ghaemiyeh.com
سرشناسه: بیستونی ، محمد، ۱۳۳۷ -
عنوان و نام پدیدآور: رنگ شناسی از دیدگاه قرآن و حدیث (روانشناسی رنگها و بررسی ۵ رنگ ذکر شده در قرآن) / گروه تحقیق فاطمه بال افکن، پروین خدری، سهیلا پوربابادی؛ با نظارت [صحیح: مولف] محمد بیستونی.
مشخصات نشر: قم: بیان جوان ، ۱۳۸۵.
مشخصات ظاهری: [۱۹۶] ص.؛ ۱۴ × ۱۰ س م.
شابک: ۱۵۰۰۰ ریال : 964-8399-56-5
وضعیت فهرست نویسی: فاپا
یادداشت: کتابنامه: ص. [۱۹۵ - ۱۹۶]؛ همچنین به صورت زیرنویس.
عنوان دیگر: روانشناسی رنگها و بررسی ۵ رنگ ذکر شده در قرآن.
موضوع: رنگ -- جنبههای قرآنی
موضوع: رنگ -- احادیث
شناسه افزوده: بال افکن، فاطمه
شناسه افزوده: پوربابادی، سهیلا
شناسه افزوده: خدری، پروین
رده بندی کنگره: BP۱۰۴ /ر۸۴ ب۹ ۱۳۸۵
رده بندی دیویی: ۲۹۷/۱۵۹
شماره کتابشناسی ملی: م ۸۵-۸۵۵
اِلی سَیِّدِنا وَ نَبِیِّنا مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللّهِ وَ خاتَمِ النَّبِیّینَ وَ اِلی مَوْلانا وَ مَوْلَی الْمُوَحِّدینَ عَلِیٍّ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ وَ اِلی بِضْعَةِ الْمُصْطَفی وَ بَهْجَةِ قَلْبِهِ سَیِّدَةِ نِساءِ الْعالَمینَ وَ اِلی سَیِّدَیْ شَبابِ اَهْلِ الْجَنَّةِ، السِبْطَیْنِ، الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ وَ اِلَی الاَْئِمَّةِ التِّسْعَةِ الْمَعْصُومینَ الْمُکَرَّمینَ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ لاسِیَّما بَقِیَّةَ اللّهِ فِی الاَْرَضینَ وَ وارِثِ عُلُومِ الاَْنْبِیاءِ وَ الْمُرْسَلینَ، الْمُعَدِّ لِقَطْعِ دابِرِ الظَّلَمَةِ وَ الْمُدَّخِرِ لاِِحْیاءِ الْفَرائِضِ وَ مَعالِمِ الدّینِ، الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صاحِبِ الْعَصْرِ وَ الزَّمانِ عَجَّلَ اللّهُ تَعالی فَرَجَهُ الشَّریفَ فَیا مُعِزَّ الاَْوْلِیاءَ و َیا مُذِلَ الاَْعْداءِ اَیُّهَا السَّبَبُ الْمُتَّصِلُ بَیْنَ الاَْرْضِ وَ السَّماءِ قَدْ مَسَّنا وَ اَهْلَنَا الضُّرَّ فی غَیْبَتِکَ وَ فِراقِکَ وَ جِئْنا بِبِضاعَةٍ مُزْجاةٍ مِنْ وِلائِکَ وَ مَحَبَّتِکَ فَاَوْفِ لَنَا الْکَیْلَ مِنْ مَنِّکَ وَ فَضْلِکَ وَ تَصَدَّقْ عَلَیْنا بِنَظْرَةِ رَحْمَةٍ مِنْکَ اِنّا نَریکَ مِنَ الْمُحْسِنینَ
بسم اللّه الرحمن الرحیم
هر زمانی را زبانی است یعنی در بستر زمان خواستههایی نو نو پدید میآید که مردم آن دوران خواهان آنند. با وسائل صنعتی و رسانههای بی سابقه خواستهها مضاعف میشود و امروز با اختلاف تمدنها و اثرگذاری هریک در دیگری آرمانهای گوناگون و خواستههای متنوع ظهور مییابد بر متفکران دوران و افراد دلسوز خودساخته در برابر این هنجارها فرض است تا کمر خدمت را محکم ببندند و این خلأ را پر کنند همان گونه که علامه امینی با الغدیرش و علامه طباطبایی با المیزانش. در این میان نسل جوان را باید دست گرفت و بر سر سفره این پژوهشگران نشاند و رشد داد. جناب آقای دکتر محمد بیستونی رئیس هیئت مدیره مؤسسه قرآنی تفسیر جوان به فضل الهی این کار را به عهده گرفته و آثار ارزشمند مفسران را با زبانی ساده و بیانی
شیرین، پیراسته از تعقیدات در اختیار نسل جوان قرار داده علاوه بر این آنان را به نوشتن کتابی در موضوعی که منابع را در اختیارشان قرار داده دعوت میکند. از مؤسسه مذکور دیدار کوتاهی داشتیم، از کار و پشتکار و هدفمند بودن آثارشان اعجاب و تحسینم شعله ور شد، از خداوند منان افاضه بیشتر و توفیق افزونی برایشان خواستارم. به امید آنکه در مراحل غیر تفسیری هم از معارف اسلامی درهای وسیعی به رویشان گشاده شود.
آمین رب العالمین.
21 ربیع الثانی 1425
21 خرداد 1383
ابوالقاسم خزعلی
(صفحه 6)
مکتب عشق بماناد و سیه حجره غم که در او بود اگر کسب کمالی کردیم
اجر معنوی این اثر را به رسم نیکوی اهل قلم تقدیم میداریم به استاد بزرگوارمان مرحوم حاج شیخ عبداللّه محمّدی نجات (ره) که سیره عملیاش همواره فرا روی شاگردانش بوده است.
حمد و سپاس خداوند مهربان را که هدایتگر بندگانی است که در عرصه صراط مستقیم نو قدمند و موجب امید و سرور و ابتهاج قلوب مؤمنین. خدایی که ما را از عدم به بهترین صورت وجود رساند. غرق در نعمت نمود و در تمام لحظات با محبتش زندگی را برایمان صیقل داد آن گونه که همه چیز را منور از نور او میبینیم و اگر کدورتی هم باشد و لایهای حجاب همه از قصور ماست.
خداوند آن زمان که بر انسان منت نهاده و او را به ظهورش رساند و زمین را برایش مسکنی برای سکینه و آرامشش قرار داد در کنارش موجودات بی شماری را وجود بخشید که تنها هدفشان تعالی انسان است.
اما تنها خلق و خلقت آنها نبود بلکه تزریق رنگ و تنوع غیرقابل تصور آنها
صرف زدودن یکنواخت و کسالتی نیز بود که طی مسیر را برای انسان البته روان تر خواهد کرد.
آیا تاکنون به زندگی بدون رنگ اندیشیدهاید؟ چه تصویری از طبیعت بی رنگ دارید؟ زندگی و طبیعت به هر صورت زیباست اما رنگ به جز زیبایی و جلاء روح بخش، طرب انگیز و جانفزا نیز هست. خداوند همه چیز را از خاک آفرید اما هستی را به رنگهای زیبا مزین نمود تا انسانها شادی و آرامش یابند. رنگ قدرتی ویژه برای شفای روح و جسم ما انسانها دارد. امروزه با کمک علم روانشناسی رنگها به بسیاری از خصوصیات فردی و تأثیر هر رنگ در روحیات و شخصیت انسانها پی بردهاند.
رنگها در هر جایی از دنیا و به تناسب فرهنگ و عرف هر جامعه معانی
متفاوت و حتی متضاد دارند برای مثال رنگ سفید در کشوری مثل ایران نشان شادی و پاکدامنی است و برای مراسم جشن و عروسی استفاده میشود در حالی که در بعضی از کشورها نشان روحانیت است و در مراسم عزاداری کاربرد دارد. متأسفانه به دلیل جذابیت روانشناسی رنگها، این شاخه از علم مورد سوء استفاده قرار گرفته است و در هر سایت و مجله و روزنامه از این مطالب زیاد دیده میشود ولی درست یا غلط بودنشان مشخص نیست. اینک دفتری که گشوده شده است اولین دستاورد یک طرح پژوهشی است با عنوان «رنگ شناسی یا روانشناسی رنگها در قرآن کریم».
در قرآن کریم آیات تأمل برانگیزی درباره رنگ وجود دارد که نشانگر عمیق بودن مسائل مطرح شده در این کتاب ارزشمند است.
از جمله در ایرادات بنی اسرائیل که قوم بنی اسرائیل از موسی صلی الله علیه و آله میگرفتند میتوان اشاره کرد خداوند به پیامبر بنی اسرائیل وحی صریح و قاطع میفرستد که باید گاوی را ذبح کنند بنی اسرائیل که زیر بار ذبح گاو نمیرفتند مداوم بهانههایی را مطرح میکردند از جمله اینکه گاو باید پیر باشد یا جوان؟ از کار افتاده باشد یا کاری؟ چه رنگی باشد و … پیامبر هم از طریق وحی به آنان جواب میداد تا اینکه سرانجام وصف کاملی از آن به دست داد و به این بهانههای بنی اسرائیلی خاتمه داد.
آنچه با بحث حاضر ارتباط دارد آیه 69 سوره بقره است که «گفتند از پروردگارت بخواه برای ما روشن کند که آن رنگ چیست؟ گفت امر فرماید آن گاوی زرد است که رنگش «زرد روشن است و بینندگان را شاد میکند».
بحث ما پیرامون همین رنگ زرد روشن است که بینندگان را شاد میکند، همه ما به حس و عیان بعضی گاوها یا اشیاء زرد خوشرنگ را دیده ایم که دیدن آنها حال و حالت خوشی را در انسان ایجاد میکند. همچنانکه برخی رنگ سفید را نشانه صلح و صفا و تسلیم میشمارند و رنگ سیاه را نشانه عزا یا وقار میدانند. شعار عباسیان رنگ سیاه بود و رنگ سبز را نشانه معصومیت میانگاشتند (چنانکه شعار بنی هاشم یا سادات بود) یا سرخ که نشانه خون خواهی و انقلابی گری بود این مسأله را از دو جنبه میتوان بررسی کرد یکی
سمبولیسم رنگها یا نماد پردازی دیگری روانشناسی رنگ ها.
از زمانی که قرآن رنگ زرد روشن را شاد کننده نامید تا زمانی که روانشناسی رنگها مورد بحث علمی قرار گرفت بیش از 12 یا 13 قرن گذشته است.
امروزه روانشناسان به ارزش روانی رنگهای گوناگون توجه کرده و در آنها تحقیق دارند مثلاً رنگ اتاق و اثاثیه آسایشگاههایی روانی را زرد روشن انتخاب میکنند زیرا این رنگ را شاد کننده یافتهاند که میتواند اثر آرامش دهنده و تسکین دهنده برای اعصاب و روان بیماران حساس و زود رنج داشته باشد، البته این تأثیر فقط بر بیماران روانی نیست بلکه بر همه انسانها چنین تأثیری دارد. اگر چشم در دیدن زیبائیها ما را بیشتر یاری کند خیلی زود خواهیم فهمید که براستی زیبایی درختان به رنگ سبز و زردشان محتاج است.
گلها را چگونه میبینیم اگر به رنگی آراسته نشده باشند، آسمان آبی را بیش از همه غرق در رنگ میبینیم گو اینکه بدون آن هرگز به ذهن نمیآید حتی در گوناگونی رنگ هایش سر در گمیم آیا هنگام غروب خورشید رنگش زیباتر است یا هنگام طلوع. این تنوع رنگ و زیبایی تنها درباره آسمان نیست بلکه در همه هستی جاریست مثلاً چه کسی از دیدن سبزه (حتی مکرر) خسته میشود؟ چه کسی به رنگ کوه معترض میگردد؟ اگر به ما گفته شود رنگی را در طبیعت تغییر بده تا بهتر شود آیا میتوان چنین کرد؟ خیر. هرگز چون خداوندی که ذاتش زیباست مصدر و خالق این همه میباشد.
مسلم است که این بینش و برداشت راجع به رنگها در فرهنگ زمانه وحی و نزول قرآن نمیگنجید و فقط وحی الهی توانسته است بیش از یک هزار سال بر پژوهش علمی رنگها سبقت گیرد.
پروفسور لوشر از دانشمندانی است که حدود 20 سال و اندی در این مورد تحقیق کرده است و رنگها را از جنبههای مختلف مورد بررسی قرار داده است. همچنین در قرآن کریم پیرامون رنگ مطالب جالب و بی نظیری آمده است که نشانگر عمیق بودن مسائل مطرح شده در این کتاب مقدس است.
هدف از این کار پژوهشی شناخت رنگها و تأثیر آن از جنبههای مختلف با الهام از آیات قرآن کریم و احادیث و سخن اندیشمندانی است که در این راه زحمات بسیار متحمل شدند.
نگارش این مجموعه با الهام از شیوه تحقیق استاد ارجمند جناب آقای دکتر
بیستونی مؤلف کتب گرانقدر تفسیر بیان و جوان میباشد که همواره ما را از راهنماییهای ارزندهشان بی بهره ننمودهاند در این شیوه سعی بر آن شده است تا ابتدا با رجوع به فهرستواره موضوعی قرآن کریم موضوع مورد علاقه خود را انتخاب نموده و سپس با رجوع به قرآن کریم و با استفاده از کتاب لغت شناسی آیات را ترجمه کرده و سپس با مراجعه به تفسیر بیان و جوان تفسیر آیات مورد بحث مطالعه و سپس با استفاده از منابع متعدد به توضیح و تبیین مسأله بپردازیم و در آخر از خداوند متعال امید داریم که ما را از لغزشها مصون داشته و دلهای ما را به نور ایمان منور فرماید و قلب آقا امام زمان (عجل اللّه تعالی فرجه الشریف) را از ما راضی و خشنود گرداند.
مِنَ اللّه التَّوْفیق وَ عَلَیْهِ التَّکَلان
اهواز زمستان 1384
فاطمه بال افکن، پروین خدری، سهیلا پوربابادی
دنیایی که ما نظاره گر آن هستیم از دو عنصر مهم تجسمی تشکیل شده است این دو عنصر عبارت است از «شکل» و «رنگ» که هر کدام لازم و ملزوم یکدیگرند.
هر موجودی که در این دنیا به چشم میخورد ابتدا از لحاظ شکل و اندازه احساس میگردد، سپس در حالی که دارای پوششی از رنگ است مورد توجه قرار میگیرد. در عین حال رنگ علامت مشخصه هر شی طبیعی است.
چنانچه یک گل سرخ به خاطر رنگش از دور جلب توجه میکند و نظر بیننده را به خود معطوف میدارد و یک میوه رنگی، با رنگش اعلام میکند که رسیده است یا نارس است.
علیرغم وسعت کاربرد رنگ و حضور و تأثیر آن در زندگی انسان، معمولاً
اکثر افراد نسبت به آن توجه کافی ندارند شاید به خاطر وجود آن در همه حالات و همه لحظات زندگی است که اهمیت خود را از دست میدهد و ما را نسبت به خود بی تفاوت و بی انفعال میسازد.
در هر حال انسان پدیده رنگ را مانند آفتاب قبول دارد و میداند که قسمت مهمی از زندگی روزانه انسان با آن مواجه است لیکن علیرغم بی تفاوتی ما در برابر رنگ ها، از درک و احساس زیبایی آن عاجز نیستیم. رنگها پدیده قابل تحسینی هستند، خصوصا زمانی که به طلوع و یا غروب آفتاب نظر بیندازیم و در مقابل تابلو رنگارنگی بایستیم شور و نشاط زندگی را بیشتر احساس میکنیم لیکن ضرورت آن به اندازهای نیست که نتوانیم با کمبود آن از زندگی محروم باشیم، چنانکه افراد کور رنگ به خوبی میتوانند به
زندگی خود ادامه دهند و نیازهای خود را برآورده سازند.
علاوه بر این، رنگها نقش مهمی در زندگی عاطفی و معنوی ما بازی میکنند، ما به درخشش روزهای آفتابی و شادابی رنگها تمایل بیشتری داریم و از هوای ابری و خاکستری خسته میشویم. رنگهای پر زرق و برق ما را آشفته میسازند و رنگهای ملایم و هماهنگ برایمان خوشایندند. ما پارچههای رنگین و اشیاء خوشرنگ مثل گلها، درختان سبز، آسمان لاجوردین و تپههای بنفش را میستائیم.
رنگها مسرت خاطر ما را افزون میسازند و بر سلامتی انسان اثر میگذارند، اشیاء را به خاطر تفاوت رنگ هایشان از هم تمییز میدهیم و فاصله آنها را حس مینمائیم. به همان اندازه که رنگها برای انسانهای متمدن جالب و
ضروری میباشد برای اقوام ابتدایی نیز لازم و ضروری بوده است زیرا توجه به این نعمت الهی در فطرت همه انسانها به ودیعه گذاشته شده است.
ابتدایی ترین انسانها کلبههای محقر خود را با انواع رنگها میآراستند و ابزار و آلات و ظروف مورد نیازشان را با رنگهای گوناگون و باشکوه آرایش میدادند. آنها مانند انسان امروزی زینت آلات مختلف به دست و گردن خود میآویختند و هر گاه به میدان جنگ میرفتند خود را با تجهیزات و لباسهای جنگی الوان و درخشنده زینت میدادند تا حیرت و وحشت در دل دشمن ایجاد کنند.
انسان در تمام دورانها با رنگ سر و کار داشته و به نحو شایستهای از آن استفاده نموده است. مصری ها، یونانیان و ایرانیان رنگ را به طرق مختلف در
زینت لباسها و تزئینات ساختمانها به کار میبردند. به طور کلی رنگها در تمام دورانها و زمانها توجه انسان را جلب نموده و مینماید. انسان میکوشد تا اسرار و رموز آن را بشناسد و در زندگی خود به کار برد.
منبع الهامات انسان طبیعت است و قوانین و فرمولهای خود را از رنگ طبیعت دریافت میکند. پیشرفت علم و تجربیات محققین نیز، طرق مختلفی برای احساس و فهم رنگها به وجود آورده است.
خصوصا در دو قرن اخیر فیزیکدانان، شیمیدان ها، فیزیولوژیست ها، روان شناسان و جامعه شناسان و اخیرا هنرشناسان مسائل مربوط به رنگ و نور و جریانات مربوط به بینایی را مورد مطالعه عمیق و علمی قرار دادهاند.
گرچه هنوز بسیاری از رموز رنگها ناشناخته مانده است لیکن با کوشش
مشترک محققین و توجه هنرمندان، انتظار میرود که اسرار و رموز رنگها بیش از پیش شناخته شود و با ذکاوت و هوش خود، قواعد و قوانین تازهای کشف کنند و راههای جدیدی برای شناسایی کامل تر این پدیده مهم بدست آورند. (1)
انسانها غالبا سلایق خاصی در انتخاب رنگها داشته و هر کسی رنگ به خصوصی را بیشتر از سایر رنگها دوست دارد و باید گفت رنگها بسان پلهایی هستند که وجود فیزیکی و روحی انسانها را با سایر جزئیات و پدیدههای جهان هستی ارتباط میدهند، این ارتباط و تأثیر به حدی است که حتی انسانها در کلمات و جملات خود نیز برای بیان احساسات درونیشان از رنگها استفاده
1) کتاب رنگ، جوهاهزاتین، ترجمه محمد حسین حلیمی، ششم، ص 6.
کرده و آن را بیان میدارند. انسانها در رابطه با رنگها اشتراک عقیده ندارند یعنی هر فردی نسبت به رنگی تابعیت و دافعیت خاصی داشته و واکنش خاصی را از خود نشان میدهد.
