ghaemiyeh.com
سرشناسه : موسويشاهرودي، مرتضي، ۱۳۴۳ -، گردآورنده
عنوان و نام پديدآور : جامعالفتاوي عمره مفرده: مطابق با فتاواي ده تن از مراجع عظام تقليد/ تهيه و تنظيم مرتضي موسويشاهرودي.
مشخصات نشر : تهران: مشعر ۱۳۸۶.
مشخصات ظاهري : ۱۹۵ ص. ۱۲×۲۰ سم.
شابك : ۱۲۰۰۰ ريال 978-964-540-036-9
وضعيت فهرست نويسي : فاپا
يادداشت : چاپ قبلي كتاب حاضر تحت عنوان " جامع الفتاوي مناسك حج با روشي جديد مطابق بافتاواي ده تن از مراجع عظام تقليد " (۲۳۶ ص.) در سال ۱۳۸۴ توسط همين ناشر منتشر شده است.
عنوان ديگر : جامع الفتاوي مناسك حج با روشي جديد مطابق بافتاواي ده تن از مراجع عظام تقليد.
موضوع : حج عمره
موضوع : حج -- فتواها
رده بندي كنگره : BP۱۸۸/۹۲/م۸ج۲ ۱۳۸۶
رده بندي ديويي : ۲۹۷/۳۵۷
شماره كتابشناسي ملي : ۱۰۵۲۵۹۸
حج داراى ويژگىها و ابعاد گوناگونى است و گستردگى مسائل آن به اندازهاى است كه زراره به امام صادق عليه السلام اظهار مىدارد كه حدود چهل سال است مسائل مربوط به حج را از شما مىپرسم، و آن را پاسخ مىدهيد و هنوز نيز اين مسائل تمام نشده است ... امروز با گذشت قرنها از آن زمان، بازهم مسائل جديدى پديد مىآيد كه پاسخ آن در مناسكها موجود نيست و نياز به اجتهاد جديد دارد، همچون توسعه جمرات و طبقاتى شدن آن، توسعه مسعى و ... از سوى ديگر تعداد زائران عمره و حج نيز پيوسته رو به افزايش است و آنها هر كدام از مرجعى تقليد مىكنند كه روحانى محترم كاروان بايد پاسخگوى نيازهاى شرعى آنان باشد، تا آنها بدون نگرانى و تشويش خاطر بتوانند اعمال خويش را صحيح انجام دهند.
معاونت آموزش و پژوهش بعثه مقام معظّم رهبرى براى پاسخگويى به اين نياز در سالهاى گذشته تلاش كرده است تا با جمعآورى فتاوا در يك كتاب و نيز موضوعى كردن و يا تلخيص مطالب اين نياز را مرتفع سازد كه بحمد اللَّه تا حدود زيادى در حلّ
مشكل موفق بوده است.
پيشنهادى در سالهاى گذشته به شكل مكرّر از سوى روحانيون، كارگزاران و زائران حج مطرح مىشد كه در آن خواستار جمعآورى نظرات و فتاوا در يك كتاب بودند به گونهاى كه اگر هر كس به آن نظر عمل كند عند اللَّه مأجور و عملش صحيح باشد.
مسؤوليت اين امر مهم را فاضل ارجمند جناب حجّةالاسلام والمسلمين آقاى موسوى شاهرودى و همكاران محترمشان به عهده گرفتند كه بحمد اللَّه سال گذشته با كمترين مشكل چاپ و مورد استقبال واقع شد. و هماينك نيز اشكالات اندك آن برطرف گرديده و «جامع الفتاوى ويژه عمره مفرده» براى استفاده عموم بهويژه روحانيون محترم آماده شده است.
از خداوند متعال توفيق ايشان و همكاران محترمشان را خواستاريم و اميدواريم در سالهاى آينده بتوانيم نظرات ديگر مراجع را به اين مجموعه افزوده و آن را به شكل كاملترى عرضه نماييم.
از بهرهگيرندگان اين كتاب خواهشمنديم، كمبودها، انتقادها و پيشنهادهاى خود را براى تكميل آن به آدرس تهران، سازمان حج و زيارت- طبقه دوّم، معاونت آموزش وپژوهش بعثه ارسال نمايند.
معاون آموزش و پژوهش
بعثه مقام معظّم رهبرى
بسم اللَّه الرحمن الرحيم
الحمد للَّهو صلى اللَّه على محمد و آله الطاهرين
مناسك و احكام حج، با احكام فرائض و واجبات ديگر تفاوتهايى دارد و داراى ويژگىهاى خاصى است مانند:
1- كثرت مسائل و پيدايش مسائل جديد
2- اينكه بر هر انسان مكلّفى تنها يك مرتبه در طول عمر واجب مىشود و اين بر حساسيت و اهمّيت اين فريضه مىافزايد.
از اينرو معمولًا انگيزه زيادى براى فراگيرى آن، در ايام نزديك به موسم حج، در همه پديد مىآيد.
همچنين، حساس بودن مناسك حج و مسائل پيرامونى آن از يك سو و اختلاف فتاوى و تعدّد مراجع معظّم تقليد از سوى ديگر، بر مشكلات كار افزوده و پاسخگويى به مسائل زائران توسط روحانيون محترم را بسيار سخت و مشكل كرده است؛ زيرا
به دست آوردن فتاواى مراجع به دليل اختلاف آراء آنها، كارى دشوار است و هر روحانى نمىتواند چندين مناسك همراه خود بردارد تا پاسخگوى نياز زائران باشد. از اين رو، عزيزان روحانى همواره آرزو داشتند كه اين مشكل به گونهاى رفع شود تا بهتر بتوانند پاسخگوى مردم باشند و آنان را از سردرگمى، كه عمدتاً به خاطر نقل اختلاف فتاوى بود، برهانند. گرچه تهيه و تنظيم مناسك محشّاى مراجع بزرگوار تقليد، انتشار يافته از سوى بعثه مقام معظم رهبرى، گامى بزرگ در جهت آگاهى و آموزش فتاواى مراجع بزرگوار محسوب مىگردد و لازم است در اينجا از همه آن عزيزان تقدير و تشكر به عمل آيد، ليكن با اين همه، اين خلأ را نتوانست پر كند و مشكل برطرف شود.
اينجانب چندين سال در چارهجويى اين مشكل بوده و راههاى مختلفى به ذهنم رسيد كه شايد بيشتر يا همه آن راهها به ذهن همه عزيزان روحانى نيز رسيده باشد و آن اينكه با مطالعه دقيق مناسك حج، به اين نتيجه رسيدم كه بايد احتياطات را از مناسك جدا كنيم و تنها فتاوى را در اختيار قرار دهيم. با اين كار شايد بتوان نيمى از راه را پيمود. اين شيوه را با بعضى از بزرگواران آشنا به مسائل و اهل فن، مطرح نمودم، آنها نيز معتقد بودند پياده كردن اين طرح، در عمل كارى مشكل است و پيگيرى جدّى لازم دارد، ولى اگر به نتيجه برسد، بسيارى از مشكلات حل مىشود.
با استعانت از خداوند، چند نفر از فضلا را دعوت به
همكارى نمودم، آنها نيز با داشتن مشاغل زياد درسى، بذل محبّت كرده، آماده همكارى شدند كه بدين وسيله با ذكر نام آنها از همه اين عزيزان تقدير و تشكر مىنمايم:
حججاسلام آقايان مسيح اللَّهآصفى، قدير على شمس، محمد عسكرى و رضا محققيان.
كتاب حاضر كه با تلاش فراوان اين عزيزان به انجام رسيد، داراى ويژگىهاى زير است. اميدوارم مورد توجّه و عنايت قرار گيرد:
1- فتاواى ذكر شده با فتاواى ده نفر از مراجع بزرگوار تقليد مطابقت دارد. اين مراجع عبارتند از: مرحوم آيةاللَّه العظمى امام خمينى، مرحوم آيةاللَّه العظمى خوئى و مرحوم آية اللَّه العظمى گلپايگانى (قدس اللَّه اسرارهم) و حضرات آيات عظام بهجت، تبريزى، سيستانى، صافى گلپايگانى، فاضل لنكرانى، خامنهاى و مكارم شيرازى (متع اللَّه المسلمين بطول بقائهم الشريف).
2- در اين جزوه احتياطهاى واجب، با توجّه به اينكه قابل رجوع به فتواى فالأعلم است، جمع آورى شده و فتواى مشهور بين اين ده مرجع ذكر شده است؛ زيرا يا فتوا در مسأله دارند يا احتياطى كه قابل رجوع به فتوى است. بنابراين، مقلدين مراجع ياد شده مىتوانند به متن اين جزوه، با ملاحظه پاورقى عمل نمايند؛ يا از جهت اينكه فتواى مرجع تقليد آنان است و يا اين كه مرجع تقليد آنان در مسأله فتوا ندارد و احتياط كرده و متن موجود، فتواى
مرجعى است كه مقلّد آنان مىتواند به آن عمل نمايد.
3- عبارت متن مطابق است با فتواى اكثر مراجع نامبرده و چنانچه هركدام از اين بزرگواران فتوا به خلاف داشته باشند، در پاورقى آمده است.
4- در مواردى اندك، احتياط در مسأله ذكر شده و اين به خاطر آن است كه فتوا در مسأله نبوده و همه احتياط كردهاند.
5- اگر در مسألهاى دو فتواى مختلف بوده و بعضى نيز احتياط كردهاند، فتواى اكثر با ارجاع احتياط به آن در متن و تنها فتواى ديگر در پاورقى آورده شده، جز آنكه اختلاف ميان اقليّت و اكثريت كم باشد، كه در اين صورت فتواى مطابق احتياط در متن آورده شده است.
6- كوشيدهايم مسائلى را كه در بخش «مسائل متفرقه» و «استفتاءات مناسك» آمده و از سوى بعثه مقام معظم رهبرى انتشار يافته، در جاى مناسب خود قرار دهيم و استفتاءات جزئى را به صورت مسائل كلّى، به قسمت خود منتقل كنيم.
7- در مواردى كه بعضى از مراجع عظام فرعى را متعرّض شدهاند و ديگران متعرّض آن نبودهاند، آن فرع از ديگران نيز استفتا شده و نظر ايشان منعكس گرديده است كه اين خود، باعث تكميل جزوه و تقليل بعضى پاورقىها شده است.
8- در فهرست و ترتيب محرمات احرام تغييراتى داده شده؛ مثلًا مسائل صيد را، كه كمتر مورد ابتلا است، در آخر و مسائل
مربوط به روابط زن و مرد را، به جهت برخى ملاحظات، در ابتداى محرمات نياوردهايم.
9- در مسائلى كه بعضى مراجع عظام فتوا دادهاند و بعضى احتياط كردهاند، ولى فتوا به خلاف آن وجود ندارد، اين نوع احتياطات در متن كتاب به فتواى مشهور ارجاع داده شده و ديگر نامى از آن برده نشده است.
10- همانگونه كه مىدانيد در برخى مسائل دو فتواى مخالف يكديگر وجود دارد و بعضى از مراجع عظام احتياط كردهاند و شيوه كتاب همواره بر آن بوده كه فتواى مشهور در متن و فتواى به خلاف، در حاشيه آمده و احتياطات در متن ارجاع داده شده و ديگر نامى از آن برده نشده است، اكنون در ويرايش جديد اين احتياطات را نيز با علامت «*» و در آخر كتاب آوردهايم تا كسانى كه مىخواهند بدانند مرجع تقليدشان فتوا دارد يا احتياط، با شناخت احتياط مرجع تقليدشان، به فالأعلم مورد نظر خود مراجعه نمايند.
در پايان از سرورانى كه با راهنمايىهاى خود، در هرچه بهتر شدن اين مجموعه ما را يارى نمودند خصوصاً از جناب مستطاب عماد الاخيار آقاى حاج سيّداحمد موسوى كه در به ثمر رسيدن اين اثر سهم بسزائى داشتند كمال تشكر و قدردانى را دارم و اميدوارم بخشى از مشكلات، با مراجعه به اين جزوه حل گردد.
در خاتمه ثمره همه اين تلاشها را به پيشگاه باعظمت قطب
عالم امكان امام زمان (عج) تقديم نموده، عرض مىكنيم «يا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ وَ جِئْنا بِبِضاعَةٍ مُزْجاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَ تَصَدَّقْ عَلَيْنا إِنَّ اللَّهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقِينَ».
وآخر دعوانا أن الحمد للَّهرب العالمين.
و السلام عليكم و رحمة اللَّه وبركاته
سيّد مرتضى موسوى شاهرودى
نيمه شعبان المعظّم 1426 هجرى قمرى
سؤال: اگر اعلم در مسألهاى فتوا نداده و تنها احتياط واجب كرده است، ولى فالأعلم آن احتياط را ندارد، آيا لازم است مقلِّد اعلم بداند مرجعش احتياط واجب كرده و بايد نيت رجوع به فالأعلم كند، يا همينكه در مقام انجام وظيفه شرعى بوده و عملش طبق فتواى فالأعلم است كافى است؟
به عبارت ديگر، اگر نظر اعلم مثلًا در احرام از مكه قديم احتياط واجب است، ولى فالأعلم چنين احتياطى نداشته، و مقلِّد اعلم از مكه جديد محرم شده و بعد از اعمال حج فهميده است كه اعلم چنين احتياطى داشته، آيا عملش صحيح است يا خير؟ و اكنون چه وظيفهاى دارد؟
آيت اللَّه خامنهاى: اگر عمل او در هنگام صدور از وى مطابق با فتواى كسى بوده كه مىتوانست شرعاً از او تقليد كند، صحيح و مجزى است.
آيت اللَّه تبريزى: پس از فهميدن فتواى فالأعلم در تصحيح عمل، به فتواى وى استناد مىكند. بايد براى ادله به كتب استدلالى مراجعه شود.
آيت اللَّه سيستانى: اگر مطابقت با فتواى كسى كه مىتواند از او تقليد كند داشته باشد، الآن مىتواند به او رجوع كند.
آيت اللَّه صافى: در فرض سؤال، اگر بعد از خاتمه اعمال نيت كند كه آنچه انجام دادهام بر طبق نظر فالأعلم باشد اشكال ندارد البته مشروط به اينكه هنگام احرام از مكه جديد قصد قربت از او متمشى شده باشد.
آيت اللَّه فاضل: چنانچه عمل صادر شده در هنگام وقوع مطابق فتواى فالاعلم باشد كفايت مىكند ولو اينكه شخص در حين عمل علم به اين مطابقت نداشته است، ليكن لازم است بعد از عمل براى تصحيح آن استناد به آن فتوى داشته باشد.
آيت اللَّه مكارم: بعد از اعمال حج رجوع به فالأعلم مىكند و چون عمل گذشته او با آن هماهنگ است، اعاده لازم نيست.
مسأله 1- بر ولىّ واجب نيست كودكى را كه همراه خود به مكه مىبرد براى حج يا عمره محرم كند، پس اگر او را محرم كرد بايد وظائف و اعمال را مطابق آنچه در مناسك ذكر شده انجام دهد. وگرنه در بعضى صور، طفل در احرام باقى مىماند و تا تدارك نكند نمىتواند ازدواج نمايد.
مسأله 2- انجام عمره براى كودك مميّز مستحب وصحيح است اگر چه ولىّ او اذن ندهد. (1)البته براى تصرف در اموالش اذن ولىّ لازم است.
مسأله 3- مستحب است ولىّ كودك غير مميّز او را محرم
1) 1. آية اللَّه سيستانى: بعيد نيست كه در صحت آن اذن ولى معتبر باشد.
كند به اين صورت كه لباس احرام به او بپوشاند و نيت كند كه اين طفل را محرم مىكنم براى حج، يا اين طفل را معتمر ميكنم به عمره و اگر مىشود تلبيه را به او تلقين كند و الّا خودش به عوض او بگويد.
مسأله 4- قدر متيقن از ولىّ در اين امر نسبت به كودك غير مميز ولىّ شرعى است مانند پدر يا جدّ و مادر نيز در اينجا ملحق به ولىّ شرعى است. (1)
مسأله 5- بعد از آنكه كودك محرم شد يا او را محرم كردند بايد ولىّ، او را از محرمات احرام باز دارد و اگر مميز نيست خود ولىّ او را از محرمات حفظ كند. (2)
آية اللَّه تبريزى: اين حكم در مورد احجاج صبى است.
مسأله 6- بعد از اين كه كودك محرم شد، اگر محرمات احرام را به جا آورد يا ولىّ، او را از آنها باز نداشت كفّاره ندارد (3)
1) 1. در غير ولىّ شرعى و همچنين غير ما در نظر مراجع عظام مختلف است.
2) 2. آيات عظام خوئى، سيستانى، بهجت: اين حكم در مورد احجاج صبى غير مميز است.
3) 3. آية اللَّه بهجت: فداء صيد مولىّ عليه بر ولىّ است كه با مباشرت او عمل مولىعليه صحيح است و كفاره موجب هدى بر ولى است در آنچه عمد و خطا كفاره دارد بلكه در آنچه عمد فقط كفاره دارد و كودك عمداً مرتكب شد ثبوت كفاره بر ولى كه سبب است خالى از وجه نيست.
مگر در صيد كه كفّاره بر ولىّ است. (1)*
مسأله 7- بر ولىّ كودك لازم است او را وادار كند تا تمام اعمال عمره را بجا آورد. (2)
مسأله 8- صورت عمره مفرده آن است كه محرم شود به عمره مفرده و به مكه آمده و طواف و نماز طواف را به نيت عمره مفرده انجام دهد سپس سعى بين صفا و مروه را انجام داده و تقصير كند و يا سر بتراشد و بعد از آن طواف نساء و نماز آن را بجاآورد.
مسأله 9- اعمال عمره مفرده و كيفيت انجام آن مانند عمره تمتع است مگر در چند چيز:
1- در عمره تمتع بايد تقصير كند يعنى از مو يا ناخن خود بگيرد و سرتراشيدن جايز نيست بلكه مجزى نيز نمىباشد ولى در عمره مفرده مخيّر است بين سرتراشيدن و تقصير.
2- در عمره تمتع طواف نساء ندارد ولى در عمره مفرده دارد.
3- كسى كه در مكه باشد و بخواهد عمره مفرده بجاآورد مىتواند از ادنى الحل محرم شود اگرچه جايز است از يكى از مواقيت پنجگانه احرام ببندد ولى ميقات عمره تمتع خصوص مواقيت پنجگانه است.
4- عمره تمتع بايد در ماههاى حج (شوال- ذى القعده و ذىالحجه) واقع شود ولى عمره مفرده را مىتوان در تمام ماهها انجام داد و افضل آنها ماه رجب است.
مسأله 10- محل احرام بستن عمره مفرده براى كسى كه در مكه است ادنى الحل و افضل مواضع آن جعرانه و حديبيه و تنعيم مىباشد و براى كسى كه از بيرون مىآيد يكى از مواقيت پنجگانه است با تفاصيلى كه در مسائل مواقيت خواهد آمد.
مسأله 11- بعد از آن كه شخص براى عمره مفرده محرم شد تمام چيزهايى كه بر محرم حرام است بر او نيز حرام مىشود و بعد از تقصير يا سرتراشيدن حلال مىشود مگر زن كه آن هم بعد از طواف نساء و نماز آن حلال مىگردد.
مسأله 12- كسى كه عمره مفرده بجا مىآورد مىتواند قبل از انجام طواف نساء به ميقات رفته و براى عمره تمتع محرم شود و بعد از انجام عمره تمتع طواف نساء را انجام دهد.
مسأله 13- كسى كه در اثناء عمره مفرده بيمار شده و نتوانسته عمره را تمام كند و او را به وطن بازگردانيدهاند و فعلًا بهبود يافته بايد به مكه برگردد و اعمال را تمام كند و اگر نمىتواند برگردد بايد
براى انجام اعمال نائب بگيرد ولى خودش تقصير كند (1)و ترتيب بين آن و سائر اعمال مراعات شود و تا اعمال انجام نشده آنچه به وسيله احرام بر او حرام شده بر او حلال نمىشود.
تذكر: اتمام اعمال به وسيله خود شخص و يا نائب در بعض فروض مستلزم اعاده اعمال سابق است كه تفصيل آنها مىآيد.
مسأله 14- اگر زن بعد از احرام بستن براى عمره مفرده حيض شود و تا وقتى كه در مكه است پاك نشود بايد براى طواف و نماز آن نائب بگيرد و بقيه اعمال را خودش انجام بدهد و چنانچه بدون آن كه اعمال را انجام دهد به وطنش برگشته، حكم آن مانند حكم مسأله قبل است.
مسأله 15- طواف در عمره مستحبى حكم طواف واجب را دارد و بايد نماز آن پشت مقام ابراهيم عليه السلام خوانده شود.
مسأله 16- عمره مفرده را مىتوان در ماههاى حج قبل از عمره تمتع انجام داد و در اين مسأله فرقى بين صرورة و غير آن نيست.
مسأله 17- وجوب عمره مفردهاى كه بعد از حج در موارد تبدّل به افراد انجام مىشود فورى است (2)و بنا بر احتياط بايد
مبادرت نمايد عرفاً.
مسأله 18- كسى كه مىداند بعد از احرام بستن براى عمره مفرده به علت مرض يا حدوث حيض نمىتواند اعمال خود را انجام دهد يا تكميل نمايد مىتواند براى عمره مفرده احرام ببندد و اگر وظيفه او نائب گرفتن شد، نائب بگيرد.
مسأله 19- كسى كه عمره مفرده انجام داده اگر بخواهد در همان ماه قمرى مجدداً از ميقات عبور كند و به مكه برود لازم نيست دوباره محرم شود.
مسأله 20- عمرده مفرده بر كسانى كه شانزده فرسخ شرعى يا بيشتر از مكه دور هستند مثل ايرانيان واجب نيست مگر در موارد تبديل حج تمتع به حج افراد كه مسائلش درمناسك حج آمده است.
مسأله 21- بر كسى كه مىخواهد داخل مكه شود (1)واجب است با احرام وارد شود و براى احرام بايد نيّت عمره يا حج داشته باشد و اگر موسم حج نيست و يا نمىخواهد حجانجام دهد واجب است عمره مفرده انجام دهد و از اين حكم چند گروه مستثنى هستند:
1- كسانى كه به اقتضاى شغلشان زياد وارد مكه و از آن
1) 1. آية اللَّه سيستانى: بلكه در حرم.
خارج مىشوند.
2- كسانى كه پس از اعمال عمره مفرده از مكه خارج شده و در همان ماه (1)به مكه برگردند. (2)
3- كسانى كه بعد از اعمال حج تمتع از مكه خارج شوند (3)
آية اللَّه خوئى: و در همان ماه قمرى كه عمره تمتع انجام دادهاند مراجعت نمايند.
و در همان ماهى كه به عمره تمتع محرم شدهاند مراجعت نمايند.مسأله 22- تكرار عمره مفرده مانند تكرار حج مستحب است.
مسأله 23- كسى كه مىخواهد عمره مفرده انجام دهد در يك ماه قمرى نمىتواند بيش از يك عمره براى خود يا ديگرى انجام دهد (4)ولى انجام بيش از يك عمره در يك ماه به صورتى كه هر عمره براى يك نفر باشد جايز است مثل اين كه يك عمره براى خود و يكى براى ديگرى يا دو عمره براى دو نفر متفاوت انجام
1) 1. آية اللَّه بهجت: در ماه خروج.
2) 2. امام خمينى: بايد به قصد رجاء محرم شود اگر در بازگشت از ميقات بگذرد.
3) 3. امام خمينى: و بازگشت آنان قبل از گذشتن يك ماه از احرام عمره تمتع باشد.
4) 4. آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه بهجت: فاصله انداختن بين دو عمره مفرده لازمنيست بلكه در يك روز مىتواند چند عمره مفرده بجاآورد. آية اللَّه بهجت اضافه فرمودند: اگرچه افضل در عمره ثانيه آن است كه در ماه ديگرى غير ماه عمره سابقه باشد يا فاصله ده روز بين دو احرام باشد.
دهد. و در اين فرض اگر از طرف ديگران اجير بر عمره مفرده شده باشد مستحق اجرت است.
تذكر: انجام بيش از يك عمره در يك ماه براى خود يا ديگرى به قصد رجاء و اميد مطلوبيت اشكال ندارد.
مسأله 24- كسى كه مىخواهد حج تمتع به جا آورد مىتواند قبل از عمره تمتع و يا بعد از اتمام اعمال حج تمتع عمره مفرده بهجاآورد اگرچه اين عمره با عمره تمتع از يك نفر بوده و در يك ماه قمرى بوده باشد.
مسأله 25- كسى كه حج بر او واجب نيست يا حج واجب خود را قبلًا انجام داده و در ايّام حجمىخواهد وارد مكه شود مثل كارگزاران و خدمه حج لازم نيست حج تمتع انجام دهد بلكه مىتواند با احرام عمره مفرده وارد مكه شود يا حج افراد استحبابى به جا آورد.
1- احرام: احرام عمره مفرده بايد در محل خاصى كه (ميقات) ناميده مىشود انجام شود.
براى احرام عمره پنج ميقات وجود دارد.
1- مسجد شجره كه آن را ذوالحليفه مىنامند و آن ميقات كسانى است كه از مدينه منوره به مكه مىروند.
مسأله 26- تأخير احرام از اين ميقات تا جحفه در صورت ضرورت جايز است مانند بيمارى.
مسأله 27- احرام بستن از داخل مسجد شجره لازم نيست بلكه از بيرون مسجد به طورى كه از محاذى آن از طرف راست يا
چپ باشد كافى است (1)
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: و همينطور احرام بستن از پشت ديوار مسجد صحيح است.
آية اللَّه خوئى: احرام در منطقه ذوالحليفه صحيح است.
هر چند از داخل مسجد مستحب است و در داخل مسجد فرقى بين قسمت قديمى و قسمتهاى توسعه يافته نيست.*مسأله 28- جنب و حائض مىتوانند در خارج مسجد به تفصيلى كه در مسأله قبل گذشت (2)
تذكر: براساس فتواى آيةاللَّه بهجت و آيةاللَّه خامنهاى و احتياط امام و آيةاللَّه فاضل و آيةاللَّه سيستانى مبنى بر لزوم احرام از درون مسجد اگر جنب نتواند در حال عبور از مسجد احرام ببندد و از انجام غسل معذور باشد و نتواند تا رفع عذر صبر نمايد، بايد تيمم نموده و داخل مسجد احرام ببندد و همينطور حائض و نفسائى كه پاك شده و غسل نكردهاند.
و اما حائض و نفسائى كه هنوز پاك نشدهاند اگر نمىتوانند در حال عبور محرم شوند بايد صبر كنند تا پاك شوند و از داخل مسجد به تفصيلى كه گذشت محرم شوند و در غير اينصورت از نزديك مسجد محرم شوند و در محاذى مسجد جحفه نيز تجديد احرام نمايند.
آيةاللَّه فاضل: تجديد احرام لازم نيست
آيةاللَّه خامنهاى: بايد از جحفه يا محاذى آن محرم شوند
محرم شوند و چنانچهبخواهند در داخل مسجد محرم شوند بايد در حال عبور باشد (به اين صورت كه از درى وارد و از درب ديگر خارج شوند) و اگر توقف كنند معصيت كردهاند هرچند احرام آنها صحيح است.
2- جحفه
مسأله 29- كسانى كه فعلًا از راه جده به مكه مىروند مىتوانند از اين ميقات محرم شوند.
مسأله 30- ميقات در جحفه خصوص مسجد نيست و از هر جاى آن مىتوان محرم شد.
3- وادى عقيق: كه اوائل آن را مسلخ و اواسط آن را غمره و اواخر آن را ذات عرق مىگويند كه محل احرام عامه است و آن ميقات كسانى است كه از راه عراق و نجد به مكه مىروند.
4- قرن المنازل: و آن ميقات كسانى است كه از راه طائف به مكه مىروند.
5- يلملم: كه نام كوهى است و آن ميقات كسانى است كه از راه يمن به مكه مىروند.
مسأله 31- كسى كه مىخواهد از ميقات احرام ببندد بايد يقين يا اطمينان به رسيدن ميقات پيدا نمايد و يا حجت شرعيه داشته باشد. (1)
امامخمينى، بهجت، خامنهاى، صافى، گلپايگانى: اگر علموبيّنهممكننشد مىتواندبهظن حاصلازگفته كسانىكه اهلاطلاع بهآن مكانها هستند اكتفا كند.
و گفته راهنما يا حملهدار كافى نيست مگر از گفته او اطمينان حاصل شود. (2)مسأله 32- كسانى كه با هواپيما براى حج يا عمره به جدّه مىروند و نيز شاغلين (3)ايرانى و غيرايرانى در جده، نمىتوانند از جدّه يا حديبيه محرم شوند بلكه بايد به يكى از مواقيت مثل جحفه (4)
آية اللَّه سيستانى: از جدّه با نذر محرم شود زيرا جنوب شرقى آن محاذى با جحفه است. ولى در صحت احرام به نذر براى كسى كه مىداند مجبور به تظليل مىشود اشكال است.
بروند و از آنجا محرم شوند و اگر از مدينه بروند بايد از1) 1. آية اللَّه تبريزى: گفته كسانى كه در آنجا زندگى مىكنند حجت شرعيهمحسوب مىشود.
2) 2. آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خوئى: يا اين كه آنها ثقه باشند و مستندشان اخبار عرف محل باشد.
3) 3. آية اللَّه خوئى: اگر حدود سه سال در جدّه مىماند كه صدق مقر و منزل بر آنبكند مىتواند از جده محرم شود.
4) 4. آية اللَّه بهجت: يا محاذات آن
مسجد شجره محرم شوند و در اين حكم فرقى بين عمره تمتع يا مفرده نيست. (1)
آية اللَّه مكارم: در عمره مفرده بايد در حديبيه يا يكى از مواقيت پنج گانه محرم شود و احرام در مواقيت پنجگانه افضل است.
