ghaemiyeh.com
سرشناسه : حسینی، محمد، ۱۳۲۳ -
عنوان و نام پدیدآور : آداب حج و زیارات حرمین شریفین/ محمد حسینی بهارانچی.
مشخصات نشر : اصفهان : نقش نگین، ۱۳۸۸.
مشخصات ظاهری : ۴۱۶ص.
شابک : 978-964-2616-36-7
وضعیت فهرست نویسی : فیپا
موضوع : حج
موضوع : زیارت و زائران -- آداب و رسوم
موضوع : دعاها
موضوع : Prayers
موضوع : زیارتنامهها
رده بندی کنگره : BP۱۸۸/۸/ح۴۳۶آ۴ ۱۳۸۸
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۳۵۷
شماره کتابشناسی ملی : ۱۷۹۷۸۳۷
بخش اول : سخنان بزرگان پیرامون حج و زیارت··· 15
سخن رسول خدا صلی الله علیه وآله و ائمّه: در ثواب زیارت آن حضرت و اولاد طاهرین او··· 16
فرمایشامیرالمومنین علی علیهالسلام و ثواب و آثار حجّ خانه خدا··· 17
کلام حضرت فاطمه زهراء علیهاالسلام در اهمیّت حجّ··· 18
حکمت و اسرار حجّ از زبان امیرالمومنین علیهالسلام ··· 18
اسرار حجّ از زبان امام صادق علیهالسلام ··· 20
سخن امام زینالعابدین علیهالسلام به شبلی در عرفان حجّ··· 22
سخن امامخمینی (ره) در مفهوم حجّ و وظایف حجاج··· 30
حجّ : سفر الی اللّه··· 32
نظر مرحوم شهید بهشتی در مسئولیت شیعه در حجّ··· 34
تذکرات لازم به زائرین و حجاج محترم، قبل از عزیمت··· 36
بخش دوم : اعمال و آداب و حکمتهای حجّ و بیان مواقف و مشاعر آن··· 41
دعای تشرّف به حجّ··· 42
وجوب حجّ و عقاب کسیکه بدون حجّ از دنیا برود··· 43
قصّه عجیبی از مرحوم آیهاللّه حکیم1··· 44
فضیلت و ثواب و برکات حجّ واجب و حجّ مستحبّ··· 45
آداب سفر و حقوق همراهان··· 46
شرایط قبول شدن حجّ··· 49
علامت قبول شدن حجّ··· 51
اجر و پاداش کسیکه زندگی زائر بیتاللّه را نگهداری میکند··· 51
هیچ عملی جای حجّ را نمیگیرد··· 52
ثواب اعمال حجّ از ابتداء تا انتهاء··· 53
اقسام حجّ··· 55
بخش اول حجّ تمتع، عمره تمتّع است··· 56
میقات و لبّیک عارفان در پیشگاه معبود··· 57
لبّیک زینالعابدین علیهالسلام ··· 58
لبیک امام صادق علیهالسلام ··· 58
قطع تلبیه··· 59
بیست و پنج چیز برای مُحرم حرام است··· 60
آداب دخول مکّه و حرم··· 62
آداب وارد شدن به مسجدالحرام و دیدن کعبه··· 63
فضیلت نماز و طواف در مسجد الحرام··· 66
مکانهای ارزشمند مسجدالحرام··· 67
پناهنده شدن به پرده کعبه··· 75
طواف خانه کعبه··· 78
طواف موجب آمرزش است··· 80
تذکرات ضروری نسبت به طواف مستحبی··· 80
دعاهای طواف··· 81
قبولی توبه آدم علیهالسلام با نام مُحَمَّد و آل مُحَمَّد علیهمالسلام··· 84
طواف نیابت برای رسیدن به حاجت··· 85
پاداش طواف مستحب··· 86
طواف وداع··· 86
نماز طواف··· 87
حمایت خداوند از خانه کعبه··· 89
در کعبه فقط علی علیهالسلام بدنیا آمد!!··· 92
حضور صاحب الامر روحی فداه در موسم حجّ··· 94
ملاقات با حضرت بقیةالله علیهالسلام در کنار کعبه··· 95
وجوب سعی و وجه نامگذاری صفا و مروه··· 99
حکمت وجوب سعی صفا و مروه و پیدایش آب زمزم··· 99
مستحبّات سعی··· 105
تقصیر نمودن و کوتاه کردن مو و ناخن··· 107
تذکر لازم به برادرن و خواهران··· 108
بخش دوم حجّ، حجّ تمتّع است··· 109
احرام حجّ تمتّع··· 109
مستحبات احرام حجّ··· 111
شب عرفه··· 111
روز عرفه و فضیلت آن··· 112
مباهات خداوند به اهل عرفات··· 112
وقوف واجب در عرفات··· 115
آداب مستحبه وقوف در عرفات··· 115
عاشقان محروم از حجّ!!··· 118
خروج از عرفات و وقوف به مشعرالحرام و مزدلفه··· 119
وقوف واجب در مشعرالحرام··· 120
دعاهای مشعرالحرام··· 121
عید قربان و اعمال منی··· 122
مساجــد تــاریخی منی··· 124
اعمال واجب منی··· 126
آداب مستحبه در روز عید قربان··· 127
سخن رسول خدا صلی الله علیه وآله در منی··· 128
ثواب ماندن در منی··· 130
مستحبات رمی جمرات··· 130
حکمت رمی جمرات··· 131
ثواب و پاداش رمی جمرات··· 133
بعضی از مسائل ضروری رمی··· 134
قربانی کردن در منی··· 134
حکمت قربانی··· 135
قربانی شدن اسماعیل علیهالسلام ··· 137
مصرف قربانی··· 142
آداب قربانی··· 143
استحباب قربانی در سایر بلاد که اضحیّه نامیده میشود··· 144
حلق یا تقصیر در منی··· 145
ثواب سر تراشیدن··· 145
روزهای منی، روزهای خوردن و آشامیدن و بهرهگیری است··· 146
بازگشت از منی و ...··· 147
استحباب عمره مفرده··· 148
اعمال عمره مفرده··· 149
استحباب ختم قرآن در مدینه و مکه··· 149
کسیکه در حرم یا بین راه و یا بین مکه ومدینه از دنیا برود ...··· 150
استحباب طواف به نیابت پیامبر و ائمّه:··· 150
استحباب طواف ازخویشان وتشریک آنهادر حجّ مستحبی··· 151
حجّ خردسالان··· 153
بعضی از مسائل حج خردسالان··· 153
بخش سوم: فضیلت مدینه و مسجدالنّبی (ص) و ...··· 155
فضیلت مدینه منوّره··· 156
فضیلت مسجدالنبی صلی الله علیه وآله و نماز در آن··· 157
مدینه قبل از هجرت و بعد از هجرت··· 160
جغرافیای مدینه··· 161
امتیاز مدینه بر سایر بلاد··· 161
فضیلت کربلا بر کعبه··· 162
از مکه تا مسجد قبا··· 163
ورود حضرت بر فقیرترین مردم مدینه··· 163
خصائص مدینه··· 164
اتخاذ سکنی در مدینه··· 166
برای مدینه، حرم است··· 166
حدّ حرم النّبی صلی الله علیه وآله ··· 167
مسجد النبی صلی الله علیه وآله ··· 167
منبر رسول اللّه صلی الله علیه وآله ··· 168
حجره منوره رسول خدا صلی الله علیه وآله و فاطمه(س)··· 170
محراب النبی صلی الله علیه وآله ··· 171
قبر شریف رسول الله صلی الله علیه وآله ··· 171
ستونهای مسجد النبی صلی الله علیه وآله ··· 171
اصحاب صُفّه··· 174
چگونگی قبر رسول خدا و شیخین··· 175
حجره فاطمه علیهالسلام ··· 178
حجرات زنان پیغمبر صلی الله علیه وآله ··· 178
غیر از علی علیهالسلام دَرِ خانههای خود را ببندند !!!··· 180
قبرستان بقیع··· 183
شهداء احد··· 187
بعض مساجد منوره در مدینه طیبه··· 190
چند مسجد از مساجد معروف اطراف مدینه··· 195
اشعار··· 196
بخش چهارم : زیارات و ادعیه حج··· 203
آداب زیارت النبی صلی الله علیه وآله و الائمة علیهالسلام ··· 204
زیارت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله ··· 206
دعاء روضة مبارکه رسولالله صلی الله علیه وآله ··· 220
نماز و دعا نزد ستون ابوالبابه··· 223
نماز نزد مقام جبرئیل علیهالسلام ··· 227
دعا نزد منبر پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله ··· 231
زیارت حضرت فاطمة علیهاالسلام··· 232
کیفیت زیارت ائمة بقیع علیهاالسلام··· 241
مزارهای متبرکه بقیع··· 242
زیارت ائمة بقیع علیهالسلام ··· 244
زیارت فاطمة بنت اسد علیهالسلام ··· 256
زیارت ابراهیم فرزند رسولالله صلی الله علیه وآله ··· 259
زیارت دختران رسولالله صلی الله علیه وآله ··· 262
زیارت امالبنین و عمههای رسولالله صلی الله علیه وآله ··· 264
زیارت عقیل و عبدالله بن جعفر علیهالسلام ··· 265
زیارت شهداء حره و احد··· 265
زیارت حلیمه سعدیه··· 266
زیارت اهل قبور··· 266
زیارت اسماعیل فرزند امام صادق علیهالسلام ··· 268
زیارت حضرت عبدالله پدر پیامبر صلی الله علیه وآله ··· 269
زیارت وداع پیامبر صلی الله علیه وآله ··· 271
زیارت وداع ائمة بقیع علیهمالسلام ··· 274
زیارت پیامبر و ائمة علیهمالسلام در ایام هفته··· 275
زیارت رسولالله صلی الله علیه وآله روز شنبه··· 276
زیارت امیرالمؤمنین علیهالسلام روز یکشنبه··· 278
زیارت امام حسن مجتبی علیهالسلام روز دوشنبه ··· 279
زیارت امام حسین علیهالسلام روز دوشنبه ··· 281
زیارت امام سجاد و امام باقر و امام صادق علیهالسلام روز سهشنبه··· 282
زیارت امام کاظم و امام رضا و امام جواد و امام هادی علیهمالسلام روز چهارشنبه ··· 283
زیارت امام حسن عسکری علیهالسلام روز پنجشنبه ··· 284
زیارت امام زمان علیهالسلام روز جمعه··· 285
زیارت حضرت حمزه علیهالسلام و شهداء احد··· 290
زیارت امینالله··· 297
زیارت حضرت صاحبالامر علیهالسلام ··· 301
دعاء عهد··· 302
مزارهای متبرکة در مکة مکرمة··· 306
زیارت حضرت عبد مناف جد رسول خدا صلی الله علیه وآله ··· 309
زیارت حضرت عبدالمطلب جد رسول خدا صلی الله علیه وآله ··· 310
زیارت حضرت ابوطالب عموی پیامبر صلی الله علیه وآله ··· 311
زیارت آمنه بنت وهب مادر پیامبر صلی الله علیه وآله ··· 312
زیارت حضرت خدیجه زوجه رسولالله صلی الله علیه وآله ··· 313
زیارت اسماعیل و هاجر و سائر پیامبران در حجر اسماعیل ··· 314
اعمال شب عرفه··· 316
اعمال روز عرفه··· 329
دعای حضرت امام حسین علیهالسلام روز عرفه··· 331
زیارت جامعه··· 362
فضیلت زیارت حضرت امام حسین علیهالسلام ··· 365
دعای کمیل··· 377
زیارت جامعه کبیره··· 389
صلوات بر حجج طاهره··· 402
صلوات بر پیغمبر صلی الله علیه وآله ··· 403
صلوات بر امیرالمؤمنین علیهالسلام ··· 404
صلوات بر سیده نسوان فاطمه علیهالسلام ··· 405
صلوات بر حسن و حسین علیهالسلام ··· 405
صلوات بر علی بن الحسین علیهالسلام ··· 407
صلوات بر بر محمد بن علی علیهالسلام ··· 408
صلوات بر جعفر بن محمد علیهالسلام ··· 408
صلوات بر موسی بن جعفر علیهالسلام ··· 409
صلوات بر علی بن موسی علیهالسلام ··· 409
صلوات بر محمد بن علی بن موسی علیهالسلام ··· 410
صلوات بر علی بن محمد علیهالسلام ··· 410
صلوات بر حسن بن علی بن محمد علیهالسلام ··· 411
صلوات بر ولی الامر المنتظر علیهالسلام ··· 411
حدیث کسا··· 341
بِسْمِ اللّه الّرَحمنِ الّْرَحیم
الحمدللّه ربّ العالمین و صلوات اَللّه و سلامه علی نبیّنا خاتمالنبیین و علیآله الائمّة الهداة المهدییّین الذّین اذهب اَللّه عنهم الرّجس و طهرّهم تطهیرا سیمّا بقیّةاَللّه الحجّةبنالحسن المهدیّ روحی لهالفداء و لعنةاَللّه علی اعدائهم اجمعین.
اما بعد: کتابی که پیش روی شماست بلطف خداوند بدست این بنده عاصی سیدمُحَمَّد حسینی تهیه و بیشتر آن در جوار حضرت ثامن الائمه علیبن موسی الرضا علیهمالسلام نوشته شده، نظر نویسنده رفاه حال حجاج بیتاللّه و زائرین قبر رسولاللّه صلی الله علیه وآله و اولاد طاهرین آن حضرت بوده و سعی شده که آنچه مورد نیاز زائرین و حجاج است از اسرار حجّ و وظائف حجاج و آداب
زیارات و اعمال حجّ و عمره و فهرستی از مناسک حجّ و عمره و تاریخچه اماکن مقدسه و دعاها و زیارات وارده در این اماکن بطور اختصار بیان شود. امید آنکه برای برادران و خواهران دینی نافع بوده و برای این حقیر و والدین او وسیله آمرزش و توشه آخرت باشد، انشاءاَللّه. و نامیدم آنرا به «آداب حجّ و زیارت حرمین شریفین» رزقنااللّه زیاره بیته و قبور اولیائه صلوات اللّه علیهماجمعین و آن مشتمل بر چهار بخش است.
بخش اول : سخنان بزرگان راجع به حجّ و زیارت.
بخش دوم : اعمال و آداب و حکمتهای حجّ و زیارت و بیان مواقف حجّ و مشاعر آن.
بخش سوم : فضیلت مدینه و مسجدالنبی صلی الله علیه وآله و مساجد اطراف مدینه و بقیع و غیره.
بخش چهارم : دعاها و زیارات وارده در مدینه و مکه و غیر آنها.
در پایان از قارئینالتماس دعای خیر دارم وللّه الحمد اولاً و آخرا.
خادم اهل بیت علیهالسلام
سید مُحَمَّد حسینی
و اولاد طاهرین او علیهمالسلام
شیخ طوسی رحمها... در تهذیب با سند خود از امیرالمومنین علی علیهالسلام نقل نمود که رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند: کسی که بعد از مرگ من، قبر مرا زیارت کند همانند آن است که در حیات من، مرا زیارت کند. و فرمود: اگر قدرت زیارت مرا از نزدیک ندارید از دور بر من سلام بفرستید که بمن خواهد رسید.
فروع کافی ج 2/337
و مرحوم کلینی با سند خود از ابنابی نجران نقل نموده که گفت : بحضرت باقر علیهالسلام عرض کردم فدای شما شوم چه پاداشی هست برای زائر رسول اللّه صلی الله علیه وآله ؟ حضرت در جواب فرمود: پاداش او بهشت است.فروع کافی ج 2/337
و باز فرمود: کسیکه مرا زیارت کند من در قیامت شفیع او خواهم بود.همان آدرس
و روایت شده که حضرت امام حسین علیهالسلام بجد خود رسول خدا صلی الله علیه وآله عرض نمود: پدرجان چه پاداشی است برای کسیکه شما را زیارت کند؟ حضرت فرمودند، فرزند عزیزم: هر که مرا در حال حیات و یا بعد از مرگ من زیارت کند یا پدرت علی را زیارت کند و
یا ترا و یا برادرت حسن را زیارت کند حق است بر من که در قیامت او را زیارت نموده و از گناهانش او را خلاصی بخشم.همان آدرس
و باز مرحوم کلینی با سند خود از حضرت رضا علیهالسلام نقل نموده که فرمود: برای هر امامی عهدی است برگردن شیعیان و دوستانش و از چیزهائیکه باعث اداء آن عهد میشود زیارت قبور آن امامان است پس کسانیکه از روی میل و رغبت و اعتقاد به فرمودههای آنها آنان را زیارت کنند در قیامت بشفاعت آن بزرگواران نجات خواهند یافت.فروعکافی ج 4/567
فرمایش امیرالمومنین علی علیهالسلام و ... در ثواب و آثار حجّ خانه خدا
محدث نوری در مستدرک از آن حضرت نقل نموده که فرمود: هرکه سعادت دنیا و آخرت بخواهد باید به زیارت خانه خدا برود چرا که در کنار کعبه اگر از دنیا طلب کند خداوند باو عطا فرماید و اگر از آخرت طلب کند برای او ذخیره خواهد شد. سپس فرمود: ای مردم بر شما باد به حجّ و عمره که گناهان شما را میشوید، همچنانکه آب چرک بدن را برطرف مینماید، و فقر را از شما برطرف مینماید، همچنانکه آتش آهن را آب نموده و خالص میکند.مستدرک ج 2/8
و امام صادق علیهالسلام فرمود: بر شما باد که در تمام سالها خانه کعبه را زیارت کنید تا اینکه سختیهای دنیا و خطرهای آخرت از
شما برداشته شود.بحار ج 74/167
و امام هشتم علیبن موسی الرضا علیهماالسلام فرمود : موقعی که حجاج از اعمال فارغ میشوند منادی از طرف خداوند نداء میکند: آمرزیده شدید عمل خود را از سر بگیرید.
و از رسول خدا صلی الله علیه وآله نقل شده که فرمود : از وقتیکه حاجی سوار بر شتر میشود هر قدم که بر میدارد حسنهای برای او نوشته میشود و وقتی بر زمین میگذارد گناهی از او آمرزیده میشود و در پایان اعمال به آنها گفته میشود: ساختمانیکه بنا کردید خراب ننمائید گذشتههای شما آمرزیده شد مواظب باشید که اعمال آینده شما نیکو باشد.دعائم الاسلام 1/294
حضرت زهرا، علیهاالسلام در خطبهای که بعد از رحلت پدر بزرگوارشان در مسجدالنبی صلی الله علیه وآله خواندند راجع به حجّ فرمودند: و الحَجّ تشیید للدّین ... یعنی خداوند حجّ را برای محکم کردن پایههای دین واجب فرمود.
امیرالمومنین علی علیهالسلام میفرماید: آیا نمیبینید که خداوند عالم نیاکان و پیشینیان را از زمان حضرت آدم علیهالسلام تا آخرین نفر این
جهان مورد امتحان و آزمایش قرار داده و آنها را بهطواف گرد سنگهائیکه سود و زیانی ندارد دعوت نموده و آنجا را بیت و خانه خود معرفی نموده و مشرکین را از ورود به آن خانه و حرم ممنوع نموده و آن محل را جای امن و مایه برکت قرار داده و اجتماع مردم در آن مرکز حساس را موجب عزت و یاد خود بیان نموده و خانه خود را در سختترین نقاط روی زمین میان کوهها و ریگهای سوزان و هوای گرم و در زمین کم آب بنا نموده و آدم و فرزندان او را برای طواف بهگرد آن خانه دعوت فرموده و اجابت آن دعوت و اعراض از آنرا نشانه ایمان و کفر معرفی نموده.
خداوند دلهای بندگان خود را از هر سوی و جانب متوجه خانه خود ساخت تا با هر سختی و رنجی خود را به بیت ربّ العالمین برسانند و با حال بیچارگی و ذلت و خشوع بگرد خانه معبود بگردند و بین صفا و مروه سعی کنند و با حالت هروله کبر و منیت را از خود دور نمایند در حالیکه ژولیده مو و غبار آلوده باشند، لباسهای زیبا از تن جدا نموده و جامههای احرام برتن کرده که نشانه اعراض از دنیا و اقبال به آخرت میباشد و بسوی رضای حق بشتابند.او بندگان خود را به این فریضه بزرگ امتحان نموده البته باید دانست که اگر عبادتگاه خود را از میان باغهای پراز میوه و سبز و آبهای روان و زمینهای پر از گیاه و با طراوت و ساختمانهای با
شکوه و مجلل قرار میداد هرگز آزمایش و امتحانی حاصل نمیشد (چرا که هر چه امتحان سهل و آسان باشد اجر و پاداش کمتر خواهد بود) و در این امتحان افراد کامل و شایسته از افراد ناشایست و دون همت جدا نشده و وسوسه شیطان فرو مایگاه را گمراه نمیکرد.خطبه قاصعه از نهج البلاغه
امام صادق علیهالسلام میفرماید : وقتی اراده حجّ نمودی قلب خود را از همه چیز خالی کن و امور خود را به خدای خود واگذار و در همه امور خود به او توکل کن و تسلیم قضا و قدر او باش و با دنیا و خلق دنیا وداع کن و از حقوقی که از مردم بعهده داری خارج شو و تکیه بر زاد و توشه و جوانی و قوت و رفقای خود مکن که بسا مایه گرفتاری تو خواهد شد چرا که هرکه ادعای رضای خدا کند و تکیه او بر چیزی غیراز خدا باشد آن چیز وبال و دشمن او خواهد شد تا بداند پنگاهگاهی جز خداوند وجود ندارد و فرمود : چنان بطرف خدا حرکت کن که نیازی به بازگشت به دنیا نداشته باشی، و با دوستان نیکو معاشرت کن، و بر اوقات نماز مواظبت نما، و سنتهای رسولخدا را از ادب و صبر و شکر و تحمل آزار دیگران و محبت و گذشت و ایثار نسبت به بندگان خدا رعایت کن، و با آب توبه گناهان خود بشوی و لباس صدق و صفا و خضوع و خشوع را
در برکن و با احرام، خود را از هر چیزی که مخالف ذکر خدا و حجاب از بندگی اوست دور نگهدار و بدان لبیک تو باید اجابت خالصانه و صادقانه نسبت به ذات مقدس حق باشد در حالیکه بحول و قوه او تمسک نموده باشی، و با قلب خود همراه ملائکه گرد خانه معبود طواف کن و فکر کن که با ملائکه گرد عرش خداوند طواف میکند و با هروله خویش از هوسهای خود فرار کن، واز پنیروهای خویش بیزار شو و بخود تکیه نکن، و وقتی بسوی منی میروی از تمام غفلتها و لغزشهای خویش خارج باش، و چیزی که شایسته و صلاح تو نیست درخواست مکن
و در عرفات به خطاهای خویش اعتراف کن، و عهد خود را با خدای خویش تجدید نما و در مزدلفه و مشعر به خدای خود تقرب جوی و از او بیمناک باش، و با قربانی نمودن حنجره طمع را قطع نما، و با رمی جمرات شهوتها و اعمال ناپسند و اخلاق ذمیمه را از خود دور نما و با تراشیدن سر عیوب ظاهر و باطن را برطرف کن و با داخل شدن در حرم امن الهی خود را در پناه پرودگار خود بدان و با زیارت بیتاللّه به عظمت و جلال و سلطنت صاحب خانه توجه کن، و با استلام حجرالاسود در مقابل عظمت خداوند خاضع و به تقدیر او راضی باش، و با طواف وداع از غیر خدا وداع کن، و با ورود به کوه صفا روح و باطن خود را صفا بخش، و با
رسیدن به کوه مروه مروست و جوان مردی را مراعات کن، و بر شروط حجّ خود باقی باش، و بدان خدای متعال از بین عبادات فقط حجّ را بخود نسبت داده و فرموده: «وللّه علی النّاس حجّ البیت من استطاع الیه سبیلاً». و پیامبر او هر سنتی را در خلال مناسک حجّ آورده برای استعداد و توجه دادن مردم است به موضوع مرگ و قبر و بعث و قیامت و مردم را از مشاهده مناسک حجّ به یاد قیامت و دخول در بهشت و یا دوزخ انداخته که برای صاحبان خرد و عقل درسی باشد.بحار ج 99/125 از مصباح الشریعة ص 47
بدان هنگام که مولایمان زینالعابدین علیهالسلام از حجّ باز میگشت : «شبلی»(1)به استقبال حضرتش شتافت. امام از وی پرسید: شبلی، آیا حجّ گزاردهای؟ پاسخ گفت : آری، ای فرزند رسول خدا. آنگاه امام فرمود: آیا به میقات فرود آمدی و جامههای دوخته فرو گذاشتی و غسل کردی؟ گفت : آری. فرمود: به هنگام نزول به میقات، آیا نیت آن داشتی که جامه گناه به کنار میافکنی و جامه طاعت میپوشی؟ گفت : نه. فرمود : به هنگام برهنه گشتن از جامههای دوختهات، آیا نیت آن داشتی که از ریا و نفاق و ورود در
1) (1)1- ظاهرا همان شخصیت معروف از مشایخ عرفان و تصوّف است، گرچه از نظر تاریخ مضبوط نیست.
کارهای شبهه ناک مجرد میشوی؟ گفت : نه. فرمود : به هنگام غسل کردن، آیا نیت آن داشتی که خود را از لغزشها و گناهان شستشو میدهی؟ گفت : نه
فرمود : بنابراین، نه به میقات فرود آمدهای و نه از جامههای دوخته عاری شدهای و نه غسل کردهای.
سپس فرمود : آیا نظافت کردی و احرام پوشیدی و پیمان حجّ بستی؟ گفت : آری
فرمود : به هنگام نظافت و پوشیدن احرام و بستن پیمان حجّ، آیا نیت آن داشتی که با داروی توبه خالص برای خدای متعال خود را (از گناه) پاک میکنی؟ گفت : نه.
فرمود : به هنگام محرم شدن، آیا نیت آن داشتی که هرآنچه را خداوند عز وجل حرام کرده، بر خود حرام میکنی؟ گفت : نه.
فرمود : به هنگام بستن پیمان حجّ، آیا نیت آن داشتی که هر پیمان غیرالهی را زیرپا مینهی؟ گفت: نه
فرمود : بنابراین، نه نظافت کردهای و نه محرم شدهای و نه پیمان حجّ بستهای.
سپس فرمود : آیا به میقات داخل شدی و دو رکعت نماز احرام گزاردی و لبیک گفتی؟: گفت : آری. فرمود : به هنگام گزاردن دو رکعت نماز، آیا نیت آن داشتی که بسبب بهترین اعمال و
بزرگترین حسنات بندگان که نماز است به خدا نزدیک میشوی؟ گفت : نه.
فرمود : به هنگام لبیک گفتن، آیا نیت آن داشتی که بنابر تعهد به طاعت خدا در هر امر سخن میگوئی و از هر معصیت باز میایستی و سکوت میکنی؟ گفت : نه. فرمود: بنابراین، نه به میقات داخل شدهای و نه نماز گزاردهای و نه لبیک گفتهای.
سپس فرمود : آیا به حرم داخل شدی و کعبه را دیدی و نماز گزاردی؟ گفت : آری. فرمود: به هنگام داخل شدن به حرم، آیا نیت آن داشتی که هر غیبتی را که نسبت به مسلمانان اهل آئین اسلام روا داشتهای، بر خود حرام میکنی؟ گفت : نه.
فرمود : به هنگام رسیدن به مکه، آیا نیت آن داشتی که از این سفر تنها مقصد تو خداست؟ گفت : نه. فرمود: بنابراین، نه به حرم داخل شدهای و نه مکه را دیدهای و نه نماز گزاردهای.
سپس فرمود : آیا طواف خانه کردی و ارکان را مس نمودی و «سعی» کردی؟ گفت : آری. فرمود : به هنگام سعی، آیا نیت آن داشتی که (از شر شیطان و نفس اماره) به پناه خدا میگریزی و او که داننده نهانهاست براین امر واقف است؟ گفت : نه. فرمود: بنابراین، نه طواف خانه کردهای و نه ارکان را مس نمودهای و نه سعی کردهای.
سپس فرمود : آیا با حجرالاسود مصاحفه کردی و در مقام ابراهیم علیهالسلام ایستادی و آنجا دو رکعت نماز گزاردی؟ گفت : نه. در این هنگام امام علیهالسلام صیحهای زد و نزدیک بود از دنیا مفارقت کند. آنگاه فرمود: آه، آه. آنکس که با حجرالاسود مصاحفه کند در حقیقت با خدایتعالی مصاحفه کرده است؛ پس بنگر ای بیچاره که اجر کاری را که حرمتی بس بزرگ دارد تباه نسازی و همچون گناهکاران به سبب مخالفت (با اوامر الهی) و ارتکاب محرمات ارزش مصافحه (و عهد عبودیت) با خدا را نشکنی.
سپس فرمود : به هنگام وقوف در مقام ابراهیم، آیا نیت آن داشتی که به عزم طاعت تمام و مخالفت با هر عصیان (در این مکان مقدس) وقوف میکنی؟ گفت : نه. فرمود: به هنگام گزاردن دو رکعت نماز در مقام ابراهیم، آیا نیت آن داشتی که در واقع نماز ابراهیم علیهالسلام را به جای آورده و با چنان نمازی بینی شیطان را به خاک میمالی؟ گفت : نه. فرمود : بنابراین، نه با حجرالاسود مصاحفه کردهای و نه در مقام ابراهیم وقوف نمودهای و نه دو رکعت نماز آنجا را بحق گزاردهای.
سپس فرمود : آیا بر سر چاه زمزم رفتی و از آب آن نوشیدی؟ گفت : آری. فرمود: بدانهنگام، آیا نیت آن داشتی که بر طاعت حق مشرف میشوی و دیده از معصیت میپوشی؟ گفت : نه. فرمود:
بنابراین، نه بر چاه زمزم اشراف یافتهای و نه از آب آن نوشیدهای.
سپس فرمود : آیا بین صفا و مروه سعی کردی و راه رفتی و رفت و آمد نمودی؟ گفت : آری. فرمود: بدانهنگام، آیا نیت آن داشتی که میان خوف و رجاء واقع شدهای؟ گفت : نه. فرمود: بنابراین، بین صفا و مروه نه سعی کردهای و نه راه رفتهای و نه رفت و آمد نمودهای.
سپس فرمود : آیا بسوی منی (از مکه) خارج شدی؟ گفت : آری. فرمود: بدانهنگام، آیا نیت آن داشتی که مردم را از (شر) زبان و فکر و دست خود در امان میداری؟ گفت : نه. فرمود: بنابراین، بسوی منی (از مکه) خارج نشدهای.
سپس فرمود : آیا درعرفات وقوف کردی و بر «جبل الرحمه» بالا رفتی و وادی «نمره»(1)را شناختی و نزد «میل» و «جمرات» خدا را خواندی؟ گفت : آری. فرمود: به هنگام وقوف در عرفات، آیا حق معرفت خداوند سبحان را ادا کردی و به معارف و علوم الهی پی بردی و دانستی که با تمام وجود در قبضه قدرت خدا هستی و او بر نهان کار تو و خفایای قلب تو آگاه است؟ گفت : نه.
فرمود : به هنگام فرار از آمدن بر جبلالرحمه، آیا نیت آن داشتی که خداوند بر هر زن و مرد با ایمان رحمت میآورد و هر زن
1) (1)1- کوهی است که از حدود عرفات محسوب میشود (مجمع البحرین)
و مرد مسلمانی را یاری و رهبری میکند؟ گفت : نه. فرمود : نزد نمره که بودی، آیا نیت آن داشتی که تا خود، تن به امر و نهی الهی ندهی، امر و نهی تو در دیگران اثر نخواهد کرد؟ گفت : نه. فرمود: به هنگام وقوف نزد «عَلَم» و «نَمِرات»(1)آیا نیت آن داشتی که آن دو، شاهد طاعات تو هستند و همراه فرشتگانِ نگهبانِ تحت امر الهی، حافظ تو میباشند؟ گفت : نه. فرمود: بنابراین، نه در عرفات وقوف کردهای و نه بر جبلالرحمه بالا رفتهای و نه نمره را شناختی و نه نزد نمرات وقوف داشته و نه خدا را خواندهای.
سپس فرمود : آیا از بین «دو عَلَم»(2)عبور کردی و پیش از گذر دو رکعت نماز گزاردی؟ و آیا بر زمین مزدلفه راه رفتی و آنجا سنگریزهها را برچیدی؟ و آیا بر مشعرالحرام(3)گذر کردی؟ گفت : آری. فرمود: به هنگام گزاردن دو رکعت نماز، آیا نیت آن داشتی که آن نماز شکر است که در شب دهم گزارده میشود و هر مشکلی را برطرف میکند و هر کاری را آسان میسازد؟ گفت : نه. فرمود: به هنگام راه رفتن بین دو علم و مراقبت بر عدم انحراف به راست و
چپ، آیا نیت آن داشتی که از دین حق به راست و چپ منحرف نشوی، نه با قلبت و نه با زبانت و نه با اعضای بدنت؟ گفت: نه.
فرمود : به هنگام راه رفتن بر زمین مزدلفه و برچیدن سنگریزهها، آیانیت آن داشتی که هرگناه و نادانی را از خود برمیگیری و هر علم و عملی را برخود ثابت میکنی؟ گفت:نه. فرمود : به هنگام گذر بر مشعرالحرام، آیا نیت آن داشتی که قلب خود را به شعارتقوی و خوف خداوند عزوجل مُشعِر میداری؟ گفت : نه. فرمود: بنابراین، نه بر دو علم گذشتهای و نه دو رکعت نماز آنجا را گزاردهای ونه بر زمین مزدلفه راه رفتهای و نه سنگریزهای ازآن برچیدهای و نه بر مشعرالحرام گذر کردهای.
