ghaemiyeh.com
سرشناسه : قاضيعسكر، علي، ۱۳۲۵ -
عنوان و نام پديدآور : آداب سفر و زيارت عتبات عاليات/علي قاضيعسكر .
مشخصات نشر : تهران: مشعر، ۱۳۸۷.
مشخصات ظاهري : ۸۷ص ۲۱ × ۱۲ سم.
شابك : ۱۲۰۰۰ ريال 978-964-540-98-7
وضعيت فهرست نويسي : فيپا
يادداشت : كتابنامه بهصورت زيرنويس .
موضوع : زيارتگاههاي اسلامي -- عراق -- راهنماها.
موضوع : زيارت -- آداب و رسوم .
رده بندي كنگره : BP۲۶۲/ق۲۳آ۴ ۱۳۸۷
رده بندي ديويي : ۲۹۷/۷۶
شماره كتابشناسي ملي : ۱۲۱۲۲۸۱
همه ساله هزاران انسان شيفته أهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام با قلبى سرشار از عشق و اميد، از خانه و كاشانه خود دل كنده، راهىِ اماكن زيارتى و مراقد پاك معصومان و پيشوايان الهى مىشوند تا روح و جان خويش را با آنان پيوند زده، زمينه را براى دستيابى به كمال و قُرب پروردگار فراهم سازند.
حضور در اين اماكن مقدس، از يك سو تجديد عهد با پيشوايان دين است، كه جملاتى چون: ( «مُحَقِّقٌ لِمَا حَقَّقْتُمْ، مُبْطِلٌ لِمَا أَبْطَلْتُمْ» و يا «سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ، مُحِبٌّ لِمَنْ أَحْبَبْتُمْ، مُبْغِضٌ لِمَنْ أَبْغَضْتُمْ»؛ آنچه را شما حق مىدانيد من نيز حق مىدانم، و آنچه را شما باطل مىدانيد من باطل مىدانم، با آن كه شما درصلح و سازش هستيد، من نيز هستم و با آن كه شما مىستيزيد، من نيز سر ستيز دارم، آن كه را شما دوست داريد، دوست مىدارم و آن كه را شما دشمن
داريد، من نيز دشمن مىشمارم.)
گوياى اين حقيقت است و از سوى ديگر، از روز مرّه گى و آلودگى به گناه فاصله گرفتن و خود را در اقيانوس رحمت و مغفرت الهى شستشو دادن و با توبه از گناه و معصيت رهيدن است.
زائر در اماكن زيارتى، قطره وجود خود را به اقيانوس رحمت حق پيوند مىزند و با روحى سرشار از شادى، طراوت و اميد نسبت به آينده، به خانه و كاشانه خويش بر مىگردد تا زندگى جديدى را آغاز كند و از آلودگى و ناپاكى دور باشد.
زائر، با اين سفر معنوى، از زندگى تكرارى و بىثمر فاصله مىگيرد و با ارتقاى فكر و انديشه و تقويت ايمان و باورهاى دينى، با ارادهاى استوار، موانع كمال را از سر راه بر مىدارد تا به حقيقتِ هستى، كه كمال مطلق است برسد:
«إِلَهِي هَبْ لِي كَمَالَ الانْقِطَاعِ إِلَيْكَ، وَ أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِيَاءِ نَظَرِهَا إِلَيْكَ، حَتَّى تَخْرِقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ إِلَى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ ...»
«خداوندا! بريدن كامل از خلق و پيوستن به خود را بر من عنايت فرما و ديدههاى دلمان
را به نور توجهشان به سوى خود روشن گردان تا ديدههاى قلبها، پردههاى نور را بدرد و به مخزن اصلى بزرگى و عظمت دست يابد ...»
آرى، زيارتى كه همراه با معرفت و تحوّل نباشد، زيارت نيست و اگر زيارت تأثيرگذارى لازم را ندارد، دليلش را در فاصله گرفتن از اهداف زيارت بايد جستجو كرد.
اگر زائر به پيشوايان خود، تنها به ديده حاجت دهنده بنگرد، طبيعى است كه نمىتواند به اهداف زيارت دست يابد.
بنابراين اگر بتوانيم فرهنگ زيارت را در ميان امت اسلامى حاكم كنيم و پيشوايان دين را، كه الگو و واسطه فيض الهى هستند، وسيلهاى براى رهايى خود از دام گناه و معصيت و آشنايى با ارزشها و فضايل اخلاقى و انسانى بدانيم، بهخوبى تأثير زيارت را در جامعه خواهيم ديد و اين چشمه حيات بخشِ هميشه جارى، روح اميد و نشاط و ايمان را به جامعه دينى و اسلامى ما منتقل و حيات طيبّه را به همگان هديه خواهد داد.
آداب سفر و زيارت، آماده كردن زائر براى اين هدف بزرگ است.
اين آداب، به زائر مىآموزد كه:
چگونه حركت كند،
به دنبال چه هدفى باشد،
با همراهان و همسفران چگونه رفتار نمايد،
با پيشوايان چگونه سخن بگويد،
و سرانجام با چه توشهاى باز گردد.
نگارنده در سالهاى گذشته توفيق يافته است اثرى با نام (آداب سفر حج) تنظيم كند و در اختيار علاقمندان قرار دهد كه- سپاس خداى را- مورد استقبال قرار گرفت و بيش از ده بار چاپ شد. اكنون با الهام از همان اثر و استفاده از مشتركات آن، كتاب حاضر (آداب سفر عتبات عاليات) را فراهم نموده، آداب زيارت حسينبن على عليهما السلام و ديگر پيشوايان مدفون در عراق را نيز به آن افزودم تا راهنماى معنوى جويندگان طريق حق و علاقمندان به مكتب اهل بيت عليهم السلام در اين سفر نورانى باشد.
اميد است فرهيختگان، عالمان و خوانندگان محترم، كاستىهاى احتمالى را همراه با پيشنهادهاى ارزشمند خود، براى ما ارسال كنند تا ان شاء اللَّه در چاپهاى بعدى، مورد توجه و استفاده قرار گيرد.
مؤلف
سير و سفر با انگيزههاى دينى و عقلانى از ديدگاه اسلام، امرى پسنديده و پذيرفته شده است. خداوند در قرآن كريم مردم را به سير و سفر در روى كره خاكى دعوت نموده و از آنان خواسته است تا با مسافرت به گوشه و كنار جهان، در تاريخ و سرنوشت نهايى ملّتها بيانديشند و از حوادث، رخدادها و خوب و بد زندگى امتهاى پيشين عبرت بگيرند:
«أَوَ لَمْ يَسِيرُوا فِي اْلأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذِينَ كانُوا مِنْ قَبْلِهِمْ كانُوا هُمْ أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ آثاراً فِي اْلأَرْضِ فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ وَ ما كانَ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ واقٍ» «(1)»
«آيا در زمين گردش نكردهاند تا به ديده عبرت بنگرند فرجام كسانى را كه پيش از
1) غافر: 21
آنان مىزيستند و پيامبران را تكذيب كردند چگونه شد. آنان بسيار نيرومندتر از اينان بودند و بناهايى كه آنها در زمين بر جاى گذاشتند، از بناهايى كه اينان دارند بسيار استوارتر بود، اما خدا آنان را به گناهانشان گرفت و هلاكشان ساخت و هيچ كس نبود آنان را از عذاب خدا نگاه دارد.»
پيشوايان معصوم عليهم السلام نيز مردم را به سفر رفتن تشويق كردهاند، در حديثى به نقل از رسول خداصلى الله عليه و آله آمده است:
«لَو يَعْلَمُ النّاسُ رَحْمَةَ اللَّهِ لِلْمُسافِرِ لأَصْبَحَ النّاسُ عَلى ظَهْرِ سَفَرٍ، انَّ اللَّهَ بَالْمُسافِرِ رَحيمٌ». «(1)»
«اگر مردم شفقت و رحمت خدا به مسافر را مىدانستند، همگى اقدام به مسافرت مىكردند، همانا خداوند به مسافران مهربان است.»
شيخ طوسى رحمه الله نيز در امالى خود مىنويسد: يحياى حَلّا گفت: از بُشر شنيدم كه به همنشينان خود مىگفت:
1) مجموعه ورّام، ج 2، ص 33
«سياحت و گردش كنيد، زيرا آب چون حركت كند پاكيزه و سالم ماند و اگر بايستد دگرگون شده و زرد مىشود.» «(1)»
گرچه هر سفرى بايد با قصد الهى و توكل بر خدا انجام شود، ليكن از مجموعه رواياتى كه در زمينه سفرهاى زيارتى نقل شده، مىتوان به خوبى دريافت مسافر در اينگونه مسافرتها، بايد با انگيزهاى خاص و به منظور تقويت بنيه ايمانى خود و الگوگيرى از چهرههاى تابناك دين و ايجاد تغيير و تحوّل روحى و اخلاقى به سفر زيارتى برود، و سفر را با انگيزههاى مادّى و غير دينى آلوده نسازد تا بتواند از سفر خود بهره و نصيبى داشته باشد.
يكى از انگيزههاى سفر، دستيابى به آرامش روحى و روانى و رفع اضطراب و افسردگى و نيز خستگىهاى جسمانى است، يكسره كار كردن و تفريح و استراحت نكردن سبب فرسودگى جسم و جان انسان مىشود و نشاط كارى را از او مىگيرد.
رسول اكرمصلى الله عليه و آله در آموزههاى خود به بشريت، اين
1) امالى شيخ طوسى، ص 389.
امر مهم را مورد توجه قرار داده و فرمودهاند:
«سافِروُا تَصِحُّوا ...». «(1)»
«سفر كنيد تا تندرست شويد.»
در حديثى ديگر نيز فرمود:
«إِذا أَعْسَرَ أَحَدُكُمْ فَلْيَخْرُجْ وَ لَايَغُمَّ نَفْسَهُ وَ أَهْلَهُ». «(2)»
«هنگامى كه يكى از شما در مضيقه و تنگناى زندگى قرار گرفت، پس بايد [از محيطى كه در آن قرار دارد] خارج گردد و خود و خانوادهاش را غمگين و ناراحت نكند.»
امامصادق عليه السلام نيز آنگاه كه اوصاف افراد داراى ايمان كامل را بيان مىفرمايد، يكى از ويژگىهاى آنان را در يك جا نماندن و در روى زمين جابجا شدن و مسافرت كردن برشمرده و مىفرمايد:
«الْمُنْتَقِلَةُ دِيارُهُمْ مِنْ أَرْضٍ إِلى أَرْضٍ «(3)»».
همچنين در اشعار منسوب به امير مؤمنان على عليه السلام،
يكى از اهداف سفر، غمزدايى از روح و جان آدميان معرفى شده است:
تَغَرَّبْ عَنِ الْأَوْطَانِ فِي طَلَبِ الْعُلَى وَ سَافِرْ فَفِي الْأَسْفَارِ خَمْسُ فَوَائِد
تَفَرُّجُ هَمٍّ وَ اكْتِسَابُ مَعِيشَةٍ وَ عِلْمٌ وَ آدَابٌ وَصُحْبَةُ مَاجِدٍ «(1)»
اخلاص، شرط اساسى در تمامى عبادات است، هر كس عبادتى را براى خودنمايى و ريا و يا دستيابى به امور مادى و دنيايى انجام دهد، از آن عمل هرگز بهره و نصيبى نخواهد برد.
اين اصل مهم به اندازهاى تعيين كننده است كه اگر رزمنده و جهادگرى در ميدان نبرد شركت كند و هدفش دستيابى به غنايم جنگى، انتقامگيرى از دشمن و رسيدن به پست و مقام باشد و در اين راه كشته شود، شهيد به حساب نمىآيد.
همه چيز در گرو نيّت انسان است و با آن ارتباط مستقيم دارد. رسول خداصلى الله عليه و آله فرمود:
1) مستدرك الوسائل، ج 8، ص 115.
«انَّمَا الأَعْمالُ بِالنّياتِ «(1)».»
«جز اين نيست كه كارها به نيتها است. [يعنى بر اساس نيت هر كس، بررسى و پاداش يا جزا داده مىشود.]»
در حديث ديگرى نيز فرمود:
«اذا عَمِلْتَ عَمَلًا فَاعْمَلْ لِلَّهِ خالِصاً، لأَنَّهُ لا يَقْبَلُ مِنْ عِبادِهِ الأَعْمالَ الّا ما كانَ خالِصاً». «(2)»
«هرگاه كارى را انجام دادى، آن را فقط براى خدا انجام ده، زيرا خداوند تنها اعمال خالص را از بندگان خود مىپذيرد.»
بر اين اساس، سالكان اين طريق بايد با نيتى پاك و خالص در اين راه قدم بگذارند، دل به غير خدا نبندند و در زيارت جز قرب و نزديكى حق تعالى چيز ديگرى نخواهند.
دستيابى به اخلاص نيز از طريق مقابله با هواى نفس حاصل مىشود. امير مؤمنان على عليه السلام فرمود:
«كَيْفَ يَسْتَطيعُ الإخْلاصَ مَنْ يَغْلِبُهُ الْهَوى »(3)»
«آن كس كه هوى و هوس بر وى چيره گرديده، چگونه مىتواند به اخلاص دست يابد؟»
نتيجه اين كه زائران بايد سفر را با مبارزه با نفس آغاز و پس از غلبه بر آن، قصد زيارت اولياى خدا كنند تا، به پاداشى غير قابل شمارش دست يابند.
امام عسكرى عليه السلام فرمود:
«لَوْ جَعَلْتُ الدُّنْيا كُلَّها لُقْمَةً واحِدَةً وَ لَقَّمْتُها مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ خالِصاً لَرَأيْتُ انّى مُقَصِّرٌ فى حَقِّهِ». «(1)»
«اگر همه دنيا را يك لقمه كرده، در دهان كسى گذارم كه خدا را از روى اخلاص پرستش و عبادت مىكند، باز مىبينم كه در حق او كوتاهى كردهام»
زائر بايد هزينه سفر و زاد و توشه خود را از مال حلال برگيرد تا توفيق عبادت يابد و بتواند در اماكن
1) بحارالأنوار، ج 70، ص 245، ح 19
مقدس و زيارتگاهها، شيرينى مناجات با خدا را حسّ و از عبادات خود لذّت ببرد.
خداوند در قرآن كريم، به رسولان خود اينچنين دستور مىدهد:
«يا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّباتِ وَ اعْمَلُواصالِحاً إِنِّي بِما تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ». «(1)»
«اى رسولان، از چيزهاى پاكيزه بخوريد و كار شايسته كنيد كه من به آنچه انجام مىدهيد دانا هستم.»
در آيهاى ديگر نيز خطاب به مؤمنان مىفرمايد:
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ وَ اشْكُرُوا لِلَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ». «(2)»
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد، از نعمتهاى پاك و پاكيزهاى كه روزى شما كردهايم بخوريد و خدا را شكر كنيد، اگر تنها او را مىپرستيد.»
استفاده از زاد و توشه حلال و بهرهگيرى از نعمتهاى پاك، وظيفه رسولان و همه مؤمنان و
دلباختگان به خداوند است. و آنها كه اموالشان را از راه حرام و يا شبههناك بهدست آوردهاند، بايد پيش از سفر، دارايى خود را تزكيه كنند، خمس و زكات و ديگر حقوق مردم را بهصاحبان اصلى آن بپردازند، سپس قصد كوى دوست كنند وگرنه، پذيرفته نخواهند شد، گرچه بهصورت ظاهر، جسم آنان در چنين اماكن مقدسى در گردش باشد. امام باقر عليه السلام فرمود:
«مَنْ أَصَابَ مَالًا مِنْ أَرْبَعٍ لَمْ يُقْبَلْ مِنْهُ فِي أَرْبَعٍ:
مَنْ أَصَابَ مَالًا مِنْ غُلُولٍ أَوْ رِبًا أَوْ خِيَانَةٍ أَوْ سَرِقَةٍ لَمْ يُقْبَلْ مِنْهُ فِي زَكَاةٍ وَ لا فِيصَدَقَةٍ وَ لا فِي حَجٍّ وَ لا فِي عُمْرَةٍ». «(1)»
«كسى كه از چهار طريق مالى بهدست آورد، هزينه كردن آن، در چهار چيز پذيرفته نمىشود:
كسى كه مالى را از راه فريب، ربا، خيانت و يا سرقت بهدست آورد و با آن زكات ياصدقه دهد و يا به حج و عمره رود، خداوند از او نمىپذيرد.»
1) امالى صدوق، ص 442.
زائر هرگاه تصميم مىگيرد به زيارت برود، بر اساس توصيه امامصادق عليه السلام، شايسته است آن را به اطلاع برادران دينى خود برساند. آن حضرت به نقل از رسول خداصلى الله عليه و آله فرمود:
«حَقٌّ عَلَى الْمُسْلِمِ إِذَا أَرَادَ سَفَراً أَنْ يُعْلِمَ إِخْوَانَهُ وَ حَقٌّ عَلَى إِخْوَانِهِ إِذَا قَدِمَ أَنْ يَأْتُوهُ». «(1)»
«مسلمانى كه قصد مسافرت دارد، شايسته است برادران خويش را آگاه سازد. بر برادران او نيز لازم است هنگام بازگشت، به ديدن وى بيايند.»
انجام اين دستورالعمل مىتواند ثمرات و بركات فراوانى را بهدنبال داشته باشد؛ يكى از اين بركات، زدودن تيرگىها و كدورتها از دل انسانها است.
افراد بشر به دليل اجتماعى بودن، در زندگى شخصى و اجتماعى خود، گرفتار تضادها و مشكلاتى مىشوند كه در نتيجه، رنجش و نارضايتى ديگران را بهدنبال دارد، همسر، فرزندان، برادران و خواهران، همسايگان، همكاران، مردم كوچه و بازار و ....
1) وسائلالشيعه، ج 11، ص 448، ح 15227
اگر به يكى از اينها ظلمى روا داشته، غيبتى كرده، حقوقى از آنان پايمال نموده، رابطه تلخ و تندى با آنان داشته، ناسزا و دشنامى به آنها داده و ... لازم است پيش از سفر، به عنوان خداحافظى نزد آنان رفته، از آنها حلاليت بطلبد و به آنها بگويد، من عازم زيارت هستم و از آنجا كه نمىخواهم با دل آلوده به كينه و كدورت در محضر پيشوايان دين عليهم السلام حضور يابم لذا اگر حقى بر من داريد، مرا حلال كنيد. من نيز در اين سفر زيارتى شما را دعا خواهم كرد. به يقين با چنين برخوردى، عاطفه طرف مقابل تحريك شده، اشك از ديدگانش جارى مىشود و رضايت مىدهد و در نتيجه فضايى معنوى و الهى به وجود مىآيد. و پس از آن، زمينه براى بهرهگيرى هر چه بيشتر از زيارت، فراهم مىشود؛ زيرا زائر تصميم گرفته در اين سفر، قلب خود را لبريز از محبت خدا كند. اگر كدورت و كينه نسبت به مردم بخشى از قلب را پر كرده باشد، تنها بخش خالى آن ظرفيت خواهد داشت ولى اگر آن قسمت پر شده از كينه، خالى شود، به يقين جاى بيشترى براى ذخيره معرفت و عشق بهحق فراهم مىآيد.
توجه به اين نكته مهم ضرورى است كه در بسيارى اوقات، شيطان مانع ايجاد كرده، انسان را وسوسه مىكند كه اگر نزد ديگران برود و طلب حلاليّت نمايد،
ممكن است سبب حقارت و كوچكى او شود و متأسفانه همين وسوسههاى شيطانى، انسان را از دستيابى به يك نعمت بزرگ محروم مىسازد.
خودشكنى و پرهيز از كبر و غرور، زمينه پاكى از گناه و آمرزش را فراهم مىآورد. اگر زائر خودشكنى را پيش از سفر آغاز نكند، بهره لازم را نخواهد برد.
بنابراين، بر زائر لازم است از اقوام و دوستان و همسايگان و همكاران خود حلاليت بخواهد و سپس عازم ديار نور شود.
در زندگى جمعى، مشكلات كمترى وجود دارد و درصورت بروز آن، با همكارى ديگر همسفران، مشكلات راحتتر حل مىگردد. خوشبختانه در سفرهاى زيارتى، مردم بهصورت كاروانى حركت مىكنند و در نتيجه با مشكلات تنهايى سفر كردن روبهرو نيستند. ليكن مسافرتهاى جمعى نيز مشكلات مخصوص به خود را دارد كه پيشوايان اسلام براى رفع آن، راه حلهاى زيبا و مناسبى را ارائه دادهاند.
از جمله اين راهحلها، انتخاب يكنفر بهعنوان مسئول و مدير اجرايى سفر است تا در لحظات تصميمگيرى، دچار ترديد و دودلى نشوند، اختلافات
تشديد نگردد و بتوانند بهراحتى تصميمگيرى نموده، به اهداف سفر نائل شوند. رسول خداصلى الله عليه و آله در اين باره فرمود:
«إذا خَرَجَ ثَلاثَةٌ في سَفَرٍ، فَلْيُؤَمِّروا احَدَهُمْ». «(1)»
«هنگامى كه سه نفر با يكديگر به قصد مسافرت خارج مىشوند، بايد يكنفر را از ميان خود، به سرپرستى برگزينند.»
اصحاب رسول خداصلى الله عليه و آله نيز چنين عمل مىكردند و درباره فرد منتخب مىگفتند: «اين سرپرستى است كه رسول خداصلى الله عليه و آله تعيين كرده است.» «(2)»
نافع مىگويد: در سفرى كه با ابوسلمه و افراد ديگرى همراه بوديم، به او گفتم: امير ما در اين سفر تويى. «(3)»
همچنين از عبداللَّه مروزى نقل شده كه ابوعلى الرِّباطى در سفرى با او همراه شد. عبداللَّه به او گفت: تو فرمانده مىشوى يا من؟
ابوعلى گفت: تو فرمانده باش.
از آن پس عبداللَّه توشه سفر خود و ابوعلى را بر دوش حمل مىكرد، تا آن كه شبى باران شروع به باريدن كرد و عبداللَّه در تمام شب، بالاى سر رفيق و همراهش ايستاد و عبايى روى سر او گرفت تا باران روى او نريزد.
ابوعلى بارها مىگفت: براى خدا، براى خدا، اين كار را نكن و عبداللَّه پاسخ داد: مگر نگفتى فرماندهى از آن تو است؟ پس از گفته خود برنگرد و مرا مجبور مكن. ابوعلى مىگويد:
دوست داشتم مىمردم و به او نمىگفتم تو امير باش. «(1)»
انتخاب فردى بااخلاق، مدبّر، باحوصله و پركار براى مديريت و اداره كارها در مراحل مختلف سفر، همچون زمان حركت، تقسيم اتاقها، كيفيت پخت و تقسيم غذا، و برنامهريزى براى كارهاى ديگر تا بازگشت به وطن، مىتواند از مشكلات و درگيرىها و نزاعهاى احتمالى جلوگيرى كند و سفر را براى مسافران شيرين سازد.
فرد منتخب نيز بايد خود را خدمتگزار مردم بداند و با تمام وجود، در خدمت زائران باشد. پيامبرصلى الله عليه و آله فرمود:
1) محجة البيضاء، ج 4، ص 59
«سيِّدُ الْقَوْمِ خادِمُهُمْ فِي السَّفَرِ». «(1)»
«بزرگ هر قوم و ملّتى، خدمتگزار آنها در سفر است.»
رسول خداصلى الله عليه و آله و اهل بيت عليهم السلام به مسافران سفارش كردهاند كه تنها به مسافرت نروند و پيش از سفر، براى خود همراهى انتخاب كنند تا همديگر را در لحظات حساس سفر يارى داده، از خستگى و تنهايى به درآيند و مددكار يكديگر باشند. رسول خداصلى الله عليه و آله فرمود:
«الرَّفِيقَ ثُمَّ السَّفَرَ». «(2)»
«اوّل [انتخاب رفيق و همراه، سپس مسافرت.»
همچنين امامصادق عليه السلام به نقل از پدران خود، از على بن ابىطالب عليه السلام نقل مىكند كه فرمود:
مردى نزد رسول خداصلى الله عليه و آله آمده و عرض كرد:
مىخواهم خانهاى بخرم، چه دستور مىدهيد؟ در ميان كدام يك از قبيله «جهينه»، «مزينه»، «ثقيف» و يا «قريش» خانه تهيه كنم؟ حضرت به او فرمود:
«الْجَوارُ ثُمَّ الدَّارُ وَالرَّفيقُ ثُمَّ السَّفَر». «(1)»
«ابتدا همسايه سپس خانه، و اول رفيق سپس سفر.»
على بن ابىطالب عليه السلام در نهج البلاغه به امام مجتبى عليه السلام مىفرمايد:
«سَل عَنِ الرَّفيق قَبلَ الطَّريق». «(2)»
«پيش از راه و حركت، از همراه پرسش كن.»
لقمان حكيم نيز همين توصيه را به فرزندش دارد. «(3)»
همچنين به نقل از امام كاظم عليه السلام، يكى از وصاياى رسول خداصلى الله عليه و آله به على بن ابىطالب عليه السلام اين بود:
«لا تَخْرُجْ فِي سَفَرٍ وَحْدَكَ، فَإِنَّ الشَّيْطَانَ مَعَ الْوَاحِدِ، وَ هُوَ مِنَ الاثْنَيْنِ أَبْعَدُ ...». «(4)»
«به تنهايى مسافرت مكن؛ زيرا شيطان همراه فردِ تنها است و او [شيطان از دو نفر دورتر است.»
نيز در حديث ديگرى، رسول خداصلى الله عليه و آله سه نفر را لعنت كرده است:
«الْآكِلَ زَادَهُ وَحْدَهُ وَ النَّائِمَ فِي بَيْتٍ وَحْدَهُ وَ الرَّاكِبَ فِي الْفَلاةِ وَحْدَهُ». «(1)»
«كسى كه تنها غذا بخورد، و آنكس كه تنها در خانهاى بخوابد و كسى كه در دشت، به تنهايى سفر كند.»
همچنين اسماعيل بن جابر مىگويد:
در مكه خدمت امامصادق عليه السلام بودم كه مردى از اهالى مدينه وارد شد.
حضرت از وى پرسيد: چه كسى همراه تو بود؟
پاسخ داد: هيچ كس همراه من نبود!
امامصادق عليه السلام فرمود: اگر همراهى مىداشتى، من ادب تو را مىستودم. سپس فرمود: يكنفر شيطان است، دو نفر نيز شيطانند «(2)
« ايّاكم و الفرقة فانَّ الشاذ من النّاس للشيطان كما انّ الشاذ من الغنم للذّئب»؛ همانگونه كه گوسفندِ تنها طعمه گرگ مىشود، انسانى هم كه تنها به مسافرت مىرود، در معرض حوادث و بلاها و توطئههاى شيطانى قرار مىگيرد. نهج البلاغه، صبحى صالح، ص 184؛ بحارالأنوار، ج 33، ص 372
» و سه نفر همراه و چهار نفر رفيقاناند.از مجموع اين روايات بهخوبى مىتوان فهميد كه پيشوايان دينى، مردم را از تنها سفر كردن منع و آنان را به مسافرت دستهجمعى ترغيب نمودهاند. بديهى است كسى كه بر اساس ضرورت، گاهى مجبور مىشود تنها غذا بخورد يا در خانهاى تنها بخوابد و يا تنها سفر كند، هرگز مورد لعن قرار نمىگيرد. بلكه تنها كسانى كه مىتوانند و چنين نمىكنند، مخاطبان اين روايتاند.
اگر نگاهى گذرا به مسافرت در گذشته داشته باشيم، به خوبى مفهوم اين توصيهها را درك مىكنيم؛ زيرا درگذشته عوامل بسيارى مانند بدى آب و هوا، نبود جادههاى مناسب، ناامنى در جادهها، نبود امكانات رفاهى و آب و غذا در طول مسير، نبود مركب مناسب و ... جان مسافرانِ تنها را تهديد مىكرد، علاوه بر آن، ايجاد اضطراب و وحشت و در نهايت افسردگى، از ديگر نتايج سفرهاى فردى بود. بنابراين پيشوايان معصوم عليهم السلام براى پيشگيرى از اينگونه عوارض، به مردم توصيه كردهاند تنها مسافرت نكنند.
انتخاب همسفران شايسته و همشأن، يكى ديگر از آداب سفر است. بنابراين مناسب است كسانى كه از نظر
سلوك و خصوصيات رفتارى و سطح زندگى با يكديگر همگون هستند، در يك كاروان ثبتنام نموده و با هماهنگى مدير كاروان، آنها كه با هم سنخيت بيشترى دارند، در يك اتاق جاى گيرند. امام باقر عليه السلام در اين باره فرمود:
«إِذَاصَحِبْتَ فَاصْحَبْ نَحْوَكَ، وَ لا تَصْحَبْ مَنْ يَكْفِيكَ فَإِنَّ ذَلِكَ مَذَلَّةٌ لِلْمُؤْمِنِ». «(1)»
«هنگامى كه با كسى همراه و همسفر شدى، پس با مثل خودت همراه شو و با آنكس كه زندگى تو را اداره مىكند همسفر مشو كه اين كار، موجب ذلت مؤمن است.»
همچنين براى اينكه زائر در جمع همراهان تحقير نشود، نبايد با كسانى كه براى او قدر و منزلتى قائل نيستند همسفر شود. امام على عليه السلام در اين زمينه فرمود:
«لا تَصْحَبَنَّ فِي سَفَرِكَ مَنْ لا يَرَى لَكَ مِنَ الْفَضْلِ عَلَيْهِ كَمَا تَرَى لَهُ عَلَيْكَ». «(2)»
«با كسى كه در تو فضيلتى نسبت به خود احساس نمىكند و تو نيز در او فضيلتى
نسبت به خود نمىبينى، در سفر همراه مشو.»
امامصادق عليه السلام نيز فرمود:
«إصْحَبْ مَنْ تَتَزَيَّنُ بِهِ وَ لا تَصْحَبْ مَنْ يَتَزَيَّنُ بِكَ». «(1)»
«با كسى همسفر شو كه موجب افتخار و زينت تو باشد و با آنكس كه تو باعث افتخار او باشى همراه مشو.»
