ghaemiyeh.com
عنوان و نام پدیدآور : ناپیدا ولی با ما: آشنایی با حضرت مهدی ویژه دانش آموزان/ واحد تحقیقات مسجد مقدس جمکران
مشخصات نشر : قم مسجد مقدس صاحب الزمان (جمکران ۱۳۸۴.)
مشخصات ظاهری : ۷۰ ص ۹/۵×۱۹ س م.
فروست : آشنائی با امام زمان ع ۱۳.
شابک : ۲۵۰۰ریال 964-6705-02-2 : ؛ ۱۰۰۰۰ ریال (چاپ دوم) ؛ ۲۰۰۰ ریال (چاپ سوم) ؛ ۳۰۰۰ ریال (چاپ ششم)
وضعیت فهرست نویسی : فاپا (چاپ پنجم)
یادداشت : چاپ دوم ۱۳۷۸.
یادداشت : چاپ سوم ۱۳۸۲.
یادداشت : چاپ پنجم.
یادداشت : چاپ ششم:تابستان ۱۳۸۵.
یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس موضوع : محمدبن حسن عج ، امام دوازدهم ۲۵۵ق -
موضوع : مهدویت
شناسه افزوده : مسجد جمکران واحد تحقیقات رده بندی کنگره : BP۲۲۴/۴/ن ۲
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۴۶۲
شماره کتابشناسی ملی : م ۷۷-۴۲۱۰
ناپیدا ولی با ما: آشنایی با حضرت مهدی ویژه دانش آموزان
واحد تحقیقات مسجد مقدس جمکران
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
«یا صاحب الزّمان ادرکنا»
آشنایی با امام زمانعلیه السلام، بهترین وسیله و مطمئنترین راه برای رسیدن به شناخت خدا است. «هرکس خدا را بخواهد، از شما آغاز میکند، و هرکس او را یگانه شمارد، تنها سخنان شما را بپذیرد؛ و هرکس آهنگ او داشته باشد، رو به شما آورد».(1)
آشنایی با امام زمانعلیه السلام؛ مقدمّه دوست داشتن او و دوست داشتن او، مقدمهای برای دوست داشتن خدا است.
«هرکس شما را دوست بدارد خدا را دوست داشته است».(2)
آشنایی با امام زمانعلیه السلام؛ راهی برای رهایی از قید و بند جاهلیّت است. با شناخت امام زمانعلیه السلام دین را، قرآن را و همه معارف الهی را میتوان شناخت؛ در حالی که بدون شناسایی او، شناخت دین، فهم قرآن و درک معارف عقیم میماند
و نجات از جاهلیّت میسّر نیست.
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله فرمود:
«هرکس بمیرد و امام زمانش را نشناخته باشد، به مرگ زمان جاهلیّت مرده است».(1)
آشنایی با امام زمانعلیه السلام؛ دستآویزی استوار برای دستیابی به هدایت و نجات از ضلالت و گمراهی است.
«خدایا! حجّت خویش را به من بشناسان، که اگر تو حجّت خود را به من نشناسانی، از دینم گمراه خواهم شد».(2)
بدون شناخت امام زمانعلیه السلام، شناخت سیرت و راه او ممکن نیست، و بدون شناخت سیره و طریقه او، شناخت شریعت میسّر نیست. و بدون شناخت شریعت، دستیابی به سعادت دنیا و آخرت محال خواهد بود.
امام زمانعلیه السلام را باید شناخت، با آرمانها و اهداف او آشنا شد، و برای یاری او آماده گشت؛
زیرا او تنها امام حاضر و ناظر بشریّت است. او تنها باقی مانده خدا در زمین، و گوهر پاکزاده پیامبرانعلیهم السلام، و یگانه بازمانده نسل پیشوایان معصومعلیهم السلام است.
زندگانی شگفت او، غیبت پر رمز و راز او، طول عمر معجزهآمیز او، و ظهور نورانی و حیات آفرین او، همگی زمینهساز استثناییترین و پربارترین فصل تاریخ انسانها بلکه والاترین و مهمترین فراز تاریخ آفرینش؛ یعنی «حاکمیّت توحید در سراسر گیتی» است. به امید آن روز!
در جوّ هراسناک شهر سامرّا، و دور از چشم جاسوسان و گماشتگان حکومت جور عبّاسی، آخرین خورشید آسمان ولایت در سحرگاه روز جمعه پانزدهم شعبان سال 255 هجری قمری، در خانه کوچک امام حسن عسکریعلیه السلام طلوع کرد.(1)
او در اولین لحظات ولادت به یگانگی خدا و نبوّت پیامبرصلی الله علیه وآله شهادت داد و در هفتمین روز در آغوش پدر بزرگوارش آیه شریفه قرآن را قرائت نمود:
«وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الاَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ اَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ».(2)
او را بر حسب وصیّت پیامبرصلی الله علیه وآله و مطابق احادیث بشارتآسا، «محمّد» نام نهادند، تا نه فقط با سیمای زیبایش - که بیشترین شباهت را به رسولاللَّهصلی الله علیه وآله داشت - بلکه با نام ومرامش نیز یاد
آور آن آخرین پیامبر بزرگ الهی باشد و آینه تمام نمای جدّش خاتم انبیاصلی الله علیه وآله گردد. کنیهاش را نیز به همین مناسبت «ابوالقاسم» نهادند؛ اگر چه به مناسبتهای دیگر کنیههای ابوجعفر، ابوعبداللَّه و ابوصالح نیز به آن افزوده شد.
مهدی، قائم، منتظر، صاحب العصر، صاحب الامر، صاحب الزّمان، بقیة اللَّه، حجت اللَّه، منصور، خلف صالح، موعود، از مشهورترین القابی هستند که در کتب حدیث و دعا و کتب تاریخی در مورد امام زمانعلیه السلام به آنها تصریح شده است.
حضرت ابو محمد امام حسن عسکریعلیه السلام که در طی دو دهه عمر شریف خویش، جز مرارت و سختی ندیده و در مبارزه پیدا و پنهان علیه حکومت جابرانه عبّاسیان، همواره گرفتار حبس و مراقبت شدید آنان بوده است، در بیست و سوّمین سال عمر با برکت خود، با مشاهده ولادت اولین و آخرین فرزند خویش، شادمان از انجام وعده قطعی خداوند، خطاب به اصحاب فرمود:
«ستم گران پنداشتند که میتوانند مرا بکشند، تا این نسل منقطع گردد! آنان قدرت خدا را چگونه یافتند».(1)
با ولادت حضرت مهدیعلیه السلام یکی از حسّاسترین و پرتحرّکترین بخشهای امامت حضرت امام حسن عسکریعلیه السلام آغاز شد، آن بزرگوار علیرغم همه فشارهای حکومت و مراقبتهای مأموران، با زیرکانهترین اسلوبها و بهرهگیری از امینترین اصحاب خویش به شکلهای مختلف کوشید تا همه شیعیان
1) 7. بحارالانوار، ج 51، ص 4.
و موالیان اهل بیتعلیهم السلام را از ولادت قائم آل محمدعلیه السلام با خبر سازد و به مناسبتهای گوناگون آنان را با چهره امام پس از خویش آشنا گرداند.(1)
1) 8. اسلوب معرفی ولادت و امامت دوازدهمین پیشوای شیعه آنچنان دقیق و همهگیر طرحریزی شده بود که حتّی مخالفان هم قادر به انکار آن نمیباشند. در کتاب شریف منتخب الاثر، ص 322 - 341، نام 65 نفر از مؤلفان و دانشمندان اهل سنّت ذکر شده که در کتابهای خود به آن اعتراف دارند.
بزرگزادهای از نسل دو تن از بزرگترین شخصیتهای اجتماعی - مذهبی رومیان، میلکه، دختر «یشوعا» فرزند قیصر روم، که مادرش نیز از فرزندان حضرت شمعون، وصی حضرت عیسی مسیحعلیه السلام بود، افتخار مادری حضرت مهدیعلیه السلام را یافت.
او به دنبال ماجرایی شگفت که باعث به هم خوردن مراسم ازدواجش با یکی از بزرگ زادگان قیصر شد، پیامبرصلی الله علیه وآله را در خواب دید و به پذیرش اسلام افتخار یافت و در جریان یکی از جنگها خود را در زمره اسیر شدگان رومی به مرکز حکومت عباسیان (بغداد) رسانید و در آنجا به امر «امام هادیعلیه السلام» توسط «بشر بن سلیمان» خریداری شد و در خانه آن امام بزرگوار به همسری امام حسن عسکریعلیه السلام درآمد.
او را به نامهای «نرجس»، «سوسن»، «ریحانه» و «صیقل» ذکر کردهاند.(1)عفّت، ایمان، طهارت، نیکویی اخلاق و رفتار او به اندازهای بود که «حکیمه خاتون» که خود فرزند امام و خواهر امام
1) 9. منتخب الاثر، ص 320.
