ghaemiyeh.com
سرشناسه : فاضل لنکرانی محمد، ۱۳۱۰ - ۱۳۸۶.
عنوان و نام پدیدآور : جامع المسائل استفتائات آیت الله محمدفاضل لنکرانی
مشخصات نشر : قم امیر العلم [۱۳]-
مشخصات ظاهری : 1ج.
شابک : ۲۲۵۰۰ ریال
موضوع : فقه جعفری -- رساله عملیه
رده بندی کنگره : /ف ۱۸ج ۲ ۱۳۰۰ی BP ۱۸۳/۹
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۳۴۲۲
شماره کتابشناسی ملی : ۲۱۲۳۱۹۸
بسم الله الرحمن الرحیم
جامع المسائل استفتائات آیت الله محمد فاضل لنکرانی
پیشگفتار 25
احکام تقلید 27
اجتهاد،تقلید،احتیاط 27
تقلید اعلم 28
تبعیض در تقلید 29
رجوع از حیّ به حیّ 29
بقاء بر تقلید میت 30
مسائل متفرقه تقلید 31
نشانههای بلوغ 33
طهارت و نجاست 35
مطهرات 35
روش تطهیر چیزهای نجس 36
نجاسات 39
نجاست کافر 42
مسائل متفرقۀ طهارت و نجاست 45
وضو 48
طریقۀ وضو 48
مسح 50
رفع مانع در وضو 51
کمک کردن دیگری در وضو 51
وضو گرفتن قبل از وقت 52
تجدید وضو 52
وضو در مقابل نامحرم 53
وضوی جبیرهای 53
زخم در محلّ وضو 54
وضوی بیمار و کسی که عضوی از او قطع شده است 54
مسائل متفرقۀ وضو 56
غسل 58
مسائل غسل 58
احکام بانوان 59
سنّ یائسگی 62
استفاده از دارو برای جلوگیری از حیض 63
مسّ اسماء و آیات خداوند و آیات قرآن و اسامی پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و ائمه علیهم السّلام 63
تیمم 66
احکام اموات 69
غسل،کفن و دفن 69
غسل دادن مصدومین و مجروحین 71
روش تیمّم دادن میت 72
نماز میت 73
مسائل دفن و نبش و تعمیر قبر 73
مسائل متفرقه اموات 75
شرایط نماز 77
وقت نماز 77
قبله 78
بدن و لباس نمازگزار 79
همراه داشتن چیز نجس در نماز 83
مکان نمازگزار 83
احکام مسجد 86
عنوان مسجد به چه چیز محقق میشود؟86
احداث،تعمیر،تجدید بنا،توسعه و کم کردن مسجد 86
تبدیل مسجد به غیر آن 88
داخل شدن جنب یا حائض در مسجد 89
ورود غیر مسلمان به مسجد 90
موقوفات،هدایا و نذورات مسجد 90
اشیای متعلّق به مسجد 91
جای گرفتن برای نماز 93
مسائل متفرقه مسجد 93
نماز 98
اذان و اقامه 98
قرائت 99
رکوع و سجده 101
سجدۀ واجب قرآن 103
قنوت 103
عدول از نمازی به نماز دیگر 104
تعقیب نماز 104
نماز قضا 105
نماز قضای پدر و مادر 108
نماز استیجاری 109
نماز جماعت 112
عدالت امام جماعت 114
پرداخت اجرت به امام جماعت 115
امامت غیر روحانی 116
پیدا شدن خلل در نماز امام جماعت 116
امامت شخص ناقص 116
اقتدای به اهل سنت 117
مسائل متفرقه نماز جماعت 118
نماز جمعه 120
نماز آیات 123
نماز عید فطر 124
احکام نماز مسافر 125
حد ترخّص 125
مسافت شرعی 126
کم شدن مسافت به جهت توسعه محلّ 126
وطن 126
عبور مسافر از وطن خود 128
اعراض از وطن 129
تبعیت زن و اولاد در وطن 129
قصد اقامت 131
کسی که محل کار یا تحصیل او در غیر وطن اوست 134
کسی که شغل او سفر کردن است 136
مسافری که نمیداند چند روز در محل میماند 139
بلاد کبیره 141
سفر معصیت 141
مسائل متفرقه سفر 141
مسائل متفرقه نماز 142
احکام روزه 145
نیّت روزه 145
مبطلات روزه 146
روزه با حال جنابت 149
استفاده از قرص جلوگیری از حیض یا بارداری 150
روزۀ بیماران و ضعفا 150
روزۀ مسافر 152
نذر روزه در سفر و غیر آن 154
روزۀ استیجاری 154
قضا و کفارۀ روزه 155
هلال ماه 158
اعتکاف 160
زکات 161
زکات غلاّت 161
زکات طلا و نقره 162
پرداخت و مصرف زکات 163
زکات فطره 165
خمس 167
مازاد بر مخارج سال 167
کسب و درآمد زن 169
کسب و پول کودک غیر بالغ 170
خریدوفروش و تعویض خانه 170
خریدوفروش زمین برای خانه 172
وام،قرض،پسانداز برای خانه 173
فروش یا پرداخت قسمتی از لوازم زندگی یا سرمایه کسب برای خرید خانه 175
خانۀ رهنی 175
مصالح ساختمانی 176
خانۀ اضافی و اجارهای 177
ماشین سواری 178
ماشین برای کار 180
ابزار کار 181
مؤونه 183
جهیزیه 187
زمین و باغ و محصولات کشاورزی 189
سرمایه کسب 192
تلف و جبران سرمایه 194
محلّ کسب 195
گوسفند و گاو 196
مال مخمّس 197
تصرف در مال متعلّق خمس 198
تلف شدن یا غصب مال متعلق خمس یا اصل خمس 201
سال خمسی حقوقبگیران و طلاب 202
حساب خمس 204
شک در تعلّق خمس 207
فرار از خمس 208
مطالبات 208
بدهیها 210
خمس اموال میّت 212
موارد متفرقۀ خمس 214
ارث 214
مهریه زن 215
دیه و ارش جنایات 215
پول بیمه و بازنشستگی 216
طلا و زیور آلات زنان 216
هدیه و بخشش و صدقات مستحبی 217
خمس،زکات،ردّ مظالم 219
سود بانکی 219
سرقفلی 220
معدن 220
مال حلال مخلوط به حرام 221
پرداخت خمس و دستگردان 221
بخشش و مصالحه خمس 223
مصرف خمس 224
مسائل حکومتی 225
ولایت فقیه 225
لزوم عمل به قوانین جمهوری اسلامی 226
تصرف در اموال بیت المال 227
زمینها و خانههایی که از دولت گرفته میشود 227
خیابانهایی که توسط دولت احداث میشود 229
امر به معروف و نهی از منکر 230
شرایط وجوب امر به معروف و نهی از منکر 230
ترک معاشرت به عنوان نهی از منکر یا امر به معروف 233
امر به معروف و نهی از منکر 235
کسبهای حرام 237
پاسور و شطرنج 237
ریشتراشی 238
سحر و جادو 239
شعبدهبازی 239
مواد مخدر 239
استفادۀ مردان از طلا 240
رشوه 241
فروش خون 241
غنا و خوانندگی 241
غیبت کردن 242
استمنا 243
موسیقی و آلات لهو 243
نقاشی و مجسمهسازی 248
خریدوفروش 250
فروش مال دیگران 250
اگر مبیع متعلّق حق غیر باشد 251
فرار از ربا 252
احکام پول و طلا و خریدوفروش آن 252
مسائلی مربوط به پول 253
خریدوفروش چک 256
معامله با چک جعلی 257
جلوگیری مشتری از تصرف در مبیع 258
نقد و نسیه 258
بیع شرط 259
خیار تأخیر 260
خیار غبن 260
خیار عیب 261
قرار دادن حق فسخ در معامله 263
انتقال سند 264
مسائل متفرقۀ خریدوفروش 265
احکام بانکها 271
قراردادها و معاملات بانکی 271
وام بانکی 272
سپردههای ثابت 273
تصرف بانک در پساندازها 274
جایزۀ بانکی 274
اجاره 275
غبن در اجاره 275
صحت اجاره بدون ذکر مدت 275
لزوم تخلیۀ مورد اجاره پس از تمام شدن مهلت 275
اجاره دادن مستأجر 277
رهن و اجاره 277
مسائل متفرقۀ اجاره 278
سرقفلی 281
صلح 285
مضاربه 288
مزارعه 291
شرکت 293
تصرف در مال شرکت 293
تقسیم مال شرکت 296
مسائل متفرقۀ شرکت 296
دین و قرض 299
معنی دین و سبب آن 299
وجوب پرداخت دین 299
شرط زیاده در قرض 300
شرط قرض در ضمن عقد 302
فروش دین 302
تقاص 303
مستثنیات دین 303
پرداخت دین 304
خسارت تأخیر ادای دین 306
مخارج وصول دین 307
مسائل متفرقۀ قرض و دین 308
ضمان 310
هبه و بخشش 314
وقف 316
تحقق و اثبات وقفیت 316
نامعلوم بودن کیفیت وقف 318
تغییر وقف 318
متولی وقفی 322
اجارۀ موقوفه 323
فروش موقوفه 325
مسائل متفرقۀ وقف 327
وصیت 330
اثبات وصیت 330
وصیت در ثلث نافذ است 332
معین نبودن مصرف ثلث 333
عمل نکردن به وصیت 334
تصرفات مریض 336
تبدیل وصیت 338
مسائل متفرقۀ وصیت 338
نذر 345
متعلّق نذر 346
صیغۀ نذر 346
تصرف در مال منذور 346
وجوب عمل به نذر 346
کفارۀ مخالفت با نذر 348
مسائل متفرقۀ نذر 348
مسابقات 351
سر بریدن حیوان 353
شرایط ذبح 353
ذبح به وسیلۀ دستگاه 354
گوشتهایی که از خارج آورده میشود 356
مسائل متفرقۀ ذبح 356
خوردنیها و آشامیدنیها 358
گوشتهای حلال و حرام 358
غذای اهل کتاب 359
مسائل متفرقۀ خوردن و آشامیدن 360
غصب و سرقت 362
خرید مال غصبی با علم به غصب 362
سرقت در کودکی 362
املاک اصلاحات ارضی 363
ملاک قیمت در مال مغصوب 363
مسائل متفرقۀ غصب 364
احیای موات 366
حیازت و تحجیر 367
حریم 368
مشترکات 371
مجهول المالک 372
چیزی که انسان پیدا میکند 374
مسائلی پیرامون حق 376
گرفتن نوبت دیگران 376
خریدوفروش حق 376
آیا جواز استفاده از چیزی موجب اثبات حق است؟377
حق تألیف کتاب و حق تکثیر نوار و فیلم 377
مسائل متفرقۀ حقوق 378
ازدواج 380
صیغۀ عقد نکاح 380
اولیای عقد 382
لزوم رضایت طرفین در عقد نکاح 383
محارم سببی 385
مواردی که موجب حرمت ابدی میشود 385
محارم رضاعی 389
ازدواج با اهل کتاب و فرقههای دیگر 390
مهریه 390
شیربها 394
تدلیس و فریب 396
عیوب موجب فسخ 398
شرط ضمن عقد نکاح 403
راههای محرمیت فرزندخوانده 407
ازدواج موقت 409
دعاوی زوجین 410
احکام اولاد 411
مسائل متفرقۀ ازدواج 415
ازدواج دو فامیل 416
طلاق 418
صیغۀ طلاق 418
شرایط صحت طلاق 418
طلاق با حکم حاکم شرع 420
مفقود شدن شوهر 424
رجوع 427
طلاق خلع 428
عدّه 429
ظهار،ایلاء 429
مسائل متفرقۀ طلاق 430
احکام خانواده 431
خروج زن از منزل 431
کار کردن زن در خانه 435
احکام مقاربت 437
تمکین،اطاعت،نشوز 440
نفقه و مخارج زن و فرزند 444
پوشش زن و مرد 450
نظر به نامحرم و گفتگو و تماس با او 453
گوش دادن به آواز و تلاوت زنان نامحرم 454
فیلم و عکس نامحرم 455
دست زدن و رقص 456
ارتداد یا اعتقادات فاسد زن یا شوهر 457
کنترل جمعیت و جلوگیری از بارداری 458
کورتاژ(سقط جنین)459
صلۀ رحم 463
ارث 465
اگر میت دارای زن و فرزند باشد 465
اگر میت دارای مادر و فرزند باشد 465
ارث زوجین 466
ارث اعمام و اخوال 469
ارث کسانی که تقدیم و تأخیر فوت آنها معلوم نیست 470
تصرف در ترکۀ میت بدون اجازۀ وارث 472
تقسیم ارث 473
مسائل متفرقۀ ارث 476
قضا 483
شرایط قاضی 483
تعدد قاضی در یک محاکمه 484
اعتبار علم قاضی 484
نظریۀ کارشناسی 485
محاکمۀ غیابی 486
تحت فشار قرار دادن متهم 487
ادّعای خسارت علیه شاکی توسط متهم 487
اقرار به امضا و انکار محتوا 487
مسائل متفرقۀ قضا 488
حدود 492
ارتداد 492
شرب خمر 493
قیادت 493
قذف 494
سرقت 494
محاربه 496
انکار بعد از اقرار 497
اجرای حدود 497
تعزیرات 498
مسائل متفرقۀ حدود 500
قصاص و دیات 503
انواع قتل 503
جهل قاتل به حکم قصاص 504
قصاص پسر به جهت قتل عمدی پدر یا مادر 504
اذن فقیه در مورد قصاص قاتل 504
به هوش آمدن کسی که به عنوان قصاص نفس حلقآویز شده است 505
لوث و قسامه 505
تعدد جنایت با ضربه واحد 506
اگر قتل مجنی علیه علاوه بر جنایت به امور دیگر نیز مستند باشد 507
قصد قتل شخص معین و اشتباه در تطبیق 507
حکم انواع قتل 509
کفّارۀ قتل 509
تصرفات جانی در دیه 510
قتل کودک در اثر خطای مادر 510
احتمال جنون در قاتل 510
دیۀ جراحات وارده بر زن 511
دیۀ دندان 512
دیۀ شکستن استخوان 513
دیۀ سقط جنین 514
اسقاط و دیۀ ولد الزنا 517
زدن فرزند 518
دیۀ سیلی و جراحات وارده به سر و بدن 519
دیۀ فلج عضو 521
جنایات وارده توسط کودکان 521
پرداخت دیه و مسائل مربوط به آن 523
مقدار دیه و مسائل مربوط به آن 524
موارد پرداخت دیه از بیت المال 526
اگر قتل مستند به چند نفر باشد 527
محدودۀ ولایت ولیّ نسبت به صغیر 528
ضمانت کارفرما نسبت به جراحات وارده بر کارگر 530
سهلانگاری پزشک و نجات غریق در نجات جان افراد 530
سهلانگاری تعمیرکاران و مسئولین کارگاهها 531
وارد کردن جراحت و سرایت آن 533
سرایت جنایت پس از عفو جانی توسط مجنی علیه 533
قتل در اثر تصادف با اتومبیل 534
مجروح و مصدوم شدن در اثر تصادف 536
عاقله 538
مسائل متفرقۀ دیات 539
معنای ارش 540
مسائل پزشکی 541
عوارض درمان 541
فراموشی و جهل پزشک 544
روشهای درمان 548
درمان خانمهای باردار 549
آزمایشگاه و مسائل آن 551
شرط عدم ضمان 552
دارو و تحقیقات جدید 554
حق ویزیت 556
تماس با نامحرم 557
تلقیح 564
فروش و اهدای اعضای بدن،و وصیت بر آن 568
برداشتن اعضاء از بیمارانی که دچار ضایعۀ مغزی میشوند 573
تشریح و کالبد شکافی 575
عمل به دستورات پزشک 578
عزاداری 579
سینهزنی و زنجیرزنی 579
تعزیه و شبیهخوانی 580
استفاده از لباس سیاه 581
قمهزنی 582
استفاده از علم و علامت 582
استفاده از طبل و دهل و آلات موسیقی 582
مسائل متفرقۀ عزاداری 583
عناوین متفرقه 586
اصول اعتقادات 586
اطاعت از پدر و مادر 587
بیمه 587
تجسّس در مسائل شخصی افراد 587
تقلب در امتحان 587
خانقاه 588
دعانویسی 589
روایات و کتب روایی 589
شک و وسوسه 590
قرآن 590
قرعهکشی 591
کتب ضالّه 592
مجبور شدن بر گناه 592
ورزش 592
هیپنوتیزم 593
مسائل متفرقه 594
بسم اللّه الرّحمن الرّحیم جایگاه و مرتبت رفیع و بلند علم فقه و بیان احکام شرعی بر هیچ صاحب اندیشهای پوشیده نیست.بشر در جمیع حرکات و امور زندگی چه فردی و چه اجتماعی نیاز مبرم به هدایت و راهنمایی این علم دارد.این نیاز با پیشرفت زمان و بوجود آمدن موضوعات و مسائل جدید و رخداد حوادث بیشتر میشود و به تناسب احتیاجات و گستردهتر شدن جوامع بشری و پیچیدهتر گشتن ارتباطات،دامنه علم فقه و پاسخ او به این گونه امور فزونی مییابد.
روحانیت بزرگوار شیعه خصوصا مراجع عالیقدر تقلید که در طول زمان مرزبانان همیشگی خستگیناپذیر بوده و هستند،قافله سالار و صاحبان اصلی این علم و امانتداران مطمئن رسل و اوصیاء خدایند.شیعه در پرتو هدایتهای ائمه معصومین سلام اللّه علیهم اجمعین که در موارد متعدد امر بر رجوع به فقیهان فرمودهاند،به خوبی آگاهند که اینان ابواب احکام الهیاند و برای بدست آوردن حکم خدا در هر زمینهای باید به این طایفه مخصوص از علما مراجعه نمود و از رسالههای علمیه آنان بهرهمند گشت.
اینان به حکم آیه شریفۀ نفر: فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ (1)بر خود مشقت و رنج هجرت از دیار را هموار ساختند تا اینکه در دین خدا تفقه کنند و مردم را بیم دهند.
اینان کتمان احکام خدا را جایز نمیدانند زیرا که خداوند فرموده است:
إِنَّ الَّذِینَ یَکْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَیِّناتِ وَ الْهُدی مِنْ بَعْدِ ما بَیَّنّاهُ لِلنّاسِ فِی الْکِتابِ أُولئِکَ یَلْعَنُهُمُ اللّهُ وَ یَلْعَنُهُمُ اللاّعِنُونَ (2)
اینان خود را مسئول و موظف در برابر زبانهای گویای که ملتمسانه به دنبال یافتن حکم خدایند،میدانند؛چرا که خداوند به مردم فرموده است: فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ (1)
و از طرفی خداوند از کسانی که نیاموختهاند و سؤال نکردهاند و به احکام دین عمل ننمودهاند مؤاخذه میکند،آنچنان که امام جعفر صادق علیه السّلام در ذیل آیه مبارکه قُلْ فَلِلّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ (2)فرموده است خداوند متعال در روز قیامت بندۀ خود را مخاطب قرار میدهد و میفرماید آیا میدانستی؟اگر بگوید بلی میفرماید چرا به آنچه میدانستی عمل نکردی و اگر بگوید جاهل بودم میفرماید چرا یاد نگرفتی تا عمل کنی،پس بنده جوابی ندارد و در برابر خداوند محکوم میشود. (3)
با توجه به فتوای سید الفقهاء در کتاب شریف عروة الوثقی مبنی بر وجوب تقلید در واجبات و محرمات و مستحبات و مکروهات و مباحات بلکه وجوب تعلیم و یادگیری حکم هر فعلی که از مکلف صادر میشود اعم از عبادات و معاملات و عادیات (4)لازم است انسان مسائل مورد ابتلا را یاد بگیرد تا آنجا که شیخ اعظم انصاری حکم به فسق کسانی فرموده است که چنین مسائلی را یاد نگیرند. (5)
مجموعهای که به نام«جامع المسائل»در اختیار عموم اهل ایمان قرار دارد.با عنایت به تقاضای مکرر جمعی از علمای جلیل القدر بلاد و درخواست عده کثیری از مؤمنین و مقلدین، منتخبی از مجموعه عظیم استفتاءات و سؤالاتی است که از مرجع عالیقدر تشیع حضرت آیة اللّه العظمی آقای حاج شیخ محمد فاضل لنکرانی مد ظله العالی گردیده و معظم له بدانها پاسخ دادهاند و توسط حضرت مستطاب حجة الاسلام و المسلمین آقای حاج شیخ علی عطایی دامت افاضاته تهیه و تنظیم گردیده است.ضمن تشکر از زحمات ایشان امید است مورد استفادۀ همگان قرار گیرد.
سؤال 1:در رساله فرمودهاید:تقلید در اصول دین جایز نیست،آیا اصول دین را با دلیل باید اثبات کرد یا اعتقاد به آن کافی است؟
جواب:از هر طریقی عقیده به اصول دین پیدا کند کافی است.
سؤال 2:کسی که مجتهد نیست،آیا میتواند تقلید نکند و در اعمال خود به احتیاط عمل نماید؟
جواب:در جواز عمل به احتیاط بین علما اختلاف نظر وجود دارد و کسی که میخواهد احتیاط کند یا باید مجتهد باشد و یا در اصل جواز عمل به احتیاط و عدم آن از مجتهد تقلید کند.
سؤال 3:منظور از احتیاط چیست؟و چه کسی میتواند به احتیاط عمل کند؟
جواب:احتیاط آن است که شخص اعمال خود را به نحوی انجام دهد که یقین کند مطابق وظیفه خود عمل کرده و تکلیف خود را انجام داده است.و اگر کسی بخواهد در همۀ مسائل احتیاط کند باید خودش مجتهد یا قریب الاجتهاد باشد تا بتواند در بین اقوال علمای گذشته و حال آنچه موافق احتیاط است تشخیص دهد.
سؤال 4:آیا تقلید لازم است که مقدّم بر عمل باشد و آیا اگر کسی مقارن عمل تقلید
نماید صحیح است یا خیر؟
جواب:تقلید همان عمل با استناد به فتوای مجتهد است.
سؤال 5:آیا اعلمیت در مرجع تقلید شرط است؟
جواب:بلی شرط است.
سؤال 6:در صورتی که فتوای مجتهد اعلم در مسألهای مشخص نباشد،آیا میتوان به مجتهد غیر اعلم رجوع کرد؟
جواب:اگر به دست آوردن فتوای مجتهد اعلم امکان ندارد لازم است احتیاط کند.
سؤال 7:اگر اعلم مجتهدین مشخص نباشد،وظیفه چیست؟
جواب:باید به فتوای محتمل الأعلمیة عمل کند.
سؤال 8:در صورت تعارض شهادت اهل خبره نسبت به اعلمیت مجتهدین،وظیفه چیست؟
جواب:در فرض سؤال،مقلّد مخیّر است از هر کدام خواست تقلید کند.
سؤال 9:آیا تقلید از اعلم واجب است؟در صورت وجوب آیا ملاک اعلمیّت در فقه است یا آشنایی به زمان و حوادث نیز شرط است؟
جواب:تقلید از اعلم واجب است و مراد از اعلمیت آشنایی بیشتر و قدرت کاملتر در استنباط احکام الهیه از منابع معتبره میباشد.
سؤال 10:کسی که مقلّد مجتهدی بوده و به دستور او عمل کرده و بعدا متوجه شده که علم و عدالتش کمتر از مجتهدین دیگر است،آیا اعمال گذشتۀ او نتیجه دارد یا خیر؟
جواب:اگر در تشخیص اوّل،جهات شرعیه را رعایت کرده باشد اعمال گذشته او صحیح است.
سؤال 11:آیا صحیح است که شخصی در قسمتی از اعمال خود از یک مجتهد تقلید کند و در بعض اعمال دیگر از مجتهد دیگر تقلید کند؟
جواب:اگر اعلمیت یکی از آنها ثابت یا محتمل نباشد جایز است.
سؤال 12:آیا تبعیض در تقلید در عمل واحد جایز است یا نه؟مثلا اگر فتوای یکی از مجتهدین وجوب جلسۀ استراحت و استحباب 3 بار گفتن در تسبیحات اربعه باشد و فتوای دیگری عکس آن باشد،آیا مقلّد میتواند در استحباب تثلیث از مجتهد اوّل و در استحباب جلسۀ استراحت از مجتهد دوّم تقلید کند؟
جواب:تبعیض در تقلید به نحوی که به قول هر دو،عمل باطل باشد صحیح نیست.
سؤال 13:چنانچه انسان یقین کند عملی که انجام میدهد مطابق با فتوای یکی از مراجع محترمی است که جایز التّقلید میباشد کافی است یا خیر؟
جواب:کفایت میکند.
سؤال 14:چنانچه پس از تقلید از مجتهدی معلوم گردد دیگری اعلم است،آیا میتوان به او رجوع کرد؟
جواب:لازم است به اعلم رجوع شود.
سؤال 15:شخصی پس از رحلت آیة اللّه اراکی رحمه اللّه برای اینکه اعمال خود را بدون تقلید انجام نداده باشد بدون تحقیق از مجتهدی تقلید کرده است،آیا اکنون میتواند به دیگری رجوع کند؟
جواب:اگر شرایط مرجعیت در او موجود نبوده،لازم است عدول کند.
سؤال 16:شخصی به گفتۀ دو نفر عادل که خبره بودن آنان معلوم نیست به مجتهدی رجوع کرده،آیا این رجوع صحیح است؟
جواب:چنانچه از اهل خبره نباشند شهادت آنها اعتبار ندارد.
سؤال 17:این جانب در زمان حیات مرحوم آیة اللّه اراکی رحمه اللّه تصمیم داشتم از ایشان تقلید کنم و خود را مقلّد ایشان میدانستم ولی فتوای ایشان را یاد نگرفته و مطابق با احتیاط عمل میکردم،در چنین صورت بقای بر تقلید ایشان چه حکمی دارد؟
جواب:در فرض سؤال بقای بر تقلید ایشان جایز نیست،زیرا تقلید از ایشان تقلید ابتدایی از میت خواهد بود.
سؤال 18:این جانب پس از رحلت حضرت امام رحمه اللّه تعدادی از مسائل را به آیة اللّه اراکی رحمه اللّه رجوع کردهام،آیا میتوانم در آن مسائل به فتوای ایشان باقی باشم؟
جواب:اگر اعلمیت امام رحمه اللّه نزد شما محرز باشد،باید در تمام مسائل بر تقلید ایشان باقی بمانید.
سؤال 19:آیا بقای بر تقلید میت جایز است؟و آیا میتوان به مجتهد حیّ عدول کرد یا نه؟
جواب:بقای بر تقلید میت در همۀ مسائل-حتی مسائلی که عمل نکرده-جایز است و با فرض اعلم بودن میّت از حیّ،بقای بر تقلید او واجب است.
سؤال 20:چنانچه مرجعی که انسان از او تقلید میکرده،و از دنیا رفته اعلم از حیّ باشد، آیا لازم است بر تقلید او باقی بماند؟
جواب:لازم است باقی بماند.
سؤال 21:شخصی از حضرت امام رحمه اللّه تقلید میکرده،بعد از رحلت ایشان طبق فتوای آیة اللّه اراکی رحمه اللّه بر تقلید امام رحمه اللّه باقی مانده است،آیا این شخص میتواند به تقلید هر دو آن بزرگواران باقی بماند؟
جواب:اگر اعلمیت یکی از این دو بزرگوار نسبت به دیگری محرز نباشد مانعی ندارد و در غیر این صورت لازم است در تمام مسائل بر تقلید اعلم باقی بماند.
سؤال 22:آیا کسانی که به فتوای حضرتعالی بر تقلید امام رحمه اللّه باقی هستند میتوانند در بعضی از مسائل از خود جنابعالی تقلید کنند؟
جواب:چنانچه به اعتقاد آنها اعلمیّت حضرت امام رحمه اللّه نسبت به این جانب محرز نباشد مانعی ندارد.
سؤال 23:این جانب از حضرت امام خمینی رحمه اللّه تقلید میکردم،پس از رحلت ایشان بنابر فتوای مرحوم آیة اللّه اراکی رحمه اللّه بر تقلید امام رحمه اللّه باقی ماندم،جز مسأله بلاد کبیره که به آیة اللّه اراکی رجوع کردم و پس از فوت آیة اللّه اراکی به حضرتعالی رجوع کردم؛حال بنابر فرمودۀ شما که بقای بر تقلید از میت اعلم را واجب میدانید بر تقلید حضرت امام رحمه اللّه باقی ماندم،حال بفرمایید در مسأله بلاد کبیره به فتوای کدامیک از این دو بزرگوار عمل کنم؟
جواب:اگر اعلمیت حضرت امام رحمه اللّه محرز نباشد به فتوای هر یک میتوانید باقی بمانید.
سؤال 24:این جانب از حضرت امام رحمه اللّه تقلید میکردهام،سپس از آیة اللّه گلپایگانی رحمه اللّه و سپس از آیة اللّه اراکی رحمه اللّه تقلید کردهام،آیا میتوانم بر تقلید هر کدام باقی بمانم؟
جواب:میتوانید باقی بمانید و اگر یکی از آن سه بزرگوار را اعلم بدانید لازم است بر تقلید او باقی بمانید.
سؤال 25:اعمالی که انسان بر طبق فتوای مجتهدی انجام داده در صورتی که مخالف فتوای مجتهد بعدی باشد،آیا اعاده لازم دارد؟
جواب:اعاده لازم نیست.
سؤال 26:آیا بر اجیر لازم است سؤال کند که مستأجر مقلّد چه کسی است؟
جواب:خیر،طبق وظیفه خود عمل کند.
سؤال 27:اگر کسی از مسألهگو مسألهای را سؤال کرد،آیا مسألهگو میتواند جواب او را طبق فتوای مرجع تقلید خودش بیان کند؟
جواب:اگر بداند مرجع تقلید خودش و سؤالکننده یکی است میتواند و همچنین است اگر مسألهگو اعلمیّت مجتهدی را که خود از او تقلید میکند احراز کرده باشد،ولی اگر احتمال دهد تقلید سؤالکننده صحیح است و اعلمیّت مجتهد خود را احراز نکرده است باید فتوای مجتهد او را بگوید.
سؤال 28:کسی از اوّل بلوغ بدون توجه به مسأله تقلید،اعمالی انجام داده است و اکنون از حضرتعالی تقلید میکند،تکلیف اعمالی که انجام داده چیست؟
جواب:اگر اعمالش مطابق با فتوای مجتهدی بوده که تقلید از او لازم بوده صحیح است.
سؤال 29:کسی که از مجتهدی تقلید کرده و پس از فوت او با اجازۀ مجتهد زنده به تقلید او باقی مانده است،وجوهات شرعی خود را به چه کسی باید پرداخت کند؟
جواب:باید به مجتهد زندهای که به او رجوع کرده پرداخت کند.
سؤال 30:پسر بزرگتر که میخواهد نماز و روزۀ پدر را قضا کند،آیا باید به فتوای مرجع تقلید پدرش عمل کند یا به فتوای مرجع تقلید خودش؟
جواب:مطابق فتوای مرجع تقلید خودش عمل کند.
سؤال 31:کسی که نایب میشود برای انجام عباداتی چون نماز و روزه و حج،آیا باید به فتوای مرجع تقلید خودش عمل کند یا به فتوای مرجع تقلید منوب عنه؟
جواب:اگر هنگام عقد اجاره قید نکرده باشد که طبق فتوای مرجع تقلید منوب عنه عمل کند باید مطابق فتوای مرجع تقلید خودش عمل کند و در صورت امکان بهتر است طوری عمل کند که با فتوای هر دو آنها مطابق باشد.
سؤال 32:کسانی که شغلشان در سفر است با توجه به اینکه قبلا مقلّد حضرت امام رحمه اللّه بودهاند و بعد از رحلت ایشان به فتوای آیات عظام خوئی و گلپایگانی و اراکی رحمه اللّه بر تقلید امام باقی ماندهاند نسبت به نماز و روزه چه وظیفهای دارند؟
جواب:به نظر این جانب نماز این افراد در غیر از وطن خودشان بنابر احتیاط
شکسته است،ولی این قبیل افراد که شغلشان در سفر است میتوانند در این مسأله به فتوای یکی از این سه بزرگوار رضوان اللّه علیهم عمل کنند یا به فالاعلم مراجعه کنند و نماز را تمام بخوانند و روزه را بگیرند.
سؤال 33:شخصی به قصد قربت،عبادتی را انجام داده ولی طبق فتوای مجتهدی که از او تقلید میکرده باطل بوده است،بعد از فوت این مجتهد به مجتهد اعلم بعد از او رجوع کرده است؛حال اگر عمل مذکور بر طبق فتوای مجتهد دوّم صحیح باشد،آیا اعاده لازم دارد؟
جواب:در فرض سؤال،اعاده لازم نیست.
سؤال 34:در محله یا شهری یک فرد عالم و روحانی هست که یقین داریم از مجتهد جامع الشرائط تقلید نمیکند،تکلیف مردم در مراجعه به او در کارهایی مثل نماز جماعت،عقد نکاح و وجوهات شرعیه چیست؟
جواب:اگر اعمال او طبق نظر مرجع مردم صحیح است و وجوهات را هم نزد مرجع مردم میفرستد و قبض برای آنها میگیرد،مانعی ندارد.
سؤال 35:نشانه بلوغ چیست؟و انسان در چند سالگی مکلّف میشود؟
جواب:بلوغ در پسر به یکی از سه چیز مشخص میشود:
1-روییدن موی خشن و زبر در زیر شکم(بالای عورت).
2-خروج منی چه در خواب و چه در بیداری.
3-کامل شدن 15 سال قمری که 163 روز و 6 ساعت از 15 سال شمسی کمتر است.
و بلوغ دختر به یکی از سه چیز:
1-روئیدن موی خشن و زبر در زیر شکم(بالای عورت).
2-بیرون آمدن منی چه در خواب و چه در بیداری.
3-تمام شدن نه سال قمری که 97 روز و 22 ساعت و 48 دقیقه از نه سال
شمسی کمتر است. (1)
سؤال 36:شخصی در سالهای قبل از 15 سالگی یقین به خروج منی پیدا کرده ولی از روی جهل به مسأله و نبود مسألهگو نماز نخوانده و روزه هم نگرفته است؛اکنون نسبت به عبادات آن زمان چه وظیفهای دارد؟
جواب:در فرض سؤال که یقین دارد منی از او خارج شده،بالغ بوده و نماز و روزههای فوتشدهاش را باید قضا کند و خوردن روزهها اگر از روی جهل بوده و در یاد گرفتن مسائل کوتاهی نکرده کفاره ندارد.
سؤال 37:پسر بچهای در سنّ 6 سالگی علائم بلوغ در او دیده شده از قبیل موی بالای عورت و زیر بغل و ضخیم و پر شدن صدای گلو و دیده شدن علامت جنابت بطور نادر در لباس زیرین،آیا او مانند افراد مکلف باید نماز و روزه و سایر واجبات را انجام دهد؟
جواب:چنانچه علاوه بر علائم مذکور دارای تمییز متناسب با بلوغ باشد، مکلف خواهد بود.
1) 1) -سال قمری از اوّل محرم شروع و به آخر ذی حجه ختم میشود و هر ماه قمری 29 روز و دوازده ساعت و 24 دقیقه است و یک سال قمری 354 یا 355 شبانه روز میباشد.و سال شمسی از اول فروردین شروع و به آخر اسفند ختم میشود و شش ماه اوّل سال هر ماه 31 روز و 5 ماه بعد هر ماه 30 روز و ماه اسفند در سالهای عادی 29 روز و در سال کبیسه 30 روز میباشد.روی این محاسبه هر سال شمسی 11 روز بیشتر از سال قمری خواهد بود و چون ملاک عبادت و تکالیف شرعیه از نظر قرآن و روایات،ماههای قمری است لذا بلوغ شرعی که اوّل تکلیف است به حساب قمری تعیین شده است.
سؤال 38:آبهای لولهکشی شهر و روستا گاهی به واسطۀ آنکه کلر به آن میزنند به رنگ سفید درمیآید،آیا در آن حال مضاف است یا نه و تطهیر و وضو با آن چگونه است؟
جواب:اگر در آن حال به آن آب تنها گفته میشود احکام مضاف را ندارد و تطهیر و وضو با آن صحیح است و نیز اگر شک کنند که مضاف شده یا نه،محکوم به مطلق بودن است،امّا اگر کلر به قدری زیاد باشد که به آن آب تنها گفته نشود مضاف شده و باید برای تطهیر و وضو صبر کنند تا صاف شود.
سؤال 39:اگر آفتاب از پشت شیشه بر چیز متنجس بتابد،آیا پاک میشود یا نه؟و اگر پشت خود شیشه نجس باشد،چطور؟
جواب:اگر شیشه صاف باشد ظاهرا حائل و مانع تابش نور خورشید نمیشود و با رعایت شرایطی که در توضیح المسائل بیان شده مطلقا پاککننده میباشد.
سؤال 40:آیا شیشههای معمولی درب و پنجره مانع از مطهریّت آفتاب است؟
جواب:مانع مطهریّت نیست ولی شرایط معتبره باید در آن رعایت شود.
سؤال 41:آیا کف پا و ته کفش با راه رفتن روی زمینی که با موزاییک فرش شده یا آسفالت شده پاک میشوند؟
جواب:بلی،ظاهرا با راه رفتن روی زمینی که با موزاییک فرش شده پاک میشوند ولی روی آسفالت مشکل است مگر اینکه خاک،روی آسفالت را گرفته باشد.
سؤال 42:آیا تینر پاککننده است؟
جواب:تینر و امثال آن پاککننده نیستند و مطهرات همانها است که در توضیح المسائل بیان شده است.
سؤال 43:لباس نجس را بعد از ازالۀ نجاست در ظرف آبی که مقدار کمی آب دارد ولی از طریق شیر آب متصل به کرّ است،آیا میتوان پاک کرد؟
جواب:پاک میشود ولی احتیاط آن است که آن را طوری فشار دهند که آب داخل آن خارج شود.
سؤال 44:زمین سنگفرش یا آجر فرش به بول و غیره نجس شده،آیا پس از آنکه آب شلنگ را به آن وصل کردیم و عین نجاست از بین رفت پاک میشود یا لازم است غسالۀ آن را جمع کنیم؟
جواب:اگر آب شلنگ متصل به آب کر یا جاری باشد وقتی آب تمام محل نجس را احاطه کرد پاک میشود و جمع کردن غساله شرط نیست.
سؤال 45:آیا در اتصال آب کر یا آب باران،برای تطهیر آب نجس،مخلوط شدن شرط است؟
جواب:بلی،بنابر احتیاط واجب امتزاج شرط است.
سؤال 46:کیفیت تطهیر موکت نجسی که به زمین چسبیده چگونه است؟
جواب:بعد از زوال عین نجاست اگر توسط شلنگ به آب کر یا جاری متصل شود و آب آن را احاطه کند و در آن فرو برود پاک میشود و احتیاط واجب آن
است که آن را طوری فشار دهند که آب داخل آن خارج شود.
سؤال 47:ماشینهای لباسشویی که لباس را شسته و خشک تحویل میدهند،با توجه به قطع و وصل شدن آب آیا لباس را پاک میکنند؟
جواب:به طوری که مطلعین میگویند آب در حال اتصال به کر لباس نجس را احاطه میکند و همۀ اجزای لباس را فرا میگیرد و در صورت قطع شدن چنانچه سه مرتبه آب لباسها را فرا بگیرد و آبها را گرفته تخلیه کند،اگر عین نجاست در لباس باقی نمانده باشد،پاک میشود.
سؤال 48:آیا آرد،خمیر و شیر نجس قابل پاک شدن هستند؟
جواب:هیچکدام قابل پاک شدن نیستند.
سؤال 49:آیا فرش یا ظرف نجس زیر باران پاک میگردد؟
جواب:در صورتی که عین نجاست در آن باقی نماند پاک میشود و در فرش فشار هم لازم نیست.
سؤال 50:پوست گوسفندی را در آب نمک گذاردهاند موشی در آن مرده،کیفیت پاک کردن آن چگونه است؟
جواب:چنانچه احراز شود که آب نجس در باطن پوست گرچه بصورت رطوبت نفوذ کرده امکان تطهیر برای چنین پوستی وجود ندارد،و در غیر این صورت مثل سایر اشیاء قابل تطهیر است.
سؤال 51:اگر آب شیر به قدر شیر سماور معمولی باشد اتصال صدق میکند یا نه؟
جواب:بلی،صدق میکند.
سؤال 52:اگر نفت،گازوئیل،بنزین نجس باشد و بعد از سوختن بصورت دوده درآید، پاک میشود یا نه؟
جواب:پاک است.
سؤال 53:آیا شیره یا شربت نجس قابل پاک شدن میباشند یا نه؟
جواب:خیر،قابل پاک شدن نیستند،مگر آنکه آنها را در آب کر بریزند یا به آب شیر متصل کنند و آن قدر آب در آنها داخل شود که مستهلک شوند به طوری که به آنها آب مطلق بگویند که در این صورت پاک و خوردن آنها بیاشکال است.
سؤال 54:آیا برنج و ماش و گندم و صابون نجس قابل تطهیر هستند؟
جواب:اگر ظاهر آنها نجس شده مثل چیزهای دیگر تطهیر میشوند،ولی اگر باطن آنها نجس شده قابل پاک شدن نیستند.
سؤال 55:لباس نجس بعد از ازالۀ نجاست،در ظرف آب قلیل که از طریق شیر متصل به آب کرّ است زده میشود،آیا پاک میگردد؟
جواب:پاک میشود.
سؤال 56:این جانب دندان مصنوعی دارم و دهانم خونی شد و عین خون زائل گشت،آیا دندان مصنوعی با دهانم پاک میشود؟
جواب:دندان مصنوعی اگر در داخل دهن نجس شده است،با زوال عین نجاست پاک میشود.
سؤال 57:دندانم را پر کردهام و دهانم به خون لثه نجس شده،آیا پس از زایل شدن خون این دندان هم پاک میشود؟
جواب:بلی،در فرض سؤال پاک میشود. چون جزء دندان محسوب میشود.
سؤال 58:کسی که نمیتواند با آب تطهیر کند چه وظیفهای دارد؟
جواب:برای نماز باید محل غائط را با سنگ و دستمال تمییز کند ولی اگر اعضای دیگر او نجس باشد بهمان صورت نماز بخواند.
سؤال 59:بیماری که امکان تطهیر را ندارد(قطع نخاعشدگان)برای نماز چه وظیفهای دارد؟
جواب:در صورت امکان واجب است ازدواج کند و همسر او متکفل تطهیر او شود و اگر امکان ندارد تطهیر از او ساقط است.
سؤال 60:زمینی نجس بوده و لحاف روی آن گذاشتهایم نم کشیده و سنگین شده،آیا نجس است؟
جواب:اگر زمین مرطوب بوده و لحاف نم کشیده و سنگین شده نجس نیست ولی اگر زمین تر بوده و تری آن به لحاف رسیده نجس شده است.
سؤال 61:دیوار دستشویی و توالت حدود یک متر نم کشیده،آیا نجس است یا خیر؟
جواب:خیر در فرض سؤال دیوار نجس نشده است.
سؤال 62:آیا بخار بول یا آب متنجس نجس است؟
جواب:بخار مطلقا پاک است.
سؤال 63:دود نفت نجس یا دود چوب و چیزهای نجس دیگر پاک است یا نه؟
جواب:پاک است،مگر آنکه بصورت دوده جمع شود و ذرات متنجس در آن باشد.
سؤال 64:چیز نجس تا چند واسطه نجسکننده است؟
جواب:تا سه واسطه نجسکننده است.
سؤال 65:آیا از آبی که مردار در آن است میشود برای تطهیر یا آشامیدن استفاده کرد؟
جواب:اگر قلیل باشد و یا رنگ و یا بو و طعم آن به واسطۀ مردار تغییر کرده باشد جایز نیست.
سؤال 66:گاهی وقت جدا کردن پوست بدن که موقع افتادنش رسیده گاهی وقت جدا کردن مقدار دیگری هم که زمان ساقط شدنش نرسیده جدا میشود ولی سوزش و درد و خونریزی ندارد،آیا جدا کردنش اشکال دارد و آیا نجس است؟
جواب:اشکال ندارد و نجس نمیباشد.
سؤال 67:آیا سگ شکاری یا سگ چوپان حکم سایر سگها را دارد؟
جواب:از نظر نجاست با سگهای دیگر فرق نمیکند.
سؤال 68:آیا تخممرغ و گوشت مرغ نجاستخوار نجس است؟
جواب:خیر،نجس نیست،ولی باید از خوردن آن اجتناب شود.
سؤال 69:موقع دوشیدن شیر روی آن کف جمع میشود،حال اگر لکّه یا ذرّۀ خون خشکی روی آن کف افتاد شیر نجس میشود؟
جواب:نجس میشود،مگر اینکه آن خون و کف اطراف آن را طوری بردارند که با شیر تماس پیدا نکند به نحوی که پس از برداشتن آن بازهم روی شیر کف باشد.
سؤال 70:آیا خون حیوان حلال گوشت نجس است؟
جواب:نجس است.ولی اگر کمتر از درهم باشد نماز با آن اشکال ندارد.
سؤال 71:اگر در تخممرغ مقداری خون مشاهده گردد،حکمش چیست؟
جواب:نجس نیست،ولی باید از خوردن آن خون اجتناب شود.
سؤال 72:آیا خونی که درون شیر است نجس میباشد و آن را نجس میکند؟
جواب:اگر محرز باشد که خون در درون آن است،تمام آن نجس میباشد.
سؤال 73:آیا الکل زرد و سفید نجس است؟
جواب:الکل صنعتی و الکلهایی که در مداوا و آمپول زدن و امثال آن بکار میرود نجس نیست.
سؤال 74:غذاها یا مایعاتی مانند سرکه که بطور طبیعی مقدار دو یا سه درصد از آن را الکل تشکیل میدهد،آیا نجس است؟
جواب:وجود این مقدار الکل که با تجزیه و آزمایش مشخص میشود و بصورت طبیعی وجود دارد نه آنها را نجس میکند و نه حرام است.
سؤال 75:آیا مایعاتی که از کیسه آب جنین(مایع آمینوتیک)خارج میشود،حکم نجاست را دارد؟شایان ذکر است که کیسه آب جنین،ممکن است قبل از زایمان،پاره شود و از طریق مجرای تناسلی زن خارج گردد.
جواب:این مایع پاک است.
سؤال 76:آیا تماس اشیاء با رطوبت بدن میّت،بعد و قبل از سرد شدن بدن،باعث نجاست اشیاء میشود یا نه؟
جواب:در هر دو صورت اگر رطوبت مسری باشد موجب نجاست است.
سؤال 77:آیا پوششی که روی زخمها به وجود میآید و معمولا متشکل از خون و ترشحات زخم میباشد،حکم نجاست را دارد یا نه؟
جواب:چنانچه عنوان پوست بدن را از نظر عرف داشته باشد حکم نجاست را ندارد؛مانند محلّی که خون زیر آن مرده باشد.
سؤال 78:اگر جزئی از بدن نجس العین مانند سگ و کافر را به بدن مسلمی پیوند بزنند چه حکمی دارد؟
جواب:حکم بدن مسلمان را پیدا میکند.
سؤال 79:اگر دهنده عضو،کافر و گیرنده مسلمان باشد عضو بریده شده قبل و بعد از دمیدن روح در بدن مسلمان حکمش چیست؟
جواب:بعد از دمیدن روح پاک میشود.
سؤال 80:پلاسما و سرم که از تصفیه و تجزیه خون در آزمایشگاه به دست میآید پاک است یا نجس؟
جواب:پلاسما و سرم که عرفا خون بر آن صدق نمیکند به واسطه استحاله ذاتا پاک است امّا چون در همان ظرفی که خون در آن ریخته شده،بدست میآید در اثر تماس با ظرف نجس نجس است.(متنجس میشود)
سؤال 81:ما هو حکم خرء الخفاش و بوله؟هل هی طیر ام حیوان؟
جواب:الظاهر ان الخفاش طیر من الطیور و حکمها،حکمها بالنسبة الی الخرء و البول.قال امیر المؤمنین علیه السّلام فی ذیل خطبة 155 نهج البلاغة،فی بدیع خلقة الخفاش«و جعل لها اجنحة من لحمها تعرج بها عند الحاجة الی الطیران...لها جناحان تطیر و ولدها لاصق بها،الخ.
و فی مجمع البحرین،الخفاش کرمان طائر باللیل.
و فی العروة الوثقی فی النجاسات:الأقوی فی الطیور المحرمة عدم النجاسة (ای عدم نجاسة الخرء و البول)لکن الأحوط فیها الاجتناب خصوصا الخفاش و خصوصا بوله.
مضافا الی انها طایر عرفا و علی هذا فالحق أنها طایر و خرئها و بولها طاهر علی الأقوی نعم ورد روایة مرسلة(الوسائل ب 10 من ابواب النجاسات ح 4)امر فیها بغسل الثوب من بولها و لذا افتوا برجحان الاجتناب من خرئها و بولها،هذا و مع ذلک فقد ادعی انه اختبر الخفاش فوجدت انها مما لیس لها نفس سائلة و الأمر علی هذا اسهل مما تقدم.
سؤال 82:چرا کسانی که از دین اسلام خارجند نجس میباشند،با اینکه میبینیم نظافت آنها خیلی خوب است؟
جواب:نظر این جانب اینست که اهل کتاب در صورتی که مشرک نباشند پاکند و نجاست ذاتی ندارند ولی اگر مشرک باشند نجسند.ولی قول به نجاست حکمتهایی دارد؛از قبیل اینکه مسلمانان با آنان آمیزش و معاشرت نکنند و تحت تأثیر اخلاق و رفتار آنان قرار نگیرند.آنان هم در برابر مسلمانان احساس ذلت و حقارت کنند و متوجه شوند که پلید و نجس میباشند و مصالحی غیر از اینها که در دستورات اسلام محقق و مسلم است.
سؤال 83:آیا میتوان از طعام اهل کتاب مانند یهود و نصاری استفاده کرد؟
جواب:به نظر این جانب اهل کتاب در صورتی که مشرک نباشند نجاست ذاتی ندارند بنابراین طعام آنها نجس نیست مگر اینکه از گوشت نجس تهیه کرده باشند یا معلوم باشد که به واسطه شراب و امثال آن نجس شده است.ولی در نظر کسانی که اهل کتاب را نجس میدانند در صورت علم به تماس آنها با غذا،غذای آنها نجس است.
سؤال 84:آیا زرتشتیها اهل کتاب آسمانی هستند؟
جواب:ظاهر این است که اهل کتاب میباشند.
سؤال 85:در استفتایی که به شما نسبت دادهاند آمده است که یهود و نصاری و مجوس اگر مشرک نباشند طاهرند معنای مشرک بودن چیست؟آیا اعتقاد به دو خدا(مجوس)و سه خدا(نصاری)که اکنون معمول است شرک است؟
جواب:اگر به عنوان خدایی و الوهیت باشد شرک است.
سؤال 86:از کجا تشخیص داده میشود کدامیک از یهود و نصاری پاک و کدامیک نجس میباشند؟
جواب:در صورتی که مشرک نباشند و یا شک در شرک آنها داشته باشید پاک میباشند.
سؤال 87:این جانب مقلد حضرت امام بودهام و با اجازۀ حضرتعالی به تقلید آن مرحوم باقی ماندهام؛اکنون شنیدهام شما اهل کتاب را پاک میدانید؛آیا میتوانم در این مسأله از شما تقلید کنم چون با اهل کتاب زیاد سر و کار دارم!؟
جواب:اگر اعلمیت امام برای شما محرز نباشد،مانعی ندارد.
سؤال 88:آیا علیّ اللّهیها که طریق خاصی برای خود دارند پاکند؟و ازدواج با آنان چه حکمی دارد؟و نیز معاشرت و همغذا شدن با آنها چگونه است؟
جواب:اگر حضرت امیر علیه السّلام را العیاذ باللّه خدا بدانند یا منکر معاد و یا یکی از ضروریات دین مثل نماز و روزه باشند کافر و نجس هستند و ازدواج با آنان جایز نیست و معاشرت و همغذا شدن با آنان صحیح نمیباشد چون به هر چیزی دست تر بزنند نجس میشود ولی اگر چنین عقیدهای ندارند و منکر معاد و ضروریات دین نیستند مسلمان و پاک میباشند و در جهات سؤال شده با دیگر مسلمانان فرقی ندارند.
سؤال 89:شخصی در حال ناراحتی و عصبانیت به خدا و پیغمبر صلّی اللّه علیه و آله العیاذ باللّه ناسزا
گفت ولی بعد پشیمان نشد؛آیا این دشنام و ناسزا موجب ارتداد و نجس شدن او شده است؟
جواب:اگر عصبانیت او به حدی بوده که از خود بیخود شده در این صورت مرتد نشده و نجس نیست؛ولی اگر عصبانیت به این حد نبوده مشکل است و باید توبه کند.
سؤال 90:آیا فرقههایی از قبیل صوفیه و دراویش حتی شیخیه با وجود بدعتهایی که در اعمال آنها مشاهده میشود محکوم به طهارتند؟
جواب:محکوم به طهارت میباشند ولی بهتر آن است که کمتر با آنان معاشرت شود.
سؤال 91:اگر دست تر به درب یا دیوار یا اشیاء متعلق به مسیحیان،یهودیان یا هندوها بخورد،آیا نجس میشود؟
جواب:با عدم علم به نجاست،پاک است.
سؤال 92:تکلیف آموزگاران با دانشآموزان بهایی چیست،آیا جایز است قرآن را در اختیار آنان قرار دهند؟
جواب:باید با آنها معامله نجاست کرد و قرار دادن قرآن در اختیار آنان جایز نیست.
سؤال 93:شخصی است که عمدا نماز نمیخواند و تارک الصلاة است ولی منکر نماز نیست،آیا کافر و نجس است؟
جواب:چنین شخصی که منکر نماز نیست فاسق و معصیت کار است و محکوم به کفر و نجاست نمیباشد.
سؤال 94:آیا با توهین و فحاشی به قرآن(العیاذ باللّه)مسلمان مرتد میشود و تکلیف کسانی که میبینند او مکرّر توهین میکند چیست؟
جواب:اگر توهین و فحاشی از روی عصبانیت باشد و عصبانیت به حدی بوده که از خود بیخود شده باید توبه کند.اما اگر با قصد و اراده و ناشی از عداوت با
پیامبر صلّی اللّه علیه و آله یا ائمه علیهم السّلام باشد محکوم به نجاست است و اگر به انکار رسالت برگشت کند علاوه بر نجس بودن محکوم به ارتداد هم هست.در هر حال وظیفۀ کسانی که متوجه این عمل او میشوند نهی از منکر و اجتناب از اوست تا حاکم شرع تکلیف او را معین کند.
سؤال 95:آیا شش امامی مسلمان است؟
جواب:مسلمان است.
سؤال 96:کسی که به دادن خمس و زکات اعتقاد و اعتنایی ندارد و گاهی تمسخر هم میکند آیا تمام اعمال و عباداتش باطل و زندگیش نجس میباشد؟
جواب:تصرف در اموال او جایز نیست ولی عباداتی که ارتباط با این مسأله ندارد صحیح است.
سؤال 97:آیا سوسیسهایی که از کشور اجنبی وارد میشود پاک است؟
جواب:اگر از اجزاء حیوانات حرام گوشت یا حیوانی که ذبح اسلامی نشده در آن باشد حرام میباشد.
سؤال 98:کنسرو ماهی که در کشورهای خارج بستهبندی شده و به فروش میرسد و همچنین روغن ماهی که از خارج وارد میشود،آیا پاک است و خوردن آن چه حکمی دارد؟
جواب:چنانچه احراز شود که موت آنها در خارج آب یا در تور ماهیگیری و بدست انسان بوده،پاک و خوردن آن نیز حلال است،ولی مجرد اخبار کافر به این معنی کفایت نمیکند.
سؤال 99:آیا غذایی که گربه به آن دهان زده نجس است؟
جواب:نجس نیست.
سؤال 100:آیا داروهایی که در بازار مسلمانان خریدوفروش میشود و ساخت کفار است
پاک میباشد؟
جواب:محکوم به طهارت است.
سؤال 101:چیزهایی مانند کاپشن و کفش که از کشورهای غیر مسلمان میآورند و در آنها پوست و چرم حیوانات بکار رفته است چه حکمی دارد؟
جواب:اگر از مسلمان خریداری شود محکوم به طهارت است،ولی اگر بدانند که آن مسلمان از کافر گرفته و رسیدگی نکرده که از حیوانی است که به دستور شرع کشته شده یا نه،نجس نیست،ولی نماز خواندن در آن جایز نمیباشد.
سؤال 102:بلند بودن موی عورت و زیر بغل چه حکمی دارد؟
جواب:ازاله آنها لازم نیست،فقط باید رعایت شود که مانع تطهیر و یا غسل نباشد.
سؤال 103:آیا بعد از پاک شدن بدن در حمام یا دستشویی قسمتهای داخلی آن مکانها نیز پاک میشود؟
جواب:موارد مختلف است.
سؤال 104:ماهیهایی هستند که در پوستشان دانههای ریزی میباشد که در فلس بودن آنها تردید است،خوردن آنها چگونه است؟
جواب:اگر افراد موثق اظهار کنند که دارای فلس است حلال میباشد.
سؤال 105:اگر سکهای که روی آن نام امام معصوم علیه السّلام نقش بسته است در توالت بیفتد و بیرون آوردن آن،موقوف بر هزینه زیادی است که مقدور نیست،با توجه به انحصار دستشویی آیا میتوان از آن استفاده کرد؟
جواب:در فرض مذکور مانعی ندارد.
سؤال 106:شخص وسواسی در طهارت و نجاست،چه حکمی دارد و آیا وسواس داشتن اشکال شرعی دارد؟
جواب:وسواسی در حقیقت به منزله قبول نداشتن حکم خدا و رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله
در مورد طهارت میباشد و گاهی موجب بطلان وضو میشود.لذا شرعا و عقلا لازم است از این تخیلات شیطانی اجتناب شود و با بیاعتنایی مکرر میتوان آن حالت را از خود دور کرد.
سؤال 107:استفاده از ادکلن و وسایلی از این قبیل که از خارج وارد میشود و نمیدانیم پاک است یا نجس،چه حکمی دارد؟
جواب:اگر علم نداشته باشید که از چیز نجس ساخته شده یا با نجسی ملاقات کرده،طاهر است.
سؤال 108:اگر دست تا آرنج نجس باشد و آن را تا مچ در آب فرو برده یا زیر شیر بگیرد-با توجه به ارتباط بین خشکی و تری-آیا دست از مچ به پایین پاک میشود یا خیر؟
جواب:بلی پاک شده است.
سؤال 109:گوشهای از یک هندوانه یا خربزه نجس شده است،آیا تمامی آن نجس میشود یا خیر؟
جواب:خیر،تمامی آن نجس نمیشود مگر اینکه آب قسمت نجس شده به بقیه آن سرایت کند.
سؤال 110:اگر دست انسان تا آرنج نجس باشد و برای خوردن غذا دستش را با آب قلیل تا مچ آب بکشد،آیا تا مچ دست پاک میشود یا بخاطر اتصال به بالای دست که نجس است قابل پاک شدن نیست؟
جواب:پاک میشود چون سرایت،موجب تنجیس است نه اتصال.
سؤال 111:اگر تمام لباس یا پارچهای نجس شده باشد؛آیا میشود قسمتی از آن را آب کشید،به صورتی که نیمی از آن پاک و نیمی دیگر نجس باقی بماند؛و آیا در این مورد فرقی بین تطهیر با آب قلیل یا کر و جاری وجود دارد؟
جواب:بلی پاک میشود و فرقی بین آب قلیل و کثیر وجود ندارد.چون ملاک در نجس شدن سرایت است نه اتصال.
سؤال 112:آیا در وضو شستن هر مرتبه به یک مشت آب حاصل میشود که مشت سوم حرام باشد؟
جواب:شستن یک مرتبه تنها به آب ریختن نیست بلکه به این است که تمام عضو کاملا شسته شود.بنابراین ممکن است چند مشت آب به قصد وضو بریزد تا تمام عضو شسته شود و این یک مرتبه حساب میشود و همینطور شستن مرتبه دوم و اگر دست چپ را بیش از دو مرتبه بشوید لازم میآید که مسح با آب غیر وضو انجام شود و آن سبب بطلان وضو است.
سؤال 113:اگر صورت و دست راست را سه مرتبه بشویند ولی دست چپ را دو دفعه بشویند که در مسح اشکال پیدا نشود،آیا وضو صحیح است؟
جواب:اگر قصد داشته باشد که وضو را تشریعا و بر خلاف دستور شرع اینگونه بگیرد،وضو باطل است ولی اگر چنین قصدی نداشته باشد،در فرض سؤال وضو صحیح است.
سؤال 114:اگر کسی مدتها صورت و دو دست را در وضو سه مرتبه میشسته و نمیدانسته که مسح او اشکال پیدا میکند؛آیا در این صورت نمازهایی را که خوانده باطل
است؟
جواب:بلی،در فرض سؤال که دست چپ را هم سه مرتبه شسته وضو باطل و نمازهایی را که با این وضو خوانده باید اعاده و قضا کند.
سؤال 115:اگر دستها را زیر شیر بگیریم یا در آب فرو ببریم و به قصد وضو بیرون بیاوریم بدون دست کشیدن،آیا وضو صحیح است؟
جواب:اشکال ندارد و با همان تری کف دست مسح سر و پاها را بکشید.
سؤال 116:بعضی در مورد غسل وجه در وضو تصریح کردهاند که سفیدی دو طرف جلو سر که نزعتان باشد از حدّ وجه خارج است،بفرمایید این مطلب اتفاقی است یا مانند دخول عارض در وجه مورد خلاف است؟
جواب:بین علمای امامیه اتفاق است که نزعتان خارج از حدّ وجه است و شستن آن لازم نیست تنها برخی از علمای اهل سنت شستن آن را در وضو واجب دانستهاند.
سؤال 117:بیماری که عضو و یا بعضی از اعضای وضو را به دلایل پزشکی و یا عدم توانایی،نمیتواند حرکت دهد و یا مشکل میباشد،وظیفه طهارات ثلاث و چگونگی انجام آنها را در موارد زیر چیست؟
الف:حرکت نداشتن دست چپ.
ب:حرکت نداشتن دو دست.
جواب:الف:غسل که مسألهای ندارد و برای وضو با دست راست صورت را میشوید و دست راست را وضوی ارتماسی میدهد و اگر ممکن نشد کمک میگیرد.و دست چپ را با دست راست وضو دهد و مسح سر و پای راست و پای چپ را با دست راست انجام دهد.و برای تیمم دست راست را به زمین بزند و اگر ممکن است کمک بگیرد و دست چپ را با دست راست به زمین بزند و با هم به پیشانی بکشد.و اگر نشد همان دست راست را به تمام پیشانی بکشد و بعد پشت دست راست را به زمین بکشد و سپس پشت دست چپ را با دست راست مسح کند.
ب:در فرض عدم حرکت دو دست نیز،صورت را وضوی ارتماسی دهد و برای وضوی دستها و مسح کمک بگیرد و همینطور برای تیمم،مانند آنچه گذشت.
سؤال 118:اگر سر و روی پا کمی رطوبت دارد،آیا مسح روی آن کافی است یا باید خشک باشند؟
جواب:اگر رطوبت به قدری کم باشد که بعد از مسح بگویند تری از کف دست است و تری دست بر رطوبت جای مسح سر و پاها غلبه کند خشک کردن لازم نیست.وگرنه باید رطوبت آنها را کم کنند.
سؤال 119:چنانچه کسی قبل از مسح سر،شیر آب را که قطرات آب بر روی آن است ببندد،بعد مسح کند وضویش چطور است؟
جواب:اگر رطوبت روی شیر آب به قدری کم باشد که به دست منتقل نشود مانعی ندارد.
سؤال 120:چنانچه در وضو یک بار پا را مسح کنیم ولی آب خوب آن را فرا نگرفت وظیفه چیست؟
جواب:محل را خشک کنید و دوباره مسح کنید یا چنانچه قسمتی را که خشک مانده از سر یکی از انگشتان پا تا برآمدگی روی پا مسح کنید بیاشکال است.
سؤال 121:اگر جلوی سر موی زیاد جمع شده باشد،آیا مسح کشیدن روی آنها صحیح است یا خیر؟
جواب:در فرض سؤال موهای جلوی سر را باز کند و بیخ موها را مسح کند.
سؤال 122:هرگاه موقع مسح سر،دست به پیشانی برسد وضو صحیح است؟
جواب:مسح سر صحیح است ولی مسح پا را با قسمتی از کف دست بکشد که با آب صورت مخلوط نشده باشد.
سؤال 123:اگر روی پا نجس باشد و نتواند برای مسح آن را آب بکشد،وظیفه چیست؟
جواب:باید برای نماز تیمم کند.
سؤال 124:آیا رنگ و جوهر خودکار که روی دست است مانع از صحت وضو است و همچنین سرمه و رنگهایی که زنها به کار میبرند؟
جواب:اگر جرم داشته باشد مانع از صحت وضو میباشد،ولی رنگ تنها مانعی ندارد.
سؤال 125:اگر اعضای وضو چرب باشد،آیا وضو صحیح است؟
جواب:در صورتی که چربی کم بوده و مانع رسیدن آب به پوست نباشد اشکالی ندارد.
سؤال 126:اگر کسی بعد از وضو متوجه شود که چیزی به اعضای وضو چسبیده ولی خیلی کم است،آیا باید وضو را اعاده کند؟
جواب:بلی،اگر آن چیز قبل از وضو بوده و جرمیت داشته،که مانع رسیدن آب شده هر چند خیلی کم باشد باید آن را برطرف کرده و مجددا وضو بگیرد.
سؤال 127:آیا رنگی که خانمها برای موی سر،استفاده میکنند،مانع از رسیدن آب میشود یا نه؟
جواب:اگر جرم داشته باشد مانع است و اگر رنگ تنها باشد مانعی ندارد.
سؤال 128:اگر شخصی آمادۀ وضو شده و دیگری شیر آب را برای او باز کند یا شلنگ را نگهدارد و او وضو بگیرد،آیا وضوی این شخص اشکال پیدا میکند؟
جواب:در فرض سؤال که وضو به شخص وضوگیرنده مستند است،اشکال ندارد.
سؤال 129:بیماران قلبی که در استراحت مطلق به سر میبرند و حتی دستها را نمیتوانند حرکت دهند برای وضو چه وظیفهای دارند؟
جواب:اگر میتوانند دستها را حرکت دهند گرچه با کمک دیگران،باید با دست خود هر چند با تر کردن باشد به صورت و دستها بکشند و مسح سر و پا را بکشند و اگر نمیتوانند و یا ضرر دارد،نایب آنان را وضو بدهد؛به این نحو که دست تر کند و بر صورت و دستهای آنان بکشد و وضو دهد و نایب با دست خود از رطوبت کف دست آنان مسح سر و پای آنان را انجام دهد و اگر وضو به این نحو ممکن نشد یا مشقّت داشت آنان را تیمم دهند به این کیفیت که دست خودشان را اگر حرکت میکند به زمین یا روی خاک یا روی هر چیزی که تیمّم بر آن صحیح است بزنند و مریض را تیمم دهند و اگر نشد نایب دست خود را به زمین بزند و به پیشانی و پشت دست آنان بکشد.
سؤال 130:اگر کسی با آفتابه و امثال آن در دست دیگری آب بریزد،تا او وضو بگیرد،آیا این وضو صحیح است؟
جواب:اگر آنکه آب میریزد به قصد وضو دادن کسی که وضو میگیرد نباشد، وضو اشکال ندارد.
سؤال 131:آیا وضو گرفتن قبل از وقت به نیت نماز صحیح است؟
جواب:اگر به قصد اینکه با طهارت باشد وضو بگیرد صحیح است و نیز اگر نزدیک وقت نماز به قصد مهیا بودن برای نماز وضو بگیرد اشکال ندارد.
سؤال 132:شخصی به خیال اینکه وضو دارد تجدید وضو کرد،و نماز خواند،بعد یادش آمد که وضوی قبلیاش باطل شده،آیا نمازی که با این وضوی جدید خوانده صحیح است؟
جواب:در فرض سؤال نماز او صحیح است و میتواند با همین وضو نماز و کارهای دیگری که مشروط به وضو است،انجام دهد.
سؤال 133:وضو گرفتن مرد در جایی که زن نامحرم به او نگاه میکند چه حکمی دارد؟
جواب:وضو صحیح است ولی زن نباید نگاه کند.
سؤال 134:در صحنهای حرم امام رضا علیه السّلام و بعضی امامزادهها و مساجد عمومی زنها کنار حوض در حضور نامحرم وضو میگیرند آیا وضوی آنها صحیح است؟
جواب:در فرض سؤال لازم است بدن خود را از نامحرم بپوشانند،ولی در هر حال وضوی آنها صحیح است.
سؤال 135:شخصی مدتی دستش را برای وضوی جبیرهای در کیسۀ پلاستیکی کرده و وضوی ارتماسی گرفته و یا به جای دست کشیدن،آن را شسته و نماز خوانده،آیا نمازهای او صحیح است؟
جواب:در فرض سؤال وضوی او باطل است و باید نمازهایی که با این وضو خوانده قضا کند و در صورتی که وقت باقی است اعاده کند.
سؤال 136:کسی که دست راستش تماما در گچ است چگونه باید وضو بگیرد؟
جواب:ابتدا صورت را بشوید-با گرفتن زیر شیر یا فرو بردن در آب و یا بوسیلۀ دست چپ-سپس دست راست را وضوی جبیرهای بدهد و بعد دست چپ را با فرو بردن در آب یا گرفتن زیر شیر آب وضو بدهد و با رطوبت دست چپ،سر و روی پاها را مسح کند.
سؤال 137:دست کسی مجروح است و باید وضوی جبیرهای بگیرد،آیا اگر قسمت مجروح را که تا مچ یا آرنج است در کیسۀ پلاستیکی بگذارد و وضو بگیرد چطور است؟
جواب:مانعی ندارد،ولی نباید کیسه،قسمتهایی را که میشود شست بگیرد و با دست دیگر که سالم است به قصد وضو روی کیسه بکشد،نه آنکه آن را بشوید.
سؤال 138:اگر بیمار به جهت خوف از ضرر وضوی جبیرهای بگیرد و پس از نماز معلوم
شود خوف او بیمورد بوده است تکلیف او چیست؟
جواب:اعاده لازم نیست ولی اگر اعاده کند بهتر است.
سؤال 139:اگر در جای وضو زخمی باشد که خون بند نمیآید ولی آب برای آن ضرر ندارد،برای وضو چه باید کرد؟
جواب:در فرض سؤال محل زخم را در آب کر یا زیر شیر بگیرد و دست بکشد تا خون شسته شود و دست را روی آن فشار دهد که جلو خارج شدن خون گرفته شود و بلافاصله با نیّت وضو آب را به آن محل جاری کند و بعد از آن بقیه عضو را وضو دهد.
سؤال 140:کسی که مبتلا به بیماری است که مجرای مقعدش مسدود شده و روده را از شکم خارج و به کیسهای وصل میکنند برای وضو و نماز چه کند؟
جواب:اگر غائط یا ادرار پیدرپی خارج میشود در صورتی که نتواند هیچ مقداری از نماز را با وضو بخواند،میتواند با یک وضو یک نماز را بخواند.
سؤال 141:کسی دست راستش از بالای مرفق قطع شده،آیا مسح پای راست از او ساقط است؟
جواب:در فرض سؤال با دست چپ اول پای راست و بعد پای چپ را مسح کند.
سؤال 142:شخصی که دست یا پا ندارد یا یک دست و یک پا ندارد چگونه وضو بگیرد؟
جواب:اگر هر دو دستش از بالای مرفق قطع شده برای وضو گرفتن در صورتی که خودش میتواند صورتش را بشوید؛مثلا صورت را در آب فرو ببرد و به قصد شستن وضویی با رعایت ترتیب یعنی از بالا به پایین از آب خارج کند، یا زیر شیر بگیرد و برای مسح سر و پاها نایب بگیرد تا با رطوبت صورت او سر و پاهای او را مسح کند و اگر نمیتواند صورت را در آب فرو برد مثلا آب در آفتابه
است نایب صورت او را بشوید و سر و پاهای او را مسح کند و اگر از مرفق به پایین چیزی باقی مانده آن را خودش به قصد وضو بشوید و با همان مقدار سر و پاها را مسح کند و احتیاط این است که علاوه بر وضو تیمم هم کند به این نحو که پیشانی را خودش به زمین مسح کند و نایب نیز بگیرد تا با دست خود به زمین بزند و پیشانی او را مسح بکشد و اگر دو پا را از مچ ندارد مسح پاها ساقط است و اگر مقداری از روی پاها باقیمانده است همان مقدار از روی پاها را مسح کند و اگر یک دست از بالای مرفق ندارد شستن این دست در وضو ساقط است و دست دیگر را به همان روش که در صورت قبل گفته شد وضو بدهد و با همان یک دست سر و پاها را مسح بکشد و اگر از مرفق به پایین مقداری باقیمانده است آنچه تا مرفق مانده به قصد وضو بشوید و دست دیگر را نیز بشوید و برای مسح اگر دست راست ناقص است با همان باقیمانده سر و پای راست را مسح کند و با دست چپ پای چپ را مسح کند و اگر در یک پا از قدم(روی پا)چیزی باقی است همان مقدار را مسح بکشد و اگر از قدم چیزی نمانده مسح آن ساقط است و فقط پای دیگر را مسح بکشد.
سؤال 143:اگر به دست بیماری آنژیوکت (1)بسته شده باشد طریقه عملی انجام طهارت سهگانه چگونه است؟
جواب:آنژیوکت در فرض سؤال در حکم جبیره است و باید وضو و غسل جبیره انجام دهد.
سؤال 144:در فرض فوق نظر به اینکه در اغلب موارد،داخل لوله پلاستیکی و قسمت خارجی آن خون جمع میشود،وجود خون اشکالی برای نماز دارد یا نه؟
جواب:اگر مشقت ندارد لوله را تبدیل یا تخلیه و تطهیر نماید و الاّ با همان وضع نماز بخواند و صحیح است.
1) 1) آنژیوکت،لوله پلاستیکی است که داخل رگ قرار داده شده و از طرف دیگر به شلنگ سرم وصل میشود و آنژیوکت به وسیله چسب به بدن چسبانده میشود.
سؤال 145:قبل از شروع به وضو دست و صورت را شستهایم،آیا باید آنها را برای وضو خشک کنیم؟
جواب:خشک کردن لازم نیست.
سؤال 146:شخصی از منزل همسایه و بدون اطلاع سازمان آب،لولۀ فرعی کشیده و پول آب را به همسایه میدهد،وضو و غسل با آن آب چه حکمی دارد؟
جواب:اگر لوله را موقّتا کشیده و بنا دارد وقتی مقدماتش فراهم شد طبق مقررات،لولهکشی مستقیم کند،فعلا اشکالی ندارد.ولی اگر بنایش بر این باشد که حتی با قدرت و امکان هم از آن لوله فرعی استفاده کند جایز نیست و با علم به عدم جواز،صحت وضو و غسل محل اشکال است.
سؤال 147:اگر در زمینی که اطراف امامزاده و محل دفن اموات بوده حوض درست کنند، وضو در آن چه حکمی دارد؟
جواب:در مورد سؤال ظاهرا وضو صحیح است.
سؤال 148:شخصی بعد از وضو خونی در صورت میبیند و نمیداند آیا در بین وضو بوده یا بعدا بیرون آمده،آیا وضویش صحیح است؟
جواب:وضو صحیح است.
سؤال 149:آیا آب وضو باید از آب تصفیه شده باشد؟
جواب:لازم نیست تصفیه شده باشد،بلکه لازم است آب مطلق باشد.
سؤال 150:وضو گرفتن با کفش غصبی چه حکمی دارد؟
جواب:اشکال ندارد.
سؤال 151:شک در وضو که آیا درست انجام شده یا نه،چه حکمی دارد؟
جواب:اگر بعد از آنکه از وضو فارغ شده شک کرده اعتنا نکند و وضویش صحیح است؛ولی اگر در اثنا شک کرده باید برگردد و مشکوک را بیاورد،پس از آن به ترتیب وضو را تمام کند.
سؤال 152:اگر انسان در اثنای نماز شک کند وضو گرفته یا نه،چه وظیفهای دارد؟
جواب:اگر حالت سابق خود را نمیداند نماز را رها کند و پس از وضو،از اوّل نماز را بخواند و بهتر است این نماز را با همین حالت شک تمام کند و بعد وضو گرفته نماز را اعاده کند،امّا اگر حالت سابق خود را میداند بنابر حالت سابق بگذارد،پس اگر حالت سابقه او طهارت بوده نماز را ادامه دهد و اعاده لازم نیست و اگر حالت سابقه را میداند که وضو نداشته و بعد احتمال وضو گرفتن میدهد،نماز را رها کند و وضو بگیرد و از اول نماز را بخواند.
سؤال 153:آیا وضوی بچۀ غیر بالغ صحیح است و میتوان قرآن به دست او داد؟
جواب:بلی وضویش صحیح است و قرآن دادن به دست او اشکال ندارد.
سؤال 154:بیمارانی که زخم آنان باز است مانند زخمهای شکمی که مرتبا ترشح به خارج میکند چگونه غسل کنند و نماز بخوانند؟
جواب:اگر آب برای آنان ضرر ندارد حکم سالم را دارند و باید بطور معمول غسل کنند و اگر ضرر دارد باید اطراف زخمها را به قصد غسل بشویند و چنانچه کشیدن دست تر بر زخمها ضرر ندارد احتیاط آن است که دست تر بر آنها بکشند و بعد پارچۀ پاکی روی آنها بگذارند و دست تر روی پارچه هم بکشند و اگر این مقدار هم ضرر دارد یا زخم نجس است و نمیشود آب کشید.باید اطراف زخمها را بطور معمول و به ترتیب اول سر و گردن بعد طرف راست و بعد طرف چپ را بشویند و بنابر احتیاط تیمم بدل از غسل هم بکنند.
سؤال 155:در اثر کهولت سن یا بعض عوارض جسمی،قسمتی از ظاهر بدن بوسیلۀ قسمتی از پوست بدن پوشیده شده آیا باید برای غسل قسمتی که پوشیده شده بشویند یا جزء باطن محسوب میشود؟
جواب:بلی،قسمتی را که قبلا جزء ظاهر بدن بوده و فعلا مشکوک است باید برای غسل بشویند.
سؤال 156:آیا غسل واجب از غسل واجب دیگر کفایت میکند؟
جواب:بلی غسل واجب از غسل واجب دیگر کفایت میکند.
سؤال 157:آیا غسلهای واجب از غسل مستحب کفایت میکند؟عکس آن چطور؟
جواب:اگر نیت غسل مستحب نداشته باشد غسلهای واجب از غسل مستحب کفایت نمیکند.
سؤال 158:آیا غسل مستحب از غسل مستحب دیگر کفایت میکند؟
جواب:خیر کفایت نمیکند مگر نیت تمامی غسلها را بکند.
سؤال 159:آیا رنگی که خانمها،برای موی سر،استفاده میکنند،مانع از رسیدن آب میگردد یا نه؟
جواب:اگر رنگ مذکور،جرم داشته باشد مانع رسیدن آب است و چون بنابر احتیاط واجب باید برای غسل موها نیز شسته شود.بنابراین لازم است رنگی را که جرم است برطرف کنند.اما،اگر رنگ تنها باشد مانعی ندارد.
سؤال 160:اگر بیمار به جهت خوف از ضرر غسل جبیرهای انجام دهد و پس از نماز معلوم شود خوف او بیمورد بوده تکلیف او چیست؟
جواب:اعاده لازم نیست ولی اگر اعاده کند بهتر است.
سؤال 161:خانمی بعد از پنج روز ایام عادتش پاک شده و غسل کرده،روز هشتم یک قطره خون میبیند،این خون چه حکمی دارد؟
جواب:در فرض سؤال حیض است و باید دو مرتبه غسل کند.
سؤال 162:زن پس از ایام عادت که معمولا شش یا هفت روز است پاک شده ولی بعد از آن باز خون زرد رنگی میبیند و شک دارد که خون حیض است یا نه و آیا تا ده روز تمام میشود یا نه،وظیفهاش چیست؟
جواب:اگر خون بر آن صدق کند و از ده روز نگذرد احکام حیض را دارد.
سؤال 163:زنی جنب بوده و قبل از غسل جنابت حیض شده آیا صحیح است که قبل از پاک شدن از حیض غسل جنابت کند و غسلهای دیگر چطور؟
جواب:بلی میتواند و اثر جنابت مرتفع میشود و غسلهای دیگر مثل غسل جمعه و غیره نیز از او صحیح است.
سؤال 164:زنی پس از شش روز از خون حیض پاک میشود و هیچ خونی نمیبیند و روز نهم ترشح خونی بسیار کمی میبیند بعد هم کاملا پاک میشود حکم این خون چیست؟
جواب:در فرض سؤال،خونی که روز نهم دیده خون حیض است و روزهایی که در بین پاک بوده،حکم حیض را دارد و اگر معمولا با چنین وضعی مواجه میشود و اطمینان دارد که ترشحی خواهد بود.بنابر احتیاط واجب کارهایی که بر حائض حرام است ترک کند و خوبست کارهای مستحاضه را نیز رجاء بجا آورد.
سؤال 165:زنی حیض شد،روز دوم حیض رحمش را با عمل جراحی در آوردند،که حیض سه روز نشد،آیا غسل حیض واجب است؟
جواب:خیر غسل حیض واجب نیست،چون موضوع احکام حیض خونی است که کمتر از سه روز نباشد،و در فرض سؤال غسل استحاضه بکند.
سؤال 166:رحم زنی را طی یک عمل جراحی برداشتهاند،خونهایی که بعدا میبیند محکوم به چیست؟
جواب:اگر یائسه نشده و خون نشانههای حیض را دارا باشد،احتیاطا احکام حیض را بر آن جاری کند.
سؤال 167:آیا زن حائض میتواند در مجالس ختم قرآن که معمولا در ماه مبارک رمضان تشکیل میشود شرکت کند و قرآن را گوش بدهد و میداند در آن حال سورههای سجدهدار را هم میخوانند
جواب:مانعی ندارد و خواندن سورههای سجدهدار جایز نیست ولی گوش دادن به آنها اشکال ندارد،ولی اگر آیه سجده را شنید باید مانند دیگران سجده کند.
سؤال 168:گاهی بانوان در مجالس ترحیم در مساجد با حالت عادت ماهانه شرکت میکنند و جهل به حکم آن دارند،باید چه کرد؟
جواب:لازم است آنها را آگاه کنند که در چنین حالی به مسجد وارد نشوند و در صورت جهل معصیتی نکردهاند.
سؤال 169:آیا زن در حال عادت میتواند در حرم امامزادگان برود؟
جواب:اشکال ندارد.
سؤال 170:بچه را بوسیله عمل جراحی از مجرای غیر طبیعی از رحم خارج کردهاند ولی خون از مجرای طبیعی خارج میشود آیا این خون احکام نفاس را دارد؟
جواب:بلی در فرض سؤال خون محکوم به احکام نفاس است.
سؤال 171:آیا داخل شدن حائض و جنب در رواقها و قسمتهای متصل به حرم امام رضا علیه السّلام جایز است؟
جواب:اگر مسجد نباشد مانعی ندارد.
سؤال 172:زنی حائض بوده و غسل حیض را فراموش کرده و مدتی نماز خوانده،البته برای نمازهای خود وضو میگرفته،آیا اگر در این مدت غسل مستحبی انجام داده باشد نمازهای خود را قضا کند؟
جواب:چون غسل مستحبی کفایت از واجب نمیکند باید غسل حیض کند و لازم است نمازهای خود را قضا کند.
سؤال 173:زنی حائض بوده و غسل حیض را فراموش کرده و مدتی نماز خوانده،البته برای نمازهای خود وضو میگرفته آیا نمازهای او صحیح است؟
جواب:لازم است نمازهایی که در این مدت خوانده قضا کند بلی اگر در این مدت یک غسل واجب صحیح انجام داده،نمازهایی که بعد از آن غسل انجام داده صحیح است.
سؤال 174:در صورتی که بعد از خروج ناقص جنین،خونی مشاهده شود،حکم این خون
چیست؟
جواب:چنانچه در مسأله 504 توضیح المسائل آمده،این خون خون نفاس است.
سؤال 175:زنی جنب بوده و فراموش کرده و مدتی نماز خوانده ولی در این بین غسل حیض انجام داده است و فعلا متوجه شده،تکلیف او نسبت به نمازهای گذشته چیست؟
جواب:نمازی که بعد از غسل حیض خوانده اعاده و قضا ندارد.
سؤال 176:در صورت شک بین خون نفاس و خون زخم:الف-تکلیف زن در این مورد چیست؟ب-چنانچه لباس بیمار،آغشته به خون باشد،حکم خون نفاس دارد یا زخم؟
جواب:الف:در فرض سؤال بنابر احتیاط،خون احکام نفاس را دارد.
جواب:ب:از جهت نماز خواندن در آن لباس این خون حکم خون زخم را دارد و اگر بیش از درهم نیست معفوّ است.
سؤال 177:زنی برای جلوگیری از حاملگی از دستگاه آییودی )DUI( استفاده میکند، اگر در این حالت خونریزی رخ دهد تکلیف چیست؟
جواب:اگر یقین دارد این خون مربوط به زخم است باید برای نماز تطهیر کند و حکم خاصی ندارد و در غیر این صورت اگر امکان حیض بودن آن وجود داشته باشد-به اینکه در زمان عادت باشد یا صفات حیض را داشته و اقل طهر بین حیض قبلی او و این خون فاصله شده باشد-محکوم به حیض بودن است و در غیر این صورت حکم استحاضه را دارد.
سؤال 178:زنی را که عمل جرّاحی میکنند جهت سقط جنین،خونی که از مجرای عادی او خارج میشود چه حکمی دارد؟
جواب:اگر خون مربوط به ولادت و سقط جنین باشد احکام نفاس را دارد.
سؤال 179:لطفا بفرمایید زن تا چند سال حیض میبیند؟و به سال شمسی یا قمری
چگونه محاسبه میگردد؟با توجه به اینکه در شناسنامهها تاریخ به سال شمسی است؟
جواب:زنهای سیّده تا شصت سال قمری حیض میشوند که معادل 58 سال شمسی و 77 روز و 12 ساعت میشود.و زنهایی که سیّده نیستند تا پنجاه سال قمری که معادل 48 سال شمسی و 179 روز میباشد حیض میشوند.
سؤال 180:خانمی شک دارد که به سن یائسگی رسیده یا نه و خونی میبیند که نمیتواند یقین به ادامه آن تا سه روز پیدا کند وظیفه او نسبت به نماز و روزه چیست؟
جواب:در فرض سؤال اگر خون در ایام عادت اوست یا نشانههای حیض را دارا باشد محکوم به حیض بودن است و در غیر این صورت محکوم به استحاضه است.
سؤال 181:خانمی برای جلوگیری از عادت ماهانه قرص خورده و در بین آن بر اثر ترک قرص کمی خون دیده ولی پیش از سه روز قطع شده است،آیا این خون که در ایام عادت بوده حکم حیض را دارد؟
جواب:اگر سه روز پیدرپی خون ندیده حکم حیض را ندارد.
سؤال 182:بعضی از خانمها برای اینکه روزۀ ماه رمضان را بگیرند یا برای اینکه در حج بتوانند اعمال حج را انجام دهند قرص میخورند ولی گاهی با اینکه قرص خوردهاند در ایام عادت یکی دو روز خون میبینند،این خون چه حکمی دارد؟
جواب:اگر سه روز متوالی خون نبیند،حکم حیض را ندارد،اگر چه در ایام عادت باشد و روزهاش صحیح و اعمال حج را میتواند انجام دهد و این خون احکام استحاضه را دارد و همین که میداند سه روز متوالی نمیشود،احکام حیض را مترتب نکند.
سؤال 183:آیا مسّ کردن نقش آرم جمهوری اسلامی ایران که روی اسکناسها و بلیطها و
غیره میباشد بدون وضو جایز است؟
جواب:بهتر است آنها را بدون وضو مسّ نکنند،بلی اگر مس آنها مستلزم هتک و بیاحترامی باشد جایز نیست.
سؤال 184:آیا اسم مشتمل بر کلمه(اللّه)مانند عبد اللّه و حبیب اللّه و امثال آن را میتوان بدون وضو مسّ کرد و همچنین برای زنانی که وضو ندارند و گردنبندی که روی آن کلمۀ مبارکه اللّه نقش بسته به گردن میآویزند و گاهی لفظ اللّه روی بدنشان قرار میگیرد چگونه است؟و نیز اسم پیامبران و ائمه علیهم السّلام چطور؟
جواب:خوب است اسم خداوند متعال را به هر نحو و در هرکجا و به هر زبانی که نوشته شده بدون وضو مسح نکنند.یعنی جایی از بدن را بدون وضو به آنها نرسانند و همچنین است اسامی پیامبران و ائمه علیهم السّلام ولی اگر هتک و بیاحترامی باشد جایز نیست.
سؤال 185:دست کشیدن بر کلماتی نظیر ابلیس و غیر آن که در قرآن وجود دارد،بدون وضو و طهارت جایز است یا خیر؟
جواب:در صورتی که بعنوان قرآن و حکایت از آن باشد جایز نیست.
سؤال 186:آیا جایز است شخص جنب در حال جنابت،دست روی آرم جمهوری اسلامی، یا چیزهای دیگری که اسم خدا روی آنها نقش شده،بگذارد؟اسکناسها و بلیطها که کلمة اللّه روی آن چاپ شده چطور؟اسامی ائمه علیهم السّلام و پیامبران چه حکمی دارد؟
جواب:بر جنب حرام است که جایی از بدن خود را به اسم خدا برساند و بنابر احتیاط واجب اسامی پیامبران و ائمه علیهم السّلام هم حکم اسم خدا را دارند و فرق بین موارد نیست.
سؤال 187:زن حائض است و گردنبند او با نقش اللّه میباشد که گاهی بیاختیار روی بدنش قرار میگیرد،آیا جایز است چنین گردنبندی را گردن کند؟
جواب:اگر میداند اسم خدا به بدنش تماس پیدا میکند جایز نیست.
سؤال 188:کسانی که اسماء جلاله و آیاتی از قرآن را بر روی بدن خود خالکوبی کردهاند
لطفا بفرمایید تکلیف این افراد نسبت به طهارت و جنابت و مسّ بدن خود بدون وضو چیست؟
جواب:اگر آیات قرآن را بر روی بدن خود خالکوبی کرده،مسّ آن قسمت، بدون طهارت جایز نیست.بلکه بعید نیست که قبل از محدث شدن محو آیات لازم باشد.و نیز اگر جنب باشد در موقع غسل کردن،مسّ اسماء جلاله حرام است.و در صورت امکان باید آنها را محو کند،یا با جاری کردن آب بدون دست کشیدن غسل کند و نیز لازم است بعد از محدث شدن فورا غسل کند یا وضو بگیرد و اگر خالکوبی زیر پوست باشد و مسّ آن هتک نباشد،مانعی ندارد.
سؤال 189:مس قرآن توسط دانشآموزانی که در کلاسهای قرآن در مدرسه شرکت میکنند،اما وضوی آنان تمام شرایط را دارا نیست چه حکمی دارد و وظیفۀ مربّی آنان چیست؟
جواب:فی نفسه اشکالی ندارد.ولی اگر عرفا بیاحترامی تلقی شود مربّی آنان باید دستور رعایت کردن یا وضو گرفتن را بدهد و اگر مسّ کردن آنان هتک باشد، لازم است آنها را از مسّ کردن منع کند.
تیمّم سؤال 190:شخص جنب که در شب دسترسی به آب ندارد،آیا میتواند جهت نماز شب تیمم کند؟
جواب:بلی،در صورتی که میداند تا اذان صبح نمیتواند غسل کند میتواند با تیمم نماز شب را بخواند.
سؤال 191:کیفیت تیمم دادن نایب را بیان فرمایید؟
جواب:به این طریق است که نایب دستهای کسی را که نمیتواند تیمم کند در صورت امکان به زمین یا چیزهایی که تیمّم بر آن صحیح است بزند و به پیشانی و پشت دستهای او بکشد و اگر دستهای او قابل حرکت نیست نایب دستهای خود را به زمین بزند و به پیشانی و پشت دستهای او بکشد.
سؤال 192:آیا تیمم بر موزاییک و یا بر سنگ مرمر صحیح است؟
جواب:تیمم بر خاک و سنگ و ریگ صحیح است و با نبودن آنها بر موزاییک مانع ندارد.
سؤال 193:کسی که به خاطر بیماری،ناگزیر از تیمّم شده است،اگر قبل از شروع به نماز، بتواند وضو یا غسل کند،تکلیف چیست؟
جواب:اگر قبل از شروع به نماز عذر مجوز تیمم برطرف شود تیمّم باطل میشود و باید وضو بگیرد.
سؤال 194:شخصی که به علّت بیماری،برای انجام وضو و غسل،نمیتواند از آب سرد استفاده کند و آب گرم در دسترس نباشد،چنانچه تیمم کرد،تکلیف او در دو مورد زیر،بعد از امکان استفاده از آبگرم چیست؟
الف-قبل از نماز صبح؟
ب-بعد از نماز؟
جواب:الف:تیمم باطل است.
ب:نماز صحیح است.
سؤال 195:اگر بیمار به جهت خوف از ضرر،تیمم جبیرهای انجام دهد و پس از نماز معلوم شود خوف او بیمورد بوده است،چه تکلیفی دارد؟
جواب:اعاده نماز لازم نیست،ولی اگر اعاده کند بهتر است.
سؤال 196:آیا توصیه پزشک و پرستار،به بیمار مبنی بر ضرر داشتن روزه و یا حرکت اعضا و استعمال آب برای وضو و نماز،از نظر شرعی مجوّز محسوب میشود یا نه؟
جواب:چنانچه متخصص و متعهد باشد،گفته وی را لازم است قبول کرد.
سؤال 197:آیا با تیمم بدل از غسل جنابت میتوان وارد مسجد شد و یا در نماز جماعت شرکت کرد؟
جواب:مادامیکه عذر باقی است ورود به مسجد و شرکت در نماز جماعت اشکال ندارد.ولی اگر به علت ضیق وقت تیمم کرده تنها به مقدار خواندن نماز واجب میتواند در مسجد بماند.
سؤال 198:با توجّه به اینکه برخی از فتاوی،منوط به عنوان«ضرورت»و«عسر و حرج» میگردد،خواهشمند است مقصود از این دو عنوان را بیان فرمایید
جواب:ضرورت به معنای ناچاری و نیاز و احتیاج است و موارد فرق میکند و
دارای مراتبی است.
عسر به معنای سختی و فشار و مشکل و دشوار بودن است و مراتبی دارد.
حرج به معنای تنگنا و جبر و واداشتن و گناه است.فعل حرجی یعنی کاری طاقت فرسا و مشقّتدار و حرج هم مراتبی دارد و موارد بکار بردن اینها متفاوت است که باید مورد توجه قرار داد،و اثر مترتب کرد.
سؤال 199:شخصی اهل نماز و روزه نبوده ولی انکار هم نمیکرده،آیا احکام اموات دیگر مسلمانان برای او هست؟
جواب:بلی،تمام احکام جاری است،هرچند میت فاسق است.
سؤال 200:کسی که غسل مس میت برایش واجب باشد میتواند میت دیگری را غسل دهد و چرا سدر و کافور در غسل میت استعمال میشود؟
جواب:بلی،میتواند میت دیگر را غسل دهد و احکام شرع تعبّدی است و شاید از مصالح آن نظافت خاص باشد.
سؤال 201:شخصی بدون وصیت و با داشتن صغیر فوت کرده،ولی برای خود کفنی که مشتمل بر قطعات اضافی و مستحبی است مهیا کرده،آیا چون وصیت نکرده و صغیر دارد باید به قدر واجب کفن اکتفا کرد،یا قطعات مستحبی را به او بپوشانند؟
جواب:تعیین و مشخص کردن کفن به منزلۀ وصیت است و اگر زاید بر ثلث نباشد قطعات مستحبی را جدا نکنند.
سؤال 202:بچه در شکم مادر بوده و هر دو فوت کردهاند،آیا لازم است بچه را بیرون آورند و جدا غسل دهند؟
جواب:باید مادر را با همان حال غسل دهند و کفن کنند و مانند زنهای غیر حامله دفن کنند و بیرون آوردن بچه جایز نیست.
سؤال 203:شخصی دندان عاریه داشته و فوت کرده،آیا باید دندانها را از دهان او بیرون بیاوریم یا به همان حال او را غسل دهیم و دفن کنیم؟
جواب:در صورتی که برای میت اذیت نباشد میتوانند دندانها را بیرون بیاورند ولی اگر صدمه داشته باشد به همان حال او را غسل دهند.
سؤال 204:فردی تصادف میکند و پایش میشکند هنگامی که او را عمل میکنند میله طلا در پای او میگذارند،آیا بعد از فوت میتوان او را عمل کرد و میله طلا را خارج کرد.در صورتی که روکش دندان طلا یا دندان طلا داشته باشد چه حکمی دارد؟
جواب:اگر درآوردن میله طلا بدون شکافتن پا ممکن نباشد خارج کردن آن جایز نیست،کندن دندان هم جایز نیست،بله اگر دندان مصنوعی باشد که به راحتی میتوانند از دهان مرده درآورند اشکالی ندارد.
سؤال 205:خانمی در حین وضع حمل در حالی که سر بچه از رحم خارج شده فوت کرده و بچه هم در همان حال مرده است.نسبت به غسل و کفن و دفن مادر و بچه چه باید کرد؟
جواب:در صورتی که خارج کردن بچه موجب مثله شدن او یا مادر نشود بچه را از رحم خارج کنند و جدای از هم غسل دهند و کفن کنند.وگرنه آنها را به همان حال با هم غسل دهند و کفن و دفن کنند و احتیاط این است که سر بچه را نیز جدا غسل دهند.
سؤال 206:خانمی فوت کرده و حامله بوده ولی یقین به زنده بودن یا مرده بودن حمل نیست،وظیفه چیست؟
جواب:باید صبر کنند تا معلوم شود و اگر احتمال عقلایی به زنده بودن بچه داده شود شکم مادر را بشکافند و بچه را درآورند.چون حفظ نفس محترمه واجب است.
سؤال 207:آیا کفن کردن با کفنهایی که روی آن سورههایی از قرآن مثل یس و غیره
نوشته شده و احتمال نجس شدن هم دارد اشکال دارد؟
جواب:مانعی ندارد.
سؤال 208:شخصی در اثر حادثه رانندگی فوت شده و برای غسل خون بدنش به هیچ وجه قطع نمیشود،وظیفه چیست؟
جواب:در صورت امکان صبر کنند تا خون قطع شود وگرنه جاهایی را که خون میآید به وسیلۀ چسب یا چیز دیگری مسدود کنند و جلوی خون را بگیرند و غسل دهند و اگر ممکن نشد به همان حال با آب جاری و یا کر غسل دهند.به این طریق که آب سدر و کافور را در ظرفی بریزند و آب لوله را که در حکم جاری است بوسیلۀ شلنگ به آن ظرف متصل کنند و به بدن میت بریزند و غسل دهند،یا مقداری سدر و کافور در آب بریزند به مقداری که آب مضاف نشود و آب سدر و آب کافور به او صدق کند و میت را داخل آن فرو ببرند و به ترتیب غسل دهند-همانگونه که در توضیح المسائل ذکر شده-و احتیاط این است که پس از غسل مواضع تیمم را خشک کنند و تیمم هم بدهند.
سؤال 209:جسدی در اثر حادثهای مجروح شده،نه با چسب و نه با گچ و نه به وسیله دیگری میتوان جلوی خون را گرفت،آیا چنین جسدی را در کیسه پلاستیکی بگذاریم و از روی پلاستیک،لنگ و پیراهن و سراسری را بپوشانیم صحیح است؟چون بدون پلاستیک کفن هر مقدار باشد،خونی میشود.
جواب:در صورتی که به غیر از این نحو ممکن نیست،همان کار را پس از غسل یا تیمم انجام دهید.
سؤال 210:شخصی در اثر تصادف به کلّی سر و سینه و شکم او از بین رفته،وظیفه چیست؟
جواب:هر قسمتی که استخوان در او باشد،آن را غسل دهند و در پارچهای بپیچند و دفن کنند و اگر سینه باشد که قلب در آن موجود باشد علاوه بر غسل و
کفن،نماز هم بر آن بخوانند.
سؤال 211:شخصی در یک حادثه رانندگی کشته شده و سر او از بین رفته و تمام بدنش له شده،او را در کیسهای گذاشتهاند،اکنون وظیفه نسبت به غسل او چیست؟
جواب:اگر غسل دادن او موجب تفرق و متلاشی شدن اعضا نمیشود،او را غسل دهند و در غیر این صورت اگر دستهای او هست،دستها را تیمم بدهند و اگر سر و دستها قابل غسل و تیمم نیست،غسل و تیمم هر دو ساقط است،با همان کیسه نماز بخوانند و دفن کنند.
سؤال 212:شخصی در آب خفه شده و مدتی در آب مانده و بدنش متورم شده،در رابطه با غسلش چه باید کرد؟
جواب:اگر با غسل دادن،اعضای میت متفرق و پراکنده نمیشود،غسل دهند و اگر متفرق میشود تیمم دهند.
سؤال 213:جنینی را که بیش از چهار ماه داشته به ناچار قطعهقطعه کردهاند و از رحم خارج کردهاند،وظیفه چیست؟
جواب:قطعاتی که استخوان ندارد،به همان صورت در پارچهای بپیچید و دفن کنید ولی قطعاتی که استخوان دارد و سینه و قلب در آنها است غسل دهید و کفن کنید و دفن کنید.
سؤال 214:جنازهای را کالبد شکافی کردهاند،پس از آن بدن را دوختهاند،مقداری از پوست مخفی و دوخته شده،بطوری که آب به تمام پوست نمیرسد،چه باید کرد؟
جواب:در فرض سؤال میت را به همان نحو که هست غسل دهند و احتیاطا تیمم هم بدهند.
سؤال 215:در مواردی که باید میت تیمم داده شود چگونه باید او را تیمم داد؟
جواب:کسی که میخواهد او را تیمم دهد باید دست خود را به زمین بزند و به
صورت و پشت دستهای میت بکشد و بنابر احتیاط واجب اگر ممکن است با دست میت هم او را تیمم دهند.
سؤال 216:اگر در اثنای نماز میت جنازۀ دیگری آورده شود آیا جایز است دوّمی را با اوّلی در بقیه تکبیرات شرکت داد؟
جواب:بلی جایز است ولی باید برای هر یک دعای مربوط به او را بخواند و پس از تمام شدن نماز جنازۀ اوّل بقیه تکبیرات و ادعیه مربوط به جنازۀ دوّم را بخواند.
سؤال 217:اگر میت بالغ نباشد امام رحمه اللّه در رساله میفرماید بعد از تکبیر چهارم این دعا خوانده شود:«اللهم اجعل لأبویه و لنا سلفا و فرطا و اجرا»آیا نظر حضرتعالی هم همین است؟
جواب:تکبیر چهارم را که گفتید در مورد سؤال،دعای مذکور را بخوانید و بعد تکبیر پنجم را بگویید و نماز را تمام کنید.
سؤال 218:آیا دفن کردن میّت در قبری که شخصی در آن سالیان پیش دفن شده است- با احتمال قوی به اینکه میّت اولی از بین رفته و تنها استخوانهایش باقیمانده است-جایز است یا خیر؟
جواب:دفن میّت در قبر شخص دیگر در صورتی که مستلزم نبش قبر و ظهور جسد و هتک حرمت باشد جایز نیست و تا علم حاصل نشود که استخوانهای صاحب قبر پوسیده شده و به خاک تبدیل شده نبش قبر او جایز نیست.بلی،اگر نبش قبر محقق شد گرچه عصیانا،دفن میت دیگری در قبر او منع شرعی ندارد، بلکه مکروه است.
سؤال 219:شخصی دفن شده و ظاهرا در اثر ضربه و تجاوز از دنیا رفته،آیا جایز است
نبش قبر کنند و جنازه را جهت تعیین علّت مرگ معاینه کنند؟
جواب:در صورتی که اثبات حق متوقف بر نبش باشد مانعی ندارد.
سؤال 220:ملاک در حرمت نبش قبر میت چیست؟
جواب:ملاک حرمت نبش قبر ظاهر شدن جسد میت یا هتک شدن حرمت او میباشد.پس اگر مقداری از خاک قبر را بردارند و جسد ظاهر نشود و عرفا هم صدق هتک نکند،نبش محقق نشده و حرام نیست.خلاصه،مدار در حرمت نبش محرّم ظاهر شدن جسد یا صدق هتک است که ممکن است این دو با هم جمع شوند و ممکن است ظهور تنها سبب باشد یا هتک تنها باشد.
سؤال 221:قبری است دو طبقه که در طبقه تحتانی آن خانمی دفن شده است آیا میتوان در طبقه فوقانی آن مردی که هیچگونه محرمیتی با آن خانم ندارد دفن کرد؟
جواب:اگر مستلزم نبش قبر میت طبقه پایین نباشد مانعی ندارد.
سؤال 222:مقبرهای در یکی از روستاها معروف به پیر غیب پیدا شده و سالمندان میگویند دارای ساختمان بوده ولی شجرهنامه ندارد آیا احداث ساختمان بر روی آن مانعی ندارد؟
جواب:اگر افراد مزبور اطمینان دارند که صاحب قبر از امامزادگان صالح میباشد مانعی ندارد ساختمان روی قبر او احداث شود.
سؤال 223:آیا زینت کردن قبر از سنگهای مرمر سفید یا سیاه اشکال دارد؟
جواب:حرام نیست.
سؤال 224:قبرستانی در اثر جاده و فضای سبز از بین رفته و قبری کنار جوی آب پیدا شده و طوری است که موجب اهانت به او میشود آیا جایز است نبش باقیمانده قبر و بردن به قبرستان عمومی؟
جواب:اگر تغییر جوی آب امکان نداشته باشد در فرض مذکور جایز است انتقال داده شود.
سؤال 225:شخصی وصیت کرده بعد از فوت از محل مدفون به اعتاب مقدسه حمل شود آیا جایز است؟
جواب:به نظر این جانب نبش قبر جهت حمل به مشاهد مشرّفه خلاف احتیاط است هر چند وصیت کرده باشد.بلی اگر وصیت کرده که جنازهاش را قبل از دفن به مشاهد مشرفه منتقل کنند و عمدا یا به هر جهتی بر خلاف وصیت او عمل شده است.جایز بلکه واجب است قبر را نبش و جنازه را به محل مورد وصیت منتقل کنند.مگر اینکه بدن فاسد شده باشد؛یا نبش مستلزم هتک باشد.
سؤال 226:میت را قبل از غسل در مسجد گذاشتهاند،آیا جایز بوده یا نه؟
جواب:اگر موجب نجس شدن مسجد نشود مانعی ندارد.
سؤال 227:مخارجی که اقوام و بستگان شخصی که از دنیا رفته و احیانا فقیر و بیبضاعت هستند در ایام ثلاثه و شب هفتم و چهلم...صرف میکنند چگونه است؟
جواب:تحمل اینگونه مخارج نه تنها واجب نیست بلکه شبهه دارد.زیرا که فقرا را به زحمت میاندازد و چه بسا آبروی آنها را میبرد.
سؤال 228:در مراسم هفته و چهلم چه عملی باید انجام داد و بردن گلهای طبیعی گرانقیمت آیا اسراف است؟
جواب:بهتر آن است که برای میت خیرات و مبرّات بدهند و از کارهای بیفایده پرهیز کنند.
سؤال 229:هنگام عبور از قبرستان یهود یا نصاری میتوان فاتحه خواند؟
جواب:اگر به قصد آنها باشد نمیتوان فاتحه خواند.
سؤال 230:جنازهای را که ناشناس بوده در بهشت زهرا دفن کردهاند.مثلا اولیای او
شناسایی شده و شهرستانی هستند و رفت و آمد برای آنان مشقت دارد و از سویی مادر و خویشان او آرام نمیگیرند و میخواهند مرتب سر قبر بروند.آیا در چنین صورتی نبش قبر و انتقال جنازه جایز است یا نه؟
جواب:در فرض سؤال نبش قبر مشکل است.
سؤال 231:آیا در شبهای مهتابی لازم است بعد از اذان صبح مقداری خواندن نماز صبح را تأخیر انداخت تا روشنی صبح بر نور ماه غلبۀ محسوس پیدا کند؟
جواب:به نظر این جانب وقت نماز صبح موقعی است که فجر صادق طلوع کند چه دیده شود و چه دیده نشود و در این جهت فرقی بین شبهای مهتابی و غیر مهتابی نیست.البته باید یقین به طلوع فجر حاصل شود و با شک نباید وارد نماز شود.
سؤال 232:وقت نماز ظهر و عصر تا غروب است یا تا اذان مغرب؟
جواب:تا اذان مغرب است.
سؤال 233:آیا میتوان در مورد وقت نماز و روزه به اذانی که از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش میشود اکتفا و عمل کرد؟
جواب:کسانی که در محل پخش یا قریب الأفق باشند میتوانند طبق اذان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران عمل کنند.
سؤال 234:آیا حضرتعالی ساعات شرعی مستخرج مؤسسۀ ژئوفیزیک دانشگاه تهران را
اجازه تبعیت میفرمایید؟
جواب:برای کسانی که اطمینان پیدا میکنند،مانعی ندارد.
سؤال 235:در کشور سوئد در بعضی از مناطق به مدت 52 روز خورشید در آسمان غروب نمیکند.و در بعضی از مناطق دیگر طول روز 23 ساعت است.و در بعضی از مناطق دیگر طول روز 17 ساعت است.تکلیف نماز و روزه برادران مسلمان در این مناطق چیست؟
جواب:در فرض اوّل ملاک را برای نماز و روزه بلاد و شهرهای متعارفه که شب و روز آنها تقریبا مساوی است(مثل مکه و مدینه)قرار دهند،یعنی نماز ظهر و عصر را بخوانند،شش ساعت بعد نماز مغرب و عشاء را بخوانند و یازده ساعت بعد نماز صبح را بخوانند و روزه را هم به همین ملاک بگیرند و در همین فرض میتوانند ملاک را وطن و شهر خود قرار دهند،مثلا اگر از تهران رفتهاند با اذان ظهر تهران،نماز ظهر و عصر را بخوانند و با اذان مغرب و عشاء،نماز مغرب و عشاء را و با اذان صبح،نماز صبح را بخوانند و روزه را نیز به همین ملاک بگیرند و در عین حال اگر سفر به آن منطقه لزومی ندارد به مناطقی سفر کنند که بتوانند عبادات خود را در اوقات شرعیه انجام دهند.در فرض دوم و سوّم نماز صبح را قبل از طلوع خورشید بخوانند و نماز ظهر و عصر را در نیمه دوم روز (بعد از زوال)بخوانند و نماز مغرب و عشاء را بعد از غروب(مغرب)بخوانند و روزه را از قبل از اذان صبح تا مغرب بگیرند هر چند مقداری طولانی است و در فرض دوّم که روز 23 ساعت است،اگر سفر لزومی ندارد و ممکن است به منطقهای سفر کنند که شب طولانی تر باشد تا بتوانند با فاصله بیشتر بین نمازها، نماز بخوانند و روزه بگیرند.
سؤال 236:این جانب وارد منزل دوستم شدم و برای نماز از قبله سؤال کردم و او جهتی را معین کرد و من توجه نداشتم که باید یقین به قبله داشته باشم و نماز را خواندم،اکنون نماز چه صورتی دارد و بعدها اگر چنین پیشامدی کرد چه وظیفهای دارم؟
جواب:اگر از گفته صاحب منزل اطمینان پیدا کردهاید نمازتان صحیح است، مگر اینکه علم به خلاف پیدا کنید و بطور کلی در صورت قدرت،واجب است علم به قبله تحصیل کنید و با عدم قدرت و تنگی وقت نماز،به ظنّ قوی اکتفا کنید و اگر از گفته صاحب خانه گمان به قبله پیدا کنید ولی بتوانید از راه دیگر مثل قبلهنما و غیره گمان قویتری پیدا کنید،نباید به حرف صاحب خانه اکتفا کنید.
سؤال 237:نماز خواندن روی تختی که جهت قبله آن مخالف بوده و امکان تغییر آن مشکل است،چه حکمی دارد؟
جواب:در فرض سؤال هر مقدار که ممکن است به سمت قبله نماز بخوانند، ولی اگر نماز را به سمتی بخواند که نگویند رو به قبله نماز خوانده باید بعدا نماز را رو به قبله اعاده یا قضا کند.
سؤال 238:اگر بیمار به جهت خوف ضرر نماز را در جهت خلاف قبله بخواند و بعد از اتمام نماز متوجه شود خوف او بیمورد بوده است،تکلیف او چیست؟
جواب:باید اعاده کند.
سؤال 239:چنانچه برای بیمار،خواندن نماز به سوی قبله امکان نداشته باشد،آیا جهات دیگر،برایش یکسان است؟
جواب:در فرض سؤال به هر جهتی که به قبله نزدیکتر است نماز بخواند.در هر حال،نمازهایی را که به سوی قبله نخوانده است باید اعاده و قضا کند.
سؤال 240:در اثر بیماری سر شخصی بطور کامل معکوس شده و صورتش به پشت برگشته است وظیفه او در نماز چیست؟
جواب:باید صورتش به طرف قبله باشد و رکوع و سجود را با اشاره انجام دهد به گونهای که صورتش را از قبله برنگردد.
سؤال 241:شخصی خمس نمیدهد و سال خمسی برای خود معین نکرده،آیا با لباسی
که میخرد نمازش صحیح است؟
جواب:اگر با پولی که خمس به آن تعلق گرفته و خمس آن را نداده لباس بخرد نماز در آن باطل است و حکم لباس غصبی را دارد.
سؤال 242:آیا زن برای اقامۀ نماز باید چادر سر کند؟یا با روسری و لباس معمولی که جای چادر را میگیرد نماز صحیح است؟
جواب:برای نماز خواندن،زن باید بدنش را-همانگونه که در توضیح المسائل بیان شده-بپوشاند و شرط نیست ساتر خصوص چادر باشد،اگر چه چادر بهتر است،بلکه سزاوار است خانمها چه در نماز و چه در غیر نماز از چادر استفاده کنند خصوصا که چادر در کشور اسلامی ایران از مظاهر و شعائر اسلام میباشد «وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعائِرَ اللّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَی الْقُلُوبِ» .
سؤال 243:کسی لباسش را که نجس بود شست و یقین به پاک شدن آن پیدا کرد و نماز خواند بعد فهمید که پاک نشده،آیا نمازش صحیح است؟
جواب:بنابر احتیاط واجب نماز را اعاده کند و اگر وقت گذشته قضا کند.
سؤال 244:اگر زن با بلوز و شلوار و جوراب و روسری(بدون چادر یا روپوش)نماز بخواند، آیا نمازش صحیح است؟
جواب:بهتر آن است که از چادر استفاده کند.
سؤال 245:شخصی آمپول زده و کمی خون آمده که آن را با پنبه برطرف و خشک کرده ولی موقع نماز فراموش کرده آنجا را تطهیر کند،آیا نمازش صحیح است؟
جواب:اگر خون را با پنبه یا پارچۀ خشک برطرف کرده است چنانچه محل نجاست خون بیشتر از درهم نباشد مانعی ندارد و نماز صحیح است ولی اگر خون را با پنبه الکلی یا دستمال مرطوبی برطرف کرده است چنانچه در اثناء یا بعد از نماز یادش بیاید باید پس از تطهیر نماز را اعاده کند.
سؤال 246:کسی که به علتی نتواند بعد از بول خود را بشوید،اگر با پارچهای تمیز کند،آیا
میتواند نماز بخواند؟
جواب:با فرض آنکه آب برای او ضرر داشته باشد میتواند با خشک کردن محل بول نماز بخواند،ولی محلّ نجس است و تطهیر آن منحصر به آب است.
سؤال 247:دندانهای مصنوعی به واسطۀ خون دهان یا به سبب دیگر نجس شده آیا تطهیر آن برای نماز لازم است یا نه؟
جواب:اگر ظاهر دهان پاک باشد نماز صحیح است.
سؤال 248:دندانم را پر کردهام و دهانم نجس شده،آیا باید برای نماز دهانم را آب بکشم؟
جواب:اگر ظاهر دهان پاک است نماز صحیح است.
سؤال 249:شخصی بخاطر بیماری هر شب محتلم میگردد و قادر نیست هر روز غسل کند و لباس خود را تطهیر کند آیا میتواند با تیمم و لباس نجس نماز بخواند؟
جواب:با عدم تمکّن از غسل،وظیفۀ او تیمم است هر چند مدت عذر طولانی باشد.ولی باید لباس را برای نماز عوض کند و با لباس پاک نماز بخواند و اگر غیر از لباس نجس،ساتر دیگری نداشته باشد باید به دستوری که در توضیح المسائل- مسأله 802-در مورد نماز برهنگان گفته شده عمل کند.بلی اگر به خاطر سرما یا عذر دیگر نمیتواند برهنه نماز بخواند نماز خواندن او در همان لباس نجس صحیح است.
سؤال 250:لباسها و کفشهایی از خارج میآورند که قسمتهایی از آنها چرم است ولی نمیدانیم چرم مصنوعی است یا چرم طبیعی و آیا از حیوان حرام گوشت است یا حلال گوشت،پوشیدن و نماز خواندن در آنها چه حکمی دارد؟
جواب:در فرض سؤال که محتمل است چرم مصنوعی باشد محکوم به طهارت است و نماز در آنها اشکال ندارد.
سؤال 251:در صورتی که ملافه،لباس و یا وسایل پزشکی که همراه بیمار است،نجس و یا احتمال نجاست داده شود و تعویض آن برای بیمار غیر ممکن و یا مشکل باشد،نماز
خواندن در آنها چه حکمی دارد؟
جواب:در فرض سؤال نماز خواندن با آنها،اشکالی ندارد و صحیح است.
سؤال 252:بیماری که مبتلا به خونریزی در زیر پوست میباشد،گاهی به علل گوناگون، خون از روی پوست جریان پیدا میکند،تکلیف نماز و طهارت ثلاث در حال خونریزی چیست؟
جواب:خونریزی مزبور مانع از صحّت نماز نیست و طهارت را در حالی انجام دهد که خونریزی نباشد و در صورت وقوع تکرار کند.
سؤال 253:نماز خواندن با کراوات چه حکمی دارد؟
جواب:کراوات مربوط به مسیحیها و شعار آنها است لذا بهتر است مسلمانان از آن اجتناب کنند.گرچه با شیوع آن در بین مسلمانان از آن جنبه خارج شده است و لذا نماز خواندن با آن فعلا اشکالی ندارد.
سؤال 254:دندان طلا برای زینت حلال است یا حرام؟
جواب:زینت کردن مرد به طلا مطلقا حرام و نماز با آن باطل است.
سؤال 255:آیا استفاده از روکش طلا برای دندانها در مورد مردان اشکال دارد یا نه؟و نماز چنین اشخاصی چه حکمی دارد؟
جواب:اگر برای اصلاح دندان باشد-نه برای زینت-مانعی ندارد.
سؤال 256:آیا استفاده از حلقۀ پلاتین بر مرد حرام است؟و آیا نماز با آن صحیح است؟
جواب:اگر پلاتین فلز دیگری غیر از طلا محسوب میشود یا طلا بودن آن مشکوک است استعمال آن مانعی ندارد و نماز با آن صحیح است ولی چنانچه از جنس طلا باشد استعمال آن برای مرد حرام و مبطل نماز است.
سؤال 257:آیا نماز خواندن با چادرهای بدننما صحیح است؟
جواب:اگر چادر نازک و بدننما باشد نماز با آن باطل است.مگر اینکه زیر چادر لباسهای دیگری پوشیده باشد که ستر صلاتی موجود و حاصل باشد.
سؤال 258:بطوری که مشهود است بسیاری از خانوادهها بر اساس یک سنّت غلط به دامادهای خود انگشتر طلا یا ساعت طلا یا گردنبند طلا یا صلیب هدیه میدهند و آنها نیز از آن استفاده میکنند،بفرمایید ساختن این چیزها و هدیه دادن آنها چه صورت دارد؟
جواب:استفاده مردان از انگشتر طلا و دیگر زیور آلات طلا حرام و نماز با آن باطل است و ساختن آنها چنانچه استفادۀ از آنها مشترک بین زن و مرد نباشد و همینطور خریدوفروش و هدیه دادن آنها حرام میباشد.
سؤال 259:اگر مادر،بچۀ خود را که بدن او نجس است در حال نماز در آغوش بگیرد آیا نمازش اشکال پیدا میکند؟
جواب:اگر همراه بچه عین نجاست نباشد و یا همراه او لباس متنجسی که به تنهایی بتوان با آن ستر عورت کرد نباشد مانعی ندارد.
سؤال 260:آیا نجس بودن دست یا پای مصنوعی خللی به نماز وارد میکند؟
جواب:مانعی ندارد.
سؤال 261:پدر این جانب خمس نمیدهد،آیا میتوانم در خانه و روی فرش او نماز بخوانم؟
جواب:اگر علم به تعلق خمس به زمین خانه یا فرش ندارید،نماز خواندن اشکالی ندارد.
سؤال 262:شخصی است که تا بحال خمس نداده و حاضر به پرداخت خمس هم نیست، آیا جایز است به خانۀ او وارد شویم و روی فرش منزلش نماز بخوانیم یا وضو و غسل در خانهاش انجام دهیم؟
جواب:وارد شدن بر او برای صلۀ رحم و ارشاد و امر به معروف بیاشکال است و اگر یقین به بودن خمس در منزل و فرش و زندگی او نباشد نماز در آن
مانع ندارد و آب هم اگر مباح باشد وضو و غسل با آن صحیح است.
سؤال 263:زنی که از وظایف لازم زناشویی سرپیچی میکند و ناشزه شده به طوری که طبق دستور شرع حق نفقه و لباس و مسکن ندارد در صورتی که در خانۀ شوهر یا با لباسی که شوهر در اختیار او گذاشته است نماز بخواند آیا نمازش صحیح است؟
جواب:در فرض سؤال اگر شوهر راضی نباشد نمازش باطل است.
سؤال 264:منزل موروثی متعلق به چند وارث است،آیا نماز خواندن بعضی از ورثه در آن خانه بدون رضایت سایر ورثه صحیح است؟
جواب:به طور کلی در خانه و ملکی که مشترک است اگر بعضی از شریکها بخواهند نماز بخوانند یا تصرف دیگری بکنند بدون اجازۀ سایر شرکا جایز نیست و نماز در آن باطل است.
سؤال 265:برادرانم سهم الارث من و دیگر خواهرانم را نداده و تمام خانه را تصرف کرده در آن نشستهاند با آنکه ما راضی نیستیم،نماز خواندن آنها در خانه صحیح است یا نه؟
جواب:تصرف و نماز خواندن در مال مشترک بدون رضایت شریکهای دیگر جایز نیست و نماز در آن باطل است.
سؤال 266:آیا نماز خواندن در قبرستان جایز است؟
جواب:مانعی ندارد اگر چه کراهت دارد.
سؤال 267:آیا نماز خواندن در نمازخانههای اماکن عمومی و یا دولتی جایز است؟
جواب:جایز است.
سؤال 268:آیا خواندن،روی تخت بیمارستان صحیح میباشد یا نه؟
جواب:در صورتی که تخت بیحرکت و محل سجده ثابت و آرام باشد نماز خواندن روی آن اشکالی ندارد.
سؤال 269:مدتی در زمینهایی که توسط طاغوت از مالکین اصلی به کشاورزان داده شده بود بدون توجه در آنها نماز خواندهام حال متوجه شدهام،نمازهای گذشتهام چه صورتی دارد؟
جواب:اگر به کلّی غافل از حکم مسأله بودهاید نمازهای گذشته صحیح است و قضا ندارد،ولی فعلا که ملتفت شدهاید باید مراعات کنید و احراز اباحۀ مکان نماز را بکنید.بلی چون در زمان حضرت امام خمینی رحمه اللّه به عنوان حکم ثانوی مالکیت زمینهای فوق نسبت به کشاورزان پذیرفته شده است نمازهایی که بعد از آن خوانده شده صحیح است.
سؤال 270:نماز خواندن بر سجّاده یا قالیچههایی که بر آنها آیات قرآن نوشته شده است چه صورتی دارد،در حالی که در موقع نشستن و به سجده رفتن آیات قرآن زیر پا قرار میگیرند؟
جواب:اگر شخص متوجه است و از روی بیاعتنایی آن را زیر پا قرار میدهد، هتک حرمت قرآن است و جایز نیست.علاوه بر این،نماز هم اشکال دارد.
سؤال 271:آیا نماز خواندن در محلّی که صدای موسیقی بلند است صحیح است؟
جواب:نماز خواندن در محلی که آلات لهو و لعب مانند تار و غیره استعمال میکنند و نمازگزار میشنود محل اشکال است و اگر بعد از شروع در نماز صدای موسیقی مهیج که مناسب مجالس لهو و لعب است بگوش برسد و گوش ندهد نماز صحیح است.ولی اگر قبل از شروع به نماز از محل دیگر صدا به گوش برسد در صورت امکان نماز را جای دیگر بخواند.
سؤال 272:زمینی را که متصل به مسجد است برای ساختمان مسجد واگذار کردهاند و شخصی برای اینکه واگذار کنندگان پشیمان نشوند دو رکعت نماز در آن خوانده است.آیا این زمین جزء مسجد شده است یا خیر؟آیا میتوان در زیرزمین آنجا دستشویی ساخت یا آن را جهت تهیه مخارج مسجد اجاره داد
جواب:اگر زمین را به نیت مسجد بودن تحویل متولی بدهند وقفیت محقق میشود و در این صورت استفاده غیر مسجدی از آن جایز نیست،و نمیشود زیر آن دستشویی و غیره ساخت.مگر این که واقف از اوّل غیر از طبقه زیر را برای مسجد وقف کرده باشد،ولی اگر واقف آن را تحویل متولی نداده است و خودش هم متولی نبوده است وقفیت محقق نشده و فعلا اختیار با واقف و هیأت امنای مسجد است و هر طور صلاح دانستند میتوانند از آن استفاده کنند و میتوانند یک طبقه را مسجد قرار دهند و زیرزمین آن را برای دستشویی و غیره قرار دهند.
سؤال 273:مسجدی در اثر زلزله خراب شده و اهالی آن به دو کیلومتری نقل مکان کردهاند و مسجد جدیدی ساختهاند.مسجد اوّل موقوفاتی دارد که باید صرف تعمیراتش شود، آیا در مسجد دیگر میتوان استفاده کرد؟
جواب:لازم است که همان مسجد مخروبه را تعمیر و مرمّت کنند و در بعض مواقع مناسب جلسات عزاداری و اقامه جماعت را در آن مسجد برپا کنند تا مسجد متروک نشود.
سؤال 274:موقع ساختن مدرسه یا مسجد یا حسینیه استخوان میتی از زیر زمین بیرون آمده است آیا وجود این استخوان دلیل بر وجود قبرستان قدیمی در آن مکان میباشد؟
جواب:مجرّد پیدا شدن استخوان،دلیل بر قبرستان بودن آن مکان نیست.و در فرض سؤال استخوان را در زیر زمین یا مکان دیگر دفن کنید.
سؤال 275:آیا عقبنشینی هنگام تجدید بنای مسجد طبق قوانین شهرداری جایز است به نحوی که چند متر از مسجد داخل خیابان واقع شود؟
جواب:اگر ضرورتی در کار نباشد جایز نیست.
سؤال 276:مسجد و حسینیهای کنار هم قرار داشته و با تجدید بنای مسجد یک سالن حسینیه داخل مسجد قرار گرفته است آیا این عمل شرعا جایز است؟و آیا سالن جزء مسجد محسوب میشود و حکم مسجد را دارد؟
جواب:ساختن سالن مذکور اشکال ندارد ولی باید قسمت مسجد و حسینیه معین باشد و احکام هر یک در آن قسمت رعایت شود.
سؤال 277:مسجد متروکه و مخروبهای در صد متری مسجد جامع قرار دارد آیا نذورات برای این مسجد صحیح است؟
جواب:مرمت و تعمیر این مسجد جایز است و بهتر است که نماز خواندن در آن نیز رعایت شود.
سؤال 278:اگر تعمیر این مسجد موجب لطمه به مسجد جامع بشود از لحاظ تعمیر آن و اقامه جماعت در آن چه حکمی دارد؟
جواب:سعی شود که به مسجد جامع به هیچ وجه لطمهای وارد نشود.
سؤال 279:مسجدی است محتاج به توسعه یک طرف آن کوچه عمومی است که کلیه
اهل محل راضی هستند جزء مسجد شود طرف دیگر خانه مسکونی است که قبلا برای مسجد خریداری شده میخواهند مسیر کوچه عام را تغییر داده و آن خانه را مسیر عبور قرار دهند آیا جایز است؟
جواب:بهتر آن است که خانه خریداری شده را جزء مسجد کنند و شارع عامر را به همان حال خود باقی بگذارند.
سؤال 280:مسجدی است که نیاز مبرم به تعمیرات کلی دارد،آیا از زکات فطره میشود صرف آن کرد؟
جواب:بهتر است فطره را به مصرف فقرای محل برسانند ولی در مسجد و مانند آن نیز مانعی ندارد.
سؤال 281:مسجدی است که ادعا میشود به زور اربابان ساخته شده است و مکان آن هم خیلی سرد است که بعد از شهریور ماه نمیشود در آن نماز خواند و امکان گرم کردن آن هم نیست و در ضمن مسجد دیگری در دویست متری این مسجد ساخته شده که بسیار مناسب است.آیا میتوان مسجد را خراب کرده و جای آن کشاورزی کرد و حاصل آن را صرف مسجد جدید کرد؟
جواب:تخریب مسجد به هیچ عنوان و تحت هیچ شرایطی جایز نیست و بهتر است در صورت امکان در تعمیر آن و اقامه نماز در آن سعی شود که «إِنَّما یَعْمُرُ مَساجِدَ اللّهِ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ».
سؤال 282:آیا تخریب مسجد جهت ایجاد فضای سبز،بدون هیچ نیاز و ضرورتی،در حالی که ابقای مسجد با طرح مذکور سازگار است،جایز است؟
جواب:در مفروض سؤال که هیچگونه ضرورتی برای تخریب مسجد وجود ندارد و صرفا به منظور تبدیل به فضای سبز میباشد،به هیچ وجهی شرعا جایز نیست.
سؤال 283:روستایی آب آشامیدنی بهداشتی ندارد جهاد سازندگی اقدام به حفر چاه در
جایی کرده است که بعدا معلوم شد آنجا مسجد بوده و در اثر زلزله ویران شده است و الآن هیچ استفادهای از زمین مسجد نمیشود،آیا استفاده از چاه جایز است؟و در صورت جواز،آیا میشود اطراف آن را برای محافظت دیوارکشی کرد؟
جواب:در فرض سؤال جواز استفاده از آب بعید نیست،و برای نصب لوله و موتور آلات در زمین و چاه به حاکم شرع مراجعه شود.
سؤال 284:مسجد و حسینیهای را در زمان سابق به مدرسه تبدیل کردهاند،آیا این عمل جایز است؟
جواب:لازم است به حالت اول برگردد.
سؤال 285:در بعضی از مناطق به دلیل کمبود سالن،امتحانات دانشآموزان در مساجد برگزار میشود،با توجه به اینکه اکثریت خواهران شرکتکننده بالغ بوده و قطعا عدهای از آنها در حال عادت ماهانهاند و از طرفی مجبور به شرکت در همان جلسۀ امتحان میباشند و عدم شرکت آنها موجب از بین رفتن زحمات یک سالۀ آنها خواهد شد،لطفا بفرمایید آیا مشخص کردن مسجد برای برگزاری امتحانات خواهران جایز است؟و آیا در صورت برگزاری امتحان در مسجد خواهرانی که در حال عادت ماهانهاند میتوانند شرکت کنند؟
جواب 1:لازم است برگزار کنندگان امتحان خواهران این جهات را رعایت کنند و حد اقل در حسینیهها برگزار کنند نه در مساجد.
جواب 2:در صورت ضرورت که مورد فوق یکی از آنهاست رفتن به داخل مسجد مانعی ندارد.
سؤال 286:شخص جنب که نمیتواند غسل کند،آیا میتواند با تیمم وارد مسجد شود و نمازش را به جماعت بخواند؟
جواب:اگر بواسطه عذر شرعی مثل مریضی،یا نبود آب و امثال آن مکلف به تیمم باشد،میتواند با تیمم وارد مسجد شود و مثل دیگران در مسجد بماند اما اگر عذرش تنگی وقت است،تنها به مقدار خواندن نماز میتواند وارد مسجد شود.
سؤال 287:ورود اهل کتاب به مساجد برای شرکت در مجلس ترحیم دوستان و آشنایانشان جایز است یا باید از آنها جلوگیری کرد؟
جواب:اگر موجب هتک مسجد نباشد جلوگیری آنها واجب نیست.
سؤال 288:زمین مشاعی بین مسلمان و ارمنی با رضایت مالکین آن تبدیل به مسجد شده است و شخص ارمنی در مراسم مسلمانان در مسجد شرکت میکند حتی مراسم درگذشت پدرش را در مسجد گرفته است،آیا شرعا جایز است و موجب هتک حرمت مسجد نیست؟
جواب:برگزاری مراسم فوت ارمنی و غیر مسلمان در مسجد جایز نیست.
سؤال 289:آیا میتوان ظروف وقفی حسینیه و مسجدی را که به جهت قدیمی بودن مورد استفاده واقع نمیشود فروخت و تبدیل به احسن کرد و ظروف جدید قابل استفاده تهیه کرد؟
جواب:چنانچه قابل استفاده نباشد تبدیل آنها به ظروف متداول روز مانعی ندارد.
سؤال 290:شخصی مسجد و مدرسه کوچکی ساخته و املاک و مستغلاتی را وقف آن کرده است،بعدا فوت میکند و شخص دیگری مسجد و مدرسه بزرگی به جای آن دو میسازد،آیا درآمد موقوفات آن را میتوان صرف این دو کرد،یا باید به فقرا داد؟
جواب:اگر مسجد و مدرسه جدید همان مسجد و مدرسه است ولی با تغییر کیفیت،لازم است درآمد موقوفات صرف آنها شود.
سؤال 291:زمینی وقف شده تا درآمد آن صرف روشنایی مسجد شود حال در اثر احداث خیابان قسمت اعظم آن از بین رفته است،آیا اگر روی زمین باقیمانده،ساختمانی تجاری یا مسکونی ساخته شود ساختمان نیز جزء موقوفه خواهد شد یا وقف فقط مربوط به زمین است؟
جواب:وقف مربوط به خود زمین است و لازم است اجارۀ زمین را صرف روشنایی مسجد کنند.
سؤال 292:خادم مسجدی میان دو نماز پول به عنوان کمک برای مسجد جمع میکند،آیا میشود آن را به امام جماعت یا سخنران داد و یا در جهات دیگر صرف کرد؟
جواب:اگر مقصود پولدهندگان کمک به مخارج مربوط به مسجد باشد مانعی ندارد.
سؤال 293:چیزهایی که به مسجد به عنوان نذر داده میشود،مانند:پنکه،چراغ،استکان و نعلبکی چنانچه زاید بر احتیاج باشد،آیا متولی میتواند زیاده را بفروشد و به سایر هزینههای لازم مسجد برساند؟
جواب:در صورتی که مورد نیاز سایر مساجد نباشد مانعی ندارد.
سؤال 294:حسینیهای بصورت مخروبه در آمده و مردم قدرت تعمیر آن را ندارند،آیا اجازه میدهید از موقوفات آن در تعمیر حسینیه استفاده شود؟
جواب:چنانچه موقوفات مزبوره برای خصوص روضهخوانی و عزاداری و مخارج آن وقف نشده باشد بلکه برای همه اموری که با امام حسین علیه السّلام ارتباط دارد وقف شده باشد در این صورت مانعی ندارد که از آنها جهت تعمیر و یا تجدید بنای حسینیه مزبور صرف شود.
سؤال 295:مسجدی قدیمی را جهت تجدید بنا خراب کردیم،پس از تجدید بنا مبلغ دویست هزار تومان بدهکار شدیم،آیا میتوان گچ و آهن اضافه آمده و چوب و فرشهای مستعمل قبلی را که مورد نیاز مسجد نیست برای پرداخت قرض مسجد به فروش برساند؟
جواب:فروش مصالح اضافه آمده برای پرداخت قرض مسجد مانعی ندارد، ولی چوب و فرشهای مستعمل قبلی را در مسجد دیگری که مورد نیاز است استفاده کنند و در صورتی که مورد نیاز هیچ مسجد دیگری نباشد،فروش آنها نیز مانعی ندارد.
سؤال 296:سماور ذغالی را فردی وقف مسجد کرده و اکنون مورد استفاده قرار نمیگیرد، آیا میشود آن را فروخت و به جای آن فرش تهیه کرد؟
جواب:اگر مسجد دیگری نیاز به چنین سماوری داشته باشد به آنجا داده شود و اگر چنین نیست آن را تبدیل به سماور گازی و مثل آن کنند و در صورت عدم نیاز پول آن را صرف در آبدارخانه مسجد کنند.
سؤال 297:آیا وسایل مسجد و حسینیه را میتوان به جای دیگر برای استفاده عمومی انتقال داد؟
جواب:اگر وقف بر مسجد یا حسینیه باشد تغییر و انتقال آن جایز نیست.
سؤال 298:مسجدی است گاهی در آن نماز خوانده میشود تا خراب نشود،آیا میتوان لوازم آن مانند:فرش،آهن و آجر را به مسجد دیگری انتقال داد؟
جواب:جایز نیست،بلکه باید همان مسجد را مرمت و تعمیر کرد و بر مؤمنین لازم است که حرمت مسجد را حفظ کنند.
سؤال 299:مسجدی فقط یک خط تلفن در اطاق خادم دارد به طوری که اگر نباشد کسی جوابگوی مردم نخواهد بود،آیا میتوان از آن سیمی به مغازهای کشید که همیشه از آن استفاده شود؟
جواب:در صورتی که هیأت امنا مصلحت را در این ببینند مانعی ندارد.
سؤال 300:مسجد جامعی خراب شده که در حال تجدید بنای آن میباشیم و فعلا از آن مسجد و لوازم آن استفاده نمیشود،آیا میتوان از وسایل مسجد در مهدیهای که نزدیک مسجد است استفاده کرد؟
جواب:مانعی ندارد مشروط به اینکه به مجرد امکان استفاده در مسجد به آنجا انتقال داده شود.
سؤال 301:فرشهای مسجدی فرسوده شده و در صورت عدم تعویض از بین میرود،آیا جایز است آنها را فروخته یا تبدیل به احسن کنیم؟
جواب:اگر فرشها را به مسجد اهدا و یا تملیک کردهاند تعویض آن در صورت حاجت مانعی ندارد.اما اگر برای مسجد وقف کردهاند،بدون مجوّز شرعی تغییر و تبدیل آن جایز نیست.
سؤال 302:اجناسی مانند قند و چای را که در مساجد و غیره زیاد میآید و در اثر گذشت ایام احتمال فاسد شدن آنها وجود دارد،آیا میتوان فروخت و پول آن را خرج همان مسجد کرد،یا باید به مسجد دیگر برد؟
جواب:اگر بشود از عین آن در مساجد دیگر و یا در وقت دیگر استفاده کنند این امر تقدّم دارد.
سؤال 303:مسجدی است پنجاه سال پیش درست شده و فعلا چون در مسیر سیل قرار دارد امکان تعمیر ندارد،آیا میتوان مسجد دیگری ساخت و از امکانات مسجد مخروبه صرف آن کرد؟
جواب:باقی ماندن مسجد حدود 50 سال،دلیل بر این است که امکان بقا دارد مگر اینکه جدیدا در راه سیل قرار گرفته باشد که در این صورت چنانچه تغییر راه سیل امکان نداشته باشد و سیل خطری برای مسجد باشد میتوان از امکانات آن در مسجد دیگر استفاده کرد.
سؤال 304:آیا آوردن مهر از مسجد به منزل و نماز بر روی آن جایز است؟
جواب:جایز نیست.