زندگی بشر اولیه تحت تأثیر دو عامل قرار داشت که خارج از کنترل او بود این دو عامل عبارت بودند از روز و شب و تاریکی و روشنایی. شب محیطی را پدید میآورد که فعالیت بشر را متوقف میکرد و لذا بشر اولیه به غار خود پناه میبرد و خود را در پوست حیوانات میپیچد و به خواب میرفت و یا از درختی بالا میرود و در انتظار فرارسیدن روز میماند. روز موجب محیطی بود که در آن کار و عمل جریان پیدا میکرد و بشر اولیه دوباره دست به کار میشد تا توشه
مواد غذایی خود را پر کند یا به جستجوی شکار بپردازد.
شب به همراه خود، بی حرکتی، آرامش و کاهش عمومی سوخت و ساز و فعالیت جسمانی را میآورد و به انسان نیرو میداد. رنگهای مرتبط با این دو محیط، عبارتند از رنگ آبی متمایل به تیره. رنگ آبی متمایل به تیره، رنگ آرامش و عدم فعالیت است. در حالی که رنگ زرد روشن رنگ امید و فعالیت است. چون این رنگها نشانگر محیطهای شب و روز هستند، از این رو عواملی بشمار میآیند که انسان را در کنترل خود دارند به جای اینکه عناصری باشند که در کنترل بشر قرار گیرند. به این جهت است که آنها را رنگهای غیر مستقل توصیف میکنند، یعنی رنگهایی که مستقلاً در طبیعت تنظیم میشوند شب (رنگ آبی متمایل به تیره) بشر را ناگزیر میکند که از کار دست کشیده و
استراحت نماید ولی روز (رنگ زرد روشن) به فعالیت میدان عمل میدهد، بدون آنکه انجام فعالیت را الزامی سازد.
از نظر بشر اولیه، فعالیت آئینی بود که به دو صورت ظاهر میشد یا به شکار میرفت و حمله میکرد و یا اینکه شکار میشد و از خود در برابر حمله دفاع مینمود. عملیات مربوط به حمله یا پیروزی معمولاً با رنگ قرمز نشان داده میشود در حالی که رنگ سبز مظهر دفاع از خود بود.
چون اعمال بشر اولیه، اعم از حمله (رنگ قرمز) یا دفاع (رنگ سبز) حداقل در کنترل او بودند، لذا این عوامل و رنگها را مستقل یا «خود تنظیم کننده» توصیف کردهاند.
از سوی دیگر حمله یک عمل اکتسابی (کسب مال یا قدرت) بوده و فعل صادره
از آن «فعالیت» به شمار میآید، ولی دفاع فقط محدود به خود شخص میباشد و لذا یک عمل «غیرفعال» است.
هر رنگی که در اشیاء و موجودات عادی مشاهده میشود چیزی جز بازتاب بقایای انرژی نورانی با ماده نیست، نهایت بر حسب جنس و نوع و ساختمان شیمیایی و خواص فیزیکی هوشی، اشعه نورانی پس از برخورد با آن تجزیه شده و قسمتی از آن جذب شده و بدین وسیله رنگها یا اشعهای با طول موجهای معین حذف شده و مازاد آن در بازتاب از اشیاء به صورت دستهای دیگر از اشعه یا رنگهای مختلف به چشم میخورد. (1)
1) آئین بهزیستی،دکتر احمد صبور اردوباری، دفتر نشر فرهنگ اسلامی،اول،جلد2،ص74.
آزمایشهایی که در آن افراد را وادار به تفکر درباره جنبه روانی رنگ قرمز سیر در زمانهایی با طول مدت متفاوت کردهاند، نشان داده است که این رنگ سیستم عصبی را تحریک میکند یعنی فشار خون را بالا میبرد و تنفس و ضربان قلب را سریع تر میکند. لذا رنگ قرمز از لحاظ تأثیری که بر سیستم عصبی و خصوصا شاخه سمپاتیک سیستم عصبی خودکار دارد یک عامل محرک بشمار میآید. از سوی دیگر آزمایشهایی مشابه که در مورد رنگ آبی سیر صورت گرفته است، نتایج معکوسی را بدست داده است یعنی فشار خون پایین آمده و از سرعت تنفس و ضربان قلب کاسته شده است. رنگ آبی متمایل به تیره (سرمه ای) تأثیری آرام بخش دارد و اصولاً در شاخه پارا سمپاتیک
سیستم عصبی خودکار عمل میکند.(1)
هریک از رنگها از لحاظ روحی و عصبی و حتی زیستی و حیاتی آثار کیفی مخصوص به خود دارند بطوریکه امروزه با توجه به آثار مختلف رنگها در عالم طب و بهداشت و صنعت و حتی در زندگی روزمره رنگها کاربرد وسیعی پیدا کردهاند. در ابتدا لازم است به یک اصل کلی توجه شود و آن اینکه وقتی درباره اثرات گوناگون رنگها صحبت شود و مثلاً نور قرمز را محرک و نور آبی را آرامبخش و دارای اثر تسکینی معرفی میکنیم منظور این نیست که این اثرات
1) روانشناسی رنگ ها، دکتر ماکس لوشر، ترجمه ویدا ابی زاده، نهم، ص 22.
شدید بوده و مثلاً از نور آبی میتوان به عنوان یک داروی مسکن مؤثر در تسکین دردها یا تخفیف آلام عصبی استفاده کرد بلکه منظور آثاری در حداقل مراتب شدت است.
وجود انواع رنگها در عالم طبیعت امری بی اهمیت یا تصادفی نیست بلکه خود مبین دخالت عالی ترین درجات حکمت در امر آفرینش است هرچند که انسان به جهت خو گرفتن به آن حتی از وجودش غافل شده و به علت محدودیت دید، فهم، درک و اطلاعات از درک اهمیت آن عاجز و ناتوان است.
آفریدگار دانای عالم هستی جهان را رنگی خلق کرده است و انسان را نظاره گر اصلی این جهان رنگارنگ، رنگ در کنار شکل و جنسیت از
عوامل مهم تشخیص و شناخت انسان از محیط پیرامون خویش است.
وجود رنگها در طبیعت یکی از نشانههای وجود حکمت در آفرینش است زیرا علاوه بر آثار و خواصی که هریک از رنگها دارند جلوه و زیبایی خاصی به محیط زندگی انسان میدهند. زندگی در محیطی یک رنگ و خالی از تنوع رنگها برای انسان خسته کننده و یکنواخت است و روح را کسل و بی تفاوت میسازد.
با توجه به خاصیتهای مختلف رنگهایی که انسان در طول زندگی از آن استفاده میکند میتواند تعدیل روحی، روانی، شادابی و نشاط را برای انسان ایجاد میکند.
با گذشت زمان و استفاده انسان از رنگهای مختلفی که از ترکیب رنگها به وجود میآید و لذتی که بشر از تنوع رنگها میبرد عظمت پروردگار را متوجه
میشود که در طبیعت تمامی این رنگها را به وجود آورده و ما در فصول مختلف و در بیابانهای سرسبز و خرم این رنگها را مشاهده میکنیم.
تردیدی نیست که با حذف رنگها از خمرههای طبیعت، زیبایی و جمال طبیعت نیز از بین میرود که با توجه به اصالت فطری حس زیبایی در انسان و نقش و اهمیت آن در زندگی او میتوان به اهمیت وجود رنگها پی برد. از این رو وجود رنگها در عالم خلقت یکی از بزرگترین نشانههای حکمت خداست.
امام صادق علیهالسلام خطاب به یکی از شاگردان خویش به نام مفضل اشاره به این حقیقت نموده و فرموده است اگر میوههایی که میخوریم بر زمین میرویید و بر شاخ درختان نمیبود خللی بسیار در امور معاش به ما میرسید هرچند از میوه بهرهمند میشویم منافع حاصل از چوب،هیزم،علف و غیره نیز برای بشر وجود دارد.
لذتی که آدمی از دیدن گیاهان سبز، درختان خرم، گلهای رنگارنگ و شکوفههای گوناگون به انسان دست میدهد غیر قابل مقایسه با سایر لذت هاست.(1)
از دیدگاه امام جعفر صادق علیهالسلام وجود گلهای رنگارنگ و شکوفههای گوناگون که جلوه زیبایی خود را قبل از هرچیز مدیون رنگ آمیزیهای بدیع طبیعت هستند از جمله اهم آیات الهی و نشانههای تدبیر خدا در آفرینش جهان معرفی میشود.
ایشان میفرمایند:
در رنگ آسمان که خداوند آن را به این رنگ آفریده که موافق ترین رنگهاست
1) توحید مفضل، ص 162.
تفکر نما برای آنکه دیده و نور چشم را تقویت مینماید حتی آنکه اطباء میگویند که اگر کسی را ضعفی در دیده پدید آمده باشد باید نظر به کبود مایل به سیاهی کند بعضی از طبیبان حاذق برای کسی که کندی در بینایی او ایجاد شده بود حکم کرده بودند که پیوسته نظر در ظرف کبودی که مملو از آب باشد کند پس تفکر کن که چگونه رنگ آسمان را کبود مایل به سیاهی گردانیده که مکرر نظر کردن به آسمان بر دیدهها ضرر نرساند. (1)
1) توحید مفضل، ترجمه علامه مجلسی، ص 121.
«وَ ما ذَرَاَلَکُمْ فِی الاَْرْضِ مُخْتَلِفا اَلْوانُهُ اِنَّ فی ذلِکَ لاَیَةً لِقَوْمٍ یَذَّکَّرُونَ:
در زمین آنچه برای شما آفرید به انواع گوناگون درآورد در این کار هم آیت و نشانه الهیت بر مردم هشیار پدیدار است».(1)
اسلام دین فطرت است و در آئین مقدس فطرت پاک انسانی نه تنها نفی نشده بلکه انحراف از آن نهی شده و مطرود است. تعالیم اسلام همه بر اساس فطرت و بر مبنای برآوردن نیازهای طبیعی و جسمی و روانی انسان به حفظ اعتدال و با سمت گیری به سوی هدف اصلی که همانا کمال انسانی است میباشد.
1) 13 / نحل.
«وَ اَوْحی رَبُّکَ اِلَی النَّحْلِ اَنِ اتَّخِذی مِنَ الْجِبالِ بُیُوتا وَ مِنَ الشَّجَرِ وَ مِمّا یَعْرِشُونَ. ثُمَّ کُلی مِنْ کُلِّ الثَّمَراتِ فَاسْلُکی سُبُلَ رَبِّکِ ذُلُلاً یَخْرُجُ مِنْ بُطُونِها شَرابٌ مُخْتَلِفٌ اَلْوانُهُ فیهِ شِفاءٌ لِلنّاسِ اِنَّ فی ذلِکَ لاَیَةً لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ:
پس از میوههای شیرین تغذیه کنید و راه پروردگارتان را به اطاعت بپویید آنگاه از درون آن شربت شیرین به رنگهای مختلف بیرون آید که شفای مردمان است. در این کار نیز آیت قدرت خدا برای متفکران پیداست».(1)
منظور همان عسل که دارای رنگهای مختلف است بعضی سفید بعضی زرد
1) 68 و 69 / نحل.
و بعضی قرمز سیر و بعضی مایل به سیاهی که برای بیشترین امراض شفاء است و این رنگ عسل به رنگ عشرات گیاهان بستگی دارد که زنبوران بر آن مینشینند. بر حسب آنکه زنبور برچه گلی و چه میوهای نشسته و از آن بهرهای برای به وجود آوردن عسل برداشته رنگ عسل تفاوت میکند.(1)
رنگ عسلها با رنگ گلهای مربوطه نسبت مستقیم دارد رنگهای گوناگون عسل نیز از عناصر قندی و نتیجه فعل و انفعالات مربوط به آنهاست.
از رابطه بین «کُلِّ الثَّمَرات» و «مُخْتَلِفٌ اَلْوانُه» دریافت میشود که رنگهای مختلف در نتیجه بهره برداری از گلها و ثمرات مختلف آنهاست. قرآن با عبارت
1) المیزان، محمدحسین طباطبایی، جلد 12، ص 434.
«مُخْتَلِفٌ اَلْوانُه» این مطلب را متذکر میشود که طبع بشر همیشه باید غذاهای گوناگون در اختیارش باشد از جمله سرشتهای واقعی او است که از قدیم الایام تاکنون نظر همگان را جلب کرده و از دیر زمان با ادویهجات و امروز با مواد صنعتی و شیمیایی غذاها را رنگارنگ میسازند.
«اَلَمْ تَرَ اَنَّ اللّهَ اَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَاَخْرَجْنا بِهِ ثَمَراتٍ مُخْتَلِفا اَلْوانُها:
آیا ندیدی که خدا باران را از آسمان فرود آورد و به آن میوههای گوناگون و رنگارنگ پدید آورد و در زمین از کوهها طرق زیاد و اصناف و رنگهای مختلف سفید
و سرخ و سیاه خلق فرمود».(1)
تفاوت الوان از یک سو زیبایی خاصی به کوهها میبخشد و از سوی دیگر سبب برای پیدا کردن راهها و گم شدن در جادههای پر پیچ و خم کوهستان است و در نهایت دلیل است بر قدرت خدا بر همه چیز و کوهها با رنگهای مختلف و جادههای کوهستانی با الوان گوناگون نشانهای از عظمت و قدرت و حکمت اوست که هر لحظه به شکلی درمی آید و هر زمان به لباس دیگر خود را میآراید. در اینجا جماد به رنگهای سفید، سرخ و سیاه چون الماس و عقیق و زغال سنگ و
بال و پر، شاخ و سم ها، مو و یال حیوانات همه و همه از رنگهای مختلف تشکیل
1) / فاطر.
گردیده است.
در زمین شناسی و معدن یابی و مهم تر از همه شناسایی آفرینش در رنگهای قرمز و نارنجی و رنگهایی که در این قلمرو هستند به کوه ارتباط دارند در بین دامنه وسیع آن در شناخت مناطق آتش فشانی مؤثر میباشد همه از رموز آیات الهی است.
«وَ مِنَ النّاسِ وَ الدَّوابِّ وَ الاَْنْعامِ:
و از اصناف مردم و اجناس جنبندگان و حیوانات نیز به رنگهای مختلف آفرید». (1)
1) 28 / فاطر.
همین گونه بندگان هم مختلفند و از میان اصناف بندگان تنها مردمان دانا مطیع و خداترسند و البته خداوند عزتمند و آموزگار است در این آیه تنوع رنگهای در انسانها و جانوران دیگر مطرح شده میگوید از انسانها و جنبندگان و چهارپایان نیز افرادی آفریده شده که رنگهای متفاوتی دارند. انسانها با اینکه از یک پدر و مادرند و دارای نژادها و رنگهای کاملاً متفاوت اند بعضی سفید همچون برف و بعضی سیاه و در این جهان از نژادها و رنگهای کاملاً متفاوت سفید، سیاه، زرد، سرخ را میتوان نام برد. (1)
1) تفسیر نمونه، جمعی از نویسندگان، ج 18، صفحه 245.
«وَ لَهُ فی مَوْضِعِ الْعُرْفِ قِنزَعَةٌ خَضْراءُ هُوَ شاةٌ وَ مَخْرَجُ عُنُقِه کَالإِبْریقِ:
بر فراز گردن طاووس به جای یال، کاکلی سبز رنگ و پرنقش و نگار روییده و برآمدگی گردنش چونان آفتابهای نفیس و نگارین است و از گلوگاه تا روی شکمش به زیباییِ وسمه یمانی (برگ گیاهی به رنگ نیل) رنگ آمیزی شده یا چون پارچه حریر برّاق یا آیینهای شفاف که پرده بر روی آن افکندند. در اطراف گردنش گویا چادری سیاه افکنده که چون رنگ آن شاداب و بسیار میباشد پنداری با رنگ سبز تندی درهم آمیخته است که در کنار شکاف گوش جلوه خاصی دارد کمتر رنگی میتوان یافت که طاووس از آن در اندامش نداشته باشد یا با شفافیت و صیقل فراوان و زرق و برق جامهاش آن را جلای برتری نداده
باشد. طاووس چونان شکوفههای پراکندهای است که باران بهاره و گرمای آفتاب را در پرورش آن نقش چندانی نیست و شگفت آور آنکه هرچند گاهی از پوشش پرهای زیبا بیرون میآید.
«وَ اِذا تَصَفَّحْتَ شَعْرَةً مِنْ شَعَراتِ قَصَبِه أَرَتْکَ حُمْرَةً وَرْدِیَّةً و تارَةً خُضْرَةً زَبَرْجَدِیَّةً وَ اَحْیانا صُفْرَةً عَسْجَدِیَّةً:
اگر در تماشای یکی از پرهای طاووس دقت کنی لحظهای به سرخی گل و لحظهای دیگر به سبزی زبرجد و گاه به زردی طلای ناب جلوه میکند». (1)
1) نهج البلاغه، محمد دشتی، دفتر تبلیغات، چاپ شانزدهم، خطبه 165.
رنگ گل ها، درختان، جانوران، گیاهان، دریاها و آسمانها همگی به حکمتی لایزال مربوط هستند. این لطافت و اختصاص رنگ به مخلوقات چنان است که موجود و مخلوقی متناسب با موجودیت و ماهیت خود متخلّق به آن رنگ درآمده است و در این میان انسان در بهرهمندی از این نعمت الهی جایگاه ویژهای دارد. وقتی انسان چشم خود را باز میکند دنیایی پر از رنگ، نقاشیها و تصویرهای مختلف میبیند که در آن هر شیء واجد رنگی است. همان گونه که صدا بر اعصاب و روان انسان تأثیر میگذارد رنگ نیز در اعصاب و روان انسان و همچنین در رفتارهای اجتماعی او مؤثر است. هر فرد با توجه به خصوصیات درونی با رنگی انس داشته و آن را میپسندد. چشم انسان و در نهایت جسم و
روان او در گرو مشاهده رنگهایی است که ضمن متعادل بودن از نوعی ملایمت و لطافت برخوردار میباشند. بنابراین پروردگار یکتا در خلقت طبیعت حکمتی را در نظر داشته است که بیشترین رنگ در طبیعت را از نوع رنگ آبی، سبز و خاکی قرار داده است رنگهایی که در واقع تعدیل کننده نیازهای روانی و روحی انسان است و تأمین کننده سلامت چشم و تعادل در جسم و روح نیز هستند.
علاقمندی کودک به یک رنگ میتواند مشاوران و روانشناسان را به روحیات و شخصیت کودک و احیانا اختلالات رفتاری و روانی وی آگاه سازد.(1)
1) اثرات تربیتی رنگ، محمد امین حجتی، نشر جمال، چاپ اول، صفحه 51.
«أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسَلَکَهُ یَنابیعَ فِی الْأَرْضِ ثُمَّ یُخْرِجُ بِهِ زَرْعاً مُخْتَلِفاً أَلْوانُهُ ثُمَّ یَهیجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ یَجْعَلُهُ حُطاماً إِنَّ فی ذلِکَ لَذِکْری لِأُولِی الْأَلْبابِ:
نمی بینی که خدا از آسمان آب باران نازل گردانیده و در زمین نهرها روان ساخت آن گاه نباتات گوناگون از آن برویاند باز از سبزی و خرمی روی به خزان آرد و تحیت بنگری که زرد شود و آنگاه خزان آن را خشک گرداند تا به وسیله آن صاحبان عقل متذکر قدرت
الهی شوند». (1)
رنگ سبز گیاهان که یک سنتز کلروفیل است و رنگهای گلها نقش اصلی در تلقیح و انتقال زندگی دارد، همه در نتیجه تأثیر نور و رنگهاست. ثابت شده است که رنگهای روشن خیلی خوشحال کننده و رنگهای تاریک غم انگیز و رنگهای قرمز تقویت کننده و محرک هستند همانطور که رنگ سبز آرامش بخش و استراحت دهنده است. تمایلات در برابر قرمز به صورت احساسات حمدآمیز جلوه مینمایند و در نور سفید تمام رفتارها متوسط هستند و نور سبز، نور سفید را تعدیل میکند.
