.
میباشد ؛ چرا که نگاه در تحمل شهادت ضروری نیست .
به خلاف نگاه در حال ادای شهادت»(1).
علامه بر این عقیده است که مرد علیه زن شهادت نمیدهد، مگرهنگامی که صدای زن را به طور قطع و یقین بشناسد، یا زن حجاب از صورتش بردارد، نگاه به زن را هنگام تحمل شهادت جایز میداند(2).
از جمله موارد استثناء شده نگاه به زن و مرد زناکار است که به دلیل ادای شهادت نگاه به آنها و تحمل شهادت مباح است.
علما متفق القولند که نگاه به عورت مرد و زن زناکار برای تحمل شهادت جایز است(3).
شهید ثانی در مسالک، علت جواز نگاه را بیان داشته و گفته است: «جواز نگاه، وسیله اقامه حدود الهی است، که منع از نگاه سبب عمومیت و فراگیری فساد و برانگیختن مردم بر انجام این عمل حرام و انسداد باب رکنی از ارکان مهم شرع خواهد شد. شهادت به زنا متوقف بر تحمل شهادت عمل حرام و تداوم نگاه به حیثی که آن را همچون میل در سرمه دان مشاهده کرده باشد است...(4).
برخی از علما نگاه به عورت در زنا را منع کرده اند، من جمله صاحب جواهر که ایشان نگاه به فرج دیگری را در هر حال حرام میدانند و نگاه به فرج دیگری برای شهادت به زنا را بهانه و عذری بر جواز نگاه دانسته، در عین حال شهادت بر زنا چه با دیدن و رویت اتفاقی باشد و چه بدون قصد یا با قصد نگاه کردن باشد، باید توبه کند ؛ چون نگاه او از جمله گناهان کبیره است(5).
شیخ انصاری هم جواز نگاه به عورت دیگری را برای شهادت خالی از اشکال نمیدانند، زیرا وجوب شهادت مشروط به مشاهده است و ما دلیلی بر جواز
1) 1 . علی بن عطیه هیتی حموی، احکام النظر، ص 87.
2) 2 . علامه حلی، قواعد الاحکام، ج 3، ص 501.
3) 3 . سید محسن حکیم طباطبایی، مستمسک العروه، ج 14، ص 35؛ علامه حلی، قواعد احکام، ج 3، ص 6؛ محمد حسن نجفی، جواهر الکلام، ج 10، ص 391؛ محمد کاظم طباطبایی یزدی، العروه الوثقی، ص 622.
4) 4 . علی اکبر سیفی مازندرانی، دلیل تحریر الوسیله احکام الستر و النظر، ص 85؛ محمد حسن نجفی، جواهر الکلام، ج 10، ص 392.
5) 5 . جواهر الکلام، ج 10، ص 392.
مشاهده در صورت اختیار نداریم. اگر از روی اضطرار، مشاهده حاصل شود شهادت واجب است(1).
پس نگاه برای شهادت دادن، اگر ضرورت باشد جایز است، و اقوی عدم جواز نگاه به زناکاران میباشد، مگر آنکه نگاه نکردن فسادی را انتشار دهد، و حدود خداوند را به تعطیلی کشاند.
در اینکه آیا برای شهادت دادن به تولد بچه نگاه به عورت جایز است یا نه ، دو وجه است:
1 . منع از نگاه: نگاه به عورت زن حرام است، چون شهادت به تولد، بهانه و جواز برای نگاه کردن به عورت نمیباشد.
2 . جواز نگاه: که ضرورت دلیل بر نگاه میباشد که از مهمات دین، و مورد نیاز و ضروری است(2).
علما نگاه به عورت را برای شهادت بر تولد بچه جایز دانسته اند(3).
«شیخ انصاری در« کتاب النکاح»، نگاه مردان در حال ضرورت برای شهادت به تولد بچه را جایز دانسته است(4).
رضاع و شیر دادن بچه، با شهادت زنان ثابت میشود. در صورت عدم امکان ثبوت رضاع به شهادت زنان، رضاع در حال ضرورت با شهادت مردان اثبات میشود(5).
شهادت به رضاع در صورتی مقبول است که به تفصیل بیان شود. شاهد بداند زن در حال شیر دادن است و کافی است که کودک را ببیند که پستان زن را در دهان
1) 1 . مرتضی انصاری، کتاب النکاح، ص 57.
2) 2 . محقق ثانی، جامع المقاصد، ج 12، ص 35؛ سید محسن طباطبایی حکیم، مستمسک العروه، ج 14، ص 36.
3) 3 . محمد حسن نجفی، جواهر الکلام، ج 1، ص 391؛ علامه حلی، قواعد الاحکام، ج 3، ص 6؛ محمد کاظم طباطبایی یزدی، العروه الوثقی، ص 626.
4) 4 . مرتضی انصاری، کتاب النکاح، ص 57.
5) 5 . سید محمد کاظم طباطبایی، العروه الوثقی، ص 626؛ سید محسن طباطبایی حکیم، مستمسک العروه، ج 14، ص 36.
فرو برده و مشاهده کند که کودک به طور عادت آن را میمکد و لبانش را حرکت میدهد و جرعه جرعه مینوشد و گلویش حرکت میکند ، به گونهای که یقین به مکیدن شیر برای او حاصل شود.(1)
اهل تسنن هم نگاه به پستان زن برای شهادت به شیر دادن را مباح دانسته اند و در صورتی شاهد به صورت و پستان زن نگاه خواهد کرد که ترس از فتنه و گناه نداشته باشد(2).
در آموختن و تعلیم دادن به زن، نگاه به صورت او مباح است، به شرط اینکه در فتنه و گناه نیفتد، و آموختن آن علم برای زن واجب باشد ، مانند آموزش سوره حمد و تشهد ونماز، آموزش شروط نماز، احکام وضو و غسل و یا آموزش صنعتی که احتیاج به نگاه کردن دارد(3).
نگاه به زن بیگانه برای شناختن او به هنگام معامله و خرید و فروش جایز است(4).
شیخ میگوید: اگر بین مرد و زن معامله و مبایعه صورت گیرد، برای شناختن چهره زن و اینکه بداند چه کسی ثمن را به او میدهد در صورتیکه زن خریدارباشد، و اما اگر زن فروشنده است ، برای دانستن این امر که چه کسی کالا را به او میدهد میتواند به صورت او نگاه کند(5).
هنگام تزاحم بین دو امر مهم که مکلف قادر به انجام هر دو نیست و ناچار باید یکی را انجام دهد. در این حال بر مکلف واجب است تمام قدرتش را به انجام امر
مهم تر صرف کند. اما برای انجام امر مهم تر لمس و نگاه به نامحرم صورت میگیرد؛ به گونهای که ترک آن عدم رضایت شارع را در بر دارد. از طرفی امثال آن عمل به قیمت ارتکاب نگاه و لمس به زن بیگانه تمام میشود، مانند نجات نفس انسان محترمی از غرق شدن و موارد دیگری چون آن در مقام تزاحم دو حکم مهم، حرمت نگاه به زن بیگانه و لمس آن ساقط میشود؛ چرا که نجات زن نامحرم در حال غرق شدن و سوختن بدون لمس و نگاه کردن امکان ندارد(1).
بر طبق روایت امام علیهالسلام : «خداوند هر چیزی را برای کسی که مضطر و ناچار به انجام آن شده حلال کرده»(2). که نهایت دلالت آن ثبوت جواز و حلیت انجام آن برای شخص مضطر است که حرمت نگاه شامل کسی که او را مداوا یا معالجه میکند و نجات از مرگ میدهد نمیشود.
آیت الله سیستانی هم معتقدند که از حرمت نگاه و لمس و وجوب پوشش مواردی استثناء وجود دارد. چنانکه اگر نجات زن بیگانه از غرق شدن و سوختن و... احتیاج به لمس و نگاه به نامحرم دارد، لمس و نگاه جایز است، هرگاه مورد اضطرار و اقتضای نگاه بدون لمس را داشته باشد و یا بر عکس بهتر است به همان اندک اکتفا شود نه به مقدار بیش از آن(3).
زیرا ضرورت به اندازه ضرورت اندازهگیری میشود، در غیر موارد اضطرار و یا در زائد از مقدار اضطرار به اقتضا و اطلاق کلام نگاه و لمس حرام است(4).
امروزه بسیار اتفاق میافتد که یک بیمار زن به دست پزشک مرد معالجه شود و یا بر عکس یک بیمار مرد به دست پزشک زن معالجه شود . گاه پزشک ناچار است برای معالجه به عورت بیمار نگاه کند و یا بر آن دست بگذارد . این مشکل در عملهای جراحی شدیدتر پیش میآید که علاوه بر پزشک مرد جراح، چندین مرد دیگر هم در اتاق عمل حضور دارند و به بدن زن بیمار نگاه میکنند و یا وقتی بیمار
مرد باشد و پزشک جراح، زن است و احتمالاً پرستاران زن دیگری هم شاهد عمل هستند، و پزشکان مجبورند برای معالجه بر بدن بیمار دست بگذارند و بدن او را نگاه کنند، و چارهای هم جز آن نمیباشد.
علاوه بر اینها گاهی دانشجویان پزشکی و پرستاری برای آموزش در اتاق عمل حضور دارند و شاهد عمل بر بدن بیمار بوده و یا ناچارند در تشریح، به بدن زن و یا مرد مرده نگاه کنند و یا دست بگذارند.
با در نظر گرفتن این نکته که پزشکان زن و مرد ما مسلمان هستند و مقید به احکام فقهی و دینی و چنانکه بیان شد، نگاه مرد و زن به بدن جنس مخالف حرام است و به تبع آن حرمت لمس بدن شدیدتر خواهد بود. و با توجه به آیه کریمه «غض بصر» و ادلّه دیگری که علما و فقها بیان داشتهاند، نگاه به بدن زن و مرد نامحرم جایز نیست . مگر در موارد ضروری . در احادیث مختلف این امر آمده و به پزشکان مرد اجازه میدهد، بیماران زن را معاینه ، معالجه و حتی جراحی کنند.
از امام محمد باقر علیهالسلام سوال شد: «در بدن زنی بیماری به وجود آمده . آیا مرد میتواند او را معالجه کند؟» فرمودند: «اگر بدین امر مضطر باشد ، جایز است او را معالجه کند»(1).
حرمت نگاه و لمس کردن بدن زن بیگانه برای مرد و بالعکس، در مورد معالجه استثناء شده . البته در صورتی که معالجه از سوی پزشک هم جنس ممکن نباشد، میتوان مثلاً نبض مریض نامحرم را بگیرد. البته به شرطی که با ابزار از قبیل حرارت سنج ممکن نباشدونیز میتوان حجامت و رگ زدن و شکسته بندی انجام دهد.
دکتر محرم نیست، لذا در غیر حالت اضطرار نمیتواند به بدن نامحرم نگاه کند.به همین سبب صاحب شرایع گفته است: «طبیب هرگاه لازم شود میتواند برای معالجه به فرد نامحرم نگاه کند در صورت ضرورت نگاه به عورت هم جایز است»(2).
علامه(3)هم بر این عقیده است.
پزشک درهنگام معالجه بهتر است به همان موضع معالجه بنگرد. بیشتر از آن
عضو بیمار را نمیتواند ببیند.
محقق ثانی، در جواز نگاه، ترس از بین رفتن عضو وشدت بیماری را شرط نمیدانند، بلکه در مشقت افتادن با ترک معالجه را برای جواز نگاه کافی دانسته و اضافه کرده اند بهتر است معالجه نامحرم ممنوع باشد(1). در صورت امکان اکتفا به یکی از دو مورد، لمس یا نگاه، همان یکی کافی خواهد بود، فعل دیگر جایز نیست(2).
ابی حمزه ثمالی میگوید : از امام باقر علیهالسلام سوال کردم: «برای زن مسلمانی عارضهای مانند شکستگی و یا زخم در جایی از بدنش ایجاد میشود که مرد نامحرم نباید نگاه کند. اگر پزشک مرد صلاحیت بیشتری برای معالجه زن داشته باشد آیا مرد میتواند زن را معالجه کند؟» فرمودند: «در وقت اضطرار اگر زن بخواهد ، میتواند معالجه کند»(3).
حدیث امام علیهالسلام که فرمودند: «أرفَقُ بِعَلاجهِ مِنَ النِّساء» یعنی اعتماد و اطمینان بیشتری در طبابت مردان برای معالجه زنان است. چنانکه در «المصباح» گفته شده: «رفقت العمل» یعنی حکیم تر و داناتر، یا به معنای اینکه معالجه از سوی مرد آسان تر و سهلتر از معالجه زنان میباشد به لحاظ سختی فراهم شدن مقدمات رجوع به پزشک زن . مقصود از اضطرار در حدیث امام باقر علیهالسلام : «اذا اضطَرَّت الَیه» یعنی اضطرار عرفی، که در قابل تحمل نبوده به دلیل رنج و سختی که به دنبال دارد و مقید کردن حدیث به «إنْ شاءَت» یعنی برای زن جایز است که اگر به راحتی امکان رجوع به پزشک زن فراهم نباشد به دلیل رنج و سختی درد و تحمل مشقت میتواند برای معالجه به پزشک مرد رجوع کند و اگرمی تواند مشقت و درد را تحمل کند باید زن او را معالجه کند»(4).
شکی نیست این روایت بر جواز نگاه پزشک برای معالجه به بدن زن دلالت دارد.
1) 1 . محقق ثانی، جامع المقاصد، ج 12، ص 34.
2) 2 . سید علی حسینی سیستانی، منهاج الصالحین، ج 3، ص 13.
3) 3 . ابی حمزه ثمالی عن ابی جعفر علیهالسلام قال: «سأَلْتُهُ عَن الْإِمْرأَةِ المُسْلِمَهِ یُصیبهُا البَلاءُ فی جَسَدِها، امّا کَسرٌ و امّا حَرجٌ فی مَکان لایَصْلَحُ النَّظَرُ الَیْهِ یکُونُ الرَّجُلُ أرفَقُ بِعَلاجِهِ منَ النِّساء أیَصْلَحُ لَهُ النَّظَرُ الیها؟ قال: اذا اضطَرَّت إلَیْهِ فَلْیُعالِجْها اِنْ شاءَت». وسایل الشیعه، ج 14، ص 172، ب 13، ح 25511.
4) 4 . علی اکبر سیفی مازندرانی، دلیل تحریر الوسیله، ص 78.
یکی دیگر از مشکلات جراحی، مسأله زایمان زنان میباشد . که مستلزم نگاه و لمس بدن زن است . در صورت نبود پزشک متخصص زن، پزشک مرد جایز است این عمل را انجام دهد. امام صادق علیهالسلام از حضرت علی علیهالسلام روایت کرد: «هرگاه زنی فوت کرد و در شکمش بچهای بود میتوان شکم او را شکافت و بچه را خارج کرد. امام صادق علیهالسلام در روایتی دیگر: درباره زنی که بچه در شکمش میمیرد و نسبت به حال زن ترس و نگرانی وجود دارد، فرمودند: «بر مرد اشکال ندارد که دستش را داخل برد و بچه را تکه تکه کرده و از بدن زن خارج کند»(1).
شیخ انصاری هم قائل به جواز نگاه طبیب به عورت زن بیگانه و سایر اعضای بدن او برای معالجه شده اند، زیرا عموم ادلّه بر اباحه و عدم منع نگاه دلالت دارند و به دلیل ضرورت معالجه و تمسک به قاعده نفی ضرر و حرج و اضطرار و با توجه به روایت «مَا حَرَم الله شیئاً اِلَّا و اَحَلَّهُ عِنْدَ الِاضْطَرارِ اِلَیه»(2).
برخی علمای اهل سنت میگویند: نگاه مرد برای معالجه به زن جایز است مانند گرفتن نبض، یا حجامت یا چشم پزشکی و بستن و ترمیم استخوان شکسته، به شرط آنکه به مقدار ضرورت نگاه کند. مثلاً پارچهای را به روی صورتش گذاشته و روی چشم را باز گذارد، برای مداوای چشم، پوشاندن تمام صورت لازم نیست، اما پزشک باید عادل باشد. معالجه نزد پزشک فاسق و کافر و یهودی و نصرانی با وجود پزشک مسلمان برای معالجه زن جایز نمیباشد(3).
نتیجه این که در احادیث و فقه اسلامی، نگاه و لمس بدن نامحرم در مواقع ضرورت از جمله معالجه تجویز شده با ذکر شرایطی من جمله: عدم دسترسی به پزشک هم جنس و یا کافی نبودن سطح علمی و تخصص او، اما بهتر است معالجه از روی لباس انجام گیرد. اکتفا به نگاه و یا لمس به تنها در صورت امکان. اگر بدون نگاه و لمس معالجه امکان نداشت به حداقل اکتفاکند.
از جمله زنانی که از حرمت نگاه به زن نامحرم استثناء شده اند، نگاه به «قواعد
النساء» زنانی که امید به ازدواج ندارند میباشد. به دلیل آیه کریمه:
«و الْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاءِ اللاتِی لَایرْجُونَ نِکَاحاً فَلَیسَ عَلَیهِنَّ جُنَاحٌ أنْ یضعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیرَُ متَبَرَّجَاتٍ بِزینَهٍ؛(1)وبر زنان از کارافتادهای که دیگر امید زناشویی ندارند گناهی نیست که پوشش خود را کنار نهند ، به شرطی که زینتی را آشکار نکنند.»
کلمه «قواعد» جمع قاعده است . به معنای زنی است که از نکاح بازنشسته شده، یعنی دیگر کسی به سبب پیریاش به او تمایلی ندارد(2).
مرحوم طباطبایی یزدی هم نگاه به زنانی را که از پیری به حدی رسیده اند که مأیوس از شوهر کردن باشند و مقداری از ساق دست و موی آنها نمایان است جایز میدانند(3).
اما صاحب جواهر، حتی نسبت به «قواعد النساء» هم حکم عورت را «المراه عوره» باقی میداند، مخصوصا آن قسمتی از بدن زنان که معمولاً پوشیده است مثل شکم و... اما آشکار کردن صورت و بخشی از موها و قسمتی از ساق دست زنان مسن که معمولاً نمیپوشانند، اشکال نمیدانند. ایشان مقصود آیه از «قواعد النساء» را درآیه کریمه زنانی میدانند که امید به ازدواج ندارند، یعنی از حیض و بچه دار شدن ناامید شده اند، به خاطر بالا بودن سنشان . اگر از خانه خارج شوند و با لباسی خود را بپوشانند، چه لباس زینتی و غیر آن مثل ملحفه و مقنعه و روسری و...، گناهی برآنان نیست ؛ به شرط آنکه خروج آنها برای خودنمایی به زینت نباشد، بلکه خروج آنها برای رفع حوایج و نیازمندیهای خود باشد، بهتر است که عفت داشته و خود را بپوشانند(4).
محمد بن مسلم از امام صادق علیهالسلام روایت کرد: درباره آیه کریمه «الْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاءِ» زنانی که امید به ازدواج ندارند، بهتر است چه لباس و پوششی را بر سر خود قرار دهند؟ فرمودند: «جلباب (مقنعه)»(5).
ابی صباح گفت: از امام صادق علیهالسلام سوال کردم : «از «الْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاءِ» بهتر است که آنها چه لباسی را بپوشند؟». فرمودند: «مقنعه (مگر آنکه کنیز باشند)، بر آنها گناهی نیست اگر روسری بر سر گذارند»(6).
صاحب مستمسک العروه معتقد است که حجاب و پوشش برای قواعد النساء واجب است. و اگر مقدار کمی از مو و ساق آنها نمایان باشد ، اشکال ندارد(1).
با توجه به روایات میتوان گفت که زنان سالمند نباید به تبرج و خودنمایی پرداخته و زینت و زیور خود را در معرض دید قرار دهند. بر آنها جایز است حجاب و پوشش کامل مانند جوانان نداشته باشند، اما زینتهای (زیبائیهای طبیعی بدن و زیورآلات) . خود را به نمایش نگذارند و آن مقدار از بدن که از مقنعه بیرون است مثل ساق دست و موها بر آنها مانعی ندارد. روایات هم همین محدوده را جایز دانسته چنانکه:
حلبی از امام صادق علیهالسلام نقل میکند که: امام این آیه از قرآن را که میگوید «أَنْ یضًعْنَ ثِیابَهُنَّ؛ زنان سالخورده جامههای خود را برگیرند» قرائت کردند و فرمودند: «منظور بیرون آوردن روسری و مقنعه میباشد.» سوال کردم (قواعدالنساء) زنان مسن نزد چه کسی حق کشف حجاب دارند؟ فرمود : «هرکس باشد ، اما خودنمایی به زینت نکنند . گرچه بهتر است حتی پیرزنان نیز حجاب را مراعات کنند»(2).
بهتر است که «قواعد النساء» روسری و مقنعه خود را در نیاورده و مو و ساق خود را بپوشانند. اگر نپوشانند ، نگاه به مو و ساق دست آنها مانعی ندارد. اما با ترس از وقوع حرام بر آنها جایز نیست. زیرا زن به هر سنی که برسد باز آماده برای عمل جنسی است، و تسامح در مورد زنان سالمند علتش این است که مانند زنان جوان در معرض شهوت و لذت نیستند.
9 . نگاه به زنان اهل ذمه(3)
مقتضای قاعده، عدم جواز نگاه به زنان اهل ذمه است، و وجوب فروخواباندن چشم میباشد، مگر آن که با دلیل، جواز نگاه به زنان اهل ذمه ثابت شود، و اگر از ادله جواز نگاه استفاده نکنیم، ناچار باید به عموم آیه رجوع کرده حکم به وجوب
1) 1 . سید محسن طباطبایی، مستمسک العروه الوثقی، ج 14، ص 38.
2) 2 . وسایل الشیعه، ج 14، ص 147، ح 25431.
3) 3 . منظور از اهل ذمه، اقلیتهای مذهبی مثل مسیحیها، یهودیها و زرتشتیهاست، اقلیتهای مذهبی، پوشش را بر زن واجب نمیدانند و زنان ایشان مانند زنان مسلمان دارای حرمت و احترام نیستند، حکم نگاه به زنان مورد اختلاف است.
«غضّ بصر» و فروبستن چشم دهیم و نوبت به اجرای اصلی عملی که مقتضای آن برائت است نخواهد رسید(1).
فقها نگاه با قصد لذت و ریبه به زنان اهل ذمه را جایز نمیدانند. محل بحث ما نگاه به غیر دست و صورت است ؛ چرا که جواز نگاه به دست و صورت مسلمانان را دریافتیم. مشهور فقها نگاه به زنان اهل ذمه و حتی به موی آنها را جایز دانسته اند.
اما برخی فقها قائل به حرمت نگاه به زنان اهل ذمه و موهای آنان شدهاند . از جمله فاضل در کشف اللثام(2)، علامه(3)و ابن ادریس(4)که آن را تحریم کرده اند. ابن ادریس گفته است: عموم آیه «غض بصر» به طور مطلق زنان را از نگاه کردن منع کرده. این اطلاق شامل زنان غیر مسلمان هم میشود. که نگاه به آنها جایز نیست و با خبر واحد هم مقید نشده».
فقهایی که قائل به جواز نگاه به اهل ذمه هستند به چند دلیل استدلال کردهاند:
1 . زنان اهل ذمه به منزله کنیز هستند. برخی فقها از جمله شیخ، نگاه به زنان اهل کتاب و موهای آنان را جایز میدانند زیرا آنها به منزله کنیز هستند(5).
محقق در شرایع میگوید: «وَ یجُوزُ النَّظَرِ اِلی نِسَاءِ اَهْلِ الذِمه وَشُعورِهِنَّ لِاَنهن بِمَنْزِلَه الِاماء»(6). یکی از احکام نسبت به کنیز این است که نگاه به آنها جایز میباشد، زنان اهل ذمه به منزله کنیز هستند، و نگاه به کنیزان جایز است . گفته شده اهل کتاب ممالیک امام هستند. شهید درمسالک آورده که اهل ذمه در اصل فیء مسلمانان هستند(7).
زراره میگوید: «اهل کتاب ممالیک امام هستند. مگر نمیبینید که آنها جزیه میپردازند، چنان که بندگان به مولای خود جزیه میپردازند»(8).
ابو بصیر از امام باقر روایت کرده که: «اهل کتاب ممالیک امام هستند»(9).
این روایات دلالت دارد بر اینکه، اهل ذمه چون مانند کنیزکان میباشند، نگاه به آنها حرام نیست.
1) 1 . علی اکبر سیفی مازندرانی، دلیل تحریرالوسیله، ص 98.
2) 2 . کشف اللثام، ج 7، ص 23.
3) 3 . مختلف، ج 7، ص 111.
4) 4 . علی اصغر مروارید، سلسله الینابیع الفقهیه(السرائر )، ج 19، ص 426.
