ghaemiyeh.com
سرشناسه : طاووسی، سکینه
عنوان و نام پدیدآور : انتظار از دیدگاه اهل بیت علیهمالسلام/ سکینه طاووسی.
مشخصات نشر : قم: مسجد مقدس جمکران، 1386.
مشخصات ظاهری : 195ص.
شابک : 13000 ریال 978-964-973-116-2 :
وضعیت فهرست نویسی : برونسپاری.
یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس.
موضوع : محمدبن حسن (عج)، امام دوازدهم، 255ق -
موضوع : مهدویت-- انتظار
موضوع : مهدویت-- انتظار-- احادیث
شناسه افزوده : مسجد جمکران (قم)
رده بندی کنگره : BP224/4/ط2الف8 1386
رده بندی دیویی : 297/462
شماره کتابشناسی ملی : 1509272
انتظار از دیدگاه اهل بیت(علیه السلام)
مولف
سکینه طاووسی
سرشناسه : طاووسی، سکینه
عنوان و نام پدیدآور : انتظار از دیدگاه اهل بیت علیهمالسلام/ سکینه طاووسی.
مشخصات نشر : قم: مسجد مقدس جمکران، 1386.
مشخصات ظاهری : 195ص.
شابک : 13000 ریال 978-964-973-116-2 :
وضعیت فهرست نویسی : برونسپاری.
یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس.
موضوع : محمدبن حسن (عج)، امام دوازدهم، 255ق -
موضوع : مهدویت-- انتظار
موضوع : مهدویت-- انتظار-- احادیث
شناسه افزوده : مسجد جمکران (قم)
رده بندی کنگره : BP224/4/ط2الف8 1386
رده بندی دیویی : 297/462
شماره کتابشناسی ملی : 1509272
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
این ره توشه و سرمایه ناچیز را تقدیم میکنم به ساحت مقدّس سیّد و نبیّمان محمّد مصطفیصلی الله علیه وآله خاتم پیامبران و مولای موحّدان، امیرالمؤمنین علیعلیه السلام و پاره تن رسولاللَّه، سیّده زنان عالمعلیها السلام وسیّد جوانان اهل بهشت، امام حسن و امام حسینعلیهما السلام و به صاحب لوای کربلا، حضرت ابوالفضل، و ائمه بزرگوار از نسل امام حسینعلیهم السلام به خصوص به درگه ولایتمدار ولی خدا، ذخیره الهی بر روی زمین آن نور خدا که هدایت کننده اهل هدایت است، منتظری که اصلاح کننده ناراستیهاست و آن جایگاه امیدی که بر هم کوبنده اساس ظلم است، به یوسف زهرا - که عشق، پناه و تمام انگیزه شیعه است - به حضرت حجت بن الحسن العسکری. روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمهم الفداء.
«یا أیها العزیز مسّنا و أهلنا الضرّ و جئنا ببضعة مزجاة فأوفِ لنا الکیل و تصدق علینا أنّ اللَّه یجزی المتصدّقین».
محض خاطر نازنین تو ای ولی خیرخواه و ای صاحب من، قلم را به پستی و بلندیهای صحیفه انتظار دواندم تا با قدمی هر چند ناچیز، به آستان با صفای تو تقرّب جویم اگر چه یقین به خلوص خویش ندارم، امّا تو کَرَم نما و قبول فرما که چون ران ملخی است بهر سلیمان.
حمد و سپاس خدای را که قلب مرا به انوار هدایت حضرت مهدی - روحی فداه - منوّر فرموده و با عنایات خاصّ خویش بر من منّت نهاد تا بتوانم در عنفوان سنّ جوانی، چند صباحی را با نام و یاد مولایم حضرت صاحب العصر و الزمانعلیه السلام سپری کنم و سلام به محضر مولایم اباصالح المهدی - عجل اللَّه تعالی فرجه الشریف - که ذرّهای از اقیانوس بیکران «عشق و سوز انتظارش» را به من چشانده و دریچه فهم به سمت و سوی معارف مهدوی را به روی من گشود و إنشاءاللَّه مرا در مقام عمل قرار دهد تا نعمت بر من تمام شده و بیش از پیش شرمنده و شاکر الطاف وجود مقدّسش شوم.
و با تقدیر فراوان از زحمات بسیار مشفقانه مادر و پدر با تقوا و دلسوزم که با پاکی درون خویش و ارادت قلبی خود به ساحت مقدّس حضرات چهارده معصومعلیهم السلام محبّت به محضر اهل بیتعلیهم السلام را در دل و جان من پروراندند.
و سپاس از تلاش و همکاری تمامی افرادی که در به نتیجه رسیدن این اثر، مرا همراهی کردند.
مهدویّت؛ وعده الهی و ادامه راه کربلا و نگاه سرخ حسینعلیه السلام است.
مهدویّت؛ حقیقت سترگی است که جهان با وجود او بر مدار عشق میچرخد و خورشید به یُمن درخشش او، زمین و آسمان را نورباران میکند.
مهدویّت؛ امید و حیات، زیبایی و عشق، شور و نشاط است.
انتظار؛ دیده به راه دوختن است، لحظه شماری کردن برای دیدار کسی یا انجام واقعهای است.
انتظار؛ به امید کسی یا چیزی ماندن است، نگران شخص عزیزی یا امر مهمّی بودن است.
انتظار؛ امیدواری، چشم به راهی، آمادگی است.
انتظار؛ ایمان به غیب، اقرار به «ولایت»، باور داشت حقّ حاکمیّت «قرآن» است.
انتظار؛ عصاره «یقین»، چکیده «تقوی و خلاصه «عمل صالح» است.
انتظار؛ چشم به راه همه کمالات بودن و التزام به خوبیهاست.
انتظار؛ تلاش برای یافتن، مقاومت برای رسیدن و جهاد برای ساختن است.
انتظار؛ روایت «اشتیاق» حدیث «جستجو» و قصه «وصل» و ذکر حضور در خیمه قائم آل محمّد - عجل اللَّه تعالی فرجه الشریف - است.
انتظار؛ اقتدای به او، بیعت با او، سرسپاری به فرمان او و سرّ استقامت و جانبازی
در راه اوست.
انتظار؛ انتظار روز ظهور است و انتظار روز ظهور او، انتظار غلبه اسلام و قرآن است و انتظار غلبه اسلام و قرآن، انتظار تحقق وعدههای الهی است.
انتظار؛ مجموعه اصول و معارف دین و تجلی ولایت ولی خدا - حضرت ولی عصرعلیه السلام است.
انتظار؛ سهم دیدگانی است که رو به آفتاب زیستهاند، سهم دلهایی است که شبانگاهان و چه بسا هر لحظه در وسعت نیایش، جانب آسمان ریشه دوانیدهاند.
انتظار؛ کلمهای ژرف و معنایی ژرفتر....
تفسیر دقیق و واقعی الفاظ و اصطلاحات اسلامی و درک صحیح آنها بر هر شیعهای که بخواهد به روح والای تعالیم اسلام، حقیقت مکتب و برنامههای مادّی و معنوی آن آشنا شود، بسیار ضروری است؛ چرا که کمال انسان در گرو فهم صحیح و دریافت درست تمام جنبههای دین و مفاهیم آن میباشد.
عدم تعمّق و تبیین کارساز تعالیم متعالی اسلام، باعث واژگونه معرفی شدن حقایق شده و در نهایت به رکود، انحطاط و وقوف منجر خواهد گشت. از این نظر معرفی ارشادهای واقعی دین در هر رشته و ارتباط آن با تحرّک، فعالیّت، اخلاق و کمال، اهمیّت فوق العادهای دارد، به خصوص امروزه که بیگانگان با تهاجمات فرهنگی خود و نیز تبلیغات غرضآلودشان در پی گمراه نمودن مردم و نسل جوان از شعائر الهی و انسانی هستند، پس بر اهل قلم واجب است که با ارائه آگاهیهای لازم، نسبت به مفاهیم و مبانی دین، جوانان تشنه و جویای حقیقت را هر چه بیشتر سیراب کنند. چه بسا انحراف از درک آنها و غفلت از معرفی درست مفاهیم دین، باعث ضلالت این قشر و سایر افراد شود.
از جمله مفاهیمی که درک معنای صحیح و دقیق آن به اعتقادات انسان مربوط میشود و در تبیین آنها باید توجّه فراوانی مبذول داشت؛ انتظار ظهور یا همان انتظار فرج است.
در این وادی مقدّس، سعی شده است علاوه بر اشاره به آیات نورانی کلام وحی و بهرهگیری از آنها، به مهمترین منبع تحقیق در باب مهدویّت و انتظار، یعنی همان احادیث رسیده از عترت طاهرهعلیهم السلام رجوع کرده تا از آنها بهره فراوان ببریم؛ زیرا که احادیث انتظار، پرتوهای پر نوری است که بر جان و زندگی شیفتگان حضرت مهدی - عجل اللَّه تعالی فرجهالشریف - تابیده و شعلههای امیدی است که در قلب پاسداران عدالت افروخته و مسئولیت بزرگ منتظران را یادآور میشود.
بنابراین، در این مجموعه قصد داریم علاوه بر بهرهگیری فوق، برداشتهای ناقص و نادرستی را که در برخی از اذهان، درباره مسأله انتظار وجود دارد را با مطالعه گفتار معصومینعلیهم السلام و منابع معتبر اسلامی، اصلاح و رفع کرده و به تبیین چیستی انتظار بپردازیم.
عقیده به ظهور مصلح جهانی و ایجاد آمادگی در کل عالم و در یک عبارت «انتظار داشتن» امر حیاتی و لازمی است که پیشوایان دینی آن را راهبردی مهم در دوران غیبت دانسته و علاوه بر امر نمودن نسبت به آن، به وجوب انتظار هم اشاره کردهاند.
در حدیثی که از امام جوادعلیه السلام وارد شده است ایشان میفرمایند:
«إنّ القائم منّا هُوَ المهدی الَّذی یَجِبُ انْ یُنْتَظَرَ فی غیبته، قائم ما حضرت
مهدی است که واجب است در دوران غیبت او، انتظارش را بکشند.»(1)
سؤال اساسی و مهمّی که درباره انتظار، پیش میآید این است که سخن از آینده بشریّت چه سودی برای ما دارد؟ یا چرا این قدر درباره انتظار، سفارش شده است؟ به عبارت دیگر فلسفه یا ضرورت طرح این مبحث و عقیده داشتن به آن چیست؟
بعضی از افراد کجاندیش، معتقدند که ما امروزه با هزاران مشکل دست به گریبانیم و فکر و ذهنمان، فقط باید معطوف به پیروزی و غلبه بر این مشکلات باشد. با نظر این افراد، نظارهگر آینده بودن امری «نسیه» است و اثر سازندهای در زندگی امروز ما ندارد.
این سخنان گفتههای افرادی سطحینگر است که به خاطر عدم دوراندیشیشان، امروز و فردا را از هم جدا میدانند و ریشههای حوادث امروز را در گذشته ندانسته و حوادث آینده را ریشه در امروز نمیدانند، امّا آنان که بینشی عمیق نسبت به حوادث و واقعیتهای اطراف خود دارند بهتر دریافتهاند که آینده را از امروز باید ساخت و توجّه به آینده درخشان و یا تاریک، انعکاس فوری در زندگی امروز و حتی در موضعگیریهای افراد در برابر حوادث دارد. این افراد باور دارند که برای داشتن امروزی بهتر، باید گذشته و آینده را مورد بررسی قرار داد تا بتوان به وجوب انتظار و دلیل تأکید آن در لابلای سخنان بزرگواران دین پی برد و به زودی متوجه خواهیم شد که این انتظار بزرگ چه مقدار سازنده است.
سازنده بودن انتظار را در این امر میتوان دانست که این مفهوم به امید گره
1) 1. بحارالانوار، ج 52، ص 122.
خورده است، از اینرو شور و نشاط زندگی فردی و اجتماعی انسان، مرهون نعمت انتظار بوده و اگر زندگی انسان تهی از امید به آیندهای درخشان و خالی از «انتظار» باشد و خدای ناکرده در آن روح یأس و افسردگی حاکم باشد، زندگیای بی هدف شده و در نهایت، انسان دلیلی بر تحرّک نمییابد.
دلیل دیگری که میتوان ذکر کرد این است که شناخت و ارزش انسان و حیات او به میزان انتظار او بر میگردد؛ هرچه، امر مورد انتظارش مقدستر و عالیتر باشد، به تبع انتظارش نیز ارزشمندتر خواهد بود.
در نهایت، ارزش فرد منتظر، والاتر میباشد؛ زیرا که شخصیت و شاکله وجودی هر فرد از امیدها، آرزوها و انتظاراتش شکل میگیرد.
یک هنرمند، ورزشکار و یا نخبه علمی، منتظر کسب مدال افتخار است و یک محقق، منتظر است تا با نیروی خِرَد و اندیشه خویش، گره از مسایل علمی بگشاید و خدمتی به جامعه بشریّت ارائه دهد.
همچنین شیفتگان دوران ظهور حضرت مهدی، عاشقانه منتظر قدوم پربرکت امام عصر خویش و اتمام دوران غیبت اویند.
حال اگر این امید و انتظار، که عاملی جهت تأثیر و تأثّر و فعل و انفعالات است از بشر گرفته شود، دیگر ادامه حیات، معنا ندارد؛ زیرا که لذّتبخشی زندگی منوط به داشتن امید است و آنچه گفته شد، رمزی از ضروریات مبحث انتظار است.
امروزه «مهدویت» خود یکی از پرزاویهترین موضوعات است و پرداختن به
همه جوانب آن در گنجایش یک کتاب نیست. به طور قطع میتوان گفت از بین مباحث مربوط به فرهنگ مهدویّت، مبحث انتظار، واژهای است که در مورد مفهوم آن برداشتهای متفاوتی شده است و صاحبنظران، پیرامون آن بحثهای فراوانی کردهاند؛ از جمله میشود به نظرات، گفتهها و نوشتههای بزرگوارانی همچون امام خمینیقدس سره شهید مطهریرحمه الله و... اشاره کرد. با این حال، روایات اهلبیتعلیهم السلام بهترین منبع و معرّف برای این مفهوم است هر چند نظر این بزرگواران نیز برگرفته از همین احادیث میباشد.
از جمله کتب حدیثی در این رابطه میتوان به کتابهایی چون؛ «بحارالانوار، جلدهای 51، 52، 53» و «کمال الدین و تمام النعمه» و غیبت شیخ طوسی» و «غیبت نعمانی» و... اشاره نمود.
با توجه به کثرت و گستردگی منابع، تا آنجا که مقدور بود به منابع رجوع کرده و چه بسا در مواردی به مکتوبات دیگر مراجعه، ولی به دلیل عدم تناسب لازم و یا تکراری بودن مطالب از بیان آنها، صرفنظر شده است.
با مطالعه فرهنگ لغتهای مختلف، معنای لغوی واژه «انتظار» که برگرفته از سه حرف اصلی (نَ - ظَ - رَ) است، را اینگونه یافتم:
انتظار؛ یعنی چشم به راه بودن،(1)چشم داشت و توقع داشتن،(2)نگهبانی و نوعی امید به آینده داشتن و درنگ در امور.(3)
لازم به ذکر است که از این واژه به صورت مختلف، چهارده بار در قرآن آمده است. به یک شاهد قرآنی در این زمینه اشاره میکنیم:
«فَانتَظِرُوا إِنِّی مَعَکُمْ مِنْ الْمُنتَظِرِینَ»
پس منتظر باشید که من هم با شما از جمله منتظرانم.(4)
طبق آنچه گفته شد معنی و حقیقت انتظار، بر حسب مفهوم لفظی آن «ضد یأس» است. یعنی «قطع امید کردن از امری به واسطه یقین به عدم وجود یا عدم وقوع آن» پس منظور از انتظار داشتن امری؛ این است که فرد یقین به وقوع آن داشته و همچنان چشم به راه و امیدوار به زمان وقوعش باشد.(5)
انتظار، حقیقتی است که از ترکیب ایمان و اعتقاد به خدا و مبانی دین و نیز اشتیاق به ظهور موعود الهی شکل گرفته تا به کمک امدادهای الهی، حکومت قسط و عدل را در جهان گسترش داده و همه را تحت فرمان آیین یکتاپرستی درآورد؛ پس انتظار، به معنای امید به آیندهای سعادت آفرین است که همگان در آن، از مفاسد و ناحقّیها نجات یابند و نیز به معنای چشم به راه بودن برای تحقق عدل و برقراری نظام عدل الهی است.(1)
انتظار فرج در اسلام به ویژه مذهب حقّه تشیّع، در برگیرنده ایمانی استوار به امامت و ولایت حضرت ولی عصر - عجّلاللَّه تعالی فرجه الشریف - و امید به ظهور آن آخرین ذخیره و حجّت الهی و اتمام دوران ظلم ظالمان و آغاز پیروزی نهایی صالحان است که همه اعتقادات بنیادین اسلام؛ اعّم از توحید، نبوّت، امامت و تحقق وعده تخلفناپذیر الهی را در خود به همراه دارد.
انتظار به بیانی دقیقتر؛ نوعی آمادگی است. آمادگی برای پاک شدن و پاک ماندن، آمادگی برای حرکتی مستمر با تلاش پیگیر به همراه خودسازی، دگرسازی و زمینه سازی به منظور شرکت در نهضت عظیم حضرت مهدیعلیه السلام که آغاز آن ظهور مبارک حضرت ولی عصرعلیه السلام و برپایی حکومت عدل الهی است.(2)
صاحب کتاب شریف «مکیال المکارم» گلواژه انتظار را چنین تعریف نمودهاند:
«معنای انتظار؛ عبارت است از یک حالت قلبی و روحی که از آن، آماده شدن برای چیزی که در انتظارش هستی بر میآید. پس هر قدر انتظار شدیدتر باشد آماده شدن هم بیشتر میشود. آیا نمیبینی وقتی که مسافری داشته و منتظر آمدنش هستی هر چه زمان آمدنش نزدیکتر شود، آمادگی تو برای این امر بیشتر میشود.»(1)
در بیان یاد شده، انتظار یک حالت قلبی نفسانی معرفی شده است. گر چه درباره حقیقت آن شرحی داده نشده امّا یکی از مهمترین لوازم آن، آمادگی برای پذیرایی منتظَر مطرح شده است. این آماده شدن یک حالت قلبی است امّا آثار خارجی هم دارد. کسی که منتظر سفر کرده خود است، هم خود و هم منزلش را برای آمدنش مرتّب و مهیّا میکند.
کسی هم که منتظر ظهور امام عصرعلیه السلام است خود را آماده میکند و آماده شدن به این معنی است که انسان همه ابعاد زندگانی خود را طبق میل و خواست امام قرار دهد.
بنابراین، مقصود از انتظار، آمادگی است که دو مرتبه دارد: نخست، انتظار روحی و خوشدل بودن برای تحقّق این امید در آینده، یعنی آمادگی قبول دعوت برای رسیدن کسی که انتظار آمدنش است. دوّم، انتظار عملی که اضافه بر انتظار روحی است، مثل آمادگی برای آمدن میهمان و پذیرایی از او که غذا باید آماده بوده و متناسب با مقام و شخصیت مهمان باشد.(2)
اگر «انتظار» به معنای امید و انتظار ظهور است پس ضد آن «یأس» به معنای ناامیدی، نقطه مقابل انتظار است و چون انتظار در بسیاری از مواقع به معنای «انتظار فرج» به کار رفته، ضد آن «یأس از امدادهای الهی» میباشد.
امیدوار بودن به دستگیری خدا در گرفتاریهای مادّی، معنوی و حل مشکلات از طریق راههایی فوق تصوّر آدمی، به قوی بودن اعتقاد توحیدی انسان بر میگردد؛ هر چه این امید به مدد غیبی الهی، افزونتر باشد، ناامیدی از رحمت الهی کمتر خواهد بود و انتظار فرج هم دقیقاً به این معناست که انسان در گرفتاریهایش هر قدر هم که سخت و شدید باشد نباید از رحمت الهی مأیوس باشد و همین انتظار است که بالاترین عبادت خداوند محسوب میشود.(1)
کسی که امیدوار به رحمت الهی و ناراحت و مأیوس از وضع موجود است، به ظهور امام عصرعلیه السلام یقین داشته و چشم به راه و آماده یاری اوست، چنین فردی منتظِر نامیده میشود.
ایجاد حالت انتظار در انسان و منتظر نامیده شدن او، مستلزم تحقّق مقدّماتی است که با فراهم شدن آنها انتظار حاصل شدنی است و فرد به عنوان منتظر حقیقی شناخته میشود. مهمترین مقدّمات چهار عامل ذیل هستند:
اوّل: یقین به ظهور حضرت: هر قدر علم و یقین شخص به ظهور امامعلیه السلام عمیقتر باشد، انتظارش نسبت به آن بیشتر است و با وجود شک در اصل وقوع و یا سست بودن عقیده نسبت به ظهور، انتظار هم به صفر نزدیکتر میشود؛ زیرا یقین قوی و محکم در مورد این مسأله ارتباطی مستقیم با اعتقاد فرد به وعدههای قرآن و سنّت داشته و وجود عقیده راسخ بر شدّت انتظار میافزاید
1) 11. بحارالانوار، ج 52، باب 22، ص 152، ح 11: قال رسول اللَّهصلی الله علیه وآله: «افضل العباده انتظار الفرج: برترین عبادت انتظار فرج است».
دوّم: نزدیک دانستن امر ظهور: یقین داشتن انسان به اصل ظهور کافی نیست؛ بلکه اگر وقوع آن را در آیندهای نزدیک ببیند، انتظار بیشتر شده و تا در احادیث اهل بیتعلیهم السلام آمده امر ظهور را دور نپندارید، تا انتظار شدیدتر شود. اینکه امام صادقعلیه السلام فرمودهاند: «آنها (کافران و ناباوران) ظهور امام را دور میبینند ولی ما آن را نزدیک میبینیم.»(1)برای تشدید حالت انتظار در مؤمنان است هر چند که زودتر دانستن امر ظهور با «استعجال» که امر مذموم شمرده شده متفاوت است.
سوم: دوست داشتن ظهور امامعلیه السلام: فرد معتقد به ظهور امام، هر مقدار ظهور موعود را دوست داشته باشد، بر شدّت انتظارش افزوده شده و برای ظهور لحظه شماری میکند؛ زیرا که تصویر روشنی از زمان ظهور دارد.
چهارم: دوست داشتن مهدی موعودعلیه السلام: با وجود علاقه، محبّت و دلبستگی فراوان درون فرد معتقد نسبت به امام، انتظارش نسبت به ظهور آنحضرت شدیدتر خواهد بود.
عوامل یاد شده باعث ایجاد حالت انتظار در فرد بوده و نبود و یا کمبود این عوامل در ضعف انتظار مؤثر است و فرد مقیّد به انجام وظیفه انتظار، با تقویت این مقدّمات به عنوان یک منتظر واقعی محسوب میشود.
کلمه منتظَر به فتح ظاء، اسم مفعول از باب «افتعال» به معنای انتظار کشیده شده است که دیگران در انتظار او به سر میبرند. به عبارت دیگر، کسی که مورد انتظار شخص منتظِر است و انتظار لحظه ظهور ورودش کشیده میشود، منتظَر گفته میشود.
1) 12. همان، ج 99، ب7، ص 112، ح 2: قال الصادقعلیه السلام: «انهم یرونَه بعیداً و نرئه قریباً».
از زبان امام معصومعلیه السلام آن کسی که باید در انتظار آمدنش بود، چنین معرّفی شده است:
عبدالعظیم حسنی روایت میکند که بر مولای خود، امام محمّد تقیعلیه السلام وارد شدم و گفتم: من میخواهم از قائمعلیه السلام سؤال کنم که آیا او همان مهدی است یا کسی غیر از اوست؟ که امامعلیه السلام فرمودند:
«إنّ القائِمَ منّا هو المهدی الَّذی یَجِبُ أن یُنتَظَر فی غَیْبَته و یُطاعَ فی ظهوره و هو الثالث من وُلدی وَالَّذی بَعَثَ محمّداً بالنبوة و خَصَّنا بالإمامَةِ إنه لَو لَمْ یبقَ من الدنیا إلایوم واحدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ ذلک الیومَ حتی یخرُجَ فیه فیملا الارض قِسْطاً و عدلا کما ملئت ظلماً و جوراً.
قائم ما همان مهدی است، کسی که واجب است در غیبتش انتظار او را بکشند و در ظهورش او را اطاعت کنند و او سوّمین از فرزندان من است و سوگند به کسی که محمّد را به نبوّت مبعوث فرمود و ما را به امامت مخصوص گردانید، اگر از عمر دنیا جز یک روز باقی نمانده باشد، خداوند آن روز را به قدری طولانی گرداند تا در آن روز قیام کند و زمین را همچنان که آکنده از ظلم و جور شده باشد، پر از عدل و داد نماید.»(1)
بنا بر حدیث یاد شده، در عصر کنونی و دوران پر تکلیف غیبت، آن که باید مورد انتظار همگان بوده و انتظار او کشیده شود، حضرت مهدیعلیه السلام است. حال این سؤال مطرح میشود که چرا حضرت مهدیعلیه السلام را «منتظَر» گویند؟!
صقربن ابی دلف گوید: از امام جوادعلیه السلام پرسیدم که پس از حسن [امام حسن
1) 13. کمال الدین و تمام النعمه، ج 2، ب 36، ص7، ح 1.
عسکریعلیه السلام ]چه کسی امام است؟ ایشان چنین فرمودند:
«إنَّ مِنْ بعدِالحسن إبنهُ القائمُ بالحَقِ المنتظَر»
فقلتُ لهُ یابن رسول اللَّه لم سُمِّیَ القائم؟
قال: «لأنه یقومُ بعدَ موت ذکره و ارتداد اکثر القائلین بإمامَتِه»
فقلت له؟ ولم سمی المنتظر؟
قال: لأن لهُ غیبة یکثرُ أیامها و یطولُ أمدها فینتظرُ خروجهُ المخلصون و ینکره المرتابون و یستهزی بذکره الجاحدون و ینجوا فیها المُسَلَّمون:
«همانا پس از حسن، فرزندش قائم، به حقّ امام منتظر است.»
گفتم: ای فرزند رسول خدا! چرا او را قائم میگویند؟
فرمودند: «زیرا او پس از آنکه یادش از بین مردم برود و اکثر معتقدین به امامتش مرتد شوند قیام کند».
گفتم: چرا او را منتظَر گویند؟
فرمودند: «زیرا ایّام غیبتش زیاد شود و مدّتش طولانی گردد، مخلصان، در انتظار قیامش باشند و شکّاکان، انکارش کنند و منکران، یادش را استهزاء نمایند و تسلیم شوندگان در آن، نجات یابند.»(1)
آری، رمز اینکه امام مهدیعلیه السلام منتظر نامیده شده در کلام پاک امام معصومعلیه السلام به خوبی بیان شده است. و آن اینکه افرادی مخلصانه در انتظار قیام او و اتمام دوران غیبت طولانیاش هستند و هرگز دست از این عقیده پاک خود نسبت به امامت ایشان برنداشته و همچنان منتظر فرا رسیدن لحظه ظهورش بوده و نیز تسلیم شدگان امر اویند.
1) 14. همان، باب 38، ص 72، ح 3.
اینکه در معنای انتظار، حالت قلبی و یا چشم به راهی، گفته شده است، بسی جای تأمّل و درنگ دارد. و از این معنا دو نوع برداشت متفاوت میتوان کرد. به عبارتی دیگر، دو نوع دیدگاه در مورد «انتظار» مطرح است:
دیدگاه اوّل: این حالت انتظار، انسان منتظر را به عُزلت و انزوا کشانده و باعث میشود تا دست روی دست گذاشته و وضعیت موجود را تحمّل کند و به امید آیندهای روشن، بدون کوچکترین تلاش و تحرّکی برای آماده نمودن زمینه آینده روشن، فقط انتظار بکشد که این نوع انتظار، «انتظاری ویرانگر و منفی» نامیده شده است و این نوع برداشت از انتظار، برداشتی انحرافی است که از نگرش و دیدگاههای افرادی نشأت میگیرد که چند گروهند:
پندار گروه اوّل: عدّهای، انتظار فرج را در دعا کردن برای فرج و امر به معروفها و نهی از منکرهای جزئی منحصر دانسته و بیش از این، وظیفهای برای خود قائل نیستند.
پندار گروه دوّم: گروهی دیگر، حتی امر به معروف و نهی از منکرهایی را که جزء وظایف شرعی انسان است قبول نداشته و معتقدند در دوران غیبت، کاری از آنها بر نمیآید و تکلیفی بر عهده ندارند. آنها نظرشان این است که امام زمانعلیه السلام وقتی ظهور کنند خودشان کارها را حل میکند.
پندار گروه سوم: برخی دیگر بر این باورند که جامعه باید به حال خود رها شده و به فساد، کاری نداشته باشیم تا زمینه ظهور - دنیای پر از ظلم - فراهم آید.
پندار گروه چهارم: عدّهای دیگر انتظار را چنین تفسیر میکنند: نه تنها نباید
جلوی مفاسد و گناهان را گرفت بلکه باید به گناهان هم دامن زد تا زمینه ظهور حضرت حجتعلیه السلام هر چه بیشتر فراهم آید.
پندار گروه پنجم: گروهی دیگر با تفسیر غلط روایات، هر حکومت اسلامی را که به هر شکل در زمان غیبت تشکیل شود، باطل و بر خلاف اسلام دانسته و آن را خلاف شرع میدانند.(1)
دیدگاه دوّم: اینکه انتظار و چشم به راهی، سبب آمادگی و پویایی و حرکت وسیع گردد.
از یک طرف حیات حاضر و کنونی، ظرف تلاش و حرکت به سوی فردا و فرداهاست و از طرفی دیگر، این چنین پویایی، بدون عنصر انتظار ممکن نیست؛ زیرا احتمال معقول، بقا و پایداری و امید به تداوم حیات است که معنابخش زندگی کنونی و تأمین کننده نیروی لازم برای ادامه آن است.
در این نوع برداشت، انتظار، محرّک انسان بوده و گرایش دهنده او به جهت مناسب و سازگار با اصل حیات و اهداف او میباشد و این نوع انتظار به عنوان «انتظار مثبت» شناخته شده است.
طبق دو برداشت یاد شده، انتظار به دو نوع تقسیم میشود: انتظار منفی یا ویرانگر و انتظاری مثبت و سازنده که برای تبیین هر کدام شرح جداگانهای لازم است.
1) 15. صحیفه امام خمینیقدس سره، ج 21 ص 13 - 14، (سخنرانی امام در نیمه شعبان سال 1361 در مورد معرفی برداشتهای مختلف از انتظار بوده است و اینکه بعضیها به حدیث مذکور استدلال کردهاند و تفسیر نا بجایی از آن نمودهاند، در کلام امام مورد نکوهش قرار گرفته.
برخی از مردم، خود را مدّعی انتظار مهدی موعودعلیه السلام میدانند امّا نابخردانه و بدون برپا داشتن عَلَم در برابر ظلمها و فسادهای زمانه خود، از هرگونه مقاومتی سرباز زده و همواره سکون و سکوت را برگزیدهاند. این دسته از افراد با این شیوه نامناسب و نادرست خود، هم در گفتار و هم در عملِ خود، از جمله حامیان دشمناند. خیلی طبیعی و مسلّم است که دشمن هم برای دستیابی به اهداف خود از چنین روشی بهره گرفته تا انتظار، با از دست دادن معنای واقعی و حقیقی خود به طور غیر مستقیم تحریف گردد.
بر این اساس، برداشت مفهومی ارتجاعی و بسته از انتظار که باعث سکون است نه تنها سبب انحراف تمام اعمال انسان میگردد بلکه به ایجاد زمینه برای استثمارگری و تسلّط دشمنان دین بر توده مسلمانان کمک میکند.(1)
بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران - امام خمینیقدس سره - در سخنان خود، هدف دشمنان اسلام را برای قشر مسلمانان، به وضوح مشخص ساختهاند. ایشان میفرمایند:
«اینها از اوّل در ذهن شما مطالبی وارد کردند تا شما را از امور مملکتی منصرف کنند و آنها مشغول کار خودشان باشند و شما هم مشغول دعاگویی باشید. آنها هم، هر کاری که دلشان میخواهد، هر گونه هرزگی که میخواهند بکنند.»(2)
علاّمه شهید مرتضی مطهریرحمه الله نیز در معرّفی و تبیین انتظار ویرانگر فرمودهاند:
برداشت قشری از مردم، از مهدویّت و قیام و انقلاب مهدی موعودعلیه السلام این است که این موضوع، صرفاً ماهیت انفجاری دارد؛ فقط و فقط از گسترش و اشاعه و رواج ظلمها، تبعیضها، اختناقها، حقکشیها و تباهیها ناشی میشود، نوعی سامان یافتن است که معلول پریشان شدن است. آنگاه که صلاح به نقطه صفر برسد، حق و حقیقت هیچ طرفداری نداشته باشد، باطل یکّه تاز میدان گردد، جز نیروی باطل نیرویی حکومت نکند و فرد صالحی در جهان یافت نشود، این انفجار رخ میدهد و دست غیب برای نجات حقیقت (نه اهل حقیقت؛ زیرا حقیقت طرفداری ندارد) از آستین بیرون میآید. علی هذا هر صلاحی محکوم است؛ زیرا هر صلاح، یک نقطه روشن است. تا در صحنه اجتماع نقطه روشنی هست دست غیبی ظاهر نمیشود. برعکس، هرگناه و فساد و هر ظلم و تبعیض و هرحقکشی و پلیدیای به حکم اینکه مقدمه صلاح کلی است و انفجار را قریب الوقوع میکند رواست، زیرا «الغایات تبررالمبادی» (هدفها وسیلههای نامشروع را مشروع میکنند) پس بهترین کمک به تسریع در ظهور و بهترین شکل انتظار، ترویج و اشاعه فساد است.(1)
این نوع برداشت منفی و غلط از مفهوم اصیل انتظار فرج و ظهور حضرت مهدی موعودعلیه السلام در واقع، عاملی مؤثّر برای تعطیلی و کنار گذاشتن احکام و قوانین ناب اسلامی است و به تعبیر استاد مطهریرحمه الله نوعی «اباحیگری» محسوب
1) 18. قیام و انقلاب مهدی از دیدگاه فلسفه تاریخ، ص 54.
میشود(1)و هرگز طبق موازین قرآنی نیست. امام رضاعلیه السلام در این زمینه میفرمایند:
اما یرضی أحدکم أن یکونَ فی بیته ینفِقُ علی عیاله ینتظر أمرنا فإن أدرکه کانَ کمَن شهد مع رسول اللَّه بدراً و ان لم یَدْرکْهُ کان کمن کان مع قائمنا فی فسطاطه هکذا و هکذا. و جمع بین سبابتیه - آیا شیعه ما رضایت نمیدهد که در خانه خود بنشیند و دارایی خود را برای اهل و عیال خود خرج کند و منتظر فرمان ما بماند.
اگر شیعه ما زنده بماند و حکومت ما را درک کند، همطراز کسانی است که در رکاب رسول اللَّهصلی الله علیه وآله به جنگ بدر، رفتهاند و اگر در حال انتظار بمیرد، همطراز کسانی است که با قائم آل محمّدعلیهم السلام قیام میکنند و در سراپرده او مانند این دو انگشت شهادت، در کنار هم مینشینند.(2)
انتظار ویرانگر که معلول و محصول بینشی نادرست درباره تحولات و انقلابات تاریخی است؛ در واقع اسارت بخش و فلج کننده نیروهای مقاوم جامعه است و اگر دیدگاه فردی در مورد این اصل مقدّس بر این اساس شکل گرفته باشد که ظلم را در عالم فراگیر کنیم تا مقدّمات ظهور فراهم گردد و به سکوت در برابر ستم که نوعی همراهی در قیام است، بپردازیم، اینجاست که به هشدار امام رضاعلیه السلام در مورد اینکه خطر مدّعیان دروغین انتظار به مراتب از فتنه دجّال زیانبارتر و آسیب پذیرتر است، پی میبریم. امام رضاعلیه السلام در معرفی این گونه افراد میفرمایند: «إنَّ مِمِّن یَتَّخِذُ مودَّتنا اهل البیت لَمَن هُو أشَدُّ فتنةً علی شیعتنا من الدجّال».
«برخی از کسانی که مودّت و دوستی ما اهل بیت را دستاویز ساختهاند، زیان و فتنه انگیزیشان بر شیعیان ما از دجّال بیشتر است.»(1)
پرسیدند: ای فرزند رسول خدا! به چه مناسبت فتنهشان از دجّال بیشتر است؟ فرمودند: «زیرا با دشمنان ما مهر و مودّت میورزند و نسبت به دوستان ما دشمنی و عدوات مینمایند، هرگاه چنین شد حق و باطل به هم میآمیزند و حقیقت مورد اشتباه قرار میگیرد. [شناخت آن دشوار میشود.] در نتیجه انسان با ایمان از شخص دو چهره باز شناخته نشود.
بحث درباره دجّال، مبحثی دامنهدار و گسترده است، امّا همین قدر باید دانست که دجّال شخصی فریبکار است که در آخرالزمان به منظور انحراف مردم از اصل توحید و حق و عدالت، به فعالیتها و اقدامات مختلف دست زده، و امام مهدیعلیه السلام توطئههای آنها را خنثی مینماید و سرانجام، مسلمانان را بر دجّال پیروز میگرداند و این آخرین مرحله جنگ اسلام و کفر است؛ زیرا رسول اکرمصلی الله علیه وآله فرمودهاند: «والجِهاد ماض مذ بَعَثنی اللَّه أنْ یقاتِل آخِرُ امّتی الدجّال، آخرین جهاد امّت من، جهاد با فتنه دجّال است.»(2)
برداشت غلط از مفهوم راستین «انتظار» خطا و اشتباهی است که منشأ این اشتباه و انحرافِ برداشت، ریشه در عواملی نهفته دارد که این عوامل و راهکارهای رفع آن، بدین قرارند:
1 - کوته فکری و عدم بصیرت به دین
در واقع آنهایی که در دین و احکام آن به تعمّق و تفقّه نپرداختهاند، ناآگاه از فلسفه وضع این قوانین و بیتوجّه به هدف
والای شارع مقدّس از اجرای این احکام، وظایف خود را در چند بُعد جزئی از دین منحصر دانسته و معتقدند که وظیفه ما، فقط دعا کردن است و اگر پا را از آن فراتر نهند، فقط در حدّ امر به معروفها و نهی از منکرهای جزئی اقدام میکنند.
امام خمینیقدس سره اسلام شناس والامقام و آگاه عصر ما که متدّینی راستین و نیز حقیقتجوی مکتب غنی اسلام بودند، در یکی از سخنرانیهایشان اینگونه مسلمانان را به انجام وظیفه شان آگاه میکنند:
ارزش دارد که انسان در مقابل ظلم بایستد و مشتش را گره کند و توی دهنش بزند و نگذارد که این قدر ظلم زیاد شود، این ارزش دارد. این طور نیست که حالا که ما منتظر ظهور امام زمان هستیم پس دیگر بنشینیم در خانههایمان، تسبیح در دست بگیریم و بگوئیم: «عجّل علی فرجه» یا کار شما باید تعجیل بشود، شما باید زمینه را فراهم کنید برای آمدن او و مسلمین را با هم مجتمع کنید همه با هم شوید.(1)
در واقع امام خمینیقدس سره با پیشنهاد این راه حل، نه تنها سدی بزرگ در برابر کج اندیشیهای افراد ایجاد کردهاند بلکه از انتشار این اندیشه غلط در بین مسلمین جلوگیری نمودهاند و حتی خود ایشان به عنوان بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران مسئولیت رهبری مردم را به منظور تحقق هدف والای تحول و انقلاب اسلامی در شالوده نظام مملکت بر عهده داشتهاند تا بدین صورت گامی چند در ایجاد زمینه برای ظهور و نیز اصلاح اجتماع برداشته شود.
2 - انحرافات اخلاقی
عامل دیگری که در دریافت و تلقی نادرست مفهوم انتظار مؤثر است، انحرافات اخلاقی است. افرادی که معتقدند؛ حتّی امر به معروف
1) 23. صحیفه امام خمینی، ج 18، ص 195 - 196.
و نهی از منکر نباید کرد و تکلیفی بر عهدهشان نیست و امام خود هنگام ظهور کارها را حل میکند.
