ghaemiyeh.com
سرشناسه : شاکری زواردهی، روح الله.
عنوان و نام پدیدآور : ضرورت طرح مباحث مهدویت / روح الله شاکری زواردهی.
مشخصات نشر : تهران: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود علیه السلام،مرکز تخصصی مهدویت، ۱۳۸۴.
مشخصات ظاهری : ۳۳ ص.؛ ۵/۹ ×۲۰ سم.
فروست : انتظار؛ ۱.
شابک : ۲۰۰۰ ریال : 964-7428-33-2 ؛ ۲۵۰۰ ریال (چاپ دوم)
یادداشت : چاپ دوم: زمستان ۱۳۸۶.
یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس.
موضوع : محمدبن حسن (عج)، امام دوازدهم، ۲۵۵ق -
موضوع : مهدویت-- انتظار
رده بندی کنگره : BP۵۱/ش۱۷۴ض۴ ۱۳۸۴
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۹۵۹
شماره کتابشناسی ملی : ۱۵۱۴۱۶۴
انتظار «1»
ضرورت طرح مباحث مهدویت
روحا… شاکری زواردهی
ضرورت طرح مباحث مهدویت
(انتظار 1)
مؤلف/ روحالله شاکری زواردهی
ناشر/ بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف
نوبت چاپ/ هشتم، تابستان 89
شمارگان/ پنج هزار
صفحهآرا/ رضا فریدی
لیتوگرافی/ ترام اسکنر 7830058
بها/ 1200 تومان
مراکز پخش:
ص. پ: 119-37135 / تلفن: 7737801 / فاکس: 7737160
WWW.IMAMMAHDI-S.COM
info@imammahdi-s.com
شابک: 978-964-7428-33-0
پیشگفتار5
1 ـ 1. شناخت امام، راه معرفت خدا15
1 ـ 2. شناخت امام، شرط اسلام واقعی18
1 ـ 3. شناخت حق امام و قبولی اعمال، شرط پذیرش ولایت او19
1ـ4. بایستگی شناخت ولی نعمت21
1ـ5. شناخت امام، شناخت خلیفه الهی است23
نکتهها25
1 ـ 6. شناخت امام، شناخت عدل قرآن28
چه عواملی باعث میشود، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را نشناسیم؟37
عامل اول: عدم شناخت دین37
عامل دوم: دنیازدگی39
عامل سوم: پیمانشکنی41
عامل چهارم: گناهکاری44
پیامدهای روانشناختی، اجتماعی مهدویت53
الف. امیدزا بودن53
ب. امنیتآفرین بودن54
بشر امروز و آرمانهایش60
پیامدها67
5 ـ 1. تعیین استراتژی انتظار79
الف) شناسایی وضع موجود انسان معاصر80
ب) تصویر صحیح از وضع مطلوب83
تکامل عقلانی انسانها83
توسعه علمی83
فقر زدایی از مردم84
رفاه کامل85
امنیت همه جانبه85
ج) مدیریت و برنامهریزی برای گذر از وضع موجود به وضعیت مطلوب86
5-2. آسیبشناسی88
5-3. دشمنشناسی90
جمع بندی95
پیش از پرداختن به هر کاری، اگر ضرورت و بایستگی آن معلوم باشد، انسان برای انجام آن، انگیزه و نشاط لازم را پیدا میکند.
وقتی سخن از مباحث «مهدویّت» به بیان میآید، ممکن است سؤال شود: با وجود موضوعات گوناگون که در جهان علم و دانش وجود دارد و نیازهای آدمی به دانشهای مختلف و نیز محدودیت وقت و امکانات، چرا باید به مباحث مهدویّت پرداخت؟
آیا مباحث مهدویت، مسائل کاربردی است که در زندگی روزمره تأثیرگذار میباشد یا صرفاً بحث-های تئوریک است که دانستن آنها بهتر از ندانستنش است؟
آیا بحث از مهدویت و مسائل آن نیاز امروز بشر است؟
آیا کسانی که از مهدویت چیزی نمی دانند و یا بسیار کم اطلاع اند، در زندگی و حیات دنیوی خود به بنبست گرفتار آمده اند؟ و دهها سؤال دیگر.
موضوع موعود، منجی و مصلح کل نظریه یا طرز تفکری نیست که در برخی اذهان به خاطر تخفیف و یا جلوگیری از دردها و رنجهایی که ملت های ستمدیده در اثر تصرفات نابجای حکام جور متحمل گردیده اند، موجود شده باشد، افسانه-ای نیست که شیعه به عنوان دلداری دادن به خویش در برابر ظلم فراوان که بر او وارد گردید!، اینگونه نیست برای التیام بخشیدن به دل خود که از وارد آمدن مصیبتهای فراوان در طی قرون طولانی مجروح گردید، در کتب خویش نگاشته باشد، آنگونه که برخی نویسندگان بیاطلاع یا مطّلع و معاند و منحرف و فیلسوفنمایان گمان برده اند و نیز خرافه ای نیست که قصه سرایان آنرا ساخته و به اسلام چسبانده باشند، آنگونه که برخی مدعیان علم و فرهنگ تصور کرده اند و… .
مهدویت، ریشه در عمق باور و اعتقادات مسلمانان دارد، مسأله ای مهم و اساسی و حیاتی که قرآن کریم به آن بشارت داده و پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه هدی علیهم السلام در موارد متعدد ـ وجود ادعیهای فراوان افزون بر روایات ـ از آن سخن گفته و به همه مسلمانان، بلکه به همه انسانها بشارت ظهور او را دادند و در طول تاریخ حیات پربرکت اسلام، بسیاری از علمای بزرگ اعم از فقها، مفسران، متکلمین، حکمای مسلمان و تاریخنگاران مردم را به انتظار او دعوت کردند. و لذا موضوع مهدویت را می توان امتداد اسلام و قرآن و کانون هویت و فرهنگ اسلام دانست.
مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تنها یک اندیشه نیست که ما در انتظار ولادت او باشیم. و یک پیشگویی نیست که به امید مصداق آن نشسته باشیم؛ (1)بلکه امام عجل الله تعالی فرجه الشریف یک واقعیت خارجی و آماده باش است که ما
1) آنگونه که برخی از پیشگوییهای نوسترآداموس فرانسوی بهره گرفتند. مثل فیلمی به نام « مردی که فردا را میبیند.»
منتظر عملیات و حرکت جهانی او هستیم. انسان مشخص و معینی که در میان ما زندگی می کند، (1)ما او را می بینیم (2)و او ما را می بیند (3)، با همه آرزوهای ما و رنجهای ما آشنا است و در غم و اندوه ما شریک است و شاهد افزایش شکنجه مظلومان و ناکامی رنجدیدگان و ستم ستمکاران است، و به خاطر آن می سوزد و در انتظار لحظه ای است که به او اجازه داده شود تا دست یاری خود را به طرف انسانهای رنجور و محروم دراز کرده و ریشه ستم و ستمکاران را بخشکاند.
پس مهدویت یعنی نفی هر نوع ظلم و
1) «صاحب هذا الامر یتردد بینهم و یمشی فی اسواقهم ویطأ فرشهم...» الغیبة نعمانی، ص164، حدیث 4، تحقیق از علی اکبر غفاری، مکتبة الصدوق، تهران. کافی، کلینی، ج1، ص336؛ بحار، مجلسی، ج 52،ص 154، حدیث 9، موسسه الوفاء، چاپ بیروت
2) «یرونه ولا یعرفونه»کمالالدین و تمامالنعمه، صدوق، ج2، ص440
3) «فیری الناس فیعرفهم.»کمال الدین و تمام النعمه، ج2، ص440
ستم، درمان درد بیدرمان بشر، احساس برانگیز و شورآفرین، تلاشگر، فریادرس، حبلالمتین الهی در بسیج توده ها، رویکردی جدی و قوی به آینده مطلوب بشر و تجسّم شخصیتی که به همه قدرتها نه می گوید و تعهّدی نسبت به هیچ حاکم ستمگری ندارد.
به گفته شهید صدر: «ایمان ـ باور ـ به مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف یعنی ایمان به انسان زنده و قائم و همراهی با او.» (1)
با چنین رویکردی جای آن دارد این موضوع مهم در ابعاد مختلف مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
این نوشتار بر آن است تا بهطور فشرده مهدویت را در ابعاد مختلف اعتقادی، اجتماعی و سیاسی و… مورد مطالعه قرار دهد؛ اگر چه ادعایی ندارد که آنچه خواهد آمد بیان تمام ابعاد مهدویت است؛ زیرا هدف آن است که بایستگی آن را در ابعاد و زاویههای گوناگون بررسی
1) بحث حول المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، سید محمد باقر صدر، مترجم: مصطفی شفیعی، چاپ موعود، نوبت اول، بهار 1379، ص56 و57
نماید.
یکی از مهمترین ابعادی که در بحث ضرورت قابل طرح و گفتگو است و به نظر میرسد در میان ابعاد دیگر، از ارزش و اعتبار و جایگاه بس رفیعی برخوردار باشد، همان نگاه اعتقادی به مهدویت است.
بی تردید «اعتقاد» بنیان اصلی زندگی انسان است و آنچه در میدان عمل محقق می شود، به ساختار اعتقادی مربوط است. اگر آدمی از اعتقادی صحیح و منطقی برخوردار باشد، در عمل گرفتار تناقض، بی هدفی و سردرگمی نخواهد شد و از همة فرصت های عمر خود، برای ساختن شخصیت انسانی و الهی اش بهره خواهد گرفت. البته این اعتقاد
باید سازنده، حرکتآفرین و هویتبخش، باشد و در همه فراز و نشیب های زندگی، مسیر درست و هموار را برای آدمی بگشاید.
منظور ما از شناخت، صرف دانستن نام و نسب امام عجل الله تعالی فرجه الشریف نیست؛ چرا که منکرین آن حضرت و حتی غیرمسلمانان هم می-توانند چنین اطلاعاتی از ایشان داشته باشند؛ بلکه شناخت باید به گونه ای باشد که سبب سالم ماندن انسان از شبهات و مایه نجات او شود و چنین شناختی جز در پرتو شناخت جایگاه، صفات و ویژگی های امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف میسور نخواهد بود، و این چنین شناختی است که به حکم عقل و نقل واجب است.
اما عقلاً شیعه امامیه معتقد است که امام علیه السلام وارث تمام مقامات و وظایف رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم
ـ که در امامت عامه بیان شده ـ میباشد، مگر دریافت و ابلاغ وحی؛ (1)بنابراین، ائمه علیهم السلام مقام
1) ر.ک: انیس الموحدین، نراقی، محمد مهدی، بخش امامت؛ شیعه در اسلام، طباطبائی، سید محمد حسین، ص175، چاپ چهاردهم، انتشارات اسلامی؛ امامت و رهبری، مطهری مرتضی، ص 50 ـ 58، چاپ سوم، صدرا؛ پیرامون وحی و رهبری، جوادی آملی، عبدالله، ص114، انتشارات الزهراء
ولایت، تفسیر و تبیین آموزه های وحیانی، تطبیق احکام الهی، تربیت افراد مستعد و اداره حکومت اسلامی را دارا می باشند.
دلیل این باور نیز در مطالعه موارد یاد شده نهفته است چون معقول نیست که مقام ولایت نسبت به انسانهایی که همواره نیازمند ولی و سرپرست اند، تعطیل شود و نیز زمان اندک حیات در زندگی رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم با آن همه مسئولیت های نظامی و اجتماعی، و عدم ظرفیت توده مردم، هرگز برای تفسیر و تبیین آموزه های دین که باید هزاران سال و تا ابد برای انسان بماند، کفایت نمی کرد.
نتیجه این می شود که: همان دلایل عقلی که ما را ملزم به کسب معرفت و شناخت نبی صلی الله علیه و آله و سلم می کرد، همچنان ما را ملزم به شناخت امام علیه السلام می کند؛ چون در صورت عدم شناخت چنین شخصیتی با وجود علم به لزوم آن، دلایل عقلی همچنان نافذ و طالب پاسخ اند. دفع ضرر محتمل، وجوب شکر منعم، همچنان میگویند:
دفع ضرر و اتیان شکر منعم درگرو فهم تفاسیر صحیح، ولایت و… است.
بنابراین، ضرورت و لزوم شناخت امام و حجت الهی مستند و مستدل به همان دلایلی است که اصل وجوب معرفت مبداء را می رساند.