5) 5 . شیخ طوسی و محقق حلی، النهایه و نکتها ج 2، ص 356، 355؛ سید محسن حکیم، مستمسک العروه ج 14، ص 18.
6) 6 . نگاه به زنان اهل ذمه و موهایشان جایز است. زیرا آنها چون کنیز هستند. شرایع اسلام، ص 495.
7) 7 . شهید ثانی، مسالک الافهام، ج 1، ص 436.
8) 8 . وسائل، ج15، ص 477، ب 45، ح1.
9) 9 . همان، ج 14، ص 420، ج 1، ب 8.
اما مقتضای تحقیق، اراده دو معنا ازیک شی ءصحیح نیست. یا زنان اهل کتاب به منزله کنیز مسلمانان هستند. به این معنا که نگاه به آنها درحکم نگاه به کنیزمی باشد قطعا این معنا مقصود نمیباشد . به این دلیل ملک مشترک همه مسلمانان هستند و معلوم نیست نگاه کردن به کنیزی که ملک طِلْق انسان نیست، جایز باشدو یا صدق عنوان فیء به آنها هیچ کاری در این عنوان نمیباشد بدلیل آیه کریمه «وَمَا مَلَکَتْ یمِینُکَ مِمّا اَفَاءَ الله»(1).
چنانکه ممکن نمیباشد که مقصود از زنان اهل کتاب به منزله کنیز غیر باشد به اعتبار اینکه کنیز حقیقی مسلمانان هستند . بر فرض اینگونه باشد، نگاه کردن به کنیزی که ملک مشترک مسلمانان است جایز نیست. حکم جواز نگاه برای کنیز در صورتی ثابت است که کنیز ملک شخصی مسلمان باشد، نه مشترک همه مسلمانان باشد. بر فرض اینکه زن اهل کتاب مانند کنیز باشد مطلوب ما ثابت نمیشود ، مگر بنابر جواز نگاه به کنیز دیگری که در آن اختلاف است(2).
2 . اخبار و روایاتی که فقها جواز نگاه به زنان اهل کتاب را بدان مستند کردهاند.
سکونی عن ابی عبدالله علیهالسلام قال: قال رسول الله صلیاللهعلیهوآله : لا حُرْمَةَ لِنِساءِ اَهْلِ الْذِّمَهِ انْْ ینْظُرَ الی شُعورهُنَّ وَ اَیدِیهِنَّ»(3).
امام صادق میفرماید: پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمودند: نگاه کردن به سر و دستهای اهل ذمه حرام نیست.(4)
این روایت در جواز نگاه به دست و موی زنان ذمی صراحت دارد، و دلیل جواز یعنی نفی حرمت نگاه.
ابوالبختری از حضرت علی علیهالسلام روایت کردکه فرمودند: نگاه کردن به سر زنان اهل ذمه مانعی ندارد(5).
مشهور فقها به این روایات عمل کرده اند که این شهرت جبران ضعف احتمالی روایات را میکند.
3 . دلیل دیگر جواز نگاه سیره مسلمانان است.
در صدر اسلام اهل کتاب با مسلمانان زندگی میکردند و مطابق احکام و سنن و
آداب و فرهنگ خودشان رفتار میکردند، که من جمله آن عدم رعایت حجاب بود که مراعات آن را در شرایط ذمه لازم نکردهاند. همین عدم منع، دلالت بر عدم حرمت دارد، زیرا در صورت حرام بودن نگاه به آنان برای مسلمین،... مراعات حجاب را برای آنها نیز لازم میکردند و جز شرایط ذمه قرار میدادند... و عدم شرط در صدر اسلام نشانه اباحه نگاه به آنان میباشد(1).
محدوده نگاه به زنان اهل کتاب را میتوان با توجه به ادله بیان کرد که: اهل کتاب از جهت نگاه کردن حرمتی ندارند. نگاه به دست و صورت و موی سر با توجه به روایات جایز است. نگاه به سایر اعضای بدن اگر آنها عادت به پوشاندن نداشته باشند ، مانعی ندارد. اما بهتر است نگاه نکنند . نگاه به عورت آنان بنابر ادله و روایاتی که از کشف عورت نگاه به عورت را حرام دانسته اند جایز نیست، اما روایاتی دال بر جواز نگاه به عورت کسانی که مسلمان نیستند وارد شده.
امام صادق در روایتی فرمودند: «انَّمَا اکرُه النَّظَر اِلی عَورةِ المُسْلم فاَ مَّا النظرُ الی عَورةِ مَنْ لَیس بِمسلمٌ مثلُ النَّظر الی عَورةِ الْحِمار(2)؛ من خوش ندارم به عورت مسلمان نگاه کنم، اما نگاه به عورت کسی که مسلمان نیست مثل نگاه به عورت حمار است.»
صاحب عروه معتقدند که فرقی بین عورت مسلمان و غیر مسلمان نیست و نگاه به هر دو را حرام دانسته اند(3).
وجه عمده دلالت نصوص و کلام فقها بر جواز نگاه به زنان اهل ذمه میباشد، زیرا اهل کتاب بعد از قبول شرایط ذمه مورد حمایت حکومت اسلام و احترام مسلمانان قرار خواهند گرفت، و جان و مالشان در نزد مسلمانان محترم میباشد. پس نصوص به جواز نگاه به زنان اهل ذمه که آبرو و جان آنها مورد احترام ماست دلالت دارد و به فحوی دلالت بر جواز نگاه به زنان کافر خواهد داشت(4).
صاحب عروه و امام خمینی نگاه به مطلق کفار، با عدم قصد لذت و ریبه را جایز
دانسته اند. یعنی ترس از افتادن در گناه و حرام(1). صاحب جواهر بر رعایت این شرط ادعای اجماع کرده(2). یعنی اگر میداند با نگاه به حرام گرفتار میشود، نگاه حرام میباشد . مرحوم طباطبایی حکیم فرمودهاند : «فقها بر جواز نگاه به زنان کافر ادعای اجماع دارند.» ایشان معتقدند که روایات وارد شده مطلق است و تقیید بر جواز نگاه به زن کافر نخورده(3).
پس خودداری از نگاه با لذت بنا به احتیاط واجب است.
با توجه به روایت عبادبن صهیب از امام صادق علیهالسلام فرمودند: «نگاه به سر زنان اهل تهامه و اعراب و دهاتیها و علوج مانعی ندارد، زیرا هرگاه نهی شوند اعتنا نمیکنند»(4). این روایت عام بوده و سایر زنان کافر غیر از زنان اهل ذمه را هم در بر میگیرد(5).
حفظ حجاب و پوشش بر زنان مسلمان واجب و بر مردان هم حرام است . اگر احیاناً مو و اعضای دیگر زنان نمایان است به آن نگاه کنند. حکم وجوب حجاب و حرمت نگاه بین تمام زنان مشترک است. زنانی که بدحجاب هستند و زنان صحرانشین و روستایی که از روی بیاطلاعی پوشش خود را کامل رعایت نمیکنند همه یک حکم دارند.
«صاحب عروه» جواز نگاه به زنان صحرانشین و اعراب و... که پوشش خود را رعایت نمیکنند مشکل میدانند و بهتر دانسته اند با علم به افتادن نگاه به آنها ، در خیابان و بازار رفت و آمد نکنند . اگر ترس از فتنه و گناه نداشته باشد، فروبستن چشم بر آنها واجب نیست(6).
عُبّادبن صهیب عن الصادق علیهالسلام : «لاباسَ بِالنَّظَرِ الی رُوءُوسِ اَهْلِ تُهامَهِ وَ الْاَعْرابِ وَ اَهْلِ السَّوادِ وَ الْعُلُوجِ، لَأنَّهُمْ اذانُهُوا لَاینْتهُونَ»(7).
1) 1 . محمدکاظم طباطبایی یزدی، العروه الوثقی، ص 625؛ سیدروح الله الخمینی، تحریر الوسیله، ج 2، ص 233.
2) 2 . محمد حسن نجفی، جواهر الکلام، ج 10، ص 380.
3) 3 . سیدمحسن حکیم طباطبایی، مستمسک العروه، ج 14، ص 20.
4) 4 . وسائل، ج 14، ص 150 149، ح 1، ب 113.
5) 5 . علی اکبر سیفی مازندرانی، دلیل تحریرالوسیله، ص 106.
6) 6 . سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی، العروه الوثقی، 625.
7) 7 . الوسایل، ج 14، ص 150 149، ح 1، ب 113.
امام صادق علیهالسلام فرمودند: نگاه کردن به سر زنان اهل تهامه و اعراب و صحرانشین و علوج مانعی ندارد ؛ زیرا هرگاه نهی شوند، اعتنا نمیکنند.
این جمله «لأنهمْ اذانُهُوا لَاینْتهُونَ» را میتوان یک قاعده کلی بیان کرد، که هرگاه زنی پوشش کامل ندارد و از عناد و سرپیچی از حجاب دست برندارد نگاه به او بیاشکال است.
صاحب جواهر هم، علت جواز نگاه به آنها را عدم توجه آنها به نهی از بد حجابی دانسته و میگویند: شاید مراد از این جواز عدم، وجوب فروبستن چشم باشد. بدین علت تردد در بازار و خیابان حرام نیست، چرا که حرام بودن سبب عسر و حرج بر مردان بر فرض عدم توجه زنان به نهی از بدحجابی میشود(1).
آیت الله خویی(2)هم نگاه به این زنها را که وقتی نهی میشوند اعتنا نمیکنند را جایز دانسته اند.
امام میفرمایند: «نگاه کردن به این زنان مانعی ندارد، اما مشکل است چنین فتوایی داد، و تردد در روستا و بازارهایی که محل رفت و آمد چنین زنانی میباشد، هر چند قطع داشته باشیم که نگاهمان به آنان میافتد، جایز است»(3).
صاحب مستمسک العروه درباره روایت عبادبن صهیب فرموده اند که خبر عباد ضعیف است. اما در کافی هم روایت شده «عن عده من اصحابنا عن احمد بن محمدبن عیسی، عن ابن محبوب، عن عبادبن صهیب». احمد بن محمد بن عیسی از قم ولی از راویان ضعیف میباشد. ابن محبوب یعنی حسن بن محبوب از اصحاب اجماع بوده و کسی است که روایت نمیکند از کسی مگر آنکه ثقه باشد. که برای جبران ضعف سند روایت کافی خواهد بود»(4).
بدیهی است که این روایت نمیتواند علت جواز نگاه به این زنان باشد، زیرا عدم جواز نگاه به سبب عدم توجه این زنان به نهی از بد حجابی منتفی میشود. علیرقم رشد عقل عموم مردم و تعالی فهم و شناخت مسائل دینی، لکن این مسائل از سوی آنها نادیده گرفته میشود . همچنین علت جواز نگاه، به بعضی زنان که از فرهنگ
فاسد غرب و شرق متأثر شده اند، این است که نهی ناهیان از منکر در آنان تأثیری نداشته وحتی ناهیان از منکر، مورد تمسخر این زنان قرار میگیرند(1).
دلیل جواز نگاه به سر زنان صحرانشین و روستایی عدم حرمت آن زنان نمیباشد ؛ چرا که آنها از زنان مسلمان و عفیف هستند . دلیل عدم حجاب و ستر کامل سر و موی این زنان این است که آنها به طور عادت و عرف سر خود را نمیپوشانند.
با این همه اصل نگاه کردن به زنان مسلمان حرام است، و در نگاه باید به مورد استثناء اکتفا شود و آن تنها موی زنان تاجایی است که عادتاً نمیپوشانند و زائد بر آن حرام است.
شکی نیست زنان وظیفه دارند تمامی اعضای بدنشان ، بجز وجه و کفین را بپوشانند و بر مردان حرام است که به آنها نگاه کنند. اما اگر زن مسلمان از روی بیبند و باری و بیمبالاتی بدحجاب بوده و پوشش خود را رعایت نکند و بدن و موی خود را در معرض دید نامحرم قرار دهد و اگر هم نهی شوند، بیاعتنایی نمایند. آیا بیاعتنایی آنها به نهی و عدم توجه به نهی، میتواند علت تامه برای جواز نگاه باشد و میتوان حکم به جواز نگاه به زنان بدحجاب نمود؟ آیت الله خویی نگاه کردن به زنان بیحجابی که به نهی بیاعتنا را هستند جایز میدانند(2).
آنچه در بیان جواز نگاه به زنان اهل ذمه با توجه به روایات گفته شد میتوان فهمید که نگاه به آن زنان حرام نیست، زیرا آنها ایمان ندارند. ایمان موجب احترام به زنان مومن و حفظ و صیانت آنان از تعرض نگاه نامحرم به مواضع بدن زن و به زیباییها و زینت او میباشد. با بیاعتنایی آنان به نهی از بیحجابی و عدم توجه به احکام شرع و حجاب ، حرمت نگاه به آنها را از بین نخواهد رفت(3).
با توجه به فتوای آیت الله خویی باید گفت جواز نگاه به این زنان تا زمانی است که نگاه به قصد لذت و ریبه نباشد . اگر با لذت و ریبه و یا خوف افتادن در گناه باشد،
نگاه جایز نیست و نگاه به زینت آلات زنها مثل انگشتری و النگو و یا ناخنهای بلند زن نامحرم حرام است.
احتمال جواز نمایان کردن بدن و محاسن زن در برابر پیرمرد سالخورده و فرتوت وجود دارد. با توجه به دلیل قیاس دلالت کتاب و سنت بر جواز نمایان کردن سر و موی قواعدالنساء (زنان سالخورده) در برابر نامحرم».(1)
اما در نظر ما قیاس در غیر محلش و استنباط احکام شرعی با قیاس صحیح نیست . چنانکه در روایات رسیده از اهل بیت شدیداً از قیاس کردن منع کردهاند. همانا آیه کریمه که رخصت و جواز به زنان سالخورده داده عموم حرمت نمایان کردن زینت برای زنان مومن را تخصیص زده، و اقتضای قاعده اکتفا به موضع نص که آیه رخصت بر آن دلالت دارد که همان جواز نمایان کردن برای زنان پیر میباشد اما برای پیرمرد سالخورده و فرتوت دلیلی بر جواز نمایان کردن محاسن زن در برابر او نداریم.
همه مذاهب پنج گانه اتفاق دارند که: «هر عضوی که دست کشیدن و لمس آن جایز باشد نگاه کردن به آن هم جایز است. و هر عضوی که نگاه به آن حرام است، لمس آن هم حرام میباشد، زیرا که دست کشیدن در لذت و بهره بردن قوی تر از نگاه کردن است»(2).
بر طبق قاعده «کل عضو یحرم النظر الیه یحرم مسّه و لاعکس»(3).
هر عضوی که نگاه کردن به آن حرام است، لمس آن (نیز) حرام میباشد و عکس آن صحیح نیست، یعنی چنین نیست که هرگاه نگاه کردن به آن جایز باشد، لمس کردن آن هم جایز باشد. زیرا یک بار نگاه کردن به صورت زن نامحرم جایز است . اما دست زدن به آن حرام میباشد.
شیخ انصاری میگوید: «هرگاه نگاه حرام باشد، لمس هم قطعاً حرام است. در
حرمت لمس، جایی که نگاه جایز است شکی نیست، به دلیل اخبار زیادی که بر این امر دلالت دارد»(1).
با توجه به سخن شیخ انصاری میتوان گفت: مثلاً نگاه به دست و صورت زن برای نامحرم جایز است، اما لمس این اعضا بر او جایز نیست. هیچ یک از فقها ادعا ملازمه بین جواز نگاه و لمس نامحرم را نکردهاند.
لمس بدن نامحرم در هیچ صورت بر مرد جایز نیست ، مگر در مقام ضرورت و اضطرار برای نجات جان غریق و یا مداوای بیمار فرد مجبور شود و چارهای جز لمس بدن نباشد میتواند بدن را لمس کند. همچنین لمس هر موضعی از بدن محارم که نگاه به آن بر مرد اشکال ندارد جایز است.
آقای سیستانی گفته است: لمس مو و بدن محرم و هم جنس بدون شهوت و ریبه جایز میداند.
اما لمس مو و بدن مرد و زن نامحرم حتی به مواضعی که نگاه به آن جایز است مطلقاً جایز نمیباشد(2).
علامه ، ادعای اجماع بر کراهت نگاه کردن وجواز لمس بر عورت همسر را نموده است . همچنین ادعا دارند که اهل سنت لمس بدن محارم را حرام میداند، مگر لمس سر و... که عورت به حساب نمیآید. پس بنابر نظر آنها لمس کردن شکم و پا و بوسیدن مادر حرام است.(3)
به هر حال هیچ امری مجوز برای لمس بدن نامحرم نمیباشد. با توجه به روایات، لمس نامحرم از گناهان کبیره است . مثلاً پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در حدیثی فرمودند:
«وَ مَنْ صَافَحَ امْراَهً تَحْرُمُ عَلَیهِ فُقَدْ بَاءَبسَخَطٍ مِنَ الِله عَزَّو جلّ وَ مَنْ التزَمَ امْراهً حَراماً قرن فی سلسلهٍ مِنَ نارِ مَعَ شَیطانَ فَیقْذِفان فِی النَارِ؛(4)کسی که با نامحرمی دست بدهد غضب الهی را برانگیخته است و کسی که با نامحرمی معانقه کند و وی را به سینه بچسباند با شیطان در زنجیری از آتش بسته شده و در آتش جهنم پرت خواهد شد.»
با توجه به روایت میتوان دریافت که دست دادن به نامحرم هم جایز نمیباشد.
صاحب جواهر مصافحه و دست دادن زن نامحرم با مرد و مرد نامحرم با زن را از روی لباس را بیاشکال میدانند(1).
این نظر بسیاری از فقهاست(2). البته احتیاط این است که دست زن را فشار ندهند.
آیت الله خویی، نگاه و لمس کردن بدن پسر بچه نابالغ را برای زن و همچنین برای مرد نگاه و لمس دختر بچه را جایز دانستهاند . البته بدون قصد لذت و شهوت، و با قصد لذت و شهوت حرام خواهد بود(3).
«وَ هُوَ الَّذِی خَلَّقَ مِنَ المَاءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهْراً»(4).
و او کسی است که از آب، انسان آفرید، و او را دارای پیوند نسبی و سببی گردانید.
نسب جمع آن انساب است به معنای قرابت و خویشاوندی از ناحیه پدر است.
راغب در مفردات میگوید(5): «صِهْر» به طوری که از خلیل نقل شده به معنای داماد و خویشاوندان از ناحیه زن که به سبب ازدواج به وجود میآید.
خداوند بر نهی از آشکار کردن زینت زنان تاکید دارد و کسانی را که واجب نیست زینت پنهان خود را از دید آنها بپوشانند معرفی میکند.
روا بودن نگریستن به زنان محرم، به دلیل سیره قطعی که از زمان رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله ، تا زمان ما وجود دارد، به گونهای که هیچ رسم نبوده زنان از فرزندان، پدران و دیگر محرمان خود، روبگیرند. همچنین ادله دیگر بسیاری بر جواز نگاه محارم به زن وارد شده، از جمله آیه شریفه 31 سوره نور که در آینده بحث میکنیم.
مراد از نسب، محرمیت از ناحیه مرد است و مراد از صِهر، محرمیت از ناحیه زن است، موید این معنا، مقابلهای است که میان نسب و سبب برقرار شده است(6).
اما محارم، خویشان زن به نسب یا رضاع یا مصاهره و یا عقد میباشد.
آیه کریمه ذیل درصدد بیان محارم مرد است:
«حُرِّمَت عَلیکُم اُمَّهَاتُکُمْ وً بَناتُکُمْ وَ اَخَواتُکُمْ وَ عَمَّاتُکُمْ وَ خَالاتُکُمْ وَ بَنَاتُ الْاَخِ وَبناتُ الْاُخْتِ وَ اُمَّهَاتُکُمُ التَّی أَرْضَعْنَکُمْ وَ اَخَواتُکُمْ مِّنَ الرَّضاعَهِ وَ اُمَّهَاتُ نِسَآئِکُمْ وَرَبَائِبُکُمُ الَّتی فی حُجُورِکُمْ مِنْ نِسائکُمُ الَّتی دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَإنْ لَّمْ تکُونُوا دَخَلتُم بهِنَّ فَلا جُناحَ عَلَیکُمْ و حَلآئِلُ ابْنائِکُمُ الَّذینَ مِنْ اَصْلابکُمْ وَ أنْ تَجْمَعُوا بَینَ الْاُختَینِ اِلّا مَاقَدْسَلَفَ اِنَّ اللهَ کانَ غفُوراً رَّحیماً»(1).
نکاح ایشان بر شما حرام شده است، مادرانتان و دخترانتان و خواهرانتان و عمههایتان و خالههایتان و دختران برادر و دختران خواهر، و مادرهایتان که به شما شیر داده اند، و خواهر رضاعی شما و مادران زنانتان و دختران همسرانتان که در دامان شما پرورش یافته اند و با آن همسر، همبستر شده اید، پس اگر با آنها همبستر نشده اید بر شما گناهی نیست که با دخترانشان ازدواج کنید، و زنان پسرانتان که از پشت خودتان هستند، و جمع دو خواهر با همدیگر مگر آنچه که در گذشته رخ داده که خداوند آمرزنده و مهربان است.
محارم مرد کسانی هستند که ازدواج مرد با آنها برای همیشه حرام است. محرم شدن مردان به زنان به چهار طریق امکان پذیر است: اول: نسب دوم: رضاع (شیرخوارگی)، سوم: به سبب ازدواج، چهارم: جمع میان دو خواهر.
هفت گروه به نکاح حرام میشوند(2)
1 - مادران: مادر اصطلاحاً هر زنی که انسان را زاییده یا نسب وی به او منتهی میشود از جانب صعودی و ولادت، خواه ابی باشد خواه امی.
2 - دختران (بنات): دختر هر زنی که نسب او به تو منتهی گردد. از راه ولادت ولو به واسطه، پس شامل دختر دختر هم میشود.
3 - خواهران (اخوات) ؛ یعنی هر زنی که ابوین یا پدر و مادر تو موجب ولادت
او شده باشد، بیواسطه.
4 - دختران خواهر (بنات اخت) : یعنی هر زنی که ابوین یا پدر و مادر تو موجب ولادت او شده باشد، با واسطه.
5 - دختران برادر (بنات اخ) : یعنی هر زنی که ابوین یا پدر و مادر یا مادر تو موجب ولادت او شده باشند با واسطه.
6 - عمهها: عمه زنی که خواهر مردی است که به واسطه یا بیواسطه موجب ولادت تو شده باشد، از سوی ابوین یا پدر و مادر عمه عمه، خارج است.
7 - خالهها: خاله زنی که خواهر زنی است که به واسطه یا بیواسطه موجب ولادت تو باشد، خاله خاله، خارج است.
2 . محرمات رضاع
هر چه به نسب حرام باشد به رضاع هم حرام میشود.
3 . محرمات مصاهره
اقارب زوجین در چهار مورد ذیل حرام اند:(1)
1- حلائل آباء (زن پدر) با رعایت درجات صعودی.
2- حلائل ابناء (زن پسر) با رعایت درجات نزولی.
3- دختر زنی که مدخوله شود (ربیبه) با رعایت درجات نزولی مانند دختر دخترزن.
4- مادر زن، با رعایت درجات صعودی مانند مادر مادرزن.
4 . محرمات جمع
مانند جمع بین دو خواهر.
مشهور فقها معتقدند که مرد میتواند به بدن زنهایی که محرم او هستند بجز عورتهای آنان نگاه کند ، به شرط آنکه این نگاه همراه با لذت و شهوت نباشد(2).
بنابراین بر مردان جایز نمیباشد که عورتین خواهر ، مادر ، دختر و یا دیگر محارم خود را ببیند؛ حتی اگر چه بدون قصد لذت و ریبه هم باشد. از طرفی هم معمول و متداول است که زن در برابر برادر و شوهر و برادر خود حجاب کامل
1) 1 . محمدجعفر جعفری لنگرودی، مبسوط درترمینولوژی حقوق، ج 4، ص 3257.
2) 2 . شهید ثانی، الروضه البهیه، ج 2، ص 292؛ سیدمحمدکاظم طباطبایی، العروة الوثقی، 626؛ فاضل هندی، کشف اللثام ج 7، ص 25، سید روح الله خمینی، تحریرالوسیله ج 2، ص 232؛ محقق حلی، شرایع الاسلام، 415؛ مرتضی انصاری، کتاب النکاح ص 44؛ سیدابوالقاسم خویی، منهاج الصالحین، 267.
ندارد، و مردان هم در نگاه به آنها بر خود محدودیتی ایجاد نمیکنند.
ادلهای که قبلاً در بیان جواز غسل زن توسط محارمش ذکر شد هم میتواند دلیل بر جواز نگاه مرد به زنان محرم خود باشد. سیره قطعی بین متشرعان هم بر عدم حجاب زن مقابل محارمش دلالت دارد.