مقام معظم رهبری حضرت آیتاللَّه العظمی خامنهای «حفظه اللَّه»، در ضمن یکی از سخنرانیهایشان به افشاء سوء استفاده نمودن استعمار از معنی انتظار پرداخته و با هشدارهای آگاهانه و کوبنده خود خطاب به مردم ایران چنین میفرمایند: در گذشته سوء استفادههایی از قضیه انتظار شده است، برداشت منفی همان چیزی است که استکبار و استعمار در طول سالهای متمادی کوشش میکردند تا به مردم تزریق کنند، برداشت منفی این است که به مردم بگویید به ما چه که در مقابل ظلم و فساد و کفر و شرارت بایستیم، ما منتظر خواهیم ماند تا امام زمان خودش بیاید و مشکل را حل کند، این برداشت منفی است؛ یعنی سلب مسئولیت نسبت به همه شرارتها و بدیهای موجود در جامعه.(1)
وظیفه مهمّی که بر عهده علاقهمندان واقعی حضرت است - البته پس از اصلاح خود - تلاش فراوان در راه اصلاح دیگران و مبارزه با کجروی ها و فسادها و اهتمام به امر به معروف و نهی از منکر به منظور اصلاح اجتماع است، از این رو باید برای رفع سوء استفاده از مفهوم والای انتظار، به تمامی افراد جامعه هشدار داد که از وظیفه خطیر امر به معروف و نهی از منکر، هرگز غافل نشوند.
بنابراین، بر اساس احساس مسئولیت همگانی، باید در برابر فسادها و ناهنجاریها ایستاد و سکوت را شکست و حتی در موقعیّت مناسب، پرخاش ک
1) 24. جان جانان، ص 100.
رد و از سرزنش دیگران نهراسید. کسانی که خود را از صحنه اجتماع کنار کشیده و میگویند: ما به خیر و شر دیگران کار نداریم و تنها به این بسنده میکنند، که خود را دوستدار حضرت ولی عصرعلیه السلام میدانند، به وظایف خود در زمان غیبت عمل نکردهاند و جزو منتظران واقعی آن حضرت به حساب نمیآیند،(1)هر چند روزی صدها مرتبه بگویند: «اللّهم عجّل لولیّک الفرج.»
در جایی که هدف تمام انبیاء و اولیاء و ائمه معصومینعلیهم السلام اصلاح جامعه و مبارزه با فساد و ترک گناه بوده است، آیا میتوان تصوّر کرد که انسانی خود را مسلمان و عاشق حضرت مهدیعلیه السلام بداند و برای اصلاح جامعه تلاش نکند؟ برای هیچ مسلمانی پذیرفتنی نیست که گناه و انحراف و مخالفت با امام را ببیند و مهر خاموشی بر لب زده و گوشه عزلت بنشیند.
3 - انحرافات سیاسی
یکی دیگر از عوامل اثر گذار در کج فهمی نسبت به مفهوم انتظار انحرافات سیاسی است؛ این نوع انحراف بیشتر مربوط به افرادی است که وجود دنیایی پر از ظلم و فساد را مقدمه ظهور و جزء جدا نشدنی زمینه قیام امام میدانند.
پیروان چنین نظریّهای، جهان پر از ستم را به عنوان مقدمه فرج قبل از ظهور دانسته و معتقدند با آن نمیتوان مبارزه کرد و علّت آن به توجیه نادرست روایاتی که از ظهور امام خبر میدهد، بر میگردد. البته دلیل دیگری که میتوان برای آن ذکر کرد این است که آنها به روایاتی که شیعیان را به صبر و شکیبایی وا میدارد و از قیام
1) 25. در انتظار خورشید ولایت، ص 136.
مسلحانه قبل از ظهور امام عصر، نهی کرده استدلال نمودهاند بر این مبنا که: تلاش برای تشکیل حکومت اسلامی قبل از ظهور موعود امری بی ثمر و ناموفق است.(1)
امام خمینیقدس سره، اندیشمند فهیم و قهرمان مبارزه با کج اندیشیها، در ضمن بیانات آگاه کننده خویش - در این زمینه - چنین فرمودهاند:
اگر روایتی بگوید که نباید نهی از منکر کرد، این را باید به دیوار زد. این گونه روایت قابل عمل نیست و این نفهمها [توجیه کنندگان نادرست از مسئله انتظار ]نمیدانند چه میگویند، این از مصیبتهایی است که به مسلمانان وارد شده است و سیاستهای خارجی دامن به آن زده، برای چاپیدن اینها و برای از بین بردن عزت مسلمین و باورشان هم آمده است، خیلیها شاید الان هم باور کنند حکومت نباید باشد و زمان حضرت صاحب باید بیاید، حکومت و هر حکومتی در غیر زمان حضرت باطل است؛ یعنی هرج و مرج بشود، عالم به هم بخورد تا حضرت بیاید، درستش کند. ما درستش میکنیم تا حضرت بیاید، ان شاء اللَّه خداوند اصلاح کند اینها را.(2)
اگر تنها راه چاره برای مقابله با انحرافات اخلاقی که به برداشت سوء انتظار منجر میشود، تقوا در مقابل هوا و هوس است، بهترین و کارسازترین راه برای مقابله با انحرافات سیاسی، داشتن علم و بصیرت در حوزه سیاست و اجتماع، برای تشخیص دوستان و دشمنان و روشن شدن عملکرد سیاست بازان است.
4 - عدم نیاز به زمینه سازی ظهور
یکی دیگر از عواملی که در فهم غلط
مفهوم انتظار، دخیل است، عبارت است از توهّم اینکه امام زمانعلیه السلام کارها را به وسیله اکراه یا اجبار یا فقط از طریق معجزه انجام داده، پس نیاز به مقدمات و ایجاد زمینه نیست.
این دیدگاه انحرافی، نتیجه غافل شدن از این امر است که برنامه قیام امام مهدیعلیه السلام مثل برنامه قیام همه انبیای الهی از راه بهرهگیری از اسباب طبیعی انجام شده و هیچگاه اعجاز، تشکیل دهنده اساس آن نیست، معجزات در روند برنامه اصلاحی و رهبران آسمانی - جز در موارد استثنایی - دخالت نخواهد داشت. آیةاللَّه مکارم شیرازی در کتاب خود چنین آوردهاند که: «معجزه استثنایی است منطقی در نظام جاری طبیعت؛ برای اثبات حقّانیت یک آیین آسمانی نه برای اداره همیشگی نظام جامعه. این کار تنها باید بر محور قوانین طبیعت صورت گیرد.»(1)
به طور کلّی، ایجاد نظام جهانی بر مبنای عدل، باید آن چنان وسیع، گسترده و همگانی باشد که قسمت عمده برنامههای اصلاحی را با «خود آگاهی» و «خودیاری» مردم اجرا کند و زنده کردن روح «خود آگاهی» و «خود باوری» عمومی در سطح جهان، نیازمند نیرومندترین مراکز فرهنگی و وسایل ارتباط جمعی و... است که هیچ کدام از اینها بدون پیشرفتهترین وسایل صنعتی ممکن نیست.
بنابراین اگر قرار است همه کارها با «معجزه» تحقق پذیرد وجود چنین نظامی بدون وسایل پیشرفته صنعتی قابل تصور بوده ولی مگر اداره زندگی مردم جهان با معجزه ممکن است؟
5 - عدم نیاز به اصلاح جامعه
توهّم اینکه چون غیر از امام معصومعلیه السلام هیچ
1) 28. حکومت جهانی مهدی، آیت اللَّه مکارم شیرازی، ص 83 - 82.
کس نمیتواند همه تباهیها را به صورت کامل رفع نماید و تمامی صلاحها را در همه ابعاد و زمینهها حاکم سازد پس نباید دست به اصلاح زد.
نتیجه طبیعی این توهم، کوتاهی نمودن در یاری امام زمانعلیه السلام و حتّی کمک به مقاصد دشمنان میباشد و چنین عاملی ریشه در ناآگاهی از وظایف دینی افراد در عصر غیبت و نیز درک نادرست مفاهیم عمیق مذهبی دارد و میتوان گفت: اگر اصلاح، به طور کامل مقدور و میسّر نیست، اصلاح آن مقداری که در حد توان است از تکلیف انسان ساقط نشده است.
6 - ترویج و اشاعه فساد در جامعه
عدّهای با برداشت سوء خود از «معنای انتظار» بهترین کمک به تسریع در ظهور و بهترین شکل انتظار را ترویج و اشاعه فساد میدانند.
در پاسخ به چنین افرادی با این نوع نگرش چنین میتوان گفت:
این دیدگاه از نظر دین، اشتباه است؛ همان طور که حکومت حضرت مهدیعلیه السلام ریشه کن کننده ظلم و جور و بر پا کننده عدل و نهی از قلدری و قساوت است، راه پیدایش این مقصود نیز باید چنین باشد، از ظلم و جور دور و از قساوت، قلدری، دروغگویی و ریاکاری بر کنار باشد. قداست مجوز گناه نیست؛ گناه جز به گناه نمیافزاید و با ستم نمیشود عدل را به پا کرد و با این عقیده نمیتوان دادگری نمود.(1)
7 - عدم فهم صحیح روایات
یکی دیگر از عوامل عدم فهم صحیح از روایاتی که ظلم و جور آخرالزمان را طرح و این برداشت اشتباه را میکنند این است
1) 29. راه مهدی، ص 87.
که به فساد و تباهی کاری نباید داشت و میبایست موضع بی طرفی رادر قبال آن برگزید و یا حتی دیگران را به گناه فرا خواند.
برای رفع شبهه یاد شده - وجود ظلم فراگیر - ذکر این نکته ضروری است که: لازم نیست همگان ظالم یا فاسد شوند. نگاهی کوتاه و گذرا به جهان نشان میدهد که ظلم عالم را فرا گرفته است؛ عدّهای ظالمند و بسیاری از افراد هم مظلوم. علاوه بر آن هیچ منافاتی ندارد که در کنار این ظلم و جور، دوستان و چشم به راهان آن حضرت، با زمینه سازی مثبت و آینده ساز، در اندیشه مقدمه چینی برای انقلاب جهانی او باشند. بنابراین باز هم ظلم و فساد به صورت نسبی در جهان شیوع دارد.
شیخ صدوقرحمه الله حدیثی از امام صادقعلیه السلام نقل کردهاند که ایشان میفرمایند:
عنالصادقعلیه السلام: «إنّ هذا الأمرواللَّه لایأتیکم حتی یشقی من شقی و یسعد من سعد.»(1)«به خدا سوگند، این امر (فرج) بر شما در نیاید تا آنکه شقی، بدبخت و سعید نیکبخت گردد.» [هر کدام به نهایت کار خود برسند].
سخن در این است که گروه شقاوتمندان و سعادتمندان، هر کدام به نهایت کار خود برسند نه اینکه سعادتمندی در کار نباشد و فقط اشقیاء به منتها درجه شقاوت برسند. از سویی دیگر بدیهی است که آیات و روایات، ما را به مبارزه با ظلم و ستم فرا خواندهاند، پیامبر گرامی اسلامصلی الله علیه وآله فرمودهاند:
قال رسول اللَّهصلی الله علیه وآله: «یکونُ فی آخرالزمان قوم یعملون المعاصی و یقولون: إنّ اللَّه قد قدَّرها علیهم الرّادّ علیهم کشاهِرِ سیفه فی سبیل اللَّه، در آخرالزمان،
1) 30. علل الشرایع، ج 2، ب 33، ص 22، ح 32.
گروهی معصیت میکنند و میگویند: خدا سبب آن شده [کنایه از جبر ]کسی که اینها را رد کند مثل کسی است که در راه خدا شمشیر کشیده است.»(1)
عامل دیگری که در دستیابی به مفهوم سکون و سکوت از اصل مقدّس انتظار، نقش دارد؛ جدایی دین از مسایل سیاسی است. سیاست بازان که به دنبال سکون و رکود جوامع اسلامی هستند، با عدم فهم صحیح و وارونه معنا کردن روایاتی همچون «بطلان هر عَلَمی قبل از ظهور»(2)زمینه سازان دیدگاهی هستند که: «هر اقدامی به منظور تشکیل حکومت در عصر غیبت خلاف شرع است.»
برای رفع این عامل خطرناک و به منظور ارائه پاسخ به تمامی کسانی که طرفدار چنین نظریهای هستند و نیز در مورد بطلان هر عَلَمی قبل از ظهور، گفتنی است که این روایات از روش برخورد فقها با سایر روایات مستثنا نیستند، پس باید آنها را بر قرآن، روایات و عقل عرضه کرد تا درستی یا نادرستی آنها معلوم گردد؛ حتی در روایات آمده اگر روایتی مخالف صریح آیات قرآن بود، باید کنار نهاده شود؛زیرا که جعلی است.
به هر حال آنچه آیات، روایات و عقل به آن رهنمون میشوند، بطلان همه قیامها، فعالیتها و جریانهای قبل از ظهور نیست؛ بلکه منظور، قیام عَلَمی است که به نام حضرت مهدیعلیه السلام میباشد بدین معنا که؛ هر کس عَلَم بلند کند به نام
1) 31. بحارالانوار، ج 5، ب 1، ص 46، ج 75.
2) 32. بحارالانوار، ج 52، ب 22، ص 143: عن ابی عبداللَّهعلیه السلام: کلُّ رایة تُرفَعُ قبل قیام القائم فصاحبها الطاغوت یعبد من دون اللَّه عزو جل: هر پرچمی که قبل از قیام قائم برافراشته شود، صاحب آن طاغوت است که بنده غیر خداست.» (منظور پرچمی است که به نام امام افراشته گردد. شرح بیشتر این حدیث در متن کتاب موجود است.
مهدیعلیه السلام و به عنوان مهدویت، قیام نماید. باطل است نه هر قیامی، چنان که قیام زید و امثال آن در تاریخ اسلام و روایات اهل بیتعلیهم السلام به طور کامل مورد تأیید واقع شدهاند.(1)به عنوان نمونه در روایتی امام محمّدباقرعلیه السلام کشتگان مبارز قبل از ظهور را شهید مینامند. ایشان میفرمایند:
عن الباقرعلیه السلام: «فمات منکم میت قبل أن یخرج قائمنا کان شهیداً»؛ «پس هرکس از شما قبل از اینکه قائم ظهور کند، بمیرد شهید است.»(2)
علاوه بر ارائه پاسخهایی به منظور رفع شبههها در مورد انتظار، راهکارهای دیگری نیز برای رفع این سوء تفاهمها وجود دارد که عبارتند از: پیروی از علماء راستین که مصداق نوّاب عام امام زمان هستند، به حاشیه راندن تفکرات متحجّر و جمودگرا و همچنین تلاش و روشنگری علماء و اندیشمندان در حوزه دینی و سیاسی و اجتماعی.
نوع دیگری از انتظار که در واقع نگرش صحیح نسبت به امر مقدّس انتظار است؛ انتظار سازنده یا همان انتظار مثبت است که تعهدآور، مسئولیت آفرین، نیرو بخش و به حرکت در آورنده میباشد.(3)
با کمی دقت در مییابیم که مفهوم راستین و واقعی انتظار عبارت است از: حرکت و تلاش سازش ناپذیر در جهت مبارزه با ظلم و ظالم به منظور زمینه سازی حکومت جهانی اسلام و ظهور حضرت مهدیعلیه السلام.
این مفهوم راستین دارای سه معنای تدریجی است که عبارتند از:
1 - فرج و گشایش که همچون نقطه روشنی است که انسان با انتظار به آن سو حرکت میکند، پس حرکت باید به سوی نقطه معینی باشد؛ یعنی به آن سویی که از طرف خدا ترسیم شده است. پس انتظار فرج، روشنی بخش دلها با نور امید است؛ امید به رفع ظلم و تلاش در جهت ریشه کن نمودن آن، نه سکون و سکوت در برابر ستمگریهای موجود در جامعه.
در حقیقت انتظار فرج، درمان کننده مشکل یأس است و شیعیان همیشه مخالف ستم بوده و ذکر همیشگی شان در هنگام مقاومتها «یا حجة بن الحسن و یا مهدی» است به عنوان نمونه؛ زمانی که رژیم صهیونیستی برای ماندن در جنوب لبنان آمده بود تا به اشاعه فساد و تجاوز به ناموسها بپردازد، شیعیان به امام مهدیعلیه السلام روی آورده و اسلحهها را به سوی متجاوزان نشانه گرفته و سرانجام پیروز شدند. پس علّتی که وادار کننده همیشگی شیعه برای ستیز با دشمنان است، انتظار فرج میباشد و اگر شیعه انتظار فرج را به طور کامل درک کند هیچ گاه، مظلومی باقی نمیماند؛ زیرا شیعیان در این صورت، ظلم را نپذیرفته و خداوند آنها را پیروز میگرداند.(1)
2 - در مفهوم دوّم انتظار فرج سازنده، توجّه ما به سوی مرکز فرماندهی و ولایت الهی؛ یعنی امام مهدیعلیه السلام است. این امر در رهبری معنوی؛ یعنی مرجعیت بازتاب یافته و اینکه رهبر مذهبی مسلمانان به ویژه شیعیان باید از بین پارساترین
1) 36. امام زمان آرزوی بشریت، ص 102.
و نزدیکترین افراد به ارزشهای الهی انتخاب شود به این دلیل است که افرادی مثل علاّمه انصاری، سید طباطبایی، آیةاللَّه سیدابوالحسن اصفهانی و...به عنوان رهبران شیعه، رو به سوی قله والاتری داشتهاند که آن قله امام مهدیعلیه السلام است و ما این قله بلند و متکامل را«انتظار فرج» مینامیم. چون انتظار فرج به معنای واقعی و اصیل خود، ما را وادار به حرکت به سمت قلههای روشن و اُفقهای دور دست میکند.
3 - مفهوم عمیقتر انتظار فرج این است که ما چون دوستدار امامیم باید آن طور که مورد پسند امام است زندگی کنیم و با یافتن الگویی مناسب - که جستجوی الگوی مطلوب از جمله اصیلترین صفات بشر است - میتوانیم نفس خود را به نمونه کوچکی از آن الگوی برتر، دگرگون ساخته و این الگوی مناسب که ارزشهای والا در او تجسم یافته، امام مهدی (روحی فداه) است؛ از این رو در انتظار ظهور او بوده و سعی میکنیم، با تهذیب نفس و سایر آمادگیها، اعمال خود را مورد رضایت امام قرار دهیم و این معنای والا و حقیقی انتظار فرج است.
پس برداشت واقعی انتظار، فراهم آوردن زمینههای ظهور از طریق ظلم ستیزی به مقدار توان و نیز آمادگی برای ظهور حکومت است که نشانگر سازندگی انتظار میباشد. در این نگرش فرد باید عالم را برای آمدن حضرت مهیّا کند نه تنها به انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر بپردازد بلکه به دنبال تشکیل حکومت صالح و حفظ و حراست از کیان اسلامی نیز باشد. امام خمینی قدس سره در این زمینه میفرمایند:
البته پر کردن دنیا از عدالت، این را ما نمیتوانیم بکنیم، اگر میتوانستیم میکردیم...اگر ما بتوانیم جلوی ظلم را بگیریم تکلیفمان است ضرورت اسلام
و قرآن است... باید چنین کنیم.... فراهم کنیم کار را. فراهم کردن اسباب این است که کار را نزدیک کنیم. کاری کنیم که عالم مهیا شود برای آمدن حضرت.(1)
آری! این است مفهوم مکتبی نهضت انتظار که شیعه تا زمان ظهور باید همچنان مردمانی انقلابی، اهل نهضت و مقاومت و دفاع در برابر زورگویان باشند و همه اینها مربوط به درک مفهوم صحیح انتظار است.
آن عدّه از آیات قرآن که ریشه این اندیشه است در مقابل برداشت منفی انتظار میباشد؛ بدین معنا که ظهور حضرت مهدیعلیه السلام حلقهای از حلقههای مبارزه اهل حق و اهل باطل است که منجر به پیروزی نهایی اهل حق میگردد.
سهیم بودن فرد در این سعادت و نیز طی کردن عصر غیبت و دوران انتظار، طبق رضایت الهی، وابسته به این است که فرد به طور عملی در گروه اهل حق باشد.
از جمله آیاتی که به این موضوع اشاره دارد، آیه زیر است:
«وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُم فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَی لَهُمْ وَلَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لَا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً»؛
خدا به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند، وعده داده که حتماً آنان را در این سرزمین جانشین (خود) قرار دهد. همان گونه که کسانی را که پیش از آنان بودند، جانشین خود قرار داده و آن دینی را که برایشان پسندیده است، به
1) 37. صحیفه امام خمینی، ج 20، ص 96 - 97.
سودشان مستقر کند و بیمشان را به ایمنی مبدّل گرداند. تا مرا عبادت کنند و چیزی را با من شریک نگردانند.(1)
آنچه از ارتباط این آیه با انتظار فهمیده میشود، این است که: مهدی موعود مظهر نویدی است که به اهل ایمان و عمل صالح داده شده است، نه فقط مظهر پیروزی نهایی اهل ایمان، که در کنار آن، اهل عمل صالح یا شایسته کاران آمده است.(2)(عملوا الصالحات)
بنابراین، انتظار از عمل - طبق نوید قرآن بهمؤمنان اهلعمل صالح - هرگز جدا نیست.
انتظار در فرهنگ متعالی اسلام، به ویژه در مکتب گرانسنگ تشیّع از جایگاه ویژهای برخوردار است و در مباحث مهدویّت، درخشندگی خاصی دارد. مجموعه روایاتی که از «انتظار» سخن گفتهاند، به دو دسته کلی تقسیم میشود.
دسته نخست: روایاتی است که به انتظار فرج و گشایش، به صورت عام و کلی اشاره کرده است، گر چه مصداق کامل و تام آن «فرج عمومی» در سطح جهان با ظهور حضرت مهدیعلیه السلام نیز هست ولی هر گشایشی را شامل میشود.
دسته دوّم: روایاتی که در خصوص فرج قائم آل محمّدعلیه السلام و ظهور آخرین مصلح جهانی و موعود است.(3)
در روایات دسته اوّل، از انتظار با تعبیرات متفاوتی یاد شده است و روایات دسته دوّم، بیشتر به وظایف انسان منتظر، اشاره دارد. امّا به هر حال آنچه در این مبحث مد نظر ماست، پرداختن به مفهوم واقعی انتظار و معرفی شدن آن از دیدگاه روایات است.
اکنون این پرسش مطرح میشود که: از بین دو نوع انتظار (ویران گر - سازنده) کدام مورد مقصود پیشوایان دینی است؟
اگر به متون روایی، نگاهی اجمالی داشته باشیم، در مییابیم که خیلی صریح و واضح با ارائه تصویری مناسب از انتظار، خط بطلان روی برداشت نخست (انتظار ویرانگر) کشیده حتی برای اینکه هرگز معنای غلط آن در اذهان مخاطبان خطور نکند، انتظار را «عمل» معرفی کردهاند نه حالت و این یک قاعده منطقی است که فردی که توانایی تحمل وضعیت فعلی و موجود را ندارد منتظر گشایش بوده و با عمل، خود را برای آن آماده میکند و بیکار نمینشیند.
بنابراین، برداشتهای ناقص و نادرستی که درباره مسأله انتظار در برخی از اذهان وجود دارد تنها با مطالعه گفتار معصومینعلیهم السلام و منابع معتبر اسلامی اصلاح میشود و آن وقت بر این گونه افراد که پنداشتهاند، انتظار به معنای خاموشی، گوشه نشینی و سکوت است معلوم خواهد گشت که چنین نمیباشد زیرا کسی که منتظر است بی تفاوت و بی خیال نیست. حضرت یعقوب منتظر حضرت یوسف بود امّا بیکار ننشست و به فرزندانش گفت: «ای پسران من بروید، از یوسف و برادرش جستجو کنید و از رحمت خدا نومید مباشید.»(1)
1) 41. سوره یوسف، آیه 87.
پس انتظار، نه احتراز و گوشهنشینی و نه نفی اعتراض به طاغوتهاست؛ زیرا اینها حالت روحی و روانی محض هستند بلکه انتظار، عمل و اقدام، حرکت و تکاپوست که در روایات هم بدان اشاره شده است.
آنچه از گفتهها و توصیههای رهبران اسلام یعنی امامان معصومعلیهم السلام در زمینه انتظار وجود دارد، نشان دهنده بعد عملی و گشودن دست عمل به دنبال جنبه ذهنی آن است. اسلام میخواهد که انتظار، جنبه عملی به خود بگیرد و انسان منتظر علاوه بر حالت درونی انتظار و چشم به راهی لحظه به لحظه، از عمل و اقدام غافل نماند و حتی در روایتی که از رسول اکرم صلی الله علیه وآله نقل شده، انتظار به عنوان عمل و حتی برترین عمل معرفی گشته است. رسول مکرّم اسلام چنین فرمودهاند:
«أفضل اعمال أمتی انتظار الفرج من اللَّه عزّو جل»؛
«برترین عمل امّت من، انتظار فرج از جانب خدای بلند مرتبه است».(1)
روایت معروف دیگری که از پیامبر عظیمالشان اسلام نقل شده این است که:
«افضل الاعمال أحمزها»؛ «برترین اعمال سختترین آنهاست».(2)
نتیجهای که از این دو حدیث به دست میآید آن است که انتظار تنها انگیزه و حالت درونی نیست بلکه عمل محسوب شده و حتی تعبیر «برترین اعمال در مورد آن به کار رفته و ارتباط تنگاتنگ آن با حدیث دوّم نشان میدهد که انتظار از جمله دشوارترین تکالیف شرعی بوده و برتری آن در سخت بودن انجام آن و بُعد
عملی یعنی وظایف منتظران نهفته است و به همین دلیل به عنوان، برترین عمل مؤمن هم از آن یاد شده است.
تعبیر ارزشمند دیگری که در کلام معصومینعلیهم السلام در مورد انتظار به کار رفته، برترین عمل مؤمن است که از بیان امام علیعلیه السلام روایت شده است:
«افضلُ عملِ المؤمن انتظارُ الفرج». «بهترین کار مؤمن انتظار فرج است.»(1)
برای درک صحیح مفهوم این عمل پر فضیلت (افضل عمل)، دانستن خاستگاه این عمل ضروری است. که به ذکر حدیثی از رسول گرامی اسلام، استناد میکنیم:
«نیَّةُ المؤمن خیرٌ من عمله، نیّت مؤمن از عمل او بهتر است.»(2)
در حدیث مذکور، نیّت، برتر از عمل شمرده شده و قصد ذهنی مقبول است که دو شرط اساسی را داشته باشد یکی اینکه: به منظور کسب رضایت الهی باشد و دیگری که شرط برتر و مهمتری است آن است که قصد ذهنی صرف نباشد بلکه منجر به عمل شود که اخلاص و رضایت الهی و قصد تقرّب در آن موج بزند. زیرا نیّت انسان همّت او را ساخته و هم توفیقات و امدادهای الهی را به اندازه همّتش شامل حال او میکند چنانچه در حدیثی آمده که امیرالمؤمنین علیعلیه السلام فرمودهاند:
«عَلی قَدرِ النیّةِ تکونُ مِنَ اللَّه العَطَیِة عطایای الهی به اندازه نیّت شامل حال فرد میشود».(3)یعنی هر که نیتّش عالیتر باشد، عطایای الهی در حق او بیشتر و هر قدر نیّت فرد پست باشد، توفیق الهی کمتر خواهد بود. از طرفی دیگر شخصیّت هر فرد متناسب با نیّتها و همّتهایش شکل میگیرد.
بنابراین، برای درک رابطه آرزوها و همّت فرد، میتوان به شاکله افراد اشاره کرد. در واقع شاکله هر انسانی با آرزوهای او اثر متقابلی در یکدیگر دارند. قرآن کریم میفرماید: «کلٌّ یَعْمَلُ عَلی شاکِلتِه: هر کس بر اساس ساختار (روانی - بدنی) خود عمل میکند.»(1)
منظور از شاکله، همان شخصیت روحی فرد و نیّت انسان است که اعمال انسان برخاسته از آن میباشد.(2)پس شکلگیری شخصیت هر انسانی، متناسب با نیتهای اوست و چون آرزوهای افراد بر اساس شاکله و شخصیت روحی آنها است و از طرفی آرزوها در نیّت و نیّت در همّت مؤثر است بنابراین شاکله هر فرد متناسب با نیّات و همّتهای اوست.
با توجه به مقدمات و عبارات گفته شده در مییابیم که رابطه متقابلی بین شخص منتظر و آرزوهایی که به جهت انتظار امام عصرعلیه السلام مطرح است وجود داشته و اینگونه میتوان پی به عظمت انتظار ببریم.
اگر از مؤمنی که برای ظهور مولایش لحظه شماری میکند و انتظار میکشد، بزرگترین آرزویش پرسیده شود، به طور قطع و مسلّم، اوّلین چیزی که مطرح میکند، این است که خدا توفیق درک ظهور را به او عطا کند. کسی که سوز انتظار حضرت بقیةاللَّه الاعظم (روحی فداه) قلبش را تحت تأثیر قرار داده، آرزوی او مربوط به خود یا نزدیکانش نیست زیرا او محبوبی از امام نزدیکتر ندارد و از این رو بزرگترین آرزویش مربوط به برترین معشوقش است.
هر چه قدر انتظار بیشتر باشد این حالت در او شدّت بیشتری یافته تا آنجا که آرزوی یاری امام و پیوستن به ایشان همچون روحی در کالبد اعمالش جریان پیدا میکند. از همین روست که انتظار فرج پر فضیلتترین عمل شمرده شده است. و این امر تمام آرزوهای فرد را در بر گرفته و همین حالت روحی و آمادگی از بالاترین کمالات مؤمن در عصر غیبت است؛ زیرا که با یاد و عشق امامش زنده است و همه اعمالش به این سو و جهت هدایت مییابد.(1)
برای درک هر چه بیشتر عظمت انتظار، ذکر این مطلب ضروری به نظر میرسد که انتظار در برخی روایات نه در ردیف فروع دین بلکه در شمار اصول و قواعد اساسی دین قرار گرفته است و همین امر بیانگر عظمت انتظار امام زمانعلیه السلام است.
در حدیثی ابوبصیر از حضرت صادقعلیه السلام نقل میکند که ایشان روزی چنین فرمودند: «ألا أخبِرُکم بما لایقبل اللَّه عزّو جّل من العباد عملاً إلا به»؛ «آیا شما را خبر ندهم به آنچه خدای عزّو جّل هیچ عملی را از بندگان جز به سبب آن نمیپذیرد.»
ابوبصیر عرض میکند: بله بفرمایید. آن گاه حضرت چنین توضیح میدهند:
«شَهادةُ أن لا إله إلا اللَّهُ و أنَّ محمّداً عبدُهُ و رسولُهُ وَ الاِقرار بِما أمراللَّه وَالولایَةُ لَنا والبَراءَةُ من أعدائنا، - یعنی الائمة خاصّة - والتسلیم لهم والورع والاجتهادُ والطّمَأنینة وَالانتظارُ للقائمعلیه السلام.
گواهی دادن به توحید پروردگار و اینکه حضرت محمّدصلی الله علیه وآله بنده و فرستاده اوست و اقرار به آنچه خداوند دستور فرموده و ولایت ما و بیزاری جستن از دشمنان
1) 49. سلوک منتظران، ص 264 - 268.
ما«ائمهعلیهم السلام» است. و تسلیم شدن نسبت به ایشان و ورع و کوشش [در راه عمل به شرع ]و طمأنینه و در انتظار حضرت قائم بودن.(1)
هر عمل دینی برای آنکه عبادتی مقبول در پیشگاه خدای متعال تلقی شود، باید شرایطی داشته باشد که بخش عمده آن به شخص عمل کننده مرتبط است. و اینها همان اموری است که به عنوان دین صحیح و مطابق خواست خداوند است. پس قبل از انجام هر عملی باید دینی که شرط پذیرفته شدن همه اعمال است بشناسیم و انتظار، یکی از این شرایط است.
انتظار، در کنار شهادت به توحید (شهادة أن لا اله الا اللَّه) و ایمان به پیامبر (و أن محمّداً عبده و رسوله) و اقرار به آنچه امر فرموده (شاید منظور دستورات الهی در قرآن است) و اقرار به ولایت (وَالوِلایه لنا) آمده که نشانه اساسی بودن اصل انتظار است.
دین اسلام بدون انتظار قائمعلیه السلام ناقص مانده چنانچه اگر ولایت امام علی نمیبود ناقص مانده بود، پس همان طور که اعلام ولایت امیرالمؤمنین علیعلیه السلام باعث تکمیل دین و اتمام نعمت الهی و رضایت خدا نسبت به اسلام است؛ انتظار حضرت مهدی، نیز موجب کمال دین است زیرا که خدا دین بی ولایت را نمیپذیرد، چنانکه ولایت بی انتظار، را نمیپذیرد و این خود به این معناست که خدا دین بی انتظار را نمیپذیرد و به همین دلیل امام صادقعلیه السلام همه آن اصول را تحت قبولی اعمال مطرح کردهاند.
1) 50. بحارالانوار، ج 52، سوم، ب 22، ص 140، ح 50. و غیبت نعمانی، ب 11، ص292، ح 16.
امام باقرعلیه السلام نیز از مضمونی شبیه به آنچه ذکر شده عنوان کرده و میفرمایند: «الدّین الذی یقبلُ اللَّهُ فیه العمل: دین بر اساس آن (اصول) عمل بندگانش را میپذیرد».
آنگاه اصول آن را چنین برشمردهاند: «شهادةُ أن لا اله الا اللَّه وحدهُ لاشریک له و أنَّ محمّداً عبده و رسوله و تُقرُّبها جاء من عنداللَّه والولایة لنا اهل البیت والبراءةُ من عَدُوّنا والتسلیم لِأمرِنا والورعِ والتواضع وَإنتظار قائمنا فإن لنا دولة إن شاءاللَّه جاء بها»(1)
در مجموع میتوان چند نکته در خور تأمل در حدیثی که انتظار همردیف اصول دین آمده یافت:
1 - انتظار یکی از پایههای اساسی دین مورد قبول خداوند را تشکیل میدهد.
2 - قرار گرفتن انتظار حضرت مهدیعلیه السلام در کنار شهادت به توحید و نبوّت و ولایت، حاکی از شدّت اهمیّت و اعتبار آن در نزد خداوند است.
3 - خدا بر اساس مجموعه اصول مذکور است که اعمال بندگان را میپذیرد. پس اگر نقصی از ناحیه هر یک از اصول پیش آید مقتضی برای قبولی اعمال حاصل نخواهد گشت و بر اساس همین نکته است که میتوان گفت: هیچ عملی را از بنده غیر منتظر نمیپذیرد.
4 - آمدن دو اصل پرهیزکاری و سخت کوشی (ورع و اجتهاد) هم ردیف با انتظار قائمعلیه السلام علاوه بر تصریح به جداییناپذیر بودن «انتظار و ورع» و «انتظار
1) 51. اصول الکافی، ج 2؛ کتاب الایمان والکفر، باب دعائم الاسلام، ص 22، ح 12. الامالی ص 179، ح 299.
و اجتهاد» به کامل نبودن دین بدون آن دو نیز دلالت دارد، همان طور که به عدم قبول انتظار بدون آن دو اشاره میکند.(1)
اینکه در نهایت حکومت روی زمین به دست امام زمانعلیه السلام خواهد رسید حاکی از حکمت انتظار، است که دولت پایدار جهانی اهل بیتعلیه السلام به دست امام عصرعلیه السلام و به اراده خدا عملی خواهد گشت و در آن همه اهداف پیامبران تعالیم قرآن و اهل بیت تحقق خواهد یافت و همه اینها نشان از عظمت انتظار فرج دارد که شایسته است مسلمان موحد چشم انتظار آن باشد. زیرا انتظار از اصول اساسی دینش به شمار میآید.
در روایات امامان معصومعلیهم السلام انتظار نه تنها عمل و حتی برترین عمل بلکه به عنوان محبوبترین عمل نیز شمرده شده است. حدیث زیر به همین موضوع اشاره میکند: «سئل عن علیعلیه السلام رجل أیُّ الأعمال أحَبّ إلی اللَّه عزّوجلّ قالَ علیعلیه السلام انتظار الفرج:
مردی از امام علیعلیه السلام پرسید: محبوبترین عمل نزد خدای بلند مرتبه کدام است؟ امام علیعلیه السلام فرمودند: «انتظار فرج».(2)
در حدیث یاد شده محبوبترین عمل تعبیر فخیم دیگری است که در مورد انتظار امام زمانعلیه السلام به کار برده شده است. گر چه به ظاهر در ترجمه این حدیث شریف، فرقی بین دو تعبیر «الی اللَّه» و «عنداللَّه» نیست، یعنی در هر صورت میتوان آن را «در نزد خدا» معنی کرد، امّا بعید نیست که واژه «الی» که در اصل به معنای - به سوی و به جهت و به اطراف استعمال میشود، در اینجا نیز حاکی از عنایتی خاص
است که با حکمت و دقتی که در فرمایش معصومینعلیهم السلام نهفته است میتواند نشان دهنده حرکتی با سمت و سویی الهی باشد.
این حدیث نه تنها از کلام امام علیعلیه السلام نقل شده بلکه از پیامبر گرامی اسلامصلی الله علیه وآله نیز منقول است ایشان میفرمایند: «احب الاعمال إلی اللَّه عزّوجلّ انتظار الفرج؛ محبوبترین عمل نزد خدای بلند مرتبه انتظار فرج است».(1)
به عبارت دیگر وقتی پیامبر خدا که زبان صدق خداوندی است و امیرالمؤمنین علیعلیه السلام که امیر بیان است هر دوی این بزرگوار به جای «احب الاعمال عنداللَّه» عبارت «أحب الاعمال الی اللَّه» را در مورد انتظار به کار میگیرند، گویا به حرکت آفرینی انتظار، نظر دارند. و در جهت معرفی نمودن انتظار به عنوان عامل پویایی و رشد الی اللَّه و پشتوانه حرکت به سوی خدا بودهاند.
بنابراین «انتظار فرج» حرکت و تلاش است و با بی هدفی و سکون و تن آسایی سازگاری ندارد. از طرف دیگر، انتظار چون حرکت و عملی در راستای اراده خدا و در جهت عملی شدن وعدههای او صورت میگیرد عملی عبادی و محبوب خداست. و دلیل دیگری که برای محبوبیت آن میتوان یافت این است که چون انتظار در تحقق احکام الهی و آرمانهای توحیدی نقش تعیین کنندهتری از سایر اعمال دارد، بیشتر از آنها مورد بحث خداوند قرار میگیرد.(2)
برای تبیین نقش انتظار فرج در تحقق آرمانهای توحیدی لازم است این نکته اساسی مدّ نظر قرار گیرد که: فرج به معنی رفع گرفتاری است و انتظار فرج یعنی امید
به رحمت خداوند در گرفتاریها و هر قدر اعتقاد به توحید در انسان قویتر باشد، انتظار فرج در او بیشتر و شدیدتر میشود به همان اندازه که یأس از رحمت خداوند مبغوض ذات مقدّسش است، انتظار فرج محبوب اوست؛ زیرا یأس به شرک منتهی شده که مبغوضترین عمل نزد خداست. انتظار فرج - که ضد آن میباشد - محبوبترین عمل نزد او به شمار میآید.(1)و این همان رمز محبوبیت انتظار است.
انتظار فرج در دین مبین اسلام، نه تنها به عنوان برترین و محبوبترین عمل شمرده شده است بلکه از آن با عنوان دیگری به نام «عبادت» یاد شده است آنجا که رسول اکرمصلی الله علیه وآله فرمودهاند: «انتظار الفرج عبادة؛ انتظار فرج عبادت است».(2)
در میان همه خلایق امّتی والاتر از امّت حضرت محمّدصلی الله علیه وآله نمیتوان یافت و از این رو است اعمال امّت پیامبر والاتر از اعمال همه امّتهاست.
در میان چنین اعمال والایی از امّت پیامبر والاتر از «انتظار فرج» نمیتوان یافت، چون «انتظار فرج» انتظار قدرت اسلام و توحید است. انتظار «حاکمیت وحی و ولایت» است. انتظار اجرای حدود الهی و احکام قرآنی است.
از دیگر سو، انتظار فرج عمل است کار و تلاش و تکاپو است و عملی مقدّستر و با فضیلتتر و پسندیدهتر از مقدمه سازی برای قدرتمند شدن اسلام و به حاکمیت رسیدن توحید و وحی و ولایت و اجرای احکام و حدود الهی و قرآنی وجود ندارد.
