ghaemiyeh.com
سرشناسه : رضوانی علی اصغر
عنوان و نام پدیدآور : هنگامه ظهور/ مولف علی اصغر رضوانی
مشخصات نشر : قم : مسجد مقدس صاحب الزمان (جمکران ، ۱۳۸۵.
مشخصات ظاهری : ۶۸ص .
فروست : سلسله مباحث مهدویت.
شابک : ۳۵۰۰۰ ریال 964-973-000-6:
وضعیت فهرست نویسی : فاپا
یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس.
موضوع : محمدبن حسن (عج ، امام دوازدهم ۲۵۵ق -.
موضوع : فتن و ملاحم
موضوع : مهدویت -- انتظار.
شناسه افزوده : مسجد جمکران رده بندی کنگره : BP۲۲۴/۵/ر۶ه۹
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۴۶۲
شماره کتابشناسی ملی : م۸۵-۱۵۰۲۷
بسم الله الرحمن الرحیم
هنگامه ظهور
مولف علی اصغر رضوانی
تصویر
تصویر
تصویر
در عصر کنونی که دشمنان بشریت، افکار و عقاید انحرافی را در جامعه جهانی ترویج میکنند و منجی موعود واقعی را برای حیات و قدرت پوشالی و کاخ عنکبوتی خود خطرناک میدانند، درصدد ایجاد انحراف فرهنگی برآمدهاند و با پوچگرایی، جامعه بشری و اخلاق و رفتار نیکو را مورد تعرض قرار دادهاند، برآن شدیم تا حقیقت مهدویت را با سلسله مباحث مختصر منجی موعود برای مشتاقان علم و فضیلت عرضه نماییم.
امید است مورد توجّه حضرت حقّ جلّ و علا قرار گیرد.
مدیر مسؤول انتشارات مسجد مقدّس جمکران حسین احمدی
این موضوع را اگر برای فردی غیر شیعی بخواهیم ثابت کنیم میگوییم:
الف. اینکه این موضوع را باید همانند سایر مسائل اجتماعی بررسی کرد، به این معنا که هر گاه مصلحت اسلام و بشریّت اقتضای ظهور حضرت را داشته باشد، به طور حتم امام زمانعلیه السلام ظهور خواهد کرد.
ب. اینکه امامعلیه السلام از آنجا که از جانب خداوند متعال مورد تأیید است دستور ظهورش را مستقیماً از جانب او خواهد گرفت.
و در صورتی که بخواهیم برای فردی شیعی اثبات کنیم میگوییم:
1 - اینکه آن حضرت به زمان ظهور خود به جهت روایاتی که از آباء و اجدادش رسیده آگاهی دارد. این احتمال در ادله نقلی به آن اشاره نشده است.
2 - اینکه امامعلیه السلام به طور اعجاز از زمان ظهورش آگاهی دارد به این نحو که خداوند هنگام رسیدن وقت ظهورش معجزهای ایجاد خواهد کرد و با آن، حضرت به وظیفهاش که همان ظهور است التفات پیدا میکند. در روایات اشاره به این احتمال شده است:
راوندی مرسلاً از امام کاظمعلیه السلام در حدیثی راجع به حضرت مهدیعلیه السلام نقل کرده که فرمود: «... إذا حان وقت خروجه انتثر ذلک العلم من نفسه، وأنطقه
اللَّه عزّوجلّ فناداه: أُخرج یا ولیّ اللَّه! فاقتل أعدآء اللَّه، وله سیف مغمّد إذا حان وقت خروجه اقتلع ذلک السیف من غمده وأنطقه اللَّه عزّوجلّ فناداه السیف: أُخرج یا ولیّ اللَّه! فلا یحلّ لک أن تقعد عن أعدآء اللَّه ...»؛(1)«هر گاه وقت خروج حضرت رسید علم به خروج در نفس او منتشر خواهد شد. آن علم او را ندا داده که ای ولّی خدا! خروج کن و دشمنان خدا را به قتل برسان. و برای او شمشیری است، هنگامی که وقت خروج او فرا رسد از غلافش بیرون میآید و حضرت را ندا داده، میگوید: ای ولیّ خدا! خروج کن، که برای تو حلال نیست که از دشمنان خدا صرف نظر کنی.»
صدوق نیز از مفضّل بن عمر نقل کرده که از امام صادقعلیه السلام درباره تفسیر جابر سؤال کردم؟ حضرت فرمود: «... إنّ منّا إماماً مستتراً، فإذا أراد اللَّه عزّوجلّ إظهار أمده نکت فی قلبه نکتة وأمر بأمر اللَّه عزّوجلّ»؛(2)«همانا از ما امامی است پنهان، هر گاه خداوند اراده کند تا او را از پرده غیبت به در آورد، در قلب او علامتی مینهد، آن گاه به امر خدا سفارش خواهد کرد.»
در حدیثی از امام زمانعلیه السلام رسیده که فرمود: «علمنا علی ثلاثة أوجه: ماضٍ وغابر وحادث، أمّا الماضی فتفسیر، وأمّا الغابر فموقوف، وأمّا الحادث فقذف فی القلوب ونقر فی الأسماع وهو أفضل علمنا...»؛(3)«علم ما اهل بیت بر سه نوع است: علم به گذشته و آینده و حادث. علم گذشته، تفسیر
است. علم آینده، موقوف است. و علم حادث، انداختن در قلوب و زمزمه در گوشهاست. این بخش بهترین علم ماست ...».
3 - اینکه حضرت مهدیعلیه السلام با آن ذکاوت و خُبْرَوِیّتی که دارد وقت ظهور را دریابد.
احتمال دوّم مطابق روایات و عقل است.
گاهی این سؤال در ذهن انسان خطور میکند که چرا وقت ظهور در منابع اسلامی معین نشده است؟ در جواب این سؤال میگوییم:
1 - کسی که منتظر شخص دوستداشتنی است و وقت آمدن او را نمیداند همیشه در حال انتظار است، همیشه آماده است، همیشه درصدد پیاده کردن دستورات او در خود و اجتماع است. ولی در صورتی که زمان رسیدن او را بداند خصوصاً آنکه بداند که بسیار دور است، مأیوس شده و هرگز خود را به این زودی آماده نمیکند.
2 - معین نبودن وقت ظهور، یک نوع امتحانی است برای مردم تا معلوم گردد آیا مردم با این همه سختیهای مختلف، روحیه خود را از دست میدهند یا خیر؟
3 - گاه مصلحت در تقدیم و تأخیر زمان غیبت است که این معنا با معین بودن زمان ظهور سازگاری ندارد. و لذا در قصه حضرت موسیعلیه السلام به جهت ادامه ملاقات او با خداوند از سی روز تا چهل روز، عدهای به انحراف کشیده شدند.
4 - در صورت معین بودن ظهور، دشمنان حضرتعلیه السلام درصدد تدارک برآمده و با حضرت در همان زمان به مقابله برخواهند خواست. لذا در روایات
اسلامی از عنصر «ناگهانی بودن ظهور» به عنوان عنصر اساسی در پیروزی حضرت یاد شده است.
امام صادقعلیه السلام به ابن النعمان فرمود: «ای پسر نعمان! به راستی عالم نمیتواند به هر چه اطلاع دارد تو را آگاه سازد... پس عجله نکنید، به خدا سوگند! سه بار این امر - امر فرج - نزدیک شد ولی به جهت آنکه شما آن را فاش کردید خداوند آن را به تأخیر انداخت. به خدا سوگند! نزد شما سرّی نیست مگر آنکه دشمنان شما به آن از شما آگاهترند».
5 - در صورت عدم تعیین وقت ظهور، حالت انقطاع و توجه و تضرّع خاصّی بر انسانها حاکم خواهد شد، که چه بسا این امر سبب تعجیل در فرج امام زمانعلیه السلام گردد. ولی اگر وقت ظهور به طور قطع مشخّص باشد دیگر از این اثر معنوی خبری نیست.
6 - از آنجا که وقت ظهور همانند علایم ظهور، متعلّق «بدا» واقع میشود، لذا نباید به طور دقیق وقت ظهور مشخص باشد تا مردم به کارهایی تشویق شوند که مؤثّر در ظهور امام زمانعلیه السلام است.
7 - از آنجا که ممکن است ظهور حضرت به طول انجامد، لذا وقت آن معین نشده است تا مردم مأیوس نباشند و با احتمال ظهور حضرت در هر لحظه حالت انتظار مثبت را از دست ندهند.
تعیین تاریخ ظهور امام زمانعلیه السلام به چند نحو متصور است:
1 - اینکه تاریخ و وقت ظهور حضرت را به طور دقیق و تفصیلی معین
کنیم که در فلان سال، و فلان ماه و فلان روز خواهد بود. این احتمال باطل است، زیرا در هیچ روایتی به آن اشاره نشده است و مضافاً به اینکه در برخی از احادیث تعیین کننده وقت ظهور مورد لعن قرار گرفته است.
2 - اینکه موعد ظهور به نحو اجمال تعیین گردد، به اینکه بگوییم: هر گاه خداوند اراده کند آن حضرت ظهور خواهد کرد. این احتمال به طور حتم اشکالی نداشته و صحیح است.
3 - اینکه از طریق قواعد حساب و جفر، به طور اجمال یا تفصیل به زمان ظهور حضرت علم پیدا کرده و از آن خبر دهیم. این احتمال گر چه در برخی روایات به آن اشاره شده(1)ولی از سند معتبری برخوردار نیست. خصوصاً آنکه تاریخ ظهور، ممکن است مورد بدا واقع شود.
4 - اینکه مطابق برخی از روایات به طور کلّی و اجمال به زمان ظهور آن حضرت اشاره گردد:
طبرسی از امام صادقعلیه السلام نقل کرده که: «لا یخرج القآئم إلّا فی وتر من السنین، سنة إحدی أو ثلاث أو خمس أو سبع أو تسع»؛(2)«قائم در سال وتر [فرد] ظهور خواهد کرد، سال یک یا سه یا پنج یا هفت یا نه.»
و نیز به سند خود از امام صادقعلیه السلام نقل کرده که فرمود: «ینادی باسم القآئم فی لیلة ثلاث وعشرین من شهر رمضان ویقوم فی عاشورآء، وهو الّذی
قتل فیه الحسین بن علیعلیهما السلام...»؛(1)«به اسم قائم در شب بیست و سوّم ماه رمضان ندا داده خواهد شد و در روز عاشورا قیام خواهد کرد، و آن روزی است که حسین بن علی در آن روز به شهادت رسید.»
همان گونه که برای تثبیت و جا افتادن غیبت کبرا، خداوند متعال برای امام زمانعلیه السلام غیبت صغرا را مقدّر کرد تا زمینه برای غیبت کبرا فراهم گردد، در مورد ظهور حضرت نیز گفته شده که قبل از ظهور اکبر، خداوند برای ایجاد آمادگی برای آن، ظهور اصغری را پیشبینی کرده است.
به این معنا که خداوند مدّتی قبل از ظهور اکبر، سطح علمی مردم را در طبقات مختلف جامعه بالا میبرد تا برای درک عصر حضرت مهدیعلیه السلام قابلیت لازم را پیدا نمایند. این آمادگی از دو طریق حاصل میشود:
1 - بالا بردن شعور و آگاهی مردم نسبت به احتیاج داشتن حکومت جهانی توحیدی.
2 - بالا بردن سطح علمی مردم برای پذیرش چنین حکومتی.
ممکن است گفته شود با توجه به تشتّت آرا و اختلاف مذاهب و تنوع حکومتها و ناسازگاری آنها نسبت به یکدیگر، تشکیل حکومت واحد جهانی
1) 6. همان.
ممکن به نظر نمیرسد؛ چگونه میتوان همه ملیتها را تحت حکومت واحدی جمع کرد.
پاسخ:
نه تنها تشکیل حکومت واحد جهانی ممکن و میسور است، بلکه امری حتمی و لازم به نظر میرسد و علل و عوامل زیادی در زمینه سازی آن دخیل میباشند:
1 - خطر جنگ و خونریزی که همواره مانند کابوس وحشتناکی بر سر جوامع انسانی سایه افکنده، تنها با وحدت حکومت در سطح جهان و یکپارچگی همه امتها برطرف میشود.
2 - به تصریح دانشمندان «تضاد منافع» ریشه اصلی و اوّلی برخوردهای خونین و پیکارهای سهمگین حکومتها با یکدیگر است. حال اگر بدانیم که شعار حکومت حضرت، عدل و انصاف برای کلّ جامعه بشری است، همگی به سوی حکومت عدل جهانی سوق داده میشوند.