به بیان دیگر: آن حضرت امامی است که اطاعتش فرض و واجب می باشد، و هر کس که اطاعتش واجب است، باید صفاتش را شناخت، تا با شخص دیگری که مقام او را به دروغ و ستم ادعا میکند، اشتباه نشود؛ بنابراین، شناخت و دانستن صفات حضرت حجت علیه السلام واجب است(1)
نقلاً، در فرهنگ دینی ـ قرآن و روایات شیعه و سنی ـ بحث معرفت و شناخت امام و اعتقاد به او، از اهمیتی ویژه برخوردار است؛ به گونهای که در ردیف اصول اعتقادی، یعنی توحید، نبوت و معاد شمرده شده است. در
1) موسوی اصفهانی، محمد تقی، مکیال المکارم، ج1، ص181، مترجم سید مهدی حائری قزوینی، ناشر ایران نگین، چاپ اول، تابستان 1381
اینجا اهمیت شناخت امام از نظر اعتقادی، در انگاره های مختلف بررسی می شود:
نخستین و مهمترین وظیفة انسان، شناخت پروردگار و آفریننده خویش است و تا شناخت او حاصل نشود، راه درست بندگی و اطاعت از او به روی انسان باز نخواهد شد(1)برای همین در قرآن و روایات مطالب فراوانی درباره لزوم «معرفت خدا» مطرح شده است. بعضی از آیات قرآن، به توصیف خدا و صفات گوناگون او پرداخته است و امامان معصوم علیهم السلام نیز در روایات و دعاها و خطبه ها به شکل گسترده از خدا و اوصاف او سخن گفته اند(2)
از نظرگاه روایات راه معرفت خدا و اوصاف او، شناخت اولیای خدا و امامان معصوم علیهم السلام است؛ چون اینان مظهر اسماء و صفات الهی و
آینه جمال و جلال پروردگارند. معصومین، انسانهای کاملی اند که خداوند آنان را خلیفه و نماینده خود در زمین قرار داده و اراده کرده است که با آنان شناخته شود و از مسیر اطاعت آنها اطاعت شود و ثواب و عقاب را نیز برمدار اعتقاد به ایشان و اطاعت از آنان قرار داده است.
در حدیث آمده است که از سیدالشهدا علیه السلام سؤال شد: «فما معرفة الله؟» حضرت فرموند: «معرفه اهل کل زمان امامهم الذی یجب علیهم طاعته» (1)مراد از شناخت خدا، شناخت اهل هر زمانی نسبت به امام خویشتن است، آن امامی که اطاعت او بر آنان واجب است».
به عبارت روشن تر شناخت امام، طریق معرفت خدا است و انسان با شناخت امام و توجه به گفتار و دستورات او می تواند در جاده صحیح زندگی گام بردارد و به سعادتی که خداوند برای او رقم زده، برسد. معرفت خدا بدون شناخت کسی که از جانب او سمت
1) صدوق، علل الشرایع، ج1، ص9، ح 1
راهنمایی و راهبردی بندگان را دارد، امکانپذیر نیست.
شیخ صدوق رحمة الله در تبیین حدیث یاد شده می گوید:
«مراد این است که مردم هر زمان بدانند، خداوند کسی است که آنها را در هر زمان از امام معصوم خالی نگذاشته است؛ پس کسی که عبادت کند خدایی را که برای آنان حجت قرار نداده، پس غیر خدا را عبادت کرده است.» (1)
مرحوم مجلسی هم در تبیین حدیث فوق می گوید:
«شاید تفسیر شناخت خدا به معرفت امام برای این نکته باشد که شناخت خدا حاصل نمیشود، مگر از جهت امام. و یا اینکه انتفاع از معرفت خدا مشروط به شناخت امام علیه السلام است.» (2)
به هر حال، آنچه در بیان مرحوم شیخ صدوق آمده است که نصب امام بر مردم وسیله قبولی عبادات است که در غیرآن صورت عبادت غیر خدا خواهد بود و یا به قول علامه مجلسی، معرفت امام وسیله انتفاع از
شناخت خدا میشود، معرفت امام و حجت الهی یک امر ضروری و لازم بر هر انسان متدین است.
شیعه و سنّی به اتفاق از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم نقل کرده اند: «و اَنّ من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة؛ (1)و هر آینه هر کس بمیرد و حال آنکه امام زمان خود را نشناخته باشد، به مرگ جاهلیت مرده است.» بر این اساس شناخت امام شرط اسلام است و اگر کسی بی شناخت امام بمیرد، گویا از اسلام بی بهره بوده است، هر چند مناسک و اعمال اسلام را انجام داده باشد. «امامت» شاهراه بندگی خدا است و آنکه در این صراط مستقیم قرار
1) کمال الدین و تمام النعمه، ج2، ص409، ح 9 و قریب به این مضمون ر.ک: صحیح بخاری، ج5، ص13؛ صحیح مسلم، ج 6، ص21و 22، شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 9، ص155؛ مسند ابی داوود، ص259؛ حلیه الاولیاء، ج 3، ص244؛ مستدرک حاکم نیشابوری، ج 1، ص77؛ قندوزی، ینابیع المودة، ص117
گرفته، کارها و اعمالش در مسیر درست، منطقی و عاقبت به خیری واقع شده است، وگرنه آن اعمال ره به جایی نبرده و کمالی برای او نخواهد آورد.
چنین تأکیدی بر شناخت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نشان از آن دارد که معرفت امام کانون هویت اسلامی و امامت ستون اصلی خیمه دین مبین اسلام است که اعمال اسلامی وابسته به آن است و هر کس که امام را نشناخت، در حقیقت از راه راست و صراط مستقیم باز می-ماند.
در مکتب تشیّع، امام هویت بخش است و معرفت به او مبنایی استوار است؛ به طوری که انسان را از جامعه جاهلی و فرهنگ جاهلی دور میسازد.
مسأله ولایت امامان چنان جایگاهی دارد که در روایات گوناگون، شناخت امام از تکالیف و حقوق شمرده شده است؛ آنگونه که امام صادق علیه السلام به ابن ابی یعفور فرمودند: «ثلاث لنا ان تعرفوا فضلنا و
ان تطئوا عقبنا و ان تنتظروا عاقبتنا؛ (1)ما سه حق بر مردم داریم: یکی اینکه به فضل ما معرفت پیدا کنید، دوم اینکه پیرو ما باشید و سوم اینکه منتظر فرج ما باشید».
و یا امام صادق علیه السلام در بیان دیگری پذیرش اعمال را منوط به معرفت ولایت ائمه علیهم السلام دانستند: «لایقبل الله من العباد عملا الا بمعرفتنا؛ (2)یعنی خداوند از بندگان عملی را نمی پذیرد، مگر به معرفت و شناخت ما.»
براساس این روایات همه اعمال انسان در ظرف معرفت و آگاهی او نسبت به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ارزش می یابد، بهطوریکه اولین حق امام بر ما شناخت مناقب و فضائل آنان، و قبولی اعمال بدون ولایت آنان امکان ندارد و پذیرش ولایت در صورتی امکان دارد که ابتدا معرفت و شناخت حاصل شود.
امام واسطه فیض الهی است و آنچه از نعمت-ها به عالم وجود می رسد، به واسطه وجود او است و در این میان انسانها نیز به واسطه وجود او، از انواع نعمت های الهی بهره مند می شوند. امام هم در تشریع واسطه است و هم در جنبه تکوین.
«بیمنه رزق الوری و بوجوده ثبتت الارض والسماء؛ (1)به برکت او به خلق روزی می رسد و به واسطه وجود او زمین و آسمان پابرجا است.»
در فرمایش امام هادی علیه السلام است که وقتی میخواهید امامی را زیارت کنید اینگونه بگویید:
«…بکم فتح الله وبکم یختم و بکم ینزّل الغیث و بکم یمسک السماء ان تقع علی الارض الا باذنه؛ (2)به واسطه شما خدا آغاز کرد و به شما پایان می دهد و به وسیله شما باران را فرو می فرستد و به واسطه شما نگه می دارد
آسمان را که بر زمین نیفتد، جز به اذن او.»
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می-فرماید: «یا علی لو لا نحن ما خلق الله آدم و لاحواء و لا الجنه و لا النار و لا السماء و لا الارض؛ (1)ای علی! اگرما نبودیم، خداوند نه آدم و نه حوا را می آفرید و نه بهشت و نه جهنم را و نه آسمان و نه زمین را.»
امام خمینی رحمة الله در توضیح روایت میگویند:
«کلام حضرت رسول صلی الله علیه و آله که فرمود: اگر ما نبودیم خدا آدم را نمیآفرید. … از آن روست که حضرات (ائمه علیهم السلام) واسطههای میان حق و خلق و ربط دهندههای حضرت وحدت محض با کثرت تفصیلی هستند، و در این قسمت از حدیث، وساطت آن حضرات به حسب اصل وجود و اینکه آنان مظهر رحمت رحمانیهای هستند که افاضه کننده «اصل وجود» است، بیان شده، بلکه [میتوان گفت] به حسب مقام ولایت، آنان خود رحمت رحمانیهاند، بلکه آنان (خود) اسم اعظم هستند که رحمان و رحیم تابع آنانند، چنانچه بخش بعدی
1) علل الشرایع، ج1، ص5، ح 1؛ کمال الدین و تمام النعمة، ج 1، ص254، ح4
حدیث یعنی فرمایش حضرت صلی الله علیه و آله: چگونه ما از ملائک برتر نباشیم، بیان واسطه بودن آن حضرات به حسب «کمال وجود» است و اینکه آنان مظهر رحمت رحیمیهای هستند که کمال وجود به واسطه آن ظهور مییابد. بنابراین، دایره وجود با آنان کامل شده و غیبت و شهود ظهور یافته، و فیض (الهی) در قوس نزول و صعود (وجود) جریان مییابد.» (1)
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم میفرماید: «یخرج المهدی و علی رأسه غمامة فیها مناد ینادی هذا المهدی، خلیفة الله فاتبعوه؛ (2)
ب. مصادر عامه: المستدرک علی الصحیحین، ج2، ص646 و ص502؛ مسند احمد، ج5،ص277؛ مسند الشامیین (للطبرانی)، ج2، ص72؛ مسند ابن ماجه، ج2، ص367؛ نورالابصار، شبلنجی، ص188؛ عقد الدرر، مقدسی سلمی، ص125
هنگامی امام مهدی قیام کردند در حالیکه بر سر ایشان قطعه ابری است که ندا کنندهای در آن است که ندا میکند، این همان مهدی است ـ که خداوند بشارت داده ـ خلیفه خدا است پس از او تبعیت و پیروی نمایید.»
و یا در روایت دیگری از پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه و آله و سلم چنین آمده است: «فاذا رأیتموه فبایعوه و لو حبوا علی الثلج فانه خلیفة الله المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف؛ (1)هنگامی که او را دیدید، پس با او بیعت کنید و لو با سینه به روی برف راه بروید تا به او برسید، پس البته او خلیفه خدا حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است.»
خلافت الهی توسط انسان کامل فیالجمله مورد پذیرش قرآن و روایات قرار گرفته است(2)در زیارات هم از حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف به عنوان خلیفه الهی یاد شده است:
«السلام علیک یا خلیفة الله» (1)، «و خلیفتک فی بلادک» (2)و «السلام علیک یا خلیفة الله و خلیفة آبائه المهدیّین» (3)و در جای دیگر آمده «خلیفته علی خلقه و عباده» (4)و در زیارت مروی از خود حضرت: «و خلفائک فی ارضک الذین اخترتهم لنفسک و اصطفیتهم علی عبادک… .» (5)
نکتهها
گویندة سخن قرار داده شده است.
مقامی که مطلوب ملائکه بود، خلافت الهی است، نه خلافت گذشتگان زمینی، اینکه خداوند مقام مطلوب ملائکه را به انسان بخشید؛ یعنی اینکه انسان، خلیفه الهی شده است.
شئون خلیفه قید ندارد، از این فهمیده میشود که انسان در همه شئون خلیفه الهی است.
این خلافت به افراد خاص اختصاص ندارد؛ بلکه خلیفه همه افراد است؛ به همین جهت، خلیفه الهی باید به همه ویژگیهای کسانی که بر آنها خلیفه گردیده است، آشنا باشد.
همه افراد نمیتوانند خلیفه باشند، چون ویژگیهایی که برشمردیم در همه افراد وجود ندارد؛ پس بعضی از افراد مراد هستند. آنان برگزیدگان نوع انسانی هستند.