سپس فرمود : آیا به منی رسیدی و رمی جمره کردی و سر تراشیدی و قربانی کردی و در مسجد خیف نماز گزاردی و به مکه بازگشتی و طواف افاضه (بازگشت)(1)بجا آوردی؟ گفت : آری. فرمود : به هنگام رسیدن به منی و رمی جمرات، آیا نیت آن داشتی که باید به خواستهات رسیده باشی و خداوند هر حاجت تو را برآورده باشد؟ گفت : نه. فرمود: به هنگام تراشیدن سر، آیا نیت آن داشتی که از تمام پلیدیها و از تبعات سوء (ظلم به) آدمیان پاک
1) (1)1- طواف افاضه، همان طواف حجّ و زیارت است و از این جهت به طواف افاضه تعبیر شده که پس از مراجعت و افاضه از منی به مکه انجام میشود.
میشوی و همچون روز ولادت از مادر از گناهان بیرون میروی؟ گفت : نه. فرمود : به هنگام نماز گزاردن در مسجد خیف، آیا نیت آن داشتی که جز خدا و گناهانت از کسی نترسی و جز رحمت خداوند متعال به چیزی امید نبندی؟ گفت : نه.
فرمود : به هنگام قربانی کردن، آیا نیت آن داشتی که با تمسک به حقیقت پارسائی، گلوی طمع را میبری و سنت ابراهیم علیهالسلام را پیروی میکنی که با سربریدن فرزند و میوه دل و آرام جان خود و ... سنت بندگی و تقرب به خداوند متعال را برای آیندگانِ پس از خود پایه گذاشت؟ گفت : نه. فرمود : به هنگام بازگشت به مکه و انجام طواف افاضه، آیا نیت آن داشتی که (با بهرهگیری) از رحمت خداوند متعال اکنون به طاعت او باز گشتهای و به دوستی او تمسک جستهای و واجبات او را ادا کردهای و به قرب خدا رسیدهای؟ گفت : نه.
آنگاه حضرت زینالعابدین به او فرمود: بنابراین، نه به منی رسیدهای و نه رمی جمرات کردهای و نه سر تراشیدهای و نه قربانی کردهای و نه در مسجد خیف نماز گزاردهای و نه طواف افاضه انجام دادهای و نه به قرب الهی رسیدهای؛ باز گرد که به حقیقت حجّ نکردهای.
شبلی از کوتاهی خود در فهم حقیقت حجّ و عمل به
مناسک آن برخود پیچید و سخت گریست و از آن پس پیوسته به فراگیری اسرار حجّ میپرداخت تا آنکه سال دیگر به انجام حجی از روی معرفت و یقین موفق شد.مستدرک ج 2 کتاب الحج
فریضه حجّ در بین فرائض الهی از ویژگیهای خاصی برخوردار است و شاید جنبههای سیاسی و اجتماعی آن بر جنبههای دیگرش غلبه داشته باشد، با آنکه جنبه عبادیش نیز ویژگی خاصی دارد ... خداوند تعالی در آیه شریفهای: (جعل اللّه الکعبة البیت الحرام قیاما للنّاس) ... سر و انگیزه حجّ و غایت قرار دادن کعبه و بیتالحـــرام را نهضت و قیـــــام مسلمانان برای مصالح ناس و تــــودههای مستضعف جهان ذکر میفرماید. باید در این اجتماع عظیم الهــــی که هیچ قدرتــی جز قدرت لایزال خداوند نمیتواند آن را فراهم کند مسلمانان به بـــررسی مشکلات عمومی مسلمانان پرداخته و در راه رفع آنها با مشـــورت همگانی کوشش کنند.
این اجتماع (حجّ)، دینی سیاسی (است) و اسلام یک دین عبادی سیاسی است که در امور سیاسیاش عبادت منضم است و در امور عبادیاش سیاست ... نکته مهم این اجتماعات این است که مسلمین با هم در یک محیط دور از تشریفات، یک محیطی که
همه آن جهات شخصیات را ریخته و با یک کفن و یا دو ثوب مختصر در این مواقف حاضر شوند و مهم این است که آن چیزهائی که در بلاد مسلمین در طول سال گذشته است به اطلاع هم برسانند و برای رفع مشکلات مسلمین فکر بکنند و اجتماع بزرگ میلیونی اسلامی در حجاز برای همین نکته است، در عین حالی که عبادت است. و معالاسف، ما مسلمانها که از اسلام دور افتادهایم و از حقایق اسلامی منزوی شدهایم، دراین فکر ابدا نیستیم که اولاً کسانی که میتوانند بروند، بروند مشرف شوند در خانهخدا و کسانی که اصحاب تفکر هستند، نویسنده هستند، روشنفکر هستند و عالم هستند، در آن محیط مجتمع بشوند و مشکلات مسلمین را در تمام جهان بررسی کنند و آنچه که میتوانند حل کنند. ما الان از تشرف مکه و حجّ بیتاللّه جز اینکه یک دسته اشخاص عامی مردم، عامه مردم در آنجا مجتمع بشوند، اشخاص موثری که میتوانند، از حکومتها، از بزرگان قوم، در آنجا میتوانند مجتمع بشوند و مسائل اسلام را و مسائل مسلمین و مسائل سیاسی و اجتماعی مسلمین را بررسی کنند، معالاسف این امر مغفول عنه است و در عین حال که باید در آنجا بررسی مشکلات را بکنند بر مشکلات افزوده میشود.
... حقیقت حجّ این است که شما بروید درد مردم را ببینید؛
ببنید فقرا چطوری هستند، شما هم بشوید اینطور؛ ببنید مستمندان جهان چطورند، شما هم (به) آن رنگ درآیید. اگر مردم توقع داشته باشند که حالا که ما حجّ میرویم باید برای ما همچون رفاهی حاصل بشود که در منازلمان هم نیست، این حجّ نمیتواند باشد. این حجی که خدای تبارک و تعالی براشخاص واجب فرموده است این است که بروید آنجا زندگانی مردم را ببینید. آنوقت که ما رفتیم، ما زندگانی آنوقت حجازیها را یک مقداری دیدیم، که حالا حجاج نمیتوانند ببینند. آنوقت که ما با اتومبیل بین مکه و مدینه میرفتیم، هرجا اتومبیل میایستاد، هرجا در این بیابانهای لمیرزع طولانی، هرجا اتومبیل میایستاد، از زیر این بتهها اینها میآمدند بیرون: بچههائی که هیچ لباس نداشتند، زنهائی که لباسشان فقط ساتر بود، مردهائی که وضعشان را انسان نمیتواند بیان بکند؛ میآمدند و از مردم گدای میکردند. باید اینها را انسان ببیند... خوب شما حاجی هستید، شما مسلمانی هستید که باید به داد مسلمین برسید، به داد مستضعفین جهان برسید.
... باید متوجه اعمال خودتان باشید، پاسداری از خودتان بکنید و این سفر را سفر الیاللّه حساب بکنید و بدانید که با این سفر ممکن است که شما یک آبروی بسیار زیاد پیش خــدای
تبــــارک و تعــــالی پیدا بکنیـــد و ممکن است خدای نخواسته سقوط کنید.
... توجه داشته باشید که سفـــر حجّ، سفر کسب نیست، سفر تحصیل دنیا نیست، سفر الیاللّــه است. شما دارید به طرف خانه خدا میروید؛ تمام اموری که انجام میدهید بطور الهیت باید باشد. سفرتان اینجا که شروع میشـــود سفر به سوی خدای تبارک و تعالی است. باید مانند انبیــــاء علیهمالسلام و بزرگان دین ما که در تمام زمان حیاتشان مسافرتشان الیاللّه بوده است و از آن چیزی که در برنامه وصول الیاللّه بوده است یک قدم تخلف نمیکردند، شما هم وفود الیاللّه داشته باشید و در میقــــات که میروید لبیک به خدا میگوئید، یعنی تو دعوت کردی و ما اجــــابت؛ مبادا عملی انجام بدهید که خدای تبارک و تعالی بفرماید که خیر، شما را من قبول ندارم برای اینکه شما اسلامی نیستید؛ مبـــادا این سفر را سفر تجارت قرار بدهید و امور تجارتی در این سفر مطــــرح باشد ... این سفر الهی را آلوده به دنیا نکنید. شما میرویـــد رجم شیطان کنید، اگر چنانچه خدای نخواسته خودتـــان از جنود شیطان باشید رجم خودتان را میکنید، شما باید رحمــــانی بشوید تا رجمتان رجم جنود رحمان به شیطان باشد. شما در ایــــن مواقف کریمه وقوف میکنید و وقوف در این مواقف کریمه را مبــــادا آلوده بکنید به
معصیت و مرتکب خلافی شوید.کتاب حجّ/31
یک شیعه، با هیچ آهنگی حق ندارد هیچگونه موضع گیری داشته باشد که برادری دینی، و بهم پیوستگی سیاسی و اجتماعی و دینی او با یک برادر مسلمان سنی متزلزل شود. اگر مراسم حجّ نبود با این توطئههائی که علیه همبستگی مسلمانان شده است بنده گمان میکنم تاکنون آن پیوندهای وحدت آوری را که پیغمبراکرم صلی الله علیه وآله و مسلمانان صدر اسلام با خون جگر و با بذل جان و مال ایجاد کردند و مولا علی علیهالسلام با سی سال سکوت و زندگی همراه با خون دل خوردن به حمایت و حفاظت آن پرداخت و امام مجتبی علیهالسلام با پذیرفتن قرارداد نامطلوبی که شرایط سیاسی آن زمان برآن حضرت تحمیل کرد و بخاطر حمایت از آن از ادامه جنگ خودداری کرد و ائمه ما علیهماالسلام از امام سجاد علیهالسلام گرفته تا امام عسکری علیهالسلام ، همه در راه آن تحملها و رنجها بر خود هموار کردند؛ همه اینها تا بحال باید به فنا میرفت. این درست است که در ذهن سنی جایگزین کردهاند که این شیعهها اصلاً خدا را قبول ندارند. اینها میگویند جبرئیل اشتباه کرد قرار بود بیاید به خانه علی علیهالسلام ، رفت در خانه پیامبر صلی الله علیه وآله را عوضی زد و درست است که بین شیعه، جایگزین کردهاند که این سنیها همهشان دشمن علی علیهالسلام هستند در
حالیکه اکثریتشان به علی علیهالسلام و ائمه احترام میگذارند. درست است که این تبلیغات شوم اثر خود را کرده ولی باز هم بالاخره سالی یکبار، ده هزار، بیست هزار، سیهزار، چهل هزار، پنجاه هزار، صدهزار شیعه را از کشورهای مختلف و دویست هزار، سیصد هزار، پانصد هزار، هفتصد هزار، هشتصد هزار سنی، آنجا دور هم جمع میشوند و اگر یک مقدار در حال همدیگر دقت بکنند و قدری حوصله بخرج بدهند و از احوال هم جویا بشوند میفهمند که تمام اینها دروغ است. لااقل سالی یکبار فرصت دروغ آزمائی هنوز برای جامعه مسلمان باقی مانده است.
اگر همین یک فایده حجّ را حساب کنید فایده بسیار بزرگی است و خیلی اهمیت دارد. لذا من شخصا به حساب همین یک امتیاز بزرگ، همواره معتقد هستم که باید مراسم حجّ را با شکوه هرچه بیشتر همه ساله برگزار نمود. اینکه میبینید علی علیهالسلام اینقدر در وصیتش به امام مجتبی علیهالسلام به فرزندش و به خاندانش تاکید میکند: «اللّه اللّه به یاد خدا باشید و از خدا پروا داشته باشید. در حجّ و کنار خانه خداوندتان را خالی نگذارید وگرنه دیگران آنرا پر میکنند.» برای اینست که حجّ هرقدر هم ضعیف بشود سنگری است بزرگ. این سنگر بزرگ را به هیچ عنوان نمیشود خالی کرد. استفادهای که ما از حجّ میکنیم شاید ده الی بیست درصد برحسب
سالهای مختلف و شرایط مختلف و حجّهای مختلف، به «حجّ اسلام» نزدیک است و باید تلاش کرد که هشتاد و تا نود درصد از دست رفته را بجایش برگردانید.کتاب حجّ در قرآن از شهید بهشتی
1 ـ از همراه بردن اجناس قاچاق و اشیاء ممنوعه خودداری نمایند.
2 ـ مناسک، احکام، فلسفه و اسرار حجّ را بیاموزند تا با شناخت و آگاهی بیشتر اعمال حجّ و عمره را انجام داده ازاین سفر بهره ببرند.
3 ـ موقع سوارشدن به هواپیما، پیاده شدن و ورود به فرودگاه جده، سوار شدن به اتومبیل، دیدار از اماکن مقدسه هنگام صرف غذا و ... نظم و ترتیب را رعایت نموده، دیگران را برخود مقدم بدارید و کاری نکنید که در مقابل چشمان زائران غیرایرانی و اتباع سایر کشورها، به حیثیت اسلامی و انقلابی شما لطمه وارد شود.
4 ـ همراه با شنیدن صدای روحبخش اذان، حتما در نماز جماعت مسجدالنبی صلی الله علیه وآله و یا مسجدالحرام شرکت نموده، ازاین فرصت بزرگ معنوی که برای شما بدست آمده حداکثر استفاده را ببرید.
5 ـ موقع نماز هرکجا که هستید از خرید و فروش، ایستادن کنار کوچه و خیابان و بازار حرکت برخلاف مسیر نمازگزاران، بشدت اجتناب فرمائید.
6 ـ در اماکن مقدس مکه و مدینه سیگار کشیدن ممنوع است، لذا از استعمال دخانیات جدا بپرهیزید.
7 ـ از فریاد زدن، ایجاد سر و صدا، و انجام اعمال و حرکاتی که زیبنده یک مسلمان ایرانی نیست خصوصا در اماکن مقدسه، و مشاهد مشرفه خودداری نمائید.
8 ـ از خواندن دعا و زیارت و فرستادن صلوات با صدای بلند و دادن شعار در مسجدالحرام و مسجدالنبی صلی الله علیه وآله و نیز از کارهائی که موجب انگشت نما شدن است همچون سجده بر روی چوب، مقوا، کاغذ و سنگ اجتناب فرمائید.
9 ـ هنگام نماز جماعت از امام جماعت تبعیت نموده، قبل از او به رکوع و سجده نروید و در نمازهای جماعت نیت قصر نشود.
10 ـ برخی از اهل سنت عبور از مقابل نمازگزاران را جایز نمیدانند، لذا از راه رفتن در برابر صفوف نمازگزاران و یا افرادی که بصورت انفرادی مشغول نماز خواندن هستند خودداری کنید.
11 ـ احترام و قداست قرآن کریم را حفظ نموده، در پایگاه وحی با خواندن آیات قرآن دهانتان را خوشبو و قلوبتان را صفا بخشیده، قرآنها را روی زمین نگذارید.
12 ـ خواهران گرامی از پوشیدن مانتو، چادرهای رنگی و لباسهائی که به نوعی جلب توجه میکند به شدت پرهیز نموده، با رعایت حجاب اسلامی عزت، صلابت و عظمت زن مسلمان را به نمایش بگذارید.
13 ـ در کنار بقیع از خواندن نماز خودداری فرموده، نمازهای مستحبی را در مسجدالنبی صلی الله علیه وآله و یا محل مناسب دیگری بخوانید. هنگام خواندن زیارت و مصیبت از بلندگو استفاده نکرده، از سینهزنی و نوحه خوانی، دخیل بستن، خاک برداشتن از قبور، عکس گرفتن و حرکاتی از این قبیل که موجبات وهن مذهب را فراهم مینماید اجتناب فرمائید.
15 ـ برادران محترم از لباسهای زیرین و نامناسب و پیراهنهای بدون آستین در مجامع عمومی و اماکن استفاده ننمایند.
16 ـ برای بهرهگیری هرچه بیشتر از این سفرالهی و معنوی سعی کنید شبها زودتر استراحت نموده، قبل از اذان صبح بیدار و به سوی مسجدالحرام و یا مسجدالنبی صلی الله علیه وآله حرکت و به موقع در نماز جماعت حاضر شوید.
17 ـ از همراه بردن قرآنهای مسجدالنبی صلی الله علیه وآله و مسجدالحرام و انتقال آن به هتلها خودداری فرمائید.
18 ـ از انداختن عریضه، کاغذ، پول، طلا و ... در ضریح مطهر نبیاکرم صلی الله علیه وآله و قبور ائمه و سایر اماکن خودداری فرموده، برای بهرهبری صحیح و بهتر با روحانی گروه و یادفتر نمایندگی بعثه تماس بگیرید.
19 ـ فروش اشیائی همچون پسته، انگشتر، زعفران و ... در کنار کوچه و خیابان به حیثیت مسلمان ایرانی لطمه وارد میکند لذا ازاین کار اجتناب فرمائید.
20 ـ نظافت را در طول سفر و همه جا مراعات فرمائید.
21 ـ قیمت اکثر کارهای موجود در بازار، ازایران گرانتر بوده، مقرون به صرفه نیست. بنابراین به جای آنکه اوقات گرانبهای خود را در بازارها بگذارنید از برکات معنوی این سفر الهی و دینی بهره بگیرید.
22 ـ در پایان سفر در صورت تمایل، کتب ادعیه، مفاتیح و سایر کتابهائی که بهمراه دارید را به دفتر بعثه هدیه نمائید تا برای استفاده در اختیار زائران محترم قرار گیرد.
23 ـ دیدار از اماکن به صورت دسته جمعی صورت میگیرد، لذا حتما ساعات رفت و آمد را دقیقا مراعات نمائید تا با تاخیر
خود موجبات اذیت و آزار دیگران فراهم نشود.
24 ـ رفتارها و برخوردهای مشکوک را، سریعا جهت پیگیری لازم، به دفتر نمایندگی بعثه اطلاع دهید.
25 - برای قبولی اعمال و درک پاداش بیشتر، سعی کنید از ابتداء سفر تا انتهاء آن، در مقابل مشکلات و برخوردهای تلخ حجاج و زوار صبور بوده، و تا میتوانید به میهمانهای خدا و رسول خدا علیهاالسلام و ائمه معصومین علیهمالسلام ، احترام نموده و به آنها کمک نمائید چرا که امام صادق علیهالسلام فرمود: انجام حاجت برادر مؤمن از طواف گرد کعبه افضل است.
1 ـ مرحوم مجلسی رحمهاللّه از محاسن برقی با سند خود از امام جعفرصادق علیهالسلام نقل نموده که فرمود: هر که در یک جلسه هزار مرتبه بگوید «ماشاءاللّه» در همان سال موفق به حجّ میشود و اگر نشد در سالهای بعد حتما به حجّ مشرف خواهد شد.بحارج99/27
2 ـ مرحوم صدوق علیهالرحمه با سند خود از عبداللّه فضل هاشمی نقل نموده که گوید: به امام صادق علیهالسلام گفتم دین و بدهکاری سنگینی دارم و عیالات من آنقدراست که قدرت برای حجّ ندارم، دعائی به من تعلیم نمائید که موفق به حجّ بشوم. امام صادق علیهالسلام فرمود: بعد از هر نماز واجب بگو : اَللّهُمَّ صلّ علی مُحَمَّد و آل مُحَمَّد و اقض عنّی دین الدّنیا و دین الاخرة یعنی خداوندا، درود خود را بر مُحَمَّد و آل او بفرست و قرض دنیا و قرض آخرت مرا اداء فرماد، گوید به آن حضرت گفتم دین دنیا را شناختم دین آخرت کدام است؟ فرمود دین آخرت حجّ است.بحار ج 99/27
3 ـ مرحوم کلینی از ابیبصیر نقل نموده که میگوید امامصادق علیهالسلام عادت براین داشت که در ماه مبارک رمضان میخواند : اَللّهُمَّ انّی منک و بک اطلب حاجتی و من طلب حاجة الی النّاس فانّی لااطلب حاجتی الاّ منک وحدک لاشریک لک و اَسألُکَ
بفضلک و رضوانک ان تصلّی علی مُحَمَّد و اهل بیته و ان تجعل لی فی عـامی هذا الی بیتکالحرام سبیلاً حجّة مبرورة متقبّلة زاکیة خالصة لک تقـرّبهـا عینی و ترفع بها درجتی و ترزقنی ان اغضّ بصـری و ان احفظ فـرجـی و ان اکفّ بها عن جمیع محـارمک حتـی لایکـون شیءٌ آثـر عندی من طـاعتک و خشیتـک و العمـل بمـا احببت و التّـرک لمـا کرهت و نهیت عنه واجعـل ذلـک فی یسر و یسار و عافیة و ما انعمت به علیّ.(مفاتیح الجنان ص 176
مرحوم صدوق علیهالرحمه نقل نموده که رسول خدا صلی الله علیه وآله به امیرالمومنین علی علیهالسلام فرمود: یا علی کسیکه مستطیع باشد و حجّ را ترک کند کافر است چرا که خدای متعال فرمود: وللّه علی الناس حجّ البیت تا آخر آیه سپس فرمود یا علی کسیکه حجّ را به تأخیر اندازد تا از دنیا برود خداوند او را در قیامت بین یهود و نصاری مبعوث فرماید.تفسیر صافی
و از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمود: کسیکه بمیرد و حجّ واجب خود را بدون عذر بجای نیاورده باشد، مرده است، یهودی یا نصرانی.بحار ج 21/5
و ابوبصیر گوید شنیدم از امام صادق علیهالسلام فرمود: کسیکه بمیرد و حال آنکه حجّ واجب خود را بجای نیاورده باشد در
حالیکه از نظر صحت و مزاج و تمکن مالی عذری نداشته است او از کسانی است که خدا در باره آنان فرموده: کور وارد صحرای محشر میشوند، گوید عرض کردم سبحان اللّه کور وارد محشر میشوند؟! فرمود بلی این کسی است که به جرم گناهش از طریق حق نابینا گردیده است.کافی ج 4/269
و امام باقر علیهالسلام فرمود: هر که برای کار دنیا حجّ را رها کند خواهد دید که حجاج از مکه باز گشتهاند و او هنوز گرفتار مانده و کار دنیای او حل نشده است.وافی حجّ /48
مؤلف گوید : در مکّه معظّمه در جلسهای که روحانیون حجّ اجتماع داشتند حقیر شرکت داشتم که در آن جمع یکی از فضلاء از مرحوم شهید آیها.. مدنی نقل نمود که آیها.. حکیم قدسسره در درس خارج فقه فرمود: با سید عالم محترمی وعده کردیم که هرکدام زودتر از دنیا رفتیم حال خود را به دیگری خبر دهیم و آن سید از دنیا رفت و تا یکسال به خوابم نیامد و وقتی آمد به او گفتم چرا خلف وعده نمودی؟ او گفت علت نیامدن من، حج من بود و چون من مُردم پرونده مرا خدمت رسولاللّه صلی الله علیه وآله دادند حضرت نگاهی نمود در آن و فرمود: تارک حج است، سپس خدمت امیرالمومنین علیهالسلام دادند آن حضرت هم نگاهی نمود و فرمود : تارک
حج است، تا اینکه خدمت حضرت صدّیقه طاهره علیهاالسلام دادند چون در آن نظر نمود فرمود: فرزندم مهدی کجاست؟ و چون حضرت مهدیّ عجل الله فرجه حاضر شدند و مقابل مادر ایستادند حضرت زهرا علیهاالسلام باو فرمود: امسال شما از جانب این فرزندم حجّ بجا بیاورید و حضرت مهدیّ قبول نمودند و در این سال برای من حجّ بجا آورند و من آزاد شدم.
1 ـ عن الصادق عن جده رسول اللّه صلی الله علیه وآله : و ان من الذنوب ذنوبا لایکفرها الا الوقوف بعرفات.
یعنی بعضی از گناهان جز در سرزمین عرفات جای دیگری بخشیده نمیشوند.وافی حجّ /43
2 ـ مردی در مسجدالحرام از امام صادق علیهالسلام پرسید: کدام گناهکار گناهش بزرگتر است؟ فرمود آنکه وقوف به عرفات و مشعر را درک کند و سعی و طواف نماید و نماز طواف را پشت مقام انجام دهد و گمان کند که خداوند او را نیامرزیده است.وافی حجّ /42
3 ـ امام صادق علیهالسلام فرمود: چون حاجی وارد مکه شود خداوند دو فرشته براو میگمارد تا اینکه طواف و نماز و سعی او را حفظ کنند و چون به عرفات وقوف نماید دست برشانه
راست او زنند و گویند ای فلان، گناهان گذشتهات آمرزیده شد، مواظب اعمال آینده خود باش.
4 ـ رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: حجاج سه دستهاند، بهترین آنهاکسی است که گناهان گذشته و آینده او بخشیده میشود و از عذاب قبر محفوظ میماند و بعد از او کسی است که گناهان گذشته او آمرزیده میشود، و کسی که کمترین نصیب را دارد کسی است که در مدت سفر اهل و مال او را خداوند حفظ میفرماید.
5 ـ امام صادق علیهالسلام فرمود: کسی که حجّ واجب خود رابجا آورد یکی از زنجیرهای آتش را از گردن خود باز نموده و اگر باز حجّ کند تا آخر عمر بخیر وخوبی بسر برد و اگر سه حجّ بجا آورد مانند کسی است که در تمام عمر زائر خانه خدا باشد چه حجّ بجا بیاورد و چه حجّ بجا نیاورد.فقیه حجّ ص 208
امام صادق علیهالسلام میفرماید: لقمان حکیم به فرزند خود میفرمود:
1 ـ وقتی با جمعی مسافرت نمودی در کارهای خود و امور همراهان زیاد با آنها مشورت داشته باش.
2 ـ زیاد مقابل آنها تبسم نما و صورت گشوده و شیرین به آنها
داشته باش.
3 ـ از آنچه در اختیار داری از آنها دریغ مکن و اگر تو را دعوت نمودند اجابت کن.
4 ـ اگر از تو کمک خواستند آنها را کمک نما.
5 ـ از سکوت طولانی و نماز فراوان و گذشت و سخاوت نسبت به آنچه در اختیار داری دریغ مکن.
6 ـ اگر تو را برای شهادت حقی دعوت کنند اجابت کن و اگر در کاری از تو مشورت خواهند با دقت کامل درمورد آن نظر کن و زود جواب نگو تا اینکه زمانی بگذرد و فکر و اندیشه خود را در باره آن بکاربری چرا که هرکه کمال خیرخواهی را در این باب رعایت نکند خداوند نعمت امانت و رأی را از او سلب خواهد نمود.
7 ـ با رفقای خود همراهی داشته باش اگر کار مشروعی میکنند و راهی میروند با آنها موافقت کن.
8 ـ اگر همراهان صدقه دادند و یا وامی را پرداخت نمودند با آنها موافقت کن و در آن خیر شریک باش.
9 ـ احترام بزرگترها را حفظ کن و اگر سخنی از بزرگتر شنیدی بهگفته او توجه و عمل کن.
10 ـ و اگر چیزی و یا انجام کاری را از تو خواستند جواب تو
مثبت باشد چرا که نه گفتن دلیل ناتوانی میباشد.
11 ـ فرزند عزیزم وقت نماز که رسید نماز را بر همه چیز مقدم دار و خود را از این دین راحت نما.
12 ـ سعی کن نماز را با جماعت انجام دهی ولو جای سختی باشد.
13 ـ بهر منزلی بار انداختید اول قبل از نشستن دو رکعت نماز کن و در وقت حرکت همچنین کن. و با آن سرزمین وداع نما و بر آن و اهل آن سلام کن چرا که هر سرزمینی را اهلی است از ملائکه.
14 ـ تا توانی از هر غذائیکه میخوری قدری از آن را صدقه بده قبل از آنکه از آن غذا استفاده کرده باشی.
15 ـ بر تو باد به قرائت کتاب خدا تا وقتی بر مرکب سوار باشی.
16 ـ بر تو باد به تسبیح خداوند وقتی مشغول کاری باشی و برتو باد به دعا در وقتیکه فارغ باشی.
17 ـ حذر کن از طی راه در اول شب و اگر خواهی آخر شب حرکت کن.
18 ـ حذر کن از بلند کردن صدای خود در راه و مسیر حرکت.
بحار ج 2/194
و امام باقر علیهالسلام فرمود: با مثل خود سفر کن نه با کسیکه تمکن
مالی او بیش از تو باشد و بخواهد ترا کفایت نماید چرا که این برای تو ذلت است.فروع کافی ج 4/286
و امام صادق علیهالسلام فرمود : با کسی همنشین شو که او ترا زینت نماید (یعنی تو از او بهره اخلاقی و دینی ببری) نه اینکه تو او را زینت کنی و آبرو بخشی.فقیه ج 2/182
و امام صادق علیهالسلام فرمود: از مروّت نیست که خوب و بد سفر را بازگوئی کنی.فقیه ج 2/180
و رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: کسیکه به مسافر مؤمنی کمک کند خداوند هفتاد و سه بلا از او برطرف کند و در دنیا او را از غم و اندوه دور نماید و مصیبت بزرگ او را آسان کند عرض شد کدام مصیبت؟ فرمود مصیبت قیامت.محاسن ج 2/362
1 ـ حجّ برای انجام فرمان خدا باشد
امام صادق علیهالسلام فرمود: حجّ بر دو وجه انجام میشود یکی حجی که برای مردم انجام میگیرد و دیگری حجی که برای رضای خدا انجام میگیرد، پس کسیکه برای خدا حجّ بجا آورد ثواب آن برخدا است و خداوند هم او را بهشت روزی فرماید و کسیکه برای مردم به حجّ رود ثواب آن برمردم است در روز قیامت.
ثواب الاعمال ج 2/74
2- حقوق خدا و بندگان او را اگر ضایع نموده بپردازد
امـام صادق علیهالسلام فرمود: کسیکه با مال حرام به حجّ رود چون لبیـک گویــد در جواب او گفته میشود: «لالَبَّیْـکَ و لا سعدیک» اجــابت تـو اجـابت نیست راست نگفتــی و عمل تو مــرضی ما نیست.فقیه کتاب حج
و از رسول خدا صلی الله علیه وآله نقل شده که فرمود: کسیکه مالی را از حرام بدست آورد اگر با آن تصدق کند و یا بنده آزاد نماید و یا حجّ و عمره بجا آورد از او قبول نخواهد شد و بنویسد خداوند برای او بعدد اجزاء آن مال حرام، وِزر و وبال و همان مال بعد از مرگ توشه جهنم او خواهد شد.وسائل الشیعه وعقابالاعمال 236
و امام کاظم علیهالسلام فرمود: ما خانوادهای هستیم که سه چیز را از خالصترین و پاکترین اموال خود تهیه میکنیم یکی مخارج حجّ خانه خدا را، و دیگری مهریه زنهای خودمان را و سوم مخارج کفن و لباس عالم آخرت را. وسائل الشیعه
3 ـ اعتقاد به امامت امامان معصوم علیهمالسلام داشته باشد
معلی بن خنیس گوید امام صادق علیهالسلام فرمود: ای معلی اگر بندهای هزار سال بین رکن و مقام عبادت کند، روزها روزه باشد و شبها عبادت نماید تا آنکه آنقدر پیر و فرسوده شود که ابروهایش بر روی چشمانش بریزد و از پیری استخوانهای او جمع شود و جاهل
بحق ما باشد (یعنی ما را به امامت نپذیرفته باشد) ثوابی برای اعمال او نخواهد بود.عقاب الاعمال /243
و حارث بن مغیره میگوید خدمت امام صادق علیهالسلام نشسته بودم شخصی وارد شد و عرض کرد یابنرسول اللّه صلی الله علیه وآله چقدر امسال حاجی زیاد است؟! حضرت فرمود: زیاد باشند و یا کم باشند به خدا قسم خدا فقط از شما قبول میفرماید و شما را میآمرزد. احادیث در این موضوع فراوان است ما بهاین دو حدیث اکتفا نمودیم. محاسن/167
امیرالمومنین علی علیهالسلام میفرماید شنیدم از رسول خدا صلی الله علیه وآله که میفرمود: علامت و نشانه قبولی حجّ آن است که حاجی اعمال خلاف و گناهانیکه انجام میداده، بعد از حجّ ترک نماید و اگر باز بهمان اعمال زشت خود مانند زنا و خیانت و یا معصیت دیگر ادامه دهد حجّ او پذیرفته نمیشود و باو بر میگردد.جعفریات /66
علی بنالحسین علیهماالسلام میفرماید: کسیکه زندگی حاجی را نسبت به مال و اهل او نگهداری کند، خداوند همان پاداشی که به زائر خود میدهد باو هم خواهد داد تا جائیکه فرمود:
عمل او همانند این است که استلام حجرالاسود میکند.