3 - یکی دیگر از عوامل تشکیل حکومت جهانی، تکامل عقول و ادراکات بشر است که به نوبه خود میتواند زمینهساز حکومت جهانی گردد؛ زیرا بشر هم از ناحیه خود در راه حرکت به سوی کمال و ترقّی و تکامل عقلانی است و هم در هنگام ظهور حضرت مهدیعلیه السلام به کمال نهایی خود نایل میگردد، و لذا میتوانند با یکدیگر تألّف کرده و به حکومت جهانی تن دهند، زیرا همه تعارض و تزاحمها از ناحیه کم عقلی و جهل و کمخردی است.
شکی نیست که هر کار اجتماعی احتیاج به آماده کردن ظرفیتهای
مناسب دارد. در مورد ظهور منجی کل بشری که پدیده اجتماعی عظیمی است احتیاج به تحقق مقدمات و شرایط خاصی است؛
1 - پیشرفت دینی در میان امت اسلامی و لو در طبقه خاصی از آنها.
2 - گسترش انحراف عمومی در بین مردم.
3 - گسترش ظلم و فساد در سطح عموم و در نتیجه دور شدن مردم از دین و متابعت از هوای نفس.
4 - پیشرفت بشر در صنعت و تکنولوژی.
5 - آماده شدن یاران خاص حضرت برای نصرت و یاری او.
مطابق روایات شیعه و سنّی، امام زمانعلیه السلام در حالی که ظاهر او جوان و به سنّ چهل سالگی است ظهور خواهند کرد. اینک به برخی از روایات اشاره میکنیم:
1 - ابن صباغ مالکی به سندش از رسول خداصلی الله علیه وآله نقل کرده که در حدیثی فرمود: «مهدی از اولاد من با سن چهل سال است...».(1)
2 - شیخ صدوقرحمه الله به سندش از اباصلت هروی نقل میکند که گفت: به امام رضاعلیه السلام عرض کردم: قائم شما هنگام خروج چه علامتی دارد؟ حضرت فرمود: «علامت او این است که او از حیث سنّ پیر است ولی در ظاهر جوان نشان داده میشود، به حدی که هر گاه کسی به او نظر میافکند گمان میکند که او سی ساله یا کمتر است. و از جمله علامات او آن است که به مرور ایام و شبها پیر نمیشود تا آنکه مرگ او فرا رسد».(2)
نعمانی به سندش از امام صادقعلیه السلام نقل کرده که فرمود: «اگر قائم قیام کند مردم او را انکار خواهند کرد؛ زیرا در حالی که جوان رشیدی است به سوی آنها باز میگردد...».(1)
ممکن است روایاتی که اشاره به سن چهل سالگی دارد مقصود آن باشد که جسد و جسم او در حدّ کمال است؛ زیرا بدن تا چهل سالگی به کمال رشد خود میرسد. گر چه برخی روایات نیز به سنّ 18 سالگی و 51 سالگی اشاره کرده است ولی روایت اوّل از محمّد بن حمیر نقل شده نه از یکی از معصومینعلیهم السلام.
و روایت دوّم گر چه از پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله نقل شده ولی از صحت سند برخوردار نیست، خصوصاً آنکه هر دو روایت با روایات مستفیضی که دلالت بر ظاهر چهل سالگی دارد مخالف است.
مطابق برخی از روایات سنّی و شیعی، امام زمانعلیه السلام هنگام ظهور دارای صفات و خصوصیات جسمی خاص است از قبیل:
1 - أجلی الجبهه: یعنی پیشانی وسیع و عریض.(2)
2 - اقنی الأنف: وسط بینی او برآمده ولی دو سوراخ آن تنگ است.(3)
3 - کأنّ وجهه کوکب درّی: گویا صورت او همانند ستارهای درخشان است.(4)
4 - اللون لون عربی: با چهرهای گندم گون.(1)
5 - افرق الثنایا: ما بین دندانهای او باز است.(2)
6 - اکحل العینین: مژههای او سیاه است.(3)
7 - براق الثنایا: با دندانهای سفید.(4)
8 - أزج الحاجبین: با ابروانی کشیده و باریک.(5)
9 - مربوع القامة: قامتش متوسط.(6)
10 - الجسم جسم اسرائیلی: جسم او تنومند است.(7)
11 - علی خدّه الایمن خال اسود: بر گونه راست او خالی سیاه است.(8)
مطابق روایات، خداوند متعال هنگام ظهور امام زمانعلیه السلام امدادهای غیبی را به کمک آن حضرت خواهد فرستاد که از آن جمله است:
مطابق روایات، حضرت هنگامی ظهور میکنند که دشمنان، همه از ظهور او غافلند. و در دانش نظامی این مطلب به خوبی روشن است که چقدر عنصر غفلت و ناگهانی هجوم در پیروزی بر دشمن تأثیر دارد.
امام زمانعلیه السلام در توقیعی که به شیخ مفیدرحمه الله فرستاد فرمود: «... پس همانا امر ما به طور ناگهانی است...».(1)
یکی دیگر از راههای نفوذ بر دشمن که در علم نظامی از آن بهرهگیری فراوان میشود ایجاد ترس و خوف و رعب در قلوب دشمن است، تا از این راه تسلیم گردند.
نعمانی به سند خود از امام صادقعلیه السلام نقل کرده که فرمود: «أمر اللَّه عزّوجلّ أن لاتستعجل به حتّی یؤیده [اللَّه بثلاثة [أجناد]: الملائکة، والمؤمنین، والرعب»؛(2)«خداوند عزّوجلّ امر نمود تا به آن عجله نکنی تا اینکه او - مهدیعلیه السلام - را به سه لشکر تأیید نماید: ملائکه، مؤمنین و وحشت.»
یکی دیگر از تأییدات الهی در حقّ حضرت آن است که به عنایت الهی از راهی قیام خود را شروع خواهد کرد که مورد اتفاق تمام مسلمانان است. از جمله آنکه:
الف. ظهور خود را از مسجدالحرام شروع خواهد کرد که مورد اتفاق تمام مسلمانان است.
ب. خطابهای که در مسجدالحرام هنگام ظهورش میخواند به امور مشترک و اتفاقی بین مسلمانان اشاره دارد.
ج. قیام خود را با همان شعارهای رسول خداصلی الله علیه وآله شروع میکند.
د. مطالبه خون امام حسینعلیه السلام میکند.
از جمله تأییدات الهی نسبت به حضرت مهدیعلیه السلام کمک فرستادن ملائکه برای یاری حضرت و قتال به همراه حضرت بر ضدّ ظالمان است.
گنجی شافعی به سند خود از علی بن ابی طالبعلیه السلام در حدیثی در رابطه با مهدیعلیه السلام نقل کرده که فرمود: «خداوند او را با سه هزار از ملائکه یاری خواهد کرد ...».(1)
قندوزی حنفی از کتاب «اسعاف الراغبین» صبان نقل کرده که در روایات فراوان آمده است که هنگام ظهور حضرت بر بالای سر او فرشتهای ندا میدهد: «این خلیفه خداست او را متابعت و پیروی کنید... و همانا خداوند متعال او را با سه هزار فرشته یاری خواهد کرد...».(2)
نعمانی به سند خود از امام صادقعلیه السلام نقل کرده که فرمود: «خداوند متعال او - مهدیعلیه السلام - را با سه لشکر یاری خواهد کرد: با ملائکه ...».(3)
این تأیید به نوبه خود در توجه مردم به حضرت نقش به سزایی دارد، زیرا هنگامی که مخالفان مشاهده کنند که حضرت مشمول نصرت فرشتگان خداوند است ترس سراسر وجود آنها را فرا گرفته و پی به الهی بودن این قیام خواهند برد و در نتیجه طوعاً یا کرهاً خود را تسلیم حضرت میکنند.(4)
مطابق روایات شیعه و اهل سنّت اولین مکانی که حضرت در آنجا ظهور میکند بین رکن و مقام است.
سیوطی به سندش از رسول خداعلیه السلام نقل کرده که فرمود: «مهدی از مدینه به سوی مکه خروج میکند، مردم از او میخواهند که از میانشان خروج کند آن گاه با او بین رکن و مقام بیعت میکنند در حالی که کراهت دارد...».(1)
شیخ طوسی به سندش از امام باقرعلیه السلام نقل کرده که فرمود: «گویا قائم را در روز عاشورا، روز شنبه، ایستاده بین رکن و مقام مشاهده میکنم...».(2)
این اخبار به جهت کثرت و تظافر آنها قابل اثبات تاریخی است.
مطابق روایات، بعد از ظهور، بین رکن و مقام خطبهای خوانده، آن گاه مردم را به بیعت با خود دعوت مینماید:
نعمانی به سندش از جابر بن یزید جعفی از امام باقرعلیه السلام نقل کرده که در حدیثی طولانی فرمود: «و قائم در آن روز در مکه است، تکیه بر بیتالحرام داده و به آن پناه میبرد. آن گاه ندا میدهد: «یا أیّها الناس!...».(3)
مجلسی به سندش از امام باقرعلیه السلام نقل کرده که فرمود: «همانا او - امام زمانعلیه السلام - به سوی مسجدالحرام به حرکت در میآید و در آنجا کنار مقام
ابراهیم چهار رکعت نماز میگزارد و با تکیه بر حجرالأسود حمد خدا و ثنای او را به جای آورده و یادی نیز از پیامبر کرده و بر او درود میفرستد. آن گاه سخنی را آغاز خواهد کرد که هرگز کسی چنین سخن نگفته است ...».(1)
نعمانی به سندش از امام باقرعلیه السلام نقل کرده که در حدیثی فرمود: «گویا بر او نظر میکنم در حالی که بین رکن و مقام مردم با او بیعت میکنند ...».(2)
مطابق روایات، اول کسی که با حضرت مهدیعلیه السلام بیعت میکند جبرئیل است.
ابان بن تغلب از امام صادقعلیه السلام نقل کرده که فرمود: «همانا اول کسی که با قائمعلیه السلام بیعت میکند جبرئیل است...».
طبرسی از ابیعبداللَّهعلیه السلام نقل کرده که در حدیثی فرمود: «... پس خداوند عزّوجلّ جبرئیل را میفرستد تا نزد او آمده و سؤال کند، به او میگوید: به چه چیزی دعوت میکنی؟ قائم او را از ماهیت دعوت خبر میدهد. جبرئیل میگوید: پس من اوّل کسی هستم که با تو بیعت میکنم. آن گاه میگوید: کف دستت را بده، و آن را بر دست خود مسح میکند...».(3)
در اینکه بیعت جبرئیل به چه معنا است، دو احتمال وجود دارد:
1 - معنای رمزی: به این معنا که مقصود از آن تأیید الهی برای حضرت
است، زیرا جبرئیل بزرگترین نماینده الهی است. ولی این معنا در صورتی صحیح است که حمل بر معنای صریح و ظاهر آن ممکن نباشد، در حالی که چنین نیست.
2 - معنای رایج: به این معنا که مقصود به بیعت همان معنای رایج آن است که مردم با خلیفه و دیگران انجام میدهند. و فایده آن دو چیز است:
الف. توجه مردم به لزوم بیعت با حضرت.
ب. تأیید حرکت و قیام امام زمانعلیه السلام.
اربلی در «کشف الغمه» از امام صادقعلیه السلام نقل کرده که فرمود: «جبرئیل نزد رسول خداصلی الله علیه وآله به جهت عیادت آمد و عرض کرد: سلام بر تو ای محمّد! این آخرین روزی است که به سوی دنیا فرود میآیم».(1)
و نیز از امام باقرعلیه السلام نقل کرده که فرمود: «هنگامی که وفات رسول خداصلی الله علیه وآله نزدیک شد... در آن هنگام جبرئیل گفت: ای محمّد! این آخرین نزول من به دنیا بود...».(2)
این دو روایت با آنچه گفته شده منافاتی ندارد زیرا؛
اولاً: همه این روایات مقید به قیدی است و آن اینکه تا مادامی که مصلحتی در بین نباشد.
ثانیاً: مقصود جبرئیل آن بود که به جهت نزول وحی دیگر بعد از وفات پیامبر نازل نمیشود، زیرا شریعت با رحلت ایشان کامل خواهد شد.
ثالثاً: بر فرض تعارض، روایات نزول حضرت جبرئیل و بیعت با امام زمانعلیه السلام از حیث تعداد بیشتر بوده و از حیث سند صحیحتر است.
مطابق روایات شیعه و سنّی، خداوند متعال امر حضرت مهدیعلیه السلام را در یک شب اصلاح خواهد کرد؛
ابوبصیر از امام صادقعلیه السلام نقل کرده که فرمود: «خداوند عزّوجلّ امر او را در یک شب اصلاح خواهد نمود».