سؤال 305:شخصی برای نماز در مسجد جا گرفته و میرود وضو بگیرد،دیگری جانماز او را کنار زده و جای او مشغول نماز میشود آیا نماز او صحیح است؟
جواب:بنابر احتیاط واجب نمازش را دوباره در محل دیگر بخواند.
سؤال 306:آیا تشکیل کلاسهای تابستانی و نمایش فیلمهای سینمایی در مساجد جایز
است؟
جواب:احترام مساجد لازم است و باید رعایت شود و تأسیس کلاسهای مذهبی منافاتی با حرمت مسجد ندارد،اما پخش برخی فیلمها مناسب نیست.
سؤال 307:در اعیاد مذهبی و جشن ولادت ائمه در مسجد یا حسینیه مجلس جشن گرفته میشود و اشعار مذهبی خوانده میشود،آیا کف زدن در این مجالس جایز است؟
جواب:بطور کلّی کف زدن در مساجد و حسینیهها و اماکن مقدس،به هر عنوان که باشد جایز نیست،و در غیر آنها هم با توجّه به اینکه در طول تاریخ اسلام و تشیّع،شعار مسلمانان ذکر صلوات بوده است،خصوصا در مجالسی که به نام و یاد ائمّه علیهم السّلام تشکیل میشده،لذا مناسب است مسلمانان احساسات و علایق مذهبی خویش را با فرستادن صلوات ابراز دارند.
سؤال 308:اگر برگزاری مجالس ترحیم در مساجد مزاحم نمازگزاران یا کسانی که مشغول تعقیب نمازند باشد،از نظر شرعی چه صورت دارد؟
جواب:جایز نیست،مگر اینکه تعقیب بیش از حد معمول طول بکشد.
سؤال 309:مسجدی است که در آن فعالیتهای فرهنگی،ورزشی انجام میپذیرد و کتابخانه و نوارخانه در زیرزمین آن تأسیس شده و هیچگونه تضاد و مزاحمتی با موضوع وقف و موقوف علیهم ندارد و در ساعات غیر نماز فعالیتهای مزبور و احیانا ورزش در زیرزمین انجام میشود.نظر مبارک را در این مورد بیان فرمایید.
جواب:در صورتی که موجب هتک مسجد و اهانت به آن نباشد مانعی ندارد.
سؤال 310:در صورت جایز نبودن،رفتن و ماندن در چنین مجالسی(بدون دست زدن) چه حکمی دارد؟
جواب:اگر در مساجد و حسینیهها باشد شرکت مانعی ندارد ولی دست نزنید و در صورت احتمال اثر،نهی کنید چون دست زدن در چنین مکانهای مقدس نوعی هتک و بیاحترامی است و با شئون آنها منافات دارد.
سؤال 311:گذاشتن عکس یا کشیدن تصویر انسان یا حیوان در مسجد چه حکمی دارد؟
جواب:گذاشتن عکس به جهت اینکه میخواهند در مسجد نماز بخوانند، مکروه است و احتیاط واجب آن است که صورت ذی روح در مسجد نکشند.
سؤال 312:مسجدی را بازسازی کرده و توسعه دادهاند و معمار مقداری از مال خود را خرج کرده است و مزد کارگر و بنّاء هم پرداخت نشده است و افراد طلبکار میگویند تا پول ما را ندهید،راضی نیستیم در مسجد نماز بخوانید،حکم آن را روشن کنید.
جواب:نماز خواندن در مسجد منوط به رضایت کسی نیست و دیون مسجد را اگر مسجد موقوفه دارد از آن پرداخت کنید و اگر ندارد مؤمنین باید بپردازند.
سؤال 313:کتابخانهای در قسمت بالکن مسجد قرار دارد و چون راه پله آن غیر اصولی و ناراحتکننده بود برای خوب ساختن آن،آن را تخریب کردهایم؛البته برای اجرای طرح جدید مقداری دیگر از مسجد تخریب شده است،حال متوجه شدهایم این امر نیاز به اجازۀ حاکم شرع دارد،چه میفرمایید؟
جواب:پله را به طور اصولی بسازید و سعی کنید از خرابی جلوگیری شود.
سؤال 314:سالها فردی در مسجد اقامه جماعت میکرده است و بعد از فوت او فرزندش چند سالی اقامه جماعت کرده است و فعلا امام جمعه شهر طبق مصالحی مسجد را توسعه داده و امام جماعت جدیدی نصب کرده است و امام جماعت قبلی اظهار نارضایتی میکند؛ نماز در این مسجد چه حکمی دارد؟
جواب:نسبت به امامت مسجد هیچ کس حق پیدا نمیکند و رضایت و عدم رضایت کسی معتبر نیست.
سؤال 315:آیا روی زمین اصلاحات ارضی میتوان مسجد و سایر اماکن عمومی از قبیل:
حمام،مدرسه دینی طلاب و اماکن فرهنگی درست کرد؟
جواب:ظاهرا حضرت امام رحمه اللّه به عنوان حکم ثانوی تصرف در این اراضی را اجازه دادهاند.لذا احداث اماکن مذکور در این زمینها مانعی ندارد.
سؤال 316:اگر در مسجد روضه برقرار باشد،آیا میتوان برای ضبط شخصی از برق آن استفاده کرد؟
جواب:جایز نیست،مگر آنکه پول برق مصرف شده را بدهند.
سؤال 317:چندین سال قبل 12 نفر به قصد زیارت به کربلا رفتهاند مجتهد برای تیمّن حکم هیأت امنایی مسجد به نام حضرت ابو الفضل علیه السّلام را به آنها میدهد،ولی فعلا مجتهد و هیأت فوت کردهاند،آیا اولاد آنان حقّ دارند ادعا کنند که جزء هیأت امناء میباشند؟
جواب:اولاد آنها حقّی ندارند.
سؤال 318:مدت چهل سال است در خدمت مسجد هستم،آیا میتوانم وصیت کنم در آستانه آن(کفشکن)دفنم کنند؟
جواب:جایز نیست.
سؤال 319:زمینی را به عنوان مسجد در اختیار مسجد گذاردم مبنی بر اینکه قیمت نصف آن را به من بدهند امّا وقتی دیوار کشیده شد از ادامه کار انصراف پیدا کردند،آیا میتوان آن را تبدیل به زمین کرد با توجه به اینکه نه صیغه خوانده شده و نه تحویل نمازگزاران داده شده؟
جواب:با توجه به خصوصیات ذکر شده بهتر آن است که زمین را تدریجا بصورت مسجد درآورند و از آن استفاده کنند.
سؤال 320:در بعضی از مساجد معمول است هنگام مجالس ختم و فاتحه صدای بلندگو در فضای بیرون مسجد پخش میشود با توجه به اینکه چه بسا بیماران و سالخوردگانی از صدای بلندگو اذیت میشوند،آیا این عمل جایز است؟
جواب:محلّ اشکال است.
سؤال 321:تخریب بناها و مکانهایی که آیات قرآن بر آنها نوشته شده یا حک شده است به قصد تعمیر چه حکمی دارد؟و در صورت تخریب با خاک و باقیماندۀ آنها به چه نحو عمل شود؟
جواب:در صورتی که تعمیر و بازسازی لازم باشد،تخریب مانعی ندارد و خاک باقیمانده را در جایی بریزند که بیاحترامی نشود یا در آب روان بریزند یا دفن کنند یا در بیابان دوردست بریزند.
سؤال 322:آیا تشکیل مجلس عروسی در مسجد یا حسینیه فقط برای غذا خوردن عیب دارد؟
جواب:بطور کلی هر چه موجب هتک و وهن مسجد شود حرام است،لذا انشاء عقد ازدواج و اجرای صیغۀ عقد در مساجد،مانعی ندارد اما انجام مراسم عقد و عروسی به نحوی که امروزه متعارف است جایز نیست.
سؤال 323:آیا اذان رادیو و تلویزیون جمهوری اسلامی ایران حجّت است و میشود با آن نماز خواند و روزه را افطار کرد؟
جواب:بلی،برای اهالی شهر محل پخش و اهالی اطراف که با آن شهر نزدیک و هم افق هستند حجّت است و نماز و افطار مطابق آن مانعی ندارد.
سؤال 324:آیا گفتن اقامه مشروط به گفتن اذان است،یا میتوان آن را بدون اذان گفت؟
جواب:استحباب اقامه مشروط به گفتن اذان نیست.
سؤال 325:کسی نماز ظهر را به نماز عصر امام جماعت اقتدا کرد،آیا پس از آن برای نماز عصر اقامه بگوید یا همین که صفوف جماعت متفرق نشده اقامه از او ساقط است؟
جواب:در فرض سؤال اقامه ساقط نیست.
سؤال 326:بلندگوی مسجد اذان را با نوار ضبط صوت پخش میکند،آیا صحیح است که با همان اذان نماز خوانده شود و ثواب دارد یا اذان دیگر گفته شود؟
جواب:اذان نوار ضبط صوت مجزی از اذان نماز نیست.
سؤال 327:آیا جملۀ أشهد أنّ علیّا ولیّ اللّه جزء اذان و اقامه است؟و آیا گفتن«اشرف الانبیاء و المرسلین»در اذان و اقامه صحیح است؟
جواب:جملات مذکور جزء اذان و اقامه نیست ولی گفتن آنها بدون قصد ورود و جزئیت مانعی ندارد بلکه رجحان هم دارد.
سؤال 328:بلند کردن صدای اذان و غیر آن در صورتی که موجب آزار همسایگان میشود چگونه است؟
جواب:صدای اذان در موقع نماز جماعت مانعی ندارد و غیر آن جایز نیست.
سؤال 329:در نمازهای یومیه که باید اذان و اقامه گفته شود اگر اذان را از رادیو بشنود و خود اقامه بگوید نماز چگونه است؟
جواب:اذان برای نماز واجب نیست،ولی برای درک استحباب بعید نیست اذان رادیو کفایت کند اگر پخش مستقیم باشد و الا کفایت نمیکند.
سؤال 330:کسی که دندانش افتاده یا کشیده و نمیتواند قرائت را درست بخواند آیا لازم است دندان مصنوعی بگذارد تا بتواند نماز را صحیح بخواند؟
جواب:بلی،در صورت قدرت واجب است.
سؤال 331:آیا غلط خواندن یا از مخرج ادا نکردن اذکار مستحبی نماز،موجب بطلان نماز میشود؟
جواب:اگر غلط فاحش نباشد و موجب تغییر معنی نگردد نماز باطل نیست.
ولی اگر عمدا غلط بخواند احتیاطا نماز را پس از خواندن اعاده کند.
سؤال 332:تکرار بعضی کلمات حمد و سوره و ذکرهای نماز جایز است یا نه؟
جواب:در صورت شکّ در صحت آنها تکرار عیب ندارد.و اگر از محلّ آن نگذشته آن کلمه را تکرار کند تا یقین به ادای صحیح آن کند.ولی مشروط به اینکه منشأ شک،وسواس نباشد.
سؤال 333:تلفّظ صحیح ضاد در نماز چگونه است و در صورت مشکل بودن تلفظ وظیفه چیست؟
جواب:تلفّظ حرف ضاد به این کیفیت است که زبان را به جانب دندانهای طرف راست یا چپ میبرد و با تکیه به آنها ادا میکند و در صورت عدم امکان یا مشکل بودن به همان صورت معمولی تلفظ مانعی ندارد.
سؤال 334:اگر نون «وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ» و«اشهد ان لا اله الا اللّه»بطور ادغام تلفظ نشود، صحیح میباشد یا نه؟
جواب:بهتر این است که در موارد ذکر شده ادغام کنند،ولی بدون ادغام هم صحیح است و در هر حال باید نون یا بنحو ادغام یا بدون آن ادا شود.
سؤال 335:اگر کسی در تسبیحات اربعه شک کند،3 تا گفته یا 2 تا،وظیفهاش چیست؟
جواب:بنا را بر اقل بگذارد و یک مرتبه دیگر بگوید.
سؤال 336:اگر در رکعت سوّم یا چهارم سهوا تسبیحات اربعه را 4 بار بگوییم،وظیفه چیست؟
جواب:مانعی ندارد.
سؤال 337:اگر انسان بفهمد شخصی نماز خود را غلط میخواند آیا لازم است به او تذکر دهد؟
جواب:لازم نیست.
سؤال 338:کسی که روز جمعه نمازش را فرادی میخواند آیا مستحبّ است حمد و سوره را بلند بخواند؟و همچنین امام جماعت در روز جمعه که نماز را به جماعت میخواند؟
جواب:بلی،مستحب است خصوص حمد و سورۀ نماز ظهر روز جمعه بلند خوانده شود،چه نماز فرادی باشد،چه جماعت.
سؤال 339:آیا در نماز ظهر و عصر غیر از حمد و سوره باید ذکرهای نماز را آهسته خواند؟
جواب:فقط واجب است حمد و سوره را آهسته بخواند.
سؤال 340:آیا حرکت دادن سر در حال قرائت و سایر ذکرهای نماز اشکال دارد؟
جواب:اگر حرکت کم باشد مانعی ندارد.
سؤال 341:آیا قرائت سورههای طویل،مثل بقره،در نمازهای واجب سبب خروج از حالت نمازگزار نمیشود؟حتی اگر هر رکعت یک ساعت طول بکشد؟
جواب:خیر،قرائت سورههای طولانی موجب خروج از نماز نمیشود؟
سؤال 342:آیا سجده بر سیمان و موزاییک صحیح است؟
جواب:در صورتی که سیمان به واسطۀ پخته شدن از حال سنگ بودن خارج نشده باشد سجدۀ بر آن صحیح است و همچنین است موزاییک.
سؤال 343:یکی از دو طرف مهرهای نماز ناصاف است و مقداری برجستگی دارد آیا سجده روی سطح ناصاف آن صحیح است؟
جواب:لازم نیست سجده بر سطح صاف باشد و همین که پیشانی به قدر یک دوریالی روی مهر قرار گیرد و صدق سجده کند نماز صحیح است.
سؤال 344:آیا گذاشتن کف دست بر زمین به هنگام سجده،انگشتان را هم شامل میشود؟
جواب:کف دست شامل انگشتان نیز میشود ولی در سجده استیعاب عرفی کافی است.یعنی عرفا بگویند تمام دست(انگشتان و کف دست)را روی زمین گذاشته است.
سؤال 345:اگر کف دست در حال سجده روی زمین باشد،ولی انگشتان دست حرکت کند، آیا اشکال دارد؟
جواب:حرکت جزئی که منافی با وضع باطن کف نباشد،مانع ندارد.
سؤال 346:بیماری که رکوع و سجده را با اشاره انجام میدهد،در صورتی که شک کند در حال رکوع است یا سجده،تکلیف چیست؟
جواب:در فرض سؤال بنا را بر این میگذارد که در حال رکوع است و ذکر رکوع را میگوید و بقیۀ اعمال نماز را ادامه میدهد.
سؤال 347:اگر در موقع گذاردن پیشانی روی مهر در حال سجده،قسمتی از موی سر انسان پیشانی را فراگیرد و مانع چسبیدن پیشانی روی مهر گردد چه باید کرد؟آیا باید سر را از روی مهر جدا ساخت و مجدّدا سر را بگذارد یا در همان حالت ذکر سجده را بگوید؟
جواب:لازم است در حال سجده خود پیشانی روی مهر قرار گیرد و چنانچه موی سر مانع از این امر باشد باید به کیفیتی مانع را برطرف کند که تعدّد سجده لازم نیاید یا بکشیدن پیشانی و یا بکشیدن موهای مانع.
سؤال 348:آیا ناخن میتواند بعنوان محلّ سجده و سجدهگاه قرار گیرد؟
جواب:عنوان ناخن محلّ سجده نیست،بلکه محل سجده پشت دست است آن هم در صورت نبودن زمین و گیاهان و پنبه و کتان و سایر لباسها.
سؤال 349:گاهی در پیشانی انسان جوشهایی پیدا میشود که هنگام سجده درد میگیرد، آیا میتوان برای سجده صورت را کج روی مهر گذاشت و اگر بعد از سر برداشتن از سجده، مهر آلوده به خون جوشها شود،نماز چه حکمی دارد؟
جواب:در فرض سؤال یکی از دو طرف پیشانی را روی مهر بگذارید و اگر بعد از سر برداشتن متوجه شدید روی مهر از جوش پیشانی کمی خونی شده نماز صحیح است.ولی برای سجدههای بعدی به قسمت خونآلود مهر سجده نشود.
سؤال 350:روی بعضی از سجادهها و مهرهای نماز،عکس بارگاه ائمه علیهم السّلام کشیده شده است،آیا نماز روی آنها جایز است؟
جواب:نماز اشکال ندارد،ولی با توجه به اینکه بعضی از مغرضین و مخالفین در مقام تهمت زدن به شیعه هستند و این قبیل چیزها را شاهد تهمتهای خود قرار میدهند و میگویند شیعه«العیاذ باللّه»بر گنبد و بارگاه سجده میکند،لذا بهتر است سجاده و مهر،ساده و بدون نقش باشد.گذشته از اینکه این چیزها سبب به
هم خوردن حواس و عدم حضور قلب میشود.
سؤال 351:بعضی اوقات انسان در سجدۀ اوّل پیشانیش دو بار به مهر میخورد،آیا دو سجده حساب میشود؟
جواب:اگر مرتبۀ دوم قابل کنترل و جلوگیری نباشد مجموعا یک سجده حساب میشود و در غیر این صورت دو سجده.
سؤال 352:اگر زن حائض آیه سجده را بشنود،آیا لازم است سجده کند؟
جواب:بلی باید سجده کند.
سؤال 353:اگر در رکعت اوّل،اشتباها قنوت بجا آورد،آیا سجدۀ سهو لازم میشود؟
جواب:واجب نیست ولی مستحب است.
سؤال 354:اگر در رکعت دوّم،قنوت را فراموش کند و در رکوع یادش بیاید،آیا میتواند بعد از رکوع قنوت را بخواند؟
جواب:بلی،میتواند.
سؤال 355:بعضیها به هنگام قنوت سمت نگین انگشتر عقیق خود را به طرف صورت میگیرند،آیا این عمل مستند است و آیا ثوابی دارد؟
جواب:برای عمل مورد سؤال در خصوص قنوت روایتی به نظر نرسیده است، ولی در روایت به نحو مطلق از رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله از نگاه به عقیق مدح شده است.
(مستدرک الوسائل،ج 3،ص 297).
سؤال 356:آیا دعا کردن به زبان فارسی در قنوت و سجده نمازهای واجب جایز است؟
جواب:خلاف احتیاط وجوبی است.
سؤال 357:شخصی مشغول نافلۀ ظهر شد،یادش آمد نماز صبح را نخوانده،آیا میتواند از نافله به نماز صبح عدول کند؟
جواب:خیر،عدول از نافله به فریضه صحیح نیست.
سؤال 358:بعضی از افراد بعد از نماز،انگشتان را روی چشمان خود گذاشته و آیة الکرسی میخوانند،آیا در خصوص این عمل روایتی وارد شده است؟
جواب:در کتاب جنّات الخلود خاتونآبادی رحمه اللّه(ص 58)در قسمت درد چشم از ائمه معصومین علیهم السّلام نقل شده که برای درد چشم بخوانند«اعیذ نور بصری بنور اللّه الّذی لا یطفی»و آیة الکرسی را به قصد عافیت بخوانند و نیز در حاشیه مفاتیح الجنان(ص 409)در عوذات مأثوره آمده:برای درد چشم وارد شده که بخواند بر آن آیة الکرسی و نیت کند خوب شدن آن را و اگر پیش از آن دست بر چشم نهد و بگوید«اعیذ نور بصری بنور اللّه الذی لا یطفی»برای ضعف باصره نافع است.
سؤال 359:شخصی مدتی نماز قضا دارد،آیا باید به ترتیب نمازها را قضا کند؟
جواب:در نمازهایی که در ادای آنها ترتیب لازم است،مانند نماز ظهر و عصر لازم است در قضا ترتیب بین آنها رعایت شود و در غیر آنها نیز مقتضای احتیاط وجوبی رعایت ترتیب است.
سؤال 360:کسی که نمیداند چه مقدار نماز قضا دارد،چه وظیفهای دارد؟
جواب:مقداری را که یقین دارد قضا کند و بهتر است مشکوکها را نیز قضا کند.
سؤال 361:این جانب در اثر بیتوجّهی،لباسهایی از پول خمس نداده خریدهام و با آنها نماز خواندهام،آیا باید نمازهایم را قضا کنم؟
جواب:اگر به طور کلّی توجّه نداشتهاید و احتمال نمیدادهاید در چنین لباسی، نماز صحیح نباشد،نمازها صحیح است و قضا ندارد.
سؤال 362:شخصی نمیداند که نماز و روزهای از او فوت شده یا خیر،آیا تکلیفی دارد؟
جواب:با فرض شک در فوت نماز و روزه،چیزی بر او نیست.
سؤال 363:کسی که مدّتی نماز قضا دارد،آیا میتواند با هر نماز واجب ادای خود یک یا دو نماز قضا هم بخواند،یا باید نمازهای قضای خود را پشت سر هم بخواند؟
جواب:به هر دو صورت صحیح است.بلی اگر ترتیب نمازهای قضای خود را بداند لازم است به ترتیب قضا کند.
سؤال 364:شخصی نماز مغرب را خواند ولی نماز عشا را فراموش کرد یا خوابش برد و نمازش قضا شد،آیا روزۀ فردای آن شب بر او واجب است؟
جواب:اگر خوابش برد و نماز عشا قضا شد،احتیاط مستحب آن است که فردایش را روزه بگیرد.
سؤال 365:کسی میخواهد نمازهای خود را که زیاد هم هست قضا کند،آیا اذان و اقامه لازم است؟
جواب:واجب نیست بلکه مستحب است و اگر هر مرتبه که شروع به قضا میکند یک اذان و یک اقامه بگوید و بعد برای هر نمازی یک اقامه بگوید به مستحب عمل کرده است.
سؤال 366:عدهای در شبهای قدر ماه مبارک رمضان نماز قضا میخوانند،و گاهی با جماعت خوانده میشود،آیا افضل نافله شبهای قدر است یا نماز قضا و آیا به جماعت خواندن صحیح است یا خیر؟
جواب:خواندن نمازهای قضا اهم است،خصوصا اگر احتمال دهند که بعدا توفیق قضای نمازهایشان را پیدا نمیکنند،هر چند که نماز قضا جای نافله را نمیگیرد و خواندن به جماعت نیز در صورتی صحیح است که امام جماعت هم نماز قضا داشته باشد و یا به نیابت از کسی که فوت شده و نماز قضای حتمی دارد نماز بخواند.
سؤال 367:مریضی روی تخت افتاده و قادر به حرکت نبوده و نتوانسته خود را تطهیر کند، و با همان بدن و لباس نجس،با تیمم نمازش را خوانده،آیا فعلا که خوب شده باید آن نمازها را قضا کند؟
جواب:در فرض سؤال که به وظیفۀ خود عمل کرده،قضا لازم نیست.
سؤال 368:شخصی چهار روز بیهوش بوده،آیا نمازهایی را که در این چند روز نخوانده،
قضا دارد؟
جواب:اگر تمام وقت بیهوش بوده،و سبب بیهوشی،خودش نبوده،قضا ندارد.
سؤال 369:شخصی سکته کرده و مدتی قدرت بر حرکت نداشته و حواسش هم بجا نبوده، آیا نمازهای این مدتش قضا دارد؟
جواب:اگر حواس نداشته بطوری که اوقات نماز را تشخیص نمیداده، نمازهای فوتشدهاش قضاء ندارد،ولی اگر ملتفت بوده و مسامحه کرده قضای نمازها را بجا آورد و چنانچه از دنیا رفته است،برایش قضا کنند.
سؤال 370:این جانب،از مرجعی تقلید میکردم که به فتوای او نماز با غسل جمعه،صحیح بوده و فعلا از جنابعالی تقلید میکنم که فرمایید با غسل جمعه،بدون وضو،نماز صحیح نیست.اکنون آن نمازهایی که با غسل جمعه خواندهام،قضا دارد؟
جواب:صحیح است و اعاده هم لازم نیست.ولی فعلا با غسل جمعه لازم است وضو هم بگیرید.
سؤال 371:شخصی اطلاعی از قرائت نماز نداشته و کسی هم به او نگفته،فعلا فهمیده که نمازش غلط بوده،آیا باید نمازها را قضا کند؟
جواب:اگر برای یادگرفتن دنبال کرده و نماز خود را صحیح میدانسته و بعد فهمیده غلط خوانده لازم نیست دوباره بخواند.
سؤال 372:شخصی چندین سال نماز خوانده و فعلا فهمیده که نمازهایش غلط بوده،آیا لازم است نمازها را قضا کند؟
جواب:اگر میتوانسته یاد بگیرد و صحیح بخواند ولی کوتاهی کرده و غلط خوانده باید آنها را قضا کند.
سؤال 373:مسافری در بازگشت از سفر،نماز ظهر و عصر را در راه نخوانده و یک ساعت به روز به وطنش رسیده،ولی فراموش کرده نماز ظهر و عصر را بخواند اکنون قضای آنها را
شکسته بخواند یا تمام؟
جواب:در فرض سؤال که وقت نماز ظهر و عصر باقی بوده و به وطن رسیده، نماز ظهر و عصر را تماما قضا کند.
سؤال 374:شخصی اول ظهر در وطن بوده و نمازش را نخواند و به مسافرت رفت در سفر هم نمازش را تا مغرب به هر علت نخوانده و قضا شده،حال که به وطن برگشته آن نماز را شکسته قضا کند یا تمام؟
جواب:چون در آخر وقت که نماز قضا شده مسافر بوده است لذا قضای آن را شکسته بخواند.
سؤال 375:پدر و مادر این جانب در تمام عمر نمازشان را غلط خواندهاند و وصیت هم نکردهاند،آیا بر من که پسر بزرگ آنان هستم واجب است تمام نمازهای آنان را قضا کنم؟
جواب:اگر احتمال دهید که غلط خواندن آنان از جهت عدم قدرت بر تصحیح بوده و در یاد گرفتن کوتاهی نکردهاند،قضا ندارد.
سؤال 376:برادر این جانب بعد از پدرم فوت کرده و عمر او کفاف نداد که نمازهای پدرم را قضا کند،آیا بر من که بعد از او هستم ولی یک سال و نیم از او کوچکترم واجب است نمازهای پدرم را قضا کند؟
جواب:خیر،بر شما واجب نیست،ولی اگر قضا کنید ثواب دارد.
سؤال 377:برادر بزرگ این جانب بعد از فوت پدرم و قبل از بلوغ،فوت کرد و من که کوچکتر بودم فعلا بالغ شدهام،آیا نماز قضای پدرم بر من واجب است؟
جواب:خیر بر شما واجب نیست،ولی اگر بخوانید ثواب دارد.
سؤال 378:برادر بزرگ این جانب در زمان حیات پدرم فوت شد و وقتی پدرم از دنیا رفت من اولاد ارشدش بودم،آیا نماز قضاهای پدر بر عهدۀ من است؟
جواب:بلی،نماز قضای پدر و مادر بر پسر بزرگتر وقت فوت آنان میباشد.
سؤال 379:اگر پدر یا مادر نماز آیات را ترک کرده یا فراموش کرده باشند اگر بر پسر بزرگتر آنها واجب است بعد از فوت آنان قضای نماز آیات را بخواند؟
جواب:بلی فرقی بین قضای نمازهای واجب یومیه و نماز آیات نیست.
سؤال 380:آیا پسری که هنوز به تکلیف نرسیده میتواند نماز قضای پدر و مادر خود را بخواند؟
جواب:اگر ممیز باشد و مسائل وضو و نماز را بداند که نمازها را صحیح بخواند،بلی جایز و صحیح است.
سؤال 381:شخصی در اواخر عمر بهایی شده و به همان حال از دنیا رفته،آیا بر پسر بزرگش واجب است نمازهای او را قضا کند؟
جواب:خیر،واجب نیست و هر کس به هر عنوان منکر نماز و روزه شد و با حال انکار از دنیا رفت،نماز و روزهاش بر کسی نیست و قضا ندارد.
سؤال 382:برادر بزرگتری داشتم که قبل از پدر این جانب فوت کرده است،آیا فعلا که پدرم فوت شده نماز و روزه او بر من واجب است یا خیر؟
جواب:در فرض سؤال که برادر بزرگتر شما قبل از پدر فوت کرده،فعلا شما فرزند پسر بزرگتر هستید که واجب است قضای نماز پدر خود را بخوانید و همچنین روزه قضای او را بگیرد.
سؤال 383:مسلمانی حدود 45 سال قبل با زن کافره ازدواج کرده و صاحب پسری شده است و سپس آنها را رها کرده و سی و پنج سال قبل ازدواج مجدد کرده است و صاحب پسری شده است و فعلا که فوت شده،از زن و پسر اول او هیچ اطلاعی در دست نیست،آیا نماز و روزه او بر پسر زن دوم او واجب است یا خیر؟
جواب:در فرض سؤال قضای نماز و روزۀ پدر بر پسر زن دوّم با فرض بزرگتر بودن پسر زن اول وی واجب نیست.هر چند خوب است تبرعا انجام دهد.
سؤال 384:آیا در نماز استیجاری باید به ترتیب قضا شدن نماز خواند یا لازم نیست؟
جواب:اگر علم به ترتیب نمازهای فوت شده داشته باشد،لازم است ترتیب رعایت شود.
سؤال 385:شخصی نماز و روزه پدر و مادرش که بر او واجب بوده انجام نداده،آیا میتواند برای غیر اجیر شود؟
جواب:مانعی ندارد،مگر اینکه اجیر شدن او موجب تأخیر بیش از حد نماز و روزه والدین او بشود،که در این صورت نماز و روزه والدین را مقدم بدارد.
سؤال 386:شخصی روزه و نماز قضایی از خودش دارد،آیا میتواند برای غیر اجیر شود و نماز و روزه استیجاری بگیرد؟
جواب:نماز مانعی ندارد ولی در مورد روزه باید زمانی را معین کند که تا آن زمان امکان گرفتن روزههای واجب خود را داشته باشد.
سؤال 387:پدر این جانب 75 سال عمر کرد و اهل نماز هم بود و در عین حال وصیت کرد که ثلث مالش را هرچه از مخارج کفن و دفنش زیاد آمد برایش نماز و روزه استیجاری بگیریم، اکنون که مخارج معمولی کفن و دفن را پرداختهایم حساب کردیم،باقی مانده ثلث بقدری است که میشود 80 تا 85 سال نماز و روزه استیجاری گرفت در حالی که مقدار نماز و روزه او بر فرض که هیچ هم نخوانده حدود 60 سال است،آیا واجب است به وصیت او عمل کنیم و همه را بابت استیجار نماز و روزه بدهیم یا بقدر 60 سال کافی است و اگر 60 سال کافی است باقی مانده را کجا و به چه صورت مصرف نماییم؟
جواب:این مسأله دارای وجوهی است:
1-اگر مقصود میت این بوده که ثلث مالش مصرف خودش بشود،مازاد را به نیت خودش صرف خیرات کنید.
2-اگر احتمال عقلایی داده شود که علاوه بر نماز و روزۀ خودش نماز و روزه غیر یا کفاره و امثال آن به عهدهاش بوده باید تمام باقیمانده را برای نماز و روزه استیجاری بدهید.
3-اگر احتمال داده شود که غرض ایشان این بوده که نماز و روزههای
فوتشدۀ او انجام شود و علت اینکه اینگونه وصیت کرده این بوده که خواسته مطمئن شود حتما به مقداری که در ذمه دارد انجام شود و شاید به این معنی توجه داشته که بعضی از اجیرها به وظیفه خود عمل نمیکنند یا صحیح نمیخوانند در این فرض نیز باید همۀ مازاد را برای نماز و روزۀ استیجاری بدهید.
4-اگر ورثه یقین دارند که هیچکدام از موارد فوق نبوده و میت از روی بیتوجهی اینگونه وصیت کرده مازاد بر مقدار یقینی را بین خود تقسیم کنند، اگر چه احتیاط در این است که با اجازۀ ورثه به نیت میت صرف خیرات کنند.
سؤال 388:این جانب نماز و روزۀ قضاشدۀ زیادی دارم،که میدانم نمیتوانم خودم تا آخر عمر،آنها را قضا کنم،آیا اجازه میفرمایید،خودم اجیر و نایب بگیرم؟
جواب:تا زنده هستید،اجیر گرفتن برای نماز و روزه،صحیح نیست.و باید وصیّت کنید تا هر مقداری که خود نخواندهاید بعد از فوت شما،برایتان نایب بگیرند و قضا کنند.
سؤال 389:کسی که خودش نماز قضا در ذمه دارد،آیا میتواند برای قضای نماز اموات اجیر شود؟
جواب:بلی،اجیر شدن برای غیر در فرض سؤال مانعی ندارد،ولی جایز نیست در قضای نماز خود مسامحه کند.
سؤال 390:شخصی از گرفتن وضو معذور است و نماز خود را با تیمم میخواند،آیا میتواند اجیر شود؟
جواب:نمیتواند،بلکه لازم است که اجیر در غسل و وضو و نماز معذور نباشد.
سؤال 391:آیا جایز است زن را برای قضای نمازهای میت اجیر کرد؟
جواب:اگر قرائت و مسائل نماز را که مورد ابتلا است بداند و انجام نماز میت با حقوق و وظایف مربوط به زناشویی منافات نداشته باشد،اشکالی ندارد.
سؤال 392:اگر کسی فرادی نماز بخواند با حال و حضور قلب بیشتری میخواند ولی در نماز جماعت به عللی کسل میشود،آیا کدام را انتخاب کند؟
جواب:حتی الامکان در نماز جماعت شرکت کند و سعی کند حضور قلب خویش را در آنجا داشته باشد.
سؤال 393:مأمومی که در رکعت سوم نماز مغرب یا عشا به امام اقتدا میکند و تکلیفش خواندن حمد و سوره است،آیا باید آنها را بلند بخواند یا آهسته؟
جواب:لازم است آهسته بخواند.
سؤال 394:در مساجدی که نماز جماعت اقامه میشود و افراد نمازگزار پشت سر امام جماعت،صف کشیده به هم اتصال دارند،اگر مسجد،طبقه فوقانی داشته باشد که زنها در آنجا نماز جماعت میگذارند،اتصال صف جماعت آنها به صف طبقه پایین به چه کیفیت است؟
جواب:اتصال آنها به این است که اگر بالا نبودند و محاذی همان مکان بالا در طبقه پایین قرار داشتند اتصال برقرار بود.
سؤال 395:آیا نردههای آهنی که در بالکن مساجد هست حائل بین صفوف نماز جماعت محسوب میشود؟
جواب:در صورتی که نرده مشبک باشد جماعت آنهایی که در بالکن نماز میخوانند چه مأمومین زن باشند چه مرد صحیح است و اگر مشبک نباشد و مانع از دیدن امام باشد اقتدای زنها صحیح ولی اقتدای مردها صحیح نیست.
سؤال 396:اگر وقت اقامه جماعت کسی به قصد ساقط کردن امام از اعتبار،در همان مکان مسجد بصورت فرادی نماز بخواند،آیا نماز این شخص اشکالی دارد؟
جواب:اگر عمل او بقصد هتک امام جماعت باشد یا موجب هتک جماعت یا امام شود جایز نیست و چنانچه نماز فرادی خواندن تفسیق عملی امام جماعت باشد نماز هم محل اشکال است؟
سؤال 397:اگر امام جماعت پشت سر هم سه سجده انجام دهد،آیا به نماز او خللی وارد میشود؟
جواب:اگر عمدی نباشد نماز صحیح است.
سؤال 398:آیا ثوابی که برای نماز جماعت گفته شده به کسانی که بوسیله تکبیر مأمومین را آگاه میسازند داده میشود؟
جواب:امید است خداوند ثواب مأموم و یا بیش از آن را به مکبّر عنایت فرماید.
سؤال 399:اگر در نماز جماعت مکبر نباشد،آیا میشود یکی از مأمومین به قصد ذکر، تکبیرات نماز خود را بلندتر بگوید که سایر مأمومین،استفاده کرده به اشتباه نیفتند؟
جواب:اشکالی ندارد.
سؤال 400:اگر مأموم در رکعت سوّم یا چهارم به نماز جماعت برسد،کیفیت اقتدا کردن چگونه است؟
جواب:اگر قبل از رکوع اقتدا کند واجب است حمد و سوره را بخواند و اگر فرصت برای خواندن سوره نیست فقط حمد را بخواند و اگر بداند که در صورت اقتدا مهلت برای خواندن حمد نیز وجود ندارد بنابر احتیاط واجب باید بعد از
اینکه امام به رکوع رفت اقتدا کند.و اقتدا کردن بعد از تمام شدن تسبیحات و قبل از رکوع امام خلاف احتیاط وجوبی است.
سؤال 401:آیا بیماری که روی تخت یا ویلچر نماز میخواند،موجب به هم خوردن اتصال صفوف نماز جماعت میشود یا نه؟
جواب:خیر اشکالی ندارد.
سؤال 402:شخص غریبی در شهری وارد شد و برای ادای نماز به مسجد رفت و دید جماعت برپا شده ولی این شخص،امام جماعت را نمیشناسد،آیا میتواند به آن امام جماعت اقتدا کند؟
جواب:تا احراز عدالت امام جماعت را نکند اقتدا جایز نیست.ولی اگر از اقتدای جمعی از مؤمنین ظاهر الصلاح اطمینان به عدالت امام پیدا کرد جایز است؟
سؤال 403:یک نفر از اهل علم وارد شهر یا قریهای میشود،اهالی که او را نمیشناسند آیا میتوانند به او اقتدا کنند؟
جواب:در صحت اقتدا،وثوق و اطمینان به عدالت لازم است و ممکن است با همان معاشرت با او اطمینان حاصل شود و یا تحقیق کنند.
سؤال 404:آیا صاحب دفتر ازدواج بودن به عدالت امام جماعت ضرر وارد میکند؟
جواب:در جمهوری اسلامی ایران مضرّ نیست.
سؤال 405:مسافری که وارد شهرهای زیارتی،مانند مشهد مقدس و قم میشود و ائمه جماعت را نمیشناسد و افراد موثقی را پیدا نمیکند که از آنها اطلاع بگیرد،آیا میتواند در جماعت شرکت کند؟
جواب:اگر از طریق مأمومین کمّا و کیفا اطمینان به عدالت امام حاصل شود اقتدا جایز و در غیر این صورت جایز نیست.
سؤال 406:امامت زن در نماز آیا صحیح است؟
جواب:امامت زن برای مأمومین مرد جایز نیست و برای زنها خلاف احتیاط وجوبی است.
سؤال 407:شخصی استحقاق حد شرعی پیدا کرده ولی قبل از اجرای حد توبه کرده است یا تعزیر شده یا زندان و یا تبعید شده ولی فعلا توبه کرده است،آیا میتواند امام جماعت شود و ما میتوانیم به او اقتدا کنیم؟
جواب:بلی،در فرض سؤال مانعی ندارد.ولی کسی که حد شرعی خورده است بنابر احتیاط واجب نباید امام جماعت شود.
سؤال 408:آیا در مواردی که انسان امام جماعت را نمیشناسد و از عدالت یا فسق او اطلاعی ندارد اقتدا صحیح است؟و آنچه برای اثبات عدالت کفایت میکند چیست؟
جواب:با عدم احراز عدالت اقتدا صحیح نیست.ولی در اسلام حسن ظاهر اماره شرعی برای عدالت است.یعنی با فردی معاشرت متعدد داشته باشد و خلاف شرعی از او ندیده باشد.
سؤال 409:آیا اقتدای ظهر به نماز عصر امام جمعه در روز جمعه صحیح است یا خیر؟
جواب:صحیح است.
سؤال 410:آیا پرداخت وجه به امام جماعت بابت حق رفت و آمد برای برپایی و اقامه نماز ظهر و عصر در نمازخانه اداره جایز است؟
جواب:مانعی ندارد.
سؤال 411:اجرتی که بعضی از دوائر دولتی به بعضی از روحانیان میدهند که در آنجا اقامۀ نماز میکنند و یا مسأله میگویند،چه صورت دارد؟
جواب:اگر به عنوان قربة الی اللّه بدهند و او هم قربة الی اللّه نماز بخواند اشکال ندارد.و نیز اگر به عنوان مخارج رفت و آمد به او پرداخت کنند،مانعی ندارد.
سؤال 412:اقامه جماعت توسط غیر روحانی که دارای شرایط آن باشد چگونه است؟
جواب:با وجود روحانی اگر امامت غیر روحانی عرفا هتک روحانیت تلقی شود،جایز نیست.
سؤال 413:آیا در مسجدهای درون شهر غیر روحانی میتواند اقامه نماز جماعت کند؟
جواب:در صورت امکان امامت روحانی و وجود او،از روحانی استفاده شود.
سؤال 414:اگر امام جماعت،به علتی نمازش باطل بوده،آیا لازم است که به مأمومین اطلاع دهد تا آنان نماز خود را اعاده کنند؟
جواب:اگر بعد از نماز فهمید که نمازش باطل بوده نماز مأمومین صحیح است،و اظهار امام،لازم نیست.
سؤال 415:اگر از امام جماعت در بین نماز حدثی سر بزند چه حکمی دارد؟
جواب:نماز امام باطل میشود و مأمومین لازم است نماز را بصورت فرادی یا به امامت دیگری تمام کنند.
سؤال 416:امام جماعتی نمازش شکسته است ولی فراموش میکند و بعد از سلام یادش میآید که نمازش شکسته بوده ولی کامل خوانده است،تکلیف مأمومین که نمازشان را میبایست کامل بخوانند چیست آیا باید اعاده کنند یا اگر وقت گذشته قضا کنند؟
جواب:اعاده و قضا ندارد.
سؤال 417:شخصی که کمرش مقداری خمیدگی داشته باشد،آیا میتواند امام جماعت شود؟
جواب:اگر خمیدگی به حد رکوع نمیرسد،اشکال ندارد.
سؤال 418:آیا نقص عضو امام جماعت اشکالی در نماز جماعت بوجود میآورد؟
جواب:نقص عضو اگر ارتباطی به خصوصیات نماز نداشته باشد،مثل اینکه امام جماعت مثلا نابینا باشد اشکالی در نماز جماعت وجود ندارد و اگر مانند قطع پا و یا دست باشد به گونهای که در سجده نتواند هفت عضو را روی زمین بگذارد مقتضای احتیاط وجوبی عدم اقتدای به او است.
سؤال 419:شخصی پایش از مچ قطع شده،آیا میتواند بدون اطلاع دادن به مأمومین امام جماعت بشود،در صورتی که مأمومین اطلاع ندارند؟
جواب:خیر،جایز نیست.
سؤال 420:در فرض فوق اگر اطلاع نداد و امامت کرد،آیا لازم است بعد از نماز به مأمومین اطلاع دهد تا نمازهایشان را اعاده کنند؟
جواب:در فرض سؤال که نمیدانستهاند،نمازشان اعاده و قضا ندارد و لازم نیست اطلاع دهد.
سؤال 421:کسی که بعضی انگشتان دست را فاقد باشد میتواند اقامه جماعت کند؟
جواب:جواز بعید نیست،گرچه احتیاط در ترک است.
سؤال 422:این جانب جانبازم و از ناحیه دست مجروح میباشم که برای نماز نمیتوانم کف دست راستم را بطور کامل روی زمین قرار دهم،آیا میتوانم امامت جماعت کنم؟
جواب:اگر نمیتوانید کف دست را بطور معمول روی زمین بگذارید، نمیتوانید امامت جماعت کنید.
سؤال 423:اهل تسنن نماز مغرب را پیش از مغرب میخوانند،آیا در ایام حج یا غیر آن میتوانیم به آنان اقتدا کرده و به همان نماز اکتفا کنیم؟
جواب:در مواقع تقیّه مانع ندارد و نماز صحیح است.
سؤال 424:آیا در مکه و مدینه خصوصا مسجد الحرام و مسجد النبی صلّی اللّه علیه و آله هنگام اقتدای به
اهل سنّت لازم است مهر بگذاریم یا بدون آن مجزی است؟
جواب:لازم نیست مهر بگذارید،بلکه میتوان از حصیر و یا از سنگهای مسجد استفاده کرد.
سؤال 425:آیا اقتدا به جماعت اهل سنت در صورتی که رعایت فاصله نشده باشد جایز و مکفی است؟
جواب:از ناحیه شما لازم است رعایت شود.
سؤال 426:اگر امام و مأموم نماز واجب یومیه را منفردا خوانده باشند،آیا میتوانند دوباره با جماعت اعاده کنند؟
جواب:مشکل است،مگر اینکه فردی که نماز خود را نخوانده است با آنان نماز جماعت بخواند.
سؤال 427:اگر امام جماعت نماز واجبی را با جماعت اقامه کرده باشد،آیا دفعه دوم یا سوم میتواند با افراد دیگر اعاده کند؟
جواب:در فرض مزبور دفعه دوّم مانعی ندارد.
سؤال 428:نماز خواندن پشت سر امام جماعتی که مرجع تقلید او با مرجع تقلید مأمومین فرق میکند چه صورتی دارد؟
جواب:اگر طبق نظر مرجع تقلید مأمومین نمازش صحیح باشد،اقتدا مانعی ندارد.
سؤال 429:شخصی امام جماعت میشود و نمازش شکسته است و مأمومین جاهل به مسأله هستند و نمیدانند که بعد از دو رکعت باید بصورت فرادی ادامه دهند،در اینجا تکلیف امام جماعت چیست؟
جواب:باید قبل از شروع به نماز مأمومین را آگاه سازد.و یا بعد از سلام دادن خود بلافاصله به مأمومین تذکر دهد.
سؤال 430:کسی که موقع اقامه جماعت در مسجد خوابیده،آیا میشود او را بیدار کرد؟
جواب:اگر مزاحمتی با نماز جماعت داشته باشد بیدار کردن او مانعی ندارد.
سؤال 431:آیا دست دادن مأمومین با یکدیگر بعد از نماز استحباب دارد؟
جواب:استحباب امر مذکور ثابت نشده است،ولی رجاء مانعی ندارد (1).
سؤال 432:آیا امام جماعت میتواند در یک روز در دو مسجد یا بیشتر نماز جماعت برپا کند؟اگر بتواند نماز را چگونه باید نیّت کند؟
جواب:با وجود اختلاف مأمومین فقط دو بار میتواند امامت کند و نماز دوم را بعنوان استحباب انجام میدهد.
1) 1) -در سفینة البحار مادۀ«عرج»وارد شده است: «وقتی حضرت پیامبر صلّی اللّه علیه و آله به معراج برده شد،جماعت زیادی از انبیا به آن حضرت در نماز اقتدا کردند و پس از تمام شدن نماز حضرت ابراهیم علیه السّلام ابتدا با حضرت پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سپس با حضرت علی علیهم السّلام مصافحه کرد».ولی استفاده استحباب مصافحه بعد از نماز از این روایت مشکل است.
سؤال 433:نماز جمعه در زمان غیبت امام زمان علیهم السّلام چه حکمی دارد؟
جواب:واجب تخییری است و از نماز ظهر مجزی است.
سؤال 434:اقامه نماز جمعه به امامت فرد مسافر جایز است یا خیر؟
جواب:خلاف احتیاط است.
سؤال 435:شرکت مسافرین در نماز جمعه،و اقتدای به امام جمعه،صحیح است یا باید نماز ظهر خود را جداگانه بخوانند؟
جواب:شرکت جایز،بلکه مستحب است،و خواندن نماز ظهر لازم نیست.
سؤال 436:هنگامی که نماز جمعه منعقد است،عدّهای در مساجد و غیره،نماز ظهرشان را فرادی میخوانند و یا به جماعت میخوانند،آیا اشکال دارد؟
جواب:مانعی ندارد.اگر چه در صورت عدم عذر بهتر است در نماز جمعه شرکت کنند.
سؤال 437:در موقع خواندن خطبۀ نماز جمعه باید مأمومین به حال نماز بنشینند یا اینکه نگاه کردن به اطراف جایز است؟
جواب:نگاه به اطراف،اشکال ندارد.
سؤال 438:اعاده نماز ظهر بدنبال نماز جمعه،بعد از تمام شدن نماز جمعه چگونه است؟و اقتدای به امام جمعه در نماز عصر برای کسی که نماز ظهر را احتیاطا خوانده چگونه است؟
جواب:اعاده مانعی ندارد و اقتدای نماز عصر به امام جمعه در هر حال صحیح است.
سؤال 439:آیا در کشورهای خارجی خواندن نماز جمعه را اجازه میفرمایید؟
جواب:با وجود شرایط آن مانعی ندارد.
سؤال 440:اگر مأموم در رکعت دوّم نماز جمعه پس از قنوت اشتباها به رکوع رفت و متوجّه شد که اشتباه کرده و باید همراه جماعت به سجده میرفت،لذا سر از رکوع برداشته و به سجده رفت،آیا این زیادی رکوع مبطل نماز است؟
جواب:بلی،در فرض سؤال نماز جمعۀ او به واسطۀ زیاد کردن رکن باطل شده،چون در این فرض تبعیّت نیست و این شخص باید نماز ظهرش را بخواند.
سؤال 441:اگر در رکعت اوّل نماز جمعه،مأموم اشتباها به رکوع رفت و در رکوع متوجّه شد که امام مشغول قنوت شده،سر از رکوع برداشت و قنوت را با امام خواند و دو مرتبه به رکوع رفت،آیا این زیادی رکوع مبطل نماز است؟
جواب:در فرض سؤال که به قصد تبعیّت از رکوع برگشته،زیادی رکوع مبطل نیست.
سؤال 442:گوش دادن خطبهها،بر مأمومین واجب است یا نه؟آیا در اثنای خطبه، خواندن نماز مستحب یا واجب صحیح است؟
جواب:واجب است که خطبهها را گوش بدهند و از نماز خواندن خودداری کنند.
سؤال 443:اگر کسی به خطبههای نماز جمعه نرسید و فقط به نماز جمعه رسید و اقتدا کرد،آیا از نماز ظهرش کفایت میکند؟
جواب:بلی،کفایت میکند.
سؤال 444:اگر نمازگزار تنها یک رکعت از نماز جمعه را درک کرد و وظیفهاش چیست،آیا باید رکعت دوم را فرادی بخواند و یا باطل است و باید نماز ظهر را هم بخواند؟
جواب:باقی نماز را خودش بجا آورد و مستحب است احتیاطا نماز ظهر را هم بخواند.
سؤال 445:نماز آیات را باید بلند خواند یا آهسته؟و آیا در این جهت فرقی بین فرادی و جماعت وجود دارد؟
جواب:مکلّف در بلند خواندن یا آهسته خواندن نماز آیات مخیر است و فرقی بین فرادی و جماعت نیست.
سؤال 446:اگر در حال حیض یا نفاس زن،یکی از اسباب وجوب نماز آیات اتفاق افتاد، زن در این حال چه وظیفهای دارد؟
جواب:اگر تا آخر مدتی که خورشید یا ماه باز میشوند پاک نشود و نتواند به جهت عادت نماز را بخواند،بنابر احتیاط مستحب بعد از پاک شدن بخواند و همچنین است نسبت به سایر چیزهایی که موجب نماز آیات میشود.
سؤال 447:آیا زلزلهای که یک ماه قبل صورت گرفته و من امروز مطلع شدم در ذمۀ بنده تکلیف نماز آیات مثل قضای در خسوف و کسوف ایجاد میکند یا خیر؟
جواب:احتیاط وجوبی در مثل زلزله اقتضای انجام نماز آیات را دارد.
سؤال 448:یکی از ائمه جماعات در دو مسجد اقامه جماعت میکند،آیا در عید فطر هم میتواند در هر دو مسجد اقامه نماز عید فطر کند؟
جواب:خلاف احتیاط وجوبی است.
سؤال 449:آیا یک نفر روحانی میتواند دو بار نماز عید فطر را در دو روستا یا دو مسجد بخواند،و اگر جایز نباشد آنچه قبلا انجام گرفته چه حکمی دارد؟
جواب:اقامه چند نماز عید فطر برای یک امام جایز نیست،ولی آنچه قبلا خوانده شده است صحیح است،مضافا بر اینکه نماز عید را بصورت فرادی هم میتوان خواند و اگر کسی به قصد و نیت اینکه در شرع مقدس وارد شده که یک امام دو نماز عید بخواند،نماز را تکرار کند جایز نیست.
سؤال 450:حد ترخّص چیست؟
جواب:محلّی است که دیوارهای شهر دیده نشود و اذان شهر هم شنیده نشود.
و حد ترخص به اختلاف موارد از نظر مسطح بودن زمین و وجود و عدم وجود حائل مانند کوه فرق میکند.
سؤال 451:دو منطقۀ مسکونی(روستا)که قبلا جدا بودند ولی الآن به هم متصل شدهاند و هنوز اسمشان فرقی نکرده ساکنین این دو محل حد ترخص را از کجا باید حساب کنند؟
جواب:اگر یک محل شناخته شوند گرچه دارای دو اسم باشند حد ترخّص را از مجموعه باید حساب کرد.
سؤال 452:کسی که اهل تهران است اگر به قصد قم حرکت کند،کجا میتواند نماز را شکسته و روزهاش را افطار کند و چنانچه به شهر ری برسد نمازش چه حکمی دارد؟
جواب:در صورتی که وطن او تهران است همین که از آخر خانههای تهران به طرف شهر ری و قم حرکت کرد،وقتی به جایی رسید که دیگر خانههای آخر تهران را نبیند و صدای اذان محلههای آخر تهران را نشنود نمازش شکسته و روزهاش را افطار کند.
سؤال 453:مسافت شرعی چه مقدار است؟
جواب:مسافت شرعی هشت فرسخ است که حدود 45 کیلومتر میباشد و کسی که مجموع رفت و برگشت او هشت فرسخ باشد،به شرط آنکه رفتن او کمتر از چهار فرسخ نباشد باید نماز را شکسته بخواند.
سؤال 454:مسافت شرعی از کجا تا کجا محاسبه میشود؟
جواب:از جایی که عرفا آخر محل است تا ابتدای محل دیگر محاسبه میشود.
سؤال 455:این جانب از وطنم که اطراف شهر اصفهان است به قصد اصفهان میروم،تا اوّل شهر چهار فرسخ نیست لکن تا محلی که قصد این جانب است،مثل بازار اصفهان چهار فرسخ میباشد،نماز و روزهام چه حکمی دارد؟البته بنا دارم همان روز برگردم
جواب:در فرض سؤال نماز تمام و روزه صحیح است.
سؤال 456:چند سال قبل،قریهای با شهری چهار فرسخ فاصله داشت،و اهل قریه در سفر به شهر نماز را قصر و روزه را افطار میکردند،ولی فعلا شهر بزرگ شده و فاصلۀ بین شهر و قریه حدود سه فرسخ گردیده،فعلا وظیفۀ اهالی قریه هنگام سفر به شهر چیست؟
جواب:در صورتی که فاصله کمتر از مسافت شرعی شده،نماز را تمام و روزه را بگیرند.
سؤال 457:آیا تهران و شهر ری و باقرآباد که فعلا متصل یا نزدیک به متصل شدن هستند یک شهر حساب میشوند؟
جواب:خیر،از جهت احکام مسافر سه شهر مستقل میباشند.
سؤال 458:مقصود از وطن اصلی که در رساله توضیح المسائل برای آن احکامی بیان
فرمودهاید چیست؟
جواب:مقصود از وطن اصلی جایی است که شخص در آنجا متولد شده و جایگاه پدری او بوده است.
سؤال 459:در صورت اتخاذ وطن جدید،چه مدت باید در آن اقامت کرد تا وطن صدق کند؟
جواب:بعد از قصد توطن دائمی مقداری که عرفا بگویند آنجا ساکن شده،و ظاهرا شش ماه کافی است.
سؤال 460:منظور از مدّت زمانی که مردم محل بگویند اینجا وطن اوست چقدر است؟
جواب:میزان صدق عرفی است.
سؤال 461:در توضیح المسائل مسأله 1353 فرمودهاید:«تا انسان قصد ماندن همیشگی در جایی که غیر وطن اصلی خودش است،نداشته باشد،وطن او حساب نمیشود،مگر آنکه بدون قصد ماندن آن قدر بماند که مردم محل بگویند وطن اوست»،اکنون با توجه به این مسأله این جانب که مدت 8 سال است در قم مشغول تحصیل هستم و ازدواج هم کردهام،ولی قصد حتمی ماندن دائم در قم را ندارم،وظیفۀ من چیست،البته قصد رفتن حتمی هم ندارم و فعلا نمیتوانم برای آیندهام تصمیم جدی بگیرم
جواب:در صورتی که قصد رفتن گرچه در چند سال آینده نداشته باشید و مردم شما را اهل قم بشمارند،قم برای شما حکم وطن را دارد،هر چند که قصد ماندن همیشگی را نداشته باشید.
سؤال 462:این جانب ساکن تهران میباشم و در 36 کیلومتری تهران در منطقهای کوهستانی باغ و خانه دارم،که گاهی برای تفریح و استفاده از آب و هوا به آنجا میروم،با توجه به اینکه در آن محل بدنیا نیامدهام،نماز و روزهام در آنجا چه حکمی دارد؟
جواب:در فرض سؤال نماز شما قصر است و روزهتان صحیح نیست،مگر اینکه قصد ده روز یا قصد توطن دائمی-اگر چه سالی چند ماه باشد-در آنجا بکنید.
سؤال 463:اگر پسر در وطن اوّلی پدر به دنیا بیاید و مدت کمی در همانجا باشد و بعد بجای دیگر برود و آنجا را محل سکونت قرار دهد،کدام محل وطن او محسوب میشود؟
جواب:مکان دوم.
سؤال 464:زنانی که بدون توجه به اعراض و عدم اعراض از وطن اصلیشان به شهر دیگر به منزل شوهر میروند و پس از توجه و التفات هم نوعا قصد دارند که اگر زناشوییشان تا آخر عمر برقرار و باقی بماند در وطن شوهر اقامت کنند و الاّ به وطن خودشان برگردند، بفرمایید که حکم نماز و روزۀ این زنها در وقتی که به وطن اصلیشان میآیند چگونه است؟
جواب:تا از وطن اصلی چشم نپوشیده و اعراض نکردهاند حکم وطن باقی است و نمازشان در آنجا تمام است.
سؤال 465:اگر مسافر بعد از ظهر از وطن خود به قصد مسافت شرعی حرکت کند حکم نماز و روزۀ او چگونه است؟
جواب:روزه آن روز صحیح است ولی نماز خود را اگر بخواهد در سفر بخواند باید شکسته بخواند.
سؤال 466:مسافری که اهل اراک است به قم آمده،سپس از قم به قصد بروجرد حرکت کرده و از میان زمینهای مزروعی خودش که در کمتر از حد ترخص شهر اراک است(یعنی دیوار خانههای اراک را میبیند و صدای اذان شهر را میشنود)عبور کرده و برای نماز پیاده میشود،آیا نماز او قصر است یا تمام؟
جواب:در فرض سؤال نماز او تمام است.
سؤال 467:وطن این جانب قم است ولی ساکن اراک میباشم،حال اگر مسافرت کنم و از قم بگذرم و به ده کیلومتری آن طرف قم که مقصدم میباشد برسم،آیا نمازم در اینجا تمام است؟و آیا مسافت را باید از قم حساب نمایم یا از اراک؟
جواب:در فرض سؤال نماز شما تمام است و مسافت را باید از قم حساب کنید.
سؤال 468:اعراض از وطن یعنی چه؟
جواب:اعراض از وطن ترک وطن و تصمیم به عدم اقامت در آن میباشد،به اینکه دیگر قصد زندگی در آنجا را نداشته باشد.
سؤال 469:این جانب در شهری شغلی دارم،وقتی بوطن برگردم نمازم چگونه است؟
جواب:اگر از وطن خود اعراض نکردهاید،نماز شما تمام است.
سؤال 470:دختری در شهری غیر از زادگاه خود شوهر کرده و هم اکنون در وطن شوهر خود زندگی میکند،اگر به وطن اصلی خود بیاید نماز و روزهاش چگونه است؟
جواب:اگر از وطن اصلی خود اعراض و چشمپوشی کرده و تصمیم دارد برای همیشه در وطن شوهرش زندگی کند،وطن شوهر وطن او نیز میشود و اگر احیانا برای صله رحم یا غیره به وطن اصلی خود آمد نمازش شکسته است و روزهاش صحیح نیست،مگر اینکه قصد ده روز کند.
سؤال 471:آیا زن در وطن تابع شوهر است؟
جواب:زن تابع نیست و میزان تصمیم و قصد خودش میباشد.
سؤال 472:در مورد تبعیت اولاد از والدین در قصر و اتمام نماز،اولا آیا اولاد تابع پدر و مادر هر دو هستند یا تابع پدر؟و چنانچه وطن مادر غیر از وطن پدر باشد وظیفۀ اولاد چیست؟با توجه به اینکه پدر در وطن مادر مسافر است؟و ثانیا این تبعیت تا چه زمانی است؟ و ثالثا شهری که فرزند در آن متولد شده لکن نه وطن پدر او است و نه وطن مادر او آیا وطن او محسوب میشود؟
جواب:به طور کلی تبعیت به این است که شخص در اراده و زندگی استقلال نداشته باشد و تابع اراده و زندگی دیگری باشد و در این جهت فرقی بین صغیر و کبیر و پدر و مادر و همسر و بیگانه نیست.بنابراین اگر فرزند تابع مادر بوده و
خواه ناخواه با مادر و در وطن مادر زندگی کند و در آنجا بزرگ شود،وطن مادر او هم خواهد بود اگر چه وطن پدر محسوب نشود و پدر در آنجا مسافر باشد و این تبعیت تا زمانی است که فرزند در زندگی و اراده مستقل شود و به میل خود تصمیم ماندن یا اعراض بگیرد.
سؤال 473:تابعیت زن و فرزند از شوهر و پدر در توطن و اعراض قهری است یا اختیاری و مربوط به نظر و تصمیم خود زن و فرزند است یا نه؟
جواب:زن و فرزند در توطن و اعراض تابعیت ندارند،مگر اینکه بنا داشته باشند هرکجا شوهر و پدر زندگی میکند زندگی کنند و خود در تصمیمگیری استقلال عرفی نداشته باشند،در این صورت تابعیت عرفی در توطن و اعراض هست.ولی در صورتی که خود مستقل در تصمیمگیری هستند و زن از وطن اصلی خود چشم نپوشیده اعراض محقق نمیشود،اگر چه شوهر مثلا چشم پوشیده باشد و همینطور است فرزند.پس فرزند وقتی در زندگی مستقل شد،از تابعیت خارج میشود.
سؤال 474:شخصی از قم به تهران رفته است و در آنجا ساکن شده و ازدواج کرده است، ولی از وطن خود(قم)اعراض نکرده،اکنون بفرمایید اگر همسرش را از تهران برای دو یا سه روز زیارت و صله رحم به قم بیاورد در حالی که خودش نماز را در قم تمام میخواند،همسرش چه وظیفهای دارد؟
جواب:در فرض سؤال،نماز همسر در قم قصر است،مگر اینکه قصد ماندن ده روز بکند.
سؤال 475:دختری که شوهر کرده،آیا در انتخاب وطن تابع شوهر است و یا خود باید مستقلا تصمیم بگیرد و اگر به وطن اصلی خود برود،چه وظیفهای دارد؟
جواب:زن در انتخاب وطن تابع شوهر نیست و در صورتی که از وطن اصلی خود اعراض نکرده باشد،نماز وی در آنجا تمام و روزه واجب است.
سؤال 476:آیا زن در وطن یا اعراض از وطن تابع شوهر خود میباشد یا میتواند مستقل
باشد؟
جواب:زن در وطن تابع شوهر خود نیست،بلکه در صورتی که بخواهد همراه شوهر و در محل زندگی او زندگی کند،وطن زوج وطن او هم میشود.ولی اگر بخواهد با توافق شوهر یا حتی بدون توافق شوهر در جای دیگری زندگی دائمی داشته باشد،همانجا وطن او میباشد.
سؤال 477:آیا فرزند در وطن یا اعراض از آن تابع پدر است یا میتواند مستقل باشد؟
جواب:فرزند تا وقتی مستقل نشده،در وطن تابع سرپرست خود میباشد.اما هرگاه زندگی مستقل پیدا کرد،میتواند برای خود وطن انتخاب کند یا اعراض کند.
سؤال 478:اگر انسان از شهر دیگر زن بگیرد،وطن زن شهر خودش میباشد یا شهر شوهرش؟
جواب:اگر قصد شوهر این باشد که تا آخر عمر در وطن خودش زندگی کند و قصد زن هم این باشد که تا آخر عمر همراه شوهر و در شهر او زندگی کند،شهر شوهر وطن زن میشود و شهر خود زن دیگر وطن او نیست.
سؤال 479:کسی که تصمیم دارد ده روز جایی بماند تا روزه و نمازش تمام باشد،آیا لازم است نیت خود را به زبان آورد؟
جواب:همین که تصمیم دارد ده روز در جایی بماند،نمازش تمام و روزهاش صحیح است و لازم نیست بزبان یا قلب بگذراند.
سؤال 480:اگر کودکی قبل از بلوغ وارد مشهد شود و بنا دارد جمعا ده روز بماند و روز پنجم اقامت بالغ شد،آیا باید در پنج روز باقی مانده نمازش را تمام بخواند یا شکسته؟
جواب:همین که از اوّل قصد ده روز داشته،باید نماز را تمام بخواند.
سؤال 481:زن مسافر،در ایام عادت وارد مشهد مقدّس شده است،و سه روز از ایام
عادتش باقی است،و بنا دارد جمعا ده روز در مشهد بماند،آیا باید صبر کند تا پاک شود و قصد کند یا اینکه از اوّل ورود قصد ده روز کند،به طوری که 3 روز اوّل جزء ده روز باشد؟
جواب:مجرّد قصد ده روز کافی است.اگر چه مقداری از آن را در حال عادت بگذراند.بلکه اگر از اوّل ورود تا دهم حائض باشد،قصد ده روز کافی است که بعد از آن اگر یک روز هم بماند،باید نماز را تمام بخواند.
سؤال 482:شخصی به مشهد مقدس رفته است و بنا دارد ده روز در آنجا بماند،در کجا میتواند نماز را تمام بخواند؟
جواب:وقتی به شهر مشهد رسید نماز را تمام بخواند.ولی اگر بخواهد قبل از رسیدن به مشهد مقدس در جایی که دیوارهای شهر پیداست یا صدای اذان به گوش میرسد نماز بخواند،احتیاط واجب آن است که نماز را هم تمام بخواند و هم شکسته.
سؤال 483:اگر شخصی قصد کرده ده روز در محلّی بماند،ولی بعدا برای کاری پیشبینی نشده بخواهد چندین بار،و چندین ساعت تا کمتر از مسافت 22/5 کیلومتر از محلّ اقامت خود خارج شود،آیا به اقامت او ضرر میزند؟
جواب:به قصد اقامت ضرر نمیزند،حتی اگر از ابتدا قصد داشته باشد، مشروط بر اینکه شب در محل قصد اقامت بماند و رفت و آمد کمتر از 6 ساعت باشد.
سؤال 484:اگر شخصی احتمال بدهد که به دلیل پیش آمدن کاری نتواند ده روز بماند تکلیف او چیست،آیا میتواند قصد کند و اگر آن کار پیش آمد،از قصد خود اعراض کند؟
جواب:اگر پیشآمد احتمالی،امری غیر منتظره باشد،لطمهای بقصد اقامت ده روز نمیزند.
سؤال 485:مسافری قصد کرده ده روز در محلّی بماند،بعد از آنکه ده روز در آنجا اقامت کرد روز یازدهم به قریهای رفته که فاصلۀ آن تا محل اقامت 2 فرسخ است و روز یا شب را در آنجا ماند،آیا در آن یک روز یا شب که آنجا مانده،نمازش شکسته است یا نه؟و همچنین
پس از بازگشت به محل اقامت،آیا لازم است دوباره قصد ده روز بکند؟
جواب:اگر موقع رفتن به آن محل،قصد سفر جدید ندارد،و قصد دارد به همان محلّی که اوّل قصد ماندن کرده برگردد،نمازش در آن محل و در محلّ اقامت تمام است و نیازی به تجدید قصد اقامت نیست.
سؤال 486:دانشجویی قصد کرده ده روز در محلی بماند،سپس به دلیل ملغی شدن کلاس روز پنجشنبه میخواهد به مسافرت برود،آیا این مسافرت جایز است؟
جواب:مانعی ندارد.
سؤال 487:طلاّبی که بنا دارد در ماه رمضان در یک قریه بمانند و از اول بنا دارند به روستاهای اطراف که در پنج کیلومتری یا پانزده کیلومتری قرار دارند برای تبلیغ روزانه بیشتر از چندین ساعت بروند و گاهی شب هم آنجا میمانند.لطفا راه تمام خواندن نماز و گرفتن روزهشان را بفرمایید؟
جواب:در صورتی که در یک محل قصد اقامه کنند که ده روز در آنجا بمانند، اگر بعد از خواندن یک نماز چهار رکعتی از جاهای دیگر او را دعوت کنند،نماز و روزه آنان در محل اقامت و روستاهای اطراف تا به چهار فرسخی نرسد تمام و صحیح است،هر چند شب در آن روستاهای دیگر بمانند،و نیز اگر ده روز در یک محل با قصد اقامت بمانند از روز یازدهم به بعد میتوانند به اطراف و قریههای مجاور که به چهار فرسخی نمیرسد رفت و آمد کنند و نماز و روزه آنان تمام و صحیح است،هر چند شبها هم در آن روستاها بمانند.
سؤال 488:این جانب برای تبلیغ در دو قریه نزدیک به هم میمانم،آیا قصد اقامت در این دو قریه جایز است؟
جواب:اگر آن دو قریه به نظر عرف یک محل حساب شود قصد اقامت صحیح است.ولی اگر یکی محسوب نشود چنانچه در یکی از آن دو قریه قصد اقامت کنید و بنا داشته باشید همه روزه به قریه دیگر بروید ولی شب آنجا نمانید،در این صورت قصد اقامت محقق میشود و اگر بخواهید چهار فرسخ بروید باز قصد
اقامت محقق نمیشود.
سؤال 489:کسی که در غیر وطن اصلیاش زندگی میکند و برای رفتن به محلّ کار باید از حدّ ترخص بگذرد،حکم نماز و روزۀ او در محلّ زندگی و محلّ کار چیست؟
جواب:اگر قصد اقامت ده روز در محلّ سکونت فعلی نداشته باشد،در هر دو محلّ نماز او شکسته و روزهاش باطل است.
سؤال 490:شخصی در غیر وطن اصلی خود برای تحصیل آمده است.اگر این شخص در محلّ تحصیل خود قصد اقامت ده روز کند،آیا میتواند در طول اقامت خود به شهرهای هم جوار محل تحصیل خود مسافرت کند؟
جواب:اگر به حد مسافت شرعی مسافت کند قصد اقامت او به هم میخورد.
ولی اگر حدود چند ساعت در کمتر از مسافت شرعی سفر کند،قصد اقامت او به هم نمیخورد.
سؤال 491:این جانب از وطن اصلی خود به تهران آمدهام و قصد اقامت ده روز کردهام و از اوّل بنا داشتهام همه روزه برای کار به بهشت زهرا بروم،آیا نماز و روزهام صحیح است؟
جواب:نماز شکسته و روزه صحیح نیست،چون قصد اقامت ده روز در یک مکان را ندارید.
سؤال 492:کسانی که شغلشان در سفر است مانند دانشجویانی که از شهرستانها به تهران آمده و معمولا جمعهها به وطن برمیگردند،یا معلمانی که همه روزه از تهران برای تدریس به کرج میروند و عصر برمیگردند،با توجه به اینکه این افراد قبلا مقلد حضرت امام رحمه اللّه بودهاند و بعد از رحلت ایشان با اجازۀ آیات عظام آقای اراکی و آقای گلپایگانی و آقای خویی به تقلید امام باقی ماندهاند،نسبت به نماز و روزه چه وظیفهای دارد؟
جواب:به نظر این جانب نماز این افراد در غیر از وطن خودشان بنابر احتیاط شکسته است ولی این قبیل افراد که شغلشان در سفر است میتوانند در این مسأله
به فتوای یکی از این سه بزرگوار«رضوان اللّه علیهم»عمل کنند یا به فالاعلم رجوع کنند.و نماز را تمام و روزه را بگیرند.
سؤال 493:آیا حکم کثیر السفر و دائم السفر یکی است،یعنی مثلا افرادی که برای تحصیل از شهری به شهر دیگری میروند با کسی که شغل او سفر است در تمام خواندن نماز و گرفتن روزه برابرند؟
جواب:ملاک در اتمام نماز و صحت روزه این است که شغل او سفر باشد، مانند راننده و خلبان و امثال آنها و دوام و کثرت سفر برای کسی که شغل او سفر نیست اثری ندارد،بلکه نماز این افراد به احتیاط واجب شکسته و روزه صحیح نیست.
سؤال 494:پاسداری هستم که محل سکونتم گلپایگان و خدمتم در اصفهان میباشد و هر هفته از شنبه تا دوشنبه در محل خدمت و مابقی هفته در شهر و وطنم میباشم.نماز و روزه من چگونه است؟
جواب:در محل خدمت و در بین راه نماز به احتیاط واجب شکسته و روزه صحیح نیست.
سؤال 495:کسی که در طول سال پانزده روز در جایی کار میکند و پانزده روز در وطن میماند.نماز و روزۀ او چگونه است؟
جواب:در وطن که حکمش معلوم است و در محل کار چنانچه در یک محل 15 روز بماند نمازش تمام است.
سؤال 496:کسی که در غیر وطنش کار میکند،یعنی هر هفته یک بار یا بیشتر میرود و برمیگردد،آیا در بین راه که عبور و مرور میکند نمازش تمام است؟بعضی از معلّمین در غیر وطن تدریس میکنند و هر هفته یک بار به دانشگاه برای درس خواندن میروند،نمازشان چه صورت دارد؟
جواب:در هر دو صورت نماز به احتیاط واجب شکسته و روزه صحیح نیست.
سؤال 497:افرادی که به عنوان کارمند و کارگر در شرکت ذوب آهن کار میکنند،که سابقه
کار آنها گاهی بیش از 20 سال است.اگر فاصله وطن و محلّ کار آنها چهار فرسخ یا پیش از آن باشد و هر روز این مسیر را رفت و آمد کنند،حکم نماز و روزۀ آنها در محلّ کار چگونه است؟
جواب:در فرض سؤال،نماز به احتیاط واجب قصر است و روزه صحیح نیست.
سؤال 498:دانشجویی که در هفته یک یا دو بار مسافت شرعی را طی میکند،مثلا پنج روز در شهری برای تحصیل سکونت دارد و دو روز آخر هفته را به شهر خود بازمیگردد ،آیا حکم دائم السفر را دارد؟
جواب:در فرض سؤال،نماز به احتیاط واجب شکسته است و روزه صحیح نیست.
سؤال 499:استادی بین دو شهر که هیچکدام وطن او نیست و با وطن او بیش از هشت فرسخ فاصله دارند رفت و آمد دارد و در یک جا تحصیل و در جای دیگر تدریس میکنند،آیا هر دو به عنوان شغل او محسوب میشود؟
جواب:بلی هر دو شغل او محسوب میشود و نماز او در هر یک از این دو شهر و نیز در مسیر به احتیاط واجب شکسته و روزه صحیح نیست.
سؤال 500:این جانب رانندۀ یک شرکت مسافربری میباشم.اکنون دوازده روز مرخصی گرفتهام و بنا دارم به مدت یک هفته به همراه خانوادهام به مشهد مقدس مسافرت کنم،آیا در سفر مشهد نمازم قصر است یا تمام؟و آیا بعد از دوازده روز که به کارم برمیگردم در سفر اوّل نمازم قصر است یا تمام؟
جواب:در فرض سؤال،در سفر مشهد مقدس نماز شما قصر است.ولی پس از بازگشت به کار خودتان چون ده روز در یک جا نماندهاید در سفر اول نمازتان تمام است.بلی اگر ده روز در وطن خود یا در غیر وطن با قصد اقامت بمانید،در سفر اول نمازتان شکسته است.
سؤال 501:رانندهای در بین راه ماشینش خراب شده و مجبور است برای تهیّۀ وسایل
یدکی،با ماشین دیگری به شهرستانی در پنج فرسخی برود و برگردد.با توجه به اینکه ماشین،وسیلۀ شغل و کار او میباشد،آیا در این سفر،که برای تهیّۀ لوازم ماشین سفر کرده نمازش قصر میشود یا این سفر جزء سفر شغلی محسوب میشود؟
جواب:این سفر شغل محسوب نمیشود و احکام مسافر را دارد.
سؤال 502:فرمودهاید:کسی که شغلش مسافرت است اگر ده روز یا بیشتر در وطن خود بماند چه قصد ماندن ده روز را داشته باشد و چه بدون قصد بماند،باید در سفر اول که میرود نماز را شکسته بخواند.حال اگر کسی در غیر وطن خود ده روز بماند وظیفهاش در سفر اول چیست و آیا فرقی بین قصد ده روز و عدم قصد وجود دارد؟
جواب:اگر قصد ده روز در غیر وطن کرده،در سفر اولی که بعد از ده روز میرود نماز را شکسته بخواند.ولی اگر ده روز در غیر وطن بدون قصد اقامت مانده در سفر اول بنابر احتیاط واجب نماز را هم تمام و هم شکسته بخواند.
سؤال 503:این جانب اهل قم میباشم و شغلم رانندگی است که مسافر به تهران میبرم.
در یکی از سفرها ده روز با قصد اقامه در تهران ماندم و مجددا مسافر به قم آوردم و بنا دارم باز مسافر ببرم،بفرمایید سفر اول من تا کجا پایان مییابد؟
جواب:وقتی از تهران سفر خود را آغاز کردید و به قم رسیدید سفر اول شما محقق شده و همین که مجددا و بدون ماندن ده روز در قم،مسافر بردید سفر دوّم شما شروع و نماز تمام و روزه صحیح است.
سؤال 504:شخصی که شغلش مسافرت بوده،بعد از ماندن ده روز در وطن جنسی را از شهر خود به اصفهان که فاصله آن بیش از هشت فرسخ است برده و جنس در آنجا فروش نرفته لذا آن را به شهرکرد برده،آیا همین که به شهر کرد رفته،سفر دوم است و نماز را تمام بخواند؟
جواب:سفر اول از وطن به مقصد(اصفهان)است و از آنجا به مقصد دیگر (شهرکرد)سفر دوم محسوب میشود و باید نماز را تمام بخواند.
سؤال 505:شخصی که شغلش سفر است و اهل آبادان میباشد،در سفر شغلی به
بندرعباس رفته است و تا یک ماه در حال تردد مانده تا اینکه کشتی آمده و با او به سفر دریا رفته،آیا در سفر اول نمازش شکسته است یا تمام؟
جواب:در فرض سؤال نماز در سفر اول قصر است.(چون سی روز متردّدا ماندن بمنزله قصد اقامت عشرة و قاطع سفر است)
سؤال 506:در فرض فوق اگر بدون قصد،ده روز مانده در سفر اول چه وظیفهای دارد؟
جواب:در این صورت،در سفر اول احوط جمع بین قصر و اتمام است.
سؤال 507:پیلهورها که هر روز یا هر هفته در مسافرت میباشند و کارشان پیلهوری است، تکلیف آنان نسبت به نماز و روزه چه میباشد؟
جواب:پیلهور حکم راننده را دارد.
سؤال 508:سربازی از شهرستان به یکی از پادگانهای تهران آمده و مأموریتش گشتزنی در اطراف تهران تا شعاع بیش از مسافت شرعی است و مقرّش در تهران است.نماز و روزه او چگونه است و سفر اول وی چه وقت و کجا پایان مییابد،که از سفر دوم نماز را تمام و روزه را بگیرد؟
جواب:در فرض سؤال وقتی از شهرش به مقصد تهران حرکت کرد و به پادگان رسید،سفر اولش محقق شده و با شروع گشتزنی،سفر دوم شروع و باید نماز را تمام و روزه را بگیرد.
سؤال 509:این جانب در پاسگاه نگهبان میباشم و عدّهای در حوزۀ محل کار بیش از چهار فرسخ به گشتزنی مشغول میباشند.لطفا وظیفۀ ما را نسبت به نماز و روزه بیان فرمایید؟
جواب:افرادی که شغلشان نگهبانی در پاسگاه است،در صورتی که از وطنشان چهار فرسخ یا بیشتر فاصله دارند و رفت و آمد میکنند،حکم مسافر را دارند و نمازشان در پاسگاه قصر است.مگر اینکه قصد ده روز کنند.ولی افرادی که شغل آنها گشتزنی در حوزۀ محل کار است،و تا مسافت چهار فرسخ و بیشتر گشتزنی میکنند،در گشتزنی،نمازشان تمام و روزه صحیح است.
سؤال 510:برادران سپاهی که کارشان گشتزنی با اتومبیل در محدودۀ بیش از چهار
فرسخ خارج از شهر میباشد،حکم نماز و روزۀ آنها به چه صورتی است؟
جواب:اگر شغلشان گشتزنی است،نمازشان تمام و روزه صحیح است.
سؤال 511:افرادی که در مسافت شرعی،نامههای پستی را ردّ و بدل میکنند،و یا سیمهای تلفن و یا لولههای گاز و امثال آن را تعمیر میکنند.یا برای تعمیر راهآهن در حال گشتزنی در مسافت شرعی هستند،حکم نماز و روزۀ آنها چیست؟
جواب:اشخاصی که مانند نامهرسان و یا مسئول تدارکات هستند که باید چیزهایی را با خود ببرند بطوری که کار آنان به نحو دورهگردی است،نمازشان تمام و روزه آنها صحیح است و همچنین افرادی که مانند کارمند یا مهندس راه آهن و غیره که بین راهها سرکشی میکنند به طوری که صدق کند کار آنان به نحو دورهگردی است،نمازشان تمام و روزه صحیح است.
سؤال 512:شخصی از اهل«اصفهان»در«شهرضا»که حدود 20 فرسخ است باغی خریده و در آنجا لوازم زندگی فراهم کرده و دورۀ سال،روزهای جمعه به آن باغ میرود و گاهی شب جمعه هم در آنجا میماند،و فقط برای تفریح و آب و هوا به آنجا رفت و آمد میکند،نماز و روزۀ او چگونه است؟
جواب:چون شغل او سفر نیست،نمازش شکسته است و روزهاش را هم در آنجا باید افطار کند.
سؤال 513:اگر کسی بدون نیاز به سفر دائما سفر کند تا کثیر السفر شود،آیا حکم کثیر السفر را دارد؟
جواب:مناط در قصر و اتمام این است که سفر شغل شخص محسوب شود مثل راننده و دورهگرد که نمازش تمام است.ولی اگر شغل شخص سفر نباشد بلکه شغل او در سفر است،مثل دانشجویان،معلمان،کارگران کارخانهها نمازشان به احتیاط واجب شکسته است،هر چند کثیر السفر باشند.
سؤال 514:گاهی فردی دستگیر میشود و به زندانی فرستاده میشود که در فاصله 45
کیلومتری شهر او قرار دارد و نمیداند حبس او چه مقدار طول میکشد،حکم نماز و روزۀ او چیست؟
جواب:اگر زندانی نمیکند که به کجا برده شده،نمازش را تمام بخواند و اگر میداند ولی او بدون اختیار در ماشین گذاشتهاند و بردهاند،باید احتیاط کند و نماز را هم تمام و هم شکسته بخواند.مگر اینکه سی روز مردّد در آنجا بماند که پس از آن باید نماز را تمام بخواند.
روزه را هم در مواردی که نماز را تمام میخواند باید بگیرد و در مورد جمع هم باید روزه ماه مبارک رمضان را بگیرد و قضای آن را هم بگیرد.
سؤال 515:اگر زندان در فاصله 22/5 کیلومتری شهر قرار داشته باشد،نماز و روزۀ زندانی چگونه است؟
جواب:در تمام موارد نمازش را تمام میخواند و روزه را هم میگیرد.چون قصد مسافرت نکرده است.
سؤال 516:اگر زندان در فاصله کمتر از 22 کیلومتری شهر واقع شده باشد،حکمش چیست؟
جواب:نماز او تمام است و باید روزه بگیرد.
سؤال 517:اگر زندانی را از زندان به جای دیگر مثل بیمارستان بردند که با زندان فاصله دارد و دو مرتبه به آن برگرداندند،حکم نماز و روزۀ او چیست؟
جواب:اگر فاصله بیمارستان و زندان هشت فرسخ باشد و او را بیاختیار به آنجا برده باشند،باید احتیاط کند و جمع بخواند و روزه را هم بهمان نحو که ذکر شد بگیرد.مگر اینکه سی روز در آنجا مردد بماند،که بعد از آن نمازش تمام است.یا از ابتدا بداند که ده روز در آنجا میماند.
سؤال 518:بیماری که در شهری غیر از وطن خود بستری است و مدت یک ماه از بستری شدن او میگذرد و معلوم نیست که درمان او چه مدت دیگر طول میکشد تکلیف نماز و روزۀ او چیست؟
جواب:بعد از گذشت سی روز نماز او تمام و روزۀ او صحیح است.
سؤال 519:مقصود از بلاد کبیره چیست؟
جواب:بلاد کبیره به شهرهای فوق العاده بزرگ گفته میشود،بگونهای که حرکت از شمال به جنوب یا مشرق به مغرب آن سفر شناخته شود.
سؤال 520:آیا تهران از بلاد کبیره است؟
جواب:به نظر این جانب تهران از بلاد کبیره نیست و در ایران بلاد کبیره وجود ندارد.
سؤال 521:با توجه به اینکه استفاده شخصی از ماشین دولتی جایز نیست،آیا اگر کارمند دولت از ماشین دولتی جهت سفرهای شخصی خود استفاده کند،سفر او معصیت است تا نماز او تمام و روزهاش صحیح باشد؟و نیز اگر کسی برای مسافرت بلیط کسی را غصب کند و با آن سفر کند،چه حکمی دارد؟
جواب:هر چند عمل او در موارد فوق جایز نیست،ولی سفر او سفر معصیت نیست و نمازش شکسته است.
سؤال 522:اگر در مسافرت از نوبت بلیط دیگران استفاده شود یا با بلیطی که پول آن را دیگری پرداخته بدون جلب رضایت صاحب بلیط استفاده شود،نماز و روزه فرد استفادهکننده چه صورتی دارد؟
جواب:در صورتی که از نوبت دیگران استفاده کند و پول بلیط را خودش بدهد نماز او شکسته است و نباید روزه بگیرد.و همینطور اگر از بلیط دیگری استفاده کند که حکم مرکب غصبی را دارد ولی به احتیاط مستحب در فرض دوم نماز را هم تمام و هم شکسته بخواند و روزه را بگیرد و قضای آن را نیز بگیرد.
سؤال 523:شخصی که اهل تهران است اگر بیاید به باقرآباد و برگردد-با توجه به اینکه تهران تا باقرآباد بیش از چهار فرسخ است-نسبت به نماز و روزهاش چه وظیفهای دارد؟
جواب:اگر از آخر تهران تا اول باقرآباد چهار فرسخ باشد،نماز شکسته و روزه را باید افطار کند و اگر فاصله بین آن دو کمتر باشد،نماز تمام و روزه صحیح است.
سؤال 524:شخصی که اهل تهران است اگر به قم بیاید،در برگشت که به مرقد حضرت امام یا بهشت زهرا میرسد،نماز او در این دو محل قصر است یا تمام؟
جواب:تا وقتی به تهران نرسیده،نمازش قصر است.
سؤال 525:نیت نماز مسافر چگونه است؟
جواب:همان نیت نماز غیر مسافر است و فرقی نمیکند و در نیت نماز ذکر قصر یا اتمام لازم نیست.
سؤال 526:شخصی برای نماز،قادر بر بلند شدن نیست،ولی ممکن است دیگران او را بلند کنند،یا به وسیلۀ عصا یا دست گرفتن به دیوار بلند شود و گاهی در حال ایستادن و قرائت، بدنش حرکت میکند،مگر اینکه به چیزی تکیه نماید،آیا باید او را بلند کنند و یا تکیه دهد و نماز را ایستاده بخواند و یا میتواند در حال نشسته نمازش را بخواند؟
جواب:در هر دو صورت،واجب است نماز را ایستاده بخواند.
سؤال 527:بیدار کردن مهمان و همسایه و غیره برای نماز واجب،چگونه است،آیا شرعا اشکال دارد و آیا بین اولاد و دیگران فرقی هست؟
جواب:بیدار کردن دیگران لازم نیست،ولی اولاد را به لحاظ اینکه عادت به نماز کنند جایز،بلکه لازم است.
سؤال 528:اگر در حال نماز،در همان اتاق محلّ نماز،صدای موسیقی بلند شود وظیفۀ نمازگزار چیست؟
جواب:اگر گوش دادن نباشد،اشکال ندارد و اگر قبل از نماز بداند که صدای موسیقی حرام برقرار میشود،در صورت امکان برای نماز،به محلّ دیگر برود.
سؤال 529:آیا میشود نماز شب یا سایر نمازهای مستحبّی را در حال حرکت خواند؟
جواب:مانعی ندارد.
سؤال 530:کسانی که میدانند اگر تا آخر شب بیدار بمانند برای نماز صبح بیدار نمیشوند، آیا جایز است بیدار بمانند؟
جواب:در فرض سؤال احوط ترک بیدار ماندن است،مگر اینکه مطمئن بشوند برای نماز بیدار میشوند.
سؤال 531:در صورتی که بیمار به خاطر خوف ضرر،یا عذر دیگری،نماز را در فروض زیر انجام دهد،ولی بعد از اتمام،متوجّه شود که خوف او بیمورد بوده است،تکلیف در موارد زیر چیست؟
الف-به جای غسل و وضو،تیمّم نماید.
ب-طهارات ثلاث را به صورت جبیره انجام دهد.
ج-نماز را در حالت نشسته یا اشاره بخواند.
د-در جهت خلاف قبله نماز بخواند.
جواب الف-اعاده لازم نیست.
جواب ب-اعاده لازم نیست،اما اگر اعاده کند بهتر است.
جواب ج-اعاده لازم است.
جواب د-اعاده لازم است.
سؤال 532:تکلیف شخصی که به دلایلی نتواند و یا مشکل باشد،طهارات ثلاث را خود یا توسط نایب انجام دهد چیست؟آیا لازم است،نمازی که بدون طهارت خوانده شده،اعاده گردد؟
جواب:در فرض سؤال،اعاده لازم است.
سؤال 533:چنانچه ضرورت ایجاب کند،در حال نماز به بیمار دارو خورانده شود،در صورت امکان اعاده نماز،آیا خواندن دوباره آن لازم است؟
جواب:اگر صورت نماز به هم بخورد،نماز باطل و اعاده لازم است و اگر
صورت نماز به هم نخورد،احتیاط واجب آن است که نماز را اعاده کند.
سؤال 534:به عقیده من نماز برای پیامبر به زبان عربی نازل شده چون زبان پیامبر عربی بوده است و آن را درک میکردهاند،اما ما که زبان فارسی داریم چرا نتوانیم به زبان فارسی بخوانیم که بهتر آن را درک کنیم؟
جواب:فرزند عزیزم (1)قسمت اول سخن شما کاملا صحیح است،ولی از لحاظ دلیل شرعی آنچه پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله به ما دستور داده است این است که همه نماز را به زبان عربی بخوانند،حتی کسانی که زبان مادری آنها عربی نباشد،راه حلّ مشکل شما این است که لااقل معنای نماز را یاد بگیرید و همانطور که عربی میخوانید، معنای آن را هم درک کنید و شاید یک علت آن این باشد که اگر همه مسلمانها نماز را به زبان عربی بخوانند،اتحاد و هماهنگی کامل در نماز که مهمترین فریضه الهی است واقع میشود و علاوه بر این،مقدمۀ آشنایی با زبان قرآن خواهد بود.
1) 1) -این جواب در پاسخ به سؤالات یکی از دانشآموزان داده شده است.
سؤال 535:آیا نیت در اوّل ماه مبارک رمضان کافی است؟
جواب:بلی،اگر در شب اوّل ماه رمضان نیت کند که برای امتثال امر الهی این یک ماه را روزه میگیرم کفایت میکند.ولی احوط آن است که هر شب هم نیت روزه فردا را بکند.
سؤال 536:کسی که در ماه مبارک رمضان برای گرفتن یک ماه روزه نیت میکند،اما نمیتواند همه آن را بگیرد،چه حکمی دارد؟
جواب:مانعی ندارد.
سؤال 537:آیا قصد افطار و روزه خوردن مبطل روزه میشود و قضا و کفّاره دارد؟
جواب:نیّت افطار و خوردن موجب بطلان روزه نمیشود.ولی اگر نیت کند که روزه نباشد روزه او باطل است و فقط قضای آن روز بر او واجب است و کفاره ندارد،چون کفّاره وقتی واجب میشود که یکی از مفطرات را مرتکب شود.
سؤال 538:اگر کسی قبل از طلوع فجر،عمدا قصد روزه نکند،ولی در روز هیچ یک از مفطرات روزه را مرتکب نشود،آیا قضا و کفّاره بر او واجب است؟
جواب:فقط قضا بر او واجب است،همانگونه که در مسأله قبل بیان شد.
سؤال 539:آیا میتوان قبل از ظهر نیت روزۀ استیجاری کرد؟
جواب:در صورتی که مفطری انجام نداده باشد،مانعی ندارد.
سؤال 540:شخصی بعد از طلوع فجر محتلم شده و قبل از ظهر غسل کرده و چیزی نخورده است،آیا میتواند نیت روزۀ استیجاری کند؟
جواب:اگر قبل از ظهر نیت کند،صحیح است.
سؤال 541:شخصی در غیر ماه رمضان قصد روزه کرد،بعد منصرف شد ولی چیزی نخورده است،آیا میتواند دوباره قبل از ظهر نیت روزه قضای ماه رمضان کند؟
جواب:اگر پیش از ظهر نیّت کند،روزه صحیح است.
سؤال 542:شخصی احتمال میدهد که روزه قضایی داشته باشد و روزه گرفته است،به این نیت که اگر قضا بر ذمّه او است قضای واجب باشد وگرنه مستحب باشد،آیا این روزه صحیح است؟
جواب:اگر قصد ما فی الذّمة کند،بیاشکال است.
سؤال 543:اگر در روزۀ واجب یا مستحب سهوا مبطلی بجا آورده شود،روزه چه صورت دارد؟و آیا فرقی بین روزۀ ماه رمضان و غیر آن هست یا نه؟و آیا فرقی در روزهای که وقتش موسّع است با غیر آن وجود دارد؟
جواب:مفطر سهوی در هیچ روزهای مبطل نیست و روزه صحیح است.
سؤال 544:آیا مسواک کردن در روز ماه رمضان،اشکال دارد؟
جواب:اشکال ندارد،ولی باید پس از مسواک،کاملا آب دهان را جمع کرده بیرون بریزد که آب مسواک فرو نرود.
سؤال 545:آیا فرو بردن خلط گلو باعث بطلان روزه میشود؟
جواب:اگر خلط وارد فضای دهان نشود،فرو بردن آن موجب بطلان نیست.
سؤال 546:شخصی در ماه رمضان یک ربع به اذان صبح بیدار شده و جنب است و این مدت برای خوردن سحری و غسل کفایت نمیکند،وظیفۀ او چیست؟
جواب:اگر میتواند بدون سحری روزه بگیرد،غسل کند.ولی اگر بدون سحری نمیتواند روزه بگیرد و خوف ضرر دارد،سحری بخورد و قبل از اذان تیمم کند.
سؤال 547:در روزۀ استیجاری شخص بیدار شد و معلوم شد پیش از طلوع فجر محتلم بوده،آیا روزه او صحیح است؟
جواب:بلی صحیح است.
سؤال 548:آیا غلط خواندن قرآن،در ماه مبارک رمضان روزه را باطل میکند یا خیر؟
جواب:خیر،روزه باطل نمیشود.ولی سعی کند قرآن را صحیح بخواند.
سؤال 549:روضه که بعنوان زبان حال خوانده میشود،یا اشعار که معمولا زبان حال است،آیا مبطل روزه است؟
جواب:اگر مناسبت داشته باشد و به امام علیه السّلام نسبت ندهند مبطل نیست و اگر اطمینان به صحت آنها ندارند،نام کتابی که آنها را نقل کرده ببرند و از آن کتاب نقل کنند.
سؤال 550:شخصی مبتلا به«آسم»و نفس تنگی شدید است و نوعی داروی طبّی استعمال میکند و آن دارو به صورت پودر گاز از راه دهان به ریهها میرسد و باعث تسکین میگردد،و گاهی روزانه چندین بار،از آن استفاده میکند،و بدون آن نمیتواند براحتی تنفس کند،آیا روزهاش باطل میشود؟
جواب:داروی نامبرده در فرض سؤال،که بر استعمال آن اکل و شرب صدق نمیکند مبطل روزه نیست.
سؤال 551:مقصود از بخار غلیظ که در رساله فرمودهاید مبطل روزه است،چه بخاری است؟
جواب:مقصود بخاری است که مانند دود است و از نزدیک دیده میشود و مشتمل بر ذرّات آب است،مانند بخار سماور در حال جوش و امثال آن،و امّا بخار داخل حمام معمولی مانعی ندارد.
سؤال 552:این جانب میتوانم روزه بگیرم،ولی برای تنفس از وسیلهای استفاده میکنم که بصورت بخار به حلقم میرسد،آیا روزهام صحیح است؟
جواب:بلی،در فرض سؤال که ناچار از استعمال آن هستید،روزه صحیح است.
سؤال 553:آیا وارد کردن دستگاه آندوسکوپی در معده برای عکسبرداری-بدون این که چیزی که مبطل روزه است همراه آن داخل معده شود-روزه را باطل میکند؟
جواب:مبطل نیست.بلی اگر وارد کردن دستگاه آندوسکوپی مستلزم ارتکاب یکی از مبطلات روزه باشد روزه را باطل میکند مثلا به لولۀ آن آب دهان و خلق بچسبد و بعد از خروج از دهان مجددا با همان رطوبت وارد حلق شود.
سؤال 554:اخلاط سر و سینه وقتی وارد محوطۀ دهان میشود،اگر قهرا فرو داده شود، روزه را باطل میکند؟
جواب:اگر بیاختیار فرو داده شود،روزه را باطل نمیکند.
سؤال 555:آیا موزیک زدن در ماه مبارک رمضان با کیفیتی که در پایین میآید روزه را باطل میکند و قضا و کفاره دارد؟
الف-تعدادی از سازها زیر زبان رفته و در آورده میشود و مجدّدا به داخل دهان میرود و فرصتی برای پاک کردن رطوبت یا بیرون ریختن آب دهان نیست.
ب-دسته دیگر سازها روی لب گذاشته و مدام باید زبان زد و بعد از برداشتن از لب و گذاشتن مجدد بر لب آب داخل لوله آنها در نتیجه دم و بازدم به داخل دهان آمده و فرو بردن آن اجتنابناپذیر است و امکان دور انداختن نیست.
جواب:بطور کلی اگر ساز با آب دهان تر شود و پس از در آوردن،مجدّدا داخل دهان برده شود و رطوبت آن را فرو برند،روزه باطل میشود و در صورتی
که از روی عمد و با اختیار این کار را انجام دهند قضا و کفاره دارد.ولی اگر اجبار باشد کفاره ندارد،فقط قضا دارد.بلی اگر رطوبت بطوری با آب دهان مخلوط و در آب دهان از بین برود که رطوبت خارج به آن گفته نشود مبطل نیست و روزه صحیح است و قضا و کفاره ندارد.
سؤال 556:در صورت اجبار فرماندهان ارتش به زدن موزیک،تکلیف دانشآموزان و پرسنل موزیک چه میباشد؟
جواب:در فرض سؤال،سعی کنند آب دهان را که مجدّدا به دهان برمیگردد در آب دهان مستهلک و مخلوط کنند که رطوبت خارجی به آن گفته نشود،در این صورت روزه صحیح است و در غیر این صورت قضا دارد،هر چند که کفاره ندارد.
سؤال 557:اگر کسی شب جنب شود و مثلا ساعت 3 بامداد بیدار شود و ببیند جنب است و دوباره بخوابد و ساعت 9 صبح از خواب بیدار شود آیا قضا و کفّاره دارد؟
جواب:اگر تصمیم داشت که بعد از ساعتی مثلا بیدار شود و برود غسل کند و اتفاقا بیدار نشد،روزه را قضا کند ولی کفاره ندارد ولی اگر در اثر بیمبالاتی بوده روزهاش باطل است و قضا و کفاره دارد.
سؤال 558:این جانب در قریهای بودم که تبلیغات و بیان احکام،کم بود.لذا از مسائل شرعی بیاطّلاع بودم.و فقط میدانستم که نماز و روزه واجب است.ولی از مسأله جنابت و غسل آن آگاهی نداشتم و مدّتی نماز و روزه انجام دادم،بدون اینکه غسل کنم.اکنون متوجّه شدم،تکلیفم چیست؟البته یقین دارم که مقداری از نماز و روزهها،با حال جنابت انجام شده.
جواب:در فرض سؤال که شما تقصیر در یاد گرفتن مسائل نداشتهاید،روزهها صحیح و قضا ندارد.ولی نمازها را که میدانید با حال جنابت خواندهاید،باید قضا کنید.
سؤال 559:کسی که در ماه مبارک رمضان بر او غسل واجب شده و تمکن از آن ندارد،چه
باید بکند؟
جواب:در فرض سؤال تکلیف او تیمم بدل از غسل است و با تیمّم روزه او صحیح است.
سؤال 560:اگر کسی در ماه مبارک رمضان با آب نجس غسل کند و پس از سه روز بفهمد که آب نجس بوده،نمازهای این مدت و روزهاش چه حکمی دارد؟
جواب:روزههایش صحیح است.ولی باید پس از غسل نمازهایش را قضا کند.
سؤال 561:اگر خانمی با همسر خود در ماه مبارک رمضان شوخی و مزاح کند بعدا ترشّحی در خود ببیند،وظیفه چیست؟
جواب:ترشح مزبور اگر منی باشد و زن بداند که با این عمل منی خارج میشود روزه را باطل میکند.
سؤال 562: هرگاه زنی با شوهر خود در شب معاشقه کند و بعد بخوابد و در خود ترشحی را ببیند،وظیفه چیست؟
جواب:زن نیز مانند مرد محتلم میشود ولی تا یقین پیدا نکرده است که آن ترشح منی است،لازم نیست غسل کند.
سؤال 563:زنی،برای اینکه روزهاش را بگیرد،قرص جلوگیری از عادت ماهیانه،مصرف کرده است،آیا روزهاش صحیح است؟
جواب:اگر با مصرف قرص،عادت نشده،روزهاش صحیح است.
سؤال 564:خوردن قرص ضد بارداری،در ماه مبارک رمضان چه حکمی دارد؟
جواب:اگر ضرر مهمّی نداشته باشد،اشکال ندارد و فرقی بین ماه رمضان و غیر آن نیست.
سؤال 565:این جانب مبتلا به سینه درد هستم و گاهی به ضعف غیر قابل تحمل مبتلا
میشوم و در عین حال راضی نمیشوم روزهام را بخورم،آیا اگر با این حال روزه بگیرم صحیح است؟
جواب:اگر روزه باعث پیدایش مرض یا شدید شدن بیماری شود صحیح نیست و باید روزه را افطار کنید.
سؤال 566:این جانب مبتلا به ضعف چشم میباشم و خیلی مایلم روزه بگیرم،ولی میترسم برای چشمانم ضرر داشته باشد،آیا روزه بگیرم؟
جواب:در صورتی که خوف و ترس ضرر برای چشم داشته باشید،روزه گرفتن جایز نیست.
سؤال 567:کسی که در اثر روزه گرفتن دچار کمخونی یا سردرد شدید میشود،آیا میتواند روزه نگیرد؟
جواب:اگر ضعف و کمخونی و سردرد به گونهای باشد که عادتا نمیتواند تحمل کند،روزه واجب نیست.
سؤال 568:دختر این جانب نه سالش شده،ولی روزه گرفتن برایش مشکل است و گاهی به ضعف شدید مبتلا میشود،آیا افطار کند؟در صورت افطار آیا قضا بر او لازم است؟
جواب:اگر روزه موجب ضعف غیر قابل تحمل بشود و برای او مشقت و حرج داشته باشد روزه نگیرد.ولی بعدا در صورت تمکن و قدرت قضا کند.
سؤال 569:دکتر،این جانب را از روزه گرفتن منع کرده و اظهار داشته که روزه برایت ضرر دارد،آیا باید به گفته او روزهام را افطار کنم؟
جواب:اگر خوف ضرر باشد،نباید روزه بگیرد.
سؤال 570:چنانچه دکتر شخصی را از گرفتن روزه منع کند،آیا نظر او قابل اجرا است؟
جواب:اگر دکتر متخصص باشد و از گفتۀ او اطمینان حاصل شود،گفتار او حجت است. (1)
1) 1) -مسائلی در این زمینه تحت عنوان مسائل پزشکی«بحث عمل به دستورات پزشک»ص 618 مطرح شده است.
سؤال 571:آیا مسافری که نماز شکسته میخواند،میتواند نماز قضای تمام بخواند و روزۀ قضا بگیرد؟
جواب:روزۀ قضا در سفر صحیح نیست،ولی نماز قضا را میتواند تمام بخواند.
سؤال 572:شخصی در سفر بود و قصد داشت پیش از ظهر به وطن برسد و نیت روزه کند،ولی در بین راه سهوا چیزی خورد،آیا میتواند آن روز را روزه بگیرد؟
جواب:مشکل است.
سؤال 573:شخصی قبل از ظهر به حدّ مسافت شرعی مسافرت کرده و قبل از ظهر به وطن خود برگشته است،وظیفه او چیست؟
جواب:اگر در سفر مفطری نیاورده،واجب است قصد روزه کند.
سؤال 574:کسی که از سفر برمیگردد و قبل از ظهر به حد ترخص وطن میرسد،آیا روزۀ آن روز برایش واجب است؟
جواب:در فرض سؤال،احتیاط واجب جمع بین گرفتن روزه و قضای آن است.
سؤال 575:آیا در سفر معصیت که نماز تمام است روزه را هم باید بگیرد؟
جواب:بلی،باید روزه را بگیرد.
سؤال 576:شخصی در ماه مبارک رمضان قبل از ظهر از وطنش یا از محل اقامه خود حرکت میکند و خروج او از حد ترخّص (1)بعد از ظهر انجام میشود.آیا روزۀ آن روز بر او واجب است یا نه؟
1) 1) -حدّ ترخص جایی است که دیوار شهر دیده نمیشود و صدای اذان هم شنیده نمیشود.همانطوری که در توضیح المسائل شرط هشتم نماز مسافر ذیل مسأله 1339 بیان شده و در مسأله 450،ص 125 همین کتاب هم بیان شده است.
جواب:چنانچه شروع به مسافرت قبل از ظهر باشد و خروج از حدّ ترخص بعد از ظهر،احتیاط واجب جمع بین گرفتن روزه و قضای آن است.
سؤال 577:اگر شخصی در ماه مبارک رمضان هنگام مراجعت از سفر،پیش از ظهر به حدّ ترخّص وطنش یا جایی که میخواهد ده روز در آنجا بماند برسد،ولی بعد از ظهر به وطن یا محلّی که میخواهد بماند برسد،و کاری که روزه را باطل میکند انجام نداده باشد،آیا روزۀ آن روز بر او واجب است یا نه؟
جواب:در فرض سؤال،احتیاط واجب جمع بین گرفتن روزه و قضای آن است.
سؤال 578:شخصی که در ماه مبارک رمضان مسافر است برای اینکه بتواند روزه بگیرد اگر قبل از ظهر به حدّ ترخص بیاید و نیت روزه کند و همین که ظهر شد از همانجا مجددا مسافرت کند،آیا روزهاش صحیح است یا نه؟
جواب:اگر بخواهد روزهاش صحیح باشد و قضا نداشته باشد باید قبل از ظهر وارد وطنش شود و بعد از ظهر از وطن خارج شود،و الاّ بنابر احتیاط واجب لازم است بین گرفتن روزه و قضای آن جمع نماید.
سؤال 579:آیا حکم نماز و روزۀ مسافر در باب حدّ ترخص فرق میکند؟
جواب:بلی،در خصوص مسافرت از وطن،اگر بخواهد در فاصلۀ بین وطن و حدّ ترخص نماز بخواند معینا نماز تمام است.ولی نسبت به روزه در این فاصله به نحوی که در دو مسأله قبل بیان شد باید احتیاط کند.اما در محلی که قصد اقامت کرده،اگر مسافرت کند و بخواهد پیش از حد ترخص نماز بخواند،بنابر احتیاط واجب باید نماز را هم شکسته و هم تمام بخواند.همانگونه که روزه را نیز بنابر احتیاط واجب باید بگیرد و قضای آن را هم بگیرد.
سؤال 580:شخصی در ماه مبارک رمضان به خارج از کشور مسافرت میکند،آیا این مسافر باید با اذان ایران افطار کند یا به اذان محل ورود؟نماز وی چگونه است؟
جواب:طبق اذان محلّ ورود باید افطار کند و نماز بخواند.
سؤال 581:آیا انسان میتواند نذر کند که روزۀ ماه رمضان را در سفر بگیرد؟
جواب:جایز نیست.
سؤال 582:شخصی نذر کرده تمام روزهای جمعه ماه رجب و شعبان را روزه بگیرد،آیا اگر سفری برای او پیش آید عمل به این نذر واجب است؟
جواب:اگر نذر کرده این روزها را حتی اگر مسافر هم شد روزه بگیرد باید در سفر نیز بگیرد و در غیر این صورت قضای روزۀ نذری کافی است،کفارۀ مخالفت با نذر بر او نیست.
سؤال 583:آیا روزۀ مستحبی را میتوان در سفر گرفت؟
جواب:نمیشود،مگر این که نذر کرده باشد در سفر روزه بگیرد،یا نذر کرده باشد روز معین را چه در سفر و چه در حضر روزه بگیرد.
سؤال 584:آیا میتوان در سفر نذر روزۀ مستحبی کرد؟مثلا در راه مشهد یا پس از رسیدن به آنجا بدون قصد اقامت نذر روزۀ مستحبی کند؟
جواب:خیر.
سؤال 585:کسی که قضای روزۀ ماه رمضان بر عهده دارد،آیا میتواند نذر کند و روزۀ نذر بجا آورد؟
جواب:اگر روز معینی را نذر کند که گرفتن قضای روزههای خودش قبل از آن ممکن باشد،مانعی ندارد.
سؤال 586:کسی که روزۀ قضای رمضان به عهده اوست،آیا میتواند برای دیگری اجیر شود یا تبرّعا روزۀ غیر را بگیرد؟روزه قضایی پدر را چطور؟
جواب:روزه قضای پدر را میتواند بگیرد اما در صورتی میتواند اجیر شود که زمان آن را به وقتی موکول کند که امکان گرفتن روزههای واجب خود را داشته باشد.
سؤال 587:آیا بچۀ نابالغ میتواند برای گرفتن روزه اجیر شود؟
جواب:خلاف احتیاط است.
سؤال 588:کسی که روزۀ کفّاره بر عهده دارد و برای او مقدور نیست بطور متوالی روزه بگیرد،آیا میتواند روزۀ استیجاری بگیرد؟
جواب:مانعی ندارد.
سؤال 589:اگر پسر بزرگ میت نابالغ باشد،آیا میتواند قبل از بلوغ روزههای پدر خود را بگیرد؟
جواب:اگر ممیز باشد و شرایط صحت روزه را مراعات کند،مانعی ندارد.
سؤال 590:اگر کسی روزۀ استیجاری را بعد از ظهر افطار کند،کفاره دارد؟
جواب:کفاره ندارد.
سؤال 591:اشخاصی که جاهل به حکم بودهاند و در اوایل تکلیف روزه را خوردهاند، مضافا بر قضا،آیا کفارۀ افطار عمدی دارد؟
جواب:بطور کلی اگر جاهل به مسأله بودهاند و از یاد گرفتن غفلت داشتهاند، فقط قضا بر آنان واجب است.ولی اگر ملتفت بودهاند و احتمال میدادهاند و قدرت یادگیری مسائل را داشتهاند و از روی بیاعتنایی و سهلانگاری سؤال و تحقیق نکردهاند،علاوه بر قضا،کفاره هم بر عهدۀ آنان میباشد.
سؤال 592:کسی که روزۀ قضا داشته باشد،آیا میتواند روزۀ مستحبی بگیرد؟
جواب:خیر،نمیتواند.
سؤال 593:کسی که نمیتواند روزههای قضای خود را بگیرد،چه حکمی دارد؟
جواب:هر وقت توانست بگیرد.
سؤال 594:شخصی در ماه مبارک رمضان،میدانسته که قبل از ظهر،به مسافرت میرود
و نباید روزه بگیرد،لذا صبح،قبل از حرکت در منزل افطار کرد(صبحانه خورد)آیا فقط قضای آن روز را بگیرد یا کفّاره هم دارد؟
جواب:روزه را باید قضا کند و کفّاره هم بدهد.مگر اینکه احتمال هم نمیداده که نباید افطار کند،که در این صورت فقط قضا دارد.
سؤال 595:اگر انسان،در روزۀ واجب،سهوا چیزی بخورد و به خیال اینکه روزهاش باطل شده است،افطار کند،آیا غیر از قضا کفّاره هم بر او واجب است؟
جواب:اگر جاهل مقصّر بوده،یعنی در یاد گرفتن مسأله،کوتاهی کرده و روزۀ مورد سؤال،روزۀ ماه رمضان بوده،قضا و کفّاره واجب است.
سؤال 596:شخصی به جهت مریضی روزۀ ماه رمضان را نگرفته،آیا میتواند پول کفارۀ تأخیر آن را به فقیر بپردازد؟
جواب:پول دادن کفایت نمیکند.ولی در صورتی که به فقیر وکالت دهد که با آن پول،از جانب پرداختکننده طعام خریداری کند و خودش تملک کند،مانعی ندارد.البته باید فقیر مورد اطمینان باشد.
سؤال 597:شخصی به سنّ پانزده سال قمری رسیده و به او تذکر دادهاند که مکلّف شده، ولی باور نکرده و خیال میکرده که سن تکلیف تمام شدن پانزده سال شمسی است،لذا روزۀ آن سال را نگرفته،فعلا چه وظیفهای دارد؟
جواب:اگر در سؤال و تحقیق سهلانگاری و بیاعتنایی کرده،علاوه بر قضا، کفّاره هم واجب است.
سؤال 598:کسی که کفارۀ روزه به گردن او است،اما درآمدی ندارد و تحت تکفل پدر است،چگونه باید آن را بدهد؟
جواب:هر وقت قدرت پیدا کرد بدهد.
سؤال 599:شخصی برای قضای روزۀ ماه رمضان اجیر شده و بعد از ظهر افطار کرده،آیا کفاره دارد؟
جواب:خیر،کفاره ندارد.
سؤال 600:کسی که روزۀ ماه مبارک رمضان را بدون عذر شرعی باطل کند،اگر بخواهد بعنوان کفّاره شصت فقیر را اطعام کند،آیا میتواند قیمت آن را حساب کرده و پول آن را به فقیر بدهد؟
جواب:میتواند پول آن را به فقیر مورد اطمینان بدهد و او را وکیل کند تا از طرف او نان بخرد و مصرف کند.
سؤال 601:دختری 4 سال روزههای خود را نگرفته و از طرفی میباید برای خودش جهیزیّه تهیه کند،اگر بخواهد برای هر روز 60 فقیر اطعام کند جمعا چقدر میشود؟آیا دادن کفاره مقدّم است یا تهیّه جهیزیه؟
جواب:قضای روزههایی را که نگرفته است انجام دهد و برای کفاره هر روز حدود 45 کیلو گندم یا قیمت آن را در نظر گرفته و تدریجا به فقرا برای صرف نان بپردازد و به تأخیر انداختن کفاره اگر به قصد بیاعتنایی و مسامحه نباشد،مانعی ندارد.
سؤال 602:آیا غیر سید میتواند کفارۀ روزهاش را به سید بدهد؟
جواب:خلاف احتیاط استحبابی است و مستحب است صدقات واجبه اعم از کفارات مربوط به روزه و غیره را،غیر سید به سید ندهد.
سؤال 603:آیا در کفاره میتوان به جای آرد یا نان و گندم،برنج به فقیر داد؟
جواب:بلی،جایز است ولی مقدار برنج باید از جهت وزن به همان مقداری باشد که در مورد گندم لازم است،یعنی به جای یک مد گندم یک مد برنج بدهند نه کمتر.
سؤال 604:آیا میتوان یک مد نان از نانوایی خرید و جهت کفاره روزه به فقیر داد،یا حتما باید یک کیلو باشد؟
جواب:بلی،یک مد(750 گرم)نان کفایت میکند ولی بهتر است یک کیلو بدهد.
سؤال 605:شخصی مدتی غسل جنابت خود را باطل انجام داده است،روزههای او چه حکمی دارد؟
جواب:روزهها صحیح است و قضا و کفاره ندارد.
سؤال 606:شخصی با آب نجس یا مضاف غسل کرده و بعد از چند روز متوجه شده آیا نماز و روزههای او صحیح است؟
جواب:روزه صحیح است،ولی نمازهایش باطل است.
سؤال 607:آیا با محاسبات منجمان مخصوصا در حال حاضر که امکانات دقیقی در اختیار دارند،اول ماه ثابت میشود؟
جواب:هر کس از گفته آنها یقین یا اطمینان پیدا کند،باید به آن عمل کند.
سؤال 608:اگر ماه در کشورهای شرقی رؤیت شود،آیا برای کشورهای غربی حجت است؟
جواب:بلی،رؤیت هلال در مشرق زمین،برای مغرب زمین حجت است و خودبخود ثابت میشود.ولی رؤیت هلال در مغرب برای شهرهای مشرق حجت نیست.
سؤال 609:اگر در جمهوری اسلامی هلال رؤیت شود،با توجه به اینکه افغانستان در شرق ایران قرار گرفته،در بعضی از مناطق آن که تقریبا یک ساعت از نظر طلوع و غروب آفتاب با تهران اختلاف دارند،رؤیت ثابت میشود یا نه؟و در صورت عدم ثبوت،اگر تاکنون بر طبق رادیو ایران افطار کرده باشند،آیا موجب قضا و کفاره یا قضای تنها میشود؟
جواب:بطور کلی اگر در شهری اول ماه ثابت شود برای مردم شهر دیگر که با آن هم افق یا نزدیک به هم باشند نیز ثابت میشود و نیز وقتی اول ماه در تهران ثابت شد برای شهرهایی که در قسمت غرب تهران واقع شدهاند حجت است.
ولی برای شهرهایی که در قسمت شرق تهران واقع هستند حجت نیست و اگر
بر خلاف عمل کردهاند باید روزۀ خود را قضا کنند و اگر در یاد گرفتن کوتاهی کردهاند،کفاره هم دارد.
سؤال 610:آیا متطوّق و مرتفع بودن هلال دلالت بر شب دوم میکند؟
جواب:شرعا دلالت نمیکند.
سؤال 611:آیا رؤیت هلال در بلاد بعیده کفایت از سایر بلاد میکند؟
جواب:اگر قریب الافق باشند کافی است.
سؤال 612:در صورتی که عید فطر مشکوک باشد و معلوم نیست ماه مبارک 29 روز میباشد یا 30 روز،حکم حاکم هم دیر میرسد،وظیفه چیست؟
جواب:اول ماه به چند چیز ثابت میشود،که در توضیح المسائل مسأله 1780 بیان شده و روزی را که نمیداند آخر رمضان است یا اوّل شوّال،واجب است روزه بگیرد.
سؤال 613:روزی که در ایران عید فطر اعلام میشود،آیا مردم افغانستان میتوانند عید بگیرند؟اگر نمیشود،چطور با عید در تهران،مردم خرمشهر و آبادان و بندرعباس میتوانند عید بگیرند،ولی افغانستان نمیتوانند؟
جواب:حکم حاکم شرع در مورد اول ماه در شهر محل اعلام و شهرهایی که با آن شهر هم افق یا قریب الافق هستند یا در غرب آن شهر واقع شدهاند مجزی است و حتی برای مقلدین همان حاکم که در شهرهای شرقی ساکن هستند ثابت نمیشود.لذا با اعلام رؤیت هلال در تهران،در بندرعباس و بوشهر و آبادان اول ماه ثابت میشود.ولی در شرق ایران،مثل مشهد و افغانستان ثابت نمیشود.
سؤال 614:اگر در ایران هلال رؤیت شد،آیا در افغانستان هم اول ماه ثابت میشود یا خیر؟
جواب:اگر رؤیت هلال در ایران باشد برای افغانستان ثابت نمیشود.بلی اگر رؤیت هلال در شرق ایران باشد،در شهرهای غربی افغانستان که هم افق شهرهای
شرقی ایران یا قریب الافق با آنها باشد،ثابت میشود.
سؤال 615:شخص معتبری تلفن میکند که فردا عید فطر است،آیا قبول میشود؟
جواب:اگر موجب اطمینان بشود،ترتیب اثر داده شود.
سؤال 616:معتکف در روز سوّم اعتکاف برای غسل مستحبّی از مسجد خارج میشود،آیا اعتکاف باطل میشود یا خیر؟بر فرض بطلان،تنها قضا لازم است یا کفّاره هم لازم میباشد؟
جواب:اعتکاف باطل نمیشود.
سؤال 617:آیا در تهران بزرگ در مسجد جامع هر محلّه میتوان اعتکاف کرد؟
جواب:یکی از شرایط صحت اعتکاف این است که در مسجد جامع باشد، یعنی مسجد عمومی که محل اجتماع عامه مردم است و اختصاص به اهل یک محله و گروه خاصی نداشته باشد،مثل مسجد اعظم و مسجد امام در قم و مسجد امام و مسجد جمعه در تهران و امثال آن.بنابراین در مسجد بازار و محلهها اعتکاف صحیح نیست.
سؤال 618:آیا در حال اعتکاف میتوان در صحن و حیاط مسجد توقف کرد؟
جواب:اگر صحن و حیاط مسجد به گونهای است که در آن نماز میخوانند و صیغه مسجدیت بر آن خوانده شده،مثل مسجد امام حسن عسکری علیه السّلام در قم، میتوان در آن توقف کرد.وگرنه نباید در آن توقف کرد.
سؤال 619:آیا شخص معتکف میتواند برای شرکت در نماز جمعه از مسجد محل اعتکاف خارج شود؟
جواب:ظاهرا از مواردی است که میتوان خارج شد.ولی باید حد اقل زمان لازم را رعایت کند و در رفت و آمد به احتیاط مستحب زیر سایه نرود.
سؤال 620:کسی زمینی را کشت کرده و با مالک قرار گذاشته است که بعد از برداشت محصول صدی سی من گندم به او بدهد،آیا زکات به این گندم تعلق میگیرد؟
جواب:اگر کارگر در بذر شریک نباشد و سهمیه او تنها به جهت حق العمل و اجرت کارگری باشد زکات ندارد.ولی اگر از مؤونه سالش زیاد بیاید،خمس دارد.
سؤال 621:اگر کسی مقداری زمین مزروعی را بدون اجاره یا مزارعه به دیگری،رها کرده و به محل دیگر برود و برادر مالک آن را با زمین خودش کشت کند و محصول هر دو به حد نصاب باشد،آیا بر او زکات واجب است؟
جواب:اگر گندم را برای خودش کشت کرده و به نصاب برسد،زکات آن واجب است و اجرت المثل زمین را به برادر مدیون خواهد بود.ولی اگر به قصد شراکت کشت کرده که مقداری از گندم مال برادر باشد،در صورتی که سهم خودش به حد نصاب نرسد،زکات ندارد.
سؤال 622:مالکی مقداری زمین مزروعی خود را به صورت اجاره به دیگری واگذار کرده و مال الاجاره از گندم آن تعیین شده،گندمی که از بابت اجرت به دست میآید،اگر به تنهایی به حد نصاب برسد یا با گندم باقیمانده زمین در دست خود مالک برداشت میشود به نصاب
برسد،آیا متعلق زکات میشود؟
جواب:گندمی که بابت مال الاجاره میگیرد متعلق زکات نمیشود.اگر چه به حد نصاب برسد.بلی اگر گندمی که از زراعت و زمین در دست خودش برداشت میکند به تنهایی به حد نصاب برسد،زکات دارد.
سؤال 623:این جانب در زمین خود گندم و جو کشت کردهام و برای بدست آوردن محصول خرجهایی کردهام،که از جملۀ آنها خرید یک تراکتور و مقداری وسایل کشاورزی است،آیا میتوانم اینها را از حاصل کسر کنم و بعد اگر گندم به حدّ نصاب رسید،زکات بدهم؟
جواب:بلی،تمام مخارجی که برای بدست آوردن گندم و جو کردهاید استثنا کنید و اگر بدون تراکتور نمیتوانید زراعت کنید،فقط استهلاک آن کسر میشود و نیز اگر مقداری از قیمت آن کاسته شود میتوانید آن مقدار را جزء مخارج حساب کنید،ولی باید توجه داشته باشید که اگر پیش از کم کردن اینها حاصل شما به حد نصاب برسد،یعنی به 288 من،45 مثقال کم برسد،بنابر احتیاط واجب باید زکات باقیماندۀ آن را بدهید.
سؤال 624:در برخی روایات زکات برنج را مطرح کردهاند که حمل بر استحباب شده است، آیا با وضع فعلی که در بعضی مناطق به صورت وسیعی برنج میکارند،نمیتوان حکم به وجوب زکات آن داد.نظر مبارک خود را بیان فرمایید.
جواب:فعلا،فتوا عدم وجوب زکات در مثل برنج است.
سؤال 625:آیا به سکّههای بهار آزادی زکات تعلّق میگیرد؟
جواب:تعلّق نمیگیرد.
سؤال 626:سکّههایی که مخصوص زمان تزار روسیّه بود(ده روبل طلا)تقریبا صد سال قبل از سوی همین رژیم درست شده است،الآن در کشورهای مختلف شوروی سابق بین مردم رایج است و به قیمتهای مختلف آن را خریدوفروش میکنند.با اینکه بین مردم رایج
است ولی هیچ دولتی آن را به رسمیّت نمیشناسد،آیا زکات به آن سکّۀ طلا تعلّق میگیرد؟
جواب:به نظر این جانب زکات طلا در صورتی واجب است که علاوه بر سایر شرایط،سکّهدار و معامله با آن رایج باشد و رایج بودن به این است که با آن مانند روبل(اسکناس)معامله شود و همانطور که در هنگام معامله گفته میشود این جنس را به چند روبل یا چند تومان میفروشی،گفته شود این جنس را به چند روبل طلا میفروشی.و ظاهرا روبل طلای قدیم یا زمان حاضر به این نحو معامله نمیشود،بلکه خود آن مانند اجناس خریدوفروش میشود و قیمت آن مانند اجناس مختلف کم و زیاد میگردد.بنابراین،رایج نیست و زکات به آن تعلّق نمیگیرد.
ضمنا نقره هم همین حکم را دارد.و سکّههای بهار آزادی نیز که فعلا در ایران معامله میشود همین حکم را دارد و زکات به آن تعلق نمیگیرد.
سؤال 627:آیا مصرف زکات در خرید ظرف برای مسجد به این صورت که وقف مسجد باشد و کرایه دادن آن برای کارهای خصوصی هم جایز باشد،جایز است؟
جواب:چنانچه مال الاجاره آن نیز صرف در مصالح مسجد شود،مانعی ندارد.
سؤال 628:آیا میشود به عنوان زکات،به فقرا مواد غذایی داد؟
جواب:مانعی ندارد.
سؤال 629:مالک که باید زکات بپردازد،آیا میتواند بدون اذن حاکم شرع جنس مورد تعلق زکات را بفروشد و سپس به مقدار پول زکات از ثمن آن جدا کرده و بپردازد؟
جواب:جایز است.
سؤال 630:آیا میشود از پول زکات به مردم برای کار خیر قرض داد؟
جواب:جایز نیست.
سؤال 631:اگر انسان توانایی نداشته باشد که زکات غلاّت را از خود آنها بدهد و نیز نتواند
پول آنها را بپردازد،آیا میتواند جنس دیگری مثل لباس و...پرداخت کند؟
جواب:در فرض سؤال،جنس دیگر را به عنوان قیمت یکی از غلاّت چهارگانه حساب کرده و بپردازد.ان شاء اللّه مجزی است.
سؤال 632:از گذشته قبری به عنوان امامزاده شهرت یافته،اما شجرهنامه آن دقیقا معلوم نیست،آیا تعمیر آن از زکات جایز است؟
جواب:اگر مقبره مزبوره در میان عامّه مردم محلّ،مورد احترام و تجلیل است و بعنوان امامزاده میشناسند،صرف زکات در تعمیر آن بقدر حاجت مانع ندارد.
سؤال 633:مصرف زکات اهالی روستا جهت ساختن انبار برای نگهداری کالاهای سهمیّه متعلّق به عموم روستا-با توجه به نیاز مبرم مردم برای آن و نبودن بودجه غیر از وجوهات- جایز است یا خیر؟
جواب:جایز است.
سؤال 634:شخصی که حتی حدود 500 تومان پول ندارد.ولی از لحاظ خوراکی چندان در مضیقه نیست،آیا میتوان به او زکات داد یا خیر؟
جواب:میزان فقر عدم قدرت تأمین هزینه زندگی مطابق با شأن خودش در طول یک سال میباشد.
سؤال 635:شخصی که زکات باید بپردازد،اگر فرزند یا دامادش و یا یکی از بستگانش طلبه باشد،آیا میتواند به صورت هدیه،لوازم خانه و یا کتاب مورد نیاز او را خریده و از زکات خود محاسبه کند یا خیر؟
جواب:مانعی ندارد،مگر اینکه طلبه مذکور فقیر نباشد.
سؤال 636:آیا جایز است غیر سید کفارات و مظالم و صدقات خود را به سید بدهد یا نه؟
جواب:احتیاط واجب این است که غیر سید زکات مال و زکات فطره خود را به سید ندهد.بلی پرداخت صدقات واجب و مستحبی و نذورات به آنان جایز است،گرچه بهتر است حتی المقدور از گرفتن صدقات هم خودداری کنند.
سؤال 637:اگر کسی شب عید فطر میهمان باشد و فطره خود را با صلاحدید صاحبخانه بدهد آیا از گردن میزبان ساقط میشود؟
جواب:چنانچه با اجازه صاحبخانه باشد،ساقط میشود.
سؤال 638:آیا زکات فطره را میتوانیم مصرف تعمیر و توسعه مسجد کنیم و مقداری هم به امام جماعت مسجد که فقیر است بدهیم؟
جواب:مانعی ندارد.ولی بهتر است در صورتی که در محل فقیر باشد به جای صرف مسجد به فقیر بدهید.
سؤال 639:آیا از زکات فطره میشود بلندگو و مانند آن خرید،یا باید به مستحق برسانیم؟
جواب:بهتر آن است که به فقرا و مساکین داده شود.
سؤال 640:آیا امروزه طلاب را با وضعیّت شهریه کنونی مستحق زکات فطریه میدانید؟ در صورت عدم استحقاق اگر زکات را صرف خرید کتابهای لازم کند،چه حکمی دارد؟
جواب:وضع طلاّب مختلف است.اگر فقیر باشد گرفتن فطره برای او مانع ندارد.اگر استحقاق از نظر فقر ندارد،جایز نیست فطره بگیرد.
سؤال 641:کسانی که در شب عید فطر زندانی باشند چه کسی باید فطریه آنها را بدهد؟
جواب:اگر خود زندانیان تمکن مالی دارند باید خودشان بدهند و اگر نداشته باشند فطریه آنها ساقط است.
سؤال 642:آیا سه نفر میتوانند فطریه خود را به دو فقیر هر کدام به مقدار یک صاع و نیم بدهند یا نه؟
جواب:بلی،اشکال ندارد.
سؤال 643:این جانب دو خواهرزاده و یک خواهرزن دارم که وضع مادّی آنها چندان خوب نیست و کسی را به غیر از من ندارند تا به آنها رسیدگی کنند آیا زکات فطره بر گردن آنها هست یا خیر؟و آیا من میتوانم با بستگان خودم به اینها فطریه بدهم؟
جواب:زکات فطره بر آنها واجب نیست و شما میتوانید فطریه خودتان را به آنها بدهید.
سؤال 644:در یک روستایی که 600 نفر جمعیّت دارد،میشود زکات فطره خودشان را در زدن چاه آب و حمّام و...به مصرف برسانند.با اینکه میتوانند از جای دیگر تأمین کنند؟در صورت مثبت بودن جواب،آیا میتوانند پول جمع شده را بعد از چند ماه به مصرف برسانند؟
جواب:میتوانند از زکات فطره جهت امور مذکوره استفاده کنند و چنانچه استفاده متوقف بر گذشتن مدتی باشد،مانعی ندارد.
سؤال 645:آیا وجوب خمس مانند وجوب نماز و روزه از ضروریات اسلام است و منکر آن کافر میشود؟
جواب:بلی،اصل وجوب خمس از ضروریات اسلام است و انکار آن موجب کفر است.
سؤال 646:آیا به مازاد مواد غذایی و حبوباتی که سر سال خمسی در خانه باقی مانده است خمس تعلّق میگیرد؟اگر تعلّق میگیرد،باید به قیمت خرید محاسبه شود یا به قیمت روز بازار؟
جواب:خمس دارد و باید به قیمت فعلی بازار محاسبه شود.
سؤال 647:اگر جنسی با کوپن یا غیره خریداری شده و الآن سر سال قیمت آن بالا رفته، به کدام قیمت حساب میشود؟
جواب:یا خمس عین را بپردازد و یا قیمت فعلی آن را.
سؤال 648:اگر سکّه بهار آزادی یک سال بماند،آیا خمس به آن تعلّق میگیرد؟
جواب:اگر سکّه از درآمد سال تهیه شده باید خمس آن را بپردازد و اگر هبه و
بخشش باشد بنابر احتیاط واجب باید خمس آن را بپردازد.
سؤال 649:مواد لازم مانند صابون و پودر لباسشویی و حبوبات که با بن کارمندی به ما میدهند اگر از مصرف سال زیاد بیاید،آیا خمس دارد؟
جواب:اگر آنها را از درآمد سال خریداری کردهاید و اضافه آمده است باید خمس آن را به قیمت فعلی بازار بپردازید و اگر آنها را به شما بخشیدهاند و اضافه آمده است بنابر احتیاط واجب باید خمس آن را بپردازید.
سؤال 650:دانشجویی که برای تأمین هزینه تحصیلی خود مدتی سر کار میرود،آیا خمس درآمد خود را باید بپردازد؟
جواب:اگر تمامی درآمد خود را صرف هزینه تحصیل و زندگی کرده،خمس ندارد و اگر چیزی از آن در آخر سال اضافه بیاید،باید خمس آن را بپردازد.
سؤال 651:این جانب منزلی خریداری کردم،چون سند آن آماده نبود مبلغی از پول را به عنوان گرو نزد خود نگه داشتم تا سند آماده شود ولی سند آماده نشد و سال خمسیام رسید، آیا به این مقدار خمس تعلّق میگیرد؟
جواب:خیر،خمس ندارد مگر اینکه به منزل مذکور احتیاج نداشته باشید.
سؤال 652:شخصی مبلغی پول از کسی گرفته تا برای او کاری انجام دهد و سال خمسی او فرا رسیده در حالی که مقداری از پولها باقی مانده و هنوز در مقابل آن کار نکرده است،آیا به این پول خمس تعلّق میگیرد؟
جواب:مقداری که در مقابل آن کار نکرده،فعلا خمس ندارد.
سؤال 653:مقداری پول در یک صندوق قرض الحسنه گذاشتهام تا پس از گذشت مدتی به من وام بدهند و سال خمسیام رسیده است،آیا به این پول خمس تعلّق میگیرد؟
جواب:خمس پسانداز لازم است.
سؤال 654:این جانب از مهاجرینی هستم که داخل ایران زندگی میکنم و خانوادهای تحت تکفّل خود دارد،اگر پولی جمعآوری کنم به این امید که وقتی به کشور خود بازگشتم بتوانم
برای خود مایحتاج زندگی تأمین کنم آیا به این پول خمس تعلّق میگیرد؟
جواب:چنانچه برای تهیه مایحتاج جز این طریق،راه دیگری نداشته باشید خمس ندارد.
سؤال 655:پولی که انسان از درآمد سال برای حساب حج تمتّع واریز کرده و پس از چند سال مشرف میشود،آیا خمس دارد؟
جواب:پولی که برای حج واجب واریز میکنند،چنانچه از درآمد همان سال باشد خمس ندارد؛اما اگر متعلق خمس بوده مثل این که سال خمسی نداشته و از سرمایه برداشته یا بر آن پول سال گذشته است باید خمس آن را بدهند؛همچنین اگر پول را سال بعد پس بگیرند باید خمس آن را بدهند.اما پولی را که برای حج مستحبی یا عمرۀ مفرده واریز کرده و سال بعد میروند باید خمس آن را بدهند چون مؤونه نشده است.
سؤال 656:در حسابرسی سالانه صندوق قرض الحسنه مقداری پول اضافه آمده است، آیا به این مبلغ خمس تعلّق میگیرد؟
جواب:اگر پول مذکور از درآمد صندوق است خمس ندارد.ولی اگر مجهول المالک است یعنی به صورت اشتباه از مردم گرفته شده است بنابر احتیاط واجب باید با اجازۀ مجتهد جامع الشرائط به فقرا داده شود.
سؤال 657:حجاجی که مبلغی از درآمد سال خمسی خود را همراه دارند و در اثنای حج، سال خمسی آنها فرا میرسد،آیا باید خمس آن را بپردازند؟
جواب:هرگاه سال خمسی برسد هر مقدار که مصرف نشده خمس دارد.و همچنین است نسبت به آذوقهای که همراه بردهاند.
سؤال 658:خانم این جانب آموزگار است،آیا حقوقی که دریافت میکند متعلّق خمس است؟
جواب:بلی،آنچه از حقوق ایشان که در مؤونه زندگی مصرف نشود و سال بر آن بگذرد خمس دارد.
سؤال 659:زنی قالیبافی میکند،آیا به درآمد او خمس تعلّق میگیرد؟
جواب:اگر در مؤونه زندگی مصرف نشود و سال بر آن بگذرد،باید خمس آن را بپردازد.
سؤال 660:اگر زن با سرمایه شوهر قالیبافی میکند،آیا باید خمس درآمد خود را بپردازد؟
جواب:بلی،آنچه از درآمد او در مؤونه صرف نشود و سال بر آن بگذرد، خمس دارد.
سؤال 661:آیا پولی که بچه غیر بالغ از راه کسب جمعآوری کرده،متعلّق خمس است؟
جواب:بلی،بر ولیّ او لازم است خمس آن را بپردازد.
سؤال 662:پولی که به بچه غیر بالغ بعنوان هدیه و عیدی میدهند،یا والدین او بعنوان مخارج بچهگانه و توجیبی به او میدهند ولی او خرج نکرده است،آیا به آن خمس تعلق میگیرد؟
جواب:بلی،بر ولیّ او لازم است خمس آنها را بپردازد.
سؤال 663:این جانب با پول خمس داده،خانۀ مورد نیاز خود را خریداری کردم.اکنون بعد از گذشت دو سال میخواهم خانۀ بزرگتر خریداری کنم،آیا پس از فروش خانۀ اول باید خمس قیمت آن را بپردازم؟
جواب:اصل پول خانه که خمس آن را دادهاید،بعد از فروش خمس ندارد.و ترقی قیمت آن اگر در همان سال فروش به مصرف خانۀ مورد نیاز برسد خمس
ندارد.ولی اگر سال بر آن بگذرد و مصرف مؤونه نشود خمس دارد.
سؤال 664:شخصی خانهای جدید خریده است و برای پرداخت قیمت آن،خانۀ سابق خود را فروخته است،آیا به پول آن خمس تعلّق میگیرد؟
جواب:اگر خانه جدید را برای سکونت خود خریده است و در خانه سابق هم سکونت داشته است،خمس ندارد.
سؤال 665:کارمندی به شهرستان دیگر منتقل شده است،به همین جهت خانۀ خود را میفروشد تا در شهر جدید خانهای خریداری کند،آیا به پول حاصل از فروش خانۀ اوّل خمس تعلق میگیرد؟
جواب:در فرض مذکور لازم نیست خمس پول فروش خانه را بدهد.