فردى به نام شهاب بن عبدربّه مىگويد: به امامصادق عليه السلام عرض كردم:
شما از حال من آگاهيد و دست و دلبازى و بذل و بخششم را نسبت به برادران دينىام مىدانيد، آيا مىتوانم با بعضى از آنها در راه مكه همراه شوم و به آنان بذل و بخشش كنم؟ حضرت فرمود:
«اى شهاب، چنين مكن. اگر تو آنچه دارى بر آنان ببخشايى و آنان نيز در هزينه كردن زيادهروى كنند، به آنان ستم كردهاى، و [اگر تو ببخشايى و آنان از خرج كردن خوددارى كنند، آنها را ذليل كردهاى، پس با امثال خود همسفر شو.» «(2)»
حسين بن ابىالعلا نيز گويد:
همراه با بيست و چند مرد، به طرف مكه حركت كرديم، در ميان راه، در هر منزلى گوسفندى براى آنان قربانى مىكردم، پس زمانى كه به محضر امامصادق عليه السلام شرفياب شدم، آنحضرت خطاب به من فرمود:
اى حسين، مؤمنان را خوار و ذليل مىكنى؟
گفتم: از چنين كارى به خداوند پناه مىبرم!
حضرت فرمود: به من خبر رسيده است كه در هر منزلى براى آنان گوسفندى كشتهاى!
گفتم: قصدى جز رضاى خدا نداشتم.
حضرت فرمود: آيا ندانستى در ميان همراهان تو، كسانى هستند كه دوست دارند مانند تو عمل كنند، ليكن به دليل نداشتن توانايى مالى، نمىتوانند و در نتيجه احساس كوچكى و حقارت مىكنند؟
گفتم: از خداوند طلب مغفرت مىكنم و از اين پس چنين نخواهم كرد. «(1)»
رعايت اين نكته اخلاقى باعث مىشود افراد كاروان و همسفران، از چشموهمچشمى و ايجاد تنشهاى روحى و اخلاقى پرهيز نموده، در محيطى
1) وسائل الشيعه، ج 11، ص 415، ح 15142
سالم و آرام به سر ببرند و بيشتر به دنبال كسب معرفت و بهره معنوى باشند.
در سفرهاى زيارتى، دوستانِ ديندار و عاشقِ خداوند، در ترغيب و تشويق همراهان به عبادت و بهرهورى بيشتر از سفر، سهم مؤثر و به سزايى دارند.
گاهى شيطان زائران را وسوسه نموده، به خواب و استراحتِ بيشتر فرا مىخواند، ليكن دوستصميمى و ديندار، با رفتار و گفتار خوبِ خود، همسفران را به حركت واداشته، شيطان را در دستيابى به اهداف خود ناكام مىكند.
از اينرو، در روايات به مؤمنان توصيه شده تا دوستانى را براى خود برگزينند كه يار و ياور آنان در انجام كارهاى خير باشند. رسول خداصلى الله عليه و آله فرمود:
«بهترين برادرت كسى است كه تو را به پيروى از خدا كمك نموده، از نافرمانى او بازدارد و تو را به خشنود ساختن او وادار كند.» «(1)»
همچنين امام على عليه السلام نيز فرمود:
1) المحبة في الكتاب و السنه، ص 109، ح 462
«بهترين برادرت كسى است كه بهسوى خير شتاب كند و تو را نيز به دنبال خود بكشد و به نيكى فرمان دهد و بر انجام آن ياريت رساند.» «(1)»
بنابراين، سزاوار است زائران، همراهان خود را به حضور بيشتر در حرمها و اماكن زيارتى و خواندن قرآن و نماز و دعا و نيز كمك و يارى همسفران و ديگر امور خير تشويق نموده، خود نيز در انجام اين كارها پيشقدم گردند.
يكى از مستحبات سفر، وصيت كردن پيش از سفر است. در گذشته مسافرت هميشه با خطر همراه بوده است، راههاى بد و ناهموار، دزدان مسلح، نبود بهداشت، ناامنى راهها و نداشتن امكانات مناسب بين راهى، هميشه تلفات انسانى زيادى را به دنبال داشته كه نمونههاى آن را در سفرنامهها مىتوان يافت.
در عصر حاضر نيز كه بسيارى از مشكلات گذشته حل گرديده، مسائل ديگرى از قبيل سيل و زلزله، نقص فنى هواپيماها و اتومبيلها، خطاهاى نيروى انسانى و
1) المحبة في الكتاب و السنه، ص 478
رانندگان هنگام رانندگى، تصادف اتومبيلها با يكديگر و با عابران پياده و ... امنيت را از انسانها در هوا و زمين سلب كرده است و هيچ مسافرى از آينده خود خبر ندارد و نمىتواند پيشبينى كند آيا سالم از سفر برمىگردد يا نه؟
از اين رو اسلام به مسافران توصيه كرده است تا پيش از سفر، وصيّتنامهاى تنظيم و مسائل خود را در آن بهصورت شفاف بيان كنند تا درصورتى كه حادثهاى اتفاق افتاد، بازماندگان گرفتار مشكل نشوند.
رسول خداصلى الله عليه و آله درباره اهميّت وصيّت فرمود:
«ما يَنْبَغى لِامْرَءٍ مُسْلِمٍ انْ يَبيتَ لَيْلَةً الّا وَوَصيّتُهُ تَحْتَ رأسِهِ». «(1)»
«بر انسان مسلمان سزاوار نيست شب سر بر بالين بگذارد مگر آن كه وصيّتنامه او زير سرش باشد.»
و در حديثى ديگر فرمود:
«مَنْ ماتَ بِغَيْرِ وَصِيَّةٍ ماتَ ميتَةً جاهليَّةً». «(2)»
«كسى كه بدون وصيت بميرد، به مرگ جاهلى مرده است.»
از اين رو امامصادق عليه السلام به مسافران توصيه فرمود:
«مَنْ رَكِبَ راحِلَةً فَلْيوُصِ». «(1)»
«كسى كه بر وسيله نقليهاى سوار مىشود، بايد وصيت كند.»
نيز امام على بن موسى الرضاصلى الله عليه و آله به مسافران و زائران خانه خدا توصيه فرموده است:
«وَاجمَعْ اهلَكَ وَصَلِّ رَكْعَتَين، و مجِّدِ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ، وَصَلِّ عَلَى النَّبىصلى الله عليه و آله وَارْفَع يَدَيكَ الَى اللَّهِ تَعالى وَ قُلْ: اللّهُمَّ انّى اسْتَودِعُكَ اليومَ دينى وَنَفْسى وَمالى وَأهلى وَوَلَدى وَ جَميعِ جيرانى وَاخوانِنَا المُؤْمنين، الشَّاهد مِنّا وَالغائب عَنّا». «(2)»
«هنگام حركت، خانواده خود را جمع نموده و دو ركعت نماز بگزار و خداوند عزوجل را تمجيد كن و بر رسول اكرمصلى الله عليه و آله درود بفرست.
آنگاه دو دستت را به سوى خداوند بلند كرده و بگو:
بار خدايا امروز دينم، جانم، مالم، خانوادهام،
فرزندانم و همه نزديكان و همسايگان و برادران ايمانىام، آنان كه هستند و آنها كه حضور ندارند، همه را به تو مىسپارم.»
در روايت ديگرى هم آمده است:
«.... وَاحْسَنْتَ الوَصِيَّةَ لِانَّكَ لاتَدرى كَيفَ يَكُونُ، عَسى انْ لاتَرْجِعَ مِنْ سَفَرِكَ». «(1)»
«وصيتنامه را دقيق تنظيم كن، چرا كه تو از آينده خبر ندارى و نمىدانى چه اتفاقى رخ خواهد داد، شايد از اين سفر برنگردى ....»
مستحب است انسان پيش از رفتن به مسافرت غسل كند و هنگام غسل اين دعا را بخواند:
«بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ الّا بِاللَّهِ وَ عَلى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّه وَ الصَّادِقينَ عَنِ اللَّهِصَلَواتُ اللَّهِ عَلَيْهِم اجْمَعينَ.
اللّهُمَّ طَهِّرْ بِهِ قَلْبي وَاشْرَحْ بِهِصَدْري وَ نَوِّر بِهِ قَبْري.
اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ لِي نُوراً وَ طَهُوراً وَ حِرْزاً
1) مستدرك الوسائل، ج 8، ص 122، بحارالأنوار، ج 6، ص 333.
وَ شِفاءً مِنْ كُلِّ دَاءٍ وَ آفَةٍ وَ عاهَةٍ وسُوءٍ مِمَّا أَخافُ و احْذَرُ، وَ طَهِّرْ بِهِ قَلْبِي وَجَوَارِحِي وَ عِظَامِي وَ لَحْمِي وَ دَمِي وَشَعْرِي وَ بَشَرِي وَ مُخِّي وَ عَصَبِي وَ مَا أَقَلَّتِ الْأَرْضُ مِنِّي». «(1)»
«به نام و به يارى خدا، و هيچ حول و نيرويى جز با كمك او نيست و بر آيين رسول خداصلى الله عليه و آله و آنها كهصادقانه از خدا سخن گفتهاند، درود خدا بر همه آنان.
بار خدايا! به وسيله اين غسل قلبم را پاك و سينهام را گشاده و قبرم را نورانى كن.
بار خدايا! اين غسل را [براى من نور و پاكى و نگاهبان و شفاى هر آفت و درد و بيمارى و هر بدى كه از آن بيم دارم قرار ده و قلب و اعضاى بدنم و استخوانهايم و خون و موى و پوست و مغز و اعصابم و تمام وجودم را پاك گردان.»
همچنين در حديث ديگرى فرمودهاند: مستحب است پس از غسل بگويد:
1) وسائل الشيعه، ج 11، ص 369، ح 15038؛ امان الاخطار، ص 33
«اللّهُمَّ طَهِّرنى و طَهِّر قَلْبى وَاشْرَح لىصَدْرى، وَاجْر عَلى لِسانى ذِكْرَكَ وَ مِدْحَتَكَ والثَّناءَ عليك، فانَّهُ لا قُوَّةَ الّا بِكَ، قَدْ عَلِمْتُ انَّ قِوامَ دينى التَسليمُ لِأَمْرِكَ وَالاتِّباعُ لِسَنَّةِ نَبيِّكَ وَالشَّهادَةُ عَلى جَميعِ انبيائِكَ وَ رُسُلِكَ الى جَميعِ خَلْقِكَ، اللّهمَّ اجْعَلْهُ نُوراً وَطَهُوراً وَحِرْزاً وَشِفاءً مِن كُلِّ داءٍ وَسُقْمٍ وآفَةٍ وَعاهَةٍ وَ مِنْ شَرِّ ما أَخافُ وَاحْذَرُ». «(1)»
«بار خدايا من را و قلبم را پاك كن، سينهام را گشاده گردان، ذكر خود و ستايش و درود بر خودت را بر زبانم جارى ساز، پس همانا هيچ نيرويى نيست مگر به عنايت تو، همانا من به يقين دريافتم كه اساس و قوام دين من، تسليم بودن در برابر امر تو و پيروى از سنت نبىّ تو (رسول اكرمصلى الله عليه و آله) و گواهى دادن به همه انبياء و رسولان تو است كه آنان را به سوى همه مردم فرستادى.
بار خدايا اين غسل را براى من نور و وسيله
1) كامل الزيارات، باب 79، ح 23، ص 393 و 394
نورانيت و پاكى و محفوظ ماندن و شفا از هر درد و بيمارى و ناخوشى و ضرر و نقص و هر آنچه كه از آن بيمناك و نگرانم قرار ده.»
زائر با اين غسل جسمش را و با دعا و توبه جانش را شستشو مىدهد تا هنگام حضور در محضر معصومان عليهم السلام، از هر گونه آلودگى پاك و پيراسته باشد.
مستحب است مسافر هنگام حركتصدقه دهد و با نيكى به مردم، سفر را آغاز كند. امامصادق عليه السلام در اين زمينه فرمودهاند:
«تَصَدَّقْ وَاخْرُجْ اىَّ يَوْمٍ شِئْتَ». «(1)»
«صدقه بده و هر روزى خواستى حركت كن.»
همچنين زيد زرّاد مىگويد: از امامصادق عليه السلام شنيدم كه فرمود:
«هرگاه يكى از شما از منزل خارج شود، پسصدقه دهد و بگويد:
اللَّهُمَّ أَظِلَّنِي تَحْتَ كَنَفِكَ وَ هَبْ لِي السَّلَامَةَ فِي وَجْهِي هَذَا ابْتِغَاءَ السَّلَامَةِ وَ الْعَافِيَةِ وَ
1) وسائل الشيعه، ج 11، ص 375، ح 15051
الْمَغْفِرَةِ وَ اصْرِفْ عَنِّي أَنْوَاعَ الْبَلَاءِ اللَّهُمَّ فَاجْعَلْهُ لِي أَمَاناً فِي وَجْهِي هَذَا وَ حِجَاباً وَ سِتْراً وَ مَانِعاً وَ حَاجِزاً مِنْ كُلِّ مَكْرُوهٍ وَ مَحْذُورٍ وَ جَمِيعِ أَنْوَاعِ الْبَلَاءِ إِنَّكَ وَهَّابٌ جَوَادٌ مَاجِدٌ كَرِيمٌ
صدقه و اين دعا موجب مىشود تا خداوند شما را از بلاهاى زمينى و آسمانى حفظ كند.» «(1)»
صدقه، بركات فراوانى دارد كه يكى از آنها پيشگيرى از مرگ بد است. رسول خداصلى الله عليه و آله فرمود:
«الصَّدَقةُ تَمْنَعُ مَيتَةَ السُّوْء». «(2)»
«صدقه از مرگ بد و دلخراش جلوگيرى مىكند.»
همچنين هفتاد نوع بلا را دفع مىكند «(3)» و هفتاد در از بلا را به روى انسان مىبندد. «(4)»
به اين نكته مهم نيز بايد توجه داشت كه گرچه
صدقه گيرنده فرد فقير و مسكين است، ليكن گيرنده اصلى خداوند است وصدقه دهنده در حقيقت، با خدا معامله كرده و چند برابر آن در دنيا و آخرت، پاداش دريافت خواهد كرد. امامصادق عليه السلام فرمود:
«همانا خداوند تبارك و تعالى مىفرمايد:
هيچ چيزى نيست مگر آن كه، كسى را مأمور كردهام تا آن را بگيرد، جزصدقه كه آن را خود دريافت مىكنم. «(1)»
مستحب است مسافر، سفر خود را با نماز، كه ياد خدا است، آغاز نمايد.
امامصادق عليه السلام از طريق پدران بزرگوارشان، از رسول خداصلى الله عليه و آله نقل كردهاند كه فرمود:
مردى كه عازم سفر است، هيچ چيزى براى خانوادهاش از خود باقى نمىگذارد. بهتر است هنگام رفتن دو ركعت نماز بخواند و بگويد:
«اللَّهُمَّ انّي أَسْتَودِعُكَ نَفْسي وَ اهْلي وَ مالي وَ ذُرِّيَتي وَ دُنْياىَ وَ آخِرَتي وَ أَمانَتي وَ خاتِمَةَ عَمَلي، الّا اعْطاهُ اللَّه
1) بحارالأنوار، ج 80، ص 329، ح 2
عَزَّ وَ جَلَّ ما سَأَلَ». «(1)»
«بارخدايا! خود و خانواده و مال و اولاد و دنيا و آخرت و امانت و پايان كارم را نزد تو به امانت مىگذارم. [اين دعا را كسى نمىخواند] مگر اينكه آنچه را از خدا خواسته، به او عنايت مىكند.»
صباح حذاء گويد: از موسى بن جعفر عليهما السلام شنيدم كه فرمود:
اگر يكى از مردان شما قصد مسافرت كرد، هنگام خروج از منزل رو به سمتى كه به قصد آن در حركت است بايستد و سوره حمد را در چهار سوى خود بخواند، همچنين «معوّذتين» [سورههاى فلق و ناس و «قل هواللَّه احد» و «آيةالكرسى» را در پيش رو و سمت راست و پشتسر بخواند و سپس بگويد:
«اللَّهُمَّ احْفَظْنِي وَ احْفَظْ مَا مَعِي وَ سَلِّمْنِي وَ سَلِّمْ مَا مَعِي وَ بَلِّغْنِي وَ بَلِّغْ مَا مَعِي بِبَلاغِكَ الْحَسَنِ الْجَمِيلِ». «(2)»
«بار خدايا! مرا و هر چه همراه من است را نگهدار و من و هر چه با من است را سالم بدار و من و هر چه با من است را به مقصد برسان، به گونهاى شايسته و زيبا.»
[آنگاه خداوند او را با آنچه همراه خود دارد محفوظ داشته و به سلامت به مقصد مىرساند.
همچنين امامصادق عليه السلام در حديث ديگرى فرمود:
«هركس هنگام بيرون رفتن از خانه، ده مرتبه سوره «قُل هُوَ اللَّهُ احَد» (توحيد) را بخواند، پيوسته در پناه و حمايت خداوند است تا به خانه برگردد». «(1)»
همچنين به نقل از ابوحمزه ثمالى هرگاه امام باقر عليه السلام از خانه بيرون مىرفت مىفرمود:
«بِسْمِ اللَّهِ خَرَجْتُ وَ عَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْتُ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ». «(2)»
«به نام خدا خارج شدم و بر او توكل كردم، هيچ توانايى و نيرويى نيست جز به نيروى خدا.»
نيز امير مؤمنان على عليه السلام، هنگام بيرون رفتن از خانه براى مسافرت، اين دعا را مىخواند:
«اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ وَعْثَاءِ السَّفَرِ وَ كَآبَةِ الْمُنْقَلَبِ وَ سُوءِ الْمَنْظَرِ فِي الْأَهْلِ وَ الْمَالِ وَالْوَلَدِ اللَّهُمَّ أَنْتَ الصَّاحِبُ فِي السَّفَرِ وَ أَنْتَ الْخَلِيفَةُ فِي الْأَهْلِ وَ لا يَجْمَعُهُمَا غَيْرُكَ لِأَنَّ الْمُسْتَخْلَفَ لايَكُونُ مُسْتَصْحَباً وَالْمُسْتَصْحَبُ لا يَكُونُ مُسْتَخْلَفاً» «(1)»
«بار خدايا! به تو پناه مىبرم از سختىهاى سفر و اندوهناك برگشتن و بد نگرى [مردم در جان و خانواده و مال و فرزندم؛ بار خدايا! تو در سفر همراه منى و جانشين من در خانوادهام و جز تو كسى نيست كه بتواند ميان اين دو جمع كند [و در سفر همراه و در وطن جانشين باشد] زيرا آنكه بازمانده و [در وطن جانشين در خانواده باشد [در سفر] همراه و رفيق نيست و آنكه رفيق سفر است، جانشين در خانواده نيست.»
پيمودن راه و طىّ مسير در زمين و آسمان، همراه با فراز و نشيب و اوج و فرود است. اتومبيل وقتى به مناطق
1) نهجالبلاغه: خ 46
كوهستانى مىرسد، جادههاى پر پيچ و خم كوهستان را طى كرده بالا مىرود و پس از رسيدن به بلندى سرازير مىشود. پس سزاوار است مسافر و زائر در تمامى اين مراحل بهياد خدا بوده، زير لب زمزمه عاشقانه با خدا داشته باشد.
رسول خداصلى الله عليه و آله هر زمان در مسيرى بالا مىرفت «اللَّه اكبر» و آنگاه كه فرود مىآمد «سبحاناللَّه» مىگفت. «(1)»
برخى مناطق در ميان راه، همچون گردنههاىصعبالعبور و راههاى پرپيچ و خم، خطرناك و ترس آفريناند، امامصادق عليه السلام فرمود:
اگر به جايى رسيدى كه ترسانى، اين آيه را بخوان:
«وَ قُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَصِدْقٍ وَ أَخْرِجْنِي مُخْرَجَصِدْقٍ وَ اجْعَلْ لِي مِنْ لَدُنْكَ سُلْطاناً نَصِيراً». «(2)»
«پروردگارا! مرا [در هركارى به طرز درست وارد كن و به طرز درست خارج ساز و از جانب خود براى من تسلّطى يارىبخش قرار ده [و پيروزى و يارى عنايت فرما].»
نيز امام سجاد عليه السلام فرمود:
«اگر كسى پياده حج گزارد و سوره «إنّا انْزلناه ...» [سوره قدر] را بخواند، درد سخت پيادهروى را لمس نمىكند». «(1)»
دعاهاى سفر فراوان است و پيشوايان دين براى مراحل مختلف همچون: خروج از منزل، زمان سوار شدن بر مركب، هنگام حركت و زمان فرود آمدن، دعاهاى گوناگونى را نقل كردهاند كه به دليل رعايت اختصار، از ذكر آنها خوددارى مىشود. علاقهمندان مىتوانند به كتابهاى مربوط مراجعه كنند.
در عصر حاضر، با توجه به توسعه گردشگرى در جهان، مسؤولان هر كشورى تلاش مىكنند تا امكانات رفاهى و پزشكى را براى مسافران فراهم سازند.
جمهورى اسلامى ايران نيز در كاروانهاى زيارتى، امكانات پزشكى و دارويى را براى زائران فراهم كرده است، در عين حال اگر زائرى بيمارى خاصّى دارد، لازم است داروهاى ضرورى و سوابق مربوط به بيمارى خود را بردارد. ديگران نيز براى دردها و بيمارىهاى سطحى، مقدارى دارو بردارند تا در
1) وسائلالشيعه، ج 11، ص 396، ح 15099
صورت نياز از آن استفاده كنند. لقمان حكيم به فرزندش فرمود:
« [در مسافرت با خود دارو بردار [تا درصورت نياز] هم تو و هم همسفرانت از آن بهره گيرند ...». «(1)»
شايسته است مسافر برخى از نيازمندىهاى خود را همراه بردارد تا هنگام نياز از آن بهره گيرد. طبق نقل عايشه «رسول خداصلى الله عليه و آله هرگاه به مسافرت مىرفت، چند چيز با خود برمىداشت:
1- آيينه 2- سرمهدان 3- شانه كوچك (مِدْرَى) 4- مسواك 5- شانه بزرگ». «(2)»
امّ سعد انصارى نيز گويد:
رسول خداصلى الله عليه و آله در مسافرت آيينه و سرمهدان را از خود دور نمىكرد. «(3)»
مرحوم مجلسى رحمه الله نيز در بحارالأنوار نقل مىكند:
«رسول خداصلى الله عليه و آله هرگاه به مسافرت مىرفت،
شانه، مسواك و سرمهدان با خود برمىداشت.» «(1)»
با توجه به خصوصيات اخلاقىِ رسول خداصلى الله عليه و آله، مىتوان از اين احاديث به خوبى دريافت كه پيروان آن حضرت، بايد در مسافرتها ابزار و وسايلى كه آنان را در آراسته بودن و نظم و ترتيب يارى مىدهد، همراه بردارند و از بىنظمى و آشفتگى سر وصورت و وضعيت ظاهرى خود دورى ورزند.
همچنين به نقل از امامصادق عليه السلام در وصيت لقمان به فرزندش اين چنين آمده است:
«اى پسرم، شمشير و كفش و عمامه و ريسمان و مشك آب و نخ خياطى و سوزن در سفر همراه داشته باش و داروى بيشترى همراه خود بردار تا هم خود و هم همراهانت از آن استفاده كنيد و در هر كارى كه نافرمانى خدا در آن نباشد، با همسفرانت موافقت كن». «(2)»
مرحوم فيض نقل كرده است كه بعضى از متوكّلين و كسانى كه توكل به خداوند در وجود آنان قوى بود، در
سفر و وطن، قمقمه، ريسمان، سوزن و نخ و قيچى را از خود جدا نمىكردند و مىگفتند: «اينها مربوط به دنيا نيست». «(1)»
البته آنچه در اين روايت و نظير آن آمده، نيازمندىهاى مسافران در آن زمان بوده و طبيعى است كه در اين دوران نيز بايد مسافر نيازمندىهاى اين زمان همچون: مسواك، دمپايى، قيچى، ناخنگير و ... را همراه داشته باشد.
شايسته است زائران در سفرهاى زياتى، از پاكيزهترين اموال خود بهره گيرند. رسول خداصلى الله عليه و آله فرمود:
«از بزرگوارى مرد اين است كه هنگام رفتن به مسافرت، توشهاش پاكيزه باشد.» «(2)»
نيز امامصادق عليه السلام فرمود:
«زيادى توشه و پاكيزه بودن و بخشش آن به همراهانى كه در سفر با شما هستند، از
نشانههاى جوانمردى است». «(1)»
همچنين امام سجاد عليه السلام هرگاه به قصد حج يا عمره، به مكه مسافرت مىكرد، از بهترين و پاكيزهترين خوراكىها، مانند: بادام، شكر، سويق و آرد نرم الك نكرده، همراه خود برمىداشت. «(2)»
گفتنى است، خوراكىهايى كه مسافر همراه خود برمىدارد، نبايد فاسد شدنى باشد و تنها خوراكىهاى خشك و قابل نگهدارى در شرايط آب و هوايى مختلف، براى استفاده در سفر مناسب است.
يكى از توصيههاى امامصادق عليه السلام به مسافران همراه داشتن مقدارى تربت امام حسين عليه السلام است.
روزى از آن حضرت پرسيدند: اى فرزند رسول خداصلى الله عليه و آله، همانگونه كه تربت قبر حسين بن على عليهما السلام شفاى هر دردى است، آيا ايمنبخش از هر ترس و نگرانى هم هست؟
امامصادق عليه السلام فرمود: اگر يكى از شما بخواهد از هر ترسى در امان باشد، تسبيحى از تربت حسين عليه السلام با خود
برگيرد و هنگام خفتن در بستر، دعاى وقت خفتن را سه مرتبه بخواند، آنگاه آن تربت را بوسيده، بر چشمان خود بگذارد و بگويد:
«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِحَقِّ هَذِهِ التُّرْبَةِ وَ بِحَقِّصَاحِبِهَا وَ بِحَقِّ جَدِّهِ وَ بِحَقِّ أَبِيهِ وَ بِحَقِّ أُمِّهِ وَ أَخِيهِ وَ بِحَقِّ وُلْدِهِ الطَّاهِرِينَ اجْعَلْهَا شِفَاءً مِنْ كُلِّ دَاءٍ وَ أَمَاناً مِنْ كُلِّ خَوْفٍ وَ حِفْظاً مِنْ كُلِّ سُوءٍ». «(1)»
سپس آن تربت را در جيب خود گذارد. اگر در وقت عشا چنين كند تاصبحگاهان در پناه خدا خواهد بود.
همچنين در حديث ديگرى راوى گويد:
امام على بن موسى الرضا عليه السلام يك بسته لباس از خراسان براى من فرستاد كه داخل آن قدرى خاك آميخته با آب (گِل) وجود داشت، از فرستاده حضرت پرسيدم، اين چيست؟ در جواب گفت:
«اين گل قبر حسين عليه السلام (تربت حسينى) است.
حضرت لباس و چيزى براى كسى
1) وسائلالشيعه، ج 11، ص 427
نمىفرستند مگر آن كه در آن تربت حسينى قرار مىدهد و مىفرمايد: اين (تربت) به اذن پروردگار باعث ايمنى و حفاظت است.» «(1)»
مستحب است مردم مسافر را هنگام سفر بدرقه كنند؛ چراكه مسافر در شرايط روحى خاصى به سر مىبرد، از فرزندان و خويشان و نزديكان و زندگى و خانه و كاشانه خويش جدا مىشود و تا مدتى از آنان دور مىماند. بدرقه مسافر و محبت نسبت به او و دعا كردن در حق او، از آلام سفر مىكاهد و روح مسافر را آرام مىكند. امامصادق عليه السلام در اين باره فرمود:
«كَانَ إِذَا وَدَّعَ رَسُولُ اللَّهِصلى الله عليه و آله رَجُلًا قَالَ:
أَسْتَوْدِعُ اللَّهَ دِينَكَ وَ أَمَانَتَكَ وَ خَوَاتِيمَ عَمَلِكَ وَ وَجَّهَكَ لِلْخَيْرِ حَيْثُمَا تَوَجَّهْتَ وَ رَزَقَكَ التَّقْوَى وَ غَفَرَ لَكَ الذُّنُوبَ». «(2)»
«رسول خداصلى الله عليه و آله هر گاه با مردى خداحافظى مىكرد، مىفرمود: دين و امانتت و سرانجام كارت را به خدا بسپار و به هر كجا مىروى،
خداوند خير و خوبى را به روى تو بگشايد و تقواى الهى را روزىات كند و گناهانت را بيامرزد.»
و نيز در حديث ديگرى امام باقر عليه السلام فرمود:
رسول خداصلى الله عليه و آله هرگاه با مسافرى خداحافظى مىكرد، دست او را مىگرفت و مىفرمود:
«خداوند همسفران خوبى نصيبت كند و يارى تو را كامل گرداند و مشكلات سفر را بر تو آسان كند، دور را براى تو نزديك و گرفتارىهايت را برطرف سازد و دين و امانت و فرجام كارت را حفظ كند و راه هر خيرى را بهروى تو بگشايد. بر تو باد به رعايت تقواى الهى. خودت را به خدا بسپار و به اميد بركت خداوند- عزّوجلّ- حركت كن». «(1)»
در حديث ديگرى آمده است:
رسول خداصلى الله عليه و آله هرگاه با مؤمنان خداحافظى مىكرد مىفرمود:
«زَوَّدَكُمُ اللَّهُ التَّقْوَى وَ وَجَّهَكُمْ إِلَى كُلِّ خَيْرٍ وَ قَضَى لَكُمْ كُلَّ حَاجَةٍ وَ سَلَّمَ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ
1) وسائلالشيعه، ج 11، ص 406، ح 15117
دُنْيَاكُمْ وَ رَدَّكُمْ سَالِمِينَ إِلَى سَالِمِينَ». «(1)»
«خداوند بر تقواى شما بيافزايد و شما را به سوى كارهاى خير متوجه سازد، نيازهاى شما را برآورد و دين و دنياى شما را سالم بدارد و شما را به سلامت بازگرداند.»
اين سيره حسنه، جوّ معنوى خاصى در مسافر و نيز بستگان و دوستان او ايجاد مىكند، به شكلى كه زائر در تمامى اماكن مقدس، بدرقهكنندگان را ياد و دعا خواهد كرد.