بحار ج 99/387
و عیسی بن عبداللّه قمی گوید: از امام صادق علیهالسلام شنیدم میفرمود : سه دسته دعایشان مستجاب است : حاجی، معتمر، مجاهد فیسبیل اللّه. بعد فرمود: شما باید دقت کنید که چگونه باید جایگزین آنها باشید در زندگی و اهل آنها.بحار 99/387
هنگامیکه رسول خدا صلی الله علیه وآله از امور حجّ فراغت حاصل نمودند و از منی کوچ کرده رهسپار مکه شدند در ابطح به عربی از بادیه نشینان برخورد نمودند، آن مرد عرض کرد یا رسولاللّه من امسال قصد حجّ داشتم ولی موفق نشدم و این ثواب عظیم از من فوت شد و چون من ثروتمند و توانگرم دوست دارم مرا به عملی امر فرمائی که با انجام آن بهثواب حجّ برسم؟ راوی گفت آن حضرت نظری به کوه ابوقبیس نمود و فرمود: اگر هموزن این کوه طلای سرخ در راه خدا انفاق کنی به اجر و ثواب حجّ نمیرسی.ثواب الاعمال /47
مولف گوید: ظاهر این است که مقصود حضرت حجّ واجب باشد چون در روایت دیگر آمده که میفرماید، اگر من یک حجّ انجام دهم بهتر است از آزاد کردن ده بنده در راه خدا و اگریک
خانواده فقیر را تکفل کنم بهتر است از ده حجّ که انجام بدهم و چون هر دو روایت مطلق است و میدانیم که چیزی جای حجّ واجب را نمیگیرد پس مراد از روایت فوق حجّ واجب است نه حجّ مستحب. لذا در روایت از رسول خدا صلی الله علیه وآله آمده که فرمود : من اراد الحج فلیتعجل فانه قدیمرض المریض و تضل الضاله و تعرض الحاجه. یعنی هرکس متمکن از حجّ است و قصد حجّ دارد عجله و شتاب نماید که بسا بیماری و یا مشکلات دیگر مانع حجّ او خواهند شد. والله العالم.مستدرک ج 2
و امام صادق علیهالسلام به کسی که مانع حجّ دیگری شده بود فرمود: تو سزاواری که یک سال بیمار شوی و آن شخص گوید یک سال بیمار شدم چرا که برادرم راجع به حجّ خود با من مشورت نمود و من باو گفتم که حجّ نرود.کافی ج 4/271
انس بن مالک میگوید خدمت رسول خدا صلی الله علیه وآله بودم در مسجد مدینه که دو مرد یکی انصاری و دیگر ثقفی وارد برآن حضرت شدند و سلام نمودند و عرض کردند آمدهایم سئوالی داریم حضرت فرمود: آیا به شما خبر دهم از سئوالی که دارید؟ عرض کردند بلی یا رسول اللّه.پیامبر خدا صلی الله علیه وآله رو به مرد انصاری نمودند و فرمودند: آمدهای نسبت به انجام حجّ خانه خدا سئوال
کنی، بدان مرکب تو هر قدمی برمیدارد برای تو حسنهای نوشته میشود و گناهی بخشوده و درجهای افزوده خواهد شد و بهر قدمی که در طواف خانه خدا برمیداری چنین عطائی بتو خواهد شد و چون نماز طواف را بخوانی ثواب آزاد نمودن بندهای از فرزندان اسماعیل را به تو خواهند داد، و چون سعی صفا و مروه کنی پاداش آزاد نمودن هفتاد بنده در راه خدا را بتو عطا کنند، و چون عصر عرفه در عرفات وقوف کنی خداوند رحمت خود را بر تو فرود آوردو بر ملائکه مباهات کند که اینان بندگان من هستند، غبار آلوده که از راه دور به امید رحمت و مغفرت من آمدهاند اگر گناهانشان بعدد ریگهای بیابان و قطرههای باران و کف دریا باشد همه را میآمرزم، سپس خدای تبارک و تعالی به اهل عرفات خطاب میفرماید:
«افیضوا مغفورا لکم ولمن شفعتم له» حرکت کنید همه شما و کسانیکه شفیع آنها شدهاید بخشیدم. و وقتی ریگ به جمرات بزنی بهر ریگی گناه کبیرهای از تو بخشیده میشود. و وقتی قربانی کنی اجر آن پیش خدا برای تو ذخیره خواهد شد. و وقتی سر خود را بتراشی بهر موئی حسنهای بتو عطا شود و گناهی از تو بخشوده شود. مرد انصاری عرض کرد: اگر گناهان کمتر از اینها باشد چه میشود؟ حضرت فرمود: اگر چنین باشد برای تو ذخیره خواهد
شد در حسنات تو، سپس فرمود وقتی طواف حجّ نمائی گناهی برای تو نخواهد بود و ملکی از ملائکه میآید و دست خود را بر شانه تو میگذارد و میگوید گذشتههای ترا خدا بخشید، مواظب آینده خود باش.مستدرک ج 2/9
حجّ سه قسم است: تمتّع و قران و افراد و وجوب حجّ از ضروریات اسلام است و منکر آن کافر محسوب میشود و حجّ تمتّع وظیفه کسانی است که چهل و هشت میل (شانزده فرسخ) از مکه دور باشندو قران و افراد برغیر آنها واجب میشود و وقت انجام حجّ در ماههای شوال و ذیقعده و ذی حجه است.
صورت اجمالی حجّ تمتّع
بدانکه حجّ تمتّع مرکب است از دو عمل، یکی عمره تمتّع و دیگری حجّ تمتّع و عمره تمتّع مقدم است بر حجّ، و عمره تمتّع از پنج عمل تشکیل میشود: اول ـ احرام، دوم ـ طواف کعبه، سوم ـ نماز طواف، چهارم ـ سعی بین کوه صفا و مروه، پنجم ـ تقصیر، یعنی گرفتن بعضی از مو یا ناخن. و چون محرم از این اعمال فارغ شد آنچه بر او بواسطه احرام بستن حرام شده بود حلال میشود.
و حجّ تمتّع از سیزده عمل تشکیل میشود:
اول ـ احرام بستن در مکه، دوم ـ وقوف، به عرفات سوم ـ
وقوف به مشعرالحرام، چهارم ـ انداختن سنگریزه به جمره عقبه در منی، پنجم ـ قربانی کردن در منی، ششم ـ تراشیدن سر یا تقصیر کردن در منی، هفتم ـ طواف زیارت در مکه، هشتم ـ دو رکعت نماز طواف، نهم ـ سعی بینصفا و مروه، دهم ـ طواف نساء، یازدهم ـ دورکعت نماز طواف نساء، دوازدهم ـ ماندن در منی شب یازدهم و شب دوازدهم، و شب سیزدهم برای بعضی از اشخاص، سیزدهم ـ در روز یازدهم و دوازدهم رمی جمرات نمودن.
و اولین واحب آن احرام از میقات است . حاجی در مسجد شجره و یا سرزمین جحفه حاضر شده غسل احرام میکند و دو رکعت و یا چهار رکعت و یا شش رکعت نماز احرام میخواند. و یا بعد از نماز واجب نیت عمره تمتّع نموده و لبیک میگوید، و با گفتن لبیک مُحرم میشود یعنی بیست و چهار چیز را بر خود حرام مینماید.
صورت لبیک واجب : از امام صادق علیهالسلام نقل شده که رسول خدا صلی الله علیه وآله چنین لبیک گفت:لـَبَّیْـکَ اَللّهُـمَّ لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ لا شریک لـک لَبَّیْکَ، انَّ الحمد والنّعمِـة لک و المـلک لا شریک لک لَبَّیْکَ.
و حضرت فراوان در هر پَست و بلندی، و حرکت و نزولی و در آخر شب و بعد از نمازها لبیکها را تکرار میکردند و اضافه
مینمودند: لَبَّیْکَ ذَاالمعارج لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ داعیا الی دارالسّلام لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ غفّار الذّنوب لَبَّیْــکَ، لَبَّیْــکَ اهـل التّلبیة لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ ذاالجلال و الأکرام لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ تُبـدیء و المعاد الیک لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ تستغنی و یُفتَقَرالیک لَبَّیْکَ، لَبَّیْــکَ مرهوبا و مرغوبا الیکَ لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ اِلهَ الحقّ لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ ذاالنّعمــاء و الفضل الحسن الجمیل لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ کشّاف الکرب العظام لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ عبدک و ابن عَبدیک لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ یا کریمُ لَبَّیْکَ.فقیه ج 2/328
و از رسول خدا صلی الله علیه وآله نقل است هر که هفتاد مرتبه در احرام خود از روی ایمان و خلوص لبیک بگوید خداوند هزارهزار ملک را شاهد میگیرد که این بنده را از نفاق و عذاب جهنم آزاد نمودم.کافی ج 4/337
و از امیرالمومنین علیهالسلام منقول است که وقتی مؤمن لبیک میگوید هرچه در طرف راست او در روی زمین باشد و هرچه در طرف چپ باشد او تا آخرین نقطه زمین همه با او همصدا میشوند و لبیک میگویند و دو ملک مأمور او باو گویند ما از طرف خداوند بتو بشارت بهشت میدهیم.فقیه ج 2/203
و اما آداب لبیک گفتن : بدانکه بر بندگان عارف ادعای گفتن لبیک بسیار سخت و مشکل آید و ادعای بندگی در مقابل ذات
احدیت آسان نباشد چرا که اولین شخصیت عالم وجود رسول گــرامی اسلام صلی الله علیه وآله میفرماید: «ما عرفنـاک حــقّ معـرفتک و مـا عبـدناک حـقّ عبادتک» از ایـن سخن روشــن است که اگر ما براحتـــی لبیک را ادا مــیکنیـم از نقصـان معرفت و یا العیـــاذبـــاللّـــه از عدم معرفت است.
سفیان بن عیینه گوید: وقتی زینالعابدین علیهالسلام لباس احرام پوشیـــدند و برمرکب سوار شده آماده لبیک شدند رنگ صورت آن حضرت زرد شـــد و انقلابــی در وجودشـان حاصل شد و قــدرت گفتــن لبیک را نداشتنــد به آن حضــرت عــرض شد چـــرا لبیک نمیگــوئید؟ فرمود میترسم در جــواب من گفته شود لا لبیــک و لا سعـــدیک یعنی به حقیقت اجــابت ما نکــردی؛ و چون لبیک بر زبان جـــاری نمود از مرکب بــــرو افتاد و غشوهای براو پدید آمد و تا آخر اعمــال این حالت براو عــارض میشد.
عوالی اللالی ج 4/35
مالک بن انس میگوید: در سفر حجی خدمت آن حضرت بودم وقتی آماده احرام شدند هرچه خواستند لبیک بگویند نفس
در گلوی آن حضرت حبس میشد و نزدیک بود که از مرکب به زیر افتد عرض کردم ای فرزند رسول خدا شما ناچار باید لبیک بگوئید چرا لبیک نمیگوئید؟ فرمود: چگونه جـرأت کنم بگویم «لبّیک اَللّهُمَّ لبّیک» و حال آنکه میترسم پروردگارم گوید: «لا لبیک و لا سعدیک»؟!
مؤلف گوید: پس ای بردار و خواهر مسلمان خود را قبل از حضور در میقات آماده کن و بدانکه تو در میقات میخواهی ادعای بندگی و انجام فرمودههای خداوند را بکنی، ببین راست میگویی و حقا بنده او هستی؟! و یا... و سعی کن قبل از تشرف حق کسی برتو باقی نمانده باشد و نفقه و مال تو حلال باشد و حقوق واجب مال خود را پرداخته باشی چه آنکه در روایات آمده هرکه با مال حرام حجّ کند در وقت لبیک گفتن باو میگویند «لالبیک و لاسعدیک عبدی» یعنی راست نگفتی بنده من و لبیک تو مقبول ما نیست. مؤلف گوید: اگر خود را آماده نکنی و حقوق الهی و بندگان او را رد نکردهباشی سخت در میقات پشیمان میشوی، پس قبلاً به فکر قبولی اعمال خود باش.
امام صادق علیهالسلام فرمود: حاجی متمتع وقتی نگاه او به خانههای مکه افتد باید لبیک را قطع کند.
1 ـ شکار حیوان صحرائی
2 ـ نزدیکی نمودن با زن و هرگونه لذت دیگر بردن ولو با عیال خود باشد.
3 ـ عقد نکاح بستن برای خود یا برای دیگری
4 ـ شاهد شدن برای عقد ازدواج
5 ـ استمناء کردن (یعی با خود کار کند که جنب شود).
6 ـ بوئیدن بوی خوش مانند مشک و زعفران و امثال اینها
7 ـ پوشیدن لباس دوخته برای مردها هرچند کوچک باشد ولی بستن همیان مانعی ندارد.
8 ـ سورمه کشیدن
9 ـ نگاه در آئینه
10 ـ پوشیدن چیزی که تمام روی پا را بپوشاند
11 ـ دروغ گفتن و فحش دادن و یا عیبی را از خود دور کند و به دیگری نسبت دهد و یا صفت خوبی را برای خود اثبات کند و از دیگری سلب نماید و احتیاط این است که از هر سخن زشت و عمل ناروا خودداری کند.
12 ـ جدال ـ یعنی قسم خوردن که بگوید واللّه و یا نه واللّه چنین
است و یا چنین نیست.
13 ـ کشتن جانوران در بدن مثل شپش و کیک و کنه و احتیاط آن است که هیچ آسیبی به آنها نرساند.
14 ـ انگشتر در دست نمودن برای زینت ولی اگر برای ثواب باشد مانعی ندارد.
15 ـ پوشیدن زیور برای زن در صورتیکه بقصد زینت باشد.
16 ـ مالیدن روغن به بدن هرچند در آن بوی خوش نباشد.
17 ـ جداکردن مو از بدن چه از بدن خود و چه از بدن دیگری.
18 ـ پوشانیدن مرد سر و گوش خود را هرچند بوسیله دست خود باشد ولی پوشانیدن صورت مانعی ندارد.
19 ـ پوشانیدن زن صورت خود را هرچند کمی از آن باشد ولی میتواند مقابل نامحرم چیزی مقابل صورت بگیرد و باید طوری باشد که مثل نقاب نشود.
20 ـ سایه قرار دادن بالای سر برای مردها در حال راه پیمودن و در شب محل اختلاف است، ولی سایه قرار دادن برای اطفال و زنها مانعی ندارد و برای مردها هم در حال توقف مانعی ندارد.
21 ـ بیرون آوردن خون از بدن خود هرچند بوسیله خارش بدن و یا مسواک نمودن باشد.
22 ـ ناخن گرفتن هرچند کمی از ناخن باشد.
23 ـ کندن دندان هرچند خون ریزی نداشته باشد.
24 ـ کندن درخت و یا گیاهی که درحرم روئیده باشد.
25 ـ اسلحه و آلات جنگ بر خود بستن.
مستحب است با تواضع و سکینه وارد مکه و حرم شود و از تکبر نمودن و بزرگی و سرکشی پرهیز کند.
اسحاق بن عمار گوید: امام صادق علیهالسلام فرمود: هرکه با تواضع و سکینه وارد مکه شود آمرزیده میشود.کافی ج 4/401
و ابانبن تغلب گوید: همراه امام صادق علیهالسلام بودم در سفر مکه چون حضرت به حرم رسید پیاده شد و غسل نمود و کفشهای خود را به دست گرفت و پا برهنه وارد حرم شد من همچنین کردم پس حضرت فرمود: ای ابان هرکه اینچنین که دیدی احترام حرم کند خداوند صد هزار گناه از او برطرف کند و صد هزار حسنه باو عطا نماید و صد هزار درجه به او عطا کند و صد هزار حاجت او را قضا نماید.کافی ج 4/398
و مُحَمَّدبن مسلم از امام باقر علیهالسلام نقل نموده که مردی برآن حضرت وارد شد، حضرت فرمود از حجّ بازگشتهای؟ عرض کرد بلی، فرمود : میدانی ثواب حاجی چقدر است؟ گفت نه فدای شما شوم، امام باقر علیهالسلام به او فرمود: کسیکه بهقصد حجّ با تواضع وارد
مکه شود، و قدمها را برای عظمت و جلال خدا کوتاه بردارد، و طواف خانه خدا کند، و نماز طواف بخواند، خداوند هفتاد هزار حسنه برای او بنویسد، و هفتاد هزار گناه او را ببخشد، و هفتاد هزار درجه به او عطا فرماید، و شفاعت او را در هفتاد هزار حاجت بپذیرد، و پاداش آزاد نمودن هفتاد هزار بنده که قیمت هرکدام ده هزار درهم باشد به او عطا فرماید.بحار ج 99/202
1 ـ با وضو و بدن و لباس پاک و نظیف وارد شود. (امام صادق علیهالسلام ).تهذیب ج 5/251
2 ـ از باب بنیشیبه که الان مقابل باب السلام واقع است وارد شود. (سنت رسول اکرم صلی الله علیه وآله )
3 ـ وقتی کعبه را مشاهده کند بایستد و از شوق بگرید و رحمت الهی را طلب نماید. شخصی بنام افلح میگوید: با امام باقر علیهالسلام وارد مسجدالحرام شدم برای انجام مناسک حجّ، چون چشم امام به کعبه افتاد صدای گریه از آن حضرت بلند شد، گفتم پدر و مادرم فدای شما خوب بود صدای مبارک را مقابل مردم کم میفرمودید؟ حضرت فرمود: وای برتو چرا گریه نکنم؟! من امید دارم خداوند نظر رحمت خود را فردای قیامت به من معطوف فرماید و من رستگار باشم. سپس حضرت مشغول طواف شدند و
بعد از طواف نزد مقام ابراهیم علیهالسلام نماز خواندند و چون سرمبارک را از سجده برداشتند، دیدم آنقدر گریه کردهاند که محل سجده آن حضرت خیس شده است.کشف الغمه ج 2/329
4 ـ وقتی به درب مسجد میرسد بگوید:
السّلام علیک ایّهاالنّبی و رحمةاللّه و برکاته بسماللّه و باللّه و مناللّه و ماشاءاللّه و السّلام علیانبیاءاللّه و رسله و السّلام علی رسولاللّه والسّلام علیابراهیم و الحمدللّه ربّالعالمین.
5 ـ و با خشوع و تواضع وارد مسجد شود و مقابل بیت یعنی کعبه دست به دعا بلند کند و بگوید: اَللّهُمَّ انّی اَسألُکَ فی مقامی هذا و فی اوّل مناسکی ان تقبل توبتی و ان تتجاوز عن خطیئتی و تضع عنّی وزری الحمدللّه الّذی بلّغنی بیتهالحرام اَللّهُمَّ انّی اشهد انّ هذا بیتکالحرام الّذی جعلته مثابة للنّاس و امنا مبارکا و هدی للعالمین اَللّهُمَّ انّی عبدک و البلد بلدک و البیت بیتک جئت اطلب رحمتک و اؤمّ طاعتک مطیعا لامرک راضیا بقدرک اَسألُکَ مسألة المضطرّ الیک الخائف لعقوبتک اَللّهُمَّ افتح لی ابواب رحمتک و استعملنی بطاعتک و مرضاتک.کافی ج 4/401
6 ـ وقتی مقابل حجرالاسود واقع شود بایستد مقابل آن و بگوید:
«الحمد للّه الّذی هدانا لهذا و ما کنّا لنهتدی لولا ان هدانا اللّه، سبحـاناللّه و الحمــدللّه و لااِلهَاِلاّاللّـه واَللّهُ اَکْبَـرْ، اَللّـهُ اَکْبَـرْ مـن خلقه و اکبر ممّن اخشی و احذر، و لااِلهَاِلاّالْلّه وحده لا شریک له، له الملک و لـه الحمـد یحیـی و یمیت و یمیت و یحیی بیده الخیر و هو علی کلّ شیء قدیر».
و صلوات بر پیامبر و آل آن حضرت بفرستد و سلام بر همه پیامبران دهد سپس بگوید «اَللّهُـمَّ انّـی اومن بـوعدک و اوفی بعهدک»
کافی ج 4/403
رسول خدا صلی الله علیه وآله میفرماید: نماز در مسجدالحرام معادل صد هزار نماز است و نماز در مسجد من معادل هزار نماز است و نماز در بیتالمقدس معادل پانصد نماز است.کافی ج 4/526
و امام باقر علیهالسلام فرمود: کسیکه یک نماز واجب در مسجـدالحرام بخواهد خداونـد نمـازهای گــــذشته و آینده او را قبول فرماید.فقیه ج 1/228
و موسی بن سلام گوید: حضرت رضا وقتی عمره خود را تمام نمودند و با خانه کعبه وداع کردند به طرف پشت کعبه رو به کعبه نمودند و دستان مبارک را به دعا بلند کردند و به ما فرمودند: چه خوب محلی است برای درخواست و دعا، محلی که نماز درآن بهتر است از شصت سال نماز و یا فرمود یک ماه نماز که در غیرمسجدالحرام خوانده شود.عیون ج 2/17
و احمدبن مُحَمَّدبن ابی نصر گوید: از موسیبن جعفر علیهالسلام سئوال کردم کسی نماز خود را در خانههای مکه به جماعت بخواند افضل است و یا فردا در مسجدالحرام بخواند؟ فرمود : فردا در مسجدالحرام افضل است.کافی ج 4/527
و مُحَمَّد ابن ابیعمیر از معاویهبن عمار از امام صادق علیهالسلام
نقل میکند که فرمود: خداوند در کنار کعبه یکصد و بیست رحمت آماده فرموده که شصت رحمت آن برای طواف کنندگان است و چهل رحمت آن برای نمازگزاران و بیست رحمت باقیمانده برای نظرکنندگان به کعبهاست.بحار ج 99/202
بهترین محل در مسجدالحرام، حطیم است
حسن بن جهم میگوید: از حضرت رضا علیهالسلام سئوال کردم که
بهترین جائیکه نماز در آنجا افضل است کجا است؟ فرمود: حطیم است و آن مابین حجرالاسود و باب کعبه است؛ گفتم بعد از آن کجا افضل است؟ فرمود: نزد مقام ابراهیم علیهالسلام . گفتم بعد از آن کجا افضل است؟ فرمود حجراسماعیل علیهالسلام گفتم بعد از آن کجا افضل است؟ فرمود: هر جائیکه به کعبه نزدیکتر باشد.کافی ج 4/525
و امام صادق علیهالسلام فرمود: بین رکن یمانی و حجرالاسود هفتاد پیغمبر مدفون شدهاند.کافی ج 4/214
و حضرت رضا علیهالسلام فرمود: در حجراسماعیل زیاد نماز بخـوان و بکوش زیر ناودان باشد با فاصله یک متـر طرف کعبه چراکه آنجــا محل شبـر و شبیــر دو فرزند هــارون است و در آنجـا تا توانی دعا کن.
و اگر بتوانی تمام نمازهای خود را نزد حطیم بخوانی افضل است چون بهترین محل روی زمین آنجا است و حطیم مابین درب کعبه و حجرالاسود است و آنجا محلی است که خداوند توبه حضرت آدم را قبول نموده و بعد از حطیم، نماز داخل حجراسماعیل علیهالسلام افضل است و بعد از حجراسماعیل، مابین رکن عراقی و بیت افضل است و آن محلی است که ابـراهیم علیهالسلام برآن میایستاد و کعبه را بنا مینمود و بعد از آن جـائی است که الان مقـام ابـراهیـم علیهالسلام قـرار دارد و بعـد از آن هرکجـا که به بیت
نـزدیکتر باشد افضل است.بحار ج 99/230
ابوحمزه ثمالی گوید: روزی زین العابدین علیهالسلام به ما فرمودند: بهترین قسمت از زمین کجاست؟ عرض کردم خدا و رسول و فرزند رسول او بهتر میدانند. پس حضرت فرمود: بهترین نقاط روی زمین مابین رکن و مقام است (برای عبادت و بندگی خدا) آنگاه فرمود: و اگر کسی نهصد و پنجاه سال به اندازه عمر نوح پیغمبر علینبیّنا واله و علیهالسلام عمر کند و روزها روزه بگیرد و شبها در چنین محلی (یعنی بین رکن و مقام) عبادت کند ولی بدون ولایت ما خدا را ملاقات نماید این عبادت برای او سودی نخواهد داشت.
بحار ج 99/229
حجرالاسود
مستحب است قبل از طواف و بعد از طواف در هر دوری حجرالاسود را ببوسد و یا دست برآن گذارد و یا اگر ممکن نشد به آن اشارهکند از دور و بگوید: «بسماللّه و باللّه و اَللّهُ اَکْبَر اَللّهُمَّ امانتی ادّیتها و میثاقی تعاهدته لتشهد لی بالموافاة».
حمادبن عثمان گوید: مردی به امام صادق علیهالسلام گفت: چه میفرمائید در باره استلام حجرالاسود؟ حضرت فرمود: رسول خدا استلام میکرد، آن مرد گفت پس چرا شما استلام نمیکنی؟! فرمود: خوش ندارم کسی را اذیت کنم و یا اذیت شوم، آن مرد گفت
گمان شما این است که رسول خدا صلی الله علیه وآله استلام میکرده،؟ فرمود: بلی ولکن وقتی مردم پیغمبر را میدیدند به او راه میدادند و حق او را میشناختند ولی حق مرا نمیشناسند.
وسائل ابواب طواف باب 16
بدانکه حجرالاسود سنگ سیاه رنگ بیضی شکلی است که در رکن شرقی کعبه به دست حضرت ابراهیم علیهالسلام منصوب شده و مشهور آنستکه حجرالاسود در ابتداء سنگ سفیدی بوده و براثر
دستهای کفار و مشرکین و گنهکاران به وضع فعلی درآمده و این مطلب با اخباریکه از اهل بیت علیهمالسلام رسیده تأیید میشود.
قبل از حجّ بخوانید ص 87
رکن یمانی و مُستجار
رکن یمانی قبل از رکن حجرالاسود قرار گرفته و استلام این رکن نیز مستحب است و این رکن همان رکنی است که امام صادق علیهالسلام در بارهاش فرموده: رکن یمانی بابی است که ما خانواده از آن باب وارد بهشت میشویم.مجمع البیان ج 2/478
نقطهای که قبل از رکن یمانی است «مستجار» نامیده میشود و مستجار جائی است که گناهکاران به آنجا پناهنده میشوند.
و امام صادق علیهالسلام بابن عمار فرمود: چون در دور هفتم به پشت کعبه نزدیک رکن یمانی برسی آنجا مستجار است شکم و صورت خود را بدیوار کعبه بچسبان و دست به دعا بردار و بگو: «اَللّهُمَّ البیت بیتک و العبد عبدک و هذا مکان العائذ بک من النّار».
پس اقرار کن بگناهان خود و طلب توبه و آمرزش کن که مشمول رحمت الهی میشوی.
مؤلف گوید: مخفی نماید که محل شکاف کعبه و دخول فاطمه بنت اسد مادر امیرالمومنین علیهالسلام به کعبه همین جا است.وسائل ابواب طواف باب /26
ناودان طلا
ناودان طلا در ضلع شمالی خانه قرار دارد و بالای حجراسماعیل واقع شده است. روایت شده که وقتی حضرت باقر علیهالسلام نظرش به ناودان افتاد این کلمات را میخواند. «اَللّهُمَّ اعتق رقبتی من النّار و اوسع علیّ من رزقک الحلال و ادرأ عنّی شرّ فسقة الجنّ و الأنس و ادخلنی الجنّة برحمتک».وسائل : حجّ
ابن جبله گوید: یکی از دوستان در مکه مریض شد بطوریکه مشرف به مرگ بود از حیات او مأیوس شده بودیم پس من به امام صادق علیهالسلام برخورد نمودم و حضرت جویای حال آن مریض شد عرض کردم او را در آستانه مرگ میبینم. فرمود: اگر خود را به او میرساندی و قدری از آب باران ناودان به او میدادی نیکو بود، پس من از دوستان و آشنایان جویای آب ناودان شدم نزد آنها نیافتم و در فکر بودم چه کنم، ناگهان رعد و برقی در آسمان پیدا شد و قطعه ابری ظاهر گردید و باران رحمت الهی بارید، من کوشیدم تا به مسجدالحرام رسیدم و قدحی از آب ناودان گرفتم و برکنار بستر رفیقم حاضر شدم و قدری از آن را به او نوشاندم طولی نکشید چشمش را گشود و از مرگ نجات یافت.بحار ج 21/56
حجراسماعیل علیهالسلام
حجراسماعیل بشکل نیمدایره با دیواری بهارتفاع یک متر و
سی سانت در جانب شمالی کعبه واقع شده و قبر آن حضرت و مادرش هاجر سلام اللّه علیهما در عرصه حجر در دو جانب ناودان طلا واقع شده و بنا بهفرموده امام صادق علیهالسلام قبور جمعی از انبیاء هم در این عرصه است.
مستحب است احرام حجّ تمتّع از مسجدالحرام در مقام ابراهیم علیهالسلام و یا در حجراسماعیل علیهالسلام زیر ناودان طلا بسته شود و زیر ناودان محل نزول رحمت و جای تضرع به درگاه خداوند است. و سزاوار است زیارت حضرت اسماعیل و هاجر و انبیاء مدفون در حجر علیهالسلام ترک نشود.
مقام ابراهیم علیهالسلام
آن سنگی است که حضرت ابراهیم علیهالسلام برای بناء کعبه برآن ایستاده و قبلاً نزدیک کعبه بوده و طبق روایتی که نقل شده مردم زمان جاهلیت آنرا در محل فعلی قرار دادند و رسول خدا صلیاللّهوعلیهوآله آنرا بجای اول منتقل فرمودند ولی باز در زمان خلافت خلیفه دوم ارجاع شد به همین محلی که فعلاً قرار دارد؛ معروف است که جای قدم حضرت ابراهیم علیهالسلام در آن اثر گذارده و فاصله آن فعلاً تا کعبه سیزدهمتر و بیست و پنج سانتیمتر است.علل الشرایع/ 423
امام صادق علیهالسلام فرمود: خداوند فضیلت داد مکه را و بعضی
از مواضع آن را فضیلت بیشتر داد و فرمود: «واتّخذوا من مقام ابراهیم مصلّی» (بقره/125) یعنی مقام ابراهیم علیهالسلام را برای نماز خود انتخاب نمائید. و همین بس برای فضیلت مقام ابراهیم علیهالسلام که حجاج نماز طواف واجب را باید پشت آن به جا آورند.
چاه زمزم
چاه زمزم در جنوب مقام ابراهیم علیهالسلام واقع شده و مبدأ پیدایش آن در تواریخ عامه و خاصه چنین ذکر شده که حضرت ابراهیم علیهالسلام فرزند خود اسماعیل و مادر او هاجر را به اشاره الهیه به آن وادی آورد و چون کمی از روز برآمد و آب آنها تمام شد از تشنگی بیتاب شدند حضرت هاجر برای فرزندش در جستجوی آب برآمد و جبرئیل آمد و در آن نقطه پائی برزمین زد، از اثر پای جبرئیل و برکت اسماعیل چشمه آبی ظاهر گردید و آن آب طبق روایات آبی است میمون و مبارک و موجب شفاء
رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: آب زمزم برای هرچه نوشیده شود داروی آن خواهد بود.
علی علیهالسلام فرمود: آب زمزم بهترین آب روی زمین است.محاسن ج 2/399
مستحب است حجاج بعد از طواف واجب آب زمزم را بنوشند و به قصد شفا بر سر و صورت و بدن خود بریزند و این دعا
را بخوانند:«اَللّهُمَّ اجعله علما نافعا و رزقا واسعا و شفاء من کلّ داء و سقم»کافی ج 4/430
پیراهن کعبه
مورخین گفتهاند اول کسی که پرده کعبه را اهداء نمود (نبیله) مادر جناب عباس بنعبدالمطلب بود و سبب این اهداء آن بود که یکی از فرزندانش گم شد و نذر نمود که اگر صاحب خانه کعبه فرزند گم شدهاش را به او برگرداند پیراهنی از حریر بر کعبه بپوشاند و چون فرزندش پیدا شد به نذر خود وفا نمود. و بعضی گفتهاند: اول کسی که برای کعبه پیراهن تهیه نمود حضرت اسماعیل علیهالسلام بود.(کتاب قبل از حجّ بخوانید)
مُحَمَّد بن مسلم به امام صادق علیهالسلام عرض کرد: مردی از حجاج قدری از پیراهن و جامه کعبه را خریده است آیا میتواند درآن تصرف نماید؟ حضرت فرمود: اهداء و خرید و فروش و تبرک جستن به آن مانعی ندارد.وسائل ابواب مقدمات طواف باب /12
مستجب است بر پرده کعبه آویخته و مثل گدایان مضطر و درمانده آنرا رها نکند تا حاجت خود را بگیرد، اصمعی گوید: شبی گرد خانه کعبهطواف میکردم ناگاه جوان ظریف الشمائلی را که دوجامه برتن داشت دیدم که به پرده کعبه آویخته و پناهنده شده
بود و میگفت: چشمها بخواب رفته و ستارهها ظاهر شده و تو پادشاه زنده و قیومی، پادشاهان دربها را بستند و نگهبانان برآن گماشتند. ولی باب تو بر همه سئوال کنندگان باز و مفتوح است آمدهام که نظر رحمتی به من فرمائی ای ارحم الراحمین.
«نامت العیون، و علت النّجوم، و انت الملک الحیّ القیّوم، غلّقت الملوک ابوابها و اقامت علیها حرّاسها، و بابک مفتوح للسائلین جئتک لتنظر الیّ برحمتک یا ارحم الرّاحمین».
سپس شروع کرد و این اشعار را خواند:
یا من یجیب دعاء المضطر فی الظلم یاکاشف الضر و البلوی مع السقم
قدنام و فدک حول البیت قاطبه و انت وحدک یا قیوم لم تنم
ادعوک رب دعاء قدامرت به فارحم بکائی بحق البیت و الحرم
ان کان عفوک لایرجوه ذوسرف فمن یجود علی العاصین بالنعم؟!
اصمعی گوید به دنبال او حرکت کردم دیدم او زینالعابدین علیهالسلام است.مناقب ج 4/151
و باز طاووس یمانی میگوید: در نیمه شب مردی را دیدم که
به پرده کعبه آویخته بود و میگفت:
الا ایها المامول فی کل حاجتی شکوت الیک الضرفا سمع شکایتی
الا یا رجائی انت کاشف کربتی فهب لی ذنوبی کلها و اقض حاجتی
فزادی قلیل لا اراه مبلغا اللزاد ابکی ام لبعد مسافتی؟
اتیت باعمال قباح ردیة فما فی الوری خلق جنی کجنایتی
اتحرقنی بالنار یا غایه المنی؟ فاین رجائی منک و این مخافتی؟!
گوید: نظر کردم دیدم او زینالعابدین علیهالسلام است عرض کردم ای فرزند رسول خدا صلی الله علیه وآله این چه ناله و جزعی است میکنید درحالیکه شما فرزند رسول خدا هستید و طفل صغیری میباشید؟! در جواب من فرمود: من نسبت به گفته تو در کتاب خدا چیزی ندیدهام ولی دیدهام که میفرماید: «ولایشفعون الاّ لمن ارتضی و هم من خشیته مشفقون»
و امّا اینکه من فرزند رسول خدا هستم، بدانکه خدا فرموده: «فاذا نفخ فیالصّور فلا انساب بینهم یومئذ و لایتسائلون فمن ثقلت
موازینه فاولئک هم المفلحون و من خفّت موازینه فاولئک الّذین خسروا انفسهم فی جهنّم خالدون». و امّا اینکه میگوئی طفلی هستم پس بدان که من زیاد دیدهام که هیزمهای بزرگ را بوسیله هیزم کوچک آتش میزنند سپس آنقدر گریست تا بحال غشوه درآمد.بحار ج 99/198
آنچه بعد از احرام و دخول به مسجدالحرام واجب است طواف خانه خدا است و باید از حجرالاسود شروع کند و هفت دور دور کعبه طواف نماید و دور هفتم به حجرالاسود ختم کند.