در کلام نورانی پیامبرصلی الله علیه وآله به همین بسنده نمیشود که «انتظار فرج» والاترین عمل به شمار رود. بلکه بالاترین درجه از با ارزشترین عمل مومنین یعنی «عبادت» که نمایش خالصانه اطاعت و بندگی خداست به آن اختصاص مییابد.
«انتظار فرج» عبادت است؛ زیرا جلوهای زیبا از گردنگذاری به فرمان الهی و مقاومت و گردن فرازی در برابر طاغوتیان است و قصد قربت میطلبد.(1)از طرف دیگر انتظار فرج به این دلیل عبادت است که بسان دیگر عبادتها از کیفیّت و ابعاد عملی برخوردار است که پیشوایان الهی ما در آثار خود آن را مورد توجه قرار داده و رعایت دقیق آن را وظیفه و تکلیف مردمان در عصر غیبت دانستهاند و بر همه منتظران لازم است که از وظایف شرعی خود غافل نشوند.(2)
به منظور بیشتر معرفی نمودن گلواژه انتظار، تعبیر دیگری در لابلای کلام نورانی معصومینعلیهم السلام به چشم میخورد و آن اینکه، انتظار، بالاترین عبادت مؤمن، شمرده شده است. و این تعبیر هم در کلام خدا و هم در بیان امیرالمؤمنان علیعلیه السلام جاری شده است.
رسول اکرمصلی الله علیه وآله در این باره چنین فرمودهاند: «افضل العبادة انتظار الفرج؛ والاترین عبادت انتظار فرج است.»(3)
امام علیعلیه السلام نیز «انتظار فرج» را بالاترین عبادت مؤمن دانستهاند و میفرمایند:
«افضل عبادة المؤمن انتظار فرج اللَّه. برترین عبادت مؤمن انتظار فرج از جانب خداست.»(1)
«فرج اللَّه» یعنی «فرج من اللَّه» گشایشی از جانب خداوند. بالاترین عبادت مؤمن انتظار فرج از جانب خداوند است. این عبادت یک عمل قلبی است که ارزش آن از همه عبادات بیشتر است. ممکن است انسان کارهای زیادی انجام دهد امّا روح و اساس تمام عبادات، توحید و اعتقاد قوی به خداست که در گرفتاریها و سختیها عمق آن روشن میشود.
میزان اعتقاد انسان به خدا - به عنوان تنها نقطه امید و پناه - در گرفتاریها، بیشتر مشخص شده در حالی که خود فرد هم نمیداند و از قوّت اعتقادش در هنگام گرفتاریهای سخت مطلع میشود. انسانی که در گرفتاریهای سخت زندگی هرگز صبر خود را از دست نمیدهد و رضایت قلبی خود را نسبت به قضای الهی حفظ کند آنگاه مؤمن واقعی است وقتی شخصی از امام صادقعلیه السلام میپرسد: بأی شیء یعلم المؤمن بأنَّه مؤمن، به چه چیزی معلوم میشود که شخص مؤمن است؟ حضرت در پاسخ فرمودند: «بالتسلیم للَّه والرضا فیما ورد علیه من سرورٍ او سخطٍ»؛
«به تسلیم خدا بودن و راضی بودن به آنچه برایش پیش میآید چه از شادی و ناراحتی».(2)رضایت از قضای الهی در هنگام خوشیها کار سختی نیست بلکه مهمتر از آن حفظ رضا در مواقع ناراحتی انسان است که این کار بسیار مشکل است.
بالاترین عبادت الهی در مذهب اهل بیتعلیهم السلام صبر و رضا نسبت به قضای الهی است. در این باره امام صادقعلیه السلام فرمودهاند:
«رأس طاعة اللَّه الصبر والرضا عن اللَّه فیما أحب العبد أوْ کَرِهَ»؛
اساس اطاعت خداوند صبر و خشنودی از خداست در آنچه بنده دوست میدارد یا ناپسند میشمارد.(1)
حیات معنوی و زندگی واقعی انسان به ایمان و بندگی کردن او در پیشگاه خداوند بستگی دارد هدف از خلقت، بندگی خداست و روح بندگی - که حیات معنوی انسان به وجود آن وابسته است. همانا صبر در گرفتاریها و رضایت نسبت به خدا میباشد به خصوص در اموری که برای انسان مکروه و ناپسند است.
مؤمن موحّد با همه وجودش معتقد به وجود گرفتاری در دست خدا و اراده اوست و او خود، بندهاش را به گرفتاریها مبتلا کرده تا میزان بندگی او را بیازماید و معلوم شود چه قدر بنده است.
بهترین نشانه بنده خدا بودن این است که انسان در هر حالی فقط و فقط متکی به خدا و به او امیدوار باشد و نه خوشیها او را از مسیر بندگی خدا خارج کند و نه ناخوشیها، صبر و رضایت را از کف او بِرُباید.(2)
بهترین راه بندگی خدا به این است که انتظار فرج را در گرفتاریها از دست ندهیم بلکه با شدت گرفتاریها انتظار فرج در ما بیشتر شود. روح بندگی و طاعات همین عبادت قلبی است که ریشه در اعتقاد عمیق و قوی به توحید پروردگار دارد.
بنابراین میتوان تصدیق کرد که برترین و بالاترین عبادت مؤمن، انتظار فرجی
است که در گرفتاریها از خدای متعال دارد و این عبادت قلبی روح همه عبادات دیگر میباشد.
دلیل دیگری که برای معرفی کردن انتظار به عنوان بالاترین عبادت مؤمن وجود دارد این است که رنجها و گرفتاریهای امام زمانعلیه السلام در زمان غیب به خاطر خروج از تنگناها و خلاصی خود و شیعیانش از غم و غصهها، بیشتر از هر کس دیگری است و چون ایشان دارای مقام و منزلت والایی نزد پروردگارند. اگر فردی، انتظار فرج ایشان را به خاطر خود ایشان داشته باشد بالاترین درجه عبادت را انجام داده است.(1)
کسی که امامش را از خودش بیشتر دوست میدارد، بیش از آنکه انتظار فرج خود را داشته باشد، چشم انتظار فرج ایشان است و در گرفتاریهای خودش از اینکه امامش به خاطر او ناراحت میشود بیشتر از اینکه خود به سختی افتاده رنج میبرد.
بر همین اساس، دوستدار واقعی و عاشق صادق امام عصرعلیه السلام در گرفتاریهای شخصییش هم بیشتر به خاطر مولای محبوبش ناراحت میشود تا برای خودش و یا سایر مؤمنانی که دارای مصیبت شدهاند و از این جهت انتظار فرج و گشایش امامش از انتظار فرج دیگران برایش مهمتر است و همّ و غم خود را مصروف به این مطلب میداند. از طرفی دیگر فرج ایشان در حقیقت فرج همه عالمیان است ولی نیّت انتظار فرجش بالاترین و خالصترین نیّتهاست.
چنین نیتی در انتظار فرج از نظر قصد قربت الهی، بالاترین نیتهاست زیرا که برخاسته از محبّت و عشق خالص نسبت به امام عصرعلیه السلام میباشد که آن هم برای خدا و جلب رضایت اوست.
1) 65. سلوک منتظران، ص 143.
محبّت به امامعلیه السلام از محبّت به خداوند جدا نیست بلکه لازمه قطعی و ضروری آن است. هر قدر محبّت به خدا خالصتر و بیشتر، محبّت به حجّت خدا و امام حیّ او هم خالصتر و شدیدتر است.
بنابراین بالاترین رتبه انتظار فرج امامعلیه السلام از آن کسی است که بیشترین و خالصترین محبّتها را به ایشان داشته و این خود نشانه بالاترین درجات ایمان و بندگی خداست و عنایت خاص خدا و امام، بر زندگی فردی، اجتماعی آن شخص حکمفرما خواهد بود.
خداوند به منتظران آن عزیز، توفیق درک این رتبه عالی و وصل به امام را در عبادت و بندگی عطا فرماید.
در لابلای فرمایشات گوهربار معصومینعلیهم السلام تعبیر ارزشمند دیگری که در مورد گلواژه انتظار یافت میشود عبارت «بالاترین جهاد امت» است که باعث نهفته شدن شکوهی شگرف در عمق این واژه گشته و منزلتی شگفت و حماسه و شور و شعور دیگری به آن بخشیده است که نبی مکرّم اسلامصلی الله علیه وآله فرمودهاند: «افضل جهاد أمتی، انتظار الفرج»؛ بالاترین جهاد امّت من انتظار فرج است.»(1)
در مباحث قبل به این موضوع اشاره شد که بنده برگزیده خدا، رسول خدا است که لقب مصطفی برازنده او و در شأن و مقامش میباشد. و برترین امّت نزد پروردگار، امّت او و والاترین اعمال، اعمال همین امّت است و انتظار فرج
1) 66. تحف العقول، ص 63، ح 25. و نیز بحارالانوار، ب 6، ص 141، ح 26.
هم گلچینی از میان تمام اعمال آنهاست؛ زیرا در آن انتظار حاکمیت دین حق و توحید الهی و در یک کلام انتظار قدرت اسلام با تمام اصول و فروعش، گنجانده شده است.
اکنون انتظار نه فقط برترین، محبوبترین عمل یا بالاترین عبادت بلکه برترین جهاد امّت پیامبر آن هم از کلام خود رسول که به تعبیر قرآن از روی هوا و هوس سخن نمیگوید(1)معرفی شده است.
«جهد» در لغت به معنای سختی، طاقت، مشقت و «جهاد» به معنای جنگیدن با دشمنان در راه خدا، جنگ کردن در راه حق، جنگ دینی(2)و...آمده است اگر این دشمن خارجی باشد جهاد اصغر و اگر داخلی باشد جهاد اکبر خواهد بود.
در اسلام، جهاد یکی از واجبات مسلّم است و هدف از آن جلب رضایت خداوند متعال میباشد و انجام جهاد به این دلیل است که ریشه فتنه و تباهی از زمین برچیده و دین حق جهانی شود.
اراده الهی بر این است که خیر به تمام مردم عالم برسد و اگر کسانی مانع وصول آن هستند در واقع به جنگ برخواستهاند که سرانجام جز ذلت و خواری و هلاکت نخواهند داشت و جهاد میدان عملی است برای باز شناختن مؤمنان حقیقی از کسانی که ایمان در عمق جان و دلشان راه نیافته و اینجاست که صف ایمان آورندگان از صف تسلیم شدگان بی عمل جدا خواهد شد.
هدف دین مبین اسلام، گسترش عدل و داد و فتح تمام جهان زیر سلطه و برافراشتن پرچم اسلام است و رسیدن به این ایده و هدف متعالی با سکون و آرامش و تسلیم و رفاه و... امکانپذیر نیست.
اسلام ناب، همان اسلام نجات بخش بشریّت در حال سقوط، برای تحقق این هدف خواستار پیروان و منتظرانی است که لحظهای توقّف و بی حرکتی را برنگزیده و با ایمان در دل و جان بر کف تا تحقق وعده الهی و پیروزی نهایی تلاش میکنند.
مسلمان دوراندیش و منتظر فهیم، هرگز ساکت ننشسته تا دشمن به وی حمله کند بلکه برای حفظ جان و دین خود سپر دفاعش را بیرون آورده و هر لحظه و هر کجا برای یورش به قلب دشمن و هر آنچه اهداف والا و ناب اسلامیاش را به چالش فرا میخواند، آماده است(1)و این رمز برترین جهاد شمرده شدنِ انتظار فرج است؛ زیرا که جهاد بودن آن در دریافت، مفهوم صحیح، یعنی: تسلیم نشدن و مقاومت کردن نهفته است.
به راستی اگر در عصر دردناک غیبت، شیعه روح پرخروش جهادگرش را به دست فراموشی بسپارد و یا روح جهاد گر خود را با روح دفاع عوض کند، در منتظر بودن او باید شک نمود در حالی که منتظر واقعی و یک مسلمان آگاه هرگز نمیتواند فساد و تباهی را دیده و در یک نقطه بایستد.
گفتار این فراز را با آیهای امید بخش و تلاش آفرین به پایان میرسانیم:
«إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ هَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أُوْلَئِکَ یَرْجُونَ رَحْمَةَ اللَّهِ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ» به راستی آنان که ایمان آورده و کسانی که هجرت کرده و در راه خدا جهاد نمودهاند، آنان به رحمت خدا امیدوارند و خداوند آمرزنده مهربان است.(2)
آری امید و انتظار پیوسته، هجرت از همه پلیدیها و جهاد است نه زمینه رخوت و سکون.
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم
موجیم که آسودگی ما عدم ماست (1)
از بین روایات معصومینعلیهم السلام حدیث ارزشمند دیگری به چشم میخورد که در آن، فرد منتظر، همچون سردار به خون تپیده در راه خداست و انتظار همچون شهادت معرفی شده، در این زمینه حضرت علیعلیه السلام میفرمایند: «المنتظر لِأمرنا کالْمُتُشحِّطِ بِدَمِه فی سبیل اللَّه: منتظر امر ما بسان سردار به خون تپیده راه خداست.»(2)
تشبیه در هر زبانی از یک نوع قاعده منطقی عام پیروی میکند که تکیه گاه آن منطق و استدلال است و تابع ذوقیاتِ محض و هنر مطلق نیست بلکه نوعی تصرف ذوقی بوده امّا با قانون مندی عقلی، نوعی کاربردی هنری است که دارای شیوهای خردپذیر میباشد.
اگر دلاوران را به کوه و فریاد بلندشان را به رعد، همانند میکنند، اوْلی از نظر صلابت و یا پایمردی و دیگری از حیث مهابت و خروشندگی است.
اینجا اگر منتظران به خون تپیدگان راه خدا تشبیه شدهاند، وجود نوعی یکسانی و همانندی است و امّا اینکه از چه جهتی؟
در این روایت نورانی، تنها وجه شباهت بین منتظر و سردار به خون تپیده راه خدا را نمیتوان فقط اجر و پاداش در قیامت دانست؛ زیرا که این سخن اکتفا کردن
به تحلیلهای ساده اندیشانه عوامپرور و دریافت مضامین خنثی و غیر مسئولیتآور بخشی از تعالیم حیاتی اسلام است و نتیجه آن تخریب مفاهیم والای آن میباشد. در واقع اگر در این حدیث حماسه ساز، تنها به اجر و ارزش منتظران اشاره شده و نسبت به فهم انتظار، سخنی به میان نیامده باشد، در حقیقت راه تحریفی دیگر بر منحرفین گشوده شده است.
در این صورت آنان که انتظار را، دست روی دست گذاشتن و دیده به در دوختن شمردهاند و آنان که انتظار را تسلیم به وضعیت انحراف آلود جامعه و امید به وضعیت ایدهآل و آن چنانی در آینده میدانند، چه مانعی دارند که اجر شهید به خون تپیده راه خدا را، برای منتظرانی از این قبیل اثبات کنند.
اینکه کلیه احکام اسلامی مجموعهای هماهنگ را تشکیل میدهد و در هر زمینهای نوعی قانون مندی واحد بر آن حکومت دارد، نشان میدهد که عظمت اجر و پاداش جز به تناسب میزان دشواری عمل و کثرت رنج در راه خدا نیست.(1)
قابل قبول نیست کسی که به همه تعلّقاتش پشت کرده از همه لذتها و خوشیها دست شسته و جانبازی و مجاهدتهای شبانه روزی داشته، با آن کسی که هر طور خواسته زندگی کرده و طبق میلش به لذّت و کامرانی پرداخته اجری برابر داشته باشد.
این فرمایش پر ارزش امام معصومعلیه السلام بیش از آنکه در صدد بیان عظمت اجر و پاداش منتظران در روز قیامت باشد به کیفیت انتظار اشاره دارد. و انتظار را نوعی مبارزه شمرده و سختیهای راه پر نشیب و فراز انتظار را یادآور میسازد.
1) 73. انتظار بهار و باران، ص 46.
منتظر را تلاشگری نستوه دانسته که در برابر هر انحرافی ایستاده و با الهام از شیوه و آیین مقتدای مورد انتظار خود در راه اصلاح خویشتن و جامعهاش به جهاد و مقاومت پرداخته و با کوشش خود شایستگی همانندی با مجاهدان در راه خدا را یافته و در این مسیر به چنان اوجی رسیده که نظیر شهیدان به خون خفته راه خدا میشود و این همان مفهوم واقعی انتظار است.
همه تعابیری که درباره مفهوم والای انتظار بیان شده در یک حدیث شریف که از حضرت امام زینالعابدینعلیه السلام نقل شده است: «انتظار الفرج من أعظم الفرج: انتظار فرج از بزرگترین فرجهاست.(1)
همین بیان از امام صادقعلیه السلام نیز روایت شده است: «مَنْ عَرَفَ هذا الاَمر فَقَدْ فرِّجِ عَنهُ بِانتِظارِه؛کسی که این امر (فرج و ظهور امام) را بشناسد، به سبب انتظار کشیدن آن، برایش فرج حاصل میشود.»(2)
و نیز در: بحارالانوار، ج 52، ب 22، ص 143، ح 54.
و همچنین در: غیبت نعمانی، ب 25، ص 471، ح 3.
منظور از کلمه «امر» در بسیاری از احادیث اهل بیتعلیهم السلام امر امامت و ظهور آن موعود است که با فرج امام عصرعلیه السلام تجلی کامل مییابد در حدیث اوّل تعبیر انتظار فرج و در حدیث دوّم، انتظار امر، هر دو دارای یک مصداقاند.
به هر حال طبق فرمایش امامان معصوم ما غیر از فرج امام زمان، که فرج نهایی همه اولیاء و انبیاء الهی و مؤمنان است هر شخص منتظری، همین انتظارش برای او
فرج میباشد که میتوان گفت پس از فرج امام عصر که بزرگترین فرج، برای همه مؤمنان است بالاترین فرج جزئی برای شخص منتظر همین انتظار اوست. که اگر به مقصود خود رسید و او را زیارت نموده و کلام جان بخش او را شنید و در سایه حکومتش، حاکمیت عدل و توحید و انسانیّت را تجربه کرد کامیاب شده است.
از طرف دیگر اگر انتظار کشید و به مقصود و معشوقش نرسید و او را ندیده از دنیا رفت و نیز طعم عدالت موعود را نچشیده وعده حق را اجابت کرد باز هم کامیاب است زیرا که طبق همان فرمایش امام، انتظار فرج خود از بالاترین مصادیق فرج و گشایش است.(1)
با مشاهده روایات وارد شده ممکن است این سؤال مطرح شود که چرا انتظار، از این همه فضیلت برخوردار است؟ در جواب موارد زیر را میتوان برشمرد:
ولایت و امامت رکن اساسی مکتب تشیّع است و اعتقاد به ضرورت وجود حجّت الهی و امام معصوم در هر عصر و زمان، از مهمترین نقاط تمایز این مکتب از سایر مکاتب است از دیدگاه شیعه، پذیرش ولایت معصومینعلیهم السلام به طور کلی تسلیم در برابر امام و حجّت عصر، سرآمد همه فضیلتها و شرط اساسی قبولی طاعات و عبادات است.
1) 76. انتظار بهار و باران، ص 100 - 101.
با توجه به این نکات در مییابیم که:
انتظار در زمان غیبت و در عصر عدم حضور ظاهری امام در جامعه به نوعی پذیرش ولایت امامت آخرین امام از سلسله امامان شیعه است و همین انتظار باعث میشود که ارتباط شیعیان با امام خود حتی به صورت ارتباط قلبی و معنوی حفظ شود و آنها در همه اعصار از فیض وجود امامشان برخوردار باشند.(1)
بنابراین اگر انتظار را از مسلمانان و یا از مکتب شیعه بگیریم، تفاوت چندانی میان این مکتب و دیگر مکتبها باقی نخواهد ماند؛ البته انتظار به مفهوم درست آن، یعنی اعتقاد و ایمان داشتن به ظهور و قیام عدالتگستر دوازدهمین امام معصومعلیهم السلام و زمینهسازی کردن برای ظهور منتظَر بزرگ در این صورت است که این همه ارزش و فضیلت بر مفهوم انتظار مترتب میشود.
آرزوها و آمال انسانها معیار خوبی برای سنجش میزان رشد و کمال و تعالی آنهاست آنجا که برخی میگویند: بگو چه آرزویی داری تا بگوییم «کیستی...»
آرزوهای بلند و متعالی و ارزشمند، حکایت از کمال روح و رشد شخصیت انسانها و بلندای همت آنها میکند. به عکس آرزوهای خُرد و حقیر نشان از بی همّتی و رشد نیافتگی افراد دارد؛ زیرا که آرزوها انسان را به حرکت وا میدارد و به طور طبیعی هر چه همت بلندتر و آرزو ارزشمندتر باشد حرکت و تلاش انسان نیز از ارزشمندی بیشتری برخوردار است. امام علیعلیه السلام در همین زمینه میفرماید:
1) 77. فرهنگ انتظار، ص 24.
«قَدْرُ الرَّجُلِ عَلی قَدْرِ همّته؛ ارزش مرد به اندازه همّت اوست.»(1)
پس از این مقدمهها میتوان گفت: که چون انسان منتظر، برترین و ارزشمندترین آمال و آرزوهای ممکن را دارد و نیز آرزویش مربوط به ظهور حضرت مهدیعلیه السلام که عزیزترین و محبوبترین خلق نزد باری تعالی میباشد. به طور طبیعی از بهترین و والاترین ارزشها نیز برخوردار است.
توضیح اینکه؛ آرزوهای نهانی انسان منتظر حاکمیت نهایی دین خدا و مذهب اهل بیتعلیهم السلام بر سراسر جهان، استقرار حکومت صالحان و مستضعفان در سراسر گیتی، کوتاه شدن دست ظالمان و مستکبران از گوشه گوشه جهان، برقراری نظام قسط و عدالت بر پهنه زمین و گسترش امنیت و رفاه در جای جای این کره خاکی است. یعنی آرزوهایی که از ابتدای تاریخ تاکنون و در زمان هیچ پیامبری محقّق نشده است به طور قطع چنین آرزوی بلندی از ارزش و فضیلتی وصفناپذیر برخوردار است. البته به شرط آنکه منتظر به تناسب آرزوی بلند خود از تلاش و کوشش و اقدامات لازم برای تحقق هر چه زودتر این آرزو کوتاهی نکند.
انتظار نقش مهمّی در اصلاح و سازندگی فرد و جامعه در زمان غیبت دارد اگر انسان منتظر به وظایفش عمل کند. به الگوی مطلوب انسان دیندار دست مییابد و از جایگاه و مرتبه والایی برخوردار میشود. علاوه بر این میتوان گفت که برنامه اصلاح سازی، فقط یک برنامه فردی نیست بلکه یک برنامه عظیم و سنگینی است
1) 78. ترجمه نهج البلاغه، ص 624، ح 47.
که عناصر تحوّل در آن نقش دارند و مستلزم به کار بستن فعالیتهای همگانی و هماهنگ است و در یک میدان وسیع مبارزه دسته جمعی، افراد موظّفند از حال همدیگر جویا شده و هر موضع آسیبپذیری را ترمیم کنند.
پس با انجام وظایف همگانی از قبیل امر به معروف و نهی از منکر و دعوت به خیر و نیکیها، خیر خواهی در جامعه رشد کرده و این همان راهی است که انبیاء الهی در راه آن کوشیدهاند به امید روزی که حق و عدل پیروز و لشکر شیاطین از بین بروند. در واقع همه اینها منوط به سازندگی انتظار است که این همه فضیلت و علوّ مرتبه را برای انسان منتظر در خود به همراه دارد.
انتظار و امید به آیندهای درخشان، مسألهای جدید مربوط به قرن و هزاره ما نیست که با ظهور اسلام و تشیّع، رخ نموده باشد، بلکه سابقهای دراز به قدمت تاریخ آفرینش انسان دارد و آن را در نزد همه اقوام، فرهنگها، مذهبها، ادیان آسمانی و غیر آسمانی میتوان به عیان دید. خوب است بدانیم سابقه اولیه انتظار به چه بر میگردد؟ به عبارت دیگر خاستگاه انتظار کجاست؟
بذر اصلی انتظار و عشق به این موضوع به اعماق فطرت انسان بر میگردد؛ یعنی انسان از دو راه عاطفه و خِرَد در برابر این مسأله قرار میگیرد و ندای ظهور این امر را از طریق دل و روان و نیز عقل و خردش میشنود به بیان دیگر میتوان گفت: انتظار امری فطری است و مرکز معرفت فطری در وجود انسان؛ عقل و خِرَد و نیز دل و روان است که فطرت در قلمرو دل و روان را «فطرت احساس و گرایشی» و فطرت در قلمرو عقل و خرد را «فطرت ادراکی و عقلی» مینامند. گرایشات فطری دارای چند خصوصیت هستند:
1 - فهم و ادراک درونی است که نیاز به دلیل ندارد و همه انسانها بدون برهان میفهمند.
2 - در همه افراد بشر وجود دارد.
3 - در نزد همه اقوام، محیطها و جوامع به چشم میخورد.
4 - در همه ادوار تاریخ وجود دارد.
5 - قابل نفی و سلب کلی از انسان نیست.
6 - عوامل خارجی در اصل وجود و عدم آن تأثیر ندارند ولی در فعلیت و عدم فعلیّت و شدّت و ضعف آن نقش دارند.
انتظار مقولهای است که خدا در نهان و درون انسان قرار داده و از قدمت و فراگیر بودن آن در همه اقوام و ملل و دائمی بودن آن در وجود انسان، پی به فطری بودن آن میبریم.(1)
تا آنجا که در حافظه تاریخ به یاد مانده است. انسان هرگز از اندیشه و رؤیای بهتر زیستن فارغ نبوده و همیشه نگاه او برای رسیدن به آیندهای بهتر و سامان یافتهتر در انتظار به سر میبرده است. از همین رو دانشمندان فراوانی به طراحی مدل شهرها و جوامع آرمانی و ایدهآل پرداختند.(2)که این امر و دلیل آن را در توجه به دو نکته مهم و ضروری، میتوان جستجو کرد که عبارتند از:
1 - روح آدمی که ابعاد چهارگانهای دارد: عشق به آگاهی، عشق به نیکی، عشق به زیبایی و عشق به تکامل.
وجود همه ابعاد مذکور در اعماق سرشت انسان منوط به عوامل خاصی نیست بلکه این انگیزهها و علایق، جزء ابعاد اصلی روح انسان و بافت و روان انسان است. از این رو اصیل و ریشه دار میباشد و چون فطرت انسان جاودانی، همیشگی
و متصل به خدای باقی است. مربوط به زمان خاص یا افراد ویژهای نبوده و همه افراد بشر نیز از آن بهرهمندند و نکته اصلی اینجاست که آخرین نقطه اوج این علاقه ظهور یک مصلح جهانی است.(1)
2 - نکته دیگر اینکه خصایص جسمی، روحی انسان یکپارچه و واحد با تمام هستی در پیشرفت انسان به سمت اهداف والای او مؤثرند؛ همان طور که خشم و ترس، سپری برای انسان به منظور حفظ او در برابر عوامل پیروزی است، پس عشق به تکامل و عدالت، وسیلهای بسیار مؤثر جهت رسیدن به هدف والای انسان و مددرسان او برای دستیابی به جهانی سرشار از عدل است.
این به هم پیوستگی و هماهنگی احساسات درون انسان با عالم بیرون، ما را به این نتیجه اساسی و مهم رهنمون میسازد که وجود هر عشق و علاقه اصیل در وجود انسان دال بر وجود معشوق یا هدف آن در جهان بیرون است. به طور مثال؛ تشنگی و عشق به آب در درون انسان حاکی بر وجود «آب» در جهان خارج است که دستگاه آفرینش نیاز به آن را در وجودمان نهاده است.(2)
اگر عشق به زیبایی و دانایی در وجود انسان، نهفته است، نشانه وجود زیبایی ها و داناییها در عالم هستی است.
با توجه به موارد یاد شده در مییابیم که اگر انسان منتظر مصلح بزرگ است که جهان را سرشار از عدالت و نیکی کند، نشانه وجود نقطه اوجی در تکامل جامعه انسانی و عملی بودن این عشق و انتظار در درون جان هر انسانی است.
بنابراین، عمومیت این اعتقاد در نزد همه اقوام و مذاهب، نشانه فطری، اصیل و واقعی بودن انتظار است؛ زیرا ویژگی خاص مسایل فطری، عمومیت آن بوده و همه اینها نشانه آن است که عواطف و سرشت آدمی، ظهور مصلح عدالتگستر را نوید داده است و این رمز وجود انتظار در نزد همه اقوام، ادیان و... میباشد.
مسأله عقیده به ظهور آمدن مصلحی جهانی در آخرالزمان، امری عمومی و همگانی است و اختصاص به هیچ قوم و ملّتی ندارد. ریشه این اعتقاد علاوه بر اشتیاق درونی و فطری که هر کسی خواهان عدل و برقراری نظام صلح در سرتاسر جهان است، نویدهای الهی در طول تاریخ بشریت به انسانهای آزادیخواه است.
سیری کوتاه در افکار و عقاید ملل مختلف جهان مانند: مصر باستان، هند، چین، یونان، ایرانیان باستان، اهالی صربستان، برهماییان، اقوام آمریکای مرکزی، اروپای مرکزی، اسکاندیناوی و... بیانگر این حقیقت است که همه اقوام مختلف جهان با آن همه اختلاف عقاید و اندیشههای متضادی که با هم دارند، در انتظار مصلح جهانیاند.
این افکار و عقاید با مضمونهای مختلف از آینده درخشان و ظهور مصلحی خبر میدهد که در واقع ریشه در فطرت انسانها داشته ولی در مناطق دور دستی که تابش شعاع حقیقت در آن کمتر بوده و در اثر گذر زمان از فروغ آن کاسته شده، فقط کلیاتی از نویدهای مصلح جهانی در میان ملّتها به جای مانده است و نشانگر عمومی بودن عقیده به ظهور مصلح جهانی است.(1)
1) 83. ظهور حضرت مهدی از دیدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان، ص 43 - 45.
در مذاهب و ادیان و حتی در شبه مذاهب از مسأله انتظار بحث بسیاری شده است و مژدهها و بشارتهای فراوانی در مورد ظهور مصلح در آخر الزمان، مطرح گشته است. کتب مذهبی که از این موضوع یاد کردهاند عبارتند از: قرآن، زبور، انجیل، تورات و اوستا نامه.
این مسأله در ادیان آن چنان مورد بحث قرار گرفته که به نظر میرسد نقطه مشترک همه ادیان و مذاهب باشد. طرفداران مذهب یهود، مسیحی، زردشتی و اسلام، مسأله انتظار و ظهور حضرت مهدیعلیه السلام را تقریباً به یک گونه مورد بررسی قرار دادهاند.
بنابراین اعتقاد به دوره آخرالزمان و انتظار ظهور منجی، عقیدهای است که در آیینهای آسمانی یهودیت و زردشتی، مسیحیت و مدّعیان نبوّت و به خصوص دین مقدّس اسلام، به عنوان یک اصل مسلّم قبول شده است که اکنون به شرح و بسط هر کدام میپردازیم:
1 - انتظار در آیین یهود
یهودیان که خود را پیرو حضرت موسای کلیمعلیه السلام میدانند، منتظر مصلح موعودند و در آثار دینی خود، همواره به موعود اشاره کرده و از ظهور پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله و حوادث مربوط به مبعث، علائم آخرالزمان، رجعت و نیز اشاراتی در مورد شخصیت آخرالزمان بیان نمودهاند.
به هر حال چون یهودیان به حضرت مسیحعلیه السلام ایمان نیاوردند، به طبع، موعود آنان هنوز ظهور نکرده است.
طبق آثار مقدّس یهود، چهره سه موعود در آنها ترسیم شده: حضرت مسیحعلیه السلام، حضرت محمّدصلی الله علیه وآله و حضرت مهدیعلیه السلام.
با وجود این اشارات، قوم یهود به حضرت مسیح و حضرت محمّدصلی الله علیه وآله نگرویدند، از اینرو باید نسبت به مسأله انتظار موعود حسّاس و نگران باشند و به دور از سادگی و غفلت، به انتظار و آمادگی بیشتر از همگان اهمیّت داده و از ظلم و تجاوز و انسانکُشی دست بکشند.(1)
گر چه بشارتهای مذکور، همگی درست است امّا آنها حق را نپذیرفتند: نه از زبان حضرت محمّدصلی الله علیه وآله و نه از زبان حضرت مسیحعلیه السلام، حتی با وجود اینکه بشارت آمدن این دو پیامبر در کتب خود یهودیان آمده امّا آنها با قبول نکردنشان در نهایت نابود خواهند شد.
یهود چه بپذیرد و چه نپذیرد؛ پس از حضرت موسیعلیه السلام، حضرت عیسیعلیه السلام آمد و به نسخ دین موسی که سرشار از تحریفها شده بود پرداخت و پس از حضرت عیسیعلیه السلام، حضرت محمّدصلی الله علیه وآله ظهور کرد، هر چند که بشارت آن را حضرت عیسی داده بود و از آن زمان تاکنون، تنها دینی که مبتنی بر وحی و پیامبری است؛ دین مقدّس اسلام و کتاب قرآن بود که در میان خلق است. و بشارت انبیاء الهی در مورد مهدی موعودعلیه السلام صادق است.(2)
2 - انتظار در آیین مسیحیّت
در کتاب مقدّس مسیحیان - انجیل - بشارات فراوان و بیشتری در مورد موعود
آخرالزمان آمده است و علت آن یکی قرب زمان است؛ زیرا با ظهور حضرت مسیحعلیه السلام زمان در مقیاس کلی، به ظهور حضرت مهدیعلیه السلام نزدیکتر شده است.
علت دیگر، تحریف کمتری است که در این آثار پدید آمده است، این امر نیز از جهتی به زمان مربوط میشود؛ زیرا از دوره نزول و صدور آثار مقدّس یهود، زمان بیشتری میگذرد تا دوره نزول و صدور آثار مقدّس مسیحیت به همین دلیل میزان تحریفها در این دین کمتر است و بشارت در مورد ظهور مصلح در کتاب آنها بسیار میباشد.(1)
هشدار حضرت مسیحعلیه السلام در این زمینه بدین گونه است « بیدار باشید زیرا نمیدانید که صاحب خانه چه زمانی میآید، در شام یا بانگ خروس یا صبح، مبادا ناگهان آمده و شما را خفته یابد»(2)
3 - انتظار در آیین زرتشتی
انتظار از جمله اصول مسلّم زرتشتیان است که در کتاب اوستا، از موعود سخن گفتهاند در این دین، موعودهایی معرفی شدهاند که آنان را «سوشیانت» مینامند. این موعودها سه تن بوده که مهمترین آنها، آخرین شان است و او «سوشیانت پیروزگر» خوانده شده و این سوشیانت، همان موعود اصلی است.
در واقع زرتشتیان تاریخ جهان را به چهار دوره تقسیم میکنند و برای هر دوره مدت سه هزار سال قائل گردیدهاند و گفتهاند که: «یشت زرتشت» در آغاز دوره آخرین ظهور فرمود، پس از او سه نجات دهنده دیگر پیاپی به فواصل هزار سال خواهند آمد.
نخستین ایشان، کسی بوده به نام «اوشتار» که درست هزار سال پس از زرتشت پدیدار گشته و دین ایشان «اوشتار ماه» نام داشت و دو هزار سال پس از زرتشت به جهان آمد و سرانجام آخرین موعود با نام «سوشیانت» است.(1)
«جان بیناس» در این زمینه مینویسد:
آخرین ایشان که سوشیانت نام دارد، در رأس هزاره سوّم که آخرالزمان است، در میرسد و روزگار با او پایان میپذیرد و چون سوشیانت یا مسیح موعود ظهور کند، آخرالزمان آغاز میشود و آن روز، نشو مردگان است و مردگان بر میخیزند و زمین و آسمان از موجودات خود تهی میگردد. پس انجمن عظیم برای داوری و حساب کردار بندگان فراهم میآید و درباره هر یک از ارواح گذشته فرمان یزدانی صادر خواهد شد.(2)
4 - انتظار در اسلام
اسلام که آخرین و کاملترین دین آسمانی است به مسأله انتظار مهدی موعودعلیه السلام اهمّیت خاصی داده است. و آن را بیشتر از سایر ادیان تشریح کرده است.
اعتقاد به مهدیعلیه السلام در سرتاسر آفاق زمانی و مکانی اسلام، تاریخ، فرهنگ و مبانی اعتقادی آن به خصوص در قرآن کریم و تفسیرهای مربوط به این کتاب الهی و نیز در اخبار و روایات همه فرق اسلام به عنوان اصلی اساسی و قطعی، مطرح شده است.
مسأله موعود که از روزگاران قدیم در کتابهای پیامبران پیشین مطرح شده در مواردی پیامبر بعدی بود که بشارت ظهورش توسط پیامبران پیشین داده شده
و پیامبر اسلام خود به عنوان «پیامبر آخرالزمان»، نجات دهنده و شفیع و یا خاتم پیامبران، موعود شمرده شده است. که همه اینها مربوط به ظهور اسلام و طلعت اقدس محمّدی است امّا در سرتاسر این بشارتهای رسیده از پیامبران، همواره زمزمهها و سخنانی درباره موعود آخرین و یا موعود آخرالزمان بیان شده است.
همه این بشارتها ناظر به قیام و حرکت جهانی مصلح و عدالت گستری است که در امتداد جریان دین مبین اسلام ظهور خواهد کرد و منظور از این موعود، همان موعود نهایی و منتظر آخرین است.
بنابراین، مسأله مهدویت و اندیشه ظهور حضرت مهدیعلیه السلام و انتظار او در آخرالزمان یکی از مسایل حیاتی اسلام و اعتقادات قطعی عموم مسلمانان است که شیعه و سنّی در طی قرون و اعصار پیاپی همه بر این عقیده اتفاق نظر دارند. در این مبحث ابتدا، نظری به آیات قرآن و سپس این موضوع را طبق احادیث دنبال میکنیم.
در قرآن کریم - کتاب مقدّس مسلمانان شیعه و سنی - درباره حوادث آخرالزمان و تسلّط خوبان و صالحان بر کل عالم هستی، گاه به تصریح و گاه با اشاره سخن به میان آمده است که این امر نشانه ریشه دار بودن این مسأله در آیات فراوانی - حدود سیصد آیه - از کلام الهی است.
از بین آیات نورانی کلام وحی، به شرح و تفسیر چند آیه که ارتباط بیشتر و نزدیکتری با مسأله مهدویت و انتظار دارند میپردازیم.
1 - قُلْ کُلٌّ مُتَرَبِّصٌ فَتَرَبَّصُوا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحَابُ الصِّرَاطِ السَّوِیِّ وَمَنْ
اهْتَدَی؛ بگو: همه در انتظارند پس در انتظار باشید. زود باشد که بدانید یاران راه راست کیانند و چه کسی راه یافته است.»(1)
شرح آیه: کلمه «تربص» به معنای «انتظار» است و «صراط سوی» به معنای راه مستقیم است و جمله «کل متربص.....» معنایش این است که بگو، هر یک از ما و شما منتظریم، ما منتظریم تا وعدهای که خدا درباره شما به ما داده که دین خود را بر کفر شما جلو میاندازد و نور خود را تمام میکند، فرا رسد، شما هم منتظرید تا بلاها بر سر ما هجوم آورد و شما بتوانید دعوت حقّ ما را باطل کنید. هر یک از ما و شما راه خود را به سوی هدف خود پیش گرفته، پیش میرود. پس شما منتظر باشید - این جمله تهدید است میفرماید: به زودی خواهید فهمید که کدام یکی از ما و شما راه درست را پیموده و آن صراط مستقیمی که انسان را به هدفش میرساند طی کرده و کدام یک به مطلوب خود راه یافته که این جمله از اخبار غیبی است که فتح و پیروزی مسلمانان را پیشگویی میکند.(2)
ارتباط آیه با موعود منتظر
در حدیثی که از امام موسی بن جعفرعلیه السلام مربوط به تفسیر این آیه مبارکه آمده است ارتباط آیه مذکور با حضرت مهدیعلیه السلام بیان شده است. حدیث چنین است: «عن ابی الحسن موسی بن جعفرعلیه السلام قال: سألت ابی عن قول اللَّه عزّوجلّ، «فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحَابُ الصِّرَاطِ السَّوِیِّ وَمَنِ اهْتَدَی». قال: «الصراط السوی» هوالقائم والهدی من اهتدی إلی طاعته و مثلها فی کتاب اللَّه عزّوجّل
«و إنی لَغَفّارٌ لمن تاب و آمن و عَمِلَ صالحاً ثم اهتدی - قال: إلی ولایتنا»؛
امام موسی بن جعفرعلیه السلام فرمودهاند: درباره این آیه شریفه از پدرم امام صادقعلیه السلام پرسیدم: او فرمود: (صراط سوی = راه میانه) همان حضرت قائمعلیه السلام است و هدایت مربوط به کسی است که به طاعت او راه یافته باشد و مانند همین است در کتاب خدای عزّوجلّ که میفرماید: به راستی من بر کسی که توبه کند و ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد سپس هدایت شود، بسیار آمرزندهام.»(1)یعنی به سوی ولایت ما هدایت شود.»(2)
علی بن ابراهیم قمی در کتاب خویش، حدیثی ذیل همین آیه شریفه نقل میکند. ایشان چنین مینویسد:
«و اما قوله: «قُلْ کُلٌّ مُتَرَبِّصٌ فَتَرَبَّصُوا» أی انتظروا أمراً (فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحَابُ الصِّرَاطِالسَّوِیِّ وَمَنِ اهْتَدَی) قال ابوعبداللَّه: نحن واللَّه سبیل الذی أمراللَّه بأِتبّاعه و نحن واللَّه الصراط المستقیم و نحن واللَّه الذین أمراللَّه العباد بطاعتهم فمن شاءَ فلیأخذ من هنا و من شاء فلیأخذ من هناک لایجدون واللَّه عنا محیصاً.