در قرآن کریم دو آیه کریمه دلالت دارد بر اینکه دربرابر چه کسانی بر زنان پوشش و حجاب لازم نمیباشد:
1 - آیه 55، سوره مبارکه احزاب.
«لَاجُنَاحَ عَلَیهِنَّ فِی آَبَائِهِنَّ وَ لَا اَبْنَائِهِنَّ وَ لَا اِخْوانِهِنَّ وَ لَا اَبْنَاءِ اِخْوَانِهِنَّ وَ لَانِسِائِهِنَّ...»(1)بر زنان در مورد پدران و پسران و برادران و پسران برادران و پسران خواهران و زنان همکیش... گناهی نیست که دیده شوند.
این آیه بعد از آیه اول حجاب که درمورد حجاب زنان پیامبربود، نازل شده و به زنان اجازه داده شده که با پدران و پسران و... آزادانه صحبت کنند و حفظ حجاب در برابر آنها برای زنان واجب نمیباشد.
2 ـ آیه کریمه 31 سوره نور.
«وَ لاَیبْدینَ زینَتَهُنَّ اِلّا لِبُعُولَتِهِنَّ اَوْ اَبآئٍهِنَّ اَوْ إبَآءِ بُعُولَتِهِنَّ اَوْ اَبْنآئِهِنَّ اَوْ أَبْنآءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ اِخْوانِهِنَّ اَوْ بَنِی إخَوانِهِنَّ اَوْ بُنی اَخَواتِهِنَّ اَوْ نِسآئِهِنَّ او مَامَلَکَتْ ایمانُهُنَ...».
این آیه به دلالت مطابقی دلالت بر جواز آشکار کردن مواضع زینت که ظاهر نیستند برای محارم دارد. که به دلالت التزام بر جواز نگاه مرد به آن زنان دلالت دارد(2).
بخشی از آیه درباره پوشش بانوان در برابر محرمان است که خویشان از قاعده و حکم کلی حرمت نگاه جدا شده اند، و هرگونه نگاه لذت جویانهای را برای همسران جایز دانسته و برخی از خویشان هم جایز است به بدن زن نگاه کنند.
برخی از فقها گفته اند: جواز نگاه در موارد یاد شده اختصاص به محاسن و مواضع زینت دارد، به دلیل جمع بین آیه شریفه: «ُقلْ لِّلْموءمِنینَ یغُضَّوا مِنْ اَبْصَارِهِمْ أو آیه مبارکه «قُلْ ِّللْمْوءمِناتِ یغْضُضْنُ مِنْ أََبْصارِهِنَّ...».
آیه نخست نگاه کردن مردان به زنان را منع و تحریم کرده.
آیه دوم به زنان اجازه میدهد که مواضع زینت و محاسن خود را به شوهران خود نشان بدهند. طبعاً دیدن این قسمتها بدون اشکال خواهد بود. پس جمیع میان این دو آیه اقتضا دارد که تنها نگاه کردن به محاسن زن برای مردان جایز باشد.
اما اینکه زن چه مقدار از زینت و محاسن خود را در برابر این افراد آشکار کند و آنها تا چه حد میتوانند نگاه کنند، آیات کریمه بر آن دلالت ندارند.
صاحب جواهر میگوید: از امام باقر روایت شد که پیرامون آیه کریمه «لاَیبْدینَ زینَتَهُنَّ اِلّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا». فرمودند که: «مقصود لباس و سرمه و انگشتر میباشد، زینت سه نوع است: زینت برای مردم، زینت برای محرم، زینت برای همسر. زینت برای مردم همان است که بیان کردیم ، اما زینت برای محرم جای گردنبند و هر چه بالای آن است میباشد، و دستبند و پایین تر از آن مچ دست تا انگشتان و خلخال و هر چه پائین آن است (قدم پا) زینت برای شوهر تمام بدن میباشد»(1).
با توجه به آیه کریمه سوره نور میتوان گفت: حد پوشش زنان در برابر محارم، پوشاندن تمام بدن از سینه و شکم و پاها، و گردن و موی سر میباشد . از روایات میتوان دریافت که بر زنان جایز است که دستهای خود تا آرنج را نزد خویشاوندان خود نمایان کنند.
صاحب مستمسک العروه و مرحوم نراقی بر جواز نگاه محارم به تمام بدن زن به جز عورت زن را ادعای اجماع کرده اند(2)
احمد نراقی، مستندالشیعه، ج 16، ص 45.
.نتیجه این میشود که محرم و همسر در این حکم که تمام بدن زن برای آنها عورت نیست مشترک هستند.
سکونی از امام صادق علیهالسلام روایت کرده که: «مرد میتواند به موی مادر و دختر و خواهر خود نگاه کند»(3).
این روایت فقط دلالت بر خصوص جواز نگاه به مو را بیان کرده ، اما سخنی بر عدم جواز نگاه به سایر اعضای بدن به میان نیاورده و از طرفی دلالت بر عدم لزوم پوشش سر در برابر مرد محرم است هرجا نگاه مرد جایز باشد پوشش واجب نیست.
رضاع مانند ولادت سبب ایجاد نسبتی بین دو یا چند نفر میشود. اسلام رابطه رضاعی را مثل رابطه نسبی میداند، «قرابت رضاعی در سنتهای قدیم عرب وجود داشته و اسلام نیز آن را به رسمیت شناخته است. در قرابت رضاعی، طفلی که شیر دیگری را خورده، «مرتضع» و زن شیر دهنده «مرضعه» و شوهر نیز «فحل» و یا «صاحب اللبن» نامیده میشود»(1).
در کتاب القواعد آمده: «یحرم من الرضاع مایحرم من النسب»(2).
این یک قاعده کلی است که همیشه اجرا میشود.
خداوند در سوره مبارکه نساء آیه 23 میفرماید:
«...أوَ اُمَّهاتُکُمُ اللّتی اَرْضَعْنَکُمْ وَ اَخَواتُکمْ مِّنَ الرَّضاعَهِ...»(3).
این آیه بیانگر این است که ملاک حرمت رضاع است ، نه اینکه فقط به سبب رضاع مادر و خواهر که در آیه ذکر شده اند حرام میشود، بلکه بر طبق حدیث پیامبر و قاعده «یحرم من الرضاع ما یحرم من النسب» تمام کسانی که از طریق ارتباط نسبی حرامند از نظر رضاع هم حرام خواهند بود.
صاحب جواهر نگاه مرد را به همه جای بدن زنان محرمش، چه محرم نسبی و سببی و چه به رضاع و (شیرخوارگی) و چه از طریق مصاهره و چه آنهایی که از طریق مالکیت با آنها محرم شده است به جز عورت آنها را جایز دانسته مشروط به آنکه نگاهشان با لذت و ریبه نباشد(4).
آنچه در جواز و عدم جواز نگاه به محارم نسبی گفته شده فرقی بین کودک شیرخوار زن شیردهنده و مرد صاحب شیر و اصول و فروع آنها (از جهت پدر و مادر و پسر و دختر) نمیباشد، و بلکه پدر کودک شیرخوار هم داخل آنها خواهد شد.
مرحوم طباطبایی حکیم فرموده اند: «به دلیل آن که پدر طفل شیرخوار و فرزندان صاحب شیر بر یکدیگر حرام شده اند، نمیتوانند با هم ازدواج کنند، این مقتضی خروج از عموم حرمت نگاه و عموم وجوب پوشش نمیباشد»(5).
1) 1 . سیدمصطفی محقق داماد، قواعد فقهه، سمت، تهران، بهار، 1374، ص 175.
2) 2 . سید محمد کاظم مصطفوی، القواعد مائة قاعدة فقهیه، اول، موسسة النشر الاسلامی، دهم، 1412، 326.
3) 3 . نکاح ایشان بر شما حرام است مادرهایتان که به شما شیر داده اند و خواهران رضاعی شما.
4) 4 . محمدحسن نجفی، جواهرالکلام، ج 10، ص 382 381.
5) 5 . سیدمحسن طباطبایی حکیم، مستمسک العروه الوثقی، ج 14، ص 33.
زن نیز میتواند به محارم (چه محارم نسبی و چه رضاعی) به جز عورتشان بدون قصد لذت نگاه کند(1).
ماخوذ از «صهر» (به کسر صاد) و صهر به معنای قرابت و نیز داماد یعنی شوهر دختر و شوهر خواهر است.
مصاهره یا پیوند سببی، پیوندی است میان یکی از دو طرف با خویشاوندان دیگری که به واسطه ازدواج یا ملک یمین خواه تملیک عین باشد یا تملک منفعت همچون تحلیلی که به واسطه وطی شبهه یا زنا یا نگاه کردن و لمس کردن پدید میآید(2).
و یا رابطه و علاقهای است که به سبب عقد بین زوجین و جمعی دیگر حادث گردیده و موجب حرمت میشود.
در نگاه به زنان محرم و اندازه پوشش آنان در برابر محرمان، بین خویشاوندان نسبی و سببی فرق است: چراکه درعرف معمول حجاب و پوشش مادر برابر فرزند خود مانند پوشش او نزد داماد نمیباشد. این سخن که میگویند محرمان، چه سببی و چه نسبی میتوانند به همه جای بدن یکدیگر نگاه کنند به جز عورت، سختی بیدلیل است. زیرا بر طبق آیات حجاب و آنچه که بیان کردیم، زن در برابر محارم نسبی خود بدون حجاب میتواند ظاهر شود. اما با رعایت حدود و موازین شرعی و طبق حجب و حیای زن.
بر طبق آنچه که ذکر کردیم، فقط شوهرمی تواند به ظاهر و باطن بدن زن نگاه کند و زن دربرابر محارم دیگرش، چون پدر و برادر معمولا مو و دستها و قدمهایش نمایان است. آیت الله مکارم شیرازی میفرماید: « مرد و زنی که با هم محرمند (مانند خواهرو برادر ) میتوانند به بدن یکدیگر آن مقداری که در میان محارم معمول است نگاه کند و غیر آن احتیاط آن است که نگاه نکنند».(3)
نگاه به ربیبه(1)
از جمله زنانی که در جواز و عدم جواز نگاه مرد به او بحث میباشد، نگاه مرد به دختر همسرش قبل از دخول با مادرش میباشد.
مشهور عدم جواز نگاه به ربیبه میباشد(2). «ملاک در جواز نگاه به دختر اصل ازدواج با مادر او خواهد بود، اما بنابر قول مشهور ازدواج دختر، با مردی که مادرش در عقد است جایز نیست و برای مرد نگاه به ربیبه تا زمانی که اراده ازدواج با مادر دختر را دارد جایز نمیباشد»(3).
با توجه به آیه کریمه «وَ رَبَائِبُکُم الَّلاتِی فِی حُجُورِکُمْ مِّنْ نِّسَائِکُمُ اللّتی دَخَلْتُم بِهِنَّ فَانْ لَّمْ تَکُونُواْ دَخَلْتُم بِهِنَّ فَلاَ جُناحَ عَلَیکُمْ»(4).
و دختران همسرانتان که آن دختران در دامان شما پرورش یافته اند و با آن همسران همبسر شدهاید، پس اگر با آنها همبستر نشده اید بر شما گناهی نیست که با دخترانشان ازدواج کنید.
علاوه بر این آیه کریمه ، روایاتی که بر جواز ازدواج با دختر همسر غیر مدخوله دلالت دارد که مقتضای آن فسخ ازدواج مادر به مجرد ازدواج دختربا مرد میباشد؛ زیرا در آن صورت زن مادر همسرش میشود.
روایت صحیح غیاث بن ابراهیم از جعفر از پدرش از امام علی علیهالسلام که فرمودند: هرگاه مردی با زنی ازدواج کرد، دختر زن در صورت نزدیکی با مادرش بر او حرام میشود. اگر با مادر همبستر نشد ازدواج مرد با دخترش اشکالی ندارد، و اگر با دختر، پسر مرد ازدواج کرد و چه پسر با او همبستر شود و چه نشود مادر بر مرد حرام میشود»(5).
پس زن در برابر گروههای سه گانه سببی، نسبی، و رضاعی لازم نیست سر و صورت خود را بپوشاند، ولی تنها مرد حق دارد به سر و صورت سه گروه، خواهر،
مادر و دختر نگاه کند.
ولی درباره خویشاوندان سببی گرچه پوشیدن سر و صورت برایشان واجب نیست، ولی دلیلی نداریم که بر مرد روا باشد به سر و صورت آنان نگاه کند.
احکام نگاه و لمس (بدون شهوت)زنان و مردان به یکدیگر شامل پسربچه و دختربچه نمیشود.
علما بر این اعتقادند که نگاه به پسر و دختربچه غیر ممیز جایز است، مادامی که بالغ نشده باشند و در صورتی که به حدی نرسیده اند که نگاه به آنها موجب شهوت شود(1).
بر مرد لمس و نگاه به دختر نابالغ جایز است و بر زن نگاه به پسربچه با عدم قصد لذت جایز میباشد. اما اگر قصد لذت داشته باشد ، نگاه مطلقاً حرام خواهد بود(2).
احتیاط است که مرد تنها به مواضعی از بدن او نگاه کند که عادت به پوشاندن آن به صورت متعارف، نمیباشد مانند سر و صورت و دستها و ساعد و موی سر و قدمها، و بهتر است که او را وقتی به سن شش سالگی رسیده نبوسد و بر دامن ننشانده و در آغوش نگیرد(3).
صاحب جواهر میگوید: حتی اگر به سن پنج سالگی رسید . بر دامن خود ننشانند و او را نبوسند(4).
شیخ انصاری حد این سن را برای دختر، شش سالگی دانسته و معتقدند پسر اگر به سن هفت سالگی رسید او را نبوسند(5).
زیرا قدر متیقن برای عدم نگاه، غیر ممیز بودن است، با توجه به آنچه در اقتضای سیره و روایات متفرقه وارد شده، مثل آنچه در جواز غسل پسربچه توسط زن و غسل دختربچه توسط مرد دلالت دارد.
1) 1 . سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی، العروه الوثقی، ص 622؛ سید ابوالقاسم خویی، مبانی العروه الوثقی، ج 32، ص 69؛ فاضل هندی، کشف اللثام ج 7، ص 20.
2) 2 . سیدابوالقاسم خویی، منهاج الصالحین ص 268.
3) 3 . سید روح الله، تحریرالوسیله، ج 2، ص 233؛ احمد نراقی، مستند الشیعه، ج 16، ص 34.
4) 4 . محمدحسن نجفی، جواهرالکلام، ج 10، ص 388.
5) 5 . مرتضی انصاری، کتاب النکاح، ص 60.
ملا احمد نراقی نگاه به دختربچه و پسربچه بجز عوراتشان را به دلیل اصل جایز میداند. حتی اگر ممیز باشند یا نباشند و به سنی رسیده اند که قدرت تشخیص و تمیز پیدا میکنند، به دلیل روش و سیره معمول مردم در طول زمانها و مکانها که از کشف عورت و نگاه دیگران به عورت صبی منع نشده اند(1).
با توجه به آیه کریمه: «وَلایبْدِینَ زِینَتَهُنَّ» که دلالت بر آشکار نکردن زینت برای مردان بالغ دارد و تکلیف شامل غیر بالغ نمیشود، و دلالت بر وجوب پوشش بر دختربچه ندارد، و بر دختربچه پوشش واجب نیست وبه ملازمه آن در عرف نگاه به دختربچه هم جایز است.
همچنین از عموم آیه کریمه: «اَوِ الطِّفْلِ الَّذینَ لَمْ یظْهَرُوا عَلی عَوْراتِ النِّسَآءِ» کودک غیر ممیز در نهی از نمایان کردن زینت در برابر آنها در آیه داخل نمیباشد و این دلیل اقوی میباشد.
حکم عورت در دختربچه محدود به سن بلوغ است که برای مرد و زن مومن تحقق مییابد و قبل از بلوغ برای همه زنان و مردان مطلقاً عورت به شمارنمی آیند، اما نگاه به دختربچه و پسر بچه با قصد لذت حرام است.
شکی در عدم جواز نگاه به عورت صبی و صبیه نمیباشد، و حفظ و ستر عورت از آنها هم واجب است به دلیل مطلق بودن ادله منع که به «بالغ» تخصیص نخورده اند، و مقتضای روایات از جمله روایت امام صادق علیهالسلام «عورةُ الْمُوءمِن عَلَی الْمُوءمنِ حَرَامٌ» که به طور مطلق بیان کرده نگاه به عورت مومن حرام است بدون آنکه به بالغ اگر ممیز باشد و غیر بالغ اگر قدرت درک و تمیز داشته باشد ، مقید کرده و شامل ادله منع خواهد شد.
روایت صحیح عبدالرحمن بن حجاج که گفت: از ابا ابراهیم علیهالسلام سوال کردم درباره دختربچهای که درک نمیکند که کی باید سرش را از کسانی که محرم او نیستند بپوشاند؟ و کی بر زن واجب است که سرش را در نماز بپوشاند؟ فرمودند: میتواند سرش را نپوشاند تا اینکه نماز بر او حرام شود»(2).
یعنی زمانی که به سن حیض برسند.
از این روایت ظاهراً میتوان فهمید که برهنه کردن سر دختربچه نابالغ در مقابل مرد
بالغ جایز است، اما به ملازمه عرفی هم دلالت بر جواز نگاه مرد به دختربچه دارد.
یا به اطلاق آیه کریمه: «قلْ لِلْمُوءمِنینَ یغُضُّوا مِنْْ اَبْصَارِهِمْ... وَ قُلْ ِّللْمْوءمِناتِ یغْضُضْنُ مِنْ أََبْصارِهِنَّ...» بر عدم جواز نگاه به صبی و صبیه استدلال میشود. زیرا متعلق خاصی برای آن ذکر نشده که اطلاق آیه دلالت بر وجوب «غض بصر» از همه مردان و زنان مومن چه بالغ باشند یانباشد دارد. آنچه از این آیه استفاده میشود، وجوب غض بصر از همه مکلفین زن و مردبالغ مومن است، و بر وجوب غض بصر افراد غیر بالغ دلالت ندارد، زیرا تکلیف، متوجه آنها نیست.
آیت الله خویی قائل به جواز نگاه به صبی و صبیه است(1). چرا که ادله منع، شامل عدم جواز نگاه به آنها نمیشود و آنها را در حکم حیوان (غیر مکلف) میدانند و معتقد است که سیره قطعیه دلالت بر جواز نگاه دارد.
اما بهتر است که بعد از سن تمییز به بدن صبی و صبیه نگاه نکنند، و با توجه به روایات، پدرها باید مراقب باشند که در حمام و جایی دیگر به عورتین فرزند خود نگاه نکنند. و اگر دختربچه محرم باشد نگاه به بدن به جز عورتین او قبل از سن تمییز بیاشکال است.(2)
اگر دختر نامحرم است ، مرد میتواند به مواضعی که بطور عادت دختران نمیپوشانند نگاه کند مانند دست، پا، مو، گردن، صورت دختر نابالغ.
ستر و پوشش زن از صبی که به سن بلوغ نرسیده واجب نیست، و اگر به سن تمییز رسیده پوشیدن عورتین از او لازم است(3).
به دلیل آیه کریمه: «اَوِ الطِّفْلِ الَّذینَ لَمْ یظْهَرُوا عَلی عَوْراتِ النِّسَآءِ» که دلالت بر عدم وجوب پوشش زن در برابر صبی دارد. زیرا آنها به مانند سایر جانداران هستند، اگر کودک ممیز باشدو در او هیجان و شهوت و میل به زنان باشد، در نگاه، مانند مرد بالغ است، و بر زن نامحرم، وجوب ستر و حفظ خود از نگاه کودک، واجب است(4).
از امام رضا علیهالسلام روایت شده که: «اگر پسر به سن نماز رسید که برای پسر هفت
سالگی است زن موی، خود رااز او نمیپوشاند تا اینکه به سن احتلام برسد»(1).
با این روایت، میتوان عموم آیه شریفه را تخصیص زد، و میتوان جواز کشف سر زن مقابل صبی را به دست آورد و اینکه پوشش زن از مرد تا به سن احتلام برسد واجب نمیباشد.
نگاه صبی و صبیه(2)به دیگران
نگاه صبی و صبیه به دیگران حتی عورت آنها جایز است، و حفظ و پوشش عورت و بدن توسط دیگران در برابر آنها اگر ممیز نباشند واجب نیست، به دلیل اجماع و آیه کریمه: «اَوِ الطِّفْلِ الَّذینَ لَمْ یظْهَرُوا عَلی عَوْراتِ النِّسَآءِ». اما اجتناب ازنگاه و سترپوشش عورت بهتراست همچنین آیه کریمه:
«یا اَیهَا الَّذینَ آمَنُوا لِیسْتَاذِنْکُمُ الَّذینَ مَلَکَتْ أَیمانُکُمْ وَ الَّذینَ لَمْ یبْلُغوا الحُلُمَ مِنْکُمْ ثَلَاثَ مَرّاتٍ مِنْ قَبْلِ صَلاهِ الْفَجْرِ وَ حینِ تَضَعُون َثِیابَکُمْ مِّنَ الظَّهیرَهِ وَ مِنْ بَعْدِ صَلاهِ العِشَاءِ. ثَلاثُ عَوْرَاتٍ لَّکُمْ لَیسَ عَلَیکُمْ وَ لَا عَلَیهِمْ جُنَاحٌ بَعْدَ هُنَّ طَوافُونَ عَلَیکُمْ بَعْضُکُم عَلَی بَعْضٍ»(3).
ای کسانی که ایمان آورده اید، قطعاً باید غلام و کنیزان شما و کسانی که از شما به سن بلوغ نرسیده اند سه بار در شبانه روز از شما کسب اجازه کنند: پیش از نماز بامداد، و نیمروز که جامههای خود را بیرون میآورید، و پس از نماز شامگاهان، این سه هنگام برهنگی شماست، نه بر شما و نه بر آنان گناهی نیست که غیر از این سه هنگام گرد یکدیگر بچرخید و با هم معاشرت نمایید.
شوهر میتواند به بدن همسر خود چه ظاهر و چه باطن بدن او بنگرد. «به دلیل نص و فتوی هیچ شبههای در آن راه ندارد روایات دال بر جواز نگاه، بسیار و متواترند»(4).
اسحاق بن عمار در روایت موثق از امام صادق علیهالسلام نقل کرد: « آیا مرد میتواند به
عورت همسرش نگاه کند در حالی که همسرش برهنه است؟» امام فرمودند: «اشکالی ندارد و مگر لذت جز آن است.»(1).
روایت دیگر از امام صادق علیهالسلام :... برای مرد اشکال ندارد به همسرش وقتی که عریان است نگاه کند(2).
روایات دیگری از این قبیل که بسیارند. پیامبر اکرم فرمود: «برای مرد هیچ فایده و سودی بعد از نعمت اسلام برتر نیست، مگر همسری مسلمان که هرگاه به او نگاه کند(3)او را شاد نماید، و هر زمان امری کند اطاعت نماید، و وقتی که شوهرش غایب است از خود و مال او محافظت نماید»(4).
فاضل هندی(5)، جواز نگاه مرد و زن به عورت یکدیگر را حمل بر کراهت کرده با توجه به آنچه از آیات کریمه ذیل دریافت میشود.
آیه کریمه: «فوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّیطَانُ لِیبْدی لَهُمَا مَا ووُری عَنْهُمَا مِنْ سُوءآتِهِمَا»(6).
و آیه شریفه: «فلما ذَاقَا الشَّجَرَهَ بَدَتْ لَهُمَا سَوآتَهُمَا»(7).
وآیه شریفه دیگر: «ینزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِیرِیهُمَا سَوَآتِهِمَا»(8).
آیت الله سیستانی گفته: «زن وشوهر میتوانند به بدن یکدیگر چه ظاهر و چه باطن نگاه کنند و هم چنین هر کدام میتوانند تمام بدن دیگری را لمس کنند»(9).
بعد از مرگ مرد، مانند نا محرم است «نگاه بدون شهوت به او جایز است»(10).
زوجه میتواند به بدن همسر و عورت او با لذت نگاه کند(11).
بنابراین برای هریک اززوج وزوجه جایزاست به بدن دیگری حتی با لذت و یا بدون لذت نگاه کند.(12)
1) 1 . وسایل الشیعه، ج 14، ص 85، ح 25191؛ شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج 7، ص 413، ح 1651؛ محمد مهدی نراقی، مستندالشیعه، ج 16، ص 32.
2) 2 . وسائل، ج 14، ص 85، ح 25194؛ احمد مطهری مستند تحریرالوسیله، (کتاب نکاح) ص 63.
3) 3 . ظاهرا نگاه در این روایت نگاه جنسی نیست بلکه نگاه عاطفی مورد نظر است.
4) 4 . وسائل، ص 23، ب 9، ح 24979.