مؤلف گوید: بدانکه بهترین عمل در مسجدالحرام طواف خانه خداست پس سعی کن ای برادر و خواهر وقت خود را ضایع نکنی و از برکات بیشمار محروم نمانی تا در مکه هستی بعد از اعمال واجب بیشتر اوقات خود را در مسجدالحرام سپری کن و گرد خانه خدا طواف کن و نماز بخوان و دور کعبه با خدای خود راز و نیاز کن و در حال طواف ذکر خدا گوی و هرچه نداری بلکه آنچه خیر و خوبی هست از خدا طلب کن و طواف بنیابت چهارده معصوم علیهمالسلام و اجداد رسول خدا صلی الله علیه وآله و پدر و مادر و عموی آن حضرت و مادران ائمه علیهمالسلام انجام بده که باعث خشنودی آنها خواهد بود و برای فرج حضرت بقیهاللّه علیهالسلام حتما دعا کن شاید آن
عزیز کنار تو باشد و تو او را نمیشناسی و برای پدر و مادر و ذوی الحقوق خود طواف کن و فکر نکن از اجر تو چیزی کم میشود بلکه اجر تو چند برابر خواهد شد و یک طواف برای جمیع انبیاء علیهمالسلام و یک طواف برای جمیع شهداء و صالحین و مومنین و مؤمنات و کسانیکه بتو التماس دعا گفتهاند بجا آور، و از روی خیرخواهی به همه بندگان خدا دعا کن و این مقصر روسیاه را هم فراموش نکن و سعی کن لااقل پنجاه و دو طواف مستحب انجام دهی.
اسحاق بن عمار گوید: امام صادق علیهالسلام فرمود: هرکه یک طواف کند خداوند هزار حسنه به او عطا کند و هزار گناه او را ببخشد و هزار درجه او را بالا برد و ثواب آزاد کردن هزار بنده به او مرحمت فرماید و چون به ملتزم(1)برسد دربهای بهشت به روی او گشوده شود و به او بگویند از هر در که میخواهی وارد شو. اسحاق بن عمار میگوید: به حضرت عرض نمودم همه این ثوابها برای طـواف است؟ فرمود: بلی چنین است. سپس فرمود: آیا به تو خبر بـدهم از عملـی که بهتـر از طـواف بـاشد؟ گفتم بفرمائید فرمود: هرکه حـاجتی را برای برادر مؤمن خود انجام دهد خداوند
1) 1- ملتزم پشت کعبه قبل از رکن یمانی است و به آن ملتزم میگویند چون مستحب است طواف کننده بدن خود را به آن بچسباند.
پاداش ده طواف به او خواهد داد.بحار ج 99/203
امام صادق علیهالسلام فرمود: وقتی حضرت آدم علیهالسلام طواف نمود و به ملتزم رسید جبرائیل به او گفت: به گناهان خود در این مکان اقرار کن، پس آدم توقف نمود و عرض کرد خدایا هر عاملی را اجری هست و من طواف نمودم پاداش من چیست؟ خطاب شد هر چه میخواهی بخواه، آدم عرض کرد آمرزش میخواهم، خطاب شد تو را بخشیدیم، عرض کرد فرزندانم را؟ خطاب شد ای آدم هرکه از فرزندان تو اینجا آید و طواف کند او را خواهیم بخشید.
بحار ج 99/203
1 ـ در طواف مستحبی باید توجه داشت که مزاحم دیگران که طواف واجب انجام میدهند نشویم.
2 ـ یک طواف مستحبی قبل از اعمال حجّ و رفتن به منی و عرفات افضل از هفتاد طواف است که بعد از حجّ انجام داده شود.
3 ـ مستحب است انسان ده طواف در هر شبانه روز انجام دهد، اول شب «سه طواف»، آخر شب «سه طواف» بعد از صبح «دو طواف» و بعد از ظهر «دو طواف.»وسائل 9/396
مولف گوید: در بعضی از کتابها این دعاها را تقسیم بر اشواط طواف نمودهاند، برای اینکه طواف کننده در تعداد دورها شک نکند. لذا لازم دیدم محل خواندن آنها را در اطراف کعبه معین کنم
دعای شوط اول :
اَللّهُمَّ انّی اَسألُکَ باسمک الّذی یمشی به علی ظلل الماء کما یمشی به علی جدد الارض و اَسألُکَ باسمک الّذی یهتزّ له عرشک و اَسألُکَ باسمک الّذی تهتزّ له اقدام ملائکتک و اَسألُکَ باسمک الّذی دعاک به موسی من جانب الطّور فاستجبت له و القیت علیه محبّة منک و اَسألُکَ باسمک الّذی غفرت به لمحمّد صلی الله علیه وآله ما تقدّم من ذنبه و ماتأخّر و اتممت علیه نعمتک ان ترزقنی خیرالدّنیا و الاخرة، پس حاجت خود را بطلب.
دعای شوط دوم :
این دعا برای وقتی است که طواف کننده مقابل درب کعبه واقع شود. «اَللّهُمَّ صلّ علی مُحَمَّد و آل مُحَمَّد بافضل صلواتک و برکاتک اَللّهُمَّ انّی الیک فقیر و انّی خائف مستجیر فلا تغیّر جسمی و لا تبدّل اسمی سائلک فقیرک مسکینک ببابک فتصدّق علیه بالجنّه اَللّهُمَّ
البیت بیتک و الحرم حرمک و العبد عبدک و هذا مقام العائذ بک المستجیر بک من النّار فاعتقنی و والدیّ و اهلی و ولدی و اخوانی المؤمنین من النّار یا جواد یا کریم
دعای شوط سوم :
این دعا وارد شده برای وقتیکه مقابل ناودان قرار گیرد سر را بالا میکند و میگوید: «اَللّهُمَّ ادخلنی الجنّة و اجرنی من النّار برحمتک و عافنی من السّقم و اوسع علیّ من الرّزق الحلال و ادرأ عنّی شرّ فسقة الجنّ و الأنس و شرّ فسقة العرب و العجم».
و چون از حجراسماعیل علیهالسلام بگذرد و به پشت کعبه رسد بگوید: «یاذا المنّ و الطّول یا ذا الجود و الکرم انّ عملی ضعیف فضاعفه لی و تقبله منّی انّک انت السّمیع العلیم».
دعای شوط چهارم :
این دعا وارد شده برای وقتیکه به رکن یمانی برسد، دست بردارد و بگوید: «یا اللّه یا ولیّ العافیة و خالق العافیة و رازق العافیة و المنعم بالعافیة و المنّان بالعافیة و المتفضّل بالعافیة علیّ و علی جمیع خلقک یا رحمن الدّنیا و الاخرة و رحیمهما صلّ علی مُحَمَّد و آل مُحَمَّد و ارزقنا العافیة و تمام العافیة و شکرالعافیة فیالدّنیا و الاخرة یا ارحمالرّاحمین.
دعای شوط پنجم :
این دعا وارد شده برای وقتیکه مقابل رکن یمانی برسد سربجانب کعبه بالا کند و بگوید: «الحمداللّه الّذی شرّفک و عظّمک و الحمدللّه الّذی بعث مُحَمَّدا صلی الله علیه وآله نبیّا و جعل علیّا اماما اَللّهُمَّ اهدله خیار خلقک و جنّبه شرار خلقک» و چون میان رکن یمانی و حجرالاسود برسد بگوید: «ربّنا آتنا فیالدّنیا حسنة و فیالاخرة حسنّة و قنا عذاب النّار».
دعای شوط ششم :
این دعا فقط در بعضی از کتب ادعیه بدون سند ثبت شده و بجائی هم نسبت داده نشده رجاء خوانده شود. «اَللّهُمَّ ان عندی افواجا من خطایا و عندک افواج من رحمه و افواج من مغفره یا من استجاب لابغض خلقه اذقال انظرنی الی یوم یبعثون استجب لی». پس بگوید «اَللّهُمَّ قنعنی بما رزقتنی و بارک لی فیما آتیتنی». (این قسمت در رساله امام خمینی موجود است).
دعای شوط هفتم :
این دعا وارد شده در شوط هفتم وقتی به مستجار رسد، دو
دست خود بر دیوار خانه گشاید و شکم و روی خود را به کعبه گذارد و بگوید: «اَللّهُمَّ البیت بیتک و العبد عبدک و هذا مقام العائذ بک من النّار اَللّهُمَّ من قبلک الرّوح و الفرج و العافیة اَللّهُمَّ ان عملی ضعیف فضاعفه لی و اغفرلی ما اطلعت علیه منّی و خفی علی خلقک استجیر باللّه من النّار».مناسک امام خمینی رحمه..
مؤلف گوید: مخفی نماند بر حجاج و زائرین که دعا، مقید به آنچه ذکر شد نیست بلکه شما هر دعای مشروعی را به هر زبانی بخواهید میتوانید بخوانید و آنچه مهم است توجه و لذت مناجات با خدای کریم است و اینکه در حال طواف غافل نباشیم.
در تفسیر عیاشی از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمود: خداوند تبارک و تعالی چون در وقت میثاق و گرفتن عهد بندهگی از فرزندان آدم علیهالسلام فرزندان او را براو عرضه نمود آدم برخورد نمود بین فرزندان خود به پیامبراسلام صلی الله علیه وآله در حالیکه آن حضرت بر علی و فاطمه تکیه زده و حسن و حسین علیهمالسلام کنار آنها بودند پس به او خطاب شد ای آدم مواظب باش به آنها حسد نورزی والاتر را از جوار خود دور خواهم نمود ولی موقعی که آدم را خداوند در بهشت ساکن نمود و سیمای مُحَمَّد و علی و فاطمه و حسن و حسین علیهمالسلام را مقابل او قرار داد آدم به آنها نگاه حسد نمود و چون
ولایت آنها براو عرضه شد انکار کرد و بدین سبب از بهشت رانده شد. و چون از حسد خود توبه کرد و اقرار به ولایت آنها نمود و خدا را به حق آنها قسم داد آمرزیده شد، و این است معنای قول خداوند که میفرماید: «فتلقّی آدم من ربّه کلمات فتاب علیه انّه هو التّوّاب الرّحیم».بحار ج 11/187
و از امام باقر علیهالسلام نقل است که فرمود: کلماتیکه آدم علیهالسلام بوسیله آنها توبه کرد و خداوند توبه او را قبول نمود این کلمات بود: «اَللّهُمَّ لاالهالاّ انت سبحانک و بحمدک عملت سوء و ظلمت نفسی فاغفرلی انّک انت التّوّاب الرّحیم، لااله الاّ انت سبحانک و بحمدک عملت سوء و ظلمت نفسی فاغفرلی انّک انت خیرالغافرین.
بحار ج 11/181
مؤلف گوید: در روایتی هم که قبلاً نقل شد آمده بود که چون آدم علیهالسلام کعبه را بنا نمود و گرد آن طواف کرد عرض کرد خدایا برای هر عمل کنندهای پاداشی است پاداش من چیست؟ خطاب شد بخواه هرچه میخواهی، آدم آمرزش خواست خطاب شد تو را آمرزیدیم ... مولف گوید: از روایات فوق ظاهر میشود، هرسه چیز مؤثر است در آمرزش، ندامت ـ توسل ـ انتخاب محل دعا
داود رقی گوید: به امام ششم علیهالسلام عرض کردم از مردی
طلبکارم و طلب مرا نمیدهد چکنم؟ امام فرمود: برای عبدالمطلب، و عبداللّه، و آمنه، و فاطمه بنت اسد علیهالسلام هر کدام یک طواف و دو رکعت نماز بجا آور و از خداوند مسئلت نما، مالت را بتو برمیگرداند.
داود میگوید: چنین کردم، و چون از باب صفابیرون آمدم دیدم بدهکار من آمده و میگوید: بیا مال خود را بگیر.
فروع کافی ج 4/544
امام صادق علیهالسلام میفرماید: پدرم میفرمود: کسیکه طواف کعبه کند و نماز طواف را درهرکجای مسجد بخواند خداوند شش هزار حسنه به او عطا کند و شش هزارگناه از او ببخشد و شش هزار درجه به او عطا فرماید و شش هزار حاجت او را برآورده نماید بعضی را در دنیا و بعضی را در آخرت.کافی ج 4/411
امام صادق علیهالسلام میفرماید: سزاوار است کسیکه اعمال حجّ را تمام نموده ومیخواهد از مکه خارج شود، طواف وداع انجام دهد و بین درب کعبه و حجرالاسود دست بدعا بلند نموده و آنچه میخواهد بگوید سپس با کعبه خداحافظی کند.
و امام هشتم علیهالسلام فرمود: هر وقت خواستی از مکه خارج شوی طواف وداع نما و تمام ارکان کعبه را استلام کن و از خدای خود بخواه که این آخرین سفر تو نباشد و چون از طواف فارغ شدی مقابل حجرالاسود بایست و زیاد دعا کن و در حالیکه برمیگردی بگو: «آئبـون تـائبـون لربّنـا حـامدون والی اللّه راغبون و الیه راجعون» و از پائین مکه خارج شو و چون به باب حنّاطین رسی رو بقبله سجده شکر کن و از خداوند درخواست قبولی نما و بگو: خدایا : تقبّل منیّ و لاتجعله آخر عهدی الی بیتک و سپس به زیارت قبر رسول خدا برو و ... بحار ج 99/371
سومین واجبِ عمره تمتّع نماز طواف است و آن دو رکعت است، همانند نماز صبح که باید پشت مقام ابراهیم علیهالسلام خوانده شود، ولی نماز طواف مستحبی را هرکجای از مسجدالحرام میتواند بخواند و کلاً نماز طواف را میتواند بلند بخواند یا آهسته بخواند. و باید نماز را صحیح بخواند لذا لازم است قبل از تشرف به حج نماز خود را کاملا" اصلاح کند.
قال اللّه سبحانه : واتّخذوا من مقام ابراهیم مصلّی ... (بقره/119) (یعنی مقام و محل ایستادن حضرت ابراهیم علیهالسلام ) را برای نماز انتخاب نمائید.)
شیخ طوسی در تهذیب از امام صادق علیهالسلام نقل نموده که مقصود نماز طواف واجب است. ودر تفسر مجمع البیان از آن حضرت نقل شده که سه سنگ است که از بهشت فرود آمده: سنگی که حضرت ابراهیم علیهالسلام برآن ایستادند و کعبه را بنا نمودند، و حَجَرالاسود و حَجَربنی اسرائیل.تفسیر صافی
و در بعضی از روایات آمده که امام ششم علیهالسلام بعد از نماز طواف به سجده رفت و چنین گفت: «سجد لک وجهی تعبّدا ورقّا لاالهالاّ انت حقّا حقّا الاوّل قبل کلّ شیء والاخر بعد کلّ شیء و ها انا ذا بین یدیک ناصیتی بیدک فاغفرلی انّه لایغفر الذّنب العظیم غیرک فاغفرلی فانّی مقرّ بذنوبی علی نفسی و لا یدفع الذّنب العظیم غیرک و در روایت است که بعد از سجده از بس گریه کرده بودند چنین بود که گویا صورت مبارکشان در آب فرو رفته است.راهنمای حرمین/218
امام صادق علیهالسلام از آباء گرامش نقل میفرماید: که چون پادشاه حبشه در یمن قدرت پیدا نمود لشکری تشکیل داد با رهبری دو فرمانده بنام ابرهه و ارباط با ده فیل مزین که با هر فیلی ده هزار رزمنده همراه بودند و آنها را برای خراب کردن کعبه طرف مکه فرستاد پس چون نزدیک مکه رسیدند شروع بغارت نموده و از آن جمله شتران حضرت عبدالمطلب علیهالسلام را غارت کردند.
حضرت عبدالمطلب علیهالسلام نزد ابرهه آمدند و او در قبهای از دیباج بر تختی نشسته بود و بر او سلام کردند و او جواب داد و از بس حضرت عبدالمطلب زیبا و با هیبت بودند ابرهه در جمال و جلال او مانده و متعجب بود و به حضرت عبدالمطلب گفت آیا این نور و جمال مخصوص شما است و یا در پدران شما هم بوده
است؟ حضرت فرمود: بلی پدران من هم دارای چنین نور و جمالی بودهاند، ابرهه گفت حقا شما بر همه پادشاهان برتری دارید و بزرگی حق شما است، سپس او را درکنار خود جای داد و دستور داد فیل اعظم خود را که به انواع زیورها مزین شده بود و پادشاه به آن مباهات مینمود مقابل حضرت عبدالمطلب حاضر نمودند. فیل بزرگ وقتی مقابل حضرت عبدالمطلب قرار گرفت سجده کرد و بزبان فصیح عربی سلام بر حضرت عبدالمطلب نمود و چون ابرهه این منظره را دید تعجب نمود و فکر کرد او ساحر است و دستور داد فیل را برگرداندند.
سپس رو به حضرت عبدالمطلب کرد و گفت: خواسته شما چیست؟ من سخاوت و کرم و فضل و جلال و جمال و هیبت و بزرگی شما را دریافتم و لازم شد که خواسته شما راهرچه که هست برآورده کنم و البته فکر میکرد که عبدالمطلب برای انصراف او از این تصمیم آمده است. اما عبدالمطلب علیهالسلام در جواب فرمود: لشکر تو شتران مرا گرفته و غارت نمودهاند دستور ده که به من رد کنند. ابراهه از گفته او به خشم آمد و گفت از چشم من ساقط شدی من فکر میکردم آمدهای از خانه شرف خود و قوم خود و خانهای که از اطراف به زیارت او میآیند حمایت کنی؟! در حالیکه چنین مسأله مهم را رها کرده و بدنبال شتران خود آمدهای!!
حضرت عبدالمطلب علیهالسلام فرمود: خانهای که تو قصد خراب کردن آن را داری مربوط به من نیست من صاحب شتران خود هستم و صاحب این خانه کسی است که از همه مردم تواناتر است بر حمایت از خانه خود ابراهه گفت: شتران او را به او برگردانید و با لشکر خود بطرف مکه برای تخریب بیتاللّه حرکت کرد اما چون نزدیک مکه رسیدند و خواستند داخل حرم شوند، فیلها توقف نموده هرچه آنها را حرکت میدادند حرکت نمیکردند و وقتی آنها را رها میکردند آنها به خارج حرم برمیگشتند. در این وقت حضرت عبدالمطلب علیهالسلام به غلامان خود فرمود: فرزندم عبداللّه پدر بزرگوار رسول اللّه صلی الله علیه وآله را خبر کنید و چون حضرت عبداللّه علیهالسلام خدمت پدر رسید حضرت عبدالمطلب علیهالسلام فرمود. فرزند عزیزم بر بالای کوه ابیقبیس برو و ببین چه میبینی و کیانند طرف مکه میآیند؟! و مرا خبر ده، آنگاه حضرت عبدالمطلب بر کوه ابوقبیس بالا رفت چون ملاحظه فرمود دید لشکر خدا بصورت طیر ابابیل (پی سوره) مثل سیل فشرده بر کوه ابوقبیس آمده و سپس بالای کعبه آمدند و هفت شوط طواف نموده و سعی صفا و مروه کردند. حضرت عبداللّه علیهالسلام آمد و پدر را خبر کرد، حضرت عبدالمطلب فرمود: باز نظر کن که چه میکنند و مرا خبر ده حضرت عبداللّه علیهالسلام نگاه کرد دید ابابیل بطرف لشگر ابرهه میروند پدر را باخبر نمود.
در این هنگام بود که حضرت عبدالمطلب علیهالسلام به اهل مکه خطاب کرد: بروید طرف لشکر ابرهه و غنائم خود را بگیرید (که خدای کعبه با لشکر خود دشمن را نابود نمود).
امام صادق علیهالسلام فرمود: چون اهل مکه بطرف لشکر ابرهه آمدند دیدند آنها مثل چوب خشکیده روی زمین ریختهاند و هر پرندهای از ابابیل سه سنگ با خود داشت یکی در منقار و دوتا در پاها که با هر سنگی یکی از آن قوم را نشان میگرفت و چون ابابیل همه آنها را به هلاکت رساندند متفرق شدند و تاکنون کسی مثل آنها را ندیده بود و بعدا هم دیده نشدند. و چون پیروزی حاصل شد حضرت عبدالمطلب کنار کعبه آمد و پرده کعبه را گرفت و گفت:
یا حابس الفیل بـذی المغمّس حبستـــــه کانّـــه مکـــــوکس
فی مجلس تزهق فیـه الانفس
امالی طوسی ج 1/78 و امالی مفید /312
یزیدبن قعنب گوید: من با عباس بنعبدالمطلب و عدهای از قبیله عبدالعزی مقابل کعبه نشسته بودیم که فاطمه بنت اسد (مادر امیرالمومنین علیهالسلام ) وارد شد و مشغول طواف خانه خدا گردید و از حمل او نه ماه گذشته بود که ناگهان درد محاض و زایمان براو ظاهر شد (و چون بیچاره گشت) صدا زد پروردگارا من ایمان بتو و آنچه از
طرف تو آمده دارم و اعتقاد به همه پیامبران و کتب آسمانی و کلام جدم ابراهیم خلیل علیهالسلام که این خانه را بنا نموده دارم و تو را قسم میدهم به حق کسیکه کعبه رابنا نمود و به حق فرزندی که در شکم دارم که درد زایمان و ولادت را برمن آسان نمائی.
یزیدبن قعنب گوید: همگی مشاهده کردیم که یکباره کعبه از پشت گشوده شد و فاطمه بنتاسد وارد کعبه گردید و از مقابل چشم ما پنهان گردید و دوباره دیوار کعبه پیوسته شد و چون همگی به طرف درب کعبه رفتیم و هرچه کوشش کردیم درب کعبه باز نشد فهمیدیم این از اسرار الهیه است. پس روز چهارم فاطمه بنت اسد در حالیکه فزرند نورانی خود را روی دست داشت از همان موضع کعبه خارج شد و در آن حال میفرمود:
خداوند مرا بر زنهای پیشین فضیلت داد چرا که آسیه بنت مزاحم عبادت خدا کرد در جائیکه مطلوب برای عبادت نبود مگر اضطرارا و مریم دختر عمران در بیابان زایمان کرد و درخت خرمای خشکیده براو سبز شد و از آن خرما تناول نمود ولکن من برای زایمان داخل خانه خدا شدم و از میوههای بهشتی تناول نمودم (و چند روز میهمان خدا بودم) و وقتی خواستم خارج شوم هاتفی به من نداء، کرد: نام این فرزند را علی بگذار پس او علی نام دارد و خداوند علیّ اعلا میفرماید: من نام او را از نام خود مشتق نموده و
خود او را مودب نمودم و او را بر اسرار علم خود آگاه ساختم و او کسی است که بتها رااز خانه من پائین میآورد و میشکند و او کسی است که بر بام کعبه من اذان میگوید و مرا تقدیس و تمجید میکند، پس خوشا به حال کسانیکه او را دوست میدارند و از او پیروی مینمایند، و وای بر کسانیکه دشمن او هستند و با او مخالفت میکنند.بحار ج 35/8
مُحَمَّدبن عثمان عمری رضی اللّه عنه که از نواّب اربعه است میگوید: به خدا قسم صاحب این امر همه ساله در موسم حجّ حاضر است، مردم رامیبیند و میشناسد و مردم هم او را میبینند ولی نمیشناسند.فقیه ج 2/307 / وسائل ج 8/96
و عبدالله بن جعفر حمیری گوید: از مُحَمَّد بن عثمان عمری رضیالله عنه پرسیدم آیا حضرت صاحبالامر را دیدهای؟
فرمود : بلی آخرین مرتبهای که آن حضرت را دیدم کنار کعبه بود که بهدرگاه خداوند عرض مینمود: «اَللّهُـمَّ انجـزلی ما وعدّتـنی» یعنـی خدایــا به وعدهای که به من دادهای عمل کن.
مُحَمَّد بن عثمــان رضـی اللّه عنه میگوید: و باز آن حضرت را دیدم که در مستجــار بــود و دست بر پرده کعبــه داشت و میگفت: «اَللّهُمَّ انتقم لی من اعدائک» یعنی خــدایا انتقام مرا از
دشمنانت بگیر.وسائل ج 8/99
شیخ طوسی در کتاب غیبت خود از ابی نعمیم مُحَمَّدبن احمد انصاری نقل میکند که میگوید: من و قریب سی نفر نزد مستجار در کنار کعبه جمع بودیم و از این جمعیت فقط مُحَمَّدبن قاسم علوی از ارادتمندان اهل بیت علیهمالسلام بود پس همانطور که نشسته بودیم و آن روز روز ششم ذیحجه سال 293 هجری بود، ناگهان جوانی از طواف خارج شد که دو جامه احرام دربر داشت و کفشهایش را بهدست گرفته بود پس چون او را دیدیم همگی از هیبت و بزرگواری او بهپا خواستیم او برما سلام کرد و بین ما نشست و ما گرد او بودیم سپس نگاهی به اطراف خود نمود و فرمود: آیا شما میدانید امام صادق علیهالسلام در راز و نیاز خود با خدا چه میگفت؟ همگی عرض کردیم: چه میگفت: فرمود: میگفت:
اَللّهُمَّ انّی اَسألُکَ باسمک الّذی به تقوم الّسماء، و به تقوم الارض، و به تفرق بین المجتمع و به احصیت عدد الرّمال و زنة الجبال، ان تصلّی علی مُحَمَّد و آل مُحَمَّد و ان تجعل لی من امری فرجا (و مخرجا) و سپس از بین ما برخاست و مشغول طواف شد و به احترام او همگی قیام کردیم تا از ما جدا شد و فراموش کردیم بین خود راجع به او صحبت کنیم و بگوئیم او که بود و چه بود؟
و باز روز بعد مقابل مستجار نشسته بودیم که مانند روز قبل بین ما آمد و به اطراف خود نظر فرمود و گفت: آیا میدانید امیرالمومنین علیهالسلام بعد از نماز واجب چه میخواند؟ ما گفتیم بفرمائید او چه میخواند؟ فرمود، علی علیهالسلام میخواند: «الیک رفعت الاصوات و دعیت الدّعوات و لک عنت الوجوه ولک خضعت الرّقاب و الیک التّحاکم فی الاعمال یا خیر من سئل و یا خیر من اعطی یا صادق یا بارئ یا من لایخلف المیعاد یا من امر بالدّعاء و وعد بالاجابة یا من قال : «واذا سالک عبادی عنّی فانّی قریب اجیب دعوة الدّاع اذا دعان فلیستجیبوا لی و لیومنوا بی لعلّهم یرشدون» و یا من قال: «یا عبادی الّذین اسرفوا علی انفسهم لاتقنطوا من رحمه اللّه انّ اللّه یغفرالذّنوب جمیعا انّه هو الغفور الرّحیم». سپس نظر به اطراف خود نمود و فرمود: میدانید علی امیر المومنین علیهالسلام در سجده شکر چه میگفت؟ گفتیم او چه میگفت؟ فرمود: او میگفت: «یا من لایزیده کثرة العطاء الاّ سعة و عطاء یا من لاینفد خزائنة یا من له خزائن السّموات و الارض یا من له خزائن ما دقّ و جلّ لایمنعک اسائتی من احسانک انت تفعل بی الّذی انت اهله فانت اهل الجود و الکرم و العفو و التّجاوز یا ربّ یا اللّه لا تفعل بی الّذی انا اهله فانّی اهل العقوبة و قد استحققتها لاحجّة لی و لا عذر لی عندک ابوؤ لک بذنوبی کلّها و اعترف بهاکی تعفو عنّی و انت اعلم بها منّی ابوؤ لک بکلّ ذنب اذنبته و کلّ خطیئة احتملتها و کلّ سیّئة عملتها
ربّ اغفرلی و ارحم و تجاوز عمّا تعلم انّک انت الاعزّ الاکرم».
و سپس برخاست و وارد طواف شد و ما به احترام او قیام نمودیم و باز روز بعد در همان وقت و به همان کیفیت گذشته آمد و بین ما نشست و فرمود: علی بن الحسین سیدالعابدین در این موضع (و اشاره نمود به دست مبارک به حجراسماعیل زیر ناودان) در سجده خود میگفت: «عبیدک بفنائک، مسکینک بفنائک، فقیرک بفنائک، سائلک بفنائک، یسالک ما لایقدر علیه غیرُک» و سپس از بین ما روی مبارک به مُحَمَّدبن قاسم نمود و فرمود: ای مُحَمَّدبن قاسم تو بر راه خیر هستی انشاءاللّه و مُحَمَّدبن قاسم معتقد به امامت آن حضرت و آباءشان بود. و باز حرکت نمود و وارد طواف شد در حالیکه همه ما دعاهائیکه فرموده بود در خاطر داشتیم ولی تا روز آخر فراموش میکردیم که قصه او را بین خود در میان گذاریم.
پس ابوعلی که یکی از رفقای ما بود گفت: آیا شناختید این آقا را؟ به خدا قسم او امام زمان علیهالسلام بود، گفتیم تو از کجا دانستی؟ گفت من هفت سال بود دعا میکردم و از خدا میخواستم که آقا را ببینم.
ابوعلی محمودی میگوید: دیگر آقا را ندیدیم تا روز عرفه شد بعد از ظهر روز عرفه دیدم همان آقا مشغول به دعا بود از او سئوال کردم شما (ممّن هو؟) از چه گروه هستید؟ فرمود: از این
مردم هستم. گفتم از کدام این مردم؟ فرمود: از عرب آنها هستم. گفتم از کدام از عربها هستید؟فرمود: از اشرف آنها هستم. گفتم اشرف آنها کدام است؟ فرمود: بنی هاشم، گفتم از کدام از بنیهاشم هستید؟ فرمود: از طبقه بلند مرتبه و والای آنهایم، گفتم آنها کدامند؟ فرمود، آنهائیکه در شبانگاه که مردم بخواباند عبادت خدا میکنند و به زیردستان اطعام طعام مینمایند. پس من فهمیدم که او از علویه و سادات است و او را چون از علویه بود دوست داشتم.
اما چون به جستجوی او رفتم و اطراف خود را نظر کردم دیگر او را ندیدم پس از مردمی که در اطراف او بودند سئوال کردم او که بود؟ گفتند او همه ساله با ما پیاده به حجّ میآید. گفتم به خدا قسم من از او اثر پیاده آمدن به حجّ ندیدم. پس از عرفات به مزدلفه آمدم و بسیار غمگین و پریشان بودم از فراق او و اینکه آقا را نشناختم!!! تا اینکه در آن شب رسول خدا صلی الله علیه وآله رادر خواب دیدم فرمود: ای احمد مطلوب خود را دیدی؟ عرض کردم کدام مطلوب؟ فرمود: آن آقائیکه روز قبل دیدی او امام زمان تو بود. ابونعیم انصاری میگوید: این سخنان را که از ابوعلی محمودی راجع به آن حضرت شنیدیم او را عتاب کردیم که تو برای چه زودتر او را به ما معرفی نمیکردی؟ او گفت: تا این ساعت فراموش
میکردم قصه اورا.بحار ج 52/6
واجب چهارم، از واجبات عمره تمتّع، سعی بین کوه صفا و مروه میباشد و باید از کوه صفا شروع و به مروه ختم کند و فاصله بین دو کوه حدود «420 متر» است و هر رفت و آمد دو بار محسوب میشود، و باید این عمل را مانند بقیه اعمال حجّ با قصد قربت وبرای انجام فرمان خداوند انجام دهند. در روات آمده که
حاجی همین که سعی صفا و مروه کند از گناهان خود خارج میشود و در روایت دیگر است: که ملائکه برای او شفاعت میکنند و شفاعت آنان قبول میگردد.وسائل ج 9/512
مرحوم طریحی در مجمعالبحرین مینویسد: در حدیث است که کوه صفا بهاین جهت صفا نامیده شده که چون حضرت صفی اللّه آدم علیهالسلام به هنگام هبوط برآن قرار گرفت نام این قطعه از کوه از نام آن حضرت مأخوذ شده است و همچنین کوه مقابل صفا که نیز حضرت حوا برآن هبوط کرد آن قطعه هم از نام او که مرئه باشد گرفته شده.
قال اللّه سبحانه : ربّنا انّی اسکنت من ذریّتی بواد غیر ذی زرع
عند بیتک المحرّم ربّنا لیقیموا الصّلاة فاجعل افئدة من النّاس تهوی الیهم و ارزقهم من الثّمرات لعلّهم یشکرون.ابراهیم /53
در تفسیر قمی از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمود: حضرت ابراهیم علیهالسلام در بادیه شام ساکن بود و چون فرزندی از هاجر خداوند به اوعطا فرمود، ساره، عیال دیگرش شدیدا غصهمند شد و ابراهیم و هاجر را آزار میداد پس ابراهیم علیهالسلام به خدا شکایت نمود از سوء خلق ساره خداوند به او وحی نمود که مثل زن بدخلق مثل استخوانی است که کج جوش خورده باشد اگر او را به خود واگذاری بهره خود را از او میبری و اگر بخواهی کجی او را برطرف کنی آنرا میشکنی وبیبهره میشوی.