و نیز از امام حسینعلیه السلام نقل است که فرمود: «قائم ما اهل بیت [کسی است که ]خداوند متعال امر او را در یک شب اصلاح و آماده خواهد نمود».
ابن ماجه از امام علیعلیه السلام نقل کرده که رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: «مهدی از ما اهل بیت است که خداوند (امر) او را در یک شب اصلاح و آماده خواهد نمود».(1)
مقصود به اصلاح امر حضرت در یک شب آن است که مقدمات نصر و پیروزی را در اسرع وقت، و در یک شب فراهم کرده و او را مأمور به ظهور خواهد نمود. و اولین اقدامی که برای او خواهد نمود اجتماع اصحاب خاص آن حضرت است.
ولی چیزی که باقی میماند اینکه چگونه امر حضرت در یک شب اصلاح و آماده میشود در حالی که مطابق روایات، گروهی همانند جیش سفیانی و دجال و دیگران به مبارزه با او خواهند پرداخت.
پاسخ: اولاً: ممکن است مقصود از «یک شب» که در روایات آمده کنایه از سرعت اصلاح امر امام زمانعلیه السلام باشد.
ثانیاً: ممکن است مقصود از اصلاح امر حضرتعلیه السلام پیروزی در یک شب باشد.
1) 35. سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1376.
ثالثاً: ممکن است مقصود از اصلاح امر حضرت، تنها مقدمهسازی برای اعلان ظهور باشد، گر چه پیروزی نهایی به طول انجامد.
رابعاً: از آنجا که معارضه با مخالفان به سرعت و با اعجاز انجام میگیرد، لذا تعبیر به یک شب شده است.
اگر چه در روایات به یاران محدود حضرت یعنی 313 نفر اشاره شده است، ولی پیروزی آنان بر مستکبران به رهبری حضرت مهدیعلیه السلام از جهاتی دور از انتظار نیست زیرا:
1 - در روایات به یاران دیگری در حدود ده هزار نفر نیز اشاره شده که بدون تحقق آنها حضرت مهدیعلیه السلام ظهور نخواهد کرد.
2 - غلبه حضرت بر جهان ممکن است از طریق اعجاز باشد، زیرا خداوند متعال ضمانت کرده تا گروه اندک را در صورت استقامت بر گروه زیاد پیروز گرداند.(1)
3 - از طریق علل و اسباب عادی و ظاهری نیز حصول چنین فتح و پیروزی امری دور از انتظار نخواهد بود، زیرا حضرت در موقعی ظهور خواهند کرد که اوضاع و احوال اجتماعی، اخلاقی و سیاسی کاملاً مساعد باشد. در آن موقع همه ملل به جهت سرخوردگی از نظامهای مختلف و قتل و غارتها به تنگ آمدهاند، و لذا در انتظار چنین حکومتی به سر میبرند، و مردم به مجرّد
1) 36. سوره بقره، آیه 249.
شنیدن خبر ظهور به آن حضرت و حکومتش روی خوش نشان میدهند، و ایشان تنها با گروه خاصی درگیر خواهند شد.
4 - از آنجا که جهان به مانند دهکدهای کوچک درآمده و هر چه از عمر آن بگذرد این ارتباط تنگتر خواهد شد، لذا با به دست گرفتن نقطههای کلیدی و با استعانت از خداوند متعال، حکومت جهانی حضرت تحقق خواهد یافت.
در مورد سؤال فوق سه احتمال وجود دارد:
1 - اینکه نصرت حضرت و پیاده کردن حکومت جهانی تماماً با اعجاز و قدرت خارقالعاده الهی باشد. ولی این احتمال از جهاتی قابل مناقشه است:
الف. اگر اعجاز راه صحیحی برای دعوت الهی بود، حضرت میتوانست در خلال غیبت صغرا از آن برای سیطره بر عالم استفاده کند.
ب. با اعجاز احتیاج به تعداد زیادی از اصحاب نیست.
ج. مطابق برخی روایات بین حضرت و مخالفینش جنگ و خونریزی شدیدی در خواهد گرفت، و در صورت اعجاز تام، احتیاج به این کارها نیست.
2 - اینکه خداوند متعال اراده کرده که حضرت مهدیعلیه السلام به صورت عادی بر دشمنان خود غالب شده و حکومت عدل جهانی را گسترش دهد، بدون آنکه کوچکترین کمکی از راه اعجاز در پیشبرد اهداف او بشود.
این احتمال نیز خالی از اشکال نیست زیرا مطابق روایات، حضرت مهدیعلیه السلام مورد عنایت و تأیید خاص الهی در جهت ظهورش خواهد بود.
3 - با ردّ دو احتمال پیشین به این نتیجه میرسیم که نصرت حضرت به طور طبیعی و عادی خواهد بود، گر چه این نصرت همراه با تأییدات جزئی و خاصّی از جانب خداوند است، زیرا همان گونه که میدانیم بشر در عصر ظهور مورد ظلم و ستم فراوان است، و از طرفی از حیث فرهنگی و رشد عقلانی، عموم بشر به بالاترین سطح خود رسیده است، و لذا به دنبال چنین رهبری الهی میگردد که با لبیک به دعوتش از او پیروی نماید. هرگز ابرقدرتها با همه امکاناتی که دارند نمیتوانند در مقابل اراده ملتها بایستند. اگر مردم همگی یکپارچه و یک صدا فریاد برآورند، دشمنانشان به زانو در خواهند آمد. مگر نبود که در صدر اسلام چگونه مردم فوج فوج داخل اسلام شده و دعوت پیامبر را پذیرفتند؟ در عصر ظهور نیز هنگامی که مردم دنیا از وسایل ارتباط جمعی خبر قیام مصلحی جهانی را بشنوند به او گرویده و از او حمایت خواهند کرد، و کسی نمیتواند در صورت اقبال مردم با اراده آنها مقابله کند. گر چه هر کجا که مانعی خاص پیدا شده خداوند متعال به کمک او آمده و از حضرت حمایت خواهد نمود.
و لذا در روایات آمده است که امام زمانعلیه السلام با نصرت و ترسی که در دل دشمنان میافتد حمایت خواهد شد. این ممکن است که به صورت عادی باشد؛ زیرا با نصرت مردم که به عنایت خداوند و اقبال مردم است، چنان رعبی در دل دشمنان خواهد افتاد که همه امکانات خود را گذارده، فرار خواهند نمود.
امیر مؤمنان علیعلیه السلام میفرماید: «هنگامی که حضرت مهدیعلیه السلام ظهور
میکند نام مبارکش بر سر زبانها خواهد بود، و وجود مردم سرشار از عشق به مهدی است، به گونهای که جز نام او هیچ نامی در یاد و زبان آنان نیست، و با دوستی او روح خود را سیراب میکنند».(1)
برخی سؤال میکنند که مطابق برخی روایات، امام زمانعلیه السلام با شمشیر قیام خواهد کرد و با آن به مقابله با مخالفان حق و حقیقت و ظالمان خواهد پرداخت. این مسأله قابل پذیرش نیست، زیرا چگونه ممکن است یک نفر با شمشیر در مقابل تسلیحات کشتار جمعی جدید و مخرّب که میتواند کلّ کره زمین را چندین بار نابود کند ایستاده و مقابله کند؟
اصل این مسأله در روایات به آن اشاره شده است. محمد بن مسلم از امام باقرعلیه السلام نقل کرده که فرمود: «... وأمّا شبهه من جدّه المصطفیصلی الله علیه وآله فخروجه بالسیف وقتله أعداء اللَّه وأعداء رسولهصلی الله علیه وآله والجبّارین والطواغیت، وأنّه ینصر بالسیف والرعب...»؛(2)«و امّا شباهت مهدی به جدّش مصطفیصلی الله علیه وآله به خروج با شمشیر و کشتن دشمنان خدا و دشمنان رسولش و جبّاران و طاغوتها است. و همانا او به توسط شمشیر و ترس نصرت و یاری خواهد شد...».
ولی بحث در آن است که مقصود از شمشیر چیست؟ آیا شمشیر موضوعیّت و خصوصیّت دارد، یا اشاره به چیزی دیگر است؟
در پاسخ به این سؤالها میگوییم:
اولاً: چه اشکالی دارد که شخصی با شمشیر ولی همراه با اعجاز الهی که حضرت را مساعدت میکند با دشمنان خود به مقابله پردازد؟
ثانیاً: به احتمال زیاد مقصود از شمشیر، قوّت و اسلحه است زیرا مسلمانان در آن عصر یعنی قبل از هزار سال اسلحهای به جز شمشیر نداشته و هرگز به ذهن آنها چنین تسلیحاتی خطور نمیکرده است، لذا از «اسلحه» به شمشیر تعبیر شده است.
در این صورت دو احتمال وجود دارد:
الف. اینکه امام زمانعلیه السلام نیز به قدرت و اعجاز الهی و یا از راه تسلط بر تسلیحات موجود بر ضد مخالفان و ظالمان استفاده میکند.
ب. احتمال دیگر آن است که امام زمانعلیه السلام با تسلط بر مراکز تصمیمگیری و از کار انداختن وسایل جنگی آنها که با هستههای مرکزی ارتباط دارد، تمام آنها را از راه اعجاز یا طریق عادی از کار میاندازد.
ثالثاً: مطابق برخی روایات، شمشیرهای اصحاب حضرت از آهن است، ولی نه مثل این آهنهایی که در دسترس ما قرار دارد، بلکه به گونهای است که اگر یکی از آنان با شمشیر خود بر کوه زند، آن را دو نیم میکند. و بنابر تعبیر دیگر، وسیله دفاعی آنان به گونهای است که اسلحه دشمن هرگز بر آنها کارگر نیست.(1)
لذا ممکن است اسلحهای را که حضرت و یاورانش به کار میبرند از وسایلی باشد که بتواند همه دستگاههای دشمنان را از کار بیندازد ولی در
1) 39. بصائر الدرجات، ص 141.
مقابل، هیچ دستگاهی بر آن کارگر نباشد، همان گونه که در این زمان، بشقاب پرندهها و اشیای نورانی شناخته نشده را مشاهده میکنیم.
رابعاً: پیروزی عمده امام زمانعلیه السلام و سیطره آن حضرت بر جهان از راه اقبال مردمی به سوی ایشان است. و دیگر از راه ترس و رعبی است که خداوند در قلوب مخالفان و ظالمان قرار میدهد تا تمام تسلیحات خود را بر زمین گذارده، فرار کرده یا تسلیم میشوند، خصوصاً آنکه در ابتدای ظهور، وقتی مقداری از معجزات حضرت را مشاهده کردند میفهمند که امر او الهی است و نمیتوان با مرد الهی مقابله کرد، بدین جهت تسلیم حضرت میشوند و گروه اندکی نیز که به مخالفت و مقابله میپردازند نابود میشوند.
خامساً: از کجا که در زمان ظهور حضرت مهدیعلیه السلام، این اسلحه خطرناک در اختیار بشر باقی مانده باشد؛ زیرا ممکن است که در اثر حوادث و آشوبها و جنگهای جهانی که پیش از ظهور آن حضرت اتفاق میافتد این اسلحهها نابود شود.
سادساً: جنگها و کشتارهای بیرحمانه، نتیجه جهل و ضلالت و بی خردی بشر است. حال اگر در عصر ظهور، عقل مردم کامل شود، بر فرض که سلاحهای خطرناک در اختیار داشته باشند آن را بر ضدّ یکدیگر به کار نمیگیرند؛ و نیروهایی که آن سلاحها را در اختیار دارند پی به حقّانیت حضرت برده و یا با ایجاد رعب و وحشت که در دلشان قرار میگیرد از به کار بردن آن بر ضدّ حضرت خودداری میکنند.
اخباری که در آنها، کشتار در حجم وسیعی را مطرح کردهاند بر دو قسم است:
الف. قسمتی از آنها مربوط به ملاحم و فتنههای قبل از ظهور است و هیچ گونه ارتباطی به دوران ظهور ندارد و تنها ناظر به اوضاع نابسامان جهان پیش از ظهور است. بیشتر این روایات از روایات مرسل اهل سنت است.
ب. دستهای دیگر از روایات مربوط به هنگامه ظهور و حکومت امام زمانعلیه السلام است.
این نوع روایات نیز بر دو گونهاند:
1 - روایاتی که از طریق عامه و از نبویّات است و بیشتر آنها مشکل سندی دارد، به طوری که بعضی از آنها مرسل، و برخی دیگر به پیامبرصلی الله علیه وآله منتهی نمیشود، بلکه از افرادی مانند کعبالاحبار نقل شده که در زمان پیامبر مسلمان نبوده است.