امير مؤمنان و ديگر ائمه عليهم السلام نيز بر انجام اين سنّت پايدار بودند. آنگاه كه ابوذر، يارصادق وصميمى رسول خداصلى الله عليه و آله توسط خليفه سوم به ربذه تبعيد گرديد، عثمان مقرر كرد تا هيچ كس اباذر را بدرقه نكند، اين خبر به امير مؤمنان على بن ابىطالب عليه السلام رسيد، حضرت گريست آن گونه اشك روى محاسن ايشان جارى شد، سپس فرمود:
«اين چنين باصحابه رسول خداصلى الله عليه و آله عمل مىكنند؟ اّنا للَّهو انا اليه راجعون»
آنگاه از جا برخاست و در حالى كه حسن و حسين عليهما السلام، عبداللَّه بن عباس، فضل، قثم، عبيداللَّه، عقيل
1) وسائل الشيعه، ج 11، ص 406، ح 15116
و عمار ياسر آن حضرت را همراهى مىكردند، به اباذر رسيد و وى را بدرقه كرد .... «(1)»
سپس امير مؤمنان عليه السلام فرمود: با برادرتان [ابوذر] وداع كنيد؛ زيرا آنكه آهنگ سفر دارد بايد برود و بدرقهكننده بايد بازگردد، سپس هر يك از بدرقهكنندگان آنچه در دل داشت بازگو كرد. حسن بن على عليهما السلام به ابوذر فرمود:
«اى ابوذر، خداوند تو را بيامرزد! همانا اين قوم، تو را به رنج و بلا گرفتار كردند؛ زيرا تو جلو تعرّض آنها به دينت را گرفتى، آنان نيز دنياى خويش را از تو منع كردند. تو فرداى قيامت به آنچه آنها را جلوگيرى كردى، بسى نيازمند و از آن چه تو را منع كردند بىنيازى».
ابوذر نيز در پاسخ گفت:
«خداوند لطفش را به شما اهل بيت ارزانى دارد! من در دنيا جز شما مقصدى ندارم؛ هرگاه شمارا مىبينم، به ياد جدّتان رسولخداصلى الله عليه و آله مىافتم.» «(2)»
بدرقه مسافر، سنّت رسول خداصلى الله عليه و آله است. ابوذر درباره غزوه ذاتالسّلاسل گويد:
«رسول خداصلى الله عليه و آله على عليه السلام را فراخواند و همراه با سپاهى ايشان را به جنگ گسيل داشت.
سپس هنگام حركت، آن حضرت همراه با على ابن ابىطالب عليه السلام بيرون آمده، على عليه السلام را بدرقه كرد .... در كنار مسجد احزاب، در حالى كه على عليه السلام بر اسب سفيدى سوار بود، رسول خداصلى الله عليه و آله به ايشان سفارشهايى فرمود. سپس با وى وداع و على عليه السلام به سوى جبهه حركت كرد ....» «(1)»
مرحوم فيض در آداب سفر به نقل از غزالى آورده است:
«شايسته است مسافر تمامى بار خود را مشخص نموده، آن را به رؤيتصاحب مركب برساند و با قرارداد و عقدصحيح، آن مركب را اجاره كند تا ميان آنها [در طول مسير] درگيرى رخ ندهد كه در نتيجه باعث
1) مستدرك الوسائل، ج 8، ص 207
كدورت و رنجش خاطر گردد. همچنين شايسته است از پرگويى و لجاجت باصاحب مركب پرهيز كند و روا نيست بيش از آنچه در قرار داد مشخص كرده بر آن بار زند، هر چند سبك باشد؛ زيرا هر چيزى از كم به زياد كشيده مىشود و كسى كه در اطراف منطقه ممنوعه بگردد، ممكن است در درون آن قرار گيرد (يعنى از امورى كه ورود به آن، به نزاع و اختلاف منجر مىگردد پرهيز نمايد)». «(1)»
مستحب است مسافر هنگام سوار شدن بر مركب و وسيله نقليه، نعمتهاى الهى را به ياد آورده، از خداوند سپاسگزارى نمايد. امامصادق عليه السلام فرمود:
«هنگامى كه پا در ركاب نهادى بگو:
بِسْمِاللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم، بِسْمِاللَّه وَ اللَّه اكْبَر؛ به نام خدا و خدا بزرگتر است [از آن كه به وصف درآيد] و آنگاه كه بر مركب جاى گرفتى و استقرار يافتى بگو:
«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدَانَا لِلْإِسْلامِ وَ عَلَّمَنَا
1) - محجة البيضاء، ج 4، ص 72
الْقُرْآنَ وَ مَنَّ عَلَيْنَا بِمُحَمَّدٍصلى الله عليه و آله، سُبْحَانَ اللَّهِ، سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَ مَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ وَ إِنَّا إِلَى رَبِّنَا لَمُنْقَلِبُونَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ، اللَّهُمَّ أَنْتَ الْحَامِلُ عَلَى الظَّهْرِ وَ الْمُسْتَعَانُ عَلَى الْأَمْرِ، اللَّهُمَّ بَلِّغْنَا بَلاغاً يَبْلُغُ إِلَى خَيْرٍ بَلاغاً يَبْلُغُ إِلَى رِضْوَانِكَ وَ مَغْفِرَتِكَ، اللَّهُمَّ لا طَيْرَ إِلَّا طَيْرُكَ وَ لا خَيْرَ إِلَّا خَيْرُكَ وَ لا حَافِظَ غَيْرُكَ». «(1)»
«سپاس خداى را كه ما را به اسلام هدايت كرد و به ما قرآن آموخت و با فرستادن رسولش محمدصلى الله عليه و آله بر ما منت نهاد؛ منزه است خدا، منزه است خدايى كه اين مركب را در اختيار ما نهاد و آن را مسخّر ما ساخت؛ ما توان آن را نداشتيم و همانا به سوى پروردگارمان برمىگرديم و سپاس مخصوص پروردگار جهانيان است.
بار خدايا! تو ما را بر اين مركب سوار نمودى و تو در هر كارى پشتيبان هستى. بار خدايا! ما را به جايى رسان كه به خير و خوبى منتهى گردد، بهجايى كه به آمرزش و رضوان
1) وسائلالشيعه، ج 11، ص 387، ح 15080.
تو برسيم. بار خدايا! هيچ امرى جز امر تو و هيچ خيرى جز خير تو و حافظ و نگهدارندهاى جز تو نيست.»
همچنين على بن ربيعه اسدى گويد:
امير مؤمنان على بن ابىطالب عليه السلام بر مركب سوار شد، هنگام پا نهادن در ركاب فرمود: «بِسْمِ اللَّهِ»، و پس از آن كه روى مركب استقرار يافت فرمود:
«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَكْرَمَنَا وَ حَمَلَنَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَ رَزَقَنَا مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَ فَضَّلَنَا عَلَى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقَ تَفْضِيلًا سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَ مَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ». «(1)»
«سپاس خداوندى كه ما را گرامى داشت و در خشكى و دريا ما را حمل نمود و از غذاهاى پاك و پاكيزه به ما روزى داد و ما را بر بسيارى از آفريدههاى خود برترى بخشيد، منزه است خدايى كه اين مركب را مسخّر ما ساخت و ما توان تسخير آن را نداشتيم.»
سپس سه مرتبه «سبحاناللَّه» و سه مرتبه «الحمدللَّه» گفت و آنگاه فرمود:
1) وسائلالشيعه، ج 11، ص 390
«رَبِّ اغْفِرْ لِي فَإِنَّهُ لا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا أَنْتَ». «(1)»
«پروردگارا! مرا ببخش، كه گناهان را جز تو كسى نمىبخشد.»
و در ادامه فرمود:
رسول خداصلى الله عليه و آله [هنگام سفر] در حالى كه من كنار او قرار داشتم، اينچنين عمل مىكرد. «(2)»
بنابراين شايسته است زائر هنگام حركت، لحظهاى با خود بيانديشد و نعمتهاى خداوند را به ياد آورد و پروردگار را به خاطر نعمت سلامتى، توفيق يافتن براى چنين سفر ارزشمندى، فراهم ساختن ابزار و وسايل سفر و ديگر نعمتهايى كه به او عنايت فرموده سپاس گويد كه اگر چنين كند، بر اساس آيه شريفه لَإنْ شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ، خداوند نعمتهايش را در اين سفر بر زائر افزون خواهد كرد.
در سفر، هرگز در انجام كارها نبايد عجله كرد؛ زيرا عجله موجب مىشود كار يا به درستى انجام نشود و يا
داراى فضاى معنوى مناسب نباشد. رسول خداصلى الله عليه و آله فرمود:
«الْأَنَاةُ مِنَ اللَّهِ وَ الْعَجَلَةُ مِنَ الشَّيْطَانِ». «(1)»
«تأنّى در كارها از جانب خدا و عجله از جانب شيطان است.»
مرحوم ملّا مهدى نراقى رحمه الله در تعريف عجله مىگويد:
«عجله حالتى در دل است كه به مجرّد خطور امرى در ذهن، بى درنگ و بدون تأمل درباره آن، به انجام آن اقدام كند. اين حالت از لوازم ضعف و كوچكى نفس و از درهاى بزرگ ورود شيطان به دل آدمى است كه بسيارى از مردم را از اين راه به هلاك افكنده است.» «(2)»
يكى از دلايل مذمّتِ عجله و شتاب، آن است كه كارها، اگر بخواهدصحيح انجام شود بايد همراه با بصيرت و معرفت باشد و اين، نياز به تأنّى و آرامش وصبر دارد. فردى كه شتابزده عمل مىكند فرصت انديشيدن در كارها را نيافته و در نتيجه كارى انجام مىدهد كه سرانجامِ آن، پشيمانى و خسران خواهد بود.
امام على عليه السلام فرمود:
«مَعَ الْعَجَلِ يَكْثُرُ الزَّلَلُ». «(1)»
«با شتابزدگى، لغزشها فراوان گردد.»
امير مؤمنان على عليه السلام هنگام شهادت، به فرزند بزرگوارشان امام حسن مجتبى عليه السلام فرمود:
«أَنْهَاكَ عَنِ التَّسَرُّعِ بِالْقَوْلِ وَ الْفِعْلِ». «(2)»
«تو را از شتاب در گفتار و كردار نهى مىكنم.»
مسافر بايد حافظ و نگهبان پول و اثاثيه خود باشد و در طول سفر مراقبت كند تا چيزى را گم نكند و يا در محلّى جا نگذارد.صفوان جمّال به امامصادق عليه السلام عرض كرد:
«مىخواهم به حج بروم، خانواده من نيز همراه من است، نفقه سفرم را در كيسهاى گذاشته، به كمر مىبندم، [نظر شما در اينباره چيست؟]
امامصادق عليه السلام فرمود:
آرى، پدرم [امام باقر عليه السلام پيوسته مىفرمود:
«حفظ و نگهبانى نفقه، از توانمندى مسافر است». «(1)»
بنابراين در سفرهاى زيارتى، زائر بايد مراقب ارز و ديگر كالاهاى همراه خود بوده، آنها را بهصندوق امانات تحويل دهد و يا در جاى امنى نگهدارى كند تا گرفتار سرقتهاى احتمالى و يا مفقود شدن نشود.
رسول خداصلى الله عليه و آله فرمود:
«مستحب است وقتى گروهى با هم به مسافرت مىروند، مخارج سفر را از مال خود جدا نموده، آن را پرداخت كنند. اين شيوه براى اخلاق آنها بهتر و براى خودشان پاكيزهتر است»؛ «(2)»
بديهى است اگر هر مسافرى براى تهيه غذا و امكانات مورد نياز خود، بخواهد جداگانه تصميمگيرى نموده، اقدام نمايد و يا تنها براى خود غذا بپزد، علاوه برصرف وقت زياد، خستگى روحى به دنبال دارد و از فيض حضور در اماكن مقدس نيز كمبهره خواهد شد.
از اين رو شايد بتوان گفت، الگوى امروزه سفرهاى
زيارتى و جمعى، عمل به توصيه روايت است كه زائر هزينههاى خود؛ اعم از هواپيما، هتل، غذا و ... را يكجا پرداخت نموده، به شكل كاروانى حركت مىكند و در مدتى كه در اماكن زيارتى حضور دارد، به هيچ وجه دغدغه غذا، مسكن و ... را ندارد و در نتيجه مىتواند براى لحظه لحظه حضور خود در مكانهاى مقدّس برنامهريزى نموده، بهره معنوى ببرد.
رعايت اخلاق اسلامى، يكى از ضروريات سفر است. كسانى كه مىخواهند از مسافرت خود بهره برده، مورد عنايت حضرت حق قرار گيرند، بايد نكاتى را رعايت كنند: امام باقر عليه السلام در رابطه با سفر حاجيان به ديار نور فرمود:
«مَا يُعْبَأُ مَنْ يَسْلُكُ هَذَا الطَّرِيقَ إِذَا لَمْ يَكُنْ فِيهِ ثَلاثُ خِصَالٍ:
وَرَعٌ يَحْجُزُهُ عَنْ مَعَاصِي اللَّهِ وَ حِلْمٌ يَمْلِكُ بِهِ غَضَبَهُ وَ حُسْنُ الصُّحْبَةِ لِمَنْصَحِبَهُ». «(1)»
«كسى كه به حج مىرود و اين راه را طى مىكند، اگر سه خصلت در وى نباشد مورد
1) كافى، ج 4، ص 286
عنايت و توجه [خداوند] قرار نمىگيرد:
1- ورع و پارسايى كه او را از گناه بازدارد.
2-صبر و بردبارى كه بتواند خشم خود را در اختيار گيرد.
3- خوشرفتارى با همراهان.»
از اين روايت مىتوان فهميد كه در همه سفرهاى معنوى و زيارتى رعايت اين نكات، مهم و ضرورى است.
در سفرهاى زيارتى، به دليل ازدحام جمعيت و نيز محدوديت امكانات، معمولًا مشكلاتى بروز مىكند كه اگر زائر داراى ويژگىهاى فوق نباشد، ممكن است از كنترل خارج شود و خداى ناكرده با ديگران درگير و موجب آزار و اذيت آنان را فراهم سازد. براى پيشگيرى از بروز چنين وضعيتى، در مرحله اول نياز به ورع و پارسايى است تا زائر بتواند از يكسو خود را كنترل كند و از سوى ديگر به ثمرات زيارت دست يابد.
بنابراين ورع مىتواند مانع انجام گناه و موجب آمرزش شود. انس بن مالك مىگويد: مردى كه مىخواست به مسافرت برود، نزد رسول خداصلى الله عليه و آله آمد و به آن حضرت عرض كرد: به من سفارش و توصيهاى بفرماييد. پيامبرصلى الله عليه و آله به او فرمود:
«اتَّقِ اللَّهَ حَيْثُ مَا كُنْتَ وَ أَتْبِعِ السَّيِّئَةَ الْحَسَنَةَ وَ خَالِقِ النَّاسَ بِخُلُقٍ حَسَنٍ». «(1)»
«هر كجا بودى از خدا بترس و تقوى داشته باش، بدى را با خوبى پاسخ ده، و با مردم با اخلاق نيكو برخورد كن.»
سپس هنگامى كه با او خداحافظى كرد به وى فرمود:
«زَوَّدَكَ اللَّهُ التَّقْوَى وَ جَنَّبَكَ الرَّدَى وَ غَفَرَ لَكَ ذَنْبَكَ وَ وَجَّهَكَ إِلَى الْخَيْرِ حَيْثُمَا تَوَجَّهْتَ». «(2)»
«خداوند تقواى تو را افزون كند و تو را از بدىها دور دارد، گناه تو را ببخشد و به هر سو رو مىكنى، تو را به خير و خوبى راهنمايى و متمايل سازد.»
زائر در مرحله بعد بايد تمرين كند تا در برابر مشكلات و سختىهاصبور و بردبار بوده، آشفته و خشمگين نشود. رسول خداصلى الله عليه و آله در اين زمينه فرمود:
«خشم ايمان را تباه مىكند، چونان كه سركه
عسل را خراب و فاسد مىكند.» «(1)»
روزى عربى بيابانى نزد رسول خداصلى الله عليه و آله آمد و عرض كرد:
من مردى بياباننشينم، سخنانى جامع به من بياموز [تا راهنماى عملم باشد].
حضرت فرمود: به تو فرمان مىدهم خشمگين نشوى!
عرب سهبار سؤال خود را تكرار كرد و حضرت همان پاسخ را داد، تا آنكه آن مرد به خود آمد و گفت:
پس از اين ديگر چيزى سؤال نمىكنم؛ رسول خداصلى الله عليه و آله جز به خير، مرا فرمان نداده است. «(2)»
سخن امامصادق عليه السلام زيبايى كلام رسول خداصلى الله عليه و آله را تفسير مىكند كه فرمود:
«الْغَضَبُ مِفْتَاحُ كُلِّ شَرٍّ». «(3)»
«خشم، كليد هر بدى است.»
بنابراين هر زائرى بايد مراقب خود باشد تا بر كسى خشم نگيرد و اگر خشمگين شد، خشم خويش را فرو بَرد و اجازه ندهد به درگيرى و خشونت مبدّل گردد.
امامصادق عليه السلام فرمود:
«هيچ بندهاى خشم خود را فرو نبرد مگر آنكه خداوند بر عزّت او در دنيا و آخرت بيافزايد ...». «(1)»
و سفارش ديگر، خوشرفتارى با همسفران است.
امامصادق عليه السلام فرمود:
«خويشتن را آماده ساز تا با هركس همراه مىشوى، همنشينى خوب و خوشاخلاق باشى، زبانت را نگهدار و خشمت را فرونشان، از كارهاى بيهوده و بىفايده كم كن، عفو و بخششات را براى ديگران بگستران و سخىّ و گشادهدست باش». «(2)»
مردى نزد رسول خداصلى الله عليه و آله آمد و عرض كرد: اى رسول خدا به من سفارشى فرما. حضرت توصيههايى به او نمود، از جمله فرمود: با برادر دينىات با روى گشاده برخورد كن. «(3)»
يكى از اصحاب امامصادق عليه السلام نيز مىگويد:
به آن حضرت عرض كردم: حدود حسن خلق چيست؟ امام عليه السلام در جواب فرمود:
«اين كه بال خود را براى ديگران بگسترانى و نرمخو باشى، سخن شيرين بگويى و با برادر دينىات با خوشرويى برخورد كنى.» «(1)»
همچنين ابو ربيع شامى مىگويد: خدمت امامصادق عليه السلام رسيدم، در حالىكه خانه پر از جمعيت بود و جمعى از اهالى خراسان و شام و ديگر نقاط جهان آنجا حضور داشتند، به شكلى كه من جايى را نيافتم تا بنشينم. سپس امامصادق عليه السلام در حالى كه تكيه داده بودند، روى دوزانو نشسته، فرمودند:
«اى شيعيان آل محمد، از ما نيست آن كس كه به هنگام خشم، خود را كنترل نكند و از ما نيست آن كس كه با همنشين خود، به خوشى سخن نگويد و با همنوعان خود خوشخلقى ننمايد و با رفيقان خود رفاقت نكند و براى همسايگان خود همسايه خوبى نباشد. اى شيعيان آل محمد، از خداوند بترسيد و تا مىتوانيد تقوا داشته باشيد؛ و لاحول و لا قوة إلّا باللَّه». «(2)»
توجه به ارزشهاى اخلاقىِ اسلام در سفر، مسافرت را بسيار شيرين و جاذبهدار مىكند. براى آنكه از هرگونه كدورتى پيشگيرى شود، زائران در برخورد با همسفران نكاتى را بايد رعايت كنند:
امامصادق عليه السلام به نقل از رسول خدا عليه السلام، به برخى از اين امور اشاره داشته، فرمودهاند:
«سه چيز پايههاى دوستى مرد با برادر دينى خود را محكم مىكند:
1- هميشه با خوشرويى با او برخورد كند؛
2- در مجلس هر گاه به سوى او آمد، برايش جا باز كند و او را در كنار خود بنشاند؛
3- او را به هر نامى كه خودش دوست دارد،صدا بزند». «(1)»
امام باقر عليه السلام نيز فرمود:
«روزى يكى از اعراب بنىتميم به حضور رسول خداصلى الله عليه و آله شرفياب شد و عرض كرد: يا رسولاللَّه به من سفارشى فرما.
1) كافى، ج 2، ص 643
حضرت ضمن سفارشهايى به او فرمود: با مردم دوستى كن و آنان را دوست بدار تا تو را دوست بدارند». «(1)»
در هر كاروانى معمولًا تعدادى از افراد سالخورده وجود دارند كه نيازمند كمك همسفران خويشاند. هنگام سوار شدن و پياده شدن از اتوبوس و رفتن و برگشتن به حرم، سزاوار است ديگر زائران، آنان را بر خود مقدم داشته، يارى دهند.
امامصادق عليه السلام فرمود:
«احترام به سالخورده، احترام به خدا است». «(2)»
در حديثى ديگر رسول خداصلى الله عليه و آله فرمود:
«هر كس، سالمندى را كه در اسلام موى خود را سپيد كرده احترام كند، خداوند او را از هراس روز قيامت آسوده سازد». «(3)»
انس و علاقه ميان برادران و خواهران دينى، يكى از زيباترين هديههاى دين مقدس اسلام به مردم است. از جمله امورى كه مىتواند اين پيوند را استوار سازد، سلام كردن به يكديگر است. بنابراين در برخوردهاى داخل كاروان و نيز در ديدار با ديگر مسلمانان، سخن را با سلام آغاز كنيد. رسول خداصلى الله عليه و آله فرمود:
«پيش از سخن گفتن سلام كنيد و كسى كه بدون سلام سخن را آغاز كرده، پاسخش را ندهيد». «(1)»
همچنين در حديث ديگرى فرمود:
«نزديكترين مردم به خدا و رسولش كسى است كه در سلام كردن پيشقدم باشد.» «(2)»
در سلام كردن نيز باصداى بلند سلام دهيد تا طرف مقابلصداى شما را بشنود. امام باقر عليه السلام فرمود:
«خداوند، آشكار سلام كردن را دوست مىدارد». «(3)»
امامصادق عليه السلام نيز فرمود:
«هرگاه يكى از شما به ديگرى سلام دهد،صدا به سلام بلند كند و نگويد: من سلام كردم، آنها جوابم را ندادند. شايد سلام كرده و آنها نشنيده باشند! هر يك از شما نيز كه جواب سلام را مىدهد، بلند جواب دهد تا مسلمانى نگويد: من سلام كردم و پاسخ من را ندادند ...». «(1)»
پيشوايان دينى، روش اجرايى سلام كردن را نيز به ما آموختهاند. امامصادق عليه السلام فرمود:
«كوچك بر بزرگ، رهگذر بر كسى كه نشسته و آنان كه تعدادشان كم است بر كسانى كه تعدادشان بيشتر است، سلام كنند.» «(2)»
همچنين اگر تعدادى در مجلسى نشستهاند، آنان كه تازه به مجلس وارد مىشوند، به آنان كه قبلًا در آن مجلس حضور يافتهاند، سلام كنند. «(3)»
اما اگر جمعى نشستهاند و گروهى به مجلس وارد شده و سلام كنند، كافى است يك نفر آن را پاسخ دهد. «(4)»
زائران در طول سفر تلاش كنند تا در برخورد با همسفران، به روى آنان لبخند بزنند. امام باقر عليه السلام فرمود:
«تَبَسُّمُ الرَّجُلِ فِي وَجْهِ أَخِيهِ حَسَنَةٌ وَصَرْفُ الْقَذَى عَنْهُ حَسَنَةٌ وَ مَا عُبِدَ اللَّهُ بِشَيْءٍ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ مِنْ إِدْخَالِ السُّرُورِ عَلَى الْمُؤْمِنِ». «(1)»
«لبخند هر مردى به روى برادر مؤمن خود حسنه است و پاداش دارد و برگرفتن خار و خاشاك از چشم او [و برداشتن مانع از سر راه او] حسنه است و خدا به چيزى محبوبتر از مسرور ساختن مؤمن پرستش نشده است.»
امامصادق عليه السلام نيز فرمود:
«كسى از شما گمان مبرد كه اگر مؤمنى را شاد كند فقط او را خوشحال كرده، بلكه به خدا ما را شاد كرده و بلكه به خدا سوگند رسول خداصلى الله عليه و آله را شادمان كرده است». «(2)»
مستحب است مسافر به همراهان خود در طول سفر كمك كند و بار خويش را به دوش ديگران نياندازد. در حضور رسول خداصلى الله عليه و آله سخن از مردى به ميان آمد و برخى گفتند:
او آدم خوبى است. سپس به اوصاف وى اشاره كرده، اظهار كردند:
او با ما به حج آمد، هر زمان در مكانى منزل مىكرديم، پيوسته ذاكر خدا بود و «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ» مىگفت و آنگاه كه حركت مىكرديم، پيوسته خدا را ياد مىكرد و ذكر خدا مىگفت تا باز در منزلى ديگر فرود مىآمديم.
رسول خداصلى الله عليه و آله فرمود:
پس چه كسى به شترش علوفه مىداد و غذايش را آماده مىكرد؟
پاسخ دادند: همه ما.
رسول خداصلى الله عليه و آله فرمود: همه شما از او بهتريد! «(1)»
پيامبرصلى الله عليه و آله در اين زمينه، براى اصحاب و ياران
1) مكارمالأخلاق، ج 1، ص 564، ح 1955؛ ميزانالحكمة، ح 8614
خويش الگو بود. در روايت آمده است آن حضرت در سفرى به اصحاب خود فرمود تا گوسفندى قربانى كنند، يكى از مردان همراه گفت: ذبح گوسفند به عهده من؛ ديگرى گفت: پوستكندن آن نيز با من؛ سوّمى گفت:
قطعه قطعه كردن گوشتها با من و چهارمى گفت: پختن آن نيز با من.
رسول خداصلى الله عليه و آله نيز فرمود: فراهم كردن هيزم با من! اصحاب گفتند: يا رسولاللَّه، پدران و مادران ما فداى شما باد! نبايد شما به زحمت بيفتيد، ما بهجاى شما كارها را انجام مىدهيم!
حضرت فرمود: مىدانم شما به جاى من انجام مىدهيد، ليكن خداوند عزّوجل دوست ندارد بندهاى را كه اگر با گروهى مسافرت كرد، گوشهاى بنشيند [و كار نكند]. حضرت اين سخن را فرمود و برخاست تا براى آنها هيزم جمعآورى كند. «(1)»
بنابراين، گرچه هماكنون كارها به مدير كاروان و كاركنان هتلها واگذار گرديده، ليكن زائر نبايد خود را از فيض خدمتگزارى به همسفران محروم سازد.
امام سجاد عليه السلام مسافرت نمىرفتند مگر با كسانى كه آن حضرت را نمىشناختند و از همان آغاز نيز با آنها شرط مىكردند كه در طول سفر كار كنند و نيازهاى
1) بحارالأنوار، ج 76، ص 273، ح 31
كاروان را برآورده سازند.
در سفرى كه حضرت با گروهى همراه شد، مردى آن حضرت را ديد و شناخت، سپس به كاروانيان گفت:
آيا مىدانيد اين مرد كيست؟ گفتند: نه.
گفت: او على بن الحسين عليهما السلام است!
آن جمع بهطرف آن حضرت آمده، دست و پاى ايشان را بوسه زدند و گفتند:
فرزند رسول خدا! آيا مىخواستى آتش دوزخ، به دليل رفتار نادرست با شما، ما را فرا گيرد؟ و در پايان عمر به هلاكت گرفتار شويم؟ چه باعث شده تا شما اينچنين عمل كنيد؟
حضرت فرمود: زمانى با گروهى كه مرا مىشناختند همسفر شدم؛ آنها به خاطر رسول خداصلى الله عليه و آله بيش از حدّ به من احترام و كمك كردند و من نگران تكرار آن توسط شما بودم، بنابراين مخفى بودن كارم را بيشتر دوست دارم! «(1)»
پيامبرصلى الله عليه و آله فرمود:
«كسى كه مؤمنِ مسافرى را يارى دهد، خداوند هفتاد و سه ناراحتى را از وى دفع كند و در دنيا و آخرت او را از همّ و غم پناه دهد و
1) - وسائلالشيعه، ج 11، ص 430، ح 15177
بلاى بزرگى را كه در روز اجتماع مردم [فرداى قيامت ، با آن روبهرو است مرتفع سازد». «(1)»
در حديث ديگرى به نقل از رسول خداصلى الله عليه و آله آمده است:
«كسى كه مسافر مؤمنى را در نيازى كه دارد يارى رساند، خداوند هفتاد و سه گرفتارى او را برطرف خواهد كرد، يكى از آنها در دنياست كه از همّ و غم آن رهايى خواهد يافت و هفتاد و دو گرفتارى نيز هنگام اندوه و گرفتارى بزرگ [در قيامت است.»
گفته شد اى رسول خدا، گرفتارى بزرگ چيست؟
فرمود:
«آن زمان كه مردم به خود مشغول و سرگرم مىشوند، تا آنجا كه ابراهيم خليل- درود خدا بر او- مىگويد:
أَسْأَلُكَ بِخُلَّتِي لَا تُسَلِّمْنِي إِلَيْهَا». «(2)»
در روايت ديگرى آمده است:
«گروهى كه با يكديگر به سفر رفته بودند، هنگام
بازگشت به رسول خداصلى الله عليه و آله گفتند:
ما برتر از فلانى كسى را نديديم، او روزها را روزه مىگرفت و هر كجا منزل مىكرديم، تا هنگام حركت به نماز مشغول مىشد و مرتب نماز مىگزارد.
رسول خداصلى الله عليه و آله فرمود: چه كسى كارهاى او را انجام مىداد و مخارج او را تأمين مىكرد؟
گفتند: ما
پيامبرصلى الله عليه و آله فرمود: همه شما از او برتريد! «(1)»
اسماعيل خَثْعَمى مىگويد: به امامصادق عليه السلام عرض كردم: وقتى ما [در سفر حج به مكه مىرسيم، همراهان ما مرا نزد اثاثيه گذاشته، خود به طواف مىروند.