سپس خداوند ابراهیم را امر کرد که هاجر و اسماعیل را از آن محل خارج کند ابراهیم علیهالسلام عرض کرد: خدایا، آنها را کجا ببرم؟ خطاب شد آنها را کنار کعبه که حرم امن من و اولین بقعه روی زمین است ببر، پس جبرئیل براق را آماده کرد و اسماعیل و هاجر و ابراهیم علیهالسلام را سوار نمود و در مسیر راه به هر جای سبز و خرمی میرسیدند حضرت ابراهیم میفرمود اینجا اینجا و جبرئیل میفرمود: نه تا اینکه آنها را درکنار کعبه گذارد و ابراهیم علیهالسلام با ساره وعده کرده بود که هر کجا هاجر و اسماعیل را زمین گذارد خود پیاده نشود تا برگردد بطرف ساره، پس هاجر و اسماعیل در کنار
کعبه تنها ماندند و چون هوا گرم بود هاجر عبائی داشت بر روی درخت خشکیدهای انداخت و زیر سایه آن نشستند و چون ابراهیم خواست از آنها جدا شود هاجر صدا زد برای چه ما را در جائیکه نه انسانی و نه آب و گیاهی هست رها میکنی؟! ابراهیم فرمود: خدائیکه مرا چنین دستوری داده او حافظ شما است ولی چون برگشت و پائین مکه رسید بر آنها رقت نمود و رو بهطرف آنها کرد و گفت: خدایا من زن و فرزند خود را کنار خانه تو گذاردم تا نماز رابرپا کنند پس تو دلهای بندگان خود را متوجه آنها گردان و از همه میوهها آنها را روزی کن تا شاید شاکر تو باشند و برگشت طرف ساره.
و چون هاجر و اسماعیل تنها ماندند و هوا گرم شد اسماعیل تشنه شد و از مادر درخواست آب نمود هاجر آمد بالای کوه صفا و نداء کرد آیا کسی در این وادی هست؟ و آیا انیسی در این کوهسار یافت میشود؟ و چون جوابی نشنید رو بطرف کوه مروه کرد دید آبی نمودار است از صفا طرف کوه مروه رفت و به جستجوی آب بود و چون پائین آمد آبی نبود بلکه سرابی را دیده بود و چون اسماعیل از نظرش دور شد باز به کوه مروه بالا رفت که فرزند خود را ببیند مجددا سرابی را در طرف کوه صفا مشاهده کرد باز در طلب آب به طرف کوه صفا آمد و این حالت بیچارگی و اضطرار و رفت وآمد هفت مرتبه تکرار شد و در مرتبه هفتم که بر
کوه مروه بالا رفت و از بالای کوه به اسماعیل نظر کرد و دید زیر قدم اسماعیل آبی ظاهر شده با شتاب پائین آمد و اطراف آنرا بست که جاری نشود و باین سبب آنرا زمزم گفتند و چون به برکت اسماعیل و هاجر خداوند در این سرزمین خشک آب را ظاهر نمود پرندگان اطراف آن جمع شدند و قبیله جرهم که از یمن آمده و درنزدیکی عرفات بار انداخته بودند چون رفت و آمد پرندگان را دیدند و فهمیدند که در این محل آب وجود دارد آمدند نزدیک هاجر و اسماعیل و گفتند شما چه کسانی باشید و شأن شما چیست ؟ هاجر فرمود: من مادر فرزند ابراهیم خلیل الرحمن هستم و این فرزند اوست که خدا امر کرده ما را دراین سرزمین ساکن کند قبیله جرهم گفتند: آیا بما اجازه میدهید در نزدیکی شما بمانیم و از این آب استفاده کنیم؟ آنها جوابی ندادند تا اینکه روز سوم حضرت ابراهیم علیهالسلام برای سرکشی و تفقد نزد آنها آمد از او پرسیدند که قبیله جرهم اجازه نزول در کنار ما را خواستهاند شما اجازه میدهید؟ حضرت ابراهیم اجازه دادند و قبیله جرهم در نزدیکی آنها خیمه زدند و اسماعیل و هاجر با آنها مأنوس شدند (آنها غذا میدادند و در مقابل از آب زمزم استفاده میکردند و برای اسماعیل چندین گوسفند هدیه آوردند) و چون حضرت ابراهیم در مرتبه سوم به دیدار آنها آمد و چنین دید بسیار خوشنود شد.
مؤلف گوید: حاجی باید توجه کند که این سنت سعی صفا و مروه که از اعمال واجب حجّ و عمره است برای زنده نگهداشتن عمل حضرت ابراهیم و هاجر علیهالسلام است که روح انقیاد و اطاعت از امر پروردگار در آنها قوی بوده همچنانکه در مسأله قربانی اسماعیل با آن وسوسههای شیطان حضرت ابراهیم و اسماعیل و هاجر ثابت قدم مانند و شیطان نتوانست آنها را ازامر خداوند منصرف نماید و نکته دیگر اینکه اضطرار هاجر بین صفا و مروه مشکل او را حل کرد و خداوند این مادر بیچاره و فرزند تشنه را نجاب داد پس ای برادر و خواهر مسلمان از این تاریخ زیبا درس بگیر و مثل ابراهیم و اسماعیل و هاجر که در اطاعت پرودگار خود تسلیم بوده و هرگز گلایهای نداشته و به خدای خود توکل نمودند همیشه کار خود را به خدا واگذار و تسلیم امر خدا باش. ولکن ای کاش در کربلا هم برای اطفال تشنه فرزندان پیغمبر صلی الله علیه وآله آبی جاری میشد و صدای العطش آنها دلها را آتش نمیزد!!! و چگونه شد (لولا الحکمه) که کارد گلوی اسماعیل را نبرید و هرچه ابراهیم علیهالسلام همت کرد که فرزند خود را قربانی کند اراده خداوند همراه آن نبود و گویند: چون ابراهیم علیهالسلام دید کارد به پشت برمیگردد و گلوی اسماعیل او را نمیبرد آنرا بسنگی زد سنگ شکافته شد ابراهیم فرمود: سنگ را میشکافی و گلوی نازک اسماعیل را نمیبری؟!! کارد به سخن
درآمد و در جواب او گفت خلیل میگوید ببر و جلیل میگوید نبر ولی مقابل چشم ابیعبداللّه الحسین هیجده جوان از فرزندان رسول اللّه صلی الله علیه وآله کشته شدند و در آغوش امام حسین علیهالسلام گلوی نازک علی اصغر پاره شد و فرزندان پیغمبر را کشتند و اهل بیت آن حضرت را اسیر گرفتند و برآن شادی کردند پس ای کاش من روزگار درازی میداشتم و برآنها گریه مینمودم و اشک چشم خود را به آنها هدیه میکردم «و یـا لیت عیــن تســاعدنی فی البکاء علیهم اعمارا و ابکـی علیهـم بحول اللّه مـا دمت حیّا و یا لیتنی کنت معهم فافوز فوزا عظیما»
1 ـ مستحب است بعد از نماز طواف و پیش از سعی از آب زمزم بیاشامد و بر سر و صورت بریزد و دعای وارده را بخواند.
2 ـ و وقتی بر کوه صفا بالا رفت روبه کعبه کند و زیاد دعا کند و روایت شده که به اندازه خواندن سوره بقره دعا کند و هفت مرتبه : اللّه اکبر بگوید و هفت مرتبه : الحمدللّه بگوید و هفت مرتبه لااِلهَاِلاّالْلّه بگوید و سه مرتبه بگوید: لااِلهَاِلاّالْلّه وحده لاشریک له له الملک و له الحمد یحیی و یمیت و هو حیّ لایموت بیده الخیر و هو علی کلّ شی قدیر. پس صلوات برمُحَمَّد و آل او بفرستد. و سه مرتبه بگوید: «اللّه اکبر علی ما هدانا و الحمدللّه علی ما ابلانا و الحمدللّه
الحیّالقیّوم و الحمدللّه الحیّ الدّائم». و سه مرتبه بگوید: «اشهد انّ لااِلهَاِلاّالْلّه و اشهد انّ مُحَمَّدا عبده و رسوله لا نعبد الاّ ایّاه مخلصین له الدّین ولو کره المشرکون» و سه مرتبه بگوید: «اَللّهُمَّ انّی اَسألُکَ العفو و العافیة و الیقین فی الدّنیا و الاخرة» و سه مرتبه بگوید: «اَللّهُمَّ آتنا فی الدّنیا حسنة و فیالاخرة حسنة و قنا عذاب النّار» پس صد مرتبه بگوید: «اَللّهُ اَکْبَرْ» و صد مرتبه بگوید: «لااِلهَاِلاّالْلّه» و صد مرتبه بگوید: «الحمدللّه» و صد مرتبه بگوید: «سبحاناللّه»
پس بگوید: «لااِلهَاِلاّالْلّه وحده وحده انجز وعده و نصر عبده وغلب الاحزاب وحده فله الملک و له الحمد وحده اَللّهُمَّ بارک لی فی الموت و فیما بعد الموت اَللّهُمَّ انّی اعوذبک من ظلمة القبر و وحشته اَللّهُمَّ اظلّنی فی ظلّ عرشک یوم لا ظلّ الاّ ظلّک». و بسیار تکرار کند: سپردن دین و نفس و اهل و مال خود را به خداوند عالم.
پس بگوید: «استودع اللّه الرّحمن الرّحیم الّذی لاتضیع ودایعه دینی و نفسی و اهلی اَللّهُمَّ استعملنی علی کتابک و سنّة نبیّک و توّفنی علی ملّته و اعذنی من الفتنة».
و مستحب است رو به کعبه کند و این دعا را بخواند: «اَللّهُمَّ اغفر لی کلّ ذنب اذنبته قطّ فان عدت فعد علیّ بالمغفرة فانّک انت الغفور الرّحیم اَللّهُمَّ افعل بی ما انت اهله فانّک ان تفعل بی ما انت اهله ترحمنی و ان تعذّبنی فانت غنیّ عن عذابی و انا محتاج الی رحمتک فیا
من انا محتاج الی رحمته ارحمنی اَللّهُمَّ لاتفعل بی ما انا اهله فانّک ان تفعل بی ما انا اهله تعذّبنی و لمتظلمنی اصحبت اتّقی عدلک و لا اخاف جورک فیا من هو عدل لایجور ارحمنی».
پس بگوید: «یا من لایخیب سائله و لاینفد نائله صلّ علی مُحَمَّد و آل مُحَمَّد و اجرنی من النّار برحمتک».
و در حدیث شریف وارد شده است: هرکس بخواهد مال او زیاد شود ایستادن بر صفا را طول دهد و رو به کعبه کند و بگوید: «اَللّهُـمَّ انّی اعــوذبک من عذاب القبر و فتنتـه و غــربتــه و وحشتــه و ظلمتــه و ضیقــه و ضنکـــه اَللّهُمَّ اظلّنی فی ظلّ عرشک یوم لا ظلّ الاّ ظلّک».
و مستحب است در گریه کردن کوشش کند و خود را به گریه وادارد و در حال سعی دعا بسیار کند و بخواند این دعا را: «اَللّهُمَّ انّی اَسألُکَ حسن الظّن بک علی کلّ حال و صدق النّیة فی التّوکل علیک».مناسک امام خمینی رحمها..
واجب پنجم از واجبات عمره تمتمع تقصیراست. امام صادق علیهالسلام فرمود: وقتی در عمره تمتّع از سعی فارغ شدی کوتاه کن موی خود را یعنی مقداری از سر و صـــورت و شارب خود را بزن و ناخن خود را کوتاه کن وقتی چنین کردی هرچه در احرام برتو
حرام بوده حلال خواهد شد سپس هرچه خواهــی طـواف مستحبی انجام ده.کافی ج 4/439
بدان ای برادر و خواهر مؤمن که محرمات احرام برای تمرین بندگی و انقیاد نسبت به پرودگار متعال است و در حقیقت ما رابرای رسیدن به روح تقوی موظف بهاین امور نمودهاند و همچنانکه مفطرات روزه برای نیل و رسیدن به تقوی است محرمات احرام همچنین است و در باره قربانی خدا فرمود: «ینـاله التّقوی منکم» یعنی از قربانی کردن شما چیزی عائد خداوند نمیشود جز تقوای شما نسبت بهذات مقدس پروردگار، پس سعی کن در طول مناسک حجّ مراعات تقوی و وظایف دینی خود را بکنـی و انشــاءاللّه این تقوی را از این سفر سوغات ببری و همیشه با تقوی و ملاحظه دستورات دینی زندگی کنی.
مستحب است در موقع تقصیر این دعا را بخواند:
«اللّهاکبر اللّه اکبــر اَللّهُمَّ هــذه نــاصیتــی بیـدک فاجعـل لـی بکـلّ شعــرة نورا یومالقیامــة و اغفــرلــی ذنبی یا واســع المغفــرة». و نیز مستحب است بعد از تقصیر و محل شدن باز از پوشیدن لباس دوخته اجتناب نماید تا آنکه احرام حجّ را ببندد.راهنمای حرمین /243
بدانکه حج تمتّع دارای سیزده واجب است که قبلاً بطور فهرست بیان شد و مسائل احرام و طواف و نماز و سعی و تقصیر بین عمره تمتّع و حجّ تمتّع مشترک است جز اینکه احرام عمره تمتّع از یکی از مواقیت است و احرام حجّ تمتّع از مکه انجام میشود و فرق دیگر اینکه تقصیر در عمره تمتّع منحصر است به زدن مو و یا ناخن ولـی در حجّ تمتّع بعضی از فقهأ فرمودهاند کسیکه حجّ، سفر اول او باشد باید سر را بتراشد برای تقصیر. و بعضی از فقهاء واجب ندانستهاند و فرمودهاند مخیر است بین تراشیدن سر و کوتاه کردن مو، مانند تقصیر در عمره مفرده گر چه تراشیدن افضل است.
مستحب است احرام حجّ تمتّع روز هشتم ذیحجه (یوم الترویه) واقع شود و شب عرفه را در منی بمانند و برای وقوف در عرفات قبل از ظهر خود را به عرفات برسانند. و گفته شده که ترویه یا از روایت است چه آنکه امام علیهالسلام مناسک و اعمال حجّ را در این روز برای مردم بیان فرموده است. و یا مشتق از ارتواء به معنای آب
برداشتن میباشد زیرا مردم در این روز عازم منی میشدند و با خود آب برمیداشتند. علل الشرایع از امام صادق 7
و در روایت دیگر امام صادق علیهالسلام میفرماید: روز هشتم ذی حجه باین سبب ترویه نامیده شده که جبرئیل در آن روز نزد ابراهیم علیهالسلام آمد و گفت ای ابراهیم برای خود و خانوادهات آب بردار و آماده عرفات شو.راهنمای حرمین
مؤلف گوید: ولی فرزند رسول اللّه صلی الله علیه وآله حضرت سیدالشهدا علیهالسلام روز ترویه آماده حرکت به سوی عراق شد، آن حضرتحجّ خود را مبدل به یک عمره مفرده نموده و ناچار برای رعایت حرمت حرم از مکه خارج شد و احرام دیگری بست که در کربلا بهقرب معبود رسد ولیکن بنیامیه از قساوت آن احرام را هم از بدن او خارج نمودند و بدن او را سه روز روی زمین رها کردند که خواهر او ا زروی تعجب کنار آن بدن ... عرض نمود: یا رسولاللّه هذا حسینک مرمّل بالدّماء ... و خطاب به بدن برادر نمود و صدا زد: اخی یوم علی صدر المصطفی و یوم علی وجه الثّری. و این در حالی بود که آماده اسیری بودند.
به یوم الترویه محمل به بستند خواتین اندر آن محمل نشستند
همه قربانیان کعبه دل برون خرگه زدند از کعبه گل
کسانی را که عالم را پناهند برون کردند از کاخ خداوند!
حرم را از حرم کردند بیرون! همه سر گشته اندر کوه و هامان
آنچه از مستحبات در احرام عمره گذشت از غسل و دعاء و غیره اینجا هم وارد است، بهاضافه مستحبات ذیل:
1 ـ مستحب است احرام حجّ را روز ترویه انجام دهد و بعد از نماز ظهر و یا عصر و یا نماز واجب دیگر و یا اگر وقت نماز واجبی نبود لااقل بعد از دو رکعت نماز احرام انجام دهد.
2 ـ مستحب است احرام حجّ در مسجد الحرام داخل حجر اسماعیل علیهالسلام و یا نزد مقام ابراهیم علیهالسلام انجام شود.
3 ـ چون متوجه عرفات شود بگوید: «اَللّهُمَّ الیک صمدت و ایّاک اعتمدت و وجهک اردت اَسألُکَ ان تبارک لی فی رحلتی و ان تقضی لی حاجتی و ان تجعلنی ممّن تباهی به الیوم من هو افضل منّی». و تلبیه را تکرار کند تا به عرفات برسد.
شب عرفه از لیالی متبرکه و شب مناجات با قاضی الحاجات است، توبه در این شب قبول و دعا مستجاب است، روایت شده: کسیکه این شب را به عبادت به سر برد، اجر صد و هشتاد سال عبادت برای او نوشته شود و مستحبات این شب چند چیز است:
1 ـ شب عرفه را به دعا و مناجات طی کند.
2 ـ بخواند دعای «اَللّهُمَّ یا شاهد کلّ نجوی» را که در شبهای عرفه و جمعه وارد شده و هر که بخواند آمرزیده خواهد شد. و این دعاها و زیارات در بخش زیارات در آخر کتاب خواهد آمد.
3 ـ بخواند دعای «اَللّهُمَّ من تعبّأ» تا آخر را که در شب و روز جمعه و عرفه وارد شده است.
4 ـ بخواند زیارت حضرت سیدالشهدا علیهالسلام را که در بخش زیارات آمده است.
5 ـ بخواند دعای فرج امام زمان علیهالسلام را «اَللّهُمَّ کن لولیّک تا آخر» و برای فرج آن حضرت بسیار دعا کند.مفاتیح الجنان
6 ـ پس از نماز صبح تا طلوع آفتاب مشغول تعقیبات باشد.
معاویه بن عمار گوید: از امام صادق علیهالسلام سئوال کردم که چرا عرفات را عرفات نامیدهاند؟ فرمود: چون جبرئیل حضرت ابراهیم علیهالسلام را به عرفات آورد و موقعی که ظهر شد فرمود: به گناهان خود اعتراف کن و مناسک خود را بشناس حضرت ابراهیم هم چنین کرد.علل الشرایع /436
رسول خدا صلی الله علیه وآله میفرماید: خداوند مباهات میفرماید بر
ملائکه نسبت به مهمانان خود در عرفات که بنگرید بندگان مرا که چگونه ژولیده و غبارآلود در زمین عرفات جمع شدهاند. و فرمود: خداوند به ملائکه گوید: شما را شاهد میگیرم که دعاهایشان را مستجاب نمودم و خواستههای آنها را عطا نمودم و گناهکاران آنها را بواسطه نیکوکاران بخشیدم و خواستههای نیکان را هرچه بود اجابت نمودم جز مظالم و بدهکاریهائی که بین آنها هست.
کافی ج 4/261
و نیز فرمود: هیچ روزی خداوند به اندازه روز عرفه بندگان خود را از آتش جهنم آزاد نمیفرماید.
مؤلف گوید: دعاهای عرفه را در قسمت ادعیه آخر کتاب ذکر نمودهام و دعای معتبر و مختصری را هم اینجا ذکر میکنم.
رسول خدا صلی الله علیه وآله به علی علیهالسلام فرمود: به تو تعلیم کنم دعائی را برای عرفات که پیامبران قبل از من میخواندهاند؟ پس فرمود میگوئی: «لاالهالاّاللّه وحده لاشریک له، له الملک و له الحمد، یحیی و یمیت و هو حیّ لایموت بیده الخیر و هو علی کلّ شیء قدیر، اَللّهُمَّ لک الحمد کالّذی تقول و خیرا ممّا نقول و ما یقول القائلون، اَللّهُمَّ لک صلاتی و نسکی و محیای و مماتی و لک برائتی و بک حولی و منک قوّتی، اَللّهُمَّ انّی اعوذبک من الفقر و من وساوس الصّدور و من شتات الامر و من عذاب القبر، اَللّهُمَّ انّی اَسألُکَ خیرالرّیاح و اعوذبک من شرّ ما تجیئ به
الرّیاح و اَسألُکَ خیراللّیل و خیرالنّهار، اَللّهُمَّ اجعل فی قلبی نورا و فی سمعی و بصری نورا و فی لحمی و دمی و عظامی و عروقی و مقعدی و مقامی و مدخلی و مخرجی نورا و اعظم لی نورا یا ربّ یوم القاک انّک علی کلّ شیء قدیر».تهذیب ج 5/183
و باز رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: هرکه این دعا را بخواند در عصر روز عرفه خداوند دعای او را مستجاب نماید مادامی که گناهی یا قطع رحمی را طلب نکرده باشد: «سبحان الّذی فی السّماء عرشه، سبحان الّذی فی الارض موطؤه، سبحان الّذی فی البحر سبیله، سبحان الّذی فی القبور قضائه، سبحان الّذی فی الجنّة رحمته، سبحان الّذی فی النّار سلطانه، سبحان الّذی فی الهواء روحه، سبحان الّذی رفع السّماء، سبحان الّذی وضع الارض، سبحان الّذی لا منجی منه الاّ الیه».
فقیه ج 2/542
و امام صادق علیهالسلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه وآله در عرفات وقوف نمود و وقتی خواست خورشید غروب کند این دعا را خواند: «اَللّهُمَّ انّی اعوذبک من القبر، و من تشتّت الامر، و من شرّ ما یحدث باللیل و النّهار امسی ظلمی مستجیرا بعفوک، و امسی خوفی مستجیرا بامانک، و امسی ذلّی مستجیرا بعزّک و امسی وجهی الفانی مستجیرا بوجهک الباقی یا خیر من سئل، و یا اجود من اعطی، جللّنی برحمتک، و البسنی عافیتک و اصرف عنّی شرّ جمیع خلقک».کافی ج 4/464
از رسول خدا صلی الله علیه وآله منقول است که فرمود: بعضی از گناهان فقط در عرفات بخشیده میشود.جعفریات /65
امیرالمومنین علی علیهالسلام به رسول خدا صلی الله علیه وآله عرض نمود: کدام کس از اهل عرفات گناهش بیشتر است؟ فرمود: آنکس که از عرفات برگردد و فکر کند خدا او را نبخشیده است.جعفریات /64
بدانکه برای شخص مختار، مقدار واجب از وقوف، ماندن در عرفات است از ظهر روز نهم ذیحجه تا غروب شرعی و اگر تمام این مدت را عمدا ترک کند حجّ باطل است گرچه رکن مسمای وقوف است. و اگر سهوا و یا از روی اضطرار ترک نمود باید وقوف اضطراری نماید و آن این است که مقداری از شب عید را ولو کم باشد در عرفات حاضر شود و این در صورتی است که درک اختیاری مشعر را کرده باشد.
1 ـ قبل از زوال غسل کند و بهتر است وضوء هم بگیرد و تا آخر روز با وضوء باشد.
2 ـ در اول وقت، نماز ظهر و عصر را با یک اذان و دو اقامه بجا آورد.
3 ـ هرچه مانع از دعا و توجه به خدا است از خود دور کند.
4 ـ از کارهای بیهوده و سخن بیفایده پرهیز نماید.
5 ـ گناهان خود رابیاد آورد و در پیشگاه خداوند اقرار به خطاهای خود بکند.
6 ـ از خیرات و صدقات در حد امکان دریغ ننماید.
7 ـ در مدت وقوف هراندازه که میتواند در حال قیام باشد و زیر آسمان بسر برد.
8 ـ مستحب است پیش از اذان ظهر امام جماعت برای اعلام مناسک خطبه بخواند.
9 ـ تمام اوقات خود را به دعا و استغفار و ذکر خدا صرف نماید و بعضی از فقهاء مثل حلبی و قاضی و شهید و شیخ انصاری رحمهماللّه قائل بوجوب آن بودهاند.
10 ـ هرچه میتواند در حق دیگران دعا کند مخصوصا به پدر و مادر و ذوی الحقوق، و کسانیکه در حق آنها دعا میکند کمتر از چهل نفر نباشند و در حدیث است که ملکی موکل است آنچه هریک از اهل عرفات برای دیگری بخواهد صد هزار برابر آن را از خداوند برای او خواستار شود.
11 ـ متذکّر شــود حـــالات بعضی از صـــــالحیـــن را مثل عبداللّهبن جندب و معاویة بن وهب که چگونه در حق
دیگران دعا میکردند.راهنمای حرمین
12 ـ نماز مغرب و عشا را بتأخیر اندازد ولو ثلث شب بگذرد تا در مشعرالحرام بخواند و با یک اذان و دو اقامه بخواند چنانکه در روایت آمده.
13 ـ مستحب است که در عرفات به کربلا هم توجه شود و زیارت حضرت سیدالشهداء علیهالسلام خوانده شود که ثواب و فضیلت بسیار دارد و در احادیث معتبره وارد شده که حق تعالی در روز عرفه اول نظر رحمت خود را به زائرین آن حضرت کند و سپس به اهل عرفات نظر رحمت نماید و زیارت آن حضرت در بخش زیارات ذکر شده است.
14 ـ خوب است روز عرفه یادی از حضرت مسلمبن عقیل نماینده امام حسین علیهالسلام که در کوفه غریبانه به شهادت رسیده است بشود.
15 ـ دعاهای وارده روز عرفه را بخواند مخصوصا دعاء معروف حضرت سیدالشهداء علیهالسلام و دعاهای 47 صحیفه سجادیه را که مشتمل بر معارف الهیه و مطالب دنیا و آخرت است و در بخش زیارات و ادعیه خواهد آمد و از خداوند بخواهد که تا آخر عمر همه ساله موفق به حجّ بشود و در روایتی آمده : کسیکه نخواهد باز بحج و زیارت خانه خدا برگردد عمر او
کوتاه خواهد شد.
مرحوم محدث بزرگوار قمی در مفاتیح الجنان میفرماید: روز عرفه از اعیاد عظیمه است و از برای آن چند عمل است: 1- غسل، 2- زیارت امام حسین علیهالسلام که افضل از هزار حجّ و هزار عمره و هزار جهاد است 3- بعد از نماز عصر و قبل از شروع بهدهاعای عرفه دو رکعت نماز زیر آسمان بخواند و اقرار بهگناهان خود بکند، 4- در این روز زیارت جامعه بخواند. 5-در آخر روزعرفه بخواند: یاربّ انّ ذنوبی لاتضرّک و انّ مغفرتک لی لاتنقصک فاعطنی ما لاینقصک و اغفرلی مالایضرّک. اَللّهُمَّ لاتحرمنی خیر ما عندک لشرّ ما عندی فان انت لمترحمنی بتعبی و نصبی فلا تحرمنی اجر المصاب علی مصیبته.مفاتیح الجنان اعمال شب و روز عرفه
امام صادق علیهالسلام فرمود: چون عصر عرفه شود خداوند دو ملک را مأمور مینماید که حجاج را بازدید کنند، پس چون کسی که سالهای قبل مشرف بوده نیابند یکی از آنها به دیگری گوید: فلان شخص نیامده پس در حق او دعا کنند و گویند: خدایا اگر فقر مانع او بوده پس ببخش او را و اگر دین و بدهکاری مانع او شده دین او را اداء فرما، و اگر بیماری مانع او شده او را شفا مرحمت کن، و اگر مرگ مانع او شده پس او را ترحم نما و ببخش.فقیه ج 2/137
آفتاب عرفات که غروب کرد باید از عرفات رفت! خورشید که رفت باید رفت! در این جهان نمیشود که انسان آرام بگیرد! در هر منزلی درنگی و بیدرنگ باید رفت سکون هیچگاه! اقامت هیچ جا! وقوف نیم روزی و شبی و دو ـ سه روزی! و همین خیمههائی را که دیروز زده بودند امروز برمیچینند یعنی که دنیا جای سکون و توقف نیست باید با دقت و سرعت بهکار خود رسید و بار سفر را برای منزل بعد بربندیم.
گفته شده که مشعر یعنی مکان شعور! یعنی که در شب عید در زمین مشعرالحرام که از حرم محسوب است و محل امن الهی است باید فکر کرد که میهمان خدا هستیم و صاحب خانه با آب مغفرت همه را آمرزیده. پس بدقت بهاعمال آینده خود توجه کنیم که در حدیث آمده «بنیتم بنیانا فلا تنقضوه» یعنی شما حجاج مانند کسی هستید که با زحمت ساختمانی را آراسته و بهتمام لوازم مجهز ساخته او هرگز این ساختمان را بدست خود خراب نمیکند شما هم مواظب باشید باز روح و روان شما بعد از پاکی و آمرزش خراب نشود!!. «وازدلاف» یا به معنای اجتماع است چون فشردهترین جمعیت در همین محل است و انسان را بهیاد قیامت میاندازد و یا
به معنای روآوردن و جلو رفتن که در حدیث دارد جبرئیل در عرفات بهابراهیم فرمود: «ازدلف الی المشعر» یعنی به طرف مشعر حرکت کن.
آنچه از وقوف رکنی در مشعرالحرام واجب است وقوف از طلوع فجر است تا طلوع آفتاب که حتما باید درک شود، گرچه رکن مسمای وقوف است. و حد نهائی مزدلفه از طرف عرفات محلی است بهنام مازمین که حد حرم است. و مأزمین جائیست بین دو کوه که راه باریک میشود. و انتهاء مشعر و مزدلفه: وادی محسّر است و آن محلی است که خداوند ابرهه و اصحابش را ناامید و هلاک نمود و هنوز بهمکه نرسیده نابود شدند و طول مشعر را بعضی 4370 متر گفتهاند که فاصل بین عرفات و منی میباشد. و بالجمله خدای متعال میفرماید:
«فــاذا افضتم من عرفات فاذکرواللّه عند المشعرالحرام و اذکروه کمــا هداکم و ان کنتم من قبله لمن الضّآلّین ثمّ افیضوا من حیث افاض النّاس ...».بقره /198
یعنی: چون از عرفات بازگشتید، در مشعرالحرام ذکر خدا گوئید و بهیاد او باشید چه آنکه خداوند شما را هدایت نمود بعد از آنکه در ضلالت بودید و سپس به سوی مشعر کوچ کنید همچنانکه
مردم کوچ میکنند.
در بعضی از تفاسیر آمده: که قریش بعد از وقوف به عرفات بر سایرین ترفع و برتری جسته و از وقوف به مشعر ننگ داشتند و در هنگام افاضه راه خود را تغییر میدادند خداوند آنها را از این کار نهی فرموده. پس بدان ای برادر و خواهر مؤمن، شب مشعر گرچه واجبی جز ماندن در سرزمین مشعرالحرام را ندارد ولی آن شب: شب معراج و شب جهاد و شب امید و شب بینش و شب یقین و شب برات و شب اکرام و شب تسلیم و شب غوغأ و شب قیامت و شب عشق و شب عیداکبر و شب سعادت و شب سلامت و شب ذکر و شب فکر و شب انبیاء و شب جود و شب صبر و شب استقامت و شب عید اضحی است، مواظب باش بغفلت نگذرد و بکوش در هر حالی که هستی بخدای خود توجه داشته باشی.
الهدایه : وقتی در عرفات آفتاب غروب نمود حرکت کن تا به جبلاحمر برسی که در کنار مسیر تو است پس بگو: «اَللّهُمَّ ارحم موقفی، و زکّ عملی، و سلّم لی دینی، و تقبّل مناسکی». و وقتی بمزدلفه رسیدی نماز مغرب و عشا را با یک اذان و دو اقامه انجام ده و نماز را جز در اینجا جای دیگری نخوان گرچه یک چهارم شب گذشته باشد. تا اینکه فرمود: تسبیح و تهلیل و تکبیر و تمجید و
ثنای خداوند گوی به آنچه سزاوار آن است و صلوات برمُحَمَّد و آل آن حضرت فرست سپس تا طلوع آفتاب نشده در حق خود دعا کن. بحار ج 99/268
امام صادق علیهالسلام میفرماید: چون رسول خدا صلی الله علیه وآله نماز مغربو عشارا در مزدلفه خواندند،استراحت نمودندتا طلوع فجر و جز نماز مغرب و عشا در آن شب نماز دیگری نخواندند.بحار ج 99/270
مستحب است که در شب مشعر 70 سنگریزه برای رمی جمرات از سرزمین مشعر برچیند هرچند 49 ریگ بیشتر لازم ندارد. و نیز مستحب است قدری پیش از طلوع آفتاب از مشعرکوچ کند ولی تا آفتاب طلوع نکرده از وادی محسر خارج نشود. و در وقت حرکت بگوید: اَللّهُمَّ سلّم عهدی و اقبل توبتی واجب دعوتی و اخلفنی بخیر فیمن ترکت بعدی و بگوید: ربّ اغفر و ارحم و تجاوز عمّا تعلم انّک انت الاعزّ الاکرم.
مستحب است که در وقت گذشتن از وادی محسر هروله کند و مرحوم صدوق فرموده: امامششم علیهالسلام امر فرمود: مردی را که در وادی محسر ترک هروله نموده بود از مکه برگردد و هروله کند.راهنمای حرمین
منی بین مزدلفه و مکه است و طول آن از انتهای وادی
محسِّر است تا جمره عقبه. امام صادق علیهالسلام میفرماید: حدّ منی از جمره عقبه تا وادی محسِّر است.وسائل ج 10
و وادی محسر نقطهای است که راه عبور از آن نقطه ضیق میگردد و ازاین جهت مستحب است سواره و پیاده در آن محل سرعت نمایند.