عمده این روایات از اسرائیلیات است که با اغراض مختلفی وارد کتابهای روایی شدهاند. عالمی از اهل سنّت مانند ابنکثیر، هنگامی که به روایات امثال کعب الاحبار میرسد میگوید: «خدا ما را از این همه اخبار دروغی که وارد تفسیرها و کتابهای روایی و... شده، بینیاز کند...».(1)
2 - روایاتی که از طرق اهل بیتعلیهم السلام نقل شده و یا در کتابهای شیعه ذکر شده است. در این کتابها، اخبار منقول از اهل بیتعلیهم السلام و برخی دیگر که نقل شده به آن حضرت منتهی نمیشود.
1) 40. تفسیر ابنکثیر، ج 4، ص 17.
نمیتوانیم ادعا کنیم که هنگام قیام امام زمانعلیه السلام هیچ گونه قتل و کشتاری رخ نمیدهد؛ زیرا مسلّماً این واقعه عظیم بدون برطرف کردن خارها و دشمنان سر راه آن حضرت میسّر نخواهد شد.
و لذا در روایات مشاهده میکنیم که اهل بیتعلیهم السلام بر اصل قتل و خونریزی هنگام ظهور و قیام حضرت اشاره کردهاند.
بشیر بن ابی اراکه نبّال میگوید: هنگامی که به مدینه وارد شدم به طرف منزل ابوجعفر امام باقرعلیه السلام رفتم... عرض کردم: مرجئه میگویند: هنگامی که قیام قائم روی دهد همه کارها برای او هموار خواهد شد و به اندازه یک ظرف حجامت هم خون نمیریزد. حضرت فرمود: «... کلّا والّذی نفسی بیده حتّی نمسح وأنتم العرق والعلق...»؛(1)«هرگز چنین نیست، سوگند به آن که جانم به دست اوست کار به اینجا میانجامد که ما و شما عرق و خون بسته شده را پاک خواهیم کرد.»
به این مضمون روایات دیگری نیز رسیده است. ولی از طرفی دیگر تاریخ گواهی میدهد که پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله و امامان اهل بیتعلیهم السلام سعی داشتهاند امور را به طور عادی و از مسیر طبیعی آن انجام دهند، و حتّیالامکان دست به شمشیر نبرند، زیرا هدف آنان ارشاد و هدایت مردم است، جز آنکه گسترش عدل در جامعه اقتضای کشت و کشتاری گر چه در حدّ محدود را دارد، و قرار
1) 41. الغیبة، نعمانی، ص 283 ؛ بحارالأنوار، ج 52، ص 356.
نیست که تمام امور از طریق معجزه حلّ شود، ولی اندیشه افراطی نیز در این مسأله صحیح نیست و هرگز دلیلی عقلی و عقلایی و نقلی بر گستردگی کشتارها در حدّی وسیع وجود ندارد، خصوصاً آنکه مطابق ادعای برخی، از هر نه نفر هفت نفر یا از هر هفت نفر پنج نفر کشته میشوند.!
با توجه به احادیث اهل بیتعلیهم السلام پی خواهیم برد که جهان اندکی قبل از ظهور شاهد جنگهای خونین خواهد بود. و لذا میتوان گفت که مردم با مشاهده و مواجهه با این جنگها به استقبال مصلحی عالمی خواهند رفت، و حضرت نیز از این موقعیت استفاده کرده و با کمترین استقامتی از طرف مخالفین خود و ظالمین، عالم را فتح خواهد کرد.
امام صادقعلیه السلام فرمود: «لا یکون هذا الأمر حتّی یذهب ثلث الناس. فقیل له: إذا ذهب ثلث الناس فما یبقی؟ فقالعلیه السلام: أما ترضون أن تکونوا الثلث الباقی؟»؛(1)«این امر - قیام امام زمانعلیه السلام - واقع نمیشود تا اینکه دو سوّم مردم از بین بروند. راوی میگوید: به حضرت عرض کردم: اگر دو سوّم مردم از بین بروند، چه کسی باقی میماند؟ حضرت فرمود : «آیا راضی و خرسند نمیشوید که شما از یک سوم باقی مانده باشید.»
زراره میگوید: به امام صادقعلیه السلام عرض کردم: آیا ندای آسمانی حقیقت دارد؟ فرمود: «إی واللَّه حتی یسمعه کلّ قوم بلسانهم. وقالعلیه السلام: لا یکون هذا
1) 42. کمال الدین، ج 2، ص 655 و 656، باب 57، ح 29.
الأمر حتی یذهب تسعة أعشار الناس»؛(1)«آری به خدا سوگند، چنان است که هر قومی با زبان خودشان آن را میشنوند. آن حضرت فرمود: «این امر محقّق نمیشود تا اینکه نُه دهم {910} مردم از میان بروند.»
سلیمان بن خالد میگوید: از امام صادقعلیه السلام شنیدم که میفرمود: «قدّم القائم موتتان: موت أحمر وموت أبیض حتی یذهب من کلّ سبعة خمسة: الموت الأحمر، السیف، والموت الأبیض: الطاعون»؛(2)«قبل از قیام قائم دو نوع مرگ رخ میدهد، مرگ سرخ و مرگ سپید، تا اینکه از هر هفت نفر پنج نفر از بین برود. مرگ سرخ با شمشیر و مرگ سپید با طاعون است.»
با ملاحظه این احادیث و احادیث دیگر پی خواهیم برد که حجم وسیعی از کشتارها و خونریزیها مربوط به دوران پیش از قیام حضرت مهدیعلیه السلام و قبل از ندای آسمانی است.
گرچه برخی از روایات نیز از مجعولات و اسرائیلیات بوده و با اهداف و انگیزههای خاصّی مانند خدشهدار کردن چهره نهضت جهانی و حکومت حضرت مهدیعلیه السلام و یا توجیه کشتارها در فتوحات و... وارد کتابهای روایی شده و کشتارهای زیادی را به امام زمانعلیه السلام نسبت داده است.
و نیز یک سری از آنها مرسل و مرفوعه است و مشکل سندی دارد. همانند روایتی را که فضل بن شاذان مرفوعاً از امام صادقعلیه السلام نقل میکند که حضرت
فرمود: «یقتل القآئمعلیه السلام حتّی یبلغ السوق. فیقول له رجل من ولد أبیه...»؛(1)«حضرت قائمعلیه السلام آن قدر از انسانها را میکشد که تا ساق پا را خون فرا میگیرد، تا آنکه شخصی از فرزندان پدرش به او اعتراض شدید میکند...».
البته همچنان که اشاره شد این حدیث مرفوعه بوده و مشکل سندی دارد. و از طرفی محتوا و دلالتش ناتمام است، زیرا ممکن است که «سوق» که در روایت آمده مقصود از آن نام شهر یا محلّی همانند «سوق الاهواز» باشد. خصوصاً آنکه در حدیث مذکور سخن از خون به میان نیامده است. لذا چنین به نظر میرسد که «سوق» محل و مکان مخصوص باشد.
و نیز برخی از روایات به جهات دیگری ضعف سند دارد: در روایتی از امام صادقعلیه السلام نقل شده که فرمود: «... و به حدّی از ظالمان را خواهد کشت که جاهلان میگویند: اگر این مرد از ذریّه محمّد بود ترحم میکرد».
ولی این روایت از حیث سند مورد اشکال است؛ زیرا در سند آن احمد بن عثمان آدمی است که مجهول میباشد.(2)
زرّ بن حبیش میگوید: از علیعلیه السلام شنیدم که میفرمود: «خداوند به واسطه مردی از ما فتنهها و آشوبها را برطرف میسازد و آنان - فتنهگران - را خوار و ذلیل میگرداند و بر آنان جز شمشیر وارد نمیکند. شمشیر بر دوش نهاده و هشت ماه به شدت مبارزه میکند تا اینکه میگویند: به خدا سوگند این از
فرزندان فاطمه نیست، اگر از فرزندان فاطمه بود به ما رحم میکرد».(1)
و از عیسی بن خشاب نقل شده که به امام حسین بن علیعلیهما السلام عرض کردم: آیا شما صاحب این امر هستید؟ فرمود: «لا، ولکن صاحب الأمر الطرید الشرید الموتور بأبیه المکنّی بعمّه، یضع سیفه علی عاتقه ثمانیة أشهر»؛(2)«خیر، ولی صاحب امر، رانده شده، دور افتاده، خونخواه پدرش و دارای کنیه عمویش میباشد. شمشیرش را هشت ماه بر دوش خود مینهد.»
و از ابوبصیر نقل شده که فرمود: شنیدم که امام باقرعلیه السلام میفرمود: «یضع السیف علی عاتقه ثمانیة أشهر هرجاً هرجاً حتّی یرضی اللَّه. فقلت: فکیف یعلم رضی اللَّه؟ قال: یلقی اللَّه فی قلبه الرحمة...»؛(3)«... شمشیر را هشت ماه بر دوش خود مینهد و به شدّت مبارزه میکند تا اینکه خداوند راضی شود. عرض کردم: چگونه رضایت خدا را میداند؟ فرمود: خداوند در دل ایشان رحمت قرار میدهد.»
این روایات از حیث سند ضعیف هستند، زیرا در سند اول و دوم عمر بن قیس و عیسی بن خشاب وجود دارند که هردو مجعولند.
و در سند روایت سوّم ابن ابی حمزه واقع شده که او هم مورد تضعیف قرار گرفته است.
از طرفی دیگر ممکن است که مقصود از این احادیث، مدّت عملیات تهاجمی لشکریان حضرت باشد که در طول هشت ماه ادامه مییابد.
این نکته نیز قابل توجه است که کاری بس عظیم که حضرت انجام
میدهد یعنی همان گسترش حکومت عدل جهانی در سطح کره روی زمین اقتضای چنین قتل و کشتاری گر چه در حدّی محدود را دارد، زیرا با قیام حضرت هرگز ستمگران ساکت نخواهند بود، ولی این کشتارها را در مقابل قیامها و نهضتهای دیگر که ملاحظه میکنیم چندان قابل توجه نیست.
از کارهای حتمی امام موعودعلیه السلام جنگی تمام عیار با تمام انسانهای خون آشام است. در مسأله جنگ ممکن است چنین انگاشته شود که هدایت انسان و ساختن جامعه بشری با دعوت اخلاقی و تربیت درست، امکانپذیر است و نیازی به خونریزی و جنگ نیست؟
ولی در توجیه این احتمال میگوییم: مطالعه تاریخ بشری - از روزی که تاریخی بر جای مانده است - به خوبی این واقعیت را آشکار میسازد که موانع راه رشد و تکامل انسان جز با قدرت و خونریزی از سر راه برداشته نمیشود، و تعالیم اخلاقی و اصول تربیتی هر چند تأثیرهای ژرف و گسترده داشته است لیکن این تأثیرها در برخی از افراد نجیب انسانی بوده است، و در طبقه سلطه طلب و دنیادار و استثمارگر که منابع اقتصادی، سیاسی و نظامی جامعهها را در دست داشته و دارند، یا هیچ تأثیری نداشته و یا تأثیر آن تحوّل آفرین و دگرگونساز نبوده است. برای تربیت و هدایت آنان باید عامل دیگری به کار میرفته است تا سدّ راه انسانها نگردند و راه رشد را بر تودهها نبندند، تا همگان بتوانند بی هیچ گونه مانعی به راه رشد خویش ادامه دهند. از این رو
مسأله جنگ و کاربرد نیرو به عنوان یک ضرورت برای دستیابی به هدفهای انسانی مطرح میگردد. اسلام، با توجه به همین واقعیتها جنگ را نه به عنوان هدف و آرمان بلکه به عنوان راه و وسیله برای تحقق توحید و عدل پذیرفته است.
در قرآن کریم آمده است: « وَقاتِلُوهُمْ حَتّی لاتَکُونَ فِتْنَةٌ وَیَکُونَ الدِّینُ کُلُّهُ للَّهِِ... »؛(1)«با آنان نبرد کنید تا دیگر فتنهای نباشد و دین، همهاش برای خدا گردد...».
از این رو پیامبر اسلام که «رحمة للعالمین» است فرمود: «الخیر کلّه فی السیف وتحت ظلّ السیف، ولا یقیم الناس إلّا السیف، والسیوف مقالید الجنّة والنار»؛(2)«تمام نیکی و خیر در شمشیر است و در زیر سایه شمشیر، و مردمان را جز شمشیر راست نمیکند. و شمشیرها کلیدهای بهشت و دوزخند.»
