ghaemiyeh.com
سرشناسه:انصاریان، حسین، ۱۳۲۳ -
عنوان و نام پدیدآور:ارزش کتاب و کتابخوانی / مولف حسین انصاریان ؛ ویرایش و تحقیق مرکز علمی تحقیقی دارالعرفانالشیعی.
مشخصات نشر:قم : دارالعرفان ، ۱۳۸۸.
مشخصات ظاهری:۴۷ ص. ؛ ۵/۹ × ۵/۱۹ سم.
شابک:۴۰۰۰ ریال : 978-964-2939-45-9
وضعیت فهرست نویسی:فاپا
یادداشت:پشت جلد به انگلیسی: By. Hussain ansarian: The value of book and reading the book.
موضوع:کتاب و مواد خواندنی -- جنبههای مذهبی -- اسلام
موضوع:دانش و دانشاندوزی -- جنبههای مذهبی -- اسلام
شناسه افزوده:انتشارات دارالعرفان
رده بندی کنگره:BP۲۵۴/۴/الف۸۳الف۴ ۱۳۸۸
رده بندی دیویی:۲۹۷/۶۵۳
شماره کتابشناسی ملی:۱۹۴۸۳۱۵
باسمه تعالی
آنچه انسان را در مسیر پر فراز و نشیب زندگانی از نابسامانیها محفوظ میدارد و موجب سعادت و سرفرازی و سربلندی او در امتحانات الهی میشود، پژوهش پیرامون علوم الهی و معارف اسلامی و پوشاندن جام عمل به دستورات بلند ربانی میباشد.
در این خصوص، دستیابی به حقیقت معارف الهی و آشنایی با جایگا حساس و ویژ آنها در حیات انسانی، ضروری احساس میشود.
مرکز علمی تحقیقاتی دارالعرفان، در راستای اهداف الهی خود، این بار افزون بر استفاده از مطالب پربار و عالمان دانشمند محقّق حضرت استاد حسین انصاریان، با انتشار گلچینی از متن سخنرانیهای معظّم له، از بیان پر حرارت و جذاب سخنرانیهای استاد نیز تشنگانِ معارف سراسر نور ائمه اطهار: را بینصیب نگذاشته و بدون خارج ساختن متن سخنرانی از قالب گفتاری آن، باب دیگری را برای استفاده از معارف آلالله: و سیراب گشتن از این چشم پرفیض باز نموده است.
امید که با عنایات خاص اهلبیت عصمت و طهارت: بیش از بیش بتوانیم از زمزم معارف آن ذوات مقدّس سیراب گردیم.
مرکز علمی تحقیقاتی دارالعرفان الشیعی
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و الصلوه و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین حبیب الهنا وطبیب نفوسنا ابیالقاسم محمد صلی الله علیه و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین المکرمین.
موضوع کتابت و نگارش از گرانمایهترین و مهمترین امور بشر محسوب میشود؛ چرا که کتابت بزرگترین عامل صیانت و نگهبانی از اندیشهها و
علوم دانشمندان است.
بقای علوم و اندیشهها که باعث رشد فکری و عملی اجتماع میشود به وجود کتابت است. علم با تمام ارزش ذاتیاش اگر انتقال پیدا نکند و محبوس بماند کوچکترین ارزش ندارد.
اسلام، به علم و دانش اهمیتی ویژه و ارزشی فوقالعاده میدهد تا جایی که دستور داده شده است که:
«اُطْلُب العِلْمَ مِنَ المَهدِ إلَی اللَّحدِ»
«از گهواره تا گور دانش بیاموز». و یا پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله امر میکنند که: «طلب دانش بر هر مسلمانی فرض است» (1). دانشجویان مورد محبت خداوند متعال هستند و باب ارزش نگارش و کتابت فضل علم که در روایات و آیات قرآن کریم بابی
1) (1)) . طَلبُ العِلْمِ فریضَهٌ عَلی کُلِّ مُسلِمٍ . الکافی : 03/1 حدیث 1.
بسیار گسترده است بیانگر اهتمام ویژه اسلام به علماندوزی است.
کتاب یعنی اوراق منظمی که حاوی یک سلسله مسائل علمی و اندیشههای ژرفنگران میباشد.
کتاب و نوشته حافظ علوم بشری و قلعه محصولات فکری و وسیله انتقال علوم به دیگران و روشنگر زمانها و نسلها است و سبب احیای تاریخ و فرهنگ ملتها و اقوام مختلف است.