امّا بعد از قول خداوند «کُلٌّ مُتَرَبِّصٌ فَتَرَبَّصُوا؛ منتظر امری باشید، آمده است» به خدا قسم ما همان راهی هستیم که خداوند به پیروی از آن امر فرموده، به خدا قسم ما همان راه مستقیم هستیم، به خدا قسم کسانی هستیم که خداوند بندگانش را به اطاعت
از آنان امر کرده پس هرکس بخواهد، از اینجا بگیرد (از ما تبعیت کند) و هرکس که بخواهد از جای دیگر بگیرد، به خدا سوگند [در این صورت هیچ بهرهای از ما نخواهد برد.(1)
2 - آیه دیگری که در آن از انتظار سخن گفته شده عبارت است از:
«وَیَقُولُونَ لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَیْهِ آیَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَقُلْ إِنَّمَا الْغَیْبُ للَّهِِ فَانْتَظِرُوا إِنِّی مَعَکُمْ مِنْ الْمُنْتَظِرِینَ».
و میگویند: «چرا معجزهای از جانب پروردگارش بر او نازل نمیشود، بگو غیب فقط به خدا اختصاص دارد. شما هم منتظر باشید من هم با شما از منتظرانم.»(2)
در این آیه قرآن به ذکر بهانه جوییهای مشرکان، به هنگام سرباز زدن از ایمان و اسلام میپردازد و میگوید: مشرکان چنین میگویند: که چرا معجزهای از ناحیه خدا بر پیامبر نازل نشده است البته با توجه به قراینی منظور آنها، هر گونه معجزهای نبود. زیرا به طور قطع پیامبر علاوه بر قرآن، معجزات دیگری نیز داشته است و تاریخ اسلام گواه بر این حقیقت است، بلکه منظور آنها، این بوده که با پیشنهاد معجزهای به میل خود هر چه زودتر آن را انجام دهد.
آنها چنین میپنداشتند که اعجاز امری اختیاری است که هر وقت و هر گونه اراده کند، میتواند انجام دهد و علاوه بر این موظف است از این نیروی خود در برابر هر مدّعی لجوج و بهانه جو استفاده کند و طبق میل او عمل نماید.
از این رو بلافاصله به پیامبر چنین دستور میدهد که به آنها بگو معجزه
مخصوص خداوند مربوط به جهان غیب و ماوراء طبیعت است پس چیزی نیست که در اختیار من باشد و من بر طبق هوسهای شما هر روز معجزه تازهای انجام دهم و بعد هم با معذرت خواهی، از ایمان آوردن خودداری کنید.
در پایان آیه با بیانی تهدیدآمیز به آنها میگوید: اکنون که شما از لجاجت دست بر نمیدارید، در انتظار باشید و من هم با شما در انتظارم. شما در انتظار مجازات الهی باشید و من هم در انتظار پیروزی خود و یا اینکه شما در انتظار چنین معجزاتی باشید و من هم در انتظار مجازات شما افراد لجوج هستم.
کلمه غیب، در جمله «إنَّما الغیب للَّه» ممکن است اشاره به این باشد که معجزه امری مربوط به عالم غیب و خارج از اختیار است. و با اشاره به این مطلب است که مصالح امور و این که در چه موردی حکمت ایجاب نزول معجزه را میکند جزء اسرار غیب بوده و خداوند هر مورد را که صلاح بداند و طالب معجزه را جویای حقیقت ببیند. معجزه را نازل میکند. زیرا که غیب و اسرار نهان مخصوص ذات پاک اوست.(1)
ارتباط آیه با مهدی منتظَر
به منظور دریافت مفهوم واقعی آیه و درک ارتباط آن با «حضرت مهدیعلیه السلام» به ذکر حدیثی از بیان صادقانه رئیس مذهب شیعه امام جعفر صادقعلیه السلام که در تفسیر این آیه شریفه فرموده شده اشاره میکنیم:
عن یحیی بنالقاسم قال: سألتُ الصادقعلیه السلام من قول اللَّه عزّوجلّ: (الم
1) 96. تفسیر نمونه، ج 8، ص 254 - 255.
ذَ لِکَ الْکِتَبُ لَا رَیْبَ فِیهِ هُدًی لِّلْمُتَّقِینَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلَوةَ وَ مِمَّا رَزَقْنَهُمْ یُنفِقُونَ ) فقال: المتقون شیعة علی والغیب هوالحجة القائم الغائب و شاهد ذلک: قول اللَّه عزّوجلّ: «وَیَقُولُونَ لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَیْهِ آیَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَقُلْ إِنَّمَا الْغَیْبُ للَّهِِ فَانْتَظِرُوا إِنِّی مَعَکُمْ مِنْ الْمُنْتَظِرِینَ».
«یحیی بن قاسم گوید: از امام صادقعلیه السلام درباره فرموده خدای عزّوّجل: «الم، این است کتابی که در حقانیت آن هیچ تردیدی نیست و مایه هدایت تقوا پیشگان است.»(1)پرسیدم امام فرمود: «متقین در این آیه، شیعیان علی هستند و غیب همان حجّت قائم است و شاهد بر این مدّعا فرموده خدای متعال است. در این آیه که میفرماید: «... و کافران گویند: چرا آیت و نشانهای از پروردگارش بر او نازل نمیشود، پس بگو: همانا غیب مخصوص خداست پس منتظر باشید که من نیز از منتظرانم.»(2)
از آنچه بیان شد، معلوم میشود که اشاراتی به طور غیر مستقیم در قرآن کریم در مورد حضرت مهدیعلیه السلام آمده است.
3 - آیه دیگری که به مهدی منتظَر و انسان منتظِر اشاره میکند و طبق حدیث امام معصومعلیه السلام رازهایی در این زمینه به انسانهای آگاه تعلیم داده شده است چنین است:
«یَوْمَ یَأْتِی بَعْضُ آیَاتِ رَبِّکَ لَا یَنفَعُ نَفْساً إِیمَانُهَا لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ کَسَبَتْ فِی إِیمَانِهَا خَیْراً قُلْ انتَظِرُوا إِنَّا مُنتَظِرُونَ»؛
آن روز که آیات و نشانههای پروردگارت تحقق پذیرد، کسی که قبلاً ایمان
نیاورده یا خیری در ایمان آوردن خود به دست نیاورده ایمان آوردنش سود نمیبخشد. بگو: «منتظر باشید که ما هم منتظریم.»(1)
اتمام حجّت بر مشرکان و فرستاده شدن کتاب آسمانی یعنی قرآن، باعث شده، هیچ گونه بهانهای برای توجیه مخالفتهای آنها وجود نداشته باشد.
آیه مورد بحث به سر سختی افراد لجوج تا آن حد که مانع از اثر پذیری آنان در قبال برنامه روشن الهی است. اشاره میکند و بیان میدارد که گویا آنها در انتظار نابودی خویش یا از میان رفتن آخرین فرصت و یا امر محالی هستند و انتظار ندارند که فرشتگان مرگ، سراغشان بیایند یا اینکه پروردگارت به سراغ آنها بیاید و ایمان بیاورند. در حقیقت آنها در انتظار امر محالی هستند.
سپس میگوید: یا اینکه بعضی از آیات الهی که در آستانه رستاخیز واقع میشود و به دنبال آن درهای توبه بسته شود، انجام گیرد. آن روز ایمان آوردن افراد بی ایمان پذیرفته نخواهد شد؛ زیرا توبه و ایمان صورت اجباری و اضطراری به خود میگیرد.(2)
در پایان آیه با لحنی تهدیدآمیز به افراد لجوج گفته شده که اکنون که شما چنین انتظاری را دارید، در انتظار خویش بمانید و ما هم در انتظار کیفر دردناک شما خواهیم بود.
ارتباطی که بین آیه مذکور و انتظار منتظران وجود دارد را از حدیثی که ابوبصیر از امام جعفر صادقعلیه السلام نقل کرده است، درمییابیم:
«قال جعفربن محمّدالصادقعلیه السلام فی قول اللَّه عزّوجلّ: «یَوْمَ یأتیَ بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ لایَنْفَعُ نفساً ایمانُها لمْ تَکُنْ آمَنتْ من قَبْل أوْ کَسَبَتْ فی ایمانِها
خیراً.» یعنی خروجُ القائم المنتظر مِنا ثُمَّ قالَ: یا ابابَصیر: طوبی لِشیعَةِ قائمنا المنتظرین لِظُهوره فی غَیبَتهِ والمُطیعینَ لَه فی ظُهوره.
اولئک اولیاء اللَّه الذین لاخوفٌ عَلَیهِم ولاهم یَحْزَنون»؛
ابوبصیر میگوید: حضرت امام جعفر صادقعلیه السلام درباره همین آیه شریفه فرمود: «منظور از آن روز در این آیه شریفه، روز خروج قائمعلیه السلام آن انتظار کشیده شده از ماست.» سپس فرمود: «ای ابابصیر! خوشا به حال شیعیان قائم که در زمان غیبت او منتظر ظهورش باشند و در زمان ظهورش از او اطاعت نمایند که ایشان اولیای خدایند که هیچ ترسی برایشان نیست و حزن و اندوهی نخواهند داشت.» (1)
در روایتی از امام جعفر صادقعلیه السلام در تفسیر این آیه آمده است که ایشان فرمودهاند: «الایاتُ هُم الأئمه والایة المنتظرة القائمعلیه السلام فیؤمئذٍ لاینفع نفساً ایمانها لَمْ تکُنْ آمَنَتْ من قبل قیامه بِالسّیف وَ إن آمَنَتْ بِمَنْ تَقَدَّمه مِنْ آبائه.
آیات در این آیه، ائمهعلیهم السلام هستند و آن آیت مورد انتظار، قائمعلیه السلام است. روزی که قائمعلیه السلام با شمشیر قیام کند، ایمان آوردن آن کسان که از پیش به او ایمان نداشتهاند، آنان را سودی نخواهد داشت، گر چه آنان به امامان پیش از او، ایمان داشته باشند.(2)
4 - آیه دیگری که با منتظر موعود مرتبط است آیه مشهور زیر است:
«بَقِیَّةُ اللَّهِ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنتُمْ مُؤْمِنِینَ»
باقیمانده خدا، (ذخیره الهی)، اگر مؤمن باشید. برای شما بهتر است.»(3)
«بقیه» به معنی باقی مانده است و مراد از آن سودی است که به فروشنده
میرسد، یعنی آنچه پس از پایان معامله برای انسان باقی ماند و آن را در راه حوائج خود خرج میکند. پس مراد آیه این است که منظور سود و ثروتی است که از راه ظلم و استثمار دیگران به دست میآید باعث بی نیازی شما نیست، بلکه سرمایه حلالی که برای شما باقی میماند - هر چند کم و اندک باشد - ایمان به خدا و دستورش برای شما بهتر است.
تعبیر «بقیة اللَّه» یا به خاطر آن است که سود حلال و اندک چون به فرمان خداست، «بقیة اللَّه» است و یا اینکه تحصیل حلال باعث دوام نعمتهای الهی و بقای برکات میشود و اشاره به پاداشهای معنوی است که تا ابد باقی میماند.(1)
در روایات متعددی میخوانیم که «بقیةاللَّه» تفسیر به وجود مهدی موعود شده است که به چند نمونه از آن اشاره میکنیم:
1 - مردی از امام جعفر صادقعلیه السلام درباره قائم پرسید که آیا او را میتوان هنگام سلام دادن، امیرالمؤمنین خطاب کرد؟ امام صادقعلیه السلام فرمودند: نه این اسمی است که خدا به امیرالمومنین داده است. پرسیدم: فدایت شوم، به هنگام سلام دادن به او چه بگوییم.
امام صادقعلیه السلام فرمود: همه باید بگویند: «السلام علیک یا بقیةاللَّه» سپس امام این آیه را تلاوت کرد: «بقیت اللَّه خیرٌ لکم إن کنتم مؤمنین.»(2)
2 - حدیثی در این زمینه از مولی الموحدین حضرت امیرالمؤمنینعلیه السلام نقل شده
1) 104. تفسیر نمونه، ج 9، ص 204.
2) 105. تفسیر نورالثقلین، ج 2، ص 390، ح 190: حدثنی اسحق بن ابراهیم عن ابیعبداللَّه قال: مسأله الرجل عن القائم یسلیم علیه بأمره المومنین؟ قال: لا ذاک اسم سمی اللَّه به أمیرالمؤمنینعلیه السلام قلت جعلت فداک کیف یسلم؟ قال یقولون السلام علیک یا بقیة اللَّه، ثم قرأ: «بقیةاللَّه خیرٌ لکم إن کنتم مومنین».
امام علیعلیه السلام در کلام خویش منظور از بقیةاللَّه را به خوبی روشن نمودهاند ایشان میفرمایند: «بقیةاللَّه یعنی المهدی الذی یأتی عند انقضاء هذه النظرة. فیملاءُ ألارض قسطاً و عدلاً کما ملئت ظلماً و جوراً: بقیةاللَّه یعنی مهدی که پس از گذشتن این دوره خواهد آمد و زمین را از قسط و عدل پر خواهد کرد، همان گونه که از ظلم و جور پر شده باشد.»(1)
3 - امام محمّدباقرعلیه السلام در حدیثی سخن از قائمعلیه السلام به میان آوردهاند، ایشان میفرمایند: «اوّل ماینطق به القائمعلیه السلام حین خرج، هذه الایة: «بقیةُ اللَّه خیرلکم ان کنتم مومنین» ثم یقول أنا بقیةاللَّه و حجته و خلیفته علیکم فلاسلّم علیه یسلّم إلا قال: السلام علیک یا بقیةاللَّه فی أرضه ،هنگامی که قائم خروج کند، پس نخستین سخنی که میگوید، این آیه است: «بقیت اللَّه خیرلکم ان کنتم مؤمنین» سپس میگوید: من باقی مانده خدا و حجّت اویم و خلیفه خدا هستم در میان شما. آن گاه هر مسلمانی که سلام دهد. گوید: السلام علیک یا بقیة اللَّه فی أرضه...(2)
4 - همچنین در احادیث آمده است که حضرت امام محمّد باقرعلیه السلام فرمودهاند: إنَّ العلم بکتاب اللَّه عزّوجلّ و سنّة نبیّه لینبتُ فی قلبِ مهدینا کَما ینبتُ الزَّرع عَلی أحسنِ نَباتِهِ، فَمَنْ بَقِیَ منکم حتّی یَراه فَلْیَقُل حین یراه السلام علیکم یا أهل بیت الرّحمةِ و النُّبُوه و معدن العلم و موضع الرسالة السلام علیک یا بقیة اللَّه فی ارضه.»
علم به کتاب خدا و سنت پیامبر در قلب مهدی ما میروید چنان که بهترین و شادابترین گیاهان میرویند هر کس از شما باقی ماند و مهدی را ملاقات کند به
او این گونه سلام بدهد «درود بر شما ای خاندان رحمت و نبوّت» و ای ذخیره گاههای علم و ای پایگاههای رسالت، درود بر تو ای ذخیره الهی ای بقیة اللَّه.»(1)
آیه پنجم، «وَ لَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّلِحُونَ به تحقیق در زبور، از پس ذکر (تورات) نوشتهایم که سرانجام زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد.»(2)
آیه یاد شده درباره استیلای خوبی و خوبان بر جهان و حکومت یافتن صالحان سخن میگوید.
1 - در حدیثی از امام باقرعلیه السلام خوبان چنین معرفی شدهاند:
«هُم اصحاب المهدی فی آخرالزمان، این بندگان شایسته که وارثان زمین هستند، اصحاب مهدی در آخرالزمان میباشند.»(3)
2 - حدیثی که شیعه و سنی از پیامبرصلی الله علیه وآله نقل کردهاند که بر فرمایش امام محمّدباقرعلیه السلام دلالت دارد. نبی مکرّم اسلام چنین میفرمایند:
«لَوْ لَمْ یبق من الدنیا إلا یوم واحدُ لطَوَّل اللَّه ذلک الیوم حتی یبعث رجلاً صالحاً مِنْ أهل بیتی یملأالارض عدلاً و قسطاً کَما مُلِئت ظلماً و جوراً.»
اگر از عمر دنیا باقی نماند مگر یک روز خداوند همان یک روز را آن قدر دراز کند تا مردی صالح از اهل بیت من، برانگیزد و او جهان را همان گونه که از جور و ستم لبریز شده باشد، از داد و دادگری لبریز سازد.»(4)
علی بن ابراهیم قمی در کتاب خویش در مورد این آیه چنین مینویسند:
«وَ لَقَدْ کَتَبنا فی الزبور من بعد الذکر، همه کتابهای آسمانی ذکر نامیده میشود. (وَ أنَّ الارض یرثُها عبادی الصالحون). یعنی قائم و اصحاب او.»(1)
حضرت مهدیعلیه السلام موعود همه ادیان آسمانی و محبوب همه انبیاء و اولیاء الهی است ظهور ظفر آفرین و پر سرورش را همگان بشارت داده و چشم انتظار قدوم مبارکش میباشند که این موضوع را از روایات و احادیث متواتری(2)که در این زمینه از پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله و امامان معصومعلیهم السلام به دست رسیده، میتوان دریافت.
بر این اساس، کثرت احادیث و روایات درباره حضرت مهدیعلیه السلام، در کتاب ها و اسناد عالمان مذاهب اسلامی، به حدّی است که کمتر به آن اندازه درباره
1) 112. تفسیر قمی، ج 2، ص 77،: وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبور من بَعْدِ الذِّکْر، قال: الکتب کلها ذکر و أنَّ الأرضَ یَرئْها عِبَادیِ الْصَالِحُون، قال: القائم و اصحابه.
2) 113. به منظور شرح اصطلاح حدیثی «متواتر» لازم است معنی لغوی «متواتر»را بدانیم: متواتر یعنی پی در پی آمده، اسم فاعل از مصدر «تواتر» از باب تفاعل ؛یعنی پی در پی آمدن. متواتر از اصطلاحات علم الحدیث است بدین معنا که اگر خبر یا حدیثی به وسیله افراد زیادی، نقل شده که معمولاً هم آهنگی و اتفاق آنان بر دروغ ممکن نیست، این قسم از خبر را متواتر گویند. بدین گونه میتوان «تواتر» را حدیث ثابت و قطعی نامید که در هر نسل روایی و حدیثی راویان بسیار داشته و در کتب بسیار روایت شده است و به وسیله محدثان و مشایخ روایت، سینه به سینه از نسلی به نسل دیگر رسیده است و ثبوت و صدور آن از پیامبراکرم و یا ائمه طاهرینعلیهم السلام قطعی است. «ر.ک. کاظم مدیر شانهچی، علم الحدیث و درایة الحدیث، چ پنجم» {قم: دفتر انتشارات اسلامی، (1372} ص 34 - 35.
موضوعی دیگر، حدیث رسیده است و فراوانی و گوناگونی راویان آن در طُرق روایی اهل شیعه و سنت» به خوبی چشمگیر بوده تا آن حدّ که دانشمندان اهل حدیث به متواتر بودن احادیث مرتبط با «عقیده به حضرت مهدیعلیه السلام و انتظار ظهور او» تصریح کردهاند.
وجود عقیده به مصلح جهانی حضرت مهدیعلیه السلام به خصوص در میان شیعیان از جمله اعتقادات بنیادی محسوب شده و در میان همه مذاهب اسلامی، شیعیان بیش از همه با این عقیده شناخته شدهاند حتی برخی از افراد ناآگاه و معاند کوشیدهاند تا این عقیده را از مذهب شیعه محصور کنند ولی، عقیده به ظهور حضرت مهدیعلیه السلام هرگز مختص شیعه نبوده و نیست و اغلب فرق اسلامی در این عقیده با هم هماهنگاند و مدافع آن نیز میباشند.
انتظار از اعتقادات بنیادی و تردید ناپذیر شیعه است؛ زیرا مهدیعلیه السلام، فاطمی است؛ یعنی از فرزندان حضرت زهراعلیها السلام و فرزند یازدهمین امام شیعه - امام حسن عسکریعلیه السلام و دوازدهمین وصی است. علاوه بر آن در روایات اسلامی چه در احادیث نبوی و چه در سخنان گرانبهای امامان معصومعلیهم السلام در مورد ظهور او و نیز وصف شخصیتش با اوصاف قُرَشی، هاشمی، فاطمی، علوی، حسنی، حسینی، سخن گفته شده و نوید ظهور مبارک آن حضرت، سالها پیش از ولادت با سعادت او از زبان پاک آنان برای امّت اسلامی بازگو شده است. از نظر تشیّع، مسأله پر اهمیّت اعتقاد به ظهور حضرت مهدی و انتظار او در ردیف وقوع قیامت و تکذیب
و تصدیقش در ردیف تکذیب و تصدیق رسول اکرمصلی الله علیه وآله است که در احادیث نقل شده از رسول خدا، به آن اشاره میکنیم.
بنابراین شیعیان معتقدند که «مهدی موعود» سرّی از اسرار حق و رازی از رازهای نهفته خدا و آخرین برگزیده الهی است که پس از طی شدن دوران غیبت و عصر انتظار، ظهور مینماید و او حجة اللَّه، خلیفة اللَّه و بقیةاللَّه است.
عقیده به ظهور مبارک حضرت مهدیعلیه السلام به قدری ریشه دار و با اهمّیت است که از دیدگاه اهل سنّت نیز مانند شیعه از جمله ضروریّات دین مبین اسلام به شمار میرود. در اینباره ما علاوه بر نقل حدیث از منابع شیعی، احادیثی نیز طبق منابع اهل سنّت نقل میکنیم.
تجلّی و کاربرد گلواژه پر مفهوم «انتظار» در کلام رسول خدا، حکایت از عظمت این امر مقدّس دارد. ایشان میفرمایند:
«سَلوا اللَّه من فضله فإنّ اللَّه یُحِبُّ أن یُسْئَل. و اَفضَلُ العبادة انتظار الفرج: فضل الهی را درخواست کنید زیرا که خداوند دوست میدارد که از او مسئلت کنند و بالاترین (پر فضیلتترین) عبادت، انتظار فرج است.»(1)
در این زمینه در حدیثی دیگر از نبی مکرّم اسلامصلی الله علیه وآله چنین آمده است:«أفضَلُ
1) 114. بحارالانوار، ج 52، ص 122، ح 11.
أعمال أمتی انتظارُ الفَرَج: برترین عمل امّت من، انتظار فرج است.»(1)
علاوه بر «افضل الاعمال» و «افضل العبادة» نامیدن انتظار فرج، تعبیر «عبادة» در مورد آن نیز به کار رفته است آنجا که میفرمایند: «انتظار الفرج عبادة: انتظار فرج عبادت است.»(2)
مراد از انتظار هرگز سکوت در برابر ظالمان و حاکمان ستم پیشه نیست بلکه به معنای آمادگی و تهیه مقدمات ظهور به منظور ظلم ستیزی است و با عمل و اقدامات لازم است که انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام میباشد. علاوه بر احادیث یاد شده، قبلاً متذکّر شدهایم که از نظر تشیّع، عقیده به ظهور حضرت مهدیعلیه السلام و انتظار ایشان در ردیف تصدیق رسول خدا و انکار او، انکار رسول خدا است. به یک نمونه حدیث از رسول خدا در این زمینه اشاره میکنیم:
«مَنْ أنکر القائم مِنْ وُلدی، فَقَدْ أنکَرَنی: هر کس که قائم از فرزندان مرا انکار کند، به راستی که مرا انکار کرده است.»(3)در این باره علمای اهل سنّت، از پیامبر گرامی اسلامصلی الله علیه وآله روایت کردهاند که آن حضرت فرمود:«مَنْ کَذَّبَ بالمَهدی، فَقَدْ کفر: هر کس مهدی را انکار کند، به راستی کافر است.»(4)
به منظور بیان اهمیّت مسأله ظهور حضرت مهدیعلیه السلام در بین کتب روایی اهل سنت، به یک حدیث دیگر اشاره میکنیم.
امام احمد بن حنبل، در کتاب «مسند» خود، از پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله نقل میکند که
فرمود: «أبشرکم بالمهدی یبعث فی أمَّتی عَلَی اختِلاف من الناس و زلازل فَیَملاُ الأرض قسطاً و عدلاً کَما ملئت جوراً و ظلماً یرضی عنه ساکن السماء و ساکن الأرض یقسم المال صحاحاً فقال له الرجل: ماصحاحاً.
قال: بالسویةِ بین الناس.
قال: و یملأ اللَّه قلوب أمَّة محمّد غِنیً و یَسَعهم عدله حتی یأمُرَ منادیاً فَینادی فیقول: من لَه فی مالٍ حاجَةً. فما یقوم من الناس إلا واحد رجل فیقول انا، فیقول انت السدان. یعنی الخازن. فقل له: إنّ المهدی یأمرک أنْ تعطیَنی مالاً فیقول له: إحت حتّی إذا جَعَله فی حجره و أبرزهُ ندم فیقول کنت اجشع أمّة محمّد نفساً أو عجز غنی ما وسعهم.
فَیُرَدَّه فلایقبل منه.
فیقال: إنا لا ناخذ شیئاً أعطَیْناه.
شما را به ظهور مهدیعلیه السلام بشارت میدهم، او در میان امّت من برانگیخته میشود، ظهور او پس از اختلاف زیاد و تزلزل و عدم امنیّت خواهد بود. پس از ظهور، زمین را پر از عدل و داد میکند، همان گونه که از ظلم و جور پر شده است. ساکنان زمین و آسمان از او راضی میشوند و او اموال را به طور صحیح تقسیم میکند.
مردی پرسید، معنی «به طور صحیح» چیست؟
سپس فرمود: خدا دلهای پیروان محمّد را پر از بی نیازی میکند و عدالت مهدی، همه جا را فرا میگیرد تا آنجا که دستور میدهد «کسی با صدای بلند اعلام کند: هر کس نیاز مالی دارد برخیزد» هیچ کس اظهار نیاز نمیکند جز یک نفر، امام دستور میدهد نزد خزینهدار برود و به او بگوید: مهدی به تو فرمان میدهد که مالی
در اختیار من قرار دهی. او نزد خزینهدار میرود و میگوید: بگیر و دامن او را پر از پول میکند، چون مال در اختیار او قرار میگیرد پشیمان میشود که چرا آزمند و حریص شده است. لذا مال را بر میگرداند ولی خزینهدار نمیپذیرد و میگوید: ما آنچه را که بخشیدیم، پس نمیگیریم.»(1)
در کلام مولی الموحدین حضرت علیعلیه السلام از انتظار، چنین سخن به میان آمده است. حضرتش میفرمایند: «إنتَظِروا الفَرَج ولاتَیأسوا مِن روح اللَّه فإنّ أحَبَّ الأعمالِ الی اللَّه عزّوجلّ انتظار الفَرَج، «انتظار فرج داشته باشید و از لطف و رحمت خدا ناامید نباشید که محبوبترین اعمال نزد پروردگار انتظار فرج است.»(2)
در این حدیث مبارک، انتظار نه تنها عمل بلکه دوست داشتنیترین عمل نزد پروردگار شمرده شده است و این بیان نورانی تحلیل درست از انتظار ظهور یعنی عملی بودن آن را نشان میدهد نه اینکه فقط به داشتن حالت قلبی انتظار، اکتفا شود. از این روست که چنین اجر والایی برای انسان منتظر در نظر گرفته شده است. این علوّ مرتبت را در حدیثی دیگر از امام علیعلیه السلام میتوان دریافت:
«المُنتَظِرُ لأمرنا کالمُتَشَحِّطِ بِدمه فی سبیل اللَّه: منتظر امر ما، همچون سردار به خون تپیده در راه خداست.»(3)
عن حسینبن علیعلیه السلام: «لَهُ غیبَةٌ یَرْتَدُّ فیها قومٌ و یُثَبِّتُ عَلَی الدّین آخَرون.
فَیُؤْذَنُ و یقالُ لَهُم: مَتی هَذْا لوَعْد إنْ کُنْتُم صادقین؟ أما إنّ الصّابِرَ فی غَیبته علی الاذی و التکذیب بِمَنْزِلَةِ المُجاهِد بَیْنَ یَدَی رسول اللَّه.
حضرت حسینبن علیعلیه السلام - در زمینه عصر غیبت و منتظران دوران انتظار چنین میفرمایند: «برای او غیبتی است که گروهی از دین بر میگردند و گروهی ثابت قدم میمانند به ثابت قدمان گفته میشود اگر راست میگویید چه زمانی این وعده تحقق میپذیرد؟ آگاه باشید که بردباران در عصر غیبت در مقابل آزار و تکذیب همانند مجاهدان و جنگجویانی هستند که در حضور رسول خدا شمشیر زدهاند.»(1)
طبق حدیث مذکور، ویژگی اصلی منتظران عصر غیبت، ثبات قدم است و اجر بردباران عصر غیبت در قبال ظلمهای زمانه، برابر با مجاهدان عصر رسول اللَّه مطرح شده و این تعبیر، نشانه علوّ مقام افرادی است که در انتظار قدوم امام منتظَر خویش میباشند.
سخن از «انتظار و منتظران» در حدیث چهارمین امام نیز آمده است. عن علیبن الحسینعلیه السلام: إنّ أهل زمانِ غَیبَتهِ القائلینَ بِإمامَتِه، المُنتظرین لِظُهورِهِ أفضلُ مِنْ أهل کُلِّ زمانٍ لإنّ اللَّه تبارک و تعالی أعطاهُم مِنَ العُقولِ والأفهام وَالمعرفة، صارَت بِه الغَیبَةُ عِنْدَهُم بِمَنزِلَة المُشاهَدَةِ و جَعَلَهُم فی ذلک الزَّمانِ بِمَنزِلَةِ المُجاهِدینَ بَیْنَ یَدیِ رسول اللَّه بالسّیف اولئک المُخْلصونَ حَقاً و شیعتُنا والدُّعاةِ إلَی اللَّه سرّاً و جَهْراً و قال: انتظار الفرج مِن أَعْظَم الفَرج.
1) 122. بحارالانوار، ج 36، ص 385، ح 6.
امام سجادعلیه السلام میفرمایند: «آنان که در عصر غیبت زندگی میکنند و عقیده به امامت حضرت مهدی دارند و در انتظار ظهور آن حضرت به سر میبرند از مردم هر عصر و روزگاری برتر و بالاترند. زیرا که خداوند به آنها عقل و درک و معرفت به اندازهای عطا فرموده که عصر غیبت برای آنان مانند عصر حضور امام است. خداوند آنان را در آن زمان مانند مجاهدان صدر اسلام که با شمشیر در رکاب حضرت رسول میجگیدند قرار داده است. آنان در حقیقت برگزیدگان مخلص و شیعیان راستین ما و دعوت کنندگان مردم به سوی خدا در نهان و آشکار هستند و نیز فرمودند انتظار فرج از جمله بزرگترین فرج است.»(1)
علوّ مقام منتظران عصر غیبت و بهرهمندی آنان از عقل تا حدّی است که دوران غیبت، همچون عصر حضور ولی زمان است و اجر مجاهدان صدر اسلام را دارد و کلام امام معصومعلیه السلام بهترین مدّعاست.
عن الباقرعلیه السلام: «ما ضَرَّ مَنْ ماتَ منتظراً لأمْرِنا ألّا یموتَ فی وَسط فسطاط المهدی و عسکره»
«کسی که در حال انتظار فرج بمیرد و در میان خیمه حضرت مهدی و جمع لشکریان آن حضرت از دنیا نرود ضرری نکرده است.»(2)
افتخار حضور در خیمه امام مهدیعلیه السلام عنایتی است که فقط شامل حال منتظران واقعی امام میشود؛ امّا اگر قبل از اینکه به این افتخار دست یابد از دنیا برود ضرر نکرده است.
در حدیث دیگری از امام باقرعلیه السلام پاداش آنان که دارای سوز انتظارند، این گونه بیان شده است: «إعْلَموا أنَّ المنتظِرَ لِهذا الأمْرِ لَهُ مثلُ أجْرِ الصّائمِ: بدانید که منتظر ظهور حضرت مهدی پاداشی دارد همانند پاداش کسی که روزها،روزه دار و شبها متهجّد و شب زندهدار است.»(1)
تساوی اجر انسان منتظر با روزهدار و شب زندهدار، حکایت از اجر فراوان فرد دلباخته امام عصرعلیه السلام دارد.
تشبیه منتظران امام، به افرادی خاص، در کلام صادقانه امام صادقعلیه السلام نشان مرتبت والای این افراد وارسته است:
«مَنْ ماتَ مِنکم وَ هُوَ مُنتَظِرٌ لِهذا الأمرِ کَمَنْ هُوَ مع القائمِ فی فسْطاطِهِ قالَ: ثُمَّ مکَث هنیئةً ثُمَّ قال: لا بَلْ کَمَنْ قارَعَ مَعَهُ بِسَیْفهِ. ثُمَّ قالَ: لاواللَّه إلا کَمَنِ اسْتُشْهِدَ مَعَ رَسولِ اللَّه.
کسانی (از شما) که در انتظار حکومت قائمعلیه السلام از دنیا بروند، مانند کسانیاند که در خیمه آن حضرت میباشند پس از لختی فرمود: بلکه چون کسانی هستند که در رکاب آن حضرت شمشیر زده باشند و پس از مکثی دیگر فرمود: نه به خدا قسم بلکه مثل کسانی هستند که در حضور پیامبر به شهادت رسیدهاند.»(2)
در حدیثی دیگر از امامعلیه السلام چنین آمده است:
«إنّ مَنِ انتَظَر أمْرَنا وَ صَبَرَ عَلی مایَری مِنَ الأذی وَالخَوْف هُوَ غَداً فی
زُمْرَتِنا: هر کس که منتظر باشد و در این راه بر مصائب و آزارها صبر نماید فردای قیامت در صف ما خواهد بود.»(1)
طبق فرمایش امام صادق، هم ردیف بودن با امامان معصوم، مستلزم صبور بودن در برابر سختیهای عصر غیبت است. در جای دیگری، منتظران، اولیاء الهی معرفی شدهاند: «طوبی لشیعة قائمنا المنتظرین لظهوره فی غیبته والمطیعینَ لَهُ فِی ظُهُورِه اولئک اولیاء اللَّه الذین لاخُوْفٌ عَلَیهم وَلاهُمْ یَحْزَنُونَ:
خوشا به حال شیعیان قائمعلیه السلام که منتظر ظهور او در حال غیبت هستند و در هنگام ظهور از او اطاعت میکنند. ایناناند اولیاء خدا که خوف و حزنی ندارند.(2)
عن الکاظمعلیه السلام: طوبی لِشْیَعتِنا المُتَمَسِّکینَ بِحَبلنا فی غیبة قائمنا الثابتین علی موالاتنا والبرائةِ من أعدائنا. اولئک منّا و نحن منهم. و قد رضوا بنا أئمةً و رضینا بهم شیعة و طوبی لهم، هم واللَّهِ مَعَنا فی دَرَجتِنا یومَ القیامة.
امام کاظمعلیه السلام میفرمایند: «خوشا به حال شیعیان ما که در عصر غیبت قائم ما، به ریسمان دوستی ما چنگ میزنند و از دشمنان ما بیزاری میجویند. آنان از مایند و ما از آنان هستیم. آنان از ما به عنوان امامان خویش راضی هستند و ما نیز از آنان به عنوان شیعیان خود راضی میباشیم. خوشا به حال آنان، خوشا به حال آنان، به خدا سوگند آنان هم درجه ما در رستاخیز هستند.»(3)
راضی بودن امامان معصوم از شیعیانی که دوستدار واقعی ائمهعلیهم السلام و اهل دشمنی ورزیدن با دشمنان آل پیامبرند و نیز رضایت متقابل آنان از امامت چهارده معصوم، باعث رسیدن به چنین درجهای شده است.
عن الرضاعلیه السلام: ما أحسَنَ الصَّبرُ وَ انتظارُ الفَرَج. أما سَمِعتُ قول اللَّه تعالی: وَارْتَقِبوا إنّی مَعَکُم رَقیب. فَانْتَظِروا إنّی مَعَکم من المنتظرین، فَعَلْیکُمْ بِالصَّبر فَإنّه یَجیءُ الفَرَجُ بَعْدَ الیأس فقد کان الّذین قبلکم أصْبَرَ مِنکُم.
امام رضاعلیه السلام میفرمایند: «چه قدر زیباست صبر و انتظار فرج، مگر سخن خدای تعالی را نشنیدید که میفرماید: وارْتَقَبُوا إنّی مَعَکُم رَقیب. فَانْتَظِروا إنّی معکم من المنتظرین، پس صبر پیشه کنید. فرج و گشایش پس از ناامیدی خواهد آمد و گذشتگان شما صبورتر از شما بودند.»(1)
در حدیث یاد شده به همراهی صبر با انتظار فرج و نیز متّصف شدن انسان منتظر به صفت برجسته صبر - که رأس ایمان است - اشاره شده است به امید اینکه روزی گشایش نهایی حاصل شود؛ از اینرو حتّی در روایت دیگری از امام رضاعلیه السلام انتظار فرج، جزئی از فرج و گشایش اصلی شمرده شده است. روایت چنین است:
«عن الحسن بن الجهم قال: سألت ابالحسن عن شیء من الفرج؟ فقال: اَوَلسْتَ تعلم أنّ انتظار الفرج من الفرج؟ قلت: لاادری إلّا أنْ تعلِّمَنی؟ فقال: نعم، انتظار الفرج من الفرج»؛(2)«حسن بن جهم گوید: از امام رضا درباره فرج
پرسیدم فرمودند: آیا نمیدانی که انتظار فرج، جزئی از فرج است؟ گفتم: نمیدانم مگر اینکه به من بیاموزی. پس فرمودند: انتظار فرج، جزئی از فرج است».
در کلام حضرت جواد الائمهعلیه السلام، نیز از انتظار، منتظِر و منتظَر موعود سخن گفته شده است. حدیث چنین است: «إنَّ القائم مِنّا هُو المهدی الّذی یَجِبُ أنْ یُنتظَرَ فی غیبته و یُطاعَ فی ظهوره و هُوَ الثالثُ مِنْ وُلدی: قائم ما همان مهدی است که باید در زمان غیبت، انتظار او را داشت و در زمان حضور و ظهور از او اطاعت نمود، او سومین از فرزند من است.»(1)
امام جوادعلیه السلام در این سخن گرانبهای خود، به ضرورت انتظار کشیدن برای امام غایب و وجوب آن، اشاره نمودهاند. در واقع شیعه واقعی که به امامت چنین امام غایبی معتقد است باید برای تسریع در ظهور آن حضرت، لحظه شماری کرده و خود را در حالت آمادهباش کامل قرار دهد.