صاحب مجمع البحرین گوید: در وجه تسمیه منی اختلاف است بعضی گفتهاند: «لما یمنی به من الدماء» (ای یراق) یعنی برای اینکه آنجا خون قربانی ریخته میشود آنجا را منی گویند. سپس صاحب مجمعالبحرین گوید: در حدیث است که حضرت ابراهیم علیهالسلام در این سرزمین از خدای خود تمنا نمود که بجای فرزندش اسماعیل برای قربانی گوسفندی را امر به ذبح فرماید.علل الشرایع از امام رضا علیهالسلام
بعضی گفتهاند در اینجا آدم آرزوی بهشت نمود. بهرحال منی سرزمین پیروزی و آرزو است و خوب و بد در این سرزمین مورد عنایت خدا هستند، امام پنجم حضرت باقر علیهالسلام میفرماید: احدی براین کوهها وقوف نمیکند مگر اینکه خدا دعای او را مستجاب مینماید نیکوکار باشد یا بدکار آنانکه نیکوکارند خواستههای دنیا و آخرت آنها داده میشود و آنان که بدکارند خواستههای دنیایشان برآورده میشود.کافی ج 4
و نیز آن حضرت میفرماید: چون مردم در منی فرود آیند از جانب خداوند آنها را ندا کنند: اگر میخواهید من از شما خوشنود شوم؟ خوشنود شدم.من لایحضرهالفقیه
و منادی دیگر ندا کند: ای زائران خدا! اگر میدانستید بر چه مولای کریمی وارد شدهاید هرآینه باور مینمودید که خداوند عالم شما را میبخشد و رنجها و تعبها و انفاقات مالی شما را عوض میدهد.کافی ج 4
پیامبر بزگوار اسلام صلی الله علیه وآله چون در حجةالوداع به سرزمین منی وارد شد در روز عید قربان چنین فرمود: ای مردم این روز روز سَیَلان و فریاد است: اما سیلان این روز این است که خونهای قربانی در این روز جاری میگردد، پس آنکه با نیت خالص قربانی کند اولین قطره خون قربانیاو کفاره تمام گناهان او خواهد شد و اما روز فریاد است یعنی روز دعااست، پس بدرگاه خدا ضجه نمائید، قسم بهخدائیکه جان مُحَمَّدبدست اوست، احدی از این مکان خارج نخواهدشدمگراینکهگناهانش آمرزیده شده باشد جز کسی که به گناهکبیره مصرباشدو قصد ترک آنرانداشتهباشد.مستدرک ج 4
«مسجد البیعه»
این مسجد نزدیک به جمره عقبه است و بزرگان دو قبیله
اوس و خزرج که از مدینه آمده بودند برای اولین بار شبانه در این محل با پیامبراسلام صلی الله علیه وآله بیعت نمودند و آن شب لیلهالعقبه معروف شد. و باز در سال یازدهم بعثت از بزرگان مدینه از جمله اسعدبن زراره و ابرهیثم در همین محل (مسجد البیعه) با حضرت بیعت مجدد کردند و به آن حضرت وعده یاری داده که باز در سال دوازدهم بعثت هفتاد مرد و دو زن از بزرگان مدینه در این محل با حضرت بیعت نمودند که بدنبال این بیعت حضرت بهمدینه هجرت فرمودند.
«مسجد الکبش»
این مسجد را مسجد النحر نیز گویند این مسجد نزدیک مسجد البیعه میباشد و این مسجد بهاین جهت بهاین اسم نامیده شد که خداوند برای ابراهیم تو چی فرستاد و تا به جای اسماعیل ذبح کند. و روایت شده که پیامبر صلی الله علیه وآله در این مسجد نماز خوانده و قربانی خود را کنار این مسجد انجام داده است.
«مسجد الخیف»
خَیْف محل بلند و مرتفع را گویند. و صاحب قاموس گفته: جائی را خیف گویند که بین دو کوه باشد. این مسجد یکی از مساجد تاریخی اسلام است و گفته شده که چون عمل حضرت ابراهیم علیهالسلام نسبت به قربانی فرزندش مقبول واقع شد و جبرئیل
گوسفندی برای قربانی آورد حضرت ابراهیم علیهالسلام برای سپاس بهدرگاه خدا در این محل نمازشکر به جا آورد. و گفته شده که هفتاد پیغمبر در این مسجد نماز خواندهاند. و دراین مسجد رسول خدا صلی الله علیه وآله در سال حجهالوداع آن خطبه معروفه را خواندند.
مستحب است شش رکعت نماز در قبه وسط مسجد بخواند و صد مرتبه «سبحان اللّه» و صد مرتبه «لااله الاّ اللّه» و صد مرتبه «الحمدللّه» بگوید.(راهنمای حرمین)
امام پنجم علیهالسلام میفرماید: ثواب گفتن صد مرتبه «سبحان اللّه» مانند ثواب آزاد نمودن یک بنده است در راه خدا، و ثوابت گفتن صد مرتبه «لااله الاّ اللّه» اجر نجات دادن انسانی را از مرگ دارد، و ثواب گفتن صد مرتبه «الحمدللّه» اجر انفاق مالیات کوفه و بصره را دارد.من لایحضره الفقیه/62
اعمال واجب منی پنج چیز است:
1 ـ رمی جمره عقبه در روز عید قربان.
2 ـ قربانی کردن در روز عید قربان.
3 ـ حلق یا تقصیر نمودن در روز عید قربان.(یعنی سرتراشیدن و یا کوتاه کردن مو)
4 ـ بیتوته و ماندن شب یازدهم و دوازدهم در منی.
5 ـ رمی جمرات سه گانه (یعنی ریگ زدن در محلهای وسوسه شیطان) در روز یازدهم و دوازدهم در منی و احکام هر کدام از این واجبات در مناسک مشروحا ذکر شده مراجعه شود.
مرحوم محدث بزرگوار قمی صاحب مفاتیح الجنان گوید:
روز دهم روز عید قربان است و بسیار روز شریفی است و اعمال آن چند چیز است:
اول : غسل است که در این روز سنت مؤکد است و بعضی از علماء واجب دانستهاند.
دوم : نماز عید است بههمان نحوی که در عید فطر خوانده میشود ولکن در این روز مستحب است که افطار بعد از نماز از گوشت قربانی باشد. مؤلف گوید: مع الاسف نماز عید بین ما متروک است.
سوم : خواندن دعاهائیکه وارد شده پیش از نماز عید و بعد از آن که شاید بهترین آنها دعای 48 و 46 صحیفه سجادیه باشد.
چهارم : خواندن دعای ندبه است.
پنجم : قربانی است (که برای حجاج در روز عید واجب و برای غیرحجاج در بلاد دیگر مستحب موکد است).
ششم : خواندن تکبیرات است برای کسی که در منی باشد
بعد از 15 نماز که اولش نماز ظهر روز عید است و آخرش نماز صبح روز سیزدهم و برای کسانیکه در سایر شهرها هستند بعد از 10 نماز بخوانند از ظهر روز عید تا صبح دوازدهم و تکبیرات موافق روایت صحیح در کافی این است:
«اللّهاکبر، اللّهاکبر، لااله الاّ اللّه، واللّهاکبر، اللّه اکبر، وللّهالحمد، اللّهاکبر، علی ماهدانا، اللّهاکبر، علی ما رزقنا من بهیمة الانعام، و الحمدللّه علی ما ابلانا».
و مستحب است تکرار این تکبیرات عقیب نمازها بقدر امکان و خواندن بعد از نوافل و نیز مستحب است که روز دهم و یازدهم و دوازدهم از منی بیرون نرود مگر برای اعمال حجّ مثل طواف و سعی حتی برای طواف مستحب خارج نشود چون در روایت آمده: اقامت در منی افضل است از طواف مستحب (و احتیاط آن است که بقیه اعمال حجّ را از روز یازدهم تأخیر نیدازد). و مستحب است نمازهای واجب و مستحب خود را حتیالامکان در مسجد خیف به جا آورد.راهنمای حرمین
طبق آنچه نقل شده(1)رسول خدا صلی الله علیه وآله در روز دوم از عید
1) 1- خطب رسول اللّه صلی الله علیه وآله بمنی خطبه فی ثانی یوم النحرفقال: هل تدرون ای بلد هذا؟ قالوا: اللّه و رسوله اعلم قال: صلی الله علیه وآله هذا المشعرالحرام ثم قال انی لاادری لعلی لاالقاکم بعد هذا، الاوان دمائکم و اموالکم و اعراضکم علیکم حرام کحرمه یومکم هذا فی بلدکم هذا حتی تلقوا ربکم فیسالکم عن اعمالکم الا فلیبلغ ادناکم اقصاکم.(مرات الحرمین ج 1/94)
قربان در منی خطبهای خواندند و فرمودند: مردم آیا میدانید اینجا چه شهری است؟ گفتند خدا و رسول او داناترند، حضرت فرمود: این مشعرالحرام است سپس فرمود: گمان ندارم بعد از این شما را ملاقات کنم آگاه باشید خون و مال و عرض شما حرام است همانند حرمت این روز و این ماه تا اینکه خدای خود را ملاقات نمائید و از اعمال شما سئوال کند حاضرین بغائبین خبر دهند.
مرأت الحرمین ج 1/94
و امیرالمومنین علیهالسلام در تفسیر آیه شریفه: واذکروا اللّه فی ایّام معدودات (بقره /103) و آیه شریفه: لیشهدوا منافع لهم و یذکروا اسماللّه فی ایّام معلومات (حجّ /28)
میفرماید: ایام معلومات ده روز اول ذیحجه است و ایام معدودات ایام تشریق است. (یعنی یازدهم و دوازدهم و سیزدهم ذیحجه)وسائل ج 2/372
و باز میفرماید: هیچ روزهائی برای انجام کار خیر و عبادت بهتراز ده روز اول ذیحجه نیست.وسائل ج 2/372
امام صادق علیهالسلام میفرماید: وقتی مردم در منی ساکن میشوند منادی حق ندا میکند اگر میدانستید که در پناه چه کسی هستید حتما یقین میداشتید که او شما را بخشیده و مخارج شما را جبران خواهد نمود. و باز نداء میرسد به اهل منی که اگر شما خوشنودی خدا را میخواستهاید بدانید خداوند از شما خوشنود شد. و وقتی حاجی از منی به طرف مکه حرکت میکند ملکی دست به شانه او میگذارد و میگوید: عمل خود را از سر بگیر. (یعنی گذشتههای تو بخشیده شد مواظب آینده خود باش.)
کافی ج 4/256/262- محاسن ج 1/141
و صدوق علیهالرحمه روایت نموده : که وقتی حجاج از منی طرف مکه میآیند از گناهان خود پاک شدهاند همانند وقتی که از مادر متولد شدهاند.فقیه ج 2/480
1 ـ مستحب است در حال رمی با وضوء باشد و بعضی از فقهاء واجب دانستهاند.(مناسک شیخانصاری)
2 ـ هنگامیکه آماده پرتاب ریگها میشوید بگوید: «اَللّهُمَّ
هذه حصیاتی فاحصهنّ لی و ارفعهنّ فی عملی» یعنی خدایا اینها ریگهای من است تو مرا در شماره و پرتاب آنها کمک فرما.
3 ـ موقعی که جمره عقبه را ریگ میزند پشت به قبله باشد و در رمی اولی و وسطی رو به قبله باشد.
4 ـ در رمی جمره عقبه حدود پانزده ذراع فاصله بگیرد و در اولی و وسطی کنار جمره بایستد.
5 ـ با هر سنگی که میاندازد تکبیر بگوید واین دعا را بخواند: «اَللّهُمَّ ادحر عنّی الشّیطان اَللّهُمَّ تصدیقا بکتابک و علی سنّة نبیّک مُحَمَّد صلّی اللّه علیه و آله اَللّهُمَّ اجعله لی حجّا مبرورا و عملاً مقبولاً و سعیا مشکورا و ذنبا مغفورا».
6 ـ پس از برگشتن به خیمه خود در منی این دعا را بخواند:
«اَللّهُمَّ بک و ثقت و علیک توکّلت فنعم الرّب و نعم المولی و نعم النصیر»راهنمای حرمین
علی علیهالسلام میفرماید: حکمت رمی این است که چون جبرائیل ابراهیم علیهالسلام را برای انجام مناسک به منی آورد و شیطان مقابل او برای وسوسهکردن ظاهر شد جبرئیل فرمود: ای ابراهیم او را سنگ بزن پس چون ابراهیم هفت ریگ باو زد درجای جمره اولی پنهان شد سپس در محل جمره دوم ظاهر شد و باز حضرت ابراهیم علیهالسلام
هفت ریگ دیگر باو زدند او پنهان شد و باز در محل جمره سوم ظاهر شد و حضرت ابراهیم هفت ریگ به او زدند، پنهان شد و دیگر ظاهر نگردید.قرب الاسناد/147
مؤلف گوید: بدان ای برادر و خواهر مسلمان چنانکه از دعای گذشته و کلام امیرالمومنین علیهالسلام ظاهر میشود هدف از ریگ زدن تمرین مبارزه با شیطان است و باید این تمرین در چند روز تکرار شود تا قدرت مخالفت و مبارزه با شیطان بحدی برسد که بعداز آن شیطان دیگر طمع و امیدی برای وسوسه نداشته باشد والا ظاهر این عمل بچهگانه خواهد بود و چقدر موجب تأسف است که حاجی با زحمت زیاد سه روز رمی جمره کند و هیچ تأثیری در او نسبت به مخالفت با شیطان حاصل نشود!!!
رسول خدا صلی الله علیه وآله میفرماید: پاداش رمی جمار، نزد خداوند ذخیره میشود.فقیه ج 2/214
و باز فرمود: رمــی جمـــرات برای تو در قیامت نوری خواهد شد.الترغیب ج 2/207
و باز فرمود: وقتی حاجی رمـــی جمـــرات نمود از گناهان پاک میشود.فقیه ج 2/214
و نیز رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: روز عرفه خداوند حجاج خلص
و ناب را میآمرزد و شب عید تجار از حجاج را و روز عید قربان شترداران را و در وقت جمره عقبه هرگوینده لاالهالااللّه را میآمرزد.امالی طوسی/309
امام صادق علیهالسلام فرمود: حاجی به هر ریگی که به جمره میزند خداوند گناه کبیرهای را از او میبخشد.کافی ج 4/480
شرط است که ریگها از حرم باشد و از خارج حرم کافی نیست و مستحب است که از مشعر بردارد. و چند چیز در انداختن ریگها یعنی وقت زدن به جمره لازم است:
اول قصد قربت داشته باشد. دوم ریگها را بزند به جمره و گذاردن کافی نیست. سوم حتما به جمره بخورد و اگر شک کند، باید دوباره بزند. چهارم هفت ریگ بزند. پنجم دانه دانه بزند. ششم اگر قدرت ندارد برای ریگ زدن نائب بگیرد. هفتم کسانیکه عذر دارند از اینکه روز ریگ بزنند میتوانند شب ریگ بزنند. هشتم ریگی که میزند باید کسی قبلاً با او رمی نکرده باشد.
مناسک امام خمینی
از واجبات منی یکی قربانی کردن است و کمترین آن یک
گوسفند است وباید حتما روز عید قربان و در منی انجام شود و در حال اختیار میشود نیابت دهد ولی بهتر است بهدست خود قربانی کند و یا نزد قربانی خود حاضر شود و دست خود را روی دست ذابح بگذارد و قربانی را باید سه قسمت کند یک قسمت آنرا خود بخورد و یک قسمت را به فقیر قانع دهد و یک قسمت دیگر را هدیه بدهد و بعضی از فقهاء این تقسیم را واجب ندانستهاند.
قال اللّه سبحانه : فَکُلُوا مِنْها وَاَطْعِمُوا القانِعَ وَ الُمعْتَرَّ کَذلِکَ سَخّرناها لَکُم لَعلَّکُم تَشْکُرونَ لَنْ یَنالَ اللّْهَ لُحومُها وَلا دِمائها وَلکِنْ یَنالُهُ التّقْوی مِنْکم کَذلکَ سَخَّرها لَکُم لِتُکبِّروُا اللّهَ عَلی ما هَدیکم وَ بَشرّالمُحسِنین.سوره حجّ /36/37
در حدیث شبلی گذشت که زینالعابدین علیهالسلام فرمود: آیا وقتی قربانی کردی حلقوم طمع را بریدی؟ و خدای متعال در آیه فوق میفرماید: چیزی از گوشت و خون قربانی به خدا نمیرسد ولکن تقوای شما به او میرسد. بهرحال قربانی دارای حکمتهای فراوان است که از آن جمله است:
1 ـ آزمایش بزرگی است برای حاجی:
امام پنجم علیهالسلام میفرماید: حضرت آدم هابیل و قابیل را امر کرد تا مقام قرب خود را نزد خداوند با انجام دادن قربانی آزمایش
نمایند هابیل گوسفند دار بود و قابیل کشاورز بود پس هابیل بهترین گوسفند خود را که قوچی بود به قربانگاه آورد و قابیل مقداری از خوشه های گندم که دانه نداشت آورد پس قربانی هابیل قبول شد و از قابیل مردود گشت ...لذا رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: قربانیهای خود را نیکو و بیعیب انتخاب کنید چرا که آنها مرکبهای شما هستند برای عبور از صراط.سفینه البحار
2 ـ قربانی موجب تقرب بخدا و آمرزش گناهان است.
ابوبصیر گوید: از امام ششم علیهالسلام حکمت قربانی را سئوال کردم. حضرت فرمود: چون قطرهای از خون قربانی برزمین ریزد موجب آمرزش صاحبش میشود و کسیکه دارای تقوی و ایمان است قربانی را با اخلاص و انقیاد امر پروردگار خود انجام میدهد مگرنه این است که خدا فرمود: چیزی از گوشت و خون قربانی به خدا نمیرسد و آنچه به حساب خدا است همان تقوی و اطاعت بنده است؛ ببین چگونه خدا قربانی هابیل را قبول نمود و از قابیل را رد کرد!.سفینهالبحار
3 ـ قربانی را خدا واجب فرمود تا اینکه مردم فقیر از آن استفاده کنند.
رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: قربانی را خدا واجب فرمود تا اینکه وسعتی در زندگی فقراء حاصل شود و از گوشت آن استفاده کنند پس شما از گوشت قربانی اطعام کنید فقراء را.سفینهالبحار
رسول خدا صلی الله علیه وآله در حجهالوداع یکصد شتر برای قربانی آوردند و 63 رأس آن را بدست مبارک خود نحر نمودند و بقیه را به امیرالمومنینعلی علیهالسلام واگذار نمودند.راهنمای حرمین
مؤلف گوید: ای برادر و خواهر مسلمان بیدار باش و بدان که در کلاس درس و آزمایش بزرگی هستی ببین چگونه است گذشت تو در راه خدا؟ و بدانکه اگر قربانی فربه و چاقی را انتخاب کنی ولو با قیمت بیشتر بهفرموده رسول خدا صلی الله علیه وآله عمل نمودهای و فورا فقراء قربانی تو را میبرند و به مصرف میرسد.
4 ـ قربانی یادآور عمل حضرت ابراهیم و اسماعیل علیهالسلام است.
قربانی روح اطاعت و انقیاد را در بنده زنده میکند و داستان قربانی حضرت ابراهیم که امتحان بزرگی شناخته شده، درسی است برای دیگران.
امام هشتم علیبن موسی الرضا علیهالسلام میفرماید: چون اسماعیل تسلیم شد برای ذبح شدن خداوند قوچی برای او از بهشت فرستاد، پس هرچه در منی قربانی شود فدای اسماعیل است تا روز قیامت.عیون اخبارالرضا
در اینجا مناسب است که کل قصه قربان شدن اسماعیل علیهالسلام بهدست پدرشان ابراهیم علیهالسلام را ذکر کنیم.
قال اللّه تعالی: «ربّ هب لی من الصّالحین فبشّرناه بغلام حلیم فلمّا بلغ معه السّعی قال یا بنیّ انّی اری فی المنام انّی اذبحک فانظر ماذا تری قال یا ابت افعل ماتؤمر ستجدنی ان شاءاللّه من الصّابرین فلمّا اسلما و تلّه للجبین و نادیناه ان یا ابراهیم قد صدّقت الرّویا انّا کذلک نجزی المحسنین انّ هذا لهوالبلاء المبین و فدیناه بذبح عظیم.
سوره صافات آیه /100
ترجمه : ابراهیم به خدای خود گفت مرا فرزندی صالح عطا کن خداوند هم او را به فرزند پسر بردباری بشارت داد پس چون اسماعیل همراه پدر در سعی بود، ابراهیم علیهالسلام فرمود: عزیزم من در خواب دیدهام که تو را ذبح میکنم نظر تو چیست؟ اسماعیل عرض کرد: ای پدر آنچه از طرف خدا مأمور شدهای انجام ده و انشاءاللّه مرا صابر خواهی یافت و چون ابراهیم فرزند خود را برای قربانی خواباند و هر دو تسلیم امر الهی شدند خطاب آمد ای ابراهیم تو به خواب خود عمل نمودی ما به جای آن قربانی بزرگی قرار دادیم و این آزمایشی آشکار بود و ما اینچنین به نیکوکاران پاداش میدهیم.
ابوبصیر میگوید: از امام باقر و امام صادق علیهماالسلام شنیدم که میفرمودند: چون روز ترویه (هشتم ذی حجه) رسید جبرئیل بهابراهیم فرمود: آب بردار و بهاین جهت روز هشتم را روز ترویه
نامیدند، سپس او را در منی آوردو آنجا شب را گذراند و صبحگاه او را نزدیک به عرفات آورد و در آنجا مسجدی با سنگهای سفید بنا نمود که الان آن مسجد داخل مسجد نمره واقع شده و در آن مسجد نماز ظهر و عصر را خواند سپس او را به عرفات آورد و فرمود: ای ابراهیم اینجا عرفات است مناسک خود را بشناس و به گناه خود اعتراف کن، سپس او را به مزدلفه آورد و آنجا مزدلفه نامیده شده چون ابراهیم علیهالسلام به آنجا نزدیک شد و بعداز آن او را به مشعرالحرام آورد و چون به مشعر رسید از طرف خداوند مأمور شد که فرزند خود را قربانی کند، پس چون صبح شد به منی آمد و به مادر اسماعیل فرمود: تو به زیارت بیت و کعبه برو و اسماعیل را نگهداشت سپس به اسماعیل فرمود، فرزند عزیزم استر و کارد را آمده کن برای قربانی اسماعیل کارد و استر را آماده کرد و عرض کرد پدرجان قربانی کجا است؟ ابراهیم فرمود: خدا میداند قربانی کجا است و بعد فرمود:
فرزند عزیزم بهخدا قسم تو خود قربانی هستی!! خداوند مرا امر فرموده که تو را قربانی کنم تو نظر خود را در این امر بگو، اسماعیل عرض کرد ای پدر آنچه از طرف خداوند مأمور شدهاید انجام دهید، مرا انشاءاللّه صابر خواهید دید.
امام باقر علیهالسلام فرمود: پس چون اسماعیل آماده قربانی شد به
پدر خود عرض کرد پدرجان صورت من را بپوشان و پاهای مرا بهبند، ابراهیم علیهالسلام فرمود بستن مربوط به ذبح و قربانی است به خدا قسم هردو را جمع نخواهم کرد.
امام باقر علیهالسلام فرمود: سپس ابراهیم فرش استر را پهن نمود و فرزند خود را برآن خواباند و کارد را گرفت و بر گلوی اسماعیل گذارد ناگاه پیرمردی نزد ابراهیم علیهالسلام آمدو گفت از این جوان چه میخواهی؟ ابراهیم علیهالسلام فرمود: میخواهم او را ذبح کنم، پیرمرد گفت سبحاناللّه جوانی که هرگز معصیت خدا نکرده میخواهی سر ببری؟!! ابراهیم فرمود: بلی چون خدای من امر کرده بهذبح آن، پیرمرد گفت ای ابراهیم اشتباه کردهای او خدای تو نبوده بلکه شیطان بوده که تو را امر بهذبح این غلام نموده. ابراهیم علیهالسلام فرمود: وای برتو سخنی که من شنیدم در خواب سخن خدا بود، دور شو بهخدا قسم با تو دیگر سخن نمیگویم.
سپس ادامه داد و کارد را بر گلوی اسماعیل گذارد، پیرمرد گفت ای ابراهیم تو امام این مردم هستی اگر چنین کاری را انجام دهی مردم بتو اقتداء میکنند و فرزندان خود را قربانی مینمایند، پس دست نگهدار ابراهیم علیهالسلام دیگر با او سخن نگفت و کارد را بر گلوی اسماعیل گذارد، در حالیکه سر بسوی آسمان بلند کرده بود و فشار آورد؛ در این حال جبرئیل علیهالسلام آمد و کارد را برگرداند چون
ابراهیم چنین دید باز کارد را بهطرف تیزی و برندگی بر گرداند و این عمل چندین مرتبه تکرار شد در هر مرتبه جبرئیل علیهالسلام کارد را به پشت بر میگرداند و ابراهیم علیهالسلام باز برای انجام فرمان خدا کارد را به تیزی برمیگرداند، تا اینکه از ناحیه مسجد خیف نداء رسید ای ابراهیم تو بخواب خود عمل نمودی در این وقت اسماعیل از زیردست پدر جدا شد و به جای آن جبرئیل از کوه مزدلفه قوچی آورد و زیردست ابراهیم قرار داد. و پیرمرد ناامید شد خود را در کنار کعبه به مادر اسماعیل رساند و گفت مردی را دیدم چنین و چنان بود و اوصاف ابراهیم را برای او ذکر کرد، مادر اسماعیل فرمود: او ابراهیم خلیل الرحمن شوهر من است پیرمرد گفت پسری را زیر دست او دیدم که چنین و چنان بود و اوصاف اسماعیل را براو ذکر کرد مادر اسماعیل گفت او فرزندم اسماعیل است، پیرمرد گفت: من آن پدر را دیدم که فرزند خود را خوابانده بود و کاردی بردست او بود و میخواست که فرزند خود را ذبح کند، مادر اسماعیل گفت: هرگز چنین نبوده و ابراهیم رؤف تر از این است که چنین کاری بکند، تو چگونه دیدهای که خواسته فرزند خود را ذبح کند؟! پیرمرد گفت: به پروردگار آسمان و زمین و کعبه قسم که دیدم فرزند خود را خوابانده و کارد بر گلوی او نهاده بود، مادر اسماعیل گفت برای چه؟! پیرمرد گفت: او فکر میکرد که خدا
بهاو چنین امر کرده است!! مادر اسماعیل گفت: اگر امر خدا بوده حق داشته که اطاعت خدای خود کند.
ولی مادر اسماعیل بسیار پریشان شد از اینکه در باره فرزندش دستوری آمده باشد و مناسک خود را تمام کرد و طرف منی حرکت نمود. امام باقر علیهالسلام میفرماید: مثل اینکه الان میبینم که این مادر دست بر سر گذاشته و بهطرف منی با سرعت حرکت میکند و چون به منی رسید طرف اسماعیل رفت و به گلوی او نظر کرد و چون دید در اثر کاردی که به گلوی او کشیده شده خراشهائی بر گلوی او هست وحشت نموده و بیمار شد و از آن بیماری از دنیا رفت.فروع کافی ج 4/207
مؤلف گوید: مادر اسماعیل بواسطه مختصر خراش که در گلوی فرزند خود دید بیتاب و بیمار شد پس چگونه بود حال زینب کبری و حضرت سیدالشهداء و زنهای اهل بیت که بدنهای عزیزان خود را چاک چاک دیدند؟!!! و چگونه بود حال حضرت زینالعابدین علیهالسلام که در حال اسیری از روی شتر به بدن بیسر و خون آلود پدر نگاه کرد و نزدیک بود جان از بدن او جدا شود. «لایوم کیومک یا اباعبداللّه»
احتیاط آن است که قدری از قربانی را خود مصرف کند و
قدری را صدقه دهد و قدری را هدیه کند و احتیاط آن است که مقدار هر کدام از صدقه و هدیه کمتر از یک سوم قربانی نباشد و اینکه هدیه و صدقه را به مؤمن بدهد ولی هیچ یک از این احتیاطها واجب نیست. پس اگر صدقه را بهفقراء کفار هم بدهد یا آنکه تمام ذبیحه را به آنها بدهد اشکال ندارد و ضامن حصه فقراء نیست لکن احتیاط به خوردن قدری از قربانی مطلوب است.
مناسک امام خمینی رحمهالله
مؤلف گوید: بعضی از فقهاء دیگر تقسیم قربانی را لازم دانستهاند و فرمودهاند از فقیری وکالت بگیرد در قبض و مصرف سهم فقراء و سهم هدیه را هم وکالت بگیرد و از طرف موکل خود قبض نموده و مصرف کند و یا رها کند.
1 ـ در صورت تمکن مستحب است برای قربانی شتر و یا گاو ماده انتخاب کند.
2 ـ اگر گوسفند و یا بز انتخاب نمود مستحب است نر باشد و چاق و فربه باشد.
3 ـ مستحب است بدست خود قربانی کند والا دست خود را روی دست ذابح بگذارد.
4 ـ مستحبــات ذبــح را رعــایت کند مثل آب دادن به
حیوان و غیره.
5 ـ در وقت ذبح و یا نحر بگوید: وجّهت وجهی للّذی فطرالسّموات والارض حنیفا مسلما و ما انا من المشرکین انّ صلاتی و نسکی و محیای و مماتی للّه ربّ العالمین لاشریک له و بذلک امرت و انا من المسلمین اَللّهُمَّ منک و لک بسماللّه وباللّه و اللّهاکبر. و بعد از ذبح و یا نحر بگوید: اَللّهُمَّ تقبّل منّی کما تقبّلت عن ابراهیم خلیلک و موسی کلیمک و مُحَمَّد حبیبک صلی الله علیه وآله .راهنمای حرمین
اضحیه شرائط قربانی را ندارد.علی بن جعفر از برادر خود موسی بن جعفر علیهالسلام سئوال مینماید: کسی اضحیه خریده و بعدا فهمیده که لوچ است؟ حضرت فرمود: اگر هدی میبود صحیح نبود ولی اضحیه مانعی ندارد.بحار ج 99/294
امیرالمومنین علیهالسلام فرمود: اگر مردم ثواب اضحیه را میدانستند برای تهیه آن قرض میکردند و انجام میدادند چراکه با اول قطره خون آن صاحبش آمرزیده میشود.بحار ج 99/294
و نیز موسی بن جعفر میفرماید: ام سلمه به رسول خدا صلی الله علیه وآله عرض کرد یا رسول اللّه روز عید قربان میرسد و من پول قربانی ندارم آیا قرض کنم؟ حضرت فرمود: قرض کن برای اضحیه که خداوند آن قرض را اداء خواهد کرد.بحار ج 99/294
و ابی جمیله از امام صادق علیهالسلام سئوال مینماید که گوشت اضحیه را چه کنیم؟ حضرت فرمود جدم امام سجاد وامام باقر علیهماالسلام عادتشان این بود که ثلث آنرا به همسایگان میدادندو ثلث دیگر را به فقراء و ثلث باقیمانده را برای اهل خود میگذاردند.
بحار ج 99/296
سومین واجب روز عید قربان سرتراشیدن و یا کوتاه کردن مو است. بعضی از فقهاء مثل مرحوم امام رحمهالله برای کسیکه حج سفر اول او باشد، سر تراشیدن را لازم میدانند ولی عدهای از فقهاء قائل به تخیر بین حلق و تقصیر هستند، اجمالاً حاجی وقتی در منی بعد از رمی جمره عقبه و قربانی سر خود را تراشید و یا تقصیر نمود تمام محرمات احرام بر او حلال میشود جز بوی خوش و صید و بهرهبردن از زنها و وقتی طواف حجّ و سعی را انجام داد بوی خوش و صید هم از جهت احرام براو حلال میشود و موقعی که طواف نساء را انجام داد زنها هم بر او حلال میشوند.
سلیمان بن مهران گوید: به امام صادق علیهالسلام عرض کردم برای چه، کسیکه صروره است (یعنی برای اولین بار حجّ میکند) سر
تراشیدن براو واجب است؟ فرمود: برای اینکه نشانه آمنین داشته باشد مگر نشنیدی آیه مبارکه قرآن را که میفرماید: لتدخلنّ المسجدالحرام ان شاءاللّه آمینن محلّقین رؤسکم و مقصّرین لاتخافون؟بحار ج 99/303
و روایت شده از امیرالمومنین علیهالسلام که رسول خدا صلی الله علیه وآله سه مرتبه فرمود: خدایا حجاج سر تراشیده را مورد رحمت خود قرار ده و در مرتبه چهارم یک مرتبه فرمود: خدایا حجاج دیگر را مورد رحمت خود قرار ده و درکتاب هدایه آمده: که فرمودند: برای تراشیدن سر، رو بقبله بنشین واز پیشانی شروع کن. و این دعا را بخوان: «خدایا بعوض هر موئی در قیامت نوری به من عطا کن» و موی خود را در منی دفن کن.بحار ج 99/302/304
ذالنون مصری از امام صادق علیهالسلام سئوال نمود برای چه روزه گرفتن در ایام تشریق (یعنی 11، 12 و 13 ذیحجه) مکروه شمرده شده؟ امام صادق علیهالسلام فرمود، چون حجاج، زائر و میهمان خدایند و میهمــان در خانه میزبان نباید روزه بگیرد.بحار 99/308
و امـــام باقر میفرماید: رسول خدا صلی الله علیه وآله در ایام منی دستور داد نداء کننـــد بیـــن مــردم: که روزه نگیریـــد ایـــن ایـــام را چــرا که این روزها روزهـــای خوردن و آشامیـدن و بهرهگیـــری از
زنان است.بحار99/308
بدانکه حاجی بعد ظهر روز دوازدهم از منی به مکه میآید و طبق فتوای اکثر فقهــاء اگر بقیه اعمال حجّ را روز دهم و یازدهم انجام نداده باشد وقت انجــام آن تا آخر ذیحجه باقی است گرچه احتیاط آن است که از روز یـــازدهم تأخیر نیندازد و بعضی این احتیاط را واجب دانستهاند، و بعد از اعمال واجب تا وقتیکه درمکه هست میتواند طواف مستحبـــی و نماز و تلاوت قرآن بلکه طبق فتوای عدهای از فقهاء مــیتواند عمره مفرده انجام دهد و عمره مفرده مانند عمره تمتّع است ولــی باید بعد از تقصیر طواف نساء و نمــاز طواف نساء هم انجام دهد و میقات عمره مفرده برای کسی که در مکـــه است ادنی الحل میباشد مثل مسجد تنعیم که پیامبرخدا صلی الله علیه وآله بــه یکی از همســران خود فرمود: برای عمره از تنعیم محرم شود. و مستحب است حاجی تا درمکه است یک ختم قرآن بخواند و این عمــل در مدینه هم مستحب است و خوب است تا در مکه است مکرر به زیارت قبرستان ابوطالب برود. و از زیاراتی که اکثرا حجاج فراموش میکنند زیارت حضرت اسماعیل علیهالسلام و هــاجر و پیامبرانی است که در
حجراسماعیل هستند.
