ghaemiyeh.com
سرشناسه : قاضيعسكر، سيدعلي، ۱۳۲۵ -
عنوان و نام پديدآور : آداب سفر حج/ علي قاضيعسكر.
مشخصات نشر : تهران: مشعر، ۱۳۷۸.
مشخصات ظاهري : ۶۳ ص.؛ ۵/۱۱ × ۵/۱۶سم.
شابك : ۱۰۰۰ ريال: 964-6293-15-8 ؛ ۱۰۰۰ ريال (چاپ دوم) ؛ ۱۰۰۰ ريال (چاپ هفتم) ؛ ۱۸۰۰ ريال (چاپ دهم) ؛ ۱۸۰۰ ريال: چاپ دوازدهم: 964-6293-13-1
يادداشت : چاپ دوم: پاييز ۱۳۷۵.
يادداشت : چاپ هفتم : زمستان ۱۳۷۸.
يادداشت : چاپ نهم و دهم: ۱۳۸۰.
يادداشت : چاپ دوازدهم: تابستان ۱۳۸۱.
يادداشت : كتابنامه به صورت زيرنويس.
موضوع : حج
رده بندي كنگره : BP۱۸۸/۸/ق۲آ۴ ۱۳۷۸
رده بندي ديويي : ۲۹۷/۳۵۷
شماره كتابشناسي ملي : م۷۸-۲۳۷۶۷
همهساله دهها هزار انسان عاشق، از شهر و ديار خود بهسوى حرمين شريفين حركت مىكنند تا با انجام عمره و حج، يكى از شكوهمندترين عبادتها را انجام دهند.
زائران بيتاللَّه الحرام نسبت به اين سفر ديدگاههاى متفاوتى دارند و هركدام به ميزان آگاهى و شناخت خويش از آن بهره مىگيرند. تعدادى از حاجيان در پايان سفر، قلب خود را از عشق و محبت خدا لبريز نموده، پيروزمندانه و با حجّى مقبول و مبرور به شهر و ديار خود باز مىگردند.
گروهى نيز همچون انسان فرورفته در خواباند كه خواب خوش مىبيند و به ناگاه از جا مىپرد، پس از بازگشت از سفر حج از خواب غفلت بيدار شده و همهچيز را خاتمهيافته مىبينند و از اينكه فرصتهاى ارزشمندى را به آسانى از دست دادهاند در حسرت و اندوه عميقى فرو مىروند.
زائرى، عمرى در آرزوى زيارت خانه خدا و مرقد
رسول خدا صلى الله عليه و آله و ائمه بقيع بهسر برده و هر روز و هر شب از خدا درخواست مىكرده و اين دعا را مرتب تكرار مىنموده است:
اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرَامِ، فِي عَامِي هَذَا وَ فِي كُلِّ عَامٍ ... وَ زِيارَةَ قَبْرِ نَبِيِّكَ وَ قُبُورِ الأَئِمَّةِ .... (1)1
حال كه دعاى او مستجاب گرديده، بهجاى بهرهبرى از اين سفر الهى، چند روزى را در كوچه و بازارهاى مكه و مدينه پرسه مىزند و بر سر سفره آماده مىنشيند و ديگران از او پذيرايى مىكنند و پس از گذشت چند روز، با كولهبارى سنگين به خانه و كاشانه خويش بازمىگردد و هنگام ورود به شهر و ديار خود، آنگاه كه فرزندان و دوستان و خويشاوندان به استقبالش مىآيند، خاطرات سفر را از او جويا مىشوند، هيچ حرف مفيد و سودمندى براى گفتن ندارد و اين خود زيانى بزرگ است كه غمى فراموشناشدنى را بهدنبال خواهد داشت.
باتوجه به آنچه بيان شد، چه نيكو است كه حاجيان، قبل از سفر، با اهداف سفر و وظايف خويش
1) - مفاتيح الجنان، ادعيه ماه مبارك رمضان.
آشنا گرديده، با معرفت به زيارت خانه خدا و قبر مطهر رسول خدا صلى الله عليه و آله و ائمه معصوم بقيع عليهم السلام مشرف شوند و در نتيجه هنگام مراجعت، علاوه بر دستيابى به درياى بيكران رحمت و مغفرت الهى، در روح و جان آنان تحولى بزرگ پديدار شود و تمام وجودشان رنگ الهى به خود بگيرد.
اخلاق و آدابى كه در اين كتاب گردآورى شده، برگرفته از آموزههاى پيشوايان دينى ما در زمينه اخلاق و آداب سفر، به خصوص سفر الهى و معنوى حج است كه اميد است مورد استفاده واقع شود.
سير و سفر با انگيزههاى دينى و عقلانى، از ديدگاه اسلام امرى پسنديده و مقبول است. خداوند متعال در آيات متعددى از قرآن كريم مردم را به سير و گردش در زمين دعوت نموده، از آنان خواسته است تا با سفر به گوشه و كنار جهان، در تاريخ و سرنوشت نهايى ملتها بيانديشند و از حوادث، رخدادها و خوب و بد زندگى امتهاى گذشته درس عبرت بگيرند:
أَوَلَمْ يَسِيرُوا فِي اْلأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ ...؛ (1)1
آيا در زمين نگشتهاند تا ببينند فرجام كسانى كه پيش از آنها زيستهاند چگونه بوده است؟
سفر الهى و معنوى حج نيز به دليل اهميتى كه در اسلام دارد بايد با انگيزهاى الهى و با قصد قربت و
1) - غافر: 21
بهصورتى هدفمند انجام شود تا حاجى بتواند به دستاوردهاى درنظر گرفته شده از سوى خداوند، دست يابد.
امام صادق عليه السلام فرمود:
الْحَجُّ حَجَّانِ: حَجٌّ لِلَّهِ وَ حَجٌّ لِلنَّاسِ، فَمَنْ حَجَّ لِلَّهِ كَانَ ثَوَابُهُ عَلَى اللَّهِ الْجَنَّةَ، وَ مَنْ حَجَّ لِلنَّاسِ كَانَ ثَوَابُهُ عَلَى النَّاسِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ. (1)1
حج دو گونه است: 1- حج براى خدا 2- حج براى مردم، پس آنكس كه براى خدا حج گزارد، از خداوند پاداش بهشت گيرد و آنكس كه براى مردم حج بهجاى آورد، پاداش آن در روز قيامت با مردم است!
از اين روايت بهخوبى مىتوان فهميد كه هدف و انگيزه تا چهاندازه در سفر حج تأثيرگذار است.
بنابراين اگر حاجى با هدف خداخواهى، خداجويى، تحول روحى و اخلاقى، و پالايش روح و جان در اين راه گام نهد، اعمال و رفتار خود را نيز با اين اهداف منطبق مىسازد و درنتيجه در حرمين شريفين پيوسته به نماز و دعا و عبادت و تفكر در حقايق اسلام و
1) - وسائل الشيعه، ج 11، ص 109، ح 40؛ ثوابالاعمال، ج 74، ص 16
تاريخ زندگى پيامبران و امامان و ياران باوفا و پاكباخته آنان مىپردازد، از لحظهلحظه سفر بهرهگيرى مىكند، پردههاى غفلت را از جلو چشمانش كنار مىزند تا هنگام رسيدن به مرقد معشوق در مدينه و معبد عشق در مكه، كاملًا روح و جان خويش را صيقل داده، رنگ الهى و معنوى به خود بگيرد.
و اگر حاجى به قصد تفريح و استراحت به حج بيايد، بهگونهاى ديگر رفتار خواهد كرد، بيشتر به مسكن بهتر، غذاى لذيذتر، و خريد كالاى بيشتر و ارزانتر مىانديشد و بهجاى حضور در حرمين شريفين در كوچه و خيابان و بازار پرسه مىزند و در پايان سفر نيز با كولهبارى از اجناس پرزرق و برقِ دنيايى به ديار خويش بازمىگردد.
رسول خدا صلى الله عليه و آله در يك تقسيمبندى تنبّهآفرين، حاجيان امت خود در آخرالزمان را به سه دسته تقسيم فرموده، وضعيت آنان را اينچنين پيشبينى كرده است:
دسته اول: ثروتمندان كه با انگيزه تفريح و خوشگذرانى به حج مىروند.
دسته دوم: گروههاى متوسط جامعه كه با هدف تجارت و سوداگرى راهى زيارت خانه خدا مىشوند.
دسته سوم: نيازمندان و فقيران كه براى خودنمايى و
رياكارى عازم آن ديار مىشوند. (1)1
و طبيعى است كه هيچ يك از اين سه دسته، بهره و نصيب معنوى از اين سفر نخواهند داشت.
از اينرو حاجيان پيش از سفر، بايد هدف و انگيزه خود را مشخص كنند و سپس در راستاى همان اهداف درنظر گرفته شده، برنامهريزى نموده، سفر را آغاز نمايند.
پس از آنكه خداخواهى و خداجويى بهعنوان هدف مشخص شد، حاجى بايد زنگارهاى گناه و معصيت را از جان و دل بزدايد، و روح را از تيرگىها پاك كند تا زمينه را براى راهيابى به محضر حق و حريم عشق و پذيرش در پيشگاه معبود فراهم سازد.
امام صادق عليه السلام فرمود:
إذا ارَدْتَ الْحَجَّ ... ثُمَّ اغْسِلْ بِمَاءِ التَّوْبَةِ الْخَالِصَةِ مِنَ الذُّنُوبِ .... (2)2
هرگاه اراده حج كردى ... با آب توبه خالص گناهانت را بشوى ...
حاجى در سفر حج و عمره ميهمان خداوند است و از آنجا كه خالق، به ظاهر خلق نمىنگرد بلكه به باطن نظر دارد، لذا به روح و جان حاجى نظر مىافكند و روا نيست انسان با آلودگى به محضر حق وارد شود.
عادت مردم در ميهمانىها اين است كه از محل كار خود به خانه رفته، جسم خويش را شستشو داده، لباسهاى تميز پوشيده، موها را شانه زده، خود را معطر مىكنند و سپس به ميهمانى مىروند و هرچه ميزبان درنظر آنها مهمتر باشد، اينگونه آداب را بيشتر رعايت مىكنند.
حال چهكسى از خداوند عظمتش بيشتر است؟ آيا از ادب بهدور نيست كه انسان در پيشگاه خالق و آفريننده خود با قلبى مالامال از گناه و معصيت شرفياب شود؟ خدايى كه به تمام افكار و اسرار نهان ما آگاه است، اعمال ما را مىداند و از نيات ما باخبر است.
از اين رو پيش از ورود به حرمين شريفين لازم است حاجى خانه دل را از گناه پاك نمايد، آنگاه بهسوى كوى دوست حركت كند.
توبه نيز بايد حقيقى و به بيان قرآن كريم توبه نصوح باشد:
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً
نَصُوحاً عَسى رَبُّكُمْ أَنْ يُكَفِّرَ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ يُدْخِلَكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا اْلأَنْهارُ .... (1)1
اى كسانى كه ايمان آوردهايد، به درگاه خدا توبهاى راستين كنيد، اميد است كه پروردگارتان، بدىهايتان را از شما بزدايد و شما را به باغهايى كه از زير [درختان آن جويبارها روان است درآورد ...
خواجه اگر توبه نصوح كند هردمى، عالمى فتوح كند
توبه نصوح، توبه بدون بازگشت است و نيازمند يك تصميم جدى و قاطع.
روشى كه براى دستيابى به توبه نصوح از سوى پيشوايان دينى ارائه گرديده، چنين است:
گناهكار ابتدا بايد از عملكرد بد خويش پشيمان شود، سپس تصميم بگيرد از اين پس خود را به معاصى نيالايد و گناهان مرتكبشده را ترك گويد، آنگاه از پيشگاه خداوند طلب مغفرت و آموزش كند.
گناهان نيز بر دو قسماند:
1-حقّاللَّه 2- حقالناس
1) - تحريم: 8
دسته اول گناهانى است كه مستقيماً به خداوند ارتباط پيدا مىكند، مثلًا نمازى را نخوانده، روزهاى نگرفته و ....
توبه اينگونه گناهان آن است كه انسان از نافرمانى خداوند پشيمان شود، سپس تصميم بگيرد گذشته را جبران كند، نمازها و روزهها را قضا نمايد و از اينپس نيز فرايض دينى را در موعد مقرر بهجاى آورد. آنگاه از خداوند طلب مغفرت و آمرزش كند.
دسته دوم گناهانى است كه به مردم ارتباط پيدا مىكند، همچون غيبت، افترا، سرقت، ظلم و ستم و ....
توبه اينگونه گناهان، پس از پشيمانى و تصميم به ترك گناه، آن است كه در صورت امكان رضايت مردم را جلب و سپس از پيشگاه حق، طلب مغفرت نمايد. اگر مالى از كسى به زور گرفته، آن را به صاحبش برگرداند و اگر صاحبش را نمىشناسد با اذن مرجع تقليد از سوى صاحب اصلى صدقه دهد، اگر غيبت ديگران را كرده از آنها حلاليت بطلبد و پس از آن استغفار نمايد.
زمنجلاب هوس گر برون نهى قدمى نزول در حرم كبريا توانى كرد
اگر ز هستى خود بگذرى يقين مىدان كه عرش و فلك زير پا توانى كرد
پشيمانى از گناه، آغازى براى جبران گناهان است و بهقول صائب، شاعر نامدار:
ابر رحمت را كند اشك ندامت مايهدار آبروى عفو در شرمندگى پوشيده است
خداوند در قرآن كريم مىفرمايد:
وَ أَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُمَتِّعْكُمْ مَتاعاً حَسَناً إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى وَيُؤْتِ كُلَّ ذِي فَضْلٍ فَضْلَهُ .... (1)1
از پروردگارتان آمرزش بخواهيد، سپس به درگاه او توبه كنيد [تا اينكه شما را با بهرهمندى نيكويى تا زمانى معين بهرهمند سازد و به هر شايسته نعمتى، از كرم خود عطا كند ...
اخلاص شرط اساسى در تمامى عبادات است، هركس عبادتى را براى خودنمايى و ريا و يا دستيابى به امور مادى و دنيايى انجام دهد، از آن عمل هرگز بهره و نصيبى نخواهد برد.
1) - هود: 3
اين اصل مهم بهاندازهاى كارساز و تعيينكننده است كه اگر رزمنده و جهادگرى در ميدان نبرد شركت كند و هدفش دستيابى به غنايم جنگى و يا چيرهشدن و انتقامگيرى از دشمن باشد و در اين راه كشته شود، شهيد بهحساب نمىآيد.
رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله فرمود:
إِنَّمَا الْأَعْمَالُ بِالنِّيَّاتِ. (1)1
جز اين نيست كه اعمال به نيتها است.
در حديثى ديگر فرمود:
اذا عَمِلْتَ عَمَلًا فَاعْمَلْ للَّهِ خالِصاً، لانَّهُ لا يَقْبَلُ مِنْ عِبادِهِ الأَعْمالَ إلّاما كانَ خالِصاً. (2)2
هرگاه كارى را انجام دادى، آن را تنها براى خدا انجام ده؛ زيرا خداوند تنها اعمال خالص را از بندگان خود مىپذيرد.
پس بر سالكان اين طريق است كه با نيتى پاك و خالص در سرزمين وحى گام نهند، دل به غير خدا نبندند و در انجام اعمال جز قرب و نزديكى به
حقتعالى چيز ديگرى را نخواهند و درنظر نگيرند.
اميرمؤمنان على عليه السلام فرمود:
كَيْفَ يَسْتَطيعُ الإخْلاصَ مَنْ يَغْلِبُهُ الْهَوى . (1)1
آنكس كه هوى و هوس بر وى چيره، چگونه مىتواند اخلاص داشته باشد؟
حاجيان بايد سفر را با مبارزه با نفس آغاز كنند و پس از غلبه بر آن، قصد كوى دوست كرده، با تمام وجود بهسوى او روند، در چنين حالى است كه به همهچيز خواهند رسيد.
امام عسكرى عليه السلام فرمود:
لَوْ جَعَلْتُ الدُّنْيا كُلَّها لُقْمَةً واحِدَةً و لَقَّمْتُها مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ خالِصاً لَرَأَيْتُ انّي مُقَصِّرٌ في حَقِّهِ. (2)2
اگر همه دنيا را يك لقمه كرده، در دهان كسى گذارم كه خدا را از روى اخلاص پرستش و عبادت كند، باز مىبينم كه در حق او كوتاهى كردهام!
بر حاجى است كه هزينه سفر و زاد و توشه خود را از مال حلال برگيرد تا توفيق عبادت پيدا كند و بتواند در بهترين اماكن روى كره زمين، شيرينى مناجات با خدا را لمس و از عبادات خود لذّت ببرد.
خداوند در قرآن كريم، به رسولان خود اينچنين دستور مىدهد:
يا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّباتِ وَ اعْمَلُوا صالِحاً إِنِّي بِما تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ. (1)1
اى رسولان، از چيزهاى پاكيزه بخوريد و كار شايسته كنيد كه من به آنچه انجام مىدهيد دانا هستم.
و در آيهاى ديگر خطاب به مؤمنان مىفرمايد:
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ وَ اشْكُرُوا لِلَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ. (2)2
اى كسانى كه ايمان آوردهايد، از نعمتهاى پاك و پاكيزهاى كه روزى شما كردهايم
بخوريد و خدا را شكر كنيد، اگر تنها او را مىپرستيد.
استفاده از زاد و توشه حلال و بهرهگيرى از نعمتهاى پاك، وظيفه رسولان و همه مؤمنان و دلباختگان به خداوند است. و آنها كه اموالشان را از راه حرام و يا شبههناك بهدست آوردهاند، بايد پيش از سفر، دارايى خود را تزكيه كنند، خمس و زكات و ردّ مظالم و ديگر حقوق مردم را به صاحبان اصلى آن بپردازند، سپس لباس احرام بپوشند وگرنه، در ميقات پذيرفته نمىشوند و هرگز در حريم كبريايى حق وارد نخواهند شد، گرچه بهصورت ظاهر جسم آنان در چنين اماكن مقدسى در گردش باشد.
امام باقر عليه السلام فرمود:
لا يَقْبَلُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلّ حَجّاً وَ لا عُمْرَةً مِنْ مالِ حَرامٍ. (1)1
خداوند حجوعمره بامال حرام را نمىپذيرد.
و در روايتى ديگر فرمود:
مَنْ أَصَابَ مَالًا مِنْ أَرْبَعٍ لَمْ يُقْبَلْ مِنْهُ فِي أَرْبَعٍ:
1) - بحارالانوار، ج 96، ص 120
مَنْ أَصَابَ مَالًا مِنْ غُلُولٍ أَوْ رِبًا أَوْ خِيَانَةٍ أَوْ سَرِقَةٍ لَمْ يُقْبَلْ مِنْهُ فِي زَكَاةٍ وَ لا فِي صَدَقَةٍ وَ لا فِي حَجٍّ وَ لا فِي عُمْرَةٍ. (1)1
كسى كه از چهار طريق مالى بهدست آورد، هزينهكردن آن درآمد، در چهار چيز پذيرفته نمىشود:
كسى كه مالى را از راه فريب، ربا، خيانت و يا سرقت بهدست آورد و با آن زكات يا صدقه دهد و يا به حج و عمره رود، خداوند از او نمىپذيرد.
رسول خدا صلى الله عليه و آله نيز فرمود:
هنگامى كه مردى با مال حرام به حج مىرود و [در ميقات مىگويد:
لَبَّيْك، اللَّهُمَّ لَبَّيْك ...؛
به فرمانبردارى ايستادهام، بارخدايا! در اطاعت و خدمت تو هستم.
خداوند در پاسخ به او مىفرمايد:
لا لَبَّيكَ وَلا سَعْدَيكِ، حَتّى تَرُدَّ ما فِي يَدَيْكَ؛ (2)2
نه، به فرمانبردارى نايستادهاى و در اطاعت و خدمت نيستى، تا آنكه هرچه در اختيار و در دست تو است، به صاحبان آن بازگردانى.
و در حديثى ديگر فرمود:
... و حَجُّكَ مَرْدُودٌ إِلَيْكَ.
حج تو، به تو برگردانده مىشود. (1)1
احمد بن حنبل در اشعارى كه منسوب به او است مىگويد:
إذا حَجَجْتَ بِمالٍ اصْلُهُ سُحْتُ فما حَجَجْتَ ولكن حَجَّتِ الْعِيرُ
لا يَقْبَلُ اللَّه إلّاكُلَّ طَيّبةٍ ما كُلُّ مَن حَجَّ بيتَ اللَّه مَبرُورٌ (2)2
با مالى حج گزاردى كه اصل آن حرام است، پس تو حج انجامندادهاى، بلكه حيوانى حج گزارده است.
خداوند جز پاك را نپذيرد، اينگونه نيست كه هركس حج خانه خدا كند، حج او مبرور و پذيرفته باشد.
حاجى هرگاه تصميم مىگيرد به حج مشرف شود، براساس توصيه امام صادق عليه السلام، شايسته است آن را به اطلاع برادران دينى خود برساند. آن حضرت به نقل از رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
حَقٌّ عَلَى الْمُسْلِمِ إِذَا أَرَادَ سَفَراً أَنْ يُعْلِمَ إِخْوَانَهُ وَ حَقٌّ عَلَى إِخْوَانِهِ إِذَا قَدِمَ أَنْ يَأْتُوهُ. (1)1
مسلمانى كه قصد مسافرت دارد، شايسته است برادران خويش را آگاه سازد، بر برادران او نيز لازم است هنگام بازگشت به ديدن وى بيايند.
انجام اين دستورالعمل مىتواند ثمرات و بركات فراوانى را بهدنبال داشته باشد؛ يكى از اين بركات، زدودن تيرگىها و كدورتها از دل انسانها است.
افراد بشر به دليل اجتماعى بودن، در زندگى شخصى و اجتماعى خود گرفتار تضادها و مشكلاتى مىشوند كه درنتيجه رنجش و نارضايتى ديگران را بهدنبال دارد، همسر، فرزندان، برادران و خواهران،
1) - وسائلالشيعه، ج 11، ص 448، ح 15227
همسايگان، همكاران، مردم كوچه و بازار و ....
اگر به يكى از اين كسان ظلمى روا داشته، غيبتى كرده، حقوقى از آنان پايمال نموده، روابط غيرصميمانه با آنان داشته، ناسزا و دشنامى به آنها داده و ... لازم است پيش از سفر به عنوان خداحافظى نزد آنان رفته، حلاليت بطلبد و به آنها بگويد، من عازم سفر خانه خدا هستم و از آنجا كه در اين سفر ميهمان خداوندم و او از راز و درون من باخبر است، نمىخواهم با دل آلوده به كينه و كدورت در محضر او حضور يابم. من در اين سفر براى شما دعا مىكنم، شما نيز اگر حقى به گردن من داريد، مرا حلال كنيد. به يقين چنين برخوردى عاطفه طرف مقابل را تحريك نموده، اشك از ديدگانش جارى مىشود و رضايت مىدهد و فضايى كاملًا معنوى و الهى را بر زندگى حاجى و ديگران حاكم مىسازد. و پس از آن زمينه براى بهرهگيرى هرچه بيشتر از حج فراهم مىشود؛ زيرا حاجى تصميم گرفته است تا در اين سفر، قلب خود را لبريز از محبت خدا كند. اگر بخشى از قلب را كدورت و كينه نسبت به مردم پر كرده باشد، تنها بخش خالى آن ظرفيت خواهد داشت و اگر آن ظرفيت پرشده از كينه، خالى شود به يقين جاى بيشترى براى ذخيره معرفت و عشق بهحق فراهم مىآيد.
در اينجا توجه به اين نكته مهم نيز ضرورى است كه در بسيارى اوقات شيطان مانع ايجاد كرده، انسان را وسوسه مىكند كه اگر نزد ديگران بروم و اين حركت را آغاز كنم، ممكن است باعث حقارت و كوچكى من شود و همين وساوس شيطانى انسان را از دستيابى به يك نعمت بزرگ محروم سازد.
خودشكنى و پرهيز از كبر و غرور زمينه پاكى از گناه و آمرزش را فراهم مىآورد و اگر حاجى خودشكنى را پيش از سفر آغاز نكند، بهره لازم را نخواهد برد.
امام صادق عليه السلام مىفرمايد:
كَانَ أَبِي يَقُولُ:
مَنْ أَمَّ هَذَا الْبَيْتَ حَاجّاً أَوْ مُعْتَمِراً مُبَرَّأً مِنَ الْكِبْرِ رَجَعَ مِنْ ذُنُوبِهِ كَهَيْئَةِ يَوْمَ وَلَدَتْهُ أُمُّهُ. (1)1
پدرم امام باقر عليه السلام پيوسته مىفرمود:
كسى كه براى حج يا عمره قصد اين خانه كند، در حالىكه از كبر و خودپسندى برى و دور باشد، همانند روزى كه از مادر متولد گرديده، از گناهان پاك مىشود.
1) - كافى، ج 4، ص 252، ح 2
بنابراين، بر حاجى لازم است از اقوام و دوستان و همسايگان و همكاران حلاليت بخواهد و سپس عازم ديار نور شود.
آشنايى با اهداف حج، موجب مىشود تا حاجى براى دستيابى به آنها، معلومات و دانستنىهاى مورد نياز اين سفر را به خوبى فراگيرد و با آگاهى كامل در اين مسير قدم بگذارد.
رسول خدا صلى الله عليه و آله در سخنرانى مهم روز غدير از مردم خواستند تا با آگاهى و بصيرت كامل به حج روند و از اين اماكن مقدس جز با توبه و رها شدن از گناه بازنگردند؛ (قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله فِي خُطْبَتِهِ فِي الْغَدِيرِ: مَعَاشِرَ النَّاسِ! حُجُّوا الْبَيْتَ بِكَمَالِ الدِّينِ وَالتَّفَقُّهِ وَلا تَنْصَرِفُوا عَنِ الْمَشَاهِدِ إِلَّا بِتَوْبَةٍ وَ إِقْلاعٍ). (1)1
برخى از اهداف حج كه در روايات آمده است عبارتند از:
طواف خانه خدا و سعى ميان صفا و مروه و رمى
1) - الحج و العمره في القُرآن و السنه، ص 257، ح 718
جمرات، براى برپايى و اقامه ياد خدا وضع شده است. (1)1
... خداوند حج را نشانه تواضع مردم دربرابر عظمت خود و ... پرچم افراشته اسلام و پناهگاه امن پناهجويان قرار داده است. (2)2
... خداوند حج را وسيله دستيابى به رحمت خود و رسيدن به بهشت و موجب آمرزش و امتحان مردم، و زدودن كبر از دلها و ايجاد تواضع و فروتنى در درون جان آنان، قرار داد. (3)3
امام رضا عليه السلام بخشى از فلسفه حج را، جداشدن از سنگدلى، خسّت و زبونى نفس، نااميدى، بازداشتن نفس از فساد و بازيابى حقوق شمردهاند. (4)4
و امام صادق عليه السلام آن را براى شناخت بيشتر مسلمانان از يكديگر، بهرهگيرىهاى تجارى، شناخت نشانهها و آثار رسول خدا صلى الله عليه و آله دانستهاند و .... (5)5
آيا اين اهداف تنها با دانستن احكام و مناسك حج
قابل دستيابى است؟ هرگز!
از اينرو حاجى بايد از ماهها پيش از حج، با مطالعه كتب و يكسلسله تمرينات جسمى و روحى، خود را براى دستيابى به اين اهداف آماده نمايد و تنها به شركت در چند جلسه محدود كه معمولًا كاروانها برگزار مىكنند بسنده نكند.
امام صادق عليه السلام به عيسى بن أبى منصور فرمود:
يَا عِيسَى إِنِّي أُحِبُّ أَنْ يَرَاكَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِيمَا بَيْنَ الْحَجِّ إِلَى الْحَجِّ وَ أَنْتَ تَتَهَيَّأُ لِلْحَجِّ. (1)1
اى عيسى، من دوست مىدارم كه خداوند عزوجل در فاصله بين دو حج، تو را در حال آماده شدن براى حج بعد ببيند.
برخى از اطلاعات مورد نياز و ضرورى اين سفر عبارتند از:
1- احكام عمومى از قبيل وضو، غسل، تيمم، طهارات، نجاسات و ...؛
2- مناسك حج؛
3- اسرار و معارف حج؛
1) - كافى، ج 4، ص 281، ح 1
4- تاريخ اسلام؛
5- شناخت اماكن و آثار اسلامى موجود در حرمين شريفين؛
6- آداب و اخلاق سفر حج؛
7- آداب معاشرت با هموطنان و نيز ديگر مسلمانان شركتكننده در حج؛
8- آشنايى با پيامبر صلى الله عليه و آله و ائمه معصومين عليهم السلام و سيره علمى و عملى آنان؛
9- آشنايى با عقايد تشيع، بهمنظور معرفى مذهب و فرهنگ اهلبيت به ديگران؛
10- شناخت مفهوم زيارت، آداب سخن گفتن با پيامبر و ائمه، مضامين زيارتنامهها و ....
11- آشنايى با مذاهب اسلامى، اعتقادات و مسائل فقهى آنها، براى پيشگيرى از هرگونه برخورد و ايجاد تفرقه در صفوف مسلمانان؛
12- تسلط به يكى از زبانهاى زنده دنيا و مهمترين آنها زبان عربى، براى ايجاد ارتباط با ديگر مسلمانان؛
13- دستيابى به آگاهىهاى بهداشتى و اجرايى؛
14- شناخت كشور عربستان و قوانين و مقررات حاكم بر آن كشور؛
حال براى فراگيرى مطالب مربوط به محورهاى
فوق، چهمقدار زمان نياز است؟ و چه تعداد كتاب بايد مطالعه شود؟ و چند كلاس آموزشى بايد تشكيل گردد؟ تا حاجى از هرجهت توجيه شود، سپس رهسپار حرمين شريفين گردد؟! (1)1
در ميان مجموعه اطلاعات مورد نيازى كه ذكر شد، فراگيرى مناسك حج از اهميت ويژهاى برخوردار است و حاجى بايد آن را بهطور دقيق بياموزد و بهكار بندد؛ زيرا صحت و درستى عمل يكى از شروط قبولى آن است.
مسائل و فروعات حج نيز به حدى زياد است كه زراره (از اصحاب امام صادق عليه السلام) مىگويد:
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام: جَعَلَنِيَ اللَّهُ فِدَاكَ أَسْأَلُكَ فِي الْحَجِّ مُنْذُ أَرْبَعِينَ عَاماً فَتُفْتِينِي فَقَالَ يَا زُرَارَةُ بَيْتٌ يُحَجُّ قَبْلَ
1) - خوشبختانه در سالهاى اخير توسط بعثه مقام معظم رهبرى و ساير علما و انديشمندان، گامهاى مؤثرى در اين زمينه برداشته شده، كتب، مجلات، فيلم و ديگر ابزار آموزشى مورد نياز تا حد زيادى فراهم آمده كه حاجيان عزيز بايد بهموقع آنها را تهيه نمايند و بهره ببرند و پيش از سفر، خود را كاملًا آماده نمايند.
آدَمَ عليه السلام بِأَلْفَيْ عَامٍ تُرِيدُ أَنْ تَفْنَى مَسَائِلُهُ فِي أَرْبَعِينَ عَاماً. (1)1
به امام صادق عليه السلام عرض كردم، فداى شما شوم، حدود چهل سال است كه درباره حج از شما مىپرسم و شما پاسخ مىدهيد و فتواى خويش را بيان مىفرماييد. امام عليه السلام فرمود: اى زراره، خانهاى كه بيش از دوهزار سال، قبل از پيدايش آدم عليه السلام حج گزارده مىشد، مىخواهى در چهل سال مسائل آن پايان پذيرد؟
هرچه حاجى در زمينه اعمال و مناسك حج آگاهتر باشد، ضمن انجام درست اعمال، بيشتر ذهن خود را بهسوى اسرار و معارف هريك از اعمال حج معطوف داشته، بهره معنوى بيشترى مىبرد. برخى از حاجيان در ميقات، بهجاى ريختن اشك و توجه بيشتر به حضرت حق و انابه و توبه و راهيابى بهحضور صاحبخانه، در وسوسه درست تلفظ كردن نيت گير مىكنند و از آن همه زيبايى و عشق محروم مىمانند و حال آنكه فقها همگى فتوا داده و مىدهند كه نيت لازم نيست بر زبان جارى شود و همان مرور به قلب و فكر كافى است.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
1) - من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 519
تَعَلَّمُوا مناسِكَكُم، فَانَّها مِنْ دِينِكُمْ. (1)1
مناسك حج خود را فراگيريد كه آن، بخشى از دين شما است.
البته اهميت فراگيرى مناسك حج، نبايد موجب دلهره و اضطراب حاجى شود؛ زيرا چگونگى انجام درست آن، معادله پيچيدهاى نيست كه نتوان بهراحتى حل كرد، فقط دقت عمل لازم دارد، همانند رانندهاى كه بهقصد رسيدن به مكان خاصى حركت مىكند، اگر فرمان را درست در دست نگيرد و يك مرتبه بهسمت راست و چپ بپيچد، از مسير خود منحرف خواهد شد، حاجى نيز در چگونگى عمل اگر دقت لازم را داشته باشد، مشكلى براى او پيش نخواهد آمد.