اهلبیت عصمت و طهارت: سفارش بسیار زیادی در امر کتابت و نگارش مطالب علمی به صورت مطلق دارند و در روایات مختلف به مطالب ارزشمندی که دلیل ارزش کتاب و نگارش آن است اشاره فرمودهاند.
در این راستا وجود مبارک رسول اکرم صلی الله علیه و آله
میفرمایند: «علم و دانش را به بند کشید و از آن نگهبانی کنید. عرض کردند: چگونه علم را به بند کشیده شود؟ فرمود: کتابت و نگارش آن». (1)
در این روایت پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله بصورت مطلق به کتابت مطلق علم امر مینماید.
و یا امام صادق علیه السلام میفرمایند: «اِحْتَفِظُوا بِکُتبِکُم، فَإنَّکُم سَوف تَحتَاجونَ الیها» (2):«کتابهایتان را نیک نگاهداری کنید زیرا که بزودی به آنها نیازمند خواهید شد».
«بنویس، و دانش خویش را در میان برادرانت منتشر ساز و چون مرگت فرار رسد کتابهایت را (از دست مده، مفروش، تلف و پراکنده مساز، بلکه) برای فرزندانت به ارث باقی بگذار. زیرا زمانی پرفتنه و آشوب خواهد آمد که مردمان تنها
به کتابهای خود انس گیرند و سرگرم گردند». (1)این تعالیم و دهها مانند آن، باعث شیوع کتابت و نوشتن علم و زیاد شدن نسخه کتابها و رواج کتاب و تأسیس کتابخانه و ترویج علم و تألیف و خواندن کتاب و وقف کردن کتاب و کمک به تأسیسات علمی و کتابخانه شده است.
مردی از انصار به محضر مبارک پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله میرسید و در مجلس او شرکت میکرد و سخنانی از آن حضرت صلی الله علیه و آله میشنید که سخت او را به وجد میآورد و برای او شگفتانگیز مینمود، بطوریکه شیفته سخنان آن حضرت صلی الله علیه و آله میشد؛ ولی نمیتوانست آنها را به خاطر بسپارد. لذا نگرانی خود را از جهت ضعف و کمبود حافظه، با حضرت صلی الله علیه و آله در میان گذاشت.
1) (1)) 2. اکتْتُب و بُثَّ علمک فی اخوانک فان مت فاورث کتبک بنیک فانه یاتیعلیالناس زمان هرج لا یأنسون فیه الا بکتبهم . الکافی : 25/1 ، حدیث 11.
رسول خدا صلی الله علیه و آله به او فرمودند: برای حفظ و نگاهداری این سخنان، از دست خویش مددگیر و به دستش اشاره فرمود که گفتار و بیاناتش را بنویسد (1).
امام مجتبی علیه السلام فرزندان و خواهرزادگان خود را فرا میخواند و به آنها میفرمود: اگر چه شما هم اکنون به عنوان افراد کوچک و خردسال فامیل و قوم و خویش خود بشمار میآیید ولی این امید هم وجود دارد که بزرگان قوم و گروهی دیگر باشید؛ لذا بر شما لازم است که علم و دانش را فرا گیرید. و اگر در جمع شما کسانی دیده شوند که نتوانند علم و دانش را فرا گیرند و یا در خاطر بسپارند باید به نگارش علم قیام کرده و آن نوشته علمی را در خانههای خویش قرار داده و از آن نگهبانی کنند (2).
ابن بصیر میگوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که میفرمودند: «برای نگارش [ حقایق دینی ] دست به
کار گردید؛ زیرا شما نمیتوانید این حقایق را جز از طریق نگارش آن در خاطر خود حفظ نموده و از آن نگاهبانی کنید». (1)
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرماید:
«هنگامی که مؤمنی از دنیا میرود حتی اگر یک برگ نوشته از علم خود باقی بگذارد، این برگ بصورت پوشش و حفاظی میان او و میان آتش جهنم خواهد بود، و خداوند متعال در برابر هر حرفی که در آن نگارش یافته است، شهری گستردهتر از دنیا و آنچه در آن است به وی عطا میکند». (2)
این مطالب گوشهای از ارزش علم، عالم و علماندوزی و نگارش علوم از دیدگاه اهلبیت:
میباشد. در این باب مطالب آنچنان گسترده است که اگر بخواهیم تمام آن را ذکر کنیم مثنوی هفتاد مَن خواهد شد؛ تنها برای تکمیل این بحث شکل تدوین یکی از مشهورترین کتب دینی و منابع علمی شیعه را که بر اساس آیات و روایات تنظیم شده است یعنی کتاب اصول کافی را نقل مینمائیم.