امام باقرعلیه السلام فرمود: «... إنّ فی القائم من آل محمّد شبهاً من خمسة من الرسل... وأمّا شبهه من جدّه المصطفی فخروجه بالسیف وقتله أعداء اللَّه وأعداء رسوله والجبّارین والطواغیت، وأنّه ینصر بالسیف والرعب ...»؛(3)«قائم آل محمدعلیهم السلام شباهتهایی با پنج تن از پیامبران دارد ... امّا شباهت او به جدّ خود رسول اکرمصلی الله علیه وآله قیام با شمشیر است و کشتن دشمنان خدا و پیامبرش، و جبّاران و سرکشان، او با شمشیر و ترس [که در دل جباران افکنده میشود ]مدد میگردد.»
مطابق برخی از روایات کسانی مورد غضب امام عصرعلیه السلام قرار میگیرند که حجت بر آنان تمام شده ولی عناد و سرکشی کرده و حجّت خدا را نمیپذیرند.
امام صادقعلیه السلام فرمود: «... در این هنگام قائمعلیه السلام ظهور میکند و سبب نقمت خدا و خشم و غضب او بر بندگان میگردد؛ زیرا خداوند از بندگانش انتقام نمیگیرد مگر بعد از آنکه حجّتش را انکار کنند».
مستفاد از روایات آن است که بیشتر قتلها در محدوده بلاد اسلامی و بین مسلمانان اتفاق خواهد افتاد، سؤال این است: چگونه چنین خواهد شد با آنکه میدانیم مشرک و کافر از حقّ دورترند تا مسلمان، و لذا آنها به کشته شدن سزاوارترند تا مسلمان.
در پاسخ به این سؤال میگوییم:
اولاً: روایات دلالت ندارد بر اینکه کشتارها و قتلها فقط در محدوده مسلمانان است و حضرت کسی از کفار را به قتل نمیرساند، بلکه ظاهر برخی از روایات عموم است که شامل هر معاندی که درصدد ایجاد مانع از برپایی حکومت حضرت است، میشود.
ثانیاً: گر چه اسامی برخی از جماعاتی که توسط حضرت و اصحابشان به قتل میرسند در روایات ذکر شده است، ولی این دلالت ندارد که قتل و کشتار در دستهها و جماعات دیگر اتفاق نمیافتد و حضرت از کفار و مشرکان کسی را به قتل نمیرساند.
ثالثاً: بر فرض که روایات، ظهور در اختصاص کثرت قتلها در مسلمین داشته باشد، این امری غیرمنتظره نیست، بلکه مطابق با قواعد کلّی است؛ زیرا مطابق برخی از روایات، بسیاری از بلاد کفر تسلیم حضرت خواهند شد، و کثرت قتل در بین مسلمین به جهت پاکسازی آنان از عناصر نامطلوب است. در میان امت اسلامی حجّت در تمام جوانب برای مردم تمام شده است لذا از هیچ کس عذری پذیرفته نمیشود.
توضیح این مطلب اینکه: یکی از مشکلاتی که امام مهدیعلیه السلام با آن روبهرو میشود مشکل انحرافها و برداشتها و تفسیرهای نادرستی است که در راه و روشهای دین خدا و اصول و فروع احکام الهی پدید آمده و قرنها در ذهن جامعه اسلامی نفوذ و رسوخ کرده است. این موضوع، مانعی عظیم بر سر راه امام مهدیعلیه السلام است. مانع کفر و بیدینی و بیاعتقادی در برابر این مانع امری ساده است. کفر به سلاحی مجهّز نیست و انسان بی اعتقاد حقّی را به نام اسلام واژگونه نیاموخته است، و برای او اصل یا اصولی را نادرست تفسیر نکرده است، و چیزی را به شکل انحرافی و نادرست به نام دین خدا در ذهن جای نداده است، و آیه یا حدیثی را به دلخواه خویش معنی نکرده است. ولی با مسلمان و مدّعی خداشناسی که تعالیم دین یا بخشهایی از آن را به گونهای انحرافی آموخته و معنای بسیاری از احادیث و آیات قرآنی را واژگونه فهمیده است، و به اصول و مبانی و راه و روشهایی پایبند و معتقد است که در حقیقت ضدّ دین خدا و راه و روش پیامبران است، چگونه میتوان روبهرو شد؟ بخشی از برنامههای کشتار گسترده و فراگیر امام مهدیعلیه السلام در جامعههای
اسلامی شاید به این علت باشد که مسلمانان با حربه اسلام انحرافی - که در حقیقت ضدّ اسلام است - به جنگ با امام بر میخیزند، و امام ناگزیر با قاطعیّت با آنان روبهرو میشود و کار آنان را یکسره میکند، البته در صورتی که از افکار و اندیشههای نادرست خویش دست برندارند.
امام صادقعلیه السلام فرمود: «... وإنّ القائم یخرجون علیه فیتأوّلون علیه کتاب اللَّه ویقاتلونه علیه»؛(1)«لیکن قائم [در هنگام رستاخیز خویش با مردمی روبهرو میشود که رو در روی او میایستند و آیههای کتاب خدا را در برابر او به نظر خود تأویل میکنند، و در همین راستا با او به نبرد بر میخیزند.»
مجلسی به سند خود از امام صادقعلیه السلام نقل کرده که فرمود: «ما بقی بیننا وبین العرب إلّا الذبح، وأومأ بیده إلی حلقه»؛(2)«بین ما و بین عرب چیزی به جز ذبح باقی نمیماند. آن گاه حضرت به دست مبارک خود به حلقشان اشاره نمودند.»
در توجیه این روایت میگوییم:
1 - ظاهر حدیث این است که عرب هر یک از ائمه اهل بیتعلیهم السلام را به قتل خواهد رساند.
2 - احتمال دیگر اینکه امام صادقعلیه السلام اشاره به جنایات و قتل و ذبحی
است که منصور عباسی در عصر آن حضرت نسبت به بنیهاشم و ذریه پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله داشته است. و مطابق تاریخ تعداد زیادی از آنها را به قتل رسانید.
در غالب روایاتی که در آن سخن از سنت جدید، قضاوت جدید، امر جدید و کتاب جدید به میان آمده این تعبیر به چشم میخورد: «علی العرب شدید».
در توجیه این روایت میگوییم:
آنچه به ذهن میآید - و العلم عند اللَّه تعالی - اینکه: حضرت مهدیعلیه السلام قیام خود را از مکه که سرزمین عرب است شروع خواهد کرد. حضرت با برنامهای اصلاحی و توسعه همه جانبه، مقصد و مرام خویش را به پیش خواهد برد. طبیعی است که پیاده کردن این برنامهها با مشکلات فراوانی همراه است، درگیری با سفیانیها و دجّالها و دیگر منحرفان که با برنامههای حضرت به مقابله برخواهند خاست، در همین منطقه خواهد بود. طبیعی است که با چنین شرایطی برنامه حضرت در عصر سختی پیاده خواهد شد. لذا عرب سختیهای فراوانی از آن خواهد کشید، گرچه امام زمانعلیه السلام از امکانات اعجازی نیز استفاده و بهره خواهند برد. شاهد این معنا اینکه در برخی از روایات ذیل جمله «علی العرب شدید» چنین آمده است: «ویل للعرب من شرّ قد اقترب»(1)یعنی وای بر عرب از شرّی که بر او نزدیک شده است. و این ممکن است که به جهت اظهار ترحّم بر آنها باشد.
1) 55. بحارالأنوار، ج 52، ص 294، ح 42.
مفضل بن عمر میگوید: از امام صادقعلیه السلام شنیدم که میفرمود: «اگر قائم ما قیام کند از دروغگویان شیعه شروع کرده، آنها را به قتل خواهد رساند».(1)
در توجیه این حدیث میگوییم:
اولاً: بعد از چشمپوشی از ضعف سند حدیث، میدانیم که کلمه «شیعه» فرقه امامیه، اسماعیلیه، زیدیه و دیگر فرقههای شیعی را شامل میشود، همان گونه که بر کسی که خود را به تشیّع نسبت داده ولی بعد از مدّتی از خطّ اهل بیت منحرف شده است اطلاق میگردد. ابوالخطاب، مغیرة بن سعید، احمد بن هلال عبرتایی، ابن ابی العزاقر و دیگر منحرفین که ادعای تشیّع داشتند، در حالی که اهل بیتعلیهم السلام از آنها بیزار بودند از این دستهاند. لذا کشّی خبر فوق را تحت عنوان «ما روی فی محمّد بن ابی زینب» معروف به ابوالخطاب که فرقه خطابیه به او نسبت داده میشود، نقل کرده است. او کسی بود که احادیث زیادی از طرف امام در مورد لعن و نفرین او صادر شد و از خداوند طلب نمود که حرارت شمشیر را به او بچشاند.(2)
در نتیجه: مقصود از کذابین شیعه، همین افراد و یا فرقههای دیگر شیعه، غیر از امامیهاند که با نسبتهای ناروا و دروغ، گروهی را منحرف کردهاند و لذا امامان شیعه آنها را لعن کرده و حکم به کفر آنها نموده و از آنها تبرّی جستهاند. و هنگام ظهور نیز امام زمانعلیه السلام در ابتدا آنها را نابود خواهد کرد.
ثانیاً: از آن جهت که حضرت مهدیعلیه السلام مردم را دعوت به اسلام ناب
محمّدی که در تشیّع اصیل متبلور است دعوت میکند، باید در مرتبه اوّل منحرفین از این راه اصیل را از بین برده، تا بتواند دیگران را به این راه وارد کند. کسانی که مقابله با آنها به مراتب سختتر و دشوارتر از کفّار و صاحبان ادیان و مذاهب دیگر است.
در نتیجه: حدیث فوق هرگز ربطی به راویان حدیث اهل بیتعلیهم السلام ندارد، آنهایی که علوم اهل بیت را اخذ کرده و با دقت تمام به دست آیندگان رساندند. آنان کسانی بودند که از طریق امامان شیعه مورد مدح و ستایش قرار گرفتند که میتوان در رأس آنها از زراره، محمّد بن مسلم، برید عجلی، ابوبصیر نام برد.
ابوهریره در حدیثی از رسول خداصلی الله علیه وآله نقل میکند که فرمود: «... او از آسمان فرود میآید... با مردم به جهت دعوت به اسلام جنگ خواهد کرد، صلیب را خرد کرده و خوک را میکشد و جزیه وضع میکند. خداوند در عصر او همه ملتها به جز اسلام را نابود میگرداند و مسیح دجال را نیز به هلاکت میرساند. در روی زمین چهل سال درنگ میکند و بعد از وفات، مسلمانان بر او نماز میگزارند».(1)
ممکن است که مقصود از کشتن خوک، کنایه از تحریم خوردن آن بر مسیحیان آن عصر باشد. و مقصود از وضع جزیه، کنایه از ابطال جمیع ادیان است.(2)
از برخی روایات استفاده میشود که حضرت عیسیعلیه السلام بعد از فرود آمدن از آسمان، به شریعت اسلام عمل میکند نه به شریعت خود.
سمره از رسول خداصلی الله علیه وآله نقل کرده که فرمود: «عیسی بن مریم در حالی که تصدیق کننده به محمّدصلی الله علیه وآله و بر ملت او است نزول میکند، آن گاه دجال را به قتل میرساند...».(1)
ابن حبّان در صحیح خود از ابوهریره نقل کرده که گفت: از رسول خداصلی الله علیه وآله شنیدم که میفرمود: «... و هنگامی که سر از رکوع برمیدارد «سمع اللَّه لمن حمده» میگوید...».(2)
در مورد منجی و رهبر در حکومت عدل جهانی توحیدی سه احتمال وجود دارد:
1 - منجی و رهبر جهانی همان عیسی بن مریم است، و منظور از مهدی نیز اوست.
2 - منجی و رهبر، مهدی موعود اسلامی است، که از او به مسیح نیز تعبیر شده است.
3 - منجی و رهبر، حضرت مهدی است که حضرت عیسی نیز از جانب خداوند به مساعدت او میشتابد.
1 - لفظ مسیح که مقصود از آن، نجات بخش و منجی است لقب حضرت عیسیعلیه السلام میباشد.
2 - در برخی از اناجیل و روایات اسلامی به طول عمر حضرت مسیح در آخرالزمان اشاره شده است.(1)
3 - در برخی از روایات آمده: «ولا مهدیّ إلّا عیسی بن مریم»؛ «و مهدی به جز عیسی بن مریم نیست.»
پاسخ:
اولاً: نامگذاری حضرت عیسیعلیه السلام به مسیح بر استقلال او در برپایی حکومت عدل جهانی دلالت ندارد؛ زیرا نام «مسیح» را برخی از کاتبان اناجیل بر حضرت مسیح اطلاق نمودند و قرآن نیز به جهت شهرت آن بر آن حضرت اطلاق کرده است. و دیگر اینکه کافی است در لقب دادن حضرت عیسی به مسیح به جهت آنکه در تأسیس حکومت عدل جهانی مشارکت دارد.