1) 21 / زمر.
«وَ هُوَ الَّذی أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا بِهِ نَباتَ کُلِّ شَیْءٍ فَأَخْرَجْنا مِنْهُ خَضِراً نُخْرِجُ مِنْهُ حَبًّا مُتَراکِباً وَ مِنَ النَّخْلِ مِنْ طَلْعِها قِنْوانٌ دانِیَةٌ وَ جَنَّاتٍ مِنْ أَعْنابٍ وَ الزَّیْتُونَ وَ الرُّمَّانَ مُشْتَبِهاً وَ غَیْرَ مُتَشابِهٍ انْظُرُوا إِلی ثَمَرِهِ إِذا أَثْمَرَ وَ یَنْعِهِ إِنَّ فی ذلِکُمْ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ:
رسول خدا صلی الله علیه و آله میفرماید: خدای تعالی عرش را از چهار نور آفریده است نور سرخ که هر رنگ سرخ از آن سرخ شده است، نور سبز که هر رنگ سبزی از آن سبز شده است نور زرد که هر رنگ زردی، از آن زرد شده است و
«وَ نَسَقَها عَلی اِخْتِلافِها فِی الاْءَصابیغِ بلطیفِ قُدْرَتِه وَ دَقیقَ صَنْعَتِه فَمِنْها مَغْمُوسٌ فی قالَبِ لَوْنٍ لا یَشُوبُهُ غَیْرُ لَوْنٍ ما غُمِسَ فیهِ وَ مِنْها مَغْمُوسٌ فی لَوْنِ صِبْغٍ قَدْ طُوِّقَ بِخِلافِ ما صُبِغَ بِه:
پرندگان را با لطافت قدرتش و دقت صنعتش در رنگهای گوناگون با زیبایی خاصی رنگ آمیزی کرد گروهی از آنها را تنها با یک رنگ بیاراست که رنگ
(صفحه 48)
دیگری در آن راه ندارد دستهای دیگر را در رنگ مخالف آن فرو برد جز اطراف گردنشان که چونان طوقی آویخته مخالف رنگ اندامشان است». (1)
آیا تاکنون به زندگی بدون رنگ اندیشیدهاید؟ چه تصوری از طبیعت بی رنگ دارید؟ زندگی و طبیعت به هر صورت زیباست اما رنگ به جز زیبایی و جلا دارای انرژیهای روح بخش، طرب انگیز و جانفزا نیز هست. خداوند همه چیز را از خاک آفرید اما هستی را به رنگهای زیبا مزین نمود تا جسم ما انسانها دارد.
امروزه با کمک علم روان شناسی رنگها به بسیاری از خصوصیات فردی و
1) نهج البلاغه، محمد دشتی، دفتر تبلیغات، چاپ شانزدهم، خطبه 165.
تأثیر هر رنگ در روحیات و شخصیت انسانها پی بردهاند. با استفاده از رنگهای اصلی و مکمل، شفا بخشیدن و بازگشت سلامت و ایجاد توازن روحی را برقرار میسازند.
در شفابخشی و بازگشت سلامت با رنگ، طرق گوناگونی وجود دارد شما میتوانید رنگ موردنظر را به صورت یک هاله یا لایه محافظ پیرامون خود یا عضو بیمار خود تجسم کنید. میتوانید هوایی با رنگ موردنیاز خود را استنشاق کنید و همه حواس خود را بر بهبود متمرکز کنید یا از راه خوردن خوراکیهای رنگی، گوهر یا بلوری با رنگ مناسب به سلامتی، نشاط و آرامش دست یابید.
رنگها بر نیازهای روحی روانی، شرایط یادگیری، کنترل رفتارهای خشمگینانه، احساسات، درمان افسردگی و اختلالات یادگیری و سطح انرژی اثر
دارند.رنگها در کنترل نبض،طپش قلب، فشار خون، اشتها و حتی خواب مفید هستند و همچنین در درمان بیماریهایی مثل میگرن، سرطان، اعتیاد و امراض پوستی و حتی تومورهای مغزی اثر دارند.
تأثیر رنگها در انسان شدید و آنی نیست و با توجه به اثرات جزیی و انباشته شدن در مدت زمان طولانی آثار قابل توجهی را بر جای میگذارد و اگر فرد نتواند از تمامی رنگها و نورهای رنگ و تشعشعات آنها بهرهمند شود دچار نوعی اختلال در رشد خواهد گردید. هرچه یک رنگ شدت بیشتری داشته باشد یعنی خالص تر باشد خودنمایی میکند، جلوه بیشتری دارد و دارای تحریک و پویایی بیشتری است.
استفاده از رنگها با شدت بیشتر محیط را فعال تر و پر جنب و جوش تر نشان میدهد و بر هیجان محیط میافزاید. اما هرچه شدت رنگ محیط کمتری میشود از تحرک آن کاسته شده و خاموش تر به نظر میرسد و در نهایت که به سمت خاکستری میل پیدا میکند رنگ کاملاً خاموش، بی تحرک، ساکن و خنثی است. رنگهای تیره محیط را تاریک تر و کوچک تر نشان میدهند و برخلاف رنگهای روشن که بزرگتر جلوه میکنند محیط را روشن تر و پر نورتر جلوه میدهند.
در روانشناسی نوین «رنگ» و «رنگها» یکی از معیارهای سنجش شخصیت شمار میآیند زیرا که هریک از آنها تأثیر خاصی از نظر روحی و جسمی را در یک فرد باقی گذارده و رنگ نشانگر وضعیت روانی و جسمی وی میباشد این موضوع با توجه به پیشرفتهای دو دانش فیزیولوژی
و روانشناسی به اثبات رسیده است.
ناگفته پیداست که انسان از روزگاران بسیار دور تاکنون تحت نفوذ و تأثیر رنگهای پیرامون خود بوده است و در صد سال اخیر که صنعت رنگ سازی به نقطه اوج تحول خود رسیده است، تأثیر مزبور دو چندان شده و در همه ارکان زندگی روحی ما رخنه کرده است.
تا پیش از قرن نوزدهم، فقط تعدادی رنگ و مواد رنگی شناخته شده بودند که بیشتر آنها ریشه آلی داشتند گران نیز بودند، بطوری که استفاده از پارچههای رنگی و مواد تزئینی فقط در انحصار ثروتمندان بود. صدها هزار حلزون زندگی خود را از دست دادند تا امپراطور روم بتواند ردای بنفش خود را به تن کند در حالی که رعایای او ناگزیر بودند به پوشیدن پارچههای پنبهای پاکستانی ساده،
تأثیر روانی رنگها در انسان
پوست یا پشم حیوانات بسنده کنند.
فقط در صد سال اخیر بوده است که وضع یادشده سراپا دگرگون شد. امروزه هر چیزی را که بشر میسازد دارای رنگ است. هزارها رنگ از هر رنگ و نمایی که قابل تصور باشد، به وجود آمدهاند و تقریبا برای هر منظوری، رنگ خاصی فراهم است. علاوه بر اینکه ما رنگ آبی آسمان، رنگ سرخ غروب آفتاب و رنگ سبز درختان و تمام رنگهای طبیعی را در اختیار داریم، اشیای ساخته شده به وسیله بشر، چراغهای نئون، تصاویر نقاشی، کاغذ دیواریها و تلویزیون رنگی نیز پیوسته ما را مسحور خود میسازد.
این استفاده روزافزون از رنگ ها، همراه با رقابت فزاینده میان تولید کنندگانی که مشتاق افزایش فروش محصولات خود هستند تحول زیادی را در زمینه
روانشناسی رنگ پدید آورده است. هرچند که وقتی این روانشناسی وارد صحنه بازاریابی میشود بسیاری از پژوهشهای آن در معرض آزمون و خطا قرار میگیرند. مثلاً یک تولیدکننده شکر میداند که نباید محصول خود را در بسته سبز رنگ عرضه کنند در حالی که زیبائیهای یک شیشه دهن گشاد قهوهای رنگ حاوی شکر مدتها در قفسه میماند تا به فروش برسد.
رنگهای طبیعت در ما تأثیر گذاردهاند و این آثار به گونهای ژرف و اجتناب ناپذیر در جان و روح ما جایگزین شده است. مع ذلک در مورد چیزهایی که خریداری میکنیم، از آزادی انتخاب، به کار بردن دوست داشتنیها و غیر دوست داشتنی ها، سلیقهها و سنتهایمان برخورداریم. به خاطر همین ملاحظات است که یک تولیدکننده باید تحقیق کند تا مطمئن شود ما خریداران، جنس او را بر
کالاهای مشابه ترجیح میدهیم.
درباره یک نقاشی یا یک عکس رنگی باید گفت که اهمیت روانی رنگها معمولاً کمتر آشکار است زیرا عوامل بی شمار دیگری نظیر موضوع، تعادل شکل یا فرم، تعادل میان رنگ ها، میزان تحصیل و تخصص تماشاگر و درک زیباشناسی او دست اندر کارند.(1)
رنگها در هر جا از دنیا و به تناسب فرهنگ و عرف هر جامعه معانی متفاوت و حتی متضاد دارند. برای مثال سفید در کشوری مثل ایران نشان شادی، پاکدامنی است و برای مراسم جشن و عروسی استفاده میشود در حالی که در
1) روانشناسی رنگ ها، دکتر ماکس لوشر، ترجمه ویدا ابی زاده، ص 19.
کشوری دیگر نشان روحانیت است و در مراسم عزاداری کاربرد دارد.
پروفسور لوشر از دانشمندانی است که حدود بیست سال و اندی در این مورد تحقیق کرده است او میگوید:
لباس سیاه در مقام اضطرار یا به جهات خاص به کار برده میشود. از حضرت علی علیهالسلام نقل شده است:
«لا تَلْبَسُوا السَّوْداءَ فَاِنَّهُ لباسُ فِرْعَوْنَ:
لباس سیاه نپوشید که آن لباس فرعون است».
سیاه رنگی مطلق است که در فراسوی آن، زندگی تمام میشود سیاه یعنی نه، که نشانهای از ترک عشق و انصراف از فعالیتهای جمعی است. به معنی نیستی،
ناامیدی به آینده و سکوتی ابدی است و حس سنگینی را به افراد القا میکند تأثیر خوبی بر مزاج ندارد و در کودکان هم اثرات منفی دارد. دوستداران رنگ سیاه معمولاً خسته و افسردهاند اگر خسته نباشند راضیاند. اگر ناراضی نباشند، مغرورند. اگر هم انکار میکنند در صورتی است که مغرور نباشند. اگر انکار نکنند هم ناراضی اند هم مغرور، هم خسته و هم انکار میکنند اما احتمالاً خودشان هم خبر ندارند.
طرفداران سیاه زیاد هم ناامید نشوند چون از طرفی دیگر سیاه نمادی از آبرومندی و شرافت است (دیدهاید ماشینهای شیک و باکلاس بالا معمولاً سیاه براقند).
رنگ سیاه در ورای پردهای درهم ریخته و آشفته مخفی گردیده است.
بسیاری از افراد از این رنگ به عنوان رنگ درمان کننده احتراز میجویند ولی این رنگ در برخی موارد بسیار مفید میباشد. در زمانی که فرد دچار مشکلات روحی و بسیار آشفته حال است این رنگ میتواند حالت آرامش بخش و حفاظت کننده را ایفا کند.
این رنگ باعث میشود که احساسات زنانه در افراد به حرکت بیفتد و همین امر باعث میگردد که در وجودشان انرژی مغناطیسی نیرومندی را حس نمایند. رنگ سیاه از جمله رنگهایی است که باید به اندازه مناسب مورد استفاده قرار گیرد زیرا اگر در لباسهای مورد استفاده به وفور مورد استعمال قرار گیرد باعث
میگردد که فرد دچار افسردگی و آشفتگی روحی گردد.(1)
در مقابل نور سفید، رنگ سیاه یا تاریکی قرار گرفته است که از لحاظ آثار و خواص جسمی و روحی نقطه مقابل هم بوده و تضاد کامل با هم دارند. رنگ سیاه نیز به مانند رنگ سفید خود نه از ردیف هفت رنگ اصلی است و نه از رنگهای فرعی منشعب از آنها، بلکه رنگ سیاه در اصل چیزی جز فقدان نور و رنگ نیست یعنی اشیاء سیاه به علت جذب کامل همه اشعه رسیده به آنها و امتناع از باز پس دادن ولو جزیی از آن به عنوان بازتاب ما در حقیقت از نظر ظاهر فاقد نور و روشنایی هستند زیرا هیچیک از امواج نوری یا هفت رنگ موجود در نور سفید
1) رنگ درمانی، پروفسور تراندروز، مترجم قدیر گلکاریان، ص 32.
کامل را از خود نشان نمیدهند. (1)
آدمهای قهوهای را بدون قسم خوردن میتوان باور کرد، یعنی حرفشان سند است اما طرفداران این رنگ معمولاً آوارهاند (جالب است بدانید که رنگ مورد علاقه آوارگان جنگ جهانی دوم، قهوهای بوده است). قهوهایها یا یک بیماری جسمی جدی دارند و یا مشکلی که به نظر آنها غیرقابل حل است، پس این افراد از نظر جسمی و روحی در خطرند.
1) همان، ص 73.
خاکستری را در کهنسالان و خانه سالمندان باید پیدا کرد، خاکستری مخلوطی از سیاه و سفید است نه قابلیت سیاه را دارد و نه شفافیت سفید را.
سیاه حالتهای مرموز و اسرارآمیز را دارد و حرمت و احترام را القا میکند به همین خاطر در میان مسلمان رنگ عزاداری میباشد، سفید با طول موج بالای خود نشانگر غوغا و هیجان است و در سطوح وسیع حالت اضطراب را تداعی میکند به همین خاطر نباید رنگ دیوارها سفید باشد و خاکستری همه چیز را در خود محو میکند. دیدن مداوم آن حس تردید و دودلی و سکون و بی اعتمادی را ایجاد میکند خاکستری مخرب رنگ هاست برای همین اگر به مدت زیادی در معرض این رنگ قرار بگیرید دیدتان نسبت به رنگهای دیگر از بین میرود.
ارغوانیها پایشان روی زمین است و سر و فکرشان در ابرها پرواز میکند عاشق دین و عرفاناند. اندیشمند و عاشق مناظره و اثبات حقایق، اما هنوز معلوم نیست که چرا یک دفعه از این رو به آن رو میشوند و بنابراین اصلاً به فکر پیش بینی آنها نباشید تغییر رنگ محبوب با گذشت زمان امری طبیعی است اما اگر ناگهانی باشد خطرناک و بحث برانگیز و عجیب است.
خاصیت خنک کننده دارد و در سطوح جسمی و روحی و احساسی از آن استفاده میشود این رنگ خونریزی را کاهش میدهد و معمولاً برای مشکلات گوش و حلق و بینی از آن استفاده میکنند.
خوراکیهای نیلی شامل انگور، آلو سیاه، شاهتوت است.
نارنجی پسندها اهل مسابقه و سلطه طلبند و سرشار از آرزوهای دور و درازند. این رنگ سمبل نشاط و شادمانی و از طرفی نشانه دانش و آگاهی است. این رنگ احساسات اجتماعی بودن و شدن را افزایش داده و فعالیتهای اجتماع را در افراد تقویت میبخشد.
مؤثرترین بخش بدن انسان را اثر میگذارد. استفاده افراطی از این رنگ سبب نامتعادلی و ناهماهنگی در سیستم عصبی افراد میشود به همین دلیل توصیه میشود که این رنگ به همراه رنگ سبز یا آبی مورد استفاده قرار گیرد.
رنگ نارنجی رنگی است که احساس رضایت و سرزندگی را در انسان ایجاد
میکند. خوراکیهای نارنجی شامل پرتغال، هویج، کدو، ذرت شیرین و زردآلو است. این رنگ درخشش و تابندگی فوق العادهای دارد هنگامی که به قرمز متمایل میشود انرژی زیادی به خود میگیرد و اگر در زمینه قرمز قرار گیرد حالت انفعالی خواهد داشت.
حدود 43 سطح کره زمین (دریاها و اقیانوس) به اضافه تمام فضای آسمان را رنگ آبی پوشانده است. دعوت همیشگی بشر به سیر و سیاحت و نگاه در زمین و آسمان و تماس با طبیعت علاوه بر جنبه آگاهی و توجه به آن از لحاظ رشد عقلی و … برای برخورداری از اثرات آرام بخش آنها و حفظ تعادل روحی و روانی و عصبی در انسان است. در نتیجه تماس انسان با طبیعت به هر حال با رنگ
مفرح و نشاط آوری مانند سبز یا با رنگ آرام بخشی مانند آبی و یا با رنگ متعادل و بی تفاوتی مانند خاکستری سر و کار دارد که برخلاف رنگهای مستقل دیگر برخورد با آنها نه انسان را به طور غیرطبیعی تحریک میکند و نه کسل و ملول و خسته.
قرآن میفرماید:
«إِنَّا زَیَّنَّا السَّماءَ الدُّنْیا بِزینَةٍ الْکَواکِبِ:
ما آسمان دنیا را با زینت ستارگان آراستیم».(1)
ستارگان در شب پدیدار میشوند و در حقیقت نقاط زرد روشنی هستند که
1) 6 / صافات.
در دل صفحه آبی تیره شب میدرخشند. آبی و زرد دو رنگ متضاد هم و شاید نقاط امید و چلچراغهای زیبا و تابنده در ظلمات و تاریکی هستند و این نقاش چیره دست چه زیبا رنگها را در کنار هم قرار داده است و هر کدام تدبیر خاص خود را دارد.
از امام صادق علیهالسلام درباره رنگ آسمان نقل شده است که به مفضّل میفرماید: «ای مفضل در رنگ آسمان بیندیش که خدا آن را چنین آبی آفریده که موافق ترین رنگ برای چشم است و حتی نظر کردن به آن دیده را تقویت میکند».
رنگ آبی صاف، روشن با طراوت، آرام، شیرین، ساکت (تسلیم شونده) و امیدوار کننده میباشد.
اصولاً رنگ آبی در بین مردم محترم شمرده میشود زیرا در فرهنگ اسلامی
مانند آسمان به رنگ آبی بوده و جایگاه فرشتهها و خدا و موجودات پاک میشود، دارای تقدس و احترام خاصی است و گنبدهای آبی رنگ و منارههای آبی به مانند پلی بین زمین و آسمان محسوب میشوند.
آبیها خلاقند و همیشه فکرهای تازه میکنند و مورد احترام، آرام و دوست داشتنی هستند و احساساتشان را خوب کنترل میکنند. عاشق تنهایی، احساساتی و ملایماند.
نماد ابدیت و عمق گرایی است. از ویژگیهای افراد آبی دوست صلح، مهربانی و هماهنگی است. این رنگ سبب کاهش نبض و فشار خون میشود.
رنگی است که خاصیت ضدعفونی کننده دارد و قابض است. آبی رنگ آرام بخش و تسکین دهنده است و برای ایجاد تمرکز از آن استفاده میشود رنگ
آبی معنای الهی و آسمانی دارد چه در شرق و چه در غرب نشانه تقدس و الوهیت است در معماریها و کاشی مساجد از رنگ آبی و فیروزهای استفاده میشود افرادی که به طور دائم در معرض رنگ آبی قرار گرفتهاند خوی ساکن و خونسرد پیدا کردهاند. این رنگ با سبز فیروزهای فعال میشود و با بنفش به سن پیری میرسد. افرادی که در معرض رنگ آبی تیره قرار میگیرند دچار ترس و وهم و اندوه میشوند آبی از نظر مزه شیرین است و با شکل هندسی دایره هم سنگ است و در چین کهن به معنای جاودانگی است.