مسأله 33- كسى كه وظيفهاش احرام در ميقاتهاى معروفه است اگر در جاى ديگرى مانند جدّه محرم شود احرام او صحيح نيست و محرمات احرام بر او حرام نمىشود و در اين حكم فرقى بين عالم و جاهل و ناسى نيست.
مسأله 34- احرام در مواقيت يا ادنى الحل لازم نيست در مساجد اين اماكن واقع شود بجز مسجد شجره به تفصيلى كه گذشت.
مسأله 35- كسى كه در يكى از ميقاتها محرم شد مىتواند برخلاف جهت مكه از ميقات فاصله بگيرد و سپس با همان احرام از ميقات يا محاذى آن عبور كند مثل اين كه از مسجد شجره به مدينه برگردد و پس از يك يا چند روز از همان راه يا راه ديگر به مكه برگردد.
مسأله 36- كسى كه در يكى از ماههاى قمرى عمره مفرده انجام داده در ماه ديگر نمىتواند بدون احرام از ميقات عبور كند.
1) 1. آيات عظام: صافى، گلپايگانى، فاضل، بهجت: در عمره مفرده احرام از ادنى الحل كفايت مىكند اگر چه عبور از ميقات بدون احرام گناه است.
مسأله 37- كسى كه قبل از رسيدن به ميقات ديوانه شد واجب نيست او را محرم كنند و ورود او بدون احرام به مكه مانعى ندارد.
مسأله 38- احرام بستن پيش از رسيدن به ميقات جايز نيست و اگر احرام بست احرام او صحيح نمىباشد مگر با نذر كه مسائل آن خواهد آمد.
مسأله 39- هرگاه از راهى برود كه از هيچ يك از ميقاتها عبور نكند بايد از محاذاة ميقات احرام ببندد هر چند در مسير خود به محاذى ميقات ديگرى نيز برخورد كند. بلكه اگر ميقات ديگرى در پيش داشته باشد نيز تأخير احرام تا آن ميقات جايز نيست. (1)
آيةاللَّه فاضل: در فرض اخير تأخير احرام تا ميقاتى كه در پيش دارد جايز است اگرچه احتياط مستحب احرام از محاذى اول است.
آيةاللَّه بهجت: اقرب جواز عدول اهل مدينه است از مرور به ذوالحليفة براى احرام از جحفه اختياراً.
1) 1. آيةاللَّه سيستانى: در هردو فرض مخير است از هركدام محرم شود گرچه احتياط مستحب احرام از محاذى اولى است.
مسأله 40- مراد از محاذات آن است كه كسى كه به طرف مكه مىرود، به جايى برسد كه ميقات به طرف راست يا چپ او واقع شود به خط راست به طورى كه اگر از آنجا بگذرد ميقات متمايل پشت او شود.
مسأله 41- رسيدن به محاذات مانند رسيدن به ميقات بايد براى مكلّف به يكى از راههايى كه در مسأله 152 گذشت (1)اثبات گردد.
مسأله 42- اگر ثابت نشود كه رابغ محاذى جحفه است احرام از آن جايز نيست. (2)
مسأله 43- كسانى كه براى عمره مفرده به مكه مشرف مىشوند بايد به يكى از مواقيت معروفه بروند و نمىتوانند بدون احرام از ميقات عبور كنند و در صورت عبور (3)واجب است به
1) 1 آيات عظام: امام خمينى، خامنهاى، صافى، گلپايگانى، بهجت: در اثبات محاذات قول كسانى كه اهل خبره هستند و از روى قواعد علميه محاذات را تعيين مىكنند اگر موجب گمان باشد ظاهراً كافى است.
2) 2 آيات عظام: تبريزى، خوئى، سيستانى: نظر به اين كه رابغ قبل از جحفه است احرام با نذر از آنجا صحيح است.
3) 3 آيات عظام: فاضل، بهجت، صافى، گلپايگانى: احرام از ادنى الحل كفايت مىكند.
ميقات برگردند و از آنجا محرم شوند و اگر نمىتوانند در خارج از حرم محرم شوند.
مسأله 44- اگر نذر كند كه از محلى پيش از ميقات احرام ببندد جايز است و بايد از همان جا محرم شود مثلًا اگر نذر كرد از شهر خود يا در مدينه منوره محرم شود بايد به نذر خود عمل كند و بهتر آن است كه به ميقات يا محاذات ميقات كه رسيد احرام را تجديد كند و در اين حكم فرقى بين حج يا عمره واجب و يا مستحب نيست. خواه از طرف خود باشد يا به نيابت از ديگرى.
مسأله 45- نذر براى احرام مثل ساير نذرها بايد با صيغه شرعيه انجام شود مثلًا در احرام عمره مفرده بگويد: للَّهعلىّ أن احرم لعمرة المفردة من المدينة الطيبة و يا ترجمه آن را به زبان ديگر بگويد مانند اين كه به فارسى بگويد: براى خدا بر من است كه از مدينه طيبه محرم شوم براى عمره.
مسأله 46- نذر زن براى احرام بايد به اذن شوهر باشد مگر اين كه با حق او منافات نداشته باشد.(1)
آياتعظام: خويى، سيستانى، تبريزى: يا اينكه صحتحج بر آن متوقف باشد.
بنابراين اگر بدون اذن شوهر
1) 1 آيات عظام: امام خمينى، فاضل، گلپايگانى، صافى: اذن شوهر مطلقاً معتبراست.
نذر كرد و قبل از ميقات محرم شد و با اين حال از ميقات گذشت احرامش باطل است. و حكم كسى را دارد كه بدون احرام از ميقات عبور كرده است.*
مسأله 47- واجبات در وقت احرام سه چيز است:
1- نيت 2- تلبيه 3- پوشيدن جامه احرام
در نيت چهار امر معتبر است:
اوّل: قصد قربت.
دوّم: همزمان بودن نيت با شروع در احرام.
سوّم: تعيين عملى كه براى آن محرم مىشود كه حج است يا عمره و نوع آنها و قصد نيابت اگر احرامش نيابى است.
چهارم: بايد قصد انجام چيزى كه احرام را باطل مىكند نداشته باشد. (1)
1) 1. آيات عظام گلپايگانى، بهجت، مكارم، صافى: بلكه قصد ترك جميع محرمات احرام لازم است.
مسأله 48- لازم نيست نيت احرام را بر زبان جارى كند يا در ذهن خود بگذراند.
مسأله 49- عمره و حج و تمام اجزاى آنها از عبادات است و بايد با نيت خالص براى خداوند تعالى بجاآورد.
مسأله 50- اگر بعضى از اركان عمره يا حج را به نيت خالص نياورد و به ريا و غير آن باطل كند و نتواند آن را جبران كند، پس در عمره حكم بطلان عمره را دارد و در حج حكم بطلان حج را، ولى اگر محل جبران باقى است و جبران كرد، عملش صحيح مىشود، گرچه معصيتكار است.
مسأله 51- كسى كه وظيفهاش عمره تمتع بوده و ندانسته به نيت عمره مفرده محرم شده چنانچه قصد انجام وظيفه فعلى را داشته و اشتباهاً آن را بر عمره مفرده تطبيق كرده احرامش براى عمره تمتع واقع مىشود و الا احرام عمره مفرده محسوب مىشود.
مسأله 52- پس از اين كه شخص به طور صحيح براى حج يا عمره محرم شد نمىتواند احرام خود را به هم بزند و اگر لباس احرام را هم از تن درآورد و قصد بيرون آمدن از احرام را نيز بكند باز در احرام خود باقى است و محرمات احرام بر او حلال نمىشود و اگر كارى كه موجب كفاره است انجام دهد بايد كفاره بدهد.
مسأله 53- قصد ابطال عمره يا حج يا بعض اجزاء آن مبطل نمىباشد.
مسأله 54- دوم تلبيه: يعنى لبيك گفتن به اين صورت كه بگويد:
«لَبَّيْكَ، اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ لا شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْكَ» با گفتن اين جملات شخص محرم مىشود و مستحب است پس از آن بگويد:
«انَّ الْحَمْدَ وَ النِّعْمَةَ لَكَ وَ الْمُلْكَ، لا شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْك» بلكه موافق احتياط است و نيز مستحب است بعد از آن بگويد:
«لَبَّيْكَ ذَا الْمَعارِج لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ داعياً إلى دارِ السَّلامِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ غَفّارَ الذُّنُوبِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ أهْلَ التَّلْبِيَةِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ ذَا الجَلالِ وَ الْاكْرامِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ تُبْدِئُ وَ الْمَعادُ إلَيْكَ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ تَسْتَغنِي ويُفْتَقَرُ إلَيْكَ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ مَرْهُوباً وَ مَرْغُوباً إلَيْكَ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ إلهَ الْحَقِّ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ ذَا النَّعْماءِ وَ الْفَضْلِ الْحَسَنِ الْجَمِيلِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ كَشَّافَ الْكُرَبِ الْعِظامِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ عَبْدُكَ وَابْنُ عَبْدَيْكَ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ يا كَرِيمُ لَبَّيْكَ».
مسأله 55- واجب در لبيك بيش از يك مرتبه نيست ولى مستحب است تكرار آن و زياد گفتن آن هر چه مىتواند و براى هفتاد مرتبه گفتن ثواب زيادى ذكر شده است و لازم نيست آنچه را در حال احرام بستن گفته شد تكرار كند بلكه كافى است بگويد «لبّيك اللّهمّ لبّيك» يا تكرار كند «لبيك» را فقط.
مسأله 56- واجب است صحيح گفتن قدر واجب از لبيك را
كه گذشت، همان طور كه صحيح گفتن تكبيرة الاحرام در نماز واجب است.
مسأله 57- اگر تلبيه را به قدر واجب كه ذكر شد، نداند بايد آن را ياد بگيرد و يا كسى او را در وقت گفتن تلقين كند، يعنى كلمهكلمه آن شخص بگويد و شخصى كه مىخواهد احرام ببندد دنبال او به طور صحيح بگويد.
مسأله 58- كسى كه لال است بايد با انگشت به تلبيه اشاره كند و زبانش را هم حركت دهد (1)
آية اللَّه صافى، آية اللَّه گلپايگانى: اگرچه به گفتن ترجمه آن باشد و نائب هم بگيرد رجاءً كه ازطرف او بهطور صحيح بگويد.
و بهتر است نائب هم بگيرد.مسأله 59- كسى كه به هر دليلى نمىتواند تلبيه را صحيح بگويد اگرچه با تلقين بايد به هر نحوى كه مىتواند بگويد و كفايت مىكند اگر عرفاً تلبيه بر آن صدق كند، و الّا بنابر احتياط علاوه بر آنچه مىتواند، ترجمه تلبيه را بگويد و اگر اصلًا نمىتواند بگويد اكتفا به ترجمه، خالى از وجه نيست.
1) 1. آية اللَّه سيستانى: اگر در اثر عارضهاى لال شده و الفاظ تلبيه را مىداند. به مقدارى كه مىتواند تلفظ كند و اگر نتواند زبان و لب را به آن حركت دهد و همراه با آن در قلب اخطار نمايد و با انگشت به آن اشاره كند و اگر لال و كر مادرزاد است و مانند آن، پس زبان و لب را مانند كسانى كه تلفظ مىكنند حركت دهد و با انگشت اشاره كند.
مسأله 60- اگر نتواند ياد بگيرد يا وقت ياد گرفتن نداشته باشد و با تلقين هم نتواند بگويد حكم مسأله قبل را دارد.
مسأله 61- تأخير تلبيه واجب از ميقات جايز نيست و اگر تأخير انداخت محرم نشده كه حكم آن در مسأله 47 و 48 گذشت.
مسأله 62- اگر كسى لبيك واجب را نگفت، چه به واسطه عذرى و چه بدون عذر، چيزهايى كه بر محرم حرام است بر او حرام نمىشود و اگر آنچه در احرام موجب كفاره مىشود به جا آورد كفّاره ندارد و همچنين اگر لبيك را به ريا باطل كند.
مسأله 63- اگر بعد از گفتن لبيك واجب در ميقات، شك كند كه نيّت عمره تمتع كرده يا نيت حج تمتع، بنا بگذارد كه نيت عمره تمتع كرده و عمره او صحيح است و همچنين اگر بعد از لبيك گفتن در روز هشتم كه بايد براى حج تمتع بگويد شك كرد كه لبيك را براى حج گفت يا براى عمره، بنا بگذارد كه براى حج تمتع گفته و حج او صحيح است. (1)
مسأله 64- ترجمه تلبيه واجب اين است كه بگويد: «اجابت مىكنم دعوت تو را خدايا. خدايا! اجابت مىكنم دعوت تو را، اجابت مىكنم دعوت تو را، شريكى نيست مر تو را، اجابت
1) 1. آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خوئى: در هر دو صورت اگر داخل در عمل مترتب مثل طواف عمره تمتع يا وقوف به عرفات شده، حكم به صحت مىشود و در غير اين صورت بايد اعاده نمايد.
مىكنم دعوت تو را» و اگر كلمه «دعوت» را هم نگويد كفايت مىكند درمواردى كه بايد ترجمه را بگويد.
مسأله 65- كسى كه براى عمره تمتع يا عمره مفرده محرم شده بايد وقتى كه خانههاى مكه پيدا مىشود لبيك را ترك كند و ديگر لبيك نگويد و مراد از خانههاى مكه خانههايى است كه در زمانى كه عمره به جا مىآورد جزو مكه باشد هرچند مكه بزرگ شود (1)و كسى كه احرام حج بسته لبيك را تا ظهر روز عرفه بيشتر نگويد.
مسأله 66- كسى كه براى عمره مفرده محرم شده اگر از خارج مكه به سوى آن مىآيد هنگام داخل شدن به حرم لبيك را قطع نمايد و اگر از مكه براى احرام به خارج حرم رفته است هنگام مشاهده كعبه لبيك را قطع كند.
مسأله 67- سوّم پوشيدن دو جامه احرام براى مردان كه يكى «لنگ» است و ديگرى «رداء» كه بايد آن را بر دوش بيندازد
1) 1. آيات عظام: بهجت، تبريزى، خوئى، سيستانى: بلكه مراد خانههاى مكهقديم است.
و لازم است كه اين دو جامه را قبل از نيّت احرام و لبيك گفتن بپوشد و اگر بعد از لبيك پوشيد احتياط مستحب آن است كه لبيك را دوباره بگويد.
مسأله 68- لنگ بايد به اندازهاى باشد كه از ناف تا زانو را بپوشاند و رداء نيز بايد به قدرى باشد كه شانهها را بپوشاند به گونهاى كه رداء صدق نمايد.
مسأله 69- در پوشيدن دو جامه احرام ترتيب معتبر نيست همانطور كه كيفيت خاصى نيز معتبر نمىباشد بلى بايد يكى را بهر كيفيتى كه مىخواهد لنگ قرار دهد و ديگرى را به هر كيفيتى كه مىخواهد رداء قرار دهد.
مسأله 70- لباس احرام بايد دو جامه جدا باشد و در حال اختيار نمىتوان به يك جامه بلند كه مقدارى از آن لنگ و مقدارى رداء قرار داده شده اكتفا نمود.
مسأله 71- پوشيدنجامه احرام، عملى عبادى است و در آن نيت و قصد قربت لازم است واحتياطمستحب آناست كهدر كندنجامه دوختههمنيت و قصد قربت داشته باشد.
مسأله 72- شرائط لباس نمازگزار در دو جامه احرام معتبر است بنابراين جامه حرير و جامه نجس به نجاستى كه در نماز از آن عفو نشده كفايت نمىكند.
مسأله 73- جامهاى را كه لنگ قرار مىدهد نبايد به قدرى نازك باشد كه بدننما باشد ولى در رداء اين شرط معتبر نيست.
گرچه موافق احتياط است.
مسأله 74- در حال احرام هرگاه اين دو جامه نجس شود بايد آن را تطهير يا تبديل كند (1)ولى اگر تطهير و تبديل ننمايد ضرر به احرامش نمىزند و كفاره هم ندارد. امّا تطهير بدن لازم نيست مگر براى نماز و طواف.
مسأله 75- لباس احرام مىتواند از غير منسوج مانند پوست يا نمد باشد اگر عرفاً به آن جامه گفته شود.
مسأله 76- لازم نيست جامه احرام را هميشه در بر داشته باشد بلكه مىتواند آن را عوض كند و براى شستن، استحمام و مانند آن بيرون آورد ولى اگر جامه را عوض كرد افضل آن است كه براى طواف همان جامهاى را كه در آن محرم شده بپوشد.
مسأله 77- شخص محرم مىتواند براى حفظ از سرما و يا غرض ديگر بيش از دو جامه احرام بپوشد (2)مثل دو يا سه رداء و دو يا سه لنگ.
مسأله 78- محرم مىتواند براى آشكار نشدن عورت يا اغراض ديگر قطعهاى پارچه زير لنگ بسته آن را از ميان دو پا عبور دهد.
مسأله 79- وصل نمودن قسمتى از لباس احرام به قسمت
ديگر با سنجاق و گيره و مانند آن جايز است (1)
آية اللَّه خامنهاى: مادامى كه از صدق رداء و لنگ خارج نشود.
* و نيز گره زدن لباس احرام اشكال ندارد وليكن نبايد آنچه را لنگ قرار داده به گردن گره بزند ولى اگر از روى جهل يا فراموشى گره زد بايد بنابر احتياط فوراً آن را باز نمايد ولى اگر باز نكرد يا از ابتداء عمداً گره زد به احرامش ضرر نمىزند و چيزى بر او نيست.مسأله 80- دو جامه ذكر شده كه بايد محرم بپوشد مخصوص به مرد است ولى زن مىتواند در لباسهاى عادى خود به هر نحو كه هست محرم شود چه دوخته باشد و چه نباشد بلى شرائط ذكر شده در دو جامه احرام در آن معتبر است حتى از حرير خالص نيز نباشد.
مسأله 81- پوشيدن لباس احرام غصبى جايز نيست و همين
1) 1. آية اللَّه صافى، آية اللَّه گلپايگانى: سنجاق زدن و گره زدن حوله احرام و سنگگذاشتن بين دو طرف حوله به نحوى كه حوله به صورت يقه پيراهن درآيد جايز نيست و نيز نبايد پارچه احرام را چاك داده و مانند پيراهن بپوشد، بلى قرار دادن سنگ كوچك، در جامه احرام براى آنكه آن را سنگين كرده و رداء را حفظ نمايد مانعى ندارد.
طور است لباسى كه متعلّق خمس باشد يا با عين پولى كه متعلّق خمس است آن را بخرد.
مسأله 82- اگر شك داشته باشد كه لباس احرام او متعلق خمس شده يا نه، يا شك دارد پولى كه با آن لباس احرام را خريده متعلّق خمس بوده يا نه، تخميس آن واجب نيست و پوشيدن آن براى احرام جايز و طواف و نماز در آن صحيح است.
مسأله 83- براى احرام بستن طهارت از حدث اصغر و اكبر لازم نيست.
مسأله 84- اگر بعد از آن كه محرم شده است پيراهن بپوشد لازم است كه پيراهن را شكاف دهد و از طرف پائين بيرون آورد ولى اگر در پيراهن محرم شود لازم نيست شكاف دهد و از پايين بيرون آورد و همين قدر لازم است آن را بكند و لباس احرام بپوشد و در هر دو صورت احرامش صحيح است.
مسأله 85- اگر در هنگام احرام بستن لباس احرام را عمداً يا از روى عذر نپوشد يا لباس دوخته را از تن بيرون نياورد احرامش صحيح است هرچند در صورت عمد معصيت كرده است و همين طور است احرام در جامهاى كه شرائط لازم را ندارد.
مسأله 86- اگر بواسطه عذرى، مثل مرض، نتواند لباس دوخته خود را بكند و لباس احرام بپوشد، بايد در ميقات يا
محاذات آن نيت عمره و يا حج كند و لبيك بگويد و كافى است، و هر وقت عذرش برطرف شد جامه دوخته را بكند و اگر لباس احرام نپوشيده، بپوشد. و لازم نيست به ميقات برگردد، ولى براى پوشيدن لباس دوخته يك گوسفند قربانى كند.
مسأله 87- مستحبات احرام چند چيز است: (1)
1- بدن خود را پاكيزه نموده و ناخن و شارب خود را بگيرد، و موى زير بغل و عانه را با نوره ازاله نمايد.
2- كسى كه قصد حج دارد از اول ماه ذىالقعده و شخصى كه قاصد عمره مفرده است پيش از يك ماه موى سر و ريش را رها كند.
3- پيش از احرام در ميقات غسل احرام بنمايد و اين غسل از زن حايض و نفساء نيز صحيح است (2)و تقديم اين غسل به خصوص در صورتى كه خوف آن باشد كه در ميقات آب يافت
نشود جايز است و در صورت تقديم، اگر در ميقات آب يافت شد مستحب است غسل را اعاده نمايد و بعد از اين غسل، اگر مكلف لباسى را پوشيد يا چيزى را خورد كه بر محرم حرام است باز هم اعاده مستحب است و اگر مكلف در روز غسل نمود از غسل تا آخر شب آينده كفايت مىكند و همچنين اگر غسل در شب نمود تا آخر روز آينده كافى است ولى اگر بعد از غسل و پيش از احرام به حدث اصغر محدث شد غسل را اعاده نمايد.
4- آن كه دو جامه احرام از پنبه باشد.
5- لباس احرام سفيد باشد.
6- احرام را به ترتيب ذيل ببندد:
در صورت تمكن بعد از فريضه ظهر و در صورت عدم تمكن بعد از فريضه ديگر. (1)و در صورت عدم تمكن از آن، بعد از شش يا دو ركعت نماز نافله، در ركعت اول بعد از حمد سوره توحيد و در ركعت دوم سوره جحد را بخواند و شش ركعت افضل است و بعد از نماز حمد و ثناى الهى را به جا آورد و بر پيغمبر و آل او صلوات بفرستد، آنگاه بگويد:
«أللَّهُمَّ إنِّي أسْأَ لُكَ أنْ تَجْعَلَنِي مِمَّنِ اسْتَجابَ لَكَ، وَ آمَنَ بِوَعْدِكَ، وَ اتَّبَعَ أمْرَكَ، فَانِّي عَبْدُكَ، وَ في قَبْضَتِكَ، لا اوْقى إلَّا ما
1) 1. آية اللَّه بهجت، آية اللَّه فاضل: در صورت عدم تمكن از فريضه اداء بعد از فريضهقضا محرم شود.
وَقيتَ، وَ لا آخُذُ إلَّا ما أعْطَيْتَ، وَقَدْ ذَكَرْتَ الْحَجَّ، فَأسْألُكَ أنْ تَعْزِمَ لِي عَلَيْهِ عَلى كِتابِكَ، وَ سُنَّةِ نَبِيِّكَ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِه، وَتُقَوِّيَنِي عَلى ما ضَعُفْتُ، وَ تُسَلِّمَ لِي مَناسكي في يُسْرٍ مِنْكَ وَ عافِيَةٍ، وَ اجْعَلْنِي مِنْ وَفْدِكَ الّذي رَضِيتَ وَ ارْتَضَيْتَ وَ سَمَّيْتَ وَ كَتَبْتَ. أللَّهُمَّ إنِّي خَرَجْتُ مِنْ شُقَّةٍ بَعيدَةٍ، وَ أنْفَقْتُ مالِي ابْتِغاءَ مَرْضاتِكَ. أَللَّهُمَّ فَتَمِّمْ لِي حَجَّتِي وَ عُمْرَتِي. أللَّهُمَّ إنّي اريْدُ التَّمَتُّعَ بِالْعُمْرَةِ إلَى الْحَجِّ عَلى كِتابِكَ، وَ سُنَّةِ نَبِيِّكَ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ، فَانْ عَرَضَ لِي عارِضٌ يَحْبِسُنِي، فَخَلِّنِي حَيْثُ حَبَسْتَنِي بِقَدَرِكَ الَّذي قَدَّرْتَ عَلَيَّ. أللَّهُمَّ إنْ لَمْ تَكُنْ حَجَّةً فَعُمْرَةً، أحْرَمَ لَكَ شَعْرِي وَ بَشَرِي وَ لَحْمِي وَ دَمِي وَ عِظامِي وَ مُخّي وَ عَصَبِي مِنَ النِّساءِ وَ الثِّيابِ وَالطِّيْبِ، أبْتَغِي بِذلِكَ وَجْهَكَ وَ الدارَ الْآخِرَةَ».
7- هنگام پوشيدن دو جامه احرام بگويد:
«الْحَمْدُ للَّهِ الَّذِي رَزَقَنِي مَا اواري بِهِ عَوْرَتي، وَ اؤَدِّي فِيْهِ فَرْضِي، وَ أعْبُدُ فِيْهِ رَبِّي، وَ أنْتَهِي فِيْهِ إلى ما أمَرَنِي، الْحَمْدُ للَّهِ الَّذِي قَصَدْتُهُ فَبَلَّغَنِي، وَ أردْتُهُ فَأعانَنِي وَ قَبِلَنِي وَ لَمْ يَقْطَعْ بِي، وَ وَجْهَهُ أرَدْتُ فَسَلَّمَنِي فَهُوَ حِصْنِي وَ كَهْفِي وَ حِرْزِي وَ ظَهْرِي وَ مَلاذِي وَ رَجائي وَ مَنْجايَ وَ ذُخْرِي وَ عُدَّتِي في شِدَّتِي وَ رَخائِي».
8- تلبيهها را در حال احرام تكرار كند، خصوصاً در موارد ذيل:
الف: وقت برخاستن از خواب.
ب: بعد از هر نماز واجب و مستحب.
ج: وقت رسيدن به سواره.
د: هنگام بالا رفتن از تلّ يا سرازير شدن از آن.
ه: وقت سوار شدن يا پياده شدن.
و: آخر شب.
ز: اوقات سحر
زن حايض و نفساء (1)نيز اين تلبيهها را بگويند. و شخص متمتع، تلبيه گفتن او در عمره مستمر خواهد بود تا آن كه خانههاى مكه را ببيند و امّا تلبيه حج تا ظهر روز عرفه مستمر است. (2)
مكروهات احرام چند چيز است:
1- احرام در جامه سياه، و افضل احرام در جامه سفيد است.
2- خوابيدن محرم بر رختخواب و بالش زرد رنگ.
3- احرام بستن در جامه چركين و اگر جامه در حال احرام
چرك شود بهتر است كه مكلف مادامى كه در حال احرام است آن را نشويد.
4- احرام بستن در جامه راهراه. (1)
5- استعمال حنا، (2)پيش از احرام، در صورتى كه اثر آن تا حال احرام باقى بماند.
6- حمام رفتن و اولى آن است كه محرم بدن خود را با كيسه و مثل آن نسايد.
7- لبيك گفتن محرم در جواب كسى كه او را صدا نمايد.
مسأله 88- نگاه كردن در آينه، به جهت زينت، حرام است و به غير اين جهت اشكال ندارد. (1)* و در اين حكم تفاوتى ميان زن و مرد نيست.
مسأله 89- نگاه كردن به آب صاف و اجسام صيقلى كه خاصيت آينه را دارد، اشكال ندارد. (2)
آيةاللَّه خامنهاى: بهقصد زينت جايز نيست.
*مسأله 90- نگاه به اشيا از پشت شيشه اتاق يا عينك (1)و مانند آن مانعى ندارد و همچنين است نگاه در دوربين، حتى اگر در آن آينه باشد.
مسأله 91- بودن در مكانى كه در آن آينه هست و مىداند كه گاهى سهواً نگاهش به آن مىافتد اشكال ندارد، گرچه احتياط مستحب است كه آن را بردارد يا چيزى رويش بيندازد.
مسأله 92- نگاه كردن در آينه (2)كفاره ندارد ولى مستحب است بعد از نگاه، لبيك بگويد.
مسأله 93- جايز نيست پوشيدن لباسهاى دوخته؛ مثل پيراهن و زيرجامه و شبيه به دوخته مانند لباسهاى بافتنى و نمدى.
مسأله 94- استفاده از فتقبند و كمربند و بند ساعت و دمپايى دوخته مانعى ندارد و همينطور است هميانى كه در آن پول مىگذارند.
مسأله 95- اگر به لباس دوخته و مانند آن احتياج پيدا كرد، جايز است بپوشد ولى بايد يك گوسفند كفاره بدهد.
مسأله 96- گره زدن لباس احرام و وصل كردن قسمتى از آن
به قسمت ديگر با سوزن و سنجاق و سنگ گذاشتن و نخ بستن مانعى ندارد، مگر آنكه ردا صدق نكند و همچنين نبايد آنچه را لنگ قرار داده به گردن گره بزند. (1)
مسأله 97- پوشيدن انواع لباس دوخته براى زنان، مانعى ندارد، جز دستكش كه جايز نيست.
مسأله 98- جايز است محرم هنگام خوابيدن با لحاف و پتو و مانند آن از چيزهاى دوخته تن خود را، جز سر بپوشاند.
مسأله 99- اگر با علم و عمد لباس دوخته و مانند آن بپوشد بايد يك گوسفند كفاره بدهد.
مسأله 100- اگر چند لباس از يك نوع بپوشد، مانند چند پيراهن (2)
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: براى پوشيدن جنس دوخته در احرام عمره يك كفاره و در احرام حج يك كفاره كافى است.
يا يك لباس را چند بار بپوشد كفاره متعدّد مىگردد.مسأله 101- اگر از روى اضطرار لباسهاى متعدد بپوشد كفاره ساقط نمىشود. (3)
مسأله 102- اگر محرم چند قسم لباس دوخته بپوشد؛ مثل
پيراهن و كت، بايد براى هر كدام يك كفاره بدهد حتى اگر آنها را داخل در هم كرده باشد و يكدفعه بپوشد. (1)
مسأله 103- پوشيدن كفش و جوراب و مانند آن، كه تمام روى پا را بپوشاند براى مرد جايز نيست اما پوشيدن دمپايى و مانند آن، كه تمام روى پا را نمىپوشاند اشكال ندارد.
مسأله 104- انداختن حوله احرام يا پتو روى پا؛ به طورى كه پوشيدن آن به حساب نيايد اشكال ندارد.