خداوند این جعل را به صورت اسم فاعل «جاعل» اعلام کرده است، نه با صیغههای «سوف أجعل» که بر آینده و «جعلت» که بر گذشته دلالت دارند. و این یعنی اینکه جعل خلیفه از ابتدای آفرینش
حضرت آدم علیه السلام تا روز قیامت، در همه زمانها وجود داشته است.
پس اوّلین فرد انسان حتماً خلیفه بوده است و گرنه باید خداوند جعلکنندة خلیفه در زمین نباشد و این با صیغه اسم فاعل منافات دارد؛ بنابر این، جعل خلیفه از طرف خداوند همیشگی است(1)چنانکه در روایت اسحاق بن عمار آمده است که او گفت: به موسی بن جعفر علیه السلام عرض کردم: مرا به کسی معرفی کن، تا دینم را در نزد او بیاموزم، فرمود: همین پسرم علی. روزی پدرم دست مرا گرفت و به سوی قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم برد و فرمود: فرزند عزیزم، خدای عزوجلّ فرمود: «در زمین خلیفه میگذارم» و چون خدا چیزی میفرماید، به آن وفا کند(2)
با توجه به آیات و روایات و زیارات وارده از ناحیه معصومین علیهم السلام میتوان گفت حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف خلیفه الهی میباشند و نه تنها خلیفه الهی هستند، بلکه «به مقتضای اضافه
خلافت به اسم مقدس الله، وجود آن حضرت آیت جمیع اسمای حسنای الهی است.» (1)
در روایتی از شیعه و سنی آمده است که رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
«انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا بعدی ابدا و لن یفترقا حتی یردا علی الحوض.» (2)
برابر این فرمایش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم مسلمین مأمور شده اند همانگونه که به قرآن متمسّک می شوند، به خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه هدی علیهم السلام نیز تمسک جویند تا در مسیر هدایت قرار گیرند. و این ضامن سعادت ابدی آنان است. روشن است که تمسک به قرآن، بدون فهمیدن
محتوای آن معنا ندارد و نیز تمسک به امامان معصوم علیهم السلام بدون معرفت و آگاهی به جایگاه رفیع و ویژگی های منحصر به فرد آنان ـ که الگوی بشریت اند ـ ممکن نیست. از این جهت نیز معرفت و آگاهی به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف لازم است. بر طبق این روایت باید در کنار قرآن کریم شخصی از اهلبیت باید حضور داشته باشد و آن به عقیده ما غیر از وجود مقدس حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف کسی دیگر نمیتواند باشد، زیرا شباهتهایی بین آنها وجود دارد که این ادعا، را اثبات میکند:
مقایسه شب قدر و نیمه شعبان در روایات نشان از هماهنگی قرآن و عترت دارد؛
سخن از ولایت و امامت در شب قدر که شب نزول قرآن کریم است، بیان دیگری است از پیوند بین قرآن و عترت الهی؛
قرآن معادل ندارد: «قُل لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَی أَن یَأْتُواْ بِمِثْلِ هَـذَا الْقُرْآنِ لاَ یَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ کَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِیراً؛ (1)بگو اگر انس و جن گرد هم
1) اسرا/88
آیند بر اینکه مانند این قرآن را بیاورند، مانند آن را نخواهند آورد، هرچند یکدیگر را یاری دهند.»
عترت طاهره هم معادل ندارد: «لایقاس بآل محمد صلی الله علیه و آله و سلم من هذه الامة احد و لایسوّی بهم من جرت نعمتهم علیه ابداً؛ (1)هیچ کس از این امت ـ که بهترین امت است ـ با آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم قابل مقایسه نیست [چه رسد به امتهای دیگر که به پای این امت نمیرسند].» و یا در برخی نقلها آمده: «نحن اهل البیت لایقاس بنا احد (2)ما اهلبیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستیم و کسی قابل مقایسه با ما نیست.»
از این جهت، ائمه طاهرین علیهم السلام (و خاصه حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف) فقط به قرآن قابل تشبیه هستند و قرآن نیز فقط به آنان تنظیر میشود. ظاهر آنان با ظاهر قرآن در تماس است و باطن آنها با باطن قرآن در مساس. بدین ترتیب بهترین مبیّن قرآن، عترت طاهره علیهم السلام و بهترین معرف عترت طاهره، قرآن کریم است؛ چون آنان عالم و عامل به حقایق قرآن و قرآن سند صدق گفتار و صداقت کردار آنها است. آنان قرآن مجسّم و قرآن شناسنامه شخصیت آنها است(1)
و زمین هیچگاه از این حجّت الهی خالی نیست زیرا بر طبق روایت ثقلین حجت خدا قرین قرآن است. امام صادق علیه السلام میفرماید: «و الله ما ترک الله عزوجل الارض قط منذ قبض آدم الّا و فیها امام یهتدی به الی الله عزوجل و هو حجة الله علی العباد»؛ (2)یعنی قسم به پروردگار عزیز و جلیل که خدا از زمانی که
آدم را قبض روح کرد، هرگز زمین را به حال خود رها نکرد، جز اینکه در آن امامی قرار داد که مردم به وسیلة او به سوی خدا هدایت شوند و او حجت خدا بر تمامی بندگان است.
امام باقر علیه السلام میفرماید: «ما خلت الدنیا منذ خلق الله السماوات و الارض من امام عدلٍ الی ان تقوم الساعة حجةً لله فیها علی خلقه؛ (1)پروردگار عالم از زمانی که آسمانها و زمین را آفریده هرگز جهان را خالی از امام عادلی که حجت خدا در زمین بر خلایق عالم است قرار نداده و تا قیامت هم خالی نخواهد گذاشت.»
پس جهان انسانها از اول خلقت تاکنون و از حال تا قیامت هرگز از وجود چنین حجةالله که در حکم هسته مرکزی است به چنین انسان کامل و حجت الهی در کنار قرآن کریم خالی نخواهد بود. کوتاه سخن اینکه شناخت امام و حجت الهی چنان مهم است که در روایات فراوان بر آن تأکید و به مسلمین
1) مجلسی، بحارالانوار، ج23، ص23
سفارش شده است که در این مسیر از خدای بزرگ استمداد کنند و پیوسته از او بخواهند که راه معرفت حجت های الهی بر آنان گشوده شود. از امام صادق علیه السلام نقل است که بهترین دعا برای دوران غیبت آخرین حجت الهی چنین است:
«اللهم عرفنی نفسک فانک ان لم تعرفنی نفسک لم اعرف نبیک. اللهم عرفنی رسولک فانک ان لم تعرفنی رسولک لم اعرف حجتک اللهم عرفنی حجتک فانک ان لم تعرفنی حجتک ضللت عنی دینی.» (1)
اوّلاً، مراد از کلمه حجت در این دعا شخص حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف است؛ چرا که دعا مربوط به زمان غیبت است و دعا کننده مؤمن و عارف به خدا و رسول خدا و حجت های خداوند متعال است، در این دعا، معرفت کاملتر و مددهای عرفانی و غیبی بیشتر را طلب مینماید و یا از خداوند متعال ثبات و بقای بر ولایت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را مسئلت می کند؛ زیرا بیم تزلزل فکری و خطر انحرافات عقیدتی در
1) کافی، ج 1، ص337، ح 5
این عصر بسیار است و بر حسب بعضی روایات جز کسانی که خداوند دل آنها را به ایمان امتحان و آزمایش کرده باشد، بر عقیده به امامت آن حضرت ثابت نمی مانند.
ممکن است سؤال شود: چه ارتباطی بین ضلالت از دین و نشناختن حجت و امام است؟
در جواب باید گفت: یکی از فواید بزرگ نصب حجت و امام، منحرف نشدن از راه راست است که با وجود چنین مرجعی الهی و علامت یقینی، هر کس او را مقتدا قرار دهد و از او تخلّف نکند و پیشی نگیرد و از ارشادات و هدایتهای او تخطّی ننماید، از دینش گمراه نخواهد شد و اگر در ایمان به امامت و معرفت به حجت لغزشی پیدا کند و ثابت نماند، از دین گمراه می شود؛ زیرا ضلالت در مقابل هدایت قرار دارد. در حقیقت ضلالت یعنی عدول از راه راست و منحرف شدن از آن، خواه کم باشد یا زیاد، خواه عمدی باشد و
خواه قهری(1)
ثانیاً، امام در آموزه های روایی ما اینگونه توصیف شده است: امام زمام دین، موجب انتظام مسلمانان و اصلاحاگر دنیای آنان، و مایة عزّت مؤمنان است. امامت ریشه و عامل رشد اسلام و شاخسار رفیع آن است… .
امام به خورشید درخشنده می ماند که نورش جهان را فرا می گیرد، و خودش در افق جای دارد، به گونه ای که دستها و دیدگان به آن نمی رسد. امام، ماه تابان، چراغ فروزان، نور درخشان و ستارهای است راهنما در شدت تاریکی ها برای رهگذر شهرها و کویر و گرداب دریاها.
امام، آب گوارای زمان تشنگی، هدایت گر و نجات بخش از نابودی است. امام شعله برفراز بلندی برای راه یافتن گمشده ها است، وسیله گرمی سرمازدگان و راهنمای مهلکهها است و هر که از او جدا شود، هلاک می شود.
1) صافی گلپایگانی، معرفت حجت خدا، موسسه انتشارات حضرت معصومه(، چاپ قم، سال 1375ه.ش، ص58 و102، (البته با تصرف)
امام، ابری است بارنده، بارانی است شتابنده، خورشیدی است فروزنده، سقفی است پوشاننده، زمینی است گسترده و چشمه ای است جوشنده. او گلستان است، رفیق، پدری مهربان، برادری برابر، مادری دلسوز به فرزند و پناه بندگاه خدا در سختیها است.
امام، امین خدا در میان خلقش، حجت او بر بندگانش، خلیفه او در بلادش است. امام، دعوتکننده به سوی خدا و دفاع کننده از حقوق الهی است. او موجب نظام دین و عزت مسلمانان و یگانه زمان خود است و کسی به مقام او نرسد. دانشمندی با او برابر نشود. او جایگزین بر نمید-ارد، مانند ندارد و به همه فضایل متمایز است(1)
حال جای این سؤال جدی است که چه کسی میتواند چنین امامی را با این اوصاف
1) خطبه مانند امامت از امام رضا علیه السلام، ثقة الاسلام کلینی، محمدبن یعقوب، اصول کافی، ج1، ص199؛ خرازی، محسن، بدایة المعارف، جزء دوم، بحث امامت
گسترده بشناسد و به او معرفت پیدا کند و آیا اساساً امکان دست یافتن به فواید امام بدون معرفت او وجوددارد؟ باید به او معرفت پیدا کنیم تا راه را از بیراه و سره را از ناسره تمییز دهیم. البته باید توجه داشت که شناخت امام بدون توفیق خداوند متعال هرگز حاصل نخواهد شد؛ زیرا او عزیزی است که ولایتش از جانب خدا است؛ پس معرفت به او جز در سایه توفیقات حضرت حق میسور نیست.
با توجه به آیات و روایات، بخصوص روایات مهدوی و ادعیه موجود و توقیعات میتوان عوامل چندی را به عنوان موانع شناخت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف بیان کرد:
کسانی که فهم درست از آموزههای دین و معارف الهی ندارند چگونه میتوانند به معرفت امام و حجت الهی برسند و از فیوضات معنوی امام بهره ببرند، لذا در روایتی از امام صادق علیه السلام چنین آمده است: «لا خیر فی من لا
یتفقّه من اصحابنا؛ (1)هرگاه از یاران و اصحاب ما هر یک عمیقانه به مسائل دین ننگرد خیری در او وجود ندارد». البته منظور حضرت فقاهت مصطلح نیست بلکه منظور حضرت فهم درست و روشن در آموزههای دین است، زیرا همه نمیتوانند فقیه باشند لذا از این عبارت امام صادق علیه السلام میتوان فهمید بیشترین خسارت و زیان عدم شناخت دین است، و این امر نه تنها باعث خسارت فردی نیست بلکه جهالت و نادانی در امور دین برای جوامع دینی خسارت جبران ناپذیری را به همراه دارد و ائمه علیهم السلام همواره از این افراد نادان و سطحینگر بیشترین نگرانی را داشتند، (2)آنان کسانیاند که هم به خود ضرر و زیان میرسانند و هم به اهداف وجود مقدس ائمه علیهم السلام. نمونهاش را میتوان در توقیع امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف به محمد بن علی بن هلال کرخی دریافت. آنجا که میفرماید: «یا محمد بن علی قد آذانا جُهلاء الشیعه و حمقائهم
و من دینه جناح البعوضة ارجح منه (1)یعنی ای محمد بن علی، نادانان شیعه و کمخردان آنان و کسانی که بال پشه از دین آنها برتر و ارزشمندتر است، ما را آزار میدهند.»