نور آبی برخلاف نور قرمز، رنگی غیرفعال بوده و خاصیت آرام بخشی و اثر تسکینی دارد. رنگ آبی نه تنها جالب توجه نبوده و انظار را به خود جلب نمیکند بلکه برعکس از انظار مخفی میشود و از این رو در مقام استتار در حملات هوایی
در شب از چراغهای آبی رنگ یا نور آبی در وسایل نقلیه استفاده میکنند زیرا چراغ آبی فقط محوطه نزدیک را روشن کرده و از فاصله دور تشخیص داده نمیشود.
نور آبی بعد از طی ده الی بیست متر گم میشود زیرا طول موجش چنان است که نمیتواند بیشتر از آن برود بطوری که جذب اجزای هوا شده و ناپدید میشود اما اگر تشعشع نور قرمز حتی یک دهم نور آبی باشد بلافاصله از فواصل دور تشخیص داده میشود. همچنین است نور سفید که از فاصله چند کیلومتری هم قابل تشخیص است. آبی رنگ صداقت و وفاداری است.در فرهنگ اسلامی چون آسمان آبی است و جایگاه فرشتهها میباشد دارای تقدس و احترام خاصی است. آبی محافظ، حساس، جدی، دقیق، دوراندیش، سرد، محصول اثرات محافظتی و تعدیل کننده است.
ذهنیت و مفهوم این رنگ اثر آرام کننده بر سیستم مرکزی اعصاب دارد. فشار
خون و میزان دم و بازدم را کاهش میدهد. رنگ آبی از نظر روانی بر سیستم عصبی اثر عکس میگذارد. فشار خون پایین میآید و تنفس و ضربان قلب هر دو کم میشوند و رنگ آبی تیره اثر آرام کننده بر سیستم پارا سمپاتیک انسان دارد.
از لحاظ روانی نوعی تسکین دهنده بوده و برای دردهای عصبی بسیار مفید بوده و نور آبی رنگ غیرفعال بوده و خاصیت آرام بخشی و اثر تسکین دارد.
درمان خوبی برای بی خوابی و دل سرد کنندگی میباشد، تحت نفوذ رنگ آبی کشش عضلانی رو به کاهش میرود بنابراین برای فشار خون خوب بوده و آرام بخش و تسکین دهنده است و برای رفع هر نوع تب و آماس از این رنگ استفاده میشود زیرا اثر خنک کننده دارد اشتها را از بین میبرد برای سرماخوردگی و گلودرد و گواتر مفید است همچنین برای بریدگی، خراش، سوختگی و رماتیسم کارایی دارد.
رنگ محرک و هیجان آور است در روان شناسی رنگ قرمز به مفهوم اعتماد به نفس است از این کار برای درمان ترس از این رنگ بهره میگیرند.
رنگ قرمز نمادی از شهید و شهادت و فداکاری در عرصههای دینی است. قرمز همیشه نمادی از آتش، شهوت، جنگ و عشق بوده است. قرمز مانند رنگ جادوگری است و زمانی رنگ قرمز در کنار سیاه، حامی جادوگران بود. پیش از دوران مصر باستان از رنگ قرمز برای محافظت از آتش بهره میگرفتند. هنوز هم لباس آتش نشانها و ماشینهای آتش نشانی قرمز است.
رنگ قرمز بیش از هر چیز باعث تحریک سرخرگها میشود که سلامتی و نشاط فراوانی به دنبال دارد و در درمان بی حالی و افسردگی بسیار مؤثر است.
با اینکه رنگ قرمز نشاط آور است اما افراد با نشاط و سرزنده از رنگ قرمز بیزارند. تأثیر روانی رنگ قرمز نشان میدهد که این رنگ بر سیستم عصبی اثر تحریک کنندهای دارد و فشار خون را بالا میبرد و میزان تنفس و ضربان قلب را افزایش میدهد.
رنگ سرخ بر سیستم عصبی به خصوص بر اعصاب سمپاتیک اثر تهییج کننده دارد. (1)
1) اثرات تربیتی رنگ، محمد امین حجتی، نشر جمال، اول، صفحه 16.
افراد عصبی نباید در معرض این رنگ قرار بگیرند زیرا موجب تشدید ناراحتی هایشان خواهد گشت. هنگامی که رنگ قرمز فشار خون را بالا میبرد و موجب میشود که کشش عضلانی بدن افزایش یابد و در واقع اثرات آن معادل با فعالیت اعصاب سمپاتیک است فعالیت عمومی انسان و حیوان را زیاد میکند. از این خاصیت در علائم هشداردهنده و اعلام خطر نهایت استفاده به عمل میآید.
تابلوهای قرمز رنگ خطر و چراغهای قرمز راهنمایی و رانندگی و چراغهای قرمز چشمک زن همگی نشان از توجه دادن و آگاه نمودن افراد نسبت به امر خاصی است تا به حدی که حتی از عنوان قرمز در وضعیت قرمز حملات هوایی نیز استفاده میگردد.
در بین حیوانات بیشترین تأثیر رنگ قرمز در زنبورها میباشد که به سرعت
جذب آن شده و به سوی گلهای دارای رنگ قرمز متمایل تر میشوند. (1)
اشعه قرمز و مادون قرمز خاصیت حرارتی داشته و در اصطلاح به آن «رنگ گرم» گفته میشود و از لحاظ روانی اثر محرک و هیجان آوری دارد و در میان رنگها اثر تحریکی آن از همه بیشتر است. برای همین در راهنمایی و رانندگی به عنوان اعلام خطر برای عبور عابرین از چهارراه و نیز ایست اتومبیلها یا چراغهای خطر عقب اتومبیلها مورد استفاده قرار میگیرد زیرا رنگهای دیگر این اندازه جلب کننده نبوده و انسان به طور ناخودآگاه بیشتر از هر رنگ دیگری به رنگ قرمز و عکس العملهای روانی حاصله به جهت تحریک اعصاب و تأثیر آن
1) همان، ص 94.
در فعالیت عمومی موجب سلب آسایش و آرامش میگردد یعنی اگر قرار باشد همه جا قرمز شود به خصوص قرمز روشن، انسان مدام به طور ناخودآگاه تحریک میگردد. با توجه به آثار و خواص محرک رنگ قرمز در بدن اثرات نور قرمز معادل و هماهنگ است با فعالیت اعصاب سمپاتیک که تحریک آن فعالیت عمومی انسان و حیوان را زیاد میکند.(1)
رنگ قرمز به سبب جذب انرژی شدید در خود باعث میگردد که تحریکات و احساسات فیزیکی و عوامل و اسباب فیزیکی فرد بیدار شود و همین بیداری آنها را به شدت به فعالیت وامی دارد. همین رنگ میتواند در درمان سرماخوردگی،
1) اثرات تربیتی رنگ، محمد امین حجتی، نشر جمال، اول، صفحه 94.
ناراحتیهای گردش خون و وجود عفونت در ریههای مفید واقع گردد. اما ناگفته نماند که این رنگ احساسات مربوط به انتقام، کینه، بی منطقی، جسارت، عشق و سکس را نیز تهییج میکند.
اگر مقدار رنگ قرمز بیشتر مورد استفاده قرار گیرد منجر به ناملایمات احساسی و افسردگیهای ناپایدار میشود علاوه بر این باعث افزایش فشار خون در انسانها نیز میگردد.
قرمزپسندها پر از شوق زندگی، عاشق، مبارزه طلب، پر تکاپو و شجاع، اهل معاشرت، شلوغ و پر سر و صدا هستند. ظاهرا نیرویشان تمام نشدنی است و در مجموع برونگرا هستند.
علاوه بر اثرات روحی و عصبی، نور و رنگ قرمز در فعالیت برخی سلول های
بدن انسان به طور محسوس مؤثر است به طوری که در اثر تابش مداوم نور قرمز به پوست، گلبولهای سفید خون به مرور به طرف پوست کشیده میشوند و در آن ناحیه بیشتر متمرکز میشوند و فعالیت میکنند.
از این خاصیت در پزشکی برای تسریع در درمان برخی از بیماریهای ویروسی مانند سرخک و مخملک استفاده میکنند و به همین علت است که در طب سنتی و به طور تجربی به آثار و خواص نور قرمز از قدیم متوجه بوده و در تسریع درمان این قبیل بیماریها به روشن کردن لامپ قرمز و نصب پردههای قرمز در اطاق بیمار و نیز پوشاندن لباسهای قرمز توصیه میشود که به نظر میرسد این تعلیم به مانند اکثر دستورات طب سنتی در شرق ریشه اسلامی داشته و مأخوذ از تعالیم پیشوایان اسلام باشد. رنگ قرمز محرک و هیجان آور
است باعث ترشح آدرنالین شده و جریان گردش خون را سرعت میبخشد و نیروی حیات از بین رفته را تجدید میکند. رنگ قرمز باعث افزایش فشار خون در انسانها نیز میشود و باعث میشود که حرارت و دمای بدن انسان بیشتر شود و گردش خون و جریان آن را سریع تر میسازد.
در قرآن مجید در چندین مورد ضمن بیان خصوصیات زندگی در بهشت، رنگ لباس بهشتیان را سبز معرفی فرموده است:
«مُتَّکِئینَ عَلی رَفْرَفٍ خُضْرٍ وَ عَبْقَرِیٍّ حِسانٍ:
بهشتیان در حالی که بر تکیه گاههای سبز و بساط زیبا تکیه داده اند».(1)
«عالِیَهُمْ ثِیابُ سُنْدُسٍ خُضْرٌ وَ اِسْتَبْرَقٌ:
بالاپوشهای آنان از دیبای سبز و حریر است». (2)
«وَ یَلْبَسُونَ ثِیابا خُضْرا مِنْ سُنْدُسٍ وَ اِسْتَبْرَقٍ:
و لباسهای سبز حریر و دیبا پوشند».(3)
انتخاب سبز برای لباسهای بهشتی به خاطر آن است که رنگی بسیار نشاط آفرین است همانند برگهای زیبای درختان.
سبز نمایانگر آرامش، امیدواری، وقار است و از خشم و فشارهای عصبی میکاهد. رنگ سبز مفرّح بوده و تب را کم کرده و در بعضی از اتاقهای بیمارستانها به کار میرود و موجب برانگیخته شدن فکر بوده و راهنمای شکیبایی است که برای معالجه بیماریهای عصبی و اختلالات روانی استفاده میشود. این رنگ برای رفع خستگی مفید بوده و قدرت تحمل و صبوری افراد را نیز افزایش میدهد سبز متمایل به زرد احساس جوانی را به وجود میآورد این رنگ به عنوان یک رنگ بهشتی در قرآن مطرح است.
رنگ سبز فشار خون را کاهش داده و خون بافتها را از میکربها پاک میکند اما نقش اصلی آن کمک به از بین بردن مشکلات مهم روانی یا احساسی است. تماس مداوم با آن اشکالی ایجاد نمیکند از این رنگ برای تعدیل نور خورشید و
تأثیر در سیستم عصبی و بی خوابیها استفاده میکنند. میگرن را تسکین میدهد.
رنگ هماهنگ کننده و شفا دهنده و نیروبخش طبیعی است که اضطراب و تنشهای عصبی را از بین میبرد و غده هیپوفیز را تحریک میکند. سبز ملایم به رفع سردرد کمک میکند. یکی از خصوصیات رنگ سبز تعدیل بخشی در حرارت و تب بدن است. رنگ سبز روشن که به طیف نوری آبی نزدیک تر است در بسیاری از درمانها مفید است و بهترین رنگ برای درمان دردها محسوب میشود. این رنگ در تقویت احساسات دوستی، امیدواری، ایمان و صلح بسیار مؤثر است و برای این بیشتر پرچمهای کشورهای صلح طلب دارای چنین رنگی هستند. مهم ترین نقطهای که از رنگ سبز متأثر میگردد قلب است. این حالت باعث میشود که ناراحتیهای قلبی، فشار خون زیاد و یا کم، سردردهای
ناموزون و ناهماهنگ، میگرن، بی حالی و سستی در بدن و همچنین رنگ پریدگی از طریق رنگ سبز درمان شوند.
آنچه که نبایستی در این قضیه فراموش شود این است که از رنگ سبز نبایستی در درمان بیماریهایی از قبیل سرطان و یا بیماریهای غدهای استفاده کرد زیرا رنگ سبز باعث میشود که سرعت رشد و توسعه و پیشرفت هر چیزی افزایش یابد و این رنگ باعث رشد تومورهای سرطانی شده و بسیار خطرناک است.
رنگی هماهنگ کننده و شفا دهنده و نیروبخشی طبیعی است اضطراب و تنشهای عصبی را از بین میبرد و غده هیپوفیز را تحریک میکند. سبز ملایم به رفع سردرد کمک میکند. این رنگ یکی از آرامش بخش ترین رنگها برای چشم
انسان است و در شفابخشی با رنگ بیشترین مورد استفاده را دارد و همیشه جزء رنگهای باروری محسوب شده است سبز رنگ زندگی و سلامتی است.
خوراکیهای سبز شامل تمامی میوهها و سبزیهای بزرگ است.
یشم سبز (عشق و حرارت و خرد میدهد) و کهربای سبز (استقلال و افکار بزرگ میدهد) حد وسط آبی و زرد است و ایجاد رضایت و آرامش میکند. سبز شکیبایی، بردباری، تفکر و اعتدال را باعث شده و محرک چشم نیز هست. این رنگ نه سکون آبی و نه هیجان قرمز را دارد و قرآن نیز آن را رنگ بهشتی دانسته و به استفاده از آن توصیه کرده. لباس پزشکان در اتاق عمل سبز است که به دو دلیل اول اینکه بیمار به هنگام دیدن رنگ سبز در حالت بیهوشی احساس رضایت و امیدواری کند و دوم اینکه چون خون زیادی در اطراف اتاق عمل وجود
دارد با رنگ سبز ترکیب شده و اثر آن را از بین میبرد چون هر دو مکمل هم هستند و پزشکان با آرامش بیشتری کار میکنند رنگ سبز مزه نباتات را تداعی میکند و نوعی مزه تلخی را به خاطر میآورد رنگ سبز مفهوم رهایی دارد و حس آبادانی را القا میکند به همین خاطر هنگام خستگی به باغ و بوستان پناه میبریم و با دیدن رنگ سبز آرامش و ثبات فکری مییابیم.
آدمهای سبز مذهبی هستند در انجمنهای خیریه یا بیمارستان یافت میشوند مضطرب و انعطاف پذیرند. اگر دنبال شریک (البته شریک تجاری نه زندگی) میگردید سعی کنید سبز باشد (نه اینکه رنگ پوستش سبزه باشد) رنگی مقدس است سبزها اصلاحگرند و بسیار علاقه به نصیحت کردن دارند کوشش و پشتکار عجیبی دارند. رنگ سبز یکی از رنگهایی است که در جهان بیش از بقیه
رنگها دیده میشود این آدمها حالت آرام بخشی دارند و به عنوان سمبل شفقت، مهربانی و متعادل بودن روح و روان و رفتار به شمار میرود.
این رنگ برای ایجاد شادابی و اعتدال استفاده میشود. رنگ نارنجی اشتهاآور است و مزه مرکبات را دارا است.
اعضای مختلفی از جمله طحال، معده، رودهها و کلیهها از این رنگ متأثر هستند و اگر ناراحتیهایی در این قسمتها ایجاد گردد رنگ نارنجی میتواند مؤثر باشد. ناراحتی و افسردگیهای شدید میتوانند به وسیله رنگ نارنجی درمان شوند برای رفع ناراحتیهای گذرا در سیستم گوارشی نیز استفاده از رنگ نارنجی مفید است.
این رنگ لوزالمعده،طحال و ششها را تقویت میکند.بنابراین باعث برطرف شدن برونشیت، آسم، آنفلوانزا و سرماخوردگی است، تحریک کننده و نیرودهنده است و به پوست شادابی میبخشد.
مؤثرترین بخش بدن انسان، سیستم عضلانی، ماهیچهای است که به سرعت از این رنگ تأثیر میپذیرد.
بنفش، دوستهای صمیمی و حساسند و ذوق عارفانه دارند گاهی آن قدر صمیمی میشوند که قضاوت و تصمیم درست نمیتوانند بگیرند. در بالاترین سطوح کارآیی دارد و برای رفع تنشهای عصبی و افسردگی بسیار مفید است. در معالجه بی خوابی و مشکلات بینایی و نابسامانیهای ذهنی اثر مطلوب
به جا میگذارد.
خوراکیهای بنفش شامل: بادنجان، انگور، شاه توت، کلم است.
یاقوت کبود (پشتیبانی مقتدر) فلوریت بنفش باعث برقراری تعادل بدن و آگاهی معنوی میشود.
رنگ بنفش خواب آور بوده و کسانی که به بی خوابی دچار هستند میتوانند قسمتی از اتاق خواب یا لوازم آن را بنفش انتخاب کنند.
رنگ بنفش بیشتر از آبی از نظرها مخفی میشود تا آنجا که میتوان گفت نسبت به رنگهای روشن در جای خود خفه میشود. این رنگ سرد و تسکین دهنده است و سابقا در پزشکی دردهای ناشی از اسید اوریک و نظایر آن را در مفصلها گاهی با تاباندن نور بنفش کم و بیش تسکین میدادند.
تماس مداوم با رنگهای آبی و بنفش حتی اگر در سطح وسیعی نیز باشد ایجاد خستگی یا آثار سوء دیگری نمیکنند و لذا میتواند در محیط کار و زندگی مورد استفاده قرار بگیرد. رنگ بنفش نشانه بی خبری و بی اختیاری است.
رنگی مرموز و برانگیزنده احساسات است و به کار بردن این رنگ در سطوح وسیع ایجاد ترس، تردید، تنهایی میکند. بنفش آبی نشانه تنهایی است و بنفش قرمز نشانه عشق یزدانی و سلطه روحانی است.
رنگ بنفش خواب آور بوده و کسانی که به بی خوابی دچار هستند میتوانند قسمتی از اتاق خواب یا لوازم آن را بنفش انتخاب کنند.
در رابطه با حقایق اسرارآمیز دنیای رنگها باید مفهوم نور مشخص شود. نور در بیابان ساده خود پدیدهای است که به نام انرژی شناخته میشود و در واقع نور انرژی است که با قدرت مغناطیسی خود رنگ و شکل انرژی مغناطیسی را تشکیل میدهد. انرژی موجود در نورافشانی خورشید بسیار محسوس است این انرژی در امواج مختلف و گوناگونی که از موی خورشید ساطع میگردد از چیزهای مختلف گذشته و یا انعکاس یافته و از طریق عدسی چشم انسان قابل درک و حس میگردد و انسان نور را همان گونه که میشناسند درک میکند. (1)
1) آئین بهزیستی، دکتر احمد صبور اردوباری، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، اول، جلد دوم، ص 40.
در حقیقت هرآنچه که در اطراف ما دیده میشوند و وجود دارند وسیلهای برای انعکاس نور هستند. ما انواری را که دارای فرکانسهای بسیار پایینی هستند به رنگ قرمز دیده و انوار با فرکانسهای بالا را که دارای امواج شدیدتری هستند به رنگ کبود حس میکنیم.
نور وقتی به جسمی بخورد تا زمان انعکاس خود هیچگاه قابل رؤیت نیست و همین که نخستین انعکاس صورت گرفت چشم قدرت دیدن آن را درمی یابد.
اختلاط نورهای مختلف با یکدیگر، جذب و کشش رنگها و نورها، انعکاس آنها و چگونگی شدت و حدّت و سرعت نور بستگی به ساخت و بافت مولکولی هر جسم دارد به طور فرض اشیایی که به رنگ تیره میشوند نسبت به چیزهایی
که رنگ درخشانی دارند، نور را در خود جذب میکنند و زمانی که نور به چشم اصابت میکند نور کمتری حس کرده و ما آن چیز را تیره تر حس میکنیم.