و عمّه امام بود، در تکریم و بزرگداشت او میکوشید و حضرت امام هادیعلیه السلام همواره از او به نیکی یاد میفرمود.
پیش از اینها نیز امیرالمؤمنینعلیه السلام و امام صادق و امام محمد تقیعلیهما السلام، از ا و با عنوانهای خِیَرَةُ الأِماء (برگزیده از کنیزان) و سیّدة الأِماء (سرور کنیزان) یاد نموده بودند.
در مدّت حمل، هیچ اثری بر مادر امام زمانعلیه السلام پدیدار نبود و فقط در آخرین شب بود که امام حسن عسکریعلیه السلام از حضرت حکیمه درخواست کردند که:
«ای عمّه! امشب افطار را پیش ما قرار بده؛ زیرا خدای عزّوجلّ امشب تو را به ولادت ولیّ و حجّت خویش شادمان خواهد ساخت».(1)
1) 10. همان، ص 323. مادر امام زمانعلیه السلام در سال 258 ه.ق درگذشت.
زمانی که یازدهمین پیشوای معصوم مسلمانان به زهر جفای معتمد، خلیفه ستمگر عبّاسیان، در سنّ بیست و هشت سالگی به شهادت رسید، حضرت مهدیعلیه السلام کودکی پنج ساله بود.(1)
آغاز امامت حضرت مهدیعلیه السلام در خردسالی با توجّه به اعجاز الهی و قدرت خدادادی اعجاب برانگیزی که در وجود هر امام معصوم به ودیعت نهاده شده، امری شگفت و قابل تردید نیست.
به ویژه که در تاریخ نمونههایی بارز از این قبیل تکرار شده و مورد قبول و تصدیق همگان است. آن چنان که قرآن کریم درباره حضرت یحییعلیه السلام میفرماید:
«وَآتَیْناهُ الْحُکْمَ صَبِیّاً»؛(2)
«ما در کودکی او را به نبوّت و حاکمیت رساندیم».
و درباره حضرت عیسیعلیه السلام حکایت سخن گفتن او را در گهواره نقل میفرماید:
«قالَ اِنِّی عَبْدُ اللَّه آتانِیَ الْکِتابَ وَجَعَلَنِی نَبِیّاً»؛(1)
«گفت: من بنده خدا هستم و او به من کتاب عنایت کرده و مرا پیامبر قرار داده است.»
1) 13. سوره مریم 19.، آیه 30.
همان دلایلی که باعث شد ولادت امام زمانعلیه السلام از دشمنان و مخالفان مخفی بماند، سبب غیبت او نیز گشت.
امام زمانعلیه السلام را در روایات به حضرت موسیعلیه السلام تشبیه کردهاند(1)که فرعونیان به انگیزه از بین بردن او همه زنان حامله و همه شیرخوارگان آن دوران را مورد هجوم قرار دادند و همه پسران نوزاد را از دم تیغ گذراندند.
عبّاسیان برای حفظ پایههای حکومت غاصبانه خویش و جلوگیری از پدید آمدن آخرین وصی پیامبرصلی الله علیه وآله که از بین برنده همه ستمگران و جبّاران معرفی شده بود، برای هر جنایتی آمادگی داشتند.
در سال 260 ه ق که حضرت مهدیعلیه السلام از حجره بیرون آمد و عموی خود «جعفر کذّاب» را به کنار زد و بر جنازه پدر بزرگوارش نماز خواند(2)و با این عمل آغاز امامت خویش را اعلام فرمود،
عوامل حکومت عبّاسی به فکر دسیسه افتادند و به شهادت او کمر بستند.
خداوند متعال آخرین حجّت خویش را با قدرت مطلقه خود از همان آغاز امامت، در پس پرده غیبت قرار داد تا او را از توطئههای دشمنان در امان بدارد و از کشته شدن او جلوگیری به عمل آورد.
«یُرِیدُونَ لِیُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ».(1)
«میخواهند نور خدا را با دهانهایشان خاموش کنند؛ در حالی که خداوند نور خویش را کامل خواهد ساخت، اگر چه برای کافران ناخوشایند باشد.»
1) 16. سوره صف 61.، آیه 8.
در سامرا، در جوار بارگاه مقدس امام هادی و امام حسن عسکریعلیهما السلام سردابی هست که به عنوان محل برگزاری نماز توسط سه امام بزرگوار ما حضرت امام هادی و امام حسن عسکری و امام زمانعلیهم السلام مورد احترام است. اما متأسفانه برخی نویسندگان و تاریخ نگاران اهل سنّت، داستانی ساختگی را مبنی بر غایب شدن امام زمانعلیه السلام در سرداب در نوشتههای خویش آورده و با متّهم ساختن شیعیان به انتظار خروج امام زمانعلیه السلام از سرداب، آن را مسخره کرده و شیعه را مورد انتقاد قرار دادهاند.(1)
در پاسخ به این بیاحترامیها، دانشمندان شیعه هم با تحقیق و استدلال، نحوه تلقی آنان را انکار کردهاند. در اینجا به جواب مرحوم علامه امینی اکتفا میکنیم که در «الغدیر» فرموده است:
«... و تهمت سرداب، تهمتی زشتتر است،... شیعه اصلاً اعتقاد ندارد که امامعلیه السلام در سرداب غیبت کرده است.
1) 17. برخی از این مغرضان، سویدی، ابن حجرْ، ابن تیمیه و عبداللَّه فصیمی هستند، به کتاب، حیاة الامام المهدیعلیه السلام، قرشی مراجعه شود.
و نه آنها بودهاند که او را غایب گردانیدهاند و نه آن امام معصومعلیه السلام از سرداب ظهور خواهد کرد، بلکه اعتقاد شیعه به مدد روایات بر آن است که او از مکه معظمه و برابر کعبه ظهور خواهد کرد، و هیچ کس به سرداب قائل نیست... و ای کاش سازندگان قصّه سرداب در این دروغ فاحش همگی بر یک رأی میبودند تا نشانههای ساختگی بودن آن رسوایشان نمیساخت، و چنین نبود که یکی از آنها سرداب را در حلّه و دیگری در بغداد و آن دیگر در سامرا بداند و برخی هم از آن اظهار بیاطّلاعی کنند.(1)
1) 18. الغدیر، جلد 3، صفحه 309.
غیبت صغری تا سال 329 هجری قمری طول کشید.(1)در مدت 69 سال، اگر چه حضرت مهدیعلیه السلام از دید کلیّه دشمنان مخفی بودند، لکن تعداد چهار نفر از یاران و اصحاب خاص ایشان، با او در ارتباط همیشگی بودند و سؤالات و مشکلات مردم را به حضور حضرت عرضه داشته و پاسخ آن بزرگوار را به مردم میرساندند. که نایبان خاص ایشان عبارت بودند از:
وی از یازده سالگی در خدمت امام هادیعلیه السلام به سر میبرد و بعدها با تظاهر به روغن فروشی در اوج خفقان حکومت متوکّل و سایر حاکمان جور عبّاسی بیشترین نقش را در انتقال معارف به شیعیان بر عهده گرفت. او که از وکلا و نوّاب دو امام پیشین بود، به عنوان اوّلین نایب خاصّ حضرت مهدیعلیه السلام معرفی شد. او در سال 300 هجری قمری درگذشت و در بغداد مدفون شد.(2)
وی پس از فوت پدر، افتخار نیابت خاص از امام زمانعلیه السلام را یافت. او که چندین کتاب در فقه و حدیث نگاشته است، چندین بار مورد تأیید خاص قرار گرفت و حضرت مهدیعلیه السلام دربارهاش فرمود:
«إِنَّهُ ثِقَتِی وَکِتابُهُ کِتابی»(1)
«او مورد اطمینان من است و نوشته او نوشته من است.»
او در آخر جمادی الاول سال 305 هجری قمری درگذشت.
محمّد بن عثمان، چندی قبل از فوت خویش، به امر امامعلیه السلام او را به سفارت و نیابت معرفی نمود. او از بزرگان اهل علم و مشهور به فضیلت و تقوا بود.
مناظراتی که از او نقل شده است، دلالت بر قدرت روحی و کثرت دانش او دارد. وی چنان با اراده و با استقامت بود که یکی از دانشمندان معاصرش دربارهاش گفت:
1) 21. تنقیح المقال، ج 3، ص 149.
«اگر دشمنان، او را ریز ریز کنند او امام زمانعلیه السلام را به آنان نشان نخواهد داد».(1)
وی بیست و یک سال در مقام نیابت خاص باقی ماند و در سال 326 هجری قمری درگذشت و در «بغداد» مدفون گشت.(2)
در عظمت مقام او کافی است که با وجود شخصیّتهای عظیم علم و تقوا و مؤلّفان گرانقدری همچون «محمّد بن یعقوب کلینی» صاحب «کافی»، تنها او افتخار نیابت خاص امام زمانعلیه السلام را پیدا کرد.