یکی از موانع مهم و جدی در شناخت حضرت، علاقه به دنیا و دلبستگی به مطامع دنیوی است، قرآن کریم در آیاتی چند انسان را به این خطر جدّی توجه داده است:
«فَأَعْرِضْ عَن مَّن تَوَلَّی عَن ذِکْرِنَا وَلَمْ یُرِدْ إِلَّا الْحَیَاةَ الدُّنْیَا ذَلِکَ مَبْلَغُهُم مِّنَ الْعِلْمِ (2)تو هم ای رسول از هر کس که از یاد ما روی گردانید و جز زندگانی دنیا را نخواست بکلی اعراض کن».
«فَخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ وَرِثُواْ الْکِتَابَ یَأْخُذُونَ عَرَضَ هَـذَا الأدْنَی وَیَقُولُونَ سَیُغْفَرُ لَنَا… (3)پس از آنکه ـ پیشینیانشان
درگذشتند ـ اخلاف و بازماندگانشان که وارث کتاب آسمانی شدند و متاع پست دنیا را گزیدند ـ و هر گناه که کردند…»
دنیا میتواند پل سعادت بشر باشد به شرط آنکه با استفاده صحیح و درست آن را به مزرعه آخرت تبدیل نماییم منتهی اگر در کنار واژه دنیا، حُبّ به آن افزوده شود، سر منشأ بسیاری از بدیها و ناهنجاریها در اجتماع خواهد شد و در این زمینه روایات فراوانی وجود دارد که ذیلاً به برخی از آنان اشاره میشود:
علاقه به دنیاست.»
ده ها روایت در این زمینه نشان آن است که دنیازدگی بزرگترین آفت و ریشه و اصل هر نوع بدبختی است و متأسفانه در عصر و زمان ما یک آفت فراگیر برای خیلی از انسانها شده است، زیرا دنیا برای برخی انسانها همة هستی آنان شده است و چشم و دل آنان را چنان پُر کرده که راه سعادت و حق را مشاهده نمیکنند. حال با چنین وضعیتی چگونه میشود از انسان دلبسته به دنیا انتظار معرفت امام زمانش را داشت، دنیا همه چیز او شده و غیر از مطامع دنیا چیزی را مشاهده نمیکند.
یکی از موانع مهم دیگر در شناخت حضرت، همین بیوفایی و پیمان شکستن است. اگر به حضرت معرفت و محبّت داریم
1) محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمة، ج سوم، ص294، نشر مکتب الاعلام الاسلامی، سال 1362ه ش
باید این دو زمینهساز عهد و پیمان و بیعت با امام گردد، زیرا عشق و ولایت بدون عهدهداری و مسئولیت پذیری، هوسی بیش نیست.
«عهد التزام خاص و نوعی تعهدپذیری در مقابل شخص یا کاری است، باید خود را به وظایفی که نسبت به امام داریم ملتزم سازیم و با او برای انجام خواستهها و آرمانهایش عهد ببندیم (عهداً) و آن عهد را با اسباب و وسایلی محکم کنیم (عقداً) و در نهایت با او بیعت کرده و دست در دست او نهاده و دل و سر به او بسپاریم (بیعتاً). عهد و عقد و بیعت سه درجه از یک حقیقتاند که در شدّت و ضعف با یکدیگر تفاوت دارند باید با بازخوانی و تجدید عهد در هر پگاه و بیعتی تا همیشه، هم اراده و انگیزة خود را قوی کرد و افزایش داد و هم از غفلتها و سستیها جدا شد و فاصله گرفت»(1)
انسانی که نسبت به امام زمانش تعهدی
1) پورسید آقایی، سید مسعود، انتظار 12 و 11، مقاله بیعتی تا همیشه، ص12
ندارد چگونه میتواند منتظر باشد، و انتظار بدون عهد و پیمان، انتظار نیست. اهمیت عهد و پیمان تا جایی مهم است که امام سجاد علیه السلام به اباخالد اینگونه میفرماید:
«یا ابا خالد لتأتینّ فتن کقطع اللیل المظلم لاینجو اِلّا من اخذ الله میثاقه اولئک مصابیح الهدی و ینابیع العلم ینجیهم الله من کل فتنة مظلمه…؛ (1)ای ابا خالد، فتنههایی هم چون شب تار فراخواهد رسید، تنها کسانی از آن فتنهها نجات خواهند یافت که خداوند از آنان پیمان گرفته باشد، آنان چراغهای هدایت و چشمههای علم هستند و خداوند آنها را از هر فتنة تاریکی نجات خواهد داد.»
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به مسأله عهد و پیمان توجه فراوان دارد به طوری که از یارانش در زمان ظهور پیمان خواهد گرفت بر اینکه: «مسلمانی را دشنام ندهند؛ حریمی را هتک نکنند؛ به خانهای هجوم نبرند؛ کسی را به
1) صافی گلپایگانی، لطفالله، منتخب الاثر، ص386
ناحق نزنند…» (1)حال کسی که بر سر عهد و پیمان خود استوار باقی نماند چگونه میتواند ادعای منتظر بودن نماید. چگونه میتواند سرانجام او به راه نجات ختم شود؟ و این با حرف زدنها بدست نمیآید بلکه باید در میدان عمل بر عهد و پیمان خود باقی باشی تا لایق او شوی، وگرنه حرف از انتظار زدن لافی بیش نیست.
یکی دیگر از موانع معرفت و درک فیوضات معنوی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف گناه و معصیت است، انسانی که میخواهد در طریق معرفت امام قرار گیرد باید تلاش کند رفتار و کردارش مورد قبول حضرت واقع شود و اصولاً اگر بین امام و مأموم سنخیت نباشد چگونه میتوان به درک متقابل دست یابیم، فراموش نکنیم امام به وظیفهاش بر اساس روایات عمل میکند، و این ما هستیم که متأسفانه قصور و کوتاهی داریم. حال چاره چیست؟ در پاسخ باید گفت:
1) صافی گلپایگانی، لطفالله، منتخب الاثر، ص581
«وَقُلِ اعْمَلُواْ فَسَیَرَی اللّهُ عَمَلَکُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ» (1)ای پیامبر به مردم بگو عمل کنید ـ و بدانید ـ که خداوند و پیامبر و مؤمنان کارهای شما را میبینند.» امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه، مراد از کلمه «المؤمنون» میفرمایند: هم الائمة. یعنی خداوند و پیامبران و ائمه ناظر بر اعمال مردم هستند. شاهد بر این ادعا روایتی از امام رضا علیه السلام میباشد که: «و الله ان اعمالکم لتعرض علیّ فی کلّ یومٍ و لیلةٍ» (2)به خدا قسم که اعمال شما هر صبح و شام بر من عرضه میشود.»
باقر علیه السلام در این باره میفرماید:
«اذا غضب الله تبارک و تعالی علی خلقِهِ نحّانا عن جوارهم» (1)هرگاه خداوند تبارک و تعالی بر خلقش غضب نماید، ما را از مجاورت ایشان دور میدارد.»
و یا امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در توقیع شریفشان به مرحوم شیخ مفید میفرمایند:
«ما را از ایشان چیزی محبوس نکرده است مگر گناهان و خطاهایی که از ایشان به ما میرسد و ما آن را ناخوش میداریم و از ایشان نمیپسندیم»(2)
لذا گناه و معصیت عامل مهمی در محرومیت از بهرهمندی نعمت ظاهری و معنوی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است.
بشر از روزی که روی زمین قرار گرفت، پیوسته در آرزوی یک زندگی اجتماعی سعادتبخش بوده و به امید رسیدن چنین روزی قدم برداشته است. اگر این خواسته تحقق خارجی نداشت، هرگز چنین آرزو و امیدی در نهاد وی نقش نمیبست؛ همانطور که اگر غذایی نبود، گرسنگی نبود و اگر آبی نبود، تشنگی نبود… .
«مهدویت»، یعنی امیدواری به آینده ای روشن، پیامی رهاییبخش به بشر سرخورده و ستم دیده و اینکه روزی یک مرد الهی خواهد آمد و آنچه مردم بدان امید دارند، یقیناً برآورده خواهد کرد.
اعتقاد به وجود مصلح جهانی ـ یا «فوتوریسم» (1)ـ همیشه ما را در عرصه های مختلف مبارزات اجتماعی حمایت خواهد کرد؛ زیرا اگر واقعاً معتقد به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف باشیم، خواهیم دید که همواره یک پشتیبان نیرومندی ما را در کارهای اجتماعی، یاری می کند. بدون تردید نتیجه اعتقاد به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف این نیست که ما از تمامی کوششهای اجتماعی دست برداریم و در گوشه ای نشسته و انجام همه کارها را به ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف حواله کنیم! اصولاً حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف از چنین افراد عاطل و باطلی که دست روی دست گذاشتهاند و به امور مسلمین اهتمام نمی ورزند، بیزار است.
یک فرد مسلمان معتقد، همواره در کوشش و فعالیت است و برای خدا کار می کند و به زندگی (فردی و اجتماعی خود)
1) Futurism یعنی اعتقاد به دوره آخرالزمان و انتظار ظهور منجی و مصلح جهانی بزرگ. ر.ک: خسروشاهی، مصلح جهانی و مهدی موعود از دیدگاه اهل سنت، سید هادی، ص55
خوشبین و امیدوار است و همیشه منتظر تعمیم عدالت و امنیت، بسط عدل و داد، آزادی و برادری و توسعه گزاره های دینی بر اساس توحید بوده و برای آنها تلاش می کند.
شخص مسلمان، باور قطعی دارد که تنها نظام اجتماعی عادلانه ـ که به تمام خواست های مشروع بشری پاسخ داده و منصفانه ترین قوانین را برای انسانها آماده کرده است ـ نظام حکومتی اسلام و قانون الهی قرآن است و زیباترینِ آن در عصر ظهور حضرت ولیعصر علیه السلام تحقق خواهد یافت و این یعنی امید، نشاط و زندگی.
ماربین، فیلسوف و مستشرق آلمانی، در کتاب خود درباره فوتوریسم شیعه می گوید:
«از جمله مسائل اجتماعی بسیار مهم که همیشه [می تواند] موجب امیدواری و رستگاری [باشد]، همانا اعتقاد به وجود حجت عصر و انتظار ظهور او است. چون معتقدات مذهبی از ملل شرق زمین تا دو قرن دیگر کاملاً اثرات خود را خواهد بخشید و می توان گفت که در این مدت و با این همه جمعیت و اسباب طبیعی، شیعه پیشرفت محیرالعقولی نموده و از
حیث عده و نیرو و قدرت، مقام اول را حائز خواهد شد. و حتی اگر آثار معتقدات مذهبی از بین برود، شیعه دارای آن سرمایه ای خواهد بود که ماورای قوای طبیعیه و عارضیه، شوکت و اقتدار و قوت و حکومت خود را در عالم نگه دارد.» (1)
و یا هانری کربن، دانشمند و مستشرق فرانسوی، آثاری در مورد تشیع و به خصوص حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف دارد. او بر خلاف دیگر مستشرقین به مسأله مهدویت به شکل تاریخی ننگریسته، بلکه با روش پدیدار شناسانه به بررسی مؤلّفه ها و عناصر بنیادین و اصلی شیعه پرداخته است. او در زمینه مهدویت می گوید:
«اندیشة شیعی، ناظر به انتظاری است، نه انتظار وحی شریعتی جدید، بلکه ظهور کامل همه معانی پنهان یا معانی معنوی وحی الهی.