رسول خدا صلى الله عليه و آله آنگاه كه به حج مشرف مىشد، در هر فرصتى چگونگى انجام مناسك را به مردم مىآموخت. ابن عمر گويد:
كانَ رَسُولُ اللَّه صلى الله عليه و آله اذا كان قَبْلَ التَّرْويَةِ بِيَوْمٍ، خَطِبَ النَّاسَ فَأَخْبَرَهُمْ بِمَناسِكِهِمْ. (2)2
رسول خدا صلى الله عليه و آله پيوسته يك روز پيش از ترويه، براى مردم خطبه مىخواند و مناسكشان را به آنها مىآموخت.
سفر حج بهلحاظ معنوى و دينى بودن آن، نهتنها در روحيه حجگزار تأثير مىگزارد، بلكه از جنبه روحى و اخلاقى، براى خانواده و نزديكان وى نيز بركات فراوانى را بهدنبال خواهد داشت. از اينرو براى اينكه از اين تأثير شگرف در اطرافيان كاسته نشود، بايد حاجى به كليه مسائل جانبى خود توجه كند. يكى از اين مسائل، تأمين نيازمندىهاى خانواده است؛ به شكلى كه پس از رفتن وى به حرمين شريفين، آنها دچار مشكلات شديد نگردند. هر مسلمانى زمانى مستطيع خواهد بود كه بتواند علاوه بر هزينه سفر، زندگى افراد تحت تكفل خود را تأمين كند و پس از مراجعت نيز گرفتار فقر و تهيدستى نگردد.
امام صادق عليه السلام در پاسخ سؤالكنندهاى كه مراد از سبيل در آيه شريفه وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا (1)1
را پرسيد، فرمود:
... السَّعَةُ فِي الْمَالِ إِذَا كَانَ يَحُجُّ بِبَعْضٍ وَ يُبْقِي بَعْضاً لِقُوتِ عِيَالِهِ. (2)2
وسعت در مال، بهاندازهاى كه با بخشى از آن حج انجام دهد و بخشى را براى خوراك خانوادهاش باقى بگذارد.
در حديث ديگرى نيز امام صادق عليه السلام فرمود: حج خانه خدا بر كسى كه راهى بهسوى او بيابد واجب است و راه همان داشتن هزينه سفر، مركب، همراه با سلامتى بدن است و نيز بخشى كه براى خانواده خود بهجاى مىگذارد و بخشى نيز براى تأمين هزينههاى زندگى پس از بازگشت از حج.
مرحومصاحبجواهر رحمه الله نيزچهارمينشرطاز شرايط استطاعت را، داشتن امكانات مالى بهاندازه نيازهاى سفر و تأمين نيازمندىهاى خانواده دانسته، مىگويد:
فلو قصر ماله عن ذلك لم يجب عليه الحج بلا خلاف أجده، بل ربما ظهر من بعضهم الإجماع عليه، للأصل و عدم تحقق الإستطاعة بدونه. (1)1
پس اگر كسى مالى كه دارد، كمتر از آن است كه بتواند هزينه افراد تحت تكفل خود را بپردازد، حج بر او واجب نيست، قول خلافى نيز من در آن نيافتم، بلكه از اظهارات برخى
1) - جواهرالكلام، ج 17، ص 273
از فقها اجماع بر اين مطلب فهميده مىشود، به مقتضاى اصل، و تحقق نيافتن استطاعت بدون داشتن آن.
لذا عزيزان حجگزار به اين نكته توجه نموده، بهشكلى عمل كنند كه در نبود آنها، به بازماندگانشان سخت نگذرد و اين دوران را يكى از شيرينترين لحظههاى زندگى خود بهحساب آورند. نكته جالب ديگر اينكه، قبل از حركت مناسب است حاجى افراد خانواده خود را جمع نموده، آنان را به خانه دعوت كند و پس از محبّت به آنها و خواندن دعا، در يك فضاى كاملًا صميمى و معنوى از آنان خداحافظى كرده، عازم سفر حج شود.
بريد بن معاويه عجلى گويد: امام باقر عليه السلام هرگاه تصميم رفتن به حج را داشتند، خانواده خويش را در خانه جمع نموده، اينگونه دعا مىكردند:
اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْتَوْدِعُكَ الْغَدَاةَ نَفْسِي وَ مَالِي وَ أَهْلِي وَ وُلْدِي الشَّاهِدَ مِنَّا وَ الْغَائِبَ، اللَّهُمَّ احْفَظْنَا وَ احْفَظْ عَلَيْنَا، اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا فِي جِوَارِكَ، اللَّهُمَّ لا تَسْلُبْنَا نِعْمَتَكَ وَ لا تُغَيِّرْ مَا بِنَا مِنْ عَافِيَتِكَ وَ فَضْلِكَ. (1)1
1) - وسائلالشيعه، ج 11، ص 380، ح 15065
بارخدايا! همانا من [از] فردا، خود و مال و خانواده و فرزندانم، چه آنان كه نزد مناند و چه آنان كه نيستند، همه را به تو مىسپارم.
پروردگارا! در كنار خود ما را قرار ده، نعمتهايت را از ما نگير و آنچه از سلامتى و فضل تو در اختيار ما است آن را تغيير مده.
همچنين مستحب است مسافر پيش از سفر، خانواده خود را جمع نموده، دو ركعت نماز بخواند و بگويد:
اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْتَوْدِعُكَ نَفْسِي وَ أَهْلِي وَ مَالِي وَ دِينِي وَ دُنْيَايَ وَ آخِرَتِي وَ أَمَانَتِي وَ خَاتِمَةَ عَمَلى . (1)1
بارخدايا! همانا من خود، خانواده، مال و فرزندانم و دنيا و آخرتم، و أمانت و پايان كارم را به تو مىسپارم.
در زندگى جمعى مشكلات كمتر وجود دارد و در صورت بروز آن نيز با همكارى ديگر همسفران مشكلات راحتتر حل و مرتفع مىگردد. خوشبختانه
1) - وسائلالشيعه، ج 11، ص 379، ح 15064
در سفر حج و عمره، مردم به صورت كاروانى حركت مىكنند و درنتيجه با مشكلات تنها سفر كردن روبهرو نيستند. ليكن مسافرتهاى جمعى نيز مشكلات مخصوص بهخود را دارد كه پيشوايان اسلام براى رفع آن راه حلهاى زيبا و مناسبى را ارائه دادهاند.
از جمله اين راهحلها، انتخاب يكنفر بهعنوان مسؤول و مدير اجرايى سفر است تا در لحظات تصميمگيرى دچار ترديد و دودلى نشوند، اختلافات تشديد نگردد و بتوانند بهراحتى تصميمگيرى نموده، به اهداف سفر نائل شوند.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
إذا خَرَجَ ثَلاثَةٌ في سَفَرٍ، فَلْيُؤَمِّروا احَدَهُمْ. (1)1
هنگامى كه سه نفر با يكديگر به قصد مسافرت خارج مىشوند، بايد يكنفر را از ميان خود، به سرپرستى برگزينند.
اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله نيز چنين عمل مىكردند و درباره فرد منتخب مىگفتند: اين سرپرستى است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله تعيين كرده است. (2)2
نافع مىگويد: در سفرى كه با ابى سلمه و تنى چند
همراه بوديم به ابىسلمه گفتم: امير ما در اين سفر تويى. (1)1
از عبداللَّه مروزى نيز نقل شده كه ابوعلى الرِّباطى در سفرى با او همراه شد. عبداللَّه به او گفت: تو فرمانده مىشوى يا من؟
ابوعلى گفت: تو فرمانده باش.
از آن پس عبداللَّه توشه سفر خود و ابوعلى را بر دوش حمل مىكرد تا آن كه شبى باران در گرفت و عبداللَّه در تمام شب بالاى سر رفيق و همراهش ايستاد و عبايى را روى سر او گرفت تا باران روى او نريزد.
ابوعلى بارها گفت: براى خدا، براى خدا، اين كار را نكن و عبداللَّه پاسخ مىداد: مگر نگفتى فرماندهى قطعاً از آن تو است؟ پس از گفته خود برنگرد و مرا مجبور مكن. ابوعلى گويد:
دوست مىداشتم مىمردم و به او نمىگفتم تو امير باش. (2)2
انتخاب فردى بااخلاق، مدبّر، باحوصله و پركار براى مديريت و اداره كارها در طول سفر، در مراحل
مختلف از جمله: زمان حركت، تقسيم اتاقها، كيفيت پخت و تقسيم غذا، و برنامهريزى براى كارهاى ديگر تا بازگشت بهوطن مىتواند از مشكلات و درگيريها و نزاعهاى احتمالى جلوگيرى كند و سفر را براى مسافران شيرين سازد.
فرد منتخب نيز بايد خود را خدمتگزار مردم بداند و با تمام وجود در خدمت زائران باشد.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
سيِّدُ الْقَوْمِ خادِمُهُمْ فِي السَّفَرِ. (1)1
بزرگ هر گروهى در سفر، خدمتگزار آنها است.
از توصيههاى رسول خدا صلى الله عليه و آله و اهل بيت آن حضرت عليهم السلام به مسافران اين است كه تنها به مسافرت نروند و پيش از سفر براى خود همراهى انتخاب كنند تا آنها را در لحظات حساس سفر يارى داده، از خستگى و تنهايى بهدر آيند و مددكار يكديگر باشند.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
1) - محجة البيضاء، ج 4، ص 61
الرَّفِيقَ ثُمَّ السَّفَرَ. (1)1
اوّل [انتخاب رفيق و همراه، سپس مسافرت.
امام كاظم عليه السلام فرمود:
از وصاياى رسول خدا صلى الله عليه و آله به على بن ابىطالب عليه السلام يكى اين بود:
لا تَخْرُجْ فِي سَفَرٍ وَحْدَكَ، فَإِنَّ الشَّيْطَانَ مَعَ الْوَاحِدِ، وَ هُوَ مِنَ الاثْنَيْنِ أَبْعَدُ .... (2)2
به تنهايى مسافرت مكن؛ زيرا شيطان همراه فرد تنها است و او از دو نفر دورتر است.
در حديث ديگرى آمده است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله سه نفر را لعنت كرده است:
الْآكِلَ زَادَهُ وَحْدَهُ وَ النَّائِمَ فِي بَيْتٍ وَحْدَهُ وَ الرَّاكِبَ فِي الْفَلاةِ وَحْدَهُ. (3)3
كسى كه تنها غذا بخورد، و آنكس كه تنها در خانهاى بخوابد و كسى كه در دشت بهتنهايى سفر كند.
همچنين از اسماعيل بن جابر نقل شده كه گويد:
در مكه خدمت امام صادق عليه السلام بودم، كه مردى از اهالى مدينه وارد شد.
حضرت از وى سؤال فرمود: چه كسى همراه تو بود؟
پاسخ داد: هيچكس همراه من نبود!
امام صادق عليه السلام فرمود: اگر همراهى مىداشتى من ادب تو را مىستودم، سپس فرمود: يكنفر شيطان است، دونفر نيز شيطانند و سه نفر همراه و چهارنفر رفيقاناند.
از مجموع اين روايات بهخوبى مىتوان فهميد كه پيشوايان دينى، مردم را از تنها سفر كردن منع و آنان را به مسافرت دستهجمعى ترغيب نمودهاند. بديهى است آن كس كه براساس ضرورت، گاهى مجبور مىشود تنها غذا بخورد يا در خانهاى تنها بخوابد و يا تنها سفر كند، هرگز مورد لعن قرار نمىگيرد. بلكه تنها كسانى كه مىتوانند و چنين نمىكنند مخاطبين روايتاند.
اگر نگاهى گذرا به مسافرت در گذشته داشته باشيم، بهخوبى مفهوم اين توصيهها را درك مىكنيم؛ زيرا درگذشته عوامل بسيارى؛ مانند بدى آب و هوا، نبود جادههاى مناسب، ناامنى در جادهها، نبود امكانات رفاهى و آب و غذا در طول مسير، نبود مركب مناسب
و ... جان مسافرانِ تنها را تهديد مىكرد، علاوه بر آن، ايجاد اضطراب و وحشت و درنهايت افسردگى، از ديگر نتايج سفرهاى فردى بود و پيشوايان معصوم براى پيشگيرى از اينگونه عوارض، به مردم توصيه كردهاند كه بهتنهايى مسافرت نكنند.
انتخاب همسفران شايسته و همشأن، يكى ديگر از آداب سفر است. كسانى كه از نظر سلوك و خصوصيات رفتارى و سطح زندگى با يكديگر همگون هستند، مناسب است در يك كاروان ثبتنام نموده و با هماهنگى مدير كاروان، آنها كه با هم سنخيت بيشترى دارند در يك اتاق جاى گيرند.
امام باقر عليه السلام فرمود:
إِذَا صَحِبْتَ فَاصْحَبْ نَحْوَكَ، وَ لا تَصْحَبْ مَنْ يَكْفِيكَ فَإِنَّ ذَلِكَ مَذَلَّةٌ لِلْمُؤْمِنِ. (1)1
هنگامى كه با كسى همراه و همسفر شدى، پس با مثل خودت همراه شو و با آنكس كه زندگى تو را اداره مىكند همسفر مشو، كه اين كار موجب ذلت مؤمن است.
1) - وسائلالشيعه، ج 11، ص 412/ 15135
همچنين براى اينكه حاجى در جمع همراهان تحقير نشود نبايد، با كسانى كه براى او قدر و منزلتى قائل نيستند همسفر شود. على عليه السلام در اين زمينه فرمود:
لا تَصْحَبَنَّ فِي سَفَرِكَ مَنْ لا يَرَى لَكَ مِنَ الْفَضْلِ عَلَيْهِ كَمَا تَرَى لَهُ عَلَيْكَ. (1)1
با كسى كه در تو فضيلتى نسبت به خود احساس نمىكند و تو نيز در او فضيلتى نسبت به خود نمىبينى در سفر همراه مشو.
امام صادق عليه السلام نيز فرمود:
إصْحَبْ مَنْ تَتَزَيَّنُ بِهِ وَ لا تَصْحَبْ مَنْ يَتَزَيَّنُ بِكَ. (2)2
با كسى همسفر شو كه موجب افتخار و زينت تو باشد و با آنكس كه تو باعث افتخار او باشى همراهى مكن.
فردى بهنام شهاب بن عبدربّه گويد:
به امام صادق عليه السلام گفتم:
شما از حال من آگاهيد و دست و دلبازى و بذل و بخششم را نسبت به برادران دينىام مىدانيد، آيا
مىتوانم با بعضى از آنها در راه مكه همراه شوم و به آنان بذل و بخشش كنم؟ حضرت فرمود:
اى شهاب، چنين مكن. اگر تو آنچه دارى بر آنان ببخشايى و آنان نيز در هزينه كردن زيادهروى كنند، به آنان ستم كردهاى، و [اگر تو ببخشايى و آنان از خرج كردن خوددارى كنند، آنها را ذليل كردهاى، پس با امثال خود همسفر شو. (1)1
حسين بن ابىالعلا نيز گويد:
همراه با بيست و چند نفر مرد بهطرف مكه حركت كرديم، در ميان راه، در هر منزلى گوسفندى براى آنان قربانى مىكردم، پس زمانى كه به محضر امام صادق عليه السلام شرفياب شدم، آنحضرت خطاب به من فرمود:
اى حسين، مؤمنان را خوار و ذليل مىكنى؟
گفتم: از چنين كارى به خداوند پناه مىبرم!
حضرت فرمود: به من خبر رسيده است كه در هر منزلى براى آنان گوسفندى كشتهاى!
گفتم: قصدى جز خدا نداشتم.
حضرت فرمود: آيا ندانستى كه در ميان همراهان تو كسانى هستند كه دوست دارند مانند تو عمل كنند، ليكن بهدليل نداشتن توانايى مالى، نمىتوانند و
1) - وسائلالشيعه، ج 11، ص 413، ح 15137
درنتيجه احساس كوچكى و حقارت مىكنند؟
گفتم: از خداوند طلب مغفرت مىكنم و از اين پس چنين نخواهم كرد. (1)1
رعايت اين نكته اخلاقى باعث مىشود كه افراد كاروان و همسفران، از چشموهمچشمى و ايجاد تنشهاى روحى و اخلاقى پرهيز نموده، در محيطى سالم و آرام بهسر ببرند و بيشتر به دنبال كسب معرفت و بهره معنوى باشند.
در سفر حج، دوستانِ ديندار و عاشقِ خداوند، در ترغيب و تشويق همراهان بهعبادت و بهرهورى بيشتر از سفر، سهم مؤثر و بهسزايى دارند. گاهى شيطان حاجيان را وسوسه نموده، بهخواب و استراحتِ بيشتر فرامىخواند، ليكن دوست صميمى و ديندار، با رفتار و گفتار خوبِ خود، همسفران را به حركت واداشته، شيطان را در دستيابى به اهداف خود ناكام مىكند.
از اينرو، در روايات به مؤمنان توصيه شده تا دوستانى را براى خود برگزينند كه آنان را در انجام كارهاى مربوط به آخرت يار و ياور باشند.
1) - وسائلالشيعه، ج 11، ص 415، ح 15142
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
بهترين برادرت كسى است كه تو را به پيروى از خدا كمك نموده، از نافرمانى او بازدارد و تو را به خشنود ساختن او وادار كند. (1)1
على عليه السلام نيز فرمود:
بهترين برادرات كسى است كه بهسوى خير شتاب كند و تو را نيز بهدنبال خود بكشد و تو را به نيكى فرمان دهد و بر انجام آن ياريت رساند. (2)2
بنابراين، سزاوار است حاجى همسفران خود را بهحضور در حرمين شريفين و خواندن قرآن و نماز و دعا و نيز كمك و يارى همسفران و ديگر امور خير تشويق نموده، خود نيز در انجام اين كارها پيشقدم گردد.
يكى ديگر از مستحبات سفر، وصيت كردن پيش از رفتن به مسافرت است، سفر هميشه با خطر همراه بوده و هست، در گذشته راههاى طولانى و ناهموار، دزدان مسلح، نبود امكانات غذايى و بهداشتى، ناامن بودن راهها و امثال آن، موجب مىشد كه تعدادى از
مسافران، جان به جانآفرين بسپارند و مظلومانه در گوشهاى بهخاك سپرده شوند.
در عصر كنونى نيز كه امكانات فراوانى براى مسافران فراهم شده است، باز خطرهاى بسيارى جان انسانها را تهديد مىكند و افراد بشر نه در زمين و نه در آسمان امنيت لازم را ندارند. گاهى هواپيماى مسافربرى بهعلت نقصفنى سقوط مىكند و تعدادى كشته مىشوند، گاهى دو اتومبيل با هم برخورد مىكنند و جان سرنشينان بىگناهشان را مىگيرند و گاهى اتومبيلى به عابر پياده مىزند و ...
بنابراين، هيچكس از آينده خود خبر ندارد و نمىتواند آن را پيشبينى كند و به بازگشت قطعى خود از سفر مطمئن باشد. از اين رو، نوشتن و تنظيم وصيت نامه در شرايط عادى كاملًا مطلوب است، ليكن در سفر حج، مطلوبتر و لازمتر است تا وارثان و بازماندگان دچار مشكل نشوند و تكليف خود را بشناسند و براساس آن عمل كنند.
امام صادق عليه السلام فرمود:
مَنْ رَكِبَ رَاحِلَةً فَلْيُوصِ. (1)1
كسى كه بر مركبى سوار مىشود لازم است
1) - وسائلالشيعه، ج 11، ص 369
وصيت كند.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
الْوَصِيَّةُ حَقٌّ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ. (1)1
وصيت كردن وظيفه هر مسلمانى است.
در حديث ديگرى فرمود:
مَا يَنْبَغِي لِامْرِئٍ مُسْلِمٍ أَنْ يَبِيتَ لَيْلَةً إِلَّا وَ وَصِيَّتُهُ تَحْتَ رَأْسِهِ. (2)2
بر هيچ مسلمانى سزاوار نيست كه شب سر بر بالين بگذارد مگرآنكه وصيت او زير سرش باشد.
رسول خدا صلى الله عليه و آله در حديث ديگرى فرمود:
مَنْ مَاتَ بِغَيْرِ وَصِيَّةٍ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً. (3)3
كسى كه بدون وصيت بميرد، به مرگ جاهلى مرده است.
از مشكلاتى كه گاهى در موسم حج و عمره، در كاروانها پديد مىآيد، اين است كه نمىدانند فرد
فوتشده در رابطه با محل دفن خود چه وصيت كرده است؟ لذا چند روزى جنازه باقى مىماند تا بازماندگان تصميم بگيرند به ايران حمل شود و يا در مكه و مدينه بهخاك بسپارند؟
از اين رو، مناسب است كه در وصيت نامه، علاوه بر امور جارىِ زندگى، محلّ دفن نيز مشخص شود.
مستحب است انسان پيش از رفتن به مسافرت غسل كند و هنگام غسل اين دعا را بخواند:
بِسْمِ اللَّهِ و باللَّهِ و لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ الّا بِاللَّهِ وَ على مِلَّةِ رَسُولِ اللَّه وَ الصَّادِقينَ عَنِ اللَّه صَلَواتُ اللَّه عَلَيْهِم اجْمَعينَ.
أللّهُمَّ طَهِّرْ بِهِ قَلْبي واشْرَحْ بِهِ صَدْري وَ نَوِّر بِهِ قَبْري.
اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ لِي نُوراً وَ طَهُوراً وَ حِرْزاً وَ شِفاءً مِنْ كُلِّ دَاءٍ وَ آفَةٍ وَ عاهَةٍ وسُوءٍ مِمَّا أَخافُ و احْذَرُ، وَ طَهِّرْ بِهِ قَلْبِي وَجَوَارِحِي وَ عِظَامِي وَ لَحْمِي وَ دَمِي وَشَعْرِي وَ بَشَرِي وَ مُخِّي وَ عَصَبِي وَ مَا
أَقَلَّتِ الْأَرْضُ مِنِّي. (1)1
بهنام و به يارى خدا، و هيچ حول و نيرويى جز با كمك او نيست و بر آيين رسول خدا صلى الله عليه و آله و آنها كه صادقانه از خدا سخن گفتهاند درود خدا بر همه آنان.
بارخدايا! بهوسيله اين غسل قلبم را پاك و سينهام را گشاده و قبرم را نورانى كن.
بارخدايا! اين غسل را [براى من نور و پاكى و نگاهبان و شفاى هر آفت و درد و بيمارى و هر بدى كه از آن بيم دارم قرار ده و قلب و اعضاى بدنم و استخوانهايم و خون و موى و پوست و مغز و اعصابم و تمام وجودم را پاك گردان.
حاجى با اين غسل جسمش را و با دعا و توبه جانش را شستشو مىدهد تا هنگام حضور در خانه خدا، از هر آلودگى پاك و پيراسته شود.
مستحب است مسافر هنگام حركت، صدقه دهد (2)2 و با نيكىِ به مردم، سفر را آغاز كند.
امام صادق عليه السلام فرمود:
تَصَدَّقْ وَ اخْرُجْ أَيَّ يَوْمٍ شِئْتَ. (1)1
صدقه بده و هر روزى خواستى خارج شو.
ابن ابى عمير گويد:
به ستارگان مىنگريستم، آنها را مىشناسم و شگون و سعد و نحس طلوع ستارگان را نيز مىدانم، پس در من ترديد بهوجود آمد، به موسى بن جعفر عليهما السلام شكوه بردم، آن حضرت فرمود:
اگر در وجود تو مسألهاى [نگرانكننده پيدا شد به نخستين مسكينى كه رسيدى صدقه بده و سپس بگذر.
پس همانا خداوند- عزّ و جلّ- آن نگرانى را از تو دفع مىكند. (2)2
حتى آنان كه به نحوست ايام اعتقاد دارند، اگر صبحگاهان صدقه دهند، خداوند نحوست آن روز را از آنان دفع خواهد كرد. خواجه شيراز گويد:
اى صاحب كرامت، شكرانه سلامت روزى تفقّدى كن درويش بينوا را
صدقه منافع فراوانى دارد كه يكى از آنها
جلوگيرى از بَدْ مردن است. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
الصَّدَقَةُ تَمْنَعُ مِيتَةَ السَّوْءِ. (1)1
صدقه از مرگ بد و دلخراش جلوگيرى مىكند.
صدقه همچنين هفتاد نوع بلا را دفع مىكند (2)2 و هفتاد در، از بلا را بهروى انسان مىبندد. (3)3
دادنِ صدقه در آغاز و در طول سفر حج، مورد تأكيد روايات است.
امام صادق عليه السلام فرمود:
شايسته است حاجى هنگامى كه مناسك حج را انجام داد وتصميم گرفت از مكّه خارج شود، يك درهم خرما بخرد و آن را صدقه دهد. (4)4
در دادن صدقه به اين نكته هم بايد توجه داشت كه گرچه صدقهگيرنده، فرد فقير و مسكين است، ليكن گيرنده اصلى خداوند است و درنتيجه صدقهدهنده با خدا معامله كرده و چندبرابر در دنيا و آخرت پاداش دريافت خواهد كرد.
امام صادق عليه السلام فرمود:
همانا خداوند تبارك و تعالى مىفرمايد:
هيچ چيزى نيست مگر آنكه، كسى را مأموريت دادهامتاآن رابگيردجزصدقه، كه آن را خود مىگيرم. (1)1
در سفر حج، حاجى ميهمان خداوند است و بايد قبل از سفر، خود را براى اين ميهمانى مهم آماده كند، لذا مستحب است سفر را با نماز، كه ياد خدا است، آغاز نمايد.
امام صادق عليه السلام از طريق پدران بزرگوارشان، از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل كردهاند كه فرمود:
مردى كه عازم سفر است هيچ چيزى براى خانوادهاش از خود باقى نمىگذارد بهتر از اينكه هنگام رفتن دو ركعت نماز بخواند و بگويد:
اللَّهُمَّ انّي أسْتَودِعُكَ نَفْسي وَ اهْلي وَ مالي وَ ذُرِّيَتي وَ دُنْياىَ وَ آخِرَتي وَ أَمانَتي وَ خاتِمَةَ عَمَلي، الّا اعْطاهُ اللَّه عَزَّ وَ جَلَّ ما سئل. (2)2
بارخدايا! خود و خانواده و مال و اولاد و دنيا و آخرت و امانت و پايان كارم را نزد تو به امانت مىگذارم. [اين دعا را كسى نمىخواند] مگر اينكه آنچه را از خدا خواسته، به او عنايت مىكند.
صباح حذاء گويد: از موسى بن جعفر عليهما السلام شنيدم كه فرمود:
اگر يكى از مردان شما قصد مسافرت كرد، هنگام خروج از منزل و روبه سمتى كه بهقصد آن در حركت است بايستد و سوره حمد را در چهار سوى خود بخواند، همچنين معوذتين [يعنى سورههاى فلق و ناس و قل هواللَّه احد و آيةالكرسى را در پيش رو و سمت راست و پشتسر بخواند و سپس بگويد:
اللَّهُمَّ احْفَظْنِي وَ احْفَظْ مَا مَعِي وَ سَلِّمْنِي وَ سَلِّمْ مَا مَعِي وَ بَلِّغْنِي وَ بَلِّغْ مَا مَعِي بِبَلاغِكَ الْحَسَنِ الْجَمِيلِ. (1)1
بارخدايا! مرا و هرچه همراه من است را
1) - وسائلالشيعه، ج 11، ص 381، ح 15067
نگهدار و من و هرچه با من است را سالم بدار و من و هرچه با من است را به مقصد برسان به گونهاى شايسته و زيبا.
[آنگاه خداوند او را با آنچه همراه خود دارد محفوظ داشته و به سلامت بهمقصد مىرساند. آيا نديدهاى كه مرد [مسافر] خود مصون و سالم مىماند، ليكن آنچه همراه خود دارد محفوظ نمانده و سالم بهمقصد نمىرسد؟
در حديث ديگرى امام صادق عليه السلام فرمود:
هركس هنگام بيرون رفتن از خانه، ده مرتبه سوره قُل هُوَ اللَّهُ احَد (توحيد) را بخواند، پيوسته در پناه و حمايت خداوند است تا به خانه برگردد. (1)1
ابوحمزه ثمالى نيز گفت:
هرگاه امام باقر عليه السلام از خانه بيرون مىرفت مىفرمود:
بِسْمِ اللَّهِ خَرَجْتُ وَ عَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْتُ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ. (2)2
بهنام خداخارج شدموبر او توكل كردم، هيچ توانايى و نيرويى نيست جز بهنيروى خدا.
امير مؤمنان على عليه السلام هنگام بيرون رفتن از خانه براى
مسافرت، اين دعا را مىخواند:
اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ وَعْثَاءِ السَّفَرِ وَ كَآبَةِ الْمُنْقَلَبِ وَ سُوءِ الْمَنْظَرِ فِي الْأَهْلِ وَ الْمَالِ وَالْوَلَدِ اللَّهُمَّ أَنْتَ الصَّاحِبُ فِي السَّفَرِ وَ أَنْتَ الْخَلِيفَةُ فِي الْأَهْلِ وَ لا يَجْمَعُهُمَا غَيْرُكَ لِأَنَّ الْمُسْتَخْلَفَ لايَكُونُ مُسْتَصْحَباً وَالْمُسْتَصْحَبُ لا يَكُونُ مُسْتَخْلَفاً (1)1
بارخدايا! به تو پناه مىبرم از سختىهاى سفر و اندوهناك برگشتن و بدنگرى [مردم در جان و خانواده و مال و فرزندم؛ بارخدايا! تو در سفر همراه منى و جانشين من در خانوادهام و جز تو كسى نيست كه بتواند ميان ايندو جمع كند [و در سفر همراه و در وطن جانشين باشد] زيرا آنكه بازمانده و [در وطن جانشين در خانواده باشد [در سفر] همراه و رفيق نيست و آنكه رفيق سفر است جانشين در خانواده نيست.
پيمودن راه و طى مسير در زمين و آسمان، همراه با فراز و نشيب و اوج و فرود است، اتومبيل وقتى به مناطق كوهستانى مىرسد، جادههاى پرپيچ و خم
1) - نهجالبلاغه: خ 46
كوهستان را طى كرده بالا مىرود و پس از رسيدن به قله سرازير مىشود، هواپيما از باند فرودگاه برمىخيزد، اوج مىگيرد و با رسيدن به مقصد فاصله خود را با زمين كم كرده، در فرودگاهِ مقصد، به زمين مىنشيند، مسافرِ خانه خدا سزاوار است كه در تمامى اين مراحل بهياد خدا بوده، زير لب زمزمه عاشقانه با خدا داشته باشد.
رسول خدا صلى الله عليه و آله هر زمان در مسيرى بالا مىرفت اللَّه اكبر و آنگاه كه فرود مىآمد سبحاناللَّه مىگفت. (1)1
برخى مناطق در ميان راه، همچون گردنههاى صعبالعبور و راههاى پرپيچ و خم، خطرناك و ترس آفريناند، امام صادق عليه السلام فرمود:
اگر به جايى رسيدى كه ترسانى اين آيه را بخوان:
وَ قُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَ اجْعَلْ لِي مِنْ لَدُنْكَ سُلْطاناً نَصِيراً. (2)2
پروردگارا! مرا [در هركارى بهطرز درست داخل كن و بهطرز درست خارج ساز و از جانب خود براى من تسلّطى يارىبخش قرار ده [و پيروزى و يارى عنايت فرما].
امام سجاد عليه السلام فرمود:
اگر كسى پياده حج گزارد و سوره إنّا انْزلناه ... [سوره قدر] را بخواند، درد سخت پيادهروى را لمس نمىكند. (1)1
ادعيه سفر فراوان است و پيشوايان دين براى مراحل مختلف همچون: خروج از منزل، زمان سوار شدن بر مركب، موقع حركت و زمان فرود آمدن، ادعيه گوناگونى را نقل كردهاند كه بهدليل رعايت اختصار، از ذكر آنها خوددارى مىشود. علاقهمندان مىتوانند به كتب مربوط مراجعه كنند.
در عصر حاضر، بهدليل توسعه گردشگرى در جهان، مسؤولان هر كشورى تلاش مىكنند تا امكانات رفاهى و پزشكى را براى مسافران فراهم سازند.