ارزش علم از دیدگاه یکی از مهمترین کتب شیعه
مرحوم ثقهالاسلام کلینیکه خود بیست سال از عمر شریف خویش را با تلاش طاقتفرسا در راه تألیف کتاب «الکافی» گذرانده است در مقدمه کتاب ارزشمند خود به بحث پیرامون اهمیت تحصیل علم و آگاهی و لزوم ترویج آن از نظر دین میپردازد. باید توجه داشت که تفاوت انسان و حیوان به همین علم و آگاهی بستگی دارد. اسلام، جهل و نادانی را به هیچ عنوان جایز نمیداند اگر جهالت و نادانی جایز بود هیچ تکلیفی در عالم برای بشر ایجاد نمیشد کتابی بر پیغمبری فرود نمیآمد و هیچ یک از انبیاء به نبوت برانگیخته نمیشدند،
پس باید بگوییم که فلسفه دین و نبوت بیرون آوردن بشر از جهل و نادانی است و این مقام جز با کسب علم حاصل نمیشود این منطق دین خداست. دین خدا در ابتدا انسان را به خردورزی و فرزانگی و داشتن شخصیت عقلی فرا میخواند و مردمان را به کار عقلی و تفکر دعوت میکند لذا این همه ارزش به دانش در دین خدا داده شده است. برای آنکه گوشهای از اهمیت علم، عالم و صاحبان کتب و اندیشههای دینی و دیگر اندیشمندان بیان شود تنها به برخی از عناوین کتاب الکافی در باب فضل علم و دانش اشاره مینمائیم که در هر باب روایات مختلفی بیان شده است:
باب اهمیت علم و وجوب طلب آن و ترغیب بر آن.
باب تعریف علم و برتری عالمان.
باب ثواب عالمان (آنان که دانش اندوختهاند) و متعلمان (آنان که در حال دانش اندوزیند).
باب چگونگی حال عالمان و دانایان.
باب مقام عالمان و دانشمندان.
باب زیان فقدان عالمان و دانایان.
باب ارج نشست و برخواست و گفتگو با عالمان و دانشمندان.
باب اهمیت پرسش از دانایان و گفتگو با آنان.
باب ترغیب به یاد دادن و آموختن دانش و علم به همگان.
باب نکوهش ندانستهگویی.
باب نکوهش کردار غیر مبتنی بر علم و دانایی.
باب لزوم به کار بستن علم و دانایی.
باب مسئولیت دامنهدار عالمان و دانایان.
باب اهمیت کتاب و نقل علم و فضیلت نوشتن علم و نگهداری و استناد به کتاب.
آنگاه پس از پایان دادن به این بابها و مسایل بسیاری که در آنها آمده است، به باب «توحید» میرسد.
از اینجا میتوان تصوری مختصر به دست آورد از نظام تربیتی اسلام: شروع از خرد و شناخت عنصر تعقل و بکار گرفتن آن، آنگاه پرداختن به علم و دانایی و آگاهی، آنگاه خداشناسی از روی بصیرت،
سپس شناخت رهبر (کتابُ الحُجَّه)، و پس از تحصیل شناخت صحیح وارد شدن به صحنه حیات.
و این همه ارزش علم، جز با کتابت و نگارش محفوظ نمیماند.
کتاب عنصری است که بوسیله قلم بوجود میآید، قلمی را که اگر در دست انسان مثبت باشد خدا به آن سوگند میخورد (1)خداوند تبارک و تعالی انبیاء و ائمه: را نسبت به سایر بشر در مقامی بالاتر و والاتر قرار داده است و پس از ایشان اصناف مردم به حسب فعالیتها و خدماتشان هر کدام دارای ارزشی میباشد.
البته تمامی مردم در پیشگاه عدل الهی ابتداً مساوی میباشند ولکن اعمال و رفتار آنها ارزش میبخشد در بین اصحاب صناعات و دستههای مختلف مردم، عالمان صاحبان کتاب دارای ارزشی ویژه میباشند.
1) (1)) . ن وَاْلقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ * ن ، سوگند به قلم وآنچه مینویسند قلم: 1
لذا مقام آنان پس از انبیای الهی و ائمه: بالاترین جایگاه است چرا که انسانها به واسطه علوم و تألیفات آنان امورشان را تنظیم و روحیات و ملکات اخلاقیشان را تکمیل مینمایند. به واسطه اندیشههای آنان و تألیفات آنان شهرها آباد میگردد و انسانها از گمراهی نجات پیدا میکنند و تمام صنوف مردم محتاج صاحبان اندیشه و تألیف کتاب و نشر علم توسط آنان میباشند.