وسایل و چیزهای روشن تر و درخشان به دلیل اینکه انعکاس نوری زیادی دارند ما نیز آنها را درخشان تر و روشن تر درک میکنیم. (1)
رنگ جزء لاینفک نور است. زمانی که نور به امواج نوری مختلفی تبدیل میگردد رنگهای گوناگونی را از خود به وجود میآورد. این حالت دقیقا
1) همان.
شباهت زیادی به منشوری دارد که در برابر شعاع نوری خورشید قرار میدهیم.
زمانی که نور خورشید از قسمتی وارد منشور میشود از طرف دیگر حالت رنگین کمان را پدید میآورد. هر رنگی خصوصیت جذب و انعکاس نوری خاصی نسبت به خود دارد اشیاء نیز به دلیل میزان جذب و انعکاس نوری که به دلیل داشتن رنگهای مشخصی به خود نشان میدهند باعث میگردند که رنگهای آنها قابل تشخیص باشند.(1)
1) رنگ درمانی، پروفسور تدافوروز، مترجم قدیر گلکاریان، ص 17.
اشعه ماوراء بنفش برعکس اشعه مادون قرمز بیشتر نقش حیاتی دارد و از این رو به آن نور شیمیایی نیز میگویند زیرا اثر مستقیم روی فعل و انفعالات شیمیایی در طبیعت و همچنین در محیط زنده سلولی دارد. مثال ملموس از این موضوع، در کارهای عکاسی است که اگر کاغذ یا فیلم عکاسی در نور معمولی بازگردد فورا خراب میشود زیرا نور سفید دارای اشعه ماوراء بنفش است که فعل و انفعالات شیمیایی را سبب شده و فیلم و کاغذ عکاسی را خراب میکند درحالی که اگر این کار در نور قرمز انجام شود چنین فعل و انفعالاتی رخ نمیدهد.
از جمله موارد دیگری که همگان به تجربه دیدهاند شیشههای دارویی و
آمپولها است که معمولاً از شیشههای رنگی قهوه ای، قرمز، … استفاده میشود زیرا در اکثر شیشههایی که ساخته میشوند ناخالصیهایی مانند سیلیکاتها مقدار زیادی از نور اشعه ماوراء بنفش را جذب میکنند و در نتیجه اگر هم احیانا در جعبه باز بماند مانع فعل و انفعالات شیمیایی میشود در صورتی که اگر شیشه سفید باشد داروها زودتر خراب میشوند. (1)
اشعه ماوراء بنفش نور خورشید علاوه بر فواید سیستم آن به طور غیرمستقیم نیز فواید حیاتی دیگری برای انسان دارد. چه اگر این اشعه نباشد سبزینه سازی در گیاهان نیز متوقف میشود و نسل گیاهان از بین میرود. از
1) آئین بهزیستی، احمد صبور اردوباری، نشر فرهنگ اسلامی، اول، ج 2، ص 31.
طرف دیگر چون حیات حیوانات و نیز انسان بستگی به وجود گیاهان و نباتات دارد بنابراین فقدان اشعه ماوراء بنفش منتهی به از بین رفتن گیاهان شده و لذا به طور مستقیم از این طریق سلامت و بلکه حیات حیوانات و بشر را نیز تهدید میکند(1)
علاوه بر اثرات روحی و عصبی، نور و رنگ قرمز در فعالیت برخی سلولهای بدن انسان به طور محسوس مؤثر است بطوریکه در اثر تابش مداوم نور قرمز به پوست، گلبولهای سفید خون به مرور به طرف پوست کشیده میشوند و در آن
1) آئین بهزیستی، دکتر احمدصبور اردوباری، دفتر نشر فرهنگ اسلامی،اول،ج 2،ص 31.
ناحیه بیشتر متمرکز میشوند و فعالیت میکنند.
نور قرمز به علت تحریک اعصاب مناسب با شرایط خواب نیست زیرا وقتی روز به اقتضای فطرت و طبیعت پایان میپذیرد تا موجودات زنده به تدریج از حرکت باز ایستاده و بدن آماده برای خواب شود در این حال اگر انسان اتاق خواب را با نور قرمز زینت دهد عملاً منافات با فطرت و طبیعت انسان داشته و مانع خواب راحت میشود. پس سنت انتخاب چراغ قرمز برای اتاق خواب از جمله شیوههای غلطی است که ندانسته مرسوم شده است اما در مقابل رنگ آبی برای چراغ خواب رنگ مناسبی است و خواص و آثار آن با حالت خواب و آرامش
تطابق دارد.(1)
حرکت و فعالیت عمومی انسانها و حیوانات به طور طبیعی در روز و آرامش و سکون آنها در تاریکی شب به وضوح نقش فعال نور را عملاً در آزمایشگاه وسیع طبیعت ثابت میکند بطوری که با آغاز سپیده دم تمام جنبندگان به طور فطری خواب و آرامش شبانه را کنار گذارده و شروع به فعالیت و حرکت میکند و با فرا رسیدن تاریکی شب به تدریج دست از حرکت و فعالیت کشیده و در گوشهای آرام گرفته و یا به خواب میروند و در این میان تنها انسان است که با
1) همان، ص 44.
آفریدن امکاناتی برای روشن ساختن شب بر میزان فعالیت روزانه خود میافزاید حال آنکه در انسانهای اولیه نیز روش طبیعی هماهنگ با حیوانات در طبیعت بود به عنوان مثال به تجربه رسیده است که با روشن کردن قفس پرندگانی مانند قناری در شب، برخلاف سایر قناریها که قفسشان در تاریکی است آواز میخوانند. نور اثرات مستقیمی در فعالیت سلولهای زنده و حتی اجزاء و عناصر شیمیایی طبیعت دارد و اثر انتشار نور در هوا و برخورد انرژی به اجزاء و عناصر مختلف موجبات تحریک اتمی و افزایش فعالیت الکترونی فراهم میآید(1)
1) آئین بهزیستی، احمد صبور اردوباری، نشر فرهنگ اسلامی، اول، ج 2، ص 58.
اختلاف شب و روز در قرآن
در قرآن اختلاف شب و روز در آیات متعدد برای تنبه بشر یادآوری شده که مراد نقش ظلمت یا تاریکی، نور یا روشنایی در وضع روحی و حیاتی بشر است و این اصل مهم علمی یعنی اثر فعال کننده نور و نقش آرامش دهنده تاریکی که به نفع سلامت و رفاه حال و حفظ نظام حیاتی او است جزء نعمتهای الهی شمرده شده است.
«وَ مِنْ رَحْمَتِهِ جَعَلَ لَکُمُ اللَّیْلَ وَ النَّهارَ لِتَسْکُنُوا فیهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُروُنَ:
و از آیات رحمت خداوندی است که برای شما شب و روز را قرار داد تا در شب آرامش گیرید و در روز برای تأمین حیات خود و جلب روزی به
سعی و فعالیت بپردازید و شاید شما قدردان و شکرگذار باشید».(1)
و همچنین میفرماید:
«وَ جَعَلْنا نَوْمَکُمْ سُباتا وَ جَعَلْنَا اللَّیْلَ لِباسا وَ جَعَلْنَا النَّهارَ مَعاشا: (2)
خواب را وسیله آسایش و آرامش قرار دادیم و شب را وسیله پوشش و روز را فرصتی برای تأمین معاش قرار دادیم».
حضرت امام صادق علیهالسلام در بیانات خود خطاب به مفضّل میفرمایند:
در منافع غروب آفتاب تأمل کن که اگر آن نبود مردم را قرار و سکون میسر نبود. علیرغم شدت احتیاجی که به خواب و استراحت دارند تا آنکه در استراحت
شب بدنهایشان از خستگی برآید و حواس ایشان قوت یابد و قوت هاضمه برای هضم غذا و رسانیدن غذا به اعضاء برانگیخته شود اگر همیشه روز میبود حرص و طمع مردم را بر آن میداشت تا آنکه پیوسته کار کنند و بدنهای خود را رنجور سازند بسیاری از مردم چنان حرص و طمع بر جمع و کسب و ذخیره کردن اموال دارند که اگر تاریکی شب مانع نمیشد، قرار نمیگرفتند و چندان کار میکردند که خود را از کار میافکندند. همچنین اگر شب در نمیآمد زمین از حرارت آفتاب چنان تفتیده میشد که حیوانات و نباتات ضایع میشدند پس قادر خبیر به حکمت و تقدیر خود چنین مقدر کرده است که آفتاب گاهی غروب میکند بمانند چراغی که گاهی برای اهل خانه برافروزند که احتیاجات خود را با آن تمشیت دهند و گاهی برگیرند که ایشان قرار گیرند و استراحت نمایند. پس
خداوند متعال نور و ظلمت را که ضد یکدیگرند هر دو را برای نظام عالم و انتظام احوال انسان آفریده است. (1)
اشعه آبی موجب افزایش فعالیتهای حیاتی سلولها میگردد لذا نور آبی به سلولهای سفید از سطح پوست به سوی داخل بدن کشیده میشوند. با توجه به اثرات روانی رنگ آبی و بنفش که در مواجهه با آنها انسان آرامش مطبوعی میکند تماس مداوم با این رنگها حتی اگر در سطح وسیعی باشد ایجاد خستگی یا آثار سوء دیگری نمیکند و لذا میتواند در محیط کار و زندگی
1) توحید مفضل، مجلس سوم، صفحه 122.
مورد استفاده قرار گیرد.
رنگ آبی، قرمز، سبز، بنفش، سیاه، … در انسان تأثیرات مختلفی از خود برجای میگذارد.
رنگ در زندگی حیوانات مؤثر است پشه و بسیاری از حشرات از رنگ زرد گریزان هستند و در بعضی باغها برای دور شدن حشرات از لامپهای زرد استفاده میکنند. برای پرورش تخم ماهی و اغلب پستانداران و پرندگان در محیطهای مختلف و رنگهای مختلف مؤثر میباشد یا پیله کرم ابریشم تحت
رنگهای مختلف قرار میگیرد و حداقل نمو وزن پیله در بنفش ارغوانی ظاهر میگردد.(1)
«یَخْتالُ بِاَلْوانِه» طاووس به رنگهای خود مینازد. «تَخالُ قَصَبَهُ مَدارِیَ مِنْ فِضَّةٍ» گویا نیهای پر طاووس چونان نشانههایی است که از نقره ساخته «فَاِنْ شَبَّهْتَهُ بِما اَنْبَتَتِ الاَْرْضُ قُلْتَ: جَنًی جُنِیَ مِنْ زَهْرَةِ کُلِّ رَبیعٍ، وَ اِنْ ضاهَیْتَهُ بِالْمَلابِسِ فَهُوَ کَمَوْشِیِّ الْحُلَلِ اَوْ کَمُونِقِ عَصْبِ الْیَمَنِ. وَ اِنْ شاکَلْتَهُ بِالحُلِیِّ فَهُوَ کَفُصُوصٍ ذاتِ اَلْوانٍ قَدْ نُطِّقَتْ بِاللُّجَیْنِ الْمُکَلَّلِ». (2)
اگر رنگهای پرهای طاووس را به روییدنیهای زمین تشبیه کنی خواهی گفت دسته گلی است که از شکوفههای رنگارنگ گلهای بهاری فراهم آمده است و اگر آن را با پارچههای پوشیدنی همانند سازی پس چون پارچههای زیبای پرنقش و نگار با پردههای رنگارنگ یمن است و اگر آن را با زیورآلات مقایسه کنی چون نگینهای رنگارنگی است که در نواری از نقره با جواهرات زینت شده است. (1)
1) نهج البلاغه، مترجم محمد دشتی، دفتر تبلیغات، چاپ شانزدهم، خطبه 165.
رشد گیاهان تحت تأثیر رنگهای مختلف میباشد مثلاً گیاهی که رشد او در حدود 27 میلیمتر در ساعت بود. در شیشه آبی رنگ مطلقا رشد نکرد و در شیشه سفید رنگ تا 100 میلیمتر رشد نموده و در شیشه سرخ رنگ به 342 میلیمتر رسید.(1)
از ترکیب کامل همه هفت رنگ موجود در طیف نور خورشید و خنثی شدن آثارشان با همدیگر رنگ یا نور متعادل سفید بدست میآید.
سلامت چشم و تعادل جسمی و روحی انسان در صورتی بیشتر و بهتر
1) اثرات تربیتی رنگ، محمد امین حجتی، نشر جمال، اول، ص 20.
تأمین میگردد که تماس دائمی او در زندگی روزانه با رنگهای ملایم و متعادل یا رنگهای غیر محرک و یا لااقل رنگهای بی تفاوت باشد. به همین جهت است که در طبیعت نیز متناسب با نیاز طبیعی انسان رنگهای مذکور اکثریت داشته و قسمت اعظم محیط زندگی و چشم انداز ارضی و سماوی انسان را این نوع رنگها پر کردهاند که عبارتند از رنگهای سبز، آبی، خاکستری.
بطوری که میدانیم قسمت اعظم کره زمین یا پوشیده از رنگ سبز است (رستنیها و مزارع و جنگل ها) یا رنگ خاکستری (رنگ خاکی) با مختصر تغییراتی در جهت روشنی یا سیری (تمام سطح خاکی کره زمین که عاری از گیاهان و جنگلها و خاکهای رنگین معادن است) و متقابلاً سه چهارم سطح کره زمین (دریاها و اقیانوس ها) به اضافه تمام فضای آسمان را رنگ آبی پوشانده است. آن همه دعوت بشر به سیر در زمین و آسمان و تماس با طبیعت و تأمل در
چگونگی خلقت آنها در قرآن علاوه بر جنبه تنبّه و عطف توجه به آنها از لحاظ رشد عقلی و پیشرفتهای مهم علمی در فرهنگ بشر، برای برخورداری از اثرات آرام بخش آنها و حفظ تعادل روحی و عصبی در انسان است. در نتیجه تماس با طبیعت، انسان به هر حال یا با رنگ مفرح و نشاط آوری مانند سبز یا با رنگ آرام بخشی مانند آبی و یا با رنگ متعادل و بی تفاوتی مانند رنگ خاکستری سر و کار دارد که برخلاف رنگهای مستقل دیگر بخصوص رنگهای مصنوعی برخورد طولانی با آنها نه انسان را به طور غیر طبیعی تحریک میکند و نه کسل و ملول و خسته (مانند رنگ قرمز و رنگ بنفش). (1)
1 آئین بهزیستی، دکتر احمد صبور اردوباری، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، اول، جلد دوم، ص 73.
اصولاً باید به این نکته توجه داشت که انتخاب رنگ برحسب نوع کار و شرایط دید و فعالیتهای شغلی و تماس مداوم حرفهای و حتی محیط زندگی،هم از نظر سلامت چشم و هم از لحاظ حفظ سلامت و اعتدال عصبی و روحی نقش اساسی دارد که از آن جمله است انتخاب رنگ مناسب برای نوشتن.
انتخاب رنگ سیاه یا آبی سیاه یا سرمهای برای نوشتن و خواندن در زمینه سفید سبب تسهیل وضوح دید و سلامت اعصاب چشم شده و طول عمر و دوران فعالیت طبیعی چشم را بیشتر میکند در حالی که استفاده از رنگهای روشن یا رنگهایی که نزدیک به رنگ سفید هستند در متن سفید به سرعت چشم را خسته میکند و اعصاب
آن را به زحمت میاندازد. (1)
از لحاظ نقش و آثار مختلف رنگهای گوناگون در زندگی بشر یک دسته از رنگها تأثیرات مستقیم مثبت در حالات و روحیات و نوع فعالیت انسان دارند و آن رنگهای روشن است.
رنگهای روشن اثرات محرک روانی عمومی داشته و موجب افزایش فعالیت عمومی شخص میگردد و اثرات غیر مستقیمی در افزایش
حرکت و فعالیت و پیشرفت کار و فعالیتهای شغلی و حرفهای دارد.(2)
قرآن دوازده مرتبه سفیدی را در قلمرو کلمه مذکور آورده است. سفید مجموعه رنگها میباشد و قرآن هم اولین اشعههای ارسالی از طرف خورشید را به رنگ سفید معرفی فرموده است و سفید از نظر قرآن علامت پاکی ظاهر و باطن است.
بسط دامنه رنگ سفید از ظاهر جماد است تا رفاه بهشتیان مانند:
«بَیْضاءَ لَذَّةٍ لِلشّارِبین: شرابی سفید و روشن که مینوشند و لذت کامل
میبرند».(1)
نوشابه و شراب طهور که هر لحظه اراده میکنند از پیمانه سیراب میشوند و در عالمی از نشاط و معنویت فرو میروند و آن شراب طهور، شرابی سفید و درخشنده و لذت بخش، شراب پاک و خالی از رنگهای شیطانی و سفید و شفاف است و آن «لَذَّةٍ لِلشّارِبین» است. یعنی نه مایه فساد عقل است و نه موجب مستی میشود و جز هوشیاری و نشاط و لذت روحانی چیزی در آن نیست.(2)
«کَاَنَّهُنَّ بَیْضٌ مَکْنُونٌ: گویی آن حوران در سفیدی و لطافت بیض مکنون
هستند. (1)
این توصیف همسران بهشتی است که پاکی و صداقت آنها را میرساند یعنی بدن آنها از شدت پاکی و ظرافت و سفیدی و صفا همچون تخم مرغی است که نه دست انسان آنها را لمس کرده و نه گرد و غباری بر آن نشسته بلکه در زیر بال و پر مرغ پنهان و پوشیده مانده است.
حوریان بهشتی را حوری گویند که سفید پوستند یا سفیدی چشمانشان درخشنده و سیاهی آن کاملاً سیاه است.
در منابع اسلامی نقل شده در هنگام قیامت زمین و عرصه محشر تبدیل به
1) 49 / صافات.
نان پاکیزه و سفید رنگی میشود که انسانها میتوانند از آن تغذیه کنند تا حسابشان روشن گردد و هر کدام به سوی سرنوشتشان حرکت کنند.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرمایند:
«اِنَّ اللّهَ تَعالی خَلَقَ الْجَنَّةَ بَیْضاءَ وَ اَحَبُّ شَیْءٍ اِلَی اللّهِ الْبَیاضِ:
خداوند بهشت را سفید آفریده و سفیدی از همه رنگها پیش خدا محبوب تر است».
در کتاب اصول کافی به نقل از امام باقر علیهالسلام آمده است: «هیچ بندهای نیست مگر آنکه در قلبش لکهای سفید است وقتی گناهی بکند در این لکه سفید لکهای سیاه پیداست اگر از آن گناه توبه کند آن لکه سیاه پاک میشود و اگر همچنان به گناه خود ادامه دهد لکه سیاه زیادتر میشود تا آنکه همه سفیدی را بپوشاند
همین که سفیدی پوشیده شد دیگر صاحبش تا ابد به سوی خیر برنمی گردد».
در حدیثی از امام صادق علیهالسلام منقول است «کسی که سوره شوری را بخواند روز قیامت با صورتی سفید و درخشنده همچون آفتاب محشور میشود تا به پیشگاه خدا میآید».
سفید رنگی است ملیح و برّاق و گریزاننده میکروبها و علامت پاکی ظاهر و باطن است.
رنگ سفید در بنیه تمامی طیفها نهفته و جمع شده است. در سایه این رنگ، سیستم انرژی فرد تمیزتر میشود و فرد میتواند خودش را از آلودگیها نجات دهد. رنگ سفید ظاهر کننده احساسات، نبوغ و استعدادهای بالقوه فرد بوده و رنگی است که توانائیهای فرد را تقویت نموده و باعث میشود توازن انرژی و
نیرو در فرد فراهم آید. ضمنا این رنگ اگر با رنگهای دیگر آمیخته شود نیرومندتر شده و تأثیراتش افزونتر خواهد شد. رنگ سفید در عین حال که رنگ مستقل و مشخص و در ردیف هفت رنگ اصلی نیست اما با مختصر تغییراتی یا کم و بیش نوسانی خود شامل آثار و خواص مجموع همه آنهاست و به همان لحاظ نور سفید یا روشنایی به طور اعم، یک عامل مهم تحرّک و فعالیت هماهنگ برای زندگی بشر و تمام موجودات زنده است.