حضرت فرمود: «انْتَ اعْظَمُ اجْراً»؛ «پاداش و اجر تو از آنها بيشتر است». «(2)»
شخص ديگرى بهنام مُرازِم بن حكيم گويد:
با محمد بن مُصادِف همراه بودم، وقتى به مدينه رسيديم بيمار شدم، وى نيز مرتب مرا تنها مىگذاشت و به مسجد مىرفت، از او به پدرش مصادف شكايت كردم، او نيز مسأله را به امامصادق عليه السلام خبر داد، حضرت براى محمد بن مصادف پيغام فرستاد و فرمود:
«قُعُودُكَ عِنْدَهُ أَفْضَلُ مِنْصَلاتِكَ فِي الْمَسْجِدِ». «(1)»
«نشستن تو در كنار او، از نماز خواندنت در مسجد بالاتر و برتر است.»
روشن است كه اين توصيهها اختصاص به حج نداشته، ديگر سفرها را هم دربر مىگيرد.
بنابراين زائران در طول سفر، همسفران به ويژه افراد مسن و بيمار را يارى دهند تا با اين عمل، پاداش آنها مضاعف گردد.
افراد بشر، هر چه از خوبىها بهرهمند باشند، باز ممكن است در برخى شرايط گرفتار كمحوصلهگى، بهانهگيرى و ناسازگارى شوند و به همين دليل، هم خود و هم ديگران را ناراحت كنند. رسول خداصلى الله عليه و آله در سفرى كه به حج مشرف مىشدند فرمودند:
«مَنْ كانَ سَيِّىءُ الْخُلْقِ وَ الْجِوارِ فَلا يَصْحَبُنا». «(2)»
«كسى كه بد اخلاق است و به همسايه خود
بدى مىكند، با ما همراه نشود.»
دليل اين سخن واضح است؛ زيرا كسى كه در وضعيت عادى كجخلق بوده و همسايهآزارى مىكند، هنگام سفر و برخورد با سختىها و مشكلات، رفتارى به مراتب نامناسبتر با ديگران خواهد داشت.
على بن ابىطالب عليه السلام كمىِ ناسازگارى با همسفران را از نشانههاى جوانمردى در سفر برشمرده است. «(1)»
سعدى نيز گويد:
يكى خوبكردار خوش خوى بود كه بدسيرتان را نكوگوى بود
به خوابش كسى ديد چون درگذشت كه بارى حكايت كن از سرگذشت
دهانى به خنده چو گُل باز كرد چو بلبل بهصوتى خوش آغاز كرد
كه بر من نكردند سختى بسى كه من سخت نگرفتمى با كسى «(2)»
روشن است كه سفر، همراه با تلخىها و كمبودها است، بنابراينصبر و شكيبايى بيشترى لازم است. امامصادق عليه السلام فرمود:
«مسافرت و سير منازل، توشه انسان را تمام، اخلاق را بد و لباس را فرسوده مىكند ....» «(1)»
در مسافرت، نظم زندگى عادى مردم بههم مىخورد و در غذا و استراحت و مسكن آنان تغييراتى ايجاد مىشود. اين امور موجب تغيير در روحيه و اخلاق مسافران مىگردد، لذا بايد آنان تلاش كنند تا در چنين وضعيتى، همسفران خود را خسته و دلآزرده نكنند. ناسازگارى آنچنان مذموم است كه امام باقر عليه السلام به نقل از رسول خداصلى الله عليه و آله فرمود:
«اگر ناسازگارى در برابر چشم [مردم مجسّم شود، هيچ آفريدهاى از مخلوقات خداوند از آن زشتتر نخواهد بود.» «(2)»
زخاك آفريدت خداوند پاك پس اى بنده افتادگى كن چو خاك
حريص و جهانسوز و سركش مباش زخاك آفريدندت آتش مباش
چو گردن كشيد آتش هولناك به بيچارگى تن بيانداخت خاك
چو آن سرفرازى نمود، اين كمى از آن ديو كردند، از اين آدمى «(1)»
زائران، در جلسات، هنگام شركت در نمازهاى جماعت، ورود و خروج به مساجد، سوار شدن به اتوبوس و ... تلاش كنند تا ديگران را آزار ندهند. به مكانهايى كه وارد مىشوند، هر كجا جاى خالى بود بنشينند و از راه رفتن ميان جمعيّت فشرده زائران اجتناب نمايند.
سيره رسول خداصلى الله عليه و آله اينگونه بود كه هروقت به محلى وارد مىشد، در نزديكترين جا به ايشان (نزديك در ورودى) مىنشست. «(2)»
آن حضرت در حديثى فرمود:
«هرگاه يكى از شما به مجلسى وارد شد، در كنار آخرين نفرى كه نشسته، بنشيند.» «(3)»
نيز در حديث ديگرى فرمود:
«هر گاه كسى وارد مجلسى شود كه تعدادى آنجا حضور دارند، اگر شخصى از ميان آنان، برادر دينى خود را دعوت نموده و براى وى در كنار خود جا باز كند، بايد دعوت او را بپذيرد؛ زيرا اين احترامى است كه برادر دينى او براى وى قائل شده و بدينوسيله او را گرامى داشته است. ولى اگر كسى براى وى جا باز نكرد، در مجلس بنگرد، هر كجا جاى راحتى براى نشستن بود، همانجا بنشيند.» «(1)»
در مسافرت، گاهى آگاهانه و گاهى از روى غفلت، ممكن است يكى از همسفران دچار لغزش شده، كار خلافى انجام دهد. سيره اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام در اين زمينه آن بوده كه اين لغزشها را يا ناديده مىگرفتند و يا با تذكّر، رفتار فرد خطاكار را اصلاح مىكردند. زراره از امام باقر و امامصادق عليهما السلام نقل كرده كه فرمودند:
«نزديكترين موضع بنده به كفر آن است كه
1) - بحارالأنوار، ج 72، ص 465
با مردى برادر دينى باشد و لغزشها و خطاهاى او را شمرده [نزد خود نگه دارد] تا روزى او را بهخاطر آن لغزشها، سرزنش كند.» «(1)»
طبيعى است كه هر كس به دنبال كشف عيوب و خطاهاى مردم باشد، عملًا ديگران را به مقابله دعوت كرده و آنان را بر اين كار ترغيب مىكند و همين، موجب حرمتشكنى و درگيرى مؤمنان و مسلمانان با يكديگر خواهد شد. رسول خداصلى الله عليه و آله فرمود:
«به دنبال كشف لغزشهاى مؤمنان نباشيد، زيرا هر كس به دنبال لغزشهاى برادر دينى خود برآيد، خداوند لغزشهاى او را دنبال مىكند و آنكس كه خداوند به دنبال لغزشهايش برآيد، او را رسوا خواهد كرد، گر چه داخل خانهاش باشد.» «(2)»
با رعايت اين نكته اخلاقى، مىتوان در سفرهاى زيارتى، فضايىصميمى ايجاد كرد و بر شيرينى و لذّت سفر افزود، از اين رو زائران بايد با خوشبينى نسبت به
يكديگر برخورد كنند و هرگز به دنبال شمردن لغزشهاى ديگران نباشند.
زندگى در سفر، جمعى و گروهى است و درنتيجه، افراد مختلف با سليقهها و رفتارهاى گوناگون كنار همديگر جمع شده، چندين روز با هم زندگى مىكنند و به طور طبيعى اين اختلاف سليقهها، گاهى منتهى به نزاع و درگيرى و كدورت مىشود. توصيه اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام به زائران اين است كه با همسفران خود، جوانمردانه برخورد نموده، پس از بازگشت نيز در هيچ مجلسى، حوادث ناخوشايند سفر را براى ديگران بازگو نكنند.
امامصادق عليه السلام، يكى از دلايل جوانمردى در سفر را كتمان اسرار و رازدارى همراهان پس از جدا شدن از آنها ذكر مىكنند. «(1)» و در حديث ديگرى مىفرمايد:
«لَيْسَ مِنَ الْمُرُوءَةِ أَنْ يُحَدِّثَ الرَّجُلُ بِمَا يَلْقَى فِي السَّفَرِ مِنْ خَيْرٍ أَوْ شَرٍّ». «(2)»
«اين از جوانمردى نيست كه انسان آنچه از خوب و بد در سفر ديده و با آن برخورد كرده را بازگو نمايد.»
در سفر، زائران بايد با همسفران، جوانمردانه برخورد كنند و سختىها را به جان خريده، آسايش و آرامش ديگران را بر خود ترجيح دهند.
هنگام سوار شدن به اتوبوس، هنگامصرف غذا، و در همه جا، ديگران- به خصوص كودكان و كهنسالان- را برخود مقدّم بدارند و با برخوردصحيح و اسلامى و لبخند، خستگى را از تن همسفران خويش بزدايند و به تعبير روايات، با جوانمردى برخورد كنند.
رسول خداصلى الله عليه و آله تلاوت قرآن، ساختن مسجد، دوست گرفتن برادران دينى به خاطر خدا، جوانمردى در وطن، بخشيدن غذا، خوشخلقى و شوخى بدون معصيت را نشانههاى جوانمردى در سفر دانستهاند. «(1)»
شوخى با ديگران اگر با تمسخر و يا غيبت و امثال آن همراه باشد، گناه و معصيت است، ليكن ديگران را
1) - بحارالأنوار، ج 73، ص 266، ح 2.
خوشحال نمودن و خستگى را از تن آنان زدودن، از عبادات شمرده مىشود.صفوان جمّال گويد:
مُعَلىّ بن خُنَيس هنگام رفتن به سفر، براى خداحافظى خدمت امامصادق عليه السلام آمد. حضرت به او فرمود:
«اى مُعَلىَّ، بهوسيله خدا عزّت را طلب كن تا خداوند به تو عزّت بخشد.»
معلّى گفت: اى فرزند رسول خدا، چگونه؟
حضرت فرمود:
«اى مُعلّى، از خداوند متعال بترس تا همه از تو بترسند. اى مُعَلّى، با بخشش به برادرانت، به آنان اظهار دوستى كن؛ زيرا خداوند بخشش را وسيله دوستى و عطا نكردن به ديگران را وسيله دشمنى قرار داده است. به خدا قسم اگر شما از من چيزى بخواهيد و آن را به شما ببخشم، براى من بهتر از آن است كه از من چيزى طلب نكنيد و من نيز آن را به شما ندهم و در نتيجه مرا دشمن بداريد.
و هر گاه خداوند عزّوجلّ به دست من خيرى جارى كند و آن به شما برسد، همان مورد پسند و ستايش خدا است. «(1)»
1) - امالى طوسى، ص 304
در مسافرتها بسيار پيش مىآيد كه يكى از همراهان، بيمار مىشود و دوستانش به وى كمتوجه يا بىتوجهى مىكنند. چهبسا مىتوانند او را همراه خود به زيارت ببرند، ليكن بهدليل سختى كار، از مسؤوليتپذيرى خوددارى مىكنند. اين عمل با جوانمردى و اخلاق اسلامى در سفر سازگارى ندارد.
روزى مفضّل بن عُمَر خدمت امامصادق عليه السلام آمد، امام از او پرسيد:
با چه كسى همسفر بودى؟
مفضّل گفت: مردى از برادرانم.
حضرت فرمود: او چه شد؟
گفتم: از وقتى كه وارد مدينه شدهام، نمىدانم مكان او كجاست!
امام عليه السلام به من فرمود:
آيا نمىدانى كسى كه چهلگام با مؤمنى همسفر شود، خداوند در روز قيامت درباره او از وى سؤال مىكند؟ «(1)»
1) - بحارالأنوار، ج 73، ص 275
همچنين امامصادق عليه السلام در حديثى ديگر فرمود:
«حَقُّ الْمُسَافِرِ أَنْ يُقِيمَ عَلَيْهِ إِخْوَانُهُ إِذَا مَرِضَ ثَلاثاً». «(1)»
«حق مسافر آن است كه اگر بيمار شد، برادرانش تا سه روز كنار او بمانند.»
همچنين فرمود:
«هر كس در راهى با برادر دينى خود همراه شود، سپس از او پيش افتد، به اندازهاى كه از جلوى چشم رفيق خود پنهان گردد، به او ستم كرده است». «(2)»
گاهى در سفر، براى برخى از زائران، مشكلاتى؛ مانند گم شدن پول، بيمارى و ... پيش مىآيد كه شايسته است همسفران، آنها را يارى دهند و مشكلاتشان را برطرف كنند. ابان بن تغلب مىگويد:
با امامصادق عليه السلام طواف مىكردم، مردى از اصحاب ما پيش آمد و با اشاره از من خواست تا براى انجام
كارى همراه او بروم، ليكن من دوست نمىداشتم طواف با امامصادق عليه السلام را رها كرده، او را همراهى كنم.
پس در همان حال كه طواف مىكردم، بار ديگر به من اشاره كرد و امامصادق عليه السلام او را ديد و به من فرمود:
ابان، اين مرد تو را مىخواهد؟
عرض كردم: آرى.
فرمود: او كيست؟
عرض كردم: مردى از اصحاب و ياران ما است.
حضرت پرسيد: آيا با تو همعقيده و هممذهب است؟
عرض كردم: آرى.
حضرت فرمود: نزد او برو.
عرض كردم: طواف را قطع كنم؟
فرمود: آرى.
پرسيدم: اگرچه طواف واجب باشد؟
فرمود: آرى.
ابان مىگويد: با او رفتم و پس از انجام كار وى، نزد آن حضرت بازگشتم و به ايشان عرض كردم: مرا از حقى كه مؤمن به گردن مؤمن ديگر دارد باخبر ساز.
حضرت فرمود: آنان را واگذار و پاسخش را نخواه.
عرض كردم: فداى شما شوم پاسخ آن را خواهانم و
برخواستهام اصرار كردم.
آنگاه فرمود: اى ابان، تا آنجا حق دارد كه نيمى از مالت را به او بدهى!
سپس به من نگريست و عكسالعمل مرا در برابر آن مشاهده نموده، فرمود: اى ابان، آيا نمىدانى خداوند عزّوجلّ از آنها [افراد با ايمان و متّقى اينگونه ياد كرده كه ديگران را بر خود مقدم مىدارند؟
عرض كردم: آرى، فدايت شوم.
فرمود: پس اگر تو مالت را با او قسمت كنى، او را بر خود مقدم نداشتى، بلكه او را با خود برابر داشتى، همانا وقتى او را بر خود مقدم داشتهاى كه آن نيمهاى كه براى خود نگاهداشتهاى به او دهى. «(1)»
در روايت تنبّهآفرين ديگرى، يكى از ياران امام باقر عليه السلام گويد: به امام باقر عليه السلام عرض كردم: فداى شما، شيعه نزد ما فراوان است!
فرمود: آيا ثروتمندان به مستمندان كمك مىكنند؟
آيا نيكوكار از بدكار مىگذرد؟ آيا با هم برابرى و مساوات دارند؟
عرض كردم: نه.
1) - كافى، ج 2، ص 171
امام عليه السلام فرمود:
«لَيْسَ هَؤُلاءِ شِيعَةً، الشِّيعَةُ مَنْ يَفْعَلُ هَذَا». «(1)»
«اينها شيعه نيستند، شيعه كسى است كه اين چنين عمل كند!»
جميل گويد از امامصادق عليه السلام شنيدم كه فرمود:
مؤمنان خدمتگزار يكديگرند.
پرسيدم: چگونه؟
فرمود: يعنى براى هم سودمند هستند و بعضى براى بعضى ديگر مفيداند .... «(2)»
خانواده، خويشان و دوستان مسافر، از زمانى كه او به سفر مىرود تا وقتى بر مىگردد، دوست دارند پيوسته از او خبر بگيرند. در گذشتههاى دور كه ارتباط تلفنى محدود بوده و يا در برخى مناطق امكانپذير نبوده، مسافران با تلگراف و نوشتن نامه، خويشاوندان و دوستان خود را از سلامتى خويش باخبر مىساختند.
امامصادق عليه السلام در اين زمينه فرمود:
«التَّوَاصُلُ بَيْنَ الِإِخْوَانِ فِي الْحَضَرِ التَّزَاوُرُ وَ فِي السَّفَرِ التَّكَاتُبُ». «(1)»
«رابطه ميان برادران در وطن با يكديگر ديدار كردن و ديد و بازديد و در سفر، نامهنگارى است.»
بنابراين شايسته است مسافر، به ويژه در زمان كنونى كه ارتباطات رشد چشمگيرى يافته، با خانواده خود تماس گرفته، نگرانى آنان را برطرف سازد.
يكى از بهرههايى كه مىتوان از مسافرت گرفت، شناخت دوستان واقعى و آزمودن آنها است. پيامبرصلى الله عليه و آله فرمود:
«السَّفَرُ ميزانُ الْقَوْم». «(2)»
«سفر، وسيله سنجش [اخلاق مردم است.»
در حكمتهاى منسوب به اميرمؤمنان على عليه السلام نيز آمده است:
«السَّفَرُ مِيزانُ الأَخْلاقِ». «(3)»
«سفر، وسيله سنجش اخلاق [مردم است.»
امامصادق عليه السلام نيز فرمود:
«هيچ كس را دوست خود مشمار تا آنكه او را در سه چيز بيازمايى:
1- او را به خشم آورى و ببينى آيا اين خشم او را از حق به باطل مىكشاند؟
2- با دينار و درهم (در امور مالى).
3- زمانى كه با او مسافرت كنى. «(1)»
هنگام بروز مشكلات و سختىها در سفر، مىتوان دوست واقعى را شناخت. زمانى كه همه چيز خوب و منظم است، ميان دوستان مشكلى بروز نمىكند، ليكن اگر هنگام دشوارىها و سختىها همراه و همسفر، پايدار و مقاوم باقى ماند و دوست خود را تنها نگذارد، معلوم مىشود در دوستى خويشصادق بوده و در اين آزمون موفق شده است.
امير مؤمنان على عليه السلام يافتن چنين دوستانى را نيازمند پيمودن راهى بس دراز و طولانى مىداند. «(2)»
زائران معمولًا در سفر دوستانى مىيابند كه تا پايان عمر با يكديگر مأنوس گشته، همچون برادر با هم زندگى و معاشرت مىكنند.
پيشوايان دينى براى تحكيم اين اخوت و پيوند، راههايى را مطرح كردهاند كه به برخى از آنها اشاره مىكنيم:
1- خوشخويى با مردم
امام على عليه السلام فرمود: «خوشخويى محبت ايجاد نموده و دوستى را پابرجا مىكند.» «(1)»
2- خوشرفتارى با مردم
امام على عليه السلام فرمود: «هركس خوشرفتارى پيشه كند، دوستانش فراوان شوند.» «(2)»
3- اخلاص در دوستى
امام على عليه السلام فرمود: «دوست واقعى از دوستىاش برنمىگردد، گر چه در حقّش جفا شود.» «(3)»
4- خوشرويى
حضرت على عليه السلام فرمود: «خوشرويى و
گشادهرويى، [موجب دوام دوستى است.» «(1)»
5- رعايت ادب
امام كاظم عليه السلام فرمود: «ادب و احترام ميان خود و برادر دينىات را از بين مبر؛ زيرا از ميان رفتن آن، حيا و شرم را از بين مىبرد و بر جاى بودن ادب، پايدار بودن دوستى را به دنبال دارد.» «(2)»
6- اظهار دوستى
امام على عليه السلام فرمود: «با اظهار دوستى، دوستى پديد مىآيد.» «(3)»
7- تواضع
حضرت على عليه السلام فرمود: «ميوه تواضع، دوستى است.» «(4)»
8- وفادارى
امام على عليه السلام فرمود: «عامل انس گرفتن مردم، وفادارى است.» «(5)»
9- رعايت انصاف
امام على عليه السلام فرمود: «با انصاف، برادرى تداوم
مىيابد.» «(1)»
10- مدارا با مردم
حضرت على عليه السلام فرمود: «مدارا و نرمى و بخشندگى انسان، او را محبوب دشمنانش مىكند.» «(2)»
يك سلسله علل و عوامل نيز موجب گسستن دوستىها و منشأ بروز كينه و دشمنى مىگردد كه مسافران و زائران بايد از آنها پرهيز كنند. برخى از آنها عبارتند از:
1- بدخلقى
على عليه السلام فرمود: «هر كه بد اخلاق شود، دوست و رفيق او نيز ناياب گردد.» «(3)»
2- عيبجويى
امامصادق عليه السلام به ابوبصير فرمود: «اى ابو محمد از دين مردم جستجو مكن كه بدون دوست مىمانى.» «(4)»
3- جدال
حضرت على عليه السلام فرمود: «كسى كه با برادران خود
به بحث و مناقشه بپردازد، دوستانش كم مىشوند.» «(1)»
4- ستيزه جويى
امام على عليه السلام فرمود: «در ستيزهگرى، دوستى وجود ندارد.» «(2)»
5- تنگ چشمى
امام على عليه السلام فرمود: «شخص تنگ چشم و [تنگنظر]، دوستى ندارد.» «(3)»
6- تكبر
حضرت على عليه السلام فرمود: «براى فرد متكبّر، دوستى وجود ندارد.» «(4)»
7- كينه توزى
امام على عليه السلام فرمود: «هيچ كينه توزى را دوستى نيست.» «(5)»
8- حسدورزى
امام على عليه السلام فرمود: «حسود را دوستى نخواهد بود.» «(6)»
9- تحقير ديگران
امامصادق عليه السلام فرمود:
«كسى كه مردم را دست مىاندازد و [تحقير مىكند]، نبايد انتظارصداقت در دوستى داشته باشد!» «(1)»
10- نيرنگ و فريبكارى
على عليه السلام فرمود: «با حيلهگرى، هيچ دوستى پايدار نمىماند.» «(2)»
مسافر سزاوار است در طول سفر، به مال ديگران بىاعتنا باشد و عزّت و بزرگوارى خود را حفظ كند.
عكرمه و مجاهد و جز آنان نيز گفتهاند:
گروهى از اعراب بدون همراه داشتن غذا و خوراكى لازم به حج آمدند. آنان مىگفتند: ما توكل كننده بر خدا هستيم. برخى نيز مىگفتند: ما حج خانه خدا را انجام مىدهيم و او غذا به ما ندهد؟
با اينگونه تفكر، بارى بر دوش ديگران بوده، غذاى آنان را برخى از همسفرانشان تأمين مىكردند، آن گاه خداوند آيه وَ تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوى «(3)»
را نازلكرد و آنان را از اين كار برحذر داشت. «(1)»
احمد بن حنبل، پيشواى حنبليان، درباره آنان كه بدون زاد و توشه به سفر مىروند گفت:
«من آن را دوست نمىدارم، اينها بر خوراكىهاى مردم توكل كردهاند.» «(2)»
شايسته است زائران، كاروان خود را به كانون محبت وصفا تبديل كنند ونسبت به همديگر مهربان و خوشبين باشند و از هر گونه سوء ظنى بپرهيزند.
امير مؤمنان على عليه السلام فرمود:
«كار برادر دينى خود را به بهترين وجه توجيه و حمل كن، تا زمانى كه كارى از او سر زند كه راه توجيه را بر تو ببندد و هيچگاه از سخنى كه از (دهان) برادرت بيرون آيد تا وقتى كه مىتوانى محمل خوبى براى آن بيابى، گمان بد مبر.» «(3)»
حسن ظنّ و خوش بينى نسبت به ديگران، از برترين ارزشهاى اخلاقى و بزرگترين عطيّهها است. «(1)»
براى حل مشكل سوء ظن، پيشوايان اسلام تا آنجا جلو رفتهاند كه رسول خداصلى الله عليه و آله فرمود:
«اطْلُبْ لِأَخِيكَ عُذْراً فَانْ لَمْ تَجِدْ لَهُ عُذراً فَالْتَمِسْ لَهُ عُذراً». «(2)»
«براى گفتار و كردارى كه از برادر تو سر مىزند عذرى بجوى و اگر نيافتى عذرى بساز!»
بنابراين، از آنجا كه زائران در اينگونه سفرها، به عبادت خدا روى آورده و درصدد كسب معارف و آمرزش الهى برآمدهاند، شايسته است به شدت از سوء ظن و بدبينى نسبت به ديگران خوددارى كنند؛ زيرا گمان بد، عبادت را تباه مىكند. «(3)»
زائران معمولًا در طول سفر، يك زندگى جمعى دارند، گاهى هم هر چند نفر در يك اتاق اسكان داده
مىشوند، در چنين وضعيتى طبيعى است كه ميان آنان گفت و گوهايى ردّ و بدل شود كه چه بسا بعضى از آنها دوست ندارند اين سخنان جاى ديگرى بيان شود، از اين رو پيشوايان دينى ما به ما دستور دادهاند تا سخنان محرمانه اشخاص را براى كسى بازگو نكنيم.
امامصادق عليه السلام در اين باره فرمود:
«آنچه درمجالس گفته مىشود امانت است و كسى حق ندارد، سخن همصحبت خود را براى ديگرى بازگو كند مگر با اجازه او و يا اين كه نقل آن، بيان خوبى او باشد.» «(1)»
رسول خداصلى الله عليه و آله نيز در اين زمينه مىفرمايد:
«مجالس امانتاند و فاش كردن راز برادر دينى، خيانت است، پس، از اين كار دورى كن.» «(2)»
و در حديث ديگرى فرمود:
«وقتى دو نفر با يكديگر در جلسهاىصحبت مىكنند، آنچه با يكديگر در ميان مىگذارند امانت خدا است، پس جايز نيست يكى از آنها بر خلاف ميل برادر دينىاش،
آنچه كه او ميل به افشاى آن ندارد را بازگو كند.» «(1)»
در حديثى به نقل از امامصادق عليه السلام آمده است كه:
لقمان به پسرش گفت:
هر گاه با گروهى همسفر شدى، در كارهاى خود و آنان، بسيار با آنها مشورت كن و با لبخند با آنان برخورد كن (وخنده رو باش) و در زاد و توشهاى كه همراه دارى، نسبت به آنها كريم و بخشنده باش، هرگاه تو را دعوت كردند بپذير و اگر از تو كمك خواستند آنان را يارى ده، بيشتر ساكت و خاموش باش و فراوان نماز بخوان و در آنچه با خود دارى، از مركب و مال و توشه، بسيار بخشنده باش.
هر گاه در امر حقى از تو شهادت خواستند، شهادت ده و هر گاه از تو مشورت خواستند، با دقت نظر به آنان پاسخ ده، و پيش از آن كه درباره چيزى فكر كنى و چگونگى آن بر تو روشن شود، تصميم نگير و در مشورتدهى به ديگران با شتاب پاسخ نده، مگر آن كه
1) - تنبيه الخواطر، ج 1، ص 98
در حال برخاستن، نشستن، غذا خوردن و ... فكرت را در رابطه با آن امر به كار اندازى. همانا كسى كه براى طرف مشورت خيرخواهى نكند، خداوند رأى و انديشه او را مىگيرد و (لباس) امانت را از او دور كند.
هر گاه ديدى همراهان تو حركت مىكنند، با آنها حركت كن و اگر ديدى كار مىكنند تو هم با آنان كاركن و اگرصدقه و يا وامى به كسى دادند تو نيز به ايشان اعطا كن و از آن كه از تو بزرگتر است، حرف شنوى داشته باش.
هر گاه همراهانت تو را به چيزى فرمان دادند و از تو چيزى پرسيدند، به آنها آرى بگو و نگو خير؛ زيرا «نه» گفتن عيب و نقص است.
هر گاه در راه سرگردان مانديد، از مركب فرود آييد و آن گاه كه ترديد داشتيد، بايستيد و مشورت كنيد ...
فرزندم هرگاه وقت نماز فرا رسيد، براى هيچ كارى نماز را به تأخير ميانداز، نماز را بخوان و خود را از اين دَيْنى كه به عهده دارى راحت كن، نماز را به جماعت بگزار، اگرچه بر سرِ نيزه باشد «(1)» ...
هر گاه خواستيد جايى منزل كنيد، در مكانى فرود
1) - كنايه از تنگى مكان است.
آييد كه خوش منظرتر و خاكش نرمتر و پرعلفتر باشد.
آنگاه كه فرود آمدى، پيش از آن كه بنشينى، دو ركعت نماز بگزار و هر گاه نياز به رفع حاجت داشتى از آنجا فاصله بگير و چون خواستى كوچ كنى دو ركعت نماز بگزار، و با زمينى كه در آن فرود آمده بودى وداع كن و بر آن سرزمين و مردم آن جا درود فرست؛ زيرا هر سرزمينى، ساكنانى از فرشتگان دارد.
اگر مىتوانى غذا نخور مگر آن كه نخست بخشى از آن غذا را انفاق كرده باشى و تا زمانى كه سوار بر مركبى، بر تو باد به تلاوت قرآن و تا زمانى كه مشغول كارى هستى، بر تو باد به تسبيح خداگفتن و هر وقت كار خاصى ندارى، بر تو باد به دعا ... «(1)»
امامصادق عليه السلام فرمود: اگر در راه گم شدى فرياد كن و بگو:
«يَاصَالِحُ أَوْ يَا أَبَاصَالِحٍ أَرْشِدُونَا إِلَى الطَّرِيقِ يَرْحَمُكُمُ اللَّهُ». «(2)»
«اىصالح و اى اباصالح لطف و عنايت خداوند بر شما باد، ما را راهنمايى كنيد. همچنين نقل شده كه خداوندصالح را بر بيابان و حمزه را بر دريا گمارده است.
عبيداللَّه گويد:
چنين مشكلى براى ما پيش آمد و ما [در سفرى راه را گم كرديم، برخى از همراهان از ما خواستند تاصداى خود را بلند كرده و اين جمله را بگوييم، پس از آنكهصدا زديم، دو نفر به سوى ما آمده ما را راهنمايى كردند و گفتند: راه از سمت راست است (يا آن كه گفتند سمت چپ) و ما در همان جهت حركت كرده، راه را يافتيم.
او همچنين از قول پدرش نقل كرده كه در بيابان راه را گم كرديم پس بلندصدا زديم (ياصالح و يا اباصالح) آنگاه ما را راهنمايى كردند. رفيق همراه ما گفت:صداى ضعيفى را شنيدم كه مىگفت:
راه در سمت راست است و ما خيلى راه نرفته بوديم كه به مسير اصلى رسيديم. «(1)»
1) - محاسن، ص 363
زائران ايرانى، سفيران مذهب تشيع و انقلاب اسلامى در ديگر كشورها هستند و مسلمانان ساير بلاد، شيعه بودن و ويژگىهاى تشيع را در رفتار و كردار ايرانيان مىبينند، بنابراين بايد به شكلى عمل كنند كه باعث زينت و افتخار پيشوايان خود باشند.