شش روز قبل از وفات او امام زمانعلیه السلام در نامهای از مرگش خبر داده و شروع غیبت کبری را به اطلاع مسلمانان رساند.(3)
او در نیمه شعبان سال 329 هجری قمری به جوار رحمت حق انتقال یافت.(4)
دوران 69 ساله غیبت صغری به عنوان مقدمهای برای غیبت کبری، و فصلی کوتاه برای آمادهسازی مردم جهت تحمل غیبتی طولانی به شمار میرود.
این غیبت کبری که تاکنون حدود یازده قرن طول کشیده، از چند جهت با غیبت صغری اختلاف دارد:
1 - زمانش بسیار طولانیتر از آن است.
2 - کسی به عنوان نیابت خاصّه با امام زمانعلیه السلام ارتباط ندارد.
3 - فقیهان جامع الشّرایط - که ویژگیهای آنان در کلام امام صادق و امام عسکری و امام زمان علیهم السلام آمده است(1)- به عنوان والیان و نایبان عام امام زمانعلیه السلام عهدهدار حکومت اسلامی در عصر غیبت بوده و مسئولیّت دفاع از اسلام و مسلمین و اجرای احکام و حدود الهی و رهبری کلیّه امور اجتماعی و اقتصادی مسلمین بر عهده آنان گذاشته شده است؛ که از آن به «ولایت فقیه» تعبیر میشود.
1) 26. به وسائل الشیعه، کتاب القضاء و ولایت فقیه و کتاب البیع حضرت امام خمینیرحمه الله مراجعه شود.
4 - پایان یافتن آن به آماده شدن مردم و فراهم گشتن شرایط برای حکومت واحد جهانی بستگی دارد.
5 - مدّت آن را هیچ کس جز خدای متعال نمیداند و مقدار زمان آن در هیچ حدیثی ذکر نشده و تعیین کنندگان وقت ظهور - که تعیین کنندگان مدّت غیبت نیز محسوب میشوند - دروغگو و افترا زننده شمرده شدهاند(1).
1) 27. منتخب الاثر، ص 400.
این که به حقیقت چرا امام زمانعلیه السلام در پس پرده غیبت پنهان گشته، به اراده حکیمانه خداوند بستگی دارد و از اسرار پیچیده نظام هستی به شمار میرود.(1)
با این همه آنچه در برخی احادیث به عنوان حکمتهای غیبت ذکر شده است، میتواند با اشاره به برخی عوامل مؤثر در غیبت، موجب تذکّر و عبرت آموزی و چارهاندیشی بندگان خدا باشد:
امام صادقعلیه السلام فرموده است:
سنّتهایی که در مورد غیبت پیامبرانعلیهم السلام اتفاق افتاده، همگی به طور تمام و کمال در مورد قائم ما اهل بیت، به وقوع خواهد پیوست.(2)
که در حقیقت به معنی از بین رفتن پیام او
و نافرجام ماندن مأموریتهای او در حاکمیّت بخشیدن به اسلام و قرآن است(1).
امام صادقعلیه السلام در پاسخ سؤالی درباره وجه غیبت امام زمانعلیه السلام میفرماید:
«از کشته شدن خویش میترسد».(2)
امام زمانعلیه السلام میفرماید:
«من در زمان ظهورم، در حالی قیام میکنم که بیعت و پیمان هیچ طاغوتی برگردنم نیست.(3)
پیامبرصلی الله علیه وآله فرموده است:
«در غیبت مهدیعلیه السلام کسی بر اعتقاد به امامتش ثابت نمیماند مگر آنکه خداوند قلبش را به ایمان آزموده باشد».(4)
1) 30. اگر چه خداوند متعال به قدرت نامنتهای خود میتواند حتی با حضور امام، ایشان را از هر گزندی محفوظ دارد؛ لکن قرار نیست همه زندگی دنیایی بر اساس معجزه پیش برود. چون دنیا محل وظیفه و تکلیف و جریان اسباب و علل عادی است.
2) 31. همان، ص 481، «یخاف علی نفسه الذبح».
3) 32. منتخب الاثر، ص 267.
4) 33. غَیْبَةً لا یَثْبُتُ فِیها عَلَی الْقَوْلِ بِإِمامَتِهِ اِلاّ مَنِ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ للإِیمانِ»، همان، ص 101.
«امام زمانعلیه السلام خود را به خورشیدی تشبیه میفرماید که ابرها آن را پوشیده باشند».(1)
وقتی خاصیت وجود امام زمانعلیه السلام چون خورشید، نور افشانی و اعطای فیض است، ابرهای پوشاننده، جز گناهان و قدر ناشناسی مردم چه میتواند باشد؟
1) 34. احتجاج، ص 263؛ و بحارالانوار، ج 52، ص92.
این که غیبت امام زمانعلیه السلام چگونه است و چه خصوصیاتی دارد، در برخی از احادیث معصومینعلیهم السلام مورد بحث قرار گرفته، لکن هرگز نمیتوان از مجموعه این احادیث به تصویری روشن و قطعی از چگونگی غیبت آن بزرگوار دست یافت. از این رو آنچه در پی میآید، تنها بیانگر برخی از این ویژگیها است:
1 - همانند خورشید است، آن زمان که ابرها آن را پوشانیده باشند.
«کَما یَنْتَفِعُونَ بِالشَّمْسِ إِذا سَتَرها سَحاب».(1)
2 - مردم او را میبینند ولی نمیشناسند.
«یَجْعَلُ اللَّهُ بَیْنَهُ وَبَیْنَ الْخَلْقِ حِجاباً یَرَوْنَهُ وَلایَعْرِفُونَهُ».(2)
3 - هر سال در مراسم حج شرکت میکند و در عرفات میایستد و به دعای مؤمنین آمین میگوید.
«وَإِنَّهُ لَیَحْضَرُ الْمُوسِمَ فِی کُلِّ سَنَةٍ
وَیَقِفُ بِعَرَفَةَ فَیُؤَمَّنُ عَلی دُعاءِ الْمُؤْمِنِ».(1)
4 - اگر چه شخص او از دیدگان مردم غایب میگردد لکن یاد او از دلهایشان نمیرود.
«إِنْ غابَ عَنِ النّاسِ شَخْصُهُ فِی حالِ هُدْنَةٍ لَمْ یَغِبْ عَنْهُمْ مَثْبُوتُ عِلْمِهِ».(2)
5 - بسیاری از شیفتگان و دلدادگان، توفیق دیدار و شناخت او را یافتهاند.(3)
6 - مکان مشخّصی ندارد و بیشتر در صحراها و اطراف شهرهای نامشخص زندگی میکند.
7 - او به دور از مساکن ستمگران و به طور ناشناخته، همچون سایر انسانها، در مسکنی خاص به سر میبَرَد و همانند مردم به غذا، پوشاک و استراحت نیازمند است و بنابر قولی، همسر و فرزند نیز دارد.
8 - در مجالس مردم شرکت میکند و بر
فرشهای آنان قدم میگذارد و در کوچه و بازارهایشان راه میرود.
9 - گاهی حکمت الهی اقتضا میکند که امام زمانعلیه السلام در مکانی حاضر باشد، ولی دیده نشود.
امام رضاعلیه السلام فرمود:
«لایُری جِسْمُهُ».(1)
و امام صادقعلیه السلام فرمود:
«یَغِیبُ عَنْکُمْ شَخْصُهُ».(2)
و گاهی حکمت بر آن است که دیده شود، لکن شناخته نشود.
محمد بن عثمان عمریرحمه الله گوید:
«یَرَیَ النَّاسَ وَیَعْرِفُهُمْ وَیَرَوْنَهُ وَلا یَعْرِفُونَهُ».(3)
امام زمانعلیه السلام از آن رو که وارث همه پیامبران عظیمالشأن و اولیای گرانقدر الهی است، مجموعهای کامل از صفات کمال و جمال را دارا است. او تجلّی بخش اخلاق عظیم پیامبرصلی الله علیه وآله و خصوصیات شگفت امیرالمؤمنینعلیه السلام و مکارم و فضایل والای فاطمه زهراعلیها السلام و فرزندان معصوم ایشان است. اشاره به برخی از این ویژگیها، میتواند مقدمهای آگاهی بخش برای تبعیّت از آن امام و همسویی با او باشد.
امیرالمؤمنینعلیه السلام درباره او فرمودند:
«هُوَ اَکْثَرُکُمْ عِلْماً»:
«او دانشمندترین شما است».(1)
امام باقرعلیه السلام فرمود:
«دانایی به کتاب خدای عزّوجلّ و سنّت پیامبرصلی الله علیه وآله در قلب مهدی ما میروید، هم چنان که گیاهان به بهترین شکل از زمین میرویند. پس هر کس او را دید، بگوید: سلام بر شما ای اهلبیت رحمت
1) 43. غیبت نعمانی ص 212، منتخب الاثر، ص 309.