در ادامه این حدیث از امام جوادعلیه السلام به مفهوم واقعی انتظار؛ یعنی عمل (نه حالت) اشاره فرموده و آنرا با عنوان برترین اعمال فرد پیرو ائمه نام برده و نتیجه نهایی آن را متذکّر شدهاند. در ادامه فرمودند:
«أفضلُ أعمال شیعتِنا انتظارُ الفرج. من عرف هذا الامر فقد فُرِج عنه بانتظاره»؛ «بهترین عمل شیعیان ما، انتظار فرج است هر کس که این مطلب را بداند با همین انتظاری که دارد برای او فرج حاصل میشود.»(2)
در زمینه انتظار فرج، تعلیم سازنده امام هادیعلیه السلام، راهگشای همه منتظران است که به ذکر دو حدیث در این مورد اکتفا میکنیم:
امام هادیعلیه السلام میفرمایند:: إذا غابَ صاحبکم عن دار الظالمین فَتَوقَّعوا الفرج.« هنگامی که صاحب شما از سرای ستمکاران غیبت کرد، در انتظار فرج باشید.»(1)
در فرمایش دیگری از همین امام معصومعلیه السلام، سفارش به انتظار کشیدن مطرح شده است، «إذا رُفِعَ علمِکم مِنْ بین أظهُرِکُم فتوقعوا الفرج مِنْ تحتِ أقدامکم، چون امام شما از میان شما برداشته شد، از پیش پاهای خود منتظر فرج باشید.»(2)
واژه پر امید انتظار را میتوان در کلام پدر بزرگوار مهدی منتظرعلیه السلام حضرت امام حسن عسکریعلیه السلام یافت حضرتش میفرمایند: «عَلَیْکَ بالصَّبرِ وانتظار الفرج، فإنّ النّبی قال: أفضلُ أعمال اُمّتی انتظار الفرج، بر تو باد به صبر و انتظار فرج. زیرا که حضرت رسول فرمودند: برترین اعمال امّت من انتظار فرج است.»(3)
به منظور تبرّک به حدیثی از حضرت مهدیعلیه السلام که بیارتباط هم با عصر غیبت و دوران انتظار نیست اشاره میکنیم. حضرتش چنین میفرمایند: «فإنّا یحیطُ
عِلمُنا بِاَنْبائکم ولایَعزُبُ عنّا شیءٌ مِنْ أخبارکم»؛ «ما از اخبار و اوضاع شما کاملاً آگاهیم و هیچ یک از آنها بر ما پوشیده نیست.»(1)
حدیث مذکور، نشان از واقف بودن علم امام به احوال مسلمانان و منتظران است و لازم به ذکر است که پیروان امام در عصر غیبت در هیچ حالی از احوالات آنها و اوضاع (چه عبادات و یا گناهان)، رها نشدهاند.
حدیث دیگری که از حضرت صاحب الامرعلیه السلام، در قالب توقیع و امر ایشان، به دست رسیده است، فرمایش زیر میباشد:
«وَاکثروا الدُّعاءَ بِتَعْجیلِ الفرج فَإنَّ ذلک فَرَجُکُم»؛ «برای تعجیل در فرج بسیار دعا کنید، همانا در آن گشایش کار شما هست».
طبق حدیث و سفارش مذکور، میتوان تکلیف منتظر را علاوه بر تکالیف دیگر او، دعا کردن در عصر غیبت دانست.
1) 137. همان، ج 53، ص 175، ح 7.
همان طور که میدانیم انتظار، تجلّی کامل تربیتهای مکتب اسلام است که هم شاخص منوّر ابعاد عقاید حقّه از قبیل توحید، عدل، نبوّت، امامت و معاد است و هم تربیتهای مکتب در آن متبلور شده است.
انتظار جریانی در دوران عمیق غیبت است، این دوران همچون مدّتی است که معلم از کلاس خارج شده تا بنگرد که شاگردان، در غیاب او چه میکنند و نسبت به تکالیف سپرده شده چه عکس العملی دارند؟ حال شاگرد مکتب انبیاء الهی، هم این گونه است. او حاضر در کلاس دین الهی است و باید پیوسته مراقب خود باشد تا دست از پا خطا نکند و بداند که هم اکنون موقع خروج معلّم از کلاس است که ورودش از جمله احتمالات بوده و امکان دارد، او را در آن حال ببیند، پس منتظر، باید در هر موقعیتی، رضایت خاطر معلم یعنی همان منتظَر را فراهم کند.(1)
پس از بیان این تمثیل لازم است که به آداب عصر غیبت و ذکر مقدمهای در این زمینه بپردازیم. هنگامی که در تعالیم و تکالیف دین، با بینشی عمیق، صحیح و آگاهانه، غور و تفکّر میکنیم، به این نتیجه میرسیم که روزگار انتظار، روزگار رهایی، بی مسئولیّتی یا به عبارتی دیگر دوران بی تفاوتی نیست، بلکه دوران حسّاس تکلیف است، هم تکالیف فردی و هم تکالیف اجتماعی.
در این دوران مسلمانان و منتظران واقعی، باید پاسبان دین حقّه الهی و تعالیم
1) 138. خورشید مغرب، ص 275.
و احکام والای آن باشند و اگر عصر بی تکلیفی بود، باید تکلیف از افراد ساقط میشد. در حالی که این گونه نیست، بلکه عصر تمسّک جستن به احکام الهی، باید به قوّت خود پا برجا باشد، به عبارتی دیگر این چنگ زدن، نباید منفک از عمل به دستورات دینی باشد. از این رو، حضور همه افراد چه در بُعد فردی و چه در بعد اجتماعی لازمه آن است همچنین همه جوانب دین به ویژه در بُعد فعال آن باید مورد آموزش همگان واقع شود.
بنابراین؛ عصر انتظار، عصر وظیفه و تکلیف است که طبق احادیث معصومینعلیهم السلام انتظار در کنار منتظر آورده شده، از این رو، درمییابیم که منتظران برای اثبات انتظار خود تکالیفی دارند که در این فصل به شرح چند تکلیف از وظایف خطیر و دشوار این منتظران میپردازیم.
هدف آن است که نوشتهای در دسترس محبان و مشتاقان آن حضرت و همه طالبان هدایت قرار گیرد که بتوانند به راحتی با وظایف خود در قبال حضرت حجتعلیه السلام و حقوقی که آن حضرت بر آنها دارد، آشنا شده و دست یابند و آنها را سرمشق خود قرار دهند و عمل کنند.
در این عصر که دشمنان دین بیش از گذشته و با حربههای گوناگون خود به جنگ با دین و دینداری آمدهاند، میبایست با تحقیق بیشتر در مباحث مربوط به امام زمانعلیه السلام که خورشید معنویت و اصل همه معنویات است، خود را آماده مقابله با مکر آنان کنیم.
به همین جهت امیدواریم این فصل از کتاب بتواند به علّت پرداختن به مباحث مربوط به حضرت حجتعلیه السلام آن هم یکی از مباحث خاص و عملی که همان بحث تکالیف مؤمنان در قبال آن حضرت است - و در تهذیب نفس و تحوّل انسان
و قُرب او به ذات اقدس الهی و نیز تقرُّب به محضر والای حضرت ولی عصرعلیه السلام بیشترین نقش و اثر را دارد - در راه رسیدن به این مقصود مثمر ثمر بوده و نقش ارزنده و مطلوبی داشته باشد و موجبات خرسندی آن والا مقام را فراهم آورد.
تکالیف ده گانهای که در این فصل آورده شده است، همراه با روایات منقول از چهارده معصومعلیهم السلام ذکر شده که همگی مستند به کتب روایی است. علاقهمندان برای آشنایی بیشتر از سایر تکالیف کلی و جزئی که به علت پرهیز از طولانی شدن مباحث به آن نپرداختهایم، به کتب نگاشته شده در این زمینه مراجعه کنند.(1)
ان شاءاللَّه که خداوند متعال ما را در ادای حقوق آن عزیز بزرگوار موفق گرداند و ما بتوانیم تکالیف خود را در قبال آن حضرت به درستی و کامل به جا آوریم و مورد توجه و مهر بیش از پیش آن حضرت قرار گیریم.
مهمترین و واجبترین وظیفه هر شیعه منتظر، کسب معرفت نسبت به مقام و وجود مقدّس امام زمانعلیه السلام است.
حضرت حجّت بن الحسن العسکریعلیه السلام ذریّه رسول خدا، چهاردهمین معصوم، دوازدهمین امام، ولی حیّ امّت، واسطه فیض الهی، امان زمین و زمان و... است. این جایگاه رفیع و موقعیت ممتاز که دارای برکات وجودی بی شمار است، حقوقی را برای آن حضرت اثبات میکند که پیروان صدیق و مخلص برای تنظیم دقیق رابطه خود با مولا و رهبرشان بر اساس ادب دینی باید آن حقوق را شناخته
1) 139. برای آگاهی بیشتر نسبت به مباحث مربوط به تکالیف شیعیان در عصر غیبت به کتب زیر میتوان مراجعه کرد: مکیال المکارم، و راه وصال.
و در پی آن وظایفی را که متوجه آنان میشود، به شایستگی انجام دهند.
چند مورد از این حقوق عبارتند از: حق قرابت رسول اللَّه، حق منعم بر متنعّم، حق پدری بر امّت، حقّ معلّم بر متعلّم، حق سیادت بر بنده، حق رهبری و زعامت بر مردم و.....
از بین حقوق یاد شده، حق شناختن حجّت الهی مورد بحث ماست. این موضوع آن قدر اهمّیت دارد که از امام حسن عسکریعلیه السلام چنین روایت شده است:«مَنْ ماتَ ولَمْ یَعرف امام زمانه ماتَ میتةً جاهَلیّه»؛ هرکس بمیرد و امام زمان خویش را نشناسد به مرگ جاهلیت در گذشته است.»(1)
این حدیث، با تعابیر مختلفی که همگی به یک معنایند، در کتب اصلی حدیث شیعه و سنی با توافق کامل نقل شده است. و متواتر بودن آن نشانه این است که دلالت صریح بر ضرورت شناخت امام واقعی توسط هر زن و مرد مسلمان دارد و به عاقبت تأسف بار مسلمانانی که از شناخت امام محروم بودهاند اشاره کرده که این سرانجام به هیچ عنوان قابل توجیه نیست.
منظور از امام، همان امام معصوم به عنوان فرد کامل انسانیّت است که اگر بر روی زمین نباشد خداوند شناخته نمیشود و رابطه بین عالم معنا و ماده، قطع میگردد زیرا برکات عالم غیب ابتدا باید بر قلب پاک امام بتابد و سپس به وسیله او به دل انسانهای مستعد برسد؛ زیرا او واسطه فیض و نزول برکات الهی است و به یُمن
1) 140. علل الشرایع، ب 31، ص 120، ح 9.
وجود مبارک او عذاب الهی از مردم برداشته میشود.
حضرت صاحب الامرعلیه السلام در پاسخ اسحاق بن یعقوب که به وسیله محمّدبن عثمان - نایب دوّم حضرت - به این موضوع اشاره کرده و میفرمایند:
«إنّی أمانٌ لِأهلِ الأرضَ کَما أنَّ النُجومَ أمانٌ لِأهل السَّماء» «همانا من مایه امنیّت اهل زمین هستم، همان طور که ستارگان مایه امنیّت اهل آسمانند».(1)
در اهمّیت معرفت به امام معصوم که واسطه فیض الهی است - حتّی در مفادّ دعاهایی که خواندن آنها در عصر غیبت بسیار تأکید شده است، مطالبی بیان شده که این امر ما را متوجه اهمّیت معرفت حجّت الهی میگرداند.
یکی از این ادعیه، دعای معروف و معتبری است که شیخ صدوقرحمه الله آن را از امام صادقعلیه السلام نقل کردهاند که ایشان خطاب به زراره میفرمایند: «اگر آن زمان (عصر غیبت) را دریافتی به این دعا مداومت کن: «اللهم عَرِّفنی نفسک فإنَّک إنْ لَمْ تُعرِّفنی نفسک لَمْ أعرِف رسولَک اللهم عَرِّفنی رَسولک فَإنَّکَ إنْ لم تُعرِّفنی رسولک لم أعرِفْ حُجَتک، اللهم عَرِّفنی حجَّتک فإنَّک إنْ لم تَعرِّفنی حُجَّتَک ضَلَلْتُ عَنْ دینی»
بارالها! خودت را به من بشناسان که اگر خودت را به من نشناسانی پیغمبرت را نخواهم شناخت. خدایا پیغمبرت را به من بشناسان که اگر پیغمبرت را نشناسانی حجّت تو را نخواهم شناخت. بارالها! حجّت خود را به من بشناسان که اگر حجّت خود
1) 141. مجمعالبیان، ج 2، ص 545. بحارالانوار، ج 78، ب 30، ص 380، ح 1. ««إِنِّی أَمان لِأهلِ الْأَرضَ کَما أَنَّ النُجومَ أَمانُ لِأَهل السَّمآء».
را به من نشناسانی از دین خود گمراه میشوم.»(1)
همان طور که از متن دعا (حدیث مذکور) بر میآید معلوم میگردد که در شناخت حجّت الهی البته نه شناخت سطحی بلکه شناخت عمیق و حقیقی که مبنای آن شناخت امام به عنوان مظهر شناخت حق تعالی است، چند مورد تأکید شده است:
اوّل: مقدمه شناخت حضرت حجتعلیه السلام معرفت الهی (معرفة اللَّه) و شناخت رسول خداصلی الله علیه وآله است، هر چه شناخت ما قرآنیتر؛ یعنی طبق باب معرفت خداوندی (وحی) باشد، بیشتر متوجه تطابق صفات حضرت حجتعلیه السلام با صفات حضرت حق خواهیم شد؛ زیرا که اسماء الهی در او متجلّی شده است. در فرازی از زیارت آل یس - که توقیعی وارده از ناحیه مقدسه است - با این عبارت به محضر امام ابراز ارادت میکنیم.
«السلام علیک یا داعی اللَّه و ربّانی آیاته.» «سلام بر تو ای دعوت کننده خلق به سوی خدا و مظهر آیات الهی».(2)
دوّم: شناخت مقام حضرت حجّت باعث نجات از ضلالت و گمراهی است. برای شفافیت بحث لازم است بیان شود که شناخت امام درک اضطرار به او و آگاهی به حق ولایت اوست، امام از خود ما به ما آگاهتر است و آگاهی او شهودی و وجودی و محبّتش نیز رُبُوبی و محیط است نه غریزی و محدود که او آزاد از همه کششهای نفسانی بوده و از راههای آسمان نسبت به راههای زمین آگاهتر است.
تلفیق این آگاهی و آزادی، عصمت شده و همین امر باعث پذیرش عشق، ولایت، سرپرستی و تسلیم در برابر او میباشد. امام محمّدباقرعلیه السلام در این باره میفرمایند: «إنَّما کُلِّفَ الناس ثلاثه، معرفة الأئمه والتسلیم لهم فیهما والرّدّ إلیهم فیما اختلفوا فیه.»
«مردم به سه تکلیف مکلفند: معرفت امامان، تسلیم در برابر ایشان و واگذاری امور به آنها در مسائلی که اختلاف پیش میآید.»(1)
ناآگاهی از حقّ معرفت و ولایت امام و جهل در تشخیص و مصداق چنین امامی؛ یعنی حاکم عادل، آثار زیان باری همچون چشم پوشی از همه دستاوردهای وحی ،مرگ جاهلیت و در نهایت، هلاکت و گمراهی است؛ زیرا که شناخت امام، عین دین و دیانت است و عدم شناخت او عین جاهلیت، یعنی زمانی که اسلام ظهور نکرده است میباشد.
حال بنگریم، منظور از معرفت مدّ نظر ائمهعلیهم السلام چیست؟ در این باره مؤلف گرانقدر عالم فقید سید محمّدتقی موسوی اصفهانی، مراد از معرفت امام که مورد تأکید است را چنین توضیح میدهند:
بدون تردید مقصود از شناختی که امامان ما که درودها و سلامهای خدا بر ایشان باد، تحصیل آن را نسبت به امام زمانمان، امر فرمودهاند، مقصود شناختن حضرت
1) 144. وسایل الشیعه، ترجمه محمّد رازی، ج 18 کتاب القضاء، ص 45، ح 3320.
است چنان که هست به گونهای که سبب سالم ماندن از شبهههای ملحدین و مایه نجاتمان از گمراه ساختن مفتریان گمراه کننده شود و چنین شناختی جز به دو امر حاصل نمیشود: یکی شناختن شخص امامعلیه السلام به نام و نَسَب. دوّم: شناخت صفات و ویژگیهای او، و آوردن این دو از اهمّ واجبات است.(1)
امر دومی که در کلام فقید یاد شد در عصر غیبت، با اهمیتتر است، در واقع این نوع شناخت است که منشأ تحوّل و اثر در زندگی انسان منتظِر است؛ زیرا اگر فردی به حقیقت جایگاه امام در عالم بشریت و شدّت افتقار و اضطرار خود نسبت به او آگاه گردد، هرگز از یاد او غافل نخواهد گشت.
شناخت امام مهدیعلیه السلام از معرفت دیگر ائمه هدیعلیهم السلام جدا نیست و هر کس عارف به مقام و مرتبت ائمّه معصوم است و خود را در قبال آنها مسئول میداند به طور قطع، در مورد امام معصوم به عرفان و شناختی شایسته دست مییابد.
1 - مطالعه پیرامون حضرت
یکی از راههای کسب معرفت، مطالعه و تأمّل در کتب پیرامون حضرت است، و از آن جمله مطالعه در ادعیه و زیارات وارده است به ویژه خواندن زیارت جامعه کبیره؛ زیرا تدّبر در اوصاف ائمه معصومینعلیهم السلام که در این دعای پر محتوا وارد شده است بر افزایش شناخت ما کمک میکند، همچنین میتوانیم با دعاهای خود از خدا
1) 145. مکیال المکارم، ج 2، ص 169.
طلب معرفت کنیم؛ زیرا این نعمت عظیم الهی، تنها از طریق مطالعه به دست نمیآید، بلکه از عنایات خاصّه الهی هم هست که شامل حال هر کسی نمیشود.
بر منتظر واجب است که نسبت به امام خود معرفت کسب کرده و با استحکام مایههای فکری - روحی خود، علاوه بر شناخت در مورد شخصیت وجودی امام در مورد علایم ظهور هم شناسایی داشته باشد تا فریب مدّعیان دروغین مهدویت را نخورد؛ زیرا او منتظر مهدی موعود است نه مهدی موهوم.
2- انتظار کشیدن
یکی دیگر از وظایف منتظران، انتظار کشیدن و یا به عبارتی دیگر، شوق دیدار است. و یک حالت و عمل قلبی درونی است که دارای اثرات بیرونی میباشد. منتظر واقعی امام بی قرار و لحظه شمار ورود منتظَر است. او در درون و باطن خود پیوسته به یاد او و همواره منتظر فرا رسیدن زمان ملاقات است. و اگر چنین اشتیاقی که از طریق معرفت به وجود میآید در انسان پدیدار شود او به خیلی از معارف الهی دست یافته است.
چگونه ممکن است انسان، مدّعی محبّ امام بوده امّا مشتاق دیدارش نباشد؟! شیفتگی منتظر و جوش و خروش او نشانگر کمال اشتیاق و انتظار امر فرج و نیز شوق وافر در اثر کثرت محبّت است و هر چه شدت عشق بیشتر، به طور مسلّم مفارقت او مشکلتر خواهد بود و با طولانی شدن زمان فراق، مبدّل به جزع و فزع خواهد شد که دعای ندبه، در برگیرنده مضامین بلندی نسبت به همین موضوع است.
دعای شریف ندبه معارف والایی مربوط به شوق مهدویت را در بردارد. این دعا را از این رو، «ندبه» گذاشتهاند که گریهای همراه با فریاد خواهی و استغاثه است.
عرب به مطلقِ گریه و ریزش اشک در اثر حزن، «بکاء» میگوید، امّا به گریه بلند، همراه با استغاثه «ندبه» میگوید.(1)
دعای ندبه درس گریه، عشق، بی قراری و شیدایی و در یک کلام دوره معارف کامل الهی است درس آن حدیث امام صادقعلیه السلام است که: «مشتاق نه به خوراکی میل دارد و نه از نوشیدنیای لذّت میبرد و میل به خواب و استراحت از او بر طرف میشود. نه به دوست و مصاحب اُنس میگیرد. نه در آبادیای وطن میگزیند و نه در آسایشگاه و آرامگاهی میآرامد.»(2)را به ما میآموزد.
انسان عاشق نه صرف گفتن لفظ، بلکه با سوز و گداز درونی خود، دادخواهی و استغاثه میکند و این چنین از دوری و فراق مولا ناله میکند:
«لیت شعری أین استَقَرتْ بِکَ النَّوی»؛
«ای کاش میدانستم، کجا و چه وقت دلها به ظهور تو آرام خواهد یافت.»(3)
«عزیزٌ عَلیَّ أنْ أرَی الخَلْقَ وَلا تُری ،
یا اینکه میگوید: «ای آقای من بر من سخت است که همه خلق را ببینم امّا تو را نبینم.»(4)
1) 146. مفردات الفاظ قرآن، ج 1، ص 302.
2) 147. شرح مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه، ج 2، باب شوق، ص 529، عن الصادقعلیه السلام: «المشتاق لایشتهی طعاماً و لایلتَدُّ شراباً ولا یستطیبُ رقاداً ولا یأنسُ حمیماً ولایأوی داراً ولایسکن عمراناً ولایقِرُّ قراراً».
3) 148. اقبال الاعمال، ج 1 ص 510، و نیز مفاتیح الجنان.
4) 149. همان، ص 510.
این خود درسی است که امام صادقعلیه السلام به ما میآموزد، یعنی اینکه نسبت به امام مهدیعلیه السلام این گونه عاشق باشید؛ زیرا که این دعا از کلام آن معصوم به ما رسیده است.
عاشق امام در فرازی دیگر، از دعای ندبه این چنین بیان میدارد: «هَلْ مِن مُعین فأطیلَ مَعَهُ العویل والبکاء، هل من جزع فاساعد جزعه إذا خلا، هل قَذَیت عینٌ فساعَدَتها عینی عَلی القَذی .
«آیا ناله کنندهای هست تا به همراه او گریه و ناله را طول دهم؟ آیا جزع کنندهای هست هنگامی که تنهاست با او مساعدت کنم، آیا چشمی را خاری افتاده که چشم من در اشک با او همراهی کند.»(1)
همه اینها نشان از به یاد محبوب بودن و ناراحتی از دوری اوست. پس دوستان و منتظران باید در فراق از امام خود محزون بوده و همّ و غمی برای دیدار داشته باشند که همه اینها دلیل بر اشتیاق و حقیقت انتظار فرد برای ظهور و فرج مولای خود است، از این رو خود را برای ظهور مهیّا میکند.
فردی خدمت رسولاکرمصلی الله علیه وآله آمده و پرسید: «یا رسول اللَّه! روز قیامت چه زمانی واقع خواهد شد» و چون این سؤال را در هنگام نماز پرسید. رسول اکرمصلی الله علیه وآله ابتدا تشریف برده و نماز خواندند و سپس فرمودند: «آن شخصی که این سؤال را پرسید، کجاست؟»
سؤال کننده آمد امّا پیامبر اکرم، این گونه جواب ندادند که علمش نزد خداست یا در چه زمانی، بلکه فرمودند: «برای قیامت چه آماده کردهای؟»(2)
مشابه همین، شخصی نزد امام جعفر صادقعلیه السلام آمد و سؤال نمود: «گشایش و فرج شما اهل بیتعلیهم السلام چه زمانی است، امامعلیه السلام فرمود: تو را به فرج چه کار؟ در حالی که از کسانی هستی که دنیا را میخواهی؟»(1)
منظور آن است که دنیاطلبی با فرج سنخیّت ندارد، کسی میپرسد فرج چه زمانی است که خود را برای آن مهیّا کرده باشد در حالی که فردی که فرج را برای آبادی دنیایش و رفع مشکلات اقتصادی میخواهد، منتظر حقیقی نیست. و اصل مطلب در این موضوع خلاصه میشود که: آنها که از ولی تمنایی دارند در واقع او را نردبان و وسیله خواستهها و هوسهایشان کرده و واسطه رسیدن به آرزوهایشان نمودهاند در حالی که سوختگان عشق امام و منتظران واقعی از معشوق خود به غیر از خود او تمنّایی ندارند.
گواه صادق بر انتظار، شوق و اشتیاق است که از یک سو در غم فراق و از دیگر سو در شوق وصال میباشد. ابعاد عاطفی انتظار، که در حقیقت نقطه اوج انتظار و گرمی و حرارت آن میباشد، اشتیاق است. این عواطف و احساسات در ابعاد زیر تجلی مییابد:
1 - محبّت
عشق و محبّت به امام که در حقیقت، سر ریز محبّت و شفقت امام به شیعیان
1) 152. اصول کافی ج 1، کتاب الحجة، باب أنَّه من عرف امامه، ص 371، ح 3: عن ابی بصیر قال: قلت لِأبی عبداللَّه: جعلت فداک متی الفرج، فقال: یا ابابصیر و أنت ممَّن ترید الدنیا؟
است که در دعای ندبه آمده: «بِنفسی أنت من مُغیَّبٍ لم یَخْلُ منّا...:جانم فدای آن امام غایبی باشد که جایش در میان ما خالی نیست...»(1)
2 - شور طلب
پس از ازدیاد محبّت، منتظر کسی است که به دنبال یار میگردد، نه آنکه گوشهای بنشیند و صبر پیشه سازد. با شور و شوق همه جا را در طلب او جستجو میکند. کسی که گمشدهای دارد و مدّعی عشق و محبّت است، آیا از او پذیرفته است که هیچ گاه در طلب گمشدهاش بر نیامده باشد و زمینه را برای ظهورش فراهم نکند.
3 - چشم به راه
منتظر واقعی کسی است که برای رسیدن یار، لحظه شماری میکند یعنی واقعاً چشم به راه است، به او عشق میورزد، با او سخن میگوید، او را طلب میکند و با چشمهای نگران و رمق دیده به دور دست مینگرد، شاید او را ببیند و بیابد.
انتظار در ابعاد عاطفی آن یعنی اشتیاق، محبّت، شور طلب و چشم به راه بودن - تهیه مقدمات و آمادگی برای عصر ظهور منتظَر - همگی مستلزم نوعی توسل و رابطه قلبی با حضرت است.
بنابراین انتظار کشیدن یکی از خصال بسیار مهم در نیک شهر منتظران است که از مفهوم روان به مقوله عمل و اهل تلاش سوق یافته و طبق معنای واقعی آن انسان را در هر سه محور یاد شده پرورش میدهد.
1) 153. مفاتیح الجنان، ص 880.
تکلیف دیگری که بر عهده یک منتظر راستین است، پیرایش و تهذیب نفس از خصایص ناپسند و زینت بخشیدن آن به اخلاق نیکوست.
در روایتی که از امام جعفر صادقعلیه السلام نقل شده آمده که ایشان میفرمایند: «مَنْ سَرَّهُ أنْ یکونَ مِن أصحاب القائم فَلْیَنتظِر وَلْیَعمَلْ بِالْورع و محاسن الاخلاق و هُوَ منتظر فَإن ماتَ و قامَ القائم بَعدَهُ کَانَ لَهُ من الأجر مثل أجر من أدرَکَهُ فَجِّدوا وَانْتَظِروا هَنیئاً لَکم أیّتها العصابة المرحومه»؛
«هر کس از اینکه جزء یاران قائمعلیه السلام باشد شاد و خوشحال میشود، باید منتظر باشد و با حال انتظار به پرهیزکاری و اخلاق نیکو رفتار کند، پس اگر (در چنین حالی) از دنیا برود و حضرت قائمعلیه السلام پس از او ظهور فرمایند، پاداشی همچون پاداش کسانی که ایشان را درک کردهاند خواهد داشت، پس بکوشید و در انتظار باشید، گوارایتان باد ای گروه مورد رحمت قرار گرفته.»(1)
عرب، به حریم زمین زراعی و کاشته شده «تقوا» میگوید و به چندین متر دورتر از مرز آن زمین که مراقبت کرده تا گوسفندی وارد آن نشود برای اینکه مبادا کم کم وارد اصل زمین گردد، «ورع» گوید: چوپانی که گوسفندان را در مرز میچراند باید ملتفت باشد که گوسفندان وارد زمین دیگران نشوند از این رو مراقب است، تا مانع ورود آنها شود. و به طور مسلّم میداند که به محض تکان دادن سر و کمی بیتوجّهی، آنها وارد زمین دیگری شده، پس بهتر است که حیواناتش را در فاصله پنجاه
1) 154. غیبت نعمانی، ص 292، ح 16، و نیز در: بحارالانوار، ج 52، ب 22، ص 140،ح 50.
متری از زمین مردم که به آن قُرُق گاه گویند، نگه داشته تا با یک اشاره آنها را بر گرداند.(1)
پس از بیان این تمثیل به این نتیجه میرسیم که در دین مبین اسلام یک منطقه ممنوعه داریم و یک منطقه قُرُق. منطقه ممنوع «گناه» است و منطقه قُرُق شده مکروهات و شبهات هستند. دوری از گناه، تقوا و دوری از مکروهات و شبهات را ورع گویند.(2)برای حفظ خودمان باید به رعایت مستحبات که بازوی واجبات است، پرداخته و به ترک مکروهات، که به دوری از گناه و حرام کمک میکند، بپردازیم پس هر کس میخواهد از یاران امام مهدیعلیه السلام باشد علاوه بر ترک گناه میبایست از شبهات هم دوری کند.
ترک شبهات عقلی، عرفی (نه برخاسته از وسوسه) بین انسان و امام زمانعلیه السلام سنخیت و تشابه ایجاد میکند، البته مقامات حضرت بی نهایت است و این امر یک درجه از آن است، امام دریای وَرَع و تقواست و ما باید خود را همچون قطره به دریا پیوند دهیم؛ زیرا با این کار رفتار و مکتب امام را الگوی عملی خود قرار دادهایم و با امام خود، هم سنخی روحی - رفتاری خواهیم داشت.
نکته دیگری که در این حدیث یافت میشود آن است که فرمودهاند: «وَلْیَعمَلْ بِالوَرَع»؛ یعنی اهل ورع، اهل عمل، حرکت و تلاشاند نه اهل در خانه نشستن و با جامعه کاری نداشتن. یاران امام ورع را در همه اعمال خود حتی در محل کارشان هم به همراه دارند.
ویژگی دیگر انسان منتظر - طبق این حدیث - داشتن محاسن اخلاق است؛ یعنی داشتن اخلاق کریمانهای که فطرت بر خوبی آن، شهادت میدهد و مورد تمجید
ائمّه معصومعلیهم السلام بوده است و همه اینها باید در منتظر امام زمانعلیه السلام نمودار باشد؛ مثل سه صفتی که در این روایت شریف آمده است که امام جعفر صادقعلیه السلام فرمودهاند: «سیّدُ الأعمال ثلاثه: إنصافُ النّاس... و مواساتِک الأخ...و ذکراللَّه عَلی کُلّ حال»؛ «سَرور خُلقهای نیکو سه خصلت است: اهل انصاف بودن...، مواسات با برادران دینی و همواره به یاد خدا بودن.»(1)
اوّلین سید اعمال، انصاف در همه موارد است، چه در گفتار، رفتار، معاملات، رو به رو شدن با مردم حتی در نگاه کردن در بین افراد اهل انصاف بودن.
دومین عمل؛ مواسات با برادران دینی است یعنی؛ رفع گرفتاریهای آنان، کمک رساندن به آنها در همه امور.
سومین عمل برجسته، یاد خدا در خلوت و جلوت است؛ یاد باطنی و قلبی خدا در همه حال. اگر این سه خُلق بزرگ را در خود به وجود آوردیم. حتماً با امام مرتبط شده و نام ما در زمره یاران و منتظران او ثبت خواهد گشت.(2)و در همدوشی و همراهی انتظار و ورع، خوشخلقی نیز به عنوان عاملی تعیین کننده در کسب افتخار یاوری قائمعلیه السلام به شمار میآید.
امام زمانعلیه السلام نیز با توجه به ناگهانی بودن امر ظهور، همه شیعیان را به انجام اعمال پسندیده و دوری از اعمال ناپسند در عصر غیبت فرا میخواند و میفرمایند: «فلیعمل کلُّ امْرِئٍ مْنکم بما یقرب بِه من محبّتنا وَلِیَتَجَنَّبُ مایدنیه من کِراهَتِنا و سخطنا فانَّ أمْرنا بغَتةً فُجاءه حین لاتنفعه توبة و لایُنجیه من عقابنا ندم علی حوبه».
«پس هر یک از شما باید آنچه را که موجب دوستی ما میشود پیشه خود سازد و از هر آنچه موجب خشم و ناخشنودی ما میگردد دوری گزیند؛ زیرا فرمان ما به یکباره و ناگهانی فرا میرسد و در آن زمان، توبه و بازگشت سودی ندارد و پشیمانی از گناه، کسی را از کیفر نجات نمیبخشد.»(1)
انسان منتظر که نظر خود را از غیر منتظَر برداشته و عشق و مودّت امام را در قلب خود جایگزین نموده، همواره در پی کسب رضایت خاطر او و دوری نمودن از حالات و رفتارهایی است که باعث مکدّر و آزرده خاطر نمودن او میشود، و باید محبّت قلبیش را در عمل و رفتار خود جلوه داده تا مصداق یار واقعی امام و منتظر حقیقی او باشد.
موضوع تهذیب نفس و دوری از گناهان، به عنوان یکی از وظایف منتظران، آنقدر مهم است که در توقیع(2)شریفی که از ناحیه مقدسه امام مهدیعلیه السلام به مرحوم شیخ مفیدرحمه الله صادر شده بی توجّهی به این امر را، از جمله اسباب یا تنها سبب
1) 159. بحارالانوار، ج 53، ب 31، ص 176، ح 7. و نیز:مجمعالبیان، ج 2، ص 559.
2) 160. توقیع در لغت به معنی نشانه گذاردن، امضاء کردن حاکم برنامه و فرمان را، جواب مختصری که کاتب در نوشته به پرسشها میدهد. دستخط فرمانروا. در اصطلاح علم حدیث معنای پاسخ پرسشها یا اطلاعیههایی که به صورت کتبی از طرف امام برای آگاهی شیعیان فرستاده شده است چنانکه توضیحاتی از حضرت امام علی نقی و امام حسن عسکریعلیهما السلام نقل شده است. امّا معمولاً توقیع به نامههای حضرت حجّت بن الحسن امام زمانعلیه السلام گفته میشود که توسط 4 تن از نایبان خاص ایشان به دست شیعیان میرسد. برگرفته از لغتنامه دهخدا، ج 5، ص 6265.
طولانی شدن غیبت بر شمرده شده است: «فَما یَحبِسنا عنهم إلا ما یَتِّصِلُ بنا ممّا نکرهُهُ ولا نؤثره منهم. پس تنها عاملی که ما را از آنان (شیعیان) پوشیده میدارد همانا اعمال ناخوشایندی است که از ایشان به ما میرسد و از آنان انتظار نمیرود.»(1)
پس فردی که منتظر امام عدالت گستر است باید خود عادل باشد، عدل مقابل ظلم است و از آنجا که ارتکاب معصیت ظلم به نفس است فرد گناهکار برای هر گونه ظلم اجتماعی مستعد و دارای آمادگی روانی است؛ زیرا معمولاً کسی که به حقوق خود احترام نمیگذارد، حقوق افراد دیگر هم برایش محترم نیست. اگر حس صیانت نفس، جلودار خوی تجاوزگری انسان نباشد، اهرمهای کنترل تعدّیطلبی نسبت به دیگران کارساز نخواهد بود و چون عدالت فردی و عدالت اجتماعی با هم رابطه تنگاتنگ دارند و نیز عدل فردی مقدمه عدل اجتماعی است پس فردی که در میان قوای نفسانی خود ارکان حیات اخلاق را به وجود آورده آنگاه در عصر ظهور؛ یعنی عصر عدل ناب مطلق خود را با شرایط نوین فرهنگ توحیدی مهدوی هماهنگ میکند امّا در غیر این صورت نمیتواند فرهنگ عدالت محورِ دولت کریمه امام را تحمّل کند.(2)
بنابراین، آنکه میخواهد در شمار منتظران واقعی باشد، باید عادل، پارسا و متخلّق به مکارم اخلاق گردد.
الف) آراستگی به دیانت
منتظر باید متدیّن بوده و در عصر غیبت با مراقبتهای بیشتری به این امر اهتمام
ورزد و با دوری از انحرافات و لغزشها خود را در خطّ صحیح تدیّن قرار دهد.
امام صادقعلیه السلام در این زمینه فرمودهاند: «إنَّ لِصاحبِ هذا الأمر غیبة فَلْیتّقاللَّه عَبدُ وَلْیتمسک بِدینه»؛ همانا برای صاحب امر غیبتی طولانی است که در این دوران هر کس باید تقوا پیشه سازد و چنگ در دین خود زند.»(1)
در عصر غیبت، علاوه بر رعایت تقوا - که هرگز منفک از عمل به احکام دین نیست - دینداری باید مدّ نظر منتظر قرار گیرد.
از امام موسی کاظمعلیه السلام روایت شده است که ایشان میفرمایند:
طوبی لِشیعَتِنا المتمسکینَ بَحَبْلِنا فی غیبَةِ قاِئمنا، الثابتین عَلی مُوالاتِنا وَالْبَراءَةِ مِنْ أعدائِنا اولئک منّا وَ نَحنُ منهم قَدْ رَضوا بِنا ائمةً وَ رَضینا بِهِم شیعَةً وَ طوبی لَهُم هُمْ واللَّه مَعَنا فی دَرَجاتِنا یوم القِیامه.
خوشا به حال شیعیان ما که در زمان غیبت قائم مان به ریسمان ما چنگ میزنند و بر دوستی ما و دشمنی دشمنان ما ثابت میمانند، ایشان از ما و ما از ایشان هستیم آنان به امامت ما خشنود و ما به پیروی کردن آنان از ما خرسندیم. خوشا به احوالشان. به خدا سوگند آنان در روز قیامت در مرتبه ما و با ما خواهند بود.(2)
این جایگاه رفیع و مقام بی بدیل که حتی فرشتگان هم به آن غبطه میخورند مربوط به منتظران واقعی است که چنگ در دین خدا و ولایت ائمّه معصومعلیهم السلام زده و در عصر غیبت بر صراط مستقیم ثابت قدماند. بر این اساس میتوان بیان کرد.
از آنجایی که دوستِ دوست، دوست است و دشمن دوست، دشمن و یا
دوست دشمن، دشمن است و دشمنِ دشمن، دوست انسان محسوب میشود، ولایت و دوستی با دوستان و موالیان امام زمان و عداوت و دشمنی نسبت به دشمنان و مخالفان او یک تکلیف است و یک شیعه منتظر باید دوست مولایش را دوست دارد اگر چه دوست خودش به حساب نیاید و باید از دشمن امامش بیزاری جوید گر چه دشمن خودش محسوب نگردد.
یک منتظر حقیقی باید، با بیگانهترین اشخاص، احساس دوستی کند، آنجا که او را در خط امام خود سر نهاده به فرمان او میبیند و باید از آشناترین کسان خود، دوری جوید و احساس تنفر نماید. آن زمانی که آنها با امام خود در ستیزند؛ که اگر فردی این اصل مهم را رعایت کرد، افتخار رفاقت با پیامبر را درک میکند. چنان که خود آن بزرگوار فرمودهاند:
طوبی لِمَنْ أدْرکَ قائم اهل بیتی و هو یأتِمُّ به فی غَیبَتِهِ قبل قیامه و یتولّی اولیائه و یُعادی أعدائه ذاک من رفقائی و ذوی مَوَدَّتی و أکرَمُ أمّتی عَلیَّ یوم القیامة، خوشا به حال آن کس که قائم اهل بیتعلیه السلام را درک نماید در حالی که قبل از قیام او در زمان غیبتش پیرو او بوده و دوستانش را دوست داشته و با دشمنانش به دشمنی برخاسته باشد چنین شخصی از رفیقان و همراهان من و مورد محبّت و مودّت من است و روز قیامت در زمره گرامیترین افراد من محشور میشود.(1)
طبق آنچه در حدیث آمده میتوان فهمید که رعایت اصل ولایت و برائت در اصل دینداری نهفته است و به آراستگی هر چه بیشتر نیکیها در وجود انسان منتظِر میافزاید.
1) 165. بحارالانوار، ج 51، ب 1، ص 72، ح 14. و نیز در: علل الشرایع، ج 1، ب 25، ص535، ح 2.