هشام كندى مىگويد: از امامصادق عليه السلام شنيدم كه فرمود:
«شما را برحذر مىدارم از اين كه كارى انجام دهيد كه به خاطر آن، ما را سرزنش كنند؛ زيرا فرزندِ بد، با عمل خود پدر را بدنام مىكند. شما براى آن كس كه خود را به او بسته و از ديگران به خاطر او گسستهايد آبرو و زينت باشيد، در ميان عشاير آنان نماز بگزاريد (يعنى در نماز جماعت آنان شركت كنيد) بيماران آنها را عيادت كنيد، در تشييع جنازه آنان حاضر شويد و مبادا آنها در كار خير بر شما سبقت گيرند، شما در انجام كارهاى خير از آنها سزاوارتريد «(1)»
...
1) - كافى ج 2، ص 219
معاوية بن وهب گويد: خدمت امامصادق عليه السلام آمده، گفتم:
ما (پيروان شما) با هممذهبان خود و نيز مردم ديگرى كه با آنان معاشرت داريم، چگونه رفتار كنيم؟
حضرت در پاسخ فرمود:
«امانت آنان را به آنها برگردانيد، بيمارانشان را عيادت كنيد و در تشييع جنازههاى آنان حضور يابيد.» «(1)»
همچنين معاوية بن وهب در حديث ديگرى گفته است:
از امامصادق عليه السلام پرسيدم، ما با هم مذهبان و نيز كسانى كه هم مذهب ما نيستند چگونه رفتار كنيم؟
حضرت فرمود:
«به امامان خود كه از آنها پيروى مىكنيد بنگريد و هر كارى كه آنها مىكنند، شما نيز انجام دهيد. پس به خدا سوگند پيشوايان شما از بيماران آنها عيادت مىكنند، درتشييع جنازههاى آنان حاضر مىشوند و به سود و زيان آنان شهادت مىدهند و امانت آنان را به آنان باز مىگردانند.» «(2)»
ابواسامه، زيد شحّام گويد: امامصادق عليه السلام به من فرمود:
به هر يك از آنان كه مىبينى از من اطاعت كرده و به گفته من عمل مىكند سلام برسان، من شما را به تقواى خداوند و ورع در دين، كوشش و تلاش براى خدا و راست گويى و امانت دارى و سجدههاى طولانى و نيكى به همسايه دعوت و سفارش مىكنم.
رسول خداصلى الله عليه و آله مأمور به ابلاغ چنين برنامههايى بوده و اينها را آورده است، بنابراين، امانت هركه به شما امانت سپرده را، به او بازگردانيد، خواه خوش كردار بوده و يا بدكار، همانا رسول خداصلى الله عليه و آله پيوسته دستور مىداد حتى نخ و سوزنى را هم اگر امانت سپردهاند، بهصاحبش برگردانند.
[امام سپس فرمودند:] با عشاير آنان نماز بگزاريد و در تشييع جنازه ايشان حاضر شويد، بيماران آنها را عيادت كنيد، حقوق ايشان را بپردازيد، پس هر مردى از شما اگر در دين خود ورع داشته باشد و راست گويد و امانت را بپردازد و با مردم خوش رفتارى كند، گفته مىشود اين مرد جعفرى است و اين، موجب خشنودى و شادى من مىشود و گفته مىشود:
اين است تربيت جعفر [بن محمد الصادق عليه السلام .
به خدا سوگند، پدرم [امام باقر عليه السلام براى من نقل
كرد كه مردى از شيعيان علىبن ابىطالب عليه السلام، در ميان قبيلهاى زندگى مىكرد كه زينت آنان به شمار مىآمد، او از همه امانتدارتر بود و حقوق را بيش از ديگران مراعات مىكرد. از همه راستگوتر بود؛ به گونهاى كه همگان وصايا و امانتهاى خود را به وى مىسپردند، [اگر] از همه مردم آن قبيله مىپرسيدى، مىگفتند:
«مَنْ مِثْلُ فُلان»؛ «چه كسى مثل فلانى است؟»
يعنى او از همه ما امانتدارتر و راستگوتر است. «(1)»
اين گونه رفتار و عمل با مخالفان و خوشرفتارى و سلوك اسلامى با ديگر مسلمانان، موجب ايجاد جاذبه براى تشيع بوده، آنان را به مذهب شيعه و اهلبيت عصمت و طهارت عليهم السلام علاقهمند مىكند. لذا تمامى زائران، بايد كاملًا مراقب رفتار و كردار خود باشند تا خشنودى امامان معصوم عليهم السلام را بر ديگر دستاوردهاى اين سفر معنوى بيافزايند.
بسيارى از زائران مىپرسند: ما براى ايجاد جاذبه بيشتر نسبت به اهلبيت عصمت و طهارت و تشيع در مكانهاى زيارتى چگونه رفتار كنيم؟
1) - كافى، ج 2، ص 636
پاسخ اين پرسش، در بيان امامصادق عليه السلام آمده است:
«كُونُوا دُعَاةً لِلنَّاسِ بِغَيْرِ أَلْسِنَتِكُمْ لِيَرَوْا مِنْكُمُ الْوَرَعَ وَ الاجْتِهَادَ وَ الصَّلاةَ وَ الْخَيْرَ فَإِنَّ ذَلِكَ دَاعِيَةٌ». «(1)»
«شما با غيرزبانتان (يعنى در عمل) مردم را (به اسلام و تشيع) دعوت كنيد، بايد از شما ورع، كوشش، نماز و كار خير ببينند، اينها دعوت كننده بوده (و جاذبه ايجاد مىكند).»
امامصادق عليه السلام در حديث ديگرى فرمود:
«همانا ما هيچ مردى را مؤمن نمىشماريم، مگر آن كه از تمامى دستورات ما اطاعت و پيروى كند، آگاه باشيد يكى از نشانههاى پيروى از دستورات و ارادتورزى به ما، داشتن ورع است، پس خود را به آن بياراييد، خداوند بر شما رحمت آورد، دشمنانِ ما را با آن در تنگنا قرار دهيد، خداوند شما را رهايى بخشد.» «(2)»
پيام اين حديث و احاديث مشابه آن به شيعيان اين است كه آنان نبايد تنها به شيعه بودن دل خوش كرده قانع باشند، بلكه بايد در عمل، پيرو راستين اهل بيت عليهم السلام بوده، در همه جا الگوى رفتارى پيشوايان خود را پياده كنند و به نمايش بگذارند.
امام باقر عليه السلام در روايتى، ويژگىهاى شيعيان خود را براى جابر بن عبداللَّه انصارى اين گونه بيان فرمودهاند:
اى جابر كسى كه خود را منتسب به ما مىدارد، آيا او را همين بس است كه گويد ما اهل بيت را دوست داريم؟
به خدا سوگند شيعه ما نيست جز كسى كه از خدا بترسد و فرمانبردار او باشد، اين گونه كسان شناخته نمىشوند جز با تواضع و خشوع، امانتدارى، كثرت ياد خدا، روزهدارى، اقامه نماز، نيكى به پدر و مادر، رسيدگى به حال همسايگان فقير و مسكين و بدهكار و رسيدگى به يتيمان، راستگويى، خواندن قرآن، كنترل زبان از (تعرض به) مردم مگر با خير و خوبى، و اين گونه كسان در ميان قوم خود، امين و مورد اعتماد مىباشند.
جابر گويد: عرض كردم: فرزند رسول خدا! من امروزه كسى را با اين خصوصيتها- كه بيان فرموديد- نمىشناسم!
امام عليه السلام فرمود:
اى جابر! روشهاى گوناگون تو را به سوى خود نكشاند، كه فكر كنى براى مرد همين كافى است كه بگويد: من على عليه السلام را دوست مىدارم و پيرو او هستم و سپس با اين گفته، عملى همراه نباشد. پس اگر گويد: من رسول خداصلى الله عليه و آله را دوست دارم، اما از سيره پيامبر پيروى و به سنّت او عمل نكند، دوستى رسول خداصلى الله عليه و آله هيچ سودى به او نرساند.
پس، از خدا بترسيد و براى دستيابى به آنچه نزد خدا است كار كنيد. ميان خدا و هيچ كس، خويشاوندى و قرابتى وجود ندارد، بهترين بندگان خدا و گرامىترين آنها نزد خداوند، با تقواترين و مطيعترين آنها است.
اى جابر! به خدا سوگند، به خداوند نمىتوان نزديك شد جز با اطاعت و فرمانبردارى ...
«مَنْ كَانَ لِلَّهِ مُطِيعاً فَهُوَ لَنَا وَلِيٌّ، وَ مَنْ كَانَ لِلَّهِ عَاصِياً فَهُوَ لَنَا عَدُوٌّ، وَ مَا تُنَالُ وَلايَتُنَا إِلَّا بِالْعَمَلِ وَ الْوَرَعِ». «(1)»
«هر كه مطيع خدا است، او دوست ما است و هر كه خدا را نافرمانى كند، دشمن ما است، به ولايت ما نمىتوان رسيد جز با عمل و ورع.»
1) - كافى ج 2، ص 74، ح 3
از نكاتى كه لازم است زائران مراعات كنند، استفاده از لباس تميز و پوشش مناسب، به ويژه در مقابل ديدگان ديگر مسلمانها است.
امامصادق عليه السلام فرمود:
«خداوند زيبايى و خودآرايى را دوست مىدارد و فقر و بيچارگى و نادار و تهىدست جلوه دادن را ناخوش دارد. همانا خداوند عزّوجلّ هرگاه به بندهاش نعمتى دهد، دوست دارد تا آثار آن نعمت را در او ببيند.»
گفته شد چگونه؟ حضرت فرمود:
«لباس خود را تميز كند (لباس تميز بپوشد) خود را خوشبو گرداند، خانهاش را گچ كارى كند و جلو در منزل خود را جارو نمايد.» «(1)»
روزى رسول خداصلى الله عليه و آله به مردى با موهاى ژوليده و لباس كثيف و سر و وضع پريشان برخورد كرد و خطاب به وى فرمود:
«بهرهورى از نعمتهاى الهى و نماياندن
1) - امالى طوسى، ص 275
نعمت، جزيى از دين است.» «(1)»
امام على عليه السلام نيز فرمود:
«همچنان كه دوست داريد افراد ناآشنا شما را در بهترين حالت خود ببينند و در نتيجه خود را براى آنها مىآراييد، زمانى كه نزد برادر مسلمان خود مىرويد نيز، آراسته (با لباس و وضعيت مناسب) ظاهر شويد.» «(2)»
همچنين رسول خداصلى الله عليه و آله در حديثى ديگر فرمود:
«همانا خداوند دوست دارد هنگامى كه بندهاش نزد برادران دينى خود مىرود، منظّم و آراسته باشد.» «(3)»
درباره وضعيت موهاى سر نيز فرمود:
«هر كس موى خود را بلند گزارد، بايد به آن برسد (و آن را مرتب كند) و گرنه آن را كوتاه نمايد.» «(4)»
حرمهاى امامان، از بهترين مكانها براى عبادت خداوند در روى كره زمين است، عبادت نيز اگر با اخلاص همراه باشد، به يقين مورد پذيرش حضرت حق قرار مىگيرد. از اين رو زائران بايد فرصتها را غنيمت شمرده، از لحظه لحظه عمرشان در اين سفر توشه برگيرند و آن را ذخيره آخرت كنند. ليكن در عين حال به اين نكته توجه داشته باشند كه در انجام عبادات افراط ننموده و خود را آنچنان خسته نكنند كه هميشه با حال كسالت به عبادت مشغول شوند؛ زيرا عبادتى ارزشمند است كه انسان با عشق و شور كامل در پيشگاه خدا حاضر شود و قلبش از خوف خدا به تپش درآيد و اشك از ديدگانش جارى گردد و به گونهاى خدا را بخواند كه گويى خدا را مىبيند و مشاهده مىكند.
رسول خداصلى الله عليه و آله فرمود:
«خدا را چنان عبادت كن كه گويى او را مىبينى ...» «(1)»
همچنين در حديث ديگرى فرمود:
1) - كنز العمال، ح 5250
«برترين مردم كسى است كه عاشق عبادت بوده، آن را در آغوش گيرد و ازصميم قلب آن را دوست بدارد و با بدن خود آن را لمس كند و خويشتن را براى آن از هر چيزى فارغ سازد، و بر او باكى نباشد كه دنيايش به سختى مىگذرد يا به آسانى.» «(1)»
امير مؤمنان على عليه السلام در نامهاى به حارث همدانى اين گونه نوشت:
«نفس خود را در عبادت پروردگار فريب ده و با آن مدارا كن و به زور وادار به عبادتش مساز و در فراغت و خرّمىاش او را به طاعت و بندگى وادار، مگر در مواردى كه بر تو واجب است (مانند نمازهاى يوميه) كه از به جا آوردن آن در وقتش چارهاى نيست ....» «(2)»
امام سجاد عليه السلام نيز اين گونه دعا مىكند:
«... أسْئَلُكَ مِنَ الشَّهادَةِ اقْسَطُها وَ مِنَ الْعِبادَةِ أَنْشَطُها.» «(3)»
«خداوندا! از شهادت دادن، عادلانهترين آن را و از عبادت، با نشاطترين آن را از تو مىخواهم.»
رسول خداصلى الله عليه و آله در يكى از وصاياى خود به امير مؤمنان على عليه السلام فرمود:
يا على، اين دين محكم و پايدار است پس به آرامى در آن درآى و عبادت پروردگارت را مبغوض خود مكن، پس همانا كسى كه افراط مىكند، نه مركبى به جاى مىگذارد و نه راه طى مىكند ... «(1)»
انجام عبادت كم، ليكن همراه با خشوع و تضرّع و اخلاص در پيشگاه خداوند، ارزشش از عبادت فراوان ليكن همراه با كسالت و بىحالى بيشتر و بالاتر است.
حرمهاى ائمّه اطهار عليهم السلام به ويژه كربلا و نجف، از جاذبههاى بىشمارى برخوردارند. زائران هنگام ديدن گنبد و بارگاه ائمه و يا ورود در حرمها، دگرگون شده،
1) - كافى، ج 2، ص 86
بىاختيار اشك از ديدگانشان جارى مىشود. زائر بايد چنين لحظاتى را غنيمت شمرده، از خداوند چيزى را بخواهد كه خير دنيا و آخرت او و بستگانش در آن باشد.
آدمى گاهى دلش مىشكند و اشكش جارى مىشود و در آن حال از خداوند مىخواهد تا خانه كوچكش را به يك خانه بزرگ تبديل كند و يا آن كه به كسب و كارش رونق دهد و چه بسا حاجتش نيز برآورده شود، ليكن فرصت مهمّى را از دست داده است.
از اين رو شايسته است زائر، با مراجعه به دعاهايى كه در قرآن كريم آمده و يا دعاهايى كه از رسول خداصلى الله عليه و آله و ائمه معصومين عليهم السلام نقل شده، جملاتى را در ذهن خود داشته باشد تا در آن لحظه حسّاسى كه دلش مىشكند و اشكش جارى مىشود، از خداوند چيزى را بخواهد كه خير دنيا و آخرت در آن باشد.
برخى از اين دعاها عبارتنداز:
1- امام باقر عليه السلام به زراره فرمود بگو:
«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ كُلِّ خَيْرٍ أَحَاطَ بِهِ عِلْمُكَ، وَأَعُوذُ بِكَ مِنْ كُلِّ سُوءٍ أَحَاطَ بِهِ عِلْمُكَ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ عَافِيَتَكَ فِي أُمُورِي كُلِّهَا وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ خِزْيِ الدُّنْيَا وَ عَذَابِ
الْآخِرَةِ». «(1)»
«بار خدايا! از تو مىخواهم، همه خوبىهايى را كه علم تو به آن احاطه دارد و به تو پناه مىبرم از همه بدىهايى كه تو به آن علم دارى و بار خدايا! از تو مىخواهم سلامتى و عافيت را در تمام كارهايم و به تو پناه مىبرم از خوارى در دنيا و عذاب آخرت.»
2- مناجات با خدا.
محمد بن ابى حمزه به نقل از پدرش مىگويد:
امام علىبن الحسين عليهما السلام را شب هنگام، كنار كعبه ديدم كه نماز مىخواند، پس قيام خود را طولانى كرد و گاهى بر پاى راست و گاهى بر پاى چپ تكيه مىكرد.
سپس باصدايى همراه با گريه فرمود:
«يَا سَيِّدِي تُعَذِّبُنِي وَ حُبُّكَ فِي قَلْبِي، أَمَا وَ عِزَّتِكَ لَئِنْ فَعَلْتَ لَتَجْمَعَنَّ بَيْنِي وَ بَيْنَ قَوْمٍ طَالَ مَا عَادَيْتُهُمْ فِيكَ». «(2)»
«آقاى من! آيا در حالى كه محبت تو در قلب من است مرا عذاب مىكنى؟ به عزتت قسم اگر چنين كنى، ميان من و مردمانى كه مدتى
طولانى به خاطر تو با آنها دشمنى كردهام، جمع كردهاى!»
3- در دعاى ابوحمزه ثمالى مىخوانيم:
«اللّهُمَّ ... اصْلِحْ جَميعَ احْوالِى وَاجْعَلْنى مِمَّنْ اطَلْتَ عُمْرَه وَ حَسَّنْتَ عَمَلَهُ وَ اتْمَمْتَ عَلَيْهِ نِعْمَتَكَ وَ رَضيتَ عَنْهُ و احْيَيْتَهُ حَيوةً طَيِّبَةً ...». «(1)»
«بار خدايا! تمام حالات مرا اصلاح كن و مرا از كسانى قرار ده كه عمرش را طولانى و كردارش را نيكو و نعمتت را بر او تمام كردهاى و از او خشنود گشتهاى و زندگى پاك و پاكيزه به او بخشيدهاى ...»
4- در همان دعا مىخوانيم:
«اللَّهُمَّ أَلْحِقْنِي بِصَالِحِ مَنْ مَضَى وَ اجْعَلْنِي مِنْصَالِحِ مَنْ بَقِيَ وَ خُذْ بِي سَبِيلَ الصَّالِحِينَ وَ أَعِنِّي عَلَى نَفْسِي بِمَا تُعِينُ بِهِ الصَّالِحِينَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَ اخْتِمْ عَمَلى بِأَحْسَنِهِ». «(2)»
«بار خدايا! مرا به شايستگان از گذشتگان
ملحق كن و از شايستگانى كه باقى ماندهاند قرار ده و مرا به راه شايستگان ببر و به من بر مخالفت با هواى نفسم كمك كن، به آنچه كمك دادى شايستگان را بر مخالفتشان با هواى نفس و پايان كارم را به نيكوترين اعمالم ختم كن ....»
5- در دعاى ديگرى مىخوانيم:
«...صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ هَبْ لى رَحْمَةً واسِعَةً جامِعَةً ابْلُغُ بِها خَيْرَ الدُّنْيا وَ الآخِرَةِ ...». «(1)»
«بار خدايا! بر محمد و آل او درود فرست و به من رحمتى گسترده عطا كن كه به وسيله آن به خير دنيا و آخرت نائل شوم و ...»
6- گاهى اوقات يك سطر دعا، به عظمت همه جهان معنا و مفهوم دارد. امير مؤمنان على عليه السلام مىفرمايد:
«الهى انْتَ كَما احِبّ فَاجْعَلْنى كَما تُحِبّ». «(2)»
«خدايا! تو آنگونه هستى كه من مىخواهم، پس مرا نيز آن گونه قرار ده كه تو مىخواهى!»
اگر انسان آن گونه شود كه خدا مىخواهد، به همه خوبىها دست يافته است.
حال با توجه به آنچه ذكر شد، به زائران توصيه مىشود تا از خواندن دعاهاى مهمى همچون: كميل، ابوحمزه ثمالى، عرفه، مناجات شعبانيه، مكارم الأخلاق و دعاهاىصحيفه سجاديه و زيارتهايى مانند: جامعه و امين اللَّه غافل نشده و پس از توجه به قرآن، با خواندن اين ادعيه و دقت در مضامين والاى آن، چگونه با خدا سخن گفتن را آموخته و با درخواست بهترين و جامعترين و پرمحتواترين دعاها، از خداوند خير بزرگ، حسن عاقبت و موفقيت و فلاح و رستگارى در دنيا و آخرت را براى خود، فرزندان و بستگان و ملتمسين دعا طلب كرده و به فوز عظيم دست يابند.
خداوند در قرآن كريم خطاب به مؤمنان مىفرمايد:
حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَ الصَّلاةِ الْوُسْطى وَ قُومُوا لِلَّهِ قانِتِينَ. «(1)»
«بر نمازها و نماز ميانه مواظبت كنيد، و خاضعانه براى خدا بپاخيزيد.»
در حالات ائمه معصومين عليهم السلام آمده است كه هرگاه زمان نماز فرا مىرسيد، اندامشان مىلرزيد، رنگ چهرهشان دگرگون مىشد، وقتى علت آن را جويا مىشدند، مىفرمودند:
«وقت اداى امانتى رسيده كه آسمانها و زمين و كوهها زير بار آن نرفتند و آن را برنتافتند.» «(2)»
و يا مىفرمودند:
«سزاوار است كسى كه در پيشگاه خداوند مىايستد، رنگش پريده و بند بند اعضاى بدنش بلرزد.»
امير مؤمنان على عليه السلام در فرمانى به محمد بن ابىبكر آنگاه كه او را والى مصر قرار داد، چنين نگاشت:
«صَلِّ الصَّلاةَ لِوَقْتِهَا الْمُؤَقَّتِ لَهَا وَ لا تُعَجِّلْ وَقْتَهَا لِفَرَاغٍ وَ لا تُؤَخِّرْهَا عَنْ وَقْتِهَا لِاشْتِغَالٍ
وَ اعْلَمْ أَنَّ كُلَّ شَيْءٍ مِنْ عَمَلِكَ تَبَعٌ لِصَلاتِكَ». «(1)»
«نماز را در وقت تعيين شده آن به جاى آور، نه به خاطر فراغت و بيكارى در انجام آن شتاب كن و نه به بهانه كار آن را به تأخير بيانداز، بدان كه همه اعمال تو بسته به نماز تو است.»
در قرآن كريم نيز خداوند نسبت به كسانى كه نسبت به نماز مسامحه و سهل انگارى مىكنند، با لحنى تهديدآميز سخن گفته است. در سوره ماعون مىفرمايد:
«فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ الَّذِينَ هُمْ عَنْصَلاتِهِمْ ساهُونَ» «(2)».
«واى بر نمازگزارانى كه از نمازشان غافلاند! [و در انجام آن سهل انگارى مىكنند].»
رسول خداصلى الله عليه و آله نيز فرموده است:
«نمازهاى خود را تباه و ضايع نسازيد؛ زيرا كسى كه نمازش را ضايع كند، در روز قيامت
با قارون و هامان محشور مىشود و بر خداوند است كه او را همراه با منافقان وارد آتش كند. پس واى بر كسى كه مراقب نماز و انجام سنن او نيست.» «(1)»
در حديثى ديگر امامصادق عليه السلام از رسول خداصلى الله عليه و آله نقل كردهاند كه فرمود:
«شيطان از مؤمنى كه مراقبت مىكند تا نمازهاى پنج گانه خود را در وقت مقرّر شده بخواند در هراس است، پس هر گاه مؤمن نمازهاى خود را ضايع نموده [نسبت به آن مراقبت نداشته باشد] شيطان جرأت يافته، آن فرد را به گناهان بزرگ مبتلا مىكند.» «(2)»
همچنين امامصادق عليه السلام در حديث مبسوطى فرمود:
«ملك الموت، شيطان را از كسى كه نسبت به نماز خود مراقبت دارد دور مىكند، و در لحظه حساس و خطرناك مرگ، شهادت به وحدانيت خدا و رسالت پيامبرصلى الله عليه و آله را به او تلقين مىكند.» «(3)»
نيز از زبان برخى از ائمه معصومين عليهم السلام بارها نقل شده كه رسول خداصلى الله عليه و آله فرمود:
«آن كس كه نماز را سبك بشمارد از من نيست و به خدا سوگند در حوض كوثر بر من وارد نمىشود.» «(1)»
ابا بصير گويد: بر «امّ حميده» وارد شدم تا رحلت امامصادق عليه السلام را به ايشان تسليت بگويم، پس او گريست و من نيز از گريه او گريستم، آنگاه گفت:
«اى ابا محمد، امامصادق عليه السلام هنگام مرگ چشمانش را گشود، سپس فرمود: هر كس ميان من و او خويشاوندى هست جمع كنيد و ما هر كس بود جمع كرديم، آنگاه امام عليه السلام به سوى آنان نگريست و فرمود:
«إِنَّ شَفَاعَتَنَا لا تَنَالُ مُسْتَخِفّاً بِالصَّلاةِ.» «(2)»
«آن كس كه نماز را سبك بشمارد، به شفاعت ما نمىرسد.»
با توجه به آنچه ذكر گرديد، زائران بايد بيش از قبل از سفر به نماز اهميت داده و تلاش كنند در اول وقت آن را اقامه نمايند و هرگز هنگام نماز در كوچه و خيابان پرسه نزنند و چهره تشيع را در نگاه و منظر ديگر
مسلمانان خدشه دار نسازند. رسول خداصلى الله عليه و آله فرمود:
«براى هر چيزىصورتى است وصورت دين شما نماز است، پس هيچ يك از شما چهره دين خود را زشت نكند.» «(1)»
نماز، وسيلهاى براى پاك كردن روح آدمى است، از اين رو بايد به استقبال آن شتافت و در اوّلين فرصت، روح و جان را از آلودگىها پاك كرد.
رسول خداصلى الله عليه و آله در اين زمينه در تشبيه زيبايى به برخى از اصحاب خود فرمود:
«اگر درِ خانه هر يك از شما نهرى جارى باشد و هر روز پنج مرتبه در آن غسل كنيد آيا چركى در بدن باقى مىماند؟»
عرض كرديم: نه
فرمود:
«مَثَل نماز نيز همچون نهرى جارى است، هر نمازى را كه بخوانيد گناهان شما در فاصله بين نمازها را پاك مىكند.» «(2)»
لقمان حكيم نيز در وصيت به فرزندش گويد:
«فرزندم! آنگاه كه وقت نماز فرا رسيد، آن را به خاطر چيزى به تأخير ميانداز، نماز را به جاى آر و خود را از اين دَيْن رها ساز، نماز را به جماعت بخوان اگر چه مكان براى نماز تنگ باشد و گويى بر نوك نيزه ايستادهاى.» «(1)»
يكى از توصيههاى امامصادق عليه السلام به پيروانشان اين است كه نماز را خوب و نيكو به جاى آورند: «عَلَيْكُمْ بِحُسْنِ الصَّلاةِ» «(2)»
نيكو نماز گزاردن يعنى رعايت آداب ظاهرى و باطنى آن. برخى از آداب ظاهرى نماز عبارتند از:
1- مسواك زدن پيش از نماز.
2- حضور در مساجد با لباس مناسب و تميز.
از رسول خداصلى الله عليه و آله روايت شده:
«رنگ سفيد نزد خداوند محبوبتر است پس در آن نماز بگزاريد.» «(3)»
3- عطر زدن پيش از نماز.
4- در دست داشتن انگشتر عقيق هنگام نماز.
5- خواندن نماز در اول وقت.
6- خواندن نماز در مساجد و به جماعت.
7- شروع نماز با دعا.
رسول خداصلى الله عليه و آله پس از تكبير مىفرمود:
«وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ عَالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهَادَةِ حَنِيفاً مُسْلِماً وَ مَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ إِنَّصَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيَايَ وَ مَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ لا شَرِيكَ لَهُ وَ بِذَلِكَ أُمِرْتُ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ». «(1)»
8- گفتن «اعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجيم» و پناه بردن از شرّ شيطان.
9- آرامش هنگام خواندن نماز.
آداب باطنى نماز نيز عبارتند از:
1- حضور قلب
2- خضوع و خشوع
3- حالت بكاء و گريه
4- به گونهاى نماز بخواند كه گويى خداوند را مىبيند و بداند اگر او خدا را نمىبيند، خداوند او را مشاهده مىكند و ... «(2)»
بنابراين زائران تلاش كنند در طول سفر، نمازهاى خود را در مساجد و حرمهاى ائمه به جماعت بخوانند.
طبيعى است كه اگر نمازهاى واجب را به جماعت بخوانند، پاداشى برتر و غير قابل تصوّر خواهد داشت.
در روايت آمده است: اگر نماز به جماعت خوانده شود و نماز گزاران بيش از ده نفر باشند، شمارش پاداش آن توسط افراد بشر امكانپذير نيست. رسول خداصلى الله عليه و آله فرمود:
«فَإِنْ زَادُوا عَلَى الْعَشَرَةِ فَلَوْصَارَتْ بِحَارُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ كُلُّهَا مِدَاداً وَ الْأَشْجَارُ أَقْلاماً وَ الثَّقَلانِ مَعَ الْمَلائِكَةِ كُتَّاباً لَمْ يَقْدِرُوا أَنْ يَكْتُبُوا ثَوَابَ رَكْعَةٍ وَاحِدَةٍ». «(1)»
«اگر [در نماز جماعت بيش از ده نفر شدند، اگر درياهاى آسمان و زمين مركّب و جنّ و انس و فرشتگان نويسنده شوند، نخواهند توانست ثواب يك ركعت آن را بنويسند.»
امامصادق عليه السلام نيز به پيروان خود دستور دادهاند تا
1) - مستدركالوسائل، ج 6، ص 443
نمازهايشان را در مساجد [و به جماعت بخوانند:
«عَلَيْكُمْ بِالصَّلاةِ فِي الْمَسَاجِدِ ...». «(1)»
«بر شما باد به خواندن نماز در مساجد.»
بنابراين نتيجه مىگيريم:
1- نماز خواندن به جماعت ثواب فراوان دارد.
2- دستور امامصادق عليه السلام است كه نمازها را به جماعت بخوانيم.
3- اگر نماز به جماعت خوانده شود، نوشتن ثوابِ آن براى كسى مقدور نيست.