دومین رنگی که در قرآن آمده است رنگ زرد است رنگ خوشخویی و خوشحالی و گرم کنندگی است رنگ روحانی و ایده آل و تحریک کننده فکری و آرام کننده برخی حالات عصبی است.
خداوند در سوره بقره در مورد این رنگ میفرماید:
«قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّکَ یُبَیِّنْ لَنا ما لَوْنُها قالَ اِنَّهُ یَقُولُ اِنَّها بَقَرَةٌ صَفْراءُ فاقِعٌ لَوْنُها تَسُرُّ النّاظِرینَ:
باز قوم موسی گفتند از خدا بخواه که رنگ آن گاو را نیز معین فرماید موسی علیهالسلام جواب داد خداوند میفرماید: گاوی باشد به رنگ زرد که رنگ آن بینندگان را شاد سازد». (1)
ماجرای گاو بنی اسرائیل چنین بود: یک نفر از بنی اسرائیل به طرز مرموزی کشته میشود در حالی که قاتل به هیچ وجه معلوم نیست حضرت موسی علیهالسلام
1) 69 / بقره.
به این قوم میگوید که خداوند تبارک و تعالی میفرماید باید ماده گاوی باشد که نه پیر و از کار افتاده و نه بکر و جوان بلکه میان آن دو باشد و گاوی زرد باشد و یک دست که رنگ آن بینندگان را شاد و مسرور کند. اکنون پس از گذشت 20 قرن دانشمندان به این نتیجه رسیدهاند که رنگ زرد موجب مسرت و شادابی است. در جای دیگر قرآن، رنگ زرد را به موی شتر منسوب میدارد تا بیان کند که رنگ زرد حالت گرم کنندگی دارد و قرآن غیر مستقیم آن را به پشم شتر که گرم کننده است میداند.
«اِنَّها تَرْمی بِشَرَرٍ کَالْقَصْرِ. کَأَنَّهُ جِمالَتٌ صُفْرٌ:
آتش دوزخ شرارههایی چون کاخ پرتاب میکند که شعلهاش گویا شتری
زردفام است».(1)
در این آیه قرآن آتش جهنم را به شتران زرد رنگ شبیه میسازد که در واقع حکایت از نهایت گرما و نور خیره کننده آن دارد.
رنگ زرد روشن در روز تداعی کننده فعالیت، کار و کوشش به شمار میرود و سمبل خورشید است. رنگ زرد خوشحال کننده و موجب شادابی و نشاط و آرامش است و اگر روشن باشد نگاه به آن سرورآور بوده و خوشحالی بخش است و اگر به نارنجی تمایل یابد اثر نوازش نیز دارد و درخشنده و تابان و هیجان انگیز و مسکّن بوده و نبض را به آرامی زیاد میکند. بچههای
1) 33 / مرسلات.
عصبی را میتوان به اتاقهایی با پرده لیمویی رنگ تسکین داد. (1)
بنابراین رنگ زرد که در بالای حد فاصل رنگ متعادلی بمانند سبز قرار گرفته است میتواند به عنوان یک رنگ محرک معتدلی پذیرفته شود.
رنگ زرد در درمان بیماریهای پوستی و شفاف کردن پوست نیز مؤثر است و یک نوع تحریک کننده ذهن و هوش دارد که شدیدا موجب تقویت فکر انسان میگردد. استفاده از رنگ زرد برای تقویت فکر و اعصاب مثلاً در امتحانات مناسب است.
زرد مظهر روشنی و نور و نشاط و شادابی است و عنصر عاطفی آن زنده و
1) اثرات تربیتی رنگ، محمد امین حجتی، نشر جمال، اول، صفحه 19.
مایه امیدواری و تسکین و انبساط خاطر است و علیه خستگی و افسردگی و اضطراب به کار میرود.
این رنگ در درمان انسانهای خودگرا و منزوی مؤثر است و شخص را فعال و پر حرارت میکند. زرد در درمان افسردگیهای عصبی به خوبی کارساز است و به عنوان درمان ضد افسردگی شناخته شده است چون این رنگ سیستم عصبی را تحریک میکند به گونهای که این رنگ را خوراک اعصاب نامیدهاند. تأثیرگذارترین نقطهای که در بدن انسان میتواند از رنگ زرد متأثر گردد، ذهن آدمی است.
رنگ زرد در سیستم عصبی که به طناب عصبی خورشید معروف است متمرکز میباشد. تمامی فعالیتهای ذهنی فرد به وسیله نیروی رنگ زرد به
حرکت درمی آید. از طرفی برای از بین بردن ناملایمات روحی و یأس مفید واقع میشود. خوش بینی و اعتماد به نفس را در فرد افزایش میدهد.
سیستم عصبی معده، روده ها، کلیهها و تمامی جهاز هاضمه تحت تأثیر این رنگ قرار دارند و به وسیله این رنگ میتوان آنها را درمان نمود.
رنگی روح بخش و محرک ذهن است که روحیه را بالا میبرد و میتواند افسردگی را برطرف کند. این رنگ اساسا بر دستگاه اعصاب مؤثر است نیروی عضلانی را تقویت میکند. میتوان برای رفع یبوست، نفخ شکم، سوء هاضمه و تپش قلب از آن استفاده کرد اما به هرحال لازم است با احتیاط مصرف شود چون مقدار زیاد آن باعث بروز اسهال میشود.
با توجه به آیات قرآنی به نظر میرسد زیباترین رنگی که در قرآن مطرح شده رنگ سبز است که لباسهای بهشتیان و جامههای ابریشمی و حریرهای سبز به آن تشبیه شده است.
«اُولئِکَ لَهُمْ جَنّاتُ عَدْنٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهِمُ الاَْنْهارُ یُحَلَّوْنَ فیها مِنْ اَساوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَ یَلْبَسُونَ ثِیابا خُضْرا مِنْ سُنْدُسٍ وَ اِسْتَبْرَقٍ مُتَّکِئینَ فیها عَلَی الاَْرائِکِ نِعْمَ الثَّوابُ وَ حَسُنَتْ مُرْتَفَقا:
بهشتیهای عدن که نهرها از زیر درختانش جاری است خاص آنهاست در حالی که در آن بهشت برین زیورهای زرین بیارایند و لباسهای سبز حریر و
دیبا پوشند و بر تختها به عزّت تکیه زنند».(1)
«مُتَّکِئینَ عَلی رَفْرَفٍ خُضْرٍ وَ عَبْقَرِیٍّ حِسانٍ:
تکیه کنندگان بر بالشهای سبز و زنارهای زیبا»(2)
«اَلَمْ تَرَ اَنَّ اللّهَ اَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسَلَکَهُ یَنابیعَ فِی الاَْرْضِ ثُمَّ یُخْرِجُ بِهِ زَرْعا مُخْتَلِفا اَلْوانُهُ ثُمَّ یَهیجُ فَتَریهُ مُصْفَرّا ثُمَّ یَجْعَلُهُ حُطاما اِنَّ فی ذلِکَ لَذِکْری لاِوُلِی الاَْلْبابِ:
آیا نمیبینی که خدا از آسمان آب باران نازل گردانید و در روی زمین نهرها
(و جویها) روان ساخت، آنگاه انواع نباتات گوناگون بدان برویاند و باز رو به
خزان آرد و نخست بنگری که زرد شود و آنگاه خدا خشک گرداند؟ در آن صاحبان عقل متذکر شوند».(1)
فلسفه زنده شدن زمینهای مرده به وسیله گیاهان سبز در پرتو نزول باران و فلسفه حیات و مرگ است و رنگ طبیعت و علامت بهار، جوانی و رشد و نمو میباشد.
«اَلَمْ تَرَ اَنَّ اللّهَ اَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَتُصْبِحُ الاَْرْضُ مُخْضَرَّةً اِنَّ اللّهَ لَطیفٌ خَبیرٌ:
ای بشر آیا ندیدی که خدا از آسمان آب فرو بارید که زمین را سبز و خرم کرد
1) 21 / زمر.
که همانا خداوند را با خلق عنایت و لطف است و به دقیق ترین امور عالم آگاه است». (1)
قرآن باغها و درختان سبزش را بهجت آور ذکر میکند.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرماید:
«ثَلاثَةٌ یُذْهِبْنَ عَنِ الْقَلْبِ الْحُزْنَ اَلْماءُ وَ الْخَضَراءُ وَ الْوَجْهُ الْحَسَنِ:
سه چیز غم و اندوه را از دل میزداید نگریستن به آب و سبزه و روی نیکو»(2)
رنگ طبیعی سبز مربوط به گیاهان است و اجتماع آنها که حدیقه را میسازد مهم ترین اثرش این است که صاحب بهجت و دارنده بهجت هستند و در این صورت سبز، رنگ نیکویی است که شادمانی از آن ظاهر میشود.
در مذهب ما رنگ سبز سمبل ایمان و عقیده، دین و توکل، فناناپذیری و رستاخیز است.
رنگ سبز در بین هفت رنگ موجود در طیف نور سفید، رنگ وسط و متعادل است و اثر مفرّح و آرام بخشی ملایم دارد. از این رو سبز روشن برای محیط کار و زندگی رنگ مناسبی بود و اثر مفرّح و ملایمی دارد و تماس مداوم با آن اشکال ایجاد نمیکند.
قرآن میفرماید: «وَ تَکوُنُ الْجِبالُ کَالْعِهْنِ الْمَنْفوُشِ:
کوهها مثل پشم زده شده تلاشی میگردد». (1)
«عِهْن» به معنای پشم قرمز است این تشبیه اشاره دارد به اینکه در آن روز کوهها که رنگهای مختلف دارند با زلزله قیامت متلاشی و چون پشم حلاجی شده میگردند.
«اَلَمْ تَرَ اَنَّ اللّهَ اَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَاَخْرَجْنا بِهِ ثَمَراتٍ مُخْتَلِفا اَلْوانُها وَ مِنَ الْجِبالِ جُدَدٌ بیضٌ وَ حُمْرٌ مُخْتَلِفٌ اَلْوانُها وَ غَرابیبُ سُودٌ»(2)
از کوهها نیز راههای زیادی به رنگ سرخ و سفید و به رنگهای مختلف و گاه کاملاً سیاه خلقت فرموده در ابتدای آیه به نزول باران و سپس به پیدایش جماد و نبات و حیوان اشاره شده و بالاخره در آخر آیه به انسان دانشمند که خشیت دارد پایان میپذیرد و عجیب تر از آن اینکه صفت مشترک قابل بررسی و قابل ذکر در قرآن را برای هر سه مورد (جماد، نبات، حیوان) رنگ دانسته و حتی به سفید و سیاه و قرمز اشاره نموده است و به ارتباط دیدن و پیدایش رنگهای موجودات نیز اشاره شده است.
رنگ قرمز محرک است و نباید افرادی که عصبانی هستند در منزلشان از آن استفاده نمایند ولی به هنگام تغذیه به علت اشتهاآور بودن استفاده از آن مطلوب است و به علت تحریک آمیزی رنگ قرمز که گاه گریه ناشی از نگاه طولانی که
کودک به آن یا سردردی به علت زیاد نگاه کردن به آن ناشی میشود خودداری نمود و از اشعه قرمز برای کودکان بی حس و کم خون و برای افزایش اشتها و تنظیم هضم و تغذیه استفاده میکنند. (1)
در قرآن کریم هفت آیه که کلمه سیاهی را دارد آمده است و در بیشتر موارد در مقابل سفیدی میباشد و از رنگ جاده تا چهره دوزخیان و کسانی که از ولادت دختری ناراحت میشوند به رنگ سیاه تعبیر شده است.
«وَ اِذا بُشِّرَ اَحَدُهُمْ بِالاُْنْثی ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدّا وَ هُوَ کَظیمٌ:
1) اثرات تربیتی رنگ، محمد امین حجتی، ص 18.
هر گاه خبر میآوردند که دختری به خانوادهاش افزوده شده است از شدت غم و ناراحتی صورتش سیاه میشد».(1)
مقصود از «سَوْدا» سیاه شدن روی «خشمناک شدن» است و «کَظیم» به کسی گویند که اندوه و خشم خود را فرو میبرد. ام حکیم دختر حارث بن هشام عرضه داشت یا رسول اللّه این معروفی که خدا شرط کرده تو را در مورد آن معصیت نکنیم چیست؟
فرمود این است که لطمه به صورت نزنید و چهره خود را نخراشید و روی خود را نکنید و گریبان چاک نکنید و جامه سیاه نپوشید و صدا به واویلا بلند نکنید زنان مکه پذیرفتند
1) 58 / نحل.
برطبق این شرط بیعت کردند.
«کَأَنَّما اُغْشِیَتْ وُجُوهُهُمْ قِطَعا مِنَ اللَّیْلِ مُظْلِما اوُلآئِکَ اَصْحابُ النّارِهُمْ فیها خالِدوُنَ:
گویی صورت آنها را پارههایی از تاریکی شب پوشانیده است گویا میخواهد بفرماید شب ظلمانی تکه تکه شده و یکی پس از دیگری به روی چهره آنان افتاده و در نتیجه چهرههایشان به طور کامل سیاه شده است این مربوط به کسانی است که پشت سر هم مرتکب گناه میشوند و آنهایی که بر خدا دروغ میبندند». (1)
1) 27 / یونس.
«فَلَمّا رَاَوْهُ زُلْفَةً سیآئَتْ وُجُوهُ الَّذینَ کَفَروُا وَ قیلَ هذَا الَّذی کُنْتُمْ بِهِ تَدَّعُونَ: وقتی آن عذاب را از نزدیک مشاهده کنند چهره کسانی که کفر ورزیدهاند زشت و سیاه گردد و گفتند این همان عذابی است که خواهان آن بودید».(1)
رنگ سیاه رنگ ابهت است و برای مضطرب نمودن دشمن استفاده شده که این مسأله را اولین دفعه ابومسلم خراسانی برای پیشبرد مقاصد نظامی خود به کار برد. لشکریان هر روز لباس و پرچمی به رنگ مخصوص داشتند. روزی همه چیز سبز بود و روز دیگر زرد و … بالاخره رنگ سیاه را برای
1) 27 / ملک.
مضطرب نمودن انتخاب کرد. (1)
«وَ اَعِدُّوا لَهُمْ مَااسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ:
در برابر آنها (دشمنان) آن چه توانایی دارید از « نیرو » آماده سازید»(2)
جالب این است که در روایات اسلامی برای کلمه قوه تفسیرهای گوناگونی شده که از وسعت مفهوم این کلمه حکایت میکند مثلاً در بعضی از روایات میخوانیم که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود منظور از «قوه» تیر است و در روایت دیگری که
در تفسیر علی بن ابراهیم آمده میخوانیم که منظور از آن هرگونه اسلحه است و
باز در روایتی که در تفسیر عیّاشی آمده میخوانیم که منظور از آن شمشیر و سپهر است و بالاخره در روایت دیگر که در کتاب مَنْ لا یَحْضُرُهُ الْفَقیه آمده میخوانیم که منظور از آن «مِنهُ الْخِضابُ السَّواد» است. یکی از مصداقهای قوه در آیه موهای سفید را به وسیله رنگ سیاه کردن است یعنی اسلام حتی رنگ موها را که به سرباز بزرگسال چهره جوان تری میدهد تا دشمن مرعوب گردد از نظر دور نداشته است و این نشان میدهد که چه اندازه مفهوم «قوه» در آیه فوق صحیح است.(1)
1) تفسیر جوان، محمد بیستونی، 27 جلدی، قطع جیبی، جلد 7، ص 227 228.
لباس اولین حائل بین بدن و انسان با محیط است در این بین نوع جنس، رنگ، کیفیت و بافت آن از لحاظ گرمی و سردی میتواند مانع انتقال و برخورد برخی از امواج و تشعشعات محیطی به بدن شود.
اگر انتخاب نوع و جنس و رنگ پوشاک با آگاهی و بینش و شناخت صحیح صورت گیرد میتواند نقش مهمی در حفظ سلامتی داشته باشد.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرماید: لباست را آن چنان نیکو انتخاب کن که در میان مردم چون گل باشی. همچنین میفرماید: «اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ مِنْ عَبْدِه اِذا اَخْرَجَ اِلی اِخْوانِه اِنّی یَتَهَیَّأُ لَهُمْ وَ یَتَجَمَّلُ مَکارمَ الاَْخْلاق:
خداوند دوست میدارد از بنده خود که چون نزد برادران خود رود خود را با
لباس خوب مرتب و تزیین و آراسته کند».
ازجمله نکاتی که باید در گذران زندگی به آن توجه ویژه داشت مسأله رنگ پوشاک است که اغلب افراد نسبت به این موضوع مهم در حداقل اطلاعات سیر میکنند.
رنگهای اجسام بر حسب اینکه بازتاب یک رنگ اصلی از نور سفید باشد یا ترکیبی از چند رنگ اصلی یا فرعی میتواند آثار فیزیکی و فیزیولوژیکی و حتی روانی مخصوص به خود داشته باشد این اصل از نظر حفظ اعتدال جسمی و روحی و نیز تأمین سلامت و آرامش و رفاه بشر و حتی طول عمر و قدرت مقاومت بدن در برابر بیمارهای جسمی و روحی حائز کمال اهمیت است و به همین علت است که انتخاب رنگ لباس و حتی وسایل و لوازم مختلف زندگی و محل کار و مسکن اهمیت دارد.
در فیزیک مقدماتی به کمک ساده ترین آزمایشها مثلاً به وسیله پیچاندن گرماسنج به پارچه سفید و سیاه و رنگهای مختلف ثابت میکنند که حرارت مخصوص تمام اجسام به رنگهای مختلف، مختلف است زیرا اجسام سفید تقریبا تمام اشعه نورانی را که دریافت میکنند از خود منعکس میسازند در حالی که اجسام سیاه تقریبا تمام آنها را جذب مینمایند و اجسام به رنگهای دیگر هرچه به یکی از این دو قطب نزدیک تر باشند به همان اندازه گرما را در خود گرفته یا آن را از خود پس میدهند که به عنوان «باز تاب تشعشعات» معروف است.
بازتاب تشعشعات اجسام در زندگی بشر بی تأثیر نیست بلکه به هر نسبتی که اجسام به ما نزدیک تر شده و تماس مستقیم پیدا میکنند اثرات بازتاب آنها در وجود ما بیشتر است و لباس نزدیک تر از همه است.
در اسلام بذل توجه کاملی در انتخاب رنگ لباس صورت گرفته و در مواردی نیز به استفاده از رنگی تأکید و از رنگ خاصی نهی شده است. به طور کلی از نظر اسلام بین تمام رنگهای مختلف، بهترین رنگ برای لباس، در درجه اول رنگ سفید و سپس رنگهای مفرح و شاد است مگر اینکه بر حسب نیاز و مقتضیات فصلی و سنی و غیره استفاده از رنگ خاصی ضرورت پیدا کند.
از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده است:
«اِلْبِسُوا الْبَیاضَ فَاِنَّهُ اَطْیَبُ وَ اَطْهَرُ وَ کَفِّنُوا فیهِ مَوْتاکُمْ:
جامه سفید بپوشید که آن نیکوترین و پاکیزه ترین رنگهاست و مردگان خود را نیز در آن کفن کنید».
لازم به ذکر است که بیشترین لباسهای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به رنگ سفید بود.
درباره زندگی حضرت علی علیهالسلام و امام جعفر صادق علیهالسلام هم نقل شده است که اکثر اوقات لباس سفید به تن میکردند. از امام محمدباقر علیهالسلام نیز نقل شده است که فرمودند:
«لَیْسَ مِنْ ثِیابِکُمْ شَیْءٌ اَحْسَنَ مِنَ البَیاضِ:
هیچ لباسی بهتر از لباس سفید نیست». بازهم از آن حضرت نقل شده است که:
«أَحَبُّ شَیءٍ اِلَی اللّهِ البیاضُ: سفیدی نزد خدا محبوب تر است».