ب) آراستگی به بردباری و پایداری
انسان منتظر باید صبور، حلیم و با استقامت باشد؛ زیرا شبهههای تردید آفرین، مشکلات فراوان و فشارهای گوناگونی که از سوی مخالفین ولایت بر شیعیان چشم انتظار وارد میآید باعث میشود حیرت و بی پناهی آنها چنان طاقت فرسا و شکننده شود که در این حال برای منحرف نشدن، ناامید نگشتن و از انتظار دست برنداشتن، استقامتی همچون کوه و صبری همچون صبر ایّوب در وجود منتظر لازم و ضروری است.
لغزیدن و از راه منحرف گشتن، مأیوس شدن و از صف منتظران بیرون رفتن، از مبارزه دست کشیدن و به خیل بیتفاوتان پیوستن، بر ظهور دیده فرو بستن، سرنوشت محتوم غیر صابرین است.(1)
بیجهت نیست که رسول خداصلی الله علیه وآله میفرمایند: «طوبی للصّابرین فی غیبته طوبی للمقیمین علی محبّتهم»؛ «خوشا به حال صبر کنندگان در دوران غیبت مهدی خوشا به حال پا بر جایان در مقام محبّت او.»(2)
رسول اللَّه در جای دیگر، دست به دعا برداشته عرض کردند: «اللّهم لَقِّنی أخوانی»؛ پروردگارا برادرانم را به من بنمایان.» یکی از یاران پیامبر که در جمع حاضر بود گفت: «أمّا أخوانُک یا رسول اللَّه؟» آیا ما برادران شما نیستیم، ای رسول اللَّه! آن حضرت فرمود: «لا، إنکُم أصحابی و اخوانی قومُ فی آخِر الزمان آمنوا و لَمْ یَرَوْنی»، نه، شما اصحاب من هستید و برادران من قومی در آخرالزمان هستند که به من ندیده، ایمان آورند».
سپس سرّ این همه تکریم و تعلیم را در استقامت و صبر منتظران بیان فرمودهاند: «لاَحدهم اشدّ بقیة علی دینه من خرط القتاد فی اللَّیلة الظُّلَماء أو کالْقَابض علی جمر الغضا اولئک مصابیح الدّجی ینجیهم اللَّه من کل فتنة غبراء مظلمه».
«سختی استقامت هر یک از آنان بر دین خود، بیشتر از سختی کسی است که در شبی ظلمانی بخواهد خاری را با دست خود از جا بکَند، یا کسی که بخواهد آتش سوزان چوب درخت را در کف دست نگه دارد، به راستی که آنان چراغهای هدایت در شبهای ظلمانیاند.»(1)
دینداری در عصر غیبت همچون نگهداشتن آتش در کف دست است و این امر مستلزم داشتن استقامتی است که کوچکترین لغزشی در آن راه ندارد و چه زیبا حضرت رسولصلی الله علیه وآله، اجر چنین مردمانی را برشمرده آن گاه که خطاب به اصحابش چنین فرمودهاند: «سیأتی قوم من بَعْدِکم الرجل الواحد منهم له أجر خمسین معکم.»
قالوا: یا رسول اللَّه نحن کنّا معک بِبَدْرٍ و احد و حنین و نزل فینا القرآن.
فقال: «انکم لَوْ تحمّلوا لِما حمّلوا لَمْ تَصْبِروا صَبرَهُم»؛
«پس از شما، کسانی میآیند که به هر یک از آنان اجر پنجاه نفر از شما را خواهند داد اصحاب پرسیدند: ای رسول خدا! ما در غزوات بدر، احد، حنین با هم بودیم و درباره ما آیاتی از قرآن کریم نازل شده است، پس چرا به آنان، پنجاه برابر ما ثواب داده میشود؟
حضرت در پاسخ فرمودند: آنان در شرایطی بس دشوار خواهند بود که اگر شما
1) 168. بحارالانوار، ج 52، ب 22، ص 124، ح 8.
در آن شرایط به سر برید تحمل و استقامت آنان را نخواهید داشت.»(1)
طبق احادیث یاد شده، حفظ ایمان چه ایمان اعتقادی و چه ایمان عملی در روزگار غیبت و آخرالزمان مشکل است. طولانی شدن عصر غیبت و افزون بر آن فراوانی فتنههای آخرالزمان ممکن است شبهههایی در ذهن برخی ایجاد کند و یا شیاطین آشکار و پنهان به سست کردن پایههای اعتقادی افراد برخیزند، پس باید در برابر این شبهات مقاوم بود.
حوزهها و مراکز دینی و علمی، همه باید در برابر تهاجمات و گرفتاریهای عصر غیبت، پایداری کرده و به رفع آنها بپردازند. این همه تأکید که در احادیث در مورد حفظ ایتام آل محمّدصلی الله علیه وآله وارد شده قسمتی از آن، ناظر به بُعد اعتقادی معنوی و تربیتیاند و حفظ آنها، حفظ اعتقاد و تربیت دینی است که بر عهده پاسداران مرزهای دین؛ یعنی عالمان و حافظ دین میباشد.
اینجاست که نگهبانی از ایمان به نحو احسن انجام خواهد شد؛ زیرا حفظ و گسترش عقاید دینی و بینش صحیح (اعتقادی - عملی) که وسیله تشخیص حق و باطل از هم است، در روزگار نزدیک به ظهور، لازمتر بوده و آنان که دارای عقیده خالص و عمل صالح هستند، در لابلای حوادث پیش از ظهور گم نشده، ذرّهای تردید و غفلت به خود راه نداده تا اینکه در عصر ظهور همین معتقدان ثابت قدم، جزء یاران امام خواهند بود.(2)
فرد منتظر باید این گونه به حفظ دین و ایمان خود بپردازد تا ستایش امام
صادقعلیه السلام در زمینه اعتقاد، اخلاص و خردمندی یاران امام مهدیصلی الله علیه وآله در مورد او نیز صادق باشد آنجا که در کلام صادقانه این امام معصومعلیه السلام دل مؤمن منتظر این گونه وصف شده است.
«رجالٌ کأنَّ قلوبهم زُبُرَ الحدید، لایشوبها شکٌّ فیذاتِ اللَّه أشَدُّ مِن الحَجَرِ لَو حَمَلوا علی الجبالِ لأَزَالوها لایقصِدون بِرایاتِهِم بَلْدَةً إلا خَرَّبوها کأنَّ عَلی خیولهم العقبان یتمسّحون بِسَرْجِ الامام یطلبون بذَلک البرکة و یَحفّونَ به»؛ یاران مهدی، مردانیاند پولاد دل و همه وجودشان یقین به خدا است، سختتر از صخرهها که اگر به کوهها روی آورند، آنها را از جای بر کنند، درفش پیروزگر آنها به هر شهر و پایتختی روی نهد آنجا را به سقوط وادار سازد. گویی آن مردان، عقابان تیز چنگالاند که بر مرکبها، سوار شدهاند. این شیر مردان پیروز و عقابان تیز چنگ برای تبرّک و فرخندگی دست خویش به زین اسب امام میکشند و بدین سان، تبرّک میطلبند.»(1)
بنابراین، استقامت، مقاومت، اعتقاد قوی و راسخ، وجود یقین، از جمله صفات و وظایف انسان منتظر است که زینت بخش جان و روح والای اوست.
یکی از وظایف مهمّی که هر شیعه منتظر بر عهده دارد، حفظ، تقویت و تعمیق پیوند عاطفی و تجدید عهد و پیمان خود با امام عصرعلیه السلام است.
تجدید بیعت با آن حضرت پس از هر نماز (فرایض پنج گانه)، در هر روز یا در هر جمعه به تقویت رابطه قلبی انسان منتظر با امام زمانعلیه السلام کمک میکند، گاهی
1) 171. بحارالانوار، ج 51، سوم، ب 26، ص 308، ح 82.
اوقات بیعت به معنی هم عهدی و عقد بستن با یکدیگر به کار میرود.
بیعت کننده ملتزم شده که عهد محکمی با امام بسته او را با جان و مال خود یاری نموده و از یاری و نصرت او دریغ نکند و جان و مال خود را در راه او نثار نماید.
بیعت از طریق دو راه محقق میشود:
راه اوّل: تصمیم قلبی محکم بر اطاعت امر امامعلیه السلام و یاری نمودن او با نثار جان و مال؛ یعنی بدون هیچ تعللی، آنچه را که بدان دل بسته، فدا کند.
راه دوم: ابراز کردن آنچه قصد نموده و دل بر آن نهاده به وسیله زبان است؛ زیرا بیعت و معاهده این گونه انجام میشود و اصل ایمان، التزام با دل و زبان به اطاعت فرمان پیغمبر و امام و تسلیم بودن در برابر آنها و یاری نمودنشان میباشد.(1)
فرد منتظر باید در این دوران تکلیف خود را نسبت به امام بداند و بیش از پیش متوجه مسئولیت خود شود این موضوع در بسیاری از روایات مورد تأکید است که به ذکر یک نمونه از آن میپردازیم:
در روایتی که از امام صادقعلیه السلام نقل شده آن حضرت در تفسیر کلام خدای متعال که میفرماید: «ای کسانی که ایمان آوردهاید صبر کنید و ایستادگی ورزید و مرزها را نگهبانی کنید و از خدا پروا نمایید، امید است که رستگار شوید.»(2)
میفرمایند: «اصبروا علی اداء الفرائض و صابروا عدوکم و رابطو إمامکم المنتظر»؛ «بر انجام واجبات صبر کنید و با دشمنان خود پایداری نمایید و پیوند خود را با امام منتظرتان مستحکم نمایید».(3)
پس هر انسان منتظری باید با منتظَر خود، رابطهای پایدار داشته و در عین حال از انجام تکالیف شرعی خود، باز نماند.
یکی از راههای ایجاد ارتباط دائمی شیعه با مقام عظمای ولایت آن است که هر روز به منظور تجدید عهد و میثاق دعای عهد بخوانند.
حدیثی از امام صادقعلیه السلام در این زمینه نقل شده است که ایشان فرمودهاند: «مَنْ دَعا إلی اللَّه أربعین صباحاً بِهذاالعَهد کان مِنْ أنصار قائمنا وَإن ماتَ قَبله أخرجه اللَّه تعالی مِنْ قبره و أعطاهُ بِکُلِّ ألفِ حسنة وَمَحا عنه ألف سیئة»؛ «هرکس چهل بامداد خدا را با این عهد بخواند. از یاوران قائم ماعلیه السلام خواهد بود پس اگر پیش از ظهور او از دنیا برود، خدای تعالی او را از قبرش خارج ساخته تا قائم را یاری دهد و خواه به شماره هر کلمه از آن هزار حسنه به او عطا کند و هزار بدی را از او برطرف میکند.»(1)
بخشی از این دعا که به عهد با امام مربوط میشود عبارت است از:
«اللهم انی أُجَدد لَهُ فی صبیحةِ یومی هذا و ما عِشتُ مِنْ أیامی عهداً و عقداً و بَیعةً لهُ فی عُنقی لاأحولُ عنها ولا أزولُ أبداً. اللهم اجْعلنی مِنْ أنصاره و أعوانه والذّابّین عنه وَالمُسارعین فی قضاء حوائجه و الممتثلین لِأ واَمره والمُحامین عنه والسّابقین إلی إرادته وَالْمُستَشهَدینَ بَیْن یدیه»؛ «بار خدایا من در بامداد این روز و تمام زندگیم، عهد و عقد و بیعتی را که از آن حضرت بر گردن من است با او تجدید میکنم که هرگز از آن عهد و بیعت برنگردم
1) 175. مهج الدعوات ص 455. بحارالانوار، ج 86، ب 45، ص 38، ح 47.
و بر آن پایدار بمانم. خدایا مرا از یاران آن حضرت و مدافعان حریم مقدّس او و شتاب کنندگان به سوی او و اطاعت کنندگان از دستورات و نواهی او و از حمایت کنندگان از او و پیشی گیران در انجام اراده او و از شهیدان در رکاب او قرار ده.»(1)
این فراز از دعا نشانگر پیوند ناگسستنی با امام است و اینکه تا پای جان، انسان منتظر مخلصانه به اوامر و نواهی او عمل میکند و هرگز تن به معصیت و ذلت نخواهد داد.
اگر همه در جامعه با همدلی و همراهی دست یاری به سوی امام و مولای خود دراز کنند و بر عهد و پیمان خود با ولی خدا ثابت قدم بمانند دیری نخواهد پایید که فرج مولایشان را درک خواهند کرد. در توقیع تشریعی که از امام به دست رسیده چنین آمده است.
«وَلَو أنَّ اشیاعنا و فَّقَهم اللَّه لطاعته علی اجتماع من القلوب فی الوفاء بالعهد علیهم لما تأخَّر عنهم الیُمن بلقائنا و لَتَعَجلَتْ لهم السعادة بمشاهدتنا علی حق المعرفه و صدقها منهم بنا»؛ «اگر شیعیان ما که خدا آنان را - در اطاعت خود - یاری دهد، در وفای پیمانی که از ایشان گرفته یکدل و مصمّم باشند، نعمت لقای ما از آنان به تأخیر نمیافتاد و سعادت و دیدار ما برای آنها با معرفت کامل و راستین نسبت به ما ،شامل حال آنان خواهد شد».(2)
چشم انتظاران و منتظران حقیقی حضرت صاحب الزمانعلیه السلام علاوه بر دعای عهد، میتوانند از راههای دیگر با امام ارتباطی قلبی معنوی داشته و بیشتر با آن حضرت مأنوس باشند از آن جمله دعای ندبه، دعای فرج، اهدای قرائت قرآن به
آن حضرت، زیارت آل یس، نماز امام زمان، زیارت روز جمعه، هدیه ثواب نماز به آن حضرت، استغاثه به آن امام، توسل و طلب شفاعت از خدا به وسیله آن حضرت، حضور در مسجد جمکران، مسجد سهله و... .
منتظر باید تلقّی صحیحی از دین اسلام داشته باشد؛ زیرا که دینشناسی در عصر غیبت، بیشتر معنا یافته و انسان به علت کثرت نظریات در مورد دین پژوهی و افزایش روند برداشتهای ناصواب از دین، باید اسلام ناب را از سر چشمهها و منابع اصلیاش دریافت کند.
مطالعه در تاریخ ادیان گذشته نشان میدهد که پس از گذشت مدتی این ادیان از خلوص نخستین خود فاصله گرفته و دچار تأویل، تفسیر، حذف و اضافه، تحریف و... شدهاند. گر چه هرگز تحریف لفظی در مورد قرآن وارد نشده است امّا تحریف معنوی همچون کج اندیشیها، تفسیر به رأیها، جعل حدیث، نفوذ فرهنگهای بیگانه، تک بعدی دیدن دین، مهجور شدن وحی از زندگیها و... همگی باعث تهدید خلوص اسلاماند.
امام مهدیعلیه السلام نه تنها یک رهبر عدالت گستر است بلکه یک مصلح بزرگ دینی است که بساط همه بدعت گذاران و دین فروشان را بر هم خواهد پیچید. همچون رسول خداصلی الله علیه وآله که در آغاز بعثت، مردم با بتهای سنگی خود رو به روی رسول اللَّهصلی الله علیه وآله ایستادند، در زمان ظهور امامعلیه السلام هم عدّهای با تمسک به آیات الهی، با حضرت مقابله میکنند حضرت نیز آنها را درهم خواهد کوبید.(1)
1) 178. در انتظار ققنوس، ص 284.
علت اینکه این مقدّس نمایان در برابر حضرت میایستند به هوا پرستی و عدم تربیت و معرفت اسلامی آنها بر میگردد که در عصر امام علیعلیه السلام با عنوان گروه مارقین، ناکثین، قاسطین و خوارج مطرح بودند.
این گروه افراد، در زمان حاکمیت امام زمانعلیه السلام، بر حضرت تیغ میکشند؛ زیرا که نه فهم جامع و ژرفی از دین داشته و نه ادب دینی بر خورد با حجّت الهی را دارند.
امام با دو جبهه داخلی و خارجی وارد جنگ میشود در جبهه داخلی با منتظرانی که میپنداشتهاند، امام موعود آن کسی است که آرزوهایشان را برآورده میکند و یا دین پذیرفته شده توسط خودشان را اجرا میکند و در جبهه خارجی با نظام استکبار جهانی مبارزه میکند.
پس بر منتظران واقعی، لازم است که با شناخت نظری - عملی خود به وظیفه خود عمل کنند؛ زیرا که شناخت صحیح عقاید و افکار، موضعگیریها و اعمال در عصر غیبت از کوشش در عبادات افضل است.(1)
دختر رشید هجری، شیعه معروف میگوید: به پدرم گفتم: ای پدر چه بسیار در عبادت خدا رنج میبری و کوشش میکنی؟ در پاسخ گفت:
دخترم پس از ما مردمی میآیند که بصیرت و شناخت آنها از دین از این رنجها افضل است».(2)بنابراین بصیرت و شناخت باعث استقامت و پایداری بیشتر و نیز پیروی همه جانبه از خط ممتد رهبری امام شده و این گونه انسان در حوزه ولایت خدا و امام وارد خواهد شد؛ زیرا که ائمّه معصومعلیهم السلام تأکید کردهاند که در روزگار غیبت به آداب و احکام مکتب دینی اسلام عمل کرده تا سرانجام پیشوای نهان گشته ظهور کند. امام جعفر صادقعلیه السلام در این زمینه میفرمایند: «إذا کان ذلک (الزمان)
فتمسّکوا بالامر الاول حتی یتبن لکم الاخر اذا اصبحت و أمسَیْت یوما لاتری فیه اماماً من آل محمّد فأحبّ من کنت تحب و أبغض من کنت تبغض ووال من کنت توالی وانتظروا الفرج صباحاً و مساءً...»؛ «هرگاه زمان غیبت فرا رسید به دستورات امامان پیشین چنگ زنید تا امام آخرین شما ظهور کند هرگاه روزی رسید که امامی از آل محمّدصلی الله علیه وآله در میان خود نداشتید همین امامانی را که دوست میداشتید دوست بدارید و همان کسان (خط باطلی) که دشمن میداشتید، دشمن بدارید، همواره در خط رهبری و ولایت حقه جای داشته باشید و صبح و شام در حالت انتظار (آمادگی) به سر برید.»(1)
پس منتظر راستینی که با اعتقاد، تقیّد و فهم صحیح از احکام و تعالیم دینی، لحظه به لحظه منتظر ظهور مصلح است شایسته ستایش و وصف زیبای امام زین العابدینعلیه السلام خواهد بود، آنجا که میفرمایند: «إنّ اهل زمان غیبته، والقائلون بامامته، والمنتظرون لظهوره أفضل من أهل کل زمان لأنّ اللَّه تعالی ذکره أعطا هم من العقول والافهام والمعرفة ما صارت به الغیبة عندهم بمنزلة المشاهده و جعلهم فی ذلک الزمان بمنزلة المجاهدین بین یدی رسول اللَّه بالسّیف اولئک المخلصون حقاً و شیعتنا صدقاً والدّعاة الی دیناللَّه سرّاً و جهراً»؛ «مردمانی که در روزگار غیبت به سر میبرند و معتقدند و منتظر امام هستند از مردمان همه زمانها افضلاند؛ زیرا که خدای متعال به آنان خرد، فهم و معرفتی داده است که غیبت امام برای آنان مانند حضور است (یعنی با اینکه در عصر غیبت به سر میبرند و امام را نمیبینند، از نظر ایمان، تقوی و پایداری، گویی در زمان ظهور به سر میبرند و امام خود را میبینند) خدا این مردم را مانند سربازان
1) 181. بحارالانوار، ج 52، ب 22، ص 132، ح 37.
پیکارگر اسلام قرار داده است، همانا که در رکاب پیامبر شمشیر میزدند و پیکار میکردند آنانند اخلاص پیشگان حقیقی و شیعیان واقعی که در نهان و عیان مردم را به دین خدا دعوت میکنند».(1)
یکی دیگر از تکالیف فرد منتظِر گام برداشتن در جهت امر به معروف و نهی از منکر و نیز اصلاح جامعه است؛ زیرا که او منتظِر مصلح جهانی است پس باید مصلح باشد یعنی اهل مبارزه با هر گونه فساد سیاسی، اجتماعی، اخلاقی و... که این امر در قالب قانون امر به معروف و نهی از منکر مطرح شده است.
نتیجه مستقیم انجام این فریضه «اصلاح و اجرا کننده آن «مصلح» گفته میشود و آن قدر، امر به معروف و نهی از منکر که جزء فروع دین یک مسلمان است اهمّیت دارد که در آیات قرآن و احادیث ائمه معصومینعلیه السلام از آن یاد شده است.
خداوند در قرآن کریم میفرمایند: «کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنْ الْمُنکَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ: شما بهترین امتی هستید که برای مردم پدیدار شدهاید، به کار نیکو فرمان میدهید و از کار ناپسند باز میدارید و به خدا ایمان دارید.»(2)
امام باقرعلیه السلام فرمودهاند: «إن الامر بالمعروف والنهی من المنکر سبیل الانبیاء و منهاجُ الصلحاء فریضة عظیمه بها تقام الفرائض و تأمن المذاهب و تَحِلُّ المکاسب و تردّ المظالم و تعمر الارض و ینتصف من الاعداء و یستقیم الامر: بی تردید امر به معروف و نهی از منکر راه انبیاء و طریقه صالحان
است امر به معروف و نهی از منکر وظیفه خطیری است که سایر واجبات دینی به واسطه آن انجام میپذیرد، راهها به وسیله آن امنیت مییابد و درآمدها بوسیله آن حلال و مشروع میگردند و مظالم دفع میگردد و زمین آباد میشود و از دشمنان انتقام گرفته میشود و امور سامان مییابد.»(1)
امر به معروف و نهی از منکر مانع از نزول عذاب الهی شده و از تسلط اشرار بر جامعه جلوگیری میکند، این اصل مهم در روزگار غیبت دارای دو خصوصیت است:
1 - در سطح فردی
هر انقلابی پس از پیروزی به وجود نیروهای متخصص و قابل اعتماد نیاز دارد. منتظران باید در دوران انتظار عملیات بنیادین کادرسازی که تشکلهای سیاسی هم این کار را میکنند را به منظور استفاده از نیروی عظیم انسانی، برای انقلاب جهانی در درون خود ایجاد کنند که مؤلّفه اصلی افراد این کادر پارسایی و آراستگی به مکارم اخلاق است و آنها داعیان به سوی خیر و مانعان ایجاد شرّ هستند.
2 - در سطح حکومتی
منتظران موظفند با منکرات کلان حکومتی، برخوردی جدّی داشته باشند زیرا که اثرات منکرات دستگاههای رسمی به مراتب مخرّبتر است.
یکی از اساسیترین رسالتهای منجی موعودعلیه السلام برچیدن بساط ظلم و حقکشی، و هرگونه حاکمیّت غیر الهی است. به پا خواستن مستضعفان در رکاب امام و مواجهه شدن با دشمنان اسلام نیازمند پیش زمینه روانی مساعد است که اگر آنان عمری را در پذیرش سلطه جابران و حزب شیطان سپری کرده باشند، این ضعف
1) 184. فروع کافی، ج 5، ص 56، ج 1.
روحی در برابر امواج خطرناک آنها را سست میکند از این رو، امر و نهی حاکمان و سردمداران دولتها یکی از با ارزشترین عمل فرد مسلمان است.(1)در این باره پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله میفرمایند: «أفضلُ الجِهادِ کلمة عدل عند امام جائر؛ برترین جهاد، سخن عادلانهای است که در برابر حاکم ستمگری بر زبان جاری شود.»(2)
به نظر میرسد سخن عادلانه؛ یعنی گفتاری که بوی امر به معروف و نهی از منکر بدهد، به عنوان برترین جهاد، شمرده شده است که جزء تکالیف منتظر حقیقی که آرزومند ظهور مصلح عدالت گستر است میباشد. امام باقرعلیه السلام نیز در فرمایشی اجر آمران به معروف و ناهیان از منکر را چنین برشمردهاند که: «مَنْ مشی إلی سلطانٍ جائر فأمره بتقویاللَّه و وعظه و خَوَّفَهُ کانَ له مثل أجْر الثقلین مِنَ الجن والإنس و مثل أعمالهم: هر کس به سوی حاکم ستمگری رود و او را به تقوای الهی امر نموده و موعظهاش کند و بترساند خدا مانند اجر جن و انس و عبادات ایشان را به وی عطا کند.»(3)
بنابراین، منتظران واقعی که زمینه سازان ظهور مصلح بزرگاند، با اقتدا به امامشان که حضرʠمهدیعلیه السلام میباشد؛ یعنی کسی که صلحایی در اختیار دارد و بزرگترین مصلح به شمار میرود اقتدا کرده و مشی مبارزاتی او را علیه جبّاران پیشه خود ساختهاند، چرا که آنان مصداق حدیث پیامبرند که میفرمایند:
«طوبی لِمَنْ أدرک قائم اهل بیتی و هُوَ مقتد به قبل قیامه: خوشا به حال آن
کس که قیام کننده اهل بیت من را درک کند و قبل از قیامش به او اقتدا نماید.»(1)
شاخص مهم این اقتدا همین امر به معروف و نهی از منکر کردن و تلاش برای اقامه احکام الهی است.
یکی دیگر از تکالیف واجب بر دوش انسان منتظر، کسب آمادگی است که به بیانی زیباتر میتوان گفت؛ این امری طبیعی است که اگر انسان منتظر مهمان عزیزی است سعی میکند، فضا و مکان و استقبال کنندگان را در حدّ امکان با مقام فرد منتظر، کاملاً همانند و هماهنگ کند و از این رو به منظور زمینه سازی، برای حکومت مصلح جهانی چند نوع آمادگی لازم است.
1 - آمادگی فکری
یعنی سطح افکار مردم جهان، آن چنان بالا رود که بدانند مسأله نژاد یا مناطق مختلف جغرافیایی، مسأله قابل توجهی در زندگی بشر نیست و تفاوت رنگها، زبانها، سرزمینها، نمیتواند بشر را از هم جدا سازد.
2 - آمادگی اجتماعی
مردم جهان باید از ظلم و ستم نظامات موجود، خسته شده و تلخی این زندگی مادّی و تک بعدی را احساس کنند و حتی از اینکه ادامه این راه تکبعدی مشکلات افزونتری را ایجاد نماید مأیوس شده و همه هماهنگ با هم در رفع نابسامانیها تلاش نموده تا آمادگی برای یک انقلاب همه جانبه بر اساس ارزشهای واقعی، به وجود آید.(2)
3 - آمادگی علمی
بر خلاف آنچه بعضی میپندارند که رسیدن به مرحله
تکامل اجتماعی و رسیدن به جهانی آکنده از صلح و عدالت تنها با نابودی تکنولوژی جدید امکانپذیر است و باید گفت، وجود این صنایع پیشرفته نه تنها مزاحم یک حکومت عادلانه جهانی نیست، بلکه شاید بدون آن وصول به چنین هدفی محال باشد. برای ایجاد و کنترل یک نظام جهانی، یک سلسله وسایل مافوق مدرن لازم است نه اینکه باید معجزهای بشود، معجزه استثنایی است منطقی، برای اثبات حقانیت یک آیین آسمانی نه برای اداره همیشگی نظام جامعه، بلکه این کار بر محور قوانین طبیعی صورت میگیرد.
4 - آمادگی فردی
حکومت جهانی قبل از هر چیز نیازمند عناصر و افراد آماده و ارزشمند است تا بتواند، بار سنگین اصلاحات وسیع را به دوش بکشد. این امر در درجه اوّل به بالاترین سطح آگاهی و آمادگی روحی، فکری افراد برای اجرای برنامه عظیم، نیازمند است. منتظر واقعی هرگز درباره چنین برنامه مهمّی نقش تماشاگر را ندارد.
اگر از یک سو، آمادگی شرط حضور و ظهور باشد و از طرفی دیگر این آمادگی به دست خود انسان صورت گیرد، طبیعی است که انسان میتواند در تعجیل فرج و ظهور نقش داشته باشد.
5 - آمادگی نظامی
یکی دیگر از آمادگیهای بسیار مهم، آمادگی نظامی است؛ زیرا که منتظر قیام و انقلاب عظیم جهانی، بدون هیچ گونه آمادگی نظامی نمیتواند به کمک این انقلاب بشتابد.(1)
منتظر برای حضور فعال در صف پیکارگران حضرت مهدیعلیه السلام و قرار گرفتن در بین یاران رکابی امام عصرعلیه السلام لازم است دارای آمادگی نظامی و نیروی
1) 190. همان، ص 82.
سلحشوری باشد، تا به نصرت فرماندهاش بشتابد.
تعلیم و دستوری تابنده از امام صادقعلیه السلام در این زمینه برای افرادی که طالب حضور در رکاب حضرت مهدیعلیه السلام هستند وارد شده که تکلیفی دیگر برای منتظران محسوب میشود امام جعفر صادقعلیه السلام میفرمایند:
«لیعدن أحدُکم لخروج القائم ولو سهماً فإن اللَّه تعالی إذا علم ذلک من نیته رجوت لان ینسیء فی عمره حتی یدرکه [فیکون من أعوانه و أنصاره ؛ هر یک از شما، میبایست برای خروج امام قائمعلیه السلام، اسلحه تهیه کند اگرچه یک نیزه، چون وقتی خدا ببیند کسی به نیّت یاری مهدیعلیه السلام اسلحه تهیه کرده است امید است عمرش را طولانی کند تا ظهور او را درک نماید و از یاران مهدیعلیه السلام باشد یا برای این آمادگی به ثواب درک حضور برسد».(1)
پس باید شیعیان متوجّه این امر بوده و بدین وسیله آماده ظهور عدالتگستر و خوار سازنده مستکبران باشند و در هیچ زمانی این امر نباید مورد غفلت واقع شود و آن گونه که از حدیث بر میآید. یاران حضرت مهدی و پیروان صدّیق آن حضرت به تهیّه اسلحه، امر شدهاند و این سفارش آن قدر مهم است که از بین سلاحهای مافوق مدرن اگر در دسترس فرد نبود، از تهیه یک نیزه کوچک هم به منظور یاری امام دریغ نکنند؛ چون قصد یاری امام را دارند. پاداش همیاری به آنها داده خواهد شد یا اینکه برای این آمادگی، به پاداش درک حضور برسد. در روایت دیگری که مرحوم کلینیرحمه الله از امام موسی کاظمعلیه السلام نقل کرده، چنین آمده است: «من ارتبط دابّة متوقّعاً به أمرنا و یغیظ به عدونا و هو منسوب إلینا أدرّاللَّه
1) 191. بحارالانوار، ج 52، ب 27، ص 366 و نیز: غیبت نعمانی، ب 21، ص 455.
رزقه و شرح صدره و بلّغه امله و کان عونا علی حوائجه: هر کس اسبی را به انتظار امر ما، نگه دارد و به سبب آن دشمنان ما را خشمگین سازد، در حالی که او منسوب به ماست، خدا روزیش را فراخ گرداند و به او شرح صدر عطا کند و او را به آرزویش برساند و در رسیدن به خواستههایش یاری کند.»(1)
در حدیث فوق از نگه داشتن اسب به منظور یاری امام و برائت و دشمنی با دشمنان دین و به عنوان نمادی از تمهیدات نظامی یاد شده و چون قصد و اراده فرد در جهت خیر و مورد رضای ائمّهعلیهم السلام است، در قبال آن پاداش الهی شامل حال او شده و خدا او را در دستیابی به خواستهها یاری میکند و اینکه سخن از خواستهها گفته شده، منظور همان خواستههای به حقّ فرد منتظر است که با این قصد و نیّت نیکو در نصرت دین الهی گام بر میدارد.
مرحوم کلینیرحمه الله از ابوعبداللَّه جعفی نقل میکند: حضرت امام باقرعلیه السلام به من فرمودند: «کم الرّباط عندکم؟ قلت، اربعون، قال: لکن رباطنا، رباط الدّهر و مَنِ ارتبط فینا دابّة کان لَه وزنها و وزن وزنها ماکانت عنده و من ارتبط فینا سلاحاً کان لَه وزنه ما کان عنده» منتهای زمان مرابطه [مرزداری ]نزد شما چند روز است؟ عرضه داشتم: «چهل روز»
فرمودند: «ولی مرابطه ما، مرابطهای است که همیشه هست و هر کس درباره ما اسبی را مهیّا کند به مقدار دو وزن آن تا مادامی که آن را نگه داشته، برایش ثواب خواهد بود و هر کس سلاحی را برای یاری ما نزد خود مهیّا سازد، مادامی که نزد او هست به مقدار وزن آن برایش ثواب خواهد بود.»(2)
مرحوم مجلسیرحمه الله در شرح کلام امام که فرمودهاند «مرابطه ما مرابطهای است که همیشه هست» گوید: «یجبُ علی الشیعة أن یربطوا أنفسهم علی طاعة الامام الحق و انتظار فرجه و تهیؤرا دائماً لِنُصرَته»؛ «یعنی بر شیعیان واجب است که خود را بر اطاعت امام بر حق و انتظار فرج اوآماده کرده و دائماً برای یاری نمودن او مهیّا باشند.»(1)و در شرح فرمایش امامعلیه السلام که فرمودهاند: «به مقدار دو وزن آن...» گوید: «یعنی ثواب صدقه دادن، دو برابر وزن آن، طلا و نقره، هر روز برایش خواهد بود و احتمال دارد که از باب تشبیه معقول به محسوس باشد یعنی؛ برای او دو چندان وزن آن اسب، ثواب خواهد بود.(2)در قرآن کریم نیز آمده است: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»: «ای کسانی که ایمان آوردهاید، ایستادگی ورزید و مرزها را نگهبانی کنید و از خدا پروا کنید امید است که رستگار شوید».(3)
از طریق آشنایی با معنای مرابطه و فضیلت آن، میتوان هر چه بهتر به شناسایی معارف مربوط به مباحث مهدویّت و تکالیف عصر انتظار، پرداخت: معنای آن بدین قرار است.
«مرابطه از «ربط» به معنی «بستن» است و در اصطلاح فقهی یعنی اینکه؛ شخص
مؤمن در یکی از مراکز نفوذ دشمن، اسب [مرکب ]خود را نگه داشته، برای حفظ بلاد اسلام و جلوگیری از یورش کفّار، که اگر بر مسلمین هجوم کنند، آنها را دفع نماید.»(1)
در فضیلت مقام و مرتبت مرابطه کننده در حدیثی از امام صادقعلیه السلام آمده است که: «رباط لیلةٍ فی سبیل اللَّه خیر من صیام شهر و قیامه و إن مات جری علیه عملهُ الَّذی کان یعمَلُهُ و أجری علیه رزقه:
یک شب مرابطه کردن [اسب مهیّا داشتن در راه خدا، از اینکه شخص یک ماه، روزها روزه باشد و شبها به عبادت قیام کند، ثوابش بیشتر است، پس هرگاه بمیرد عملی که انجام میداده، بر او جریان خواهد یافت. و روزیش بر او جاری، خواهد شد.(2)[شاید منظور، عالم برزخ باشد.]
بنابراین در مییابیم که یکی از وظایف حتمی منتظران، علاوه بر آمادگیقلبی، آماده باش نظامی است که در احادیث گوهر بار ائمّه معصومینعلیهم السلام به این امر تصریح شده و علمای شیعه، فقیهان و محدّثان در ذیل احادیث پیرامون «مرابطه» بیاناتی مبذول داشتهاند که به نظریات چند نفر از آنها - در حدّ گنجایش این کتاب - اشاره میکنیم.
شیخ محمّد حسن نجفی، در شرح روایت مربوط به «مرابطه» این گونه نظر
دادهاند: «مرابطه» در این روایت به معنای اراده انتظار فرج در تمام ساعات شبانه روز است همچنان که در بعضی از روایات نیز به این معنا، اشاره شده است نه مرابطه مصطلح در فقه.»(1)
شاید بتوان گفت که کلام صاحب «جواهر» در نهایت به همان کلام علاّمه مجلسی بر میگردد که فرمود: «مرابطه در روایت مزبور به معنای آمادگی و مهیّا بودن برای یاری امام منتظر است. رمز اینکه شیعه باید، هر لحظه آماده یاری امام خود باشد این است که زمان ظهور برای ما مشخص نیست و هر وقت که اراده خدا تعلّق گیرد، ممکن است ظهور واقع شود.»(2)
پس بر هر شیعه منتظر، واجب است که هر لحظه مهیّای ظهور باشد و نکته جالبی که باید مدّ نظر باشد، اینکه نحوه آمادگی برای ظهور بستگی به شرایط زمان و مکان دارد و اگر در بعضی از روایات سخن از اسب، نیزه، شمشیر و ... است، بدین معنا نیست که اینها موضوعیّت دارند بلکه ذکر اینها به عنوان تمثیل و لزوم آمادگی رزمی برای یاری امام است.
بنابراین تکلیف هر شیعه است که با فرا گرفتن فنون نظامی و رزمی و مسلّح نمودن خود به تسلیحات روز، آمادگی خود را برای مقابله با دشمنان آل محمّدصلی الله علیه وآله ابراز کند.
1) 199. نجفی، همان، ج 21، کتاب الجهاد، ص 43. «و هو محمول علی ارادة ترقب الفرج ساعة بعد ساعة کما جائت بهالنصوص لاالرباط المصطلح کما هوواضح.»
2) 200. بحارالانوار، ج 58، ب 1، ص 26، الرباط: المواظبة علی الأمر و ملازمة ثغرالعدّو و کالمرابطه والمرابطة أن یربط کلٌّ من الفریقین خیولهم فی ثغره و کل مُعدّ لصاحبه فسمّی المقام فی الثعر رباطاً و عنه قوله تعالی «و صابروا و رابطوا».
الحمدللَّه در کشور ما به خاطر وجود حاکمیت ولی فقیه جامع الشرایط و داشتن دولت و ملّتی شیعی، این وظیفه خطیر در درجه اوّل به عهده حکومت اسلامی است، که قوای مسلّح کشور آن چنان مجهّز و مهیّا باشد که هر آن با فرا رسیدن امامعلیه السلام جزء لشکریان صاحب الزمان قرار گیرند.
همه ما در عصر غیبت موظفیم که به احکام اسلام، عمل کنیم امّا باید بدانیم در زمان خاصّ خودمان، برای فرا گرفتن مستقیم احکام دین و دسترسی نداشتن به امام معصوم تکلیف ما چیست؟ آیا بی مسئولیت و بی تفاوت باشیم یا اینکه با احتیاط عمل کنیم؟
پاسخ به این پرسش مطرح شده، نشانگر وظیفه هر مسلمان به ویژه مشخص شدن تکلیف منتظران است که طبق فرمایش ائمّه معصومعلیهم السلام باید به فقیهان جامع الشرایط مراجعه کنیم.
امام حسن عسکریعلیه السلام به نقل از امام صادقعلیه السلام، وظیفه منتظران را در عصر غیبت، این چنین ترسیم کردهاند:
«امّا هر یک از فقها که نفس خود را بازدارند و دین خود را نگهدارند و هوای نفس خود را پس زنند و اوامر مولای خود را اطاعت کنند، بر مردم لازم است که از او پیروی کنند و تنها بعضی از فقهای شیعهاند که دارای این صفاتاند نه همه آنها.»(1)
1) 201. عاملی، پیشین، ج 27، ب 10، ص 131، ح 20: «و أما من کان من الفقهاء صائناً لنفسه، حافظاً لدینه، مخالفاً علی هواه، مطیعاً لامر مولاه، فلِلعوام أن یقلدوه و ذلک لایکون لابعض فقهاء الشیعة لاکُلَّهم».
دین مبین اسلام آنقدر احکام خود را ظریفانه، دقیق و با منطق وضع کرده است که شیعیان را در روزگار غیبت امام معصوم هم رها ننموده، زیرا که با مشخص کردن راه کمال و تداوم آن، اطاعت از هر عالمی را جایز نمیداند بلکه آن عالم عاملی که به تربیت و تهذیب نفس خود پرداخته و در یک کلام عادل است را شایسته تبعیت دانسته است.