ثانیاً: توافق اسلام و مسیحیت در بازگشت حضرت عیسیعلیه السلام در آخرالزمان و طول عمر او دلالت بر استقلال ایشان در تشکیل حکومت و رهبری ندارد.
ثالثاً: در مورد حدیث «ولا مهدیّ إلّا عیسی بن مریم» که ابن ماجه آن را در سنن خود نقل کرده اشکالاتی وجود دارد:
الف. این حدیث معارض با روایات متواتری است که مهدی را از ذریه رسول خداصلی الله علیه وآله معرفی کرده است.
1) 62. انجیل متّی، 28 / 19 - 20.
ب. این روایت از منفردات محمّد بن خالد جندی است و تنها اوست که آن را نقل کرده است در حالی که او کسی است که به تعبیر آبری، نزد اهل سنّت معروف نیست. و به تعبیر حاکم نیشابوری، مجهول بوده و نقل حدیثش به جهت تعجب است.(1)لذا قرطبی میگوید: «احادیث نبوی که دلالت بر خروج مهدیعلیه السلام از عترت پیامبرصلی الله علیه وآله و از اولاد فاطمهعلیها السلام دارد اصحّ از این حدیث است و حکم، مطابق آن احادیث است».(2)ابونعیم اصفهانی نیز حدیث را غریب میداند.(3)
مسیح در لغت گر چه به معنای مسح شده است ولی این کلمه لقب کسی قرار گرفته که از جانب خداوند مسح شده و قابلیّت برای نجات عالم را دارد، و مطابق روایات این قابلیّت تنها برای حضرت مهدیعلیه السلام است.
پاسخ:
اولاً: لقب دادن حضرت مهدیعلیه السلام به «مسیح» به معنایی که ذکر شده گر چه امر معقولی است ولی در روایات به آن اشاره نشده است.
ثانیاً: از مجموعه احادیث استفاده میشود که حضرت مسیح با تشریک مساعی با حضرت مهدیعلیه السلام امر حکومت جهانی را به پیش خواهند برد.
از مجموعه قرائن و ادله به دست میآید که حکومت جهانی با رهبری حضرت مهدیعلیه السلام و تشریک مساعی حضرت عیسیعلیه السلام بر پا خواهد شد زیرا:
1 - امام مهدیعلیه السلام وارث طرح کامل حکومت عدل جهانی توحیدی از رسول اکرمصلی الله علیه وآله است.
2 - در روایات اسلامی آمده است که حضرت عیسی از امامت جماعت بر مسلمین امتناع کرده و امام مهدیعلیه السلام را به عنوان امامت معرفی میکند.
3 - حکمت اقتضا میکند که رهبر حکومت جهانی از امت اسلام باشد.
4 - در عبارات اناجیل آمده است که حضرت عیسی به کمک شخصی به نام «فرزند انسان» از آسمان فرود آمده و با مساعدت او این حکومت بر پا خواهد شد.
از برخی روایات استفاده میشود، حضرت عیسی بعد از نزول به زمین چهل سال عمر میکند و در این مدت ازدواج کرده، بعد از رحلت مسلمانان بر او نماز میگزارند:
1 - ابوهریره در حدیثی از رسول خداصلی الله علیه وآله نقل کرده که فرمود: «... او - مسیح - چهل سال در روی زمین مکث خواهد کرد و بعد از وفاتش مسلمانان بر او نماز میگزارند».(1)
2- عبداللَّه بن عمر از رسول خداصلی الله علیه وآله نقل کرده که فرمود: «عیسی بن مریم به زمین فرود میآید و ازدواج میکند و فرزنددار میشود».(2)
مطابق روایات مستفیض بلکه متواتر، عدد اصحاب امام زمانعلیه السلام به تعداد لشکر پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله در غزوه بدر 313 نفر است.
قندوزی در تفسیر آیه « وَلَئِنْ أَخَّرْنا عَنْهُمُ العَذابَ إِلی أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ » از امام باقر و امام صادقعلیهما السلام نقل کرده که فرمودند: «همانا امت معدوده 313 نفر از اصحاب مهدی در آخرالزمان است همانند عدد اهل بدر، که در یک ساعت اجتماع میکنند ...».(1)
محمّد بن مسلم از امام باقرعلیه السلام روایت کرده که فرمود: «پس اول کسی که از طرف خدا با او بیعت میکند جبرئیل است. و نیز از مردم 313 نفر با او بیعت خواهند کرد ...».
و نیز از امام باقرعلیه السلام روایت کرده که فرمود: «قائم از ما با ترس یاری شده و با نصرت تأیید خواهد شد. تا آنکه فرمود: پس هنگامی که خروج میکند بر کعبه تکیه میدهد. و 313 نفر به دور او گرد آیند ...».(2)
از روایات استفاده میشود که اصحاب امام زمانعلیه السلام بعد از ظهور از ده هزار نفر کمتر نیست.
محمّد بن مسلم از امام باقرعلیه السلام نقل میکند که فرمود: «... هر گاه برای او حضرت مهدیعلیه السلام - ده هزار مرد جمع شد، پس در روی زمین معبودی به جز خدا باقی نمیماند ...».(1)
در اینکه مقصود از این روایات و روایاتی که اصحاب حضرت را 313 نفر معین کرده چیست چند احتمال است:
1 - دو دسته کردن اصحاب حضرت به جهت اختلاف در درجات اخلاص آنها است، به این نحو که 313 نفر از آنها در کمال درجه اخلاصاند، و بقیه تا ده هزار نفر یا ده هزار نفر دیگر در مرتبهای پایینترند.
2 - اختلاف دو دسته در سرعت ملحق شدن آنها و رسیدن آنان به حضرت مهدیعلیه السلام است، به این نحو که 313 نفر از دیگران زودتر به حضرت ملحق میشوند.
3 - اختلاف در سرعت ایمان و بیعت نمودن با حضرت است.
4 - اختلاف در دفاع نمودن از حضرت باشد به این معنا که 313 نفر اولین دستهای است که حضرت را یاری خواهند نمود.
5 - اختلاف به لحاظ وظایف و کارهایی است که به جهت اختلاف درجات اصحاب به آنها محوّل خواهد شد. مثلاً 313 نفر از فرماندهان و رئیسانند، بر خلاف بقیه افراد.
1) 70. همان.
در مورد اینکه اصحاب حضرت مهدیعلیه السلام در هنگام ظهور حضرت چگونه وارد مکه میشوند چند احتمال وجود دارد:
1 - اینکه این جماعت به طور اعجاز و با سرعت وارد مکه میشوند. این احتمال مطابق ظاهر برخی روایات و صریح برخی روایات دیگر است. در برخی روایات آمده که آنها در یک ساعت در جایی اجتماع میکنند: «یجتمعون واللَّه فیساعة واحدة».(1)ولی در برخی روایات تصریح به اعجازی بودن آن شده است.
در روایت ابن صباغ آمده است: «فیصیر إلیه أنصاره من أطراف الأرض تطوی لهم طیّاً حتّی یبایعوه»؛ «پس انصار او از اطراف زمین به خدمت او میرسند در حالی که زمین برای آنها میچرخد تا اینکه با او بیعت کنند.»
و در خبر طبرسی آمده است: «فتصیر شیعته من أطراف الأرض تطوی لهم طیّاً حتّی یبایعوه»؛ «پس شیعیان از اطراف زمین خدمت او میرسند در حالی که زمین برای آنها میچرخد، تا آنکه با او بیعت کنند.»
2 - احتمال دیگر اینکه مردم چند دسته شوند:
الف. برخی از راه طبیعی خدمت امامعلیه السلام مشرّف میشوند.
ب. برخی نیز شب هنگام که در رختخواب خود آرمیدهاند ناگهان خود را در مکه مییابند.
ج. برخی نیز بر ابر سوار در روز به خدمت حضرت مشرف میشوند.
1) 71. بحارالأنوار، ج 52، ص 288، باب 26.
3 - احتمال سوّم آن است که همگی با سفر عادی به خدمت حضرت مشرف میشوند؛ زیرا همان گونه که در روایات اشاره شده به اسم مهدیعلیه السلام در ماه رمضان ندا داده میشود، و ظهور حضرت نیز در دهم محرم است. در فاصله این مدّت مخلصین، خود را به حضرت میرسانند.
از میان این احتمالات، احتمال سوّم ترجیح دارد؛ زیرا گرچه مطابق زمان صدور این روایات حرکت سریع به سوی مقصدی دور تنها با اعجاز متصور بوده، ولی در این عصر بلکه عصر ظهور، حرکتها به حدّی سریع شده که اجتماع افرادی را از اطراف عالم در یک ساعت ممکن ساخته است. و لذا ممکن است که مقصود از سیر در سحاب و ابرها سفر با هواپیما، و پیچیده شدن زمین، سفر با ماشین و قطار سریع السیر باشد.
مطابق روایات، اصحاب امام زمانعلیه السلام از کشورها و شهرهای مختلف هستند که خدمت حضرت مشرّف میشوند:
شیخ طوسیرحمه الله به سندش از امام باقرعلیه السلام نقل کرده که فرمود: «بین رکن و مقام سیصد و چند نفر به تعداد اهل بدر با قائم بیعت خواهند کرد، در میان آنها نجیبانی از اهل مصر، و شخصیتهایی از اهل شام، و اخیاری از اهل عراق است...».(1)
و نیز از امام علیعلیه السلام نقل کرده که فرمود: «درود بر طالقان، پس همانا برای
1) 72. الغیبة، طوسی، ص 284.
خداوند در آن گنجهایی است که از طلا و نقره نیست، و لکن در آن مردانی است که خداوند شناخت تمام به آنها دارد، و آنان یاوران مهدی آخرالزماناند».(1)
و نیز ابن طاووس در کتاب «الملاحم و الفتن»(2)اسامی بسیاری از اصحاب امام را با شهرهای آنان نقل کرده است.
مرحوم مجلسی به سند خود از امام صادقعلیه السلام نقل کرده که فرمود: «اتّقِ العرب فإنّ لهم خبر سوء، أما أنّه لم یخرج مع القآئم منهم واحد»؛(3)«از عرب بپرهیز، زیرا برای آنها خبر ناگواری است. آگاه باش که هیچ کس از عرب با قائم خروج نخواهد کرد.»
پاسخ:
1 - مجلسی این روایت را از کتاب «الغیبة» شیخ طوسی نقل کرده است. ولی سند آن به جهت وجود موسیالآبار و اسباط بن سالم که مجهول الحالند و هیچ توثیقی ندارند، ضعیف است.
2 - با اغماض از سند این روایت، معارض با احادیث دیگری است که دلالت دارد بر اینکه برخی از انصار و اصحاب امام زمانعلیه السلام از عرب است.
از جمله آن روایات اینکه شیخ طوسی به سندش از جابر جعفی از امام
باقرعلیه السلام نقل کرده که فرمود: «یبایع القآئم بین الرکن والمقام ثلاثمائة ونیّف عدّة أهل بدر، فیهم النجبآء من أهل مصر والأبدال من أهل الشام والأخیار من أهل العراق، فیقیم ما شآء اللَّه أن یقیم»؛(1)«بین رکن و مقام سیصد و اندی به عدد اهل بدر با قائم بیعت خواهند کرد، در میان آنها نجیبانی از اهل مصر، و ابدالی از اهل شام، و اخیاری از اهل عراق وجود دارد، آن گاه دین را تا مقداری که خداوند بخواهد برپا خواهد داشت.»
از برخی روایات استفاده میشود که در میان اصحاب حضرت مهدیعلیه السلام تعدادی زن نیز وجود دارد: نعمانی از امام باقرعلیه السلام نقل کرده که فرمود: «به خدا سوگند! سیصد و اندی خواهند آمد و پنجاه نفر زن نیز در میان آنان است».(2)
مفضل بن عمر میگوید: امام صادقعلیه السلام فرمود: «همراه حضرت قائم سیزده زن هستند. عرض کردم: آنان چه میکنند و چه نقشی خواهند داشت؟ حضرت فرمود: «زخمیها را مداوا میکنند و از بیماران پرستاری مینمایند، همچنان که همراه رسول خداصلی الله علیه وآله بودند...».(3)
مطابق برخی از روایات پنجاه نفری که از زنان در رکاب حضرت مهدیعلیه السلام
هستند از میان 313 نفر یاران خاص حضرتند: جابر بن یزید جعفی ضمن حدیث مفصّلی از امام باقرعلیه السلام در بیان برخی نشانههای ظهور نقل کرده که فرمود: «ویجیء واللَّه ثلاثمائة وبضعة عشر رجالاً فیهم خمسون امرأة یجتمعون بمکّة...»؛(1)«به خدا سوگند! سیصد و بالاتر از ده نفر میآیند که پنجاه نفر از این عده زن هستند و در مکه کنار یکدیگر جمع خواهند شد...».