مسأله 105- اگر مرد از روى ناچارى چيزى بپوشد كه تمام روى پا را مىپوشاند، مىتواند آن را بپوشد و شكاف دادن آن لازم نيست.
مسأله 106- پوشيدن آنچه روى پا را مىگيرد كفاره ندارد.
مسأله 107- جايز نيست مرد سر خود را با چيزى بپوشاند حتى با مثل حنا و گل و غير اينها ولى پوشانيدن با بعض بدن خود؛ مثل دستها، جايز است.
مسأله 108- احتياط واجب آن است كه چيزى بر سر نگذارد
1) 1- آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: نظر ايشان در پاورقى قبل گذشت.
كه سر به وسيله آن پوشيده شود؛ مثل بار براى حمل.
مسأله 109- در حكم سر است بعض سر، پس نبايد بعض سر را نيز بپوشاند. گوشها هم از سر محسوب مىشود اما صورت از سر نيست و پوشاندن آن عيبى ندارد.
مسأله 110- محرم مىتواند براى سردرد، دستمال به سرببندد و كفاره هم ندارد. (1)*
مسأله 111- گذاشتن سر روى بالش و مانند آن براى خوابيدن مانعى ندارد. ولى پوشاندن سر موقع خوابيدن جايز نيست و اگر بدون توجه يا از روى فراموشى پوشانيد واجب است آن را فوراً بردارد.
مسأله 112- اگر پارچهاى را روى چيزى بيندازد بنحوى كه بالاى سر باشد و سر را زير آن كند، مانعى ندارد و همينطور رفتن در پشه بند.
مسأله 113- اگر سر را شست نبايد با پارچه و حوله آنرا خشك كند و بعض سر در حكم همه آن است. (2)
آيةاللَّه خوئي: فتواى معظمله در دست نيست.
و اگر وقت نماز تنگ باشد و نتواند سر را براى مسح ولو با
دست خشك كند احتياط جمع بين وضو با اين حال و تيمم است. (1)
مسأله 114- نبايد محرم (2)سر خود را زير آب فرو برد، حتى بعض سر را (3)بلكه جايز نيست زير مايع ديگرى مثل گلاب و سركه و غير آن هم فروببرد و لكن زير دوش رفتن مانعى ندارد.
مسأله 115- اگر عمداً و با علم به مسأله سر يا بعضى (4)از آن را بپوشاند بنحوى از انحا؛ كفاره آن يك گوسفند است اما پوشاندن بعض سر كفاره ندارد.
مسأله 116- اگر سر را پوشانيد و گوسفند را براى كفاره ذبح كرد و دوباره سر را پوشانيد بايد مجدداً كفاره بدهد (5)
آية اللَّه سيستانى: بعيد نيست كفايت يك كفاره.
ولى اگر قبل از كفاره دادن چند بار سر را پوشانيد كفاره متعدد نمىشود. (6)*1) 1- آية اللَّه سيستانى: در اين فرض مىتواند با كنار حوله به مقدار مسح، سرش را خشك كند.
2) 2- آية اللَّه مكارم: و ظاهر كلام امام خمينى: اين حكم مختص مردان است و شاملزنان نمىشود.
3) 3- آية اللَّه سيستانى، آية اللَّه تبريزى: فرو بردن بعض سر را زير آب جايز است.
4) 4. آيةاللَّه فاضل و آيةاللَّه خامنهاى: پوشاندن بعض سر كفاره ندارد. آيةاللَّهخامنهاى اضافه فرمودهاند: مگر اينكه عرفاً صدق كند كه سر را پوشانده است؛ مثل اينكه كلاه كوچكى كه فقط قسمت وسط سر را مىپوشاند، بر سر بگذارد.
5) 5- امام خمينى: كفاره مجدد احتياط مطلوبى است گرچه واجب نيست.
6) 6- آية اللَّه گلپايگانى و آية اللَّه صافى: كفاره متعدد مىشود.
مسأله 117- اگر محرم سر خود را با چيز دوختهاى كه پوشيدنش موجب كفاره است (مثل كلاه) بپوشاند، بايد دو كفاره بدهد (1)جز در صورت جهل و فراموشى.
مسأله 118- پوشانيدن سر از روى اضطرار ظاهراً كفاره دارد. (2)
آيات عظام: خوئى، تبريزى، سيستاني: كفاره ندارد.
مسأله 119- زن نبايد روى خود را با نقاب و پوشيه و مانند اينها، حتى با بادبزن بپوشاند (3)واحتياط واجب آن است كه به چيزهاى غير متعارف مثل گل و دارو نيز نپوشاند.
مسأله 120- بعض صورت در حكم همه آن است بنابراين نبايد آن را بپوشاند اما زير چانه از صورت محسوب نمىشود. (4)
آية اللَّه مكارم: پوشيدن بعض صورت؛ به طورى كه نقاب و برقع به آن نگويند اشكالى ندارد.
1) 1- آية اللَّه سيستانى، آية اللَّه تبريزى: ظاهراً كفاره متعدد نمىشود.
2) 2- آيات عظام: امام خمينى، گلپايگانى و صافى: فرض اضطرار را براى عدم لزوم كفاره استثنا نفرمودند.
3) 3- آيةاللَّه بهجت: در غيرحالضرورت؛ مانندتحفّظاز مگس ومانندآن، درحالخوابيدن، اشكالى ندارد.
4) 4- آية اللَّه خامنهاى: بر زنان حرام است پوشاندن صورت و مانند آن؛ به آنگونه كه عادتاً براى حفظ حجاب انجام مىدهند. امّا پوشاندن گوشههايى از بالا يا پايين صورت يا دو طرف آن؛ به طورى كه پوشاندن صورت صدق نكند مانع ندارد چه در نماز يا غير آن.
مسأله 121- زن مىتواند كمى از اطراف صورت را مقدمتاً براى پوشش واجب نماز بپوشاند، لكن بعد از فراغ از نماز بايد آنرا فوراً باز كند. (1)
مسأله 122- گذاردن دست بر روى صورت و همچنين گذاشتن صورت بر بالش و پوشاندن صورت هنگام خوابيدن مانعى ندارد.
مسأله 123- خشك كردن صورت با حوله و پارچه اگر تدريجاً و به نحوى باشد كه صورت پوشيده نشود مانعى ندارد. (2)
آيةاللَّه خامنهاى: اگر حوله را روى همه صورت بيندازد، اشكال دارد والا مانع ندارد.
*مسأله 124- زن بايد مواظب باشد كه هنگام پوشيدن و يا درآوردن مقنعه و مانند آن صورتش پوشيده نشود (3). لكن اگر از روى علم و عمد پوشيده نشود مانعى ندارد.
مسأله 125- جايز است براى روىگرفتن از نامحرم چادر يا
جامه را كه به سر انداخته پايين بيندازد تا محاذى بينى بلكه چانه و بلكه در صورت احتياج تا گردن، چيزى بر او نيست. (1)
مسأله 126- بهتر آن است كه آن چيزى را كه در موقع حاجت از سر پايين مىاندازد با دست يا چيز ديگر از صورت دور نگهدارد تا به صورت نچسبد. (2)*
مسأله 127- در پوشاندن صورت، به هر نحو كه باشد، كفاره نيست. (3)*
مسأله 128- استعمال عطرها مانند مشك، عود، عنبر و زعفران جايز نيست. (4)چه استعمال به بوييدن باشد يا خوردن يا ماليدن به لباس و بدن و همينطور پوشيدن لباسى كه بوى عطر مىدهد، گرچه قبلًا عطر به آن ماليده شده باشد.
مسأله 129- اگر در غذا و مانند آن چيز خوش بويى مانند
1) 1- آية اللَّه گلپايگانى: متعرض فرع اخير نشدهاند.
2) 2- آية اللَّه گلپايگانى و آية اللَّه صافى: بايد با دست يا چيز ديگر از صورت دور نگهدارد.
3) 3- آية اللَّه گلپايگانى و آية اللَّه صافى: بايد يك گوسفند كفاره بدهد.
4) 4- آية اللَّه تبريزى: در غير از اين چهار چيز و ورس احتياط استحبابى است ازاينجا نظر ايشان در مسائل بعدى روشن مىشود.
زعفران باشد خوردن آن جايز نيست.
مسأله 130- بوييدن چيزهاى خوش بو حرام است و چنانچه ناچار به پوشيدن لباس يا خوردن غذايى كه بوى خوش مىدهد گردد، بايد بينى خود را بگيرد كه بوى خوش به آن نرسد.
مسأله 131- اجتناب از گلها يا سبزيهايى كه بوى خوش مىدهد لازم است مگر بعضىانواع صحرايى؛ مانند بومادران، درمنه و خزامى كه مىگويند خوشبوترين گلها است. (1)
مسأله 132- اجتناب از ميوههاى خوشبو؛ مانند سيب و به، لازم نيست و خوردن و بوييدن آنها مانع ندارد (گرچه احتياط ترك آن است).
مسأله 133- بر محرم لازم نيست از بوى خوشى كه در كعبه است اجتناب كند.
مسأله 134- گرفتن بينى از بوى بد حرام است ولى فرار كردن از آن به تند رفتن مانعى ندارد.
مسأله 135- خريد و فروش عطرها اشكال ندارد ولى نبايد آنها را براى امتحان بو كند يا استعمال نمايد.
مسأله 136- استعمال شامپو و صابون و خمير دندان، اگر صدق بوى خوش كند، جايز نيست (2).
مسأله 137- كفاره خوردن چيزى كه در آن بوى خوش به كار رفته، در صورتى كه از روى علم و عمد باشد، يك گوسفند است.
مسأله 138- سرمه سياه كشيدن اگر براى زينت باشد، حرام است هر چند قصد زينت نكند.
مسأله 139- سرمه غير سياه كشيدن، اگر زينت حساب شود حرام است هرچند قصد زينت نكند. (1)
مسأله 140- اگر سرمه بكشد به چيزى كه بوى خوش داشته باشد داخل در مسأله استعمال بوى خوش مىشود كه حكم آن گذشت.
مسأله 141- در حرمت سرمه كشيدن، تفاوتى ميان زن و مرد نيست.
مسأله 142- سرمه كشيدن به چيزى كه در آن بوى خوش (2)نباشد كفاره ندارد.
مسأله 143- سرمه كشيدن در صورتى كه ناچار باشد اشكال
ندارد.
مسأله 144- محرم بايد از هر چيزى كه زينت حساب مىشود اجتناب كند، هر چند قصد (1)او زينت نباشد.
مسأله 145- انگشتر به دست كردن به جهت زينت جايز نيست اما براى استحباب يا غرض ديگر مانعى ندارد. (2)*
مسأله 146- حنا بستن در حال احرام، اگر زينت حساب شود، جايز نيست ولو قصد زينت نداشته باشد و در غير اين صورت مانعى ندارد و همينطور حنا بستن قبل از احرام مانع ندارد هر چند به قصد زينت باشد و اثرش تا زمان احرام باقى بماند.
مسأله 147- عينك زدن اگر (3)زينت نباشد اشكال ندارد، ولى اگر زينت محسوب شود جايز نيست. (4)
مسأله 148- پوشيدن زيور براى زن محرم به جهت زينت حرام است بلكه اگر زينت باشد حرمت آن بدون قصد زينت نيز خالى از قوت نيست. (5)
مسأله 149- زيورهايى را كه زن عادت به پوشيدن آن قبل از
1) 1- آية اللَّه فاضل: اگر قصد زينت آنها را نداشته باشد مانعى ندارد.
2) 2- آية اللَّه مكارم: انگشتر زينتى به هر قصد باشد حرام است.
3) 3. آيةاللَّه بهجت: اگر بهقصد زينت نباشد، بنابر اقوى عيبى ندارد.
4) 4. آيةاللَّه فاضل: در صورتى كه بهقصد زينت استفاده كند.
5) 5- آية اللَّه فاضل: بدون قصد زينت احتياط مستحب در ترك است.
احرام داشته، لازم نيستبراى احرام بيرون بياورد (1). ولى (2)نبايد آنها را به مرد (3)نشان دهد حتى به شوهر خود.
مسأله 150- ماليدن روغن و پماد چرب (4)حرام است، اگر چه بوى خوش نداشته باشد.
مسأله 151- اگر در روغن بوى خوش باشد، چنانچه بوى خوش آن تا وقت احرام باقى بماند قبل از احرام نيز نبايد استعمال كند.
مسأله 152- روغن ماليدن به جهت ضرورت و احتياج عيبى ندارد. (5)
مسأله 153- خوردن روغنى كه در آن بوى خوش مثل
1) 1- آية اللَّه فاضل: اگر قصد زينت آنها را نداشته باشد.
2) 2- آية اللَّه مكارم: بايد آنها را بپوشاند.
3) 3- آية اللَّه سيستانى: بنابر احتياط مستحب آنها را براى مَحرَم خود هم ظاهر نسازد.
4) 4- آية اللَّه مكارم: بلكه مطلقاً حرام است ولو چرب نباشد.
5) 5- آية اللَّه سيستانى: محرم مىتواند روغنى كه بوى خوش ندارد براى مداوا استعمال كند و جايز است در حال ضرورت استعمال روغنى كه خوشبو است يا بوى خوش در آن است.
زعفران نباشد مانعى ندارد.
مسأله 154- اگر در روغن بوى خوش نباشد ماليدن آن كفاره ندارد و اگر در آن بوى خوش باشد (1)كفارهاش يك گوسفند است هر چند از روى اضطرار باشد. (2)
مسأله 155- جايز نيست محرم ناخن دست يا پاى خود را بگيرد حتى بعض آن را و فرقى نيست با ناخنگير باشد يا هر وسيله ديگر بلكه زائل كردن ناخن با دندان يا سوهان نيز جايز نيست.
مسأله 156- گرفتن ناخن ديگرى عيبى ندارد گر چه ديگرى نيز محرم باشد بنابراين محرم مىتواند ناخن محرم ديگرى را براى تقصير بگيرد.
مسأله 157- اگر بقاى ناخن موجب اذيت و آزار باشد مثل اينكه بعض آن جدا شده و بعض ديگر مانده و موجب ناراحتى مىشود گرفتن آن جايز است لكن بايد (3)كفاره بدهد.
مسأله 158- براى هر ناخن دست تا به ده نرسيده بايد يك مد
طعام بدهد و همينطور است در ناخنهاى پا.
مسأله 159- اگر تمام ناخنهاى دستها و پاها را در يك مجلس بگيرد بايد يك گوسفند كفاره بدهد.
مسأله 160- اگر تمام ناخنهاى دست را در يك يا چند مجلس بگيرد و در مجلس ديگر يا چند مجلس ديگر تمام ناخن پاها را بگيرد بايد دو گوسفند كفاره بدهد.
مسأله 161- اگر تمام ناخن دستها را بگيرد و ناخن پاها را كمتر از ده تا بگيرد يك گوسفند براى ناخن دستها و براى هر يك از ناخنهاى پا يك مد طعام بدهد و همچنين است اگر تمام ناخن پاها را بگيرد و ناخن دستها را كمتر از ده ناخن بگيرد (1).
مسأله 162- اگر كسى كمتر از ده ناخن داشت و همه آنها را گرفت براى هر ناخن يك مد طعام بدهد. (2)
آيةاللَّه خوئى متعرض اين فرع نشدهاند.
مسأله 163- بر محرم حرام است زائل كردن موى خود يا ديگرى هر چند ديگرى محرم نباشد و در اين حكم فرقى نيست ميان موى كم و زياد بلكه (3)زايل كردن بعض از يك مو نيز
حرام است.
مسأله 164- در ازاله مو، فرقى ميان تراشيدن يا كندن يا قيچى كردن يا استفاده از موبر نيست، همانطور كه فرقى ميان اعضاى بدن نيست.
مسأله 165- ازاله مو اگر از روى ضرورت باشد جايز است مثل مويى كه چشم را اذيت مىكند.
مسأله 166- اگر در وقت غسل يا وضو يا تطهير، (1)مويى بدون قصد كنده شود اشكال ندارد و كفاره هم ندارد.
مسأله 167- كفاره زايل كردن موى سر، به جهت ضرورت، دوازده (2)مد طعام است كه بايد به شش مسكين بدهد يا سه روز روزه بگيرد يا يك گوسفند قربانى كند و يك مد تقريباً ده سير است.
مسأله 168- كفاره زايل كردن موى سر، بدون ضرورت، يك گوسفند است. (3)
1) 1. آيةاللَّه خامنهاى، آيةاللَّه سيستانى: يا تيمم آيةاللَّه سيستانى اضافهفرمودهاند: يا ازاله مانع از رسيدن آب وضو و غسل و مانند آن.
2) 2- آية اللَّه بهجت و آية اللَّه گلپايگانى: اطعام ده مسكين به هر كدام يك مد دادهشود. آيةاللَّه بهجت اضافه فرمودهاند: بنابر احتياط به هركدام به مقدارى كه سير شوند بدهد، اگرچه بيش از يك مد طعام داده شود. احتياط در رعايت اكثر از مد و اشباع است.
3) 3- آية اللَّه بهجت: حكم آن مانند مسأله قبل است.
مسأله 169- كفاره ازاله موى زير هر دو بغل يا يك بغل يك گوسفند است. (1)
مسأله 170- ازاله مو از ديگرى، محرم باشد يا غير محرم، حرام است لكن كفاره ندارد. (2)
مسأله 171- اگر عمداً به سر يا ريش خود دست كشيد و يك مو يا بيشتر افتاد، بايد يك كف طعام صدقه بدهد. (3)هر چند التفات به افتادن مو نداشته باشد و حكم جدا شدن مو در موقع وضو و مانند آن گذشت.
مسأله 172- سايه قرار دادن بر سر، براى مردان جايز نيست ولى براى زنان و كودكان اشكالى ندارد.
مسأله 173- حرمت سايه قرار دادن بالاى سر، مختص به زمان طى مسافت است. پس در حاليكه در محلى منزل كرده در منا باشد يا غير آن، زير سايه رفتن و با چتر و مانند آن سايه بر سر قرار دادن مانع ندارد اگر چه در حال راه رفتن باشد. بنابراين، مانعى ندارد در
منا از چادر تا محلى كه رمى جمرات را انجام مىدهد با چتر برود و نيز جايز است. بعد از آنكه محرم به منزل رسيد ولو در محلههاى جديد مكه براى رفت و آمد به مسجد الحرام در ماشينهاى سقفدار سوار شود يا زير سايه برود.
مسأله 174- قرار گرفتن در سايه چيزى كه بالاى سر نباشد؛ مانند ديواره اتومبيل، مانعى ندارد. (1)*
مسأله 175- در حرمت زير سقف رفتن، تفاوتى ميان سواره و پياده نيست.
مسأله 176- حكم مزبور اختصاص دارد به سايه متحركى كه با انسان حركت مىكند؛ مثل چتر و سقف ماشين و مانند آن و شامل سايههاى ثابت مانند پلها (2)و تونلها و پمپ بنزين نمىشود لذا عبور از زير آنها اشكال ندارد.
مسأله 177- نشستن در زير سقف، در حال طى منزل در شب و بين الطلوعين اشكال ندارد. (3)
آية اللَّه خوئى: مراد از استظلال تحفظ از آفتاب و سرما و گرما و باران و باد است پس اگر هيچ يك از آنها نباشد به طورى كه وجود و عدم سايبان يكسان باشد اشكال ندارد و در اين حكم فرقى بين شب و روز نيست.
آية اللَّه سيستانى: در شبهاى بارانى بايد كفاره بدهد.
* بنابراين جايز است نشستن محرمدر ماشينى كه سقف دارد و شب حركت مىكند.
مسأله 178- نظر به اين كه مسجد تنعيم جزو مكه شده و مكه منزل است، كسىكه از مسجد تنعيم براى عمره محرم شده است.
مىتواند سوار ماشين سقف دار شود يا زير سايه ديگرى برود.
مسأله 179- سايه قرار دادن به غير سر، مانند شانه و ديگر اعضاى بدن مانعى ندارد.
مسأله 180- محرم به محض رسيدن به مكه مىتواند استظلال نمايد هر چند هنوز به محل سكونت نرسيده باشد.
مسأله 181- سايه قرار دادن براى عذرى مثل شدت گرما يا شدت سرما يا بارندگى اشكالى ندارد ولى كفاره ساقط نمىشود.
مسأله 182- اقوى كفايت يك گوسفند است در احرام عمره هر چند بيش از يك مرتبه سايه قرار داده باشد.
مسأله 183- كفاره سايه قرار دادن در حالِ طى منزل، يك گوسفند است؛ چه با عذر سايه قرار داده يا بدون عذر.
مسأله 184- اگر در اثر فراموشى يا ندانستن مسأله، سوار اتومبيل سقفدار شد و بعد از توقف اتومبيل و پياده شدن متوجه شد كفاره ندارد ولى اگر در حال حركت متوجه شد براى مقدارى
كه تا زمان ايستادن اتومبيل بناچار زير سقف قرار دارد بايد كفاره بدهد. (1)
مسأله 185- ازدواج در حال احرام جايز نيست؛ خواه خودش صيغه عقد را بخواند يا به ديگرى وكالت دهد، خواه عقد دائم باشد يا موقت و در اين حال اگر عقد بخواند عقد او باطل است.
همچنين است اگر محرم براى ديگرى صيغه عقد بخواند گرچه او محرم نباشد.
مسأله 186- اگر زنى را در حال احرام براى خود عقد كند، با علم به محرم بودن، آن زن بر او حرام ابدى مىشود.
مسأله 187- اگر كسى عقد كند زنى را براى محرمى و محرم دخول كند، پس اگر هر سه عالم به حكم و موضوع باشند بر هر يك از آنها يك شتر كفاره است. و اگر دخول نكند كفاره نيست، و در اين حكم فرقى نيست بين آن كه زن و عاقد محلّ باشند يا محرم و اگر بعضى از آنها عالم باشند و بعضى جاهل بر عالم كفاره است.
مسأله 188- جايز نيست محرم در مجلس عقد ازدواج براى شاهد بودن حضور پيدا كند ولى جايز است (2)* براى انجام عقد
ازدواج شهادت دهد.
مسأله 189- اگر زنى احرام بسته باشد و مردى كه محرم نيست او را به عقد خود درآورد، اين عقد باطل است و چنانچه زن عالم بوده، موجب حرمت ابدى نيز مىشود.
مسأله 190- خواستگارى در حال احرام جايز است، گرچه احتياط استحبابى در ترك آن است.
مسأله 191- رجوع كردن به زنى كه طلاق رجعى داده است مانعى ندارد.
مسأله 192- جايز نيست محرم به همسر خود از روى شهوت نگاه كند. (1)
مسأله 193- اگر محرم به همسر خود از روى شهوت نگاه كند و منى از او خارج شود كفارهاش يك شتر است ولى اگر منى خارج نشود (2)يا از روى شهوت نگاه نكند و منى بيرون بيايد كفاره ندارد.
مسأله 194- اگر محرم به زن اجنبى نگاه كند (3)و منى از او
خارج شود كفارهاش يك شتر است اگر متمول باشد و اگر متوسطالحال باشد يك گاو بدهد و اگر فقير است يك گوسفند كفاره بدهد.
مسأله 195- محرم نمىتواند زن خود را با شهوت لمس كند و كفارهاش يك گوسفند (1)* است اگر چه منى از او خارج نشود.
مسأله 196- اگر محرم با زن خود ملاعبه كند و منى از او خارج شود بايد يك شتر كفاره بدهد.
مسأله 197- جايز نيست محرم زن خود را از روى شهوت ببوسد و چنانچه بوسيد لازم است يكشتر كفارهبدهد. (2)واگر از روى شهوت نباشد كفارهاش يك گوسفند است. (3)
مسأله 198- شخص مُحلّ مىتواند (1)همسر محرم خود را ببوسد ولى اگر فرد محرم لذت ببرد نبايد اجازه بدهد.
نزديكى با زن در حال احرام حرام است.
مسأله 199- اگر كسى از روى علم و عمد در عمره مفرده جماع نمايد (2)بايد يك شتر كفاره بدهد و اگر نمىتواند (3)
آيةاللَّه فاضل و آيةاللَّه مكارم متعرض فرض عجز از شتر نشدهاند.
يك گوسفند كافى است و چنانچه اين عمل پيش از سعى باشد بايد آن عمره را تمام كند و تا ماه قمرى (4)بعد در مكه بماند سپس به يكى از مواقيت پنجگانه رفته (5)آية اللَّه مكارم و آية اللَّه بهجت: و براى اعاده عمره، رفتن به ادنى الحل كفايت مىكند.
و احرام ببندد و عمره قبل را اعاده نمايد و اگر بعد از سعى باشد عمرهاش صحيح است.1) 1- آية اللَّه سيستانى: جايز نيست.
2) 2. آيات عظام: امام خمينى، خامنهاى، گلپايگانى، صافى متذكر اين مسألهنشدهاند.
3) 3- آية اللَّه بهجت: اگر نمىتواند يك گاو و اگر نمىتواند يك گوسفند كفاره بدهد.
4) 4- آية اللَّه بهجت: ماندن در مكه تا ماه قمرىِ بعد را قيد نفرمودهاند.
5) 5- آية اللَّه فاضل: محل احرام عمره دوم در صورتى كه در عمره اول از يكى ازمواقيت معروفه محرم شده همانجاست والّا از ادنىالحلّ كافى است.
مسأله 200- استمنا با عضو تناسلى حرام و حكم آن از نظر كفاره و لزوم تكرار حج و عمره حكم جماع است.
مسأله 201- اگر استمنا به وسيله بازى كردن يا بوسيدن يا نگاه يا لمس يا فكر و خيال چنين صحنههايى باشد و مَنى خارج شود حرام است و كفاره (1)دارد. (2)ولى تكرار حج و عمره لازم نيست.
مسأله 202- كندن دندان اگر موجب خون آمدن شود جايز نيست. (3)
آية اللَّه مكارم: مكروه است.
و بدون خونريزى مانعى ندارد (4).*مسأله 203- كندن دندان ديگرى گر چه موجب خون آمدن شود مانعى ندارد.
مسأله 204- كندن دندان كفاره ندارد.
1) 1- آية اللَّه سيستانى: كفاره استمنا در اين فرض همان كفاره بوسيدن زن و دست زدن و ملاعبه و نگاه كردن است كه گذشت.
2) 2- آية اللَّه سيستانى: با فكر و خيال و نحو آن باشد كفاره لازم نيست.
3) 3- آيات عظام خوئى، سيستانى و تبريزى: جايز است.
4) 4- آية اللَّه گلپايگانى و آية اللَّه صافى: بر محرم حرام است دندان خود را بكند هر چند خون نيايد.
مسأله 205- بيرون آوردن خون از بدن خود براى محرم حرام است. (1)همچنين جايز نيست به مثل خاراندن بدن و مسواك نمودن (2)خون بيرون آورد.
مسأله 206- بيرون آوردن خون از بدنِ ديگرى؛ مثل حجامت كردن او يا دندان او را كشيدن، حرام نيست.
مسأله 207- خون درآوردن از بدن در موارد ضرورت يا رفع ناراحتى؛ مثل حجامت براى درمان يا تزريقات يا بيرون آوردن خون دُمَل مانعى ندارد.
مسأله 208- خون درآوردن از بدن كفاره ندارد.
مسأله 209- گفتن كلمه «لا» و كلمه «بلى و در ساير لغات مرادف آن مثل «نه» و «آرى» دخالتى در جدال ندارد. (3)بلكه قسم خوردن در مقام اثبات مطلب يا ردّ غير، جدال است. (4)
1) 1- آية اللَّه مكارم: مكروه است.
2) 2- آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه سيستانى: مسواك كردن عيبى ندارد گر چه بداند خون خارج مىشود.
3) 3- آية اللَّه فاضل: ظاهراً در جدال محرّم لفظ «لا» و «بلى» دخالت دارد.
4) 4. سيستانى: به گفته بعضى از فقهاء جدال با قسم راست محقق نمىشود مگر اينكه سهبار پىدرپى باشد و اين گفته خالى از وجه نيست گرچه احتياط ترك آن است حتى يكبار.
مسأله 210- قسم اگر به لفظ «الله» باشد يا مرداف آن مثل «خدا» در زبان فارسى(1)جدال است. و اما قسم به غير خدا به هر كس كه باشد جدال نيست.
مسأله 211- قسم خوردن به ساير اسماء الله مثل رحمن و رحيم جدال محرّم محسوب مىشود. (2)
مسأله 212- در مقام ضرورت براى اثبات حقى يا ابطال باطلى قسم خوردن جايز است. (3)
مسأله 213- اگر مراد قسم خوردن نباشد بلكه قصدش اظهار محبت يا تعظيم باشد مثل اينكه بگويد (تو را به خدا زحمت نكشيد) اشكال ندارد.
مسأله 214- اگر در جدال راستگو باشد در كمتر از سه مرتبه چيزى بر او نيست ولى بايد استغفار كند و در سه مرتبه يا بيشتر (4)
آيةاللَّه گلپايگانى: متعرض اين فرع نشدهاند.
1) 1- آية اللَّه فاضل: مرادف «اللَّه» به هر زبانى كه باشد جدال محرّم نمىباشد.
2) 2- آيةاللَّه بهجت: جدال محسوب نمىشود.
3) 3- آية اللَّه سيستانى: از حرمت جدال استثنا مىشود موردى كه ترك آن مستلزم ضررى بر مكلف باشد؛ مثلًا حق او را پايمال كنند.
4) 4- آية اللَّه بهجت، آية اللَّه سيستانى: اگر سه مرتبه پى در پى باشد والّا كفارهندارد.
يك گوسفند كفاره بدهد مگر اينكه بعد از سه مرتبه كفاره داده باشد كه در اين صورت اگر سه مرتبه ديگر جدال كند بايد يك گوسفند ديگر كفاره بدهد. (1)
آية اللَّه خوئى: در جدال راست از مرتبه سوّم به بعد هر بار كه جدال مىكند يك گوسفند بايد بدهد معتمد جلد 4، 117
مسأله 215- اگر جدال و قسم خوردن بر دروغ باشد در همان مرتبه اول يك گوسفند كفاره بدهد و در مرتبه دوم يك گاو و در مرتبه سوم يك شتر بدهد. (2)
آيةاللَّه بهجت: در سه مرتبه تخيير بين گاو و شتر خالى از وجه نيست.