غیر از حدیث مذکور، وجود مقدّس امام عصرعلیه السلام، در یکی از توقیعات شریف خود در پاسخ به اسحاق بن یعقوب این چنین میفرمایند:
«و أمّا الحوادث الواقعةُ فارْجعوا فیها إلی رُواةِ حدیثنا فإنّهم حجّتی عَلیکم و أنا حجة اللَّه علیهم، و امّا در رویدادهایی که در آینده پیش میآید به راویان حدیث مارجوع کنید زیرا آنها، حجّت بر شما هستند و من حجّت خدایم بر ایشان.»(1)
البتّه اینکه ما باید به راویان احادیث اهلبیتعلیهم السلام رجوع کنیم، منظور همان فقهای جامع الشرایط زمان غیبت هستند و بر هر شیعه منتظر، تکلیف است در این دوران که از دسترسی به امام معصوم، محروم است، مراجع عظام تقلید یعنی مجتهدان جامع الشرایط دینی و در رأس آنها ولی مطلقه فقیه را اطاعت کند.
بر انسان مومن لازم است که به تکریم، تعظیم و یاد ائمّهعلیهم السلام بپردازد، به ویژه امام مهدیعلیه السلام که جایگاه و منزلت خاصی دارند، بنابراین لازم است که نسبت به
1) 202. علل الشرایع، ج 2، ب 45، ص 238، ح 4.
تعظیم و یاد ایشان نهایت تلاش و کوشش را به کار گیریم. علل این امر، عبارت است از:
1 - امام مهدیعلیه السلام، امام عصر ما و حجّت حیّ و حاضر و ناظر خدایند.
2 - آن حضرت، وارث تمام فضایلیاند که در آل محمّدعلیهم السلام وجود دارد.
3 - ایشان احیاگر مکتب اهل بیتعلیهم السلام و احیا کننده دین در کلّ جهاناند.
4 - حضرت مهدیعلیه السلام دارای جایگاه ویژهای در بین امامانعلیهم السلام هستند تا آنجا که امام صادقعلیه السلام در پاسخ به کسی که از ایشان میپرسند: آیا قائمعلیه السلام متولد شده است؟ میفرمایند: «لا، ولو ادرکته لخدمتُهُ أیّام حیاتی: خیر، امّا اگر او را در مییافتم حتماً همه ایّام زندگیام، به او خدمت میکردم.»(1)به یاد حضرت بودن، که متعاقب بیعت و عهد با امام است، مصادیق مختلفی دارد که به چند مورد از آنها اشاره میکنیم:
1 - تلاش برای محبوبیت امام
آن که اهل احسان نمودن است محبّتش واجب و نیکوست و سزاوار است او را محبوب کرد.
امام صادقعلیه السلام فرمودهاند: «رحماللَّه عبداً إجْتَرَّ مودّةالناس إلینا، فَحَدَّثهم بما یعرفون و ترک ماینکرون: خدا رحمت کند بندهای را که مودت مردم را به سوی ما بکشاند و آنان را به معروف فراخواند و آنچه را منکرند، واگذارد.»(2)
یاد کردن حضرت در جمع مردم، علاوه بر ایجاد رابطه عاطفی و ایجاد محبوبیت به افزایش رابطههای معنوی کمک میکند.
2 - ذکر مناقب و فضایل حضرت
بر شمردن صفات عالی انسانی و کمالات والای امام در محفل مؤمنان، برای اهل زمین و آسمان فخر آور و برای ابلیس عذاب آور است. این مطلب را از فرمایش امام موسی بن جعفرعلیه السلام در مییابیم ایشان میفرمایند:
لیس شی انکی لابلیس و جنوده من زیارة الاخوان فی اللَّه بعضهم لبعض. قال: و انّ المؤمنین یلتقیان فیذکران اللَّه ثُمَّ یذکران فضلنا اهل البیت فلا یبقی علی وجه ابلیس مضغة لحم إلاّ تَخَدَّدَ حتّی أنّ روحه لتستغیث من شدّه ما یجدُ من الألم فتحسّ ملاکة السماء و خزّان الجنان فیلعنونه حتّی لایبقی ملک مقرب إلاّ لعنه فیقع خاسئاً حسیراً مدحوراً.
هیچ چیز بر ابلیس و لشکریانش دشوارتر نیست از اینکه برادران ایمانی با یکدیگر دیدار کنند و همانا دو مؤمن با یکدیگر دیدار میکنند، پس خدا را یاد کنند و سپس فضایل ما را یادآوری نمایند، در این حال گوشت سالمی بر صورت ابلیس باقی نمیماند. تا جایی که روح پلیدش به التماس میافتد از فرط اینکه درد میکشد. پس فرشتگان آسمان و گنجوران بهشت متوجه میشوند، او را لعنت میکنند تا اینکه هیچ فرشته مقرّبی باقی نماند، مگر اینکه او را لعنت کند، پس زبون و با حسرت میافتد.(1)
پس بر مؤمنان به ویژه بر منتظران حضرت، واجب است که خدا و ائمّه را نزد مردم یاد کرده و باعث توجّه خلق خدا به کرامات و عنایات ولی نعمت خود کنند؛ زیرا که این امر، به ابراز و اثبات عشق عاشقان ساحت مقدّس آن معصوم نزدیکتر است و حقّ آن حضرت بهتر ادا میشود.
1) 205. اصول کافی ج 2، کتاب الایمان والکفر، ص 988، ح 7.
3 - اندوهگین بودن از فراق یار
عاشق منتظر امام به خاطر شدّت محبّت و دوستی با آن ولی خدا، در فراق او محزون بوده و تردیدی نیست که این امر، از مهمترین علل اندوه یاران امام است.
4 - دعوت مردم به سوی حضرت
این امر، جزء واجبترین عبادات بوده و فضیلت آن همچون فضیلت امر به معروف و نهی از منکر بوده که در واقع برابر با هدایت و ارشاد مردم به راه حق است.
بهترین خلایق، پس از ایشان، کسی است که آنان را دوست بدارد و مردم را به سوی ایشان، دعوت کند. پس وظیفه منتظر است که از این امر غافل نشود، در این صورت پاداش کار او این گونه است که در روایت آمده است. امام صادقعلیه السلام فرمودند: «لولا من یبقی بعد غیبة قائمکمعلیه السلام من العلماء الداعین إلیه والدّالین علیه، والذّابّین عن دینه بحجج اللَّه والمنقدین لضعفاء عباداللَّه من شباک إبلیس و مردته و من فخاخ النواصب لما بقی أحد عن دین اللَّه عزّوجلّ ولکنهم الذین یمسکون أزمّة قلوب الضعفاء الشیعة، کما یمسک صاحب السَّفینة سُکّانِها، أولئک هم الأفضلون عنداللَّه عزّوجلّ؛ اگر نبودند کسانی از علماء که پس از غیبت قائمعلیه السلام به او دعوت کنند و بر او دلالت نمایند و از دین او با دلایل خداوند، دفاع کنند و بندگان ضعیف خدا را، از دامهای ابلیس، رها سازند و از شبکههای ناصبین، خلاص نمایند. اگر اینان نبودند، هیچ کس نمیماند مگر اینکه از دین خدا، بر میگشت. ولی ایشان هستند که زمام دلهای شیعیان ضعیف را به دست میگیرند همچنان که ناخدای کشتی، سکّان آن را در دست دارد. آنان برترین کسان نزد خدای عزّو جلاند.(1)
1) 206. بحارالانوار، ج2، ب 18، ص 6، ح12، و نیز:مجمعالبیان، ج 2، ص 15، ح11.
5 - نکوداشت روزهای منسوب به امام
شیعیان باید در روزهایی مثل اعیاد اسلامی؛ عید فطر، عید قربان، عید غدیر و روز جمعه، شب و روز نیمه شعبان، به طرز ویژهای به یاد امام باشند و با خواندن زیارت آن امام و قرائت ادعیه فرج، عهد، ندبه و... به تجدید پیمان خود با امام عصرعلیه السلام بپردازند.
یکی دیگر از وظایفی که بنابر تصریح حضرت صاحب الامرعلیه السلام بر عهده منتظران و عاشقان آن حضرت، نهاده شده دعا برای تعجیل فرج است. و از آن جایی که دعا، عملی عبادی و نوعی خواستن است، برخاسته از مفهوم واقعی انتظار است به همین دلیل جزء تکالیف منتظران میباشد.
امام عصرعلیه السلام در توقیعی که خطاب به اسحاق بن یعقوبرحمه الله صادر شده میفرمایند: «وَأکثروا الدعاءَ بتعجیل الفرج فإنّ ذلک فرجکم؛ برای تعجیل در فرج بسیار دعا کنید، همانا در آن، گشایش کار شما هست.»(1)
دعا کردن، شرط رهایی از فتنههای عصر غیبت و اتمام هر گونه ظلم و فساد است، در این باب به حدیثی از امام حسن عسکریعلیه السلام اشاره میکنیم که ایشان میفرمایند: «واللَّه لَیَغیبنَّ غیبة لاینجوا فیها من التهلکة، إلاّ من یُثَبّتهاللَّه علی القول بإمامته و وفّقه لدعاء بتعجیل فرجه»؛
1) 207. بحارالانوار، ج53، باب من توقیعانه، ص188، ح10، و نیز:مجمعالبیان، ج2، ص 545، ح 344، و نیز: علی یزدی حائری، الزام الناصب، ج 2،پنجم، ص441.
«به خدا سوگند، او غیبتی خواهد داشت که در آن، تنها کسانی از هلاکت نجات مییابند که خدا آنها را بر قول به امامتش ثابت قدم داشته و در دعا برای تعجیل فرج موفق نموده است.»(1)
بر منتظران و پیروان صدّیق امام فرض است که در دعا کردن کوتاهی نکنند، ممکن است برای برخی این سؤال مطرح شود که امام، از مردم بی نیاز و مستغنی است، پس چه نیازی به دعا کردن دارد؟ در پاسخ به این پرسش موارد زیر را میتوان برشمرد:
1 - دعای ما برای آن حضرت، تقدیم هدیهای از شخص فقیر به رادمردی بزرگوار است که نشانگر نیاز شخص فقیر به بخشش آن کریم بزرگوار است؛ در حقیقت این عمل، شیوه بندگان نسبت به مولا و اربابشان میباشد.
2 - از آنجایی که وقت ظهور امام زمانعلیه السلام از امور بداییه است - که امکان پس و پیش افتادنش هست - شاید جلو افتادن آن مشروط به جدیّت مؤمنان در دعا برای تعجیل فرج آن حضرت باشد.
3 - امامعلیه السلام نیز در معرض خطرات و غمها قرار دارد که وسایل دفع آنها، از اهل ایمان ساخته است و از مهمترین وسایل دفع گرفتاریها مداومت در دعا کردن و از خدا خواستن است. در روایت آمده است که امام صادقعلیه السلام فرمودهاند: «إنّالدعاء یرّد القضاء ینقضه کما ینقض السلک و قد أبرم ابراماً؛ به درستی که دعا، قضاء را
1) 208. بحارالانوار، ج 52، ب 18، ص 24، ح 16.
برمیگرداند و پیچیدگی آن را باز میکند، چنان که رشته نخ اگر چه به سختی تابیده شده باشد از هم باز شود.»(1)
بنابراین، هرگاه مؤمن احتمال دهد امامش او را از جان خود عزیزتر و گرامیتر میداند به گرفتاری، بیماری و... مبتلا شده، کوشش میکند که به وسیله دعا، آن را از او دور کند، همان طور که با وسایل از او دفاع میکند.
4 - فرج و ظهور امام، هدف ارزندهای است که همواره با موانع فراوانی روبروست و بر ما واجب است که در دفع آنها، همّت کنیم و چون این موانع از جانب خود ماست، از طریق دعا کردن، بر طرف نمودن آنها را از خدا میخواهیم.
5 - بی حدّ و مرز بودن فضل و رحمت الهی از طرفی و نیز ظرفیت پذیرش فیض الهی در وجود امام از طرف دیگر، باعث میشود که هیچ مانعی نباشد تا دعای مؤمنین و لطف و عنایت مخصوص، به حضرت صاحب الزمانعلیه السلام برسد؛ زیرا امامان در عین حال که واسطه فیض و هدف آفرینش هستند، از ویژگیهای بشری برخوردار بوده و مثل همه مردم برای زندگی ظاهری از عوامل زمین استفاده میکنند.(2)
بنابراین نتیجه دعا کردن و درود فرستادن، هم به خود درود فرستادگان برگشته و هم به درود فرستاده شدگان میرسد، البته نه به خاطر نیاز آنها، بلکه به خاطر وجود قابلیّت و شایستگی در وجود آنها؛ زیرا فیض کامل خداوندی به آنها ارزانی شده که مستمر بودن این فیوضات از جمله لوازم قدرت همگانی الهی است.
6 - اگر بین فرمان به دعا برای تعجیل فرج و احادیث مربوط به نهی از تعجیل در ظهور، تناقضی احساس شود، علت آن درک نادرست مفهوم شتابی است که از آن
نهی شده است، این شتاب مذموم دو گونه میباشد:
1 - آن شتابی که باعث ناامیدی از ظهور شود؛ زیرا فرد از روی کم صبری میگوید: اگر ظهور شدنی بود، هم اکنون واقع میشد و در صورت افراط در این کار، منکر صاحب الزمان میشود.
2 - آن شتابی که با رضا به حکم الهی منافات دارد، و این گونه درخواست شتاب برای ظهور به گونهای است که اگر ظهور به عقب افتد، فرد به سمت انکار حکمت آفریدگار، کشیده میشود.
بنابراین آنچه از تعجیل در فرج امام فهمیده میشود، عجلهای ممدوح است که شخص در اولین فرصت امکان، تحقق یافتن امری را بخواهد.
دعا کردن به منظور امتثال امر امام، شرایطی دارد که از جمله آنها عبارتند از:
1 - پاکی درون (توبه و رفع موانع استجابت)
وجود مبارک امام زمانعلیه السلام نعمت عظمای الهی بر بندگان هستند که به یمن وجود مبارک ایشان و بوسیله محبّت و معرفت حضرتش، فیوضات دنیوی و اخروی، به همه عطا میشود، علاوه بر این اداء شکر، وجود پر برکت ایشان، به عنوان ولی نعمت، بر همگان فرض و لازم است.(1)
از طرف دیگر، سلب هر نعمتی به خاطر انجام گناهان است که از طریق توبه
1) 211. شیوههای یاری امام زمانعلیه السلام ص 183.
واقعی، آن نعمت به انسان بر میگردد، در قرآن آمده است:
«إنّ اللَّهَ لایُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حتّی یُغَیِّروا ما بِأنفُسِهم؛ خدا، حال قومی را تغییر نمیدهد، تا آنان حال خود را تغییر دهند.»(1)
بر این اساس اگر بندگان با استغفار، حال خود را تغییر دهند، عاقبت عمل آنها این است که نعمت عظمای الهی که فرج کلی آل محمّدصلی الله علیه وآله است، به آنها عطا خواهد شد.
بنابراین، توبه و انقلاب درونی و نیز دوری از اعمال ناپسند که عاملی جهت رفع موانع استجابت دعاست، نقشی اساسی در فرج و ظهور امام دارد، این موضوع را از توقیع مبارک حضرت صاحب الامر میفهمیم که حضرتش فرمودند: «وَلَوْ أنَّ أشیاعنا وَفَّقهم اللَّه لطاعته علی اجتماع من القلوب فی الوفا، بالعهد علیهم لما تأخّرَ عنهم الیمن بلقائنا ولتعجلت لهم السَّعادة بمشاهدتنا علی حق المعرفة و صدقها منهم بنا فما یحبسنا عنهم إلا ما یتَّصل بنا مما نکرهه ولا نؤثرهُ منهم؛ اگر شیعیان ما - که خدا آنها را در اطاعت خود یاری دهد - به عهد و پیمانی که بر عهده آنهاست [یعنی یاری و موالات ما اهل بیت وفا کنند، به زودی سعادت ملاقات ما با معرفت کامل و راستین روزی آنها خواهد شد و ما را از آنان مستور و پنهان نداشته، جز اعمالی از آنها که نزد ما مکروه است و راضی به آن نیستیم.»(2)
پس معلوم میشود که سبب اصلی غیبت آن حضرت، بدی اعمال بندگان بوده و ترک توبه و دعا نکردن برای فرج سبب طولانی شدن زمان غیبت و تأخیر در امر
فرج میشود و قویترین شاهد در این زمینه کلام حضرت مهدیعلیه السلام در توقیع شریفشان است که ذکر شد.
2 - دعای با جماعت
هرگاه همه بندگان خدا هم عهد شده که به درگاه حضرت احدیّت توبه و تضرّع نموده و تعجیل در فرج آن حضرت را طلب کنند، پس در آن تعجیل خواهد شد و اگر چنین نکنند، در آن تأخیر خواهد گشت؛ زیرا که تعجیل فرج و تأخیر آن جزء امور بدائی(1)است.
توبه کنندگان از گناه، امیدوار به فضل الهیاند که دعای آنها مقبول و به واسطه آن، زمان فرج یک مرتبه نزدیک شود یا آنکه در زمان طول تأخیر، تخفیف شود به عنوان مثال: اگر در واقع تا صد سال است، پنجاه سال کمتر شود.
پس دعاء عموم مؤمنین، یک وسیله فرج است که به مستجاب شدن دعاهایشان فراهم خواهد شد، شاهدی که در این زمینه از کلام امام معصومعلیه السلام، وجود دارد روایتی است که از زبان امام صادقعلیه السلام نقل شده است که حضرتش فرمودند: «هکذا أنتم لو فعلتم لفرَّج اللَّه عنّا فأمّا إذ لم تکونوا فإنّ الأمرَ یَنتَهی إلی مُنتهاه؛ اگر شماها مانند بنی اسرائیل بر دعا و توبه برای فرج ما اجتماع نکنید، غیبت به طول خواهد انجامید.»(2)
3 - سایر موارد
علاوه بر موارد یاد شده، عوامل و شرایط دیگری که برای دعاء نمودن جهت تعجیل در فرج امام، نقش دارند به اختصار عبارتند از: دعای برخاسته از دل نه فقط اکتفا کردن به لفظ، خلوص نیّت، خشوع قلب و...
از جمله شرایط تکمیل و سرعت در تأثیر دعای فرج و توبه - چه به صورت دسته جمعی واقع شود یا به صورت انفرادی، و چه دعا و توبه را هر فردی از جانب خود انجام دهد یا از جانب همه مؤمنین - عمل به واجبات و ترک بعضی گناهان به خاطر شدّت حرمت آنهاست، علاوه بر توبه، کفّاره هم دارد، مانند افطار روزه ماه مبارک رمضان، یا قتل نفس محترمه.
همچنین، در مورد دو معصیت بزرگ که یکی واقعه کربلا و دیگری، زندانی شدن حضرت موسی بن جعفرعلیه السلام است. این امر مصداق دارد، زیرا وقوع این دو مصیبت عظیم، سبب تأخیر فرج اهل بیتعلیهم السلام شد.
بر این اساس بر مؤمنان لازم است که علاوه بر توبه، کفّاره هم بدهند، یعنی نسبت به شأن جلیل آن دو امام عالی قدر، آنچه سزاوار است، انجام دهند که کفّاره آن، نصرت و یاری این دو عزیز بزرگوار - در آن جهتی که به مصیبت آنها مربوط میشود - میباشد.(1)
بنابراین انسان باید در مقام توبه و دعا برای تعجیل در فرج و نیز نصرت آن دو بزرگوار به آنها متوسّل گردد، که توسّل از طریق این سه امر محقق میشود:
اوّل: زیارت قبور منوّرشان چه از نزدیک یا از دور.
دوّم: اقامه عزای آن دو بزرگوار.
سوم: لعن بر قاتلان و دشمنان آن دو بزرگوار و دشمنی کردن با دشمنان امام.
1) 216. شیوههای یاری قائم آل محمّد، ص 190 - 189.
دعا کردن برای تعجیل فرج میبایست با بینش و کیفیت شایستهای همراه باشد. برخی از مواردی که چگونگی دعا کردن را به ما آموزش میدهد و از تعالیم اسلامی، بهرهمند میکند عبارتند از:
اوّل: اینکه انسان با صراحت این امر را از خدای متعال مسألت نماید حال به هر دعایی که در این مورد باشد اشکالی ندارد. به طور مثال: این گونه دعا کند: «اللهم عجّل فرج مولانا صاحبالزمان»(1)و یا «عجل اللَّه تعالی فرجه و ظهوره.»(2)
همچنین در قسمتی از دعای عهد از خداوند، تعجیل در فرج امام را اینگونه طلب میکنیم: «اللهم أرِنیِ الطَّلعة الرشیده والغرة الحمیده واکحل ناظری بِنطرَةٍ منّیِ الیه و عجل فرجه و سهل مخرجه؛ خدایا به من آن چهره زیبا و ارجمند و پیشانی درخشان و نورانی را بنما و سرمه وصال دیدارش را به یک نگاه دیدهام بکش و شتاب کن در فرجش و ظهورش را آسان گردان.»(3)
منتظران امام در فراز دیگری از این دعای پر فیض با عبارتی دیگر این خواسته را از خدا طلب میکند:
«اللهم عجّل لنا ظهوره؛ خدایا تعجیل نما برای ما در ظهورش».(4)
دعا کردن بر وجه کلی؛ که خدا در فرج آل محمّدعلیهم السلام تعجیل فرماید، به خصوص با ضمیمه صلوات به این نحو: «اللهم صل علی محمّد و آل محمّد
و عجل فرجهم.»(1)فضیلت مخصوصی دارد که علاّمه مجلسی در این زمینه حدیثی را روایت کرده که حضرت صادقعلیه السلام فرمودند: «من قال بعد صلاة الفجر و بعد صلاة الظهر: «اللهم صل علی محمّد و آل محمّد و عجل فرجهم، لم یمت حتی یدرک القائم من آل محمّد؛ هر کس پس از نماز صبح و ظهر این صلوات را بخواند. نمیرد تا قائم آل محمّدعلیهم السلام را ملازمت کند.»(2)
دوّم: اینکه از خدا بخواهد که فرج و گشایش آل محمّدعلیهم السلام را تعجیل فرماید؛ زیرا گشایش آل محمّدعلیهم السلام ظهور فرج اوست.
در واقع، آن کسی که برای تعجیل ظهور امام زمانعلیه السلام دعا میکند. مصداق کسی است که به ائمّهعلیهم السلام ایمان آورده و منتظر دولت و حکومت آنها میباشد. علاوه بر آن والاترین و برترین مرتبه انتظار این است که انسان، فرج امام عصرعلیه السلام را به خاطر خود ایشان از خداوند طلب میکند و در انتظار رفع گرفتاری از خود امام میباشد. زیرا هیچ کسی را مستضعفتر و مظلومتر از اهل بیتعلیهم السلام و در این زمان، امام مهدیعلیه السلام نمیتوان یافت.
در واقع میتوان گفت: بزرگی هر ظلمی متناسب با میزان حقی که از مظلوم پایمال میشود، سنجیده میشود هر قدر حق بیشتر و بزرگتری از فرد ضایع شود، ظلم بیشتر و بزرگتر است. پس آنکه در انتظار فرج مستضعفان است باید متوجه باشد که در رأس همه آنها وجود مقدّس امام زمانعلیه السلام بوده و اگر فرج ایشان از ناحیه خدا برسد، فرج همه مستضعفان عالم، رسیده است.
بنابراین منتظر فرج امام عصر با توجه به علاقه و محبّت شدیدی که به حضرتش دارد، پیش از آنکه به فکر فرج خودش و دیگران باشد، فرج مولایش را انتظار میکشد و ظهور ایشان را بیش از هر چیز دیگری به خاطر خلاصی خود ایشان از گرفتاریها و سختیهای زمان غیبت طلب میکند، با اینکه میداند، فرج ایشان در حقیقت فرج خود او و همه مؤمنان، بلکه همه انسانهای مظلوم و بالاترین فرج همه عالم است.(1)
در اهمّیت دعا برای تعجیل فرج آل محمّدعلیهم السلام میتوان به دعایی اشاره کرد که از وجود مقدّس حضرت مهدیعلیه السلام و در تعجیل فرج خودشان نقل شده در این دعا چنین آمده است: «یا نور النّور یا مدبّر الأمور...إجعل لی ولشیعتی من الضیق فرجاً و من الهم مخرجاً و أوسع لنا المنهج و أطلق لنا من عندک ما یُفْرَج وافعل بنا ما انت اهله یا کریم»؛ «ای نور روشنایی و ای تدبیر کننده امور... برای من و شیعیانم گشایشی از تنگناها و راه نجاتی از ناراحتیها قرار بده و راه پیروزی را برای ما وسیع گردان و از جانب خود آنچه فرج ما را برساند بر ما ارزانی دار و در مورد ما انجام ده آنچه را که خود اهل آن هستی ای کریم».(2)
تعبیر «ضیق» به معنای «تنگنا» که در این دعا به کار رفته است، به خوبی، حال امامعلیه السلام را نشان میدهد، به خصوص که ایشان برای خود و شیعیانش از خداوند، خروج از تنگناها و خلاصی از غم و غصّهها را خواستهاند و این هم اشارهای است به این حقیقت که پدر مهربان امّت در گرفتاریها و رنجهای فرزندان خویش، مغموم و گرفتار میشوند.
سوم: دعا کننده، گشایش امر تمام مؤمنین و اولیاء خدا را بخواهد؛ زیرا گشایش امر امام، فرج اولیای الهی نیز هست.
از آن جایی که امام سرور مؤمنین هستند، با دعا کردن در حقّ ایشان، نه فقط برای حضرتش خیرخواهی میکنیم بلکه برای سایر مؤمنین هم طلب خیر میکنیم؛ زیرا با حصول فرج، عامّه مردم و نیز اولیای الهی از گرفتاری نجات یافته و برای آنها هم گشایش حاصل خواهد گشت.(1)
در فرازی از زیارت حضرت صاحب الزمانعلیه السلام در روز جمعه، به محضر مبارک ایشان چنین عرض ارادت و سلام مینماییم: «السلام علیک یا نوراللَّه الّذی یهتدی به المهتدون و یُفرّج به عن المؤمنین؛ سلام بر تو ای نور خدا که هدایت میشوند به آن هدایت خواهان و به وسیله او از کار مؤمنان گشایش میشود.»
یا در فرازی دیگر از این حدیث عشق، چنین آمده است:
«وَالفرجُ فیه للمؤمنین علی یَدَیک؛ گشایش در روز جمعه برای مؤمنین بر دو دست تو است.»(2)
در زیارت (دعای) یاد شده، به طور صریح، از امر فرج و ظهور امامعلیه السلام به گشایش امر مؤمنین تعبیر شده است، علاوه بر آن منتظران در دعای مشهور غیبت حضرت مهدیعلیه السلام - که به خواندن و مداومت بر آن بسیار تأکید شده - از درگه باری تعالی این چنین طلب گشایش و رفع اندوه میکنند: «اللهم فَافْرج ذلک عنّا بفتحٍ منک تُعَجِّله و نصرٍ منک تعزُّه و إمام عدلٍ تظهِرُه؛ خدایا پس بگشا از ما این
اندوه را، به گشایشی از طرف خود که زود بفرستی یاوری از خودت که عزّتش دهی و به امام عادلی که آشکارش کنی.»(1)
طبق این دعا رفع اندوه و حصول گشایش، با ظهور امام مهدیعلیه السلام محقق خواهد شد و به تبع آن، رفع گرفتاری از تمام مؤمنین در سایه سار حکومت عدل حضرت صاحب الزمان، خواهد بود. دعای دیگری که به وسیله آن میتوان از خداوند این حاجت را مسألت نمود، دعایی است که امام صادقعلیه السلام در صبح روز بیست و یکم ماه رمضان پس از ادای فریضه صبح در سجده خواندند، در این دعا آمده است: «أسألک أنْ تُصلّی علی محمّد و أهل بیته و أن تأذن لِفرجِ مَنْ بفرجهِ فرجُ اولیائک و أصفیائک من خلقک؛ خدایا از تو میخواهم تا بر محمّد و اهل بیت ایشان درود فرستی و اجازه فرمایی برای فرج آنکه فرج همه اولیاء و برگزیدگان تو از آفریدگانت فرج اوست.»(2)
از این حدیث هم میتوان استفاده کرد که فرج همه مؤمنان در طول تاریخ نه فقط عصر غیبت امام زمان، به فرج خود امام که با اذن الهی به ظهور ایشان، انجام میشود محقق میگردد.
چهارم: بر دعای معصومین که برای تعجیل فرج ذکر شده است، آمین بگوید؛ زیرا آمین، یعنی مستجاب کن، به این نحو که از خداوند، تعجیل در استجابت آن دعاها را طلب کند به این معنا که خداوند متعال در ظاهر کردن اثر آن دعاها، تعجیل فرماید و معنای آمین هم، در واقع به همین مضمون است.
در حدیث وارد شده است که «الدّاعی والمؤمن، فی الأجْر شریکان، «آمین
گوینده با دعا کننده، شریک است.»(1)و واضح است که شرکت در دعاهای جلیله اولیاء اللَّه اگر برای کسی میسر شود مشمول «فذلک فضل اللَّه یؤتیه من یشاء»(2)خواهد بود.
پنجم: از خدا بخواهد دعای هر کسی که دعای گوی تعجیل فرج است را مستجاب گرداند؛ در اینکه فرد دعا میکند تا خداوند دعای آنهایی را که سعی در دعاگویی آن حضرت و ظهورش میکنند مستجاب کرده و از خدا بخواهد که آنها را یاری فرموده و در این امر موفّق شوند؛ چون یاری اهل صلاح است و یاری و اعانت به حضرت هم خواهد بود و هر عملی از اعمال خوب و حسنات انجام دهند، به این وسیله شریک در عمل آنها و از اهل آن عمل محسوب خواهد شد.(3)
ششم: درخواست از خدا به منظور آماده شدن مقدّمات ظهور و رفع موانع آن، این نوع درخواست را با عبارات میثاق نامه بسیار زیبا و دلنشین دعای عهد - که منقول از امام صادقعلیه السلام است - میتوان از حضرت احدّیت، طلب نمود. در فرازی از آن آمده است: «اللهم - عجل فرجه و سهل مخرجه و أوسع منهجه واسلک بی محجته و أنفذ أمره واشدُد أزره و اعمر اللهم به بلادک و أحی به عبادک؛ خدایا در فرجش شتاب کن و ظهورش را آسان گردان و راهش را توسعه ده و مرا به راه او سلوک ده و امر او را نافذ و پشت او را محکم گردان و به وسیله او شهرها را آباد
ساز و بندگانت را به او زنده کن».(1)
هفتم: دعا برای رفع موانع ظهور: برای درخواست این حاجت از محضر ربوبی میتوان با دعای زیبایی که در مفاتیح الجنان با عنوان «دعا برای امام زمان» آمده آن را از خدا طلب نمود. فرازی از آن چنین است: «اللهم اشعَب به الصّدع وارتُق به الفتق و أمت به الجور وأظهر به العدل... وانصُره بالرّعب و...ودمدم من نصب له و دَمِّر من غَشّه واقتُل به جبابرة الکفر و عمده و دعائمّه واقصم به رؤس الضّلالة و شارعة البدع و ممیتة السّنّه و مقوّیة الباطل وذلل به الجبّارین و أبر به الکافرین؛ خدایا تفرقه و پریشانی را بر طرف ساز و جداییها و رخنهها را به ظهور او التیام بخش و ستم را به او بمیران و عدل را به او آشکار کن... و با رعب و ترس [در دل دشمنانش یاریش فرما... و هر که با او ستیزد به هلاکت رسان و هرکس با او دورنگی نماید نابود کن، و به [دست قدرتمند ]او جبّاران کفر پیشه و استوانهها و سران و پایههای آنها را بکش و سران گمراهی و بدعت گذاران و میرانندگان سنت به باطل را در هم شکن و ستمگران جبّار را ذلیل گردان و کافران را برانداز.»(2)
در این دعا، رفع موانع ظهور از خداوند خواسته شده و در قالب این جملات آن موانعی که با ظهور امام زمان مرتفع میشود، نام برده شده است.
هشتم: دعا برای آمرزش گناهان: برای توضیح این مورد، میتوان به دعای پر
سوز و گداز ندبه اشاره کرد، منتظر در فرازی از آن از خدا میخواهد: «اللهم وأقم به الحقّ... و ذنوبنا به مغفوره و دُعاءَنا به مستجابا، خدایا به پا دار به وسیله او حق را و... به واسطه او گناهان ما را آمرزیده و دعای ما را مستجاب ساز.»(1)
نهم: دعا برای رفع عقوبت و اثر ماتأخر گناهان: هرگاه مؤمنی برای تعجیل در فرج امام زمانعلیه السلام دعا کند، همین امر سبب میشود، تا بلا و عقوبت از اهل زمین دفع شود و شاهد این مطلب احادیث متعددی است که به یک مورد اشاره میشود: امام باقرعلیه السلام میفرمایند: «یاتیَ علی الناس زمانٌ یغیب عنهم إمامهم فیاطوبی للثابتین علی أمرنا فی ذلک الزمان، إنّ أدنی مایکون لهم من الثواب أن ینادیهم الباری، جلّ جلاله، فیقول عبادی و إمائی آمنتم بسّری و صَدَّقتم بغیبی فأبشروا بحسن الثّواب منّی، فأنتم عبادی و امائی حقّاً، منکم أتقبَّل و عنکم أعفُوَ ولکم أغفر و بکم أسقی عبادی الغیث و أدفع عنهم البلاء ولو لاکم لأنزلَت علیهم عذابی؛ زمانی بر مردم خواهد رسید که امام آنها از ایشان، غایب است ای خوشا به حال آنان که بر امر ما پایدار بمانند، در آن زمان کمترین چیزی از ثواب که به آنها رسد، این است که خدای متعال به آنها ندا کند، بندگان من و کنیزان من به سرّ من ایمان آوردید و غیب مرا تصدیق کردید پس بشارت باد شما را به ثواب نیک از من، شما بندگان و کنیزان حقیقی که از شما قبول میکنم و از شما در میگذرم و شما را میآمرزم و شما بندگانم را از باران سیراب میگردانم و بلا را از آنها دفع مینمایم. اگر شما نبودید بلا را بر آنها نازل میکردم».(2)
دهم: دعا برای نابودی دشمنان حضرت: این خواسته را میتوان با عبارات زیبای «دعا در زمان غیبت امام زمان» - که طبق سفارش سیدبنطاووس خواندن این دعا را در عصر غیبت نباید مهمل گذاشت - میتوان از خدا طلب نمود. در فرازی از این دعای پر عظمت،
چنین آمده است: «اللهم عجّل فرجه و أیده بالنّصر وانصر ناصریه واخذُل خاذلیه و دمدم علی من نصب له و کذَّب به و أظهر به الحقّ و أمِت بهِ الجَور؛ بار خدایا فرجش را زودتر برسان و به یاریت او را تأیید فرمای و یارانش را یاری ده و مخالفانش را خوار و ذلیل گردان و کسانی که با او به ستیز برخیزند و تکذیبش کنند نابود گردان و حق را به او آشکار کن و جور و ظلم را به دست او نابود ساز.»(1)
امام عصرعلیه السلام برای تعجیل فرج خودشان، در یکی از دعاهای قنوت نماز خود از دل آتشین و سوز انتظار خود، این گونه حکایت کرده و این چنین از خداوند نابودی دشمنان را طلب میکند: «اللهم... قُلت: «فلمّا آسفونا انتقمنا منهم.» و إنَّ الغایة عندنا قد تناهت و إنّا لغضبک غاضبون و إنّا علی نصر الحق متعاصبون و إلی ورود أمرک مشتاقون و لأنجاز وَعدک مُرتقبون و لحلول و عیدک بأعدائک متوقّعون؛ خدایا تو فرمودی: پس آن گاه که ما را أسفناک ساختند، ما از ایشان انتقام گرفتیم.(2)به راستی که مهلت و فرصت (برای ظالمان و جبّاران) نزد ما به سر آمده و ما برای خشم تو خشمگین هستیم و ما بر یاری حق هم عقیده هستیم و به صدور فرمانت مشتاقیم و در انتظار تحقّق وعدهات هستیم و چشم به راه فرا رسیدن تهدیدهایت نسبت به دشمنانت هستیم».(3)
اینکه حضرت در دعا عرضه داشتهاند که مهلت ظالمان از نظر ایشان پایان یافته، معنایش این نیست که خدای ناکرده خواسته باشد در کار خدا پیش از صدور فرمان او، شتاب بورزند یا اینکه از قضای الهی در مورد غیبت خویش اعلام عدم رضایت کند، هیچ مؤمنی چنین اشتباه بزرگی را مرتکب نمیشود چه رسد به امامی که مظهر ایمان کامل و بنده بی نظیر خدا میباشد؛ زیرا که ایشان بیشترین و کاملترین درجه تسلیم و رضا را نسبت به خواست خدا و امر او دارند.(1)
این جمله حضرت در حقیقت حال خود ایشان و زبان شکایت - البتّه همراه با رضایت - از دردهایی است که ایشان در این زمان دارند، وقتی به خدای خویش عرضه میدارند که فرصت از نظر ما تمام شده است، میخواهند ناراحتی خود - البتّه به خاطر خدا و رضای او بیان کنند. در ادامه عرضه داشتهاند که: خشم ایشان، خشم خداست و در عین حال، مشتاقانه منتظر صدور فرمان الهی برای ظهور خود هستند؛ زیرا که با ظهور ایشان دشمنان اسلام نابود شده و انتقام الهی از آنان گرفته خواهد شد.
یازدهم: دعا برای کوتاهی دست ستمگران، در دعای شریف ندبه، از مهدی منتظرعلیه السلام به عنوان ریشه کن کننده ستمگران نام برده شده است. البته در آن فرازی از دعا که منتظر عاشق و دلسوخته امام به محضر مولایش استغاثه میکند و او را این چنین خطاب میکند: «أین المنتظرُ لإقامَةِ الأمت والعوج ، أین المرتجی لإزالة الجور والعدوان... أین قاصم شوکه المعتدین، أین هادم أبنیة الشرک والنفاق، أین مبیدُ أهل الفسوق والطُّغیان، أین حاصِد فروع الغیّ والشقاق... أین مبید العتادة والمرده، أین مستأصل اهل العناد والتضلیل والإلحاد»؛ «کجاست آن
1) 239. سلوک منتظران، ص 139.
منتظر برای راست کردن کجی و نادرستی؟ کجاست آن جایگاه امید برای برانداختن ستم و بیدادگری؟ کجاست درهم شکننده شوکت متجاوزین و ستمکاران؟ کجاست ویران کننده بنیادهای شرک و نفاق؟ کجاست نابود کننده اهل فسق و گناه و سرکشان و ظالمان؟ کجاست درو کننده شاخههای گمراهی و نهال دشمنی؟ کجاست نابود کننده سرکشان و متمرّدان؟ کجاست برکننده ریشه اهل عناد و گمراه کنندگان و بیدینان؟»(1)
داعی در این فقره از دعای ندبه علت گریههای خویش را بیان کرده از همان ابتدای کلام با استفاده از کلمه استفهامی «أین... به معنای کجاست - که در قالب ندبه میباشد، مقصود و منظور خود را مطرح کرده و گریه او گریهای است بر فقدان این عزیز بزرگوار، علاوه بر آن خشم و نفرت خود را علیه ستمگران و غاصبان و تجاوزگران به حقوق ائمّه بزرگوار نشان میدهد.
دعا کننده در این فقرات، به دنبال گم شده اصلی خود - که موضوع اصلی دعای ندبه است میباشد، منتظر روزی است که او به امر الهی ظهور نموده و ریشه ستمکاری را بر کَنَد و تعجیل فرج او را از خدا درخواست میکند.
دوازدهم: دعا برای گسترش عدالت، دعا برای تعجیل فرج امام عادل که مصلح کل جهان هستی است و آرزوی عدالت گستری به دست او در ذهن همه منتظران پرورانده میشود. در زیارت حضرت صاحب الامر از امام مهدیعلیه السلام به عنوان ظاهر کننده عدل یاد شده و فرج هر چه سریعتر او را از خدا طلب میکنیم:
1) 240. مهج الدعوات، ج 1، ص 511.