اشاره شد که در فرهنگ دینی ما توصیه زیادی به ثبت و نگارش مطلق علم شده است امّا آیا این دلیلی است بر اینکه هر کتابی خواندنی است؟ و یا ارزش صرف وقت جهت مطالعه آن را دارد؟ به طور کلی کتاب بر 2 قسم است:
کتب حاوی مطالب منفی:
برخی از کتب و نوشتهها حاوی مطالب خیالی و پوچ و بیاساس و باطل میباشد و در جهت تخریب
اخلاق و انسانیت تألیف شده است.
نگارندگان آن کتب بدون رعایت تقوای الهی و بدون توجه به شئوون بشری با تألیفات و اندیشههای خود، بشر را از مسیر حقیقی و درک کمالات و فیوضات جدا کرده و به وادی ضلالت و گمراهی میکشاند.
اسلام از این دسته از کتب به عنوان کتب «ضالّه» گمراه کننده نام میبرد و خواندن و خرید و فروش و نگهداری آن را حرام میداند.
در این باب فقهای عظیمالشأن مباحث پربار از لحاظ فقهی مطرح کردهاند، البته تنها در یک صورت و آن هم برای پاسخگویی به اباطیل آنان مطالعه این کتب برای متخصصین بلامانع است.
اگر این گونه مؤلفین از نوشتن این گونه کتابها امتناع میکردند، باطل این مقدار گسترش نمییافت و بشر تا این حد گمراه نمیشد. چه انسانهایی که در طول تاریخ با شبهه افکنیِ این گونه کتب، از مسیر حق خارج شدهاند و کسانی که در نشر و تنظیم این کتب دخالتی دارند در معصیت تمامی
گمراهان که به این وسیله گمراه شدهاند شریک میباشند. اینان با این گونه کتب، میدان جولان باطل را گسترده کردهاند و ظلم عظیمی به خود و بشریت نمودهاند.
2 کتب حاوی مطالب مثبت:
کتابهایی که جهت رشد انسان در زمینههای مختلف فردی و اجتماعی و علوم مختلف تألیف شده است از کتب مثبت و دارای ارزش مطالعه و صرف وقت به شمار میآید چه آن دسته از علومی که مورد نیاز زندگی مادی بشر و چه آن دسته از علوم که مورد نیاز زندگی معنوی بشر است و در جهت رشد انسان و تربیت و تکامل او و ساختن بنای تمدن و شخصیت او میباشد.
این گونه کتابها است که این همه پیرامون آن تعریف و تمجید در منابع اسلامی نقل شده است و حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام این گونه کتب را باغهای علما نامگذاری فرموده است که: «الکُتُبُ بَساتینُ
العُلَمَاء» (1).: «کتابها باغهای اندیشمندان است».
کتابهای مثبت اسلامی عالیترین مبیّن فرهنگ وحی و زحمات انبیاء و امامان: در همه دورهها و اعصار بوده و بیشترین ثواب ویژه مؤلفان آن است چون عبادتی بزرگ از طریق هدایت و ارشاد مردم و رساندن آنها به عالیترین درجات انسانی و انتقال علوم الهی و معنوی به مردمان و حفظ و حراست از کلام گهربار ائمه معصومین: انجام دادهاند.
رسول اکرم صلی الله علیه و آله در باب هدایت یک انسان به امیرالمؤمنین علیه السلام میفرماید:
«لاَن یَهدِیَاللَّهُ عَلی یَریْکَ رَجُلاً خَیْرٌ مِمّا طَلَعَتْ عَلیهِ الشَّمْس أو غَرُبَتْ» (2). «اگر خداوند به دست تو یک نفر را هدایت کند بهتر است از آنچه خورشید
بر آن طلوع یا غروب میکند».
هدایت الهی که توسط تألیفات گرانقدر مؤلفین شامل حال بشر میشود باب خیر عظیمی است که از این خیر دائماً صاحبان تألیف بهرهمند میشوند و بر انسان نیز واجب است که غیر از آموختن لازمههای زندگی مادی، به تحقیق در امور معنوی و استفاده از مبانی دینی نیز بنماید.
حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام خطبهای دارند که در این خطبه میفرمایند: خداوند متعال با کتابهایی که از جانب خود نازل کرده است و در این کتابها دلایل آشکار خود را بیان فرموده و آیات خود را در این کتابها قرار داده هیچ عذری برای کسی در قیامت نسبت به برشکستگی معنوی برای این چند روز دنیا باقی نگذارده است وجود این همه حجت، انسان نمیتواند خود را از دایره هدایت الهی محروم بدارد.