سؤال 666:اگر کسی خانۀ کوچکتر خود را با خانهای بزرگتر تعویض کند و تفاوت قیمت آن را از درآمد سال خود بپردازد،آیا خمس به آن تعلّق میگیرد؟
جواب:در صورتی که خانۀ بزرگتر مطابق شأن او باشد،خمس ندارد.
سؤال 667:اگر کسی خانۀ بزرگ خود را با خانۀ دیگری تعویض کرده و مقداری پول نیز دریافت کند،آیا به این پول خمس تعلّق میگیرد؟
جواب:اگر خانۀ اوّل را از درآمد سالهای قبل خریده باشد باید بلافاصله خمس این پول را بپردازد.و اگر از پول مخمس خریداری کرده پولی که دریافت کرده جزء درآمد امسال اوست.
سؤال 668:فرزند این جانب قرار است جهت تحصیل چند سال به شهر دیگری برود،آیا به خانهای که برای استفادۀ او در آن شهر خریداری میکنم،خمس تعلق میگیرد؟
جواب:اگر به گونهای باشد که عرفا مورد نیاز او و در شأن اوست،تا زمانی که از آن استفاده میکند خمس ندارد.
سؤال 669:شخصی منزل مسکونی خود را که چند سال قبل با پول مخمس و مبلغی قرض تهیه کرده،به علت تنگدستی میفروشد که هم بدهکاری خود را بپردازد و هم مبلغی از
آن را سرمایه کسب قرار دهد،آیا باید خمس قیمت اضافی منزل را بپردازد؟
جواب:خمس قیمت اضافی در صورتی لازم است که سال خمسی وی برسد و مصرف نشده است.
سؤال 670:خانهای را برای استفاده شخصی،از درآمد سال خریداری کردم،ولی فروشنده گفته است 3 ماه بعد خانه را تخلیه میکنم.حال سال خمسی این جانب رسیده است،ولی هنوز خانه در دست فروشنده است و من نتوانستهام از آن استفاده کنم،آیا به این خانه خمس تعلّق میگیرد؟
جواب:اگر مورد نیاز شما بوده خمس ندارد.مگر اینکه مدت تحویل منزل به اندازهای طولانی باشد که عرفا جزء مؤونه سال خمسی بحساب نیاید.
سؤال 671:این جانب در ادارهای بکار مشغولم،از طرف اداره مذکور خانهای در اختیارم گذارده شده است.ولی چون خانۀ شخصی ندارم از درآمد سال خود خانهای تهیه کردهام تا پس از بازنشستگی از آن استفاده کنم،آیا به این خانه خمس تعلّق میگیرد؟
جواب:چون فعلا مورد احتیاج نیست،خمس دارد.
سؤال 672:شخصی منزل مسکونی مورد نیاز خود را میفروشد و پول آن را به عنوان تضمین قرارداد خرید خانه میگذارد و یا نزد خود نگه میدارد تا موقع مناسب خانه مناسب با شأن خود بخرد،آیا این پول متعلّق خمس میشود؟
جواب:اگر منزل خود را فروختید،پول آن جزء درآمد سال شما واقع میشود که اگر تا آخر سال صرف تهیه منزل یا مؤونه دیگر شد خمس ندارد و الاّ باید خمس آن را بپردازید.
سؤال 673:شخصی زمینی برای ساختن خانه خریده و آن را فروخته تا خانه خریداری کند،آیا پول این زمین متعلّق خمس است؟
جواب:اگر زمین را از درآمد سال خود خریده و در همان سال خرید به فروش
رسانده و خانه خریده است خمس ندارد.و همینطور اگر پس از گذشت سال برای تهیه خانه مورد نیاز فروخته و چنانچه با پول مخمّس خریداری کرده،ترقّی قیمت خرید،از منافع سال فروش است که اگر تا پایان سال صرف مؤونه نشود خمس دارد.
سؤال 674:تهیه خانه مورد نیاز برای این جانب مقدور نیست،آیا میتوانم از درآمد امسال خود زمینی تهیه کنم و در سالهای آینده هر وقت تمکّن پیدا کردم در آن ساختمان بسازم؟
جواب:در صورتی که تهیه خانه منحصر به همین راه باشد،مانعی ندارد.
سؤال 675:شخصی برای ساختن خانه مورد نیاز خود مقداری وام گرفته است،آیا با فرارسیدن سال خمسی باید خمس این پول را بپردازد؟
جواب:عین پول وام خمس ندارد،هر چند سال بر آن بگذرد.
سؤال 676:این جانب کارمندم،جهت خرید خانه از ادارۀ خودم مبلغی وام گرفته و به حساب بانک مسکن واریز کردم تا بتوانم در سالهای آینده با گرفتن وام مسکن خانهای تهیه کنم.حال با توجه به اینکه اقساط این پول از حقوقم کسر میگردد و بقیه حقوق نیز به زندگی من کفاف نمیدهد،آیا باید خمس این پول را بپردازم؟
جواب:در فرض سؤال که برای تهیه منزل مورد نیاز خود،راهی غیر از این ندارید،این پول که پسانداز میشود خمس ندارد.
سؤال 677:جهت خرید خانۀ مورد نیاز خود مقداری پول از دوستانم قرض گرفتم و خانهای خریداری کردم،سپس مقداری از دین خود را در سال خرید خانه و مقداری از آن را در سال بعد،از درآمد سالم پرداخت کردم،آیا به این خانه خمس تعلّق میگیرد؟
جواب:در فرض سؤال،خمس ندارد.
سؤال 678:شخصی مبلغی پول در بانک مسکن گذاشته تا بعد از رسیدن به مبلغ معینی به او خانه بدهند،اگر بر این پول سال بگذرد،آیا خمس دارد؟
جواب:اگر در مقابل این پول به او خانه میدهند و راهی جز این ندارد،خمس به آن تعلق نمیگیرد.
سؤال 679:معلّمی هستم که با پدر و مادرم زندگی میکنم و هر ماه مبلغی از حقوق خود را پسانداز میکنم تا بتوانم برای خود مسکن تهیه کنم،آیا به این پول خمس تعلق میگیرد؟
جواب:اگر برای تهیه منزل مورد نیاز،راهی غیر از این ندارید و نتوانید خانه را به تدریج تهیه کنید،خمس ندارد.
سؤال 680:این جانب معلّم هستم.مبلغی پول که در سال قبل خمس آن را پرداخت کردهام به صورت علی الحساب به شرکت تعاونی مسکن فرهنگیان واریز کردهام تا در آینده قطعه زمینی به این جانب بدهند.اکنون سال خمسیام فرارسیده،آیا به این پول خمس تعلق میگیرد؟
جواب:در فرض سؤال،خمس لازم نیست.
سؤال 681:شخصی جهت منزل مورد نیاز خود،قطعه زمینی خریده است و نمیتواند یکجا آن را بسازد و ناچار است از درآمد و حقوق تدریجی خود پسانداز کند تا مصالح ساختمانی را سال بعد تهیه و بسازد.و اگر بخواهد در همین سال مصالح را خریداری کند ضایع میشود و چه بسا دزد ببرد.آیا اگر این درآمد را پسانداز کند به آن خمس تعلق میگیرد یا خیر؟
جواب:در فرض سؤال که برای تهیه منزل مورد نیاز خود راهی غیر از این ندارد و خرید مصالح ساختمانی هم به ضرر تمام میشود یا در معرض تلف شدن است،خمس به پسانداز تعلق نمیگیرد.
سؤال 682:این جانب خانه ندارم و فعلا اجارهنشین هستم و عائلهمند و کم درآمد هستم و مختصر حقوق و درآمدم را پسانداز کردهام.ناچار هستم چند سال پسانداز کنم تا بتوانم زمین لازم برای خانه را بخرم یا خانه کوچکی خریداری کنم تا از اجارهنشینی نجات پیدا کنم، آیا به این پسانداز خمس تعلق میگیرد یا نه؟
جواب:در فرض سؤال،خمس به پسانداز تعلق نمیگیرد.
سؤال 683:اگر کسی قسمتی از سرمایه کسب یا ابزار کار خود را برای خرید خانه بفروشد، آیا باید خمس آن را بپردازد؟
جواب:اصل سرمایه و ابزار کار اگر مخمّس بوده خمس ندارد.ولی ترقی آن در صورتی که در سال فروش مصرف نشود،خمس دارد.
سؤال 684:این جانب چند سال پیش حساب خمسی داشتم،ولی به واسطه سهلانگاری چند سالی است که حساب نکردهام و فعلا سال خمسی ندارم.چند ماه قبل مقداری تلمبه کشاورزی داشتم و آن را فروخته و جهت سکونت خود در قم خانهای خریداری کردم،آیا به این منزل خمس تعلق میگیرد؟
جواب:اگر خمس تلمبهها را پرداختهاید منزل شما خمس ندارد،و اگر خمس آنها را نداده باشید و با عین پول متعلق خمس منزل را خریده باشید باید تخمیس کنید،یا به حاکم شرع مراجعه کنید،تا امر شما را اصلاح کند.
سؤال 685:شخصی منزل مورد نیاز خود را خریداری کرده و بابت پرداخت پول آن قسمتی از اثاث منزل و طلای همسر خود را به فروشنده داده است.آیا باید خمس اثاث منزل و طلای همسر را بپردازد؟
جواب:در فرض سؤال،خمس ندارد.
سؤال 686:آنچه امروزه مرسوم است که پولی به صاحبخانه میدهند و در مقابل آن در خانه سکونت میکنند و به آن رهن منزل میگویند در چه صورت صحیح است و آیا صاحب پول باید پس از گذشت سال خمس آن پول را بپردازد؟
جواب:میتوان از طریق بیع شرط و یا اجارۀ منزل به شرط قرض،این کار را انجام داد و بیع شرط به این صورت است که صاحبخانه،منزل خود را به مبلغی بفروشد و با خریدار شرط کند که مثلا اگر تا یک سال پولت را به تو پرداختم حق فسخ داشته باشم و با پرداخت پول به خریدار،بیع را فسخ کند.و شرط قرض در
ضمن اجاره به این صورت است که صاحب منزل،خانۀ خود را به مبلغ کمی به مستأجر برای مدت معین اجاره دهد و در ضمن عقد اجاره شرط کند که مستأجر مبلغی را برای مدت مذکور به او قرض دهد.اما نسبت به خمس پول مذکور،در صورتی که پول از درآمد سال باشد و تهیه منزل منحصر به همین راه باشد فعلا خمس ندارد.
سؤال 687:این جانب خانهای را با پول وام و قرض،رهن کردم و بعد بتدریج قرض مذکور را در مدت چند سال پرداخت کردم،آیا به آن پول خمس تعلق میگیرد؟
جواب:اگر راه تهیه منزل برای شما منحصر به همین است فعلا خمس ندارد.
ولی پس از اینکه پول را از راهن گرفتید هر مقدار از پول که در همان سال دریافت،در مؤونه صرف نشد،باید خمس آن پرداخت شود.
سؤال 688:این جانب چند سال از طریق وام و قرض و پسانداز مبلغی پول جمعآوری کردم و بالأخره اقساط و بدهیهای مربوط به آن را پرداختم.اکنون این پول را برای رهن منزل در اختیار صاحبخانه گذاردهام،آیا به این پول خمس تعلّق میگیرد؟
جواب:در فرض سؤال،که ظاهرا برای تهیه منزل مورد نیاز خود راهی غیر از این نداشتهاید،فعلا به این پول خمس تعلق نمیگیرد.
سؤال 689:این جانب منزلم را که کوچک بود دادم و منزل دیگری که مناسب شأنم بود گرفتم و تفاوت قیمت آن را از درآمد سالم دادم،آیا خمس دارد؟
جواب:تبدیل منزل به منزل دیگر موجب تعلق خمس نمیشود.
سؤال 690:خریدن خانه بصورت یک جا برای ما مقدور نیست.اگر امسال مقداری از لوازم آن،چون مصالح ساختمانی،آهن و...را خریداری کنیم،تا در سال بعد خانه بسازیم،آیا باید خمس آنها را بپردازیم؟
جواب:در صورتی که تهیه منزل منحصر به این راه باشد و در سال آینده
نتوانید تهیه کنید،خمس ندارد.
سؤال 691:آیا مصالح ساختمانی که شخص به علت نداشتن قدرت مالی نتوانسته است آنها را در تعمیر یا نوسازی منزل خود استفاده کند و سال خمسی او فرا رسیده است،باید خمس آنها را بپردازد؟
جواب:در فرض سؤال،اگر تعمیر یا نوسازی منزل مورد نیاز و در شأن او باشد،خمس ندارد.
سؤال 692:شخصی ساکن روستا است و در شهر خانهای خریداری کرده و یک اطاق آن را برای استفاده خود-برای مواقعی که به شهر میرود-اختصاص داده و بقیه را اجاره داده است،آیا به خانۀ مزبور خمس تعلّق میگیرد؟
جواب:اگر یک اطاق بر حسب شأن او مورد نیازش باشد به آن خمس تعلق نمیگیرد ولی خمس بقیه را باید بپردازد.
سؤال 693:این جانب خانهای دارم که قسمتی از آن را اجاره داده و قسمت دیگر را خودم ساکنم،آیا قسمت مورد اجاره خمس دارد؟
جواب:خمس دارد،مگر اینکه جهت امرار معاش خود به مال الاجارۀ آن نیاز داشته باشید.
سؤال 694:شخصی دارای خانۀ مسکونی است و در بین سال از درآمد خود زمینی خریداری کرده و خانۀ جدیدی بنا میکند،آیا به این خانه خمس تعلق میگیرد؟
جواب:در فرض سؤال،اگر خانۀ قبل برای او قابل استفاده نیست و عرفا به خانۀ جدید نیاز دارد و خانۀ جدید از شأن او زیاد نیست،زمین و خانۀ جدید خمس ندارد.ولی خانۀ قبل متعلّق خمس است که وقتی به خانۀ جدید منتقل شد، باید خمس خانۀ قبلی را به قیمت فعلی بپردازد.مگر اینکه خانۀ قبلی را از پول مخمس خریداری کرده باشد که در صورت فروش،مازاد بر قیمت خرید جزء
درآمد سال فروش بوده و اگر تا آخر سال مصرف نشود،خمس دارد.
سؤال 695:این جانب دارای خانهای هستم که آن را اجاره دادهام،آیا پولی که صرف تعمیرات منزل میکنم،همانند اصل خانه متعلّق خمس است؟
جواب:تعمیراتی که برای بقای منزل مذکور لازم باشد جزء مؤونه است و خمس ندارد.ولی تعمیراتی که موجب افزایش قیمت منزل یا مال الاجاره باشد- مثل سنگکاری و نوسازی و تجدید بنا-باید خمس مقداری را که به قیمت منزل یا مال الاجاره آن از جهت تعمیرات افزوده شده بپردازد.
سؤال 696:این جانب خانهای برای سکونت خود تهیه کردم،پس از مدتی که در آن سکونت داشتم به جهت دور بودن فاصلۀ خانه تا محل کارم ناچار شدم خانه را اجاره داده و با پول آن در محلی نزدیک به محل کارم خانهای اجاره کنم،آیا به خانۀ من خمس تعلق میگیرد؟
جواب:در فرض سؤال خمس ندارد.بلی اگر از درآمدهای دیگر بتوانید مال الاجاره منزل اجارهای را بدهید و خانه خودتان از مؤونه بودن خارج شود و سرمایه شود باید خمس آن را به قیمت فعلی بدهید.
سؤال 697:این جانب منزل مسکونی مورد نیازم را تبدیل به منزل بزرگتر در حدّ نیاز و شأن خود کردم،و تفاوت آن را از درآمد سالم دادم،آیا باید خمس منزل را بدهم؟
جواب:در فرض سؤال،خمس به آن تعلق نمیگیرد.
سؤال 698:آیا به ماشینسواری خمس تعلّق میگیرد؟ موتورسیکلت و دوچرخه چطور؟
جواب:در صورتی که برای کسب نباشد و مورد نیاز انسان باشد و از شأن او زیاد نباشد،چنانچه از درآمد سال خریداری کند خمس ندارد.و حکم موتورسیکلت و دوچرخه نیز همین است.
سؤال 699:این جانب مقداری پول خمس داده شده را به عنوان پیشقسط خرید اتومبیل
سواری مورد نیاز پرداختم و سایر اقساط آن را بطور ماهیانه از درآمدم پرداخت میکنم.آیا به این اتومبیل خمس تعلّق میگیرد؟
جواب:در فرض سؤال چنانچه اتومبیل از شأن شما زیاد نباشد،خمس ندارد.
سؤال 700:این جانب اتومبیل سواری خود را که مورد نیازم بود فروختم و با پول آن اتومبیل نو و مدل جدید خریداری کردم و بقیه پول آن را نیز از درآمد سالم پرداختم.آیا باید خمس بپردازم؟
جواب:چنانچه اتومبیل در شأن شما بوده،خمس ندارد.
سؤال 701:آیا به کپسول آتشنشانی و تایر زاپاس و یخشکن که برای اتومبیل شخصی خود خریداری کردهام و ممکن است در طول سال مورد استفاده قرار نگیرد خمس تعلق میگیرد؟
جواب:در فرض سؤال،چون در معرض استفاده است به آن خمس تعلق نمیگیرد.
سؤال 702:چند سال قبل با گرفتن وام،یک اتومبیل سواری تهیه کردم و بعد وام را پرداختم و امسال با فروش آن اتومبیل،یک ماشین مدل جدید به اقساط خریداری کردم و مقداری از پول ماشین اول را صرف زندگی کردم و مقداری از آن نیز موجود میباشد،آیا باید خمس بپردازم؟
جواب:خمس مبلغی که موجود است باید بپردازد.
سؤال 703:این جانب مقداری پول جهت خرید اتومبیل سواری مورد نیازم به حساب شرکت اتومبیلسازی واریز کردم و پس از دو سال به من اتومبیل دادند.آیا به این پول خمس تعلّق میگیرد؟
جواب:اگر پول مذکور از درآمد سال شما بوده و ماشین مذکور مطابق با شأن شما بوده و طریقه تهیه آن منحصر به این راه باشد،خمس ندارد.
سؤال 704:شخصی از درآمد سال خود یک دستگاه اتومبیل سواری که مورد نیاز زندگی او
بوده خریداری کرده و در همان سال آن را بفروش رسانده و اتومبیل گرانتری خریداری کرده و بقیه پول آن را از درآمد همان سال پرداخته است،آیا به این اتومبیلها خمس تعلّق میگیرد؟
جواب:در فرض سؤال که خریدوفروش اتومبیل در اثنای سال بوده،در صورتی که اتومبیل در شأن او باشد،خمس ندارد.
سؤال 705:آیا به ماشینی که مربوط به کسب و کار انسان است خمس تعلق میگیرد؟
جواب:بلی،جزء سرمایه است و خمس دارد.
سؤال 706:ماشین مورد نیاز زندگیم را تبدیل به ماشین مناسب خود کردم،آیا خمس دارد؟
جواب:اگر ماشین اول خمس نداشته و تبدیل کردهاید،خمس ندارد.
سؤال 707:این جانب مقداری پول که از درآمد سال خمسیام بوده،برای خرید یک وانت پرداختهام و بقیه آن را نیز از درآمد سال میپردازم.با توجه به اینکه وانت مذکور برای کسب و کار و امرار معاش من است،آیا خمس دارد؟
جواب:خمس دارد.مگر اینکه ماشین وسیله امرار معاش شما باشد و اگر خمس آن را بپردازید یا بقیۀ آن نتوانید امرار معاش کنید،که در این صورت فعلا خمس ندارد.
سؤال 708:شخصی مقداری پول خمس داده شده به عنوان پیش قسط برای خرید تراکتور پرداخت کرده است،آیا قسطهای بعدی آن که پرداخت میکند خمس دارد؟
جواب:اگر از درآمد سال پرداخت میکند،باید خمس قسطهای قبلی را که پرداخت کرده بدهد.
سؤال 709:این جانب مقداری پول از خویشاوندانم برای خرید یک دستگاه اتومبیل نیسان قرض کردم تا با آن کسب و کار کنم.کیفیت پرداخت خمس آن را بیان فرمایید.
جواب:در فرض سؤال باید هر مقدار از قرض را که پرداخت کردهاید خمس
آن را نیز بپردازید مگر اینکه اتومبیل وسیله امرار معاش شما باشد و درآمد آن از مخارج زندگی زیاد نیاید،که در این صورت فعلا خمس ندارد.
سؤال 710:وسیلۀ نقلیه مانند وانت که گاهی برای استفاده شخصی و گاهی برای باربری و اجرت و کسب و کار است،آیا خمس دارد؟
جواب:به نسبت استفاده برای باربری و اجرت،متعلّق خمس است.
سؤال 711:تراکتور و اتومبیل وانت که برای کسب خریداری شده و خمس آن پرداخت نشده است،آیا قیمت خرید ملاحظه میشود یا قیمت فعلی؟
جواب:لازم است به قیمت فعلی حساب شود.
سؤال 712:این جانب دارای اتومبیلی سواری هستم که با آن مسافرکشی میکنم و از این طریق مخارج زندگی خود را تأمین میکنم.آیا مخارجی که اتومبیل مذکور دارد مانند اصل اتومبیل متعلّق خمس است یا جزء مؤونه است و خمس ندارد؟
جواب:اگر مخارج مذکور برای بقای اتومبیل و استفاده از آن است-مانند خرج بنزین و روغن و لوازم یدکی مورد نیاز-خمس ندارد.ولی اگر مخارج بگونهای است که موجب افزایش قیمت اتومبیل میشود جزء سرمایه است.و مانند اصل اتومبیل خمس به آن تعلّق میگیرد.و باید خمس مقداری که به قیمت اتومبیل افزوده شده پرداخت شود.
سؤال 713:این جانب قبل از فرارسیدن سال خمسی تراکتوری خریداری کردهام تا در ارتباط با کشاورزی خود از آن استفاده کنم،آیا خمس آن را باید بپردازم؟و اگر از این تراکتور برای انجام کارهای دیگران استفاده کنم و اجرت بگیرم،آیا تراکتور خمس دارد؟
جواب:اگر تراکتور را از درآمد سال خریداری کردهاید باید خمس آن را بپردازید، خواه فقط مربوط به کشاورزی خودتان باشد یا برای کارهای دیگران نیز باشد.
سؤال 714:آیا به ابزار کسب و کار انسان که از درآمد سال تهیه میکند،خمس تعلق میگیرد؟
جواب:بلی،باید خمس آن پرداخت شود.
سؤال 715:کارمندی که برای بهبود وضع مالی خود یک باب مغازه باز میکند،آیا به ابزار کاری که برای کار در مغازه تهیه میکند،خمس تعلق میگیرد؟
جواب:بلی،خمس تعلّق میگیرد.
سؤال 716:این جانب دانشجوی رشتۀ پزشکی میباشم.اگر برای استفادۀ آیندۀ خود بعضی از دستگاهها و لوازم پزشکی را خریداری کنم،با توجه به اینکه فعلا به آنها نیازی ندارم،آیا باید خمس آنها را بپردازم؟اگر از دستگاههای مذکور برای یادگیری دروس خود یا مثلا سنجش فشار خون اعضای خانواده خود استفاده کنم،خمس آن چگونه است؟
جواب:اگر دستگاههای فوق مربوط به کسب شما باشد خمس دارد.و اگر بگونهای است که در امر تحصیل و یا سنجش فشار خون اعضای خانواده مورد نیاز باشد،خمس ندارد.
سؤال 717:اگر کسی ماشین کار یا ابزار خود را به صورت قسطی خریداری کند،خمس آن چگونه است؟
جواب:هرچه از اقساط را که پرداخت خمس آن را نیز بپردازد.
سؤال 718:مبلغ سی هزار تومان وام گرفتم و با آن یک دستگاه کلیدسازی تهیه کردم و با آن کار میکنم.سال بعد وام مربوط به آن را پرداختم،آیا خمس باید بپردازم؟
جواب:بلی،خمس مبلغ مزبور باید پرداخته شود.
سؤال 719:این جانب قسمتی از لوازم زندگی مورد نیاز خود را فروخته و با آن ابزار کار تهیه کردهام.آیا به پول آن خمس تعلق میگیرد؟
جواب:اگر لوازم زندگی را از درآمد سال،یا با مال غیر مخمس خریداری کردهاید،باید خمس آنها را بپردازید.و اگر با مال مخمس خریداری کردهاید،باید خمس ترقی قیمت آن را بپردازید.
سؤال 720:شخصی اتومبیل وانت خود را که جهت کار و کسب استفاده میکرده بفروش
رسانده تا خانهای خریداری کند،آیا به پول آن خمس تعلّق میگیرد؟
جواب:اصل پول اتومبیل در صورتی که خمس آن را قبلا داده،خمس ندارد.
ولی ترقی قیمت آن اگر در سال فروش مصرف نشود خمس دارد.و اگر اتومبیل را از درآمد سال خریداری کرده،و در سال بعد بفروش رسانده،باید خمس قیمت فعلی آن را بلافاصله بپردازد.
سؤال 721:شخص کشاورزی با یک تراکتور که جزء ضروری اسباب کار او بوده زندگی میکرده و فعلا نمیتواند کار کند و تراکتور را-با اینکه احتیاج به آن دارد-فروخته تا با پول آن به مکّه مشرّف شود،آیا این پول خمس دارد؟
جواب:اگر تراکتور را از درآمد سالهای قبل تهیه کرده،لازم است به مجرّد فروش خمس همۀ قیمت آن را بپردازد و اگر از پول خمس داده شده خریده است مازاد بر قیمت خرید آن،جزء درآمد سال فروش است،که اگر تا پایان سال مصرف در مؤونه نشود،خمس دارد.
سؤال 722:چه خرجهایی به عنوان مؤونه بحساب میآید و خمس به آنها تعلق نمیگیرد؟
جواب:آنچه که انسان برای خود و خانوادۀ خود خرج میکند و نیز آنچه در زیارت و جوایز و هدایا و انفاقات و مهمانیها مصرف میکند و آنچه در حقوق لازمه،مثل:نذورات،کفارات،اداء دین،ارش جنایت،غرامت و خسارت چیزی که انسان تلف کرده است و نیز سایر مایحتاج زندگی،مثل:خانه،ماشینسواری، فرش،کتاب،سایر لوازم مورد نیاز زندگی و آنچه برای تزویج اولاد و یا درمان بیماری آنها و نیز هزینۀ مربوط به موت اولاد یا عیال انسان و سایر احتیاجات عرفی انسان مصرف شود،مؤونه حساب میشود.بنابراین آنچه انسان از درآمد سال خود و به حسب شأن خود در رابطه با این امور صرف کند خمس به آنها تعلق نمیگیرد.بلی اگر مخارج فوق از شأن انسان زیاد باشد یا به عنوان عملی سفیهانه باشد و یا از روی اسراف باشد و نیز اگر مخارجی در راه حرام صرف شود
جزء مؤونه بحساب نیامده و باید خمس آن پرداخت شود.و نیز مخارجی که در راه تحصیل فایده مصرف میشود جزء مؤونه است،مثل:مزد کارگر،خرج آبیاری،گازوئیل برای تراکتور و بنزین اتومبیل.
سؤال 723:آیا تلفن جزء مایحتاج زندگی انسان است،یا خمس دارد؟
جواب:تلفن منزل اگر در شأن انسان باشد جزء مایحتاج است و خمس ندارد.
ولی تلفن محل کسب در حکم سرمایه است و خمس دارد.
سؤال 724:آیا چرخ خیاطی مورد احتیاج،خمس دارد؟
جواب:اگر فقط برای حاجت خانه باشد خمس ندارد و اگر برای کسب باشد خمس دارد.
سؤال 725:آیا به وسایل زینتی داخل منزل مثل گل و گلدان و قاب عکس و لوستر خمس تعلّق میگیرد؟
جواب:اگر بیش از حدّ متعارف نباشد و از درآمد سال تهیه شود،خمس ندارد.
سؤال 726:کشاورزی است یک گاو شیرده دارد که از درآمد سال خود خریداری کرده است.
آیا به آن خمس تعلّق میگیرد؟
جواب:اگر برای استفادۀ خود و خانوادۀ خود از شیرش خریداری کرده،جزء مؤونه حساب میشود و خمس ندارد.
سؤال 727:آیا پولی که حجّاج به عنوان ارز همراه میبرند،خمس دارد؟
جواب:اگر از درآمد همین سال باشد و در سال خمسی مصرف شود،خمس به آن تعلّق نمیگیرد.
سؤال 728:شخصی مقداری از درآمد سال خود را برای خرید نوارهای مبتذل ویدیویی مصرف کرده است،آیا این پول جزء مؤونه او بحساب میآید؟
جواب:پولی که در راه حرام صرف شود جزء مؤونه نیست و باید خمس آن پرداخت شود.
سؤال 729:آیا به پولی که در راه اسراف و یا خرید اشیای غیر ضروری و چیزهایی که در شأن انسان نیست-مثل بعضی دکورها و قابهای نفیس-مصرف میشود،خمس تعلّق میگیرد؟
جواب:بلی،باید خمس آنها را بپردازد.
سؤال 730:شخصی برای پسرش که هنوز ازدواج نکرده و تحت تکفّل او میباشد خانهای خریداری میکند که مقداری از آن غیر مخمّس بوده است.آیا این پول از مخارج او محسوب میشود؟
جواب:مقداری از پول که از قبل به آن خمس تعلّق گرفته باید خمس آن را بپردازد.و مقداری که از درآمد سال بوده در صورتی که هبه مناسب شأن او بوده خمس ندارد.
سؤال 731:لباسی جهت پوشیدن خریداری کردهام،با وجود اینکه مورد احتیاج بوده یک سال بدون استفاده مانده است،آیا خمس دارد؟
جواب:در فرض سؤال که مورد احتیاج بوده،خمس ندارد.
سؤال 732:آیا به اشیای جزئی،مثل:شیشۀ عطر،مهر،تسبیح کربلا و جانماز که انسان خریداری کرده و در اثنای سال مورد استفاده قرار نگرفته،خمس تعلّق میگیرد؟
جواب:اگر از منافع سال خریداری کرده و در معرض استفاده باشد،خمس ندارد.
سؤال 733:آیا به کتابهایی که اهل علم خریداری میکنند و بعضی از آنها ممکن است هیچگاه مورد استفاده قرار نگیرند خمس تعلّق میگیرد؟
جواب:اگر در معرض استفاده باشند و امکان نیاز به آنها وجود داشته باشد، خمس به آنها تعلّق نمیگیرد.
سؤال 734:سال خمسی این جانب اول فروردین است.در اسفند ماه اجناسی خریداری کردم تا در ایّام عید به بستگانم هدیه بدهم،آیا به این اجناس خمس تعلّق میگیرد؟
جواب:اگر در وقت متعارف خریداری کردهاید و مناسب با شأن شما است، خمس ندارد.
سؤال 735:آیا طلا و زیورآلاتی که بانوان خریداری میکنند جزء مؤونه است؟
جواب:اگر از درآمد سال باشد و بیشتر از شأن آنها نباشد و از آن استفاده کنند، خمس ندارد.
سؤال 736:کسی که سال خمسی نداشته و مقداری پول صرف ساختمان مسجد و حسینیه و بیمارستان و حمّام کرده،آیا به این پول خمس تعلّق میگیرد؟
جواب:اگر از درآمد سال او بوده و صرف در موارد مذکوره مطابق شأن او بوده،خمس ندارد.ولی اگر یقین دارد سال بر آن گذشته است،خمس دارد.
سؤال 737:پیرزنی که فرزندانش مخارج او را میدهند مبلغی پول دارد و با اینکه از استفاده زینت افتاده با آن پولها طلا میخرد تا زمانی که راه کربلا بازشد خرج سفر کربلا کند، آیا این طلاها خمس دارد؟
جواب:در فرض سؤال،اگر سال از آنها بگذرد خمس دارد.
سؤال 738:آیا پولی که انسان برای بیمه میپردازد جزء مؤونه است،یا باید خمس آن پرداخته شود؟
جواب:اگر پرداخت پول برای بیمه مورد نیاز شخص باشد،خمس ندارد.
سؤال 739:امسال عازم زیارت بیت اللّه الحرام میباشم،مبلغی پول به مدیر کاروان دادم که در عربستان پول و ارز آنجا را به من بدهد و هنوز مشرف نشدهام و سال خمسیام فرا رسیده است.آیا به این پول خمس تعلّق میگیرد؟
جواب:در فرض سؤال،خمس تعلّق میگیرد.
سؤال 740:کسی که در بین سال خمسی چیزی را برای رفع احتیاجات خود و خانوادهاش خریداری میکند و بعد از سال خمسی آن را میفروشد تا چیز دیگری تهیه کند یا تبدیل به احسن کند،آیا به پول فروش آن خمس تعلّق میگیرد؟
جواب:پول فروش جزء درآمد سال فروش محسوب میشود بنابراین اگر قبل از گذشت سال صرف مؤونه شود خمس ندارد و اگر باقی بماند باید تخمیس شود.
سؤال 741:جنسی را به صورت سلف خریداری کردهام و پول آن را پرداختهام ولی پیش از تحویل جنس،سال خمسیام فرا رسیده است،آیا باید خمس پول را بپردازم؟
جواب:اگر جنس خریداری شده مربوط به مؤونه باشد و در وقت آن نتوانید تهیه کنید،خمس ندارد.و در غیر این صورت پرداخت خمس لازم است.
سؤال 742:خانمی مقداری طلا و زیورآلات خریداری کرده و از آن استفاده کرده است و بعد از چند سال آنها را میفروشد،آیا به محض فروش باید خمس آنها را بپردازد؟
جواب:اگر از درآمد سال خریداری کرده و در سالهای بعد فروخته قیمت آن جزء درآمد سال فروش محسوب میشود،که اگر تا پایان سال صرف مؤونه نشود، خمس دارد.
سؤال 743:آیا به جهیزیۀ دختران که در طول چند سال بتدریج تهیه میشود،خمس تعلّق میگیرد؟
جواب:اگر انسان نتواند یکجا تهیه کند و ناچار باشد هر سال مقداری از آن را تهیه کند یا در شهری باشد که معمولا هر سال مقداری از جهیزیه را تهیه میکنند و تهیه آن مورد حاجت باشد،چنانچه در بین سال از منافع سال جهیزیه خریداری کند خمس ندارد.ولی اگر از منافع سالهای قبل خریداری کند،باید خمس آن را پرداخت کند.
سؤال 744:اگر چیزی به عنوان جهیزیۀ دختر اول خریداری شود و در منزل برای دختر دوم بماند،آیا خمس دارد؟
جواب:در صورتی که تهیه جهیزیه برای دختر دوم نیز مورد نیاز باشد،خمس ندارد.
سؤال 745:دختری کارمند است و در خانۀ پدر زندگی میکند.مقداری از حقوق ماهیانه خود را جهت تهیه جهیزیه و سایر لوازم زندگی پسانداز میکند،آیا به این پول خمس تعلّق میگیرد؟
جواب:خمس تعلّق میگیرد.مگر اینکه برای تهیه جهیزیۀ مورد نیاز و در حد شأن خود،راهی غیر از این نداشته باشد و نتواند یکجا تهیه کند.که در این صورت به پسانداز،خمس تعلق نمیگیرد.
سؤال 746:این جانب برای دخترم دفترچه حساب پسانداز بانکی باز کردهام و هر ماه مقداری پول به حساب آن واریز میکنم تا پس از گذشت چند سال که موقع ازدواج او فرا میرسد برایش جهیزیه و لوازم زندگی تهیه کنم.آیا به این پول خمس تعلّق میگیرد؟و اگر از طرف بانک سودی مشروع به این پول تعلق بگیرد،آیا متعلّق خمس است؟
جواب:اگر برای تهیه جهیزیه مورد نیاز و در حدّ شأن راهی غیر از این نداشته باشید و در موقع نیاز نتوانید تهیه کنید،که در این صورت خمس به آن تعلق نمیگیرد.
سؤال 747:آیا حکم جهیزیه دختر در مورد پسر نیز جاری است؟یعنی اگر پسر از درآمد سال لوازم مورد نیاز زندگی آیندۀ خود را خریداری کند یا پدر و مادر برایش خریداری کنند،آیا خمس ندارد؟
جواب:حکم جهیزیه را دارد.و همچنین است نسبت به پسانداز خود پسر یا پدر برای او،در صورتی که بموقع باشد و نتوانند یکجا تهیه کنند و در حدّ شأن باشد.
سؤال 748:این جانب مقداری وام برای تهیه جهیزیۀ دخترم از بانک گرفتم تا اقساط آن را در مدت چهار سال بپردازم.آیا میتوانم اقساط آن را از درآمد سالهای آینده بپردازم؟
جواب:میتوانید بپردازید.
سؤال 749:اگر پدری جهیزیه دختر را از مال غیر مخمّس تهیه کرده باشد و خمس آن را نپردازد،پرداخت خمس بر دختر لازم است؟
جواب:بلی،در فرض سؤال،لازم است دختر خمس جهیزیه را بپردازد.
سؤال 750:این جانب جهیزیه مورد نیاز خود را خریدهام و پول آنها را قرض کردهام آیا لازم است طلای زینتی خود را که از درآمد سال خریدهام بفروشم و بلافاصله قرض خود را پرداخت نمایم و آیا باید خمس آن را بپردازم؟
جواب:اگر به مقدار شأن شما باشد واجب نیست بفروشید و اگر هم بفروشید لازم نیست خمس آن را فورا بدهید.
سؤال 751:این جانب دختری دارم که ناچارم برایش جهیزیه تهیه کنم و نمیتوانم آن را یکجا خریداری کنم و از طرفی اگر جهیزیه را از درآمد سال بتدریج خریداری کنم نوعا ضایع میشود و بموقع از قابلیت استفاده خارج میشود و باصطلاح از رواج و مطلوبیت میافتد و چه بسا نگهداری آنها مشکل است و جای حفظ آن را نداریم.در این صورت اگر پول را پسانداز کنم تا بموقع مایحتاج را تهیه کنم،آیا خمس به آن تعلق میگیرد یا نه؟
جواب:در فرض سؤال،با توجه به مشکلات مزبور،خمس به آن تعلق نمیگیرد.
سؤال 752:آیا به زمین زراعتی و باغ که از درآمد سال خریداری شوند،خمس تعلّق میگیرد؟
جواب:در فرض سؤال،اگر باغ برای استفادۀ خود و خانواده از میوۀ آن خریداری شده و مناسب با شأن او و در حدّ نیاز او باشد خمس ندارد.و اگر برای فروش میوۀ آن باشد خمس دارد.ولی زمین زراعتی در حکم سرمایه است،و طبق احکام خمس سرمایه خمس دارد.
سؤال 753:شخصی باغی برای استفادۀ خود و خانوادهاش خریداری کرده است،در بعضی سالها بطور اتفاقی میوۀ آن بیش از مصرف خانواده او بوده و بفروش میرسد،آیا به این باغ خمس تعلّق میگیرد؟
جواب:در فرض سؤال،اگر باغ زاید بر مؤونه نیست خمس آن واجب نیست.
ولی میوۀ آن اگر زاید بر مؤونه باشد،خمس دارد.
سؤال 754:شخصی حساب سال نداشته است و زمین موروثی خود را به صورت باغ در آورده تا از میوۀ آن استفاده کند.پس از چند سال،مقداری محصول میوۀ باغ،زائد بر احتیاج او شده است.اکنون میخواهد حساب سال قرار دهد،خمس این باغ چگونه است؟
جواب:در فرض سؤال،اگر مخارج باغ از درآمد سال او بوده باغ مذکور خمس ندارد ولی میوه آن مقداری که زاید بر مؤونه است خمس دارد.
سؤال 755:شخصی با مقداری پول خمس داده زمینی خریداری کرده و به صورت باغ در آورده تا از میوۀ آن جهت تجارت استفاده کند،آیا به این باغ خمس تعلق میگیرد؟
جواب:خمس تفاوت قیمت زمین و نیز خمس درختها را باید بپردازد.
سؤال 756:این جانب زمین مواتی را احیاء کردهام،آیا به این زمین خمس تعلّق میگیرد؟
جواب:اگر زمین را به صورت باغ در آوردهاید تا از میوۀ آن برای خود و خانوادهتان استفاده کنید و قصدتان فروش میوه نبوده و زاید بر حاجت نیز نباشد، خمس ندارد.بلی اگر باغ را بفروشید باید خمس قیمت فعلی آن را بپردازید.و اگر زمین را به منظور زراعت یا به عنوان باغی که میوه آن را بفروشید آباد کردهاید، خمس قیمت فعلی آن باید پرداخت شود.هر چند باغ را نفروخته باشید.
سؤال 757:آیا زمینهای کشاورزی خمس دارد؟
جواب:زمین کشاورزی در حکم سرمایه است و خمس دارد.ولی چنانچه زمین به مقداری است که فقط برای تأمین زندگی و معاش اوست و اگر خمس آن را بدهد قادر به ادامۀ زندگی نخواهد بود،لازم نیست فعلا خمس آن را بپردازد.و در صورتی که بعدا متمکن شد بپردازد.اگر چه تدریجی باشد.
سؤال 758:شخصی زمینی را برای زراعت گندم مورد نیاز خانوادۀ خود خریداری کرده است و چیزی از آن را بفروش نمیرساند.آیا این ملک متعلق خمس است؟
جواب:بلی خمس آن را باید بپردازد.مگر اینکه بمقدار امرار معاش باشد که فعلا خمس ندارد.
سؤال 759:این جانب دارای چند هکتار زمین کشاورزی هستم که خمس آن را پرداختهام.و هر ساله مقداری گندم از آن برداشت میکنم که قسمتی از آن را جهت تأمین معاش خانوادۀ خود مصرف میکنم و بقیه را به فروش میرسانم.لطفا کیفیت خمس آن را بیان فرمایید.و آیا مخارجی که برای کشت و برداشت گندم مزبور صرف کردهام میتوانم از حاصل کسر کنم؟
جواب:مقداری از محصول گندم مزبور که از مخارج سال خود و خانوادۀ شما زیاد بیاید،باید خمس آن را بپردازید.و مخارجی که برای بدست آوردن محصول مصرف کردهاید اگر چیزی است که عین آنها باقی نیست میتوانید از حاصل کسر کنید و اگر چیزی است که عین آنها باقی است،مثل ابزار و آلاتی که برای شخم زدن و درو کردن،از درآمد سال خریداری کردهاید باید خمس آنها را بپردازید و نمیتوانید از حاصل کسر کنید.
سؤال 760:این جانب هر ساله مقدار مشخصی بذر گندم کشت میکنم،آیا هر سال باید خمس آن را بپردازم؟
جواب:سال اوّل که خمس آن را دادید،آن مقدار در سالهای بعد خمس ندارد.
سؤال 761:شخصی از درآمد سال،ملک یا چیز دیگری را برای تجارت و سرمایه خریده، و تا آخر سال ترقی کرده و 100 هزار تومان ارزش پیدا کرده و خمس آن را نداده است.در پایان سال دوم،ارزش آن 200 هزار تومان شده است،فعلا خمس آن چگونه محاسبه میشود؟
جواب:در فرض سؤال،خمس آن 56 هزار تومان میشود.چون آخر سال اوّل،خمس آن را که 20 هزار تومان بوده،نداده است.و همانگونه که سهم صاحب سرمایه ترقی کرده،خمس هم ترقی کرده است.لذا فعلا باید خمس سال اول و ترقی سال دوم آن را،باضافۀ خمس ترقی سهم صاحب سرمایه بدهد.و اگر سال دوم نیز آن را نپرداخت،باید همینطور خمس را بصورت تصاعدی محاسبه و
بپردازد.
بنابراین،در فرض سؤال،خمس سال اول 20 هزار تومان بوده،که در سال دوم 20 هزار تومان ترقی و سود داشته،جمعا 40 هزار تومان میشود.و سهم صاحب سرمایه که سال اول 80 هزار تومان بوده،در سال دوم 80 هزار تومان ترقی و سود داشته،که خمس آن 16 هزار تومان میشود.در نتیجه خمس سرمایۀ فعلی 56 هزار تومان است و سرمایۀ خالص 144 هزار تومان میباشد.
سؤال 762:شخصی زمینی دارد که قیمت آن بالا رفته و بواسطه همین زمین مستطیع شده است.حال قسمتی از زمین را فروخته تا صرف حج کند،آیا باید پول آن را تخمیس کند؟
جواب:در فرض سؤال،اگر اصل زمین متعلّق خمس نباشد،مثل اینکه ارث یا صداق بوده خمس ندارد ولی اگر آن را از پول مخمس خریداری کرده ترقی قیمت مقداری که بفروش رسانده جزء درآمد سال اوست که اگر تا پایان سال در مؤونه صرف نشود خمس دارد(ترقی قیمت نسبت به زمانی که خریده است ملاحظه میشود)ولی اگر به عنوان مال التجاره و استفاده از ترقی قیمت، خریداری کرده در صورتی که با پول مخمس خریداری کرده باید خمس ترقی قیمت زمین را همهساله بپردازد.و در همین فرض اگر با پول غیر مخمس خریداری کرده،باید خمس زمین را به قیمت فعلی بپردازد.و در سالهای بعد نیز خمس ترقی قیمت آن را بپردازد.
سؤال 763:این جانب زمینی خریداری کردهام تا پس از ترقی قیمت بفروشم،آیا پس از فرا رسیدن سال خمسی خمس قیمت فعلی آن را باید بپردازم یا خمس قیمت خرید را؟
جواب:خمس قیمت فعلی را لازم است بپردازید.
سؤال 764:آیا به سرمایه کسب و تجارت خمس تعلّق میگیرد؟
جواب:بلی،به سرمایه خمس تعلّق میگیرد.مگر اینکه برای تأمین معاش خود و عائلهاش مطابق شأنش به همۀ سرمایه نیاز داشته باشد.بطوری که اگر خمس آن
را بپردازد نتواند با بقیۀ آن امرار معاش کند،که در این صورت خمس ندارد.ولی اگر تمکن پیدا کرد یا سرمایه را فروخت،باید خمس آن را پرداخت کند.
سؤال 765:این جانب مقداری سهام خریداری کردهام و خمس آنها را نیز پرداختهام،حال اگر بخواهم این سهام را چند سال نگهداری کنم،آیا خمس ترقی قیمت آن را همهساله باید بپردازم یا پس از فروش آنها؟
جواب:در صورت افزایش قیمت،باید خمس مقدار اضافه شده در هر سال را در همان سال بپردازید.
سؤال 766:اشخاصی که شغل آنها طلافروشی و زرگری است گاهی ممکن است مثلا در اول سال یک کیلوگرم طلا دارند ولی در آخر سال به جهت افزایش بیرویه قیمت،مقدار طلای آنها به نیم کیلوگرم رسیده ولی قیمت آن نسبت به یک کیلوگرم اول سال بیشتر است و اگر به همین ترتیب چند سال بگذرد سرمایه از بین رفته و چیزی به عنوان موجودی ندارند.
آیا این افراد میتوانند مقداری طلا را سرمایه خود قرار دهند و میزان در سود و زیان را بر اساس خود طلا محاسبه کنند،بدون اینکه به قیمت کاری داشته باشند؟
جواب:اوّلا این سؤال تنها در مورد طلافروشی مطرح نیست،بلکه در مورد سایر تجّار و کسبه نیز مطرح است و ثانیا معیار در وجوب خمس،قیمت و ثروت است نه وزن و مقدار و ثالثا ترقی قیمت هر چند ممکن است موجب کم شدن سرمایه از نظر وزن بشود ولی هیچگاه منجر به از بین رفتن آن نمیشود بنابراین در مفروض سؤال،شخص باید خمس زاید را بپردازد.
سؤال 767:شغل این جانب کاسبی است و دارای سال خمسی میباشم،سال گذشته حدود یکصد گونی برنج داشتم که سرمایه کسبم بوده و آن را نیز تخمیس کردهام،امسال قیمت برنج افزایش یافته و موجب شده است که سرمایۀ کسب من به مقدار دوازده گونی کاهش پیدا کند، آیا خمس بدهکارم؟
جواب:ملاک و معیار در باب خمس،قیمت و ثروت است نه وزن و مقدار.
بنابراین هر مقدار بر قیمت برنجها افزوده شده خمس دارد.هر چند که به حسب
وزن کمتر شده باشد و اگر مسأله بر عکس شود یعنی مقدار جنس افزایش یابد ولی قیمت اضافه نشود،خمس به مقدار اضافی تعلّق نمیگیرد.
سؤال 768:آیا تخمیس سرمایه باید از آغاز کسب باشد یا بعد از گذشتن سال؟
جواب:اگر سرمایه از درآمد همان سالی است که میخواهد در آن تجارت و کسب کند،ملاک آخر سال خمسی است و اگر میخواهد درآمد سالهای قبل را به عنوان سرمایه کسب قرار دهد،باید در آغاز کسب آن را تخمیس کند.
سؤال 769:شخصی لوازم زندگی خود را با وجود احتیاجی که به آنها داشته فروخته تا سرمایه کسب قرار دهد،آیا تا زمانی که مثل آنها را خریداری نکرده،به این سرمایه خمس تعلّق میگیرد؟
جواب:در فرض سؤال،اگر لوازم زندگی را از درآمد سال یا مال غیر مخمس خریداری کرده،مازاد بر قیمت خرید لوازم زندگی که جزء سرمایه شده،متعلّق خمس است.
سؤال 770:اشخاصی که سرمایۀ کسب آنها غیر مخمس بوده و از درآمد آن لوازم زندگی مورد نیاز خود را خریداری کردهاند،آیا به این لوازم زندگی نیز خمس تعلق میگیرد؟
جواب:در فرض سؤال،باید خمس سرمایه و آنچه از درآمد این سرمایه خریده شده به قیمت فعلی بپردازند.
سؤال 771:این جانب بعد از چند سال کار در یک کارخانه،خود را بازخرید کردم و مبلغی را که به عنوان بازخرید گرفتم،آن را به عنوان مضاربه به کسی دادهام و با سود آن امرار معاش میکنم و راه دیگری برای تأمین معاش ندارم،آیا باید خمس مبلغ بازخرید را بدهم؟
جواب:در فرض سؤال که مبلغ مزبور تنها به مقداری است که معاش شما را تأمین میکند،خمس ندارد.
سؤال 772:از سرمایه کسب این جانب مصرف مؤونه زندگیام شده است،آیا میتوانم در همین سال خمسی اگر منفعتی بدستم آید آن را جبران کنم؟
جواب:میتوانید جبران کنید و خمس ندارد.
سؤال 773:پولی مخمّس به عنوان مضاربه در اختیار بانک قرار دادهام،پس از مدتی آن پول را گرفته و مصرف زندگی کردهام،آیا میتوانم از منافع همین سال آن را جبران کنم؟
جواب:میتوانید جبران کنید و خمس ندارد.
سؤال 774:اگر سرمایۀ تجارت انسان که مخمّس بوده در اثنای سال مصرف یا تلف شود و در سال آینده سرمایه تهیه کند،آیا خمس دارد؟
جواب:بلی،خمس دارد.
سؤال 775:شخصی یک اطاق از منزل مسکونی خود را به عنوان مغازه قرار میدهد تا در آن کسب و کار کند،آیا باید خمس آن را بپردازد؟
جواب:بلی،خمس مغازه را باید به قیمت فعلی بپردازد.
سؤال 776:حدود پنجاه سال قبل زمینی جهت بنای منزل خریداری کردم و بعد بتدریج قسمتی از آن را جهت کار و کارگاه فنّی اختصاص دادم.اکنون ساختمان کارگاه به عنوان ملک تجاری تقریبا پنجاه میلیون تومان ارزش دارد،آیا پس از فروش این کارگاه به مبلغ آن خمس تعلّق میگیرد؟در ضمن یک طبقه از منزلم را نیز اجاره دادهام،با توجه به اینکه منزل را برای سکونت خود ساختهام ولی فعلا به آن احتیاج ندارم و آن را اجاره دادهام،آیا به آن خمس تعلّق میگیرد؟
جواب:بلی در فرض سؤال کارگاه حکم سرمایه را دارد.و واجب است خمس آن را به قیمت فعلی بپردازید.هر چند آن را نفروخته باشید و پس از فروش در صورتی که قیمت آن ترقی کرد،خمس ترقی قیمت را بپردازید.و حکم یک طبقه منزل که اجاره دادهاید نیز همین است.
سؤال 777:آیا مخارجی چون تعمیر مغازه و یا خرید لوازمی چون پنکه،تلفن،یخچال و...
که مورد نیاز محلّ کسب است جزء مؤونه است یا جزء سرمایه؟
جواب:چیزهایی چون تلفن و یخچال که عین آنها باقی است،حکم سرمایه را دارد،و باید خمس آنها پرداخت شود.و تعمیر مغازه در صورتی که موجب زیاد شدن قیمت مغازه یا مال الاجارۀ آن گردد،خمس مقداری که به قیمت مغازه یا مال الاجاره از جهت تعمیرات افزوده شده،باید پرداخت.
سؤال 778:شخصی تعدادی گوسفند دارد که خمس آنها را داده است.سال بعد تعداد گوسفندان همین مقدار است ولی قیمت آنها دو برابر شده است،آیا خمس دارد؟
جواب:بلی،ترقی قیمت آنها خمس دارد.
سؤال 779:شخصی تعدادی گوسفند برای استفادۀ زندگی خود دارد اگر از بچه و پشم آنها در غیر مؤونه استفاده کند،آیا خمس گوسفند را باید بپردازد؟
جواب:لازم نیست.ولی نسبت به بچه و پشم اگر برای سرمایۀ تجارت و کسب استفاده کند،باید خمس آنها را بپردازد.
سؤال 780:بچههای گاو و گوسفند که نگهداری میشوند تا مثلا بعد از دو سال از شیر آنها استفاده شود،آیا خمس دارند؟و آیا پشم آنها که در ضمن این دو سال استفاده میشود،خمس دارد؟
جواب:آنچه به مقدار معاش است خمس ندارد.
سؤال 781:شخص گوسفنددار برای پرداخت خمس گوسفندها آیا باید قیمت آنها را حساب کند یا محاسبه به تعداد نیز صحیح است؟
جواب:محاسبه هر دو صحیح است.ولی در صورتی که به تعداد حساب کند، باید در سالهای بعد علاوه بر خمس تعدادی که افزایش یافته،خمس نماء متصل گوسفندان قبلی را نیز بپردازد.
سؤال 782:آیا صاحبان گوسفند میتوانند قیمت علوفه مصرف شده در زمستان را از نموّ گوسفندان کسر کنند و خمس باقیمانده را بپردازند؟
جواب:اگر علوفه را از پول خمس داده شده خریداری کنند میتوانند.
سؤال 783:گاو و گوسفندی که بیش از یک سال عمر دارند،اگر در بین سال خمسی فروخته شوند چه موقع متعلّق خمس واقع میشوند؟
جواب:اگر از درآمد سالهای قبل به عنوان استفاده شخصی از شیر آنها خریداری شده است جزء درآمد سال فروش قرار میگیرد یعنی اگر تا آخر سال خمسی صرف مؤونه نشده باید تخمیس شود.
سؤال 784:کشاورزی یک گاو داشته که با زاد و ولد افزایش پیدا کرده و پس از حدود پنج سال،چهار گاو شده است.سپس آنها را فروخته و برای مخارج جهیزیه دخترش هزینه کرده است.پس از آن یک گاو شیرده خریده که گوساله آن بزرگ شده،حکم خمس آن را بیان فرمایید.
جواب:لازم است به مجرّد فروش،خمس مجموع قیمت را بپردازد.و چنانچه گاو شیرده را از پول خمس داده نشده خریده باشد،باید خمس آن و گوساله آن را بپردازد.
سؤال 785:پولی که خمس آن پرداخت شده،اگر تا سال بعد بماند و به مصرف نرسد،آیا دوباره باید خمس آن پرداخت شود؟
جواب:لازم نیست.
سؤال 786:شخصی مقداری از موجودی نقدی خود را که از سالهای قبل جمعآوری کرده و خمس آن را پرداخت کرده،در مؤونه خود صرف کرده است،آیا میتواند این مبلغ را از درآمد سال بعد جبران کند؟
جواب:نمیتواند.
سؤال 787:شخصی سال خمسی داشته و تعدادی سکّه طلا خریداری کرده و خمس آنها را داده و در اثنای یک سال بعد،سکّهها را فروخته و پول آنها را مصرف زندگی کرده است.آیا
در این سال میتواند از درآمد سال آن را جبران کند؟و آیا حکم چیزهای دیگر مانند گندم، برنج و پول نقد چگونه است؟
جواب:بلی،میتواند جبران کند.و در این حکم فرقی بین طلا و پول نقد و گندم و غیره نیست.
سؤال 788:شخصی دارای مقداری پول است که خمس آنها را سال قبل پرداخته است و در سال بعد مقداری از آن را صرف کرده است،آیا میتواند آخر سال خمسی خود،کسری آن مال مخمّس را جبران کند؟
جواب:بلی،میتواند جبران کند.
سؤال 789:شخصی دارای دو نوع پول است،یکی پولی که خمس آن را قبلا پرداخته یا خمس به آن تعلّق نمیگیرد و دیگری پولی که از درآمد سال اوست،اگر این پولها با یکدیگر مخلوط باشند،آیا میتواند با نیّت،یکی از آنها را مشخص کند؟مثلا از پولی که درآمد سال اوست در مؤونه صرف کند تا پول دیگر برای او باقی بماند.اگر پولهای مذکور در بانک باشد چطور؟
جواب:در فرض سؤال که پولها با یکدیگر مخلوط شدهاند به مجرّد نیت نمیتواند یکی را معین کند.بلکه باید به حاکم شرع مراجعه کرده و مصالحه کند و در مورد بانک نیز حکم همین است.مگر اینکه در دو حساب جداگانه واریز شده باشند.
سؤال 790:کسانی که خمس بدهکارند و پرداخت نمیکنند،وظیفه زن و فرزند آنها چیست؟
جواب:اگر بدانند عین مال مورد ابتلای ایشان متعلّق خمس است خوردن و تصرّف در آن قبل از ادای خمس جایز نیست.ولی میتوانند با اذن حاکم شرع خمس آنچه را مصرف کردهاند بر ذمّه بگیرند و هر وقت توانستند پرداخت کنند.و اگر تعلّق خمس به عین مالی که مورد ابتلای آنها است مشکوک باشد تصرّف در آن جایز است.و در هر صورت با وجود شرایط امر به معروف لازم است ایشان را امر به معروف کنند.
سؤال 791:گوسفندی را که خمس به آن تعلّق گرفته صاحب گوسفند به قصّاب فروخته است،کسانی که از گوشت آن خریداری کردهاند بعد از اینکه علم پیدا کردند،آیا باید خمس آن را بدهند؟
جواب:باید خمس آن را بپردازند.
سؤال 792:فردی نود و نه درصد احتمال میدهد پدرش خمس نمیدهد،تکلیف پولهایی که از او میگیرد یا غذایی که در خانۀ او میخورد چیست؟
جواب:چنانچه اطمینان داشته باشد که موارد فوق متعلّق خمس است،باید خمس چیزهایی را که استفاده میکند بپردازد.
سؤال 793:اگر کسی با پول خمس داده نشده لباس خریداری کند و در آن نماز بخواند، حکم آن چیست؟
جواب:نماز او اشکال دارد.
سؤال 794:رفتن به منزل افرادی که انسان علم دارد خمس اموال خود را نپرداختهاند،چه حکمی دارد؟
جواب:اصل رفتن مانعی ندارد.خصوصا اگر برای صله رحم و امر به معروف و نهی از منکر باشد.ولی اگر چیزی مصرف کرد که میداند متعلّق خمس است، باید خمس آن را بپردازد.
سؤال 795:شخصی دارای سال خمسی است اگر در اثنای سال فوت کند،آیا ورثه او میتوانند قبل از پرداخت خمس او از ترکۀ او در تجهیز و تکفین و سایر مخارج میت مصرف کنند؟
جواب:آنچه از درآمد سال فوت صرف مؤونه نشده،باید خمس آن پرداخت شود.و از مال خمس داده شده به مصرف تجهیز و تکفین میت برسانند و حتی کفنی را که خود میت از درآمد سال فوت خریده باید خمس آن را بپردازند.
سؤال 796:آیا تصرف در مال متعلّق خمس مطلقا جایز نیست؟حتی اگر به ارث به انسان
برسد یا کسی به انسان هبه کند و یا پدری جهیزیه دختر را با آن خریداری کند؟
جواب:خیر،مطلقا جایز نیست.
سؤال 797:شخصی که وجوهات و مظالم عباد و کفارات در مالش هست و میخواهد به حج برود،آیا میتواند فقط مخارج حج را تخمیس کند و به مکه برود و پس از مراجعت خمس تمام اموال خود را بدهد.آیا حج او صحیح است؟
جواب:همانطور که قبلا اشاره شد،تصرف در مال متعلق خمس قبل از ادای خمس جایز نیست و شما همین مقدار که میخواهید از اموال خود بردارید و خمس آن را بدهید و با آن به حج بروید،تصرف در مال غیر مخمس است و جایز نیست.لذا این کار منع از تصرف را بر طرف نمیکند.
بلی میتوانید مقداری از مال را با اجازۀ مرجع تقلید خود جدا کنید و سپس خمس آن را بپردازید.و یا اگر اموال شما عبارت از اشیای مختلفه باشد،مانند خانه،باغ و غیر اینها خمس یک نوع معین را بپردازید و یا اگر پول است و در بانکهای متعدد وجود دارد خمس پول مربوط به بانک معین را بپردازید و یا در فرض سؤال مقداری از مال را به قصد ادای خمس به مرجع تقلید یا وکیل او بدهید و او بعد از قبول،آن را به شما قرض بدهد و مخارج حج خود را از این پول یا پولی که اصلا خمس به آن تعلق نگرفته بدهید.در این صورت حج شما صحیح است.
سؤال 798:شخصی که اموال خود را تخمیس نکرده و عازم سفر عمره است،آیا میتواند فقط مخارج عمره را تخمیس کند و بدون تخمیس بقیه اموال به عمره برود؟و آیا عمرۀ وی بدین صورت صحیح است؟و در صورت عدم صحت،آیا راه حلی برای این موارد وجود دارد؟
جواب:تصرف در مالی که خمس به آن تعلّق گرفته،قبل از پرداخت خمس آن،جایز نیست و برداشت مخارج عمره و دادن خمس آن،تصرف در مال غیر مخمس است و جایز نیست.و این کار منع از تصرف را برطرف نمیکند.بلی میتوانید مقداری از مال را به قصد ادای خمس به مرجع تقلید یا وکیل او بدهید و او بعد از قبول آن را به شما قرض بدهد و شما آن را صرف مخارج عمره کنید،در
این صورت عمره شما صحیح است.یا فروضی را که در مسأله قبل ذکر شده رعایت کنید.
و اگر خمس ندهید گرچه تصرف در مال حرام است اما همراه داشتن پول غیر مخمس و خرج آن موجب بطلان عمره نمیشود.مشروط بر اینکه لباس احرام از مالی که خمس به آن تعلق نگرفته تهیه شود،یا به ذمه خریده شود،که در این صورت عمره صحیح است.
سؤال 799:این جانب از درآمد سالیانۀ خود زمینی برای محلّ کسب خریداری کردم اکنون سال خمسیام فرا رسیده و زمین مذکور در مسیر خیابان قرار گرفته است،آیا این زمین متعلّق خمس است؟
جواب:اگر قبل از اینکه در مسیر خیابان قرار گیرد خمس به آن تعلّق گرفته و استقرار یافته باشد و آن را نپرداختهاید،باید اکنون بپردازید،زیرا که مدیون شدهاید.
سؤال 800:در فرض قبل اگر از طرف دولت زمینی در مقابل زمین فوق واگذار شود چه حکمی دارد؟
جواب:اگر خمس زمین قبلی را پرداختهاید این زمین خمس ندارد و اگر نپرداختهاید باید خمس زمین جدید را به قیمت فعلی بپردازید.مگر اینکه خمس زمین قبلی مستقر شده باشد و از خمس این زمین بیشتر باشد،که باید خمس را به قیمت زمین قبلی بپردازید.
سؤال 801:شخصی مقداری پول داشته که به آن خمس تعلّق گرفته و قبل از پرداخت خمس،پولهای مذکور مفقود شده است،تکلیف او چیست؟
جواب:در فرض سؤال،اگر در پرداخت خمس پولها کوتاهی کرده ضامن است و باید خمس آن را پرداخت کند.
سؤال 802:شخصی دارای زمینی است که دو نفر آن را غصب کردهاند بدون اینکه از
منافع آن به مالک زمین بدهند،آیا خمس این زمین بر مالک واجب است؟
جواب:اگر قبل از غصب،خمس به آن تعلّق گرفته،باید خمس آن را بپردازد و میتواند به مقدار خمس از همان زمین به مرجع تقلید واگذار کند.
سؤال 803:این جانب طلبهام،در ماه رمضان که به تبلیغ رفته بودم بعضی از مؤمنین مقداری پول خمس جهت ایصال به دفتر حضرتعالی به من دادند،ولی متأسفانه پول مذکور در راه مفقود شد،آیا من ضامن میباشم یا نه؟و آیا ذمّۀ پرداختکننده بری شده است؟
جواب:اگر در نگهداری و محافظت از پول کوتاهی نکردهاید ضامن نمیباشید.و نسبت به برائت ذمّۀ پرداختکننده،اگر به عنوان وکالت شما از مرجع تقلید،پول را به شما داده است و شما نیز وکالت داشتهاید بری الذّمة شده است.و اگر فقط به عنوان واسطه در رساندن پول به شما داده است بری الذّمة نیست و باید دوباره بپردازد.
سؤال 804:طلاب و اهل علمی که جهت تبلیغ و غیره به منزل افرادی میروند که میدانند اهل خمس نیستند و در خانه و روی فرش آنها نماز میخوانند و از غذای آنها مصرف میکنند،بفرمایید در این موارد چه وظیفهای دارند؟
جواب:به طلاب و اهل علم اجازه داده میشود که در این موارد تصرف کنند و لازم نیست خمس موارد مذکور را خود بدهند.
سؤال 805:آیا تعیین سال خمسی به اختیار خود شخص است یا باید ابتدای شروع به کسب را ابتدای سال خود قرار دهد؟
جواب:در مثل تجارت که فایدۀ آن تدریجی حاصل میشود،باید از هنگام شروع در کسب قرار دهد.ولی در مثل زراعت و درختکاری که فایده آن دفعی حاصل میشود،از هنگام حصول فایده است.
سؤال 806:کسی که درآمدی ندارد یا اگر دارد کفاف مخارج او را نمیکند،آیا لازم است
سال خمسی قرار دهد؟
جواب:لازم نیست.بلی اگر در اثنای سال منفعتی برای او حاصل شد و تا یک سال صرف مؤونه نشد،باید خمس آن را بپردازد.
سؤال 807:آیا برای تعیین سال خمسی،بهتر است سال شمسی محاسبه شود یا قمری؟
جواب:سال شمسی را قرار دهد.
سؤال 808:آیا میتوان سال خمسی را تغییر داد؟چگونه؟
جواب:در صورتی که ضرری به اهل خمس وارد نشود،جایز است.به این طریق که در اثنای سال،منافع خود را تخمیس کند و پس از گذشت یک سال تمام از تخمیس مذکور به حساب سال خود رسیدگی کند.
سؤال 809:حقوقبگیران و افرادی که ماهیانه مبلغی دریافت میکنند،آیا میتوانند برای هر حقوق دریافتی،سال جداگانهای قرار دهند؟
جواب:بلی میتوانند.
سؤال 810:بنیاد شهید مبلغی را به عنوان خانواده شهید به این جانب میدهد،بفرمایید که وظیفۀ من راجع به خمس چیست؟
جواب:بطور کلی کسانی که حقوق ماهیانه میگیرند میتوانند برای خود سال خمسی قرار دهند و از موقعی که اوّلین حقوق ماهیانه خود را دریافت کردند، یک سال که گذشت مقداری که از خرج سالشان زیاد آمد خمس آن را بدهند.و نیز جایز است برای دریافتی هر ماه و برج،سال قرار دهند،و دریافتی هر برج را جدا نگهدارند.پس اگر تا سال آینده از خرجشان زیاد آمد خمس آن را بدهند.ولی در مورد پولی که بنیاد شهید به خانوادۀ شهید میدهد چون ظاهرا بعنوان هبه و بخشش است نه بعنوان حقوق و ماهیانه در برابر عمل و کار،تعلق خمس بنحو احتیاط وجوبی است نه فتوا.
سؤال 811:این جانب سال خمسی خود را اول محرّم قرار دادهام و فعلا که اول محرّم شده
مقداری از درآمد تبلیغی ماه رمضان مانده است،آیا باید خمس آن را بدهم؟
جواب:میتوانید خمس زاید را بدهید.ولی جایز است پرداخت خمس درآمد تبلیغی ماه رمضان را تا ماه رمضان آینده تأخیر بیندازید و اگر چیزی از آن باقی ماند،خمس آن را بدهید و نیز درآمد محرّم هم تا محرّم سال آینده در نظر گرفته شود،که اگر زیاد آمد خمس آن را بدهید.
سؤال 812:این جانب طلبهای هستم که سال خمسیام رسیده و مقداری از شهریهام مانده است و نیز با پول شهریه مقداری برنج و حبوبات خریدهام که مانده است،آیا به اینها خمس تعلق میگیرد یا نه؟
جواب:به هیچ کدام خمس تعلق نمیگیرد.
سؤال 813:کارمندی که سال خمسی او رأس یکی از ماههای شمسی است و بطور عادی حقوق او به زحمت تا پایان ماه کفاف مخارج او را میدهد،اگر حقوق خود را یک یا دو روز قبل از رسیدن سال خمسی دریافت کند،آیا باید خمس آن را بپردازد؟
جواب:حقوقبگیر میتواند برای خود سال خمسی قرار دهد و از موقعی که اولین حقوق خود را گرفت یک سال گذشت مقداری که از خرج سالش زیاد آمد خمس آن را بدهد و نیز جایز است برای دریافتی و حقوق هر ماه و برج،سال قرار دهد و حقوق هر برج را جدا نگهدارد.پس اگر تا سال آینده از خرجش زیاد آمد خمس آن را بدهد.بنابراین کارمند مورد سؤال لازم نیست خمس حقوق خود را فعلا بدهد.
سؤال 814:اگر کسی خمس اموال خود را پرداخت کرده است و اموال مخمّس تا سال بعد باقی بماند،آیا لازم است دوباره خمس آنها را بپردازد؟
جواب:لازم نیست.مگر اینکه از سرمایه مخمّس چیزی را برای تجارت خریده باشد،که در سال بعد باید خمس ترقی قیمت آن را بپردازد،هر چند آن را نفروخته باشد.
سؤال 815:تاجری جنسی را به قیمت ارزان خریداری میکند و تا سال بعد در مغازه میماند و قیمت آن بالا میرود و خمس آن را نمیدهد،در سال بعد حکم خمس آن چگونه است؟
جواب:خمس جنس موجود را باید بپردازد.مگر اینکه در اثنای سال قیمت آن خیلی بالا رفته باشد و به طمع زیادتر شدن،آن را نفروخته باشد و سپس قیمت آن تنزل کرده باشد،که در این صورت خمس مقداری که بالا رفته بر او واجب است.
سؤال 816:کسی که سال خمسی نداشته و ماشین سواری و لوازم زندگی خریداری کرده، آیا به این وسایل خمس تعلّق میگیرد؟و اگر خمس دارد،آیا قیمت فعلی را باید بپردازد یا قیمت خرید را؟
جواب:اگر اجناس مذکور را از پول خمس داده نشده خریداری کرده،باید خمس آنها را به قیمت فعلی بپردازد و اگر از درآمد سال خریداری کرده،در صورتی که لوازم فوق مورد نیاز زندگی او بوده،خمس ندارد
سؤال 817:شخصی که سال خمسی ندارد و میخواهد برای خود سال خمسی قرار دهد و چند روز قبل مبلغی درآمد داشته،آیا به این پول خمس تعلّق میگیرد؟
جواب:اگر قبل از آن درآمدی نداشته،پس از دریافت این مبلغ تا یک سال فرصت دارد و چنانچه قبلا درآمد دیگری داشته،ملاک گذشتن یک سال از درآمد اوّل است.
سؤال 818:شخصی خمس اموال خود را حساب کرده و پرداخته است ولی برای سالهای بعد حساب خود را نگاه نداشته.بعد از چند سال میخواهد اموال خود را حساب کند،آیا خمسی که قبلا پرداخت کرده کسر میشود؟
جواب:بلی،تمام اموال را حساب کند و آنچه قبلا خمس داده از خمس فعلی کسر کند.
سؤال 819:خمس قالی که بافتن آن ممکن است چند سال طول بکشد،چگونه حساب میشود؟
جواب:اگر بگونهای است که آن را میخرند و ضرر غیر قابل تحمّلی ندارد باید خمس آن را سر سال حساب کند و در سالهای بعد نیز خمس مقداری که در آن سال بافته است پرداخت کند و همچنین است اگر صاحب کار بخواهد به او مزد پرداخت کند و او قبول نکند و بگوید مزدم را آخر کار میگیرم.بلی اگر مزد خود را در اثنای سال دریافت کند و در مؤونه خرج کند،خمس ندارد.
سؤال 820:شخصی دارای مغازهای است و برای او ممکن نیست سر سال حساب خود را رسیدگی کند،تکلیف خمس او چیست؟
جواب:در فرض سؤال باید در آخر سال منافع خود را بطور حدسی تعیین کرده و خمس آن را بپردازد و بعد رسیدگی کند،اگر بیش از مقدار تعیین شده بود بقیه را نیز بپردازد و اگر کمتر بود از آن کسر کند.
سؤال 821:شخصی میخواهد خمس اموال خود را حساب کند،آیا اموال را به قیمت خرید حساب کند یا به قیمت فعلی بازار؟
جواب:قیمت روز پرداخت خمس را باید محاسبه کند.
سؤال 822:در صورت تعلّق خمس به چیزی و اختلاف قیمت خرید با قیمت روز،کدام قیمت میزان است؟
جواب:قیمت روز.
سؤال 823:این جانب سال گذشته صد هزار تومان داشتم مبلغ بیست هزار تومان آن را به عنوان خمس دستگردان کردم و تمام صد هزار تومان را در بانک گذاشتم اکنون سال خمسیام فرا رسیده،آیا اگر بیست هزار تومان از درآمد امسال پرداخت کنم کافی است؟
جواب:در فرض سؤال باید اوّل خمس درآمد امسال را که مانده است بدهید و بعد بدهی سال گذشته را بپردازید.در نتیجه برای اینکه صد هزار تومان سال قبل متعلّق به خود شما گردد باید مبلغ بیست هزار تومان به عنوان خمس صد هزار تومان سال قبل و مبلغ پنج هزار تومان به عنوان خمس بیست هزار تومانی که از درآمد امسالتان پرداخت کردهاید بپردازید.(که جمعا 25 هزار تومان میشود)
سؤال 824:الف-در مورد سرمایۀ مخمس که استهلاک پیدا کرده و فرسوده شده و در نتیجه قیمت آن کمتر شده است،آیا جایز است که استهلاک و تفاوت قیمت را از سود و ربح سال کسر کرد؟ب-چنانچه قیمت و سرمایۀ مخمس،تنزّل کرده،آیا از ربح و سود بین سال جبران میشود؟
جواب:الف-بلی جبران و کسر کردن تفاوت قیمت و استهلاک از سود بین سال مانعی ندارد.
جواب:ب-حکم مسأله سابق را دارد و میتوانند کسر کنند.
سؤال 825:اگر شخصی چیزی را به عنوان مال التجاره خریداری کرده باشد یعنی خریده باشد تا با افزایش قیمت بفروشد و سود ببرد.آیا در موقع حساب خمس قیمت خرید حساب میشود یا قیمت فعلی؟
جواب:قیمت فعلی ملاحظه میشود.
سؤال 826:در مورد شک در تعلّق خمس چه باید کرد؟
جواب:اگر یقین به درآمد دارد و شک دارد که آیا درآمد او تا سر سال باقیمانده یا نه،باید تفحّص کند ولی اگر شک در اصل درآمد دارد تفحص لازم نیست.و اگر نسبت به مال معینی شک دارد که آیا متعلّق خمس است یا نه؟اصل عدم تعلّق خمس است.
سؤال 827:اگر کسی شک کند آیا پولهایی که در سالهای قبل مصرف کرده متعلّق خمس بوده یا نه؟تکلیف او چیست؟
جواب:اصل برائت ذمّۀ اوست.
سؤال 828:طلبهای که سهم امام علیه السّلام مصرف میکند و گاهی نیز از راه تبلیغ درآمدی دارد، اگر در آخر سال چیزی اضافه بیاید و نداند از کدام است خمس دارد یا نه؟
جواب:باید با مرجع تقلید مصالحه کند.
سؤال 829:آیا جایز است انسان قبل از رسیدن سال خمسی برای فرار از خمس،اموال خود را به دیگری ببخشد؟
جواب:در صورتی که بخشش مناسب با شأن انسان نباشد راه فرار از خمس نمیباشد و باید خمس آن را بدهد و همچنین است اگر بخشش به عنوان حیلهای برای فرار از خمس باشد،مثل اینکه مال خود را به کسی ببخشد و با او قرار بگذارد که بعد از فرارسیدن سال خمسی،مال را به صاحب مال ببخشد.
سؤال 830:آیا انسان میتواند قبل از فرارسیدن سال خمسی برای فرار از خمس،مازاد درآمد خود را برای خرید قالی،یخچال،تلویزیون و سایر لوازم زندگی مصرف کند؟
جواب:اگر لوازم فوق مورد احتیاج زندگی او و در شأن اوست جزء مؤونه است و خمس ندارد و اگر زائد بر احتیاج او یا غیر مناسب با شأن اوست،باید خمس آنها را بپردازد.
سؤال 831:اگر کسی قبل از فرارسیدن سال خمسی وسایل ضروری زندگی خود را خریداری کند و تصمیم داشته باشد بعد از فرارسیدن سال آنها را بفروشد آیا باید خمس آنها را بپردازد؟و آیا فرقی بین اینکه از اوّل قصد فرار از خمس داشته باشد یا قصد نداشته باشد وجود دارد؟
جواب:اگر وسایل ضروری خانه را از درآمد سال خریداری کرد و سال بعد فروخت قیمت آن جزء درآمد سال فروش قرار میگیرد که اگر تا آخر سال صرف مؤونه نشد باید تخمیس شود.و در این جهت فرقی بین قصد فرار و عدم آن وجود ندارد.
سؤال 832:مقداری پول به عنوان قرض الحسنه به کسی دادهام و او پس نمیدهد و سال خمسی این جانب رسیده است،آیا باید خمس آن را بپردازم؟
جواب:در فرض سؤال،هر وقت وصول شد،خمس آن را بلافاصله بپردازید.
سؤال 833:مقداری از مطالبات کارهایی که در سال خمسی انجام دادهام هنوز وصول نشده و سال خمسیام فرارسیده است،آیا خمس اینها را باید بپردازم؟
جواب:آن را از درآمد سال دریافت قرار دهید.
سؤال 834:پولی از کسی طلب دارم و سال خمسیام فرارسیده و بدهکار نمیتواند بپردازد،آیا به این پول خمس تعلّق میگیرد؟
جواب:لازم نیست قبل از وصول بپردازید.
سؤال 835:مقداری پول به کسی قرض دادهام و چند سال است آنها را پس نداده است،آیا باید خمس آن را بپردازم؟
جواب:اگر بعد از گذشت سال و استقرار خمس پولها را قرض دادهاید،باید خمس آن را بپردازید و اگر قبل از گذشت سال قرض دادهاید در صورتی که اطمینان به پس گرفتن آن دارید،باید خمس آن را بپردازید و در غیر این صورت پس از وصول،خمس آن را پرداخت کنید.
سؤال 836:در سر سال خمسی،قبل از دریافت حقوق ماه قبل،خمس مال خودم را محاسبه کردم و پرداختهام و بعد از چند روز حقوق خود را گرفتهام،آیا این حقوق مربوط به سال آینده است یا باید همین سال محاسبه شود؟
جواب:افراد حقوق بگیر میتوانند برای هر حقوق خود سال جداگانه قرار دهند لذا میتوانند برای حقوق ماه آخر،سال مستقل قرار دهند و پرداخت خمس آن الان واجب نیست.
سؤال 837:مقداری اضافه کار در مهر و آبان داشتهام که حقوق آن را در اسفند دادهاند.با توجه به اینکه سال خمسی این جانب اوّل دی ماه است،آیا هنگام دریافت حقوق اضافهکاری باید خمس آن را بدهم؟
جواب:حکم این سؤال از جواب قبل معلوم شد.
سؤال 838:اگر حقوق کارمند با تأخیر پرداخت شود و در این مدت سال خمسی او فرا رسد،
آیا این حقوق از درآمد سال قبل به حساب میآید یا از درآمد سال دریافت؟
جواب:از درآمد سال دریافت است و میتواند پرداخت خمس آن را تا سال آینده تأخیر بیندازد،پس از آن اگر در مؤونه خرج نشد خمس آن را بدهد.
سؤال 839:در یک کارخانه هر ماه مقداری از حقوق کارکنان کسر میشود و مجموع آن پس از چند ماه به آنها پرداخت میشود،آیا اگر این پول بعد از سال خمسی دریافت شود از درآمد سال دریافت به حساب میآید یا از درآمد سال کسر حقوق؟
جواب:از درآمد سال دریافت است.
سؤال 840:مقداری جنس به صورت نسیه و اقساط فروختهام.بعضی از اقساط آن مربوط به سال بعد است آیا موقع حساب سال منافع این معامله جزء منافع سال فروش است یا از درآمد سال دریافت اقساط؟
جواب:منافع اقساط دریافت شده در سال فروش مربوط به سال فروش و منافع اقساط بعدی جزء درآمد سال بعد است.
سؤال 841:مقداری پول به کسی قرض دادم تا قبل از فرارسیدن سال خمسیام به من برگرداند ولی او بعد از سال خمسی برگرداند،آیا این پول خمس دارد؟
جواب:اگر از درآمد سال شما بوده است خمس دارد.
سؤال 842:مقداری وام گرفتهام که در طول چهار سال بپردازم،آیا به این پول خمس تعلّق میگیرد؟
جواب:اگر صرف مؤونه شده است خمس ندارد.ولی اگر برای سرمایه کسب و تجارت مصرف شده و بصورت سرمایۀ موجود است در هر سال هر مقداری از قرض را که ادا میکند،خمس آن را باید بپردازد.
سؤال 843:شخصی به کسی بدهکار است،مقداری پول از درآمد سال خود را برای بدهی کنار گذاشته،ولی موفق نشده تا پایان سال خمسی،آن را به شخص طلبکار برساند آیا به این
پول خمس تعلّق میگیرد؟
جواب:خمس تعلّق میگیرد.
سؤال 844:کسی بدهی اقساطی دارد و اقساط آن چند سال طول میکشد،آیا میتواند همۀ بدهی را از درآمد سال کسر کند؟
جواب:نمیتواند.بلکه در صورتی که بدهی مربوط به مایحتاج زندگی او بوده اقساط هر سال در صورت پرداخت جزء مؤونۀ سال پرداخت حساب میشود.
سؤال 845:مغازهداری هنگام حساب سال خود،مقداری بدهی و مقداری طلب و مقداری پول نقد دارد تکلیف خمس او چیست؟
جواب:آنچه بدهکار است از موجودی کسر میشود و آنچه طلبکار است در صورتی که بداند اگر از مشتری طلب کند وصول میشود،باید خمس آن را حساب کند.ولی اگر با مطالبۀ او مشتری پول را نمیدهد هر وقت نقد شد،باید بلافاصله خمس آن را بپردازد.
سؤال 846:شخصی در اثنای سال مهریۀ همسر خود را میپردازد و سپس از او قرض میکند تا با آن کسب و کار کند آیا باید خمس مبلغ مذکور را بپردازد؟
جواب:در فرض سؤال خمس ندارد.
سؤال 847:سال خمسی شخصی فرا رسیده،آیا میتواند مهریه همسر خود را-که عند المطالبه باید بپردازد-جزء قرض حساب کرده و از موجودی کسر کند؟
جواب:نمیتواند.
سؤال 848:مغازهداری مقداری جنس به صورت نسیه خریداری کرده و هنوز پول آن را نپرداخته و سال خمسی او فرا رسیده است،حساب خمس او چگونه است؟
جواب:مقداری از اجناس که به فروش رفته است،لازم است خمس سود حاصل از آن را در صورتی که از مؤونه او زیاد بیاید بپردازد و مقداری که به فروش نرفته،در صورتی که قیمت سوقیه بالا رفته باشد مقدار ترقی قیمت سوقیه
متعلّق خمس است.
سؤال 849:به وام دانشجویی که به افراد به عنوان کمک هزینه تحصیلی داده میشود و بعد از فارغ التحصیل شدن پس گرفته میشود،آیا خمس تعلّق میگیرد؟
جواب:خمس ندارد.
سؤال 850:شخصی دارای سال خمسی است،اگر در اثنای سال فوت کند،آیا ورثۀ او میتوانند قبل از پرداخت خمس او از ترکۀ او در تجهیز و تکفین و سایر مخارج میت مصرف کنند؟
جواب:آنچه از درآمد سال فوت،صرف مؤونه نشده،باید خمس آن پرداخت شود و از مال خمس داده شده به مصرف تجهیز و تکفین میت برسانند و حتی کفنی را که خود میت از درآمد سال فوت خریده باید خمس آن را بپردازند.
سؤال 851:اگر میت خمس بدهکار باشد،آیا از اصل مال خارج میشود یا از ثلث؟
جواب:از اصل مال خارج میشود.
سؤال 852:میتی خمس بدهکار است و دارای وارث صغیر میباشد،آیا باید خمس او پرداخت شود یا باید صبر کرد تا وارث او کبیر شوند؟
جواب:پرداخت خمس واجب است و در صورتی که میت وصیّ دارد، پرداخت بر وصی واجب است و اگر ندارد در فرض سؤال که صغیر دارد،باید با اذن حاکم شرع خمس مال او را بپردازند.
سؤال 853:شخصی از دنیا رفته و مقداری خمس و زکات بدهکار است و ترکۀ او برای ادای هر دو کافی نیست وظیفه چیست؟
جواب:اگر متعلّق خمس داخل ترکه است،خمس مقدم است و اگر متعلق زکات داخل ترکه است زکات مقدم است و در غیر این صورت تقسیط میشود.
سؤال 854:شخصی فوت کرده و مقداری دین و خمس بدهکار است و ترکۀ او برای ادای
هر دو کافی نیست،وظیفه چیست؟
جواب:اگر عین موجود متعلّق خمس است خمس مقدم است و در غیر این صورت دین مقدم است.
سؤال 855:شخصی مال غیر مخمّس خود را به دیگری هبه نموده و موهوب له،خمس آن را بدون اطلاع او پرداخت است.آیا خمس از عهدۀ واهب ساقط است؟آیا بری الذّمة شده یا نه؟و اصولا پرداخت خمس دیگری تبرّعا چه حکمی دارد؟و آیا تکلیف از صاحب خمس ساقط میشود هر چند مال متعلّق خمس نزد او موجود باشد؟مثلا شوهر خمس مال همسرش را تبرّعا بدهد با اینکه مال متعلق خمس نزد زن موجود است.
جواب:به طور کلّی پرداخت تبرّعی خمس شخص دیگر و لو بدون اطلاع وی باشد.مبرء ذمّه او میباشد و از عهدۀ او ساقط میگردد هر چند از ثواب این عبادت محروم شده است لذا در فرض سؤال خمس از عهده هبهکننده و دیگری که خمس او را تبرعا پرداختهاند ساقط و او بری الذّمة شده است حتّی اگر مال متعلق خمس نزد صاحب مال موجود باشد.
سؤال 856:ارث باقی مانده از پدرم تعدادی موتور لنج است که هنوز تقسیم نشده است و فعلا با آنها کار میکنند و از درآمد آنها سهم این جانب را که طلبه هستم میفرستند،آیا اصل ارث و سود حاصل از آن خمس دارد؟
جواب:در صورتی که پدر خمس میداده،ارث او خمس ندارد.ولی هر مقدار سود حاصل از آن که از مخارج سال شما اضافه بیاید متعلق خمس است و فرقی نمیکند که وارث طلبه باشد یا نباشد.
سؤال 857:کسی از دنیا رفته است و خمس بدهکار است،ورثۀ او فعلا قدرت مالی ندارند که کلّ خمس را بپردازند.لذا ناچارند دستگردان کنند،تا پس از تمکّن پرداخت کنند.آیا بعد از دستگردان،میّت بری الذمه میشود،و از عذاب الهی خلاص خواهد شد؟
جواب:بعد از آنکه وارث دین میت را با دستگردان بعهده گرفت و تصمیم داشت عند القدرة بپردازد.میت بری الذمه میشود.و ان شاء اللّه از عذاب خلاص میشود.
در روایت است که ابو سعید خدری میگوید:ما با رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله همراه جنازهای بودیم.هنگام نماز بر او،حضرت سؤال کرد که آیا این شخص مدیون بوده است؟گفتند بلی،دو درهم بدهکار بود.حضرت بر او نماز نخواند و فرمود:
شما بر او نماز بخوانید.حضرت علی علیه السّلام عرضه داشت یا رسول اللّه،من بدهی او را
به عهده میگیرم.سپس رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله برخاست و بر او نماز خواند.بعد به حضرت امیر علیه السّلام فرمود:خداوند جزای خیر به تو عطا کند و آزادت کند،همانگونه که برادر ایمانی خود را از بدهی آزاد کردی (1).
سؤال 858:عینی که متعلّق خمس است و به ارث رسیده،آیا برای پرداخت خمس باید قیمت فعلی آن را حساب کرد،یا وقت اشتغال ذمّۀ مورّث را؟
جواب:در فرض سؤال قیمت فعلی را باید حساب کرد.
سؤال 859:زمینهای موروثی که متعلّق خمس نیست،اگر قیمت آن بالا رود،آیا ترقی قیمت آن خمس دارد؟
جواب:از فرض سؤال ترقی آن هم خمس ندارد.
سؤال 860:زمینی است موروثی است که به آن خمس تعلّق گرفت و قبل از پرداخت خمس تقسیم شده است،الآن وظیفه چیست؟
جواب:لازم است هر یک از ورثه به نسبت سهم خود،خمس آن را بپردازند.
سؤال 861:آیا مهریهای که زن از شوهر میگیرد خمس دارد؟
جواب:خمس ندارد.اگر چه احتیاط مستحب این است که در صورتی که سال بر آن بگذرد خمس آن را بپردازد ولی اگر شوهر مهریه را از مالی که خمس به آن تعلق گرفته بپردازد لازم است زن خمس آن را بپردازد.
سؤال 862:پولی که انسان به عنوان دیه یا ارش دریافت میکند،آیا خمس دارد؟
1) 1) عن ابی سعید الخدری،قال:کنّا مع رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله فی جنازة،فلمّا وضعت.قال صلّی اللّه علیه و آله:هل علی صاحبکم من دین؟قالوا:نعم،در همان.فقال صلّی اللّه علیه و آله:صلّوا علی صاحبکم.فقال علی علیه السّلام:هما علیّ یا رسول اللّه،و انا لهما ضامن:فقام رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله فصلّی علیه،ثم اقبل علی علیّ علیه السّلام فقال:جزاک اللّه عن الاسلام خیرا و فکّ رهانک کما فککت رهان اخیک.(وسائل الشیعة/ج /13ص /151باب /3ح 2).
جواب:خمس ندارد.بلی احتیاط مستحب این است که خمس آن پرداخت شود.و در این حکم فرقی بین دیۀ عضو و دیۀ نفس وجود ندارد.
سؤال 863:پولی که بیمه،طبق قرارداد به انسان میدهد،آیا خمس دارد؟
جواب:در صورتی که از مخارج سال اضافه بیاید،خمس دارد.
سؤال 864:آیا حقوق بازنشستگی خمس دارد؟با توجه به اینکه در دوران خدمت کارمند، هر ماه مقداری از حقوق او برای بازنشستگی کسر میشود.
جواب:اگر از مخارج سال زیاد بیاید،خمس دارد.
سؤال 865:معمولا پس از بازنشستگی افراد،پولی به صورت یکجا به عنوان سابقه کار به آنها میدهند،آیا این پول متعلّق خمس است؟
جواب:اگر تا پایان سال خمسی در مؤونه مصرف نشود،خمس ندارد.
سؤال 866:حقوقی که بعد از فوت شخص کارگر یا کارمند از طرف سازمان تأمین اجتماعی یا دولت یا شرکتهای مختلف یا بیمه به خانواده متوفی داده میشود.آیا از درآمد سال محسوب میشود؟که بر مازاد آن از مخارج سال خمس تعلق میگیرد.یا به محض دریافت، باید خمس آن را بپردازد؟
جواب:از درآمد سال محسوب میشود.که اگر از مخارج زیاد آمد به احتیاط واجب خمس دارد.
سؤال 867:آیا طلا و زیور آلاتی که بانوان خریداری میکنند جزء مؤونه است؟اگر وقت زینتشان گذشته باشد و آنها را بعنوان ذخیره نگهداری میکنند،چه حکمی دارد؟
جواب:اگر از درآمد سال باشد و بیشتر از شأن آنها نباشد و از آن استفاده کنند خمس ندارد،ولی بعد از این که دیگر به آن نیاز نداشتند اگر صرف امور دیگر
زندگی خود نمودند خمس ندارد و اگر یک سال باقی ماند باید تخمیس کنند.
سؤال 868:پیرزنی که فرزندانش مخارج او را میدهند،مبلغی پول دارد.و با اینکه وقت زینت او گذشته است،با آن پولها طلا میخرد تا زمانی که راه کربلا بازشد خرج سفر کربلا کند آیا این طلاها خمس دارد؟
جواب:در فرض سؤال اگر سال از آنها بگذرد،خمس دارد.
سؤال 869:خانمی مقداری طلا و زیور آلات خریداری کرده و از آن استفاده کرده است و بعد از چند سال آنها را میفروشد،آیا به محض فروش باید خمس آنها را بپردازد؟
جواب:اگر از درآمد سال خریداری کرده و در سالهای بعد فروخته باید خمس همۀ آنها را فورا بپردازد و اگر از مال مخمّس خریداری کرده،ترقی قیمت آن جزء درآمد سال فروش محسوب میشود،که اگر تا پایان سال صرف در مؤونه نشود، خمس دارد.
سؤال 870:شوهری با مال متعلّق خمس مقداری طلا و زیور آلات برای همسرش خریداری کرده و به او بخشیده است،اگر شوهر خمس آنها را نپردازد،آیا پرداخت خمس بر همسر او واجب است؟
جواب:بلی،در فرض سؤال،لازم است همسر خمس طلا و زیورآلات را بپردازد.
سؤال 871:چند سال است در ایّام عید مبلغی به عنوان عیدی از پدر بزرگ و دیگر فامیلها به من داده شده است و این پولها در دفترچه پسانداز میباشد،آیا خمس دارد؟
جواب:در فرض سؤال،احتیاط واجب این است که پولهایی که سال از آنها گذشته،تخمیس کنید.
سؤال 872:پولی که پدر به عنوان خرجی به انسان میدهد،آیا خمس دارد؟
جواب:اگر پول را به فرزند خود میبخشد،آنچه که سال از آن بگذرد،بنابر احتیاط واجب خمس دارد.
سؤال 873:شخصی زنی را برای خود عقد کرده و پس از مدتی او را طلاق میدهد و طلا و هدایایی که به او داده پس میگیرد،با توجه به اینکه اینها را در سال قبل خریداری کرده،آیا خمس دارد؟
جواب:اگر به او هبه کرده،وقتی پس گرفت در صورتی که تا پایان سال خمسی آنها را در مؤونه مصرف نکند،باید خمس آنها را بپردازد.و اگر به او هبه نکرده،بلکه به عنوان اینکه زن اوست به او اجازۀ تصرف داده،باید پس از گرفتن فورا خمس آنها را بپردازد.
سؤال 874:این جانب قبل از رسیدن سال خمسی برای فرزندانم که سن آنها کمتر از یازده سال است خانهای تهیه کرده و به آنها هدیه کردهام،آیا به این خانه خمس تعلّق میگیرد؟
جواب:در صورتی که شرایط شغلی و شأنی شما مناسب با تهیه خانه برای فرزندان زیر یازده سال نباشد،لازم است خمس قیمت فعلی ساختمان را بپردازید و اگر توان پرداخت ندارید،میتوانید بعد از دستگردان،بتدریج بپردازید.
سؤال 875:هبه و بخشش و هدایا و صدقات مستحبی در صورتی که از مخارج سال انسان زیاد بیاید،آیا خمس دارد؟
جواب:بنابر احتیاط واجب خمس دارند.
سؤال 876:اگر مقداری از پولی را که شوهر برای خرجی خانه به زن میدهد،پسانداز کند،آیا خمس به آن تعلّق میگیرد؟
جواب:در صورتی که از مخارج سال زیاد بیاید،باید خمس آن را بپردازد.
سؤال 877:پدر این جانب قسمتی از زمین زراعتی خود را که خمس آن را پرداخته،به این جانب بخشیده است و من در آن کشاورزی میکنم،آیا به این زمین خمس تعلّق میگیرد؟
جواب:بنابر احتیاط واجب باید خمس آن را بپردازید.و زمان پرداخت آن گذشت یک سال از زمان بخشش است.مگر اینکه به مقدار امرار معاش شما باشد و زیاد نیاورید.
سؤال 878:حضرت امام رحمه اللّه مبلغ پرداختی بنیاد شهید به خانوادۀ شهدا را هدیه دانسته و
مشمول خمس نمیدانند،نظر حضرتعالی چیست؟
جواب:به نظر این جانب اگر از مخارج سال زیاد بیاید،بنابر احتیاط واجب باید خمس آن را بپردازند.
سؤال 879:اگر کسی چیزی که متعلّق خمس است به دیگری هبه کند،آیا بر شخص گیرنده واجب است خمس آن را بپردازد؟
جواب:اگر هبهکننده خمس آن را نمیدهد،بر گیرنده واجب است پرداخت کند.
سؤال 880:آیا به شهریه طلاب در صورتی که از مخارج سال آنها اضافه بیاید خمس تعلق میگیرد؟
جواب:به شهریه خمس تعلّق نمیگیرد و چنانچه محتاج نباشد شهریه نگیرد.
سؤال 881:خمسی که سادات میگیرند،در صورتی که از مخارج سال آنها اضافه بیاید،آیا خمس دارد؟
جواب:خمس تعلّق نمیگیرد.
سؤال 882:پولی را که فقیر بابت زکات دریافت کرده،اگر از مخارج سالش زیاد بیاید،آیا خمس دارد؟
جواب:خمس ندارد.
سؤال 883:وجهی که فقیر بابت ردّ مظالم دریافت کرده و از مؤونه سال اضافه آمده،آیا خمس دارد؟
جواب:خمس ندارد.چون رد مظالم ملحق به صدقات واجبه است.
سؤال 884:آیا سودی که به سپردههای بانکی تعلق میگیرد حلال است؟و آیا خمس دارد؟
جواب:سود بانکی با توجه به رعایت ضوابط شرعی حلال است و اگر از
مخارج سال انسان زیاد بیاید،متعلّق خمس است.
سؤال 885:اگر انسان مقداری پول مخمّس یا پولی که به آن خمس تعلّق نمیگیرد در بانک داشته باشد و سودی مشروع به آن تعلّق بگیرد،آیا این سود متعلّق خمس است،یا همانند اصل پول خمس ندارد؟
جواب:اگر از مخارج سال انسان زیاد بیاید،خمس دارد.
سؤال 886:این جانب مقلّد حضرت امام رحمه اللّه هستم مقداری پول به من بخشیده شده است و آنها را در بانک گذاشتهام و هر سال مقداری سود به آنها تعلّق گرفته است،آیا خمس آنها را باید بپردازم؟
جواب:هر یک از سودهای ذکر شده که سال بر آن گذشته است،خمس دارد.و نسبت به اصل پول نیز به نظر آقا بنابر احتیاط واجب باید خمس آن را بپردازید.
هر چند طبق فتوی امام رحمه اللّه خمس ندارد.
سؤال 887:پولی که شخص بابت سرقفلی مغازه از منافع سال خود پرداخت کرده،آیا خمس دارد؟
جواب:در فرض سؤال،حکم سرمایه را دارد و باید خمس آن پرداخته شود.
سؤال 888:شغل کسی خریدوفروش سرقفلی مغازه است.در موقع رسیدن سال خمسی که بعضی از سرقفلیها را نفروخته،چگونه خمس خود را حساب کند؟
جواب:نسبت به مقداری که فروخته،منفعت حاصل از آن متعلق خمس است، که اگر از مخارج سالش زیاد بیاید خمس دارد و آنچه را نفروخته،باید به قیمت سر سال حساب کند و خمس ترقی قیمت آن را بپردازد.
سؤال 889:اگر معدنی به حد نصاب برسد و خمس آن پرداخت شود و از مؤونه سال زیاد بیاید،آیا دوباره باید خمس آن پرداخته شود؟
جواب:در معدنی که به حد نصاب رسیده،یک خمس واجب است.
سؤال 890:مال حلال مخلوط به حرام در چه صورتی باید دوباره تخمیس شود؟
جواب:در صورتی که شخص خمس نمیداده.و از طرفی مال حرامی با مال حلال او مخلوط شده باشد،که نه صاحب آن را میشناسد و نه مقدار آن معلوم است،در این صورت ابتدا باید خمس آن را جهت مخلوط شدن به حرام بپردازد و سپس خمس بقیه را از جهت منافع کسب پرداخت کند.
سؤال 891:بدهی خمسی خود را چگونه باید پرداخت کنیم؟
جواب:خمس به دو قسمت تقسیم میشود:یک قسمت آن سهم سادات است، که بنابر احتیاط واجب باید یا به مجتهد جامع الشرائط بدهند و یا با اذن او به سید فقیر یا سید یتیم یا به سیّدی که در سفر درمانده شده بدهند.و نصف دیگر آن سهم امام رحمه اللّه است،که در این زمان باید به مجتهد جامع الشرائط بدهند یا به مصرفی که او اجازه میدهد برسانند.
سؤال 892:اگر کسی با مرجع تقلید خود سهمین را دستگردان کند و بعد مجتهد فوت کند، تکلیف او چیست؟
جواب:لازم است به مجتهد زندهای که به او رجوع کرده،تسلیم کند.
سؤال 893:کسی از مرجعی اجازۀ اخذ وجوهات و تصرف در قسمتی از آن را دارد،آیا میتواند از مقلّدین مراجع دیگر هم وجوهات دریافت کند؟
جواب:در صورتی که از مراجع دیگر نیز اجازه داشته باشد،میتواند.
سؤال 894:مقلّدین حضرتعالی که با یکی از وکلای شما دستگردان کردهاند،آیا میتوانند بقیه بدهی خود را به وکیل دیگر شما بدهند؟
جواب:مانعی ندارد،ولی بهتر است به همان وکیل بدهند.
سؤال 895:شخصی مبلغی وجوهات از سال قبل بدهکار بوده و با یکی از وکلای مرجع
تقلید خود دستگردان کرده،آیا میتواند بطور مستقیم به دفتر مرجع تقلید ارسال کند؟
جواب:مانعی ندارد.
سؤال 896:بعضی از علمای محل ضمن،محاسبه خمس آن را اخذ کرده و خود قبض میدهند،نظر حضرتعالی چیست؟
جواب:لازم است سهمین مبارکین به مرجع تقلید یا نماینده مسلّم وی پرداخت شود.
سؤال 897:زن میداند شوهرش خمس نمیدهد،آیا میتواند خمس چیزی که در خانه از مخارج سال زیاد آمده بدون اجازۀ شوهر بپردازد؟
جواب:اگر مرد از پرداخت امتناع کند و مفسدهای در کار نباشد،زن میتواند با اجازۀ حاکم شرع،خمس آن را بپردازد.
سؤال 898:پول به کسی داده میشود تا بابت خمس به مرجع تقلید برساند،آیا میتواند آن پول را برای خود برداشته و از پول خود به جای آن بگذارد؟
جواب:اگر به عنوان امانت به او داده نمیتواند،بلکه باید عین آن پول را بپردازد.مگر اینکه بداند صاحب پول به این امر راضی است.
سؤال 899:کسی از اوّل تکلیف بنا داشته خمس بدهد ولی مسامحه کرده و خمس نداده و اکنون فقیر شده و توانایی پرداخت خمس ندارد،تکلیف او چیست؟
جواب:لازم است استغفار کند و تصمیم بگیرد هر وقت تمکن پیدا کرد،بپردازد.
سؤال 900:این جانب خانهای به فرزندم بخشیدم و در اختیار او گذاردم،پس از مدتی که در خانه بود به جهت بعضی اختلافات خانه را از او گرفتم و فروختم،سپس پول را به او دادم تا برای خود خانهای تهیه کند و از طرفی خمس این پول را پرداختم سپس متوجه شدم که چون خانه را به فرزندم بخشیده بودم حق رجوع نداشتهام و خانه شرعا متعلق به او بوده است،آیا خمسی را که پرداخت کردهام میتوانم از خمس سال بعد کسر کنم؟
جواب:نمیتوانید کسر کنید،بلی اگر عین پولی که دادهاید موجود باشد میتوانید آن را بگیرید.
سؤال 901:در موقع رسیدن سال خمسی مبلغ ده هزار تومان خمس بدهکار شدم و با وکیل مجتهد دستگردان کردم،آیا میتوانم از منافع سال آینده بپردازم؟
جواب:در صورتی که از منافع سال آینده پرداختید،باید خمس مبلغی را که میپردازید نیز بپردازید و در فرض سؤال اگر دوازده هزار تومان بپردازید بری الذّمة خواهید شد.
سؤال 902:معنی دستگردان در خمس و ثمرۀ آن چیست؟
جواب:دستگردان به معنی این است که کسی که خمس به مال او تعلق گرفته، خمس مال خود را به مجتهد جامع الشرائط یا وکیل او میدهد و بعد همان مقدار را از او قرض میکند تا در آینده بدهد.
و ثمرۀ آن این است که شخص قبل از دستگردان،حق تصرف در اموال خود را ندارد و اگر با آن کار کند اموال او به مقداری که رشد میکند به صورت تصاعدی متعلق خمس میشود یعنی سود مقدار خمس داخل مال خود را هم باید بدهد.ولی بعد از دستگردان میتواند در مال خود تصرف کند و اگر هم کار کند، خمس آن تصاعدی محاسبه نمیشود.
سؤال 903:کسانی که سال قرار میدهند و دستگردان میکنند و بعدا وجه دستگردان شده را نمیدهند یا مقدار کمی از بدهکاری خود را داده و بقیّه را نمیدهند،آیا تصرّف در خانه و اثاث خانه و بقیّۀ اموالشان جایز است یا نه؟
جواب:اگر از اوّل،که دستگردان کرده،قصد دادن نداشته،اموال او متعلّق خمس است و تصرّف در آن،جایز نیست و امّا اگر در موقع دستگردان قصد پرداختن داشته و بعد،مسامحه میکند.تصرّف در آن اموال،مانعی ندارد.ولی باید بدهی خود را بپردازد.
سؤال 904:کسانی که از حضرتعالی اجازه اخذ وجوهات و دستگردان و مصالحه دارند،آیا میتوانند در موقع حساب خمس اشخاص،مقداری از خمس را به آنها ببخشند؟
جواب:مجاز نیستند.بلی در مواردی که تعلّق خمس مشکوک است،میتوانند مصالحه کنند.
سؤال 905:آیا با فرض اشتغال ذمّه به خمس و تمکّن از ادای آن،مصالحه به کمتر جایز است؟
جواب:در فرض سؤال،جایز نیست.چون بر خلاف وضع خمس است.
سؤال 906:آیا میتوان سهم سادات را به سادات فقیر محلّ داد؟
جواب:بنابر احتیاط واجب،پرداخت سهم سادات باید به اذن مرجع تقلید باشد.
سؤال 907:آیا اجازه میفرمایید سهمین را برای ساختن مسجد،حسینیه و سایر امور عامّ المنفعه مصرف کرد؟
جواب:جایز نیست.
سؤال 908:پدر و مادرم وضع مناسبی ندارند،آیا میتوانم مبلغی از سهم امام علیه السّلام را به آنها کمک کنم؟
جواب:در صورتی که پدر و مادر قدرت ادارۀ زندگی خود را نداشته باشند و فرزند تمکّن مالی داشته باشد،لازم است از مال شخصی خود نفقه آنها را بپردازد یا کمبود آن را جبران کند و نمیتواند سهم امام علیه السّلام را به آنها بپردازد.
سؤال 909:شخصی وجوهات شرعیّه از قبیل سهم امام علیه السّلام یا سهم سادات بر ذمّه دارد و میخواهد به دیدن یک طلبه یا یک سیّد مستحق برود،آیا میتواند چیزی خریده و بعنوان هدیۀ منزل یا عروسی به خانه آنها برده و از بابت وجوهات خود حساب کند؟
جواب:صرف سهمین مبارکین باید با اجازه از مجتهد جامع الشرائط و مرجع تقلید باشد.
سؤال 910:آیا اطاعت از حکم ولی فقیه برای همه،از جمله کسانی که مقلّد او نیستند واجب است؟
جواب:بر همه لازم است.
سؤال 911:آیا در مسائل سیاسی و حکومتی نیز از مجتهد جامع الشرائط باید تقلید کرد؟ مثلا در جمهوری اسلامی اطاعت از قوانین و مقررات دولت که به تصویب مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان رسیده و در رأس آنها ولی فقیه آن را تأیید کرده واجب شرعی است؟
جواب:واجب شرعی است و تخلف از آن غیر مشروع میباشد.
سؤال 912:آیا احکامی که از سوی ولی امر مسلمانان در جمهوری اسلامی صادر میشود، برای مسلمانان سایر کشورها نیز لازم الاجراست؟
جواب:احکام ولی فقیه اگر در رابطه با منطقه خاص باشد برای خصوص آن منطقه لازم الاجراست و اگر عمومی باشد برای همه لازم الاجرا است.
سؤال 913:مخالفت با ولی فقیه از سوی یک عده،از جمله بعضی از مجتهدین چگونه است؟
جواب:اطاعت از ولیّ فقیه لازم است و مخالف با وی صلاحیّت تصدی هیچ سمتی را ندارد.
سؤال 914:کسی که ولایت فقیه را منکر شود،آیا عباداتش اشکال دارد؟
جواب:خیر،اشکال ندارد،هر چند انکار آن کاملا بیمورد است،زیرا که ولایت فقیه امری مسلّم است.
سؤال 915:بعضی از خطبا که امام جمعه یا جماعت هستند حکومت اسلامی و ولایت فقیه را حکومت اختراعی قلمداد میکنند آیا اقتدا به اینگونه افراد و گوش دادن به تبلیغشان جایز است؟
جواب:شرکت در مجالس چنین اشخاصی و گوش دادن به تبلیغات سوء آنها جایز نیست.
سؤال 916:آیا از نظر حضرتعالی ارتکاب هر معصیتی(صغیره-کبیره)شرعا قابل تعزیر است؟و آیا حکومت اسلامی هر موردی را که اختلال در نظام است میتواند مورد عقوبت تعزیری قرار دهد؟
جواب:ارتکاب صغیره فی نفسه موجب تعزیر نمیشود مگر این که با اصرار بر آن تبدیل به کبیره شود.
ب:بلی
سؤال 917:عمل کردن به قوانین که در مجلس شورای اسلامی تصویب شده و به تأیید شورای نگهبان یا مجمع تشخیص مصلحت میرسد،از جهت شرعی چه حکمی دارد؟
جواب:احکام مزبوره لازم الاجراء است.
سؤال 918:این جانب که تبعه ایران نیستم میخواستم با یک دختر ایرانی با رضایت دختر و والدین او ازدواج کنم و مقدمات کار فراهم شد و حتی مهمان هم دعوت کردیم،ولی نیروهای انتظامی مرا احضار کرده،بعد از چند ساعت بازداشت از من تعهد گرفتند که با ایرانی
ازدواج نکنم.تکلیف بنده چیست؟
جواب:از قضیه مورد سؤال خبری ندارم،ولی بطور کلی لازم است قوانین مصوب جمهوری اسلامی رعایت شود.
سؤال 919:این جانب در سال 1365 به عنوان برادر شهید،طبق قانون بنیاد شهید و با رضایت پدرم که قیم شرعی فرزندان برادرم بود،از معافیت سربازی استفاده کردم،حال آنها بزرگ شدهاند،در صورتی که من استفاده نکرده بودم آنها میتوانستند استفاده کنند.آیا حقی به گردن من وجود دارد؟
جواب:اگر استفاده شما بر خلاف قانون جمهوری اسلامی نبوده هیچگونه حقی به شما ندارند.
سؤال 920:آیا نصب دکّه در پیادهرو خیابانها و خریدوفروش در آنها اشکالی دارد؟
جواب:اگر مزاحمت با عابرین نداشته و مخالف با قوانین جمهوری اسلامی نباشد،مانعی ندارد.
سؤال 921:استفاده شخصی از تلفن و وسایل بیت المال در صورتی که وجهی در قبال آن داده شود،چگونه است؟
جواب:تابع مقررات و قوانین اداره و نظر مسئول آنجا میباشد.
سؤال 922:آیا استفادۀ بدون قید و شرط از بیت المال جایز است؟
جواب:تصرف در بیت المال جایز نیست.مگر در مواردی که مسئولان مربوطه اجازه دهند و در صورت اجازۀ تصرف،باید به مقداری که اجازه داده شده است اکتفا شود.
سؤال 923:شخصی با داشتن منزل مسکونی به ملاحظه داشتن بدهی برای آن تقاضای منزل سازمانی کرده و بالاخره به او داده میشود و او هم منزل مسکونی را اجاره داده و در
خانه سازمانی سکونت میکند،آیا مانعی ندارد؟رفت و آمد خویشان به آنجا چگونه است؟
جواب:در صورتی که طبق ضوابط و مقررات در اختیار ایشان قرار داده شده باشد،سکونت وی و رفت و آمد به آنجا مانعی ندارد.
سؤال 924:شخصی خانه مجهول المالک را از دولت جمهوری اسلامی خریده،ولی قصدش این است هر وقت مالک مشخص گردید ملک را مسترد کرده و پول را ارجاع کند سکونت و نماز در آن چه حکمی دارد؟و آیا بهای فعلی را میتوان در مقابل واگذاری به شهرداری از او گرفت؟
جواب:لازم است ملاحظه شود که دولت به چه عنوانی خانه مزبور را فروخته اگر بعنوان مجهول المالک فروخته علی القاعده احکام بعدی را در نظر گرفته و بر خریدار لازم نیست چیزی بدهد،اگر چه مالک بعدا مشخص شود.زیرا دولت لازم است از عهدۀ ضمان او برآید.و اگر بصورت مصادره بوده چنانچه مصادره واجد شرایط باشد در این صورت نیز خانه ملک خریدار شده و انواع و اقسام تصرفات در آن جایز است.
سؤال 925:زمینهای دایر یا بایر که از طریق سازمان زمینشهری به افراد برای ساخت منزل واگذار میشود،از لحاظ تصرف شرعا چگونه است؟
جواب:چون با توجه به ضوابط شرعی است مانعی ندارد.
سؤال 926:در مملکت غیر اسلامی زمینهایی را از طرف حکومت به مردم میدهند،آیا خریدار لازم است جستجو کند؟
جواب:اگر بداند زمین مال مردم است جایز نیست و در آنها تصرف کند،مگر اینکه صاحبان آنها را بشناسد و از آنان اجازه بگیرد.
سؤال 927:ملک مزروعی است بدون معارض،که دارای سند مالکیّت قانونی بوده و با رعایت جمیع جوانب شرعی لا ینقطع همهساله توسط مالکین کشت آبی و دیمی گردیده است،آیا ارگانهای دولتی یا شخصی میتوانند شرعا از آنان سلب مالکیت کنند؟
جواب:چنانچه بعضی از عناوین مصوبۀ نظام اسلامی بر آن منطبق نباشد سلب
مالکیت به هیچ وجه جایز نیست.
سؤال 928:خیابانهایی که توسط حکومتها احداث میشود و چه بسا مجهول المالک است و یا مالک آن معلوم است و یا از موقوفات است،آیا عبور و مرور از آنها اشکال دارد؟
جواب:عبور و مرور مانعی ندارد.
سؤال 929:شرایط امر به معروف و نهی از منکر را بیان کنید.
جواب:شرایط امر به معروف و نهی از منکر پنج چیز است:
اول:آنکه آمر و ناهی،معروف و منکر را بشناسد و یقین داشته باشد به وجوب معروف و حرمت منکر،و خودش از اشتباه ایمن باشد.
دوّم:آنکه احتمال بدهد که امر و نهی او تأثیر داشته باشد،پس اگر احتمال عقلایی بدهد که امر و نهی او اثر ندارد،وجوب آن ساقط میشود.
سوّم:آنکه کسی که واجب را ترک کرده و یا فعل حرام را بجا آورده،اصرار به آن داشته باشد،پس اگر بداند که مرتدع شده و بعد مرتکب نمیشود،ساقط میشود.
چهارم:آنکه واجب بودن معروف و حرام بودن منکر در حقّ فاعل منجّز و ثابت باشد و در ترک واجب و فعل حرام عذری نداشته باشد،پس اگر فاعل، معتقد باشد به مباح بودن فعل حرامی و یا به جواز ترک واجبی،در این صورت امر به معروف و نهی از منکر ساقط میشود و همینطور است در هر موردی که تارک واجب و فاعل حرام عذر داشته باشد،بلی از راه تنبیه غافل و ارشاد جاهل، تنبیه و ارشاد لازم است.
پنجم:آنکه در امر و نهی او مفسده و ضرری برای خود او یا مسلمان دیگری نباشد،پس با احتمال عقلایی به ضرر و مفسده،ساقط میشود.
سؤال 930:مراتب امر به معروف و نهی از منکر را بیان کنید.
جواب:چون مقصود از امر به معروف و نهی از منکر آن است که مرتکب فعل حرام و ترک واجب،این عمل را ترک کند،پس اگر به مجرّد اظهار کراهت از این عمل-و لو به اعراض و ترک معاشرت و مراوده-مرتکب،مرتدع میشود و ترک میکند،کافی است و ادای وظیفۀ امر به معروف و نهی از منکر شده است و حاجت به امر و نهی بیشتر نیست.و این،درجۀ اوّل از امر به معروف و نهی از منکر است.
-درجۀ دوّم از امر به معروف و نهی از منکر آن است که اگر مرتکب منکر،با اظهار کراهت،ترک معصیت نکرد با حسن خلق و کلام حسن او را امر به معروف و نهی از منکر کند و مصالح ترک منکر و فعل معروف و مفاسد عکس آن را بیان کند تا مرتکب،متنبّه شود و ترک معصیت کند،و اگر به همین مقدار مرتکب،متنبّه شد و معصیت را ترک کرد ادای وظیفه شده است.
-درجۀ سوّم از امر به معروف و نهی از منکر آن است که اگر معصیتکار،به زبان خوش و کلام حسن،ترک معصیت نکرد،با غلظت و کلام خشن و تعییر و سرزنش،امر و نهی کند.با مراعات ترتیب درجات زبری و خشونت.
درجۀ چهارم از امر به معروف و نهی از منکر در موردی است که معصیت کار،از درجات مذکوره،ترک معصیت نکند و مصرّ باشد،در این صورت اگر بداند به زدن،ترک میکند و یا اقلا احتمال عقلایی باشد که زدن،مؤثّر است و از ضرر به جان و مال و عرض خود یا مسلمان دیگری ایمن باشد،واجب است زدن به مقداری که ترک معصیت کند.به شرط آنکه منجرّ به جرح و قتل یا سرخی و کبودی که دیه دارد،نشود.
سؤال 931:افرادی که مخالف نظام جمهوری اسلامی هستند یا رعایت حجاب و اصول اسلامی-کلّی و جزئی-را نمیکنند یا وضع کسب و درآمدشان از نظر شرعی مشکوک یا حرام
و یا مخلوطی از حرام و حلال است،نظر مبارکتان راجع به رفت و آمد و سایر ارتباطات با آنان، همچون:گفتگو و مصافحه،صله رحم،صرف غذای آنان،نماز خواندن در منزل ایشان،هدیه دادن و گرفتن،چیست؟
جواب:گفتگو و رفت و آمد با آنان اشکال ندارد،بخصوص اگر موجب هدایت آنها شود.ولی تصرّف در اموال آنها در صورتی جایز است که علم به وجود مال حرام در آنچه مورد تصرّف است نباشد.
سؤال 932:تنبیه دانشآموزان جایز است یا نه؟
جواب:با اذن ولیّ در موارد نهی از منکر و جلوگیری از فساد،به نحوی که دیه واجب نشود با اقتصار به مقدار ضرورت،جایز است.
سؤال 933:ما برای خریداری اجناس و لوازم زندگی ناچار به مسافرت میباشیم و همیشه با رانندههایی برخورد میکنیم که ساز و آواز گوش میکنند،آیا نهی از منکر بر ما واجب است یا نه؟
جواب:اگر مفسدهای مترتّب نشود به قدر امکان،نهی از منکر کنید و حتّی الامکان با وسایل دیگری که توأم با معصیت نباشد،مسافرت کنید.
سؤال 934:زنی از نظر روابط و معاشرت با نامحرمان و پوشیدن لباس به شیوۀ نامناسب پروایی ندارد و در این باره به حرفهای شوهر اعتنا نمیکند وظیفۀ شوهرش چیست؟
جواب:لازم است با موعظه و نصیحت یا به هر وسیلۀ دیگری که ممکن است او را به احکام شرع ارشاد و از معصیت کردن جلوگیری کند.
سؤال 935:پدری دارای چند فرزند است که بعضی از آنها با آنکه بزرگ و بالغ میباشند از فرائض دینی روگردانند،از این راه ناراحتی پدر را فراهم میکنند،آیا پدر راجع به امر عبادات آنها مقصّر است یا نه؟
جواب:وظیفۀ پدر آن است که تا وقتی احتمال تأثیر میدهد اولاد را به اتیان واجبات و ترک محرّمات به هر نحوی که صلاح بداند خواه به موعظه و نصیحت باشد خواه به تهدید یا به نحو دیگر،وادار کند و چنانچه پدر به وظیفۀ شرعی خود
عمل کند و در آنان اثر نکند،پدر،گناهکار نیست.
سؤال 936:اگر زنی در زندگی،اولا اطاعت از شوهر نکرد،ثانیا برای شوهرش ارزش قائل نبود،ثالثا اسرار زندگی را در همه جا فاش کرد،رابعا در زندگی مرتب دروغ گفت،تکلیف مرد از نظر شرعی با چنین زنی چیست؟
جواب:باید او را امر به معروف و نهی از منکر کند.
سؤال 937:این جانب پدری دارم که خوش اخلاق نیست و مغرور و خودپسند میباشد،در حق خانوادۀ خود ظلم روا میدارد و من از وقتی که به تکلیف رسیدهام در حال مبارزه با پدرم هستم،اگر جوابش را همان موقع در حضور دیگران بدهم،کار نادرست و ناشایست انجام دادهام و اگر تنها با پدرم صحبت کنم حرفم را قبول نمیکند و میگوید در مقابل پدرت درشتی نکن،خلاصه نمیدانم چه کنم؟وظیفهام چیست؟
جواب:حفظ احترام والدین و مراعات ادب در صحبت با آنان لازم است و در موارد لزوم امر به معروف و نهی از منکر،اگر مأیوس از تأثیر باشید،تکلیف ساقط است.
سؤال 938:کسانی هستند که هرچه از رادیوهای بیگانه میشنوند قبول میکنند و برای دیگران هم نقل میکنند.آیا لازم است که ما به این رادیوها گوش کنیم و جواب این افراد را بدهیم یا خیر؟(چون از بعضیها شنیدهام که حرام است حال میخواستم نظر حضرت عالی را بدانم).
جواب:اگر موجب انحراف و مفسده است،نباید گوش کنید.
سؤال 939:صلۀ رحم و رفت و آمد با همسایۀ مسلمان که قرآن مجید و شارع مقدّس و پیشوایان عظیم الشّأن امر و سفارش به آن فرمودهاند با وضع بیبندوباری و پردهدری و بیاعتنایی و سرکشی که بعضیها دارند و آنچه نصیحت و کنارهگیری میشود اثر نمیبخشد چگونه است؟و آیا در چنین شرایطی باید به کلّی قطع رابطه کرد یا اینکه مثلا سالی یک
مرتبه معاشرت با ایشان لازم است؟
جواب:صلۀ رحم منحصر به رفت و آمد نیست.اگر این طریق معاشرت موجب فساد است،به طریق دیگر از قبیل:مکاتبه و احسان،صله کنید،و ضمنا از موعظه و نصیحت،تا ممکن است خودداری نکنید که بزرگترین صله و احسان در حقّ آنها،بازداشتن آنها از معصیت است.
سؤال 940:بعضی از بستگان ما بکلّی،توجّه به نماز و روزه و سایر واجبات ندارند و موعظه و نصیحت هم در آنها اثر نمیکند،اکنون صلۀ رحم با آنها چه صورت دارد؟
جواب:اگر ترک صله،موجب تنبّه و ارتداع آنها از معصیت میشود ترک کنید و اگر به معاشرت و نصیحت،احتمال ارتداع آنان از معصیت بدهید معاشرت و صلۀ رحم کنید،تا آنان را وادار به اطاعت خداوند سبحان کنید.
سؤال 941:آیا قطع رابطه از ارحامی که تجاهر به گناهان میکنند جایز است یا نه؟
جواب:اگر قطع مراوده،موجب تنبّه و ارتداع آنها از معصیت باشد،لازم است قطع مراوده شود.
سؤال 942:آیا انسان میتواند از نظر شرعی با خویشاوندانی که بیتقوا و بینماز و ضد انقلابند از قبیل:پدر و مادر،خواهر و غیره قطع رحم کند؟
جواب:قطع رحم جایز نیست.ولی باید آنها را با مراعات موازین،امر به معروف و نهی از منکر کند.
سؤال 943:کمک به کسی که نماز نمیخواند ولی اعتقاد به وجوب آن دارد،چگونه است؟
جواب:در صورتی که ترک اعانت به او موجب تنبّه و خواندن نماز شود اعانت نکنند.مگر در مواردی که ترک اعانت،موجب تلف او شود که این صورت،حفظ نفس او لازم است.
سؤال 944:اگر در محیط کار و اداره خلاف شرعی دیده شد و اگر تذکر بدهیم مؤثر واقع نمیشود یا اصلا تذکر دادن ممکن نباشد،تکلیف ما چیست؟
جواب:در تخلفات اداری باید به مقامات مربوطه گزارش شود و در خلاف شرعهای دیگر شرایط امر به معروف و نهی از منکر ملحوظ گردد و اطاعت در اموری که خلاف شرع است جایز نیست.
سؤال 945:اصولا در فقه اسلام برای پیشگیری از وقوع جرم در جامعه و تأمین جامعه از خطر مجرمین چه راههای حقوقی وجود دارد و این اقدامات در صورت وجود،تحت چه عناوین فقهی و مطابق کدام دلیل میباشند؟
جواب:اساس سؤال عبارت است از اینکه پیشگیری از وقوع جرم آیا مشروعیت دارد یا نه؟و در صورت اوّل،تحت چه عنوانی قرار میگیرد؟جواب این است که اصولا مسأله نهی از منکر که یکی از فرائض مهمّه اسلام است و حتی بعنوان ستون برای واجبات دیگر معرفی شده است.زیرا بعد از تحقق جرم و ارتکاب عمل نامشروع جایی برای نهی و زجر باقی نمیماند.کسی که مثلا شرب خمر انجام داد و یا خدای ناکرده زنا کرد،پس از وقوع عمل،وی را از چه چیز نهی میکنند؟و آیا نهی میتواند تأثیری در ما وقع داشته باشد و انقلاب محال را بوجود آورد؟از اینجا استفاده میکنیم که نهی از منکر در رابطه با آینده و یا ادامۀ فعل واقع شده میباشد.در این صورت پیدا است که مورد آن اشخاصی است که زمینۀ ارتکاب جرم در آنان وجود دارد و در غیر این اشخاص محلّی برای آن وجود ندارد.با توجه به این مطلب تمام مراتب موجود در نهی از منکر در مورد سؤال قابل پیاده شدن میباشد و بعید نیست که حتی جریمههای مالی در صورتی که تنها راه ترک منکر و عدم ارتکاب فحشا باشد،بعنوان نهی از منکر مشروعیت داشته باشد.البته تعیین مقدار جریمه مالی و همینطور تعیین مقدار زندان و سایر کیفرهای مربوطه به عهدۀ حاکم شرع است.
سؤال 946:از آنجایی که امر به معروف و نهی از منکر از واجبات شرعی میباشند وظیفۀ انسان در قبال مجالس لهو و لعب و افراد بیبندوبار چیست؟
جواب:اگر احتمال تأثیر در ارشاد و نصیحت خود بدهید،باید نهی از منکر کنید.بلی باید با ملایمت و مهربانی تذکر دهید،شاید نتیجه بگیرید.
سؤال 947:اگر شخصی در اتومبیلی سوار شده که نوار موسیقی یا غنا گذاشتهاند و بداند نهی از منکر سودی ندارد،وظیفه چیست؟
جواب:در صورت امکان از اتومبیل پیاده شود و اگر ممکن نباشد توجه خود را معطوف به امور دیگر کند.
سؤال 948:در شرایط کنونی در برخی از مراسم عروسی از نوارهای مبتذل استفاده میشود،با توجه به اینکه ممکن است عدم شرکت در مراسم موجب تیرگی روابط فامیلی شود و از طرف دیگر نهی از منکر هم مفید نیست،شرکت در این مجالس چگونه است؟
جواب:شرکت جایز نیست،اگر چه موجب تیرگی روابط شود.
سؤال 949:تماس گرفتن با افرادی که سر و کار با نوارهای مبتذل و فیلمهای نامشروع دارند چگونه است؟اگر امر به معروف و نهی از منکر باعث مسخره خود آمر و ناهی شود چطور است؟
جواب:اگر تماس موجب تشویق و یا بیاعتنایی به حرام باشد،جایز نیست.
سؤال 950:شخصی یکی از اقوامش علاوه بر تارک الصلاة بودن،به بعضی از مقدسات بیاحترامی میکند و او برای احترام پدر و مادر حرفی به او نمیزند ولی قلبا از او ناراضی و ناراحت است،آیا همین مقدار در نهی از منکر کافی است؟
جواب:اگر میتوانید او را نصیحت کنید و امر به معروف و نهی از منکر نمایید و ناراحت شدن پدر و مادر مسقط تکلیف نمیشود و اگر رفت و آمد با چنین افرادی تأیید آنان باشد ترک کنید.
سؤال 951:بازی کردن با پاسور چه حکمی دارد؟
جواب:اگر از آلت قمار بودن خارج شده باشد و برد و باختی در کار نباشد، مانعی ندارد.
سؤال 952:آیا بازی کردن با شطرنج حرام است؟
جواب:اگر از آلت قمار بودن خارج شده باشد و برد و باختی در کار نباشد، مانعی ندارد.
سؤال 953:ورزشی که در آن برد و باخت مطرح است،مثل مسابقات فوتبال،والیبال، کشتی و...چه صورتی دارد؟آیا حلال است یا حرام؟
جواب:شرطبندی و برد و باخت حرام است.بلی اگر شرطبندی نشود،ولی جایزهای به برنده بدهند،اشکالی ندارد.
سؤال 954:بیشتر اوقات مشاهده میشود که بعضی در مسابقات فوتبال،والیبال، بخصوص پینگپنگ،مبلغ 40 یا 50 تومان پول میسپارند و روی آن شرطبندی میکنند و هر گروه یا تیمی که برنده میشود،با آن پول میوه یا شیرینی خریداری کرده و میخورند؛آیا این بازی حکم قمار را دارد یا خیر؟
جواب:شرطبندی و گرفتن و دادن پول،حرام است.
سؤال 955:حکم تراشیدن ریش با تیغ چیست؟موهای روی گونه چطور؟
جواب:تراشیدن ریش بنابر احتیاط واجب حرام است ولی تراشیدن موهای روی گونه،مانعی ندارد.
سؤال 956:تراشیدن موهای صورت که هنوز بطور کامل در نیامده و جلوۀ ناموزونی دارند، چه صورتی دارد؟
جواب:خلاف احتیاط وجوبی است.
سؤال 957:تراشیدن ریش و ماشین کردن آن،چه حکمی دارد؟
جواب:تراشیدن و ماشین کردن که در حکم تراشیدن باشد،بنابر احتیاط واجب جایز نیست.
سؤال 958:آیا میتوان برای رشد بهتر ریش،آن را با تیغ تراشید،افرادی که در اثر نتراشیدن ریش،در صورت خود احساس خارش میکنند،چطور؟
جواب:در هیچ یک از دو صورت جایز نیست،بنابر احتیاط وجوبی.
سؤال 959:این جانب در کارم با گرد و غبار سرکار دارم،ریش صورتم را تا چه اندازه میتوانم بزنم؟
جواب:با دیگران در این حکم فرقی ندارید.
سؤال 960:گفته میشود که هیچ مردی اجازه ندارد از اول عمرش تا آخر عمرش صورتش را با تیغ بتراشد،مگر این که موردی پیش آید و مثلا مریض شود و لازم باشد که صورتش را تیغ بتراشد.
اولا:تقاضا دارم که بنویسید آیا این مطلب مطابق با فتوای جنابعالی است یا خیر؟
ثانیا:آیا مرد جوانی که حدود 18-19 سال سن دارد،اجازه دارد که فقط به منظور روییدن مو در صورتش(ریش و سبیل)و بهتر روییدن آن،صورتش را دو یا سه بار با تیغ بتراشد یا خیر؟در مورد تراشیدن سبیل چه میفرمایید؟
جواب:بنابر احتیاط واجب نباید ریش را بتراشند،ولی تا ریش بیرون نیامده تیغ به صورت کشیدن مانع ندارد و تراشیدن سبیل اشکال ندارد.
سؤال 961:در بعض سور قرآنی سحر و جادو تأیید شده است،آیا ممکن است اگر خانوادهای مورد آن قرار گرفته باشد،بطور کلی نابود گردد؟
جواب:آری سحر و جادو دارای چنین اثری میتواند باشد.از این جهت سحر و جادو امری است حرام و برای ساحر حدّ معین شده.از این رو لازم است از آن کاملا اجتناب شود ولی اگر برای ابطال سحر دیگران،تعلّم و یا اعمال شود،مانعی ندارد.
سؤال 962:آیا شعبدهبازی و تردستی در صورتی که انجام دهنده اعلام کند:این امور حقیقت ندارد،جایز است؟دیدن آنها چه حکمی دارد؟
جواب:امور مذکوره خالی از اشکال نیست حتی در فرض مزبور،و مؤمنین باید از آنها اجتناب کنند.
سؤال 963:کشیدن و خریدوفروش تریاک و کشت خشخاش چه صورتی دارد؟
جواب:اعتیاد به تریاک جایز نیست و معتاد در صورت عدم ضرر باید آن را ترک کند و خریدوفروش یا کشت منوط است به مقررات دولت اسلامی و تخلف جایز نیست.
سؤال 964:استعمال دخانیات و مواد مخدر و تهیّه و توزیع آن چه حکمی دارد؟
جواب:استعمال مواد مخدّر و خریدوفروش آنها حرام است و استعمال دخانیات نیز اگر زمینۀ اعتیاد را ایجاد کند،حرام است.
سؤال 965:کسی که هرویینفروش بوده و مبالغی از این راه به دست آورده و الآن توبه کرده،آیا آنچه از این راه پیدا کرده،باید به صاحبان وجوه برگرداند و در صورت عدم شناسایی آنان صدقه دهد،یا اینکه مالک است؟
جواب:مالک نیست و باید پولهایی را که گرفته،به صاحبان آنها برگرداند و در صورت عدم شناخت آنان،به نیت صاحبان آن به فقیر صدقه دهد و احتیاطا هم از حاکم شرع اجازه بگیرد.
سؤال 966:کشیدن سیگار به صورت تفریحی در صورتی که اعتیاد نیاورد چه حکمی دارد؟
جواب:بهتر،بلکه مقتضای احتیاط،اجتناب است.
سؤال 967:استعمال تریاک برای جوانان و پیران چه حکمی دارد؟
جواب:برای جوانان جایز نیست و در پیران در صورت عدم اعتیاد جایز نیست.
سؤال 968:آیا خریدوفروش و استفادۀ هرویین،حشیش و سایر مواد مخدر،جایز است؟
جواب:جایز نیست.
سؤال 969:آیا پلاتین یا طلای سفید برای مردان اشکال دارد؟
جواب:ظاهرا پلاتین غیر از طلای سفید است،لذا پلاتین برای مردان حلال است،اگر چه طلای سفید حرام است.
سؤال 970:ساختن و خریدوفروش طلا برای استفادۀ مردان،چه حکمی دارد؟
جواب:ساخت و خریدوفروش انگشتر طلا برای مردان جایز نیست و همچنین است ساخت و خریدوفروش طلاهای زینتی دیگر برای مردان،مانند زنجیر طلا که به سینه میآویزند،ساعت مچی طلا،عینک طلا و امثال اینها.
سؤال 971:آیا خریدوفروش انگشتر طلای مردانه که فقط مردان از آن استفاده میکنند،
فقط حرام است یا علاوه بر حرمت،معامله نیز باطل است؟
جواب:اگر مختص مردان باشد فروش آن باطل است.مگر به ملاحظه ماده آن بدون ملاحظه قیمت هیأت آن.
سؤال 972:اگر گرفتن حق،مستلزم دادن رشوه باشد،آیا دادن رشوه جایز است؟
جواب:در صورت انحصار،مانعی ندارد.
سؤال 973:فروش خون چه حکمی دارد؟
جواب:فروش جایز است،ولی بهتر است که به قصد رفع ید از آن پول بگیرد.
سؤال 974:غنا چیست؟
جواب:صوتی که با ترجیع و طرب همراه باشد و مناسب با مجالس لهو و لعب باشد غنا و حرام است.
سؤال 975:آموزش و فراگیری آهنگهای قرآنی به منظور تلاوت چگونه است؟
جواب:اگر غنا نباشد،مانعی ندارد.
سؤال 976:خواندن شعر در مجالس عروسی چه حکمی دارد؟
جواب:اگر غنا نباشد و مشتمل بر جهت محرّم دیگری نیز نباشد،مانعی ندارد.
سؤال 977:آواز زن در بین زنان و جمعخوانی زنان و مردان چه حکمی دارد؟
جواب:آواز زن در بین زنان اگر غنا نباشد و همراه محرماتی از قبیل استعمال آلات لهو و لعب و دایره نباشد و صدای او به گوش مرد نامحرم نرسد مانعی ندارد،و جمعخوانی زن و مرد نیز اگر غنا نباشد و موجب تهییج و مفسده نشود و
رعایت مسائل محرم و نامحرمی بشود،مانعی ندارد.
سؤال 978:غنا چیست و حکم آن را بیان کنید؟
جواب:غنا آوازی است که در آن صدا را در گلو میگردانند.که به زبان عرفی چهچهه میگویند،و طربانگیز هم باشد و مناسب مجالس لهو و لعب هم باشد که این حرام است.
سؤال 979:آیا غنا و موسیقی دو مقولۀ جدا از هم هستند؟و طرب به چه معناست؟و معاملۀ آلات موسیقی چگونه است؟
جواب:غنا و موسیقی دو مقوله میباشند.ولی علت حرمت در هر دو،یک چیز است و آن ایجاد طرب است.و مقصود از طرب تحول غیر اختیاری است که در مستمع پیدا میشود.و معامله آلات لهو و لعب حرام است.
سؤال 980:آیا انتقاد از مسئولین کشور و شهر،غیبت محسوب میشود؟
جواب:چنانچه هدف کوچک کردن آنها باشد،حرام است.
سؤال 981:آیا در مسائل سیاسی و اجتماعی غیبت جایز است؟ملاک و میزان چیست؟
جواب:اگر عنوان غیبت داشته باشد،جایز نیست.
سؤال 982:اگر فردی غیبت فرد دیگر را کرد،آیا باید برای توبه کردن،از طرف مقابل طلب رضایت کند،یا اینکه تنها استغفار کافی است؟در صورت مانع بودن شرم و حیا،چه باید کرد؟
جواب:استغفار کافی است.