و نبوّت و ای گنجینه علم و جایگاه رسالت».(1)
امام رضاعلیه السلام درباره او فرمود:
«وَما لِباسُ الْقائِمِ إِلَّا الْغَلِیظُ، وَما طَعامُهُ إِلَّا الْجَشَبُ»؛
«لباس قائمعلیه السلام ما چیزی نیست جز پوشاکی خشن، و غذای او چیزی نیست جز طعامی خشک».(2)
امام باقرعلیه السلام درباره حضرت مهدیعلیه السلام فرمود:
«یَعْدِلُ فِی خَلْقِ الرَّحْمنِ، اَلْبِرِّ مِنْهُمْ وَالْفاجِرِ»؛
«او در بین مردم به عدالت رفتار میکند؛ چه نیکوکار باشند و چه بدکار».(3)
پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود:
«او از من است، اسمش همانند اسم من است. خداوند مرا و آیین مرا به وسیله او حفظ مینماید. و او به سنت و روش من عمل میکند».(1)
پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود:
«مردی به نزد او میآید و میگوید: ای مهدی! چیزی به من ببخش، عطایی بفرما. پس حضرت مهدیعلیه السلام آن مقدار از مال را که او بتواند حمل کند در دامنش میریزد».(2)
نمازهای خاص و دعاهای فراوانی که از ناحیه مقدّسه امام زمانعلیه السلام رسیده است، همگی دلالت بر مداومت آن بزرگوار بر دعاها و عباداتی دارند که به یقین بالاترین نشانه بندگی و قویترین عامل در تقرّب به سوی خدا به شمار میآیند.
اگر پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله برای آمادگی یافتن جهت دریافت مسئولیت بزرگ رسالت، مأمور به اقامه نماز شب به صورت واجب میشود، به این معنا است که کثرت بندگی و شدت اهتمام به نماز و دعا و عبادت، لازمه پذیرش مسئولیتهای بزرگ است و از همین رو، قبول مسئولیت حاکمیت بخشیدن به توحید و عدالت در سراسر دنیا توسط امام زمانعلیه السلام جز در سایه عبادتهای همیشگی و دعاهای پیوسته آن بزرگوار میسّر نیست.
رویارویی با همه مشرکان و مستکبران و به زانو درآوردن همه قدرتهای طاغوتی دنیا، دلاوریِ بینظیر و استواریِ بیبدیل میطلبد.
کسی که همچون رسول اللَّهصلی الله علیه وآله در گرما گرم پیکارها، رزمش مایه دل گرمی رزم آوران، و حضور قاطعانهاش پشتوانه کفر ستیزان و همانند امام علیعلیه السلام زرهاش پشت نداشته باشد و همانند امام حسینعلیه السلام مرد میدان رزم باشد.
استقامت و صبر هر انسان را باید با بررسی میزان بلاها و مقدار مشکلات وارده بر او، برآورد
کرد. صبورترین و بردبارترین انسانهای تاریخ، چند سال در برابر سختیها دوام آورده و چه اندازه بلاها و غمها را تحمل کردهاند؟
به یقین محنتها و بلاها و مصیبتهای امام زمانعلیه السلام در طول این همه قرن، هرگز قابل مقایسه با هیچ انسان دیگری نیست؛ زیرا کثرت بلاها و طول زمان ابتلائات است که صبر و استقامتی والا میطلبد؛ بلکه نوع مسئولیت انسان هم در تعیین میزان استقامت و شکیبایی، تأثیرگذار است و حضرت مهدیعلیه السلام امام زمان و حجت عالمیان و ولیّ همه مؤمنان و پدر و سرپرست همه شیعیان است.
از میلاد امام زمانعلیه السلام (255 ه ق) تاکنون، بیش از هزار سال میگذرد. این عمر طولانی ممکن است دهها، صدها بلکه هزارها سال دیگر ادامه یابد. با این همه، هرگز جای شگفتی نیست؛ زیرا:
یکم: خدای بزرگی که انسان را از هیچ آفریده و ایجاد و بقای هر چیزی تنها به اراده او بستگی دارد؛
«إِنَّما اَمْرُهُ إِذا اَرادَ شَیئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونَ».(1)
توانایی دارد که حیات یکی از آفریدههای خویش را بنا به حکمتهایی، چندین هزار سال، طولانی گرداند.
در قرآن کریم درباره حضرت یونس آمده است که اگر توبه نمیکرد خداوند او را تا روز قیامت در شکم نهنگ زنده نگه میداشت.(2)
دوم: کتابهای تاریخ سرشار از داستان انسانهای کهنسالی است که صدها سال بدون هیچگونه مریضی و ناراحتی عمر کردهاند.
در تورات آمده است که «ذوالقرنین» سه هزار سال عمر کرد.(1)قرآن کریم نیز آنجا که از نوح پیامبرعلیه السلام سخن میگوید، عمر او را 950 سال تا پیش از طوفان، ذکر میفرماید.(2)
سوم: از نظر منطقی، در ارتقای تدریجی عمر یک موجود نمیتوان حد خاصّی را معین کرد و بالاتر از آن را ناممکن شمرد. پس اگر عمر یک انسان مثلاً ممکن است صد، صد و پنجاه و دویست سال باشد، بالاتر از این هم ممکن است و این سلسله تدریجی اگر به چند هزار سال هم برسد باز هم نمیتوان گفت ناممکن است.
چهارم: علم ثابت کرده است که اگر مواد لازم اندامهای بدن به مقدار متناسب به آنها برسد و همواره از مریضیها و نارساییهای هر یک از آنها پیشگیری شود، عمر موجودات زنده به طور شگفتانگیزی قابل ازدیاد است. به این ترتیب هیچ بُعدی ندارد که امام زمانعلیه السلام با توجه به آگاهیهای خدادادی و بیانتهای خود، دهها برابر عمر طبیعی سایر انسانها عمر داشته باشد.
عاقبت روزگار پرمرارت غیبت امام زمانعلیه السلام به سر خواهد آمد و دوران پرشکوه ظهور و غلبه اسلام و توحید، فرا خواهد رسید.
با چنین دیدگاهی هر کس که به امام زمانعلیه السلام اعتقاد دارد و پیمان ولایت و طاعت او را بر عهده گرفته است، همیشه چشم انتظار خواهد بود و هرگز از حرکت و تلاش برای آمادهسازی خویش و جامعهاش دست بر نخواهد داشت.
در احادیث شریفه انتظار کشیدن برای مهدی موعودعلیه السلام همپایه جهاد در راه خدا، بلکه جهاد و شهادت در پیشگاه رسول خداصلی الله علیه وآله شمرده شده است،(1)که اولاً نشانگر اهمیت بسیار زیاد انتظار در عصر غیبت، و ثانیاً بیانگر سختیهای راه انتظار و لزوم مقاومت و سختکوشی در این مسیر است.
انتظار هرگز به معنی یک جا نشستن و بیتفاوت ماندن و چشم به آینده دوختن نیست بلکه به پاخاستن و به انحرافات و کژیها اعتراض نمودن و برای آیندهای روشن و اسلامی، زمینهسازی کردن است.
1) 53. بحارالانوار، جلد 52، صفحه 126.
تا امام زمانعلیه السلام شناخته نشود و امامت او مورد اعتقاد قرار نگرفته باشد، چگونه میتواند انتظار شکل بگیرد؟! و چنین شناخت و اعتقادی، اساسیترین ویژگی منتظران به شمار میآید، از آن رو که خود از ارکان مهم انتظار و مقدمه آن محسوب میشود. چنانکه در کلام امام سجّاد آمده است:
«إِنَّ أَهْلَ زَمانِ غَیْبَتِهِ، اَلْقائِلُونَ بِإِمامَتِهِ، اَلْمُنْتَظِرُونَ لِظُهُورِهِ، أَفْضَلُ أَهْلِ کُلِّ زَمانٍ»؛(1)
«همانا مردم زمان غیبت حضرت مهدیعلیه السلام که به امامت او قائل باشند و در ا نتظار ظهورش به سربرند، برتر از مردم هر زمان دیگرند.»
معیار کرامت و برتری در اسلام چیزی جز پرهیزکاری نیست؛
1) 54. بحارالانوار، ج 52، ص 122، ح 4.
«إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ اَتْقیاکُمْ»؛(1)
چنان که معیار ارزش ایمان، چیزی جز درجات نیکویی اخلاق نیست؛
«اَفْضَلُکُمْ إِیماناً، اَحْسَنُکُمْ اَخلاقاً».
بنابراین، قابل تصور نیست که فضیلت و کرامت انتظار، برای کسانی، خارج از محدوده تقوا و خوش اخلاقی حاصل آید.
امام صادقعلیه السلام فرمود:
«مَنْ سَرَّ أَنْ یَکُونَ مِنْ اَصْحابِ الْقائِمِ فَلْیَنْتَظِرْ وَلْیَعْمَلْ بِالْوَرَعِ وَمَحاسِنِ الأَخْلاقِ وَهُوَ مُنْتَظِرٌ»؛(2)
«هر کس دوست دارد از اصحاب و یاوران قائمعلیه السلام باشد، باید انتظار بکشد و براساس پرهیزکاری و نیکویی اخلاق رفتار نماید؛ در حالی که چشم انتظار ظهور است.»