جمهورى اسلامى ايران نيز در كاروانهاى زيارتى حج و عمره، پزشكى را همراه كاروان مىفرستد كه از آغاز تا پايان سفر، حاجيان را همراهى و در صورت نياز به دارو و درمان، آنها را معالجه كند. ليكن در عين حال حاجيان اگر بيمارى خاصّى دارند لازم است ضمن آگاه
1) - وسائلالشيعه، ج 11، ص 396، ح 15099
ساختن پزشك كاروان، داروهاى ضرورى و سوابق مربوط به بيمارى خود را همراه بردارند، ديگران نيز براى دردها و بيمارىهاى سطحى مقدارى دارو بردارند تا در صورت نياز از آن استفاده كنند. لقمان حكيم به فرزندش فرمود:
[در مسافرت با خود دارو بردار [تا در صورت نياز] هم تو و هم همسفرانت از آن بهرهگيرند .... (1)1
شايسته است مسافر برخى از نيازمندىهاى خود را همراه بردارد تا هنگام نياز از آن بهره گيرد. عايشه گويد:
رسول خدا صلى الله عليه و آله هرگاه به مسافرت مىرفت چند چيز با خود برمىداشت:
1- آيينه 2- سرمهدان 3- شانه كوچك (مِدْرَى) 4- مسواك 5- شانه بزرگ. (2)2
ام سعد انصارى نيز گويد:
رسول خدا صلى الله عليه و آله در مسافرت آيينه و سرمهدان را از
خود دور نمىكرد. (1)1
مرحوم مجلسى رحمه الله نيز در بحارالأنوار نقل مىكند:
رسول خدا صلى الله عليه و آله هرگاه به مسافرت مىرفت، شانه، مسواك و سرمهدان با خود برمىداشت. (2)2
باتوجه به خصوصيات اخلاقىِ رسول خدا صلى الله عليه و آله مىتوان از اين احاديث بهخوبى دريافت كه پيروان آن حضرت، بايد در مسافرتها ابزار و وسايلى كه آنان را در منظم و آراسته بودن و نيز نظم و ترتيب يارى مىدهد، همراه بردارند و از نامنظم و آشفته بودن سر و صورت و وضعيت ظاهرى خود اجتناب ورزند.
حماد بن عيسى از امام صادق عليه السلام نقل كرده كه آن حضرت فرمود:
در وصيت لقمان به فرزندش اين چنين آمده است:
اى پسرم، شمشير و كفش و عمامه و ريسمان و مشك آب و نخ خياطى و سوزن در سفر همراه داشته باش و داروى بيشترى همراه خود بردار تا هم خود و هم همراهانت از آن استفاده كنيد و در هر كارى كه نافرمانى خدا در آن نباشد با همسفرانت موافقت كن. (3)3
مرحوم فيض نقل كرده است كه بعضى از متوكلين و
كسانى كه توكل به خداوند در وجود آنان قوى بود، در سفر و در وطن، قمقمه، ريسمان، سوزن و نخ و قيچى را از خود جدا نكرده، مىگفتند: اينها مربوط به دنيا نيست. (1)1
شايان ذكر است كه آنچه در اين روايت و نظير آن آمده، نيازمندىهاى حاجيان در آن زمان بوده و طبيعى است كه در اين دوران نيز بايد نيازمندىهاى فعلى از قبيل: مسواك، دمپايى، قيچى، ناخنگير و امثال آن را همراه بردارند.
شايسته است زائر خانه خدا در سفر حج، از پاكيزهترين اموال خود بهره گيرد و برخى از خوراكىهاى فاسدنشدنى را همراه بردارد تا در صورت نياز از آن استفاده كند.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
از بزرگوارى مرد است كه هنگام رفتن به مسافرت، توشهاش پاكيزه باشد. (2)2
امام صادق عليه السلام نيز فرمود:
زيادى توشه و پاكيزه بودن و بخشش آن به همراهانى كه در سفر با شما هستند، از نشانههاى جوانمردى است. (1)1
امام سجاد عليه السلام نيز هرگاه به قصد حج يا عمره، به مكه مسافرت مىكرد، از بهترين و پاكيزهترين خوراكىها، مانند: بادام، شكر، سويق و آرد نرم الكنكرده، همراه خود برمىداشت. (2)2
گفتنى است، خوراكىهايى كه مسافر همراه خود برمىدارد، نبايد فاسدشدنى باشد و تنها خوراكىهاى خشك و قابل نگهدارى در شرايط آب و هوايى مختلف، براى استفاده در سفر مناسب است.
يكى از توصيههاى امام صادق عليه السلام به مسافران اين است كه مقدارى تربت امام حسين عليه السلام در سفر همراه داشته باشند.
روزى از آن حضرت پرسيدند: اى فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله، همانگونه كه تربت قبر حسين بن على عليهما السلام شفاى هر دردى است، آيا ايمنبخش از هر
ترس و نگرانى هم هست؟
امام صادق عليه السلام فرمود: آرى، اگر يكى از شما بخواهد از هر ترسى در امان باشد، تسبيحى از تربت حسين عليه السلام با خود برگيرد و هنگام خفتن در بستر، دعاى وقت خفتن را سه مرتبه بخواند، آنگاه آن تربت را بوسيده، بر چشمان خود بگذارد و اين گونه بگويد:
اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِحَقِّ هَذِهِ التُّرْبَةِ وَ بِحَقِّ صَاحِبِهَا وَ بِحَقِّ جَدِّهِ وَ بِحَقِّ أَبِيهِ وَ بِحَقِّ أُمِّهِ وَ أَخِيهِ وَ بِحَقِّ وُلْدِهِ الطَّاهِرِينَ اجْعَلْهَا شِفَاءً مِنْ كُلِّ دَاءٍ وَ أَمَاناً مِنْ كُلِّ خَوْفٍ وَ حِفْظاً مِنْ كُلِّ سُوءٍ. (1)1
سپس آن تربت را در جيب خود گذارد. اگر در وقت عشا چنين كند تا صبحگاهان در پناه خدا خواهد بود. (2)2
مستحب است مردم مسافر را هنگام سفر بدرقه كنند؛ چرا كه مسافر در شرايط روحى خاصى بهسر
مىبرد، از فرزندان و خويشان و نزديكان و زندگى و خانه و كاشانه خويش جدا مىشود و تا مدتى از آنان دور مىماند. بدرقه مسافر و محبت نسبت به او و دعا كردن در حق او، از آلام سفر مىكاهد و روح مسافر را آرام مىكند.
امام صادق عليه السلام فرمود:
كَانَ إِذَا وَدَّعَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله رَجُلًا قَالَ:
أَسْتَوْدِعُ اللَّهَ دِينَكَ وَ أَمَانَتَكَ وَ خَوَاتِيمَ عَمَلِكَ وَ وَجَّهَكَ لِلْخَيْرِ حَيْثُمَا تَوَجَّهْتَ وَ رَزَقَكَ التَّقْوَى وَ غَفَرَ لَكَ الذُّنُوبَ. (1)1
رسول خدا صلى الله عليه و آله هرگاه با مردى خداحافظى مىكرد، مىفرمود: دين و امانتت و سرانجام كارت را بهخدا بسپار و به هركجا مىروى، خداوند خير و خوبى را بهروى تو بگشايد و تقواى الهى را روزىات كند و گناهانت را بيامرزد.
و نيز در حديث ديگرى امام باقر عليه السلام فرمود:
رسول خدا صلى الله عليه و آله هرگاه با مسافرى خداحافظى مىكرد، دست او را مىگرفت، و مىفرمود:
خداوند همسفران خوبى نصيبت كند و يارى تو را
1) - همان.
كامل گرداند و مشكلات سفر را بر تو آسان كند، دور را براى تو نزديك و گرفتارىهايت را برطرف سازد و دين و امانت و فرجام كارت را حفظ كند و راه هر خيرى را بهروى تو بگشايد. بر تو باد به رعايت تقواى الهى. خودت را به خدا بسپار و به اميد بركت خداوند- عزّوجلّ- حركت كن. (1)1
محمد بن على بن الحسين نيز گويد:
رسول خدا صلى الله عليه و آله هرگاه با مؤمنان خداحافظى مىكرد مىفرمود:
زَوَّدَكُمُ اللَّهُ التَّقْوَى وَ وَجَّهَكُمْ إِلَى كُلِّ خَيْرٍ وَ قَضَى لَكُمْ كُلَّ حَاجَةٍ وَ سَلَّمَ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ دُنْيَاكُمْ وَ رَدَّكُمْ سَالِمِينَ إِلَى سَالِمِينَ. (2)2
خداوند برتقواى شما بيافزايد و شما را بهسوى كارهاى خير متوجه سازد، حاجات شما را برآورد و دين و دنياى شما را سالم بدارد و شما را به سلامت بازگرداند.
اين سيره حسنه، جوّ معنوى خاصى در مسافر و نيز بستگان و دوستان او ايجاد مىكند، به شكلى كه زائر در تمامى اماكن مقدس، بدرقهكنندگان را ياد و دعا
خواهد كرد.
اميرمؤمنان و ديگر ائمه عليهم السلام بر اين سنت پايدار بودند. آنگاه كه ابو ذر، اين يار صادق و صميمى رسول خدا صلى الله عليه و آله توسط خليفه سوم به ربذه تبعيد گرديد، على بن ابىطالب عليه السلام به همراه دو فرزندش حسن و حسين عليهما السلام و برادرشان عقيل بن ابىطالب و نيز عبداللَّه ابن جعفر و عمار بن ياسر به بدرقه ابوذر آمدند؛ سپس امير مؤمنان عليه السلام فرمود: با برادرتان [ابوذر] وداع كنيد؛ زيرا آنكه آهنگ سفر دارد بايد برود و بدرقهكننده بايد بازگردد، پس هريك از بدرقهكنندگان آنچه در دل داشتند بازگو كردند؛ آنگاه حسن بن على عليهما السلام به ابوذر فرمود:
اى ابوذر، خداوند تو را بيامرزد! همانا اين قوم تو را به رنج و بلا گرفتار كردند؛ زيرا كه تو جلو تعرّض آنها به دينت را گرفتى، آنان نيز دنياى خويش را از تو منع كردند. تو به آنچه آنها را جلوگيرى كردى، فرداى قيامت بسى نيازمندى و از آن چه تو را منع كردند بىنيازى.
ابوذر نيز در پاسخ گفت:
خداوند لطفش را به شما اهل بيت ارزانى
دارد! من در دنيا جز شما مقصدى ندارم؛ هرگاه شمارا مىبينم، بهياد جدّتان رسولخدا صلى الله عليه و آله مىافتم. (1)1
مرحوم فيض در آداب سفر كتاب محجّةالبيضاء به نقل از غزالى آورده است:
شايسته است مسافر تمامى بار خود را مشخص نموده، آن را به رؤيت صاحب مركب برساند و با قرارداد و عقد صحيح، آن مركب را اجاره كند تا ميان آنها [در طول مسير] درگيرى رخ ندهد كه درنتيجه باعث كدورت و رنجش خاطر گردد. همچنين شايسته است از پرگويى و لجاجت با صاحب مركب پرهيز كند و روا نيست بيش از آنچه كه در قرار داد مشخص كرده بر آن بار زند، هرچند سبك باشد؛ زيرا هرچيزى از كم به زياد كشيده مىشود و كسى كه در اطراف منطقه ممنوعه بگردد ممكن است كه در درون آن قرار گيرد (يعنى از امورى كه ورود به آن، به نزاع و اختلاف منجر مىگردد پرهيز نمايد). (2)2
مستحب است مسافر به هنگام سوار شدن بر مركب و وسيله نقليه، نعمتهاى الهى را بهياد آورده، از خداوند سپاسگزارى نمايد. امام صادق عليه السلام فرمود:
هنگامى كه پا در ركاب نهادى بگو:
بِسْمِاللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم، بِسْمِاللَّه وَ اللَّه اكْبَر؛ بهنام خدا و خدا بزرگتر است [از آن كه به وصف درآيد] و آنگاه كه بر مركب جاى گرفتى و استقرار يافتى بگو:
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدَانَا لِلْإِسْلامِ وَ عَلَّمَنَا الْقُرْآنَ وَ مَنَّ عَلَيْنَا بِمُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله، سُبْحَانَ اللَّهِ، سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَ مَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ وَ إِنَّا إِلَى رَبِّنَا لَمُنْقَلِبُونَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ، اللَّهُمَّ أَنْتَ الْحَامِلُ عَلَى الظَّهْرِ وَ الْمُسْتَعَانُ عَلَى الْأَمْرِ، اللَّهُمَّ بَلِّغْنَا بَلاغاً يَبْلُغُ إِلَى خَيْرٍ بَلاغاً يَبْلُغُ إِلَى رِضْوَانِكَ وَ مَغْفِرَتِكَ، اللَّهُمَّ لا طَيْرَ إِلَّا طَيْرُكَ وَ لا خَيْرَ إِلَّا خَيْرُكَ وَ لا حَافِظَ غَيْرُكَ. (1)1
1) - وسائلالشيعه، ج 11، ص 387، ح 15080
سپاس خداى را كه ما را به اسلام هدايت كرد و به ما قرآن آموخت و با فرستادن رسولش محمد صلى الله عليه و آله بر ما منت نهاد؛ منزه است خدا، منزه است خدايى كه اين مركب را در اختيار ما نهاد و آن را مسخّر ما ساخت؛ ما توان آن را نداشتيم و همانا بهسوى پروردگارمان برمىگرديم و سپاس مخصوص پروردگار جهانيان است.
بارخدايا! تو ما را بر اين مركب سوار نمودى و تو در هر كارى پشتيبان هستى. بارخدايا! ما را به جايى رسان كه به خير و خوبى منتهى گردد، بهجايى كه به آمرزش و رضوان تو نائل گرديم. بارخدايا! هيچ امرى جز امر تو و هيچ خيرى جز خير تو و حافظ و نگهدارندهاى جز تو نيست.
على بن ربيعه اسدى گويد:
امير مؤمنان على بن ابىطالب عليه السلام بر مركب سوار شد، هنگام پانهادن در ركاب فرمود: بِسْمِ اللَّهِ، و پس از آنكه روى مركب استقرار يافت فرمود:
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَكْرَمَنَا وَ حَمَلَنَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَ رَزَقَنَا مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَ فَضَّلَنَا عَلَى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقَ تَفْضِيلًا سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَ مَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ. (1)1
1) - وسائلالشيعه، ج 11، ص 390
سپاس خداوندى را كه ما را گرامى داشت و درخشكى و دريا ما را حمل نمود و از غذاهاى پاك و پاكيزه به ما روزى داد و ما را بر بسيارى از آفريدههاى خود برترى بخشيد، منزه است خدايى كه اين مركب را مسخّر ما ساخت و ما توان تسخير آن را نداشتيم.
سپس سه مرتبه سبحاناللَّه و سه مرتبه الحمدللَّه گفت و آنگاه فرمود:
رَبِّ اغْفِرْ لِي فَإِنَّهُ لا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا أَنْتَ. (1)1
پروردگارا! مرا ببخش، كه گناهان را جز تو كسى نمىبخشد.
و در ادامه فرمود:
رسول خدا صلى الله عليه و آله [هنگام سفر] در حالى كه من كنار او قرار داشتم، اينچنين عمل مىكرد. (2)2
بنابراين شايسته است حاجى هنگام حركت، لحظهاى با خود بيانديشد و نعمتهاى خداوند را بهياد آورد و پروردگار را بهخاطر نعمت سلامتى،
توفيق يافتن براى چنين سفر ارزشمندى، فراهم ساختن ابزار و وسايل سفر و ديگر نعمتهايى كه به او عنايت فرموده سپاس گويد.
آنگاه براساس آيه شريفه لِاِنْ شَكَرْتُمْ لَاَزِيدَنَّكُمْ، خداوند نعمتهايش را در اين سفر بر حاجى افزون خواهد كرد.
در سفر، هرگز در انجام كارها نبايد عجله كرد؛ زيرا عجله موجب مىشود تا كار يا بهدرستى انجام نشود و يا داراى فضاى معنوى مناسب نباشد.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
الْأَنَاةُ مِنَ اللَّهِ وَ الْعَجَلَةُ مِنَ الشَّيْطَانِ. (1)1
تأنّى در كارها از جانب خدا و عجله از جانب شيطان است.
مرحوم علامه ملا مهدى نراقى در تعريف عجله مىگويد:
عجله حالتى است در دل كه به مجرد خطور امرى در ذهن، بىدرنگ و بدون تأمل در باره آن، به آن اقدام كند و اين حالت از لوازم ضعف و
1) - وسائلالشيعه، ج 27، ص 169
كوچكى نفس و از درهاى بزرگ ورود شيطان به دل آدمى است كه بسيارى از مردم را از اين راه به هلاكت افكنده است. (1)1
يكى از دلايل مذمّتِ عجله و شتاب، آن است كه كارها، اگر بخواهد صحيح انجام شود بايد همراه با بصيرت و معرفت باشد و اين نياز به تأنى و آرامش و صبر دارد و فردى كه شتابزده عمل مىكند فرصت انديشيدن در كارها را نيافته و درنتيجه كارى انجام مىدهد كه سرانجامِ آن، پشيمانى و خسران خواهد بود.
على عليه السلام فرمود:
مَعَ الْعَجَلِ يَكْثُرُ الزَّلَلُ. (2)2
با شتابزدگى، لغزشها فراوان گردد.
امير مؤمنان على عليه السلام هنگام شهادت، به فرزند بزرگوارشان امام حسن مجتبى عليه السلام فرمودند:
أَنْهَاكَ عَنِ التَّسَرُّعِ بِالْقَوْلِ وَ الْفِعْلِ. (3)3
تورا ازشتاب در گفتار و كردار نهى مىكنم.
مسافر بايد حافظ و نگهبان پول و اثاثيه خود باشد و در طول سفر مراقبت كند تا چيزى را گم نكند و يا در محلّى جا نگذارد.
صفوان جمال به امام صادق عليه السلام گفت:
مىخواهم به حج بروم، خانواده من نيز همراه من است، نفقه سفرم را در كيسهاى گذاشته، به كمر مىبندم [نظر شما در اينباره چيست؟]
امام صادق عليه السلام فرمود:
آرى، پدرم [امام باقر عليه السلام پيوسته مىفرمود:
حفظ و نگهبانى نفقه از توانمندى مسافر است. (1)1
يعقوب بن سالم گويد: به امام صادق عليه السلام گفتم:
همراه من درهمهايى است كه داراى تصويراند و من نيز مُحرم هستم؛ آنها را در هميانم قرار داده و آن را به كمر مىبندم. [آيا اشكالى ندارد؟]
امام فرمودند: مانعى ندارد. مگر نه اين است كه آنها خرجى سفر تو است؟ و پس از خداوند عزّ و جل اعتماد تو بر آنها است؟ (2)2
بنابراين در سفر حج، حاجى بايد مراقب ارز و ديگر
كالاهاى همراه خود بوده، آنها را به صندوق امانات تحويل دهد و يا در جاى امنى نگهدارى كند تا گرفتار سرقتهاى احتمالى و يا مفقود شدن نشود.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
مستحب است وقتى گروهى با هم به مسافرت مىروند، مخارج سفر را از مال خود جدا نموده، آن را پرداخت كنند. اين شيوه براى اخلاق آنها بهتر و براى خودشان پاكيزهتر است؛ (1)1
بديهى است اگر هر مسافرى براى تهيه غذا و امكانات مورد نياز خود، بخواهد جداگانه تصميمگيرى نموده، اقدام نمايد و يا تنها براى خود غذا طبخ كند، علاوه بر صرف وقت زياد، خستگى روحى بهدنبال دارد و از فيض حضور در اماكن مقدس مكه و مدينه نيز كمبهره خواهد شد.
از اين رو شايد بتوان گفت، الگوى امروزه حج و عمره همان توصيه روايت است كه زائر هزينههاى خود؛ اعم از هواپيما، هتل، غذا و ... را يكجا پرداخت نموده، بهشكل كاروانى حركت مىكند و در مدتى كه
1) - وسائلالشيعه، ج 11، ص 413، ح 15136
در مكه و مدينه حضور دارد، بههيچوجه دغدغه غذا و مسكن و امثال آن را ندارد و درنتيجه مىتواند براى لحظهلحظه حضور خود در حرمين شريفين برنامهريزى نموده، بهره معنوى ببرد.
رعايت اخلاق اسلامى در سفر حج يكى از ضروريات اين سفر عبادى و معنوى است. كسانى كه مىخواهند از اين سفر بهره معنوى برده، مورد عنايت حضرت حق قرار گيرند، بايد نكاتى را رعايت كنند:
امام باقر عليه السلام فرمود:
مَا يُعْبَأُ مَنْ يَسْلُكُ هَذَا الطَّرِيقَ إِذَا لَمْ يَكُنْ فِيهِ ثَلاثُ خِصَالٍ:
وَرَعٌ يَحْجُزُهُ عَنْ مَعَاصِي اللَّهِ وَ حِلْمٌ يَمْلِكُ بِهِ غَضَبَهُ وَ حُسْنُ الصُّحْبَةِ لِمَنْ صَحِبَهُ. (1)1
كسى كه به حج مىرود و اين راه را طى مىكند، اگر سه خصلت در وى نباشد مورد عنايت و توجه [خداوند] قرار نمىگيرد:
1- ورع و پارسايى كه او را از گناه بازدارد.
2- صبر و بردبارى كه بتواند خشم خود را
1) - كافى، ج 4، ص 286
در اختيار گيرد.
3- خوشرفتارى با همراهان.
در سفر حج، به دليل ازدحام بيش از حد جمعيت و نيز محدوديت بسيارى از امكانات، معمولًا مشكلاتى بروز مىكند كه اگر حاجى داراى ويژگىهاى فوق نباشد ممكن است از كنترل خارج شود و خداى ناكرده با ديگران درگيرى پيدا كرده، موجب آزار و اذيب ديگران گردد. براى پيشگيرى از بروز چنين وضعيتى، در مرحله اول نياز به ورع و پارسايى است تا حاجى بتواند از يكسو خود را كنترل كند و از سوى ديگر به ثمرات حج دست يابد.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: كسى كه حج يا عمره انجام دهد و در آن گناه و فسقى مرتكب نشود، برمىگردد همانند روزى كه از مادر متولد شده است. (1)1
بنابراين ورع مىتواند مانع انجام گناه و موجب آمرزش شود.
نكته ديگر اينكه حاجى بايد تمرين كند تا هميشه در برابر مشكلات و سختىها صبور و بردبار بوده، آشفته و خشمگين نشود.
رسول خدا صلى الله عليه و آله در اين زمينه فرمود: خشم ايمان را
1) - سنن دارقطنى، ج 2، ص 284
تباه مىكند، چونان كه سركه عسل را خراب مىكند. (1)1
روزى عربى بيابانى نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و گفت:
من مردى بياباننشينم، سخنانى جامع به من بياموز [تا راهنماى عملم باشد].
حضرت فرمود: به تو فرمان مىدهم كه خشم نكنى!
عرب سهبار سؤال خود را تكرار كرد و حضرت همان پاسخ را داد، تا آنكه آن مرد به خود آمد و گفت:
پس از اين ديگر چيزى سؤال نمىكنم؛ رسول خدا صلى الله عليه و آله جز به خير مرا فرمان نداده است. (2)2
زيبايى كلام رسول خدا صلى الله عليه و آله را سخن امام صادق عليهم السلام تفسير مىكند كه فرمود:
الْغَضَبُ مِفْتَاحُ كُلِّ شَرٍّ. (3)3
خشم كليد هر بدى است.
بنابراين هر حاجى بايد مراقب خود باشد تا بر كسى خشم نگيرد و اگر خشمگين شد، خشم خويش را فرو برد و اجازه ندهد كه خداى ناكرده به درگيرى و خشونت مبدّل گردد.
امام صادق عليه السلام فرمود:
هيچ بندهاى خشم خود را فرو نبرد مگر آنكه خداوند بر عزت او در دنيا و آخرت بيافزايد .... (1)1
و سومين توصيه، خوشرفتارى با همسفران است.
امام صادق عليه السلام فرمود:
[در سفر حج خويشتن را آماده ساز تا با هركس همراه مىشوى، همنشينى خوب و خوشاخلاق باشى، زبانت را نگهدار و خشمت را فرونشان، از كارهاى بيهوده و بىفايده كمكن، عفو و بخششات را براى ديگران بگستران و سخىّ و گشادهدست باش. (2)2
مردى نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و گفت: اى رسول خدا به من سفارشى كن. حضرت توصيههايى به او نمود، از جمله فرمود: با برادر دينىات با روى گشاده برخورد كن. (3)3
يكى از اصحاب امام صادق عليه السلام نيز گويد:
به آن حضرت گفتم: حدود حسن خلق چيست؟
امام فرمود:
اينكه بال خود را براى ديگران بگسترانى و نرمخو باشى، سخن شيرين بگويى و با برادر دينىات با
خوشرويى برخورد كنى. (1)1
ابوربيع شامى گويد:
خدمت امام صادق عليه السلام رسيدم، در حالىكه خانه پر از جمعيت بود و جمعى از اهالى خراسان و شام و ديگر نقاط جهان آنجا حضور داشتند، بهشكلى كه من جايى را نيافتم تا بنشينم. پس ديدم امام صادق عليه السلام در حالى كه تكيه داده بودند، روى دوزانو نشسته، فرمودند:
اى شيعيان آل محمد، از مانيست آنكس كه به هنگام خشم، خود را كنترل نكند و از ما نيست آن كس كه با همنشين خود، به خوشى سخن نگويد و با همنوعان خود خوشخلقى ننمايد و با رفيقان خود رفاقت نكند و براى همسايگان خود همسايه خوبى نباشد. اى شيعيان آل محمد، از خداوند بترسيد و تا مىتوانيد تقوا داشته باشيد؛ و لاحول و لا قوة إلّا باللَّه. (2)2
توجه به ارزشهاى اخلاقىِ اسلام در سفر حج، اين سفر را بسيار شيرين و جاذبهدار مىكند. براى آنكه از هرگونه كدورتى پيشگيرى شود، حاجيان در برخورد با
همسفران اين نكات را رعايت كنند:
امام صادق عليه السلام به نقل از رسول خدا عليه السلام فرمود:
سه چيز پايههاى دوستى مرد با برادر دينى خود را محكم مىكند:
1- هميشه با خوشرويى با او برخورد كند؛
2- در مجلس هرگاه بهسوى او آمد، برايش جا باز كند و او را در كنار خود بنشاند؛
3- او را به هر نامى كه خودش دوست دارد صدا بزند. (1)1
امام باقر عليه السلام نيز فرمود:
روزى يكى از اعراب بنىتميم به حضور رسول خدا صلى الله عليه و آله شرفياب شد و گفت: يا رسولاللَّه مرا سفارشى كن.
حضرت در ضمن سفارشهايى به او فرمود: با مردم دوستى كن و آنان را دوست بدار تا تو را دوست بدارند. (2)2
در هر كاروانى معمولًا تعدادى از افراد سال خورده وجود دارند كه نيازمند كمك همسفران خويشاند.
هنگام سوار شدن و پياده شدن از اتوبوس و يا هواپيما و رفتن و برگشتن به حرم و بالأخره هنگام انجام اعمال، سزاوار است ديگر حاجيان آنها را يارى دهند.
امام صادق عليه السلام فرمود:
احترام به مرد سال خورده، احترام به خدا است. (1)1
در حديثى ديگر رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
هركس، سالمندى را كه در اسلام موى خود را سپيد كرده احترام كند، خداوند او را از هراس روز قيامت آسوده سازد. (2)2
انس و علاقه ميان برادران و خواهران دينى، يكى از زيباترين هديههاى دين مقدس اسلام به مردم است و از جمله امورى كه مىتواند اين پيوند را استوار سازد، سلام كردن به يكديگر است. در برخوردهاى داخل كاروان و نيز در ديدار با مسلمانان ديگر كشورها، سخن را با سلام آغاز كنيد.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
پيش از سخن گفتن سلام كنيد و كسى كه بدون
سلام سخن آغاز كرد پاسخش را ندهيد. (1)1
آن حضرت در حديث ديگرى فرمود:
نزديكترين مردم به خدا و رسولش كسى است كه آغاز به سلام كند. (2)2
هنگام سلام گفتن نيز بلند سلام دهيد تا طرف مقابل صداى شما را بشنود.
امام باقر عليه السلام فرمود:
خداوند، آشكار سلام كردن را دوست مىدارد. (3)3
امام صادق عليه السلام نيز فرمود:
هرگاه يكى از شما به ديگرى سلام دهد، صدا به سلام بلند كند و نگويد: من سلام كردم، آنها جوابم را ندادند. شايد سلام كرده و آنها نشنيده باشند! هريك از شما نيز كه جواب سلام را مىدهد، بلند جواب دهد تا مسلمانى نگويد: من سلام كردم و پاسخ من را ندادند .... (4)4
روش اجرايى سلام كردن را نيز پيشوايان دينى، خود به ما آموختهاند.
امام صادق عليه السلام فرمود:
كوچك بر بزرگ، رهگذر بر كسى كه نشسته و آنان كه تعدادشان كم است بر كسانى كه تعدادشان بيشتر است سلام كنند. (1)1
همچنين اگر تعدادى در مجلسى نشستهاند آنان كه تازه به مجلس وارد مىشوند به آنان كه قبلا در آن مجلس حضور يافتهاند سلام دهند. (2)2
اما اگر جمعى نشستهاند و گروهى به مجلس وارد شده و سلام كنند، كافى است يك نفر آن را پاسخ دهد. (3)3
حاجيان در طول سفر حج تلاش كنند تا در برخورد با همسفران به روى آنان لبخند بزنند.
امام باقر عليه السلام فرمود:
تَبَسُّمُ الرَّجُلِ فِي وَجْهِ أَخِيهِ حَسَنَةٌ وَ صَرْفُ الْقَذَى عَنْهُ حَسَنَةٌ وَ مَا عُبِدَ اللَّهُ بِشَيْءٍ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ مِنْ إِدْخَالِ السُّرُورِ عَلَى الْمُؤْمِنِ. (1)1
لبخند هر مردى بهروى برادر مؤمن خود حسنه است و پاداش دارد و برگرفتن خار و خاشاك از چشم او [و برداشتن مانع از سر راه او] حسنه است و خدا به چيزى محبوبتر ازمسرورساختن مؤمن پرستش نشده است.
امام صادق عليه السلام نيز فرمود:
كسى از شما گمان مبرد كه اگر مؤمنى را شاد كند فقط او را خوشحال كرده، بلكه به خدا ما را شاد كرده و بلكه بهخدا سوگند رسول خدا صلى الله عليه و آله را شادمان كرده است. (2)2
مستحب است مسافر به همراهان خود در طول سفر كمك كند و بار خويش را بهدوش ديگران نياندازد.
در حضور رسول خدا صلى الله عليه و آله سخن از مردى بهميان آمد و درباره او گفته شد:
او آدم خوبى است. سپس درباره اوصاف وى به
پيامبر صلى الله عليه و آله عرض شد:
او با ما به حج آمد، هر زمان در مكانى منزل مىكرديم، پيوسته ذاكر خدا بود و لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ مىگفت و آنگاه كه حركت مىكرديم، پيوسته خدا را ياد مىكرد و ذكر خدا مىگفت تا باز در منزلى ديگر فرود مىآمديم.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
پس چه كسى شترش را علوفه مىداد و غذايش را آماده مىكرد؟
پاسخ دادند: همه ما.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: همه شما از او بهتريد! (1)1
پيامبر صلى الله عليه و آله در اين زمينه براى اصحاب و ياران خويش الگو بود. در روايت آمده است كه آن حضرت در سفرى به اصحاب خود فرمودند تا گوسفندى قربانى كنند، يكى از مردان همراه گفت: ذبح گوسفند بهعهده من؛ ديگرى گفت: پوستكندن آن نيز با من؛ سوّمى گفت: قطعهقطعه كردن گوشتها با من و چهارمى گفت پختن آن نيز با من.
رسول خدا صلى الله عليه و آله نيز فرمود: فراهم كردن هيزم نيز با من! اصحاب گفتند يا رسولاللَّه، پدران و مادران ما
1) - مكارمالاخلاق، ج 1، ص 564، ح 1955؛ ميزانالحكمة، ح 8614
فداى شما باد! نبايد شما بهزحمت بيفتيد، ما بهجاى شما كارها را انجام مىدهيم!
حضرت فرمود: مىدانم كه شما بهجاى من انجام مىدهيد، ليكن خداوند عزّوجل دوست نمىدارد بندهاى را كه اگر با گروهى مسافرت كرد، گوشهاى بنشيند [و كار نكند]. حضرت اين سخن را فرمود و برخاست تا براى آنها هيزم جمعآورى كند. (1)1
بنابراين، گرچه هماكنون كارها به مدير و خدمه كاروان واگذار گرديده، ليكن حاجى نبايد خود را از فيض خدمتگزارى به حاجيان محروم سازد.
امام سجاد عليه السلام مسافرت نمىرفتند مگر با كسانى كه آن حضرت را نمىشناختند و از همان آغاز نيز با آنها شرط مىكردند كه در طول سفر كار كنند و نيازهاى كاروان را برآورده سازند.
در يك سفرى كه حضرت با گروهى همراه شد، مردى آن حضرت را ديد و شناخت، سپس به كاروانيان گفت:
آيا مىدانيد اين مرد كيست؟ گفتند: نه.
گفت: اين على بن الحسين عليهما السلام است!
آن جمع بهطرف آن حضرت آمده، دست و پاى
1) - بحارالانوار، ج 76، ص 273، ح 31
ايشان را بوسه زدند و گفتند:
فرزند رسول خدا! آيا مىخواستى آتش دوزخ ما را، بهدليل رفتار نادرست ما با شما، فرا گيرد؟ و در پايان عمر به هلاكت گرفتار آييم؟ چه باعث شده تا شما اينچنين عمل كنيد؟
حضرت فرمود: يكوقت با گروهى كه مرا مىشناختند همسفر شدم؛ آنها بهخاطر رسول خدا بيش از حد به من احترام و كمك كردند و من نگران تكرار آن توسط شما بودم، بنابراين مخفى بودن كارم را بيشتر دوست دارم! (1)1
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
كسى كه مؤمنِ مسافرى را يارى دهد، خداوند هفتاد و سه ناراحتى را از وى دفع كند و در دنيا و آخرت او را از همّ و غم پناه دهد و بلاى بزرگى را كه در روز اجتماع مردم [فرداى قيامت ، با آن روبهرو است مرتفع سازد. (2)2
اسماعيل خَثْعَمى گويد: به امام صادق عليه السلام عرض كردم: وقتى ما [در سفر حج به مكه مىرسيم، همراهان ما مرا نزد اثاثيه گذاشته، خود به طواف مىروند.