در حال نماز نیز مستحب است نمازگزار لباس سفید بر تن داشته باشد و اگر سفید نباشد رنگ سیر و تیره نداشته باشد.
اینک متقابلاً به اهمیت پوشاک سفید و تأیید و تأکید به استفاده از آن در اسلام
اختصاراً اشاره میشود:
1 از جمله مستحبات نماز، پوشیدن لباس سفید است و علاوه بر کراهت استفاده از لباس سیاه در حالت کلی، در حال نماز نیز اختصاصاً پوشیدن لباس سیاه منع شده است و آن را جزو مکروهات نماز معرفی کردهاند.
2 در مورد لباس ساده احرام در مراسم حج که در حقیقت لباس رسمی در این فریضه مهم است توصیه مؤکد شده است که به رنگ سیاه نباشد حتی در حال احرام خوابیدن بر روی فرش که سفید نباشد مکروه است. لباس سفید احرام امتیازاتی دارد که ذیلاً به برخی از آنها اشاره میشود.
الف) علاوه بر اثرات روانی مفرّح، دلگشا، نشاط بخش و محرک، در حال آن عبادت بزرگ کمترین آلودگی را در خود منعکس و مسلمان را وادار به حفظ
حریم نظافت و تمییزی و پاکی لباس میکند که به غیر از مراعات حریم طهارت و نجاست بوده و بالاتر از آن است.
ب) سادگی لباس، شستشو را تسهیل میکند برخلاف لباسهای مد روز که به جهت پیچیدگی شکل و برخورداری از انواع دوخت ها، غالبا با یکبار شستشو شکل و فرم آن از بین میرود و همین امر به تنهایی منشأ گرفتاریهایی برای انسانهای متمدن امروزی است و نشان میدهد که هرچه زندگی انسان از سادگی و بی پیرایگی فاصله بگیرد بر مشقّات و گرفتارهای او افزوده میشود. لباس احرام نحوه بارزی از سادگی و پوشش است و به همین جهت، استفاده از آن و حفظ نظافت و تمییزی آن بسیار مهم است.
ج) استفاده متحدالشکل و رنگ در پوشش ظاهری در چنان جمعیت عظیم،
علاوه بر شکوه و عظمت فوق العادهای که دارد، تشابه اجمالی است در نمایاندن ارزش و اهمیت وحدت در افکار و عقاید و تشابه در بواطن مؤمنین.
3 از مستحبات کفن میت سفید بودن آن است. انتخاب پارچه سفید برای کفن میت این اثر را دارد که به جهت دلگشا و مفرح بودن رنگ سفید، از شدت نفرت و کراهت و حساسیت روحی زندگان نسبت به اجساد مرده و بی جان میّت میکاهد در حالی که اگر به رنگ سیاه میبود اثرات روانی به بدترین حالت بر تشییع کنندگان و شرکت کنندگان در مراسم تدفین و تلاوت قرآن بر بالین میّت را میبخشید.
علاوه بر آن، آن چنان که از تعالیم پیشوایان برمی آید، انتخاب کفن سفید برای میت اثرات مطلوب در روح خود میّت دارد که در آن حال هنوز معطوف و
متوجه به جسمی است که مدت یک عمر به آن اُنس گرفته و بدین زودی علائقش را از کالبد و قفسی که در آن بوده، قطع نکرده است.
به موجب اخبار و روایات، پس از رنگ سفید، رنگهای روشن زرد و سبز از نظر پیشوایان اسلام بهترین رنگها برای پوشاک معرفی گردیده است.
گویند پیامبر صلی الله علیه و آله قبای سبز رنگی داشتند و رنگ سبز را دوست میداشتند و در حدیثی از امام باقر علیهالسلام به پوشیدن کفش زرد توصیه شده است متقابلاً در اسلام استفاده از لباس سیاه مؤکدا مکروه و مطرود اعلام شده است و توصیه شده است که حتی الامکان لباس سیاه به کار برده نشود مگر در مقام اضطرار یا به جهات خاص و استثنایی نظیر عزاداری برای معصومین علیهم السلام.
انتخاب لباس سفید در تمام موارد، به خصوص در رشتههای مختلف پزشکی دارای ارزش و اهمیت خاص و استثنایی است که از آن جمله امکان مراعات کامل نظافت و تمییزی لباس است زیرا پارچه سفید به جهت زمینه سفید یکنواخت خود، قادر است حداقل آلودگی به گرد و غبار و مواد زاید محیط را فورا نشان دهد و توجه شخص را برای رفع آلودگیها فورا جلب نموده و از نظر افکار عمومی شخص را وادار نماید تا دائما لباس خود را تمییز و نظیف نگه داشته و کمترین آلودگی ممکنه را فورا بزداید که مراعات این اصل مخصوصا در شغل و حرفه پزشکی و جلوگیری از سرایت بیماریها از طریق آلودگی به کثافات و عفونتها بسیار مهم و مؤثر بوده و مانع انتقال عوامل مولد بیماری به
اشخاص دیگر میشود. (1)
ائمه علیهم السلام تأکید داشتهاند که مردم از رنگ سفید در پوشش استفاده کنند امام صادق علیهالسلام میفرماید: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «اِلْبِسُوا البَیاضَ فَاِنَّهُ اَطْیَبُ وَ اَطْهَرُ: لباس سفید بپوشید زیرا پاک تر و پاکیزه تر است». (2)
و نیز فرمودند: «خَیْرُ ثِیابِکُمُ البَیاضُ فَیَلْبِسُوا اَحْیاؤکُمْ وَ کَفِّنُوا فیهِ مَوْتاکُمْ:
بهترین لباس شما لباسی است که به رنگ سفید باشد پس زندههای شما آن را
بپوشند و مرده هایتان را در آن کفن کنید». (1)
امام علی بن ابیطالب علیهالسلام لباس سفید را به عنوان بهترین لباس انتخاب کرده بودند. از امام صادق است که ایشان میفرماید: «کانَ لَها یَلْبَسُ اِلاَّ البَیاضَ اَکْثَرُ ما یَلْبَسُ» علی علیهالسلام بیشترین پوشش خود را از لباسهای سفید انتخاب میکرد.
امام محمد باقر علیهالسلام میفرماید:
«أَحَبُّ شَیْءٍ اِلَی اللّهِ الْبَیاضُ: سفیدی از همه رنگها نزد خدا محبوب تر است».
«لَیْسَ مِنْ ثِیابِکُمْ شَیْءٌ اَحْسَنَ مِنَ البَیاضِ: هیچ لباسی بهتر
1) وسایل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج 3، باب 13.
از لباس سفید نیست».
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرماید: «لَیْسَ مِنْ لِباسِکُمْ شَیْءٌ اَحْسَنَ مِنَ البَیاضِ فَالْبِسُوهُ: از لباسهای شما هیچ کدام بهتر از لباسهای سفید نیست برای پوشش خود آن را انتخاب کنید».
از سدیر صرّاف منقول است که به خدمت امام جعفر صادق علیهالسلام رفتم و نعلین سفید پوشیده بودم فرمود آیا دانسته این را پوشیدهای پس فرمود هرکه داخل بازار شود و نعلین سفیدی بخرد کهنه نکند آن را مگر آنکه مالی را کسب کند از جایی که گمان نداشته باشد، راوی گوید که سدیر به من خبر داد که هنوز آن نعلین کهنه نشده بود که صد اشرفی از جایی به دستم آمد که گمان نداشتم و در حدیث دیگر وارد است که هرکه نعلین زرد یا سفید بپوشد او را مال و فرزندان
به هم رسد.
استفاده لباس سفید برای عروسی به خاطر ایجاد نشاط و وجد در مجالس جشن و سرور و پیوند زناشویی نقش مؤثری دارد و ایجاد جذابیت، تحریک، تشویق و ترغیب برای امر ازدواج مینماید.
لباس سفید خنک کننده خوبی است زیرا تمام اشعه تابیده شده را گرفته و منعکس میسازد و در نتیجه گرمای زیادی تولید نمیکند و مکانیسم طبیعی، تنظیم حرارت بدن که مرکز آن در قاعده مغز قرار دارد آسان تر صورت میگیرد.
اهالی مناطق گرمسیری و اعراب ردای سفید میپوشند.
حضرت امام باقر علیهالسلام پوشیدن کفش زرد را با توجه به اثرات رنگ زرد سفارش نموده است. از زراره منقول است که امام محمدباقر علیهالسلام بیرون آمد در حالی که جبّه (1)خز زرد و عمامه زرد و رداء خز زرد پوشیده بود. در رنگ نعلین و کفش و چگونگی آن بهترین رنگها در نعلین و کفش، رنگ زرد است نعلین زرد چشم را جلا میدهد و غم را برطرف میکند و پاپوش پیامبران است.
امام محمدباقر علیهالسلام میفرماید: «هرکه نعلین زرد بپوشد تا زمانی که آن را پوشیده باشد در شادی و سرور میباشد زیرا که حق تعالی در وصف گاو بنی اسرائیل میفرماید: «صَفْراءُ فاقِعٌ لَوْنُها تَسُرُّ النّاظِرینَ: رنگ زرد بینندگان راشاد و مسرور میگرداند». (2)
آنچه در تاریخ اسلام از سیاه پوشی بر جای مانده است به خاطر آگاهی از انهدام ارزشها در عالم بشریت در هر عصر و دوران بوده است. سیاه پوشی در اسلام از لحاظ احیاء شعائر دینی و زنده ساختن روح وحدت و به خصوص قیام بر علیه ظلم و فساد و ستم و کفر، بسیار مهم و شایان توجه است که نمونه زندهاش امروزه در بزرگداشت مراسم مذهبی سالگرد و شهادت امام حسین علیهالسلام با تجدید هر ماه محرمی مشاهده میگردد که باید گفت از موارد معدود و مجاز استثنایی، به جهت اهداف عالیه دینی منظور شده در آن، به شمار میرود و این قبیل استثنائات در اسلام به خاطر برتری و غلبه آثار و نتایج مثبت حیاتی و اجتماعی حاصل از آن است و نه براساس بدعت و سنت، که گرچه ممکن است
اکثریت عوام نیز از عظمت و اهمیت روح قضیه بی خبر باشند اما از آنجا که در مسیر دین عموما عوام تابع خواص و خواص از روی علم و آگاهی بر فلسفه وجودی قیام عاشورا، چنین مراسمی را هدایت مینماید میتوان گفت تا زمانی که سررشته در دست خواص بوده و اکثریت عوام بر اقلیت خواص غالب نیاید، تغییری نه در جهت و نه در هدف و نه در مسیر آن به وجود نخواهد آمد.
اما معذلک شیوع سیاه پوشی در سوگ و ماتم به هر علتی هم باشد به طور ضمنی و جدی حقیقت بزرگی را بر ما مکشوف میسازد و آن وجود آثار و خواص روانی مخصوص در رنگ سیاه است. زیرا با انتخاب دسته جمعی همه قبایل و ملل، مسلم میگردد که این رنگ و این لباس سیاه حداقل نشانه عدم نشاط و وجد و سرور در دل بوده و هم تمایل به ایجاد حال و احساس مشابه در دیگران
و در محیط زندگی است تا شخص سوگوار سیاهپوش را از شرکت در عیش و عشرت و وجد و سرور و شوخی و بذله تا مدتی معاف داشته و وی را به حال خود رها سازد. (1)
کسانی که با تعالیم اسلامی آشنایی دارند به خوبی واقفند که در اسلام اهمیت زیادی به فراموش نکردن اموات شده و در ارتباط با این امر، دستورات مؤکد خاصی وجود دارد تا آنجا که میتوان گفت که بیش از هر مکتب یا کیش و آئینی؛ اسلام به سنت یادآوری اموات اهمیت قائل شده است.
1 آئین بهزیستی، احمد صبور اردوباری، نشر فرهنگ اسلامی، اول، ج 2، ص 110.
از نظر اسلام، انسان مؤمن و معتقد به خدا در هر حال و در هر جا و مقامی که باشد به سهم خود دارای ارج و مقام و ارزش خاصی بر وجه تزکیه و تقوی اوست و فرق نمیکند در حیات باشد یا ممات و در هر دو حال یاد او گرامی و یا بودنش برای مؤمنین دیگر نه تنها دارای ارج و بهایی مخصوص به خود است بلکه دارای آثار و نتایج مفید و مثبتی برای هر دو طرف است.
حال آنکه آنچه محسوس و مسلم است این است که امروزه بزرگداشت اموات و زنده کردن خاطره عزیزان از دست رفته خلاصه به چند صباحی سیاه پوشی شده است، نه مراعات دقیق و اصولی احکام و تعالیم همه جانبه اسلام که برای هر کس و برای هر چیزی ارزش و حقی قائل است حتی برای اموات.
متأسفانه آنچه از روال کار و از رواج سنتهای زندگی امروزی مسلمانان
برمی آید این است که حتی تعظیم و تکریم شخصیتهای آسمانی نیز که در قالب آن همه تعالیم و دستورات مربوط به بزرگداشت چنان شخصیتها و ارواح مؤمنین و برخورداریهای ناشی از آن مطرح گردیده خلاصه شده در سیاه پوشی شده است. تازه آن همه در شیعه و غیرشیعه سالگرد رحلت و شهادت شخصیتها و پیشوایان عظیم الشأن اسلامی آن قدر عادی و بی اهمیت تلقی شده است که گاهی خیال میکنند به زحمت یاد کردن و چند لحظه متوجه آن خطرات شدن هم نمیارزد.
آیا شایسته است تمام شعائر دینی ما در سوگ عزیزان خلاصه به یک پدیده اجتماعی به مانند «سیاه پوشی» خود و سیاه پوشی در و دیوار شود؟ و آیا تنها با سیاه پوشی میتوان خاطره خطیر بزرگان را زنده نگه داشته و حق مطلب را ادا
کرد؟ قطعا این «حداقل» کافی نیست و باید با تأسّی به رفتار و گفتار آن بزرگان، عملاً در مسیر خیر و سعادت فردی و اجتماعی و اجرای توصیههای رهبران دینی همّت گماریم.
با وجود کراهت استفاده از پوشاک سیاه مع ذلک مواردی وجود دارد که به جهت علل و عوامل جنبی دیگری استفاده از چنان پوشاکی را ایجاب مینماید زیرا آثار سوء روانی لباس سیاه در قبال اثرات سوء حیاتی و سرنوشت ساز عوامل مضرتر دیگر نه تنها در حکم عدم است، بلکه به سهم خود وسیله مهم نجات بخشی بشمار رفته و یا در مقامی پوشاک سیاه نقش سنگر و سپر بلا را برعهده میگیرد و آن استفاده بانوان از چنان پوشاکی
در خارج از محدوده خانه و خانواده اصلی و در تماس با مردان بیگانه است.(1)
در این مقام بجاست بار دیگر به نقش و اهمیت حجاب و پوشاندن زن خود را از مردان بیگانه، توجه گردد که اگر همراه باایمان و تقوی (حجاب درونی) زن باشد، صد در صد از کید و مکر و اغفال و فریب مردان پست و پلید در امان توانند بود زیرا به برکت ایمان و تقوی، فاسدان بر دل او راهی ندارند تا در آن نفوذ کرده و آن را منقلب سازند، صرفنظر از اینکه به جهت محجوب بودن و پوشیده ماندن اعضاء و جوارح حساس و حتی صورت زن از اغیار نه مورد توجه مفسدان و
1) آئین بهزیستی، احمد صبور اردوباری، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، اول، ج 2، ص 144.
اغفالگران واقع میشود نه آنان به زنی که مورد توجه واقع نشده طمع مییابند تا زحمت دسیسه چینی برای اغفال و فریب او را بخود دهند و اگر زن از مراتب کمال ایمان و تقوی هم بی بهره باشد باز حجاب ظاهری و چادر سیاه که کمتر از بی حجابی دچار رنگی جالب توجه است در دفع بلا نقش مؤثری دارد و همین اصل با وجود نوسانات شدید زن ربایی و تعمیم آن، باز در نجات زن از مهلکه بی تأثیر نتواند بود چراکه وقتی زن خود را با پوشش و آرایش جالبی عرضه نکرده و خودنمائی نکند طمعی بدان شدت در دلهای پست و پلید و بیمار ایجاد نمیشود که مورد توجه و سوءاستفاده دیگران قرار گیرد.
مروری عمیق بر گزارشهای مستند مذکور از اوضاع جاری جهان طبعا این سؤال را پیش میآورد که زن در برابر مرد و فتنهها و دسیسههای او چه تکلیف و
وظیفهای دارد؟ آیا زن میتواند در هر جا و به هر حال به ادب و احترام ظاهری مرد اعتماد نموده و خود را بی پروا رها سازد؟ یا در مقام پیشگیری از مخاطرات و حملات و تجاوزات به عنف و ربوده شدن در کوچه و خیابان توسط دیو سیرتان، میتواند در عین خودآرایی و خودنمائی و تحریک هوس ها، موفق بوده و در امنیت باشد؟ یا هرچه میتواند خود را از گود فساد کنار بکشد و بلکه خود را هرچه میتواند از مرد و تماس مستقیم و حضوری با او برحذر دارد؟ و وقتی معلوم شود به حسب نیاز و اقتضای شرایط شغلی و حرفهای و زندگی اجتماعی به ناچار در هر گامی مجبور است با مردی در تماس باشد و امکان ندارد که به سایه پر خیر و برکت خانه و خانواده پناه ببرد و از شر ددصفتان برحذر باشد یعنی از تماس مستمر با مرد یا مردانی ناچار باشد. آیا در صورت
خودآرایی و خودنمایی و تحریک امیال و شهوات خفته حتی در مردان پاک و سالم، بیشتر از نعمت و سلامت و امنیت بهرهمند تواند بود یا با پوشاندن خود و مرد بیگانه را از امتیازات مقروض خود (اعم از زیبایی طبیعی یا آرایش مصنوعی) بی خبر گذاشتن؟ اینجاست که ارزش حقیقی و نقش دفاعی حجاب ظاهر میگردد.
حجاب دفاعی است عاقلانه و خود در حکم «علاج واقعه را قبل از وقوع کردن» است و پیشگیری از خطر است اما به صورت بسیار موقّرانه و محترمانه، همراه با حفظ عزت نفس و عفت و عصمت و شرافت حقیقی زن که در غیر این سنگر تحصیلش یا حفاظتش از جمله محالات است.
هر زن هوشیار و بیدار و پاکدل و پاک سرشت، پس از درک «موقعیت دردناک
و خطرناک حیاتی و اجتماعی خود در میان انبوهی از وحشیان و درندگان «اسیر شهوات خویش» حتی اگر از ترس اهریمنان و برای نجات نفرت در آنان به جای حجابی از پارچه سیاه حجابی از کرباس یا پارچهای مندرس برگزیده و در ملاء عام ظاهر گردد خلافی نکرده است، چراکه بیش از هرچیز برای هر زن شرافتمندی برخورداری از امنیت و رهایی از تألّمات روحی وارده از وحشیگریهای مردان بی بند و بار حائز کمال اهمیت است نه نگاه و نظر و توجهات مردان و زنان دیگر به جهت پوشش و آرایش جالب توجه او!
در چنین شرایطی است که باید گفت نه تنها استفاده از چادر بلکه حتی در مقام دفاع عاقلانه از خود، اگر زن کرباس پوشی را هم پیشه کند جای ملامت نتواند بود چراکه جامعهای که به حق مسلم وی یعنی «برخورداری از امنیت»
اعتنا ندارد، جامعه انسانی نیست و در محیط غیرانسانی زشت و زیبا یکی است.
