ghaemiyeh.com
سرشناسه : اکبری محمدرضا، ۱۳۳۸ -
عنوان و نام پدیدآور : پرچم هدایت / محمدرضا اکبری.
مشخصات نشر : قم مسجد مقدس جمکران ۱۳۸۴.
مشخصات ظاهری : ۲۰۲ ص.
شابک : ۸۰۰۰ ریال 964848408-2 : ؛ ۲۰۰۰۰ ریال چاپ پنجم 978-964-8484-08-3 :
یادداشت : چاپ قبلی: مسجد مقدس صاحبالزمان، ۱۳۸۳.
یادداشت : چاپ دوم.
یادداشت : چاپ پنجم: زمستان ۱۳۸۸.
یادداشت : عنوان روی جلد: پرچم هدایت: سیمای شکوهمند حضرت مهدی (عج).
یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس.
عنوان روی جلد : پرچم هدایت: سیمای شکوهمند حضرت مهدی (عج).
موضوع : محمدبن حسن (عج)، امام دوازدهم ۲۵۵ق -
موضوع : مهدویت-- انتظار
رده بندی کنگره : BP۲۲۴/الف۶۷پ۴ ۱۳۸۴
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۴۶۲
شماره کتابشناسی ملی : ۱۰۹۹۷۶۹
اَللَّهُمَّ اَخْرِجْنی مِنْ ظُلُماتِ الْوَهْمِ وَ اَکْرِمْنی بِنُورِ الْفَهْمِ
اَللَّهُمَّ افْتَح عَلَیْنا اَبوابَ رَحْمَتِکَ وَ انْشُرْ عَلَیْنا خَزائِنَ
عُلُومِکَ بِرَحْمَتِکَ یا اَرحَمَ الرّاحِمینَ
مفاتیح الجنان
خداوندا مرا از تاریکیهای وهم و خیال درآور و به روشنی فهم گرامیدار. خداوندا درهای رحمتت را بر ما بگشا و گنجینههای علومت را بر ما باز گردان.
به رحمت خودت ای مهربانترین مهربانان.
ترویج فرهنگ مهدویت و انتظار در کشور جمهوری اسلامی ایران که منصوب به حضرت صاحب الزمان حجةبن الحسن العسکری - عجل اللَّه فرجه الشریف - میباشد، از امور لازم و ضروری است.
جوانان عزیز که مشتاق سیراب شدن از چشمه زلال معارف اسلامی میباشند را باید با برنامهریزی و دقت به سوی اسلام ناب محمدیصلی الله علیه وآله که در فقه جعفری تبیین گردیده، راهنمایی نمود تا آن عزیزان که جوهر وجودشان به برکت جلسات و شرکت در نشستها و مجالس مذهبی شکل گرفته است را چون فولادی مقاوم در برابر دشمنان اسلام ساخته و پرداخته شوند.
امید است با نشر این اثر که با زحمت برادر ارجمند حجةالاسلام و المسلمین آقای محمدرضا اکبری تألیف گردیده، انجام وظیفهای کرده باشیم.
انتشارات مسجد مقدس جمکران
حضرت امام خمینی - قدّس سرّه -:
من نمیتوانم اسم رهبر روی ایشان بگذارم، بزرگتر از این است... نمیتوانم بگویم که شخص اول است برای اینکه دومی در کار نیست، ایشان را نمیتوانیم ما با هیچ تعبیری تعبیر کنیم، الا همین که مهدی موعود است. آنی است که خدا ذخیره کرده است برای بشر و ما باید خودمان را مهیا کنیم از برای این که اگر چنانچه موفق شدیم ان شاء اللَّه به زیارت ایشان، طوری باشد که روسفید باشیم پیش ایشان.
مقام معظم رهبری - دام ظلّه - :
... شما میبینید که این حقیقت [وجود حضرت مهدیعلیه السلام ]مخصوص شیعه نیست؛ همه ادیان و مذاهب عقیده دارند که یک منجی و یک دست مقتدر الهی در مقطعی از تاریخ خواهد آمد و در نجات بشر از ظلم و جور، معجزهگری خواهد کرد. فرقی که ما شیعهها با دیگران و بقیه فرق اسلامی و غیر اسلامی داریم، این است که ما این شخص عظیم و عزیز را میشناسیم، اسمش را میدانیم، تاریخ ولادتش را میدانیم، پدران و مادر عزیزش را میشناسیم و قضایایش را میدانیم، ولی دیگران اینها را نمیدانند.
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله
أَلْمَهدیُّ طاوُوسُ أَهْلِ الْجَنَّةِ(1)
مهدی طاووس اهل بهشت است.
در نیمه شعبان سال 255 هجری قمری تحولّی شگرف در عالم خلقت روی داد و آخرین نور، از انوار بلند مرتبگان عالم وجود، از عرش خدا بر فرش زمین فرود آمد تا این کره خاکی را مهبط فرشتگان و محلّ عروج صالحان کند.
این سفر عرشی چهاردهمین سفریبود کهبا انجام آن سلسله سفرهای آسمانی به پایان رسید و این بار طاووس بهشت با همه زیباییها و شکوهی که داشت از بام عرش الهی پر کشید و برای مأموریتی عظیم بر بام خانه آدمیان نشست تا دامن زمین را جایگاه پرواز آنان سازد.
این نور الهی، همان کسی بود که تمام انبیاء و اولیاء خدا در همه لحظههای تاریخ، انتظار او را میکشیدند؛ نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و محمدعلیهم السلام چشم به راه او دوخته بودند تا تمامی آمال و آرزوهای
1) 1. بحار الانوار، ج 51، ص 91.
مقدّسشان را که همان پاکی زمین از لوث کفر و شرک و گناه بود عملی سازد و توحید و ولایت را زینت جان ساکنان زمین گرداند. این امید بخش دلهای پاک پیامبران و اولیاء خدا جز مهدی آل محمّدعلیهم السلام کس دیگری نبود. هر حجّت الهی که آمد و به خواست توحیدی خود بر زمین دست نیافت، دل خوش داشت که روزی آخرین ذخیره الهی خواهد آمد و غنچههای آرزوی مقدّس آنها را شکفته خواهد کرد و زمین را به ذکر و نور خدا آباد خواهد نمود.
به راستی این چه توفیق عظیمی است که از میان همه رجال آسمانی تنها نصیب قائمعلیه السلام میگردد و خداوند از میان همه برگزیدگان خود، تنها او را انتخاب کرد و اولیاء بزرگ خود را در رسیدن به مقام بلند او در حسرت فرو برد؟
امام باقرعلیه السلام فرمود:
موسی بن عمران به آنچه به قائم آل محمّدعلیهم السلام داده شد نگاه کرد و گفت: پروردگارا! مرا قائم آل محمّدعلیهم السلام قرار ده! به او گفته شد: این مقام از ذرّیه احمدصلی الله علیه وآلهاست. دوباره نگاه کرد و مقام او را مشاهده نمود و گفت: پروردگارا! مرا قائم آل محمدعلیهم السلام قرار ده! و همان جواب را شنید. برای سومین بار مقام او را نظاره کرد و خواسته خود را تکرار کرد و همان جواب را شنید.(1)
ای ذخیره الهی! چه مقام رفیعی داری که پیامبر بزرگی چون موسی آن را از خدا طلب میکند. گویا او آگاهی یافت که چگونه زمین را به ذکر و نور خدا آباد میکنی و چگونه احکام الهی را در همه جای آن جاری میسازی
1) 2. بحار الانوار، ج 51، ص 77.
و قسط و عدل که آرزوی بر زمین مانده همه انسانهای وارسته بوده است را در سراسر زمین تحقّق میبخشی؛ از این رو درخواست کرد که این توفیق عظیم نصیب او شود.
حکیمه، عمّه امام حسن عسکریعلیه السلام همواره بر آن حضرت وارد میشد و دعا میکرد خدا فرزندی به او عطا فرماید. او میگوید: روزی بر امامعلیه السلام وارد شدم و دعای خود را تکرار کردم، حضرت فرمود: آنچه را دعا کردی که خداوند به ما عطا کند، در این شب متولّد میشود؛ تو هم نزد ما بمان و افطار کن.
عرض کردم: آقای من! مادر این فرزند کیست؟ فرمود: نرگس.
حکیمه به امامعلیه السلام عرض کرد: او محبوبترین کنیزان شما نزد مناست و آن گاه نزد نرگس خانم رفت و دستهایش را بوسید و به او گفت: خداوند در این شب فرزندی به تو عطا میفرماید که سرور جهان و نجات بخش مؤمنین میباشد. سپس نگاهی به او کرد و اثری از بارداری در وی ندید. پس نزد امام حسنعلیه السلام بازگشت و گفت: من اثری از حمل فرزند در او نمیبینم! چه هنگامی از شب این نوزاد متولّد میشود؟
حضرت فرمود: انشاءاللَّه با طلوع صبح متولّد میشود.
حکیمه گوید: نماز خواندم و افطار کردم و نزدیک نرگس خوابیدم. برای نماز شب که برخاستم، نرگس خوابیده بود و اثری از وضع حمل در او مشاهده نمیشد. مشغول نماز شدم و در حال خواندن نماز وتر بودم که از تأخیر وعده امامعلیه السلام به تردید افتادم. در این هنگام حضرت ندا داد: عمّه! هنوز صبح نشده است! نماز را به سرعت تمام کردم و نرگس حرکتی
کرد، نزد او رفتم و وی را در بر گرفتم و پرسیدم: چیزی احساس میکنی؟ پاسخ داد: آری. در این حال خواب چشمان ما را گرفت و هر دو خوابیدیم و دیگر متوجه نبودم تا این که امامعلیه السلام صدا زد: عمّه! فرزندم را نزد من بیاور. بیدار شدم و دیدم سرورم مهدی متولّد شده است و خدا را سجده میکند و بر ساعد راستش نوشته بود: «جاء الحق وزهق الباطل، إنّ الباطل کان زهوقاً»، او را در بغل گرفتم و در پارچهای پیچیدم و نزد پدرش بردم. حضرت او را گرفت و بر دست چپش نشاند و دست راستش را پشت او گذارد و زبان در دهانش قرار داد و دست بر گوش و پشت و مفاصلش کشید و فرمود: حرف بزن پسرم!
او به سخن آمد و گفت: «أشهد أن لاإله إلّا اللَّه وأشهد أنّ محمداً رسول اللَّه وأنّ علیّاً أمیر المومنین ولیّ اللَّه» و یکایک امامان را شمرد تا به خود رسید. آن گاه برای شیعیان دعا کرد که به وسیله او به آنها گشایش رسد. سپس امامعلیه السلام به من فرمود: عمّه! او را به مادرش برگردان تا بر او سلام کند.
حکیمه گوید: روز هفتم به منزل امامعلیه السلام رفتم، سلام کردم و نشستم. حضرت فرمود: فرزندم را بیاور. من هم مهدی را که در لباس زرد رنگ بود نزد او آوردم و امامعلیه السلام به همان روش قبلی با او رفتار کرد و سپس فرمود: حرف بزن پسرم! او هم گفت: «أشهد أن لا إله إلّا اللَّه» و بر پیامبر، امیرالمؤمنین و سایر ائمهعلیهم السلام درود فرستاد تا به پدرش رسید و ادامه داد:
«بِسْمِ اللَّه الرِّحْمنِ الرَّحِیمِ، وَنُریْدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الوارِثِینَ وَنُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الأَرْضِ وَنُرِیَ فِرْعَوْنَ وَهامانَ وَجُنُودَهُما مِنْهُمْ ما کانُوا یَحْذَرُونَ»(1)
1) 3. سوره قصص، آیه 5 و 6 .
به نام خداوند بخشنده مهربان، ما میخواهیم بر مستضعفان زمین منّت گذاریم و آنان را رهبران و وارثان زمین قرار دهیم و در زمین به آنها قدرت دهیم و به فرعون و هامان و لشکریانشان، آنچه را از جانب آنان بیمناک بودند نشان دهیم.
سپس امام حسنعلیه السلام به او فرمود: پسرم! آنچه را خداوند بر پیامبران و رسولانش نازل فرمود قرائت کن و او هم کتابهای آسمانی گذشته را به همان زبانی که بودند تلاوت کرد.(1)
لقب مشهور او مهدی و القاب دیگر او: منتظر، حجّت، خلف صالح، قائم و صاحب الزمان میباشد امّا نام و کنیه او، نام و کنیه رسول خداصلی الله علیه وآله است. چه این که آن حضرت فرمود: مردی از فرزندان من در آخر زمان قیام میکند که اسم او اسم من و کنیه او کنیه من است.(2)
اسم پیامبر، محمد و کنیه او ابوالقاسم است و همین نام و کنیه برای حضرت مهدیعلیه السلام است؛ امّا روایاتی واردشده است که از ذکرنام او قبلاز آنکه ظهورکند نهی کردهاند و حتی از آن حضرت نقل شدهاست کهفرمود:
لعنت خدا بر کسی که در جمعی از مردم نام مرا ببرد.(3)
روایات به طور مطلق از بردن نام ولی عصرعلیه السلام نهی کردهاند، بنابراین این نهیِ روایات تنها به زمان غیبت صغری مربوط نمیشود، بلکه غیبت کبری را هم دربر میگیرد.
احادیثی درباره فلسفه القاب آن حضرت وارد شده است که در این جا به ذکر چند روایت اکتفا میکنیم:
«صقر بن دلف» گوید: از امام جوادعلیه السلام شنیدم که فرمود: امام بعد از من علی است، امر او، امر من است و سخن او، سخن من و طاعت او، طاعت من است و امامت بعد از او با فرزندش حسن میباشد که امر او، امر پدرش و سخن او سخن پدرش و اطاعت از او، اطاعت از پدرش میباشد. آن گاه سکوت کرد.
عرض کردم: یابن رسولاللَّه! امام بعد از حسن کیست؟
حضرت گریه شدیدی کرد و گفت: بعد از حسن، فرزندش قائم به حق و امامِ منتظَر است. عرض کردم: یابن رسول اللَّه! چرا قائم نامیده شد؟ فرمود: زیرا بعد از آن که نام او از میان میرود و اکثر کسانی که به او اعتقاد دارند از او رویگردان میشوند، قیام میکند.
عرض کردم: چرا منتظر نامیده شد؟ فرمود: زیرا غیبتی دارد که بسیار طولانی است و مخلصین، منتظر او هستند و شک کنندگان، او را انکار کرده و منکران، نامش را استهزا میکنند. کسانی که برای ظهورش وقت تعیین میکنند فراوان میشوند و کسانی که درباره او تعجیل دارند هلاک میگردند و آنان که تسلیم هستند نجات مییابند.(1)
امام صادقعلیه السلام فرمود: قائم، مهدی نامیده شد زیرا به امری هدایت میکند که مردم از آن گمراه شدهاند و قائم نامیده شد زیرا برای اقامه حق قیام میکند.(2)
امام رضاعلیه السلام نیز به هنگام ذکر لفظ قائم برمیخاست و دست خود را بر سر میگذاشت و میگفت: «اَللَّهُمَّ عَجِّلْ فَرَجَهُ وَسَهِّلْ مَخْرَجَهُ»(3)
بنابر روایاتی که از معصومینعلیهم السلام نقل شده است امام مهدیعلیه السلام دارای قامتی متوسط و برافراشته، صورتی زیبا، پیشانی باز، ابروان به هم پیوسته، بینی کشیده و زیبا، میان دندانهای ثنایا باز، شکم فربه، پاها قوی و رانهای پرگوشت دارد. استخوانهای شانهها درشت و در پشت خود دو خال دارد که یکی به رنگ پوست و دیگری شبیه خال پیامبرصلی الله علیه وآله است. رنگش سفید مایل به سرخی، موها زیبا و رخسارهاش همچو ماهِ نورانی میدرخشد و شبیهترین مردم به پیامبرصلی الله علیه وآله است.
یکی از معارف مربوط به ولی عصرعلیه السلام طول عمر آن حضرت است که چگونه ممکن است یک انسان حدود هزار و دویست سال و بلکه بیشتر از آن در دنیا زندگی کند.
اگر چه این سؤال در گذشته با شگفتی مطرح میگردید امّا امروز تحقیقات دانشمندان نشان میدهد که انسان میتواند عمر خود را بسیار افزایش دهد و حتی اندازه خاصّی هم برای آن ذکر نکردهاند و در برخی مجلاّت علمی آمده است انسان میتواند عمر خود را به هزاران سال افزایش دهد. حال وقتی طول عمر امکان وقوع داشته باشد ذکر نمونههای آن استبعادی ندارد.
اساساً بهترین دلیلی که میتوان برای وقوع امری ارائه کرد وجود نمونههای آن است. افرادی که عمر طولانی داشتهاند کم نبودهاند، به
طوری که برخی دانشمندان کتابهایی را تحت عنوان «المعمّرون» تألیف کردهاند و نمونههای قابل توجّهی را ارائه نمودهاند.
قرآن کریم خود به امکان طول عمر و وجود نمونههایی از افراد که عمر طولانی داشته ودارند اشاره فرموده است. از جمله میفرماید:
«وَلَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلی قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِیهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلّا خَمْسِینَ عاماً فَأَخَذَهُمُ الطُّوفانُ وَهُمْ ظالِمُونَ»(1)
ما نوح را به سوی قومش فرستادیم. پس در میان آنها نهصد و پنجاه سال درنگ کرد تا اینکه طوفان آنها را گرفت، در حالی که ستمکار بودند.
نهصد و پنجاه سال، تنها دورانی را شامل میشود که نوحعلیه السلام قبل از طوفان در میان مردم تبلیغ میکرد. قبل از بعثت او و پس از طوفان هم زمان قابل توجهی بوده است که در برخی روایات به آن اشاره شده است.
امام صادقعلیه السلام در اینباره میفرماید:
نوح دوهزار و پانصد سال عمر کرد که هشتصد و پنجاه سال از آن، قبل از بعثت، نهصد و پنجاه سال بعد از بعثت و هفتصد سال پس از طوفان و فروکش آب بود.(2)
امام سجادعلیه السلام فرمود: قائم، سنّتی از نوح دارد و آن طول عمر است.(3)
از جمله کسانی که عمر طولانی دارد و قرآن هم آن را تأیید میکند، حضرت مسیحعلیه السلام است. مسیحیان معتقدند مسیح به صلیب کشیده شد، امّا قرآن میفرماید: «او را نکشتند و به صلیب نکشیدند، بلکه امر بر آنها مشتبه شد... یقیناً او را نکشتند بلکه خدا او را به سوی خود بالا برد».(4)
مسنتر از مسیحعلیه السلام، حضرت خضرعلیه السلام است که در زمان موسیعلیه السلام زنده بوده و گفت و گوی آنها در قرآن بیان شده است. امام صادقعلیه السلام میفرماید: چون خدای تبارک و تعالی اراده کرده بود عمر قائمعلیه السلام را در ایّام غیبتش طولانی کند و میدانست بندگانش بر طول عمر او اشکال میگیرند، عمر بنده صالح خود را طولانی کرد تا برای طول عمر قائم به آن استدلال شود و اشکال افراد معاند و بَد اندیش باطل گردد.(1)
قرآن کریم این حقیقت را مورد تأیید قرار داده است که یک انسان یا موجود زنده دیگر میتواند تا پایان این عالم زندگی کند. وقتی یونسعلیه السلام از کشتی به دریا انداخته شد، یک ماهی او را بلعید، امّا یونسعلیه السلام در شکم ماهی تسبیح خدا میگفت و به خاطر تسبیحی که گفت نجات یافت.
قرآن میفرماید: «فَالْتَقَمَهُ الحُوتُ وَهُوَ مُلِیمٌ * فَلَوْلا أَنَّهُ کانَ مِنَ المُسَبِّحِینَ لَلَبِثَ فِی بَطْنِهِ إِلی؛ یَوْمِ یُبْعَثُونَ»(2)ماهی او را بلعید در حالی که یونس نکوهش کننده خویش بود، و اگر از تسبیح کنندگان نبود تا روزی که مردم برانگیخته میشوند در شکم آن ماهی میماند.
از آیهای که بیان گردید استفاده میشود که یک انسان یا ماهی میتواند تا پایان عالم زندگی کند، چه این زندگی به صورت عادی بگذرد یا اراده خاصّ الهی بر ادامه آن تعلّق گیرد.
تجّلی مهدیعلیه السلام در قرآن
قرآن و مهدیعلیه السلام دو نور هدایتند.
قرآن و مهدیعلیه السلام کتاب و امام هدایتند و هر دو مردم را به یکدیگر فرا میخوانند. آنها دو پیشوای مردم و قرآن صامت و ناطقند و هرگز از هم جدایی ندارند تادر حوض کوثر بر رسول خداصلی الله علیه وآله وارد شوند، چه این که آن حضرت فرمود:
من دو چیز گرانقدر را در میان شما به جا میگذارم: کتاب خدا و اهل بیتم را و اینها هرگز از یکدیگر جدا نمیشوند تا در حوض کوثر بر من وارد شوند.(1)
آیات فراوانی درباره ولی عصرعلیه السلام وجود دارد و ما به بخشی از آنها اشاره میکنیم تا حقیقت مهدویّت و سیمای نورانی آن حضرت از نگاه قرآن آشکار گردد. نتیجه این بررسی قرآنی، علاوه بر تحکیم عقیده به آن موعود آسمانی، گستردگی معارف مربوط به او را در میان همه ملل و مذاهب اسلامی به اثبات میرساند.
1) 16. مستدرک حاکم نیشابوری، ج3، ص 148.
«هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالهُدی وَدِینِ الحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ المُشْرِکُونَ»(1)
او کسی است که رسولش را با هدایت و دین حق فرستاد تا او را بر همه ادیان پیروز گرداند هرچند مشرکان خشنود نباشند.
ابوبصیر گوید: از امام صادقعلیه السلام سؤال کردم مراد از آیه «هو الذی...» چیست؟ حضرت فرمود: به خدا قسم هنوز تأویل آن محقّق نشده است. عرض کردم: فدایت شوم در چه زمانی محقّق خواهد شد؟ فرمود: هنگامی که قائم قیام کند. وقتی او قیام کند کافر و مشرکی نمیماند مگر این که از قیام او ناخشنود گردند.(2)
البته این ناخشنودی درابتدای قیام امام مهدیعلیه السلام است و وقتی عدالت او را مشاهده کردند از دوستداران او میشوند و از انقلاب جهانی او راضی میگردند.
«وَلَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّمواتِ وَالأَرْضِ طَوْعاً وَکَرْهاً»(3)و تمام کسانی که در آسمانها و زمین هستند از روی اختیار یا اجبار در برابر او تسلیم میشوند.
رفاعة بن موسی گوید: از امام صادقعلیه السلام شنیدم که میفرماید: «وله اسلم...» وقتی قائمعلیه السلام قیام میکند جایی از زمین نمیماند مگر اینکه شهادت به «لا إله إلّا اللَّه ومحمد رسول اللَّه» در آن ندا داده میشود.(4)
«اِعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یُحْیِی الأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها قَدْ بَیَّنّاهُ لَکُمُ الآیاتِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ»(5)
بدانید که خداوند زمین را پس از مرگ آن زنده خواهد کرد. ما آیات را برای شما بیان کردیم شاید اندیشه کنید.
امام باقرعلیه السلام درباره آیه «اِعلموا أنّ اللَّه...» فرمود: خداوند زمین را پس از مرگ آن به قائمعلیه السلام زنده میکند و مراد از مرگ زمین، کفر اهل زمین است و کافر مرده است.(1)
«وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَُیمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِیْنَهُمُ الَّذِی ارْتَضی لَهُمْ وَلَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً»(2)
خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند وعده داده است که آنان را حتماً حاکم زمین گرداند همانگونه که پیشینیانِ آنها را حاکم بر زمین گردانید و دینی را که برای آنها پسندیده است برقرار خواهد ساخت و ترسشان را به امنیت مبدّل میسازد، آن چنان که مرا بپرستند و چیزی را شریک من قرار ندهند.
امام صادقعلیه السلام درباره کسانی که خداوند در این آیه وعده حاکمیت آنها را داده است، فرمود: آنها قائم و اصحاب او هستند.(3)
«فَاسْتَبِقُوا الخَیْراتِ أَیْنَما تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللَّهُ جَمِیعاً»(4)
بر نیکیها پیشی گیرید، هر جا باشید خداوند شما را حاضر میکند.
امام صادقعلیه السلام درباره آیه «فاستبقوا اللَّه...» فرمود: این آیه درباره قائم و اصحاب او نازل گردید. آنها بدون وعده با یکدیگر اجتماع میکنند.(5)
«یَوْمَ یَأْتِی بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ...»(6)
روزی که بعضی از نشانههای پرودگارت محقق گردد، ایمان کسانی که قبلاً ایمان نیاوردهاند سودی برای آنان ندارد.
امام صادقعلیه السلام درباره آیه «یوم یأتی...» فرمود: آیات همان ائمه هستند و نشانه مورد انتظار، قائم است که چون ظهور کند، ایمان کسی که قبل از قیام او ایمان نیاورده است سودی ندارد و هر چند به پدران اوعلیهم السلام ایمان آورده باشد.(1)
مراد از عدم سودمندی ایمان کسانی که قبل از ظهور ایمان نیاوردهاند این است که امتیاز شیعیان قبل از ظهور را ندارد وگرنه بنای امامعلیه السلام بر ایمان آوردن آنها به اوست.
«ذلِکَ الکِتابُ لا رَیْبَ فِیهِ هُدیً لِلمُتَّقِینَ * الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالغَیْبِ...»(2)این کتابی است که شک در آن راه ندارد و هدایت کننده پرهیزکاران است که به غیب ایمان میآورند.
امام صادقعلیه السلام درباره این سخن خدا «ذلک الکتاب...» فرمود: متّقین، شیعیان علیعلیه السلام هستند و غیب، حجّت غایب است و شاهد این سخن، قول خداوند متعال است که میفرماید: «یَقُولُونَ لَوْلا أُنْزِلَ عَلَیْهِ آیَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَقُلْ إِنَّمَا الغَیْبُ للَّهِِ فَانْتَظِرُوا إِنِّی مَعَکُمْ مِنَ المُنْتَظِرِینَ»(3)میگویند چرا معجزهای از سوی پروردگارش بر او نازل نمیشود؟ بگو دانستن غیب تنها برای خداست. پس منتظر باشید من هم با شما در انتظار میمانم(4)
«یُعْرَفُ الُمجرِمُونَ بِسِیماهُمْ»(5)
گناهکاران به چهرههایشان شناخته میشوند.
امام صادقعلیه السلام درباره آیه «یعرف المجرمون بسیماهم» فرمود: خداوند آنها را میشناسد، امّا این آیه درباره قائمعلیه السلام نازل شد، او آنها را به چهرهشان میشناسد و با اصحابش آنها را به ضرب شمشیر میزند.(1)
«قالَ لَوْ أَنَّ لِی بِکُمْ قُوَّةً أَوْ آوِی إِلی رُکْنٍ شَدِیدٍ»(2)
(لوط) گفت: ای کاش در برابر شما قدرت یا پشتیبان محکمی داشتم.
امام صادقعلیه السلام درباره آیه «قال لو...» فرمود: این سخن لوط چیزی جز آرزوی قدرت قائمعلیه السلام و ذکر قدرت یاران او نبود. هر مردی از اصحاب او، قدرت چهل مرد را دارد و قلبش از تکههای آهن محکمتر است.(3)
«أَمَّنَ یُجیْبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَیَکْشِفُ السُّوءَ وَیَجْعَلُکُمْ خُلَفاءَ الْأَرضِ»(4)
چه کسی است که دعای مضطر را اجابت کند و گرفتاریش را برطرف سازد و شما را حاکمان زمین قرار دهد؟
امام صادقعلیه السلام درباره آیه «أمن یجیب...» فرمود: این آیه درباره قائمعلیه السلام نازل شد. به خدا قسم مضطر اوست. وقتی که دو رکعت نماز در مقام گزارد و خدا را بخواند، او را اجابت کند و بدی را از وی برطرف سازد و او را خلیفه زمین قرار دهد.(5)
«وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئمَّةً وَ نَجعَلَهُمُ الْوارِثینَ»(6)
ما میخواهیم بر مستضعفین زمین منّت گذاریم و آنان را پیشوایان و وارثان زمین قرار دهیم.
امیرالمؤمنینعلیه السلام درباره آیه «و نرید ان...» فرمود: مستضعفین، آل محمدعلیهم السلام هستند که خداوند، مهدی آنها را پس از سختی ایشان بر میانگیزد و او، آنها را عزیز میکند و دشمنانشان را ذلیل میگرداند.(1)
«أَلْیَومَ یَأِسَ الَّذینَ کَفَرُوا مِنْ دینِکُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَونِ»(2)
امروز کافران از (زوال) دین شما مأیوس شدند. پس، از آنها نترسید و از (مخالفت) من بترسید.
امام باقرعلیه السلام درباره آیه «الیوم یأس...» فرمود: منظور از «یوم» روزی است که قائم قیام کند.(3)
«بَعَثْنا عَلَیْکُمْ عِباداً لَنا أُولِی بَأْسٍ شَدیدٍ»(4)
گروهی از بندگان قوی و جنگجوی خود را علیه شما بر میانگیزیم.
حمران گوید: امامباقرعلیه السلام همواره این آیه «وبعثنا علیکم...» رامیخواند و میفرمود: قائم و یاران او هستند که جنگجویانی قدرتمندند.(5)
«أُذِنَ لِلَّذینَ یُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَأَنَّ اللَّهَ عَلی نَصْرِهِمْ لَقَدیْرٌ»(6)
به کسانی که جنگ بر آنها تحمیل شده است اجازه جهاد داده شد زیرا مورد ظلم قرار گرفتهاند و البته خداوند بر نصرت آنها تواناست.
امام صادقعلیه السلام درباره آیه «اذن للذین...» فرمود: این آیه درباره قائم و یاران او نازل شده است.(7)
«وَلَنُذِیْقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذابِ الْاَدنی دُونَ الْعَذابِ الْاَکْبَرِ»(8)
و همانا غیر از عذاب بزرگتر، از عذاب نزدیک به آنان میچشانیم.
مفضّل گوید: درباره آیه «و لنذیقنهم...» از امامصادقعلیه السلام سؤال کردم و او فرمود: عذاب نزدیک، گرانی قیمتها و عذاب بزرگتر شمشیر مهدی است.(1)
«أَلَّذینَ إِنْ مَکَّنَّا هُمْ فِی الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکوةَ و أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوا عَنِ الْمُنْکَرِ وَ لِلّهِ عاقِبَةُ الْأُمورِ»(2)
کسانی که چون در زمین به آنها قدرت دادیم، نماز را بر پا میدارند و زکات میدهند و امر به معروف و نهی از منکر میکنند. و پایان همه کارها از آن خداست.
امام باقرعلیه السلام درباره آیه «ألذین إن مکّنّاهم...» فرمود: این آیه برای آل محمدعلیهم السلام تا آخرین امام و مهدی و اصحاب اوست. خداوند مشرق تا مغرب زمین را به تسخیر آنها در میآورد و دین را به وسیله او زنده میکند و بدعتها و باطل را به وجود او و یارانش از میان میبرد همان گونه که افراد نادان، حق را از میان برده بودند به صورتی که دیگر ظلمی در جایی دیده نمیشود و امر به معروف و نهی از منکر میکنند.(3)
«قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ»(4)
بگو حق آمد و باطل نابود شد.
امام باقرعلیه السلام درباره «قل جاء...» فرمود: وقتی قائم قیام کند دولت باطل از میان میرود.(5)
آیه هجده سوره سبأ و آیه نود و هفت آل عمران نیز به امام مهدیعلیه السلام مربوط میشوند که در بحث امنیّت عصر ظهور به آنها اشاره خواهد شد.
به وسیله قائم، زمین را
از دشمنانم پاک میگردانم.(1)
امام مهدیعلیه السلام دارای دو غیبت صغری و کبری است. این غیبت پر رمز و راز که همان پنهان شدن از چشم دیگران بود در دو مرحله انجام گرفت. مرحله اول که از تاریخ تولّد او در سال 255 هجری قمری و یا از تاریخ شهادت پدر بزرگوارش در سال 260 آغاز گردید، غیبت کوتاه نامیده میشود که تا سال 329 به طول انجامید. در این مدت اگر چه مردم او را نمیدیدند امّا ارتباط آنها به طور کامل قطع نبود و نایبان خاصّ آن حضرت به محضر او میرسیدند و نیازهای مردم را به برکت وجود او برطرف میساختند.
غیبت صغری با زمینهسازیهای قبلی به وسیله امام دهم و یازدهم آغاز گردید. آنها ارتباط خود را به تدریج با مردم کاهش دادند و تا حد زیادی روابط مکاتبهای را جایگزین ارتباط حضوری کردند تا با فرا رسیدن عصر غیبت، مردم حیران نشوند.
1) 52. بحارالانوار،ج 51، 66 .
امام زمانعلیه السلام هم یک باره، غیبت کامل خود را به مرحله اجرا نگذارد، بلکه آن را به صورت تدریجی آغاز کرد. اگر چه در شروع عصر غیبت، مشاهده امامعلیه السلام جز برای نواب خاصّ او امکانپذیر نبود، امّا ارتباط غیر مستقیم او با مردم استمرار داشت و آنها میتوانستند به واسطه نایبان خاصّ آن حضرت، با او ارتباط داشته باشند. این وضعیت قریب به هفتاد سال ادامه یافت تا غیبت کبری آغاز گردید.
در حقیقت محدودیت ارتباط امام دهم و یازدهم زمینه ساز غیبت صغری و غیبت صغری، زمینه ساز غیبت کبری و غیبت کبری، زمینه ساز ظهور مهدی آل محمّدعلیهم السلام میباشد. با فرا رسیدن غیبت کبری، باب مکاتبات و سخنان با واسطه امام زمانعلیه السلام بسته شد و دیگر کسی به عنوان نایب خاصّ او معرفی نگردید بلکه در یک سخن کلّی که از سوی آن حضرت صادر شد به شیعیان خود فرمودند:
«وَ أَمَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَةُ فَارْجِعُوا فیها إِلی رُواةِ حَدیْثِنا فَإِنَّهُمْ حُجَّتی عَلَیْکُمْ و أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ.»(1)
در حوادثی که برای شما پیشامد میکند به راویان حدیث ما مراجعه کنید. به راستی که آنها حجّت من بر شما هستند و من حجّت خدا بر آنها میباشم.
در عصر غیبت کبری که شیعیان از امام خود دور شدند و عملاً ارتباط خود را با او از دست دادند سختیهایی پدید آمد و این خود به امتحانی بزرگ تبدیل گردید. امامعلیه السلام نیز عزلتی بزرگ را آغاز کرد که این عزلت میتوانست سختیهایی را برای او در پی داشته باشد، امّا به لطف پروردگار عالم این سختیها کاهش یافت.
1) 53. وسائل الشیعه، ج 18، ص 101.
امامصادقعلیه السلام فرمود:
برای صاحب این امر غیبتی است که ناگزیر در آن عزلتی خواهد داشت. بهترین منزل برای او مدینه، در کنار سی تن از یارانش میباشد و با وجود آنان، اضطراب و نگرانی نخواهد داشت.(1)
و امام رضاعلیه السلام فرمود:
خضر آب حیات نوشید و همواره زنده خواهد ماند. او نمیمیرد تا در صور دمیده شود. خضر نزد ما میآید و بر ما سلام میکند. ما صوت او را میشنویم امّا شخص او را نمیبینیم. هر جا ذکرش به میان آید حاضر میشود پس هر کس از شما نامش را میبرد بر او سلام کند. خضر در مراسم حج حاضر میشود و تمام مناسک آن را انجام میدهد. در عرفات وقوف میکند و به دعای مؤمنین آمین میگوید و خداوند وحشت و تنهایی قائم ما را به الفت با او برطرف میسازد.(2)
درباره ازدواج حضرت مهدیعلیه السلام در زمان غیبت دو نظر وجود دارد، برخی معتقدند به خاطر شرایط خاصی که در این زمان دارد ازدواج نمیکند و عدّهای با ذکر شواهدی نظر بر تأهل آن حضرت دارند و این موضوع در هالهای از ابهام باقی خواهد ماند تا عصر ظهور فرا رسد. نکته دیگری که باید در این بحث به آن پرداخته شود این است که غیبت امام مهدیعلیه السلام اولین غیبت یک مرد آسمانی نیست بلکه برخی از انیباء گذشته هم مدتی از چشم مردم غایب میشدند. بنابراین، اصل غیبت برای برخی از پیشوایان امّت های گذشته نیز تحقق یافته است که ما به ذکر یک نمونه آن اکتفا میکنیم.
امام صادقعلیه السلام میفرماید:
صالح پیامبرعلیه السلام مدتی از قوم خود غایب شد. زمانی که او غیبت کرد مردی کامل بود و دارای شکمی هموار و قیافهای زیبا، محاسنی انبوه و گونههایی لاغر و قامتی متوسّط بود، امّا وقتی به قوم خود بازگشت او را نشناختند و مردم در مواجهه با او به سه دسته تقسیم شدند:
گروهی او را انکار کردند و گروهی به شک و تردید افتادند و عدّهای یقین کردند که او صالح پیامبرعلیه السلام است. وقتی باتردید کنندگان روبرو شد به آنها گفت: «من صالح هستم» امّا آنها او را تکذیب کردند و مورد بدگویی و آزار خود قرار دادند و گفتند: «خداوند از تو بیزار است و صالح، چهرهای غیر از چهره تو داشت».
وقتی صالح از آنها گذشت و نزد گروه منکران آمد، آنها نیز سخن او را نپذیرفتند و به شدّت اظهار تنفّر کردند تا این که نزد گروه سوم رفت که اهل یقین بودند. به آنها گفت: «من صالح پیامبر هستم». گفتند: خبری به ما ده که در تو شک نکنیم و بپذیریم که تو صالح هستی، زیرا ما تردید نداریم که خداوند قادر است انسان را به هر صورتی که بخواهد تغییر دهد و به ما خبر رسیده است که قائم به هنگام آمدن چه نشانههایی دارد و اگر خبری آسمانی برای ما بیاورد از او میپذیریم. صالح در جواب گفت: «من همان صالح هستم که ناقه را برای شما آوردم» گفتند: درست گفتی و این همان چیزی است که ما به دیگران میآموختیم، علامت آن شتر چیست؟ صالح پاسخ داد: یک روز او از آب استفاده میکرد و یک روز شما» آنها هم گفتند: «ما به خدا و آنچه تو از سوی او آوردی ایمان داریم.»(1)
1) 56. بحارالانوار،ج 51، ص 216.