1) سید هادی، مصلح جهانی و مهدی موعود از دیدگاه اهل سنت، ص77، (به نقل از رولیسیون بزرگ یا سیاست الحسینیه، فصل 7، ص49-50، تحت عنوان : فلسفه مذهب شیعه)
نمونه اعلای این انتظار ظهور، همانا ظهور امام غایب خواهد بود.» (1)
و در جای دیگری میافزاید: «معنای ظهور امام منتظَر، همان جلوه کمال انسانیت است و باطن انسان زنده در روح را ظاهر میسازد و معنای این سخن، آشکار شدن سِرّ الهی است که به انسان امانت سپرده شده.» (2)بعد حدیث مشهور نبوی صلی الله علیه و آله و سلم را نقل می کند:
«اگر از عمر عالم یک روز باقی بماند، خداوند آن روز را آن قدر طولانی خواهد کرد تا امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور نمایند.» (3)مفهوم انتظار در نظر هانری کربن و ماربین، معنایی بسیار ژرف و پویا دارد؛ زیرا انتظار چنین مصلحی باعث آمادگی روحی و تزکیه نفس در شخص منتظِر و سرآغاز اصلاح جامعه از هرگونه لغزش و گناه خواهد شد و جامعة منتظر هیچگاه در سراشیبی و سقوط
قرار نمی گیرد و ایستایی و سکون در آن معنایی نخواهد داشت؛ بنابر این، اعتقاد به وجود مقدس مهدی موعود ـ ارواحنا فداه ـ امید را در دلها زنده می کند. هیچ وقت انسانی که معتقد به این اصل است، ناامید نمی شود؛ چون می داند یک پایان روشن حتمی وجود دارد و سعی می کند که خودش را به آن برساند. و از حرکت نمیایستد و در برابر ناملایمات و سختی ها تن به شکست نمی دهد. این بزرگترین ره آورد اجتماعی برای بشر در پرتو اعتقاد به «مهدویت» است.
شناخت و اعتقاد به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف مانع از همکاری شخص معتقد، با ستمگران و ظالمان می شود و در برابر حکومت-های فاسد تا حدّ توان پایداری می کند؛ چون او منتظر امامی است که هرگز با ظلم و ستم سازش نکرده، بلکه برای عدالتگستری قیام خواهد کرد.
همچنین آنکه منتظر مصلح است، در اصلاح خود می کوشد تا نه تنها برای جامعه ایمانی، عنصری مفید، موثّر و کارآمد باشد؛ بلکه برای اصلاح دیگران هم تلاش میکند. به این شکل اجتماع به سوی خوبیها و
ارزشهایش می رود. «اجتماع منتظر» جامعه-ای هدفدار و ارزشی است و این از برکات شناخت عمیق نسبت به امام است.
اعتقاد به منجی، امیدواری را در دو جهت ذهنی و عینی (1)در انسان تقویت می کند؛ زیرا ما به خوبی در مییابیم که دلمشغولی به این امید و این احساس در سراسر تاریخ در میان همة اقوام از دیگر مسائل بشری بیشتر بوده است و هنگامی که دین این وجدان عمومی را تأیید می کند و تأکید دارد که زمین لبریز
1) امیدواری در بعد ذهنی، یعنی مجموعه تفکرات، تمایلات، انگیزهها، عادات و خویهای مثبت که شخص امیدوار، در حیطه ذهن خود از آن برخوردار است. و منظور از امیدواری در بعد عینی، مجموعه اعمال، رفتارها، کنشها و واکنشهایی است که شخص امیدوار به نحو مثبت و جهتدار و فعال، در مواقع گوناگون از خود نشان می دهد. (انتظار، ش5، ص 236، و 237.)
شده از ظلم و ستم، پر از عدل و داد خواهد شد، به آن احساس عمومی، ارزش عینی می بخشد و آن را تبدیل به یک ایمان محکم می کند، ایمان به آینده و سرنوشت محتوم انسان، این ایمان نه تنها مایه تسلی و آرامش خاطر است، بلکه منشأ امید و منشأ مقاومت است.
منشأ امید است، چون ایمان به مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به معنای این است که نبایستی زیر بار ستم رفت و بایستی منتظر بود، منتظر روزی که وی بر همة جهان چیره گردد.
و اما مقاومت است، زیرا این ایمان همچون چراغ امیدی است که با ناامیدیها مقابله می کند و دلها را زنده نگه می دارد، هر چند ظلم و ستم گسترده شود و ستمکاریها چهره کریه خود را نشان دهد(1)
امنیت، جزو نیازهای اساسی انسان و فصل
1) برگرفته از کتاب بحث حول المهدی، شهید سید محمدباقر صدر، ترجمه مصطفی شفیعی، ص 54 و 55، نشر موعود، چاپ اول، بهار 1379
مشترک همه مشکلات انسان از بیماریهای روانی گرفته تا خودکشی و اعتیاد و بزهکاری است. بحث امنیت از نظر روانشناسی دارای اهمیت فراوانی است؛ زیرا آرامش، رشد، شکوفایی انسان، بروز استعدادها و خلاقیت ها و نیل به همة کمالات انسانی در سایه امنیت به دست می آید. براساس آموزه های وحیانی ما، در سایه حکومت حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف از میان همه تهدیدهای فردی و اجتماعی که برای انسان وجود دارد، تبدیل خوف به امن، تحقق پیدا خواهد کرد: «لَیُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً» (1)و این یکی از بزرگترین ثمرات اجتماعی انتظار و مهدویت است که به بشر ارزانی داشته می شود.
1) نور/ 55
همة مکتب ها در تلاش اند تا به خواسته ها و علایق پاسخ دهند؛ زیرا نیازهایی در وجود انسان هست: مثل عدالتخواهی، کمال جویی، میل به آسایش و آرامش، امیدها و… . تحقق این خواسته ها نیاز به ساز و کارهایی نظیر تدوین و تنظیم قوانین، تشکیل حکومت و نظاممند کردن جامعه دارد، مکاتب با توجه به دیدگاه انسانشناسانه خود درصدد برآوردن این نیازها هستند و هر یک مدل خاصی را در این زمینه ارائه کرده و میکنند تا به نیازها لباس تحقق بپوشانند.
براساس بینش ها حکومت های گوناگون آمدند، طرحها و ایده هایی را مطرح کردند، اما
پس از چندی مردم شاهد ناکارآمدی این اندیشه ها و از دست دادن اعتماد توده ها و سرانجام شکست مکتب ها و حکومتهای مختلف در صحنه جهانی بودند. لازم به یادآوری است که بعضی از این حکومت ها از روی فریب و نیرنگ شکل گرفته بودند. به عنوان مثال:
سالیان دراز دو ایدة غالب ـ کاپیتالیسم نماینده اندیشه لیبرال دموکراسی غرب و کمونیسم مدّعی نمایندگی در دفاع از حقوق کارگر ـ همچون دو درندهای با سلاح های مخرب اتمی و هسته ای و… جهان معاصر را تهدید کردند؛ بهطوری که بهداشت روانی ملت ها به خطر افتاد، کابوس جنگ و تنازعات سالیان طولانی بر سر افراد بشر سایه افکند، و امنیت عمومی جهان را به مخاطره انداخت.
این تهدیدها و ثمرات آن، آشکارترین دلیل بر عجز و درماندگی برنامه ها و ایده های این دو مکتب بوده است. این دو تفکر اگر چه سالیان متمادی بر افکار و اندیشة سیاسی جوامع بشری تأثیر گذاشته بودند، ولی به مرور زمان، یکی از آنها ناکارآمدی خود را
نشان داد و به تاریخ ـ خاطره ها ـ پیوست.
قدرت دوم که در مقابل کمونیسم قرار داشت، سرمست از غرور بیرقیب بودن، با نشان دادن چنگالهای خود به جهان معاصر، خود را تنها ایدئولوژی شایسته برای رهبری بر نظم نوین جهانی می داند و سعی دارد به هر شکل ممکن، هر ندای مخالفی را در سینه ها خفه کند؛ اما این خیالی بیش نیست؛ زیرا می توان چالش های لیبرال ـ دموکراسی را در جهان به راحتی مشاهده کرد. این مکتب نه تنها بشر را به ساحل نجات نرسانده، بلکه او را در گردابی از بحرانهای معرفتی، اخلاقی، روانی، تکنولوژی و فناوری و… گرفتار کرده است. به عنوان نمونه، روزگاری در ابتدای رنسانس افرادی چون فرانسیس بیکن، مؤسس تفکر تجربه گرایی در غرب، ادّعا می نمودند که انسان با علوم تجربی میتواند بر طبیعت سیطره پیدا کند؛ اما امروزه اندیشمندان با این پارادوکس مواجه هستند که چرا با رشد علوم تجربی و خردگرایی عقل ابزاری یا عقل معاش، هنوز مدرنیته و تکنولوژی نتوانسته جهان را به رفاه و عدالت جهانی برساند و هر روز به شمار کشورهایی که زیر خط فقر هستند، افزوده
میشود و هم چنان انسان معاصر در ناآرامی به سر میبرد؟ و دهها سؤال دیگر. اینها همه نشان از شکست حتمی و نزدیک این امپراتوری بزرگ دارد.
حال تکلیف این بشر وامانده و سرگشته از ناکامی ها و شعارهای بیعمل و نظاره گر شکست ها و سراب ها چیست؟ بشر امروزی با تجربه گذشته عطش یک طرح و نگاه جدید به جهان هستی دارد و چیزی نمی تواند آن را سیراب کند، مگر طرح «مدینه فاضله مهدوی»؛ زیرا: «یقوم القائم بامر جدید و کتاب جدید و قضاء جدید… و لا یاخذه فی الله لومه لائم؛ (1)قائم علیه السلام امری جدید برپا خواهد نمود و کتابی جدید و قضاوتی جدید خواهد آورد… و در راه خدا به هیچ سرزنش توجه نمی کند.»
نظریه «مهدویت» یک نظریه جهانی است،
1) الغیبة، نعمانی، محمد بن ابراهیم، چاپ تبریز، سال 1383هـ.ق (امام باقر علیه السلام) ص122
نه منطقه ای و این اندیشة نوین برای جهان و ادارة آن، برنامه و طرح بنیادین و کارساز دارد. دنیا نیز تشنة چنین طرحی است؛ از این رو، معتقدیم تنها برنامه ای که میتواند پاسخگوی بشر معاصر باشد، اندیشه مهدوی است؛ چون مهدویت، در عرصة حکومتی دارای اهداف بلند، متعالی و ارزشی است.
نظام حکومتی امام مهدی علیه السلام هیچ شباهتی با نظامهای پیش از خود از قبیل نظامهای سرمایهداری و سوسیالیتی ندارد. هر گاه بشریت، نظام مهدوی را مشاهده نماید، بی تردید به برتری او بر همه تجربیات و ادعاهای سابق ایمان می آورد و باور می کند که تنها راه حلی که او را از گرداب مشکلات و گرفتاری ها نجات می-بخشد، همان نظام است. حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تجلی آن آرزوی سربسته بشری است. به این برنامه در منابع امامیه اشاره شده است:
«ان دولتنا آخرالدّول و لم یبق اهل بیت لهم دولة الا ملکوا قبلنا لئلا یقولوا اذا رأوا سیرتنا اذا ملکنا سرنا بمثل سیرة هولاء و هو قول الله
تعالی: و العاقبة للمتقین؛ (1)بی-شک دولت ما آخرین دولتها است و هیچ خاندان صاحب دولتی نمی ماند، مگر آنکه پیش از ما به حاکمیت میرسد تا وقتی روش ما را دیدند، نگویند اگر به حکومت برسیم، مانند اینان عمل خواهیم کرد. و خداوند می فرماید: عاقبت از آن پرهیزگاران است.»
و یا در روایتی که هشام بن سالم از حضرت صادق علیه السلام نقل کرده، چنین آمده است:
«ما یکون هذاالامر حتی لا یبقی صنف من الناس الا و قدولّوا علی الناس حتی لا یقول قائل: انا لوولّینا لعدلنا؛ (2)دولت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف برپا نمیشود، مگر آنکه همه گروهها به حکومت خواهند رسید، تا کسی نگوید اگر ما حکومت میکردیم، رفتاری عادلانه
میداشتیم. پیام روایات فوق به مدعیان حکومت و داعیهداران عدالت، آن است که شما در دنیا فرصت حکومت پیدا کردید؛ ولی همچون دیگران به بیراهه رفتید. به این ترتیب، مبرهن است که امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در امر حکومت، هیچ یک از نظامهای سابق را الگو قرار نخواهد داد و با وجود نظام نجاتخواه و عدالت محور الهی از بقیّه نظام ها به طور کامل بی نیاز خواهد شد.
امام باقر علیه السلام در این باره میفرمایند: «…لئلّا یقولوا اذا رأو سیرتنا، اذا ملکنا، سرنا مثل سیرة هؤلاء؛ (1)یعنی تا هنگامی که سیره و رفتار ما را دیدند، نگویند: اگر ما هم زمامدار میشدیم، سیره ما هم مانند آنان بود.» لذا میتوان یکی از حکمتهای حکومت حضرت در آخرالزمان را امتحان بشریت دانست، زیرا مدعیان اجرای عدالت را در پرتو تشکیل حکومت میتوان مورد آزمایش قرار داد و پی به عجز و ناتوانی آنان برد.
