ghaemiyeh.com
شمارگان 2500
نوبت چاپ اول
تاريخ چاپ 1386
سخنرانى حضرت آية اللَّه حاج سيّد حسن فقيهامامى مدّ ظلّه العالي
در همايش سامرا و تخريب حرم
عسكريّين- عليهما السلام -
بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحيمِ
سخنرانی
حضرت آیة اللّه حاج سیّد حسن فقیه امامی
(مدّ ظلّه العالی)
در همایش سامرا و تخریب حرم
عسکریّین علیهما السلام
بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحيمِ
الحمدُ للَّه ربّ العالمين حمدًا أزليًّا بأَبَديّته، و أَبَديًّا بأَزليّتهِ، سَرْمدًا بِإطلاقه مُتَجَلِّيًا مرايا آفاقِهِ، و الصلوةُ و السلام على سيّدِ أنبيائِهِ البشير النذير و السِراجِ المُنيرِ سيِّدنا أحمد و نبيِّنا أبي القاسم مُحَمَّد، واللَعنُ الدائم على أعدائهم أجمعين مِن الآن إلى قيامِ يوم الدّين.
ابتدائاً تشكر مىكنم از همه سروران عزيزى كه قدم رنجه فرمودند و به خاطر التيام دردهاى دل حضرت
بقية اللَّه - أرواحنا له الفداء - در اين همايش شركت كردند.
من واقعاً زبان عذر خواهى ندارم، اجر همه شما با خداوند متعال واميدوارم كه مورد نظر حضرت بقية اللَّه - أرواحنا له الفداء - باشيم.
و عرايضى را خدمت شما تقديم مىكنم و زياد اوقات شريف شما را اشغال نكنم.
ما مسلمانها به طور عموم و ما شيعه به طور خصوص خيلى بايد خسارت مسامحه را بپردازيم.
اميرالمؤمنين على- عليه السلام - درد دلشان همين بود. اصحابشان، آن استقامت و آن جديّت و آن دلسوزى كه بايد داشته باشند را نداشتند و اين مسامحه ها موجب شد كه اميرالمؤمنين- عليه السلام - خانه نشين شوند ومشكلات ديگرى از اين قبيل برايشان پيش بيايد.
ما گاهى بايد بنشينيم، فكر كنيم كه از كم كارىها، از
بى همّتىها و از بى فكرىها چه مشكلاتى پيش مىآيد.
قرآن كريم مىفرمايد:
«وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ»(1).
اگر ما ايمان راسخ داشته باشيم، سستى معنا ندارد، حزن و غم، معنا ندارد.
تعارف كه نداريم، بهترين اديان، دين اسلام است و اين مسألهاى است كه حتّى دشمنان اسلام هم به جامعيّت اين دين كامل اقرار دارند.
همين يك ساعت قبل، عدّهاى از آمريكا براى مصاحبه آمده بودند. يكى از سوالات اين بود كه: پذيرش جوانها نسبت به اسلام در چه حدّ است؟
1) آل عمران 139
گفتم: چون دين اسلام يك دين عقلى است، گرايش انسانها هر چه بيشتر درس خوانده باشند، به اسلام بيشتر است. و ما به شما توصيه مىكنيم مطالعه كنيد. بهترين دين در اختيار ماست.
« إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ »(1).
ادلّه ما، معارف ما، مسائل اخلاقى و احكام فقهى ما، سرآمد تمام معارف و احكام و ادلّه اديان ديگر است. اينها در مقايسه معلوم مىشود.
فرقه شيعه اثنى عشرى در ميان هفتاد و سه فرقه مسلمين - بدون تعارف، بدون اجحاف و مبالغه - راستى قوىترين، نيرومندترين و پربارترين مطالب را دارد. حرف براى گفتن دارد.
1) آل عمران 19
مثلاً مكتب حديثمان را با مكتب حديث اهل سنّت مقايسه مىكنيم، مىبينيم كدام پربارتر است؟ كدام حجمش بيشتر است؟ كدام پر محتواتر است؟
و همچنين در ساير معارف ما، دوازده امام معصوم داريم كه معارفمان را از ايشان مىگيريم. يكى از اين معارف را هم آنها ندارند.
بنابر اين بهترين دين را داريم، بهترين مذهب را هم داريم.
اگر اين حربههاى قوى در دست هر ملّتى بود، بيش از اين از آنها استفاده مىكردند.