غیبت ولی عصرعلیه السلام از اموری است که بر اساس حکمتهای الهی صورت گرفته است، چه آن حکمتها را بدانیم یا ندانیم و یا اجازه دانستن آنها را داشته باشیم یا نداشته باشیم. از روایات استفاده میشود که غیبت، حکمتهای مختلفی دارد و برخی از آنها ذکر شدهاند امّا برخی از آنها نه تنها بیان نشدهاند بلکه در روایاتی تصریح شده است که مصلحت نیست کسی از آنها آگاهی یابد. عبداللَّه بن فضل هاشمی گوید: از جعفربن محمدعلیه السلام شنیدم که میفرمود:
برای صاحب این امر غیبتی است که حتماً پیش خواهد آمد و اهل باطل در آن به تردید میافتند.
عرض کردم: چرا چنین غیبتی پیش خواهد آمد؟
فرمود: به خاطر چیزی که ما اجازه بیان آن را نداریم.
عرض کردم: پس چه حکمتی در غیبت اوست؟
حضرت فرمود: حکمت آن همان حکمتی است که در غیبت حجّتهای الهی گذشته بوده است. حکمت غیبت او کشف نمیگردد مگر بعد از آن که ظهور کند همان گونه که حکمت کارهای خضر از سوراخ کردن کشتی، کشتن کودک و ساختن دیوار برای موسی کشف نگردید مگر هنگام جدایی او از موسیعلیه السلام. ای عبداللَّه بن فضل! این امر یک امر الهی و سرّی از اسرار خدا و غیبی از امور غیبی اوست و وقتی ما دانستیم که او حکیم است میپذیریم که همه افعال او بر اساس حکمت است اگر چه علت آن برای ما روشن نباشد.(1)
1) 57. بحارالانوار، ج 52، ص 91.
همچنین حضرت مهدیعلیه السلام در توقیع خود به اسحاق بن یعقوب فرمود: امّا درباره علّتی که غیبت برای آن واقع شد خدای - عزّوجل - میفرماید: «ای کسانی که ایمان آوردهاید از چیزی سؤال نکنید که اگر برای شما آشکار گردد شما را ناراحت میکند.»(1)
ازروایاتی که بیان شد معلوم میگردد علّت اصلی غیبت برای ائمّهعلیهم السلام معلوم است امّا فهم آن به مصلحت مردم نمیباشد. در عین حال به برخی از حکمتهای غیبت اشاره شده است که به آنها میپردازیم.
1 - امتحان
یکی از سنّتهای الهی، امتحان بندگان خداست. این سنّت در امتهای گذشته بوده و در امّت اسلامی هم جاری است. امتحانهای الهی برای این است که سعادت و شقاوت انسانها از روی دلیل باشد. با امتحان است که مراتب خوبی و بدی مردم آشکار میگردد و خداوند بر اساس آن با آنان رفتار میکند. از جمله آزمایشهای الهی که برای امّتهای گذشته بوده است و برای امت اسلامی هم تکرار میشود غیبت حجّت خداست.
جابر گوید: به امام باقرعلیه السلام عرض کردم: فَرَج شما چه هنگام خواهد بود؟ فرمود:
«هَیْهاتَ، هَیْهاتَ لا یَکُونُ فَرَجُنا حَتَّی تُغَرْبَلُوا ثُمَّ تُغَرْبَلُوا ثُمَّ تُغَرْبَلُوا حَتَّی یَذْهَبَ الْکَدِرُ وَ یَبْقَی الصَّفْوُ.»(2)
دور است و دور است؛ فرج ما پیش نخواهد آمد تا این که غربال شوید، باز غربال شوید و باز هم غربال شوید تا این که ناخالصی برود و صافی باقی بماند.
و امام کاظمعلیه السلام فرمود:
برای صاحب این امر امتحانی است تا جمعی از کسانی که به آن اعتقاد دارند برگردند. غیبت امتحانی از سوی خدای - عزّوجل - است که خلقش را به آن میآزماید.(1)
2 - اتمام حجّت
بدون شک حکومتی برتر و شایستهتر از حکومت آل محمدعلیهم السلام روی زمین نخواهد بود. تنها آنها هستند که میتوانند حکومت عادلانه و مورد رضای خدا و مردم را برقرار کنند امّا این حقیقت برای همه معلوم نیست و عدّهای معتقدند که میتوانند با تکیه بر افکار بشری، حکومتی پدید آورند که به حاکمیّت حق و عدالت بینجامد. حال برای آن که ثابت شود غیر از آل محمدعلیهم السلام و غیر از راه و رسم آنها، کسی نمیتواند حکومت عادلانه و حق طلبانه داشته باشد، خدای - تعالی - این فرصت را برای بشر فراهم آورد تا همه افکار و اندیشههای سیاسی و حکومتی و اصناف مختلف مردم به حاکمیّت دست یابند و ضعف آنها آشکار گردد، آن گاه حجّت خدا ظهور کند و به حق و عدالت جامه عمل بپوشاند.
امام صادقعلیه السلام میفرماید:
«ما یَکُونُ هذَا اْلأَمْرُ حَتَّی لا یَبْقی صِنْفٌ مِنَ النَّاسِ إِلَّا وَ قَدْ وَ لَّوا عَلَی النَّاسِ حَتَّی لا یَقُولَ قائَلٌ إِنَّا لَوْ وَلَّیْنا لَعَدَلْنا ثُمَّ یَقُومُ الْقائَمُ بِالْحَقِّ وَ الْعَدْلِ.»(2)
ظهور تحقّق نمییابد تا این که گروهی نماند مگر این که بر مردم حکومت کرده باشد تا کسی نگوید اگر ما حکومت داشتیم به عدالت رفتار میکردیم، آن گاه قائم به حق و عدل قیام میکند.
3 - تهدید به قتل
امام مهدیعلیه السلام حجّت خداست و باید باقی بماند تا زمین از حجّت خالی نشود. اگر او آخرین وصّی رسول خداصلی الله علیه وآله نبود ضرورتی بر غیبت او وجود نداشت و چنانچه به شهادت میرسید با وجود امام پس از او زمین از حجّت برخوردار بود، امّا با توجّه به این که او آخرین امام و حجّت الهی است و با وجود شرایط سیاسی زمان او قطعاً به شهادت میرسید غیبت او یک ضرورت تخلّفناپذیر بود که صورت گرفت.
در روایات متعددی آمده است که مهدیعلیه السلام فرزند امام حسن عسکریعلیه السلام است و او خواهد آمد و حاکمان طغیانگر را از میان خواهد برد و حکومت حق و عدل را به پا خواهد کرد. از این رو حاکمان ستمکار زمان ائمهعلیهم السلام حساسیت شدیدی نسبت به امامان معصومعلیهم السلام داشتند و بلکه نابودی آنها را در سر میپروراندند تا مهدیعلیه السلام که وعده آمدن او داده شده بود پا به عرصه وجود نگذارد. بر همین اساس بود که ائمهعلیهم السلام را میکشتند در حالی که میتوانستند آنها را در محدودیتهای دیگری قرار دهند. البته وقتی به زمان امامت او نزدیک شدند وحشت بیشتری وجود آنها را فرا گرفت و برای همین بود که خلفای ستمکار عبّاسی، امام حسن عسکریعلیه السلام را به سامره آوردند تا او را تحت کنترل بیشتری قرار دهند و مهدی موعود را به هنگام تولّد و حتّی قبل از آن، در شکم مادر به قتل برسانند تا حکومت جبّاران از سوی او تهدید نشود و مشکل بزرگ آنها برای همیشه حل شود. با این شرایط بود که خدای متعال او را از دیدهها غایب کرد و حجّت خود را از کشته شدن حفظ نمود تا روزی او را حاکم زمین گرداند.
امام حسن عسکریعلیه السلام در اینباره میفرماید:
بنیامیّه و بنیعبّاس به دو دلیل ما را هدف شمشیرهای خود قرار دادند: یکی آن که میدانستند حقّی در خلافت بر مردم ندارند و از ادّعای ما بر حکومت و قرار گرفتن آن در مرکز اصلی خود میترسیدند. و دیگر اینکه آنها به اخبار فراوانی مبنی بر نابودی حکومت جبّاران و ستمکاران به دست قائم ما برخورد کرده بودند و شک نداشتند که خود از جبّاران و ستمکارانند. از این رو سعی در قتل اهل بیت رسول خداعلیهم السلام و نابودی نسل او داشتند تا این که از تولّد قائم جلوگیری کنند یا او را به قتل برسانند.(1)
نایبان زمان غیبت صغری که توسط امام زمانعلیه السلام انتخاب میشدند، نایب خاص و فقهای واجد شرایط زمان غیبت کبری، نایب عام آن حضرت محسوب میشوند.
اوّلین نایب منتخب امام عصرعلیه السلام «عثمان بن سعید» بود. او مردی عادل، موثّق، پارسا و از مفاخر شیعه و دانشمندان زمان خود بود که سخنان امامعلیه السلام را به شیعیان میرساند و پیش از امام زمانعلیه السلام نیز مورد تأیید امام دهم و یازدهم بود و امام زمانعلیه السلام نیز وکالت قبلی او را از سوی پدرش تأیید و تمدید کرد. وقتی عمر گرانمایه او به پایان رسید، حضرت، فرزندش «محمد بن عثمان» را به نیابت از خود برگزید. او نیز مردی دانشمند، عادل و مورد اعتماد بود و به خوبی وظایف خود را انجام
1) 62. کمال الدین، ص 354.
میداد. وقتی پدرش رحلت کرد ولی عصرعلیه السلام طی نامهای این گونه به او تسلیت گفت:
«... ما از خدا هستیم و به سوی او باز میگردیم. تسلیم فرمان او و راضی به قضای او هستیم. پدرت حیات و مرگی سعادتمندانه و شایسته داشت. خداوند او را مورد رحمت خود قرار داد و به اولیائش ملحق گرداند. او همواره در انجام دستورات ما (ائمّهعلیهم السلام) کوشا بود و در آنچه او را به خدا و آنها نزدیک میکرد تلاش مینمود. خداوند چهره او را شاد و خرّم کند و از لغزش و خطای او در گذرد.
خداوند پاداش تو را زیاد نماید و عزای او را برای تو نیکو قرار دهد. تو و ما هر دو مصیبت زده شدیم و فراقش ما را اندوهگین ساخت. خداوند او را در جایی که بازگشت کرده است، شاد گرداند.
از کمال سعادت او این بود که خداوند فرزندی مثل تو را به او عطا فرمود تا بعد از او بماند و جانشین وی گردد و برایش طلب رحمت کند. خدا را سپاس، دلها به وجود تو و آنچه خدا در تو و نزد تو قرار داده است شادمانند. خداوند یاریت دهد و به تو توان و توفیق بخشد و نگهدار، حافظ، کفایت کننده و یاورت باشد.(1)
با وفات محمد بن عثمان، حسین بن روح نوبختی، عهده دار نیابت افتخارآمیز امام عصرعلیه السلام گردید.او نیز همانند دو نایب قبلی فردی ممتاز بود و همه مردم او را به علم و عدالت و امانتداری میستودند.
پیش از آن که محمد بن عثمان رحلت کند امام زمانعلیه السلام به او دستور داد جانشین خود را به مردم معرفی کند. از این رو بزرگان شیعه را دعوت کرد و در جمع آنها فرمود:
1) 63. بحارالانوار، ج 51، ص 349.
«اگر من از دنیا رفتم امر نیابت با حسین بن روح نوبختی خواهد بود، به من دستور رسید او را جانشین پس از خود قرار دهم، به او مراجعه کنید و در کارها بر او اعتماد و تکیه داشته باشید.»(1)
همچنین وقتی لحظههای آخر عمر خود را طی میکرد بزرگان شیعه نزد او اجتماع کردند و از او پرسیدند: اگر برای تو پیشامدی شد چه کسی جانشین تو خواهد بود؟ و او جواب داد: حسین بن روح نوبختی جانشین من و سفیر میان شما و صاحبالامر خواهد بود. او وکیل، مورد اعتماد و امین صاحبالامر است در کارهای خود به او مراجعه نمایید و در کارهای مهم خود به او اعتماد کنید. به من دستور رسید او را معرفی کنم واین پیام را به شما رساندم.(2)
پس از گذشت بیست و یک سال از نیابت حسین بن روح، در سال 326 هجری بدرود حیات گفت و نوبت به چهارمین نایب خاصّ صاحب الامرعلیه السلام یعنی «علی بن محمد سمری» رسید. او نیز از بزرگان، دانشمندان و پرهیزکاران مورد اعتمادی بود که وظیفه ارتباط بین مردم و امام عصرعلیه السلام را بر عهده گرفت تا این که زمان رحلت او نیز فرا رسید. پس از او دیگر کسی به عنوان نایب خاصّ امامعلیه السلام به بزرگان شیعه معرفی نشد بلکه او نامهای را از آن حضرت دریافت کرد که در آن آمده بود:
«ای علی بن محمد سمری! خداوند پاداش برادران دینیات را در رحلت تو، بزرگ گرداند. تو تا شش روز دیگر وفات خواهی کرد، به کارهایت رسیدگی نما و به کسی به عنوان جانشین خود وصیت نکن، زیرا
زمان غیبت کامل فرا رسیده است و دیگر ظهوری جز با گذشت مدّتی طولانی و سختشدن دلها و پرشدن زمین ازظلم و جور نخواهد بود.»(1)
با حلول زمان غیبت کوتاه امام زمانعلیه السلام افراد ممتاز و موجّهی به مسئولیت افتخارآمیز نیابت آن حضرت بار یافتند. تعیین این افراد و ارتباط با مردم، آثاری داشت که از جمله آنها اثبات وجود حضرت برای شیعیان و بلکه همه مسلمانان بود. اگر غیبت صغری نمیبود و به یک باره غیبت کبری آغاز میشد چه بسا مردم از وجود حجّت خدا بی اطلاع میماندند و این سبب میگردید که اعتقاد به او نادیده گرفته شود و باور کنند از دنیا رفته و یا او را کشتهاند و دشمنان نیز به فضای تردید و فتنه دامن میزدند و مسئله مهدویّت را به کلّی منتفی میکردند.
تعیین چهار نایب از سوی امامعلیه السلام سبب گردید تا اصل موضوع غیبت و وجود ولیّ عصرعلیه السلام و حیات او، در طول حدود هفتاد سال تثبیت گردد و انتظار فرج که از ضروریات تشیع و بلکه اسلام است، آشکار شود و آثار مثبت آن جوامع اسلامی را فراگیرد. البتّه ادامه وضعیت غیبت صغری ممکن بود امّا لازم نبود، زیرا غیبت کوتاه جنبه مقدمی و زمینه سازی داشت و این کار در طول دهها سال به خوبی اثبات گردید.
بدون شک، شب غیبت به پایان میرسد و صبح ظهور فرا خواهد
1) 66. کمال الدین، ص 516 .
رسید و خدا میداند که آن زمان کی خواهد آمد. امّا آیا غیر از خدا هم کسی میداند پایان غیبت در چه تاریخی اتفاق خواهد افتاد؟
بنا بر حکمت الهی، پاسخ این سؤال را کسی جز خدا نمیداند و هر کسی هم زمانی برای آن تعیین کند سخن او راست نخواهد بود بلکه گمانی است که میبرد یا دروغی است که میگوید.
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
مَثَل قائم، مَثَل، قیامت است که جز خداوند کسی از وقت آن آگاهی ندارد. این واقعیت بر آسمان و زمین سنگین است و او ناگهانی خواهد آمد.(1)
و امام باقرعلیه السلام فرمود:
دروغ میگویند تعیین کنندگان وقت، دروغ میگویند تعیین کنندگان وقت، دروغ میگویند تعیین کنندگان وقت!(2)
عدم بیان تاریخ ظهور از سوی خدای متعال دلایلی دارد که ما به چند مورد آن اشاره میکنیم.
الف) انتظار فرج
از زمانی که امام زمانعلیه السلام غیبت کرده است نور امید به ظهور او دل مؤمنین را روشن نگاه داشته است. هم اکنون این انتظار وجود دارد و روز به روز بر شدّت و قوّت آن افزوده میشود و هر مؤمنی آرزو دارد عصر ظهور را درک کند. امّا اگر زمانی برای پایان غیبت تعیین میگردید چنین
انتظار و امیدی به ظهور منجی عالم نبود و نا امیدی و افسردگی قلوب مؤمنین را فرا میگرفت زیرا همه آنها جز عدّهای که در آستانه عصر ظهور قرار میگرفتند نا امید میشدند و دیگر نه دعایی برای ظهور منجی عالم میشد و نه شوقی به آمدن او دلها را فرا میگرفت.
ب) تسهل دوران غیبت بر امامعلیه السلام
عدم اعلام زمان ظهور، هر لحظه وجود مقدّس امام زمانعلیه السلام را آماده و با نشاط نگاه میدارد؛ زیرا این احتمال را میدهد که هر لحظه زمان غیبت به پایان رسد، امّا اگر مدّت معینی برای ظهور او اعلام میشد، گذشت این مدت بسیار سخت و جانکاه بود به ویژه با عزلت و غربتی که با دوران غیبت آن حضرت همراه است.
ج) خودسازی و آمادگی مؤمنین
با ابهام زمان ظهور یک حرکت اصلاحی و زمینه سازی اخلاقی در میان منتظران او شکل خواهد گرفت زیرا هر لحظه ممکن است خورشید دلها از پشت ابرهای غیبت طلوع کند و آنها باید آماده پذیرایی از او باشند. در حالی که اگر وقت ظهور معلوم میشد این همه حرکتهای ارزشی و نشاط بخش و سازنده به وجود نمیآمد، زیرا تمام مؤمنین به جز آنان که در آستانه عصر ظهور قرار میگیرند میدانستند دوران درخشان ظهور را درک نخواهند کرد.
د) بداء
بداء آن تغییر و تحولی است که در یکی از مقدّرات الهی صورت میگیرد. همان گونه که در قرآن آمده است.(1)قرار شد موسیعلیه السلام سی
1) 69. و واعدنا موسی ثلاثین لیلة و اتممناها بعشر؛ سوره اعراف، آیه 142.
شب به کوه طور برود امّا ده روز به آن اضافه گردید و به چهل روز رسید. در این مدت ده روز که موسیعلیه السلام دیرتر بازگشت، سامری از فرصت استفاده کرد و آن گوساله را ساخت و به عنوان خدای بنیاسرائیل معرّفی کرد و بسیاری از مردم را کافر گردانید.
محمد حنفیه درباره فلسفه عدم تعیین وقت میفرماید: وقتی بازگشت موسی از وقت معیّن به تأخیر افتاد، مردم گفتند: موسی ما را فریب داد و گوساله را پرستیدند.(1)
اگر زمان ظهور، مورد بداء قرار گیرد - که البتّه چنین احتمالی وجود دارد - و بر اثر دعای مؤمنین زمان غیبت کوتاه شود و یا شرایط ظهور به شکلی زودتر فراهم گردد و یا به عکس به خاطر عدم وجود شرایط به تأخیر افتد و امامعلیه السلام زودتر یا دیرتر از وقت معیّن ظهور کند اختلاف و انحراف، مردم را فرا خواهد گرفت و به وعدههای الهی بد گمان خواهند شد و مهدیهای ساختگی زیاد شده و مردم به جای یاری رساندن به منجی عالم به جدال و منازعه میپردازند.
با غیبت ولی عصرعلیه السلام دیدن او به صورت عادی منتفی گردید، امّا مشاهده آن حضرت به صورت موردی ادامه یافت و ملاقاتهای فراوانی که در طول تاریخ غیبت صورت گرفته است هر گونه تردیدی را در این زمینه برطرف میسازد. با این حال روایتی وارد شده است که:
امام زمانعلیه السلام فرمود:
1) 70. بحارالانوار، ج 52، ص 270.
کسی از شیعیان من خواهد آمد که ادّعای دیدن را دارد. بدانید هر کس قبل از خروج سفیانی و صیحه آسمانی ادّعای رؤیت مرا داشته باشد دروغگو است و به من افترا بسته است.(1)
ظاهر این روایت، نفی ملاقات و دیدن آن حضرت نیست زیرا مفاد آن این است که کسی میآید و ادعای رؤیت میکند. شما چنین ادعایی را نپذیرید و کسی هم که چنین ادعایی کند دروغ گفته و افترا بسته است. معلوم میشود ادعای مورد بحث صرف دیدار نیست بلکه امامعلیه السلام خواسته است باب ادعای مشاهده خود را به عنوان نایب خاص مسدود کند، به ویژه این که سخن مورد نظر، توقیع شریف آن حضرت به آخرین نایب خاصّ خود علی بن محمد سمری بوده است. امام زمانعلیه السلام خواسته است به آخرین نایب خود و همه شیعیان بفرماید که باب نیابت خاص بسته شد و هر کسی قبل از ظهور چنین ادعایی کند دروغ گفته و افترا بسته است. بنابراین مراد از مشاهده، مشاهده حاکی از نیابت است. البته ممکن است مشاهده را به معنای رؤیت بعد از ظهور مطرح کرد چه این که برخی فرقههای گمراه معتقدند حضرت ظهور کرده است! چنین کسانی دروغگو و اهل افترا هستند. در هر صورت روایت ردّی بر مشاهداتی که در طول تاریخ غیبت صورت گرفته است نمیباشد و اگر هم چنین بود خبر واحد که نهایتاً افاده گمان میکند نمیتواند در برابر یقینی که از ملاقات گسترده مؤمنین و به ویژه علمای مورد وثوق حاصل میشود معارضهای داشته باشد.
علمای شیعه درکتابهایی نظیر: بحارالانوار، جنة المأوی، نجمالثاقب و منتهیالآمال به ذکر ملاقات هایی از مؤمنین، با صاحب الزمانعلیه السلام
1) 71. بحارالانوار،ج 52، ص 151.
پرداختهاند و البته آنچه نوشتهاند یکی از صدها ملاقاتی است که انجام گرفته است. نویسنده کسی را میشناسد که چند مرتبه در خواب و بیداری به حضور کعبه دلها رسیده است. یکی از کسانی که به محضر او بار یافته است حاج علی بغدادی میباشد. او میگوید:
«هشتاد تومان خمس (سهم امام) داشتم و برای پرداخت آن به نجف اشرف رفتم و بیست تومان آن را به فقیه پارسا، شیخ مرتضی انصاری و بیست تومان به جناب شیخ محمد حسین مجتهد کاظمینی و بیست تومان به جناب محمد حسن شروقی تحویل دادم و بیست تومان دیگر باقی مانده بود که خواستم به هنگام برگشت به جناب شیخ محمد حسن کاظمینی آل یس تحویل دهم. وقتی از نجف به بغداد برگشتم دوست داشتم هر چه زودتر بدهی خود را بپردازم.
روز پنج شنبه راهی کاظمین شدم و به زیارت دو امام همام (امام کاظم و امام جوادعلیهما السلام) مشرّف شدم، آن گاه به حضور جناب شیخ محمد حسن شرفیاب شدم و بخشی از آن بیست تومان را پرداختم و از او اجازه گرفتم بقیه آن را به تدریج در مواردی که شایسته است صرف کنم.
وقتی عازم بغداد شدم، یک سوم راه را طی کرده بودم که دیدم سیّد جلیل القدری از طرف بغداد به طرف من میآید. چون نزدیک شد سلام کرد و دستهای خود را برای دست دادن و معانقه گشود و فرمود: «اهلاً و سهلاً» و مرا در بغل گرفت و معانقه کردیم و یکدیگر را بوسیدیم. او عمامه سبزی بر سر داشت و بر رخسار مبارکش خال سیاهی بود. فرمود: خیر است به کجا میروی؟
گفتم دو امام مدفون در کاظمین را زیارت کردم و به بغداد برمیگردم. فرمود: امشب شب جمعه است برگرد! گفتم: نمیتوانم برگردم. فرمود:
میتوانی! برگرد تا شهادت دهم که تو ازدوستداران جدم امیرالمؤمنینعلیه السلام و ما هستی و شیخ هم شهادت دهد، زیرا خدای - تعالی - امر فرموده است که دو شاهد بگیرید. و این اشاره به مطلبی بود که در خاطر داشتم تا از جناب شیخ خواهش کنم نوشتهای به من دهد که تأیید کند از دوستداران اهل بیتعلیهم السلام هستم و آن را در کفن خود گذارم. از او پرسیدم شما از کجا میدانی و چگونه شهادت میدهی؟ فرمود: چگونه کسی که حق او را میرسانند، رساننده حق را نشناسد؟
گفتم: چه حقی؟ فرمود: آن که به وکیل من رساندی. گفتم وکیل شما کیست؟ فرمود: شیخ محمد حسن. گفتم وکیل شماست؟ فرمود: وکیل من است.
من پیش خود گفتم این سیّد سهم سادات میخواهد و دوست دارم بخشی از سهم امام را که نزد خود دارم به او بدهم. گفتم: چیزی از حق شما نزد من باقی مانده است و من از جناب شیخ محمّد حسن اجازه مصرف آن را گرفتهام.
تبسّمی در روی من کرد و فرمود: آری، بخشی از حقّ ما را به وکلای ما در نجف اشرف رساندی. گفتم: آنچه را ادا کردم مورد قبول قرار گرفت؟ فرمود: آری. در خاطرم گذشت که این سیّد علمای اعلام را وکلای خود معّرفی میکند و این برای من، امر بزرگی جلوه کرد. سپس گفتم: علما، وکلای اخذ حقوق ساداتند، و مرا غفلت گرفت. آن گاه فرمود: برگرد جدّم را زیارت کن... سپس فرمود: امام زمان خود را میشناسی؟ گفتم: چرا نمیشناسم؟ فرمود: بر امام زمان خود سلام کن! من هم گفتم:
السلام علیک یا حجةاللَّه یا صاحب الزّمان یابن الحسن.
او هم تبسمی کرد و فرمود: علیک السلام و رحمةاللَّه وبرکاته. آن گاه وارد حرم مطهر شدیم و ضریح را بوسیدیم... وقتی از نماز فارغ شدم او را ندیدم و هر چه در حرم جستجو کردم او را مشاهده نکردم. سپس به خاطرم آمد، این سیّد چه کسی بود؟ نشانهها و معجزات گذشته را مورد توجّه قرار دادم که با این که من کار ضروری داشتم به راحتی به دستور او بازگشتم و با این که او مرا ندیده به اسم صدایم کرد و این که فرمود: دوستداران ما، و من شهادت میدهم و دیدن نهر جاری و درختان میوهدار در غیر فصل آن به هنگام رفتن به کاظمین و غیر این مسائل آنچه گذشت همه سبب گردید که یقین پیدا کنم که او حضرت مهدیعلیه السلام است.(1)
گفتم شبی به مهدی، بردی دلم ز دستم
من منتظر به راهت، شب تا سحر نشستم
گفتم چه کار بهتر، زین انتظار جانان
من راه وصل خود را، بر روی تو نبستم
گفتم دلم ندارد، بی تو قرار و آرام
من عقده دلم را، امشب دگر گسستم
گفتا هوای نفست، باشد حجاب وصلم
گر نفس را شکستی، دستت رسد به دستم
تشبیه زیبایی در احادیث آمده است که فایده امام غایب را به بهترین شکل بیان میکند. جابر بن عبداللَّه انصاری از رسول خداصلی الله علیه وآله پرسید:
1) 72. نجم الثاقب، حکایت سی و یکم.
«هَلْ یَنْتَفِعُ الشِّیعَةُ بِالْقائِمِ فی غِیْبَتِهِ؟ فَقالَ: إیْ وَالَّذی بَعَثَنی بِالنُّبُوَّةِ إِنَّهُمْ لَیَنْتَفِعُونَ بِهِ وَ یَسْتَضیْئُونَ بِنُورِ وِلایَتِهِ فی غِیْبَتِهِ کَانْتِفاعِ النَّاسِ بِالشَّمْسِ وَ إِنْ جَلَّلَهَا السَّحابُ.»(1)
آیا شیعه در زمان غیبت از وجود قائم بهرهمند میباشد؟ حضرت فرمود: قسم به کسی که مرا به نبّوت برانگیخت، آنها از وجود او بهرهمند میشوند و به نور ولایتش روشنی میگیرند همان گونه که مردم از خورشید پشت ابر بهره میگیرند.
امام مهدیعلیه السلام نیز در جواب اسحاق بن یعقوب که سؤال کرده بود چگونه از امام غایب بهرهمند میشویم فرمود:
«أَمّا وَجْهُ الِْانْتِفاعِ بی فی غِیْبَتی فَکَالِْانْتِفاعِ بِالشَّمْسِ إِذا غَیَّبَها عَنِ الْأَبْصارِ السَّحابُ.»(2)
امّا بهره مندی از من در زمان غیبتم، همانند بهره مندی از خورشید است وقتی ابر آن را از چشمها پنهان کند.
خورشید دارای دو نور افشانی مستقیم و غیر مستقیم است. در تابش غیر مستقیم ابرها مانند شیشه مات نور مستقیم خورشید را از خود عبور میدهند و در نتیجه به موجودات زنده میرسد. غایب بودن خورشید در پشت ابرها غیر از نبودن آن است. اگر خورشید نباشد همه جا تاریک است امّا با وجود خورشید در پس ابرها همه جا روشن است و خورشید فواید خود را از پشت ابرها به موجودات میرساند. با ذکر این تشبیه جامع به برخی از فواید امام غایبعلیه السلام میپردازیم.
1 - امید بخشی
شیعه به خاطر عقیدهای که به وجود امام زنده خود دارد اگر چه او را
نمیبیند امّا احساس تنهایی هم ندارد و همواره چشم امید به آن عزیزی دارد که وعده ظهورش داده شده است. شیعه منتظر است و انسان منتظر، امیدوار است و کسی که امیدوار باشد فعّال و با نشاط است و از هرگونه کسالت، افسردگی و دل مردگی به دور خواهد بود.
2 - امنیّت
زمین همواره باید از حجّت خدا برخوردار باشد تا وضعیت عادی خود را طی کند وگرنه امنیت آن از میان میرود. این حقیقت در روایات زیادی بیان شده است که ما به برخی از آنها اشاره میکنیم. امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمود:
«لَمْ تَخْلُ الْأَرْضُ مُنْذُ خَلَقَ اللَّهُ مِنْ حُجَّةِ اللَّهِ فِیها، ظاهِرٌ، مَشْهُورٌ أَوْ غائِبٌ مَسْتُورٌ وَ لا تَخْلُو إِلی أَنْ تَقُوْمَ السَّاعَةُ مِنْ حُجَّةِ اللَّهِ فِیها.»(1)
از زمانی که خداوند آدم را آفرید، زمین از حجّت خالی نشده است، چه آشکار و شناخته شده و چه نهان و پوشیده و تا قیامت هم از حجّت الهی خالی نخواهد شد. اوّلین انسانی که آفریده شد حجّت خدا بود و از آن پس همواره زمین از حجّت خدا خالی نبوده است. بعد از رسول خداصلی الله علیه وآله هم ائّمهعلیهم السلام حجّتهای خدا بر روی زمین بودهاند.
امام صادقعلیه السلام فرمود:
«لَوْ بَقِیَتِ الْأَرْضُ بِغَیْرِ امامٍ ساعَةً لَساخَتْ.»(2)
اگر زمین ساعتی بدون امام بماند از هم فرو میپاشد.
و امام سجادعلیه السلام فرمود:
ما کسانی هستیم که خداوند به برکت ما آسمان را از فرو افتادن بر
زمین حفظ میکند و تعادل زمین را تضمین مینماید تا به اهلش آسیب نرساند و به برکت ما باران میبارد و رحمت خدا گسترش مییابد و برکات زمین سر بر میآورد. اگر کسی از ما در زمین نباشد زمین اهل خود را فرو میبرد.(1)
اکنون حجّت خدا بر روی زمین، حضرت مهدیعلیه السلام است که به زمین امنیت بخشیده است، چه این که خود فرمود:
«إِنّی لَاَمانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ.»(2)
من مایه امنیّت اهل زمین هستم.
3 - گره گشایی
یکی دیگر از فواید امام غائب گره گشایی مادی، معنوی و علمی از مؤمنین است. هر مؤمنی میتواند با توسل به وجود مبارک آن حضرت از او بخواهد از مشکلاتی که دارد گره گشایی کند چه این که محدّث خبیر، حاجی نوری میگوید:
اغاثه و فریادرسی درماندگان از مناصب الهیه آن جناب خواهد بود.(3)
یکی از شیعیان امام زمانعلیه السلام ابوراحج است. او سرپرست یکی از حمامهای عمومی شهر حلّه بود و بسیاری از مردم او را میشناختند. در آن زمان، حاکم شهر حلّه فردی به نام «مرجان صغیر» بود. روزی به او خبر دادند که ابوراجح به بعضی از صحابه پیامبرصلی الله علیه وآله بدگویی میکند. حاکم او را احضار کرد و دستور داد او را کتک بزنند. مأموران به اندازهای ابوراجح را زدند که نزدیک بود جان دهد. ضربه هایی به صورت او زدند که دندان
هایش کنده شد و زبانش را از دهان بیرون آوردند و با جوال دوز سوراخ کردند و بینی اش را بریدند و با وضع بدی او را بستند و در خیابانهای حلّه گرداندند و آن قدر مورد ضرب و جرح قرار گرفت که بر زمین افتاد و مرگ را مشاهده کرد.
سرانجام حاکم را از رفتاری که با ابوراجح داشتند آگاه کردند او هم دستور داد ابوراجح را به قتل برسانند. اطرافیان حاکم گفتند: او پیرمرد کهنسالی است و به اندازه کافی با وی برخورد شده است او را رها کن تا خود بمیرد و شما در خونش شریک نباشی. با اصرار فراوان آنها، حاکم از قتل او گذشت امّا وضع او به گونهای بود که تردیدی در مرگش وجود نداشت. روز بعد مردم دیدند که ابوراجح با سلامت کامل به نماز ایستاده است. با شگفتی از او پرسیدند: چگونه سلامت خود را باز یافتهای؟! ابوراجح پاسخ داد: وقتی مرگ را مشاهده کردم و زبانی نداشتم که خدا را بخوانم، با قلب خود از خداوند درخواست کردم و از سیّد و مولای خود صاحب الزمان خواستم به فریادم رسد.
وقتی شب فرا رسید ناگهان دیدم خانهام پر از نور شد و صاحب الزمانعلیه السلام را نزد خود حاضر دیدم. حضرتعلیه السلام جلو آمد و دست بر چهرهام کشید و فرمود: برو و برای تأمین زندگی خانوادهات تلاش کن که خداوند تو را شفا داد. من هم شب را صبح کردم و همان گونه که میبینید سلامت خود را باز یافتم.
یکی از نیکوکاران زمان ابوراحج، شیخ شمس الدین محمد بن قارون است. او میگوید: به خدا قسم ابوراجح مردی ضعیف، زرد چهره، بد قیافه و کم ریش بود. من همواره به حمام او میرفتم و او را این گونه
میدیدم، امّا بعد از این واقعه او را مردی جوان، قوی، سرخ چهره و دارای قامتی افراشته دیدم و همواره این گونه بود تا از دنیا رفت.
خبر شگفتآور سلامت ابوراجح منتشر شد، حاکم او را احضار کرد و چون تفاوت عجیب دیروز و امروز او را دید، رعب و وحشتی بزرگ بر قلب او افتاد و آن چنان تحت تأثیر قرار گرفت که در برخورد خود با شیعیان تجدید نظر کرد و به آنها احترام میکرد و لغزشهای آنها را میبخشید و به نیکوکاران آنها احسان میکرد.(1)
1) 80. بحارالانوار، ج 52، ص 70 و 71.
انتظار، چراغ شبهای
تار غیبت است.
عصر غیبت، عصر پنهانی حجّت خدا و غربت مؤمنان است. عصری است که غم و اندوه بر چهره جان آنان نشسته است. غم آنها، غم تنهایی، غم دوری، غم غربت، غم عزلت، غم ندیدن مولا و حاکمیت دشمنان خدا بر زمین است.
به راستی زمان غیبت چه اندوهبار است. حزن، آسمان دلها را فرا گرفته و گرد غم بر چهرهها نشسته است. کاشانه منتطران غمانگیز است و آهِ دوری از حجّت خدا، جانها را میگدازد. همه در انتظارند و درد انتظار چه غوغایی در دلها ایجاد کرده است. دلها گریان، اشکها ریزان، چشمها به راه، تا که در آسمان باز شود و جبرئیلعلیه السلام مژده آمدن عزیز و سالار منتظران را در آسمان فریاد کند. امام رضاعلیه السلام فرمود:
«کَمْ مِنْ مُؤْمِنٍ مُتَأَسِّفٍ حَیْرانٍ حَزینٍ عِنْدَ فِقْدانِ الْماءِ الْمَعینِ.»(1)
چه بسیار مؤمنانی که در نبود آب پاک و روان (مهدیعلیه السلام) اندوهگین و سرگشته و محزونند.
1) 81. بحار الانوار، ج 51، ص 152.
آیا دوری از محبوب غمانگیز نیست، آن هم محبوبی که حجّت خدا باشد؟ این سخت است که انسان هر کسی را ببیند امّا مولای خود را نبیند، سخن هر کسی را بشنود امّا سخن مولای خود را نشنود و نداند او کجاست تا به سویش پرکشد و یا از کجا عبور کرده است تا گرد راهش را سرمه چشمش کند. آه، کجایند آنهایی که در فراقش میسوزند و چراغ یادش را همواره در دل روشن نگاه داشتهاند چنان که رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«تَحْزُنُ لِفَقْدِهِ اَهْلُ الْاَرضِ وَ السَّماءِ. فَکَمْ مِنْ مُؤْمنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ مُتَأَسِّفٍ مُتَلَهَّفٍ حَیرْانٍ عِنْدَ فَقْدِهِ.»(1)
اهل زمین و آسمان در نبود او غمگینند، چه بسیار مردان و زنان مؤمنی که در نبود او در اندوه و افسوس و سرگردانی به سر میبرند.
فدای آن عزیزی بشوم که دل عزیزان در فراقش میسوزد و لحظهای از یاد دوستدارانش بازنمیماند. پروردگارا! این شب طولانی غیبت را بهپایان رسان ورخسار نورانی عزیز ومحبوب ما را از پشت پرده غیبت آشکار ساز تادر پناهش آرام گیریم. یاارحمالراحمین به حق محمّد و آلهالطاهرین.
شیعه در زمان غیبت آرام نمیگیرد، بی تحرک نیست، غفلت نمیکند و جذب فرهنگ مردود قبل از ظهور نمیگردد و ما در این بحث به برخی از وظایف مهم او اشاره میکنیم.
1) 82. بحار الانوار، ج 36، ص 337.
از وظایف مهّم شیعه تلاش در جهت شناخت امام زمانعلیه السلام است. کسی که امامعصر خود را بشناسد به توفیق بزرگی بار یافته است. زیرا با وجود این معرفت، در اوج بحرانهای فکری و اعتقادی جامعه که بسیاری از مردم را به گمراهی میکشانند منحرف نخواهد شد.