مسأله 216- اگر يكبار قسم دروغ خورد و كفاره داد سپس دوباره قسم دروغ خورد بعيد نيست (3)كفاره آن يك گوسفند باشد. (4)
نظر آيةاللَّه گلپايگانى در اين مسأله و مسأله بعد در دست نيست.
مسأله 217- اگر در جدال به دروغ دو مرتبه جدال كرد و كفاره
1) 1- آية اللَّه سيستانى: اگر سه مرتبه پى در پى جدال بكند و پس از فاصله سه مرتبه ديگر يا بيشتر پى در پى جدال بكند براى هر سه مرتبه پى در پى يك گوسفند كفاره بدهد.
2) 2- آيات عظام خوئى، تبريزى و سيستانى: در دومرتبه دو گوسفند ودر سهمرتبه دروغيك گاو بدهد.
3) 3- آية اللَّه مكارم: بعيد است.
4) 4- آية اللَّه فاضل: كفاره آن يك گاو است.
آن را داد و بعد يك مرتبه ديگر به دروغ جدال كرد (1)ظاهراً يك گوسفند كافى است. (2)و اگر بعد از ذبح كفاره دو مرتبه ديگر به دروغ جدال كرد كفاره دو مرتبه جدال كردن را دارد كه گذشت. (3)
آية اللَّه مكارم: مانند مسأله سابق است.
مسأله 218- دروغ گفتن و دشنام دادن در همه حال حرام است ولى در حال احرام بخصوص نهى شده است و همچنين محرم بايد از فخر كردن به ديگران اجتناب نمايد. (4)
مسأله 219- فسوق كفاره ندارد ولى بايد استغفار كند و مستحب است چيزى كفاره دهد و بهتر است گاو ذبح كند.
مسأله 220- كشتن حشرات مانند پشه و مگس و شپش و
1) 1- آية اللَّه خوئى: در جدال دروغ از مرتبه سوّم به بعد براى هر بار يك گاو بايدبدهد وفرقى نمىكند كه بين آن كفاره داده باشد يا نه معتمد جلد 4، ص 117.
2) 2- آية اللَّه فاضل: بعيد نيست كفاره آن شتر باشد.
3) 3- آية اللَّه فاضل: بعيد نيست كفاره آن دو شتر باشد.
4) 4- آيات عظام سيستانى، خوئى، تبريزى، بهجت: فخر كردن در صورتى كه مستلزم اهانت و تحقير ديگران نباشد حرام نيست.
امثال آن جايز نيست بلكه جايز نيست هيچ جنبندهاى را به قتل برساند. (1)
آية اللَّه مكارم: مگر اينكه مايه آزار او شوند، يا حيوانات موذى و خطرناك مثل مار و عقرب و مانند آنها باشد.
مسأله 221- كشتن مگس و پشه و حشرات خاكى اگر اذيت كنند مانعى ندارد.
مسأله 222- انداختن شپش و كك و نقل آنها از مكانى كه محفوظ است به جاى ديگرى از بدن كه ساقط شود و بيفتد يا به محلى كه در معرض افتادن است جايز نيست و اما نقل آنها به محل ديگرى از بدن كه در معرض افتادن نيست جايز است. (2)
آيات عظام گلپايگانى، صافى: نبايد آنها را از محلى به محل ديگر از بدن نقل داد اگر مكان او محفوظتر باشد.
*مسأله 223- بعيد نيست در كشتن يا نقل اين حشرات كفاره نباشد، ولى احتياط آن است كه يك كف از طعام صدقه بدهد، بله در قتل زنبور بايد چيزى از طعام صدقه بدهد. (3)
مسأله 224- شكار كردن حيوانى كه در اصل وحشى است، هر چند فعلًا اهلى شده باشد، چه حلال گوشت باشد و چه حرام گوشت و همينطور كشتن و مجروح ساختن بلكه هر نوع اذيت آن حرام است.
مسأله 225- جايز نيست شكار كردن و كشتن حيوانات وحشى مگر در صورت ترس از آزار آنها.
مسأله 226- خوردن گوشت شكار بر محرم حرام است، چه خودش شكار كند يا غير خودش، چه محرم شكار كند يا غير محرم.
مسأله 227- نشان دادن شكار به شكار كننده و هر گونه كمك ديگر به او نيز از محرمات احرام است.
مسأله 228- احكام مذكور شامل حيوان دريايى، مانند ماهى نيست.
مسأله 229- ذبح و خوردن حيوانات اهلى، مثل مرغ خانگى و گاو و گوسفند و شتر مانع ندارد.
مسأله 230- پرندگان، جزو شكار صحرايى هستند و ملخ نيز در حكم شكار صحرايى است.
مسأله 231- كشتن ملخ براى محرم جايز نيست، بنابراين اگر از راهى بگذرد كه ملخ در آن است، چنانچه مىتواند راه خود را
تغيير دهد و اگر نمىتواند بايد مواظب باشد ملخها را پايمال ننمايد ولى در صورت ناچارى و مشقت و عسر و حرج اشكال ندارد.
مسأله 232- هر شكارى كه حرام است جوجه و تخم آن نيز حرام است.
مسأله 233- نگهداشتن صيدى كه با خود آورده، حرام است، اگر چه خودش مالك آن باشد.
مسأله 234- دربرداشتن سلاح مثل شمشير و تفنگ و مانند آنها، از وسايل جنگى، جايز نيست مگر براى ضرورت.
مسأله 235- كندن و بريدن درخت يا گياهى كه در حرم روييده، جايز نيست حتى براى غير محرم، مگر درختهاى ميوه و درخت خرما (1)
آية اللَّه مكارم: قطع درختان ميوه اگر خودرو باشند خالى از اشكال نيست.
و گياه اذخر كه گياه معروفى است (حكم درختها و گياهانى كه در منزل شخصى است، نظر به اينكه مورد حاجت حجاج ساير كشورها نيست ذكر نشد).1) 1- آية اللَّه فاضل: ميوهها و شاخههايى از آنها را كه در كيفيت و كميت ميوه تأثيرمىگذارد مىتواند قطع كند اما خود آنها را نمىتواند قطع كند.
مسأله 236- اگر به طور متعارف راه برود و گياهى از راه رفتن او قطع شود اشكال ندارد.
مسأله 237- اگر درختى را كه كندنش جايز نيست از بيخ بكند كفارهاش قيمت همان درخت است و اگر مقدارى از آن را قطع كند كفارهاش قيمت همان مقدار است.
مسأله 238- در قطع گياهان كفاره نيست بجز استغفار.
مسأله 239- شكار كردن حيوان صحرايى در حرم و كشتن آن جايز نيست و در اين حكم فرقى ميان محرم و غير محرم نيست.
مسأله 240- كفاره محرمات احرام در صورتى واجب است كه آن حرام، با علم و عمد انجام شود ولى اگر به جهت جهل به مسأله يا فراموشى يا غفلت باشد كفاره ندارد مگر در موارد ذيل:
1- صيد كه در هر صورت كفاره دارد.
2- كسى كه طواف عمره يا حج را فراموش كند و با زن نزديكى نموده است.
3- كسى كه دست به سر و ريش خود بكشد و يك مو يا بيشتر بيفتد. (1)
1) 1. نظر آيات عظام در محرّمات احرام، زائل كردن مو، گذشت.
1- همين كه حاجى به حرم رسيد، پياده شده و به جهت ورود به حرم، غسل نمايد.
2- از براى تواضع و فروتنى نسبت به حضرت حق- جلّ و علا- پابرهنه شده و كفشهاى خود را در دست گرفته داخل حرم شود و اين عمل ثواب زيادى دارد.
3- وقت ورود به حرم اين دعا را بخواند:
«اللّهُمَّ إنَّكَ قُلْتَ فِي كِتابِكَ وَقَوْلُكَ الْحَقُّ: وَأَذِّنْ فِى النّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجالًا وَعَلى كُلّ ضامِرٍ يَأْتينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَميقٍ.
اللّهُمَّ إنّي ارْجُو انْ اكُونَ مِمَّنْ اجابَ دَعْوَتَكَ، وَقَدْ جِئْتُ مِنْ شُقَّةٍ بَعيدَةٍ وَفَجٍّ عَميقٍ سامِعاً لِنِدائِكَ وَمُستَجِيباً لَكَ مُطيعاً لِأمْرِكَ وَكُلُّ ذلِكَ بِفَضْلِكَ عَليَّ وَاحْسانِكَ إِلَيَّ فَلَكَ الْحَمْدُ عَلى ما وَفَّقْتَنِي لَهُ أبْتَغِيْ بِذلِكَ الزُّلْفَةَ عِنْدَكَ وَالْقُرْبَةَ إلَيْكَ وَالْمَنْزِلَةَ لَدَيْكَ وَالْمَغْفِرَةَ لِذُنُوبِي وَالتَّوْبَةَ عَلَيَّ مِنْها بِمَنِّكَ، اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَحَرِّمْ بَدَنِي عَلَى النَّارِ وَآمِنِّي مِنْ عَذابِكَ وَعِقابِكَ بِرَحْمَتِكَ يَا أرْحَمَ الرَّاحِمِينَ».
4- وقت ورود به حرم مقدارى از گياه مخصوصى به نام اذخر
گرفته و بجود.
مسأله 241- براى ورود به مكه معظمه نيز مستحب است مكلّف غسل نمايد و هنگامى كه وارد مكه مىشود با حالت تواضع وارد شود و كسى كه از راه مدينه مىرود، از بالاى مكه وارد شده و وقت بيرون آمدن از پائين آن بيرون آيد.
مسأله 242- مستحب است مكلّف براىورود به مسجدالحرام غسل نمايد. (1)و همچنين مستحب است با پاى برهنه و با حالت سكينه و وقار وارد شود و هنگام ورود از در «بنىشيبه» وارد شود و گفتهاند كه باب بنىشيبه در حال كنونى مقابل باب السلام است بنابراين بهتر آن است شخص از بابالسلام وارد شده و مستقيماً بيايد تا از ستونها بگذرد.
و مستحب است بر در مسجدالحرام ايستاده و بگويد:
«السَّلامُ عَلَيْكَ أَ يُّها النَّبِيُّ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ، بِسْم اللَّه وَبِاللَّهِ وَما شاءَ اللَّهُ، السَّلامُ عَلى أ نْبِياءِ اللَّهِ وَرُسُلِهِ، السَّلامُ عَلى رَسُولِ اللَّهِ، السَّلامُ عَلى إبْراهِيمَ خَلِيْلِ اللَّهِ، وَالْحَمْدُ للَّهِ رَبِالْعالَمِينَ».
1) 1. آية اللَّه سيستانى: استحباب اين غسل ثابت نيست. مگر براى طواف باشد.
و در روايت ديگرى وارد است كه نزد در مسجد بگويد:
«بِسْمِ اللَّهِ وَبِاللَّهِ وَمِنَ اللَّهِ وَإلَى اللَّهِ وَما شاءَ اللَّهُ وَعَلى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ، وَخَيْرُ الْأسْماءِ للَّهِ، وَالْحَمْدُ للَّهِ وَالسَّلامُ عَلى رَسُولِ اللَّهِ، السَّلامُ عَلى مُحَمَّدْ بِنْ عَبْداللَّهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ أَ يُّهَا النَّبِيُّ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ، السَّلامُ عَلى أنبِياءِ اللَّهِ وَرُسُلِهِ، السَّلامُ عَلى خَلِيْلِ اللَّهِ الرَّحْمنِ، السَّلامُ عَلَى الْمُرسَلِينَ وَالْحَمْدُ للَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ، السَّلامُ عَلَيْنا وَعَلى عِبادِ اللَّهِ الصَّالِحينَ، أَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّد وَبارِكْ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَارْحَمْ مُحَمَّداً وَآلَ مُحَمَّد كَما صَلَّيْتَ وَبارَكْتَ وَتَرَحَّمْتَ عَلى إبْراهِيمَ وَآلِ إبْراهيمَ إنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيْدٌ، أللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَرَسُو لِكَ، أللَّهُمَّ صَلِّ عَلى إبْراهِيْمَ خَلِيلِكَ وَعَلى أ نْبِيائِكَ وَرُسُلِكَ وَسَلِّمْ عَلَيْهِمْ، وَسَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ وَالْحَمْدُ للَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ، أللَّهُمَّ افْتَحْ لِي أبْوابَ رَحْمَتِكَ وَاسْتَعْمِلْنِي في طاعَتِكَ وَمَرْضاتِكَ وَاحْفَظْنِي بِحِفْظِ الْإِيمانِ أبَداً ما أبْقَيْتَني جَلَّ ثَناءُ وَجْهِكَ، الْحَمْدُ للَّهِ الَّذي جَعَلَني مِنْ وَفْدِهِ وَزُوّارِهِ وَجَعَلَني مِمَّنْ يَعْمُرُ مَسَاجِدَهُ، وَجَعَلَني مِمَّنْ يُناجِيهِ، أللَّهُمَّ إنِّي عَبْدُكَ وَزائِرُكَ في بَيْتِكَ وَعَلى كُلِّ مَأتِيٍّ حَقٌّ لِمَنْ أتاهُ وَزارَهُ، وَأ نْتَ خَيْرُ مَأتِيٍّ وَأكْرَمُ مَزُورٍ فَأَسْأَ لُكَ يا اللَّهُ يا رَحْمنُ بِأَ نَّكَ أنتَ اللَّهُ لا إلهَ إلّاأ نْتَ وَحْدَكَ لا شَرِيكَ لَكَ بِأ نَّكَ
واحِدٌ احَدٌ صَمَدٌ لَمْ تَلِدْ وَلَمْ تُولَدْ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ (لكَ خ ل) كُفُواً أحَدٌ، وَأنَّ مُحَمَّداً عَبْدُكَ وَرَسُولُكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَعَلى أهْلِ بَيْتِهِ يا جَوادُ يا كَرِيمُ يا ماجِدُ يا جَبَّارُ يا كَريمُ أسْأَ لُكَ أنْ تَجْعَلَ تُحْفَتَكَ إيّايَ بِزِيارَتي إيَّاكَ أوَّلَ شيءٍ تُعْطِيَنِي فَكاكَ رَقَبَتِي مِنَ النَّارِ».
پس سه مرتبه بگويد: «أللَّهُمَّ فُكَّ رَقَبَتي مِنَ النَّارِ».
پس مىگويد: «وَأوْسِعْ عَلَيَّ مِنْ رِزْقِكَ الْحَلالِ الطَّيِّبِ وَادْرَأْ عَنِّي شَرَّ شَياطِيْنِ الْجِنِّ وَالْانْسِ وَشَرَّ فَسَقَةِ الْعَرَبِ وَالْعَجَمِ».
پس داخل مسجد الحرام شو و رو به كعبه دستها را بلند كرده، بگويد:
«اللَّهُمَّ إنّي أسْأَ لُكَ في مَقامي هذا وَفي أوَّلِ مَناسِكِي أنْ تَقْبَلَ تَوْبَتِي وَأنْ تَتَجاوَزَ عَنْ خَطِيئَتي وَأنْ تَضَعَ عَنِّي وِزْري، الْحَمْدُ للَّهِ الَّذي بَلَّغَنِي بَيْتَهُ الْحَرامَ أللَّهُمَّ إنّي أشْهَدُ أنَّ هذا بَيْتُكَ الْحَرامُ الَّذي جَعَلْتَهُ مَثابَةً لِلنَّاسِ وَأمْناً مُبارَكاً وَهُدىً لِلْعالَمينَ أللَّهُمَّ إنَّي عَبْدُكَ وَالْبَلَدَ بَلَدُكَ وَالْبَيْتَ بَيْتُكَ جِئْتُ أطْلُبُ رَحْمَتَكَ وَأؤُمُّ طاعَتَكَ مُطِيْعاً لِأمْرِكَ راضياً بِقَدَرِكَ أسْأَ لُكَ مَسْأ لَةَ الْفَقِيْرِ إلَيْكَ الْخائِفِ لِعُقُوبَتِكَ أللَّهُمَّ افْتَحْ لِي أبْوابَ رَحْمَتِكَ واسْتَعْمِلْنِي بِطاعَتِكَ وَمَرْضاتِكَ».
آنگاه به كعبه خطاب كند و بگويد:
«أ لْحَمْدُ للَّهِ الَّذي عَظَّمَكِ وَشَرَّفَكِ وَكَرَّمَكِ وَجَعَلَكِ مَثابَةً لِلنّاسِ وَامْناً مُبارَكاً وَهُدىً لِلْعالَمِيْنَ».
وقتى روبروى حجرالاسود رسيد بگويد:
«أشْهَدُ أنْ لاإلهَ إلَّااللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ وَأنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ آمَنْتُ بِاللَّهِ وَكَفَرْتُ بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ وَاللَّاتِ وَالْعُزّى وَبِعِبادَةِ الشَّيْطانِ وَبِعِبادَةِ كُلِّ نِدٍّ يُدْعى مِنْ دُونِ اللَّهِ».
و مستحب است رو به حجر الاسود بايستد و بگويد:
«أ لْحَمْدُ للَّهِ الَّذِي هَدانا لِهذا وَما كُنّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أنْ هَدانَا اللَّهُ سُبْحانَ اللَّهِ وَالْحَمْدُ للَّهِ وَلا إلهَ إلّااللَّهُ وَاللَّهُ أكْبَرُ، اللَّهُ أكْبَرُ مِنْ خَلْقِهِ وَاللَّهُ أكْبَرُ مِمّا أخْشى وَاحْذَرُ، لا إلهَ إلّااللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيْكَ لَهُ، لَهُ الْمُلكُ وَلَهُ الْحَمْدُ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَيُمِيتُ وَيُحْيِي وَهُوَ حَيٌّ لا يَمُوتُ بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَهُوَ عَلى كُلِّ شَيءٍ قَدِيرٌ، اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَبارِكْ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ كَأفْضَلِ ما صَلَّيْتَ وَبارَكْتَ وَتَرَحَّمْتَ عَلى إبْراهِيمَ وَآلِ إبْراهِيمَ إنَّكَ حَمِيْدٌ مَجيدٌ، وَسَلامٌ عَلى جَميعِ النَّبِيِّينَ وَالمُرْسَلِينَ وَالْحَمْدُ للَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ أللَّهُمَّ إنَّي اومِنُ بِوَعْدِكَ وَأُصَدِّقُ رُسُلَكَ وَأتَّبِعُ كِتابَكَ».
آنگاه بگويد: «اللهمّ انّي أومِنُ بِوَعدِكَ وَأُوفي بعهدك».
و در روايت معتبر وارد است كه وقتى كه نزديك حجرالأسود رسيدى، دستهاى خود را بلند كن و حمد و ثناى الهى را بهجا آور و صلوات بر پيغمبر بفرست و از خداوند عالم بخواه كه حج تو را قبول كند. پس از آن، حجر را بوسيده و استلام نما و اگر بوسيدن ممكن نشد استلام نما و اگر آن هم ممكن نشد اشاره به آن كن و بگو:
«أللَّهُمَّ أمانَتِي أدَّيْتُها وَمِيثاقِي تَعاهَدْتُهُ لِتَشْهَدَ لِي بِالْمُوافاةِ أللَّهُمَّ تَصْدِيقاً بِكِتابِكَ وَعَلى سُنَّةِ نَبِيِّكَ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَآلِهِ أشْهَدُ أنْ لا إلهَ إلّااللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ وَأنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ آمَنْتُ بِاللَّهِ وَكَفَرْتُ بِالْجِبْتِ وَالطاغُوتِ وَاللَّاتِ وَالْعُزّى وَعِبادَةِ الشَّيْطانِ وَعِبادَةِ كُلِّ نِدٍّ يُدْعى مِنْ دونِ اللَّهِ».
و اگر نتوانى همه را بخوانى بعضى را بخوان و بگو:
«أللَّهُمَّ إليْكَ بَسَطْتُ يَدِي وَفِيما عِنْدَكَ عَظُمَتْ رَغْبَتِي فَاقْبَلْ سُبْحَتي وَاغْفِرْ لِي وَارْحَمْنِي، أللَّهُمَّ إنّي أعُوذُ بِكَ مِنَ الْكُفْرِ وَالْفَقْرِ وَمَواقِفِ الْخِزْيَ في الدُّنيا وَالْاخِرَةِ».
بوسيدن و استلام حجر الاسود: در صورت مزاحمت و شلوغى مستحب نيست و بنابر روايات معتبر، امام صادق عليه السلام به جهت اجتناب از مزاحمت براى مردم، از استلام حجر، خوددارى
كردهاند. و اگر استلام يا بوسيدن حجر موجب گناه شود، لازم است آن را ترك كند.
دوم از واجبات عمره طواف است.
كسى كه محرم شد به احرام عمره و وارد مكه معظمه شد اول چيزى كه از اعمال عمره بر او واجب است آن است كه طواف كند به دور خانه كعبه براى عمره.
مسأله 243- طواف يعنى هفت مرتبه دور خانه كعبه گرديدن، به نحوى كه خواهد آمد و هر دورى را شوط مىگويند پس طواف هفت شوط است.
مسأله 244- طواف از اركان عمره است بنابراين كسى كه آن را در عمره از روى عمد ترك كند در احرام باقى مىماند و تا طواف و اعمال مترتب بر آن را انجام ندهند از احرام خارج نمىشود هرچند جاهل به مسأله باشد.
مسأله 245- اگر سهواً طواف را ترك نمايد لازم است آن را
انجام دهد هر وقت كه باشد (1)و اگر به وطن خود برگشته و نتواند به مكه بازگردد يا مشقت داشته باشد بايد شخص مورد اطمينانى را نائب بگيرد و در اين صورت اگر با زن نزديكى كرده بايد يك گوسفند در مكه قربانى كند.
مسأله 246- در فرض سابق بايد بعد از انجام طواف سعى را اعاده نمايد. (2)
مسأله 247- اگر مشغول سعى بين صفا و مروه شد و يادش آمد كه طواف را به جا نياورده، بايد رها كند و طواف نمايد و پس از آن سعى را اعاده كند.
مسأله 248- اگر محرم به واسطه بيمارى يا پيرى نتواند طواف كند و تا وقت تنگ شود توانايى پيدا نكند بايد خود او را طواف دهند (3)هرچند با به دوش گرفتن يا بر تخت گذاشتن باشد و اگر ممكن نشود بايد براى او نائب بگيرند.
مسأله 249- شرائط و احكام طواف بايد در بيمار و پيرى كه او
1) 1. آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خوئى: اگر قبل از فوت وقت طواف متذكر شود، بايد تاوقت نگذشته قضا كند.
2) 2. آية اللَّه مكارم: اگر بعد از سعى متذكر شود اعاده سعى لازم نيست.
3) 3. آية اللَّه صافى، آية اللَّه گلپايگانى، به طورى كه پاهايش بر زمين كشيده شود واگر ممكن نشود او را به دوش گرفته يا با چيز ديگر طواف دهند و اگر ممكن نشود نائب بگيرند.
را طواف مىدهند تا جايى كه ممكن است رعايت شود.
مسأله 250- در طواف كردن هر طور برود مانع ندارد، مىتواند آهسته برود و مىتواند تند برود و حتى بدود ليكن بهتر است ميانهروى را مراعات كند.
مسأله 251- در طواف لازم نيست پياده طواف نمايد بنابراين مىتواند سوار بر صندلى چرخدار طواف نمايد به شرط آنكه اگر معذور نيست خودش آنرا حركت دهد.
«شرائط طواف»
اوّل: نيت
دوم: طهارت
سوّم: مختون بودن
چهارم: ستر عورت
پنجم: شروع طواف از حجرالاسود و ختم به آن
ششم: بودن كعبه در طرف چپ طوافكننده.
هفتم: داخل كردن حجر اسماعيل در طواف.
هشتم: رعايت محدوده طواف
نهم: طواف نكردن روى شاذروان
دهم: موالات.
يازدهم: انجام هفت دور نه كمتر نه بيشتر
«اوّل: نيت»
يعنى انجام طواف براى خداوند متعال با قصد خالص
مسأله 252- در طواف بايد تعيين كند كه براى عمره است يا حج و يا طواف مستحب است و قصد نيابت كند اگر طوافش نيابى است.
مسأله 253- به زبان آوردن نيت و گذراندن آن به قلب لازم نيست بلكه همين كه بنا دارد اين عمل را به جا آورد و با اين بنا به جا آورد كفايت مىكند و به عبارت ديگر، نيت در عبادت و كارهاى ديگر، در اين جهت فرق ندارد پس همان طور كه انسان با قصد آب مىخورد و راه مىرود عبادت را اگر همانطور به جا آورد با نيت به جا آورده.
مسأله 254- اگر در به جا آوردن طواف يا ساير اعمال عمره و حج كه عبادى است رياء كند، يعنى براى نشان دادن و به رخ ديگرى كشيدن و عمل خود را خوب جلوه دادن باشد علاوه بر معصيت طواف او و همين طور هر چه را اين طور به جا آورده باطل است.
مسأله 255- اگر در عملى كه براى خدا مىآورد، رضاى ديگر را هم دخالت دهد و خالص براى خدا نباشد عمل باطل است.
مسأله 256- رياء بعد از عمل و تمام كردن طواف يا ديگر اعمال باعث بطلان عمل نمىشود.
مسأله 257- در صحيح بودن عمل كافى است آن را براى خدا بياورد يا اطاعت امر او يا ترس از جهنم يا رسيدن به بهشت و ثواب. (1)
يعنى طهارت از حدث اكبر مثل جنابت و حيض و نفاس و از حدث اصغر به اينكه با وضو باشد و همينطور پاك بودن لباس و بدن.
مسأله 258- در طواف واجب طهارت از حدث اكبر و حدث اصغر شرط است چه طواف عمره باشد يا طواف حج يا طواف نساء حتى در عمره و حج مستحب كه پس از احرام بستن واجب است آن را تمام كند.
مسأله 259- طهارت از حدث اكبر و اصغر در طواف مستحبى شرط نيست (2)* ليكن كسى كه جنب يا حايض است جايز نيست در مسجدالحرام وارد شود، ولى اگر غفلتاً يا نسياناً (3)طواف مستحب كرد صحيح است.
مسأله 260- اگر شخصى كه حدث اكبر يا اصغر داشته طواف واجب كند، باطل است چه از روى عمد باشد يا از روى غفلت يا نسيان يا ندانستن مسأله باشد.
مسأله 261- كسى كه وظيفه او وضو يا غسل جبيرهاى هست مىتواند براى طواف و نماز آن به همان اكتفا كند.
مسأله 262- اگر از انجام طواف واجب با وضو يا غسل، معذور باشد بايد بدل از وضو يا غسل تيمّم كند.
مسأله 263- كسى كه فعلًا از وضو يا غسل معذور است اگر بداند كه عذرش برطرف مىشود و مىتواند طواف را با وضو يا غسل بجاآورد بايد صبر كند تا عذرش برطرف شود يا از برطرف شدن آن مأيوس شود. و اگر احتمال مىدهد عذرش تا آخر باقى باشد لازم نيست (1)
آية اللَّه خوئى: اگر عذرش نبود آب است بايد فحص كند به تفصيلى كه در رساله عمليه آمده است.
* صبر كند و مىتواند به تيمم اكتفا نمايد ولى اگر بعداً معلوم شود كه مىتواند با وضو يا غسل طواف را در وقت بجاآورد بايد آن را اعاده كند.مسأله 264- اگر تيمم كرد بدل از غسل و حدث اصغر عارض شد، براى حدث اكبر لازم نيست تيمم كند، بلكه براى حدث اصغر
1) 1. آية اللَّه سيستانى: در اين فرض نيز بايد صبر كند مگر اين كه احتمال بدهد كهاگر صبر كند از تيمم هم عاجز مىشود.
بايد طهارت تحصيل كند و تا حدث اكبر براى او حاصل نشده و عذرش باقى است همان تيمم اول كافى است، ليكن احتياط مستحب آن است كه تيمم بدل از غسل هم بكند. (1)
آية اللَّه خوئى: لازم است تيمم بدل از غسل كند.
*مسأله 265- اگر در اثناى طواف حدثى عارض شود طواف باطل است و بايد پس از تحصيل طهارت آن را اعاده نمايد مگر اين كه حدث بعد از تمام شدن شوط چهارم باشد كه در اين صورت طواف را قطع و پس از تحصيل طهارت از همان جا طواف را تمام كند و صحيح است. (2)
آية اللَّه خامنهاى: و همينطور اگر بعد از نصف و قبل از تمام شدن شوط چهارم باشد و موالات بهم نخورد.
*مسأله 266- اگر در اثناء طواف بيهوش شود و پس از مدتى به هوش آيد حكم مسأله قبل را دارد.
1) 1. آية اللَّه تبريزى: اگر بدل از غسل جنابت، تيمم كرد و بعد حدث اصغر عارض شد، چنانچه عذرش باقى است، بايد بدل از غسل تيمم كند و احتياط مستحب آن است كه بين تيمم و وضو جمع كند و اگربراى حدثاكبر ديگر غيراز جنابتتيمم كرد و بعد حدث اصغر عارض شد بايد بدل از غسل تيمم كند و بنابر احتياط وضو هم بگيرد و اگر متمكن از وضو هم نبود بايد تيمم ديگرى بدل از وضو بنمايد.
2) 2 آية اللَّه بهجت: و همينطور است اگر پس از نصف و قبل از تمام شدن شوط چهارم حدث از روى سهو و غفلت باشد.
مسأله 267- اگر حدثى كه عارض شده حدث اكبر باشد مانند جنابت و حيض بايد فوراً از مسجد خارج شود و به تفصيلى كه در مسأله قبل گفته شده عمل نمايد و اگر وقت براى حايض تنگ باشد به طورى كه پس از پاك شدن نتواند بقيه اعمال عمره را انجام دهد احكام خاصى دارد كه در مسائل طواف حايض خواهد آمد.