كم كارى مىكنيم، من حالا نمىخواهم بين پيروان اديان باطله و مذاهب ضالّه و بين عمل كرد خودمان مقايسه كنم. نمىخواهم اسم ببرم و توضيح دهم چون ترويج باطل مىشود. ولى انصافاً كم كارى مىكنيم.
مىتوانيم كار كنيم.
مخصوصاً ايرانىها امتحان خود را در دنيا پس دادهاند. مغزهاى قوى، فكرهاى باز و طراحهاى بسيار چشمگيرى داريم. الآن مىبينيم كه در المپيادها برنده مىشوند، در تستهاى مختلف تستهاى جهانى برنده مىشوند.
معلوم مىشود فكر دارند، معلوم مىشود كه مىتوانند همّت كنند و به مراحل عالى برسند.
اما در مسائل مذهبى آن طور كه بايد و شايد كار نمىشود. البتّه مشكل هم هست. بايد منصف باشيم.
ما در يك جبهه نمىجنگيم. در جبهههاى مختلف بايد بجنگيم. با ماديّون يك گونه بايد بجنگيم، با ارباب اديان مختلفه مثل يهود ونصارى گونهاى ديگر بجنگيم، با فِرَق ضالّه هم همين طور. در بين مسلمين هم بايد با مذاهب مختلف دست و پنجه نرم كنيم.
كار سادهاى نيست، امّا عجيب است كه همين مكتب شيعه جواب گوى همه آنها خواهد بود. يعنى الآن قلم به دستهاى شيعه چيزى را براى شبهات مخالفين باقى نگذاشتهاند. در هر زمينهاى آن چنان كار كردهاند كه حدّ و حساب ندارد. ولى باز هم بايد عرض كنيم كه كم كارى مىكنيم دشمن با تمام قوا و چهرههاى گوناگون ريشه مىكُند و وقتى ما احساس مىكنيم انحراف دارد، ريشه مىزند، همان وقت بايد به فكر باشيم و انحرافات را در نطفه خفه كنيم، ولى مسامحه مىكنيم، كوتاهى مىكنيم، مدارا مىكنيم، سازش مىكنيم وقتى خوب رخنه كرد، ديگر حريف آنها نيستيم. انحرافات مانند سرطان است، خبر نمىكند وقتى خوب ريشه كرد، آن وقت بروز مىكند.
چرا بايد در كشور ما وهابيّت بتواند رخنه كند؟
علّتش چيست؟ من بررسى كردهام و ديدهام آن وقتى كه آثارش ظاهر شده است، دائماً مسامحه كردهايم، كار به اينجا رسيده، حالا هم مسامحه مىكنيم، در آينده خدا رحم كند. آنها خيلى كار كردهاند؛ يعنى استعمارگران راه رخنه كردن را تجربه كردهاند، آموختهاند، مىدانند چه كار كنند، ما بايد بيدار باشيم!!!
از قول مرحوم آقاى صهرى- رحمة اللَّه عليه - كه از خطباى بسيار عالى مقامِ شهر ما بودند، قصّهاى نقل مىكنند كه تاجرى از اصفهان به سمت تهران حركت كرد، در آن زمان وسيله هم نبود، يك سرى وسائل قيمتى هم همراه داشت، غلامش را برداشت و با هم به طرف تهران حركت كردند ؛ در راه به غلامش گفت: ما بايد نوبت بگذاريم. مقدارى من مىخوابم تو بيدار باش و مقدارى تو بخواب من بيدار مىمانم، مراقب اموالمان
باشيم تا دزد آنها را نبرد.
مقدارى از راه را طى كردند تا خسته شدند، به غلام گفت : تو استراحت كن، من بيدار مىمانم، غلام استراحت كرد و آقا نشست تا خوب كه خوابهايش را رفت، بيدار شد، آقا گفت: حالا من مىخوابم تو بنشين و مراقب باش. خوابيد، اما نگران بود كه نكند غلام خوابش ببرد و دزد بيايد و اموالش را ببرد. بيدار شد، ديد غلام نشسته است، گفت: غلام خوابى؟ بيدارى؟ گفت: بيدارم. گفت چه كار مىكنى؟ گفت: فكر مىكنم. گفت: چه فكرى مىكنى؟ گفت: فكر مىكنم ميخ طويله را كه در زمين مىكوبند خاكهايش كجا مىرود؟ گفت: خوب تو بيدار باشى كافيست، كار با او نداريم.