کتبی که حضرت حق برای هدایت انسان قرار داده و خود نویسنده این کتب میباشد سه کتاب است:
1-کتاب تشریع:
یکی از کتبی که حضرت حق خود مؤلف آن است مجموعه کتب آسمانی است که از جانب خدای متعال به وسیله انبیای اولوالعزم برای هدایت بشر و الگوگیری انسانها و دانستن طریقه صحیح زندگی در دنیا و مهیا شدن و بار بستن برای سفری عظیم و بهرهبرداری از آثار استفاده مثبت از این کتب مقدس در آخرت نازل فرموده است.
مهمترین کتب آسمانی قرآن کریم است که توسط آخرین پیامبر حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرو فرستاده است. کتابی که مایه هدایت انسانها و نزول رحمت مادی و معنوی است:
«هدیً و رَحمَهً للمؤمنین».
انسانهایی که میخواهند در طریق سعادت ابری واقع شوند باید قرآن بیاموزند و آن را تلاوت کنند و برای درک معانی آن از محضر ائمه اطهار: کسب فیض کنند به همین دلیل در روایات اسلام ثواب بسیار زیادی برای خواندن قرآن بیان شده است که ثواب خواندن هیچ کتابی به آن نمیرسد.
امام صادق علیه السلام ارزش خانهای که در آن تلاوت قرآن میشود را چنین بیان کردهاند: «خانه انسان مسلمانی در آن تلاوت قرآن نماید مانند ستاره درخشانی که زمینیان میبینند برای آسمانیان جلوه میکند». (1)
و پیامبراکرم صلی الله علیه و آله میفرماید: «خانهای که در آن قرآن زیاد تلاوت شود خیر و برکت آن زیاد خواهد شد و همانگونه که ستارگان آسمان برای زمینیان نورافشانی میکنند آن خانه برای آسمانیان نورافشانی خواهد کرد». (2)
وقتی آثار تلاوت قرآن در خانهای به این حد باشد آیا میتوان تصور نمود که ارزش تلاوت آن برای افراد به چه مقدار خواهد بود؟ آیا شایسته است که اینکتاب باعظمت که مهمترین و با ارزشترین کتابها محسوب میشود به گوشه خانهها و کتابخانهها و مساجد و... کشانده شود و فقط به عنوان یک نماد و یا سمبل مسلمانی از آن استفاده
شود؟.
2-کتاب آفاق:
کتاب آفاق، نظام عظیم آفرینش و هستی است که در مقام اراده حضرت حق لباس خَلق بر تن کرده و جلوگری مینماید.
آسمانها و کهکشانهای آن، ستارگان و سیارات و عجائب شگفتآور آفرینش آن که خود کتابی عظیمی است بخشی از این تألیف زیبای خداوندی است و در هر یک از این مخلوقات، عجائبی است که خود دنیای عظیمی میباشد و در این مقال تنها به این مسأله اکتفا میشود که:
شنیدستم که هر کوکب جهانی است
جداگانه زمین و آسمانی است
زمین در جنب این افلاک مینا
چو خشخاشی بود در قعر دریا
3- کتاب انفس:
کتاب انفس کارگاه وجود انسانی است که خداوند در این کتاب آیات و نشانههای خود را تألیف نموده است کتابی که خداوند درباره آن میفرماید:
«سَنُرِیهِمْ آیَاتِنَا فِی آلْآفَاقِ وَفِی أَنفُسِهِمْ حَتَّی یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ». (1)
«به زودی نشانههای خود را در کرانهها واطراف جهان ودر نفوس خودشان به آنان نشان خواهیم داد تا برای آنان روشن شود که بیتردید او حق است».
خداوند تبارک و تعالی با قلم صنع خود کتاب وجود انسان را تألیف نمود و در این تألیف گرانمایه گوهر اختیار را برای کسب کمالات قرار داد تا انسان به آن مقامی نایل شود که حتی ملائکه توانایی نیل به آن مقام را ندارد.
آری! اگر انسان کتاب وجود را آنچنانکه او نوشته است مورد دقت قرار دهد اسرار الهی برای او منکشف خواهد شد و حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در این زمینه فرمودند:
1) (1)) . فصِّلَت: 53
أتزعم أنک جرم صغیر
وفیک انطوی العالم الاکبر
وانت الکتاب المبین الذی
باحرفه یظهر المضمر
«آیا گمان میکنی که تو جسم کوچکی هستی در حالی که خداوند در وجود تو عالمی بزرگ را قرار داده است تو آن کتاب آشکاری هستی که با حروفش پنهانی آشکار میگردد».