حضرت فرمود: انْتَ اعْظَمُ اجْراً؛ پاداش و اجر تو از آنها بيشتر است. (1)1
شخص ديگرى بهنام مُرازِم بن حكيم گويد:
با محمد بن مُصادِف همراه بودم، وقتى به مدينه رسيديم من بيمار شدم، وى نيز مرتب مرا تنها مىگذاشت و به مسجد مىرفت، من شكايت او را به پدرش مصادف كردم، او نيز مسأله را به امام صادق عليه السلام خبر داد، حضرت براى محمد بن مصادف پيغام فرستاد و فرمود:
قُعُودُكَ عِنْدَهُ أَفْضَلُ مِنْ صَلاتِكَ فِي الْمَسْجِدِ. (2)2
نشستن تو در كنار او، از نماز خواندنت در مسجد بالاتر و برتر است.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
سَيِّدُ الْقَوْمِ خادِمُهُمْ فِي السَّفَرِ. (3)3
بزرگ هر قومى كسى است كه در سفر خدمتگزار آنان باشد.
بنابراين در طول سفر، به خصوص روزهايى كه حاجيان به عرفات و مشعر و منا مىروند، همسفران به ويژه افراد مسن و بيمار را يارى دهند تا با اين عمل، پاداش آنها مضاعف گردد.
افراد بشر، هرچه از خوبىها بهرهمند باشند، باز ممكن است در برخى شرايط گرفتار كمحوصلهگى، بهانهگيرى و ناسازگارى شوند و به همين دليل، هم خود و هم ديگران را ناراحت كنند.
رسول خدا صلى الله عليه و آله در سفرى كه به حج مشرف مىشدند فرمودند:
مَنْ كانَ سَيِّىءُ الْخُلْقِ وَ الْجِوارِ فَلا يَصْحَبُنا. (1)1
كسى كه بداخلاق است و به همسايه خود بدى مىكند، با ما همراه نشود.
دليل اين سخن واضح است؛ زيرا آن كس كه در وضعيت عادى كجخلق بوده و همسايهآزارى مىكند، هنگام سفر و برخورد با سختىها و
1) - بحارالانوار، ج 73/ 273
مشكلات، رفتارى به مراتب نامناسبتر با ديگران خواهد داشت.
على بن ابىطالب عليه السلام كمىِ ناسازگارى با همسفران را از نشانههاى جوانمردى در سفر برشمرده است. (1)1
سعدى گويد:
يكى خوبكردار خوش خوى بود كه بدسيرتان را نكوگوى بود
به خوابش كسى ديد چون درگذشت كه بارى حكايت كن از سرگذشت
دهانى به خنده چو گُل باز كرد چو بلبل بهصوتى خوش آغاز كرد
كه بر من نكردند سختى بسى كه من سخت نگرفتمى با كسى (2)2
امام صادق عليه السلام فرمود:
مسافرت و سير منازل، توشه انسان را تمام، اخلاق را بد و لباس را فرسوده مىكند .... (3)3
در مسافرت نظم زندگى عادى مردم بههم مىخورد
و در غذا و استراحت و مكان آنان تغييراتى ايجاد مىشود، اين امور كه خودبهخود موجب تغيير در روحيه و اخلاق آنان مىگردد، لذا بايد مسافران تلاش كنند تا در چنين وضعيتى، همسفران خود را خسته و دلآزرده نكنند.
ناسازگارى آنچنان مذموم است كه امام باقر عليه السلام به نقل از رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
اگر ناسازگارى در برابر چشم [مردم مجسم شود، هيچ آفريدهاى از مخلوقات خداوند از آن زشتتر نخواهد بود. (1)1
زخاك آفريدت خداوند پاك پس اى بنده افتادگى كن چو خاك
حريص و جهانسوز و سركش مباش زخاك آفريدندت آتش مباش
چو گردن كشيد آتش هولناك به بيچارگى تن بيانداخت خاك
چو آن سرفرازى نمود، اين كمى از آن ديو كردند، از اين آدمى (2)2
زائران، در جلسات و هنگام شركت در نمازهاى جماعت، ورود و خروج به مساجد، سوار شدن به اتوبوس و مواردى از اين قبيل، تلاش كنند تا ديگران را آزار ندهند، در مكانهايى كه مىروند، هركجا جاى خالى بود بنشينند و از تردّد و عبور ميان جمعيّت فشرده حجّاج اجتناب نمايند.
سيره رسول خدا صلى الله عليه و آله اينگونه بود كه هروقت به محلى وارد مىشد، در نزديكترين جا به ايشان- يعنى دم در- مىنشست. (1)1
آن حضرت همچنين فرمود:
هرگاه يكى از شما به مجلسى وارد شد، در كنار آخرين نفرى كه نشسته بنشيند. (2)2
رسول خدا صلى الله عليه و آله در حديث ديگرى فرمود:
هرگاه كسى در مجلسى وارد شود كه تعدادى آنجا حضور دارند، اگر از ميان آنان برادر دينى خود را دعوت نموده و براى وى در كنار خود جا باز كند، بايد دعوت او را بپذيرد؛ زيرا اين احترامى است كه
برادر دينى او براى وى قائل شده و بدينوسيله او را گرامى داشته است. و اگر كسى براى وى جا باز نكرد، در مجلس بنگرد، هركجا جاى راحتى براى نشستن بود، همانجا بنشيند. (1)1
در مسافرت گاهى آگاهانه و گاهى از روى غفلت ممكن است يكى از همسفران دچار لغزش شده، كار خلافى انجام دهد. سيره اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام در اين زمينه آن بوده كه اين لغزشها را يا ناديده مىگرفتند و يا با تذكر، فرد خطاكار را اصلاح مىكردند.
زراره از امام باقر و امام صادق عليهما السلام نقل كرده كه فرمودند:
نزديكترين موضع بنده به كفر آن است كه با مردى برادر دينى باشد و لغزشها و خطاهاى او را شمرده [نزد خود نگه دارد] تا روزى او را بهخاطر آن لغزشها سرزنش كند. (2)2
طبيعى است كه هركس بهدنبال كشف عيوب و خطاهاى مردم باشد، عملًا ديگران را به مقابله دعوت كرده و آنان را بر اين كار ترغيب مىكند و همين، موجب حرمتشكنى و درگيرى مؤمنان و مسلمانان با يكديگر خواهد شد.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
بهدنبال كشف لغزشهاى مؤمنان نباشيد، زيرا هركس بهدنبال لغزشهاى برادر دينى خود برآيد، خداوند لغزشهاى او را دنبال مىكند و آنكس كه خداوند بهدنبال لغزشهايش برآيد، او را رسوا خواهد كرد، گرچه در داخل خانهاش باشد. (1)1
در حديث ديگرى امام صادق عليه السلام از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل كردهاند كه فرمود:
اى كسانى كه بهزبان اسلام آورده، ولى ايمان در دلهايتان نفوذ نكرده است! مسلمانان را نكوهش نكنيد و بهدنبال عيوب آنان نباشيد كه هركس چنين كند، خداوند عيوب او را پيگيرى مىكند و هركه را خداوند دنبال عيب او برآيد، او را رسوا مىكند، گرچه
1) - كافى، ج 2، ص 355
در درون خانهاش باشد. (1)1
با رعايت اين نكته اخلاقى، مىتوان در كاروانها فضايى صميمى ايجاد كرد و بر شيرينى و لذّت سفر افزود، از اين رو حاجيان بايد با خوشبينى نسبت به يكديگر برخورد كنند و هرگز بهدنبال شمردن لغزشهاى ديگران نباشند.
زندگى در سفر حج، جمعى و گروهى است و درنتيجه، افراد مختلف با سليقهها و رفتارهاى گوناگون كنار همديگر جمع شده، چندينروز با هم زندگى مىكنند و به طور طبيعى اين اختلاف سليقهها، گاهى منتهى به نزاع و درگيرى و كدورت مىشود. توصيه اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام به حاجيان اين است كه با همسفران خود، جوانمردانه برخورد نموده، پس از مراجعت نيز در هيچ مجلسى، حوادث ناخوشايند سفر را براى ديگران بازگو نكنند.
امام صادق عليه السلام در حديثى، يكى از دلايل جوانمردى در سفر را كتمان اسرار و رازدارى همراهان
1) - همان، ص 354
پس از جدا شدن از آنها ذكر مىكنند. (1)1
آن حضرت در حديث ديگرى فرمود:
لَيْسَ مِنَ الْمُرُوءَةِ أَنْ يُحَدِّثَ الرَّجُلُ بِمَا يَلْقَى فِي السَّفَرِ مِنْ خَيْرٍ أَوْ شَرٍّ. (2)2
اين از جوانمردى نيست كه انسان آنچه از خوب و بد در سفر ديده و با آن برخورد كرده را بازگو نمايد.
در سفر حج، حاجيان بايد با همسفران جوانمردانه برخورد كنند و سختىها را به جان خريده، آسايش و آرامش ديگران را برخود ترجيح دهند.
هنگام سوار شدن به اتوبوسها، موقع صرف غذا، زمان استفاده از بالابرها و ... ديگران- به خصوص كودكان و كهنسالان- را برخود مقدم بدارند و با برخورد صحيح و اسلامى و لبخند خستگى را از تن همسفران خويش بزدايند و به تعبير روايات، از خود جوانمردى نشان دهند.
رسول خدا صلى الله عليه و آله تلاوت قرآن، ساختن مسجد،
دوست گرفتن برادران دينى به خاطر خدا، جوانمردى در وطن، بخشيدن غذا، خوشخلقى و شوخى بدون معصيت را نشانههاى جوانمردى در سفر دانستهاند. (1)1
شوخى با ديگران اگر با تمسخر و يا غيبت و امثال آن همراه باشد گناه و معصيت است، ليكن ديگران را خوشحال نمودن و خستگى را از تن آنان زدودن، از عبادات شمرده مىشود.
صفوان جمّال گويد:
مُعَلىّ بن خُنَيس هنگام رفتن به سفر، براى خداحافظى خدمت امام صادق عليه السلام آمد. حضرت به او فرمود:
اى مُعَلىَّ، بهوسيله خدا عزّت را طلب كن تا خداوند به تو عزّت بخشد.
معلّى گفت: اى فرزند رسول خدا، چگونه؟
حضرت فرمود:
اى مُعلّى، از خداوند متعال بترس تا همهكس از تو بترسند. اى مُعَلّى، با بخشش به برادرانت، به آنان اظهار دوستى كن؛ زيرا خداوند بخشش را وسيله دوستى و عطا
1) - بحارالانوار، ج 73، ص 266، ح 2
نكردن به ديگران را وسيله دشمنى قرار داده است. بهخدا قسم اگر شما از من چيزى بخواهيد و آن را به شما ببخشم براى من بهتر از آن است كه از من چيزى طلب نكنيد و من نيز آن را به شما ندهم و درنتيجه مرا دشمن بداريد.
و هرگاه خداوند عزّوجلّ بهدست من خيرى جارى كند و آن بهشما برسد، همان مورد پسند و ستايش خدا است. (1)1
در مسافرتها بسيار پيش مىآيد كه يكى از همراهان مبتلا به بيمارى مىشود و دوستانش به وى كمتوجه يا بىتوجهى مىكنند. چهبسا مىتوانند او را همراه خود به زيارت ببرند، ليكن بهدليل سختى كار، از مسؤوليتپذيرى خوددارى مىكنند. اين عمل با جوانمردى و اخلاق اسلامى در سفر سازگارى ندارد.
روزى مفضّل بن عُمَر خدمت امام صادق عليه السلام آمد و بر آن حضرت وارد شد، امام از او پرسيدند:
با چه كسى همسفر بودى؟
1) - امالى طوسى، ص 304
مفضّل گفت: مردى از برادرانم.
حضرت فرمود: او چه شد؟
گفتم: از وقتى كه وارد مدينه شدهام نمىدانم مكان او كجاست!
امام عليه السلام به من فرمود:
آيا نمىدانى كه اگر كسى كه چهلگام با مؤمنى همسفر شود، خداوند در روز قيامت درباره او از وى سؤال مىكند؟ (1)1
امام صادق عليه السلام در حديثى ديگر فرمود:
حَقُّ الْمُسَافِرِ أَنْ يُقِيمَ عَلَيْهِ إِخْوَانُهُ إِذَا مَرِضَ ثَلاثاً. (2)2
حق مسافر آن است كه اگر بيمار شد، برادرانش تا سه روز كنار او بمانند.
آن حضرت همچنين فرمود:
هركس در راهى با برادر دينى خود همراه شود، سپس از او پيشافتد، به اندازهاى كه از جلوى چشم رفيق خود پنهان گردد، به او ستم كرده است. (3)3
گاهى در سفر حج، براى برخى از حاجيان مشكلاتى؛ مانند گمكردن پول، بيمارى و ... پيش مىآيد كه شايسته است همسفران، آنها را يارى دهند و مشكلاتشان را برطرف كنند.
ابان بن تغلب گويد:
با امام صادق عليه السلام طواف مىكردم، مردى از اصحاب ما پيش آمد و با اشاره از من خواست تا براى انجام كارى همراه او بروم، ليكن من دوست نمىداشتم طواف با امام صادق عليه السلام را رها كرده، او را همراهى كنم.
پس در همان حال كه طواف مىكردم، بار ديگر به من اشاره كرد و امام صادق عليه السلام او را ديد، پس فرمود:
ابان، اين مرد تو را مىخواهد؟
گفتم: آرى.
فرمود: او كيست؟
گفتم: مردى از اصحاب و ياران ما است.
حضرت پرسيدند: آيا با تو همعقيده و هممذهب است؟
گفتم: آرى.
حضرت فرمود: نزد او برو.
گفتم: طواف را قطع كنم؟
فرمود: آرى.
پرسيدم: اگرچه طواف واجب باشد؟
فرمود: آرى.
ابان گويد: با او رفتم و پس از انجام كار وى، نزد آن حضرت بازگشتم.
سپس به ايشان عرض كردم: مرا از حقى كه مؤمن به گردن مؤمن ديگر دارد باخبر ساز.
حضرت فرمود: آنان را واگذار و پاسخش را نخواه.
گفتم: فداى شما شوم پاسخ آن را خواهانم و پيوسته اصرار كردم.
آنگاه فرمود: اى ابان، تا آنجا حق دارد كه نيمى از مالت را به او بدهى!
سپس به من نگريست و عكسالعمل مرا در برابر آن مشاهده نموده، فرمود: اى ابان، آيا نمىدانى كه خداوند عزّوجلّ از آنها اينگونه ياد كرده كه ديگران را بر خود مقدم مىدارند؟
گفتم: آرى، فدايت شوم.
فرمود: پس اگر تو مالت را با او قسمت كنى، او را بر خود مقدم نداشتى، بلكه او را با خود برابر داشتى، همانا وقتى او را بر خود مقدم داشتهاى كه آن نيمهاى كه براى
خود نگاهداشتهاى به او دهى. (1)1
در روايت تنبه آفرين ديگرى، يكى از ياران امام باقر عليه السلام گويد:
به امام باقر عليه السلام گفتم: فداى شما گردم، همانا شيعه نزد ما فراوان است!
فرمود: آيا ثروتمندان به مستمندان كمك مىكنند؟
آيا نيكوكار از بدكار مىگذرد؟ آيا با هم برابرى و مساوات دارند؟
گفتم: نه.
امام فرمود:
لَيْسَ هَؤُلاءِ شِيعَةً الشِّيعَةُ مَنْ يَفْعَلُ هَذَا. (2)2
اينها شيعه نيستند، شيعه كسى است كه اينچنين عمل كند!
جميل گويد از امام صادق عليه السلام شنيدم كه مىفرمود:
مؤمنان خدمتگزار يكديگرند.
پرسيدم: چگونه؟
حضرت فرمود: يعنى براى هم سودمند هستند و بعضى براى بعضى ديگر مفيداند .... (3)3
خانواده، خويشان و دوستان مسافر، از زمانى كه او به سفر مىرود تا وقتى كه بر مىگردد، دوست مىدارند پيوسته از او خبر بگيرند، در گذشتههاى دور كه ارتباط تلفنى محدود بوده و يا در برخى مناطق امكانپذير نبوده است، مسافران با تلگراف و نوشتن نامه، خويشاوندان و دوستان خود را از سلامتى خويش باخبر مىساختند.
امام صادق عليه السلام در اين زمينه فرمود:
التَّوَاصُلُ بَيْنَ الِإِخْوَانِ فِي الْحَضَرِ التَّزَاوُرُ وَ فِي السَّفَرِ التَّكَاتُبُ. (1)1
رابطه ميان برادران در وطن با يكديگر ديدار كردن و ديد و بازديد و در سفر، نامهنگارى است.
يكى از بهرههايى كه مىتوان از مسافرت گرفت،
1) - آثارالصادقين، ج 8، ص 493
شناخت دوستان واقعى و آزمودن آنها است.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
السَّفَرُ ميزانُ الْقَوْم. (1)1
سفر وسيله سنجش اخلاق مردم است.
در حكمتهاى منسوب به اميرمؤمنان على عليه السلام نيز آمده است:
السَّفَرُ مِيزانُ الأَخْلاقِ. (2)2
امام صادق عليه السلام نيز فرمود:
هيچ كس را دوست خود مشمار تا آنكه او را در سه چيز بيازمايى:
1- او را به خشم آورى و ببينى كه آيا اين خشم او را از حق به باطل مىكشاند؟
2- با دينار و درهم (در امور مالى).
3- و زمانى كه با او مسافرت كنى. (3)3
هنگام بروز مشكلات و سختىها در سفر، مىتوان دوست واقعى را شناخت. زمانى كه همهچيز خوب و منظم است، ميان دوستان مشكلى بروز نمىكند، ليكن اگر دشوارى و سختى پديد آمد و همراه و همسفر، پايدار و مقاوم باقى ماند و دوست خود را تنها نگذاشت، معلوم مىشود در دوستى خويش صادق
بوده و از اين آزمون موفق بيرون آمده است.
امير مؤمنان على عليه السلام يافتن چنين دوستانى را نيازمند پيمودن راهى بس دراز و طولانى مىداند. (1)1
حاجيان معمولًا در سفر حج دوستانى پيدا مىكنند كه تا پايان عمر با يكديگر مأنوس گشته، همچون برادر با هم زندگى و معاشرت مىكنند.
پيشوايان دينى براى تحكيم اين اخوت و پيوند، راههايى را مطرح كردهاند كه به برخى از آنها اشاره مىكنيم:
1- خوشخويى با مردم
على عليه السلام فرمود: خوشخويى محبت ايجاد نموده و دوستى را پابرجا مىكند. (2)2
2- خوشرفتارى با مردم
على عليه السلام فرمود: هركس خوشرفتارى پيشه كند، دوستانش فراوان شوند. (3)3
3- اخلاص در دوستى
على عليه السلام فرمود: دوست واقعى از دوستىاش برنمىگردد، گرچه در حقّش جفا شود. (1)1
4- خوشرويى
على عليه السلام فرمود: خوش رويى و گشادهرويى، [موجب دوام دوستى است. (2)2
5- رعايت ادب
امام كاظم عليه السلام فرمود:
ادب و احترام ميان خود و برادر دينىات را از بين مبر؛ زيرا از ميان رفتن آن، حيا و شرم را از بين مىبرد و برجاى بودن ادب، پايدار بودن دوستى را بهدنبال دارد. (3)3
6- اظهار دوستى
على عليه السلام فرمود: با اظهار دوستى، دوستى پديد مىآيد. (1)1
7- تواضع
على عليه السلام فرمود: ميوه تواضع، دوستى است. (2)2
8- وفادارى
على عليه السلام فرمود: عامل انس گرفتن مردم، وفادارى است. (3)3
9- رعايت انصاف
على عليه السلام فرمود: با انصاف، برادرى تداوم مىيابد. (4)4
10- مدارا با مردم
على عليه السلام فرمود: مدارا و نرمى و بخشندگى انسان، او را محبوب دشمنانش مىكند. (5)5
يك سلسله علل و عموامل نيز موجب گسستن دوستىها و منشأ بروز كينه و دشمنى مىگردد كه مسافران و به خصوص زائران بيت اللَّه الحرام بايد از آنها پرهيز كنند. برخى از آنها عبارتند از:
1- بدخلقى
على عليه السلام فرمود: هر كه بد اخلاق شود، دوست و رفيق او نيز ناياب گردد. (1)1
2- عيبجويى
امام صادق عليه السلام به ابوبصير فرمود: اى ابو محمد از دين مردم جستجو مكن كه بدون دوست مىمانى. (2)2
3- جدال
على عليه السلام فرمود: كسى كه با برادران خود به بحث و مناقشه بپردازد دوستانش كم مىشوند. (3)3
4- ستيزه جويى
على عليه السلام فرمود: باستيزهگرى، دوستى وجود ندارد. (4)4
5- تنگ چشمى
على عليه السلام فرمود: شخص تنگ چشم، دوستى ندارد. (5)5
6- تكبر
على عليه السلام فرمود: براى فرد متكبر دوستى
وجود ندارد. (1)1
7- كينه توزى
على عليه السلام فرمود: هيچ كينه توزى را دوستى نيست. (2)2
8- حسدورزى
على عليه السلام فرمود: حسود را دوستى نخواهد بود. (3)3
9- دست انداختن ديگران
امام صادق عليه السلام فرمود:
كسى كه مردم را دست مىاندازد، نبايد انتظار صداقت در دوستى داشته باشد!
10- نيرنگ و فريبكارى
على عليه السلام فرمود: با حيله گرى، هيچ دوستى پايدار نمىماند. (4)4
مسافر سزاوار است در طول سفر، چشم به مال ديگران نداشته باشد و عزت و بزرگوارى خود را به
خصوص در سفر حج حفظ كند.
ابن عباس گويد:
گروهى از اهل يمن بدون تهيه زاد و توشه حج مىگزاردند و مىگفتند: بر خدا توكل مىكنيم، خداوند اين آيه را نازل كرد:
وَ تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوى (1)1
و براى خود توشه برگيريد كه همانا بهترين توشه تقوا است. (2)2
عكرمه و مجاهد و جز آنان نيز گفتهاند:
گروهى از اعراب بدون همراه داشتن غذا و خوراكى لازم به حج آمدند و مىگفتند: ما توكل كننده بر خدا هستيم و برخى نيز مىگفتند: ما حج خانه خدا را انجام مىدهيم و او غذا به ما ندهد؟
و با اين تفكر، بارى بر دوش ديگران بوده، غذاى آنان را برخى از همسفرانشان تأمين مىكردند، آن گاه خداوند آيه وَ تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوى را نازلكرد و آنان را از اين كار برحذر داشت. (3)3
احمدبن حنبل پيشواى حنبليان، درباره آنان كه
بدون زاد و توشه به سفر مىروند گفت:
من آن را دوست نمىدارم، اينها بر خوراكىهاى مردم توكل كردهاند. (1)1
شايسته است حاجيان كاروان خود را به كانون محبت و صفا تبديل كنند ونسبت به همديگر مهربان و خوشبين باشند و از هر گونه سوء ظنى بپرهيزند.
امير مؤمنان على عليه السلام فرمود:
كار برادر دينى خود را به بهترين وجه توجيه و حمل كن، تا زمانى كه از او كارى سرزند كه راه توجيه را بر تو ببندد و هيچگاه از سخنى كه از (دهان) برادرت بيرون آيد تا وقتى كه مىتوانى محمل خوبى براى آن بيابى گمان بد مبر. (2)2
حسن ظن و خوش بينى نسبت به ديگران، از برترين ارزشهاى اخلاقى و بزرگترين عطيهها است. (3)3
براى حل مشكل سوء ظن، پيشوايان اسلام تا آنجا جلو رفتهاند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
اطْلُبْ لِاخِيكَ عُذْراً فَانْ لَمْ تَجِدْ لَهُ عُذراً فَالْتَمِسْ لَهُ عُذراً. (1)1
براى گفتار و كردارى كه ازبرادر تو سر مىزند عذرى بجوى و اگر نيافتى عذرى بساز!
بنابراين، از آنجا كه حاجيان در سفر حج، به عبادت خدا روى آورده و در صدد كسب معارف و آمرزش الهى برآمدهاند، لذا بايد به شدت از سوء ظن و بدبينى نسبت به ديگران خوددارى كنند؛ زيرا گمان بد عبادت را تباه مىكند. (2)2
شيوه تقسيم بندى زائران هر كاروان به گونهاى است كه معمولا هر چند نفر در يك اتاق قرار مىگيرند و نزديك به يك ماه شب و روز با هم به سر مىبرند، در چنين وضعيتى طبيعى است كه ميان آنان گفتگوهايى رد و بدل شود كه چه بسا بعضى از آنها دوست نمىدارند اين سخنان جاى ديگرى بيان شود، از اين رو پيشوايان دينى ما به ما دستور دادهاند تا سخنان محرمانه اشخاص
را براى كسى بازگو نكنيم.
امام صادق عليه السلام فرمود:
آنچه درمجالس گفته مىشود امانت است و كسى حق ندارد، سخنهم صحبتخود را براى ديگرى بازگو كند مگر آنكه با اجازه او بوده و يا نقل آن، بيان خوبى او باشد (1)1 (مانند آن كه كسى در مجالس خصوصى، همسفران خود را به نيكى به عبادت و امثال آن تشويق و ترغيب كرده و اين مطلب براى ديگرى بازگو شود).
رسول خدا صلى الله عليه و آله در اين زمينه فرمود:
مجالس امانت اند و فاش كردن راز برادر دينى، خيانت است پس از اين كار دورى كن. (2)2
و در حديث ديگرى فرمود:
وقتى دو نفر با يكديگر در جلسهاى صحبت مىكنند، آنچه با يكديگر در ميان مىگذارند امانت خدا است، پس جايز نيست كه يكى از آنها بر خلاف ميل برادر دينىاش آنچه كه او ميل به افشاى آن ندارد را بازگو كند. (3)3
حاجيان درسفر حج بايد تمرين كنند تا علاوه بر افراد بشر به حيوانات نيز آزار نرسانند و حقوق همگان را رعايت كنند.
يكى از توصيههاى معصومين عليهم السلام رفق و مدارا با چهار پايانى بود كه حاجيان به عنوان مركب در سفر حج از آنها استفاده مىكردند.
امام سجاد عليه السلام با شترى چهل مرتبه به حج رفت و در اين مسير طولانى و خطرناك، يك تازيانه به آن حيوان نزد. (1)1
اسماعيلبن ابى زياد به اسناد خود نقل كرده كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
هر چهارپايى به گردن صاحب خود حقوقى دارد:
هر گاه درمنزلى فرود آمد، ابتدا به آن علوفه دهد و چون از كنار آب مىگذرد به آن آب دهد، به صورت آن نزند، و جز در راه خدا بر پشت آن سوار نگردد، بيش از توان او بار بر آن حمل نكند و بيش از طاقتش آن را راه نبرد. (2)2
سكونى به اسناد خود از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل كرده كه
فرمود:
خداوند متعال مدارا را دوست دارد و مدارا كننده را كمك مىدهد، پس هنگامى كه بر چهار پاى لاغرى سوار شديد، در مكان محل استراحت آنان فرود آييد، اگر زمين آن محل خشك و بى علف بود آن را زودتر حركت دهيد و اگر زمين سرسبز بود پس آنجا فرود آييد (و آنها را راحت بگذاريد). (1)1
در حديث ديگرى رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
هر يك از شما با چهارپايى مسافرت كرد، موقع فرود آمدن در هر منزلى ابتدا به آن آب و علف دهد. (2)2
ابن فضال از حماد لحام نقل كرده كه گفت:
قطار شترى از كنار امام صادق عليه السلام گذر مىكرد، آن حضرت شتر بار كشى را ديد كه بارش كج شده، فرمود:
اى غلام، با اين شتر به عدالت رفتار كن. پس همانا خداوندمتعال عدالت را دوست مىدارد. (3)3
گرچه در اين زمان كسى از حيوانات به عنوان وسيله نقليه استفاده نمىكند، ليكن شايد بتوان اين استفاده را از روايات داشت كه حاجيان موظفاند در حفظ و حراست از وسائل نقليه عمومى مانند هواپيما، اتوبوس و ... كوشا و مراقب باشند.
طبيعت سفر، همواره با سختى و مشكلات همراه است، نظم زندگى به هم مىخورد و دشوارىهاى ناخواستهاى بر انسان تحميل مىشود، بهترين راه مقابله با اين سختىها، صبر و بردبارى است.
امام صادق عليه السلام فرمود:
إِذَا أَرَدْتَ الْحَجَّ ... وَ دَعِ الدُّنْيَا وَ الرَّاحَة. (1)1
هنگامى كه اراده حج نمودى، دنيا و راحتى را رها كن ...
محرم شدن، از محرمات احرام پرهيز كردن، در بين جمعيت انبوه حاجيان طواف كردن، حضور در صحراى عرفات، كوچ از عرفات به مشعر و در صحراى فاقد امكانات شبى را تا صبح به سر بردن، پياده به سوى منا در ميان آن جمعيت حركت نمودن و سپس رمى جمرات و سر تراشيدن و ... سختىهايى دارد كه اگر حاجى عاشقانه هر يك از آنها را انجام دهد، سختىها به لذت روحى مبدّل خواهد شد.
در روايت ديگرى امام صادق عليه السلام فرمود:
مَا مِنْ مَلِكٍ وَ لا سُوقَةٍ يَصِلُ إِلَى الْحَجِّ إِلَّا
1) - مستدركالوسائل، ج 10، ص 172
بِمَشَقَّةٍ فِي تَغْيِيرِ مَطْعَمٍ أَوْ مَشْرَبٍ أَوْ رِيحٍ أَوْ شَمْسٍ لا يَسْتَطِيعُ رَدَّهَا وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ عَزَّ وَجَلَّ وَ تَحْمِلُ أَثْقالَكُمْ إِلى بَلَدٍ لَمْ تَكُونُوا بالِغِيهِ إِلَّا بِشِقِّ الْأَنْفُسِ إِنَّ رَبَّكُمْ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ. (1)1
هيچ پادشاه و نه هيچ رعيتى به حج نمىرسد مگر اينكه نوعى مشقت و ناگوارى در غذا، آشاميدنىها، باد توفان، خورشيد و گرماى هوا او را تحت تأثير قرار مىدهد و اين است معنى فرموده خداوند بلند مرتبه كه اين چهار پايان هستندكه بارهاى شما را به شهر حمل مىكنند و اگر آنها نبودند شما بامشقت و جان كندن آن را مىبرديد، همانان پروردگار شما مهربان و رحيم است.
در روايت ديگرى امام صادق عليه السلام فرمود:
وَ مَا أَحَدٌ يَبْلُغُهُ حَتَّى تَنَالَهُ الْمَشَقَّةُ. (2)2
هيچ كس به حج دست نمىيابد مگر اينكه مشقت و سختى به او مىرسد.
تحمل سختى و رنج، خود بخشى از فلسفه حج
است كه در آن، انسان ساخته شده و به ضعف خويش در برابر خداوند بيشتر پى مىبرد.
علىبن موسى الرضا عليه السلام فرمود:
وَ عِلَّةُ اْلحَجِّ ... وَ ما فِيهِ مِن اسْتِخْراجِ اْلأَمْوالِ وَ تَعْبِ اْلأَبْدانِ وَ حَظٌرِها عَنِ الشَّهَواتِ وَ الَّلذَّاتِ ... (1)1
پرداخت اموال، سختى بدنها، دورماندن ازشهوات و لذات و ... بخشى از فلسفه وجوب حج است.
امام صادق عليه السلام فرمود:
پدرم امام باقر عليه السلام پيوسته مىفرمود:
حج از نماز و روزه برتر است، همانا نمازگزار ساعتى و روزهدار، يك روز از اهل خود دور مىشود، اما حاجى بدن خود را به رنج مىافكند و نفس خود را به سختى و اميد وا مىدارد و مال خود را انفاق و مدتى طولانى از خانواده خود دور مىماند ... (2)2
از جمله سختىهاى حج، تحمل گرما در فصل تابستان، به خصوص هنگام حضور در عرفات و منا است.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
وَ مَنْ صَبَرَ عَلَى حَرِّ مَكَّةَ سَاعَةً تَبَاعَدَتْ عَنْهُ النَّارُ مَسِيرَةَ مِائَةِ عَامٍ وَ تَقَرَّبَتْ مِنْهُ الْجَنَّةُ مَسِيرَةَ مِائَةِ عَامٍ. (1)1
و كسى كه يك ساعت بر گرماى مكه صبر كند، دوزخ يك صد سال از وى دور و بهشت يك صد سال به وى نزديك مىگردد.