مسأله 268- اگر با وضو بوده و شك كند كه حدث عارض شده است يا نه، بنابر وضو داشتن بگذارد و لازم نيست وضو بگيرد و همچنين اگر از حدث اكبر پاك بوده و شك كند كه حدث عارض شده.
مسأله 269- اگر مُحدِث به حدث اصغر يا اكبر بوده و شك كند كه وضو گرفته يا نه يا غسل كرده يا نه، بايد در فرض اول وضو بگيرد و در فرض دوم غسل كند.
مسأله 270- اگر بعد از تمام شدن طواف شك كند كه آن را با وضو به جا آورده يا نه يا شك كند كه آن را با غسل به جا آورده (1)يا نه، طواف او صحيح است، ليكن براى اعمال بعد بايد طهارت تحصيل كند.
مسأله 271- در تمام صورتهايى كه در شك گفته شد كه «بنابر
1) 1 آية اللَّه خوئى: اگر بعد از حدث اصغر شك كند در اين كه قبل از طواف غسلكرده يا نه، بايد غسل كرده و طواف را اعاده كند و براى اعمال آتيه وضو بگيرد.
طهارت بگذارد» يا «طوافش صحيح است» بهتر آن است كه تجديد وضو كند و رجاءاً غسل به جا آورد، چون ممكن است كه بعد معلوم شود وضو يا غسل نداشته و اشكال پيدا مىشود.
مسأله 272- اگر در اثناى طواف شك كند كه طهارت از حدث داشته يا نه، اگر سابقه طهارت داشته به شك خود اعتنا نكند و الّا واجب است تحصيل طهارت نموده و طواف را از سر بگيرد. (1)*
مسأله 273- هر گاه در اثناى طواف شك كند كه غسل كرده است از جنابت يا حيض يانفاس يا نه، اگر امكان تيممباشد و تيممكردن كمتر از خارجشدن از مسجد وقت مىگيرد بايد تيمم كند و سپس خارج شود و اگر بيشتر وقت مىگيرد بايد فوراً از مسجد خارج شود و پس از طهارت طواف را از سر بگيرد چه قبل از شوط چهارم باشد و چه بعد از آن. (2)*
مسأله 274- اگر سهواً يا غفلتاً يا جهلًا طواف را بىوضو بجا آورد طوافش باطل است و همينطور اگر با حال جنابت يا حيض و نفاس بجا آورد.
مسأله 275- لباس و بدن كسى كه مىخواهد طواف كند واجب است پاك باشد حتى از خون كمتر از درهم نيز بايد اجتناب شود بلى نجس بودن چيزهايى كه نمىتواند به تنهايى ساتر در نماز باشد مانند جوراب و عرقچين و انگشتر مانعى ندارد.
مسأله 276- تطهير از خون قروح و جروح اگر مشقت داشته باشد لازم نيست و مىتوان با آن طواف نمود ولى اگر با تأخير در طواف بتواند بدون مشقت تطهير نمايد احتياط واجب است كه تأخير اندازد به شرط آن كه وقت تنگ نشود.
مسأله 277- خون قروح و جروح، تا آن اندازهاى كه مىشود تطهير كرد و لباس را عوض كرد احتياط واجب آن است كه تطهير كند يا جامه را عوض كند.
مسأله 278- اگر بعد از طواف آگاه شود كه در حال طواف بدن يا لباسش نجس بوده است طوافش صحيح است و همين طور اگر نجاست را فراموش كند و بعد از طواف يادش بيايد. (1)*
مسأله 279- اگر شك داشته باشد كه لباسش يا بدنش نجس است، مىتواند با آن حال طواف كند و صحيح است، چه بداند كه پيش از اين پاك بوده يا نداند، ليكن اگر بداند كه قبلًا نجس بوده و نداند كه تطهير شده است، نمىتواند با آن حال طواف كند بلكه
1) 1 آية اللَّه گلپايگانى: در فرض فراموش كردن نجاست، بايد طواف اعاده شود.
بايد تطهير كند و طواف كند.
مسأله 280- اگر در اثناء طواف بدن او نجس شود چنانچه تطهير آن بدون رها كردن طواف ممكن نباشد بايد آن را رها كند و پس از تطهير، طواف را از همانجا تمام نمايد و طوافش صحيح است خواه قبل از تكميل شوط چهارم باشد يا بعد از آن (1)* و همينطور است اگر لباس او نجس شود و تعويض و تطهير آن همانجا ممكن نباشد.
مسأله 281- اگر در بين طواف نجاستى در بدن يا لباس خود ببيند و احتمال بدهد كه در اين حال نجاست حاصل شده حكم مسأله قبل را دارد و همين طور است اگر در بين طواف علم پيدا كند كه لباس يا بدنش نجس بوده يا نجاست را فراموش كند و در اثناء طواف يادش بيايد. (2)*
مسأله 282- همراه داشتن چيز نجس در حال طواف مانع ندارد.
مسأله 283- طواف افراد ذكور اگر ختنه نشده باشند باطل
است حتى اگر بالغ نباشند. (1)
مسأله 284- اگر بچه ختنه شده به دنيا بيايد طواف او صحيح است.
«چهارم: ستر عورت»
مسأله 285- طواف بدون ساتر عورت باطل است.
مسأله 286- لباس طوافكننده بايد مباح باشد پس طواف در لباس غصبى باطل است هرچند ساتر عورت نباشد. (2)بلكه احتياط آن است كه همه شرائط لباس نمازگزار مراعات شود.
مسأله 287- زن بايد در حال طواف تمام بدن خود را به جز صورت (3)و دستها تا مچ از نامحرم بپوشاند و اگر عمداً اين مقدار را نپوشاند معصيت كرده لكن طواف او صحيح است.
«طواف در لباس غصبى و غير مخمس»
مسأله 288- كسى كه سال خمسى براى خود قرار نداده اگر از درآمد كسب، پولى دارد كه معلوم نيست ربح بين سال است يا سال
بر آن گذشته است بدون تخميس آن حكم غصب را دارد بنابراين اگر با آن پول لباس احرام تهيه كند، طواف او صحيح نيست مگر آنكه همانطوريكه متعارف است بذمه خريدارى كرده باشد كه در اين صورت طواف او صحيح است.
مسأله 289- اگر انجام طواف و نماز در لباسى كه با عين پول غصبى يا غيرمخمس تهيه شده از روى علم و عمد نباشد طواف و نماز صحيح است مگر اين كه جاهل مقصر باشد كه بايد تدارك نمايد (1).
مسأله 290- پولى كه معلوم نيست متعلق خمس است يا نه؟ لازم نيست تخميس شود و مىتوان آنرا در عمره صرف نمود.
مسأله 291- همراه داشتن مال غصبى مثل پول خمس نداده موجب بطلان طواف نمىشود (2).
مسأله 292- طواف بايد از مقابل حجرالاسود شروع شود و از هر جاى حجرالاسود كه شروع كند به طورى كه در عرف گفته
شود از حجرالاسود شروع كرده كافى است. (1)چه از ابتداء آن شروع كند چه از وسط يا آخرش ولى از هركجا شروع كرد بايد در دور هفتم به همان جا ختم كند.
مسأله 293- براى شروع از حجرالاسود مىتواند قبل از رسيدن به حجرالاسود قصد كند كه طواف را از مقابل حجرالاسود شروع مىكنم و زايد بر آن مقدمه علميه است و همچنين در دور آخر مىتواند قدرى از حجرالاسود بگذرد با اين قصد كه زيادى مقدمه علميه باشد.
مسأله 294- در طواف همانطورى كه مسلمين طواف مى كنند از محاذات حجرالاسود بدون دقتهاى صاحبان و سوسه شروع كند و در دورهاى ديگر لازم نيست مقابل حجر الاسود توقف نمايد و تجديد نيت كند. بلكه مىتواند بدون توقف دور بزند تا هفت شوط تمام شود.
مسأله 295- كارى كه بعضى افراد نادان انجام مىدهند كه
1) 1. آية اللَّه گلپايگانى و آيةاللَّه صافى: طواف بايد از اول جزء حجرالاسود شروعشود و چون تحقق آن معنى بر وجه حقيقت متعسّر و بلكه متعذّر است، در تحقق آن اكتفا مىشود به اين كه پيش از رسيدن به حجرالاسود نيت كند و قصد كند كه ابتداى طواف در هر دور از محاذى اولين جزء حجر باشد و انتهاى آن همان موضعى كه واقعاً انتهاى دور است باشد و زايد، از باب مقدمه علميه باشد. و اين نيت را در ذهن باقى بدارد تا وقتى كه محاذى حجر شود و اين كافى خواهد بود و با همين نيت هفت دور طواف كند.
مقابل حجر الاسود مىايستند وبراى رعايت محاذات عقب وجلو مىروند موجب اشكال و گاهى حرام است.
مسأله 296- اگر اشتباهاً طواف را از غير حجر الاسود مانند ركن يمانى شروع كند طوافش باطل است هر چند دور آخر را به حجر الاسود ختم نمايد (1)و همينطور اگر دورهاى طواف را از حجر الاسود شروع كند ولى به موضعى قبل از حجر الاسود مانند ركن يمانى ختم نمايد.
مسأله 297- در طواف بايد سمت چپ طوافكننده به طرف كعبه باشد و اگر سمت راست يا پشت يا روبروى او به كعبه باشد و در اين حال طواف كند صحيح نيست.
مسأله 298- معيار در شرط مذكور اين است كه طورى طواف كند كه در عرف گفته شود كعبه در طرف چپ اوست و لازم نيست در تمام حالات طواف حقيقتاً كعبه در سمت چپ او باشد بنابراين در موقع دور زدن حجر اسماعيل و گوشههاى كعبه به نحو متعارف اگر سمت چپ او از محاذات كعبه خارج شود بلكه خانه متمايل به
1) 1. آية اللَّه سيستانى، آية اللَّه فاضل: اگر قصد و شروع از موضع معتبر شرعىاست ولى در تطبيق اشتباه كرده است در صورتى كه كسرى دور آخر را به قصد طواف تمام كند صحيح است.
پشت او شود اشكالى ندارد.
مسأله 299- اگر به هر علتى مقدارى از طواف بر خلاف متعارف انجام شود مثلًا رو به كعبه يا پشت به آن يا عقب عقب طواف كرد بايد برگردد و آن مقدار را جبران كند و اگر نمىتواند برگردد بدون قصد طواف دور بزند (1)تا جائى كه بايد طواف را از آنجا تدارك كند برسد و از آنجا جبران نمايد.
مسأله 300- حجر اسماعيل محلى است كه متصل به خانه كعبه است و بايد طوافكننده از بيرون آن طواف كند.
مسأله 301- اگر دور حجر اسماعيل نگرديد و از داخل آن طواف كرد، طوافش باطل است و بايد اعاده كند پس اگر اينكار عمدى باشد حكم ابطال عمدى طواف را دارد و اگر سهوى باشد حكم ابطال سهوى را دارد كه حكم آن دو خواهد آمد.
مسأله 302- اگر در بعضى از شوطها از داخل حجر اسماعيل دور زد، بايد آن شوط را اعاده كند و اعاده طواف لازم نيست.
مسأله 303- كسى كه يك شوط طواف را از درون حجر اسماعيل عليه السلام انجام داده و بقيه طواف را ادامه داده بايد يك شوط
1) 1. آيةاللَّه سيستانى و آيةاللَّه فاضل: و تا حجرالاسود برود و آن شوط را كاملًااعاده نمايد.
ديگر بجا آورد (1)
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: اگر چهار شوط را تمام كرده و داخل حجر شده هر وقت فهميد ناقص را تمام كند و نماز طواف و اعمال مترتبه را بجا آورد و اگر قبل از سه شوط و نيم بوده شوطهاى گذشته باطل است و بايد طواف را از سربگيرد و بعد از آن نماز طواف و سعى و تقصير را بجا آورد و اگر از سه شوط و نيم گذشته و به چهار نرسيده آن را تمام كند با دو ركعت نماز و بعد يك هفت شوط طواف و نماز و سعى و تقصير را بجا آورد. آداب و احكام حج، م 560
و اگر نماز و بقيه اعمال را انجام داده آنها را نيز اعاده نمايد (2).مسأله 304- اگر پس از داخل شدن در حجر اسماعيل متوجه مسأله شد و بجاى اعاده آن شوط آنرا از آنجايى كه وارد حجر شده تكميل نموده طوافش باطل نيست و بايد آن شوط را اعاده نمايد.
مسأله 305- اگر كسى در بعضى از دورها از روى ديوار حجر اسماعيل عليه السلام برود اعاده همان مقدار از شوط كافى است.
مسأله 306- در حال طواف، دست گذاشتن روى ديوار
1) 1. آيات عظام: خوئى، تبريزى، سيستانى: اگر موالات فوت نشده و اما اگرموالات فوت شده طوافش باطل است و بايد آنرا و اعمال مترتب بر آنرا تدارك نمايد و اگر وقت تدارك گذشته حجش باطل است آيةاللَّهسيستانى اضافه فرمودند: ولى در فرض سهو و نسيان اعاده يك شوط و اعمال مترتبه كافى است.
2) 2. امام خمينى، آية اللَّه خامنهاى: اگر به اعتقاد صحت بقيه اعمال را انجام داده اعاده آن شوط و نماز كافى است.
حجر اسماعيل عليه السلام جايز است و به طواف ضرر نمىرساند گر چه احتياط مستحب در ترك است.
مسأله 307- بهتر است طواف بين كعبه و مقام حضرت ابراهيم عليه السلام انجام شود و اين مسافت كه تقريباً 5/ 26 ذراع است در همه اطراف كعبه مراعات شود (1)
آية اللَّه فاضل اضافه فرمودند: همينطور اگر ضرورت عرفى اقتضاء كند كه خارج از محدوده طواف كند.
ولى طواف خارج اين حد تا هر كجا كه (2)طواف خانه صدق كند جايز است خصوصاً در مواردى كه طواف در محدوده مذكور ممكن نباشد يا مشقت داشته باشد.*تذكر: بنابر نظر امام خمينى و آية اللَّه فاضل اگر شخصى در طواف از محدوده لازم خارج شد بايد آن مقدار را اعاده كند و همينطور بنابر نظر آيةاللَّه گلپايگانى و آيةاللَّه صافى اگر در محدودهاى طواف كند كه اتصال به جمعيت نداشته باشد بايد آن مقدار را اعاده كند.
1) 1. آيات عظام امام خمينى، فاضل: واجب است طواف در محدوده مذكور انجامشود مگر در صورتيكه حتى در وقت خلوت نتواند در اين محدوده طواف كند كه در اين صورت طواف خارج از اين حد با مراعات الاقرب فالاقرب جايز است.
2) 2. آية اللَّه گلپايگانى و آيةاللَّه صافى: تا جمعيت طوافكننده متصل به يكديگرمشغول طوافند صحيح است.
مسأله 308- محدوده مذكور در مسأله قبل در قسمتى كه حجر اسماعيل عليه السلام وجود دارد از كعبه حساب مىشود و با كاسته شدن مقدار حجر تقريباً از مطاف 5/ 6 ذراع باقى مىماند. (1)
تذكر 2: بنابر نظر مراجع مذكور اگر به جهت نظافت مسجد و مانند آن از انجام طواف در محدوده ممانعت شود اگرامكان دارد كه در محدوده طواف كند بايد صبر نمايد و در محدوده طواف كند و اگر خارج آن طواف كند صحيح نيست آية الله فاضل اضافه فرمودند: اگر در چنين حالاتى ضرورت عرفيه اقتضاء كند كه خارج از محدوده طواف كند و صبر كردن براى طواف در محدوده مستلزم عسر و حرج باشد در خارج حد با رعايت الاقرب فالاقرب صحيح است.
تذكر 3: بنابر نظر مراجع مذكور زنى كه قادر به طواف كردن نيست اگر كسى حتى نامحرم حاضر شود او را بدوش بگيرد و در محدوده طواف دهد نمىتواند به طواف با تخت روان در خارج از محدوده اكتفا كند.
تذكر 4: كسى كه در محدوده طواف است اگر شك كند كه از محدوده خارج شده يا نه؟ طوافش صحيح است ولى اگر در
1) 1. آيات عظام: گلپايگانى، صافى، فاضل: در طرف حجر اسماعيل محدوده طواف ضيق نمىشود و از حجر اسماعيل به مقدار 5/ 26 ذراع محدوده طواف است.
ابتدا طواف شك كند كه طوافش در محدوده است يا نه؟
نمىتواند به آن اكتفا نمايد.
تذكر 5: يقين به اين كه در حال طواف او را بىاختيار مىبرند مجوز طواف در خارج حد نيست و بايد همان مقدار را كه بىاختيار شده تدارك كند، و همينطور يقين به برخورد با نامحرم براى طواف خارج محدوده عذر محسوب نمىشود.
مسأله 309- در اطراف ديوار خانه، يك پيشآمدگى است كه آن را «شاذروان» مىگويند و طواف بر روى آن صحيح نيست.
مسأله 310- اگر كسى در بعضى از احوال به واسطه كثرت جمعيت يا غير آن روى شاذروان برود و دور بزند آن مقدار كه دور زده باطل است و بايد آن را اعاده كند.
مسأله 311- دست به ديوار خانه كعبه گذاشتن، در آن جائى كه شاذروان است جايز است و به طواف ضرر نمىرساند گر چه احتياط مستحب در ترك است.
مسأله 312- مراعات موالات عرفيه در طواف لازم است (1)
1) 1. آية اللَّه مكارم، آية اللَّه فاضل: اين شرط در طواف مستحب لازم نيست.
يعنى بايد هفت دور آن پشت سر هم آورده شود و در بين آن بقدرى فاصله نشود كه از صورت يك طواف خارج گردد.
تذكر: موارد استثناء اين شرط در مسائل مربوط به قطع طواف خواهد آمد.
مسأله 313- جايز است در بين طواف براى رفع خستگى و استراحت بنشيند يا دراز بكشد و بعد، از همانجا اتمام كند ولى نبايد آنقدر طول دهد كه موالات عرفيه به هم بخورد والا طوافش باطل است و بايد طواف را اعاده كند (1).
«كم كردن دورهاى طواف»
مسأله 314- اگر طوافكننده از ابتداء عمداً قصد كند كه كمتراز هفت دور طواف كند طوافش باطل است اگر چه هفت دور بزند (2)ولى اگر از روى جهل يا سهو يا غفلت باشد و به هفت دور تمام كند طوافش صحيح است.
مسأله 315- اگر از روى جهل به مسأله بيش از هفت دور
طواف كند طوافش باطل است (1)و بايد طواف و نماز و اعمال بعد از آن را اعاده كند. (2)
مسأله 316- اگر در اثناى طواف از قصد هفت دور زدن برگردد و قصد كند كمتر بياورد آنچه با اين قصد آورده باطل است (3)و بايد اعاده كند.
مسأله 317- اگر عمداً از طواف واجب يك دور يا كمتر يا بيشتر از آن كم كند اگر پيش از فوت موالات عرفيه آنرا تكميل نمايد طوافش صحيح است (4)* و اگر تكميل ننمايد تا موالات فوت شود حكم قطع عمدى طواف را دارد كه خواهد آمد.
مسأله 318- در فرض مسأله قبل اگر طواف را تكميل نكرد تا موالات فوت شد بايد آنرا اعاده كند (5)* و اگر آنرا اعاده نكند حكم
1) 1. آية اللَّه سيستانى، آية اللَّه فاضل: مگر اين كه جاهل قاصر باشد كه در اينصورت طوافش صحيح است.
2) 2. امام خمينى، آية اللَّه خامنهاى: اگر با اعتقاد صحت بقيه اعمال را آورده اعاده طواف و نماز كافى است.
3) 3. آيات عظام: تبريزى، خوئى، سيستانى: اگر قصد قربت مختل شود طواف اشكال پيدا مىكند.
4) 4 آيةاللَّه سيستانى: اگر بىدليل قبل از تمام شدن شوط چهارم از مطاف خارج شده و مشغول كارى شده كه عرفاً صدق كند كه طوافش را قطع كرده طواف باطل است.
5) 5 آية اللَّه گلپايگانى: اقوى آن است كه در اين صورت اگر چهار دور بهجا آوردهباشد طواف را تمام كند و بعداً احتياطاً اعاده نمايد.
ترك عمدى طواف را دارد كه در مسائل قبل گذشت و در اين مسأله و مسأله قبل فرقى بين عالم و جاهل نيست.
مسأله 319- اگر سهواً از طواف كم كند چنانچه پيش از فوت موالات آنرا تكميل نمايد طوافش صحيح است و همينطور است اگر بعد از فوت موالات متذكر شود و مقدار فراموش شده سه شوط يا كمتر باشد و اما اگر بعد از فوت موالات متذكر شود كه بيش از سه شوط كم كرده بايد طواف را اعاده نمايد. گر چه تكميل طواف و اعاده آن در تمام موارد مذكور موافق احتياط است.
مسأله 320- اگر در حال سعى يادش آمد كه طواف را ناقص به جا آورده بايد برگردد و طواف را از همانجا كه ناقص كرده تكميل كند و برگردد تتمه سعى را بجا آورد و طواف و سعيش صحيح است و احتياط مستحب آن است كه اگر كمتر از چهار دور بجا آورده طواف را تمام كند و اعاده نمايد و همچنين اگر سعى را كمتر از چهار بار انجام داده تمام كند و اعاده نمايد.
«زياد كردن دورهاى طواف»
مسأله 321- اگر طوافكننده از ابتدا عمداً قصد كند كه بيش از هفت دور طواف كند طوافش باطل است هر چند به هفت دور اكتفاكند (1)ولى اگر از روى جهل يا سهو يا غفلت باشد و به هفت
1) 1 آيات عظام: تبريزى، خوئى، سيستانى: با تحقق قصد قربت طوافش صحيحاست.
دور تمام كند طوافش صحيح است.
مسأله 322- انجام يك دور يا بيشتر بقصد احتياط، زياده در طواف محسوب نمىشود و جبران نقص احتمالى را نيز نمىكند
مسأله 323- اگر در اثناء طواف از قصد هفت دور زدن برگردد و قصد كند زيادتر بياورد آنچه با اين قصد آورده باطل است و بايد اعاده كند (1)و اگر با اين قصد زيادتر از هفت دور انجام دهد اصل طواف باطل است (2)
مسأله 324- اگر از اول قصد كند كه هشت دور به جا آورد، ليكن قصدش آن باشد كه هفت دور آن طواف واجب باشد و يك دور قدم زدن دور خانه براى تبرك يا مقصد ديگر باشد طواف او صحيح است.
مسأله 325- اگر گمان كند كه يك دور نيز مستحب است همانطور كه هفت دور مستحب است و قصد كند كه هفت دور واجب را بياورد و يك دور مستحب هم به دنبال آن بياورد طواف او صحيح است خواه آن يك دور را انجام دهد يا انجام ندهد.
مسأله 326- اگر بعد از هفت دور طواف واجب عمداً يك شوط يا كمتر يا بيشتر به آن اضافه نمايد به قصد اين كه زياده جزء
آن طواف باشد، طواف او باطل مىشود و بايد اعاده كند.
مسأله 327- اگر سهواً زياد كند بر هفت دور پس اگر كمتر از يك دور است قطع كند آن را و طوافش صحيح است و اگر يك دور يا زيادتر است احوط (1)آن است كه هفت دور ديگر را تمام كند به قصد قربت، بدون تعيين مستحب يا واجب و دو ركعت نماز طواف واجب را قبل از سعى بخواند و احتياط مستحب آن است كه بعد از سعى دو ركعت نماز براى طواف مستحب به جا آورد.
مسأله 328- اگر قسمتى از شوط را كه صحيح بوده به تصور اين كه باطل انجام داده اعاده نموده، طوافش صحيح است.
مسأله 329- قران در طواف (يعنى دو طواف پشت سر يكديگر بدون انجام نماز طواف بين آن دو) در طواف واجب حرام است ولى طواف اول صحيح است (2)مگر آنكه از ابتداء يا در اثناء طواف اول قصد قران كرده باشد. بلى قران در طواف مستحب، مكروه است.*
مسأله 330- اگر بعد از انجام طواف و قبل از نماز طواف يك شوط يا كمتر يا بيشتر بياورد بقصد اين كه آنرا جزء طواف ديگر
قرار دهد داخل در قِران بين دو طواف است كه حكمش در مسأله قبل گذشت (1).
مسأله 331- اگر طواف واجبى را كه به فتواى مجتهدش صحيح است قبل از خواندن نماز به قصد احتياط اعاده نمايد و سپس نماز طواف را بخواند عملش صحيح است هر چند به واسطه قِران (2)معصيت كرده است.
مسأله 332- قطع طواف يعنى رها كردن آن به طورى كه موالات عرفيه فوت شود (3)، بدون عذر در طواف مستحب جايز و در طواف واجب مكروه است (4).*
مسأله 333- اگر بدون عذر طواف را قطع كند باطل است و بايد آنرا اعاده نمايد چه قبل از شوط چهارم باشد يا بعد از آن (5)
1) 1. آيات عظام: تبريزى، خوئى، سيستانى، بهجت: اگر طواف دوم را به اتمام نرساند نه قران است و نه زياده در طواف.
2) 2. آيات عظام: بهجت، تبريزى، خوئى، سيستانى: اين عمل قران محسوب نمىشود.
3) 3. آية اللَّه سيستانى: يا قبل از اتمام شوط چهارم از مطاف خارج و مشغول كارىشود كه عرفاً گفته شود طواف را قطع كرده است.
4) 4. آيات عظام: صافى، گلپايگانى، خويى: در طواف واجب جائز نيست.
5) 5. آية اللَّه گلپايگانى: اقوى آن است كه در اين صورت اگر چهار دور بهجا آوردهباشد، طواف را تمام كند و بعد احتياطاً اعاده كند.
ولىاگر طواف را رها كند و قبل از فوت موالات برگردد و آنرا تمام نمايد طوافش صحيح است. (1)
مسأله 334- اگر بعد از تمام شدن شوط چهارم طواف را به جهت عذرى مانند مرض و حيض قطع نمايد و بعد از رفع عذر طواف را از همانجا كه قطع كرده كامل كند صحيح است. ولى اگر قبل از تمام شدن شوط چهارم باشد آنرا اعاده نمايد. (2)
مسأله 335- اگر شخصى به جهت عذرى طواف را قطع كند و تا وقت تنگ شود از انجام طواف عاجز باشد پس اگر ممكن است او را حمل كنند و طواف دهند. تا طوافش را تكميل نمايد يا اگر قطع قبل از اتمام شوط چهارم بوده اعاده نمايد و اگر ممكن نيست برايش نائب بگيرند كه به تفصيل مذكور عمل نمايد. (3)
مسأله 336- اگر در اثناء طواف به جهت برپا شدن نماز جماعت يا نظافت مسجد و مانند آن، شخص از ادامه طواف معذور شد حكم مسأله قبل را دارد
مسأله 337- اگر در اثناى طواف وقت نماز واجب تنگ شود واجب است آنرا رها كند و نماز بخواند و سپس طواف را از همانجا كه قطع كرده تمام كند (1)و صحيح است مگر اين كه قبل از تمام شدن شوط چهارم باشد و بقدرى فاصله شود كه موالات عرفيه به هم بخورد. كه در اين صورت بايد طواف را اعاده كند.
مسأله 338- قطع طواف براى رسيدن به نماز جماعت يا درك وقت فضيلت نماز واجب، جايز بلكه مستحب است و بعد از نماز از همانجا كه طواف را قطع كرده ادامه دهد و طوافش صحيح است گر چه احتياط مستحب آن است كه به تفصيل مسأله قبل عمل نمايد.
مسأله 339- اگر بعد از طواف شك كند كه آنرا صحيح بهجا آورده يا نه، مثلًا احتمال بدهد كه از طرف راست طواف كرده يا محدث بوده يا از داخل حجر اسماعيل عليه السلام طواف كرده، اعتناء نكند، و طوافش صحيح است اگر چه باز در محل طواف باشد و از آنجا منصرف نشده يا مشغول كارهاى ديگر نشده باشد، در صورتى كه هفت دور بودن معلوم باشد بىزياده و نقيصه.
1) 1. آية اللَّه فاضل، آية اللَّه خامنهاى: و مىتواند طواف را از اول شروع نمايد.
مسأله 340- اگر در اثناء طواف شك كند كه طواف را به نيت منوبعنه شروع كرده يا براى خود، نمىتواند به اين طواف اكتفا كند و مىتواند صبر كند تا موالات فوت شود سپس آنرا از سر بگيرد. (1)
آية اللَّه سيستانى: و بايد طواف را به نيت نيابت از سر بگيرد.
مسأله 341- اگر بعد از تمام شدن طواف و انصراف از آن شك كند كه هفت دور آورده يا بيشتر به شك خود اعتناء نكند و همينطور است اگر شك كند در اين كه هفت دور آورده يا كمتر (2).
مسأله 342- اگر در آخر دور كه به حجر الاسود ختم شد شك كند كه هفت دور زده يا هشت دور يا زيادتر، اعتنا به شك نكند و طوافش صحيح است.
مسأله 343- اگر در طواف در عدد شوطها شك نمود و با اين حال و باميد اين كه شك او را از بين برود طواف را ادامه داد و پس از آن يقين كرد كه هفت دور را كامل كرده طوافش صحيح است.
مسأله 344- اگر قبل از رسيدن به حجر الاسود و تمام شدن دور، شك كند كه آنچه را دور مىزند دور هفتم است يا هشتم طوافش باطل است. (3)*
مسأله 345- اگر در آخر دور يا اثناى آن شك كند ميان شش و هفت و هر چه پاى نقيصه در كار است، طواف او باطل است. (1)
مسأله 346- در مواردى كه شك در دورهاى طواف موجب بطلانطواف استاگر طوافديگرى شروعكرد و در اثناء آن يقين به دورهاى طواف اول برايش حاصل شد، طواف دوم صحيح است.
مسأله 347- اگر در طواف مستحب شك كند در عدد دورها، بنابر اقل بگذارد و طوافش صحيح است.