این سه کتاب مانند سایر کتابها با حرکت زمان و رشد دانش در آیاتش تغییری پیدا نمیشود و از راه این سه کتاب است که انسان به توحید و جهانبینی مثبت و انسانشناسی و عناصر سازنده انسانیت و آینده جهان به ویژه عالم پس از مرگ و بسیاری از حقایق نایل میشود و عالم به این سه کتاب چون ائمه اطهار:و عالمان ربانی در رأس همه عالمان و دانشمندان است و چراغ راه انسانها میباشد.
انسانی که ارزش خود را بداند و توجه نماید که او
موجودی نیست که عمر خود را به بطالت بگذراند و به وادی هلاکت و نابودی به واسطه ارتکاب گناهان کوچک و بزرگ بیافتد، تمام مشکلات را به جان میخرد تا به هر وسیله ممکن به داروهای شفابخش جان خویش دست یابد و کلامی ناب را از طبیبان حاذق دریافت نماید و بر زخم جان و قلب و روح خویش نماید.
اما امروزه با وجود کتابخانههای متعدد و یا آنچه امروزه جایگزین کتاب شده و در عصر ارتباطات بسیاری هستند که زحمت ارتباط بسیار ساده با کتاب و یا اهل علم را به خود نداده و با بیتوجهی به مسائل دینی و الهی شقاوت را بر سعادت ترجیح میدهند. با نگاهی به گذشته و مطالعه احوال گذشتگان و کیفیت ارتباطات و چگونگی دسترسی به علوم و معارف الهی شاید توجه و دقت بیشتری به این حقیقت شود. آنان که انواع اقسام خطرات را به جان میخریدند تا بتوانند سعادت دنیا و آخرت خود را تأمین نمایند. به گوشهای از این حقایق دقت فرمائید.
حکایت یکی از شیعیان امام هادی علیه السلام
یکی از ارادتمندان وجود مبارک حضرت هادی علیه السلام به نام صَقربن ابیدُلَف نقل میکند:
زمانی که متوکل عباسی حضرت امام هادی علیه السلام را ظالمانه به شهر سامرا آورد و حضرت را حبس کرد خیلی علاقهمند شدم که در ایام زندانی بودن حضرت، خبری از وجود مبارک آن امام بزرگوار بگیرم. به دفتر رئیس زندان رفتم او من را میشناخت از من سوال کرد: برای چه اینجا آمدی؟ گفتم: آمدم شما را ببینم، ساعتی با شما بشینم و گفتگو کنم. فکرم این بود که در دفتر رئیس زندان بالاخره بشود خبری از وجود حضرت هادی علیه السلام گرفت اتاق و دفتر رئیس زندان جمعیت نشسته بود، جمعیت که رفت، خلوت شد من ماندم و رئیس زندان دوباره پرسید: برای چه اینجا آمدهای؟ چه کار داری؟ گفتم: که آمدم شما را ببینم و با شما صحبت کنم.
گفت: نه، تو آمدهای تا مولای خود را ببینی و به قصد دیدن من نیامدهای. چون تا وقتی که مولای تو
اینجا زندان نبود به دیدن من نمیآمدی. گفتم: من مولایم متوکل عباسی است.
زندانبان گفت: متوکلی که ناحق است امّا امام هادی علیه السلام مولای برحق تو و من است تو فکر کردی که من رئیس زندان متوکل هستم و بیمعرفت و بیرابطه نسبت به اهلبیت: میباشم و با بودن حضرت هادی: من دیگری را به ولایت و مولویت قبول دارم؟
زندانبان گفت: صبر کن، یکی از مقامات دولتی نزد مولای ماست بیرون بیاید من تو را خدمت حضرت علیه السلام میفرستم تا چهره مبارکشان را زیارت کنی و اگر حرفی هم داری با حضرت بزنید.
این کارها جان کف دست گرفتن بود آن هم زمان متوکل اگر میفهمیدند که اینها شیعه هستند با امام برحق رابطه دارند قطعه قطعهشان میکردند.
کودکی را صدا کرد، که ظاهراً فرزند خود او بوده، گفت: دست ایشان را بگیر و نزد این زندانی ببر. وقتی من وارد اتاق شدم دیدم حضرت امام هادی علیه السلام بر حصیر کهنهای و قبری نیز داخل حفر شده است.
معلوم بود که متوکل دستور داده که اتاق کوچک باشد، و لوازمی نداشته باشد و قبرش را هم بکنید تا حکمش را بدهند. تا چشمم به قبر افتاد نتوانستم خودم را نگه دارم، حضرت علیه السلام مرا دلداری دادند فرمودند: یقین بدان که از اینها آسیبی به من نخواهد رسید به این قبر نگاه نکن.