امام صادقعلیه السلام فرمود:
امام خود را بشناس! وقتی او را شناختی، دیر و زودِ ظهور، آسیبی به تو نخواهد رساند.(1)و در روایت دیگری فرمود:
کسی که این امر را بشناسد و قبل از قیام قائم بمیرد مانند کسی که با او کشته شود به پاداش میرسد.(2)
منتظران آگاه، شقایقهای عصر غیبتاند که در گرمای گدازنده فراق، رنگین شدهاند و برای همین است که اجر شهیدی را دارند که در رکاب مولای خود جان میسپارند.
اثر دیگر این شناخت رهایی از مرگ جاهلیت است.
امام حسن عسکریعلیه السلام فرمود:
«مَنْ ماتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ إِمامَ زَمانِهِ ماتَ میْتَةً جاهِلیَّةً.»(3)
کسی که بمیرد و امامزمان خود را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است.
از ویژگیهای مهم و ممتاز حضرت مهدیعلیه السلام که باید مورد شناسایی قرار گیرد: امامت، عصمت، علم، حیات، طول عمر، غیبت، ظهور و قیام و حکومت جهانی اوست. شیعه معتقد است مهدیعلیه السلام امام دوازدهم است که در پس پرده غیبت به سر میبرد تا پس از آن که زمین را ظلم و جور فرا
گرفت ظهور کند و آن را پر از عدل و داد کند. او حجّت خدا، معصوم از خطا و آخرین جانشین رسول اللَّهصلی الله علیه وآله و از نسل علی و فاطمه و فرزند امام حسن عسکریعلیهم السلام است که خداوند انتقام از دشمنان اهل بیتعلیهم السلام را به عهده او گذارده است.
رسول گرامی اسلامصلی الله علیه وآله فرمود:
در شب معراج به سمت راست عرش نگاه کردم و علی، فاطمه و حسن و حسین و علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و حسن بن علیعلیهم السلام را دیدم و مهدی را در نور فراگیری مشاهده کردم. همه نماز میخواندند و مهدی در وسط آنها مانند ستارهای درخشان بود. خداوند فرمود: ای محمد! اینها حجّتهای من هستند و او (مهدیعلیه السلام) انتقام گیرنده از میان عترت توست.(1)
ما در این بحث برخی از روایات اعتقادی را که به امامت، علم، عصمت و محبّت او مربوط میشود نقل میکنیم و شناخت مسائل دیگر را به بخشهای مختلف این کتاب وا میگذاریم.
پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود:
امامان بعد از من دوازده نفرند که نه نفر آنها از نسل حسین میباشند. همه آنان امین و معصوماند و مهدی این امت از ما اهل بیت است.(2)
و در حدیث دیگری فرمود:
خداوند نُه امام پاک و معصوم از صلب حسین بیرون میآورد و مهدی این امت از ما اهل بیت است.(3)
و درباره امامت و برخی ویژگیهای او فرمود:
«فَهُوَ إِمامٌ، تَقِیٌّ، بارٌّ، رَضیٌّ، هادٍ، مَهْدیٌّ.»(1)
او امامی باتقوا، پاک، نیکوکار، موردرضایت، هدایت کننده وهدایت شده است.
امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمود: به رسول خداصلی الله علیه وآله عرض کردم: مرا از تعداد امامان بعد از خود آگاه گردان. حضرت در جواب فرمود: یا علی! آنها دوازده نفرند، اولین آنان تو هستی و آخرین آنها قائم است.(2)
همچنین رسول خداصلی الله علیه وآله درباره علم ائمّه بعد از خود که آخرین آنها امام مهدیعلیه السلام است فرمود:
دوازده امام، که نه نفر آنها از صلب حسین هستند پس از من به ولایت میرسند که خداوند علم و فهم مرا به آنها عطا کرده است.(3)
و امام باقرعلیه السلام درباره علم او فرمود:
علم به کتاب خدای - عزّوجل - و سنّت پیامبرشصلی الله علیه وآله در قلب مهدی ما میروید همان گونه که خوشه از بهترین جای گیاه خود میروید.(4)
امّا خداوند درباره وجوب محبّت حضرت مهدیعلیه السلام به پیامبرش فرمود: ای محمّد! او را دوست داشته باش که من، او و دوستدارانش را دوست دارم.(5)
و پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود:
«مَنْ أَحَبَّ اَنْ یَلْقَی اللَّهَ وَ قَدْ کَمُلَ إِیْمانُهُ وَ حَسُنَ إِسْلامُهُ فَلْیَتَوَلَّ الْحُجَّةَ صاحِبَ الزَّمانِ الْمُنْتَظَرَ.»(6)
کسی که دوست دارد خدا را ملاقات کند در حالی که ایمانش کامل و اسلامش نیکو باشد حجّت منتظر، صاحب الزمان را دوست داشته باشد.
و در بخشی از خطبه خود در غدیر خم فرمود: ای مردم! من پیامبر شما، و علی جانشین من است.
آگاه باشید! آخرین امام از جانشینان من، مهدی قائمعلیه السلام است.
آگاه باشید! او پیروز کننده دین خداست.
آگاه باشید! او انتقام گیرنده از ستمگران است.
آگاه باشید! او فتح کننده دژها و خراب کننده آنهاست.
آگاه باشید! او نابود کننده قبایل مشرکین است.
آگاه باشید! او انتقام گیرنده خون اولیاء خداست.
آگاه باشید! او یاری کننده دین خداست.
آگاه باشید! او نهر عظیمی از دریای ژرف ولایت است.
آگاه باشید! او دارندگان فضل و جهل را شناسایی میکند.
آگاه باشید! او برگزیده خداست.
آگاه باشید! او وارث همه دانشها و مسلط بر آنهاست.
آگاه باشید! او خبر دهنده از پروردگار عزیز و بزرگ خود میباشد و ایمان به او را یاد آوری میکند.
آگاه باشید! او دارای رشدی کامل و نظری استوار است.
آگاه باشید! اداره جهان به او واگذار شده است.
آگاه باشید! اوست که پیامبران پیشین به آمدنش بشارت دادهاند.
آگاه باشید! اوحجّت خداست که باقی میماند و پس از او حجّت و امامدیگری نیست و حقی نیست مگر با او، و نوری نمیباشد مگر نزد او.
آگاه باشید! کسی بر او پیروز نخواهد شد.
آگاه باشید! او ولیّ خدا در روی زمین و داور او در میان بندگانش و امین او در پنهان و آشکار است.(1)
اگر چه شناخت امامزمانعلیه السلام به عنوان یک وظیفه اصلی مطرح است امّا نباید از نظر دور داشت که مهدیشناسی مقدمه مهدی باوری و مهدی باوری مقدمه مهدی محوری است.
تحکیم مبانی اعتقادی و حفظ گوهر عقیده به ولی عصرعلیه السلام یک اصل مهم و یک وظیفه جدی برای هر شیعهای است که میخواهد از آراء و نظریات گمراه کننده آخر زمان در امان باشد. زراره گوید:
امام صادقعلیه السلام فرمود:
زمانی بر مردم خواهد آمد که امام آنها غایب میشود. عرض کردم: مردم در این زمان چهکنند؟ فرمود: به ولایت اوتمسک جویند تا آشکار شود.(2)
چه کسانی که یک عمر دم از ولایت او میزنند امّا قلب آنها گرفتار تردید میشود.
امام جوادعلیه السلام میفرماید:
او بعد از محو نامش و مرتد شدن اکثر کسانی که معتقد به امامتش میباشند قیام میکند.(3)
در صدر اسلام همه به وجود قائمعلیه السلام اعتقاد داشتند، اما اکنون مضمون این حدیث در فرقههای مختلف اسلامی به جز شیعه دوازده امامی تحقق یافته است و حتی عدّهای ازکسانی که از زمره شیعیان
محسوب میشوند از اعمال و اخلاق و روحیهای برخوردارند که گویا مهدیعلیه السلام کمترین جایگاهی در زندگی آنها ندارد. البته هر چه از صدر اسلام فاصله میگیریم و عصر غیبت طولانیتر میشود غروب دین داری فرا میرسد و زمستان دین داری که نوید بخش بهار آن است لایههای سرد و سنگین خود رابر روی زمین پهن میکند و چه کسانی که در این سرمای زمستانی تلف میشوند.
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
او غیبتی طولانی خواهد داشت و امتها درباره او به سرگردانی و حیرت خواهند افتاد و از دین خود منحرف میشوند. در این هنگام مثل ستارهای درخشان به سوی مردم رو میآورد.(1)
در چنین اوضاع و شرایطی که زمستان دین داری است، یک گل، از یک گلستان در فصل بهارِ دینداری، ارزشمندتر خواهد بود.از این رو شیعیان عصر غیبت از ویژگیهای ممتازی برخوردارند که به برخی احادیث آن اشاره میکنیم. امام سجادعلیه السلام فرمود:
همانا کسانی که در زمان غیبت او به سر میبرند و به امامت او اعتقاد داشته و منتظر ظهورش هستند از مردم هر زمانی برترند زیرا خداوند عقل و فهم و معرفتی به آنها داده است که عصر غیبت برای آنها نظیر زمان حضور و مشاهده است و آنها را در زمان غیبت به منزلهکسانی قرار داده است که در پیش رسول خداصلی الله علیه وآله در راه خدا شمشیر میزنند. اینها مخلصان واقعی و شیعیان راستین و دعوت کنندگان پنهان و آشکار به دین خدا هستند.(2)
و امام کاظمعلیه السلام فرمود:
خوش به حال شیعیان ما که در زمان غیبت قائم ما به ما محبّت میورزند و بر دوستی ما و برائت از دشمنانمان ثابت قدم میباشند. اینها از ما هستند و ما هم از آنها هستیم. آنان راضی شدند که ما امام آنها باشیم و ما هم راضی شدیم که آنان شیعه ما باشند و خوش به حال آنها. به خدا قسم، آنها در روز قیامت با ما و در مرتبه ما هستند.(1)
و امام باقرعلیه السلام فرمود:
زمانی برمردم خواهد آمد که امامشان از آنها غایب خواهد شد. خوش به حال کسانی که بر ولایت ما در این زمان ثابت و استوارند. کمترین ثوابی که برای آنها میباشد این است که خدای بلند مرتبه به آنها میفرماید: به سرّ من ایمان آوردید و غیب مرا پذیرفتید. پس مژده باد شما را، به ثواب نیکوی من. شما، از زن و مرد، حقیقتاً بنده من هستید، از شما میپذیرم و بر شما عفو میکنم و میبخشم و به خاطر وجود شما به بنده هایم باران عطا میکنم و بلا را از آنان دفع مینمایم واگر شما نبودید عذابم را بر آنها نازل میکردم.(2)
امیر المؤمنینعلیه السلام فرمود: پیامبرصلی الله علیه وآله به من گفت: ای علی! بدان، شگفتانگیزترین مردم از جهت ایمان، و بزرگترین آنها از جهت یقین، مردمی هستند که در آخر زمان که پیامبرصلی الله علیه وآله را ندیدهاند و حجّت از آنها پنهان است تنها با یک سیاهی بر سفیدی(3)ایمان آوردهاند.(4)
خودسازی شیعه، اصل مهمّی در زمان غیبت به شمار میرود و این
خودسازی بهترین نشانه انتظار است. ما باید با شناخت آنچه موجب خشنودی و ناخشنودی اولیاء دین است خود را بر انجام و ترک آنها که همان واجبات و محرمات میباشند تربیت کنیم و پیوسته به دنبال نزدیک کردن خود به خداوند و پیامبرصلی الله علیه وآله و عترتش باشیم و در هر لحظه گوش به زنگ نداهای آسمانی جبرئیلعلیه السلام باشیم که به صورت ناگهانی در فضای آسمان طنین انداز میشوند.
امام مهدیعلیه السلام فرمود:
هر یک از شما باید به اموری بپردازد که او را به محبّت ما نزدیک کند و از کارهایی که ناخوشایند ما میباشد دوری جوید. زیرا ظهور ما به صورت ناگهانی فرا میرسد.(1)
تقوای الهی، اخلاق اسلامی و زندگی همراه با گرایش انتظار، ارکان مهم خودسازی هر شیعهای را تشکیل میدهند که میخواهد از یاران حجّت خدا باشد.
امام صادقعلیه السلام فرمود:
«مَن سَرَّ أَنْ یَکُونَ مِنْ أَصْحابِ الْقائمِ فَلْیَنْتَظِرْ وَ لْیَعْمَلْ بِالْوَرَعِ وَ مَحاسِنِ الْاَخْلاقِ وَ هُوَ مُنْتَظِرٌ. فَإِنْ مَاتَ وَ قامَ الْقائِمُ بَعْدَهُ کانَ لَهُ مِنَ الْاَجْرِ مِثْلَ أَجْرِ مَنْ أَدْرَکَهُ. فَجِدُّوا وَ انْتَظِرُوا، هَنیئاً لَکُمْ أَیَّتُهَا الْعِصابَةُ الْمَرْحُومَةُ.»(2)
هر کس دوست دارد از اصحاب قائم باشد باید منتظر باشد و به پرهیزکاری و کسب خوبیهای اخلاقی بپردازد. پس اگر در این حال بمیرد و قائم قیام کند، اجر کسی را دارد که او را درک کرده است. پس تلاش کنید و منتظر باشید، گوارایتان باد ای گروه مورد رحمت خدا.
یکی از وظایف شیعه در عصر غیبت، دعا برای تعجیل در ظهور شکوهمند امام زمانعلیه السلام و سلامت آن حضرت است و این که از خدا بخواهیم ما را از شیعیان و یاران او قرار دهد. البته دعاهایی درباره آن حضرت وارده شده است که ازجمله آنها: دعای عهد، دعای ندبه، دعای «اللّهم کن لولیک»، دعای «اللهُمّ عرفنی نفسک» و دعاهای دیگری است که در کتابهای مربوط به ادعیه ذکر شده است.
زراره گوید: از امام صادقعلیه السلام پرسیدم اگر زمان غیبت را درک کردم چه کنم؟ حضرت فرمود: پیوسته این دعا را بخوان.
«أَللَّهُمَّ عَرِّفْنی نَفْسَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنی نَفْسَکَ لَمْ أَعْرِفْ نَبیَّکَ، أَللَّهُمَّ عَرِّفْنی رَسُولَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنی رَسُولَکَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَکَ، أَللَّهُمَّ عَرِّفْنی حُجَّتَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنی حُجَّتَکَ ظَلَلْتُ عَنْ دینی.»(1)
خدایا خودت را به من بشناسان که اگر خودت را به من نشناسانی پیامبرت را نمیشناسم. خدایا رسول خودت را به من بشناسان که اگر رسولت را به من نشناسانی حجّت تو را نمیشناسم. خدایا حجّت خود را به من بشناسان که اگر حجتت را به من نشناسانی از دین خود گمراه میشوم.
ما در عصر غیبت مولایی به سر میبریم که به شیعیان و دوستداران خود توجه دارد. پس میتوانیم از پشت پرده غیبت هم با او ارتباط داشته و راز دل گوییم، در وصف او و درد فراق، سخنان و اشعاری را بر زبان داشته باشیم و همواره ارتباط عمیق قلبی و معنوی خود را با او حفظ کنیم،
1) 106. بحارالانوار، ج 52، ص 146 و 147.
زیارت نامههای او را به ویژه در برخی زمانها و مکانهای مخصوص بخوانیم و از زیارت نامه آل یس بهره وافر بگیریم. خلاصه، در برخی اوقات با مولای خود شور و حالی داشته باشیم، بگوییم، بخوانیم، بنالیم و چراغ یادش را در آسمان جانمان روشن بداریم. پس از بیدار شدن از خواب، اولین کسی باشد که بر او سلام میکنیم و در روی زمین عزیزترین کسی باشد که به او عشق میورزیم. یادش را غنیمت دانسته و نامش از مؤثرترین و جذّابترین نامها در قلب ما باشد. در نامگذاریها اولویت را به نام او دهیم، در یادآوریها، یاد او را مقدم بداریم و از اعمالی که دوست دارد دریغ نورزیم. در بذل مال برای او پیشی گیریم و در حرکتهای فرهنگی سالم و جهتدار مهدوی، حضور جدی داشته باشیم و بدانیم که مولای ما بر اعمالمان نظاره خواهد کرد واگر بتوانیم با حرکتهای خود انبساط خاطری برای او فراهم آوریم. این را افتخاری بزرگ بدانیم که از فضل خداوند نصیب ما شده است و با اشتیاق به انجام آن مبادرت ورزیم. خلاصه عاشق مهدیعلیه السلام بیکار و بییاد او نمینشیند، یاد او را زنده نگاه داریم و در ترویج معارف مربوط به او تلاش نماییم و از خدا بخواهیم لحظههای شکوهمند ملاقات با او را در خواب و بیداری نصیب ما فرماید.
از وظایف بسیار مهم شیعه در زمان غیبت، انتظار ظهور او و فرا رسیدن نجات اسلام و مسلمین و گشایش برای آل محمّدعلیهم السلام است. شیعه باید همواره چشم به راه و گوش به زنگ باشد تا اذان صبح ظهور در آسمان طنین اندازد و ستاره درخشان آل محمّدعلیهم السلام آشکار گردد. البته
وقتی حالت انتظار در افق جان مؤمن هویدا میشود که اضطراب و بیقراری وجود او را احاطه کند و غم عدم وصال در سیمای او ظاهر گردد و همواره در این فکر باشد که وعده الهی ظهور حجّت خدا، چه هنگام عملی خواهد شد و غم فراق در چه لحظهای به سرور و نشاط مبدّل میگردد. انتظار یک مرتبه روحی بلند است که برخی به آن بار مییابند و مدال پر افتخار منتظران مهدیعلیه السلام را از آن خود میسازند.
امام جوادعلیه السلام فرمود:
«أَفْضَلُ أَعْمالِ شیْعَتِنا إِنْتِظارُ الْفَرَجِ.»(1)
بهترین اعمال شیعیان ما انتظار فرج است.
و در حدیث دیگری فرمود: قائم ما مهدی است که باید در زمان غیبت، انتظار او کشیده شود و در عصر ظهور اطاعت شود.(2)
انتظار باید در سه بعد قلبی، زبانی و عملی جلوه کند. نوع اول همان حالت قلبی است که آثار آن در اعضاء و جوارح انسان آشکار میگردد. نوع دوم در قالب دعا، خواندن زیارت نامه، سخنان واشعار مربوط به او انجام میگیرد و نوع سوم انتظاری است که بر اعمال انسان نقش میبندد و این بر دو نوع است: نوع اول که بهترین آن است زندگی با گرایش انتظار است و نوع دوم تلاش هایی است که به منظور زمینه سازی و آمادگی ظهور او در بخشی از رفتارهای انسان انجام میگیرد.
انتظار به معنای ناخرسندی از وضع موجود و تلاش برای رسیدن به وضع مطلوب است. پس انتظار از دو بعد نفی و اثبات برخوردار است؛ نفی وضع موجود و اثبات وضع مطلوب، نفی قلبی، زبانی و عملی بدیها
و زشتیهای قبل از ظهور و تلاش برای تحقق خوبیها که در پرتو خودسازی، دعا و آمادگی روحی جهت حاکمیت ارزشهای متعالی در عصر ظهور انجام میگیرد. امام صادقعلیه السلام فرمود:
هر کس دوست دارد از اصحاب قائم باشد، باید منتظر باشد و به پرهیزکاری و کسب اخلاق خوب بپردازد.(1)
بنا بر آنچه بیان گردید یک آمادگی کامل در مفهوم انتظار نهفته است. کسی که منتظر است خود را آماده استقبال میکند و آمادگی هم جز، خودسازی و تلاش همه جانبه درجهت ظهور و تحقق حکومت حق طلبانه صاحب الامرعلیه السلام چیز دیگری نخواهد بود.
منتظر حقیقی کسی است که آرزوی حاکمیت اسلام بر کره زمین را در دل میپروراند. انتظار امام زمانعلیه السلام، انتظار قدرت اسلام و تحقق کامل عدالت بر روی زمین است که به دست آن حضرت و یارانش عملی میشود. کسی که روحیه جهاد و مبارزه و شهادت طلبی در جبهه توحیدی امام مهدیعلیه السلام علیه شرک و کفر جهانی را نداشته باشد در شمار یاران مهدیعلیه السلام قرار ندارد. کسی منتظر است که آمادگی استقبال دارد و کسی آمادگی استقبال دارد که مهیای رزم و حماسه و ایثار باشد. ظهور منجی عالم، نقطه شروع جنگ ایمان و کفر است. جنگی که عمروبن عبدودهای آخرزمان به ضرب شمشیرمهدوی برخاک مذلّت میغلطند و شمشیرهای مالک اشترهای زمانه بر فرق جرثومههای کفر و شرک و نفاق فرود میآید و وضع عالم را دگرگون میسازد. بنابراین وقتی امامعلیه السلام ظهور کند تازه کارها آغاز میگردد.
1) 109. بحارالانوار، ج 52، ص 140.
امام حسینعلیه السلام فرمود: «مدت هشت ماه شمشیر بر دوش او خواهد بود»(1)و منتظر باید آماده هر گونه خدمتی در عصر ظهور باشد.
منتظر به معنایی که شرح آن گذشت از مقام و پاداش بلندی برخوردار است. امام صادقعلیه السلام فرمود:
«اَلْمُنْتَظِرُ لِاَمْرِنا کَالْمُتَشَحَّطِ بِدَمِهِ فی سَبیْلِ اللَّهِ.»(2)
منتظر ظهور ما، همانند کسی است که در راه خدا در خون خود غلطیده است.
و در حدیث دیگر فرمود:
منتظر امام دوازدهم مانند کسی است که در پیش رسول خدا شمشیر کشیده و از او دفاع میکند.(3)
هم چنین درباره ارزش بلند منتظر فرمود:
کسی که بمیرد در حالی که منتظر این امر (ظهور) باشد، مانند کسی است که با قائمعلیه السلام و در خیمه اوست، نه، بلکه مانند کسی است که با شمشیرش به همراه او بجنگد، نه، به خدا قسم، بلکه مانند کسی است که با رسول خداصلی الله علیه وآله به شهادت برسد.(4)
نشانههای ظهور جرقههای
امید دلهایمنتظرند.
نشانههای ظهور مهدی موعودعلیه السلام بر دو گونه حتمی و غیر حتمی است، چه این که امام صادقعلیه السلام فرمود: «من الامر محتوم و منه ما لیس بمحتوم»(1)(برخی نشانهها حتمی و بعضی حتمی نیستند) علائم حتمی نشانههایی هستند که بدون آنها ظهور تحقق نمییابد و نشانههای غیر حتمی نشانههایی هستند که وقوع ظهور بدون آنها امکانپذیر است. اگر چه این نشانهها، نقش ضروری در ظهور حضرت ندارند، امّا وقایع و حوادثی هستند که مورد عنایت پیامبر و اهل بیت اوعلیهم السلام قرار گرفته و نباید به سادگی از آنها گذشت. این نشانهها برای دلهای منتظر، امید بخش است زیرا تنها همین نشانهها هستند که به عنوان مژده به منتظران ظهور میرسند، چرا که علائم قطعی با توجه به ویژگیها و فاصله زمانی کمی که با ظهور دارند در حقیقت به معنای تحقق ظهور خواهند بود.
1) 114. بحارالانوار، ج 52، ص 249.
نشانههای ظهور از تنوع و تعدد قابل توجهی برخوردارند که بخش مهمّی از آنها به مسائل دین داری و امور اخلاقی مربوط میشوند و بخشی هم به مسائل اجتماعی، نظامی، سیاسی و حوادث طبیعی ارتباط پیدا میکنند وما در اینجا به گزیدهای ازآنها میپردازیم.
پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود:
او (مهدیعلیه السلام) غیبتی طولانی خواهد داشت و امتها، در مورد او به سرگردانی و حیرت خواهند افتاد و از دین خود منحرف میشوند، در این هنگام آن حضرت همانند ستارهای درخشان به سوی مردم روی میآورد.(1)
امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمود:
برای قائم ما غیبتی طولانی خواهد بود و من شیعیانم را مینگرم که همانند گله بدون چوپان در غیبت او سر گردانند و به دنبال چراگاهند و آن را نمییابند.(2)
امام سجادعلیه السلام فرمود:
قائم ما دو غیبت دارد که یکی طولانیتر از دیگری است و آنقدر به طول میانجامد که هر کسی به او اعتقاد دارد از آن بر میگردد و کسی بر اعتقاد به او پایدار نمیماند مگر این که یقینش قوی باشد و دارای معرفت صحیحی بوده و از تأخیر ظهور آزرده نشود و تسلیم ما اهل بیت باشد.(3)
امیر المؤمنینعلیه السلام فرمود:
پس از غیبت جز افراد مخلص که به یقین رسیدهاند،کسی در آن استوار نمیماند به جز آنان که خدا بر ولایت ما از آنها پیمان گرفته است و ایمان را
در قلبهای آنها نوشته است و آنان را به روحی از سوی خود تأیید کرده است.(1)
امام باقرعلیه السلام فرمود: او (مهدیعلیه السلام) غیبت و حیرتی برای مردم دارد که گروهی از آن منحرف و جمعی هدایت میشوند و خوش به حال کسی که او را درک کند.(2)
امام صادقعلیه السلام فرمود: وقتی مردم امام خود را از دست میدهند روزگاری در غیبت او صبر میکنند و نمیدانند چی به چی است (حق با کیست) آن گاه خداوند صاحب آنها را ظاهر میکند.(3)
امام حسن عسکری علیه السلام فرمود:
برای فرزند من غیبتی است که مردم در آن به تردید میافتند مگر کسی که خداوند او را حفظ کند.(4)
امیر المؤمنینعلیه السلام فرمود:
وای بر مردم جهان و فتنههایی که درآن زمان همه کشورها را در بر میگیرد، برخی بر برخی مسلط میشوند و جنگهای بی پایان بر جهان سایه میاندازد و همه اینها به خاطر اعمال خود مردم است و پروردگارت به بندگانش ظلم نمیکند.(5)
امام باقرعلیه السلام فرمود:
قائم قیام نمیکند مگر به دنبال ترس و وحشت و زلزلهها و فتنه و آشوب و بلاهایی که مردم گرفتار آن میگردند. قبل از آن گرفتار طاعون و پس از آن جنگ و خونریزیِ بین اعراب و ایجاد اختلاف بین مردم و
پراکندگی در دین و دگرگونی در احوال خود میشوند به طوری که با مشاهده به جان هم افتادن مردم و خوردن یکدیگر، هر کس در صبح و شام آرزوی مرگ میکند.(1)
امام صادقعلیه السلام فرمود:
قبل از قیام قائم سالی خواهد آمد که مردم درآن گرسنه میمانند و ترس شدیدی از قتل و نقصان اموال و ثمرات، آنها را فرا میگیرد.(2)
امام باقرعلیه السلام فرمود:
اهل شرق و غرب با هم اختلاف پیدا میکنند، آری اهل قبله (مسلمانان) نیز گرفتار اختلاف میشوند و مردم از ترسی که بر آنها میرود به تلاش شدیدی دست میزنند و در این حال هستند که منادی از آسمان ندا میدهد.(3)
و در حدیث دیگر فرمود:
وقتی زمانه عوض شود و مردم بگویند قائم مرده است و معلوم نیست به کدام وادی رفته و استخوان هایش هم از میان رفته است، در این هنگام امید ظهور او را داشته باش. و وقتی شنیدی ظهور کرده است نزد او برو اگر چه سینه خیز از روی برفها بروی.(4)
امام صادقعلیه السلام فرمود:
وقتی زمان قیام فرا رسد بارانی در ماه جمادیالاخر و ده روز از ماه رجب میبارد که نظیر آن را خلایق ندیدهاند.(5)
امام باقرعلیه السلام فرمود:
پیش از ظهور، ماه در بیستم ماه رمضان و خورشید در پانزدهم آن ماه میگیرد و با این کار محاسبه ستاره شناسان در هم میریزد.(1)
امیر المؤمنینعلیه السلام فرمود:
قائم ظاهر نمیشود تا این که کارها در دست نوجوانان قرار میگیرد و حقوق خداوند ضایع میشود و قرآن به غنا خوانده میشود.(2)
و در حدیث دیگر فرمود:
وای بر فلسطین و فتنههای طاقت فرسا و سهمگینی که در آن واقع میشود.(3)
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
بلایی این امت را خواهد گرفت که کسی پناهی از ظلم ندارد. پس خداوند مردی را از عترت و خانواده من بر میانگیزد و به وسیله او زمین را پر از قسط و عدل میکند همان گونه که پر از ظلم و جور شده است.(4)
امیر المؤمنینعلیه السلام فرمود:
آماده عقب گرد امور خود و گسیختگی پیوندها و سرکار آمدن خردسالان خود باشید! این وضع زمانی پیش خواهد آمد که تحمل ضربه شمشیر از به دست آوردن یک درهم حلال برای مؤمن آسانتر است. زمانی خواهد آمد که ثوابِ گیرنده مال، بیش از دهنده آن است. این حوادث هنگامی رخ میدهد که مست میشوید امّا نه با شراب؛ بلکه بر اثر فراوانی نعمت؛ و قسم میخورید امّا نه از روی ناچاری، دروغ میگویید امّا نه به هنگام واقع شدن در تنگنا و این در هنگامی خواهد بود
که بلاها و مصائب چون باری گران که بر پشت شتران گذارده باشند و سنگینی جهاز، گردن آنان را مجروح کند بر شما فشار وارد میآورند.(1)
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
مردمی از مشرق خروج میکنند و زمینه ساز حکومت مهدی میشوند.(2)
امام باقرعلیه السلام فرمود:
دولت ما آخرین دولتهاست. خانواده دولتمندی نمیماند مگر این که قبل از ما حکومت میکنند تا وقتی سیره حکومتی ما را دیدند نگویند اگر ما هم حکومت میکردیم مثل همین خانواده حکومت میکردیم.(3)
امام صادقعلیه السلام فرمود:
ظهور تحقق نمییابد تا این که گروهی نباشند مگر این که بر مردم حکومت کنند تا کسی نگوید اگر ما حکومت داشتیم به عدالت رفتار میکردیم. آن گاه قائم، به حق و عدل قیام میکند.(4)
در طول تاریخ، حکومتهای مختلفی با شیوههای گوناگون پدید آمدهاند امّا به قسط و عدل دست نیافتهاند؛ معروفترین آنها حکومتهای پادشاهی، سرمایه داری، سوسیالیستی با شیوههای دموکراسی، دیکتاتوری با تکیه بر احزاب یا بدون اتکا بر احزاب، به روش حاکمیت ریاست جمهوری یا نخست وزیری با مایههای غیر مذهبی یا ضد مذهبی و نیمه مذهبی، مسیحی و اسلامی میباشند.
عمیره گوید شنیدم که دختر امام حسن مجتبیعلیه السلام میگوید:
ظهوری که انتظار آن را میکشید تحقق نخواهد یافت تا این که بعضی از شما از بعضی دیگر برائت جوید، برخی از شما برخی دیگر را لعنت کند و بعضی آب دهان به صورت دیگر میاندازد و حتی بعضی نسبت کفر به برخی دیگر میدهد.
عمیره گوید: گفتم چه خیری در این زمان است؟ فرمود: همه خیر در این زمان است زیرا در این زمان قائم ما قیام میکند و همه بدیها را از میان بر میدارد.(1)
امیر المؤمنینعلیه السلام فرمود:
مهدی ظهور نمیکند تا این که یک سوم مردم کشته شوند، یک سوم آنها بمیرند و یک سوم باقی بمانند.(2)
محمد بن مسلم و ابوبصیر گویند: شنیدیم امام صادقعلیه السلام میفرماید:
ظهور محقق نخواهد شد تا این که دو سوم مردم بروند. گفتʙź وقتی دو سوم مردم بروند پس چه کسی باقی میماند؟ فرمود: آیا نمیخواهید از یک سوم باقی مانده باشید؟(3)
و در حدیث دیگری فرمود:
پیش از ظهور قائم دو مرگ پیش خواهدآمد: مرگ سرخ و مرگ سفید، تا این که از هر هفت نفر، پنج نفر از میان میرود.(4)
ابوبصیر گوید: امام صادقعلیه السلام به من فرمود:
ای ابا محمد! قبل از ظهور، طاعون سفید و سرخ پیش خواهد آمد.
عرض کردم: فدایت شوم این دو طاعون چه هستند؟ فرمود: طاعون سفید مرگ سیلآسا میباشد و طاعون سرخ شمشیر (سلاح) است.(1)
ابن عباس گوید:
مهدی خروج نمیکند تا این که نشانهای از خورشید آشکار گردد.(2)
امام صادقعلیه السلام فرمود:
قائم خروج نمیکند تا این که دوازده مرد از بنی هاشم خروج میکنند و هر کدام مردم را به سوی خود میخوانند.(3)
امیر المؤمنینعلیه السلام فرمود:
وقتی انسانهای احمق در میان شما زیاد شوند و به حکومت رسند و خرابی عراق فرا رسد، در این هنگام شهری با نهرها و درختان ایجاد میشود. وقتی قیمتها در عراق بالا رود و ساختمانهای محکم در آن ساخته شود و افراد فاسق در آن حکومت کنند و بلا شدت یابد و مردم شرور و پست فخر کنند و فرو رفتن زمین نزدیک شود و دوری و عزلت از مردم عملی شایسته گردد، پیش از این عزلت اموری روی میدهد که بچهها از شدت آن پیر میشوند و بزرگها به سختی میافتند و سخن گفتن انسانهای فصیح به دشواری و اخلال میگراید و صاحبان عقل و خرد حیران و مبهوت میشوند... واعجبا از آنچه در ماه جمادی و رجب پیش میآید.(4)
و در حدیث دیگری فرمود:
در آخر زمان و نزدیکی قیامت که بدترین زمان است زنانی بدون
حجاب ظاهر میشوند که از دین بیرون و در فتنهها وارد میشوند. به شهوات رو کرده و بر لذتها پیشی میگیرند و محرّمات را حلال میدانند. آنها برای همیشه در جهنم خواهند بود.(1)
پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود:
چگونه خواهید بود وقتی که زنانتان فاسد و جوانانتان فاسق میشوند و امر به معروف و نهی از منکر نمیکنید؟ گفته شد: چنین میشود ای رسول خدا؟! فرمود: بله و بلکه بدتر از این خواهد شد. چگونه خواهید بود وقتی که امر به منکر و نهی از معروف میکنید؟ گفته شد چنین میشود ای رسول خدا؟! فرمود: بله و بلکه بدتر از این خواهد شد. چگونه خواهید بود وقتی که معروف را منکر و منکر را معروف میبینید؟(2)
یکی از علائم ظهور، خروج دجال است که خود نشانههایی دارد که با علائم ظهور یکی است.
امیر المؤمنینعلیه السلام میفرماید:
خروج دجال وقتی است که مردم نماز را از میان میبرند، به امانت خیانت میکنند، دروغ را حلال میشمارند، ربا میخورند و رشوه میگیرند، ساختمانها را بلند ساخته و دین را به دنیا میفروشند. افراد نادان و احمق را به کارها میگمارند وزنان را طرف مشورت قرار میدهند، خویشاوندی را قطع میکنند، از هوای نفس پیروی میکنند، خونریزی را ناچیز شمرده، حلم را ضعف و ظلم را فخر میشمارند.
حاکمان از افراد فاجر و گنهکارند و وزراء از ستمگران میباشند، عرفا خیانتکار و قاریان قرآن فاسق میشوند. گواهی دادن اجباری برای
دیگران آشکار گشته و گناه و تهمت و طغیان علنی میگردد. قرآنها و مساجد تزیین شده و منارهها بلند میشود. اشرار مورد اکرام قرار میگیرند و صفهای معصیت فشرده و اختلافهای نفسانی بالا میگیرد. پیمان شکنی رایج میشود و وعده الهی نزدیک میگردد، زنان از روی حرص به دنیا در تجارت و در آمد به شوهر خود کمک میکنند، صدای فاسقان (یاوه گویی، عربده و ترانه خوانی) بلند میشود و مردم هم با توجه استماع میکنند. پستترین مردم رئیس آنها میشود. مردم از انسان فاجر به خاطر شرّی که دارد میترسند، دروغگو مورد تصدیق و تایید قرار گرفته و خائن امین به شمار میرود.
ترانهخوانها و آلات موسیقی به کار گرفته میشوند. مردم گذشتگان خود را لعنت میکنند. زنها سوار بر زینها میشوند. زنان و مردان در لباس و قیافه شبیه یکدیگر میشوند (یعنی مردان و به ویژه جوانان حالات و حرکات و ظرافتهای زنان و دختران را به خود میگیرند و با موهای سر و صورت و ابروهای خود شبیه زنان عمل میکنند و چهره خود را آرایش کرده و از زینت طلا و گردنبند استفاده میکنند و زنان و دختران با پوشیدن لباسهای مردانه، کوتاهی موهای سر و ادا و اطوار مردانه، خود را شبیه آنها مینمایند)
افراد بدون درخواست، خود را به عنوان شاهد معرفی میکنند، احکام و علوم دینی را برای دنیا میآموزند و کار دنیا را بر آخرتشان ترجیح میدهند. لباس میش بر قلبهای گرگ صفتشان میپوشانند و دلهای آنها متعفنتر از مردار است.(1)
1) 146. بحار الانوار، ج 52، ص 193.
امام صادقعلیه السلام فرمود:
وقتی دیدی حق مُرد و اهل آن از میان رفتند. و دیدی ظلم همه جا را فرا گرفت. و دیدی قرآن کهنه شد و آنچه در آن نیست در آن وارد شد و بر اساس هوای نفس توجیه شد. و دیدی دین وارونه شد همان گونه که ظرف واژگونه میشود. و دیدی اهل باطل بر اهل حق مسلط شدند. و دیدی شر و بدی آشکار است و کسی از آن نهی نمیکند و انجام دهنده آن معذور است. و دیدی مردان به مردان اکتفا میکنند و زنان به زنان. و دیدی مؤمن ساکت است و سخن او پذیرفته نمیشود.
و دیدی فاسق دروغ میگوید و دروغش رد نمیشود. و دیدی کوچک، بزرگ را تحقیر میکند. و دیدی پیوند خویشاوندی بریده شد. و دیدی کسی که با فسق و گناه مدح میکند به او میخندند و سخن او را رد نمیکنند. و دیدی جوانان کار زنان را انجام میدهند. و دیدی زنان با زنان ازدواج میکنند. و دیدی تمجید و ثناگویی زیاد شد. و دیدی مرد مالش را در غیر طاعت خدا انفاق میکند و مورد نهی قرار نمیگیرد. و دیدی کسی از تلاش مؤمن به خدا پناه میبرد.
و دیدی همسایه، همسایه را آزار میدهد و مانعی برای او نیست و دیدی کافران از سختیهایی که برای مؤمنان وجود دارد خوشحالند و از مفاسدی که در زمین میبینند شادمان هستند. و دیدی که آشکارا شراب خورده میشود و کسانی که از خدا نمیترسند دسته جمعی آن را مینوشتند.