سؤال 983:اگر عادلی غیبت عادل دیگری را کند،آیا غیبتکننده از عدالت ساقط میشود یا نه؟و وظیفه ما در قبال او چیست؟
جواب:اگر عدالت هر دو محرز بوده،تا یقین به فسق یکی پیدا نشده،هر دو
محکوم به عدالت هستند و کار هر کدام محکوم به صحت است.ولی اگر معلوم است که غیبتکننده بدون مجوز غیبت میکند،از عدالت ساقط میشود.
سؤال 984:اگر شخصی با خود بازی کند،اما هنگام خروج منی از آن جلوگیری کند و منی خارج نشود،چگونه است؟
جواب:اگر قصد خروج منی داشته باشد عمل حرام است و در صورت عدم قصد و عادت نداشتن خروج منی،مانعی ندارد.اگر چه منی خارج شود.
سؤال 985:اگر در آزمایش قبل از ازدواج به مقداری منی احتیاج باشد،آیا به لحاظ نبودن همسر میتوان استمنا کرد؟
جواب:اگر آزمایش مزبور ضرورت داشته باشد و از راه دیگری غیر از استمنا امکان نداشته باشد،مانعی ندارد.
سؤال 986:آیا جایز است شوهر با بدن همسر خود استمنا کند؟
جواب:بلی،جایز است.
سؤال 987:آیا موسیقی را مطلقا حرام میدانید؟
جواب:چیزی که مناسب مجالس لهو باشد حرام است.
سؤال 988:کدام موسیقی حرام است؟و آیا گوش دادن به آن برای رفع خستگی ناشی از کار یا افسردگی و مانند آن،اشکال دارد؟
جواب:موسیقی که دارای طرب و ترجیع باشد حرام است و فرقی بین رفع خستگی و غیر آن نمیکند.
سؤال 989:نظر مبارکتان در مورد موسیقی و آواز موسیقی چه میباشد اگر با صدای زن باشد چه حکمی دارد؟
جواب:موسیقی که مناسب مجالس لهو و لعب باشد حرامست و اگر صدای زن باشد حرمت مؤکد میشود.
سؤال 990:شرکت در مجالس عروسی یا جشنهایی که در آن برنامههای موسیقی اجرا میشود،چگونه است؟
جواب:جایز نیست.
سؤال 991:استعمال آلات موسیقی در دستههای عزاداری،آیا جایز است؟
جواب:استعمال آلات لهو و لعب مطلقا حرام است.
سؤال 992:آیا تعلیم ارگ که یک وسیله موسیقی است و خریدوفروش آن و همچنین استفاده از آن آزاد است و در رادیو و تلویزیون هم استفاده میشود،جایز است؟این جانب معلّم این وسیله موسیقی هستم نظر حضرتعالی در مورد تعلیم آن چیست؟
جواب:اگر به صورت مطرب و مناسب مجالس لهو و لعب نواخته شود اصل آن حرام و تعلیم آن هم حرام است و الا حرام نیست.
سؤال 993:این جانب علاقه وافری در زمینه فراگیری موسیقی به عنوان وسیلهای برای پر کردن بخشی از اوقات فراغت بصورت تئوری و عملی را دارم،نظر حضرتعالی در این مورد چیست؟
جواب:صرفنظر از اینکه موسیقی لهوی و مناسب مجالس خوشگذرانی چه از نظر تعلیم و تعلم و چه از نظر عملی حرام است باید توجه داشت که وقت چقدر ارزش دارد و در کنار آن اطلاعات نسبت به مسائل اسلامی بسیار کم.آیا بهتر نیست که از وقت برای آشنا شدن هرچه بیشتر به مسائل مختلف اسلامی استفاده کرد؟مخصوصا برخی از آنها نشاطانگیز میباشد،مانند قصههای قرآن و تاریخ اسلام و شخصیتهای اسلامی از زمان رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله به بعد.و آیا صحیح است که یک مسلمان دهها سال بر او بگذرد و سالهای آخر عمرش فرا رسد و با دست تهی از اطلاعات اسلامی از این جهان رخت بربندد!
سؤال 994:استفاده تنبک و دایره در مجالس عروسی چه حکمی دارد؟
جواب:جواز آن،محل اشکال است.
سؤال 995:نظر حضرتعالی در مورد آهنگهایی که از رادیو و تلویزیون پخش میشود چیست؟
جواب:آهنگهای مناسب مجالس لهو و لعب و مهیج حرام است و اگر چنین نیست،مانعی ندارد.
سؤال 996:اگر کسی هیچ نوع آهنگی برای او ایجاد تحریک نکند،گوش دادن او به آهنگها چگونه است؟
جواب:ملاک نوع مردم است،نه شخص انسان.
سؤال 997:لطفا حکم دایره و دف زدن در عروسی زنان و مجلس عقد و مجلس جشن بعد از عقد و خواندن زن در مجالس زنانه و زدن دایره در مراسم ختنه کردن فرزند را بیان فرمایید؟
جواب:تنها غنا و آواز در مجالس عروسی زنانه مستثنی است و در بقیه موارد حرام است.
سؤال 998:حکم نگاه کردن به فیلمهای تلویزیونی که برخی اوقات زنهای بیحجاب نیز دارد و نیز گوش دادن به صدای تاری که نواخته میشود،چه صورت دارد؟
جواب:نگاه کردن به فیلم اجنبیه که او را نمیشناسد،به شرطی که ریبه و فساد در آن نباشد اشکال ندارد.و موسیقی مطرب حرام است و صداهای مشکوک مانع ندارد.
سؤال 999:بعضی از سرودهایی که از صدا و سیمای جمهوری اسلامی پخش میشود آهنگهای تندی دارد که حتی انسان را از حالت طبیعی خارج میکند،شنیدن این نوع سرودها چه حکمی دارد؟و آیا شنیدن کلیه آهنگهایی که از رادیو پخش میشود موافق شرع است؟
جواب:موسیقی مطرب حرام است و صداهای مشکوک مانع ندارد.
سؤال 1000:گیتار و یا سایر وسایلی را که هم اکنون ما در منزل داریم-اگر چه اصلا از آنها
استفاده نمیشود-چه کار کنیم؟
جواب:آلات لهو را باید از بین ببرید.
سؤال 1001:آیا خرید و نصب آنتنهای ماهوارهای در منازل جایز است؟و ثانیا استفاده افراد از برنامهها چگونه است؟و ثالثا آیا منع کودکان از دیدن برنامهها،مجوّز تهیه و نصب آنتن و استفادۀ بزرگترها(پدر و مادر)میباشد یا خیر؟
جواب:اولا،با توجه به آنچه مطّلعین اظهار میدارند برنامههای ماهواره اکثرا موجب شیوع فحشا و منکر مخصوصا در رابطه با نسل جوان میباشد.لذا خرید و نصب آنتنهای ماهوارهای جایز نیست.
ثانیا،صرف استفاده از برنامهها،اگر خارج از برنامههای فوق الذکر باشد و موجب انحراف اخلاقی و یا اعتقادی و غیره نباشد،مانعی ندارد.
ثالثا،اگر استفاده بزرگترها در همان محدودهای باشد که در جواب دوم ذکر شد،مانعی ندارد.ولی در عین حال عدم جواز خرید و نصب به قوّت خود باقی است.
سؤال 1002:این جانب پای تلویزیون مینشینم و بچهها از 5 ساله تا 20 ساله،از دختر و پسر،از محصل مدرسه تا طلبه همه به تلویزیون نگاه میکنند.و بنده مواردی خلاف شرع مشاهده میکنم و به خاطر اینکه فرهنگ اسلامی بچهها خراب نشود و حرام را حلال ندانند و منکر را معروف نشناسند،این موارد را به آنان گوشزد میکنم.امّا بعضی از طلاّب برخورد شدیدی با بنده میکنند.میگویند حضرت امام رحمه اللّه همۀ برنامههای تلویزیون را حلال میدانند.
حال بفرمایید در مقابل نشان دادن زنهای نامحرم با آرایش و خنده و نازی که میکنند و موسیقی که پخش میکنند تکلیف چیست؟
جواب:هنوز برنامههای تلویزیون و رادیو صد در صد اسلامی نیست و در میان آنها احیانا برخی از موارد غیر مشروع وجود دارد،که با عنایت خاص مسئولان اصلاح خواهد شد.ولی لازم است در برخورد با جوانها و نوجوانها بگونهای عمل شود که اعتقاد آنها نسبت به اصل نظام مقدس جمهوری اسلامی تزلزل پیدا نکند.زیرا که نظام مذکور حافظ اساس اسلام و تشیع است همانطور که در صدر
اسلام احکام الهی بصورت تدریج نازل و پیاده میشد،در این نظام هم که مسبوق به رژیم ضد اسلامی طاغوت بوده،نباید انتظار داشت که جمیع احکام اسلام در زمان کوتاهی پیاده شود.بلکه نیاز به مرور زمان دارد،امید است در آیندۀ نزدیک شاهد پیاده شدن همۀ احکام اسلام در سایه حکومت اسلامی باشیم.در عین حال از مواردی که اطمینان به حرمت دارید اجتناب کنید و چنانچه مفسدهای در کار نباشد،دیگران را ارشاد کنید.
سؤال 1003:نظر حضرتعالی پیرامون موزیکهای غمانگیز چیست؟
جواب:موزیکهای غمانگیز که برای ایجاد غم و حزن و اندوه وضع شده،حرام نیست.
سؤال 1004:آیا گوش دادن به موسیقی رادیو و تلویزیون،حرام است؟
جواب:برخی از آنها حرام است و ان شاء اللّه در آینده نزدیک مشکل آنها حل میشود.
سؤال 1005:موسیقی چیست؟و آیا همه انواع آن از نظر اسلام حرام است؟
جواب:موسیقی به یک تعریف،ترکیب اصوات است به نحوی که خوشآیند باشد،لذا اگر مناسب مجالس لهو و لعب باشد حرام است،وگرنه اشکالی ندارد.
سؤال 1006:بفرمایید موسیقی مطرب یعنی چه؟
جواب:معنای مطرب این است که حالت غیر عادی از نظر وجد و نشاط بوجود آورد.
سؤال 1007:غنا به چه معناست؟چه حالاتی بر آن مترتب است؟
جواب:غنا عبارت از صوتی است که علاوه بر مطرب بودن به معنایی که ذکر شد،مشتمل بر ترجیع یعنی زیر و بم و فرو بردن و بیرون آوردن صدا باشد.
سؤال 1008:هل یحرم السفر من اجل اللهو؟
جواب:نعم یحرم اذا کان لأجل اللهو المحرم بحیث لو لم یکن ذلک لم یسافر
اصلا و وجب ح اتمام الصلاة و المشهوران السفر لأجل الصید اللهوی ایضا حرام و لکن فی حرمته تأمل و اشکال و ان وجب فیه التمام للنصوص المعتبرة کما حقق فی محله.
سؤال 1009:هل هناک تعریف محدد اللهو؟هل هناک لهو مباح و آخر حرام؟
جواب:علی نحو الاجمال و التخلیص،اللهو ما یشغل الإنسان عما یعینه و یهمّه یقال لهوت بکذا و عن کذا،اشتغلت عنه بلهو،و له اصناف و اسباب مختلفة فمنها مباح بالضرورة کاللعب بالسبحة و اللحیة و کالاشتغال بامور الدنیا من المال و الأولاد ما لم یصدّا عن ذکر اللّه «وَ ما هذِهِ الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلاّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ» (العنکبوت، ی 64)، «لا تُلْهِکُمْ أَمْوالُکُمْ وَ لا أَوْلادُکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللّهِ» (المنافقون،ی 9)،و منها حرام بالضرورة کالاشتغال بالتغنی و المیسر و ضرب الأوتار «اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ» (الحج، ی 32) «إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ» (المائدة،ی 93).
سؤال 1010:نقاشی کردن و ترسیم چهرۀ اشخاص و حیوانات،آیا حرام است یا حکم دیگری دارد؟
جواب:اگر برجستگی نداشته باشد،مانع ندارد.
سؤال 1011:نقش و نگار و عکس حیوان و مانند آن بر روی پارچه،حکمش چیست؟
جواب:در صورتی که نقش حیوان برجستگی داشته باشد جایز نیست،اگر چه خریدوفروش آن مانعی ندارد.
سؤال 1012:نقاشی کردن صورت شخصیتهای اسلامی معاصر و مراجع عظام(ایدهم اللّه تعالی)جهت تبلیغات اسلامی چه صورت دارد؟
جواب:اگر دارای برجستگی نباشد و صدق مجسّمه نکند،اشکال ندارد.
سؤال 1013:آیا نقاشی کردن عکسهای چهارده معصوم علیهم السّلام مانعی ندارد و آیا موجب وهن
مقام مقدسشان نمیشود؟
جواب:نقاشی عکسهای تخیّلی معصومین علیهم السّلام در صورتی که برجستگی نداشته باشد و موجب هتک آنان نباشد،فی نفسه حرام نیست.ولی اعتقاد به آنها بیوجه است.
سؤال 1014:نگهداری مجسمه در منزل و نصب آن در میادین و معابر چگونه است؟
جواب:نگهداری آن محل اشکال ندارد.
سؤال 1015:ساختن مجسمه چه حکمی دارد؟
جواب:حرام است.
سؤال 1016:آیا ساختن مجسمه و عروسک،بوسیله خمیر توسط کودکان و یا خریدن آن برای کودک اشکال دارد؟
جواب:کودکان مکلّف نیستند.و امور مذکوره نسبت به آنها مانعی ندارد.
سؤال 1017:اتومبیلی داشتم،به کسی داده بودم تا با آن کار کند،ولی او خیانت کرد و با مدارک مالکیت من آن را ربود،فعلا اتومبیل را نزد کس دیگری پیدا کردهام که میگوید از سارق خریده است،آیا میتوانم اتومبیل را از او بگیرم؟
جواب:اگر برای خریدار محرز باشد که اتومبیل خریداری شده مسروقه بوده و مالک واقعی آن شما هستید،باید اتومبیل را در اختیار شما قرار دهد و پول خود را از فروشنده پس بگیرد.
سؤال 1018:چندین نفر در یک قطعه زمین شریک بودند،یک نفر از آنها کل زمین را به کسی فروخته است و من هم این زمین را از او خریده و بعد از مدتی به کس دیگری فروختهام و من یقین به عدم رضایت شرکای اولیه زمین دارم،لطفا حکم مسأله را بیان کنید؟
جواب:خریدوفروش اموال و املاک دیگران بدون اجازه و رضایت آنها جایز نیست و در صورت فروش نسبت به سهام شرکا معامله فضولی است و در صورت عدم قبول صاحب یا صاحبان اصلی،معامله باطل است.
سؤال 1019:اگر کسی چیزی را بخرد و بخواهد از پول حرام قیمت آن را بپردازد،چه حکمی دارد؟
جواب:حرام است و صحت معامله مشکل است.
سؤال 1020:اگر کسی جنسی را نسیه بخرد و بعد پول آن را از مال حرام بدهد،آیا معامله او صحیح است؟
جواب:معامله او صحیح است.ولی باید پول حلال بدهد و پول حرام را گرفته و به صاحب آن برگرداند.حتی اگر فروشنده متوجه شد،باید پول حرام را به صاحب آن برگرداند و قیمت جنس خود را از مشتری بگیرد.
سؤال 1021:سالها پیش خانهای را خریدم و قبض و اقباض ثمن و مثمن انجام شد و حتی سند رسمی نیز تنظیم گردید.مدتی بعد فروشندۀ خانۀ مزبور ممنوع المعامله شد،و حکم به مصادره تمامی اموال او شده است.حال آیا خریدوفروش ما،قبل از صدور حکم مذکور صحیح است؟
جواب:در فرض سؤال،معامله شما صحیح است،بلی اگر حکم مصادره اموال قبل از معامله شما بوده،معامله باطل است.
سؤال 1022:شخصی زمین همسر خود را بدون رضایت همسر خود فروخته است و همسر او چیزی نگفته است و مشتری سالها در زمین تصرف کرده و درخت کاشته است.اکنون ورثۀ زن ادعای فسخ معامله را دارند،آیا میتوانند معامله را فسخ کنند.و در صورت فسخ،حکم اشجار و زراعت زمین مذکور چیست؟و آیا میتوانند اجاره چندین سالۀ زمین را بگیرند؟
جواب:اگر زن در حال حیات خود به این معامله راضی نشده است،ورثه حق فسخ دارند و اگر فسخ کردند اشجار و زراعت برای کسی است.که آنها را کاشته است البته باید اجرت المثل این مدت را به ورثه بدهد و ضرری را که متحمل شده،از فروشنده بگیرد.
سؤال 1023:کسی زمینی را که از همسرش به او و فرزندانش به ارث رسیده است،بدون اجازه فرزندان خود فروخته است،آیا فرزندان او حق بهم زدن معامله مذکور را دارند؟
جواب:اگر پدر زمین مشاع را فروخته باشد،در سهم پسران فضولی میشود و
بدون رضایت پسران باطل است و معامله فقط در سهم پدر صحیح است.هر چند خریدار میتواند کل معامله را فسخ کند.
سؤال 1024:اگر کسی صد هزار تومان به دیگری بدهد و برای فرار از ربا او را وکیل کند که از جانب او مالی را بخرد و بفروشد او همچنین میکند و بعد از خرید،آن را ششماهه به صد و بیست هزار تومان به خودش میفروشد،آیا این عمل رفع ربا میکند؟
جواب:اگر همانطور که وکالت در خرید دارد وکالت در فروش حتی به خودش داشته باشد مانعی ندارد و ربا تحقق پیدا نمیکند.
سؤال 1025:زید فرشی را به مبلغ 200 هزار تومان از عمرو میخرد و پول آن را میپردازد و شرط میکند که همان فرش را به مبلغ 220 هزار تومان به مدت 4 ماه به خود عمرو بفروشد آیا این معامله صحیح است؟و گرفتن 20 هزار تومان سود صحیح میباشد؟
جواب:صحت چنین معاملهای،محل اشکال است.
سؤال 1026:آیا اجازه میفرمایید مثلا مبلغ یک میلیون تومان را نقدا به مبلغ یک میلیون و صد هزار تومان بفروشیم؟
جواب:اگر معامله عقلایی باشد مانعی ندارد.(مثلا بخواهند پول ریز را به درشت یا کهنه را به نو تبدیل کنند).
سؤال 1027:آیا اجازه میفرمایید مثلا یک میلیون تومان را به یک میلیون و دویست تومان بصورت نسیه بفروشیم که شش ماه دیگر بگیریم؟
جواب:مانعی ندارد.
سؤال 1028:در مسأله 2137 توضیح المسائل ذکر شده:که اسکناس را میتوان به قیمت بالاتری فروخت.مثلا هزار تومان را بفروشد به هزار و دویست تومان که شش ماه دیگر
بپردازد.آیا این ربا محسوب نمیشود و حال آنکه در بازار هم همین کار را میکنند؟
جواب:آنچه در این مسأله ذکر شده است صحیح است و خریدوفروش بصورت نسیه میباشد و مطابق موازین شرعی است.بلی اگر ربا باشد یعنی قرض بدهد به شرط اینکه شش ماه دیگر دویست تومان زیادتر بگیرد ربا میباشد و حرام است.
بطور کلی گاه دو چیز در نظر عرف یکسان میباشد،ولی در اثر وجود مصالحی که بر ما معلوم نیست،از لحاظ شرعی یکی حرام و دیگری حلال است.
و در همین مورد آیه شریفه میفرماید: «قالُوا إِنَّمَا الْبَیْعُ مِثْلُ الرِّبا وَ أَحَلَّ اللّهُ الْبَیْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبا» (1)یعنی:«گفتند بیع مثل ربا است،ولی اینطور نیست.چون خدای سبحان بیع را حلال کرده است و ربا را حرام»،و مسلمانان باید تابع امر خدای سبحان باشند.
سؤال 1029:نظر حضرتعالی پیرامون خریدوفروش پول چیست؟لطفا پاسخ را همراه با دلیل مرقوم فرمایید؟
جواب:گرچه خریدوفروش اسکناس از نظر موازین فقهی مانعی ندارد،و فرقی بین کم و زیاد،و وجود و عدم مدت،و کوتاه و دراز بودن مدت نمیکند.
زیرا که اسکناس از مکیل و موزون نیست.و ربای معاوضی تنها در مکیل و موزون جریان دارد.ولی بهتر آن است که از انجام آن اجتناب شود.
سؤال 1030:تبدیل طلا و گرفتن مبلغی به عنوان مزد ساخت چه حکمی دارد؟
جواب:فروش طلا به طلا و گرفتن مبلغی اضافه،گرچه به عنوان مزد ساخت جایز نیست و ربا محسوب میشود و راه تخلص از ربا این است که طلا را به قیمت معین بخرد و طلای دیگر را با قیمت مورد توافق بفروشد.
سؤال 1031:الف-اگر کسی بیست سال پیش،مبلغی به دیگری بدهکار بوده است،با توجه
1) 1) بقره:275.
قدرت خرید،آن رقم به یک صدم و احیانا کمتر کاهش یافته است!آیا ادای بدهی مطابق با رقم پیشین،امروز او را بریء الذّمة میکند؟یک نمونۀ عام البلوی از این دیون،مهریۀ همسران است،که معمولا بعد از فوت شوهر یا طلاق،پس از دهها سال محاسبه و پرداخت میشود.
ب-اگر سرمایۀ کسی مخمس شد و با گذشت یک سال مالی،در اثر تورم ناشی از افزایش حجم پول در گردش،ارزش پولی آن افزایش یافت،آیا در اینجا ربح صدق میکند و مشمول خمس میشود یا خیر؟
ج-اگر کسی مبلغی را به مدت یک سال به دیگری قرض داد و تورم ناشی از افزایش حجم پول در گردش،قدرت خرید پول او را به شدت کاهش داد،آیا حق مطالبۀ ما به التفاوت را دارد یا خیر؟
د-با توجه به اینکه افزایش حجم پول با سیاستهای انبساطی پول،موجب کاهش قدرت خرید پول در دست مردم میشود،این اقدامات از سوی دولت،آیا مطلقا مجاز و مشروع است؟یا در صورت ضرورت،و با وجود مصلحت ملزمه و احیانا با اعمال ولایت،مجاز شمرده میشود؟
ه-آیا خریدوفروش اسکناس صحیح میباشد؟و آیا احکام ربای معاملی در آن جریان مییابد یا نه؟
و-آیا دیگر احکام صرف(معامله نقدین)مانند وجوب قبض و اقباض در مجلس عقد،در مورد پول اعتباری هم مترتب است؟
ز-آیا زکات-که بر درهم و دینار تعلق میگیرد-شامل اسکناس و سکههای ریالی نیز میشود؟
ح-طبق فتوای مشهور،در مضاربه،سرمایه باید درهم و دینار باشد،آیا اسکناس میتواند جایگزین درهم و دینار در سرمایهگذاری گردد؟
ط-آیا پول از مثلیات است یا قیمیات،و اصولا ملاک مثلی و قیمی چیست؟
جواب:الف و ب و ج-پول رایج روز گرچه دارای ارزش اعتباری است،ولی ارزش اعتباری مستقل دارد و ارزش اعتباری آن ارتباطی به قدرت خرید ندارد.به عبارت دیگر پول گرچه از نظر مصرف استقلال ندارد به خلاف کالا،ولی از نظر
ارزش اصالت دارد.به نحوی که ارزش اشیاء دیگری با آن معلوم میشود.البته این ارزش تا زمانی است که اعتبار همراه آن است و امّا کالاهایی که با پول معامله میشوند،ارزش آنها با مقایسه پول مطرح است و از این جهت این معنا مورد بحث است که در قیمیات مضمونه با تفاوت قیمت سوقیه،آیا قیمت یوم الضمان ملاک است یا قیمت یوم التلف و یا قیمت یوم الاداء؟و اعتبار نیز با این معنا مساعد است.زیرا اگر کسی یک سال قبل صد تومان مدیون باشد،نمیتوان به اعتبار ارزانی و گرانی هر روز مقدار دین را تعیین کرد.بطوری که یک روز صد تومان بدهکار باشد و روز دیگر دویست تومان و روز سوم صد و پنجاه تومان.و نیز لازم میآید نوعا ربای قرض تحقق پیدا نکند.زیرا که قدرت خرید هزار تومان قرض از هنگام آن،با قدرت خرید هزار و پانصد تومان هنگام ادای دین مساوی است،و التزام به این معنا جایز نیست.و معیار در تعلق خمس نیز،همین ارزش مالی متناسب با پول است.
در جواب سؤال«د»باید گفت پیداست که این معنا در صورتی مجاز و مشروع است که ناشی از مصلحت باشد و بالاخره به ولایت فقیه برمیگردد.
در جواب سؤال«ه»چنین گفته میشود که چون ربای معاوضی در مکیل و موزون است و اسکناس و امثال آن از معدودات میباشد،لذا ربای معاوضی در آن راه ندارد.
در جواب از سؤال«و»گفته میشود که ادلّۀ دالّه بر وجوب قبض و اقباض در مجلس عقد مربوط به درهم و دینار است.
در جواب از سؤال«ز»گفته میشود که مورد ادلۀ وجوب زکات،درهم و دینار است.یعنی طلا و نقرۀ مسکوک،آن هم در صورتی که شمش باشند.لذا به سکههای موجود زمان ما که عنوان کالا دارند نه ثمن،زکات تعلق نمیگیرد.
و در جواب از سؤال«ح»اسکناس میتواند سرمایه در مضاربه باشد،زیرا اجماع بر عدم صحّت مضاربۀ به کالا است،نه بر عدم صحت در غیر از درهم و دینار.
در جواب از سؤال«ط»گفته میشود که پول از مثلیات است و از این جهت به هیچ وجه ارتباطی به قدرت خرید ندارد و باید مثل پرداخت شود.
سؤال 1032:در میان مردم خریدوفروش چک یا خرد کردن آن به کمتر از مبلغ چک رایج است.بلکه گاهی اگر پولی در حساب صادرکننده چک نباشد آن را به فروشنده یا خردکننده برمیگردانند،آیا این عمل صحیح است؟
جواب:در صورتی که چک مربوط به خود فروشنده نباشد و در واقع ذمه دیگری را که مشغول است میفروشد مانعی ندارد.و اگر چک خود فروشنده باشد جایز نیست.
سؤال 1033:آیا میتوان چک مدتدار را به قیمت کمتر فروخت،فرضا چک مال خودش است و میداند بعد از یک ماه پول به دستش میرسد؟
جواب:در فرض سؤال که چک مال خودش میباشد،فروختن آن باطل است.
چون چک مالیت ندارد.
سؤال 1034:شخصی چکی را میفروشد و پشت آن را امضا میکند که در صورتی که چک به پول تبدیل نشود ضامن آن باشد،آیا فروشنده چک ضامن است یا خیر؟
جواب:در صورتی که فروشندۀ چک،طلب خود را که از صاحب چک داشته فروخته باشد،معامله صحیح است.و چون ضامن پرداخت آن شده،لازم است آن را بپردازد.
سؤال 1035:خریدوفروش چک به صورتی که در بازار رواج دارد چه حکمی دارد؟
جواب:چک تضمین نشده به منزله سند است و فی نفسه مالیت ندارد.و در صورتی که صاحب چک برئ الذمه باشد خریدوفروش آن صحیح نیست.بلی اگر فروشندۀ چک طلبکار باشد میتواند ذمه مدیون را بفروشد و معامله صحیح است.
سؤال 1036:خریدوفروش چک با رعایت مدت معاملهاش اشکال ندارد.خریدوفروش پول مثلا فروش هزار تومان به مدت شش ماه به هزار و دویست تومان آیا مانعی ندارد،یا مشمول ادلۀ ربا است؟به عبارت دیگر آیا خریدوفروش مذکور ظاهرا بیع است و در واقع قرض ربوی و یا واقعا بیع است و مشمول ادلّه ربای قرضی نمیباشد؟
جواب:معاملات بالمعنی الاعم عناوین اعتباریه و قصدیه میباشند و هر کدام دارای موضوع و آثار و احکام خاصی میباشند.در موضوع فروش پول،چنانچه مقصود معامله بیعی باشد،با توجه به اینکه عنوان بیع در فرض مزبور جریان دارد، بیع تحقق پیدا میکند و احکام آن مترتب میشود.و یکی از احکام آن این است که جریان ربا در بیع،مشروط به این است که مورد بیع مکیل و موزون باشد و چون اسکناس از معدودات است نه از مکیل و موزون،لذا ربای معاوضی در آن جریان ندارد.ولی احکام بیع از هر نظر جاری میشود.و این منافات ندارد با اینکه اگر اسکناس را بصورت قرض بدهد با فرض زیاده،ربای قرضی تحقق پیدا میکند زیرا که در ربای قرضی مسأله مکیل و موزون نقش ندارد.
سؤال 1037:شخصی با پرداخت چک جعلی و بدون محل،معاملهای انجام داده و متاعی را خریده است،آیا این معامله صحیح است؟
جواب:چون به حسب ظاهر طرفین قصد معامله داشتهاند،معامله انجام شده و خریدار نسبت به ثمن ضامن است و فروشنده حق مطالبه ثمن را دارد.
سؤال 1038:شخصی چک جعلی را با علم مشتری به عدم پول در حساب صاحب چک میفروشد و مشتری به طمع اینکه بتواند به نحوی آن را نقد کند و سود زیادی ببرد میخرد، ولی بعدا نمیتواند آن را نقد کند،آیا مشتری در فرض سؤال حق فسخ دارد؟
جواب:چنین معاملهای باطل است و مشتری میتواند پول خود را از فروشندۀ چک پس بگیرد.
سؤال 1039:این جانب زمینی را به کسی فروختم و او بعد از تحویل در آن تصرف کرد.
سپس عدهای کشاورز از او گرفته و وی به دادگاه شکایت کرده و میگوید زمین را به من برگردانید،آیا وظیفه حقیر دادن وجه زمین است یا اصل آن؟
جواب:اگر زمین از اوّل مربوط به همان کشاورزان بوده،معامله شما باطل بوده و لازم است پول خریدار را به او برگردانید و اگر کشاورزان به زور و ظلم گرفتهاند،شما چیزی بدهکار نمیباشید.
سؤال 1040:شخصی زمینی را به مبلغ یک میلیون تومان فروخته است و مقداری به عنوان بیعانه گرفته است و قرار شده مابقی آن را هنگام انتقال سند پرداخت کند،ولی قبل از انتقال سند،شهرداری زمین را تملک میکند،حال ممکن است شهرداری بدل زمین را به خریدار بدهد یا مقداری از همان زمین را به او بدهد،آیا فروشنده در این بین وظیفهای دارد؟
جواب:در فرض مسأله،زمین ملک خریدار است و باید باقیماندۀ ثمن را به فروشنده بدهد و هر مقدار از زمین که به خریدار واگذار شود،ملک او است و فروشنده چیزی بدهکار نیست،مگر اینکه زمین از اول دارای چنین نقضی بوده یا در معامله غبن صورت گرفته،که در این صورت مشتری حق فسخ دارد.
سؤال 1041:فروشندهای به مشتری میگوید نقدا 45 هزار تومان و با سه ماه مدت 50 هزار تومان کدام یک از این دو معامله صحیح است؟
جواب:چنانچه هنگام معامله نقد بودن و یا نسیه بودن مشخص باشد،هر دو صورت صحیح است.
سؤال 1042:شخصی پولی را در اختیار دیگری قرار میدهد و وکالت میدهد تا از طرف ایشان جنسی را نقدا بخرد و بعد از خرید بصورت نسیه و با قیمت بیشتر برای خودش بردارد، آیا صحیح است؟
جواب:اشکال ندارد.
سؤال 1043:شخصی جنسی را از مغازۀ خودش نقدا به شخص دیگر میفروشد-بدون تحویل جنس به مشتری-سپس همان جنس را به صورت نسیه به مدت سه ماه،با قیمت بالاتر خودش بر میدارد،آیا جایز است؟
جواب:اگر قصد جدّی معامله را داشته باشند و سایر شرایط معامله محقق باشد و در معاملۀ اول،شرط بر معامله دوم نکرده باشند،اشکال ندارد.
سؤال 1044:زمینی در چند سال قبل بر اساس قراردادی فروخته شده است و پرداخت مبلغ آن بصورت مشروط به نه سال بعد موکول شده،امّا علاوه بر پرداخت نشدن این مبلغ از طرف خریدار،هیچگونه مشورت و یا تقاضای مهلتی برای تمدید پرداخت آن نشد و از پایان تاریخ مهلت پرداخت حدودا چهار سال میگذرد،حال آیا فروشنده میتواند معامله را فسخ کرده و زمین را از خریدار تقاضا کند؟
جواب:ظاهر این سؤال این است که شما زمین را نسیه فروختهاید و شرط نکردهاید که اگر در مدت تعیین شده پول آن را نداد حق فسخ داشته باشید،لذا طبق ظاهر سؤال شما حق فسخ ندارید و تنها میتوانید طلب خود را مطالبه کنید.
سؤال 1045:شخصی قسمتی از کارگاه یا منزل خود را به کسی فروخته،مشروط به اینکه بعد از یک سال به همین قیمت به خود او بفروشد.سپس ملک مزبور را از او اجاره کرده است، آیا چنین معاملهای صحیح است؟
جواب:اگر حقیقتا قصد خریدوفروش داشته و صوری نبوده است،معامله و اجارۀ مذکور صحیح و بدون اشکال است.
سؤال 1046:مغازهای را به بیع شرط میفروشند به ده میلیون تومان،و شرط میکنند که بعد از یک سال اگر این پول را پس دادند،مغازه مال خود فروشنده باشد،آیا چنین معاملهای صحیح است؟
جواب:معاملۀ فوق صحیح است و آن را بیع شرط میگویند.
سؤال 1047:شخصی منزل خود را به بیع شرط میفروشد،به این صورت که هرگاه بایع پول را پس داد معامله فسخ شود،آیا این معامله صحیح است؟
جواب:حکم کلی مسأله این است که در بیع شرط باید مدت معلوم باشد وگرنه شرط فاسد است.و شرط فاسد گرچه مفسد نیست،ولی در مورد سؤال چون شرط مجهول است و جهل آن به معامله سرایت میکند،لذا این نوع معامله باطل است.
سؤال 1048:قطعه زمینی حدود سه سال پیش فروخته شده است و خریدار حدود نصف قیمت را داده است و از دادن مابقی آن خودداری میکند.در صورتی که صیغه معامله با رضایت طرفین جاری شده باشد،ضرر این معامله بعد از این مدت متوجه فروشنده است یا خریدار؟
جواب:از مورد سؤال اطلاع ندارم.ولی به طور کلی،پس از آنکه معامله با توافق و رضایت طرفین قطعی شد،ضرر و استفادۀ زمین مربوط به خریدار است و ضرر و استفادۀ پول آن مربوط به فروشنده،و اگر اختلاف وجود دارد به دادگاه مراجعه شود تا ان شاء اللّه حل گردد.
سؤال 1049:شخصی متاعی را فروخته است و به صورت مجزّا نگهداری میکند و خریدار برای بردن آن مراجعه نکرده است.بایع در مورد این کالا چه وظیفهای دارد؟
جواب:اگر پول آن را دریافت نکرده،با شرایط خیار تأخیر ثمن،حق خیار دارد و اگر پول آن را دریافت کرده،لازم است جنس را به عنوان امانت حفظ کند.
سؤال 1050:این جانب معاملهای کردم با قیمتی که بعدا متوجه شدم این مقدار ارزش نداشته وظیفه چیست؟
جواب:در صورت ثبوت غبن،خیار غبن ثابت است و در فرض اختلاف باید به دادگاه مراجعه شود.
سؤال 1051:شخصی زمین مزروعی خود را با شخص دیگر معاوضه میکند و بعد معلوم میشود که مغبون شده و چند سال هم گذشته است،آیا خیار فسخ تا حال باقی است؟
جواب:اگر واقعا در حین معاوضه مغبون بوده است خیار غبن دارد و خیار غبن فوریت دارد و چنانچه شخص مغبون بعد از علم به غبن اعمال خیار نکند، خیار او ساقط میشود.مگر اینکه جاهل به فوریت باشد و در نزاع موضوعی محتاج به مرافعه شرعیه است.
سؤال 1052:زمینی که حدود شش میلیون تومان قیمت داشت،در اثر غفلت و ندانستن قیمت روز،به چهار میلیون فروختهام.حال با توجه به اختلاف دو میلیون تومان که من مغبون شدهام،آیا حق دارم معامله را فسخ کنم؟
جواب:غبن به مقدار مزبور موجب خیار و حق الفسخ میباشد،به شرطی که در معامله اسقاط خیار نشده باشد و مغبون از قیمت واقعی بیاطلاع باشد.
سؤال 1053:در حالت ظهور عیب در مبیع،خریدار حق فسخ معامله را دارد،آیا حق دارد مبیع را به قیمت معیب از فروشنده مطالبه کند؟
جواب:در مورد عیب،هم حق فسخ و هم حق ارش،یعنی گرفتن تفاوت بین صحیح و معیب به نسبت ثمن معامله را دارد.
سؤال 1054:خانهای معامله شده و در قولنامه به صورت چاپی کلیه خیارات اسقاط شده است و مبلغ صد هزار تومان به عنوان واقولی نوشته شده است.ولی در ضمن صیغۀ عقد، اسقاط تمامی خیارات نشده است و بعد معلوم شده که خانه عیب دارد و دارای عقبنشینی است،آیا مشتری میتواند معامله را فسخ کند؟و آیا علم و جهل بایع در این مورد اثری دارد؟و آیا گرفتن واقولی در این صورت مشروع است؟و اصولا با چنین وضعی اسقاط تمامی خیارات شده یا خیر؟
جواب:1-در فرض سؤال،اگر حکم عقبنشینی قبل از معامله تصویب شده باشد،خریدار حق به هم زدن معامله را دارد.
جواب 2-علم و جهل بایع در فرض سؤال تأثیری ندارد.
جواب 3-گرفتن واقولی در خصوص مورد سؤال مشروع نیست و اکل مال به باطل است.
جواب 4-در صورتی که در ضمن عقد،اسقاط کافه خیارات نشده باشد،خیار محفوظ است.و بودن در قولنامه کفایت نمیکند.
سؤال 1055:شخصی منزلش را بدون خیار فروخته است و برای انتقال سند به شهرداری مراجعه کرده است،ولی شهرداری با توجه به اضافه بنا وی را جریمه کرده و دستور تخریب بالکن را داده است،که با تخریب آن،یک متر از اطاق بالا هم خراب میشود و بدون دادن جریمه و تخریب انتقال سند ممکن نیست.لذا فروشنده باید جریمه را بدهد و اضافه بنا را خراب کند و خانه را با کمتر از قیمت مورد معامله به خریدار بدهد و این ضرر برای فروشنده است.آیا فروشنده حق دارد معامله را بهم بزند و پول خریدار را پس بدهد؟
جواب:خیر،فروشنده در فرض سؤال حق فسخ نداشته و حق فسخ با مشتری است و در صورت عدم فسخ،میتواند به نسبت تفاوت قیمت،از ثمن استرداد کند.
سؤال 1056:شخصی گاوی را خریده و برای ذبح به کشتارگاه برده است.بعد از ذبح به دلیل مرضی که داشته،طبق تشخیص دامپزشک،گوشت آن غیر قابل استفاده بوده و سوزانده شده است.و فقط از پوست گاو استفاده شده است.بایع و مشتری هر دو مدعی هستند که از مرض گاو اطلاعی نداشتهاند.بر فرض اینکه گاو،غیر قابل درمان بوده،یا اینکه قابل درمان بوده، ولی بدون درمان ذبح شده است،آیا معاملۀ مزبور صحیح است؟و آیا خریدار میتواند اعمال خیار کند؟
جواب:در هر دو فرض سؤال که طبق نظر دامپزشک،گاو معیوب بوده است و مشتری مطلع نبوده است،معامله صحیح است و چنانچه اسقاط خیار عیب نشده، مشتری خیار عیب دارد.گاو ذبح شده است،حق فسخ ساقط است و مشتری میتواند ارش بگیرد که در فرض سؤال،کل قیمت به جز قیمت پوست آن میباشد.و در فرض دوم،احوط مصالحه است.
سؤال 1057:در قولنامههای عادی،بین متعاملین مرسوم است مبلغی بابت حق فسخ معامله شرط میکنند:
الف)آیا قرار دادن این شرط در معامله صحیح است؟
ب)هر کدام از طرفین معامله اگر معامله را به هم زد،آیا طرف دیگر میتواند مبلغ حق فسخ را از دیگری مطالبه و اخذ کند و برای او شرعا حلال میباشد؟
ج)اینگونه قولنامهها که معمولا قبل از معاملات رسمی و قانونی انجام میگیرد،جنبه شرعی دارد و طرفین ملزم به رعایت آن هستند؟
ج:الف-اگر شرط مذکور به معنای ثبوت حق فسخ با پرداختن مبلغ معین باشد و مدت نیز معلوم باشد،چنین شرطی مشروع و لازم الوفا است.
ب-با توجه به جواب قسمت الف،میتواند مبلغ را بگیرد و حلال است.
جواب:ظاهرا قولنامه بر دو نوع است:
1-متعاملین معامله را به نحو شرعی و به طور قطعی انجام میدهند و چون تنظیم سند رسمی در هنگام معامله مقدور نیست،لذا یادداشتی به نام قولنامه مینویسند.که این صورت شرعیت دارد و متعاملین ملزم به رعایت آن هستند.
2-گاهی مورد معامله را گفتگو میکنند بدون اینکه شرعا معامله را انجام دهند و این گفتگو را به عنوان قولنامه مینویسند تا در وقت تنظیم سند معامله را طبق قولنامه انجام دهند.که در این صورت اصل قولنامه خلاف شرع نیست،ولی طرفین ملزم به رعایت آن نیستند و میتوانند قولنامه را نادیده گرفته و از معامله صرف نظر کنند.
سؤال 1058:منزلی فروخته شده است و معین شده که تا وقت تنظیم سند(وقت خاصی معین نشده)هر یک از طرفین نخواست،50 هزار تومان به طرف دیگر بدهد،آیا چنین شرطی صحیح و لازم الوفا است؟
جواب:شرط مجهول که مدت آن معین نشده،غرری است و غرر آن به اصل بیع سرایت کرده و موجب بطلان آن میشود.علاوه حق فسخ در صورتی ثابت
است که تحت یکی از موارد مذکوره در توضیح المسائل مسأله 2186 تا 2203 باشد و ظاهرا مورد سؤال از آن موارد نیست.
سؤال 1059:شخصی ملک خود را فروخته و مقداری از قیمت آن را نقدا دریافت کرده و با رضایت طرفین قرار بر این شده که بقیه آن را بعد از سه ماه بپردازد،ولی خریدار در موعد مقرر پول را نپرداخته است؛آیا فروشنده میتواند معامله را فسخ کند یا خیر؟
جواب:در فرض سؤال،حق فسخ ندارد.فقط میتواند بقیه قیمت را مطالبه کند،بلی اگر در ضمن عقد بیع شرط کرده باشند که باید مشتری در موعد مقرر بقیه پول را پرداخت کند،در این صورت،اگر خریدار به شرط عمل نکرد،فروشنده به عنوان خیار تخلف شرط،حق فسخ دارد.
سؤال 1060:شخصی ملک خود را به کسی فروخته،خریدار مبلغی را نقدا پرداخته و قرار شده بقیه را به اقساط و در سه نوبت پرداخت کند،ولی خریدار اقساط را رأس موعد معین نپرداخته و هر قسط از موعد معین آن گذشته است،آیا فروشنده حق فسخ معامله را به عنوان خیار تخلف شرط یا خیار تأخیر دارد؟
جواب:مورد از موارد خیار تأخیر نیست.بلی اگر در ضمن معامله شرط شده باشد که ثمن در مواعد مقرره به اقساط معینه پرداخت شود و مشتری تخلف کرده است،فروشنده میتواند به خیار تخلف شرط،معامله را فسخ کند.
سؤال 1061:شخصی زمینی را فروخته است و خریدار هم آن را به شخص دیگری فروخته است و قبض و اقباض ثمن و مثمن هم در هر دو معامله انجام شده است.حال فروشندۀ اول چون به جهت دیگر طلبکار است،از انتقال سند خودداری میکند،حکم شرعی آن را بیان کنید؟
جواب:چنانچه انتقال سند در معامله اولیه شرط شده باشد،لازم است به شرط وفا کند و نمیتواند از انتقال سند خودداری کند.
سؤال 1062:معنای حدیث«من لا معاش له لا معادله»چیست؟اگر فقر و تنگدستی ممکن است باعث انحراف از راه راست باشد،ثروت و غنا نیز ممکن است انسان را به فساد بکشد.
ولی لحن حدیث قاطعیت دارد و اگر منظور اهمیت دادن به معاش و کسب است،نه تنها تمام انسانها بلکه تمام حیوانات بطور فطری و غریزی از صبح تا شب در تلاش معاشند و عمده فعالیت موجود زنده برای امر معیشت است و احتیاج به تشویق و راهنمایی نیست.پس از حدیث مذکور چه باید بفهمیم؟
جواب:همان معنای دوّم مقصود است و تشویق و ترغیب منافاتی با فطری بودن تلاش و فعالیت ندارد.
سؤال 1063:اگر کسی جنسی را بفروشد و بعد همان را از خریدار اجاره کند و بعد از مدت اجاره به همان قیمتی که فروخته بود از او بخرد آیا اشکال دارد؟
جواب:اگر این مراحل و عناوین واقعیت داشته باشد و صورتسازی نباشد، مانعی ندارد.
سؤال 1064:اگر کسی در معاملهای دروغ بگوید و روی آن قسم یاد کند این معامله چه صورتی دارد؟
جواب:دروغ حرام است و حرمت قسم دروغ از دروغ خیلی بیشتر است.ولی معامله فی نفسه باطل نیست.
سؤال 1065:اگر قیمت جنس کمی بالا برده شود تا چنانچه مشتری تخفیف خواست آن مقدار کم شود،آیا این عمل جایز است؟
جواب:مانعی ندارد.
سؤال 1066:خریدوفروش نان به صورت دانهای صحیح است یا خیر؟
جواب:با فرض اینکه اکثر نانها هم وزن بوده و تفاوت زیادی ندارند و تراضی و تصالح هم در بین است،خریدوفروش آن به نحو مذکور اشکالی ندارد.
سؤال 1067:حکم پوسترهایی که در بازار به عنوان تمثال معصومین علیهم السّلام به فروش میرسد،چیست؟
جواب:خریدوفروش آنها به عنوان مشابهت مانعی ندارد.
سؤال 1068:در بعضی از کشورها دختران توسط والدین به فروش میرسند،آیا از لحاظ شرعی میتوان گفت حکم کنیز را دارند؟و استفاده از آنان به هر گونه جایز است؟
جواب:به هیچ وجه جایز نیست و پولی که در مقابل فروش آنان گرفته میشود حرام است و آنان حکم کنیز را ندارند و این از ضروریّات فقه است.
سؤال 1069:شخصی مقداری پول به دندانساز داد،ولی دندانها به دهانش نخورد،آیا میتواند پول خود را پس بگیرد؟
جواب:در فرض سؤال،اگر دندانساز در شغل خود خبرویّت و مهارت داشته به صورتی که پزشک مقصر نباشد اجرت عمل و مصالح مصرف شده را حق دارد.
بلی اگر دندانساز متخصص در شغل خود نبوده و در صرف مصالح مضایقه کرده یا به هر علتی مقصر بوده است باید تدارک کند و در نزاع موضوعی محتاج به مرافعه شرعیه است.
سؤال 1070:دو نفر به شراکت زمینی را خریدند و بعد از مدتی زمین را با نظر مهندس شهرداری و اداره ثبت تقسیم کردند.که در سند یکی از آنها متراژ زمین 460 متر نوشته شده است.بعدا این زمین را فروخته است،ولی فعلا 17 متر کمتر از متراژ مزبور است و خریدار ادعا میکند که باید قیمت 17 متر را به او پس بدهند،آیا فروشنده-با اینکه خود در این نقصان دخیل نبوده است-مدیون است؟
جواب:در فرض سؤال،اگر معامله روی سهم معیّن این فرد واقع شده باشد، بدون توجه به مقدار دقیق زمین و طرفین به اشتباه خیال میکردهاند 460 متر بوده، فروشنده ضامن کسری مساحت زمین نیست.ولی اگر زمین به حساب 460 متر فروخته شده است و طبق متراژ زمین،پول رد و بدل شده است،فروشنده ضامن کسری است و باید جبران کند.
سؤال 1071:کسی که چیزی را به قیمتی میفروشد اما برای اینکه سود بیشتری ببرد به مشتری میگوید به قیمت بیشتری خریدهام و فلان مقدار هم سود میخواهم.آیا این کار حلال است؟
جواب:دروغ گفتن حرام است و پول اضافی که میگیرد حرام است.ولی معامله باطل نیست و در این فرض اگر مشتری فهمید میتواند معامله را بهم بزند.
بلکه اگر فروشنده اشتباها قیمت بیشتری گفته باشد مشتری وقتی فهمید میتواند معامله را بهم بزند و پول خود را پس بگیرد.
سؤال 1072:خرید جنس از کودک و یا فروش جنس به کودک صحیح است یا خیر؟
جواب:معامله با بچه نابالغ باطل است،اگر چه با اجازه پدر یا جد کودک باشد.
اما اگر کودک ممیز باشد و چیز کم قیمت،که معاملۀ آن برای بچهها متعارف است معامله کند اشکال ندارد.و اگر طفل فقط وسیله رد و بدل کردن جنس و پول باشد و معامله در واقع بین دو فرد بالغ انجام گرفته باشد،مانعی ندارد.
سؤال 1073:کسی که از طریق نوبتگذاری یا شرکت تعاونی،ماشین یا وسیلهای را به نرخ رسمی میخرد،آیا میتواند آن را در بازار آزاد با قیمتی بیشتر بفروشد،بدون اینکه روی آن کاری انجام داده باشد؟
جواب:در صورتی که شرکت شرطی در ضمن معامله مبنی بر عدم فروش نداشته باشد.جایز است و اگر شرط کرده باشد باید مشتری به شرط عمل کند و در صورت تخلف،شرکت حق دارد معامله را فسخ کند.
سؤال 1074:شخصی جنسی را میفروشد و قیمت و مدت تحویل جنس معین میشود و تمامی پول را فروشنده تحویل میگیرد و خریدار در ضمن معامله شرط میکند که اگر تا تاریخ معین شده جنسها را تحویل ندهد خسارت وارده به عهده فروشنده باشد.حال اگر فروشنده جنس را تحویل ندهد و جنس تنزل کند،خسارت به عهده کیست؟
جواب:در فرض سؤال،خریدار حق ندارد خسارت را از فروشنده بگیرد.
سؤال 1075:شخصی با صاحب کالا قرار میگذارد که مشتری بیاورد و جنس را به او گرانتر
بفروشد و آنچه گرانتر فروخت به این واسطه بدهد،آیا این عمل و معامله شرعا اشکال دارد؟
جواب:اشکال ندارد،ولی چنانچه مشتری مغبون شود حق فسخ دارد.
سؤال 1076:آیا خرید سه کیلو آرد از نانوایی جهت درست کردن حلوا جایز است؟
جواب:ظاهرا این مقدار و امثال آن از محدودۀ منع بیرون است.
سؤال 1077:شخصی به نجار یا آهنگر یا آلومینیومکار مقداری پول میدهد تا برای او درب یا پنجره بسازد و بعد نجار یا آهنگر درب را برای او میسازد.حال آیا میتواند درب یا پنجره ساخته شده را به دیگری بفروشد و دوباره برای او بسازد؟و اگر این کار را کرد مشتری میتواند معامله را فسخ کند؟و همینطور آیا نجار و آهنگر میتوانند در بیعانه تصرف کنند؟و آیا مشتری میتواند از خرید درب و پنجره ساخته شده منصرف شود؟
جواب:نجار و آهنگر تا درب و پنجره را نفروخته است ملک خودش است و میتواند آن را به دیگری بفروشد،به شرط اینکه درب و پنجره دیگری تهیه کرده و در زمان مورد نظر به مشتری بدهد و تصرف در بیعانه هم موکول به اذن صاحب پول و نحوه قرار داد است.و مشتری هم میتواند از خرید درب و پنجره منصرف شود.
سؤال 1078:خریدوفروش اجناسی که دولت از قاچاقچیان و محتکرین میگیرد یا اموال گرانفروشان را که میگیرد و به قیمت ارزان میفروشد و پول آن را به صاحبان آن میدهد،چه حکمی دارد؟
جواب:مقررات و ضوابط حکومت اسلامی مشروع و لازم الاتباع است.
سؤال 1079:خریدوفروش اجناس قاچاق که بدون اجازه دولت،مخفیانه وارد کشور میشود،چه حکمی دارد؟
جواب:چنانچه مخالف مقررات جمهوری اسلامی ایران باشد وارد کردن و خریدوفروش آن حرام است.
سؤال 1080:آیا خریدوفروش زمین موات و احیای آن جایز است؟و احیای آن به چه صورتی محقق میشود؟
جواب:زمینی که در اصل موات بوده چنانچه حریم نباشد،تا زمانی که احیا نشود قابل فروش نیست،و هر کسی حق احیای آن را دارد،و به احیاء مالک آن میشود و بعد میتواند بفروشد مگر اینکه بر خلاف مقررات نظام باشد.و احیاء اگر به منظور سکنی باشد به ساختن بنای قابل سکونت تحقق پیدا میکند و اگر به منظور زراعت باشد به آماده کردن آن برای کشت و زرع و اجرای آب و امثال آن میباشد.
سؤال 1081:یک مزرعه و چشمهای واقع در آن،چند مالک داشته است.چشمه خشک میشود و تعدادی از مالکین به خرج خود قناتی حفر میکنند،یکی از مالکین که در مخارج قنات،دخالت نداشته است؛بعد از چندی زمین خود را میفروشد،حال خریدار به حساب اینکه زمین مذکور از چشمه سابق آب داشته،ادعای حق آب از قنات را دارد،آیا او چنین حقی را دارد؟
جواب:در فرض سؤال،که خریدار یکی از مالکین زمین مذکور را بعد از خشک شدن آب چشمه و با علم به آن خریده است،نسبت به آب قنات،حقی ندارد و از آن سهمی نمیبرد و اگر اختلاف وجود دارد به دادگاه مراجعه شود.
سؤال 1082:شخصی خانۀ خود را به مبلغ معین،مسلوب المنفعه مادام العمر،میفروشد،آیا چنین معاملهای صحیح است؟
جواب:این معامله باطل است چون مسلوب المنفعه بودن،مجهول و غرری است و جهل آن به اصل بیع سرایت میکند و بیع را غرری میکند و موجب بطلان آن میشود.
سؤال 1083:مقادیری زمین کشاورزی به همراه آب مربوطه،موافق عرف محلی،طبق سند عادی در سال 70 خریداری و عوض و معوّض به قبض طرفین رسیده است و به همین مناسبت در اجرای تصرف مالکانه،خریدار اقدام به احداث تأسیساتی،کرده است.در سال 72 دادگاه انقلاب اسلامی اقدام به مصادره اموال فروشنده،از جمله،اراضی مزبور کرده است.با توجه به موارد فوق،حقوق خریدار در خصوص اهل زمین،توسعه آب و آبادانی،و تأسیسات
احداثی به چه کیفیت قابل استیفا است؟
جواب:در فرض سؤال،که مصادرۀ زمین،طبق موازین شرع،انجام شده است.
اگر فروشنده،خریدار را فریب داده باشد،فروشنده ضامن اصل پول و تمام خسارات وارده است و نسبت به تأسیسات و توسعۀ آب و آبادانی هم مصادرهکننده با خریدار توافق کنند و زمین را به او اجاره دهد.یا تأسیسات و توسعۀ آب و غیره را از او اجاره کند و بدین طریق خریدار،حق خود را استیفا کند.ولی در صورت عدم توافق، مصادرهکننده میتواند تأسیسات و هرچه هست جمعآوری و به خارج زمین منتقل کند و هر خسارتی از این بابت وارد شد،خریدار میتواند از فروشنده بگیرد.
و اگر فریب در کار نبوده و طرفین میدانستهاند که زمین در معرض مصادره است و در عین حال اقدام به معامله کردهاند در این فرض خریدار میتواند به فروشنده مراجعه کند و هر مقدار پول زمین را که موجود است از وی پس بگیرد و هرچه که تلف شده یا مصرف شده نمیتواند مطالبه کند،چون خودش تسلیط مجانی کرده است و تأسیسات و آبادانی هرچه هست مال خریدار است که میتواند مانند فرض سابق با مصادرهکننده توافق و عمل کند.ولی در این فرض اگر خسارتی وارد شد به عهدۀ خود خریدار است چون خود اقدام کرده و خسارت مستند به فروشنده نیست.
و اگر هیچ یک از طرفین نمیدانستهاند و بعدا متوجه شدهاند و هنگام معامله، زمین ملک طلق فروشنده بوده است.در این فرض خریدار میتواند پول اصل زمین را که داده از فروشنده بگیرد و تأسیسات و غیره مال خریدار است که یا زمین را اجاره کند یا به مصادرهکننده اجاره دهد که حق خود را بدین طریق استیفا کند و متضرر نشود و در عین حال مصادرهکننده،میتواند تأسیسات را جمع و به خارج منتقل کند و در این فرض خسارات وارده به عهده کسی نیست چون کسی مقصر نیست و مستند به فروشنده نمیباشد.
سؤال 1084:معاملاتی که در بانکها تحت عنوان عقود اسلامی انجام میگیرد،چگونه است؟
جواب:مانعی ندارد.
سؤال 1085:شخصی به منظور احداث یک باب ساختمان جهت استقرار مدرسه غیر انتفاعی با نظارت اداره آموزش و پرورش محل،مبلغی را بعنوان وام از بانک گرفته و به تعهد خود بر احداث مدرسه عمل میکند ولی به علت نبود محصّل،مدرسه تعطیل و غیر قابل انتفاع میگردد.با توجه به اینکه ملکیت ساختمان رسما به وامگیرنده منتقل شده،در چنین وضعیّتی آیا وامگیرنده مالک است یا اداره آموزش و پرورش؟
جواب:ساختمان از نظر ملکیت ارتباط به وامگیرنده دارد.ولی لازم است اقساط بانک را بپردازد.
سؤال 1086:سفتههایی در بازار و بنگاهها معمول است که از ضامن میگیرند و به محض امضا ضامن محسوب میشود،پس از آن بانک یا صندوق قرض الحسنه وامی میدهد و در صورت عدم پرداخت،از صاحب سفته میگیرند،آیا صورت شرعی دارد؟
جواب:در صورت متعارف معهودیت در بازار،صورت شرعی دارد.ولی از باب ضمان خارج است و تعهد مستقلی محسوب میشود.
(1)سؤال 1087:آیا پولهایی که بانکهای جمهوری اسلامی بابت سود میگیرند یا به عنوان مضاربه یا ساخت خانه میدهند،اشکال دارد؟با توجه به اینکه سود نسبتا تضمین شده است و مورد زیان مشترکا تقسیم نمیشود. جواب:مبنای بانکها بر رعایت ضوابط اسلامی است و اضافهای را که میدهند یا میگیرند جایز است.
سؤال 1088:صندوقهای قرض الحسنه با توجه به مخارج خود،مثل حقوق کارمندان،اجاره ساختمان،هزینه آب و برق و تلفن و لوازم التحریر،دفترچه اقساط،مبلغی به عنوان کارمزد که به صور مختلف محاسبه میشود از وامگیرندگان دریافت میکنند،حکم آن را بیان فرمایید.
جواب:پولی که برای امور مذکوره با رضایت وامگیرندگان دریافت میشود، مانعی ندارد و دارای مشروعیت است.
سؤال 1089:کسی به مقداری پول برای جهتی نیاز دارد،لکن بانک به جهت تعمیر ساختمان وام میدهد،آیا میتوان به عنوان تعمیر ساختمان وام گرفت و در جای مورد نیاز مصرف کرد؟
جواب:چون این کار بر خلاف مقررات جمهوری اسلامی است،جایز نیست.
سؤال 1090:آیا میتوان وامگیرنده را موظف به پرداخت حق بیمه کرد تا بیمه در صورت مرگ یا محجوریت قرض او را تکفل کند؟
جواب:ظاهرا مانعی ندارد.
سؤال 1091:شخصی از بانک وام گرفته است و بعد اصل پولی را که گرفته به اضافه مقدار سودی که بانک طلب کرده،داده است،آیا فعلا میتواند به عنوان تقاص مقداری پول در بانک بگذارد و سود آن را به مقدار سودی که به بانک داده،بگیرد؟
جواب:چون برنامه بانکها در گرفتن و دادن پول بر مبنای مضاربه و سایر عقود
1) 1) -مسائلی در این زمینه در بحث قرض و دین(شرط زیاده در قرض)ص 317 مطرح شده است.
اسلامی است.لذا سود از هر طرف برای طرف دیگر حلال است و مجالی برای تقاص وجود ندارد.
سؤال 1092:وامهایی را که بانکها به شرط بهرۀ چند درصدی میدهند،چه صورتی دارد؟
جواب:بانکها موظفند طبق مقررات اسلامی عمل کنند و برای کسی که علم به خلاف ندارد،اشکالی نیست.
سؤال 1093:دریافت دیرکرد توسط بانکهای دولتی و ادارات دولتی چه حکمی دارد؟
جواب:گرفتن دیرکرد جایز نیست.و فرقی بین بانک و غیر بانک نیست.
سؤال 1094:شخصی پولی را در بانک به صورت درازمدت میگذارد و بانک هر ماه به صاحب پول سود میدهد.با توجه به اینکه شخص پول را برای گرفتن آن سود در بانک گذاشته،آیا ربا محسوب میشود یا خیر؟
جواب:چون بانکهای جمهوری اسلامی ایران به صورت مضاربه و سایر عقود اسلامی عمل میکنند،سود مزبور حلال است.
سؤال 1095:اگر کسی منبع درآمد خود را از گذاشتن مبلغی پول در بانک و گرفتن سود آن قرار دهد،چه حکمی دارد؟
جواب:با توجه به اینکه بانکهای جمهوری اسلامی طبق ضوابط شرعی عمل میکنند؛مانعی ندارد.
سؤال 1096:شخصی سپردهای در بانک به عنوان سرمایهگذاری دارد و بانک از جانب او وکیل میشود بر اینکه این سپرده یا سایر سپردهها را به نحو مشاع در جریان معاملات بدون ربا قرار دهد و دیگر اینکه وکیل باشد منفعت حاصله را هر مقدار صلاح بداند برای خودش قرار بدهد و باقیمانده را نسبت به سپردهها توزیع کند،مع الوصف قبل از هر چیزی بانک نرخ بهره را قبلا اعلام میکند و بر اساس نرخ تعیین شده هر ماه سود را علی الحساب به حساب صاحب سپرده منظور میدارد،تا آخر سال که سود قطعی را اعلام میکند،حکم این سود چیست؟و در
صورت جواز اخذ اگر صاحب سپرده بدون توجه یا اطلاع از این قرارداد سپرده را در بانک بگذارد حکم سود چنین سپردهای را هم بیان فرمایید؟
جواب:در فرض توجه به قرارداد،سود مزبور حلال است و در صورت عدم توجه یا بیاطلاعی از قرارداد،نظر به اینکه صاحب سپرده اباحه و اجازه تصرف میدهد،لذا سپرده قهرا قرض یا ودیعه میشود و چون شرط صریح یا ضمنی سود نکرده است،لذا آنچه را بانک مطابق مقررات خود میدهد حلال است هرچند صاحب پول میدانسته که بانک به رسم خود مبلغی به او میدهد.
سؤال 1097:آیا بانکها و صندوقهای قرض الحسنه میتوانند برای تأمین مخارج خود و حقوق کارمندان پساندازهای موجود را در امر تولید بکار گرفته یا از طریق عقود اسلامی در راه فعالیت اقتصادی بکار گیرند؟
جواب:اگر صاحبان وجوه راضی باشند،مانعی ندارد.
سؤال 1098:جایزهای که بانکها برای تشویق دارندگان حساب به آنها پرداخت میکنند،آیا حلال است؟
جواب:اشکالی ندارد.
سؤال 1099:یک سال قبل خانهای را به مدت 21 ماه به اجارۀ صحیح شرعی به ماهی دوازده هزار تومان اجاره کردم و فعلا موجر مدعی است مغبون واقع شده است،لطفا حکم شرعی را بیان کنید.
جواب:اگر موجر شرعا ثابت کند که در حین عقد مغبون بوده و از غبن اطلاع نداشته،میتواند عقد اجاره را فسخ کند و الاّ حق فسخ ندارد.
سؤال 1100:در بعضی از بلاد مازندران مثل بابلسر و نواحی آن مرسوم است زمینی را جهت زراعت از شخصی اجاره میکنند و مال الاجاره بین آنان معلوم است ولی مدت اجاره را معلوم نمیکنند.چنین اجارهای صحیح است یا خیر؟
جواب:بلی صحیح است،همانطور که در مسأله 2252 توضیح المسائل آمده:که اگر مدت اجاره معلوم نشود،ولی مقدار اجاره هر ماه معین باشد،اجاره صحیح است.
سؤال 1101:منزلی را از سال 1366 اجاره کردهام و در آن ساکن هستم،البته هر سال
با اضافه کردن اجاره بها قرارداد اجاره تجدید شده است.امّا امسال در مورد اجاره بها به توافق نرسیدیم و مالک میگوید بعد از تمام شدن قرارداد سال قبل،راضی نیستم در منزل بمانید و باید منزل را روز آخر طبق قرارداد تخلیه کنید.و من هم با تمام تلاشی که کردهام به نتیجه نرسیدهام و نتوانستهام منزلی پیدا کنم.البته در نظر عرف بعد از پایان سال مدتی معقول مهلت میدهند تا مستأجر منزل جدید پیدا کند،لطفا وظیفه مرا بیان کنید.
جواب:در فرض سؤال،در پایان مدت اجاره اختیار با مالک است و مستأجر بدون رضایت او شرعا حق ندارد و در منزل وی بماند و در صورت اضطرار و ناچاری رضایت او را تحصیل کنید و نظر عرف در این قبیل موارد مشروعیت ندارد.
سؤال 1102:در روابط موجر و مستأجر عدم تخلیۀ مورد اجاره،بعد از انقضای مدت اجاره با عدم رضایت موجر غصب میباشد،آیا این صحیح است؟
جواب:با منقضی شدن مدت اجاره،حق تخلیه برای موجر ثابت است و مستأجر باید مورد اجاره را تخلیه و در اختیار مالک قرار دهد و با عدم تخلیه بدون رضایت موجر،حکم غصب را دارد.
سؤال 1103:در مسأله قبل،آیا فرقی بین إعسار مستأجر و عدم اعسار او وجود دارد؟
جواب:در این مورد اعسار و عدم اعسار فرقی نمیکند.
سؤال 1104:اگر کسی محل کسبی را از کسی اجاره کرده باشد و در آنجا مشغول به کسب مشروع باشد،آیا قبل از انقضای مدت اجاره مالک یا کسی دیگر میتواند مزاحم او شده و محل کسب را از او بگیرد یا نه؟
جواب:در اثنای مدت اجاره،مالک بدون حق فسخ نمیتواند از مستأجر بخواهد محل را تخلیه کند.
سؤال 1105:نظر مبارک در مورد مالکین منازلی که حکم تخلیه میگیرند،چیست؟و چنانچه مالک دارای بیش از یک منزل باشد،آیا مستأجر میتواند تخلیه نکند؟چون مازاد بر
احتیاج شخص مالک است،و جنبه انتفاعی دارد!
جواب:مستأجر بعد از مدّت اجاره در صورت مطالبۀ مالک،باید مورد اجاره را تخلیه کند.
سؤال 1106:اگر مغازه یا خانهای را کسی اجاره کند،سپس دیگری به او بگوید من مبلغی به شما سرقفلی میدهم که به من واگذار کنی و این سرقفلی امروز معمول است،آیا صورت شرعی دارد یا نه؟
جواب:اگر مالک اجازه داده که به غیر واگذار کند،اگر چه به این نحو که مبلغی هم بگیرد،اشکال ندارد و اگر مالک اجازه نداده صورت شرعی ندارد و اگر دکان در اجارۀ مستأجر باشد و شرط مباشرت نشده باشد،میتواند به غیر اجاره بدهد.
ولی به همان قیمتی که اجاره کرده و نمیتواند به زیادتر از مال الاجارۀ قبل اجاره بدهد،مگر تعمیر کرده باشد یا تغییری در آن داده باشد.
سؤال 1107:غالبا مستأجرین برای مقابله با اجاره بهای کلان سعی میکنند که مقداری از پسانداز خود را به عنوان ودیعه و رهن در نزد مالک قرار دهند،تا در اثر این ودیعه هم صاحب خانه با پول آنها کار کند و هم از این بابت از کرایه منزل آنها کاسته شود و با پولی که صاحب خانه میگیرد مثلا به ازای هر هزار تومان حدود بیست تومان از کرایه او کاسته میشود و طرفین به معامله راضی میشوند،لطفا بفرمایید این قبیل معامله و اجاره چه حکمی دارد؟
جواب:اگر در ضمن اجاره شرط شود که مبلغی به صاحب خانه قرض یا ودیعه داده شود،اشکال ندارد هرچند وجه اجاره از این جهت کم شود.ولی اگر پول را قرض دهد به شرطی که مقدار اجاره را کم کند یعنی شرط اجارۀ کمتر در ضمن قرض باشد،ربا و باطل است.
سؤال 1108:خانمی چند سال پیش یک میلیون تومان به پسرش پرداخته تا پسرش ماهی 15 هزار تومان به او بدهد،مشروط بر اینکه اصل مبلغ باقی باشد.ولی برای اینکه از لحاظ شرعی اشکال نداشته باشد مادر شفاها و بدون تنظیم سند خودرو وانت پسر را به مقدار یک میلیون تومان میخرد و آن را به ماهی 15 هزار تومان اجاره به فرزند خود واگذار میکند.فعلا بعد از چند سال مادر میگوید یک میلیون پولم را بده و ماشین برای خودت باشد.آیا این معامله صحیح است؟
جواب:نوشتن و تنظیم سند،شرط صحت معامله و اجاره نیست و معامله بدون آنها نیز صحیح است و معامله مجدد ماشین از طرف مادر که شرعا مالک آن بوده صحیح است و با توافق طرفین قهرا اجاره فسخ و مال الاجاره قطع میشود و مادر مالک پول میگردد و خلاصه اگر از اول ارادۀ جدی معامله را داشتهاند عمل آنها اشکال شرعی ندارد.
سؤال 1109:این جانب دارای یک دستگاه کمباین هستم که برای برداشت شالی با آن کار میکنم و با کسی قرار کردم که شش هکتار زمین او را درو کنم و مزد آن را دریافت کردم بعد از درو 5 هکتار کمباین خراب شد و مدتی طول میکشید تا تعمیر شود و صاحب زمین شخص دیگری را آورد تا بقیه را درو کند،آیا مزد او را من باید بدهم؟
جواب:بلی،شما باید مزد دروی یک هکتار را پس بدهید.
سؤال 1110:شخصی باغ مرکبات خود را اجاره داده و شرط کرده که ضرر بر عهدۀ مستأجر باشد و فعلا مستأجر مقدار زیادی ضرر کرده،آیا موجر میتواند همه پول را دریافت کند؟
جواب:با توجه به شرط مذکور اجاره لازم است،و میتواند همۀ مال الاجاره را دریافت کند.
سؤال 1111:کسانی پلاک تاکسی را از شهربانی میخرند و سپس آن را به فرد دیگری اجاره میدهند،آیا صحیح است؟
جواب:این مورد از مصادیق اجاره نمیباشد.ولی واگذاری پلاک تاکسی به
صورت موقت در مقابل پول،در صورتی که مخالف مقررات جمهوری اسلامی نباشد،مانعی ندارد.
سؤال 1112:آیا در شرع مقدس اسلام اجاره دادن«جواز»جایز است؟
جواب:اجارۀ جواز معنا ندارد.ولی صاحب جواز میتواند در مقابل استفادۀ دیگری از جواز او،در صورتی که مخالف مقررات جمهوری اسلامی نباشد،پول بگیرد.
سؤال 1113:در صورتی که دو نفر با قرارداد رسمی و سرمایۀ مساوی به مدّت یک سال و با توافق طرفین شریک شوند،به این صورت که یکی در مغازه شاغل باشد و روزانه مبلغ دویست تومان به عنوان حقوق برداشت کند،پس از انقضای یک سال از مدت قرارداد،با توجه به زیاد شدن اجرت کارگر و گران شدن دستمزد و کرایه مدتی شخص شاغل بیشتر از دویست تومان تعیینشدۀ قبلی را به امید اینکه به توافق روزمرّه خواهند رسید به طور علی الحساب برداشت کرده است.حال طرف مقابل میگوید که باید پس از انقضای قرارداد هم همان دویست تومان تعیین شده قبلی را برداشت میکردی.بفرمایید وضع حقوقی شخص شاغل با در نظر گرفتن یکساله بودن قرارداد قبلی،چگونه خواهد بود؟
جواب:پس از پایان مدت قرارداد اگر شاغل به دستور شریک به کار ادامه داده است،اجرت المثل کار انجام شده را استحقاق دارد.
سؤال 1114:مدیر و آموزگارانی در یک مدرسه مشغول انجام وظیفه میباشند.آموزگار و مدیر طبق آییننامه موظف هستند هفتهای 28 ساعت کار کنند و مدیر هم باید اگر آموزگار نیاید گزارش بدهد.حال اگر آموزگاری یک روز نیامد و به مدیر مدرسه گفت کار داشتم و مدیر هم گزارشی نداد،از ترس اینکه مبادا برخوردی پیش بیاید یا کمرویی کرد.آیا مسئولیت شرعی دارد؟و مسئولیت بر گردن آموزگار است که نیامده یا مدیر یا هر دو؟
جواب:هر دو مسئولیت شرعی دارند.علاوه آموزگار که غیبت کرده، استحقاق اجرت روز غیبت را ندارد و اگر بگیرد ضامن است.
سؤال 1115:اگر مدیر مدرسه گزارش غیبت را نداد و به آموزگار گفت من گزارش نمیدهم
امّا مسئولیت شرعی آن به گردن خودت باشد،آیا با این بیان سلب مسئولیت از مدیر میشود یا خیر؟
جواب:خیر،از مدیر سلب مسئولیت نمیشود.
سؤال 1116:آموزگاری پیمان بسته است که در مقابل 24 ساعت کار در هفته،حقوق دریافت کند؛حال اگر بعضی ساعتها کارهای شخصی انجام داده،و دانشآموزان بدون معلم بودهاند،یا معلم دیگری به جایش بوده،آیا حق استفاده از حقوق دارد؟و اگر بگیرد جایز است یا خیر؟و اگر چنانچه مریض شود و سر کلاس حاضر نشود،گرفتن آن مقدار پولی که در برابرش هیچگونه کاری انجام نداده است جایز و قابل تصرف است یا خیر؟
جواب:تابع مقرّرات استخدامی است و اگر بر خلاف عمل کرده،استحقاق اجرت ندارد.
سؤال 1117:شخصی یک قطعه زمین خود را به مدت پنج سال به دیگری اجاره داده است، آیا مستأجر بعد از انقضای این مدت از درختهایی که از سابق بوده و بزرگ شده یا خود کاشته است حق دارد یا نه؟
جواب:در فرض مسأله مستأجر به درختهایی که قبلا بوده حقی ندارد و درختهایی که خود مستأجر غرس کرده،اگر اصل نهالش ملک خودش بوده، درخت هم ملک او است.و اگر اصل نهالش از مالک بوده،درخت هم ملک مالک است.
سؤال 1118:این جانب مغازهای را با پرداخت سرقفلی آن به نرخ روز در سی سال قبل اجاره کردم.چون مدّت اجاره سر آمده بود،چند سال با توافق طرفین مال الاجاره زیاد شده و پرداخت گردید.ولی در یکی دو سال اخیر توافق حاصل نشده و قراردادی فیما بین نبوده است.مالک از طریق دادگاه درخواست اجرة المثل مغازۀ خود را کرده و در عرف مردم اجارۀ مغازه با خرید حقّ سرقفلی آن به مراتب کمتر از اجارۀ آن بدون خرید حق سرقفلی میباشد و اصولا سرقفلی را میخرند تا از مزایای آن که از جمله اجارۀ کمتر است استفاده کنند،آیا در این فرض مالک میتواند اجرة المثل مغازۀ خود را بدون واگذاری سرقفلی آن به مستأجر مطالبه کند؟
جواب:روشن نیست که آیا سرقفلی را به مالک پرداختید یا به مستأجر قبلی و آیا مستأجر قبلی حق گرفتن سرقفلی را داشته است یا نه و ظاهرا به مالک پرداخت نشده و مالک اصولا سرقفلی نگرفته و در این صورت میتواند مال الاجاره را به هر مقداری که میخواهد بالا ببرد.
سؤال 1119:شخصی خانهای را اجاره کرده و قرار بوده که یک سال در آن اقامت کند.اما بعد از هشت ماه خانه را تخلیه کرده است بفرمایید مستأجر باید آن چهار ماهی که زودتر رفته اجارهاش را بدهد یا لازم نیست؟
جواب:چنانچه مدت اجاره یک سال تعیین شده باشد و مستأجر قبل از پایان مدت،خانه را بدون اینکه خانه از قابلیت سکونت خارج شده باشد،تخلیه کند لازم است اجارۀ همۀ مدت را بپردازد.
سؤال 1120:سرقفلی چیست؟و آیا مشروع است یا خیر؟
جواب:منشأ پیدایش سرقفلی از اینجاست که چون مال الاجاره محل کسب ترقی میکرد و مالک نمیتوانسته اجاره را بالا ببرد یا مستأجر را از آن محل بیرون کند و گاهی یک محل کسب و مغازه سالهای متمادی در دست مستأجر با همان مبلغ اجاره سابق باقی میماند،بدون اینکه چیزی به مال الاجاره افزوده شود و مالک نه قدرت داشته مستأجر را بیرون کند و نه بر مال الاجاره بیفزاید،در حالی که نظایر محل مزبور چندین برابر اجاره داده میشده است.بر این اساس باید گفت این گونه محل کسبها و گرفتن سرقفلی روی آنها اقسامی دارد که بعضی از آنها مشروع و حلال و بعضی از آنها نامشروع و حرام میباشد و فعلا بعضی از اقسام آن را که بیشتر محل سؤال و ابتلا است بیان میکنیم:
1-مالک در اول امر که میخواهد مغازه و محل کسبی را به کسی اجاره دهد، میتواند هر مقداری که بخواهد بعنوان سرقفلی از مستأجر بگیرد که محل را به او اجاره دهد و گرفتن این نوع سرقفلی مشروع و حلال است و پس از اجاره،
مستأجر حق رجوع به مالک را ندارد.
2-اگر مستأجر حق داشته باشد(طبق قرارداد اولیّه اجاره)محل را به شخص ثالثی اجاره دهد،میتواند از او مبلغی به عنوان سرقفلی بگیرد که محل را به او اجاره دهد نه به دیگری و این نحو سرقفلی نیز حلال و بیمانع است و در این صورت نیز مستأجر دوم حق رجوع به مستأجر اوّل را برای پس گرفتن سرقفلی ندارد.
3-اگر مستأجر در ضمن عقد اجاره یا غیر آن با موجر شرط کند که مال الاجاره را تا مدتی معین زیاد نکند و علاوه حق بیرون کردن او را نداشته باشد.در این فرض اگر مالک بخواهد او را خارج کند،مستأجر میتواند مبلغی بعنوان سرقفلی از مالک برای اسقاط حق خود و تخلیه محل بگیرد.این قسم سرقفلی نیز حلال و مشروع است.
4-اگر مالک حق بالا بردن مال الاجاره و یا حق تخلیه محل اجاره را داشته باشد در این صورت پس از پایان مدت اجاره،مستأجر حق گرفتن سرقفلی ندارد و بدون رضایت و اذن مالک نمیتواند در محل بماند و اگر مالک اجازه ماندن در محل را نداد،مستأجر شرعا موظف به تخلیه محل است و ماندن او در محل حرام میباشد و در این فرض فرقی نیست بین اینکه اجاره کوتاه مدت بوده یا بلند مدت،چه بودن مستأجر در مدت اجاره موجب زیاد شدن ارزش محل شده باشد یا نه،چه بیرون رفتن او از محل،موجب ضرر و زیان در کسب او بشود یا نشود و خلاصه در چنین فرضی گرفتن مبلغی به عنوان سرقفلی نامشروع،و گیرنده مدیون و ضامن است.
5-در صورتی که مالک مغازهای را که مثلا مال الاجاره ماهانهاش ده هزار تومان است ولی چون نیاز به مبلغی پول دارد با رضایت مغازه را به مدت مثلا یک سال به ماهی دو هزار تومان اجاره میدهد به علاوه مبلغ پانصد هزار تومان یا کمتر یا زیادتر بعنوان سرقفلی نقد میگیرد و در ضمن شرط میکنند تا زمانی که مستأجر در محل مزبور ساکن است ماه به ماه و سال به سال اجاره را به همان دو
هزار تومان تمدید کند و حق افزودن بر مال الاجاره نداشته باشد و چنانچه مستأجر بخواهد محل را به دیگری اجاره دهد حق داشته باشد و مالک هم حق داشته باشد که از شخص ثالث که مغازه را اجاره کرده همان مال الاجاره اول یعنی فقط دو هزار تومان را بگیرد نه بیشتر و سال به سال اجاره را با همان مال الاجاره تمدید کند،در این صورت مستأجر اول میتواند محل را به مستأجر دوم اجاره دهد و واگذار کند و مبلغی هم بعنوان سرقفلی به همان مقدار که خودش داده یا بیشتر یا کمتر،در مقابل رفع ید و تخلیۀ محل از آن شخص که به او اجاره داده و تحویل داده بگیرد و در این فرض مالک حق مخالفت ندارد،چون مستأجر طبق شرطی که کرده ذی حق بوده و حق گرفتن سرقفلی و واگذاری به غیر را داشته است.
سؤال 1121:چه راهی برای تصحیح معاملۀ سرقفلی وجود دارد؟
جواب:برای مالک جایز است مقداری به عنوان ماهیانه مال الاجاره قرار بدهد و مقداری هم نقدا بگیرد و این سرقفلی فی الحقیقه جزء مال الاجاره است و برای غیر مالک جایز نیست مگر آنکه در ضمن عقد اجاره یا عقد خارج لازم ملتزم شود که تا مستأجر راضی نشود به دیگری اجاره ندهد و او هم قبول کند.در این صورت اگر مستأجر بگوید چنانچه این مقدار بدهی راضی میشوم و خلع ید میکنم،مانع ندارد.
سؤال 1122:شخصی مغازهای را بدون سرقفلی اجاره کرده است،آیا حق دارد بعد از انقضای مدت اجاره،از موجر تقاضای سرقفلی کند؟
جواب:در فرض سؤال،مستأجر حقی نخواهد داشت و باید محل مورد اجاره را تخلیه کند.
سؤال 1123:شخصی مغازهای را با سرقفلی معین،اجاره کرده است،حال بعد از انقضای مدت اجاره که میخواهد سرقفلی را پس بگیرد،به موجر میگوید سرقفلی امروز مغازه را باید بدهی،نه سرقفلی سابق را که من به تو دادم،آیا مستأجر میتواند سرقفلی روز را بگیرد،یا
باید همان مقدار که داده بگیرد نه بیشتر؟
جواب:در صورت گرفتن سرقفلی هنگام تخلیه،تنها پولی را که داده طلبکار است و نمیتواند پول بیشتری طلب کند.اگر چه قیمت سرقفلی بالاتر رفته باشد.
(1)سؤال 1124:شخصی در زمان حیات خویش جمیع مایملک خود را صلح کرده به همسرش مشروط به شرایط زیر: 1-مادام الحیاة اختیارات و منافع آن حتی خیار فسخ با شخص مصالح باشد.
2-بعد از فوت مصالح،متصالح لها هزینه تجهیز و انجام وصایای او را بپردازد.
3-متصالح لها حق واگذاری املاک مورد مصالحه را به دیگری در زمان حیات خود ندارد.
4-بعد از وفات متصالح لها نصف از کلیه مایملک بین ورثۀ مصالح تقسیم شود و نصف دیگر نیز با اذن ورثه در خیرات و مبرات مصرف شود.
با توجه به اجمالی که گذشت،آیا این صلح با شرایط مذکور صحیح است یا خیر؟
جواب:گرچه صحت شرط اوّل و دوّم به سبب مجهول بودن مدت حیات مصالح و مجهول بودن مقدار منافع و هزینه تجهیز و وصایا محل اشکال واقع شده،ولی به نظر این جانب این مقدار جهالت در باب صلح مضر نیست،لذا صلح مزبور،ظاهرا از جهت شرط اوّل و دوّم محکوم به صحت است و این دو شرط که در ضمن آن واقع شده و مورد قبول متصالح لها قرار گرفته لازم الوفا میباشد.
1) 1) در این رابطه رجوع شود به بحث وصیت عنوان«تصرفات مریض»،ص 358.
ولی شرط سوّم فاسد است و لزوم وفا ندارد.چون منافی با مقتضای عقد صلح است.زیرا مقتضای عقد صلح،سلطنت مالک یعنی متصالح لها بر ملک خویش میباشد و حق واگذاری آن را به غیر دارد.در حالی که این شرط چنین حقّی را از او سلب کرده است،به همین جهت فاسد میباشد.ولی ظاهرا شرط فاسد موجب فساد عقد نیست و اصل صلح مزبور به لحاظ شرط سوّم نیز محکوم به صحت است.هر چند که این شرط لازم الوفا نیست.
شرط چهارم نیز منافی با مقتضای عقد صلح است.چون مقتضای عقد نقل ملک از مالک اوّل که مصالح است به متصالح لها و عدم عود آن به ملک مالک اوّل میباشد.مگر به سبب ناقل شرعی،مثل بیع یا صلح یا هبه و امثال آن.و شرط تقسیم نصف آن بین ورثه مصالح و صرف نصف در خیرات،در حقیقت شرط عود و برگشت ملک از متصالح لها به ورثه مصالح بدون تحقیق سبب ناقل است.
بنابراین چنین شرطی فاسد بوده و لازم الوفا نیست.ولی موجب فساد عقد صلح نمیشود.در نتیجه صلح مزبور محکوم به صحت است.
بلی اگر صلح به این صورت واقع شود که مصالح مایملک خود را صلح کند به شرط اینکه متصالح لها آن را واگذار نکند(نه اینکه حق واگذار کردن نداشته باشد)و یا به شرط اینکه بعد از فوت متصالح لها،ورثۀ او نصف آن را به سبب یکی از طرق شرعی از قبیل صلح یا هبه یا بیع به ورثه مصالح برگردانند و واگذار کنند(نه اینکه خودبخود به آنها برگردد)و نصف را در خیرات مصرف کنند،در این صورت شرطها صحیح و لازم الوفا میشوند و عدم دقت بعضی موجب شده است که بین این دو نوع شرط فرقی نگذاشته و به اشتباه بیفتند.
سؤال 1125:اگر کسی یک حیاط مسکونی،به انضمام تمامی مخلّفات خانه از هر قبیل که بوده باشد،کائنا ما کان،در هر محلّی که موجود است مطلقا،و کلیّۀ مطالبات و نقود را-از هر کس و به هر عنوان،خواه به موجب سند رسمی و یا عادی و یا سفتۀ تجارتی که در ذمّۀ اشخاص بوده باشد-در مقابل دویست و پنجاه هزار ریال مصالحه کند.که مبلغ دویست هزار ریال آن را ابراء کرده و مبلغ پنجاه هزار ریال دین ثابت میباشد،در صورتی که مقدار وجه
سفتهها و مطالبات از اشخاص و نقد موجودی چندین برابر وجه المصالحه است-آیا این معامله در دین مقدس اسلام صحیح است یا باطل؟
جواب:با فرض اینکه به صورت مصالحه معامله شده،اشکال ندارد.
سؤال 1126:هرگاه شخصی منافع اموال منقول و غیر منقول خود را به کسی صلح کند.که «مصالح له»مادامیکه زنده است از منافع آن به هر نحو که خواسته باشد استفاده کند،در صورتی که شخص مصالح قبل از مصالح له فوت شود،آیا مفاد صلح مزبور به قوّت خود باقی است یا محتاج به تنفیذ ورثۀ مصالح خواهد بود؟
جواب:صلحی که طبق ضوابط شرعی در حیات مصالح انجام گرفته،پس از فوت او نیز به قوت خود باقی است و نیاز به تنفیذ ورثه ندارد.
سؤال 1127:در سال 1316 شمسی،ملکی از پدرم به این جانب و برادرم به ارث رسیده،در مدرکی که از آن زمان مانده چون سهم بنده کمی بیشتر از برادرم بوده،قید شده که مبلغ ده تومان و نیم باید به برادرم بدهم و این مبلغ به برادرم پرداخت شد،ولی رسیدی ندارم،چون برادرم رسید نداده.حالا چون متأسفانه نه مادرم در قید حیات است و نه برادرم،برادرزادههایم اظهار طلب ملک میکنند.خواهشمندم بفرمایید اکنون چه مبلغی باید بپردازم.آیا همان ده تومان و نیم را یا بیشتر؟
جواب:بیش از مبلغی که در ضمن مصالحه قرارداد شده را حق ندارند و چنانچه مدعی پرداخت آن هستید باید شرعا اثبات نمایید و اختلاف باید در دادگاه حلّ شود یا به طوری با هم مصالحه نمایید.
سؤال 1128:شخصی نصف یک ماشین نفتکش را خریده است،تا با آن کار کند و سهم شریک خود را به مبلغ ماهی 20 هزار تومان،مصالحه کرده است و قرار شده که کل مخارج ماشین هم به عهده این فرد باشد،آیا این معامله و مصالحه صحیح است؟
جواب:مصالحه مزبور با اطمینان به اینکه سهم شریک این حدود میشود، مانعی ندارد و شرط در ضمن آن که تمام خرجها و کموکاستها را به عهده میگیرد،اشکالی ندارد.
سؤال 1129:در شرایط فعلی که سکه طلا و نقره رایج نیست،آیا مضاربه با پول رایج را اجازه میدهید؟
جواب:جایز است.
سؤال 1130:فردی یک کیلو طلا را یکساله به زرگری میدهد که با آن کار کند و سودی به او بدهد،ولی چون با طلای دیگر مغازه مخلوط شده آخر سال مشکل است دقیق حساب کنند و سود واقعی را بدست آورند،آیا جایز است روی مبلغی توافق کنند که هر ماه بعنوان سود بپردازد؟
جواب:چنانچه اصل قرارداد بصورت مضاربه باشد،مانعی ندارد مبلغ معیّنی را مورد توافق قرار دهند،در صورتی که اطمینان بحصول مبلغ معین وجود داشته باشد.
سؤال 1131:کسی پولی را به دیگری میدهد تا کار کند و هرچه سود کرد نصف آن را به مالک پول بدهد،به شرط اینکه اصل سرمایه را تضمین کند که اگر از بین برود خودش بدهد، آیا گرفتن سود این پول جایز است؟و آیا لازم است چنین شرطی در ضمن عقد لازمی باشد یا در ضمن عقد مضاربه هم صحیح است؟
جواب:چنانچه به صورت مضاربه باشد و شرط کند که اگر تلف یا خسارتی
متوجه سرمایه شد،عامل ضامن باشد که از مال خودش جبران کند،مانعی ندارد و گرفتن سود جایز است.و چنین شرطی در ضمن عقد مضاربه هم صحیح و لازم الوفاء است.
سؤال 1132:کسی مبلغ صد تومان وام میگیرد و به شخص دیگری میدهد،به شرط اینکه ماهیانه قسط آن را بپردازد و بعد اصل پول را به وی بازپس دهد،آیا این ربا محسوب میشود؟
جواب:اگر بصورت مضاربه به دیگری واگذار کرده باشد و اطمینان داشته باشند که لا اقل این مقدار سود حاصل میشود،مانعی ندارد.
سؤال 1133:شخصی مبلغ صد هزار تومان به یک نفر کاسب میدهد و شرط میکند که هر ماه پنج هزار تومان بدهد،آیا گرفتن پول مذکور جایز است؟
جواب:چنانچه به عنوان مضاربه باشد و اطمینان داشته باشند که لا اقل این مقدار سود حاصل میشود،مانعی ندارد.
سؤال 1134:آیا در مضاربه قبل از آنکه سودی بدست آید،میتوان سود احتمالی را مصالحه کرد؟و اگر بعدا سود کمتر از مقدار احتمالی شد،چه حکمی دارد؟
جواب:در صورتی که اطمینان به حصول سود دارند،میتوانند سود احتمالی را به مبلغ مورد توافق مصالحه کنند.و این مصالحه لازم الوفاء است حتی اگر سود حاصله کمتر از مقدار تخمینی باشد.بلی اگر اصلا سود حاصل نشود نمیتوان مقدار مورد مصالحه را گرفت.
سؤال 1135:شخصی پولی به دوستش داده به عنوان مضاربه،با توجه به اینکه دوست وی فعالیتهای شغلی متعدد دارند،آیا این شخص در کل فعالیتهای او شریک است یا تنها در یکی شریک است؟ضمنا شرط کرده که فقط در سود سهیم باشد نه در ضرر!حکم آن چگونه است؟
جواب:لازم است نوع عمل مشخص شود و اگر همه را ذکر کند در همه سهیم است و ضرر مربوط به مالک است،مگر اینکه شرط کند که در صورت ضرر عامل
از مال خود جبران کند.
سؤال 1136:شخصی به عنوان واسطه پولی را از چند نفر گرفته تا به کاسبی بدهد که با آن پول کار کند و نصف فایده را به صاحبان پول بپردازد.پس از مدتی کسب اظهار ورشکستگی میکند،آیا واسطه ضامن است یا کاسب؟
جواب:اگر واسطه به عنوان امین مطرح بوده و با تحقیق کافی این کار را انجام داده،ضامن نیست.
سؤال 1137:آیا لازم است در مضاربه سود به صورت درصد حاصله برای صاحب مال و عامل معین شود(کسر مشاع)یا اگر هم مقداری معین شود کافی است؟
جواب:تعیین به نحو کسر مشاع و به صورت درصد لازم نیست و میتوانند مقداری را که اطمینان دارند عادتا حاصل میشود،تعیین کنند.
سؤال 1138:در عقد مزارعه شرط شده که طبق عرف محل عمل شود و به گفته مالک ثلث مرسوم است و بعد از برداشت محصول معلوم شده نزد عرف محل بیشتر از ثلث مرسوم است، آیا عاملین حق ثلث محصول را دارند یا بیشتر؟
جواب:اگر عقد قرارداد روی ثلث بسته شده زارعین همان ثلث را طلبکارند و اگر عقد روی عرف محلی بسته شده ولی خیال میکردهاند ثلث است،زارعین همان مقدار که عرف محلی است طلبکارند و اگر شبهه دارند که چگونه بوده با مصالحه مسأله را خاتمه دهند.
سؤال 1139:در گیلان معمول است که مزرعه و تخم شالی و کود شیمیایی را به زارع تحویل داده و قرار میکنند که نصف محصول را به مالک زمین بدهد،اکنون عدهای میگویند این عمل صحیح نیست و با تبلیغات خود زارعین را منصرف میکنند و در نتیجه چون مالک زمین پیر شده و قدرت کشت ندارد،مزارع بلا استفاده میماند.بدیهی است مالک زمین که روزی قدرت داشته و زمین موات را آباد کرده و یا با پول خریداری کرده است،اکنون حاضر نیست که زمین خود را مجانا در اختیار دیگری قرار دهد،مستدعی است حکم شرعی مسأله را بیان فرمایید تا زارعین با دلگرمی بکار خود اشتغال ورزند؟
جواب:قرارداد مذکور مزارعه و شرعا از معاملات صحیحه است و تصرف در
ملک دیگران بدون رضایت مالک جایز نیست.
سؤال 1140:اگر صاحب زمین تمام خرج یک صیفی را تا هنگام محصول فراهم کند و برای این زمین چند کارگر را به عنوان شریک-که تمام کار این صیفی کاری را انجام دهند-به کار گیرد(مالک زمین فقط خرج محصول را میدهد و دیگر کاری انجام نمیدهد)و در موقع برداشت محصول،هرچه خرج کرده از فروش محصول بردارد و بعدا بقیه محصول را بین خود و کارگران به نام شریک نصف کند.آیا از نظر اسلام حلال و جایز است یا خیر؟
جواب:اگر مطابق شروط مزارعه قرارداد بستند،اشکال ندارد.
سؤال 1141:این جانب پیرمردی هشتادساله هستم مدت شصت سال است که در زمین شخصی مشغول کشاورزی میباشم و سهم مالکانه را نیز سالیانه به او پرداخت میکنم و در زمین مذکور تعداد شش درخت گردو کاشتهام که بارور شدهاند و سالیان قبل نصف محصولات گردو و زمین را به ایشان میدادم،اکنون صاحب زمین میگوید طبق قانون اسلام چون درختان گردو در زمین این جانب میباشد تمام محصول گردو مربوط به من است،با توجه به اینکه محصول گردوی مذکور در انجمن اسلامی به طور امانت گذاشته شده تا پاسخ شرعی اخذ گردد،تمنا دارم برای حفظ حقوق دو مسلمان بفرمایید محصول گردو به صاحب زمین میرسد یا به کسی که درختان گردو را غرس کرده است؟و اگر به صاحب زمین میرسد به چه عنوان؟
جواب:درخت گردو ملک هر کس هست گردو هم ملک او است.اگر از مال مالک زمین غرس کردهاید از او است و اگر از مال خودتان غرس کردهاید از شما است و در صورت اول مالک باید اجرت عمل شما را بدهد و در صورت دوم شما اجرت زمین مالک را باید به او بدهید.
سؤال 1142:دو نفر با هم شرکت داشتند و با سرمایۀ مساوی و نفع و ضرر مساوی با یکدیگر مشغول کار بودند،اگر یکی از آن دو شریک بخواهد از نظر عمل جدا شود ولی در ماه مقداری بعنوان حق الشرکه بگیرد،آیا جایز است یا نه؟
جواب:حق الشرکه عنوان شرعی ندارد.بلی اگر پول او نزد شریک باشد،و او با این پول کار کند،میتواند طبق احکام شرکت،سهم خود را بگیرد.
سؤال 1143:یکی از مالکین در مزرعه مشاعی بدون رضایت دیگران،با مخارج خود اقدام به حفر چاه میکند ایا ملک طلق او میشود؟و دیگران در آن حقی دارند یا نه؟
جواب:در فرض سؤال،تصرف حفرکننده جایز نبوده ولی ملک طلق او میشود و اگر آبی استخراج شود متعلق به او میباشد و در هر حال باید رضایت آنان را تحصیل کند و الاّ میتوانند او را وادار به پر کردن چاه و پرداخت خسارت وارده کنند.
سؤال 1144:چند نفر با هم شریک بودهاند و فعلا بعضی از این افراد فوت کردهاند،حکم شراکت آنها چگونه میشود؟
جواب:از قضیه شخصیه اطلاع ندارم ولی بطور کلی اگر بعضی از شرکا فوت کردند بقیۀ شرکا بدون اجازه و رضایت ورثۀ شریک فوت شده نمیتوانند در مال مشترک تصرف کنند و اگر هم از مال مشترک منافعی بدست آمد،باید سهم میّت را به ورثه او بدهند.
سؤال 1145:خانهای است مشترک بین چند نفر،اگر یکی از شرکا از بعض دیگر تقاضا و طلب کند که اجازۀ تصرف در آن خانه را بدهد،آیا بر آن بعض اجازۀ تصرف در آن خانه واجب است یا اینکه برای او امتناع هم جایز است؟
جواب:منع شریک به نحو کلی از تصرف در مال مشترک جایز نیست،باید اجازۀ در تصرف به مقدار سهم او بدهد و یا حاضر به قسمت شود و سهم هر یک مفروز گردد و یا حاضر به قسمت مهایاتی شود.یعنی تقسیم به حسب ازمنه که مثلا مدتی یکی تصرف کند و مدتی را دیگری.یا حاضر به خریدوفروش شود و چنانچه از همۀ شقوق استنکاف کند،حاکم شرع او را به اختیار یکی از امور مذکوره مجبور میکند.
سؤال 1146:چه میفرمایید در این مسأله که شخصی فوت کرده در حالی که دارای باغات و زراعات بوده،فرزند ارشدش بعد از فوت پدر،محصولات و زراعات را بوسیلۀ خود و کارگر و غیره جمعآوری کرده و مخارج خود و عائلهاش هم از مال پدری بوده،آیا در صورت عدم شرط اجرت میتواند برای عمل خودش اجرت از سایر وراث بگیرد یا خیر؟
جواب:در صورتی که بدون اجازۀ سایر ورثه محصول را جمعآوری کرده باشد،حق مطالبۀ اجرت از آنها ندارد.
سؤال 1147:زمین لمیزرعی مال سه نفر است به نحو مشاع.یکی از این سه نفر قسمتی از آن را آباد کرده و بقیۀ آن به صورت لم یزرع باقی است،آیا آن دو نفر دیگر از قسمت آباد شده با بودن قسمت آباد نشده سهمی دارند یا خیر؟و تکلیف این دو نفر نسبت به آبادکننده چیست؟
جواب:در فرض مسأله،اگر زمین را قبل از تقسیم آباد کرده باشد،همۀ شرکا
کما فی السابق در آن شریک میباشند.در نهایت اگر با اذن آنها آباد کرده حق الزحمۀ آباد کردن سهم آنها را طلب دارد و اگر بدون اذن آباد کرده حق الزحمه را طلب ندارد و اگر شرکا اذن دادهاند که این قسمت را آباد کن برای خود بدون تقسیم،فعلا میتوانند از اذن برگردند و بگویند همه باید تقسیم شود.ولی حق الزحمۀ آباد کردن را باید بدهند و آنچه اشجار و زراعت و بنا ایجاد کرده مال خود آبادکننده است.ولی اگر اذن دادهاند برای خود احداث بنا و غرس اشجار نماید.تا هنگامی که از اذن خود برنگشتهاند حق مطالبۀ چیزی ندارند و هر وقت از اذن خود برگردند از آن موقع به بعد برای بقای بنا و اشجار در زمین،حق مطالبۀ اجرت المثل زمین را نسبت به سهم خودشان دارند و چنانچه نزاع موضوعی در بین باشد،لازم است به دادگاه مراجعه شود.
سؤال 1148:چند نفر با هم شریک شدند که تجارت کنند.یک نفر از آنها فوت کرده است و مقدار اموال شرکتی را تعیین کردند و مال چندین برابر شده است و میخواهند شرکت را به هم بزنند،آیا به ورثۀ متوفی باید سهم روز فوت پدرشان را بدهند یا روزی که شرکت به هم میخورد.
جواب:اگر از مال میت شریک در نزد شرکا باقی بوده و با آن معامله کردهاند، به نسبت مالی که در شرکت باقیمانده،باید منافع آن را در موقع تفکیک شرکت،به ورثۀ شریک بدهند.
سؤال 1149:دو نفر با یکدیگر شروع به کار میکنند،به این کیفیت که پول و سرمایه از یکی و کار از دیگری و استفاده هم به نصف،بعد از مدتی یکی از این دو حاضر میشود سهمیّۀ استفادۀ دیگری را به ماهی یک هزار تومان بخرد،[این خرید]چگونه است؟
جواب:خرید مذکور صحیح نیست.بلی میتوانند با همدیگر به این مبلغ مصالحه کنند.
سؤال 1150:اگر زمینی را دو نفر به طور مشاع شریک باشند و یکی از شریکها بدون اجازۀ شریک دیگر اقدام به احداث بنا کند،آیا شریک دیگر میتواند او را اجبار به خراب کردن کند یا
نه؟و اگر نمیتواند تکلیف او چیست؟
جواب:مالک ساختمان باید رضایت شریک را به هر نحو شده جلب کند.
سؤال 1151:دو قطعه زمین در بین دو شخص مشاع بوده،یکی از مالکین یک قطعۀ آن را فروخته و قرینهای بر تعیین هم ندارد بعد از چند سالی مالک دیگر ادعا کرده که این دو قطعه زمین مشاع بوده،این زمین مبیعه از طرف یکی از شرکا چه صورت دارد؟
جواب:اگر مقدار حصۀ مشاعۀ خود را فروخته بیع صحیح و نافذ است و مشتری با شریک سابق شریک است ولی اگر قطعۀ معینی را فروخته معامله در حصه شریک در آن قطعه فضولی و موقوف بر اجازۀ شریک است.
سؤال 1152:دو نفر در یک ساختمان شریک بودند و یکی از آنها که دارای فرزند صغیر هم بوده از دنیا رفته است،آیا فرد دیگر میتواند قسمت خود را جدا کند و بفروشد؟
جواب:با موافقت قیم بچهها یا اذن حاکم شرع و نظارت وی میتواند.
سؤال 1153:آیا میشود مال مشترک را بدون حضور بعضی از شرکا تقسیم کرد و با قرعه حصه هر یک را معین کرد و اگر بعدا یکی از شرکا که غایب بوده به این تقسیم راضی نشد، حکم آن چیست؟
جواب:در تقسیم مال مشترک لازم است همه شرکا یا وکلای آنها حضور داشته باشند و در غیر این صورت اگر بعدا شریک غایب راضی به تقسیم نبود،باید از نو تقسیم و قرعهکشی انجام شود.
سؤال 1154:سه نفر در زمینی شریک بودند،یکی از آنها با پول مشترک نهالی را میخرد یا نهال مشترک را میکارد،با توجه به اشتراک در همه امور،این نهال بعد از بزرگ شدن برای هر سه نفر است یا متعلق به غارس است؟
جواب:در فرض سؤال اگر نهال را به قصد اشتراک و برای هر سه نفر غرس
کرده درخت متعلق به هر سه نفر است و اما اگر پول مشترک را غصب کرده و با آن برای خودش نهال خریده و برای خودش غرس کرده،فعلا درخت مال غارس است.هر چند که در زمین مشترک غرس کرده و معصیت هم کرده است و در این فرض دو شریک میتوانند اجرت زمین را به سهم خود بگیرند و درخت را نیز میتوانند ریشهکن و به خارج آن منتقل کنند.
سؤال 1155:دو نفر با هم در یک قالی شریک بودیم و آن را به دو میلیون تومان فروختیم و مقداری پول نقد و بقیه را چک گرفتیم،شریک من که بعد از مدتی برای گرفتن به بانک مراجعه کرد،متوجه شد که پول در حساب صاحب چک وجود ندارد،لذا به خریدار مراجعه کرده و گفت یا پول را بده و یا فرش را و خریدار فرش را پس داده است و فعلا فرش ارزان شده و من حدود 500 هزار تومان ضرر کردهام،آیا این ضرر را باید خریدار بدهد یا شریک من؟و آیا شریک من حق فسخ معامله را داشته است؟
جواب:در مورد سؤال حق فسخ معامله وجود نداشته و بر فرض وجود حق فسخ،شریک به تنهایی حق نداشته معامله را فسخ کند.به هر حال قالی مربوط به مشتری است و لازم است چکها را بپردازد.
سؤال 1156:منزلی توسط مادرم خریداری شد و حقیر مقدار پنجاه هزار تومان تحویل ایشان دادم و مدت دو سال در آنجا بودم و بعد نقل مکان کردم با توجه به اینکه یک سوم وجه خانه را من دادهام،آیا سهمی از آن دارم؟
جواب:اگر منزل بصورت اشتراک با مادر خریداری شده به اندازۀ پول سهم شما از خانه محفوظ است و اگر پول را به مادر قرض داده و یا هبه کردهاید سهمی از خانه ندارید.
سؤال 1157:شخصی یک ساختمان و دو زن و ده فرزند پسر و دختر در شهری داشته است،بعد از فوت او یکی از پسرها و یکی از زنها و یکی از نوۀ پسرهایش از آن زمان در آن خانه نشستهاند و یک اطاق هم خالی بوده که یکی از دخترهایش این اطاق را به تصرف درآورده و به یک زن بیشوهر و بیبچه داده،آن پسری که از زمان پدر تا حالا در آن خانه
نشسته به آن دختر میگوید این زن را از خانه بیرون کن یا او باید ماهانه مبلغ 5000 تومان کرایه بدهد،آیا اولا از نظر شرعی در این مدت که پدر آن شخص فوت کرده و خودش در خانه مینشسته و وارثهای دیگر راضی نبودهاند،چه حکمی دارد؟و ثانیا این کرایهای که میخواهد از آن زن بیسرپرست بگیرد،به او میرسد یا نه؟و از طرف دیگر نماز و روزه آن زن صحیح است یا خیر؟و ضمنا حاضر نیستند اموال این مرحوم را تقسیم بکنند و هر کدام از این بچهها مقداری از ملک و باغ را تصرف کرده و حاصلش را میبرند.از نظر شرعی این مسأله چه حکمی دارد؟
جواب:الف-تصرف در مال مشترک باید با اجازۀ همه شرکا باشد و بدون اجازه غصب و موجب ضمان اجرت المثل است.
ب-خیر کرایه به همۀ ورثه میرسد و او به مقدار سهم الارث خود حق دارد.
ج-بدون اجازه تمام ورثه اشکال دارد.
د-اشکال دارد.
سؤال 1158:اهالی یک منطقه بابت هزینۀ لولهکشی محل،مبلغی را جمع کرده و تحویل شورای محل دادند.پس از پایان کار لولهکشی،مقداری از آن پول اضافه آمد،که با تصویب کلیه صاحبان وجه،مقرر شد مبلغ اضافی جهت تعمیر لولهها و هزینههای جنبی آن،نزد شورا باقی بماند.
با توجه به اینکه این مبلغ در یکی از بانکها پسانداز شده،آیا میتوان آن را تحت عنوان یکی از عقود اسلامی به جریان انداخته،و از سود حاصلۀ آن،در جهت خدمات عمومی آن منطقه استفاده کرد؟و آیا میتوان این پول را به عنوان قرض الحسنه در اختیار هیئت عزاداران حضرت امام حسین علیه السّلام قرار داد،تا صرف رونق بخشیدن به اینگونه جلسات مذهبی گردد؟در صورت مثبت بودن جواب،آیا رضایت اکثریت صاحبان پول شرط است،یا رضایت کلیۀ آنان؟
جواب:در فرض مزبور،کل پول بین تمام افراد مشاع میباشد و تصرف در آن به هر نحو،چه به صورت سرمایهگذاری یا قرض دادن به مسجد و غیره،منوط به رضایت کلیه افراد است و رضایت اکثریت افراد کفایت نمیکند،مگر اینکه همه روی نظر اکثریت توافق کرده باشند.
سؤال 1159:مستدعی است معنی دین و سبب آن را بیان فرمایید؟
جواب:دین عبارت است از مال کلی ثابت در ذمۀ شخصی برای دیگری.و سبب آن یا قرض گرفتن است یا امور اختیاریۀ دیگر،مانند مبیع قرار دادن دین در معاملۀ سلم،یا ثمن قرار دادن آن در معاملۀ نسیه،یا اجرت در اجاره،یا صداق در نکاح،یا عوض در طلاق خلع و غیر اینها و یا امور قهریه،مانند موارد ضمانتها و نفقۀ زوجۀ دائمه و نظیر اینها.
سؤال 1160:هرگاه موعد پرداخت دین رسیده و طلبکار مطالبه میکند و مدیون متاعی یا چیزی دیگر که از مستثنیات دین نیست دارد،ولی به فروش نمیرود مگر به کمتر از قیمت،آیا واجب است به همان قیمت کم بفروشد یا خیر؟
جواب:بلی،واجب است و تأخیر آن به جهت انتظار مشتری دیگری که به قیمت عادله بخرد جایز نیست.ولی اگر بقدری کم میخرند که اگر بفروشد صدق بیع ضرری میکند یا اینکه فروش به آن قیمت بر او حرجی باشد،بعید نیست بیع واجب نباشد.
سؤال 1161:مدیونی که در عسرت است و نمیتواند دین خود را بپردازد،آیا طلبکار میتواند او را تحت فشار قرار دهد و مطالبۀ دین کند یا خیر؟و اگر مدیون قدرت دارد ولی به تأخیر میاندازد،آیا گناهی مرتکب شده؟
جواب:در فرض سؤال،مطالبۀ دین بر طلبکار حرام است و باید مدیون را مهلت دهد تا وقتی که متمکن از پرداخت شود.و در صورتی که مدیون قدرت بر ادای دین داشته باشد،مسامحه و تأخیر در ادای آن معصیت کبیره است.بلکه لازم است مدیون در موقعی که قدرت بر ادای دین ندارد،نیت ادای دین عند التمکن را داشته باشد.
سؤال 1162:کسی که مبلغ صد هزار تومان به کسی به عنوان قرض الحسنه به مدت یک سال بدهد،مشروط به اینکه سر سال پول فوق را به اضافه پنجاه کیلو گندم بدهد،که طلبکار به ارزش کمتر بخرد،چه حکمی دارد؟
جواب:این قرض ربوی و باطل است.
سؤال 1163:آیا قرض دادن به شرط اینکه قرضگیرنده هر ماه مبلغی به قرض دهنده بدهد،صحیح است؟
جواب:این قرض ربوی و باطل است.
سؤال 1164:کسی مقداری وام گرفته،آیا میتواند پول را به عنوان قرض در اختیار دیگری بگذارد مشروط به اینکه اقساط آن را بپردازد و در آخر اصل پول را هم برگرداند؟
جواب:این عمل ربا و حرام است.مگر اینکه تحت عنوان مضاربه یا سایر عقود اسلامی در آید (1).
سؤال 1165:آیا صحیح است که مبلغی بعنوان رهن به صاحب خانه بدهند،به شرط اینکه منزلش را با اجارۀ کمتر در اختیار مستأجر قرار دهد؟
1) 1) -مسائلی در این رابطه در احکام بانکها(وام بانکی ص 286)مطرح گردیده است.
جواب:این عمل رهن نیست،بلکه قرض با شرط است و ربا میباشد،بلی راه صحیح و بیاشکال آن است که منزل را به مال الاجاره کمی اجاره کند و در ضمن عقد اجاره،شرط کنند که مبلغی هم قرض الحسنه به صاحب منزل بدهد.
سؤال 1166:ملکی را مالک در اثر پریشانی و ضرورت نزد شخصی به رهن ربوی گذاشته و قیمت ملک چندین برابر وجه الرهانه است و راهن برای حفظ آبروی خود آنچه مرتهن بعنوان ربا از او مطالبه کرده لاعلاج پرداخته و چندین برابر عایدات ملک بوده و عین مرهونه هم مطلقا به تصرف مرتهن در نیامده است.سر انجام چون راهن قدرت پرداخت وجه الرهانه را پیدا نکرده مرتهن بدون اجازۀ راهن و بدون پرداخت قیمت واقعی،ملک را مطابق مقررات اداری به همان مبلغ وجه الرهانه که در حدود عشر قیمت واقعی ملک بوده تملک نموده است، چنانچه دیگران بخواهند این ملک را از مرتهن خریداری کنند آیا شرعا بدون رضایت راهن حلال و جایز است یا نه؟
جواب:از موضوع شخصی اطلاع ندارم.بطور کلی قرض ربوی خواه رهن داشته باشد یا بدون رهن،باطل و حرام است.ولی به نظر حقیر قرض دهنده میتواند به مقداری که واقعا طلبکار است و بدهکار از ادای آن امتناع دارد به قیمت عادله از عین مذکوره تقاص کند و احتیاط لازم آن است که از حاکم شرع هم اجازه بگیرد.پس اگر بیش از مقداری که به قیمت عادله مساوی با طلب او است تقاص کرد مالک نمیشود.و اگر معامله به نحو دیگر مثل بیع شرط بوده حکم دیگر دارد.و در فرض مذکور در سؤال،آنچه را که مرتهن از راهن علاوه بر قرض گرفته چون ربا و حرام است مقابل دین محسوب میشود.و اگر نزاع موضوعی در بین باشد به دادگاه مراجعه شود.
سؤال 1167:شخصی به منظور سرمایهگذاری پول قرض میکند و در شرایط کنونی مجبور است که به ازای آن ربحی بپردازد.اگر این عمل شخص بصورت نیمه اجباری باشد،مثلا شرکت مسافربری داشته و هر دو یا سه سال هم باید ماشین را عوض کند،یعنی خرید قدیمی را چون مستهلک میشود مجبور است که تجدید کند،و الاّ احتمال ورشکستگی میرود و برای این موضوع پول به اندازۀ کافی ندارد و ناچار است متوسل به وام با بهره بشود و در
صورت عدم اخذ وام،متحمل زیان فراوان در شغل مشروع خودش که به آن مشغول است خواهد شد.بنابراین آیا شخص مرتکب گناه شده و در نتیجه این وام بصورت پول حرام وارد اموالش خواهد شد یا نه؟
جواب:اینگونه اضطرار موجب جواز ربا نمیشود و اگر از اشخاص قرض میتواند به نحو بیع شرط معامله کند.یا اینکه یکی از ماشینها را به قرض دهنده به مبلغی که مورد حاجت او است بفروشد و بعد از او به مبلغ بیشتر نسیه بخرد.
سؤال 1168:آیا جایز است کسی مالی را به دیگری به کمتر از قیمت بازار بفروشد،به شرط اینکه خریدار مقداری به او قرض بدهد؟
جواب:اگر جدّا قصد معامله داشته باشد و شرط قرض کند،مانعی ندارد.
سؤال 1169:آیا میتوان در ضمن صلح،شرط قرض کند؟مثلا بگوید 50 هزار تومان به تو صلح میکنم به شرط آنکه 200 هزار تومان یک ساله به من قرض بدهی؟
جواب:در صورتی که قصد جدی داشته باشد،مانعی ندارد.
سؤال 1170:آیا میتوان در ضمن عقد اجاره،شرط قرض کند؟مثلا موجر خانۀ خود را به مبلغ کمی به مستأجر به مدت یک سال اجاره دهد،مشروط به اینکه مبلغ معینی در این مدت به او قرض بدهد؟
جواب:جایز است.
سؤال 1171:شخصی از شخص دیگر طلبی دارد و مدرکی هم از او دارد،مثلا سی تومان به موعد یک ماه،و اکنون میخواهد این مدرک را بفروشد به مبلغ 29 تومان نقدا.آیا جایز است یا خیر؟و بر فرض عدم جواز،آیا میشود فعلا سی تومان را شخص دائن حواله کند که مشتری از مدیون در رأس موعد بگیرد و آن یک تومان را که از سی تومان کسر میگذارد برای حق الجعالۀ مشتری که وجه را رأس موعد از مدیون وصول میکند قرار دهد؟
جواب:فروش ما فی الذمۀ مدیون به نقد کمتر اشکال ندارد.مگر آنکه ما فی الذمه مکیل یا موزون باشد و به مثل خودش بفروشند به کمتر که ربا و حرام است.
مثل نقره به نقره یا گندم به گندم و فرض دوّم که زیادی را بعنوان جعاله بردارند، اشکال ندارد.
سؤال 1172:آیا طلبکار میتواند بنابر اصل تقاصّ معادل طلب خود،از ملک بدهکار تملک و تصاحب کند؟
جواب:در صورتی که طلب او مسلم باشد و مدیون قدرت بر پرداخت دارد و امتناع میکند،میتواند بقدر طلب خود تقاص و تملک کند.و احتیاط آن است که با اذن حاکم شرع باشد.
سؤال 1173:این جانب مدت 48 روز برای شخصی به عنوان پیمانکار کار کردهام.در این مدت مبلغ 46 هزار تومان پول به عنوان مساعده دریافت کردم،ولی به دلیل پارهای از اختلافات کار را ناتمام گذاشتم.حالا شخص مدعی طلب است و هرچه من اصرار بر این دارم که بیاید و حسابرسی کرده و مابقی را به او رد کنم امتناع میکند،بنده مبلغ فوق را تهیه کردهام،آیا میتوانم در غیاب او که حاضر به حسابرسی نیست،مقداری از آن را به عنوان ضرر تصاحب کنم یا خیر؟
جواب:شما باید طلب او را بدهید.بلی اگر میدانید که با حسابرسی دقیق شما طلبکار میشوید و او حاضر نیست به شما بدهد میتوانید به عنوان تقاص طلب او را ندهید.
سؤال 1174:مستثنیات دین در زمان فعلی چه چیزهایی است؟
جواب:مستثنیات دین عبارت است از:منزل مسکونی،و لباس مورد احتیاج اگر چه برای تجمّل باشد،و در شهر وسیله سواری مورد نیاز،و در روستا حیوان یا
هر وسیلۀ دیگری که برای سوار شدن به آن محتاج باشد،و لوازم منزل،از قبیل فرش و پرده و ظروف برای خوردن و آشامیدن و پختن غذا برای خود یا میهمان با در نظر گرفتن مقدار حاجت به حسب شأن.بطوری که اگر آنها را بفروشد در زحمت و مضیقه قرار میگیرد و موجب منقصت او میشود،بلکه کتب علمیه نیز برای کسی که اهل استفاده از آنها میباشد به مقدار احتیاج و به حسب شأن و مرتبه علمی،از مستثنیات دین میباشد.
سؤال 1175:آیا تلفن و ماشین جزء مستثنیات دین محسوب میشوند یا خیر؟
جواب:ماشین اگر مطابق شأن او باشد و تلفن اگر مورد نیاز باشد،بصورتی که بدون آن به عسر و حرج میافتد،از مستثنیات دین میباشد.
سؤال 1176:در حال حاضر که ارزش و قدرت خرید اسکناس هر روز کمتر میشود،نظر خود را در کیفیت ادای دین یا مضمون به بیان فرمایید.
جواب:در مواردی که ذمۀ شخص به مثلی مشغول شده،همان مثل را مدیون و ضامن است و در مواردی که قیمی به ذمه تعلق گرفته،قیمت را ضامن است و کم و زیاد شدن قدرت خرید،یا گران شدن و ارزان شدن،مغیر تکلیف و ذمه نمیشود.البته در مورد قیمیات لازم است همان قیمت روز ادا را بپردازد.
سؤال 1177:شخصی ده سال پیش مبلغی را به دیگری قرض داده،آیا جایز است بعنوان تورّم،پول زیادتری بگیرد؟
جواب:جایز نیست.
سؤال 1178:اگر شخصی به کسی مدیون باشد و او خبر ندارد،آیا میتواند آن دین را بعنوان هدیه به او بدهد یا کادویی بخرد و تحویل دهد و موضوع را نگوید؟
جواب:اگر دین پول بوده میتواند به عنوان هدیه بدهد،یا همان مقدار پول را
با پست بفرستد و بنویسد که مال شما است بدون اینکه خود را معرفی کند و یا در پاکت بگذارد و داخل منزل او بیندازد و راههای دیگر.اما تبدیل آن به کادو یا چیزی دیگر مبری ذمّه نیست.مگر اینکه احراز کند که او راضی میشود.و اگر دین پول نبوده باید به هر نحو ممکن مثل آن را-اگر مثلیست-یا قیمت آن را-اگر قیمی بوده-به او برساند.
سؤال 1179:شخصی با کسی قراردادی برای انجام کاری بسته است.ولی بعد از تمام شدن از پرداخت وجه خودداری میکند.با توجه به اینکه مالی از کارفرما نزد کارگر موجود است،آیا میتواند به اندازۀ طلب در آن تصرف کند؟
جواب:چنانچه قرارداد شرعی باشد و شما از پرداخت وی مأیوس باشید، مجازید به اندازۀ طلب از مال سپرده شده نزد شما،بردارید.
سؤال 1180:در صورت علم به صاحب دین و جهل به مقدار آن وظیفه چیست؟
جواب:مقداری را که یقین دارد مدیون است بپردازد.
سؤال 1181:کسی از دیگری مبلغی اسکناس یا چک به قرض الحسنه میگیرد و پس از دو سال که عین همان اسکناس را پس میدهد در حدود سی درصد قدرت خرید خود را از دست میدهد؛حال اگر داین و مدیون در اوّل قرض الحسنه شرط کنند که مدیون در بازپرداخت دین، مبلغی را ادا کند که قدرت خریدی معادل مبلغ فعلی قرض الحسنه داشته باشد،آیا چنین قراردادی شرعا مجاز و قابل اجرا است؟
جواب:شرط مذکور نافذ نیست و همان مبلغی را که قرض گرفته ضامن است و قدرت خرید پول در این مسأله اثر ندارد.
سؤال 1182:این جانب کاسب بودم و برادر کوچکی داشتم که به تقاضای پدرم بنا شد نزد من زندگی کند و از کلاس چهارم ابتدایی کلیه مخارج او را پرداختهام تا این که دیپلم گرفت،در این مدت کمکهای زیادی در امور خانه و مغازه به من کرده است،و از قبل هم قراردادی برای گرفتن و دادن اجرت در بین نبوده.پس از مدتی بنا شد بیست هزار تومان به او بدهم و الآن از آن تاریخ چند سالی میگذرد.اما ایشان چون به این مبلغ رضایت نداشت برای گرفتن آن به
من مراجعه نکرد،با اینکه من بارها جریان پول را به ایشان متذکر شده بودم.با توجه به مطالب فوق به سؤالات ذیل پاسخ بفرمایید:
1-آیا بر اثر گذشت زمان به پول او چیزی اضافه شده یا نه؟
2-اکنون او مدعی است که چون با پول من کاسبی کردهای،به پول من هم اضافه شده، آیا این ادعای او صحیح است یا نه؟
جواب 1 و 2-اگر سرمایه از شما است،منافع سرمایه از خود شما است و او فقط پول خود را حق دارد و اگر در سرمایه شریک است به نسبتی که شرکت دارد،در سود هم شریک است.
سؤال 1183:اگر به علت تأخیر تادیه،خسارت و ضرر مسلّم به شخصی وارد شده باشد،آیا میتوان این نوع خسارت را گرفت؟
جواب:به عنوان خسارت و ضرر تأخیر ادای دین،نمیتوان چیزی گرفت.
مضافا بر این که تأخیر پرداخت نوعا مستلزم عدم منفعت است که مشتبه به ضرر میشود.
سؤال 1184:اخذ خسارت تأخیر تأدیه توسط بانکها به جهت مصلحت و مقتضیات زمان، آیا جنبۀ شرعی دارد؟
جواب:اخذ خسارت تأخیر ادای دین مطلقا مشروع نیست و فرقی بین بانک و غیره نمیباشد.
سؤال 1185:آیا اخذ این نوع خسارت از کفّار جایز است؟
جواب:گرفتن خسارت تأخیر از کفاری که خود ملتزم به پرداخت آن هستند و نیز کفار حربی مانعی ندارد.
سؤال 1186:اگر خسارت تأخیر تأدیه بصورت شرط ضمن عقد لازم باشد،آیا اخذ این خسارت جایز است؟
جواب:شرط پرداخت خسارت در ضمن عقد لازم،در صورتی که مقدور طرف باشد و حدود آن تقریبا معین گردد،ظاهرا بیاشکال است.و اخذ آن در این فرض مانعی ندارد.
سؤال 1187:با توجه به اینکه ارزش پول در حال کاهش میباشد،آیا میتوان خسارت تأخیر تأدیه را گرفت؟
جواب:به نظر این جانب پولهای فعلی مثلی است.و اخذ تفاوت قیمت به عنوان خسارت مشروع نیست.
سؤال 1188:هرگاه شخصی حقی به عهدهاش باشد و نسبت به ادای آن اقدام نکند و طلبکار به دادگاه مراجعه و هزینههایی(چون ابطال تمبر و هزینه کارشناسی و...)پرداخت کند،آیا میتواند علاوه بر گرفتن حق خود،این هزینهها را از بدهکار طلب کند؟
جواب:در فرض سؤال،گرچه من علیه الحق معصیت کرده است.امّا ضامن هزینهها نیست و جایز نیست من له الحق از او هزینهها را بگیرد.مگر اینکه در ضمن عقد لازمی با او شرط کرده باشد.
سؤال 1189:شخصی از فردی طلبکار است،بدهکار با داشتن قدرت پرداخت،از دادن بدهی خودداری میکند،طلبکار به دادگاه مراجعه میکند و این کار مخارجی(از قبیل:تمبر، پوشه و هزینۀ دادرسی)برمیدارد،آیا این مخارج به عهدۀ بدهکار است؟
جواب:این قبیل مخارج بر عهدۀ بدهکار نیست.
سؤال 1190:خسارتی که محکوم برای گرفتن حق خود،از قبیل:هزینه دادرسی و حقّ کارشناسی و حقّ الوکاله و غیر آن متحمّل شده،در صورتی که محکوم علیه با علم و عمد آن حق را انکار کرده،آیا میتواند از محکوم علیه بگیرد؟
جواب:وجهی برای گرفتن خسارت از محکوم علیه نیست،و انکار محکوم
علیه از روی علم و عمد موجب تضمین نمیشود.چون تسبیبی و تعزیری در کار نیست و او با اختیار خود برای اخذ حق خود خرج کرده.مثلا اگر کسی شخصی را در آب بیندازد و ثالثی برای انجام وظیفۀ شرعی خود و نجات دادن غریق، مخارجی را متحمل شود،نمیتواند از سبب اصلی مطالبه کند.و تسبیب در جایی موجب ضمان است که مباشر فاعل غیر ذی شعور باشد.
سؤال 1191:آیا قرض کردن در مواقع احتیاج واجب است؟
جواب:در بعضی احتیاجات واجب است.و موارد فرق میکند.
سؤال 1192:الف-آیا معاملات حقیقی غیر معوّض که مدیون غیر محجور نسبت به اموالش به قصد فرار از دین انجام میدهد،نافذ است؟
ب-معاملات حقیقی معوّض که این مدیون به قصد پنهان کردن اموال و فرار از دین انجام میگیرد،چگونه است؟
ج-تحت چه شرایطی معاملات مدیون غیر محجور را نافذ نمیدانید؟
جواب:بطور کلی مدیون مادامیکه از طرف حاکم شرع محجور و ممنوع از تصرفات در اموالش نشده،کلیۀ تصرفات و نقل و انتقالاتش نافذ است.هر چند که دیونش بیش از اموالش باشد.بلی اگر صلح یا هبه و مانند آن به منظور فرار از ادای دین باشد،حکم به صحّت مشکل است.خصوصا اگر امید نباشد که بعدا بتواند از راه کسب و غیره پولی بدست آورد و دیونش را بدهد.
سؤال 1193:اگر شخصی به علت بدهکاری و عدم قدرت بر پرداخت،پول نزولی بگیرد،آیا اشکالی دارد؟
جواب:نزول و ربا گرفتن و دادن حرام است و با عدم قدرت بر ادای دین،بر طلبکار است که صبر کند و شرعا حق مطالبه ندارد.
سؤال 1194:اگر شخصی مثلا پنج هزار تومان بابت سهم مبارک امام علیه السّلام مقروض باشد،و
همین مقدار هم به دیگری،ولی قدرت بر ادای یکی از اینها را داشته باشد،کدام مقدّم است؟
جواب:هر دو دین است،اگر یکی دارای رجحان باشد،ترجیح دهد و الاّ مخیّر است و چنانچه بتواند-در فرض مسأله-به حاکم شرع مراجعه و اجازه بگیرد که صرف در دین غیر از سهم مبارک کند.
سؤال 1195:ملاک اعسار،در نظر حضرتعالی چیست؟و منظور از اقربا،را چه کسانی میدانید؟
جواب:ملاک اعسار،عدم تمکن مالی و نداشتن قدرت بر کسب مناسب شأن و لایق خود بدون حرج میباشد و مراد از اقربا و ارحام منسوبین عرفی شخص هستند.یعنی کسانی هستند که به نظر عرف از فامیل و خویشان انسان محسوب میشوند و آنان را به وی نسبت میدهند و در این جهت فرقی بین محرم و غیر محرم و وارث و غیر وارث نمیباشد.البته این مسأله غیر از مسأله عاقله در باب دیات است.
سؤال 1196:کسی است که تخصص ندارد و وسائل برقی را تعمیر میکند،از جمله وسایل وقفی مسجد را تعمیر میکند که اکثرا به صورت رایگان درست میکند.در بعضی از موارد آن وسیله خرابتر میشود،آیا ضامن است؟
جواب:چنانچه خراب شدن وسیله مستند به تعمیرکار باشد،او ضامن است و فرقی بین متخصص و غیر متخصص نیست.
سؤال 1197:ساعتهای مغازه ساعتسازی که مقداری از آن مال مردم بود به سرقت رفته، آیا ساعتساز مسئولیتی در قبال آنها دارد؟
جواب:چنانچه در حفظ ساعتها و حراست دکان مسامحهای صورت نگرفته باشد،ضامن نیست.
سؤال 1198:شخصی کنار جادۀ عمومی را که کشت و کار خودش بوده،نانهای مسمومی گذاشته که اگر حیوانی خواست میان کشت و کارش برود از آن نانها بخورد و بمیرد،و حیوانهایی به این وسیله مردهاند،آیا این فرد ضامن حیوانهای تلف شده است؟
جواب:در فرض سؤال که جاده عمومی و محل عبور حیوانها بوده و نانهای مسموم را در معرض خوردن حیوانها قرار داده است،اگر به صاحب حیوانها اطلاع نداده باشد،ضامن حیوانهای تلف شده است.
سؤال 1199:اگر زوج سالها مال زوجه را صرف کند و زوجه کراهت داشته باشد،ولی در اثر کمرویی یا برای حفظ حیثیت و آبروی خود یا ترس یا جهات دیگر در محذور بماند و نتواند عدم رضایت خود را نسبت به صرف مالش اظهار کند،آیا صرف مال مزبور برای زوج جایز بوده یا نه؟و آیا زوجه پس از چند سال میتواند نسبت به مال خود که در سالهای گذشته حیف و میل شده ادعا کند؟
جواب:در صورتی که زوجه اذن تصرف به زوج نداده،تصرفات او جایز نبوده است.اگر چه در بعضی موارد ممکن است معذور باشد.و زوجه میتواند آنچه را بدون اذن و رضایت او تلف کرده و از بین برده مطالبه کند.
سؤال 1200:شخصی با اتومبیل خود،در روز و در خیابان گاوی را میکشد و به اتومبیل هم خسارت وارد میشود.در صورتی که گاوهای زیادی هم وجود داشت.آیا راننده قیمت گاو را ضامن است یا نه؟و همچنین خسارت واردۀ ماشین به عهدۀ صاحب گاو میآید یا نه؟
جواب:در فرض سؤال،راننده ضامن قیمت گاو است و هرگاه بعد از برخورد زنده بماند به اندازهای که بشود او را ذبح شرعی کرد و صاحب گاو در ذبح کوتاهی کند،راننده فقط تفاوت قیمت را ضامن است.
سؤال 1201:شخصی یک تخته قالی به رسم امانت نزد این جانب آورد که بفروش برسانم.
آن را به قیمت عادله به مدت سهماهه فروختم و صورت آن را برای صاحب فرش فرستادم.
طی این سه ماه خریدار قالی ورشکست شد،فعلا تکلیف چیست؟
جواب:در صورتی که واسطه تقصیر نکرده باشد ضامن نیست،ولی اگر عین قالی نزد خریدار ورشکسته موجود باشد صاحب آن با رجوع به حاکم شرع و حکم به حجر و افلاس شخص نامبرده میتواند عین قالی را برگرداند،و احق از سایر غرما میباشد.
سؤال 1202:شخصی فرشی داده است به یک فرشفروشی که برای او بفروشد.نگفته است که فرش را نقد بفروشد یا نسیه،وی فرش را نسیه به مدت دو ماه به نام خودش فروخته و سفتۀ آن را هم به نام خودش گرفته است.فعلا معلوم شده که خریدار فرش ورشکسته است،
آیا آن فرشفروش که فرش را با این کیفیت فروخته،ضامن است یا نه؟
جواب:در فرض مسأله،در صورتی که بدون اذن و اجازۀ صاحب فرش فروخته،آنکه فروخته ضامن است.و اگر با اذن و اجازه فروخته ضامن نیست.و در فرض مذکور که از نقد و نسیه اسم نبرده محمول است بر متعارف بازار،مگر قرینه بر خلاف باشد.
سؤال 1203:شخصی از چند نفر پول میگیرد که برای آنان کاری انجام دهد.ولی خسارت میبیند و ورشکست میشود و فعلا قدرت ادای پول را هم ندارد و شاید بالقوه داشته باشد،آیا صاحبان پول میتوانند از پدر و بقیه بستگان وی طلب خود را بگیرند؟
جواب:نمیتوانند.
سؤال 1204:شاخههای درخت همسایه از دیوار تجاوز کرده و موجب خسارت و زیان به مزرعۀ این جانب شده است،خواهشمندم نظر اسلام را در این مورد بیان فرمایید؟
جواب:لازم است خسارت را جبران کند و بعلاوه مقدار شاخههایی که باعث خسارت و زیان به شما میشود را قطع کند و یا طوری کند که موجب ضرر و خسارت نشود.
سؤال 1205:شخصی امانتی را به شخص دیگر داده که بررسی کند و بدهد.این امانت را دزد به سرقت برده و آن شخص هم تفریط نکرده،آیا شخص دوّم ضامن است یا آنکه ضرر بعهدۀ شخص اوّل است؟
جواب:در صورتی که تعدی و تفریط نباشد،امین ضامن نیست.
سؤال 1206:اگر ضامن در ضمن ضمانت شرط کند که ذمّۀ مضمون عنه هم مشغول باشد و یا مضمون عنه هم مسئولیت پرداخت داشته باشد،آیا صحیح است؟
جواب:شرط مزبور صحیح نیست.ولی اگر ضامن با اذن مضمون عنه ضمانت کرده بعد از ادا میتواند به او رجوع کند.
سؤال 1207:اگر ضامن شرط کند که من ضامن میشوم بدین گونه که اگر مضمون عنه نپرداخت من بپردازم.حال یا به طور واجب مشروط یا معلق،آیا اینگونه ضمانت صحیح است یا نه؟
جواب:ضمان از لحاظ شرعی صحیح نیست ولی قرارداد عقلانی است و لازم الوفاء است.
سؤال 1208:یک گاراژ باربری،محمولهای را در کامیون گذاشته و پس از چادرکشی و طنابکشی و سایر وسایل حفاظت،طبق صورت حساب گاراژ،این کامیون به رانندهای داده شده که آنها را به مقصد شهرستان برساند.راننده پس از پیمودن صد کیلومتر از راه متوجه میشود که محمولۀ ماشین آتش گرفته،فورا پیاده شده و با کمک دیگران آن را خاموش میکند که مقداری از محموله و اطاق عقب ماشین میسوزد.ژاندارمری راه از قضیه اطلاع پیدا کرده و آن را به صورت جلسۀ قانونی کرده و قید میکند که ماشین به علت نامعلومی آتش گرفته است.حال با توجه به اینکه گاراژدار ماشین را کاملا چک و کنترل کرده و محموله از قبیل مواد آتشزا نبوده و این پیشآمد پس از صد کیلومتری شهر بوده،آیا ضمانتی برای گاراژدار در مقابل بازرگانان صاحببار هست یا خیر؟
جواب:اگر کوتاهی در حفظ بار نشده و بدون تعدّی و تفریط مسئول گاراژ یا راننده تلف شده است،کسی ضامن نیست.
سؤال 1209:آیا خسارت وارده به اتومبیل شرکت ملی شده،که در اثر قصور استفادهکننده ایجاد شده است،به عهدۀ آن شرکت میباشد یا شخص استفادهکننده؟
جواب:عیب و نقص یا تلف اگر مستند به فعل استفادهکننده باشد،وی ضامن است.
سؤال 1210:شخصی با مراجعه به دادگاه سند مالکیت خود را به عنوان وثیقه،در ضمانت یک زندانی گذاشته است و پس از چندی زندانی از مرخصی اعطایی با همان ضمانت برای اجرای حکم برنگشته است،آیا ضبط و فروش وثیقه در ضمان وجه شرعی دارد یا خیر؟
جواب:بلی میشود و شرعا مانعی ندارد،چون دادگاهها طبق قوانین تصویب شده عمل میکنند و ضامن هم خود اقدام کرده و با توجه به مقررات وثیقه گذاشته است.