کسی که چشم انتظار امام معصوم خویش
است، با اعتقاد به رهبری همه جانبه او، اطاعتش را واجب میشمارد و با فرمانبری از او در دوره غیبت، خود را برای اطاعت بیچون و چرا از او در هنگام ظهور آماده میسازد.
امام صادقعلیه السلام فرمود:
«طُوبی لِشِیعَةِ قائِمِنَا الْمُنْتَظِرِینَ لِظُهوُرِهِ فِی غَیْبَتِهِ، وَالْمُطِیعِینَ لَهُ فِی ظُهُورِهِ»؛(1)
«خوشا به حال شیعیان قائم ما که در زمان غیبتش، در انتظار او به سر میبرند و در دوران ظهورش مطیع او هستند.»
یکی از قابل اعتمادترین معیارهای دوستی برای هر انسان بررسی دوستیها و دشمنیهای او است.
دوستِ دشمن و دشمنِ دوست را هرگز نمیتوان دوست نامید؛ چنانکه دوستِ دوست و دشمنِ دشمن را نمیتوان دشمن حساب کرد.
1) 57. بحارالانوار، ج 52، ص 150، ح 76.
طبیعی است که هر انسانی دوستدار دوستان محبوب خود و دشمن دشمنان او است.
منتظران امام زمانعلیه السلام که انتظارشان تجلّی محبّت و علاقه و احترام آنان به او است به یقین دوستان امام زمانعلیه السلام را دوست میدارند و با دشمنانش دشمن هستند.
پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود:
«طُوبی لِمَنْ اَدْرَکَ قائِمَ اَهْلِ بَیْتِی وَهُوَ یَأْتَمُّ بِهِ فِی غَیْبَتِهِ قَبْلَ قِیامِهِ وَلْیَتَوَلّی اَوْلِیائَهُ وَیُعادِی اَعْدائَهُ»؛(1)
«خوشا به حال آنان که قائم خاندان مرا درک کرده و در زمان غیبت و قبل از قیامش به او تأسّی میجویند. دوستانش را دوست میدارند و با دشمنانش دشمن هستند.»
1) 58. بحار، ج 51، ص 72.
خدای تبارک و تعالی به خاطر اهمیّت ظهور حضرت مهدیعلیه السلام و نیز به خاطر جلوگیری از اشتباهات و سوء استفادهها، علامتهایی را به عنوان نشانههای پیش از ظهور مقرّر فرموده است. علامات ظهور را در یک دستهبندی میتوان دو قسمت کرد: علایم قطعی، علایم غیر قطعی.
علامتهای قطعی نشانههایی هستند که در روایات قطعی و متواتر وارد شده و نسبت به ظهور آنها نیز تأکید شده است. مانند: خروج سفیانی و قتل نفس زکیّه.(1)
علامتهای غیر قطعی، نشانههایی هستند که یا روایات قطعی در مورد آنها نداریم و یا توسط معصومعلیه السلام به حتمی بودن آنها اشارهای نشده است؛ مثل پنج بار خسوف ماه و پانزده بار کسوف خورشید.(2)
این علامتها را در دستهبندی دیگری میتوان سه قسمت دانست:
علایم غیر طبیعی در عالم تکوین، علایمی در رفتار اجتماعی و آداب انسانها، پدیدههای طبیعی - مثل خسوف و کسوف متوالی در ماه رمضان، مانند شعله کشیدن آتشی عظیم در شرق آسمان و طلوع خورشید از مغرب - و یا مانند کثرت فحشا و زیاد شدن مدّعیان پیامبری و کشته شدن پنج هفتم انسانها در جنگ.
آنچه در بررسی علامات ظهور مهم و قابل تأمّل میباشد این است که، عدم پیدایش هیچ یک از آنها موجب یقین به تأخیر ظهور نمیتواند باشد؛ زیرا «خداوند امر فرج را تنها در یک شب به سامان میرساند».(1)
و لازمه چنین امری انتظاری دایم است، به گونهای که آمادگی برای ظهور، هر روز تجدید گردد.
1) 61. منتخب الاثر، ص 144.
ندای آسمانی، فرا رسیدن ظهور حضرت مهدیعلیه السلام را به همه انسانها اعلام خواهد کرد.
حضرت مهدیعلیه السلام از کنار خانه کعبه در مسجدالحرام قیام جهانی خویش را آغاز خواهد نمود.
سیصد و سیزده نفر از بهترین یاران و منتظران برای بیعت با امام زمانعلیه السلام در کنار کعبه گرد میآیند.
حضرت عیسی مسیحعلیه السلام از آسمان نزول خواهد کرد و در نماز خویش به امام زمانعلیه السلام اقتدا خواهد کرد.
یاوران حضرت مهدیعلیه السلام از گوشه و کنار دنیا به سوی مکّه سرازیر گشته و به فرمان دهی آن بزرگوار به سوی عراق حرکت خواهند کرد.
لشکر سفیانی در منطقهای به نام «بیداء» به زمین فرو خواهد رفت و سپاه پیروزمند اسلام همه دنیا را فتح خواهد کرد.
آن حضرت کوفه را محل استقرار و پایتخت حکومت خود قرار خواهد داد.
دوران شکوهمند پس از ظهور حضرت مهدیعلیه السلام از دیدگاههای گوناگون در ضمن احادیث و روایات معصومینعلیهم السلام به تصویر کشیده شده است:
امام صادقعلیه السلام فرمود:
«وقتی قائم قیام کند، هیچ سرزمینی نمیماند مگر اینکه ندای شهادت به یگانگی خدا و نبوّت پیامبرصلی الله علیه وآله در آن به گوش برسد».(1)
امام کاظمعلیه السلام در تفسیر آیه 17 سوره حدید فرمود:
«این که خداوند زمین را بعد از مرگش زنده میکند، مراد این نیست که زمین را با باران زنده میکند، بلکه خداوند مردانی را بر میانگیزد که زمین را با
1) 62. اِذا قامَ القائِمُ لا تَبْقی اَرْضٌ اِلاَّ نُودِیَ فِیها شَهادَةُ اَنْ لا اِلهَ الاَّ اللَّهُ وَ اَنَّ مُحَمَّداً رَسولُ اللَّهِ»، بحارالانوار، ج 52، ص 340.
احیای عدالت و اقامه حدود الهی زنده سازند».(1)
حضرت امام علیعلیه السلام در ذکر دست آوردهای قیام حضرت مهدیعلیه السلام میفرمایند:
«آن زمان که مردم قرآن را طبق هواهای خویش توجیه کرده باشند او رأی و فکر آنان را به سمت قرآن سوق میدهد و آن را در خدمت حقایق قرآنی قرار میدهد... پس به شما نشان خواهد داد که چگونه کتاب و سنّت فراموش شده و مفاهیم زنده آن را احیا خواهد کرد».(2)
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
«مهدی از فرزندان من است. او را غیبتی هست. هنگامی که ظهور کند، زمین را پر از عدل و داد سازد؛
همانگونه که از ظلم و ستم پر شده باشد.(1)
امام باقرعلیه السلام فرمود:
«آنچه پیامبرصلی الله علیه وآله انجام داد او نیز انجام میدهد، بنیانهای پیشین را در هم میشکند، چنان که رسول اللَّهصلی الله علیه وآله امر جاهلیّت را در هم شکست. و او اسلام را دوباره از سر میگیرد.»(2)
امام صادقعلیه السلام فرمود:
«علم بیست و هفت حرف است. همه معارفی که پیامبرانعلیهم السلام آوردهاند، فقط دو حرف است. وقتی که قائم ما قیام کند بیست و پنج حرف دیگر علم را ابراز کند و آن را در بین مردم گسترش دهد».(3)
امام باقرعلیه السلام فرمود:
«وقتی قائم ما قیام کند، خداوند دست بر سر بندگان نهد و عقول آنان را جمع کند و سامان بخشد و فکر و اندیشه آنان را کامل گرداند».(1)
از صحف ادریسعلیه السلام نقل شده است که:
«در زمان خروج قائم آل محمدعلیهم السلام به زمین امنیّت بخشیده میشود، ضرر رسانیدن به هم، و ترس از یکدیگر از بین میرود».(2)
و امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمود:
«در آن زمان زنی بین عراق تا شام پیاده میرود؛ در حالی که هیچ کس و هیچ چیز او را نمیترساند.(3)
امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمود:
«لَوْ قَدْ قامَ قائِمُنا... لَذَهَبَتِ
الشَّحْناءُ مِنْ قُلُوبِ الْعِبادِ»؛(1)
«اگر قائم ما قیام کند،... کینه و ستیزه و جدل از دلهای بندگان برود.»
امام صادقعلیه السلام در بیان حال مردم پس از ظهور حضرت مهدیعلیه السلام فرمود:
«وَلا یَعْصُونَ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ فِی اَرْضِهِ»؛(2)
«مردم در زمین به نافرمانی خدا نمیپردازند.»