قبلاً ذکر شد که عمره مفرده در طول سال استحباب دارد بلکه بنابر نظر زیادی از فقهاء میتوان در یک سفر چندین عمره مفرده انجام داد و افضل ماهها برای این عمره، ماه رجب و ماه رمضان است. امیرالمومنین علیهالسلام میفرماید: رسول خدا صلی الله علیه وآله میفرمود: ثواب حجّ بهشت است و ثواب عمره پاک شدن از همه گناهان است.کتاب جعفریات و باز رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: کسیکه دو عمره انجام دهد گناهان بین آن دو را خداوند از او میبخشد.فقیه /2/14
و باز رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: دربهای آسمان برای استجابت دعای چهار دسته مفتوح است: دعای پدر در حق فرزند و دعای مظلوم برعلیه ظالم، و دعای معتمر تا برگردد، و دعای روزهدار تا وقتی که افطار کند.فقیه ج 2/146
و امام صادق علیهالسلام فرمود: کسیکه اراده عمره دارد در هر ماهی بخواهد میتواند انجام دهد و افضل ماه رجب است و در بعضی از روایات آمده که عمره رجب ثواب حجّ دارد.فروع کافی ج4/536
و حمادبن عثمان میگوید: امام صادق علیهالسلام برای انجام عمره مفرده منتظر میشدند تا صبح بیست و سوم ماه مبارک رمضان
برسد و سپس برای عمره محرم میشدند.فروع ج 4/536
و رسول خدا صلی الله علیه وآله بام معقل که حجّ از او فوت شده بود فرمود: در ماه رمضان عمره بجا آور که ثواب یک حجّ دارد.جعفریات /67
بدانکه عمره مفرده را در طول سال میتوان انجام داد و افضل ماه رجب و شعبان و ماه مبارک رمضان است و آن هفت واجب دارد:
1 ـ احرام از میقات 2 ـ طواف کعبه هفت دور 3 ـ دو رکعت نماز طواف پشت مقام حضرت ابراهیم علیهالسلام 4 ـ سعی بین کوه صفا و مروه 5 ـ تقصیر یعنی کوتاه نمودن مو و یا ناخن 6 ـ طواف نساء 7 ـ دو رکعت نماز طواف نساء
و تفصیل هر کدام از اعمال حجّ و عمره در مناسک مشروحا ذکر شده به آنجا مراجعه شود.
و در این کتاب فقط بعضی از آداب و ثوابها و آثار تاریخی اعمال فوق بهترتیب انجام آنها ذکر خواهد شد، انشاءاللّه.
امام باقر علیهالسلام میفرماید: کسیکه در مکه در مدت یک هفته یا
کمتر و یا بیشتر یک ختم قرآن بخواند و روز پایان او جمعه باشد: خداوند اجر قرائت قرآن را از اولین جمعه دنیا تا آخرین جمعه آن بهاو عطا فرماید. و اگر در غیر جمعه هم ختم کند باز چنین ثوابی را دارد.بحار 99/371
امام صادق علیهالسلام فرمود: کسیکه بین مکه و مدینه از دنیا برود روز قیامت از عذاب الهی ایمن خواهد بود. و باز فرمود: کسیکه درحرم الهی دفن شود از فزع و وحشت قیامت ایمن خواهد بود. راوی سئوال نمود آیا خوب و بد و فاسق و غیرفاسق از مردم یکسانند؟ حضرت فرمود: بلی یکسانند. و از رسول خدا صلی الله علیه وآله نقل است که فرمود: کسیکه در یکی از دو حرم مکه و یا مدینه از دنیا برود در قیامت حسابی براو نیست و مرگ او هجرت الیاللّه است و با شهدای بدر محشور خواهد شد.بحار 99/387
موسی بن قاسم میگوید: به حضرت جواد علیهالسلام عرض کردم : اراده کرده بودم برای شما و پدرتان طواف مستحبی انجام دهم ولی به من گفته شد که برای اوصیاء نمیشود نیابتأ طواف کرد؟ حضرت جواد علیهالسلام فرمود: مانعی نیست آنچه میتوانی طواف کن موسی
بنقاسم گوید: بعد از گذشت سه سال خدمت آن حضرت عرض کردم : شما به من اجازه دادید که برای شما طواف کنم پس من از طرف شما و پدرتان طواف نمودم بهلطف خداوند، و باز بقلب من چیزی خطور نمود انجام دادم حضرت فرمود: چه کردی؟ عرض کردم روزی برای جدتان رسول اللّه صلی الله علیه وآله طواف کردم حضرت سه مرتبه فرمود: «صلّی اللّه علی رسول اللّه»؛ و روز دوم برای امیرالمومنین علیهالسلام طواف کردم، و روز سوم برای امام حسن علیهالسلام طواف نمودم، و روز چهارم برای امام حسین علیهالسلام طواف کردم و روز پنجم برای علیبن الحسین علیهالسلام طواف کردم، و روز ششم برای امام باقر علیهالسلام و روز هفتم برای امام صادق علیهالسلام و روز هشتم برای موسی بن جعفر علیهالسلام و روز نهم برای پدرتان علی بن موسی علیهالسلام و روز دهم برای شما طواف کردم ای مولای من چون من دین خود را با ولایت شما باور نمودهام، حضرت جواد فرمود: بهخدا قسم تو دینی را پذیرفتهای که خداوند جز آنرا از کسی قبول نمیکند. عرض کردم: بسا از طرف مادرتان فاطمه علیهاالسلام هم طواف کردم، حضرت فرمود: فراوان طواف کن برای مادرم که آن بهترین عملی است که انجام میدهی انشاءاللّه.فروع کافی ج 4/314
امام صادق علیهالسلام فرمود: اگر هزار نفر را در حجّ خود شریک
کنی خداوند به همه آنها ثواب یک حجّ میدهد بدون اینکه از اجر تو چیزی کم شود.فروع کافی ج 4/317
حضرت هادی امام دهم علیهالسلام در جواب متوکل عباسی که از ایمان حضرت ابوطالب علیهالسلام سئوال میکرد و معتقد بود که حضرت ابوطالب علیهالسلام چون کافر بوده در بهشت نیست و چون از پیامبراسلام صلی الله علیه وآله حمایت نموده و آن حضرت را کفالت کرده در آتش هم نیست.
فرمود: وای برتو ای متوکل اگر ایمان حضرت ابوطالب علیهالسلام را در کفهای گذارند و ایمان جمیع خلائق را در کفه مقابل حتما ایمان ابوطالب سنگینتر خواهد بود. تا اینکه فرمود: بهخدا قسم امیرالمومنین علیهالسلام تا زنده بودند برای پدر و مادر خود و برای پدر پیامبر صلی الله علیه وآله حجّ انجام میدادند و این عمل را به فرزندان خود امام حسن و امام حسین علیهماالسلام وصیت نمودند و هر امامی از ما خانواده چنین میکند.مستدرک ج 2/14
معاویه بن عمار بهامام صادق علیهالسلام میگوید: آیا پدر و مادر خود را در حجّ خود شریک کنم؟ فرمود: بلی مانعی ندارد، گفتم آیا برادران خود را شریک کنم؟ فرمود: مانعی ندارد خدای عز و جل برای تو و برای آنها ثواب حجّ قرار خواهد داد و برای تو ثواب احسان وصله به آنها هم خواهد بود گفتم آیا میتوانم برای برادران
و خواهران خود که در کوفه هستند طواف کنم؟ فرمود: بلی میتوانی و چون خواستی برای آنها طواف کنی بگو: خدیا این طواف را از فلان کس قبول فرما.فروعکافی 4/315
جابربن عبداللّه انصاری گوید: زنی در موسم حجّ بچهای را خدمت رسول خدا صلی الله علیه وآله آورد و گفت: آیا برای این بچه حجّ ممکن است؟ حضرت فرمود: بلی و برای تو اجری است.
الحج والعمره/287
وزراره از امام صادق و یا امام باقر علیهماالسلام نقل میکند: که فرمودند: کسیکه در حجّ فرزند کوچک همراه دارد باید او را بگوید که محرم شود و تلبیه رابزبان جاری کند واگر نتوانست بجای او لبیک گوید و او را طواف دهد و برای او نماز طواف بخواند تا اینکه فرمود: و او را پرهیز دهد از آنچه برمحرم حرام است.کافی 4/303
1- اگر غیربالغ، حج بجا آورد صحیح است هر چند از حجةالاسم کفایت نمیکند.
2- مستحب است ولی، طفل غیر ممیز را محرم کند و لباس احرام به او بپوشاند و نیت کند که این طفل را محرم میکنم
برای حج و یا برای عمره و اگر ممکن است لبیک را به او تلقین کند والا خود بجای او بگوید.
3- بعد از آنکه طفل محرم شد و یا او را محرم کردند، باید ولّی او، او را از محرمات احرام باز دارد و اگر ممیز نیست، خود ولی او را از محرمات حفظ کند.
4- بعد از اینکه طفل محرم شد اگر محرمات احرام را بجا آورد، یا ولی او را از آنها باز نداشت، کفاره بر ولی طفل است نه بر مال طفل بنابر اقوی در صید و بنابر احتیاط واجب در غیر آن.
5- گوسفند قربانی برای حج به عهده ولی طفل است.
6- در تمام اعمال حج و عمره باید ولی، طفل را وادار کند که بجا آورد و اگر نمیتواند ، ولی او به نیابت طفل بجا آورد.
7-اگر طفل نابالغ قبل از احرام بالغ شود بلکه اگر در وقت درک مشعر بالغ شود، حج او حجةالاسلام است اگر از همانجا که محرم میشود مستطیع باشد. مناسک امام خمینی
شهرمدینه قبلاً به نام یثرب معروف بوده و با قدوم رسولالله صلی الله علیه وآله معروف شد به مدینةالرسول، و مدینه منوره، و حرم رسولالله صلی الله علیه وآله . فروع کافی 4/563
و همین بس برای فضیلت مدینه که بدن مقدس بهترین خلق عالم در آن مدفون و محل نزول وحی و ملائکه رحمت است و اولین حکومت اسلامی در این شهر تشکیل شده.
و گفته شده که رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: مدینه مرکز اسلام، و دار ایمان، و زمین هجرت، و جایگاه بیان حلال و حرام است.مناسک حج محمد امین مصری
و در تفسیر آیات شریفه: و التّین و الزّیتون و طور سینین و هذا البلد الامین از رسول خدا صلی الله علیه وآله نقل شده که فرمود: تین مدینه است، و زیتون بیتالمقدس، و طور سینین کوفه، و هذا البلد الامین مکه میباشد.وسائل 10/283
و به دعای رسول الله صلی الله علیه وآله برکات در مدینه فراوان شد و بلاها از او دور گردید و این شهر محبوب رسول خدا شد.
فروع کافی ج 2/337
قال صلی الله علیه وآله : اَللّهُمَّ حبّب الینا المدینة کما حبّبت الینا مکّه او اشدّ و
بارک فی صاعها و مدّها و انقل حمّاها و وباها الی الجحفة.
فروع کافی ج 2/337
و حسنبنجهم گوید: به حضرت رضا علیهالسلام عرض کردم اگر کسی فقط قادر باشد که یا مکه برود و یا مدینه کدام افضل است؟ حضرت فرمود: شما چه میگوئید بین خود؟ عرض کردم ما زیارت امام حسین علیهالسلام را مقدم بر مکه میدانیم تا چه رسد به زیارت رسول خدا صلی الله علیه وآله
حضرت فرمود: اگر چنین است بشما بگویم امام صادق علیهالسلام روز عیدی در مدینه بودند و به زیارت جدشان رسول خدا صلی الله علیه وآله رفتند و به کسانی که اطراف آن حضرت بودند فرمودند: ما بر مردم تمام شهرها مکه و غیرمکه فضیلت داریم چون ما در مدینه بر رسول خدا سلام میکنیم.(لسلامنا علی رسولاللّه صلی الله علیه وآله ).
کامل الزیارات /331
از نبی گرامی اسلام صلی الله علیه وآله نقل شده : که بهترین جائی که برای آن بار سفر بسته میشود مسجد من و کعبه است، و کسیکه با وضوء باشد و بهطرف مسجد من برای او نماز حرکت کند برای اجر یک حجّ نوشته میشود.الحج و العمره
و کلینی رحمها... از امام صادق علیهالسلام از امیرالمومنین علیهالسلام نقل
کرده که فرمود: مکه حرم خداست و مدینه حرم پیامبر و کوفه حرم من است.
و در روایت دیگر امام صادق علیهالسلام در دنباله حدیث بالا فرموده : و قم حرم ما است.
و علامه مازندرانی در شرح مناسک شهید ثانی مینویسد: مدینه را مانند مکه حرم است و احکام مهمه دارد و حرم مدینه از ظل عائر تا وعیر است که دو کوه است در مشرق و مغرب مدینه که شهر مدینه را در میان گرفته و آن چهار فرسخ است.
وسائل ج 10/ باب 17
مؤلف گوید: و این خلاصه رویتی است که از رسول اکرم صلی الله علیه وآله نقل شده.
و امیرالمومنین علیهالسلام میفرماید: در دنیا چهار محل از قصرهای بهشت است: مسجدالحرام، و مسجدالنبی صلی الله علیه وآله و مسجدالاقصی و مسجد کوفه.خصال صدوقرحمهالله
و رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: یک نماز در مسجد من برابر با ده هزار نماز است که در مساجد دیگر خوانده شود جز مسجدالحرام. وسائل ج 3/543
و از امام صادق علیهالسلام نقل است که مکه حرم خدا وحرم رسول خدا صلی الله علیه وآله و حرم امیرالمومنین است و یک نماز در آن معادل
صدهزار نماز است و یک درهم انفاق نمودن در آن معادل صدهزار درهم است، و مدینه حرم خدا و حرم رسول خدا صلی الله علیه وآله و حرم امیرالمومنین علیهالسلام است، و نماز در آن معادل دههزار نماز است و یک درهم انفاق نمودن در آن معادل ده هزار درهم است، و کوفه حرم خدا و حرم رسولخدا صلی الله علیه وآله و حرم امیرالمومنین علیهالسلام است و نماز درآن معادل هزار نماز است و یک درهم انفاق نمودن در آن معادل هزار درهم است در اجر و پاداش.فروع 4/586
صاحب کتاب راهنمای حرمین مینویسد: قبل از هجرت رسول خدا صلی الله علیه وآله به مدینه، سالهائی در مدینه جنگ و خونریزی در میان اوس و خزرج برپا بود، و کار به جائی کشیده بود که خانهها و نخلستانهای یکدیگر را آتش میزدند، و هرچند گاه یک بار به جان هم میافتادند، و یثرب در شرف ویرانی بود، تا اینکه اوس و خزرج که از قتل و خونریزی به تنگ آمده، و منتظر این بودند که وسیلهای پیدا شود تا این نگرانیها پایان یابد و از طرفی چنان که در روایت است، این دو قبیله از یهود شنیده بودند که پیغمبری به زودی ظهور خواهد کرد، و یهود گفتند ما منتظر او هستیم تا به او ایمان بیاوریم، این بود که چون در سالهای «11 و 12 بعثت» افرادی از این دو قبیله برای حج به مکه رفتند و پیغمبر صلی الله علیه وآله را ملاقات کردند، گفتند خوب
است ما بر یهود در ایمان آوردن، به این پیغمبر، پیشدستی نموده و امید است که به برکت اسلام اختلاف از میان ما برداشته شود، از این رو در همان مجلس اول اسلام را پذیرفته و پیغمبر صلی الله علیه وآله را به دیار خود دعوت نمودند.
شهر مدینه از نظر جغرافیا در جانب شرقی جده و شمال مکه واقع شده و فاصله آن تا جده 425 کیلومتر و تا شهر مکه 498 کیلومتر است.
«قد انعقد الاجماع علی تفضیل ماضمّ الاعضاء الشّریفة حتّی علی الکعبة المقدّسة و اجمعوا بعد ذلک علی تفضیل مکّة و المدینة علی سایرالبلاد و اختلفوا ایّهما افضل».الوفاء ـ ج 1 ص 28
یکی از دانشمندان مدینه کتابی در باره مدینه و فضیلت آن نوشت و دیگری از اهل مکه کتابی درباره مکه و فضیلت مکه بهرشته تحریر درآورد تا آنکه دانشمند مدنی در یک فضیلت بر نویسنده مکی تبرز پیدا کرد و غلبه نمود و نویسنده مکی عاجز ماند.
و آن اینکه مدنی گفت خلقت هر کسی از تربت و خاکی
است که بعد از مرگ در آن خاک مدفون میشود و چون نفس شریف رسولاللّهخاتم الانبیاء صلی الله علیه وآله از ترتب مدینه طیبه خلق شده لهذا آن تربت بر جمیع بلاد عالم فضیلت و شرافت دارد.
الوفاء ـ ج 1 ص 31
مؤلف : در هرحال قبر شریف آن حضرت روضهای است از روضات بهشت بلکه شریفترین روضات جنت است « و عند قبره تجاب الدّعوات و تحصل الطلبات «ولو انّهم اذ ظلّموا انفسهم جاؤک فاستغفروا اللّه و استغفرلهم الرّسول لوجدوا اللّه توّابا رحیما».
النساء /64
با همه فضیلت و شرافتی که برای مکه و مدینه ذکر کردهاند معالوصف به فضیلت و شرافت تربت مقدس حسین ابنعلیبن ابیطالب علیهماالسلام نمیرسد بنابرآنچه در بعض روایات وارد شده.
مثلاً در سفینهالبحار ج2ص 475 از امام صادق علیهالسلام نقل کرده که فرمود چون زمین کعبه بر سایر بلاد مباهات کرد که کیست مثل من و حال آنکه خانه خدا بر پشت من قرار دارد. خدا بسوی آن زمین وحی فرستاد که آرام باش اگر زمین کربلا و شهیدی که در آن دفن میشود نبود تو را خلق نمیکردم و نیست فضیلت تو در مقابل تربت حسین علیهالسلام مگر بقدر سوزنی که بهدریا زده شود و از آب دریا
برگیرد.
و بالجمله روایات در این باب زیاد است که جمع بین آنها به ارباب فضل و دانش واگذار میشود.
روز اول ماه ربیع اول سال سیزدهم بعثت بود که رسول خدا صلی الله علیه وآله از مکه معظمه بیرون آمد و بسوی مدینه طیبه رهسپار شد و بعد از دوازده شب هنگام زوال شمس در قریه قبا در یک فرسخی شهر مدینه نازل شدند.(سفینة البحار ج 2/529
و چند روز در آنجا ماندند تا اینکه امیرالمومنین علیهالسلام بآنحضرت ملحق شدند و سپس وارد مدینه شدند و در آن روزها بدست مبارک قبا را بنا نمودند و اولین نماز جمعه را در آن اقامه فرمودند.الحج و الزیارة
مسجد قبا ـ رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود کسیکه حاضر شود در مسجد قبا و دو رکعت نماز در آن مسجد بجای آورد ثواب یک عمره برای او است.المحجه ج 2ص 157
سلمان گوید: چون رسول خدا صلی الله علیه وآله بهمدینه وارد شد مردم از هر جانب مهار ناقه او را گرفته بهجانب منزل خود میکشیدند
حضرت فرمود مهار ناقه را رها کنید ناقه خود مأمور است، درب هر خانهای که بخوابد من آنجا فرود میآیم.
مردم کنار رفتند ناقه بهطبع خود میآمد تا داخل مدینه شد و برابر خانه ابیایوب انصاری خوابید و در آن روز کسی از ابوایوب فقیرتر نبود پس امید و انتظار مردم تمام شد و حسرت میخوردند که آن فیض نصیب آنها نشده.
ابوایوب صدا کرد: مادر درب خانه را بگشا که سید و آقای بشر پیامبر خدا وارد شد مادرش در را گشود و از حضرت استقبال کرد ولی چون نابینا بود گفت واحسرتاه که چشم ندارم جمال پیامبر خدا را تماشا کنم.
حضرت دست بر چشم آن زن کشید چشمش بینا شد و این اول معجره آن حضرت است در مدینه طیبه.
بحار چاپ قدیم ج 6 /430
سمهودی در تاریخ خود جلد اول ص 73 نود و نه خصیصه برای مدینه منوره ذکر کرده که حقیر به بعضی از آنها اشاره مینمایم.
1 ـ خلقت رسول خدا صلی الله علیه وآله از آن تربت مقدسه.
2 ـ دربر گرفتن آن خاک جسم انور و شریف رسول اللّه را که در
این خصوص منحصر بهفرد است.
3 ـ دربر داشتن بسیاری از شهداء که جان خود را در راه خدا بذل کردند چون شهداء احد.
4 ـ مدینه منوره سرزمینی است که خدای متعال آن زمین را خانه و قرار و سکنای پیغمبر خود قرار داد.
5 ـ خدای متعال انصار دین خود را از آن سرزمین انتخاب کرد و مهاجرین را در آنجا جای داد.
6 ـ خدای متعال آن سرزمین را محل تجلی دین خود قرار داد و از آن بلد بهسایر بلدان نور ایمان درخشید و سایر بلاد مفتوح گردید.
7 ـ تأسیس مسجد شریف نبوی با دست خود آن حضرت و شرکت نمودن در بنا و ساختن آن بهنفس نفیس خود.
8 ـ اختصاص داشتن این بلد به مسجدی که بنا شده بر تقوی و پرهیزکاری یعنی مسجدقبا.
9 ـ اختصاص داشتن این بلد مقدس به مسجد قبا که نماز در آن برابر با یک عمره است.
10 ـ اختصاص داشتن آن بلد مقدس به احترام و تواضع بیشتر چه آنکه در محضر سیدالمرسلین است قولاللهتعالی: «لاترفعوا اصواتکم فوق صوت النّبی و لاتجهروا له بالقول کجهر
بعضکم لبعض ان تحبط اعمالکم».الحجرات /2
11 ـ شفاعت آن حضرت برای کسی که او را در آن بلد مقدس زیارت کند.
12 ـ اختصاص مدینه و اهل آن به دورترین مواقیت که آن مسجد شجره است و افضل همه مواقیت است.
وفاء الوفاء ج 1
به مالک امام المالکیه گفتند برای سکنی و منزل نمودن مدینه نزد تو محبوبتر است یا مکه گفت مدینه و چرا مدینه بهتر نباشد و حال آنکه هیچ طریق و راهی در آن نیست مگر آنکه رسول خدا بر آن عبور فرموده و جبرئیل از جانب ربّ العزه براو نازل شده. وفاء الوفاء
صاحب جواهر فرموده احدی از مسلمین خلاف ندارد در اینکه از برای مدینه طیبه حرمی هست هرچند در حدود آن اختلاف داشته باشند.
و حد حرم مدینه از عایر است تا وعیر و این دو کلمه اسم است از برای دو کوه که از مشرق تا مغرب محیط بهمدینه است در
حقیقت وسعت بین این دو کوه که از مشرق تا مغرب مدینه است حرم است.
قطع شجر آن جائز نیست هرچند صید آن حکم صید حرم را ندارد.
عنه صلی الله علیه وآله انّ مکّه حرم اللّه حرّمها ابراهیم و انّ المدینه حرمی مابین لابتیها حرمی لایعضد شجرها و هو مابین ظلّ عایر الی ظلّ وعیر لیس صیدها کصید مکّه یؤکل هذا و لایؤکل ذاک وهو برید.
الوسایل ـ کتاب الحج ابواب المزار باب 17
مسجد رسول خدا صلی الله علیه وآله از نظر متراج در زمان خود پیغمبر صلی الله علیه وآله از شمال به جنوب 35 متر و از مشرق بهمغرب سیمتر و با ده ستون از درخت خرما بنا گردید و در سنه هفتم هجرت قدری بر آن افزودند تا آنکه بصورت مربع درآمد و بعد از رسول خدا صلی الله علیه وآله خلفا و سلاطین هریک بنوبه خود در آن تصرف نمودند بعضی آن را تعمیر و برخی دیگر تغییر بنا دادند تا آنکه در زمان ما که قریب هزار و چهارصد سال از هجرت رسولاللّه میگذرد بهصورتی درآمده که مساحب کلی آن به 16326 متر میرسد و از این متراج نامبرده
(6024) مترآن در زمان سعودیها اضافه شده.
گرچه این تغییرات بنای اصلی را که بدست پیغمبر و یارانش بنا شده بود عوض کرده ولکن در حال حاضر هم حدود آن مسجد از شمال به جنوب و از مشرق به مغرب بوسیله حجره مطهره و استوانههائیکه در جهات اربعه مسجد منصوب است معین و مشخص است.مؤلف خلاصه شده از وفاء الوفاء و احکام حجّ بیلگری
رسول خدا صلی الله علیه وآله در روزهای اول هجرت نشسته موعظه میکردند بعد که جمعیت زیاد شد بر سرپا ایستاده به ستونی تکیه میکردند تا آنکه در سال پنجم هجرت منبری سه پله برای آن حضرت ساختند و آن بزرگوار جای موعظه را از ستون بهفراز منبر انتقال دادند.
معروف است وقتی حضرت به منبر تشریف بردند صدای نالهای از ستون برخاست حضرت دست بر ستون کشید و دستور داد که آن ستون را در جوار همان منبر دفن کنند ملای رومی این واقعه را بنظم درآورده.وفاء الوفاء ـ جزء دوم ص 388
استن حنانه از هجر رسول ناله میزد همچو ارباب عقول
در میان مجلس وعظ آنچنان کزوی آگه گشت هر پیر و جوان
در تحیر مانده اصحاب رسول کز چه مینالد ستون با عرض و طول
گفت پیغمبر چه خواهی ای ستون گفت جانم در فراقت گشت خون
مسندت من بودم از من تافتی بر سر منبر تو مسند ساختی
گفت خواهی تا تو را نخلی کنند شرقی و غربی ز تو میوه چنند
یا در آن عالم حقت سروی کند تا تر و تازه بمانی تا ابد
گفت آن خواهم که شد دائم بقاش بشنو ای غافل کم از چوبی مباش
حجره منوره رسول خدا صلی الله علیه وآله و فاطمه(س)
تاسنه 88 هجریحجرهمنوره رسول خدا صلی الله علیه وآله و فاطمه بوضع ساده و طبیعی خودش باقی بود و فرزندان امام حسن و امام حسین علیهماالسلام درآن حجره سکنا داشتند ولی در سنه فوق الذکر ولیدبن عبدالملک آن حجرهرا جزء مسجد کردوآن اثر نورانی از بین رفت.
مسجد پیغمبر صلی الله علیه وآله در زمان آن حضرت و خلفا محراب نداشت و صورت محرابی که در حال حاضر در جای نماز و مصلای رسول خدا مشاهده میشود از بناهای عمربن عبدالعزیز است که در محل نماز آن حضرت ساخته است.
قبر شریف آن حضرت در خانه مسکونی آن بزرگوار در جهت جنوب شرقی مسجد قرار دارد و آن را حجره مطهره مینامند طول حجره مقدسه 16 متر وعرض آن 15 متر و مساحت کلی آن 240 مترمربع است در گوشههای حجره مطهره ستونی از سنگ مرمر بنا شده که گنبد مطهر برآن ستونها استوار است و آن ستونها را با سبک خاصی باریک و عمودی تراش دادهاند که با ستونهای مسجد فرق دارد و در واقع وجه تمایز بین ستونهای حجره مطهره و مسجدالنبی صلی الله علیه وآله سبک تراش و حکاکی است.احکام حجّ بیگلری
ستونهای مسجد متعدد است و بعضی از آنها بنام مخصوصی که ریشه تاریخی هم دارد معروف شدهاند.
1 ـ اسطوانه توبه 2 ـ اسطوانه سریر
3 ـ اسطوانه محرس 4 ـ اسطوانه وفود
5 ـ اسطوانه مهاجرین 6 ـ اسطوانه مقام جبرئیل
7 ـ اسطوانه تهجد(وفاء الوفاء ج 1 /439
اسطوانه توبه
ستونی است که ابولبابه در مقام توبه، خود را به آن ستون بسته بود و تضرع و زاری نمود تا آنکه توبهاش قبول شد.
اسطوانه سریر
ستونی است که در جای سریر رسول خدا نصب شده.
اسطوانه محرس
سمهودی گفته در این محل علی ابنابیطالب علیهالسلام از رسول خدا حراست مینمود و بهمین مناسبت ستونی را که در آن نقطه نصب شده اسطوانه المحرس و اسطوانه امیرالمومنین علیبن ابیطالب نامیدهاند.
اسطوانه وفود
و آن ستون در محلی است که رسول خدا صلی الله علیه وآله برای ملاقات نمایندگان و هیئتهای اعزامی عرب برای خود انتخاب کرده بودند.
اسطوانه مهاجرین
گفته شده که این اسطوانه همان اسطوانهای است که بین منبر
و قبر شریف واقع شده از جانب راست تا منبر دو ستون و از جانب چپ تا قبر نیز دو ستون فاصله دارد و گفته شده دعا در آن مقام مستجاب است و قبل از آنکه مصلای رسولاللّه به محل معهود منتقل شود چند ماهی در جای این استوانه نماز میخواندند و چون مهاجرین در آن مقام هجوم میآوردند و دور یکدیگر مجتمع میشدند بنام اسطوانه مهاجرین معروف گردید.
وفاء الوفاء ج 1ص 440)
اسطونه مقام جبرئیل
بنابر شهادت سمهودی شافعی در جای این اسطوان درب خانه فاطمه سلاماللّهعلیها منصوب بوده و رفت و آمد امیرالمومنین علیهالسلام از این ناحیه بوده.
در فضیلت این اسطوانه، ابی الحمراء گوید چهل روز و در خبر دیگر هفت ماه خدمت رسول خدا صلی الله علیه وآله بودم همه روز درب خانه علی و فاطمه و حسن و حسین میآمد و دست بدولنگه در میگرفت و میفرمود: «السّلام علیکم اهل البیت الصّلوة الصّلوة انّما یریداللّه لیذهب عنکم الرّجس اهل البیت و یطهّرکم تطهیرا».
اسطوانه تهجد
و آن ستون در محلی نصب شده که رسولخدا صلی الله علیه وآله نماز شب را در آن محل بجای میآوردند و آن نقطه برابر است با درب حجره
شریفه.وفاء الوفاء ج 1ص 450
مؤلف: در حال حاضر بعض اسطوانهها داخل شباک قبر شریف قرار دارد و مؤمنین از فضل نماز در آن مقامات محروم هستند.
در جهت شمالی حجره مطهره سکوئی بزرگ بشکل مربع مستطیل موجود است که قریب بیست سانتیمتر از سطح زمین مسجد ارتفاع دارد این محل بنام محل اصحاب صفه معروف است.
اصحاب صفه ـ گروهی از مسلمانانی هستند که در اوائل هجرت هیچگونه منزل و مأوائی نداشتند و رسول خدا صلی الله علیه وآله آنان را در این نقطه جای داده بود و برای هریک از آنها از خانه خود یا صحابه قوتی میفرستاد و گاهی آنها را در سهمیه خود شریک میکرد.
اصحاب صفه در مقام نماز صف اول نماز را تشکیل میدادند و در میدان جنگ از پیشتازان میدان بودند.
ابن عبید گوید: من همواره به نماز جماعت حاضر میشدم به خدا قسم بعضی از مسلمانان بهقدری فقیر و بیبضاعت بودند که از شدت گرسنگی نمیتوانستند تمام نماز را بهپای بایستند چه
بسا در اثناء نماز بهزمین میافتادند.
دیگری گوید: هفتاد نفر از مسلمانان را در صفه مشاهده کردم که در میان آنهایکتن لباس کافی نداشت برخی یک ازار و بعضی یک رداء و برای حفظ عورت آن جامه را بخود میپیچیدند این صبر و تحمل و جهاد نام آنها را تا امروز زنده نگهداشته و زنده خواهند بود.وفاء الوفاء ج1ص 453 ـ حجّ بیگلری
گنبد مطهر ـ گنبد حرم مطهر رسول خدا صلی الله علیه وآله از سنگ سبز رنگ زیبا با منظره روحافزا بنا شده و درالسنه عرب به آن گنبد نورانی (قبه الخضراء) میگویند.
ضریح مقدس ـ ضریح مقدس حضرت از فولاد ساخته شده و دارای چهار درب است.
باب الرسول صلی الله علیه وآله در جهت جنوب.
باب فاطمه علیهالسلام در جانب شرقی .
باب تهجد ـ در جهت شمال.
باب الوفود ـ در طرف مغرب.
بالای سر مطهر عمامهای است از زمرد سبز که میلیاردها قیمت داردحجّ بیگلری
سمهودی در جلد اول تاریخ مدینه ص 550 هفت کیفیت
بـرای قبـر پیغمبر صلی الله علیه وآله و قبر ابوبکـر و عمـر ذکر کـرده که مشهورترین
کیفیات این صورتی است که ترسیم میشود.
و سه کیفیت دیگر تصویر کرده و برای هریک از صورتها وجهی ذکر کرده و مشهورترین آنها صورتی است که از این چهار صورت در تصویر مشاهده میکنید.
قبر فاطمه سلام اللّه علیها ـ قبر صدیقه طاهره فاطمه سلاماللّه علیها تا امروز بطور قطع معلوم نیست و برای همین جهت علماء امامیه رضواناللّه علیهم در سه محل باحتمال آنکه قبر آن حضرت درآنجا باشد دستور زیارت دادهاند.