سؤال 1211:پدرم چند سال پیش قطعه باغی به این حقیر دادند و سند آن را نوشتند و من سند را نزد خودشان به ودیعه گذاشتم.بعد از مدتی که در آن کار میکردم پدرم آن را بدون اجازه من فروخته و میگوید که شما هیچ حقی نسبت به باغ و پول آن ندارید.آیا بعد از مدتی تصرف و آبیاری و خرید لوازم باغبانی برای آن پدرم میتوانسته باغ را از من بگیرد؟
جواب:در صورتی که پدر باغ مزبور را به شما هبه کرده و به تصرف داده است،حق فروش نداشته و معاملۀ او فضولی است که اگر شما امضا نکنید باطل است.
سؤال 1212:پدری در زمان حیات خود به یک پسرش گفته است تا در زمینی برای خودش خانهای بسازد و او هم خانه را ساخته است.حال بعد از فوت پدر،آیا ورثه دیگر از آن زمین ارث میبرند یا خیر؟
جواب:اگر زمین را به او بخشیده باشد،کسی حق مزاحمت او را ندارد.و بقیه از آن ارث نمیبرند.
سؤال 1213:آیا هبۀ زن به شوهر و بالعکس،حکم هبه به اجنبی را دارد،که بتوانند رجوع کنند؟
جواب:بلی،بنابر اقوی حکم هبه به اجنبی را دارد و تا عین باقی است
میتوانند رجوع کنند.
سؤال 1214:آیا زن میتواند از مال خودش بدون اجازۀ شوهر،چیزی را به کسی ببخشد؟
جواب:بلی میتواند،حتی اگر شوهر نهی کند.
سؤال 1215:فرق بین هبه و صدقه چیست؟
جواب:هبه(بخشش)این است که چیزی را مجانا به دیگری بدهند به قصد جلب محبت و دوستی و امثال آن و قصد قربت و ثواب در آن شرط نیست.اما صدقه این است که چیزی را مجانا به دیگری بدهند برای ثواب و قربة الی اللّه.
سؤال 1216:شخصی پولی را به قصد صدقه کنار گذاشته و هنوز به فقیر نداده است آیا میتواند آن را بردارد و مصرف کند و مجددا پولی به جای آن صدقه دهد؟
جواب:بلی،جایز است.
سؤال 1217:شخصی پولی را صدقه داده است،حال پشیمان شده،آیا میتواند آن را پس بگیرد؟
جواب:خیر،بعد از آنکه صدقه را به تصرف فقیر دادند نمیتوانند آن را پس بگیرند اگر چه فقیر ذی رحم نباشد و عین مال هم موجود باشد.
سؤال 1218:قطعه زمینی است که به هیچ وجه آثار وقفیت و مدرک و سندی که حاکی از موقوفه بودن باشد و شاهدی که گواهی عینی بر وقفیّت بدهد ندارد آیا میتوان به گفتۀ یک عده آن را وقف دانست؟
جواب:با فرض اینکه در محل شهرت به وقفیت نداشته باشد و قرینه و مدرکی برای وقفیت در دست نباشد موقوفه محسوب نمیشود.در عین حال از طریق ادارۀ اوقاف مربوطه میتوان تحقیق کرد.
سؤال 1219:زمینی متروکه بوده و عدهای از مؤمنین آن را برای حسینیّه معین کردهاند و عدّهای میگویند برای دفن اموات است،وظیفه چیست؟
جواب:از خصوص زمین مزبور اطلاع ندارم،بطور کلّی اگر زمین برای جهت خاص وقف شده باشد باید به همان نحو عمل شود[الوقوف علی حسب ما یوقفها اهلها]و اگر وقف نیست بطوری که از ظاهر سؤال استفاده میشود که متروکه و بلا معارض بوده،خوب است مؤمنین با یکدیگر توافق کنند و به یکی از دو امر اختصاص دهند.هر چند محل دفن مؤمنین باشد و اگر آنجا را محل دفن قرار دهند،عزاداری حضرت ابا عبد اللّه الحسین علیه السّلام هم در آنجا اشکالی ندارد.
سؤال 1220:زمینی به مساحت 500 متر با مساعدت افراد خیّر خریداری شده و جهت
مسجد وقف گردیده است ولی تا به حال وقف محقق نشده و کسی در آن به عنوان مسجد نماز نخوانده است.اکنون متولیان وقف میخواهند در زیرزمین حسینیه و در طبقۀ همکف مسجد و در طبقۀ بالای بنای تجاری بسازند،آیا جایز است؟
جواب:چنانچه تحویل متولی داده شده باشد وقفیت محقق شده است و تبدیل آن جایز نیست.
سؤال 1221:زمینی است به صورت بایر و بلا استفاده که در سی سال گذشته تنها چند جنازۀ کودک در آن دفن گردیده است و هیچ مدرکی مبنی بر وقف بودن آن وجود ندارد.آیا اهالی میتوانند دور آن را حصارکشی کرده و حسینیه ایجاد کنند؟
جواب:اگر وقف بودن زمین برای دفن اموات محرز نباشد و تأسیس حسینیه مستلزم نبش قبری که آثار و بقایای میت در آن است نباشد،مانعی ندارد.
سؤال 1222:الف-مسجدی در زمین شخصی بدون اذن و اجازه آن شخص ساخته شده است و چندین سال گذشته است،فعلا مالک آن پیدا شده است،تکلیف چیست؟
ب-آیا میتوان مقداری از مسجد مزبور را تخریب کرده و دستشویی و سایر امکانات را در آن ساخت؟
جواب:الف-با جلب رضایت صاحب آن،خود او فعلا وقف کند.
ب-چون قبل از رضایت در آن نماز خوانده شده مسجد نبوده و فعلا با توجه به خواست صاحب آن عمل شود.هرچه او گفت و به هر نحو که وقف کرد، عمل شود.
سؤال 1223:انواع وقف را توضیح دهید و تفاوت آنها را بیان کنید.
جواب:بطور اجمال گاهی نظر واقف به عنوان وقف است،مانند وقف مساجد و مشاهد.و در این صورت وقف،فک و تحریر ملک است.و لذا به هیچ وجه قابل فروش و تبدیل نیست.و گاهی نظر او به تملیک منفعت است مانند وقف دکاکین یا املاک برای مساجد و ذریه.یعنی نظر او از وقف این است که فواید و منافع دکاکین یا ملکها مال مسجد یا ذریه خود باشد.و گاهی نظر او از وقف،
تملیک انتفاع است مانند وقف کاروانسرا و حمام.یعنی میخواهد مردم از اینها استفاده سکونتی و استحمامی کنند و این دو نوع وقف در موارد خاصی که در کتب فقهی ذکر شده قابل فروش و تبدیل است.ضمنا فرق تملیک منفعت با انتفاع این است که منفعت ملک طلق موقوف علیه یا علیهم میشود و میتوانند آن را بفروشند و یا اجاره دهند،مثل گندمی که از زمین وقفی سهم موقوف علیه شده است.و اگر کسی آن را غصب کند،ضامن و مدیون مغصوب منه است.ولی انتفاع،ملک طلق نیست و غیر قابل فروش است.مثل حق سکونت در کاروانسرا یا حق استفاده از حمام وقفی یا مدارس وقفی که موقوف علیه نمیتواند حق انتفاع سکونت یا استحمام خود را به دیگری بفروشد.و محل تفصیل این اجمال کتب استدلالی است.
سؤال 1224:اگر با پول فروش موقوفه،چیزی برای وقف خریده شده،آیا خواندن صیغه وقف لازم است یا خیر؟
جواب:اجرای صیغه لازم نیست.ولی برای تحقق وقفیت علاوه بر نیّت،انشاء نیز لازم است.اگر چه مظهر و مبرز آن فعل و به تصرف دادن به موقوف علیهم باشد.
سؤال 1225:خانهای است موقوفه که هر ساله در آن مراسم عزاداری برپا میشود،اما نمیدانیم چگونه وقف شده است،وظیفه چیست؟
جواب:در فرض مسأله اگر خانه مزبور را با استیذان و استرضای اولاد واقف و اولیای آنها به عنوان ثلث،وقف بر عزاداری امام حسین علیه السّلام شود،و به همین عنوان به ثبت رسانده شود،ظاهرا مطابق با احتیاط است.
سؤال 1226:شخصی دو دانگ از مزرعۀ خودش را به اضافه چند ساعت آب در شبانه روز
به وقف صحیح و شرعی با متولی معلوم،وقف عزاداری امام حسین علیه السّلام کرده است،آیا جایز است آب موقوفه را جهت شرب مردم به جای دیگر منتقل کرد؟
جواب:با توجه به اینکه آب وقف مزرعه موقوفه است،جایز نیست در جای دیگر استفاده شود.
سؤال 1227:زمینی را برای مسجد در نظر گرفته بودم و ساختن آن را به اهالی محل واگذار کرده بودم،چندین سال میگذرد و هیچ اقدامی برای ساختن آن از طرف اهالی به عمل نیامده و صیغه وقف هم خوانده نشده و نماز هم در آن خوانده نشده است،آیا میتوان از نیت خود برگشته و زمین را صرف امور خیریۀ دیگر بکنم؟
جواب:میتوانید صرف امور دیگری کنید.
سؤال 1228:شخصی به علت ناراحتی از فرزندان خود و به جهت محروم کردن آنها بدون رضایت قلبی خانه مسکونی خود را وقف کرده است و در محضر هم ثبت کرده است و بعد از مدتی پشیمان شده و مدت ده سال به مقتضای وقف عمل نکرده است و اکنون فوت کرده و وراث هم به این خانه احتیاج دارند،آیا چنین وقفی صحیح است و عمل به آن لازم است؟
جواب:چنانچه شرایط صحت وقف وجود داشته،صحیح است.و وراث نمیتوانند به صرف احتیاج آن را به هم بزنند و رضایت قلبی چیزی نیست که مشاهده شود.همینطور که پشیمانی نقشی ندارد.
سؤال 1229:شخصی در سال 1369 ملکی را با متولی و ناظر معلوم،وقف عزاداری سید الشهداء علیه السّلام کرده است و چند سالی طبق آن عمل میشد،بعد از فوت او وقفنامۀ دیگری مربوط به همین ملک به تاریخ 1374 بدست آمده است که نسبت به قبلی فرق دارد و کمتر از آن مقدار است،به کدامیک از دو وقفنامه باید عمل کرد؟
جواب:چنانچه صیغۀ وقف جاری شده باشد و شرایط آن صحیح باشد،تغییر آن جایز نیست.وقف مثل وصیت نیست که هر کدام تأخر زمانی داشته باشد، واجد اعتبار باشد.
سؤال 1230:چند نفر سه هزار متر زمین وقف گلستان شهدای محل کردهاند،اخیرا اهالی،
نیاز شدید به دبیرستان دارند،نصف آن را اداره آموزش و پرورش برای تأسیس مرکز فرهنگی لازم دارد و باقیمانده کفاف برای گلستان میدهد،وظیفه چیست؟
جواب:چنانچه میّتی در زمین مزبور دفن نشده باشد و صاحبان زمین موافق باشند،میتوانند قسمتی از آن را برای تأسیس مرکز فرهنگی اختصاص دهند.
سؤال 1231:یک ملک موقوفه با سابقۀ 60 ساله در حال تخریب میباشد،برای اینکه این ملک از بین نرود تصمیم داریم که سرقفلی این ملک فروخته شود و به جای آن ملک دیگری خریداری شود تا زیر نظر اوقاف،درآمد حاصلۀ آن صرف امور خیریه گردد.با توجّه به اینکه طبق وصیّت میبایست پشت در پشت در حفظ آن کوشا و آن را اداره کنند تا درآمد آن صرف امور خیریه گردد،متمنّی است بفرمایید آیا میتوانیم سرقفلی این ملک مخروبه را تبدیل به مکان دیگری کنیم؟تا علاوه بر اینکه باعث حفظ موقوفه شویم،بتوانیم طبق وصیّتنامۀ میّت عمل کرده و درآمد حاصله صرف امور خیریه گردد؟
جواب:چنانچه راه حفظ عین موقوفه منحصرا فروش سرقفلی آن به نحو مشروع باشد،مانعی ندارد.
سؤال 1232:آیا اشیای وقف شده برای مسجد،از قبیل قالی و فرش که در حال فرسوده شدن است،و اهل خبره میگویند هرچه بماند به ضرر مسجد است و این فرشهای کهنه را خوب میخرند و میشود فرشهای نو از پول آنها خرید،آیا این تبدیل به احسن جایز است؟و آیا اشیای دیگر که قابل استفاده و احتیاج نیست و چنانچه بماند وسایل آن میپوسد،آیا فروختن آنها و خریدن چیز دیگر که مسجد احتیاج دارد،جایز است یا خیر؟
جواب 1-در مفروض سؤال،تبدیل به احسن جایز است.
جواب 2-چنانچه در مسجد دیگری نیز امکان استفاده نداشته باشد و در مسجد اصلی زمینهای برای استفاده آینده در کار نباشد،فروختن آنها و صرف پول آن در مصالح مسجد بلا مانع است.
سؤال 1233:اگر قبرستانی را نبش کنند و یا بدون نبش روی آنها شنریزی کنند در صورتی که همۀ اجساد موجود در آن از بین نرفته باشند و سپس مؤسسات عامّ المنفعه از قبیل:مدرسه،
هلال احمر،مخابرات و غیره در آنها بنا کنند نظر مبارک حضرتعالی دربارۀ آن مؤسسات چیست؟
جواب:چنانچه زمین وقف برای قبرستان باشد،تأسیس مؤسسات مذکوره در آنجا جایز نیست و اگر وقف نباشد در صورتی که نبش قبر نشود و قبور علما و صلحای معروف در آن نباشد،تأسیس آنها مانعی ندارد.
سؤال 1234:بعضی از موقوفات هست که عرصه و اعیان موقوفه بوده و به مرور زمان اعیان،از بین رفته و فعلا زمین تنها به اجاره واگذار میشود،که مستأجر ایجاد اعیان برای خود کند.آیا موقوفه به اعتبار اعیان سابق حقّی بر اعیان مستحدثه پیدا میکند یا خیر؟و آیا میشود مستأجر را مقید کرد که قسمتی از اعیان را به موقوفه تملیک کند؟یا اینکه میتوان بدون چنین قیدی فقط عرصه را اجاره داد؟
جواب:اجاره جایز است.و به اعتبار اعیان سابقه موقوفه حقی پیدا نمیکند،و تملیک یا عدم تملیک نیز تابع قراردادی است که با مستأجر منعقد میکنند و نمیتوان مستأجر را ملزم به این کار کرد.
سؤال 1235:آب انبار قدیمی وقف است،ولی فعلا با وجود لولهکشی،از آن هیچ استفادهای نمیشود،آیا اجازه میفرمایید آن را تخریب کرده و به جای آن مراکز ورزشی یا فرهنگی بسازیم؟
جواب:اگر محل آب انبار،قابل استفاده جهت تأمین آب آشامیدنی مردم،حتی با لولهکشی از آب شهر نباشد،متولی شرعی آن میتواند آنجا را اجاره دهد و اجاره بهای آن را به مصرف آب آشامیدنی مردم برساند.
سؤال 1236:حوض و آب انبار و اراضی وقفی،که با لولهکشی شهری از استفاده افتاده و بعضی آن را تصرف و خانه و محل کار و زراعت کردهاند،لطفا وظیفۀ متولی آنها را بیان فرمایید؟
جواب:الوقوف علی حسب ما یوقفها اهلها،از مورد سؤال اطلاع ندارم،ولی حکم کلی مسأله این است که لولهکشی سبب نمیشود که حوض و آب انبار وقفی
و اراضی موقوفۀ مربوط به آن از وقف بودن خارج شود و تصاحب و تصرف در آنها بدون اذن متولی شرعی آن خلاف شرع و جایز نیست و بر متولی لازم است که با تمکن،از تصرف متصرفین منع و آنها را برگرداند،بلکه بر دیگران نیز لازم است از باب نهی از منکر با تحقق شرایط آن از تصرف غیر متولی ممانعت و نهی کنند و باید از محل موقوفه به نحوی که به نظر واقف،اقرب باشد با نظر متولی شرعی استفاده شود.
سؤال 1237:زمینی موقوفۀ اولاد ذکور سادات میباشد و در وقفنامه متولی تعیین نشده است و فعلا کسی را امام جمعه و اداره اوقاف به عنوان متولی منصوب کردهاند،آیا موقوف علیهم در این مورد وظیفهای ندارند؟یا باید طبق نظر متولی عمل کنند؟
جواب:چنانچه از طریق حاکم شرع یا سازمان اوقاف متولّی تعیین شود،اگر چه با پیشنهاد و معرفی برخی از موقوف علیهم باشد،همان متولی شرعی خواهد بود و لازم است طبق نظر وی عمل شود.
سؤال 1238:وقفنامه مدرسه علمیهای گم شده است،یکی از علمای محل با اذن مرجع تقلید آن را بازسازی و احیا کرده است،آیا شخص دیگری میتواند ولایت آن را بدست بگیرد؟
جواب:با فرض اینکه با نظر مجتهد جامع الشرائط احیا شده است باید با نظر و نظارت همان مجتهد در جهت وقف اداره شود.
سؤال 1239:در صورت معین بودن متولی وقف،آیا اداره اوقاف یا دیگران میتوانند در آن تصرف کنند؟
جواب:با توجه به تولیت منصوص،کسی حق دخالت ندارد.مگر اداره اوقاف که مسئولیت نظارت را دارد.
سؤال 1240:آیا وارث واقف شرعا میتواند در وقف تصرف کند یا خیر؟
جواب:وارث اگر متولی شرعی نباشد،هیچگونه حقی ندارد.
سؤال 1241:کسی وصیت کرده است که ملک و آبی صرف روضۀ حضرت سید الشهداء علیه السّلام بشود و اولادش را نسلا بعد نسل متولی قرار داده،اکنون اداره اوقاف میخواهد آنها را بصورت موقوفه درآورد،اگر چنین کند،آیا باید مثل سابق عمل گردد و تولیت اولاد چگونه خواهد بود؟
جواب:از آنچه مسطور است ظاهر میشود که ملک و آب وقف است و باید با آن معاملۀ وقف بشود و چنانچه متولّی منصوص داشته باشد،اختیار با متولی شرعی است و اگر تولیت فرزندان به نحو شرعی ثابت نشود،اختیار با حاکم شرع است و نظارت اوقاف بر آب و ملک مزبور در حال حاضر که حکومت اسلامی است،مانع ندارد.
سؤال 1242:شخصی چیزی را وقف کرده و تولیت آن را مادام الحیات برای خود و پس از فوت برای اولاد ارشد ذکور نسلا بعد نسل و طبقه بعد طبقه قرار داده،آیا تولیت بعد از فوت ارشد اولاد بلاواسطه به اولاد او میرسد یا به عموی آنها؟
جواب:تا از طبقۀ اول یک نفر هست اگر چه سنّش کم باشد مقدم است بر طبقۀ بعد.اگر چه سن او بیشتر باشد،پس عمو مقدم است بر پسر برادر.
سؤال 1243:اگر متولی موقوفه به وقف عمل نکند یا بر خلاف نظر واقف عمل کند چه حکمی دارد؟
جواب:اگر متولی نصوص،از عمل به وقف امتناع کرد،باید حاکم شرع یا نمایندۀ او شخص امینی را منصوب کند تا با همکاری متولی به وقف عمل کنند و اگر بازهم متولی امتناع کرد،شخص منصوب به تنهایی به مفاد وقف عمل کند.
سؤال 1244:اگر متولی وقف بدون رعایت مصلحت موقوف علیهم،زمین موقوفه را اجاره دهد،چه حکمی دارد؟
جواب:در فرض سؤال،اجاره باطل است.
سؤال 1245:اگر کسی بدون اجازۀ متولی شرعی زمین موقوفه را به اجاره بدهد،و
مال الاجاره را به مصرف وقف برساند،چه حکمی دارد؟و آیا اجارهکننده ضامن است؟
جواب:اگر مصلحت در اجازۀ عقد اجاره و قبض و اقباض و دیگر تصرفات باشد،با اجازۀ متولی شرعی،آنچه واقع شده تصحیح میشود و برائت ذمه حاصل میشود.
سؤال 1246:آیا اجاره دادن زمین موقوفه به مدت طولانی،مثل صد سال صحیح است؟
جواب:اجاره دادن زمین موقوفه به مدت طویل،در صورتی که به مصلحت وقف و موقوف علیهم باشد مانعی ندارد.اگر چه حدود صد سال باشد،بلی اگر بطن موجود هنگام اجاره منقرض شدند و هنوز مدت اجاره باقی است،اجاره فسخ میشود.و تجدید آن منوط به امضای بطن فعلی میشود.البته اگر متولی مصلحت وقف را ملحوظ داشته یا ملاحظه مصلحت بطن بعدی را کرده و اجاره طویل المدت داده است،بنابر اقوی اجاره به قوت خود باقی میماند.
سؤال 1247:کسی زمین وقفی را دهساله اجاره کرده است،آیا جایز است در آن زمین چاه بزند و مازاد بر مصرف خود را به افراد دیگر بفروشد و پول آن را برای خود بردارد؟
جواب:مشروعیت حفر چاه و فروش آب آن،منوط به نظر متولّی شرعی و ادارۀ اوقاف است و در این رابطه از آنان نظرخواهی شود.
سؤال 1248:بعضی از متصرفین موقوفات افراد کم بضاعتی هستند،آیا میشود مال الاجارۀ موقوفه را کمتر از مقدار تعیین شده گرفت؟
جواب:تخفیف مانعی ندارد ولی ما به التفاوت را از اوقاف منطقۀ دیگر محسوب کنید.
سؤال 1249:ملکی موقوف بر اولاد ذکور بطنا بعد بطن،توسط یکی از موقوف علیهم اجاره داده میشود و قبل از انقضای مدت فوت میکند،آیا به مجرد فوت،اجاره باطل میشود؟
جواب:اجاره باطل میشود.ولی اگر اجاره دهنده متولی باشد و مصلحت همه بطون را در نظر گرفته باشد،اجاره باطل نمیشود.
سؤال 1250:متولی وقف،زمین موقوفه را چند سال اجاره داده است و مستأجر آن را به نفر سوم واگذار کرده،آیا متولی میتواند جهت موافقت واگذاری مبلغی دریافت کند؟
جواب:در صورت مصلحت مانعی ندارد.ولی مبلغ مزبور باید صرف موقوفه شود.
سؤال 1251:شخصی چند اصله نخل وقف مطلق خیرات یا وقف عزاداری خامس آل عبا علیهم السّلام کرده،ولی اکنون به علّت بیماری یا جهت دیگر نمیتواند آن را نگهداری یا سرپرستی کند و کس دیگری هم نیست چنین کند،آیا میتواند آن را بفروشد؟در این صورت پول آن را به چه مصرفی برساند؟
جواب:اگر کسی دیگر هم یافت نشود آن را سرپرستی کند،اگر چه اوقاف باشد،میتواند آن را بفروشد.و در فرض اوّل پول را صرف کارهای خیر،مانند کمک به فقرا و در فرض دوم صرف خصوص عزاداری کند.
سؤال 1252:شخصی باغ انگوری را وصیت کرده تا ده سال صوم و صلاة بگیرند و بعد مادامیکه از آن اثری باقی است وقف سید الشهدا علیه السّلام کنند.حالا چندین سال است خشکیده، آیا زمین جزء وقف است یا مال ورثه میشود؟
جواب:اگر امکان نداشته باشد مجددا بصورت باغ و اگر چه غیر انگور باشد درآید،آن را بفروشند و صرف در مجالس روضهخوانی سید الشهدا علیه السّلام کنند.
سؤال 1253:درخت گردویی را وقف روضهخوانی حضرت سید الشهداء کردهام و فعلا با ساختن ساختمانی در کنار آن،آب آن قطع شده و دارد خشک میشود،آیا میتوانم چوب آن را بفروشم و با پول آن درخت گردوی دیگری در محل دیگری خریده و وقف روضهخوانی کنم؟
جواب:مانعی ندارد.
سؤال 1254:قطعهای از زمین مربوط به مسجد الرضا علیه السّلام که قبلا جزء مسجد و جزء وضوخانه و حیاط مسجد بوده است در اثر مسامحه و غفلت به مغازه تبدیل شده است.
بازگرداندن قسمت مذکور به وضع سابق و ملحق شدن این قطعه زمین به صحن مسجد،چه حکمی دارد؟
جواب:لازم است به وضع سابق برگردد.
سؤال 1255:ملکی در زمان طاغوت قبرستان بوده و شهرداری وقت،تصرفاتی انجام داده است و به افراد واگذار کرده و چند دست گشته و احداث بنا در آن شده و در انقلاب حکم به وقفیت آن شده است،آیا خرید آن،اگر چه مشتری جاهل باشد جایز است؟و مستحدثات چه حکمی دارند؟و مال الاجاره را به چه کسی باید پرداخت؟صاحبان ساختمان و اعیان یا متولی؟
ج:1-خریدوفروش موقوفه در موارد عدم جواز باطل است،اگر چه مشتری جاهل باشد.
2-چنانچه وقف برای قبرستان شده باشد لازم است مستحدثات برداشته شود و به حالت اولیه برگردد.
3-بر فرض جواز بقای مستحدثات،لازم است مال الاجاره بین زمین و اعیان تقسیم گردد و به نسبت داده شود.قسمت زمین مربوط به سازمان اوقاف و قسمت ساختمان مربوط به صاحبان آنها است.
سؤال 1256:این جانب متولی قطعه زمینی موقوفه به مساحت 113 متر مربع میباشم،که موقعیت آن طوری است که فاقد درآمد میباشد،و صرف هزینه جهت بهرهبرداری از آن مقرون به صرفه نیست.لذا تصمیم گرفتهام زمین مورد بحث را که جنب مسجد جامع واقع شده،جهت ساختن وضوخانه و دستشویی که نیاز مبرم به آن میباشد،به مسجد واگذار کنم.
در غیر این صورت آن را به مسجد فروخته و کل وجه دریافتی آن را در محل دیگری زمین بهتری خریداری و تبدیل به احسن کنم.عنایت فرمایید در صورت امکان مجوز شرعی صادر کرده،تا بتوانم به وظیفۀ شرعی خود در این رابطه عمل کنم؟
جواب:در فرض سؤال که زمین موقوفه از قابلیت استفاده در جهت وقف افتاده و نیز امکان اجاره دادن و گرفتن مال الاجارۀ آن و به مصرف وقف رساندن نیست،متولی شرعی مجاز است آن را تبدیل به احسن،که اقرب به نظر واقف باشد بنماید.
سؤال 1257:در مواردی که فروش عین موقوفه جایز است؟پول آن را چه کنیم؟و در چه موردی مصرف کنیم؟
جواب:اگر موقوف علیهم احتیاج شدید دارند،پول آن را بین آنان تقسیم کنند.
ولی اگر جواز فروش،امری غیر از حاجت موقوف علیهم باشد،بنابر احتیاط با پول آن مالی که اقرب به نظر واقف است،خریداری و وقف کنند.
سؤال 1258:حسینیهای است که چند سال قبل بنا شده،ولی به علت نمناک بودن قابل استفاده نیست،آیا میتوان آن را خراب کرد و از نو بصورت بهتر و قابل استفادۀ مطلوب ساخت؟
جواب:در صورتی که با وضع فعلی امکان استفادۀ مطلوب از آن نباشد،مانعی ندارد.
سؤال 1259:آیا فرش مسجد یا حسینیه را که وقف خاصّ است،میتوان در مجالس شخصی،خارج از آنها استفاده کرد؟
جواب:جایز نیست.
سؤال 1260:مسجدی است که فعلا در بین باغات قرار گرفته است و ملک موقوفهای دارد که مؤذّن باید هر سه نوبت اذان بگوید و از آن استفاده کند.آیا مؤذن با یک بار اذان گفتن و آن هم در ظهر،میتواند از تمام آن ملک استفاده کند؟
جواب:چنانچه اذان در دو موقع دیگر،به لحاظ اینکه کسی در اطراف مسجد وجود ندارد،فایدهای نداشته باشد با همان اذان ظهر،مؤذّن میتواند در ملک موقوفه تصرف کند.وگرنه لازم است در سه نوبت اذان بگوید تا بتواند در موقوفه تصرف کند.
سؤال 1261:واقف زمینی را وقف کرده و غیر از آن هم زمینی نداشته است.در هنگام ثبت، در اثر اشتباه ثبتکننده ،آدرس زمین و همینطور متراژ آن تغییر کرده است،آیا ورثه نسبت به
زمین موقوفه-با توجه به اشتباه مذکور-حقی پیدا میکند یا خیر؟
جواب:در صورتی که میدانید مورد وقف چیست و قبض و اقباض هم شده است،اشتباه ثبتی موجب حقی برای ورثه نمیشود،چه محل آن یا مقدار آن اشتباه شده باشد یا متراژ آن.
سؤال 1262:زمینهایی است که سازمان زمین شرعی،به متقاضیان واگذار کرده است.فعلا بعضی افراد ادعا میکنند آنها وقف بوده است.فعلا وظیفه ما که در آنجا ساکن هستیم، چیست؟
جواب:از قضیه مورد سؤال اطلاعی ندارم،اما آنچه را سازمان زمینشهری، طبق مقررات جمهوری اسلامی عمل کرده است،صحیح است.و تصرف در آن املاک بیاشکال است.اما آنچه یقین دارید وقف بوده است.باید با متولی شرعی منصوص آن،یا اگر ندارد با حاکم شرع در آن مورد صحبت کنید و مال الاجاره زمین را بدهید تا در مورد وقف،مصرف شود.
سؤال 1263:شخصی زمینی را وقف کرده است،و مؤمنین در آنجا مسجد ساختهاند؛ولی این شخص خود را متولی قرار داده است و نسبت به تعیین امام جماعت و هیأت امنا،دخالت میکند،آیا رعایت نظر او که خود در جماعت شرکت نمیکند،لازم است؟
جواب:کسی که زمینی را برای مسجد وقف کرده،نسبت به مسجد نقشی ندارد و حضور او در نماز جماعت همان مسجد و عدم حضور در این جهت فرقی ایجاد نمیکند،به هر حال در تعیین امام و هیأت امنا نظر او شرعا مؤثر نیست، گرچه بهتر آن است که در این موارد توافق همه جلب شود از اختلاف دوری شود.
سؤال 1264:در بعضی از مساجد قرآنهای خطی وجود دارد که اکثرا خراب شده و در حال از بین رفتن میباشد.حتی ممکن است به سرقت برود،آیا جایز است به عنوان امانت به نام همان مسجد،در موزه نگهداری شود؟
جواب:اگر وقف مسجد باشند،باید در مسجد نگهداری و از آنها استفاده شود.
و اگر به طور کلی از قابلیت استفاده و خواندن خارج شده،با اجازۀ متولی
میتوانید آنها را برای نگهداری به محل مناسبی منتقل کنید.
سؤال 1265:در بعضی از مساجد تعداد زیادی چراغ نفتی و وسایلی که فعلا قابل استفاده نیست وجود دارد،آیا میتوان آنها را جهت نگهداری به نام همان مسجد در موزه گذاشت؟
جواب:اگر وقف مسجد شده و به طور کلی قابل استفاده نیستند،با اجازۀ متولی بفروشند و پول آنها را صرف چراغ همان مسجد کنند.و اگر وقف نیست با اجازۀ متولی میتوانید به جای دیگر منتقل کنید.و بهتر است آنها را به قیمت درآورده و قیمت آنها را صرف چراغ مسجد کنند.
سؤال 1266:حسینیهای دو طبقه ساخته شده،پایین به عنوان حسینیه و بالا به عنوان اینکه اجاره داده شود،آیا این عمل صحیح است؟
جواب:چنانچه طبقۀ دوم از اول به همین منظور ساخته شده باشد،مانعی ندارد.
سؤال 1267:احتراما به استحضار میرساند محلّی که از زیرزمین تا کف به نام حسینیّه،و از کف به بالا به نام مسجد از مردم پول گرفته شده است،و 65 درصد آن را جهاد،جهت احداث مسجد پرداخته است،چه حکمی دارد؟مسجد است یا حسینیّه؟
جواب:اگر از ابتدا مقداری به حساب حسینیّه و مقداری به عنوان مسجد ساخته شده و وقف گردیده،اشکال ندارد.و هر یک از حسینیّه و مسجد حکم خود را دارد.
سؤال 1268:حسینیهای است قدیمی که یک یا دو نوبت در سال،در آن مراسم مذهبی برگزار میشود،آیا میتوان در بقیّه سال که استفادهای از آن نمیشود به عنوان مرکز ورزش باستانی یا مرکز کارهای فرهنگی و...از آنجا استفاده کرد،بطوری که هیچگونه تغییر شکل یا خسارتی به ساختمان حسینیه وارد نشود؟
جواب:استفاده در کارهای فرهنگی،که منافاتی با شئون حسینیه و مزاحمتی با عزاداری نداشته باشد،مانعی ندارد،ولی استفادۀ ورزشی در حسینیه جایز نیست.
سؤال 1269:بنده جوانی هستم بیستساله و غیر از وسایل معمولی منزل،چیز دیگری ندارم.در این صورت وصیت بر من واجب است یا نه؟
جواب:وصیت بر کسی واجب است که دینی یا امانتی از مردم نزد او باشد،یا واجباتی بر عهدۀ او باشد.اما کسی که هیچ یک از آنها بر ذمۀ او نیست وصیت بر او واجب نیست.
سؤال 1270:آیا در وصیت،لفظ خاصی معتبر است یا خیر؟
جواب:لفظ خاص لازم نیست.لذا هر کلامی که دلالت بر وصیت کند و به هر لغتی باشد،کفایت میکند.
سؤال 1271:آیا وصیت لازم است در نوشته و امضا باشد،یا زبانی هم کافی است؟
جواب:نوشته و امضا لازم نیست.همین که معلوم باشد نظر موصی چه بوده و به قصد وصیت چه گفته است.باید به وصیت او عمل شود.
سؤال 1272:شخصی فوت کرده است و چند پسر کوچکتر او میگویند که غیر از خانه،بقیۀ اموال به ما تعلق دارد.چون پدر قبل از فوت،به مادر و یکی از برادران گفته که اموال برای
اینها باشد و 500 هزار تومان برای مادر،آیا با نبود وصیتنامه،قول این ورثه قابل قبول است؟
جواب:چنانچه مسلم شود وصیت شفاهی داشته،و وصیت بیش از ثلث اموالش نباشد،باید به وصیت عمل شود.و اگر زائد بر ثلث باشد،زائد بر ثلث نیاز به اجازۀ ورثه دارد.اما اگر وصیت شفاهی او مسلّم نباشد،به مجرد ادعای بعضی از ورثه ثابت نمیشود.
سؤال 1273:زنی فوت کرده و در زمان حیات خودش یکی از دخترهایش که نسبتا با ایمان و معتقد بوده به مادر تأکید کرده که وصیّت کن،مادر گفته هر طور خودت صلاح میدانی عمل کن،آیا به همین مقدار که مکرّر گفته شده،وصیّت صادق است یا خیر؟و اگر وصیّت محسوب است به چه اندازه نافذ است؟آیا میتواند این دختر ثلث ماترک را برای خود آن میّت خرج کند یا خیر و آیا رضایت سایر ورثه هم مدخلیّتی دارد یا ندارد؟
جواب:اگر احراز شود که آن مرحومه این حرف را به قصد وصیت زده است، در این فرض صدق وصیت میکند.و چنانچه این مطلب مورد قبول سایر ورثه باشد،یا به طریق شرعی ثابت شود،آن دختر میتواند ثلث را به هر نحو صلاح دانست برای میت مصرف کند.و در این رابطه رضایت سایر ورثه مدخلیتی ندارد.
سؤال 1274:مرحوم پدرم حدود دو سال قبل از فوت،در حضور چند نفر شاهد،این جانب را که فرزند ذکور و ارشد میباشم وصیّ خود قرار داد و طبق اظهاراتش همۀ اولاد را مطابق شرع مقدّس اسلام به سهم پسری و دختری از ماترک خود تعیین سهم کرد و ثلث از منزل مسکونی را برای مخارج خویش قرار داد.ولی محلّ وصیتنامه را مشخص نکرد گویا توسّط سایر ورّاث از بین رفت.ولی بعد از فوت وصیتنامۀ دیگر که اصالت آن محرز نیست توسّط ورثۀ دیگر(برادرانم)مطرح گردید،که با اظهارات مرحوم پدرم مغایرت دارد.در صورت صحت آیا پدرم میتواند مرا از ارث محروم کند؟و آیا اصولا بیش از میزان ثلث اموالش را میتواند وصیّت کند؟و با توجه به اینکه متوفی از محل دفن خویش در باغ بهشت از شش سال قبل اطلاع داشته،و میدانسته که خرید قبر در صحن حضرت معصومه علیها السّلام برای ورّاث از نظر مالی مقدور نمیباشد،آیا وصیّت به چنین چیزی میکند؟و آیا این وصیتنامه جدید که فاقد شهود و
تاریخ تنظیم بوده و اثر انگشت در آخر صفحه نیز تیره و تار است و امضا ندارد وجه شرعی دارد؟
جواب:توجه به چند مطلب لازم است:
1-میتواند کسی بعد از وصیت،اگر چه بصورت مکتوب باشد،وصیت دیگری داشته باشد.
2-مقدار وصیّت اگر بیش از ثلث باشد،نیاز به اجازۀ تمام ورثه دارد.
3- وصیتکننده حق ندارد احدی از ورثه را از ارث محروم کند.
4-میتواند در صورت عدم زیاده بر ثلث هرکجا که بخواهد وصیت کند او را دفن کنند.
5-صحّت وصیت باید محرز و مورد قبول باشد.
حال با توجه به مطالب فوق،محروم کردن از ارث جایز نیست،و وصیت در مورد آن نفوذ ندارد.همانطور که وصیت کردن به دفن در صحن مطهر،با توجه به گرانی قیمت آن،اگر بیش از ثلث نباشد جایز است.امّا صحت و عدم صحت وصیتنامه مربوط به دادگاه است.
سؤال 1275:زمینی داشتم که با تلاش دو پسرم ساخته شد.میخواهم در وصیتنامه بنویسم برای هر دختر پنجاه هزار تومان و باقی مال این دو باشد.آیا مانعی ندارد؟
جواب:بهتر آن است که هرچه میخواهید در حال حیات به آن دو پسر منتقل کنید.وگرنه در صورت وصیّت بیش از مقدار ثلث،نیاز به اجازۀ همۀ ورثه دارد.
سؤال 1276:بسیاری از آقایان به جهت اینکه پس از فوت،همسرشان در مضیقه قرار نگیرد و خدای ناخواسته آزاری از سوی فرزندان به او نرسد،در وصیّت پیشبینی میکنند و مینویسند یا میگویند پس از من فلان اطاق منزل یا فلان دستگاه ساختمان مسکونی به ضمیمۀ فلان قطعه زمین زراعی یا باغ یا مقداری از پول نقد در اختیار همسرم باشد و وراث دیگر حق دخالت و تصرف و هیچگونه اعتراضی ندارند.آیا این نوع وصیت شرعی است؟یا
باید مصالحه صورت پذیرد؟و یا روش دیگری را پیش گرفت؟
جواب:وصیت نسبت به زوجه و غیر زوجه حکمش یکی است.و در صورتی نافذ است که زاید بر ثلث نباشد.وگرنه محتاج به امضای ورثه است.
سؤال 1277:شخصی مبلغی را که زاید بر ثلث اموالش میباشد،جهت نماز و روزه وصیت کرده است.ورثه بیش از ثلث را امضا نمیکنند.در این صورت آیا بر وصی واجب است طبق وصیت،تمام آن مبلغ را صرف نماز و روزه کند،گرچه ورثه راضی نباشند؟
جواب:نفوذ وصیت در زاید بر ثلث اموال متوفی،موقوف به امضای ورثه است،ولی در وصیت زاید بر ثلث،اگر واجب و غیر واجب هر دو ذکر شده، واجب مقدم است.
سؤال 1278:شخصی وصیت کرده که از ثلث مالش بیست سال نماز و روزه استیجار کنند.و اندازۀ معینی هم از ثلث به پسر بچۀ صغیری که دارد بدهند.حال برای هر دو کافی نیست،کدام از آنها مقدم است؟
جواب:ظاهرا نماز و روزه مقدم است.
سؤال 1279:این جانب وصیّ پدرم میباشم که گفته است ثلث تمام دارایی او مال خودش باشد و مدت یک سال سه جلسۀ فاتحه گرفته شود و در آنها صرف شود و هزار تومان هم رد مظالم بدهند.رسم منطقه این است که علاوه از مخارج ترحیم،در استیجار صوم و صلاة و رد مظالم خرج میشود.لذا مصرف ثلث برای من مبهم مانده،تکلیف چیست؟و آیا ثلث از قیمت زمان وصیت جدا شود یا به قیمت فعلی و چه مبلغی برای صوم و صلاة و رد مظالم منظور میگردد؟
ج:1-چنانچه مصرف ثلث معین نشده باشد طبق معمول منطقه عمل شود.
2-به قیمت فعلی.
3-به مقداری که احتمال میدهند نماز و روزه دارد یا رد مظالم بر عهدۀ او
است بدهند مشروط به این که زاید بر ثلث نشود.
سؤال 1280: هرگاه وصی مصرف وصیت را فراموش کند،وظیفهاش چیست؟
جواب:لازم است موصی به را در امور خیریهای که احتمال میرود از موارد مصرف وصیت باشد صرف کند.ولی اگر خصوص امر خیری را بداند که از مصرف وصیت خارج است نمیتواند در آن صرف کند.این در صورتی است که محتملات غیر محصوره باشد.اما چنانچه امور خیری که محتمل است مورد وصیت باشد محصور و معین باشد باید مصرف را با قرعه یا تصالح تعیین کند.
سؤال 1281:شخصی زمینی را مورد وصیت قرار داده که وصی با آن حج به جا آورد و وصی حج را به جا آورده است.ولی ورثه از دادن زمین مذکور به وصی امتناع میکنند.تصرف آنان در زمین مذکور چه حکمی دارد؟و آیا واجب است اجرت مدتی را که دست آنها بوده است بدهند؟
جواب:در صورتی که زمین به مقدار وصیّت بوده،و ورثه هم راضی شدند که کسی وصیّت را در قبال زمین انجام دهد،زمین شرعا برای کسی است که حج رفته است و تصرف دیگران در آن غصب است.و باید اجرة المثل مدتی که به صورت غاصبانه در تصرف داشتهاند به مالک آن بپردازند.
سؤال 1282:شخصی وصیت کرده است یک مبلغ معینی را به دیگری بدهند،ولی متصدی به وصیت عمل نمیکند آیا آن شخص میتواند مقداری که اختصاص به او داده شده،خودش از آن مال بردارد یا نه؟
جواب:در صورت صحت وصیت و عدم اقدام وصی،موصی له میتواند با اذن حاکم شرع مال الوصایه را اخذ کند.
سؤال 1283:شخصی یک نفر را وصی خود قرار داد که پس از مرگ او خمس او را بپردازد.
بعد از فوتش ورثۀ او از دادن خمس خودداری کردند و اظهار میدارند که متوفی دارای اولاد
صغار است،اگر به وصیت موصی عمل شود و از این اموال برداشته شود اولاد صغار او مستأصل میشوند،بنابراین از دادن خمس استنکاف دارند.در این صورت وصی مقصر است یا نه؟
جواب:اگر وصی قدرت عمل به وصیت متوفی را ندارد بر او تکلیفی نیست.
ولی بر ورثه لازم است ممانعتی از پرداخت حقوق واجبۀ میت نکنند و اشخاصی که ممانعت از عمل به وصیت کنند، معصیتکارند.
سؤال 1284:شخصی عیالش را وصی خود قرار داده که ثلث اموال او را در امور خیریه مصرف کند،ولی اولادش که دو پسر و چهار دختر هستند راضی نشدند که مادرشان ثلث اموال مزبوره را در امور خیریه خرج کند.از طرفی مقداری پول که شخصی به متوفی مدیون بوده،به عیالش داده است.در این صورت عیال متوفی آیا میتواند این پول را به فرزندان متوفی ندهد و در راه شوهرش عوض ثلث که اولادش مانع شدند،در امور خیریه خرج نماید یا نه؟
جواب:در فرض مسأله،تا مقدار ثلث مجموع ترکه،که از جمله همین پول است میتواند بلکه لازم است به مصرف وصیت برساند.در صورتی که وصیت مسلّم باشد.
سؤال 1285:شخصی پسر دوم خود را وصی و پسر اول را که بزرگتر است ناظر در امر وصایت کرده است.چنانچه وصی برای انجام کارهای میت،از قبیل نماز و غیره تعلل و مسامحه کند،تکلیف ناظر چیست؟آیا میتواند بدون اجازۀ وصی اقدام در کارهای میت کند،یا آنکه خود وصی باید انجام دهد؟یا آنکه باید با اجازۀ حاکم شرع عمل کند.
جواب:در فرض مسأله ناظر با اجازۀ حاکم شرع وصی را الزام به عمل کند و اگر امتناع کرد با اجازۀ حاکم شرع ناظر میتواند به وصیت عمل کند.
سؤال 1286:اگر بیشتر ماترک میت املاک باشد و وصیت کند که ثلث اموالش را برای خود او خرج کنند.ورثۀ او اظهار میدارند قطعهای از ملک را برای همیشه کنار بگذاریم و از عوایدش سال به سال خرج کنیم،آیا میشود که یک قطعه از آن ملک را کنار بگذارند؟یا لازم است بفروش برسانند و خرج کنند؟
جواب:با فرض وصیت به ثلث،باید خود مال را صرف کنند.نه اینکه کنار بگذارند و عوایدش را صرف کنند.
سؤال 1287:زید وصیت کرده که از ثلث مالش صرف مخارج مسجد و پلسازی بشود.آیا میشود از این پول برای تکمیل ساختمان کتابخانه که داخل مسجد ساخته شده و چسبیده به مسجد است مصرف شود یا نه؟
جواب:باید طبق وصیت صرف مسجد و پلسازی شود.و صرف آن در تکمیل ساختمان کتابخانه بر خلاف وصیت است و جایز نیست.
سؤال 1288:زنی فوت کرده،که استطاعت جهت حجّ داشته است،در وصیت برادرش را وصی و کفیل حج قرار داده،و اموال و زمین خود را به برادرش واگذار کرده است.حال چند سؤال مطرح است:
الف-با داشتن ورثه،انجام حج مقدمتر است یا حقوق ارث؟
ب-تا زمانی که حجّ انجام نگرفته،فایدۀ زمین و اموال به چه کسی تعلّق دارد؟
ج-شخص کفیل با داشتن عذر،آیا میتواند نایب بگیرد؟یا باید صبر کند تا عذرش بر طرف شود؟
جواب الف-چنانچه حج بر زن واجب بوده حج مقدم بر ارث است.
ب-اگر تمامی ورثه وصیت را پذیرفته باشند به برادرش اختصاص دارد.
ج-باید نایب غیر معذور انتخاب نماید.
سؤال 1289:شخصی با اینکه خودش مکه رفته،باز وصیت کرده که برایش یک حج بلدی بخرند،آیا میشود این حج را به میقاتی تبدیل کرد یا نه؟
جواب:چنانچه وصیت کرده که حج بلدی استیجار شود،واجب است طبق وصیت حج بلدی استیجار شود.
سؤال 1290:شخصی دو سال قبل از فوتش با وجود مرضی که منجر به فوت او شده است
جمیع مایملک خود را به همسرش فروخته است که در نتیجه،ورثۀ شرعی او از ارث محروم شدهاند،مستدعی است بفرمایید:
1-آیا این معامله صحت شرعی دارد یا خیر؟
2-اگر معامله صوری باشد،صحیح است یا خیر؟
3-اگر احتمال اجبار در معامله باشد،حکم آن چیست؟
4-اگر احتمال قصد ضرر زدن به ورثه باشد،حکم آن چیست؟
جواب:معامله در مرض موت،در صورتی که واجد شرایط مذکور در مسأله 2142 و 2151 توضیح المسائل باشد،صحیح است.و تا احراز صوری بودن یا اجباری بودن آن نشود،محکوم به صحت است.و نیز احتمال قصد ضرر زدن به ورثه،مانع از حکم به صحت نمیشود.
سؤال 1291:شخصی در زمان حیات خویش حقوق تنها وارث خود را که خواهرش بوده، بعنوان مصالحه از او سلب کرده،که با پرداختن مبلغ 14000 تومان به مشار الیها،هیچگونه حقی نسبت به ارث برادر خود،بعد از وفات وی نداشته باشد.و جمیع مایملک خود را به همسر خویش صلح کرده است.این صلح و مصالحه دو سال قبل از فوت مشار الیه و در حالت مرضی بوده است که منجر به وفات وی شده است.آیا این صلح و مصالحه صحیح است و مانع ارث میشود یا خیر؟
جواب:اقوی صحت صلحی است که در مرض موت واقع شده.و اگر صلح مورد سؤال سایر شرایطی را که در توضیح المسائل مسأله 2223 بیان شده دارا بوده است،نافذ و صحیح است.و در فرض سؤال،با صحت صلح مایملک به همسر،مالی باقی نمیماند که به خواهر ارث برسد.
سؤال 1292:شخصی در مرضی که منجر به موت وی شده است،منزل مسکونی خود را به نوههایش مصالحه کرده،و زمین زراعتی خود را فروخته است.آیا این تصرفات جایز است؟
جواب:بلی،اظهر این است که معامله و فروش و مصالحۀ انسان،در مرضی که به آن مرض از دنیا میرود،صحیح است.اگر چه مازاد بر ثلث باشد.
سؤال 1293:شخصی چند سال قبل وصیت کرده که اموالم بعد از خودم تماما مال پسر برادرم باشد و اولاد هم ندارد.بعدا چون عیالش کسی را نداشت پشیمان شد،چند نفر از اهالی محل را جمع کرده و وصیت کرد که اموالم برای عیالم باشد و بعد از فوت عیال مخارج روضهخوانی باشد و تصریح کرده که وصیت اول باطل است در این صورت وصیت دوم دربارۀ عیالش نافذ است یا نه؟
جواب:اگر وصیت دوم معلوم باشد باید طبق آن عمل شود و در فرض سؤال اگر ورثۀ دیگر این وصیت را امضا نکردند،باید ابتدا ثلث ترکۀ میت در اختیار زوجه گذارده شود،و از بقیه هم که به ورثه میرسد،از عین ترکۀ منقول ربع،و از قیمت اشجار و هوایی خانه هم ربع سهم الارث زوجه است،و باید به او داده شود.
سؤال 1294:شخصی چند سال قبل از فوت خود وصیت غیر رسمی کرده و یک نفر را وصی خود قرار داده،ولی در زمان حیات املاک مورد وصیت را در معرض فروش گذاشته و مقداری را فروخته است،آیا این وصیت به قوت خود باقی است و وصی بعد از مرگ موصی میتواند به وصیتنامه عمل کند؟و وصی شرعی میباشد یا خیر؟
جواب:ظاهر آن است که نسبت به آنچه از اموال مورد وصیت باقی مانده،باید طبق وصیت عمل شود.مگر آنکه تصرفاتی که در زمان حیات کرده،اماره بر عدول او از اصل وصیت باشد.
سؤال 1295:شخصی در زمان حیات گفته است:خانۀ من بعد از فوت من وقف باشد.آیا وقف است یا مثل سایر وصایا است که زاید بر ثلث نیاز به اذن وارث داشته باشد؟
جواب:حکم سایر وصایا را دارد.
سؤال 1296:شخصی به گمان اینکه قطعه زمینی ثلث مال او است نسبت به آن وصیت کرده است.مثلا گفته است این زمین را که ثلث مال من است در فلان راه مصرف کنید.بعد
معلوم شد که ثلث مال او چند برابر قیمت زمین است،آیا فقط همان زمین متعلق وصیت میباشد یا ثلث مال او؟
جواب:متعلق وصیت،همان زمین است که خود معین کرده است.
سؤال 1297:شخصی دو نفر را با هم وصی قرار داده که در ثلث مالش هرچه میخواهند انجام دهند.یکی از اوصیا میخواهد ثلث مال او را به نام خود کند،در حالی که وصی دیگر راضی نیست.آیا جایز است؟
جواب:طبق وصیت باید هر دو با موافقت هم ثلث را خرج کنند،و یکی از آنها به تنهایی نمیتواند تصرف کند،در ضمن،ظاهرا باید ثلث را صرف امور خیریه کنند،نه اینکه ملک خود قرار دهند.
سؤال 1298:دو نفر شریک بودهاند که یکی وصی دیگری بوده است.بعد از فوت شریک که وصی دیگری هم داشته است،شریک ادعا میکند بنابر وصایت سهم متوفی را خریده است.
آیا این معامله صحیح است؟
جواب:در فرض سؤال،فروش وصی با چهار شرط صحیح است:اول اینکه هر یک از دو وصی،مستقل در وصایت باشند.دوم اینکه در امر فروش،وصایت داشته باشند.سوم اینکه وصیت به فروش،از شخص وصیّ انصراف نداشته باشد.
چهارم اینکه مورد وصیت به فروش،زاید بر ثلث ترکه نباشد.بنابراین اگر شروط ذکر شده احراز نشوند،فروش وصیّ فضولی است و صحت آن منوط به اجازه و رضایت وراث است و بدون اجازۀ آنان معامله باطل است.بلی اگر سه شرط اول احراز شود و مورد فروش زاید بر ثلث باشد،معامله تا ثلث صحیح است و نسبت به زاید،منوط به امضای ورثه میباشد.
سؤال 1299:هرگاه خیانت یا عجز وصی ظاهر شود،تکلیف چیست؟
جواب:در مورد خیانت،بعضی فرمودهاند حاکم شرع میتواند او را عزل کند.
ولی بعید نیست به نفس خیانت منعزل شود و حاکم شرع میتواند شخص دیگری را بجای او نصب کند یا امینی را به او منضم کند(هر طور صلاح دانست)و در
صورت عجز،اگر طوری باشد که احتیاج به معاون دارد،حاکم شرع امینی را تعیین میکند که او را کمک کند و اگر بکلی عاجز شود،شخص دیگری را بجای او نصب میکند.
سؤال 1300:آیا وصی بعد از موت موصی،میتواند خود را عزل کند یا امر وصایت را به دیگری تفویض کند؟
جواب:حق عزل خود را ندارد.و نیز نمیتواند وصایت را به دیگری تفویض کند.بلی میتواند در انجام بعضی از امور مربوط به وصیت که مقصود،وقوع آن امور از هر مباشری است،دیگری را وکیل کند.خصوصا اگر عادت جاری بر این نباشد که در امثال آن امور،وصی شخصا مباشرت کند.و موصی هم شرط مباشرت نکرده باشد.
سؤال 1301:چنانچه شخصی وصایای متعدّد غیر متضاد کرده،که از ثلث بیشتر باشد و ورثه اجازه ندهند،تکلیف چیست؟
جواب:اگر تمام موارد تبرعی است و جملات متعدد مستقل دارد،مثلا به فلان شخص این مقدار بدهید و به فلان مسجد فلان فرش و...،مسبوق الذّکر مقدّم است و تقسیط نمیشود.اما اگر جملۀ واحده است و به صورت مفعول به عطف شده، مثلا گفته به فلانی و فلانی هزار تومان بدهید،بر هر دو تقسیط میشود.
سؤال 1302:اگر کسی مال خود را به موجب وصیت،وقف بر مستمندان کند،آیا تحقّق چنین وقفی منوط به قبول حاکم است؟
جواب:موصی میتواند وصیت به وقف کند که بعد از فوت او وقف کنند.و چنین وقفی منوط به قبول حاکم نیست.
سؤال 1303:اگر شخصی به نفع دیگری وصیت کند،به این شرط که موصی له نیز مالی به او ببخشد،حکم قضیه چیست؟
جواب:صحت این وصیت محلّ اشکال است.
سؤال 1304:آیا صغیر ممیز و یا سفیه میتوانند با اذن ولی یا قیم خود انشاء وصیت کنند؟و
آیا میتوانند رأسا وصیت را قبول و موصی به را تملک کنند؟
جواب:در هر دو صورت میتوانند.
سؤال 1305:آیا متوفی میتواند سهم هر یک از وارثان را معین کند یا به وارثی اختیار استیفای از ترکه را بدهد؟
جواب:بصورت ارث جایز نیست.فقط میتواند سهم خاص هر یک را در زمان حیات به او ببخشد و تملیک کند.
سؤال 1306:اگر کسی دخترش را شوهر دهد و در وصیتنامه قید کند که علاوه بر جهیزیه، فلان مال را بابت حقوق به او دادهام و دیگر حق ارث ندارد،حکم قضیه چیست؟
جواب:صحیح نیست.بلکه حق الارث دختر به قوت خود باقی است.
سؤال 1307:آیا تصرّفات منجز مریض،تابع احکام وصیّت است و نفوذ زاید بر ثلث آن نیاز به اجازه وارثان دارد؟
جواب:منجزات مریض مانند وصیت نیست.
سؤال 1308:آیا موصی میتواند به وصی مأموریت دهد تا با فروش اموال خاصّی از ترکه، دیون او را بپردازد؟
جواب:مانعی ندارد.
سؤال 1309:اگر موصی پس از وصیّت به حق سکنای خانهای در مدّت یک سال،آن را یک سال اجاره دهد و در این فرض موصی قبل از پایان مدّت اجاره فوت کند،حکم قضیّه چیست؟
جواب:اجاره نسبت به مابقی مدت باطل نیست.و پس از پایان مدت اجاره، یک سال در اختیار موصی له قرار میگیرد.
سؤال 1310:این جانب وصی برادرم هستم که محصول زمین او را در امور خیریه مصرف کنم.وی سفارش کرده که من نیز همینطور وصیت کنم.ولی خوف آن میرود که به وصیت من عمل نکنند.آیا میتوانم آن زمین را فروخته و در امور خیر مصرف کنم؟
جواب:اگر میتوانید با انتخاب وصی متدین و نیرومند عمل به وصیت را ادامه
دهید لازم است وصی انتخاب کنید.و اگر اطمینان دارید که بعد از فوت شما به وصیت عمل نمیشود،میتوانید آن را بفروشید و در امور خیریه مصرف کنید.
سؤال 1311:شخصی وصیت کرد که ثلث مال او را در نماز و روزه و رد مظالم و برگزاری مراسم ترحیم خرج کنند.ولی وصی مقداری بیش از>CS
سؤال 1314:شخصی وصیت کرده است که بعد از فوت او سه ختم قرآن و حج انجام دهند و مبلغی به مسجد کمک کنند،آیا ورثه میتوانند ختم قرآن را مقدم بدارند یا خیر؟
جواب:اگر ثلث مال میّت برای انجام امور وصیت شده کفایت کند،یا در فرض عدم کفایت،ورثه اجازه دهند از بقیۀ مال میت برای انجام این امور استفاده شود، وصیت نافذ است و مقدم داشتن ختم قرآن در مقام عمل مانعی ندارد.اما اگر ثلث مال میت برای انجام این امور کافی نیست و ورثه هم اجازۀ استفاده از بقیۀ اموال میت را نمیدهند،باید از میان اموری که به آنها وصیت شده،آنهایی را که واجبند مقدم بدارند.و مسأله دارای صور دیگری نیز هست که فعلا مجال ذکر آنها نیست.
سؤال 1315:شخصی یک نفر را بعنوان ناظر در امور وصیّت قرار داده و بدون اطلاع او اموری انجام شده این عمل صحیح است یا خیر؟
جواب:چنانچه وصی طبق وصیت عمل کرده باشد،اموری را که انجام داده صحیح است.ولی در امور بعدی لازم است عنوان نظارت را رعایت کند.
سؤال 1316:شخصی وصیت کرده که ثلث اموال او را بمصرف خاصی برسانند و ملکی را برای این منظور معین کرده و پس از مدتی از دنیا رفته است.اکنون ملکی را که معین کرده اگر نسبت به موقع وصیت سنجیده شود نصف ترکه بوده،و اگر نسبت به حین فوت حساب شود ثلث ترکه میباشد.مستدعی است بفرمایید وظیفه چیست؟
جواب:اگر وصیت به عین معین یا مقدار کلی از مال مثلا پنجاه هزار تومان باشد ثلث یا کمتر و بیشتر بودن نسبت به اموال حین وفات موصی سنجیده میشود.یعنی اگر ارزش آن عین در حین وصیت بمقدار نصف ترکه بود و بعد به جهت نقصان قیمت یا زیادی آن یا بدست آمدن مال دیگری برای موصی،ارزش آن در حین وفات موصی بقدر ثلث ترکه است،تمامی آن عین ثلث است.و اگر در حین وصیت ارزش آن به مقدار ثلث بود و بعد به جهت بالا رفتن قیمت یا پایین آمدن اموال دیگر موصی یا تلف بعضی از اموال او ارزش آن در حین وفات به مقدار نصف است،آن عین زاید بر ثلث است.و اگر وصیت به کسر مشاع باشد، مثل اینکه موصی بگوید ثلث مال من بعد از مرگم مال زید باشد و بعد اموال
دیگری تحصیل کند،به حسب موارد،حکم آن مختلف میشود.پس اگر قرینهای بود که معلوم شد مراد موصی ثلث حین الوصیة است یا مرادش ثلث حین الفوت است بر طبق آن عمل میشود.و اگر قرینهای که مراد او را معلوم کند نبود،باید به مقدار کمتر اکتفا کرد.و زاید بر آن ملک ورثه است.
سؤال 1317:هرگاه موصی بگوید ثلث مال من بعد از مرگم مال زید باشد،یا بگوید ثلث مال مرا در فلان مورد مصرف کنید،آیا لازم است تعیین آن با رضایت ورثه باشد یا خیر؟
جواب:در فرض سؤال،موصی با ورثه به نحو مشاع شریک است و باید تعیین و افراز ثلث با رضایت همۀ ورثه باشد.
سؤال 1318:زنی در حال صحت و ثبات عقل وصیت کرده که برادرم وصی من است و شوهرم وکیل که وصایای مرا بر طبق وصیتنامه عمل کند.وکیل که شوهر زن است میگوید چون من اطلاع نداشتم و بیخبر من وصیت کرده من این وصیت را قبول ندارم و این وصیت باطل است،تکلیف چیست؟
جواب:در فرض سؤال،اگر وصیت محرز باشد،زوج که تا بعد از فوت اطلاع نداشته،باحتیاط لازم عملی که در عهدۀ اوست باید انجام دهد،و ردّ نکند.بلی نسبت به سهم الارث،زاید بر ثلث را میتواند امضا نکند.
سؤال 1319:کاسبی مثلا به این لفظ نذر کرده که:یا ابا الفضل العباس علیه السّلام اگر من از این کسب استفاده کنم صدی پنج از این درآمد مال جناب شما باشد.گاهی در نظر میگیرد که از سهم آن حضرت مس بخرد یا صرف برق کند یا پارچۀ سیاه جهت سینهزنهای هیأت ابو الفضل خریداری و یا اطعام کند.و امثال ذلک.ولی صیغۀ مخصوصی را که در نذر شرط است(للّه علیّ کذا)تلفظ نکرده است،آیا ملزم است به این نذر عمل کند یا نه؟و اگر به آن صیغۀ مخصوص تلفظ میکرد میتوانست در مطلق امور خیریه مصرف کند؟یا باید در همان مصرفی که در نظر داشته صرف کند؟
جواب:در فرض مذکور وفای به نذر واجب نیست.و اگر ناذر بخواهد در هر راه خیری آن را به قصد اهدای ثواب آن به حضرت ابو الفضل العباس علیه السّلام صرف کند خوب است.و در نذر صحیح،غیر از آنچه در نظر گرفته خلاف احتیاط است.
سؤال 1320:اگر شخصی بگوید:خدایا اگر حاجت من برآورده شد فلان کار را میکنم.آیا در انعقاد نذر کافی است؟
جواب:کافی نیست.و در انعقاد نذر باید صیغۀ مخصوص یعنی«للّه علیّ کذا» خوانده شود،یا لفظی مرادف آن،مانند اینکه بگوید:برای خدا بر من است که چنین کاری بکنم.
سؤال 1321:آیا ورزش میتواند متعلّق نذر باشد؟
جواب:در موارد رجحان،مانعی ندارد.
سؤال 1322:آیا ترک سیگار میتواند متعلّق نذر باشد؟
جواب:میتواند.
سؤال 1323:این جانب گفتهام چنانچه مسافر من به سلامت بیاید برای خدا بر من است که یک گوسفند سر ببرم و به فقرا بدهم،آیا این نذر صحیح است؟
جواب:بلی صحیح است و صیغۀ نذر باید به زبان گفته شود و قصد آن در دل کافی نیست.
سؤال 1324:حیوان نری را برای قربانی نذر کردهام،آیا میتوان آن را به ماده نزدیک کرد، با فرض اینکه عمل مذکور موجب لاغر شدن حیوان میشود؟
جواب:در فرض سؤال که موجب نقصان حیوان میشود،اشکال دارد.
سؤال 1325:کسی که نذر کرده روزهای دوشنبه و پنجشنبه را روزه بگیرد و نمیگوید هر هفته،اگر چند هفته عمل کند و چند هفته یا چند ماه فاصله بیندازد و دوباره شروع کند،آیا ایرادی ندارد؟
جواب:اگر در وقت نذر،در نیت او این بوده که جهت جبران گناهان خود مدتی دوشنبهها و پنجشنبهها روزه بگیرد،همین که مدتی گرفته کافی است.و اگر هم شک دارد که چگونه عهد کرده است،باز به همان مقدار کافی است.
سؤال 1326:شخصی ده گوسفند جهت قربانی روز عاشورا نذر کرده آیا میشود در طول
محرّم قربانی کرد؟
جواب:چنانچه نذر کرده باشد که روز عاشورا ذبح کند،لازم است وفای به نذر کند.
سؤال 1327:>CS
کرده و وجوه آن را با نظارت نمایندۀ ولی فقیه،در تأسیس مراکز عام المنفعة،مانند مدرسه مصرف کنند،تکلیف چیست؟
جواب:فروش آنها و گرفتن قیمت اگر چه مناسب باشد ظاهرا جایز نیست.و هدف صاحبان گوسفند صرف مجّانی آنها است.از این جهت لازم است یا بین فقرا و مستمندان توزیع شود،یا در مجالس عزاداری اطعام شود.
سؤال 1332:زنی نذر کرده که اگر شوهرش سیگار را ترک کرد،خرج هر هفتۀ سیگار او را صدقه دهد.حال اگر شوهر یک هفته سیگار نکشید فورا باید بپردازد یا منتظر باشد تا از ترک سیگار وی مطمئن شود؟در صورتی که در ذهن زن ترک موقت یا دائمی نبوده است.اگر شوهر مدتی ترک کرده و دو مرتبه شروع کرد تکلیف زن چیست؟و اگر چند هفته به نذر خود وفا نکرد،آیا تعدد کفاره لازم است؟
جواب:با توجه به اینکه ترک همیشگی معمولا نمیتواند مورد نظر نذرکننده باشد،زیرا که احراز آن متوقف بر ملاحظه زندگی شوهر تا آخر عمر خواهد بود، لذا بنظر میرسد که مورد نظر ترک موقت است.در این صورت برای هر هفته لازم است صدقه بدهد،و ظاهرا تعدد کفاره وجود ندارد.
سؤال 1333:اگر نذر کرده بود در وقت معین روزه بگیرد.ولی در آن روز روزه نگرفت و زمان دیگر انجام داد،آیا کفاره دارد و چقدر است؟
جواب:اگر عمدا به نذرش عمل نکرد،کفارۀ تخلّف از نذر بر عهدۀ او است.و کفارۀ عمل نکردن به نذر با قدرت بر عمل و تخلف عمدی این است که دو ماه پیدرپی روزه بگیرد یا به شصت فقیر طعام دهد یا یک بنده آزاد کند.
سؤال 1334:چنانچه زن در غیاب شوهر و یا با عدم اطلاع و یا با عدم رضایت او نذر کند، در صورتی که مال منذور از شوهر باشد و یا مشترک و یا از مال مختص به زن،از قبیل ارث و
یا اجرت کاری که از شوهر میگیرد،چه صورت دارد؟
جواب:نذر زن اگر مزاحم حقوق شوهر باشد بیاجازۀ او باطل است.و اگر مزاحم نباشد احتیاط واجب آن است که با اجازۀ او باشد،خصوصا در نذر مال گرچه مال متعلّق به خود زن باشد.
سؤال 1335:افرادی که در دهۀ محرم اشیایی را نذر حضرت ابا عبد اللّه الحسین علیه السّلام کردهاند.
از قبیل قند و شکر و چای و آرد برای دور دیگ و غیره.منذورات را تحویل امین مسجد و یا حسینیه دادهاند.در صورتی که از مصارف روضهخوانی در مورد خودش زیاد بیاید و اگر بخواهند خود عین را برای عاشورا نگهدارند فاسد میشود و یا از بین میرود،آیا میتوانند آن اشیا را به مستحق شرعی بدهند؟و یا فروخته وجه آن را صرف مایحتاج حسینیه کنند؟و یا اعیان را در غیر اوقات معلومه در سایر روضهخوانیها صرف کنند؟و یا وجه آن را نگهداشته و در سال آینده مثل همان اشیا را جهت مصرف خریداری کنند؟نظر مبارک را مرقوم فرمایید.
جواب:اگر اشیای مذکوره را برای آن میدهند که در دهۀ محرم صرف شود و از قرائن معلوم باشد که مقید بصرف آن را در خصوص محرم سال جاری نیست، عین مازاد را اگر ممکن است نگاه دارند.وگرنه بفروشند و قیمت آن را سال دیگر در دهۀ محرم به مصرف برسانند.و اگر مخصوص دهۀ محرم سال جاری دادهاند، باید از دهندگان آن برای صرف در محل دیگر اذن بگیرید.
سؤال 1336:مردم مسلمان ایران همهساله مبالغی به امامزادهها و بقاع متبرکه اهدا میکنند.آیا سازمان اوقاف میتواند مقداری از این وجوه را جهت تبلیغ و نشر معارف اسلام، تعمیر و تکمیل مساجد،خرید کتب مذهبی و اهدا به کتابخانهها از اماکن مذکور بگیرد؟
جواب:چنانچه برای مصارف خاصی اهدا نشده و خود امامزاده یا بقعه نیاز نداشته باشد،صرف در موارد مذکوره با رعایت مقررات اسلامی مانعی ندارد.
سؤال 1337:در بعضی از شهرها امامزادههایی میباشد که زائران نذوری را در ضریح آنها واریز میکنند،که مقداری از آن صرف مخارج خود امامزاده میشود،آیا مصرف مازاد در امور زیر جایز است:1-احداث مسجد 2-تعمیرات مسجد 3-تکمیل مساجد نیمه کاره 4-تزیین
مساجد 5-فرش مساجد 6-درب مساجد 7-کولر مساجد 8-فرش و تعمیرات حسینیهها
جواب:پس از استثنای مصارف خود بقعه و مخارج مربوط به آن،صرف در امور مذکوره مانعی ندارد.
سؤال 1338:آیا مسابقه با اسلحههای امروزی از مصادیق رمی به حساب میآید؟
جواب:بلی محسوب میشود.
سؤال 1339:آیا مسابقه با دوچرخه و اتومبیل از مصادیق سبق محسوب میشود؟
جواب:با توجه به نیاز جبههها به این امور،مسابقه با مراکب امروزی از مصادیق سبق محسوب میشود.
سؤال 1340:جوایزی که به برندگان مسابقات فوتبال و هندبال و غیر آن داده میشود چه حکمی دارد؟
جواب:مانعی ندارد.
سؤال 1341:آیا برپا کردن مسابقات فرهنگی از زندگی ائمه علیهم السّلام و احکام شرعی یا قرآن و نهج البلاغه جایز است؟
جواب:مسابقات مزبوره که به منظور اشاعه و نشر فرهنگ اسلام و تشیع است، مانعی ندارد بلکه رجحان دارد،مشروط بر اینکه از شرکتکنندگان پول نگیرند تا جایزه را با آن وجوه تهیه و به افراد بدهند.
سؤال 1342:آیا برپا کردن مسابقات فرهنگی و دریافت وجوه از شرکتکنندگان جهت ثبت
نام در مسابقه و پرداخت جوایز از وجوه اهدایی جایز است؟
جواب:خیر،جایز نیست.
سؤال 1343:آیا برپا کنندگان مسابقات فرهنگی میتوانند حق الزحمۀ خود را از وجوه اهدایی بردارند؟
جواب:در صورتی که عنوان کار به حسب ظاهر تبرّع و مجانیت نباشد،مانعی ندارد.
سؤال 1344:آیا میتوان برای بدست آوردن هزینۀ مسجد و مراکز فرهنگی،مسابقات فرهنگی ترتیب داد و مقداری از وجوه اهدایی شرکتکنندگان را صرف مسجد یا مرکز فرهنگی و مقداری را صرف پرداخت جوایز به شرکتکنندگان ممتاز کرد؟
جواب:جایز نیست.
سؤال 1345:گوسفندی را سر بریدند.بعد معلوم شد چهار رگ بریده نشده است،ولی زنده است،آیا میشود حلال شود؟
جواب:در فرض سؤال،اگر سر گوسفند از بدن جدا نشود و بلافاصله چهار رگ را از زیر برآمدگی گردن قطع کنند،گوسفند تماما(سر و بدن)حلال میشود.
ولی اگر سر از بدن جدا شده باشد،دو صورت دارد:اول آنکه سر را از بیخ،از زیر چانه جدا کردهاند،در این صورت اگر از زهاق روح چهار رگ را از زیر برآمدگی قطع کنند،ظاهرا بدن گوسفند حلال است ولی سر گوسفند حرام و مردار است،صورت دوم آنکه سر را از پایین حلقوم قطع کنند و حلقوم در قسمت سر مانده باشد،در این فرض اگر بلافاصله چهار رگ را قطع کنند،سر حلال است ولی بدن حرام و مردار خواهد بود.
سؤال 1346:ذبح حیوان با کارد استیل چگونه است؟
جواب:جایز است.
سؤال 1347:در رساله ذکر شده است که سر گوسفند را باید از زیر برآمدگی گلو برید،یعنی برآمدگی در طرف سر باشد.حال اگر اشتباه شد و برآمدگی به طرف بدن بود،آیا گوسفند حرام میشود؟
جواب:بلی باید سر گوسفند را از پایین برآمدگی زیر گلو ببرند تا چهار رگ بریده شود.و اهل خبره میگویند اگر سر را از بالای برآمدگی ببرند چهار رگ قطع نمیشود و حیوان حرام میشود.ضمنا در این جهت فرقی بین عمد و اشتباه نیست و اگر از بالای برآمدگی بریده شده حرام است و لو اشتباها.
سؤال 1348:گاوی است قوی که نمیتوانند بخوابانند و سر او را ببرند،آیا میشود ایستاده رو به قبله سرش را ببرند؟
جواب:بلی از اخبار چنین استفاده میشود که استقبال در صورت عدم امکان بخاطر سرکشی و طغیان،ساقط است.
سؤال 1349:آیا میتوان گاو را قبل از ذبح کردن با چوب یا سنگ یا وسیلهای دیگر بیحس کرد و سپس آن را ذبح کرد؟
جواب:حیوان اگر در موقع ذبح کردن جان داشته باشد،گرچه با ذبح کردن حلال میشود،ولی زدن حیوان برای بیحسّ کردن آن،جایز نیست.
سؤال 1350:سر حیوانی را بریدهاند و حیوان هم مرده است،سپس معلوم میشود که مقداری از اوداج اربعه،مثلا ربع یا ثلث یا نصف کمتر یا بیشتر در بدن باقی مانده است آیا پاک است و خوردن آن جایز است یا نه؟
جواب:جایز نیست،حکم میته دارد.
سؤال 1351:مرغی را ذبح کردهاند،به علّت تیزی کارد سرش جدا میشود،در حالی که مرغ زنده است و رگ همه به طرف بدن مرغ رفته است،آیا تا مرغ زنده است میتوان مقدار رگ را به طرف سر مرغ برید یا خیر؟
جواب:اگر تا زنده است اوداج اربعه بریده شود،حلال میشود.ولی سر که قبل از ذبح شرعی جدا شده حرام است.
سؤال 1352:آیا استفاده از گوشت گوسفند و مرغ که توسط ابزار برقی که در کشتارگاه ذبح
میشوند،جایز است؟و اگر ذبح توسط انسان و پرکنی مرغ توسط کارخانه انجام شود و قبل از ذبح شوک به مرغ وارد شود،آیا استفاده از آن جایز است؟
جواب 1-چنانچه ابزار از جنس آهن باشد ولی حرکت آن بوسیله برق انجام گیرد با توجه به رعایت سایر شرایط مانند قبله و بسم اللّه،مانعی ندارد.
جواب 2-استفاده از آن مانعی ندارد.
سؤال 1353:در کشتارگاههای صنعتی مرغ که اخیرا در بعضی شهرها دایر شده است،روزانه قریب به هزار مرغ را آویزان میکنند و یک نفر مأمور بریدن سر آنها است.حال آویزان کردن آنها با اینکه معلوم نیست رو به قبله باشند،چگونه است؟و همینطور آیا برای بریدن سر هزار مرغ یک بار بسم اللّه بگویند،کافی است یا خیر؟
جواب 1-لازم است رو به قبله بودن احراز شود.
جواب 2-در صورتی که تدریجا سر بریده شود،لازم است برای هر یک بسم اللّه گفته شود و اگر دفعتا انجام گیرد،یک مرتبه کافی است.
سؤال 1354:در مورد ذبحهای بعضی از کشتارگاهها که با دستگاه و دسته جمعی انجام میگیرد،چه میفرمایید؟
جواب:با توجه به اینکه کشتارگاههای کشور رعایت مقررات و ضوابط شرعیه را میکنند مشکلی در کار نیست.و اصولا ذبح با دستگاه دسته جمعی با رعایت سایر شرایط معتبره،مانعی ندارد.
سؤال 1355:روزانه 500 عدد مرغ در کشتارگاه شهر ذبح و در اختیار مردم قرار میگیرد، بعضی میگویند اولا رو به قبله ذبح نمیشوند و ثانیا در موقع ذبح بسم اللّه گفته نمیشود، وظیفه ما چیست؟
جواب:عمل مسئولان حمل بر صحت میشود.و مرغها محکوم به طهارت و حلیت هستند.مگر آنکه یقین کنید که خلاف طریق شرعی ذبح شدهاند.
سؤال 1356:آیا گوشت حیوانات حلال گوشت،مانند ماهی،مرغ،گوسفند و گاو که توسط دولت از کشورهای غیر اسلامی آورده میشود،با توجه به اینکه هنگام ذبح نام خدا برده نمیشود و حیوان رو به قبله نیست،آیا حلال است؟اگر بلامانع است چرا وقتی در آن کشور با چنین گوشتی مواجه میشویم حکم به حرمت میشود؟
جواب:گوشتهایی که فعلا توسط دولت وارد میشود با نظارت و دخالت مسلمان که دولت فرستاده ذبح میشود،لذا اشکالی ندارد.اما آنچه در آن کشورها به دست خودشان ذبح میشود محکوم به حرمت است،مگر احراز شود ذابح مسلمان بوده.و در خصوص ماهی اگر احراز شود فلسدار بوده و بدانید یا اطمینان پیدا کنید زنده از آب گرفته شده و بیرون آب جان داده،یا اینکه در تور ماهیگیر در آب مرده حلال است،گرچه گیرنده آن مسلمان نباشد.
سؤال 1357:آیا حیوان حلال گوشت را قبل از ذبح میتوان توسط آمپول یا چیز دیگر بیحس کرد،تا احساس درد کمتر داشته باشد؟
جواب:اشکالی ندارد.
سؤال 1358:حیوان اهلی که به علتی ذبحش ممکن نیست،یعنی وسیلۀ سر بریدن مانند چاقو نباشد،آیا میتوان آن را با تیر تیز مثل شکار صحرایی بزنیم؟
جواب:اگر به وسیله همان تیر تیز رگهای چهارگانه را قطع کنند،با حفظ سایر شرایط لازم حلال خواهد بود.
سؤال 1359:اگر حیوان درندهای قسمتی از حیوان اهلی را خورده باشد،چه حکمی دارد؟
جواب:چنانچه نمرده باشد و آن را ذبح شرعی کنند،خوردن آن مانعی ندارد.
سؤال 1360:اگر غیر مسلمان بگوید این گوشت ذبح اسلامی شده،آیا میتوان پذیرفت؟
جواب:اگر از بازار مسلمانها خریداری شده باشد،کافی است.
سؤال 1361:اگر یک نفر مسلمان ولی نه چندان مورد اعتماد مدعی شود که گوشت ذبح اسلامی شده،آیا میتوان پذیرفت؟
جواب:میتوان پذیرفت.
سؤال 1362:آیا گوشت خرگوش حرام است؟
جواب:بلی حرام است.
سؤال 1363:اگر ماهی در تور صیادی در زیر آب بمیرد،حلال است یا حرام؟
جواب:حلال است.
سؤال 1364:در بعضی از مناطق نوعی صید ماهی رایج است که در کنار رودخانه یعنی آنجایی که آب هست ولی خیلی کم است و بعضی از انواع ماهیان حلال گوشت در آنجا تخمگذاری میکنند.حلبی یا ظرف دیگری را زیر خاک میکنند،به شکلی که دهانۀ حلب مساوی است با سطح آب.ماهیان هنگام تخمگذاری درون ظرف میریزند و نمیتوانند بیرون بروند.
بعضی از این ماهیها ممکن است درون این ظرف بمیرند.حال حضرت مستطاب عالی بفرمایید:
1-حکم این ماهیها از جهت حلّیت و حرمت چه میباشد؟
2-به فرض حلال بودن،حکم آن ماهیهایی که میمیرند چه میباشد؟در ضمن این نوع صید تقریبا میتوان گفت رایج است.
جواب:اگر حلبی یا ظرف را به قصد صید ماهی میگذارند،به نظر این جانب ماهیهایی که درون آب میریزند اگر چه در آب ظرف هم بمیرند همه حلال هستند.
سؤال 1365:مورد دیگری از صید که رایج است این است که اگر رودخانه دو شط باشد یعنی دو خط جریان داشته باشد و آب را از یکی از این دو شط به دیگری برگردانند به شکلی که آب شط مذکور خشک شود و ماهیها در خشکی واقع شوند.بفرمایید اولا آیا این نوع صید از حیث شرعی جایز است؟و ثانیا در صورت جایز بودن اگر ماهیها پیش از دسترسی به آنها بمیرند، چه حکمی دارد؟
جواب:ماهیهایی که در شط وارد میشوند اگر زنده از آب گرفته شوند یا در تور ماهیگیری اگر چه در آب بمیرند حلال هستند،اما آنچه داخل شط میمیرند حلال نیستند.
سؤال 1366:آیا ماهیها از لحاظ اشکال در حلیت و حرمت فرق میکنند؟
جواب:ماهی فلسدار حلال است به هر شکل و از هر نوعی باشد،و غیر فلسدار حرام است به هر شکل و نوعی باشد.
سؤال 1367:اگر انسان با گاو وطی کند،گوسالههایی که از آن بوجود میآیند چه حکمی دارند؟
جواب:گوسالههایی که بعد از وطی از آن به عمل آیند بنابر احتیاط واجب حرامند.
سؤال 1368:در فرض سؤال قبل،اگر هنگام وطی گاو حمل داشته است،آیا حمل و بچه در شکم او نیز حرام است؟
جواب:خیر،حرام نیست و فقط گوسالهای که نطفهاش بعد از وطی منعقد شود بنابر احتیاط واجب حرام است.
سؤال 1369:آیا خوردن غذای اهل کتاب جایز است؟
جواب:در غیر گوشت جایز است.اما گوشتی که غیر مسلمان آن را ذبح کرده باشد جایز نیست.
سؤال 1370:آیا غذا خوردن با اهل کتاب(مسیحی،یهودی،زردشتی)جایز است؟
جواب:در صورت مشرک نبودن پاک میباشند.و غذای آنان محکوم به طهارت و حلال است.
سؤال 1371:غذایی که نیمخوردۀ بچه باشد یا به نحو دیگر در سفره ریخته میشود،اگر برای پرندگان بیرون بریزیم،آیا اشکال دارد؟
جواب:در موردی که اسراف نباشد،مانعی ندارد.
سؤال 1372:آیا میشود میوۀ شاخۀ درخت همسایه را که وارد خانۀ دیگری شده مصرف کرد؟
جواب:جایز نیست.
سؤال 1373:اگر به بوتۀ گوجهفرنگی جهت تقویت کود انسانی یا شراب بدهند،آیا تأثیر در حلیّت گوجهفرنگی دارد؟
جواب:تأثیری ندارد.
سؤال 1374:خوردن مقداری از خاک که در بازار به نام تربت مطهر امام حسین علیه السّلام به فروش میرسد،چه حکمی دارد؟
جواب:در صورتی که مریض به قصد شفا بخورد،مانعی ندارد.
سؤال 1375:نظر حضرتعالی در ارتباط با استعمال دخانیات تریاک و مواد مخدر و سیگار چیست؟
جواب:استعمال تریاک و مواد مخدر،اگر زمینۀ اعتیاد داشته باشد حرام است.
و سیگار را بهتر آن است که شروع نکند.
سؤال 1376:اگر مقداری انگور جهت سرکه شدن در ظرفی بریزیم و هر بار مقداری انگور به آن اضافه کنیم در صورتی که انگورهای قبلی به اصطلاح جوش آمده باشد،آیا سرکه پاک
است یا حرام؟و پختن کشمش به همراه غذا حکمش چگونه است؟
جواب:بعد از سرکه شدن حلال است.و باد کردن کشمش و جوش آمدن آن در غذا موجب حرمت آن نیست.
سؤال 1377:کسی که مشغول خوردن غذا است اگر در بین ظرف غذا فضله موش پیدا کند آیا لازم است که به باقی افراد خانواده بگوید یا نه،و همینطور گفتن به میهمان چه حکمی دارد؟
جواب:لازم نیست اطلاع دهد.مگر اینکه غذا دادن به آنها مستند به این فرد باشد،مثل صاحب منزل و کسی که غذا را جلوی مهمان میگذارد،که در این صورت باید اطلاع دهد.
سؤال 1378:هنگام رفتن به مزارع و باغات بزرگ و کوچک،لطفا حکم موارد ذیل را بیان فرمایید:
استفاده از محصول آنها و همچنین آبهای جاری آن چه بصورت قنات و چشمه و یا چاه که بوسیلهای آب آن را خارج میکنند،وضو گرفتن و غسل و تیمّم و شستن لباس و مصرف خوردن و غیر ذلک.
همینطور در راههای عمومی و یا خصوصی که با بعضی از مزارع و باغها برخورد میشود عنوان حق المارّه و همچنین میوه درختهایی که در بعضی اماکن و راهها و دیوار باغ بیرون آمده و یا روی زمین ریخته و یا گاهی در جوی آب بدست میآید،حکمش چیست؟
جواب:دخول در مزارع و باغهایی که مالک خصوصی دارد به هیچ وجه جایز نیست.و همچنین است استفاده از میوۀ آنها و چاه آب یا قنات یا چشمهای که در آنها وجود دارد.ولی استفاده از نهرهای بزرگ که ملک شخصی نباشد و یا اگر هم باشد این مقدار تصرف معمول است و علم به رضایت مالک وجود دارد جایز است.
ضمنا حق المارّه را هم این جانب تجویز نمیکنم،لذا مصرف آنها جایز نیست.
مگر در مواردی که احراز شود مالک آنها از آنها اعراض کرده است.
سؤال 1379:طبق قوانین موجود،خرید مال مسروقه جرم است،آیا میتوان خریدار اموال مسروقه را محکوم کرد؟
جواب:بلی،اگر ثابت شود که کسی با علم به مسروقه بودن مال و علم به عدم جواز خرید آن،آن را خریده،حاکم میتواند به هر مقدار که صلاح دانست،او را تعزیر کند.
سؤال 1380:اگر کسی در کودکی چیزی را از کسی بردارد،بعد از اینکه بالغ شد،وظیفۀ او چیست؟
جواب:باید در اختیار صاحبش قرار دهد.
سؤال 1381:حدود ده سال پیش کودکی یک وسیلۀ زیبا را که جلب توجه میکرد از مغازهای برداشته و الآن که بزرگ شده میخواهد آن را جبران کند.البته هنوز هم آن وسیله هست ولی یکی از قسمتهایش گمشده،از طرفی احتمال میدهد صاحب مغازه عوض شده باشد.وظیفه چیست؟
جواب:لازم است تحقیق کند،چنانچه صاحب مغازه و یا فرزندان وی را پیدا
کرد،باید با آنها مطرح کند.و در صورتی که موفق نشد طبق قیمت روز برای او صدقه بدهد.
سؤال 1382:بچهای به ملاحظۀ ندانستن احکام،چیزی را سرقت کند بعد از بلوغ و فهمیدن وظیفۀ او چیست؟
جواب:اگر عین آن مال موجود است باید آن را به صاحبش برگرداند و در صورتی که موجود نباشد،مثل یا قیمت آن را باید به وی بپردازد.
سؤال 1383:حکم زمینهایی که در زمان طاغوت به عنوان اصلاحات ارضی بین کشاورزان تقسیم شده چیست؟
جواب:حکم اوّلی این است که تصرف در ملک دیگری،بدون رضایت او غصب و حرام است.ولی ظاهرا در زمان حضرت امام رحمه اللّه به عنوان حکم ثانوی اجازه داده شده است.بنابراین همۀ تصرفات در آن جایز است.
سؤال 1384:اگر شخصی جنسی را از کسی غصب و تلف کند.بعد پشیمان شود و بخواهد عوض آن را بدهد،آیا قیمت زمان تلف را بپردازد یا زمان پرداخت؟
جواب:قیمت روز ادا را باید بپردازد.
سؤال 1385:میزان در ادای مال مغصوب با اختلاف قیمت وقت غصب و زمان پرداخت، کدام است؟
جواب:اگر مال مغصوب مثلی بوده،باید مثل همان را به صاحبش بدهد، هر چند قیمت آن زیاد شده باشد.و اگر مال قیمی بوده،باید قیمت روزی را که میخواهد بپردازد بدهد.و اگر معلوم نیست با مصالحه رضایت او را حاصل کند.
سؤال 1386:سارقی به سرقت اعتراف کرده،ولی دسترسی به اصل مال ندارد،آیا باید
قیمت آن را به نرخ روز سرقت پرداخت کند یا به نرخ روز ادا؟
جواب:اگر عین مال مسروقه تلف شده یا در دسترس نیست،قیمت یوم الاداء را پرداخت کند.
سؤال 1387:شخصی با اصرار زیاد ماشین بنده را به امانت تحویل گرفته که حد اکثر تا فردا ظهر تحویل دهد.ولی با ماشین تصادف کرده،و از بیمه خسارت وارده را یکصد و سی هزار تومان تحویل گرفته و به دروغ به بنده وانمود کرده که بیشتر از سی هزار تومان نگرفته است من هم با توجه به این مبلغ و از جهت عاطفی و اخلاقی،سخت نگرفته و ماشین را که به صورت ناقص تعمیر شده بود از ایشان تحویل گرفتم،امّا بعدا متوجه شدم که مبلغ واقعی یکصد و سی هزار تومان بوده است.حال طرف مدّعی است آن مبلغ حلال و روزیشان میباشد.لطفا بفرمایید حق با چه کسی میباشد(ضمنا ماشین به جای یک روز و نصف حدود نه روز معطل بوده است).
جواب:ظاهرا شرکت بیمه پول را برای خسارت ماشین داده است.و برداشتن مقداری از آن توسط فرد واسطه جایز نیست.و باید به شما بدهد.
سؤال 1388:کشف و استخراج معدن از باغ و مزرعۀ شخصی،بدون اجازۀ مالک آن چه حکمی دارد؟
جواب:معدن مال مالک زمین است.و استخراج آن بدون اذن مالک صحیح نیست.و در صورت استخراج تماما مال مالک زمین میباشد،(و در شرایط فعلی جمهوری اسلامی ایران،تابع مقررات است)البته اگر به حد نصاب برسد،خمس دارد.
سؤال 1389:شخصی از افرادی از جمله پدر خود چیزی را به سرقت میبرد.بعدا متوجه بدی عمل شده و چون چیزی نداشته،از مال مربوط به پدر مابقی دیون را میپردازد.سپس از پدر حلالیت میگیرد و او را به نحوی راضی میکند،آیا این پرداخت باعث برائت ذمه میشود؟
جواب:در فرض سؤال،اگر پدر خریدوفروشی را که با مال او انجام شده
امضا کند،بطوری که تصرفات آن شخص و ادای دیونش از طرف پدر امضا شود، ان شاء اللّه بری الذمه شده و توبه هم که کرده است.غفر اللّه لنا و لکم و له.
سؤال 1390:کسی چندین سال قبل به ملک شخصی تجاوز کرده و تصرف عدوانی کرده است،صاحب ملک موضوع را به دادگاه ارجاع داده و پس از سالها محاکمه،بالأخره شخص متصرّف حاضر شده که اجارۀ سالهای قبل را بپردازد و ملک در تصرف او باشد ولی صاحب زمین راضی به این کار نیست و در اثر بیکاری خود و فرزندانش میخواهد خودش در آن کشت و زرع کند.چون در اسلام رضایت طرفین شرط است و صاحب زمین در این مدت راضی نبوده و نیست،لذا متمنی است بفرمایید که:
اولا:آیا ملک به صاحب آن بر میگردد؟یا اینکه باید در دست متجاوز باشد و او اجرت آن را بپردازد؟
ثانیا:در این چند سال کارهایی که در آن زمین از قبیل خواندن نماز و غیره انجام داده حلال بوده یا حرام؟
جواب:الف-بلی باید ملک را به صاحب آن برگرداند و از این به بعد هم حق تصرف در آن را ندارد مگر با رضایت صاحب آن.
ب-اگر با علم به غصبیت در آنجا نماز خوانده باطل است.
سؤال 1391:مالی که به عنوان جهیزیّه زن به شوهر سپرده شده و پس از مطالبه آن را نمیدهد،آیا احکام ودیعه و امانتداری در این مورد جاری است یا احکام غصب؟
جواب:اگر به عنوان امانت سپرده شده و پس از مطالبه پس نمیدهد،در حکم غصب است.
سؤال 1392:زمینی است که حدود 35 سال قبل،کشاورزانی در این زمین کشاورزی میکردند.و تقریبا بیست سال بدون کشت و زرع ماند،و به صورت موات در آمده و حدود پنج سال قبل شخصی با اجاره و اجازۀ از مالکین اولی و اصلی در زمین مزبور،یک حلقه چاه عمیق زده و زمین را احیا میکند زارعین بیست سال قبل که در طول این مدت زمین را ترک کرده بودند،آیا حقی در زمین احیا شده دارند یا خیر؟
جواب:اگر قبلا زارعین،زمین را به احیاء مالک شدهاند یا خریدهاند،تا اعراض نکردهاند به ملکیت آنها باقی است.
سؤال 1393:25 سال پیش انباری از شخصی خریدهام،بالای آن انبار،زمینی بوده که آباد نبوده و این جانب نیروی جوانی خود را در آباد کردن آنجا به کار گرفتهام،پس از 25 سال پسرهای فروشندۀ انبار میگویند زمینی که شما گرفتهاید مال ما بوده است.چون در مجاورت خرمن ما میباشد،در این باره دستور اسلام را بیان فرمایید؟
جواب:اگر موات بوده و حریم ملک دیگری نبوده و شما آن را احیای کردهاید، مالک شدهاید.
سؤال 1394:آیا جایز است مراتع و چراگاهها را که چندین سال مورد استفاده قرار گرفته است،احیا کرد؟
جواب:در جمهوری اسلامی ایران این امور تابع مقررات موجود است،و باید از سازمان مراتع مجوز گرفته شود.
سؤال 1395:آیا شخص میتواند جلوی عبور راه عام مراتع را بگیرد؟
جواب:فرد خاص نمیتواند این کار را انجام دهد.و این هم تابع مقررات سازمان مراتع میباشد.
سؤال 1396:این جانب مقداری زمین در جای معینی خریدم.دو سال بعد دور آن را سنگچین نموده و روی آن نخود دیم کاشتم.در سال 1350 دولت سابق آن را ملی اعلام کرد،آیا شرعا من مالک آن زمین هستم؟
جواب:با توجه به خصوصیات مذکور،مالک شرعی شما هستید.
سؤال 1397:بعد از چندین سال زحمت،آبی از چاه برای زراعت بیرون آوردهام،آیا این آب جزء انفال است یا متعلق به خودم؟و آیا میتوانم وقف کنم؟
جواب:با فرض اینکه محل چاه از اراضی موات بوده و به قصد تملک حیازت کرده و حفر چاه کردهاید،آن چاه متعلق به شما است و وقف آن مانع ندارد.
سؤال 1398:چند نفر مدتها قبل زمین مواتی را تحجیر میکنند و بعد از حفر چاه و نصب موتور آب پشیمان میشوند و محل را رها کرده و میروند،بعدها چند نفر از اهالی،همانجا را تصرف و احیا میکنند.یعنی باغ درست میکنند یا خانه میسازند،آیا کسانی که قبلا علامتگذاری کردهاند روی این زمینها حقی دارند؟
جواب:حکم کلی مسأله این است که حفر چاه تحجیر است و موجب حق اولویّت میشود.ولی اگر پس از تحجیر زمین را مدتی طولانی مهمل و معطل گذاشتند،حق اولویت ساقط میشود.و دیگران میتوانند آن را تصرف و احیا کنند ولی در این فرض احتیاط این است که با اجازۀ حاکم شرع باشد.و در فرض سؤال،ظاهرا حق اولویت آقایان ساقط شده و مردمی که زمین را تصرف و احیا
کردهاند اگر با اجازۀ حاکم شرع بوده،فعلا مالک آن هستند.و اگر هم با اجازه نبوده ولی فعلا مسئولان مربوطه عمل آنان را امضا کرده و منع نکردهاند،اشکالی ندارد و زمینها ملک احیا کنندگان است.
سؤال 1399:شخصی در زمین موات نهری ایجاد کرده است.بعد صاحبان زمینهای اطراف،زمینهای تا کنار نهر را احیا کرده و درخت کاشتهاند،اکنون ادعای حریم برای زمینهای خود میکنند.حکم آن را مشروحا بیان فرمایید.
جواب:بطور کلی حریم نهری که در زمینهای موات بالأصل احداث شده،به مقداری است که عادتا و عرفا برای ریختن گلولای و رفت و آمد در دو طرف آن مورد حاجت باشد.و زاید بر آن حریم محسوب نمیشود.و در این جهت فرقی بین زمین نرم و غیره نیست.و تصرف دیگران در این مقدار از حریم تصرف غاصبانه است و مالک نمیشوند.ولی تصرف در خارج از این مقدار مانعی ندارد.
و نیز حریم زمین مزروعی اگر در اراضی موات بالأصل احیا شده،به مقداری است که عرفا و عادتا برای استفاده از آنها مورد نیاز باشد.و مقدار حریم تابع مقدار زمین مزروعی و ملک احیا شده است.پس اگر مزرعه توسعه داشته باشد قهرا حریم بیشتری لازم دارد.و اگر مزرعه کم باشد حریم کمتری لازم است.و خلاصه تعیین مقدار حریم به نظر عرف و عادت هر محلی میباشد.و تصرف دیگران در این مقدار جایز نیست و مالک نمیشوند.ولی در خارج این مقدار مانعی ندارد.و اگر اختلاف وجود دارد به حاکم شرع مراجعه شود.
سؤال 1400:عدهای میخواهند برای منطقهای جوی آب بسازند،اما اهالی منطقۀ همجوار میگویند چون محل جوی آب در حریم زمینهای ما قرار گرفته،حق ندارید جوی آب را بسازید،حکم آن را بیان فرمایید.
جواب:اگر جزء حریم آنها باشد،چنین حقی را دارند.
سؤال 1401:کسانی که در دامنۀ کوه یا تپه خانه میسازند،آیا حق دارند از احیای زمینهای بالاتر از خانۀ خودشان در دامنۀ کوه یا تپه،به عنوان حریم ممانعت کنند؟
جواب:حق مزاحمت ندارند.
سؤال 1402:ساکنان قدیمی حدود صد و پنجاه خانوار میباشند و از سال 1980 میلادی حدود 300 خانوار بتدریج در این منطقه زمین خریدند.چراگاه و حریم این منطقه تا بحال بین ساکنان قدیمی تقسیم بود.حالا خانوارهایی که در این منطقه زمین خریدهاند مدّعی هستند که چراگاه و حریم و منافع دیگر منطقه بین ما هم تقسیم شود.ساکنان قدیمی مدّعی هستند که شما تعدادتان بیشتر از ما است،اگر تقسیم کنیم برای ما چیزی نمیماند.آیا آنهایی که در این منطقه زمین خریدهاند،در چراگاه و حریم شریک هستند یا خیر؟در صورت شریک بودن، آیا به اندازۀ زمینی که خریدهاند در حریم و چراگاه سهم دارند یا در بین چهار صد و پنجاه بالتساوی تقسیم شود؟(در حالی که خرید زمین از طرف افراد غیر منطقه هنوز ادامه دارد)،یا مازاد بر احتیاج ساکنان قدیمی بین ساکنان جدید تقسیم شود؟
جواب:حریم قریه و روستا مرتع و چراگاه عمومی ساکنان آن میباشد.و هیچکس حق تملک و فروش آنها را ندارد.و حق استفاده از آنها تابع حق استفاده از خود روستا و قریه میباشد.و بعضی حق مزاحمت بعض دیگر را ندارند، بنابراین در فرض سؤال،عموم ساکنان فعلی روستا نسبت به حریم و مرتع مساویاند.و فرقی بین ساکنان قبلی و فعلی نیست.
سؤال 1403:آبی است که از صدها سال قبل،به نام اجداد و پدران اهل یک قریه بوده و استفاده میشده است،و در حال حاضر هم در اختیار و تصرّف اهل قریۀ مذکور طبق اسناد میباشد،مدتی است چند نفر از قریۀ دیگر بدون هیچگونه مجوّز شرعی و قانونی آب را بسته و از مسیر اصلی آن را منحرف کردهاند،استدعا دارم نسبت به حلیّت و حرمت این عمل، فتوای خود را بیان فرمایید.
جواب:آب مذکور اختصاص دارد به کسانی که از قدیم الایّام در کنار و پایین آن باغ یا مزرعه یا آبادی،به حساب استفاده از آن آب احداث کردهاند و دیگران
حق ندارند بدون اجازۀ صاحبان آن املاک،مسیر آب مذکور را تغییر دهند،و یا اینکه از آن آب به مقداری بردارند که از حاجت اهالی سابق کم بماند.
سؤال 1404:فرمودهاید که حریم ده را کسی مالک نمیشود.بنابراین اکثر دهات و قصبات که اول کوچک بوده و به تدریج زمینهای اطراف آنها را که موات بوده گرفته و خانه ساختهاند.
همچنین فعلا زمینهای مواتی که متصل به دیوار دهات و قصبات است و بلامانع است میگیرند و خانه میسازند،آیا متصرفان حریم،مالک اینگونه زمینها شدهاند؟یا اینکه غصب است یا حکم دیگری دارد؟
جواب:اگر قبل از احداث قریه،مزرعه احداث شده و قریه در زمین محیاة ایجاد شده است،قریه حریم ندارد.و چنانچه در اراضی موات احداث شده باشد حریم دارد.و نباید در حریم خانه بسازند و میتوانند به مقدار حریم رها کنند و بعد از آن خانه بنا کنند و اگر در حریم بسازند،حکم غصب را دارد.
سؤال 1405:نظریۀ حضرت عالی در مورد زمینهای موات تحجیرشدۀ اطراف روستاها چیست؟آیا تحجیرکنندگان میتوانند زمینهای مزبور را احیای کنند؟و تصرف آنها در زمینهای مزبور جایز است یا خیر؟و در ضمن آیا معاملۀ زمینهای تحجیرشدهای که خریدوفروش شدهاند،صحیح است یا باطل
جواب:اگر زمین موات بالاصل بوده و حریم نبوده،با وجود شرایط تحجیر آن صحیح است و تحجیرکننده میتواند آن را احیا کند،و یا حق تحجیر خود را در مقابل عوض منتقل به دیگری کند.
سؤال 1406:آیا رفت و آمد و سایر تصرفات آقایان اهل علم به قراء معلوم الحال و استفاده از آبهای انهار،جهت نشر احکام مقدسۀ اسلام را اجازه میفرمایید یا خیر؟
جواب:رفت و آمد در مرافق عمومی و اراضی وسیعه مانع ندارد،و از انهار کبار نیز استفاده به مقدار متعارف مانع ندارد و در منازل اشخاص با عدم علم به غصبیّت مانع ندارد.
سؤال 1407:برخی از مغازهها برای عرضۀ بیشتر،قسمتی از اجناس مغازهشان را در کنار پیادهرو یا خیابان قرار میدهند.و همچنین برخی از دستفروشان گاری دستی یا چرخ یا وانتبار و امثال آن را در محل عبور مردم در پیادهرو یا کنار خیابان یا کوچه مستقر میکنند.
چنانچه این کار مغایر با مقرّرات شهرداری باشد یا مزاحم عبور مردم یا موجب سدّ معبر شود، از نظر شرعی چه حکمی دارد؟
جواب:در فرض مذکور جایز نیست.
سؤال 1408:این جانب سرپرست یک گروه فعالیتهای علمی بودم که مدتی پیش کار گروه تعطیل شد و وسایلی از آنان در دست من ماند.حال وظیفۀ این جانب نسبت به آن وسایل چیست؟
جواب:اگر آن افراد را میشناسید باید با آنها مطرح کنید.و در صورتی که راهی برای شناسایی آنها نداشته باشید،به قیمت روز بفروشید و به نیت صاحب واقعی آنها صدقه بدهید.
سؤال 1409:اگر شخصی به کسی بدهکار باشد،ولی هرچه جستجو میکند او را پیدا نمیکند،آیا میتواند از طرف او صدقه بدهد،یا در صندوق صدقات بیندازد،یا به دست خادم مسجدی که میگوید من فقیر را میشناسم و به او میدهم بدهد؟
جواب:اگر از دستیابی به طلبکار خود مأیوس شد،آن را به نیت صاحبش صدقه دهد به فقیر و بنابر احتیاط لازم از مجتهد جامع الشرائط اجازه بگیرد.
بنابراین جایی برای سؤالهای بعد باقی نمیماند.
سؤال 1410:در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی فروشگاه تعاونی از سهام مردم در محلی تشکیل و سالها مورد استفادۀ سهامداران بوده است.ولی در حدود چهار سال پیش به علل نارساییها تعطیل و منحلشدۀ و وجوه مربوط به سهامداران بر اساس مدارک به آنها مسترد
گردید.تعدادی از صاحبان سهام در مدت چهار سال برای استرداد و بازپس گرفتن حق خود مراجعه نکردهاند.و بارها به آدرس آنان مراجعه شده،ولی اغلب آنان تغییر منزل داده و آثاری از آنان به دست نیامده است.اکنون مبلغ سیصد هزار تومان در دست هیأت امنا مانده،تکلیف چیست؟
جواب:اگر از اطلاع به صاحبان وجوه بطور کلی مأیوس باشید،مبلغ مزبور را به نیت آنها به فقرا صدقه دهید،ان شاء اللّه موفق و مؤید باشید.
سؤال 1411:دو سال پیش خدمت یکی از دوستان در یکی از اماکن مقدّسه نشسته بودم که چند نفر وارد شدند و گفتند دستبند طلایی پیدا کردهاند و دفتر اشیای گمشده نیز تعطیل بود.و به هر حال به من سپردند.فردا به متصدی دفتر و چند نفر خدمه جریان را گفتم و بالأخره کسی سراغش نیامد.و همان شخصی که در دفتر نزدش نشسته بودم به قدری محتاج است که گاهی به ده یا صد تومان نیازمند میشود و دارای دو فرزند و یک زن است و هم اکنون در منزل پدر عیالش به سختی زندگی میکند،آیا اجازه هست آن را از طرف صاحبش بفروشم و به ایشان بدهم؟
جواب:خود طلا را به نیت صاحب واقعیاش،به شخص مزبور به عنوان صدقه بپردازید.
سؤال 1412:اجناس و وسایل قیمتی که در سرزمینهای غیر اسلامی پیدا میشود،اگر مورد احتیاج افراد مسلمان،باشد حکمش چیست؟
جواب:اگر بطور کلی از شناخت صاحبان آنها مأیوس باشند،مجازند خودشان تصرف کنند.
سؤال 1413:این جانب چوپان میباشم.روزی در بیابان اشیایی قدیمی شبیه به سکه به همراه دو انگشتر پیدا کردم که بعدا معلوم شد قدمت هزار و چهار صدساله دارند و نیروی
انتظامی سکهها را از من گرفته و ضبط کردند،آیا چنین حقی را دارند؟
جواب:اشیای یافته شده ظاهرا حکم گنج را دارد،و شرعا متعلق به یابنده است و لازم است خمس آن را طبق احکام خمس گنج بدهد ولی اگر مقررات جمهوری اسلامی ایجاب میکند که آنها را به نفع عموم و به عنوان اشیای عتیقه ضبط و نگهداری کنند،مخالفت یابنده و ادعای روی آنها جایز نیست.
سؤال 1414:آب رودخانه در روستا برای آبیاری زمینها به نوبت صورت میگیرد.اگر کسی بدون رعایت نوبت از آن استفاده کند،آیا اشکال دارد؟
جواب:اشکال دارد،و جایز نیست.
سؤال 1415:زراعتی که با آب غیر نوبتی در مسألۀ قبل رشد یافته است چه حکمی دارد؟
جواب:حاصل آن زراعت حرام نیست.
سؤال 1416:آیا کشاورزان میتوانند حق آب خود را بفروشند؟
جواب:حق فروش را در قسمتی که ذی حق هستند دارند.
سؤال 1417:آیا فروختن عناوین حقوقی از قبیل«مجوز صدور،کد بازرگانی و...»به افراد دیگر شرعا اشکال دارد؟
جواب:چون اینها مالیت ندارد خریدوفروش آنها جایز نیست و باطل است.
بلی در صورتی که مخالف مقررات موجود نباشد،پول گرفتن برای رفع ید از آنها مانعی ندارد.
سؤال 1418:اتومبیلم دست رانندهای بود که با آن کار میکرد و نصف درآمد آن را به من میداد.حال بعد از چند سال تصمیم دارم اتومبیل را بفروشم.راننده میگوید من هم شریک هستم چون چند سال زحمت کشیدهام،آیا وی در اصل قیمت حق دارد؟
جواب:راننده در فرض سؤال،هیچ حقی نسبت به ماشین و قیمت آن ندارد.
سؤال 1419:آب رودخانهای از قدیم بین کشاورزان تقسیم میشده است،آیا این تقسیم حقی برای آنها ایجاد میکند،به طوری که دیگران حق استفاده از آب رودخانه را نداشته باشند؟
جواب:حق برای کشاورزان ایجاد کرده است.ولی به اندازۀ نیاز و احتیاج.و نسبت به مازاد حقی ندارند.
سؤال 1420:قناتی است در روستایی،مشترک بین دو دسته از اهالی،به علّت آمدن سیل قابل استفادۀ کامل نیست و احتیاج به لایروبی دارد.عدّهای حاضر شدهاند و دستهای همکاری نمیکنند،آیا اینان حق چنین چیزی را دارند؟
جواب:در فرض سؤال،افراد مزبور نمیتوانند مانع از لایروبی قنات شوند.
مگر اینکه طریق اصلحی در کار باشد.
سؤال 1421:قراء معروفی سوره یا آیاتی از قرآن را با صوت زیبا میخوانند و آن را بر روی نوار کاست یا ویدئو ضبط میکنند.آیا قاری میتواند امتیاز آن را خریدوفروش کند یا خیر؟و آیا دیگران در موقع تکثیر لازم است از او اجازه بگیرند؟
جواب:میتواند.زیرا که اینها حقوق عقلائیّه میباشند.و شارع ردعی از آنها ندارد.
سؤال 1422:نقشۀ قالی را اجاره کردهام،برای اینکه در یک قالی از آن استفاده کنم،آیا جایز است بدون اجازۀ مالک از روی آن نقشه نمونهبرداری کنم،بطوری که ضرری به نقشه وارد
نشود؟و آیا اگر در مدّت اجاره همان نقشه را جهت استفادۀ دو قالی به کار ببرم،چه حکمی پیدا میکند؟
جواب:تجاوز از مورد اجاره و خصوصیات مذکوره در آن جایز نیست.
سؤال 1423:در طول جنگ تنها سه ماه موفق شدم به جبهه بروم.ولی با کمک یکی از برادران سپاه که از سابق با من آشنایی داشت،گواهی مربوط به حضور 6 ماهه دریافت کردم و به ادارۀ خود دادم که بابت آن یک گروه حقوقی به من اضافه شده و مقداری حقوق بیشتر میگیرم.با توجه به نیاز زیادی که به آن دارم،آیا گرفتن آن جایز است؟
جواب:چنانچه حقوق مربوط به شش ماه جبهه باشد و شما واجد این شرط نباشید،نمیتوانید آن را بگیرید.و به هر نحو ممکن لازم است به آنها برگردانید.و نیاز داشتن مجوز گرفتن آن نمیشود.
سؤال 1424:هیأت امنای شهرک،پولی که از مردم گرفته بودند برای دریافت زمین به حساب بانک گذاشته و سود آن را بدون اطلاع و کسب رضایت صاحبان آن،برای ساختن ادارات شهرک و بیمارستان مصرف کردهاند.آیا صرف این پول در این موارد جایز است؟
جواب:چنانچه پولها به صورت امانت در دست هیأت امنا بوده،سود حاصله مربوط به صاحبان پول است و با عدم رضایت آنها صرف در امور دیگر،اگر چه مؤسسۀ عام المنفعه میباشد،جایز نیست.
سؤال 1425:پمپ آبی جهت آب کشیدن برای حمام عمومی خریداری شده.ولی چون حمام قدیمی بوده مخروبه شده و جدیدا ساختهاند.عدهای میگویند پمپ را بفروشند و برای خرید مصالح آب مشروب مصرف کنند و دیگران عقیده دارند پول آن را صرف احتیاجات حمام جدید کنند.وظیفه چیست؟
جواب:در مفروض سؤال،عمل به طریق دوّم اقرب است که به مصرف احتیاجات حمام جدید برسد.
سؤال 1426:همسایۀ ما روی منزل خود دو طبقۀ دیگر ساخته است،امّا به بهانۀ این که یک متر حیاط خلوت به طرف حیاط ما دارد،در هر دو طبقه شیشههای پنجره را ساده انداختهاند که کاملا بر حیاط ما اشراف دارد و آرامش را از ما سلب کردهاند،آیا همسایه چنین حقی را دارند یا نه؟
جواب:ساختمان در ملک خودش اشکال ندارد.ولی چنانچه ساده بودن شیشهها موجب مزاحمت همسایه است،باید طوری عمل کنند که مزاحمت مرتفع شود.
سؤال 1427:اگر بین زن و مردی بدون اجرای صیغه،به قصد علقه زوجیّت،عمل زناشویی صورت گیرد،حکم فرزندان و نکاح چگونه است؟
جواب:نکاح صحیحی واقع نشده.و در صورت جهل ولد عنوان ولد شبهه را دارد.
سؤال 1428:آیا میتوان مانند سایر عقود در نکاح نیز قائل به معاطات شد؟علّت را بیان فرمایید.
جواب:جایز نیست.و بیان علّت مربوط به فقه استدلالی است.
سؤال 1429:آیا انشاء عملی در نکاح متصور است؟
جواب:انشاء فعلی همان معاطات است که جایز نیست.
سؤال 1430:من شیعهام و در کشوری هستم که عالم شیعه نیست،آیا عقد را اهل تسنّن بخوانند یا اینکه رضایت طرفین کافی است؟
جواب:لازم است عقد خوانده شود.و رضایت طرفین کفایت نمیکند و حتما لازم نیست عاقد شیعه باشد.
سؤال 1431:در صورت جواز متعه،اهل کتاب در کشورهای غربی،آیا صیغه عقد باید به زبان عربی خوانده شود،یا همان توافق بین دو نفر بر زمان و مهریه معلوم(در قالب هدیّه) کفایت میکند؟
جواب:متعۀ اهل کتاب مانعی ندارد و صیغۀ عقد باید به عربی صحیح خوانده شود و اگر خود مرد و زن نتوانند صیغه را به عربی بخوانند،چنانچه ممکن باشد احتیاط واجب آن است که کسی را که میتواند به عربی صحیح بخواند وکیل کنند.
و اگر ممکن نباشد،خودشان میتوانند به غیر عربی بخوانند.اما باید لفظی بگویند که معنی زوّجت و قبلت را بفهماند و هدیه هم به عنوان مهریه کفایت نمیکند.
سؤال 1432:اگر فردی به علت ندانستن حکم،ازدواج معاطاتی کرده باشد،وظیفهاش چیست؟
جواب:باید بلافاصله از هم جدا شوند و در صورت تمایل میتوانند صیغۀ ازدواج بخواند.
سؤال 1433:اگر عاقد از شرایط نکاح و معنای صیغه،آگاهی نداشته باشد،آیا عقد نکاح صحیح است؟
جواب:در صورتی که معنای صیغۀ نکاح و قصد انشا را نداند،نکاح باطل است.
سؤال 1434:اگر کسی سواد خواندن و نوشتن داشته باشد و هنگام عقد خواندن،قصد انشاء کند،آیا میتواند صیغه را جاری کند؟
جواب:لازم است از خصوصیّات و شرایط عقد،اطّلاع داشته باشد.
سؤال 1435:در بعضی از محلاّت ایران،مشاهده میشود که اهالی،پایبند به عقاید مذهبی نیستند و مسائل دینی را بلد نیستند.مثلا در امر ازدواج و موضوع عقد به تراضی بین زن و مرد،اکتفا میکنند و قبالهای درست میکنند و در محضر در دفتری ثبت میکنند و پس از عروسی و امر زناشویی اگر به اهل علم و عالمی رسیدند،صیغۀ عقد را جاری میکنند و این
سیرۀ مستمرّۀ ایشان است.آیا این تراضی بین زن و مرد،ایجاد علقۀ زوجیّت میکند یا نه،و نظیر عقد معاطاتی میشود یا نه؟
جواب:مجرّد تراضی و معاطات،در نکاح کافی نیست.بنابراین اگر زوجین، جاهل به حکم بودهاند و خیال کردهاند که مجرّد تراضی،کافی در زوجیّت و جواز وطی است،اولاد آنها حکم اولاد حلالزاده را دارند.و اگر میدانستند که ازدواج،موقوف به اجرای صیغۀ عقد است،هر چند به لفظ فارسی باشد و بدون عقد،عمل زناشویی انجام دادهاند،اولاد آنها حکم اولاد زنا را دارند.
سؤال 1436:آیا اذن پدر در ازدواج دختر باکره،شرط است؟و آیا فرقی بین ازدواج دائم و موقّت وجود دارد؟
جواب:بنابر احتیاط واجب،اذن پدر در مورد باکره شرط است و در این جهت فرقی بین ازدواج دائم و موقّت وجود ندارد.
سؤال 1437:اگر پدر فوت کند،آیا مادر میتواند اجازۀ صیغۀ دخترش را بدهد؟
جواب:چنانچه پدر دارای پدر باشد حقّ اجازه با اوست.در غیر این صورت نیاز به اجازۀ کسی نیست.
سؤال 1438:دختری که شوهر کرده و قبل از دخول،طلاق خلع گرفته است،اگر بخواهد به عقد موقّت پسری درآید،آیا صحیح است که پسر شخصا با موافقت دختر صیغۀ عقد را بدون اجازۀ پدر جاری کند؟
جواب:احتیاط واجب آن است که از پدر دختر،اذن گرفته شود.
سؤال 1439:اگر دسترسی به پدر و جدّ پدری وجود نداشته باشد،آیا اذن آنها ساقط است؟
جواب:در صورتی که دختر رشیده باشد و احتیاج به شوهر کردن داشته باشد، در فرض فوق نیاز به اذن نیست.
سؤال 1440:زنی که در اثر زنا بکارتش از بین رفته باشد،آیا برای ازدواج موقّت اجازه
گرفتن از پدرش لازم است یا خیر؟
جواب:لازم نیست.
سؤال 1441:اگر پدر و جدّ پدری،نسبت به ازدواج دختر با شخص خاصّی مخالفت کنند و دختر تمایل به ازدواج با او داشته باشد،آیا اذن لازم است؟
جواب:اگر شخص مورد نظر شرعا و عرفا کفو او باشد و مخالفت پدر و جدّ پدری بدون دلیل قانعکننده باشد،اجازۀ آنها لازم نیست.
سؤال 1442:دختر نابالغی را پدر به عقد کسی در آورده است،بعد از بلوغ میخواهد با شخص دیگری ازدواج کند،و پدر هم راضی است.قبل از فسخ عقد اوّل با شخص دوّم؛ازدواج کرده است و دخول هم صورت گرفته،وظیفه چیست؟
جواب:اگر عقد اوّل با در نظر گرفتن مصلحت دختر نابالغ انجام شده است، دختر بعد از بلوغ حق ندارد آن را به هم بزند و در این صورت عقد دوم باطل است.
و در فرض سؤال که دخول محقق شده شوهر دوّم حرمت ابدی پیدا کرده است.و اگر عقد اول بدون در نظر گرفتن مصلحت دختر نابالغ واقع شده باشد آن عقد باطل بوده،و در این صورت عقد دوّم صحیح است و دختر زوجۀ شوهر دوّم است.
سؤال 1443:دختری قبل از بلوغ توسط پدر به مردی عقد میشود.بعد از بلوغ حاضر به زندگی با او نیست،زیرا در گروهی داخل گردیده که قائل به کفر شیعه هستند و ترس دارد از ضرر جانی،تکلیف او چیست؟
جواب:در صورت مفروضه که نکاح دختر مصلحت نداشته و یا علاوه بر آنکه مصلحت نداشته موجب مفسده و فتنه نیز میباشد نکاح باطل است و دختر میتواند ازدواج کند.
سؤال 1444:شخصی دختر 12 ساله را به مرد 39 ساله بدون مشورت او نامزد کرده و مبلغی را از بستگان مرد گرفته است.موقع عقد دختر مخالفت کرده،ولی پدر با تهدید و کتک
او را مجبور به عقد کرده،عاقد هم طرفداری از پدر کرده و با گرفتن بله بطور جبر و اکراه صیغه را جاری کرده است،حکم چنین عقدی چیست؟
جواب:از قضیّه شخصیّه اطلاع ندارم.بطور کلی عقد نکاح بدون اذن و رضایت دختر صحیح نیست.و قبول هم اگر از روی اکراه باشد اثر شرعی ندارد.
بنابراین اگر عقد مذکور بدون رضایت دختر بوده و یا قبول او با اکراه بوده عقد صحیح نیست،و احتیاج به طلاق ندارد.و آنچه را که پدر دختر از بستگان پسر گرفته است باید برگرداند و اگر در خصوصیات ذکر شده نزاع و اختلاف باشد محتاج به مرافعه شرعیه است.
سؤال 1445:تزویج دختر بالغه و رشیده به اجبار به صورتی که قطعا راضی نیست،چه حکمی دارد؟آیا پدر شرعا میتواند چنین کاری کند؟
جواب:این ازدواج باطل است.و پدر و دیگران نمیتوانند دختر را اجبار کنند.
سؤال 1446:در فرض فوق اگر زوجه بعد از چند سال به این ازدواج راضی شود،چه حکمی دارد؟
جواب:لازم است عقد نکاح را مجدّدا بخوانند.
سؤال 1447:در فرض فوق حکم فرزندانی که از این ازدواج پیدا شدهاند چیست؟
جواب:اگر زوجین فکر میکردهاند ازدواج مزبور صحیح است اولاد آنها در حکم حلالزاده خواهد بود.
سؤال 1448:عقدی که با نظریه مادر و بدون رضایت پسر واقع شده،چه حکمی دارد؟
جواب:ملاک صحت عقد ازدواج رضایت پسر است نه دلخواه مادر.
سؤال 1449:دختری داشتم با اکراه شوهر رفته حتی من هم بخاطر ترس از جانم مجبور به امضا و موافقت شدم،این عقد چگونه است؟
جواب:عقد اجباری و اکراهی باطل است.اما اینکه در مورد شما اکراهی بوده یا نه،باید از طریق دادگاه روشن شود.
سؤال 1450:آیا زن پدر محرم انسان است در صورتی که زن جوان هم باشد؟مادر زن پدر چطور؟
جواب:زن پدر محرم است،ولی مادر او محرم نیست.
سؤال 1451:آیا محارم سببی مانند مادر زن و ربیبه بعد از قطع سبب بازهم محرمند؟
جواب:محرمیّت ابدی است.
سؤال 1452:هرگاه مردی زن خود را طلاق دهد و زن با دیگری ازدواج کند و از او دختری پیدا کند،آیا این دختر بر مرد اول محرم است؟
جواب:چنانچه شوهر اوّل دخول کرده باشد به زوجۀ خود،دختر او به وی محرم است.
سؤال 1453:هرگاه مردی با زنی ازدواج کند و او از شوهر قبلی دارای دختری باشد و به حدّ بلوغ برسد آیا بر این مرد محرم است؟
جواب:در فرض دخول به زوجه محرم است.
سؤال 1454:شخصی با جهل به مسأله،با دو خواهر ازدواج کرده است و فعلا با آگاهی از مسأله،زن دوم را رها نمیکند.آیا زناشویی با خواهر دوم زنا محسوب میشود؟و اگر زن راضی باشد،زانیه میباشد؟
جواب:بلی،زنا محسوب میشود و زن هم زانیه است.ولی برای مرد زنای محصنه است و برای زن زنای محصنه نیست،چون شوهر ندارد.
سؤال 1455:مردی دو زن دارد،دختر زن اول خود را که دختر خودش نیز هست به عقد برادر زن دوم خود در میآورد،آیا صحیح است؟
جواب:صحیح است.
سؤال 1456:شخصی با پسر بچهای وطی کرده و خواهر او را گرفته است.بعد فهمیده بر او
حرام بوده،ولی نمیداند این کار قبل از بلوغ بوده یا بعد،دستور چیست؟
جواب:در فرض سؤال که ظاهرا شک در بلوغ و عدم بلوغ واطی وجود دارد، موجب حرمت ابدی نمیشود.
سؤال 1457:من فعلا دارای همسر و چهار فرزند میباشم و متدین هم هستم،ولی در زمان طفولیت با برادر همسرم-به علت شرایط بد آن زمان-متأسفانه لواط کردهام،در موقع ازدواج هم ملتفت بودم ولی به خاطر مادرم قبول کردم و فعلا بسیار ناراحتم،بفرمایید تکلیفم چیست؟
جواب:در فرض سؤال که ظاهرا شما واطی بودهاید،اگر یقین به دخول ندارید،یا شکّ در بلوغ خود در وقت وطی دارید همسر شما حلال است.ولی اگر یقین یا اطمینان دارید که دخول بعد از بلوغ شما محقق شده است در حالی که برادر همسر شما در آن زمان غیر بالغ بوده در این صورت همسر شما حرام است و باید از او جدا شوید و طلاق هم لازم نیست.
سؤال 1458:اگر مردی دارای دو زن باشد،آیا داماد یکی از این زنها به زن دیگر آن مرد محرم است،فرزندان داماد چطور؟
جواب:دامادها فقط به مادر زن خودشان محرمند.اما فرزندان،چه بدون واسطه و چه با واسطه به هر دو زن محرمند.
سؤال 1459:اگر زنی به زوجیّت مردی در آید و از شوهر سابق خود پسری داشته باشد،آیا این پسر به زن دیگر این مرد محرم است؟
جواب:محرم نیست.
سؤال 1460:آیا دختر ربیبه مثل خود ربیبه محرم است؟دختر ربیب و دختر پسر زن،چه حکمی دارد؟
جواب:هر دو محرم هستند.
سؤال 1461:پدرم را قبل از تولد از دست دادم و مادرم ازدواج مجدد کرد و من با ناپدری بزرگ شدم و تا به حال در کنار هم بودهایم.حال من ازدواج کردهام و دختری دارم.آیا همسر و
دخترم با ناپدری من محرم هستند؟
جواب:ناپدری شما به همسر شما نامحرم است.ولی به دختر شما محرم است.
سؤال 1462:زن و شوهری بچهدار نمیشوند و قصد دارند بچه دیگران را بزرگ کنند ولی اگر دختر باشد بعدا به مرد نامحرم و اگر پسر باشد به زن.آیا حکم ربیبه اینجا جریان ندارد؟
جواب:حکم ربیبه را ندارد،ولی چنانچه شوهر پدر داشته باشد و دختر صغیره را با اذن ولی او یا حاکم شرع مثلا یک ساعت به ازدواج موقت وی در آورند و این امر به مصلحت دختر صغیره باشد،به شوهر محرم میشود.
سؤال 1463:آیا صیغۀ عقد میتواند صرفا به قصد محرم شدن باشد نه لذّت بردن؟
جواب:مانعی ندارد.
سؤال 1464:دختری نامزد جوانی بوده است و برای رعایت مسائل شرعی صیغه عقد خوانده بودند و با هم خلوت میکردهاند و جوان از راه دبر با دختر نزدیکی میکرده است.ولی بعد از مدتی از هم جدا میشوند و دختر که جاهل بوده و نمیدانسته این آمیزش هم عده دارد، در زمان عدۀ شرعی،به عقد دائم جوان دیگری در آمده و فعلا بعد از چند سال زندگی متوجه شده است،حکم او چیست؟
جواب:در فرض سؤال که از راه دبر نزدیکی شده و عقد در عدّه واقع شده و دخول هم انجام شده است،این زن بر زوج دوم،حرام مؤبد است،بلی اگر جاهل بودهاند و عقد در عده واقع شده امّا دخول بعد از انقضای عدّه صورت گرفته است،حرمت ابدی بنابر احتیاط است.و لذا میتوانید در این مسأله به مجتهد دیگر رجوع کنید.
سؤال 1465:مردی زنی را به عقد موقت خود در میآورد.بعد از یک سال متوجه میشوند که زن در هنگام عقد در عدۀ وفات شوهر خود بوده است.لذا عقدشان باطل بوده است،فعلا بعد از چند ماه میخواهند با هم ازدواج دائم کنند،آیا جایز است؟
جواب:در فرض سؤال،این زن بر آن مرد حرام شده و دیگر نمیتواند با او ازدواج کند.
سؤال 1466:مدتی است دختری را به عقد خود درآوردهام.پس از گذشت یک سال به توضیح المسائل امام قدس سرّه مراجعه و متوجه بطلان آن گردیدهام،آیا وظیفه حفظ آبرو است یا فسخ عقد؟
جواب:چنانچه ازدواج باطل شد،حفظ آبرو و امثال آن مجوّزی برای ادامۀ آن نیست.
سؤال 1467:آیا زنا با زن شوهردار،موجب حرمت ابدی میشود یا نه؟
جواب:ثبوت حرمت ابدی در زنای با زن شوهردار محل اشکال است.
سؤال 1468:اگر مردی با زنی ازدواج کند و پسر همان مرد با دختر این زن که از شوهر قبلی است ازدواج کند،آیا صحیح است یا خیر؟
جواب:صحیح است.
سؤال 1469:آیا پدر و پسر میتوانند با دو خواهر ازدواج کنند،پسر یک خواهر را و پدر خواهر دیگر را بگیرد؟
جواب:مانعی ندارد.
سؤال 1470:دختری به عقد جوانی در آمده و پس از گذشت یک سال از عقد آنان،بدون اینکه عروسی صورت گیرد،به علت رفتار غیر اسلامی زوج از او تقاضای طلاق میکند که با مخالفت زوج مواجه میشود،دختر نیز بدون طلاق گرفتن،از منزل فرار میکند و با جوان دیگری که خبر از وضعیت این دختر نداشته ازدواج میکند،در ضمن،شوهر دوم هنوز از قضیه زن خود مطلع نیست.اکنون وظیفۀ این زن که بدون طلاق از زوج اول با دومی ازدواج کرده و دارای دو فرزند میباشد،چیست؟
جواب:در فرض سؤال،زن بر این مرد حرام مؤبد است و باید بدون طلاق از او جدا شود و چون نمیدانسته که زن شوهردار،نمیتواند به عقد مرد دیگری در آید،لذا دو بچه ملحق به آنان و حکم ولد حلال را دارند.
سؤال 1471:شخصی زن دیوانهای دارد و میخواهد با دختر خواهر یا دختر برادر آن زن
ازدواج کند،آیا اجازه ولیّ او یا حاکم شرع به جای اجازۀ زوجه کفایت میکند؟
جواب:ظاهرا کفایت میکند،ولی احتیاط این است که او را طلاق دهد و پس از انقضای عدّۀ وی،دختر خواهر یا دختر برادر او را بگیرد و پس از آن اگر مایل بود،زن دیوانه را مجدّدا با اجازۀ ولیّ شرعی وی برای خود عقد کند.
سؤال 1472:شخصی زن دیوانهای دارد و با دختر خواهر آن زن به اعتقاد اینکه اشکال شرعی ندارد ازدواج میکند.نظر به اینکه اذن خاله در تزویج با دختر خواهر شرط است و با توجه به دیوانه بودن خاله،آیا راهی برای صحت ازدواج دوم هست یا خیر؟
جواب:بعید نیست که عقد فضولی باشد.لذا اگر ولیّ شرعی زن دیوانه،آن را به ولایت از طرف زن اجازه کند بیاشکال است و احتیاط این است که طبق حکم مسأله قبل عمل شود.
سؤال 1473:خانمی هستم که دختر خواندۀ خود را مدت یک هفته تمام شیر دادهام.آیا جایز است او را به عقد فرزندم درآورم؟
جواب:جایز نیست.
سؤال 1474:آیا دختر خواهر رضاعی بر انسان محرم است،حکم ازدواج با او چگونه است؟
جواب:خواهرزاده رضاعی محرم است و ازدواج با او جایز نیست.
سؤال 1475:در مورد ازدواج موقت با دختر شیرخواره برای ایجاد محرمیت با زن برادر،آیا این ازدواج باید به مصلحت دختر باشد؟
جواب:بلی،باید به مصلحت او باشد.مثلا مهریهای که برای او قرار میدهد به مصلحت او باشد.
سؤال 1476:پسر و دختری چند سال پیش،به احتمال قوی به علت خوردن شیر مادران همدیگر،برادر و خواهر رضاعی شدهاند(احتمالا یا یقینا)حال پسر میخواهد با خواهر همان دختر ازدواج کند،آیا این ازدواج جایز است یا خیر؟
جواب:اولا در باب محرمیت به وسیله شیر خوردن،اگر یقین یا اطمینان پیدا نکنند.محرمیت حاصل نمیشود و ازدواج مانعی ندارد.
ثانیا بلی اگر پسر به مقداری که رضاع محقق شود از زنی شیر بخورد، نمیتواند با فرزندان آن زن ازدواج کند.
سؤال 1477:اگر انسان در کشور کفر مشغول تحصیل باشد و نتواند با زن مسلمانی ازدواج کند،آیا با زن کافره میتوان ازدواج کرد؟
جواب:ازدواج موقت با زنهای کافره کتابیه،مانعی ندارد.
سؤال 1478:آیا یک نفر مسلمان شیعه میتواند از خانوادهای که موسوم به اهل حق میباشند زن بگیرند و یا به آنها زن بدهد،با وصف آنکه صیغۀ عقد ازدواج بوسیله یک نفر شیعه خوانده شود؟
جواب:اگر نعوذ باللّه حضرت علی علیه السّلام را خدا بدانند یا منکر معاد باشند یا منکر یکی از ضروریات دین مثل نماز یا روزه باشند کافر و نجس میباشند و زن دادن یا زن گرفتن از ایشان جایز نیست.
سؤال 1479:مهریۀ خانمی شصت سکۀ بهار آزادی بوده است،چند سال قبل زن مطالبه کرده،و هر سکه به دوازده هزار تومان قیمت شده است.ولی زوج نپرداخته،حال آیا زوج مکلّف به دادن شصت سکه است یا باید قیمت آن را بدهد؟و اگر باید قیمت را بدهد،قیمت چه زمانی را؟آیا آن روز که قیمتگذاری شده یا قیمت روز ادا را؟
جواب:لازم است یا خود شصت سکۀ بهار آزادی پرداخت شود،یا قیمت روز مطالبه،مگر آنکه قبلا بین آنها مصالحهای روی قیمت شده باشد.
سؤال 1480:اگر پدر شوهر مهریه عروس را قبول کند،آیا بر او واجب میشود یا بر عهدۀ شوهر است.و اگر بمیرد مهریه ساقط میشود یا از مال او باید بدهند یا به عهدۀ شوهر انتقال
پیدا میکند؟
جواب:بر عهدۀ پدر شوهر است و حکم سایر دیون را دارد.
سؤال 1481:اگر مهریۀ زن،یک جلد کلام اللّه باشد،آیا هنگام طلاق همان را به زن باید داد؟
جواب:همان قرآنی که مهر قرار داده شده،باید به او بدهد.
سؤال 1482:مهری که در عقد ازدواج در سالها قبل تعیین شده و اکنون ارزش پول کاسته شده به چه میزان بر ذمّه زوج ثابت است؟این سؤال در مورد هر نوع دین دیگر نیز جاری است؟
جواب:به همان مقداری که در ابتدا بر ذمّه آمده است.و کم شدن ارزش آن یعنی قدرت خرید نقشی ندارد.زیرا که پول از مثلیات است نه قیمیّات.
سؤال 1483:در محضر رسمی برای زوجه حین العقد مبلغی صداق جهت ازدواج دائم تعیین گردیده است.و پس از گذشتن زمانی زوجه از زوج خود در شرایط نامساعدی مبلغی اسناد رسمی بعنوان افزایش مهریه که در سند قید شده گرفته است.حال بفرمایید هرگاه زیادی مهریه قابل مطالبه نباشد،آیا در حکم بذل زوجه است و شرعا زوجه میتواند بعنوان رجوع به بذل خود آن را مطالبه کند یا خیر؟
جواب:زاید بر آنچه در عقد ذکر شده حق مطالبه ندارد.مگر آنکه به یکی از عقود لازمه زوج متعهد شده باشد آن را بپردازد.یا در مقابل چیزی که مالیت دارد تعهد کرده باشد.
سؤال 1484:در مهرنامه مهریه خانمی به این صورت ذکر شده است و ظاهرا عقد هم بر این معنی واقع شده است.«مقدار بیست مثقال طلا به قیمت ده هزار تومان».حال سؤال این است که آیا مهریه بیست مثقال طلا است یا ده هزار تومان؟
جواب:ظاهر از تعیین مقدار طلا آن است که مهریه همان مقدار طلا است.و تقدیر قیمت میزان نیست بنابراین فعلا همان مقدار طلا بر ذمۀ زوج است.و چنانچه بخواهد قیمت طلا را بدهد،باید قیمت فعلی آن را بدهد.
سؤال 1485:خانمی در اثر زنا حامله شده است و ادعا میکند که مکره بوده است.اما مرد زانی منکر است،آیا زانیه مستحق مهر المثل میباشد؟آیا حد زنای اکراهی بر زانی جاری میشود یا خیر؟
جواب:اگر زن نتواند اکراه را اثبات کند،میتواند مرد را قسم بدهد.و اگر مرد قسم را به او رد کند و او قسم بخورد حکم اکراه نسبت به حق او جاری میشود؛ یعنی استحقاق مهر المثل را دارد و حد نمیخورد،ولی بر مرد حد اکراه جاری نمیشود.
سؤال 1486:این جانب از شوهر خود طلاق خلعی گرفته بودم.در زمان عدّه رجوع انجام گرفته و با توافق هم مهریّۀ جدیدی معیّن شد.آیا از نظر شرعی ایرادی بر مهریۀ جدید است یا خیر؟
جواب:عنوان مهریه و مقدار آن تغییرناپذیر است.ولی در مفروض سؤال،زن میتواند در مقابل رجوع در بذل که زمینۀ جواز رجوع شوهر را آماده میکند چیزی مطالبه کند،به عنوان مصالحه یا هبه یا امثال آنها.به این نحو که زن بگوید در مقابل رجوع در بذل فلان مقدار به یکی از عناوین فوق به من منتقل شود.
سؤال 1487:در عقد متعه شوهر نصف مدت را میبخشد،آیا مهر هم تقسیط میشود یا همۀ مهریه را باید بپردازد؟
جواب:پس از تحقّق دخول،تمام مهر را باید بپردازد.و مهر تقسیط نمیشود.