شناخت امام زمانعلیه السلام شناختی تعهد آفرین و مسئولیتآور است.
تمسک به ریسمان ولایت، رعایت تقوا و پرهیز از مخالفت امام زمانعلیه السلام، مبارزه و تلاش برای زمینه سازی ظهور، استقامت در طریق محبت و یاری رسانی به امامعلیه السلام، دعای همیشگی برای نزدیک شدن ظهور و عملی شدن اهداف مقدس آن بزرگوار، وظایف و مسئولیتهایی هستند که یک شیعه منتظر هرگز در انجام آنها کوتاهی نمیکند.
ممکن نیست کسی امام زمانعلیه السلام را بشناسد و با اهداف و آرمانهای او آشنا باشد، با این همه، آرام بنشیند و در برابر آنچه که امام زمانعلیه السلام - بلکه بالاتر از او خدای امام زمانعلیه السلام - از او میخواهد، بیتفاوت بماند.
از ناحیه مقدسه امام زمانعلیه السلام علاوه بر توقیعات شریفهای که در زمان غیبت صغری نگاشته شده و متضمّن پاسخگویی آن بزرگوار به سئوالات عدیده شیعیان و موالیان است، دعاها و زیارات خاصهای نیز نقل شده است که مداومت بر آنها دارای اثراتی فراوان در ارتقای معنوی و برآورده شدن حاجات مؤمنین است.
اینک در پایان این دفتر به ذکر یکی از این دعاها که مشهور به استغاثه به حضرت مهدیعلیه السلام است، میپردازیم.
مرحوم «سید علی خان» در کتاب «کلم الطیّب» فرموده است: این استغاثهای است به حضرت صاحب الزمانعلیه السلام، هر جا که باشی دو رکعت نماز به حمد و هر سورهای که خواهی بگزار، سپس رو به قبله زیر آسمان بایست و بگو:
سَلامُ اللَّهِ الْکامِلُ التّآمُّ الشّامِلُ الْعآمُّ، وَصَلَواتُهُ الدّآئِمَةُ، وَبَرَکاتُهُ الْقآئِمَةُ التّآمَّةُ، عَلی حُجَّةِ اللَّهِ وَوَلِیِّهِ فِی أَرْضِهِ وَبِلادِهِ، وَخَلِیفَتِهِ عَلی خَلْقِهِ وَعِبادِهِ، وَسُلالَةِ
النُّبُوَّةِ، وَبَقِیَّةِ الْعِتْرَةِ وَالصَّفْوَةِ، صاحِبِ الزَّمانِ، وَمُظْهِرِ الْإِیمانِ، وَمُلَقِّنِ أَحْکامِ الْقُرْآنِ، وَمُطَهِّرِ الْأَرْضِ، وَناشِرِ الْعَدْلِ فِی الطُّولِ وَالْعَرْضِ، وَالْحُجَّةِ الْقآئِمِ الْمَهْدِیِّ، الْإِمامِ الْمُنْتَظَرِ الْمَرْضِیِّ، وَابْنِ الْأَئِمَّةِ الطّاهِرِینَ، الْوَصِیِّ ابْنِ الْأَوْصِیآءِ الْمَرْضِیِّینَ، الْهادِی الْمَعْصُومِ ابْنِ الْأَئِمَّةِ الْهُداةِ الْمَعْصُومِینَ. اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مُعِزَّ الْمُؤْمِنِینَ الْمُسْتَضْعَفِینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مُذِلَّ الْکافِرِینَ الْمُتَکَبِّرِینَ الظّالِمِینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مَوْلایَ یا صاحِبَ الزَّمانِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ فاطِمَةَ الزَّهْرآءِ سَیِّدَةِ نِسآءِ الْعالَمِینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ الْأَئِمَّةِ الْحُجَجِ الْمَعْصُومِینَ، وَالْإِمامِ عَلَی الْخَلْقِ أَجْمَعِینَ. اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مَوْلایَ! سَلامَ مُخْلِصٍ لَکَ فِی الْوِلایَةِ، أَشْهَدُ أَنَّکَ الْإِمامُ الْمَهْدِیُّ قَوْلاً وَفِعْلاً، وَأَنْتَ الَّذِی تَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً
وَعَدْلاً بَعْدَ ما مُلِئَتْ ظُلْماً وَجَوْراً، فَعَجَّلَ اللَّهُ فَرَجَکَ، وَسَهَّلَ مَخْرَجَکَ، وَقَرَّبَ زَمانَکَ، وَکَثَّرَ أَنْصارَکَ وَأَعْوانَکَ، وَأَنْجَزَ لَکَ ما وَعَدَکَ، فَهُوَ أَصْدَقُ الْقآئِلِینَ: «وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ». یا مَوْلایَ یا صاحِبَ الزَّمانِ، یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ، حاجَتِی کَذا وَکَذا (و به جای «کذا و کذا» حاجات خود را ذکر کند) فَاشْفَعْ لِی فِینَجاحِها، فَقَدْ تَوَجَّهْتُ إِلَیْکَ بِحاجَتِی، لِعِلْمِی أَنَّ لَکَ عِنْدَ اللَّهِ شَفاعَةً مَقْبُولَةً، وَمَقاماً مَحْمُوداً، فَبِحَقِّ مَنِ اخْتَصَّکُمْ بِأَمْرِهِ وَارْتَضاکُمْ لِسِرِّهِ، وَبِالشَّأْنِ الَّذِی لَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ بَیْنَکُمْ وَبَیْنَهُ، سَلِ اللَّهَ تَعالی فِی نُجْحِ طَلِبَتِی، وَإِجابَةِ دَعْوَتِی، وَکَشْفِ کُرْبَتِی.
و بخواه هرچه خواهی که برآورده میشود ان شاء اللَّه تعالی.
مرحوم محدث قمی در کتاب مفاتیح الجنان میفرماید: بهتر آن است که در رکعت اول نمازِ این استغاثه، بعد از حمد، سوره «انا فتحنا» بخواند و در رکعت دوم سوره «اذا جاء نصر اللَّه» بخواند.
«یا صاحب الزّمان ادرکنی»
شیخ فاضل حسن بن محمّد بن حسن قمی که از بزرگان قدما و علمای شیعه و از معاصرین شیخ صدوق رحمهاللَّه بوده است، در کتاب خود به نام تاریخ قم، راجع به بنای مسجد جمکران از کتاب «مونس الحزین فی معرفة الحق و الیقین» چنین نقل کرده است:
شیخ حسن مثله جمکرانی که یکی از صلحا است میگوید: من شب سهشنبه هفدهم ماه رمضان 393 ه.ق در منزل خود در قریه جمکران خوابیده بودم، نیمی از شب گذشته بود که ناگاه عدّهای از مردم به در خانه من آمدند و مرا بیدار کردند و گفتند که: برخیز و مولای خود حضرت مهدی صاحب الزمان صلوات اللَّه علیه را اجابت کن که تو را طلب نموده است.
حسن میگوید: من برخاستم و خود را جمع و جور کرده و آماده شدم، گفتم بگذارید تا پیراهنم را بپوشم، آواز دادند که «هُوَ ما کانَ قَمِیصُکَ»؛
آن پیراهن را نپوش که از تو نیست، دست بردم و شلوار خود را برگرفتم، ندا آمد که «لَیْسَ ذلِکَ مِنْکَ فَخُذْ سَراوِیلَکَ» آن شلواری که برگرفتی از تو نیست، از آنِ خود را بردار؛ آن را انداختم و شلوار خود را برگرفتم و پوشیدم، آنگاه به طرف کلید رفتم تا درب منزل را باز کنم، آواز دادند که «اَلْبابُ مَفْتُوحٌ» درب باز است، چون به درِ منزل آمدم جماعتی از بزرگان را دیدم، سلام کردم، جواب دادند و مرحبا گفتند.
آنها مرا به مکانی که اکنون مسجد جمکران است آوردند، چون نیک نگاه کردم، تختی دیدم که فرشی نیکو بر آن پهن و بالشهای فاخر بر آن نهاده شده و جوانی سی ساله بر آن تخت تکیه بر چهار بالش کرده و پیرمردی هم در نزد او نشسته و کتابی در دست گرفته و بر آن جوان میخواند و بیشتر از شصت مرد در اطراف او بر این زمین در حال نماز خواندن بودند که بعضی جامههای سفید و بعضی دیگر جامههای سبز بر تن داشتند.
آن پیرمرد حضرت خضرعلیه السلام بود و مرا امر به نشستن نمود، آنگاه امامعلیه السلام اسم مرا بردند
و فرمودند: برو به حسنِ مسلم بگو تو پنج سال است که این زمین را تصرّف کرده و در آن چیز کاشته و کشاورزی مینمایی، ولی ما آن را خراب میکنیم.