5) 5 . فاضل هندی، کشف اللثام، ص 24.
6) 6 . قرآن کریم، سوره مبارکه اعراف/ 20.
7) 7 . همان/ 121.
8) 8 . همان / 27.
9) 9 . سیدعلی سیستانی، منهاج الصالحین، ج 2، ص 11.
10) 10 . علی بن عطیه بن حسن هیتی حموی شافعی، احکام نظر، ص 78 77.
11) 11 . مرتضی انصاری، کتاب النکاح، ص 44.
12) 12 . محمدکاظم طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ص 625؛ سید ابوالحسن موسوی اصفهانی، وسیلة النجاة، ص 232.
به عقیده برخی علما پسر ممیزی که دارای تهیج و شهوت است، در حکم فرد بالغ میباشد. بر ولی او واجب است او را از نگاه کردن منع کند. و زن باید خود را از او بپوشاند(1). اقوال بسیار بر وجوب ستر و پوشش در برابر این گروه رسیده است(2).
اگر نگاه پسر، موجب فوران شهوت شودبر زن واجب است خود را بپوشاند، و فقها بر عدم جواز نگاه پسری که به سن بلوغ رسیده ظن و گمان تحریک شهوت در او نسبت به زن بیگانه میرود ادعای اجماع دارند(3).
روایت کاهلی از امام صادق علیهالسلام که فرمودند: «النظرَهُ بَعْدَ النَّظْرَهِ تَزرَعْ فِی القَلْبِ الشَّهوَهَ وَ کَفی بِهَا لِصَاحِبِها فِتنَهً»(4).
علاوه بر ارتکاز دین بر حرمت نگاه پسر بالغ به زن نامحرم، نصوص و روایات دیگری از این قبیل هم دلالت بر حرمت نگاه بیان شده. همچنین بر زن جایز نمیباشد به پسری که دارای هیجان و شهوت است نگاه کند.
اگر نگاه به پسر ممیز، سبب فوران و تحریک شهوت زن میشود، بر زن واجب است که به پسر نگاه نکند، شکی در حرمت نگاه به پسر ممیز نمیباشد.
شیخ انصاری(5)و برخی علما، نگاه به صبی ممیز را در صورت نداشتن قصد لذت و ریبه جایز دانسته اند.
چنانکه سیره قطعی و مستمر بین مردم بر اینگونه است و زنان خود را در مقابل صبی ممیز نمیپوشانند. با توجه به روایت صحیح که از امام رضا علیهالسلام نقل شد که ایشان فرمودند: «لَاتُغْطی المَرأهُ رَأسَهَا عَنِ الْغُلَامِ حتَی یبْلُغَ الْحُلم؛(6)زن سرش را در برابر
1) 1 . محقق ثانی، جامع المقاصد، ج 2، ص 351؛ مرتضی انصاری، کتاب النکاح، ص 60؛ احمدمطهری، مستند تحریرالوسیله، ص 80.
2) 2 . احمد مطهری، مستند تحریرالوسیله، ص 80؛ محمدکاظم طباطبایی یزدی، العروه الوثقی، ص 626.
3) 3 . سید روح الله خمینی، تحریرالوسیله، ج 2، ص 233؛ محمدحسن نجفی، جواهرالکلام، ج 10، ص 387؛ سید حسین موسوی اصفهانی، وسیله النجات، ص 233.
4) 4 . وسایل ج 14، ص 139، ح 25400، ب 104.
5) 5 . مرتضی انصاری، کتاب النکاح، ص 63.
6) 6 . وسائل، ج 14، ص 169، ح 25497.
پسر بچه نمیپوشاند تا اینکه او به سن احتلام برسد.»
ملا احمد نراقی نگاه به عورت پسر ممیز را گرچه بچه باشد، جایز نمیداند(1).
گاهی اوقات انسان به آنچه که نگاه میکند شک میکند که انسان است یا حیوان یا گیاه و... و یا به علت فاصله زیاد قابل تشخیص نمیباشد، آیا برای از بین رفتن شک جایز است به دقت به آن شی نگاه کند؟ در عروه الوثقی(2)، اجتناب نگاه به کسی که شک دارد که آیا او از کسانی میباشد که نگاه به او جایز است و یا از کسانی است که جایز نیست به او نگاه کند، را واجب میداند.
صاحب مستمسک العروه، احتیاط در نگاه را به دلیل علم اجمالی واجب میدانند(3).
همچنین واجب است در برابر او خود را بپوشاند و اگر شک کند که او هم جنس اوست یا نه؟ و یا شک کند در اینکه از محارم نسبی اوست یا نه؟ تا نگاه به او جایز باشد باید ظاهراً از نگاه کردن اجتناب کند. به دلیل ظاهر آیه که دلالت بر وجوب غض بصر دارد همانا جواز نگاه، مشروط به امر وجودی چون هم جنس بودن یا محرم بودن میباشد.
پس در حال شک به مقتضای عموم آیه عمل میشود، نه از باب تمسک به عموم در شبهه مصداقیه، بلکه به سبب استفاده شرط جواز نگاه به هم جنس یا محرم و... میباشد. تخصیص در این مقام از قبیل تنویع نیست تا از موارد اصل برائت باشد بلکه از باب مقتضی و مانع است(4).
تخصیص یک بار از قبیل تنویع است . به این معنی که با کشف تخصیص از مدلول، عام بر دو نوع میشود، و یک نوع از تحت عام خارج شده و محکوم به حکم خاص میگردد و نوع دیگر تحت عام محکوم به حکم عام باقی میماند. در این هنگام با شک در تحقق عنوان خاص و مردد بودن فرد مشتبه بین اینکه از مصادیق خاص یا عام است یا در ثبوت حکم خاص شک میشود و حکم خاص در
اصل تکلیف به شک برمی گردد. به مقتضای قاعده، اصل برائت جاری میشود. دیگر اینکه، تخصیص از قبیل مقتضی و مانع باشد . به این معنی که از سیاق خطاب جمله استفاده میشود که حکم خاص، مشروط به عنوان وجودی است که اگر (حکم وجودی) تحقق یابد مانع از فعلیت حکم که اقتضای عموم است میگردد و حکم خاص منجّز میشود. گفته شده این مقام مقتضی و مانع است، به اینکه اقتضای عموم، وجوب فروبستن چشم و حرمت نگاه به هر چه مخالف عام است میباشد. و دلیل خاص، مانع از فعلیت که مقتضای عموم است میگردد»(1).
اگر کسی به علت تاریکی و یا فاصله زیاد شک کند در اینکه آن زن همسرش است یا نه ، مانند حکم قبل در هنگام شک عمل میکند. یعنی اصل بر این است که او همسرش نیست. چنانکه شک کند که آن زن از محارم نسبی اوست یا رضاعی و یا غیر آن، پس اجتناب از نگاه بر او واجب است(2).
پس مانع، استصحاب میشود. یعنی استصحاب عدم زوجیت، در نتیجه فروبستن چشم بر او واجب است.
اگر شک شود به اینکه منظورالیه یا ناظر انسان است یا حیوان، ظاهراً احتیاط واجب نیست. به دلیل اینکه عموم وجوب غض بصر فقط منصرف به انسان است نه موجودی دیگری. اگر شک شود در اینکه فرد مشتبه، بالغ است یا بچه، و یا طفل ممیز است و یا غیر ممیز، در وجوب غض بصر و رعایت احتیاط دو وجه است: تمسک به عموم بر وجهی که ذکر کردیم، و یا در صورت امکان از حکم عموم (غض بصر) منصرف شدن، اما قول قوی، تمسک به عموم غض بصر است.
اما این امر خلاف اقتضای امر موضوعی یعنی، استصحاب بچه بودن و عدم قدرت تمییز و تشخیص میباشد. پس اگر رجوع به عام در شبهه موضوعیه صحیح باشد در این حال اصل موضوعی اثبات کننده عنوان خاص نیست، و لذا اگر در بقای زوجیت شک شود به استصحاب بقای زوجیت برمی گردد و احکام زوجیت بر آن مترتب شده و از جمله احکام زوجیت، جواز نگاه به همسرش میباشد(3).
برای فرد نابینا جایز نیست که صدای زن بیگانهای را گوش دهد، چرا که صدای زن نسبت به او عورت محسوب میشود(1).
در حرمت نگاه زن به مرد چه بینا و چه نابینا فرقی نیست.
شنیدن صدای زن نامحرم مادامی که به قصد لذت و ریبه نباشد حرام نیست، چه شنونده بینا باشد چه نابینا، هرچند در مقام ضرورت ترک آن به احتیاط نزدیک تر است»(2).
صاحب جواهر، برای نابینا شنیدن صدای زن نامحرم را با قصد لذت یا ریبه و خوف فتنه جایز نمیدانند(3).
در حکم جواز و عدم جواز نگاه به عضو جدا شده از بدن مرد و زن نامحرم، مانند بینی و دست وپا بین فقها اختلاف نظر است. برخی نگاه به عضو جداشده را جایز ندانسته اند، زیرا حرمت نگاه به عضو منفصل هم به حال خود باقی است، و اگر نگاه به عضو در حال اتصال جایز باشد در حال انفصال هم جایز خواهد بود، به دلیل استصحاب جواز نگاه، به عضو متصل به بدن.
برخی فقها نگاه به مو و ناخن جدا شده ازبدن راجایز نمیدانند . آیت الله سیستانی قائل به ترک نگاه است(4).
اما صاحب جواهر و امام خمینی نگاه به مو و ناخن را جایز ندانستهاند(5).
اگر نگاه به عضو در حال اتصال، حرام باشد بعید است حرمت آن در صورت انفصال از بین برود. همانا قول به عدم فرق بین حرمت غسل و شستشوی اعضای بدن زن میت نامحرم در حال اتصال و انفصال به بدن زن نامحرم به نحو مطلق ثابت
1) 1 . محقق حلی، شرایع الاسلام، ص 496.
2) 2 . سید محمد کاظم طباطبایی یزدی، العروه الوثقی، ص 636.
3) 3 . محمد حسن نجفی، جواهر الکلام، ج 10، ص 397.
4) 4 . سید محمد کاظم طباطبایی یزدی، العروه الوثقی، ص 627؛ سید ابوالحسن موسوی وسیله النجات، ص 32؛ سید علی سیستانی، منهاج الصالحین، ج 2، ص13؛ علامه حلی، قواعد الاحکام، ج3، ص 7.
5) 5 . محمد حسن نجفی، جواهر الکلام، ج 10، ص 398؛ سید روح الله خمینی، تحریر الوسیله، ج 2، ص 232.
نمیباشد. زیرا حرمت غسل در صورتی ثابت است که عضو جدا شده از اعضای بزرگ بدن باشدبه گونهای که عنوان انسان بر آن صدق کند.(1)
علاوه بر آن در غسل، عضو در حال شستشو لمس میشود ؛ زیرا غسل بدون مس کردن امکان ندارد . وگرنه اگر شستشو از روی لباس باشد نگاه به عضو شسته شده تحقق نمییابد. اما حرمت مس همیشه مستلزم حرمت نگاه نیست و اما حرمت نگاه مستلزم حرمت لمس است ؛ زیرا در صورت اول، لمس صورت و دست زن نامحرم حرام است . اما نگاه به زن جایز است. در حالت دوم نگاه به شکم و عورت و ران حرام است لمس آن هم حتماً حرام میباشد.
شیخ انصاری با تمسک به اصل استصحاب میگوید: حرمت نگاه به عضو قبل از جدا شدن در حال حیات استصحاب میشود، اگر نگاه و لمس به عضو جدا شده جایز بود، جواز غسل زنی که بدنش قطعه قطعه شده (سه قطعه و یا بیشتر) توسط مرد لازم میآمد، ظاهراً به اجماع فقها غسل دادن زن توسط مرد بیگانه حرام است(2).
اما ایشان در ادامه این حکم را محل جریان استصحاب نمیدانند و قائلند به اینکه: موضوع حرمت نگاه و لمس بدن زنان، بعد از جدایی از بدن زن به کلی از بین میرود و نگاه به زن در این حال صدق نمیکند با از بین رفتن موضوع، دیگر مجرای استصحاب نمیباشد، و محل جریان اصالت برائت خواهد بود(3).
مرحوم طباطبایی حکیم بر شیخ انصاری اشکال کرده و فرموده: زمانی حکم، محل جریان اصل برائت است که موضوع باقی باشد و دلیل موضوع از بین رفته باشد، زیرا موضوع حکم مثلاً در دلیل شیخ، زن است، به طور عرف و معمول مرجع جریان برائت بقای موضوع میباشد، حالت اتصال و انفصال اجزا دو حالت در عرف محسوب میشوند و موضوع باقی خواهد بود.
مثلاًاستصحاب نجاست برای عضو جدا شده از بدن سگ جایز است، و تأمل در حرمت نگاه به اجزای متصل بعد از جدایی آنها شایسته نیست(4).
در استدلال صاحب مستمسک هم اشکال است؛ زیرا موضوع عدم جواز نگاه، نگاه به زن بیگانه است . اشکالی در عدم صدق زن بر عضو جدا شده نیست. علاوه
بر آن، اشکال وارد شده به استصحاب در شبهات حکمیه است، و استناد به استصحاب نجاست اعضای جدا شده سگ صحیح نمیباشد، زیرا موضوع حکم اینجا سگ نیست . بلکه موضوع حکم هر عضو از کل اجزا و اعضای بدن است»(1).
در مقام شبهه، حکم به جواز نگاه به عضو جدا شده بعید است. اگر در غسل، اعضای بدن میت جدا جدا باشد، فقها به عدم حرمت غسل بیگانه به اعتبار جدایی و انفصال عضو از بدن میت ملتزم نمیشوند. هرگاه نگاه به عضوی از اعضای بدن بیگانه در حال اتصال به بدن حرام باشد، بعید است حرمت آن به خاطر جدایی از بدن از بین رود(2).
مقتضای عموم آیه کریمه: «قُلْ لِلْمُوءمِنینَ یغُضُّوا مِنْ اَبْصَارِهِمْ وَ یحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ... وَقُل لِّلْمُوءمِنَاتِ یغْضُضْنَ مِنْ اَبْصَارِهِنَّ وَ یحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ... دلالت بر حرمت نگاه دارد(3).
مقتضای روایات که دلالت بر حرمت نگاه دارد، از جمله روایت مسعده بن زیاد که گفت: شنیدم از جعفر صادق علیهالسلام سوال شد درباره مردی که به چه جای بدن زن میتواند نگاه کند؟ فرمودند: «صورت و دستها»(4).
ظاهر روایت دلالت بر حرمت نگاه به سایر اعضا دارد و مقتضای اطلاق، عدم فرق بین حال اتصال عضو به سایر اعضا و بین حال جدایی و انفصال میباشد.
«وَ آتوا النِّسَاءَ صَدُقاتِهنَّ نِحْلَةًً فَإنْ طِبْنَ لَکُمْ عَنْ شَیءٍ مِنهُ نَفْساً فَکُلُوُه هَنیئاً مَریئاً»(5).
مهریه زنان را به رغبت بدهید، پس اگر چیزی از آن را با میل و رضایت خاطر به شما واگذاشتند، شیرین و گوارا بخورید.
مهریه در واقع نحلهای(6)است که از طرف مرد به زن و به صورت بلاعوض پرداخت میشود. عطیهای که نشانه محبت و مودت و طریقی برای استحکام پیوند میان زوجین میباشد . در صحت مهریه شرط است که آن را با مشاهده تعیین کنند و
1) 1 . علی اکبر سیفی مازندرانی، دلیل تحریر الوسیله، ص 143.
2) 2 . همان، ص 143.
3) 3 . احمد مطهری، مستند تحریر الوسیله، ص 74، فاضل هندی، تلخیص از کشف اللثام، ج 7، ص 30.
4) 4 . وسایل، ج 14، ص 146، ح 25429، ب 109.
5) 5 . قرآن کریم سوره مبارکه نساء/4.
6) 6 . نَّحلَهُ و نِّحلَهُ: بخششی است مثل تبرع، وهبه، اماهبه عام و فراگیرتر از نحله است، هر هبهای نحله است هر نحلهای هبه نیست. راغب اصفهانی، مفردات، ص 795.
اگر جهل به کیل یا وزن داشته باشد ، مانند قطعهای طلا با بیان اوصاف و وزن کردن از آن رفع جهالت شود.
یعنی اینکه «مهریه باید به مشاهده یا توصیف معین شود، مهر مجهول صحیح نیست»(1).
صاحب شرایع میگوید: « مشاهده و نگاه به مهریه اگر حاضر باشد کافی است، هر چند وزن و کیل آن معلوم نباشد»(2).
مثل تلّی از گندم و تکهای طلا و لباس و زمینی که اندازه گیری نشده و مانند آن، همین مشاهده توسط زن کفایت میکند . علما در این امر قطع و یقین دارند . به دلیل مطلق بودن ادله و روایات و اخبار معتبری که رسیده(3).
محقق ثانی میگوید: «علم به مهریه به کیل یا وزن در اجناس کیلی یا وزنی، شرط است، مشاهده هم در مورد این اجناس و غیر این موارد صحیح است. به دلیل اینکه مشاهده غرر را رفع میکند»(4).
شهید ثانی میگوید: «به دلیل آنکه عمده ضرر و غرر ؛ نگاه و مشاهده برطرف میشود و مقدار اندکی از غرر که باقی میماند در باب نکاح بخشوده میشود، زیرا نکاح معامله و معاوضه محض نیست، که تاب و تحمل حتی مقدار کمی از غرر را نداشته باشد . و لذا اگر مال مورد مشاهده اندکی کمتر و یا بیش از مقدار تخمینی باشد اشکال ندارد»(5).
مشاهده برای مشخص شدن مهر و از بین رفتن ابهام و جهالت نسبت به مهریه کافی خواهد بود، و اگر جهالتی هم باشد به جهتی که بیان کردیم، نادیده گرفته میشود.
اگر مهریه مشاهده نشده باشد ، باید آن را با مقدار و وصف، معین و مشخص نمود. در صورتی که با بیان اندازه و ذکر اوصاف معین میگردد، وگرنه نیازی به بیان مقدار آن نمیباشد.
اگر دو برادر که در یک خانه زندگی میکنند، همسر هر یک از آن دو نسبت به برادر دیگر، بیگانه است. اگر قصد داشته باشند که زن این به آن برادر و همسر این نسبت به دیگری محرم شود، تا نگاه کردن هر دو مرد به هر دو زن جایز باشد یک حیله شرعی دارد، که هر دو برادر، دو دختر شیرخواره به عقد خود درآورند، و هر زن برادری، زن شیرخوار برادر دیگر را شیر کامل دهد قهراً مادر زن شوهر آن شیرخواره میشود و محرم او میگردد و برای او جایز است که به زن برادر خود نگاه کند و از سوی دیگر عقد شیرخواره هم باطل میشود، زیرا شیرخواره هر یک دختر برادر او میشود(1).
مهر در ازدواج موقت برخلاف ازدواج دائم یکی از ارکان و شرایط صحت نکاح است. ذکر مهر در ازدواج موقت لازم است . وگرنه عقد باطل است، و چون مهریه هدیهای است که مرد به زن میدهد، لذا در اسلام میزان خاصی برای مهر معین نشده است. فقط میزان آن باید مورد رضایت و توافق طرفین باشد.
البته باید میزان مهر را کاملاً مشخص ساخت. با وزن در اجناس موزون و با کیل در مکیل و با شمردن در معدودات، و اگر با هیچ یک از اینها نشد با مشاهده و یا توصیف به نحوی تفهیم شود که جلوی ضرر گرفته شود(2)، (یعنی زن بفهمد مهریه او چیست؟).
محقق حلی، ذکر مهریه را شرط صحت عقد در ازدواج موقت داشته و مشاهده مهریه را در این عقد کافی میداند(3).
علامه معتقد است: شرط ملکیت مهریه در عقد موقت، علم به مقدار مهریه از نظر کیل یا وزن است و یا مشاهده مهریه و بیان اوصاف آن است(4).
1) 1 . سید روح الله خمینی، تحریر الوسیله، ج 2، ص 259؛ سید ابوالحسن موسوی اصفهانی، وسیله النجات (جز دوم)، ص 248-249؛ سید علی حسینی سیستانی، منهاج الصالحین، ج 2، ص 52؛ مطلبی را با همین مضمون بیان کرده اند.
2) 2 . سید ابوالحسن موسوی اصفهانی، وسیله النجات، ص 258-259؛ سید روح الله خمینی، تحریر الوسیله، ج 2، ص 275؛ سید علی حسینی سیستانی، منهاج الصالحین، ج 2، ص 76؛ محقق حلی، النهایه و نکتها، ج 2، ص 378؛ محقق ثانی، جامع المقاصد، ج13، ص 20.
3) 3 . محقق حلی، المختصر النافع، ص 182.
4) 4 . علامه حلی، قواعد الاحکام، ج 3، ص 52.
اما آیت الله خویی مشاهده را کافی نمیدانند و بیان کرده اند که: «باید عین مهریه، معین و مشخص باشد و به وصف و یا مشاهده معلوم نشده باشد(1).
تغییر جنسیت(2)
منعی بر اصل تغییر جنسیت نداریم. این عمل مستلزم لمس و نگاه بدن نامحرم میباشد که این دو حرامند. برای انجام آن در شرع هیچ راه مشروع وصحیحی وجود ندارد، مگر در کودک پیش از آنکه به سن بلوغ و تشخیص برسد و یا آنکه پزشک جراح، شوهر و یا همسر فرد باشد که عمل جراحی روی آن انجام میگیرد.
با توجه به دلیلهای موجود لمس و نگاه بدن زن و مرد نامحرم برای غیر زن و شوهر حرام است. از دیدگاه شرع جز در مواردی اضطراری جایز نیست. تغییر جنسیت در صورتی حرام نخواهد بود که روی کودک غیر ممیز انجام شود و آن هم در حالی که به سود کودک و با اجازه ولی کودک باشد.
حرام بودن نگاه و جایز بودن نگاه در غیر پدر و مادر، امر روشنی است؛ زیرا با تغییر جنسیت، عنوان و نسبت شخص تغییر نمیکند. مثلاً برادر و خواهری از بین نمیرود، اما در مورد پدر و مادر، هرگاه مادر تغییر جنسیت داده و به مرد تبدیل شود، ازدواج او با پسران قابل تصور نیست و...
حکم نگاه مادر بعد از تغییر جنسیت به فرزندان(3)
اگر مادر تغییر جنسیت داد و مرد شد، اشکالی در نگاه او به پسرانش نمیباشد، زیرا نگاه از باب نگاه به هم جنس میباشد. و اما در نگاه او نسبت به دخترانش اشکال میباشد. مبنی بر اینکه، صدق عنوان مادر بودن به دلیل تولد دختر از او را اگر بعد از تغییر جنسیت را برگزینیم و استصحاب کنیم ، مادر بودنش را، نگاه او بعد از تغییر جنسیت به دختر بیاشکال است و نمیتوان او را به عموم آیه کریمه «وَ لاَیبْدینَ زینَتَهُنَّ اِلّا لِبُعُولَتِهِنَّ اَوْ اَبآئٍهِنَّ» تعمیم داد. واضح است که او بعد از مرد شدن پدر فرزندانش نمیشود.
از طرفی جواز نگاهش به دخترانش و بر عکس، از باب دخول هر دوی آنها در عموم «نسائهن» میباشد و اما با تغییر جنسیت از عنوان زن بودن خارج شده. بنابراین دلیلی برای اثبات جواز نگاه نداریم، مگر با ادعای ملازمه نسبی بین حرمت نکاح و جواز نگاه در محارم نسبی، و یا اینکه استصحاب جواز نگاه هر یک از آنها را قبل از تغییر جنسیت برای هر دو ثابت کنیم.
نگاه پدر بعد از تغییر جنسیت به فرزندان(1)
پدر بر عکس مادر، نگاه و ازدواجش با پسرانش حرام است. نگاه او به دختران و نگاه آنان به او، بر عکس مادر جایز است.
دلیل جواز نگاه، آیه کریمه در سوره نور است که در مورد جایز بودن نگاه کردن و واجب نبودن پوشش است، که شامل او هم شده و نشان میدهد که نگاه او به پسرانش جایز است:
چرا که یکی از موارد استثناء در این آیه «اَوْ اَبْنآئِهِنَّ» است.
اما، آیهای که بر حرام بودن ازدواج محرمهای نسبی دلالت دارد، پدری را که به زن تغییر جنسیت داده در برنمی گیرد، زیرا مخاطبان این آیه مردان هستند که ازدواج مادران بر آنان حرام شده است، اما حکم پدران در آیه ذکر نشده و ازدواج مرد با پدر خود، بنابر عرف قابل تصور نیست، زیرا پدر او نیز، هم چون او، مرد است، آیه حکم فرد نادر وشاذ کسی که با پدرش ازدواج کند را بیان نکرده است.