سؤال 1488:هرگاه زن بعد از عقد و قبل از دخول خود را آتش بزند و خودکشی کند،آیا تمام مهر را میبرد یا نصف را؟
جواب:به نظر این جانب ورثه زن میتوانند تمام مهر را مطالبه کنند.
سؤال 1489:هرگاه زنی به خانۀ شوهر آمده و پس از مدت کمی خانۀ شوهر را بدون جهت و اجازۀ شوهر ترک کند و به خانه پدرش برود و دیگر حاضر به آمدن به خانه شوهر نباشد و تقاضای طلاق کند،آیا حقی به مهریه دارد یا نه؟
جواب:پس از انجام عروسی زن تمام مهر را مالک میشود.و باید شوهر آن را
تأدیه کند.ولی اگر زن تقاضای طلاق کند چون امر طلاق با مرد است و توافق کنند که مرد در مقابل بذل تمام یا قسمتی از آن،زن را مطلقه به طلاق کند،جایز و بیاشکال است.
سؤال 1490:مهریۀ خانمی که 40 سال قبل،ازدواج کرده،در قباله و مهرنامه 2000 تومان ذکر شده و عقد بر این اساس واقع شده است.زن میگوید،مهریۀ من،نیم دانگ آب و زمین بوده است و چون مشکل ثبتی داشت به 2000 تومان تبدیل شد،و حال شوهر باید آب و زمین را بدهد.و زوج این را قبول دارد و میگوید مهر شما 2000 تومان است نه آب و زمین، آیا زن حق دارد بیش از 2000 تومان مهریه بگیرد یا نه؟
جواب:به نظر این جانب پول دارای ارزش اعتباری مستقل است.و وجود پشتوانه دلیل این نیست که ارزش پول با آن مقایسه شود و با زیاد و کم شدن قدرت خرید تفاوت کند.و در یک کلام پول از مثلیات است،و در مثلیات ترقی و تنزّل قیمت مطرح نیست.مگر اینکه بطور کلی از مالیت و اعتبار خارج شود.
بنابراین در مورد سؤال،آنچه در نهایت شرعا و قانونا مهریه واقع شده و عقد روی آن خوانده شده مبلغ دو هزار تومان بوده است.با توجه به بیان فوق زوج بیش از این مبلغ مدیون نیست.بلی اگر عقد روی آب و منزل خوانده شده بود و در آن زمان قیمت آنها دو هزار تومان محاسبه میشد.فعلا زوج آب و خانه را مدیون بود نه چیز دیگر را.و در عین حال مناسب است زوج رضایت همسر را تحصیل کند.
سؤال 1491:آیا پدر داماد میتواند مهریۀ عروس خود را مستقیما به عهده بگیرد و بپردازد؟ یا باید مهریه را به پسر خود ببخشد و پسر خودش مهریه را بدهد؟
جواب:هر دو طریق جایز است.
سؤال 1492:آیا پدر داماد میتواند ملکی یا مالی از اموال خود را مستقیما(بدون اینکه ابتدا به فرزند خود ببخشد)صداق عروس خود قرار دهد؟
جواب:بلی میتواند،ولی بهتر است ابتدا آن را تملیک داماد کند و داماد خود
آن را صداق قرار دهد.
سؤال 1493:آیا زن میتواند در عقد ازدواج شرط کند که داماد علاوه بر مهریه مقداری پول هم به پدر یا مادر عروس بدهد؟و آیا چنین شرطی لازم الوفا است؟
جواب:شرط مزبور جایز و لازم الوفا است.
سؤال 1494:آیا شیربها که در بعضی بلاد مرسوم است جزء مهریه میباشد،که اگر طلاق قبل از دخول صورت گرفت،پرداخت نصف آن لازم باشد؟
جواب:اگر شیربها جزئی از مهریه در نظر گرفته شده که بایستی نقدا پرداخت شود،به طلاق قبل از دخول تنصیف میشود.ولی اگر غیر از مهریه و غیر از شرط در ضمن عقد باشد،دادن آن بر مرد لازم نیست.و بر فرض که داده باشد،مادامیکه عینش موجود است میتواند بنابر تفصیلی که در مسأله 1499 خواهد آمد،پس بگیرد.
سؤال 1495:مرسوم است داماد مقداری پول به عنوان شیربها به خانوادۀ عروس میدهد و آنان پول را جهیزیه میخرند و به عروس میدهند،آیا این لوازم شرعا متعلق به عروس است یا داماد؟
جواب:در فرض سؤال،اگر داماد شیربها را بعنوان پیشکشی و هبه داده است و از طرف عروس با آن جهیزیه خریدهاند،جهیزیه متعلق به عروس است نه داماد.
و اگر هدیه نکرده بلکه داده است که جهیزیه بخرند و همراه عروس کنند،در این صورت متعلق به داماد است و چون شهرها و محلّها فرق میکنند،لذا اگر شبهه در بین هست به عرف و عادت محل مراجعه و طبق آن عمل کنید.و بهتر اینکه با مصالحه رضایت یکدیگر را تحصیل کنید.
سؤال 1496:اگر زنی بخواهد طلاق بگیرد،آیا شوهر میتواند شیربهایی را که به پدر زن خود داده،پس بگیرد؟
جواب:اگر شیربها را به پدر زن مصالحه نکرده باشد،بلکه بخشیده باشد و عین آن وجود داشته باشد،شوهر میتواند استرداد کند.
سؤال 1497:شیربها که متعارف است میگیرند،به این نحو است که کسی میآید به خواستگاری دختر شخصی،آن شخص قبول میکند به شرط اینکه مثلا هزار تومان پول نقد و دو قطعه فرش یا اجناس دیگر به عنوان شیربها بدهد.و گاه است که اینها را مادر یا برادر یا عمو یا غیر اینها میگیرند،آیا گرفتن آن حلال است؟و پس از عقد چنانچه زوج پشیمان شود، آیا پس گرفتن آن جایز است؟
جواب:دادن و گرفتن شیربها اگر به عنوان جعاله باشد.که مثلا این مال را به پدر یا به برادر دختر میدهد که واسطه شود و رضایت او را حاصل کند حلال است.و پس از عقد،زوج حق استرجاع آن را ندارد.و اگر مجرد پیشکشی و هبه به پدر زوجه و یا عمو و برادر او باشد حلال است،و مادام که عین آن باقی است میتواند استرجاع کند.و اگر زوج آن را به رضایت و طیب نفس نمیدهد،بلکه برای اینکه گیرنده-با اینکه زوجه راضی به تزویج است-مانع از ازدواج نشود،حرام است.
سؤال 1498:در هنگام ازدواج،پدر یا اقوام عروس علاوه بر مهریه،پول زیادی به عنوانهای مختلف،مثل:جعاله،شیربها،مهر حاضر،پدر وکیلی،تهیه جهیزیه میگیرند.لطفا حکم آن را بیان کنید؟
جواب:آنچه به عناوین مختلف غیر از مهریه و زاید بر آن گرفته میشود،چند صورت دارد:
1-اگر به عنوان جعاله،اخذ شود،شرعا اشکال ندارد و حلال است و زوج هم بعدا حق رجوع ندارد.
2-اگر برای جلب رضایت پدر دختر،یا جلب رضایت خود دختر میپردازد،گرفتن آن جایز است.ولی اگر زوج بخواهد میتواند آن را تا وقتی موجود است،پس بگیرد.
3-اگر پسر و دختر راضی به ازدواج باشند و پدر هم اصل ازدواج را اجازه دهد ولی مبلغی را با زور و اجبار به عنوان اینکه رسم است،از زوج بگیرد گرفتن
آن جایز نیست.و باید آن را به زوج پس بدهد.و حتی اگر تلف شده باشد باید مثل آن را پس بدهد.
4-بلی،اگر پول را جهت تهیه جهیزیه بگیرد و با آن جهیزیه تهیه کند،و همراه دختر به منزل زوج بفرستد،با رضایت زوج اشکالی ندارد.در این صورت جهیزیه به مقداری که از این پول تهیه شده،ملک زوج است.
سؤال 1499:تدلیس چیست؟
جواب:تدلیس این است که زن یا مرد را طوری توصیف کنند که موجب گول خوردن و اشتباه طرف دیگر در امر ازدواج شود.مثل اینکه عیبهای او را نگویند یا صفاتی را برای او ذکر کنند که نداشته باشد.مثلا بگویند دکتر است یا مغازهدار است یا در فلان شرکت با فلان مقدار حقوق کار میکند یا فلان سمت اداری را دارد که اگر این اوصاف را نمیگفتند یا عیوب او را میگفتند،طرف مقابل راضی به این ازدواج نمیشد.
سؤال 1500:حکم تدلیس را بیان فرمایید.
جواب:اگر تدلیس به اخفای عیبهایی باشد که موجب فسخ عقد میگردد، طرف مقابل میتواند نکاح را فسخ کند.اما اگر به اخفای آن عیبها نباشد،بلکه به اخفای عیوب دیگر یا ابراز صفات کمال باشد،در صورتی که حق فسخ پیدا میشود که امور مذکوره،به نحو شرط در ضمن عقد آمده باشد.یا اگر قبلا از این امور صحبت شده،عقد مبنی بر این امور خوانده شده باشد.
سؤال 1501:اگر از طرف زوجه اظهاراتی شود که موجب تدلیس و فریب زوج گردد و عقد بر طبق آن جاری گردد،آیا مهر المسمّی به گردن او است یا مهر المثل؟
جواب:در صورتی که دخول محقق شده باشد،و شوهر اختیار کند استمرار زوجیت را،لازم است مهر المسمّی را بپردازد.و در صورت اختیار فسخ،زن استحقاق مهر ندارد.
سؤال 1502:مردی در ازدواج با دختری تدلیس کرده و خود را عوضی معرفی کرده است.
مثلا خود را دکتر یا مهندس معرفی کرده،که اگر خود را اینگونه معرفی نمیکرد حتما دختر راضی نمیشد،آیا به خاطر ندانستن موضوع،برای دختر اختیار فسخ عقد هست یا نه؟
جواب:در صورتی که در عقد ازدواج شرط دکتر یا مهندس بودن زوج شده باشد،یا به نحوی توصیف کرده که عقد مبنی بر آن وصف واقع شده،که به منزلۀ شرط ضمنی بوده،و بعد تخلف وصف ظاهر و واضح شده است،زن اختیار فسخ عقد را دارد.و چنانچه قبل از دخول فسخ کند،حق مهر ندارد.و اگر بعد از دخول فسخ کند،حق مهر دارد.
سؤال 1503:مردی به عنوان داشتن شغل معین،زنی را به عقد دائم خود در آورده است.و بعد معلوم شده که زمان عقد و بعد از عقد دارای شغل معین نبوده است.آیا این مورد هم از موارد تدلیس محسوب میگردد یا خیر؟
جواب:در فرض مسأله،اثبات خیار برای زوجه،به این نحو تدلیس مشکل است.
سؤال 1504:در صورتی که اطرافیان دختر بعضی از عیوب دختر را مثل پیسی،سوختگی، کچلی،بیان نکنند،آیا به مجرد نگفتن تدلیس میباشد؟و شوهر حق پیدا میکند عقد را فسخ کند؟
جواب:مجرد نگفتن عیب تدلیس نیست.
سؤال 1505:اگر در ازدواج تدلیس صورت گیرد،ولی زوج ازدواج را به امید برطرف شدن عیب فسخ نکند،و بعد ناچار شود زن را طلاق دهد،آیا میتواند در مهر(نصف یا تمام آن)به مدلس رجوع کند؟
جواب:در فرض سؤال،استقرار نصف یا تمام مهریه مستند به خودش میباشد و حق رجوع به مدلّس را ندارد.
سؤال 1506:شوهر دیوانه شده است و همسر او عقد را فسخ نکرده است،ولی حال که شوهر بهبودی یافته،آیا همسرش حق دارد با ادعای اینکه نمیدانسته میتواند عقد را فسخ
کند،فعلا عقد را فسخ کند؟
جواب:بعد از رفع عیب،فسخ کردن مشکل است.
سؤال 1507:زنی که دارای عیب قرن است،اما با عمل جراحی میتوان رفع عیب کرد،آیا شوهر در این صورت هم میتواند عقد را فسخ کند؟
جواب:قبل از رفع عیب حق فسخ دارد.ولی اگر فسخ نکرده باشد،بعد از رفع عیب مشکل است.
سؤال 1508:مردی در هنگام ازدواج میگوید که قبلا ازدواج نکرده است و زن به گمان و به اعتقاد این عنوان قبول و اجازه داده است.و بعد معلوم میشود که قبلا زنی داشته و او را طلاق داده است،آیا زن در این صورت حق فسخ پیدا میکند؟
جواب:در فرض مزبور،زن حق فسخ ندارد.
سؤال 1509:اگر شخصی در ازدواج تدلیس کرد،بعد زوج متوجه شد و نکاح را فسخ کرد،آیا باید مهر دختر را بدهد یا لازم نیست؟و اگر داد آیا میتواند به مدلّس رجوع کند؟
جواب:اگر قبل از دخول نکاح را فسخ کند،لازم نیست مهر را بپردازد.ولی اگر بعد از دخول فسخ کند در صورتی که مدلّس خود زن باشد،لازم نیست مهر را بپردازد.ولی اگر مدلس غیر زن باشد،باید مهریه زن را کاملا بپردازد.و میتواند به مدلس رجوع کند.
سؤال 1510:شخصی دختر نابالغ خود را به عقد پسری در میآورد.و بعد از بلوغ دختر متوجه میشود که پسر قبل از ازدواج،یعنی بعد از تولد دیوانه بوده است،آیا دختر میتواند عقد را فسخ کند؟
جواب:بلی،در فرض سؤال دختر میتواند عقد را فسخ کند.
سؤال 1511:خانمی است که به مدت 6 سال به جهت جنون زوج بلاتکلیف مانده و شوهر وی نه مخارج او را میدهد و نه طلاق،وظیفۀ ایشان چیست؟
جواب:اگر جنون شوهر مسلم باشد،زوجه میتواند نکاح را فسخ کند،و نیازی به طلاق زوج یا ولیّ وی ندارد.
سؤال 1512:خانمی قبل از ازدواج به بیماری روانی مبتلا بوده و هنگام ازدواج آن را مخفی کرده است،آیا شوهر بعد از آگاهی میتواند نکاح را فسخ کند؟
جواب:اگر ثابت شود که بیماری جنون است و مرد هم هیچ اطلاعی نداشته، میتواند نکاح را فسخ کند.
سؤال 1513:در فرض فوق،آیا شوهر با فسخ میتواند ادعای خسارت کند و مخارج خود را از زن بگیرد؟
جواب:نمیتواند.
سؤال 1514:آیا فرقی بین جنون ادواری و جنون دائمی در فرض فوق وجود دارد؟
جواب:فرقی نیست.
سؤال 1515:پنج سال پیش ازدواج کردم و حدود چند ماه پیش مطلع شدم همسر این جانب مبتلا به بیماری صرع از نوع ارثی میباشد.پیش از ازدواج آن را به اطلاع من و خانوادهام نرسانیدهاند و پس از ازدواج در اثر روشن شدن آن به خاطر مریضی میخواهم از حق فسخ عقد خودم استفاده کنم.لطفا حکم شرعی مسأله را بیان فرمایید؟
جواب:موارد حق فسخ در مسأله 2448 توضیح المسائل ذکر شده است.
بیماری صرع از مواردی نیست که زوج یا زوجه حق فسخ داشته باشند.و شما نمیتوانید عقد را بهم بزنید.بلی امر طلاق با زوج است و میتوانید طبق شرایط و ضوابط آن اقدام کنید.
سؤال 1516:اگر بعد از ازدواج معلوم شود که شوهر بدون خصیتین بوده است،آیا زن حق فسخ عقد را دارد؟
جواب:اگر مقصود این باشد که بیضتین او را کشیدهاند یا کوبیدهاند یا اصلا نداشته باشد،زن حق دارد عقد را فسخ کند.
سؤال 1517:بعد از عقد و قبل از دخول متوجه شدم که دختری به صورت مادرزادی یک پستان ندارد،من از ازدواج امتناع کردم و میخواهم نکاح را فسخ کنم،اما او راضی نبوده و نیمی از مهر خود را میخواهد،آیا من میتوانم نکاح را فسخ کنم؟
جواب:مورد مزبور از موارد فسخ نیست.زیرا که در عقد شرط نشده و به صورت توصیف هم نیامده و از عیوب مجوّز فسخ هم نمیباشد.و اگر او را طلاق دهید باید نصف مهر او را بدهید.
سؤال 1518:دختری به عقد کسی در آمده است.پس از عقد معلوم شده دارای عیبی است که مانع از دخول است و شوهر فورا و بدون هیچ گونه تصرفی نکاح را فسخ کرده،آیا به زن مهر تعلّق میگیرد؟
جواب:در فرض سؤال،مهریه ساقط است و دختر حق ندارد.
سؤال 1519:زن و شوهری سه سال است با یکدیگر ازدواج نموده و اولادی ندارند.با مراجعۀ به دکتر معلوم شده است که زوجه عقیم است و به احتمال یک درصد با عمل جراحی امکان دارد صاحب فرزند شود.اگر زوج بخواهد به واسطۀ عقیم بودن زن،این عقد را به هم بزند،آیا میتواند یا خیر؟و آیا عقیم بودن از جملۀ عیوبی است که موجب فسخ نکاح میشود یا نه؟با این وصف در مورد مهر چگونه عمل میشود،تمام مهر را زوجه میبرد یا خیر؟
جواب:عقیم بودن از عیوب موجب خیار برای مرد نیست.بلی اگر بخواهد میتواند زن را طلاق دهد و اگر طلاق قبل از دخول باشد،باید نصف مهر را بپردازد.و اگر بعد از دخول باشد،باید تمام مهر را بپردازد.
سؤال 1520:دختری به عقد مردی درآمده است.و پس از مدتی معلوم شده خانوادۀ دختر دچار عقب افتادگی ذهنی و بیماریهایی مانند انحراف چشم تا حدّ کوری و سنگینی گوش تا حدّ کری هستند و دختر قبلا دچار سکته شده،آیا چنین عیوبی موجب فسخ است؟
جواب:عیوبی که موجب فسخ عقد میشود در توضیح المسائل،مسأله 2448 بیان شده است.اما عیوبی که در سؤال ذکر شده،در صورتی موجب حق فسخ عقد است که در ضمن عقد شرط عدم عیب خاص یا مطلق عیب بشود.یا زوجه
به وصف سلامت از عیب توصیف شده،و قبل از عقد در مقام گفتگو دختری سالم معرفی شده و عقد مبنی بر آن واقع شده باشد که در این صورت مرد میتواند عقد را فسخ کند در غیر این صورت حق فسخ ندارد.بلی میتواند او را طلاق بدهد و در صورت طلاق اگر نزدیکی نشده،زن نصف مهر را طلبکار است و خلاصه عقد شرعا صحیح میباشد.
سؤال 1521:اگر زوج پس از عروسی دچار کسالت مغزی و روانی بشود،آیا میتوان نکاح را فسخ کرد؟
جواب:در فرض سؤال،اگر کسالت مغزی و روانی زوج به سر حد جنون رسیده است،بطوری که اوقات نماز را تشخیص نمیدهد،زوجه اختیار فسخ دارد و نیازی به طلاق ندارد.البته این اختیار فسخ فوری است که اگر با علم به جنون زوج،فسخ را تأخیر انداخت،خیار فسخ ساقط میشود.ولی اگر از جهت جهل به مسأله فسخ نکرده،هر وقت علم به خیار فسخ پیدا کرد،میتواند فورا فسخ کند،و رجوع به حاکم و مرجع تقلید لازم نیست.بلکه در این صورت زوجه میتواند بدون مراجعه،عقد را فسخ کند.
ضمنا در مورد سؤال که نزدیکی و دخول واقع شده،تمام مهر بر عهدۀ خود زوج است که اگر دارد باید بدهد و اگر ندارد کسی ضامن نیست.مگر اینکه پدر زوج،مهر را به ذمه گرفته باشد.
سؤال 1522:دست چپ این جانب فلج است و بدون اطلاع دختر از این مطلب،او را به عقد من درآوردند و فعلا که متوجه شده به هیچ وجه حاضر به زندگی با من نیست،آیا دختر میتواند نکاح را فسخ کند؟و آیا من میتوانم به هیچ عنوان او را طلاق ندهم؟در هر صورت وضع مهریه او چطور است؟
جواب:اگر در عقد،مرد توصیف به صحت و سلامت شده باشد،و عقد مبنی بر آن واقع شده باشد،زن حق فسخ دارد.و در صورتی که قبل از دخول باشد نسبت به مهریه حقی ندارد.و اگر شرط نشده باشد زن حق فسخ ندارد.ولی چنانچه در حق او ظلم و بیانصافی میشود بهتر است او را طلاق دهید.
سؤال 1523:در مواردی که زوج یا زوجه حق فسخ عقد را دارند،آیا فسخ طلاق حساب میشود یا خیر؟
جواب:در مورد فسخ،به طلاق احتیاجی نیست.فسخ،طلاق محسوب نمیشود و احکام طلاق را ندارد.مثلا حکم طلاق سوم را ندارد که پس از آن احتیاج به محلّل باشد و در موقع فسخ کردن،لازم نیست از حیض و نفاس پاک باشد و نیز حضور عدلین لازم نیست.
سؤال 1524:در مواردی که فسخ عقد برای زوج یا زوجه جایز است،آیا اجازۀ حاکم شرع لازم است یا خیر؟
جواب:در مورد سؤال،اجازه لازم نیست.بلی در موردی که عنّین بودن مرد ثابت شود،مراجعه به حاکم شرع لازم است تا برای صبر کردن زن مدتی قرار دهد.و بعد از رجوع به حاکم و قرار دادن مدت،هر وقت مدت تمام شد و در تمام مدت مذکور مرد قادر به نزدیکی با زن نبود،زن میتواند بدون مراجعه به حاکم شرع عقد را فسخ کند.
سؤال 1525:عیوبی که به واسطۀ آنها میشود عقد نکاح را فسخ کرد،به چه چیز ثابت میشود؟
جواب:به اقرار صاحب عیب،یا شهادت دادن دو مرد عادل به اقرار او،و نیز شهادت دو مرد عادل به عیب.
سؤال 1526:عیوب باطنۀ زن به چه چیز ثابت میشود؟
جواب:به شهادت دادن چهار زن عادله یا اقرار خود زن.
سؤال 1527:مردی که قبل از ازدواج قدرت بر وطی داشته است،از بدو ازدواج عاجز شده است،آیا احکام عنن را دارد؟
جواب:اگر از وطی زوجۀ دیگر نیز عاجز باشد،زوجۀ فعلی حق فسخ دارد.اما پس از مراجعه به حاکم شرع و رعایت آنچه که در مسأله 2502 توضیح المسائل بیان شده است.
سؤال 1528:اگر در مدت یک سال مهلت به فرد عنین زوجه از تمکین خودداری کند،آیا بعد از اتمام مدت زوجه حق فسخ دارد یا باید مدت بیشتری تمدید شود؟
جواب:اگر با اقرار زوج یا غیر آن ثابت شود که با فرض تمکین قدرت بر وطی نداشته،زوجه میتواند فسخ کند وگرنه باید تجدید مهلت شود.
سؤال 1529:در ضمن عقد،زوجه شرط میکند به اینکه زوج حق ندارد بدون رضایت زوجه او را مثلا از شهر مقدس قم به جای دیگر ببرد.پس از ازدواج زوجه با رضایت خودش با زوج رفته در روستا زندگی کردهاند.پس از مدتی به قم برگشته و میگوید که من نمیتوانم در جای دیگر زندگی کنم و از زوج میخواهد که محل سکونت و مایحتاج وی را در قم تأمین کند.زوج هم میگوید که باید بروند در روستا زندگی کنند،آیا زوجه میتواند از رفتن به روستا استنکاف کرده و مسکن و مخارج در قم را از زوج مطالبه کند؟یا اینکه پس از رفتن وی از قم به خارج قم،حق قبلی از بین میرود؟به عبارت دیگر آیا با رفتن زوجه از قم به خارج قم حق اختیار مسکن وی ساقط میشود یا نه؟
جواب:در فرض سؤال که زوجه از شرط ضمن عقد چشمپوشی کرده و با رضایت خود عملا حق اختیار مسکن خود را اسقاط کرده،دیگر نمیتواند از رفتن استنکاف و سرپیچی کند.
سؤال 1530:اگر عقد نکاح مشروط به باکره بودن دختر باشد،در صورت باکره نبودن دختر، آیا شوهر حق فسخ دارد؟
جواب:بلی،قابل فسخ میباشد.
سؤال 1531:دخترم را شوهر دادم مشروط بر اینکه او را از قم بیرون نبرد.و اما شوهر بر خلاف شرط او را از قم به شهر دیگر برد و زمانی که به او اعتراض کردم،دختر را رها کرد و نفقه هم نداد.تکلیف چیست؟
جواب:لازم است بر طبق شرط عمل کند.و در صورت تمکین زوجه،لازم است نفقه را بپردازد.
سؤال 1532:در عقدنامهها دو بند زیر ذکر شده است:
الف-ضمن>CSCS
زوجیت باقی است،برای زوجه محفوظ است و قابل به هم زدن و عزل نیست.
حتی با توافق طرفین.
سؤال 1533:آیا زوج میتواند در ضمن عقد نکاح،زوجۀ خود را وکیل کند که اگر ازدواج مجدد کرد یا نفقۀ او را مثلا به مدت 6 ماه نداد،خود را مطلقه کند؟و آیا چنین وکالتی صحیح است؟بر فرض صحت آیا قابل عزل میباشد یا خیر؟
جواب:اگر به نحو شرط نتیجه شرط شده که زن،وکیل باشد،این وکالت صحیح است و قابل عزل نیست،به این صورت که زن در وقت اجرای صیغۀ عقد، بگوید من خودم را به شرط اینکه وکیل بلاعزل در طلاق باشم،به زوجیت تو در آوردم؛و مرد هم قبول کند.چنین شرطی لازم و غیر قابل عزل است.و چنانچه وکیل زن نیز به وکالت از زن،صیغه را به نحو مذکور اجرا کند،همین حکم را دارد.
سؤال 1534:شخصی دختری را بنابر باکره بودن و با مهریۀ معمولی زنان باکره عقد کرده، ولی شرط در ضمن عقد نبوده است.بعد معلوم شده که باکره نبوده است،حکم آن را بیان کنید؟
جواب:در فرض سؤال،زوج حق فسخ عقد را ندارد.ولی تفاوت ما بین مهر دختر باکره و غیر باکره از مهر دختر کم میشود.
سؤال 1535:زنی مبتلا به صرع یا بیماریهای دیگر است که ذاتا مجوز فسخ نکاح نمیباشد.
ولی خود را به شرط سلامتی به عقد دیگری در میآورد.اگر زوج بعد از دخول متوجه شود،آیا حق فسخ دارد؟و در صورت فسخ،آیا باید مهریه زوجه را بدهد یا خیر؟
جواب:در فرض سؤال که به شرط سلامتی ازدواج کرده و بعد معلوم شده که قبل از عقد مبتلا به صرع بوده است،زوج حق فسخ دارد.و چون خود زن شرط سلامت کرده بوده،اگر زوج فسخ کند،زن استحقاق مهریه ندارد.
سؤال 1536:دختری که بیماری صرع داشته است،بدون اطلاع دادن به شوهر ازدواج میکند.شوهر بعد از اطلاع روی مسائل عاطفی،اعتراض نمیکند و راضی میشود و دخول
هم صورت میگیرد،بعد از مدتی که شوهر میبیند ادامه زندگی مشکل است،میخواهد عقد را فسخ کند،آیا حق دارد یا خیر؟و اگر طلاق دهد باید مهریه او را بدهد یا خیر؟و آیا میتواند در مهریه به پدر و مادر دختر رجوع کند؟
جواب:در فرض سؤال که بعد از توجه به مرض،تصمیم به ادامۀ زندگی گرفته و دخول هم واقع شده است،حق فسخ ندارد.و اگر او را طلاق داد،تمام مهریه را باید به زوجه بدهد و حق رجوع به پدر و مادر او را هم ندارد.
سؤال 1537:زوج ادعا میکند که زوجه و بستگان وی قبل از عقد در توصیف زوجه گفتهاند سال پنجم ابتدایی را خوانده است و پس از وقوع عقد و گذشت چند سال از زندگی،زوج متوجه میشود که زوجه در امتحان سال پنجم مردود شده است.و به زعم خودش که خلاف وصف بوده حق فسخ دارد،لذا عقد را فسخ کرده و حدود بیست روز پس از عقد،مجددا زوجه را به عقد انقطاعی،زن خود قرار داده است.زوجه هم تصدیق میکند که گفته است سال پنجم ابتدایی را خوانده است.و میگوید که من خوانده بودم و همان را هم گفته و صحبت از مدرک به میان نیامده است.آیا زوج حق فسخ را داشته یا نه؟و آیا با فسخ انجام شده،زوجه از زوجیت وی بیرون رفته و با عقد موقت زوجیت انقطاعی برقرار شده است یا زوجیت دائم از بین نرفته است؟
جواب:بطور کلی در صورتی که قبل از عقد دختر به صفت کمالی توصیف شده،و عقد مبنیّا بر آن واقع شده که به منزلۀ شرط ضمنی بوده و بعد کشف خلاف شده است،زوج حق فسخ دارد.و ظاهرا در مورد سؤال،عقد مبنی بر آن صفت واقع نشده.لذا اثبات حق فسخ مشکل است.به علاوه ظاهر مورد سؤال این است که دختر و بستگان او حرفی از داشتن مدرک نزده و فقط گفتهاند سال پنجم را خوانده است.بنابراین اگر معلومات او به مقدار سال پنجم بوده بر خلاف توصیف نبوده،و حق فسخ در بین نیست.بنابراین در فرض سؤال،فسخ عقد بیوجه و بیاثر بوده و زوجۀ همچنان زوجه دائمی آن شخص است.
سؤال 1538:شخصی با دختری ازدواج کرده،سپس معلوم شده به این دختر دخول شده است ولی پرده بکارت حالت کششی داشته پاره نشده است،آیا زوج حق فسخ دارد؟
جواب:بکارت از صفات کمال است.و عدم آن در سه صورت موجب حق فسخ میشود:1-در ضمن عقد،باکره بودن شرط شده باشد،2-در ضمن اجرای صیغۀ عقد،دختر با صفت بکارت توصیف شده باشد،3-در هنگام خواستگاری و در گفتگوهای تعیین مهر دختر را به عنوان باکره معرفی کنند.و عقد بر اساس همان گفتگوها واقع شود و دختر و ولیّ او سکوت کنند و حرفی از عدم بکارت نزنند.در این سه صورت اگر کشف خلاف شد،زوج حق فسخ دارد.در غیر این سه صورت اگر کشف خلاف شد زوج حق فسخ ندارد،هر چند که در عرف باکره نبودن عیب محسوب شود،یا زوج گمان و حتی اعتقاد به باکره بودن داشته باشد.
ضمنا موضوع فسخ در مورد سؤال،خصوص پردۀ بکارت است.پس اگر به هر جهت پرده بکارت محفوظ باشد،حق فسخ وجود ندارد.
سؤال 1539:شخصی با دختری ازدواج کرده است.و قبل از عروسی معلوم شده دختر قبل از این با شخصی ازدواج کرده و طلاق گرفته است،آیا زوج حق فسخ دارد؟
جواب:صرف ازدواج قبلی موجب حق فسخ نمیشود،چه دخول شده باشد چه نشده باشد.
سؤال 1540:هرگاه مردی با زنی به شرط بکارت ازدواج کند و زن ثیّبه در آید،در این صورت، آیا از مهر چیزی کم میشود یا نه و نیز عقد فسخ میگردد یا خیر؟
جواب:در فرض سؤال که شرط بکارت کرده،اگر معلوم شود که قبل از عقد باکره نبوده،شوهر اختیار دارد عقد را فسخ کند.و با فسخ عقد اگر دخول نکرده، زن چیزی بابت مهر حق ندارد و اگر بعد از دخول فسخ کند و یا فسخ نکند و زندگی را ادامه دهد باید مهر زن را بدهد منتهی حق دارد به نسبت تفاوت مهر ثیبه بودن و باکره بودن چنین زنی،از مهر المسمی کسر کند.
سؤال 1541:طریقۀ محرمیت کودکانی که به عنوان فرزند نگهداری میشوند،چگونه است؟
جواب:اگر کودک،دختر شیرخواره باشد،از راههای زیر بین او و مرد(پدر خوانده)محرمیت ایجاد میشود:
1-شیر همسر انسان را بخورد،که در این صورت دختر رضاعی مرد میشود.
2-شیر مادر مرد را بخورد،که در این صورت خواهر رضاعی مرد میشود.
3-شیر خواهر مرد را بخورد،که دختر خواهر رضاعی مرد میشود و یا شیر دختر خواهر مرد را بخورد.
4-شیر زن برادر مرد را بخورد،که دختر برادر رضاعی او میشود و یا شیر دختر برادر او را بخورد.
5-اگر شیرخوار نباشد یا اگر شیرخوار است،افراد مذکور وجود ندارند میتوان بوسیلۀ صیغۀ نکاح موقت بین دختر و پدر مرد یا پدر بزرگ او محرمیت ایجاد کرد.که در این صورت این دختر،زن بابای مرد میشود،ولی باید توجه داشت که اگر دختر نابالغ باشد نکاح مذکور باید به اذن ولیّ شرعی او باشد.و در صورت نبودن ولیّ،باید از مجتهد جامع الشرائط اذن گرفت.و در هر صورت نباید صیغۀ محرمیت برای دختر بچه مفسده داشته باشد.بلکه رعایت مصلحت او لازم است.کما اینکه اگر دختر بالغ باشد اذن پدر یا جد پدری به احتیاط واجب معتبر است.
و اگر کودک پسر و شیرخوار باشد،از راههای زیر میتوان بین او و زن(مادر خوانده)ایجاد محرمیت کرد:
1-شیر همان زن را بخورد،که فرزند رضاعی او میشود.
2-شیر مادر زن را بخورد،که برادر رضاعی زن میشود.
3-شیر خواهر زن را بخورد،که پسر خواهر رضاعی زن میشود یا شیر دختر خواهر زن را بخورد.
4-شیر زن برادر زن را بخورد،که پسر برادر رضاعی زن میشود یا شیر دختر برادر زن را بخورد.
5-اگر پسر شیرخوار نباشد و مادر خوانده،مادر بدون شوهر داشته باشد و او را به عقد دائم یا موقت پسر در آورند،پس از دخول به او مادر خوانده،ربیبۀ او میشود و به او محرم میشود.
البته راههای دیگری هم وجود دارد،که فعلا محل ذکر آنها نیست.
سؤال 1542:این جانب فرزند ندارم.اخیرا نوزادی را از بنیاد حمایت مادران و نوزادان به عنوان فرزندی گرفته و او را حسن نامگذاری و به همین اسم شناسنامه گرفتهام در صورتی که پدر و مادر کودک معلوم نیست،از نظر شرع مقدس اسلام چه صورت دارد؟
جواب:الحاق فرزند غیر به خود،و بعنوان فرزندی،شناسنامه برای او گرفتن، جایز نیست.چنانچه شناسنامه موجب اشتباه در مسائل شرعی از قبیل توارث و محرم و نامحرمی،گرچه در آینده بشود،لازم است آن را باطل کنید.
سؤال 1543:آیا ازدواج موقت با مجوسیة جایز است یا نه؟
جواب:جایز است.
سؤال 1544:آیا ازدواج موقت 99 ساله صحیح است و حکم عقد دائم را پیدا میکند یا خیر؟
جواب:بلی صحیح است و حکم عقد دائم را پیدا نمیکند،چون ممکن است مدت را ببخشند.
سؤال 1545:شخصی دختری را صیغه کرده و با وی آمیزش کرده و دختر حامله شده است، آیا میتواند مدت صیغه را ببخشد و در زمان حمل آن دختر را به عقد دائم خود در آورد؟
جواب:بلی میتواند مدت باقیمانده را ببخشد و در زمان حمل او را برای خود به عقد دائم در آورد.و حمل در فرض سؤال مانع عقد نیست.
سؤال 1546:آیا در ازدواج موقت،اذن پدر شرط است یا نه؟
جواب:بلی،در صورتی که دختر باکره باشد،به احتیاط واجب اذن پدر لازم است.
سؤال 1547:اگر شخصی دختر بچۀ خود را که قابل تمتع نیست به مدت کوتاهی به منظور محرم شدن مادر آن بچه به داماد،به عقد انقطاعی وی درآورد،آیا مادر آن بچه به آن شخص محرم میشود؟
جواب:اگر برای کودک مصلحت داشته باشد،مانعی ندارد و محرم میشوند.
سؤال 1548:کسی ادعا میکند فلان زن به عقد او در آمده است،و زن منکر میباشد.برای حلّ دعوی شخص عاقد را احضار کردهاند،او نیز منکر میشود،ولی بعدا میگوید به علت ترس انکار کردم چون ناموس از اهم مسائل است.این زن بعد از مدت دو سال،اگر بخواهد شوهر کند،آیا محتاج به طلاق است؟در صورتی که مدّعی او را طلاق نمیدهد.
جواب:در فرض سؤال،اگر زن یقین دارد شرعا زن آن شخص نشده و به عقد او در نیامده است میتواند شوهر کند و نیاز به طلاق نیست.
سؤال 1549:زن میگوید ازدواج دائمی کردهام و مرد میگوید ازدواج انقطاعی بوده است.
دلیل و بیّنه هم ندارند.قول کدام مقدم میباشد؟
جواب:در فرض سؤال عقد با قسم خوردن مدعی دوام محکوم به دوام است.
مگر آنکه خلاف آن شرعا ثابت شود.
سؤال 1550:زنی به شخصی اجازه داده که او را به عقد دائمی در آورد.آن شخص زن را به عقد انقطاعی به مدت پنج سال یا ده سال صیغه کرد و به آن زن هم تذکر نداد و چند اولاد هم از ایشان به دنیا آمد.پس از مدتی زن مطلع شد که عقد انقطاعی بوده است،لطفا حکم مسأله را بیان فرمایید؟
جواب:در فرض سؤال،اگر زن بعد از اینکه متوجه شد که عقد انقطاعی بوده، به آن رضایت داد-چون اصل عقد فضولی بوده و رضایت کاشف از صحت آن میشود-اولاد آنها حلالزاده است و تا پایان مدت میتوانند با هم زندگی کنند.
اما اگر زن بعد از اطلاع اجازه نداد،عقد باطل است و باید فورا از همدیگر جدا شوند.و اولاد نسبت به مادر،اولاد شبهه هستند.که از همدیگر ارث میبرند.و اما
نسبت به مرد،پس اگر او عقد را صحیح میدانسته و به اعتقاد اینکه زن به او حلال است مقاربت میکرده،فرزندان نسبت به او نیز اولاد شبهه هستند و از همدیگر ارث میبرند.ولی اگر میدانسته که عقد باطل بوده است،اولاد نسبت به او ولد زنا هستند و از همدیگر ارث نمیبرند.
سؤال 1551:زوجین در اصل عقد اتفاق دارند.امّا زوج میگوید عقد منقطع است و زوجه ادعای دائم بودن عقد را دارد،قول کدامیک مسموع است؟
جواب:قول مدعی دوام با خوردن سوگند مقدم است.
سؤال 1552:پس از فوت پدر،آیا مادر در قبال حضانت فرزندان صغیر میتواند از جدّ پدری مطالبۀ اجرت کند؟
جواب:مادر در مقابل حضانت،چیزی استحقاق ندارد.
سؤال 1553:کسی همسرش را به خاطر انحراف اخلاقی طلاق داده است و دختر سه سالهای دارد که حضانت آن به عهدۀ زن است،آیا این زن میتواند حضانت دختر را به عهده داشته باشد؟
جواب:اگر خوف انحراف در دختر وجود داشته باشد،حق حضانت مادر ساقط است.
سؤال 1554:شخصی در کودکی ختنه شده است.ولی بر اثر سهلانگاری و عدم دقت ختنهکننده،نیمی از حشفه مغلّف مانده است(ضمنا در هنگام نعوظ،آلت کاملا از غلاف خارج میگردد.)مستدعی است تکلیف شرعی این شخص را معین فرمایید.
جواب:اگر غلفه به قدری است که مانع صدق مختون بودن است،گرچه در بعضی حالات،واجب است خود را ختنه کند.
سؤال 1555:مادری حق حضانت خود را اسقاط میکند و سپس پشیمان میگردد،آیا میتواند مجددا حق خود را مطالبه کند؟
جواب:مشکل است و احوط آن است که به مصالحه حل اختلاف کنند.
سؤال 1556:زن اگر حق قسم یا حق نفقۀ خود را اسقاط کرد و بعد پشیمان شد،آیا میتواند آن را مطالبه کند؟
جواب:آنچه را از حقوق گذشته اسقاط و شوهر را برئ الذمه کرده،پشیمانی سودی ندارد،و نمیتواند مطالبه کند،ولی نسبت به آینده میتواند مطالبه کند.
سؤال 1557:در مواردی که مادر حق حضانت شرعی دارد،آیا میتواند بدون اجازۀ پدر کودکان،آنها را به مسافرت ببرد یا حتی در شهرهای دیگر سکنا دهد؟
جواب:مادامیکه حق حضانت مادر باقی است،میتواند فرزندان خود را به مسافرت ببرد،و یا در هر شهری که مناسب بداند اقامت گزیند.
سؤال 1558:آیا حاکم و قاضی میتواند پدر یا مادر ممتنع از حضانت را مجبور سازد که به حق الحضانة عمل کند؟
جواب:صرف حق الحضانة در آن مقدار که فقط حق من له الحضانة است،قابل الزام و اجبار نیست.بلکه صاحب حق میتواند از حق خود بگذرد و از حضانت صرف نظر کند.ولی نسبت به حق فرزند در تر و خشک کردن وی و در تربیت و نگهداری و حفظ او اگر من علیه الحق امتناع ورزد،حاکم شرع میتواند او را به رعایت حق فرزند ملزم کند.
سؤال 1559:آیا بر پدر واجب است که خواندن و نوشتن را به فرزندان خود(چه دختر چه پسر)یاد دهد؟
جواب:بلی،به مقدار ضروری لازم است و بر پدر واجب است که احکام دین و مسائل شرعی مورد ابتلای فرزندان خود را به آنان یاد دهد.اگر چه با واسطه و گرفتن معلم.
سؤال 1560:فردی بچهای را که سر راه گذاشته بودهاند بر میدارد و بزرگ میکند،بعد از چند سال زن و مردی آمده و اظهار میدارند که کودک بچۀ آنها بوده است و آن فرد انکار
میکند،آیا میتوان بدون بینه کودک را گرفته و به زن و مرد مدعی داد؟
جواب:در فرض مرقوم،اگر بچه صغیر و غیر بالغ باشد با اقرار جدّی و صریح زن و مرد،نسبت ثابت میشود و نیاز به بیّنه ندارد.ولی اگر بچه در زمان اقرار زن و مرد بالغ باشد،ثبوت نسبت به اقرار زن و مرد منوط به این است که بچه آنها را تصدیق کند.
سؤال 1561:خانمی بیوه و بدون شوهر حمل برداشته و سپس ضمن عمل سقط جنین،زن و جنین ششماههاش هر دو فوت کردهاند و معلوم نیست که حمل از نکاح بوده است یا از زنا، لطفا بفرمایید که اولا-آیا حکم ولد حلال را دارد یا ولد زنا؟ضمنا یادآور میشود که زن مدعی نکاح نبوده و در ایام حاملگی خائف بوده است.ثانیا-بر فرض ولد زنا شمردن،آیا بچههای آن زن شرعا خواهر و برادر آن جنین محسوب میشوند و نسب حاصل میشود یا نه؟از جهت احکام نکاح و توارث حکم چگونه است؟
جواب:در فرض سؤال،با توجه به اینکه با طرق شرعیه زنا ثابت نشده است، نمیتوان گفت جنین احکام ولد زنا را دارد و محتمل است از ازدواج موقت یا جذب منی بوده باشد و خوف زن دلیل بر زنا نمیشود.چون نوعا ازدواج موقت ناشایست تلقی میشود.عدم ادعای نکاح دلیل عدم آن اگر چه بنحو موقت نمیشود،بنابراین محلی برای طرح سؤال بعدی باقی نمیماند.ولی بطور کلی آنچه که مورد اتفاق است این است که بین ولد زنا و زانی و اقارب زانی توارثی نیست.اما نسبت به زانیة و اقارب او مسأله محل خلاف است،و احوط تصالح میباشد.
بلی،ظاهر این است که بین اولاد ولد زنا و زانی نسب وجود دارد،و لذا از جهت نکاح،ظاهر این است که موضوع حرمت نکاح اعم از نسب شرعی و غیر شرعی است.خلاصه ولد زنا متکون از زانی و زانیة است.و لغة و عرفا ولد بر او صدق میکند.لذا مزاوجت بین آنان حرام میباشد.و نیز بین ولد زنا و فرزندان زانی و زانیه احکام اخوت مترتب است.بلکه احکام سایر اقربا،مثل عم و خال و غیرهما نیز مترتب میباشد.
سؤال 1562:مردی با یکی از محارم نسبی خویش عنفا زنا کرده است،آیا طفل حاصله نسبت به مادر ولد شبهه حساب میشود یا خیر؟مستندا ذکر فرمایید.
جواب:قدر متیقن از ولد شبهه موردی است که وطی به ظن حلال بودن انجام شود و در مکرهه مسلّما حد جاری نمیشود.و اما اینکه ولد ولد شبهه باشد مشکل است.همانگونه که در تفصیل الشریعة،کتاب الحدود،ص 28،ملاک در شبهه بودن را ظن به اباحۀ وطی بیان کردهام و نیز در صفحۀ 9 بیان شده که اکراه بر زنا عنوان و حقیقت زنا را مرتفع نمیکند.و نیز ظاهر جواهر الکلام ج 41،ص 258،این است که اختیار،شرط در حد است،نه در تحقق زنا.و نیز در ج 31،ص 248 فرموده:لو اشتبهت علیه اجنبیة،فظنها زوجته فوطئها،لحق به الولد.و در ج 29،ص 243 قریب به همین مطلب را فرموده است.و در تحریر الوسیله مسأله 4، احکام اولاد فرموده:الوطء بشبهة کما اذا وطأ اجنبیة بظن انها زوجته.در منهاج، ج 2،مسأله 1376 فرموده است:المراد بوطء الشبهة الوطء غیر المستحق مع بناء الواطی علی استحقاقه له.الخ.
خلاصه از مجموع کلمات گذشته و ظاهر روایات وارده در کتاب حدود که حد را از مکرهه اسقاط کرده است،معلوم میشود که در صورت علم به حرمت، شبهه نیست.و فقط حدّ ساقط است.بلی در جواهر ج 41،ص 267 از مبسوط نقل کرده:اذا استکره امرأة علی الزنا.فلا حدّ علیها،لأنها لیست بزانیة و علیه الحد،لأنه زان.و نیز صاحب جواهر رحمه اللّه در همین جلد ص 268 فرموده است:و اما لحوق الأولاد فقد یقضی به ایضا بعض ما سمعته من تعریف الشبهة،و قاعدة اللحوق بأشرف الأبوین،فی ما لو فرض الإکراه فی احدهما دون الآخر و غیر ذلک.فیکون شبهة شرعا.و ان کان لم یحضرنی الآن من النصوص المعتبرة ما یدل علیه بالخصوص.
بنابراین حکم به ولد زنا کردن طفل در مورد سؤال مشکل است.و حکم به ولد شبهه کردن او اشکل است.و در این جهت فرقی بین محارم و غیر محارم بنظر نرسید.
ضمنا ولد شبهه و ولد زنا در احکام محرم و نامحرمی و نکاح فرقی ندارند.و در مسأله توارث فرق هست.آن هم نسبت به مادر محل تأمل است،که احوط تصالح است.
سؤال 1563:حضرتعالی در مناسک حج فرمودهاید:«کسی که نیاز به ازدواج دارد بطوری که ترک آن سبب مرض یا ضرر یا مشقّت گردد و برای آن پول لازم باشد در صورتی مستطیع میشود که علاوه بر مخارج حجّ مصارف ازدواج هم داشته باشد»،این حکم آیا فرزند شخصی را که به حد بلوغ رسیده شامل میشود؟
جواب:بلی شامل میشود،به این معنی که اگر شخصی پسر یا دختری دارد که نیاز به ازدواج دارند و ترک آن موجب ضرر یا مشقت یا به حرام افتادن آنان میشود لازم است اول مخارج ازدواج آنان را طبق شأن و متعارف،تأمین کند، پس از آن اگر مصارف حج را داشت مستطیع میشود.
سؤال 1564:شرطبندی بین زن و شوهر چه حکمی دارد؟
جواب:شرطبندی که در آن برد و باخت باشد حرام است.مگر در خصوص سبق و رمایه.
سؤال 1565:زوجه بعد از متارکۀ زندگی،مدتی جهیزیهاش در منزل شوهر بوده است حال هنگام تحویل ادعا میکند که مقداری از جهیزیۀ او کم شده است.ولی شوهر میگوید من به آن دست نزدهام و اگر کم شده خود زن یا اقوام او بردهاند،قول کدامیک مقدم است؟
جواب:شوهر ضامن جهیزیه نیست.مگر اینکه زن به مرافعۀ شرعیّه ثابت کند که شوهر جهیزیه را بدون اذن زن تلف کرده است.
سؤال 1566:آیا ازدواج مردان کهن سال با دختران جوان جایز است؟
جواب:هر چند ازدواجهای مذکور شرعا مانعی ندارد،ولی به هیچ وجه مصلحت نیست.و لازم است اولیای دختران،مصلحت آنان را مراعات کنند.
سؤال 1567:اگر فرزند کسی به هیچ وجه قادر بر ازدواج نباشد،یعنی همیشه در امور زندگی با شکست مواجه شده و اختلالاتی در بدنش بوجود آید،آیا به همین جهت میتواند با دارو یا عمل جرّاحی رجولیت خود را از بین ببرد؟
جواب:از بین بردن رجولیّت،به هیچ وجه جایز نیست.
سؤال 1568:آیا جایز است دختر شیعه به شوهر سنّی داده شود؟
جواب:بهتر است از این کار اجتناب شود.
سؤال 1569:فرزند اگر محتاج همسر باشد،و پدر به فکر او نباشد،آیا میتواند بدون اذن او در اموالش تصرف کند و زن بگیرد؟
جواب:تصرف در اموال پدر بدون اذن پدر جایز نیست.در چنین مواردی لازم است پدر توسط افرادی نصیحت شود تا آماده گردد.
سؤال 1570:آیا در ازدواج قول زن در مورد فوت شوهر و یا پاک بودن حجت است؟
جواب:قول زن در رابطه با فوت شوهر و یا پاک بودن معتبر است.
سؤال 1571:آیا شرعا میشود روی حرف زنان بیبندوبار در پاک بودن از حیض و نداشتن شوهر و انقضای عده حساب کرد؟
جواب:اگر زن در ادعایش متهم نباشد،گفتارش مورد قبول است.
سؤال 1572:لطفا نظر مبارک را در رابطه با ازدواج دو فامیل بیان فرمایید؟
جواب:در خصوص این مسأله روایت معتبری به نظر نرسیده است (1).
1) 1) -شهید رحمه اللّه در مسالک،اول کتاب نکاح مرسلا نقل کرده که پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله فرمود:«لا تنکحوا القرابة القریبة فإن الوالد یخرج ضاویا ای نحیفا».یعنی با خویشان نزدیک ازدواج نکنید،چون بچه نحیف و لاغر متولد میشود. و علامه رحمه اللّه در تذکرة الفقهاء،کتاب النکاح ج /1ص 569 ذیل مقدمه ششم ظاهرا استحباب نکاح با بیگانه را پذیرفته و همین حدیث را نقل کرده و سپس فرموده است:و لعل ذلک لنقصان الشهوة بسبب القرابة. یعنی،شاید این مطلب برای این باشد که قرابت و خویشاوندی سبب نقصان شهوت است.-
سؤال 1573:آیا قول مرد در مورد اینکه همسر خود را طلاق داده است بدون بینه،قبول است یا نیاز به بینه دارد؟
جواب:اقرار مرد در ترتیب آثار طلاق کافی است.مگر آنکه زوجه یا دیگری علم به کذب مرد داشته باشد.که در این صورت باید عالم مطابق علم خود عمل کند هر چند در ظاهر اگر حاکم مطابق اقرار زوج حکم کرده،نمیتواند حکم را رد کند.
سؤال 1574:زوجین اصل طلاق را قبول دارند.زوجه ادعا میکند که طلاق خلع است،ولی زوج مدعی رجعی بودن طلاق میباشد.مستدعی است بفرمایید قول چه کسی مسموع است؟
جواب:قول مدعی طلاق رجعی با قسم خوردن مقدم است.
سؤال 1575:زوجین در اصل طلاق اتفاق دارند.زوج میگوید طلاق دوم است و طلاق رجعی است،ولی زوجه میگوید طلاق سوم است و بائن میباشد.قول کدامیک مسموع است؟
جواب:قول مدعی طلاق رجعی با خوردن قسم مقدم است.
سؤال 1576:در مورد صیغۀ طلاق،آیا عبارت(انت مطلقة)یا(هی مطلقه)یا(طلقت فلانة) مجزی است یا خیر؟
جواب:هیچیک از مذکورات در سؤال،مجزی نیست و باید به لفظ(انت طالق)یا(هی طالق)یا(هذه طالق)باشد.
سؤال 1577:هرگاه زوجه از طرف زوج وکالت در مطلقه کردن خود داشته باشد و بخواهد خودش اجرای صیغه کند،باید چه بگوید؟
جواب:باید بگوید(انا طالق).
سؤال 1578:در عدالت عادلهایی که شاهد طلاق میشوند،آیا حسن ظاهر کافی است یا احراز عدالت واقعی لازم است؟
جواب:حسن ظاهر،کافی است.ولی اگر بعدا کشف خلاف شود؛طلاق باطل است.
سؤال 1579:آیا لازم است که عدلین در طلاق،زبان عربی را بدانند و به معنای الفاظ واقف باشند یا لازم نیست؟
جواب:همین قدر بدانند که انشاء صیغۀ طلاق میکنند،کفایت میکند.
سؤال 1580:شخصی را وکیل کردهام تا همسرم را طلاق دهد و نمیدانم دو شاهد عادل لازم در طلاق واقعا عادل بودهاند یا خیر؟
جواب:لازم نیست شما خصوصیات دو شاهد عادل را بدانید و گفته شخص طلاق دهنده که مورد اعتماد شما بوده و به او وکالت دادهاید،برای شما حجت است،مگر اینکه علم به خلاف پیدا کنید.بلی اگر شما دو شاهد را بشناسید و اعتقاد به عدالت آنان نداشته باشید،جواز ترتیب آثار طلاق برای شما مشکل است.
سؤال 1581:چند سال قبل با کسی ازدواج کردم و بعد از مدتی در حال حیض،طلاق گرفتم،بعد از گذشت عده،چون نمیدانستم طلاق در حال حیض صحیح نیست،دو مرتبه ازدواج کردم و فعلا یک بچه دارم،لطفا مرا راهنمایی کنید و حکم شرعی را بیان کنید.
جواب:طلاق در حال حیض باطل است و شما همسر شرعی شوهر اول خود میباشید؛ولی چون معتقد بودهاید که طلاق صحیح است و بعد از عده،ازدواج کردهاید،مرتکب عمل حرامی نشدهاید و بچه شما در حکم حلالزاده است.اما ازدواج دوم باطل است و باید هرچه سریعتر از شوهر دوم خود جدا شوید.
سؤال 1582:در صورتی که ضمن عقد ازدواج،یا عقد لازم دیگر،زوج زوجۀ خود را وکیل در طلاق کند،آیا این وکالت قابل عزل میباشد یا خیر؟
جواب:اگر به نحو شرط نتیجه،شرط شده که زن وکیل باشد،این وکالت قابل عزل نیست.
سؤال 1583:خانمی که جراحی کرده و رحمش را خارج کردهاند،عادت ماهانه ندارد و خونی هم نمیبیند،بفرمایید زمان طهر غیر مواقعۀ او،جهت اجرای صیغۀ طلاق چگونه است؟
جواب:در فرض سؤال،سه ماه پس از آخرین مواقعه،میتوانند صیغۀ طلاق را جاری کنند.
سؤال 1584:آیا در طلاق حامل،لازم است آثار حمل ظاهر شده باشد یا با علم به حمل،
کفایت میکند،اگر چه آثار حمل ظاهر نشده باشد؟
جواب:در فرض سؤال،وجود حمل در حین طلاق در طهر مواقعه،در صحت طلاق کافی است.هر چند آثار آن ظاهر نشده باشد.
سؤال 1585:شوهر این جانب به خاطر ناراحتی خانوادگی،مدت 9 سال از ما کنارهگیری کرده و نامه داده است که منتظر من نباشید،و شما را هم طلاق نمیدهم و من هم به دادگاه مراجعه کردم و آنها مرا طلاق دادند،آیا بعد از انقضای عده،میتوانم شوهر کنم؟
جواب:چنانچه دادگاه طلاق داده باشد،پس از انقضای عدّه میتوانید شوهر اختیار کنید.
سؤال 1586:دختری دو هفته بعد از ازدواج به منزل پدرش برگشته و حاضر به بازگشت به منزل شوهرش نیست و شوهر هم از روی عناد،حاضر به طلاق نمیشود و دختر نیز به هیچ وجه حاضر به زندگی با او نیست،آیا در این گونه موارد حاکم شرع و وکلای او مجاز به اجرای صیغۀ طلاق،برای نجات زندگی دختر هستند یا خیر؟
جواب:چنانچه احراز شود ادامه زوجیت با زوج مزبور همراه با عسر و حرج شدید است و زوج از دادن طلاق،امتناع ورزد و حتی اجبار به طلاق،ممکن نباشد،در این صورت حاکم شرع یا نمایندگان وی میتوانند طلاق دهند.
سؤال 1587:بین زن و شوهری اختلاف شدید واقع شده،به حدی که به دادگاه کشیده شد، و حکم به مطلقه شدن در مقابل مهر،صادر گردیده است و شوهر به خارج فرار کرده،آیا زن میتواند در غیاب مرد،خود را مطلقه کند؟
جواب:در صورتی که از مراجعت وی به ایران مأیوس باشند؛دادگاه میتواند وی را طلاق دهد.
سؤال 1588:این جانب سردفتر میباشم،خانمی مراجعه کرده که با بخشیدن مهریۀ خود و نفقه در ایام عده،طلاق میخواهد.توضیح اینکه:خانم از دیوان عالی کشور حکم طلاق را
دارد.اما شوهر وی به هیچ وجه رضایت نمیدهد،آیا طلاق دادن زن شرعا جایز است؟
جواب:در فرض سؤال،ظاهرا دیوان عالی کشور که حکم طلاق را صادر کرده و برای شما محرز شد که حکم صادره از ناحیه دیوان عالی کشور است،معلوم میشود که بعنوان حاکم شرع،چنین حکمی را صادر کرده.لذا شما میتوانید طبق همان حکم و نوشته با رعایت شرایط طلاق،صیغۀ طلاق را جاری کنید اگر چه شوهر معترض باشد.
سؤال 1589:طلاقی که حاکم بالإجبار در مورد زوجه شخصی میدهد،آیا رجعی است؟آیا بائن که زوج حق رجوع نداشته باشد؟
جواب:ظاهر این است که طلاق حاکم و یا طلاقی که به اجبار زوج تحقق پیدا میکند،از نظر رجعی بودن و نبودن با طلاقهای دیگر فرقی ندارد.
سؤال 1590:مردی عیال خود را اذیّت میکند و نفقه نمیدهد و از دادن طلاق خودداری میکند،آیا آن زن میتواند شوهر دیگر اختیار کند؟
جواب:در فرض سؤال،زن باید به حاکم شرع رجوع کند و یا به هر طریق ممکن،حقوق و نفقۀ خود را از شوهر بگیرد؛ولی به هیچ وجه نمیتواند بدون طلاق،به دیگری شوهر کند.و خلاصه زن شوهردار اگر شوهر دیگر بکند زانیه خواهد بود و احکام زنا بر او مترتب میشود.
سؤال 1591:زنی که از شوهر خود اکراه شدید دارد و مهریۀ خود را میبخشد تا طلاق خلع جاری شود؛ولی شوهر حتّی به مازاد بر مهر قبول نمیکند،تکلیف چیست؟
جواب:در صورتی که ثابت شود ادامۀ زندگی برای زن همراه با عسر و حرج شدید است،حاکم شرع میتواند طلاق خلعی مزبور را انجام دهد،اگر چه شوهر راضی نباشد.
سؤال 1592:مردی بعد از سه ماه زندگی با یک زن،حدود چهار سال است که به جمهوری روسیه رفته و در این مدّت نفقۀ زن را هم نداده است،هیچ شرطی در خصوص عدم نفقه و رفتن به مسافرت و مدت آن در ضمن عقد نوشته نشده است.زن چند بار وکیل خود را
فرستاده و اعلان کرده است که حاضر به طلاق است،ولی مرد هیچ توجّهی نکرده است.عدم وجود حاکم شرع در جمهوری آذربایجان باعث شده است که زن بعد از چهار سال،بدون نفقه سر بار خانواده پدری باشد.لذا با این وضع که مرد به خارج از کشور رفته است و هیچ نفقهای هم حاضر نیست بدهد و حتّی در خصوص طلاق نیز اقدامی نمیکند،آیا زن میتواند طلاق بگیرد یا نه؟و نحوۀ طلاق گرفتن زن در حالی که مرد حاضر نیست(با شرایط ذکر شده)چطور میشود؟
جواب:در فرض سؤال که زوج حاضر به نفقه دادن نیست و طلاق هم نمیدهد و حاکم شرع نیز در آن جمهوری وجود ندارد،زن میتواند به نمایندۀ حاکم شرع مراجعه کند.یعنی کسی که از طرف مجتهد جامع الشرائط،مجاز در تصدی امور حسبیّه است(که در آن جمهوری چنین افرادی وجود دارند)تا او به زوج اخطار کند و او را ملزم به پرداخت نفقه یا طلاق کند.پس اگر حاضر نشد و از پرداخت نفقه و طلاق امتناع کرد و یا اصلا امکان دسترسی و اخطار به او نبود و امکان انفاق از مال او هم نبود،در این صورت زن را به تقاضای خودش،مطلقه میکند.و پس از مطلقه شدن و گذشتن عدۀ طلاق،به هر کس مایل بود میتواند شوهر کند.و در این مسأله فرقی بین حاضر و غایب بودن زوج نیست.بلکه ملاک رعایت امور مذکوره است.و مفقود الأثر احکام خاصی دارد که باید رعایت شود.
سؤال 1593:آیا حاکم شرع میتواند مرد را مجبور به طلاق دادن زنش کند؟یا اینکه خودش زن را مطلقه کند؟
جواب:بلی،اگر حاکم،مجتهد جامع الشرائط باشد،در بعضی از موارد که صلاح دانست،میتواند زوج را وادار به طلاق کند و چنانچه زوج،حاضر به طلاق نشد،حاکم خودش زن را مطلقه میکند.
سؤال 1594:شخصی مدّت شانزده سال است که در کشور ایران میباشد و زن و بچّهاش در افغانستان بدون سرپرست بسر میبرند و پدر زنش آمده هرچه اصرار میکند حاضر به بازگشت نمیشود،آیا پدر زن میتواند که شرعا طلاق دخترش را بگیرد؟یا او را اجبار به بازگشت کند یا خیر؟
جواب:در فرض سؤال که زوج حاضر به نفقه دادن نیست،زن میتواند به حاکم شرع مراجعه کند،تا او به زوج اخطار کند و او را ملزم به پرداخت نفقه یا طلاق کند.پس اگر حاضر نشد و از پرداخت نفقه و طلاق امتناع کرد.در این صورت زن را به تقاضای خودش مطلقه میکند و پس از مطلقه شدن و گذشتن عدّۀ طلاق،به هر کس مایل بود میتواند شوهر کند.
سؤال 1595:شخصی جهت اشتغال به کار در کویت،از منزل خارج و در دریا اسیر نیروهای عراقی میگردد.بعد از مدّتی که از غیبت او میگذرد،زنش که اطلاعی از او نداشته جهت تعیین تکلیف و طلاق به دادگاه مراجعه و بعد از گذشت مدّت شش سال از روزی که شوهرش از منزل خارج شده،به موجب حکم دادگاه مطلقه میگردد و با رعایت عدّۀ شرعی به عقد ازدواج دیگری در میآید،که صاحب یک فرزند نیز میشود؛بعد از آزادی اسرا،شوهر بانوی مزبور پیدا میشود ولی زن مزبور مجدّدا تقاضای طلاق میکند و دادگاه حکم طلاق از همسر اوّل را صادر،و زن در دفترخانه مطلّقه میگردد.آیا این زن میتواند با شوهر دومش که دارای فرزندی نیز او هست ازدواج کند یا خیر؟
جواب:چنانچه دادگاه شرعی و با رعایت شرایط طلاق او را طلاق داده است، و بعد از انقضای عده،شوهر رفته است،پس از آمدن شوهر اوّل،وی حقی ندارد و زن به زوجیت شوهر دوم باقی است.مگر آنکه شوهر دوم وی را مطلقه کند.
سؤال 1596:مردی است که نفقۀ همسر خود را نمیدهد و او را مورد ایذاء و اذیت قرار میدهد و حاضر به طلاق دادن او حتی طلاق خلع نمیباشد،آیا میشود او را مجبور به طلاق دادن کرد؟
جواب:اختیار طلاق با شوهر است و حاکم شرع میتواند در صورت مطالبۀ زوجه،شوهر را وادارد که حقوق زن را داد کند.و در بعضی از موارد حاکم شرع میتواند طلاق دهد.
سؤال 1597:در ضمن عقد به زوجه وکالت میدهند که در بعضی موارد خود را مطلقه کند.
در صورت مطلقه کردن آیا مستحق مهر است یا خیر؟و آیا طلاق رجعی میشود یا بائن؟و در
هر صورت آیا زوج میتواند در عده رجوع کند یا خیر؟
جواب:اگر زوجه مدخول بها بوده،تمام مهریه و اگر مدخول بها نبوده،نصف مهریه بعد از طلاق باید داده شود و طلاق رجعی با شرط بائن نمیشود و چنانچه طلاق رجعی بوده شوهر میتواند در عدّه رجوع کند،هر چند بدون رضایت زن باشد.
سؤال 1598:یکی از شروط مذکوره که به موجب آن زن وکیل است خود را طلاق دهد در موردی است که زوج،همسر دیگری اختیار کند،حال اگر زوج در اثر عدم تمکین زوجه و با رأی دادگاه اقدام به ازدواج مجدد کند،آیا زوجه میتواند با توجه به وکالت خود،خود را مطلقه کند؟
جواب:ظاهرا این شرط،منصرف به موردی است که ازدواج دوّم به این علل نباشد.لذا در فرض مذکور،زن نمیتواند خود را طلاق دهد.
سؤال 1599:همسر خانمی مفقود شده و یقین حاصل کردیم که کشته شده است،آیا میتوان با اجازۀ مرجع تقلید زن را طلاق داد و ازدواج دیگری بکند؟
جواب:چنانچه یقین حاصل شده که شخص از دنیا رفته،زن نیاز به طلاق ندارد،بلکه پس از عدۀ وفات،میتواند ازدواج کند و اگر یقین یا اطمینان حاصل نشده باشد،لازم است به حاکم شرع مراجعه شود و در این صورت برنامۀ خاصی دارد که حاکم پیاده میکند.
سؤال 1600:شخصی همسر خود را رها کرده؛مدت 2 سال به خارج میرود و همسرش با تبانی چند نفر با شهادت دروغ که شوهر او مدت 4 سال است که مفقود شده است،باعث میشود که فرد عالمی او را طلاق میدهد و بعد از عده،با کسی ازدواج میکند حال شوهر اول برگشته است،حکم او را بیان کنید.
جواب:در فرض سؤال،عقد دوم باطل است و زن،همسر شوهر اوّل است.
سؤال 1601:این جانب اهل افغانستان میباشم،از مدت حکومت کمونیسم شوهرم مفقود شد و بعد از 7 سال تفحص،هیچگونه اطلاعی پیدا نکردیم.به علمای منطقه و وکیل مرحوم حضرت امام قدس سرّه مراجعه و با درخواست طلاق،مطلقهام کردند و عدّه نگهداشتم و بعد از یک سال صبر و شوهر کردم،آیا این ازدواج خلاف شرع است؟
جواب:علی القاعده،علمای منطقه و نمایندۀ حضرت امام قدس سرّه همۀ جوانب مسأله را رعایت کرده و طلاق دادهاند؛لذا طلاق صحیح و در نتیجه ازدواج بعدی شما نیز صحیح است.
سؤال 1602:سربازی پنج سال است که ناپدید شده است.زنش به پدر شوهر میگوید یا پیدایش کنید یا طلاقم دهید.کسانی که وکالتی از حاکم نداشتند جبرا طلاق دادند و او شوهر کرد و بعد معلوم شد شوهرش زنده است،این ازدواج چه حکمی دارد؟
جواب:اگر شرایط رعایت نشده باشد،ازدواج دوّم باطل است و وطی دوّمی، وطی شبهه خواهد بود.
سؤال 1603:برای فحص از شوهر مفقود الاثر،آیا اعلان در جراید و وسایل ارتباط جمعی مثل رادیو،کفایت میکند؟
جواب:در فرض سؤال،اعلان در جراید و رادیو و ارائۀ عکس شخص مفقود، و درخواست از کسانی که از او خبر دارند کافی است.
سؤال 1604:آیا عسر و حرج باعث جواز طلاق،برای حاکم میشود؟مخصوصا اگر غیبت به وسیلۀ رفتن و فرار کردن خود زوج میباشد؛یا موردی که منفقی نیست که نفقۀ زوجه را بدهد.
جواب:در صورتی که زوجه برای نداشتن شوهر در حرج است،نه از جهت نفقه،بطوری که در صبر کردن معرضیت فساد است؛حاکم پس از گذشت مدت چهار سال میتواند طلاق بدهد.
سؤال 1605:زنی که مدتی است شوهرش،مفقود شده و هیچگونه اطلاعی از او در دست نیست،آیا میتواند خود را مطلقه کرده و با شخص دیگری ازدواج کند؟
جواب:چنانچه یقین به فوت او پیدا کرده،عدۀ وفات بگیرد و پس از آن میتواند شوهر کند.و اگر یقین به فوت همسر خود ندارد،ولی از ترس وقوع در فساد و نابسامانی زندگی و یا نداشتن زندگی و یا نداشتن نفقه،نمیتواند در بلاتکلیفی بسر برد،در این صورت نیز مجاز است به حاکم شرع مراجعه کند و درخواست طلاق کند و بعد از بررسی و حصول شرائط حاکم او را طلاق دهد و پس از طلاق،احتیاطا عدۀ وفات گرفته و پس از آن ازدواج کند.
سؤال 1606:شوهر زنی مفقود الاثر شده و زن علم به فوت او پیدا کرده و ازدواج کرده است.
بعد از مدتی شوهر اول برگشته،حکم زن چیست؟
جواب:در فرض سؤال زن باید از شوهر دوم جدا شود و به شوهر اول حلال است.ولی اگر شوهر دوم با او نزدیکی کرده باشد،باید عدّه نگهدارد.
سؤال 1607:هفت سال از شوهرم هیچ اطلاعی نداشتم؛بعد از جستجوی بسیار،یقین به فوت او پیدا کردم.و بعد از مدت هفت الی هشت ماه،با فردی ازدواج موقت نمودم؛و در این ازدواج یک دختر هم پیدا کردم،و بعد با گرفتن طلاق رسمی از دادگاه،به ازدواج دائم همان مرد در آمدم،آیا این ازدواج من صحیح است یا خیر؟
جواب:از قضیۀ مورد سؤال اطلاع ندارم،ولی حکم کلی مسأله این است که اگر زن بین خود و خدا یقین کند که شوهرش فوت شده است،بعد از گذشتن عدّه وفات میتواند شوهر کند.و در این صورت فرقی بین ازدواج موقت و دائم نیست و کسی هم حق اعتراض به او ندارد.بنابراین اگر شما یقین به فوت شوهر خود پیدا کردهاید و پس از آن اقلا چهار ماه و ده روز گذشته و بعد از آن ازدواج موقت یا دائم کردهاید،ازدواج شما شرعا صحیح و بیاشکال است.
سؤال 1608:همسر این جانب بعد از یک ماه زندگی با من منزل را ترک کرده و تا به حال مراجعه نکرده است.من مدتها بدنبال او گشتم،ولی اثری از او پیدا نکردم،با وجود اینکه جوان هستم و بدون شوهر ممکن است به فساد کشیده شوم و کسی هم نیست نفقه من را بدهد و راهی هم برای امرار معاش ندارم،وظیفه من را مشخص کنید؟
جواب:در فرض سؤال که زوج را پیدا نکردهاید،و امکان دستیابی به زوج هم نیست و به هیچ وجه نمیتوانید حتی با نامه به وی اخطار کنید و امکان تأمین نفقه از مال او نیست،شما میتوانید به حاکم شرع مراجعه کنید و خود را مطلقه کنید.و پس از طلاق عدّه نگهدارید که احتیاط این است عدّه وفات نگهدارید.یعنی پس از طلاق چهار ماه و ده روز صبر کنید.پس از گذشتن عدّه،ازدواج شما اشکال ندارد.
سؤال 1609:این جانب با همسرم متارکه کردم.بعد از خارج شدن از محضر طلاق حدود نیم ساعت درباره مسائل گوناگون صحبت کردیم.آیا این حالت و گفتگو مصداق رجوع است؟
جواب:صرف گفتگو کافی نیست،بلکه به نظر این جانب تحقق رجوع،به کارهایی مثل لمس و تقبیل،اگر به قصد رجوع نباشد،مشکل است،بلی اگر مواقعه انجام شود،رجوع محقق میشود.اگر چه قصد رجوع هم نداشته باشند.
سؤال 1610:زنی با بذل مهر طلاق میگیرد و قبل از تمام شدن عدّه،از بذل رجوع میکند، مرد با علم به اینکه حق دارد رجوع کند،رجوع نکرده تا عدّه منقضی میشود،آیا حق مهر دارد؟
جواب:در فرض سؤال،زن حق مهر دارد.
سؤال 1611:شخصی کسی را وکیل کرده که همسرش را طلاق دهد و همسر برای اینکه زوج،دیگر حق رجوع نداشته باشد،مهر خود را بذل کرده تا طلاق مبارات انجام شود و وکیل با کسب رضایت موکل خود طلاق مبارات داده است.آیا در فرض مسأله حق رجوع برای زوج وجود دارد؟
جواب:در طلاق مبارات مانند طلاق خلع،اگر زن در بذل خود در عده رجوع کند،زوج میتواند در طلاق رجوع کند و الاّ حق رجوع ندارد.
سؤال 1612:همین زن،در زمان عدّۀ طلاق،رجوع به یک هزار تومان که بنا شده بود بدهد
و نداده،کرده است و شوهر هم رجوع کرده،آیا این رجوع صحیح است یا نه؟حکم شرعی را بیان فرمایید.
جواب:بلی،بر فرض وقوع طلاق خلع،اگر زن در بین عدّه،از بخشش خود برگردد؛شوهر میتواند رجوع کند و بدون عقد دوباره او را زن خود قرار دهد.
سؤال 1613:آیا رجوع به صرف کتابت تحقق پیدا میکند؟
جواب:اگر به قصد رجوع بنویسد،ظاهرا رجوع محقق میشود.
سؤال 1614:آیا نگاه شهوی به زوجه در طلاق رجعی،رجوع محسوب میشود؟
جواب:بعید نیست رجوع محسوب شود،اگر قصد رجوع کرده باشد.
سؤال 1615:زنی در طلاق خلع مهریۀ خود را که در ذمۀ شوهر بوده به عنوان بذل،اسقاط کرده است،آیا این زن میتواند در عده به بذل(ذمه ساقط شده)رجوع کند؟
جواب:اختصاص به اعیان،معلوم نیست و لذا میتواند رجوع کند.
سؤال 1616:در طلاق خلع که قبل از دخول صورت گرفته است،تمام مهر بذل شده است آیا زوج حق دارد نصف مهر را مطالبه کند؟
جواب:بلی در این صورت حق دارد مطالبه کند مگر اینکه بذل،نسبت به مقدار مهری باشد که زن استحقاق داشته است.
سؤال 1617:زنی کلیه حقوق خود را از مهریه و جهیزیه گرفته است؛و طلاق گرفته،ولی در ضمن طلاق قرار شده که هزار تومان به زوج بدهد،آیا این طلاق رجعی است یا خلع؟
جواب:طلاق خلع،در موردی است که زن از شوهرش ناراضی است و مهریه یا مال دیگر خود را به او میبخشد که طلاقش دهد.و باید صیغۀ طلاق به این مضمون واقع شود:که زن در مقابل چیزی که بخشیده رها و مطلقه است(خالعتها علی ما بذلت هی طالق)همانگونه که در مسأله 2597 توضیح المسائل بیان شده است.و اگر زن چیزی نبخشد یا صیغۀ طلاق به این مضمون و عبارت واقع نشود
طلاق رجعی است نه خلع.در مورد سؤال،ظاهرا بخشش واقع نشده و صرف بنا و قرار بخشش،بوده است که اگر چنین بوده،طلاق واقع شده رجعی است نه خلع.
سؤال 1618:زنی که در ازدواج موقت،مطمئن است که حامله نشده است(چون رحم او را خارج کردهاند)آیا باید عده نگه دارد؟
جواب:اگر در سن زنانی باشد که حیض میبیند،باید عدّه نگه دارد.
سؤال 1619:آیا زن در ایام عدۀ طلاق،لازم است در خانۀ شوهر بماند؟
جواب:در طلاق رجعی شوهر نمیتواند او را از خانه بیرون کند همانطور که زن نمیتواند از خانه شوهر خارج شود و در طلاق خلع اگر به بذل رجوع کند، طلاق رجعی میشود.
سؤال 1620:زنی قرآن را بر سر شوهر زده و گفته از این به بعد برادر من هستید،آیا بر این مرد حرام میشود؟
جواب:زن بر شوهر،حرام نیست.
سؤال 1621:اگر مردی قسم بخورد که با همسرش نزدیکی نکند،آیا بر این قسم اثری مترتب میشود؟
جواب:اگر قسم با شرایط خاص خود-که در کتب فقهی مذکور است-واقع شده باشد در صورتی که مرد با همسر خود نزدیکی کند،باید کفارۀ مخالفت با قسم را پرداخت کند.و اگر به همسر خود مراجعه نکند،همسر میتواند به حاکم شرع مراجعه کند و حاکم مرد را چهار ماه مهلت میدهد.اگر در این چهار ماه به همسر خود مراجعه نکرد حاکم او را مجبور بر یکی از دو امر میکند یا رجوع و یا طلاق،و اگر هیچکدام را نپذیرفت مأکل و مشرب را بر او تنگ میگیرد تا یکی از آن دو را اختیار کند و اگر امتناع کرد حاکم او را طلاق میدهد.
سؤال 1622:اگر زوج با زوجۀ خود بر خلاف امساک به معروف رفتار کند و حاضر به طلاق هم نشود،آیا در صورت درخواست طلاق توسط زوجه از دادگاه،دادگاه میتواند زوج را محکوم به تطلیق زوجهاش کند و در صورت امتناع،خود طلاق بدهد یا نه؟
جواب:در صورتی که با رسیدگی کامل،احراز شود که با رعایت حقوق زوج از طرف زوجه و عدم نشوز او با تمکین از مرد،زوج امساک به معروف ندارد.
حاکم شرع او را ملزم به یکی از دو امر از امساک به معروف یا تسریح به احسان، میکند و در صورت امتناع،زوجه را به تقاضای خودش،مطلقه میکند.
سؤال 1623:اگر پدر یا مادر به فرزند بگویند زنت را طلاق بده؛آیا باید اطاعت امر ایشان کرد یا خیر؟
جواب:در صورتی که مخالفت امر آنها موجب اذیت و بحد عقوق نرسد؛ طلاق دادن لازم نیست.
سؤال 1624:اگر زن ادعا کند که من مطلقه میباشم،آیا قولش بدون بیّنه،قبول میشود یا نه؟
جواب:بلی،بدون بیّنه قبول میشود.
سؤال 1625:لطفا حکم شرعی خروج زوجه دائم،از منزل را بیان کنید و دلیل و فلسفه آن را ذکر فرمایید.
جواب:بر اساس منابع فقهی،لازم است زوجۀ به عقد دائم،جهت خروج از منزل رضایت زوج را جلب کند.
از این قانون کلی موارد زیر استثنا شده است:
1-خروج از منزل برای کسب معارف اعتقادی بمقدار لازم و ضروری و همینطور برای فراگیری وظایف شرعی الزامی.
2-خروج برای معالجۀ بیماری،چنانچه امکان درمان در منزل نباشد.
3-خروج برای فرار از ضررهای جانی و مالی و عرضی.
4-خروج برای انجام واجبات عینی که موقوف بر خروج از منزل است.
مانند سفر حج،شرکت در انتخابات و یا نجات نفس محترمه.
5-چنانچه ماندن در منزل،توأم با عسر و حرج غیر قابل تحمل باشد،خروج جایز است.
6-چنانچه در ضمن عقد نکاح انتخاب مسکن و اشتغال به مشاغل اداری به زوجه محوّل شده باشد.و به عنوان شرط در ضمن عقد،برای خود سلب
محدودیت کرده است.
7-خروج برای تأمین معاش،چنانچه شوهر او قادر به آن نباشد یا از انفاق سرپیچی کند.
8-خروج از منزل برای تظلّم و دادخواهی.
در غیر این موارد جایز نیست زن بدون اذن شوهر از منزل خارج شود و دلیل این مطلب عبارت از آیۀ شریفۀ:
«الرِّجالُ قَوّامُونَ عَلَی النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلی بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ».
روایاتی که صاحب کتاب وسائل الشیعة در جلد 14،ص 112؛نقل کرده است،و دلالت دارد که«و لا تخرج من بیتها الا باذنه».
و برای آگاهی از فلسفۀ لزوم پیروی زن از شوهر،در خروج از منزل و امثال آن نیاز به بیان مقدماتی است:
1-فقهای امامیه عقیده دارند که احکام شرعیه،ناشی از ملاکات و اهدافی است که از آنها تعبیر به مصالح و مفاسد میکنند.بر این اساس بایدها بر اساس جلب مصلحت و نبایدها برای فرار از مفاسد است.
2-مصالح و مفاسد،منحصر به امور مادی نیست.بلکه بر اساس جهانبینی اسلامی عمدتا برای تأمین مصالح معنوی و سعادت اخروی است:
3-در تشخیص ملاکات احکام اتکای ما بر وحی است.که از علم بینهایت الهی سرچشمه میگیرد و هیچگونه خطا و اشتباه در آن تصور نمیشود.بنابراین ما اجمالا میدانیم که هر دستوری،دارای ملاک مناسب است؛هرچند از شناخت تفصیلی آن عاجز باشیم.
4-در ازدواجهای دائم،هزینۀ زندگی بر عهدۀ شوهر است،که شرح آن در کتابهای فقهی مسطور است.
5-بر اساس تحقیقات روانشناسان و تجربه تاریخی،مردان نوعا موجودی هستند که قدرت آنها در تحمل مشکلات و برخورد با ناملایمات بیشتر
از زنان است.
6-در تشریع قوانین اسلامی،معیار وجود نوعی،ملاکات است نه موارد استثنایی،البته این جهت در مصوبات پارلمانی نیز مورد توجه عقلا میباشد.
7-یکی از اهداف تربیتی،تحکیم مبانی نظام خانواده است که اساس تمام نظامهای اجتماعی است و چون این نظام هم مانند سایر نظامها،نیاز به مدیر دارد، اسلام از میان اعضای خانواده،شوهر را که تحمل او در مشکلات بیشتر است انتخاب کرده،و هزینه زندگی و مسئولیت فرزندان را در بسیاری از موارد به عهدۀ او قرار داده است.همانگونه که حضانت فرزندان را تا مدت محدودی برای مادر که از عواطف زیادتر برخوردار است مقرر فرموده است.
با توجه به این امور هفتگانه میتوان گفت که تحصیل رضایت شوهر در خروج از منزل بر اساس مدیریت شوهر و در قبال پرداخت هزینۀ همسر،و تحکیم نظام خانواده و حفظ حقوق حقۀ مردان و فرزندان است و ثمرات این مدیریت در برتری نظام خانوادگی افراد متدین،بر سایر خانوادهها مشاهده میشود.
سؤال 1626:اگر مردی برای انتقام و اذیت کردن زن خود به او اجازه ندهد که از منزل خارج شود،آیا زن باید اطاعت کند؟مثلا همیشه اجازه میداده به محلی برود؛ولی حالا برای انتقام اجازه نمیدهد؟
جواب:انتقام گرفتن و اذیت کردن مرد،بر خلاف کرامت انسانی است و مناسب اخلاق اسلامی نمیباشد.ولی اگر به هر جهت اجازۀ خروج نداد،بر زن است که اطاعت کند.
سؤال 1627:زنی با تحصیلات عالیه و تخصص در امور مختلف،میخواهد در ادارات یا کارخانه مشغول به کار شود و از تخصص خود استفاده کند؛اما شوهر او مخالفت میکند.آیا منع شوهر جایز است؟آیا زن مدیون هزینههایی که از بیت المال،خروج تحصیل او شده نیست؟
جواب:چون اشتغال نوعا ملازم با خروج از منزل و صرف ساعاتی از وقت میباشد،لذا شوهر میتواند منع کند.در این صورت زن مدیون نیست.زیرا
تعهدی نسبت به اشتغال ندارد.
سؤال 1628:اگر شوهری همسر خود را از شرکت در انتخابات و خروج از منزل برای این کار منع کند،آیا زن میتواند بدون اذن او از منزل خارج شده و در انتخابات شرکت کند؟
جواب:در واجب عینی،اذن شوهر به هیچ وجه دخالت ندارد.
سؤال 1629:مردی کارمند با زن کارمندی ازدواج میکند؛پس از ازدواج،شوهر رضایت به ادامۀ کارمندی همسرش نمیدهد،با توجه به این که زن در زمان ازدواج کارمند بوده،آیا شوهر حقی دارد یا نه؟
جواب:در فرض سؤال،چنانچه زوج میدانسته که زوجه اجیر است و با این حال اقدام به ازدواج کرده،حق ممانعت از ادامۀ کار او را ندارد.
سؤال 1630:آیا محل سکونت فقط با انتخاب شوهر تعیین میگردد،یا این که زن میتواند از قبول سکونت در محل مورد نظر شوهر،خودداری کند؟
جواب:حق تعیین محل سکونت با زوج است،مگر این که در ضمن عقد نکاح این حق برای زوجه شرط شده باشد.
سؤال 1631:زنی در یکی از ادارات شغلی دارد،به شرط ادامۀ شغل،با مردی ازدواج کرده و زوج هم این شرط را پذیرفته است،آیا بعد از ازدواج زوج میتواند از ادامۀ شغل زوجه ممانعت کند یا نه؟و اگر قبل از ازدواج،شاغل نباشد،ولی بعد از ازدواج شغلی اختیار کند و زوج هم مانع نشود،آیا بعد از مدتی میتواند مانع از ادامۀ شغل زوجه شود یا نه؟
جواب:در فرض سؤال اول،زوج نمیتواند مانع ادامۀ شغل زوجۀ خود شود و همچنین در فرض دوم که زوج متوجه بوده و مانع نشده،تا مدت قرارداد تمام نشود،زوج نمیتواند مانع از ادامۀ شغل او بشود.
سؤال 1632:با وجود این که احسان به والدین واجب است،اگر شوهر اجازه رفتن به منزل آنها را ندهد،آیا میشود،بدون اذن او به منزل والدین رفت؟
جواب:شوهر میتواند زن را از رفتن به خانۀ پدر منع کند،امّا نمیتواند از
احسان به وی منع کند،چون احسان اعم از رفتن به خانۀ پدر است.
سؤال 1633:اگر زنی از شوهر خود اجازۀ رفتن به محلّی را گرفت،آیا میتواند به محلّ دیگر برود؟
جواب:اگر رضایت شوهر نسبت به محلّ دیگر محرز باشد،میتواند برود.
سؤال 1634:آیا زن میتواند بدون اجازۀ شوهر،برای فراگیری مسائل شرعی یا مسجد یا نماز جمعه یا مجالس مذهبی از خانه خارج شود؟
جواب:اگر فراگیری مسائل شرعی،از واجبات زن باشد و راهی برای فراگیری ندارد جز به خروج از منزل،و مفسدهای نداشته باشد؛به قدر ضرورت و به اندازه واجب میتواند خارج شود.ولی برای مسجد و غیره بدون اجازه نمیتواند خارج شود.
سؤال 1635:آیا اذن شوهر برای خروج از منزل،در هر خروج باید احراز شود؟یا همین که بداند راضی است میتواند خارج شود؟
جواب:باید اطمینان به اجازه و رضایت داشته باشد.
سؤال 1636:اگر مرد زنش را از رفتن به مسجد یا نماز یا مجالس مذهبی نهی کند،اگر زن مخالفت کرده و برود،نمازش در این مکانها چگونه خواهد بود؟
جواب:بدون اجازه حرام است برود و اگر رفت با عدم رضایت شوهر،نماز خواندن با لباسی که مال شوهر است و راضی نیست باطل است.
سؤال 1637:خوشبو کردن زنان خودشان را،هنگام رفتن به عروسی و جشن و احساس آن توسط مردان اجنبی چه حکمی دارد؟
جواب:چنانچه موجب تهییج مرد اجنبی شود،جایز نیست.
سؤال 1638:آیا زن میتواند در مقابل کارهایی چون آشپزی و نظافت که در منزل انجام
میدهد،مزد طلب کند؟
جواب:میتواند مزد طلب کند،ولی سزاوار است زن و مرد در امور زندگی با یکدیگر همکاری داشته باشند،که پیوند زناشویی و نظام خانواده،استحکام بیشتری پیدا کند.
سؤال 1639:در عرف معمول است که زن کارهای خانه را انجام میدهد،آیا میتوان گفت زن و شوهر با توجه به این عرف،به صورت ارتکازی،عقد را به این مبنا انجام میدهند که زوجه در منزل کار کند؟لذا زوجه جهت انجام کارهای منزل،آیا مزدی طلبکار نیست؟
جواب:بطور کلی زحمات و کارهایی را که زوجه در خانه شوهر انجام داده است،اگر به دستور شوهر بوده و قصد مجانی بودن و تبرّع نکرده،حق مطالبه اجرت المثل را دارد.امّا صرف عرف بلد و ارتکاز موجب عدم استحقاق اجرت نمیشود.و اینکه عقد مبینا علیها واقع شده صرف تخیّل است.
سؤال 1640:زنی چند سال قبل در خانۀ شوهر،علاوه بر انجام امور خانهداری،فرش هم میبافته و قیمت آن صرف در معاش و خرید لوازم خانه و تعمیرات خانه میشده است.ضمنا جهیزیهای با پول شیربها که قبلا از شوهر گرفته،به خانۀ شوهر برده است،که بعضی از آنها فروخته شده،و بعضی مستهلک شده و از بین رفته،فعلا شوهرش میخواهد او را طلاق بدهد.آیا زن مزبور،حقی دارد یا نه؟
جواب:در فرض سؤال،اموالی که ملک زن بوده،اگر شوهر بدون اذن او فروخته و صرف در تعمیر خانه یا لوازم دیگر کرده،ضامن است و فرقی در این نیست که از جهیزیه فروخته باشد یا از اموال دیگر زن.اما اگر زن به شوهر اذن داده که اموال او را بفروشد،و چیزی را برای خود بخرد،یا مال او در اثر استعمال از بین رفته باشد،شوهر ضامن نیست.و اما فرشی که برای شوهر بافته،اگر به قصد مجانی بوده،حق مطالبۀ اجرت ندارد.و اگر به امر شوهر و به عنوان اخذ اجرت یافته است،استحقاق اجرت دارد.
سؤال 1641:زید زوجۀ خودش را مطلقه کرده است.قبل از این که جریان طلاق پیش بیاید،
زوجه را مطابق عرف محلی جهت کارگری شالیزار،به کار واداشته است،بفرمائید آیا دست مزد زوجه،به زوج تعلق میگیرد یا به زوجه؟
جواب:مزد کار،زوجه متعلق به خود زوجه است و به زوج مربوط نیست.مگر این که به او بخشیده باشد.
سؤال 1642:زنی که با اجازۀ شوهر جهت مردم بطور مزدی قالی بافته،آیا این مزد قالی به شوهر میرسد،یا مال خود زن است؟
جواب:اجرت قالیبافی،ملک خود قالیباف است.
سؤال 1643:جهیزیهای که پدر به دخترش داده،آیا میتواند پس بگیرد یا نه؟
جواب:اگر پدر جهیزیه را تملیک دختر خود کرده،یا به او بخشیده است؛ چنانچه ظاهرا یکی از این دو است،دیگر نمیتواند پس بگیرد.
سؤال 1644:زن کارمندی است که با اجازۀ شوهر کار میکند و حقوق میگیرد،آیا میتواند حقوق خود را بدون اجازۀ شوهر مصرف کند،یا صدقه دهد،یا هدیه به کسی بدهد،یا در تمام این موارد،اجازۀ شوهر لازم است؟
جواب:تصرفات زن در اموال خودش جایز و صحیح است.حتی اگر شوهر نهی کند.بلی در نذر،نذر زن بدون اجازه شوهر باطل است و لازم است با اجازۀ شوهر باشد.
سؤال 1645:مردی همسرش را طلاق داده است،زن میگوید خدمات من در خانه تبرعی نبوده،لذا مطالبۀ اجرت المثل میکند.آیا ادعای زن مسموع است یا خیر؟
جواب:از قضیّۀ مورد سؤال اطلاع ندارم.ولی بطور کلی اگر زن به تقاضا و دستور شوهر کار کرده،و قصد تبرع و مجانی نداشته است،حق اجرت المثل دارد.
و ادّعای زن مسموع است.مگر این که بیّنه بر خلاف اقامه شود.
سؤال 1646:آیا استحاضه نیز از نظر روابط زناشویی،حکم حیض را دارد؟
جواب:خیر،حکم حیض را-که حرمت نزدیکی علی الإطلاق باشد-ندارد، بلکه اگر مستحاضه،غسلهای واجب خود را انجام دهد؛نزدیکی شوهر با او حلال است.
سؤال 1647:آیا وطی در دبر زوجه از نظر شرع جایز است؟
جواب:اگر ضرر معتنی به نداشته باشد و زن راضی باشد،کراهت شدیده دارد.
سؤال 1648:حدیث«من لا یحضر»از قول پیامبر صلّی اللّه علیه و آله که وطی در دبر زنان امت من بر مردان امتم حرام است،آیا صحت دارد؟
جواب:در مسائل فقهی معمولا روایات مختلف وارد شده و تحقیق دربارۀ آنها شأن فقیه است.و از نظر فقهی حکم همان است که در مسأله قبل بیان شد.
سؤال 1649:جماع کردن رو به قبله یا پشت به قبله و همینطور صحبت کردن در حال جماع چه حکمی دارد؟
جواب:کراهت دارد.
سؤال 1650:وطی در دبر زن حائض،چه حکمی دارد؟و آیا کفاره دارد؟
جواب:اگر ضرر معتنی به نداشته باشد و زن راضی باشد،کراهت شدیده دارد.
ولی کفاره ندارد.
سؤال 1651:اگر پزشکان مردی را از عمل زناشویی منع کنند،آیا زن حق دارد مرد را وادار به این کار کند؟
جواب:اگر از گفته پزشک اطمینان حاصل شد که عمل زناشویی مستلزم ضرر معتد به برای مرد است؛نباید او را وادار به این عمل کند و همچنین است عکس مسأله.
سؤال 1652:اگر شوهری زنش را در مدت حیض،مجبور به تمکین کرد،حکمش چیست؟
جواب:اگر اجبار به حدی برسد که از زوجه سلب اختیار شود،تکلیفی متوجه او نیست.
سؤال 1653:اگر زنی در زمان حیض،شوهر خود را مجبور به انجام روابط زناشویی کند، حکمش چیست؟
جواب:البته مجبور کردن زن،شوهر خود را به طوری که از وی سلب اختیار شود،عادتا بعید است.ولی بر فرض تحقق چنین امری،مرد گناه ندارد.ولی کفاره آن را بنابر احتیاط،طبق مسأله 453 توضیح المسائل بپردازد،و در هر حال کفاره به عهده زن نمیآید.
سؤال 1654:آیا زن و شوهر در زمان حرمت روابط زناشویی میتوانند دیگر استمتاعات را از یکدیگر بگیرند؟اگر چه انزال صورت بگیرد؟
جواب:بلی،اشکال ندارد.
سؤال 1655:اگر مرد بخواهد به مسافرتی بیش از چهار ماه برود،آیا باید از همسرش اجازه بگیرد؟و اگر زن اجازه نداد مسافرت او حرام است؟
جواب:اجازه گرفتن از همسر فی نفسه،لازم نیست.اما چون زن هر چهار ماه یک بار حق مواقعه دارد،لذا در فرض سؤال لازم است اجازه بگیرد که در حقیقت به معنای طلب اسقاط حقش است.و اگر بدون اجازه سفر کرد در صورتی که سفر او به قصد ادا نکردن حق زوجه و ترک واجب باشد،سفر او معصیت و حرام است و باید نماز را تمام بخواند.لکن اگر به این قصد نباشد،حرام نیست.هر چند که در این صورت احوط جمع بین قصر و اتمام است.بلی در خصوص سفر واجب تکلیف ساقط است و نیز در سفرهای ضروری عرفی مثل سفر تجارت یا زیارت یا تحصیل علم و نحو آنها تکلیف ساقط است و سفر حرام نیست.
سؤال 1656:آیا جایز است شوهر با آلت مصنوعی یا با چیز دیگری غیر از جسدش همسر خود را از لحاظ جنسی اشباع کند؟
جواب:با دست و هر جای بدن،مانعی ندارد.ولی با غیر جسد هرچه باشد، جایز نیست.
سؤال 1657:با چند مرتبه تمکین نکردن،زن ناشزه (1)میشود؟
جواب:زن حتی اگر برای یک مرتبه بدون عذر از استمتاع شوهر،جلوگیری کند؛ناشزه میشود.
سؤال 1658:اگر مرد در روابط زناشویی افراط میکند که برای سلامتی زن یا شوهر مضر میباشد،آیا زن میتواند تمکین نکند؟
جواب:اگر برای زن ضرر داشته باشد،میتواند تمکین نکند.بلکه برای حفظ سلامتی خود،عدم تمکین لازم است؛اما اگر ضرر متوجه شوهر است؛نمیتواند تمکین نکند.
سؤال 1659:اگر زن دارای ضعف شدید بدنی باشد و توان تمکین نداشته باشد؛میتواند تمکین نکند؟
جواب:ضعف غیر قابل تحمل و بیماری،مسقط تکلیف است و زن میتواند تمکین نکند.
سؤال 1660:زنی به خانه شوهر رفته است و سایر استمتاعات صورت گرفته و تنها ازالۀ بکارت نشده است و حال میگوید:تمکین نمیکنم تا مهر مرا کامل بپردازی.در صورتی که ثابت شود از اول قصدش مطالبه مهر بوده،آیا حق امتناع دارد؟
جواب:بلی؛میتواند از تمکین ممانعت کند تا مهریّه را بگیرد.
سؤال 1661:آیا زنی که با افراد نامحرم ارتباط نامشروع دارد ناشزه محسوب میشود؟
جواب:خیر،ناشزه محسوب نمیشود.
سؤال 1662:اگر زن ناشزه حامله باشد،آیا از جهت حمل استحقاق نفقه دارد؟
جواب:در فرض سؤال،زوجه نفقه ندارد.اگر چه حامله باشد.
سؤال 1663:آیا نفقۀ زوجه مشروط به تمکین است یا مشروط به عدم تحقق نشوز؟
1) 1) -ناشز و ناشزه به مرد یا زنی گفته میشود که حقوق لازمه و وظایف زناشویی را رعایت نمیکند.
جواب:در هر چیزی که اطاعت زوج لازم است،در صورت مخالفت نشوز محقق و نفقه ساقط میشود،مگر در زوجۀ صغیرۀ غیر قابل استمتاع که نفقۀ او واجب نیست.اگر چه نشوز دربارۀ او مفهوم ندارد.
سؤال 1664:آیا زوجۀ غیر مدخوله،همانطور که میتواند تمکین نکند تا مهریّۀ خود را بگیرد،آیا میتواند تمکین نکند تا اجازۀ ادامۀ تحصیل،یا غیره را بگیرد؟ولی سخنی از گرفتن مهر نگوید؟
جواب:معلق کردن تمکین به غیر ادای مهریه که قبول آن بر زوج واجب نیست،جایز نمیباشد.
سؤال 1665:عدم تمکین زوجۀ غیر مدخوله،برای اخذ مهریه منحصر به دخول است؟یا شامل سایر استمتاعات و خروج از منزل هم میشود؟
جواب:از سایر استمتاعات نیز میتواند ممانعت کند.ولی نسبت به خروج از خانه ظاهرا استیذان لازم است.
سؤال 1666:زن در چه صورتی ناشزه میشود؟
جواب:در صورتی که بدون اذن شوهر از خانه خارج شود یا خود را برای لذتهای جنسی در مواقعی که شوهر میخواهد،بدون عذر شرعی مثل ایام عادت در اختیار او قرار ندهد،و از موجبات نفرت مرد پرهیز نکند.
سؤال 1667:آیا حکم نشوز در مورد مرد نیز تحقق دارد؟
جواب:بلی،مرد هم اگر حقوق واجب زن را از قبیل نفقه،و همخوابی رعایت نکرد و امتناع کرد،ناشز میشود و زن میتواند به حاکم شرع مراجعه کند.
سؤال 1668:اگر خانمی بدون اجازۀ شوهر از منزل خارج شده تکلیف او از لحاظ نماز و روزه چیست،آیا او ناشزه میشود؟
جواب:اگر با لباسی که شوهر در اختیار او گذاشته نماز بخواند،چنانچه شوهر راضی نباشد نمازش باطل است،ولی روزۀ او صحیح است.
سؤال 1669:آیا مخالفت کردن امر زوج در هر باب موجب نشوز است یا مخصوص است به امر وقاع؟
جواب:مخالفت امر زوج به عدم تمکین و عدم ازالۀ منفّرات و مضاد با تمتع، بلکه ترک تنظیف و تزیین با مطالبۀ زوج،و بیرون رفتن از خانه بدون اذن زوج، نشوز است.
سؤال 1670:در صورتی که مردی بخواهد علی رغم کراهت،با زوجۀ خود از دبر نزدیکی کند،آیا زوجه میتواند امتناع کند و تمکین نکند؟
جواب:بلی،میتواند تمکین نکند.و دلیلی نداریم که تمکین کردن نسبت به هر استمتاع جایزی،لازم است.
سؤال 1671:مرد با چند بار تمکین نکردن به عمل زناشویی ناشز میشود؟
جواب:به طور کلی شوهر نمیتواند بدون عذر،از قبیل خوف ضرر یا سفر ضروری و امثال آن،نزدیکی با زوجه خود را بیش از چهار ماه ترک کند.و اگر بیشتر از چهار ماه ترک کرد،ناشز میشود،اما اگر ترک تمکین در کمتر از چهار ماه موجب وقوع زن در حرج یا خوف وقوع وی در حرام باشد،احتیاط آن است که به مقدار رفع این امور تمکین کند.
سؤال 1672:اگر مهریه زوج حالّ باشد،میفرمایید که زوجه میتواند از ایفای وظایفی که در مقابل شوهر دارد خودداری کند تا مهر به وی تسلیم شود.آیا در صورتی که عروسی واقع شده و زوجه به خانه زوج رفته و خود را تسلیم زوج کرده ولی زوج قادر به مقاربت نشده است،باز زوجه میتواند پس از آن مهریه را به شرح مذکور مطالبه کند و قبل از تسلیم مهریه از ایفای وظایف خودداری کند؟یا اینکه حق استنکاف با تسلیم تام از بین میرود و فقط زوجه حق مطالبه مهریه را دارد؟
جواب:بلی،در فرض سؤال که مهر حالّ بوده،زوجه میتواند از ایفای وظایف مربوطه خودداری کند تا تمام مهر خود را بگیرد و تا دخول محقق نشده حق مطالبه مهر باقی است.ولی پس از دخول اگر چه یک بار باشد،دیگر نمیتواند تمکین نکند.
سؤال 1673:اگر مرد به زن امر کند،فلان شکل برایش آرایش کند،یا فلان لباس را در منزل بپوشد و یا به نحو خاصی نظافت کند.آیا زن باید اطاعت کند؟با توجه به این که زن باید منافیات را از خود دور کند؟
جواب:اطاعت زن از شوهر در امور مربوط به استمتاعات واجب است.و امور مذکوره اگر در این راستا باشد یا ترک آنها موجب نفرت شود،باید اطاعت کند.
وگرنه لازم نیست.
سؤال 1674:اگر خانمی ببیند شوهر او چشمچرانی میکند و با زنهای نامحرم بیش از او گرم میگیرد،آیا میتواند برای متوجه کردن او به این عمل زشتش،تا مدتی به او تمکین نکند؟
جواب:تمکین نکردن جایز نیست.ولی با رعایت مراتب و شرایط نهی از منکر،نهی از منکر کند.
سؤال 1675:اگر مردی به همسرش اجازه ندهد به فیلمهای خاصی نگاه کند،با این که منافی عفت نیست،آیا بدون قصد ریبه میتواند نگاه کند؟
جواب:اگر نگاه کردن منافی حقوق شوهر نباشد و مفسدهای همراه نداشته باشد،اجازه ندادن وجهی ندارد.
سؤال 1676:اگر مرد به همسرش بگوید نباید با فلان شخص مثلا مادر،خواهر،برادر...
رفت و آمد کنی،آیا زن میتواند آنان را به منزل دعوت کند؟اگر به نام زن باشد چطور و چنانچه به اسم شوهر بود،چه حکمی دارد؟
جواب:اگر منافات با حقوق مرد داشته باشد یا منزل شخصی شوهر باشد یا مشترک،زن شرعا حق دعوت ندارد.و نیز اگر ملک شخصی زن است و فرش و اثاث البیت مال شوهر یا عوارض دیگری داشته باشد که با حقوق شوهر منافی است،حق دعوت ندارد.
سؤال 1677:دختری که عقد شده و تاکنون عروسی نکرده است،آیا بیرون رفتن او باید با اجازه پدر باشد یا با اجازه شوهر؟و نفقۀ او با کیست؟
جواب:بیرون رفتن او از خانه بدون اجازۀ شوهر خلاف احتیاط است.و نسبت به نفقه اگر حاضر به تمکین و رفتن به خانۀ شوهر است و شوهر کوتاهی میکند، نفقۀ او به عهدۀ شوهر است.
سؤال 1678:زن ناشزهای با ترک منزل بدون اجازۀ شوهر درخواست کرده که مهر خود را بگیرد و چون شوهر نقدا نمیتواند بپردازد،میگوید به صورت قسطی در چند سال میدهم.
اما زن اصرار دارد که شوهرش منزل مسکونی خود را بفروشد و مهریه او را بدهد،آیا بر مرد لازم است خانه را فروخته و مهریه او را بدهد؟
جواب:در صورتی که شوهر قدرت بر پرداخت مهریه را ندارد،باید به او مهلت داد و در فرض سؤال منزل مسکونی از مستثنیات دین است و توقیف و فروش آن جایز نیست و اگر اختلاف وجود دارد به دادگاه مراجعه شود.
سؤال 1679:زنی که تا به حال در روستا زندگی میکرده است و فرزندان وی هم در روستا زندگی میکنند به شهر آمده و از فرزندان خود،نفقۀ مناسب با شهر را طلب میکند،حکم آن را بیان کنید.
جواب:به طور کلی نفقۀ مادر در صورت توان فرزند و فقر مادر لازم است و در فرض سؤال،اگر فرزند توان مالی ندارد،تکلیفی ندارد و اگر توان دارد و مادر فقیر است،باید نفقه را مطابق شأن مادر بدهد،یعنی اگر شأن فعلی مادر این است که در شهر زندگی کند،مثل اینکه همه یا اکثر فرزندان و فامیل او در شهر زندگی میکنند و عرفا شأن او هم این است که در شهر زندگی کند،باید نفقۀ شهر را به او بدهد،ولی اگر چنین نیست،باید همان نفقه روستا را به او بدهد.
سؤال 1680:اگر زنی حاضر نشود با شوهر به منزل وی برود و بدون اجازۀ شوهر در خانۀ پدر بماند،آیا حق نفقه دارد؟
جواب:به طور کلی نفقۀ زوجۀ دائمه وقتی بر شوهر واجب است که از او اطاعت کند و در امور مربوط به زناشویی بدون عذر شرعی سرپیچی نکند،و اگر
بدون اذن از خانه خارج شد،نفقهاش ساقط میشود.
سؤال 1681:زوجهای با مراجعه به دادگاه تقاضای نفقه و مهریه کرده است.دادگاه زوج را برای ادای توضیحات احضار کرده است.زوج در دادگاه اعلام کرده که نفقه در قبال تمکین است و نامبرده فعلا منکوحه غیر مدخوله است.آیا با توجه به عرف متعارف ایران که چند ماهی زوجین بصورت نامزد میمانند زوجه حق مطالبه نفقه در مدت زمان نامزدی دارد یا خیر؟
جواب:اگر زوجه حاضر به تمکین نبوده،استحقاق نفقه را ندارد.
سؤال 1682:زید با دختر عموی خود ازدواج کرده بعد به جهت اختلاف وی را طلاق میدهد،آیا علاوه بر مهریه،مخارج لباس و نفقۀ بعد از عقد و قبل از زفاف به عهدۀ زوج میآید؟
جواب:اگر پس از عقد آمادگی برای هرگونه استمتاع داشته،لباس و نفقه دارد.
و در غیر این صورت ندارد.
سؤال 1683:آیا زن میتواند مخارج روزهای آینده را از شوهر مطالبه کند؟
جواب:خیر.
سؤال 1684:آیا زن میتواند مخارج روزهای گذشته را که مرد نپرداخته و زن از پول خود یا پسانداز مخارج روزهای قبل خرج کرده،از شوهر طلب کند؟
جواب:نفقۀ زن از دیون است که به عهدۀ مرد میباشد.و اگر نپرداخته میتواند مطالبه کند.ولی اگر پسانداز مال شوهر بوده و خرج کرده حق مطالبۀ مجدد ندارد.چون به حقش رسیده است.
سؤال 1685:در صورتی که زن از شوهر خود مطالبۀ منزل جدا کند و بگوید در منزلی که پدر و مادر شوهر باشند حاضر به زندگی نیستم،آیا بر شوهر لازم است که به خواستۀ زن خود جامۀ عمل بپوشد یا خیر؟در صورتی که مرد به خواستۀ زن جامۀ عمل نپوشاند و زن هم حاضر به زندگی نشود و به منزل پدرش برود و بگوید تا منزل جداگانه تهیه نکنی به خانهات
نمیآیم،آیا زن ناشزه میشود؟در صورتی که زوج تمکن مالی نداشته باشد و قادر به جدا کردن منزل نباشد،وظیفهاش چیست؟
جواب:از قضیۀ شخصیه اطلاع ندارم.به طور کلی بر شوهر واجب است مسکن مناسب با شأن زن و متعارف محل تهیه کند و منزل جداگانه لازم نیست.
مگر این که داشتن منزل جداگانه از شئون آن زن باشد.
سؤال 1686:شخصی عیال گرفته و بعد از ازدواج معلوم شده که چند سال قبل از ازدواج عیال نامبرده مبتلا به مرضی بوده است.در موقع خواستگاری هم زوج نمیدانسته که این مرض را دارد،حال احتیاج به عمل جراحی و مخارج زیادی میباشد،آیا مخارج درمان چنین مرضی به عهدۀ زوج است یا به عهدۀ زوجه؟و بر فرض این که به عهدۀ زوج باشد،آیا در صورت عدم اقدام زوج به معالجه،میتواند او را اجبار کند یا خیر و همچنین اگر به عهدۀ زوجه باشد،آیا زوج میتواند او را اجبار به معالجه کند یا خیر؟
جواب:مخارج معالجۀ زوجه به مقدار متعارف بر عهدۀ زوج است و زاید بر آن به عهدۀ خود زوجه است و در این مسأله فرقی بین مریضی قبل از ازدواج و بعد از آن نیست.در عین حال سزاوار است که زوج کوتاهی نکند،خصوصا اگر زن توان مالی نداشته باشد.و در مقدار متعارف،زوجه حق دارد زوج را الزام کند و در زاید بر متعارف که بر عهدۀ خود زوجه است،زوج حق الزام ندارد،مگر از باب امر به معروف.
سؤال 1687:آیا زن حق دارد از زندگی در خانهای که در آنجا پدر شوهر و مادر شوهر زندگی میکنند امتناع و درخواست منزل جداگانه بکند؟
جواب:به طور کلی بر شوهر واجب است مسکن مناسب به شأن زن و متعارف محل،تهیه کند و منزل جداگانه لازم نیست.مگر این که داشتن منزل جداگانه از شئون آن زن باشد.
سؤال 1688:اگر اولاد قدرت بر کسب و کار داشته باشند و دنبال کار نروند،آیا در این فرض نفقۀ آنان بر پدر واجب است؟
جواب:در این فرض انفاق واجب نیست.چون در صورتی انفاق بر فرزندان واجب است که فقیر باشند و کسانی که قدرت بر کسب و کار دارند و کار نمیکنند،فقیر محسوب نمیشوند.
سؤال 1689:اگر خانمی ماهانه از شوهرش برای مخارج تغذیۀ خانواده پول میگیرد و هر ماه مقداری را پسانداز میکند آیا میتواند بدون اذن شوهر برای خودش یا بچهها با این پول لباس یا چیز دیگری بخرد؟
جواب:اگر ماهانه را تملیک او کرده و اختیار مصرف را به او داده است، میتواند لباس و غیره بگیرد و نیز اگر ماهانه نفقۀ واجب خود زن است که به او داده،اختیار با زن است.اما نسبت به مخارجی که برای بچهها داده زن چنین اختیاری ندارد،مگر از پدر آنان اذن بگیرد.
سؤال 1690:آیا مرد میتواند پولهایی را که زن با صرفهجویی در مخارج خانه پسانداز کرده،از زن طلب کند؟
جواب:اگر حق النفقه زن بوده و به مقدار متعارف و به عنوان حق النفقه به او داده است،و زن از مخارج خود کم گذاشته،حق پس گرفتن ندارد.و اگر زیادتر داده یا به عنوان دیگر داده و کم گذاشته است،مثلا مصرف بچهها نکرده،میتواند پس بگیرد.
سؤال 1691:آیا جایز است زن بدون اجازۀ شوهر دست در جیب او کرده و برای مخارج خانه یا فرزندان پولی را بردارد؟در فرض اینکه شوهر نفقه میپردازد و یا نمیپردازد؟
جواب:در صورتی که نفقه را میپردازد جایز نیست.و در صورت دوّم میتواند بدون اجازۀ شوهر نفقۀ خود را از مال او بردارد.
سؤال 1692:اگر زنی بدون اجازۀ شوهر از مال او بردارد و میداند رضایت وی را،یا احتمال میدهد،چه حکمی دارد؟
جواب:با احراز رضایت مانعی ندارد.ولی در صورت احتمال جایز نیست.
سؤال 1693:اگر زنی از پولی که شوهر برای مخارج خانه میدهد مجلس روضه یا ختم
انعام و امثال اینها را بگیرد،آیا جایز است؟
جواب:اگر پول را تملیک او کرده و اختیار مصرف آن را به زن داده یا بداند راضی است،مانعی ندارد وگرنه جایز نیست
سؤال 1694:خانمی مریض است و هر ماه چند هزار تومان خرج دارو و دکتر او میشود و شوهر او هم به همین علت چندین هزار تومان قرض دارد و این خانم زمینی دارد که یک میلیون تومان ارزش دارد.آیا شوهر میتواند بابت مخارجی که کرده است از قیمت زمین خانم کسر کند؟و آیا خانم با چنین وضعی مستطیع بوده و حج بر او واجب است؟
جواب:در صورتی که شوهر پولی که پرداخته به قصد مجانیت و رایگان نبوده، میتواند از همسر خود مطالبه کند.و زن اگر بتواند با فروش زمین به مکه برود و مشکلی در زندگی نداشته باشد و نیاز به همراه داشتن کسی در سفر نداشته باشد، حج بر او واجب است.
سؤال 1695:زنی به سبب آتشسوزی در خانه شوهر،در بیمارستان بستری و سپس فوت شده است،آیا هزینۀ بیمارستان او بر عهدۀ شوهر است یا خیر؟
جواب:هزینۀ بیمارستان به عهدۀ شوهر نیست.ولی اگر مخارج را بدون خواهش زن انجام داده و قصد قرض نداشته است،نمیتواند از مال او بردارد.
سؤال 1696:زنی منزل شوهر خود را بیاجازۀ شوهر ترک کرده و تمکین نمیکند.بعدا معلوم شد که علت این بود که شوهر او را اذیت میکرده و کتک میزده و موجبات شکنجۀ روحی او را فراهم میکرده است،آیا در این فرض حق مطالبۀ نفقۀ خود را دارد؟
جواب:اذیت و کتک زدن هر کس خصوصا زوجه انسان کار زشت و حرامی است و کتک زدن در مواردی موجب دیه میشود؛در هر صورت نفقۀ زن در صورت عدم تمکین ساقط است.ولی اگر زوج بواسطۀ اذیت کردن و کتک زدن امکان تمکین زوجه را از بین برده و او مضطر به ترک منزل شده است مستحق نفقه میباشد.
سؤال 1697:زنی بعد از طلاق پسر خود را که بیش از دو سال داشته به مدت دو سال نزد
خود نگه داشته است و فعلا که پدر بچه میخواهد بچه را بگیرد میگوید باید مخارج دوساله بچه را بدهی تا او را تحویل دهم.آیا مادر حق مطالبۀ نفقۀ گذشتۀ کودک را دارد؟
جواب:در صورتی که شوهر نفقۀ فرزند خود را نپرداخته معصیت کرده است.
امّا مادر حق مطالبۀ نفقۀ گذشتۀ فرزند خود را ندارد.
سؤال 1698:زن ناشزهای که بدون اجازۀ شوهر منزل شوهر را ترک کرده است،دختر دو سالۀ خود را همراه خود برده است و نسبت به ملاقات پدر با او محدودیت قائل میشود،آیا جایز است این زن چنین کاری بکند؟و آیا در این حال نفقه دختر بر مرد است و زن میتواند مطالبه کند؟
جواب:حکم کلی مسأله این است که مادر نسبت به تربیت و نگهداری دختر بچه تا هفت سالگی بر پدر حق تقدم دارد و جایز نیست پدر در این مدت بچه را از مادرش بگیرد.ولی مادر حق محدود کردن ملاقات پدر و دختر را ندارد.و نفقۀ بچه بر پدر است.اما ملزم نیست آن را به صورت نقدی یا غیر نقدی تحویل مادر دهد.و مادر حق مطالبه و درخواست نفقۀ کودک را ندارد.
سؤال 1699:آیا پرداخت نفقۀ ولد الزنا بر پدر عرفی واجب است یا خیر؟
جواب:بلی،بعید نیست نفقه بر زانی باشد.
سؤال 1700:آیا ولایت و حضانت ولد الزنا با پدر عرفی است یا خیر؟
جواب:در فرض سؤال،ظاهرا ولایت و سرپرستی ولد با پدر عرفی و زانی است.البته در صورتی که پسر باشد تا 2 سال و اگر دختر باشد تا 7 سال حق حضانت با مادر است.بعد از آن با پدر عرفی است.
سؤال 1701:نفقۀ زندانی بر عهدۀ چه کسی است؟بیت المال یا خود افراد؟آیا تمکن مالی و عدم آن،نوع جرم،قدرت و توان بر کار و غیر آن،حدود و تعزیری بودن،فرقی در تأمین نفقۀ وی دارد یا خیر؟افراد واجب النفقۀ زندانی چطور؟
جواب:بطور کلی در مواردی که زندان کردن شخص مشروع باشد و خود شخص تمکن تأمین نفقۀ خود را دارد،وجهی برای پرداخت نفقۀ او از بیت المال
مسلمانان نیست.بلی اگر فقیر باشد و زندانی شدن او مانع تهیۀ معاش خود و عائلهاش شده،حکم او حکم سایر فقرا است.که نفقۀ او و عائلهاش از بیت المال تأمین میشود و خلاصه مقتضای قاعده این است که نفقۀ هر کس به عهده خودش میباشد.ولی در مورد زندانی باید تفصیل داد بین غنی و فقیر،که فقیر به جهت فقر از بیت المال تأمین میشود.بلی در موردی که زندانی متهم شده و هنوز جرم او به اثبات نرسیده تا قبل از ثبوت جرم نفقهاش بر بیت المال است چون زندانی شدن او به لحاظ مصالح نظام و عامه مردم است.بلی ظاهرا مصلحت حکومت ایجاب میکند که فرقی بین زندانیان نگذارد و یا مصلحت نباشد که نفقه زندانی از خارج تأمین شود.البته روایاتی وارد شده(وسائل،کتاب الحدود)که نفقۀ محکوم به حبس ابد و سارق و مرتد از بیت المال تأمین میشود،ولی ظاهر این موارد همان موارد فقر زندانی است،لذا اقوی همان تفصیل میباشد.
سؤال 1702:آیا استفاده از مقنعه و مانتو و روسری بهتر است یا چادر؟
جواب:استفاده از چادر بهتر است.
سؤال 1703:زنی هستم دوست دارم مانتو و روسری بپوشم،اما شوهرم میگوید باید چادر بپوشی.وظیفۀ من چیست؟
جواب:نظر شوهر را رعایت کنید.
سؤال 1704:دانشجوی دکتری هستم و در بعضی بخشهای بیمارستان با وجود نامحرم باید چادر خود را بردارم،که ناچار حجاب کمتر میشود.لطفا بفرمایید تکلیف من چیست؟
جواب:اصرار مسئولان مجوّز عدم رعایت پوشش به مقدار واجب نمیشود.
و موافقت آنان جایز نیست.ولی با توجه به لزوم و اهمیت تحصیل و تخصّص در رشته مامایی،در صورتی که ضرورت یعنی ناچاری اقتضا کرد،به مقدار ضرورت از پوشش واجب خود بکاهید.و در هر صورت نگاه عمدی نامحرم جایز نیست.و اگر ضرورت پزشکی و حفظ جان مسلمانان گرچه در آینده متوقف بر تحصیل و
آموزش فعلی باشد،ارتکاب فعل حرام،مثل نگاه کردن زن به بدن مرد نامحرم و امثال آن به قدر ضرورت مانعی ندارد.
سؤال 1705:پوشش زن در مقابل زن چه مقدار است؟
جواب:مقدار واجب پوشاندن عورتین(قبل و دبر)است و مازاد واجب نیست.و این که برخی از زنها فکر میکنند که حتی به عورت زن دیگر میتوانند نظر کنند و یا ستر عورت واجب نیست،اشتباه محض است.
سؤال 1706:آیا زنان و مردان محرم که رعایت ستر را نسبت به یکدیگر نمیکنند مرتکب حرام میشوند؟
جواب:چنانچه مواضعی را که معمولا از محارم پنهان نمیکنند نپوشانند، مانعی ندارد.
سؤال 1707:پوشاندن صورت و دستها تا مچ و روی پاها برای زن در نماز واجب است یا نه؟و در صورت واجب نبودن اگر زن بداند مرد اجنبی بقصد ریبه و شهوت به او نگاه میکند، آیا ستر آنها بر او واجب میشود یا خیر؟
جواب:اگر نامحرمی نباشد پوشاندن آنها در نماز واجب نیست،و در صورت علم به نگاه نامحرم-چه در حال نماز و چه در غیر نماز-پوشاندن روی پا لازم است،و بنابر احتیاط صورت و دستها را نیز بپوشاند.
سؤال 1708:آیا موی ابرو گرفتن،سرمه کشیدن،ساعت مخصوص بستن،انگشتر و عینک زیبا زدن،برای خانمها زینت محسوب میشود،که پوشش آنها لازم باشد؟
جواب:بطور کلی آنچه عرفا زینت محسوب میشود،پوشش آن لازم است.
سؤال 1709:پوشیدن لباسهایی که حجم بدن در آنها پیداست،اگر چه پوست بدن پیدا نباشد،در خارج از منزل چه حکمی دارد؟
جواب:اگر مهیج نباشد و مفسده هم نداشته باشد،و زینت هم محسوب نشود، مانعی ندارد.
سؤال 1710:آیا مرد میتواند زن را مجبور به زدن پوشیه یا پوشیدن لباس خاصّی کند؟
جواب:اگر به ملاحظه حفظ عفت و عصمت او باشد و یا نهی از پوشیدن لباس خاصی بکند،که پوشیدن آن محرک شهوت دیگران و موجب انحراف افراد و بیحیایی و بیحجابی است،لازم است مرد او را موعظه و نصیحت کند.و بر زن است که نصایح او را گوش کند.
سؤال 1711:مقصود از لباس شهرت چیست؟و آیا چادر سفیدی که موجب انگشتنما شدن شود از مصادیق لباس شهرت است؟
جواب:مقصود از لباس شهرت لباسی است که عرفا زننده باشد و از جهت زننده بودن انگشتنما باشد.یا مناسب زیّ و شأن شخص،از حیث جنس یا رنگ یا نوع دوخت و امثال آن نباشد.
سؤال 1712:آیا زن میتواند بدون پوشش نزد برادر شوهر ظاهر شود؟
جواب:برادر شوهر مانند سایر مردهای اجنبی،نامحرم است.
سؤال 1713:پوشیدن جوراب تنها برای خانمها در صورتی که چادر داشته باشند،چه حکمی دارد؟
جواب:اگر جوراب بشره را بپوشاند و مفسده نداشته باشد،مانعی ندارد.
سؤال 1714:اشخاصی در یک خانه و یک طبقۀ عمارت میباشند،با اینکه فامیل هستند نامحرم نیز هستند،ولی هیچگونه خطری از جهت ریبه و غیر از آن در کار نیست و همیشه با هم نشست و برخاست دارند.و از لحاظ خورد و خواب و خرید لوازم منزل مخلوط هستند.
دست و صورت باز و از حیث حجاب محجوب نیستند.چون از این حیث برایشان دشوار است، آیا ترخیصی هست؟یا مثل خارج منزل وظیفۀ نامحرم که اجنبیه باید از اجنبی مستور باشد، در اینجا هم جاری شود؟
جواب:دلیلی بر تفاوت حکم بین غیر محارم بنظر نرسیده است.
سؤال 1715:آیا خواهر،مادر،عمه،خالۀ ولد الزنا با او محرم میباشند یا خیر؟
جواب:بلی،همه اینها محرم میباشند.
سؤال 1716:شرکت یک خانم مسلمان متدین در مراکز آموزشی و دانشکدهها جهت تعلیم و تعلّم چه صورت دارد؟در صورتی که اکثر اساتید مردند و در کلاسها اغلب خانمها حجاب ندارند؟
جواب:با رعایت حجاب و اکتفا به مقدار ضروری از نگاه و صحبت،مانعی ندارد.و عدم رعایت دیگران برای کسی که رعایت میکند،اشکالی بوجود نمیآورد.
سؤال 1717:در بعضی ممالک مسألۀ محرم و نامحرم چندان مورد اهمیت نیست.خصوصا روستانشینان،مثلا زن خود را از برادر شوهر حفظ نمیکند و او را به منزلۀ برادر واقعی میداند.
چنانچه متقابلا او هم وی را خواهر خویش میداند و چه بسا مصافحه میکنند یا همدیگر را میبوسند یا دختر عمو و دختر دایی با پسرخاله یا عموزاده مصافحه و روبوسی میکنند،این عمل چون از روی سادگی و بدون قصد ریبه میباشد آیا اشکال دارد؟و بر فرض محذور داشتن،از روی پارچه حکمش چیست؟
جواب:هیچ یک از موارد فوق جایز نیست.و بهتر است از روی پارچه نیز اجتناب شود.
سؤال 1718:در محیط دانشگاههای کشورهای غربی هنگام برخورد با اساتید زن یا دانشجویان دختر،ناگزیر از مصافحه هستیم.وگرنه حمل بر سوء ادب دانشجویان مسلمان میشود،تکلیف چیست؟
جواب:لازم است به آنها تفهیم کنید که عدم مصافحه با زن اجنبی ناشی از سوء ادب نیست.بلکه معلول عقیدۀ اسلامی و تعهد به احکام آن است (1).
سؤال 1719:صحبت کردن مرد با زن نامحرم چه حکمی دارد؟
جواب:اگر توأم با قصد لذت و شهوت نباشد،مانعی ندارد.
سؤال 1720:شخصی علاقهمند به دختری است جهت ازدواج،و چون تمکن مالی ندارد و
1) 1) مسائلی در این زمینه در احکام پزشکی تحت عنوان تماس با نامحرم ص 594 مطرح گردیده است.
حیاء مانع است پدر و مادر را در جریان بگذارد،آیا میتواند با او صحبت کند یا بنویسد که خواهان ازدواج با او میباشد؟
جواب:اطلاع به او فی نفسه اشکالی ندارد.مگر این که موجب مفسده یا متهم شدن بشود.
سؤال 1721:در یک خانه چند برادر با خانوادۀ خود زندگی میکنند.گاهی به حسب اتفاق برادر به زن برادر نگاه و گاهی هم شوخی میکند.با عادی بودن این جریان،حکم مسأله چیست؟
جواب:نگاه به زن نامحرم جایز نیست.اگر چه زن برادر باشد و در یک جا زندگی کنند و مزاح و شوخی توأم با قصد لذت جایز نیست.
سؤال 1722:استماع صدای زنان نامحرم به هنگام تلاوت قرآن از طریق نوار ضبط صوت جایز است یا نه؟
جواب:اگر موجب تهییج شود،اشکال دارد.
سؤال 1723:آیا شنیدن صدای زن در مورد قرآن،سرود،همخوانی جایز است؟
جواب:اگر به قصد ریبه (1)و التذاذ باشد جایز نیست و الاّ مانعی ندارد.
سؤال 1724:استماع معلم مرد،صدای زن نامحرم را به هنگام تلاوت قرآن با لحن،در امر آموزش چه حکمی دارد؟
جواب:بهتر،بلکه لازم است در آموزش از آموزگاران زن استفاده شود.
سؤال 1725:گوش فرادادن به خوانندۀ زن اگر باعث تحریک نشود،چگونه است؟
جواب:جایز نیست.
سؤال 1726:گوش دادن به دکلمه زن که از صدای جمهوری اسلامی پخش میشود
1) 1) -ریبه،یعنی ترس وقوع در گناه و فساد.
چگونه است؟
جواب:اگر عنوان غنا نداشته باشد و محرک نیز نباشد،مانعی ندارد.
سؤال 1727:دیدن زنان غیر مسلمان در تلویزیون که پوشش مناسب و کافی ندارند،آیا جایز است؟
جواب:در صورتی که قصد ریبه و لذّت نباشد،مانعی ندارد.
سؤال 1728:نظر حضرتعالی پیرامون فیلمهای تحریکآمیز که از سیمای جمهوری اسلامی پخش میشود چیست؟
جواب:تماشا کردن فیلمهای محرّک،جایز نیست.
سؤال 1729:نظر کردن به تصویر زنان جوان و آرایش کرده در فیلمهای سینمایی که از تلویزیون پخش میشود چه حکمی دارد؟فیلمهای خارجی چطور؟
جواب:در صورتی که شناخته شده باشند و یا موجب تهییج شود،اشکال دارد.
سؤال 1730:استفاده از فیلمهای مستهجن و ماهوارهای چگونه است؟
جواب:استفاده از فیلمهای فوق که به منظور انحراف تدارک دیده شده،جایز نیست.
سؤال 1731:آیا بانوان میتوانند عکسهایی را که بدون پوشش گرفتهاند،به دوستانشان هدیه بدهند؟
جواب:در صورتی که اطمینان داشته باشند در اختیار مرد اجنبی قرار نمیگیرد،مانعی ندارد.
سؤال 1732:تکلیف کسانی که به کشورهای خارجی سفر میکنند و با عکسهای سکسی مواجه میگردند چیست؟
جواب:از نظر به آنها اجتناب کنند.
سؤال 1733:گرفتن عکس از بانوان بدون پوشش اسلامی در صورتی که عکسگیرنده، محرم و ظاهر کنندۀ فیلم نامحرم است،آیا جایز است؟
جواب:در مفروض سؤال،گرفتن عکس مانعی ندارد.و ظاهر کردن در صورتی که صاحب عکس ناشناخته باشد و احتمال مفسده در کار نباشد،مانعی ندارد.
سؤال 1734:در صورت جایز نبودن عکس گرفتن بدون پوشش،آیا بر مرد واجب است همسرش را از این عمل بازدارد؟
جواب:از موارد نهی از منکر است.
سؤال 1735:دست زدن و کف زدن به جهت شادی در عروسی یا برای تشویق یا برای اعیاد و میلاد معصومین علیهم السّلام چه حکمی دارد؟
جواب:به طور کلّی کف زدن در مساجد و حسینیهها و اماکن مقدس،اگر عرفا هتک باشد جایز نیست،و در غیر آنها هم با توجّه به اینکه در طول تاریخ اسلام و تشیع،شعار مسلمانان ذکر صلوات بوده است،خصوصا در مجالسی که به نام و یاد ائمه علیهم السّلام تشکیل شده،لذا مناسب است مسلمانان احساسات و علائق مذهبی خویش را با فرستادن صلوات ابراز دارند.
سؤال 1736:دست زدن در مجالس جشن عروسی و غیره چه حکمی دارد؟اگر همراه با دست به قابلمه و طشت زده شود چه حکمی دارد؟
جواب:مانعی ندارد.مشروط بر اینکه مجلس لهو و لعب نشود.
سؤال 1737:رقص زن برای زن و رقص مرد برای مرد چگونه است؟
جواب:به طور کلی رقص نوعا منشأ فساد و از بین رفتن حیاء است و احتیاط در ترک رقص و عدم حضور در مجلس رقص است.
سؤال 1738:رقص زن در مقابل شوهر چه حکمی دارد؟
جواب:جایز است.
سؤال 1739:حکم نشستن زن در تالارها و مجالس عروسی چیست؟در صورتی که خانمی مشغول رقص باشد؟
جواب:احتیاط در عدم حضور در مجلس رقص است.
سؤال 1740:اخیرا در محلّ ما موقعی که خانمها دور هم جمع میشوند،برای سرگرمی بدون غنا و آواز،دایره و دف میزنند و کف و دست افشانی میکنند،حکم شرعی را مرقوم فرمایید؟
جواب:کف و دست زدن مانعی ندارد.ولی از دایره و دف اجتناب نمایید.
سؤال 1741:شخصی نسبت به ائمۀ اطهار علیهم السّلام و عزاداری اهانت میکند،آیا مرتد شده و زن وی از او جدا میشود؟
جواب:اگر ناصبی شود،یعنی دشمنی با اهل بیت علیهم السّلام را جزء وظایف دینی خود بداند،مرتد است.و زن او خودبخود از او جدا خواهد شد.
سؤال 1742:زن یا شوهر با اینکه منکر نماز نیست،اما نماز نمیخواند.آیا میشود با او زندگی کرد؟
جواب:زوجیت باقی است.ولی باید امر به معروف و نهی از منکر را ادامه دهید.
سؤال 1743:مردی بهایی خود را شیعۀ دوازده امامی معرفی کرده و با یک دختر شیعه ازدواج دائمی کرده است.پس از مدتی کشف خلاف شده،وظیفه چیست؟
جواب:در فرض سؤال که بهایی بودن زوج برای زوجه محرز شده باشد،باید بلافاصله از او جدا شود و بودن نزد بهایی حرام است و محتاج به طلاق نیست و پس از منقضی شدن عدّه،میتواند بدون طلاق با مرد مسلمان ازدواج کند.
سؤال 1744:زنی در خانۀ شوهر آزادی کافی در انجام واجبات ندارد،فقط شوهرش چند
روزی از ماه مبارک رمضان را روزه میگیرد و نماز میخواند و بقیه سال را بدون عذر نماز نمیخواند:وظیفۀ همسرش بعد از مراحل امر به معروف و نهی از منکر و عدم تأثیر چیست؟ آیا حق جدایی دارد؟
جواب:شوهر حق منع همسر از انجام واجبات را ندارد و زن باید واجبات را انجام دهد و لو با مخالفت شوهر مواجه شود و اگر نمیگذارد باید به دادگاه شرعی مراجعه کند و از او شکایت کند و حتی حاکم شرع در برخی اوقات میتواند حکم به طلاق دهد.
سؤال 1745:با توجه به لزوم کنترل جمعیت،آیا بستن لولههای رحم در خانمها اشکال دارد؟
جواب:برای مدت موقّت مانعی ندارد.
سؤال 1746:بستن مجرای تناسلی مرد و زن برای عقیم شدن،چه حکمی دارد؟
جواب:قطع رگ و عقیم شدن نقص است.و جایز نیست انسان خود را عقیم و ناقص کند.برای کنترل موالید راههای دیگر هست،مثل عزل نطفه و غیره که شرعا بیاشکال است.و همین طور است نسبت به بانوان.بلی بستن لولهها به نحو موقت با رعایت مسائل محرم و نامحرمی مانعی ندارد.
سؤال 1747:آیا اسلام موافق با رشد جمعیت است؟
جواب:اسلام موافق با رشد جمعیت است از نظر این که آمار مسلمانان هرچه بیشتر باشد دلیل بر عظمت و قدرت آنها است.ولی در برخی از شرایط خاص به عنوان آن شرایط موافق با رشد جمعیت نیست.
سؤال 1748:آیا گذاشتن دستگاه آی.یو.دی )DUI( درون رحم برای جلوگیری از بارداری جایز است؟
جواب:از نظر جلوگیری از حمل با رضایت زن و شوهر مانعی ندارد.ولی اگر
مستلزم نظر غیر به عورت زن است اشکال دارد،اگر چه دکتری که این کار را انجام میدهد زن باشد.
سؤال 1749:خانمی نمیدانسته که گذاشتن دستگاه درون رحم اگر مستلزم نظر به عورتین باشد جایز نیست و این کار را انجام داد.حالا که فهمیده است آیا باید آن را بیرون بیاورد؟با توجه به این که اگر آن را خارج نکند مجبور است هر چند وقت یک بار برای معاینه نزد دکتر برود و این مستلزم نگاه غیر به عورتین اوست؟
جواب:خارج کردن آن بالفعل لازم نیست.ولی در زمانی که بیرون نیاوردن آن ملازم با نگاه غیر به عورتین او باشد،لازم است آن را خارج کند.
سؤال 1750:اگر دکترها به خانمی بگویند در صورتی که حامله شوی برایت خطر جانی دارد.
آیا زن میتواند لولههای رحم خود را ببندد؟اگر چه مستلزم عقیم شدن دائم،یا مستلزم نگاه غیر به عورتین باشد؟آیا این از مصادیق اضطرار است؟
جواب:اگر پزشک متخصّص بگوید و از گفتۀ او اطمینان حاصل شود،مانعی ندارد.و نگاه غیر در حدّ اضطرار و ناچاری جایز است.
سؤال 1751:آیا جایز است که زن بدون اذن و رضایت شوهر خود،کاری کند که حامله نشود،مثل این که قرص مصرف کند؟
جواب:اگر ضرر زیاد نداشته باشد جایز است.اگر چه شوهرش راضی نباشد.
(1) سؤال 1752:حکم اسلام در مورد سقط جنین چیست؟
جواب:اسقاط جنین جایز نیست،مگر این که در جان مادر در معرض خطر باشد یا بقای جنین منجر به بیماری غیر قابل تحمل مادر شود.که با احراز یکی از این دو امر،اسقاط مانعی ندارد.
1) 1) -در ارتباط با دیه سقط جنین به مباحث دیات ص 547 مراجعه شود و در ارتباط با کفاره به مسأله 1928، ص 541 مراجعه شود.