مقدارى ديگر استراحت كرد و دوباره از خواب پريد گفت : غلام خوابى؟ بيدارى؟ گفت: بيدارم . گفت: چه
كار مىكنى؟ گفت: فكر مىكنم. گفت: چه فكرى؟ گفت: اين همه خار در اين بيابان است، فكر مىكنم چه كسى اينها را تيز كرده است، چه حوصلهاى داشته يكى يكى بنشيند اينها را تيز كند ؛ تاجر گفت : باز هم خوب است، الحمد للَّه بيدار است، و دوباره خوابيد.
مرتبه سوم بيدار شد و غلام را صدا زد گفت: غلام خوابى؟ بيدارى؟ گفت: بيدارم، گفت: چه كار مىكنى؟ گفت: فكر مىكنم. گفت: به چه فكر مىكنى؟ گفت : فكر مىكنم دزد يعنى چه؟ گفت: دزد آدم بيگانهاى است كه مىآيد اموال آدم را بر مىدارد و مىبرد. گفت: دزد اين است؟ گفت: بله. گفت: اين كه همان وقت آمد و اموال را برد.
ما اين چنين هستيم، بعد از اينكه اموالمان را بردند و سرمايههاى ما را سرقت كردند، تازه مىگوييم دزد
كيست؟ تازه مىخواهيم بفهميم دزد كيست؟
اين خطر بزرگى است، من تاريخ اديان را بررسى مىكردم، ديدم واقعاً چقدر هنرمندانه در كشورهاى اسلامى رخنه كردهاند و آنها را متلاشى و نابود كردند. واقعاً اين شبهات، تزلزلى ايجاد كرده كه تمام اين كشورهاى اسلام را از هم گسيخته كرده است. حتى در يك كشور به عدد هر سرى، يك فكرى هست.
چگونه اينها اين كارها را كردند؟
ريشه، ريشه عجيبى است، سيصد سال پيش يك نفر يهودى به فكر افتاد كه مسيحيّت را متلاشى كند.
گفت چارهاى نيست بايد فرقه گرايى كرد. تمام مسيحىهاى روم، كاتوليك بودند. اين شخص يهودى آمد و اين فكر را بين آنها القا كرد كه در مسيحيّت يك خرافاتى هست، ما بايد با خرافات مبارزه كنيم. راه
مبارزه با خرافات اين است كه ما متّكى به عقلمان باشيم؛ از يك طرف عقل گرا باشيم و از طرفى مساله شفاعت - يعنى اين كه عدّهاى بيايند واسطه بين مردم و خدا بشوند تا گناهانشان بخشيده شود.- را هم سفرهاش را جمع كنيم. فقط و فقط ما انجيل را مىشناسيم، آن هم نه با آن ديدگاهى كه گذشتگان انجيل را مطالعه مىكردند. ما بايد انجيل را فقط سند قرار دهيم با قرائت جديد. و طبق همان گفتارى كه:
« حَسْبُنَا كِتَابُ اللَّه »(1).
از همين دريچه وارد شد گفت:
« حَسْبُنَا اِلانجيِل ».
انجيل بس است ما ديگر احتياجى به غير از انجيل
1) بحار الأنوار : ج 22 ص 3- عليه السلام -4
نداريم. عقل را كنار انجيل مىگذاريم هر جا عقل با انجيل تطبيق كرد كه هيچ، هر كجا انجيل با فكر ما منطبق نبود ما انجيل را بر مبناى افكار خودمان منطبق مىكنيم.
بايد قرائت جديد از انجيل داشته باشيم نوگرا باشيم و اين گونه، مكتب پروتستان را به وجود آورد.
مسيحىها، دو فرقه شدند، يك عده پروتستان و عقل گرا شدند و يك فرقه هم همان راه كاتوليك خود را ادامه دادند. بعد از سيصد سال، هر ساله يك جنگ خونينى بين اين دو فرقه وجود دارد. به جان هم مىريزند و كشت و كشتار مىكنند. پايه گذار اين مفسده يك نفر يهودى است.
خوب، اين تجربه در غرب جواب داد. يهودىها ديدند عيناً همين كارى كه با مسيحىها كردند با مسلمانها هم بكنند و براى آنها هم برنامه ريزى بكنند
و اينها را از هم بپاشند و متفرق كنند تا يدِ واحدة نباشند. چون اگر اينها در دنيا با هم متحد شوند، ديگر غربى، يهودى، مسيحى، هيچ چيز نخواهد بود. اسلام هم امتحان خودش را داده است. اسلامى كه با صدهزار مسلمان در صدر اسلام، فتوحات داشته است، اينها همان هستند ممكن است اگر جلويشان باز شد، با هم متحد شوند و براى ما مسئله ساز شوند.