مسأله 348- كسى كه در عدد دورهاى طواف كثير الشك است به شكش اعتنا نكند (2)و بنابر اكثر بگذارد، مگر اين كه بنابر اكثر موجب بطلان طواف باشد كه در اين صورت به احتمال اكثر اعتناء نكند و احتياط مستحب آن است كه كثير الشك كسى را وادار كند كه عدد را برايش حفظ كند.
مسأله 349- معيار در كثير الشك (3)در طواف اين است كه عرفاً بگويند در طوافش زياد شك مىكند.
1) 1 آيات عظام خوئى، تبريزى، سيستانى: اگر شك در پايان شوط بين شش و هفت باشد و بنا را بر شش گذاشت و از روى جهل به مسأله طواف را تمام كرد و متوجه مسأله نشد تا وقت اعاده گذشت طوافش صحيح است.
2) 2 آية اللَّه خوئى: اگر به حد وسواس نرسيده بايد به شك خود اعتنا كند.
3) 3 آية اللَّه سيستانى: معيار اين است كه شكى كه براى او حاصل مىشود، نسبتبه كسانى كه در موجبات حواسپرتى مانند او هستند، به مقدار معتنا به بيشتر باشد.
مسأله 350- گمان در عدد دورها اعتبار ندارد (1)و حكم شك را دارد.
مسأله 351- اگر پس از انجام عمره متوجه شود كه چند شوط از طواف عمره را سهواً باطل انجام داده مثل اين كه از داخل حجر اسماعيل طواف كرده چنانچه مقدارى كه باطل انجام داده سه شوط يا كمتر باشد همان مقدار را اعاده نمايد با نماز طواف و اگر بيشتر باشد بايد اصل طواف را اعاده نمايد و در هر دو صورت ساير اعمال عمره او صحيح است و اگر از روى جهل به حكم، بوده، از احرام عمره خارج نشده و بايد طواف و اعمال بعد از آن را انجام دهد تا از احرام خارج شود.
مسأله 352- اگر در عمره بعد از تقصير متوجه شود كه طوافش را سهواً باطل انجام داده است مثل اين كه بدون وضو طواف كرده يا وضويش باطل بوده بايد طواف و نماز و سعى و تقصير را اعاده كند و تا اعمال را انجام نداده از محرمات احرام اجتناب نمايد.
مسأله 353- اگر از روى جهل به مسأله طواف عمره را باطل انجام دهد بايد طواف و نماز آنرا اعاده نمايد و اگر سعى و تقصير كرده آنها نيز بايد اعاده شود و تا اعاده ننموده در احرام باقى مىماند.
1) 1 آية اللَّه بهجت: گمان در دورهاى طواف معتبر است و بايد به آن عمل شود.
مسأله 354- كسى كه در اثناء طواف آنرا رها مىكند و از سر مىگيرد طوافش صحيح است خواه قبل از اكمال شوط چهارم آنرا رها كند يا بعد از آن (1)
آية اللَّه خوئى، آيةاللَّه تبريزى: در فرض اعتقاد به جواز از سرگرفتن طواف، طواف مذبور مجزى است.
آية اللَّه صافى، آية اللَّه گلپايگانى: اگر بعد از شوط چهارم بوده واجب است نقصان طواف قطع شده را بجا آورد و نماز آنرا نيز بخواند.
و اگر طواف دوم را هم رها كند و طواف سومى را انجام دهد همين حكم را دارا است.*مسأله 355- اگر كسى از ابتدا بداند كه حتى با كمك ديگرى قادر بر انجام بعضى از شوطهاى طواف نيست بايد براى طواف كامل نائب بگيرد و همينطور اگر قبل از اتمام شوط چهارم عاجز شود، ولى اگر بعد از آن باشد مىتواند براى بقيه نائب بگيرد. (2)
امام خمينى، آية اللَّه بهجت: بعضى از دورهاى طواف قابل نيابت است مطلقاً.
مسأله 356- انجام طواف به نيابت از ديگرى قبل از طواف عمره يا حج يا طواف نساء جايز است.
مسأله 357- اگر محرم طواف و سعى خود را با لباس دوخته انجام دهد، طواف و سعى او صحيح است هر چند بواسطه پوشيدن لباس دوخته (در غير موارد عذر) معصيت كرده است.
مسأله 358- زن اگر در ايام عادت خون ديده و سپس پاك شده و مجدداً خون ديده چناچه قبل از ده روز پاك شود آن خون محكوم به حيض است (1)و اگر در فاصلهاى كه پاك بوده طواف و نماز را انجام داده بايد آنها را اعاده نمايد. (2)
مسأله 359- زن اگر به جهتى مانند استفاده از قرض نظم عادت ماهانهاش بهم خورده چنانچه يقين دارد خونى كه مىبيند سه روز استمرار دارد هر چند به اين نحو كه پس از خروج خون تا سه روز در باطن فرجآلوده باشد حكم حيض را دارد وگرنه بايد به وظائف
مستحاضه عمل نمايد. (1)
مسأله 360- زن اگر براى عمره محرم شده اگر به واسطه حيض نتواند طواف كند بايد صبر كند و پس از پاك شدن طواف و اعمال ديگر را انجام دهد و اگر بترسد كه نتواند تا زمانى كه در مكه است عمره را انجام دهد بايد براى طواف و نماز نائب گرفته و ساير اعمال را خودش انجام مىدهد.
مسأله 361- اگر زن در اثناء طواف قبل از اتمام شوط چهارم حايض شود طوافش باطل است پس اگر وقت دارد صبر مىكند تا وقتى كه پاك شد طواف و نماز و بقيه اعمال را انجام دهد و اگر نمىتواند تا زمان پاك شدن صبر كند بايد براى طواف و نماز نايب بگيرد.
مسأله 362- اگر زن در اثناء طواف بعد از اتمام دور چهارم (2)حايض شد چنانچه وقت دارد صبر كند و پس از پاك شدن تحصيل طهارت كرده و بقيه طواف و ساير اعمال را انجام دهد و اگر وقت تنگ باشد مانند مسائل قبل عمل كند.
مسأله 363- اگر زن پس از اين كه متوجه شد كه طواف عمره را باطل انجام داده حايض شد و كاروان منتظر او نمىماند براى طواف و نماز نايب گرفته و بقيه اعمال را خودش بجا مىآورد.
مسأله 364- زن مستحاضه چنانچه استحاضهاش قليله باشد بايد براى هر يك از طواف و نماز جداگانه وضو بگيرد و اگر متوسطه باشد بايد علاوه بر اين، يك غسل براى طواف و نماز انجام دهد. (1)و اگر كثيره باشد يك غسل ديگر هم براى نماز انجام دهد. (2)
آية اللَّه خوئى: در كثيره اگر محدث به حدث اصغر نباشد احتياجى به وضو نيست.
اين در صورتى است كه خون مستمر باشد و اگر از وقت وضو يا غسل براى طواف تا آخر نماز خون قطع باشد طهارتى كه براى طواف تحصيل كرده كافى است.مسأله 365- اگر زن در اثناء طواف مستحاضه شد، حكم حدث در اثناء طواف را دارد كه در مسأله 265 گذشت.
مسأله 366- زن مستحاضه اگر پاك شد و وضو گرفت و غسل كرد و مشغول طواف شد و در اثناء طواف مجدداً خون ديد حكم مسأله قبل را دارد ولى اگر خون مستمر است و به وظيفهاش عمل
كرده با تحفظ از خروج آن طواف او صحيح است.
مسأله 367- مستحاضه پس از تحصيل طهارت براى طواف و نماز آن بايد مبادرت به عمل نمايد و اگر با رفتن به منزل نتواند مبادرت كند بايد وضو و غسل خود را نزديك مسجدالحرام انجام دهد.
مسأله 368- اگر مستحاضه در اثناء طواف بجهت اقامه نماز و مانند آن نتواند به طوافش ادامه دهد بايد مجدداً براى طواف تحصيل طهارت نمايد و طواف را اعاده نمايد. (1)*
مسأله 369- زن غير سيده (2)
آية اللَّه سيستانى: يائسگى در مسأله حيض در سيّده و غير سيّده با اتمام شصت سال قمرى شروع مىشود.
خونى كه بعد از تمام شدن پنجاه سال قمرى مىبيند حكم استحاضه را دارد هر چند به صفات حيض باشد و تا وقتى كه رسيدن به سن مذبور براى زن اثبات نشده حكم زنان غيريائسه را دارد.*1) 1 آية اللَّه تبريزى: در فرضى كه نماز جماعت برگزار شده و مستحاضه نمازش را خوانده فرمودند بعيد نيست تمام كردن همان طواف سابق كافى باشد و همچنين آية اللَّه سيستانى در اين فرض فرمودند اگر قطع پس از پايان شوط چهارم بوده اتمام همان طواف كافى است.
2) 2 آية اللَّه مكارم: فرقى بين سيده و غير سيده نيست ملاك تمام شدن پنجاه سال قمرى است.
مسأله 370- زنى كه حايض شده اگر با استفاده از دارو كارى كند كه خون كاملًا قطع گردد بطورى كه در باطن فرج هم خون سه روز استمرار پيدا نكند آن خون حكم استحاضه را دارد و با تحصيل طهارت مستحاضه، مىتواند طواف و نماز خود را انجام دهد.
مسأله 371- شخصى كه بعد از اعمال عمره يا حج متوجه مىشود كه غسل واجبى مانند غسل مس ميت يا غسل نفاس بر عهدهاش بوده است چنانچه پس از وجوب آن غسل، غسل واجب يا مستحبى (كه استحباب آن ثابت است مانند غسل احرام يا جمعه) انجام داده كفايت مىكند و عملش صحيح است والا حكم كسى را دارد كه طواف خود را باطل انجام داده كه در مسائل قبل گذشت. (1)
آيةاللَّه فاضل: اگر غسل واجبى انجام داده كفايت مىكند والّا كفايت نمىكند.
*مسأله 372- بيمارى كه حدث (بول، غائط، ريح) پى در پى از او خارج مىشود اگر فرصتى دارد كه مىتواند در آن طواف را با وضو و طهارت بدن انجام دهد بايد پس از وضو و طهارت بدن
1) 1. آيات عظام امام خمينى، خامنهاى، صافى: اگر غسل جنابت انجام داده كفايت مىكند و الا كفايت نمىكند.
طواف را در آن وقت انجام دهد و اگر چنين فرصتى ندارد تا وقتى حدثمتعارف از او سر نزده يك وضو براى طواف و يك وضو براى نماز كافى است. (1)
نظر آيةاللَّه خامنهاى در حدث بول مانند نظر امام است و در مورد حدث غائط و ريح نظر ايشان در دست نيست.
آية اللَّه بهجت: اگر حدث بول يا ريح است خود طواف مىكند و اگر مشقت ندارد هر بار كه حدث از او سرمىزند وضو را تجديد كند كافى است و اگر حدث غائط است براى طواف نائب بگيرد.
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: اگر حدث بول است چنانچه مىتواند بايد براى هر بار كه حدث سرمىزند تجديد وضو كند. آية اللَّه گلپايگانى اضافه فرمودند: و اگر اين را هم نمىتواند، وضو بگيرد و چهار شوط آن را بجا آورد و سپس تجديد وضو نموده و بقيه طواف را بجا آورد و اگر حدث ريح يا غائط باشد براى طواف نائب بگيرد و احتياطاً خودش هم طواف كند.
*مسأله 373- كسى كه بول يا غائط پى در پى از او خارج مىشود واجب است تا آنجا كه مىتواند از سرايت نجاست به بدن و لباس خود جلوگيرى كند به همان كيفيتى كه در نماز انجام مىدهد.
مسأله 374- اگر حدث از غير مجراى طبيعى بطور پى در پى
1) 1. امام خمينى: اگر مشقت ندارد بايد هر بار كه از او حدث سرمىزند تجديد وضو نمايد هر چند با بردن آب همراه خود در طواف و نماز باشد، و طواف و نمازش صحيح است.
خارج مىشود حكم حدثى را دارد كه از مجراى طبيعى بطور پى در پى خارج مىشود كه در دو مسأله قبل گذشت.
مسأله 375- طواف يعنى هفت شوط كامل و انجام يك يا چند شوط استحبابش ثابت نيست. (1)
مسأله 376- طواف عملى است مستحب و ثواب آن براى غيرمقيم از ثواب نماز مستحبى بيشتر است و سزاوار است زائران هر چقدر مىتوانند طواف كنند اما تلاش كنند مزاحم افرادى كه مشغول طواف واجب هستند نشوند.
مسأله 377- انجام طواف مستحب براى بانوان با علم به اين كه نگاه آنان بىاختيار به نامحرم مىافتد و در فشار جمعيت قرار مىگيرند اشكالى ندارد ولى بهتر است در موارد ازدحام مراعات نمايند.
مسأله 378- شرائطى كه در طواف واجب ذكر شد به جز طهارت از حدث (2)در طواف مستحب نيز معتبر است.
مسأله 379- انجام طواف مستحب قبل از اعمال عمره تمتع و مفرده و پس از محرم شدن براى حج تمتع و قبل از رفتن به عرفات
و پيش از طواف حج يا طواف نساء اشكالى ندارد گر چه احتياط مستحب در ترك آن است.
مسأله 380- هر شوط از طواف مستحب را نمىتوان به نيت يك نفر انجام داد ولى انجام يك طواف به نيابت از چندين نفر اشكالى ندارد. (1)
آية اللَّه مكارم: و نيز مىتواند ثواب هر شوط را به يك نفر اهدا كند.
مسأله 381- واجب نيست در حال طواف روى طوافكننده طرف جلو باشد بلكه جايز است به يمين و يسار نگاه كند و صفحه صورت را برگرداند بلكه به عقب نگاه كند و مىتواند طواف را رها كند و خانه را ببوسد و برگردد از همانجا اتمام كند.
مسأله 382- اگر معاذ اللَّه در حال طواف معصيتى مانند تماس عمدى با بدن نامحرم انجام شود طوافش باطل نمىشود.
مسأله 383- پا گذاردن روى احرامى ديگران و اشيائى كه از افراد در مطاف مىافتد مانند ساعت و غير آن موجب بطلان طواف نمىشود.
مسأله 384- اگر از قسمتى از شوط را نادرست انجام دهد و در
1) 1. آية اللَّه سيستانى: نيابت در يك شوط نيز صحيح است ولى در اين صورت نبايد مجموع هفت شوط را به عنوان يك طواف انجام دهد.
وقتى كه مىخواهد تدارك كند محل دقيق آن مشخص نباشد، براى تدارك بايد از چند قدم جلوتر شروع كند با اين قصد كه طواف او از همانجائى كه نادرست بوده ادامه پيدا كند و بقيه مقدمه علميه باشد.
مسأله 385- در مواردى كه احتياط اقتضا مىكند كه طواف را تكميل كند و نماز را بخواند سپس آنرا با نمازش اعاده كند، مىتواند يك طواف كامل به قصد تمام و اتمام بجا آورد (يعنى چنانچه آن مقدار انجام شده باطل بوده تمام هفت شوط طوافش باشد و چنانچه صحيح بوده از طواف دوم بمقدار نقصان طواف اول، طواف باشد) و بعد دو ركعت نماز بخواند اين عمل كافى است.(1)
*مسأله 386- اگر كسى مريض يا طفلى را حمل كند و طواف دهد و خودش نيز قصد طواف كند طواف هر دو صحيح است.
مسأله 387- در حال طواف تكلم كردن و خنده نمودن و شعر خواندن اشكال ندارد لكن كراهت دارد و مستحب است در حال طواف مشغول دعا و ذكر خدا و تلاوت قرآن باشد.
مسأله 388- اگر در طواف بىاختيار او را ببرند اعاده آن مقدار
1) 1. آيات عظام: امام خمينى، گلپايگانى، صافى: اين عمل صحيح نيست و ترديد در نيت است.
لازم است (1)
آيات عظام مكارم، خامنهاى: چون از اول نيت مىكند كه خود را در وسط جمعيت قرار دهد و طواف كند هرچند او را ببرند، اعاده لازم نيست.
و بايد طواف را صحيح انجام دهد و خودش به اختيار طواف كند و چنانچه ممكن نيست بايد در وقت خلوت طواف نمايد ولى بايد دانست كه منظور از بىاختيار شدن اين نيست كه در اثر فشار جمعيت تندتر برود بلكه در اين صورت اگر قدمها را به اختيار خود برمىدارد ضرر ندارد و طوافش صحيح است. (2)مسأله 389- هر گاه چند قدم از طواف اشكال پيدا كند مثل اين كه بىاختيار انجام شود به نحوى كه در مسأله قبل گذشت اگر بتواند بايد برگردد و آن مقدار را اعاده نمايد وگرنه بدون نيت طواف، دور بزند تا به محلى كه طوافش اشكال پيدا كرده برسد و از آنجا طواف را ادامه دهد و اگر از حجر الاسود شروع كند اشكال دارد (3).
مسأله 390- اگر قسمتى از يك شوط طواف نادرست انجام شود و شخص بخواهد آنرا تدارك كند لازم نيست از همان مكانى
1) 1. آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خوئى: مجرد بردن جمعيت موجب بطلان نمىشودمادامى كه ساير شرائط موجود باشد.
2) 2. آيةاللَّه سيستانى: بىاختيار شدن به اين است كه نه بتواند توقف كند و نه از مطاف خارج شود.
3) 3. آية اللَّه سيستانى، آية اللَّه فاضل: اگر نتواند برگردد و جبران كند مىتواند تا حجر الاسود برود و آن شوط را اعاده نمايد و جايز نيست بدون قصد طواف، تا جايى كه طوافش نادرست بوده برود و از آنجا ادامه دهد.
كه طواف اشكال پيدا كرده آنرا ادامه دهد بلكه مىتواند از محاذى آن در طرف راست يا چپ آن مكان طواف را تدارك كند و همينطور است مواردى كه طواف در نقطهاى قطع مىشود و شخص مىخواهد آنرا تكميل نمايد.
مسأله 391- اگر از روى جهل به مسأله به جاى تدارك آن مقدار از شوط كه اشكال پيدا كرده آنرا رها كند و شوط ديگرى بجا آورد طوافش صحيح است.
مسأله 392- در مواردى كه قسمتى از شوط را صحيح انجام نداده اگر جهلًا بدون تدارك آن قسمت به طواف ادامه دهد زيادهاى كه انجام داده طواف را باطل نمىكند و چنانچه قبل از فوت موالات آن قسمتى كه خلل پيدا كرده تدارك كند طوافش صحيح است.
مسأله 393- در عدد دورهاى طواف و سعى و عدد سنگهاى رمى در صورتى مىتوان به ديگرى اعتماد كرد كه اطمينان به عدد حاصل شود. (1)
آية اللَّه سيستانى: در خصوص طواف مىتواند به كسى كه يقين به عدد دورها داشته باشد اعتماد كند.
مسأله 394- نائب در طواف حج يا عمره لازم نيست محرم باشد يا لباس احرام در بر داشته باشد بلكه مىتواند طواف نيابى را
1) 1. آية اللَّه خوئى، آية اللَّه تبريزى: يا آن شخص ثقه باشد.
در غير احرام و با لباس دوخته انجام دهد.
مسأله 395- كسى كه از احرام خارج شده و مىخواهد طواف و نماز را اعاده كند لازم نيست طواف را با لباس احرام انجام دهد.
مسأله 396- كسى كه در بين طواف شخصى را از زمين بلند مىكند يا چيزى را بر مىدارد و در آن حال بدون توجه به طواف يك يا چند قدم به جلو بر مىدارد چنانچه در وقت پيمودن اين مسافت قصد طواف را داشته ولو اجمالًا كفايت مىكند و اگر شك دارد چنين قصدى داشته يانه به شك خود اعتنا نكند.
مسأله 397- اگر قسمتى از طواف اشكال پيدا كرد بايد همان مقدار تدارك شود و ادامه طواف بدون تدارك آن، موجب اشكال در طواف است و آوردن آن قسمت از طواف بقصد احتياط پس از اتمام طواف اشكال را برطرف نمىكند.
«مستحبات طواف» (1)
مسأله 398- در حال طواف، مستحب است بگويد:
«أللَّهُمَّ إنِّي أسْأَ لُكَ بِاسْمِكَ الَّذِي يُمْشى بِهِ عَلى طَلَلِ الْماءِ كَما يُمْشى بِهِ عَلى جُدَدِ الأَرْضِ وَأسْأَ لُكَ بِاسْمِكَ الّذِيْ يَهْتَزُّ لَهُ عَرْشُكَ وَأسْأَ لُكَ بِاسْمِكَ الَّذِي تَهْتَزُّ لَهُ اقْدامُ مَلائِكَتِكَ
1) 1. آية اللَّه مكارم: اين مستحبّات را به قصد رجاء بجا آورد.
وَأسْأَ لُكَ بِاسْمِكَ الَّذِي دَعاكَ بِهِ مُوسى مِنْ جانِبِ الطُورِ فاسْتَجَبْتَ لَهُ وَأ لْقَيْتَ عَلَيْهِ مَحَبَّةً مِنْكَ وَأسْأَ لُكَ بِاسْمِكَ الّذي غَفَرْتَ بِهِ لِمُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَما تَأخَّرَ وأتْمَمْتَ عَلَيْهِ نِعْمَتَكَ أنْ تَفْعَلَ بِي كَذا وَكَذا».
و بجاى كذا و كذا حاجت خود را بخواهد.
و نيز مستحب است در حال طواف بگويد:
«أللَّهُمَّ إنِّي إلَيْكَ فَقِيْرٌ وَإنِّي خائِفٌ مُسْتَجِيْرٌ فَلا تُغَيِّرْ جِسْمِي وَلا تُبَدِّلْ إسْمِي».
و صلوات بر محمد و آل محمد بفرستد بخصوص وقتى كه به در خانه كعبه مىرسد و اين دعا را بخواند:
«سائِلُكَ، فَقِيْرُكَ، مِسْكِيْنُكَ بِبابِكَ، فَتَصَدَّقْ عَلَيْهِ بِالْجَنَّةِ، ألَّلهُمَّ الْبَيْتُ بَيْتُكَ وَالْحَرَمُ حَرَمُكَ وَالْعَبْدُ عَبْدُكَ وَهذا مَقامُ الْعائِذِ بِكَ الْمُسْتَجِيرِ بِكَ مِنَ النَّارِ فَأعْتِقْنِي وَوَالِدَيَّ وَأهْلِي وَوُلْدِي وَإخْوانِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنَ النَّارِ يا جَوادُ يا كَريمُ».
و وقتى كه به حجر اسماعيل رسيد رو به ناودان و سر را بلند كند و بگويد:
«أللَّهُمَّ أدْخِلْنِي الْجَنَّةَ وَأجِرْنِي مِنَ النَّارِ بِرَحْمَتِكَ وَعافِنِي
مِنَ السُّقْمِ وَأوْسِعْ عَلَيَّ مِنَالرِّزْقِ الْحَلالِ وَادْرَأْ عَنِّيشَرَّ فَسَقَةِالجِنِّ وَالْإنْسِ وَشَرَّ فَسَقَةِ الْعَرَبِ وَالْعَجَمِ».
و چون از حجر بگذرد و به پشت كعبه برسد، بگويد:
«يا ذَا الْمَنِّ وَالطَّوْلِ ياذَا الْجُودِ وَالْكَرَمِ إنَّ عَمَلِي ضَعِيفٌ فَضاعِفْهُ لِي وَتَقَبَّلْهُ مِنِّي إنَّكَ أ نْتَ السَّمِيْعُ الْعَلِيْمُ».
و چون به ركن يمانى برسد دست به دعا بردارد و بگويد:
«يا أللَّهُ يا وَلِيَّ الْعافِيَةِ وَخَالِقَ الْعافِيَةِ وَرَازِقَ الْعافِيَةِ وَالْمُنْعِمُ بِالْعافِيَةِ وَالْمَنّانُ بِالعافِيَةِ والمُتَفَضِّلُ بِالْعافِيَةِ عَلَيَّ وَعَلى جَمِيعِ خَلْقِكَ يا رَحْمنَ الدُّنْيا وَالآخِرَةِ وَرَحيْمَهُما صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَارْزُقْنَا الْعافِيَةَ وَتَمامَ الْعافِيَةِ وَشُكْرَ الْعافِيَةِ في الدُّنْيا وَالآخِرَةِ يا أرْحَمَ الرَّاحِمِيْنَ».
پس سر به جانب كعبه بالا كند و بگويد:
«الْحَمْدُ للَّهِ الَّذي شَرَّفَكِ وَعَظَّمَكِ، وَالْحَمْدُ للَّهِ الَّذي بَعثَ مُحَمَّداً نَبِيّاً وَجَعَلَ عَليّاً اماماً. أللَّهُمَّ اهْدِ لَهُ خِيارَ خَلْقِكَ وَجَنَّبْهُ شِرارَ خَلْقِكَ».
و چون ميان ركن يمانى و حجر الأسود برسد، بگويد:
«رَبَّنا آتِنا في الدُّنيا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنا عَذابَ النَّارِ».
و در شوط هفتم وقتى كه به مستجار (1)رسيد مستحب است دو دست خود را بر ديوار خانه بگشايد و شكم و روى خود را به ديوار كعبه بچسباند و بگويد:
«أللَّهُمَّ الْبَيْتُ بَيْتُكَ وَالْعَبْدُ عَبْدُكَ وَهذا مَكانُ الْعائِذِ بِكَ مِنَ النَّار».
پس به گناهان خود اعتراف نموده و از خداوند عالم آمرزش آن را بطلبد كه ان شاء اللَّه تعالى مستجاب خواهد شد، بعد بگويد:
«أللَّهُمَّ مِنْ قِبَلِكَ الرَّوْحُ وَالْفَرَجُ وَالْعافِيَةُ. أللَّهُمَّ إنَّ عَمَلِي ضَعيْفٌ فَضاعِفْهُ لِي وَاغْفِرْ لي مَا اطَّلَعْتَ عَلَيْهِ مِنِّي وَخَفِيَ عَلى خَلْقِكَ أسْتَجِيرُ بِاللَّهِ مِنَ النَّارِ».
و آنچه خواهد دعا كند و ركن يمانى را استلام كند و به نزد حجر الأسود آمده و طواف خود را تمام نموده و بگويد:
«أللَّهُمَّ قَنِّعْنِي بِما رَزَقْتَني وَبارِكْ لِي فِيما آتَيْتَني».
و براى طوافكننده مستحب است در هر شوط، اركان خانه
1) 1. مستجار در پشت كعبه در نزديك ركن يمانى برابر در خانه كعبه قرار دارد.
كعبه و حجر الأسود را استلام نمايد و در وقت استلام حجر بگويد (1):
«أمانَتي أدَّيْتُها وَمِيثاقي تَعاهَدْتُهُ لِتَشْهَدَ لِي بِالْمُوافاةِ».
1) 1. آية اللَّه مكارم: انجام بعضى از اين مستحبات در زمان ما و در ازدحام جمعيّت براى بسيارى از مردم غير ممكن است، بنابراين آنچه را ممكن است انجام مىدهد و آنچه را نمىتوان انجام داد، هرگاه نيّت انجام آن را داشته باشد، خداوند مطابق نيّتش پاداش به او خواهد داد، بنابراين اصرار بر مزاحمت ديگران نبايد داشته باشد.
سوم از واجبات عمره نماز طواف است.
مسأله 399- واجب است بعد از تمام شدن طواف عمره دو ركعت نماز طواف مانند نماز صبح بخواند.
مسأله 400- در اين نماز سوره خاصى واجب نيست گر چه مستحب است در ركعت اول بعد از حمد سوره توحيد (قل هو اللَّه احد) ودر ركعتدوم سورهكافرون قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ بخواند.
مسأله 401- نماز طواف را مىتوان مثل نماز صبح بلند يا مثل نماز ظهر آهسته خواند.
مسأله 402- اين نماز در احكام مانند نمازهاى يوميه است بنابراين شك در ركعات، آنرا باطل مىكند و گمان در ركعات،
معتبر است ولى در افعال، گمان، حكم شك را دارد. (1)*
مسأله 403- بايد پس از طواف به نماز آن مبادرت نمايد (2)به طورى كه به نظر عرف بين آن دو فاصله نشود ولى فاصله انداختن به مقدار چندين دقيقه براى استراحت و يا پيدا كردن جاى مناسب اشكالى ندارد و اگر به قدرى فاصله انداخت كه موالات عرفيه بهم بخورد معصيت كرده ولى طواف و نمازش صحيح است. (3)*
مسأله 404- انجام نماز مستحبى يا عبادت ديگر بين طواف و نماز آن تا وقتى كه موالات عرفيه بهم نخورده مانعى ندارد.
مسأله 405- واجب است اين نماز نزد مقام ابراهيم عليه السلام و در پشت آن خوانده شود بطورى كه مقام بين او و خانه كعبه واقع شود و هر چه به مقام نزديكتر باشد بهتر است ولى نه بطورى كه با سائرين مزاحمت كند.
مسأله 406- در اين كه نماز طواف نزد مقام و پشت مقام باشد ملاك نظر عرف است يعنى بايد بطورى باشد كه عرفاً بگويند نماز را نزد مقام و پشت مقام خوانده است و حد مشخصى ندارد.
مسأله 407- اگر نتواند نماز را پشت مقام در نزد آن بخواند
بايد آنرا در نزديكى مقام در طرف راست يا چپ آن بجا آورد (1)
آية اللَّه خامنهاى: اگر نتواند پشت مقام نزد آن بخواند در هر نقطهاى كه صدق كند پشت مقام است كافى است بلكه در اين صورت در هر جاى مسجد الحرام كه باشد صحيح است.
و اگر اين هم ممكن نشد نماز در پشت مقام كافى است. ولى هر چه مىتواند به مقام نزديكتر بايستد. و چنانچه تا بعد از فوت موالات عرفيه عذرش باقى باشد اعاده آن نماز واجب نيست هر چند بتواند آنرا در پشت مقام و نزد آن بجا آورد.*مسأله 408- اگر با علم و عمد نماز طواف را ترك كرد يا آنرا باطلانجام داد وسعى و تقصير نمود بايد طواف و نماز آن و سعى و تقصير را اعاده نمايد و تا انجام نداده در احرام عمره باقى مىماند.