سؤال 1753:اگر زن و شوهر مجتمعا جنین را اسقاط کنند،آیا دیه تنصیف شده و یا اینکه به بقیۀ وارث میرسد؟و آیا دیه را در هر حال باید بدهند و یا در صورت طلب ورّاث و یا حاکم؟
جواب:دیه به سایر وراث میرسد،اگر چه لامحاله طبقه بعدی خواهند بود.و نیازی به حکم حاکم ندارد.
سؤال 1754:لطفا مواردی که اسقاط حمل در آن موارد اشکال ندارد،بیان کنید؟
جواب:اسقاط حمل در موارد زیر بلامانع است:
1-اگر طبق تشخیص پزشک متخصص و مورد اطمینان بقای جنین موجب مرگ جنین و مادر،هر دو بشود.ولی اگر جنین سقط شود،مادر زنده میماند.
2-اگر ولوج روح نشده است و طبق تشخیص پزشک متخصص و مورد اطمینان بقای حمل برای مادر خطر جانی دارد،یا مستلزم ضرر و درد غیر قابل تحمل باشد.
3-اگر ولوج روح نشده و زن حامل اطمینان دارد که بدون اسقاط حمل، مورد اذیت و آزار روحی یا جسمی غیر قابل تحمل قرار میگیرد و در عسر و حرج شدید واقع میشود،در این صورت نیز اسقاط بعید نیست که حرام نباشد.
ضمنا در تمام این موارد اگر اسقاط کرد،دیه دارد،که بر عهده اسقاطکننده است و اگر سقط بعد از ولوج روح باشد علاوه بر دیه کفاره هم دارد.
سؤال 1755:اگر زن آبستن به طبیب مراجعه کند و طبیب او را سقط جنین کند،آیا طبیب قصاص میشود؟
جواب:خیر،بلکه محکوم به دیه است.
سؤال 1756:فعلا با دستگاههای مجهّز تشخیص میدهند که جنین چه وضعیتی دارد.
حال اگر متوجه شدند که جنین مرده به دنیا میآید یا بعد از چند روز میمیرد،آیا اجازه دارند که جنین را سقط کنند؟
جواب:اولا حصول یقین و قطع به مسأله بعید است و بر فرض حصول قطع نیز،سقط جایز نیست.
سؤال 1757:در میان پزشکان متخصص دو نظریه در رابطه با دستگاه درونی رحم )D.U.I( وجود دارد:الف-ممانعت از انعقاد نطفه میکند.ب-بعد از انعقاد نطفه موجب دفع نطفه میگردد.در فرض سؤال،تکلیف در دو مورد زیر چیست؟
الف-استفاده از آن در صورت شک بین دو نظریه.
ب-استفاده از آن در صورت تبعیت نظریه(ب).
جواب:الف-در صورت شک مانعی ندارد.مگر این که موجب عقیم شدن دائمی شود.ب-اگر بدانند که موجب دفع نطفه میشود جایز نیست.
سؤال 1758:تکلیف عقیم کردن بانوان که در زایمانهای قبلی فرزندان ناقص الخلقه و یا دارای بیماری ارثی(جسمی و روانی)به دنیا آوردهاند چیست؟
جواب:صرف ناقص الخلقه بودن نوزاد قبلی یا بیماری ارثی مجوز عقیم کردن نمیشود.بلی اگر محرز باشد که زایمانهای بعدی ملازم با عسر و حرج شدید و غیر قابل تحمل است،مانعی ندارد.
سؤال 1759:بستن لولههای رحم منجر به قطع حاملگی میشود و ایجاد زمینه برای امکان آبستنی مجدد،مستلزم عمل جراحی میکروسکوپیک و دقیق است که در مراکز مجهز امکانپذیر است،و شانس حاملگی مجدد در بهترین مراکز دنیا در حدود 50% میباشد.با در نظر گرفتن شرایط فوق،آیا بستن لولههای رحم در بانوان سالم مجاز است؟
جواب:در فرض سؤال،چنین مواردی حکم عقیم شدن دائمی محسوب میشود و جایز نیست.
سؤال 1760:در مورد بیمارانی که حاملگی برای آنان خطر جانی دارد و امکان بهبود وضع جسمی و روانی آنان از نظر مساعد شدن حاملگی در آینده هم وجود ندارد.به عبارت دیگر:
ضرورتهای پزشکی ایجاب میکند هیچگاه یا حتی الامکان حامله نشوند،آیا قطع دائم حاملگی جایز است؟
جواب:در فرض سؤال،مانعی ندارد.
سؤال 1761:آیا سقط درمانی در مورد مادرانی که بیماری پیشرفتهای دارند و ادامۀ حاملگی
برای مادر خطر جانی در پی دارد،در دو فرض سن جنین قبل و بعد از چهارماهگی مجاز است یا خیر؟
جواب:نسبت به جنین قبل از چهارماهگی مجاز است،ولی نسبت به بعد از چهارماهگی مشکل است.
سؤال 1762:در مورد مادران بیماری که ادامه حاملگی با حیات مادر مغایرت پیدا میکند و جنین از نظر سنی در وضعیتی است که امکان ادامۀ حیات وی،خارج از رحم مادر وجود ندارد و بعد از مرگ مادر او هم فوت خواهد نمود،آیا میتوان به منظور نجات جان یک نفر-یعنی مادر-به حاملگی خاتمه داد؟
جواب:در فرض سؤال،اسقاط آن به منظور حفظ جان مادر،مانعی ندارد.
سؤال 1763:چنانچه زنی که مبتلا به جنون است آبستن شود،با توجه به امکان انتقال بیماری روانی به جنین و همچنین عدم امکان مراقبت بیمار از فرزند خود،آیا سقط جنین جایز است؟
جواب:صرف امکان انتقال بیماری به جنین و یا عدم امکان مراقبت بیمار از فرزند خود،مجوز سقط نمیشود.
سؤال 1764:اگر دکترها به خانمی بگویند بچهای که در رحم دارد از لحاظ ذهنی یا بدنی عقب مانده خواهد بود،آیا زن میتواند او را کورتاژ کند یا کاری کند که بچه بیفتد؟
جواب:خیر،جایز نیست.
سؤال 1765:آیا حفاظت از بچه در رحم واجب است؟یعنی مادر باید تمام شرایط لازم جهت حفظ و سلامتی بچه را فراهم کند؟
جواب:لازم است شرایط متعارف و معمول را فراهم و رعایت کند.
سؤال 1766:اگر حاملگی برای خانمی ضرر داشته باشد،آیا میتواند جنین خود را قبل از هفتۀ سوم کورتاژ کند؟
جواب:در صورت دمیده شدن روح انسانی جایز نیست،و در غیر این صورت
اگر بقای حمل خطر جانی برای مادر داشته باشد،یا مستلزم درد غیر قابل تحمل برای مادر بشود،اسقاط مانعی ندارد.ولی نسبت به دیۀ آن با پدر جنین مصالحه کنند.
سؤال 1767:اگر مادری برای سقط بچهاش کاری انجام ندهد،ولی با مراعات نکردن موارد لازم و تهیه نکردن شرایط لازم برای حفظ جنین،باعث سقط بچه بشود،آیا حرام است؟
جواب:اگر سقط بچه مستند به او شود حرام است.
سؤال 1768:اگر دکترها بگویند در صورتی که زن کورتاژ نکند،در هنگام تولد یا زن میمیرد یا بچه،آیا میتوان جنین را قبل از تولد سقط کرد؟
جواب:در فرض سؤال اگر از گفتۀ پزشک متخصّص اطمینان حاصل شود، کورتاژ مانعی ندارد.
سؤال 1769:داروی ضد حاملگی که در هفتۀ اول بعد از آمیزش میخورند،اگر حامله باشد جنین را سقط میکند ولی اگر حامله نباشد اثری ندارد،استفاده از این دارو چه حکمی دارد؟
جواب:در صورتی که علم به حامله بودن خود ندارد،مانعی ندارد.
سؤال 1770:آیا پزشک مسلمان میتواند جنین زن کافری را در صورتی که پدر آن هم کافر باشد،سقط کند؟
جواب:اسقاط جنین کافر که والدین او هر دو کافر باشند،مانعی ندارد.
سؤال 1771:اگر پزشک متخصص تشخیص دهد که جنین ناقص الخلقه میباشد،آیا میتوان آن را سقط کرد؟
جواب:جایز نیست،مگر در موارد ضرورت.
سؤال 1772:صلۀ رحم به چه مقدار و چگونه محقق میشود؟آیا در این مسأله رفتن به خانۀ اقوام لازم است با این که گاهی مستلزم عسر و حرج یا کار حرامی میباشد؟
جواب:در صلۀ رحم رفتن به خانۀ اقوام لازم نیست و کمترین مرتبۀ آن،سلام
کردن و احوالپرسی و دلجویی کردن از آنها است اگر چه به منزل آنها نرود و در راه یا با تلفن این کار را بکند،البته این حد اقل لازم است.ولی بهتر است در مواقعی که مشکلی نیست به این مقدار اکتفا نشود.و حضرت امیر علیه السّلام میفرماید «صلوا ارحامکم و لو بالتسلیم» (1).
سؤال 1773:آیا خویشاوندان زن از ارحام شوهر محسوب میشوند،که صله با آنان واجب باشد یا خیر؟و همینطور خویشاوندان شوهر از ارحام زن محسوب میشوند یا خیر؟
جواب:خیر،خویشاوندان زن یا شوهر جزء ارحام دیگری نمیباشند.
1) 1) -سفینة البحار ماده رحم.
سؤال 1774:مردی فوت کرده است و اموالی مثل باغ،ساختمان،زمین مزروعی و پول نقد از او باقی مانده است.ورثۀ او هنگام فوت چند پسر و دختر است با یک زن دائم که از این زن فرزندی ندارد.لطفا بفرمایید سهم الارث هر کدام چه مقدار میباشد؟و همسر وی از چه چیزهایی ارث میبرد؟
جواب:سهم همسر متوفی>CS
سؤال 1776:شخصی از دنیا رفته و غیر از زوجهاش وارث دیگری ندارد.حکم اموال او چگونه است؟
جواب:>CSCS
جواب:زوجه از اصل چاه و آبی که به تدریج از آن استخراج میشود ارث نمیبرد؛ولی از قیمت موتور آب و لولههای نصب شده و ساختمان موتورخانه ارث میبرد.
سؤال 1782:آیا زن از میوۀ درختهایی که از قیمت آن ارث میبرد سهم میبرد،یا خیر؟
جواب:از میوههایی که در زمان فوت وجود دارد ارث میبرد،ولی از میوههایی که بعدا پیدا میشود،ارث نمیبرد.
سؤال 1783:آیا ورثه میتواند پول(قیمت هوایی و درخت)سهم الارث زوجه را بدون رضایت زوجه به او بدهند.
جواب:بلی میتواند.
سؤال 1784:زوجۀ مقتول آیا از عین زمین یا ساختمان که به عنوان دیه و خونبها داده شده است،ارث میبرد یا نه؟
جواب:بلی،از عین آن ارث میبرد.
سؤال 1785:خانمی سی سال قبل با فوت شوهرش مالک یک هشتم اعیانی تعدادی درخت گردو و متفرقه در دو پلاک زمین مشجّر گردیده،و در این مدت حاضر به تقویم و دریافت بهای سهم الارث خود نشده،و هر ساله یک هشتم از محصول سردرختی را برده است،متمنی است در موارد ذیل حکم شرعی را بیان فرمایید:
1-نحوۀ تقویم اشجار و پرداخت بهای یک هشتم اعیانی به چه طریق میباشد؟آیا درختها به قیمت زنده که در محلّ خود باقی بماند باید قیمت شود،یا قیمت درختی که باید ریخته شود؟و نیز زمینی که درخت در فضای آن قرار دارد،مشمول یک هشتم خواهد بود یا خیر؟
2-خانم مذکور میتواند از فروش سهم یک هشتم امتناع کند،و به مالکیّت خود ادامه دهد،که در نتیجه هرگونه عمران و غرس اشجار دیگر در زمین متوقف باشد،و هر ساله یک هشتم از محصول را ببرد،یا باید به قیمت عادله بفروشد؟و اگر حاضر برای فروش نشود تکلیف چیست؟
3-آیا خانم مالک بهای یک هشتم اعیانی درختها به قیمت امروز است که نموّ بیشتری نموده،یا قیمت سی سال قبل که شوهرش فوت کرده؟
جواب 1-در مورد سؤال،با فرض وجود ولد برای شوهر،زوجه یک هشتم از اموال منقول و یک هشتم از قیمت بنا و اشجار را به قیمت روز موت زوج،از زوج خود ارث میبرد.و اگر هنگام موت شوهر اشجار بهره و ثمرۀ موجودی داشته باشد،از عین آن بهره و ثمره نیز یک هشتم ارث میبرد.و اما از بهره و ثمرۀ سالهای بعد بکلّی ارث نمیبرد.و چنانچه ورثۀ میّت رضایت ندهند باید عوض هرچه را که برده به ورثه برگرداند.و در صورتی که ورثه،در آن زمان،قیمت اشجار و بنا را به زن نداده باشند،الآن باید قیمت همان روز را بدهند،نه قیمت امروز را.و اشجار آن روز نیز با قیمت آن روز با فرض بقا،قیمت شود.و خود زمین را نباید قیمت کرد،چون زوجه از زمین ارث نمیبرد.نه عینا و نه قیمتا.
جواب 2-زن مالک یک هشتم عین اشجار نیست،تا اختیار فروش در دست او باشد.و سهم او یک هشتم از قیمت اشجار است.و حق امتناع از گرفتن قیمت را ندارد.
جواب 3-مالک قیمت همان سی سال قبل است.
سؤال 1786:مردی با زن شوهردار رابطۀ نامشروع داشته و عمل منافی عفّت انجام میداده،این زانی و زانیه شوهر را میکشند،و شبانه نعش او را مفقود میکنند،پس از اقرار و اعتراف زانی و زانیه،زن محکوم به حبس ابد میشود،آیا این زن که ممسک در انجام قتل بوده و محکوم به حبس ابد شده،از مال شوهر مقتول ارث میبرد یا خیر؟
جواب:در فرض مسأله،اگر زن شریک در قتل بوده ارث نمیبرد.و اگر شریک نبوده و فقط نگاه داشته،بنابر احتیاط واجب یا سایر ورّاث در سهم الارث تصالح کنند.
سؤال 1787:شخصی در اثر تصادف با ماشین فوت کرده است.و رانندۀ ماشین خودش صاحب ماشین است با رضایت ورثه،وجهی بعنوان خونبهای مقتول داده است،آیا زن هم نسبت به هشت یک خود،از این وجه،حق دارد یا نه؟
جواب:بلی،زن نیز از دیه ارث میبرد.
سؤال 1788:شخصی فوت کرده و وارثان او عبارتند از همسر و مادر و چند پسر و دختر، لطفا در میراث آنها بفرمایید اول سهم الارث همسر جدا میشود یا سهم الارث مادر؟
جواب:در فرض سؤال تقدمی در بین نیست و سهم الارث همسر متوفی>CSCS
عمه است و در فرض سؤال فرقی بین ابوینی و ابی نیست.بلی با بودن عمه و عموی ابوینی،عمه و عموی ابی،ارث نمیبرد و نیز با بودن دایی و خاله ابوینی، دایی و خاله اربی ارث نمیبرد.
سؤال 1792:زید به همراه مادر و همسر خود در سانحۀ رانندگی فوت میکنند.و معلوم نیست فوت کدامیک مقدم است.با توجه به این که مادر زید دارای دو پسر و یک دختر دیگر میباشد،و همسر او نیز دارای پدر و مادر است،و از زید و همسرش نیز یک دختر باقی مانده است،کیفیت ارث بردن آنها را بیان فرمایید:
جواب:ترکۀ مادر بین چهار فرزندش تقسیم شده و سهم زید به دخترش میرسد.و اموال زید بین مادر و همسر و فرزندش تقسیم میشود.و سهم مادر به سه فرزندش میرسد.و سهم همسر نیز به دختر و پدر و مادرش میرسد.و نیز اموالی که همسر قبل از سانحه داشته،بین شوهر و دختر و پدر و مادرش تقسیم میشود.
سؤال 1793:این جانب فرزندی داشتم که صاحب زن و سه فرزند بود که در اثر سانحه از بین رفتند و هیچکس نماند.از ایشان یک منزل مسکونی و اثاثیۀ منزل و مبلغ دوازده میلیون ریال که بابت بیمۀ عمرش که در شرکت کار میکرد مانده است.از این مبلغ ده میلیون ریال خرج گردیده،که از جمله مقداری بدهی داشته که از اموال مرحوم پرداخت کردم.حال بفرمایید پدر و مادر زن مرحوم از اموال مرحوم ارث میبرند یا خیر؟
جواب:هشت یک از قیمت هوایی منزل مزبور و پول بیمه عمر،از طریق زن به پدر و مادر او میرسد و همینطور>CS
نسبتی است؟
جواب:در فرض سؤال،اموال کودک که در حال حیات داشته است،سه قسمت میشود.یک قسمت که سهم الارث مادر او میشده به اجداد مادری او میرسد.و دو قسمت آن که سهم الارث پدر است به عمو و عمههای پدری میرسد.و نیز آنچه که در این حادثه به عنوان خونبها به کودک تعلق میگیرد،سه قسمت میشود.و به همان نسبت تقسیم،و سهم مادر به اجداد مادری و سهم پدر به عمو و عمههای پدری میرسد.بلی سهم الارث کودک که از اموال و خونبهای پدر و مادرش به او تعلق میگیرد،تماما به اجداد مادری او میرسد.چون باید فرض شود که پدر و مادر او قبل از او فوت شدهاند.و ارث به طبقۀ دوم میرسد که اجداد هستند.و با وجود اجداد مادری نوبت به عمو و عمه که طبقه سوم هستند،نمیرسد.
سؤال 1795:در یک تصادف سه عضو یک خانواده،یعنی زن و شوهر و تنها فرزند آنها در آن واحد از دنیا میروند.حال پدر و مادر زن و برادران شوهر در قید حیات هستند،بیان بفرمایید سهم الارث این افراد را؟
جواب:اگر یقین دارند که افراد مذکور در آن واحد و در یک لحظه فوت شدهاند و احتمال تقدم و تأخر نمیدهند،در این فرض وارث شوهر برادران او هستند.و وارث خانم متوفات و بچه،پدر و مادر خانم هستند.که پدر و مادر علاوه بر مهریۀ دخترشان،تمام دارایی و اموال دختر و نوۀ دختری خود را نیز به ارث میبرند.ولی یقین پیدا کردن به اینکه فوت افراد در چنین حوادثی همزمان و در یک لحظه واقع شده،مشکل است.و در صورتی که علم و یقین به تقارن و همزمان بودن فوت حاصل نشود،حکم غرقی و مهدوم علیهم را پیدا میکنند.
سؤال 1796:شخصی همراه زن و سه فرزندش در یک تصادف فوت میکند.هم خود مرد و هم همسر او پدر و مادر دارند و فرزند دیگری هم ندارند،حکم تقسیم ارث را بین والدین اینها بیان فرمایید؟
جواب:در فرض سؤال که تقدم و تأخر فوت معلوم نیست و وارث آنها
منحصر به پدر و مادر زوج و پدر و مادر زوجه است،اموالی که زوج در حال حیات داشته،که بیمۀ عمر نیز از اموال زوج محسوب میشود،پس از ادای دیون او و مهریۀ زوجهاش>CSCSCSCSCSCSCS< به پدر و مادر خود زوجه میرسد.و بقیۀ آن اثلاثا بین پدر و مادر زوج و زوجه تقسیم میشود.یعنی>CSCSCS< به مادر زوج و>CSCS< به مادر زوج و>CS
وی بگیرند؟
جواب:بعد از فوت آن فرد همه ورثه از آن ارث میبرند.و اگر بدون اذن ورثه دیگر در آن سکونت کرده،آنها حق مطالبۀ مال الاجاره را دارند.
سؤال 1799:وراث یک شخص سه برادر بودهاند،که یکی بالغ و دو نفر دیگر صغیر بودهاند، و برادر بالغ کل زمین موروثی را فروخته است،آیا این بیع صحیح است؟آیا حق شفعه برای برادران در مال برادر کبیر ثابت است؟
جواب:اگر برادر بالغ از ناحیۀ حاکم شرع قیم دو برادر خود بوده و رعایت مصلحت دو برادر را کرده است،معامله صحیح است.و الاّ معامله نسبت به سهم دو برادر باطل است.و حق شفعه در فرض سؤال ثابت نیست.
سؤال 1800:آیا مهریه زوجه پس از ادای تمام دیون متوفّی تأدیه میشود یا قبل از آنها داده میشود؟و آیا زوجه قبل از تقسیم ترکه زوج متوفّی حق سکونت در خانه او را دارد یا خیر؟
جواب:مهر زوجه حکم سایر دیون متوفّی را دارد.که اگر ترکه او وافی باشد باید از اصل ترکه اخراج شود.و اگر وافی نباشد باید ترکۀ او به نسبت دیونش در بین طلبکارها تقسیم شود.و زوجه بدون توافق ورثۀ زوج حق ادامۀ سکونت در خانه زوج را ندارند.و ورثه هم بنابر احتیاط واجب قبل از ادای سهم الارث زوجه از قیمت هوایی ساختمان،بدون رضایت زوجه حق تصرف در خانه را ندارد.
سؤال 1801:میت دارای چند فرزند صغیر و مادر میباشد،آیا میشود سهم الارث مادر را با تقسیم،از سهم الارث کودکان صغیر جدا کرد؟
جواب:تقسیم باید با موافقت ولیّ صغار که جد پدری آنها است انجام گیرد.و اگر جد پدری ندارند با دخالت حاکم شرع یا نمایندۀ وی صورت گیرد.
سؤال 1802:آیا با وجود صغار میتوان اموال میّت را تقسیم کرد؟
جواب:با اذن حاکم شرع و نظارت او یا مأذون از طرف او مانعی ندارد.
سؤال 1803:ورثۀ شخصی چندین سال در زمین موروثی به صورت شراکت کار کردهاند و هر کس هر کار که قدرت داشته انجام میداده است.مثلا یکی درخت کاشته و یکی آبیاری کرده است و...حالا تصمیم به تقسیم زمین دارند،برادری که درختها را کاشته میگوید آنها مال من است و نباید تقسیم شود،سایر ورثه میگویند چون کل کار مشترک بوده باید مثل اصل زمین تقسیم شود.حکم مسأله را بفرمایید؟
جواب:اگر نهال درخت را از پول مشترک خریده باشند و در زمین مشترک کاشته باشند متعلق به همه است.ولی اگر آن را از پول شخصی خریده باشد؛مال خود او است،و شرکای زمین حق دارند اجرت زمین را بگیرند،یا او را وادار کنند درختها را ریشهکن کند و از زمین خارج کند.
سؤال 1804:برادر و خواهری از پدر املاکی به آنان ارث رسیده،و هر دوی آنها از دنیا رفتهاند،و هیچگونه مدرکی از آنان در دست نیست که خواهر حق خود را بخشیده یا نه،حالا اولاد آن خواهر میتوانند از اولاد برادر مطالبۀ حق مادرشان را بنمایند یا نه؟در صورتی که فعلا تمام املاک موروثی در تصرف اولاد برادر است.
جواب:در فرض سؤال که علم دارند املاک مزبوره بعنوان ارث بوده،اولاد خواهر حقّ مطالبه دارند.مگر اینکه شرعا ثابت شود که خواهر سهم خود را به برادر تملیک کرده است.
سؤال 1805:شخصی فوت کرده،یک برادر ابوینی دارد و یک خواهر ابی،تقسیم ارث چگونه است؟
جواب:ماترک او به برادر پدر و مادری میرسد.و خواهر پدری از او ارث نمیبرد.
سؤال 1806:شخصی فوت کرده یک دخترزاده دارد و یک برادر،ارث متوفّی به کدام یک میرسد؟
جواب:در فرض سؤال،ارث متوفّی به دخترزادۀ متوفّی میرسد.و به برادر متوفّی چیزی نمیرسد.
سؤال 1807:میت،پسر،دختر و دو نوهای که پدرشان قبل از او مرحوم شده دارد،آیا نوهها از جدّشان ارث میبرند یا وجود عمو و عمه مانع میشود؟
جواب:در فرض مسأله نوهها از ترکۀ جدشان ارث نمیبرند.بلکه از ترکۀ پدر خودشان ارث میبرند.
سؤال 1808:یکی از اقوام فوت کرده که من هم شرعا وارث او محسوب میشدم و بقیۀ وراث بدون حضور من اموال را تقسیم کردهاند و من نسبت به تقسیم اعتراض دارم.آیا تقسیم بدون حضور من صحیح بوده یا من حق اعتراض دارم؟
جواب:تقسیم باید با رضایت و حضور همه شرکا انجام شود.مگر اینکه بعضی از شرکاء غایب باشند یا از حضور امتناع ورزند.که در این صورت بقیه با مراجعه به حاکم شرع و مراجع ذی صلاح و با نظر او اموال را تقسیم میکنند.که در این صورت حق اعتراض ندارد.
سؤال 1809:زمین موروثی از شخصی به ورثهاش منتقل شده است.ورثه آن را بین خودشان تقسیم کردهاند.بعدا ثابت شده که حصّۀ یکی از ورثه غصبی بوده،آیا این وارث یا ورثههای او حقّ به هم زدن آن تقسیم اوّلی زمین موروثی مذکور را دارند یا خیر؟
جواب:در صورتی که سایر ورثه غصبی بودن آن را تأیید کنند،تقسیم مزبور باطل است.
سؤال 1810:ارثی بیش از ده سال است میان ورثه تقسیم شده و همه ورّاث در آن تصرف کردهاند،حال یکی از ورثه مدعی است که باید اموال موروثی دوباره از نو تقسیم شود.آیا چنین ادعایی وجه شرعی دارد یا خیر؟
جواب:اگر تقسیم با توافق همۀ ورثه که بالغ و عاقل بودهاند انجام شده و با رضایت تصرف کردهاند،ادعای فعلی بعضی از آنها وجهی ندارد.خصوصا اگر با قرعه تقسیم شده باشد.بلی اگر یکی از آنها ادعای اشتباه و غلط بودن تقسیم را بکند،و بینه بر دعوای خود اقامه کند،تقسیم سابق نقض میشود.و اگر بینه ندارد میتواند سایر شرکا را که منکر اشتباه هستند،قسم بدهد.
سؤال 1811:پدرم چند سال قبل برای حج نامنویسی کرد.ولی قبل از رسیدن نوبت او فوت کرد و قید کرده که فرزند بزرگ او به جای او به حج برود و من که فرزند بزرگ او بودم با مخارج خود به حج رفتم،آیا میتوانم مقداری را که خرج کردهام از مال او قبل از تقسیم بردارم؟
جواب:در فرض سؤال،اگر حج در ذمه پدر شما مستقر بوده است،یعنی خودش سابقا میتوانسته مشرف شود و مسامحه کرده تا فوت کرده است.در این صورت مخارج حج او از اصل ترکه برداشت میشود.و بقیه هرچه ماند بین تمام ورثه کما فرض اللّه تقسیم میشود.و اگر مستقر نبوده ولی وصیت به حج کرده است،در این صورت مخارج حج از ثلث ترکه برداشت میشود.پس اگر ثلث اموال به مقدار حج بوده،ورثه حق مخالفت ندارند.و پس از برداشت مخارج حج طبق معمول و متعارف بقیۀ اموال بین همۀ ورثه کما فرض اللّه تقسیم میشود.و اگر ثلث اموال به قدر حج بلدی نبوده،باز در صورتی که ورثه اجازۀ برداشت مخارج حج بلدی را داده باشند،فعلا نمیتوانند از سهم الارث شما کم کنند.ولی اگر اجازه ندادهاند و شما به میل خود و از پول شخصی خود خرج کردهاید فعلا نمیتوانید مخارج زاید بر ثلث را از اموال بردارید.و در این فرض حق با برادرها میشود.
سؤال 1812:بیست و یک سال پیش پدرم که 12 وارث کوچک و بزرگ داشته فوت کرد و شش هزار تومان کل ثروتش بود که چهار هزار تومان او خرج کفن و دفن او شد.و مابقی را که دو هزار تومان بود،همان سال اوّل خرج چهار وارث تحت تکفل خود کردم.و زندگی بعدی آنها را خودم تأمین کردم.حالا اینها از من تقاضای ارث پدری میکنند،آیا من بدهکار هستم؟ و اگر هستم همان شش هزار تومان را یا بیشتر؟
جواب:در صورتی که ماترک پدری با موافقت ورثه خرج شده باشد،حق ارث ندارند.در غیر این صورت همان شش هزار تومان باید بین همه تقسیم میشود.
سؤال 1813:اگر میّت ضمان مالی به ذمهاش باشد،آیا دیون از اصل ترکه پرداخت
میگردد؟و یا صبر کنند تا بچههای صغیر بالغ گردند؟و یا ولیّ آنها ضامن است؟
جواب:چنانچه وصی معین نکرده باشد،حاکم شرع یا نمایندۀ او دیون را از اصل ترکه میپردازد.
سؤال 1814:مادر ما چند سال زودتر از پدرمان فوت کرده است.مقداری طلا داشته که نزد پدرمان بوده است که نمیدانیم خودش خریده یا پدرمان برایش خریده است.و پدرمان بعد از ازدواج مجدد،فعلا از دنیا رفته است حکم تقسیم طلاها چگونه است؟
جواب:ربع طلا از مادر به پدرتان،و از پدر به ورثۀ او که از جمله زن دوم است میرسد.و سه ربع دیگر طلا به شما و خواهر و برادر شما تعلق میگیرد.
سؤال 1815:خانمی فوت کرده،و مقداری اثاثیه و هدایایی که اقوام و فامیل به آنها دادهاند باقیمانده است،لطفا بفرمایید چه چیزهایی ارث خانم محسوب میشود؟و چه چیزهایی متعلق به شوهر وی میباشد؟
جواب:جهیزیّه که پدر به دخترش داده ظاهرا تملیک دختر شده،و ارث او میشود.و هدایایی که معلوم است زنانه است،مثل طلا و لباس زنانه هم مال زن و ارث میشود.و هدایای مردانه هم مال شوهر است.و هدایایی که برای زندگی مشترک استفاده میکنند نصف میشود،نصف آن متعلق به شوهر است و نصف دیگر آن ارث میشود.و هدایایی هم که معلوم نیست از کدام دسته است،مصالحه کنند.
سؤال 1816:مادر مقداری آب داشته است که چند سهم آن دست یکی از فرزندانش بوده است و بعد از وفات مادر هم به همین صورت بوده است.فعلا که قصد تقسیم دارند فرزند مزبور ادعای حق دسترنج چندساله را میکند،آیا دسترنج حق او است؟
جواب:اگر حفظ و نگهداری آب و مجرای آن هزینهای برای این فرزند نداشته،و مادر هم نگفته مبلغی بعنوان دسترنج به او بدهید،او حق مطالبۀ دسترنج ندارد،و اگر اختلافی وجود دارد به دادگاه مراجعه شود،تا حل و فصل گردد.
سؤال 1817:مادر این جانب 45 سال قبل در ازدواج اول خود در شهرستان دیگری دارای
فرزندی شده است که فعلا برادر من میباشد.ولی در شناسنامه او قید نشده است.حال چگونه میتوانم برادری خود را ثابت کنم؟و اگر او قبول نکرد،من چه وظیفهای دارم؟
جواب:نسبت با دو شاهد عادل یا شهرت اگر مفید علم و یا اطمینان باشد ثابت میشود.و او باید سخن شما را در صورت داشتن دو شاهد عادل قبول کند و اگر متقاعد نشد،مشکل شرعی خاصی ایجاد نمیکند.البته شما باید به وظایف برادری عمل کنید.
سؤال 1818:اگر کارمند دولت غیر اسلامی بمیرد،و دولت بعنوان حقوق بازنشستگی مبلغی را به خانوادۀ او بدهد،آیا آن هم میراث خواهد بود؟و اگر در زندگانی میّت از حقوق ماهیانۀ او این مبلغ کسر نشده باشد،آیا بین وراث تقسیم میشود؟
جواب:اگر دولت مزبور مقررات خاصی دارد،طبق همان عمل شود.و الاّ اگر برای میت میدهند،مانند دیه کما فرض اللّه تقسیم شود.
سؤال 1819:ارث بچهای که در کودکی بعد از پدر بمیرد،چگونه حساب میگردد؟و همچنین فوت بعد از مادر؟
جواب:ارثی که از پدر یا مادر به او رسیده،به وارث آن بچه خواهد رسید.
سؤال 1820:این جانب هشت سال پیش به علت اختلاف خانوادگی همسرم را طلاق دادم،و بنا شد مهریه و جهیزیه را بدهم.ولی مراجعه نکرد،تا در اثر تصادف فوت کرد.وظیفۀ من چیست؟
جواب:لازم است مهریّه و جهیزیّه را به وارث یا وارثهای او بدهید.اعم از فرزندان و پدر و مادر او.اگر دارای پدر و یا مادر و یا هر دو باشد.
سؤال 1821:خواهرم که حق ارث پدری از من طلبکار بود موقع احتضار با حضور فرزندانش به این جانب بخشید.حالا اگر اولاد او ادعای حق کنند،چه باید کرد؟
جواب:از خصوصیّت مورد سؤال اطلاع ندارم.اگر واقعا خواهر حق خود را با شرایط مربوط به بخشش به شما بخشیده،متعلق به شما است.و اگر مورد اختلاف است احتیاج به مرافعه شرعیه دارد.
سؤال 1822:زنی که شوهرش فوت شده،و ورثۀ او عبارت از دو فرزند صغیر و پدر و مادرش میباشند.و هدایایی است که از طرف بستگان زوجه در موقع ازدواج برده شده،آیا این هدایا به زوجه تعلق دارد یا خیر؟
جواب:هدایایی که به حساب زوجه و برای او آوردهاند،به زوجه تعلّق دارد.
جزء ترکۀ شوهر محسوب نمیشود.
سؤال 1823:در مورد امتیاز آب و برق و تلفن و گاز و غیر ذلک حکم چگونه است،منقول است یا غیر منقول؟
جواب:در مورد سؤال احوط مصالحه است.
سؤال 1824:زنی فوت کرده مهریه و جهیزیه ماترک اوست.ورثۀ او عبارتند از شوهر و پدر و مادر و یک دختر.چگونه ماترک را تقسیم کنند؟
جواب:در فرض،سؤال شوهر ربع و ابوین هر یک،یک ششم ارث میبرند و باقی متعلّق به دختر است.یعنی اموال متوفی در فرض سؤال به 12 قسمت تقسیم میشود و سه قسمت به شوهر و پدر و مادر هر یک دو قسمت میرسد و پنج قسمت باقیمانده سهم دختر میشود.
سؤال 1825:زمین مزروعی و باغ و اشجار چگونه به ارث میرسند؟و سهمیّه پسر و دختر و همسر چگونه است؟
جواب:زوجه از زمین ارث نمیبرد ولی از قیمت اشجار و زراعت موجود در زمین هنگام فوت ارث میبرد.و فرزندان کما فرض اللّه پسر دو برابر دختر ارث میبرد.چه در زمین و باغ و چه در منقولات.
سؤال 1826:شخصی فوت میکند که چیزی ندارد.و وارثی هم ندارد مگر همسرش.ولی مقداری قرض دارد،و همچنین مهر زنش را نپرداخته است.این شخص سهم الارث پدری دارد که هنوز تقسیم نشده است و حدود چهار صد تومان میشود که مادرش با رضایت بقیه وارثین در خانه موروثی پدری ساکن است،آیا میشود خانه را از مادر گرفته و تقسیم کرده و دین و مهر زوجه متوفی را پرداخت؟
جواب:بلی،سهم الارث پدری متوفی که چهار صد تومان است لازم است فورا به طلبکار و زوجه نسبت به سهم هر یک تقسیم شود.و در صورت مطالبه تأخیر جایز نیست.
سؤال 1827:در 25 سال پیش پسر بزرگ خانواده مبلغ 20/000 تومان جهت تکمیل ساختمانی که 150/000 تومان ارزش داشت،پرداخته است.فعلا این شخص علاوه بر سهم الارث خود از خانه،نسبت به آن بیست هزار تومان چه سهمی دارد؟
جواب:پسر بزرگ چنانچه مبلغ مزبور را به عنوان قرض پرداخته باشد،تنها همان مقدار را یعنی 20/000 تومان را علاوه بر سهم الارث خود استحقاق دارد.
ولی اگر رایگان داده است نسبت به آن هیچ حقی ندارد.و اگر به عنوان شراکت داده باشد،علاوه بر سهم الارث خود،به نسبت پولی که آن روز داده از عین ساختمان حق دارد.
سؤال 1828:پدری در زمان حیات و سلامت کامل،منزل مسکونی خود را به نام کوچکترین دختر خود که صغیر هم بوده کرد.و فعلا پدر و مادر فوت کردهاند.و در وصیت وصیتنامه اشارهای به منزل نشده،تکلیف چیست؟
جواب:منزل اختصاص به دختر دارد.و سایر ورثه سهمی در آن ندارند.
سؤال 1829:کسی که از دنیا رفته و دارای فرزندان صغیر است،آیا رفتن به خانۀ آنها برای فاتحهخوانی و تصرفات متعارف در آن اشکال دارد؟
جواب:اگر رفت و آمد به صلاح ایتام باشد،مانعی ندارد.
سؤال 1830:آیا برادران پدر و مادری میتوانند خواهران را از ارث پدر،اعم از منقول و غیر منقول مانند جنگل و زمین کشاورزی منع کنند؟
جواب:برادر و خواهر در یک طبقه وارثند.و هیچکدام نمیتوانند دیگری را محروم کند.
سؤال 1831:شخصی خانۀ خود را فروخته تا بدهیهای خود را بدهد و خانۀ کوچکتری بخرد.
خانۀ کوچکتری را قولنامه کرده است.ولی چون مشتری خانۀ اوّل به تعهدات خود عمل نکرده است و قسط دوم خانه را نداده است،فروشنده نتوانسته به تعهد خود نسبت به خانۀ دوم عمل کند.لذا فروشندۀ خانه دوم،معامله را فسخ میکند.و در این بین فرد میمیرد،با توجه به فرزندان صغیر میت،آیا معامله اوّل فسخ میباشد یا خیر؟
جواب:معاملۀ اوّل خودبخود فسخ نمیشود.بلکه لازم است مشتری به تعهدات خود عمل کند و در صورتی که عمل نکرد،وارث میتواند معامله را فسخ کند.که در این صورت خانه به وارث انتقال پیدا میکند.و پولی را که مشتری داده باید پس بدهند.
سؤال 1832:شخصی با سه فرزند کبیر خود با هم کار میکردند و مال زیادی تحصیل کردهاند.حالا پدرشان فوت کرده و شراکت ایشان معلوم نیست.نه هر کدام سرمایۀ معلومی داشتند و نه قراری گذاشتهاند.فقط با هم کار میکردند و با هم خرج میکردند.حالا به چه قسمی اموال را قسمت میکنند؟اگر شریک بودند سهم هر کدام چقدر است و اگر شرکت باطل است بازهم برای هر کدام چقدر تعیین کنند؟
جواب:از قضیّۀ شخصیه اطلاع ندارم.بطور کلّی اگر همۀ فرزندان برای پدر خود کارگر بودهاند و مخارج آنها را پدر میداده و حسابی بین آنها نبوده،چنانکه ظاهر حال این است،اموال باقیماندۀ بعد از پدر باید بین ورثۀ پدر کما فرض اللّه تقسیم شود.و اگر مدّعی شرکت هستند باید شرعا ثابت کنند.
سؤال 1833:زنی که در موقع زاییدن فوت کند،و بچّۀ او هم بمیرد،و آن زن پدر و مادر داشته باشد،ماترک آن زن تمامی به شوهرش میرسد،یا به پدر و مادر؟و مهریۀ آن زن هم به پدر و مادرش میرسد یا خیر؟و شوهر میتواند از اثاثیۀ او بفروشد و قرض او را بدهد یا نه؟
جواب:در فرض مسأله ابتداء قروض از اصل ترکه خارج میشود.و اگر طفل زنده به دنیا آمده و بعد از مادرش مرده یا زن بچه دیگری داشته باشد شوهر چهار یک ترکه را از مهر و غیره طلب دارد.و پدر و مادر هر یک شش یک میبرند و بقیّه مال اولاد است.و پس از مردن او سهم او به پدرش میرسد.و اگر طفل مرده به دنیا آمده و این زن غیر او اولاد نداشته باشد-نه از این شوهر و نه از شوهر دیگر-
نصف ترکه مال زوج و ثلث ترکه مال مادر است و بقیه مال پدر،اگر مادر حاجب نداشته باشد.و اگر مادر حاجب داشته باشد،سدس ترکه مال مادر است و بقیه مال پدر.و حاجب عبارت از دو برادر یا چهار خواهر و یا یک برادر و دو خواهر ابی یا ابوینی میّت است.
سؤال 1834:شخصی با زنی ازدواج کرده است.بعد از مدتی زن مذکوره به تحریک مادرش سبب قتل شوهر خود را فراهم کرده است.یعنی با حیله و تزویر شوهر خود را به مکانی که قاتل در آنجا بوده است برده،ولی خود زن در قتل شوهر شرکت نکرده،آیا این زن از شوهر مقتول خود ارث و مهریه میبرد یا خیر؟
جواب:در فرض مسأله که مباشر اقوی از سبب،است زن از شوهر ارث و مهریه میبرد.هر چند تقصیر کرده و گناهکار است،و به عقاب اخروی گرفتار است.
سؤال 1835:آیا مجرد اطلاع و رضایت شوهر از سقط جنین که توسط همسر او انجام شده، مانع ارث بردن شوهر از دیۀ سقط جنین میباشد یا نه؟بلکه باید به نحوی هر چند به شکل دستور یا ترغیب و تشویق همسر در انجام سقط دخالت داشته باشد؟و یا غیر مباشر،محروم از ارث بردن از دیه نمیشود؟
جواب:مجرد اطلاع و رضایت،موجب محرومیّت از ارث نیست.
سؤال 1836:در شرایط فعلی،آیا غیر مجتهد میتواند قاضی کند؟و اگر شد،همکاری با او، شرعا جایز است؟
جواب:در صورتی که از طرف ولیّ فقیه و مجتهد جامع الشرائط مأذون باشد، مانعی ندارد.
سؤال 1837:آیا به نظر حضرتعالی قاضی باید مجتهد باشد،یا قاضی مأذون نیز مجاز به حکم است؟
جواب:قاضی منصوب میتواند غیر مجتهد باشد،ولی باید طبق قوانین و مقررات نصب حکم کند.
سؤال 1838:آیا غیر حاکم شرع میتواند،برای حل و فصل خصومات اقدام کند؟و با داشتن اذن-در صورت احتیاج-میتواند طلب بیّنه و سماع و احلاف کند؟
جواب:در صورتی که از طرف مجتهد جامع الشرائط مأذون باشد،مانعی ندارد.
سؤال 1839:اگر گرفتن حق بستگی به مراجعه به قضات اهل تسنّن داشته باشد،آیا مراجعه جایز است؟
جواب:مانعی ندارد.
سؤال 1840:آیا مراجعه به محاکم دادگستری با عنایت به این که قضات شاغل،دارای درجۀ اجتهاد نیستند،جایز است یا خیر؟
جواب:با توجه به ارتباط مشروعیت قضاوت آنها با ولایت فقیه،مراجعه به حاکم مزبور بلامانع است.
سؤال 1841:آیا باید قاضی به فتوای مرجع تقلید محکوم علیه حکم کند،یا مرجع خودش؟ یا اگر مجتهد است به فتوای خودش؟
جواب:قاضی اگر مجتهد جامع الشرائط باشد،طبق نظر خود حکم میکند.و قاضی منصوب از طرف مجتهد جامع الشرائط،تابع نصب است.و غیر این دو دسته،حق حکم کردن ندارند و حکم آنها اثری ندارد.
سؤال 1842:آیا سیستم تعدد قاضی در نظام دادرسی اسلامی پذیرفته شده است؟در صورت مثبت بودن جواب کیفیت آن را به نحو اجمال بیان فرمایید.
جواب:با توجه به این که قضاوت و حکم کردن به معنی انشاء خاص و فصل خصومت است،لذا تعدد قاضی در مورد واحد و به عنوان انشاء کنندگان حکم، معنی ندارد.چون هنگامی که قاضی واجد شرایط نظر داد و انشاء حکم کرد، محلّی برای انشاء و نظر دادن دیگران باقی نمیماند.و خلاصه مسبب واحد سبب واحد دارد و تشریک معنی ندارد؛مضافا بر این که قضاوت نوعی ولایت و امارت است و ولایت از امور ذات اضافه میباشد و تعدد در آن صحیح نیست؛بلی قاضی میتواند در مقدمات حکم با اهل خبره و با دیگر قضات مشورت کند.ولی تصمیم نهایی و انشاء حکم با خودش که در رأس قرار دارد،میباشد.
سؤال 1843:گاهی قاضی از طریق تصاویر یا گفتگوی متخاصمین در دادگاه یا محتویات پرونده و قرائن موجود،علم حاصل میکند،آیا میتواند طبق چنین علمی حکم کند؟و آیا
فرقی بین حق اللّه و حق الناس وجود دارد؟
جواب:بلی؛قاضی میتواند به علم خود از هر طریقی حاصل شود،حکم کند.
و فرقی بین حق اللّه و حق الناس نیست؛ولی در خصوص حق الناس،حکم منوط به مطالبۀ ذی حق است.
سؤال 1844:علمی که برای قاضی از طریق مشاهده و حس و خارج از محتویات پرونده حاصل میشود،آیا حجیت دارد؟بر فرض اعتبار،اگر با اقرار و شهادت تعارض کند،کدام مقدم است؟
جواب:علم قاضی از هر طریق حاصل شود،میتواند منشأ حکم حاکم قرار گیرد.و فرقی میان حق اللّه و حق الناس نمیکند.و ظاهر آن است که فرقی بین قضات نیز وجود ندارد.و هر قاضی که تصدی حکم برای او جایز باشد،میتواند طبق علم خود حکم کند.و علم قاضی بر اقرار و شهادت مقدم است.
سؤال 1845:آیا صرف علم قاضی برای اثبات جرم،کافی است؟
جواب:علم قاضی شرع حجت است،و میتواند طبق آن حکم کند.
سؤال 1846:آیا به نظر حضرتعالی قاضی باید مجتهد باشد،یا قاضی مأذون نیز مجاز به حکم است؟
جواب:قاضی منصوب میتواند غیر مجتهد باشد،ولی باید طبق قوانین و مقررات نصب حکم کند.
سؤال 1847:نظریات کارشناسان،از قبیل:پزشکی قانونی،افسران راهنمایی و مانند آنان را از چه بابی حجت میدانید؟
جواب:ملاک در باب قضاوت،علم حاکم شرع یا اقرار مجرم یا بیّنۀ معتبره است و امور مذکوره اگر موجب علم و اطمینان حاکم شوند یا در بین آنها بیّنه معتبره باشد،مفید خواهند بود و الا فی نفسه اعتبار و حجیّتی ندارد.
سؤال 1848:نظریه پزشکی قانونی،آیا جزء ادله محسوب میشود یا قرینه بر علم قاضی است؟
جواب:جزء ادله محسوب نمیشود،بلی اگر قاضی بدین وسیله علم پیدا کرده است،میتواند طبق علم خود عمل کند.
سؤال 1849:آیا شاکی میتواند بدون حضور در دادگاه،کتبا شکایت کند و دادگاه موضوع را مورد بررسی قرار دهد؟
جواب:احتیاط در حضور شاکی و مطالبۀ دادرسی و صدور حکم از ناحیۀ وی میباشد.
سؤال 1850:آیا به صورت تلفنی میتوان شخصی را محاکمه کرد؟
جواب:خلاف احتیاط است.
سؤال 1851:معیار در حکم حضوری چیست؟آیا رؤیت متهم،خصوصیّتی دارد یا ملاک این است که متهم بتواند مثلا کتبا از خود دفاع کند؟
جواب:در حدود و تعزیرات بدون حضور متهم تشکیل دادگاه و محکوم کردن او علی الظاهر وجه شرعی ندارد،ولی در حقوق الناس میتوان بدون حضور خوانده تشکیل دادگاه داد،و به ادلّه خواهان رسیدگی کرد و با اقامۀ بینه و یا علم قاضی حکم صادر کرد؛ولی این حکم غیابی است.و احکام آن را دارد.
سؤال 1852:در مواردی که با اخطارهای متعدد،متهم در جلسه محاکمه حاضر نمیشود،آیا میتوان حکم غیابی صادر کرد یا خیر؟و آیا چنین حکمی شرعی است؟
جواب:بلی حکم بر غایب در حقوق الناس با وجود بیّنه،صحیح است و شرعی میباشد،ولی غایب بعد از حضور میتواند ادلۀ خود را اقامه کند و سخن او شنیده میشود.
سؤال 1853:آیا صدور حکم تعلیقی و غیابی را از نظر شرعی مجاز میدانید یا خیر؟
جواب:در مورد حق الناس،حکم غیابی ممکن است،اما حکم تعلیقی معنای واضحی ندارد و صحیح نیست.بلکه باید منجز باشد.بلی در بعضی از موارد اجرای حکم معلق است،که طبق قوانین موجود مانعی ندارد.
سؤال 1854:آیا مراجع قضایی میتوانند جهت اقرار و اعتراف متهم،او را تحت فشار قرار دهند؟
جواب:خیر،اقرار اجباری،منشأ اثر نخواهد بود.
سؤال 1855:شخصی با مراجعه به دادگاه تقاضای مطالبۀ خسارات جهت هزینۀ رفت و آمد خود به مراجع قضایی و انتظامی کرده است.در خصوص پروندهای که بدون جهت از او شکایت شده بود؛آیا پیگیری و حکم قاضی در این زمینه وجه شرعی دارد یا خیر؟در صورتی که شاکی تقاضای هزینۀ رفت و آمد به خاطر تعقیب امر کیفری را بکند چطور؟و آیا خسارت به آن اطلاق میشود؟
جواب:در صورتی که شاکی قصد اضرار نداشته،و خود را محق میدانسته، ولی نتوانسته حقّانیت خود را به اثبات برساند؛مطالبه خسارت و پیگیری او وجه شرعی ندارد.و اگر اعتقاد به حقانیت خود نداشته،و موجب اضرار به مدعی علیه شده است،حاکم میتواند نسبت به مقدار خسارتی که مستند به شاکی است پیگیری کند.بلکه در این فرض استحقاق تعزیر هم دارد.
شاکی نیز حق مطالبه هزینه مصرف شده را ندارد و در صورتی که حقانیّتش ثابت شود فقط حق خود را میتواند مطالبه و دریافت کند.
سؤال 1856:در اوراق بهادار،آیا میشود کسی به امضای پای ورقه،اعتراف کند،امّا
محتوای آن ورقه را انکار کند؟
جواب:بلی اقرار به امضا،اقرار به محتوای ورقه نمیباشد.و ملازمهای در بین نیست،چون احتمال خطا و اشتباه یا اجبار میرود،مگر این که قرائنی بر خلاف باشد.
سؤال 1857:شخصی شکایت کرده که فلان شخص مرا کتک زد،ولی متهم منکر است.
پس از بازجویی،شاکی دلیل کافی نمیآورد،آیا متهم را باید سوگند داد؟در صورت لزوم قسم، اگر بدون سوگند،حکم به برائت شود صحیح است یا قابل نقض میباشد؟
جواب:حق سوگند وجود دارد.و در فرض سؤال،اگر شاکی نمیدانسته که حق احلاف متهم را دارد و قاضی او را آگاه نکرده و مبادرت به حکم کرده است، حکم صحیح نیست و نقض میشود.بلی اگر شاکی میدانسته که حق دارد،ولی صرف نظر کرده،و قاضی حکم کرده است،صحیح و غیر قابل نقض میباشد.مگر این که پس از صدور حکم برای قاضی کشف خلاف شود.و معلوم گردد که حق با شاکی بوده،که در این صورت واجب است حکم را نقض کند.حتی در صورتی که متهم را سوگند داده باشد.
سؤال 1858:یک نفر مقتول است،اولیای دم کسی را به عنوان قاتل معرفی میکنند،ولی در دادگاه دلیل کافی اقامه نمیکنند،مورد از موارد لوث خارج میشود،آیا در صورت استحلاف باید متهم یک قسم یاد کند یا چند قسم؟و اگر بدون سوگند حکم به برائت شود صحیح است یا باید نقض شود؟
جواب:در صورتی که اولیای دم از قاضی تقاضای استحلاف متهم را کنند، قاضی باید او را سوگند دهد.و در فرض سؤال که مورد از موارد لوث نیست،یک قسم-به نحوی که در کتب فقهیه آمده-کفایت میکند.و جواب تتمه سؤال از جواب قبل معلوم میشود.
سؤال 1859:شخصی مجروحی شکایت کرده که فلان شخص مرا زد و قرائن دیگر نیز
وجود دارد،یک شاهد شهادت داده که درگیر شدند یا اقرار به درگیری لفظی دارد،ولی منکر کتک است،مورد از موارد لوث است و دادگاه بدون مراسم قسامه حکم به پرداخت دیه میدهد،متهم اعتراض میکند؛آیا این حکم صحیح است یا باید نقض شود؟
جواب:مورد از موارد لوث است و ظاهرا محکوم کردن متهم بدون قسامه وجهی ندارد و اعتراض او بجا است و حکم نقض میشود.
سؤال 1860:کسی مدعی است که دیگری او را مدتی حبس غیر قانونی کرده است.ولی متهم منکر است و بینه هم وجود ندارد،آیا میشود از طریق یمین،قضیه را فیصله داد؟یا متهم در فرض سؤال تبرئه میشود؟
جواب:حلف در موارد مشابه با فرض فوق جریان دارد.و تبرئه متهم بدون قسم،جایز نیست.
سؤال 1861:اگر زنی به دادگاه خانواده،مراجعه و اظهار کند که از طرف شوهرش تحت فشار و اذیت میباشد و هیچگونه دلیل و بیّنه شرعی هم نداشته باشد.آیا صرف ادّعا برای صدور حکم طلاق کافی است؟
جواب:البته صرف ادعا کافی نیست؛اما قاضی محکمه اگر مجتهد جامع الشرائط باشد،میتواند به علم خود از هر طریقی حاصل شده،حکم کند.و اگر مجتهد جامع الشرائط نیست،تابع نصب است.
سؤال 1862:آیا حاکم شرع میتواند مرد را مجبور به طلاق دادن زنش کند،یا این که خودش زن را مطلقه کند؟
جواب:بلی،اگر حاکم مجتهد جامع الشرائط باشد،در بعضی از موارد که صلاح دانست میتواند زوج را وادار به طلاق کند.و چنانچه زوج حاضر به طلاق نشد،حاکم خودش زن را مطلقه میکند.
سؤال 1863:در بعضی موارد اصل جرم گزارش میشود،ولی کیفیت آن و مجرم معلوم نیست؛آیا بر قاضی لازم است موضوع را پیگیری کرده و مشغول تحقیق و تعقیب شود؟
جواب:خیر،لازم نیست.مگر در صورتی که برای بر هم زدن نظم،یا براندازی
جمهوری اسلامی باشد.
سؤال 1864:شخصی با مراجعه به دادگاه اظهار میدارد که فلانی با زدن سیلی به این جانب در میان جمعی موجب هتک حیثیت اجتماعی بنده گردیده است و تقاضای قصاص در همان جمع یا جمع مشابه را دارم،آیا حکم به قصاص به سیلی در این خصوص وجه شرعی دارد یا خیر؟
جواب:با حکم حاکم و صلاحدید او،شرعا مانعی ندارد.
سؤال 1865:آیا نقض حکم قاضی توسط خود قاضی یا دیگری جز در موارد سهگانه مقرره در شرع را جایز میدانید یا خیر؟
جواب:نقض حکم قاضی توسط خود قاضی با علم به اشتباه بودن حکم قبلی، لازم است.و توسط قاضی دیگر در موارد منصوص و در مورد قاضی منصوب غیر مجتهد،طبق مقررات نصب عمل میشود.که در شرایط خاص امکان دارد.
سؤال 1866:اخیرا شایع است که با کنترل تلفن افراد به مدت طولانی سعی و تلاش در این میکنند که جرمی برای فردی پیدا کنند.اولا:آیا قاضی حق اعطای چنین حکم کنترلی را(در غیر مصالح حکومتی)دارد یا خیر؟ثانیا:آن نوار دلیل شرعی به محکومیت فرد هست یا خیر؟
جواب:نظر به اینکه هدف از حکومت حقه الهیه تثبیت موازین شرع و تنفیذ احکام اسلام است لذا لازم بلکه ضروری است که بر خلاف موازین شرع عمل نشود.بلی در بعض موارد حفظ نظام یا مصالح عامه مردم یا برقرار کردن واجبی مهم،متوقف بر ارتکاب محرّم و خلاف شرعی است که به درجه اهمیت آن امور نمیرسد و در چنین مواردی مسأله تزاحم و اهم و مهم پیش میآید که لازم است رعایت مرجحات و اهم و مهم بشود و در حد ضرورت اقدام شود.و چنانچه در موارد ضروری نواری بدست آمد،نفس نوار دلیل نمیشود و قاضی باید طبق موازین باب قضا و اقرار و شهود و علم خود عمل کند.
سؤال 1867:آیا حبس عاقله در صورت استنکاف از پرداخت دیه یا عدم عمل به کفالت وجه شرعی دارد؟
جواب:در موردی که دیه را باید عاقله پرداخت کند،یا یکی از عاقله کفیل شود و هنگام حکم،جانی حاضر نشود میتوان عاقله را طبق شرایطی برای تأدیۀ حق یا احضار جانی حبس کرد.
سؤال 1868:چنانچه فرد مسلمان فطری،در مقام احتجاج و منازعه با عدّهای در مورد ائمه اطهار علیهم السّلام این کلمات را به زبان آورد:(کدام دین؟کدام قرآن؟پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و علی علیه السّلام و امام صادق علیه السّلام چه کسی بودند؟همه اینها دروغ است)،آیا استعمال الفاظ فوق،از مصادیق سبّ و دشنام به آن بزرگواران میباشد؟
جواب:اگر در شرایط عادی و با توجه و التفات،جملات مذکوره را به زبان بیاورد،و از طرفی مانند حضرت ابراهیم علیه السّلام در مقام تمهید مقدمه،برای ابطال نظر دیگران نباشد،جملات مذکوره چون انکار اصل دین و قرآن و رسالت است، موجب ارتداد است.و داخل در عنوان سبّ نیست.و در مفروض سؤال،ارتداد فطری است.
سؤال 1869:شخصی نه اهل نماز و نه روزه است.در حین صحبت با همکارانش،نعوذ باللّه نسبت به خداوند متعال فحّاشی خواهر کرده است و بار دوّم تکرار کرده و گفته است:که چه کسی آخرت را دیده،تکلیف شرعی ما در این باره چیست؟مرقوم بفرمایید.
جواب:از موضوع شخصی اطلاع ندارم.بطور کلّی اگر کسی با قصد و التفات و اختیار نسبت به خداوند-العیاذ باللّه-فحّاشی کند.هر چند به نحو مفروض در سؤال،فحش بدهد قتلش واجب میشود:ولی تا به مطالب مذکوره یقین حاصل
نشود،قتل جایز نیست (1).
سؤال 1870:شخصی برای فرار از پاکستان و سکنی در کشورهای اروپایی خود را قادیانی معرفی کرده است،حال در مراجعت میخواهد با دختر مسلمانی ازدواج کند،آیا میتوان با او ازدواج کرد؟
جواب:اگر فرد مزبور،منکر نبوّت نبیّ اکرم صلّی اللّه علیه و آله یا یکی از ضروریات دین باشد؛ کافر محسوب میشود و نمیتوان با او ازدواج کرد.امّا اگر دروغ گفته و برای گرفتن گذرنامه این تمهید را به کار برده،هر چند گناه کرده است،ولی کافر نیست و میتوان با او ازدواج کرد.
سؤال 1871:شخصی الکل سفید و شکر و آب را مخلوط کرده و نوشیده است،آیا حکم شرب خمر را دارد؟
جواب:اگر مخلوط مذکور،مسکر باشد و شخص میدانسته که مسکر است و آشامیده،استحقاق حدّ شرب خمر را دارد.
سؤال 1872:در بعضی شهرها زنهایی هستند که منزلی فراهم میکنند(چه ملکی چه اجارهای)و عدهای از زنان را در آن اسکان داده و مشتریانی برایشان فراهم میکنند و بدین وسیله،کاسبی میکنند،آیا این چنین اشخاص که به اصطلاح خانم رئیس به آنها گفته میشود،محکوم به حکم قوّادند یا مفسد فی الارض و باید اعدام شوند؟
جواب:حکم قیادت بر چنین زنی جاری است.و اگر بعد از سه بار اجرای حدّ، مرتبۀ چهارم مرتکب این گناه شد،حکم او قتل است.
سؤال 1873:حکم زنی که دختری را فریب میدهد و در اختیار مردها میگذارد و آنها با آن
1) 1) مسائلی در این زمینه در بحث طهارت و نجاست تحت عنوان«نجاست کافر»مطرح شده است.
دختر زنای به عنف و اکراه انجام میدهند،چیست؟
جواب:بر زن مذکور،حکم قیادت جاری است.امّا حکم مردهایی که با آن دختر زنای به اکراه کردهاند،قتل است.
(1) سؤال 1874:آیا رمی به قذف با لفظ است؟یا اگر کسی را به نوشته یا اشاره قذف کند.حدّ دارد؟
جواب:قدر متیقن لفظ است.و الحدود تدرأ بالشبهات (2).بنابراین شامل اشاره و نوشتن نمیشود.ولی اگر اشاره یا نوشته،متوجه شخص معینی باشد،و او از حاکم شرع مطالبۀ مجازات کند؛حاکم هر مقدار صلاح دانست،او را تعزیر میکند.
سؤال 1875:در راستای اجرای حدود الهی،سارقی محکوم به قطع ید شده است.نظر به اینکه معلوم نیست منظور شارع تنها قطع ید است،یا احساس درد نیز باید با آن همراه باشد، آیا تقاضای سارق را مبنی بر بیحس کردن دست،یا بیهوش کردن وی هنگام اجرای حد، میتوان پذیرفت یا خیر؟
جواب:استفاده از مواد بیحسکننده یا بیهوش کردن سارق هنگام اجرای حد،محل اشکال است و احوط ترک است.
سؤال 1876:کسی که انگشتان او به جهت سرقت قطع شده است،آیا میتواند به هزینۀ خود انگشتان دست را پیوند بزند؟
جواب:قطع انگشتان برای این است که موجب نکال و عبرت برای دیگران باشد،و از دزدی دست بردارد.و نمیتواند دوباره آن را پیوند بزند.
سؤال 1877:در مورد اجرای حدّ سرقت،آیا شاکی و مالباخته الزاما باید از دادگاه تقاضای
اجرای حد کند؟و یا صرف شکایت از سارق با وجود سایر شرایط،موجبات اجرای حد را فراهم میسازد؟
جواب:خیر،وقتی شکایت کرد و موضوع ثابت شد،حد اجرا میشود و لو شاکی نخواهد.
سؤال 1878:سارقی به سرقت اعتراف کرده است،ولی دسترسی به اصل مال ندارد،آیا باید قیمت روز ادا پرداخت شود یا قیمت روز سرقت؟
جواب:اگر عین مسروقه تلف شده،یا در دسترس نیست،باید قیمت روز ادا را پرداخت کند.
سؤال 1879:آیا حدّ سرقت که قطع دست است،شامل هر دزدی میشود؟مثلا اگر کسی به جهت گرسنگی و تنگدستی دزدی کند،باید دستش قطع شود یا خیر؟
جواب:بریدن دست دزد شرایطی دارد و تا سرقت با آن شرایط ثابت نشود اجرای حدّ نمیشود.و تشخیص وجود شرایط نیز با مجتهد و دادگاه است.و اگر تنگدستی بحدّ اضطرار شرعی برسد،حدّ جاری نمیشود.و همچنین قبل از این که سرقت نزد حاکم شرع ثابت شود،اگر سارق توبه کند،حدّ جاری نمیشود.
سؤال 1880:آیا سرقت را قابل گذشت میدانید؟و آیا بین سرقت موجب حدّ و غیر حدّی تفصیلی قائلید؟
جواب:در مورد مال مسروقه گذشت و عدم گذشت حق صاحب مال است که در هر زمانی میتواند ببخشد اما در مورد حد اگر مسروق منه شکایت نکرده و سرقت به اقرار سارق یا به علم حاکم ثابت شده است،حد ساقط است.و نیز اگر مسروق منه قبل از آنکه به حاکم رجوع و گزارش کند سارق را عفو کند یا مال را به او هدیه کند یا سارق مال را خریداری کند در تمام این صور،ساقط است ولی اگر سرقت با بیّنه یا اقرار یا علم حاکم شرع ثابت شود،حد ساقط نمیشود.
سؤال 1881:در قوانین مدوّنۀ رایج،خرید مال مسروقه جرم است.با توجه به این که در معاملات و مبادلات رایج عادی فعلی،فاکتور فروش و غیره،معمول نیست.در این موارد،آیا
میتوان خریدار اموال مسروقه را محکوم کرد؟
جواب:اگر به اقرار یا بیّنه یا علم حاکم شرع،ثابت شود که شخص مسلمانی با علم به مسروقه بودن مال و با علم به عدم جواز خرید مال مسروقه و تملک غاصبانۀ آن،اقدام به خرید آن کرده است،حاکم میتواند به هر مقدار صلاح دانست او را تعزیر کند.
سؤال 1882:شخصی شکایت میکند که شخصی اموال مرا به سرقت برده و قرائنی ذکر میکند،مثلا میگوید آمده بود اطراف ساختمان مرا بازدید میکرد و غیره.ولی دلیل کافی اقامه نکرده،آیا باید منکر سرقت را قسم داد؟و اگر بدون قسم حکم به برائت متهم شد،حکم صحیح است یا باید نقض شود؟
جواب:مورد از موارد مدعی و منکر است.و چون مدعی اقامۀ بینه نکرده، میتواند از قاضی بخواهد متهم را قسم دهد.و بدون قسم،حکم به برائت متهم صحیح نیست.
سؤال 1883:در ادلۀ نقلیه از کتاب و سنت نسبت به نفی بلد برای کیفر محارب،اطلاق مشهود است.و در نتیجه شامل مرد و زن محارب میشود،آیا راهی برای انصراف اطلاق ادله،در خصوص نفی بلد،به عنوان یکی از اقسام کیفر محارب نسبت به زن محاربه وجود دارد؟و آیا میشود حکم عدم جواز نفی بلد مرئه را در باب حدّ زنا-که بر آن ادّعای اجماع شده -به باب محاربه،از باب وجود وحدت ملاک و موضوع«زن بودن و رعایت مصالح»،تسرّی داد یا نه؟
جواب:اوّلا حکم نفی مرئه در باب زنا،در روایات صحیحه و صریحه مورد تصریح واقع شده است.ولی اتفاق فتاوی بر خلاف آن کشف میکند که این مطلب یدابید از ائمّۀ معصومین علیهم السّلام به آنها رسیده است.و الاّ بر طبق روایات،لازم بود که بر خلاف آن حکم شود.
و ثانیا در مورد زن محارب،علاوه بر عدم اختصاص آیۀ شریفه و همینطور
روایات وارده به خصوص مرد،و شمول کامل نسبت به زن،مقتضای فتاوی نیز عموم است و قائل به اختصاص تنها یک نفر از قدما است.و استبعادی که در مورد نفی زن وجود دارد،علاوه بر این که فی نفسه وارد نیست،در مورد محارب چون مسأله به نحو تخییر مطرح است،و حاکم شرع نسبت به عقوبات چهارگانه مخیر است،گرچه به صورت استحباب انتخاب عقوبت متناسب مطرح است،اشکالی به وجود نمیآورد.
سؤال 1884:اگر زنی بعد از اقرار چهارگانه انکار کرد؛حد رجم ساقط است.آیا این حکم مخصوص رجم است،یا در مواردی که حد عبارت از قتل باشد،مثل زنای با محارم یا زنای بعنف یا لواط ایقابی،هم وجود دارد؟
جواب:حکم در مورد رجم به طور مسلّم ثابت است.و احتیاط الحاق قتل به رجم میباشد.پس اگر به عملی که شرعا حدّ آن قتل است اقرار کرد و بعد انکار کرد،حد آن ساقط است.و تفاوتی بین موارد وجود ندارد.
سؤال 1885:آیا انکار بعد از اقرار،تنها حد قتل را ساقط میکند؟یا موجب سقوط هر حدی، مثل صد ضربه یا هشتاد ضربه شلاق هم میشود؟
جواب:تنها حد قتل ساقط میشود.و سایر حدود ساقط نمیشود.مثلا کسی که به دزدی اقرار کرده،اگر چه بعد منکر شود حاکم میتواند دست او را قطع کند یا در مورد اقرار به شرب خمر هشتاد ضربه بزند.اگر چه بعدا انکار کند.
سؤال 1886:در مواردی که مجتهد و نایب او برای اجرای حدود و احقاق حقوق و رفع خصومات نباشد؛وظیفه عامۀ مردم چیست؟
جواب:علمایی که از طرف مجتهد جامع الشرائط مجاز در تصدی امور حسبیّه، و منصوب برای اجراء حدود هستند،تابع نصبند.و به هر نحوی که مجاز باشند،
میتواند عمل کنند.و اگر منصوب نیستند،از باب امر به معروف و نهی از منکر مردم را نصیحت کنند.
سؤال 1887:آیا اجرای حکم شلاّق در ملأ عام،که مستلزم هتک حیثیت مضروب، میشود،در هر مجازاتی وجه شرعی دارد؟
جواب:اجراء حدود در ملأ عام مشروع است.و حضور عدّهای برای دیدن عذاب مجرم،اگر واجب نباشد،مسلّم رجحان و استحباب دارد.و بعضی قائل به وجوب آنند.بلی در خصوص شلاقهای تعزیری،تابع نظر حاکم است،که اگر صلاح دانست،میتواند در ملأ عام تعزیر کند.
سؤال 1888:آیا محکوم به اعدام میتواند درخواست کند که قبل از اجرای حکم،او را توسط داروی بیهوشی،بیهوش کنند و در حال بیهوشی او را اعدام کنند؟
جواب:خیر؛محکوم به اعدام استحقاق عذاب پیدا کرده است.و باید سختی و تلخی آن را بچشد و عمل و ظلم خود را جبران کند.
سؤال 1889:آیا قاضی در تعزیرات،حق دارد گذشت کند؟
جواب:در گناهانی که جنبۀ حق الناس دارد،مثل غیبت و تهمت،بعد از ثبوت و مطالبه طرف دعوی،تعزیر لازم میشود.و حاکم حق عفو ندارد.ولی اگر طرف دعوی مطالبه نکرد،حاکم میتواند عفو کند.و در گناهانی که جنبۀ حق الناس ندارند،حاکم جامع الشرائط،طبق صلاحدید خود عمل میکند.
سؤال 1890:در فرض بالا،آیا بین تعزیرات فقهی و تعزیراتی که حکومتی میباشد،فرقی هست؟
جواب:فرقی نیست،ولی قاضی منصوب تابع نصب است،و باید طبق مقررات آن عمل کند.
سؤال 1891:آیا صرف نگهداری نوار مبتذل و غیر مجاز،و نیز صرف نگهداری شراب،جرم
و قابل تعزیر میباشد؟
جواب:خیر،صرف نگهداری چیزهای مذکور،موجب تعزیر نمیشود.بلکه باید معلوم شود که هدف از نگهداری آنها چه بوده؟و بعد از طی مراحل امر به معروف و نهی از منکر،اگر قاضی مجتهد جامع الشرائط باشد،طبق نظر خود عمل کند.و الاّ تابع نصب است.
سؤال 1892:در مورد پوشیدن طلا توسط مردان و تظاهر به آن،با صرف مشاهده توسط قاضی میتوان تعزیر کرد یا خیر؟
جواب:در تظاهر به گناه و حرام پس از طی مراحل امر به معروف و نهی از منکر،قاضی که مجتهد جامع الشرائط باشد،طبق نظر خود عمل میکند،و اگر منصوب است،تابع نصب است.
سؤال 1893:آیا جریمه و جزای نقدی،دین است یا مجازات؟و در صورت نپرداختن جریمه از ناحیه محکوم،آیا میشود جریمه را تبدیل به حبس کرد؟
جواب:جریمه و جزای نقدی که بجای تعزیر بدنی است و حاکم شرع صلاح دانسته و تعزیر بدنی را به جزای نقدی تبدیل کرده دین نیست.و حاکم میتواند آن را به حبس تبدیل کند.
سؤال 1894:با توبۀ مجرم در اموری که باعث تعزیر میشود،آیا حاکم میتواند عفو کند؟
جواب:در این امور بعد از ثبوت توبه حاکم مخیر است طبق نظر و مصلحت عمل کند.
سؤال 1895:در تعزیراتی که حق الناس محسوب میشود،آیا با گذشت شاکی تعزیر ساقط میگردد؟
جواب:بلی،در حق الناس با عفو شاکی،تعزیر ساقط میشود.
سؤال 1896:ضابطه تشخیص حق اللّه و حق الناس به نظر حضرتعالی چیست؟
جواب:ظاهرا حق الناس حقی است که سلطنت و ولایت استیفا یا عفو از آن، برای ذی حق جعل شده و منوط به اختیار و مطالبه اوست.مانند:قصاص،حدّ
قذف،تعزیر در فحش و امثال آن،و حق اللّه حقی است که استیفا یا عفو از آن منوط به امر الهی است.مانند:حدّ زنا،شرب خمر،تعزیر مرتکب کبیره و یا تارک واجبات.
سؤال 1897:در جنایتی که موجب قصاص نفس یا اعضای بدن میشود،مجنی علیه به هر دلیلی جانی را عفو میکند؛آیا حاکم میتواند به خاطر مصالحی از جمله حفظ اجتماع و یا تجری جانی،وی را تعزیر کند؟
جواب:اگر برای حفظ نظم،لازم میداند یا از قرائن معلوم است که بدون تعزیر،جنایت را تکرار میکند،باید تعزیر شود.
سؤال 1898:شخصی مقدمات جنایت را فراهم کرده است،ولی در اثر حادثهای نتوانست جنایت را انجام دهد و دستگیر شده است،آیا میتوان او را تعزیر کرد؟
جواب:اگر اقدام در جهت بر هم زدن نظم یا براندازی جمهوری اسلامی است، باید تعزیر شود.
سؤال 1899:آیا حدّ زنای زن حامله،باید بعد از وضع حمل و بعد از دو سال-جهت شیر دادن طفل-انجام شود،یا لازم است فورا جاری شود؟
جواب:اگر حد آن رجم باشد،باید صبر کنند تا وضع حمل کند.بعد از آن اگر کسی بود که فرزند او را نگهداری کند و شیر دهد،حدّ او جاری میشود.و الاّ باید صبر کنند تا کودک خود را شیر دهد.
و اگر حد آن جلد باشد،در صورتی که حد زدن به او در هنگام حمل یا در حال نفاس برای کودک،خطر آفرین باشد،یا حتی در موقع رضاع موجب ضرر برای کودک باشد،و کسی نباشد که متکفل کودک شود،باید صبر کنند.و الاّ در اولین زمان ممکن،حد جاری میشود.
سؤال 1900:شخصی متهم شده به عمل خلاف عفت.پدر دختر شکایت به دادگاه برده،و
گفته اگر شصت هزار تومان بدهید،رضایت میدهم.او هم این مقدار را پرداخت کرده آیا برای پدر دختر حلال است؟
جواب:حلال نیست.
سؤال 1901:اگر محارب بعد از دستگیری و قبل از محاکمه توبه کند.آیا حدّ از او ساقط میشود؟
جواب:توبه بعد از دستگیری،موجب سقوط حدّ نمیشود.
سؤال 1902:شخصی از روی غیظ و عصبانیت به مقام مقدس پیغمبر صلّی اللّه علیه و آله و ائمّه علیهم السّلام توهین و جسارت کرده،و مدّعی است که به خاطر عصبانیت بوده است،آیا حکم ساب النبی صلّی اللّه علیه و آله و ائمّه علیهم السّلام از او برداشته میشود؟
جواب:اگر مدعی باشد که به خاطر شدّت ناراحتی و عصبانیت توهین کرده است،و قصد معنای کلام خود را نداشته و بدون قصد از او صادر شده،و احتمال صدق داده شود،حکم به ارتداد و کفر او نمیشود.و حدّ سابّ،بر او جاری نمیشود.
سؤال 1903:آیا بدون احراز شرعی در یک محکمۀ صالحه،میتوان کسی را به ارتداد یا انحراف یا فسق محکوم کرد؟و اگر جایز نباشد،آیا مفتری از عدالت خارج میشود؟
جواب:در مورد ارتداد،احراز لازم است و در مورد فسق علاوه بر احراز باید مجوز افشا هم وجود داشته باشد.و در صورت ادعای علم،مرافعه شرعیه لازم است.و علی ای حال افتراء از گناهان کبیره نیست و مسقط عدالت نیست مگر در برخی موارد خاص.
سؤال 1904:شخصی پس از دستگیری در دادگاه اظهار میدارد که من در حرم امن الهی یا حرم حضرت نبوی صلّی اللّه علیه و آله و یا یکی از ائمه معصومین علیهم السّلام در حضور دو شاهد عادل از گناهان خود توبه کردهام و بر گفتۀ خود نیز نوشتهای با امضای دو نفر ارائه میکند،آیا حد از او ساقط میگردد یا خیر؟تعزیر چطور؟
جواب:مکتوب اگر موجب اطمینان قاضی به موضوع میشود یا دو شاهد عادل حضورا شهادت دهند،موضوع ثابت و حد ساقط میشود،حتی با احتمال صدق هم حد ساقط میشود،الحدود تدرء بالشبهات.
سؤال 1905:لطفا انواع قتل را بیان فرمایید؟
جواب:قتل بر سه نوع است:
1-قتل عمد.و آن دو قسم است:قسم اول آن که شخصی به قصد کشتن انسانی،کاری را نسبت به او انجام دهد که منجر به مرگش شود،قسم دوم آنکه با توجه،کاری را که معمولا کشنده است نسبت به انسانی انجام دهد،و او بمیرد، هر چند قصد قتل او را هم نداشته باشد.
2-قتل شبه عمد.و آن در صورتی است که قصد کشتن را نداشته ولی با توجه،کاری را که معمولا کشنده نیست،نسبت به شخصی انجام دهد،و بر حسب اتفاق و تصادف منجر به مرگ وی شود،مثل این که کودک را به قصد ادب کردن بزند،و بر حسب تصادف،زدن او سبب مرگ وی شود.
3-قتل خطایی.و آن در صورتی است که نه قصد کشتن مقتول را داشته است.و نه خواسته کاری را نسبت به او انجام دهد،بلکه مثلا به قصد شکار،تیری رها کرده و بر حسب تصادف به شخصی خورده و او را کشته است.
سؤال 1906:شخصی بدون اجازۀ بهداری،در امر پزشکی دخالت و آمپول تزریق کرده است،با این که اجازۀ تزریق نداشته،و این امر منجر به فوت مریض شده،آیا دیه لازم است
بپردازد یا نه؟و غیر از دیه تعزیر هم از جنبۀ عمومی جایز است یا خیر؟
جواب:تزریق آمپول اگر موجب فوت مریض شود،موجب ضمان است.
هر چند با اجازۀ وزارت بهداری باشد،پس اگر عمدی بوده قصاص دارد.و اگر شبه عمد بوده،دیه بر عهدۀ خود تزریقکننده است.و در صورت خطای محض بر عهدۀ عاقلۀ او میباشد.بلی،اگر مریض شخصی را در مقام معالجه ابراء کند، دیه ندارد.ولی اگر نمیدانسته که در این امر مجاز نمیباشد،و به خیال مجاز بودن،ابراء نماید؛موجب رفع ضمان نمیشود.
سؤال 1907:در صورتی که قاتل ادعا کند که جهل به حکم دارد،و نمیدانسته مجازات قتل عمد،قصاص است.و این ادعا از نظر دادگاه مقرون به واقع باشد،و احتمال صدق آن وجود داشته باشد؛آیا تأثیری در اعمال قصاص دارد یا خیر؟
جواب:علم قاتل به مجازات قتل عمد،از شرایط قصاص نیست،بنابراین در فرض سؤال،حق قصاص برای ولی دم ثابت است.
سؤال 1908:اگر پسری عمدا پدر خود را بکشد،آیا میتوان با اذن اولیای دم او را قصاص کرد؟
جواب:بلی،اگر فرزندی پدر یا مادر خود را عمدا و به ناحق بکشد،قصاص میشود.و رضایت ورثه،مانند سایر موارد،مسقط حکم قصاص میشود.
سؤال 1909:برای قصاص قاتل،نیاز به اذن ولی امر یا نمایندۀ او میباشد.در صورتی که این اذن داده نشود،تکلیف قاتل چیست؟آیا باید تا زمان اذن،گرچه دهها سال طول بکشد در حبس بماند و یا فورا آزاد شود؟در صورت دوم چه تأمینی باید اخذ شود؟
جواب:در مفروض سؤال،اگر قاتل در معرض فرار نیست،فورا آزاد شود تا
تکلیف او از طرف ولی امر یا نمایندۀ او معلوم گردد.
چون پس از ثبوت جرم،قصاص یا دیه یا عفو است.و حق حبس ندارد.و اگر در معرض فرار است،تا حدودی که عرفا جهت تحصیل اذن لازم است،او را حبس،و پس از آن با اخذ وثیقه یا کفیل یا دیه به نحو مشروط او را آزاد کنند.
چون مورد از مورد تزاحم حقین است.و حق ولی دم،اهم میباشد.
سؤال 1910:آیا اولیای دم بدون اجازۀ حاکم شرع میتوانند قصاص کنند یا نه؟
جواب:خیر،قصاص حتما باید با اجازه و حکم حاکم شرع صورت گیرد.
سؤال 1911:چنانچه کسی محکوم به قصاص باشد.و به عنوان قصاص نفس،حلقآویز شود.و پزشک متخصص گواهی دهد که فوت کرده است،و در سردخانه بهوش بیاید و زنده شود.اولا:حکم قصاص به قوت خود باقی است یا ساقط است؟ثانیا:در صورت باقی بودن به قوّت خود،آیا دیۀ حلقآویزی اوّل به جانی تعلق میگیرد یا خیر؟
ج:1-در فرض سؤال،حکم قصاص به قوّت خود باقی است.
2-در مورد سؤال،حلقآویزی اول،دیه ندارد.
سؤال 1912:آیا حلقآویز کردن یا تیر باران کردن جای قصاص را میگیرد،یا باید حتما به همان وسیله و آلت قتاله،قصاص صورت بگیرد؟
جواب:بلی،جای قصاص را میگیرد.
سؤال 1913:کودکی بعد از اینکه سالم متولد شده،فوت کرده است که به نظر پزشک قانونی،کودک در اثر ضربۀ مغزی فوت کرده است و مسئولیت آن کودک در این مدت به عهدۀ چهار پرستار بوده است که هر یک اظهار بیاطلاعی میکنند.لطفا بفرمایید با علم به اینکه یکی از اینها سبب قتل کودک بوده،کدامیک ضامن هستند؟
جواب:ظاهرا مورد از موارد لوث و قسامه است.که اگر اصل قتل محرز شده و
ولیّ دم یقین دارد که قاتل یکی از چهار متهم هستند و برای قاضی شرع، اماره ظنیّه بر صدق ولی دم قائم شده و متهمین بیّنه بر رفع اتهام خود ندارند.
بر ولیّ دم است که اقامۀ قسامه کند.که اگر اقامه کرد،دیه ثابت میشود و متهمین باید بالسّویّه بپردازند و اگر قسامه اقامه نکرد بر متهمین است که هر یک، جدا جدا برای رفع اتهام خود،اقامۀ قسامه کنند.که اگر اقامه کردند،تبرئه میشوند و دیه بر بیت المال است و اگر نکول کردند دیه بر آنان ثابت میشود که باید بالسّویّه بپردازند و اگر بعضی از آنان اقامه قسامه کردند،تبرئه میشوند و دیه بر بقیه است.
سؤال 1914:چنانچه جانی با یک ضربه به چشم مجنی علیه بزند،و باعث جراحت از نوع دامیه یا غیر آن یا سیاهشدگی توأما گردد؛آیا دیۀ متعلق به این دو اثر،دو نوع است یا فقط بدامیه تعلق میگیرد؟
جواب:مقتضای تعدد جنایت-در صورتی که هر یک دیه معینی داشته باشد- تعدد دیه است.هر چند به ضربۀ واحده باشد.ولی احوط تصالح است.
سؤال 1915:اگر در نافذه گلوله یا نیزه از یک طرف پا وارد شود و از طرف دیگر خارج شود، آیا یک دیه ثابت است یا دو دیه؟
جواب:یک دیه ثابت است.و مقدار آن صد دینار است.
سؤال 1916:اگر در اثر فرو رفتن نیزه و ایجاد نافذه،استخوان پا هم بشکند،آیا دو دیه باید بدهد یا یک دیه؟
جواب:اگر نیزه دست یا پا را سوراخ کند و از طرف دیگر خارج شود و سبب شکستگی استخوان هم بشود،دو دیه لازم است.یکی دیۀ سوراخ کردن که صد دینار است،و دیگری دیۀ شکستن استخوان،که اگر کاملا خوب شود 80 دینار،و اگر کاملا خوب نشود،صد دینار است.
سؤال 1917:در اثر ضربۀ وارده به سر شخصی،جمجمۀ او میشکند،با انتقال به بیمارستان و عمل جراحی کمی بهبود یافته؛ولی مبتلا به خونریزی دستگاه گوارش میشود و با عمل جراحی و انتقال به یک بیمارستان دیگر،بالأخره از دنیا میرود.پزشکان،مرگ را به چند علت ذکر میکنند،و 70 درصد را به شکستگی جمجمه نسبت میدهند.لطفا حکم دیه ضارب را بیان فرمایید.و آیا قتل عمدی محسوب میشود یا غیر عمدی؟
جواب:در صورتی که قتل عرفا مستند به ضارب باشد باید تمام دیه را بدهد.
سؤال 1918:در صورتی که قاتل به قصد کشتن به زید تیراندازی کند،و بعد از مرگ،معلوم شود شخص مقتول،بکر بوده است(اشتباه در هویت)آیا قتل عمد است یا شبه عمد؟در هر صورت علت آن چیست؟
جواب:اگر هر دو محقون الدم بودهاند،قتل واقع شده حکم عمد را دارد.چون با قصد و با آلت قتاله شخص محقون الدم حاضر و معین را کشته است.گرچه در تطبیق خطا کرده و خیال کرده زید است.
سؤال 1919:شخصی برای کشتن کسی که مهدور الدم بوده،به در خانۀ او رفته و در زده و فردی را که در را باز کرده،به تصور این که شخص مهدور الدم است؛بلافاصله کشته است.بعد معلوم شده مقتول،شخص مورد نظر نبوده است؛حکم قتل مذکور را بیان کنید؟
جواب:چنانچه مهدور الدمی باشد که قتل وی بر قاتل جایز بوده،در فرض سؤال،قتل واقع شده شبه عمد است.و دیه بر عهدۀ قاتل میباشد.
سؤال 1920:چنانچه قاتل به قصد(الف)تیری را به سوی او پرتاب کند،غافل از این که شخص مورد هدف(ب)است؛قتل واقع شده چه نوع قتلی دارد؟(با توجه به این که هم تعهد در فعل بر روی مجنی علیه،و هم تعهد در قتل وجود دارد).
جواب:قتل عمد محسوب میشود.چون با آلت قتاله و عمدا و به قصد قتل به شخص معین زده است.منتهی در هویت او اشتباه کرده است.
سؤال 1921:چنانچه به قصد قتل شخصی تیری را به سوی او پرتاب کند،و تیر به مانع خارجی برخورد کرده،و به شخص دیگری در آن حوالی،اصابت کند و او را بکشد،
قتل واقع شده چه نوع قتلی است؟
جواب:شبیه به عمد است.چون با آلت قتاله و به قصد قتل زده است؛منتهی خطا رفته و دیگری را کشته است.
سؤال 1922:شخصی قصد کشتن مهدور الدمی را دارد.ولی به علّت اشتباه در هویت مجنی علیه،شخص محقون الدمی را به جای وی میکشد؛قتل واقع شده از چه نوعی خواهد بود؟
جواب:اگر به اعتقاد مهدور الدم بودن کشته،شبه عمد است.
سؤال 1923:شخصی قصد کشتن مهدور الدمی را دارد و یا قصد شکار حیوانی را دارد،ولی به علت خطای در هدفگیری یا خطای در تیراندازی،شخص محقوق الدمی را میکشد.قتل واقع شده از چه نوعی خواهد بود؟
جواب:اگر به اعتقاد مهدور الدم بودن کشته،قتل واقع شده شبه عمد است.
سؤال 1924:در صورتی که شخصی قصد کشتن محقون الدمی را دارد،ولی به علّت خطای در تیراندازی یا خطای در اصابت،شخص محقون الدم دیگری را میکشد،قتل واقع شده از چه نوعی خواهد بود؟
جواب:ظاهرا از نوع شبه عمد است.
سؤال 1925:اگر کسی قصد کشتن محقون الدمی را داشته باشد،ولی به علّت اشتباه در هویت مجنی علیه،دیگری را که او نیز محقون الدم است،بکشد.قتل واقع شده از چه نوعی خواهد بود؟
جواب:قتل واقع شده از نوع عمد است.
سؤال 1926:در صورتی که نظر حضرتعالی در بعضی از شقوق مبنی بر قصاص باشد.آیا میتوان قاتل را به مجازات دیگری محکوم کرد یا خیر؟
جواب:در قتل عمد،حکم اولی قصاص است و اولیاء دم یا میتوانند قصاص کنند یا با اولیاء دم به دیه مصالحه کنند و حق ندارند مجازات دیگری را مطالبه کنند.
سؤال 1927:لطفا قصاص یا دیۀ اقسام قتل را بیان فرمایید؟
جواب:در کشتن عمدی،اگر قاتل بالغ و عاقل باشد،ولیّ مقتول حق قصاص دارد.ولی میتواند با قاتل بر گرفتن دیه توافق کند،یا او را به طور کلی عفو کند.و در کشتن شبیه عمد،ولیّ مقتول حق قصاص ندارد،و فقط میتواند از قاتل دیه بگیرد یا عفو کند.و در قتل خطایی قصاص نیست.و اگر قتل به اقرار قاتل ثابت شود دیه بر خود قاتل است.و اگر به دو شاهد عادل ثابت شود،دیه بر عاقله و خویشاوندان قاتل است.و در هر صورت،ولیّ مقتول میتواند عفو کند.
سؤال 1928:آیا علاوه بر قصاص یا پرداخت دیه،وظیفۀ دیگری هم متوجه قاتل هست یا نه؟
جواب:بلی،در قتل خطا و شبیه عمد،علاوه بر دیه،خود قاتل باید کفاره نیز بدهد.یعنی یک بنده آزاد کند و اگر نتواند،شصت روز روزه بگیرد.و اگر این را هم نتواند،شصت فقیر را طعام بدهد تا سیر شوند و در قتل عمدی اگر ولیّ مقتول عفو کند یا دیه بگیرد قاتل باید کفارۀ جمع بدهد،یعنی یک بنده آزاد کند و شصت روز روزه بگیرد و شصت فقیر را هم سیر کند و در این زمانها که بنده نیست،دو عمل دیگر را انجام دهند.و در این مسأله فرقی بین اینکه مقتول،زن باشد یا مرد، صغیر باشد یا کبیر،وجود ندارد.
سؤال 1929:اگر چند نفر با هم یک نفر را کشتند؛آیا باید هر کدام کفاره جدا بدهند؟
جواب:بلی،هر یک باید کفاره جدا و کامل بدهد.
سؤال 1930:آیا برای قتل جنین هم باید کفاره داد؟
جواب:اگر بعد از ولوج روح بقتل برسد،بنابر احتیاط باید قاتل،کفاره آن را بدهد.
سؤال 1931:دو نفر کسی را کشتهاند.ولیّ دم با پرداخت دیۀ یک نفر،خواستار قصاص هر دو نفر شده است،آیا قبل از قصاص قاتل میتواند در دیۀ مأخوذه تصرف مالکانه بکند؟
جواب:تصرف مالکانه در دیه،مشکل است.
سؤال 1932:اگر در فرض قبل،قاتل تصرف کرده و عین مال را فروخته باشد و بعد اولیای دم،از قصاص منصرف شوند؛آیا میتوانند عین مال را پس بگیرند،یا باید قیمت یا مثل آن را بگیرد؟
جواب:احکام بیع فضولی را دارد.
سؤال 1933:اگر مادری خطأ موجب کشتن فرزندش بشود(مثلا در حالت خواب مجرای تنفس نوزاد را مسدود کند و نوزاد بمیرد)آیا دیه واجب است؟
جواب:اگر مرگ فرزند مستند به مادر باشد،دیه ثابت و بر عاقلۀ مادر است.
ولی اگر مستند به او نباشد،دیه ندارد،و کسی ضامن نیست.
سؤال 1934:شخصی که احتمالا دارای نارسایی عقلی است،خواهر خود و فرزند 28 ماهۀ او را به وسیلۀ چاقو مورد ضرب و جرح قرار داده،و سپس با پاشیدن بنزین،آنان را آتش زده و از محلّ جنایت گریخته است.پس از 15 روز خانم مذکور،فوت کرده ولی کودک زنده مانده است.و قاتل نیز شخصا مالی ندارد!لطفا حکم شرعی را بیان فرمایید:
جواب:بطور کلی در صورتی قصاص ثابت است،که احراز شود جانی در
هنگام ارتکاب جنایت،عاقل بوده است(اگر چه با استصحاب)و با عدم احراز عقل،قصاص جایز نیست.دیه نیز در صورتی بر عاقله محرز است که جنون جانی محرز شود.و در فرض سؤال که عاقل بودن جانی محرز نیست،قصاص جایز نیست.و چون جنون هم محرز نیست،دیه هم بر عاقله ثابت نیست.بلی،برای این که خون مسلمانی ضایع نشود،باید دیۀ او را از مال جانی بپردازند.و چون در مورد سؤال،جانی فاقد مال است از بیت المال دیۀ او باید پرداخت شود.و محتمل است در این موارد دیه مطلقا بر بیت المال باشد،گرچه جانی مال هم داشته باشد.
علی ایّ حال تشخیص و تعیین امر مذکور،مربوط به دادگاه و نظر قاضی شرع است.
سؤال 1935:دیۀ زن تا کمتر از>CS
سؤال 1937:اگر نیزه یا گلوله در دست یا پا فرو رود،در مورد مرد یکصد دینار دیه ذکر شده، آیا در مورد زن هم همین است یا فرق میکند؟
جواب:به طور کلی دیۀ زن از لحاظ شرعی تا ثلث دیه،مساوی مرد است و تفاوتی نمیکند.و اگر به ثلث دیه برسد یا بیشتر شود،نصف دیه مرد میشود.و در موارد ثبوت دیه فرقی بین آلات متعدده وجود ندارد.بلی ظاهر این است که در نافذه اطراف زن،حکومت یعنی ارش ثابت است.همانطور که در کتاب الدیات(تفصیل الشریعة)،ص 261،م 3،آمده است.
سؤال 1938:میدانیم که دیۀ زن تا ثلث دیه،مساوی دیۀ مرد است؛و اگر بیش از ثلث شد، نصف دیۀ مرد میشود،حال اگر چند ضربه و جراحت وارد شده باشد که مجموع زاید بر ثلث میشود ولی هر یک کمتر از ثلث است،آیا دیه تنصیف میشود یا خیر؟
جواب:اگر جراحات وارده،به یک ضربت و در یک عضو وارد شده،ملاک در ثلث،مجموع صدمات میباشد و اگر با ضربات متعدده یا در اعضای مختلف واقع شده باشد،دیۀ هر صدمه و جراحتی،جداگانه محاسبه میشود که اگر زاید بر ثلث باشد تنصیف میشود و الاّ تنصیف نمیشود،اگر چه مجموع آن بیشتر از ثلث باشد.
سؤال 1939:در اثر ضربهای دندان طفلی افتاده(دندان مذکور لق و ناسالم بوده و بعد از چند روز خودش میافتاده است)بعد از افتادن در مدت کوتاهی بجای آن دندان روییده،حکم آن چیست؟آیا ارش است یا دیۀ دندان سالم؟
جواب:در فرض سؤال،اگر افتادن دندان مستند به ضربه باشد؛ظاهرا حکم آن دیه است.اما اگر به ارش مصالحه کنند اقرب به احتیاط است.و اگر افتادن آن مستند به ضربه نباشد،دیه و ارش ثابت نیست،هر چند ضارب گناهکار و مستحق تعزیر است.
سؤال 1940:شخصی زده و دندان کسی را شکسته و از بین برده است،لطفا مقدار دیۀ آن را بیان فرمایید.
جواب:به طور کلی دیۀ شکستن و از بین بردن هر یک از دوازده دندان جلوی دهان-که شش عدد بالا و شش عدد پایین است-50 مثقال شرعی(18 نخودی) طلای سکهدار است؛و دیۀ هر یک از شانزده دندان عقب-که 8 عدد آنها بالا و 8 عدد پایین است-25 مثقال شرعی،طلای سکهدار است.و فرقی نیست که دندان را از اصل و ریشه بکنند.و از بین ببرند یا آن را بشکنند و نیز فرقی بین صغیر و کبیر نیست؛مگر نسبت به دندان طفل.به طوری که حکم آن در سؤال قبل بیان شد.
سؤال 1941:در مواردی دیده میشود که افرادی بیشتر از 28 دندان دارند و از مجموع دندانها 28 عدد آن را کسی عمدا از بین برده است،آیا 28 عدد موضوعیت دارد یا به نسبت تعداد دندانهای شکسته شده و دندانهای مانده دیه تعیین میگردد؟
جواب:در 28 دندان،دیه کامل اخذ میشود اگر چه چند دندان دیگر مانده باشد.البته اگر 28 دندان اصلی شکسته شده باشد،اما اگر چند دندان اصلی باقی باشد در دندانهای اضافی غیر اصلی،ارش تعیین میشود و دیۀ دندانهای اصلی شکسته نشده کسر میگردد.
سؤال 1942:در ساق پا و ساعد دست دو استخوان به نامهای درشتنی و نازکنی وجود دارد،چنانچه با یک ضربه،هر دو استخوان شکسته شود.آیا برای هر دو یک دیه واجب است یا برای هر کدام یک دیه لازم است؟
جواب:نمیتوان بطور قطع و یقین نظر داد که کسر ساعد و ساق پا دیه مقدره دارد و(چون مدرک عمده،معتبرۀ ظریف است و آن علاوه بر اضطراب در متن،با نسخ متفاوت نقل شده و در عین حال به لحاظ اعتبار آن با توجه به نسخ فقیه و تهذیب و بعضی از نسخ کافی)احتیاط آن است که در خصوص کسر ساعد(هر دو استخوان)چنانچه بدون عیب بهبود حاصل شد>CS
جداگانه منظور شود و فرقی نیست که در اثر ضربه واحده یا متعدد حادث شده باشد چون مقتضای تعدد جنایت تعدد دیه و اصل عدم تداخل است و چنانچه استخوانها معیوب بمانند علاوه بر دیۀ ذکر شده دیه عیب موجود با ارش تعیین شود و احتیاط بیشتر آن است که در تمام صور مذکوره مسأله را با مصالحه خاتمه دهند و اگر ساق پا بشکند و بدون عیب خود شود 200 دینار پرداخت شود و اگر معیوب بماند>CS
جواب:ظاهر این است که جنین از وقتی که در رحم قرار میگیرد،به مدت 40 روز نطفه است.و دیۀ اسقاط آن در این مدت 20 مثقال شرعی طلای سکهدار است که هر مثقال،هیجده نخود میباشد،پس از آن 40 روز علقه یعنی خون بسته شده است و دیۀ آن 40 مثقال است،بعد 40 روز مضغه،یعنی پارۀ گوشتی است، که دیۀ آن 60 مثقال است.(که مجموع چهار ماه میشود)پس از آن بصورت استخوان میشود.و دیۀ آن 80 مثقال است.بعد گوشت روییده و صورتبندی میشود،و دیۀ آن 100 مثقال است.و همین که روح در آن دمیده شد،چنانچه پسر باشد دیۀ او هزار مثقال و اگر دختر باشد 500 مثقال شرعی طلای سکهدار است.و در تمام این صور،اگر عوض هر یک مثقال طلا،ده درهم نقره بدهند کافی است و اگر زن حامله از روی عمد کاری کند که جنین او سقط شود باید دیۀ آن را به تفصیلی که بیان شد به وارث جنین بپردازد و خود او از این دیه ارث نمیبرد،بلی چنانچه ورثۀ جنین،او را عفو کنند دیه ساقط میشود ولی در جنینی که روح دمیده شده،کفاره قتل-به شرحی که در سؤال 2158 گذشت-بر او واجب است.
سؤال 1947:اگر سقط جنین با رضایت کامل پدر و مادر،توسط دکتر جراح،یا تزریق آمپول، انجام شود،دیۀ آن به عهدۀ کیست؟و اگر دکتر دارو را بدهد و مادر مصرف کند و جنین سقط شود،به عهدۀ کیست؟
جواب:دیه به عهدۀ مباشر است.مگر این که مباشر،که مثلا آمپول را تزریق میکند،یا دارو را مصرف میکند،نداند که آمپول یا دارو سبب سقط جنین است.
که در این فرض دیه به عهدۀ دستور دهنده است.و در صورتی که مباشر،چه دکتر و چه آمپولزن و چه خود مادر،بداند و به دستور پدر جنین،اقدام به اسقاط جنین کند،بنابر احتیاط،در دیۀ آن با پدر جنین مصالحه کنند،یا وی آنها را برئ الذمه کند.
سؤال 1948:اگر ادامۀ حمل برای مادر،ضرر معتنابه یا خطر جانی داشته باشد،آیا اسقاط آن جایز است یا نه؟و بر فرض جواز،حکم دیۀ آن چیست؟
جواب:اگر طبق تشخیص دکتر متخصص و مورد اطمینان،بقای حمل برای
مادرش خطر جانی داشته باشد یا مستلزم ضرر،یا درد غیر قابل تحمل باشد، اسقاط مانعی ندارد.و نسبت به دیۀ آن با پدر جنین مصالحه شود،یا وی مباشر سقط را برئ الذمه و حلال کند.
سؤال 1949:این جانب دارای سه فرزند هستم و به خاطر ضعف و ناتوانی جسمی و سختی معاش،بچه چهارمم را که هنوز نطفه و حدود 35 روزه بود،سقط کردم.فعلا فهمیدهام گناه کردهام و میگویند:دیه،هم مدیون میباشم.لطفا بفرمایید:چه وظیفهای دارم و باید چه کنم؟
جواب:شما گناه بزرگی مرتکب شدهاید و باید فورا توبه کنید.و دیۀ جنین در فرض سؤال،20 دینار،یعنی 15 مثقال 24 نخودی طلای سکه دار است و چنانچه مباشر سقط،مادر یا پزشک بوده،دیۀ آن به پدر جنین میرسد.
سؤال 1950:ماده 91 قانون تعزیرات که به تأیید فقهای شورای نگهبان رسیده و لازم الاجرا میباشد،مقرر میدارد:«اگر زن حامله برای سقط جنین به طبیب و یا قابله مراجعه کند،و طبیب هم عالما و عامدا مباشرت به اسقاط جنین کند،دیۀ جنین به عهدۀ اوست.و اگر روح در جنین دمیده باشد،باید قصاص شود.و اگر او را به وسایل اسقاط جنین راهنمایی کند، به شش ماه تا سه سال حبس محکوم میشود.»
نظر به این که فقهای شیعه در مورد جنین بین حلول روح و غیر آن فرقی قائل نیستند و در هر حال سقط جنین،موجب ثبوت قصاص نمیشود؛آیا ماده قانونی مذکور منطبق با شرع میباشد یا خیر؟در صورت منفی بودن،با توجه به عدم مخالفت شورای نگهبان با آن،تکلیف قاضی در صدور حکم چیست؟
جواب:بلی،اسقاط جنین گرچه بعد از ولوج روح موجب قصاص نمیشود،و فقط دیه دارد.و قاضی اگر خود مجتهد جامع الشرائط است،به نظر خود عمل کند.وگرنه تابع نصب است.
سؤال 1951:شخصی زن حامله را کشته و بچۀ او هم تلف شده است،آیا قاتل علاوه بر دیۀ زن،باید دیۀ بچۀ او را نیز بدهد،یا یک دیه کافی است؟
جواب:در فرض سؤال باید دیۀ بچه را نیز بدهد.
سؤال 1952:زنی که بدون اطلاع شوهر خود جنین دوماهه را سقط کرده است،چه وظیفهای دارد،و دیه آن به چه کسی میرسد؟
جواب:مرتکب گناه شده و باید فورا توبه کند و در فرض سؤال،دیۀ آن به پدر جنین میرسد.
سؤال 1953:در صورتی که پزشک متخصص با رضایت زن و شوهر،بچۀ ناقص الخلقهای را که نواقص جسمی او با دستگاه تشخیص داده شده است،از روی ندانستن مسأله سقط کنند،آیا دیهای باید پرداخت شود؟و در صورت وجوب دیه،پرداخت آن متوجه چه کسی است؟و اگر مباشر سقط،پدر و مادر را نمیشناسد،دیه را باید به چه کسی بپردازد؟
جواب:بلی،دیه دارد و دیه بر عهدۀ مباشر است.مگر این که مباشر نداند که آمپول یا دارو جهت سقط جنین است،که در این فرض دیه به عهدۀ دستور دهنده است.و اگر پزشکی با رضایت پدر و مادر اقدام به اسقاط کرده،احتیاط این است که پزشک و مباشر،با پدر جنین و کسانی که بعد از پدر وارث هستند،در دیه مصالحه کنند،در عین حال توبه هم بکنند.و اگر مباشر سقط،پدر و مادر را نمیشناسد،دیه را به فقیر صدقه دهد.و بنابر احتیاط این صدقه با اجازۀ حاکم شرع باشد.و اگر مباشر سقط،مادر یا پزشک بوده و پدر اطلاع نداشته،دیه را به پدر جنین بدهند.بلی اگر پدر،دیه را حلال کند،مباشر برئ الذمه میشود.
سؤال 1954:دختری اغفال شده،و بر اثر عمل زنا،دارای حمل گردیده است و پدر و برادرهای او فهمیدهاند و تصمیم دارند بخاطر حفظ آبروی خود و جلوگیری از رسوایی بیشتر،دختر را بکشند و ناپدید کنند،آیا چنین تصمیم و عملی بخاطر امور مذکوره جایز است،و حکم آن چیست؟
جواب:ارتکاب چنین عملی حرام است،و قتل نفس محترمه از گناهان کبیره میباشد.و امور مذکوره مجوز آن نمیشود.و هر کس العیاذ باللّه مرتکب قتل شود، مستحق قصاص،و یا پرداخت دیه و کفارۀ جمع میشود.
سؤال 1955:در فرض بالا دختر از پدر و برادرهای خود ترس دارد و احتمال میدهد اگر
بفهمند،او را بکشند؛یا لااقل اذیت و آزار جسمی و روحی غیر قابل تحمل کنند،آیا در چنین فرضی جایز است قبل از آنکه آنان متوجّه قضیه شوند،بچه را سقط کند؟
جواب:در فرض سؤال،اذیت و ترساندن دختر حرام است.در صورتی که دختر اطمینان دارد و احتمال عقلایی بدهد که اگر جنین را سقط نکند مورد اذیت و آزار غیر قابل تحمل قرار میگیرد و در عسر و حرج شدید واقع میشود،در چنین فرضی بعید نیست که سقط جنین حرام نباشد.ولی باید دیۀ آن را بدهد.و مشهور بین فقها این است که دیۀ ولد الزنا به مقدار دیۀ حلالزاده است.ولی احتیاطا دیۀ آن را با حاکم شرع مصالحه کنند.
سؤال 1956:زنی از زنا دارای حمل شده،و بچه را که حدود هفتماهه بوده،سقط کرده است،آیا باید دیه بدهد؟و بر فرض که دیه لازم است،به چه کسی بدهد؟و آیا تکلیف دیگری هم از جهت سقط جنین متوجه او شده است یا نه؟
جواب:در فرض سؤال که اسقاط جنین موجب قتل او شده است دیه دارد.که بنابر مشهور بین فقها،دیۀ ولد الزنا به مقدار دیۀ حلالزاده است.ولی احوط آن است که با حاکم شرع مصالحه کنند.و دیۀ آن حکم ترکۀ شخص بدون وارث را دارد.که وارث آن امام علیه السّلام است،و در زمان غیبت باید به مجتهد جامع الشرائط بپردازد،و علاوه بر دیه باید فورا توبه کند.و بنابر احتیاط کفارۀ جمع نیز بر عهدۀ او میباشد.
سؤال 1957:آیا پدر یا مادر میتواند فرزند خود را برای تأدیب بزنند؟
جواب:در صورت انحصار طریق تأدیب به زدن،مانعی ندارد.ولی باید موجب دیه نشود.
سؤال 1958:اگر پدر فرزند خود را برای تأدیب بزند،و عمل او موجب جراحت یا سیاهی یا قرمزی پوست شود،آیا دیه دارد؟و اگر برای تشفّی خاطر و در اثر غضب بزند،آیا دیه دارد یا نه؟
جواب:در هر صورت دیه ثابت است.
سؤال 1959:بخاطر فحاشی یک پسر بچه سیزده سالی،سیلی و کتک محکمی به او زدم، آیا مشغول الذّمة هستم؟
جواب:بلی،اگر سیلی زدن به صورت،موجب سرخی صورت شده،باید یک مثقال و نیم طلا که هر مثقال 18 نخود است به او بپردازید.و اگر موجب کبود و سبز شدن صورت گردیده سه مثقال،و اگر سیاه شده شش مثقال شرعی طلا باید به او بپردازید.و اگر جای دیگر بدن او را به واسطۀ زدن سرخ یا کبود یا سیاه کردهاید،باید نصف آنچه را گفته شد به او بدهید.
سؤال 1960:اگر پزشک برای بهوش آمدن بیمار سیلی به صورت او بزند،آیا دیه دارد؟
جواب:در فرض سؤال،دیه ندارد.چون جنایت صدق نمیکند.
سؤال 1961:لطفا دیۀ جراحات وارده بر سر و صورت را بیان فرمایید:
جواب:به طور کلی اگر کسی پوست سر یا صورت مسلمانی را پاره کند،دیۀ آن یک شتر است.و اگر به گوشت برسد و قدری از آن را هم ببرد،دیۀ آن دو شتر است.و اگر خیلی از گوشت را پاره کند،دیه سه شتر است.و اگر به پردۀ نازک روی استخوان برسد،دیه چهار شتر است.و اگر استخوان نمایان شود،پنج شتر است.و اگر استخوان بشکند،دیه ده شتر است.و اگر بعضی از اجزای استخوان جا به جا شود،دیه پانزده شتر است.و اگر به پردۀ مغز سر برسد،دیه 33 شتر است که باید به مجروح بدهد.و ظاهرا شتر خصوصیت نداشته باشد بلکه مقصود از یک شتر،>CS
سؤال 1964:شخصی بر اثر ضربه شخص دیگری،مبتلا به ضربه مغزی شده و مدتی را بصورت بیهوشی بسر برده است،و در دیات برای ضربه مغزی دیه خاصی در نظر گرفته نشده است تکلیف در این مورد چیست؟
جواب:در این گونه موارد ارش به نظر حاکم تعیین میگردد.
سؤال 1965:گردن و گلو جزء سر و صورت محسوب میشود،یا دیۀ مخصوص دارند؟
جواب:جزء سر و صورت محسوب شدن آنها مشکل است.و ظاهرا جراحات آنها حکم جراحات وارده بر بدن را دارد.و احتیاط در تراضی و مصالحه است.
سؤال 1966:شخصی همسر خود را کتک زده و دست او را مجروح کرده است.دیۀ آن چه مقدار است؟
جواب:به طور کلی دیۀ خراش و پارگی پوست دست،پنج دینار است.و اگر کمی از گوشت را نیز پاره کرده،دیۀ آن ده دینار است.و اگر گوشت را عمقا زیاد پاره کرده،ولی به پردۀ نازک روی استخوان نرسیده،دیۀ آن پانزده دینار است.و اگر به پردۀ نازک روی استخوان رسیده و آن را پاره نکرده،دیه بیست دینار است.
و اگر پرده را پاره کرده،بیست و پنج دینار است.و در این مقدار دیات فرقی بین بزرگ و کوچک و زن و مرد و همسر و غیره نیست.
سؤال 1967:فرق دیۀ زن و مرد چگونه است؟
جواب:دیۀ زن تا به ثلث دیۀ کامله نرسیده،با دیۀ مرد برابر است.و اگر به ثلث دیه کامله برسد یا از آن تجاوز کند،دیۀ زن نصف دیۀ مرد میباشد.
سؤال 1968:چند نفر هجوم برده و با هم شخصی را مجروح کردهاند.جراحات وارده مختلف است.بعضی قابل قصاص و بعضی قابل قصاص نیست.و معلوم است که هر یک از مهاجمین جرحی بر او وارد کردهاند.ولی معلوم نیست کدام جرح از کدام مهاجم است و مجروح نیز ادّعایی نسبت به فرد خاصی ندارد؛لطفا کیفیت فصل نزاع را بیان فرمایید:
جواب:در فرض سؤال،دیۀ جروح با قرعه تعیین شود.
سؤال 1969:همانطور که مستحضرید دیۀ فلج هر عضوی،دو ثلث دیۀ همان عضو میباشد.با عنایت به این که عضو صدمه دیده،همیشه فلج کامل نیست،بلکه حسب نظر کارشناسان احیانا 20%و یا 30%و یا 50%از عضو فلج میشود.آیا دیۀ کسی که 20%عضو او فلج گردیده،20% از دو ثلث دیۀ مصدوم میباشد؟یا این که از طریق تعیین ارش باید قضیه فیصله یابد؟
جواب:در فرض سؤال که شلل و فلج عرفا بنحو کامل نیست،برای آن در شرع مقدس دیهای تقدیر نشده است.لذا دیۀ آن از طریق تعیین ارش پرداخت،و قضیه فیصله یابد.
سؤال 1970:کودکی در هنگام بازی چاقوی میوهخوری را پرتاب،و به چشم کودک دیگر خورده و آن را نابینا کرده است.در این میان والدین کودک هیچ دخالت و تقصیری نداشتهاند، مستدعی است حکم آن را بیان فرمایید:
جواب:در فرض سؤال،چنانچه ثابت شود که در اثر ضربۀ کودک،چشم بچۀ دیگر از دید افتاده و نابینا شده است،دیه آن نصف دیۀ کامله است.و بر عاقلۀ کودک ضارب است که دیه را بپردازند.
سؤال 1971:در منازعۀ بین دو کودک یکی از آنان دیگری را تعقیب کرده و فرد فراری پایش به جدول خورده،به زمین افتاده و پایش شکسته است،آیا ولیّ تعقیبکننده،ضامن دیه میشود؟
جواب:اگر ثابت شود،تعقیب سبب زمین خوردن و شکسته شدن پا شده،دیه دارد.و در صورتی که تعقیبکننده غیر بالغ بوده،دیه بر عاقلۀ او میباشد.ولی اگر تعقیب سبب زمین خوردن او نبوده است،کسی ضامن نیست.
سؤال 1972:در جنایات اطفال نابالغ،آیا مجنی علیه میتواند ولیّ قهری طفل،مانند پدر و جدّ را به محاکمه بکشاند؟و با فرض انکار ولیّ،او را سوگند بدهد یا خیر؟
جواب:اگر مجنیّ علیه،مدّعی علم ولیّ صغیر،به جنایت صغیر باشد و ولیّ انکار علم کند،مجنیّ علیه میتواند ولیّ را بر نفی علم قسم دهد.
سؤال 1973:بچۀ نابالغ صدمۀ جانی به کسی میرساند.آیا ولیّ آن بچه ضامن است یا نه؟ و همچنین اگر دیوانه صدمهای بکسی بزند،تکلیف چیست؟
جواب:بچه اگر ممیّز باشد و صدمۀ مالی و یا جانی کمتر از موضحه به کسی وارد کند،خود او ضامن است و اگر صدمۀ جانی،موضحه و بالاتر باشد،دیه بر عاقلۀ بچه است،و اگر ممیّز نیست،کسی ضامن نیست.مگر مستند به تقصیر و عدم حفظ متصدی و حافظ طفل باشد.که در این صورت او ضامن است.
دیوانه اگر ضرری وارد آورد کسی ضامن نیست.مگر آنکه شخصی سبب شده باشد،که در این صورت آن شخص ضامن است.
سؤال 1974:دو بچه،یکی یازدهساله و دیگری دوازدهساله،با دو بچۀ دیگر با هم درگیر شده و سنگاندازی کردهاند.در این بین سنگی به دندان بچۀ دوازدهساله خورده است.دیۀ آن چقدر است و چه کسی باید بدهد؟
جواب:اگر دندان از جای خود کنده شده دیه دارد.و دیۀ آن بر عاقلۀ طفل است.و دندان مزبور اگر یکی از دوازده دندان جلو باشد،دیۀ آن پنجاه مثقال شرعی طلای مسکوک است.و اگر یکی از شانزده دندان آخر است،دیۀ آن بیست و پنج مثقال شرعی طلا است.و اگر بشکند نیز همان دیۀ دندان کنده شده را بدهد.
سؤال 1975:دو بچه بازی میکردهاند.یکی از بچهها در حین بازی با کار دستی چشم دیگری را زخمی کرده است،پس از 72 ساعت،چشم بچۀ مضروب بکلی کور شده،آیا دیۀ شرعی دارد یا خیر؟
جواب:در فرض سؤال،چنانچه ثابت شود که در اثر ضربۀ یکی از بچهها، چشم بچۀ دیگر نابینا شده،دیۀ چشم بچۀ مضروب بر عاقلۀ بچۀ ضارب است.دیۀ یک چشم نصف دیۀ تمام انسان است.
سؤال 1976:چند پسر بچّه که بحدّ بلوغ نرسیدهاند،با هم بازی میکنند.در بین این بازی
دندان یکی از این بچهها از بین میرود،یعنی میافتد،دیه دارد یا نه؟و همچنین اگر چشم یکی را نابینا کند؟
جواب:اگر یکی از بچّهها دیگری را نابینا کند یا دندانش را بشکند،دیه دارد.و دیه بر عاقله است.ولی اگر خود بچّه در اثر دویدن،بیفتد و معیوب شود،بر بچّههای دیگر چیزی نیست.
سؤال 1977:آیا تخییر جانی در انتخاب نوع دیه،ابتدایی است یا استمراری؟
جواب:ظاهرا تخییر و انتخاب یکی از انواع دیه،استمراری است.و جانی قبل از پرداخت آن هر کدام را مایل بود،میتواند انتخاب کند.هر چند قبل از آن نوع دیگری را انتخاب کرده باشد.
سؤال 1978:جانی که مخیر است بین انواع دیات،یکی را انتخاب کند،آیا باید در دادگاه تعیین کند تا حاکم طبق آن حکم کند یا میتواند بعدا انتخاب کند؟
جواب:قاضی میتواند در قتل غیر عمد،جانی را به طور سطحی،محکوم به دیۀ کامله کند و تعیین نوع آن،به زمان اجرا موکول شود.
سؤال 1979:در دیات،در صورت تمکن از اصول،آیا میتوان به قیمت اکتفا کرد؟
جواب:در صورت تمکن جانی،از پرداخت اصول،گیرندۀ دیه ملزم به اخذ قیمت نیست،بلی در صورت توافق و رضایت اکتفا به قیمت مانعی ندارد.
سؤال 1980:مدت پرداخت دیه،در قتل شبیه به عمد چقدر است؟
جواب:مدت پرداخت دو سال است.
سؤال 1981:در زمان فعلی،منظور از حلّه در دیه چیست؟
جواب:حله دو پارچه است.و قدر متیقن،آن است که از یمن به کیفیت معمولۀ زمانهای سابق باشد.و تهیه آن فعلا مشکل یا غیر مقدور است.
سؤال 1982:آیا دیۀ جراحات را هم عند الاعسار باید از بیت المال داد یا خیر؟
جواب:دیۀ جراحات،مثل سایر دیون است و نمیتوان آن را از بیت المال داد و اگر نداشت،مجنی علیه باید صبر کند تا جانی بتواند آن را بپردازد.
سؤال 1983:به نظر حضرتعالی آیا دیه در حکم ماترک میت است؟یعنی باید اول دیون برداشته شود.بعد بین وراث تقسیم شود یا خیر؟
جواب:بلی،جزء ماترک محسوب میشود،که اگر متوفی دین داشته باشد،باید اول دین او را از دیه و باقی ترکه پرداخت و بعد مابقی را بین ورثه تقسیم کرد.
سؤال 1984:آیا در تغلیظ دیۀ قتل در ماههای حرام،فرقی بین قتل عمد و خطا وجود دارد؟
جواب:خیر،ظاهرا فرقی نیست،حتّی در مواردی که دیه بر عاقله باشد.
سؤال 1985:آیا دیه به نظر حضرتعالی دین است یا مجازات،و با مرگ مدیون ساقط میشود؟
جواب:دیه،دین است و با مرگ مدیون ساقط نمیشود.
سؤال 1986:با وجود این که محکوم به دیه دارای امکانات مالی خوبی است،از پرداخت دیه امتناع میورزد،آیا حبس وی برای وادار کردن او به پرداخت دیه،مشروعیت دارد یا خیر؟
جواب:دیه حکم سایر دیون را دارد.و اگر ثابت شود که محکوم علاوه بر مستثنیات دین چیزی دارد و میتواند ادا کند و امتناع میکند؛حاکم میتواند او را حبس کند تا مجبور به پرداخت دیه شود.
سؤال 1987:آیا میتوان برای تأخیر پرداخت دیه،چیزی به عنوان خسارت از جانی گرفت؟
جواب:چون دیه دین است و حکم سایر دیون را دارد،اخذ خسارت تأخیر ادای آن،مشروع نیست.
سؤال 1988:هرگاه دیۀ جراحات واردۀ متعدده مجموعا به قدر دیۀ موضحه باشد.ولی هر جراحتی به تنهایی کمتر از موضحه است،آیا در چنین فرضی دیه در صورت خطا بر عاقله
است یا در مال جانی؟
جواب:در فرض سؤال،اظهر این است که دیه در مال خود جانی است.
سؤال 1989:چنانچه جارح،معسر شناخته شود،آیا میتوان دیه را به ترتیب الأقرب فالاقرب از نزدیکان او مطالبه کرد؟و چنانچه نزدیکانش هم نداشته باشند،آیا میتوان آن را از بیت المال پرداخت؟
جواب:در مواردی که دیه بر جارح باشد و معسر شناخته شود،دیه حکم سایر دیون را دارد،پس اگر قدرت دارد کار کند و بپردازد و الاّ معذور است.و ثابت نشده که در چنین مواردی دیه بر عاقله یا بیت المال باشد و(عدم الدلیل دلیل العدم)مگر در مواردی که دلیل خاص اقامه شود که بر عاقله یا بیت المال است.
سؤال 1990:در جرح عمدی و خطای محض چطور؟
جواب:در مورد سؤال،فرقی بین عمد و خطا نیست.به طور کلی در هر موردی که دیه بر خود قاتل یا ضارب باشد حکم دین را دارد.که در صورت اعسار و عدم قدرت بر پرداخت،به مقتضای آیۀ مبارکۀ «فَنَظِرَةٌ إِلی مَیْسَرَةٍ» ،باید به او مهلت داد،بلی در صورت جرح عمد،میتوان قصاص کرد و در قتل خطای محض،اصل دیه بر عاقله است.
سؤال 1991:احتراما بفرمایید در صورتی که قاتل دو نفر باشند و نمیتوانند دیۀ لازمه را پرداخت کنند،تکلیف آنان چیست؟آیا باید چندین سال،در زندان بمانند و یا حکم دیگری دارد؟زندانی شدن قاتل و یا قاتلین شرعا چگونه است؟
جواب:ظاهر سؤال این است که ولیّ مقتول،به جای قصاص حاضر به قبول دیه شده و دو قاتل نیز پذیرفتهاند؛در این صورت دیه بمنزلۀ دین است.و در صورت عدم امکان پرداخت،لازم است تأخیر بیفتد تا قدرت حاصل شود.و در صورت قدرت اگر نپرداخت،و حاکم شرع نتوانست وی را اجبار کند؛مورد برای زندان حاصل میشود و در جواب از سؤال دوم باید گفت اگر زندانی شدن به منظور فرار نکردن باشد،مانعی ندارد.و در غیر این فرض مجوزی برای آن نیست.
سؤال 1992:در موردی که کسی خطاء جرحی بر کسی وارد کند،آیا مانند قتل خطایی دیۀ آن بر عاقله است یا نه؟
جواب:جرح مراتب متعدده دارد.یک مرتبهاش موضحه است که در آن و بالاتر از آن در صورت خطا دیه بر عاقله است.و در مادون موضحه،دیه در مال خود جانی است اگر چه خطایی باشد.و مراد از موضحه،جراحتی است که پردۀ روی استخوان را پاره کرده و سفیدی استخوان نمایان شده باشد.
سؤال 1993:تصادفی در اثر بیاحتیاطی رانندهای،در سال 74 رخ داده،جلسه دادگاه در سال 75 برگزار شده و حکم دیه افرادی که در این صحنه زیان دیدهاند،توسط دادگاه مشخص شده(ناگفته نماند که قیمت یک نفر شتر در سال 74 حدودا 22000 تومان بوده و حال اینکه در سال 75 حدودا 42000 تومان است)نظر حضرتعالی در این خصوص که آیا بایستی دیه افراد را با سال 74 سنجید یا با تاریخی که حکم دیه صادر شده است؟
جواب:در دیه عین مال،مثل طلا یا نقره یا شتر تعیین میشود که هنگام پرداخت،عین آن یا قیمت روز،تعیین میگردد.مگر اینکه قبلا روی قیمت آن مصالحه،صورت گرفته باشد.
سؤال 1994:موارد پرداخت دیه از بیت المال را مرقوم فرمایید:
ج:1-در قتل عمد و شبه عمد،اگر قاتل فرار کرد و مال نداشت،دیه بر الاقرب فالاقرب است.و با نبود قرابت بر بیت المال است و همینطور در هر قتلی که قاتل مشخص نباشد.
2-اگر اجرای حد یا تعزیر،سبب قتل شود؛دیه بر بیت المال است.
3-اگر بعد از قتل،فسق شهود ظاهر شود،دیه بر بیت المال است.
4-در قطع ید و ظهور فسق شهود،دیه بر بیت المال است.
5-اگر اهل ذمه مرتکب جنایت موجب دیه شوند و مالی نداشته باشند،دیه بر بیت المال است که مشروط به پرداخت جزیه است.
6-در مواردی که دیه بر عاقله است و عاقله وجود ندارد یا از پرداخت آن عاجز است.
7-در موردی که قاضی شرع،مطابق موازین شرعیه حکم کند و پس از اجرای آن خطای او معلوم شود؛دیه بر بیت المال است.
سؤال 1995:چندین نفر همزمان به شخصی تیراندازی کردهاند و آن شخص بوسیله یک یا چند گلوله کشته شده است امّا معلوم نیست تیر کدام یک از تیراندازان به او اصابت کرده است،امّا قدر مسلم تیر یکی از این چند نفر بوده است،حکم قضیه چگونه است؟
جواب:در فرض سؤال،حاکم شرع با قرعه قاتل را معین و ملزم به پرداخت دیه میکند و احتیاط در ترک قصاص است.
سؤال 1996:چند نفر جمعا شخصی را به قتل رساندهاند.و پزشک قانونی تشخیص داده که ضربۀ معینی که به جای معین مقتول اصابت کرده،موجب قتل او شده است.حال اگر معلوم باشد آن ضربۀ معیّن توسط چه کسی وارد شده،آیا همۀ ضاربین قصاص میشوند یا کسی که ضربۀ کاری را زده است؟
جواب:در فرض سؤال،اگر عرفا قتل مستند به کسی باشد که ضربه کاری را زده است.او قصاص میشود و نمیتوان بقیه را قصاص نمود.
سؤال 1997:در یک درگیری،شخصی بدون اینکه کسی به او ضربهای بزند،در اثر سکته از دنیا رفته است.و پزشک قانونی تشخیص داده است که 15%سکته،در اثر درگیری بوده است.
حال مسئول قتل این فرد کیست؟و چه کسی باید دیه او را بدهد؟
جواب:در فرض سؤال،اگر عرفا قتل مستند به افراد درگیر باشد،باید دیه کامل یک مرد را بدهند.
سؤال 1998:اگر چند نفر در ضرب و جرحی مداخله داشته باشند،بدون اینکه مشخصا معلوم باشد که هر کدام چه عملی انجام دادهاند،تکلیف در صدور حکم چگونه است،آیا تساوی
است یا چیز دیگر؟
جواب:بلی،در فرض مزبور دیۀ مفسده را باید همه بالتساوی و با تصالح بپردازند.
سؤال 1999:آیا به فتوای حضرتعالی دایرۀ ولیّ قهری بر مولی علیه صرفا ناظر بر حقوق مالی است و یا اطلاق داد؟به عبارت دیگر آیا ولی قهری در حق قصاص نفس و عضو،از باب ولایت میتواند قاتل و جانی را عفو کند؟و یا این که لزوما غبطۀ صغیر در اخذ دیه است و بدون اخذ آن مجاز به عفو نیست؟در صورتی که غبطۀ صغیر و مولی علیه در اخذ دیۀ نفس و عضو باشد.با اخذ آن از جانی،آیا او به اعتبار ولایت،میتواند هر گونه دخل و تصرفی را در سهم مالی مولی علیه گرچه به نفع خود،انجام دهد؟
جواب:ولایت در مثل حق قصاص یا عفو یا بخشش دیهای که حق صغیر است،ثابت نشده و مشکل است.بلی،اگر ولی مصلحت صغیر را اخذ دیه بداند، بعید نیست که در این صورت بتواند دیه بگیرد.و دخل و تصرف ولی که اب و جدّ باشند در مالی مولّی علیه نباید مفسده داشته باشد.بلکه احتیاط آن است که مصلحت داشته باشد.و اگر تصرف به نفع ولی باشد،اما برای مولّی علیه مفسده داشته باشد؛مسلّما جایز نیست.و با عدم مصلحت خلاف احتیاط است.و در خصوص قیّم منصوب از طرف اب و جدّ ظاهرا رعایت مصلحت معتبر است.و عدم مفسده،کفایت نمیکند.
سؤال 2000:اگر زنی به عمد کشته شود و دارای فرزندی صغیر باشد،آیا پدر او میتواند از جانب فرزند صغیر خود و به عبارت صحیحتر ولایتا از سوی او از قصاص بگذرد و قاتل را عفو کرده،یا دیه از او اخذ کند؛اگر ولیّ قهری(پدر-جد پدری)ولایت بر قصاص یا عفو از قصاص از جانب صغیر نداشته باشد؛تکلیف قاتل تا رسیدن صغیر به سن بلوغ چیست؟
جواب:در فرض سؤال،پدر نسبت به عفو یا اخذ دیه یا قصاص ولایت ندارد.
و باید از قاتل کفیل مطمئن یا دیۀ مشروط بگیرند و او را آزاد کنند.تا صغیر بعد از
کبیر شدن به هر نحو بخواهد عمل کند و در صورت عدم امکان یکی از این دو، ولیّ صغیر یا حاکم شرع طبق مصلحت صغیر،تصمیم گرفته و عمل کند.
سؤال 2001:آیا پدر یا جد پدری و یا قیم صغیر،میتوانند در مورد صدمات و جراحاتی که به وی وارد میشود و با رعایت غبطۀ صغیر.اعلام رضایت کنند؟و یا این که باید منتظر ماند تا صغیر به سن رشد برسد؟
جواب:بخشیدن دیۀ جنایت وارده بر صغیر از طرف ولیّ،جایز نیست.مگر اینکه از مال خودش به مقدار دیه،به صغیر بدهد،بلی،پدر یا پدر بزرگ اگر مصلحت صغیر را در عفو و رضایت بداند،میتواند رضایت دهد.
سؤال 2002:شخصی برادر خود را که دو فرزند صغیر داشته است،کشته است و اولیای دم یعنی پدر و مادر رضایت دادهاند و همسر هم نمیتواند طلب قصاص کند و جدّ پدری بچههای مقتول ولایتا از طرف بچهها گذشت کرده است،با این وضع در مورد قصاص یا اخذ دیه چه میفرمایید؟
جواب:جد پدری نمیتواند ولایتا از حق قصاص بچههای صغیر گذشت کند، و لازم است تا بعد از بلوغ بچهها صبر کنند.
سؤال 2003:آیا پدر و جد پدری ولایت دارند تا حق کودک در مورد دیۀ صدمات وارده به او و ضرب و جرح،یا فحاشی و اهانت به او را ببخشند؟
جواب:در صورتی که مصلحت کودک،لحاظ نشود؛پدر و جد حق گذشت ندارند.
سؤال 2004:شخصی که فرزند صغیری دارد فوت کرده است.پدر او مقداری از خانه وی را تصاحب کرده،و قرضهای او را از مال خود داده است،آیا این کار او صحیح است؟و آیا فرزند صغیر متوفی،میتواند هنگام بلوغ اصل دین پدر را انکار کرده و کلّ منزل را از پدر بزرگ خود مطالبه کند؟
جواب:اگر پدر آن مرحوم به عنوان ولایت پدری سهمی از خانه را تملک کرده است،یعنی به ملک خود در آورده و پول آن را بابت قرض پسرش داده،و
دین او را ادا کرده است و جهت ادای دین او راهی جز این نبوده است،عمل او صحیح است.و چون پدر بزرگ ولایت داشته و تصرفات او مطابق وظیفه شرعی و به منظور ادای دین متوفی بوده است،وجهی برای منکر شدن فرزند متوفی نمیباشد.بلی اگر او در اصل مقروض بودن متوفی شک دارد یا آن را انکار کند، پدر بزرگ باید مدیون بودن متوفی را ثابت کند.
سؤال 2005:مرسوم است که فردی را تحت عنوان قیم برای صغار،نصب میکنند.آیا قیم حق عفو و گذشت و تخفیف دیه را دارد یا خیر؟
جواب:در مورد قصاص و دیه چنین حقی را ندارند.
سؤال 2006:کارگری که در کارگاه کار میکرده است.به دلیل پریدن تکه آهن در چشم او کور شده است.و چشم مصنوعی برای او قرار دادهاند و تمام هزینۀ معالجه را کارفرما داده است.آیا کارفرما،باید دیۀ چشم او را بپردازد؟و اگر شرکت بیمه مقداری از آن را بدهد،چه حکمی دارد؟
جواب:در فرض سؤال،اگر کارفرما از اول ضمانت این قبیل حوادث را به عهده نگرفته و با کارگر شرط ضمان نکرده،دیه ندارد.ولی اگر شرط ضمان کرده یا وقوع این حادثه مستند به کارفرما باشد و عرفا او را مقصر بدانند،دیه دارد.و دیۀ یک چشم پانصد دینار طلا یعنی پانصد مثقال طلای سکهدار است به مثقال شرعی که هر مثقال 18 نخود میباشد.و در این صورت هر مقدار آن را بیمه پرداخت، محسوب میشود و بقیه به عهدۀ کارفرما است،ضمنا هزینه درمان و معالجه،به عهدۀ کارفرما نیست.مگر این که قانون کار تصویب کرده باشد.و کارفرما ملتزم به آن شده باشد.که در این صورت لازم است طبق تعهدش عمل کند.
سؤال 2007:شخصی نسبت به دیگری کاری انجام میدهد که یا نوعا کشنده است،مثل
سم مهلک دادن،یا نوعا کشنده نیست،مثل ایراد جرح جزئی به بازوی دیگری،در هر حال طرف مقابل به بیمارستان منتقل میشود.و پزشک از انجام وظیفه و تخلیۀ مواد سمی-در فرض اول-خودداری میکند.و یا با سهلانگاری و به کار بردن مواد و ابزار آلوده و غیر بهداشتی،-در فرض دوم-موجب ایجاد عفونت و تسری آن و قطع عضو یا مرگ مجروح میگردد.در دو فرض مذکور چه کسی قاتل است؟نوع قتل چیست؟در صورتی که پزشک و ضارب هر دو مسئول باشند،میزان مسئولیت هر کدام چگونه است؟
جواب:در فرض اول که کار انجام شده نوعا کشنده است،قتل،عمد محسوب میشود.گرچه قصد قتل نداشته باشد.و در فرض دوم قتل،مستند به ضارب نیست بلکه عرفا پزشک مسئول است.
سؤال 2008:در صورتی که نجات غریق که وظیفۀ امداد دارد،از نجات شخص غریق امتناع ورزد،و آن شخص غرق شود،آیا مسئولیتی متوجه نجات غریق خواهد بود یا خیر؟
جواب:از نظر مخالفت وظیفۀ استخدامی و وظیفۀ شرعی،حفظ نفس محترمه مسئولیت کامل دارد؛امّا از نظر قصاص و دیه مسئولیتی ندارد.
سؤال 2009:شخصی در اثر سوختگی به بیمارستان منتقل میشود و پزشک معالج در انجام معالجه کوتاهی میکند و شخص مصدوم فوت میکند.پزشک قانونی اعلام میکند میزان سوختگی به حدی بوده است که در نهایت منجر به فوت میشده است.امّا سهل انگاری پزشک باعث گردیده بیمار زودتر فوت کند.آیا در این فرض مسئولیتی متوجه پزشک میباشد یا خیر؟
جواب:جواب همان جواب مسألۀ سابق است.
سؤال 2010:تعمیرکار یا نمایندگی مجاز،بخاری گازی را در منزل شخصی بدون رعایت اصول ایمنی یا با نقص فنی یا بدون دودکش نصب میکند.و در نتیجۀ استفاده از آن تمام اعضای خانواده در اثر گازگرفتگی،فوت میکنند.و اولیای دم از مقصر شکایت میکنند.در صورتی که نمایندگی یا تعمیرکار،نقص فنی یا عدم رعایت اصول ایمنی را به صاحب خانه
اطلاع و تذکر داده یا نداده باشد،مسئولیت متوجه چه کسی است؟در هر حال چه نوع قتلی اتفاق افتاده است؟
جواب:اگر این نحو عدم رعایت غالبا کشنده باشد،به طوری که فوت افراد مستند به تقصیر و تفریط تعمیرکار بوده،ظاهرا حکم قتل عمد را دارد،گرچه قصد قتل در کار نبوده است.و در صورت عدم غلبه که گاهی منجر به فوت میشده،و بیاعتنایی و تقصیر تعمیرکار سبب شده،حکم شبه عمد را دارد.مگر اینکه عدم رعایت اصول فنی را به اطّلاع صاحب منزل رسانده باشد.و اگر تعمیرکار جاهل به اصول فنی بوده و هیچگونه تقصیر و تفریطی در بین نبوده،حکم خطایی دارد.
و اگر نقص فنی اصلا قابل پیشبینی نبوده و تقصیر و تفریطی در کار نبوده،کسی ضامن نیست.
سؤال 2011:کارگری در کارخانه دستش لای دستگاه رفته و قطع شده،آیا کارفرما ضامن است یا خیر؟
جواب:کارفرما ضامن نیست.مگر در صورتی که کارخانه برای استخدام مقرراتی در این باره داشته باشد،که اگر استخدام مطابق مقررات بوده،باید بر طبق آن عمل شود.
سؤال 2012:کارخانه پتروشیمی بر خلاف اصول بهداشتی و امنیتی،ضایعات و سموم خطرناک خود را،جهت صرفهجویی در هزینه،در برکۀ آبی در حوالی کارخانه تخلیه میکند و چند کودک بدون اطلاع در آنجا شنا میکنند و دچار مسمومیت میشوند و بعد از مدتی فوت میکنند،آیا مسئولیتی متوجه کارخانه میباشد یا خیر؟
جواب:در فرض سؤال،اگر زمین مذکور،مربوط به خود کارخانه باشد؛هیچ گونه مسئولیتی متوجه کارخانه نیست.