تغییر جنسیت زن پسر(2)
اگر زن (حلیله) پسر تغییر جنسیت داد و مرد شد، حکم به حرمت ازدواج مرد با مادر همسر سابقش داده میشود، اما جایز بودن نگاه مادر به حلیله پسرش را پس از آن که به مرد تغییر جنسیت داده است ، نمیتوان از طریق آیهای که بر واجب بودن چشم پوشی از نامحرم دلالت دارد اثبات کرد؛ زیرا در قبل اشاره کردیم که مادر پیش از تغیییر جنسیت، تحت عموم «نسآئِهِنَ» داخل بوده و پس از تغییر جنسیت دادن به مرد از تحت عموم خارج شده و عنوان دیگری که او را دربرگیرد نیز وجود ندارد.
بنابراین از هیچ راهی نمیتوان جایز بودن نگاه او را به حلیله پسرش ثابت کرد. مگر از باب ملازمه و یا استصحاب جواز نگاه کردن، در صورتی که حالت سابقه برای او باشد. مانند این که تغییر جنسیت پس از ازدواج پسرش به وقوع پیوسته باشد.
این که جایز بودن نگاه هر یک از آنها به دیگری به سبب اینکه تحت عموم «نسائهن» هستند، سخن درستی نیست، زیرا این عنوان با تغییر جنسیت (زن پسر) منتفی شده است.
گاهی در امر آموزش، لازم است که دانشجویان پزشکی به تصاویر عریان زنان و مردان نامحرم مسلمان و غیر مسلمان به صورت عکس در کتابها و یا اسلاید، نوار ویدیویی که جز امر آموزش پزشکی هستند، نگاه کنند.
برخی فقها بر این عقیدهاند که اگر نگاه بدون قصد ریبه و لذت و خوف فساد و به حرام افتادن نباشد مانعی ندارد . اگر خوف وقوع در حرام باشد، جایز نمیباشد چه برای آموزش باشد و چه نباشد، نگاه حرام است. این نظر، آیات عظام اراکی(1)، گلپایگانی(2)، خامنهای(3)، بهجت(4)و صافی(5)نیز میباشد.
آیت الله فاضل لنکرانی میفرماید: نگاه بدون قصد ریبه مانعی ندارد و با قصد ریبه و التذاذ جنسی و یا مفسده، جایز نیست(6).
گاهی زنان از «نوروپلانت» استفاده میکنندکه پزشک آن را روی سطح خارجی بازوی آنها قرار میدهد. انجام این عمل از سوی پزشک زن بیاشکال است. رجوع زن به پزشک غیر هم جنس که نگاه و لمس را در پی دارد آیا جایز است یا نه؟ آیت الله صانعی(7)رجوع به پزشک غیر هم جنس که نگاه و لمس نامحرم را در پی داشته باشد مجاز نمیدانند. اگر پزشک مماثل وجود نداشته باشد و یا این که پزشک غیر
1) 1 . مصطفی نجفی، مسعود صالحی، مسعود فردوسی، فقه الطبیب، معاونت امور فرهنگی، حقوقی و مجلس وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی، اول، ص 140.
2) 2 . همان، ص 147.
3) 3 . خلیل علی محمد زاده، پزشکی در آیینه اجتهاد، ص 61.
4) 4 . علی رضا گرم آبدشتی، احکام و استفتائات بهداشتی و پزشکی، مشهور، اول، 1380، ص 31.
5) 5 . محمد روحانی، فاطمه نوغانی، احکام پزشکی، نشر طبیب، اول، بهار 1378، ص 31.
6) 6 . محمد فاضل لنکرانی، جامع المسائل، استفتاآت، 1380، ص 60.
7) 7 . استفتاآت پزشکی مطابق با فتاوی آیت الله شیخ یوسف صانعی، ص 32.
مماثل دارای ارجحیت خاصه باشد را بلامانع میدانند.
در حرمت نگاه مستقیم به نامحرم هیچ تردیدی نمیباشد، اما باید دید آیا نگاه با واسطه به نامحرم مثل نگاه از پشت شیشه یا در آینه و آب صاف و تصاویر فتوگرافی و تلویزیون جایز است یا نه؟ این بحث در چند موضع فقهی مورد بررسی قرار میگیرد.
اول: حکم ستر عورت در حال تخلی، که آیا نگاه به عورت دیگری در حال تخلی از پشت شیشه یا در آینه و آب زلال و صاف جایز است یا نه؟ امام خمینی و صاحب عروه فرموده اند: «نگاه به عورت دیگری از پشت شیشه و حتی در آیینه و آب صاف که عکس آن منعکس میشود جایز نیست»(1).
دوم: احکام ستر و ساتر در نماز ، امام خمینی فرموده اند: نگاه به آنچه که مستقیماً نگاه به آن حرام است، در آیینه و آب صاف با عدم قصد لذت هم حرام است و در نگاه با لذت، شکی در حرمت آن نگاه نمیباشد(2).
ادله بیان شده بر حرمت نگاه به نامحرم ، حرمت نگاه به بدن زن و مرد نامحرم را اگر نگاه مستقیم باشد ، بیان میکند، شامل نگاه به بدن زن و مرد نامحرم در آیینه و آب صاف که به طور غیرمستقیم صورت میگیرد هم میشود.
نگاه از پشت شیشه همان نگاه مستقیم و بدون واسطه بوده و نیاز به بحث ندارد و در حرمت آن شکی نیست ؛ زیرا که نگاه به بدن زن نامحرم حقیقتاً و بدون مسامحه صورت میگیرد. اما نگاه به تصویر زن نامحرم در آیینه و آب صاف که عکس بدن زن در آن منعکس میشود مورد بحث فقهاست.
ملااحمد نراقی قائل به جواز نگاه شده(1)، و نگاه به آنچه را که به طور مستقیم نمیتوان دید، در آب و آیینه و امثال آن را جایز دانستهاند؛ زیرا ادلهای که نگاه کردن را تحریم کرده، به شخص صاحب صورت انصراف دارد و این ادله شامل صورت داخل آیینه و آب زلال نمیشود، چون موضوع ادله حرمت، نگاه کردن به نامحرم است و نقشی که در آیینه و آب منعکس میشود، مصداق نامحرم نیست.
اما صاحب عروه قائل به عدم جواز نگاه در آب و آیینه به نامحرم شده است(2).
در جواب مرحوم نراقی باید گفت: «شکی نیست که حرمت نگاه، حکمی از احکام شرعی است که در خطاب شارع به موضوع خارجی که آن نگاه به بدن زن نامحرم است تعلق میگیرد و مانند هر حکم شرعی دیگر با تحقق موضوع در خارج، فعلیت مییابد و شکی در اینکه ملاک در صدق موضوع حکم شرعی، نگاه عرفی است نمیباشد. پس هرگاه که نگاه به زن بیگانه عرفاً صدق پیدا کند و موضوع حرمت نگاه، تحقق مییابد»(3).
ادلّه حرمت نگاه شامل نقش در آب و آیینه میشود و انصراف از آن ندارد. عکس داخل آب و آیینه اگرچه از نظر عقلی با نفس واقعی زن متفاوت است ، اما در عرف هیچ تفاوتی ندارد. «پس عرف، همچنانکه حاکم و ملاک در تشخیص مفاهیم موضوعات احکام شرعی است و همچنین مرجع در تشخیص مصادیق آن نیز میباشد»(4).
سوم: نگاه به نامحرم در تلویزیون و دیدن عکس او در عرف . میگویند: فلان مرد به بدن فلان زن نگاه کرد. یا ناظر، در مقام خبر میگوید: «به زن فلانی نگاه کردم یا آن را در آیینه یا تلویزیون دیدم» یا دیگری میگوید: «به عکس فلانی که در مجله و روزنامه چاپ شده بود، نگاه کردم» پس چه بسا با نگاه به بدن زن بیگانه در نظر اهل
عرف، حرمت نگاه تحقق مییابد، کما اینکه میگویند: عکس زن فلانی را در مجله دیدم، موضوع حرمت نگاه تحقق مییابد.
توضیح اینکه فرقی وجودندارد بین نگاه به زن بیگانه در آیینه و آب زلال یا هر چیز صیقلی دیگر که از آن نور بعد از شکست، از صاحب صورت، به چشم رسیده و قابل رویت شده و منعکس میشود. یعنی شعاع نور مستقیم به اجسام شفاف صیقلی واقع میشود و بعد از خروج از چشم سپس میشکند و به صورت فرد منعکس میشود بنابراین نگاه در حقیقت به عین بدن که موجود است و بین نگاه به زن بیگانه مثلاً در تلویزیون که رویت زن به طریق انعکاس نور چشم از شیء شفاف صیقلی به صاحب صورت و بلکه شکل اشیاء به صفحه تلویزیون و از طریق امواج منتقل میشود.(1)
در عرف میگویند: فلانی دیشب در تلویزیون صحبت کرد. نمیگویند: عکس (صورت) فلانی در تلویزیون صحبت کرد، زیرا به نظر اهل عرف غلط است.
سینما یکی از پدیدههای نو جهان امروز است، و خواسته و ناخواسته امروز همه افراد به نوعی با آن در ارتباطند و یکی از مسائل مهم در زندگی تک تک افراد قرار گرفتهاست . با این اوصاف فقه اسلامی که به عنوان یک فقه پویا و زنده شناخته شده نمیتواند در برابر این پدیده مهم عالم هنر جامعه امروز بیتوجه و بیتفاوت باشد.
از آنجا که در کتب فقهی علمای متأخر ما اسمی از این پدیده نیامده، ما هیچ دلیلی بر حرمت سینما و فیلم نداریم. پس بر علمای امروز و فقه جدید ماست که به بررسی این مسأله مهم در کنار سایر موضوعات فقه بپردازند و احکام آن و محدودههای حلال و حرام آن را بیان نمایند.
دستور قاطعانه حجاب در اسلام و ضرورت پوشیدن زیبائیها و جذابیتهای جسمانی زنان از مردان نامحرم و حرمت نگاه به این زیباییها از طرف نامحرمان، یک اصل همیشگی برای تمام زنان و مردان است. اما امروز شاهد هستیم که عدهای در
1) 1 . علی اکبر سیفی مازندرانی، دلیل تحریر الوسیله، ص 196.
صدد تجدید نظر در مسأله حجاب بخصوص در عالم هنر و سینما هستند.
نخستین مطلبی که درمورد رفع تعارض میان دستورهای اسلامی حجاب وضرورت ارائه سیمایی بازتر از زنان در سینما بیان شده، موضوع وجود تفاوت میان دو عرصه واقعیت عینی و واقعیت خیالی و در نتیجه عدم تسری احکام واقعیت عینی به واقعیت خیالی است. بر مبنای این نظر و با اذعان به ضرورت حجاب و حرمت نظر به نامحرم در عالم واقع، این حکم را نمیتوان به عالم سینما که عالمی خیالی است، سرایت داد و همان ضرورت و حرمت را در قلمرو فیلم و سینما اعمال نمود. جوهر این دیدگاه به لحاظ فقهی احاله موضوع فیلم به موضوع عکس و بار کردن احکام نظر به عکس زنان مکشوفه نامحرم به فیلم چنین زنانی است(1).
این افراد در صدد کشف حجاب با هر بهانه و نظری هستند، اما دیدگاه آنها قابل خدشه است، زیرا سینما سراسر خیال نیست . بلکه اعم از خیال و واقعیت است. حکم حجاب و حرمت نگاه هیچ تفاوتی با گذشت زمان و مکان نخواهد کرد.
با وجود این ، افکاری که جامعه را احاطه کرده بر علمای فقه و دین است که حدود و چهارچوب مسائل حجاب و پوشش و نگاه مردان و زنان بازیگر را در سینما و فیلم مورد بررسی قرار دهند.
بر این اساس ما به بررسی دو نکته از این پدیده عصر جدید یعنی هنر هفتم خواهیم پرداخت.
نگاه بازیگران نامحرم به یکدیگر.
نگاه به فیلم زنان بیحجاب.
حکم نگاه دو بازیگر نامحرم که در یک فیلم نقش بازی میکنند به یکدیگر چگونه است؟ با توجه به قانون همه گیر و کلی حجاب و حرمت نگاه مرد به زن نامحرم، حکم مردان به بدن زنان نامحرم و زیباییها و موهای آنان همان احکامی است که در گذشته بیان شد، و به صرف بازی کردن نقش یک زن و شوهر فرضی در فیلم و بازی کردن نقش خواهر و برادر فرضی از سوی دو زن و مردی که در واقع
1) 1 . سید محمد مقامی، راهبرد موضوعی دستور حجاب در سینما، مجموعه مقالات همایش «زن و سینما»، سید فاطمه محبی، فاطمه علی عسکری، سفیر صبح، تهران، اول، 1379، ص 347.
نامحرمند، سبب حلال بودن آنها به یکدیگر نمیشود.
چنانکه گفتیم میان فقهای اسلام اختلاف مبنی بر وجوب پوشش زن در برابر مرد نامحرم وجود ندارد ، به جز وجه و کفین و در برابر نگاه نامحرم، بازیگری زن در فیلم و تئاتر استثناء نشده بود. بنابر این نظر اینکه که همه بدن زن عورت حساب میشود، زن نباید زینتهای خود را برای مردان آشکار کند به جز آن مقداری که نمایان است.
درباره «زینت نمایان» فقها چندین عقیده دارند که ذکر کردیم. بر طبق آیه کریمه «اِلَا مَاظَهَرَ مِنْهَا» صورت و دو دست تا مچ است، که چند دلیل ذکر کردیم. از جمله روایات و استدلال بر ادله نفی حرج در دین. حتی برخی فقها قائل به حرمت نگاه به صورت و دست بودند چون صاحب جواهر، مگر در حالت اضطرار.
بنابراین، با توجه به حرمت نگاه مرد به زن نامحرم، پس زن بازیگر در سینما و تئاتر باید کاملاً پوشیده باشد و مواضع زینت بدن خود را نمایان نکند، تا نگاه مردان به او سبب گناه و فتنه نشود، و بر مردان بازیگر هم لازم است که از نگاه مستقیم و خیره به چهره زنی که برابر او نقش بازی میکند بپرهیزد. و نگاهش به آن زن و یا زنان بدون قصد لذت باشد و اگر احیاناً آن زن از زنان بیحجاب است، حرمت نگاه بدون لذت به زنان نامحرم بیحجاب، زنان اهل ذمه و بادیه نشین استثناء شده است.
تمام احکام الهی قصد دارد که زن و مرد را از انجام گناه و فحشاء باز دارد و لذا از عواملی که منجر به تحریک جنسی و هیجان غریزه دو جنس مخالف میشود منع کرده، یکی از این احکام، عدم اختلاط زن با مردان نامحرم است حتی اگر مستلزم فعل حرامی نباشد، و با توجه دقیق به روایات میتوان عدم جواز این کار را دریافت، چنانکه حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام بهترین زنان را کسی دانستند که نه او به مردان نگاه کند و نه مردان او را ببینند(1).
1 ـ نمایش صحنههایی از بازیگری زنان با مردان به صورت مختلط که سبب تحریک زنان و مردان میشود جایز نیست.
1) 1 . وسائل، ج 14، ص 172، ب 129، ح 25510.
2 ـ پخش بازیهای زنان روباز که ملتزم به حجاب شرعی نیستند و به نهی گوش نمیدهند، مسلمان باشند یا کافر در صورتی که تحریک کننده نباشد، جایز است(1).
با این اوصاف نمایش فیلمهایی که از کشورهای مسلمان و غیر مسلمان وارد کشور میشود، اگر مهیج و تحریک کننده نبوده و باحیاء و... باشد بیاشکال خواهد بود.
امروزه شاهد هستیم که گاهی اوقات در فیلمهای سینمایی و مجموعههای تلویزیونی زنان بازیگر بیحجاب هستند. آیا مردان میتوانند به این فیلمها نگاه کنند و به تماشای فیلمهای نیمه عریان زنان غربی بپردازند؟ با توجه به آن که حکم نگاه به زن بیگانه همیشه ثابت است، چه بیواسطه و چه باواسطه، یک حکم دارد و در هر جا که نگاه به نامحرم را بدون واسطه حرام بدانیم، با واسطه هم حرام میدانیم . از طرفی عموم منع آیه «وجوب غض بصر» و حرمت نمایان کردن زینت ونیز آیات و روایات دیگر دلالت دارند بر حرمت نگاه به عین بدن زن بیگانه که در خارج موجود است.
بهتر است که تصویر برداران سینما و تلویزیون، از فاصله نه زیاد دور و نه زیاد نزدیک از زنان فیلم برداری کنند.
تصویربرداری از زن، «آنگونه که فقط چشمانش در کادر تصویر بگنجد یا لبهایش و یاگونههایش... این گونه تصویر، به مثابه این است که (فیلمبردار) از فاصلهای مماس، (چشمش) را، به چشم و لب و گونه او بدوزد.
آیا در واقعیت یک چنین چیزی ممکن است؟ آیا زنان و مردان ما که در خیابانها در رفت و آمدند، اجازه میدهند که ازیک چنین فاصلهای یک نفر، نه، دو سه میلیون نفر تماشاچی، به صورتشان زل بزنند؟ سینماگران ما معتقدند: کلوزآپ یا نمای درشت چهره زن جزو الفبای زبان سینماست.
حذف این مهم، یعنی حذف یک حرف از زبان سینما، پاسخ این که اولاً این الفبا وحی منزل نیست. در ثانی، یک هنرمند میتواند دهها رمان بنویسد، و بدون اینکه
1) 1 . محمد مهدی آصفی، حکم بازیگری زن در فیلم و تئاتر، مجله فقه اهل بیت، سال 6، ش 22، ص 97-98.
از حرف پ و ژ و گ استفاده کند، نمای درشت جمال یک زن متعلق به خود او و محارم اوست. ما مجاز به پا نهادن در این حریم نیستیم، یعنی خود فیلمسازان ما و همسرانشان اجازه نمیدهند چند میلیون نفر به خاطر آن الفبای عاریتی، از فاصلهای تنگ به تنگ به ذرات و اجزای صورتشان نگاه کنند.(1)
در مواردی نگاه با واسطه به نامحرم در صورتی جایز است که مشروط به عدم لذت و ریبه باشد.
اگر فیلمی به طور مستقیم پخش شود ، احکام نگاه به آن فیلم همان احکام نگاه به انسان زنده را دارد . لذا مردان نمیتوانند به غیر از وجه و کفین زنان نامحرم (با شرایطی که ذکر شد) نگاه کنند . همچنین خانمها نمیتوانند به بدن مردان که در فیلمهای ورزشی یا غیر آن به طور مستقیم پخش میشود نگاه کنند.
همچنین اگر فیلم به طور غیر مستقیم پخش میشود، یعنی اول به صورت نوار یا فیلم ضبط شده است و سپس به نمایش گذاشته میشود، نگاه کردن به مردان و زنان آن فیلم حکم نگاه کردن به عکس را دارد. به طور مثال مردان نمیتوانند به فیلم خانم مسلمانی که حجاب خود را رعایت نکرده است، در صورتی که او را بشناسند، نگاه کنند. اما اگر او را نمیشناسند و خوف مفسده هم ندارد ، میتوانند به آن نگاه کنند. همچنین مردان نمیتوانند به فیلمهایی که از مجالس عقد و عروسی تهیه شده است نگاه کنند . در صورتی که زنان غیر محجبه آن فیلم را بشناسند(2).
بر همین اساس فقها در حکم تماشای فیلم زنان بیحجاب احکامی را بیان کردهاند:
آیت الله بهجت میفرمایند: «دیدن نامحرم از طریق تلویزیون و شنیدن صدای آنها که مقرون به فساد و ریبه است، اشکال دارد و بعض اقسام آن حرام یقینی است»(3).
امام(4)، آیت الله اراکی(5)میفرمایند: «فیلم اعم از مستقیم و غیر مستقیم حکم عکس را دارد.»
آیت الله مکارم شیرازی(6)میفرمایند: نگاه کردن به فیلمهای نیمه عریان زنان
1) 1 . محمد نوری زاد، چشم یوسف، مجموعه مقالات همایش «زن و سینما» 361 و 360.
2) 2 . محمد حسین شاه حسینی، احکام نگاه، WWW.hawzah.net .
3) 3 . سید محمد حسن بنی هاشمی خمینی، توضیح المسائل مراجع، ج 2، ص 779.
4) 4 . دفتر انتشارات اسلامی، استفتاات ازمحضر امام خمینی، ج3، ص 602.
5) 5 . توضیح المسائل، ص 389.
6) 6 . سید محسن محمودی، مسائل جدید ازدیدگاه علماو مراجع، ج 1، ص118.
غربی مشاهده مستقیم نیست. نگاه کردن به آنها مصداق نگاه به نامحرم نمیباشد، مگر این که منشاء فساد گردد که در این حال نگاه کردن به آنها در هر دو صورت حرام است.
امام تماشای تلویزیون یا پرده سینما و نیز نگاه کردن به زنان و مردانی را که در این فیلمها بازی میکنند ، را اگر مفسده نداشته باشد بیاشکال میداند. در صورت مفسده دار بودن باید از آن اجتناب کرد(1).
اما اگر بازیگر، زن بیحجاب از زنان غیر مسلمان باشد و یا فیلم از مجموعه فیلمهای وارداتی باشد، طبق ادلهای که قبلاً بر جواز نگاه به دست و موی زنان اهل ذمه و زنان کفار ذکر کردیم، نگاه کردن به این فیلمها جایز است. زیرا این زنان به رغم نهی از بیحجابی، توجهی نمیکنند و خود را نمیپوشانند، نگاه به فیلمهایی که چنین زنانی در آن بازی میکنند، تا زمانی که ترس وقوع در حرام نباشد، جایز است.
آقای مکارم، در اینکه آیا میتوان به عکس برهنه زنان اهل کتاب و مشرکین، بدون لذت و شهوت و بدون آن که مقدمه گناه باشد نگاه کرد؟ میفرمایند: «اگر منظور از برهنه این است که موهای سر خود را نپوشیده باشند، اگر فسادی بر آن مترتب نباشد اشکال ندارد و اما اگر برهنه مادرزاد و یا نیمه عریان است، جایز نیست»(2).
همانطور که مردان نباید به بدن زنان و موهای آنان نگاه کنند، نگاه زنان هم به بدن مردان حرام میباشد.
نگاه کردن خانمها به فیلمهای ورزشی که در تلویزیون پخش میشود و به ویژه از ورزش کشتی و شنا که بیشتر بدن مرد نمایان است چگونه است(3)؟
آیت الله خامنهای میفرمایند: نظر به فیلم و عکس اگر بدون ریبه و فساد باشد مانع ندارد.
آیت الله بهجت میفرمایند: اگر مفسده دارد یا مستلزم ریبه است باید اجتناب شود.
آیت الله صافی گلپایگانی آن را جایز نمیدانند.
آیت الله فاضل لنکرانی میفرمایند: بهتر آن است که در صورت نداشتن قصد
ریبه و شهوت نیز اجتناب شود.
آیت الله مکارم میفرمایند: اگر موجب فساد و انحراف باشد جایز نیست.
بنابراین، نگاه عادی نه نگاه خیره به صورت و دست زن جایز است، و نگاه برای لذت جویی به مرد و زن بازیگر حرام است. نگاه به صورت زن برای فیلم برداری و مراحل جانبی آن، بدون قصد لذت جایز است، اگرچه لذتی بدون اختیار به وجود آید؛ تا هنگامی که منجر به ریبه و شهوت نشود، و نگاه به زنانی بیقید به حجاب جایز است، مگر آنکه قصد لذت یا خوف وقوع در حرام را در پی داشته باشد.
مقوله فقهی که مورد بررسی قرار میگیرد این است که آیا احکام نگاه به عکس با احکام نگاه به خود شخص یکسان است یا نه؟
آنچه که در بحث یکسانی و نایکسانی احکام نگاه به تصویر، با نگاه به شخص اهمیت دارد، اختلاف موضوع است؛ چرا که در نگاه به تصویر موضوع حکم تصویر و در نگاه به شخص، موضوع، وجود خارجی است گرچه نگاه به تصویر و نگاه به انسان، هر دو از مقوله تصور حسیاند و متعلق حکم در آنها «نگاه» است، لیکن موضوع آن دو، جداست(1).
در ادله و روایاتی که درباره نگاه وارد شده، موضوع همه آنها وجود خارجی و انسان است و از تصویر هیچ بحثی به میان نیامده و در کلام فقهای متأخر هم نمیتوان حکمی راجع به نگاه به تصویر پیدا کرد. تنها بحثی که در برخی کتب فقهی دیده میشود حکم به عکس فردی در آب و آیینه و شیشه و... میباشد، که صاحب عروه، قائل به حرمت آن شده است(2).