در همین جا امام باقر علیه السلام به این مطلب
1) شیخ طوسی، محمدبن حسن، الغیبة، معارف اسلامیه، ص472
اشاره دارند:
«… ولم یبق اهل بیت لهم دولة الّا ملکوا قبلنا؛ (1)هیچ خاندانی نمیماند که مدعی دولت و زمامداری باشد مگر این که قبل از ما به حکومت میرسد.»
باید توجه داشت که این حرکتها و قیامهایی که برای زمینهسازی ظهور در عصر غیبت انجام میگیرد، از مصادیق این روایات نیست، زیرا این خیزشها و نهضتها و قیامهای رهاییبخش در جهت تحقق بخشیدن به آرمانهای مهدویت و بسترسازی برای تحقق وعده الهی است.
لازم به یادآوری است که اهداف حکومت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می تواند به عنوان اهداف راهبردی و کلان حکومت دینی مطرح شود. ما که در این عصر داعیه حکومت دینی داریم، باید همه مسائل حکومتی را به آرمانهای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نزدیک کرده و سیره آن حضرت را در ابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، قضایی و
1) شیخ طوسی، محمدبن حسن، الغیبة، معارف اسلامیه، ص472
… در برنامههای کلان خود مدّ نظر قرار دهیم.
«مهدویت» در راستای مسأله امامت و در امتداد نبوت و خاتمیت است؛ از این رو، در مرحله-ای حساس از تاریخ آغاز شد و تا امروز ادمه یافته است و تا آخرین لحظه حیات دنیوی بشر نیز باقی خواهد بود؛ بنابراین، چگونگی «امامت» از امام علی علیه السلام تا امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و عکسالعمل مسلمانان دربارة امامت (به طور عام) و مهدویت (به طور خاص) و نیز حوادث تاریخی در این زمینه می تواند از موضوعات مهم و حساس تاریخ اسلام به شمار آید.
الف. موعودباوری اسلامی یا مهدویت از لحاظ تاریخی از قرن اوّل با بشارت نبوی صلی الله علیه و آله و سلم
شروع شد و تأثیر فراوان بر افکار و اندیشه مسلمانان داشته است. بهخصوص نقش مؤثری را در ایجاد جریانات دینی ـ سیاسی در تاریخ اسلام ایفا کرده است و مسلمانان با تمسک به این اندیشه در صحنه مسائل سیاسی ـ اجتماعی به توفیقاتی دست یافتند.
ب. از آنجا که مهدویت قضیه ای است مربوط به آیندة جهان و هنوز اتفاق نیفتاده است، گروهی سودجو و فرصتطلب با دخل و تصرف نابجا و تأویل غیر عقلانی آموزه های آن در اعتقادات مردم انحراف ایجاد کرده و درصدد آسیب رساندن به این اندیشه پویای دینی بودند. مؤید این مطلب، ایجاد فرق و انشعابات درونی در تشیع است، مثل: فرقه های کیسانیه، (1)زیدیه، (2)ناووسیه، (3)واقفیه، (4)
1) کیسانیه: گروهی از اصحاب مختار بن ابی عبیدة ثقفی که به امامت محمبن حنفیه، فرزند امیر مؤمنان علیه السلام معتقدند و میگویند او زنده است و در کوه رضوی به صورت معجزهآسا زندگانی میکند و…. از مشاهیری که به ایشان گروید سید حمیری بود که بعد توبه کرد و شیعه شد
2) زیدیه: از فرق مشهور شیعه که مدعی پیروی از زید بن علی بن حسین علی هستند (79-122). زید بر علیه امویان قیام کرد و سرانجام بدست امویها به شهادت رسید، بعد از او طرفداران زید به پسرش یحیی بن زید گرویدند او هم مثل پدرش به شهادت رسید، به اعتقاد صاحب کتاب فرهنگ فرق اسلامی، زیدیه به مهدویت اعتقادی ندارند و در انتظار امام غایبی نیستند (مشکور، محمدجواد، فرهنگ فرق اسلامی، ص218)
3) ناووسیه: از شیعیان امامیه که به زندگی امام جعفر صادق علیه السلام اعتقاد داشته و منتظر ظهور آن حضرت بودند، ناووس از اهالی بصره و منسوب به دهی به همین نام بود. ناووسیه گفتند: جعفر بن محمد زنده است و به شهادت نرسیده و نخواهد رسید و مهدی آخرالزمان اوست (مشکور، محمد جواد، فرهنگ فرق اسلامی، ص431)
4) واقفیه: اگر چه واقفیه درباره چند فرقه بکار گرفته شد، ولی بنا بر آنچه کشی در رجال خود مینویسد: در هنگام محبوس بودن حضرت امام موسی کاظم علیه السلام دو وکیل او در کوفه سیهزار دینار بابت سهم امام از شیعیان آن حضرت جمعآوری کردند و چون امام در زندان بود با آن پول برای خود خانهها و چیزهای دیگر خریدند، چون خبر مرگ امام را شنیدند برای این که پولها را پس ندهند با کمال بیشرمی منکر مرگ امام موسی کاظم علیه السلام شدند و درباره او درنگ و توقف کردند از آن جهت پیروان ایشان را «واقفیه» گویند، البته برخی معتقدند کسانی که بعد از شهادت امام عسکری علیه السلام و ادعای امامت جعفر (کذاب)، نه امامت جعفر و نه امامت امام زمان را نپذیرفتند را اصطلاحاً «واقفیه» گویند (مشکور، محمدجواد، فرهنگ فرق اسلامی، ص455)
اسماعیلیه (1)و… تا فرقه های انحرافی معاصر
1) اسماعیلیه: نام عمومی فرقههایی است که بعد از حضرت جعفر صادق علیه السلام به امامت فرزند بزرگترش اسماعیل یا نوهاش محمد بن اسماعیل اعتقاد دارند و گاه در بلاد مختلف به نامهای گوناگون مانند باطنیه، تعلیمیه، سبعیه، حشیشیه، ملاحده و قرامطه خوانده شدند. وفات اسماعیل در سال 143 هجری یعنی پنج سال پیش از درگذشت پدرش امام جعفر صادق علیه السلام بود وی را در گورستان بقیع به خاک سپردند، (مشکور، محمد جواد، فرهنگ فرق اسلامی، ص47)
نظیر شیخیه، (1)بابیه، (2)بهائیه (3)و که همه اینها باعث تحولات اجتماعی در بستر تاریخ شدند که در جای خودش محلّ تأمل است.
ج. نهضت های رهاییبخش معاصر در مبارزه با استعمارگران در سده های اخیر الهام گرفته از اندیشه مهدویت در اسلام است، فاطمیان (4)از
1) شیخیه: گروهی هستند که از پیروان شیخ احمد احسائی (1166 - 1241ه ق) از اهالی احساء یا لحساء ناحیهای در جزیرة العرب (عربستان) در مغرب خلیج فارس میباشند
2) بابیه: گروهی هستند که خود را از پیروان سید علی محمد شیرازی (1236- 1266 ه ق) میدانند. ابتدا خود را به دروغ بابالمهدی و بعد مهدی معرفی کرده است و در سال (1266ه) در تبریز اعدام شد
3) بهائیه: گروهی هستند که طرفداران حسین علی بهاء نوری (1233 ـ 1309) میباشند. فرقه ضالّهای که امروز در خدمت استعمارگران و صهیونیسم خدمات بزرگی انجام داده و میدهد
4) عبیدالله بن محمد فاطمی (295 ـ 322 ه) ملقب به «مهدی» که سلسله «عبیدیان» یا «فاطمیان» را بنا نهاد. او نخست در «شام» زندگی میکرد و در آنجا کسانی را به «مغرب» فرستاد تا مردم را به ظهور «مهدی موعود» بشارت دهند. عده ای دعوت او را پذیرفتند. در پایان قرن سوم هجری در شمال آفریقا در منطقه «سجلماسه» قیام کرد و تمام آن ناحیه را تصرّف نمود و در سال (297ه) خود را خلیفه خواند و در سال (303 ه) در نزدیکی «قیروان» شهری بنا نهاد که به مناسبت انتساب به وی آن را «مهدیه» خواندند. «عبیدالله مهدی» در سال (322 ه) درگذشت (حسن ابراهیم حسن، تاریخ الاسلام، ج3، ص146، لغتنامه، علی اکبر دهخدا، ص19331)
مصر، موحّدان (1)از اندلس (اسپانیا)، مهدی
1) «محمد بن عبدالله بن تومرت علوی حسنی» متولد سال 485ه معروف است به مهدی هرغی از قبیله مصامده که در جبال اطلس مراکش (مغرب) واقع میباشد. او سلسله الموحدین را در مغرب تشکیل داد. ابن تومرت با حمایت گروهی از اقوام بربر نخست مردم را به ظهور مهدی بشارت داد و سپس خود ادعای مهدویت نمود و بر اسپانیا تسلط یافت، وی از صفت مهدی در دورهای که در مغرب اقامت کرد برای رسیدن به برنامههایش بهره گرفت. (مجله انتظار، شماره 10، صص183 و 182)
سودانی (1)در کشور سودان و… .
1) «محمد، احمد بن سید عبدالله» معروف به «مهدی سودانی» (1260 ـ 1304 ه) یکی از مدعیان معروف «مهدویت» در «سودان» بود. او در آغاز، نزد دو تن از علمای حوالی «خارطوم» درس خواند و سپس به جزیره «أبا» واقع در «نیل ابیض» رفت و در آنجا برای خود «خانقاه» ساخت و به مدت 15 سال در آن جزیره در انزوا به سر برد. پس از مدتی با شیخ و مرشد خود، به نام «محمد شریف» اختلاف پیدا کرد و به مرشد دیگری به نام «شیخ القرشی» روی آورد. قبیله «بگارا» که در آن ناحیه از همه مقتدرتر بودند او را تقدیس میکردند. وی در شعبان (1298ه) برابر با ژوئیه (1881م) در سن 40 سالگی ادعای «مهدویت» کرد و قبیله «بگارا» به آسانی دعوت او را پذیرفتند. او در سال (1300ه) منادیانی به اطراف و نواحی به نزد شیوخ قبایل روانه ساخت تا خبر دهند که او «مهدی منتظر» است و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از جانب خدا «مهدویت» را به او بشارت داده است. او در سودان بر ضد «مصر» و «انگلستان» قیام نمود (پورسید آقایی، سید مسعود، تاریخ عصر غیبت، ص411 به نقل از حیاة الامام محمد المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، باقر شریف القرشی، صص139 ـ 143 و دهخدا، لغتنامه، ص19331)
د. اندیشه مهدوی نقش مثبت و سازنده ای را در تحولات اجتماعی برجای گذاشت، نظیر: حضور عالمان دین به عنوان نایبان عام حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در عرصه های مختلف اجتماع در طول تاریخ، مانند: نهضتهای تنباکو و مشروطه و انقلاب اسلامی ایران و…
آموزه مهدویت در طول تاریخ فرهنگ اسلامی همواره مورد توجه دانشمندان مسلمان بوده و هیچ آموزه دیگری به اندازه آن از اهمیت برخوردار نبوده است؛ اما علیرغم این اهمیت، متأسفانه به مثابه یک تئوری و راهکار مهم مورد توجه و دقت نظر قرار نگرفته است؛ از این رو، بر اندیشمندان و فرهیختگان است که در اینباره به ژرف اندیشی و فرهنگسازی بپردازند، تا مهدویت آنچنان که شایسته است و در متون دینی ما سفارش شده، مورد توجه قرار گیرد.