سؤال 2013:کارگری در حین عبور از راه پله ساختمانی که در آن کار میکردهاند،سقوط کرده،و بر اثر ضربۀ مغزی فوت کرده است.از نظر مقررات ادارۀ کار نصب نرده در راه پلههای ساختمانی جهت جلوگیری از سقوط کارگران،وظیفه کارفرما است،آیا در این گونه موارد
کارفرما ضامن دیۀ مقتول میباشد یا خیر؟
جواب:اگر سقوط مستند به بیتوجهی و تقصیر خود کارگر باشد،کسی ضامن نیست.و اگر مستند به تقصیر و تفریط و بیتوجهی کارفرما باشد،کارفرما ضامن دیه است.و اگر مستند به طرفین باشد نصف دیه بر عهده کارفرما است.و در صورت شبهه،با تصالح مسأله را خاتمه دهند.
سؤال 2014:شخصی در حین نزاع به دیگری جراحتی وارد کرده،که نوعا کشنده نیست.و در صورت مراجعه به پزشک و مداوا زخم بهبود مییابد(مثلا یک بند انگشت او را قطع کرده) امّا شخص مجروح عامدا به پزشک مراجعه نمیکند و به مداوا نمیپردازد.(یا به علت فقر و نداشتن هزینه درمان یا به علت بیمبالاتی و سهلانگاری یا بر اثر لجاجت و غیره)در نتیجه موضع جراحت،دچار عفونت و سرایت به نقاط دیگر بدن شده و در نهایت منجر به مرگ شخص میگردد.در فرض مسأله آیا ضارب مرتکب قتل عمد گردیده و باید قصاص شود؟یا این که چون قصد نتیجه قتل را نداشته،شبه عمد است؟یا اساسا قتل منتسب به او نبوده و تنها باید نسبت به جراحت،محکوم به قصاص یا دیه شود؟
جواب:در فرض سؤال که جرح موجب قتل نشده،و ضارب هیچ تقصیری در عدم مراجعه مجروح به پزشک نداشته،و قتل صد در صد منتسب به خود مجروح و تقصیر او میباشد.ضارب قصاص نمیشود.و تنها نسبت به جراحت،محکوم به قصاص یا دیه میشود.بلی اگر احراز شود که فوت مستند به جراحت وارده است.ضارب ضامن دیۀ قتل میباشد.
سؤال 2015:در ضرب و جرح عمدی،اگر مجنی علیه قبل از مرگ،جانی را از قصاص نفس عفو کند،سپس همان جنایت سرایت کند و موجب مرگ مجنی علیه شود؛آیا حق قصاص نفس ساقط میشود،یا اینکه ولیّ دم میتواند قصاص را مطالبه کند؟و آیا اصولا
مجنی علیه حق چنین عملی را دارد؟
جواب:به نظر این جانب اگر مجنی علیه از جنایت فعلی و سرایت آن،گرچه منجر به مرگ او شود،عفو کند.حق قصاص ساقط میشود.و ظاهرا مجنی علیه چنین حقی را دارد.
سؤال 2016:رانندهای مقصر با عابر پیادهای تصادف میکند.و به بهانۀ انتقال به بیمارستان،بیمار را سوار میکند.امّا از ترس و برای فرار از مجازات او را در بیابان و دور از دسترس مردم رها میسازد.و مصدوم به علت خونریزی و عدم کمک و مراقبت در همان محل فوت میکند.آیا این قتل عمد است یا شبه عمد؟
جواب:قتل مزبور شبه عمد است.
سؤال 2017:در حادثۀ تصادف در شب بین پیکان سواری و موتورسیکلت رانندۀ موتورسیکلت فوت میکند کارشناس هر دو را به میزان پنجاه درصد مقصر میداند.زیرا رانندۀ موتور چراغ نداشته و با بیاحتیاطی و عدم رعایت مقررات،رانندگی میکرده و راننده پیکان نیز به علت عدم توجه به جلو و سرعت زیاد،مقصر بوده است.در فرض مسأله،حکم آن چگونه است؟در همین فرض اگر تقصیر یکی از دو نفر بیشتر باشد،ولی نتوان علت و سبب اصلی تصادف را به طور کامل و تمام به یکی از آنها منتسب دانست،زیرا قسمتی از علت تصادف به طرف مقابل منتسب است،حکم مسأله چگونه است؟
جواب:در هر دو فرض،نصف دیه به عهدۀ پیکان و نصف به عهدۀ موتور سوار است.
سؤال 2018:در یک حادثۀ رانندگی پیکان سواری با یک کامیون تصادف کرده و در وسط جاده متوقف شده است.بلافاصله یک اتوبوس از پشت سر با پیکان تصادف میکند.در حادثۀ اول رانندۀ پیکان مقصر شناخته شده،و در حادثۀ دوم رانندۀ اتوبوس،در هر حال تمام سرنشینان پیکان فوت میکنند.و به درستی معلوم نیست علت فوت تصادف اول بوده است یا دوم.حکم قضیه چگونه است؟
جواب:ظاهرا نصف دیهها به عهدۀ راننده اتوبوس است.و نصف آنها به عهدۀ راننده پیکان.
سؤال 2019:در اثر یک سانحه،سرنشینان یک اتومبیل کشته شدهاند،آیا دیۀ مسافران به عهدۀ راننده است؟با توجه به این که راننده نیز کشته شده،آیا ورثۀ وی باید دیۀ مسافران را بپردازند؟
جواب:در فرض سؤال،اگر قتل سرنشینها مستند به راننده نباشد،کسی ضامن نیست.و اگر مستند به تقصیر راننده باشد،(راننده مقصّر باشد)دیه بر راننده است، که از اصل مال وی پرداخت میشود.و اگر مستند به او باشد،ولی مقصر نباشد، دیۀ سرنشینها بر عاقلۀ راننده است.و اگر معلوم نیست،مسأله را با مصالحه خاتمه دهند.
سؤال 2020:شخصی با اصرار زیاد از موتور سواری خواهش میکند که مرا ردیف خود سوار کن؛او هم به ردیف خودش سوار میکند و مقدار زیادی او را میبرد؛یک مرتبه موتور سوار متوجه میشود که ردیف او افتاده و در اثر افتادن فوت کرده،آیا این قتل مربوط به موتور سوار میشود،که ورثۀ مقتول،دیۀ او را از موتور سوار بگیرند یا نه؟
جواب:در صورت مفروضه که آن شخص خواهش کرده،چنانچه موتور سوار در رفتن و حفظ بیاحتیاطی نکرده؛ظاهرا ضمان ندارد و چیزی بر او نیست.
سؤال 2021:در مواردی که در اثر تصادف،شخصی کشته میشود و کاردانهای فنّی تقصیر را صد در صد با مقتول میدانند،و از گفتۀ آنان نیز اطمینان حاصل میشود.آیا دیه تعلق میگیرد یا خیر؟و بر فرض تعلق بر قاتل است یا بر عاقله؟
جواب:در فرض سؤال،اگر تصادف به نحوی باشد،که راننده هیچگونه تقصیری نداشته و جلوگیری از تصادف ممکن نبوده است،نه عاقله ضامن است و نه راننده.ولی اگر جلوگیری از تصادف ممکن بوده و راننده جلوگیری نکرده، راننده قاتل است.هر چند مقتول نیز تقصیر کرده باشد.و دیه یا قصاص متوجۀ او است.
سؤال 2022:شخصی که با گاری دستی کار میکرده است.در اثر تصادف با یک ماشین سواری از دنیا میرود،آیا دیه تعلق میگیرد؟
جواب:اگر در تصادف راننده مقصر بوده،و با احتیاط رانندگی نکرده؛باید دیه بدهد.و حکم قتل شبه عمد را دارد.اما اگر راننده مقصر نبوده،بلکه شخص متوفی مقصر بوده است،راننده ضامن نیست.و اگر هیچ یک مقصر نباشند،قتل خطایی است و دیه دارد.و دیه بر عهدۀ عاقله راننده است.و در صورت جهل به خصوصیت مصالحه کنند.
سؤال 2023:گاهی راننده بین دو محذور قرار میگیرد که یا با ماشین روبرو شود و تصادف کند،در نتیجه خودش کشته یا مجروح میشود،یا به عابر در پیادهرو تصادف کند.بناچار دومی را انتخاب میکند،آیا قتل عمد محسوب میشود یا شبه عمد؟
جواب:علی الظاهر از مصادیق قتل شبه عمد میباشد.
سؤال 2024:در تصادفی که فردی کشته شده است،و دادگاه دیۀ قانونی برای ورثه مقرر کرده است؛لکن ورثۀ آن مرحوم تردید دارند که با گرفتن آن،روح مرحوم ناراحت و معذّب باشد.لطفا وظیفه را بیان کنید؟
جواب:اگر قاتل فرد متمکن و پولداری است،دیۀ را از او گرفته و چنانچه بخواهند در خیرات برای آن مرحوم صرف کنند.و اگر فرد مستضعفی است،به نیت احسان به مقتول دیه را به او ببخشد.
سؤال 2025:در تصادف کارشناس رانندگی هر یک از طرفین را به میزان خاصی مقصر میداند؛مثلا یکی 20%و دیگری 80%،آیا این موجب میشود که دیه،به نسبت به درصد تقصیر،حساب شود یا تنصیف میشود؟
جواب: هرگاه حادثه مستند به هر دو طرف باشد،هر یک ضامن نصف دیه میباشند.
سؤال 2026:شخصی در تصادف سرش صدمه میبیند و جمجمۀ آن میشکند.که در اثر
آن نیمی از بدن و دست و پای چپ فلج میشود،آیا علاوه بر دیۀ شکستگی استخوان سر،در رابطه با نقص دست و پا هم باید دیه داده شود؟
جواب:در مورد سؤال،علاوه بر دیۀ شکستگی استخوان سر،دیه فلج دست و پا نیز باید داده شود.
سؤال 2027:در اثر تصادف،خونریزی داخلی،در اثر صدمه دیدن طحال،بوجود آمده که با عمل،طحال خارج شده و پزشکی قانونی نقص عضو را 30%اعلام کرده است،آیا علاوه بر دیۀ طحال،دیه 30%را هم باید به مصدوم داد؟
جواب:در فرض مذکور فقط دیۀ طحال ثابت است.و نواقص قهری حاصله از برداشتن طحال،دیۀ جداگانه ندارد.
سؤال 2028:در تصادفی استخوان ران یک نفر از چند نقطه شکسته است.با چند عمل جراحی و پرداخت هزینۀ سنگین شکستگی ترمیم یافته،آیا مقدار دیه همان مقدار مذکور در کتب فقهی است؟یا این که با توجه به وضع موجود و هزینههای گران درمانی فرق میکند؟و آیا مخارج درمانی به عهدۀ جانی است یا مجنی علیه؟
جواب:در فرض سؤال،غیر از دیۀ مقرره،چیز دیگری ثابت نیست.
سؤال 2029:پسر بچه 11 سالهای در اثر تصادف با ماشین،مضروب و مجروح گردیده،که موارد جرح به شرح زیر میباشد:
1-پوست و گوشت قسمت زیادی از ماهیچۀ ساق پا و ران مجروح و له گردیده(در حدی که گوشتهای جدا شده از پا به زمین ریخته).
2-باعث خورد شدن و قطعهقطعه شدن کاسۀ زانو و مفصل گردیده است.
3-بعضی از اعصاب و رگهای زیر زانو و ماهیچهها که در سلامت و حرکت پا نقش دارند (در حد پاره شدن است).
4-صفحۀ رشد ما بین مفصل زانو(که از سنین کودکی الی 18 سالگی باعث قد کشیدن و رشد استخوان ساق پا و ران میشود)از بین رفته،و در نتیجه این پا کوتاه میماند.و پای دیگر رشد طبیعی خود را دارد.
نهایتا پس از جراحیهای مکرر و پیوندهای لازم،پای مصدوم کج و کوتاه و زانویش بیحرکت و مقداری خمیده مانده که طبق نظریۀ پزشکی قانونی در مجموع و شرایط فعلی 65 درصد نقص عضو(نسبت به ارزش عضوی)ایجاد شده است.
خواهشمند است مقدار دیه و یا ارش را که شخص ضارب و مقصر نسبت به موارد فوق باید بپردازد بیان فرمایید:
5-جهت ترمیم گوشت و پوست پای مصدوم،از پای دیگرش گوشت و پوست برداشته و پیوند زدهاند،آیا پای سالم هم که تکهبرداری شده و اثراتش باقی است،ارش دارد؟
جواب:در فرض سؤال که ظاهرا عوارض حاصله با یک ضربه پیش آمده است، دیۀ خورد شدن و شکستن پا که معیوب مانده است،ثلث دیۀ پا میباشد(حدود 166/3 دینار طلای مسکوک که هر دینار 18 نخود است)و نسبت به سایر جراحات و اثری که روی پای دیگر مانده،بهتر است با تصالح مسأله را خاتمه دهند.
سؤال 2030:مقصود از عاقله که در بعض موارد باید دیه را بدهد کیست؟
جواب:عاقله عبارت است از مردان بالغ عاقل،از خویشاوندان پدری جانی یا قاتل،مانند برادرها،برادرزادهها،و عموها و عموزادگان.و بنابر اقوی پدر و جد پدری و اولاد قاتل نیز از عاقله محسوب میشود.ولی بچه و زن به طور کلی و مجنون جزء عاقله نیستند و اگر کسی عاقله ندارد،یا عاقلۀ او تمکن مالی ندارند، دیه بر عهدۀ خود او است.
سؤال 2031:در مورد قتل،یا بعض جنایات خطایی که دیه بر عاقله است،آیا این حکم شامل همۀ موارد خطا میشود یا خیر؟
جواب:در مواردی که قاتل یا جانی اقرار به قتل یا جنایت خطایی کند،دیه بر عاقله نیست.بلکه بر خود قاتل یا جانی است.و نیز اگر قاتل یا جانی قتل یا جنایت را به مال دیگر غیر از دیه،صلح کند،ذمّه خودش مشغول میشود و به عاقله مربوط نیست.
سؤال 2032:اگر بعض افراد عاقله عاجز از پرداخت دیه باشد،وظیفه چیست؟
جواب:در فرض سؤال،دیه بر متمکن از عاقله است.
سؤال 2033:در مواردی که دیه بر عهدۀ جانی است،اگر وی قادر بر پرداخت آن نباشد چه حکمی دارد؟آیا بر عهدۀ عاقله است یا بر ذمّه خود جانی میماند،تا تمکن پیدا کند؟
جواب:در فرض سؤال،چنانچه به اقرار ثابت شود،دیه بر عاقله نیست.بلکه بر خود جانی است و حکم سایر دیون را دارد.پس اگر قدرت دارد کار کند و به تدریج بپردازد.وگرنه چیزی بر او نیست و معذور است.
سؤال 2034:دیۀ جنایات مجنون و بچۀ غیر بالغ بر عهدۀ کیست؟
جواب:بر عاقله است.
سؤال 2035:شاخۀ درختی قبلا پوسیده بوده،در حیاط مسجدی در اثر باد افتاد و بچهای فوت شد،دیۀ او به عهده کیست؟
جواب:در فرض سؤال،وجهی برای ضمان دیه به نظر نمیرسد.
سؤال 2036:فرماندهای به علت عدم آگاهی،به افراد خود گفته:در منطقه مین وجود ندارد و افراد به محل رفتهاند.مینی منفجر شده و تعدادی از افراد نظامی کشته و مجروح شدهاند.آیا این فرمانده ضامن دیۀ مقتولین و مجروحین میباشد؟
جواب:اگر افراد به اعتماد حرف فرمانده رفتهاند،و فرمانده آنان را مغرور کرده،به طوری که قتل و جرح مستند به فرمانده باشد،فرمانده ضامن دیه است و فرقی نمیکند که فرمانده معتقد بوده در منطقه مین وجود ندارد یا مردّد بوده است.
و الاّ کسی ضامن نیست.
سؤال 2037:تیری به پهلوی راست کسی اصابت کرده و به مقدار کمی زیر پوست وارد شده و بعد خارج شده است.پزشک قانونی میگوید:هیچ آسیبی به احشاء و امعاء وارد نشده است، سؤال این است که دیه آن چه مقدار است،جائفه است یا نافذه؟یا باید ارش گرفت؟
جواب:در فرض سؤال که تیر به داخل بدن وارد نشده و فقط زیر پوست وارد و خارج شده جائفه و نافذه نیست و باید ارش بدهد.
سؤال 2038:کور کردن چشم ناظر صحنه قتل و همینطور حبس آمر به قتل و ممسک مقتول،آیا حق اولیای مقتول میباشد تا متوقف بر مطالبه باشد،یا اینکه حکم است؟
جواب:ظاهر این است که این امور نیز حق ورثۀ مقتول میباشد و حکم قصاص را دارد.یعنی اجرای آن موقوف به مطالبه آنها است.
سؤال 2039:لطفا معنای ارش را توضیح دهید؟
جواب:ارش یعنی تفاوت قیمت،بدین نحو که شخص مجروح را فرض کنند که اگر بنده و قابل فروش بود،تفاوت قیمت قبل از جراحت و بعد از جراحت وارده چقدر بود،به همین نسبت بپردازند،و چون در حال حاضر امکان چنین ارزیابی وجود ندارد،حاکم شرع باید به نظر خودش و با مشورت کارشناسان مورد اعتماد،دیه را تعیین کند.یا با تصالح مسأله را خاتمه دهد.
سؤال 2040:لطفا راههای رفع ضمان عوارض ناشی از درمان،در امر پزشکی را به صورت کلی بیان فرمایید.
ج:1-اگر پزشک با بیمار یا با ولیّ او(در صورتی که بیمار غیر بالغ یا بیهوش باشد)شرط عدم ضمان کند؛و در عین حال کوتاهی و تقصیر در معالجه نکند.و با دقت و احتیاط عمل کند،مسئول نیست.
2-اگر پزشک دارویی را تعریف کند و مصرف آن را به اختیار خود بیمار بگذارد،مسئول نیست.
3-اگر پزشک بگوید؛فلان دارو برای فلان درد خوب است،یا بگوید اگر فلان درد را داری،فلان دارو برایش خوب است؛که بیمار به اختیار و فهم خود دارو را با درد خود منطبق بداند و مصرف کند،پزشک در برابر عوارض آن مسئول نیست.
4-اگر پزشک نسخه نوشت،و امر به مصرف دارو کرد،به نحوی که بیمار از خود اختیاری نداشت و به اعتماد دستور پزشک دارو را تهیه و مصرف کرد(که سبب اقوی از مباشر باشد)در این فرض،پزشک مسئول عوارض و خسارات است.مگر اینکه شرط عدم ضمان کند؛و در عین حال دقت و احتیاط لازم را بعمل آورد.(نوع معالجات از این قسم میباشد.ولی شرط عدم ضمان نمیکنند).
5-اگر پزشک با دست خود به بیمار دوا بدهد،یا آمپول تزریق کند مسئول است.مگر اینکه شرط عدم ضمان کند و احتیاط لازم را بعمل آورد (1).
سؤال 2041:با توجه به اینکه ممکن است جان بیمار به طور اورژانس(فوری)در خطر باشد،و زمانی جهت تعیین حساسیت فرد به دارویی خاص وجود نداشته باشد،اگر با تجویز دارو،بیمار به آن حساسیت پیدا کرده؛دچار عوارض شدید و یا مرگ شود،آیا پزشک معالج در قبال این عوارض،مسئولیتی خواهد داشت؟
جواب:اگر تجویز دارو در حد اظهار عقیده و بیان تشخیص پزشک باشد،به اینکه بگوید به نظر من فلان دارو مفید است و اختیار مصرف را با خود مریض،یا ولیّ او بگذارد،در این صورت پزشک مسئول نیست.و اگر پزشک با دست خود به مریض دارو بدهد،یا آمپول تزریق کند.یا امر کند که فلان دارو را مصرف کنید و به گفته او اعتماد کنند(که متعارف چنین است)به نحوی که در صورت رخ دادن عارضه،آن عارضه مستند به پزشک باشد،در این صورت که پزشک مسئول است.مگر اینکه شرط کند که اگر عارضهای رخ داد ضامن نباشد؛و در عین حال دقت و احتیاط لازم را انجام دهد که در این صورت مسئول نیست.
سؤال 2042:اگر با توجه به علوم امروزی،امکان تعیین حساسیت یک دارو وجود نداشته باشد،آیا پزشک در صورت ایجاد عارضه مسئول است؟
جواب:از آنچه در پاسخ سؤال قبلی نوشته شد،جواب این سؤال نیز روشن میشود.
سؤال 2043:اگر فرصت و امکان آزمایش،وجود داشته باشد،اما به دلایل دیگری همانند:
هزینهای که به بیمار تحمیل میشود(و احیانا وی حاضر نیست)،امکاناتی که برای ما وجود
1) 1) -قال علی امیر المؤمنین علیه افضل صلوات المصلین:«من تطبّب او تبیطر فلیأخذ البراءة من ولیّه و الاّ فهو له ضامن».(وسائل الشیعة ج 19،ص 194،باب 24 از ابواب موجبات ضمان،حدیث 1). و قال جعفر بن محمد الصّادق علیه احسن التّحیّة و السّلام:«کل عامل اعطیته اجرا علی ان یصلح فأفسد، فهو ضامن».(وسائل الشیعة،ج 13،ص 275،باب 29،از ابواب احکام اجاره حدیث 19).
ندارد،و یا وقتی که از بیمار میگیرد،آزمایشات لازم صورت نگیرد و شخص دچار عارضه نیز گردد،در این صورت آیا پزشک مسئول است؟
جواب:اگر فرصت آزمایش هست و بیمار پول دارد و پزشک آزمایش را لازم میداند،در این فرض حق مداوا و معالجه ندارد و اگر فرصت نبود یا هزینه و امکانات وجود نداشت،در صورتی که پزشک شرط عدم ضمان کند،مسئول نخواهد بود.
سؤال 2044:بطور کلی اگر(با توجه به علم امروزی)بدانیم یا احتمال بدهیم که نجات جان بیمار وابسته به مصرف دارو یا داروهای خاصی میباشد که مضرّند(و این مضرّات به احتمال قوی برای همگان رخ خواهد داد)و با تجویز پزشک،شخص دچار یک یا چند مورد از این عوارض شود،آیا پزشک مسئول است؟
جواب:در صورتی که پزشک بداند نجات جان بیمار بستگی به مصرف داروی مذکور دارد،یا گمان قوی و احتمال عقلایی قابل قبول به مفید بودن آن دارو داشته باشد،با شرط عدم ضمان،مسئول نیست.
سؤال 2045:اگر دارویی نه برای نجات جان بیمار،بلکه جهت تسکین و مداوای بیماریهایی که باعث آزار بیمار میشوند(همانند تب،خارش،درد،زخم و...)مصرف شوند و بدانیم یا احتمال دهیم که این داروها مؤثّرند؛و با توجه به اینکه اکثر داروهای مؤثّر،در کوتاه یا درازمدت دارای عوارض زیادی میباشند،در صورت تجویز پزشک و ایجاد عارضه(که گاهی بدتر از بیماری اولیه میباشد)،آیا پزشک مسئولیتی به عهده خواهد داشت؟(لازم به ذکر است شایعترین و بیشترین تجویز دارو در چنین مواردی صورت میگیرد و لذا اهمیّت فراوانی دارد).
جواب:با شرط عدم ضمان و رعایت اهم و مهمّ و با توجه دادن بیمار به عواقب احتمالی مصرف دارو،پزشک مسئول نیست.
سؤال 2046:اگر پزشک بنا به اصرار بیمار،دارویی تجویز کند و یا سایر اقدامات درمانی که مضر است انجام دهد،در صورت ایجاد عارضه،مسئول کیست؟
جواب:اصرار بیمار مجوز اقدام به معالجه نمیشود،و رفع مسئولیت نمیکند؛
و اگر پزشک اطمینان دارد که داروی مضرّ با همۀ عوارض و مضراتش برای مریض لازم است و داروی بیضرر،یا کم ضرر نیست.در این صورت با شرط برائت و عدم ضمان اقدام کند و مسئول نیست.
سؤال 2047:با توجه به گستردگی بسیار زیاد علوم پزشکی که واقعا امکان فراگیری و بخاطر سپردن تمام بیماریها و تمامی داروهایی که بر همۀ بیماریها مؤثرند،و نیز عوارض آنها وجود ندارد،اگر پزشک بخاطر فراموشی،بنا به حدس خود،چه در موارد اورژانس و چه غیر اورژانس،جهت نجات جان و یا تسکین آلات بیمار،سهوا اقدام به تجویز دارویی غیر مؤثر بر بیماری کند،که بیمار را متحمّل هزینۀ بیهوده و یا عوارض جانبی کند،در این صورت آیا پزشک مسئول و مدیون است؟(در صورتی که امکان ارجاع به متخصص دیگری هم نباشد).
جواب:در صورتی که به حدس و گمان تجویز دارو کرده و احتمال عقلایی و قوی بر مفید بودن دارو نمیداده،مسئول است.خصوصا اگر شرط برائت نکرده باشد،و اگر تجویز داروی مضر بر اثر سهو و نسیان باشد،با شرط عدم ضمان، مسئول نیست.
سؤال 2048:اگر پزشک بخاطر فراموشی انواع و علایم بیماریها(بخاطر گستردگی موضوع)،بیماری شخص را تشخیص ندهد،و لذا نداند داروی مناسب چیست؛و در نتیجه اصلا دارویی تجویز نکند؛در صورتی که بیماری تشدید و یا منجر به مرگ گردد،این پزشک در چه حدی مسئول است؟(در صورتی که امکان ارجاع به متخصص دیگری هم نباشد).
جواب:اگر پزشک علایم بیماری،یا داروها را فراموش کرده و نمیتواند تشخیص دهد،حق معالجه ندارد و مسئولیتی هم ندارد.ولی اگر علایم مرض مشترک بین چند مرض است و مرض قابل تشخیص نیست و نیاز به مصرف چند نوع دارو دارد؛تا یکی مؤثر واقع شود؛(بدون اینکه داروها و علایم بیماری را فراموش کرده باشد)در این صورت که دسترسی به پزشک متخصص نیست، میتواند با شرط عدم ضمان،مداوا کند،و با احتمال نجات جان بیمار،با شرط
برائت،لازم به اقدام است.و اگر عارضهای رخ داد،مسئول نیست.
سؤال 2049:اگر بخاطر کمبود امکانات تشخیصی کافی،تشخیص ممکن نگردد و مداوای لازم صورت نگیرد و بیماری تشدید یا منجر به مرگ شود،آیا پزشک معالج مسئول است؟
جواب:در مرحله اول لازم است بیمار را به پزشک دیگری ارجاع و راهنمایی کند.و در صورت عدم متخصّص،اگر احساس کرد که تأخیر معالجه برای بیمار خطر دارد و احتمال قوی بر تأثیر مداوا بدهد؛لازم است مداوا کند؛و با شرط عدم ضمان،مسئول نیست.
سؤال 2050:اگر تشخیص بیماری به درستی صورت گیرد؛ولی داروی مؤثر در دسترس نباشد و یا بسیار گران باشد و بیمار قادر به تهیۀ آن نباشد،آیا پزشک معالج ملزم به تهیۀ آن دارو به هر طریق ممکن برای بیمار میباشد؟
جواب:در فرض مذکور،اگر جان بیمار در معرض خطر باشد،پزشک و دیگران ملزم هستند،به نحو واجب کفایی،داروی مورد نیاز را به هر طریق ممکن تهیه کنند و بیمار را نجات دهند.
سؤال 2051:با توجه به اینکه اگر بخواهیم طبابت پزشک را با توجه به مشکلات فوق،و در صورت مواجهه،با این مشکلات،تنها در صورتی مجاز بدانیم که وی در این زمینهها دارای تخصص و تجربۀ کافی باشد؛عملا مسائل درمان با اختلال کامل روبرو خواهد شد.زیرا اولا:
هر پزشکی تا رسیدن به این تخصص و تجربۀ کافی؛باید همان مراحل اولیه را طی کند(که همان دوران بدون تجربه و تخصص است)و ثانیا:به علت جمعیت زیاد،امکانات کم، فرصتهای ناکافی و دهها علل دیگر(حد اقل در کشور ایران)نمیتوان انتظار داشت؛پزشکانی -که از ابتدا کاملا مسلط باشند-به طبابت بپردازند.با توجه به مقدمه فوق و موضوعات مطرح شده در کلیۀ سؤالهای قبل،مسائل مهم ذیل مطرح میشود:
الف-در مواردی که پزشک داروی مؤثر بر بیماری یا عوارض خطرناک آن را فراموش کرده،و فرصت و امکانات کافی جهت دسترسی به اطلاعات کافی یا پزشک متخصص دیگری نیز ندارد.
ب-مطمئن است که داروی خاصی برای بیماری مفید است،و همچنین مطمئن است و یا احتمال میدهد که در صورت تجویز آن دارو عوارضی خفیف و یا شدیدتر از خود بیماری و حتی مرگ در اثر این دارو،گریبانگیر این بیمار خواهد شد.(که البته موارد الف و ب شامل مسائل تشخیصی نیز میباشد).
آیا پزشک در این حالات میتواند مریض را به حال خود بگذارد و چنین فرض کند که:
گویا پزشکی موجود نبوده و قضا و قدر الهی هر چه باشد بر او جاری خواهد شد.و بدین ترتیب خود را در معرض خطر مؤاخذه مادی و معنوی حاصل از عوارض احتمالی و هزینههای نابجای آن قرار ندهد،و کار وی را به خداوند واگذارد که یا خود بهبودی نسبی یابد و فرصت تحقیقات بعدی فراهم گردد،و یا به تدریج دچار عوارض شدید و مرگ گردد؟
اصولا در چنین مواردی که پزشک واقعا نمیداند که برای نجات جان یا رفع تسکین آلام یک بیمار چه کاری انجام دهد؛وظیفۀ او چیست؟درمانهای بدون اطمینان و غیر قابل اعتماد؟(که ممکن است خود آنها باعث مرگ یا عوارض شدیدتر شوند)و یا عدم هر گونه اقدام درمانی؟
آیا اگر پزشک با اقدام به درمان نامطمئن،موجب خسارت و مرگ مریض گردد؛مسئول است؟
آیا اگر اقدام به هیچ درمانی نکند(با توجه به علل و توضیحات فوق)،مسئولیتی متوجۀ اوست؟
این موضوع با توجه به این نکته که گاهی،فرصت هیچگونه مشورت یا ارجاع بیمار به پزشکان متخصص و آگاه دیگری وجود ندارد،مطرح است.
(در خاتمه جهت روشن شدن موضوع،مثالی ذکر میشود:گاهی پزشکی که دارای تجربۀ کافی نیست با بیماری در حالت بیهوشی،مواجه میشود که نمیداند این بیمار در اثر کمبود یا ازدیاد قند بدنش،دچار بیهوشی شده است،در این حالت طبیعی است که درمان کاملا متناقض است و باعث اشتباه پزشک میشود.
جواب:پزشکی،مانند سایر فنون و دانشها مراتب متعدّد دارد؛و اگر طبابت و مداوا پیش از رسیدن به حد تخصّص جایز نباشد-همانگونه که در سؤال اشاره
شده-مسائل درمان با اختلال و کندی روبرو میشود.و پزشک متخصص هم پیدا نخواهد شد،با صرفنظر از لوازم مذکوره،هر پزشکی در حد معلوماتی که دارد، میتواند بیمار را با دقت معاینه و داروی مورد اطمینان و مفید را تجویز کند و برای رفع مسئولیت،شرط عدم ضمان کند.پاسخ فروع مورد سؤال به شرح ذیل است:
الف-فراموشی دارو و عوارض بیماری دو قسم است:1-پزشک میداند نام و خصوصیات داروها را و عوارض بیماریها را فراموش کرده است.2-متوجه فراموشی خود نیست و خصوصیات داروها و عوارض بیماریها را در ذهنش مخلوط کرده،که جواب این دو فرض در جواب سؤال 2047 و 2048 گذشت ملاحظه شود.
ب-اگر پزشک اطمینان دارد که داروی خاصی برای مریض مفید است و احتمال میدهد که عوارض جنبی دارد؛و یا میداند عوارض سبک جنبی دارد؛ باید مریض را مداوا کند،و شرط عدم ضمان کند.و اگر احتمال میدهد که دارو مفید است و احتمال عوارض نیز میدهد؛ولی عوارض جبرانپذیر است،با شرط عدم ضمان میتواند بیمار را درمان کند و مسئول نیست.و در این دو صورت اگر امکان ارجاع به پزشک دیگر نیست و مداوا نکردن برای بیمار خطر دارد،بر پزشک واجب است مداوا کند؛و شرعا نمیتواند او را به حال خود واگذارد،و جهت رفع مسئولیت،شرط عدم ضمان کند و اگر اطمینان دارد که عوارض جنبی دارو شدید و خطرناک است،حق مداوا ندارد و اگر مداوا کند مسئول است.و در این صورت،شرط عدم ضمان هم رفع مسئولیت و ضمان نمیکند.
اما راجع به قسمت آخر سؤال،باید گفت:در هر موردی که پزشک دیگری نیست،و پزشک اطمینان دارد که اگر مریض را به حال خود واگذارد میمیرد،و از سویی مرض و بیماری را،یا دارو را صد در صد تشخیص نمیدهد،باید بیمار را با داروهایی که احتمال میدهد مفید است مداوا کند و برای رفع مسئولیت،شرط عدم ضمان کند.
سؤال 2052:در صورتی که داروهای کاملا مؤثر،به هر علتی در دسترس نباشد،آیا پزشک میتواند داروهایی را که احتمال میدهد،مؤثر باشند،تجویز کند؟در صورت عدم موفقیت،آیا پزشک در قبال عوارض احتمالی این داروها و یا هزینۀ بیهودهای که بر بیمار تحمیل شده، مسئول و مدیون است؟
جواب:با احتمال مؤثر بودن داروهای موجود و اهمیت مداوا،میتواند تجویز دارو بکند و با شرط عدم ضمان،مسئول نیست.
سؤال 2053:گاهی اوقات(مثل برخی عفونتهای نه چندان مهم)پزشک جهت تسریع بهبودی بیمار،یا اطمینان از اینکه داروی تجویزی وی بسیار قوی است و در مورد خیلی از عفونتها میتواند مؤثر باشد،و یا به خاطر اینکه از هزینۀ درمان بیمار و مراجعات مکرر وی بکاهد،اقدام به تجویز داروهایی میکند که ضررهای آنها کاملا شدید بوده و به اثبات رسیده است؛و این در حالی است که شاید بتوان از طریق داروهای دیگر که ضرر بسیار کمتری دارند (ولی ممکن است با عدم اطمینان کامل و هزینۀ زیادتر همراه باشند)بیمار را معالجه کرد،با چنین فرضی،بهترین کار چیست؟انتخاب راه سریع و پرخطر یا راه کم خطر و احیانا نامؤثر؟
جواب:بستگی به تمیز و تشخیص پزشک دارد،هر یک از دو راه را که بهتر دانست،انتخاب کند.
سؤال 2054:در برخی بیماریها(همانند فشار خون بالا،به علت عوامل ناشناختۀ ایجاد کنندۀ آن)،طبق روش معمول(که اجرای آن طبق علوم روز ضروری است)،یک یا چند دارو، بکار برده میشود،و در صورت عدم تأثیر،داروهای دیگری بکار برده میشود،الی آخر.با توجه به اینکه این داروها از یک طرف،در همۀ افراد مؤثر نیستند و ممکن است نسبت به شخصی،در درمانهای اولیه و نسبت به شخصی دیگر در درمانهای آخر مؤثر باشند.و از طرف دیگر،هر یک از داروها دارای عوارض خاصی هستند،آیا پزشک معالج(که در حقیقت داروهای مختلف را به ترتیب در مورد بیمار آزمایش میکند)در قبال هزینۀ اضافه یا عوارض داروها مسئول است؟
جواب:در فرض مذکور،اگر پزشک کوتاهی نکند و با دقت کامل بیمار را به
وسیلۀ داروها مداوا کند،با شرط برائت و عدم ضمان،مسئول نیست.
سؤال 2055:اگر بدانیم یا احتمال زیاد بدهیم،که یک بیمار در اثر نوعی بیماری(مثل برخی سرطانها)بزودی خواهد مرد؛آیا مجازیم فقط برای افزایش طول عمر وی(هر چند به مدت کوتاه)روشهای درمانی خطرناک و بسیار پرعارضه (مثل شیمی درمانی که گاهی عوارض آن شدیدتر از بیماری اولیه است)را تجویز کنیم؟
جواب:اگر با معالجه،مقدار قابل توجهی که عرفا صدق ادامۀ حیات کند،بر عمر بیمار افزوده میشود،لازم است معالجه و تجویز دارو شود؛و با شرط برائت هم ضمانی و مسئولیتی برای پزشک نیست.
سؤال 2056:گاهی اوقات مطمئن هستیم که نوعی بیماری،بیمار را به زودی خواهد کشت؛ از طرفی میدانیم که یک عمل درمانی(مثل جراحی)ممکن است یکی از دو حالت بهبودی و افزایش عمر بیمار،یا تسریع در مرگ وی گردد.وظیفۀ ما در چنین حالتی چیست؟
جواب:در صورتی که امید به بهبود بیمار،با عمل درمانی و جراحی دارید؛ باید عمل کنید و با شرط عدم ضمان،مسئول نیستید.
سؤال 2057:اگر پزشک(با توجه به گستردگی موضوع)نداند و یا فراموش کرده باشد که دارو یا روش تشخیصی وی برای خانمهای باردار یا شیرده مضر است،مسئولیت پزشک در صورت ایجاد عارضه در جنین یا مادر،در چه حدّ است؟
جواب:اگر پزشک متوجه است که نمیداند،حق مداوا ندارد و اگر جهل مرکب یا فراموشی عارض وی شده،با شرط عدم ضمان،مسئول نیست.
سؤال 2058:اگر پزشک دارو یا روش تشخیصی را که در حال حاضر کاملا غیر مضر شناخته شده،به خانم بارداری توصیه کند؛اما بعدا مشخص گردد این اعمال برای مادر یا جنین،کاملا مضر بودهاند(همانطور که این مورد در تاریخ پزشکی رخ داده است)،آیا پزشک در قبال عوارض حاصله از این موارد،مسئولیتی به عهده خواهد داشت؟
جواب:در صورتی که پزشک کوتاهی نکند و با دقت کامل بیمار را با داروهایی که غیر مضر شناخته شده،مداوا کند و شرط عدم ضمان نیز بکند و بعدا کشف خلاف شود؛مسئول نیست.
سؤال 2059:با توجه به اینکه بارداری،در هفتههای اول،از روی ظواهر و گاهی با روشهای ساده،چندان قابل تشخیص نیست و از طرفی بیشترین عوارض خطرناک روشهای درمانی- تشخیصی مضر،در همین زمان(آن هم به صورت اختلالات شدید در جنین)رخ میدهد.
بنابراین چون به خاطر کمبود امکانات یا عدم فرصت کافی یا عدم تمایل بیمار به صرف هزینههای تشخیص بارداری،یا عدم اطلاع وی از بارداری خود و جواب منفی وی در مورد پرسش پزشک از بارداری،و حتّی گاهی عدم امکان تشخیص به وسیلۀ روشهای مدرن بخاطر جوابهای منفی کاذب آزمایشات،پزشک نمیتواند تشخیص دهد،و یا نمیداند که بیمار باردار است،روشهای تشخیصی درمانی مختلف را برای وی به کار میگیرد؛حال در صورت ایجاد عارضه در مادر یا جنین،آیا پزشک معالج مسئول است؟
جواب:اگر فرصت تأخیر و یا امکان ارجاع به غیر نباشد و پزشک معاینات لازم را انجام دهد و در عین حال شرط عدم ضمان کند،نسبت به عوارض حاصله برای مادر،مسئول نیست.و نسبت به جنین هم اگر شرط برائت کند-خصوصا با پدر او-مسئول نیست.ولی اگر احتمال بارداری زن را میداده و شرط برائت از پدر نکرده،احوط این است که نسبت به عوارض مربوط به جنین،با پدر او تصالح کند.
سؤال 2060:به طور کلی آیا جواب منفی خانم بیمار،در مورد پرسش پزشک از حاملگی وی(چه خود بداند باردار است و به هر علتی نگوید و چه نداند که باردار است)از پزشک معالج در قبال عوارض احتمالی،رفع مسئولیت میکند؟
جواب:اگر از گفتۀ خانم،اطمینان حاصل کرده و دقت لازم را کرده است؛با شرط عدم ضمان،مسئول نیست.و اگر عوارض مربوط به جنین باشد؛احوط تصالح با پدر است.
سؤال 2061:اگر پزشک از بارداری بیمار سؤال نکند،و وی هم متذکر نشود،مسئولیت
عوارض احتمالی به عهدۀ کیست؟
جواب:اگر سؤال نکردن پزشک کوتاهی و بیتوجّهی به حساب آید،پزشک مسئول است و شاید شرط عدم ضمان هم رفع مسئولیت نکند.
سؤال 2062:با توجه به اینکه تشخیص بسیاری از بیماریها یا اختلالات به وسیلۀ آزمایش امکانپذیر است و از طرفی همیشه امکان اشتباه در آزمایشگاه و تفسیر آزمایشها،همیشه وجود دارد،در صورت اشتباه آزمایشگاه و در نتیجه معالجه اشتباه پزشک،مسئول خسارات و عوارض احتمالی کیست؟
جواب:اگر خسارات و عوارض مستند به آزمایشگاه و نقص و نارسایی آن بوده،مسئول آزمایشگاه است و اگر مستند به پزشک باشد،وی مسئول است.
مگر اینکه شرط عدم ضمان کرده باشد.که در این صورت،مسئول،خود بیمار یا ولیّ او میباشد و ربطی به پزشک ندارد.
سؤال 2063:در بسیاری از بیماریها و اختلالات جسمانی،پزشک دستور انجام رادیوگرافی، اسکن و...میدهد که مطمئنا(به خصوص برای برخی افراد)مضر میباشند،گرچه گاهی ممکن است این آزمایشات باعث تشخیص قطعی،نشوند؛اما میتوانند همیشه کمککننده باشند،به هر حال در فرض فوق،مسئولیت پزشک در صورت ایجاد عوارض آزمایشها؛ تا چه حدّی است؟
جواب:در صورتی که پزشک دقت کامل کرده و تشخیص دهد که آزمایش لازم است و اهمیت دارد و در عین حال بیمار را از عوارض احتمالی آگاه و شرط عدم ضمان کند،در این صورت پزشک هیچ مسئولیتی ندارد.
سؤال 2064:گاهی اوقات،پزشک تنها جهت احتیاط و مطمئن شدن در جهت تشخیص و یا ردّ یک بیماری احتمالی(مثل سل)دستور رادیوگرافی میدهد،تا یک بیماری مخفی احتمالی را کشف کند،آیا پزشک در ایجاد عوارض احتمالی و هزینۀ بیهوده درمان،مسئول است؟
جواب:اگر رادیوگرافی برای تمیز دادن بیماری ضرورت دارد،با شرط عدم ضمان،پزشک مسئول نیست.
سؤال 2065:بطور کلی و در تمامی روشهای تشخیصی و درمانی،اگر پزشک قبل از انجام هر عملی،به بیمار خود و یا ولیّ او(اگر بیمار بالغ یا عاقل نباشد)متذکر شود که این روشها،از یک طرف ممکن است بیفایده باشند(و وقت و مال او را به هدر دهند)و از طرف دیگر ممکن است عوارض متفاوتی برای او داشته باشند،و بدین ترتیب با ذکر این مطالب،پزشک قبل از هر گونه معاینه و دستور روشهای تشخیصی و درمانی و تجویز دارو از خود کاملا در قبال خسارات و عوارض احتمالی سلب مسئولیت کند؛و بیمار چه از روی ناچاری و چه از روی تمایل و یا به ظاهر از روی تمایل،این شرط را قبول کند،آنگاه در صورت اشتباه سهوی پزشک،هزینههای بیهوده،یا عوارض ناشی از روشهای تشخیصی و درمانی متوجه بیمار شود،آیا پزشک مسئول است؟(در صورتی که وی حد اکثر تلاش خود را نیز بکند).
جواب:در صورت اشتباه و سهو و نسیان،پزشک،مسئول هزینه و عوارض حاصله میباشد؛مگر اینکه شرط عدم ضمان،حتی با سهو و اشتباه،کند.و در عین حال اگر تحمیل هزینه و حصول عوارض،مستند به او باشد،احوط تصالح با بیمار است.هر چند شرط عدم ضمان نموده باشد.
سؤال 2066:اگر پزشک روش یا دارویی را تعریف کند و بگوید این دارو برای فلان بیماری، مفید است و یا بگوید درمان،مترتّب به فلان دارو است؛بدون آنکه بیمار را وادار به مصرف آن دارو کند،در این حالت آیا در صورت عدم تأثیر یا عوارض دارو،پزشک مسئول یا مدیون است؟
جواب:ظاهرا مسئول نیست.
سؤال 2067:در دو فرض فوق،اگر بیمار یا ولیّ او،شرط را قبول نکردند،آیا پزشک میتواند بیمار را رها کند؟
جواب:بلی؛میتواند رها کند و ارجاع به غیر دهد.
سؤال 2068:در دو فرض سابق،آیا باید با تک تک بیماران شرط کرد و با امضای پرسشنامۀ مربوطه،یا گذاشتن اطلاعیه در مراکز درمانی(مبنی بر اینکه مراجعۀ بیماران نشانگر قبول این شرایط است)یا به اطلاع رساندن،حتی از طریق رسانههای گروهی که (مراجعۀ شما نزد پزشک به معنی قبول این شرایط است)،از پزشک رفع مسئولیت شرعی میشود؟به طور مثال اگر قبل از عمل جراحی،بیمار مجبور به امضای شرایطی باشد که در صورت ناموفق بودن جراحی،وی هیچگونه حق و حقوقی بر جراح و بیمارستان ندارد،آیا کافی است؟
جواب:باید بیمار را آگاه کرد،و اگر او پس از آگاهی،امور مذکوره را بطور کامل قبول و پرسشنامۀ مربوطه را امضا کند،کافی است.و الا از پزشک سلب مسئولیت نمیشود.خصوصا در عمل جراحی.
سؤال 2069:در دو فرض سابق اگر بیمار،کاملا بیهوش باشد،آیا میتوان از خویشان بالغ وی اجازه گرفت و یا با آنها شرط عدم ضمان کرد؟
جواب:در صورتی که خویش،ولی شرعی نباشد،نمیتواند اجازه بدهد و اجازۀ غیر ولیّ،مفید نیست،مگر اینکه با اجازه دهنده در ضمن عقد اجاره،یا عقد لازم دیگری شرط کنند که هرگاه ضرر و زیانی پیش آمد،بر عهده او باشد.و در عین حال مسأله خالی از اشکال نیست.
سؤال 2070:در دو فرض سابق،اگر بیمار کاملا بیهوش باشد و در حال حاضر هیچ شخص بالغ یا نابالغ که خویشاوند وی،باشد؛نیز در دسترس نباشد،و از طرفی جان بیمار در خطر فوری باشد،جهت اجازه و شرط چه باید کرد؟آیا میتوان طبق وظیفۀ پزشکی هر گونه اقدام ممکن را بدون اجازه انجام داد؟اگر سهوا با اقدامات غیر مؤثر در مرگ بیمار،تسریع شود،آیا مسئولیت بر گردن پزشک معالج خواهد بود؟و اگر به خاطر خوف از عدم تأثیر درمان،و کمک به تسریع مرگ،و مدیون شدن،پزشک هیچ کاری انجام ندهد،آیا مسئول خواهد بود؟(زیرا مشاهده شده است گاهی اجل شخصی فرا رسیده،ولی علت مرگ را به غلط به پزشک معالج وی نسبت میدهند).
جواب:در فرض سؤال،پزشک باید درمان را جهت نجات جان بیمار شروع
کند.و شرعا جایز نیست بیمار را رها کند.و اگر معلوم شود که ضرر و عوارض وارده مستند به پزشک است،وی مسئول خواهد بود.هر چند که اگر تقصیر نکرده باشد؛ظاهرا مسئول نباشد.به دلیل:ما علی المحسنین من سبیل،و معتبرۀ سکونی، و صحیحۀ حلبی (1)علی الظاهر از این صورت و امثال آن منصرف میباشند،و احوط این است که در چنین مواردی از حاکم شرع،یا عدول مؤمنین استجازه شود.
سؤال 2071:در اثر کشفیات و یا نتایج تحقیقات جدید،در مورد جنبههای مختلف علوم پزشکی،روشهای تشخیصی یا درمانی جدید،داروهای متفاوت و جدید یا مواد غذایی مؤثر جدید،برای انواع بیماریها پیشنهاد میشود و بر عکس،برخی روشها یا داروها یا مواد قبلی کاملا غیر مؤثر،مضر و بیفایده معرفی میشوند.آیا پزشک در قبال عوارض یا هزینههای بیهوده ناشی از روشهایی که در گذشته مطرح بودهاند(اما کسی نمیدانسته که آنها مضر یا بیفایدهاند،ولی همین روشها امروزه بیفایده یا مضر شناخته شدهاند)مسئول میباشد؟
جواب:مسئولیت تکلیفی و شرعی ندارد و ضمان هم،در صورتی که از گفته کاشفین جدید،یقین به مضرّ بودن داروهای گذشته پیدا نشود،ندارد.اما اگر فرضا دارو موجب ضرر مالی و یا جانی بیمار شده و بیمار فوت کرده،در صورتی که بدانند علّت آن همان داروها بوده و پزشک هم شرط عدم ضمان نکرده،ظاهرا مسئول و مدیون میباشد.
سؤال 2072:با توجه به اینکه گروههای بسیار زیادی در جهان مشغول تحقیق هستند و نتایج کار خود را دائما اعلام میکنند،و از طرفی افراد این گروهها ممکن است برخی از لحاظ علمی،برخی از لحاظ اخلاقی و صداقت و برخی از لحاظ هر دو مورد کاملا قابل تأیید نباشند، (به عبارت بهتر هیچ تضمینی نیست که نتیجۀ اعلامشدۀ تحقیق با واقعیات کاملا منطبق باشد)و از طرف دیگر هیچ مرجع واحدی،در مورد تأیید یا ردّ تحقیقات وجود ندارد و یا اگر هم
1) 1) -ر.ک:ص 542،ذیل مسألۀ 2040.
موجود باشد،مدت زیادی طول میکشد که نتیجۀ صحیح کار ارائه شود،در چنین شرایطی،اگر نتیجۀ تحقیقاتی که در رسانهها و مجلات اعلام میشود،با روشهای قبلی ما(که به فایدۀ کامل و قطعی آنها اطمینان نداریم)مغایر باشد و یا مکمّل آنها باشد،وظیفۀ ما چیست؟عمل به روشهای قبلی یا جدید؟
جواب:عمل به روشهای جدید،اگر مکمل قبلیها باشد و مطمئن باشند که ضرر قابل اعتنایی برای بیمار ندارد،صحیح و بلامانع است.و اگر مغایرت دارند، باید به آنچه اطمینان هست عمل کنند.
سؤال 2073:اگر این کشفیات جدید،خیلی دیرتر از زمان کشف به اطلاع پزشک برسند و قبل از اطلاع،طبیعتا به همان روشهای قبلی عمل شود؛آیا پزشک در قبال عوارض یا هزینههای بیهودۀ روشهای قبلی،مسئول است؟
جواب:جواب این سؤال از جواب سؤال 2070 معلوم میشود و ظاهرا هزینههای بیهوده،ضمان ندارد و اگر در اثر آن روشها و داروها عارضهای رخ داده در صورتی که شرط عدم ضمان نکرده باشند،مسئول هستند.ولی یقین به اینکه سبب عوارض همانها بوده،معمولا پیدا نمیشود.
سؤال 2074:اگر بخاطر عدم وجود امکانات کافی اطلاعرسانی،اطلاعات جدید به پزشک نرسد و وی هیچگاه مطلع نگردد،آنگاه مسئولیت بیفایده بودن روشهای قبلی بر عهدۀ کیست؟
جواب:اگر پزشک با دقت کافی و معاینات لازم،عمل کرده است،با شرط عدم ضمان مسئول نیست.
سؤال 2075:نظر به اینکه بخاطر سپردن کامل همان روشهای قبلی نیز در دوران دانشجویی امکانپذیر نیست،چه رسد به روشهای جدید،آیا پزشک میتواند به همان روشهای قبلی اکتفا کند؟و یا فقط در حدی که وقت محدودش اجازه میدهد،به فراگیری آنها بپردازد؟در این صورت اگر متوجه مسائل مهم جدید نشود؛آیا مسئولیتی بر عهدۀ اوست؟
جواب:البته فرا گرفتن روشهای جدید خوب و گاهی لازم است و اگر پزشک
احتمال بدهد که با ارجاع بیمار به پزشکی که روشهای جدید را فرا گرفته،صلاح است؛بهتر است به او ارجاع دهد.در هر حال اگر با دقت معاینه و به اندازۀ معلومات فعلی خود،مداوا کند و شرط عدم ضمان کند،مسئول نیست.
سؤال 2076:اگر پزشک،سعی خود را در مداوای بیمار انجام دهد،ولی بیمار بهبودی نیابد، آیا پزشک نسبت به هزینۀ درمانی که بیمار قبلا پرداخته(حق ویزیت)مدیون است؟
جواب:اگر پزشک با بیمار قرارداد بسته و وعدۀ مداوا و بهبودی داده است، باید حق ویزیت را برگرداند،و اگر بنابراین بوده که معاینه کند و طبق تشخیص، نسخه بنویسد و حق ویزیت در مقابل معاینه و نوشتن نسخه بوده،پزشک مدیون نیست،و متعارف بین پزشکان،قسم دوم است.
سؤال 2077:با توجه به اینکه حق طبابت(همانند حق وکالت و مواردی از این قبیل و بر خلاف اجناس که دارای قیمت خاصی هستند)از لحاظ مادّی،غیر قابل تعیین میباشد.به نظر حضرتعالی بهترین راه تعیین میزان حق طبابت چیست؟
جواب:بهترین راه این است که اختیار را با بیماران بگذارند و هر بیماری طبق توانش و مطابق هزینههای دیگر روزمرّه خود،حقّ طبابت را بدهد،چرا که درآمد افراد و مصارف روزانۀ آنها فرق زیادی دارد،و هر کس به قدر وسع و توانش وظیفه دارد.گذشته از این پزشکان متفاوت هستند،و مراتبی دارند که باید تخصص و زحمات و کارآیی آنان در نظر گرفته شود،و نیز مراجعین و بیماران هم مختلف و بعضی تهیدست میباشند،که پزشک باید مراعات حال آنها را بکند و در عوض از ثروتمندها و توانگران،بیشتر بگیرد که تلافی شود.و چه بهتر که از طبقۀ محروم جامعه،حق ویزیت نگیرد.و شایسته است توانگران وقتی فهمیدند، خود جبران کنند.
سؤال 2078:آیا دریافت حق طبابت،قبل از بهبود بیماری(طبق روش مرسوم)صحیح است؟
جواب:بستگی به رضایت و قرارداد پزشک و بیمار دارد،اگر چه این قرارداد، بطور کلی و متعارف باشد.
با توجه به اینکه معاینه،تنها شامل اندازهگیری نبض،حرارت و فشار خون نیست؛بلکه طبق نظریات علوم پزشکی(در کتابهای نشانهشناسی)باید شامل:«نگاه،لمس،دق،سمع،و نیز معاینات فیزیکی خاص در مورد تمامی اعضا و جوارح»(که معمولا از روی لباس امکانپذیر نیست)در مورد هر بیماری و در هر شرایطی،برای تشخیص سادۀ بسیاری از بیماریها،عدم تحمیل هزینههای اضافی ناشی از آزمایشات متعدد بر بیمار،تسریع تشخیص و کاستن از خطرات تشخیص به وسیلۀ راههای دیگر است.لذا وظیفۀ پزشکی،انجام هر یک را ایجاب میکند.و در صورت عدم انجام،گاه تشخیصی که به راحتی باید صورت گیرد،انجام نمیشود و با عدم تشخیص،بیماری پیشرفت میکند و جان بیمار در معرض خطر قرار میگیرد.نظر به اینکه در فتاوای مراجع بزرگوار آمده است که اگر پزشک خانم در دسترس باشد،جایز نیست بیمار خانم به پزشک مرد مراجعه کند،خواهشمند است در موارد زیر بفرمایید:
سؤال 2079:اگر بیمار خانمی که جانش در خطر است به تنها پزشک یک روستای دور افتاده که مرد است مراجعه کند،آیا این پزشک مجاز است هر گونه معاینۀ ضروری را در مورد بیمار انجام دهد؟
جواب:اگر مرض سنگینی است و مداوای مریض و تشخیص مرض،بستگی به معاینۀ مذکور در سؤال دارد،معاینه مانعی ندارد.خلاصه در موارد ناچاری که حفظ جان بیمار،متوقف بر لمس و نظر پزشک است،و خانم پزشک در دسترس نیست،و پزشک محرم هم وجود ندارد،و حتی راهی برای محرم شدن مثل عقد موقت نباشد،نظر و لمس به قدر ضرورت گناه ندارد،بلکه گاهی لازم میشود.
سؤال 2080:در فرض قبل،اگر جان بیمار در خطر نباشد؛بلکه یک بیماری خفیف یا متوسط وجود داشته باشد؛آیا بیمار خانم حتما باید به پزشک خانم در شهر مراجعه کند و یا در
همان جا پزشک مرد مجاز است با انجام معاینات ضروری،اقدام به تشخیص و درمان کند؟
جواب:اگر مداوا متوقف بر معاینه و لمس و نظر به بدن بیمار باشد،و بردن به شهر امکان عادی داشته باشد،باید به دکتر زن مراجعه کند.و اگر مداوا بدون نظر و لمس بدن ممکن است،پزشک مرد میتواند مداوا کند و رفتن به شهر لزومی ندارد.
سؤال 2081:همانطور که مستحضر میباشید تخصصهای علوم پزشکی بسیار زیاد است و متخصصین خانم در هر رشته معمولا(در حال حاضر در ایران بجز در برخی رشتهها)یا نادر یا کم میباشند،لذا در شهرهای کوچک و بزرگ نیز یا بخاطر تعداد زیاد بیماران و تعداد کم پزشک و یا تحمیل هزینۀ گزاف،(همانطور که بسیار شایع است)خانمهای بیمار به پزشک مرد مراجعه میکنند،در این صورت وظیفۀ پزشک مورد مراجعه چیست؟اگر بتواند و یا احتمال دهد که میتواند با معاینات مختلف و ضروری بیماری را تشخیص و درمان کند،آیا مکلّف است چنین کاری را انجام دهد؟یا باید وی را به یک پزشک خانم ارجاع دهد؟(در شرایطی که خیلی از بیماران،به دلایل فوق قادر به این کار نیستند)و در صورت ارجاع و تأخیر در تشخیص و درمان بیماری،آیا این پزشک مسئول نیست؟
جواب:در موارد اضطراری،به قدری که درد،شناسایی شود و اطمینان حاصل شود،مانعی ندارد.
سؤال 2082:اگر پزشک مرد،ناچارا مجبور به معاینۀ خانم بیمار شد و یا بر عکس خانم بیمار ناچار به مراجعه به پزشک مرد شد،با توجه به اینکه در صورت رعایت کامل مسائل شرعی و اخلاقی در معاینۀ کامل خانمها،شاید بتوان گفت بیش از 90%معاینات که در کتب پزشکی به انجام آنها تأکید شده است،باید انجام نگیرند،اگر با معاینۀ سطحی و غیر کامل،بیماری وی صحیح تشخیص داده نشد و درمان کامل صورت نگرفت،آیا پزشک مسئول است؟اگر مسئول است چاره چیست؟آیا میتواند بر خلاف مسائل شرعی عمل کند؟(تذکر این نکته ضروری است که پزشکان متخصص و مجرب بدون احتیاج به معاینات کامل ممکن است بتوانند تشخیص و درمان انجام دهند،اما برای افراد کمتجربه و دانشجویان،تا رسیدن به این مرحله،زمان زیادی لازم است).
جواب:اگر امکان ارجاع به پزشک مماثل نباشد،و با ترک معاینه ترس بر جان بیمار باشد،لازم است اقدام به معاینات پزشکی کند،و در حدّ ضرورت و ناچاری عدم رعایت مسائل شرعی،مانعی ندارد و مسئولیت شرعی منتفی است.
سؤال 2083:اگر با یک سری تمهیدات لازم بتوانیم در سطح کشور،موفق به جداسازی مراکز درمانی خواهران از برادران بشویم،با توجه به اینکه هر پزشکی در طول دوران دانشجویی خود باید(هر چند مختصر)از انواع و اقسام اختلالات و بیماریها چه در مورد آقایان و چه خانمها آگاهی یافته و آموزش ببیند(اعم از انجام معاینات کامل،آگاهی از بیماریهای زنان و چگونگی انجام زایمان سالم و...)و با توجه به اینکه در مورد دانشجویان،این موارد بیشتر آموزشی هستند تا درمانی،(یعنی ممکن است نجات جان بیمار در همان زمان وابسته به آن نباشد،اما بوسیلۀ این آموزش که در بیمارستانهای آموزشی صورت میگیرد،دانشجو برای مراحل طبابت،که نیاز آیندۀ بیماران است،آماده میشود)و از این رو هر یک از دانشجویان در دورههای مختلف،ملزم و مجبور به گذراندن واحدهای درسی در تمامی بخشهای بیمارستان، اعم از زنان و مردان،و فراگیری تمامی مسائل و امتحان دادن در پایان دوره میباشند(تا بتوانند در نهایت،فارغ التحصیل موفقی باشند)،با در نظر گرفتن تمامی این شرایط،بفرمایید تکلیف و وظیفۀ دانشجو چیست؟آیا میتواند بخاطر رعایت مسائل شرعی،از فراگیری کامل بسیاری مسائل بگذرد و در نتیجه در گذراندن واحدهای درسی ناموفق باشد؟و یا در هر شرایطی و با هر وسیلهای،باید به فراگیری صحیح کارش بپردازد تا در آینده کمتر دچار مشکل شود؟و بطور کلی چگونه میتوان بین وظیفۀ پزشکی و دانشجویی(که در کتب پزشکی، بر انجام آنها تأکید شده)و وظیفۀ شرعی و اسلامی(که طبیعتا نباید با وظیفۀ پزشکی تناقض داشته باشد)جمع کرد؟
جواب:عدم رعایت مسائل شرعی،جهت فراگیری مسائل پزشکی،در حدّی که حفظ جان(و سلامتی و مداوای)بیماران،اگر چه در آینده،متوقّف بر آنها باشد،جایز است ولی تجاوز از حدّ ضرورت و ناچاری،جایز نمیباشد.و در این جهت فرقی بین دختر و پسر،زن و مرد نیست.
سؤال 2084:در صورت لزوم،به طور کلی(چه پزشک خانم در دسترس باشد و چه نباشد)
لمس بدن خانم بیمار از روی لباس،چه صورتی دارد؟
جواب:در صورتی که مفسده نداشته باشد و لازم باشد،ظاهرا جایز است.
سؤال 2085:در صورت لزوم،مشاهده و لمس موهای خانم بیمار،جهت معاینه،توسط پزشک مرد چه صورتی دارد؟
جواب:با نبودن پزشک زن متخصص،به مقدار ضرورت و ناچاری جایز است.
سؤال 2086:با توجه به اینکه جهت معاینۀ سادۀ پروستات،حتما باید از طریق مقعد،بیمار را مورد بررسی قرار داد،تا تشخیص قطعی بیماریهای پروستات داده شود،همچنین در بسیاری از بیماریهای ادراری-تناسلی،مشاهده و گاهی لمس عورت ضروری است،آیا در چنین مواردی پزشک مرد،میتواند بیمار مرد را بدون اشکال شرعی معاینه کند؟اگر با عدم انجام این معاینه،متوجه بیماری نشود و بیماری(مثلا سرطان)پیشرفت کند؛آیا پزشک مسئول است؟(با توجه به اینکه استفاده از آینه،همیشه امکانپذیر نیست و در ضمن عمل لمس را نیز باید با دید کامل و با دست انجام داد).
جواب:اگر با دستکش ممکن است و اطمینان حاصل میشود،دستکش بکار برده شود و اگر تشخیص درد،متوقف است به نگاه کردن و دست کشیدن،به مقدار ضرورت جایز است و اگر کوتاهی کند و معاینه را لازم را به هر طریق ممکن، انجام ندهد،مسئول است.
سؤال 2087:طبق نظرات علوم پزشکی،یکی از معایناتی که امروزه در هر بیماری (بخصوص در بیماریهای اداری-تناسلی)جزء معاینات اصلی اولیه به شمار میآید(گرچه در انجام آن،متأسفانه یا خوشبختانه مسامحه میشود)عملی به نام«توشه رکتال»(یک نوع معاینۀ نظری و لمسی از طریق مقعد)میباشد.و نیز یکی از دقیقترین روشهای تعیین درجه حرارت فرد از طریق مقعد میباشد،با توجه به این موضوعات و اینکه این معاینات،گاهی بخاطر احتیاط در جهت تشخیص یا رد برخی بیماریها انجام میشود و گاهی در تشخیص برخی بیماریها بسیار مؤثر و روش کم خرج و سادهای به نظر میآید،آیا پزشک مرد مجاز
است چنین معاینهای را چه جهت آموزش دانشجویان و چه جهت تشخیص احتمالی یا قطعی در مورد بیمار مرد انجام دهد؟و اگر با عدم انجام آن،متوجه بیماری و راه درمان وی نشود،آیا مسئول نیست؟
جواب:از جواب سؤال قبل معلوم شد.ولی تشخیص درجه حرارت از طریق مقعد اگر بیمار به هوش باشد غالبا خود بیمار میتواند وسیله حرارت سنج را در مقعد بگذارد و متوقف بر لمس و نظر نیست.
سؤال 2088:مراجعۀ زن به پزشک مرد،چه حکمی دارد؟
جواب:در صورت اضطرار و ناچاری،مانعی ندارد.ولی اگر پزشک زن هست و از عهدۀ معالجه بر میآید،به او مراجعه شود.
سؤال 2089:اگر پیدا کردن دکتر زن،برای زنان مشکل باشد،آیا میتوانند به دکتر مرد مراجعه کنند؟
جواب:اگر پیدا کردن دکتر زن در حد مشقت و عسر و حرج باشد؛مراجعه به پزشک مرد اشکال ندارد.
سؤال 2090:اگر پزشک مورد اطمینان مماثل و حاذق نباشد،آیا جایز است به غیر مماثل که حاذق و مورد اطمینان است،مراجعه کرد؟
جواب:با توجه به خصوصیات مرض و خطری بودن آن،مراجعه به غیر مماثل،اشکال ندارد.
سؤال 2091:وظیفۀ دانشجویان پزشکی حین آموزش در مواجهه با بیماران بخش زنان و مامایی چیست؟
جواب:در صورتی که حفظ جان بیماران در آینده،توقف بر آن داشته باشد، اشکال ندارد.ولی تجاوز از حد ضرورت،جایز نیست.
سؤال 2092:برای گرفتن فشار خون،معمولا آستینها را بالا میزنند و گاهی منجر به لمس میشود،آیا مرد میتواند فشار خون زن را بگیرد؟
جواب:در صورت وجود مماثل،گرفتن فشار،توسط غیر مماثل جایز نیست.
و در صورت عدم وجود مماثل،به مقدار ضرورت و ناچاری،مانعی ندارد.و اگر بدون لمس و نظر ممکن باشد،لمس و نظر مطلقا جایز نیست (1).
سؤال 2093:آیا معاینۀ افراد غیر بیمار،برای کنترل سلامتی آنان،در صورت لزوم تماس با نامحرم،جایز است یا نه؟
جواب:در غیر موارد ضرورت جایز نیست.و مورد فوق از موارد ضرورت نیست.
سؤال 2094:آیا تعیین ضرورت به عهدۀ عرف است یا شخص مکلف و یا افراد صاحبنظر؟
جواب:به عهدۀ متخصص است و در امور پزشکی،تعیین ضرورت به عهدۀ پزشک متخصص است که از گفته او اطمینان حاصل شود.
سؤال 2095:نگاه کردن به عکسهای عریان که در کتب درسی پزشکی موجود است،اگر به قصد آموزش باشد،جایز است یا نه؟در صورتی که موجب ریبه گردد تکلیف چیست؟
جواب:بدون قصد ریبه (2)مانعی ندارد و با قصد ریبه و التذاذ جنسی و یا مفسده،جایز نیست.
سؤال 2096:آموزشهایی که ملازم لمس و نظر بدن نامحرم است و به احتمال اینکه در آینده حفظ جان فردی،منوط به آن باشد،چه حکمی دارد؟
جواب:اگر حفظ جان یا سلامتی مؤمنین،گرچه در آینده،موقوف به این امور باشد،به مقدار ضرورت،جایز است و اگر با دستکش یا با نگاه کردن در آینه ممکن باشد،بدون آنها جایز نیست.
سؤال 2097:در حکم تماس بدن مرد و زن نامحرم،آیا فرقی بین مسلمان و غیر مسلمان میباشد؟
جواب:فرقی بین مسلمان و غیر مسلمان نیست.
سؤال 2098:چنانچه برای آزمایش خون جهت ازدواج،نیاز به لمس یا نظر اجنبی باشد، عمل فوق جایز است؟
جواب:خیر جایز نیست،مگر اینکه مصلحت اهم در بین باشد که در این صورت به مقدار ضرورت جایز است.
سؤال 2099:نگاه کردن به اعضای جدا شده از بدن نامحرم چه حکمی دارد؟
جواب:جایز نیست خصوصا اگر قابل تشخیص باشد.
سؤال 2100:آیا حضور مختلط دانشجویان دختر و پسر برای تشریح جنازۀ مرد و زن (مسلمان یا کافر)در حالی که هیچ ساتری وجود ندارد جایز است؟
جواب:در صورت انحصار طریق،مانعی ندارد.ولی تجاوز از حد ضرورت جایز نیست.
سؤال 2101:با توجه به اینکه تمام مراجع بر این عقیدهاند که خانمها نمیتوانند آستین خود را برای آمپول یا فشار خون یا نبض گرفتن و غیره در مقابل نامحرم بالا بزنند مگر در مقام اضطرار،لطفا اضطرار را توضیح دهید؟
جواب:معنای اضطرار این است که اصل تشخیص بیماری و یا علاج آن جز از طریق مردها،امکان نداشته باشد.
سؤال 2102:در اتاق عمل بیمارستانها پرستارهای زن در کنار دکترهای مرد کار میکنند و وسایل و ابزار جراحی را به دست دکتر میدهند و گاهی دست آنها در دست نامحرم قرار میگیرد،آیا شرعا حرام است؟
جواب:اگر به جای خانمهای پرستار،مردها بتوانند ابزار به دکترها بدهند،و بودن خانمها ضرورت ندارد،این عمل که منجر به قرار گرفتن دست زن نامحرم در دست مرد نامحرم میشود،جایز نیست،خصوصا اگر موجب فتنه و تهییج غریزه جنسی شود و خلاصه در غیر حال ضرورت،جایز نیست.
سؤال 2103:اخیرا نطفۀ زن و مرد را گرفته،در خارج از رحم با هم لقاح میدهند و در رحم زن قرار میدهند،آیا این عمل در صورتی که زن و مرد همسر هم باشند،جایز است؟
جواب:در فرض فوق مانعی ندارد.
سؤال 2104:اگر این کار مستلزم نگاه کردن به عورت غیر یا لمس آن باشد،جایز است؟
جواب:نگاه کردن و لمس جایز نیست.
سؤال 2105:در صورتی که بدون این راه بچهدار نشوند،وظیفه چیست؟
جواب:اگر بچهدار نشدن،موجب خلل و تزلزل در زوجیت شود،مانعی ندارد.
سؤال 2106:اجاره دادن یا اجاره کردن رحم زن،برای تلقیح نطفۀ مرد اجنبی،چه حکمی دارد؟
جواب:اجاره صحیح نیست و تلقیح نطفۀ مرد در رحم زن اجنبیه،شرعا جایز نیست.
سؤال 2107:اگر فرزندی از این طریق حرام بدنیا آمد،چه حکمی دارد؟و آیا آثار شرعی بر آن مترتب میشود؟
جواب:در صورت تلقیح،ولد به صاحب نطفه ملحق میشود.
سؤال 2108:انتقال جنین زنی به رحم زن دیگر،در صورتی که رحم او قدرت نگهداری جنین را نداشته باشد،چگونه است؟
جواب:انتقال جنین به رحم زن در صورتی بیاشکال است که جنین از اسپرم مردی تشکیل شده باشد که شرعا شوهر زن باشد.
سؤال 2109:زن مردی که نطفه ندارد از او طلاق میگیرد و به عقد دیگری در میآید اگر نطفۀ این مرد و زن را مخلوط و بعدا به عقد شوهر اوّل در آید و نطفه در رحمش تزریق گردد، چه صورتی دارد؟
جواب:جایز نیست؛زیرا که نطفه مربوط به مرد دیگری است.
سؤال 2110:آیا جایز است نطفهای را که تبدیل به جنین شده،در رحم زنی قرار دهند؟و در چنین فرضی این زن،مادر محسوب میشود یا نه؟
جواب:قرار دادن جنین متکون از نطفۀ غیر زوح در رحم زن اجنبیّه،جایز نیست؛خصوصا اگر مستلزم ارتکاب خلاف شرع باشد.ولی اگر قرار دادند و جنین از بدو رشد،در رحم زن قرار گرفت،زن مادر محسوب میشود.هر چند که در صورت علم و عمد در خصوص باب توارث،مسأله مشکل است و احوط تصالح میباشد.و قرار دادن جنین متکون از زوج در رحم زوجه،اگر مستلزم ارتکاب محرماتی نباشد،اشکالی ندارد.و در هر صورت زن مادر محسوب و بچّه ملحق به آنان میباشد.
سؤال 2111:در تاریخ 74/1/1 زن و شوهری که بچهدار نمیشدند؛جهت انجام تلقیح مصنوعی به بیمارستان مراجعه و در تاریخ 74/1/2 مرد در تصادف،فوت کرد و در تاریخ 74/1/3 تلقیح،طبق موازین پزشکی صورت گرفته،و پس از نه ماه فرزند بدنیا آمده است؛با توجه به مثال یاد شده سؤالات زیر مطرح میباشد:
1-انجام تلقیح مصنوعی،به نظر حضرتعالی از نظر شرع انور اسلام چه صورتی دارد؟
2-آیا چنین فرزندی،به خانوادۀ یاد شده،ملحق میشود یا خیر؟
3-در صورت ملحق شدن،آیا چنین فرزندی از ارث(ماترک)متوفی برخوردار میگردد یا خیر؟
جواب 1-اگر نطفه از همسر شرعی زن گرفته شود،و مستلزم امر محرّمی نباشد، مانعی ندارد.
جواب 2-فرزند به مادر ملحق است و تمام احکام مادر و فرزندی مترتب میشود.
جواب 3-ارث بردن چنین فرزندی از پدر متوفی در فرض سؤال مشکل است.
و بهتر است با ورثه مصالحه کنند.
سؤال 2112:از آنجایی که در انجام لقاح آزمایشگاهی،جهت آبستنی مصنوعی،گرفتن
اسپرم(نطفه)از شوهر و نیز برداشت تخمک از تخمدان زن ضرورت دارد.نظر مبارک حضرتعالی،در موارد ذیل چیست؟
الف-گرفتن اسپرم،در صورتی که از طریق استمنا انجام شود.
ب-تهیۀ اسپرم،چنانچه بواسطۀ تحریک همسر و انزال منی در لوله آزمایش صورت گیرد.
ج-برداشت تخمک از تخمدان با هدایت سونوگرافی(دستگاه تصویربرداری با کمک امواج ما وراء صوت)از طریق مهبل(واژن)زن،که این کار توسط متخصص زنان و در اطاق عمل تحت شرایط کاملا استریل(بهداشتی)و با ضرورت نگاه به عورت زن انجام میپذیرد.
د-برداشت تخمک با هدایت سونوگرافی،ولی از طریق لاپاراسکوپی(یعنی باز کردن شکاف کوچک در جدار شکم)که مستلزم نگاه به عورت نیست.شایان ذکر است در سالهای اخیر بخاطر پرخطر و پرهزینه بودن،از این روش استفاده نمیشود.
جواب:الف-جایز نیست.
ب-مانعی ندارد.
ج-نگاه به عورت غیر،حتی در مماثل،جایز نیست؛مگر در مورد ضرورت.
د-اشکالی ندارد.
سؤال 2113:نظر مبارک حضرتعالی در مورد بانک اسپرم(محل نگهداری درازمدت اسپرم مرد)در حالات زیر چیست؟
الف-نگهداری اسپرم شوهر و استفاده از آن،در مواقع لزوم برای همسر خودش.
ب-نگهداری اسپرم غیر شوهر(اعم از محارم زن یا غیر محرم با زن)و استفاده از آن، در مواقع لزوم برای زن.
جواب:الف-مانعی ندارد.
ب-نگهداری اسپرم مانعی ندارد ولی قرار دادن آن در رحم زن اجنبی جایز نیست.
سؤال 2114:در صورتی که زندگی مشترک زن و شوهر منوط به باروری زن باشد و از طرفی مرد،صد در صد عقیم باشد.آیا میتوان از اسپرم غیر شوهر استفاده کرد؟
جواب:در هیچ موردی جایز نیست.
سؤال 2115:اگر تنها راه بارور شدن زن نازا به دلیل مسائل پزشکی،منوط به لقاح آزمایشگاهی باشد،آیا عمل مذکور جایز است یا نه؟لازم به یادآوری است این روش با گرفتن نطفۀ مرد و تخمک زن و لقاح در آزمایشگاه و انتقال به رحم زن صورت میگیرد.
جواب:اگر نطفه از شوهر باشد و تخمک از همسر او،و انجام این عمل مستلزم کار حرامی،مثل نگاه کردن به عورت غیر یا استمنا نباشد،مانعی ندارد.
سؤال 2116:از آنجایی که روش انتقال تخم لقاح یافته،مستلزم نگاه به عورت زن و لمس آن-با دستکش-میباشد،نظر مبارک حضرتعالی در فرض زیر چیست؟
انتقال تخم لقاح یافته،توسط غیر شوهر صورت میگیرد،زیرا انتقال آن نیاز به تخصص پزشکی و دیدن دورههای خاص و مهارت کافی دارد.
جواب:جایز نیست؛مگر اینکه عدم این کار موجب عسر و حرج یا ناراحتی غیر قابل تحمل باشد.به طوری که موجب جدایی و طلاق شود.
سؤال 2117:بعد از انتقال تخم لقاح یافته،تعدادی از آنها در آزمایشگاه باقی میماند.حکم استفاده از آنها برای زن و شوهر نازای دیگر و یا دور ریختن و یا کارهای آزمایشگاهی مانند مطالعات ژنتیک چیست؟
جواب:استفاده از نطفه و تخمک زن و مرد اجنبی در رحم زن دیگر،مطلقا و در هر شرایطی جایز نیست.اما استفادۀ مطالعاتی از آنها،مانعی ندارد.
سؤال 2118:لطفا حکم هر یک از حالات زیر را که مربوط به پرورش تخم لقاح یافته،در رحم زن میباشد،مرقوم فرمایید.
الف-گرفتن نطفه از شوهر و تخمک از همسر و تلقیح آزمایشگاهی آن و پرورش تخم لقاح یافته،در رحم همسر.
ب-گرفتن نطفه از شوهر و تخمک از همسر اوّل و تلقیح آزمایشگاهی آن و پرورش تخم لقاح یافته،در رحم همسر دوم.
ج-گرفتن نطفه از شوهر و تخمک از همسر و تلقیح آزمایشگاهی آن و پرورش در رحم
زن دیگری(اعم از محرم یا غیر محرم).
د-گرفتن نطفه از شوهر و تخمک از غیر همسر و تلقیح آزمایشگاهی آن و پرورش در رحم همسر صاحب نطفه.
ه-گرفتن نطفه از غیر شوهر و تخمک از همسر خود و تلقیح آزمایشگاهی آن و پرورش در رحم همسر.
جواب:الف-اگر مستلزم کار حرامی نباشد،مانعی ندارد.
ب-ظاهرا مانعی ندارد.
جواب:به هیچ وجه جایز نیست.
د-مانعی ندارد.
ه-جایز نیست.
سؤال 2119:آیا انسان حق دارد عضوی از بدن خود را به دیگری بدهد؟اگر حق دارد کدام یک از اعضا مورد نظر است؟
جواب:اگر حیات مسلمانی منوط به اهدای عضوی مانند یک کلیه باشد،و تهیۀ آن از غیر مسلمان،مقدور نباشد و خطر جانی و یا ضرر غیر قابل تحمل برای اهداکننده نداشته باشد،اهدا مانعی ندارد.
سؤال 2120:آیا انسان زنده حق فروش اعضای بدن خود را دارد؟اگر فقیر و مسکین باشد، چطور؟
جواب:دلیلی بر عدم جواز فروش فی نفسه به نظر نرسیده.مگر اینکه خطر جانی یا عوارض غیر قابل تحمل در پی داشته باشد،که در این صورت جایز نیست.و در فرض حرمت،فقر مجوّز فروش نمیشود.
سؤال 2121:فردی محکوم به اعدام شده و میخواهد عضوی یا اعضای بدنش را به اشخاص مضطر،هدیه کند و در قبال آن از حاکم شرع تخفیفی بخواهد،آیا میتواند حکم اعدامش را تخفیف دهد؟و اگر تخفیف را شرط کند،آیا این شرط صحیح است؟
جواب:در مواردی حاکم شرع میتواند طبق موازین شرع تخفیف بدهد.ولی ظاهرا مورد سؤال از آن موارد نباشد.در عین حال اگر حاکم شرع صلاح دانست بعید نیست،که طبق ولایت عامّهای که دارد بتواند چنین تخفیفی را بدهد ولی محکوم را در اهدای اعضا مخیر کند،نه بصورت شرط،آن هم نسبت به اعضایی که مجاز به اهدا است نه مطلقا،بلی اگر اعدام مربوط به حق الناس باشد.حاکم چنین حقی را ندارد.
سؤال 2122:فروش عضو قطع شده در حدّ یا قصاص یا واگذاری آن به مسلمان دیگر جایز است یا نه؟اگر جایز است،رضایت چه کسی شرط است و پول فروش آن به چه کسی میرسد؟
جواب:دلیلی بر عدم جواز فروش فی نفسه به نظر نرسیده است ولی بهتر است صاحب آن به جهت رفع ید پول بگیرد.
سؤال 2123:خریدوفروش خون چه حکمی دارد؟
جواب:در شرایط فعلی که دارای منفعت حلال عقلایی است،مانعی ندارد.
سؤال 2124:آیا قطع و برداشتن عضوی از انسان زنده برای پیوند به انسان دیگر،دیه دارد؟
جواب:در صورتی که برای دهندۀ عضو ضرر نداشته باشد،و با رضایت او برداشته شود،ظاهرا دیه ندارد.
سؤال 2125:آیا اهدای کلیۀ شخص نامحرم،به دیگری جایز است؟
جواب:از این جهت،مانعی ندارد.
سؤال 2126:اگر شخص دهندۀ عضو یا گیرنده زن و مرد بیگانه باشند،حکمش چیست؟
جواب:در مواردی که دادن عضو جایز باشد،اشکالی ندارد.
سؤال 2127:اگر شخصی در زمان حیات وصیت کند که بعد از مرگش عضوی از بدنش را به شخصی یا اشخاصی که نیازمند میباشند،پیوند زنند؛آیا وصیت او نافذ است؟اگر وصیت کرده باشد که او را بعد از مرگ بفروشند،چطور؟
جواب:اگر حفظ جان مسلمانی بر پیوند عضوی از اعضای میّت مسلمان متوقف باشد و از غیر مسلمان جایگزین نداشته باشد،قطع و پیوند جایز است.و وصیت صحیح میباشد.و بنابر احتیاط دیه آن را طبق مسأله 2158 بدهند تا برای خود میت مصرف شود؛ولی فروش صحیح نیست.
سؤال 2128:اگر انسان مسلمانی وصیت نکند،امّا اولیای میّت بخواهند عضوی از بدن میّت را به شخص نیازمندی یا غیر نیازمند،پیوند زنند،آیا حق چنین کاری را دارند؟اگر اولیا جنازه را بفروشند؛حکمش چیست؟
جواب:ملاک جواز و عدم جواز،همان است که در جواب قبل بیان شد و رضایت و عدم رضایت اولیای میّت،تأثیری ندارد.
سؤال 2129:شخصی وصیت میکند که فلان عضو مرا به فلان مریض بدهید،یا بدن مرا تشریح کنید؛آیا نافذ است؟
جواب:بعید نیست نافذ باشد.
سؤال 2130:قطع و برداشتن عضوی از اعضای بدن مسلمان برای پیوند زدن به انسان دیگر،چه حکمی دارد؟و آیا دیه دارد؟
جواب:در صورتی که برای دهندۀ عضو،ضرر نداشته باشد و راضی باشد.
جایز است و ظاهرا در این فرض دیه ندارد.
سؤال 2131:آیا برداشتن عضوی از میّت برای پیوند زدن به انسان دیگر جایز است؟و آیا در صورت برداشتن عضو،دیه باید پرداخت شود؟
جواب:قطع اعضای میت مسلمان جایز نیست،مگر اینکه حفظ جان یا سلامتی مسلمانی متوقف بر قطع و پیوند اعضای او باشد.و از غیر مسلمان جایگزین نشود،که در این صورت جایز است.ولی بنابر احتیاط دیۀ اعضای قطع شده را مطابق مسأله 2158 بپردازند،تا برای میت به صرف حج یا صدقات و خیرات برسد.
سؤال 2132:آیا میتوان عضوی از بدن انسان را به حیوانی پیوند زد،حکم کلی آن چیست؟
جواب:اگر غرض عقلایی بر آن مترتب باشد،و ضرری برای انسان نداشته باشد،مانعی ندارد.
سؤال 2133:در صورت امکان اگر سر انسان را به انسان دیگر پیوند زنند،آیا جایز است؟در صورت جواز احکام صاحب سر بر او جاری میشود،یا احکام صاحب بدن،یا شخص جدیدی است؟
جواب:این مسأله دارای فروع و تفصیلاتی است که در صورت ابتلا،حکم آن بیان خواهد شد.
سؤال 2134:اگر عضوی به خاطر حدّ یا قصاص بریده شود،آیا میتوان آن را به خود جانی دوباره پیوند زد؟اگر بخواهند به دیگری پیوند بزنند،آیا رضایت جانی شرط است یا مجنی علیه؟
جواب:پیوند مجدّد عضو،در مفروض سؤال،خلاف حکمت جعل حدود و قصاص است، (1)ولی پیوند زدن آن به غیر،با رضایت مجنی علیه و اجازه حاکم شرع ظاهرا جایز باشد.
سؤال 2135:اگر شخصی وصیت کند بعد از وفاتش،اعضای قابل پیوندش را به بیماران پیوند زنند،آیا مجاز به این کار هستیم؟
جواب:اگر حفظ جان مسلمانی بر پیوند عضوی از اعضای میت مسلمان متوقف باشد،قطع و پیوند آن عضو جایز است و بنابر احتیاط،دیه آن را طبق مسأله 2158 تا برای خود میت در امور خیریه مصرف شود،و اگر آن شخص وصیت کرده،باز بنابر احتیاط دیه را بدهند تا برای او مصرف شود.
1) 1) در روایتی آمده که علت قطع دست دزد این است که دیگران عبرت بگیرند؛و به اموال مردم طمع نکنند و جلو فساد و غصب اموال و حرامخوری گرفته شود.و در خبر دیگری آمده که دزد وقتی به قدر پول دستش،دزدی کرد،خداوند دزدی او را ظاهر و گرفتارش میکند و نیز در روایت است که قطعهای را از بدن کسی از باب قصاص،جدا کردند.او آن قطعه را به بدن خود چسباند و خوب شد، قصاصکننده به حضرت امیر علیه السّلام شکایت برد،حضرت دستور داد مجددا آن قطعه را جدا کردند،و امر فرمود:آن را دفن کردند و فرمود قصاص برای این است که رسوایی و زشتی در قصاص شونده،بماند.
سؤال 2136:اگر شخصی وصیت کند بعد از وفاتش،اعضایش را به دیگران پیوند بزنند،اما ولیّ وی(پس از مرگش)از این کار ناراضی باشد؛آیا مجازیم این کار را بدون اجازۀ ولیّ انجام دهیم؟
جواب:اگر احراز شود که حفظ جان مسلمانی،متوقف بر پیوند مذکور است،و جایگزین از غیر مسلمان ندارد،جایز است به وصیت او عمل کنند.و در این فرض نیازی به اجازۀ ولیّ نیست.و بنابر احتیاط،دیۀ اعضای قطع شده را بدهند تا برای خود میت در امور خیریه،مصرف شود.
سؤال 2137:اگر شخصی از پیوند اعضای خود به دیگران پس از مرگش ناراضی باشد،امّا پس از وفاتش ولیّ وی مایل به این کار باشد،آیا میتوان چنین کاری را انجام داد؟
جواب:ملاک جواز و عدم جواز همان است که قبلا گفته شد.و رضایت و عدم رضایت و میل و عدم میل ولیّ،تاثیری ندارد.
سؤال 2138:شخصی در طول زندگیش نظر مخالف یا موافقی در مورد پیوند اعضایش نداشت،آیا پس از مرگش میتوان به اجازۀ ولیّ وی چنین کاری را انجام داد؟
جواب:اگر حفظ جان مسلمانی متوقف بر پیوند اعضای میت باشد،و جایگزین از غیر مسلمان نباشد،جایز است.
سؤال 2139:اگر احتمال بدهیم با برداشتن یک یا چند عضو از شخصی که زنده است،در آیندۀ نزدیک یا دور،وی دچار عوارض خفیف یا شدید خواهد شد،و از طرفی نجات جان بیمار دیگری وابسته به همین کار باشد،و مورد دیگری نیز در دسترس نباشد،آیا مجازیم بدون آگاهی دادن به شخص پیوند دهنده،چنین کاری را انجام دهیم؟اگر به وی اطلاع بدهیم و با تمایل وی عضو پیوندی را از بدنش خارج کنیم،در صورت ایجاد عارضه در وی،آیا پزشک مسئول است؟
جواب:اگر جان پیوند دهنده در خطر باشد جایز نیست،هر چند جان بیماری وابسته به آن باشد.و اگر بدون آگاه کردن وی چنین کاری شد و خطری متوجه او گردید،پزشک مسئول است.و در فرض آگاه کردن وی نیز،چنانچه پزشک شرط
عدم ضمان نکرده باشد،مسئول است.
سؤال 2140:اگر مطمئن باشیم و یا احتمال دهیم که این پیوند رد خواهد شد و نهایتا مفید نخواهد بود؛آیا مجازیم با خوشبینی و به عنوان کمک به بیمار،از بدن فرد زنده یا مردۀ دیگری،عضوی را جدا و به آن بیمار پیوند بزنیم؟
جواب:خیر.
سؤال 2141:با توجه به این که بعد از پیوند،شیمی درمانی ضروری به نظر میرسد و همین عمل باعث عوارض خفیف یا شدید در بیمار میگردد،آیا پزشکی که مجبور به انجام این کار جهت عدم ردّ پیوند میباشد،در ایجاد عوارض آن،مسئول است؟
جواب:با شرط عدم ضمان و رعایت احتیاط لازم و دقت کافی و اکتفا به مقدار ضروری،مسئول نیست.
سؤال 2142:تعدادی از بیماران به دلیل ضایعات مغزی غیر قابل بازگشت و غیر قابل جبران،فعالیتهای قشر مغز خود را از دست داده،در حالت اغمای کامل بوده و به تحریکات داخلی و خارجی پاسخ نمیدهند،ضمنا فعالیتهای ساقۀ مغز خود را نیز از دست داده،فاقد تنفس و پاسخ به تحریکات متفاوت نوری و فیزیکی میباشند.در این گونه موارد احتمال بازگشت فعالیتهای مورد اشاره مطلقا وجود ندارد،بیمار دارای ضربان خودکار قلب بوده که ادامۀ این ضربان هم موقتی و تنها به کمک دستگاه تنفس مصنوعی به مدت چند ساعت و حد اکثر چند روز مقدور میباشد.این وضعیت در اصطلاح پزشکی مرگ مغزی نامیده میشود.
از طرفی نجات جان عدۀ دیگری از بیماران منوط به استفاده از اعضای مبتلایان به مرگ مغزی است.
با عنایت به این که این اشخاص فاقد تنفس،شعور،احساس و حرکت ارادی هستند و هیچگاه حیات خود را بازنمییابند ،مستدعی است ارشاد فرمایید(لطفا با اشارۀ اجمالی به دلیل):
1-آیا در صورت احراز شرایط فوق،میتوان از اعضای افراد مبتلا به مرگ مغزی،برای
نجات بیماران دیگر استفاده کرد؟
2-آیا صرف ضرورت نجات جان مسلمانان نیازمند به پیوند عضو،برای جواز قطع عضو،کافی است،یا اذن قبلی و وصیت صاحب عضو،لازم است؟
3-آیا اطرافیان این فرد میتوانند پس از مرگ،چنین اجازهای بدهند؟
4-آیا انسان میتواند در زمان حیات خود با امضای کارتی رضایت خود را برای برداشت اعضای بدنش،در صورت عارضۀ مرگ مغزی،جهت پیوند به مسلمان نیازمند اعلام کند؟
5-آیا در موارد جواز قطع اعضا،دیه ثابت است یا ساقط میشود؟
6-در صورت ثبوت دیه،پرداخت آن بر عهدۀ کیست؟پزشک یا بیمار؟
7-موارد مصرف دیۀ مذکور کدام است؟
ج:1-برداشتن اعضای افرادی که به علت سکتۀ مغزی یا تصادف از لحاظ پزشکی امیدی به زنده ماندن آنان نیست؛ولی قلب آنها از کار نیفتاده است مشکل است،خصوصا قلب را که هنوز از کار نیفتاده،اگر بردارند بعید نیست که صدق قتل کند.ولی نسبت به سایر اعضا اگر حفظ جان مسلمانی متوقف بر برداشتن آنها باشد،مانعی ندارد.
2-قطع اعضای میت مسلمان جایز نیست،مگر این که حفظ جان یا سلامتی مسلمانی متوقف بر قطع و پیوند آن باشد و از غیر مسلمان جایگزین نباشد،که در این فرض جایز است.و در این صورت،اذن قبلی و وصیّت لازم نیست،ولی بنابر احتیاط،دیۀ آن را طبق مسأله 2158 بدهند تا برای میت در امور خیریه مصرف شود.
3-ملاک جواز و عدم جواز همان است که در جواب سؤال دوم بیان شد.و اجازه و عدم اجازه تأثیری ندارد.
4-میتواند وصیت کند و رضایت خود را اعلام کند.اما ملاک جواز عمل به وصیّت او همان است که در جواب سؤال دوم گفته شد.
5-بلی بنابر احتیاط دیه ثابت است و باید آن را صرف امور خیر برای میت کنند.
6-دیه بر عهدۀ پزشک است،اما پزشک میتواند با بیمار قرار بگذارد که بیمار دیه را از طرف پزشک بپردازد.
7-صرف امور خیر برای میت شود.
سؤال 2143:لطفا نظر شریف خود را پیرامون کالبد شکافی و تشریح جنازۀ میّت،بیان فرمایید؟
جواب:تشریح مردۀ غیر مسلمان و قطع و پیوند اعضای او مطلقا جایز است؛ مگر این که اولیای او مخالفت کنند و فتنه و فسادی به دنبال داشته باشد.امّا تشریح جسد مسلمان جایز نیست؛هر چند که خود وصیت و اجازه داده باشد.یا اولیای او رضایت بدهند بلی در صورتی که فراگیری مسائل پزشکی در حدّی باشد که حفظ جان یا سلامتی و مداوای بیماران مسلمان،و لو در آینده متوقف،بر آن باشد و تهیۀ مردۀ غیر مسلمان گرچه با خرید آن مقدور نباشد؛در این صورت تشریح میّت مسلمان،بقدر ضرورت جایز است.ولی بنابر احتیاط دیۀ آن را طبق مسألۀ 1946 بپردازند که برای خود میّت به مصرف حج یا صدقات و خیرات برسد و چیزی از آن به ورثه نمیرسد.
سؤال 2144:در صورت جایز بودن کالبد شکافی،حکم عورتین و نگاه نامحرم به بدن میت و مس میّت موقع کالبد شکافی را بیان فرمایید؟
جواب:در موردی که تشریح جایز باشد،اگر نگاه ضرورت داشته باشد و بدون نگاه مستقیم غرض حاصل نشود،به قدر ضرورت جایز است.و اگر جسد میت مسلمان باشد و او را غسل میت داده باشند،غسل مس میت لازم نیست.و در غیر این صورت واجب است.
سؤال 2145:آیا مجازیم مسلمانی را که وصیت کرده بعد از وفاتش،وی را تشریح کنند، تشریح کنیم؟
جواب:در فرض سؤال که وصیت کرده است،و به عملی وصیت کرده که
فایدۀ عقلایی بر آن مترتب میشود؛تشریح وی بیاشکال است،بلکه علی الظاهر واجب میباشد.
سؤال 2146:اگر ندانیم جسدی که در اختیار ماست،جسد مسلمان است یا کافر یا اهل کتاب،آیا مجازیم آن را تشریح کنیم؟
جواب:مانعی ندارد.
سؤال 2147:آیا تفاوتی بین اهل تسنن و اهل تشیّع،در عدم جواز تشریح جسد،وجود دارد؟
جواب:خیر.
سؤال 2148:آیا میتوان جسد افراد به ظاهر مسلمان(مسلمان شناسنامهای)را که به خاطر ارتداد،فساد اخلاقی،قاچاق مواد مخدر،مسائل سیاسی و...اعدام شدهاند،تشریح کرد؟
جواب:خیر،مگر این که ارتداد و کفرشان ثابت شود.و بر فرض ثبوت در صورتی تشریح جایز است که مفسدهای نداشته باشد.
سؤال 2149:آیا میتوان برای تشریح،جهت آموزش،به علّت کمبود جسد و استخوان(که بدون آنها آموزش امکانپذیر نیست)اقدام به نبش قبر غیر مسلمانان کرد؟
جواب:نبش قبر کافر،اشکال شرعی ندارد.
سؤال 2150:در فرض فوق،اگر ندانیم این قبر متعلق به مسلمان یا غیر مسلمان است،آیا مجازیم نبش قبر کنیم؟
جواب:در بلاد اسلامی خیر.
سؤال 2151:در صورت کمبود جسد و استخوان،آیا میتوانیم استخوانهایی را که در بیابانها و قبرستانها مییابیم و یا به وسیلۀ عملیات حفاری شهرداریها،در سطح خاک ظاهر میشوند (چه متعلق به مسلمانان و چه غیر مسلمانان)مدتی جهت آموزش استفاده کرده،و بعد از اتمام کار،به یک مرکز آموزشی هدیه کنیم و یا دفن کنیم؟
جواب:استفاده از استخوانهایی که بدانید متعلق به کفّار است،مانعی ندارد.
ولی استخوان مسلمان را باید دفن کرد.
سؤال 2152:اگر دانشجو نداند جنازۀ مسلمان است که تشریح میکند یا کافر،تکلیف چیست؟
جواب:تحقیق لازم نیست.
سؤال 2153:آیا تشریح جنازۀ افرادی که از نظر جمهوری اسلامی مجرم بوده و اعدام شدهاند جایز است؟
جواب:در عدم جواز،فرقی بین اعدامی و غیر اعدامی نیست.
سؤال 2154:در دانشگاههای علوم پزشکی،از اجساد افرادی که صاحب ندارند،برای تشریح و یادگیری دانشجویان استفاده میشود و یا اعضاء آنها را مثل قلب،کبد،و کلیه،اغلب بدون اجازۀ صاحبان میّت در شیشهها نگهداری میکنند؛لطفا نظرتان را در این مورد بیان فرمایید؟
جواب:چنانچه راه یادگیری منحصر به همین باشد،مانعی ندارد.
سؤال 2155:اگر شخصی وصیت کند که بعد از مرگش جنازۀ او را جهت تعلیم به دانشکدۀ پزشکی هدیه کنند؛آیا وصیت او صحیح است؟در صورت صحیح بودن،آیا دیه به خاطر کالبد شکافی تعلق میگیرد؟
جواب:با عدم ضرورت و امکان استفاده از جسد کافر،گرچه به خریدن آن،به این وصیت عمل نکنند.ولی اگر ضرورت بود و جسد کافر نبود،وصیت صحیح و نافذ است و چون فایده عقلایی بر آن مترتب میشود،عمل به آن در این فرض جایز است.و دیۀ آن را بنابر احتیاط برای خود میت در خیرات مصرف کنند.
سؤال 2156:اگر شخصی وصیت نکند،اما ورّاث یا اولیای میت بخواهند جنازۀ او را به دانشکدۀ پزشکی،جهت تعلیم علم طب،هدیه کنند آیا صحیح است؟اگر جنازه را بفروشند؛آیا جایز است؟آیا ولی فقیه یا حاکم شرع بدون رضایت صاحب میت،میتواند حکم به آن بکند؟
جواب:اگر حفظ نفس مسلمانی متوقف بر آن باشد،و از غیر مسلمان
جایگزین نباشد،مانعی ندارد.و فروش میّت جایز و صحیح نیست.و در مواردی که حاکم شرع لازم دانست میتواند به آن حکم کند.
سؤال 2157:برای آموزش دانشجویان پزشکی،از استخوان میّت که غالبا از قبرستانها، جمعآوری میشود استفاده میشود،آیا جمعآوری و فروش آنها برای این منظور جایز است؟
جواب:خریدوفروش آنها جایز و صحیح نیست و باید استخوانها بعد از استفاده دفن شوند.
سؤال 2158:دیه قطع اعضای میت و جراحات وارده بر او چه مقدار است؟
جواب:اگر سر میت را ببرند یا شکم او را پاره کنند یا با او کاری کنند که اگر زنده بود،در اثر آن میمرد،باید صد مثقال شرعی(18 نخود)طلای سکهدار، بدهند و دیه قطع اعضای و سایر جنایات وارده بر او به نسبت دیه قطع سر است.
یعنی دیه قطع یک دست 50 مثقال،و دو دست 100 مثقال،و یک انگشت 10 مثقال طلا است و همینطور است نسبت به جراحات وارده بر سر و صورت و بدن و موارد ثبوت ارش.یعنی یک دهم دیه انسان زنده و در این مسأله فرقی بین زن و مرد و کوچک و بزرگ نیست.ولی این دیه به وارث نمیرسد و باید برای خود میت در امور خیریه مصرف شود و اگر میت،مدیون است و مال ندارد،یا ورثه از دادن آن امتناع میکنند؛ظاهرا ادای آن از این دیه مشروع است.
سؤال 2159:اگر دکتر تمرین ورزشی را به بیماری توصیه کند،در صورتی که سلامتی بیمار به آن بستگی داشته باشد؛آیا ورزش واجب میشود؟
جواب:بلی واجب میشود.
سؤال 2160:اگر پزشک به کسی بگوید کشیدن سیگار برایت ضرر دارد،در صورتی که سیگار کشیدن سلامتی او را به خطر اندازد،آیا استفاده از آن جایز خواهد بود؟
جواب:جایز نیست.
سؤال 2161:دلیل سینه زدن برای ائمه علیهم السلام چیست؟
جواب:سینهزنی یکی از مظاهر مهمّ عزاداری و ابراز تنفر از ظلم بنی امیه است.
و نه تنها اشتباه نیست.بلکه در تداوم هدف عاشورا نقش مهمّی دارد.
سؤال 2162:آیا سینه زدن و زنجیر زدن در عزاداری که منجرّ به کبود و حتّی جاری شدن خون میشود جایز است؟
جواب:جایز بلکه راجح است.مشروط بر آنکه موجب ضرر مهمّ و اضرار بر نفس نباشد.
سؤال 2163:برهنه شدن مردان در حال سینه زدن و زنجیر زدن در منظر زنان چگونه است؟
جواب:بر زنان لازم است از نظر خودداری کنند.
سؤال 2164:آیا سینه زدن و زنجیر زدن ریایی جایز است؟
جواب:إن شاء اللّه از ریا خودداری کنند.
سؤال 2165:در عزاداریها مشاهده میشود عدهای بصورت نیمه عریان در مقابل افراد نامحرم اقدام به خودزنیهای افراطی میکنند،آیا این عمل جایز است؟
جواب:سنت سینهزنی که به طرز فوق انجام میگرفته شایستۀ هیچگونه مخالفت با آن نیست.ولی در مورد مذکور بر زنان لازم است از نظر کردن خودداری کنند.
سؤال 2166:آیا تعزیه و شبیهخوانی در مراسم عزاداری جایز است؟
جواب:اگر مشتمل بر حرام نباشد و موجب وهن مذهب نشود مانعی ندارد.
ولی بهتر است به جای آن مجلس روضهخوانی برپا کنند.بلکه عزاداری برای سید الشهداء علیه السّلام و اصحاب آن بزرگوار از افضل قربات است.
سؤال 2167:آیا تشبّه به اهل بیت علیهم السّلام در نمایش و تعزیه و غیر آن جایز است؟
جواب:در صورتی که مستلزم اهانت نباشد،مانعی ندارد.
سؤال 2168:اینکه فرمودهاید بهتر است بجای شبیهخوانی روضهخوانی برپا کنند، روضهخوانی چیست؟مگر همان تعزیه و شبیهخوانی روی منبر نمیباشد؟
جواب:روضهخوانی بر منبر در اصطلاح عبارت است از یاد دادن احکام و بیان مسائل حلال و حرام و امر به معروف و نهی از منکر و بیان مواعظ و نصایح از آیات و کلمات پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و ائمۀ معصومین علیهم السّلام و ذکر فضائل و مناقب اهل بیت علیهم السّلام و ذکر مصایب وارده بر آنان،خصوصا مصایب حضرت سید الشهداء علیه السّلام و اصحاب بزرگوار آن حضرت که چنین مجالسی علاوه بر ثواب عزاداری،ثواب بیان احکام و مواعظ را که از اهداف عالیۀ آن بزرگواران بوده،نیز خواهد داشت.
سؤال 2169:تعزیه و شبیهخوانی اشکال دارد.یا نه؟پوشیدن لباس زنان توسط مردان در شبیهخوانی و استفاده از طبل و شیپور چگونه است؟
جواب:تعزیه و شبیهخوانی به تنهایی اشکال ندارد.ولی مرد لباس زن نپوشد.
و صدای آلات مذکوره و استفاده از آنها مانعی ندارد.
سؤال 2170:آیا تعزیهخوانی که مشتمل بر تشبه مرد به زن و کوچک کردن حضرت زینب
و معرفی امام سجاد به یک فرد بیمار و پاشیدن نقل و نبات و زدن ساز و نقاره و امثال آنهاست جایز است؟و شرکت در آن چه حکمی دارد؟
جواب:تعزیهخوانی اگر مشتمل بر استعمال آلات لهو و لعب نباشد و غنا و دروغ نخوانند و مرد لباس مختص به زن نپوشد و مستلزم وهن مذهب و هتک امام و یاران و اهل بیت آن حضرت علیهم السّلام نباشد اشکالی ندارد.
سؤال 2171:آیا پوشیدن لباس سیاه در عزای امام حسین و دیگر ائمه علیهم السّلام چنانکه مرحوم صاحب حدائق فرموده رجحان شرعی دارد؟
جواب:چون از مصادیق تعظیم شعائر است واجد رجحان شرعی میباشد و عملا بزرگانی چون مرحوم آیة اللّه العظمی آقای بروجردی قدس سرّه در روز عاشورا از قبای سیاه استفاده میکردند.
سؤال 2172:آیا نماز خواندن با لباس سیاه مربوط به عزاداری امام حسین علیه السّلام مکروه است؟
جواب:چون لباس سیاه علامت عزاداری سید الشهداء است و عزاداری آن حضرت کمال رجحان دارد،لذا نماز خواندن با آن نیز مکروه نمیباشد. (1)
1) 1) -در وسائل الشیعة ج 2،ص 890،از فرزند امام سجاد علیه السّلام نقل شده که وقتی حسین بن علی-علیهما السّلام -کشته شد زنهای بنی هاشم لباس سیاه و خشن پوشیدند و از گرما و سرما شکوه نمیکردند و علی بن الحسین-علیهما السّلام-برای آنان طعام درست میکرد.روایت چنین است:«لمّا قتل الحسین بن علی علیهما السّلام لبس نساء بنی هاشم السواد و المسوح و کنّ لا یشتکین من حرّ و لا برد و کان علی بن الحسین علیهما السّلام یعمل لهنّ الطعام للماتم». در مجمع البحرین آورده است:الماتم بفتح المیم و العین و هو عند العرب اجتماع النساء فی الخیر...و عند العامة المصیبة...و قیل الماتم مجتمع الرجال و النساء فی الغم و الفرح ثم خصص به اجتماع النساء للموت.و صاحب حدائق در ج 7،ص 118،فرموده است:بعید نیست استثناء کردن پوشیدن لباس سیاه در ماتم امام حسین علیه السّلام از کراهت داشتن آن،زیرا روایات مستفیضه وارد شده در امر به اظهار شعائر احزان و سپس فرموده است مؤیّد این استثنا روایتی است که استاد ما مرحوم مجلسی از برقی در کتاب محاسن نقل کرده است.-
سؤال 2173:آیا قمهزنی جایز است؟چنانچه در این مورد نذری وجود داشته باشد،وظیفه چیست؟
جواب:با توجه به گرایشی که نسبت به اسلام و تشیع بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در اکثر نقاط جهان پیدا شده،و ایران اسلامی به عنوان امّ القرای جهان اسلام شناخته میشود،و اعمال و رفتار ملت ایران به عنوان الگو و بیانگر اسلام،مطرح است لازم است در رابطه با مسائل سوگواری و عزاداری سالار شهیدان حضرت ابی عبد اللّه الحسین علیه السّلام به گونهای عمل شود که موجب گرایش بیشتر و علاقهمندی شدیدتر به آن حضرت و هدف مقدس وی گردد.پیداست در این شرایط،مسأله قمه زدن نه تنها چنین نقشی ندارد،بلکه به علّت عدم قابلیت پذیرش و نداشتن هیچگونه توجیه قابل فهم مخالفین،نتیجۀ سوء بر آن مترتب خواهد شد.لذا لازم است شیعیان علاقهمند به مکتب امام حسین علیه السّلام از آن خودداری کنند.و چنانچه در این مورد نذری وجود داشته باشد،نذر واجد شرایط صحّت و انعقاد نیست.
سؤال 2174:حکم علمهایی که در مراسم عزاداری امام حسین علیه السّلام از آنها استفاده میشود و بعضی دارای نقش و نگارهایی نیز هستند،چیست؟
جواب:استفاده در عزاداری از آنها جایز است.
سؤال 2175:آیا در عزاداری سید الشهداء استفاده از طبل و دهل جایز است؟
جواب:استفاده از آلات لهو و لعب حرام است.ولی طبل و دهل و امثال آنها جزء این آلات نیست.
سؤال 2176:چند سالی است که استفاده از ابزار موسیقی به شیوۀ رقابت در برخی هیأتهای عزاداری مرسوم شده،حکمش چیست؟
جواب:استفاده از ابزار و آلات موسیقی که مختص به مجالس لهو و لعب است در هر شرایط که باشد جایز نیست.
سؤال 2177:در ایام سوگواری ابا عبد اللّه الحسین علیه السّلام نماز مقدم است یا عزاداری؟
جواب:بهتر آن است که نماز را مقدم دارند.همانطور که امام حسین در روز عاشورا هنگام ظهر،نماز ظهر اقامه کردند.
سؤال 2178:مقاتل معتبره اعم از فارسی و عربی از نظر حضرتعالی کدامند؟
جواب:کتاب لهوف و نفس المهموم و ترجمۀ آن از کتابهای معتبرۀ مقاتل میباشند.
سؤال 2179:آیا پول دادن به مرثیهسرایانی که در لابلای اشعار خود،بعضی از مطالب بیمدرک یا ضعیف السند را طرح میکنند یا با غنا میخوانند صحیح است؟و آیا اصل عزاداری در اثر این کار خلاف،حرام میشود؟
جواب:با این گونه مسائل نمیشود در برابر سنت دیرینه عزاداری و مرثیهخوانی ایجاد شبهه کرد.البته غنا حرام است.هر چند با خواندن قرآن همراه باشد.
و لازم است از مرثیهسرایانی استفاده شود که مطالب صحیح و واقعی را بیان میکنند.
سؤال 2180:آیا جایز است پارچه و دستمالهایی را که ایام محرم بر روی علم میبندند، بفروش برسانند.و در عزاداری و تعمیر حسینیه مصرف کنند؟
جواب:اگر در مراسم عزاداری محل حاجت نباشد،و زاید بر متعارف باشد،
میتوانند بفروشند.و به مصارف عزاداری و احتیاجات حسینیهها برسانند.و بهتر است که از اهدا کنندگان استجازه کنند.و برای مشتری هر گونه تصرفات جایز است.
سؤال 2181:در مورد تعزیه و روضههایی که به نام ازدواج حضرت قاسم علیه السّلام در کربلا خوانده میشود،چه میفرمایید؟
جواب:آنچه در مورد عروسی حضرت قاسم مطرح شده یا میشود صحیح نیست.و اثری از این قضیه در کتب معتبره وجود ندارد.مضافا بر اینکه حضرت قاسم به سنّ ازدواج نرسیده بود.
بلی،در کتاب منتخب مرحوم طریحی چیزهایی که مناسب ازدواج آن حضرت است نقل شده،ولی ظاهرا این مطالب نادرست را بعد از آن مرحوم، افراد مغرض یا نادان به آن کتاب اضافه کردهاند.و مرحوم طریحی برتر از آن است که این مطالب را که مناسبتی با واقعۀ عاشورا ندارد،در کتاب خود بنویسد.
در عین حال آنچه در کتاب طریحی آمده به این نحو که بعضی در مراسم تعزیهداری و بصورت خرافی پیاده میکنند،نمیباشد.
سؤال 2182:آیا برپا کردن مجلس جشن میلاد ائمه علیهم السّلام یا مجلس عزاداری و یا میهمانی کردن،بدون اذن شوهر و بیرضایت او جایز است؟
جواب:بدون اذن شوهر جایز نیست.و دعوت افراد بیگانه و اجازۀ ورود در منزل شوهر،بدون اذن جایز نیست.مگر احراز رضایت شود.
سؤال 2183:در مجالس زنانۀ عزاداری،زنان مداحی و سخنرانی میکنند،و صدای آنها با بلندگو به گوش مردان رهگذر میرسد،آیا این عمل جایز است؟
جواب:شنیدن صدای ایشان اگر در معرض ریبه و التذاذ نباشد حرام نیست.
ولی با اینکه خداوند متعال میفرماید: «فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ» خوب است که مجالس زنانه خصوصا در رابطه با عزاداری و مداحی اهل البیت علیهم السّلام طوری باشد که کاملا مراعات عفت بشود.
سؤال 2184:ما تقول فیما اشتهر فی ألسن الناس و جری علیه المأتم و التعزیة باسم تزویج قاسم ابن الحسن علیهما السّلام فی الکربلاء؟
جواب:کل ما یذکر فی عرس السید الممتحن.القاسم بن الحسن علیهما السّلام غیر صحیح،و لم یرد به نص صحیح من المحدثین و المورخین فی الکتب المعتبرة،مع عدم بلوغه سن الزواج.
نعم،نقل فی منتخب الطریحی رحمه اللّه بعض الأمور المناسبة للزواج،لکن الظاهر (کما قال المقرّم رحمه اللّه فی مقتله)انها مدسوسة فی کتابه،و الاّ فهو اجلّ من أن یذکر هذه القضیة غیر المناسبة لوقعة یوم العاشوراء مع اشتمالها علی امور غیر مناسبة لسید الشهدا،علیه آلاف التحیة و الثناء.مضافا الی أن المنقول فیه لیس بهذه الکیفیة الخرافیة.و علی ایّ حال لا تصح النذورات المذکورة.و بدیهی انّ وظیفة العلماء و الخطباء الکرام بیان الحوادث الواقعة من الکتب المعتبرة،مثل کتاب کامل الزیارة و اللهوف و نفس المهموم و مقتل المقرّم و امثالها.و ایضا من وظیفتهم ارشاد الجهلاء العوام،و أمرهم بالمعروف و نهیهم عن المنکرات.عصمنا اللّه و إیاکم و جمیع المؤمنین من الزلل و الهفوات.
سؤال 2185:خداوند متعال ابلیس را چگونه با آتش عذاب میکند،در حالی که خود از جنس آتش است؟
جواب:عذاب الهی منحصر به آتش نیست.علاوه بر این به آتش نیز میتواند عذاب کند.همانطور که انسان نشأت گرفته از خاک را میشود به خاک عذاب کرد.
سؤال 2186:چگونه میشود یزید را ملعون شمرد؟با آنکه پیش از شهادت امام حسین علیه السّلام پیامبر صلّی اللّه علیه و آله عمل او را خبر داده بود،و با این فرض آیا مجبور نبوده است؟
جواب:علم به اینکه عملی در آینده از دیگری سر میزند،سبب نمیشود که وی مجبور باشد.اگر شما بدانید که رفیق شما چند روز بعد به مسافرت میرود،و این خبر را اعلام کنید،آیا این موجب میشود که رفیق شما این مسافرت را با اجبار انجام دهد؟پس خبر دادن پیامبران به عمل شنیع و فجیع یزید،موجب سلب اختیار از او نمیشود.
سؤال 2187:آیا جایز است اسم شخصی امام علی یا امام حسن و...باشد؟
جواب:اگر مستلزم اهانت باشد،جایز نیست.
سؤال 2188:چنین شایع شده که سفیانی در حال حاضر وجود دارد،آیا راست است؟
جواب:دلیلی بر این مسائل وجود ندارد.
سؤال 2189:حکم پدر یا مادر دربارۀ فرزند،مثل طلاق دادن زن یا حکم و یا وصیّتی بر علیه او،آیا لازم الاجرا میباشد؟
جواب:لازم نیست.
سؤال 2190:اگر پدر بزرگ اسمی را برای نوهاش انتخاب میکند،آیا میتواند بعد از فوت ایشان عوض کند؟
جواب:مانعی ندارد.
سؤال 2191:آیا میتوان از والدین جهت تهیۀ آتش قلیان و تریاک اطاعت نکرد؟
جواب:مانعی ندارد.
سؤال 2192:آیا میتوان از دفترچه بیمۀ اجتماعی دیگران،برای مراجعه به پزشک و تهیۀ دارو استفاده کرد؟
جواب:جایز نیست.
سؤال 2193:تحقیق از مسائل شخصی و خانوادگی و یا مفاسد اخلاقی افراد،چه حکمی دارد؟
جواب:در صورتی که در خفا انجام گرفته،جایز نیست.
سؤال 2194:اگر دانشآموزی در امتحانات با تقلب،نمرۀ قبولی کسب کند و به مرحلۀ بالاتر برود و از مزایای آن استفاده کند،حکم استفاده از این مزایا چیست؟
جواب:شرعا نمیتواند از این مزایا استفاده کند.
سؤال 2195:در فرض قبل،اگر در مرحلۀ بالاتر به تعداد مشخص و محدودی نیاز باشد،و
این فرد حق دیگری را از بین ببرد،چه حکمی دارد؟
جواب:باید مطلب را بگوید.و دیگری را از حقش محروم نکند.
سؤال 2196:در فرض قبل،اگر با این کار مدرک گرفته،و از دولت اسلامی حقوق بالاتری بگیرد،چه حکمی دارد؟
جواب:بعد از استخدام،مشکلی از نظر کار و حقوق در کار نیست مگر اینکه حقوق را برای مدرک بدهند.
سؤال 2197:برخی از دانشآموزان در جلسۀ امتحان به برگۀ دوست خود نگاه میکنند، خواه با رضایت وی یا نارضایتی،آیا این عمل جایز است؟
جواب:این عمل بر خلاف مقررات نظام بوده و جایز نیست.به علاوه اگر نگاه کردن به منظور تقلّب در امتحان و استفاده از نوشتۀ دیگران باشد،خیانت است.و خیانت در علم و دانش،به مراتب بدتر از خیانت در مال است.
سؤال 2198:در بعضی از نقاط خانقاهی وجود دارد،که عدهای در آن جمع و مدح حضرت علی را به قول خودشان میکنند،وظیفه چیست؟
جواب:معبد مسلمانان مسجد است.و رفتن به خانقاه اگر برای این باشد که گمان کنند آنجا خصوصیت و شرافتی بر سایر امکنه دارد،صحیح نیست.بلکه اگر بعنوان و اعتقاد این بروند که آنجا شرعا پایگاه ذکر و مدح و منقبت است،حرام میباشد.و ذکرهایی که در آنجا به هر اسم و عقیده خوانده شود،اگر مدرک معتبر نداشته باشد و به قصد ورود بخوانند جایز نیست.و چه بسا رفتن به خانقاه ترویج باطل باشد.مضافا بر اینکه یکی از طرق پراکندگی و اختلافافکنی بیان مسلمانان همین تشکیلات بیاساس است که به نامهای مختلف بوجود آوردهاند.لذا بر عموم مسلمانان است برای امور عبادی،مذهبی،اعیاد موالید ائمه علیهم السّلام در مساجد اجتماع کنند.که «إِنَّما یَعْمُرُ مَساجِدَ اللّهِ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ» .
سؤال 2199:حضور در خانقاه و اقتدا به نماز جماعت و پیروی از دستور قطب و در اصطلاح
ایشان تشرّف و بیعت و قبول ولایت خاصۀ علویۀ،و احکام مربوط به آن چگونه است؟
جواب:مسائل فوق همگی انحراف از راه حق و ائمه علیهم السّلام میباشد و شرکت در آنها جایز نیست.
سؤال 2200:نوشتن دعا از روی کتاب چه حکمی دارد؟
جواب:اگر کتاب معتبر باشد،مانعی ندارد.
سؤال 2201:آیا کار دعانویسها و فالگیرها منشأ اسلامی دارد؟
جواب:در ثبوت خواص و آثار برای برخی ادعیه جای تردید نیست.ولی دعانویسی در اسلام شغل شناخته نمیشود.
سؤال 2202:نوشتن دعا برای کسانی که احتیاج به آن دارند،و معتقد به آن هستند.از مثل جامع الدعوات چه صورتی دارد؟
جواب:دعاهای وارده مانعی ندارد.ولی اعتبار کتاب نامبرده ثابت نشده است.
سؤال 2203:آیا اعتقاد به فال و دعانویسی که با گرفتن وجهی دعایی مینویسد،که به خیال خود مشکلگشا خواهد بود،جایز است و منشأ شرعی دارد؟
جواب:فال مطلبی است خرافی.ولی دعا دارای اثر میباشد،در صورتی که از دعاهای منقوله در روایات باشد،نه دعاهای جعلی که گروهی از دعانویسان به آن مبتلا هستند.
سؤال 2204:اگر کسی در قبال نوشتن دعاهایی که در بعضی کتب برای شفا و سر درد و غیره پول بگیرد،چه حکمی دارد؟
جواب:گرفتن پول در مورد امر مذکور مانعی ندارد،ولی لازم است قبلا معین شود یا بیش از اجرت المثل نباشد.
سؤال 2205:آیا احادیثی که در کتب اربعۀ شیعه آمده،یقینآور میباشند؟
جواب:یقینی نیست.ولی در اعتبار حدیث لازم نیست یقین پیدا شود.و البته مقداری از آنها ضعیف و از درجۀ اعتبار ساقط است.
سؤال 2206:نقل اخبار و تفسیر از کتب معتبره و مسائل شرعیه،آیا مختص به کسانی است که ملبس به لباس روحانیت میباشند یا دیگران هم میتوانند؟
جواب:لباس مدخلیت ندارد.ولی چون اشخاص غیر ملبس صلاحیتشان نوعا احراز نشده،و چه بسا اشخاص غیر لایقی در این وادی گام نهند.بهتر آن است که از روحانیان ملبّس شناخته شده،استفاده شود.
سؤال 2207:در مسائلی که انسان شک میکند،تکلیف چیست؟
جواب:در هر مسأله اگر چند بار شک میکند،به شک ترتیب اثر ندهد.
سؤال 2208:مدتی است به مرض خطرناک وسواس مبتلا شدهام.در همۀ کارهایم شک میکنم.بفرمایید وظیفۀ من چیست؟
جواب:وظیفۀ شرعی شما این است که به شک اعتنا نکنید.
سؤال 2209:آیا خواندن قرآن به غیر از زبان عربی در مجالس جایز است؟
جواب:خواندن قرآن غیر عربی،یعنی ترجمۀ آن در مجالس و غیره مانعی ندارد.ولی ثواب قرائت قرآن،مخصوص خواندن خود قرآن و الفاظی است که بر حضرت رسول صلّی اللّه علیه و آله نازل شده است.
سؤال 2210:با اینکه فرمودهاند همزه اللّه وصل است و در درج کلام ساقط میشود، پس چرا در یا اللّه ساقط نمیشود؟
جواب:همانگونه که در لسان العرب،ج 1،ماده اله و در البیان مرحوم آیة اللّه خوئی رحمه اللّه بیان شده،در خصوص یا اللّه همزه جهت تفخیم ساقط نمیشود.
سؤال 2211:آیا اجرت گرفتن در مقابل تعلیم قرآن جایز است؟
جواب:اشکالی ندارد.
سؤال 2212:لطفا نظرتان را دربارۀ قرائت قرآنی که همراه با ریا و خودنمایی باشد،بیان فرمایید؟
جواب:ریا که عبارت است از انجام اعمال خیر و پسندیده به منظور کسب اعتبار و منزلت در نزد مردم،عملی مذموم،بلکه از گناهان کبیره و مهلکات عظیمه است.و از طرف دیگر،تلاوت قرآن از اعمال پرفضیلت و دارای ثواب بسیار است.لذا قرائت قرآن،همراه با ریا و خودنمایی،ظلم به نفس و باطل کردن اجر عمل است و مذمومیت آن غیر قابل انکار است.عصمنا اللّه من الزلل.
سؤال 2213:آیا فروش قرآن به کفار و اهل کتاب جایز است؟بخصوص اگر بدانیم آنان قصد توهین به قرآن را ندارند،بلکه جهت مطالعه آن را تهیه میکنند؟
جواب:بنابر احتیاط،فروش قرآن به غیر مسلمان جایز نیست.بلی،اگر امید آن میرود که اگر قرآن را در اختیار آنها قرار دهد هدایت و ارشاد میشوند،و در عین حال اطمینان دارد که نسبت به قرآن هتکی صورت نمیگیرد،این عمل مانعی ندارد.
سؤال 2214:اگر پدری به فرزندش بگوید راضی نیستم قرآن بخوانی یا در جلسۀ قرآن شرکت کنی،آیا بر فرزند اطاعت از پدر در این مورد لازم است؟
جواب:اگر نارضایتی پدر ناشی از جهات خارجی باشد(مثلا فرزند مبتلا به ضعف چشم و امثال آن باشد)و نارضایتی به نحوی است که شرکت در جلسۀ قرآن موجب اذیت و اسائۀ ادب به پدر میشود،لازم است از پدر اطاعت کند.بلکه احتیاط آن است که مطلقا از پدر اطاعت کند.امّا اگر منشأ نارضایتی پدر العیاذ باللّه عناد با قرآن یا بیاعتنایی به مجلس قرآن باشد،اطاعت از او لازم نیست.
سؤال 2215:آیا جایز است چند نفری مالی را اعمّ از پول یا کالا روی هم بگذارند و با قرعه
تمام آن را به یک نفر واگذار کنند،بدون هیچ بازپرداختی؟
جواب:جایز نیست.
سؤال 2216:ملاک در ضالّه بودن کتاب چیست؟
جواب:ملاک این است که موجب انحراف غالب مطالعه کنندگان شود
سؤال 2217:اگر مسلمانی را مجبور کنند که یکی از دو گناه را مرتکب گردد،وگرنه او را میکشند،تکلیف او چیست؟
جواب:لازم است یکی از دو گناه کوچکتر را انتخاب کند.مگر اینکه او را مجبور به قتل انسان بیگناهی کنند که در این صورت ارتکاب جایز نیست.
سؤال 2218:آیا جایز است انسان برای اینکه به گناه بزرگتری مبتلا نشود،به کوچکتر روی آورد؟
جواب:لازم است انسان از مطلق گناهان دوری کند.اگر به ناچار امر دایر بین دو گناه بزرگ و کوچک شد،لازم است گناه کوچک را انتخاب کند.
سؤال 2219:در ورزشهای رزمی ضرباتی تحت عنوان بدنسازی و افزایش استقامت جسمانی وجود دارد،نظر حضرتعالی پیرامون آن چیست؟
جواب:مانعی ندارد.بلکه اگر منظور آمادگی برای جبهه باشد،رجحان نیز دارد.
سؤال 2220:بعضی از جوانان ساعات بسیاری از وقت خود را اختصاص به ورزش میدهند، آیا این عمل جایز است؟
جواب:ورزش فی نفسه مانعی ندارد.بلکه در مواردی دارای رجحان نیز
میباشد.ولی بر جوانان لازم است که از وقت خود حد اکثر استفاده را بکنند و ورزش و امثال آن مانع از تحصیل علم و فراگیری معارف نگردد.بویژه معارف دینی که بر هر مسلمانی لازم است.
سؤال 2221:آیا هیپنوتیزم از نظر اسلام جایز است؟
جواب:مشکل است.
سؤال 2222:استفاده از روزنامه،جهت بستهبندی کردن داروی حمام و فروش آنها چگونه است؟
جواب:استفاده از روزنامههایی که احیانا آیات قرآن مجید یا اسامی انبیا و ائمه علیهم السّلام در آنها چاپ شده،برای اموری که مستلزم هتک است،جایز نیست.
سؤال 2223:آیا پول حرام را میشود به فقرا داد؟
جواب:اشکال دارد و تصرف در مال حرام،حرام است.
سؤال 2224:آیا تصرف در اموال کسی که میتوان او را راضی کرد،قبل از تحصیل رضایت اشکال دارد؟
جواب:جایز نیست.
سؤال 2225:عدم استفاده از بلیط در مترو و اتوبوس داخل شهری و یا تصاحب بعضی از اجناس به شکل غیر قانونی،در صورت نیاز به آنها و عدم استطاعت مالی در تهیۀ آن در بلاد کفر،چه حکمی دارد؟
جواب:جایز نیست.
سؤال 2226:نظر شهوتآمیز به خود چه حکمی دارد؟
جواب:جایز نیست.
سؤال 2227:نظر حضرتعالی راجع به جنگ داخلی افغانستان چیست؟
جواب:جای سؤال نیست.زیرا قطع جنگ در هر لحظه بهتر است از قطع در لحظۀ دیگر.و لازم است مسلمانها متحد شده و تفاهم کنند و از جنگ و خونریزی بپرهیزند.که نتیجهای جز خسران دنیوی و اخروی نخواهد داشت.
سؤال 2228:شخصی مدتی است در یک شرکت مشغول به کار است.در ابتدای کار قول استخدام به وی داده شده،و اکنون جواب منفی میشنود.و حد اقل دستمزد در قانون برای کارگر پانصد تومان است،و به این شخص دویست تومان میدهند،ولی ایشان بدون آنکه مسئولان شرکت بدانند سیصد تومان دیگر از شرکت بر میدارد،آیا این پول حلال است؟
جواب:بدون رضایت مسئولان شرکت،حلال نیست.
سؤال 2229:چه رنگهایی برای لباس پسندیده نیست،و چه رنگی توصیه شده است؟
جواب:رنگهای غیر مناسب مانند قرمز و احیانا سبز برای غیر سادات و مشکی جز در عزاداری خوب نیست و نسبت به خصوص رنگ سفید توصیه شده است.
سؤال 2230:به سر و سینه زدن در عزای بعضی از شخصیتهای مذهبی یا سیاسی چه حکمی دارد؟
جواب:مانعی ندارد.
سؤال 2231:خانوادهای که طفل صغیر در میان آنان است و از طرف دولت مستمری دارند، آیا میهمان شدن بر آنها چه صورتی دارد؟
جواب:مشکل است.مگر اینکه میهمان نفعی برای صغیر داشته باشد.
سؤال 2232:شرکت در مجالس جشن و عروسی توأم با مجالس لهو و لعب،چگونه است؟
جواب:جایز نیست.
سؤال 2233:آیا تعهدات یک جانبه الزامآور است؟
جواب:اگر تحت عنوان نذر و عهد و امثال آن باشد،الزامآور است.
سؤال 2234:هرگاه مالی را به سید بدهند و معین نباشد که از سهم سادات است یا غیر آن، آیا سید بدون فحص میتواند بگیرد؟
جواب:میتواند بدون فحص در آن تصرف کند.
سؤال 2235:همسایه در زمین خود درختی میکارد که ریشه و شاخههای این درخت به زمین یا منزل همسایه وارد شده و موجب مزاحمت و خسارت شده است.آیا همسایه میتواند شاخه و ریشۀ درخت را قطع کند؟آیا میتواند از میوۀ آن بدون اجازه استفاده کند؟و آیا مالک میتواند ادعای خسارت کند؟
جواب:در فرض سؤال،همسایه حق تصرف در درخت را ندارد.و اگر ریشه یا ساقۀ درخت باعث اذیت او یا موجب ضرر او میشود،باید از صاحب درخت بخواهد که آن را قطع کند.و اگر او قطع نکرد،خود میتواند اقدام به دفع ضرر کند.اما با اجازۀ حاکم شرع و از میوههای درخت همسایه هم نمیتواند استفاده کند.مگر اینکه صاحب آن از میوهها اعراض کرده باشد.و اگر درخت موجب ضرر او شود،صاحب آن ضامن است.
سؤال 2236:چند نفر هفتاد هکتار زمین را تحجیر میکنند و در آن چاهی حفر میکنند و موتور روی آن نصب میکنند.بعد از مدتی بدون هیچ کاری روی زمین،آن موتور را بر میدارند و در جای دیگر از آن استفاده میکنند.بعد از ده سال گروهی دیگر آن زمین را تصاحب کرده و احیا میکنند،آیا افراد اولی در این زمین حقی دارند یا خیر؟
جواب:حکم کلی مسأله این است که حفر چاه تحجیر است.و موجب حق اولویّت میشود.ولی اگر پس از تحجیر،زمین را مدتی طولانی مهمل و معطل گذاشتند،حق اولویت ساقط میشود.و دیگران میتوانند آن را تصرف و احیا کنند.ولی در این فرض احتیاط این است که با اجازۀ حاکم شرع باشد.و در فرض سؤال ظاهرا حق اولویت آقایان ساقط شده،و مردمی که زمین را تصرف و احیا کردهاند اگر با اجازۀ حاکم شرع بوده فعلا مالک هستند.و اگر هم با اجازه نبوده، ولی فعلا مسئولان مربوطه عمل آنان را امضا کرده و منع نکردهاند،اشکالی وجود ندارد و زمینها ملک احیا کنندگان است.
سؤال 2237:آیا نقل داستانهای ساختگی اشکال دارد؟
جواب:چنانچه به شخصیتهای اسلامی ارتباط نداشته باشد،مانعی ندارد.
سؤال 2238:کراوات از نظر اسلام چه حکمی دارد؟
جواب:ظاهرا کراوات اصلا زیّ و شعار نصارا بوده و بهتر است مسلمانان از آن بپرهیزند.
سؤال 2239:آیا نگهداشتن سگ در خانه،فضیلت نماز یا اعمال دیگر را کم میکند؟
جواب:نگهداشتن سگ در منزل مسکونی کراهت دارد.ففی الخبر عنه علیه السّلام:
«لا یدخل الملائکة فی بیت یکون فیه کلب».
سؤال 2240:ما تعدادی از نقاشان و هنرمندان رشتههای مختلف تجسمی هستیم که مایلیم از قصص و داستانهای قرآنی بعنوان موضوع کار در تابلوهایمان استفاده کنیم.با توجه به سبکها و تکنیکهای مختلفی که هنرهای تجسمی از آنها بهره میبرد و تنوّعی که به لحاظ روحیات هنرمندان در برخورد با موضوعات فوق الذکر وجود دارد،آیا مجاز هستیم؟
جواب:استفاده از داستانهای قرآن برای آفرینشهای مذکور مانعی ندارد.
مشروط به اینکه همان واقعیتی را که قرآن حکایت میکند آفریده شود.و کم و زیادی در کار نباشد.و نیز مشروط به اینکه مستلزم اهانت و خلاف شرعی نباشد.
مثلا در داستان حضرت مریم علیه السّلام طوری نباشد که ایشان بصورت یک زن غیر محجّبه در حال ظاهر بودن روی و صورت برخی از اعضای دیگر وی باشد.و نقش حکایت از چنین واقعیتی داشته باشد.به هر حال در این رابطه لازم است دقت و ظرافت خاص مبذول شود.و از افراد متخصص در مسائل اسلامی کمک گرفته شود.
سؤال 2241:وظیفۀ شرعی فرزند تحت تکفل پدری که رعایت موازین شرعیه را دربارۀ کسب و درآمد حلال نمیکند چیست؟با فرض اینکه امر و نهی تأثیر ندارد.
جواب:اگر خمس نمیدهد،باید فرزند خمس آنچه را استفاده میکند بپردازد.و اگر کسب او حرام است،فرزند نمیتواند در آن خانه و زندگی بماند.
سؤال 2242:آیا حرف رکیک حرام است؟
جواب:اگر مستلزم اهانت یا مشتمل بر حرام باشد،حرام است؟
سؤال 2243:چه دلیلی بر سیادت حضرت ابو الفضل علیه السّلام وجود دارد؟
جواب:ملاک در سیادت حضرت ابو الفضل علیه السّلام همان ملاک سیادت امام حسن و امام حسین علیهم السّلام است.و آن انتساب از طریق امیر المؤمنین علیه السّلام به هاشم میباشد.
سؤال 2244:آیا برداشتن خاک از قبور ائمۀ بقیع علیهم السّلام و دیگر امامان در صورت امکان برای تیمّم و تبرک جایز است؟
جواب:در شرایط فعلی جایز نیست.
سؤال 2245:برخی از لطیفه و مزاحها به بعض طوایف مانند ترک،لر،عرب نسبت داده میشود و در بسیاری از موارد قصد سویی هم نیست.ولی گاهی موجب بروز اختلاف و غیره میگردد،حکم چیست؟
جواب:بهتر آن است که از این نوع مزاحها اجتناب شود.
سؤال 2246:این جانب علاقۀ زیادی به طلبه شدن دارم و از رفتن به دبیرستان یا هنرستان نسبت به اخلاق خود بیم دارم،ولی پدر این جانب با طلبه شدن من مخالفت میکنند،لطفا وظیفۀ این جانب را مشخص کنید؟
جواب:در شرایط فعلی که نیاز به روحانی متعهد زیاد است،طلبه شدن شما بسیار خوب است.اما بهتر است رضایت والدین خود را جلب کنید و اگر آنها به هر صورت قانع نشدند،لازم نیست سخن آنها را اطاعت کنید.زیرا طلبگی به نحو واجب کفایی مطرح است.و نیاز مبرم به روحانی ارزشمند وجود دارد.
سؤال 2247:کمک کردن به متکدّیان که بر سر هر کوچه و خیابان مینشینند و بسیاری از آنان به دروغ ادّعای فقر میکنند،چه حکمی دارد؟
جواب:مشکل است.زیرا کمک به آنها موجب ترویج دروغ و ترویج بیکاری است.
سؤال 2248:این جانب علاقۀ زیادی به جامعۀ روحانیت دارم.با توجه به مشکلاتی که در
گذشته و حال داشتم از فیض تحصیل در حوزه محروم بودهام.و اکنون بصورت آزاد به مطالعه علوم دینی و شرکت در کلاسهای قرآن مشغول و از طرفی هم بعنوان کارگر مشغولم.و مدتی است منبر میروم.آیا منبر رفتن جایز است؟
جواب:با توجه به اینکه از علوم حوزوی بهره کافی نبردهاید،و طبعا با مسائل اسلامی آشنایی کامل ندارید،رفتن به منبر به عنوان تبلیغ مشکل است.
سؤال 2249:ازالۀ موی سینه و پا توسط مردان،چه حکمی دارد؟
جواب:مانعی ندارد.بلکه ازالۀ موهای پا خواص بهداشتی نیز دارد.