افزون بر توسعه موضوعی، برای یکسانی حکم نگاه به تصویر، با حکم نگاه به شخص، همچنین میتوان به حکمت تشریع احکام نگاه، یا به دیگر سخن، توسعه حکمی(3)نیز استدلال کرد(4).
1) 1 . سید حمید مشکات، فقه نگاه به تصویر، مجله فقه، سال نهم، ش31-32، ص 16.
2) 2 . سید محمد کاظم طباطبایی یزدی، العروه الوثقی، ص 55.
3) 3 . توسعه حکمی به این معناست که موضوع جدید (مثل تصویر) موضوع بحث در دلیلهاست. توسعه حکمی با استناد به علت حکم که گاه باعث توسعه موضوع حکم میشود، صورت میگیرد.
4) 4 . سید حمید مشکات، فقه نگاه به تصویر، مجله فقه، ص 27.
نگاه به تصویر، دارای احکام یکسان با نگاه به شخص است. دریک تقسیم کلی میتوان آنچه را که نگاه به آن تعلق میگیرد [اعضای بدن] از نظر حکم نگاه به دو نوع تقسیم میشود:
1- هرجا که نگاه به بدن زن یا مرد حرام است نگاه به تصویر آن هم حرام است، مثل نگاه به عورت زن و مرد.
2- جاهایی که نگاه به آن، یا تصویر آن، به طور مشروط حرام است، به دو بخش تقسیم میشود:
الف: نگاه به جاهایی از بدن زن که پوشاندن آن بر زن مسلمان واجب است، به شرطی که زن خود حرمت نگاه دارد و نسبت به حجاب و پوشش دقت و توجه داشته باشد.
در تمام اعضای بدن زن (به جزء عورت)چه مرد باشد، چه زن، ودر صورت زن بودن، چه زن برای خود حرمت نگه دارد و چه حرمت نگه ندارد، جایز بودن نگاه کردن، بستگی به لذت بردن و ریبه نداشتن است ودر صورت قصد لذت و ریبه جایز نیست.
آنچه که دربحث نگاه به تصویر نیاز به بحث اضافهای دارد دو بحث است:
1- حرمت نگه داشتن زن، برای خود 2- نگاه از روی لذت و ریبه(1).
بنابراین مرد میتواند به عکس زن نامحرم به شرط آنکه حجاب خود را رعایت کرده نگاه کند.
امام و آیت الله اراکی و گلپایگانی هم این نظر را دارند(2).
اگر زن نامحرم در عکس حجاب خود را کاملاً رعایت نکرده باشد مرد نمیتواند به او نگاه کند و اگر آن زن را نمیشناسد نگاه به او جایز است، البته نگاه بدون لذت باشد.
سید محمد حسینی شیرازی میفرماید: نگاه کردن به عکس زنان شناخته شده و معروف جایز نیست و در مورد نگاه به عکس زن ناشناخته باید احتیاط کرد(3).
آیت الله مکارم شیرازی،(1)نگاه به زنان اهل کتاب و مشرک را که سر خود را نپوشانند، در فرضی که فساد بر آن مترتب نباشد را جایز میدانند و اگر این زنان برهنه و یا نیمه عریان باشند نگاه به آنها جایز نیست.
1) 1 . استفتاات جدید، ج 2، ص 357.
سبب لعان، قذف زوجه و نسبت زنا به او است با ادعای مشاهده زنا وعدم بینه بر زناکار بودن همسر(1). اگر مرد به همسر خود نسبت زنا دهد و ادعایی مشاهده کند، اگر شاهدی داشته باشد نه حد و نه لعان دارد علاوه بر آن اگر زن مشهور به زناکار بودن باشد، اما به صرف ادعای مشاهده و نبودن بینه، ادعای زنای همسر ُمحْصَنه خود را نماید، لعان مرد به خاطر تعذر مشاهده ثابت نمیشود و حد در حق او ثابت میشود. اگر مرد ادعای مشاهده زنا همسر خود را کند یا حمل را از خود نفی کند قذف، ثابت است.
شرایط زن در لعان عبارت است از(2):
عفیف و محصنه باشد.
عدم بینه.
مدخول بها باشد.
انکار ولد.
مرد ادعای مشاهده کند.
از کری و لال بودن سالم باشد.
شرط است که دو شاهد طلاق فرد لال راببیند، چون نوشتن طلاق او به منزله
گفتن صیغه طلاق است ، و لذا تنها در صورتی طلاق او صحیح است که در حضور دو شاهد صورت بگیرد.(1)
در مورد شخص عاجز که لال است و نمیتواند صیغه طلاق را تلفظ کند باید با اشاره طلاق دهد. پس باید دو شاهد اشاره او را به طلاق، مشاهده کنند.(2)
در نحوه رجوع مرد به همسرش بعد از طلاق اقوال بسیاری نقل شده که رجوع، لفظی و یا عملی تحقق مییابد. رجوع با عملی که خالی از قصد و اراده رجوع به زن باشد مثل نگاه با شهوت، علی الأظهر تحقق مییابد یا نه؟ و اینکه آیا با نگاه رجوع به همسر محقق میشود یا نه؟ علما کمتر به این مسأله پرداخته اند.
صاحب جواهر، قصد و اراده را در رجوع شرط نمیداند و معتقد است با انجام عمل (نگاه با شهوت) رجوع تحقق مییابد.(3)
آیت الله خویی وآیت الله سیستانی میفرمایند: که «رجوع با عملی که خالی از قصد و اراده رجوع به زن باشد، مثل نگاه با شهوت تحقق نمییابد»(4).
علامه حلی، رجوع با نگاه شهوانی را صحیح میدانند(5).
چنانکه قبلاً ذکر شد ، در روایات نگاه به همسر مطلقه سفارش شده که شاید این نگاه زمینه رجوع زن و شوهر باشد.
فدیه در طلاق خلع اگر حاضر نباشد باید جنس و اندازه و وصف آن را به گونهای که رفع جهالت شود ذکر کنند. اگر حاضر باشد، مشاهده در شناخت اندازه آن کافی میباشد.
در طلاق خلع، بخشیدن فدیه از جانب زن به سبب درخواست طلاق از شوهر است، فداء میتوان هر چیزی که مالیت دارد از عین یا دین یا منفعت خواه کم یا زیاد هر چند بیش از اصل مهر زن باشد، اگر عوض خلع مالی حاضر باشد، مشاهده
آن کافی است و اگر کلی در ذمه باشد، باید جنس و وصف آن معلوم باشد(1).
اگر فدیه حاضر نباشد، باید وصف آن را ذکر کرد و اگر حاضر باشد مشاهده آن کافی خواهد بود.(2)
نگاه کردن به صورت کسانی که سر سفره با فرد غذا میخورند، مکروه است(1).
امام باقر روایت کرد که رسول خدا صلیاللهعلیهوآله به حضرت علی علیهالسلام فرمود: «یا علی، دوازده خصلت برای مردان مسلمان شایسته است، هنگام غذا خوردن بر سر سفره رعایت کنند... به صورت دیگران سر سفره نگاه نکنند»(2).
درالینابیع الفقهیه به نقل از« اصباح الشیعه» آمده است که مستحب است برای کسی که سر سفره طعام حاضر میشود به صورت مردم کم نگاه کند(3).
نگاه به غذا(4)
انسان مستحب است به غذا و خوراکی نگاه کند و آنها را مورد مطالعه قرار دهد تا دریابد کدام غذا برای او مفید و سودمند است و کدام یک زیانبخش میباشد، که خداوند در قرآن کریم فرموده است: «فَلْینْظُرِ اْلِإنسَانُ اِلَی طَعَامِهِ(5)پس انسان باید در غذای خود بنگرد.»
1) 1 . سید محمد حسینی موسوی اصفهانی، وسیله النجات، ص 191؛ سید علی حسینی سیستانی، منهاج الصالحین، ص 311.
2) 2 . وسائل، ج 16، ص 540، ب 112، ح 2.
3) 3 . علی اصغر مروارید، سلسله الینابیع الفقهیه، (اصباح الشیعه)، ج 21، ص 173.
4) 4 . تاآنجا که نگارنده بررسی کرده، در کتب فقهی، فقها در این رابطه نظری ندارند، اما با توجه به آیه کریمه قرآن و چند روایت، این بجث مطرح میشود.
5) 5 . قرآن کریم، سوره مبارکه عبس، آیه 24.
نگاه کردن به غذا یک حسن دیگری هم دارد، این است که سبب میشود، انسان با نگاهش ببیند اگر در غذا احیاناً شی اضافی و مو و... باشد و یا چیزی که سبب شود غذا قابل خوردن نباشد را ببیند و بعد که از، سلامت غذا برایش اطمینان حاصل شد آن را بخورد.
حتی در برخی روایات آمده که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله از نگاه به برخی میوهها خوششان میآمد . از جمله امام رضا علیهالسلام که فرمودند: « هرگاه رسول خدا به ترنج سبز و سیب قرمز نگاه میکردند شاد میشدند.»(1)
نگاه به شراب(2)
در کتاب «احکام النظر» آمده است که اهل سنت نگاه به شراب را حرام میدانند(3).
در کتب فقهی، شیعیان علما، از نوشیدن شراب نهی کردهاند . به دلیل آیات کریمه قرآن و اینکه بیان شده شراب مسکر و حرام است. همچنین در روایتی از فضل بن شاذان رسیده که امام رضا علیهالسلام فرمودند: «... هر کس که از شیعیان ماست، از نوشیدن فقاع (آب جو) و بازی شطرنج دوری کند، و هر کس که به فقاع و شطرنج نگاه کرد، امام حسین علیهالسلام را به یاد آورد و یزید وآل زیاد را لعنت کند. خداوند گناهان او را اگر به عدد ستارگان آسمان هم باشند پاک کند»(4).
مشهور علما بر این نظرند که: نباید حیوان را در برابر حیوان دیگر که به او نگاه میکند ذبح کرد. در حرمت و کراهت ذبح بین فقها اختلاف است.
شیخ در نهایه(5)قائل به حرمت این عمل شده اند. صاحب جواهر(6)این رأی را ضعیف دانسته اند، اما به نقل از کشف اللثام آوردهاند که: ذبح حیوان موجب اذیت حیوان ناظر خواهد بود و تحریم، امری بعید نخواهد بود . با توجه به روایت
1) 1 . وسائل، ج 17، ص 136، ح 31547.
2) 2 . علمای شیعه دراین مبحث، نظری ندارند (با توجه به بررسی نگارنده).
3) 3 . عطیه بن حسن هیتی حمدی شافعی، احکام النظر، ص 96.
4) 4 . وسائل، ج 17، ص 290، ح 32117، ب 27.
5) 5 . شیخ طوسی و محقق حلی، النهایه و نکتها، ج 3، ص 93.
6) 6 . محمد حسن نجفی، جواهر الکلام، ج 12، ص 608.
امیرالموءمنین علیهالسلام در خبر غیاث بن ابراهیم که ازنهی آن، کراهت را اثبات کرده اند. در روایت آمده: «گوسفند را مقابل گوسفند دیگر و هیچ شتری را نزد شتر دیگر که به او نگاه میکند ذبح نکنید»(1).
امام خمینی فرموده اند: درباره غیرهمجنس آن حیوان تامل است، گرچه خالی از وجه نمیباشد(2).
ابن ادریس بر قائلین به حرمت اشکال وارد کرده و قائل به کراهت ذبح شده، و فرموده: «چون دلیلی بر منع و تحریم آن عمل از کتاب و سنت و اجماع نداریم، اصل برائت است(3)».
علامه(4)هم معتقد است که اشکالی بر قول ابن ادریس وارد نیست، به سبب قصور دلالت خبر بر تحریم و با ضعف ادلهای که داریم. برخی فقهاهم کراهت ذبح حیوان در برابر نگاه حیوان دیگر ذکر کردهاند(5). جمعی از علمای متأخر، هم قائل به کراهت ذبح حیوان در برابر نگاه حیوان دیگر شدهاند(6). در روایات هم دلالتی بر غیر هم جنس بودن نمیباشد و حکم کراهت برای تسامح در عمل میباشد.
1) 1 . وسائل، ج 16، ص 258، باب 7.
2) 2 . سید روح الله خمینی، تحریر الوسیله، ج 2، ص 143.
3) 3 . علی اصغر مروارید، الینابیع الفقهیه، (السرائر)، ج 21، ص 197.
4) 4 . علامه حلی، مختلف الشیعه، ج 8، ص 324.
5) 5 . علامه حلی، قواعد الاحکام، ج 3، ص 322؛ علامه حلی، قواعد الاحکام، ج3، ص322؛ مختلف الشیعه، ج8، ص323.
6) 6 . محقق حلی، شرایع الاسلام، ص 740-741؛ سید علی حسینی سیستانی، منهاج الصالحین، ج 2، ص 284؛ سید روح الله خمینی، تحریر الوسیله، ج 1، ص 143.
نگاه از نگاه روایت
گرچه برخی از روایات باب نظر و نگاه را درمباحث قبلی آوردیم و از آنها درجهت مقصودمان استفاده کردیم، اما با توجه به اینکه فقه ما عمدتاً مستند به روایات معصومان علیهالسلام است و از جهت دیگر با عنایت به اینکه فقه اهل بیت علیهالسلام آمیزه انفکاک ناپذیری با اخلاق و تربیت و معارف دینی دارد، بر آن شدیم که روایات باب را به نحو خاصی دسته بندی نمائیم و برای تیمّن و تبرک به عنوان تتمّه در پایان مقال خویش بیاوریم. تا سخن بیفروغ ما با گوهر تابناک کلام آن پاکان روشنی یابد و نوشتار بیروحمان با سخن ایشان، حیات گیرد.
با دقت دراین سخنان گوهربار، میتوان به علم وافر ائمه معصوم علیهمالسلام پیبرد.
آنان در کلام خود، نگاه حرام را از نگاه غیرحرام و مستحب جدا کرده، بعضی نگاهها را مایه عبرت و پند گرفتن میدانند. برخی را عبادت دانسته و... این انسان است که باید با زیر فرمان بردن چشم و نگاه خود، از حرام و ناروا چشم پوشی کند؛ چرا که نگاه آلوده مقدمه گناه است و دل و جان و روح انسان را تحت تاثیر قرار داده، و ایمان و معنویت اورا خدشه دار خواهد نمود. چه بهتر که با پیروی از دستورهای الهی و روایات ائمه علیهالسلام نگاهمان را در چارچوب تعیین شده محدود نمائیم.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود: «اَلَنَّظَرُ الی العالِمِ عِبادَةٌ(1)نگاه به دانشمند عبادت است».
1) 1 . محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج 74، ص 73.
این حدیث میتواند بیانگر اهمیت علم باشد. زیراعالم به سبب علمش دارای ارزش و ارج والایی است، و آدمی در سایه علم به منازل و مقامات برجسته و والا میرسدو موثرترین عامل برای عبادت خداوند میباشد، که رسول خدا صلیاللهعلیهوآله نگاه کردن به عالم را عبادت شمرده اند. از این سخن حضرت اینگونه برداشت میشود مقصود عالم علم الهی است که علمش را در گسترش و اعتلای اسلام و مسلمین به کار میبرد.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود: «النَّظَرُ إلَی وَجْهَ عَلِّی عِبادةٌ(1)نگاه کردن به چهره علی علیهالسلام عبادت است».
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود: «النَّظرُ إلَی الْاِمَامِ المُقسِطِ عِبادَةٌ(2)نگریستن به پیشوای دادگر عبادت است».
امام صادق علیهالسلام فرمود: «النَّظر الَی الِامامِ عِبادَةٌ(3)
ج 4، ص 238، ح 5.
نگاه به امام عبادت است».آشنایی با مقام ائمه علیهمالسلام از راه کسب محبت و تحکیم پیوندمعنوی با ایشان است. انسان با معرفت و شناخت اهل بیت و ایجاد ارتباط روحی با آنها به کمال سعادت میرسد، دوستی ومودت با آن خاندان پاک حتی نگاه پر مهر به آنها، برای هر فرد عبادت محسوب میشود. چرا که امامان، مترجمان حقیقی وحی و مصداق واقعی راسخان در علم و دین هستند. از سوی دیگر، امامان علیهالسلام مصادیق اتَّم و اکمل عالم هستند که نگاه به آنان عبادت است.
امام باقر علیهالسلام فرمود: «والنَّظَر الی المُصْحَفِ مِنْ غَیرِ قِرائَةٍ عِبَادَةٌ(4)نگاه کردن به قرآن بدون قرائت آن عبادت است».
امام صادق علیهالسلام فرمود: «أَنَّ النَّظر فی المُصحَفِ عبَادَةٌ(5)نگاه کردن به قرآن عبادت است.
قرآن کریم، چشم کور را بینا کرده و جان تشنه را سیراب میکند، و سلامتی و
بینیازی به انسان میبخشد.
تمام اعضا و جوارح انسان باید از قرآن بهره گیرد. گوش آیات را میشنودو زبان ساکت است و یا آن آیات پر معنا را تلفظ میکندو سهم چشم هم نگاه به آیات پر نور کتاب الهی است، این بهره شامل کلیه حواس انسانها خواهدشد.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود: «النَّظَرُ فِی ثَلاثَهِ اشیاءَ عبادَةٌ النَّظَرُ فِی وَجْهِ الوالِدَینِ، وَ فِی المُصْحَفِ و فی البَحْرِ(1)نگاه کردن به سه چیز عبادت است: نگاه کردن به چهره پدرومادر، نگاه به قرآن و نگاه به دریا».
دریا منعکس کننده عظمت الهی است. امواج پر خروش و سرمست آن دل کوهها و صخرهها را شکسته و پر هول و خروش، یکی پس از دیگری بر ساحل فرود میآیند.
دریا از منابع عظیم ثروت ونعمت است که گستردگی، ثروت و دارندگیهای آن را حد و مرزی نیست. این دریا با آن عظمت و وسعت در قلمرو قدرت الهی قرار دارد.
امام سجاد علیهالسلام فرمود: «نَظَرالموءمِنِ فی وَجْهِ اخْیهِ المُومنِ لِلْمَوَّدةِ و الَْمحَبَةَّ لَهُ عبادةٌ(2)نگاه محبت آمیز مومن به چهره برادر مومنش و مهرورزی نسبت به او عبادت است».
زیرا مومن انسان را به یاد خدا میاندازدو آدمی با نگاه به چهره مومن واقعی که نور الهی در چهره و اعمال او متجلی شده یکباره به خود میآید و یاد خدا در ذهنش تداعی میشود. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود: «اَلنَّظرُ اِلَی الْأخِ تُودُّهُ فی الله ِعَزَّوَ جَلَّ عبِادَةٌ(3)
نگاه کردن به برادری که به خاطرخدا دوستش داری عبادت است».
امام صادق علیهالسلام فرمود: «اَلنَّظرُ اِلَی الوالِدَینِ عِبَادَةٌ(4)نگاه کردن به پدرو مادر عبادت
1) 1 . محمد باقر مجلسی، بحار الانوار ج 10، ص 368، ح 10.
2) 2 . ابو محمد بن حسن علی شعبه حرانی، تحف العقول عن آل رسول، المکتبه، والمطبعه الحیدریه فی النجف، 1380ه- 1961م. ص 204.
3) 3 . محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج 74، ص73، ح59.
4) 4 . وسائل الشیعه، ج 9، ص 364، ب29، ح 17704، کلینی، فروع کافی، ج 4. 238، ح 5.
است».
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود: «نظَرُ الوَلدُ الی والِدَیه حُبًا لَهُمَا عِبادَةٌ(1)نگاه فرزند، از روی محبت به پدر و مادر عبادت است ».
احسان و نیکی در رفتار و اعمال انسان نسبت به پدر و مادر همیشه واجب است و خداوند، در قرآن کریم هم به این امر سفارش کردهاند. کمترین حد احسان، نگاه از روی محبت و مهر به پدر و مادر میباشد که عبادت به شمار میآید.
امام صادق علیهالسلام فرمود: «النَّظَرُ اِلَی الْکَعْبَةِ عبادةٌ(2)نگاه کردن به کعبه عبادت است ».
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود: النَّظر إلَی الْکَعبةِ حِبَالَهَا یهْدِم الخَطَایا هَدْمأ(3)
«نگاه کردن به کعبه گناهان و خطاها را از بین میبرد ».
کعبه محور آزادی و مطاف عابدان و عارفان است. کعبه مرکز نشر توحید و کانون عبادت است. لحظه لحظه حج ، عبادت و بندگی واز مهمترین واجبات دینی است. هر عمل حج انسان دارای اجرو ثواب بینهایت میباشد ، حتی کمترین و آسانترین عمل، یعنی نگاه به کعبه نیز حکم عبادت دارد. عمیق ترین نگاه به کعبه، در طواف حریم آن متجلی میشود.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود: «اِذا نَظَرَ الوالِدُ اِلَی وَلَدِه فَسَّرهُ کَاَنَ لِلْوالِدِعِتْقُ نَسَمةٍ(4)پدر که با چشم مهرو محبت به فرزند خود مینگرد و با نگاه گرم و پر عطوفت خویش او را شاد و مسرور مینماید خدای بزرگ به آن پدر، درمقابل این عمل(نگاه همراه با عطوفت)، اجرآزاد کردن یک بنده را خواهد داد».
عدم محبت وتوجه پدرو مادر به فرزندان، سبب احساس حقارت و کمبود محبت و منزوی شدن کودکان میگردد.
افراط و تفریط درمحبت به کودکان هردو پیامدهای خطرناکی دارد.
ما از زبان گویا و نافذ و افسون کننده «نگاه» درتربیت و درشکل دادن شخصیت کودکان و حتی بزرگسالان غافلیم. اگرمیدانستیم که از طریق یک نگاه اما نه همه نگاهها بلکه یک «نگاه» معنی داروشوک آور، یک نگاه گویا و جاندار یک نگاه نمایاب و نماساز میتوان در یک لحظه راهی طولانی راطی کرد و با اشاره صدها بشارت وصدها انذار را انتقال نمود، آنگاه همه وجود خودرا ازکلام وگفتارعاری و از پندو اندرز مجازی، خالی کرده، و به این سلاح موجز و گویا اما خاموش تکیه میکردیم.(1)از این رویک «نگاه معنیدار» «یک نگاه وجودی ودرونی» در جریان تربیت و شکل ذهنی شخصیت و رفتار [کودک] اثری جاودانه وتعیین کننده دارد.».(2)
امام صادق علیهالسلام فرمود: «جُمعَ الخیرُ کُلُّهُ فی ثلاثِ خِصال:ٍ النَّظَرُ والسکوتُ و الکلامُ: فَکُلُّ نَظَرٍ لَیسَ فیه اعتبارٌ فهو سَهْوٌ... فَطُوبَی لِمَنْ کانَ نَظَرُهُ عَبْراً...!(3)
همه خوبیهادر سه خصلت گرد آمده است: نگاه کردن، خاموشی و گفتار: هر نگاهی که مایه عبرت نباشد سهو استأ و خوشا آن که نگاهش عبرت باشد.»
امام علی علیهالسلام فرمود: «اَبْلَغُ العِظاتِ النَّظَرُ الی مَصَارعِ ألَامْواتِ، و الِاعتبارُ بمصَایرالْابَاء و الُامَهَّاتِ(4)رساترین موعظهها، نگاه به آرامگاه مردگان، و عبرت گرفتن از جایگاههای بازگشت پدران و مادران است».
انسان هر چه در این امر بیندیشد، به این نتیجه میرسد که او نیز به زودی همین راه را خواهد رفت.
کسی که از این عبرتها، پند بگیرد و بیندیشد، حکمت و بینش هوشمندانه، به دست آورد، آسان ترین راه عبرت، دیدن آثار گردنکشان و جباران خودکامه، گورهای آنان و مردگان است.
نگاه و انبساط خاطر
امام علی علیهالسلام فرمود: الطِّیبُ نُشْرَهٌ، والعَسَلُ نُشْرَهٌ، و الرُّکُوبُ نُشْرَهٌ، والنَّظَرُ الی الْخُضْرَةِ نُشْرَهٌ(1)بوی خوش، عسل ، سواری و نگاه به سبزهزارها موجب انبساط خاطر است.»
رنگ سبز به انسان نشاط و روح تازه میبخشد، فضای آزاد و درختان و سبزه زارها سبب فرح بخشی، سرور و روح افزایی در انسان میشود، در علم روانشناسی، رنگ سبز را سنبل پشتکار، استقامت شخصیت و اراده قوی میدانند.(2)
خداوند در قرآن کریم، رنگ لباس بهشتیان را سبز ذکر فرموده اند:
«و یلْبَسُونَ ثیاباً خُضْراً مِن سُندسٍ و إسْتَبْرَقٍ»(3)
امام کاظم علیهالسلام فرمود: ثَلَاثهُ یجلُونَ البَصَرَ: النَّظَرُ الَی الخُضرَةِ و النَّظَرُ الی الماءِ الجاری و النَّظَرُ إِلَی الَوجهِ الحَسَنِ»(4)سه چیز نور چشم را زیاد میکند: نگاه کردن به سبزه، نگاه کردن به آب روان و نگاه به صورت زیبا».