این زمینِ شریفی است و حقّ تعالی آن را از زمینهای دیگر برگزیده و شرافت داده است، امسال باز هم آن را مرتب نمودهای تا در آن به کشت و زرع پردازی و حال آن که تو را چنین اجازه و حقّی نیست، بنابراین هر بهره و نفعی که تا به حال از این زمین برگرفتهای باید برگردانی تا در این مکان مسجدی بنا کنند.
خدای عزّوجلّ به خاطر این امرِ خلافی که انجام دادهای و آن را جزء زمین خود گرفتهای، دو پسر جوان تو را باز گرفت امّا متنبه نشدی، اگر باز هم بخواهی چنین کنی کیفر الهی، آن گونه که آگاه نباشی، به تو خواهد رسید.
عرض کردم: ای آقا و مولایم! برای این موضوع باید نشانه و علامتی داشته باشم؛ زیرا مردم بدون نشانه سخن مرا قبول نمیکنند، امامعلیه السلام فرمود: «إِنّا سَنَعْلَمُ هُناکَ عَلامَةٌ» ما در اینجا علامت
و نشانه قرار میدهیم تا سخن تو را تصدیق نمایند، تو برو و رسالت ما را انجام بده، (در قم) نزد سیّد ابوالحسن برو به او بگو تا با تو بیاید و حسن مسلم را حاضر نماید و منافع چند ساله را از او بگیرد و به مصرف بنای مسجد برساند.
بقیه مخارج را از قریه رهقِ اَرْدَهال که مِلک ماست بیاورند و ساختمان مسجد را تمام کنند، نصف قریه رهق را بر این مسجد وقف کردیم که هر ساله درآمد آن را بیاورند و صرف عمارت مسجد نمایند.
مردم را بگو تا به این مکان رغبت نمایند و آن را عزیز دارند، چهار رکعت نماز اینجا بگزارند: دو رکعت اوّل به نیّت نماز تحیّت مسجد است که در هر رکعتی یک بار سوره حمد و هفت بار سوره «قُلْ هو اللَّه اَحَد» خوانده میشود و ذکر رکوع و سجود را هفتبار تکرار کنند. دو رکعت دوّم را به نیّت نماز امام زمانعلیه السلام بخوانند به این ترتیب که چون سوره حمد را شروع به خواندن نمایند و به «اِیّاکَ نَعْبُدُ وَإِیّاکَ نَسْتَعِین» برسند آن را صد بار تکرار کنند و بعد از آن بقیه سوره حمد را بخوانند،
و سپس سوره «قُلْ هُو اللَّه احد» را فقط یک بار بخوانند و آنگاه ذکر رکوع و سجود را هفت بار تکرار نمایند، رکعت دوّم را نیز به همین طریق بخوانند، چون نماز را تمام کنند یک بار تهلیل (لا اله إِلاَّ اللَّه) بگویند و سپس تسبیحات حضرت فاطمه زهرا سلام اللَّه علیها را خوانده و سر به سجده گذارند و صد بار صلوات بر پیغمبر و آلشعلیهم السلام بفرستند.
سپس امامعلیه السلام فرمودند: «فَمَنْ صَلَّیها فَکَأَنَّما صَلّی فِی الْبَیْتِ الْعَتِیقِ» یعنی هر کس این نماز را بخواند مانند آن است که در کعبه نماز خوانده باشد.
حسن مثله جمکرانی میگوید: من به راه افتادم چند قدمی هنوز نرفته بودم که دوباره مرا باز خواندند و فرمودند: بزی در گلّه جعفر کاشانی چوپان است، اگر مردم روستا بهای آن را دادند که هیچ وگرنه، از مال خود آن را خریداری کن و فردا شب به این مکان بیاور و آن را بکش، آنگاه روز هیجدهم ماه مبارک رمضان گوشت آن را بین بیماران انفاق میکنی، هر مریض و بیماری که از
گوشت آن بخورد حق تعالی شفایش دهد، نشانی آن بز این است که ابلق بوده و موهای بسیار دارد و هفت علامت دیگر نیز داشته، سه علامت در طرفی و چهار تای دیگر در طرف آخر.
حسن مثله میگوید: به منزل برگشتم، تمام شب را در اندیشه بودم، تا صبح طلوع کرد و نماز را خواندم، سپس به منزل علی المنذر رفتم و احوال دیشب را با وی گفتم، با یکدیگر به آن جایگاه که مرا شب برده بودند رفتیم، قسم به خدا میخها و زنجیرهایی که حدود بنای مسجد را نشان میداد مشاهده کردیم و آنها همان نشان و علامتی بود که امامعلیه السلام فرموده بود.
سپس به طرف منزل سیّد ابوالحسن در قم حرکت کردیم، چون به در منزل او رسیدیم خادمش را دیدیم که درب منزل در انتظار ماست، سؤال کرد: تو از جمکرانی؟ گفتم: بلی. گفت: سیّد از سحرگاه منتظر تو است.
من به داخل منزل رفتم و سیّد ابوالحسن را سلام کردم، جوابی نیکو داد و ما را اعزاز و احترام کرده و بنشانید، آنگاه قبل از اینکه من چیزی
بگویم، به من فرمود: ای حسن مثله! شب گذشته خوابیده بودم، در خواب شخصی به من گفت:
«بامداد مردی به نام حسن مثله از جمکران پیش تو آید، آنچه به تو گوید او را تصدیق کن و بر گفتار او اعتماد نما؛ زیرا سخن او، سخن ماست و باید قول او را ردّ نکنی».
از خواب بیدار شدم، تا این ساعت منتظر تو بودم.
حسن مثله میگوید: من هم تمام احوال شب گذشته را با شرح و تفصیل برای سیّد ابوالحسن بیان کردم، سیّد بلافاصله دستور داد تا اسبها زین کردند و بیاوردند و سوار شدیم، چون به نزدیک ده رسیدیم جعفر چوپان گلهاش را در کنار جاده میچرانید، من در میان گلّه رفتم، بزی که از عقب گوسفندان میآمد به طرف من دوید، آن بز را گرفتم و به نزد جعفر چوپان آوردم، تا بهای آن را بدهم، جعفر سوگند یاد کرد که من هرگز این بز را ندیدهام و در گله من نبوده است، مگر امروز که میبینم، و هر چند که میخواهم آن را بگیرم ممکن نمیشود و اکنون به نزد شما آمد.
پس بز را همچنان که امامعلیه السلام فرموده بود در آن جایگاه آوردیم و ذبح نمودیم و گوشت آن را بین بیماران تقسیم کردیم و همه شفا یافتند.
سیّد ابوالحسن، حسن مسلم را احضار کرد و منافع چند ساله زمین را از او گرفت و امر کرد تا وجوه درآمد روستای رهق را نیز آوردند و مسجد را بنا کردند و با چوب پوشانیدند.
سیّد ابوالحسن الرضا زنجیرها و میخها را به قم برد و در منزل خود گذاشت و بیماران میرفتند و خود را به آنها میمالیدند و خدای تعالی شفای عاجل میداد.
ابوالحسن محمّد بن حیدر گوید که شنیدم که سیّد ابوالحسن الرضا در محله موسویان در شهر قم مدفون است و پس از او فرزندش بیمار شد و وی به سر صندوقی که زنجیرها و میخها در آن نگهداری میشد رفت تا به وسیله آنها شفا یابد، هنگامی که سر صندوق را باز کرد اثری از زنجیرها و میخها نیافت و هرچه مردم جستوجو کردند، فایدهای نبخشید.
بسمه تبارک و تعالی
«به مردم بگو: به این مکان (مسجد مقدّس جمکران) رغبت نمایند و آن را عزیز دارند...».
«از فرمایشان حضرت مهدیعلیه السلام به حسن بن مثله جمکرانی»
قابل توجّه عاشقان و شیفتگان حضرت مهدی (عج) و ارادتمندان به ساحت مقدّس آن حضرت:
مسجد مقدّس جمکران در رابطه با اجرای طرح جامع مسجد و تأمین نیازمندیهای شما عزیزان نمازگزار، آماده هرگونه همکاری و جذب کمکهای نقدی و غیر نقدی شما میباشد.
کمکهای نقدی خود را به حساب جاری 313 بانک ملت، شعبه جمکران - واریز نموده و رسید آن را به آدرس: قم صندوق پستی 161 مسجد مقدّس جمکران، ارسال فرمایید.