و دیدی امر کننده به معروف ذلیل است. و دیدی که فاسق آنچه را خدا دوست ندارد با قاطعیت عمل میکند و مورد ستایش قرار میگیرد. و
دیدی که صاحبان معجزه (معصومینعلیهم السلام) تحقیر میشوند و کسانی هم که آنها را دوست دارند تحقیر میگردند.
و دیدی که راه خیر تعطیل و بسته و راه شر دارای رهرو است. و دیدی که خانه خدا تعطیل شده و امر به ترک حج میشود. و دیدی که مرد چیزی میگوید که آن را انجام نمیدهد. و دیدی که مردها برای مردها و زنها برای زنها خود را آماده و فربه میکنند. و دیدی که در آمد مرد از پشت او و درآمد زن از پیش اوست. و دیدی که زنان مجالسی مانند مردان دارند. و دیدی که حالت زنانگی در فرزندان عباس (بن عبدالمطلب) آشکار میشود و رنگ کردن با حنا (و مواد رنگ کننده) را علنی کردند و همانگونه که زن برای شوهرش شانه میکند سر خود را شانه کردند و مردان برای خود فروشی پول گرفتند و بر سر یک مرد جوان با یکدیگر در افتادند و بر او غیرت ورزیدند. و دیدی که سرمایهدار عزیزتر از مؤمن میشود و ربا آشکار میگردد و عیب گرفته نمیشود و زنان برای انجام زنا ستایش میشوند. و دیدی که زن برای نکاح شوهرش با مردان رشوه دهد (تا خود با دیگری مشغول باشد) و بهترین خانه، آن خانهای باشد که زنان را بر فسقشان کمک کند. و دیدی که مؤمن غمگین و نزد مردم حقیر و ذلیل است. و دیدی که بدعت و زنا آشکار شود. و دیدی که مردم به شاهد دروغ توجه کنند. و دیدی که حرام، حلال میشود و حلال، حرام میگردد. و دیدی که دین تفسیر به رأی میشود و کتاب خدا و احکام آن تعطیل میگردد. و دیدی که به خاطر جسارتی که دارند، برای گناه کردن منتظر شب نمیمانند. و دیدی که مؤمن جز به قلبش نمیتواند گناهی را انکار کند. و دیدی که مال بسیاری در راه ناخشنودی خداوند صرف
میشود. و دیدی که رؤسای حکومتها، خود را به کفار نزدیک میکنند و از اهل خیر دور میشوند. و دیدی که قضات رشوه میگیرند. و دیدی که حکومت در قباله کسانی است که مال بیشتر صرف میکنند. و دیدی که افراد محرم با یکدیگر نکاح کرده و به یکدیگر اکتفا میکنند. و دیدی که مرد به صرف بدگمانی کشته میشود و مردی بر مرد دیگر (مانند همسر خود) غیرت میوزد و جان و مالش را برای او میدهد.
و دیدی که مرد از رفتن نزد همسرش سرزنش میشود. و دیدی که مرد از کسب همسرش از راه فحشا زندگی میکند. و دیدی که زن با شوهرش قهر میکند و بر خلاف خواست او عمل کرده و برای او خرج میکند و دیدی که مرد، زن و دخترش را در اختیار دیگران قرار میدهد و به کمی خوردنی و نوشیدنی از آنها راضی میشود. و دیدی که ایمان اکثر مردم به خدای - عزّوجل - دروغ است. و دیدی که قمار علنی میشود، شراب آشکارا فروخته میشود و کسی جلوگیری نمیکند. و دیدی که زنان خود را به اهل کفر عرضه میکنند.
و دیدی که لهو و موسیقی علنی میشود و کسی از کسی جلوگیری نمیکند و جرأت منع آن را ندارد. و دیدی کسی که از قدرت او در هراسند انسان شریف و بزرگوار را ذلیل میکند. و دیدی که نزدیکترین مردم به حاکمان، کسی است که برای ما بد گویی میکند. و دیدی کسی که ما را دوست دارد تکذیب میگردد و شهادت او قبول نمیشود. و دیدی که در سخن دروغ بر یکدیگر غلبه میکنند. و دیدی که شنیدن قرآن برای مردم سنگین میشود و شنیدن باطل برای آنها آسان میگردد. و دیدی که همسایه از ترس همسایهاش او را احترام میکند. و دیدی که حدود الهی
تعطیل میگردد و به هوای نفس در آنها عمل میشود. و دیدی که مساجد (به نقشهای طلایی) تزیین میگردد. و دیدی که شر و بد کاری آشکار گردید و در سخن چینی تلاش میشود. و دیدی که فحشا آشکار میگردد. و دیدی که غیبت ملیح میشود و بعضی آن را به بعضی دیگر مژده میدهند. و دیدی که حج و جهاد برای غیر خدا انجام میشود. و دیدی که سلطان، مؤمن را به خاطر کافر ذلیل میکند. و دیدی که خرابی بر آبادی پیشی میگیرد. و دیدی که درآمد مرد از کمفروشی است. و دیدی که ریختن خون دیگران اهمیتی ندارد.
و دیدی که مرد، ریاست را برای غرض دنیایی میطلبد و خود را به زبانی مشهور میکند تا از او ترسیده شود و کارها به او ارجاع گردد. و دیدی که نماز مورد بیتوجهی قرار میگیرد. و دیدی که مرد مال زیادی دارد و از زمانی که آن را به دست آورده است با پرداخت حقوق شرعی آن را پاک نکرده است. و دیدی که میت از قبر در آورده میشود و مورد آزار قرار میگیرد و کفنها یش فروخته میشود. و دیدی هرج و مرج زیاد میشود. و دیدی مرد روز را با حالت مستی به شب میرساند و شب را با مستی صبح میکند و از آنچه درباره او گفته میشود ابایی ندارد. و دیدی با حیوانات نزدیکی میشود. و دیدی بعضی چارپایان بعضی دیگر را میدرند. و دیدی مرد به مسجد میرود و در برگشت لباسش را از دست داده است. و دیدی قلبهای مردم را قساوت گرفته و چشمهای آنان از اشک خشک شده و ذکر خدا بر آنها سنگین گشته است. و دیدی کسب حرام علنی میشود و بر سر آن بر یکدیگر غلبه میجویند. و دیدی نمازگزار برای دیدن مردم نماز میخواند. و دیدی فقیه برای غیر دین
طلب فقه میکند و طالب دنیا و ریاست است. و دیدی که مردم با کسی هستند که غلبه دارد. و دیدی که خواهان حلال سرزنش میشود و طالب حرام مورد ستایش و بزرگی قرار میگیرد. و دیدی که در مسجدالحرام و مسجدالنبی عملی انجام میگیرد که خدا دوست ندارد و کسی هم مانع آنها نمیشود و آلات لهو و لعب در آنها نواخته میشود.
و دیدی که مرد سخن حقی میگوید و امر به معروف و نهی از منکر میکند، آن گاه کسی او را نصیحت میکند و میگوید: به تو مربوط نیست. و دیدی که مردم چشم و هم چشمی میکنند و به بدکاران اقتدا مینمایند. و دیدی که راه خیر خالی و بدون رهرو است. و دیدی کسی که مرده است مورد ریشخند قرار میگیرد و کسی برای او ناراحت نمیشود و دیدی که در هر سال بدعتها و زشتیهای بیشتری از گذشته ایجاد میشود. و دیدی که مردم و مجالس، جز از سرمایهداران تبعیت نمیکنند. و دیدی که کمک به نیازمند، با خنده بر او انجام میگیرد. و دیدی کسی از نشانههای آسمانی نمیترسد.
و دیدی مردم مانند حیوانات، در راه با یکدیگر نزدیکی میکنند و کسی جرأت نهی از منکر آنها را ندارد. و دیدی مرد مال فراوانی را در غیر طاعت خدا صرف میکند و ازصرف مال کم در راه خدا جلوگیری میکند. و دیدی که عاق والدین پدیدار میشود و پدر و مادر مورد بیاحترامی قرار میگیرند و بدترین مردم نزد فرزند خود هستند و از افترا بر آنها خوشحال میشوند. و دیدی که زنان بر ملک و قدرت دست مییابند و بر هر کاری غالب میشوند و کاری نمیشود مگر اینکه هوای نفس آنها در آن سهیم میباشد.
و دیدی که پسر بر پدر خود تهمت میزند و بر علیه آنها دعا میکند و به مرگ آنها شاد میشود. و دیدی که اگر روزی بر مردی بگذرد امّا در آن روز گناه بزرگی از فحشا یا کم فروشی یا انجام حرام یا نوشیدن شراب نداشته باشد ناراحت و غمگین است و گمان دارد روز خود را تلف کرده است. و دیدی که سلطان خوراک مردم را احتکار میکند.
و دیدی که اموال خویشاوندان به دروغ تقسیم میشود و با آن قمار کرده و شراب نوشیده میشود. و دیدی که با شراب مداوا میشود و به مریض توصیه شراب شده و از آن درخواست شفا میشود. و دیدی که مردم در ترک امر به معروف و نهی از منکر و پای بند نبودن به آن برابری میکنند. و دیدی که اهل نفاق همواره در تحرکند واهل حق تحرکی ندارند. و دیدی که اذان و نماز با اجرت انجام میگیرد.
و دیدی که مساجد از کسانی پر میشود که از خدا نمیترسند، در مسجد جمع میشوند تا غیبت مؤمنین کنند و توصیف شرابهای مست کننده نمایند. ودیدی که کسی در حال مستی امام جماعت میشود و نمیفهمد و بر مستی خود عیبگیری نمیشود و هنگامی که مست شود مورد احترام قرار میگیرد و از او ترسیده و پرهیز میگردد و تعقیب نمیشود و به خاطر مستیاش معذور است. و دیدی کسی که اموال یتیمان را میخورد مورد ستایش قرار میگیرد. و دیدی که قضات بر خلاف فرامین الهی قضاوت میکنند.
و دیدی که حاکمان به خاطر طمعی که دارند بر خیانتکاران اعتماد کرده و ارث مردم را به وارث فاسق داده و یا مسئولیت آن را به فاسقان وا میگذارند تا آن گونه که دوست دارند عمل کنند. و دیدی که بر روی منابر،
امر به تقوا میشود و گوینده به آنچه امر میکند عمل نمیکند. و دیدی که نماز در وقت آن خوانده نمیشود.
و دیدی که کمک مالی به خاطر توصیه دیگران است نه برای رضایت خدا. و دیدی که همت مردم به شکم و زیر شکم است و برای آنها مهم نیست که چه خوردند و با چه کسی نکاح کردند.
و دیدی که دنیا بر آنها رو آورده است. و دیدی که نشانههای حق کهنه گشته است، پس در این حال از آنها برحذر باش و از خداوند درخواست نجات کن.(1)
اکثر نشانههایی که در این روایت بیان گردیدهاند به طور موردی در گذشته هم تحقق یافتهاند و نشانه بودن آنها برای ظهور مصلح جهان در صورتی خواهد بود که فرهنگ همه یا جمع قابل توجهی از مردم شوند. نکته دیگری که درباره نشانههای ظهور مطرح است این است که مسائل اخلاقی غالباً به جهان اسلام مربوط میشوند. و آخرین نکته این که تحقق این نشانهها گاهی در یک کشور یا شهری انجام گرفته و چه بسا مسلمانان دیگر از آن اطلاع نداشته باشند و یا نشانهای به طوری پنهانی در میان جمع زیادی محقق شده باشد و دیگران از انجام آن بی خبر باشند.
آنچه مهم است تحقق همه نشانههای اخلاقی است و اگر موارد اندکی مانده است با توجه به سیر شتابنده فساد به زودی محقق خواهند شد و با توجه به قطعی نبودن آنها ممکن است برخی نشانهها تحقق نیافته و یا در انجام آنها بداء پیش آید.
1) 147. بحارالانوار، ج 52، 256 تا 260.
امام مهدیعلیه السلام فاتح جهان در
عصر قدرتهای بزرگ است.
علائمی برای ظهور منجی عالم بیان شده است که تحقق آنها قبل از ظهور، تخلفناپذیر است و از میان آنها پنج مورد بیش از همه مورد توجه و تاکید قرار گرفتهاند که ما به بیان و شرح آنها میپردازیم.
امام صادقعلیه السلام فرمود:
«قَبْل قِیامِ الْقائِمِ عَلَیْهِ السَّلامُ خَمْسُ عَلاماتٍ مَحْتُوماتٍ: أَلْیَمانیُّ وَ السُّفْیانیُّ وَ الصَّیْحَةُ وَقَتْلُ النَّفِْس الزَّکِیَّةِ وَ الْخَسْفُ بِالْبَیْداءِ.»(1)
پیش از قیام قائمعلیه السلام، پنج علامت قطعی خواهد بود: قیام مرد یمنی، خروج سفیانی، صیحه آسمانی و کشته شدن نفس زکیه و فرو رفتن در زمین بیابان. (بین مکه و مدینه)
قیام اصلاحطلبانه شخصیت فرزانه مرد یمنی در روایات زیادی مورد توجه قرار گرفته است اگر چه این قیام الهی از نشانههای قطعی ظهور
1) 148. بحار الانوار، ج 52، ص 204.
مصلح جهان معرفی گردیده است امّا توضیح زیادی درباره او وارد نشده است و ما هم به ذکر یک روایت و توضیح کوتاهی اکتفا میکنیم.
امام باقرعلیه السلام فرمود:
خروج سفیانی و یمانی و خراسانی در یک سال و یک ماه و یک روز است... و در میان پرچمها، پرچمی هدایت یافتهتر از مرد یمنی نیست. پرچم او پرچم هدایت است زیرا او شما را به سوی صاحبتان فرا میخواند. وقتی خروج میکند فروش اسلحه را بر مردم تحریم میکند. آنگاه که قیام کرد به سوی او بشتاب که پرچم او پرچم هدایت است و جایز نیست مسلمانی از او روی گرداند و اگر چنین کند از اهل آتش است زیرا او به سوی حق و راه مستقیم دعوت میکند.(1)
در میان همه پرچمها، پرچم مرد یمانی و پرچم مرد خراسانی از وجهه الهی و اهمیت خاصی برخوردارند. البته پرچم مرد یمنی به مراتب هدایت یافتهتر از پرچم خراسانی در ایران است. امّا این که چرا این پرچم هدایت یافتهتر است در حالی که ایرانیان نقش بزرگی در پیروزی و تثبیت حکومت عادلانه امام مهدیعلیه السلام دارند و حتی فرمانده نظامی او شعیب بن صالح از اهل خراسان است و نیروهای ایرانی جمع زیادی از اصحاب 313 نفره و یاران رزمنده او تشکیل میدهند، ممکن است به خاطر آن باشد که یمانی بدون ملاحظه کاری مورد توجه خراسانی که به مسائل جهانی و رعایت امور جاری در دنیا دارد به اسلام عمل کند و از شائبهها و ناخالصیهایی که گاهی به اسم اسلام بر ایرانیان سایه میافکند به دور بوده و احکام اسلام را با قاطعیت به مورد اجرا گذارد.
1) 149. بحارالانوار، ج 52، ص 232.
علامت حتمی دیگر ظهور مصلح جهان، تحرکات سفیانی و حکومت اوست. سفیانی از بنیامیه و از فرزندان ابوسفیان است. بنابراین اسم او سفیانی نیست بلکه نام او عثمان و نام پدرش عنبسه است و اطلاق نام سفیانی بر او به خاطر نسبتی است که با ابوسفیان دارد.
بحث درباره شخصیت سفیانی و تحرکات نظامی سیاسی او جز از طریق روایات ممکن نیست و تعیین قطعی شخص او جز با قیامش میسر نخواهد بود.
سفیانی دارای قیافهای زشت و چهرهای آبله روست و از شخصیت و روحیه جنایتکارانه و خونخواری برخوردار است.
امام باقرعلیه السلام فرمود:
اگر سفیانی را ببینی، پلیدترین مردم را دیدهای. او دارای رنگی بور و سرخ و کبود است.(1)
امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمود:
فرزند هند جگرخوار از وادی یابس (دره خشک از نواحی دمشق) خروج میکند. او مردی است چهارشانه، با قیافهای وحشتناک و سری بزرگ که بر صورت او اثر آبله نمایان است. وقتی او را میبینی گمان میکنی که دارای یک چشم است. اسمش عثمان و نام پدرش عنبسه است. او فرزند ابوسفیان است. وارد سرزمین «قرار و مَعین»(2)میشود و بر منبر قرار میگیرد.(3)
سفیانی شش ماه میجنگد تا به حاکمیت دست مییابد.
امام صادقعلیه السلام فرمود:
سفیانی از نشانههای حتمی ظهور است و خروج او از اول تا پایان، پانزده ماه به طول میانجامد. شش ماه میجنگد و وقتی بر پنج شهر دست یافت نه ماه حکومت میکند و یک روز هم بیشتر نخواهد شد.(1)
آن پنج شهر بنا بر روایات: دمشق، اردن، حمص، حلب و قنسرین میباشند که از شهرهای سوریه، اردن و لبنان هستند.
امام صادقعلیه السلام درباره تاریخ حرکت سفیانی میفرماید:
از نشانههای قطعی، خروج سفیانی در ماه رجب است.(2)
و امیرالمؤمنینعلیه السلام درباره پرچم او فرمود:
سفیانی با پرچمی قرمز خروج میکند.(3)
وقتی سفیانی بر پنج شهری که ذکر شد تسلط یافت با یک لشکر به عراق حمله میکند و جنایات بزرگی به وجود میآورد. او به شدت با اهل بیتعلیهم السلام و شیعیان آنها دشمن است.
امام صادقعلیه السلام فرمود:
ما و آل ابوسفیان دو خانوادهای هستیم که به خاطر (حب و بغض) خدا با یکدیگر دشمنی میکنیم. ما گفتیم خدا راست میگوید و آنها گفتند: خدا دروغ میگوید. ابوسفیان با رسولاللَّهصلی الله علیه وآله جنگید و معاویه با علی بن ابی طالبعلیه السلام و یزید بن معاویه با حسین بن علیعلیهما السلام جنگید و سفیانی با قائمعلیه السلام میجنگد.(4)
امام باقرعلیه السلام فرمود:
یک فرورفتگی در یکی از قریههای دمشق روی میدهد و گروهی از مسجد آن قریه سقوط میکنند، در این حال ترکها به آن تجاوز میکنند و در جزیرهای فرود میآیند. غربیها نیز میآیند تا در رمله فرود آیند. این سال، سال اختلاف در همه سرزمینهای اعراب است. مردم شام سه دسته میشوند و زیر پرچم سه نفر به نام اصهب، ابقع و سفیانی قرار میگیرند... . سفیانی بر آن دو گروه پیروز میشود و قصدی جز کشتن آل محمّدعلیهم السلام و شیعیان آنها ندارد. از این رو لشکری به کوفه میفرستد و عدّهای از شیعیان آن را به قتل میرساند. و دست و پای آنها را قطع میکند.(1)
امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمود:
سپاه سفیانی وارد کوفه میشود و کسی را رها نمیکند مگر این که او را به قتل میرساند. اگر مردی از آنها به گوهری گرانبها بر خورد کند به آن توجهی ندارد امّا اگر کودک خرد سالی را ببیند او را دستگیر کرده و به قتل میرساند.(2)
همچنین امام صادقعلیه السلام میفرماید:
گویا سفیانی یا همراه او را میبینم که در کوفه مستقر شده است و کسی ندا میدهد: هر کس سر شیعه علی را بیاورد هزار درهم برای او خواهد بود. در این هنگام همسایه بر همسایهاش میپرد و میگوید: این از شیعیان است و سر او را میبرد و هزار درهم میگیرد.(3)
جنایات سفیانی نسبت به مردان و زنان و کودکان کوفه تکان دهنده است و وقتی وارد بغداد میشود هفتاد هزار مرد را میکشد و شکم سیصد زن را پاره میکند.(1)
امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمود:
سفیانی هفتاد هزار نفر را به کوفه و بصره در عراق اعزام میکند و شهرها و مناطق را دور میزند، اهل علم را میکشد، قرآنها را آتش میزند، مساجد را خراب میکند، حرام خدا را حلال کرده و به نواختن موسیقی و تار و طنبور در بازار و نوشیدن شراب در راهها فرمان میدهد. فحشا را برای نیروهای خود حلال و آنچه را خداوند بر آنها واجب کرده است حرام میکند و کسی را از هیچ ظلم و گناهی باز نمیدارد بلکه بر تمرّد و سرکشی و طغیانگری میافزاید... کودکان را جمع آوری میکند و روغن را به جوش میآورد تا آنان را در آن اندازد که آنها میگویند:
اگر پدران ما در برابر تو سرکشی کردند گناه ما چیست؟ پس دو نفر از آنها را که حسن و حسین نامیده میشوند به دار میزند. آن گاه به کوفه میرود و با کودکان کوفه به همان صورت رفتار میکند و دو کودک را که حسن و حسین نام دارند بر درب مسجد به دار میزند که خون آنها مثل خون یحیی بن زکریا به جوش میآید. وقتی این منظره را میبیند به بلا و هلاکت خود پی میبرد و به شام فرار میکند. وقتی وارد دمشق میشود به می گساری و معصیت میپردازد و به یارانش دستور میدهد شراب بنوشند و گناه کنند و سفیانی در حالی که سلاحی با خود به همراه دارد زن حاملهای را گرفته و او را به بعضی از یارانش میسپارد و دستور میدهد
1) 160. عقد الدرر، ص 92.
در میان راه مورد فحشا قرار گیرد و او پس از انجام فحشا شکمش را پاره میکند و جنین را از آن بیرون میآورد و هیچ کس توان تغییر این اعمال را ندارد. در این جا فرشتهها مضطرب میشوند و خداوند به جبرئیلعلیه السلام دستور میدهد که بر دیوار مسجد دمشق ندا دهد:
«أَلا قَدْ جاءَکُمُ الْغَوْثُ یا أُمَّةَ مُحَمَّدٍ، قَدْ جاءَکُمُ الْغَوْثُ یا أُمَّةَ مُحَمَّدٍ، قَدْ جاءَکُمُ الْفَرَجُ وَ هُوَ الْمَهْدِیُعلیه السلام، خارِجٌ مِنْ مَکَّةَ فَأَجیبُوهُ.»(1)
ای امت محمد! آگاه باشید که فریادرس شما آمد، ای امت محمد! همانا فریاد رس شما آمد، فرج شما فرا رسید و او مهدیعلیه السلام است. در خارج مکّه (مدینه) است او را اجابت کنید.
وقتی سفیانی آگاه میشود امام مهدیعلیه السلام ظهور کرده است لشکری را به مدینه اعزام میکند تا با او مبارزه کند و به مهدویت پایان بخشد همانگونه که گذشتگان او و بنیعباس چنین تفکر باطلی را در سر میپروراندند. امّا وقتی لشکر سفیانی به مدینه میرسد امامعلیه السلام را در آنجا نمیبیند و متوجه میشود که او به مکّه رفته است. آن گاه پس از جنایات زیادی که در مدینه مرتکب میشوند راهی مکّه میگردند که در پهن دشت میان مدینه و مکّه در زمین فرو میروند و ما این واقعه فرو رفتن در زمین را به عنوان یک نشانه حتمی ظهور مورد بحث قرار خواهیم داد.
فرو رفتن لشکر متجاوز سفیانی در زمین، نقطه شروع شکست آن جرثومه سراسر شرارت است و دیری نخواهدگذشت که بافتح کشورهای اسلامی و ورود امام مهدیعلیه السلام به فلسطین، سفیانی به دست آن مصلح مقتدر به قتل میرسد و شعلههای شرارت او به کلی خاموش میشود.
1) 161. عقد الدرر، ص 93 و 94.
یکی از نشانههای قطعی، نداهای اعجابانگیز آسمانی است که شور و هیجان عجیبی در سراسر عالم به وجود میآورد و کافر و مسلمان را تحت تأثیر جدی خود قرار میدهد و سران مستکبر دنیا را وحشت زده ساخته و یاران و شیعیان امام عصرعلیه السلام را بسیار شادمان میسازند به گونهای که با شنیدن آنها از خوشحالی زیاد در پوست خود نمیگنجند. امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمود:
وقتی منادی از آسمان ندا دهد که حق با آل محمّدعلیهم السلام است در این هنگام مهدی بر سر زبانها میآید و جام محبت او را مینوشند و ذکر دیگری ندارند.(1)
امام رضاعلیه السلام فرمود:
ندای آسمانی رحمت بر بندگان و عذاب بر کافران است.(2)
ندای آسمانی زیباترین نغمه ملکوتی است که گوشهای اهل ایمان را مینوازد.
ندای آسمانی، ندای تحقق اراده الهی است که به انتظار طاقت فرسای شیعه پایان میدهد.
ندای آسمانی، ندای رهاییبخش دین و دین داری از چنگال ظالمان و منحرفان است.
ندایآسمانی،ندای دلانگیز مؤمناناست که فرشته وحی منادی آناست.
ندای آسمانی، ندای عزّت، شکوه، اقتدار و حاکمیت شیعیان است.
ندای آسمانی، ندای آماده باش منتظران مهدی آل محمّدعلیهم السلام است.
ندای آسمانی، ندای اقتدار مستضعفین بر روی زمین است.
ندای آسمانی، پایان بخش شب تاریک ظلم و گناه و جنایت است.
ندای آسمانی، مژده حاکمیت اهل بیتعلیهم السلام بر زمین است.
ندای آسمانی، اذان صبح ظهور است که از روزی روشن، دلنشین و الهی خبر میدهد. روزی که مظلومیت آل محمّدعلیهم السلام پایان مییابد، شیعه از انزوا خارج میشود و دین خدا به بهترین شکل خود در تمام ابعاد زندگی مردم تجلی مییابد.
ویژگیهای نداهای آسمانی
نداهای آسمانی ویژگیهای خاصّ خود را دارند که به اختصار آنها را مورد بحث قرار میدهیم.
1 - تعدّد
نداهای متعددی از سوی جبرئیل و فرشتههای دیگر در آسمان طنین انداز میشود که برخی کلی بوده و بعضی به ویژگیهای امام مهدیعلیه السلام و مکان ظهور او و یا برخی تحولات اشاره دارند. از روایات استفاده میشود که این نداها در ماههای رجب، رمضان، شوال و محرم میباشند و چهبسا چند مرتبه در هریک از زمانهای یادشده تکرار شوند.
2 - وضوح بین المللی
نداهای آسمانی برای همه مفهومند و کسی نیست که آنها نشنود یا درک نکند. زراره گوید: امام صادقعلیه السلام فرمود:
منادی به اسم قائم ندا میدهد. عرض کردم به طور عام یا خاص؟ فرمود: عام است و هر قومی آن را به زبان خود میشنوند.(1)
این یکی از معجزات الهی است که در یک لحظه جملهای در سراسر جهان و به همه زبانهای مردم عالم پخش میشود و همه آن را درک میکنند. برخی خواستهاند عمومی بودن نداها را به گونهای توجیه کنند که این نداها با یک زبان باشد که توسط خبرنگارها ترجمه و به دنیا مخابره گردد امّا این توجیه خلاف ظاهر روایات است.
3 - شدت و قوت
نداهای آسمانی از چنان شدت و قوّتی برخوردارند که کسی از شنیدن آنها مستثنا نمیشود. اگر کسی خواب باشد بیدار میشود و اگر بیدار باشد وحشت زده میشود و حتی دختران عفیف بدون اختیار از سراپرده خود بیرون میآیند تا این صوت شگفتانگیز و استثنایی را پیگیری کنند. و بالاتر این که هر موجود زندهای از جن و ملک و موجودات زنده دیگر از شنیدن آن به شدّت متأثّر میشوند. ابوبصیر گوید:
امام صادقعلیه السلام فرمود:
قائم قیام نمیکند تا این که اسم او در شب بیست و سوم ماه رمضان که برابر شب جمعه است در آسمان طنین انداز گردد. عرض کردم: به چه نامی ندا داده میشود؟ حضرت فرمود: به اسم او و پدرش: «آگاه باشید که فلان بن فلان، قائم آل محمدعلیهم السلام ظاهر شد. سخن او را بشنوید و اطاعت کنید.» در آن هنگام چیزی از خلق خدا که زنده است باقی نمیماند مگر این که صیحه آسمانی را میشنود. پس انسان خواب، بیدار میشود و به
1) 164. بحارالانوار، ج 52، ص 205.
صحن خانه خود میآید و دوشیزگان از سرا پرده خود خارج میشوند و قائم هم از ندایی که میشنود خروج میکند و این صوت، صدای جبرئیل است.(1)
4 - تنوع
نداهای آسمانی محتوای مختلفی دارند و با الفاظ متفاوتی در آسمان طنین انداز میشوند که به برخی از آنها اشاره گردید و به بعضی دیگر نیز اشاره میکنیم. البته برخی نداها صرفاً برای اعلام ظهور حجّت خدا هستند امّا برخی برای اعلام حقانیت و بعضی دیگر بیانگر قیام او و یا اطاعت از آن حضرت میباشند. امام رضاعلیه السلام فرمود:
در ماه رجب سه ندا در آسمان طنین انداز میشود. یکی میگوید:
«أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَی الظَّالِمینَ»
و منادی دوم میگوید:
«أَزِفَتِ الْاَزِفَةُ یامَعْشَرَ الْمُؤْمِنینَ»
ای گروه مؤمنین! آن حادثه نزدیک فرا رسید.
و منادی سوم گوید:
«إِنَّ اللَّهَ بَعَثَ فُلاناً فَاسْمَعُوا لَهُ وَ أَطیْعُوا.»(2)
خداوند (مهدی) را برانگیخت، به او گوش فرا دهید و از او اطاعت نمایید.
امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمود:
وقتی منادی از آسمان ندا دهد: حق با آل محمّدعلیهم السلام است، در این هنگام مهدی بر سر زبانها آید.(3)
همچنین امام رضاعلیه السلام درباره امام مهدیعلیه السلام میفرماید:
او کسی است که منادی از آسمان برای او ندا میدهد که همه مردم میشنوند:
«أَلا إِنَّ حُجَّةَ اللَّهِ قَدْ ظَهَرَ عِندَ بَیْتِ اللَّهِ فَاتَّبِعُوهُ، فَإِنَّ الْحَقَّ مَعَهُ وَ فیهِ.»(1)
آگاه باشید که حجّت خدا در خانه خدا ظهور کرد، او را اطاعت کنید، به راستی که حق با او و در اوست.
پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود:
وقتی زمان خروج قائم فرا میرسد ندا کنندهای از آسمان ندا میدهد:
«أَیُّهَا النَّاسُ: إِنَّ اللَّهَ قَطَعَ عَنْکُمْ مُدَّةَ الْجَبَّارینَ وَ وَلیَّ الْاَمْرَ خَیْرَ أُمَّةِ مُحَمَّدٍصلی الله علیه وآله فَأَلْحِقُوا بِمَکَّةَ»(2)
ای مردم! خداوند سلطه خود کامگان را از شما برداشت و حکومت را، بهترین امت محمدصلی الله علیه وآله به دست گرفت؛ خود را به مکّه رسانید.
نکته مهمی که در کنار نداهای آسمانی وجود دارد شک و تردیدی است که شیطان در دل مردم میاندازد. امام باقرعلیه السلام میفرماید:
در اوّلِ روز، ندای آسمانی بلند میشود که بدانید حق با علی و شیعه اوست. سپس ابلیس در آخر شب از زمین ندا میدهد: آگاه باشید که حق با عثمان (سفیانی) و شیعه اوست و در این جاست که عدّهای در شک و تردید قرار میگیرند.(3)
یکی از عوامل مخالفت با امام مهدیعلیه السلام همین ندای شیطانی است که عدّهای را به تردید میاندازد و آنها را در برابر امامعلیه السلام به مخالفت
وامیدارد. زراره گوید: به امام صادقعلیه السلام عرض کردم: چه کسی با قائم مخالفت میکند در حالی که نام او برده میشود؟ فرمود: ابلیس آنها را رها نمیکند تا این که در پایان شب ندایی میدهد و مردم را به شک میاندازد.(1)
البته حق معلوم است زیرا ندای جبرئیل در آسمان میپیچد و ندای ابلیس از زمین بر میخیزد. از طرفی ندای حق دلنشین و مطابق روایاتی است که از معصومینعلیهم السلام وارد شده است و ندای ابلیس بر خلاف آنهاست. امّا کسانی که از دلی بیمار برخوردارند ندای ابلیس را پیگیری میکنند و به آن دامن میزنند تا بلکه بتوانند با کفر جهانی و عامل آن که سفیانی است همراهی کرده و عدّهای را به انحراف بکشانند.
قتل نفس زکیه، پانزده شب قبل ازقیام مصلح جهان رویمیدهد.(2)امّا اینکه، او کیست و چگونه و برای چه کشته میشود، امام باقرعلیه السلام میفرماید:
قائمعلیه السلام به اصحاب خود میفرماید: مردم مکّه مرا نمیخواهند امّا من کسی را به سوی آنها میفرستم تا آنگونه که سزاوار مثل من است بر آنها اتمام حجّت کند. آن گاه مردی از اصحاب خود را فرامیخواند و به او میفرماید: به مکّه برو و بگو: ای اهل مکّه! من فرستاده فلان (مهدی) به سوی شما هستم و میفرماید: ما اهل بیت رحمت و معدن رسالت و خلافتیم، ما از فرزندان محمد و پیامبرانیم که مورد ظلم و آزار و قهر قرار گرفتیم و حق ما از زمانی که پیامبر ما رحلت کرد تا امروز از ما گرفته شد.
پس ما برای گرفتن حق خود از شما یاری میخواهیم و شما هم ما را یاری کنید. وقتی این جوان سخنان او را نزد اهلمکّه بیان میکند به اوحمله کرده و در بین رکن و مقام سر از تن او جدا میکنند و این همان نفس زکیه است.(1)
و در حدیث دیگری میفرماید:
جوانی از آل محمّدعلیهم السلام در بین رکن و مقام کشته میشود که اسم او محمد بن الحسن، نفس زکیه است.(2)
منظور از نفس زکیه انسانی پاک و بی گناه است. زیرا مردم مکّه بدون هیچ عذری او را به شهادت میرسانند و در واقع جنگ نه از سوی امامعلیه السلام که از سوی مردم مکّه آغاز میگردد. گویا محمد بن الحسن اولین شهید قیام جهانی حضرت مهدیعلیه السلام است که شهادتش یادآور شهادت فرستاده امام حسینعلیه السلام یعنی مسلم بن عقیل است و همانگونه که مسلم، از برگزیدگان یاران امام حسینعلیه السلام بود، محمد بن الحسن هم از یاران برازنده امام مهدیعلیه السلام است که او را برای این ماموریت انتخاب میکند. نفس زکیه از جوانان برومند و خود ساختهای است که یک عمر، خود را برای این ماموریت الهی آماده میکند و ضمن کسب توفیقِ پیشگامی در قیام امام مهدیعلیه السلام الگویی شایسته برای جوانان حق طلب مسلمان میگردد. درود خدا بر او باد.
یکی از نشانههای حتمی ظهور امام عصرعلیه السلام فرورفتن سپاه سفیانی در بیابانهای بین مکّه و مدینه است. وقتی سفیانی از ظهور حضرت
مهدیعلیه السلام آگاه میگردد، سپاهی به سوی او در مدینه میفرستد تا با کشتن آن حضرت ختم مهدویت را اعلام کند. به نظر میرسد این خواسته همه استعمارگران و مخالفان و معاندان قدرتمند هنگامه ظهور است که ناکام میماند. وقتی سپاه اعزامی سفیانی به مدینه میرسند میفهمند که حضرت مهدیعلیه السلام به مکّه رفته است. از این رو راهی مکّه میشوند تا با او وارد جنگ شوند. امّا به جز دو نفر از آنها همه در پهن دشت میان مدینه و مکّه در زمین فرو میروند. البته فرو رفتن لشکر سفیانی یک حادثه عادی نیست بلکه زمین به فرمان خدا آنها را در خود فرو میبرد تا اراده الهی بر دشمنان آشکار گردد. امام صادقعلیه السلام فرمود:
سالار ما قائمعلیه السلام بر دیوار کعبه تکیه میدهد آن گاه مردی که چهرهاش به عقب برگشته است نزد او میآید و میگوید: ای سرور من! بشارتی برای شما دارم. فرشتهای به من دستور داده است که نزد شما بیایم و هلاکت سپاه سفیانی را بشارت دهم. قائمعلیه السلام به او میفرماید: ماجرای خود و برادرت را بیان کن.
آن مرد میگوید: من و برادرم در لشکر سفیانی بودیم و همه جا از دمشق تا بغداد را خراب کردیم و تل خاکی باقی گذاردیم. کوفه و مدینه را هم ویران کردیم و منبر پیامبرصلی الله علیه وآله را هم شکستیم و مرکبهای خود را در مسجد رسولاللَّه بستیم. از آنجا برای تخریب خانه خدا و کشتن اهل آن خارج شدیم. امّا وقتی به دشت پهنی رسیدیم که استراحت کنیم، ناگاه کسی ندا داد؛ ای بیابان! ستمکاران را نابود گردان. در این هنگام زمین گشوده شد و تمام سپاه را بلعید و به خدا قسم کسی جز من و برادرم بر روی زمین باقی نماند.فرشتهای بر صورت ما زد و چهره ما چنان که
میبینید برگشت و به برادرم گفت: وای بر تو! به سوی سفیانی در دمشق برو و او را از ظهور مهدی آل محمدعلیهم السلام با خبر کن و بگو خداوند سپاهت را در میان مکّه و مدینه نابود ساخت. و به من گفت: تو هم به مکّه نزد مهدی برو و او را به هلاکت ستمکاران بشارت ده و به دست او توبه کن که از تو میپذیرد. آن گاه قائمعلیه السلام با دست خود بر چهره او میکشد و به حال اوّل باز میگردد و با او بیعت میکند و جزء یارانش میگردد.(1)
بحارالانوار، ج 53، ص 10.
1) 175.
امام باقرعلیه السلام:
گویا اصحاب قائم را میبینم که بر
مشرق ومغربزمین مسلط گشتهاند(1)
در یک نگاه کلی یاران امام مهدیعلیه السلام به دو دسته تقسیم میشوند. نیروهای فکری و اجرایی و یاران رزمی که او را در جنگ با دشمنان یاری میرسانند. البته عدّهای از اصحاب خاصّ حضرت که همان سیصد و سیزده نفر هستند از پیشگامان حرکتهای رزمی و جهادی خواهند بود و با شمشیرهای اهدایی از سوی مولای خود که تفاوت چشمگیری با شمشیرهای عادی داشته و از کارآیی فوق تصوری برخوردارند به مبارزه میپردازند.
یاران امام مهدیعلیه السلام به انسانها خلاصه نمیشوند بلکه بخشی از آنها فرشتگان هستند که با اعجاز، نهضت الهی او را به پیش میبرند.
امام صادقعلیه السلام فرمود:
اولین کسی که با قائم بیعت میکند جبرئیل است.(2)
و در روایات آمده است جبرئیل از سمت راست و میکائیل از سمت چپ او حرکت میکنند(1)و از گروههایی از فرشتگان که در خدمت منجی عالم هستند نام برده شده است.