تحمل گرما و ساخته شدن و ايجاد تحول روحى، انسان حج گزار را به خدا نزديك و از آتش دور مىكند و بر اساس فرموده ائمه معصومين عليهم السلام اجر كسانى كه در سرما و گرما حج به جا مىآورند از ديگران بالاتر است. (2)2
در ره منزل ليلى كه خطرهاست به جان شرط اول قدم آن است كه مجنون باشى
گرچه امروزه امكانات فراوانى براى حاجيان فراهم شده و منازل به حرمين نزديكتر و راهها هموارتر و رفت و آمدها سهلتر و آب و غذا فراوان و بهداشتى و خيمههاى منا ضدآتش و داراى كولر است و آب و
ساير نيازمندىهاى حجاج به موقع تأمين مىگردد، ليكن درعين حال اين سفر دشوارىهايى دارد كه بايد با صبر و حوصله آنها را تحمل و از كنار آن عبور نمود.
امام صادق عليه السلام فرمود:
لقمان به پسرش گفت:
هرگاه با گروهى همسفر شدى، در كارهاى خود و آنان بسيار با آنها مشورت كن و با لبخند با آنان برخورد كن (وخنده رو باش) و در زاد و توشهاى كه همراه دارى نسبت به آنها كريم و بخشنده باش، هرگاه تو را دعوت كردند بپذير و اگر از تو كمك خواستند آنان را يارى ده، بيشتر ساكت و خاموش باش و فراوان نماز بخوان و در آنچه كه با خود دارى از مركب و مال و توشه، بسيار بخشنده باش.
هر گاه درامر حقى از تو شهادت خواستند، شهادت ده و هر گاه از تو مشورت خواستند، با دقت نظر به آنان پاسخ ده، و پيش از آن كه درباره چيزى فكر كنى و چگونگى آن بر تو روشن شود تصميم نگير و در مشورت دهى به ديگران با شتاب پاسخ نده، مگر آن كه در حال برخاستن، نشستن، غذا خوردن و ... فكرت را در رابطه با آن امر به كار اندازى. همانا كسى كه براى
طرف مشورت خيرخواهى نكند، خداوند رأى و انديشه او را مىگيرد و (لباس) امانت را از او دور كند.
هر گاه ديدى همراهان تو حركت مىكنند، با آنها حركت كن و اگر ديدى كار مىكنند تو هم با آنان كاركن و اگر صدقه و يا وامى به كسى دادند تو نيز به ايشان اعطا كن و از آن كه از تو بزرگتر است حرف شنوى داشته باش.
هرگاه همراهانت تو را به چيزى فرمان دادند و از تو چيزى پرسيدند به آنها آرى بگو و نگو خير؛ زيرا نه گفتن عيب و نقص است.
و هرگاه در راه سرگردان مانديد، از مركب فرود آييد و آن گاه كه ترديد داشتيد بايستيد و مشورت كنيد ...
فرزندم هرگاه وقت نماز فرارسيد براى هيچ كارى نماز را به تأخير ميانداز، نماز را بخوان و خود را از اين دَيْنى كه به عهده دارى راحت كن، نماز را به جماعت بگزار اگرچه بر سرِ نيزه باشد (1)1 ...
هر گاه خواستيد جايى منزل كنيد، در مكانى فرود آييد كه خوش منظرتر و خاكش نرمتر و پرعلفتر باشد.
1) - كنايه از تنگى مكان است.
و آنگاه كه فرود آمدى، پيش از آن كه بنشينى دو ركعت نماز بگزار و هر گاه نياز به قضاى حاجت داشتى از آنجا فاصله بگير و چون خواستى كوچ كنى دو ركعت نماز بگزار، و با زمينى كه در آن فرود آمده بودى وداع كن و بر آن سرزمين و مردم آن جا درود فرست؛ زيرا هر سرزمينى ساكنانى از فرشتگان دارد.
اگر مىتوانى غذا نخور مگر آن كه نخست بخشى از آن غذا را انفاق كرده باشى و تا زمانى كه سوار بر مركبى، بر تو باد به تلاوت قرآن و تازمانى كه مشغول كارى هستى بر تو باد به تسبيح خداگفتن و هر وقت كار خاصى ندارى برتو باد به دعا ... (1)1
ابوبصير گويد: امام صادق عليه السلام فرمود: اگر در راه گم شدى فرياد كن و بگو:
يَا صَالِحُ أَوْ يَا أَبَا صَالِحٍ أَرْشِدُونَا إِلَى الطَّرِيقِ يَرْحَمُكُمُ اللَّهُ. (2)2
اى صالح و اى ابا صالح لطف و عنايت خداوند بر شما باد، ما را راهنمايى كنيد.
همچنين نقل شده كه خداوند صالح را بر بيابان و حمزه را بر دريا گمارده است.
عبيداللَّه گويد:
چنين مشكلى براى ما پيش آمد و ما راه را گم كرديم، برخى از همراهان از ما خواستند تا صداى خود را بلند كرده و جمله فوق را بگوييم، پس از آنكه صدا زديم، دو نفر به سوى ما آمده ما را راهنمايى كردند و گفتند: راه از سمت راست است (يا آن كه گفتند سمت چپ) و ما درهمان جهت حركت كرده، راه را يافتيم.
او همچنين از قول پدرش نقل كرده كه در بيابان راه را گم كرديم پس بلند صدا زديم (يا صالح و يا اباصالح) آنگاه ما را راهنمايى كردند. رفيق همراه ما گفت:
صداى ضعيفى را شنيدم كه مىگفت:
راه در سمت راست است و ما خيلى راه نرفته بوديم كه به مسير اصلى رسيديم. (1)1
زائران ايرانى سفيران مذهب تشيع و انقلاب اسلامى در سرزمين وحىاند، مسلمانان حاضر در آن
1) - محاسن، ص 363
ديار، شيعه بودن و ويژگىهاى تشيع را در رفتار و كردار ايرانيان مىبينند، بنابراين بايد به شكلى عمل كنند كه باعث زينت و افتخار پيشوايان خود باشند.
هشام كندى مىگويد: از امام صادق عليه السلام شنيدم كه مىفرمود:
شما را برحذر مىدارم از اين كه كارى انجام دهيد كه به خاطر آن، ما را سرزنش كنند؛ زيرا فرزندِ بد، با عمل خود پدر را بدنام مىكند. شما براى آن كس كه خود را به او بسته و از ديگران به خاطر او گسستهايد آبرو و زينت باشيد، در ميان عشاير آنان نماز بگزاريد (يعنى در نماز جماعت آنان شركت كنيد) بيماران آنها را عيادت كنيد، در تشييع جنازه آنان حاضر شويد و مبادا آنها در كار خير بر شما سبقت گيرند، شما در انجام كارهاى خير از آنها سزاوارتريد (1)1 ...
معاويةبن وهب گويد: خدمت امام صادق عليه السلام آمده، گفتم:
ما (پيروان شما) شايسته است كه در رفتار با هم مذهبان خود و نيز مردم ديگرى كه با آنان معاشرت داريم چگونه رفتار كنيم؟
حضرت در پاسخ فرمود:
1) - كافى ج 2، ص 219
امانت آنان را به آنها برگردانيد، بيمارانشان را عيادت كنيد و در تشييع جنازههاى آنان حضور يابيد. (1)1
معاويةبن وهب در حديث ديگرى گفته است:
از امام صادق عليه السلام پرسيدم، ما با هم مذهبان و نيز كسانى كه هم مذهب ما نيستند چگونه رفتار كنيم؟
حضرت فرمود:
به امامان خود كه از آنها پيروى مىكنيد بنگريد و هر كارى كه آنها مىكنند شما نيز انجام دهيد. پس به خدا سوگند پيشوايان شما از بيماران آنها عيادت مىكنند، درتشييع جنازههاى آنان حاضر مىشوند و به سود و زيان آنان شهادت مىدهند و امانت آنان را به آنان باز مىگردانند. (2)2
ابى اسامه زيد شحّام گويد: امام صادق عليه السلام به من فرمود:
به هر يك از آنان كه مىبينى از من اطاعت كرده و به گفته من عمل مىكند سلام برسان، من شما را به تقواى خداوند و ورع در دين، كوشش و تلاش براى خدا و راست گويى و امانت دارى و سجدههاى طولانى و نيكى به همسايه دعوت و سفارش مىكنم.
رسول خدا صلى الله عليه و آله مأمور به ابلاغ چنين برنامههايى بوده و اينها را آورده است، بنابراين، امانت هركه به شما امانت سپرده را، به او بازگردانيد، خواه خوش كردار بوده و يا بدكار، همانا رسول خدا صلى الله عليه و آله پيوسته دستور مىداد حتى نخ و سوزنى را هم اگر امانت سپردهاند به صاحبش برگردانند.
[امام سپس فرمودند:] باعشاير آنان نماز بگزاريد و در تشييع جنازه ايشان حاضر شويد، بيماران آنها را عيادت كنيد، حقوق ايشان را بپردازيد، پس هر مردى از شما اگر در دين خود ورع داشته باشد و راست گويد و امانت را بپردازد و با مردم خوش رفتارى كند، گفته مىشود اين مرد جعفرى است و اين موجب خشنودى من مىشود و شادى را بر من وارد مىكند و گفته مىشود:
اين است تربيت جعفر (بن محمد الصادق عليه السلام).
به خدا سوگند، پدرم (امام باقر عليه السلام) براى من نقل كرد كه مردى از شيعيان علىبن ابىطالب عليه السلام، در ميان قبيلهاى زندگى مىكرد كه زينت آنان به شمار مىآمد، او از همه امانتدارتر بود و حقوق را بيش از ديگران مراعات مىكرد. از همه راستگوتر بود؛ به گونهاى كه همگان وصايا و امانتهاى خود را به وى مىسپردند، [اگر] از همه مردم آن قبيله سئوال مىكردى، مىگفتند:
مَنْ مِثْلُ فُلان؛ چه كسى مثل فلانى است؟
يعنى او از همه ما امانتدارتر و راستگوتر است. (1)1
اين گونه رفتار و عمل با مخالفان و خوشرفتارى و سلوك اسلامى با ديگر مسلمانان، موجب ايجاد جاذبه براى تشيع بوده، آنان را به مذهب شيعه و اهلبيت عصمت و طهارت علاقهمند مىكند. و لذا تمامى حجگزاران چه در دورن كاروانها و چه در اجتماعات مسجد النبى و مسجدالحرام و ديگر مجامع عمومى، بايد كاملًا مراقب رفتار و كردار خود باشند تا خشنودى امامان معصوم عليهم السلام را بر ديگر دستاوردهاى اين سفر الهى بيافزايند.
بسيارى از حاجيان مىپرسند: ما براى ايجاد جاذبه بيشتر نسبت به اهلبيت عصمت و طهارت و تشيع در حرمين شريفين چگونه رفتار كنيم؟
پاسخ اين پرسش، در بيان امام صادق عليه السلام آمده است:
كُونُوا دُعَاةً لِلنَّاسِ بِغَيْرِ أَلْسِنَتِكُمْ لِيَرَوْا مِنْكُمُ
1) - كافى، ج 2، ص 636
الْوَرَعَ وَ الاجْتِهَادَ وَ الصَّلاةَ وَ الْخَيْرَ فَإِنَّ ذَلِكَ دَاعِيَةٌ. (1)1
شما با غيرزبانتان (يعنى در عمل) مردم را (به اسلام و تشيع) دعوت كنيد، بايد از شما ورع، كوشش، نماز و كار خير ببينند، اينها دعوت كننده بوده (و جاذبه ايجاد مىكند).
درحديث ديگرى امام صادق عليه السلام فرمود:
همانا ما هيچ مردى را مؤمن نمىشماريم، مگر آنكه تمامى اوامر و دستورات ما را اطاعت و پيروى كند، آگاه باشيد يكى از نشانههاى پيروى از دستورات و ارادتورزى به ما، داشتن ورع است پس خود را به آن بياراييد، خداوند بر شما رحمت آورد، دشمنان ما را با آن در تنگنا قرار دهيد، خداوند شما را رهايى بخشد. (2)2
پيام اين حديث و احاديث مشابه آن به شيعيان اين است كه آنان نبايد تنها به شيعه بودن دل خوش كرده قانع باشند، بلكه بايد در عمل پيرو راستين اهل بيت بوده، در همه جا الگوى رفتارى پيشوايان خود را پياده كنند و به نمايش بگذارند.
امام باقر عليه السلام در روايتى ويژگىهاى شيعيان خود را براى جابربن عبداللَّه انصارى اين گونه بيان فرمودهاند:
اى جابر كسى كه خود را منتسب به ما مىدارد، آيا او را همين بس است كه گويد ما اهل بيت را دوست داريم؟
به خدا سوگند شيعه ما نيست جز كسى كه از خدا بترسد و او را فرمانبردار باشد، اين گونه كسان شناخته نمىشوند جز با تواضع و خشوع، امانتدارى، كثرت ياد خدا، روزهدارى، اقامه نماز، نيكى به پدر و مادر، رسيدگى به حال همسايگان فقير و مسكين و بدهكار و رسيدگى به يتيمان، راستگويى، خواندن قرآن، كنترل زبان از (تعرض به) مردم مگر با خير و خوبى، و اين گونه كسان در ميان قوم خود امين و مورد اعتماد مىباشند.
جابر گويد: عرض كردم: فرزند رسول خدا! من امروزه كسى را با اين خصوصيتها كه بيان فرموديد نمىشناسم!
امام فرمود:
اى جابر! روشهاى گوناگون تو را به سوى خود نكشاند، كه فكر كنى براى مرد همين كافى است كه بگويد:
من على را دوست مىدارم و پيرو او هستم و سپس
با اين گفته عملى همراه نباشد.
پس اگر گويد: من رسول خدا صلى الله عليه و آله را دوست دارم، اما از سيره پيامبر پيروى نكرده، به سنت او عمل نكند، دوستى رسول خدا صلى الله عليه و آله او را هيچ سودى ندهد.
پس از خدا بترسيد و براى دستيابى به آنچه نزد خدا است كار كنيد، و ميان خدا و هيچكس خويشاوندى و قرابتى وجود ندارد، بهترين بندگان خدا و گرامىترين آنها نزد خداوند، با تقواترين و مطيعترين آنها است.
اى جابر! به خدا سوگند، به خداوند نمىتوان نزديك شد جز با اطاعت و فرمانبردارى ...
مَنْ كَانَ لِلَّهِ مُطِيعاً فَهُوَ لَنَا وَلِيٌّ وَ مَنْ كَانَ لِلَّهِ عَاصِياً فَهُوَ لَنَا عَدُوٌّ وَ مَا تُنَالُ وَلايَتُنَا إِلَّا بِالْعَمَلِ وَ الْوَرَعِ. (1)1
هر كه مطيع خدا است، او دوست ما است و هر كه خدارا نافرمانى كند، دشمن مااست، به ولايت ما نمىتوان رسيد جز با عمل و ورع.
از نكاتى كه لازم است حاجيان در سفر حج مراعات كنند، استفاده از لباس تميز و پوشش مناسب در داخل
1) - كافى ج 2، ص 74، ح 3
كاروانها و به خصوص در مقابل ديدگان ديگر مسلمانها است.
امام صادق عليه السلام فرمود:
خداوند زيبايى و خودآرايى را دوست مىدارد و فقر و بيچارگى و نادار و تهىدست جلوه دادن را ناخوش دارد. و همانا خداوند عزّوجلّ هرگاه به بندهاش نعمتى دهد، دوست دارد تا آثار آن نعمت را در او ببيند، گفته شد چگونه؟
حضرت فرمود:
لباس خود را تميز كند (لباس تميز بپوشد) خود را خوشبو گرداند، خانهاش را گچ كارى كند و جلو در منزل خود را جارو نمايد. (1)1
روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله به مردى با موهاى ژوليده و لباس كثيف و سر و وضع پريشان برخورد كرد و خطاب به وى فرمود:
بهره بردن از نعمتهاى الهى و نماياندن نعمت جزيى از دين است. (2)2
على عليه السلام نيز فرمود:
همچنان كه دوست مىداريد افراد ناآشنا شما را دربهترين حالت خود ببينند و در نتيجه خود را براى آنها مىآراييد، زمانى كه نزد برادر مسلمان خود مىرويد نيز، خود را آراسته (با لباس و وضعيت مناسب) ظاهر شويد. (1)1
باز در حديثى ديگر رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
همانا خداوند دوست مىدارد هنگامى كه بندهاش نزد برادران دينى خود مىرود با هيأتى منظم و آراسته باشد. (2)2
در رابطه با وضعيت موهاى سر نيز رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
هر كس موى خود را بلند گزارد بايد به آن برسد (و آن را مرتب كند) و گرنه آن را كوتاه نمايد. (3)3
حاجيان همچنين از لباسهايى با رنگ روشن
استفاده كنند، در روايات از ميان رنگها، به رنگ سفيد توجه بيشترى شده است.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
لباس سفيد بپوشيد كه پاك و پاكيزهتر است. (1)1
حرمين شريفين بهترين مكانها براى عبادت خداوند بر روى كره زمين است، عبادت نيز اگر با اخلاص همراه باشد، به يقين مورد پذيرش حضرت حق قرار مىگيرد. از اين رو حاجيان بايد فرصتها را غنيمت شمرده، از لحظه لحظه عمرشان در اين سفر توشه برگيرند و آن را ذخيره آخرت كنند. ليكن در عين حال به اين نكته توجه داشته باشند كه در انجام عبادات افراط ننموده و خود را آنچنان خسته نكنند كه هميشه با حال كسالت به عبادت مشغول شوند؛ زيرا عبادتى ارزشمند است كه انسان با عشق و شور كامل در پيشگاه خدا حاضر شود و قلبش از خوف خدا به تپش درآيد و اشك از ديدگانش جارى گردد و به گونهاى خدا را بخواند كه گويى خدا را مىبيند و مشاهده مىكند.
1) - وافى، ج 20، ص 711
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
خدا را چنان عبادت كن كه گويى او را مىبينى ... (1)1
آن حضرت همچنين فرمود:
برترين مردم كسى است كه عاشق عبادت بوده، آن را در آغوش گيرد و از صميم قلب دوستش بدارد و با بدن خود آن را لمس كند و خويشتن را براى آن از هر چيزى فارغ سازد، و بر او باكى نباشد كه دنيايش به سختى مىگذرد يا به آسانى. (2)2
اميرمؤمنان على عليه السلام در نامهاى به حارث همدانى اين گونه مرقوم فرمود:
نفس خود را در عبادت پروردگار فريب ده و با آن مدارا كن و به زور وادار به عبادتش مساز و در فراغت و خرّمىاش او را به طاعت وبندگى وادار، مگر درمواردى كه بر تو واجب است (مانند نمازهاى يوميه) كه از به جا آوردن آن در وقتش چارهاى نيست ... (3)3
اما سجاد عليه السلام نيز اين گونه دعا كند:
... أسْئَلُكَ مِنَ الشَّهادَةِ اقْسَطُها وَ مِنَ الْعِبادَةِ أَنْشَطُها. (1)1
خداوندا! از شهادت دادن، عادلانهترين آن را و از عبادت، با نشاطترين آن را از تو مىخواهم.
رسول خدا صلى الله عليه و آله در يكى از وصاياى خود به امير مؤمنان على عليه السلام اين چنين فرمود:
يا على، اين دين محكم و پايدار است پس به آرامى در آن درآى و عبادت پروردگارت را مبغوض خود مكن، پس همانا كسى كه افراط مىكند نه مركبى به جاى مىگذارد ونه راه طى مىكند ... (2)2
انجام عبادت كم، ليكن همراه با خشوع و تضرع و اخلاص در پيشگاه خداوند از عبادت فراوان ليكن همراه با كسالت و بىحالى ارزشش بيشتر و بالاتر است.
امام صادق عليه السلام فرمود:
من نوجوان بودم و در حالى كه عرق ريزان مشغول طواف بودم، پدرم (امام باقر عليه السلام) به
من برخورد كرد و فرمود: اى فرزندم، جعفر! چون خداوند بندهاى را دوست دارد، او را به بهشت مىبرد و از او به اندك عبادتى راضى است. (1)1
مكه و مدينه از جاذبههاى بيشمارى برخوردارند.
حاجيان با اولين نگاه خود به گنبد سبز رسول خدا صلى الله عليه و آله يا قبرستان بقيع و باديدن كعبه در مكه مكرمه دگرگون شده، بىاختيار اشك از ديدگانشان جارى مىشود و چنين صحنههايى در عرفات، مشعر، مِنا و ديگر اماكن مقدس اين دو شهر فراوان ديده مىشود. حاجى بايد چنين لحظاتى را غنيمت شمرده، از خداوند چيزى را طلب كند كه خير دنيا و آخرت او و وابستگانش در آن باشد.
آدمى گاهى دلش مىشكند و اشكش جارى مىشود و در آن حال از خداوند مىخواهد تا خانه كوچكش را به يك خانه بزرگ تبديل كند و يا آن كه به كسب و كارش رونق دهد و چه بسا حاجتش نيز برآورده شود ليكن فرصت مهمّى را از دست
1) - كافى، ج 2، ص 86
داده است.
از اين رو شايسته است حاجى، با مراجعه به ادعيهاى كه در قرآن كريم آمده و يا دعاهايى كه از رسول خدا صلى الله عليه و آله و ائمه معصومين عليهم السلام نقل شده، جملاتى را در ذهن خود داشته باشد تا در آن لحظه حساسى كه دلش مىشكند و اشكش جارى مىشود از خداوند چيزى را بخواهد كه خير دنيا و آخرت در آن باشد.
برخى از اين دعاها عبارتنداز:
1- امام باقر عليه السلام به زراره فرمود بگو:
اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ كُلِّ خَيْرٍ أَحَاطَ بِهِ عِلْمُكَ، وَأَعُوذُ بِكَ مِنْ كُلِّ سُوءٍ أَحَاطَ بِهِ عِلْمُكَ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ عَافِيَتَكَ فِي أُمُورِي كُلِّهَا وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ خِزْيِ الدُّنْيَا وَ عَذَابِ الْآخِرَةِ. (1)1
بار خدايا! از تو مىخواهم، همه خوبىهايى را كه علم تو به آن احاطه دارد و به تو پناه مىبرم از همه بدىهايى كه تو به آن علم دارى و بار خدايا! از تو مىخواهم سلامتى و عافيت را در تمام كارهايم و به تو پناه مىبرم از خوارى در دنيا و عذاب آخرت.
1) - كافى، ج 2، ص 578
2- مناجات با خدا.
محمدبن ابى حمزه به نقل از پدرش مىگويد:
امام علىبن الحسين عليهما السلام را شب هنگام، كنار كعبه ديدم كه نماز مىخواند، پس قيام خود را طولانى كرد تا آنجا كه گاهى بر پاى راست و گاهى بر پاى چپ تكيه مىكرد سپس با صدايى همراه با گريه مىفرمود:
يَا سَيِّدِي تُعَذِّبُنِي وَ حُبُّكَ فِي قَلْبِي، أَمَا وَ عِزَّتِكَ لَئِنْ فَعَلْتَ لَتَجْمَعَنَّ بَيْنِي وَ بَيْنَ قَوْمٍ طَالَ مَا عَادَيْتُهُمْ فِيكَ. (1)1
آقاى من! آيا در حالى كه محبت تو در قلب من است مرا عذاب مىكنى؟ به عزتت قسم اگر چنين كنى، ميان من و مردمانى كه مدتى طولانى به خاطر تو با آنها دشمنى كردهام جمع كردهاى!
3- در دعاى ابوحمزه ثمالى مىخوانيم:
اللّهُمَّ ... اصْلِحْ جَميعَ احْوالِى وَاجْعَلْنى مِمَّنْ اطَلْتَ عُمْرَة وَ حَسَّنْتَ عَمَلَهُ وَ اتْمَمْتَ عَلَيْهِ نِعْمَتَكَ وَ رَضيتَ عَنْهُ و احْيَيْتَهُ حَيوةً طَيِّبَةً .... (2)2
بار خدايا! تمام حالات مرا اصلاح كن و مرا از كسانى قرار ده كه عمرش را طولانى و كردارش را نيكو و نعمتت را بر او تمام كردهاى و از او خشنود گشتهاى و زندگى پاك و پاكيزه به او بخشيدهاى ...
4- در همان دعا مىخوانيم:
اللَّهُمَّ أَلْحِقْنِي بِصَالِحِ مَنْ مَضَى وَ اجْعَلْنِي مِنْ صَالِحِ مَنْ بَقِيَ وَ خُذْ بِي سَبِيلَ الصَّالِحِينَ وَ أَعِنِّي عَلَى نَفْسِي بِمَا تُعِينُ بِهِ الصَّالِحِينَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَ اخْتِمْ عَمَلى بِأَحْسَنِهِ. (1)1
بار خدايا! مرا به شايستگان از گذشتگان ملحق كن و از شايستگانى كه باقى ماندهاند قرارم بده و مرا به راه شايستگان ببر و به من كمك ده بر مخالفت با هواى نفسم، به آنچه كمك دادى شايستگان را بر مخالفتشان با هواى نفس و پايان كارم را به نيكوترين اعمالم ختم كن ...
5- در دعاى ديگرى مىخوانيم:
اللَّهُمَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ هَبْ
1) - كافى، ج 2، ص 578
لى رَحْمَةً واسِعَةً جامِعَةً ابْلُغُ بِها خَيْرَ الدُّنْيا وَ الاخِرَةِ ....
بار خدايا! بر محمد و آل او درود فرست و به من رحمتى گسترده عطا كن كه به وسيله آن به خير دنيا و آخرت نائل شوم و ...
6- گاهى اوقات يك سطر دعا به عظمت همه جهان معنى و مفهوم دارد.
امير مؤمنان على عليه السلام مىفرمايد:
الهى انْتَ كَما احِبّ فَاجْعَلْنى كَما تُحِبّ. (1)1
خدايا! تو آنگونه هستى كه من مىخواهم، پس مرا نيز آن گونه قرار ده كه تو مىخواهى!
اگر انسان آنگونه شود كه خدا مىخواهد، به همه خوبىها دست يافته است.
حال با توجه به آنچه كه ذكر شد، به حجاج بيتاللَّه الحرام توصيه مىشود تا از ادعيه مهمى همچون: دعاى كميل، دعاى ابوحمزه ثمالى، دعاى عرفه امام حسين عليه السلام، مناجات شعبانيه، ادعيه صحيفه سجاديه، دعاى مكارم الاخلاق و زيارتهايى مانند
1) - بحار الانوار، ج 74، ص 400
جامعه و امين اللَّه غافل نشده و پس از توجه به قرآن، با خواندن اين ادعيه و دقت در مضامين والاى آن، چگونه با خدا سخن گفتن را آموخته و با درخواست بهترين و جامعترين و پرمحتواترين دعاها، از خداوند خير بزرگ، حسن عاقبت و موفقيت و فلاح و رستگارى در دنيا و آخرت را براى خود، فرزندان و بستگان و ملتمسين دعا طلب كرده و به فوز عظيم دست يابند.
خداوند در قرآن كريم خطاب به مؤمنان فرموده است:
حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَ الصَّلاةِ الْوُسْطى وَ قُومُوا لِلَّهِ قانِتِينَ. (1)1
بر نمازها و نماز ميانه مواظبت كنيد، و خاضعانه براى خدا بپاخيزيد.
امام صادق عليه السلام نيز به حاجيان توصيه فرموده است كه:
وَ راعِ اوْقاتَ فَرائِضِ اللّهِ وَ سُنَنِ نَبِيّة. (2)2
پيوسته مراقب و مواظب اوقات واجبات الهى (نمازها) و نيز سنتهاى پيامبرش باش.
در حالات ائمه معصومين عليهم السلام آمده است كه هرگاه زمان نماز فرا مىرسيد، اندامشان به لرزه درآمده، رنگ چهرهشان دگرگون مىشد، وقتى علت آن را جويا مىشدند مىفرمودند:
وقت اداى امانتى رسيده كه آسمانها و زمين و كوهها زير بار آن نرفتند و آن را برنتافتند (1)1 و يا مىفرمودند:
سزاوار است كسى كه در پيشگاه خداوند مىايستد رنگش پريده و بندبند اعضاى بندش بلرزد.
امير مؤمنان على عليه السلام در فرمانى به محمد بن ابىبكر آنگاه كه او را والى مصر قرار داد چنين نگاشت:
صَلِّ الصَّلاةَ لِوَقْتِهَا الْمُؤَقَّتِ لَهَا وَ لا تُعَجِّلْ وَقْتَهَا لِفَرَاغٍ وَ لا تُؤَخِّرْهَا عَنْ وَقْتِهَا لِاشْتِغَالٍ وَ اعْلَمْ أَنَّ كُلَّ شَيْءٍ مِنْ عَمَلِكَ تَبَعٌ لِصَلاتِكَ. (2)2
نماز را در وقت تعيين شده آن به جاى آور،
نه به خاطر فراغت و بيكارى در انجام آن شتاب كن و نه به بهانه كار آن را به تأخير بيانداز، بدان كه همه اعمال تو بسته به نماز تو است.
در قرآن كريم خداوند نسبت به كسانى كه نسبت به نماز مسامحه و سهل انگارى مىكنند، با لحنى تهديدآميز سخن گفته است.
در سوره ماعون مىفرمايد:
فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ (1)1.
واى بر نمازگزارانى كه از نمازشان غافلاند! [و در انجام آن سهل انگارى مىكنند]
رسول خدا صلى الله عليه و آله نيز فرموده است:
نمازهاى خود را تباه و ضايع نسازيد؛ زيرا كسى كه نمازش را ضايع كند در روز قيامت با قارون و هامان محشور مىشود و بر خداوند است كه او را همراه با منافقين وارد آتش كند. پس واى بر كسى كه مراقب نماز و انجام سنن او نيست. (2)2
در حديثى ديگر امام صادق عليه السلام از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل كردهاند كه فرمود:
شيطان از مؤمنى كه مراقبت مىكند تا نمازهاى پنج گانه خود را در وقت مقرّر شده بخواند در هراس است، پس هر گاه مؤمن نمازهاى خود را ضايع نموده [نسبت به آن مراقبت نداشته باشد] شيطان جرئت يافته، آن فرد را به گناهان بزرگ مبتلا مىكند. (1)1
امام صادق عليه السلام در حديث مبسوطى فرمود:
ملك الموت شيطان را از كسى كه نسبت به نماز خود مراقبت دارد دور مىكند، و در لحظه حساس و خطرناك مرگ، شهادت به وحدانيت خدا و رسالت پيامبر صلى الله عليه و آله را به او تلقين مىكند. (2)2
از زبان برخى از ائمه معصومين عليهم السلام مكرر نقل شده كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
آن كس كه نماز را سبك بشمارد از من
نيست و به خدا سوگند در حوض كوثر بر من وارد نمىشود. (1)1
ابا بصير گويد:
بر امّ حميده وارد شدم تا رحلت امام صادق عليه السلام را به ايشان تسليت بگويم، پس او گريست و من نيز از گريه او گريستم، آنگاه گفت:
اى ابا محمد، امام صادق عليه السلام هنگام مرگ چشمانش را گشود سپس فرمود: هر كس ميان من و او خويشاوندى هست جمع كنيد و ما هر كس بود جمع كرديم، آنگاه امام به سوى آنان نگريست و فرمود:
إِنَّ شَفَاعَتَنَا لا تَنَالُ مُسْتَخِفّاً بِالصَّلاةِ. (2)2
آن كس كه نماز را سبك بشمارد به شفاعت ما نمىرسد.
با توجه به آنچه ذكر گرديد، زائر سرزمين وحى بايد بيش از گذشته نسبت به نماز اهميت داده و تلاش كند در اول وقت آن را اقامه نمايد و هرگز هنگام نماز در كوچه و خيابان پرسه نزند و چهره تشيع را در نگاه و منظر ديگر مسلمانان خدشه دار نسازد.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
براى هر چيزى صورتى است و صورت دين شما نماز است، پس هيچ يك از شما چهره دين خود را زشت نكند. (1)1
نماز وسيلهاى براى پاك كردن روح آدمى است از اين رو بايد به استقبال آن شتافت و در اولين فرصت روح و جان را از آلودگىها پاك كرد.
رسول خدا صلى الله عليه و آله تشبيه زيبايى در اين زمينه داشته و به برخى از اصحاب خود فرمودند:
اگر درِ خانه هر يك از شما نهرى جارى باشد و هر روز پنج مرتبه در آن غسل كنيد آيا چركى در بدن باقى مىماند؟
گفتيم: نه
فرمود: مَثَل نماز نيز همچون نهرى جارى است هر نمازى را كه بخوانيد گناهان شما در فاصله بين نمازها را پاك مىكند. (2)2
لقمان حكيم نيز در وصيت به فرزندش گويد:
فرزندم! آنگاه كه وقت نماز فرا رسيد، آن را به خاطر چيزى به تأخير ميانداز، نماز را به
جاى آر و خود را از اين دَيْن رها ساز، نماز را به جماعت بخوان اگر چه مكان براى نماز تنگ باشد، گويى بر نوك نيزه ايستادهاى. (1)1
يكى از توصيههاى امام صادق عليه السلام به پيروانشان اين است كه نماز را خوب و نيكو بجاى آورند عَلَيْكُمْ بِحُسْنِ الصَّلاةِ (2)2
نيكو نماز گزاردن يعنى آداب ظاهرى و باطنى آن را رعايت كردن، برخى از آداب ظاهرى نماز عبارتند از:
1- پيش از نماز دندانها را مسواك كنند.