مىدانيد، يك عدّه از ايرانىهاى ما هم غرب زده بودند و هنوز هم هستند. در غذا خوردن، در لباس پوشيدن، در طرز تفكّر، در برنامههاى اجتماعى، در برنامههاى اعتقادى، همه و همه مقلّد غرباند. نشستهاند ببينند آنها چه كردهاند، اينها هم بكنند. در اين مسائل هم ديدند، بد نيست از اين روش استفاده كنند.
در فرانسه يك گروهى روشنفكر تربيت كردند. در فرانسه مركزى هست كه در ده سال پيش آمار دادند، صد و پنجاه استاد اسلام شناس يهودى در آنجا مشغول كارند تا ببينند چگونه روى برنامههاى اسلام برنامه ريزى كنند تا از بين برود. صد و0پنجاه كارشناس اسلام شناس ؟!
الغرض، يك عدّهاى را تربيت كردند و به ايران فرستادند و بعد هم متشكّل شدند و عين همان برنامهها را پياده كردند. گفتند: ما قرآن را ملاك قرار مىدهيم، عقل هم ميزان است. اگر قرآن با عقل سازش پيدا كرد، كه هيچ، اگر نشد قرآن را با عقل خودمان توجيه مىكنيم. حزب راه انداختند، ارباب قلم را استخدام كردند، از حسينيّهها استفاده كردند، از روحانيّونى كه توانستند به آنها شستشوى مغزى دهند استفاده كردند،
از مجالس مذهبى استفاده كردند، منبرها را تبديل به تريبون كردند.
در تهران سيزده نفر سخنران تربيت كردند كه جاى منبرها را اشغال كنند و با تريبون با مردم صحبت كنند.
از حسينيهها استفاده كردند، حسينيهاى كه با پول امام زمان ساخته شده بود، همان حسينيّه را پايگاه قرار داده براى كوبيدن مكتب امام حسين- عليه السلام -، براى مبارزه با عزادارى امام حسين- عليه السلام -، براى مبارزه با تشكيل مجالس امام حسين- عليه السلام -، و اين قدر زيبا اين برنامهها را پياده كردند كه ما هنوز هم كه هنوز است مىگوييم: دزد كيست؟! و دزد يعنى چه؟!
قلمها را به دست گرفتند، اوّلين كارى كه كردند (قبل از انقلاب) در ظرف تقريباً ده سال، اين بود كه شروع به ترجمه آثار مصرىها كردند.
چرا؟ براى اين كه همان مكتب پروتستان را پروتستان اسلامى را، اوّل در هند پياده كردند. در آنجا به دست سر احمد خان هندى، دانشگاه به وجود آوردند، و سر احمد خان، دقيقاً قرآن را به آراء عقلى خودش تفسير كرد. من چهار جلد از تفسيرهايش را موجود دارم. اين كارى كه مىخواستند بكنند، اول به قلم او انجام گرفت و طرحش موفّق هم بود، يك عدّه مسلمانِ نادان، نوگرا، عقل گرا، به آنها گرايش پيدا كردند و اينها موفّق شدند جريان را به مصر منتقل كردند. در مصر چاشنى وهابيّت هم به آنها خورد. يك عدّه از اساتيد و روشنفكران مصرى را استخدام كردند و آنها با بيان و قلم شروع به ترويج همان افكار كردند.
بعد كار را در عراق دنبال كردند. در آنجا همين برنامه را به دست كسى به نام: «على الوردى» اجرا كردند.
در ايران، از «كسروى» شروع كردند و اين برنامهها را پياده كردند. بعد كارها را تقسيم كردند.
من همه اينها را دقيق بررسى كردم. ديدم واقعاً چقدر زيبا برنامه ريزى كردند. چون اگر يك نفر بلند شود و بخواهد با تمام مقدّسات شيعه، يك جا مبارزه كند خرد مىشود، شكستش مىدهند. براى همين كارها را تقسيم كردند، قرار شد يك نفر در رابطه با تقليد بحث كند و با آن به وسيله جزوه، كتاب، سخنرانى مبارزه كند.