برترین یاران مهدیعلیه السلام همان سیصد و سیزده نفر هستند که از آنها به اصحاب مهدیعلیه السلام نام برده میشود و نیروهای دیگر یاران رزمی او هستند که در فتح کشورها حضوری چشمگیر دارند و تا تحقق پیروزی اسلام در قالب لشکرهای آزادی بخش به امر آخرین جانشین رسول خداصلی الله علیه وآله به مبارزه ادامه میدهند. آنها شیفته امام و مولای خویشند و مانند یاران امام حسینعلیه السلام در کربلا با شهامت و فداکاری از امام خود و اهداف بلندی که دارد دفاع میکنند و تا رفع فتنه از جهان به حرکتهای رزمی خود ادامه میدهند و در این میان برخی به درجه شهادت رسیده و عدّهای میمانند و در حکومت عدالت گستر ولی عصرعلیه السلام در ردهای پایینتر از اصحاب سیصد و سیزده نفره او خدمت خواهند کرد.
یاران خاص که ازآنها به اصحاب مهدیعلیه السلام نامبرده میشود چهرههای حکومتی و اجرایی او هستند آنها انسان هایی عادل، مقتدر، فقیه و کار آمدند که در تثبیت حکومت جهانی مولای خود نقش اساسی دارند.
ابوبصیر گوید: از امام صادقعلیه السلام سؤال کردم: آیا غیر از این سیصد و سیزده نفر، مؤمنی روی زمین نیست؟ امامعلیه السلام فرمود: آری، هست ولی قائم از میان آنان قیام میکند و آنها انسانهایی نجیب و فقیهان، قضات
1) 178. بحارالانوار، ج 52، ص 368.
و حکام دین هستند که دست امامعلیه السلام قلب آنها را نوازش داده و هیچ حکمی برای آنها مشتبه نخواهد شد.(1)
امام صادقعلیه السلام در حدیث دیگری به ابان بن تغلب فرمود: ای ابان! به زودی سیصد و سیزده نفر را خدای - تبارک و تعالی - در این مسجد گرد میآورد که مردم مکّه خیال میکنند هنوز پدران آنها خلق نشدهاند. در دست آنها شمشیرهایی است که روی هر شمشیری، نام، نام پدر، لقب و دیگر خصوصیات صاحبش نوشته شده است.(2)
همچنین فرمود: یاران، یکدیگر را ملاقات میکنند گویی همگی از یک پدر و مادرند.(3)
اصحاب امام مهدیعلیه السلام تفاوتهایی هم با یکدیگر دارند. برخی از آنها از پیامبران و عدّهای از گذشتگان قبل از اسلام و بعضی از بزرگان صدر اسلام میباشند که رجعت میکنند و عدّهای هم از مردم عصر ظهور خواهند بود. امام صادقعلیه السلام فرمود:
بیست و هفت نفر از پشت کوفه رجعت میکنند و پانزده نفر از قوم موسی هستند که به حق قضاوت میکردند و هفت نفر از اصحاب کهف میباشند و یوشع بن نون و سلمان و ابو دجانه و مقداد و مالک اشتر همگی از یاران و حاکمانند.(4)
البته رجعت کنندگان به شخصیتهایی که در این روایت ذکر گردیده خلاصه نمیشوند بلکه عده زیادی از مؤمنین نیز رجعت خواهند کرد و از یاران حضرت خواهند بود.
اصحاب امام مهدیعلیه السلام که سران آینده جهان خواهند بود سیصد و سیزده نفرند که بیست و هفت نفر آنها در روایت قبل مطرح شدند و دویست و پنجاه نفر دیگر که ظاهراً همه آنها از مردم عصر ظهور خواهند بود را در روایتی دیگر بیان خواهیم کرد. تعداد دیگری هم که به احتمال زیاد از رجعت کنندگان عصر ظهور خواهند بود به جمع آنها میپیوندد تا حلقه سیصد و سیزده نفره آنها کامل گردد.
و ما در اینجا بنا بر روایت امیرالمؤمنینعلیه السلام(1)به مکانها و تعداد اصحابی که از آنها بر خواهند خاست به ترتیب الفبا اشاره میکنیم. البته امکان تغییر جزئی یا کلی نامها در اثر گذشت زمان وجود دارد و چه بسا برخی از مکانها در آن زمان نبوده و بعد تأسیس گردیده است.
1 - آبادان 3
2 - ابدح 1
3 - ابهر (از شهرهای زنجان) 1
4 - احساء (ساحل شرقی عربستان، حد فاصل کویت و قطر) 1
5 - اَدَنَه (از شهرهای ترکیه) 1
6 - اُذرح 1
7 - اردبیل 2
8 - ارمینیه (نزدیک جمهوری آذربایجان) 1
9 - اسکندریه 1
10 - اسمه 3
1) 183. معجم احادیث، الامام المهدی، ج 3، ص 106 - 104.
11 - اصفهان 4
12 - آمد (از شهرهای ترکیه کنار رودخانه ایسر) 1
13 - آمل 1
14 - انبار( از شهرهای مرزی عراق) 1
15 - انطاکیه (از شهرهای سوریه) 1
16 - اهواز 1
17 - باستان 1
18 - بالس (از شهرهای سوریه) 2
19 - بدلیس( شهری از نواحی جمهوری آذربایجان) 1
20 - برجان (شهری از نواحی خزر) 1
21 - بَرقَه (منطقهای در شرق جمهوری لیبی) 1
22 - برکری 1
23 - بروجرد 1
24 - بصره 2
25 - بلخ (از شهرهای افغانستان) 1
26 - بیت المقدس 2
27 - تبوک (آبادکی کوچکی در شمال حجاز) 1
28 - تدمر (شهری در قلب صحرای سوریه) 1
29 - جامده (از توابع بصره) 1
30 - حدیثة الموصل (قصبهای از توابع موصل در عراق) 6
31 - حرّان (از شهرهای عراق) 1
32 - حلب (از شهرهای سوریه) 3
33 - حمص (از شهرهای سوریه) 2
34 - حمیم 3
35 - حنانه (از توابع نجران در یمن) 1
36 - خراسان 6
37 - خمری 1
38 - خوی (از شهرهای آذربایجان غربی) 1
39 - دامغان 1
40 - دکار (از مناطق مرزی سنگال) 1
41 - دمشق 4
42 - دمیاط (از شهرهای مصر در کنار رود نیل) 1
43 - دورق (از توابع اهواز) 1
44 - دیر (از شهرهای عراق یا استان بوشهر) 1
45 - دینور (از شهرهای کردستان ایران) 2
46 - رأس العین (شهری در سوریه یا لبنان یا الجزایر و یا مغرب) 1
47 - رقه (شهری در سوریه) 1
48 - رمله (از شهرهای فلسطین) 1
49 - ری (تهران امروز یا از توابع آن) 10
50 - زبید (شهری در یمن نزدیک دریای سرخ) 1
51 - ساوه 1
52 - سرات (از شهرهای حجاز) 1
53 - سرخس (از شهرهای استان خراسان) 1
54 - سرخیس 1
55 - سلماس (شهری در آذربایجان غربی) 1
56 - سمرقند (از شهرهای ازبکستان) 1
57 - سوراء (شهری در بابل یا بغداد) 1
58 - سوریه 1
59 - سوس الاقصی (شهری در مغرب از نواحی بربر یااز توابع شهر طرقله) 5
60 - سیار 3
61 - سیراف( شهری گرم سیر در نزدیکی خلیج فارس) 2
62 - شاخ 1
63 - شوشتر (از شهرهای خوزستان) 1
64 - شیراز 3
65 - شیروان (از مناطق جمهوری آذربایجان و یااز شهرهای خراسان یا ایلام) 1
66 - صریح 1
67 - صور( شهری در عمان) 2
68 - صیدا( شهری ساحلی در لبنان) 1
69 - طائف 1
70 - طالقان 24
71 - طرطوس (شهری در سوریه) 3
72 - طَنَجه 1
73 - عامر 1
74 - عانه (از شهرهای سوریه) 1
75 - عدن (از شهرهای یمن) 1
76 - عرار (منطقهای در نجد یا یمامه یا حجاز) 1
77 - عرفات 1
78 - عسقلان (از شهرهای فلسطین) 1
79 - عسکر مکرم (از توابع خوزستان) 1
80 - عکا(شهری در فلسطین) 1
81 - عکبرا( شهر کوچکی در ده فرسخی بغداد) 1
82 - علالی 1
83 - عمان 2
84 - غزّه 1
85 - فارس 1
86 - فارقین (از مناطق الجزایر) 1
87 - فرنگ (فرانسه) 1
88 - فسطاط (شهری در مصر) 4
89 - قادسیه( شهری در عراق) 1
90 - قبج 1
91 - قبرص (جزیرهای میان ترکیه و سوریه) 2
92 - قراح (از شهرهای حجاز بین اعلاء و مدینه) 1
93 - قرمیس 1
94 - قزوین 2
95 - قسوان 2
96 - قصر 1
97 - قصور 1
98 - قطیف (از شهرهای عربستان) 1
99 - قلقیلا (شهری در فلسطین) 1
100 - قم 10
101 - قورص 1
102 - قوص (از شهرهای مصر در کنار نیل) 1
103 - قیروان (منطقهای صحرایی در لیبی) 1
104 - قیموت 1
105 - کازرون 1
106 - کراز 1
107 - کرخ (از توابع بغداد) 1
108 - کوفه 4
109 - گرگان 2
110 - محله (شهری در مصر) 1
111 - مدینه 10
112 - مراد 1
113 - مراغه (از شهرهای استان آذربایجان شرقی) 3
114 - مرج (از شهرهای لیبی) 1
115 - مرو( شهری در ترکمنستان) 10
116 - مغلثایا 1
117 - مکه 4
118 - منارجرد 1
119 - موصل (از شهرهای عراق) 1
120 - نسور 1
121 - نصیین (شهری در ترکیه یا عراق یا سوریه) 1
122 - نهاوند (از شهرهای همدان) 1
123 - نیل (شهری در ترکیه یا روستایی در حلب سوریه) 1
124 - واسط (از شهرهای عراق) 3
125 - هجر (از روستاهای یمن یا بحرین یا حجاز) 1
126 - هرات (از شهرهای افغانستان) 1
127 - هَمَدان (از شهرها ایران) یا هَمْدان (از شهرهای یمن) 3
128 - یمامه (از شهرهای حجاز) 1
یارن خاصّ مصلح جهان دارای ویژگیهایی هستند و ما در این بحث به مهمترین آنها میپردازیم.
1 - جوانی
سیمای امام مهدیعلیه السلام سیمای کسی است که قریب چهل سال از عمر او گذشته باشد و یاران خاصّ او نیز از جوانانند یعنی سن اکثر آنها هماهنگ با مولای آنهاست که جوان به شمار میآید.
امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمود:
«أَصْحابُ الْمَهْدیِّ شَبابٌ لا کُهُولَ فیهِمْ، إِلَّا مِثْلُ کُحْلِ الْعَیْنِ وَ الْمِلْحِ فِی الزَّادِ وَ أَقَلُّ الزَّادِ أَلْمِلْحُ.»(1)
اصحاب مهدی جوانند، کامل سن در میان آنها نیست مگر مثل سرمه چشم و نمک در غذا و کمترین چیز در غذا نمک است.
1) 184. بحارالانوار، ج 52، ص 333 و 334.
امّا چه حکمتی در جوانی آنها نهفته است خداوند به حقایق امور آگاه است. شاید دلیل آن این باشد که آنها تا پایان حاکمیت آن حضرت با او همراه باشند و سن جوانی این امکان را به آنها میدهد که تا او زنده است آنها نیز در کنار آن حضرت باشند و شخصیت جدیدی جایگزین آنها نگردد. چرا که کسی پس از آنها به رتبه بلند آنان نمیرسد و هر جایگزینی میتواند سبب تنزّل کیفی دولت کریمه ولی عصر شود. این که سخنی از مرگ اصحاب امام مهدیعلیه السلام که زمام امور عالم را به دست میگیرند نشده است قرینهای بر قّوت این احتمال است. این دلیل وقتی قوت بیشتری میگیرد که حکومت آن حضرت هفت سال باشد که هر سال آن معادل ده سال باشد چنان که روایاتی در اینباره وارد شده است و البته ارقام بالاتری هم درباره مدت حاکمیت او وجود دارد اگر چه در جای خود مدت نوزده سال را قویتر دانستیم که در این صورت یاران امام زمانعلیه السلام با همان سن و موقعیتی که دارند و جهان را اداره میکنند پس از امام مهدیعلیه السلام از منصوبین امام حسینعلیه السلام پس از رجعت او به دنیا خواهند بود و حکومت آل محمّدعلیهم السلام را با همان موقعیت و شکوه قبلی ادامه خواهند داد.
حضور یاران خاصّ امام مهدیعلیه السلام در دولت کریمه امام حسینعلیه السلام که روایات متعددی بر آن واردشده است نقطه قوّتی بر آن حکومتالهی خواهد بود و این حضور بدون جوان بودن اصحاب مهدیعلیه السلام امکانپذیر نمیباشد.
2 - معنویت
بدون شک کسانی که به افتخار بزرگ صحابی ولی عصرعلیه السلام نایل میشوند باید ازرتبه بالایی در معنویت، عرفان و عبادت برخوردار باشند.
امام صادقعلیه السلام فرمود:
یاران مهدی کسانی هستند که شب بیدارند و در نماز خود نغمهای مانند صدای زنبور دارند. شب را بیدارند و به عبادت میپردازند و روز مانند شیرند. مطیعتر از کنیز برای مولای خویشند و همانند چراغ نورانی هستند. گویا قلبهای آنها چراغهایی است و از خوف خدا بیمناکند.(1)
3 - شهادت طلبی
شهادتطلبی ویژگی خدشهناپذیر همه کسانی است که از سطح عامه مردم اوج گرفته و بر قلههای کمال تکیه زدهاند. وقتی انسان به برخی از مراتب کمال بار یابد، غنچههای شهادتطلبی بر شاخههای درخت ایمان او شکفته میگردد و همواره مرغ دلش در کنار این گلهای ملکوتی، نغمه سرایی میکند تا به عالم بالا پر کشد.
یاران امام مهدیعلیه السلام که مقام آنها همواره مورد درخواست اولیاء خدا و از آرزوهای مقدس آنها بوده است نیز آرزوی شهادت در راه خدا میکنند تا به عالیترین جلوه ایثار یعنی دادن جسم و جان خود در راه خدا بار یابند. امام صادقعلیه السلام فرمود:
«یَدْعُونَ الشَّهادَةَ وَ یَتَمَنَّونَ أَنْ یُقْتَلُوا فی سَبیْلِ اللَّهِ و شِعارُهُمْ یا لَثاراتُ الْحُسَیْنِ.»(2)
(اصحاب مهدیعلیه السلام) طلب شهادت میکنند و آرزو دارند که در راه خدا کشته شوند و شعار آنها در جنگ یالثارات الحسین است.
البته پاداش شهدای عصر ظهور بسیار زیادتر از شهدای زمانهای دیگر است.
امام باقرعلیه السلام فرمود:
کسی که زمان قائم ما را درک کند و با او کشته شود اجر دو شهید دارد و کسی که در برابر او کشته شود اجر بیست شهید دارد.(1)
4 - اقتدار
قوت قلب و اقتدار اصحاب مهدیعلیه السلام بینظیر است به گونهای که تاریخ نظیر آن را سراغ ندارد.
امام صادقعلیه السلام فرمود:
وقتی امر ما فرا رسد و مهدی ما قیام کند هر یک از یاران او قویتر از شیر و برّندهتر از نیزهاند. دشمن را زیر قدمهایشان میگذارند و با دستهای خود از پا در میآورند.(2)
و در حدیث دیگر میفرمود:
خداوند ترس را از دل شیعیان ما بر میدارد و در دلهای دشمنانمان قرار میدهد.(3)
هم چنین فرمود:
قدرت هر یک از آنها برابر قدرت چهل مرد است و قلب او از تکههای آهن محکمتر است.(4)
و امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمود:
(اصحاب مهدیعلیه السلام) مانند شیرهایی هستند که از جنگل بیرون آمدهاند، قلبهای آنها تکههای آهن است، اگر بخواهند کوهی را از جا در آورند از جا در خواهند آورد. روش و لباس یکسانی دارند، مثل اینکه همه از یک پدر هستند.(5)
امام باقرعلیه السلام نیز درباره اقتدار جهانی آنها فرمود:
گویی اصحاب قائم را به چشم خود میبینم که تمام شرق و غرب عالم را تحت سیطره خود در آوردهاند.(1)
5 - بهرهمندی ممتاز از علوم
اصحاب امام مهدیعلیه السلام از جایگاه فوقالعادهای در اداره دنیا برخوردارند و چنین جایگاهی بر پایههای مستحکمی از جمله یک موقعیت علمی ممتاز استوار است.
امام صادقعلیه السلام فرمود:
آنها انسانهایی نجیب و فقها، قضات و حکام دین هستند که دست امام، قلب آنها را نوازش داده و هیچ حکمی برای آنها مشتبه نخواهد شد.(2)
اگرچه دست کم، عدّهای از اصحاب حضرت پیش از عصر ظهور به برخی از موقعیتهای علمی دست مییابند امّا نیاز آنها با توجه به مسئولیت خطیری که دارند جز با دستگیریهای خاص وامتیازهای ویژه علمی برآورده نخواهد شد. یکی از این عنایات ویژه همان است که در روایت بیان شد که دست پر مهر امامعلیه السلام قلبهای آنها را نوازش میدهد. ماهیت این نوازش هر چه که باشد نتیجه آن ارتقاء ویژه علمی آنان است به گونهای که جهل و اشتباه را از اندیشه و داوری آنها برطرف خواهد کرد.
عنایات دیگر علمی به اصحاب امام مهدیعلیه السلام این است که امام صادقعلیه السلام فرمود:
وقتی قائم ما قیام کند به هر کشوری مردی را میفرستد و به او میگوید: برنامه تو در کف دست توست. پس هرگاه امری پیش آمد که آن
را نمیفهمی و نمیدانی چگونه باید درباره آن قضاوت کنی به کف دست خود نگاه کن و به آنچه در آن میبینی عمل کن.(1)
شمشیرهای اصحاب مهدیعلیه السلام نیز آنان را از توانمندی علمی خاص و گستردهای برخوردار میکند و ما در این جا به نقل یک روایت اکتفا میکنیم و بحث مفصل آن را به مباحث آینده وا میگذاریم.
امام صادقعلیه السلام فرمود:
بر هر شمشیری هزار کلمه نوشته شده است و هر کلمهای کلید هزار کلمه دیگر است.(2)
6 - موقعیت بی نظیر
اصحاب امام مهدیعلیه السلام در صدر بلند مرتبگان عالم تشیعاند و در میان اصحاب انبیاء و ائمهعلیهم السلام کسی به بلندای مقام آنها بار نیافته و نخواهد یافت چه این که امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمود:
«لَمْ یَسْبِقْهُمُ الْأَوَّلُونَ وَ لا یُدْرِکْهُمُ الْآخِرُونَ.»(3)
کسی از گذشتگان بر آنها پیشی نگرفته است و از آیندگان کسی به آنها نمیرسد.
امام باقرعلیه السلام نیز درباره جایگاه بلند آنها فرمود:
گویا اصحاب قائم را میبینم که بر مغرب و مشرق احاطه پیدا کردهاند و چیزی نیست مگر این که مطیع آنهاست حتی درندگان زمین و آسمان به دنبال رضایت آنها هستند و بخشی از زمین بر بخشی دیگر افتخار میکند و میگوید: امروز یکی از اصحاب قائم از روی من عبور کرد.(4)
اصحاب امام مهدیعلیه السلام مانند یاران امام حسینعلیه السلام از پیش تعیین شدهاند چه این که در برخی روایات به نام و مکان آنها اشاره شده است. و هرکدام در نقطهای از زمین زندگی میکنند و حتی برخی از آنان از عالم برزخ رجعت کرده و در خدمت مولای خود هستند. بنابراین هر یک از آنها هر کجا که هستند باید خود را به منجی عالم برسانند. حال چگونه این اجتماع پر شکوه وبی سابقه تاریخی انجام میگیرد، روایاتی وارد شده است که برخی از آنها را نقل میکنیم.
امام صادقعلیه السلام فرمود:
همانند ابر پاییزی در یک ساعت معینی نزد او جمع میشوند.(1)
و در روایت دیگری فرمود:
جوانان شیعه بر پشت بامهای خود خوابند که در یک شب بدون وعده قبلی به سوی صاحب خود میروند و در مکّه صبح میکنند.(2)
امام جوادعلیه السلام فرمود:
اصحاب قائم به تعداد افراد جنگ بدر که سیصد و سیزده نفرند از نقاط دور زمین اطراف او جمع میشوند و این سخن خدای بزرگ در قرآن است که فرمود: «اینما تکونوا یأت بکم اللَّه جمیعاً ان اللَّه علی کل شی قدیر»(3)هر کجا که باشید خداوند همه شما را در یک جا جمع میکند و او بر هر کاری تواناست.
وقتی این عده جمع شدند، خداوند امر خود را آشکار میسازد و هنگامی که گروه ده هزار نفری یاران او کامل گردید به اذن الهی قیام میکند.(1)
مفضل گوید: امام صادقعلیه السلام فرمود: این سخن خدا که «هر کجا باشید همه شما را در یک جا جمع میکند» درباره اصحاب قائم نازل شده است. آنها شب در رختخواب خود گم میشوند و صبح در مکّه هستند و بعضی از آنها در ابر حرکت میکنند و اسم هر یک از آنها و نام پدرش و نسبش معلوم است. عرض کردم: فدایت شوم، کدام یک از آنها ایمان بیشتری دارد؟ فرمود: آن که در روز، در ابر حر کت میکند.(2)
عیسی بن مریمعلیهم السلام از یاران گرانقدر و عالی رتبه ولی عصرعلیه السلام است. اگر چه او جزء سیصد و سیزده نفر نمیباشد، امّا بزرگترین شخصیتی است که در کنار بقیةاللَّهعلیه السلام قرار میگیرد البته این در صورتی است که هیچ یک از چهارده معصوم قبل از نزول او از آسمان، به دنیا رجعت نکند.
عیسیعلیه السلام اکنون در قید حیات است و عمری دو هزار ساله دارد. مسیحیت معتقد است که او را به صلیب کشیدهاند و به قتل رسیده است امّا قرآن کریم میفرماید:
«وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ وَ لکِنْ شُبِّهَ لَهُمْ»(3)
او را نکشتند و به صلیب نکشیدند لکن امر بر آنها مشتبه شد.
زمان ظهور عیسی بن مریمعلیهما السلام پس از ظهور امام مهدیعلیه السلام است و این فاصله زمانی طولانی نخواهد بود.او به هنگام نماز که به امامت حجة بن الحسنعلیه السلام در بیت المقدس انجام میگیرد فرود میآید و پشت سر حضرت مهدیعلیه السلام نماز میگزارد.
امّا این حقیقت که چرا حضرت مسیحعلیه السلام زنده نگه داشته شد و به صورت خاصی حیات معجزهآسای خود را گذراند از حکمتی الهی برخوردار است. مسیحیت، جمعیت فراوانی در دنیا دارد که میتوانند برای منجی عالم مشکل ساز باشند چه این که شیوه قاطع و اسلامی او در آن عصر با معیارهای آنان هماهنگی ندارد. امّا مسیحعلیه السلام اتصال بین مسیحیت و امام مهدیعلیه السلام میگردد و این مشکل بزرگ را برطرف میسازد. قرآن کریم میفرماید:
«وَ إِن مِّنْ أَهْلِ الْکِتابِ إِلَّا لَیُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ و یَوْمَ الْقِیامَةِ یَکُونُ عَلَیهِمْ شَهیداً.»(1)
کسی از اهل کتاب (مسیحی و یهودی) نیست مگر این که قبل از مرگ مسیح و پیش از فرا رسیدن روز قیامت به او ایمان میآورد و او شاهد بر کار آنان است.
امام باقرعلیه السلام درباره این آیه شریفه فرموده است.
عیسی بن مریمعلیهما السلام قبل از روز قیامت به دنیا فرود میآید و در آن هنگام ملتی از یهود و غیر یهود (مسیحیت) باقی نمیماند مگر این که قبل از مرگش به وی ایمان میآورند و او پشت سر مهدیعلیه السلام نماز میگزارد.(2)
حضرت مسیحعلیه السلام با امام مهدیعلیه السلام نماز میگزارد تا به همه ثابت کند که ولی امر، تنها امام زمانعلیه السلام است و با ایمانی که اهل کتاب در عصر
ظهور به عیسیعلیه السلام میآورند آن حضرت همه را به سوی امامعلیه السلام فرا میخواند و چنانچه انقلاب جهانی منجی عالم در مواجه باغرب و مسیحیت به مشکلی برخورد کند با وساطت مسیحعلیه السلام برطرف میگردد و به این صورت جهان مسیحیت درخدمت اسلام قرار میگیرد و مسلمان میشود.
البته معلوم نیست حکومتهای آنها دست از مخالفت بردارند زیرا ظهور منجی عالم به معنای نفی حاکمیت همه حاکمان روی زمین است، به معنای برکناری تمام پادشاهان، رؤسای جمهور، وزراء، وکلا و هر زمامدار و صاحب منصبی است و طبیعی است که آنها با او به مخالفت برخیزند. امّا با توجه به این که مردم خود را از حکومتها جدا میدانند، حاکمان آنها دوام نیاورده، شکست میخورند و تسلیم بقیةاللَّهعلیه السلام میگردند و اسلام حاکمیت جهانی پیدا میکند.
پس از حاکمیت اسلام و مسلمان شدن مردم روی زمین، مسیحعلیه السلام چه سرنوشتی خواهد داشت؟ آیا او هم از سوی امام مهدیعلیه السلام زمامدار بخشی از زمین میگردد یا در سمت معاونت و مشاورت قرار میگیرد و یا مأموریت او پایان یافته تلقی میگردد؟ اینها اموری است که پس از ظهور معلوم میگردد. البته از رسول خداصلی الله علیه وآله نقل شده است که عیسیعلیه السلام دجّال را به هلاکت میرساند و چهل سال زندگی میکند و سپس میمیرد و مسلمانان بر او نماز میگزارند.(1)
اگرچه این روایت، معارفی را درباره عیسی بن مریمعلیهما السلام بیان کرده است امّا نقش او را در چهل سالی که زنده است آشکار نساخته است پس منتظر میمانیم تا با دمیدن صبح ظهور مقدس، آنچه تقدیر خدای حکیم است به اجرا در آید.
1) 206. بحارالانوار، ج 52، ص 383.
زهی خجسته زمانی
که یار باز آید.
ظهور امام مهدیعلیه السلام بزرگترین واقعه دینی عالم است که در پایان جهان به وقوع میپیوندد. این روز را روایات، یوماللَّه ، یوم الخروج، یوم الفتح و یوم الموعود نامیدهاند. اگر چه تاریخ این واقعه جهانی معلوم نیست و مانند روز پایانی دنیا از اسرار الهی است امّا به برخی از ویژگیهای زمانی آن اشاره شده است. امام صادقعلیه السلام فرمود:
قائم ما روز جمعه ظهور میکند.(1)
و در روایت دیگری فرمود:
قائم ما جز در یکی از سالهای فرد خروج نمیکند، سالهای یکم، سوم، پنجم، هفتم و نهم.(2)
همچنین آن حضرت درباره ماه ظهور و قیام بقیةاللَّهعلیه السلام فرمود:
نام قائم ما در شب بیست و سوم (ماه رمضان) همه جا طنین انداز
میشود و سپس در روز عاشورا قیام میکند. روزی که حسینعلیه السلام در آن به شهادت رسید.(1)
امام مهدیعلیه السلامبا قیافهای جوان ظهور میکند.
امام حسن مجتبیعلیه السلام فرمود:
در صورت جوانی کمتر از چهل سال ظاهر میشود.(2)
و امام رضاعلیه السلام فرمود:
سن او زیاد است امّا ظاهری جوان دارد به گونهای که نگاه کننده به او گمان میبرد چهل ساله و یا کمتر از چهل سال دارد و از علائم دیگر او این است که با گذشت زمان پیر نمیشود تا اجل او فرا رسد.(3)
ظهور امام مهدیعلیه السلام ناگهانی است او مانند شهابی که در شب تاریک میدرخشد یک مرتبه طلوع میکند تا به همه سیاهیها پایان بخشد. چه این که پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود:
مَثَل او، مَثَل رسیدن قیامت است که به طور ناگهانی فرا میرسد.(4)
امام صادقعلیه السلام درباره آیه «امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء و یجعلکم خلفاء الارض»(5)چه کسی است که دعای مضطر را اجابت میکند و گرفتاری را برطرف میسازد و شما را جانشینان و حاکمان زمین قرار میدهد؟
فرمود:این آیه درباره قائم نازل شده است. به خدا قسم مضطر اوست وقتی که دو رکعت نماز در مقام میگزارد و خدا را میخواند، خداوند هم او را اجابت میکند و بدی را برطرف میسازد و او را خلیفه زمین قرار میدهد.(6)
عصر ظهور با نداهای جبرئیلعلیه السلام که در همه زمین طنین انداز میشود آغاز میگردد و مردم به پایان زمان غیبت آگاه میگردند.
پیامبرصلی الله علیه وآله درباره آگاهی بقیةاللَّهعلیه السلام از به سر آمدن عصر غیبت فرمود:
قائم پرچمی دارد که هر گاه وقت خروج او فرا رسد گشوده میشود و خداوند آن را به سخن میآورد و میگوید: خروج کن ای ولی خدا و دشمنان خدا را بکش. و شمشیر غلاف شدهای دارد که چون وقت خروج او فرا رسد از غلاف خارج میشود و خداوند آن را به سخن میآورد و میگوید:
قیام کن ای ولی خدا دیگر جایز نیست که در برابر دشمنان خدا بنشینی.(1)
ظهور امام مهدیعلیه السلام ارزشیترین واقعه تاریخ است که نظیری در قبل و بعد خود ندارد. روز ظهور، بزرگترین عید بشریت است که پس از تحقق آن تا قیام قیامت، مردم حرمت آن را پاس میدارند و در آن اظهار شادمانی میکنند. امام صادقعلیه السلام فرمود:
چیزی برای قلب من مسرتبخشتر و برای چشم من روشن کنندهتر از ظهور نیست.(2)
و در حدیث دیگری فرمود: میت مؤمنی نیست، مگر اینکه شادی ظهور در قبرش به او میرسد و یکدیگر را در قبرهایشان زیارت میکنند و به قیام قائم بشارت میدهند.(3)
پس از اعلام متوالی ظهور امام مهدیعلیه السلام و این که حق با اوست و باید مورد اطاعت قرار گیرد، حجّت برای همه تمام میشود و قیام مهدوی آغاز میگردد. نقطه شروع نهضت با تکیه بقیةاللَّهعلیه السلام برکعبه آغاز میشود.
امام صادقعلیه السلام فرمود:
وقتی قیام میکند پشتش را به کعبه تکیه میدهد و سیصد و سیزده نفر دور او جمع میشوند و اولین کلامی که میگوید این آیه است:«بقیةاللَّه خیر لکم ان کنتم مؤمنین»(1)آنگاه میفرماید: من بقیةاللَّه در زمین هستم.(2)
آری قیام از کعبه آغاز میشود جایی که میعادگاه انبیا و اولیای خدا بود و قرآن کریم درباره آن فرموده است:«جعلاللَّه الکعبة البیت الحرام قیاماً للناس»(3)
شروع قیام از خانه خدا، الهی بودن آن را اثبات میکند و تکیه دادن بر آن رمز اتکال آن حضرت به خدای - تعالی - است. مکان قیام، نقطه وفاق همه مسلمانان جهان است و پیامبرصلی الله علیه وآله نیز از مکّه آغاز کرد. امّا این قیام مقدس در چه زمانی آغاز میگردد که همانند مکانش ممتاز باشد، خداوند زمان آن را روز عاشوراقرار داده است. امام صادقعلیه السلام فرمود:
قائم روز عاشورا قیام میکند روزی که حسینعلیه السلام در آن روز به شهادت رسید.(4)
از انتخاب الهی این روز معلوم میگردد نهضت مهدوی ریشه در نهضت حسینی دارد چه این که یاران مهدیعلیه السلام با شعار «یالثارات الحسین»(1)حرکت میکنند.
اسلام، نبوی الحدوث، حسینی البقاء و مهدوی الحیات است.
نهضت اماممهدیعلیه السلام همانند نهضت کربلا گرم و قاطع و آتشین است، حقطلبانه، اصلاح گر و بر مبنای دین خداست. جهاد و ایثار و شهادت مایههای اصلی آن را تشکیل میدهند و شکوه و قدرت و عزّت بر آن سایه انداخته است. انقلاب امام مهدیعلیه السلام ماهیتی الهی، عدالت خواهانه و جهانی دارد و به طور بنیادین جهان بشریت را در مسیری صد در صد متفاوت از گذشته خود قرار میدهد وبه آرزوی به زمین مانده همه مؤمنین به ویژه انبیاء و اولیاء دین پاسخ مثبت میدهد.
وقتی مصلح جهان ظهور میکند سخنرانیهایی ایراد میفرماید که به بیان یک مورد آن میپردازیم.
امام باقرعلیه السلام فرمود:
مهدی شب هنگام در مکّه ظاهر میشود، در حالی که پرچم رسول خداصلی الله علیه وآله و پیراهن و شمشیر او و علایم و نور و بیان را به همراه دارد. وقتی نماز عشا به جا آورد با صدای بلند میگوید:
«أُذَکِّرُکُمُ اللَّهَ أَیُّهَا النَّاسُ، وَ مَقامُکُمْ بَیْنَ یَدَیْ رَبِّکُمْ. فَقَدِ اتَّخَذَ الْحُجَّةَ وَ بَعَثَ الْأَنبیاءَ وَ أَنْزَلَ الِکتابَ وَ أمَرَکُمْ أَنْ لا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً وَ أَنْ تُحافِظُوا عَلی طاعَتِهِ
1) 222. بحارالانوار، ج 52، ص 308.
وَ طاعَةِ رَسُولِهِ، وَ أَنْ تُحْیُوا ما أَحْیَی الْقُرْآنُ وَ تُمیْتُوا ما أَماتَ الْقُرآنُ وَ تَکُونُوا أَعْواناً عَلَی الْهُدی وَ وَزَراً عَلَی التَّقْوی فَإِنَّ الدُّنْیا قَدْ دَنا فَناؤُهاوَ زَوالُها وَ أَذِنَتْ بِالِْوداعِ وَ إِنّی أَدْعُوکُمْ إِلَی اللَّهِ وَ إِلی رَسُولِهِ وَ الْعَمَلِ بِکِتابِهِ وَ إِماتَةِ الْباطِلِ وَ إِحْیاءِ سُنَّتِهِ.»(1)
ای مردم! اینک در پیشگاه پروردگارتان خدا را به یاد شما میآورم، خدایی که حجّت را تمام کرد و پیامبران را بر انگیخت و قرآن را نازل گرداند. و به شما فرمان داد که چیزی را شریک او قرار ندهید و بر اطاعت از او و رسولش کوشا باشید و آنچه را قرآن زنده کرد زنده کنید و آنچه را از میان برد بمیرانید و کمک کار بر هدایت و یاری دهنده بر تقوا باشید.
اکنون فنا و نابودی دنیا نزدیک شده است و بانگ وداع آن برخاسته است و من شما را به سوی خدا و رسولش و عمل به کتاب او و نابودی باطل و زنده کردن سنت رسول خدا دعوت میکنم.
مراسم بیعت با امام مهدیعلیه السلام از صحنههای شکوهمند عصر ظهور است. امام صادقعلیه السلام فرمود:
وقتی خدای - تعالی - به قائمعلیه السلام اجازه خروج میدهد در مکّه بر فراز منبر میرود و مردم را به سوی خود فرا میخواند و آنها را قسم میدهد و به حقوقی که بر آنها دارد فرا میخواند تا او هم به سنت رسول خداصلی الله علیه وآله و علم خویش عمل کند. در این هنگام خداوند جبرئیلعلیه السلام را نزد او میفرستد. وقتی نزد قائم میآید میپرسد مردم را به چه دعوت میکنی؟
1) 223. عقد الدرر، ص 145، باب 7.
و او پاسخ جبرئیل را میدهد. جبرئیلعلیه السلام با شنیدن سخنانش میگوید: من اولین کسی هستم که با تو بیعت میکند، دست خود را بده تا بیعت کنم. آنگاه با او بیعت میکند و پس از او سیصد و سیزده نفر با او بیعت میکنند.(1)
جبرئیل نه تنها اولین کسی است که با امام مهدیعلیه السلام بیعت میکند که دیگران را به بیعت با او فرامیخواند. بیعت با آخرین جانشین رسول خداصلی الله علیه وآله و خدمت به او از بزرگترین توفیقاتی است که ممکن است نصیب کسی بشود زیرا بیعت و تلاش بر سر جهانی کردن اسلام گستردهترین حرکت دینی است که برای اولین بار تحقق مییابد. همه انبیا آرزوی توفیقی محدودتر از آن را داشتند و به آن دست نیافتند امّا امام مهدیعلیه السلام به آن دست مییابد.
امام صادقعلیه السلام میفرماید:
«لَوْ أَدْرَکْتُهُ لَخَدَمْتُهُ أَیَّامَ حَیاتی.»(2)
اگر به او برسم در تمام عمر به او خدمت خواهم کرد.
وقتی امام مهدیعلیه السلام در کنار خانهخدا ظهور میکند و یارانش از نقاط مختلف زمین به او میپیوندند همان اندیشههای ناپاکی که در زمان تولّد او به دنبال از میان بردن آن حضرت بودند با همکاری کفر جهانی کمر به مبارزه و نابودی او میبندند تا نور خدا را خاموش کنند و ختم مهدویت را به خیال خام خود به همه جهان اعلام نمایند امّا خداوند بر خلاف اراده
آنها حجّت خود را یاری میکند و او را بر همه آنها پیروز میگرداند هر چند مشرکین خشنود نباشند.