مسأله 409- اگر نماز طواف فراموش شود بايد هر وقت كه يادش آمد نماز را در مسجد الحرام به همان ترتيبى كه در مسائل قبل گذشت انجام دهد (2)و اگر برگشتن به مسجد الحرام برايش مشكل باشد بايد هر جا كه يادش آمد بجا آورد هر چند در شهر ديگرى غير از مكه باشد و بازگشتن به حرم واجب نيست گر چه
آسان باشد و اگر نماز مذكور نماز طواف نساء باشد تا وقتى آنرا انجام نداده همسرش بر او حرام است.
مسأله 410- اگر نماز را فراموش كرد و در اثناء سعى متوجه شد بايد آنرا رها كند و برگردد و نماز را انجام دهد و سپس سعى را از همانجا كه رها كرده بپايان رساند (1)و اگر بعد از سعى و تقصير متوجه شود اعاده آنها لازم نيست.
مسأله 411- در احكام ذكر شده جاهل به مسأله با ناسى مشترك است.
مسأله 412- اگر كسى اين نماز را بجا نياورد و بميرد بر پسر بزرگاو واجب است كه آنرا قضا كند به همان تفصيلى كه در رساله عمليه در مسائل نماز قضا ذكر شده و اگر ديگرى بجا آورد كافى است.
مسأله 413- حمد و سوره و ذكرهاى واجب نماز طواف بايد به صورت صحيح خوانده شود و اگر مكلف نتواند بطور صحيح بخواند در صورت امكان بايد آنرا ياد بگيرد.
مسأله 414- اگر نتواند قرائت و ذكرهاى واجب نماز را ياد بگيرد هر مقدار كه خود مىتواند بخواند كافى است (2).*
مسأله 415- كسى كه حمد و سوره نمازش را نمىتواند بطور
صحيح تلفظ كند اگر وقت دارد و مىتواند با تأخير طواف، قرائت خود را تصحيح كند و در تأخير آن عسر و حرجى نيست، لازم است طواف را تأخير بياندازد (1)
آية اللَّه بهجت: يا نماز را به جماعت بخواند.
و قرائت را تصحيح نمايد ولى چنانچه زودتر طواف نمايد و قبل از فوت موالات عرفيه نتواند غلطهاى خود را تصحيح نمايد به هر نحوى كه مىتواند بخواند كافى است (2)هر چند معصيت كرده است.*مسأله 416- نماز طواف را در همه اوقات مىشود خواند مگر آنكه مزاحمت كند با وقت نماز واجب، كه اگر نماز طواف بخواند موجب فوت نماز يوميه شود، پس بايد اول نماز يوميه را بخواند.
مسأله 417- اگر نماز طواف را در غيرموضعى كه بايد بجاآورد انجام داد مثل اين كه در حجر اسماعيل عليه السلام نماز خواند و بعد از آن متوجه شد بايد نماز را اعاده نمايد ولى اعاده ساير اعمال لازم نيست.
مسأله 418- اگر زن بعد از طواف و قبل از انجام نماز طواف حائض شد چنانچه وقت وسعت دارد صبر مىكند تا پاك شود و پس از تحصيل طهارت نماز طواف و بقيه اعمال را انجام دهد و
اگر وقت تنگ باشد براى نماز طواف نايب مىگيرد و سعى و تقصير را بجا مىآورد.
مسأله 419- اگر زن نماز طواف را فراموش كرد يا به جهت جهل به مسأله يا سهواً آنرا باطل انجام داد و پس از آنكه متوجه شد حايض گرديد در وسعت وقت پس از پاك شدن، نماز طواف را بجامىآورد واگر بعد از انجام سعى يا تقصير متوجه شده كه نماز را ترك كرده يا باطل انجام داده اعاده سعى و تقصير لازم نيست.
مسأله 420- انجام نماز طواف به جماعت كافى نيست (1)ولى اگر كسى كه حمد و سورهاش درست نيست بخواهد براى احتياط نماز طوافش را به جماعت بخواند مىتواند در طواف واجب به شخص عادلى كه نماز طواف واجبش را مىخواند اقتدا كند (2)هر چند طواف امام غير طواف مأموم باشد مثل اين كه در نماز طواف به نماز طواف نساء اقتدا كند و مانند اين كه كسى كه نائب نيست به نائب اقتداكند.
مسأله 421- كسى كه نمىتواند حمد و سوره و ذكرهاى واجب نماز را بطور صحيح تلفظ كند جايز نيست از طرف ديگرى، براى حج يا عمره نيابت كند هر چند نيابتش تبرعى باشد و
اگر نائب شد احرامش باطل است (1)
آيةاللَّه بهجت: شخصى كه قرائتش درست نبوده يا از جهت ديگرى معذور بوده و بدون توجه به اين مطلب از طرف ديگرى محرم شده و در وسط اعمال يا بعد از عمره متوجه شده احتياطاً در موارد عذر نائب بگيرد و خود نيز آن عمل را انجام دهد؛ در اينصورت نيابتش صحيح است، هرچند از اول نمىتوانسته نايب شود.
* بلى كسى كه مىتواند ذكرهاى واجب را تصحيح كند نيابتش جايز است (2)و اگر نائب شد بايد حمد و سوره و ذكرهاى واجب را تصحيح كند و عمل نيابى را صحيح انجام دهد تا از احرام خارج شود.مسأله 422- اگر بعد از نماز طواف متوجه شود كه حمد و سوره يا ذكر واجب را صحيح ادا نكرده است چنانچه احتمال نمىداده است كه آنچه ادا كرده غلط بوده است نمازش صحيح است. (3)
آية اللَّه خوئى: اگر جاهل قاصر باشد صحيح است.
آية اللَّه سيستانى: اگر در اشتباه خود معذور بوده نمازش صحيح است والا اعاده نمايد.
1) 1 آية اللَّه سيستانى: احرامش صحيح است و بايد به نيت منوب عنه تمام كندهرچند به احتياط واجب مجزى از منوب عنه نيست.
2) 2 آية اللَّه فاضل: اگر هنگام قبول نيابت، احتمال تصحيح قرائت را مىداده وامكان آن نيز وجود داشته باشد با تصحيح قرائت و انجام اعمال از احرام خارج مىشود و الّا اصل احرام باطل بوده است و در صورت بطلان احرام نيابى، مىتواند براى خودش محرم شود.
3) 3. آيات عظام: گلپايگانى، صافى، بهجت: نماز باطل است و بايد اعاده شود
وگرنه بايد آنرا اعاده كند.
مسأله 423- كسى كه حمد و سوره و ذكرهاى واجب را صحيح ادا نمىكند مىتواند جهت انجام عمره يا حج براى خودش محرم شود هر چند حجش استحبابى باشد و بر او لازم است اگر مىتواند حمد و سوره و ذكرهاى واجب را تصحيح و بطور صحيح ادا نمايد
مسأله 424- اگر در حال قرائت يا اداء ذكر واجب او را حركت دادند بطورى كه استقرار از بين برود بايد آن مقدارى را كه بدون استقرار بوده مجدداً اعاده نمايد و اگر در حال تكرار نيز از استقرار خارج شد باز بايد آنرا اعاده كند و اما اگر حركت به حدى نباشد كه به استقرار معتبر در نماز ضرر بزند نبايد آنچه در حال حركت گفته اعاده نمايد مگر به قصد احتياط به شرط آنكه وسوسه نباشد.
مسأله 425- در نماز طواف لازم نيست مرد جلوتر از زن بايستد يا بين آن دو فاصلهاى باشد بلكه اگر در كنار هم نيز نماز بخوانند صحيح است (1)
آية اللَّه فاضل: بايد رعايت عدم تقدم زن از مرد و عدم محاذى بودن آنان بشود. بلى چنانچه زن از اهل سنت باشد يا تأخير نماز طواف موجب موالات عرفيه شود يا مستلزم عسر و حرج باشد رعايت اين شرط لازم نيست.
.1) 1. آيةاللَّه خويى، آية اللَّه خامنهاى: اگر بين آنان فاصله باشد ولو بمقدار يك وجب رعايت تقدم لازم نيست در غير اين صورت لازم است.
مسأله 426- در مواردى كه مكلف مىترسد اگر نماز طواف را شروع كند، در اثناء او را حركت دهند و نمازش را قطع كنند اگر به اميد اين كه بتواند آنرا بطور صحيح انجام دهد شروع كند و نماز را بپايان برساند نمازش صحيح است.
چهارم از واجبات عمره سعى است.
مسأله 427- بعد از انجام نماز طواف، واجب است بين صفا و مروه كه دو كوه معروفند سعى كند يعنى فاصله ميان اين دو كوه را بپيمايد.
مسأله 428- سعى بينصفا ومروه بايد هفت مرتبه باشد كه به هر مرتبه شوط مىگويند بهاين معنىكه رفتناز صفا به مروه يك شوط و بازگشت از مروه به صفا شوط ديگر است.
مسأله 429- واجب است سعى را از صفا شروع كند و در دور هفتم به مروه ختم نمايد، پس اگر از مروه شروع كند سعيش باطل است و بايد آنرا اعاده كند و اگر در اثناء متوجه شد از سر بگيرد (1).
1) 1. آية اللَّه مكارم: اگر آن دور را كه از مروه شروع كرده ناديده بگيرد و بقيه را تكميل نمايد بعيد نيست كفايت كند.
مسأله 430- همه فاصله بين دو كوه بايد سعى شود يعنى از اولين جزء پائين كوه صفا تا رسيدن به اولين جزء پائين كوه مروه پيموده شود و براى احراز آن مىتوان بر قسمتى ازكوه صفا و كوه مروه بالا رفت و بطور متعارف سعى نمود و بايد توجه داشت كه هم اكنون قسمتى از دو كوه سنگفرش شده و بالا رفتن بر آن كافى است و لازم نيست به سنگهايى كه از كوه باقى مانده برسد.
مسأله 431- حركت بر قسمتى از كوه صفا و مروه در پايان شوط و آغاز شوط بعد بصورت هلالى شكل يا مستقيم چنانچه متعارف است ضررى به سعى نمىزند.
مسأله 432- رفت و برگشت بين صفا و مروه بايد از راه متعارف باشد پس اگر از راه غيرمتعارف سعى كند باطل است.
مسأله 433- سعى بين صفا و مروه را مىتوان حتى در حال اختيار سواره انجام داده ولى راه رفتن افضل است.
مسأله 434- طهارت از حدث و خبث و ستر عورت و ختان در سعى معتبر نيست گر چه با طهارت از حدث موافق احتياط است.
مسأله 435- اگر زن حجاب واجب خود را در سعى مراعات نكند سعى او صحيح است هر چند بواسطه ترك حجاب معصيت نموده است.
مسأله 436- سعى را بايد پس از طواف و نماز آن انجام داد و اگر سعى را قبل از آنها بجا آورد بايد پس از طواف و نماز، سعى را اعاده نمايد خواه مقدم نمودن آن عمدى باشد يا بجهت فراموشى
يا جهل به مسأله.
مسأله 437- نظر به اين كه طبقه دوم، سعى بين دو كوه صفا و مروه نيست سعى در آن كفايت نمىكند. (1)
مسأله 438- اگر براى مسعى طبقه زيرزمينى درست شود و سعى در بين ريشه دو كوه واقع شود كافى است گر چه احتياط در سعى در طبقه همكف مىباشد.
مسأله 439- در وقت رفتن به مروه واجب است متوجه به مروه و در بازگشت به صفا متوجه به صفا باشد پس اگر عقب عقب برود يا به پهلو حركت كند باطل است ولى نگاه كردن به چپ و راست بلكه گاهى به پشت سر اشكالى ندارد. (2)
مسأله 440- اگر قسمتى از سعى را عقب عقب يا به پهلو برود بايد آن مقدار را تدارك نمايد و نبايد بدون تدارك آن قسمت به سعى خود ادامه دهد.
مسأله 441- در فرض مسأله قبل اگر به جهت عدم توجه به
1) 1. آية اللَّه بهجت: سعى در طبقه دوم با توجه به اين كه از بالاى كوه صفا شروع و به بالاى كوه مروه ختم مىشود، در صورتى كه احراز شود كه سعى بين صفا و مروه مىشود كفايت مىكند.
2) 2. آية اللَّه صافى، آية اللَّه گلپايگانى: در صورتى كه سينه و شانهها در حال رفتن به مروه به طرف مروه و در حال رفتن به صفا رو به صفا باشد و يا در حال توقف به پشت سر برگردد.
مسأله بدون تدارك آن قسمت به سعى ادامه داد و سپس متوجه شد برگردد و از همان جا كه سعيش اشكال پيدا كرده سعى را تمام كند مگر اين كه در شوط اول بوده و موالات فوت شده كه در اين صورت سعى را از سر بگيرد.
مسأله 442- نشستن يا خوابيدن بر صفا يا مروه يا بين آنها براى استراحت و رفع خستگى جايز است هر چند عذر خاصى نداشته باشد، ولى اگر در بين شوط اول است بنابر احتياط نبايد بقدرى فاصله شود كه موالات عرفيه بهم بخورد.
مسأله 443- تأخير سعى از طواف و نماز آن تا شب جايز است هر چند عذرى نداشته باشد ولى نمىتواند آنرا بدون عذرى مانند بيمارى تا روز بعد تأخير اندازد و اگر به روز يا روزهاى بعد تأخير انداخت معصيت كرده (1)ولى طواف و نمازش صحيح است.*
مسأله 444- كسى كه مىخواهد در شب طواف و نماز آن را انجام دهد اگر بداند كه براى انجام سعى پيش از اذان صبح وقت ندارد مىتواند طواف و نماز را انجام دهد و پس از اذان و در روز سعى نمايد و اما اگر قبل از اذان صبح وقت براى انجام سعى داشته باشد نبايد سعى را تأخير بيندازد.
مسأله 445- سعى از عبادات است و بايد آن را با نيت خالص
1) 1. آية اللَّه خوئى، آية اللَّه تبريزى: تأخير انداختن به روز يا روزهاى بعد تكليفاً جايز است ولى بايد طواف و نماز را اعاده كند.
براى خداوند متعال بجا آورد. (1)
مسأله 446- سعى مانند طواف ركن است و حكم ترك عمدى و سهوى آن همان است كه در طواف گذشت.
مسأله 447- اگر عمداً بيش از هفت مرتبه سعى نمايد سعى او باطل است به تفصيلى كه در طواف گذشت.
مسأله 448- اگر سهواً بيش از هفت دور سعى نمايد سعيش صحيح است خواه مقدار زياده يك شوط باشد يا كمتر يا بيشتر، و بهتر است زائد را رها كند گر چه بعيد نيست بتواند آنرا به هفت مرتبه برساند. (2)
مسأله 449- اگر سعى را سهواً ناقص انجام دهد سپس چنانچه يك شوط يا بيشتر آورده و بقيه را ترك كرده بايد باقيمانده را هر وقت يادش آمد هر چند بعد از فراغت از اعمال عمره تدارك نمايد و همينطور اگر كمتر از يك شوط انجام دهد و قبل از فوت موالات متوجه شود بقيه سعى را انجام دهد كافى است و اما اگر بعد از فوت موالات متوجه شد احتياط آن است كه سعى را از سر
بگيرد و در موارد مذكور اگر به وطن خود مراجعت كرده چنانچه مشقت ندارد بايد برگردد و اگر نمىتواند يا مشقت دارد نائب بگيرد كه سعيش را تكميل كند و اگر كمتر از يك شوط آورده يك سعى كامل برايش بجا آورد.
مسأله 450- اگر پس از تقصير شك كند كه سعى را انجام داده يا نه، بنا مىگذارد كه سعى كرده و همينطور اگر در روز بعد از انجام طواف و نماز شك كند كه سعى كرده (1)يا نه و اما اگر قبل از اين وقت و پيش از تقصير چنين شكى نمايد بايد سعى را انجام دهد.*
مسأله 451- اگر در حال سعى در عدد شوطهاى آن شك كند و به اميد اين كه شك او مبدل به يقين شود به سعى خود ادامه دهد و سپس يقين كند كه هفت مرتبه سعى نموده سعيش صحيح است.
مسأله 452- اگر پس از پايان سعى يا شوطى از آن، شك كند كه آنرا درست انجام داده يا نه، به شك خود اعتنا نكند و سعيش صحيح است و همينطور اگر در اثناى يك شوط شك كند كه قسمت قبلى را درست انجام داده يا نه به شك خود اعتنا نمىكند.
مسأله 453- اگر در مروه شك كند هفت شوط آورده يا بيشتر
1) 1. آية اللَّه فاضل: چنانچه شك دارد كه با عذر تأخير انداخته يا نه، وجهى براىبناگذارى بر اينكه آورده شده نيست.
به شك خود اعتنا نكند و سعيش صحيح است هر چند شك او قبل از تقصير باشد و اما اگر قبل از رسيدن به مروه شك كند كه اين شوط هفتم است يا نهم سعى باطل است و بايد از سربگيرد.
مسأله 454- اگر پس از تقصير شك كند كه هفت شوط از سعى را آورده يا كمتر به شك خود اعتنا نكند و سعى او صحيح است و اما اگر پيش از آن چنين شكى نمايد سعيش باطل است خواه پس از فراغت از سعى و انصراف از آن باشد(1)
امام خمينى، آية اللَّه فاضل: در اين صورت احتياط آن است كه آنچه را احتمال مىدهد نياورده انجام دهد و سعى او صحيح است بلكه در فرضى كه احتمال مىدهد كه براى حاجتى عمداً سعى را ناقص گذاشته وجوب اتمام بعيد نيست.
يا قبل از آن و همينطور است هر شكى كه به كمتر از هفت تعلق بگيرد مثل يك و سه و يا دو و چهار.
مسأله 455- اگر به تصور اين كه مجموع رفت و برگشت يك شوط است چهارده مرتبه بين صفا و مروه سعى نمود سعى او صحيح است و اگر در اثناء متوجه شد چنانچه قبل از انجام هفت شوط باشد آنرا تا هفت شوط كامل نمايد و اگر بيشتر از هفت شوط انجام داده است و سپس متوجه شده حكم زياده سهويه را دارد كه گذشت و در هر صورت سعيش صحيح است.
1) 1. آية اللَّه بهجت، آية اللَّه مكارم: در اين صورت به شك خود اعتنا نكند
مسأله 456- با تمام نمودن سعى محرمات احرام بر او حلال نمىشود.
مسأله 457- هر گاه در اثناء سعى متوجه شود كه طوافش بيش از هفت شوط بوده مىتواند اينگونه احتياط كند كه سعى را تمام نمايد (1)
آية اللَّه فاضل: احتياطاً سعى را رها كند تا موالات عرفيه از بين برود پس از آن همه را اعاده كند.
و بعد از فوت موالات بين شوط زائد طواف و مقدار باقى مانده آن تا چهارده شوط، طواف و نماز و سعى را اعاده نمايد و بعد تقصير كند.مسأله 458- اگر در اثناء سعى براى نوشيدن آب از مسير خود منحرف شد بايد سعى را از همان نقطه كه قطع كرده يا محاذى آن ادامه دهد ولى اگر بدون قطع سعى و با نيت آن به طرف محل آب خوردن برود پس از نوشيدن آب سعى را ادامه دهد مانعى ندارد.
مسأله 459- با توجه به اين كه محل سعى مسجد نيست زنان حايضى كه مجبورند براى طواف نائب بگيرند سعى را بايد
1) 1. آية اللَّه سيستانى: احتياط آن است كه برگردد به مسجد الحرام و شوطاضافى را تا يك طواف كامل به قصد قربت مطلقه تكميل نمايد و براى آن نماز طواف بخواند، سپس سعيش را تمام كند و احتياط مستحب اين است كه آنرا اعاده نمايد.
خودشان پس از اين كه نائب طواف و نماز را بجا آورد انجام دهند.
مسأله 460- در زمان حاضر كه مسير رفت و برگشت و محل ويژه حركت چرخها از هم تفكيك شده اگر سعى را در محل عبور چرخها، بر خلاف جهت سائر سعىكنندگان سعى نمايد اشكال ندارد ولى نبايد مزاحم ديگران شود.
مسأله 461- زيادى در سعى از روى جهل سعى را باطل نمىكند و حكم زيادى سهوى را دارد.
مسأله 462- اگر كسى در حال سعى بعد از گذشتن از مكان هروله به گمان اين كه هروله لازم بوده برگردد و مقدارى را كه به صورت عادى سير كرده با هروله تكرار كند سعى او صحيح است.
مسأله 463- اگر در حال سعى به جهت كنترل همراهان و مانند آن چند قدمى به عقب برگردد و بدون توجه آن مقدار را مجدداً سعى نمايد سعيش صحيح است.
مسأله 464- شخصى كه نمىتواند بدون استفاده از صندلى چرخدار سعى كند اگر امكان تهيه آنرا دارد هر چند با فروش بعضى از اجناسى كه براى سوغاتى تهيه كرده و در اين كار حرج و مشقتى نيست بايد آنرا تهيه كند و خود سعى نمايد و نائب گرفتن جائز نيست.
مسأله 465- اگر كسى سعى خود را رها كرده و از ابتدا يك سعى كامل انجام داده سعى او صحيح است.
مسأله 466- اگر پس از سعى متوجه شود كه طواف را باطل انجام داده بايد پس از انجام طواف و نماز آن سعى را اعاده نمايد و اگر در اثناء سعى متوجه شد آنرا رها كند و پس از طواف و نماز آن سعى را اعاده نمايد.
مسأله 467- افرادى كه بر روى چرخ و امثال آن سعى مىنمايند بايد در حال سعى بيدار باشند.
پنجم از واجبات عمره مفرده حلق يا تقصير است.
مسأله 468- بعد از انجام سعى واجب است تقصير كند يعنى قدرى از ناخن يا موى سر يا شارب و يا ريش خود را بچيند و يا سر خود را بتراشد.
مسأله 469- در تقصير كندن مو كافى نيست بلكه بايد آن را كوتاه كند و با هر وسيلهاى كه باشد صحيح است.
مسأله 470- تقصير از عبادات است و بايد آنرا با نيت خالص براى خداوند انجام بدهد و اگر در آن ريا كند تقصيرش باطل و كار حرامى انجام داده است.
مسأله 471- اگربعد ازتقصير شككند كه تقصيرش صحيح است يا نه. چنانچه به مسأله آگاه بوده و احتمال مىدهد در حين
انجام تقصير التفات داشته به شك خود اعتنا نكند. (1)
مسأله 472- كسى كه تقصير عمره مفرده را انجام نداده يا تقصيرش باطل بوده است و براى عمره تمتع يا عمره مفرده ديگرى محرم شده احرامش باطل است و بايد با تقصير از احرام عمره مفرده خارج شود و در اين حكم فرقى نيست كه ترك تقصير يا باطل انجام دادن آن عمدى باشد يا سهوى.
مسأله 473- تقصير عمره مفرده يا تمتع را لازم نيست بلافاصله پس از سعى انجام دهد بلكه در وسعت وقت مىتواند آنرا با تأخير و در هر جائى كه خواست انجام دهد بنابراين كسى كه تقصير عمره مفرده را فراموش كرده و در وطن يادش آمد در همانجا تقصير كند ولى براى طواف نساء (2)اگر نمىتواند برگردد يا مشقت دارد نائب بگيرد.
مسأله 474- لازم نيست تقصير را بدست خود انجام دهد بلكه مىتواند توسط ديگرى تقصير كند و لازم نيست ديگرى شيعه باشد.
مسأله 475- كسى كه هنوز از احرام خارج نشده مىتواند ناخن ديگرى را براى تقصير بگيرد.
مسأله 476- كسىكه از روىفراموشى ياندانستن مسألهبعداز طواف و نماز آن تقصير كرد چيزى بر او نيست ولى بايد بعد از سعى تقصير را اعاده نمايد تا از احرام خارج گردد.
مسأله 477- اگر سعى را ترك كند يا آنرا ناقص انجام دهد يا سعيش باطل باشد و با اين حال تقصير نمايدبايد پس از انجام سعى يا تدارك آن تقصير را اعاده كند و تا تقصير نكرده از محرمات احرام اجتناب كند و حكم كفاره تقصيرى كه انجام داده قبلًا گذشت و در مسأله فرقى بين عالم و جاهل و ناسى نيست. (1)
مسأله 478- اگر پس از تقصير بفهمد طواف يا بعضى از دورهاى آنرا باطل انجام داده بايد پس از انجام طواف و نماز و سعى تقصير را نيز اعاده كند. (2)
آية اللَّه فاضل: اگر بطلان طواف در اثر فراموشى بعضى از شروط يا بجهت جهل به برخى از شرائط و خصوصيات باشد تقصيرش صحيح و از احرام خارج شده است و فقط بايد طواف و نماز را تدارك كند.
ششم و هفتم از واجبات عمره مفرده طواف نساء و نماز آن است.
مسأله 479- كيفيت طواف نساء: چگونگى طواف نساء و نماز آن و احكام و شرايط آنها مانند طواف عمره و نماز آن است ولى بايد به نيت طواف نساء و نماز آن، بهجا آورده شود.
مسأله 480- طواف نساء را در عمره مفرده بايد بعد از تقصير و يا سرتراشيدن به جا آورد و اگر به جهت فراموشى و يا به هر دليل ديگرى آن را مقدم كرد بايد بعد از تقصير يا سرتراشيدن آن را اعاده كند (1)و اگر خودش نمىتواند آن را انجام دهد مثل اين كه به وطن برگشته بايد براى طواف نائب بگيرد.
مسأله 481- كسى كه در عمره مفرده تقصير را عمداً يا از روى
1) 1. آية اللَّه بهجت: در صورت ضرورت يا نسيان و يا جهل اعاده طواف لازم نيست.
جهل و نسيان ترك نمود و طواف نساء را انجام داد بايد تقصير نموده و طواف نساء را اعاده نمايد و چنانچه به وطن برگشته مىتواند در همان جا تقصير نمايد و براى طواف نساء در صورت تمكن نداشتن از مراجعت نائب بگيرد.
مسأله 482- كسى كه چند عمره مفرده يا حج انجام داده و در هيچكدام طواف نساء مستقل به جا نياورده بايد براى هركدام يك طواف نساء مستقل انجام دهد. (1)
آية اللَّه خامنهاى: ولى حصول تحلّل با يك طواف نساء بعيد نيست.
مسأله 483- نائب بايد طواف نساء را نيز به نيّت منوبعنه بجاآورد و احتياط مستحب آن است كه به نيّت ما في الذّمه انجام دهد.
مسأله 484- فاصله انداختن بين سعى و طواف نساء جايز است.
مسأله 485- اگر قصد كند طوافى را كه پس از انجام طواف و سعى بر مكلّف واجب است انجام دهد طواف او صحيح است هرچند نداند كه عنوان او طواف نساء است بلكه خيال كند عنوان ديگرى دارد مثل اين كه تصوّر كند طواف واجب بر زن طواف رجال است.
1) 1. آيات عظام: امام خمينى، مكارم، گلپايگانى: يك طواف نساء براى تمام آنها كفايت مىكند.
مسأله 486- تا طواف نساء و نماز آن انجام نشده حرمت استمتاع از همسر باقى است ولى اگر پس از شوط چهارم (1)* با همسرش مواقعه كند كفاره ندارد و در اين حكم فرقى بين طواف نساء حج و عمره مفرده نيست.
مسأله 487- اگر شك كند طواف نساء را در حج يا عمره انجام داده يا نه بايد طواف نساء را انجام دهد (2)و اگر به وطن بازگشته و نمىتواند برگردد يا مشقّت دارد نائب بگيرد. (3)
مسأله 488- نائب در حج يا عمره مفرده اگر طواف نساء را ترك كند استمتاع از همسر براى او حلال نمىشود و بر او واجب است تا زنده است خودش آن را انجام دهد و اگر نمىتواند نائب بگيرد.
مسأله 489- اگر طواف نساء را در عمره مفرده يا حج ترك كند و براى عمره تمتع يا مفرده يا حج محرم شود احرام جديد او صحيح مىباشد ولى بايد طوافى را كه ترك نموده قبل يا بعد از
1) 1. آية اللَّه تبريزى، آية اللَّه خوئى: شوط پنجم.
2) 2. آية اللَّه خويى و آية اللَّه تبريزى: اگر شك بعد از عمل مواقعه با زوجه برايشحاصل شده به آن اعتنا ننموده و بنا بر انجام آن گذارد.
3) 3. آيات عظام: مكارم، گلپايگانى، صافى: در فرضى كه التفات به وجوب آن داشته و پس از مراجعت از مكه شك كند طواف نساء را انجام داده يا نه فرمودند انجام طواف نساء لازم نيست.
اعمال احرام جديد انجام دهد و اگر تأخير بيندازد طواف نساء احرام دوم از آن كفايت نمىكند. (1)
1) 1. آيات عظام: امام خمينى، مكارم، گلپايگانى: كفايت مىكند.
مسأله 490- مسافر مىتواند نمازهاى چهار ركعتى را در تمامى دو شهر مكه و مدينه حتى در محلههاى جديد آن تمام و يا شكسته بخواند. (1)
امام خمينى، آية اللَّه بهجت: در خارج از مسجدالحرام و مسجدالنبى صلى الله عليه و آله بايد شكسته بخواند.
مسأله 491- نماز در عرفات و مشعر و منى شكسته است مگر اين كه شخصى قبلًا در مكه قصد اقامت ده روز را داشته و در سفر به اين اماكن مسافت شرعى را طى نكرده باشد يا طى مسافت شرعيه مشكوك باشد كه در اين صورت بايد نماز را در اماكن مذكور و شهر مكه تمام بخواند بلى اگر پس از مراجعت از عرفات قصد رفتن به وطن را دارد و آمدنش به مكه از اين جهت است كه
1) 1. آية اللَّه خوئى، آية اللَّه تبريزى: اين حكم مختص به مكه و مدينه قديم است.