1 ـ خانه خود آن حضرت بهطوریکه صورت قبر درنقشه اول از نظر گذشت.
2 ـ دوم آنکه آن مکرمه در روضه مطهره دفن شده و روضه شریفه قطعهای است از مسجد فعلی بهشکل مربع مستطیل 22 متر در 15 متر که بین حجره شریفه نبوی و منبر آن حضرت قرار دارد.
3 ـ آنکه آن مخدره در قبرستان بقیع در جوار عباس بنعبدالمطلب مدفون است.تواریخ شیعه
و راستی چقدر سخت است بر دوستان اهل بیت که قبر یگانه دختر پیغمبر خود را ندانند هرکس قبر مادرش را میداند اما قبر بانوی اسلام فاطمه زهراسلاماللّه علیها بردوستان و شیعیان پوشیده است.
در هر حال زیارت آن مظلومه در هریک از این سه موضع
سفارش شده و در هر نقطهای که باشد روح مطهرش جوابگوی سلام دوستان است.
جمعی از بزرگان علماء ترجیح دادهاند که قبر آن مخدره در خانه خودش واقع شده چنانچه در نقشه نشان داده شده و حقیر این فصل را با اشک چشم و ناله خاتمه میدهم همانطور که فاطمه عزیز ما با گریه و ناله آفتاب عمرش غروب کرد و این سند مظلومیت شیعه را به حال خود میگذاریم.تواریخ شیعه
بر حسب تحقیق سمهودی خانه فاطمه سلاماللّه علیها متصل به حجره شریفه رسول خدا صلی الله علیه وآله بوده و با یک روزنه یا درب کوچکی به یکدیگر راه داشته و آن خانه همین محلی است که فعلاً بعنوان قبر آن مظلومه معروف است و صورت آن در نقشه اول گذشت.
سمهودی گفته از قرائن استفاده میشود که حجرات زنان پیغمبر در جانب شرقی مسجد یاعلاوه بر جهت شرقی در جهت جنوب و شمال هم بوده ولی در جهت مغرب خانه و سکنی نبوده.
در هر حال ابن زید گوید: من خانهام سلمه زوجه
رسولاللّه صلی الله علیه وآله را دیده بودم آن حجره از خشت بنا شده بود از پسرش پرسیدم چه وقت این خانه را برای مادرت بنا کردی گفت وقتی رسولخدا صلی الله علیه وآله بغزوه دومه الجندل رفتند مادرم خانه خود را به خشت مرمت کرد.
چون رسول خدا برگشت و نظرش بر خانه خشتی افتاد با شگفتی و تعجب فرمود ای امسلمه این چه بنا است امسلمه عرض کرد خواستم چشمهای مردم را از حرم تو باز دارم فرمود ای ام سلمه «ان من شرّ ما ذهب فیه مال المسلم البنیان» یکی از مصارف شریکه مال مسلمان در آن مصرف و از میان میرود خشت و گل و بناهای عظیم است. عطاء خراسانی گفت من حجره زنان پیغمبر را دیده بودم که از شاخههای درخت خرما ساخته شده و درب آن حجرات با پردههای موئی خیلی ساده مسدود شده بود.
وقتی خبر آوردند که ولیدبن عبدالملک دستور داده که حجرات زنان پیغمبر را خراب کنند و جزء مسجد نمایند صدای گریه و شیون مدینه را پر کرد و کمتر چشمی بود که گریان نباشد.(1)
(سعیدبن مسیب) گفت بخدا قسم دوست داشتم که این خانهها بحال خود باقی باشد تا مسلمانان آینده بهبینند پیغمبر خدا صلی الله علیه وآله آنکس که امپراطوران بزرگ دنیا برابرش خاضع میشدند
1) (1)1- وفاء الوفاء ج 1ص 458
(و کلید خزائن عالم در دستش بود) با چه سادگی زندگی کرده و چگونه اکتفاء کرد از عیش دنیا به چند خانه چوبی ایکاش آن آثار ساده و بیآلایش بود تا میدیدند و دست از تفاخر و مباهات و خودفروشیها برمیداشتند.(1)
سمهودی در جلد اول تاریخ خود فصل نهم گفته درب خانههای اصحاب پیغمبر صلی الله علیه وآله بجانب مسجد باز میشد و برای هر کدام دری بود به سوی مسجد که برای نماز وارد میشدند و پس از ادای فریضه بمنازل خویش باز میگشتند تا آنکه امرالهی نازل شد که باید همه اصحاب درب خانههای خود را از طرف مسجد مسدود کنند تنها علیبنابیطالب علیهالسلام از این حکم مستثنی است.
راوی گوید ما در مسجد نشسته بودیم ناگهان صدای گویندهای از جانب رسول خدا صلی الله علیه وآله برخاست که میگفت: «ایّهاالنّاس سدّوا ابوابکم» از این ندا اضطراب و هیجانی عجیب در مردم پیداشد و به یکدیگر نگاه میکردند و در تحیر فرو رفته بودند کسی برنخاست.
منادی برای بار دوم آمد و اعلان کرد کسی برنخاست.
1) (1)1- وفاء الوفاء ج 1 فصل نهم
بار سوم گفت درب خانههای خود را از طرف مسجد بهبندید قبل از آنکه عذاب بر شما نازل شود مردم از مسجد بیرون آمدند حمزهبن عبدالمطلب از مسجد خارج شد در حالیکه ردایش به زمین کشیده میشد ابوبکر و عمر و عثمان و سایر صحابه دهشت زده و متحیر بنظر میرسیدند.
علی علیهالسلام خدمت رسول اللّه شرفیاب شد حضرت فرمود یا علی تو به خانه خود برگرد و در خصوص بستن در چیزی به علی علیهالسلام نفرمود.
همهمه میان اصحاب راه افتاد یکی میگفت علی از همه ما کوچکتر است ولی درب خانه او را نبست دیگری میگفت این امتیاز برای خاطر دخترش فاطمه است.
سومی میگفت اگر بمنظور صله رحم باشد عمویش عباس نزدیکتر است این حرفها به گوش پیغمبر رسید با چهره برافروخته بیرون آمد. بعد از حمد و ثنای الهی فرمود:
ای مردم خداوند بمن وحی فرمود که مسجدی در زمین برای خود اتخاذ کنم و جز خودم ساکن نشود در آن مگر پس عمم علیبنابیطالب و فرزندان او حسن و حسین و من کاری نمیکنم مگر آنچه را که خدایم امر فرموده.
و قسم به خدا من دربها را نبستم و من باز نکردم و من
علی علیهالسلام را در مسجد سکنی ندادم بلکه خداوند او را سکنی داده است.
و شما دیدید که در وقت ورود به مدینه هر دسته از انصار مهار ناقه مرا بسوی خود میکشیدند و میگفتم ناقه را رها کنید هرکجا ناقه خوابید من آنجا منزل میکنم ناقه خودش مأمور است و من بأمر خدا فرود آمدم.
عبداللّه عمر گوید: خداوند سه فضیلت به علیبنابیطالب علیهالسلام داده که یکی از آنها نزد من بهتر است از قطارهای شتر که در راه خدا بیرون روند.
1 ـ تزویج نمودن دخترش فاطمه را به علی علیهالسلام .
2 ـ بستن در خانههای اصحاب و باز گذاشتن درب خانه علی علیهالسلام .
3 ـ دادن علم به دست علی در جنگ خیبر بعد از آنکه فرموده بود فردا علم را به دست مردی میدهم که خدا و رسول را دوست میدارد و خدا و رسول هم او را دوست میدارند.
مؤلف: نظر عبداللّه عمر این است که با این فضایل معلوم است که علیبن ابیطالب علیهالسلام افضل همه صحابه است بلی مطلب همینطور است خداوند همه ما را براین عقیده زنده بدارد و با این عقیده بمیراند و آنهائیکه نسبت به مقام علی علیهالسلام کور و نابینا هستند
بصیرت عنایت کند.کتاب قبل از حجّ بخوانید
صاحب کتاب قبل از حجّ بخوانید میگوید: اول کسی که
دراین قبرستان دفن شد عثمان بن مظعون است و او مردی زاهد و عابد و صالح بود وقتی جنازه او را از زمین برداشتند رسولخدا صلی الله علیه وآله فرمود: «طوباک یا عثمان لم تلبسک الدّنیا و لم تلبسها» ای پسر مظعون خوش به حال تو دنیاترا نپوشانید و فریب او را نخوردی و تو هم خود را به دنیا نپوشانیدی و خودت را در دام دنیا نیانداختی او را در روحاء بقیع دفن کردند.
و موقعیکه فرزندش ابراهیم از دنیا درگذشت فرمود: «الحق بسلفک الصالح عثمان بن مظعون» و چون فرزند دیگرش رقیه از دنیا درگذشت فرمود «الحقی بسلفنا الصالح عثمان بن مظعون» و این هر دو را نزدیک عثمان بن مظعون دفن کردند.
صاحب مرآت الحرمین گوید بیش از ده هزار از اصحاب و تابعین در این قبرستان دفن شدهاند و در این مقبره است قبوریکه ذیلاً ذکر میشود.
1 ـ ابراهیم پسر پیغمبر که در حال طفولیت وفات یافت و سمهودی شافعی در جلد سوم وفاءالوفاء ص 918 گفته قبر ابراهیم نزدیک بیت الاحزان حضرت فاطمه زهراء سلاماللّه علیها است و بیت الحزن محلی است که زهرا علیهاالسلام در بقیع برای ندبه و گریه بر پدر خود اختیار کرده بود.
2 ـ قبر عقیل بن ابیطالب و بعضی قبر او را در شام میدانند و
در شام قبه و بارگاه دارد.
3 ـ قبر فاطمه بنت اسد در روحاء بقیع نزدیک قبر ابراهیم و عثمان بن مظعون، و عامه مردم او را خارج از بقیع زیارت میکنند. و قیل دفنت فی بقعة العباس یعنی و گفته شده که او را کنار قبر عباس عمومی پیامبر علیهاالسلام دفن کردهاند.
4 ـ قبر عباس بن عبدالمطلب در مقبره بنیهاشم .
5 ـ قبر صفیه دختر عبدالمطلب مادر زبیر، خواهر حضرت حمزهسلاماللّه علیه و عمه رسول خدا، قبر او در جهت شمالی کسی است که از بقیع خارج میشود.
و معروف است که (عاتکه) مادر ام سلمه زوجه رسول خدا صلی الله علیه وآله که او هم از دختران عبدالمطلب است و از مادر با حضرت حمزه و صفیه جدا است در این بقعه است و همچنین قبرامالنبین مادر قبر بنیهاشم را در این بقعه میدانند.
6 ـ قبر عبداللّه بن جعفر الطیار که در یک بقعه با عقیل ابنابیطالب علیهالسلام مدفون شدهاند و بعضی قبر او را در ابواء میدانند و در آن بقعه است قبر سفیان بن الحارث بنعبدالمطلب.
7 ـ سه قبر نزدیک یکدیگر است که میگویند قبر دخترهای پیغمبر است بنام زینب و رقیه و امکلثوم.
8 ـ نه قبر است که میگویند قبور زنهای پیغمبر است و قبلاً گفتیم که قبر حضرت خدیجه در مکه معظمه است و قبر میمونه در سرف دو فرسخی مکه است، و بعضی قبر امسلمه و بعضی زنان دیگر حضرت را در باب الصغیر شام میدانند.
9 ـ قبر حلیمه سعدیه ـ قبری در انتهای بقیع چسبیده بدیوار است که معروف است بقبر حلیمه سعدیه مرضعه رسول خدا صلی الله علیه وآله .
10 ـ قبر چندتن از شهداء احد که در یک بقعه در جانب غربی بقیع واقع شده.
11 ـ قبر اسماعیل بن جعفر الصادق علیهالسلام این قبر مقابل قبر عباس بنعبدالمطلب متصل بدیوار بقیع بوده از طرف شارع عمومی (وفاءالوفاء) و قبلاً خارج بقیع در میدان واقع شده و بهیک چهار دیواری سیمانی محصور بود و اخیرا قبر آن بزرگوار را نبش کردند و جسد شریفش را بداخل بقیع انتقال دادند.
12 ـ قبر عبداللّهبن مسعود ـ او وصیت کرد که مرا نزدیک عثمان بن مظعون دفن کنید و او از بزرگان صحابه و دارای فضل عظیم و مقامی شامخ است، بس است در باره فضل او آنکه
رسولخدا صلی الله علیه وآله فرمود اگر میخواهید قرآن را یاد گیرید چنانچه نازل شده ازابنمسعود فراگیرید.سفینةالبحار
13 ـ قبر سعدبن معاذ قبر او در انتهای بقیع واقع شده سمهودی گفته علامت و نشانهای که برای قبر سعدبن معاذ گفتهاند منطبق میشود با قبری که به جناب فاطمه بنت اسد نسبت داده شده، سعدبن معاذ همان بزرگواری است که رسول خدا صلی الله علیه وآله با نود هزار ملک بر جنازه او نماز خواندند و برای خاطر دوستی او با علی علیهالسلام باو فرمود: «ابشر یا سعد فانّ اللّه یختم لک بالشّهادة»سفینةالبحار
14 ـ قبر ابوسعید خدری ـ او از فقهای زمان و دارای ولایت و دوستی اهل بیت علیهالسلام بود.سفینة البحار ج 1 سعد
15 ـ قبر عثمان بن عفان و قبر مالک پیشوای فرقه مالکیه و قبر عبدالرحمن پسرعمر و قبر نافع شیخالقراء هم در قبرستان بقیع واقع شده.
صاحب کتاب قبل از حجّ بخوانید میگوید: 1 ـ حمزهبن عبدالمطلب که موضع قبر آن حضرت در احد مشخص و معین است و گفتهاند که عبداللّه جحش خواهر زاده حضرت حمزه سلاماللّهعلیه هم با مصعب بن عمیر در یک بقعه باجناب حمزه
مدفون شدهاند.
قائل دیگری گفته قبر آن دو شهید در محل مسجدی است که اکنون برکنار قبر حضرت حمزهسلاماللّهعلیه بنا شده و سمهودی بعد از نقل مطلب فوق گفته سزاوار است که بر مزار حضرت حمزه بهآندو بزرگوار هم سلام داده شود.
مصعب بن عمیر آن رشید مردی است که در جنگ بدر و احد ملتزم رکاب رسول خدا صلی الله علیه وآله و علمدار لشکر و در جنگ احد هنگام دفاع از رسول اللّه صلی الله علیه وآله در سن چهل سالگی شهید شد.
چون آتش جنگ خاموش شد دیدند رسولخدا صلی الله علیه وآله کنار نعش مصعب ایستاده این آیه را میخواند.«مــن المـــومنین رجال صدقوا ما عاهدواللّه علیه فمنهم من قضــی نحبــه و منهـم من ینتظر و مابدلّوا تبدیلاً».وفاء الوفاء ج 3 ص 931
2 ـ عمروبن جموح و عبداللّه بن عمر و (پدر جابر انصاری) که در وقعه احد شهید شدند و بدن آنها را نزدیک مسیل دفن کرده بودند بعد از 46 سـال جنازه آنها را از آن محل منتقل کردند چه آنکه آنجا در معرض سیل و خرابی واقع شده بود و چون قبر شکافته شد بدن آنها را سالم و بیعیب یافتند گویا روزی بیش بردفن آنها نگذشته و یکی از آندو شهید دست خود را روی جراحت بدن نهاده خواستند دستش را در کنار او بگذارند بجای
خود برگشت پس او را بههمین هیئت دفن کردند.
وفاء الوفاء ج 2/936
مورخین فرمودهاند: که در واقعه احد بیش از هفتاد نفر بهدرجه رفیعه شهادت رسیدند و قبر بعضی معلوم و معین است و قبر اکثر آنها مجهول است و گفته شده که اجساد چند تن از آنها را بهمدینه آوردند و در قبرستان بقیع دفن کردند چنانچه در مدفونین بقیع بدان اشاره شد.
لکن از اخباری که بسندهای مختلف رسیده چنین ظاهر میشود که شهداء احد در مقتل و مصرع خود دفن شدهاند زیرا رسول خدا صلی الله علیه وآله از نقل اجساد طاهره نهی کردند و فرمودند «ادفنوهم فی مصارعهم» و به همین سبب است که سمهودی در کتاب وفاء الوفاء میگوید مستحب است زیارت شهداء در جانب غربی و شمالی قبر حضرت حمزه سلاماللّه علیه و نام شهدا را بطور تفصیل یک به یک ذکر کرده.
در خلال بیان قبور شهداء میگوید حائر کوچکی نزدیک جبل است که عدهای در آنجا دفن شدهاند و گفتهاند که آنها از شهداء نیستند بلکه قبور جمعی از فقراء هستند که درسنه مجاعه و قحطی مردهاند و در آنجا دفن شدهاند.وفاء الوفاء ج 3/933
1 ـ مسجد قبا ـ این مسجد در چند کیلومتری مدینه طیبه واقع شده و این همان مسجدی است که رسول خدا بنفس شریف در آن کار میکرد و هم در بارهاش فرمود: «الصّلوة فی مسجد قبا تعدل عمّره» و رسول گرامی اسلام پیاده و سواره برای زیارت این مسجد و عبادت درآن روزهای یکشنبه و احیانا دوشنبه تشریف میآوردند و مصلای آن حضرت برابر اسطوانه سوم در رحبه مسجد بود.
2 ـ مسجد فضیخ ـ مسجدی است مربع و کوچک که در جهت شرقی مسجد قبا واقع شده و وجه نامگذاری آن به فضیخ که قسمتی از خمر است در کتب مفصله ذکر شده و چنان شد که اصحاب فضیخ بانزول آیه تحریم خمر، بساط خمر را از آن مسجد برچیدند. صاحب کتاب راهنمای حرمین میگوید: و این مسجد را مسجد ردالشمس هم گویند و مرحوم مجلسی گوید به سند معتبر از عمار ساباطی منقول است که گفت با حضرت صادق علیهالسلام رفتم بسوی مسجد فضیخ پس حضرت فرمود: میبینی این گودال را؟ تا اینکه فرمود: جدم امیرالمومنین علیهالسلام فرمود: من با رسول خدا صلی الله علیه وآله در این موضع نشسته بودیم ناگاه سر مبارک خود را در دامن من گذاشت و خوابش برد تا وقت نماز پسین رسید نخواستم که آن حضرت را بیدار کنم مبادا آزار آن حضرت باشد سپس حضرت
بیدار شد و فرمود که یا علی نماز کردهای؟ گفتم نه. پس برخواست و رو بقبله کرد و گفت خداوندا برگردان آفتاب را به وقت نماز تا علی نماز کند پس آفتاب برگشت به وقت نماز عصر تا نماز کردم پس با نهایت سرعت و شتاب فرو رفت.راهنمای حرمین ج 5/206
3 ـ مسجد ابراهیم ـ مسجدی است که بنام مشربه امابراهیم خوانده میشود و در میان نخلستان واقع شده و ابراهیم فرزند رسول خدا صلی الله علیه وآله در این محل متولد شده و رسولخدا صلی الله علیه وآله در آن محل نماز خوانده.
4 ـ مسجد فتح ـ مسجدی است که برفراز قطعه کوه سلع در چند کیلومتری مدینه در جهت غربی واقع شده و بنام مسجد احزاب هم نامیده میشود و چند مسجد دیگر هم در قبله این مسجد قرار گرفته که یکی بنام مسجد سلمان و دیگری بنام مسجد علی و سومی بنام مسجد فاطمه معروف است و دو مسجد دیگر نیز بنام مسجد ابوبکر و عمر خوانده میشود.
جابرن عبداللّه رضواناللّه علیه روایت کرده که رسول خدا در مسجد فتح نماز خواندند و دعا کردند و طلب نصرت و یاری نمودند پس در روز چهارشنبه بین الصلوتین آثار استجابت ظاهر گردید و علامت خوشحالی در صورت پیغمبر علیهاالسلام دیده میشد و هرگاه امر مهمی به من روی میآورد در آن ساعت به آن مسجد
میرفتم و دعا میکردم و اثر اجابت را میدیدم.
(دعای رسول خدا صلی الله علیه وآله در مسجد فتح): «یا صریخ المکروبین و یا مجیب المضطرّین و یا کاشف همّی و غمّی و کربی فقد تری حالی»وفاء الوفاء ج 3ص 830
«اَللّهُمَّ انت غیاثی فبک اغوث و انت ملاذی فبک الوذ یا من ذلّت له رقاب الجبابرة و خضعت له اعناق الفراعنة اعوذ بجلال وجهک و کرم جلالک من خزیک و کشف سترک و من نسیان ذکرک و لاحول و لاقوة الاّ باللّه العلیّ العظیم».وفاء الوفاء ج3 ص 832
5 ـ مسجد القبلتین ـ مسجدی است که در جانب غربی مسجد فتح واقع شده و گفته شده که تحویل قبله از بیتالمقدس بسوی کعبه در این مسجد بین نماز ظهر اتفاق افتاده و بدین سبب آنرا مسجدقبلتین مینامند.
مسجد العسکر ـ مسجدی است که در جنب قبر حضرت حمزه واقع شده و گفته شده که آن مسجد محل اصابت و سقوط آن حضرت است و بعضی آنرا محل دفن بعضی شهداء میدانند چنانکه گذشت.وفاءالوفاء ج 3 /843
6 ـ مسجد المباهله یا مسجدالاجابه ـ مسجد صغیری است که در شمالی بقیع واقع شده و رسول خدا در آن مسجد نماز خوانده، و در خواستهای رسول خدا در آن مسجد مقرون بهاجابت شده و
لهذا بنام مسجد اجابه نامیده شده و قصه مباهله پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله با نصارای نجران در این محل واقع شده و خلاصه آن بنابر نقل صاحب کتاب راهنمای حرمین چنین است که جمعی از اشراف نصارای نجران خدمت آن حضرت رسیدند و گفتند ما را به چه چیز دعوت میکنی؟ رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: به شهادت لاالهالااللّه، و شهادت مُحَمَّدرسولاللّه، و اینکه عیسی علیهالسلام را بنده خدا بدانید، گفتند اگر عیسی مخلوق است، پس پدر او که بود؟ حضرت فرمود شما در باره آدم علیهالسلام چه میگوئید؟!!! نصاری متحیر ماندند ولی تسلیم نشدند در این حال این آیات بر حضرت نازل شد: انّ مثل عیسی عنداللّه کمثل آدم خلقه من تراب ثمّ قال له کن فیکون الحقّ من ربّک فلاتکن من الممترین فمن حاجّک فیه من بعد ما جاءک من العلم فقل تعالوا ندع ابنائنا و ابناءکم و نساءنا و نسائکم و انفسنا و انفسکم ثمّ نبتهل فنجعل لعنة اللّه علی الکاذبین.آل عمران/52
و بالجمله پس از نزول این آیات رسول خدا صلی الله علیه وآله به آنها فرمود: شماها با من مباهله کنید (مباهله یعنی تضرع بدرگاه خداوند) اگر من راست میگویم خداوند لعنت خود را بر شما فرستد و اگر من دروغگو باشم برمن. گفتند انصاف دادی پس بنابر مباهله نمودن گذاردند و با تعیین وقت به منازل خود بازگشتند. ولی رؤساء آنها گفتند: اگر مُحَمَّد صلی الله علیه وآله با اهل بیت خود حاضر شود با او
مباهله نمیکنیم و اگر با اصحاب خود آید با او مباهله میکنیم.
و چون صبح روز 24 ذی حجه در همین مکان (مسجد الاجابه) حاضر شدند ناگهان دیدند پیامبر خدا صلی الله علیه وآله هم با علی و فاطمه و حسن و حسین علیهماالسلام حاضر شدند نصاری پرسیدند اینها کیانند؟
پیغمبر فرمود: پسرعم و وصی من علی، و دخترم فاطمه، و فرزندان من حسن و حسین میباشند، پس نصاری از مباهله خودداری کردند و صلح نمودند و حاضر شدند جزیه و مالیات بدهند!!راهنمای حرمین ج5/ 189
8 ـ مسجد الشجره ـ مسجد مبارکی است که در شش کیلومتری مدینه واقع شده و از جمله مواقیت بلکه افضل همه میقاتها است و رسول خدا صلی الله علیه وآله هم از این مسجد محرم شدند و این مسجد را مسجد ذوالحلیفه هم میگویند و (حلفا نام گیاهی است) و ممکن است مأخوذ از حلف باشد به معنی یمین.
9 ـ مسجد الغمامه ـ مسجدی است در ناحیه غربی مدینه و این مسجد مصلای رسولخدا صلی الله علیه وآله بوده در نمازهای عید و آن را مصلی العید هم میگویند. معروف است که در این نقطه ابر بر سر پیغمبر صلی الله علیه وآله سایه افکنده و برای این جهت و جهات دیگر به آن مسجد غمامه گفتهاند در شمال این مسجد تقریبا دو مسجد دیگر
است که یکی بنام مسجد ابیبکر و دیگری بنام مسجد علی نامیده شدهوفاء الوفاء ج 3ص 827
و صاحب کتاب راهنمای حرمین گوید: از این جهت این مسجد موصوف به «غمامه» شده است: که پیغمبر صلی الله علیه وآله و اصحاب او در یکی از روزهای عید فطر که هوا بسیار گرم بود در زیر آفتاب سوزان در این محل بهنماز ایستادهاند، و بلافاصله قطعه ابری بر سرآنها به طور ثابت، سایه افکنده تا نماز به پایان رسیده و بعد پیغمبر صلی الله علیه وآله تا در حیات بودند، در تمام اعیاد نماز را در این محل برگزار میفرمودند، پس سزاوار است که از شرافت این مسجد غفلت نکرده، نماز تحیت درآن بخوانید.راهنمای حرمین: ج 5/187
10 ـ مسجد فاطمه علیهالسلام ـ نزدیک مسجد غمامه مسجد دیگری در میان پاساژ بازار قرار دارد که آنرا مسجد فاطمه میگویند و اخیرا تعمیر شده و چند متر از سطح زمین ارتفاع دارد و حقیر بهزیارت اکثر این مساجد مشرف شدهام و از زائران التماس دعا دارم.
صاحب کتاب قبل از حجّ بخوانید میگوید:
1ـ مسجد نفس الزکیّه ـ در جانب شرقی کوه سلع مسجد بزرگی است که مشهد نفس زکیه مُحَمَّدبن عبداللّه بن الحسن ابن الحسن بن علی بنابیطالب در آن مسجد واقع شده و آن بزرگوار در
زمان منصور با جمعی از اصحاب کشته شدند و در آن نقطه دفن گردیدند «و عن مروج الذهب انّه کان یدعی النّفس الزّکیة لزهده و نسکه».وفاء الوفاء جزء سوم ص 923
2 ـ مسجد الابواء ـ ابواء قریهای است که در سیزده میلی میقات جحفه واقع شده و جناب آمنه مادر رسول خدا صلی الله علیه وآله پس از زیارت قبر شوهرش عبداللّه و مراجعت بهسوی مکه در آن قریه مریضه شد و از دنیا رفت و قبر آن مخدره در ابواء معروف است و رسول خدا صلی الله علیه وآله که در این موقع خردسال بودند از غم و هجران مادر خیلی رنج بردند و مسجدی در وسط این قریه بنام رسولخدا صلی الله علیه وآله تا امروز باقی است.وفاء الوفاء جزء چهارم ص 1016
3 ـ مسجد جحفه ـ قریه جحفه میقات اهل شام است و مسجدی بنام رسول خدا صلی الله علیه وآله در آن قریه موجود است و این قریه را جحفه نامیدهاند به سبب آنکه در معرض سیل واقع شده و از اتفاقات سیل این قریه غرق شدن حمادبن عیسی است؛ حماد از اصحاب اجماع و از کسانی است که چهار امام را درک کرده امام صادق علیهالسلام دعا کرد که خدا حماد را پنجاه حجه روزی فرماید او موفق شد و پنجاه حجه بجا آورد.
زمان حضرت جواد علیهالسلام برای پنجاه و یکمین بار قصد حجّ کرد و با آن حضرت مشورت کرد حضرت فرمود برو ولی عجله
مکن حماد بسوی جحفه آمد و خواست غسل احرام بهجای آورد سیل برخاست و حماد غرق شد و او را غریق الجحفه گویند.
سفینة البحار جلد اول حمد
4 ـ مسجد غدیر خم ـ سمهودی شافعی در تاریخ خود گوید غدیر خم در سه میلی جحفه واقع شده و احمد بن حنبل از ابنعازب نقل کرده که وقت نماز ظهر با رسول خدا در غدیر خم بودیم حضرت نماز ظهر را خواند سپس در حضور مردم دست علی علیهالسلام را گرفت و فرمود. «ایّها النّاس من کنت مولاه فهذا علی مولاه اَللّهُمَّ وال من والاه و عاد من عاداه» پس عمر گفت: «هنیئا یابنابیطالب اصبحت و امسیت مولی کل مؤمن و مؤمنه».وفاءالوفاء ج 4 /1018
5 ـ مسجد بدر ـ این مسجد نزدیک وادی در کنار چاه بدر قرار دارد و قبور چهاردهتن از شهداء جنگ بدر در این قریه در یک بقعه محصور در یک کیلومتری راه ماشین واقع شده و اهل قریه اموات خود را در کنار بقعه شهدا دفن نموده و اخیرا قبرستان را محصور نمودهاند و بقعه شهداء داخل قبرستان واقع شده.
وفاءالوفاء ج 4/1026
6 ـ مسجد ابوذر ـ مسجد جناب ابوذر رحمهاللّه در حال حاضر داخل شهر مدینه است و قبر آن بزرگوار و جمعی از صحابه در ربذه است و ربذه در سه میلی شهر مدینه نزدیک بذات عرق
میقات اهل عراق قرار دارد سزاوار است مؤمنین با بودجه خودشان به زیارت آنجناب مشرف شوند.
کتاب قبل از حجّ بخوانید نقل از وفاء الوفاء ج 4 /1019
بعد از دعای شوط اول
از جزوه دعاهای اشواط
ار سر کویت تو مران بنده را طرد مکن بنده شرمنده را
گرچه ز طاعات تو بیگانهام لیک گدای در این خانهام
سایه رحمت تو فکن بر سرم من که گدایم تو مران از درم
هست مرا و دل من یاد تو یاد توام یاد توام یاد تو
از گنهم غیر تو آگاه نیست جز کرم و لطف توام یاد نیست
مغفرت و عفو به من کن عطا لطف کن آمرز ز من هر خطا
بعد از دعای شوط دوم
شکر که مسکین و گدای توام بنده درگاه و سرای توام
از در خود دور مکن بندهات بنده بیچاره شرمندهات
گر تو فقیری بپذیری رواست گر تو ببخشی من مسکین سزاست
از گنهم یک سره آزاد کن با غم عشقت تو مرا یاد کن
بنده شرمندهات آواره شد وقت نجات من بیچاره شد
در حرم امن پناهم بده سوز دل و آتش و آهم بده
بعد از دعای شوط سوم
الهی بینوا و مستمندم فقیر و بینوا و دردمندم
الهی ای رفیق بینوایان نظر بنما تو بر حال گدایان
اسیرم خائفم بیخانمانم گدایم بینوایم میهمانم
سیهرویم تهیدستم فکارم گنهکارم فکارم شرمسارم
الهی کن قبول این بینوا را مکن محروم کویت این گدا را
تویی افتادگان را یار و یاور الهی ای کریم وحی داور
بعد از دعای شوط چهارم
الهی عبد و مسکین و ذلیلم در این ره لطف تو باشد وکیلم
مکن محروم لطفت این گدا را مکن طرد از درت این بینوا را
بخوانی یا نخوانی بندهام من ذلیل و بینوا شرمندهام من
پناهم ده الهی بیپناهم ز من بگذر که من غرق گناهم
دل مسکین طبیبا دردمند است فقیر و بینوا و مستمند است
ز مسکین درگذر ای داور من که جز تو کس نباشد یاور من
بعد از دعای شوط پنجم
الهی وای من از خجلت من ز رسوائی و هم از ذلت من
الهی من پشیمانم پشیمان پشیمانی ز رویم شد نمایان
گندریز است اگر استغفرالله ز کردار بدم افسوس و صد آه
گنهکارم اسیرم دل غمینم من اکنون در صف مستغفرینم
قبول توبه کن از من تو ای دوست ترحم کن ترحم بر من ای دوست
اگر طردم کنی ای وای بر من ولیکن لطفت امیدی است بر من
بعد از دعای شوط ششم
خدایا بنده شرمندهام من بدرگاه تو سرافکندهام من
به پیغامآوران آیههایت به آیات سماوی و نامهایت
مرا پاک از حرم خارج بفرما تو فضل خود به من اتمام فرما
به من بنما رخ محبوب خود را بکن اتمام بر من لطف خود را
مرثیه حضرت امام حسن مجتبی
از آیهالله شیخ محمد حسین غروی (قدس سره)
هرگز دلی ز غم چه دل مجتبی نسوخت ور سوخت زاجنبی دگر از آشنا نسوخت
هر گلشنی که سوخت ز باد سموم سوخت از باد نو بهار و نسیم صبا نسوخت
چندان دلش ز سرزنش دوستان گداخت کز دشمنان زهر بد و هر ناسزا نسوخت
از هر خسی چه آن گل گلزار معرفت شاخ گلی ز گلشن آل عبا نسوخت
جز آن یگانه گوهر توحید را کسی ز الماس سوده لعل لب دلربا نسوخت
هرگز برادری بعزای برادری در روزگار چون شه گلگون قبا نسوخت
باور مکن دلی که چه قاسم بناله شد زان ناله پر از شرر واأبا نسوخت
آندم که سوخت حاصل دوران ز سوز زهر در حیرتم که خرمن گردون چرا نسوخت
تا شد روان عالم امکان ز تن روان جنبندهای نماند کزین ماجرا نسوخت
خاموش شد چراغ دل افروز مجتبی افروخت شعله غم جانسوز مجتبی
و تمت کلمه ربک صدقا و عدلاً.