2- با لباس خوب و تميز در مساجد حاضر شوند.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
رنگ سفيد نزد خداوند محبوبتر است پس در آن نماز بگزاريد. (3)3
3- موقع نماز خود را معطر كنند.
4- در نماز انگشتر عقيق در دست داشته باشند.
5- نماز را در اول وقت بخوانند.
6- نمازها را در مساجد و به جماعت اقامه كنند.
7- نماز را با دعا آغاز كنند رسول خدا صلى الله عليه و آله خود پس از تكبير مىفرمود:
وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ عَالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهَادَةِ حَنِيفاً مُسْلِماً وَ مَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيَايَ وَ مَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ لا شَرِيكَ لَهُ وَ بِذَلِكَ أُمِرْتُ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ. (1)1
8- پيش از قرائت حمد اعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجيم بگويد و از شيطان به خدا پناه ببرد.
9- هنگام خواندن نماز آرام باشد و حركت نكند.
10- نماز را تند و با عجله نخواند.
آداب باطنى نماز نيز عبارتند از:
1- حضور قلب
2- خضوع و خشوع
3- حالت بكاء و گريه
4- به گونهاى نماز بخواند كه گويى خداوند را مىبيند و بداند كه اگر او خدا را نمىبيند خداوند او را مشاهده مىكند و ... (2)2
يكى از موفقيتهاى بزرگ سفر حج، دستيابى به ثواب فراوان نماز گزارى در مسجد النبى و مسجد الحرام است.
امام صادق عليه السلام فرمود:
نماز در مسجد الحرام يكصد هزار و در مسجد النبى ده هزار نماز پاداش دارد. (1)1
و طبيعى است كه اگر نمازهاى واجب را در اين دو مكان مقدّس به جماعت بخوانند، پاداشى برتر و غير قابل تصوّر خواهد داشت. در روايت آمده است كه:
اگر نماز به جماعت خوانده شود و نماز گزاران بيش از ده نفر باشند شمارش پاداش آن براى افراد بشر امكانپذير نيست.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
فَإِنْ زَادُوا عَلَى الْعَشَرَةِ فَلَوْ صَارَتْ بِحَارُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ كُلُّهَا مِدَاداً وَ الْأَشْجَارُ أَقْلاماً وَ الثَّقَلانِ مَعَ الْمَلائِكَةِ كُتَّاباً لَمْ يَقْدِرُوا أَنْ يَكْتُبُوا ثَوَابَ رَكْعَةٍ وَاحِدَةٍ. (2)2
اگر بيش از ده نفر شدند، اگر درياهاى آسمان و زمين مركّب و جن و انس و فرشتگان نويسنده شوند، نخواهند توانست ثواب يك ركعت آن را بنويسند.
امام صادق عليه السلام نيز به پيروان خود دستور دادهاند تا نمازهايشان را در مساجد [و به جماعت بخوانند:
عَلَيْكُمْ بِالصَّلاةِ فِي الْمَسَاجِدِ .... (1)1
بر شما باد به خواندن نماز در مساجد.
آن حضرت همچنين به زيد الشّحام كه با غير شيعه معاشر بود و با آنان در يك منطقه زندگى مىكرد، فرمود:
خود را با اخلاق ايشان تطبيق دهيد رفتارى خوب با آنان داشته باشيد، در مساجدشان نماز بگزاريد، از بيمارانشان عيادت كنيد، در تشييع جنازه آنان حاضر شويد، و اگر بتوانيد امام جماعت يا مؤذن آنان باشيد چنين كنيد، زيرا اگر چنين رفتار بنماييد گويند:
اينها جعفرى (و پيروان جعفر بن محمد
1) - كافى، ج 2، ص 635.
الصادق عليه السلام) اند، خداوند جعفر را رحمت كند.
ياران خود را چه خوب تربيت كرده است ... (1)1
بنابراين نتيجه مىگيريم:
1- نماز خواندن در مسجد النبى و مسجد الحرام ثواب فراوان دارد.
2- دستور امام صادق عليه السلام است كه نمازها را به جماعت بخوانيم.
3- دستور امام صادق عليه السلام است كه در نمازهاى جماعت ديگران شركت كنيم.
4- اگر نماز به جماعت خوانده شود، نوشتن ثوابِ آن براى كسى مقدور نيست.
حال با اين همه سفارش و تأكيد، متأسفانه گاهى مشاهده مىشود كه برخى از زائران ايرانى، يكى از زيباترين و شكوهمندترين صحنهها، در مكه و مدينه را به تلخترين خاطرهها در ذهن مسلمانان ساير كشورها تبديل مىكنند.
در ايام حج مسلمانان جهان، كه براى انجام فريضه حج و زيارت قبر رسول خدا صلى الله عليه و آله به مكه و مدينه آمدهاند، پيش از گفتن اذان، همچون سيل به سوى حرم سرازير مىشوند، راههاى منتهى به حرم همه پر از انسانهاى عاشق پيشهاى است كه به عشق خدا به اين
1) - من لايحضره الفقيه، ج 1، ص 383
سرزمين آمدهاند و اگر كسى دير برسد در بسيارى اوقات امكان ورود به مسجد را پيدا نمىكند، درست در چنين وضعيتى بعضى از زائران ايرانى، يا از مسجد خارج شده و يا در كنار مغازهها و خيابانها نشسته و يا به سوى منازل خود در حال حركت اند و در نتيجه خاطره تلخى از خود و تشيع در ذهن مسلمانان ساير كشورها به يادگار مىگذارند.
اگر اين گونه افراد به سخنان و سفارشهاى امام صادق عليه السلام توجه كنند، به يقين از اين رفتارها دست برمىدارند.
امام صادق عليه السلام از طريق پدران خود از رسولخدا صلى الله عليه و آله نقل كردهاند كه آن حضرت فرمود:
كسى كه صداى اذان را در مسجد بشنود و بدون علت و بيمارى از مسجد خارج شود منافق است مگر آن كه تصميم داشته باشد به مسجد برگردد. (1)1
بنابراين، بر حاجيان لازم است هنگام اقامه نماز جماعت، از منازل خود و يا هر جا كه هستند به طرف مساجد حركت نموده، در اجتماعات مسلمانان شركت كنند و افزون بر بهره معنوى و پاداش الهى، از بركات
1) - بحار الانوار، ج 85، ص 9، ح 13
زندگى جمعى و انس با مردم نيز بهرهمند شوند.
على بن ابىطالب عليه السلام نيز فرمود:
مَنْ سَمِعَ النِّدَاءَ فَلَمْ يُجِبْهُ مِنْ غَيْرِ عِلَّةٍ فَلا صَلاةَ لَهُ. (1)1
ابن عباس گفته است:
هر كس نداى مؤذن را بشنود و به آن پاسخ ندهد، چيزى را نخواسته و چيزى نيز براى او خواسته نشده است.
در روايت آمده است كه چون روز قيامت فرا رسد گروهى از مردم به صحنه محشر مىآيند، در حالى كه چهرههايشان همچون ستاره درخشان است، فرشتگان به آنها مىگويند:
شما چه اعمالى داشتيد؟
پاسخ مىدهند:
ما هرگاه نداى اذان را مىشنيديم، براى گرفتن وضو برمىخاستيم و هيچ چيز غير از آن، ما را به خود مشغول نمىكرد.
گروهى نيز محشور مىشوند در حالى كه چهرههاى آنان همچون ماه درخشندگى دارد، اينها نيز در پاسخ به
1) - وسائل الشيعه، ج 8، ص 291، ح 10694.
همان سؤال گويند:
ما پيش از وقت نماز وضو مىگرفتيم [و براى نماز آماده مىشديم ، گروهى نيز محشور مىشوند در حالى كه چهره آنان همچون خورشيد مىدرخشد. اينها نيز در پاسخ مىگويد:
ما اذان را در مسجد شنيديم. (1)1
يكى از نكاتى كه در روايات بسيار بر آن تأكيد شده، نظم در صفوف نماز جماعت است.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
سَوُّوا صُفُوفَكُمْ فَانَّ تَسْوِيَةَ الصَّفِّ تَمامُ الصَّلاة. (2)2
صفهاى خود را منظم كنيد؛ زيرا مرتب و برابر بودن صفوف [شرط] تمام و كمال بودن نماز است.
پس از آن كه صفوف نماز مرتب شد، اگر هنوز جايى باقى مانده، ابتدا بايد جاهاى خالى را پر كنند و سپس صفوف بعدى را تشكيل دهند.
امير مؤمنان عليه السلام فرمود:
سُدُّوا فُرَجَ الصُّفُوفِ مَنِ اسْتَطَاعَ أَنْ يُتِمَّ الصَّفَّ الْأَوَّلَ وَ الَّذِي يَلِيهِ فَلْيَفْعَلْ فَإِنَّ ذَلِكُمْ أَحَبُّ إِلَى نَبِيِّكُمْ وَ أَتِمُّوا الصُّفُوفَ فَإِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى الَّذِينَ يُتِمُّونَ الصُّفُوفَ. (1)1
جاهاى خالى صفوف را پر كنيد، كسى كه مىتواند صف اول را تكميل كند و يا صف پس از آن را، پس بايد چنين كند؛ زيرا اين عمل نزد پيامبر دوست داشتنىتر است و صفوف را تكميل و پر كنيد، پس همانا خدا و فرشتگان او، بر كسانى كه صفها را پر مىكنند، درود مىفرستند.
على عليه السلام در حديثى ديگر فرمود:
بهترين صفوف، صفهاى اول است و آن صف فرشتگان است ... (2)2
امام صادق عليه السلام نيز فرمود:
صفها را كامل كنيد و اگر كسى از شما احساس كرد در صف اول جا تنگ است،
زيانى به شما نمىرساند كه در صف بعد بايستد، و اگر در صف اول جاى خالى وجود داشت، زيانى به شما نمىرساند كه به سمت راست يا چپ حركت نموده- اگر جاى خالى كمى اين طرف يا آن طرف بود- و آن جاى خالى را پر كنيد. (1)1
و بالا خره رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
اگر مردم پاداش آنچه مربوط به اذان و صف اول نماز است را مىدانستند، نسبت به آن علاقمند گرديده، آهنگ آن مىكردند. (2)2
حال با توجه به آنچه كه از كلام معصومين عليهم السلام نقل شد، پيروان اهل بيت عصمت و طهارت بايد در نظم صفوف جماعت تلاش نموده، به موقع در مساجد حاضر شوند و آنگاه كه صفوف نماز جماعت تشكيل شد و جايى براى نشستن نبود، از آزار رساندن به مسلمانان و از روى دوش آنان عبور كردن خوددارى كنند و هر كجا كه جاى خالى وجود داشت همان جا بنشينند.
حاجيان در حرمين شريفين تلاش كنند رو به قبله بنشينند، به خصوص زمانى كه در مسجد الحرام و يا در مسجد النبى حضور دارند، اين عمل پيروى از سنت رسول خدا صلى الله عليه و آله است و پاداش دارد.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در حديثى فرمود:
براى هر چيزى شرف و حرمتى است و شريفترين مكانِ نشستن، جايى است كه رو به قبله باشد. (1)1
امام صادق عليه السلام فرمود:
رسول خدا صلى الله عليه و آله بيشتر اوقات رو به قبله مىنشست. (2)2
متأسفانه گاهى مشاهده مىشود كه حاجيان در مسجد الحرام پشت به كعبه نشسته و با دوستان خود گفتگو مىكنند، اين نه تنها خلاف سنت رسول خدا صلى الله عليه و آله است بلكه حاجيان را از ثواب نگاه به كعبه نيز محروم مىكند.
در بيشتر اوقات سال، به خصوص فصل تابستان، هواى مكه و مدينه گرم است از اين رو، شايسته است حاجيان هنگام شركت در نمازهاى جماعت و يا در جلسات آموزشى كمى با فاصله بنشينند تا همسفران خود و يا ديگر مسلمانان از تنگى جا اذيت نشوند.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده:
براى آنان كه در تابستان دور هم مىنشينند، شايسته است كه هنگام نشستن، ميان هر دو نفر به اندازه استخوان ذراعى فاصله باشد تا در نتيجه از نزديكى به يكديگر در گرما به مشقت نيفتند. (1)1
يكى از نكات مهم و قابل توجّه حاجيان اين است كه در سفر حج بايد از اسراف و تبذير خوددارى كنند.
گاهى اوقات حاجيان بيش از نياز و مصرف خود، غذا و نوشابه و آب ميوه را داخل اتاق برده و در نتيجه به دليل ماندن و مصرف نكردن فاسد شده، آنها را دور مىريزند و يا هنگام خروج از اتاق، كولر و چراغها را
1) - كافى، ج 2، ص 662
روشن مىگذارند و از اتاق خارج مىشوند.
قرآن خطاب به مؤمنان مىفرمايد:
كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ (1)1
و بخوريد و بياشاميد ولى اسراف نكنيد، همانا خداوند اسراف كنندگان را دوست نمىدارد.
و در آيه ديگر مىفرمايد:
وَ أَنَّ الْمُسْرِفِينَ هُمْ أَصْحابُ النَّارِ. (2)2
و همانا اسراف كنندگان ياران آتشاند.
على عليه السلام فرمود:
اسراف موجب هلاكت و نابودى، و ميانه روى مايه زيادى ثروت است. (3)3
امام سجاد عليه السلام در دعاى بيستم صحيفه سجاديه، از خداوند مىخواهد:
بار خدايا! مرا از زياده روى و اسراف باز دار و روزيم را از نابودى نگاهدار و ثروتم را
با دادن بركت به آن، زياد گردان و راه مصرفآن را در كارهاى خير به من بنمايان. (1)1
على عليه السلام در روايتى اسراف را اينچنين معرفى كرده و فرمودهاند:
خرج كردن دارايى در مسير نادرست، زياده روى و اسراف است. (2)2
بنابراين، هزينه كردن مال در كارهاى غير ضرورى و خريد كالاهايى كه خيلى به آن نياز ندارد و نيز خريد كالاهاى تزيينى و تجمّلى را مىتوان از موارد اسراف شمرد.
در حديث ديگرى رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
اين كه هرچه دلت بخواهد بخورى، خود نوعى اسراف است. (3)3
در حديث ديگرى امام صادق عليه السلام دور ريختنِ مانده غذا در ظرف (چه آب و چه غذا و استفاده از لباس بيرون در خانه را) از موارد اسراف دانستهاند. (4)4
و در حديثى ديگر امام صادق عليه السلام در بيان معناى آيه وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذيراً فرمود:
هر كس چيزى در راهى غير از اطاعت خدا انفاق كند، او ولخرج است و هر كس در راه خير انفاق نمايد، صرفه جو و ميانهرو است. (1)1
مُعَمَّرِ بن خِلَّاد گويد:
از امام رضا عليه السلام شنيدم كه مىفرمود:
كسى كه در منزل غذا مىخورد و چيزى از غذا [در سفره ريخته و باقى مانده، آن را بخورد و كسى كه در صحرا و خارج منزل غذا مىخورد، [باقيمانده غذا را] براى پرندگان و حيوانات وحشى بگذارد. (2)2
يكى از نكات مهم و قابل توجه در سفر حج اين است كه به دليل فراهم بودن امكانات و تغذيه مناسب، برخى افراد بيش از ظرفيت مورد نياز بدن، اقدام به
خوردن غذا و نوشيدنىها مىكنند و در نتيجه به دليل پر شدن شكم و غلبه خواب بر آنها، از فيض حضور بيشتر در حرمين شريفين و به خصوص بهرهگيرى از سحرهاى مكه و مدينه محروم مىشوند، از اين رو كسانى كه طالب صفاى روح و حضور زيادتر در مسجد الحرام و مسجد النبى صلى الله عليه و آله و بهرهگيرى افزونتر معنوى از اين سفر عظيم الهى هستند، بايد از غذاى كمترى استفاده كنند و به اندازه ضرورت بخوابند و استراحت كنند.
على عليه السلام فرمود:
هرگاه خداوند خوبى بندهاش را اراده كند، كم گويى، كم خورى و كم خوابى را به او الهام و نصيب گرداند. (1)1
در حديث ديگرى رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
با خوردن و آشاميدن فراوان، دلها را نميرانيد، پس همانا قلب [بر اثر پرخورى مىميرد، مانند زراعتى كه به آن زياد آب داده شود. (2)2
حضرت مسيح عليه السلام به پيروان خود مىفرمود:
اى بنى اسرائيل، غذا زياد نخوريد؛ زيرا هر كه فراوان غذا بخورد زياد مىخوابد و هر كس زياد بخوابد كمتر نماز گزارد و هر كه كمتر نماز بخواند نامش در شمار غافلان ثبت گردد. (1)1
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
از پرخورى پرهيز كنيد؛ زيرا مايه بيمارى و تباهى بدن گردد و انسان را در عبادت تنبل و سست گرداند. (2)2
و باز در جاى ديگر فرمود:
نزد خداوند چيزى منفورتر از معده پر نيست. (3)3
امام صادق عليه السلام نقل كردهاند كه يحياى پيامبر عليه السلام، روزى با ابليس برخورد كرد و به وى فرمود:
اين آويزها چيست كه همراه دارى؟
ابليس گفت:
اينها شهوات و تمايلاتى است كه فرزندان آدم گرفتار آن شدهاند.
يحيى گفت:
آيا چيزى از آنها براى من هست؟
ابليس پاسخ داد:
چه بسا برخى اوقات كه از خوردن غذا سير شوى، تو را از نماز و ياد خدا باز مىداريم.
يحيى فرمود:
با خدا عهد مىكنم كه هرگز معده خود را از غذا پر نكنم.
ابليس نيز گفت:
... للَّهِ عَلَيَّ أَنْ لا أَنْصَحَ مُسْلِماً أبَداً (1)1
با خداوند پيمان مىبندم كه هرگز، از اين پس مسلمانى را اندرز ندهم ...
مسواك دندانها مستحب مؤكد است و در روايات به مؤمنان سفارش شده تا با هر وضويى دندانها را مسواك كنند.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
وضو نيم يا پارهاى از ايمان و مسواك زدن
1) - وسائل الشيعه، ج 24، ص 241
نيمى يا پارهاى از وضو است. (1)1
امام صادق عليه السلام فرمود:
مِنْ اخْلاقِ الأَنْبِياءِ السِّواكِ. (2)2
مسواك زدن از اخلاق پيامبران است.
به ويژه كسانى كه در حرمين شريفين اقدام به خواندن قرآن مىكنند، شايسته است پيش از آن، دهان را مسواك كنند.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
دهانهاى خود را با مسواك زدن خوشبو كنيد؛ زيرا دهانها گذرگاههاى قرآن است. (3)3
امام صادق عليه السلام براى مسواك، دوازده ويژگى برشمردهاند:
1- از سنت رسولخدا صلى الله عليه و آله است 2- دهان را تميز مىكند 3- نور چشم را زياد مىكند 4- خداوند را خشنود مىسازد 5- دندانها را سفيد مىكند 6- پوسيدگى دندانها را از ميان مىبرد 7- لثه را قوى و محكم مىكند 8- اشتهاى به غذا را زياد مىكند 9- بلغم
را از بين مىبرد 10- حافظه را زياد مىكند 11- حسنات انسان را مضاعف مىسازد 12- با مسواك زدن فرشتگان خوشحال مىشوند. (1)1
حال با توجه به ويژگىهاى فوق و سفارشهاى پيامبر صلى الله عليه و آله و ائمه معصومين عليهم السلام و به خصوص از آنجا كه سفر حج يك سفر جمعى است و حاجيان در طول شبانه روز، علاوه بر همسفران، در مساجد نيز با ديگر مسلمانان جهان از نزديك ارتباط دارند، لذا شايسته است كه با مسواك زدن دهان خود را خوشبو سازند.
رعايت امورى كه تأمين كننده سلامتى انسان در سفر حج مىباشد، بسيار ضرورى و لازم است؛ چرا كه ممكن است با اندك غفلتى، حاجى گرفتار بيمارى شده و چند روزى از فيض حضور در حرم محروم بماند. از اين رو، توجّه زائران را به چند نكته مهم بهداشتى از زبان معصومين عليهم السلام جلب مىنمايم:
1- امام باقر عليه السلام فرمود:
هر كه مىخواهد غذا به او ضرر نرساند، بايد تا گرسنه نشده و معده وى خالى
1) - خصال، ص 481
نگشته، غذا نخورد، پس هنگام خوردن غذا ابتدا نام خدا را بر زبان جارى كند و بايد غذا را خوب بجود و تا اشتها دارد از خوردن غذا دست بكشد. (1)1
امام صادق عليه السلام فرمود:
هر كس پيش و پس از غذا خوردن، دستهاى خود را بشويد، در آغاز و پايان آن غذا به او بركت داده شود و تا زنده است در گشايش به سر برده و از بيمارى جسمانى مصون ماند. (2)2
3- على عليه السلام فرمود:
غذا را با خوردن [كمى نمك آغاز كنيد ... (3)3
4- در روايات از خوردن غذاى داغ و فوت كردن غذامردم را نهىكردهاند، بنابرايناينبا كمى تأمل و پس از ملايم شدن حرارت غذا، اقدام به خوردن آن كنيد.
روزى براى رسول خدا صلى الله عليه و آله غذاى داغ و سوزان آوردند، حضرت فرمود:
بگذاريد تا خنك شود، خداوند نخواسته آتش به ما بخوراند و بركت در [غذاى خنك است. (1)1
حاجى در ميقات با لبيك گويى حضور خود در محضر حق را اعلام و به خداوند پاسخ مثبت مىدهد، بر اين اساس بر حاجى لازم است ادب را در گفتگو با خداوند مراعات نمايد، برخى آداب لبيك عبارتند از:
1- خشوع
سفيان بن عيينه گويد:
امام زين العابدين عليه السلام در سفر حج، زمانى كه احرام بست و بر مركب قرار گرفت، رنگش زرد شده و لرزه بر اندام آن حضرت افتاد، كسى به آن حضرت گفت: آيا لبيك نمىگوييد؟
فرمود: مىترسم بگويم و خداوند در پاسخ من بگويد: لا لَبَّيْكَ وَلا سَعْدَيْك پس زمانى كه آن حضرت لبيك گفت، بيهوش شد و از مركب فرو افتاد و تا پايان انجام مناسك حج اين حالت به آن حضرت دست مىداد. (2)2
2- تكرار لبّيك
امام صادق عليه السلام فرمود:
هر گاه از مسجد شجره محرم شدى، اگر پيادهاى، از همانجا كه در مسجد قرار دارى تلبيه بگو و سپس اين چنين بگو:
لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ لا شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ ذَا الْمَعَارِجِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ بِحَجَّةٍ تَمَامُهَا عَلَيْكَ. (1)1
و هرگاه بر مركب سوار، يا از آن پياده شدى، به دشتى سرازير و يا بر تپهاى بالا رفتى و يا با سوارى برخورد كردى، و نيز هنگام سحر، با صداى بلند لبّيك بگو. (2)2
3- بلند گفتن لبيك براى مردان
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: جبرئيل بر من نازل شد و گفت:
همانا خداوند- عزّوجلّ- به تو فرمان مىدهد
كه ياران و پيروانت امر كنى صدايشان را هنگام گفتن تلبيه بلند كنند؛ چرا كه تلبيه شعار حج است. (1)1
لازم به تذكر است كه بلند لبيك گفتن، اختصاص به مردان دارد و بر زنان مستحب نيست.
امام صادق عليه السلام فرمودند:
لَيْسَ عَلَى النِّسَاءِ جَهْرٌ بِالتَّلْبِيَةِ. (2)2
بلند گفتن تلبيه بر زنان لازم نيست.
4- قطع لبيك با ديدن خانههاى مكه
امام صادق عليه السلام فرمود:
آنكه حج تمتع به جا مىآورد، هنگامى كه نگاهش به خانههاى مكه افتاد، لبيك گفتن را قطع كند. (3)3
در روايات براى ورود به مكه، آدابى ويژه بيان شده است كه به برخى از آنها اشاره مىكنيم:
1- هنگام ورود به مكه بايد با احرام داخل شود.
2- براى ورود به مكه غسل كند. (1)1
رسول خدا صلى الله عليه و آله خود هنگام ورود به مكه در منطقه فخ غسل كرد و سپس وارد مكه شد. (2)2
حلبى از اصحاب امام صادق عليه السلام گويد:
آن حضرت به ما دستور داد پيش از ورود به مكه در منطقه فخ غسل كنيم. (3)3
راه حل ديگرى نيز امام صادق عليه السلام ارائه دادهاند و آن اينكه كسانى كه در ميان راه موفّق به انجام غسل نمىشوند، مىتوانند از آن بهره گرفته، ثواب غسل كردن را ببرند. آن حضرت فرمود: هرگاه به حرم رسيدى انشاء اللَّه، موقع ورود به حرم غسل كن و اگر جلوتر رفتى در منطقه بئرميمون يا فخ و [اگر ميسّر نشد] در منزل خود در مكه غسل كن.
جبرئيل امين، هنگام حج گزارى حضرت ابراهيم عليه السلام و در حالى كه اسماعيل نيز همراه او بود وقتى به حرم رسيدند، خطاب به آن دو گفت:
فرود آييد و پيش از دخول به حرم غسل
كنيد، آنها نيز فرود آمدند و غسل كردند! (1)1
3- متواضع و فروتن باشد.
معاويهبن عمار مىگويد: امام صادق عليه السلام فرمود:
هر كس به آرامى و همراه با آرامش وارد مكه شود، خداوند گناه او را ببخشايد.
پرسيدم چگونه با سكينه و آرامش وارد شود؟
حضرت پاسخ داد: بدون تكبر و غرور داخل گردد. (2)2
پس از آن كه حاجى وارد مكه شد، براى آنكه بتواند مناسك و اعمال خود را به خوبى و با كمال توجه و با حال خضوع و خشوع انجام دهد، بهتر آن است كه ابتدا به محل استقرار خود رفته، وسايل و اسباب سفر را مستقر و پس از رفع خستگى غسل كند، سپس وضو بگيرد و به طرف مسجد الحرام حركت كند.
امام صادق عليه السلام در اين زمينه فرمود:
هر گاه حاجى يا عمرهگزار به مكه وارد شد، ابتدا وسايل خود را مستقر سازد سپس آهنگ
مسجد الحرام كند. (1)1
عمران حلبى مىگويد: از امام صادق عليه السلام پرسيدم آيا زنان هنگام رفتن كنار كعبه غسل كنند؟
حضرت فرمود: آرى، همانا خداوند متعال مىفرمايد:
أَنْ طَهِّرا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْعاكِفِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ. (2)2
خانهام را براى طواف كنندگان، عبادت كنندگان و راكعان و ساجدان پاك سازيد.
و سزاوار است كه بنده، جز با طهارت وارد خانه خدا نشود و (پيش از ورود) آلودگىها را شسته و پاك شده باشد. (3)3
مستحب است حاجى هنگام ورود به مسجد الحرام، از باب بنى شيبه وارد شود. اين باب پيشتر كنار مقام ابراهيم قرار داشته كه در تصاوير قديمى مسجد الحرام مشخص است ليكن هم اكنون نشانى از آن باقى نمانده است.
دليل اين عمل مستحبى را امام صادق عليه السلام اينچنين بيان فرمودهاند:
بت هُبَل را كه امير مؤمنان، على عليه السلام هنگام بالا رفتن بر دوش رسول خدا صلى الله عليه و آله از بام كعبه به زمين انداخت، در باب بنى شيبه دفن كردند و از اين رو، ورود به مسجد الحرم از اين در سنت شد. (1)1
مرحوم شهيد در شرح لمعه با بيان اينكه مستحب است حاجى از باب بنىشيبه وارد شود، فرمودهاند:
ليَطَأَ هُبَلْ؛ تا بُت هُبل را پايمال كند. (2)2
هُبل بزرگترين بُتى بوده كه اعراب جاهلى آن را مىپرستيدند. (3)3
معناى اين سخن آن است كه هر حاجى هنگام ورود به مسجد الحرام بايد بتها را زير پا گذاشته و سپس وارد شود.
امام باقر عليه السلام فرمود:
هر گاه به مسجد الحرام وارد شدى و مقابل حجر الاسود رسيدى، بگو:
أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ آمَنْتُ بِاللَّهِ وَ كَفَرْتُ بِالطَّاغُوتِ وَ بِاللّاتِ وَالْعُزَّى وَ بِعِبَادَةِ الشَّيْطَانِ وَ بِعِبَادَةِ كُلِّ نِدٍّ يُدْعَى مِنْ دُونِ اللَّهِ. (1)1
شهادت مىدهم كه جز خداوند يكتا معبودى وجود ندارد و شهادت مىدهم كه محمد صلى الله عليه و آله بنده و رسول خدا است، به خدا ايمان آوردم و به طاغوت ولات و عُزَّى و پرستش شيطان و هر كه جز خدا پرستش شود كفر ورزيدم.
سپس به حجر الأسود نزديك و (اگر امكان استلام حجر الأسود به راحتى وجودداشت) آن را با دست راست لمس كن و بگو:
بِسْمِ اللَّهِ وَاللَّهُ أَكْبَرُ، اللَّهُمَّ أَمَانَتِي أَدَّيْتُهَا وَ مِيثَاقِي تَعَاهَدْتُهُ لِتَشْهَدَ عِنْدَكَ لِي بِالْمُوَافَاةِ. (2)2
به نام خدا، وخداوند بزرگتر از آن است كه به وصف درآيد، بار خدايا! اين امانت من است كه آن را ادا نمودم و پيمان من است كه
به آن وفا نمودم، براى آن كه نزد تو شهادت دهد كه من به پيمان خود وفا دارم.
معاويةبن عمار نيز از امام صادق عليه السلام نقل كرده كه:
هنگام ورود به مسجد الحرام، با پاى برهنه و با آرامش و وقار و خشوع داخل شو.
همچنين فرمود:
كسى كه با خشوع وارد مسجد الحرام شود، خداوند اگر بخواهد او را مىآمرزد.
از آن حضرت پرسيدم: خشوع چيست؟
فرمود:
آرامش قلب. با تكبر و خود بزرگ بينى وارد مشو، پس هر گاه به در مسجدرسيدى بايست و بگو:
السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبِيُّ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ، السَّلامُ عَلَى أَنْبِيَاءِ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ السَّلامُ عَلَى إِبْرَاهِيمَ خَلِيلِ الرَّحْمَنِ، السَّلامُ عَلَى الْمُرْسَلِينَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ. (1)1
سلام و درود و رحمت خدا بر تو اى پيامبر.
به نام خدا و به يارى خدا و از خدا و آنچه خدا بخواهد. و درود و سلام بر پيامبران و
1) - كافى، ج 4، ص 402
رسولان خدا، سلام بر رسول خدا، سلام بر ابراهيم وحمد و سپاس مخصوص خداوند جهانيان است.
و پس از آنكه داخل مسجد شدى دو دست خود را بالا بياور و رو به كعبه كن و بگو:
اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ فِي مَقَامِي هَذَا، فِي أَوَّلِ مَنَاسِكِي، أَنْ تَقْبَلَ تَوْبَتِي وَ أَنْ تَجَاوَزَ عَنْ خَطِيئَتِي وَ تَضَعَ عَنِّي وِزْرِي، الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي بَلَّغَنِي بَيْتَهُ الْحَرَامَ، اللَّهُمَّ إِنِّي أَشْهَدُ أَنَّ هَذَا بَيْتُكَ الْحَرَامُ، الَّذِي جَعَلْتَهُ مَثَابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً مُبَارَكاً وَ هُدًى لِلْعَالَمِينَ، اللَّهُمَّ إِنِّي عَبْدُكَ وَ الْبَلَدُ بَلَدُكَ وَ الْبَيْتُ بَيْتُكَ، جِئْتُ أَطْلُبُ رَحْمَتَكَ وَ أَؤُمُّ طَاعَتَكَ، مُطِيعاً لِأَمْرِكَ، رَاضِياً بِقَدَرِكَ، أَسْأَلُكَ مَسْأَلَةَ الْمُضْطَرِّ إِلَيْكَ الْخَائِفِ لِعُقُوبَتِكَ، اللَّهُمَّ افْتَحْ لِي أَبْوَابَ رَحْمَتِكَ وَ اسْتَعْمِلْنِي بِطَاعَتِكَ وَمَرْضَاتِكَ. (1)1
بار خدايا! همانا من در اين مكان و در آغاز
1) - كافى، ج 4، ص 401
مناسك خود، از تو مىخواهم توبه مرا بپذيرى و از خطاهايم درگذرى و بار گناهم را فرو نهى و سپاس خداوندى را كه مرا به بيت حرام خود رساند، بار خدايا! شهادت مىدهم كه اين خانه، خانه حرام تو است، كه آن را محل اجتماع مردم و مركزى امن و هدايتگر جهانيان قرار دادى.
بار خدايا! من بنده تو هستم، شهر، شهرتو و خانه، خانه تو است، تو را اراده كردهام، به سوى تو آمدهام و رحمت تو را مىطلبم و طاعت تو را اراده كردهام، فرمانبردار امر تو هستم و راضى به تقدير تو و از تو درخواست مىكنم درخواست بيچاره مضطرى كه ازعقوبت تو در هراس است.