در راه او واقع شده در مسير بازگشت در مشعر و منى و مكه حكم مسافر را دارد و وظيفه او نسبت به تخيير بين قصر و تمام در مكه گذشت.
مسأله 492- كفاراتى را كه در عمره و حج بر محرم واجب مىشود مىتواند پس از بازگشت از حج يا عمره در هر جايى كه خواست بكشد به جز كفاره صيد كه اگر در عمره بود، جاى كشتن آن مكه و اگر در حج بوده منى است. (1)*
مسأله 493- حيوانى كه براى كفاره مىكشند لازم نيست كه شرائط قربانى حج را داشته باشد بنابراين ذبح گوسفند خصىّ و معيوب كافى است.
مسأله 494- حيوانى كه براى كفاره يا به جهت ديگر واجب مىشود (غير از قربانى حج) بايد تمام آن به مصرف خود برسد و
1) 1. آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: فرقى بين صيد و غير آن نيست و در صورت تمكن كفارات احرام را بايد در مكه بكشد و كفارات احرام حج را در منى و در صورت عدم تمكن مالى يا پيدا نشدن فقير مؤمن بايد در شهر خود يا جاى ديگر كفاره را بكشد.
كفارهدهنده نمىتواند از آن بخورد (1)و اما از قربانى مستحبى مىتواند بخورد.
مسأله 495- مصرف كفارات فقراء* و مساكين است (2)و نمىتوان آن را به كسانى كه نفقه آنها بر كفارهدهنده واجب است داد.
مسأله 496- شايسته است زائرين خانه خدا نمازهاى واجب يوميّه خود را با جماعت اهل تسنّن بخوانند و پس از برپاشدن جماعت آنها از جماعت تخلّف نكنند و خارج نشوند (1)بلكه اگر اين كار موجب وهن مذهب تشيّع و بدبينى به آن باشد جايز نيست.
مسأله 497- نمازى كه با جماعت اهل تسنّن خوانده مىشود صحيح است و نياز به اعاده ندارد. (2)
آية اللَّه گلپايگانى، آية اللَّه صافى: اگر ضرورت باشد آية اللَّه صافى اضافه فرمودند: و همچنين اگر موجب تأليف قلوب آنها و دفع اتهام به شيعه باشد.
1) 1. آيات عظام: امام خمينى، خامنهاى، فاضل، مكارم فرمودهاند: وقتى كه نمازجماعت در مسجدالحرام يا مسجدالنبى صلى الله عليه و آله تشكيل شد مؤمنين نبايد از آنجا خارج شده و نبايد از جماعت تخلّف كنند.
2) 2. آيات عظام خوئى، بهجت، تبريزى، سيستانى: در صورتى كه حمد و سوره را براى خود آهسته قرائت كند و اگر نمىشود به نحو حديث نفس بخواند و در نماز جمعه بعد از فراغ بايد آن را اعاده كند.
مسأله 498- اقامه نماز جماعت در هتلهاى مكه و مدينه اگر مفسدهاى داشته باشد مثل اين كه موجب بدبينى به مذهب شود جايز نيست. (1)
آية اللَّه فاضل: اگر خلاف تقيه ولو تقيه مداراتى باشد نماز را به جماعت نخوانند.
آية اللَّه مكارم: نماز جماعتهاى كاروانى و بزرگ اشكال دارد ولى نماز چند نفرى اشكال ندارد.
مسأله 499- نمازى كه با اهل تسنن خوانده شده اگر معلوم نيست با نظر اهل تسنن هم موافق باشد مثل اين كه در آن به پشت نمازگزاران صف جلو سجده شود و يا اتصال صفوف به نحوى كه آنان لازم مىدانند مراعات نشود بايد نماز را اعاده كند.
مسأله 500- در نماز جماعت اهل تسنن در مسجدالحرام كه صفهاى آن دائرهاى شكل است زائرين در جائى بايستند كه روبروى امام جماعت يا جلوتر از سمت راست يا چپ او نباشد. (2)
آيات عظام بهجت، تبريزى، خوئى، سيستانى: چون اقتدا صورى است با رعايت وظيفه منفرد به نحوى كه در پاورقى مسائل قبل گذشت نماز در صفوف مقابل امام نيز كافى است.
آية اللَّه فاضل: اگر به جهت تقيه در صفهاى مقابل امام ايستاده اعاده لازم نيست و در غير تقيه استداره جايز نيست.
مسأله 501- مواردى كه نماز در جماعت اهل تسنن صحيح است (1)لازم نيست اتصال صفوف به نحوى كه شيعه آن را معتبر مىداند مراعات شود (2)
آية اللَّه فاضل: اگر هنگام اقامه جماعت اتفاقاً در جايى بود كه اتصال برقرار نيست همانجا اقتدا كند و صحيح است ولى اختياراً و با وسعت وقت به آنجا نرود و نماند و در اين مسأله فرقى بين مردان و بانوان نيست.
بلكه اگر جماعت بنظر اهل تسنن صحيح باشد كافى است.مسأله 502- برداشتن چيزى كه در حرم پيدا مىكند كراهت شديد دارد بلكه احتياط مستحب آن است كه آن را برندارد.
مسأله 503- چيزى را كه در حرم پيدا كرده اگر ارزش آن از يك درهم كمتر باشد مىتوان آن را به قصد تملك براى خودش برداشته و مصرف نمايد و ضامن صاحبش نيست و اگر قبل از مصرف و تلف شدن مالكش پيدا شد بايد بنابر احتياط آن را به صاحبش بازگرداند و اگر قصد تملك نكرده و در دست او تلف
شد ضامن نيست مگر اين كه در نگهدارى آن كوتاهى كرده باشد.
مسأله 504- چيزى كه در حرم پيدا كرده اگرارزش آن يك درهم يا بيشتر باشد چنانچه آن را بردارد بايد يك سال اعلام كند و از صاحبآن جستجوكند. پساگر بعداز يكسالصاحبآن يافت نشد (1)مىتواند آن را براى صاحبش نگهدارى نمايد و در اين صورت اگر بدون كوتاهى كردن تلف شد ضامن نيست و مىتواند آن را براى صاحبش صدقه بدهد ولى اگر صاحب آن پيدا شد و به صدقه دادن راضى نشد بايد عوض آن را به او بدهد (2)و جايز نيست آن را تملك نمايد و اگر تملك كند مالك نمىشود و ضامن هم مىشود.
مسأله 505- در مسجدالحرام و مسجدالنّبى صلى الله عليه و آله و ساير مساجد اگر زائرين بتوانند بر روى سنگ يا حصير يا چيز ديگرى كه سجده بر آن صحيح است و از طرف مخالفين ممانعتى از سجود بر آن نيست و موجب وهن و انگشتنما شدن نمىباشد سجده نمايند جايز نيست بر فرشها سجده كنند (3)ولى اگر
1) 1 آية اللَّه مكارم: هرگاه احتمال قابل توجه در مورد پيدا شدن صاحبشنمىدهد صدقه بدهد.
2) 2 آية اللَّه گلپايگانى: و همچنين مىتواند آن را تحويل حاكم شرع بدهد.
3) 3 امام خمينى: سجده روى فرشها مانع ندارد و مهر گذاشتن جايز نيست و لازمنيست در جايى كه سنگ است نماز بخواند يا با خود حصير و مانند آن ببرد.
ضرورت (1)
آية اللَّه سيستانى: اگر تقيه اقتضاء كند و در همان جا چيزى كه سجده بر آن صحيح است نباشد سجده بر فرش صحيح است و لازم نيست به جاى ديگر منتقل شود.
باشد سجده بر فرشها جايز است و كفايت مىكند.مسأله 506- در حكمى كه در مسأله قبل ذكر شد فرقى نيست كه نمازش را همراه با جماعت اهل تسنن بخواند يا فرداى و پس از اتمام نماز آنان.
مسأله 507- سجده كردن بر تمام اقسام سنگها حتى سنگهاى مرمر يا سياه معدنى صحيح است.
مسأله 508- سجده كردن بر پشت دست صحيح نيست بنابراين كسى كه در مسجدالحرام و مسجدالنبى صلى الله عليه و آله و ساير مساجد به تصور اين كه سجده بر پشت دست صحيح است بر آن سجده نمود بايد نمازهاى خود را اعاده كند (2)و اگر نماز طواف را نيز به اين كيفيت خوانده حكم كسى را دارد كه نماز طواف را ترك كرده كه در مسائل نماز طواف گذشت.
مسأله 509- در مسجدالحرام و مسجدالنبى صلى الله عليه و آله حائض و جنب نمىتوانند از قسمتهاى توسعهيافته (1)نيز عبور نمايند.
مسأله 510- كسى كه در مسجدالحرام يا مسجدالنبى صلى الله عليه و آله جنب شده اگر امكان تيمم باشد و تيمم كردن كمتر از خارج شدن از مسجد وقت مىگيرد بايد براى خروج تيمم بدل از غسل جنابت كند و سپس خارج شود، و اگر بيشتر وقت مىگيرد بايد فوراً از مسجد خارج شود.
مسأله 511- برداشتن قرآنهاى مسجدالحرام بدون اين كه آنها را از متصدى مربوطه بگيرند جايز نيست هرچند بر روى آن علامت وقف نباشد و چنانچه برداشتند بايد برگردانده شود.
مسأله 512- در مسجدالحرام در وضع فعلى كه براى تطهير به ريختن مقدارى آب قليل اكتفا مىكنند علم به نجاست همه مسجد حاصل نمىشود و با فرض شك محكوم به طهارت است.
مسأله 513- در مسجدالحرام و مسجدالنبى صلى الله عليه و آله، و ساير مساجد اگر نماز مغرب را با جماعت اهل تسنن بخواند كافى است (2)
هرچند حمره مشرقيه زائل نشده باشد(1)
مسأله 514- در وقت نماز صبح فرقى بين شبهاى مهتابى و غير آن نيست.
مسأله 515- برداشتن سنگهاى صفا و مروه جايز نيست (3)ولى اگر برداشت لازم نيست آن را بازگرداند و امّا برداشتن سنگ و خاك از ساير مشاعر مثل مشعرالحرام و منى و عرفات مانعى ندارد.
مسأله 516- اگر هزينه سفر حج يا عمره شخصى را كسى بدهد كه اهل پرداخت خمس نيست چنانچه آن شخص بداند كه در همان مال خمس وجود دارد نمىتواند بدون پرداخت خمس، در آن مال تصرف كند. (4)
1) 1. آيةاللَّه سيستانى: اگر قبل از دخول وقت نماز با آنها بخواند كافى است.
2) 2. آية اللَّه بهجت، آية اللَّه مكارم: وقت داخل شده چون استتار قرص كافى است.
3) 3. آية اللَّه سيستانى: شكستن سنگهاى صفا و مروه جايز نيست ولى برداشتنآنچه از آنجا جدا شده مانعى ندارد.
4) 4. آيات عظام: خويى، تبريزى، سيستانى: تصرف در مال مزبور مانعى ندارد.
مسأله 517- مقصود از حرج و مشقت كه در بعض مسائل اين كتاب آمده است حرج و مشقت شخصى است مگر تصريح به خلاف آن شده باشد.
مسأله 518- براى كسى كه مىخواهد از مكه بيرون رود، مستحب است طواف وداع نمايد و در هر شوطى حجرالاسود و ركن يمانى را، در صورت امكان، استلام نمايد و چون به مستجار رسد مستحباتى كه قبلًا براى آن مكان ذكر شد بجا آورد و آنچه خواهد دعا نمايد، بعداً حجرالأسود را استلام نموده و شكم خود را به خانه كعبه بچسباند يك دست را بر حَجَر و دست ديگر را به طرف درب گذاشته و حمد و ثناى الهى نمايد و صلوات بر پيغمبر و آل او بفرستد و اين دعا را بخواند:
«أللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَرَسُولِكَ وَنَبِيِّكَ وَامِينِكَ وَحَبِيبِكَ وَنَجِيِّكَ وَخِيَرَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ، أللَّهُمَّ كَما بَلَّغَ رِسالاتِكَ وَجاهَدَ في سَبِيلِكَ وَصَدَعَ بِأَمْرِكَ وَاوذِي في جَنْبِكَ وَعَبَدَكَ حَتّى أتاهُ الْيَقِينُ، أللَّهُمَّ أقْلِبْني مُفْلِحاً مُنْجِحاً مُسْتَجاباً بِأفْضَلِ ما
يَرْجِعُ بِهِ أحَدٌ مِنْ وَفْدِكَ مِنَ الْمَغْفِرةِ وَالْبَرَكَةِ وَالرَّحْمَةِ وَالرِّضْوانِ وَالْعافِيَةِ».
و مستحب است وقت بيرون آمدن از باب حناطين، كه مقابل ركن شامى است، بيرون رود و از خداوند متعال توفيق مراجعت را بطلبد و وقت بيرون رفتن به مقدار يكدرهم خرما خريده و آن را بر فقرا تصدّق نمايد.
مسأله 519- آداب و مستحبات ديگر در مكه معظمه از اين قرار است:
1- زياد ذكر خدا نمودن و خواندن قرآن.
2- ختم نمودن قرآن.
3- خوردن از آب زمزم و بعد از خوردن، اين دعا را بخواند:
«أللَّهُمَّ اجْعَلْهُ عِلْماً نافِعاً، وَرِزْقاً واسِعاً، وَشِفاءً مِنْ كُلِّ داءٍ وَسُقْمٍ».
و نيز بگويد: «بِسْمِ اللَّهِ وَبِاللَّهِ وَالشُّكْرُ للَّهِ».
4- نظر نمودن به كعبه و بسيار تكرار كردن آن.
5- در هر شبانه روز ده مرتبه طواف نمودن (1)در اول شب
1) 1- آية اللَّه مكارم: ولى در مواقعى كه ازدحام جمعيت براى طواف واجب است، بهتر است طوافهاى مستحب را ترك كنند و مجال را به كسانى كه طواف واجب دارند بدهند.
سه طواف، در آخر شب سه طواف، پس از دخول صبح دو طواف و بعدازظهر دو طواف.
6- هنگام توقف در مكه، به عدد ايام سال؛ يعنى سيصد و شصت مرتبه طواف نمايد و اگر اين مقدار نشد پنجاه و دو مرتبه و اگر آن هم ميسور نشد هر مقدارى كه بتواند.
7- به خانه كعبه داخل شود؛ (1)خصوصاً كسى كه سفر اول او است و مستحب است قبل از دخول غسل بنمايد و در وقت داخل شدن بگويد:
«أللَّهُمَّ إنَّكَ قُلْتَ وَمَنْ دَخَلَهُ كانَ آمِناً فَآمِنِّي مِنْ عَذابِ النَّارِ».
پس دو ركعت نماز بين دو ستون بر سنگ قرمز بگذارد. در ركعت اول بعد از حمد، «حم، سجده» و در ركعت دوم بعد از حمد، پنجاه و پنج آيه از ساير جاهاى قرآن بخواند.
8- دو ركعت نماز خواندن در هر يك از چهار زاويه كعبه، و
1) 1- آية اللَّه مكارم: اينگونه امور در حال حاضر معمولًا امكان ندارد و هرگاه كسىنيّت آن را داشته باشد، خداوند به لطفش به او ثواب آن را مىدهد.
بعد از نماز اين دعا را بخواند:
«أللَّهُمَّ مَنْ تَهَيَّأ أوْ تَعَبَّأ أوْ أعَدَّ أوِ اسْتَعَدَّ لِوِفادَةٍ إلى مَخْلُوقٍ رَجاءَ رِفْدِهِ وَجائِزَتِهِ وَنَوافِلِهِ وَفَواضِلِهِ فَالَيْكَ يا سَيِّدِي تَهْيِئَتِي وَتَعْبِئَتِي وَإعْدادي وَاسْتِعْدادي رَجاءَ رِفْدِكَ وَنَوَافِلِكَ وَجائِزَتِكَ، فَلا تُخَيِّبِ الْيَوْمَ رَجائِي يا مَنْ لا يَخِيبُ عَلَيْهِ سائِلٌ وَلا يَنْقُصُهُ نائِلٌ فَانِّي لَمْ آتِكَ الْيَوْمَ بِعَمَلٍ صَالِحٍ قَدَّمْتُهُ وَلا شَفاعَةِ مَخْلُوقٍ رَجَوْتُهُ وَلكِنِّي أتَيْتُكَ مُقِرّاً بِالظُّلْمِ وَالْإساءَةِ عَلى نَفْسِي فَانَّهُ لا حُجَّةَ لِي وَلا عُذْرَ فأسْأَلُكَ يا مَنْ هُوَ كَذلِكَ أنْ تُصَلِّي عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَتُعْطِيَنِي مَسْأَلَتِي وَتَقْلِبَنيبِرَغْبَتي وَلا تَرُدَّنِي مَجْبُوهاً مَمْنُوعاً وَلا خائِباً يا عَظِيمُ يا عَظِيمُ يا عَظِيمُ أرْجُوكَ لِلْعَظِيمِ، أسْأَ لُكَ يا عَظِيمُ أنْ تَغْفِرَ لِيَ الذَّنْبَ الْعَظِيمَ لا إلهَ إلّا أَنْتَ».
و مستحب است هنگام خروج از كعبه، سه مرتبه «اللَّهُ أكْبَرُ» بگويد، پس بگويد:
«أللَّهُمَّ لا تَجْهَدْ بَلاءَنَا رَبَّنا وَلا تُشْمِتْ بِنا أعْداءَنا فَانَّكَ أنْتَ الضَّارُّ النَّافِعُ».
بعداً پايين آمده و پلهها را دست چپ قرار داده كعبه را استقبال نمايد و نزد پلهها دو ركعت نماز بخواند.
م 6- آيات عظام امام خمينى، گلپايگانى، صافى، فاضل: و همچنين در غير صيد بنابر احتياط واجب.
م 27- آيات عظام امام خمينى، سيستانى، فاضل: احتياط واجب آن است كه از درون مسجد شجره محرم شوند.
م 27- آيةاللَّه تبريزى: جايز است در طرف راست يا چپ مسجد قديم محرم شود، ولى احتياط واجب اين است كه از قبل از آن محرم نشود.
م 46- آيةاللَّه خامنهاى: اگر شوهر حضور دارد بايد بنابر احتياط نذر زن با اجازه او باشد.
م 79- آيات عظام بهجت، خوئى، تبريزى، سيستانى: احوط اين است كه ازار (لنگ) خويش را به گردن خود بلكه مطلقاً
گره نزند، ولو بعضى از آن را به بعض ديگر، و با چيزى مانند سنجاق آن را به هم وصل نكند. و احوط اين است كه رداء نيز گره زده نشود، ولى فرو كردن سوزن يا سنجاق در آن عيبى ندارد.
م 88- آيات عظام: امام خمينى، فاضل: بنابر احتياط براى غير زينت نيز نگاه نكند.
م 89- آيةاللَّه مكارم: هرگاه براى تزيين و اصلاح خود باشد اشكال دارد.
م 110- آيةاللَّه مكارم: بنابر احوط كفاره دارد.
م 116- آيات عظام: بهجت، تبريزى، خامنهاى، مكارم: بنابر احتياط كفاره متعدد مىشود.
م 123- امام خمينى: احتياط مراعات شود.
م 123- آيةاللَّه سيستانى: بنابر احتياط خشك كردن صورت با حوله يا دستمال جايز نيست، هرچند همه صورت را نپوشاند ولى تمييز كردن بينى و مانند آن اشكال ندارد.
م 126- آيةاللَّه تبريزى و آيةاللَّه خوئى: احوط آن است كه از صورت دور نگاه دارد.
م 127- آيات عظام: تبريزى، خوئى، بهجت: بنابر احتياط يك گوسفند كفاره بدهد.
م 145- آيةاللَّه خامنهاى: اگر زينت محسوب شود، بنابر احتياط جايز نيست، اگرچه قصد زينت نكند.
م 174- آيات عظام بهجت، تبريزى: حرمت و ثبوت كفاره مبنى بر احتياط است.
م 174- آيةاللَّه سيستانى: براى سواره احوط ترك آن است مگر اينكه سايه كوتاه باشد كه سر و سينه را فرانگيرد.
م 177- آيةاللَّه گلپايگانى: احتياط آن است كه به اختيار خود، روز از آن تونلهايى كه صدق رفت و آمد در منزل نمىكند نرود.
م 177- آيةاللَّه تبريزى: بنابر احتياط در حرمت استظلال فرقى بين شب و روز نيست.
م 177- آيةاللَّه خامنهاى: احتياط به ترك تظليل در شبهاى بارانى و سرد ترك نشود مگر اينكه اين احتياط موجب حرج شود.
م 188- آيات عظام: تبريزى، بهجت، مكارم، خوئى: بنابر احتياط گواهى بر عقدى كه قبلًا واقع شده نيز بر محرم حرام است.
م 195- آيةاللَّه فاضل و آيةاللَّه مكارم: اگر انزال شود بنابر احتياط يك شتر كفاره بدهد.
م 202- آيات عظام امام و فاضل: كندن دندان جايز نيست، هرچند خون نيايد علىالأحوط.
م 222- آيةاللَّه مكارم: احتياط اين است كه از محل محفوظتر نقل نشود.
م 259- آيةاللَّه سيستانى: بنابر مشهور شرط نيست.
م 263- آيات عظام امام خمينى، تبريزى، صافى، فاضل، مكارم: بنابر احتياط بايد صبر كند.
م 264- آيةاللَّه بهجت: احوط جمع بين وضو يا تيمم بدل از آن و تيمم بدل از حدث اكبر است.
م 264- آيةاللَّه خامنهاى: بنابر احتياط بايد بار ديگر تيمم بدل از غسل كند.
م 265- اگر حدث بعد از سه شوط و نصف و قبل از تمام شدن شوط چهارم باشد آيات عظام امام خمينى، گلپايگانى، صافى فرمودهاند: بنا بر احتياط طواف را بعد از تحصيل طهارت تمام كند و نماز بخواند و سپس آن دو را اعاده كند.
م 265- آيات عظام خوئى، تبريزى: احتياط اين است كه پس از تحصيل طهارت يك طواف كامل به قصد اعم از تمام و اتمام انجام دهد.
م 272- آيةاللَّه مكارم: احتياط واجب آن است كه اگر بعد از شوط چهارم باشد بعد از تحصيل طهارت طواف را تكميل و سپس اعاده نمايد.
م 273- آيةاللَّه مكارم: بنابر احتياط در صورتى كه بعد از شوط چهارم باشد، پس از تحصيل طهارت طواف را تكميل و سپس اعاده نمايد.
م 278- آيات عظام امام خمينى، صافى، خامنهاى: در فرض
فراموشى نجاست احتياط واجب اعاده است.
م 280- آيات عظام خوئى، تبريزى: اگر قبل از شوط چهارم باشد احوط اين است كه بعد از تطهير يك طواف بهقصد اعم از اتمام و تمام انجام دهد.
م 281- آيات عظام امام خمينى، خوئى، تبريزى و صافى: در فرضى كه علم پيدا كند كه لباس يا بدنش نجس بوده يا نجاست را فراموش كند و در اثناء طواف يادش بيايد احتياط آن است كه طواف را رها كند و پس از تطهير آنرا تكميل نمايد و بعد از خواندن نماز طواف، طواف و نماز آن را اعاده نمايد. (بنابر نظر آقايان خوئى و تبريزى مىتواند به اين نحو احتياط كند كه پس از تطهير يك طواف بهقصد اعم از تمام و اتمام انجام دهد).
م 307- آيةاللَّه تبريزى: در صورت امكان بنابر احتياط طواف بايد در محدوده فاصله بين كعبه و مقام ابراهيم عليه السلام باشد، ولى در موارد ازدحام طواف در خارج اين محدوده هم كافى است.
م 307- آيةاللَّه بهجت: ظاهر اين است كه طواف در دورتر از مسافت 5/ 26 ذراع نيز كافى است براى كسانى كه نتوانند در اين محدوده طواف كنند يا طواف در آن براى آنان مشقت داشته باشد و مراعات احتياط با قدرت و تمكن، متعين است و با تحرى اوقات خلوت نسبى و عدم تمكن از طواف در حد لازم، اقرب جواز طواف از اقرب به حد است با رعايت
اختلاف اطراف در مانع.
م 317- آيات عظام خوئى، تبريزى: هرگاه طوافكننده پيش از تجاوز از نصف طواف بدون عذر از مطاف خارج شود، اگر موالات عرفيه از او فوت شود، طوافش باطل و اعادهاش لازم است و چنانچه موالات فوت نشود يا خروجش بعد از تجاوز نصف باشد، احتياط اين است كه آن طواف را تمام نموده، سپس اعاده كند.
م 318- آيات عظام امام خمينى، خوئى، تبريزى، صافى: در فرضى كه چهار دور بهجا آورده احتياط آن است كه طواف را تمام كند و بعد اعاده نمايد. (در اين مسأله فتواى آيةاللَّه خامنهاى در دست نيست).
م 329- آيات عظام گلپايگانى، صافى: بنابر احتياط طواف باطل است.
م 332- آيات عظام بهجت، مكارم: بنابر احتياط واجب طواف واجب را قطع نكند.
م 344- آيات عظام گلپايگانى، صافى: احوط اتيان نماز طواف و اعاده طواف و نماز آناست.
م 344- آيةاللَّه بهجت: احوط بطلان طواف است.
م 354- آيةاللَّه سيستانى: اگر قبل از اتمام شوط چهارم باشد و قطع به اين صورت باشد كه از مطاف خارج شده و مشغول كارى شده باشد كه عرفاً بگويند طوافش را قطع كرده است
سپس از سر گرفته باشد، طواف صحيح است، و اگر بعد از شوط چهارم باشد، در صورتى كه استيناف پس از فوت موالاة عرفيه بوده صحيح است وگرنه مشكل است مگر اينكه جاهل قاصر باشد.
م 368- آيات عظام امام خمينى، گلپايگانى، خوئى، فاضل، صافى: احوط آن است كه طواف را تمام كند و پس از تحصيل طهارت اعاده نمايد.
م 368- فتواى آيةاللَّه خامنهاى در دست نيست.
م 369- آيات عظام خوئى، تبريزى: چنانچه بين پنجاه سال و شصت سال خون به صفات حيض باشد، بنابر احتياط قرشيه و غير قرشيه بين احكام حائض و مستحاضه جمع كند.
م 371- آيات عظام بهجت، گلپايگانى: بنابر احتياط غسل مستحبى كفايت از غسل واجب نمىكند.
م 372- آيةاللَّه فاضل: (در مبتلاى به حدث غائط يا بول يا ريح فرمودهاند) اگر مشقت نداشته باشد براى هر بار كه حدث از او سر مىزند خود را تطهير كند و وضو بگيرد و براى نماز هم وضو بگيرد وبنابر احتياط واجب براى طوافش نايب هم بگيرد.
م 372- آيات عظام خوئى، تبريزى: (در مبطلاى به حدث غائط فرمودهاند) مبطون احوط اين است كه در صورت ممكن هم خود طواف نموده و هم نايب بگيرد. (و آيةاللَّه تبريزى همين احتياط را در مبتلاى به حدث ريح نيز فرمودهاند)
م 385- آيات عظام سيستانى، مكارم: بنابر احتياط كافى نيست.
م 402- آيات عظام امام خمينى، صافى، مكارم: در ظن در افعال احتياط كند.
م 403- آيات عظام سيستانى، تبريزى: اگر عمداً موالات را بههم زد، احتياط آن است كه نماز را بخواند و سپس طواف و نماز را اعاده كند.
م 407- آيةاللَّه سيستانى: اگر نتواند نماز را پشت مقام در نزد آن بخواند احوط آن استكه همنزد مقامبخواند در طرفراست ياچپ وهم دور ازآن، ولىدر پشت مقام.
م 414- آيات عظام گلپايگانى، صافى: بهجماعت بخواند ولى اكتفاء به آن اشكال دارد و واجب است بهطور فرادى نيز بخواند. (و در عمره مفرده استحبابى اگر وقت براى تصحيح قرائت نباشد مىفرمايند احتياطاً نايب هم بگيرد)
م 415- آيات عظام گلپايگانى و صافى: بهاحتياط ثبتشده در مسأله قبل رجوع شود.
م 415- آيات عظام خوئى، تبريزى: بنابر احتياط به جماعت هم بخواند و نايب هم بگيرد.
م 421- آيةاللَّه گلپايگانى: بنابر احتياط بهقصد منوبعنه اعمال را بهجا آورد ولكن صحت عمره مذكور براى منوبعنه محل اشكال است و نسبت به اجرت نيز با مستأجر مصالحه نمايد.
م 443- آيةاللَّه سيستانى: اگر عمداً بدون هيچ عذرى تأخير
انداخته احتياط واجب اعاده طواف و نماز آن است.
م 443- نظر آيةاللَّه خامنهاى در مورد حكم صحت نماز و طواف در اين مسأله در دست نيست.
م 450- آيةاللَّه سيستانى: احتياط واجب اتيان به سعى است، ولى اعاده طواف و نماز آن لازم نيست، مگر احتمال بدهد عمداً سعى را تأخير انداخته كه در اينصورت احتياط واجب اعاده طواف و نماز هم هست.
م 450- آيةاللَّه تبريزى: احوط اعاده طواف و نماز و اتيان به سعى است.
م 450- نظر آيات عظام خوئى و خامنهاى در دست نيست.
م 450- آيةاللَّه مكارم: احتياطاً سعى را انجام دهد.
م 486- آيةاللَّه بهجت: بنابر احتياط واجب قبل از اتمام شوط پنجم كفاره دارد.
م 492- آيةاللَّه سيستانى: كفارهاى كه در عمره مفرده واجب شده بنابر احتياط واجب در مكه مكرمه و اگر در عمره يا حج تمتع واجب شده بنابر احتياط واجب در منى ذبح شود.
م 495- آيةاللَّه سيستانى: به احتياط واجب بايد مؤمن باشد مگر اينكه مؤمن مستحق پيدا نشود كه مىتوان به ضعفاى غير ناصبى داد.
م 513- آيةاللَّه خوئى: اگر نماز قبل از زوال حمره مشرقيه باشد احتياط رعايت شود.