امامصادق عليه السلام از طريق پدران خود از رسولخداصلى الله عليه و آله نقل كردهاند كه آن حضرت فرمود:
«كسى كهصداى اذان را در مسجد بشنود و بدون علت و بيمارى از مسجد خارج شود منافق است مگر آن كه تصميم داشته باشد به مسجد برگردد.» «(2)»
بنابراين، بر زائران لازم است هنگام اقامه نماز جماعت، از منازل خود و يا هر جا كه هستند به طرف مساجد حركت نموده، در اجتماعات مسلمانان شركت كنند و افزون بر بهره معنوى و پاداش الهى، از بركات زندگى جمعى و انس با مردم نيز بهرهمند شوند. امام
على عليه السلام در اين باره مىفرمايد:
«مَنْ سَمِعَ النِّدَاءَ فَلَمْ يُجِبْهُ مِنْ غَيْرِ عِلَّةٍ فَلاصَلاةَ لَهُ». «1»
«كسى كهصداى اذان را بشنود و بدون علّت پاسخ آن را ندهد [يعنى در مسجد حاضر نشود] نمازش قبول نيست.
در روايت آمده است كه چون روز قيامت فرا رسد، گروهى از مردم به محشر مىآيند، در حالى كه چهرههايشان همچون ستاره درخشان است، فرشتگان به آنها مىگويند:
شما چه اعمالى داشتيد؟
پاسخ مىدهند:
هر گاه نداى اذان را مىشنيديم، براى گرفتن وضو برمىخاستيم و هيچ چيز غير از آن، ما را به خود مشغول نمىكرد.
گروهى نيز، در حالى كه چهرههاى آنان همچون ماه درخشندگى دارد محشور مىشوند، اينها نيز در پاسخ مىگويند:
ما پيش از وقت نماز وضو مىگرفتيم [و براى نماز
آماده مىشديم . گروهى نيز در حالى كه چهره آنان همچون خورشيد مىدرخشد محشور مىشوند. اينها نيز در پاسخ مىگويند:
ما اذان را در مسجد مىشنيديم (يعنى قبل از اذان در مسجد حاضر مىشديم). «(1)»
يكى از نكاتى كه در روايات بسيار بر آن تأكيد شده، نظم درصفهاى نماز جماعت است. رسول خداصلى الله عليه و آله فرمود:
«سَوُّواصُفُوفَكُمْ فَانَّ تَسْوِيَةَ الصَّفِّ تَمامُ الصَّلاة». «(2)»
صفهاى خود را منظم كنيد؛ زيرا مرتب و برابر بودنصفوف [شرط] تمام و كمال بودن نماز است.
پس از آن كهصفهاى نماز مرتب شد، اگر هنوز جايى باقى مانده، ابتدا بايد جاهاى خالى را پر كنند و سپسصفوف بعدى را تشكيل دهند. امير مؤمنان عليه السلام در اين باره فرمود:
«سُدُّوا فُرَجَ الصُّفُوفِ مَنِ اسْتَطَاعَ أَنْ يُتِمَّ الصَّفَّ الْأَوَّلَ وَ الَّذِي يَلِيهِ فَلْيَفْعَلْ فَإِنَّ ذَلِكُمْ أَحَبُّ إِلَى نَبِيِّكُمْ وَ أَتِمُّوا الصُّفُوفَ فَإِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى الَّذِينَ يُتِمُّونَ الصُّفُوفَ». «(1)»
«جاهاى خالىصفوف را پر كنيد، كسى كه مىتواندصف اوّل را تكميل كند و ياصف پس از آن را، پس بايد چنين كند؛ زيرا اين عمل نزد پيامبر دوست داشتنىتر است.
صفوف را تكميل و پر كنيد، پس همانا خدا و فرشتگان او، بر كسانى كهصفها را پر مىكنند، درود مىفرستند.»
همچنين در حديثى ديگرى فرمود:
«بهترينصفوف،صفهاى اوّل است و آن،صف فرشتگان است ...» «(2)»
امامصادق عليه السلام نيز فرمود:
«صفها را كامل كنيد و اگر كسى از شما احساس كرد درصف اوّل جا تنگ است،
زيانى به شما نمىرساند كه درصف بعد بايستد، و اگر درصف اوّل جاى خالى بود، زيانى به شما نمىرساند كه به سمت راست يا چپ حركت نموده- اگر جاى خالى كمى اين طرف يا آن طرف بود- و آن جاى خالى را پر كند.» «(1)»
و همچنين رسول خداصلى الله عليه و آله فرمود:
«اگر مردم پاداش آنچه مربوط به اذان وصف اوّل نماز است را مىدانستند، نسبت به آن علاقمند گرديده، آن را انجام مىدادند.» «(2)»
حال با توجه به آنچه كه از كلام معصومين عليهم السلام نقل شد، پيروان اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام بايد در نظمصفوف جماعت تلاش نموده، به موقع در مساجد حاضر شوند و آنگاه كهصفهاى نماز جماعت تشكيل شد و جايى براى نشستن نبود، از آزار رساندن به مسلمانان و از روى دوش آنان عبور كردن خوددارى كنند و هر كجا جاى خالى وجود داشت، همان جا بنشينند.
زائران تلاش كنند در حرمها رو به قبله بنشينند، زيرا اين عمل، پيروى از سنّت رسول خداصلى الله عليه و آله است و پاداش دارد.
پيامبر خداصلى الله عليه و آله در حديثى فرمود:
«براى هر چيزى شرف و حرمتى است و شريفترين مكانِ نشستن، جايى است كه رو به قبله باشد.» «(1)»
امامصادق عليه السلام فرمود:
«رسول خداصلى الله عليه و آله بيشتر اوقات رو به قبله مىنشست.» «(2)»
زائران در سفرهاى زيارتى، لازم است از اسراف و تبذير خوددارى كنند. گاهى اوقات زائران بيش از نياز و مصرف خود، خوراكى و نوشيدنى تهيّه مىكنند و در نتيجه به دليل ماندن و مصرف نكردن فاسد شده، آنها را دور مىريزند و يا هنگام خروج از اتاق، كولر و
چراغها را روشن مىگذارند و از اتاق خارج مىشوند كه مصداق اسراف است. قرآن خطاب به مؤمنان مىفرمايد:
وَكُلُوا وَاشْرَبُوا وَلَا تُسْرِفُوا إِنَّهُ و لَايُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ «(1)»
«بخوريد و بياشاميد ولى اسراف نكنيد، همانا خداوند اسراف كنندگان را دوست نمىدارد.»
و در آيه ديگر مىفرمايد:
وَ أَنَّ الْمُسْرِفِينَ هُمْ أَصْحبُ النَّارِ. «(2)»
و همانا اسراف كنندگان، ياران آتشاند.
نيز امام على عليه السلام فرمود:
«اسراف، موجب هلاكت و نابودى و ميانهروى مايه زيادى ثروت است.» «(3)»
امام سجاد عليه السلام در دعاى بيستمصحيفه سجاديه، از خداوند مىخواهد:
«بار خدايا! مرا از زيادهروى و اسراف باز
دار و روزيم را از نابودى نگاهدار و ثروتم را با دادن بركت به آن، زياد گردان و راه مصرفآن را در كارهاى خير به من بنمايان.» «(1)»
امام على عليه السلام در روايتى، اسراف را اين چنين معرفى فرمودهاند:
«خرج كردن دارايى در مسير نادرست، زيادهروى و اسراف است.» «(2)»
بنابراين، هزينه كردن مال در كارهاى غير ضرورى و خريد كالاهايى كه خيلى به آن نيازى نيست و نيز خريد كالاهاى تزيينى و تجمّلى را مىتوان از موارد اسراف شمرد. رسول خداصلى الله عليه و آله در حديث ديگرى فرمود:
«اين كه هر چه دلت بخواهد بخورى، نوعى اسراف است.» «(3)»
همچنين امامصادق عليه السلام دور ريختنِ مانده غذا در ظرف (چه آب و چه غذا) و استفاده از لباس بيرون، در خانه را، از موارد اسراف دانستهاند. «(4)»
و در حديثى ديگر امامصادق عليه السلام در بيان معناى آيه «وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذيراً» فرمودهاند:
«هر كس چيزى در راهى غير از اطاعت خدا انفاق كند، او ولخرج است و هر كس در راه خير انفاق نمايد،صرفهجو و ميانهرو است.» «(1)»
مُعَمَّرِ بن خِلَّاد گويد: از امام رضا عليه السلام شنيدم كه فرمود:
«كسى كه در منزل غذا مىخورد، اگر چيزى از غذا [در سفره ريخته و باقى مانده، آن را بخورد. و كسى كه درصحرا و خارج منزل غذا مىخورد، [باقيمانده غذا را] براى پرندگان و حيوانات وحشى بگذارد.» «(2)»
يكى از نكات مهم و قابل توجه در سفرهاى زيارتى اين است كه به دليل فراهم بودن امكانات و تغذيه مناسب، برخى افراد بيش از ظرفيت مورد نياز بدن، اقدام به خوردن غذا و نوشيدنىها مىكنند و در نتيجه به
دليل پر شدن شكم و غلبه خواب بر آنها، از فيض حضور بيشتر در حرم ائمّه و به ويژه بهرهگيرى از سحرها محروم مىشوند، از اين رو كسانى كه طالبصفاى روح و بهرهگيرى افزونتر معنوى از اين گونه سفرهاى معنوى هستند، بايد غذاى كمترى بخورند و به اندازه ضرورت بخوابند و استراحت كنند. امام على عليه السلام فرمود:
«هرگاه خداوند خوبى بندهاش را اراده كند، كم گويى، كم خورى و كم خوابى را به او الهام و نصيب گرداند.» «(1)»
رسول خداصلى الله عليه و آله فرمود:
«با خوردن و آشاميدن فراوان، دلها را نميرانيد، پس همانا قلب [بر اثر پرخورى مىميرد، مانند زراعتى كه زياد آبيارى شود.» «(2)»
حضرت مسيح عليه السلام به پيروان خود مىفرمود:
«اى بنى اسرائيل، غذا زياد نخوريد؛ زيرا هر كه فراوان غذا بخورد، زياد مىخوابد و هر كس زياد بخوابد كمتر نماز گزارد و هر كه
كمتر نماز بخواند، نامش در شمار غافلان ثبت گردد.» «(1)»
رسول خداصلى الله عليه و آله فرمود:
«از پرخورى بپرهيزيد؛ زيرا مايه بيمارى و تباهى بدن گردد و انسان را در عبادت تنبل و سست گرداند.» «(2)»
و باز در جاى ديگرى فرمود:
«نزد خداوند چيزى منفورتر از معده پر نيست.» «(3)»
در روايتى به نقل از امامصادق عليه السلام آمده است كه، يحياى پيامبر عليه السلام، روزى با ابليس برخورد كرد و به وى فرمود:
اين آويزها چيست كه همراه دارى؟
ابليس گفت:
اينها شهوات و تمايلاتى است كه فرزندان آدم گرفتار آن شدهاند.
يحيى گفت:
آيا چيزى از آنها براى من هست؟
ابليس پاسخ داد:
چه بسا برخى اوقات كه از خوردن غذا سير شوى، تو را از نماز و ياد خدا باز مىداريم.
يحيى فرمود:
با خدا عهد مىكنم كه هرگز معده خود را از غذا پر نكنم.
ابليس نيز گفت:
«... للَّهِ عَلَيَّ أَنْ لا أَنْصَحَ مُسْلِماً أبَداً» «(1)»
«با خداوند پيمان مىبندم كه هرگز، از اين پس مسلمانى را اندرز ندهم ...»
مسواك زدن دندانها مستحب مؤكد است و در روايات به مؤمنان سفارش شده با هر وضويى، دندانها را مسواك كنند. رسول خداصلى الله عليه و آله فرمود:
«وضو نيمى يا پارهاى از ايمان و مسواك زدن نيمى يا پارهاى از وضو است.» «(2)»
امامصادق عليه السلام نيز مسواك زدن را از اخلاق پيامبران
مىداند. «(1)»
كسانى كه مىخواهند قرآن بخوانند، شايسته است پيش از آن، مسواك بزنند. رسول خداصلى الله عليه و آله در اين باره مىفرمايد:
«دهانهاى خود را با مسواك زدن خوشبو كنيد؛ زيرا دهانها گذرگاههاى قرآن است.» «(2)»
امامصادق عليه السلام در روايتى، دوازده ويژگى براى مسواك برشمردهاند:
1- از سنّت رسولخداصلى الله عليه و آله است.
2- دهان را تميز مىكند.
3- نور چشم را زياد مىكند.
4- خداوند را خشنود مىسازد.
5- دندانها را سفيد مىكند.
6- پوسيدگى دندانها را از ميان مىبرد.
7- لثه را قوى و محكم مىكند.
8- اشتهاى به غذا را زياد مىكند.
9- بلغم را از بين مىبرد.
10- حافظه را زياد مىكند.
11- حسنات انسان را مضاعف مىسازد.
12- با مسواك زدن فرشتگان خوشحال مىشوند. «(1)»
حال با توجه به ويژگىهاى فوق و سفارشهاى پيامبرصلى الله عليه و آله و ائمه معصومين عليهم السلام و به ويژه از آنجا كه سفرهاى زيارتى جمعى است و زائران در طول شبانه روز، علاوه بر همسفران، با ديگر مسلمانان نيز از نزديك ارتباط دارند، شايسته است با مسواك زدن، دهان خود را خوشبو سازند.
رعايت امورى كه تأمين كننده سلامتى انسان در سفر مىباشد، بسيار ضرورى و لازم است؛ زيرا ممكن است با اندك غفلتى، زائر گرفتار بيمارى شده و چند روزى از فيض حضور در حرمها و مكانهاى مقدّس محروم بماند. از اين رو، توجّه زائران را به چند نكته مهم بهداشتى از زبان معصومان عليهم السلام جلب مىنمايم:
1- امام باقر عليه السلام فرمود:
«هر كه مىخواهد غذا به او ضرر نرساند،
1) - خصال، ص 481
بايد تا گرسنه نشده و معده وى خالى نگشته، غذا نخورد، پس هنگام خوردن غذا ابتدا نام خدا را بر زبان جارى كند و بايد غذا را خوب بجود و تا اشتها دارد، از خوردن غذا دست بكشد.» «(1)»
2- امامصادق عليه السلام فرمود:
«هر كس پيش و پس از غذا خوردن، دستهاى خود را بشويد، در آغاز و پايان آن غذا به او بركت داده شود و تا زنده است در گشايش به سر برده و از بيمارى جسمانى مصون ماند.» «(2)»
3- امام على عليه السلام فرمود:
«غذا را با خوردن [كمى نمك آغاز كنيد ...» «(3)»
4- در روايات از خوردن غذاى داغ و فُوت كردن غذا نهى شده، بنابراين با كمى تأمّل و پس از ملايم شدن حرارت غذا، اقدام به خوردن آن كنيد.
روزى براى رسول خداصلى الله عليه و آله غذاى داغ و سوزانى
آوردند، حضرت فرمود:
«بگذاريد تا خنك شود، خداوند نخواسته آتش به ما بخوراند و بركت در [غذاى خنك است.» «(1)»
در روايات، براى زيارت آدابى ذكر شده كه برخى از آنها مخصوص موارد خاصّى است، ليكن برخى از اين آداب كه تقريباً جنبه عمومى دارد و به نوعى، به همه اماكن مقدسه و مشاهد مشرفه ارتباط پيدا مىكند عبارتند از:
1- ترك كلام بيهوده و لغو و مخاصمه و مجادله در راه.
2- غسل كردن پيش از زيارت.
3- اگر چند امام را زيارت مىكند، براى زيارت هر امام يك غسل كند.
4- خواندن دعاى مأثور هنگام غسل كردن.
5- طاهر بودن، به اين معنى كه انجام غسلى بر او واجب نبوده و با وضو باشد.
1) - فروع كافى، ج 6، صص 321 و 322
6- پوشيدن جامههاى پاك و پاكيزه.
7- پوشيدن جامه سفيد.
8- پوشيدن لباس نو.
9- كوتاه برداشتن گامها هنگام رفتن به زيارت و حركت كردن به آرامى و با وقار.
10- عطر زدن و خود را خوشبو كردن (غير از زيارت كربلا).
11- گفتن ذكر «اللَّهُ أَكْبَر»، «الْحَمْدُ للَّهِ»، «سُبحانَ اللَّهِ» و «لا الهَ الَّا اللَّهُ» هنگام رفتن به زيارت وصلوات فرستان بر پيامبر و آل او.
12- خواندن اذن دخول قبل از ورود به حرم مطهّر.
13- تلاش جهت تحصيل رقّت قلب، سوزش دل و خضوع.
14- سجده براى خداوند به منظور تشكر از اين نعمت الهى.
15- مقدّم داشتن پاى راست هنگام ورود و پاى چپ هنگام خروج.
16- ايستادن هنگام زيارت، اگر عذرى ندارد.
17- سر به زير انداختن و توجه نكردن به بالا و طرف راست و چپ.
18- خواندن زيارتهاى مأثوره و ترك
زيارتهاى غير مأثوره.
19- خواندن نماز زيارت كه حداقل دو ركعت است.
20- خواندن دعاهاى وارده، بعد از نماز و زيارت.
21- خواندن مقدارى از قرآن و هديه كردن ثواب آن به روح مقدسصاحب آن مرقد شريف.
22- مقدّم كردن نماز واجب بر نماز زيارت. اگر مشغول زيارت بود و «قَدْ قامَتِ الصَّلاة» را شنيد، زيارت را ترك و در نماز جماعت شركت كند.
23- زيارت كردن به نيابت پدر و مادر و دوستان و نزديكان و براى آنها طلب مغفرت نمودن.
24- ترك سخنان ناشايست و كلمات لغو و بيهوده وصحبتهاى دنيايى كه در هر جا مذموم و مانع رزق و سبب قساوت قلب است، به ويژه در بقاع مقدس.
25- بلند نكردن آواز وصداى خود در آن مشاهد شريفه، براى هر علتى كه باشد.
26- وداع باصاحب آن مرقد شريف هنگام رفتن از آن شهر.
27- قصد بازگشت به آن مكان مقدس هنگام وداع.
28- بهتر شدن حال و كردار و گفتار، نسبت به پيش از زيارت.
29- انفاق و احسان بر فقيران و مجاوران آن بقعه. «(1)»
شهيد اوّل نيز در دروس، آداب زيارت رسول اكرمصلى الله عليه و آله و ديگر مرقدهاى مقدّس را به تفصيل بيان نموده كه خلاصه آن عبارت است از:
1- غسل كردن و پيوسته با وضو بودن و با لباس پاك و تميز و با خضوع و خشوع به زيارت رفتن.
2- هنگام ورود به حرم مطهّر، جلوى در آستان حرم ايستادن و با دعاى مأثور اذن دخول گرفتن.
3- در كنار ضريح ايستادن.
4- در حال زيارت پشت به قبله ايستادن و رو نمودن به سوى زيارت شونده.
5- سلام دادن به زيارت شونده و خواندن زيارت وارده از سوى معصومان عليهم السلام.
6- در پايان زيارت، دو ركعت نماز زيارت خواندن.
7- پس از نماز، دعاهاى نقل شده را قرائت كردن.
8- مقدارى از قرآن را نزد ضريح تلاوت نمودن و ثواب آن را به زيارت شونده هديه كردن.
9- در همه حالات حضور قلب داشتن، از گناهان
1) - آداب زيارت، علّامه محدّث نورى، تحقيق و تصحيح: محمدحسين صفاخواه- عبدالحسين طالعى. با كمى تغيير در عبارت
توبه نمودن و طلب مغفرت كردن.
10- به خدمتكاران حرمصدقه دادن.
11- هنگام خروج با دعاهاى وارده وداع كردن و از خداوند بازگشت به آن مكان شريف را مسئلت نمودن.
12- اينكه زائر پس از بازگشت از زيارت از نظر اخلاقى و رفتارى بهتر از گذشته خود باشد.
13- اينكه پس از آن كه زائر به خواسته خود رسيد در بازگشت عجله كند تا هميشه شوق زيارت در وجودش پايدار بماند.
14-صدقه دادن به نيازمندانى كه در اطراف حرم حضور دارند. «(1)»
در زيارت امام حسين عليه السلام، موارد ديگرى نيز بر اين آداب افزوده شده كه قابل توجه و دقت است از جمله:
1- عطر نزدن و سرمه نكشيدن؛ «وَلاتَدَّهِنْ وَ لاتَكتَحِل حتّى تَأتِيَ الفُرات.» «(2)»
2- حركت به سوى حرم با آرامش و متانت؛ «وَيَلْزَمُكَ التَّوقيرُ لِأَخْذ ما لَيْسَ لَكَ.» «(3)»
3- ديده از محرمات پوشاندن؛ «وَيَلْزَمُكَ انْ
تَغُضَّ بَصَرَكَ.» «(1)»
4- پرهيز از خصومت و نزاع و سوگند زياد. «(2)»
5- كم سخن گفتن جز به خير.
6- پرهيز از شوخى و مزاح؛ «وَاقِلّ مِنَ الكَلامِ وَالمِزاح.» «(3)»
7- مصاحبت نيكو با همسفران؛ «يَلْزَمُكَ حُسْنَ الصَّحابَةِ لِمَنْ يَصحَبُكَ.» «(4)»
8- زياد ذكر خداى گفتن؛ «وَأَكْثِر مِنَ اللَّهِ تَعالى.» «(5)»
9- پا برهنه و همچون بندگان حركت نمودن؛ «وَامْشِ حافياً وَامْشِ مَشْىَ العَبد الذَّليل.» «(6)»
و ....
مرحوم علامه امينى در فصل «ادب الزائرات»، درباره آداب زيارت زنان زائر مىنويسد:
«چشم خود را از حرام بپوشند، خود را از
تبرّج و شهوت بازدارند، لباس حيا به تن كنند و روبند عفّت زنند، در ميان راه كه تداخل با مردان دارد، راه نروند، از كنار ديوار بگذرند، پوشيدن لباس نازك را ترك كنند، از هر چه مايه شهرت آنها مىشود دورى كنند، در معابر سرمه و عطر نزنند ...» «(1)»
مرحوم علامه امينى در «ادب الزائر» «(2)» مىنويسد:
مرحوم شيخ محمد طه نجف، به حرم حضرت عسكريين عليهما السلام وارد شد، در حالى كهصداها به اذان بلند بود، [و هر كس در گوشهاى براى خود اذان مىگفت آنگاه ايشان آنها را از آن كار نهى كرد و اين آيه شريفه را خواند:
ما لَكُمْ لا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقاراً. «(3)»
مرحوم محدث نورى در تحيّة الزائر، پس از نقل حديثى كه مرحوم مجلسى در بحارالأنوار آورده، گويد:
مرحوم مجلسى در كتاب «بحار» «(1)» و «تحفه» از اين آيه و روايت استظهار فرموده كه:
«بلند نمودن آواز در حرم مطهّر نبوى و مشاهد شريفه (صلوات اللَّه عليهم اجمعين) چه در زيارت و چه در غير آن، منهى و مذموم است.»
سپس محدث نورى مىنويسد:
«و چه نيك فرموده و اين ادبى است خاص، كه در مرحله احترام و تعظيم، رسول خداصلى الله عليه و آله و ذريه طاهرهاش عليهم السلام را به آن امتياز اختصاص داده و پرده ناموس براى تكريم و توقير ايشان درميانشان گذاشته، پس هر كه آواز را بلند كند، هر چند در عبادتى باشد كه بلند نمودنِ آنصدا در آن ممدوح باشد، پرده ناموس الهى را دريده است ...» «(2)»
و از اين جا معلوم مىشود قباحت و شناعت آنچه متعارف و مرسوم شده در حرمِ مطهر علوى و بقعه منوره حسينى عليهما السلام كه در اوقات نماز، خصوص درصبح
و شام، جماعت بسيارى كه گاه عدد ايشان زياده باشد از عدد گوش كنندگان، به غايت بلندى آواز، برخيزند و اذان بگويند و دعا كنند وصداها درهم پيچد، و فقرات اذان در يكديگر مخلوط شود، عُبّاد آن محل را، از زائران و نمازگزاران و متضرّعين و گريه كنندگان، از كار خود باز دارند و داخل در زمرهصادّين عن سبيل اللَّه شوند، و پاس حرمت نبوت و امامت را از هم درند و حكايت اذان را كه از مستحبات اكيده است، از ميان برند، چه سامع نداند كه كدام را حكايت كند.
با اين مفاسد و غير آن، گمان دارد ثوابى برده و به فيض رسيده است و حال آن كه بايست از منكرات شرع شمرده شود، نه عبادات و در موبقات داخل شود، نه در قربات! «(1)»
زيارت زمانى ثمربخش است و براى زائر بركات دارد كه عارفانه و همراه با شناخت باشد، آن كس كه حسين بن على عليه السلام را درست نمىشناسد و از اهداف
1) - آداب زيارت، علّامه محدّث نورى، تحقيق و تصحيح محمدحسين صفاخواه- عبدالحسين طالعى، ص 186.
قيام آن حضرت بى اطلاع است، چگونه انتظار دارد از بركات اين سفر بهرهمند شود؟
فائد حنّاط از امام كاظم عليه السلام نقل مىكند كه آن حضرت فرمود:
«مَنْ زارَ الحُسَين عليه السلام عارِفَاً بَحَقِّهِ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ ما تَأَخَّرَ». «(1)»
«كسى كه حسين عليه السلام را زيارت كند و به حق او عارف و نسبت به آن حضرت شناخت داشته باشد، خداوند گناهان گذشته و حال او را مىبخشد.» «(2)»
هارون بن خارجه نيز گويد:
به امامصادق عليه السلام عرض كردم مردم روايت مىكنند اگر كسى حسين بن على عليه السلام را زيارت كند، پاداش يك حج و يك عمره به او داده خواهد شد.
امام عليه السلام فرمود:
«مَنْ زارَهُ- وَاللَّه- عارِفَاً بِحَقِّهِ غَفَرَ لَهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ ما تَأَخَّرَ». «(3)»
«كسى كه او را زيارت كند و به خدا سوگند او را بشناسد و عارف به حق او باشد، خداوند گناهان گذشته و حال او را خواهد بخشيد.»
در حديثى ديگر حسين بن محمد قمى از امام موسى بن جعفر عليه السلام نقل مىكند كه فرمود:
أَدنى ما يُثاب بِهِ زائِرُ الْحُسين عليه السلام بِشَطِّ الْفُراتِ إِذا عرف بِحَقِّهِ وَ حُرْمَتِهِ وَ وِلايَتِهِ أَنْ يغفر لَهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ ما تَأَخَّرَ». «(1)»
«كمترين پاداشى كه در شطّ فرات به زائر حسين بن على عليه السلام مىدهند آن است كه گناهان گذشته و حال او آمرزيده شود، مشروط به آن كه به حقّ آن حضرت و حرمت و ولايت او عارف بوده و شناخت داشته باشد.»
امامصادق عليه السلام نيز معرفت به امام و پيروى از آن حضرت را شرط دستيابى به مغفرت معرفى مىكند.
فائد حنّاط گويد: از امامصادق عليه السلام شنيدم كه فرمود:
«مَنْ زارَ الْحُسَين عليه السلام عارِفَاً بِحَقِّهِ يَأتَمَّ بِهِ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ ما تَأَخَّرَ». «(2)»
شناخت حسين بن على عليه السلام و اعتقاد و پيروى از آن حضرت، شرط اساسى در موفقيت سفر زيارت به كربلاى معلّى است. كسى كه نداند حسين بن على عليه السلام براى چه و با چه هدفى قيام نمود و در برابر ظالمان ايستاد و اين كه چرا شهادت در راه خدا را آگاهانه انتخاب كرد؟ طبيعى است كه از اين سفر سودى و بهرهاى نخواهد داشت.
موضوع به اندازهاى اهميت دارد كه تنها در كتاب كامل الزيارات، در بيش از بيست روايت، روى كلمه «عارفاً بحقّه» تاكيد شده است. «(1)»
اگر اين معرفت حاصل شود، پاداشى بزرگ براى زائر به ارمغان مىآورد. امامصادق عليه السلام مىفرمايد:
«مَنْ أَتى قَبْرَ الْحُسَين عليه السلام عارِفَاً بِحَقِّهِ كانَ كَمَنْ حَجَّ ثَلاثَ حُجَج مَعَ رَسولِ اللَّهصلى الله عليه و آله». «(2)»
«آن كس كه قبر حسين عليه السلام را زيارت كند و به حق آن حضرت عارف و آگاه باشد [پاداشش همانند كسى است كه سه مرتبه با
رسول خداصلى الله عليه و آله حج انجام داده باشد.»
زيارت حسين بن على عليه السلام بايد عاشقانه و از روى محبت به رسول خداصلى الله عليه و آله و خاندان عصمت و طهارت انجام شود، تا اين محبت جاذبه ايجاد كرده، زائر را به پيروى از آنان وادار نمايد كه در نتيجه هر كه از اهلبيت پيامبر عليهم السلام پيروى كند، نجات يافته به سعادت نائل مىگردد؛ «مَنْ أَتَاكُمْ نَجَا وَ مَنْ لَمْ يَأْتِكُمْ هَلَكَ». «(1)»
امامصادق عليه السلام فرمود:
«روز قيامت كه فرا مىرسد، نداكنندهاى ندا مىكند كه زائران حسين بن على عليه السلام كجا هستند؟
جمعى از مردم كه تعداد آنان را جز خدا كسى نمىداند، به پا مىخيزند. پس به آنان گفته مىشود: هدف شما از زيارت حسين بن على عليه السلام چه بود؟
گويند: پروردگارا، به دليل علاقمندى به پيامبر و على و فاطمه و دلسوزى و رحمت نسبت به
1) - زيارت جامعه كبيره.
آنچه كه بر حسين عليه السلام گذشته، به زيارت آن حضرت رفتيم.
آنگاه به آنان گفته مىشود:
... هذا مُحَمَّدٌ وَ عَلِىٌ وَ فاطِمَة وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ فَالْحَقُوا بِهِمْ، فَأَنْتُمْ مَعَهُمْ في دَرَجَتِهِمْ، الْحَقُوا بِلِواءِ رَسُولِ اللَّهِ، فَيَنْطَلِقُونَ الى لِواءِ رَسُولِ اللَّهِ فَيَكُونُونَ في ظِلِّهِ- وَاللِّواءُ في يَدِ عَلىٍّ عليه السلام- حَتّى يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ فَيَكُونُونَ امامَ اللِّواءِ وَ عَنْ يَمينِهِ وَ عَنْ يَسارِهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ. «(1)»
اينان محمد و على و فاطمه و حسن و حسين » [اند، پس به آنان بپيونديد، شما در كنار آنان هستيد، برويد و به پرچم رسول خدا] » [ملحق گرديد، پس آنان به سوى پرچم رسول خدا] » [حركت كرده، و در حالى كه پرچم در دست على » [است، زير سايه آن قرار مىگيرند، على » [نيز در حالى كه زائران حسينى در چهار سوى پرچم قرار گرفتهاند، آنان را حركت داده و بدين ترتيب وارد بهشت مىشوند.»