پس اگر زن مسلمان به جای آن چنان افراطها و تفریط ها، از آن میان برای استتار خود از دیدههای تیزبین شهوت بار و ناگوار مردان دیوسیرت، سیاه پوشی را ترجیح دهد. هنوز راه و روش دفاعی ساده و بی تکلفی را انتخاب نموده است که از راه و روش دفاعی زن آلمانی و آموزش دفاع شخصی و همراه بودن اسپریهای حامل گازهای اشک آور و اسلحههای گوناگون سرد و غیره به مراتب عاقلانه تر و محترمانه تر است. (1)
1 آئین بهزیستی، احمد صبور اردوباری، نشر فرهنگ اسلامی، اول، ج 3، ص 73.
(صفحه 163)
به یک تعبیر میتوان گفت که سیاه پوشی زنان مسلمان، در عصر حاضر میتواند معنا و مفهوم دیگری هم داشته باشد که نه زن مسلمان آگاه، بلکه هر زنی که هم از اوضاع و احوال دردناک جهان و مصائب و بلیاتی که در شرق و غرب بر سر زن آمده و او را قربانی آتش هوسهای دیوسیرتانی در سراسر جهان نموده است، آگاه بوده و هم از اصالت فطرت و روح با عاطفه مادری یا زنانگی برخوردار باشد با درک و شرایط حاضر و به خصوص به کار گماردن زنان بی شماری در جهان به کارهای خلاف اخلاق که در حقیقت مرگ روحی و روانی و مصنوعی برای زن است، اعم از اینکه با اغفال یا ربودن به چنان کار پستی وادارش کنند، حق دارد در سوگ مرگ «زنان تیره بخت» اسیر در چنگال
صاحبان خانههای فساد برای همیشه خود را عزادار و ماتم زده بداند و فلسفه سیاه پوشی را بالاتر از محافظت از خود، به عزا نشستن در سوگ زنان قربانی دانسته و تا پایان عمر خود را «سیاه پوش» گرداند.
کجا هستند آن روشنفکران غرب زدهای که در مقام تخطئه و استهزاء بر عقب ماندگی زنان چادری از کاروان تمدن اشک تمساح میریختند؟ کجا هستند آن بی خبران از توطئههای عمیق دشمنان انسان و انسانیت تا بنگرند که امروز زن متمدن غربی کفنی از لجن بر تن مالیده و لجن زاری به نام کنگره فحشا در قلب اروپا تشکیل داده و قبل از مرگ حقیقی و طبیعی، روح زن را زنده زنده سوزانده و اگر اعراب جاهلیت دختران را در زیر خاک زنده به گور میکردند، بشر متمدن غربی و غرب زده روح زن را در گورستانی از تمدن فاقد امنیت زنده به
گور ساخته و گروه کثیری را نیز در لجن زارهایی به نام خانه فساد، زنده زنده دفن نموده و بی شرمانه دم از حقوق بشر میزند و نغمه عدالت اجتماعی سر میدهد و نه تنها زنان پاک و سالم را در آتشی از دلهره و عذاب ناشی از ناامنی میسوزاند و زنان اغفال شده را در باتلاقهای متعفن تمدن منحط و منحرف دفن میکند بلکه درد بزرگ تر آن است که اساسا «احساس درد» را از زنان دیگر جهان نیز میگیرند بطوری که بسان گوسفندانی که مدام حاضر و ناظر کشتار همنوعان خود بوده و هیچ به فکر سرنوشت مشابهی در مورد خود نیستند اینان نیز هر روز شاهد فنا و تباهی صدها و هزاران تن از همجنسان خود در مرداب کثیف فحشا هستند و آنها را در حال دست و پا زدن برای نجات خویش میبینند و برخاستن روح انسانی از کالبد زنانگیشان را به خوبی درک میکنند، اما همگی
خیره خیره بر این تفالههای انسانی بر جای مانده مینگرند و دم نمیزنند. (1)
رنگ سیاه و تاریکی برعکس نور و سفیدی، رنگی است صامت و مرده و غیرفعال و بیننده را نه تنها تحریک نکرده و به فعالیت عمومی روانی و جسمانی وادار نمیکند بلکه از فعالیت طبیعی و عادی او نیز کاسته و یا در مواردی متعادل میسازد و کم کم ایجاد کسالت و رخوت و بی حالی میکند زیرا تاریکی یا رنگ سیاه چیزی جز فقدان نور و روشنایی نیست و بدیهی است نور و روشنایی که دارای هر نوع آثار و خواصی باشد در فقدانش همان آثار و خواص
1) آئین بهزیستی، احمد صبور اردوباری، نشر فرهنگ اسلامی، اول، ج 3، ص 75.
از بین میرود.(1)
برای توضیح این موضوع باید به دو اصل مهم اشاره نمود:
الف اعلام عدم آمادگی نسبت به مناسبات گرم اجتماعی:
انتخاب فطری سیاه پوشی در این مقام در حقیقت سمبل فقدان شوق و ذوق بوده و شخص با اختیار کسوت سیاه در حقیقت عملاً میخواهد به دیگران اعلام عدم آمادگی در برقراری روابط گرم اجتماعی یا خویشی و دوستی بمانند شرایط عادی نماید که طبعا توقع مراعات برخی موازین و قراردادهای اجتماعی
1) همان، ج 2، ص 96.
را ایجاد نموده و از نظر ادب اجتماعی، پاسخگویی به ابراز میل و علاقه به ایجاد روابط گرم در مصاحبت و معاشرت با دیگران به طور ضمنی وظایفی برای شخص ایجاد مینماید.
ب پیوند عاطفی در میان همه انسان ها:
انتخاب پوشاک سیاه به عنوان علامت ماتم و عزا و استفاده از آن به عنوان یک سمبل برای معرفی مراتب تألّمات روحی و اختصاص آن به از دست دادن عزیزان و عمومیت داشتن آن در میان همه ملل، نشان دهنده عمق ارتباط قلبی و عاطفی موجود بین انسان هاست که هر چه ارتباط قلبی و پیوندهای قومی یا خصوصیات و امتیازات انسانی بین افراد بیشتر باشد، تألّمات حاصل از فقدان آنان شدیدتر و درد و غم ناشی از جدایی همیشگی آنان بسی عمیق تر است.
وحدت نظر در انتخاب رنگ سیاه در آن حالات روانی خاص، معرف وجود پیوند عاطفی در میان همه انسان ها، از هر نژاد و زبان و ملیت است که ریشه در عمق فطرت انسان داشته و او را از اندرون با همنوعان خود پیوند میدهد.(1)
حال پس از درک اوضاع و احوال زمان اگر کسی سیاهپوشی زنان مسلمان را عیب و نقص و یا ننگ بشمارد، نشانه ضبط دِماغ و حماقت و بلاهت او است و اگر آگاهانه و عالماً و عامداً باشد خائن بر عالم بشریت بوده و علامت فقدان آثار وجدان و شرف حقیقی در او است وگرنه با درک اوضاع زمان، هر فرد آگاه و
1) آئین بهزیستی، احمد صبور اردوباری، نشر فرهنگ اسلامی، اول، ج 2، ص 110.
منصفی به هر زن مسلمان و شرافتمند این حق را خواهد داد که به جای «سیاه پوشی» و «چادر مشکی» حتی چادری از کرباس بر سر کنند تا کمتر مورد توجه و در نتیجه آزار واقع شود.
اما باید دانست که آنچه تاکنون در تأیید «حجاب» و «چادر سیاه» گفته و اهمیت آن را مؤکداً یادآور شدیم، بدان معنی هم نیست که مراد از حجاب همواره همان «چادر سیاه» است بلکه لازم به یادآوری است که اساسا در تعالیم اسلامی هرگز حجاب به معنی «چادر سیاه» نبوده بلکه مفهوم حجاب تنها در معنی پوشاندن و نمایان نساختن اعضای بدن زن در محدوده حریم شرعی است و تأکیدی بر نوع حجاب به صورت چادر یا بر انتخاب رنگ آن نیست و لذا استفاده از «چادر سیاه» به سهم خود یک انتخاب عرفی مسلمانان است که علاوه بر ایران
در اغلب کشورهای اسلامی به عنوان «حجاب برتر» از قدیم رواج یافته است.
نکته شایان توجه در این مقام عبارت است از ایجاد برخی سؤالات مهم و اینکه علیرغم کراهت صریح پوشاک سیاه در اسلام از یک طرف و عدم تأکید بر چادر به عنوان حجاب در فتاوی و رسالات عملی:
اولاً: چرا و چگونه زنان مسلمان به عنوان پوشاندن خود از نظر مرد «چادر» را به عنوان حجاب انتخاب نموده است؟
ثانیا: چرا از میان رنگهای مختلف رنگ سیاه را بر سایر رنگها ترجیح داده است؟ و همه هم در این مورد با یکدیگر هماهنگ هستند و آن را در حفاظت خود مناسب تر یافتند؟
ثالثا: چرا و چگونه این انتخاب دوگانه فوق در اغلب کشورهای اسلامی
بطور مستقل و جدا از هم و در عین آزادی عمل خویش همگی چادر سیاه را به عنوان حجاب و پوشش در برابر مرد نامحرم انتخاب کردهاند؟
آن هم با آن فواصل بعید کشورها و عدم امکان ارتباطات سریع و مستقیم در قرون گذشته؟ پاسخ اصولی و منطقی به این سؤال به سهم خود نکات حساس دیگری را بر ما معلوم میدارد از جمله اینکه:
با توجه به مراتب فوق و عدم تأکید و اصرار اسلام یا فتاوی بر انتخاب چنان پوشاکی و با وجود منع استفاده از پوشاک سیاه، آیا چنین انتخاب دسته جمعی جدا از هم این را نمیرساند که زن مسلمان به طور فطری و تجربی خود به آثار و خواص پوشاک سیاه به علت کراهت ناظرین از نظاره کردن به رنگ سیاه در تقلیل امیال و غرایز مرد پی برده و در عمل تنها در استفاده از آن احساس آرامش
خاطری نموده است؟
و آیا این انتخاب دلالت ندارد بر اینکه پوشاک گشاد و بلندی بمانند چادر با استتار اعضای بدن زن از انظار، مجموعا احساس آرامش و امنیت را در زن به طور حسی و تجربی افزایش داده و از اضطرابات روحی هر زن پارسا و با تقوایی در آن مقام به طور محسوس میکاهد. آری درک کامل مراتب فوق نشان میدهد که:
اولاً: زن از برخورد مستقیم و به خصوص نظاره و نگاههای آلوده مرد در هر جا و در هر عصر و دورانی، همواره معذّب بوده و لذا به صورت دسته جمعی آن طور جدا از هم اما هماهنگ به مرور زمان و پیروی از احساس اصیل فطری، این چنین پوشاکی خود به خود به قامت بانوی مسلمان دوخته شده است.
ثانیا: به اقتضای احساس و ادراک فطری، خود زن نیز متوجه گردیده است که در انتخاب هر پوشاک رنگی دیگری، در اثر خاصیت جلب توجه خود رنگ جذابیتی که به هر زن میدهد نظر مرد را بیشتر و کامل تر به خود جلب نموده و با تحریک احساسات و هیجانات جنسی در هرکس و ناکسی، مقدمات عدم امنیت و آرامش خاطر را فراهم میآورد.
ثالثاً: زن سالم به طور فطری هیچ نوع گرایش به مردان بیگانه و غیر محارم ندارد مگر در شرایط خاص و متناسب با احساس نیاز روحی و عاطفی خویش. بنابراین زن به علت عدم آمادگی فطری و متناسب با احساس نیاز روحی و عاطفی خویش و طبیعی خود در استقبال یا پذیرش توجهات آلوده مرد و بلکه از کثرت استیصال، مسلما هر زن ساعی در قبال چنین تمایلاتی، مشکلاتی پیدا
می کند و این یک امر طبیعی بوده و دفاع از خود نیز یک اصل فطری است و نه ابداعی و قراردادی. یعنی زنی که سالم مانده و از محور فطرت پاک و طبیعی و عواطف عالیه روحی و خدادادی دور نشده باشد قهرا و فطرتا این راه حل را پس از جستجوهای زیادی هم که باشد پیدا کرده و اختیار خواهد نمود. (1)
توجه به تمامی جوانب لازم است که وقتی سخن از چادر سیاه برای زن برای مراعات حدود کافی است. بلکه انتخاب جنس پارچه و سایر شرایط از گفتار و حرکات و حتی طرز راه رفتن و غیره باید چنان باشد که در مجموع به مهار میل جنسی و عدم تحریک روحی مرد کمک کند و نکته دیگر این است که استفاده از
1 آئین بهزیستی، احمد صبور اردوباری، نشر فرهنگ اسلامی، اول، ج 3، ص 81.
پوشاک، مشکلی برای زن تنها در محیطهای اجتماعی و در برابر نامحرم است وگرنه در شرایط عادی که زن با غیر محارم تماس ندارد، استفاده از پوشاک سیاه زن برای او هم مکروه است و علاوه بر سایر جهات، در روابط زناشویی نیز اثرات منفی به دنبال دارد زیرا همچنان که دیگران را تحریک نمیکند در حالات همسر نیز اثرات منفی برجای میگذارد تا آنجا که در بعضی از اشخاص ممکن است منتهی به ایجاد بی تفاوتی نیز بشود. نقطه مقابل این مسأله توصیههای مؤکدی است که در مورد خودآرایی زن در مقابل همسر در تعالیم اسلامی وجود دارد. (1)
1) همان، ص 149.
باید متذکر شد که رنگ سیاه به خاطر فقدان بازتاب نور همیشه و در همه جا آثار شوم و نامطلوبی در زمینه روحی انسان باقی نمیگذارد، بلکه در مقامی اگر به جای افکار و احساسهای عادی عوام یا حتی خواص ذوق و قریحه هنری به خصوص در نقاشان ماهر یا شعرای خوش قریحه را به خاطر آوریم معلوم میشود که در این مقام ارزش و اهمیت رنگ سیاه که به معنی فقدان نور است همان قدر در عالم هنر اثر و ارزش دارد که سکوت در لابه لای اصوات و الحان هنر موسیقی یعنی احیاء واقعی اصوات و تشخیص و تمییز آنها از هم در حقیقت برمی گردد به اجزاء مختلف سکوت با مدت زمانهای متفاوت به عبارت دیگر سیاهی در عالم نقاشی و سکوت در عالم موسیقی به منزله فرورفتگیهایی است
در اطراف کوهها و تپهها و برآمدگیهای مختلف سطح زمین که اجازه میدهد آنها اظهار وجود و اعلام موجودیت نمایند که اگر چنین فرورفتگیها نباشد چنان برجستگیها هرگز وجود نخواهد داشت.
بنابراین نباید استبعاد کرد اگر گفته شود که رنگ سیاه هرچند در مقامی دارای چنان آثار و خواص مشئوم و نامطلوبی است برعکس در مقام دیگری هم با جمع شرایط بهتر، یعنی دخالت دادن ذوق و قریحه و نبوغ هنری، همین عامل مولد حزن و اندوه قادر است نقش عامل مولد وجد و سرور و تجدید ذوق را برعهده بگیرد.
از این نکته میتوان دریافت که گرچه به طور فطری، سیاهی در دل انسان میتواند ایجاد غم و اندوه نماید، اما روح انسان در اصل از چنان مواهب و
امتیازاتی برخوردار است که قادر است از خود سیاهی نیز وسیلهای برای وجد و سرور یا احیاء قلوب و تولید شوق و ذوق فراهم کند که مصداقش در آن دسته از تابلوها و شاهکارهای آثار نقاشی هنرمندان معروف که متن سیاه را برای زیباتر جلوه دادن الوان دیگر انتخاب میکنند به وضوح دیده میشود.
1 خلقت جهان هستی با رنگ عجین گشته و این تقارن و تناسب، زیبائیها را موجب شده و باعث اعجاب گشته است.
2 هر رنگی علاوه بر تأثیر در جسم، در روح و روان نیز رسوخ کرده و در این باره بسیار هم کارآمد خواهد بود.
3 در دین مبین اسلام پیرامون رنگ احادیث و روایاتی آمده است که خود
بیانگر دید وسیع و دقیق اسلام و نگاه ویژه آن به انسان در زندگی او میباشد.
4 بسیاری از توصیههای دین و آئین ما اسلام، پیرامون رنگها و تأثیراتشان از نظر علمی هم مورد تحقیق و بررسی قرار گرفته است که نتیجه آن چیزی جز فرود آوردن سر تسلیم در مقابل این دستورات نیست.
5 رعایت رنگهای پیشنهادی دین اسلام برای پوششهایی که در معرض دید هستند و ظهورشان در جامعه بیشتر است در ایجاد آرامش و امنیت تأثیر بسزایی دارد که این نمود تأثیر به تدریج خواهد بود.
6 با استفاده از رنگها میتوان در درمان بسیاری از بیماریها و بهبودی بیماران اگر طبق اصول باشد اثری اعجاب انگیز خواهد داشت.
7 ما تنها ارزش را به رنگها نمیدهیم بلکه در کنار آنها به سیاهی که خود عدم رنگ است نیز در برخی موارد بها و ارزش خاصی میدهیم.
8 با توجه به سلایق افراد در انتخاب رنگها تا حدودی میتوان روحیات آنها را تشخیص داد.
9 بخاطر تأثیر فراوانی که رنگها در زندگی انسان دارند لازم است انسان یک شناخت کلی حداقل از رنگهای اصلی و ویژگی هایشان داشته باشد.
10 انسان در الگوبرداری از طبیعت و الهام گرفتن از تناسب رنگهای آن خیلی خوب توانسته است زندگیش را متنوع و سرشار از نشاط سازد.
11 در میان موجودات آنهایی که یک رنگ دارند و آنهایی که از چند رنگ بهره بردهاند همه به نوعی زیبا هستند یعنی سادگی و بسیط زیباست و ترکیب نیز زیباست.
12 یکی از رنگهایی که زیاد به آن سفارش شده است رنگ سفید است که در ایجاد انرژی و جذب آن نیز بسیار مؤثر است.
آئین بهزیستی، دکتر احمد صبور اردوباری
روانشناسی رنگ ها، دکتر ماکس لوشر، ترجمه ویدا ابی زاده
توحید مفضل، ترجمه علامه مجلسی
اثرات تربیتی رنگ، محمد امین حجتی
تفسیر المیزان، محمدحسین طباطبائی
تفسیر نمونه، جمعی از نویسندگان
نهج البلاغه، ترجمه استاد محمد دشتی
رنگ درمانی، پروفسور تراند روز، مترجم قدیر گلکاریان
فهرستواره موضوعی تفسیر جوان، تألیف دکتر محمد بیستونی
تفسیر جوان (برگرفته از تفسیر نمونه آیة اللّه مکارم شیرازی) ،محمد بیستونی،
وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی
منتهی الامال
لغت شناسی قرآن کریم، تألیف دکتر محمد بیستونی
رنگ جوهاهزاتین، ترجمه محمدحسین حلیمی
هفت ویژگی منحصر به فرد در آثار مکتوب مؤسسه قرآنی تفسیر جوان
1 اعراب گذاری کامل
2 طرح جلد ابداعی گرافیکی
3 صفحه آرایی شعر گونه و چشم نواز
4 آزاد بودن هرگونه نسخه برداری و چاپ با هماهنگی مؤسسه
5 همه محصولات مؤسسه پس از فروش و استفاده، در صورت سالم بودن پس گرفته میشود
6 فروش اقساطی به قیمت نقد و با تعیین اقساط توسط خریدار
7 امضای حداقل یک مجتهد جامع الشرایط به نشانه تأیید محتوا
در صورتی که هر کس از صدر اسلام (1430 سال پیش) تاکنون یک نمونه کتاب قرآنی را با جمع
ویژگیهای هفت گانه مذکور، به این مؤسسه ارائه دهد هزینه سفر عمره را جایزه میگیرد.
(قیمت گذاری کل محصولات مؤسسه بر مبنای هفت ویژگی اشاره شده،انجام میشود)