از کلمه «فیهم» که در روایت آمده استفاده میشود که این پنجاه زن از جمله 313 نفرند. و تعبیر به «رجلاً» به جهت تغلیب است. همان گونه که در آیه تطهیر ضمیر «کم» که برای جمع مخاطب مذکر است به کار رفته و به طور حتم حضرت زهراعلیها السلام نیز مشمول آیه است و اگر مقصود امامعلیه السلام از وجود آن پنجاه زن، همراهی آنان با آن 313 نفر بود باید از تعبیر «معهم» استفاده میکرد، نه «فیهم».
و اگر اشکال شود که: پس چرا اسامی این پنجاه نفر در بین نام 313 نفر نیامده است؟ در جواب گوییم: با مراجعه به روایاتی که اسامی یاران خاص حضرت را ذکر کردهاند پی میبریم که نام همه 313 نفر نیامده است و لذا ممکن است بقیه آنان از زنان باشند که به جهت خاصی نام آنان برده نشده است.
گاهی سؤال میشود که اگر مطابق روایات، اسامی اصحاب خاص حضرت و شهرهای آنان مشخص شده است، انسان از اینکه بتواند جهاد نفسانی کند تا به این درجه برسد که از اصحاب خاص حضرت شود مأیوس میگردد.
1) 79. مجمع الزوائد، ج 7، ص 315 ؛ معجم الإمام مهدیعلیه السلام، ج 1، ص 500.
پاسخ:
1 - روایاتی که تعداد اصحاب حضرت را مشخص کرده گرچه مستفیض است ولی روایتی که اسامی و شهرهای آنها را نقل کرده ضعیفالسند است و لذا قابل اثبات نیست.
2 - مطابق روایت ابن طاووس، اسامی همه 313 نفر نیامده است، بلکه حدود 240 نفر از آنها را نام برده است. و لذا احتمال داده میشود که انسان در بین نفرات دیگر باشد.
در برخی روایات فریقین اشاره شده که حضرت با اکراه با مردم بیعت میکند و یا اینکه مردم با اکراه با او بیعت میکنند.
قتاده از رسول خداصلی الله علیه وآله نقل کرده که فرمود: «مهدی از مدینه به سوی مکه خروج میکند، مردم از او میخواهند که از بینشان خروج کند، پس با او بین رکن و مقام در حالی که کراهت دارد بیعت میکنند...».(1)
زراره از امام صادقعلیه السلام نقل کرده که فرمود: «به اسم قائم ندا داده میشود، پس او میآید و پشت مقام قرار میگیرد. به او گفته میشود: به تحقیق به اسم تو ندا داده میشود، منتظر چه چیزی هستی؟ دست او گرفته شده، با او بیعت میشود. زراره میگوید: الحمد للَّه، ما میشنیدیم که قائمعلیه السلام با کراهت بیعت میکند (میشود) و وجه استکراه او را نمیدانستیم، ولی دانستیم این استکراهی است که گناهی در آن نیست».(2)
ممکن است مقصود به استکراهی که حضرت نسبت به بیعت مردم دارند این باشد که از آنجا که مظلومان از آن حضرت تقاضای رفع ظلم میکنند لذا حضرت از روی تواضع در ابتدا استکراهی از خود نشان میدهند.
خصوصاً آنکه این کار باید به اذن و اراده و مشیّت خداوند صورت پذیرد.
کسانی که با حضرت بیعت خواهند کرد به ترتیب عبارتاند از:
جبرئیل امینعلیه السلام.
اصحاب خاص حضرت.
اصحاب عام حضرت.
کسانی که در مکه حاضر بوده و به او و دعوتش اعتماد و اطمینان پیدا میکنند.
از برنامهها و روشهای امام مهدیعلیه السلام پیمانگیری از یاران خویش است. پیمان و بیعت در جامعه اسلامی از آغاز تشکیل حاکمیت اسلام رسم شد، و پایهگذاری نخستین مرکزیّت و حکومت اسلامی به دست مبارک پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله با آیین بیعت و پیمان گرفتن از یکایک مردم همراه بود.
امام مهدیعلیه السلام نیز چون نیاکان خویش از یارانش بیعت میگیرد و با آنان پیمان میبندد. پیمان امام بر سر اصولی است که راه و رسم و شیوه و روش امام را در حکومت تبیین میکند.
امام علیعلیه السلام میفرماید: «همانا قائم با یارانش پیمان میبندد و از آنان بیعت میگیرد که: مسلمانی را دشنام ندهند... حریمی را هتک نکنند، به خانهای هجوم نبرند، کسی را به ناحق نزنند، طلا و نقره گنج نکنند، همچنین گندم و جو اندوخته نسازند. مال یتیمان را نخورند... لباس خزّ و حریر نپوشند. کمربند زرّین نبندند... در امور معاش به اندک بسنده کنند... لباس درشت بپوشند و صورت بر خاک بگذارند... و در راه خدا به جهادی شایسته دست یازند.
خود (امام) نیز متعهد میشود که از همان راهی که آنان میروند برود، و چون آنان لباس بپوشد، و بر مرکوبی مانند مرکوب آنان سوار شود و چنان باشد که آنان هستند. به اندک بسنده کند، و زمین را با یاری خدای دادگری پر کند پس از آنکه از ستم پر شده باشد... و صاحب و دربانی نگمارد».(1)
حاکم نیشابوری به سندش از محمّد بن حنفیه نقل میکند که گفت: ما نزد علیعلیه السلام بودیم که شخصی از او درباره حضرت مهدیعلیه السلام سؤال کرد؟ حضرت فرمود: «...یخرج فی آخر الزمان، إذا قال الرجل: اللَّه اللَّه قتل، فیجمع اللَّه تعالی له قوماً قزع کقزع السحاب، یؤلّف اللَّه بین قلوبهم لا یستوحشون إلی أحد ولا یفرحون بأحد یدخل فیهم...»؛(2)«او در آخرالزمان خروج خواهد کرد، هنگامی که شخصی اعلان کند: خدا را خدا را! کشته شود. در آن هنگام خداوند برای او گروهی را جمع میکند که همانند ابرهای پراکنده متفرّقاند، قلبهای آنها را هماهنگ مینماید. از کسی احساس وحشت نکرده و به کسی که داخل در جماعت آنها شود شاد نمیگردد ...».
مطابق برخی از روایات، اصحاب حضرت از منطقه خاصّی نیستند بلکه در سرتاسر دنیا به سر میبرند و خداوند متعال در وقتی بسیار اندک آنها را کنار بیت اللَّه الحرام جمع خواهد کرد.
سید بن طاووس در حدیثی از امام علیعلیه السلام درباره اصحاب امام زمانعلیه السلام نقل میکند که فرمود: «آنها 313 نفرند به عدد اصحاب بدر، خداوند آنها را از شرق و غرب عالم در کنار بیت اللَّه الحرام جمع خواهد کرد ...».(1)
مطابق برخی از روایات، اصحاب حضرتعلیه السلام از صفات و ویژگیهایی برخوردارند از قبیل:
در روایتی امام جوادعلیه السلام به عبدالعظیم حسنیعلیه السلام فرمود: «...و هنگامی که برای او این تعداد «313 نفر» از اهل اخلاص جمع شد خداوند امر او را ظاهر خواهد کرد ...».(2)
از امام صادقعلیه السلام در حدیثی نقل شده که فرمود: «... گویا قلبهای آنها به مانند تکّههای آهن است، شکی در قلوب آنها راجع به خدا وجود ندارد. محکمتر از سنگ است ...».(3)
از امام علیعلیه السلام در ضمن حدیثی نقل است که فرمود: «... ولکن در طالقان مردمانی مؤمن خواهند آمد که به خداوند معرفت واقعی دارند و آنان انصار مهدی در آخرالزمان میباشند».(1)
از امام صادقعلیه السلام در حدیثی راجع به اصحاب قائمعلیه السلام نقل است که فرمود: «گویا من نظر میکنم به قائم و اصحاب او در نجف کوفه... سجدهها به پیشانیهای آنها اثر گذارده است، شیران در روز و راهبان در شب اند...».(2)
طبرسی در روایتی از امام علیعلیه السلام نقل کرده که فرمود: «تا اینکه خداوند مردی را در آخرالزمان برمیانگیزاند... او را به ملائکهاش تأیید کرده و انصارش را حفظ خواهد نمود».(3)
در مورد این موضوع میگوییم:
اولاً: مطابق برخی از روایات، حضرت دو نوع یار و یاور دارند: یکی یاران خاص الخاص که 313 نفرند و دیگری یاران خاص که ده هزار نفر میباشند.
این افراد انسانهای عادی به حساب نمیآیند، بلکه کسانی هستند که قلبهایشان در راستای اهداف حضرت مهدیعلیه السلام محکم بوده، راسخ قدم میباشند.
ثانیاً: غلبه حضرت با یارانش و برپایی حکومت عدل جهانی تنها از طریق امور عادی نیست تا بعید به نظر برسد، بلکه همان گونه که قبلاً اشاره شد با تأییداتی از جانب خداوند، از قبیل ایجاد رعب در قلوب دشمنان حضرتعلیه السلام و تأییداتی از ملائکه خواهد بود.
ثالثاً: اراده حتمی خداوند بر پیروزی حضرت تعلّق گرفته است، و اراده او به هر نحو ممکن محقق خواهد شد.
لذا در قرآن کریم میخوانیم: « کَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کَثِیرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ »؛(1)«چه بسیارند گروه اندکی که به اذن خداوند، بر گروه بسیاری چیرگی مییابند.»
رابعاً: از لحاظ اسباب و علل ظاهری هم اگر موضوع را بررسی کنیم، حصول چنین فتح و غلبه و تشکیل حکومت الهی، ممکن و عملی خواهد بود، زیرا حضرت در موقعی ظهور خواهد کرد که اوضاع و احوال اجتماعی و اخلاقی و سیاسی کاملاً مساعد باشد. نظیر رشد و توسعه سریع اسلام در قرن اوّل است، زیرا در آن عصر، فساد اوضاع اجتماعی و اداری کشورها به حدّی بود که مردم آمادگی پذیرش حکومت اسلامی را داشتند. این وضعیت در عصر ظهور حضرت نیز وجود دارد.
مطابق برخی از روایات، وزیران دولت حضرت مهدیعلیه السلام از قشر جوان هستند، گرچه تعداد قلیلی از پیرمردان نیز در میان آنها وجود دارد.
1) 90. سوره بقره، آیه 249.
ابویحیی حکیم بن سعید میگوید: از علیعلیه السلام شنیدم که میفرمود: «إنّ أصحاب القآئم شباب لا کهول فیهم إلّا کالکحل فی العین، أو کالملح فی الزاد وأقلّ الزاد الملح»؛(1)«همانا اصحاب قائم جواناند و هرگز در میان آنها پیرمرد وجود ندارد مگر به مانند سرمه در چشم، یا همانند نمک در توشه، و کمترین توشه نمک است.»
گفته شده: چگونه با پیشرفت شرقیها میتوان بر غرب مقتدر پیروز شد؟ در جواب میگوییم:
اولاً: از طرفی یاران حضرت باید از افراد مسلمان باشند و از طرف دیگر عمده ممالک و زیستگاه امت اسلامی در شرق است لذا بیشتر یاران حضرت از شرق هستند.
ثانیاً: حضرت مهدیعلیه السلام از همه نوع پیشرفتی برای رفاه و تکامل انسانها استفاده خواهد کرد ولی نه به دید استقلالی، بلکه از دنیا برای رسیدن به تعالی روحی بهره خواهد گرفت.
ثالثاً: مقصود از عقب افتادگی شرق نسبت به غرب چیست؟ اگر در تکنیک و مسائل دنیوی است که هدف اصلی حضرت تنها تکامل مادّی نیست. و اگر مقصود عقب افتادگی شرق در ناحیه عقل و فکر و شعور و پیشرفت فرهنگی است که این مطلب را ما قبول نداریم. چه کسی گفته است که غرب به لحاظ اخلاقی و فرهنگی بر شرق پیشی گرفته است.
1) 91. الغیبة، طوسی، ص 284 ؛ الغیبة، نعمانی، ص 315.