1) - كامل الزيارات، ص 152
زيارت حسين بن على عليه السلام با عنايت خداوند متعال ارتباط دارد و هر كسى به اين كار خير موفق نمىگردد.
از امامصادق عليه السلام نقل شده كه فرمود:
«خداوند براى هر كسى كه خير و خوبى اراده كرده باشد، محبت حسين بن على عليه السلام و زيارت او را به دلش مىاندازد ....» «(1)»
با توجه به اين كه منشأ زيارت، توفيق و عنايت الهى است و زائر امام حسين عليه السلام هم داراى اهداف و ويژگىهاى اعتقادى، اخلاقى و رفتارى ويژهاى است لذا خداوند به وجود چنين افرادى مباهات مىكند. ذريح محاربى از امامصادق عليه السلام نقل كرده كه فرمود:
«... وَاللَّهِ انَّ اللَّه لَيُباهي بِزائِرِ الْحُسَينِ بنِ عَلىٍّ ....» «(2)»
«به خدا سوگند، خداوند به زائر حسين بن على عليه السلام مباهات مىكند.»
محمد بن مسلم گويد: امام باقر عليه السلام فرمود:
«مُرُوا شِيعَتَنَا بِزِيَارَةِ قَبْرِ الْحُسَيْنِ عليه السلام فَإِنَّ إِتْيَانَهُ مُفْتَرَضٌ عَلَى كُلِّ مُؤْمِنٍ يُقِرُّ لَهُ بِالْإِمَامَةِ مِنَ اللَّهِ».
«شيعيان ما را به زيارت قبر حسين بن على عليه السلام فرمان دهيد، زيرا زيارت آن حضرت بر هر مؤمنى كه به امامت او اقرار دارد، لازم و واجب است.»
همچنين خانمى به نام امّ سعيد أحمسيّه گويد: امامصادق عليه السلام به من فرمود:
«يَا أُمَّ سَعِيدٍ تَزُورِينَ قَبْرَ الْحُسَيْنِ؟»
«امّ سعيد، آيا قبر حسين بن على را زيارت مىكنيد؟»
عرض كردم بله، فرمود:
«زُورِيهِ فَإِنَّ زِيَارَةَ الْحُسَيْنِ وَاجِبَةٌ عَلَى الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ.»
«قبر آن حضرت را زيارت كنيد، زيرا زيارت
قبر حسين بر مردان و زنان واجب و لازم است.» «(1)»
البته اين تعبير، به معناى وجوب تكليفى همچون وجوب نماز و روزه نيست بلكه تأكيدى است كه امامان معصوم عليهم السلام بر زيارت حسين بن على عليه السلام داشتهاند تا عشق به آن حضرت و روحيه شهادتطلبى و جهاد و جان دادن در راه خدا را در بين شيعيان و علاقمندان به آن حضرت زنده نگه دارند.
عبداللَّه طحّان از امامصادق عليه السلام شنيده است كه فرمود:
«هيچ كس در روز قيامت نيست مگر آن كه آرزو مىكند كاش از زائران حسين بن على عليه السلام مىبود، به دليل اين كه مىبيند خداوند چه عظمت و كرامتى به زائران آن حضرت عنايت فرموده است. «(2)»
صالح بن ميثم نيز گويد: امامصادق عليه السلام فرمود:
«آن كس كه دوست دارد روز قيامت بر سر سفرههايى از نور بنشيند، در شمار زائران حسينى درآيد.» «(1)»
ابوسامه نيز گويد: از امامصادق عليه السلام شنيدم كه فرمود:
«مَنْ أَرَادَ أَنْ يَكُونَ فِي جِوَارِ نَبِيِّهِ وَ جِوَارِ علىٍّ وَ فَاطِمَةَ فَلا يَدَعْ زِيَارَةَ الْحُسَيْنَ بنَ علىٍّ.» «(2)»
«هر كس مىخواهد [فرداى قيامت با پيامبر و على و فاطمه » [همنشين گرديده، در همسايگى آنان قرار گيرد، زيارت حسين بن على عليه السلام را ترك نكند.
ابىبكر حضرمى گويد: از امام باقر عليه السلام شنيدم كه فرمود:
«مَنْ أَرادَ أَنْ يَعْلَمَ انَّهُ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ فَلْيَعْرِضْ حُبَّنا عَلى قَلْبِهِ، فَانْ قَبِلَهُ فَهُوَ مُؤْمِنٌ وَ مَنْ كَانَ لَنَا مُحِبّاً فَلْيَرْغَبْ فِي زِيَارَةِ قَبْرِ الْحُسَيْنِ عليه السلام فَمَنْ كَانَ لِلْحُسَيْنِ عليه السلام مُحِبّاً
زَوَّاراً عَرَفْنَاهُ بِالْحُبِّ لَنَا أَهْلَ الْبَيْتِ وَ كَانَ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ مَنْ لَمْ يَكُنْ لِلْحُسَيْنِ عليه السلام زَوَّاراً كَانَ نَاقِصَ الْإِيمَانِ». «(1)»
«كسى كه مىخواهد بداند اهل بهشت است، محبت ما را بر قلب خويش عرضه كند، اگر قلب وى آن را پذيرفت، او مؤمن است و هر كس دوستدار ما است، بايد مشتاق زيارت قبر حسين عليه السلام باشد و آن كس كه زائر حسينى شود، ما او را محبّ و دوستدار اهل بيت مىدانيم و اهل بهشت خواهد بود و آن كس كه زائر حسين عليه السلام نباشد، ايمانش ناقص است.»
بر اساس آنچه در روايات آمده، عدّهاى به زائران حسين بن على عليه السلام دعا مىكنند، برخى از آنان عبارتند از:
1- فرشتگان
معاوية بن وهب گويد: امامصادق عليه السلام به من فرمود:
1) - كامل الزيارات، ص 212
«زيارت حسين عليه السلام را ترك مكن، آيا دوست ندارى از كسانى باشى كه فرشتگان براى آنان دعا مىكنند؟» «(1)»
2- فاطمه عليها السلام، كوثر پيامبرصلى الله عليه و آله
از امامصادق عليه السلام نقل شده كه فرمود:
«انَّ فاطِمَةَ عليها السلام بِنْتَ مُحَمَّدصلى الله عليه و آله تَحْضَرُ لِزُوّارِ قَبْرِ ابْنَها الحُسَين عليه السلام فَتَستَغْفِر لَهُمْ ذُنُوبَهُمْ.» «(2)»
«همانا فاطمه دختر رسول خداصلى الله عليه و آله حضور مىيابد و براى آمرزش گناهان زائران قبر فرزندش حسين عليه السلام از خداوند طلب مغفرت مىكند.»
3- رسول خداصلى الله عليه و آله، على عليه السلام، فاطمه زهرا عليها السلام و ائمه معصومين عليهم السلام
معاوية بن وهب گويد: امامصادق عليه السلام به من فرمود:
«زيارت حسين بن على عليه السلام را به دليل ترس ترك مكن، زيرا آن كس كه زيارت آن حضرت را ترك كند، آنچنان پشيمان شود كه آرزو مىكند كاش قبر حسين بن على عليه السلام نزد او بود
و آن را زيارت مىكرد. آيا دوست نمىدارى خداوند تو و اطرافيانت را از كسانى قرار دهد كه رسول خداصلى الله عليه و آله، على بن ابىطالب عليه السلام، فاطمه عليها السلام و ائمه عليهم السلام براى آنان دعا مىكنند؟ ....» «(1)»
معاوية بن وهب گويد: خدمت امامصادق عليه السلام رسيدم در حالى كه ايشان در محراب به نماز ايستاده بودند، من گوشهاى نشستم تا آن حضرت نمازشان پايان يافت، سپس به سجده رفته و به دعا پرداختند، و به خداى خويش چنين گفتند:
«اى آن كه كرامت و بزرگى را به ما اختصاص دادى، و به ما وعده شفاعت دادى، و رسالت را در خاندان ما نهادى، و ما را وارث پيامبران قرار دادى، و سلسله امّتها و نبوّت را به ما پايان بخشيدى، و منصب وصايت و جانشينى رسول خدا را ويژه خاندان ما ساختهاى و علم گذشته و آينده را
1) - كامل الزيارات، ص 127
به ما ارزانى نمودهاى، و دلهاى مردم را به سوى ما متمايل كردهاى، مرا و برادران دينى من را و نيز زائران قبر پدرم حسين بن على را ببخشاى، آنان كه هزينههايى را تحمّل نموده و به سوى ما كوچ كردهاند، به خاطر ميل و علاقهاى كه در نيكى به ما دارند و به اميد اجر و پاداشى كه در محبّت و دوستى با ما، نزد تو است، و براى شادى قلب پيامبرت محمدصلى الله عليه و آله و پذيرش امر و دستور و ولايت ما، و خشمگين ساختن دشمنان ما، و هدف آنها در تمامى اين كارها، رضايت و خشنودى تو است، پس آنان را از سوى ما به بهشت و مقام رضا و خنشودىات پاداش ده و آنها را در شب و روز مصون و محفوظ دار، و خانواده و فرزندانشان را در نبود ايشان، به بهترين شكل سرپرستى نما و ياورشان باش و شرّ و فساد هر سركش بدكردارِ مخالفِ حق را از آنان دور گردان و شرّ هر ناتوان و يا توانا و هر شيطانى از انس و جنّ را از آنها بگردان، و بيش از آنچه كه آنها انتظار و آرزو دارند، در اين غريبى و دورى از وطن كه به دليل مقدّم
داشتن ما بر فرزند و خانواده و خويشانشانصورت گرفته، به آنها ارزانى دار.
بارالها دشمنان ما، اين سفر را بر زائران ما عيب گيرند و آن را غير منطقى و نادرست برشمرند و آنان را سرزنش كنند، ليكن اين كارها نه تنها هرگز مانع و جلوگير دوستان ما از اقدام به اين عمل و آمدن آنها به سوى ما نشد، بلكه علىرغم دشمنان ما، بدان تصميم گرفته و مبادرت به زيارت ما مىكنند.
بار پروردگارا، به اين رخسارها كه در اين راه از تابش آفتاب رنگش تغيير يافته، و بر اين گونهها كه به قبر حسين عليه السلام ساييده گرديد، و بر اين چشمانى كه از سوز دل براى ما اشك ريخته، و بر اين دلها كه در مصيبت ما بى تاب گشته و سوخته، و بر اين فغان و خروشها كه براى مظلوميت ما بركشيده شده، رحمت آور.
بارالها من اين جانها و اين جسمها را به تو مىسپارم تا در آن روز كه تشنگى همه را فرا مىگيرد، از حوض كوثر سيرابشان فرمايى.»
معاوية بن وهب مىگويد، امام عليه السلام همچنين اين دعا
را در حال سجده تكرار مىفرمود ... سپس به من فرمود:
«دعا كنندگانِ زائران آن حضرت در آسمان، بيشتر از دعا كنندگانِ آنها در روى زميناند، پس زيارت آن حضرت را از ترس هيچ كس ترك مكن، زيرا هر كس آن را از روى ترس ترك كند، آن قدر پشيمان شود كه همواره آرزو مىكند اى كاش قبر حسين بن على عليه السلام در دسترس او و كنار او بود.
[اى معاويه آيا دوست نمىدارى كه خداوند تو و وجودت را در ميان گروهى قرار دهد كه رسول خداصلى الله عليه و آله براى آنان دعا مىكند؟ آيا خوش ندارى فرداى قيامت، در آن گروهى باشى كه فرشتگان با آنان دست داده و مصافحه مىكنند؟
آيا مايل نيستى در قيامت از زمره كسانى باشى كه وارد شوند در حالى كه بار گناهى بر دوش ندارند تا به عقوبت آن گرفتار آيند؟
آيا ميل ندارى در قيامت از گروهى باشى كه، به رسول خداصلى الله عليه و آله دست مىدهند و با آن حضرت مصافحه مىنمايند؟» «(1)»
1) - ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، مرحوم شيخ صدوق، ص 213.
اسحاق بن عمار گويد: امامصادق عليه السلام فرمود:
«مَا بَيْنَ قَبْرِ الْحُسَيْنِ عليه السلام إِلَى السَّمَاءِ السَّابِعَةِ مُخْتَلَفُ الْمَلَائِكَةِ» «(1)».
«ميان قبر حسين بن على عليه السلام تا آسمان هفتم، محل رفت و آمد فرشتگان است.»
در حديثى ديگر اسحاق بن عمّار مىگويد: از امامصادق عليه السلام شنيدم كه فرمود:
«لَيْسَ مِنْ مَلَكٍ فِي السَّمَوَاتِ إِلَّا وَ هُمْ يَسْأَلُونَ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ أَنْ يَأْذَنَ لَهُمْ فِي زِيَارَةِ قَبْرِ الْحُسَيْنِ عليه السلام فَفَوْجٌ يَنْزِلُ وَ فَوْجٌ يَعْرُجُ.» «(2)»
«هيچ فرشتهاى در آسمانها نيست مگر آن كه از خداوند مىخواهد تا قبر حسين بن على عليه السلام را زيارت كند، پس گروهى از آنها پايين آمده و گروهى به آسمانها برمىگردند.»
زيارت ابى عبداللَّه الحسين عليه السلام بايد به گونهاى انجام شود كه غم و حزن جانكاه آن زمان را در خاطرهها زنده كند و زائران را به ادامه راه آن حضرت تشويق نمايد.
امامصادق عليه السلام فرمود:
«اذا ارَدتَ زِيارَةَ الحُسَين فَزُرهُ وَ أَنتَ كَئِيتٌ حَزينٌ مَكرُوبٌ، شَعثاً مُغبراً جائِعاً عَطشاناً، فَانَّ الحُسَينَ عليه السلام قُتِلَ حَزيناً مَكرُوباً شَعثاً مُغبراً جائِعَاً عَطشاناً، و سَلْهُ الحَوائِجَ وَانصَرِف عَنهُ، وَلاتَتَّخِذهُ وَطَناً». «(1)»
«هر گاه خواستى حسين عليه السلام را زيارت كنى، آن حضرت را با حالتى غمگين، اندوهناك، ژوليده، پريشان، گرسنه و تشنه زيارت نما، زيرا حسين بن على عليه السلام در حالتى غمين، گرد و خاك برصورت نشسته، و تشنه و گرسنه به شهادت رسيد، آنگاه نيازهاى خود را بخواه و برگرد و آنجا را وطن قرار مده.»
كرام بن عمرو، در حديثى ديگر همين نكات را از
1) - كامل الزيارات، ص 142
امامصادق عليه السلام نقل كرده است. «(1)» شايد بتوان از ذيل حديث، استفاده كرد كه هدف از زيارت، آمدن زائر به اين ديار، و آشنايى با مصائب و اهداف حسين بن على عليه السلام است، تا پس از آن به وطن خويش بازگشته، براى تحقّق اهداف آن امام همام تلاش كند و راه و رسم آن حضرت را ادامه دهد تا مظلومان احساس امنيت كنند و ظالمان از تجاوز و ستم بازداشته شوند. [فَيَأمَن المَظلُومُونَ مِن عِبادِك ...]
امامصادق عليه السلام از مفضّل بن عمر مىخواهد تا با حالى افسرده و غمين و غبارآلوده به زيارت حسين بن على عليه السلام برود. «(2)»
زيارت حسين بن على عليه السلام همچنين بايد شرايط عاشورا و كربلاى حسينى، و گرسنگى و تشنگى آن حضرت و اهل بيت عليهم السلام و يارانش را در خاطرهها زنده كند و الهامبخش براى كسانى باشد كه مىخواهند در مسير قيام حسينى حركت نموده، اهداف آن حضرت را محقق سازند. از امامصادق عليه السلام نقل شده كه فرمود:
«به من خبر دادهاند جمعى به قصد زيارت حسين عليه السلام حركت نموده، سفرههايى كه در آن شيرينى و حلوا و امثال آن هست، با خود برمىدارند [تا از آنها استفاده كنند]. اين كسان اگر به زيارت قبور آنان كه دوستشان دارند بروند، چنين چيزهايى را با خود برنمىدارند.» «(1)»
امامصادق عليه السلام از مردى از اهالى رقّه پرسيد: آيا به زيارت قبر ابى عبداللَّه عليه السلام مىرويد؟ پاسخ داد: آرى.
امام عليه السلام فرمود: آيا براى اين سفر با خود سفرههايى برمىداريد؟
جواب داد: آرى.
امام عليه السلام فرمود: شما به زيارت قبور پدران و مادران خود كه مىرويد چنين نمىكنيد.
گفتم: [يابن رسولاللَّه چه چيزى بخوريم؟
پاسخ فرمود: نان و شير ... «(2)»
روشن است مقصود از سفره غذا، غذاهاى لذيذ است، نه مطلق سفره.
محمد بن مسلم به امامصادق عليه السلام عرض كرد:
هنگامى كه به زيارت قبر پدر بزرگوارتان حسين بن على عليه السلام مىرويم، آيا ما در حج خواهيم بود؟ فرمود:
آرى.
پرسيد: آيا آنچه بر حاجيان لازم است، بر ما نيز لازم خواهد بود؟
امام عليه السلام فرمود: آرى لازم است، سپس بخشى از آداب اين زيارت را برشمرد و فرمود:
«يَلْزَمُكَ حُسْنُ الصَّحابَةِ لِمَنْ يَصْحَبُكَ، وَيَلْزَمُكَ قِلَّةُ الْكَلامِ الّا بِخَيرٍ وَيَلْزَمُكَ كَثْرَةُ ذَكْرِ اللَّهِ وَيَلْزَمُكَ نِظافَةُ الثّيابِ، وَيَلْزَمُكَ الْغُسْلُ قَبْلَ أَنْ تَأْتِى الْحائِر، وَيَلْزَمُكَ الْخُشوعُ وَ كَثرَةُ الصَّلوةِ وَ الصَّلوةُ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد، وَيَلْزَمُكَ التَوقيرُ لأَخذِ ما لَيْسَ لَكَ وَيَلْزَمُكَ أَنْ تَغُضَّ بَصَرَكَ وَيَلْزَمُكَ أَنْ تَعُودَ أَهل الحاجَةِ مِنْ اخوانِكَ اذا رَأَيْتَ مُنْقَطِعَاً وَالْمُواساة وَيَلْزَمُكَ التَّقيَّةَ الَّتي قِوامَ دينِكَ بِها وَالْوَرَعَ عَمَّا نَهَيتَ عَنهُ وَالْخُصُومَة وَ كَثْرَة الأيمان وَالْجِدال الَّذى فيهِ الأَيمان فَاذا فَعَلتَ ذلك تَمَّ حَجُّكَ وَ
عُمْرَتُك وَاسْتَوجَبتَ مِنَ الّذى طَلَبتَ ما عِنْدَهُ بِنَفَقَتِكَ، وَاغْتِرابِكَ عَنْ أَهلِكَ، وَرَغْبَتِكَ فيما رَغِبتَ، أَنْ تَنْصَرِفَ بِالْمَغْفِرَةِ وَالرَّحْمَةِ وَالرِّضوانِ «(1)»».
بر تو لازم است با همسفرانت خوش رفتار باشى، كم سخن بگويى و جز خوبى چيزى بر زبان نرانى، فراوان به ياد خدا باشى، لباسهايت را پاك و تميز نگهدارى و پيش از آن كه به حائر برسى غسل كنى، لازم است خاشع باشى، نماز زياد بخوانى، و بر محمد و آل او فراوان درود فرستى، به اموال ديگران احترام بگذارى، چشمت را از آنچه بر تو حلال نيست فرو بندى، و اگر برادر دينى خود را نيازمند يافتى و احساس كردى در اداره زندگى ناتوان است، به ديدار وى شتافته و او را كمك دهى و برادرانه با او عمل كنى، تقيّه را- كه قوام دين تو به آن است- مراعات نمايى، از آنچه خداوند نهى فرموده پرهيز كنى، و از دشمنى و سوگند خوردن زياد و جدالى كه در آن ناچار به سوگند شوى دورى گزينى.
1) - كامل الزّيارات، ص 141
پس اگر چنين كردى، حج و عمره تو تمام و كامل شده و به خاطر آن كسى كه براى او هزينه كردى و از خانوادهات دور افتادى و به خواستههايت پشت نمودى تا به خواستهات برسى، سزاوار آن خواهى بود كه هنگام مراجعت، رحمت و آمرزش و رضوان الهى شامل حال تو گردد و با مغفرت و رحمت و خشنودى خداوند برگردى.»
تكيه بر مظلوميت حسين بن على عليه السلام زائران را در دفاع از مظلوم تشويق مىكند. ابابصير گويد: از امامصادق و امام باقر عليهما السلام شنيدم كه مىفرمودند:
«كسى كه دوست دارد در بهشت سكونت كند و جايگاهش آنجا باشد پس زيارت مظلوم را ترك نكند.»
عرض كردم: مظلوم كيست؟ فرمود:
«حُسَينُ بنُ عَلىٍّصاحِبُ كَربَلاء ... فَمَنْ أَتَاهُ شَوْقاً إِلَيْهِ وَ حُبّاً لِرَسُولِ اللَّهِصلى الله عليه و آله وَ حُبّاً لِفَاطِمَةَ وَ حُبّاً لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام أَقْعَدَهُ اللَّهُ عَلَى مَوَائِدِ الْجَنَّةِ يَأْكُلُ مَعَهُمْ وَ النَّاسُ فِي الْحِسَابِ.»
«حسين بن على،صاحب كربلا ... آن كس كه به خاطر علاقه قلبى به آن حضرت و عشق به رسول خداصلى الله عليه و آله و علاقمندى به فاطمه و امير مؤمنان-صلوات اللَّه عليهم اجمعين- به زيارت آن حضرت برود، خداوند او را بر سر سفرههاى بهشتى با رسول خدا و فاطمه و على عليهم السلام هم غذا گرداند، در حالى كه جمعى از مردم در حساباند. [يعنى زودتر از ديگران به بهشت درآيد]»
زيارت پيامبرصلى الله عليه و آله و معصومان عليهم السلام، بركات فراوانى براى زائران دارد كه در اين قسمت، به بخشى از آنها اشاره مىكنيم:
1- دستيابى به بهشت
يكى از اهداف زيارت، دست يافتن به بهشت پروردگار است:
ابن ابى نجران گويد: به حضرت اباجعفر دوم عليه السلام «(1)» عرض كردم: فداى تو شوم، پاداش آن كس كه رسول خدا را با اراده [و نيّت خالص و به
1) - امام باقر عليه السلام
دور از هر نيّت ديگرى زيارت كند چيست؟
پاسخ فرمود: پاداش او بهشت است. «(1)»
البته اين پاداش، اختصاص به زيارت حسين بن على عليه السلام ندارد، بلكه براى زائران ديگر پيشوايان معصوم نيز در نظر گرفته شده و به آنها نيز وعده بهشت دادهاند. از امامصادق عليه السلام نقل شده كه فرمود:
در حالى كه حسين بن على عليه السلام در دامان رسول خداصلى الله عليه و آله قرار داشت سرش را بلند كرده، خطاب به آن حضرت اظهار داشت:
«پدر، پاداش آن كس كه شما را پس از مرگ زيارت كند چيست؟
رسول خداصلى الله عليه و آله فرمود:
«پسرم، آن كس كه مرا پس از مرگ زيارت كند به بهشت دست يابد، و آن كس كه پدرت را زيارت كند بهشت از آن اوست، و آن كه برادرت و تو را پس از مرگ زيارت نمايد، بهشت به او داده خواهد شد.» «(2)»
2- پاكى از گناه
امامصادق عليه السلام فرمود: حسين بن على عليه السلام از رسول خداصلى الله عليه و آله پرسيد:
«ما جَزاءُ مَن زارَكَ؟»
پاداش آن كس كه شما را زيارت كند چيست؟»
فرمود:
«پسرم، آن كس كه مرا در زمانى كه زندهام و پس از مرگم زيارت كند، يا پدرت يا برادرت و يا تو را زيارت كند، بر من لازم است وى را روز قيامت زيارت كرده تا او را از گناهانش پاك و رها سازم.» «(1)»
امامصادق عليه السلام فرمود:
«انَّ زائِرَ الْحُسَينِ جَعَلَ ذُنُوبَهُ جِسْراً بابَ دارِهِ ثُمَّ يَعبِرُها، كَما يَخْلفُ أَحَدُكُم الجِسر وَراءَهُ اذا عَبَر». «(2)»
«زائر حسين بن على عليه السلام به هنگام حركت، گناهان خويش را همچون پلى بر سر راه خويش قرار داده، از آن عبور مىكند.»
از اين حديث مىتوان دو بهره گرفت:
1- زائر حسينى به هنگام حركت از گناه عبور كرده، توبه مىكند و رنگ و بوى حسينى به خود مىگيرد.
2- زيارت، موجب آمرزش و مغفرت زائر مىشود.
3- رهايى از ترس و وحشت قيامت
از امام باقر عليه السلام نقل شده كه فرمود:
«قالَ رَسُولُاللَّهصلى الله عليه و آله:
مَنْ زَارَنِي أَوْ زَارَ أَحَداً مِنْ ذُرِّيَّتِي زُرْتُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَأَنْقَذْتُهُ مِنْ أَهْوَالِهَا». «(1)»
«رسول خداصلى الله عليه و آله فرموده: كسى كه مرا يا يكى از ذريّه مرا زيارت كند، روز قيامت با او ديدار نموده وى را از ترس و وحشت آن رهايى بخشم.»
در حديثى ديگر، رسول خداصلى الله عليه و آله رهايى او را از سختىها و نگرانىهاى قيامت ضمانت كرده است. «(2)»
4- دستيابى به شفاعت پيامبرصلى الله عليه و آله
از امامصادق عليه السلام نقل شده كه فرمود:
«قالَ رَسوُلُاللَّهصلى الله عليه و آله: مَنْ أَتَانِي زَائِراً كُنْتُ شَفِيعَهُ يَوْم الْقِيَامَةِ».
«رسول خداصلى الله عليه و آله فرمود: كسى كه به زيارت من بيايد، روز قيامت از وى شفاعت خواهم كرد.»
5- همنشينى با پيامبرصلى الله عليه و آله
از رسول خداصلى الله عليه و آله نقل شده كه فرمود:
«مَنْ زَارَنِي فِي حَيَاتِي وَ بَعْدَ مَوْتِي كَانَ فِي جِوَارِي يَوْمَ الْقِيَامَةِ» «(1)»
«كسى كه در حال حيات و يا پس از مرگ من، مرا زيارت كند، روز قيامت در همسايگى من خواهد بود.»
6- ديدار با خداوند در عرش
زيد شحّام گويد: به امامصادق عليه السلام عرض كردم:
پاداش آن كس كه قبر رسول خداصلى الله عليه و آله را زيارت كند چيست؟ فرمود:
«كَمَنْ زارَ اللَّهَ في عَرشِه». «(2)»
«مانند كسى است كه خدا را در عرش، زيارت
كرده باشد.»
7- پذيرش حاجت زائر
يكى از بشارتهايى كه به زائران قبر ابى عبداللَّه عليه السلام داده شده، پذيرش حاجات و درخواستهاى آنها توسط خداوند است.
حذيفة بن منصور گويد: امامصادق عليه السلام فرمود:
«مَنْ زَارَ قَبْرَ الْحُسَيْنِ عليه السلام لِلَّهِ وَ فِي اللَّهِ أَعْتَقَهُ مِنَ النَّارِ وَ آمَنَهُ يَوْمَ الْفَزَعِ الْأَكْبَرِ وَ لَمْ يَسْأَلِ اللَّهَ حَاجَةً مِنْ حَوَائِجِ الدُّنْيَا وَ الآخِرَةِ إِلَّا أَعْطَاهُ». «(1)»
«كسى كه قبر حسين عليه السلام را براى خدا و قربة الى اللَّه زيارت كند، خداوند او را از آتش رها و روز قيامت از فزع اكبر ايمن و مصون دارد و حاجتى از حاجات دنيا و آخرت از خداوند مسألت نمىكند مگر آن كه به وى عطا نمايد.»
8- افزايش روزى
امامصادق عليه السلام در حديثى طولانى فرمود:
«كسى كه حسين بن على عليه السلام را زيارت كند، خداوند حاجتهاى او را برآورد و مشكلات وى را كفايت نمايد. و همچنين روزى او را
1) - كامل الزيارات، ص 158
افزون گرداند و آنچه در اين مسير هزينه كرده، براى او باقى گزارد ....» «(1)»
9- پاداش زيارت رسول خداصلى الله عليه و آله را دارد
آن كس كه حسين بن على عليه السلام و يا يكى از امامان را زيارت كند، مانند آن است كه رسول خداصلى الله عليه و آله را زيارت كرده باشد.
زيد شحّام گويد: به امامصادق عليه السلام عرض كردم:
پاداش آن كس كه يكى از شما [اهل بيت را زيارت كند چيست؟ فرمود:
«مانند آن است كه رسول خداصلى الله عليه و آله را زيارت كرده است». «(2)»
ابوبصير مىگويد: امامصادق عليه السلام فرمود:
«همانا زائر حسين بن على زائر رسول خداصلى الله عليه و آله است. و هر كس رسول خداصلى الله عليه و آله و على عليه السلام را زيارت كند، مانند كسى است كه خدا را در عرش زيارت كرده است.» «(3)»
از ديگر بركات زيارت حسين بن على عليه السلام، افزايش عمر است، محمد بن مسلم از امام
باقر عليه السلام نقل كرده كه فرمود:
«مُرُّوا شِيعَتَنَا بِزِيَارَةِ قَبْرِ الْحُسَيْنِ عليه السلام فَإِنَّ إِتْيَانَهُ يَزيدُ في الرِّزقِ وَ يَمُدُّ في الْعُمْر، وَ يُدفعُ السُّوءَ وَ إِتْيَانَهُ مُفْتَرَضٌ عَلَى كُلِّ مُؤْمِنٍ يُقِرُّ لِلْحُسَينِ بِالإِمَامَةِ مِنَ اللَّهِ عزّوجلّ». «(1)»
«شيعيان ما را به زيارت قبر حسين عليه السلام امر كنيد، پس همانا زيارت آن حضرت، روزى را افزايش داده، عمر را طولانى مىكند و بدىها را دفع نموده و برمىگرداند، و زيارت آن حضرت، بر هر مؤمنى كه به امامت آن حضرت از سوى خداوند اقرار مىكند، فرض و لازم است.»