درگیری از همان ابتدا آغازمیشود و امامعلیه السلام مکّه و مدینه را به تصرف خود در میآورد. تصرف مکّه و مدینه بدون سقوط حکومت عربستان ممکن نیست از این رو اولین کشوری که فتح میشود عربستان خواهد بود. وقتی امام زمانعلیه السلام در مکّه و مدینه به پیروزی رسید یاران رزمندهاش به او میپیوندند و چون به ده هزار نفر رسیدند حرکت به سوی عراق آغاز میشود تا دومین کشور اسلامی فتح گردد. ابوبصیر گوید:
امام صادقعلیه السلام فرمود:
قائم از مکّه خارج نمیشود مگر این که حلقه کامل شود. عرض کردم: حلقه چند نفر است؟ فرمود: ده هزار نفر و جبرئیل در سمت راست و میکائیل در سمت چپ آن قرار دارند.(1)
وقتی مصلح جهان از مکّه حرکت میکند، مقصد خود را کوفه اعلام مینماید تا حاکمیت خود را از مرکز حکومت جّد بزرگوارش امیرالمؤمنینعلیه السلام اعمال کند. البته عراق به سرعت تسلیم نمیشود و جنگهایی رخ خواهد داد که امامعلیه السلام در همه آنها با اقتدار به پیروزی میرسد. امام باقرعلیه السلام فرمود: وقتی قائمعلیه السلام قیام کند به طرف کوفه حرکت میکند. در آنجا بیش از ده هزار نفر مسلح که به آنها«بتریّه» میگویند خروج میکنند و به او میگویند: برگرد به همان جایی که بودی، زیرا ما نیازی به فرزندان فاطمه نداریم. قائم هم شمشیر در میان آنها میگذارد تا این که همه را به قتل میرساند. آن گاه وارد کوفه میشود و هر منافق
1) 226. بحارالانوار، ج 52، ص 367 و 368.
شکاکی را میکشد و قصرهای آن را تخریب و جنگجویانش را میکشد تا خداوند راضی میشود.(1)
با تصرف عراق حرکت پرشور و شکوه سپاه مقتدر امام
مهدیعلیه السلام به سوی شام آغاز میگردد و در همین اثنا سایر کشورهای اسلامی فتح میشوند و سپاه آن حضرت با تصرف شام وارد فلسطین میشود و آن را میگشاید و سفیانی را که در آن هنگام در فلسطین به سر میبرد شکست داده و کل منطقه را از شر حکومتهای ستمکاران نجات میبخشد و آنگاه آماده برخورد با غرب میشود. در این هنگام مسیحعلیه السلام در بیت المقدس فرود میآید و زمینه پیروزی او بر غرب را فراهم میآورد.
امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمود:
مهدی وارد بیت المقدس میشود و امام نماز جماعت مردم میشود. وقتی روز جمعه فرا میرسد و مردم آماده برگزاری نماز میشوند عیسی بن مریمعلیهما السلام در حالی که دو پیراهن درخشنده بر تن دارد... از آسمان فرود میآید. مهدیعلیه السلام او را میبیند و میگوید: ای فرزند بتول! امام جماعت مردم باش. عیسیعلیه السلام میگوید: نماز جماعت به امامت شما برگزار میشود. آن گاه مهدیعلیه السلام جلو میایستد و با مردم نماز میگذارد و عیسیعلیه السلام پشت سر او نماز میگذارد و با او بیعت میکند.(2)
جبهه مبارزه و جهاد امام مهدیعلیه السلام همه زمین را در بر دارد از مکّه
آغاز میشود و با فتح کشورهای غیر اسلامی و غیر مذهبی پایان مییابد و همه مردم روی زمین را در برابر اسلام تسلیم میکند.
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
تمام شهرهای مشرکین را فتح میکند.(1)
و امام باقرعلیه السلام درباره قلمرو دولت کریمه او فرمود:
گویا اصحاب قائم را به چشم خود میبینم که تمام شرق و غرب عالم را تحت سیطره خود در آوردهاند. وقتی امام مهدیعلیه السلام کشورهای اسلامی را فتح کرد، نوبت به فتح کشورهای غربی میرسد و با گشایش آنها که بخش عظیمی از مردم روی زمین را تشکیل میدهند کشورهایی که نظیر چین، روسیه، کوبا اعتقادی به خداوند ندارند تحت تاثیر تحول جهانی امام مهدیعلیه السلام قرار گرفته و با رغبت یا اکراه تسلیم او میگردند. و به این صورت برای اولین بار همه کره زمین تحت حکومت جهانی یک مرد آسمانی قرار میگیرد.
بحث دیگر، مدت جهاد منجی آسمانی عالم است. با توجه به امکانات گسترده و خارقالعاده او و حضور فعال و چشمگیر جبرئیلعلیه السلام در لشکر رهاییبخش او و بسیاری از امتیازات دیگر نظیر: بهرهگیری آن حضرت از میراث مؤثر و اعجاز آور انبیاء و شرکت جن و انس و ملک به ویژه عیسی بن مریمعلیهما السلام و رجعت شخصیتهای کلیدی تاریخ و اقتدار فوق بشری آنها و قرار گرفتن طبیعت در جهت پیروزی آن یگانه جهان، به سرعت جهان فتح میشود.
1) 229. بحارالانوار، ج 51، ص 96.
امام حسینعلیه السلام در اینباره میفرماید:
مدت هشت ماه شمشیر بر دوش خود میگذارد.(1)
این مدت کوتاهترین زمانی است که میتوان همه حکومتهای روی زمین را وادرا به تسلیم کرد و سختی غیر قابل تحملی هم برای اصحاب و انصار آن حضرت نخواهد داشت. اماممهدیعلیه السلام مقتدر است و با امکانات حیرت آوری که در اختیار دارد با سهولت به پیش میرود و انتقال قدرت به سرعت و آسانی انجام میگیرد. چنان که امیرالمؤمنین: «یَمْلَاُ الْاَرْضَ عَدْلاً بِلا صُعُوبَةٍ.»(2)
(مهدیعلیه السلام) زمین را بدون سختی پر از عدل میکند.
موانعی بر سر راه انقلاب جهانی منجی عالم ایجاد میکنند و مخالفتهایی با او صورت میگیرد که سبب بروز فتنه هایی خواهد شد امّا هیچ کدام نمیتوانند تأثیر مهمی بر سر راه نهضت آسمانی او داشته باشند. جنگ او با برخی از مخالفین به مراتب سختتر از جنگ پیامبران و از جمله رسول خداصلی الله علیه وآله با دشمنان است. جنگ او شبیه جنگ خوارج نهروان است که عدّهای منحرف امّا مدعی اسلام با امیرالمؤمنینعلیه السلام جنگیدند. جنگ برای هدایت کفار آسانتر از مبارزه با منحرفین است. رسول خداصلی الله علیه وآله درباره ماهیت جنگ امام مهدیعلیه السلام فرمود:
او بر تأویل قرآن میجنگد همانگونه که من بر تنزیل آن جنگیدم.(3)
مخالفان مصلح جهان کسانی هستند که خود را در علوم و معارف اسلامی صاحبِ نظر و اندیشه میدانند و بر اساس برداشت خود از اسلام، با او به مخالفت بر میخیزند و حتی آن حضرت را مخالف اسلام و قرآن و سیره رسول خداصلی الله علیه وآله معرفی میکنند و با همین نگرشهای خود، فتوا به جنگ با او میدهند و کشتن وصی رسول خداصلی الله علیه وآله را یک عمل عبادی و اسلامی تلقی میکنند. این افراد که چه بسا فقهایی هم در میان آنها باشند خوارج زمان امام مهدیعلیه السلام به حساب میآیند که جنگ با آنها مشکلتر از جنگ با دشمنان قسم خورده اسلام است.
ریشه جنگ فرقههای اسلامی با امام زمانعلیه السلام از اختلاف قرائتهای آنان با قرائت ولی عصرعلیه السلام از اسلام سرچشمه میگیرد. گروههایی که نمیتوانند و یا نمیخواهند بپذیرند که اسلام حقیقی تنها بر قرائت آل محمدعلیهم السلام استوار است. گویا امام زمانعلیه السلام بیش از غربیها، با مسلمانان و صاحبنظران و تاویل کنندگان قرآن و طرفداران آنها درگیری دارد که عدّهای را هم به دنبال خود میکشانند. مثلاً سیاست آن حضرت بر نابودی دشمنان است و بدون هیچ ملاحظهای آنها را از میان بر میدارد. امّا این سیاست مهدوی که یک مأموریت الهی است با تفکر آنها که قرآن را بر اساس مبانی فکری غرب تاویل و تفسیر میکنند سازگار نیست. فضیل گوید: امام صادقعلیه السلام میفرماید:
وقتی قائم ما قیام کند با انسانهای جاهلی روبرو میشود شدیدتر از آنچه پیامبرصلی الله علیه وآله با آن روبرو شد. عرض کردم چگونه؟ فرمود: رسول خداصلی الله علیه وآله به سوی مردم آمد در حالی که سنگ و صخره و چوب تراشیده را میپرستیدند امّا قائم ما وقتی نزد مردم میآید آنها کتاب خدا را بر او
تاویل و تفسیر کرده و به وسیله آن علیه او استدلال میکنند. امّا به خدا قسم عدل خود را وارد خانههای آنان میکند همان گونه که گرما و سرما وارد آنها میشود.(1)
و در حدیث دیگری فرمود:
سیزده شهر و طایفه هستند که قائم با آنها میجنگد و آنها هم با او میجنگند: اهل مکه، مدینه، شام، بنی امیه، اهل بصره، اهل دمیسان (از توابع هرات)، کردها، اعراب، ضبّه، غنی، باهله، أزد و اهل ری.(2)
و در حدیث دیگری فرمود: قائم ما سخنی به شما میگوید که آن را نمیپذیرید و با او وارد جنگ میشوید و او هم میجنگد و شما را به قتل میرساند.(3)
هم چنین فرمود:
وقتی قائم قیام میکند از ولایت او خارج میشود کسی که گمان دارد اهل ولایت اوست.(4)
پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود:
وقتی به معراج رفتم... به بالا نگریستم و نور علی و فاطمه، حسن و حسین، علی بن الحسین، محمد بن علی، جعفربن محمد، موسی بن جعفر، علی بن موسی، محمد بن علی، علی بن محمد و حسن بن علی را دیدم و حجة بن الحسن القائم مانند ستاره درخشنده در وسط آنها بود. گفتم: ای پروردگار من! اینها چه کسانی هستند؟ فرمود: اینها پیشوایان مردماند و این که ایستاده است حلال مرا حلال و حرام مرا حرام اعلام
میکند و به وسیله اوست که از دشمنانم انتقام میگیرم و او راحتی بخش دوستان من است و اوست که قلبهای پیروان تو را از ستمکاران، منکران و کافران شفا میدهد و ولات وعُزّا را از قبر خود خارج کرده و به آتش میکشد. در آن هنگام فتنه مردم به این دو نفر، از فتنه گوساله سامری شدیدتر است.(1)
نوع رفتار امام مهدیعلیه السلام با مخالفین، در روایات بسیاری مورد توجه قرار گرفته است و البته نوع رفتار او که با اقتدار، عزت و قاطعیت همراه است نقش مؤثری در پیروزی سریع او دارد. امیرالمؤمنینعلیه السلام در عین برخورد جدی و هلاکت باری که با بسیاری از دشمنان داشت عفو و اغماض را همواره مورد توجه قرار میداد. زیرا به پس از خود میاندیشید که حکومت در دست دشمنان قرار میگیرد و تلافی خواهند کرد. امّا امام مهدیعلیه السلام که حاکمیت دشمن، شیعیان او را تهدید نمیکند چنین مصلحت اندیشی را ندارد و با قاطعیت تمام عمل میکند و به این قاطعیت مامور است. سیره مصلح جهان بر اجرای «...و قاتلو هم حتی لا تکون فتنة و یکون الدین کله للَّه»(2)است و راهی برای تحقق هدف او جز قاطعیت وجود ندارد که ما به نمونههایی از آن اشاره میکنیم. امام جوادعلیه السلام فرمود: وقتی ده هزار مرد جنگی در مکّه برای او گرد آمدند، به اذن خدا خروج میکند و همواره دشمنان خدا را میکشد تا این که خداوند راضی شود. عرض
کردم: چگونه میفهمد که خداوند راضی شده است؟ فرمود: ترحم بر آنها را در قلب او قرار میدهد.(1)
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«سَیْفُهُ کَحَریْقِ النَّارِ.»(2)
شمشیر او مانند شعله آتش است.
و امام باقرعلیه السلام فرمود:
«لَیْسَ شَأْنُهُ اِلَّا السَّیْفُ.»(3)
شأنی جز شمشیر ندارد.
و در حدیث دیگری فرمود: شأنی جز قتل دشمنان ندارد.(4)
البته نه تنها شأنی جز به هلاکت رساندن دشمن ندارد که راهی هم غیر از این ندارد زیرا تسلیم کردن دنیا و تحقق حاکمیت الهی بر سراسر جهان به صرف موعظه و گفتگو عملی نخواهد بود به ویژه این که هوای نفس بر همه سردمداران دنیا سایه انداخته است و برخوردی را که به انبیا و ائمه پیشین داشتند نسبت به امام مهدیعلیه السلام هم خواهند داشت و در نتیجه وعده الهی که پیروزی و حاکمیت اسلام و مستضعفین است عملی نخواهد شد. از این رو با قاطعیت تمام با دشمن رفتار خواهد کرد.
امام باقرعلیه السلام فرمود:
قائم به شدت با اعراب برخورد خواهد کرد و شأنی جز شمشیر ندارد، طلب توبه نمیکند و در راه خدا از سرزنش ملامت گران باکی ندارد.(5)
و امام صادقعلیه السلام نیز درباره نوع رفتار او فرمود:
وقتی قائم ما خروج میکند بین او و عرب و قریش چیزی جز شمشیر نخواهد بود.(1)
البته مراد حضرت اعرابی هستند که از سر عناد با امام زمانعلیه السلام روبرو میشوند و گرنه تعدادی از اصحاب او از اعراب هستند.
پیش از این به فلسفه قاطعیت امام مهدیعلیه السلام اشاره کردیم و اکنون به برخی از روایات که در این باره وارد شده است میپردازیم.
امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمود:
من میتوانستم فراریان از جنگ را بکشم و مجروحان جنگی را به قتل برسانم امّا به خاطر عاقبت و آینده اصحابم چنین نکردم که اگر آنها هم زخمی شدند کشته نشوند امّا قائم میتواند فراریان و مجروحان را بکشد.(2)
رفید گوید: به امام صادقعلیه السلام عرض کردم: فدایت شوم ای فرزند رسول خدا! قائم به روش علیبنابیطالب در برابر اهل شام عمل میکند؟ فرمود: نه ای رفید، او در برابر اهل شام به روشی که در نوشته سفید است عمل کرد امّا قائم به روشی که در نوشته سرخ است عمل میکند. عرض کردم: نوشته سرخ چیست؟ حضرت اشاره به قتل آنها کرد.(3)
زراره گوید به امام باقرعلیه السلام عرض کردم: قائم به سیره محمدصلی الله علیه وآله عمل میکند؟ فرمود: دور است، دور است، او به سیره محمدصلی الله علیه وآله عمل نمیکند. رسولاللَّهصلی الله علیه وآله با نرمی عمل میکرد و با مردم مدارا مینمود امّا
سیره قائم کشتن دشمنان است زیرا در نوشتهای که به همراه دارد امر شده است که دشمن را بکشد و از کسی طلب توبه نکند. وای بر کسی که با او مخالفت کند.(1)
شیوه امام مهدیعلیه السلام کوبنده، قاطع و تمام کننده است به طوری که برخی به شک میافتند که اگر او از فرزندان فاطمه است چرا این گونه عمل میکند. امّا نمیدانند که شرایط آخر زمان با شرایط صدر اسلام کاملاً متفاوت است. کفّار حرمتی ندارند چه این که قرآن میفرماید: «همانا بدترین جنبندگان نزد خدا، کسانی هستند که کافر شدند.»(2)بنابراین رعایت آنها در صدر اسلام به خاطر مصالح مسلمین بوده است که مورد آزار بیشتری قرار نگیرند.
امام باقرعلیه السلام فرمود:
وقتی مهدی به ثعلبیه میرسد مردی از سادات که قویتر از او وجود ندارد و شجاعترین مرد پس از صاحب الامر است به او میگوید: چه میکنی! به خدا قسم شما مثل گله گوسفند مردم را میترسانی، آیا نوشتهای از رسول خداصلی الله علیه وآله داری؟ یا به دلیل دیگری این چنین میکنی؟ در این هنگام کسی که مسئول گرفتن بیعت برای صاحبالامر است به او میگوید: به خدا قسم ساکت میشوی یا گردنت را میزنم. قائم به او میفرماید: ساکت باش و خطاب به آن مرد میگوید: به خدا قسم عهدی از رسول خداصلی الله علیه وآله دارم. صندوقچه مرا بیاورید. آن گاه عهد خود را بیرون میآورد و آن را برای آنها میخواند. در این هنگام آن مرد عرض میکند: خداوند مرا فدای تو گرداند، سر خود را پیش آور تا ببوسم و او سر خود
را پیش میآورد و آن مرد بین دو چشم او را میبوسد و میگوید: خداوند مرا فدای تو گرداند بیعت ما را تجدید کن و او بیعت خود را با آنها تجدید میکند.(1)
پیروزی مصلح جهان امری قطعی است که خداوند و معصومینعلیهم السلام از آن خبر دادهاند. امّا چگونه او فاتح جهان میشود و چه علل و عواملی در پیروزی سریع و حیرتانگیز او نقش دارند نیازمند تحلیل و تحقیق است که به آن میپردازیم.
جو جامعه جهانی قبل از ظهور جو مناسبی برای پذیرش یک مرد آسمانی است زیرا در آن هنگام ظلم به تمام معنا و در تمام ابعاد، جلوهها و جهات، دنیا را فرا میگیرد. ظلم حکومتها به یکدیگر و به مردم تحت حاکمیت خود، ظلم مردم به مردم، ظلم سرمایه داران به مستضعفین،ظلم صاحبان مال و منال به زیر دستان، ظلم کفّار به مومنین، ظلم جهان خواران به منافع مردم جهان، ظلم مردان به زنان و زنان به مردان، ظلمهای اقتصادی، قضایی، اخلاقی، اجتماعی، خانوادگی، اداری و امثال آن به اوج خود میرسد و انواع فساد،فحشاء، منکرات، جنایات، تجاوز، وحشیگری و قتل و غارت و ناامنی بر زمین سایه میاندازد و اندیشهها و ارزشهای متعالی و روحیههای صالح و خیر خواهانه از میان مردم رخت بر میبندند و معیارهای جاهلی شیطانی و نفسانی رواج پیدا میکند. کافی
1) 249. بحارالانوار، ج 52، ص 343.
است به روایات علائم ظهور مراجعه شود تا معلوم گردد وضعیت زمان قبل از ظهور چگونه است. با توجه به ظلم فراگیر و همه جانبه آن زمان تمایل مردم به زندگی کاهش مییابد به گونهای که مرگ را بر حیات ترجیح میدهند. در چنین زمانی آرامش، اعتماد و امنیت و اطمینان وجود ندارد. بشر حیران و سرگردان است. تمام راهها را طی کرده و ناکام مانده است. آینده خود را تیره و سیاه میبیند، زندگی را دشوار و چه بسا پوچ تلقی میکند و مردم از یکدیگر و به ویژه از حکومتها بیزار میگردند.
حال اگر در چنین موقعیتی یک مرد آسمانی با معجزههای کافی ظهور کند و اعلام نماید تمام شعلههای ظلم و ستم را خاموش میکنم و به جای آنها درخت عدل مینشانم، بدیها و زشتیها را از میان میبرم و جای آنها را به نیکیها میدهم، وحدت، سلامت نفس، پرهیزکاری، دین داری و همه ارزشهای متعالی را حاکم میکنم و تمام خواستههای صالح را برآورده میسازم و آب سرد و گوارای عدالت را به کام جانهای تشنه میریزم و از این پس گناهان میرود، تجاوز میرود، قلدری و ستمکاری میرود، ناامنی میرود و خلاصه تمام آفاتی که به جسم و جان مردم افتاده است و آنها را رنج میدهد میرود و خوبیها جایگزین آنها میگردد و همه با توجه به معجزاتیکه به ویژه با نداهای آسمانی از او میبینند صداقت و اقتدار و آسمانی بودن را در او مشاهده کنند، نه تنها با او نمیجنگند که با جان و دل از او استقبال میکنند و از یاران و هواداران او میگردند و اگر دستگاه حکومتی آنها بخواهد با او وارد جنگ شود مردم با آن به مخالفت بر میخیزند. چرا که نجات جهان آن هم به دست مردی آسمانی و با معجزات فراوان مطرح است.
نتیجه این که جو جامعه جهانی با مصلح و منجی عالم هماهنگ است و مخالفتهای محدودی که میشود به سرعت از میان میرود و این فضای هماهنگ، خود از عوامل پیروزی امام مهدیعلیه السلام خواهد بود.
طبیعت، آفریده خداوند و تحت نفوذ و اطاعت اوست. خدای - تعالی - طبیعت را در جهت پیروزی حجّت خود قرار میدهد و در این صورت همه جای عالم برای دشمن نا امن میشود زیرا طبیعت با همه جهات و جلوهها و گستردگی که دارد به نفع پیشوای جهان و شکست دشمنان او عمل خواهد کرد. در جایی که باید سخن بگوید به اعجاز او سخن میگوید، در جایی که باید ضربهای وارد کند چنین خواهد کرد، در جایی که باید پیام رسانی کند پیام خود را ابلاغ میکند.
همان گونه که سلیمانعلیه السلام زبان حیوانات را میدانست و از وجود آنها بهره میگرفت و یا از طایفه جن در انجام کارهای بسیار سریع استفاده میکرد او هم میتواند چنین کند و از وجود زمین، آبهای آن، بادهایی که میوزد، ابرها و هر امکان دیگر بهرهگیری کند.
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: در معراج گفتم: پروردگار من! اوصیاء من چه کسانی هستند؟ ندا آمد: ای محمد! جانشینان تو کسانی هستند که نام آنها بر سراپرده عرشم نوشته شده است. نگاه کردم و دیدم دوازده نورند و در هر نوری پرده سبزی است که نام یکی از جانشینان من نوشته شده است. اول آنها علی و آخر آنها مهدی بود. گفتم: پروردگار من! اینها اوصیاء پس از من هستند؟ ندا آمد:
یا محمد! اینها دوستان و برگزیدگان و حجتهای پس از تو بر بندگانم هستند و آنها جانشینان تو میباشند و به عزت و جلالم قسم زمین را با آخرینِ از آنها که مهدی است از ظلم پاک میکنم و مشرق و مغرب زمین را در ملک او در آورده و بادها را مسخّر او کرده و ابرها را برای او خاضع میکنم و او را بر علل و اسباب مسلط گردانده و لشکریانم یاریش داده و او را به ملائکهام مدد میرسانم تا دولت من مستقر شود و همه خلق بر توحید من گرد آیند. آن گاه ملکش را ادامه میدهم و حکومت را تا روز قیامت در میان دوستانم قرار میدهم.(1)
با این امکانات گسترده راهی جز شکست دشمنان پیشوای جهان نخواهد بود زیرا دشمن با علل و اسبابی حرکت میکند که همه آنها میتوانند آسیبپذیر باشند و مغلوب طبیعت گردند. به عنوان مثال حضرت میتواند تمام هواپیماهای دشمن را با حرکت شدید باد ساقط کند چنان که در صحرای طبس طوفانی سخت وزید و بالگردهای دشمن را ساقط کرد؛ یا به کمک آب میتواند کشتیهای دشمن را غرق کند. همان خدایی که لشکریان ابرهه را که میخواستند خانه خدا را تخریب کنند، با پرندگانی موسوم به ابابیل به هلاکت رساند میتواند لشکریان پیاده نظام دشمن را هلاک کند و بلکه در زمین فرو برد چنان که لشکر سفیانی را در بین مکّه و مدینه در زمین فرو میبرد. امام کاظمعلیه السلام فرمود:
خداوند هر مشکلی را برای او آسان میکند و هر سختی را به سهولت میرساند و گنجهای زمین را برای او آشکار میسازد و هر دوری را برایش نزدیک کرده و هر خودکامه کینهتوز و شیطان سرکشی را به دست او هلاک میسازد.(2)
و امامباقرعلیه السلام فرمود:
هیچ چیزی نیست مگر این که مطیع اصحاب قائم است حتی درندگان زمین و پرندگان درنده، مطیع آنها هستند.(1)
آنچه به عنوان نمونه بیان گردید اموری هستند که فوق اسباب و عوامل عادی بشرند و در نتیجه پیروزی امام مهدیعلیه السلام را قطعی میکنند.
یکی از عوامل مهم پیروزی مصلح جهان، ترس دشمنان از اوست. اگر دشمن بترسد پیروزی را به طرف مقابل خود هدیه کرده است. با توجه به ویژگیهای منحصر به فرد امام مهدیعلیه السلام و اخباری که رجال آسمانی گذشته از آن حضرت دادهاند و معجزه بزرگ صیحههای آسمانی، رعب شدیدی دلهای دشمنان را فرا میگیرد و از تحرک در برابر او باز میمانند و این سبب پیروزی آن حضرت میگردد چه این که امام باقرعلیه السلام فرمود:
«أَلْقائِمُ مَنْصُورٌ بِالرُّعْبِ»(2)
قائم با ترسیدن دشمن پیروز است.
امام مهدیعلیه السلام تسلطی کامل و همه جانبه بر زمین دارد و از این تسلطی که دارد به خوبی بهره میگیرد. او به تمام مسائل و خفایای زمین آگاه است و میداند که در چه نقطهای از زمین چه تحرکاتی انجام میگیرد و در کجا میشود دشمن را منکوب کرد. این تسلط شگفتانگیز که زمین را مانند یک توپ در برابر او قرار میدهد دشمن را از هر گونه تحرکی باز میدارد و دشمن بی تحرک محکوم به فناست.
امام صادقعلیه السلام در این باره میفرماید:
«تَکُونُ الدُّنْیا عِنْدَهُ بِمَنْزِلَةِ راحَتِهِ فَأَیُّکُمْ لَوْ کانَتْ فی راحَتِهِ شَعْرَةٌ لَمْ یُبْصِرْها.»(1)
دنیا نزد او همانند کف دستش میباشد، کدام یک از شما اگر در کف دستش مویی باشد آن را نمیبیند.
یکی از عوامل شکست یا تضعیف هر جبههای، ورود نفوذیهای دشمن در آن است و تا به حال جبههای تشکیل نشده است که این آفت بزرگ آن را تهدید نکند. در صدر اسلام هم عدّهای در جبهههای حق نفوذ کردند که اوج آ ن در جنگ صفین و جنگ امام حسنعلیه السلام با معاویه بود. امتهای پیشین نیز از این آفت در امان نبودند و سامری یکی از منافقین نفوذی در امت موسیعلیه السلام بوده است. امّا این آفت بزرگ در جبهه امام مهدیعلیه السلام راه ندارد. امام صادقعلیه السلام در این باره میفرماید:
وقتی قائم قیام میکند کسی در برابر او قرار نمیگیرد مگر این که میداند او صالح است یا تبهکار.(2)
همچنین درباره آیه «یعرف المجرمون بسیماهم»(3)(مجرمان به چهرههایشان شناخته میشوند) فرمود: خداوند آنها را میشناسد امّا این آیه درباره قائم نازل گردید. آنها را به چهره شان میشناسد و او و اصحابش آنها را با شمشیر میزنند.(4)
امام مهدیعلیه السلام بسیار مقتدر است و هر کس و هر قدرتی که با او درافتد با پای خود به مهلکه خویش آمده است زیرا او از هر جهت متصل به قدرت الهی است. قدرت روحی او فوق تصور ماست و قدرت جسمی شگفتانگیزی دارد. امام رضاعلیه السلام در این باره میفرماید:
(مهدیعلیه السلام) جسمی قوی دارد، اگر دستش را به بزرگترین درخت روی زمین دراز کند آن را خواهد کند و اگر در میان کوهها فریاد برآورد صخرههای آن خراب میگردد.(1)
اللَّهاکبر! به این قدرت و ابهت و شوکت که خدای بزرگ به مهدی آل محمدعلیهم السلام عطا کرده است و خوشا به حال کسی که آن بزرگ مرد آسمانی را مولای خود قرار داده است.
برخورد قاطع، صریح و بدون ملاحظه مصلح جهان پیروزی او را تضمین میکند. هر کس با او باشد عزیز و پیروز است و هر کس با او در افتد محکوم به فناست. امام مهدیعلیه السلام بر اساس احکام اسلام رفتار میکند و در مواجهه و اصطکاک با جو و عرف و قوانین بینالملل بدون ملاحظهکاری و مصلحت اندیشی حکم خدا را اجرا میکند و این ویژگی از او شخصیتی قاطع و ممتاز پدید میآورد. آنجا که باید سخنی بگوید با صراحت میگوید، آنجا که باید فرد یا گروهی را به هلاکت رساند میرساند و آنجا که باید انتقامی را از فرد یا جمعی بگیرد میگیرد و از ملامت هیچ ملامت کنندهای باک ندارد و مادر بحث «رفتار مهدوی با دشمنان» این قاطعیت را مورد بحث قرار دادیم.
1) 258. بحارالانوار، ج 52، ص 322.
بدون شک یکی از عوامل پیروزی مصلح جهان، وجود سلاحهای فوق پیشرفته آن حضرت در عصر ظهور است و چگونگی مقابله با سلاحهای دشمن توسط امامعلیه السلام نیز از اموری است که هر کسی مشتاق است نسبت بدان آگاه شود زیرا دشمنان میتوانند نه تنها یک فرد یا گروهی بلکه کشوری را با سلاحهای پیشرفته خود نابود گردانند.
درباره سلاحهای دشمن دو نظر میتواند مطرح باشد:
1 - از کار افتادن سلاحها با تکیه بر اعجاز.
2 - نفی کاربرد آنها در شرایط جدید عصر ظهور.
نظر اول میتواند تحقق یابد زیرا اشکالی ندارد که خداوند یا حجّت او به اعجاز خود سلاحهای دشمن را از کار بیندازد. وقتی ابراهیمعلیه السلام بتهای مشرکین را شکست گفتند: او را در آتش اندازید تا چنین کاری تکرار نشود. آنها برای برخورد با ابراهیمعلیه السلام از سلاح آتش بهره گرفتند امّا خداوند به آتش فرمود:
«یا نارُ کُونی بَرْداً وَ سَلاماً عَلی إِبراهیمَ.»(1)
ای آتش! بر ابراهیم سرد و بی آسیب باش.
دشمنان ابراهیمعلیه السلام هرگز فکر نمیکردند که گرمای آتش از آن سلب گردد و شعلههای آتش سوزندگی خود را از دست بدهند و سرد و بیآسیب شوند. نه تنها آتش تحت اختیار و اطاعت خداوند است که تمام عالم به فرمان اوست و میتواند به آتش سلاحهای مخرب هم بگوید: «یا نار کونی برداً و سلاما علی المهدی»
1) 259. سوره انبیاء، آیه 69 .
امّا نظر دوم این است که جوّ اجتماعی به گونهای گردد که سران دنیا مجبور شوند امام مهدیعلیه السلام را بپذیرند و در نتیجه نیازی به استفاده از سلاحهای آتشین نباشد. این نظر نیز کاملاً عملی است و ما درباره جوّ اجتماعی قبل از ظهور مباحثی در این فصل مطرح کردیم و خوانندگان را به آن ارجاع میدهیم. البته میشود هر دو نظر به اجرا در آید و در هر صورت امامعلیه السلام به پیروزی خواهد رسید.
در روایات فراوانی آمده است که مصلح جهان با شمشیر قیام خواهد کرد. ممکن است این سؤال مطرح شود که شمشیر در برابر آتش سلاحهای مرگ بار دشمنان چه موفقیتی خواهد داشت، امّا از سخنان معصومینعلیهم السلام استفاده میشود که شمشیر آن حضرت و یارانش شمشیرهای عادی نیستند و ساخته دست بشر نمیباشند بلکه شمشیرهایی آسمانیاند که به هنگام قیام حضرت فرود میآیند.
امام صادقعلیه السلام فرمود:
وقتی قائم قیام کند شمشیرهای جنگ (از آسمان) فرود میآید و بر هر شمشیری نام مرد (صاحب شمشیر) و پدرش نوشته شده است.(1)
و در حدیث دیگری فرمود:
بر هر شمشیری هزار کلمه نوشته شده است و هر کلمهای کلید هزار کلمه دیگر است.(2)
این کلمات که هر کدام کلید هزار کلمهاند پیامی علمی را به همراه دارند که خدا میداند آن علوم چیست، در چه بارهای است و در چه
مواردی مورد استفاده قرار میگیرند. هر چه هست از اهمیت بالا و نقش مهمّی برخوردارند که بعد از ظهور آشکار میگردد.
از جمع روایات مربوط به شمشیر امام مهدیعلیه السلام و یارانش استفاده میشود که کارآیی بالایی دارند به گونهای که بر سلاحهای بشری برتری چشمگیری داشته و کمترین کارآیی آنها ایفای نقش یک شمشیر، البته با کیفیتی بالا میباشد.
اصحاب امام مهدیعلیه السلام مقتدرترین مردم جهانند. در اقتدار آنها همین بس که قویتر از شیر و برّندهتر از نیزه و قدرتی برابر چهل مرد دارند. قلبهای آنها مانند تکههای آهن محکم است. دشمن را زیر پا میگذارند و با دستهای قوی خود به قتل میرسانند. زمین در زیر پای آنها پیچیده میشود (طی الارض دارند) و بر شرق و غرب جهان سلطه داشته و همه چیز در اطاعت آنهاست چنان که روایات آن در فصل «یاران بلند آوازه مهدیعلیه السلام» گذشت.
البته یاران حضرت به سیصد و سیزده نفر محدود نمیشوند بلکه این عده که آنها را اصحاب مهدیعلیه السلام مینامند کادر اجرایی و حکومتی او در مناطق سیصد و سیزدهگانه دنیا هستند.
قبل از آن که پیشوای جهان از مکّه حرکت کند یک گروه ده هزار نفره برای او فراهم میشود و سپس حرکت میکند و در عراق هم یک گروه چهل هزار نفره از نقاط مختلف زمین برای او گرد میآیند و عدّهای از گذشتگان هم رجعت میکنند. هم چنین چهار هزار فرشتهای که برای یاری امام حسینعلیه السلام آمدند و به یاری او موفق نگردیدند و فرشتههایی که
به هنگام وزیدن طوفان و آب گرفتگی زمین مدد کار نوحعلیه السلام بودند و فرشتههایی که به هنگام آتش زدن ابراهیمعلیه السلام با او بودند و فرشتههایی که به هنگام عبور موسیعلیه السلام از دریا با او بودند و فرشتههایی که به وقت بالا رفتن مسیحعلیه السلام در خدمت او بودند و فرشتههایی که برای یاری پیامبرصلی الله علیه وآله در جنگ بدر آمده و طعم پیروزی را به طرفدران او چشانده بودند و فرشتههای دیگری غیر از آنها که در مباحث این کتاب مطرح شدهاند همگی در خدمت آن پیشوای جهان خواهند بود.(1)
جبرئیلعلیه السلام هم در سمت راست گروه ده هزار نفرهای است که از مکّه به سمت کوفه حرکت میکند و در سمت چپ آن گروه، میکائیل قرار دارد. چنین یارانی در خدمت امام مهدیعلیه السلام قرار دارند که قدرت آنها خارقالعاده و گسترده است. بنابراین با وجود چنین یارانی، آن حضرت به سرعت بر همه کشورها پیروز خواهد شد.
امکانات خارق العادهای که هر کدام از آنها نزد یکی از پیامبران بود و سبب پیروزی آنها میگشت به اماممهدیعلیه السلام منتقل شده است و او از همه آنها و با تمام ظرفیتی که دارند بهره میگیرد و معلوم است که به کارگیری آنها، دشمنان او را با همه امکانات بشری که دارند شکست خواهد داد زیرا استفاده از امکانات خارق العاده انبیا به معنای تجلی قدرت الهی است و ما در این جا موارد مهم آن را مورد بحث قرار میدهیم.
الف) پرچم رسول خداصلی الله علیه وآله
پرچم پیامبرصلی الله علیه وآله پرچم پیروزی بود و اکنون این پرچم آسمانی نزد
1) 262. بحارالانوار، ج 52، ص 328 و 329.
آخرین جانشین او میباشد. امام سجادعلیه السلام میفرماید:
پرچم رسول خداصلی الله علیه وآله با اوست و قومی را به آن اراده نمیکند مگر این که خداوند بزرگ آن قوم را هلاک میسازد.(1)
پرچم پیروزیبخش رسول خداصلی الله علیه وآله پس از او توسط امیرالمؤمنینعلیه السلام مورد بهرهبرداری قرار گرفت و او را به پیروزی رساند.
امام صادقعلیه السلام درباره پرچم رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
جبرئیل در روز بدر آن را برای پیامبرصلی الله علیه وآله آورد و او آن را در روز بدر گشود و بعد از پیروزی آن را پیچید و به علیعلیه السلام داد و همواره نزد او بود تا این که در جنگ بصره آن را گشود و خداوند او را پیروز گرداند. آن گاه آن را پیچید و نزد ما قرار دارد... و کسی آن را نمیگشاید تا قائم قیام کند، وقتی قیام کرد آن را میگشاید.(2)
اشیاء دیگری هم از رسول خداصلی الله علیه وآله نزد امام مهدیعلیه السلام است. امام صادقعلیه السلام در اینباره میفرماید:
پیراهن پیامبر که در جنگ احد پوشیده بود و عمامه او که «سحاب» نام داشت و زره او که «سابغه» نامیده میشد و شمشیرش که به ذوالفقار موسوم بود با او (مهدیعلیه السلام) خواهد بود.(3)
این اشیاء هم آثار خاصّ خود را دارند که در جای مناسب مورد استفاده قرار میگیرند.
ب) عصای موسیعلیه السلام
یکی دیگر ازمواریث پیامبران که شکوه آن چشم تاریخ راخیره ساخت
عصای موسیعلیه السلام است که بسیاری از مشکلات خود را با آن میگشود. عصای موسی در یک جا اژدها میشد و کید ساحران را از میان میبرد، در جایی آن را به سنگ میزد و چشمههای آب جاری میشد و در جایی به دریا میزد و شکافته میشد و راه عبور برای او و یارانش باز میشد. شاید عصای موسیعلیه السلام ظرفیت بیشتر و موارد استفاده دیگری هم داشته باشد که ما از آن اطلاع نداریم و کشش و کارآیی فوق العاده متناسب با زمان ما را هم داشته باشد و همانگونه که موسیعلیه السلام سحر پیچده ساحران را بی تاثیر میکرد امام مهدیعلیه السلام هم دستگاههای پیچیده دشمن را از کار بیندازد و تولید نیرویی کند که قدرت و حرکتهای دشمن را خنثی نماید. قرآن کریم درباره عصای موسیعلیه السلام میفرماید:
به موسی وحی کردیم که عصای خود را بینداز، پس ناگاه دیدند همه جادوها یشان را میبلعد.(1)
و در آیهای دیگر میفرماید:
پس به موسی وحی کردیم با عصای خود بر این دریا بزن تا این که از هم شکافته شد و هر پارهای چون کوهی بزرگ بود.(2)
امام صادقعلیه السلام درباره عصای موسیعلیه السلام فرمود:
عصای موسی از چوب آس و از درخت بهشتی بوده است که جبرئیل برای او آورد.(3)
همچنین موسیعلیه السلام دارای سنگ گرانقدر و شگفت انگیزی بود که با ضربه زدن عصا به آن، چشمههای آب از آن فوران میکرد.