گفتم: یابن رسولاللّه! حالا که پروردگار به من توفیق داد، شما را زیارت کردم دلم میخواهد حدیثی را که از وجود مبارک رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل میکنند من برای شما بخوانم و شما برای من معنی کنید چون من معنی آن را نمیفهمم؟ فرمودند آن حدیث چیست؟ گقتم: از قول جدتان پیامبر نقل میکنم که فرمودند: «لا تُعادُوا الأیامَ فتُعَادیکُمْ».
«با روزها دشمنی نکنید که در این صورت روزها با شما دشمنی خواهند کرد».
حضرت روایت را چنین معنا کردند که: «روزها تا زمانی که آسمانها و زمین پابرجاست ما اهلبیت: هستیم و شنبه نام رسول خداست و یکشنبه کنایه از امیرالمؤمنین علیه السلام است و دوشنبه کنایه از حسن و
حسین8 است و سهشنبه کنایه از علی بن الحسین علیه السلام و محمدبن علی علیه السلام و جعفربن محمد علیه السلام است و چهارشنبه کنایه از موسی بن جعفر علیه السلام و علی بن موسی علیه السلام و محمدبن علی علیه السلام و من است و پنجشنبه کنایه از فرزندم حسن بن علی علیه السلام است و جمعه کنایه از فرزند فرزندم (امام زمان) است... و این معنی ایام است که نباید در دنیا با آنان دشمنی کنی که در صورت دشمنی در آخرت با تو دشمنی خواهند کرد».
و در آخر امام علیه السلام فرمودند:
«خداحافظی کن و برو که امنیتی برای تو نیست». (1)
این یک اتمام حجت است که نمونهاش در تاریخ بشر کم نبوده است که میشود انسان در یک محیط فاسد، و آلوده و شیطانی قرار بگیرد و حتی شغلی هم از طرف مفسدان و شیاطین داشته باشد ولی بنده خدا باشد.
1) (1)) . الخصال : 493/2 ، حدیث 201 ؛ بحارالانوار 832/4 ، 06 ،حدیث 1.
تنها این زندانبان نبود که در خلوت دفتر زندان به صَقربن ابیدُلَف میگوید مولای برحق امام هادی علیه السلام است، بلکه افراد زیادی در تاریخ پیدا میشوند که با وجود اینکه در دستگاه حکومت ظالم بودند حق را میشناختند و به او معرفت داشته و پیرو دستورات الهی بودند. فاسد که نمیتواند عهده دار مقام مولویت بر عباد خدا باشد.
«النَّبِیُّ أَوْلَی بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنفُسِهِمْ». (1):«پیامبر، نسبت به مؤمنان از خودشان اولی وسزاوارتر است»
ولایت از آن پاکان عالم و انبیاء خدا و ائمه طاهرین: و فقهای واجد شرایط الهی و اسلامی است.
در سوره مومن خداوند داستان شخصی را بیان میکند که از کارمندان عالی رتبه دربار فرعون بود و در پنهان، صادقانه به موسی بن عمران علیه السلام ایمان آورده بود.
1) (1)) . احزاب: 6
البته اینان از طرف اولیای الهی مجاز بودند که در این دستگاهها وارد شوند.
در کتابهای ما موجود است که وجود مبارک حضرت سکینه3 بیش از هفتاد سال عمر کردند تا اواخر حکومت بنیامیه زنده بودند و با خیلی از زنانی که شوهرانشان دستاندرکار حکومت بودند ارتباط داشتند دیدن ایشان میآمدند و پای درس ایشان شرکت میکردند و ایشان را به مهمانی دعوت میکردند و این بزرگوار از طرف زنان وابسته به حکومت خیلی کارها را توانستند جلوگیری کنند و در مقابل بنی امیه ایستادگی کردند. فردای قیامت یک عدهای از این گونه چهرهها بر دیگران حجتند بر کسانی که نه قدرت و نه محیط آنها را داشتند. اینان با وجود فساد زیاد دستگاههای حکومتی خود را نمیباختند و دین خود را از دست نمیدادند.
چقدر خوب است که انسان ندانستهها را با اهل
حقیقت تبدیل به دانستهها کند. چون ندانستههای ما عدد ندارد ولی دانستنیهای ما محدود است. ما چقدر میدانیم؟ ما نباید هیچ وقت به دانستههای خود قناعت کنیم. انسان در مقابل خود و خدای خود مسئول است، ظرف زمانی عمر را نباید به بیهودگی گذراند، انسان باید عمر خود را صرف دانشاندوزی و علماندوزی بنماید و فرصتی را که خدا به او داده خرج مطالعه و پژوهش کند و در حدّ علم خود کتاب بخواند و تحقیق کند و کتب ارزشمند دینی را مطالعه نماید و عمر را در راه کسب معرفت صرف نماید.