ما در این بُعد به وظیفة خود در پردازش مباحث مهدویت و فرهنگسازی در این عرصه
اشاره میکنیم؛ زیرا با این همه تهاجم گسترده ای که به مهدیباوری در حوزة اندیشه اسلامی از طرف برخی مدعیان و جریانهای روشنفکری در کشورهای اسلامی، مثل: احمد کسروی (1)، صادق هدایت (2)، محبالدین خطیب (3)، احمدامین مصری (4)، سعد محمد حسن (5)، محمد عبدالله عنان (6)،
1) بهائیگری، کسروی، احمد، ص3
2) ظهور و علائم الظهور، هدایت، صادق، ص 58-60 (از کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی قم)
3) الخطوط العریضه، خطیب، محب الدین، چاپ قاهره، سال 1388هـ.ق، ص32
4) المهدی و المهدیه، امین مصری، احمد، نشر دارالمعارف، چاپ مصر، سال 1951، ص 96 و 111
5) المهدیه فی الاسلام منذ اقدم العصور حتی الان، محمد حسن، سعد، نشر دارالکتب العربی، مصر، سال 1373، ص 48 و 49
6) مواقف جاسمه فی تاریخ الاسلام، عبدالله عنان، محمد، فصل هیجدهم، چاپ اول، ص 178-181
احمد الکاتب (1)و یا افراد لجوجی مثل ابن خلدون (2)با کثرت روایات مهدوی در سند و اعتبار آنها تشکیک می کنند و یا مستشرقینی که در این زمینه قلم زدند که برخی از آنها در صدد نفی مهدویت در اسلام بودند، مثل: جمیزدار مستتر (3)، مارگلی پوت (4)، گلدزیهر (5)
1) الکاتب احمد، تطور الفکر السیاسی الشیعی من الشوری الی ولایة الفقیه، ص102
2) ابن خلدون، عبدالرحمن، مقدمه تاریخ، نشر دارالاحیاء التراث العربی، چاپ چهارم، بیروت صص 311-330
3) دارمستتر، جیمز، مهدی از صدر اسلام تا قرن سیزدهم هجری، ترجمه محسن جهانسوز، کتاب فروشی ادب تهران، سال 1317 هـ.ش
4) مارگلی پوت:Margoliought , D.s: mahdi , Encyclopaedia of religton and ethies , vol. vlll editby: s. Hasting.latest edit. Edinbougn new york 1964, P337
5) گلدزیهر(گلدتسیهر) ایگناتس، العقیده و الشریعه فی الاسلام، ترجمه محمد یوسف موسی، علی حسن عبدالقاهر، عبدالعزیز عبدالحق، چاپ دوم، سال 1959 دارالکتب الحدیثه، مصر، ص93
ادگار بلوشه (1)… و حتی دایرة المعارف های معروف دنیا نظیر: دایرة المعارف اسلام مکدونالد (2)، والسیاده العربیه و الشیعه فان فلوتن (3)، دایره المعارف بریتانیکا(4)همه اینها به نوعی با مهدویت در تفکر اسلامی در ستیز هستند و به نوعی این ایده بلند و آرمانی اسلام را نفی می کنند.
حال جای این سؤال است که ما چه
1) ادگار بلوشه: J. Darmcsteter, Le Mahdi, depuis les origihes di llslam jusqua nos jours
2) مکدونالد، دائرة المعارف اسلام، انگلیسی، ج3، صص111-115
3) فلوتن، فان، السیاده العربیه و الشیعه و الاسرائیلیات فی عهد بنی امیه، حسن ابراهیم حسن و محمد زکی ابراهیم، چاپ دوم، مکتبه النهضة المصریه، قاهره، سال 1965، صص 108-136
4) مجله موعود، ش 19، فروردین و اردیبهشت 79، ص26-27 (نقل از بریتانیکا ترجمه دکترین های مذاهب و اصول مذهبی آخرالزمان در مذاهب غرب، واژه « اسلام و زرتشت، مهدی» مرتضی دهقان و بهروز علیزاده)
وظیفه ای در برابر این هجمه ها و برخوردها داریم؟ تاکنون چه مقدار به تحکیم مبانی مهدویت پرداختیم؟ و دهها سؤال دیگر. و لذا بر این اعتقادیم که برای کار فرهنگی در عرصه مهدویت به چند محور مهم باید توجه داشت:
«استراتژی» یعنی«هنر توزیع و به کارگیری همة افراد و امکانات موجود برای نیل به هدفی کلان.» این تعریف مسائل گوناگونی را در برمیگیرد. از ساده ترین مسائل امنیتی گرفته تا تحقق یک حکومت یکپارچة جهانی. در طراحی استراتژی کلان برای مهدویت، باید به سه نکتة مهم توجه کرد:
یک. نظر به «آینده» از جایگاهی مهم برخوردار است؛ زیرا مقصد همه را در نحوه بودن و زیستن در هیئت فردی و جمعی معلوم میسازد. بسیاری از نابسامانیها و آشفتگی های ملت ها ناشی از گنگ و مبهم بودن همین موضوع است. وقتی آینده و مقصد نامعلوم باشد، بسیج و سازماندهی هیچ نیرویی امکانپذیر نیست.
دو. تعیین «نقطه مطلوب و مفروض» در دور دست که اولین گام واقعی در تدوین استراتژی است.
سه. هرگونه طرح و برنامه «منفعلانه» در تدوین استراتژی ممنوع است. باید در تدوین «استراتژی انتظار» فعال برخورد کرد. فعال بودن برنامه ها و طرح ها با مبانی اعتقادی ما در مهدویت سازگاری دارد و به هیچ وجه با طرحهای منفعلانه و غیر فعال نمیسازد(1)
اینجا یک سؤال جدی مطرح است که: برای رسیدن به چنین استراتژی چه چیزهایی لازم است؟
باید گفت، برای این استراتژی یا راهبرد نیاز به چند اصل داریم:
حاکمیت لیبرالیسم و سیطرة فردگرایی دست به دست یکدیگر داده و برای انسان متجدّد و معاصر، جهانی را به ارمغان آوردهاند که آکنده از بحرانها و نابسامانیهاست. این
1) ر.ک: استراتژی انتظار، اسماعیل شفیعی سروستانی (با دخل و تصرف)
بحرانها و معضلات در جهان امروزه به اندازهای جدّی، عمیق و گسترده است که با نظر به آنها نمیتوان انسان متجدّد را سعادتمندتر و خوشبختتر از انسان سنّتی دانست، بلکه چه بسا قضیه برعکس است، شاهد بر این مدّعا، چالشهای بزرگ فراروی انسان معاصر است.
تمدن نوین بسیاری از هنجارها و نگرشهای دنیای پیشین را که جزو هویت آدمی محسوب میشود را به چالش کشیده و تعارض بخشی از عناصر تمدن جدید و مدرنیته با معیارهای اعصار گذشته در درون انسان بحرانآفرین بوده به طوری که نتیجه آن چیزی جز گسترش تردید و نسبیتگرایی مطلق در حوزه معرفتشناسی و اخلاق نبوده است. از طرفی سیطرة ماشین و فنآوری موجود باعث نوعی از خودبیگانگی و دور افتادن انسان از فطرت ناب الهی و حاکمیت روح خشونت شده است. در کنار مسائل فوق، احساس ناامنی از گسترش سلاحهای مخرب و کشتار جمعی مثل سلاحهای میکروبی، شیمیایی و هستهای و گسترش نزاعها و
درگیریهای بین اقوام و ملتها و ناکارآمدی سازمانهای بینالمللی در رفع تخاصم و جلوگیری از سلطه قدرتهای بزرگ بر منابع کشورهای ضعیف، تخریب محیط زیست انسانها، لگدمال شدن حرمت و کرامت انسانی و از بین بردن حقوق آنان با دستآویزهای غیر اخلاقی، … همه تابلویی از زشتیهای پدید آمده از رفتار و اندیشة اومانیستی انسان متجدّد در جهان معاصر است. البته جا دارد تأکید کنیم که ما منکر پارهای دستاوردهای مثبت مدنیت نوین نیستیم و لکن بر این باوریم که این تحولات کمک چندانی به انسان معاصر، برای پیشروی در مسیر کمال و سعادت انسانی نکرده است. انسان متجدّد در مقایسه با انسان سنّتی داناتر (به معنی دارنده اطلاعات بیشتر) و قدرتمندتر (به معنای توانایی بهرهگیری بیحدّ و حصر از طبیعت و ماشین) شده است، اما این حقیقت لزوماً به معنای انسانتر شدن او نیست(1)
1) ر.ک: معارف اسلامی، ج1، جمعی از نویسندگان، نشر معارف اسلامی نهاد مقام معظم رهبری ـ مدظله ـ (با دخل و تصرف)
با نگاهی به منابع مهدوی میتوان شاخصههای مهم جامعه عصر ظهور را بر اساس نیازهای بشری ترسیم کرد:
امام باقر علیه السلام میفرماید: «اذا قام قائمنا وضع یده علی رؤوس العباد فجمع به عقولهم و اکمل به اخلاقهم؛ (1)هنگامی که قائم ما قیام کند دست خود را بر سر بندگان مینهد، پس عقلهای آنان جمع و متمرکز گردیده و اخلاق آنان کمال خواهد یافت.»
از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمودند:
«العلم سبعه و عشرون حرفاً، فجمیع ما جائت به الرُسل حرفان فلم یعرف الناس حتی الیوم غیر الحرفین فاذا
1) مجلسی، بحارالانوار، ج52، ص336
قام قائمنا اخرج الخمسة و العشرین حرفاً فبثّها فی الناس و ضمّ الیها الحرفین حتی یبثّها سبعة و عشرین حرفاً؛ (1)علم 27 بخش است و همه آن چه را که رسولان الهی آوردند دو بخش از آن بود پس مردم تا امروز جز این دو بخش را نشناختهاند ولی چون قائم ما قیام کند 25 بخش را بیرون آورده و آشکار خواهد ساخت و در میان مردم منتشر خواهد فرمود و آن بخش را هم ضمیمه میگرداند و در نتیجه 27 بخش علم را در میان مردم منتشر و پراکنده خواهد ساخت.»
در روایتی از ناحیه معصوم علیه السلام آمده است:
«و لایجد الرجل منکم یومئذ موضعاً لصدقته و لا لبره لشمول الغنی جمیع المؤمنین؛ (2)«کسی از شما موردی را برای صدقه و احسان خود نمییابد و مستمندی را نمیبیند که به او صدقه بدهد و یا به او احسانی کند».
از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده:
«تتنعّم امتّی فی زمن المهدی نعمة لم ینعموا مثلها قطّ…؛ (1)«امت من در زمان مهدی علیه السلام آن چنان از نعمتها بهرهمند و برخوردار گردند که هرگز بدان گونه متنعّم و بهرهمند نشده باشند…».
قرآن کریم در این زمینه میفرماید:
«…لَیُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً… ؛ (2)خداوند بیم و خوفشان را (در عصر ظهور) تبدیل به ایمنی خواهد کرد..».
و دهها شاخصه دیگر که شما میتوانید آنها را در لابهلای آموزههای مهدوی بیابید(3)
«آموزة مهدویت، ظرفیت و توانایی فراوانی در برنامههای راهبردی (استراتژیک) دارد که ذیلاً به برخی از موارد تأثیرگذار آموزة مهدویت در برنامهریزی اشاره میشود:
برنامهریزی یعنی طراحی فرآیند سامانههای گذار از وضع موجود به وضع مطلوب و از طرفی آرمان شهرِ مهدوی تبیین وضعیت مطلوب و یگانه هدف راهبردی ما از منظر تربیت، اخلاق، سیاست، اقتصاد، فرهنگ و… است.
وظیفه حکومت اسلامی در عصر غیبت، زمینهسازی برای ظهور است. و این زمینهسازی باید در ابعاد مختلف فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و… باشد.
در برنامهریزی باید توجه داشت محور در نظام اسلامی زمینهساز ظهور «ولی فقیه» به عنوان نایب عام حضرت مطرح است. و بقیه ارکان نظام اعم از دولت، مجلس و قوه قضائیه در راستای منویات او باید حرکت کنند.
مهندسی بلوغ اجتماعی در عصر غیبت
بر اساس سه شاخص غیبت اجتماعی (انّا نرغب الیک فی دولة کریمه)، شکایت اجتماعی (اللهم انا نشکوا الیک فقد نبیّنا و غیبة ولیّنا) و استعانت اجتماعی (و اعنّا علی ذلک بفتح منک تعجّلُه) صورت میپذیرد، با توجه به این شاخصها و محوریت امام موجود، «شعث»، «صدع»، «فتق»، «قلت»، «ذلّت»، «عیله»، «غرامت»، «فقر»، «خلّت»، «عسر»، «بیآبرویی»، «اسارت» و… به وحدت، جمع، پیوند، کثرت، عزت، گشادهدستی، غنیمت، غنا، جبران، راحتی، وجاهت، آزادی و… تبدیل میشود و ناخدای کشتی، جامعه شیعی را به سلامت از گلوگاههای شعث و پریشانی اجتماعی، صدع و پراکندگی اجتماعی، فتق و شکاف اجتماعی… و اسارت اجتماعی گذر داده و در این دریای پرآشوب، تنها کشتی نجات بشریت را در نهایت شکوه و اقتدار به ساحل امن و امان میرساند.