بار خدايا! درهاى رحمتت را به سوى من بگشاى و مرا در مسير بندگى خود و آنچه موجب خشنودى تو است به كار گير.
اگر حاجيان با رعايت اين آداب وارد مسجد الحرام شوند و در انجام مناسك خود، عبوديت خدا را تمرين و عاشقانه اعمال حج را انجام دهند، به يقين تأثير شگرفى در آنان ايجاد واز ثمرات حج بهرهمند خواهند شد.
طواف خانه خدا يكى از زيباترين و شكوهمندترين صحنههاى عرفانى حج است، حاجى در طواف فرشته صفت گشته، از گناه پاك مىشود، طواف گزار درحال طواف از ديگران بريده، به خدا پيوند مىخورد و براى آن كه بتواند از بركات معنوى طواف بهره گيرد، چند چيز را سزاوار است مراعات كند:
1- توجّه به خداوند
در حال طواف، باتمام وجود متوجه خدا باشد و جز به خير و نيكى سخن نگويد.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
طواف خانه كعبه نماز است، جز اينكه خداوند سخن گفتن به هنگام طواف را جايز شمرده است، پس كسى كه سخن مىگويد، جز خير و نيكى سخن نگويد. (1)1
2- متعادل راه برود
درطواف براى آن كه ديگر مسلمانان طواف كننده آزار نبينند، سزاوار است حاجيان آرام و متعادل حركت كنند.
1) - الحج فى الكتاب و السنه، ص 191، ح 491
عبدالرحمنبن سيّابه گويد:
از امام صادق عليه السلام درمورد طواف پرسيدم كه آيا تند بروم يا آهسته؟
حضرت فرمود: راه رفتنى ميانه. (1)1
3- طواف نكردن در حال خستگى
امام صادق عليه السلام فرمود:
دَعِ الطَّواف وَ انْتَ تَشْتَهِيهِ. (2)2
طواف را رها كن در حالى كه هنوز مايل به ادامه دادن آن هستى.
در روايات به حاجيان توصيه شده است تا هنگام شلوغى جمعيت، محل طواف را به كسانى كه طواف واجب دارند واگذار واز طواف مستحبى خوددارى كنند.
امام صادق عليه السلام فرمود:
اولين چيزى كه امام عصر- عجل اللَّه تعالى فرجه الشريف- از عدالت خودآشكار مىكند اين است كه سخنگوى آن حضرت اعلام
مىدارد؛ تا آنها كه طواف مستحبى انجام مىدهند، محل طواف وحجر الأسود را به كسانى كه طواف واجب دارند واگذار كنند. (1)1
همچنين هنگام استلام حجر الاسود، اگر ازدحام جمعيت است، تكبير گفته و صلوات فرستاده (و سپس از مقابل آن بگذرند.)
يعقوببن شعيب نيز گويد:
هر گاه امام صادق عليه السلام كنار حجر الأسود مىآمد مىفرمود:
اللَّهُ أَكْبَرُ، السَّلامُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ. (2)2
همچنين امام صادق عليه السلام به سيف تمار فرمود:
اگر حجر الأسود خلوت است آن را لمس كن و گرنه از دور سلام بده (و بگذر). (3)3
امام صادق عليه السلام در رابطه با ادب حاجى در سعى بين صفا و مروه چنين فرمود:
سپس از مسجدالحرام به سوى صفا بيرون رو ...، و
بر تو به آرامش و وقار، آنگاه از صفا بالا رو تا نگاهت به كعبه افتد و ركنى كه در آن حجرالاسود قرار دارد روبروى تو قرارگيرد، سپس حمد و ثناى الهى بهجاى آر، و نعمتها و نيكىهاى خداوند را به مقدارى كه در توان دارى ياد كن، پس از آن هفت مرتبه اللَّهُ اكْبَر، و الْحُمْدُ للَّهِ، و لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ بگو و سه مرتبه بگو:
لا الهَ الّا اللَّهُ، وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ، لَهُ المُلكُ وَ لَهُ الحَمْدُ، يُحْيي ويُميتُ وَ هُوَ حَيٌّ لا يَمُوتُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَىٍ قَدِير.
سپس بر رسول خدا صلى الله عليه و آله درود فرست و سه مرتبه بگو:
اللَّهُ أَكْبَرُ عَلَى مَا هَدَانَا، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى مَا أَوْلانَا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الْحَيِّ الْقَيُّومِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الْحَيِّ الدَّائِمِ. (1)1
سپس از آن سه مرتبه بگو:
اشْهَدُ أنْ لا الهَ الّا اللَّهُ، وَاشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، لا نَعْبُدُ إلّاايّاهُ، مُخْلِصِينَ لَهُ الدّينِ وَلَوْ كَرِهَ المُشْرِكُونَ.
1) - كافى، ج 4، ص 431
سپس سه مرتبه بگو:
اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ الْعَفْوَ وَ الْعَافِيَةَ وَ الْيَقِينَ فِي الدُّنْيَا وَ الآخِرَةِ.
و سه بار بگو:
اللَّهُمَّ آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَ فِي الآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنَا عَذَابَ النَّارِ.
آنگاه صد بار اللَّهُ اكْبَرُ و لا الهَ الّا اللَّهُ و الْحَمْدُ للَّهِ و سُبْحانَ اللَّه بگو و پس از آن اين دعا را بخوان:
لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ أَنْجَزَ وَعْدَهُ وَ نَصَرَ عَبْدَهُ وَ غَلَبَ الْأَحْزَابَ وَحْدَهُ فَلَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ، وَحْدَهُ وَحْدَهُ، اللَّهُمَّ بَارِكْ لِي فِي الْمَوْتِ وَ فِي مَا بَعْدَ الْمَوْتِ، اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ ظُلْمَةِ الْقَبْرِ وَ وَحْشَتِهِ، اللَّهُمَّ أَظِلَّنِي فِي ظِلِّ عَرْشِكَ يَوْمَ لا ظِلَّ إِلَّا ظِلُّكَ.
آنگاه دين و خود و خانوادهات را به خدا بسپار و بگو:
أَسْتَوْدِعُ اللَّهَ الرَّحْمَنَ الرَّحِيمَ الَّذِي لا يَضِيعُ
وَدَائِعُهُ نَفْسِي وَ دِينِي وَ أَهْلِي اللَّهُمَّ اسْتَعْمِلْنِي عَلَى كِتَابِكَ وَ سُنَّةِ نَبِيِّكَ وَ تَوَفَّنِي عَلَى مِلَّتِهِ وَ أَعِذْنِي مِنَ الْفِتْنَةِ.
پس از آن سه مرتبه تكبير بگو و بار ديگر سه مرتبه دعا را بخوان و يك بار ديگر تكبير بگو و اگر همه آن را نتوانى بخوانى، بخشى از آنها را بگو. (1)1
شايسته است حاجيان در مكه مكرمه و مدينه منوَّره به نماز توجه ويژه داشته باشند و سعى كنند زياد نماز بخوانند وبا خدا رابطه برقرار كنند.
ابراهيمبن شيبه گويد:
به امام باقر عليه السلام نامهاى نوشته و از تمام بودن نماز در حرمين سؤال كردم، حضرت در پاسخ مرقوم فرمودند:
رسول خدا صلى الله عليه و آله هميشه زياد نماز خواندن در حرمين را دوست مىداشت، بنابراين در آن جا زياد نماز بخوان و همچنين آن را تمام به جاى آر. (2)2
در حديثى ديگر امام سجاد عليه السلام فرمودهاند:
كسى كه در مكه هفتاد ركعت نماز به جا آورد و در
هر ركعت سورههاى قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ و إِنَّا أَنزَلْنَاهُ ... و آيه سخره (يعنى آيه 54 اعراف: إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثاً وَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَ النُّجُومَ مُسَخَّراتٍ بِأَمْرِهِ أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ اْلأَمْرُ تَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ و آية الكرسى را بخواند جزبه شهادت نخواهد مرد. (1)1
در حديث ديگرى امام صادق عليه السلام فرمودند:
در اين مسجد (مسجد الحرام) نماز و دعابخوانيد، آگاه باشيد كه براى هربنده رزقى است كه به سوى او هدايت خواهد شد. (2)2
معناى اين حديث آن است كه در مكه خيلى به دنبال كسب و درآمد نرويد و بيشتر در پى نماز و دعا و عبادت باشيد و بدانيد كه روزى شما تأمين شده است.
احمدبن محمدبن ابى نصر گويد: از حضرت رضا عليه السلام پرسيدم: اگر مردى در مكه درخانهاش نماز را به جماعت بخواند افضل است يا آن كه به تنهايى در مسجدالحرام؟
حضرت فرمود: به تنهايى (در مسجد الحرام). (3)3
قرآن كريم يكى از دو امانت پيغمبر صلى الله عليه و آله و وسيله هدايت جهانيان و مكه و مدينه نيز محل نزول آن است.
بنابراين، سزاوار است حجاج بيت اللَّه الحرام در حرمين شريفين توجه ويژه به قرآن نموده، آن را زياد تلاوت كنند و با فرشته وحى هم نوا شوند.
امام زين العابدين عليه السلام به كسانى كه د رمكه موفق به ختم قرآن شوند، بشارت بهشت داده است. آن حضرت درحديثى فرمود:
كسى كه در مكه قرآن را ختم كند نمىميرد مگر آن كه رسول خدا صلى الله عليه و آله را مىبيند و جايگاه خود در بهشت را مشاهده مىكند. (1)1
در حديث ديگرى امام باقر عليه السلام فرمود:
كسى كه در مكه از جمعه تا جمعه يا كمتر و بيشتر از آن، قرآن را ختم كند و روزِ ختم قرآن وى جمعه باشد، پاداش وحسنات مربوط به اوّلين جمعهاى كه در دنيا بوده تا آخرين جمعهاى كه در دنياخواهد بود براى او
1) - من لايحضره الفقيه، ج 2، ص 227
نوشته شود. و اگر در روزهاى ديگر نيز ختم كند اين چنين پاداش خواهد داشت. (1)1
عربها را رسم بر اين بوده كه هنگام نشستن، دستها را گرد زانو حلقه زده و بر نشيمن گاه خود مىنشستند و يا آن كه زانوهاى خود را به طرف سينه جمع نموده، آنگاه با پارچهاى آنها را به پشت خود مىبستند و به چنين نشستنى احْتِباء گفته مىشد.
در لغت فارسى نزديكترين كلمه به اين نوع از نشستن، چمباتمه است.
امام صادق عليه السلام از اين گونه نشستن دربرابر كعبه منع فرموده است. (2)2
با توجه به معنوى بودن سفر حج و برقرارى امنيت همه جانبه در محدوده حرم، شايسته است حاجيان درحرم الهى ارزشهاى اخلاقى اسلام را به طور كامل رعايت كنند.
سماعةبن مهران مىگويد:
از امام صادق عليه السلام پرسيدم، از مردى كه به من بدهى
مالى دارد و مدتى از من پنهان بوده (و او را نمىيافتم) تا آن كه او را در حال طواف مشاهده كردم آيا مال خود را از او بخواهم؟
حضرت فرمود: نه (حتى) به او سلام نكن و او را هراسان نساز، تا آن كه از حرم بيرون رود. (1)1
اين روايت نشان مىدهد كه در سفر حج، و به خصوص مكه مكرمه، همه بايد تمرين كنند، تا ارزشهاى اخلاقى اسلام را حفظ و به نمايش بگذارند.
سزاوار است حاجى روزهايى كه درمكه حضور دارد، در اوقات مناسب به نيابت از پيامبر صلى الله عليه و آله و ائمه معصومين عليهم السلام و فاطمه اطهر عليها السلام طواف انجام دهد.
موسىبن قاسم گويد: به امام جواد عليه السلام عرض كردم:
تصميم دارم به نيابت شما و پدرتان طواف كنم ليكن به من گفته شده كه نمىتوان به نيابت از اوصيا طواف انجام داد.
امام جواد عليه السلام فرمود:
چرا (مىتوان انجام داد) و هر مقدار براى تو امكان دارد طواف كن كه اين كار جايز است.
موسىبن قاسم گويد: پس از سه سال به حضور آن
1) - كافى، ج 4، ص 241
حضرت شرفياب شده، عرض كردم:
من پيشتر از شما اجازه گرفتم تا به نيابت از شما و پدرتان طواف كنم، شما به من اجازه داديد و من نيز به نيابت ازشما وپدرتان زياد طواف كردم. سپس چيزى در قلب من گذشت و به آن عمل كردم.
حضرت فرمود: چه بود؟
گفتم:
يك روز به نيابت از رسول خدا صلى الله عليه و آله طواف كردم.
امام جواد عليه السلام سه مرتبه فرمود: درود خدا بر رسول خدا.
سپس روز دوم به نيابت امير مؤمنان عليه السلام روز سوم به نيابت از امام حسن عليه السلام. روز چهارم به نيابت از حسينبن على عليهما السلام. روز پنجم به نيابت از علىبن الحسين عليهما السلام، روز ششم به نيابت از ابوجعفر محمدبن على (الباقر) عليهم السلام، روز هفتم به نيابت از جعفربن محمد (الصادق) عليهما السلام، روز هشتم به نيابت از پدرت (جد شما) موسىبن جعفر عليهما السلام، روز نهم به نيابت از پدرت على (بن موسى الرضا) عليهما السلام، و روز دهم به نيابت از شما اى آقاى من و اينها كسانى هستند كه به ولايتشان پايبندم.
آنگاه امام جواد عليه السلام فرمود:
در اين صورت به دينى اعتقاد دارى كه خداوند جز آن را از بندگانش نپذيرد.
گفتم:
گاهى نيز به نيابت از مادرت فاطمه عليها السلام طواف مىكردم.
امام جواد عليه السلام فرمود:
به نيابت از فاطمه عليها السلام زياد طواف كن و اين برترين كارى است كه انجام مىدهى، انشاء اللَّه. (1)1
مستحب است حاجى پس از آن كه مناسك حج خود را انجام داد، زودتر نزد خانواده خويش بازگردد، دليل آن را امام صادق عليه السلام اين گونه برشمردهاند:
إِذَا فَرَغْتَ مِنْ نُسُكِكَ فَارْجِعْ فَإِنَّهُ أَشْوَقُ لَكَ إِلَى الرُّجُوعِ. (2)2
هرگاه از اعمال حج فارغ شدى، بازگرد كه اين عمل شوق تو را براى بازگشت بيشتر مىكند.
اگر حاجى خود را با ماندن طولانى درمكه خسته كند و روحيه عبادت نداشته باشد، انگيزه آمدن مجدد در او كمرنگ مىشود، ليكن پيش از انجام مناسك حج، مردم نشاط بيشترى دارند و اگر كمى هم بيشتر
ماندند خيلى احساس خستگى نمىكنند.
امام صادق عليه السلام فرمود:
يك روز پيش از حج ماندن، بهتر از دو روز ماندن پس از حج است. (1)1
گفتنى است در برنامه ريزىهايى كه هم اكنون توسط مسؤولان حج در دست اجرااست، كم كردن مدت اقامت حاجيان در سفر حج است؛ به شكلى كه اگر كسانى تمايل داشته باشند، مدت كمترى را درسرزمين وحى به سر برند، مىتوانند از كاروانهاى ويژه استفاده نموده، زودتر مراجعت كنند و آنان نيز كه مشتاق ماندن بيشتر اند، روزهاى زيادترى را در دو شهر مكه و مدينه مىمانند.
براى خروج ازمكه نيز آدابى ذكر شده كه به برخى از آنها اشاره مىشود:
1- صدقه دادن
امام صادق عليه السلام فرمود:
هر گاه خواستى از مكه بيرون روى، يك
1) - من لايحضره الفقيه، ج 2، ص 525
درهم خرما خريده، آن را مشت مشت صدقه بده (يعنى اكتفا به دادن يك عدد خرما نكن و بيشتر بده)، پس اين صدقه، كفاره گناهان تو در حال احرام و مدت اقامت در مكه خواهد بود. (1)1
2- وداع با كعبه
امام صادق عليه السلام فرمود:
هر گاه تصميم گرفتى از مكه بيرون روى و نزد خانوادهات برگردى، هفت شوط طواف بگزار و با كعبه وداع كن و اگر بتوانى در هر شوط، حجر الأسود و ركن يمانى را استلام كنى، چنين كن و اگر نتوانستى تنها در آغاز و پايان هر طواف استلام كن، و اگر آن را هم نمىتوانى، مانعى ندارد (طواف خود را پايان ده و لزومى به استلام حجر نيست). (2)2
قاسمبن كعب گويد: امام صادق عليه السلام به من فرمود:
آيا پيوسته حج مىروى؟
گفتم: آرى.
فرمود: آخرين ديدار تو، با كعبه اين چنين باشد كه دست بر در كعبه بگذار و بگو:
الْمِسْكِينُ عَلَى بَابِكَ فَتَصَدَّقْ عَلَيْهِ بِالْجَنَّةِ. (1)1
بينوا بر درگاه تو است، پس بهشت را به او عطا فرما!
امام صادق عليه السلام وقتى مىخواست با خانه خدا وداع كند و از مسجد الحرام بيرون آيد، نزديك درِ مسجد، مدت زيادى به سجده مىافتاد و سپس برخاسته، از مسجد خارج مىشد. (2)2
ابراهيمبن ابى محمود نيز گويد:
امام كاظم عليه السلام را ديدم كه با كعبه وداع مىكرد، پس آن گاه كه خواست از در مسجد بيرون رود به سجده افتاد، سپس برخاست و رو به كعبه كرد و گفت:
اللَّهُمَّ إِنِّي أَنْقَلِبُ عَلَى أَلَّا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ. (3)3
بار خدايا! من برمىگردم و بر اين باورم كه جز تو معبودى نيست.
از برخى امامان ديگر نيز اين شيوه وداع با كعبه نقل شده است.
اعزام زائران ايرانى به حرمين شريفين، به گونهاى برنامه ريزى شده كه برخى از آنان مدينه قبل و برخى ديگر مدينه بعد هستند، از روايات اين گونه فهميده مىشود كه ابتدا به مكه رفتن و پس از انجام مناسك حج به مدينه آمدن افضل و ارجح است.
امام باقر عليه السلام فرمود:
تَمَامُ الْحَجِّ لِقَاءُ الْإِمَامِ. (1)1
تمام شدن حج و كمال آن به ديدار با امام است.
در حديث ديگرى امام صادق عليه السلام فرمود:
هر گاه يكى از شما حج انجام داد، حج خود را با زيارت ما به پايان برد؛ زيرا اين وسيله كمال و اتمام حج است. (2)2
سدير نيز گويد:
در حالى كه دست من در دست امام باقر عليه السلام بود، حضرت رو به كعبه كرد و فرمود:
اى سدير؛ مردم مأمور شدهاند تا نزد اين سنگها
آمده، آن را طواف كنند، سپس پيش ما آمده و دوستى و پيوند خودشان را به ما اعلام دارند. (1)1
دليل اين اقدام نيز در بيان امام باقر عليه السلام آمده است كه فرمود:
... وَأَنْ يَلْقُونا حَيْثُ كُنَّا، نَحْنُ الْأَدِلَّاءُ عَلَى اللَّهِ. (2)2
و اينكه هركجا كه هستيم نزد ما آيند، (زيرا) ما راهنمايان به سوى خداونديم.
يعنى حاجى در حج، از گناه پاك شده و از راه و رسم و اعمال غلط فاصله مىگيرد و در نتيجه براى آنكه بار ديگر گرفتار خطا نشود نيازمند الگوى مناسب است، اين الگو همان امامان و پيشوايان دينى هستند كه با مراجعه و تبعيت از آنها، انسان به خدا دست مىيابد و به هدف اصلى از خلقت نائل مىگردد.
در روايات، براى زيارت آدابى ذكر شده كه برخى از آنها مخصوص موارد خاصّى است، ليكن برخى از اين آداب كه تقريباً جنبه عمومى داشته و به نوعى، به
همه اماكن مقدسه و مشاهد مشرفه ارتباط پيدا مىكند عبارتنداز:
1- غسل كردن پيش از بيرون رفتن براى زيارت.
2- ترك كلام بيهوده و لغو و مخاصمه و مجادله در راه.
3- اگر چند امام را زيارت مىكند، براى زيارت هر امام يك غسل كند.
4- خواندن دعاى مأثور در وقت غسل كردن.
5- طاهر بودن، به اين معنى كه غسل واجبى به گردن نداشته و با وضو باشد.
6- پوشيدن جامههاى پاك و پاكيزه.
7- جامه سفيد پوشيدن.
8- لباس نو پوشيدن.
9- هنگام رفتن به زيارت گامها را كوتاه برداشتن و به آرامى و با وقار حركت كردن.
10- عطر زدن و خود را خوشبو كردن (غير از زيارت كربلا).
11- هنگام رفتن به زيارت، ذكر اللَّهُ أَكْبَر، الْحَمْدُ للَّهِ، سُبحانَ اللَّهِ و لا الهَ الَّا اللَّهُ گفتن و صلوات فرستان بر پيغمبر و آل او.
12- بر در حرم ايستادن و اذن دخول خواندن به كلمات مأثوره.
13- تلاش درجهت تحصيل رقّت قلب، سوزش دل و خضوع.
14- سجده براى خداوند به منظور تشكر از اين نعمت الهى.
15- مقدّم داشتن پاى راست هنگام ورود، و پاى چپ هنگام خروج.
16- ايستادن در وقت زيارت، اگر عذرى ندارد.
17- سر به زير انداختن و به بالا و طرف راست و چپ توجه نكردن.
18- خواندن زيارتهاى مأثوره و ترك زيارتهاى مخترعه.
19- خواندن نماز زيارت كه اقلّ آن دو ركعت است.
20- خواندن دعاهاى وارده، بعد از نماز و زيارت.
21- خواندن مقدارى از قرآن و هديه كردن به روح مقدس صاحب آن مرقد شريف.
22- نماز واجب را بر نماز زيارت مقدم داشتن و اگر مشغول زيارت بود و قَدْ قامَتِ الصَّلاة را شنيد، زيارت را ترك و در نماز جماعت شركت كند.
23- زيارت كردن براى پدرو مادر و دوستان و نزديكان و به نيابت ايشان سلام كردن و براى آنها طلب مغفرت نمودن.
24- ترك سخنان ناشايست و كلمات لغو و بيهوده و صحبتهاى دنيايى كه هميشه درهر جا مذموم و مانع رزق و جالب قساوت قلب است، به خصوص در بقاع مقدس.
25- بلند نكردن آواز و صداى خود در آن مشاهد شريفه براى هر علتى كه باشد.
26- وداع با صاحب آن مرقد شريف در وقت بيرون آمدن از آن شهر.
27- قصد مراجعت داشتن به آن مكان مقدس هنگام وداع.
28- بهتر كردن حال و كردار و گفتار خود، نسبت به پيش از زيارت.
29- انفاق و احسان بر فقرا و مساكين و مجاوران آن بقعه. (1)1
مرحوم علامه امينى در فصل ادب الزائرات مىنويسد:
پس بر زنان زائر است كه:
1) - آداب زيارت علامه محدث نورى، تحقيق و تصحيح: محمد حسين صفاخواه- عبدالحسين طالعى. (با كمى تغيير در عبارت)
چشم خود را از حرام بپوشند، خود را از تبرج و شهوت بازدارند و لباس حيا به تن كنند، و روبند عفت زنند، در ميان راه كه تداخل با مردان دارد، راه نروند، از كنار ديوار بگذرند، پوشيدن لباس نازك را ترك كنند، از هر چه مايه شهرت آنها مىشود اجتناب كنند، سرمه وعطر در معابر نزنند ... (1)1
يكى از عاداتى كه در حرمين شريفين به تدريج حالت رسمى به خود گرفته اين است كه هر كاروانى در كنار قبرستان بقيع، به صورت دسته جمعى نشسته و يك نفر براى آنها زيارت و مرثيه مىخواند و چون جمعيت زياد كاروانها فراوانند در نتيجه صداهاى اين افراد درهم مىپيچد و مناظر ناخوشايندى را به وجود مىآورد، شايسته است زائران عزيز خود خواندن زيارت را فراگرفته و هر كدام به صورت فردى و يا حداكثر چندنفره زيارت بخوانند.
مرحوم علامه امينى در ادب الزائر نقل كردهاند كه:
مرحوم شيخ الطائفه شيخ محمد طه نجف، در سامرا
1) - آداب زيارت، ج 2، ص 2- ادب الزائر، صص 47- 50
به حرم حضرت عسكريين عليهما السلام وارد شد، در حالى كه صداها به اذان بلند بود، [و هر كس در گوشهاى براى خود اذان مىگفت آنگاه ايشان آنها را از آن كار نهى مىكرد و اين آيه شريفه را خواند:
ما لَكُمْ لا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقاراً. (1)1 و (2)2
مرحوم محدث نورى در تحيّة الزائر، پس از نقل حديثىكهمرحوم مجلسى در بحارالانوار آورده، گويد:
مرحوم مجلسى در كتاب بحار (3)3 و تحفه از اين آيه و روايت استظهار فرموده كه:
بلند نمودن آواز درحرم مطهّر نبوى ومشاهد شريفه (صلوات اللَّه عليهم اجمعين) چه در زيارت و چه در غير آن، منهى و مذموم است.
سپس محدث نورى مىگويد:
و چه نيك فرموده و اين ادبى است خاص، كه در مرحله احترام وتعظيم، رسول خدا صلى الله عليه و آله و ذريه طاهرهاش عليهم السلام را به آن امتياز اختصاص داده و پرده ناموس براى تكريم و توقير
ايشان درميانشان گذاشته، پس هر كه آواز را بلند كند، هر چند در عبادتى باشد كه بلند نمودنِ آن صدا در آن ممدوح باشد، پرده ناموس الهى را دريده است ...
و از اين جا معلوم مىشود قباحت و شناعت آنچه متعارف و مرسوم شده در حرمِ مطهر علوى و بقعه منوره حسينى عليهما السلام كه در اوقات نماز، خصوص درصبح و شام، جماعت بسيارى كه گاه عدد ايشان زياده باشد از عدد گوش كنندگان، به غايت بلندى آواز، برخيزند و اذان بگويند و دعا كنند و صداها درهم پيچد، و فقرات اذان در يكديگر مخلوط شود، عُبّاد آن محل را، از زائران و نمازگزاران و متضرعين و گريه كنندگان، از كار خود باز دارند و داخل در زمره صادّين عن سبيل اللَّه شوند، و پاس حرمت نبوت و امامت را از هم درند و حكايت اذان را كه از مستحبات اكيده است، از ميان برند، چه سامع نداند كه كدام را حكايت كند.
با اين مفاسد و غير آن، گمان دارد ثوابى برده و به فيض رسيده است و حال آن كه بايست از منكرات شرع شمرده شود، نه عبادات و در موبقات داخل شود، نه در قربات! (1)1
1) - آداب زيارت، ص 186
حاجيان در سفر حج، علاوه بر دستيابى به منافع و بركات حج، توفيق زيارت مرقد نورانى رسول خدا صلى الله عليه و آله در مدينه را نيزيافته، فيض حضور در محضر پيامبر را درك مىكنند.
عظمت اين حضور را زيد شحام از زبان امام صادق عليه السلام چنين نقل كرده است:
به آن حضرت عرض كردم:
براى كسى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله را زيارت كند چه پاداشى در نظر گرفته شده است؟
حضرت فرمود:
كَمَنْ زارَ اللَّهُ فِي عَرْشِهِ. (1)1
مانند كسى است كه خدا را در عرش خود زيارت كند.
و از سوى ديگر رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
كسى كه مرا در حيات و پس از مرگم زيارت كند، روز قيامت در جوار من خواهد بود. (2)2 ومن او را شفاعت
خواهم كرد. (1)1
از اين سخنان چنين نتيجه مىگيريم كه زائر با حضورش در مدينه، بايد خود را در عرش خدا و در محضر پروردگار ببيند و آداب چنين زيارتى را رعايت كند و ادب حضور را گردن نهد و اين حضور را به وصال متصل سازد تا در نتيجه، شفاعت رسول خدا صلى الله عليه و آله او را نصيب و همنشين آن حضرت در قيامت گردد.
برخى از آداب ذكر شده براى حضور در محضر رسول خدا صلى الله عليه و آله عبارتند از:
1- هنگام ورود به مدينه غسل كند.
2- براى ورود به مسجد پيامبر صلى الله عليه و آله بار ديگر غسل كند.
3- غسل سومى نيز به عنوان غسل زيارت آن حضرت انجام دهد.
4- سپس حركت كرده، كنار يكى از درهاى مسجد النبى صلى الله عليه و آله و بهتر از همه باب جبرائيل بايستد و اين چنين بگويد:
اللَّهُمَّ إِنِّي وَقَفْتُ عَلَى بَابٍ مِنْ أَبْوَابِ بُيُوتِ نَبِيِّكَ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمُ السَّلامُ وَقَدْ مَنَعْتَ النَّاسَ الدُّخُولَ الى بُيُوتِهِ الّا بِاذْنِ نَبِيِّكَ فَقُلْتَ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتَ
1) - كافى، ج 4، ص 548
النَّبِيِّ إِلّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ (1)1 اللَّهُمَّ إِنِّي أَعْتَقِدُ حُرْمَةَ نَبِيِّكَ فِي غَيْبَتِهِ كَمَا أَعْتَقِدُهَا فِي حَضْرَتِهِ، وَ أَعْلَمُ أَنَّ رَسُولَكَ وَ خُلَفَاءَكَ عَلَيْهِمُ السَّلامُ أَحْيَاءٌ عِنْدَكَ يُرْزَقُونَ، يَرَوْنَ مَكانِي فِي وَقْتِي هذا وَ زَمانِي، وَ يَسْمَعُونَ كَلامِي فِي وَقْتِي هذا وَ زَمانِي، وَ يَرُدُّونَ عَلَيَّ سَلامِي، وَ أَنَّكَ حَجَبْتَ عَنْ سَمْعِي كَلامَهُمْ وَ فَتَحْتَ بَابَ فَهْمِي بِلَذِيذِ مُنَاجَاتِهِمْ فَإِنِّي أَسْتَأْذِنُكَ يَا رَبِّ أَوَّلا وَ أَسْتَأْذِنُ رَسُولَكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ثَانِياً، وَ أَسْتَأْذِنُ خَلِيفَتَكَ الْمَفْرُوضِ عَلَيَّ طَاعَتَهُ فِي الدُّخُولِ فِي ساعَتِي هذِهِ إِلى بَيْتِهِ وَ أَسْتَأْذِنُ مَلائِكَتَكَ الْمُوَكِّلِينَ بِهذِهِ الْبُقْعَةِ الْمُبارَكَةِ الْمُطِيعَةِ للَّهِ السَّامِعَة، السَّلامُ عَلَيْكُمْ أَيُّهَا الْمَلائِكَةَ الْمُوَكِّلُونَ بِهذَا المَوْضِعِ الْمُبارَكِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكاتُهُ، بِإِذْنِ اللَّهِ وَ إِذْنِ خُلَفائِهِ وَإِذْنِكُمْ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ أَجْمَعِينَ، أَدْخُلُ هذَا الْبَيْتَ
1) - احزاب: 53
مُتَقَرِّباً إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِينَ، فَكُونُوا مَلائِكَةَ اللَّهِ أَعْوانِي وَكُونُوا أَنْصارِي حَتّى أَدْخُلَ هذَا الْبَيْتَ وَ أَدْعُو اللَّهَ بِفُنُونِ الدَّعَواتِ وَ أَعْتَرِفُ للَّهِ بِالْعُبُودِيَّةِ وَ لِلرَّسُولِ بِالطَّاعَةِ. (1)1
نكات بسيار مهمى در عبارات فوق كه اذن ورود به محضر رسول خدا صلى الله عليه و آله است وجود دارد كه توجه به آن، جان انسان را آتش زده و تحوّلى بنيادين در روح آدمى ايجاد مىكند، به برخى از اين نكات دقت كنيد:
1- خدايا! همانا من بر درى از درهاى خانههاى پيامبر تو ايستادهام و تو خود منع كردى و فرمودى كسى بدون اذن رسول خدا صلى الله عليه و آله وارد اين خانه نشود.
اين فراز از اذن دخول، به ما مىفهماند كه مسجد النبى صلى الله عليه و آله يك مسجد معمولى نيست كه انسان بدون توجه و گستاخانه وارد آن شود، اينجا توقف لازم دارد تا در اين توقف كمى به خود آييم، من كيستم؟ و پيغمبر صلى الله عليه و آله كيست؟ به محضر چه كسى مىخواهم وارد شوم؟ آيا او مرا خواهد پذيرفت؟ با او چه بگويم؟ و ...
2- هنگام روبرو شدن، با مرقد نورانى پيامبر صلى الله عليه و آله لازم است چنين احساسى در زائر وجود داشته باشد كه او با مرده سخن نمىگويد، لذا پيش از ورود به محضر رسول خدا صلى الله عليه و آله با صراحت اعتراف مىكند كه خداوندا!
1) - مصباح الزائر، ص 44
باور من بر اين است كه رسول خدا و جانشينان تو، زندهاند و در نزد تو روزى مىخورند، دراين زمان مرا در جايى كه ايستادهام مىبينند، سخن مرا مىشنوند و سلام مرا پاسخ مىدهند ليكن خداوندا! تو خود به گونهاى مقرر داشتى كه گوش من كلام آنها را نمىشنود.