قرآن در این باره میفرماید:
وقتی موسی برای قوم خود آب خواست گفتیم با عصا به سنگ بزن آنگاه دوازده چشمه آب از آن سنگ جوشید و هر گروهی محل آب خوردن خود را میدانست.(1)
بنا بر روایات، اکنون این سنگ نزد امام مهدیعلیه السلام است و به هنگام حرکت از مکّه آن را با خود دارد و یاران خود را به موقع از آن سیراب میکند. از این رو نیازی به وسایل آب رسانی نخواهد بود و بنا بر بعضی روایات غذای آنها را هم تأمین میکند.(2)
ج) انگشتر سلیمانعلیه السلام
انگشتر سلیمانعلیه السلام کارآیی شگرفی دارد. امام باقرعلیه السلام درباره آن فرمود:
وقتی قائم ظهور کند با پرچم پیامبر، انگشتر سلیمان، سنگ و عصای موسی ظهور میکند.(3)
امام صادقعلیه السلام درباره آثار این انگشتر میفرماید:
خداوند ملک و سلطنت سلیمان را در انگشتر او قرار داد. وقتی آن را به دست میکرد جن و انس و شیاطین و همه پرندگان و وحشیان در اطاعت او بودند.(4)
این انگشتر نیز در اختیار امام مهدیعلیه السلام قرار دارد و هر گاه بخواهد آن را به دست میکند و همه را تسلیم خود میگرداند.
د) پیراهن یوسفعلیه السلام
پیراهن یوسفعلیه السلام نیز دارای اعجاز بود و اکنون نزد امام عصرعلیه السلام میباشد. مفضل گوید: امام صادقعلیه السلام به من فرمود:
آیا میدانی پیراهن یوسف چه بود؟ عرض کردم: نه. فرمود: وقتی آتش را برای ابراهیم آماده کردند تا او را در آن بیندازند جبرئیل با یک پیراهن بهشتی نزد او آمد و آن را به او پوشاند و از آن پس با پوشیدن آن پیراهن نه آتش به او آسیبی میرساند و نه سرما. هنگامی که مرگ او فرا رسید آن را در بستهای قرار داد و به اسحاق داد و او هم آن را به یعقوب داد. وقتی یوسف فرزند یعقوب متولد شد آن را با او همراه کرد و همواره بااو بود تا این که آن را به برادرانش داد تا به پدرش برسانند و یعقوب با استشمام آن گفت: «انی لاجدریح یوسف لولا ان تفندون» من بوی یوسف را استشمام میکنم اگر تکذیبم نکنید. و این پیراهنی بود که از بهشت آمده بود. عرض کردم: فدایت شوم این پیراهن به چه کسی انتقال یافت؟ فرمود: به سوی اهلش. آنگاه فرمود: هر پیامبری علم یا ارث دیگری به جا گذارد سرانجام به محمدصلی الله علیه وآله میرسد. یعقوب در فلسطین بود وقتی کاروان برادران یوسف و یعقوب از سرزمین مصر بیرون آمد یعقوب بوی یوسف را استشمام کرد و این بو از همین پیراهنی بود که از بهشت آمده بود و به ما به ارث رسیده است.(1)
از این روایت و روایات دیگر استفاده میشود که تمام امکانات انبیا به رسول خداصلی الله علیه وآله و سپس به ائمهعلیهم السلامرسیده و اکنون همه آنها در حال حاضر نزد امام مهدیعلیه السلام است و در عصر ظهور از آنها بهره میگیرد و از
1) 273. بحارالانوار، ج 52، ص 327 و 328.
جمله مواریث خارق العاده، پیراهن یوسفعلیه السلام است که قرآن درباره تأثیر آن میفرماید: (یوسف) به برادرانش گفت بروید این پیراهن را بر چهره پدرم بیندازید تا بینا شود.(1)
1) 274. سوره یوسف، آیه 93.
اسلام نبوی الحدوث، حسینی
البقاء و مهدویالحیات است.
درعصر ظهور چهره عالم بهکلی دگرگون میشود وتحولات گستردهای بر روی زمین شکل میگیرد، عقاید، اخلاق، روحیه و اعمال مردم به سرعت متحول میگردد و روابط دیگری بر جهان حاکم میشود. مسائل سیاسی به کلی دگرگون میگردد، تحولات عمیق اقتصادی صورت میگیرد و زمین به صورت شگفت انگیزی از گذشته خود ممتاز میشود.
عصر ظهور، تولّد دوباره انسان است.
عصر ظهور، حاکمیت خدا بر زمین است.
عصر ظهور، عصر ولایت به قافله سالاری مهدی آل محمّدعلیهم السلام است.
عصر ظهور، عصر کمال بشریت است.
عصر ظهور، عصر آزادی انسان از غیر خداست
عصر ظهور، عصر درخشش زیبای عدالت بر روی زمین است.
عصر ظهور، عصر تحقق آمال فرو خورده همه انبیاء و اولیاء خداست.
عصر ظهور، عصر توحید و یکتاپرستی است.
عصر ظهور، عصر تجلی رحمت الهی در زندگی مادی و معنوی بشر است.
عصر ظهور، عصر دفع فتنه از همه جهان است.
عصر ظهور، عصر پرستش خدا و مدح محمد و آل محمدعلیهم السلام است.
عصر ظهور، عصر شکفتن غنچههای تشیع در جای جای زمین است.
عصر ظهور، عصر زدودن غربت و عزلت و مظلومیت از چهره پیامبر و دو امانت گرانقدر اوست.
عصر ظهور، عصری است که وحدت، امنیت و نعمت با همه وجود زمین را در بر میگیرد.
عصر ظهور، عصری است که زمین برای اولین بار از هر گونه پلیدی پاک میگردد.
عصر ظهور، عصری است که زمین به دست حجّت خدا فتح میشود و پس از گذشت هزاران سال به دست صاحبان اصلی خود باز میگردد.
عصر ظهور، عصری است که عقل و ایمان بشر به منتهای خود میرسد و معادلات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی بشر از آسمان فطرت او طلوع میکند.
عصر ظهور، عصری است که توحید و ولایت به گستردهترین شکل متعالی خود بر روی زمین شکل میگیرد.
عصر ظهور، عصری است که جهنم ساخته دست بشر در زمین رو به خاموشی میگذارد و بر ویرانه آن بهشت آمال انبیا شکل میگیرد.
عصر ظهور، عصری است که زمین آنچه را در گذشته طولانی خود ذخیره کرده است عرضه میکند.
و ما دراین فصل بهاختصار این تحولات را مورد بررسی قرار میدهیم:
عصر ظهور، عصر فرود آمدن فرشته عدالت بر بام زمین است. عدالتی که همواره به عنوان یک آرزو برای بشریت مطرح بوده است و جز در موارد انگشت شماری نظیر حکومت امیرمؤمنانعلیه السلام به وقوع نپیوست.
قبل از ظهور، ظلم و جور همه زوایای زمین را فرا میگیرد و یکی از معجزات امام مهدیعلیه السلام این است که چنین زمینی را از هر گونه ظلم و ستمی پاک کرده و به گوهر عدالت زینت میدهد. روایاتی در اینباره وارد شده است که به برخی از آنها اشاره میکنیم.
«یَبْعَثُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ رَجُلاً مِنْ عِتْرَتی فْیَمْلَاُ الْاَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً کَما مُِلئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً.»(1)
خدای - عزّوجل - مردی از خاندان مرا بر میانگیزد و او زمین را پر از قسط و عدل میکند همان گونه که پر از ظلم و جور شده است.
امام باقرعلیه السلام فرمود:
وقتی مهدی ما خانواده قیام کند، مال و امکانات را به طور مساوی تقسیم کرده و در میان مردم به عدالت رفتار میکند.(2)
عدالت زمان ظهور منجی عالم، همه جانبه است، به گونهای که مسائل اجتماعی، قضایی، اقتصادی، سیاسی و همه ابعاد دیگر را شامل میشود. امّا از آنجایی که عدالت اجتماعی در مسائل اقتصادی بیشتر مورد توجه است، سمت و سوی روایات هم به عدالت اقتصادی معطوف شده است وگرنه دستگاه قضایی حکومت مهدیعلیه السلام نیز در اوج عدالت خواهی است.
در منابع اهل سنت آمده است: دادخواهی مهدی به گونهای خواهد بود که اگر چیزی از حق کسی زیر دندان ستمگری باشد آن را میگیرد و به صاحبش باز میگرداند.(1)این جمله یاد آور سخن امیرالمؤمنینعلیه السلام است که فرمود: «به خدا قسم اگر آنچه را عثمان بیهوده از بیتالمال مسلمین بخشیده است بیابم به صاحبش باز میگردانم اگر چه مهر زنان شده باشد.»(2)
در عصر ظهور آن چنان عدالت بر زندگی مردم و کارگزاران سایه میاندازد که جز عدالت را نمیشناسند و جز به آن عمل نمیکنند.
امام حسن عسکریعلیه السلام فرمود: دیگر نه ستمگر جنایتکاری و نه منکر طغیانگری و نه دشمن و مخالفی که دشمنی خود را مخفی نگه دارد بر روی زمین باقی نخواهد ماند.(3)
با حاکمیت امام مهدیعلیه السلام آن چنان ظلم فردی، جمعی، حکومتی، طایفهای، خانوادگی و همسایگی در همه ابعاد از میان مردم میرود و مردم با عدالت دمساز میگردند که عدالت برای مردم یک فرهنگ میشود و ظلم امر عجیبی خواهد بود که بسیار تقبیح میشود.
با ظهور امام مهدیعلیه السلام تمام معادلات جهانی به هم میریزد، سازمانهای بینالمللی از میان میروند و تمام حکومتها نابود خواهند شد و چهرههای گمنام، زمام امور را به دست خواهند گرفت. این چهرهها، برجستگان شیعه هستند که با مولای خود ولی عصرعلیه السلام بسیار نزدیکند و
در روایات به اصحاب سیصد و سیزده نفره آن حضرت شهرت دارند. البته همه یاران اجرایی او به آنها خلاصه نمیشوند بلکه بسیاری از رجال شیعه در رتبه پس از آنها، در سمتهای معاونت، وزارت و پستهای اجرایی دیگر در دولت کریمه امام مهدیعلیه السلام مشغول خدمت خواهند شد. اساساً اولویت برای حاکمیت کسانی است که سابقه تشیّع آنها به قبل از ظهور میرسد واین همان تحقق وعده الهی در قرآن است که مستضعفین حاکمیت زمین را بر عهده خواهند گرفت.
منزلت شکوهمند شیعه در عصر ظهور
با قیام جهانی امام مهدیعلیه السلام شیعه، عزیز و محبوب میشود و از اقتدار بی نظیری برخوردار میگردد؛ چرا که غیبت و غربت به پایان رسیده و ضعف و گرفتاری و ترس و تنهایی و مظلومیت به سر آمده و زمان سرافرازی و حاکمیت او فرا رسیده است و ما در این جا برخی از روایات این بحث را بیان میکنیم.
امام صادقعلیه السلام فرمود:
شیعیان ما در حکومت قائم، بزرگان و حاکمان زمین اند. به هر مردی از آنها قدرت چهل مرد داده میشود.(1)
امام باقرعلیه السلام فرمود:
خداوند آن چنان بر شیعیان ما گشایش میدهد که اگر سعادت با آنها نبود طغیان میکردند.(2)
امام جوادعلیه السلام فرمود:
مَثَل آنها در زمین مَثَل مشکی است که بوی خوش آن بالا میرود و
هرگز تغییر پیدا نمیکند، و مَثَل آنها در آسمان مَثَل ماه روشنی بخشی است که هرگز نور آن خاموش نمیشود.(1)
امام حسینعلیه السلام فرمود:
خداوند کرامتی به شیعیان ما میکند که چیزی در زمین بر آنها مخفی نمیماند.(2)
عصر ظهور، عصر انتقام از دشمنان خدا و پیامبرصلی الله علیه وآله و اهل بیت اوست. امام صادقعلیه السلام فرمود:
وقتی قائم ما قیام میکند، برای خدا و رسولش و ما انتقام میگیرد.(3)
روایات مختلفی به انتقام گرفتن امام مهدیعلیه السلام از کسانی که به پیامبر و دخترش فاطمه و همسر او امیرالمؤمنین و فرزندانش به ویژه حسین بن علیعلیهم السلام ستم کردهاند اشاره دارند که قبل از ظهور زمینه بیان و تفسیر بسیاری از آنها وجود ندارد.
گرفتن انتقام از دو گروه خواهد بود: 1 - کسانی که از سران ستمکاران به اهل بیتعلیهم السلام بودند. اینان با رجعت به دنیا، در پیش چشم دیگران مورد انتقام قرار میگیرند واین کار سبب فتنهای بزرگ و بدتر از فتنه سامری میگردد امّا به هر حال حکم خداوند اجرا میشود و امتحانی بزرگ و فراگیر صورت میگیرد. 2 - کسانی که از ظلم پیشینیان خود به اهل بیت راضی هستند.
هروی گوید: از امام رضاعلیه السلام پرسیدم: نظر شما درباره حدیثی که از امام صادقعلیه السلام روایت شده است که فرمود: «وقتی قائم خروج میکند
فرزندان کشندگان حسینعلیه السلام را به خاطر کار پدرانشان میکشد» چیست؟ حضرت فرمود: همینطور است. عرض کردم: پس سخن خدا در قرآن که میفرماید: «و لا تزر وازرة وزر اخری»(1)(کسی بار گناه دیگری را بر نمیدارد) چه خواهد شد؟ فرمود:
همه سخنان خداوند راست است امّا کشندگان حسین به کار پدران خود راضی هستند وبه آن افتخار میکنند و کسی که به چیزی راضی باشد مثل کسی است که آن را انجام داده است. و اگر مردی در شرق زمین کشته شود و مردی در غرب زمین به آن راضی باشد، در قتل او شریک است و قائم وقتی قیام میکند آنها را به خاطر رضایتی که به عمل پدران خود دارند به قتل میرساند.(2)
ابوحمزه ثمالی میگوید: از امام باقرعلیه السلام پرسیدم: ای فرزند رسول خدا! آیا همه شما قیام کننده به حق نیستید؟ فرمود: بله. گفتم: پس چرا فقط قائم، قائم نامیده شد؟ فرمود: وقتی جّدم حسین کشته شد فرشتهها به سوی خدا ناله و شیون کردند و گفتند: ای پروردگار و سرور ما! آیا قتل برگزیده و فرزند برگزیدهات و بهترین خلق خود را نادیده میگیری؟ خداوند به آنها وحی کرد: شادمان باشید، به عزت و جلالم قسم از آنها انتقام خواهم گرفت. اگر چه زمانی از آن گذشته باشد. آن گاه خداوند امامانی را که از نسل حسینعلیه السلام بودند به آنها نشان داد. ملائکه با دیدن آنها مسرور شدند و دیدند یکی از آنها ایستاده است و نماز میگزارد. در این هنگام خداوند فرمود: با این قائم (ایستاده) از آنها انتقام میگیرم.(3)
عصر ظهور، عصر گسترش کمی و کیفی دینداری در جهان است. با ظهور منجی عالم، مردم دسته دسته وارد اسلام میشوند و به سرعت همه جای زمین در قلمرو حکومت امام مهدیعلیه السلام قرار میگیرد به گونهای که نقطهای نمیماند مگر این که توحید در آنجا حاکمیت مییابد و شهادت به یگانگی خدا و رسالت رسول او داده میشود و دین مردم تنها اسلام به شیوه عترت پیامبرصلی الله علیه وآله خواهد شد. از آن پس دیگر نه یهودی و نه مسیحی و نه فرقه دیگر مطرح نخواهد بود و اگر باشند اظهار وجود نخواهند کرد. این که در برخی روایات آمده است حضرت از برخی از اهل کتاب جزیه میگیرد، بنا بر صحت آنها، گرفتن جزیه احتمالاً به ابتدای حاکمیت او مربوط میشود. امام صادقعلیه السلام فرمود:
«إِذا قامَ الْقائِمُ لا یَبْقی أَرْضٌ إِلَّا نُودِیَ فیها شَهادَةُ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ.»(1)
وقتی قائم قیام کند، قطعهای از زمین نمیماند مگر این که شهادت به «لااله الا اللَّه و محمد رسول اللَّه» در آن ندا داده میشود.
و در حدیث دیگری فرمود:
هیچ مکانی که غیر خدا در آن عبادت شده است بر روی زمین نمیماند مگر این که خدا در آن عبادت میشود.(2)
و امام باقرعلیه السلام فرمود:
به خدا قسم، میجنگد تا خداوند به یگانگی یاد شود و چیزی شریک او قرار داده نشود.(3)
با فاصلهای که از صدر اسلام تا ظهور امام مهدیعلیه السلام پیدا میشود، اسلام کم رنگ شده و در موارد زیادی به انحراف گراییده و یا به فراموشی سپرده میشود. مسلمانان تنها اسم اسلام را از پدران خود به ارث میبرند و در عمل و عقیده، فاصلهای عمیق با حقیقت آن دارند. زندگی فردی، اجتماعی و خانوادگی آنها تطبیقی با اسلام ندارد و اساساً کاری به اسلام و اجرای آن ندارند. بسیاری از حرکتهای دینی مردم نیز با بدعت، جهالت و انحراف همراه میشود و به این صورت مسلمانان حقیقی به اندک میرسند و مهمتر این که برخی از علما به انحراف گراییده و عدّهای از مردم را منحرف میکنند به گونهای که تشخیص حق و باطل هم برای آنان دشوار میگردد. هرکسی برداشتی از اسلام پیدا میکند و غالباً از حقیقت آن بدور است و در جهل و اوهام خود حیران میگردد. چه عقایدی که در مسائل اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و اخلاقی به نام اسلام پیدا میشود که هیچ مایه دینی ندارد و چه بسا خلاف اسلام میباشد. در این اوضاع فکری و دینی پریشان است که امام مهدیعلیه السلام قیام میکند و دین خدا را آنگونه که در صدر اسلام بر پیامبرصلی الله علیه وآله نازل گردید تبلیغ، تفسیر و اجرا میکند. آنگاه است که مردم به خاطر فاصله زیادی که میان اسلام خود و ولی عصرعلیه السلام میبینند اسلام او را جدید ارزیابی میکنند. امام صادقعلیه السلام فرمود:
وقتی قائمعلیه السلام قیام کند از نو مردم را به اسلام دعوت میکند و به امری هدایت میکند که کهنه شده و مردم از آن گمراه گشتهاند.(1)
1) 291. بحارالانوار، ج 51، ص 30.
و در حدیث دیگری فرمود:
وقتی قائم ما قیام کند، امر جدیدی خواهد آورد، همانگونه که رسول خداصلی الله علیه وآله در ابتدا مردم را به امر جدیدی دعوت کرد.(1)
بنا بر این روایات، بسیاری از مردم باید عقاید خود را نقض کنند و برخی آنچه را جزء اسلام میدانستند، خلاف آن بدانند و این برای آنها کار آسانی نیست و میگویند امام زمانعلیه السلام دین جدید آورده است درحالی که این دین حقیقی است و دین جدید همان است که مردم با فاصله گرفتن از صدر اسلام به آن گرویدهاند.
امام مهدیعلیه السلام همه بدعتهایی که آگاهانه یا غیر آگاهانه در اسلام وارد کردهاند را از میان میبرد و تمام سنتهایی را که توسط آنها نفی شده و یا به فراموشی سپرده شده است احیا میکند. امام باقرعلیه السلام فرمود:
«لا یَتْرُکُ بِدْعَةً إِلَّا اَزالَها وَ لا سُنَّةً إِلَّا اَقامَها.»(2)
بدعتی نیست، مگر آن که قائم، آن را از بین میبرد و سنتی نیست، مگر این که، آن را برقرار میسازد.
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
سیره و سنت او، سیره و سنت من است. او مردم را به شریعت من وامیدارد و به کتاب خدا فرا میخواند.(3)
و در حدیث دیگری فرمود:
او مردی از عترت من است که برای سنت من میجنگد همانگونه که من برای وحی جنگیدم.(4)
از تحولات بنیادی عصر ظهور رفع هرگونه بدی و احیاء و استمرار خوبیهاست. خورشید ولایت آن چنان بَدان و بدیها را میسوزاند که افراد شرور و اعمال زشت، جای خود را به خوبان و خوبیها خواهند داد و صحنه را ترک خواهند کرد به طوری که خوب بودن، یک فرهنگ بنیادی، مستمر و تنها راه زندگی خواهد شد. امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمود:
«یَذْهَبُ الشَّرُ وَ یَبْقَی الْخَیْرُ.»(1)
بدی میرود و خوبی میماند.
در عصر ظهور، حق میآید و باطل میرود، ایمان میآید و کفر میرود، توحید میآید و شرک میرود، اخلاص میآید و ریا میرود، دوستی میآید و جنگ و دشمنی میرود، خیرخواهی میآید و بدخواهی میرود، دگر دوستی میآید و حسادت و کینه میرود، عدالت میآید و ظلم میرود و در یک کلمه تقوا میآید و فسق میرود چرا که دیو چو بیرون رود فرشته درآید. اساس همه خوبیها ایمان کامل است که در عصر ظهور، مردم از آن بهرهمندند و اساس همه بدیها کفر است که در آن زمان اثری از آن دیده نمیشود. امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمود:
«لا یَبْقی کافِرٌ إِلَّا آمَنَ وَ لا طالِحٌ الاّ صَلُحَ.»(2)
کافری نمیماند مگر اینکه ایمان آورد و تبهکاری نمیماند مگر اینکه نیکوکار شود.
و در حدیث دیگری فرمود:
«یُهْلِکُ الْأَشْرارُ وَ یَبْقَی الْأَخْیارُ وَ لا یَبْقی مَنْ یُبْغِضُ أَهْلَ الْبَیْتِ عَلَیْهِمُ الَّسلامُ.»(3)
بدکاران هلاک میشوند و خوبان میمانند و کسی که دشمن اهل بیت باشد نمیماند.
بهترین، زیباترین، والاترین جامعه توحیدی، جامعه عصر ظهور است که همه آنها موحد، مسلمان و دوستدار اهل بیت رسول خداعلیهم السلام هستند و مدح و ثنای آنها میگویند. گویی بهشت بر زمین سایه میاندازد و یا زمین رنگ بهشت میگیرد و مردم جز خوبی سراغ ندارند و گناه مورد نفرت آنها قرار میگیرد و زندگی شیرین میشود آن چنان که زندهها آرزو میکنند ای کاش مردهها بودند و میدیدند.
وحدت حقیقی و همه جانبه تنها در عصر ظهور تحقق مییابد زیرا اساس وحدت در پذیرش دین واحد یعنی اسلام است. و این به دست آن مرد آسمانی تحقق خواهد یافت چرا که تمام ادیان از میان خواهند رفت و دیگر نه یهودی خواهد بود و نه مسیحی چنان که روایات آن گذشت.
امام باقرعلیه السلام فرمود:
خداوند شرق و غرب زمین را برای او میگشاید و مخالفان را به هلاکت میرساند تا این که جز دین محمدصلی الله علیه وآله باقی نمیماند.(1)
تمام فرقههای دیگر هم از هر مکتب و اندیشهای که باشند محو خواهند شد و تنها اسلام مطرح است. البته اسلام هم فرقههای زیادی دارد که همه آنها رخت بر میبندند و تنها مذهب حیات بخش تشیع باقی میماند و دیگر اختلافی نخواهدبود. امام صادقعلیه السلام فرمود:
«لَیَرْفَعُ عَنِ الْمِلَلِ وَ الْأَدْیانِ أَلْإِخْتِلافُ وَ یَکُونُ الدَّینُ کُلُّهُ واحِداً.»(2)
اختلاف از ادیان برداشته میشود و دین یکی میگردد.
وحدت در عصر ظهور یک وحدت ناقص و یا سیاسی محض نیست، وحدت بر سر منافع دنیوی نمیباشد، وحدت در جنگ با دشمن مشترک نخواهد بود، وحدت ظاهری نمیباشد، وحدت در توحید و نبوت و معاد تنها نیست بلکه وحدتی حقیقی، عمیق و ریشه دار است. وحدتی است که تمام جوانب فکری، عقیدتی، عملی، اخلاقی و آرمانی را شامل میشود. همه یک دین دارند، همه یک مذهب دارند، همه یک رهبر دارند، همه بر یک محور میچرخند، همه یک هدف دارند، همه یک صدا دارند، همه پروانه یک شمعند، همه دل داده یک فردند و تنها جام محبت او را مینوشند و بر اساس گفته او عمل میکنند.
عصر ظهور، عصر امنیت همه جانبه در سراسر زمین است. چیزی که از اول دنیا تا ظهور حضرت مهدیعلیه السلام انسان شیفته آن بوده و به آن نرسیده است. ناامنی، ناشی از ضعف ایمان، هوای نفس، حب شهوات، طمع به دنیا، حسادت، جهالت، حماقت و امثال آن است که اینها به برکت ظهور حجّت خدا بر طرف میگردند.
در عصر ظهور ایمان مردم به بالاترین سطح خود میرسد، عقلها کامل میشود، فهم عمومی بالا میرود و به بی نیازی دست مییابند. آنگاه با وجود این ارزشها، دیگر دشمنی و تجاوزی در کار نخواهد بود و در نتیجه نعمت بزرگ امنیت، همه زمین را در بر خواهد گرفت و کمترین دغدغه خاطری برای حتی ضعیفترین مردم وجود نخواهد داشت. حیوانات هم آزاری به انسان نخواهند داشت و از آزار انسانها در امان خواهند بود و خلاصه، صلح کلی بر همه زمین حاکم میشود.
امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمود: اگر قائم ما قیام کند آسمان باران خود را فرو میریزد و زمین گیاه خود را میرویاند و کینه و دشمنی از دل بندگان رخت بر میبندد، درندگان با چهار پایان دیگر کنار میآیند و امنیت به گونهای زیاد میشود که زن، راه بین عراق و شام را میپیماید و پای خود را جز بر سبزه و گیاه نمیگذارد و انبان (کیسه) خود را بر دوش دارد، نه درندهای او را میترساند و نه او از آنان هراس دارد.(1)
یکی از اصحاب امام صادقعلیه السلام میگوید: روزی ابوحنیفه بر امام صادقعلیه السلام وارد شد. حضرت به او فرمود: مراد از سخن خدا که فرمود: «سیروا فیها لیالی و ایّاماً آمنین»(2)در این راهها، شبها و روزها با امنیت سفر کنید کجای زمین است؟ ابوحنیفه پاسخ داد: بین مکّه و مدینه امام صادقعلیه السلام رو به اصحاب خود کرد و فرمود: میدانید که بین مکّه و مدینه جلوی مردم را میگیرند و اموال آنان را به غارت میبرند و آنها امنیتی بر جان خود ندارند و کشته میشوند. اصحاب گفتند: بله و ابوحنیفه ساکت شد.
بار دیگر امامعلیه السلام فرمود: ای ابوحنیفه! مراد از این آیه چیست که خداوند میفرماید: «و من دخله کان امناً»(3)(و کسی که داخل آن شود در امنیت است) کجای زمین از این امنیت برخوردار است؟ ابوحنیفه در جواب گفت: کعبه. امامعلیه السلام فرمود: آیا وقتی حجاج بن یوسف با منجنیق به ابن زبیر در کعبه حمله کرد و او را کشت، او در کعبه امنیتی داشت؟ ابوحنیفه سکوت کرد. وقتی ابوحنیفه رفت، ابوبکر حضرمی به امام صادقعلیه السلام عرض کرد: فدایت شوم، جواب دو سؤالی که از ابوحنیفه پرسیدید
چیست؟ حضرت فرمود: «سیروا فیها لیالی و ایاما امنین» در زمان قائم ما اهل بیت خواهد بود. و آیه «و من دخله کان امناً» کسی که با او بیعت کند و وارد کعبه شود و در جمع اصحابش قرار گیرد در امنیت است.(1)
امنیت زمان امام مهدیعلیه السلام یک امنیت همه جانبه است. هیچ کس از دیگری ترسی ندارد، جان و مال و آبرو و اعتبار مردم محفوظ است و کمترین اضطراب و دلهرهای نخواهد بود. وجود چنین امنیتی باعث میشود اعصاب مردم از هر ضعف و نقصانی در امان باشد و بیماریهای عصبی که گستردهترین بیماریهای قبل از ظهور را تشکیل میدهد ریشهکن گردد. وقتی مردم از یکدیگر احساس امنیت کنند، بر یکدیگر اعتماد میکنند و از صمیم قلب به هم محبت میورزند و رفافت خالص و حقیقی شکل میگیرد.
با ظهور امام مهدیعلیه السلام هر گونه بیماری و ضعف و نقصی از مؤمنین برطرف میگردد و همگی سالم و شاداب خواهند شد به گونهای که مؤمن ضعیف، معلول یا مریضی نخواهد ماند. امام باقرعلیه السلام فرمود:
هر کس زمان ظهور قائم خاندان ما را درک کند و دارای نقص و معلولیت باشد، سالم میشود و هر ضعیفی، توانمند و قوی میگردد.(2)
امام صادقعلیه السلام فرمود:
وقتی قائمعلیه السلام ظهور کند، نقص و آفت را از هر مؤمنی برطرف میسازد و توانایی او را باز میگرداند.(3)
عصر ظهور، عصر بی نیازی و رفع کامل محرومیتهاست. با ظهور امام مهدیعلیه السلام چهره فقر و پریشانی از میان میرود و دیگر بینوایی نخواهد بود. تکدی از میان جامعه رخت بر میبندد و همه مردم بینیاز میگردند. هر کسی به کاری مشغول میشود و بحران بیکاری محو خواهد شد. هر کس نیازمند باشد امام مهدیعلیه السلام به او عطا میکند و البته عطایای آن حضرت بدون منّت، بدون زحمت، بدون ذلّت و همراه با گوارایی است. رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
عطای او (مهدیعلیه السلام) گواراست.(1)
با این بینیازی دیگر کسی یافت نخواهد شد تا به او انفاق شود، مستحق زکات پیدا نمیشود و گیرنده صدقه یافت نمیگردد بلکه همه مردم قصد پرداخت دارند.
امام صادقعلیه السلام فرمود: وقتی قائم ما قیام کند... یکی از شما میخواهد زکات مال خود را بدهد امّا کسی را نمییابد که از او بپذیرد. خداوند، مردم را با فضل خود بینیاز میگرداند.(2)
عصر ظهور، عصر فوران نعمتهاست. زمین و آسمان، نعمتهای خود را ارائه میدهند و مردم به صورت بی سابقهای بهرهمند میگردند. رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
امت من در زمان مهدی از نعمتهایی برخوردار میشوند که در
گذشته سابقه ندارد. آسمان پیاپی بر آنها میبارد و زمین هر آنچه دارد از درون خود خارج میکند.(1)
امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمود:
(با ظهور مهدیعلیه السلام) انسان یک مد (سه چهارم کیلو) دانه میکارد و هفتصد مد برای او میروید.(2)
امام صادقعلیه السلام فرمود:
خداوند از این امّت مردی را آشکار میکند که او از من و من از او هستم و به وسیله او برکات آسمانها و زمین را فرو میفرستد. پس آسمان بارانش را نازل میکند و زمین بذرش را بارور میگرداند و حیوانات وحشی و درندگان به امنیت میرسند و زمین را پر از قسط و عدل میکند همانگونه که از ظلم و جور پر شده باشد.(3)
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
مهدی در میان آخرین امتم ظاهر می شود، خداوند همه قلمرو او را از باران سیراب میکند و زمین گیاهان خود را میرویاند. او اموال عمومی را عادلانه تقسیم میکند و دامپروری رونق مییابد.(4)
پیش از ظهور، زمین به کفر و شرک و ظلم و گناهان ساکنان آن میمیرد و در عصر شکوهمند ظهور، منجی عالم همه این عوامل را از میان میبرد و ایمان و توحید و عدل و تقوا و عبادت را بر جای آنها مینشاند و به زمین حیات میبخشد.
ابن عباس گوید: رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: خدای - تعالی - فرمود:... و به وسیله قائم شما زمینم را به تسبیح و تقدیس و تهلیل و تکبیر و تمجید خود آباد میگردانم و زمین را از دشمنانم پاک میکنم و اولیائم را وارث آن میگردانم.(1)
امام باقرعلیه السلام درباره آیه «اعلموا ان اللَّه یحی الارض بعد موتها»(2)(بدانید که خدا زمین را پس از مرگ آن زنده خواهد کرد) فرمود: آن را به وسیله قائم زنده خواهد کرد بعد از آن که مرده است و مراد از مرگ زمین، کفر اهل آن است و کافر، مردار است.(3)
احیاء زمین به احیاء مردم است. امام مهدیعلیه السلام چشمه حیات است چنان که در زیارت روز جمعه آمده است. «السلام علیک یا عین الحیاة» و احیاء مردم در رسیدن به چشمه حیات است. او دلهای کویری و خشک و سوزان را زنده میکند و در نتیجه انسان و زمین پس از آن که به کفر و شرک و ظلم و معصیت مرده بودند زنده میشوند.
ای که بی نور جمالت نیست عالم را فروغی
تا به کی در ظّل امر غیبت کبری نهانی
پرده بردار از رخ و ما مردگان را جان ببخشا
ای که قلب عالم امکانی و جان جهانی(4)
عصر ظهور، عصر شگفتن همه گلهای علم و معرفت است، مردم آن زمان ، آگاه، دانش دوست و طرفدار معرفتند و علوم الهی و طبیعی به اوج
خود میرسد. امام باقرعلیه السلام فرمود:
در زمان او (مهدیعلیه السلام) از حکمت برخوردار میشوید به طوری که زن در خانه خود بر اساس کتاب خدا و سنت رسول او حکم میکند.(1)
این اوج شکوفایی علو دینی است که زنان در منزل خود بر اساس کتاب و سنت اظهار نظر نمایند.
از روایتی که بیان شد معلوم میگردد در عصر ظهور، خانههای مردم، خانههای علم و معرفتند زیرا وقتی یک زن در منزل خود بر اساس کتاب و سنت قضاوت کند، همسر او نیز از چنین اطلاعاتی برخوردار خواهد بود یعنی هر دو آگاه به مسائل دینی هستند و فرزندان آنها نیز با مراتب مختلف به آگاهیهای دینی دست خواهند یافت. امام صادقعلیه السلام درباره رشد علوم در عصر حاکمیت ولی عصرعلیه السلام میفرماید:
علم بیست و هفت حرف است و آنچه را که پیامبران آوردهاند دو حرف است، وقتی قائم ما قیام کند بیست و پنج حرف دیگر را خواهد آورد و در میان مردم منتشر میسازد و در مجموع بیست و هفت حرف علم را منتشر خواهد کرد.(2)
این یک انقلاب عظیم علمی خواهد بود که به یک باره علوم به سیزده برابر افزایش یابد و خدا میداند با این جهش خارقالعاده علمی چه تحولات عظیمی در مسائل معرفت دینی، صنعتی، پزشکی، اقتصادی، معماری، ریاضی، نجومی و بسیاری از شاخههای دیگر علم پیش خواهد آمد و چه رشتههای جدید علمی ظهور خواهد کرد که تصور و درک آن برای ما دشوار و بلکه ناممکن است.
رشد علمی عصرظهور محیرالعقول است و خدا میداند در آن هنگام، مردم چگونه زندگی میکنند، چه وسایل ارتباطی دارند، چه وسایل نقلیهای دارند، از چه نوع مسکنهایی برخوردارند و چه بسا پیشرفتهترین شهرهای قبل از ظهور از روستاهای عقب افتاده عصر ظهور، عقب افتادهتر باشند. البته اگر چنین روستاهایی وجود داشته باشند زیرا وقتی علم به همراه عدالت آمد دیگر تبعیضی در نقاط مختلف زمین نخواهد بود و همه مردم به طور مساوی از امکانات برخوردار خواهند بود.
قبل از ظهور، مردم به پیشرفتهای علمی چشمگیری دست مییابند امّا رشد علمی آنها توازنی با رشد عقلی آنان ندارد از این رو علم آنها بیش از عقل آنان است و در نتیجه رفاه دارند امّا سعادت ندارند. چرا که علم رفاه میآورد امّا سعادت در گرو عقل است.
یکی از تحولات مهم عصر ظهور رهایی پرندههای عقل از قفس هواهای نفسانی است و با این آزادی است که عقلها رشد میکنند و همچنین زمینههای طبیعی رشد عقلی نظیر: حضور مردم در محضر عالم، مباحثههای فکری سالم و متعالی، تعمق در قرآن و روایات، نگرش در علوم و حکمتها، ترک سخنان و اعمال بیفایده و زاید فراهم میگردد و با نهضت عظیمی که در خودسازی و تهذیب نفس مردم پیش میآید، عقلهای آنها چون درختانی که به برگ و گل مینشینند شکوفا میگردند و مهمتر از همه مسائل، انقلاب ویژهای است که امام مهدیعلیه السلام در اکمال عقلها پدید میآورد. امام باقرعلیه السلام فرمود:
«إِذا قامَ قائِمُنا وَضَعَ یَدَهُ عَلی رُؤُسِ الْعِبادِ، فَجَمَعَ بِها عُقُولَهُمْ وَ کَمُلَتْ بِها أَحْلامُهُمْ.»(1)
وقتی قائم ما قیام کند دست خود را بر سر بندگان میگذارد و در نتیجه عقلهای آنها را گرد آورده و خرد آنان را کامل میگرداند.
با این رشد عقلی، مردم به خوبی سعادت و شقاوت را میشناسند. آینده را ارزیابی کرده عاقبت نگر میشوند و گناه از زندگی آنها رخت بر میبندد و جز خوبی، تقوا و عدالت را نمیشناسند و با هر حرکتی که کمترین تضادی با عقل و دین و فطرت داشته باشد با شگفتی روبرو میشوند و صمیمیت و دوستی خالص، محور روابط اجتماعی مردم میگردد و به رفاه همراه با سعادت، دست مییابند و حکیمانه است که بگوییم: بسیاری از ارزشهای متعالی عصر ظهور، ناشی از کمال عقلی مردم است که از نفْس قدسی و نفْس پاک آن مرد آسمانی سر چشمه میگیرد.
عصر ظهور، عصر عنایات خاصّ خداوند به ساکنان زمین، به ویژه شیعیان خواهد بود به گونهای که به یک زندگی شگفتانگیزی دست خواهند یافت. امام صادقعلیه السلام فرمود:
وقتی قائم ما قیام کند، خداوند قوه شنوایی و بینایی شیعیان ما را به اندازهای قوی میکند که بدون آن که بین آنها و قائم پیکی باشد با آنها سخن میگوید و آنها میشنوند و او را میبینند در حالی که در مکان خود قرار دارد.(2)
البته همانگونه که در روایت آمده است این امتیاز خاصّ شیعیان آن حضرت است که قبل از ظهور،شیعه بودهاند. شیعیان در عصر ظهور از عنایات ویژهای برخوردارند که دیگران بهرهمند نیستند و این به خاطر سبقت آنها درپیروی وطرفداری از حق در زمان حاکمیت باطل بوده است.