ثمربخش و واکاوی عرصههای ناشکفته و پنهان آن حقوق با رویکرد ارتقای بلوغ اجتماعی، از دیگر کارهای مهمی است که باید در مدیریت برنامهریزی گذر از وضع موجود به وضع مطلوب توجه داشت(1)
منظور از آسیبشناسی را نیز اینگونه میتوان بیان داشت: «آسیبشناسی حاکی از بازشناسی موارد سوءبرداشت یا سوءعملکرد در جریان تربیتی مهدویت است.» تا جایی که به ذات دین، مشتمل بر مهدویت مربوط است، نمیتوان از آسیب و آسیبشناسی سخن به میان آورد؛ اما هنگامی که جریان تربیت دینی، مشتمل بر بُعد تربیتی مهدویت شکل میگیرد، امکان ظهور آسیب و در ادامه آسیبشناسی فراهم میگردد؛ زیرا در جریان تربیت دینی، دست آدمی گشوده میشود و اکنون اوست که باید با فهمی که از دین کسب میکند به عمل روی آورد و زمینه
1) پورسیدآقایی، مشرق موعود، شماره3، ص6 و7 (با دخل و تصرف)
تحقق برداشتهای خود را هموار کند. در طیّ این مسیر است که افق کوتاه دید آدمی، بد فهمیها را در دامن میپرورد؛ چنان که دامنه محدود همت او، بدکرداریها را در پی میآورد؛ از اینرو، آسیبشناسی تربیتی مهدویت، تلاشی برای بازشناسی اینگونه لغزشهای فکری و عملی در جریان تحقق بخشیدن به بُعد تربیتی مهدویت است(1)
لذا باید تلاش کرد نقاط آسیبپذیر را شناخت و سعی در حل این آسیبها داشت. به عنوان نمونه، نباید با طرح افراطی ملاقات با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف اساس مهدویت را در ملاقات خلاصه کرد: چرا که با عدم تحقق ملاقات، عدهای دچار یأس و ناامیدی میشوند و یا به طرح یک جانبه قهر و غضب امام پرداخت و همین طور بایستی مراقب باشیم که مفهوم انتظار تحریف نشود و اندیشههای نادرست (مانند ظلمپذیری و…) در جامعه حاکم گردد. و همینطور تعیین وقت که در روایات
1) باقری، خسرو، فصلنامه انتظار، شماره 2، سال اول، زمستان سال1380
صریحاً نهی شده است و یا تطبیق نادرست علایم و شرایط ظهور و یا تعجیل و نظایر آن، همه به عنوان آسیبهای جدی در عرصه مهدویت باید مورد توجه و بازشناسی قرار گیرد. البته لازم به یادآوری است که عواملی نظیر: عدم بصیرت در آموزههای دین اسلام بطور عام و مهدویت بطور خاص، سطحینگری در آموزههای مهدوی، سوء استفاده افراد فرصت طلب برای نیل به اغراض سیاسی، اجتماعی و… را در این برداشتهای غیر صحیح، نباید از چشم تیزبین انسانهای دلسوز و علاقمند به مباحث مهدویت به دور دانست.
شناخت دشمن از ضروریات اولیه هر مبارزه است و از طریق آن میتوان بقای خود و جامعه را تضمین کرد. در طول تاریخ جوامع، تمام شکستها ناشی از بیتوجّهی به دشمن بوده است.
امروز قدرتهای بزرگ با ایجاد سازمانها و تشکیلات اطلاعاتی و جاسوسی و اختصاص بودجههای کلان برای این مراکز، تلاش
میکنند تا دشمنان بالقوه و بالفعل خود را شناسایی کنند، قبل از آنکه نقشه دشمنان کارساز شود آنها را در هم شکنند. این تشکیلات در تصمیمگیری و برنامهریزیهای این دولتها نقش مهمی دارند.
شناخت دشمن از اموری است که بر اساس ادله عقلی و نقلی در دین رهاییبخش اسلام توصیه شده است اما نه آنگونه که قدرتهای استکباری انجام میدهند بلکه بر اساس مبانی اسلام بخصوص قرآن کریم با روشهای اخلاقی پذیرفته شده است.
قرآن کریم شناخت دشمن را، برای حفظ و سلامت جامعه سفارش کرده و در قالب داستانهای عبرتآموز به معرفی دشمنان توحید در اشکال گوناگون چون شیطانشناسی، منافقشناسی، طاغوتشناسی و شناخت کفار و مشرکان اشاره میکند، مهمترین ویژگیهای دشمنان اسلام از نظر قرآن کریم: پیمانشکنی، خوی استکباری، دنیاپرستی، نژادپرستی،
حسادت، بدخواهی و… است(1)
در روایات هم به این امر بسیار توجه شده است تا جایی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم توصیه فرمودند برای رسیدن به اهداف بلند و متعالی و نیفتادن در دام شیطان باید ابتدا دشمنشناسی کرد: «الا و ان اعقل الناس عبد عرف ربّه فأطاعه و عرف عدوه فعصاه (2)آگاه باشید، عاقلترین مردم کسی است که خدایش را بشناسد و از او پیروی کند و دشمن را نیز بشناسد و آنگاه نافرمانیش نماید.»
از این رهنمودها در مییابیم، که یکی از اساسیترین عوامل پیروزی، شناخت دشمن است. بررسی انقلابهای بزرگ بخصوص نهضتهای توحیدی نشان میدهد که رهبران این انقلابها برای ایجاد انقلاب در جامعه ابتدا چهره دشمنان را شناسایی و سپس مبارزات علنی خود را شروع کردند. ائمه علیهم السلام با برداشتن نقاب از چهره زشت دشمن و معرفی
آنان به مردم جبهه شیطان را رسوا و جبهه حقّ را تقویت کردند(1)
البته سیر تاریخ به گونه ای است که انسان باید یا زیر چتر ولایت الهیه قرار گیرد و یا در پرتو ولایت شیطان. نمی شود این دو را در کنار هم جمع کرد. شیاطین به مصداق آیه شریفه: «لِکُلِّ نِبِیٍّ عَدُوًّا شَیَاطِینَ الإِنسِ وَالْجِنِّ» (2)و یا آیه شریفه: «انّ الشیطان للانسان عدوٌّ مبین» (3)دست از انسانهایی که در جبهه ولایت حق تعالی قرار گرفتهاند، برنمیدارند، به خصوص که آموزه مهدویت به عنوان احیا کنندة عبودیت الهی در گستره زمین خاکی مورد توجه هست؛ لذا دشمن از هر حربه ای استفاده می کند تا جلوی گسترش تفکر مهدویت را در جامعه بگیرد. گاهی از حربه انکار یا شبهة اقتباس استفاده میکند و گاهی با تحریف آموزههای مهدوی و سرانجام با تخریب.
لازم به دقت است اگر دشمن این کار را نکند، باید تعجب کرد؛ زیرا ماهیت دشمنی همین است! باید کوشید تا با شناخت صحیح مهدویت و تحکیم مبانی و مسائل آن، جلوی هر گونه تخریب و تحریف را از آنها گرفت.
هر یک از ابعاد «مهدویت» در علوم مختلف مورد بحث قرار می گیرد. بعد اعتقادی آن در علم کلام؛ بعد سیاسی آن در علومی مانند فلسفه، سیاست و جامعه شناسی؛ بعد اجتماعی از دیدگاه جامعه شناختی و بعد تاریخی آن در مسائل تاریخ اسلام مورد بحث قرار می گیرد. البته ابعاد مهدویت منحصر به آنچه مطرح گردید نیست؛ زیرا ما در صدد بحث از همه آنها نبودیم، نظیر: بعد تربیتی مهدویت.
ابعاد سیاسی، اجتماعی و تاریخی مهدویت اختصاص به علمای اسلام ندارد و مبتنی بر داشتن باور اسلامی نیست؛ ولی بحث اعتقادی
درباره آن، مبتنی بر ایمان اسلامی و مخصوص متکلّمان اسلامی است. البته اگر کسی کلام اسلامی را از جنبه تاریخی مطالعه کند، در این صورت بحثی پیرامون دینی خواهد بود(1)
1) عقاید استدلالی، ربانی گلپایگانی، علی، ج2، ص98 (با دخل و تصرف)
لیست محصولات انتشارات بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف
ردیف
نام کتاب
مخاطب قیمت (ریال)
1
آینده جهان (کتاب سال حوزه)
دانشجویان ـ طلاب
38000
2
فرهنگ نامه مهدویت
دانشجویان ـ طلاب
68000
3
دکترین مهدویت
دانشجویان ـ طلاب
20000
4
مهدویت از دیدگاه دین پژوهان غربی
دانشجویان
25000
5
انتظار پویا
همه اقشار (به غیر از دانشآموزان)
9000
6
جوانان یاوران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
جوانان
6000
7
نینوا و انتظار
عمومی
28000
8
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در کلام آیت الله بهجت
عمومی
9000
9
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در قرآن
عمومی
8000
10
زمزمه های انتظار
مجریان ـ عمومی
9000
11
فصلنامه علمی- تخصصی انتظار (27-1)
فرهیختگان
18000
12
طلوع خورشید
دانش آموزان ـ عمومی
6000
13
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در حدیث ثقلین
عمومی
6000
14
زنان در حکومت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
عمومی
2500
15
شمیم (برگزیدهای از مباحث درباره امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف)
دانش آموزان
8000
16
دولت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف سیرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
عمومی
4000
17
CD نقد فیلم نوستر آداموس
عمومی
15000
18
نگاهی دوباره به انتظار
عمومی
6500
25
درسنامه مهدویت (1)
تخصصی (طلاب ـ دانش جویان ـ فرهیختگان)
28000
26
درسنامه مهدویت (2)
تخصصی
35000
27
کارت بازی انتظار
بچهها
6500
28
پله پله مهربانی (ویژة نوجوانان)
نوجوانان
6000
29
وقتی او می آید
عمومی
6000
30
آفتاب مهر (یکصد پرسش و پاسخ مهدوی) ـ ویرایش جدید
جوانان
30000
31
لوح فشردة فصلنامه انتظار (27-1)
فرهیختگان
10000
32
از حسین علیه السلام تا مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
عمومی
7000
33
مجله امان ویژة امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف (19-1)
عمومی
5000
34
جستارهایی در مهدویّت
دانشجویان ـ طلاب
15000
35
نگین آفرینش (درسنامه مقدماتی)
پیشدانشگاهی ـ دانشجویان
28000
36
قرآن، مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، جوانان
جوانان ـ دانشآموزان
14000
37
بروشور هفتگانه «آشنایی با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف»
عمومی
700
38
فرات تا فرات (2جلد)
دانشجویان ـ طلاب ـ فرهنگیان
28000
39
دلائل عقلی و نقلی امامت و مهدویّت
تخصصی
28000
40
فروغ حق
عمومی
25000
41
در محضر علامه شعرانی
عمومی
30000
42
شرح فراق
عمومی
25000
43
منجی در ادیان
تخصصی
32000
44
سی دی آفتاب عشق
عمومی
10000
45
غنچههای قیام
عمومی
15000
نحوة تقاضا: وجه کتاب درخواستی را به حساب سیبای بانک ملی به شماره (0105641934009) به نام انتشارات بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف واریز نموده و اصل فیش بانکی را همراه با نام و تعداد کتابهای درخواستی و نشانی دقیق پستی، به نشانی ذیل از طریق پست یا فکس ارسال نمایید:
قم، خیابان شهداء (صفائیه)، کوچه آمار (22)، بن بست شهید علیان، مرکز تخصصی امامت و مهدویّت.
تلفن: 7737801-0251، فاکس:7737160- 0251
صندوق پستی: 119/37135
یادآوری:
خریداران عمده از تخفیف ویژه برخوردار میباشند.
از این مجموعه منتشر شده است:
انتظار1. ضرورت طرح مباحث مهدویّت / روحالله شاکری
انتظار2. پژوهشی عقلی دربارة حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف/ روحالله شاکری
انتظار3. امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در قرآن/ مهدی یوسفیان
انتظار4. امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در احادیث شیعه و سنی/ جمعی از محققان
انتظار5. طلوع خورشید/ مهدی یوسفیان
انتظار7. اندیشة مهدویّت و آسیبها/ محمدصابر جعفری
انتظار8. مهدی ستیزان/ محمدصابر جعفری
انتظار9. پژوهشی دربارة جزیرة خضراء/ مجتبی کلباسی
انتظار10. جهانی شدن و حکومت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف/ رحیم کارگر