3- سپس از خداوند و پس از آن از رسول خدا صلى الله عليه و آله و آنگاه از جانشين آن حضرت و در مرحله چهارم از فرشتگانى كه خداوند در كنار آن بقعه آنها را گمارده است، اجازه ورود مىگيرد! عجيب بقعه مباركى است، در سراسر اين بقعه، فرشتگان حضور دارند و زائر همدم فرشتگان مىشود و خود را كنار آنان حس مىكند.
4- فراز ديگر مشخص نمودن هدف است؛ كه به چه منظورى زائر به اينجا آمده است؟
هدف از ورود به اين خانه، نزديك شدن به خدا و رسول خدا صلى الله عليه و آله است؛ مُتَقَرِّباً إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ... تاكنون از خدا رسول صلى الله عليه و آله دور مانده بودم، آمدهام تا فاصلهها را كم كنم و خود را به آنان نزديك سازم.
5- اين كار ساده نيست، نياز به پشتيبانى و حمايت دارد؛ از اين رو، زائر فرشتگان را به كمك مىگيرد و به آنان خطاب مىكند:
فَكُونُوا مَلائِكَةَ اللَّهِ أَعْوانِي وَ كُونُوا أَنْصارِي حَتّى أَدْخُلَ هذَا الْبَيْتَ وَ أَدْعُو اللَّهَ بِفُنُونِ الدَّعَواتِ وَ أَعْتَرِفُ للَّهِ بِالْعُبُودِيَّةِ وَ لِلرَّسُولِ بِالطَّاعَةِ.
اى فرشتگان الهى، مرا كمك دهيد، و يارىام رسانيد تا در اين خانه وارد شوم و خدا را به فنون دعاها بخوانم و به بندگى خدا و پيروى از رسول خدا صلى الله عليه و آله اعتراف نمايم!
دراين بخش، هدف از زيارت بيان شده است و آن اين است كه زائر دهها فرسنگ راه را طى كرده، كنار مرقد نورانى رسول خدا صلى الله عليه و آله مىآيد تا به اين حقيقت اعتراف كند.
پس از خواندن اذن ورود، پاى راست خود را مقدم داشته وارد مىشود و دعاى بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ إِلَى اللَّهِ وَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ... را خوانده، صد مرتبه اللَّهُ اكْبَر گويد.
و پس از آن كه داخل شد، دو ركعت نماز تحيّت مسجد بخواند، سپس به سوى حجره [كه قبر در آن قرار گرفته حركت كند و آنجا بايستد و زيارت بخواند يعنى سخن گفتن با پيامبر صلى الله عليه و آله را آغاز كند:
درود بر تو اى رسول خدا، درود بر تو اى پيام آور
خدا، درود بر تو اى فرزند عبداللَّه، درود بر تو اى خاتم پيامبران، شهادت مىدهم كه تو رسالتت را به خوبى به پايان بردى، نماز را اقامه كردى، زكات را پرداختى، امر به معروف و نهى از منكر كردى، خدا راپرستيدى تا مرگ تو را دركام خود گرفت، پس درود و رحمت خداوند بر تو و اهل بيت پاك تو باد ....! و زيارت را ادامه مىدهد.
در فرازى از آن چنين مىگويد:
الْحَمْدُ لِلَّهِالَّذِي اسْتَنْقَذَنَا بِكَ مِنَالشِّرْكِ وَ الضَّلالَةِ .... (1)1
سپاس خدايى را كه به وسيله شما، اى رسول خدا، ما را از شرك و گمراهى نجات داد ...
زيارت پيامبر صلى الله عليه و آله آداب ديگرى نيز دارد كه علاقمندان مىتوانند به كتب ادعيه مراجعه نمايند.
سالك عارف، مرحوم ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى رحمه الله درباره وظايف زائر حرم نبوى مىنويسد:
سپس غسل كند و پاكيزهترين لباس خود را بپوشد و به آنچه مىتواند، خود را خوشبو سازد و با سكينه و
1) - كافى، ج 4، ص 550
وقار قصد حرم مبارك كند و در حال راه رفتن گامهاى كوچك بردارد و بين هر گام تسبيح، تحميد، تهليل و تكبير بگويد و چنين بداند كه آن حضرت او را مىبيند و به آنچه در نهاد او خطور مىكند، داناست و مراتب شوق و حسرت دل و اندوه درونى را مشاهده مىكند و به تمام وجود او، متوجّه است. از اين رو اهتمام مىكند كه غير او، به خاطرش خطور نكند و در راه زيارت او، به احدى ننگرد و به چيزى كه مانع حضور قلب او مىشود، متوجّه نگردد.
و چون به در حرم رسيدى، بدان كه تو قصد ورود بر پادشاه بزرگى را كردهاى كه در بارگاه او، جز پاكان نزول نكنند و اجازه نيابند و همانا تو حرمى را اراده كردهاى كه انبيا و مرسلين و ملائكه مقرّبين، بدون اذن داخل آن نمىشوند.
پس به دل و زبانت از خداى- جلّ جلاله- اذن بخواه، سپس از حضرت رسول صلى الله عليه و آله و پس از آن از جانشينان و اوصياى او، بويژه باب شهر علم او و بقيه خلفاى او، استيذان كن. سپس از فرشتگان خدا- كه موكّل به حرم شريف او هستند- اذن بگير. آن وقت به بساط خدمت او و حضور در مجالس او، قدم بگذار؛ زيرا اگر غفلت كنى، در خطر عظيمى خواهى بود و بدان كه او از جانب خداى- جلّ جلاله- قادر است، بر
آنچه بخواهد از عدل و فضل با تو رفتار كن. پس اگر به كرم و فضل خود، به تو توجّه كند و تو را بپذيرد و زيارت تو را قبول كند و سلام تو را جواب گويد و سخن تو را گوش دهد، خوشا به حال تو. باز خوشا به حال تو.
در اين صورت چنان است كه به زيارت خداى- جلّ جلاله- نائل گشتهاى و در اين كار با فرشتگان مقرّب و پيامبران مرسل، شريك گشتهاى و اين جماعت بهترين رفقاى تو خواهند بود.
و اگر به استحقاق او آنچه از صدق، خلوص، وفا، ادب و صفا بر تو واجب است، از تو مطالبه كند و تو محجوب باشى و تو را رد كند، پس واى بر تو! و باز هم واى بر تو! و حقّاً كه زيان بردهاى، زيان آشكارى. در اين حال به عجز خويش و تقصير و انكسار و فقر خودت در برابر او اعتراف كن؛ زيرا تو براى زيارت و مؤانست با او، توجّه كردهاى. پس حال خود را بر او عرضه بدار و راز خود را بر او فاش كن و از او همّت بخواه و به درگاه او توسّل بجوى و به باب فضل و كرم او ملتجى و پناهنده شو و عترت و ذريه او را شفيع قرار ده؛ زيرا او يا علمى كه خدا به او داده و اخبارى كه خدا به او مىفرمايد، هر چه به خاطر تو بگذرد و هر چه به قلب تو در اين باب خطور كند، مىداند.
و مانند پستترين غلامان، به درگاه او باش و بنگر
از كدام دفتر نام تو بيرون مىآيد. پس اگر دلت رقّت يافت و چشمانت گريان گشت و شوقت تو را به هيجان آورد و در قلب خود شيرينى مناجات او ولذّت گفت و گوى با او را يافتى و از جام كرامت او، نوشيدى، حاكى از حسن اقبال او با تو و پذيرفتن تو است. بنابراين داخل شو كه تو را اذن و امان دادهاند و لطف و احسان كردهاند و الّا توقّف كن، توقّف كسى كه چارههاى او ناچار گشته و باب آرزوها بر او مسدود شده و در اين حال به درگاه خداى- جلّ جلاله- ملتجى شو، التجاى كسانى كه مضطرّ شدهاند تا دل شريف او را نسبت به تو با عطوفت فرمايد و لطف منيف او را به تو معطوف دارد؛ چه اگر خداوند، صحّت اضطرار و صدق التجاى تو را از دل تو بداند، به چشم رحمت و ديده رأفت به تو نظر خواهد كرد و دل حبيب خود را به كرامت و عطوفت به تو معطوف خواهد ساخت و تو را به آنچه دوست دارى و خشنود مىشوى، موفّق خواهد ساخت؛ زيرا كه او كريم است و كرامت نسبت به بندگان مضطرّ و بيچاره خود و پناهندگان به در خانه خود را، براى طلب رضاى خويش، دوست مىدارد و در كتاب خود نازل فرموده است كه: أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ و عتبه شريفه را ببوسد و در حال ورود بگويد:
بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ فِي سَبِيلِاللَّهِ وَ عَلى مِلَّةِ رَسُولِ
اللَّهِ. الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّهُ. (1)1
كريمُ السجايا جميلُ الشيم نبى البرايا شفيعُ الامم
امام رسل پيشواى سبيل امين خدا مهبط جبرئيل
شفيعالورى خواجه بعث و نشر امام الهدى صدر ديوان حشر
شفيعٌ مطاعٌ نبىٌّ كريمٌ قسيمٌ جسيمٌ نسيمٌ وسيمٌ
حج خانه خدا اگر صحيح و با رعايت آداب آن انجام شود، ثمرات و دستاوردهاى بسيار مهم وشيرينى به همراه دارد كه به برخى از آنها اشاره مىشود:
1- پاكى از گناه
حاجى در حج بر گذشته نادرست خود خط بطلان مىكشد و راه را براى داشتن يك زندگى سالم و درست دينى و الهى هموار مىسازد.
1) - المراقبات، ج 2، ص 233- 237
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
هر مردى كه براى حج ياعمره ازمنزل خود بيرون رود، پس هر قدمى كه برمىدارد و به زمين مىگذارد، گناهان از بدن او فرو مىريزد چونان ريختنِ برگ از درخت. پس آن گاه كه وارد مدينه شده و به وسيله سلام با من مصافحه مىكند، و آن گاه كه وارد ذوالحُليفه (مسجد شجره) گرديده، غسل انجام مىدهد، خداوند وى را از گناهان پاك مىگرداند ... (1)1
امام صادق عليه السلام نيز فرمود:
كسى كه حج انجام دهد و خدا را اراده كند و قصد ريا و شهرتطلبى نداشته باشد، به يقين خداوند او را خواهد بخشيد. (2)2
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
كسى كه حج يا عمره انجام دهد و در آن گناه و فسقى مرتكب نگردد، بر مىگردد همانند روزى كه از مادر متولد شده است. (3)3
و در حديثى ديگر آن حضرت فرمودند:
اى مردم، هيچ مؤمنى در موقف (عرفات) وقوف نمىكند مگر آنكه گناهان گذشته او تا اين زمان را ببخشايد و آن گاه كه حج وى پايان پذيرفت، عملش از نو آغاز شود. (1)1
از مجموع آنچه گذشت نتيجه مىگيريم كه انجام حج صحيح و مورد قبول خداوند، اولين پاداشش آمرزش گناهان و ورود به يك زندگى جديد است.
2- راهيابى به بهشت
خداوند پاداش حج مقبول و پذيرفته شده را بهشت قرار داده است و دليل آن را شايد بتوان چنين برشمرد كه هر كس به مهمانى مىرود، صاحب خانه معمولًا تلاش مىكند تا بهترين غذا و امكاناتى را كه دارد براى او فراهم سازد. درحج نيز حاجى ميهمان خداوند است و يكى از ويژگىهاى حضرت حق، كريم بودن و بخشندگى است و هميشه در دعاها به او خطاب مىشود:
يَا أَكْرَمَ الْأَكْرَمِينَ؛
1) - سنندار قطنى، ج 2، ص 284.
اى كريمترين كريمان!
يكى از بهترين هداياى خداوند، بهشتى است كه به مؤمنان و نيكان و پاكان وعده داده است كه در سفر حج آن را به ميهمانان خانه خود هديه مىدهد.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
براى حج مبرور پاداشى جز بهشت نيست. (1)1
3- نورانيت
هر انسانى به هنگام تولد از مادر، فطرتى پاك و پاكيزه دارد. قلب كودك نورانى و فاقد هر نوع تيرگى است. ليكن پس از دوران بلوغ و ورود به جامعه و كم كم آلودگى به گناه و معصيت، گرفتار تيرگى شده و گاهى نيز تا آنجا پيش مىرود كه قلب دچار قساوت گرديده و ديگر اميدى به نجات او نيست.
افرادى كه هنوز در اين مرحله قرار نگرفته و توفيق انجام حج راپيدا مىكنند، پس از آنكه روح و جان خود را در درياى شفاف و زلال حج شستشو داده و خود را پاك كردند، باز به فطرت اوليه بازگشته، نورانيت را از خداوند جايزه مىگيرند و مىتوانند با عمل به اسلام آن را حفظ كنند، ليكن آلودگى به گناه بار ديگر اين
1) - مستدرك الوسائل، ج 2، ص 8
نورانيت را كم مىكند و با ادامه آن، به طور كلّى از ميان مىرود.
امام صادق عليه السلام فرمود:
حج گزار تا زمانى كه به گناه آلوده نشده، نور حج را پيوسته دارا خواهد بود. (1)1
4- دستيابى به خير دنيا و آخرت
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
هركس دنيا و آخرت را مىخواهد، آهنگ اين خانه كند، همانا بندهاى به آن جا نيامده و از خداوند دنيا را نخواسته مگر آنكه بدان دست يافته و خداوند حاجت او را برآورده ساخته است و نيز از خداوند آخرت را طلب نكرده مگر آنكه پذيرش اين درخواست را براى وى ذخيره كرده است. (2)2
در حديث ديگرى رسول خدا صلى الله عليه و آله به عثمان بن ابىالعاص فرمود:
بدان، عمره همان حج اصغر است و همانا يك عمره از دنيا و آنچه در آن است بهتر و بالاتر
است و نيز بدان كه حج از عمره برتر و بهتر است. (1)1
5- آرامش دل
يكى از فلسفههاى تشريع حج، اقامه ياد و ذكر خداوند است.
رسول خدا صلى الله عليه و آله در حديثى فرمود:
انَّما جُعِلَ الطَّوافُ بالْبَيْتِ وَبَيْنَ الصَّفا وَالمَرْوَةِ وَرَميُ الجِمار لِإقامَةِ ذِكْرِ اللَّهِ. (2)2
همانا طواف خانه خدا و سعى ميان صفا و مروه و رمى جمراتِ سه گانه، فقط براى اقامه ياد خدا قرار داده (و تشريع) شده است.
قرآنِ كريم، تأثير ياد خدا در انسان را آرامش قلب ذكر مىكند و مىفرمايد:
... أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ (3)3
همانا با ياد خدا دلها آرام مىگيرد.
حال باتوجه به اين مقدمه و نيز فرموده امام باقر عليه السلام
كه: الْحَجُّ تَسْكِينُ الْقُلُوبِ (1)1
نتيجه مىگيريم كه يكى از ثمرات حج، آرامش دل است، چيزى كه امروز بشريت شديداً به آن نيازمند مىباشند.
6- همنشينى باپيامبران و صالحان
امام صادق عليه السلام فرمود:
هنگامى كه موسى عليه السلام حج انجام داد، جبرئيل به وى نازل شد. موسى به او گفت: اى جبرئيل! براى كسى كه حج اين خانه را با نيتى صادق و هزينهاى پاك به جاى آورد، چه پاداشى مقرر شده است؟
جبرئيل بدون پاسخ به سوى خداوند- عزّوجلّ- بازگشت (و پاسخ آن را جويا شد) خداوند به او وحى كرد و فرمود:
به موسى بگو:
او را در ملكوت اعلى همراه و همنشين با پيامبران و صديقان و شهيدان و صالحان قرار خواهم داد و اينها همراهان خوب و شايستهاى هستند. (2)2
7- درامان بودن از عذاب
امام باقر عليه السلام فرمود:
هر كس داخل اين خانه شود و نسبت به همه آنچه خداوند بر او واجب فرموده، آگاه باشد، ازعذابهميشگىروز قيامت ايمن خواهد بود. (1)1
در دنيا نيز اگر كسى به حرم پناه برد، از خشم خدا در امان است. (2)2
امام صادق عليه السلام فرمود:
بر شما باد به زيارت اين خانه، پس پيوسته حج اين خانه كنيد، كه با حج پيوسته، گرفتارىهاى دنيا و هول و هراسهاى روز قيامت از شما دفع گردد. (3)3
8- علوّ درجه در بهشت
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
حج گزار دررفتن به حج و بازگشتن از آن،
در ضمانت خداوند است، پس اگر در سفر به او رنج و خستگى برسد، خداوند گناهان او را به خاطر آن سختى مىبخشد و براى هر قدمى كه برمىدارد، هزار درجه در بهشت بالا مىرود ... (1)1
9- استجابت دعا
يكى ديگر از ثمرات حج، پذيرش دعاى حاجى است:
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
دعاى سه كس مستجاب است:
1- دعاى حج گزار در مورد خانوادهاش.
2- دعاى بيمار، ...
3- دعاى مظلوم. (2)2
در حديثى ديگر نيز فرمود:
حاجيان و عمره گزاران ميهمانان خدايند، خدا آنها را دعوت كرده و اينها نيز پذيرفتهاند، اينها نيز دعا كرده و خداوند آن را اجابت كرده است. (3)3
10- پيشگيرى از تنگدستى
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
حج انجام دهيد، [تا] هرگز نيازمند نشويد. (1)1
امام على عليه السلام نيز فرمود:
همانا بالاترين چيزى كه متوسلين به درگاه ربوبى به آن توسل جويند، ايمان به خدا و رسول او و ... حجّ خانه خدا و عمره است، پس همانا اين دو (يعنى حج و عمره) فقر را دور و گناه را مىشويند. (2)2
11- دستيابى به سلامتى
از امام صادق عليه السلام نقل شده كه فرمودند:
علىبن الحسين عليهما السلام فرمود:
حج و عمره به جا آوريد تا بدنهاى شما سالم، روزىهاى شما افزون، و هزينههاى خانواده (و زندگى) شما تأمين گردد ... (3)3
12- پيشگيرى از هلاكت
امام باقر عليه السلام فرمودند:
در وصيت اميرمؤمنان على عليه السلام آمده است:
حجّ خانه پروردگارتان را ترك نكنيد كه هلاك خواهيد شد. (1)1
امام صادق عليه السلام نيز فرمودند:
اگر مردم حج را ترك كنند عذاب بر آنان نازل شود. (2)2
13- شفاعت پيامبر صلى الله عليه و آله
علاوه بر ثمراتى كه در روايات براى حج ذكر شده است، زيارت رسول خدا صلى الله عليه و آله و ائمه بقيع و ساير اماكن مقدس مدينه منوره نيز، هر يك داراى ثمرات ارزشمند و قابل توجهى است كه از جمله آنها دستيابى به شفاعت رسول خدا صلى الله عليه و آله است.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند:
هر كس به زيارت من بيايد و كارى جز زيارت من نداشته باشد، سزاست بر من، كه روز قيامت شفيع او باشم. (3)3
و در حديث ديگرى فرمودند:
هر كس به زيارت من بيايد، شفاعت او بر من واجب مىشود و شفاعت هر كس بر من واجب گردد، بهشت بر او واجب مىشود. (1)1
مستحب است مسافر هنگام بازگشت به خانه، هديهاى براى خانوادهاش بياورد.
ابن سنان از امام صادق عليه السلام نقل كرده كه آن حضرت فرمود:
هنگامى كه يكى از شما به مسافرت برود، موقع برگشتن به هر مقدار كه براى او امكان دارد هر چند يك سنگ، براى خانواده خود هديه بياورد ... (2)2
امام صادق عليه السلام نيز فرمودند:
هَدِيَّةُ الْحَجِّ مِنَ الْحَجِّ (3)3
هديه حج جزو حج است.
ليكن بايد توجه داشت كه تهيه سوغات نبايد حاجيان را از وظايف حساس و خطيرشان بازدارد و به جاى حضور در حرمين شريفين، بيشترين وقت خود را در خيابانها و بازارها سپرى كنند و به دليل خستگى از توفيق عبادت محروم شوند.
از اين رو بايد براى خريد هدايا، برنامه ريزى نموده، وقت خاصى را براى آن در نظر بگيرند و كالاهاى مورد نياز خود را بخرند، و ديگر سراغ بازار نروند.
شيطان نيز در اين گونه موارد دركمين حاجيان است.
تنوع كالاها و بازارها كه بخشى از آن در مسير حاجيان قرار دارد، موجب مىشود تا در ميان راه، مسير خود را تغيير داده، به جاى حضور در محضر نبى اكرم صلى الله عليه و آله و ائمه بقيع عليهم السلام و يا در مسجد الحرام، از اين مغازه به آن مغازه رفته و در پايان خسته و مانده خود را به محل اقامت مىرسانند و به استراحت مىپردازند.
آيا لحظهاى انديشيدهايم كه در شبهاى قدر و در ماه مبارك رمضان پيوسته با التماس و خواهش اين دعا را مىخوانديم: اللَّهُمَّ ارْزُقْني حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرَامِ وَ زِيَارَةَ قَبْرِ نَبِيِّكَ و از خدا حج را طلب كردهايم و حال كه اين توفيق رفيقمان شده، آيا شايسته است كه منافع آن را به راحتى از دست بدهيم؟
نكته ديگر اين كه بايد توقّعات ديگران را نسبت به
ميزان هدايا كاهش داد؛ زيرا همان گونه كه زائران عتبات عاليات، جز يك مهر و تسبيح معمولى توقعى از زائر ندارند، در سفر حج نيز نبايد به دنبال هداياى متنوع و رنگارنگ برويم، و چه بسا با خريد برخى كالاها بازار مشركان و كفار را تقويت كنيم، بلكه بايد با خريد هداياى مختصر، ضمن عمل به اين وظيفه اخلاقى زمينه را براى بهره بردارى هر چه بيشتر فراهم ساخت.
حج تمرين عبوديت و بندگى است و حاجى در اين دوره آموزشى، بايد تلاش كند تا گناهانى را كه به آن مبتلا بوده، ترك كند و هنگام مراجعت، زندگى جديدى را آغاز نمايد.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند:
از نشانههاى قبولى حج آن است كه بنده، گناهانى را كه مرتكب مىشده ترك كند و اگر پس از بازگشت، همچنان گرفتار گناه باشد و در لجنزار زنا، خيانت و يا معصيت فرو رود، حج او به وى بازگردانده مىشود. (1)1
فلسفه هر زيارتى آن است كه زائر باگذشته غلط
1) - الحج فى الكتاب و السنه، صص 741 و 742
خود فاصله بگيرد و اصلاح شود.
مرحوم شهيد در دروس گويد:
... و ثاني عشرها أن يكون الزائر بعد الزيارة خيراً منه قبلها فإنّها تَحُطّ الأوزار إذا صادفت القبول. (1)1
دوازدهمين ادب از آداب زيارت آن است كه زائر پس از زيارت، از وضعيتى كه پيش از آمدن به زيارت داشته بهتر شود.
در آستانه ورود به حرم، كنار در ايستادن و اذن دخول خواندن و تلاش در جهت ريزش اشك و رقّت قلب پيداكردن، يكى ديگر از وظايف زائران است. زائر در حالى اذن دخول مىخواند كه احساس مىكند هم اكنون صاحب آن مرقد او را مىبيند، كلامش را مىشنود و به او پاسخ مىدهد و درست در همان حال لطف و محبت صاحب آن مرقد نسبت به مردم و به خصوص پيروانشان را ياد كند و لحظهاى نيز به درون خود مىنگرد كه با كوله بارى از گناه و نافرمانى به در خانه اين عزيز آمده است كه اگر كسانى به صورت حقيقى به درون خود نگريسته و سابقه اعمال خود را به
1) - الدروس، ج 2، ص 24؛ آداب زيارت، ص 196
ياد آورند چه بسا از راه رفتن بازمانند و از خجلت و شرمسارى عقب نشينى كنند!
اگر چنين حالتى بر زائر عارض شد تا حدودى توانسته است به اهداف زيارت دست يابد از اين رو مرحوم شهيد اول در اين باره مىگويد:
... و ثانيها: الوقوف على بابه و الدعاء و الاستئذان بالمأثور، فإن وجد خشوعاً و رقّة دخل و إلّا فالأفضل له تحرّي زمان الرقّة لأنّ الغرض الأهم حضور القلب ليلقى الرحمة النازلة من الرَّبّ. (1)1
... دوم: ايستادن بر در آن حرم شريف، و دعا و اذن دخول بخواند؛ آن گونه كه در روايات وارد شده، پس اگر در خود رقت و خشوعى يافت داخل شود و گرنه افضل آن است كه در صدد تحصيل زمانى برآيد كه در قلب او رقت و خشوعى حاصل گردد (و در آن حال به زيارت بيايد) زيرا هدف مهمتر، حضور قلب است براى دستيابى به رحمتى كه از ناحيه پروردگار نازل گردد.
1) - الدروس الشرعيه، ج 2، ص 23
در احوالات رسول خدا صلى الله عليه و آله اين چنين نوشتهاند كه آن حضرت هرگاه از سفر حج يا جنگ و يا سفرى ديگر بازمىگشت، به هر بلندى مىرسيد سه مرتبه اللَّه اكبر مىگفت ومى فرمود:
... لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ، يُحْيِي وَ يُمِيتُ وَ هُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ، آئِبُونَ تَائِبُونَ عَابِدُونَ سَاجِدُونَ لِرَبِّنَا حَامِدُونَ، صَدَقَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَ نَصَرَ عَبْدَهُ وَ هَزَمَ الْأَحْزَابَ وَحْدَهُ .... (1)1
سپس به مسجد مىرفت و دو ركعت نماز مىگزارد و آن گاه وارد خانه مىشد. (2)2
شايسته است مسافر پيش از ورود به خانه، زمان آمدنش را به خانواده خود اطلاع دهد تا آنها براى استقبال آمادگى پيدا كنند.
در حديثى از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل شده كه آن
حضرت، از اين كه كسى پس از مدتى غيبت، شبانه بر اهل خود وارد شود نهى فرموده، مگر آن كه پيش از ورود، آنان را باخبر سازد. (1)1
در محجّة البيضاء آمده است:
مسافر چون نزديك شهر خود رسيد بايد بگويد:
الَّلهُمَّ اجْعَلْ لَنا بِها قَراراً وَ رِزْقاً حَسَناً.
سپس كسى را نزد خانوادهاش بفرستد تا زمان ورودش را به آنها اطلاع دهد و در نتيجه ناگهانى بر آنها وارد نشود تا به چيزى كه مطابق ميلش نيست برخورد كند. (2)2
رسول خدا صلى الله عليه و آله هر گاه از مسافرت بازمىگشت، ابتدا به مسجد مىرفت و دو ركعت نماز مىخواند و سپس به خانه مىآمد وهنگام وارد شدن به خانه مىفرمود:
تَوْباً تَوْباً لِرَبِّنا أوْباً، لايُغادِرُ عَلَيْنا حَوْباً. (3)3
همچنين در روايت آمده است كه آن حضرت هنگام بازگشت از خيبر فرمود:
آئِبُونَ تَائِبُونَ، إِنْ شاءَ اللَّهُ عَابِدُونَ، راكِعُونَ
ساجِدُونَ، لِرَبِّنَا حَامِدُونَ، الَّلهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ عَلى حِفْظِكَ إِيَّايَ فِي سَفَرِي وَ حَضَرِي، الَّلهُمَّ اجْعَلْ أَوْبَتِي هذِهِ مُبارَكَةً مَيْمُونَةً مَقْرُونَةً بِتَوبَةِ نَصُوحٍ تُوجِبُ لِي بِها السَّعادَةَ يا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ. (1)1
امام صادق عليه السلام فرمود:
رسول خدا صلى الله عليه و آله به آن كس كه ازمكه بازمىگشت مىفرمود:
قَبِلَ اللَّهُ مِنْكَ وَ أَخْلَفَ عَلَيْكَ نَفَقَتَكَ وَغَفَرَ ذَنْبَكَ. (2)2
خداوند از تو بپذيرد و هزينههاى سفرت را جبران نمايد و گناهت را ببخشايد.
در حديث ديگرى امام صادق عليه السلام فرمود:
كسىكه با حاجى هنگام بازگشت از سفر حج ملاقات نموده، با وى دست دهد و مصافحه كند، مانند كسى است كه حجرالأسود را لمس
كرده باشد. (1)1
امام صادق عليه السلام فرمودند:
امام علىبن الحسين عليهما السلام پيوسته مىفرمودند:
اى كسانى كه به حج نرفتهايد، به استقبال حاجيان بشتابيد و با آنان دست دهيد و آنان را بزرگ بشماريد كه اين كار بر شما لازم است و در پاداش آنان شريك خواهيد شد. (2)2
باز در حديث ديگرى امام صادق عليه السلام ثواب معانقه با حاجى غبار سفر بر چهره نشسته را، همچون ثواب استلام حجر الأسود برشمرده است. (3)3
امام باقر عليه السلام نيز فرمودند:
حاجيان و عمرهگزاران را گرامى بداريد كه اين كار بر شما لازم است. (4)4
امام علىبن ابىطالب عليه السلام شيوه خاصى را براى استقبال از حاجى بيان فرمودهاند:
هنگامى كه برادر شما از مكه بازگشت، ميان
دو چشم و لبان وى را ببوسيد كه با آن حجرالأسود را بوسيده است؛ حَجَرى كه پيامبر صلى الله عليه و آله بر آن بوسه زد. و چشمانش را كه با آن به خانه خدا نگريسته و جايگاه سجده و صورتش را ببوسيد و هنگامى كه به او خوش آمد مىگوييد چنين اظهار كنيد:
خداوند حج تو را قبول كند و سعى و كوشش تو را بر تو ببخشايد و آن چه هزينه كردى به تو عوض دهد و اين حج را نيز آخرين حج تو قرار ندهد. (1)1
هدف از تمامى اين توصيهها براى بزرگداشت حاجى، بهرهگيرى از معنويت سفر حج است؛ زيرا به فرموده امام صادق عليه السلام حج گزار تا زمانى كه به گناه آلوده نشده، نور حج را پيوسته دارا خواهد بود. (2)2
يعنى حاجى در اين سفر رنگ و بوى الهى به خود گرفته و مىتواند آن را به ديگران منتقل نمايد.
توصيه امام سجاد عليه السلام نيز اين است كه:
پيش از آنكه حاجى و عمره گزار آلوده به گناه شود (به ديدار او رفته) سلامش كنيد و با
وى دست دهيد. (1)1
و پيامبر صلى الله عليه و آله نيز فرمودند:
پيش از آن كه حاجى وارد خانهاش شود او را ملاقات كرده، به وى سلام گوييد و با او دست دهيد و از او بخواهيد كه براى شما طلب آمرزش كند؛ زيرا او خود آمرزيده شده است. (2)2
آنان كه با بصيرت و معرفت، سفر عاشقانه حج را آغاز و با محبت و عشق به رسول خدا صلى الله عليه و آله و خاندان گرامى او، به دور از هر گناه ومعصيتى آن را به پايان مىبرند به سودى بزرگ دست يازيدهاند و فرداى قيامت حج مقبول و مبرور، آنان را از هول و هراس قيامت رهايى خواهد بخشيد.
عبدالرحمانبن سَمُرَه گويد:
روزى در نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله بودم. آن حضرت فرمود: من ديشب شگفتىها و عجائبى را ديدم!
گفتيم: اى رسول خدا، جان و خانواده و اولادمان
فدايت باد! چه ديديد؟ براى ما بازگو كنيد.
حضرت فرمودند:
مردى از امت خود را ديدم، كه از روبرو و پشت سر و از سوى راست و چپ و از زير پا، تاريكى وى را فراگرفته و غرق در ظلمت بود.
در اين حال حج و عمره او مجسم و ظاهر شدند و او را از ظلمت و تاريكى رها ساختند و در نور وارد كردند. (1)1
محمدبن مسلم نيز گويد:
امام باقر يا امام صادق عليهما السلام (ترديد از راوى است) فرمودند:
وَدَّ مَنْ فِي الْقُبُورِ لَوْ أَنَّ لَهُ حَجَّةً بِالدُّنْيَا وَ مَا فِيهَا. (2)2
مردگان در گورهايشان آرزو مىكنند، كاش دنيا و آنچه در آن هست را مىدادند و به جاى آن پاداش يك حج به آنها داده مىشد.
حجاج عزيز كشور ما، علاوه بر ميهمان خدا و رسول صلى الله عليه و آله بودن، ويژگى بسيار مهم و ارزشمند ديگرى
دارند و آن شيعه بودن و پيروى از اهل بيت عصمت و طهارت است.
يحيىبن يسار مىگويد:
حج گزاردم و سپس به امام صادق عليه السلام برخورد كرديم، آن حضرت فرمودند:
حاجىِ خانه خدا و زائر قبر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و شيعه آل محمد صلى الله عليه و آله گوارايتان باد. (1)1
بنابراين، حج و معنويت آن گواراى وجود شيعيانى باد كه با رعايت تمامى اين آداب و اخلاق، حجى شكوهمند و مقبول را به جاى آورده و با روحى سرشار از معنويت و عشق به خدا و اهلبيت به ايران اسلامى باز مىگردند.
حج گوارايشان و ايّام به كامشان باد!
1) كافى، ج 4، ص 549.