در حکومتی که رهبری آن به عهده حضرت مهدیعلیه السلام است، کارگزاران و مسؤولان حکومت او نیز باید از بزرگان و نیکان امت باشند. از این رو در روایات، ترکیب دولت حضرت مهدیعلیه السلام را از پیامبران، جانشینان آنان، تقواپیشگان و صالحان روزگار معرفی میکند.
در روایتی میخوانیم که حضرت عیسیعلیه السلام به حضرت مهدیعلیه السلام میگوید: «همانا من به عنوان وزیر فرستاده شدهام نه امیر و فرمانروا».(1)
همچنین در روایتی آمده است که حضرت عیسیعلیه السلام وزیر حضرت قائمعلیه السلام و پردهدار و جانشین آن حضرت است.(2)
و نیز در روایتی دیگر آمده است: «... آن گاه عیسی فرود میآید و مسئول دریافت اموال حضرت قائمعلیه السلام میشود و اصحاب کهف نیز در پشت سر او خواهند بود».(3)
حضرت علیعلیه السلام میفرماید: «... سپاهیان در پیشاپیش حضرت مهدیعلیه السلام قرار میگیرند و قبیله هَمْدان وزیران او خواهند بود».(4)
و نیز در روایتی میخوانیم: «مردان الهی با مهدیعلیه السلام همراه هستند، مردانی که به دعوت او پاسخ گفتهاند و او را یاری میکنند. آنان وزیران و دولتمردان اویند که بار سنگین مسئولیتهای حکومت را بر دوش دارند».(5)
گاهی گفته میشود: آیا در میان این همه مسلمان و شیعه 313 نفر یار و یاور برای حضرت وجود ندارد تا ظهور کند؟
در پاسخ این سؤال میگوییم:
اولاً: در روایات مختلف برای یاران و اصحاب خاص حضرت مهدیعلیه السلام صفات و خصوصیات ویژهای ذکر شده که باید در 313 نفر موجود باشد، و ما به برخی از آن صفات قبلاً اشاره کردیم.
ثانیاً: همان گونه که در جای خود اشاره کردهایم، از مجموعه احادیث استفاده میشود که حضرت دو دسته یار و یاور بعد از ظهور دارند: یکی یاوران خاص که 313 نفرند و دسته دیگر یاوران عام که ده هزار نفرند و باید این تعداد جمعیت نیز آماده شود.
ثالثاً: فراهم شدن 313 نفر از یاران خاص حضرت علت تامّه برای ظهور حضرت نیست، بلکه یکی از شرایط تحقق ظهور است، حضرت با کمک این تعداد افراد حکومت عدل گستر جهانی را پیاده خواهد کرد، امّا اینکه آیا فراهم شدن این تعداد نفر علت تامّه ظهور است؟ خیر، بلکه علل و عوامل و شرایط دیگری از جمله فراهم شدن زمینه لازم و مساعد برای حکومت حضرت نیز لازم است.
1 قرآن کریم / چهار رنگ - گلاسه رحلی خط نیریزی / الهی قمشهای
2 قرآن کریم / (وزیری، جیبی، نیمجیبی) خط نیریزی / الهی قمشهای
3 قرآن کریم / نیمجیبی (کیفی) خط عثمان طه / الهی قمشهای
4 قرآن کریم / وزیری (ترجمه زیر، ترجمه مقابل) خط عثمان طه / الهی قمشهای
5 قرآن کریم / وزیری (بدون ترجمه) خط عثمان طه
6 صحیفه سجادیه ویرایش حسین وزیری/الهی قمشهای
7 کلیات مفاتیح الجنان / عربی انتشارات مسجد مقدّس جمکران
8 کلیات مفاتیح الجنان / (وزیری، جیبی، نیمجیبی) خط افشاری / الهی قمشهای
9 منتخب مفاتیح الجنان / (جیبی، نیمجیبی) خط افشاری / الهی قمشهای
10 منتخب مفاتیح الجنان / جیبی، نیمجیبی) خط خاتمی / الهی قمشهای
11 ارتباط با خدا واحد تحقیقات
12 آشنایی با چهارده معصوم (1و2)/شعر و رنگآمیزی سیّد حمید رضا موسوی
13 آئینه اسرار حسین کریمی قمی
14 آخرین پناه محمود ترحمی
15 آخرین خورشید پیدا واحد تحقیقات
16 آقا شیخ مرتضی زاهد محمد حسن سیف اللهی
17 آیین انتظار (مختصر مکیال المکارم) واحد پژوهش
18 از زلال ولایت واحد تحقیقات
19 اسلامشناسی و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
20 امامت، غیبت، ظهور واحد پژوهش
21 امامت و غیبت از دیدگاه علم کلام علم الهدی / واحد تحقیقات
22 امام رضاعلیه السلام در رزمگاه ادیان سهراب علوی
23 امامشناسی و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
24 انتظار بهار و باران واحد تحقیقات
25 انتظار و انسان معاصر عزیز اللَّه حیدری
26 اهّمیت اذان و اقامه محمد محمدی اشتهاردی
27 با اولین امام در آخرین پیام حسین ایرانی
28 بامداد بشریت محمد جواد مروّجی طبسی
29 بهتر از بهار / کودک شمسی (فاطمه) وفائی
30 پرچمدار نینوا محمد محمدی اشتهاردی
31 پرچم هدایت محمد رضا اکبری
32 تاریخ امیر المؤمنینعلیه السلام / دو جلد شیخ عباس صفایی حائری
33 تاریخ پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله / دو جلد شیخ عباس صفایی حائری
34 تاریخچه مسجد مقدس جمکران / (فارسی، عربی، اردو، انگلیسی) واحد تحقیقات
35 تاریخ سید الشهداءعلیه السلام شیخ عباس صفایی حائری
36 تجلیگاه صاحب الزمانعلیه السلام سید جعفر میرعظیمی
37 جلوههای پنهانی امام عصرعلیه السلام حسین علیپور
38 چهارده گفتار ارتباط معنوی با حضرت مهدیعلیه السلام حسین گنجی
39 چهل حدیث /امام مهدیعلیه السلام در کلام امام علیعلیه السلام سید صادق سیدنژاد
40 حضرت مهدیعلیه السلام فروغ تابان ولایت محمد محمدی اشتهاردی
41 حکمتهای جاوید محمد حسین فهیمنیا
42 ختم سورههای یس و واقعه واحد پژوهش
43 خزائن الاشعار (مجموعه اشعار) عباس حسینی جوهری
44 خورشید غایب (مختصر نجم الثاقب) رضا استادی
45 خوشههای طلایی (مجموعه اشعار) محمد علی مجاهدی (پروانه)
46 دار السلام شیخ محمود عراقی میثمی
47 داستانهایی از امام زمانعلیه السلام حسن ارشاد
48 داغ شقایق (مجموعه اشعار) علی مهدوی
49 در جستجوی نور صافی، سبحانی، کورانی
50 در کربلا چه گذشت؟ (ترجمه نفس المهموم) شیخ عباس قمی / کمرهای
51 دلشده در حسرت دیدار دوست زهرا قزلقاشی
52 دین و آزادی محمّد حسین فهیمنیا
53 رجعت احمد علی طاهری ورسی
54 رسول ترک محمد حسن سیف اللهی
55 روزنههایی از عالم غیب سید محسن خرّازی
56 زیارت ناحیه مقدّسه واحد تحقیقات
57 سحاب رحمت عباس اسماعیلی یزدی
58 سرود سرخ انار الهه بهشتی
59 سقّا خود تشنه دیدار طهورا حیدری
60 سلفیگری (وهابیت) و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
61 سیاحت غرب آقا نجفی قوچانی
62 سیمای امام مهدیعلیه السلام در شعر عربی دکتر عبد اللهی
63 سیمای مهدی موعودعلیه السلام در آئینه شعر فارسی محمد علی مجاهدی (پروانه)
64 شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه) محمّد حسین نائیجی
65 شمس وراء السحاب/ عربی السیّد جمال محمّد صالح
66 ظهور حضرت مهدیعلیه السلام سید اسد اللَّه هاشمی شهیدی
67 عاشورا تجلّی دوستی و دشمنی سید خلیل حسینی
68 عریضهنویسی سید صادق سیدنژاد
69 عطر سیب حامد حجّتی
70 عقد الدرر فی أخبار المنتظرعلیه السلام / عربی المقدس الشافعی
71 علیعلیه السلام مروارید ولایت واحد تحقیقات
72 علیعلیه السلام و پایان تاریخ سید مجید فلسفیان
73 غدیرشناسی و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
74 غدیرخم (روسی، آذری لاتین) علی اصغر رضوانی
75 فتنه وهابیت علی اصغر رضوانی
76 فدک ذوالفقار فاطمهعلیها السلام سید محمد واحدی
77 فروغ تابان ولایت علی اصغر رضوانی
78 فرهنگ اخلاق عباس اسماعیلی یزدی
79 فرهنگ تربیت عباس اسماعیلی یزدی
80 فرهنگ درمان طبیعی بیماریها(پخش) حسن صدری
81 فوز اکبر محمد باقر فقیه ایمانی
82 کرامات المهدیعلیه السلام واحد تحقیقات
83 کرامتهای حضرت مهدیعلیه السلام واحد تحقیقات
84 کمال الدین وتمام النعمة (دو جلد) شیخ صدوقرحمه الله / منصور پهلوان
85 کهکشان راه نیلی (مجموعه اشعار) حسن بیاتانی
86 گردی از رهگذر دوست (مجموعه اشعار) علی اصغر یونسیان (ملتجی)
87 گفتمان مهدویت آیت اللَّه صافی گلپایگانی
88 گنجینه نور و برکت، ختم صلوات مرحوم حسینی اردکانی
89 مشکاة الانوار علّامه مجلسیرحمه الله
90 مفرد مذکر غائب علی مؤذنی
91 مکیال المکارم (دو جلد) موسوی اصفهانی/ حائری قزوینی
92 منازل الآخرة، زندگی پس از مرگ شیخ عباس قمیرحمه الله
93 منجی موعود از منظر نهج البلاغه حسین ایرانی
94 منشور نینوا مجید حیدریفر
95 موعودشناسی و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
96 مهدیعلیه السلام تجسّم امید و نجات عزیز اللَّه حیدری
97 مهدی منتظرعلیه السلام در اندیشه اسلامی العمیدی / محبوب القلوب
98 مهدی موعودعلیه السلام، ترجمه جلد 13 بحار - دو جلد علّامه مجلسیرحمه الله / ارومیهای
99 مهر بیکران محمد حسن شاهآبادی
100 مهربانتر از مادر / نوجوان حسن محمودی
101 میثاق منتظران (شرح زیارت آل یس) سید مهدی حائری قزوینی
102 ناپیدا ولی با ما / (فارسی ،ترکی استانبولی، انگلیسی، بنگالا) واحد تحقیقات
103 نجم الثاقب میرزا حسین نوریرحمه الله
104 نجم الثاقب(دوجلدی) میرزا حسین نوریرحمه الله
105 نشانههای ظهور او محمد خادمی شیرازی
106 نشانههای یار و چکامه انتظار مهدی علیزاده
107 ندای ولایت بنیاد غدیر
108 نماز شب واحد پژوهش مسجد مقدّس جمکران
109 نهج البلاغه/(وزیری، جیبی) سید رضیرحمه الله / محمد دشتی
110 نهج الکرامه گفتهها و نوشتههای امام حسینعلیه السلام محمّد رضا اکبری
111 و آن که دیرتر آمد الهه بهشتی
112 واقعه عاشورا و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
113 وظایف منتظران واحد تحقیقات
114 ویژگیهای حضرت زینبعلیها السلام سید نور الدین جزائری
115 هدیه احمدیه / (جیبی، نیمجیبی) میرزا احمد آشتیانیرحمه الله
116 همراه با مهدی منتظر مهدی فتلاوی/بیژن کرمی
117 یاد مهدیعلیه السلام محمد خادمی شیرازی
118 یار غائب از نظر (مجموعه اشعار) محمد حجّتی
119 ینابیع الحکمة / عربی - پنج جلد عباس اسماعیلی یزدی
جهت تهیه و خرید کتابهای فوق، میتوانید با نشانی:
قم - صندوق پستی 617 ، انتشارات مسجد مقدّس جمکران مکاتبه و یا با شماره تلفن های 7253700 ، 7253340 - 0251 تماس حاصل نمایید.
کتابهای درخواستی بدون هزینه پستی برای شما ارسال میگردد.
سایر نمایندگیهای فروش:
تهران: 66939083 ، 66928687 - 021
یزد: 6246489، 2-6280671 - 0351
فریدونکار: 14 - 5664212 - 0122