زيارت حسين بن على عليه السلام پاداش و ثواب و بركات فراوانى دارد، حال اين پرسش مطرح مىشود كه دستيابى به بركات و منافع زيارت، چگونه ميسّر و عملى خواهد شد؟
ائمه معصومين عليهم السلام در روايات گوناگون، پاسخ اين پرسش را داده و شروطى را براى آن برشمردهاند:
1) - كامل الزيارات، ص 163
1- ايمان
امامصادق عليه السلام به بشير دهان مىفرمايد:
«هر مؤمنى كه در غير روز عيد به زيارت حسين بن على عليه السلام رود و به حق آن حضرت عارف بوده و شناخت داشته باشد، خداوند پاداش بيست حج را به او خواهد داد.» «(1)»
2- معرفت به امام
زائر اگر امام خود را بشناسد و با اهداف و فلسفه قيام حسين بن على عليه السلام آشنا باشد، از بركت مغفرت و رحمت بهرهمند مىشود. امامصادق عليه السلام فرمود:
«آن كس كه به زيارت قبر حسين بن على عليه السلام رود و به حق آن امام آگاه و عارف باشد، خداوند گناهان گذشته و حال او را خواهد بخشيد.» «(2)»
3- پيروى از آن حضرت
فائد حنّاط گويد: از امامصادق عليه السلام شنيدم كه فرمود:
«مَنْ زارَ الْحُسَينَ عليه السلام عارِفَاً بِحَقِّهِ يَأتَمُّ بِهِ
غَفَرَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ ما تَأَخَّر». «(1)»
«كسى كه حسين بن على را زيارت كند و او را بشناسد و از وى پيروى كند، خداوند گناهان گذشته و حال او را مىبخشد.»
هشام بن سالم نيز در حديثى طولانى، مسائل فراوانى درباره زيارت حسين بن على عليه السلام از امامصادق عليه السلام پرسيد، از جمله از حضرت سؤال كرد:
كسى كه آن حضرت را زيارت كند چه بهرهاى خواهد داشت؟
امام عليه السلام فرمود:
«پاداشش بهشت است به شرطى كه از آن حضرت پيروى كند.» «(2)»
4- زيارت، رياكارانه و براى دستيابى به قدرت نباشد
شرط ديگرى كه موجب مىشود، زائر حسينى مشمول مغفرت خداوند قرار بگيرد اين است كه به قصد دريافت ثواب از خداوند و به دور از كبر و غرور و ريا و سمعه به زيارت حسين بن
على عليه السلام برود، كه در اينصورت گناهان وى پاك شود، همان گونه كه جامه با آب پاك مىگردد. امامصادق در اين باره مىفرمايد:
«مَنْ زارَ الحُسَينَ مُحتَسِباً، لا اشَراً وَ لا بَطَرَاً وَ لا رِياءً وَ لا سُمْعَةً مُحِّصَتْ عَنْهُ ذُنُوبهُ كَما يَمْحَصُ الثَّوبُ بِالْماءِ فَلايَبقى عَلَيهِ دَنَسٌ ... «(1)»
5- خداخواهى
شرط ديگر اين كه زيارت به قصد خداوند و بهرهگيرى از آن در روز قيامت انجام شود كه اگر زائرى با اين نيت حركت كند و عارف به حق امام باشد، خداوند گناهان گذشته و حال او را مىبخشد. هارون بن خارجه از امامصادق عليه السلام پرسيد: فدايت شوم، براى كسى كه با شناخت حق امام حسين و به خاطر خداوند و آخرت او را زيارت كند، چه پاداشى است؟ حضرت در جواب فرمود:
«يَا هَارُونُ مَنْ أَتَى قَبْرَ الْحُسَيْنِ عليه السلام يُرِيدُ بِهِ وَجْهَ اللَّهِ وَ الدَّارَ الآخِرَة غَفَرَ اللَّهُ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ مَا تَأَخَّرَ .... «(2)»
پيشوايان معصوم عليهم السلام تلاش كردهاند تا زائران حسينى را از هر گونه نيت و هدف غير الهى دور كنند تا اين سفر بتواند تأثير گذار باشد و راه را براى تحول روحى و اخلاقى در مردم و در نتيجه تداوم راه آنان فراهم سازد.
در روايت ديگرى امامصادق عليه السلام تاكيد مىكند كه زيارت قبر حسين بن على عليه السلام اگر براى خدا انجام شود، خداوند زائر را همچون روزى كه از مادر متولد شده، از گناه پاك مىكند ...
«... مَنْ زارَهُ يُريدُ بِهِ وَجْه اللَّهِ أَخْرَجَهُ اللَّهُ مِنْ ذُنُوبِهِ كَمَوْلُودٍ وَلَدَتْهُ أُمُّهُ ... «(1)»
6- زيارت به قصد نزديك شدن به خداوند
محمد بصرى گويد: امامصادق عليه السلام فرمود:
از پدرم امام باقر عليه السلام شنيدم كه به يكى از دوستانشان كه از آن حضرت در رابطه با زيارت سؤال كرده بود، فرمود:
«مَنْ تَزوُرُ وَ مَنْ تُريدُ بِهِ؟»
چه كسى را زيارت مىكنى و از اين زيارت كه را مىخواهى؟ و چه هدفى دارى؟
1) - كامل الزيارات، ص 157
گفت: هدف من خداوند تبارك و تعالى است و با زيارت قصد نزديكى به او را دارم.
حضرت فرمود:
«كسى كه پس از زيارت يك نماز خوانده و با آن، قصد نزديك شدن به خدا را داشته باشد، در روز قيامت خدا را در حالى ديدار مىكند كه سراسر نور است.» «(1)»
7- زيارت از روى عشق
ابى بصير گويد: از امامصادق و يا امام باقر عليهما السلام شنيدم كه فرمود:
«... مَنْ أَتاهُ شَوْقَاً إِلَيهِ وَ حُبَّاً لِرَسُولِ اللَّهِ وَ حُبَّاً لِأَميرِالمُؤْمِنين وَ حُبَّاً لِفاطِمَةَ أَقعَدَهُ اللَّهُ عَلى مَوائِدِ الجَنَّةِ، يَأْكُلُ مَعَهُمْ وَ النّاسُ فِي الْحِسابِ «(2)»
».
«كسى كه از روى عشق به حسين بن على و علاقه به رسول خدا و امير مؤمنان و فاطمه عليهم السلام به زيارت آن حضرت برود، خداوند روز قيامت او را در كنار آنان، بر سر مائدههاى بهشتى مىنشاند، در حالى كه
مردم هنوز درصحنه قيامت گرفتار حساباند.»
زيارت و عزادارى حسين بن على عليه السلام، بايد وسيلهاى براى گسترش محبت اهل بيت عليهم السلام و شناساندن فضايل آنان به عموم مردم باشد تا از اين رهگذر، پيروى از خاندان پيامبرصلى الله عليه و آله را برگزينند. امام عسكرى عليه السلام به شيعيان و ياران و علاقمندان خود فرمودهاند:
«اتَّقوا اللَّهَ و كُونُوا زَيْناً وَ لَا تَكُونُوا شَيْناً، جُرُّوا إِلَيْنَا كُلَّ مَوَدَّةٍ ادْفَعُوا عَنَّا كُلَّ قَبِيحٍ.» «(1)»
«از خداوند بترسيد و زينت باشيد و مايه ننگ و عار نگرديد، هر دوستى و محبتى را به سوى ما جذب و هر زشتى و بدى را از ما دفع كنيد.»
امامصادق عليه السلام نيز فرمود:
«رَحِمَ اللَّهُ مَنْ حَبَّبَنا الَى النّاسِ وَ لَمْ يُبَغِّضْنا الَيْهِمْ.»
1) - تحف العقول، 362؛ بحارالأنوار، ج 78، ص 372
«خداوند رحمت كند آن كسى را كه ما را در نظر مردم محبوب كند و مبغوض مردم نسازد.»
بنابراين زائران بايد در گفتار و كردار، به گونهاى رفتار كنند كه هر كس آنان را ببيند، به پيشوايان آنها- اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام- درود فرستد كه چنين ياران و علاقمندانى را تربيت نمودهاند. و از رفتارهايى كه وجهه تشيع را خدشهدار كرده و مخالفان را در مقابله با پيروان اهل بيت عليهم السلام گستاخ مىكند، پرهيز كنند.
مرحوم محدث قمى در اين باره مىنويسد:
«شايسته است شيعيان عموماً و ذاكرين خصوصاً ملتفت شده، در اين سوگوارى و عزادارى به وجهى سلوك كنند كه زبان نواصب دراز نشود ... و از اكاذيب مفتعله و حكايات ضعيفه مظنونة الكذب كه در جملهاى از كتب غير معتبره بلكه نقل از كتبى كه ضعف آنها از متدينين اهل علم و حديث نيست، احتراز نمايند ....» «(1)»
1) - منتهى الآمال، ج 1، ص 337
زائرى كه با معرفت و آگاهانه قبر حسين بن على عليه السلام را زيارت كند، هنگام بازگشت، فرشتهاى نزد او آمده سلام رسول خداصلى الله عليه و آله را به وى مىرساند و مىگويد:
«اسْتَأْنِفِ الْعَمَلَ فَقَدْ غُفِرَ لَكَ ما مَضى .
«عمل را از نو آغاز كن، خداوند گناهان گذشته تو را بخشيد.» «(1)»
در حديثى ديگر از امامصادق عليه السلام نقل شده كه هنگام مراجعت زائر از زيارت حسين بن على عليه السلام، دو فرشته به او خطاب مىكنند:
«يا وَلِىَّ اللَّه، مَغْفُوراً لَكَ، أَنْتَ مِنْ حِزْبِ اللَّهِ وَ حِزْبِ رَسُولِهِ وَ حِزْبِ اهْلِ بَيْتِ رَسُولِهِ، وَاللَّهُ لاتَرَى النّارَ بِعَينِكَ أَبَدَاً وَ لا تَراكَ وَ لا تَطْعَمُكَ أَبَدَاً». «(2)»
«اى دوست خدا، آمرزيده شدى، و تو از حزباللَّه و حزب رسول خدا و حزب اهل بيت رسول خدا هستى، به خدا سوگند با دو
چشمت هرگز آتش دوزخ را نمىبينى و هرگز تو را طعمه خويش نخواهد ساخت.»
زنده نگه داشتن حادثه عاشورا، يكى از اهداف زيارت حسين بن على عليه السلام است.
امامصادق عليه السلام فرمود:
«مَنْ زَارَ الْحُسَيْنَ عليه السلام يَوْمَ عَاشُورَاءَ وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ». «(1)»
«كسى كه حسين عليه السلام را در روز عاشورا زيارت كند بهشت بر او واجب مىگردد.»
نيز در روايت ديگرى فرمود:
«مَنْ زارَ قَبْرَ الْحُسَيْن بْن عَلىٍّ عليه السلام يَوْمَ عاشُورا عارِفَاً بِحَقِّهِ كانَ كَمَنْ زارَ اللَّهَ في عَرْشِهِ» «(2)»
«كسى كه حسين عليه السلام را در روز عاشورا زيارت كند، بهشت بر او واجب مىگردد و بهشت درصورتى بر او واجب مىشود كه
نسبت به آن حضرت شناخت داشته باشد.»
و آن كس كه عارف به حق امام باشد، آماده جان فشانى در راه اهداف آن حضرت خواهد بود و عاشورا را الگويى در مسير دفاع از دين قرار مىدهد، لذا از قول ائمه معصومين عليهم السلام نقل شده كه فرمودند:
«مَنْ زَارَ الْحُسَيْنَ عليه السلام يَوْمَ عَاشُورَاء كَانَ كَمَنْ تَشَحَّطَ بِدَمِهِ بَيْنَ يَدَيْهِ». «(1)»
«كسى كه حسين عليه السلام را روز عاشورا زيارت كند، مانند آن انسان فداكارى است كه در پيشِ روى آن حضرت و در دفاع از ايشان، به خون خود غلطان گردد.»
امام باقر عليه السلام به علقمه فرمود:
«... وَ إِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ لَا تَنْشُرَ يَوْمَكَ فِي حَاجَةٍ فَافْعَلْ ...» «(2)»
«اگر مىتوانى در روز عاشورا به دنبال نيازهاى خود نروى، اين كار را بكن.»
سپس فرمود:
«در اين روز براى منزل خود آذوقه ذخيره نكن» «(1)»
و آنگاه شيوه عزادارى را اين گونه تعليم مىدهد كه:
«... در روز عاشورا به بيابان يا بر بلندى رفته، با دست اشاره نموده، به حسين بن على عليه السلام سلام دهد و بر قاتل او نفرين كند، سپس قبل از ظهر عاشورا دو ركعت نماز خوانده، و بر حسين بن على بگريد و از خانواده خويش بخواهد تا بر آن حضرت گريه كنند ....»
«وَ يُقِيمُ فِي دَارِهِ مُصِيبَةً بِإِظْهَارِ الْجَزَعِ عَلَيْهِ وَ يَتَلَاقَوْنَ بِالْبُكَاءِ بَعْضُهُمْ بَعْضاً فِي الْبُيُوتِ وَ لْيُعَزِّ بَعْضُهُمْ بَعْضاً بِمُصَابِ الْحُسَيْنِ عليه السلام ...» «(2)»
«در خانهاش مراسم عزدارى به پا كرده، بى تابى نشان دهد، و آنگاه كه با همديگر در
خانهها ديدار مىكنند، با گريه يكديگر را ملاقات نموده، در مصيبت حسين بن على عليه السلام به هم تسليت گويند.»
آن كه در مسير زيارت حسين بن على عليه السلام جان سپارد، به فرموده امامصادق عليه السلام، فرشتگان او را تشييع نموده، براى وى از بهشت حنوط و لباس آورده، كفنى روى آن كفن كه به وى پوشاندهاند، مىپوشانند و بر او نماز مىگزارند و زير جسم او را با ريحان (گل خوشبو) فرش كنند و از مقابل، پشت و قسمت پا و سر وى، زمين را توسعه داده [قبرش فراخ شود]، سپس درى از بهشت به قبرش گشوده گردد و نسيم و بوى بهشتى و روح و ريحان به قبرش وارد شده و تا قيامت در آن باقى خواهد ماند ... «(1)»
همچنين امامصادق عليه السلام درباره كسانى كه در كنار قبر حسين بن على عليه السلام توسط ظالمى كشته شوند، فرموده است:
«با اوّلين قطره خونى كه از وى بر زمين مىريزد، خداوند تمام گناهانش را مىبخشد،
1) - كامل الزيارات، ص 133
و فرشتگان طينتى كه از آن آفريده شده را غسل مىدهند تا از تمام آلودگىها پاك گردد، همانگونه كه انبياى مخلص پروردگار، پاك و پاكيزه بودهاند، و آنچه از طينت اهل كفر با طينت وى آميخته گرديده، زدوده شود.
همچنين قلب او را شستشو داده، سينهاش فراخ گردد، و آن را از ايمان پر كنند و در چنين شرايطى خداوند را ديدار كند و به او اين اختيار داده مىشود تا از اهل بيت خود و يك هزار نفر از دوستانش شفاعت كند، فرشتگان همراه با جبرئيل و فرشته مرگ بر او نماز گزارند، و كفن و حنوطش را از بهشت آورده، قبرش را توسعه مىدهند، و روشنايىهايى در قبرش ايجاد مىكنند، و درى از بهشت به سوى قبر او مىگشايند و فرشتگان براى وى هدايايى از بهشت مىآورند و پس از هجده روز او را به بهشت منتقل و در آنجا هميشه با اولياى خدا همنشين خواهده بود تا نفخه دوم دميده شود و وى از قبر بيرون آيد. پس از خروج از قبر اوّلين كسانى كه با او مصافحه مىكنند رسول
خداصلى الله عليه و آله، امير مؤمنان و جانشينان آن حضرت-صلوات اللَّه عليهم اجمعين- خواهند بود كه به وى بشارت داده و مىگويند:
همراه ما باش، سپس او را كنار حوض كوثر آورده، از آن به وى مىنوشانند و هر كس را او بخواهد و دوست داشته باشد، از آن آب به وى مىدهند ....» «(1)»
هارون بن خارجه گويد: از امامصادق عليه السلام شنيدم كه فرمود:
«خداوند چهار هزار فرشته را كنار قبر حسين بن على عليه السلام گمارده كه همگى ژوليده و غبارآلودهاند و تا روز قيامت بر آن حضرت مىگريند، پس هر كس قبر حسين عليه السلام را زيارت كند و به حق آن حضرت عارف باشد، اين فرشتگان او را مشايعت نموده تا وى را به منزلاش برسانند و اگر بيمار گردد،صبحگاهان و شامگاهان از وى عيادت كنند، و اگر بميرد در تشييع جنازه او حاضر شوند و تا روز قيامت براى او از خداوند طلب مغفرت كنند. «(2)»
مالك جهنى از امام باقر عليه السلام مىپرسد كه مردم در مصيبت حضرت حسين بن على عليه السلام چگونه به يكديگر تسليت بگويند؟
حضرت پاسخ داد بگويند:
«عَظَّمَ اللَّهُ أُجُورَنَا بِمُصَابِنَا بِالْحُسَيْنِ عليه السلام وَ جَعَلَنَا وَ إِيَّاكُمْ مِنَ الطَّالِبِينَ بِثَارِهِ مَعَ وَلِيِّهِ وَ الْإِمَامِ الْمَهْدِيِّ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ ...» «(1)»
«خداوند پاداشهاى ما را در مصيبت حسين بن على عليه السلام افزون گرداند و ما و شما را از طلب كنندگان خون آن حضرت، همراه با امام مهدى عليه السلام از آل محمّد قرار دهد ...»
محصول زيارت بسيار زيبا و شيرين است، زائر در كنار مرقد معصومان و اولياى خدا، پس از آن كه با آنها
1) - كامل الزيارات، ص 193
احساس نزديكى كرد دست به دعا برداشته از خدا مىخواهد:
«اللَّهُمَّ فَاجْعَلْ نَفْسِي مُطْمَئِنَّةً بِقَدَرِكَ رَاضِيَةً بِقَضَائِكَ مُولَعَةً بِذِكْرِكَ وَ دُعَائِكَ مُحِبَّةً لِصَفْوَةِ أَوْلِيَائِكَ مَحْبُوبَةً فِي أَرْضِكَ وَ سَمَائِكَصَابِرَةً عَلَى نُزُولِ بَلَائِكَ مُشْتَاقَةً إِلَى فَرْحَةِ لِقَائِكَ مُتَزَوِّدَةً التَّقْوَى لِيَوْمِ جَزَائِكَ مُسْتَنَّةً بِسُنَّةِ أَوْلِيَائِكَ مُفَارِقَةً لِأَخْلَاقِ أَعْدَائِكَ مَشْغُولَةً عَنِ الدُّنْيَا بِحَمْدِكَ وَ ثَنَائِكَ». «(1)»
«بار خدايا، جانم را به قَدَر خويش مطمئن و به قضاى خويش راضى گردان، و روحم را به ذكر و دعايت حريص گردان، و آن را دوستدار اولياى برگزيده خويش بگردان و محبوب در زمين و آسمان ساز، خداوندا روح مرا در برابر بلاهايتصبور و بر نعمتهايت شاكر گردان، و مرا به گونهاى قرار ده كه شكرگزار نعمتهاى بىكران تو باشم و همواره مشتاق ديدار تو بوده و پيوسته براى
1) - مفاتيح الجنان، زيارت اميناللَّه
روز قيامت، توشه تقوى فراهم سازم، و جانم را به روشها و سنن اولياى الهى آراسته كنم و از اخلاق زشت دشمنان الهى دور نمايم. و به جاى مشغول دنيا شدن، به حمد و ثناى تو سرگرم باشم.»
اين سيزده نعمت الهى كه در اين زيارت مورد درخواست زائر قرار گرفته، زمينهساز كمال انسانها است كه با دستيابى به آن، به جامع خوبىها و پاكىها دست خواهند يافت. همچنين از خدا مىخواهد:
«اغْفِرْ لِاوليائِنا، وَ كُفَّ عَنَّا اعدائَنا وَاشغَلْهُمْ عَنْ اذانا وَ اظهِرْ كَلِمَةَ الحَقِّ وَاجْعَلهَا العُلْيا وَ ادْحِضْ كَلِمَةَ الْباطِلِ وَ اجْعَلْهَا السُّفلى انَّكَ عَلى كُلِّ شَىءٍ قَديرٌ». «(1)»
بار خدايا دوستان ما را بيامرز و دشمنان ما را از دشمنى با ما بازدار، و آنان را سرگرم خود كن تا زيانى به ما نرسانند، بار پروردگارا، حق را آشكار ساز و آن را برترين قرار ده، و باطل را از ميان بردار و آن
1) - مفاتيح الجنان، زيارت امين اللَّه
را پست گردان، كه تو همواره بر هر چيز قادر و توانايى.
رسول خداصلى الله عليه و آله در پاسخ حسن بن على عليه السلام كه پرسيد:
«يا ابَتِ ما جَزاءُ مَنْ زارَكَ؟»؛ پدر، پاداش آن كه شما را زيارت كند، چيست؟» فرمود:
«مَنْ زارَنى أوْ زارَ اباكَ أوْ زارَكَ، أوْ زارَ اخاكَ كانَ حَقّاً عَلَىَّ انْ ازْورَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ حَتّى اخَلِّصَهُ مِنْ ذُنُوبِهِ.»
هر كس مرا يا پدرت را، يا تو و يا برادرت را زيارت كند بر من لازم شود كه در روز قيامت از او ديدار كنم و او را از گناهانش برهانم.» «(1)»
حسسن بن علىّ وشّاء گويد: به حضرت رضا عليه السلام عرض كردم: ثواب آن كس كه قبر يكى از امامان را زيارت كند چيست؟ فرمود:
«لَهُ مِثْلُ ما لِمَنْ اتى قَبْرَ ابى عبداللَّه عليه السلام؛
1) - ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ترجمه مرحوم غفارى، ص 188.
ثوابش مانند پاداش زيارت قبر حسين عليه السلام است.»
به آن حضرت عرض كردم: پاداش كسى كه قبر موسى بن جعفر عليه السلام را زيارت كند، چيست؟
فرمود:
«لَهُ مِثْلُ مَنْ زارَ قَبْرَ ابى عَبْدِاللَّه عليه السلام؛ براى او پاداشى همانند پاداش كسى است كه قبر حسين بن على عليه السلام را زيارت كند.» «(1)»
مستحب است مسافر هنگام بازگشت به خانه، هديهاى براى خانوادهاش بياورد. ابن سنان از امامصادق عليه السلام نقل كرده كه آن حضرت فرمود:
«هنگامى كه يكى از شما به مسافرت برود، هنگام برگشتن به هر مقدار كه براى او امكان دارد، هر چند يك سنگ، براى خانواده خود هديه بياورد ...» «(2)»
ليكن بايد توجه داشت كه تهيه سوغات، نبايد
زائران را از وظايف حسّاس و خطيرشان بازدارد و به جاى حضور در حرمها، بيشترين وقت خود را در خيابانها و بازارها سپرى كنند و به دليل خستگى، از توفيق عبادت محروم شوند.
از اين رو بايد براى خريد هدايا، برنامهريزى نموده، وقت خاصى را براى آن در نظر بگيرند و كالاهاى مورد نياز خود را بخرند، و ديگر به بازار نروند.
شيطان نيز در اين گونه موارد در كمين زائران است.
تنوّع كالاها و بازارها كه بخشى از آن در مسير زائران قرار دارد، موجب مىشود تا در ميان راه، مسير خود را تغيير داده، به جاى حضور در محضر ائمه عليهم السلام، از اين مغازه به آن مغازه رفته و در پايان خسته، خود را به محل اقامت مىرسانند و به استراحت مىپردازند.
نكته ديگر اين كه بايد توقّعات ديگران را نسبت به ميزان هدايا كاهش داد؛ زيرا همان گونه كه خويشان زائران عتبات عاليات، جز يك مهر و تسبيح معمولى توقّعى از زائر ندارند، در سفرهاى زيارتى ديگر نيز نبايد به دنبال خريد هداياى متنوّع و رنگارنگ بود، بلكه بايد با خريد هداياى مختصر، ضمن عمل به اين وظيفه اخلاقى، زمينه را براى بهرهبردارى معنوى هر چه بيشتر، فراهم ساخت.
فلسفه هر زيارتى آن است كه زائر با گذشته غلط خود فاصله بگيرد و اصلاح شود. مرحوم شهيد ثانى در دروس گويد:
«... دوازدهمين ادب از آداب زيارت آن است كه زائر پس از زيارت، از وضعيتى كه پيش از آمدن به زيارت داشته، بهتر شود.» «(1)»
در آستانه ورود به حرم، كنار در ايستادن و اذن دخول خواندن و تلاش در جهت ريزش اشك و رقّت قلب پيداكردن، مقدمه براى اين تغيير و تحول روحى و اخلاقى است، زيرا زائر در حالى اذن دخول مىخواند كه احساس مىكند هم اكنونصاحب آن مرقد او را مىبيند، كلامش را مىشنود و به او پاسخ مىدهد و درست در همان حال لطف و محبتصاحب آن مرقد نسبت به او و ديگر پيروانشان را ياد مىكند و لحظهاى نيز به درون خود مىنگرد كه با كوله بارى از گناه و نافرمانى به درِ خانه اين عزيز آمده است. طبيعى است كسانى كه بهصورت حقيقى به درون خود نگريسته و
1) - الدروس، ج 2، ص 24؛ آداب زيارت، ص 196
سابقه اعمال خود را به ياد آورند چه بسا از راه رفتن بازمانند و از خجلت و شرمسارى عقب نشينى كنند!
اگر چنين حالتى بر زائر عارض شد تا حدودى توانسته است به اهداف زيارت دست يابد از اين رو مرحوم شهيد اول در اين باره مىگويد:
«... وَ ثانيها: الْوُقُوفُ عَلى بابِهِ وَ الدُّعاءُ وَ الاستِئذانُ بِالْمَأْثُور، فَإنْ وَجَدَ خُشُوعَاً وَ رِقَّةً دَخَلَ وَ إلّا فَالأَفضَل لَهُ تَحَرّي زَمانَ الرِقَّةِ لأَنَّ الْغَرَضَ الأَهَمّ حُضُور القَلبِ لِيَلقَى الرَّحْمَة النّازَلَةِ مِنَ الرَّبّ». «(1)»
«... دوم: ايستادن بر در آن حرم شريف، و دعا و اذن دخول بخواند؛ آن گونه كه در روايات وارد شده، پس اگر در خود رقّت و خشوعى يافت، داخل شود و گرنه افضل آن است كه درصدد تحصيل زمانى برآيد كه در قلب او رقّت و خشوعى حاصل گردد (و در آن حال به زيارت بيايد) زيرا هدف مهمتر، حضور قلب براى دستيابى به رحمتى است كه از
1) - الدروس الشرعيه، ج 2، ص 23
ناحيه پروردگار نازل گردد.»
از اين رو در احاديث مربوط به سفر حج نيز، نشانه قبولى اين فريضه الهى را فاصله گرفتن از گناه و بهتر شدن اخلاق و رفتار حاجى ذكر كردهاند.
رسول خداصلى الله عليه و آله هر گاه از سفر حج يا جنگ و يا سفرى ديگر بازمىگشت، به هر بلندى مىرسيد سه مرتبه اللَّه اكبر مىگفت و مىفرمود:
«... لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ، يُحْيِي وَ يُمِيتُ وَ هُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ، آئِبُونَ تَائِبُونَ عَابِدُونَ سَاجِدُونَ لِرَبِّنَا حَامِدُونَ،صَدَقَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَ نَصَرَ عَبْدَهُ وَ هَزَمَ الْأَحْزَابَ وَحْدَهُ ...». «(1)»
سپس به مسجد مىرفت و دو ركعت نماز مىگزارد و آن گاه وارد خانه مىشد. «(2)»
شايسته است مسافر پيش از ورود به خانه، زمان آمدنش را به خانواده خود اطلاع دهد تا آنها براى استقبال آماده باشند.
رسول خداصلى الله عليه و آله در حديثى، از اين كه كسى پس از مدتى غيبت، شبانه بر اهل خود وارد شود نهى فرموده، مگر آن كه پيش از ورود، آنان را باخبر سازد. «(1)» در محجّة البيضاء آمده است:
«مسافر چون نزديك شهر خود رسيد، بگويد:
الَّلهُمَّ اجْعَلْ لَنا بِها قَراراً وَ رِزْقاً حَسَناً». «(2)»
سپس كسى را نزد خانوادهاش بفرستد تا زمان ورودش را به آنها اطلاع دهد و در نتيجه ناگهانى بر آنها وارد نشود تا به چيزى كه مطابق ميلش نيست، برخورد كند. «(3)»
رسول خداصلى الله عليه و آله هر گاه از مسافرت بازمىگشت، ابتدا
به مسجد مىرفت و دو ركعت نماز مىخواند و سپس به خانه مىآمد و هنگام ورود به خانه مىفرمود:
«تَوْباً تَوْباً لِرَبِّنا أوْباً، لايُغادِرُ عَلَيْنا حَوْباً». «(1)»
همچنين در روايت آمده كه آن حضرت هنگام بازگشت از خيبر فرمود:
«آئِبُونَ تَائِبُونَ، إِنْ شاءَ اللَّهُ عَابِدُونَ، راكِعُونَ ساجِدُونَ، لِرَبِّنَا حَامِدُونَ، الَّلهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ عَلى حِفْظِكَ إِيَّايَ فِي سَفَرِي وَ حَضَرِي، الَّلهُمَّ اجْعَلْ أَوْبَتِي هذِهِ مُبارَكَةً مَيْمُونَةً مَقْرُونَةً بِتَوبَةِ نَصُوحٍ تُوجِبُ لِي بِها السَّعادَةَ يا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ». «(2)»