«اللهم... وامْلأ به الارضَ عدلاً وأظهر به دین نبیّک؛ خدایا پر کن به وسیله او زمین را از عدل و آشکار نما به وسیله او دین پیغمبرت را».(1)
«اللهم و أمت به الجور وأظهر به العدل؛ خدایا به وسیله او بیدادگری را از میان بردار و عدالت را به او پدیدآور».(2)
«اللهم و... حتّی تُنیر بعدله ظلم و الجور و تطفی نیران الکفر و توضح به معاقد الحقّ و مجهول العدل»؛ «خداوندا... و تا اینکه به وسیله عدلش بیدادگری را از بین ببری و آتش کفر را خاموش گردانی و به وسیله او مشکلات حق و مجهولات عدالت را روشن ساز».(3)
سیزدهم: دعا به منظور حصول خوشی در عصر ظهور: با فرج و ظهور امام زمانعلیه السلام دولت کریمانه آن حضرت بر کل جهان تسلط مییابد و از این رو زمینه تمام خوشیها فراهم میگردد. در دعای پرفیض افتتاح که در شبهای ماه مبارک رمضان از نفس پاک روزه داران به محضر الهی صاعد میشود، رغبت و انتظار برای این دولت کریمه در جملات این دعا مطرح شده و این دولت با ویژگیهای مخصوص خودش از خداوند طلب میشود. در فرازی از این دعا آمده:
«اللهم إنا نرغبُ إلیک فی دولةٍ کریمه تُعزُّ بها الإسلام و أهله و تذِلّ بهاالنِّفاقَ و أهله و تجعلنا فیها من الدّعاة إلی طاعته والقادة إلی سبیلک و تَرزُقنا بها کرامة الدنیا والاخرة»؛ خدایا به راستی ما آرزومندیم به سویت در دولت جوانمردانه، که گرانمایه گردانی به وسیله آن اسلام و مردم مسلمان را و بدان
نفاق و اهلش را خوار گردانی و ما را در آن از دعوت کنندگان به سوی فرمانبریت و راهبرانی به سوی دینت قرار دهی و کرامت دنیا و آخرت را بدان روزی ما کن».(1)
چهاردهم: دعا کننده از خدا بخواهد، اجر عباداتش را تعجیل در ظهور قرار دهد، به عبارتی دیگر آن کسی که آرزومند قرار گرفتن در زمره یاران امام زمانعلیه السلام است و در انتظار حکومت صالحانه او به سر میبرد با تمام رفتار و اعمال صالح خود سعی میکند تا مدد رسان مصلح عدالت گستر باشد؛ زیرا با این کار خود، به ظهور هر چه سریعتر امام یاری میرساند.
پانزدهم: توفیق دعا کردن همه برای تعجیل فرج، دعا کننده باید از خداوند مسئلت نماید که به جمیع مؤمنین، توفیق این دعا (و حتی توبه کردن) را مرحمت فرماید که از دعا گویی آن حضرت، غفلت ننمایند؛ این امر به نوعی یاری و نصرت امام است. منتظران و عاشقان امام، در فرازی از دعای ندبه از محضر الهی درخواست خود را این گونه مطرح میکنند: «اللهم... و أعنّا علی تأدیة حقوقه إلیه والاجتهاد فی طاعته»؛ «خدایا....یاری کن ما را بر ادا کردن حقوقش به سوی آن و کوشش در اطاعت کردنش».(2)
یکی از مصادیق اطاعت کردن امام، امتثال و فرمانبری از ایشان در جهت کثرت دعا برای تعجیل فرجشان میباشد. یعنی عمل کردن به فرمایش امام که فرمودهاند: «واکثروا الدعاءَ بتعجیل الفرج، برای تعجیل در فرج بسیار دعا کنید».(3)
از آن جایی که دعاهای مستجاب، دعای مؤمن در حقّ برادران ایمانی است که در غیاب آنها برای آنان دعا نماید پس این دعا در حق آنها، حتماً مستجاب است، به
دلیل آنکه مؤمن دعا کننده، زبانش را به منزله زبان سایر مؤمنان قرار میدهد که در حق آنها از گناه پاک است.
پس هر مؤمنی که توفیق دعا نمودن همگان برای تعجیل فرج را از خدا بخواهد، علاوه بر اینکه دعای او مستجاب است، خود را در زمره یاران و منتظران واقعی حضرت مهدیعلیه السلام قرار داده است.
شانزدهم: دعا برای پیروزی دین حق، دعا کردن به این منظور، در بسیاری از دعاها با الفاظ و عبارات تقریباً مشابهی آمده است که از آن جمله، دعای افتتاح است: «اللهم أظهر به دینک و سنّة نبیّک حتی لایستخفی بشیءٍ من الحقّ مخافة احد من الخلق؛ خدایا آشکار کن به وسیله او دینت را و آیین و روش پیامبرت را تا اینکه پوشیده نماند چیزی از حق از ترس یکی از آفریدگانت.»(1)
دیگر آنکه در صلوات بر ولی امر منتظَر این گونه آمده است: «اللهم وانْصُرهُ وانتصر به لدینک وانصر به أولیائک و اولیائه و شیعته وانصارهُ؛ خدایا او را یاری کن و به وسیله او دینت را یاری نما و به وسیله او دوستانت و دوستان او را و شیعیان و یاورانش را یاری کن.»(2)
هفدهم: دعا به منظور انتقام گرفتن خدا از دشمنان و ظالمان آل محمّدعلیهم السلام یکی از اهداف و غرضهای اشتیاق به فرج حضرت و انتظار ظهور، علاوه بر ظهور دین مبین الهی و غلبه آن بر همه ادیان، ظهور امر اولیاء معصومینعلیهم السلام و خذلان جمیع دشمنان و انتقام از ظالمین آنها میباشد.
در دعای مشهور زمان غیبت امام زمان آمده است: «اللهم إنا نسئلک أن تأذن
لولیک فی اظهار عدلک فی عبادک و قتل أعدائک فی بلادک....وارْمهم یا ربّ بحجرک الدامغ واضربهم بسیفک القاطع و بأسک الذی لاتردّه عن القوم المجرمین؛ خدایا از تو میخواهیم که اجازه دهی به ولیّت برای آشکار کردن عدالت در میان بندگانت و کشتن دشمنانت در شهرهای خودت و سنگ بارانشان کن به سنگ کوبندهات و بزن آنها را با شمشیر برّانت و با کیفر و انتقام سختت که آن را از مردم بدکار، بازشان نگردانی».(1)
هجدهم: درخواست از خدا که درود و رحمت ویژه خودش را بر آن حضرت بفرستد که با آن فرج آسان و زودتر شود. در دعای ندبه علاوه بر درود فرستادن به آن حضرت از خداوند ظهورش و اقامه حق را میطلبیم: اللهم... وصلّ علیه صلوة لاغایةَ لعددها و لانهایة لمددها ولانفاد لأمدها، خدایا درود فرست بر او درودی که شمارهاش بی حد و مدّتش بی نهایت و تمام نشدنی باشد،.
«اللهم و أقم به الحق و أدحض به الباطل، خدایا به وسیله آن حضرت حق را به پا دار و باطل را به او نابود گردان.»(2)
نوزدهم: دعا برای تعجیل در رفع محنت از چهره امام و دوری همّ و غم از قلب آن حضرتعلیه السلام: «أنت یا ربّ الّذی تکشف الضُرّ و تجیبُ المضطرّ إذا دعاک و تنجی من الکرب العظیم، فاکشف الضّرّ عن ولیّک؛ تو ای پروردگار من، کسی هستی که مصیبت و بد حالی را رفع میکنی و انسان به اضطرار رسیده را آن گاه که تو را بخواند اجابت میکنی و از گرفتاری و اندوه رهایی میبخشی پس ناراحتی و پریشان حالی را از ولی خودت رفع کن».(3)
«ضّر» در زبان عربی به مصیبت و بد حالی بدنی و روحی اطلاق شده و هر گونه زیان و خسارت روحی و پریشان حالی مصداق آن است. در این دعا از خدا میخواهیم که این «سوء حالی» را از امام زمان دور گرداند و ایشان را با اذن ظهورشان خوشحال فرماید.
این آموزهای است که اهل معرفت را به بالاترین سطح انتظار فرج امامشان میرساند، در واقع کسی که امامش را از خودش بیشتر دوست دارد، پیش از آنکه انتظار رفع گرفتاریهای خود را داشته باشد، چشم انتظار فرج ایشان است و در گرفتاریها از اینکه امامش ناراحت میشود رنج میبرد.
بر همین اساس، دوستدار واقعی امام زمانعلیه السلام در گرفتاریهای شخصیاش بیشتر به خاطر مولایش ناراحت میشود. تا برای خودش. برای او تحمل رنج امام در گرفتاریهای شیعیان، از رنجی که خودش در گرفتاریهایش میبرد، سختتر و سنگینتر است پس در همه مصیبتها چه آنکه مربوط به خودش است و چه آنکه به سایر مؤمنان و حتی سایر مخلوقات مربوط میشود، بیش از هر چیز، غم و غصّههای امام زمانش او را غمگین و ناراحت میکند و از همین جهت، انتظار فرج و گشایش امامش از انتظار فرج دیگران، برایش مهمتر است و همّ و غم خود را مصروف به این مطلب میگرداند، البته فرج ایشان فرج همه عالمیان است امّا نیّت انتظار فرجش بالاترین و خالصترین نیتهاست. از این رو، دعا گوی امام بوده و از محضر الهی، تعجیل فرج را درخواست میکند.
بیستم: دعا برای خونخواهی امام حسینعلیه السلام با تعجیل در فرج، در روز عاشورا که روز خروج حضرت صاحب الامرعلیه السلام برای جهاد و قتل دشمنان به ویژه برای
خونخواهی حضرت اباعبداللَّهعلیه السلام و همه مظلومان کربلاست و این دعای مخصوص با فضیلت، بسیار وارد شده که در آن روز خوانده شود که جملات زیادی از فقرات شریفه آن مشتمل است بر دعا و طلب فرج اهل بیت اطهارعلیهم السلام و طلب هلاک و خذلان دشمنانشان بر آن وجهی که در وقت ظهور قائمشان، وعده داده شده، بلکه همه آن دعای شریف مبتنی بر همین مطلب است.
پس لازم است که شیعیان در آن روز، کمال اهتمام را در حال جزع و حزن و ندبه در مصیبت حضرت اباعبداللَّهعلیه السلام داشته و فرج اهل بیت اطهارعلیهم السلام را با ظهور حضرت قائمعلیه السلام طلب نمایند، از طریق به این دعا یا ادعیه دیگری که برای فرج وارد شده یا به مضمون آنها، که به زبان خود دعا کننده، جاری شود که این دعای شریف به خصوص در چنین روزی، علاوه بر فضایل فراوان، نصرت و یاری نسبت به امام حسینعلیه السلام خواهد بود. در فرازی از دعای مذکور، چنین آمده است: «اللهم فَرّج عن اهل محمّدصلی الله علیه وآله أجمعین وَاستنقذهم من أیدی المنافقین و الکُفّار.»: خدایا در اهل بیت محمّد فرج حاصل نما و همه آل او را از دست منافقان و کافران نجات بده...»
در فرازی دیگر آمده: «اللهم...اهدنا لایمان و عجل فرجنا بالقائم.»
خدایا ما را به سوی ایمان هدایت کن و فرج ما را با تعجیل در ظهور قائم برسان.»(1)
علاوه بر این دعا، زیارت عاشورا به عنوان پر فضیلتترین اقسام دعا است به وسیله آن به حضرت حسینبن علیعلیه السلام میتوان متوسل شد و با یادآوری احوال مظلومی حضرتش در حال تضرع از خدا، خواستهای که مرتبط با ظهور حضرت
1) 252. مهج الدعوات، ص 43 - 44.
مهدیعلیه السلام است میتوان از محضر ربوبی طلب کرد؛ زیرا که از این طریق (ظهور امام زمان) انتقام سالار شهیدان و شهدای کربلا گرفته میشود.
«أسل اللَّه أن یرزقنی طلب ثاری کم مع امام هدیً ظاهرٍ ناطقٍ بالحقِّ منکم؛ از خدا میخواهم که خونخواهی شما با امام مهدی، رهبر و راهنمای ظاهر و گویای به حق که از خاندان شماست، روزیام کند».(1)
پس از بیان تمام این موارد و ادعیه گنجانده شده در آنها میتوان با تلاوت سایر دعاهای مربوط به امام زمان در زمره یاران حضرت محسوب شده و به فیض کامل نصرت و یاری ایشان فائز شویم. بر همه منتظران لازم است در طول شبانه روز و در اوقات نماز و زمانهای سفارش شده، دعا برای تعجیل فرج را فراموش نکرده حتی آن را مقدم بر حوایج و دعاهای شخصی خود بدانند.
دعا کردن برای تعجیل در فرج امام زمانعلیه السلام دارای فواید و نتایجی است که ابتدا به اختصار به چندین مورد اشاره کرده سپس به شرح چند مورد خاص میپردازیم. این نتایج عبارتند از: اطاعت از فرمایش حضرت ولی عصر، اظهار محبّت قلبی، نشانه انتظار، اداء اجر رسالت زودتر واقع شدن امر فرج، رفع عقوبت از اهل زمین، برخورداری از ثواب احسان به حضرت صاحب الزمان، ثواب شهید شدن در زیر پرچم حضرت مهدیعلیه السلام، دفع بلاء، دعای حضرت مهدی در حق دعا
1) 253. تفسیر قمی، ص 752.
کننده، برتری دعای هنگام غیبت بر دعای هنگام ظهور، رستگاری به شفاعت حضرت زهراعلیها السلام و نیز سایر موارد که نویسنده کتاب مکیال المکارم آن موارد را تا نود مورد نام برده است.(1)
1 - اطاعت از فرمایش حضرت ولی عصرعلیه السلام.
در توقیع شریفی که از آن حضرت روایت شده چنین آمده است: «واکثر والدعاء بتعجیل الفرج فإنَّ ذلک فرجکم؛ و بسیار دعا کنید برای تعجیل فرج که همان فرج شما است.»(2)
با دقت در این فرمایش، تردیدی نمیماند که منظور از فرج، فرج آن حضرت است اینکه فرج خود مردم در جمله همان فرج است. یکی از چند احتمال، مد نظر میباشد.
احتمال اوّل: اینکه منظور؛ فرج خود حضرت میباشد و علّت امر به دعا کردن برای فرج این است، حضرت تأکید میکنند فرج شماها بستگی به ظهور من دارد.
نزدیک بودن اسم اشاره (ذلک = همان) به کلمه فرج مؤیّد این احتمال است، دیگر اینکه روایاتی داریم که بیانگر این نکته است که فرج آن حضرت برای اولیاء خدا، با فرج حاصل میگردد.
احتمال دوّم: علت اینکه منظور از فرج آن حضرت است اینکه فرمودند: بسیار دعا کنید.
احتمال سوم: اینکه کلمه همان «یعنی آن دعا، فرج شما است؛ یعنی با دعا کردن برای تعجیل فرج و ظهور من، فرج شما حاصل میشود.(3)
احتمال چهارم: اینکه منظور، بیان اثر بسیار دعا کردن است، یعنی با بسیار دعا کردن برای تعجیل فرج و ظهور من فرج شما حاصل میگردد.
آنچه تاکنون مطرح شد احتمالاتی است که از این حدیث فهمیده میشود، سایر حقایق و واقعیتهای این امر که به نحوی با این حدیث مرتبط است، نیز وجود دارد که از گنجایش بحث ما خارج است.
حاصل شدن فرج برای دعا کننده، به یکی از این چند جهت است.
1 - اینکه به آرزوهای دنیایی و خواستههای مختلفی که در راه آنها تلاش میکند، به برکت این دعا خواهد رسید، زیرا این دعا، وسیله هر گونه خیر و صلاح است.
2 - دیگر اینکه خدا به برکت این دعا به جای امیدی که دارد، از او همّ و غم را دور میسازد و حاجتش را بر میآورد؛ زیرا کمک به مظلوم سبب یاری خدا به کمک کننده است. در واقع، خداوند متعال، صبر و استقامت در سختیها و محنتها را به او عنایت فرموده و در نرسیدن به مقصد شکیبایی را به او عطا کرده و دشواریها را برای او آسان میگرداند. همان طوری که آهن را برای داوود نرم کرد.(1)
تمام این حرفها بر فرض آن است که حکمت الهی بر آن نباشد که فرج کلی واقع شود و حضرت صاحب الامر ظهور کند، که اگر آن فرج واقع شود، مقصود نهایی و منظور اصلی تحقق یافته است.
1) 257. همان، ص 356.
مداومت در دعا برای تعجیل فرج حضرت ولی عصرعلیه السلام با شرایط آن، به قدر امکان، سبب میشود که این امر زودتر واقع شود و ظهور زودتر تحقق یابد. حدیثی که به این موضوع اشاره میکند، فرمایش امام صادقعلیه السلام است که فرمودهاند: «قال ابیعبداللَّه: فلمّا طال علی بنی اسرائیل العذاب ضجّوا و بکوا إلی اللَّه أربعین صباحاً فأوحی اللَّه إلی موسی و هارون یُخلِّصهُم من فرعون. فحطَّ عنهم سبعینَ و مائة سنة. فقال: ابوعبداللَّه: هکذا أنتم لوْ فعلتم لفرَّج اللَّه عنّا فأمّا إذ لم تکونوا فإنَّ الأمر ینتهی إلی منتهاه.»
«هنگامی که فشارها و شکنجهها بر بنی اسرائیل طول کشید چهل صبح به درگاه خدا، ضجّه و گریه کردند، خدا به موسی و هارون وحی فرمود که آنها را از فرعون خلاص نمایند، پس صد و هفتاد سال را از آنها برداشت.
هم چنین شما اگر انجام دهید هر آینه، خدا بر ما فرج خواهد داد، ولی اگر چنین نباشید، البته این امر تا آخرین مرحله را طی خواهد کرد.»(1)
ظهور حضرت مهدیعلیه السلام از اموری میباشد که قابل تقدیم و تأخیر است یعنی به سبب بعضی از اسباب، پیش یا پس میشود. یکی از این اسباب که زمینه جلو افتادنش را فراهم میسازد، اهتمام مؤمنین در دعا برای تعجیل ظهور و فرج است.
1) 258. بحارالانوار، ج 52، ب 22، ص 131، ح 34.
چه بسا، کسی که علم کافی نسبت به این موضوع ندارد، این امر را قبول نکند و از اینکه به سبب اهتمام در دعا، ظهور و فرج حاصل میشود، تعجب کند و این طور به نظرش رسد که اگر چنین بود، میبایست تاکنون فرج واقع میشد، چون اهل ایمان در هر زمان و مکان برای این امر بسیار دعا کرده و میکند.
نظر یاد شده قابل قبول نبوده و هیچ بعید نیست که برای ظهور آن حضرت در علم خداوند، دو وقت باشد که یکی نزدیکتر از دیگری است و ظهور آن حضرت در وقت نزدیکتر به اهتمام مؤمنین در امر دعا بستگی دارد. در واقع معنای بدائیه بودن امر ظهور، همین است که قابلیّت جلو و عقب شدن را دارد. و آن وقت نزدیکتر تاکنون نرسیده پس انکار تأثیر دعا، خیلی مردود است که هم قرآن به طور صریح بر آن دلالت دارد و هم در احادیث اهل بیتعلیهم السلام به این موضوع اشاره شده است.
دلیل این دو مکرمت یاد شده دو روایتی است که از امام جعفر صادقعلیه السلام منقول است ایشان میفرمایند:
1 - «مَن ماتَ منکم و هُوَ منتظر لهذا الأمر کَمَنْ هُو مع القائم فی فُسطاطه: ثمَّ مکَثَ هُنیئة ثمَّ قال: لابَل کَمَن قارع مَعَه بسیفه ثمَّ قال: لا واللَّه الاّ کمن استشهد مع رسول اللَّه، آنکه از شما بمیرد و او منتظر امر فرج باشد، مانند کسی است
که با حضرت قائمعلیه السلام در خیمهاش باشد، سپس لحظهای مکث کردند و فرمودند: نه بلکه همچون کسی است که در رکاب او با شمشیرش بجنگد. سپس فرمودند: نه به خدا قسم مثل کسی است که در رکاب رسول خدا شهید شده باشد.»(1)
حدیث یاد شده حکایت از مقام منتظر و رسیدن به مراتب والا دارد که یکی از آن این است که منتظر حقیقی آن قدر ارج و قرب نزد ولی عصرعلیه السلام پیدا میکند که جایگاهش در خیمه اختصاصی امام خواهد بود. و همان طور که از این روایت بر میآید، حتی مثل شهید در رکاب رسول خداست. در حدیث دیگری از امام صادقعلیه السلام علوّ مرتبت منتظر واقعی چنین مطرح شده است.
«مَنْ آمَنَ بنا و صدَّقَ حَدیثنا وانتظرنا کان کَمَنَ قُتِلَ تحتَ رایةِ القائم بل واللَّه تحت رایةِ رسول اللَّه؛ هر که به ما ایمان آورد و حدیث ما را تصدیق کرد و به انتظار دوران ما نشست، مانند کسی است که زیر پرچم قائمعلیه السلام کشته شود، بلکه به خدا سوگند، زیر پرچم رسول اللَّه.»(2)
براین اساس اگر فردی با نیّت پاک برای تعجیل در ظهور مولا حضرت ولی عصرعلیه السلام دعا کند و نصرت حضرتش را بر دشمنان خواستار باشد و نیز علاوه بر آن از اقدامات لازم در این زمینه غافل نشود، مصداق عناوین یاد شده است؛ به این معنا که او در حال آماده باش کامل است تا دستور فرمانده صادر شده را اطاعت کند و خود را از فیض شهادت در رکاب رسول خدا و یا زیر پرچم رسول اللَّه و یا پرچم حضرت قائمعلیه السلام محروم نکند.
همه مواردی که با عنوان تکالیف منتظران بر سطور این کتاب نقش بست، تنها شمّهای از وظیفه ما در قبال آن منتظَر موعود است به عبارتی دیگر کسی که دلباخته آن وجود نازنین است در پی اداء حقوق محضر عزیز و بزرگوارش میباشد و با رعایت کردن تمام تکالیف، ثبات قدم خود را در راه و آیین امام و مقتدایش ثابت کرده تا در نهایت در زمره شهیدان در رکاب امام قرار گیرد.
یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور
کلبه احزان شود روزی گلستان، غم مخور(1)
سرانجام، دوران انتظار و نهان بودن آخرین منجی، به سر میرسد و به زودی سپیدی صبح بر سیاهی شب چیره خواهد گشت و آن زمان دور نیست. این انسان است که با انتخاب خود و فراهم آوردن زمینه ظهور با تلاش مستمر و رفتارهای شایستهی خود، میتواند بر پا مانده و خود را با این حرکت منظم هستی هماهنگ کرده و در فرجام نیک آفرینش سهیم باشد.
این درس قرآن است که «اگر حق آمد، باطل نابود شدنی است.»(2)در واقع، باطل
زمینههای فساد و نابودی را در نهان خود دارد. به این دلیل که اگر کسی خلاف قوانین و سنتهای حاکم بر هستی پیش برود، ناچار در معرض زوال است.
«جمله زیر» جای تأمل و تدبّر فراوان دارد:
«چه قدر امروز به سپیده فردا نزدیک است.»(1)
این جمله امیدبخش، از زبان مهربانی در تاریخ ثبت شده که رنج نسلها را از گذشتههای دور دیده، برای آن برنامه ریزی کرده، و در نگاه و عمل، همه آنها را منظور داشته است، آن نگاه مهربان علیعلیه السلام است که چنین زیبا، پایان تاریخ را به تصویر میکشد. سر چشمه عشق علیعلیه السلام محبت خالق هستی است.
بنابراین، تسلّط نهایی با حاکمیت حقّ و عدالت است زیرا که فطرت آدمی بر اساس حقّ پرستی سرشته شده و از طریق ظلم ستیزی، دولت پایدار امام مهدیعلیه السلام در عالم فراگیر شده و در نهایت سپیدی بر سیاهی پیروز میگردد. به امید آن روز.
1) 263. نهج البلاغه، پیشین، خ 150، ص 274: «ما أقربَ الیومَ مِنْ تباشر غدٍ»
پس از مباحث انتظار و مفهوم راستین آن، در این مبحث لازم است به منظور ترویج فرهنگ مهدویّت، به ارائه راهکارهایی که برخاسته از بررسی فرصتها و تهدیدهای موجود جامعه و جهان و نیز اتّخاذ راهبردهای مناسب در این زمینه است بپردازیم:
1 - ایجاد مرکزی آموزشی، پژوهشی و تبلیغی با مدیریتی واحد و شورایی متشکّل از نماینده مقام معظم رهبری، نخبگان و فرهیختگان، برخی از مدیران نظام که به گونهای با این موضوع مرتبط اند (وزارت ارشاد، حوزه عملیه، سازمان تبلیغات، صدا و سیما، نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاهها، امور مساجد، عقیدتی سپاه و ارتش و ...)؛ که همه این مؤسسات میتوانند با مرکزیّت واحد و همکاری همدیگر در جهت گسترش و تعمیق فرهنگ مهدویت در داخل و خارج کشور، تلاش کنند. علاوه بر آن بهتر است این موارد در رأس اقدامات دستگاههای زیربط قرار گیرد:
الف - بسیج افراد و نهادهای جامعه و استفاده از تمامی ظرفیّتها، امکانات، ابزارهای موجود (سخنرانی، مداحی، کتب، مطبوعات، ادبیات، هنر و مسابقه و پروژههای تحقیقاتی جهت تبیین فرهنگ مهدویّت و انتظار راستین).
ب - پاسخ به نیازهای فکری و اعتقادی گروههای مختلف جامعه به ویژه نسل جوان و دانشگاهیان.
ج - پاسخگویی به شبهات و مقابله با افکار و تبلیغات انحرافی و خرافی درباره مهدویت و انتظار.
د - تربیت متخصصان و مبلّغان ورزیده به منظور تصحیح و تقویت پایههای فکری و عقیدتی جامعه.
ه- شناسایی، سازماندهی و اطلاع رسانی نهادها و افرادی که در مقوله مهدویّت، تلاش میکنند.
2 - ایجاد دانشکدههای مستقل با گرایشهای تخصصی مباحث مهدویت در برخی از رشتههای مناسب دانشگاهی و تأسیس مراکز آموزشی تخصصی در حوزههای خواهران و برادران.
3 - جذب و تربیت مربیان مهدویّت از میان طلاّب، دانشجویان و معلمان در دورههای آموزشی ویژه یا بلند مدّت جهت اداره جلسات محلی و سخنرانی در سطح دبیرستانها، مساجد و مهدیههای مراکز مورد نیاز.
4 - فعّال کردن صدا و سیما در رابطه با فرهنگ مهدویّت و تهیّه برنامههای آموزشی علمی (به صورت مستمر با استفاده از اساتید با نحوه بیان عالی، گیرا و جذّاب) و در سطح هنری (فیلم، نمایش نامه) جهت پخش در سطح داخل و خارج.
5 - اولوّیت بخشیدن به کارهای فرهنگی ویژه حضرت در تمامی مراکز و نهادهای فرهنگی و اماکنی که متعلّق به آن حضرت است.
6 - تشویق و حمایت از کارهای ادبی و هنری ویژه حضرت (داستان، شعر، فیلم داستانی و مستند، نمایش نامه، طراحی، نقاشی و سرود).
7 - راه اندازی شبکههای اینترنتی فعّال و فراوان و مرتبط با مؤسّسات علمی پژوهشی ویژه حضرت در داخل و خارج.
8 - بر پایی همایشها و نشستهای علمی در سطح داخلی و خارجی.
9 - حمایت از تشکّلهای مردمی که در جهت گسترش فرهنگ مهدویّت تلاش میکنند.
10 - ترویج و احیای هر چه بیشتر دعای ندبه، در مساجد و مهدیهها به شکل مناسب.
11 - بررسی کارشناسانه کتب درسی، حوزوی، دانشگاهی و اصلاح آنها در زمینه فرهنگ مهدویّت و عصر انتظار.
12 - برقراری جلسات هفتگی یا ماهیانه در سطح شهرها و محلّهها به وسیله مربیّان و مبلغان ویژه آن حضرت.
13 - تهیّه مجلاّت و کتب ویژه حضرت برای سطوح مختلف به خصوص نسل جوان.
14 - ترجمه کتب و مقالات مناسب در فرهنگ مهدویّت از فارسی به عربی.
15 - برگزاری همایشهای برترینهای مهدویّت (کتاب، مجلّه، مقاله، فیلم، نمایش نامه، طراحی، نقاشی، خطاطی، سرود و....).
16 - ایجاد کتابخانههای مستقل فرهنگ مهدویّت یا اختصاص بخشی از کتابخانهها به کتابهای ویژه آن حضرت.
17 - ایجاد مرکزی جهت پاسخگویی به سؤالات و شبهات مهدویّت و انتظار (مکتوب و شفاهی).
18 - غنی سازی و جهت دهی به اشعار و مداحی در مورد آن حضرت.
19 - به اقتراح گذاشتن برخی مباحث مهم و اساسی در مقوله مهدویّت در سطح خارجی و داخلی و اعطای جوایز ویژه.
20 - برگزاری مسابقات کتابخوانی در سطوح مختلف جامعه.
21 - ایجاد کانونهایی با نام پیشنهادی «انتظار» در حوزهها، دانشگاهها، مدارس، مساجد و مراکز عقیدتی. علاوه بر تمام این راهکارهای مطرح شده، در عرصههای دیگری هم میتوان عمل کرد:
1 - ولایت (مفهوم، مبنا و اقسام و...) و امامت (اهمیت، دلایل عقلی و نقلی، مبانی، ویژگیها، شئون راه انتخاب، شبهات و...) به عنوان یکی از مهمترین مبانی اعتقادی در مقوله مهدویّت.
2 - اصالت مهدویّت و انتظار. (ادیان و مهدویّت).
3 - مهدویّت از نگاه آیات و روایات.
4 - بررسی تفاوت دیدگاه اهل تشیّع و تسنّن در مقوله مهدویّت (مهدی نوعی یا شخصی و اثبات دیدگاه تشیّع).
5 - ویژگیها و امتیازات امام مهدیعلیه السلام نسبت به سایر معصومینعلیهم السلام.
6 - علّت و حکمت غیبت امام مهدی و فلسفه وجود دوران انتظار.
7 - آثار و فواید وجودی حکومت در عصر غیبت (بررسی دیدگاههای فلسفی، عرفانی و روایی و فعالیّتها و نوع رابطه و برکات و عنایات حضرت.
8 - امکان رؤیت حضرت (آیا بر درخواست رؤیت حضرت مستندی هست).
9 - وظایف و مسئولیتهای شیعیان منتظر در عصر انتظار یا دوران غیبت.
10 - انتظار (مفهوم، ریشهها، آثار، آداب).
11 - زمینهها، علایم و شرایط حضور.
12 - آینده جهان و فرجام انسان.
13 - آداب توسّل، زیارت و ارتباط معنوی با حضرت.
14 - مهدویّت و مسائل کلامی نوظهور (قرائتهای مختلف از دین، سکولاریسم، پلورالیسم، انتظار از دین، مدرنیته).
1 - شخصیت حضرت (ولایت، امامت، غیبت صغری، غیبت کبری .
2 - بررسی اقدام منتظر (قبل و بعد از ظهور منتظَر از منظر تاریخ و قرآن به همراه درسها و عبرتها: (یهود در انتظار موسی و پیامبر اسلام).
3 - بررسی مقوله انتظار و مهدویّت از نگاه فلسفه تاریخ.
4 - بررسی اماکن و مقامهای زیارتی منتسب به مهدی منتظَر در ایران و سایر جاهای دیگر.
5 - کرامات حضرت مهدیعلیه السلام در عصر انتظار و یا در دوران گذشته.
1 - بررسی آثار روان شناختی، تربیتی و اخلاقی اعتقاد به امام زنده (با آن اوصاف و شئون مخصوص) که بر رفتار انسانها و جوامع نظارت دارد و نجوا و ارتباط قلبی، توسّل، استغاثه و معاشقه به آن حضرت در همه جا ممکن است.
2 - مبانی تربیتی و اخلاقی در حکومت حضرت مهدیعلیه السلام.
3 - نقش انتظار در روان، تربیت و انسان منتظِر.
4 - بررسی نقش و وظایف نهادهای تربیتی (خانواده، مدرسه، دانشگاه) درباره حضرت و انتظار ایشان.
5 - سیمای منتظران و ترسیم الگوی انسان منتظر.
6 - ویژگیها و صفات یاران امام مهدیعلیه السلام و راه رسیدن به آنها.
7 - آسیبشناسی روان شناختی، تربیتی و اخلاقی مهدویّت و نیز انتظار مهدی موعود بر اساس دیدگاههای نادرست.
8 - آسیبشناسی تربیت دینی در عصر غیبت.
9 - بررسی روشهای مناسب جهت ایجاد انس و علاقه در کودکان، نوجوانان و جوانان نسبت به ساحت مقدس حضرت.
10 - تبیین معنا و مفهوم درست و صحیح از انتظار (مبنی بر امید، تلاش، اهل عمل بودن و...)
الف) طرح مباحثی در مورد غیبت همچون سیره حضرت در عصر غیبت:
1 - مسئولیتهای امام، شیعیان و مسئولین جهان در تحقق حکومت عدل جهانی امام مهدیعلیه السلام.
2 - نقش حضرت در حراست از شیعیان (نامه به شیخ مفید، شیعیان بحرین، حمایت از انقلاب اسلامی ایران).
3 - حکومت حضرت، احتیاج به چه زمینهها و یاران و تشکیلات و مراحلی دارد
که باید در عصر انتظار و یا به عبارتی دیگر در دوران غیبت فراهم شود؟ این نیازها چگونه و به وسیله چه کسانی باید فراهم شود؟
4 - وضعیت شیعه در عصر انتظار.
5 - ولایت فقیه، زمینه ساز حکومت جهانی مهدی.
6 - بررسی نقش و وظایف نهادهای اجتماعی و حکومتی پیرامون مقوله انتظار و مهدویت.
7 - نقش انتظار در اندیشه سیاسی شیعه پس از غیبت و به حرکت وا داشتن و رهایی ملت مسلمان از یوغ ستمگران.
8 - ابعاد و شیوههای مبارزاتی دشمنان در رابطه با مقوله مهدویت و انتظار ایشان در عصر معاصر.
9 - حکم قیام و انقلاب پیش از ظهور.
10 - روشهای مبارزاتی شیعیان در جوامع.
11 - رسالت انقلاب اسلامی ایران در فراهم ساختن زمینههای ظهور.
12 - نقش ایرانیان، مصریها، لبنانیها و عراقیها در ظهور حضرت (از منظر روایات).
13 - ترسیم حقیقت جامعه منتظر و مؤلّفههای آن و تبیین شرایط رشد و گسترش آن.
14 - نقش جوانان و بانوان در ظهور حضرت از منظر روایات.
15 - نوع رابطه تشکیلاتی در عصر غیبت.
16 - موانع قیام حضرت در عصر غیبت.
17 - شناسایی زمینههای ظهور حضرت در جهان معاصر.
18 - بررسی ویژگیهای حکومت مهدوی و صفات کارگزاران او جهت الگو دهی به کارگزاران حکومتهای دینی در عصر غیبت.
19 - حکومت حضرت، الگوی حکومتهای دینی در عصر غیبت.
20 - ارتباط عاشورا و انتظار امام حسین و امام مهدیعلیهما السلام.
21 - دشواریهای حفظ دین از منظر روایات و آسیبشناسی آن در عصر غیبت.
22 - روشهای تبلیغ فرهنگ مهدویّت و انتظار در جامعه و جهان معاصر.
23 - معرفی، نقد و بررسی عملکرد گروهها و اشخاص فعال در رابطه با حضرت مهدیعلیه السلام (انجمن حجّتیه و...).
ب) عصر ظهور:
مباحثی مربوط به دوران ظهور حضرت است که طرح آنها به عنوان راهکار، پیشنهاد میشود:
1 - حکومت جهانی حضرت (ضرورت، امکان، شکل، ساختار، مبانی، ویژگیها و...).
2 - ترسیمی روشن از حکومت جهانی حضرت.
3 - نقش دین و قوانین الهی در حکومت جهانی مهدوی.
4 - علل و عوامل پیروزی حضرت و فروپاشی قدرتهای استکباری در هنگام قیام امام مهدیعلیه السلام.
5 - جایگاه حکومت حضرت در دهکده جهانی، نظام نوین، و دنیای ارتباطات.
6 - توسعه و مشارکت سیاسی، تمرکز قوّا، قدرت، جامعه مدنی، خشونت و مدارا و... در نظام سیاسی مهدوی.
7 - شاخصهها و صفات مدیران و کارگزاران در حکومت حضرت.
8 - تفاوت مدینه فاضله اسلامی با دیگر مدینههای فاضله.
9 - نوع رابطه تشکیلاتی و ولایی عصر ظهور.
10 - مسیح و مهدیعلیهما السلام.
11 - مهدیعلیه السلام و یهود.
12 - بررسی علل و عوامل مخالفت و روی گردانی برخی از کسانی که خود را منتظر حضرت مهدیعلیه السلام معرفی مینمودند در هنگام ظهور.
13 - سیره حضرت در عصر ظهور (تربیتی، فکری، اخلاقی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، مدیریتی، حقوقی، قضایی و جزایی).
1 - مؤلفههای اقتصادی در عصر ظهور.
2 - نظام اقتصادی حکومت امام زمانعلیه السلام الگوی حکومت دینی در عصر انتظار.
3 - توزیع ثروت و فقر زدایی در عصر ظهور: الگوی حکومت دینی در عصر غیبت و دوران انتظار حضرت.
4 - رشد تکنولوژی، صنعت و فن آوری در عصر ظهور.
5 - الگوی مصرف در عصر ظهور.
6 - توسعه اقتصادی در عصر ظهور.
7 - منابع مالی حکومت مهدوی.
1 - تعریف، نقش، جایگاه و ویژگیهای رسالت هنر و هنرمند در عصر انتظار و ظهور.
2 - تدوین زندگی نامه منتظران واقعی و حکایات انتظار و تشرّفات حقیقی در عصر غیبت.
3 - تدوین فیلم نامهها و نمایشنامهها در مقوله مهدویّت (حقیقت و آثار انتظار، زندگی برخی تشرّفات حقیقی.
4 - سرودن اشعاری حکمتآمیز درباره حضرت و نیز انتظار راستین ایشان.
5 - نقاشی و طراحی در مقوله مهدویّت (انتظار و قیام و انقلاب اسلامی ایران زمینه ساز انقلاب جهانی حضرت، پیوند بعثت، غدیر و کربلا با انتظار و....).
6 - بررسی عناصر داستانی با محوریّت انتظار، نقد و بررسی داستانهایی که درباره آن حضرت نوشته شده است.
7 - تهیه داستانها و اشعار مناسب (بر اساس معیارهای داستان نویسی، روان شناختی و تربیتی در مقوله مهدویت و انتظار موعود برای گروههای سنی کودک، نوجوان وجوان.
8 - روشهای گسترش و تبلیغ و تبیین فرهنگ مهدویت و انتظار با بهرهگیری از ادبیات و هنر.
9 - انتظار منجی موعود در ادبیات و هنر جهانی.
10 - امام مهدی و انتظار حضرت در آثار شاعران و ادیبان شیعی وسنّی.
ریشهیابی، طبقه بندی و پاسخ گویی به سؤالات و شبهات قدیم و جدید در مقوله مهدویّت و انتظار؛ (آیات و روایات تولّد امام زمان، ظهور ایشان، وجود عصر غیبت، امتحان شدن مردم در دوران انتظار، مشکل بودن دینداری در عصر انتظار آیا دوران غیبت حضرت مهدیعلیه السلام سند دارد؟ آیا مهدی منتظر نوعی است یا شخصی؟ نقش امام غایب در عصر
انتظار چیست و اساساً آیا وجود امام غایب در عصر غیبت به مردم فایدهای میرساند؟
معرفی، نقد و بررسی نظر آنها در مورد مهدی منتظَر و عصر غیبت.
1 - بررسی احادیث مهدویّت.
2 - بررسی شرح و تفسیر دعاها و زیارات ائمّهعلیهم السلام در مورد آن حضرت و انتظار ایشان.
3 - گردآوری، شرح و تفسیر آثار امام مهدی از یاران، ادعیه، توقیعات و سخنان.
1 - تصحیح و گردآوری مناسب منابع روایی.
2 - باببندی و تدوین جدیدی از روایات مربوط به انتظار مهدویت براساس یک سیر منطقی با نیازهای روز.
3 - تدوین و تحلیل موضوعی روایات.
1 - فهرست نویسی کتب مهدویّت و انتظار (همه کتابها به همه زبانها).
2 - کتابشناسی تفصیلی مهدویّت.
3 - کتابشناسی موضوعی مهدویّت.