باید به کتابهای مختلف دینی و اسلامی روی آورد. کتابهای بسیاری نوشته شده و این تألیفات گرانمایه نیاز هر مقطع سنی را مرتفع میکند. تاریخ پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله ، تاریخ انبیاء، تاریخ ائمه:، تاریخ اولیاء، تاریخ بزرگان دین، تاریخ شخصیتهای انسانی و مطالعه کتب ارزشمندی که پیرامون حیات مادی
و معنوی و جسمی و روحی انسان نگاشته شده است. عمر را نباید ضایع کرد که اگر این مسئله اتفاق بیافتد انسان روز قیامت مسئول است. مطالعه کردن در حال و در تصحیح اندیشه و فکر اخلاق انسان اثر دارد.
مرحوم آیتاللّه العظمی بروجردی ظاهراً 88 سالشان بود که از دنیا رفتند. یکی از فرمایشان زیبای، پرقیمت ایشان این بوده است که در اواخر عمرشان به یکی از علمای بزرگ فرموده بودند که خدا را شکر میکنم که یک ساعت عمر 88 سالهام را ضایع نکردهام. چه سرمایهای بالاتر از عمر است؟ چه مایهای بالاتر از عمر است؟
«وَالْعَصْرِ * إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ». (1): «سوگند به عصر [ ظهور پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله ] بیتردید انسان در زیانکاری بزرگی است.»
1) (1)) . عصر: 1و2
همه درون چاه خسارت هستند. چه عمل صالحی بالاتر از این است که انسان به دانایی خود بیافزاید.
به هر جهت استفاده از عمر از واجبات الهی است و در ساحل اندیشههای بزرگان و اهلبیت: و در پای سخن کتاب نشستن، بالاترین بهرهوری از عمر میباشد.
سخن گفتن پیرامون کتاب دلیل آوردن برای آفتاب است و برای ما ایرانیان که دو تمدن بزرگ جهانی یعنی تمدن ایرانی، ایرانیت و ملیت کشور گرانبهای خود و تمدن دین یعنی اسلام عزیز را داریم باید کتاب و کتابخانه ارزش ویژهای داشته باشند چرا که میدانیم تمدن و فرهنگ هر قوم مبتنی بر کتاب است و زیبا آنجاست که مذهب ما نیز بر کتاب استوار است این مذهب معجزهاش کتاب است و نخستین پیغامش این است:
«اقْرَأْ» (1): «بخوان»
سپس اولین ستایش که از خدای متعال میشود.
«رَبُّکَ الْأَکْرَمُ» «پروردگارت کریمترین [کریمان] است»
است، چرا او را گرامیترین مینامند که:
«الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ» «همان که به وسیله قلم آموخت»
پروردگار تو کسی که تو را بوسیله قلم تعلیم میدهد و آنچه را که انسان نمیداند و باید بداند را به او میآموزاند.
1) (1)) . * * * * * بخوان به نام پروردگارت که [ همه آفریدهها را ] آفریده ؛ [ همانکه ] انسان را از علق به وجود آورد . بخوان در حالی که پروردگار تکریم ترین [ کریمان ] است . همان که به وسیله قلمآموخت ، [ و ] به انسان آنچه را نمیدانست تعلیم داد عَلَق 1 - 5
برای ما کتاب، یک مربی بزرگ میباشد و در پرتو این مربی است که انسان حقیقت فراموش شده خود را باز مییابد و توجه و بکارگیری صحیح آن موجب شناخت خویشتن و شناخت حقایق عالم میشود.
آنچه در عالم، غیر از معرفت و کسب معرفت است همه بلهوسی و تاریکی و جهل است چرا که فرزانگان تنها ماندگاران عالم هستند و فرزانه کسی است که از عالم فانی و دنیای مادی گذشته و روی دل به چهره آخرت کرده است و در کسب معرفت از مرداب گمراهی به بستان هدایت قدم گذاشته است.
حال دنیا را بپرسیدم من از فرزانهای گفت:یاخوابیست،یا وهمی استیا افسانهای گفتمش: احوال عمر ای دل بگو با ما که چیست؟گفت: یا برقی است یا شمعی است یا پروانهایگفتمش: اینان که میبینند چون دل بستهاندگفت: یا کورند یا مستند یا دیوانهای