موهبتهای ویژه دیگری وجود دارد که به برخی از آنهااشاره میکنیم.
امام حسینعلیه السلام فرمود:
خداوند کرامتی به شیعیان ما خواهد کرد که چیزی در زمین برای آنها مخفی نخواهد بود حتی مردی از آنها میخواهد وضع خانوادهاش را به آنها اعلام نماید، پس آنان را به آنچه انجام خواهند داد با خبر میکند.(1)
و در روایت دیگری فرمود:
در زمان قائم، مؤمن از مشرق، برادر خود را در مغرب میبیند و او نیز برادرش را در مشرق مشاهده میکند.(2)
ممکن است گمان شود که این رؤیت میتواند با وسایل و امکانات انجام گیرد امّا اگر توسط امکانات باشد که دیگر کرامت نخواهد بود و خاصّ شیعیان نمیباشد و انحصاری به زمان ظهور ندارد در حالی که این عنایات امتیازهایی است که به حسب روایت به شیعه داده میشود. به این معنا که دید آنها به اندازهای قوی میشود که میتوانند از فضل الهی دورترین نقطه زمین را ببینند و صدایی را که میخواهند از آنجا بشنوند همانگونه که یاران حضرت با برخورداری از طیالارض در یک لحظه در هر نقطهای از زمین که بخواهند حضور پیدا خواهند کرد چنان که روایت آن بیان گردید.
پیش از ظهور، دوستیهای خالصانه به ندرت انجام میگیرد. امّا در عصر ظهور که مردم در اوج علم و ایمان و خردمندی و کمالات نفسانی قرار میگیرند، زیباترین ارتباطهای اجتماعی شکل میگیرد و ارتباطهای دوستانه خالص، روال عادی و عمومی پیدا میکند و دیگر هیچ گونه شائبه و نیرنگ و ناخالصی در دوستیهای مؤمنین وجود ندارد. و از آنجایی که وجه مشترک مردم به اوج گستردگی خود میرسد همه یکدیگر را از خود میدانند، منیتها به «ما» تبدیل میگردد و از صمیم قلب با یکدیگر دوستی میکنند و این یکی از نعمتهای ویژه عصر ظهور است.
امام باقرعلیه السلام فرمود:
وقتی قائم قیام کند دوستی خالص فرا میرسد و مردی بر سر جیب برادرش میرود و به اندازه نیاز خود بر میدارد و او هم ممانعت نمیکند.(1)
در عصر ظهور تحولات چشمگیری در درون و برون زمین انجام میگیرد. تمام اشیاء قیمتی که به طور طبیعی یا به دست بشر در آن پنهان شده است از آن خارج میگردد و تمام گنجها، معادن و میدانهای نفتی و گازی آن در اختیار مصلح جهان قرار میگیرد و مردم از آن بهرهمند میگردند. البته این امور شکل عادی نخواهد داشت بلکه خداوند عنایت میکند و زمین به تعبیر روایات تکههای جگرش را بیرون میریزد.(2)
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
خداوند گنجها و معادن زمین را برای او آشکار میکند.(1)
و در حدیث دیگری فرمود:
زمین گنجینههایش را برای او خارج میسازد و او مال را بی شمار در میان مردم توزیع میکند.(2)
با این تحول اساسی، رونقی عظیم در اقتصاد جهان پدید خواهد آمد و چرخ صنعت به صورت روان و گستردهای به کار خواهد افتاد و مردم در این وفور نعمت، رشد اقتصادی و رفاه بی سابقهای خواهند داشت.
عصر ظهور، عصر ریزش بارانهای پیدرپی، فراوانی آب و تکثیر نهرهاست به گونهای که مشکل کم آبی به کلی از همه نقاط زمین رخت بر میبندد. رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
آبها در دولت او فراوان میگردند و نهرها کشیده میشوند و زمین، خوردنیهای خود را برای مردم چند برابر میکند و گنجها استخراج میشوند.(3)
امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمود:
وقتی قائم ما قیام کند آسمان باران خود را فرو میریزد و زمین گیاهان خود را میرویاند.(4)
با وجود آب در همه نقاط مختلف زمین، کشاورزی رونقی عظیم
مییابد و بیکاری معنا نخواهد داشت. حضرت مهدیعلیه السلام بزرگراههای زمین را پهن میکند(1)تا محصولات کشاورزی به راحتی حمل ونقل شود.
در عصر ظهور، زمین سرسبز و خرم میشود و نشاط و طراوت در همه نقاط آن به چشم میخورد. ریزش بارانهای پیدرپی همه زمین را سیراب میکند و از همه نقاط آن سبزه و درخت میروید به گونهای که مردم همواره بر سبزهها پا میگذارند و از بهترین محصولات کشاورزی بهرهمند میگردند.
امام صادقعلیه السلام درباره سرسبزی زمین در عصر ظهور میفرماید:
یک زن راه عراق و شام را طی میکند و قدم هایش را جز بر سبزه نمیگذارد.(2)
تحولات بعد از ظهور بیشتر و گستردهتر از آن است که ما به آن پرداختیم. آنچه بیان گردید بخش مهمی از تحولات بود که در روایات وارد شده است. زهی خجسته زمانی که یار باز آید تا از نزدیک وعدههای الهی را مشاهده کنیم و اگر در دنیا نبودیم امید است رجعت کنیم تا به حسب روایات مدتی هم در پناه حاکمیت منجی عالم زندگی کنیم.
عصر ظهور، عصر فرود آمدن
فرشته عدالت بربامزمین است.
بررسی حکومت امام مهدیعلیه السلام یک بررسی تاریخی نیست بلکه تفسیر حقیقت شگرفی است که در مقاطع آخر تاریخ بشر تحقق مییابد و چهره زمین را به کلی دگرگون میسازد. این دولت، دولت آل محمدعلیهم السلام است که خداوند آن را دولت خود خوانده است چه این که امام باقرعلیه السلام از قول خدای - تعالی - نقل کرده است که فرمود:
به وسیله او (مهدی) دولتم را آشکار میکنم.(1)
بنابراین دولت امام مهدیعلیه السلام دولت خداست و کمترین شائبه غیرالهی و دادوستدهای سیاسی و ملاحظهکارانه در آن راه ندارد. سران اینحکومت که اولین آنها ولی عصرعلیه السلام و سیصد و سیزده نفر از یاران او و بسیاری از اهل ایمان میباشند جز به خدای نمیاندیشند و جز در پرتو اسلام عمل نمیکنند دولت مهدیعلیه السلام محبوبترین دولت، نزد اهل زمین و آسمان است که در غروب عالم تشکیل میشود و با آمدن خود ختم همه دولتها را اعلام میکند. و خبر نزدیکی فنای دنیا را به گوش جهانیان میرساند.
1) 331. بحارالانوار، ج 64 ، ص 114.
دولت امام مهدیعلیه السلام تنها دولتی است که پس از استقرار، دشمنی در برابر خود ندارد و نگران دولت پس از خود نیست که قدرت به دست دشمن افتد و یا نفوذی ها بتوانند تزلزلی در بدنه حکومت ایجاد کنند. زیرا وقتی حکومت به آل محمّدعلیهم السلام رسید دیگر تا قیام قیامت از دست آنها بیرون نخواهد رفت.
نفاق و دورویی و وعدههای پوچ و مردم فریب در قاموس دولت آل محمدعلیهم السلام راه ندارد و رسیدگی به شئون دین و دنیای مردم اساس کار آن را تشکیل میدهد. کسی در این دولت نخواهد بود که تشنه قدرت باشد بلکه همه کارگزاران آن، قدرت را امانت و ابزاری برای خدمت به مردم میدانند.
درون دولت مصلح جهان کمترین نزاعی نیست زیرا همه تحت ولایت و حکومت مهدیعلیه السلام هدف واحدی را دنبال میکنند. نیندیشیدن به هوای نفس و منافع مادی و نبود جهالت و به تعبیر دیگر طهارتنفس از شائبههای دنیوی و علم و فهم و تقوا و درایت آنها هرگونه زمینهای را برای نزاع از میان بر میدارد. اساساً حکومت او به گونهای نیست که بتوان در آن نزاع کرد. ضمن این که امامعلیه السلام زندگی سادهای دارد و با کارگزاران خود شدید و قاطع عمل میکند و کسی جرأت تخلف از حوزه وظایف خود را ندارد.
آنچه در حکومت عدالت گستر مهدوی مطرح است و به شایستگی به آن نایل میشوند اجرای عدالت و ترویج اسلام است که در بحث تحولات عصر ظهور مورد بحث قرار گرفتند. امام باقرعلیه السلام فرمود:
هنگامی که مهدی ما خاندان پیامبر قیام کند ثروت و امکانات را به طور مساوی تقسیم میکند و در جامعه به عدالت رفتار خواهد کرد. هر
کسی او را اطاعت کند خدا را اطاعت کرده است و هر کس او را نافرمانی نماید خدا را نافرمانی کرده است.(1)
توفیق دولت کریمه امام مهدیعلیه السلام در ترویج و تحقق اسلام به گونهای است که همه زمین را پر از عدل و یگانهپرستی میکند و دیاری نمیماند مگر این که اقرار به یگانگی خدا و رسالت پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله از آن به گوش میرسد. امیر المؤمنینعلیه السلام فرمود:
به کسی که جانم در دست اوست هیچ شهر و دیاری نمیماند جز این که در آن ندای شهادت «لا اله الا اللَّه محمد رسول اللَّه» به هنگام صبح و شام بلند است.(2)
با حاکمیت امام مهدیعلیه السلام دین برای مردم تجلی خاصی پیدا میکند و مردم از دینداری و حضور در عبادات و جمعه و جماعات استقبال میکنند، جوانها همه پاک و متدین و با تقوا هستند و کسی دغدغه انحراف آنها را ندارد. کارگزاران دولت اسلامی نیز از بهترین افراد روی زمیناند که در دینداری و تقید به احکام خدا، گوی سبقت را از دیگران میربایند و مردم هم که چشم به روسا و بزرگان خود دوختهاند به عمل به اسلام تشویق میشوند و فضای زمین فضای دین داری و ولایت مداری خواهد شد.
در حکومت مهدوی، صاحب الزمانعلیه السلام معیار ارزش، تقوا و دینداری است و سرمایه دارها محوریت سیاست و جامعه را نخواهند داشت و سیاسی کارهای فرصت طلب در آن راهی ندارند. سرگرمیهای باطلی که
امروز مطرح است و حتی جای واجبات و ضروریات دینی، اخلاقی و اجتماعی مردم را گرفته است به کلی کنار خواهند رفت و تحول چشمگیری در چهرههای محبوب جوامع پیش خواهد آمد و از آن پس، علما، پارسایان و اهل دیانت و معرفت اصلیترین چهرههای محبوب مردم خواهند بود.
قبل از ظهور، ارزشها و صاحبان ارزشهای متعالی در جایگاه اصلی خود قرار ندارند. چه عزیزانی که محبوب خدا هستند امّا در نزد مردم تحقیر میشوند و چه کسانی که بدون کمترین شایستگی حقیقی محبوب دلها میگردند و چه حرکتهای خنثی و یا پوچی که زندگی مردم را در بر میگیرد و معیار غم و شادی مردم میگردد، امّا دولت امام مهدیعلیه السلام با تبلیغات و کارهای فرهنگی، تمام ارزشها را به جای خود بر میگرداند و تمام ضد ارزشها و حرکتهای بیهوده را که در جای ارزشها قرار گرفتهاند در جای خود مینشاند.
امام مهدیعلیه السلام تمام شعلههای معصیت را خاموش کرده و به جای آن درخت فضیلت و نیکوکاری غرس میکند، خرید و فروش هر چیز حرامی را ممنوع اعلام میکند و احکام خالص اسلام را به صورت قانونِ مورد احترام و عمل مردم در میآورد. دیگر مؤمنی نیست که قانونی را نپذیرد و یا بر آن خرده گیرد و یا به آن عمل نکند و اگر کسی مرتکب خلاف شود به عدالت قاطع دستگاه قضایی آن حضرت تنبیه و اصلاح خواهد شد.
در عصر حکومت مهدوی زندگی آرام میشود، امنیت تامین میگردد، وفور نعمت، مردم را از کار کردن زیاد یا اضافهکار و دو شیفته کار کردن بینیاز میسازد، همه دارای شغل و همسر و مسکن و آیندهای مطمئن
میگردند، اوقات فراغت به خوبی در اختیار مردم قرار میگیرد و به خوبی هم از آن استفاده میکنند، مراکز عبادی شکوهمندترین مراکز خواهند بود و فراگیری علوم و معارف دینی از افضل اعمال و جذابترین کارها به شمار میرود.
در دولت مهدیعلیه السلام انسان بار دیگر با طبیعت آشتی میکند، کشاورزی به بالاترین سطح خود میرسد و تمام دستاوردهای مضر و مخرب بشر که موجب تخریب یا غفلت و بیهوده کاری و اشتغالهای کاذب و تفریحهای مضر میشود به کنار خواهد رفت.
قرار دادن رایگان زمین به مردم، بحران بیکاری و نداشتن محل سکونت را به کلی از میان میبرد زیرا بنا بر احکام اسلام، هر کس زمینی را آباد کند برای او خواهد بود و مردم با رعایت قوانین، زمینهایی را برای زراعت، سکونت، تولید و خدمات دیگر آباد میکنند و این سبب میگردد ازدواج جوانان رونق گیرد به گونهای که مجرد بودن یک جوان کمترین توجیهی ندارد. سامان گرفتن کارها، برخورداری مردم و توصیه اسلام به ازدواج و فقدان هر گونه مانع و مشکلی، ازدواج در سنین اول جوانی را به شکل یک فرهنگ رایج در میآورد و عوامل محدود کننده فرزند نیز به کنار خواهد رفت. زیرا هیچ آفت، تهدید، کمبود و ناامنی و دلهرهای در کار نخواهد بود. خلاصه، بحرانهای فقر و بیکاری و بیماری و مسکن و اشتغال و ترافیک و کمبود مواد غذایی و امثال آن به کلی برطرف خواهد شد. در عصر ظهور، الهیترین حکومت به رهبری یک مرد بزرگ آسمانی شکل میگیرد و یکی از جلوههای مهم حکومت مهدوی بُعد مردمداری آن است و مراد از بعد مردمی، تأمین مردم در همه ابعاد دینی و دنیوی
است به طوری که سعادت دنیا و آخرت را کسب کنند. یعنی دولت مهدیعلیه السلام به گونهای برنامه ریزی میکند که مردم سالم و با نشاط، شاغل و بینیاز و مؤمن و با تقوا باشند.
دولت امام مهدیعلیه السلام بهترین و محبوبترین دولتی است که بر سر کار میآید. تمام ساکنان زمین و آسمان از او راضی هستند و مردم به پیشوای جهانی خود محبّتی وصفناپذیر دارند. چهره ملکوتی او آرام بخش دلهاست و سخنانش دل نواز هر مؤمن و مؤمنهای است. همه مردم شیفته سیره و سیما و سخن او هستند و زندگی را با دل خوشی و شادابی و شادکامی در پرتو عدالت آن حضرت طی میکنند و بیش از هر زمانی از زندگی خود لذت میبرند. برکات فراوان دیگری خواهد بود که بخشی از آنها در فصل قبل بیان گردید و بخش دیگری با ظهور شکوهمند آن حضرت معلوم خواهد شد.
حکومت واحد جهانی از دو جهت قابل بررسی و تحقیق است. نخست امکان تحقق آن و دیگر این که بر فرض امکان، آیا چنین حکومتی تا به حال به وجود آمده است یا خیر؟
امّا امکان تحقق آن وجود دارد زیرا عقل آن را میپذیرد و دین وقوع آن را در آینده جهان تایید میکند. وقتی بشود بیش از یک میلیارد نفر را در کشور چین تحت یک حکومت اداره کرد امکان بیش از آن هم در روی زمین ممکن خواهد بود چه این که تفکر حکومت واحد جهانی مدتهاست که در میان دانشمندان دنیا مطرح است.
سخن دیگر این بود که آیا چنین حکومتی تا به حال تحقق یافته است؟ تاریخ و روایات وقوع آن را در گذشته تایید میکنند.
امام صادقعلیه السلام فرمود:
چهار مؤمن و کافر بر همه زمین حکومت کردند. مؤمنان: ذوالقرنین و سلیمان، کافران: نمرود و بخت النصر بودند.(1)
نتیجه این که، میشود یک حکومت جهانی تشکیل داد تا همه انسانها با تمام نژادها، رنگها وگرایشها در پناه آن زندگی کنند.
لزوم چنین حکومتی در حال حاضر بیش از هر زمان دیگر خود را آشکار ساخته است زیرا با دسترسی بشر به سلاحهای کشتار جمعی، بشریت و حیات انسان و زمین در معرض خطر قرار گرفته است و زمانی از عمر انسانها نمیگذرد مگر این که جمعی از آنان از راه دور و نزدیک مورد اصابت سلاحهای مخرب قرار گرفته و قربانی اهداف ظالمانه قدرتمندان میشوند و این در حالی است که از ظرفیت ناچیزی از سلاحهای مخرب که میتوانند کشوری را در مدتی کوتاه با خاک یکسان کنند استفاده میشود. از این رو خیراندیشان عالم طرح حکومت واحد جهانی را مطرح کردهاند تا بشریت از آینده بحرانی و تیره و تار خود نجات یابد. اینشتاین گوید:
«یا باید حکومت جهانی با کنترل بینالمللی انرژی تشکیل شود و یا حکومتهای ملّی جداگانه فعلی همچنان باقی بمانند و منجر به انهدام گردند.(2)
دنیا خود به خود به طرف حکومت واحد جهانی به پیش میرود و امروز بیش از گذشته از آن سخن میگویند؛ زیرا با این حکومت است که جنگها از میان میروند، استعمار کشورها به پایان میرسد، ترس و وحشت و جنگهای سرد جای خود را به آرامش میدهند و زمینه عدالت اجتماعی فراهم میگردد.
اصل حکومت واحد جهانی مورد قبول عقلای عالم است امّا مهم این است که چه کسی شایسته حاکمیت آن است سخن در حکومت بر یک کشور و ده کشور نیست بلکه سخن در حکومت بر کره زمین است. عقل و تجربه و دین حکم میکند هیچ یک از سران دنیا شایسته این موقعیت نیستند و به چنین حکومتی هم دست نخواهند یافت!تنها یک رهبر معصوم میتواند در چنین جایگاه مهمی قرار گیرد و از نظر اسلام این شخصیت بزرگ جهانی همان مرد آسمانی و بلند آوازهای است که خدای - تعالی - وعده حاکمیت او را اعلام کرده است و آن حضرت حجة ابن الحسن المهدیعلیه السلام محبوب اهل زمین و آسمان است که زمین جز به وجود ملکوتی، مقتدر، نورانی و با درایت او سامان نخواهد یافت. تنها امام مهدیعلیه السلام است که ردای خلافت بر کره زمین شایسته اوست و زمین را پر از عدل و داد میکند.
اگر کسانی غیر از او به چنین حکومتی دست یابند ممکن است برخی از آفات موجود برطرف گردد، امّا آفات دیگری نظیر آنچه در حکومت جهانی نمرود و بخت النصر وجود داشت پدید آید. نایبان عام و جامع الشرایط امام زمانعلیه السلام هم به طور نسبی و نازلی نسبت به مولای خود از چنین شایستگی برخوردارند امّا با توجه به شرایط جهانی عصر غیبت،
حاکمیت جهانی آنها امکان عادی وقوع ندارد. بنابراین زمین و زمان منتظر بمانند تا آن موعود آسمانی از پس پرده غیبت به درآید و بر مغرب و مشرق زمین حکومت کند.
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«یَبْلُغُ سُلْطانُهُ الْمَشْرِقَ وَ الْمَغْرِبَ.»(1)
سلطه او مشرق و مغرب زمین را در بر خواهد گرفت.
حکومت جهانی امام مهدیعلیه السلام یک حکومت اسلامی است امّا تفاوتهای چشمگیری با حکومتهای اسلامی غیر معصوم دارد و از حکومتهای دمکراسی با انواع مختلفی که دارند کاملاً ممتاز است. او و یاران سیصد و سیزده نفرهای که دارد منتخب خدا هستند و آنها سایر مسئولین را مانند حکومتهای دیگر بر میگزینند. هر کدام از کارگزاران آن حضرت فقیه و آگاه به امورند و در چیزی در مانده نمیشوند و در موارد نیاز از عنایت خاصّ حضرت استفاده میکنند.
امام صادقعلیه السلام فرمود:
وقتی قائم ما قیام کند به هر کشوری مردی را میفرستد و به او میگوید: برنامه تو در کف دست توست پس هر گاه امری پیش آمد که آن را نمیفهمی و نمیدانی چگونه باید درباره آن قضاوت کنی به کف دست خود نگاه کن و به آنچه در آن میبینی عمل نما.(2)
البته این یک اعجاز، نظیر بسیاری از معجزات دیگر ولی عصرعلیه السلام است که در زمان حاکمیت او تحقق مییابد.
در عصر ظهور مرزهای کشورها بر داشته میشود و دنیا به منزله یک کشور میگردد. با توجه به تعداد سیصد و سیزده نفر اصحاب امام مهدیعلیه السلام که هر کدام فقیه و حاکم هستند دنیا در یک تقسیمبندی جدید به سیصد و سیزده منطقه تقسیم میشود و بر هر یک از این مناطق بزرگ یکی از یاران حضرت از سوی او حکومت میکند.
امام باقرعلیه السلام فرمود:
... قائم به کوفه بر میگردد و سیصد و سیزده مرد را به سراسر جهان اعزام میکند و دست بر شانه و سینه آنها میکشد و دیگر در هیچ قضاوتی درمانده نمیشوند.(1)
در نظم نوین جهانی عصر ظهور، یاران امام مهدیعلیه السلام زمام امور جهان را به دست میگیرند. یکی بر مصر حکومت میکند، دیگری بر ایران، دیگری بر فرانسه، دیگری بر آلمان و به همین صورت همه مناطق دنیا که چه بسا بر اساس نظم نوین، توسعه یا محدودیت پیدا کنند از شرق تا غرب تحت سیطره یاران او قرار میگیرد. آنها زمامدارانی شجاع، مقتدر، مدیر، مدبر، فقیه و عادل هستند و رابطه برادرانهای با یکدیگر دارند. جملگی منصوب امامعلیه السلام هستند و کمترین تمایلی به کشورگشایی، مسائل نظامی، سلاحهای کشتار جمعی و علوم نظامی جهت جنگهای منطقهای ندارند. جعلنا اللَّه من اصحاب المهدیعلیه السلام و انصاره.
1) 338. بحارالانوار، ج 52، ص 345.
کوفه در عصر ظهور مرکز حکومت جهانی امام مهدیعلیه السلام و در نتیجه مهمترین و حساسترین نقطه روی زمین خواهد شد. وقتی مصلح جهان زمین را فتح کرد به کوفه میرود و آن را مرکز خلافت خود قرار میدهد و از آن هنگام بار دیگر شهر کوفه موقعیت از دست رفته خود را پس از حکومت امیرالمؤمنینعلیه السلام به بهترین شکل ممکن باز مییابد چرا که فرمانروای زمین در آن مستقر خواهد بود.
امام صادقعلیه السلام فرمود:
«دارُ مُلْکِهِ الْکُوفَةُ»(1)
مرکز حکومت او کوفه خواهد بود.
مرکزیت کوفه و حضور حجّت خدا در آن سبب میگردد مؤمنین به سکونت در آن شوق زیادی پیدا کنند.
امام باقرعلیه السلام فرمود:
وقتی قائم قیام کند و وارد کوفه شود مؤمنی نمیماند مگر این که در کوفه خواهد بود.(2)
با تحول بزرگی که در شهر کوفه صورت میگیرد این شهر، بسیار گسترده میگردد و از ارزش بالایی برخوردار میشود.
امام حسن عسکریعلیه السلام فرمود:
جای یک مرد در کوفه نزد من بهتر از یک خانه در مدینه است.(3)
و امام صادقعلیه السلام درباره ارزش کوفه فرمود:
کسی که خانهای در کوفه دارد آن را نگه دارد.(1)
وقتی پیشوای جهان، کوفه را مرکز خلافت خود قرار دهد نماز جمعه و جماعت آن شهر به امامت او برگزار میگردد همانگونه که رسول خدا و امیرمؤمنانعلیه السلام که حاکم مسلمین بودند نماز جمعه و جماعت را اقامه میکردند. البته با تحولی که در زمان امام مهدیعلیه السلام به وجود میآید و رشدی که مردم پیدا میکنند همه مؤمنین مشتاق حضور در نماز جمعه و جماعت آن حضرت هستند و علاوه بر مردم کوفه، که از قبل در آن سکونت داشتند جمعیت بسیاری هم به آنجا مهاجرت خواهند کرد و مردم دیگری هم از اطراف زمین به شوق اقتدا به پیشوای خود وارد کوفه میشوند تا با او نماز گزارند و معلوم است که مساجد موجود کافی نخواهد بود و بسیاری از مردم از خواندان نماز با پیشوای بزرگ خود محروم میمانند و از او درخواست میکنند تا مسجدی را بنا کند تا جمعیت گسترده نماز گزاران را در خود جای دهد. او هم مسجدی را بنا میکند که هزار درب دارد. چنین مسجد بزرگ و با شکوهی که عظیمترین نهاد فرهنگی دینی به شمار میرود تا زمان آن پیشوای جهانی ساخته نشده است.
امام باقرعلیه السلام درباره مسجد هزار درب کوفه میفرماید:
در دومین جمعهای که مهدیعلیه السلام وارد کوفه میشود مردم به او میگویند: یابن رسولاللَّه! نماز به امامت شما ثوابی برابر نماز به امامت رسول خداصلی الله علیه وآله را دارد و این مسجد کوفه وسعت جمعیت ما را ندارد. او
1) 342. بحارالانوار، ج 52، ص 386.
میفرماید: مسجدی برای شما میسازم که جمعیت شما را در خود جای دهد آن گاه نقشه مسجد هزار درب را ترسیم میکند.(1)
یکی از مباحث مربوط به حاکمیت امام مهدیعلیه السلام مدت حکومت اوست که ارقام مختلفی درباره آن بیان شده است. برخی روایات مدت آن را هفت سال و برخی دیگر هفت سال که هر سال آن برابر ده سال عادی باشد دانستهاند و به نظر میرسد گروه دوم روایات، تفسیر کننده دسته اول روایات باشند و در نتیجه بنابراین دو دسته از روایات مدت حکومت آن حضرت هفتاد سال خواهد بود. امّا گروهی از روایات مدت حکومت او را نوزده سال و چند ماه بیان کردهاند و ارقام دیگری هم ذکر شده است.
در میان روایات مربوط به مدت حکومت بقیةاللَّهعلیه السلام تعداد روایاتی که به نوزده سال اشاره دارند از کثرت و قوت بیشتری برخورداراند.
امام صادقعلیه السلام فرمود:
«مُلْکُ الْقائمِ مِنّا تِسْعَ عشرة سِنَةً وَأَشْهُر»(2)
مدت حکومت قائم ما نوزده سال و چند ماه خواهد بود.
و وقتی جابربن یزید جعفی از امام صادقعلیه السلام میپرسد قیام و حکومت قائم چه اندازه به طول میانجامد، میفرماید: از روز قیام تا روز رحلتش نوزده سال خواهد بود.(3)
والحمدللَّه رب العالمین
1 - قرآن کریم/چهار رنگ - گلاسه رحلی خط نیریزی / الهی قمشهای
2 - قرآن کریم/نیمجیبی (کیفی) خط عثمان طه / الهی قمشهای
3 - قرآن کریم/وزیری (بدون ترجمه) خط عثمان طه
4 - قرآن کریم/وزیری (ترجمه زیر، ترجمه مقابل) خط عثمان طه / الهی قمشهای
5 - قرآن کریم/(وزیری، جیبی، نیمجیبی) خط نیریزی / الهی قمشهای
6 - کلیات مفاتیح الجنان/عربی انتشارات مسجد مقدّس جمکران
7 - کلیات مفاتیح الجنان/(وزیری، جیبی، نیمجیبی) خط افشاری / الهی قمشهای
8 - منتخب مفاتیح الجنان/ (جیبی، نیمجیبی) خط افشاری / الهی قمشهای
9 - منتخب مفاتیح الجنان/ جیبی، نیمجیبی) خط خاتمی / الهی قمشهای
10 - نهج البلاغه/(وزیری، جیبی) سید رضیرحمه الله/محمد دشتی
11 - صحیفه سجادیه ویرایش حسین وزیری/الهی قمشهای
12 - ادعیه و زیارات امام زمانعلیه السلام واحد پژوهش مسجد مقدّس جمکران
13 - آئینه اسرار حسین کریمی قمی
14 - آثار گناه در زندگی و راه جبران علی اکبر صمدی
15 - آخرین پناه محمود ترحمی
16 - آخرین خورشید پیدا واحد تحقیقات
17 - آشنایی با چهارده معصوم (1و2)/شعر و رنگآمیزی سیّد حمید رضا موسوی
18 - آقا شیخ مرتضی زاهد محمد حسن سیف اللهی
19 - آیین انتظار (مختصر مکیال المکارم) واحد پژوهش
20 - ارتباط با خدا واحد تحقیقات
21 - از زلال ولایت واحد تحقیقات
22 - اسلامشناسی و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
23 - امامت، غیبت، ظهور واحد پژوهش
24 - امامت و غیبت از دیدگاه علم کلام علم الهدی / واحد تحقیقات
25 - امامت و ولایت در امالی شیخ صدوق سیّد محمّد حسین کمالی
26 - امام رضا، امام مهدی و حضرت معصومهعلیهم السلام(روسی) آلمات آبسالیکوف
27 - امام رضاعلیه السلام در رزمگاه ادیان سهراب علوی
28 - امامشناسی و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
29 - انتظار بهار و باران واحد تحقیقات
30 - انتظار و انسان معاصر عزیز اللَّه حیدری
31 - اهّمیت اذان و اقامه محمد محمدی اشتهاردی
32 - با اولین امام در آخرین پیام حسین ایرانی
33 - بامداد بشریت محمد جواد مروّجی طبسی
34 - بهتر از بهار/کودک شمسی (فاطمه) وفائی
35 - پرچمدار نینوا محمد محمدی اشتهاردی
36 - پرچم هدایت محمد رضا اکبری
37 - پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله و تروریسیم و خشنونتطلبی علی اصغر رضوانی
38 - پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله و جهاد و بردهداری علی اصغر رضوانی
39 - پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله و حقوق اقلیتها و ارتداد علی اصغر رضوانی
40 - پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله و حقوق زن علی اصغر رضوانی
41 - پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله و صلحطلبی علی اصغر رضوانی
42 - تاریخ امیر المؤمنینعلیه السلام / دو جلد شیخ عباس صفایی حائری
43 - تاریخ پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله/دو جلد شیخ عباس صفایی حائری
44 - تاریخچه مسجد مقدس جمکران/(فارسی، عربی، اردو، انگلیسی) واحد تحقیقات
45 - تاریخ سید الشهداءعلیه السلام شیخ عباس صفایی حائری
46 - تجلیگاه صاحب الزمانعلیه السلام سید جعفر میرعظیمی
47 - تشرفیافتگان (چهار دفتر) میرزا حسین طبرسی نوری
48 - جلوههای پنهانی امام عصرعلیه السلام حسین علیپور
49 - چهارده گفتار ارتباط معنوی با حضرت مهدیعلیه السلام حسین گنجی
50 - چهل حدیث /امام مهدیعلیه السلام در کلام امام علیعلیه السلام سید صادق سیدنژاد
51 - چهل حدیث برگزیده از پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله احمد سعیدی
52 - حضرت مهدیعلیه السلام فروغ تابان ولایت محمد محمدی اشتهاردی
53 - حکمتهای جاوید محمد حسین فهیمنیا
54 - ختم سورههای یس و واقعه واحد پژوهش
55 - خزائن الاشعار (مجموعه اشعار) عباس حسینی جوهری
56 - خورشید غایب (مختصر نجم الثاقب) رضا استادی
57 - خوشههای طلایی (مجموعه اشعار) محمد علی مجاهدی (پروانه)
58 - دار السلام شیخ محمود عراقی میثمی
59 - داستانهایی از امام زمانعلیه السلام حسن ارشاد
60 - داغ شقایق (مجموعه اشعار) علی مهدوی
61 - در انتظار منجی (روسی) آلمات آبسالیکوف
62 - در جستجوی نور صافی، سبحانی، کورانی
63 - در کربلا چه گذشت؟ (ترجمه نفس المهموم) شیخ عباس قمی / کمرهای
64 - دفاع از حریم امامت و ولایت(مختصر شبهایپیشاور) کریم شنی
65 - دلشده در حسرت دیدار دوست زهرا قزلقاشی
66 - دین و آزادی محمّد حسین فهیمنیا
67 - رجعت یا حیات دوباره احمد علی طاهری ورسی
68 - رسول ترک محمد حسن سیف اللهی
69 - روزنههایی از عالم غیب سید محسن خرّازی
70 - زیارت ناحیه مقدّسه واحد تحقیقات
71 - سحاب رحمت عباس اسماعیلی یزدی
72 - سخنرانی مراجع در مسجد جمکران واحد پژوهش مسجد مقدّس جمکران
73 - سرود سرخ انار الهه بهشتی
74 - سقّا خود تشنه دیدار طهورا حیدری
75 - سلفیگری (وهابیت) و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
76 - سیاحت غرب آقا نجفی قوچانی
77 - سیمای امام مهدیعلیه السلام در شعر عربی دکتر عبد اللهی
78 - سیمای جهان در عصر امام زمانعلیه السلام(دوجلدی) محمّد امینی گلستانی
79 - سیمای مهدی موعودعلیه السلام در آئینه شعر فارسی محمد علی مجاهدی (پروانه)
80 - شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه) محمّد حسین نائیجی
81 - شمس وراء السحاب/ عربی السیّد جمال محمّد صالح
82 - صبح فرا میرسد مؤسسه فرهنگی تربیتی توحید
83 - ظهور حضرت مهدیعلیه السلام سید اسد اللَّه هاشمی شهیدی
84 - عاشورا تجلّی دوستی و دشمنی سید خلیل حسینی
85 - عریضهنویسی سید صادق سیدنژاد
86 - عطر سیب حامد حجّتی
87 - عقد الدرر فی أخبار المنتظرعلیه السلام/عربی المقدس الشافعی
88 - علیعلیه السلام مروارید ولایت واحد تحقیقات
89 - علیعلیه السلام و پایان تاریخ سید مجید فلسفیان
90 - غدیرخم (روسی، آذری لاتین) علی اصغر رضوانی
91 - غدیرشناسی و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
92 - فتنه وهابیت علی اصغر رضوانی
93 - فدک ذوالفقار فاطمهعلیها السلام سید محمد واحدی
94 - فرهنگ اخلاق عباس اسماعیلی یزدی
95 - فرهنگ تربیت عباس اسماعیلی یزدی
96 - فرهنگ درمان طبیعی بیماریها(پخش) حسن صدری
97 - فوز اکبر محمد باقر فقیه ایمانی
98 - فریادرس حسن محمودی
99 - قصههای تربیتی محمّد رضا اکبری
100 - کرامات المهدیعلیه السلام واحد تحقیقات
101 - کرامتهای حضرت مهدیعلیه السلام واحد تحقیقات
102 - کمال الدین وتمام النعمة (دو جلد) شیخ صدوقرحمه الله/منصور پهلوان
103 - کهکشان راه نیلی (مجموعه اشعار) حسن بیاتانی
104 - گردی از رهگذر دوست (مجموعه اشعار) علی اصغر یونسیان (ملتجی)
105 - گفتمان مهدویت آیت اللَّه صافی گلپایگانی
106 - گنجینه نور و برکت، ختم صلوات مرحوم حسینی اردکانی
107 - مام فضیلتها عباس اسماعیلی یزدی
108 - مشکاة الانوار علّامه مجلسیرحمه الله
109 - مفرد مذکر غائب علی مؤذنی
110 - مکیال المکارم (دو جلد) موسوی اصفهانی/ حائری قزوینی
111 - منازل الآخرة، زندگی پس از مرگ شیخ عباس قمیرحمه الله
112 - منجی موعود از منظر نهج البلاغه حسین ایرانی
113 - منشور نینوا مجید حیدریفر
114 - موعودشناسی و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
115 - مهدیعلیه السلام تجسّم امید و نجات عزیز اللَّه حیدری
116 - مهدی منتظرعلیه السلام در اندیشه اسلامی العمیدی / محبوب القلوب
117 - مهدی موعودعلیه السلام، ترجمه جلد 13 بحار - دو جلد علّامه مجلسیرحمه الله/ارومیهای
118 - مهربانتر از مادر / نوجوان حسن محمودی
119 - مهر بیکران محمد حسن شاهآبادی
120 - میثاق منتظران (شرح زیارت آل یس) سید مهدی حائری قزوینی
121 - ناپیدا ولی با ما / (فارسی ،ترکی استانبولی، انگلیسی، بنگالا) واحد تحقیقات
122 - نجم الثاقب میرزا حسین نوریرحمه الله
123 - نجم الثاقب(دوجلدی) میرزا حسین نوریرحمه الله
124 - ندای ولایت بنیاد غدیر
125 - نشانههای ظهور او محمد خادمی شیرازی
126 - نشانههای یار و چکامه انتظار مهدی علیزاده
127 - نگاهی به مسیحیت و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
128 - نماز شب واحد پژوهش مسجد مقدّس جمکران
129 - نهج الکرامه گفتهها و نوشتههای امام حسینعلیه السلام محمّد رضا اکبری
130 - و آن که دیرتر آمد الهه بهشتی
131 - واقعه عاشورا و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
132 - وظایف منتظران واحد تحقیقات
133 - ویژگیهای حضرت زینبعلیها السلام سید نور الدین جزائری
134 - هدیه احمدیه/(جیبی، نیمجیبی) میرزا احمد آشتیانیرحمه الله
135 - همراه با مهدی منتظر مهدی فتلاوی/بیژن کرمی
136 - یاد مهدیعلیه السلام محمد خادمی شیرازی
137 - یار غائب از نظر(مجموعه اشعار) محمد حجّتی
138 - ینابیع الحکمة/عربی - پنج جلد عباس اسماعیلی یزدی
جهت تهیه و خرید کتابهای فوق، میتوانید با نشانی:
قم - صندوق پستی 617 ، انتشارات مسجد مقدّس جمکران مکاتبه و یا با شماره تلفن های 7253700 ، 7253340 - 0251 تماس حاصل نمایید.
کتابهای درخواستی بدون هزینه پستی برای شما ارسال میگردد.