و جالب اين است كه اگر اينها بخواهند مبارزه با تقليد بكنند ديگر خودشان را نبايد مطرح كنند. اما به مردم مىگفتند مراجع را رها كنيد، ما را بگيريد. اين يعنى تقليد از ما. با تقليد مبارزه مىكردند، مقلّد براى خودشان درست مىكردند. اين جالب بود يك كسى بنشيند براى مبارزه با تقليد
يكى قلم در دست بگيرد براى مبارزه با علم امام- عليه السلام -.
يكى قلم در دست بگيرد براى مبارزه با ولايت تكوينى.
ديگرى يك كتاب بنويسد راجع به آقا امام حسين- عليه السلام - در رابطه با اين كه جنگ امام حسين- عليه السلام - براى حكومت بود ولى موفّق نشد و شكست خورد. و علمى هم نداشت و اطلاعاتى هم نداشت و خبرى جايى نبود.
كسى را مأمور كردند براى مبارزه با شفاعت.
و همين طور كارها را تقسيم كردند. در قالب روحانى و غير روحانى. هر قسمتى از افكار و معارف و مقدسات شيعه را به عهده يكى گذاشتند تا بكوبد، خرد كند، له كند.
خمس را گذاشتند به عهده ديگرى و... در عين حالى كه همهى اينها از يك جا الهام مىگرفتند، در ظاهر در قسمتهاى مختلف شروع به كار كردند يكى در اصفهان يكى در تهران يكى در دامغان يكى مشهد.
تقسيم كردند كه نتوانيم با آن مبارزه كنيم. اگر در يك جبهه بجنگيم آن يكى خالى مىماند در اين بجنگيم ديگرى خالى مىماند. عجيب نقشه را پياده كردند امّا ما هنوز داريم مىگوييم: دزد كيست؟!
كتابها را مىبينيم قلمها را مىبينيم افكار را مىبينيم اعمال را مىبينيم مبارزه با روحانيت را مىبينيم، همه اينها را مىبينيم، باز مىگوييم دزد كيست؟!
ما كوتاهى نكرديم؟ ما ميدانها را باز نكرديم تا اينها همه جا را اشغال كنند؟
الآن هم من هشدار مىدهم، و مىگويم هواستان جمع باشد ميدان به اينها ندهيد به بهانههاى مختلف آوانس ندهيد تا اينها خوب رخنه كنند.
يك روز هم ديگر دين در كشور نباشد. اين، محسوس است چرا بايد يك عده عناصر خائن جرأت پيدا كنند عسكريين- عليهما السلام - را خراب كنند؟ اين به خاطر ماست!. جدّى كوتاهى كردهايم.
ما به اين آقايانى كه اقدام به اين كارها مىكنند مىگوييم شما چه سودى از اين كارها برديد؟
شما چه سودى از تخريب بقيع برديد؟ به جز اين كه روز به روز نفرت مردم دنيا از شما بيشتر مىشود. شما اين قدر احمق و نادانيد كه نمىدانيد با خراب كردن مقبره ائمه نمىتوانيد شخصيت آنها را زير سؤال ببريد. مگر مىتوانيد محبّت اينها را از دل مردم بيرون كنيد؟
اين چه كار احمقانهاى است.
شما فكر مىكنيد اگر ضريح عسكريين- عليهما السلام - خراب شود ديگر شخصيت اينها از بين مىرود. تازه در دنيا گل كردند، در راديو مىگفت بوش يك عدهاى را استخدام كرده تا بروند راجع به عسگريين- عليهما السلام - تحقيق كنند. بعد مىگويد ديديم اينها دو نفر از شخصيتهاى بزرگ اسلامى هستند.
دشمن اقرار مىكند. صد سال، يا هزار سال ديگر هم عسكريين- عليهما السلام - مخروبه باشد اينها از بين رفتنى نيستند. علمشان در دنيا حاكم است. شخصيتشان حاكم است. معنويتشان حاكم است. مگر مىشود با اين خبرها حقايق را از بين برد؟ منهاى اين كه خداى متعال وعده داده است :
« إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ »(1)
خداوند وعده حفظ داده است. هم حفظ اسلام و هم حفظ تشيع كه دلائل آن در قرآن و روايات موجود است.