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود: «مَا استفَادََ امرءُ مُسْلِم فائِدةً بَعْدَ الِاسْلَام أفْضَل مِنْ زَوجَةِ مسلمه تَسّره اذا نَظَر الیهَا، تُطیعَهُ اذا أمرهَا، وَ تَحْفَظه اذا غَابَ عَنْهَا فی نفسِها و مالِه(5)برای مسلمان بعد از اسلام هیچ چیزی مفیدتر و با ارزشتر از همسری مسلمان نیست، که هر گاه به اونگاه کند مسرور گردد و هر زمان امر کند اطاعت کند، و از مال او و از خودش هنگامی که غایب است محافظت نماید».
امام علی علیهالسلام فرمود: «والمنافِقُ اذا نَظَرَ لهَا و اذا سَکَتَ سَها، و اذا تَکَلَّمَ لَغَا؛(1)منافق هر گاه بنگرد، نگاهش بیهوده است، وهرگاه خاموش باشد درسهو و غفلت است و هرگاه سخن گوید. لغو وباطل به زبان آورد.»
چرا که اعمال منافق معقول و پسندیده نیست، نگاه و سکوت و کلامش بیهوده و عبث خواهد بود. هدف او پوچ و غیر الهی است.
حضرت یحیی علیهالسلام فرمود: «المَوتُ احَبَّ إلَی مِن نَظَرةٍ لِغَیرِ واجبٍ(2)مردن نزد من خوشتر از نگاهی است که ضرورت نداشته باشد.
امام علی علیهالسلام فرمود: ذَهَابُ النَّظَر خَیرِ مِنَ النَّظَِر إلَی ما یوجِبُ الْفِتنةِ.(3)
«کوری چشم بهتر از نگاهی است که باعث فتنه شود».
چرا که نگاه آلوده سبب گرفتاری وعذاب اخروی خواهد شد.
امام علی علیهالسلام فرمود: «قَسَّم أْرزَاقَهُم، و أَحْصَی آثارَهُم و أعْمَالَهُم، وَ عَدَدَ أنْفُسِهِم، وخَاِئنَهَ أعینِهِم، وَ مَا تُخْفِی صُدُورُهُمْ مِنَ الضَّمیرِ(4)خداوند روزیهای مردم را تقسیم فرموده و اثرها و کردهها و شمار نفسها و نگاههای دزدانه چشمها و آن چه را که سینهها نهان میدارند، میداند».
امام صادق علیهالسلام فرمود: «لَمّا سُئلَ عن قوله تعالی: « یعْلُمُ خائنَةَ الْاعُینِ» أَلَم تَرَ اِلَی الرّجُلِ ینظُرُ الَی الشَّیءِ. وکأنَّهُ لاینظُرُ اِلَیهِ؟! فذلکَ خائَنهُ الاعُینِ(5)امام صادق علیهالسلام درپاسخ به سوال از آیه«یعلمُ خَائنة الأعُینِ » فرمودند: آیا ندیدهای، شخصی را که به چیزی مینگرد، اما چنان است که انگار نمینگرد؟ این است معنای نگاههای دزدانه».
نگاه دزدانه، در قرآن کریم نکوهش شده. درآیه 19، سوره مبارکه مومن، خداوند
1) 1 . ابو محمد حسن بن علی شعبه حرانی، تحف العقول، ص 147؛ محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج 78، ص 50، ح 79.
2) 2 . محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج 104، ص 42، ح 52.
3) 3 . عبدالواحد الاحدی تمیمی، غررالحکم، ص 370.
4) 4 . نهج البلاغه، خطبه 76.
5) 5 . ابی جعفر محمد بن علی بن بابویه قمی، معانی الاخبار، مکتبه الصدوق، موسسه دارالعلم، قم، 1379ق- 1338ش، ص 147.
فرموده است: «یعْلَمُ خَائنةَ الاعینِ وَمَا تُخْفِی الصُّدُوُر».
«خداوند نگاههای دزدانه و آنچه را که سینهها پنهان میکنند میداند.»
خداوند از خیانت این چشمها آگاه است و در روز قیامت به داد رسی و قضاوت درباره آنها میپردازد.
امام علی علیهالسلام فرمود: «مَنْ نَظَر إلَی مُومنِ نَظرة لِیخیفَه بهَا اخافَهُ الله یومَ لَا ظَلَّ الا ظَلَه وَ حشره فِی صَورةِ الذِرِلحمهِ وَجسَدِه وَ جَمیعِ اعْضَائِه(1)هرکس به مومن نگاه کندبرای آن که او را با نگاهش بترساند، خداوند، روزی که هیچ سایه و پشتیبانی جز او نیست او را چون موری که گوشت بدن و تمام اعضایش ضعیف و لاغر است محشور میکند».
امام صادق علیهالسلام فرمود: «مَنْ نَظَرَ اِلَی اَبوَیه نَظَر ماقِتٍ و هُمَا ظالِمانِ لَهُ لَم یقْبَلِ اللُه لَهُ صلوةً(2)هرکس با چشم پر از بغض و کینه به پدر و مادر خود که به وی ستم کرده اند، نگاه کند خداوند هیچ نمازی را از او نمیپذیرد».
حضرت صادق علیهالسلام فرمود: «لَوْ عَلَم اللهُ شَیئاَ أدنی مِن أُفِّ لِنَهِی عَنْه وَ هُومِنْ أدنی العُقوقِ وَ مِن العُقوق أنْ ینظر الرَّجل اِلَی وَالِدیه فَیحِدَّ النظر الیهمَا(3)بدان که اگر چیزی کمتر از «اف» گفتن به پدر و مادر بود، خداوند از آن هم نهی میفرمود. و همین اف گفتن از عوامل عاق شدن است. و دیگر از عوامل عاق شدن فرزند نسبت به والدین این است که فرزند به آنها نگاه تندی کند».
اگر زمانی پدرو مادر به فرزند ستم و احجافی روا دارند، فرزند، بهتر است ستم آنها را نادیده گیرد و حتی به اندازه یک نگاه تند و غضب آلود هم درصدد جبران بر نیاید. چرا که احترام پدرو مادر در هر شرایطی واجب بوده و کمترین بیحرمتی به آنها حتی در حد یک نگاه تند هم جایز نیست.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود: «لَا تُدیموُا النَّظَرَ اِلَی اَهْلِ البَلَاءِ وَ الَمجْذُومینَ فَاِنَّهُ یحْزُنُهُمْ(1)به مردم بلا زده و جذامی، چشم خود را ندوزید و نگاه طولانی نکنید که باعث ملال و آزردگی آنان میشود».
امام صادق علیهالسلام فرمود: «لَا تَنْظُرُوا اِلَی اَهْلِ الْبَلاءِ فَأِنَّ ذلِکَ یحْزنُهُمْ(2)مردم گرفتار بلا را هدف نگاه خود قرار ندهید زیرا نگاه شما آنها را غصه دار و محزون میکند».
این اوامر نشانگر دقت نظر ائمه ما درکلیه مسائل است که اهانت، استهزاو شماتت را نسبت به دیگران ممنوع کرد و حتی نگاههای از روی ترحم و دلسوزی و یا نگاه تند را هم نسبت به این بیماران رد کرده که سبب احساس حقارت و ناراحتی روانی این افراد میشود.
امام علی علیهالسلام فرمود: «کُلُ نَظَر لیسَ فیه اعتبارِ فَلَهْوٌ(3)هرنگاهی که در آن عبرت نباشد خطا و بیهوده است».
تمام اعمال و رفتار انسان باید همواره، با تفکر و پند باشد، و نگاهی که بینشی جدید به انسان بخشد و با عبرت همراه باشد پسندیده است.
امام علی علیهالسلام فرمود: «النَّظَرُ اِلَی الْبَخیلِ یقسی القَلبَ(4)نگاه کردن به شخص بخیل، دل را سخت میگرداند».
حضرت مسیح علیهالسلام فرمود: «أَیمَا اِمرأَةٍ استَعطَرَتْ وَ خَرَجَتْ لِیوُجَدْ رِیحُهَا فِهی زَانِیهٌ، وَ کُلٌّ عَینٍ زَانیهٌ(5)هر زنی که خود را خوشبو کند و بیرون رودتا بویش به مشام دیگران برسد، زنا کاراست و هر چشمی که او را نگاه کند زنا کار است».
1) 1 . محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج 75، ص 15، ح 6.
2) 2 . همان، ج 75، ص 16، ح 11.
3) 3 . همان، ج 92، ص 78، ح 101.
4) 4 . ابو محمد حسن بن علی بن حسین شعبه حرانی، تحف العقول، ص 149.
5) 5 . مسعود بن عیسی ورام، تنبیه الخواطر و نرهه النواظر، دو جلد در یک مجلد، جزء1، مکتبه الفقیه قم، دارصعب، بیروت، دارالتعارف، بیروت، ص 28.
مشاهده حالت چهره مردان و جوانانی که با درماندگی و شیفتگی، به اندام نیمه برهنه زن چشم دوخته اند برای زن رضایت بخش است. اگر مردان به نظاره او نیازمندند وی نیز از نگاه آنها بینیاز نیست، شایدنتوان هیچ زنی رایافت که ادعا کندزیباسازی وناپوشیدگیاش درحضور دیگران، برای خویشتن یا افراد هم جنس است. این رفتارها برای جلب توجه مردان است و نه زنان. شاید به همین سبب باشد که عطرهایی که زنان دربیرون خانه استفاده میکنند بیشتر عطرهایی است که مردان ازآن لذت میبرند، نه زنان.(1)
حضرت مسیح علیهالسلام فرمود: «لَاتَکُونَنَّ حَدیدُ النَّظَر اِلَی مَا لَیسَ لَکَ فإِنَّهُ لَن یزنِی فَرجُکَ مَا حَفِظتَ عَینَکَ، فَإِن قَدرَتَ انْ لَا تَنْظُرَ الَی ثَوبِ المرأهِ الَتِی لَا تَحِلَّ لَکَ فَافعَل(2)نباید به زنی که به تو تعلق ندارد خیره شوی؛ زیرا تا زمانی که چشم خود را نگه داری هرگز مرتکب زنا نمیشوی. اگر بتوانی حتی به جامه زن نامحرم نگاه نکنی چنین کن.»
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود: «عَلی کُلِّ عُضْومِنْ بَنی آَدَمَ حَظٌّ مِنَ الزِّنَا، فَالْعینُ زِنَاه النَّظَرُ،...(3)هر عضوی از اعضای انسان بهرهای از زنا دارد وزنای چشم نگاه کردن است...»
چشمی که اشتغال به دیدن، دیدنیهای شهوت انگیز پیدا کند، دل به آنچه که چشم دیده مشغول میشود. دیگر انسان نخواهد توانست از اثر دیدهها و شنیدهها درمغزش جلوگیری کند. پس از آن تمام افکار و ذهنش، آنچه را دیده میپروراند، آنها را تقویت میکند و استمرار میبخشد، و دیگر به یک لحظه نگاه کردن بسنده نخواهد کرد، و تمام وجودش چشم میشود برای دیدن آنچه که دل میخواهد.
امام علی علیهالسلام فرمود: «مَنْ أَطْلَقَ نَاظِرَهُ اَتْعَبَ حَاضِرَهُ، مَنْ تَتَابَعَت لَحَظاتُهُ دَامَت حَسَراتُه(4)کسی که عنان چشم خود را رها کند، زندگیاش را به زحمت انداخته، و کسی که نگاهش پیاپی باشد. حسرتهایش طولانی خواهد بود».
امام علی علیهالسلام فرمود: «مَنْ اَطْلَقَ طَرَفَهُ کَثُرَأَسَفُهُ(5)هر کس عنان چشم خود را رها کند
اندوهش بسیار شود».
امام علی علیهالسلام فرمود: «کمْ مِنْ نَظرَةٍ جَلَبَتْ حَسَرةً!(1)بسا نگاهی که حسرتی به بار آورده».
امام علی علیهالسلام فرمود: «کَمْ مِنْ نَظرَةٍ أوَرثَت حَسرَةً طَویلَة(2)بسا نگاهی (کوتاه) که حسرتی بلند را درپی آورد».
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود: «اِشْتَدَّ غَضَبُ اللهِ عَزَّوَجَلَّ عَلی إمرأهٍ ذَاتِ بَعْلٍ مَلأت عَینَهَا مِنْ غَیرِ زَوجِهَا اَو غَیرِذِی مَحْرمٍ مِنهَا فَإنَّهَا اِنْ فَعَلَت ذَلکَ اَحْبَطَ اللُه کُلِّ عَمَل عَمَلْتُه(3)خداوند بزرگ بر زن، شوهرداری که چشمش را از غیر همسرش و یا کسانی که با او محرم نیستند از روی شهوت پر کند خشم میگیرد و زنی که چنین کند خداوند تمام اعمالی را که انجام داده تباه میکند».
زیرا زن با نگاه به مردان، ذهن و حواسش به آنها جلب شده و نسبت به همسر و خانواده خود بیرغبت شده، زیرا دیگر مصاحبت با همسرش را عادی میپندارد و محیط خانواده را تلخ و پر تنش میگرداند.
امام صادق علیهالسلام فرمود: «النَظرةٌ َبعْدَ النَظْرةِ تَزْرَعُ فِی الْقَلْبِ الشَّهوَةُ وَ کفی ِبهَا لِصاحِبِها فِتْنةَ(4)نگاههای پی در پی تخم شهوت را در دل میکارد و برای ایجاد فتنه (برای صاحب نگاه) همین کافی است».
امام باقر علیهالسلام فرمود: «لَعَنَ رسوُل اللهِ صلیاللهعلیهوآله رَجُلاً ینْظُرُ الی فَرَجِ اَمْرأةٍ لا تَحِلُّ لَه(5)رسول خدا لعنت کرده کسی را که به عورت زنی که برایش حلال نیست نگاه کند».
سفارش پیامبر صلیاللهعلیهوآله :
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود: «یاعلی، لا تُتْبِعِ النَّظرَةَ النَّظرَةَ فإنّما لکَ الاُولی، و لیسَت لَکَ الآخِرَهُ(1)ای علی نگاه اول را با نگاه ادامه نده؛ زیرا نگاه اول در حق توست و دومی در حق تو نیست».
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود: «مَنْ مَلأعَینَه مِن حَرامِ ملأ اللهُ عَینَهُ یومَ القِیامَةِ مِنَ النّارِ الّا أن یتُوبَ وَ یرْجِعَ(2)کسی که چشمش را از حرام پر کند خداوند چشمش را در روز قیامت از آتش پر میکند مگر اینکه توبه کند و از کردار خود باز گردد».
نگاه نابود کننده
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود: «انظرَةُ الاولَی خطاءٌ و الثانیةٌ عمدٌ، و الثالَیةُ تَدَمِّرُ(3)نگاه اول خطاست، نگاه دوم عمدی است و نگاه سوم باعث هلاکت و نابودی است».
مردان با نگاه به زنان خود دچار انواع انحرافات و بیماریهای روانی میشوند نگاه باعث شعله ورشدن خواهشهای نفسانی نهفته در وجود آدمی میشود. چه بسیار نگاهها که باعث لکه دار شدن حیثیت یک مرد و موجب سلب اعتماد از دیگران میشود.
امام علی علیهالسلام فرمود: «إذا أَبْصَرَتِ العَینُ الشَهوةَ عَمِی القَلبُ عَنِ الْعَاقبةَ(4)هرگاه چشم، موردشهوت و هوس خود را ببیند، دل عاقبت بین او کور میشود.»
آدمی با تامل در عاقبت نگاه پر هوس و مفاسد مترتب بر آن و همچنین تدبر در عذاب و عقاب گناه، نگاه آلوده، باید، تا آنجا که میتواند قدرت نگه داشتن چشم را از خواهشهای نفسانی داشته باشد. زیرا دل تمنای آنچه را که چشم دیده، دارد، و اینجاست که مهار دل، کار بسیار دشواری است.
اندیشمند با چشم دل است که پایان کار خویش را میبیند و فراز و نشیبش را باز میشناسد(5).
مشاهده شگفتیها و عظمت الهی
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود: «غَضّوُا ابْصَارکُمْ تَرونَّ العَجائب!(1)دیدگانتان را از حرام ببندید، تا عجایب را ببینید».
امام علی علیهالسلام فرمود: «ما اعْتَصَمَ احد ٌبِمثلِ مااعْتَصَم بَغَضَّ الَبصَرِ لا یغُضُّ عَنْ محارِم اللهِ الّاوقد سَبَقَ الی قَلْبِه مُشاهَدَةُ العَظمَةِ و الجلال؛(2)هیچ چیزی به اندازه خودداری ازنگاه حرام، انسان را به مقام مصونیت از گناه نمیرساند، چشم انسان از محرمات الهی فرو بسته نمیشود، مگر اینکه قبلا عظمت و جلال خداوند رادر دل مشاهده کرده باشد».
اگرچشم سر خود را از دیدن آنچه نباید ببینیم، ببندیم، چشم دلمان برای دیدن آنچه باید دید باز خواهدشد. اگر با چشم دل نظر افکنی، بیگمان از تمامی آن چه نوبه نو بر این پهنهی خاک میروید، از خواهشها و لذاتش... روی بر میتابی و سرمست از آن اوصاف، سفر به اعماق را آهنگ میکنی، و اگر به آن چه از این چشم اندازها بر تو یورش میآورد، قلبت را مشغول داری، بیتردید جانت از شدت اشتیاق کالبد تهی میکند.(3)
در توضیح باید گفت:
چشم دل بازکن که جان بینی آنچه نادیدنی است آن بینی
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود: «مَا مِنْ مُسلِمٍ ینْظُرُ اِمرَأهٍ اَوّلَ رَمَقهٍ ثُمَّ یغُضُّ إلّا احْدَثَ اللهُ تعالَی لَهُ عبادَهٌ یجِدُ حَلاوَتَها فی قَلبِهِ(4)هیچ مرد مسلمانی نیست که نگاهش به زنی بیفتد و چشم خود را پاییین اندازد مگر اینکه خدای متعال به او توفیق عبادتی دهد که شیرینی آن را دردل خویش بیابد».
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود: «النَّظَرُ سَهمٌ مَسمومٌ مِن سِهامِ إبلیسَ، فَمَنْ تَرَکَهَا خَوفاً مِن اللهِ عطاهُ اللهُ ایماناً یجِدُ حَلاَوَتهُ فی قلِبِه؛(5)نگاه تیری از تیرهای زهرآلود شیطان است. هرکس از
1) 1 . محمد باقرمجلسی، بحار الانوار، ج 104، ص 41، ح 52.
2) 2 . عباس قمی، سفینه البحار، ج 4، ص552. محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج 104، ص41، ح 52.
3) 3 . عبدالمجید معادیخواه، فرهنگ آفتاب، ج 4، ص 2018.
4) 4 . علاء الدین حسام هندی، کنزالعمال، ج 5، ص 327، ح 13059.
5) 5 . همان، ص 329، ح1307 5، محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج 104، ص 38، ح 34.
ترس خدا چشم خود را از نامحرم فرو بندد خداوند به او ایمانی عطا فرماید که حلاوت آن را در دلش بیابد».
امام صادق علیهالسلام فرمود: «مَن نَظَرَ إلَی اِمرأةِ فَرَفَعَ بَصَرهُ اِلَی السَّماءِ أوغَمّضَ بَصَرهُ لَم یرتَدَّ اِلَیه بَصَرُهُ، حتی یزَوَّجَهَ الله ُمِن الحُورِ العین(1)هرکه نگاهش به زنی بیفتد و چشم خود را به طرف آسمان کند یا آن را برهم نهد، هنوز چشم بر هم نزده خداوند حورالعین را به ازدواج او در آورد».
امام صادق علیهالسلام فرمود: «ثُلاَثهُ تَدُلُّ علی کَرَمِ المَرِءِ: حَسنُ الخُلْقِ، وَ کَظْمُ الغَیظِ، و غَضُّ الطَّرفِ!(2)سه چیز نشانگر بزرگی آدمی است، خوشخویی، فرو خوردن خشم و فرو بستن چشم».
چشمها را فرو بندید که این کار ایستادگی در مقابل سختیها را افزون میکند و قلب را استواری و آرامش میبخشد... میتوان نتیجه گرفت که پراکندگی چشم دل در رابطه تنگاتنگ است.(3)
حضرت لقمان علیهالسلام فرمود: «ألَسْتَ عبدَ آلِ فُلانٍ؟ قالَ: بَلی. قیلَ: فَمَا بَلغَ بک مانَری؟ قال: صِدقُ الحدیثِ، و اداءُ الأمانَهِ، و تَرکُ ما لا یعنْینی، و غضَّ بَصَری؛ به لقمان گفته شد: مگر تو از خاندان نیستی؟ گفت: بله، گفته شد: پس چه چیز تو را به این مقام که میبینی رساند؟ گفت: راستگویی، امانتداری، فروگذاشتن آنچه به من مربوط نمیشود، فروهشتن چشمانم از حرام».
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود: «یا عَلی کُلُّ عَینٍ باکَیةٌ یوم القیامَهِ الاثلاثَ أعینُ! عَینٌ سَهَرتْ فی سبیل الِله، و عَینٌ غُضَّتْ عَنْ مَحَارِمِ اللهِ، و عَینِ فاضَتْ مِنْ خشْیهِ اللِه(4)ای علی تمام
چشمها در روز قیامت گریان است، مگر سه چشم: آن که در را خدا، اطاعت او، شب زنده داری و نماز و تلاوت قرآن... بیداری کشیده، دیگر چشمی که ازممنوعات الهی چشم پوشیده، و بلا خره چشمی که از ترس خدا اشک ریزد».
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود: «یا ایهَا النّاسُ اِنَّما النّظرَة مِنَ الشَّیطانِ فَمَنْ وَجَدَ مِن ذلک شیئاً فَلْیأت اهلَهُ»(1)ای مردم! براستی نگاه آلوده امری است شیطانی، کسی که چنین احساسی در خود یافت برای جلوگیری از گناه با همسر خود نزدیکی کند».
زیرا نگاه باعث هیجان افکار غریزی شده و فرد تمایل به بهره جویی جنسی پیدا میکند . هرچند با نگاهش این انگیزه را نداشته، اما با تداوم و تکرار نگاه به اندام زنی چه بسا بیاختیار این حالت به مرد دست بدهد.
امام علی علیهالسلام فرمود: «اذَا رأی اَحَدُکُمْ إمْراَهً تُعَجُبْه فَلیاتِ أهلَه؛ُ فإِنَّ عِنْدَ أهِلِه مثِلَ ما رأی،َ و لا یجْعَلَنَّ للشَّیطانِ الی قَلْبِهِ سَبیلًا، و لیصرِفْ بَصَرهُ عَنها، فإِن لَم تَکُنْ لًهُ زوجَةٌ َلْیصلِّ رکعَتَینِ وَ یحْمِداللهَ کثیراً، و یصَلی علی النبی آله ثمَّ لِیسألِ اللَه مِن فَضِلِه فِإنَهُ و ُیبیحُ لَهُ برأَفِتِه ما یغنیه(2)هرگاه فردی از شما زنی را دید و ازاو خوشش آمد برود با همسر خود همبستر شود، زیرا نظیر آن چه دیده است در همسر خود او نیز هست. شیطان را به دل خود راه ندهد و چشم خود را از آن زن برگرداند. اگر زن ندارد، دو رکعت نماز بخواند و بسیار حمد گوید بر پیامبر و آل او صلوات بفرستدو آن گاه از خدا مسألت کند که از فضل خویش عطایش فرماید. خداوند از روی مهر و رأفت خود نیاز او را برطرف خواهد ساخت».
امام علی علیهالسلام فرمود: «مَنْ غَضَّ طرفَهُ أراحَ قَلْبَهُ(3)کسی که چشم خود را فرو بندد، دلش را آسوده ساخته است».
امام علی علیهالسلام فرمود: «مَنْ غَضَّ طرَفهُ قَلَّ أسَفُه و أمِنَ تَلَفَهُ(1)هر که چشم خود را پایین اندازد، کمتر تأسف خورد و از نابودی در امان ماند».
امام علی علیهالسلام فرمود: «نِعمَ صارفُ الشَّهواتِ غَضُّ الأبصَارِ(2)فروبستن چشمها، نیکو بازدارندهای از خواهشهای نفسانی است».
در این روایات و روایات بسیاری از این قبیل، ائمه علیهمالسلام ما را به فروبستن و بر هم نهادن چشم سفارش کردهاند که این امر سبب آرامش دل و جان انسان شده و او را از تأسف و اندوه نجات خواهد داد. با کنترل چشم، مهار دل نیز به دست انسان خواهد بود، و اگر افسار نگاه رها شود، دل نیز در اسارت نگاه به سر میبرد.
متفرقات
امام علی علیهالسلام فرمود: «اُنْظُر الَی الدُنیا نَظَر الزَاهِد المُفَارقِ، وَ لا تَنْظُرْ إِلَیها نَظَرَ العَاشِقِ الْوَامِقِ(3)به دنیا همچون کسی بنگر که به آن پشت کرده و از آن جدا میشود، به دنیا مانند دلباخته شیدا منگر».
امام علی علیهالسلام فرمود: «اُنْظُرُوا اِلَی الدُّنیا نَظَرَ الزَّاهِدِینَ فیها الصَّادِفینَ عَنْهَا، فَإنّهَا وَ اللهَ عَمَّا قَلیلٍ تُزِیلُ التَّاوَی السّاکِنَ، وَ تَفْجَعُ المُتْرِفَ الآمِنَ(4)به دنیا همچون زاهدان روی بر تافته از آن بنگرید؛ زیرا به خدا سوگند دنیا به زودی مأوی گزیده ساکن خود را بیرون میکند و توانگر آسوده خاطر را دردمند میسازد».
نهایت مرتبه دنیا همین است، پس باید به آن به چشم بیرغبتی نگریست.
دنیا، نگاه کوردلان را بن بستی است که فراسویش هیچ نمیبیند، ولی بینش مند، فراسوی دنیا را در قلمرو نگاه خویش میآورد چنین است که بینش مند را نگاه ازدنیا و کوردل را نگاه به دنیا است، بینش مند از دنیا و کوردل برای دنیا توشه میگیرد.(5)
امام علی علیهالسلام فرمود: «اَلْحَیاءُ غَضُّ الطَّرْفٍ!(6)شرم و حیا پایین انداختن چشم است».
یعنی چشم پوشی از محرمات، و نگاه کردن به چهره نامحرم، یعنی ( چشم در چشم نشدن) نشانه حیا وشرم میباشد.
امام زین العابدین علیهالسلام فرمود: «حَقُّ بَصَرِکَ فَغَضُّهُ عَمَّا لَا یحِلَّ لَکَ وَتَرْک وَ ابْتذِالِهِ إلَّاعِبْرَةٍ لِمَوضِعِ تَسْتَقْبِلُ بِهَا بَصَراً أو تَسْتَفیدُ بِها عِلْماً، فَاِنَّ البَصَر بَابُ اِلْاعتبَارِ؛(1)حق چشم تو این است که آن را از هر ناروا و طرحی فرو بندی، و آن را جز در موارد عبرت انگیزی که در پرتو آن بینش داشتی مییابی بکار مگیری و فرسودهاش مسازی، زیرا چشم، در ورودی عبرت است».
امام حسین علیهالسلام فرمود: «اَنّ اَبْصَر الَابْصَار مَا نَفَذَ فِی الْخَیرِ مَذْهَبُه، وَأَسْمَع الَأسْمَاع مَا وَعی الْتَذکِیر وَ اَنْتَفَع بِه(2)بینا ترین دیدگان، دیدهای است که نگاه خود را به خیرو خوبی بدوزد و شنواترین گوشها، گوشی است که پندو اندرز را بشنود و از آن بهره گیرد».
امام علی علیهالسلام فرمود: «أَلا إنَّ أبْصَرَ الأبْصَارَ مَا نَفَذَ فِی ألْخَیرِ طَرْفُهُ! اَلّا إنَّ أسَمَعَ الأسْمَاعِ مَا وَعَی التَّذْکِیرَ وَ قَبِلَهُ!(3)بدانید که بینا ترین دیده گان، دیدهای است که نگاهش به خیر و صلاح باشد، بدانید که شنواترین گوشها، گوشی است که پندو اندرز را بشنود و پذیرا شود».
امام علی علیهالسلام فرمود: «اِنَّ المُوءمِنَ اِذَا نَظَرَ اعْتَبَر، وَ إذَا سَکَت تَفَکَّرَ، وَ اِذَا تَکَّلَمَ ذَکَرَ...(4)
مومن، هرگاه بنگرد. عبرت گیرد و هرگاه خاموش باشد، میاندیشد و هرگاه سخن گوید، یاد خدا میکند».
یعنی هر زمان که مومن به چیزی نگاه میکند، از آن پند میگیرد، آن امر را مورد استدلال و استنباط قرار داده، و مو شکافانه بررسی میکند، تجربه کسب میکند،
مومن باید به دنیا به چشم عبرت و پند گرفتن بنگرد.
قرآن کریم با ترجمه محمد مهدی فولادوند، دارلقرآن الکریم دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامی، دوم، 1374.
قرآن کریم باترجمه، بهاء الدین خرمشاهی، نیلوفر، اول، 1375.
نهج البلاغه، صبحی صالح، محمد علی شرقی، دارالکتب الاسلامیه، اول، 1375.
ابن ادریس، حلی، محمد بن احمد، السرائر، موسسه النشر الاسلامی، 1410 ق 5. ابن شعبه حرانی، ابو محمد حسن بن علی، تحف العقول عن آل الرسول، المکتبه الحیدریه، نجف، 1380 ده ج 1960 م.
ابن فارس. احمدبن حسن، معجم مقاییس اللغه، مرکز النشر، مکتب الاعلام الاسلامی، دارالکتب العلمیه 1404.
ابن منظور، محمدبن مکرم، لسان العرب، داراحیاء التراث العربی، موسسه التاریخ العربی، بیروت، اول، 14160 ق ج 1995 م.
اراکی، محمدعلی، رساله توضیح المسائل، دفتر تبلیغات اسلامی، حوزه علمیه قم، 1369.
اسرار، مصطفی، ازمفاهیم قرآن، محیا، تهران.
آصف، محسنی، محمد، الفقه والمسائل الطبییه، اول، یاران، قم.
الهی قمشهای، محی الدین مهدی، کلیات دیوان حکیم الهی قمشهای، علمیه اسلامیه [بی تا]، تهران.
آمدی تمیمی، عبدالواحدبن محمد، غرر الحکم و درالکلم، دارالکتاب السلامی، قم، دوم، 1410 قج 1990 م.
انصاری، مرتضی، کتاب النکاح، لجنه تحقیق تراث الشیخ الاعظم، قم، اول، 1415.
انصاری، مرتضی، مکاسب، اطلاعات، تبریز، دوم، ربیع الاخر، 1375 ق.
بنیهاشم خمینی، سید محمد حسن، توضیح المسائل مراجع (مطابق با فتوای دوازده نفر از مراجع ) سوم، دفترانتشارات اسلامی، سوم، . 1378.
بیآزار شیرازی، عبدالکریم، رساله نوین فقهی پزشکی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، دوم، 1374.
پاک نژاد، سید رضا، اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، بنیاد فرهنگی شهید پاک نژاد، اول، 1363.
جباران، محمد رضا، سینما درآیینه فقه ( درس خارج فقه آیت الله مروجی )، سازمان تبلیغات اسلامی حوزه هنری، اول، 1380.
جرجانی، ابو الفتح بن مخدوم، تفسیر شاهی و آیات الاحکام، تبریز، سوق، 1380.
جزیری، عبدالرحمن، الفقه علی المذاهب الاربعه، داراالفکر، بیروت.
جعفری لنگرودی، محمد جعفر، المبسوط درترمینولوژی حقوق، کتابخانه گنج دانش، تهران ج 1378.
جنتی عطایی، مسعود، مغناطیس انسانی ( علم مانیتسیم )، ارمغان،یاول، 1371 23. حداد عادل، غلامعلی، فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، سروش. تهران، دوم، 1363.
حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه الی تحصیل مسا ئل الشریعه، دارا حیاء التراث العربی، بیروت، موسسه الفواد بعینوللتجلید، پنجم، 14030- 1983.
حسینی دشتی، سید مصطفی، معارف و معاریف، صدر، قم دوم، 1363.
حسینی سیستانی، سید علی منهاج الصالحین، مکتب آیه الله العظمی السید السیستانی، قم، پنجم، 1417.
حسینی شیرازی، سید محمد، رساله توضیح المسائل، تابان با همکاری نشر، اول.
28.............. الفقه، دارالقران الحکیم، قم.
حسینی عاملی غروی، سید محمد جواد، مفتاح الکرامة فی شرح قواعد علامه، موسسة آل البیت الاحیاء التراث.
حسینیان، روح الله، حریم عفاف، سازمان تبلیغات اسلامی، دوم، زمستان 1373.
خاکی، غلامرضا، روش تحقیق بارویکردی به پایان نامه نویسی، مرکز تحقیقات علمی کشور با همکاری کانون فرهنگی انتشارات درایت، اول، 1378.
خامنهای، سید علی، اجوبه الاستفتاات، مکتب الوکیل الشرعی العام امام الخامنهای،
دارالوسیله، بیروت، 1415.
خامنهای، سید علی، پزشکی درآیینه اجتهاد، استفتاات پزشکی، انصاریان، قم، 1375.
خدا رحیمی، سیامک، ناظم شیرازی، مسعود،...، روانشناسی زنان، خاتم، دوم، 1379.
خویی، سیدابولقاسم، مبانی العروه الوثقی، موسسه احیاء آثار الامام الخوئی (قدس سره ) قم. 1418ه-1998م.
خویی، سیدابولقاسم، منهاج الصالحین، ( العبادات و المعاملات )، مکتبه لطفی، تهران، دوم 1393- 1397.
خمینی، سید روح الله، تحریر الوسیله، موسسه تنظیم و نشر آثار الامام الخمینی، اول، 1379- 1421.
دفتر انتشارات اسلامی، استفتاات ازمحضر امام خمینی، اول، پائیز، 1381.
دهخدا، علی اکبر، لغت نامه دهخدا، موسسه انتشارات وچاپ دانشگاه تهران، دوم، 1377.
رازی، فخرالدین، تفسیر کبیر، داراکتب العلمیه، بیروت، اول، 1411ه ق- 1990 م.
راستگو، محمد باقر، برای چشمانت، برهان پانزدهم 42. راغب، اصفهانی، حسین بن احمد، مفردات الفاظ القرآن، دارالعلم، دمشق، دارالشامیه، بیروت، اول، 1992 ج1412.
روحانی، محمد، نوغانی، فاطمه، احکام پزشکی، نشر طیب، اول، 1378.
زمخشری، جاء الله محمودبن عمر، الکشاف عن حقائق غوامض التنریل و عیون الاقاویل فی وجوه التأویل، ادب الحوزه، بیجا، بیتا.
سعدی، مصلح بن عبدالله، بوستان سعدی، «سعدی نامه»، غلامحسین یوسفی، خوارزمی، تهران، 1363 46. سیفی مازندارانی، علی اکبر، دلیل تحریر الوسیله أحکام الستروالنظر، موسسه تنظیم و نشر آثار الامام الخمینی، اول، 1417 ق- 1375 ش.
شاه حسینی، محمد حسین، نگاه تو، مشهور، قم، اول، 1380.
شعرانی طاب نژاد، میرزا ابوالحسن، نشر طوبی یا دائره المعارف قرآن مجید، اسلامیه، دوم، 1398 ه ق.
شهید اول، محمد بن مکی، القواعدوالفوائد، چاپ سنگی، تهران، بینا، 1270. ق.
شهید اول، محمد بن مکی، اللمعه الدمشقیه فی فقه الامامیه، مرکز بحوث الحج و العمره، اول، 1460.
شهید ثانی، زین الدین بن علی، الروضه البهیه فی شرح اللمعه
الدمشقیه، موسسه اسماعیلیان، اول، 1380. 52. شهید ثانی، زین الدین بن علی، المسالک الافهام، چاپ افست [بی جا: بینا، بیتا].
صبور اردوبادی، احمد، بهای یک نگاه؟! ، رسالت قلم، اول، 1377.
صبور اردوبادی، احمد، ،نگاه پاک زن و نگاههای آلوده به او؟! ، امیرکبیر، تهران، اول، 1376.
طباطبایی کربلائی، سید علی بن محمد، ریاض المسائل فی بیان الاحکام با لدلائل دارالهادی، بیروت، 1990-1410.
طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القران، دارلکتب الاسلامیه، تهران، دوم1350. ق.
طباطبایی حکیم، سید محسن، مستمسک العروه الوثقی، الآداب، نجف، دوم 1379 ق.
طباطبایی یزدی، سید محمد کاظم، العروه الوثقی، دارالکتب الاسلامیه، دوم، 1392.
طبرسی، ابی علی فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، موسسة الا علمی للمطبوعات، بیروت اول، 1415- 1995 60. طبرسی، ابی علی فضل بن حسن، مکارم الاخلاق، چاپ سربی، مصر، 1306 ه.
طبیبی، سیدحسن، المعجم لالفاظ وسائل الشیعه، جماعه المدرسین فی الحوزه ق العلمیه فی قم المقدسه، اول، 1362، 1403.
طریحی، فخرالدین بن محمد، مجمع البحرین، مرکز الطباعه والنشر فی موسسه البعثه، قم، اول، 1416 63. طوسی، ابوجعفر محمد بن حسن، البیان فی تفسیر القرآن مکتبه الامین، نجف، 1381 - 1962.
طوسی، ابوجعفر محمد بن حسن، الاستبصار فیما اختلف من الاخبار، دارالاضواء، بیروت، دوم، 1413 ه. 1992 م.
طوسی، ابوجعفر محمد بن حسن، تهذیب الاحکام فی شرح ا لمقنعه للشیخ المفید، دارا لکتب الاسلامیه، تهران، دوم، 1390.
طوسی، ابوجعفر محمد بن حسن، الخلاف، موسسه النشر الاسلامی، اول 1416 ه ق.
طوسی، ابوجعفر محمد بن حسن، المبسوط فی فقه الامامیه، المکتبه المرتضویه لأحیاء لآثار الجعفریه، دوم، 1388.
طوسی، ابوجعفر محمد بن حسن، محقق حلی نجم الدین جعفربن حسن النهایه و نکتها، موسسة النشر الاسلامی، اول، رمضان، 1412ق. 69. عاملی محمد بن علی، مدارک
الاحکا م فی شرح شرایع الا سلام، موسسه آل البیت الاحیا ء التراث، 1410 ه. ق 70. عباسی، محمود، قانون مجا زات اسلامی حقوق، دوم، بهار، 81.
عبدالله الباقی، محمد فواد، المعجم ا لمفهرس لالفا ظ القرآن الکریم، چاپ افست، دارلکتب المصریه.
عبداللهی، علی اکبر، قانون مدنی، اول، فروغ علم، 1375.
علامه حلی، حسن بن یوسف بن علی بن مطهر، تبصره المتعلین فی احکام الدین، الاداب، نجف، 1380 ه. ق.
علامه حلی، حسن بن یوسف بن علی بن مطهر، تذکره الفقها، چاپ سنگی، [بی جا: بینا: بیتا] 75. علامه حلی، حسن بن یوسف بن علی بن مطهر، موسسه آل بیت لاحیاء التراث، اول، 1414ق- 1372ش.
علامه حلی، حسن بن یوسف بن علی بن مطهر، قواعد الاحکام، چاپ افست، منشورات الراضی، قم 1404 77. علامه حلی، حسن بن یوسف بن علی بن مطهر، مختلف الشیعه فی احکام الشریعه، دفترتبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، اول، 1415.
غروی سید محمد، مازح، یاسر، الفقه علی المذاهب الاربعه و مذهب اهل البیت علیهمالسلام . دارالثقلین، بیروت، اول، 1419- 1998.
فاضل لنکرانی، محمد، جامع المسائل استفتاات، دارالعلم، دهم، 1380.
فاضل مقداد، عبدالله سیوری حلی، التصنیع الرائع لمختصر الشرایع، مکتبه آیت الله المرعشی قم، ا ول، 1404 81. کنزاالعرفان فی القرآن، المکتبه المرتضویه لاحیاء الاثار الجعفریه، 1343ش- 1384ق 82. قرائتی، محسن، تفسیرنور، موسسه درراه حق، قم، 1374.
قرطبی، محمدبن احمدبن رشد، بدایه المجتهدو نهایه المقتصد، الاستقامه، قاهره 1952-1371 84. قرشی، سیدعلی اکبر، قاموس القرآن، دارلکتب الاسلامیه، دوازدهم، 1376.
قمی ابن بابویه، حسن بن علی ابوجعفرمحمد( الشیخ صدوق)، علل الشرایع، چاپ سربی، مکتبه طباطبایی، قم، 1378 ق.
من لا یحضره الفقیه، للطباعه والنشر، بیروت، دوم، 1413ه- 1992. م.
قمی، عباسی، سفینه البحارو مدینه الحکم و الاثار، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، اول، 1420 ه. ق.
قمی، میرزاابوالقاسم، جامع الشتات، سازمان انتشارات کیهان، اول - 1375.
ک. پلاتونف، روان شناسی درباره مغناطیس حیوانی، رزم آزما، کتابخانه گوتمبرگ.
کرکی، علی بن حسین، (محقق ثانی)، جامع المقاصدفی شرح القواعد، موسسه آل بیت علیهمالسلام لاحیاء التراث بیروت، اول 1411- 1999.
کلینی، ابی جعفرمحمدبن یعقوب، اصول کافی، دارالاضواء، اول، 1413ه -1992 92. گنجی، حمزه، روان شناسی تفاوتهای فردی، بعثت، تهران، 1364.
گلپایگانی، سیدمحمدرضا، توضیح المسائل، دارالقرآن الکریم، قم، 1368.
گرم آبدشتی، علی رضا، رساله احکام و استفتاات بهداشتی و پزشکی: مطابق با فتوای حضرت آیت الله العظمی بهجت، مشهور، قم، 1380.
گودرزی، فرامرزی، پزشکی قانون، انیشتن، اول، 1377.
لوشر، ماکس، روانشناسی رنگها، لیلامهرادبی، حسام، اول، 1370.
متقی، علی بن حسام الدین، کنز العمال فی سنن الاقوال و الافعال، اول، 1390ه-1978م.
مرتضویان (فارسانی) کمال، تاثیر نگاه، چاپ سربی، تهران، 1380.
مروارید، علی اصغر، سلسله الینابیع الفقهیه، موسسه فقه
الشیعه. الدارالاسلامیه، بیروت، اول، 1410ق-1990 م.
مروج، حسین، اصطلاحات فقهی، بخشایش، قم، اول، 1379.
مجد، محمد، روان شناسی زن ومرد، انسان دردو جلوه، مکیال، تهران، اول، 1378.
مجلسی، محمد باقر، بحارالانوارالجامعه لدرر اخبارالائمه الاطهار، موسسه الوفاء، لبنان، بیروت، سوم، 1983م- 1403ق.
محبی سیده فاطمه، علی عسکری فاطمه، مجموعه مقالات همایش زن و سینما، سفیر صبح، اول، 1379.
محدثی، جواد، چشم دل، دفترانتشارات حوزه علمیه قم، اول، تابستان 1376.
محدثی، جواد، ،نگاه تا نگاه، نشر نهال، اول1376.
محقق داماد، سید مصطفی، قواعد فقه (بخش مدنی 2 )، سمت، اول، بهار، 1374 107. محقق حلی، نجم الدین جعفر بن حسن، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، دارالهدی للطباعه و النشر، قم، سوم، 1403ق. 1983م.
محقق حلی، نجم الدین جعفر بن حسن، المختصر النافع فی فقه الامامیه، دارالکتب العربی، مصر.
محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، دارالحدیث، قم، اول، 1416.
محمودی، سید محسن، مسائل جدیداز دیدگاه علماو مراجع تقلید، علمی فرهنگی صاحب الزمان(عج)، دوم، 1380.
مصطفوی، سید محمد کاظم، القواعد مائه قاعده فقهیه معنا ومدرکا و موردا، موسسه النشر الاسلامی، دهم، 1412.
مطهری، احمد، مستند تحریر الوسیله کتاب القضاء، موسسه النشر الاسلامی التابعه لجماعه المدرسین فی الحوزه العلمیه، قم، 1405- 1363.
مطهری، احمد، مستندتحریر الوسیله کتاب النکاح، خیام، قم، 1400 ه. ق.
مطهری، مرتضی، مساله حجاب انجمن اسلامی پزشکان، تهران، 1353 115. معادیخواه، عبدالمجید، فرهنگ آفتاب، فرهنگ تفضیلی مفاهیم نهج البلاغه، تهران، اول، 1372 116. معصومی، سید مسعود، احکام علاقات المراه مع الرجل و مسائلهما الاجتماعیه، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، اول، 1415.
معین الاسلام، مریم، طبیبی، ناهید، روان شناسی زن درنهج البلاغه، تربیت، تهران، سازمان، تبلیغات اسلامی، قم، اول، پائیز، 1380.
مغنیه، محمدجواد، الفقه علی المذاهب الخمسه، دارالتعارف، المطبوعات، هفتم، 1402- 1982.
مقدسی اردبیلی، احمدبن حسن بن علی ، زبده البیان فی احکام القران المکتبه المرتضویه، تهران.
موسایی، میثم، چهل حدیث نگاه، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، اول، 1373.
موسسه تحقیقات و برنامه ریزی علمی و آموزشی، مرکز خدمات کتابداری، فهرست مستند اسامی مشاهیر و مولفان، 1356.
موسسه تحقیقاتی و اطلاع رسانی خانه کتاب ایران، واحد معجم، المعجم المفهرس لالفاظ احادیث وسائل الشیعه، جلوه پاک، تهران، 1374
موسسه دائره معارف الفقه الاسلامی طبق مذاهب اهل البیت علیهمالسلام و مرکز الغدیر للدراسات الاسلامیه، معجم فقه الجواهر، الغدیر، اول، 1419ه-1998م.
موسوی اردبیلی، سید عبدالکریم، فقه الحدود والتعررات، مکتبه امیرالمومنین، دارالعلم مفیده، قم، اول، 1413.
موسوی اصفهانی، سید ابو الحسن، وسیله النجات، مرتضویه، پنجم، نجف.
موسوی عاملی، سید محمد بن علی، مدارک الاحکام، فی شرح شرایع الاسلام، موسسه آل البیت، لاحیاء التراث، بیروت، اول، 1411- 1990.
مومن، محمد، کلمات سدیده فی مسائل جدیده، موسسه النشرالاسلامی، اول، قم، 1415ه.
نراقی، احمدبن مهدی، مستند الشیعه فی احکام الشریعه، موسسه آل البیت علیهمالسلام لاحیاءالتراث- مشهد، اول، 1417.
نرمان ل. مان. اصول روانشناسی، محمود صناعی، اندیشه، تهران.
نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، موسسه المرتضی العالمیه، دارالمورخ العربی، بیروت، اول، 1412ه. 1992.
نجفی، مصطفوی، صالحی، مسعود، فردوسی، ، مسعود، فقه الطبیب، معاونت امور فرهنگی حقوق و مجلس وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی، اول
نوری طبرسی، میرزاحسین، مستدرک الوسایل، چاپ افست، المکتبه الاسلامیه، تهران، دارالمکتبه العلمیه، نجف، 1383.
ورام، مسعود بن عیسی، تنبیه الخواطرونزهه النواظر، مکتبه الفقیه، قم، دارصعب، بیروت.
هاشمی، رکاوندی، سیدمجتبی، مقدمهای بر روانشناسی زن، اول، بهار، 1370 .
هیتی حموی، علی بن عطیه، عرائس الغررو غرائس الفکرفی احکام النظر، دارالقلم، دمشق، د ارالشامیه، بیروت، اول 1990-1410.
فهرست مجلات و روزنامهها
سال ششم، شماره 22.
علوی قزوینی، سید علی، تلقیح مصنوعی ازدیدگاه شریعت و قانون، مجله نامه مفید، دارالعلم مفید، اول، قم، شماره 3، 1374.
قائم مقامی، سید محمد، راهبرد موضوعی دستور حجاب در سینما، مجموعه مقالات همایش «زن و سینما»، سفیر صبح، تهران، اول، 1379.
کریمی، عبدالعظیم، اکسیر نگاه درتربیت، مجله تربیت، سال دوازدهم، شماره پنجم، 1358.
محمدی نوری زاد، چشم یوسف، مجموعه مقالات همایش «زن و سینما»، سفیر
صبح، تهران، اول، 1379.
فهرست مقالات اینترنتی
ثابت قدم وحید، حسین، نگاهی نو به ثابت شدن ماه د رافقهای گوناگون، Hawzah.net.www.
فقیهی، سید احمد، حجاب د رقرآن، .Hawzah.net.www
عابدینی، احمد، پوشش بانوان دربرابر مردان نامحرم، .www.Balagh.net
نعمتی، نرجس السادات نعمتی، حجاب از دیدگاه فقهای متأخر، .www.Balagh.net