مسجد مقدّس جمکران - قم
1 قرآن کریم خط نیریزی / الهی قمشهای
2 قرآن کریم خط عثمان طه / الهی قمشهای
3 صحیفه سجادیه ویرایش حسین وزیری/الهی قمشهای
4 کلیات مفاتیح الجنان / عربی انتشارات مسجد مقدّس جمکران
5 کلیات مفاتیح الجنان خط افشاری / الهی قمشهای
6 منتخب مفاتیح الجنان خط خاتمی / الهی قمشهای
7 ارتباط با خدا واحد تحقیقات
8 آشنایی با چهارده معصوم (1و2)/شعر و رنگآمیزی موسوی
9 آئینه اسرار حسین کریمی قمی
10 آخرین پناه محمود ترحمی
11 آخرین خورشید پیدا واحد تحقیقات
12 آقا شیخ مرتضی زاهد محمد حسن سیف اللهی
13 آیین انتظار (مختصر مکیال المکارم) واحد پژوهش
14 از زلال ولایت واحد تحقیقات
15 اسلامشناسی و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
16 امامت، غیبت، ظهور واحد پژوهش
17 امامت و غیبت از دیدگاه علم کلام علم الهدی / واحد تحقیقات
18 امام رضا(علیهالسلام) در رزمگاه ادیان سهراب علوی
19 امامشناسی و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
20 انتظار بهار و باران واحد تحقیقات
21 انتظار و انسان معاصر عزیز اللَّه حیدری
22 اهّمیت اذان و اقامه محمد محمدی اشتهاردی
23 با اولین امام در آخرین پیام حسین ایرانی
24 بامداد بشریت محمد جواد مروّجی طبسی
25 بهتر از بهار / کودک شمسی (فاطمه) وفائی
26 پرچمدار نینوا محمد محمدی اشتهاردی
27 پرچم هدایت محمد رضا اکبری
28 تاریخ امیر المؤمنین(علیهالسلام)/ دو جلد شیخ عباس صفایی حائری
29 تاریخ پیامبر اسلام(ص) / دو جلد شیخ عباس صفایی حائری
30 تاریخچه مسجد مقدّس جمکران واحد تحقیقات
31 تاریخ سید الشهداء(علیهالسلام) شیخ عباس صفایی حائری
32 تجلیگاه صاحب الزمان(علیهالسلام) سید جعفر میرعظیمی
33 جلوههای پنهانی امام عصر(علیهالسلام) حسین علیپور
34 چهارده گفتار(علیهالسلام) حسین گنجی
35 چهل حدیث سید صادق سیدنژاد
36 حضرت مهدی(علیهالسلام)فروغ تابان ولایت محمد محمدی اشتهاردی
37 حکمتهای جاوید محمد حسین فهیمنیا
38 ختم سورههای یس و واقعه واحد پژوهش
39 خزائن الاشعار عباس حسینی جوهری
40 خورشید غایب رضا استادی
41 خوشههای طلایی(مجموعه اشعار) محمد علی مجاهدی (پروانه)
42 دار السلام شیخ محمود عراقی میثمی
43 داستانهایی از امام زمان(علیهالسلام) حسن ارشاد
44 داغ شقایق (مجموعه اشعار) علی مهدوی
45 در جستجوی نور صافی، سبحانی، کورانی
46 در کربلا چه گذشت؟(ترجمه نفس المهموم) شیخ عباس قمی / کمرهای
47 دلشده در حسرت دیدار دوست زهرا قزلقاشی
48 دین و آزادی محمّد حسین فهیمنیا
49 رجعت احمد علی طاهری ورسی
50 رسول ترک محمد حسن سیف اللهی
51 روزنههایی از عالم غیب سید محسن خرّازی
52 زیارت ناحیه مقدّسه واحد تحقیقات
53 سحاب رحمت عباس اسماعیلی یزدی
54 سرود سرخ انار الهه بهشتی
55 سقّا خود تشنه دیدار طهورا حیدری
56 سلفیگری (وهابیت) و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
57 سیاحت غرب آقا نجفی قوچانی
58 سیمای امام مهدی(علیهالسلام) در شعر عربی دکتر عبد اللهی
59 سیمای مهدی موعود(علیهالسلام)در آئینه شعر فارسی محمد علی مجاهدی (پروانه)
60 شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه) محمّد حسین نائیجی
61 شمس وراء السحاب/ عربی السیّد جمال محمّد صالح
62 ظهور حضرت مهدی(علیهالسلام) سید اسد اللَّه هاشمی شهیدی
63 عاشورا تجلّی دوستی و دشمنی سید خلیل حسینی
64 عریضهنویسی سید صادق سیدنژاد
65 عطر سیب حامد حجّتی
66 عقد الدرر فی أخبار المنتظر(علیهالسلام)/ عربی المقدس الشافعی
67 علی(علیهالسلام) مروارید ولایت واحد تحقیقات
68 علی(علیهالسلام) و پایان تاریخ سید مجید فلسفیان
69 غدیرشناسی و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
70 غدیرخم (روسی، آذری لاتین) علی اصغر رضوانی
71 فتنه وهابیت علی اصغر رضوانی
72 فدک ذوالفقار فاطمه(علیهاالسلام) سید محمد واحدی
73 فروغ تابان ولایت علی اصغر رضوانی
74 فرهنگ اخلاق عباس اسماعیلی یزدی
75 فرهنگ تربیت عباس اسماعیلی یزدی
76 فرهنگ درمان طبیعی بیماریها(پخش) حسن صدری
77 فوز اکبر محمد باقر فقیه ایمانی
78 کرامات المهدی(علیهالسلام) واحد تحقیقات
79 کرامتهای حضرت مهدی(علیهالسلام) واحد تحقیقات
80 کمال الدین وتمام النعمة (دو جلد) شیخ صدوق / منصور پهلوان
81 کهکشان راه نیلی (مجموعه اشعار) حسن بیاتانی
82 گردی از رهگذر دوست (مجموعه اشعار) علی اصغر یونسیان (ملتجی)
83 گفتمان مهدویت آیت اللَّه صافی گلپایگانی
84 گنجینه نور و برکت، ختم صلوات مرحوم حسینی اردکانی
85 مام فضیلتها شیخ عباس اسماعیلی یزدی
86 مشکاة الانوار علّامه مجلسی
87 مفرد مذکر غائب علی مؤذنی
88 مکیال المکارم (دو جلد) موسوی اصفهانی/ حائری قزوینی
89 منازل الآخرة، زندگی پس از مرگ شیخ عباس قمی
90 منجی موعود از منظر نهج البلاغه حسین ایرانی
91 منشور نینوا مجید حیدریفر
92 موعودشناسی و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
93 مهدی(علیهالسلام) تجسّم امید و نجات عزیز اللَّه حیدری
94 مهدی منتظر(علیهالسلام) در اندیشه اسلامی العمیدی / محبوب القلوب
95 مهدی موعود(علیهالسلام)دو جلد علّامه مجلسی/ ارومیهای
96 مهر بیکران محمد حسن شاهآبادی
97 مهربانتر از مادر / نوجوان حسن محمودی
98 میثاق منتظران (شرح زیارت آل یس) سید مهدی حائری قزوینی
99 ناپیدا ولی با ما/(فارسی ،ترکی استانبولی، انگلیسی، بنگالا) واحد تحقیقات
100 نجم الثاقب میرزا حسین نوری
101 نجم الثاقب(دوجلدی) میرزا حسین نوری
102 نشانههای ظهور او محمد خادمی شیرازی
103 نشانههای یار و چکامه انتظار مهدی علیزاده
104 ندای ولایت بنیاد غدیر
105 نماز شب واحد پژوهش مسجد مقدّس جمکران
106 نهج البلاغه/(وزیری، جیبی) سید رضی / محمد دشتی
107 نهج الکرامه گفتهها و نوشتههای امام حسین(علیهالسلام) محمّد رضا اکبری
108 و آن که دیرتر آمد الهه بهشتی
109 واقعه عاشورا و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
110 وظایف منتظران واحد تحقیقات
111 ویژگیهای حضرت زینب(علیهاالسلام) سید نور الدین جزائری
112 هدیه احمدیه / (جیبی، نیمجیبی) میرزا احمد آشتیانی
113 همراه با مهدی منتظر مهدی فتلاوی/بیژن کرمی
114 یاد مهدی(علیهالسلام) محمد خادمی شیرازی
115 یار غائب از نظر (مجموعه اشعار) محمد حجّتی
116 ینابیع الحکمة / عربی - پنج جلد عباس اسماعیلی یزدی
117 آثار گناه در زندگی و راه جبران علی اکبر صمدی
118 امامت و ولایت در امالی شیخ صدوق سید محمّد حسین کمالی
119 سیمای جهان در عصر امام زمان(علیهالسلام) محمّد امینی گلستانی
120 سخنرانی مراجع در مسجد جمکران واحد پژوهش
121 صبح فرا میرسد مؤسسه فرهنگی تربیتی توحید
122 قصههای تربیتی محمّد رضا اکبری
123 دفاع از امامت و ولایت(مختصر شبهای پشاور) کریم شنی
124 نگاهی به مسیحیت و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
جهت تهیه و خرید کتابهای فوق، میتوانید با نشانی:
قم - صندوق پستی 617 ، انتشارات مسجد مقدّس جمکران مکاتبه و یا با شماره تلفن های 7253700 ، 7253340 - 0251 تماس حاصل نمایید.
کتابهای درخواستی بدون هزینه پستی برای شما ارسال میگردد.
سایر نمایندگیهای فروش:
تهران: 66939083 ، 66928687 - 021
یزد: 6246489، 2-6280671 - 0351
فریدونکار: 14 - 5664212 - 0122