اينها، همه مقدمات ظهور حجت خدا در روى زمين است. مگر وعده خدا خُلف دارد؟ ما مطمئن هستيم يقين داريم ايمان داريم كه سفره اين كثافت كارىها و اين خلاف كارىها جمع مىشود زمستان مىرود و رو سياهى به ذغال مىماند. چرا اين قدر احمقيد؟ آن روز تا حالا كه شما فتوا به قتل شيعه داديد كجا را گرفتيد؟ حالا به فرض كه چهار تا شيعه هم اين گوشه و آن گوشه دنيا كشته شدند شما چه طرفى
1) حجر : 9
مىبنديد؟ حالا فكر مىكنيد با كشته شدن شيعه دنيا در اختيار شما مىآيد؟
يك عده عناصر يهودى الاصل، فكر مىكنند با كشتن شيعه و مسلمانها به جايى مىرسند!
يك اشتباه!! يك غلط!!
به هر حال ما اميدواريم ان شاءاللَّه بتوانيم نداى خود را به دنيا برسانيم. نداى مظلوميت شيعه و ائمه شيعه را به دنيا برسانيم كه مظلوميت رمز پيشرفت است و ظلم و ستم رمز نابودى و هلاكت مىباشد.
و الحمد للَّه با اين حركاتى كه اينها كردند با اين بمب گذارىها با اين آدم كشىها با اين خشونتها آنچنان چهره ننگينى در دنيا پيدا كردهاند كه حد و حساب ندارد.
من خيلى نگران بودم چون در دنيا طورى بود كه
وقتى اسم اسلام به ميان مىآمد وهابيّت تداعى مىشد.
اما با جنگ عراق و اين مصيبتهايى كه در آنجا پيش آمد مظلوميّت شيعه براى مردم دنيا ثابت شد. نجابت و عفت شيعه براى دنيا ثابت شد. اگر اين نجابت را شيعهها نداشتند اينها چه مىكردند؟
اگر مىگفتند شما كه به خودتان اجازه مىدهيد ساختمان عسكريين- عليهما السلام - را خراب كنيد پس اجازه دهيد ما هم به طور وضوح بتهاى شما را خراب كنيم، صنمى قريش را خراب كنيم. آن وقت چه مىشد؟ مىتوانستيد اين آتش را خاموش كنيد؟ شيعه نجابت كرده و نجابتش در دنيا به نفعش بود.
مراجع شيعه مىتوانستند فتوا دهند كه شما هم به هر سنّى رسيديد قتل عامش كنيد.
الآن فتواهاى بعضى از علماى گذشته را نمىگويم كه نسبت به اهل سنت چه نظرى داشتند. اگر اين نظرات را مطرح كنيم آفت مىشود.
مىگوييم : اِن شاء اللَّه اينها مسلمان اند و خونشان هدر نيست. اينها از نجابت و عفت شيعه سوء استفاده كردند. فتوا به قتل مىدهند. فتوا به كشتار دسته جمعى مىدهند. به عنوان اين كه شيعيان مشرك اند.
اينها موحّد واقعى هستند كه خدا را جسم مىدانند؟ يا ما كه خطبههاى اميرالمؤمنين- عليه السلام - سر لوحه عقايدمان است؟ ما مشركيم؟!
آن خطبههايى كه احدى در دنيا دهان ندارد كه بتواند چنين خطبههايى به اين جالبى را در مورد توحيد بيان كند، آيا ما مشركيم؟!
اُف بر اين منطق !!
به هر حال من خيلى از آقايان معذرت مىخواهم، اميدوارم كه آقايان هر كدام در حدّ خودشان تلاشى داشته باشند و قلماً و لساناً از شيعه دفاع كنند. و ان شاءاللَّه همه ما دست به دست هم بدهيم وجبران گذشته را بكنيم و توبه كنيم از اين كم كارى هايى كه شده و به اينها اجازه داده شده در ممالك اسلامى اين طور شيطنت كنند وفساد راه بياندازند.
واميدواريم ناله ما به دنيا برسد و اينها را ان شاء اللَّه سر جاى خودشان بنشاند.
و از آقايان مراجع بزرگوار كه با اين برنامهها همدلى كردند و تشويق كردند به برگزارى اين مجالس تشكّر مىكنيم.
مخصوصاً از حضرت آية اللَّه العظمى آقاى شيرازى - سلّمه اللَّه تعالى - و جناب آية اللَّه العظمى وحيد
خراسانى و آية اللَّه العظمى صافى، و همه آقايان مراجع و علماء و بزرگانى كه همدلى و تشويق كردند متشكريم همچنين از آقايان حضّار هم تشكر مىكنيم كه با شركت در اين مجالس دل امام زمان را ترميم كردند.
والسلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته