ghaemiyeh.com
سرشناسه : رضوانی علیاصغر، ۱۳۴۱
عنوان و نام پدیدآور : دفاع از مهدویت/ مولف علیاصغر رضوانی.
مشخصات نشر : قم مسجد مقدس جمکران ۱۳۸۷.
مشخصات ظاهری : ۸۸ ص.
فروست : سلسله مباحث مهدویت.
شابک : ۸۵۰۰ ریال 978-964-973-022-6 ؛ ۶۵۰۰ ریال(چاپ سوم)
وضعیت فهرست نویسی : برونسپاری
یادداشت : چاپ قبلی: مسجد مقدس جمکران ۱۳۸۵(بدون فروست).
یادداشت : چاپ سوم: زمستان ۱۳۸۶.
یادداشت : چاپ پنجم.
یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس.
موضوع : مهدویت
موضوع : مهدویت-- انتظار
شناسه افزوده : مسجد جمکران (قم)
رده بندی کنگره : BP۲۲۴/۴/ر۵۵د۷ ۱۳۸۷
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۴۶۲
شماره کتابشناسی ملی : ۱۳۲۰۲۶۰
تصویر
تصویر
در عصر کنونی که دشمنان بشریت، افکار و عقاید انحرافی را در جامعه جهانی ترویج میکنند و منجی موعود واقعی را برای حیات و قدرت پوشالی و کاخ عنکبوتی خود خطرناک میدانند، درصدد ایجاد انحراف فرهنگی برآمدهاند و با پوچگرایی، جامعه بشری و اخلاق و رفتار نیکو را مورد تعرض قرار دادهاند، برآن شدیم تا حقیقت مهدویت را با سلسله مباحث مختصر منجی موعود برای مشتاقان علم و فضیلت عرضه نماییم.
امید است مورد توجّه حضرت حقّ جلّ و علا قرار گیرد.
مدیر مسؤول انتشارات مسجد مقدّس جمکران حسین احمدی
با وجود ادله قطعی فراوان بر اصل قضیه مهدویت و اتّفاق نه تنها امت اسلامی بلکه جمیع ادیان و مکاتب غیردینی بر ظهور منجی بشریت در آخرالزمان و آثار و فوائدی که بر آن مترتب میشود، مشاهده میکنیم که برخی از روشنفکران اسلامی به تبع از مستشرقین منکر اصل این قضیه مسلم برآمدهاند.
اینک به توجیهات آنها پرداخته و به طور کلّی از همه آنها پاسخ میگوییم.
توجیه اوّل
گروهی بر این عقیدهاند که اعتقاد به مهدویّت در جامعه اسلامی نتیجه فشارهای سیاسی است که بر مستضعفین در جامعه اسلامی خصوصاً شیعی پدید آمده است.
1 -«فان فلوتن» میگوید: «جور و ستم دولت عباسیان از هنگام به حکومت رسیدن کمتر از دولت امویان نبوده است، این جور و ستمها به حدّی بود که مستضعفین و مظلومین را بر آن واداشت تا خود را امیدوار کنند، لذا چارهای ندیدند جز اینکه به عقیده مهدی و انتظار ظهورش دل ببندند، تا بتوانند از شدت تألّمات روحی خود بکاهند...».(1)
1) 1. السیادة العربیة، ص 132.
2 - «دونالدسن» میگوید: «احتمال جدّی است که اختناق و فشارهای سیاسی که در مملکت اسلامی از طرف حاکمان بنی امیه پدید آمد از اسباب ظهور نظریه مهدویّت در آخر الزمان بوده است».(1)
3 - «احمد امین مصری» میگوید: «عامل اساسی در پیدایش عقیده مهدویّت نزد شیعه و اصرار بر آن، فشارهای سیاسی و مصایبی بود که بعد از شهادت امام علیعلیه السلام و به حکومت رسیدن معاویه، با آن روبرو شدند. و این مصایب با بیعت حسن بن علیعلیه السلام و پس از آن شهادت حسین بن علیعلیه السلام و از هم پاشیده شدن حرکتهای ضدّ اموی و قوّت گرفتن شوکت و حکومت دولت امویین، شدّت گرفت. لذا درصدد برآمدند تا تاکتیک خود را تغییر داده از دعوت آشکار صرف نظر کرده، به دعوت سرّی برای ریشه کن کردن ظلم روی آورند. و به این نتیجه رسیدند که این دعوت بدون کوشش فراوان در مدتی طولانی ثمر نخواهد داد. لذا چارهای ندیدند جز آنکه طرفداران خود را به نقطهای امیدوار سازند،این امید همان امام غائب یا به تعبیر دیگر مهدی منتظر محمّد بن حنفیه یا محمّدبن حسن عسکری یا عبیداللَّه مهدی، طبق اختلافاتی که در فرقههای شیعی است، بود».(2)
4 - «محمّد عبدالکریم عتّوم میگوید:«واقع آن است که عقیده به مهدی قبل از وقوع غیبت امام پدید آمده و پرورش پیدا کرد، و این به صورت دقیق در واقعه کربلا و بعد از تفرّق و تشتّت شیعه به توسط دولت اموی بوده است. این وضعیّت نابهنجار برای شیعه، زمینه را برای پذیرش عقیده مهدویّت فراهم
ساخت، تا آنان را از وضعیّت موجود نجات بخشد. در نتیجه آرزوی مهدویت آرزویی شیعی بود که اثر منفی در زندگانی شیعیان داشت، اگرچه آنان را از این وضعیت موجود نجات میداد».(1)
توجیه دوم
برخی از مستشرقین معتقدند که این حالت یعنی انتظار نجات به توسط منجی مخصوص روحیه شرقیها به طور عموم است، که اصل و اساس و حقیقتی ندارد.
«فان فلوتن» میگوید: «روحیه شرقی به طور عموم دائماً متمایل به خبرهای غیبی است و علاقه فراوانی به کشف پردههای غیبی از آینده مجهول دارد، لذا اعتقاد به مخلّص به تعبیر آنان یا منقذ به تعبیر دیگر با طبیعت شرقی ملایمت و انس دارد. و این در نتیجه تاریکیهای جهل و استبداد است که پدید آمده است...»(2)
توجیه سوم
برخی نیز معتقدند که عقیده به مهدی و مهدویّت از افکاری است که از جوامع دیگر و اصول غیراسلامی وارد جامعه اسلامی شده است:
1 - «جولد زیهر» میگوید: «بازگشت عقیده به مهدی به اصول و مبانی
غیر اسلامی است، و در حقیقت این عقیده از اسطورهها و از امور غیرواقعی میباشد».(1)
2 - استاد دانشگاه الازهر «سعد محمّد حسن» - شاگرد احمد امین - میگوید: «شیعه قدیمیترین فرقه اسلامی است که به این نظریه خیالی عقیده پیدا کرده است».(2)
3 - «سائح علی حسین» نویسنده لیبیایی میگوید: «عقیده و نظریه غیبت عقیدهای است مشترک میان یهود و نصارا، وتأثّرپذیری فکر شیعی از این دو مصدر بعید نیست؛ زیرا بسیاری از غیرعرب و صاحبان ادیان و تمدنهای پیشین، اسلام را تحت لواء شیعی انتخاب کردند، تا بتوانند در زیر پوشش حقوق اهل بیتعلیهم السلام حکومت اسلامی را سست کنند، و پیشتاز آنان عبداللَّه بن سبأ بود»(3).
4 - «دکتر عبدالرحمن بدوی» میگوید: «کعب الاحبار کسی بود که عقیده به مهدی منتظر را در بین مسلمین منتشر ساخت...»(4).
توجیه چهارم
برخی معتقدند که عقیده و نظریه مهدویّت، ناشی از پیاده نشدن حکومت جهانی اسلام در عصر رسول اکرمصلی الله علیه وآله بوده است.
«دکتر سلمان بدور» - رئیس بخش فلسفه در دانشگاه اردن - در مورد منشأ
رواج پیدا کردن عقیده و نظریه مهدویّت در تاریخ مسلمین میگوید:
«حکومت پیامبرصلی الله علیه وآله صورت مجسّم مدینه فاضلهای بود که اسلام و ادیان و مکاتب نوید آن را داده بودند. آرزوی بسیاری از مسلمانان این بود که در همان عصر این مدینه فاضله در سرتاسر عالم گسترش پیدا کند، ولی این آرزو تحقّق نیافت، ولی هرگز از ذهن متفکّرین اسلامی خصوصاً جامعه شیعه امامی بیرون نرفت».(1)
در تاریخ میخوانیم: معاویه در وقتی به جماعتی از بنی هاشم خطاب کرده گفت :«اینکه شما گمان میکنید پادشاهی هاشمی و مهدی قائم از آن شما است، عقیدهای باطل است، بلکه مهدی همان عیسی بن مریم است، امر خلافت به دست ما است تا آن را به او تسلیم کنیم.»(2)
ابن عباس از جمله کسانی بود که در آن جمع حضور داشت، در مقابل این تحریف تاریخی و بازی کردن با یکی از عقاید مسلّم دینی سخت ایستاده و به مقابله پرداخت. او خطاب به معاویه گفت: «...امّا اینکه گفتی ما گمان داریم که برای ما حکومتی است که مهدیعلیه السلام حاکم آن است، جواب آن است که این گمان شرک است، همانگونه که خداوند متعال میفرماید: «زَعَمَ الَّذِینَ کَفَرُوا
أَنْ لَّن یُبْعَثُوا»(1)در حالی که همه شهادت میدهند که برای ما ملک و حکومتی است. اگر از عمر دنیا تنها یک روز باقی باشد خداوند متعال کسی از ما را میفرستد تا زمین را پر از عدل و داد کند همانگونه که پر از ظلم و جور شده باشد... .
و امّا اینکه میگویی: مهدی همان عیسی بن مریم است، عیسی کسی است که برای مقابله با دجال فرستاده میشود، و هرگاه دجال او را میبیند نابود میشود، ولی امام از ما کسی است که عیسی بن مریم به او اقتدا کرده و نماز میخواند...».(2)
نقد اجمالی
دکتر عبدالجبار شراره محقق شیعی در مقدمه کتاب «بحث حول المهدی» میگوید: «آنچه جای تعجب است اینکه برخی از مدعیان علم و معرفت از قدیم الایام و در این زمان درصدد ایجاد تشکیک در جامعه اسلامی برآمده و موجبات تشویش افکار جامعه را فراهم کردهاند، و این تنها به جهت قصور فهم آنان از درک اسرار این عقیده - مهدویّت - و مقاصد عالی آن است و یا اینکه اسباب و اغراض دیگری دارند که ما از آن آگاهی نداریم. آنان از مستشرقانی از قبیل: «جولد زیهر»، «فلهاوزن»، «فان فلوتن»، «مکدونالد»، «برناردلویس»، «مونتگری وات» و «ماسیتیون» پیروی میکنند با وجود اینکه ادّعای مسلمان بودن را دارند. و خوشبختانه هیچ گونه دلیلی که آنها را تأیید
کند ندارند، بلکه دلیل بر خلاف مدعای آنان و برهان آشکار و قطعی بر صحّت عقیده مهدویّت دلالت دارد؛ زیرا به طور متواتر ثابت شده که در آخرالزمان مهدیعلیه السلام ظهور خواهد کرد، همانگونه که جماعتی از اهل سنت از قبیل برزنجی و شوکانی و دیگران مدّعی این تواترند.
تعجب اینجاست که اینان برای تثبیت مدعای خود به همان ادلهای تمسک کردهاند که منکرین خبرهای غیبی قرآن بر آن تأکید کردهاند... همانگونه که مسأله معراج پیامبرصلی الله علیه وآله را انکار میکنند. با تأمّل در افکار و شبهات و اشکالات آنان پی میبریم که اینان همان ادّعاهای دشمنان اسلام را با بیانی دیگر تکرار میکنند، کسانی که از علم به دور هستند و هیچ گونه اطلاع و آشنایی با علم حدیث - نه روایت و نه درایت - ندارند، و بیشترین جهل و نادانی یا عناد را نسبت به تاریخ و حقایق آن دارا میباشند...».(1)
جواب تفصیلی
از این توجیهات و احتمالات میتوان جوابهای متعددی داد که اینک به برخی از آنها اشاره میکنیم.
1 - عمومی بودن عقیده نجات
اعتقاد به اینکه در پایان تاریخ بشر، و در سایه رهبری کامل، مردم از این وضع موجود نجات پیدا خواهند کرد، و در سطح کلّ جامعه مدینه فاضله ایجاد خواهدشد، و زمین پر از عدل و داد خواهد گشت، عقیده و باوری است که نه
1) 14. بحث حول المهدیعلیه السلام، ص 16 - 17.
تنها همه ادیان بر آن اتفاق دارند و بشارت آن را به جامعه بشری دادهاند، بلکه مکاتب فلسفی غیر دینی نیز به اصل این باور معتقدند.
فیلسوف انگلیسی «برتراند راسل» میگوید: «عالم در انتظار مصلحی است که تمام کشورها را یکپارچه کرده و آنان را تحت یک پرچم و یک شعار قرار دهد»(1)
«پرفسور اینشتاین» - صاحب نظریه نسبیّت - میگوید:«روزی که صلح و صفا تمام عالم را فراگیرد و مردم با دوستی و برادری با یکدیگر زندگی کنند چندان دور نیست».(2)
2 - فطری بودن اعتقاد به مهدویت
مرحوم «شهیدصدر» میفرماید: «اعتقاد به مهدی تنها نشانگر یک باور اسلامی - با رنگ خاص دینی - نیست، بلکه افزون بر آن عنوانی است برخواستهها و آرزوهای همه انسانها با کیشها و مذاهب گوناگون، و همچنین بازده الهام فطری مردم است، که با همه اختلافات آنها در عقیده و مذهب دریافتهاند که برای انسانیّت در روی زمین روز موعودی خواهدبود، که با فرارسیدن آن، هدفنهایی و مقصد بزرگ رسالتهای آسمانی تحقق مییابد و مسیر آن، که در طول تاریخ پرفراز و نشیب بوده - به دنبال رنجی بسیار - هموار و استواری لازم را مییابد.
انتظار آیندهای این چنین، تنها در درون کسانی که با پذیرش ادیان «جهان غیب» را پذیرفتهاند، راه نیافته، بلکه به دیگران هم سرایت کرده است. تا آنجا
که میتوان انعکاس چنین باوری را در مکتب هایی که جهتگیری اعتقادیشان با سرسختی وجود غیب و موجودات غیبی را نفی میکنند، دید.
برای مثال، در ماتریالیسم دیالکتیک که تاریخ را بر اساس تضادها تفسیر می کند، روزی مطرح است که تمامی تضادها از میان میرود و سازش و آشتی حکمفرما میگردد... .
چنین ایمانی تنها مایه دلداری و شکیبایی نیست، بلکه آفریننده یک سرمایه روحی بزرگ است که نیروی دفاعی جاودانهای را سبب میشود، و مبارزه با ستم و ستمبارگی را - هرچند که بر همه گیتی چیره باشد - همیشه ممکن جلوه میدهد، زیرا چنان پرتویی از فروغ امید را بر دلها میافکند که همواره در روح آدمی، ظلمت ناامیدی را نابود میکند و به سوی این اعتقادش می کشاند: که اگر رخدادهای دهشتناک به روی هم انباشته گردند و جهان در دل تاریکیها و ستم فرو رود، باز هم باید مشعل امید را در دل روشن داشت و به سوی عدالت رفت؛ زیرا وجود روز موعود نشان میدهد که عدالت، توانایی روبرو شدن با جهانی پر از ستم و بیداد را نیز دارد، و میتواند بنیادهای ظلم را - هرچند ریشه دار و قوی - به لرزه درآورد، و برگسترده جهان بیداد زده چیرگی یابد. همچنین گویای این حقیقت است که ستم به ناچار درهم خواهد شکست، حتّی آن زمانی که برفراز برترین قلّههای توانمندی باشد، بنابراین، به فرد ستم زده و هر توده ستم کشیده، امیدی بزرگ میبخشد که خود را بر دگرگون سازی بنیادها و بازسازی جامعه توانا ببیند...»(1)
1) 17. امام مهدی حماسهای از نور، ص 13 - 15.
مهدویّت و ظهور مهدی موعود در آخرالزمان عقیدهای است که مسلمانان با توجه به اختلاف مذاهبی که دارند برآن متفق اند، و هرگز به مذهب خاصّی اختصاص ندارد، زیرا جمیع امامیه، زیدیه، مالکیه، حنفیه، شافعیه، حنبلیه و وهابیه و دیگران بر این قضیه اتفاق دارند که در آخر الزمان شخصی از عترت پیامبراکرمصلی الله علیه وآله قیام کرده و زمین را از عدل و داد پرخواهدکرد همانگونه که از ظلم و جور پرشده باشد. عده زیادی از علمای اهل سنت تصریح کردهاند که این عقیده مورد اتفاق مسلمین است. و نه تنها از آن اطلاع دارند بلکه این قضیه را از اعتقادات خود میدانند. و حتّی برخی از فقهای اهل سنت فتوا به وجوب قتل کسی دادهاند که منکر مهدی است. و بعضی گفتهاند که باید او را تعزیر و تأدیب نمود تا به حقّ و صواب بازگردد، همانگونه که از «ابن حجر» هیتمی رسیده است.
«ابن خلدون» با عنادی که نسبت به این عقیده دارد میگوید: «مشهور بین مسلمانان در طول تاریخ آن است که در آخرالزمان مردی از اهل بیتعلیهم السلام ظهور خواهدکرد که دین را تأیید کرده و عدل را در سطح جهان گسترش خواهد داد...».(1)
«احمد امین» نیز با وجود انکارش نسبت به اصل مهدویت، این عقیده را از عقائد مسلّم اهل سنت میداند که به آن ایمان دارند.(2)
با مراجعه به قرآن پی میبریم که آیات بسیاری به این موضوع پرداخته است.
1 - « وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَما اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَی لَهُمْ وَلَیُبَدِّلَنَّهُم مِّنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لَا یُشْرِکُونَ بِی شَیْاً وَمَن کَفَرَ بَعْدَ ذَلِکَ فَأُولَئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ»؛(1)«خداوند به کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام دادهاند وعده میدهد که قطعاً آنها را خلیفه در روی زمین قرار میدهد، همانگونه که پیشینیان را خلافت بر روی زمین بخشید، و دین پسندیده را برپا خواهد کرد، و خوف آنها را به امنیّت مبدّل میکند، آن چنان که تنها مرا میپرستند و چیزی را بر من شریک نخواهند ساخت، و کسانی که بعد از آن کافر شوند فاسقند».
2 - «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَی وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ»؛(2)«او کسی است که رسولش را با هدایت و دین حقّ فرستاد تا او را بر همه آیینها غالب گرداند هرچند مشرکان کراهت داشته باشند».
3 - «وَلَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصّالِحُونَ»؛(3)«ما در (زبور) بعد از (ذکر) نوشتیم که بندگان صالح من وارث زمین خواهند شد».
4 - «وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ»؛(1)«اراده ما بر این قرار گرفته که به مستضعفین زمین منّت بگذاریم و آنان را پیشوایان و وارثان (روی زمین) قرار دهیم».
5 - «یا أَیُّها الَّذِینَ آمَنُوا مَن یَرْتَدَّ مِنکُمْ عَن دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَی الْکافِرِینَ یُجاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَلَا یَخافُونَ لَوْمَةَ لَآئِمٍ ذَلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشَآءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ»؛(2)«ای کسانی که ایمان آوردهاید! هر کس از شما، از آیین خود بازگردد، (به خدا زیانی نمیرساند؛ خداوند جمعیّتی را میآورد که آنها را دوست دارد و آنان (نیز) او را دوست دارند، در برابر مؤمنان متواضع، و در برابر کافران سرسخت و نیرومندند؛ آنها در راه خدا جهاد میکنند، و از سرزنش هیچ ملامتگری هراسی ندارند. این، فضل خداست که به هرکس بخواهد (و شایسته ببیند) میدهد؛ و (فضل) خدا وسیع، و خداوند داناست.»
6 - «وَقاتِلُوهُمْ حَتَّی لَا تَکُونَ فِتْنَةٌ وَیَکُونَ الدِّینُ کُلُّهُ للَّهِِ فَإِنِ انتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ بِمَا یَعْمَلُونَ بَصِیرٌ»؛(3)«با آنان پیکار کنید تا فتنه برچیده شود و دین همه مخصوص خدا باشد و اگر آنها خودداری کنند خدا به آنچه انجام میدهند بینا است.»
7 - «الَّذِینَ إِن مَّکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلَواةَ وَآتَوُا الزَّکَواةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنکَرِ وَللَّهِِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ»،(4)«(یاران خدا)
کسانی هستند که هرگاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم نماز را برپا میدارند و زکات را ادا کرده و امر به معروف و نهی از منکر میکنند، و پایان همه کارها از آن خداست».
8 - «فَهَلْ یَنظُرُونَ إِلَّا السّاعَةَ أَن تَأْتِیَهُم بَغْتَةً فَقَدْ جَآءَ أَشْرَاطُها فَأَنَّی لَهُمْ إِذَا جَآءَتْهُمْ ذِکْرَیاهُمْ»؛(1)«آیا جز این انتظار دارند که قیامت ناگهانی برپا میشود، پس نشانههای آن آمده است، اما هنگامی که بیاید تذکر آنها سودی نخواهدداشت».
9 - «وَلَوْ تَرَی إِذْ فَزِعُوا فَلَا فَوْتَ وَأُخِذُوا مِن مَّکانٍ قَرِیبٍ»؛(2)«اگر ببینی هنگامی که فریادشان بلند میشود، اما نمیتوانند(از چنگال عذاب الهی) بگریزند و آنها را از مکان نزدیک میگیرند».
10 - «وَإِنَّهُ لَعِلْمٌ لِّلسّاعَةِ فَلَا تَمْتَرُنَّ بِها وَاتَّبِعُونِ هذا صِرَاطٌ مُّسْتَقِیمٌ»؛(3)«او سبب آگاهی در روز قیامت است، هرگز در آن تردیدی نیست و از من پیروی کنید که این راه مستقیم است».
برای شرح و تفضیل این آیات به کتاب قرآن و ظهور حضرت مهدیعلیه السلام مراجعه شود.
دکتر عبدالجبار شراره میگوید: «به حدّی عقیده مهدویّت در جامعه اسلامی رسوخ کرده که حتّی برخی افراد از این عقیده مسلّم سوء استفاده نموده و ادّعای مهدویّت کردهاند، ولی خوشبختانه با گذشت زمانی نه چندان دور، باطلشان آشکار شده و سریع مفتضح شدهاند. دکتر احمد امین در کتاب «المهدیّة فی الاسلام» درصدد برآمده که این مسأله را از عوامل و اسباب طعن بر عقیده مهدویّت و اصالت آن به حساب آورد، ولی صحیح، عکس آن است؛ زیرا ادّعای مهدویّت از افراد در طول تاریخ، دلیل بر حقانیّت اصل این عقیده و رسوخ آن در میان جامعه است. اگر چنانچه این نظریه صحیح باشد که ادّعای دروغین سبب بطلان یک حقیقت است، باید نبوت انبیا را نیز انکار کنیم؛ زیرا در طول تاریخ انبیا افرادی پیدا شدند که دروغین ادّعای نبوت کردند».(1)
مرحوم شهید مطهری میگوید: «اوّلین باری که میبینیم اثر اعتقاد مهدویّت در تاریخ اسلام ظهور میکند، در جریان انتقام مختار از قتله امام حسینعلیه السلام است. جای تردید نیست که مختار مرد بسیار سیاستمداری بوده و روشش هم بیش از آنکه روش یک مرد دینی باشد روش یک مرد سیاسی بوده است، البته نمیخواهیم بگوییم مختار آدم بدی بوده یا آدم خوبی بوده است، کار به آن جهت نداریم. مختار میدانست ولو اینکه موضوع انتقام گرفتن از قتله سیدالشهداء است و این زمینه، زمینه بسیار عالی است، امّا مردم
1) 30. بحث حول المهدیعلیه السلام، ص 15 - 16.
تحت رهبری او حاضر به این کار نیستند. مسأله مهدی موعود را که پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله خبر داده بود مطرح کرد به نام محمّد بن حنفیه بن امیرالمؤمنین و برادر سیدالشهدا، چون اسمش محمّد بود، زیرا در روایات نبوی آمده است:«اسمه اسمی» نام او نام من است. گفت: ایّها الناس! من نایب مهدی زمانم، آن مهدیای که پیغمبر خبر داده است. مختار مدتی به نام نیابت از مهدی زمان، بازی سیاسی خودش را انجام داد. حال آیا محمّدبن حنفیه واقعاً خودش هم قبول میکرد که من مهدی موعود هستم؟ بعضی میگویند: قبول میکرد برای اینکه بتوانند انتقام را بکشند. ولی این البته ثابت نیست. در اینکه مختار محمّدبن حنفیه را به عنوان مهدی موعود معرفی میکرد شکّی نیست، و بعدها از همین جا مذهب «کیسانیّه» پدید آمد. محمّدبن حنفیه هم که مرد گفتند: مهدی موعود که نمیمیرد مگر اینکه زمین را پر از عدل و داد کند، پس محمدبن حنفیه نمرده است، در کوه رضوی غایب شده است.
ابوالفرج اصفهانی میگوید: وقتی خبر شهادت زید بن علی بن الحسین به زهری رسید گفت: «چرا این قدر این اهل بیتعلیهم السلام عجله میکنند؟! روزی خواهد رسید که مهدی از آنها ظهور کند»...
طرفداران محمّدبن عبداللَّه محض معروف به «نفس زکیه» به جهت قیام بر ضدّ حکومت اموی، حضرت صادقعلیه السلام را در جلسهای دعوت کردند و به ایشان گفتند: ما میخواهیم قیام کنیم، شما هم که سیّد حسینیّین هستید، بیعت کنید. امام فرمود: «هدف شما از این کار چیست؟ اگر محمّد میخواهد به عنوان امر به معروف و نهی از منکر قیام کند، من با او همکاری میکنم
و تأییدش مینمایم، ولی اگر میخواهد به این عنوان که او مهدی این امت است قیام کند، اشتباه میکند، مهدی این امت او نیست، کسی دیگر است، و من هرگز تأیید نمیکنم».
شاید تا حدودی مطلب برای خود محمّدبن عبداللَّه محض هم اشتباه شده بود؛ زیرا هم اسم پیامبر بود، یک خالی هم در شانهاش بود. مردم میگفتند: نکند این خال هم علامت این باشد که او مهدی امت است. بسیاری از کسانی که با وی بیعت کردند، به عنوان مهدی امّت بیعت کردند. معلوم میشود که مسأله مهدی امت آنقدر در میان مسلمین قطعی بوده است که هرکس که قیام می کرد و اندکی صالح بود. افرادی میگفتند: این همان مهدی ای است که پیغمبر گفته است، اگر پیغمبر نمیگفت این طور نمیشد.
حتّی ما میبینیم یکی از خلفای عباسی اسمش مهدی است، پسر منصور، سوّمین خلیفه عباسی... مورّخین و از جمله «دارمستر» نوشتهاند که منصور مخصوصاً اسم پسرش را «مهدی» گذاشت برای اینکه میخواست استفاده سیاسی کند، بلکه بتواند یک عدّه را فریب بدهد، بگوید آن مهدی ای که شما به انتظار او هستید پسر من است، و لهذا «مقاتل الطالبیین» و دیگران نوشتهاند که گاهی با خصیصین خود که روبرو میشد به دروغ بودن این مطلب اعتراف میکرد... .
جریانهای دیگری در تاریخ اسلام میبینیم؛ از جمله یکی از فقهای مدینه به نام «محمّدبن عجلان» با محمّدبن عبداللَّه محض بیعت کرد...
منصور بعد از رسیدن به خلافت این مرد فقیه را خواست و بعد از آنکه ثابت شد که او بیعت کرده است، دستور داد دست او را ببرند. فقهای مدینه جمع شدند و شفاعت کردند و به منصور گفتند:او تقصیر ندارد، او مردی است فقیه و عالم به روایات، گمان کرده که محمّدبن عبداللَّه محض مهدی امت است، و لذا با او بیعت کرده، وگرنه با تو قصد دشمنی نداشته است.
این است که میبینیم در تاریخ اسلام موضوع مهدی موعود از مسائل بسیار مسلّم و قطعی است.
حضرت صادقعلیه السلام پسری داشت به نام اسماعیل که «اسماعیلیه» منتسب به او هستند. اسماعیل در زمان حیات حضرت از دنیا رفت. حضرت اصحابشان را صدا زدند، کفن را باز کردند، صورت اسماعیل را نشان دادند و فرمودند: این اسماعیل پسر من است، فردا ادّعا نکنید که او مهدی امت است و غایب شد. اینها همه نشان میدهد که زمینه مهدی امت در میان مسلمین به قدری قطعی بوده است که جای شک و تردید نیست».(1)
نمونهای از مدعیان
اینک به برخی از کسانی که ادّعای مهدویّت کرده یا در حق آنان چنین ادّعایی شده اشاره میکنیم:
1 - محمّد بن حنفیه که مختار در حقّ او ادّعای مهدویت نمود.(2)
و لذا فرقه کیسانیه که در قرن اول و دوم میزیستند مدعی مهدیّت محمدبن حنیفه بودند.
2 - موسی بن طلحه: ابن سعد میگوید: مردم در شأن او ادّعای مهدویّت شدهاند.(1)
3 - ابوهاشم فرزند محمّدبن حنفیه: نوبختی میگوید: گروهی معتقد شدند که او قائم و مهدی امت است.(2)
4 - عمربن عبدالعزیز: ابن کثیر به سند خود از وهب بن منبه نقل میکند که میگفت: اگر در این امت مهدیعلیه السلام باشد به طور حتم عمربن عبدالعزیز است.
5 - عبداللَّه بن معاویه بن عبداللَّه بن جعفر: ابن حزم میگوید: بعد از هلاکت عبداللَّه بن معاویه حزبیه دو فرقه شدند: گروهی معتقد بودند که او زنده است و در کوههای اصفهان به سر میبرد و نمیمیرد تا اینکه متولّی امور مردم شود و زمین را پر از عدل و داد گرداند و او مهدی منتظر است...»(3)
6 - اسماعیل فرزند امام صادقعلیه السلام: که گروهی از مردم مرگ او را انکار کرده و قایل به مهدویت او شدند، آنها معتقدند که او نمیمیرد تا اینکه حاکم بر تمام روی زمین شود...(4)
7 - محمّد بن عبداللَّه بن حسن: که در سال صد هجری ادّعای مهدویّت نمود، بزرگان خطّ اعتزال امثال عمروبن عبید، واصل بن عطاء،حفص بن سالم، و دیگران مردم را به بیعت با او دعوت مینمودند...(5)
8 - ابوالفرج اصفهانی مینویسد: «کسی شکّ نداشت که او مهدی است، و حتی گروهی از بنی هاشم نیز با او بیعت کردند...»(1)
مهدی عباسی: منصور عباسی لقب فرزندش را مهدی گذاشت تا مردم را از این طریق اغفال کرده و به اعتقاد مهدویّت با او بیعت کنند...(2)
یکی از قراین و نشانههای قطعی بودن یک موضوع آن است که شعرا آن را در طول تاریخ به شعر درآورده و قصیدهها درباره آن میسرایند، که قضیه مهدویّت از این قبیل است. اینک به برخی از آنها اشاره میکنیم:
حضرت علیعلیه السلام در رابطه با فرزندش امام مهدیعلیه السلام میفرماید:
1 - فللَّه درّه من امام سمیدع
یذلّ جیوش المشرکین بصارم
2 - و یظهر هذا الدین فی کلّ بقعة
و یرغم انف المشرکین الغواشم
3 - و یا ویل اهل الشرک من سطوةالفنا
و یا ویل کّل الویل لمن کان ظالم
4 - ینقّی بساط الارض من کلّ آفة
ویرغم فیها کل من کان غاشم
5 - و یأمر بمعروف و ینهی لمنکر
ویطلع نجم الحقّ علی ید قائم
6 - و ینشر بسط العدل شرقاً و مغرباً
وینصر دین اللَّه رأس الدعائم
7 - و ماقلت هذا القول فخراً و انّما
قد اخبرنی المختار من آل هاشم(1)
1 - آفرین بر امام دلیری که لشکرهای مشرکین را با شمشیر برّان به ذلّت میکشاند.
2 - و این دین را در هر سرزمینی آشکار میسازد و بینی مشرکان ستمکار را به خاک میمالد.
3 - ای مشرکان! وای از چیره شدن فنا و نابودی و صد وای بر کسی که ستمگر بوده است.
4 - پهنه زمین را از هر آفتی پاک میکند و بینی هر ستمکاری را به خاک میمالد.
5 - امر به معروف و نهی از منکر میکند در حالی که ستاره حقّ به دست قائم طلوع میکند.
6 – و بساط عدالت را در شرق و غرب (عالم) میگستراند و دین حقّ را در رأس همه امور یاری میکند.
7 - این سخن را برای اینکه افتخاری برای ما باشد نگفتم، بلکه سخنی است برگزیده از آل هاشم (یعنی محمّدبن عبداللَّهصلی الله علیه وآله) که به من خبر داده است.
و نیز در مورد علائم ظهور خطاب به فرزندش امام حسینعلیهما السلام میفرماید:
1 - بنیّ اذا ما جاشت الترک فانتظر
ولایة مهدیّ یقوم و یعدل
1) 40. ینابیع المودة، ج 3، ص 275.
2 - و ذلّ ملوک الارض من آل هاشم
وبویع منهم من یلذّ و یهزل
3 - صبیّ من الصبیان لارأی عنده
ولاعنده جدّ و لاهو یعقل
4 - فثمّ یقوم القائم الحقّ منکم
وبالحقّ یأتیکم و بالحقّ یعمل
5 - سمیّ نبیّ اللَّه نفسی فداؤه
فلاتخذلوه یا بنیّ و عجّلوا
1 - پسرم! زمانی که (قبائل) ترک مضطرب و آشفته شدند، منتظر ولایت مهدی باش که قیام خواهدکرد و در میان مردم به عدالت رفتار خواهد نمود.
2و3 - (آن زمانی که) پادشاهان روی زمین از آل هاشم ذلیل و خوار شوند و کسی از ایشان بیعت بگیرد که اهل خوشگذرانی و لهو لعب است. کودکی که رأی و تدبیر و عقل ندارد و در کارهایش جدّی نیست.
4 - در این هنگام است که قائم به حقّ از شما ظاهر شود و حقّ را میآورد و بدان عمل میکند.
5 - او هم نام پیغمبر خدا است، جانم فدای او باد، ای پسرانم! او را خوار نکنید و در نصرت و یاری او تعجیل نمایید.
او نیز اشعاری را در شأن حضرت مهدیعلیه السلام سروده است که به بخشی از آن اشاره میکنیم:
1 - نحن سادات قریش
وقوام الحقّ فینا
2 - نحن الانوار الّتی
من قبل کون الخلق کنّا
3 - نحن منّا المصطفی ال
مختار و المهدیّ منّا
4 - فبنا قدعرف اللَّه
وبالحقّ أقُمنا
5 - سوف یصلاه سعیر
من تولّی الیوم عنّا(1)
1 - ما سادات قریشیم و پشتیبان و حامی حقّ در میان ما است.
2 - ما انواری هستیم که قبل از خلقت بودهایم.
3 - ما (جماعتی هستیم) که مصطفای برگزیده و مهدی از ما هستند.
4 - به وسیله ما خداوند شناخته میشود و ما به حقّ قیام میکنیم.
5 - به زودی به آتش افکنده شود کسی که امروز از ما روی گردان شود.
آن حضرت در مورد حکومت فرزندش مهدیعلیه السلام میفرماید:
لکلّ أناس دولة یرقبونها
ودولتنا فی آخر الدهر تظهر(2)
برای هر گروهی از مردم دولتی است که انتظار آن را میکشند و دولت ما در آخرالزمان ظاهر خواهدشد.
دعبل بن علی خزاعی در رثای اهل بیت عصمت و طهارتعلیهم السلام قصیدهای را به نام (قصیده تائیه) سروده است و این همان قصیدهای است که امام رضاعلیه السلام برای سرودن آن به دعبل آفرین گفته و به او صله داده است.
این قصیده طولانی و از صد بیت متجاوز است. ما در این قسمت به چند بیت از آن بسنده میکنیم:
1 - خروج امام لامحالة خارج
یقوم علی اسم اللَّه و البرکات
2 - یمیّز فینا کلّ حقّ و باطل
و یجزی علی النعماء و النقمات(1)
1 - امید من به خروج امامی است که حتماً ظهور میکند و به نام خدا همراه با انواع برکتها قیام میکند.
2 - حقّ و باطل را از هم جدا نموده بر خوبیها و بدیها پاداش و کیفر میدهد.
عیسی بن فتح از امام حسن عسکریعلیه السلام پرسید: ای مولای من! آیا برای شما فرزندی است؟... حضرت این دو بیت شعر را قرائت کردند:
1 - لعلّک یوماً أن ترانی کأنّما
بنیّ حوالیّ الاسود اللوابد
2 - فانّ تمیماً قبل أن یلدالحصی
اقام زماناً و هو فی الناس واحد(2)
1 - شاید روزی مرا با فرزندان (نیرومندم) به گونهای ببینی که گویی شیران بیشه گرد من حلقه زدهاند.
2 - تمیم قبل از اینکه همچون سنگ ریزههای بیابان صاحب فرزندان فراوان شود، مدتی در میان مردم تنها(بدون فرزند) زیست.
او اشعار فراوانی سروده است. بهترین و مشهورترین آنها « قصائد علویات سبع» اوست که در مدح پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله سروده است.
وی در قصیده ششم (قصیده عینیّه) بعد از آنکه در توصیف صفات بارز امیرالمؤمنینعلیه السلاماشعار بسیار زیبایی را سروده است، به مسأله مهدی موعود و انتظار فرج اشاره میکند و در اشعار نغز خود، ظهور آن حضرت را قطعی میداند و انتظار آن روز را میکشد، آنگاه میگوید:
1 - و رأیت دین الاعتزال و انّنی
أهدی لأجلک کلّ من یتشیّع
2 - و لقد علمت بانّه لابدّ من
مهدیّکم و لیومه اتوقّع
3 - یحمیه من جُند الاله کتائب
کالیمّ اقبل زاخراً یتدفّع(1)
1 - من معتقد به دین اعتزالم در حالی که به خاطر تو هر شیعهای را دوست دارم
2 - به خدا سوگند! من (ظهور) مهدی شما را حتمی میدانم و انتظار آن روز را میکشم.
3 - سپاهیانی از لشکر خدا همچون دریای خروشانی که هیچ چیز در مقابل امواج متلاطم آن تاب مقاومت ندارد، از وی حمایت خواهند کرد.
او که از بزرگان عرفا و مشایخ صوفیه است در مرسیه اسپانیا متولد شد و در دمشق درگذشت. او در اشعاری درباره حضرت مهدیعلیه السلام میفرماید:
1 - اذا دار الزمان علی حروف
ببسم اللَّه فالمهدی قاما
2 - و یخرج بالحطیم عقیب صوم
ألا فاقرأه من عندی السلاما(2)
1 - هنگامی که روزگار بر حرفی دور زند؛ پس مهدی با نام خدا قیام خواهدکرد.
2 - او بعد از ماه روزه، از طرف حطیم کعبه خروج خواهدکرد. هان از جانب من به آن حضرت سلام برسان.
او در کتاب باارزش خود «مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول» در باب دوازدهم چنین سروده است:
1 - فهذا الخلف الحجة قد ایدّه اللَّه
هداه منهج الحقّ و آتاه سجایاه
2 - و اعلی فی ذری العَلْیاء بالتأیید مرقاه
وآتاه حُلَی فضل عظیم فتحلّاه
3 - و قد قال رسول اللَّه قولاً قد رَوَیناه
وذوالعلم بماقال اذا ادرک معناه
4 - یری الاخبار فی المهدی جاءت بمسمّاه
وقدأبداه بالنسبة و الوصف و سمّاه
5 - و یکفی قوله منّی لإشراق مُحیّاه
ومن بضعته الزهراء مُرساه و مَسراه
6 - و لن یبلغ ما اوتیه امثال و أشباه
وان قالوا هو المهدیّ ما مانوا بما فاه(1)
1 - پس این جانشین و حجّتی است که خداوند او را تأیید نموده است. او را به راه راست هدایت کرد و سجایای خویش را به او عطا نمود.
2 - و با نردبان تأیید الهی به بالاترین نقطههای بزرگی رسید. و زیورهای فضیلتی عظیم به او مرحمت فرمود و آن حضرت هم لباس فضیلت را بر تن کرد.
1) 47. مطالب السؤول فی مناقب آل الرسولصلی الله علیه وآله، ص 152.
3 و 4 - رسول خداصلی الله علیه وآله سخنی فرموده که ما آن را روایت کردهایم. و آن کس که به آنچه پیامبرصلی الله علیه وآله فرموده علم پیدا کند، هرگاه معنای سخن آن حضرت را درک کند خواهد دید که اخباری درباره علامات مهدی وارد شده و رسول خداصلی الله علیه وآله نسبت و صفت و نام وی را آشکار کرده است.
5 - گفته رسول خداصلی الله علیه وآله کفایت میکند که میفرمود: نور صورت مهدی از نور من است. آن رسولی که پاره تنش زهراء، محلّ وقوع و روانه شدنش (به علم وجود) است.
6 - هیچ مثل و شبیهی به این مقامی که به مهدی دادم نخواهد رسید. و اگر بگویند او مهدی است در آنچه گفتهاند دروغ نگفتهاند.
او از مشاهیر علمای عظام و از اکابر عرفای والامقام بود. او درباره مهدی موعود اشعاری سروده که ذیلاً گزیدهای از آن ذکر میشود.
1 - یقوم بأمراللَّه فی الارض ظاهراً
علی رغم شیطانین یمحق للکفر
2 - یؤیّد شرع المصطفی و هو ختمه
ویمتدّ من میم بأحکامها یدری
3 - علی یده محق اللئام جمیعهم
بسیف قویّ المتن علّک ان تدری
4 - حقیقة ذاک السیف و القائم الّذی
تُعیّن للدّین القویم علی الامر
5 - ألیس هو النور الأتمّ حقیقة
ونقطة میمٍ منه امدادها یجری
6 - یُفیض علی الأکوان ما قد افاضه
علیه إله العرش فی أزل الدهر.(1)
1 - به فرمان خدا در روی زمین آشکارا قیام میکند و علی رغم دو شیطان(انس و جنّ) کفر را از بین میبرد.
2 - شریعت مصطفی، خاتم انبیاء را از زمان حضرت محمّدصلی الله علیه وآله (تا زمان ظهورش) ادامه مییابد و به احکام آن واقف است، تأیید و پشتیبانی میکند.
3 - نابودی همه اشخاص پست و لئیم به دست پرتوان و شمشیر محکم و استوار اوست.
4 - شاید تو از حقیقت آن شمشیر و آن قائمی که به فرمان حقّ برای (احیای) آن دین استوار مشخص شود، آگاه شوی.
5 - آیا در حقیقت او نور کاملتر و تمامتر نیست؟ در حالی که نقطه میم از او امداد میگیرد.
6 - آنچه را که خداوند عرش در عالم ازل به او افاضه نموده بر عالم هستی افاضه میکند.
شیخ سلیمان حنفی در کتاب «ینابیع المودة»(2)مینویسد: «شیخ کبیر
عبدالرحمن بسطامی مؤلّف کتاب «درّة المعارف»در شعر خود میگوید:
1 - و یظهر میم المجد من آل احمد
و یظهر عدل اللَّه فی الناس اوّلاً
2 - کما قد رُوینا عن علیّ الرضا
وفی کنز علم الحرف اضحی محصّلاً
3 - و یخرج حرف المیم من بعد شینه
بمکّة نحو البیت بالنصر قدعلا
4 - فهذا هو المهدیّ بالحقّ ظاهر
سیأتی من الرحمن للحقّ مرسلاً
5 - و یملأ کلّ الأرض بالعدل رحمة
ویمحو ظلام الشرک و الجور أوّلاً
6 - ولایته بالامر من عند ربّه
خلیفة خیرالرسل من عالم العلا
1 - میم مجد و عظمت آل احمد (مهدی) ظهور میکند و عدل خداوند برای اولین بار در میان مردم آشکار میگردد.
2 - چنانکه از علی بن موسی الرضاعلیه السلام برای ما روایت شده و از گنجینه علم حروف هم به دست میآید.
3 - و حروف میم بعد از شین آن، در مکّه از طرف کعبه با نصرت و برتری خارج می گردد.
4 - این همان مهدی است که به حقّ ظهور میکند و به زودی از طرف خداوند رحمان برای (احیای حق) فرستاده خواهد شد.
5 - و با (اجرای) عدالت، عرصه زمین را سرشار از رحمت میکند و تاریکیهای شرک و ستم را نخست نابود میکند.
6 - ولایت امر او از جانب پروردگارش میباشد و او جانشین بهترین پیغمبران از عالم بالاست.
او که مردی شافعی مذهب است با وجود عناد و لجاج زائد الوصفی که در او است، قصیدهای در سلام بر چهارده معصوم شیعه دارد، او در بخشی از آن میگوید:
1 - سلام علی القائم المنتظر
ابی القاسم القرم نورالهدی
2 - سیطلع کالشمس فی غاسق
ینجیّه من سیفه المنتضی
3 - تری یملأ الارض من عدله
کما مُلِئت جور أهل الهوی
4 - سلام علیه و آبائه
وانصاره ما تدوم السماء(1)
1 - سلام بر قائم منتظر ابوالقاسم، آن سرور بزرگوار و نور هدایت.
2 - به زودی همچون آفتاب در دل تاریکی طلوع میکند و با شمشیر برکشیدهاش اسلام را نجات میدهد.
3 - و زمین را از عدل و داد پر میکند، همچنان که از ستم هواپرستان پرشده باشد.
4 - سلام بر او و پدرانت و یارانش تا زمانی که آسمان پابرجاست.
1) 50. فضل بن روزبهان، الّلائی المنتظمة و الدرر الثمنیة، ص 79 و 80.
او درباره ائمه معصومینعلیهم السلام کتابی به نام «الائمة الاثنی عشر» تألیف کرده، و در آن اشعاری در رابطه با ائمه دوازده گانه شیعه آورده است و نیز خبر از ظهور مهدیعلیه السلام در آینده میدهد.
1 - علیک بالائمة الاثنی عشر
من آل بیت المصطفی خیرالبشر
2 - ابوتراب، حسن، حسین
وبُغض زین العابدین شین
3 - محمّدالباقر کم علم دَرَی
والصادق ادع جعفراً بین الوری
4 - موسی هو الکاظم و ابنه علیّ
لقبه الرضا و قدره علیّ
5 - محمّد التقی قلبه معمور
علیّ النقیّ درّه منثور
6 - والعسکری الحسن المطهّر
محمّد المهدیّ سوف یظهر.(1)
1 - به ائمه دوازده گانه که از دودمان بهترین انسان (یعنی محمّد) مصطفی هستند چنگ بزن.
2 - (آنها عبارتند از): ابوتراب، حسن و حسین، و بغض با زین العابدین چقدر زشت است.
2 - و محمّدباقر که چقدر دانای علوم است، و صادق که او را در میان مردم جعفر بخوان.
4 - و موسای کاظم و پسرش علیّ، ملقّب به رضا که دارای قدر و منزلت والایی است.
5 - و محمّدتقی که قلبی سرزنده و آباد دارد، و علیّ نقی که گوهر او پراکنده شده است.
1) 51. الأئمة الاثنی عشر، ص 118.
6 - و عسکری، آن حسن مطهّر، و محمّد مهدی که به زودی ظهور خواهدکرد.
او که از شعرای طراز اوّل کوفه در عصر خود بود اشعاری در مدح پیامبر و ائمه معصومین سروده است.(1)
او در ضمن اشعاری که در حضور امام محمّدباقرعلیه السلام در رثای شهیدان کربلاء سرود، به قیام مهدی موعود - عجل اللَّه تعالی فرجه الشریف - اشاره میکند:
1 - أضحکنی الدهر و ابکانی
والدهر ذوصرف و ألوان
2 - لتسعة بالّطف قدغودروا
صاروا جمیعاً رهن أکفان
3 - و ستة لایُتَجاری بهم
بنوعقیل خیر فرسان
4 - ثمّ علی الخیر مولاهم
ذکرهم هیّج أحزانی
5 - من کان مسروراً بمامسّکم
او شامتاً یوماً من الآن
6 - فقدذللتم بعد عزّ فما
أدفع ضیماً حین یغشانی
7 - متی یقوم الحقّ فیکم متی
یقوم مهدیّکم الثانی.(2)
1 - روزگار مرا خندانید و به گریه واداشت ؛ چرا که روزگار دارای حوادث گوناگون و رنگارنگ است.
2 - گریه من برای آنه نُه نفری است که در سرزمین طفّ (کربلاء )رها شدند در حالی که همگی در گرو کفنها بودند.
3 - گریه من نیز بر آن شش نفری است که کسی به پای آنهانمی رسد، آنها فرزندان عقیل، بهترین سوارکارانند.
4 - آنگاه گریه من بر بهترین، یعنی بر مولای آنان است، یاد ایشان، غمهای مرا تحریک کرده است.
5 - چنانچه کسانی به واسطه آنچه به شما رسید خوشحال شدند یا اینکه روزی شما را شماتت کنند.
6 - شما بعد از عزّت خوار گشتید، در حالی که من هم به هنگام ظلم و ستم قدرت دفاع ندارم.
7 - چه موقع، حقّ در میان شما حکمفرما میشود؟ و چه موقع مهدی دوم شما قیام خواهدکرد؟
با مراجعه به کتب تراجم و رجال و پی میبریم که تألیف در قضیه مهدویّت حرکتی بنیادین بوده که نه تنها قبل از ولادت امام مهدیعلیه السلام در بین شیعه شروع شده، بلکه حرکتی مقدس نزد شیعه و سنّی از بعد وفات رسول خداصلی الله علیه وآله بوده است. و این به نوبه خود دلیل بر آن است که اصل قضیه مهدویّت از مسلّمات مسائل اسلامی است، که مورد اتفاق بین مسلمین قرار گرفته است، و از مسایلی نیست که تنها بعد از عصر حیرت پدید آمده باشد، که جامعه شیعی بعد از شهادت امام حسن عسکریعلیه السلام به آن مبتلا بوده است.
به طور جزم میتوان گفت که شروع حرکت تألیف در قضیه مهدویّت به ظهور حرکت تدوین حدیث در تاریخ اسلامی؛ یعنی اوایل قرن دوم هجری باز می گردد؛ زیرا از کتب رجال استفاده میشود که شروع تألیف در این زمینه در جامعه شیعی در عصر امام صادقعلیه السلام بوده است. شیخ طوسیرحمه الله در کتاب «الفهرست» نقل میکند که علی بن یقطین بن موسی بغدادی اسدی کوفی الاصل کتابی در ملاحم تألیف نمود.
در موضوع مهدویّت با روشهای گوناگون و متنوعی، بزرگان فریقین دست به تألیف و تصنیف زدهاند. اینک به اشاره میکنیم.
این روش از قدیمیترین روشهای تألیف در موضوع مهدویّت است؛ و این امری است طبیعی؛زیرا بسیاری از جزئیّات قصه مهدویّت از مصادیق بارز ایمان به غیب به حساب میآید که تنها راه رسیدن به آن سرچشمههای زلال وحی الهی یعنی کتاب و سنت است.
این روش قوّت و اعتبارش را از قوّت و اعتبار مصادر وحی الهی که همان قرآن و حدیث است اخذ میکند، بعد از آنکه به دلیل عقلی و اعجازی، مرجعیت و اعتبار این مصادر به اثبات رسیده است.
این روش بر اقسامی تقسیم میگردد:
الف - احادیث تفسیری
یکی از روشهای روایی در بحث از قضیه مهدویّت جمع احادیثی است که مربوط به آیات مهدویت است، آیاتی که در آنها به گونهای اشاره به قضیه مهدویّت با تمام ابعاد گوناگونش شده است.
اعتبار این روش برگرفته از حجیّت احادیث به عنوان مفسّر و مبیّن قرآن است. زیرا مطابق نصّ قرآن کریم، رسول اکرمصلی الله علیه وآله مبیّن حقیقی و واقعی قرآن است. و پرواضح است که در درجه اوّل مقصود تبیین تأویلات و بطون قرآن است که هرکس نمیتواند از ظاهر قرآن استفاده کند و این پیامبر و ائمه معصومینعلیهم السلام هستند که به کنه تأویل و باطن قرآن رسیدهاند، وگرنه ظاهر قرآن بر هر انسان عاقل قابل فهم است، زیرا خداوند امر به تأمل و تدبّر در آن نموده است.(1)
1) 54. قرآن در اسلام، ص 35 - 39.
و نسبت به اهل بیتعلیهم السلام نیز میگوییم: خداوند از طرفی میفرماید: «لَّا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ»(1)«به حقیقت قرآن نمیرسد و مسّ نمیکند آن را مگر کسانی که مطهّر از هر رجس و پلیدی اند.» و از طرفی دیگر خداوند صغرای این کبرا را اهل بیت پیامبرعلیهم السلام معرفی کرده است آنجا که میفرماید:« إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً».(2)نتیجه این است که اهل بیتعلیهم السلام به حقیقت قرآن دست یافتهاند و لذا بیانات آن بزرگواران در رابطه با آیات قرآن برای همگان حجّت است.
در این زمینه کتابهایی تألیف شده است از قبیل : کتاب ابن عیاش معروف به (مانزل من القرآن فی صاحب الزمان). و نیز از جمله کتابهایی که جامع این گونه روایات است کتاب (المحجة فیما نزل فی القائم الحجة) از سیدهاشم بحرانی است، و بر آن استدراکاتی اضافه شده که سید بر آن اطّلاع پیدا نکرده است. ایشان در آن کتاب حدود 130 آیه را مورد بحث قرار میدهد که در ذیل آنها روایاتی وارد شده که تأویل به امام مهدیعلیه السلام و خصوصیات قضیه ظهور او شده است.
ب - احادیث موضوعی
قسمت دیگر از کتبی که در مورد احادیث مهدویّت است کتبی است که در آنها احادیث به طور مستقل در موضوع مهدویّت جمع آوری شده است. این روش نیز به نوبه خود بر چند بخش تقسیم میشود.
1 - روش حدیثی نزد امامیه: شیعه امامی در تألیف احادیث موضوعی چند طریق را دنبال کرده است.
الف - استناد به احادیث امامیه: در این روش مؤلّف تنها به احادیثی توجه دارد که از طرق امامیه، و از اهل بیتعلیهم السلام یا پیامبر صلی الله علیه وآله نقل شده است. این روش عملکرد قدمای از اصحاب ائمهعلیهم السلام و منهج بیشتر مؤلّفین در عصر غیبت صغری و اوایل غیبت کبری است. از باب نمونه میتوان به کتاب (تحقیق غیبةالمنتظر وماجاء فیها عن النبیّ والأئمة و وجوب الایمان) از تاج العلی الأشرف بن الأغرّ بن هاشم العلوی الحسینی از علمای قرن هفتم هجری اشاره کرد.(1)
همین روش را مرحوم میرلوحی سبزواری از علمای قرن یازدهم هجری در کتاب «کفایةالمهتدی فی معرفة المهدی» و علامه مجلسی در «بحارالانوار» دنبال کرده است.
ب - تقویت به روایات اهل سنّت: نوع دیگر از روش های حدیثی نزد امامیه در تألیف از موضوع مهدویّت، تقویت احادیث شیعه امامیه به مرویّات اهل سنت است. روایاتی که در این باره بوده و به همان مضمونی که شیعه نقل کرده در مصادر اهل سنت نیز وارد شده است.
هدف از این نوع تألیف اثبات عقیده امامیه با ادلهای است که الزام آور برای جمیع مسلمین باشد. همانند تألیفی که از شیخ علی بن عیسی اربلی صاحب کتاب (کشف الغمه) به جای مانده است. و نیز سید بن طاووس در کتاب (الطرائف)و شیخ حرّ عاملی در (اثبات الهداة) و عدهای دیگر همین روش را در تألیفات خود درباره مهدویّت دنبال کردهاند.
1) 57. اعیان الشیعه، ج 3، ص 461، الذریعة، ج 16، ص 75.
ج - استناد به روایات اهل سنّت: برخی دیگر از علمای شیعه که در این موضوع قلم زدهاند تنها به روایاتی استناد کردهاند که از طرق اهل سنت رسیده است ،و این به جهت اثبات عقیده مهدویت و احتجاج با اهل سنت به روایات خود آنها است. از جمله کتابهایی را که با این روش میتوان نام برد کتاب (المهدی) از سید صدرالدین صدر، و کتاب (المهدی الموعود المنتظر) از شیخ نجم الدین عسکری است.
معلوم است که این روش و منهج هرگز نمیتواند موضوع مهدویت را آن طور که مورد نظر اهل بیتعلیهم السلام بوده ترسیم نماید، گرچه از جهاتی برای احتجاج با مخالفین و تأیید روایات امامیه مفید خواهدبود.
روش حدیثی نزد اهل سنت
اهل سنت نیز در موضوع مهدویّت روشهای مختلفی را در جانب احادیث این موضوع در پیش گرفتهاند که بارزترین آنها عبارت است از:
الف - اکتفا بر احادیث از طریق اهل سنّت
در این روش مؤلّفین تنها بر احادیث صحابه یا تابعین اکتفا نموده که از طریق خودشان رسیده است، و هرگز به احادیث شیعه امامیه در این موضوع توجه نکردهاند.
این نوع تألیف، بیشتر تألیفات حدیثی اهل سنت را در بر می گیرد، که از باب نمونه میتوان از کتاب (اخبار المهدی) از عباد بن یعقوب رواجنی (م 250 هجری)، و (جمع الاحادیث الواردة فی المهدی) از حافظ ابی بکر بن ابی خیثمةبن زهیر نسائی (م 279 هجری) و دهها کتاب دیگر نام برد.
ب - نقل حدیث از اهل بیتعلیهم السلام
عدهای دیگر از اهل سنت در تألیف خود توسعهای داده و از اهل بیتعلیهم السلام نیز در مصادر روایی مهدویّت نقل روایت کردهاند، زیرا مشاهده نمودند که در مصادر شیعی احادیثی به تفصیل وجود دارد که در منابع خودشان هرگز یافت نمیشود. از باب نمونه میتوان از کتاب (الملاحم) نعیم بن حماد (ت 228 هجری) نام برد که روایات بسیاری از امام باقرعلیه السلام در شأن امام مهدیعلیه السلامنقل می کند. همین روش را نیز یوسف بن یحیی شافعی از علمای قرن هفتم هجری در کتاب (عقد الدرر فی اخبار المنتظر)، و متقی هندی در کتاب (البرهان فی علامات مهدی آخرالزمان) دنبال کردهاند. ولی آنها تنها به روایاتی از اهل بیتعلیهم السلام تمسک کردهاند که مربوط به علائم ظهور امام مهدیعلیه السلام است.
ج - اثبات عقیده امامیه برخی دیگر از علمای اهل سنت در تألیفات خود در موضوع مهدویّت درصدد اثبات عقیده شیعه امامیه از طریق روایات ائمه اهل بیتعلیهم السلام برآمدهاند.
آنان در تمام موضوعات و قضایای مهدویّت از قبیل ولادت، غیبت و مسائل دیگر به روایات اهل بیتعلیهم السلام یا روایاتی که از طرق آنها از رسول خداصلی الله علیه وآله رسیده احتجاج کرده و آنها را به اثبات رساندهاند. از بارزترین اینگونه افراد میتوان قندوزی حنفی در کتاب ارزشمند خود (ینابیع المودة) نام برد. و همین روش را قبل از او جوینی شافعی در کتاب (فرائد السمطین) دنبال کرده است. گرچه این دسته از مؤلفین درصدد برآمدهاند که روایات شیعه را با مرویات اهل سنت تقویت نمایند.
در این روش مؤلّف درصدد عرضه کردن مباحث مهدویّت به صورت استدلالی و برهانی است، روشی که در خود روایات اهل بیتعلیهم السلام نیز به صورت گسترده و عمیق وارد شده است.
این روش درصدد تثبیت ایمان در قلوب شیعیان و به طور عموم، مسلمانان و دفع شبهاتی است که در مورد موضوع مهدویّت وارد شده است. روشی که میتوان حتی بر غیر مسلمین نیز مطرح نمود، خصوصاً با در نظر گرفتن این نکته که قضیه مهدویت و منجی بشریّت قضیهای عمومی و جهان شمولی است.
در نتیجه اهتمام اهل بیتعلیهم السلام به این روش و اقتدای علمای امامیه به آن بزرگواران مطابق شرایط زمانی تألیفات فراوانی در این زمینه به منصّه ظهور رسید، که از جمله آنها میتوان به تألیفات شیخ مفید و سید مرتضی در این موضوع اشاره کرد. شیخ مفیدرحمه الله در این باره پنج رساله مستقل از خود به یادگار گذاشته است، اضافه بر مسایلی که در لابلای کتابهای خود در موضوع مهدویّت و تقویت مبانی کلامی آن آورده است. همچنین سید مرتضیرحمه الله برخی از تألیفات خود را به این موضوع مهمّ اختصاص داده که از آن جمله میتوان از (المقنع فی الغیبة) و کتاب (الزیادة المکمّل بها کتاب المقنع) نام برد. و این خط ادامه یافت تا این برهه از زمان که میتوان به کتاب (بحث حول المهدی) و کتابهای دیگر اشاره کرد.
از جمله تألیفاتی را که در مورد قضیه مهدویّت شاهد آن بوده و هستیم، روش بحث مقارنی بین عقیده شیعه امامی و دیگر طوایف مسلمین در این موضوع است. روشی که در آن، هریک از فِرَق اسلامی دیدگاه خود را مطرح نموده و با دیدگاه دیگران مقارنه کرده و در آخر رأی خود را با دلایل گوناگون به اثبات رسانده است.
از شواهد و قراین استفاده میشود که این روش به عصر قدیم باز میگردد، و لذا این روش تألیفی را در کتب بزرگان از قدمای امامیه از قبیل شیخ مفید و سیّد مرتضی و شیخ طوسی در فصولی از تألیفاتشان مییابیم.
از جمله کتابهایی که میتوان به در این زمینه نام برد که به طور مفصل نوشته شده کتاب (بیان الاشکال فیما حکی من امر المهدی من الأقوال) از ابو عبد اللَّه حمیدان بن یحیی القاسمی حسنی از علمای قرن هفتم است.
و نیز کتاب (المهدی الموعود المنتظر عند علماء اهل السنة والامامیة) از نجم الدین عسکری را میتوان در این زمینه نام برد. در این برهه از زمان نیز میتوان از تألیفات ارزشمندی نام برد که در این زمینه به چاپ رسیده است که از جمله میتوان به کتاب (مع المهدی المنتظرعلیه السلام فی دراسة منهجیّة مقارنة بین الفکر الشیعی و السنّی) از شیخ مهدی فتلاوی نام برد.
یکی دیگر از روشهای تألیف در موضوع مهدویّت که در زمانهای اخیر پدید آمده، بحث تحلیل تاریخی در این موضوع است، روشی که در آن مؤلّفان
درصدد ترسیم قضیه مهدویّت از ابعاد گوناگون تاریخی آن میباشند، که میتوان از بارزترین این نوع تألیف، به سه جلد کتاب سید محمد صدر یعنی (تاریخ الغیبة الصغری، تاریخ الغیبة الکبری، و تاریخ مابعد الظهور) اشاره کرد.
برخی دیگر در صدد عرض موضوع مهدویّت در محدوهای وسیعتر از مذاهب اسلامی برآمده و مسأله نجات و منجی بشریّت را در آخرالزمان گسترش داده و با دیدگاهی وسیع، آراء ادیان مختلف را در این موضوع مهم، مورد بررسی قرار دادهاند. خصوصاً آنکه در تورات و انجیل مشاهده میشود که به این موضوع زیاد پرداخته شده، و بشارات فراوانی در مورد منجی و نجات بخش در آخرالزمان در آن کتابها وارد شده است. از آن جمله تألیفات میتوان از کتاب (بشارات العهدین) از دکتر صادقی و (المسیح الدجال) از سعید ایوب نام برد.
و برخی از مؤلّفین پا را از این فراتر گذاشته دامنه بحث را نه تنها به ادیان آسمانی گسترش دادهاند بلکه به ادیان غیر آسمانی از قبیل هندونیسم و بودیسم نیز تعمیم دادهاند. و نیز از این هم فراتر رفته موضوع را به مکاتب فلسفی عالم نیز سرایت دادهاند که در این عصر و زمان در این نوع بحث، کتابهای بسیاری به زبانهای مختلف تألیف شده است.
برخی دیگر از مؤلفّان درباره مهدویّت ،بحث خود را در زمینه فلسفه تاریخ یا به تعبیری دیگر تکامل تاریخ، که از جهتی مربوط به قضیه مهدویّت و نجات است، کشانده و به این مسأله مهم از زوایای گوناگون آن پرداختهاند.
توجیه تکامل تاریخ با دو شیوه مختلف صورت میگیرد: یکی شیوه ابزاری و از نظری دیالکتیکی، و شیوه دیگر (انسانی یا فطری)است.
به عبارت دیگر:درباره تکامل تاریخ دوگونه بینش و دو گونه طرز تفکر «انتظار بزرگ»شکل و صورت و بلکه ماهیّت خاص پیدا میکند. برخی از مؤلفان مهدویّت از دیدگاه جامعهشناسی و فلسفه تاریخ به این موضوع پرداخته و نظر اسلام را بررسی کرده و امتیازاتش را بر نظر دیگر مکاتب فلسفی بیان داشتهاند.
منکران مهدویت بعد از آنکه خود را در برابر دستههایی از روایات در رابطه با ظهور حضرت دیدند درصدد برآمدند که موضع و موقفی صریح در برابر آنها داشته باشند، آنان راهی جز این ندیدند که مجموعه این احادیث را انکار کرده و با ادله سست و واهی خود آنها را ردّ نمایند. اینک به برخی از توجیهات آنها اشاره کرده آنگاه به جواب تفصیلی میپردازیم:
کلمات مخالفین
1 - ابن خلدون میگوید: «مشهور بین کافّه اهل اسلام در گذر زمانها آن است که به طور حتم و قطعی مردی از اهل بیتعلیهم السلام در آخرالزمان ظهور خواهدکرد که دین را تأیید کرده و اقامه عدل خواهد نمود. مسلمانان او را متابعت نموده و بر ممالک اسلامی استیلا پیدا خواهد کرد. اسم او مهدی است... آنان در این زمینه به احادیثی استدلال میکنند که امامان حدیث در کتب خود ذکر کردهاند، و منکرین نیز در رابطه با آنها سخن گفتهاند... ولی
معروف نزد اهل حدیث این است که جرح مقدم بر تعدیل است، و لذا هرگاه طعنی در برخی از رجال سندها بیابیم مثل غفلت یا سوء رأی، به طور حتم اینها به صحّت حدیث سرایت کرده و آن را سست مینماید...».(1)
او نیز بعد از عرضه کردن برخی از احادیث وارده در موضوع مهدویّت و تضعیف آنها میگویند:«این جمله از احادیثی است که امامان حدیث در شأن مهدی و خروج او در آخرالزمان نقل کردهاند، و اینها همانگونه که مشاهده میکنید به استثنای کمی یا کمتر از کمی از تضعیف خلاصی نمییابند».(2)
عدهای دیگر از علمای اهل سنت همین خط را ادامه داده و در صدد تضعیف احادیث مهدویّت برآمدهاند که از جمله آنها یکی از شیوخ ازهر «سعد محمّدحسن» است. او در این باره میگوید: «علما و نقّادین حدیث این مجموعه از احادیث را به طور وسیع به نقد کشیده و ابطال کردهاند، از جمله آنها که به شدت با این روایات برخورد کرده «ابن خلدون» است».(3)
«محمّدابوزهره» نیز در کتاب «الامام الصادقعلیه السلام» میگوید: «علمای اهل سنت در سندهای روایاتی که سخن از مهدی به میان آورده بحث نموده و در آنها خدشه وارد کردهاند، و لذا میگوییم: این مسأله عقیدتی که نزد اهل سنت ثابت باشد نیست».(4)
«محمّد فرید وجدی» نیز بعد از نقل پانزده روایت در رابطه با حضرت مهدیعلیه السلام میگوید: «بسیاری از امامان در حدیث، احادیث مهدی را تضعیف نمودهاند و معتقدند که این گونه احادیث قابل نظر و تأمّل نیست، و ما آنها را به صورت دسته جمعی نقل نمودهایم تا در نظر هر شخص محققی این موضوع باشد، و هرگز برخی از غالیان آنها را گمراه نسازند».(1)
«احمد امین مصری» همین خط فکری را دنبال کرده و از کلام «ابن خلدون» اظهار رضایت کرده است.(2)
«شیخ جبهان» در «تبدید الظلام» نیز گمان کرده که احادیث ظهور مهدیعلیه السلام در کتابهای اهل سنت همگی باطلاند، و کتب جرح و تعدیل بر صحّت آنچه او ادّعا کرده گواهی داده است.(3)
«شیخ سائح لیبیایی» در کتاب «تراثنا و موازین النقد» میگوید:
«ابن خلدون این احادیث را نقد کرده و حدیث به حدیث آنها را تضعیف نموده است».(4)
نقد کلمات مخالفین
از آنجا که تکیه گاه کلام مخالفین بر سخن ابن خلدون است، لذا در نقد کلمات مخالفین به سخن او پرداخته و در نتیجه تمام سخنان آنهارا ابطال خواهیم کرد.
1 - ابن خلدون هنگامی که اسامی کسانی که احادیث مهدیعلیه السلام را ذکر میکنند،بر میشمارد استقصا نکرده و بسیاری از آنان را نام نمیبرد، کسانی که سابق بر او یا معاصر با او بوده و احادیث مهدویت را نقل کردهاند. ما در فصلی جداگانه آنها را نام خواهیم برد.
2 - و نیز هنگامی که اسامی صحابهای که احادیث مهدویت را نقل کردهاند نام میبرد به تعداد کمی از آنها اشاره میکند در حالی که ناقلین این نوع احادیث از اصحاب بسیار بیشتر از آنانند که ایشان نام برده است. «شیخ عبدالمحسن بن حمد العباد» در گفتاری در این زمینه اسامی {26}نفر از صحابه را ذکر کرده است.(1)
3 - همو میگوید:«ابن خلدون شخصی مورّخ است نه فردی از رجال حدیث، لذا به تصحیح یا تضعیف او توجّهی نمیشود، اعتماد در این زمینه به امثال بیهقی، عقیلی، خطابی، ذهبی، ابن تیمیه، ابن قیّم و دیگران از اهل روایت و درایت است. کسانی که قایل به صحّت بسیاری از احادیث حضرت مهدیعلیه السلام بودهاند. کسانی که در این زمینه به ابن خلدون رجوع کردهاند همانند کسانی هستند که قصد جوی آب کرده و دریاهای جوشان و خروشان را رها نمودهاند. عملکرد ابن خلدون در این زمینه همانند شخصی ناشی در طبّ است که با تمام طبیبان به مخالفت پرداخته است».(2)
4 - اینکه ابن خلدون میگوید: جرح مقدم بر تعدیل است نزد اهل سنت
عمومیّت ندارد، زیرا منشأهای جرح نزد آنان متفاوت و مختلف است، برخی با کمترین جهت راویان را تضعیف میکنند، و لذا دانشمندان علوم حدیث شرط کردهاند که علت جرح و طعن باید تفسیر شود که به چه جهتی بوده است.
خطیب بغدادی بعد از آنکه نمونه هایی از تضعیفات را ذکر میکند که قابل اعتماد نیست، میگوید:«اینکه جارح میگوید: فلان شخص ثقه نیست،احتمال دارد که از همین قبیل باشد، لذا باید سبب جرح تفسیر گردد».(1)
«قاضی سبکی» میگوید:«بر حذر باش از اینکه قاعده(الجرح مقدّم علی التعدیل) را به اطلاق و عموم حمل کنی،بلکه صواب آن است که هرکس امامت و عدالت او به اثبات رسیده و مدح کنندگان آن زیاد و جرح کنندگان او قلیل اند، و قرینهای بر سبب جرح او از قبیل تعصّب مذهبی یا جهات دیگر نباشد هرگز التفات به جرح و طعن او نمیشود...».(2)
«ابن حجر عسقلانی» میگوید: «اینکه به طور مطلق جماعتی از علما میگویند: (جرح مقدم بر تعدیل است) حرف صحیحی نیست، بلکه این حرف در صورتی قابل قبول است که از کسی که عارف به اسباب جرح باشد بیان شده باشد؛ زیرا در غیر این صورت، هرگز به کسی که عدالتش ثابت شده جرحِ تفسیر نشده ضرری نمیرساند. واگر جرح از شخصی وارد شده باشد که هیچ آگاهی به اسباب آن ندارد اصلاً هیچ اعتباری بر آن نیست ...».(3)
همین مضمون نیز از نووی، سخاوی، سیوطی، سندی و دیگران وارد شده است.(4)
«دکتر عبدالحکیم بستوی» میگوید: «حتی در صورتی که جرح در روایاتی به اثبات برسد ،هر جرحی روایت را از اعتبار ساقط نمیکند، بلکه برخی از جرحها است که شدید بوده و مستلزم ترک روایات است، و برخی تا به این حدّ نیست، بلکه راوی متصف به جرح با غیر خود از کسانی که دارای اعتبارند تقویت شده و روایتش قابل احتجاج است».(1)
به همین جهت است که بسیاری از علمای اهل سنت در صدد ردّ و تضعیف ابن خلدون برآمده و از اشکالات او جواب دادهاند که از آن جمله میتوان از اشخاصی همانند: علاّمه صدیق حسن خان در کتاب «الاذاعة لما کان و مایکون بین یدی الساعة» شیخ محدّث شمس الحقّ عظیم آبادی در «عون المعبود»، علاّمه عبدالرحمن مبارکفوری در «تحفةالاحوذی»، شیخ محدث احمدشاکر در حواشی خود بر «مسند احمدبن حنبل» ،شیخ عبداللَّه بن محمّد صدیق در «ابراز الوهم المکنون» و ناصرالدین البانی در «تخریح احادیث فضائل شام و دمشق» نام برد.(2)
دکتر بستوی نیز میگوید: «ابن خلدون احادیث وارده در مورد امام مهدیعلیه السلام را احصا نکرده است، تنها جزء کمی از آنها را ذکر کرده، و هنگام تضعیف آنها نیز چارهای جز آن ندیده که به صحّت سند برخی از آنها اعتراف کند... آیا همین مقدار اسناد صحیح قابل استدلال نیست؟
آنگاه بستوی {46} روایت با سند صحیح و حسن در باب قضیه مهدویّت ذکر میکند».(1)
«عظیم آبادی» نیز در «عون المعبود» میگوید: «امام مورّخ عبدالرحمن ابن خلدون در تاریخ خود در تضعیف احادیث مهدی مبالغه کرده و به صواب نرفته بلکه خطا کرده است».(2)
«شیخ محمد حبیب اللَّه شنقیطی» نیز در کتاب خود «الجواب المقنع المحرّر فی اخبار عیسی و المهدی المنتظر» بر ابن خلدون به جهت تضعیف احادیث مهدی ایراد گرفته است.(3)
«علاّمه احمد محمّد شاکر» بعد از آنکه برخی از احادیث وارده در شأن امام مهدیعلیه السلام را در تحقیق خود بر کتاب «مسنداحمد»تصحیح کرده، شدیداً بر ابن خلدون به جهت تضعیف احادیث مهدویّت حمله کرده است و میگوید: «ابن خلدون از اموری که علم آور نیست پیروی کرده و دست به کاری زده که اهلیّت آن را نداشته است. او کسی است که اوقات خود را مشغول به سیاست و امور دولتی نموده، و خدمت گذار ملوک و امیران بوده است، لذا گمان کرده که قضیه مهدی یک عقیده شیعی است یا اینکه نفسش او را به توهّم انداخته است. ابن خلدون به طور صحیح کلام محدثین را نفهمیده است که میگویند: «جرح مقدم بر تعدیل» است، و اگر بر اقوال و فقه آنان مطلع میگشت هرگز چنین حرفهایی را نمیزد. گویا چیزی در این زمینه خوانده و دانسته ولی به
جهت غلبه رأی سیاسی در عصرش دست به تضعیف احادیث مهدی زده است».(1)
«شیخ محمد مغربی» نیز میگوید: «برخی به تقلید از ابن خلدون درصدد طعن بر احادیث خروج مهدی آخرالزمان برآمده و آنها را باطل دانستهاند، در حالی که ابن خلدون در مذهب خود فقیه نبوده تا چه رسد به آنکه محدّث باشد، و تا چه رسد به اینکه مصحّح احادیث باشد... از جمله غلط های فاحش که در بسیاری از خواص مردم پیدا شده تا چه رسد به عوام آنها، قضاوت کردن بر کلّ است به حکم بعض، او به جهت ضعف برخی از اسناد روایات، تمام آنها را از خرافات رافضه و دسائس آنها دانسته است...»(2)
«شیخ محمّد جعفر کتانی» مینویسد: «اگر خوف طولانی شدن نبود در اینجا بخشی از احادیث مهدیعلیه السلام را ذکر میکردم؛ زیرا مشاهده نمودم که عدهای از مردم در امر مهدی تشکیک کردهاند و میگویند: آیا احادیث مهدی قطعی است یا خیر؟ بسیاری از آنان به کلام ابن خلدون اعتماد کردهاند، با آنکه او اهل این کار نبوده است. حقّ آن است که در هر فنّی رجوع به متخصصین آن شود...»(3)
«شیخ محمود بن عبداللَّه تویجری» مینویسد: «وسیلهای که ابن خلدون با آن احادیث مهدی را قربال کرده پارگی زیادی داشته و هیچگاه مضبوط
و محکم نبوده است، لذا بسیاری از احادیث صحیح و حسن که در باب مهدی وارد شده از قربال او خارج شده و تنها عدد قلیلی در آن باقی مانده است».(1)
گروهی از علمای اهل سنت که تخصصی در فن حدیث دارند ادّعای تواتر احادیث امام مهدیعلیه السلام را کرده که با وجود این تواتر احتیاج به بررسی سندی احادیث نیست. و گروهی دیگر احادیث مهدویت را نسبت به صحت دادهاند. اینک به عبارات برخی از آنها را اشاره میکنیم:
1 - ابن قیّم جوزیه
او بعد از ذکر برخی از احادیث مهدی منتظر میگوید:«این احادیث بر چهار قسم است: بخشی صحیح و بخشی دیگر حسن و برخی غریب و تعدادی دیگر موضوع و جعلی است».(2)
2 - جلال الدین سیوطی
او در کتاب «الحاوی للفتاوی» میگوید: «احادیثی که از پیامبر وارد شده و نصّ بر خروج مهدی از عترت پیامبر و از اولاد فاطمه است به اثبات رسیده و قابل استناد است».(3)
آنگاه از ابوالحسن محمّدبن حسین بن عاصم سحری نقل میکند که:
«اخبار متواتر و مستفیض با کثرت راویان آنها از پیامبرصلی الله علیه وآله در امر ظهور مهدیعلیه السلام وارد شده است، کسی که از اهل بیت پیامبرصلی الله علیه وآله است و هفت سال حکومت کرده و زمین را پراز عدل و داد خواهد کرد...»(1)
3 - علاّمه مناوی
او میگوید: «اخبار مهدی فراوان و مشهور است، و گروهی آنها را در کتابی تألیف نمودهاند».(2)
4 - حافظ بن حجر عسقلانی
«اخبار به حدّ تواتر دلالت دارد بر اینکه مهدی از این امت (اسلام) است و به راستی عیسی بن مریم از آسمان فرود میآید و پشت سر او به نماز میایستد».(3)
5 - قاضی شوکانی
«احادیث مهدی بدون شکّ و شبهه متواتر است، بلکه عنوان تواتر با کمتر از این مقدار نیز بر این احادیث صدق میکند، آن هم با تمام اصطلاحاتی که در علم اصول برای تواتر و خبر متواتر است».(4)
6 - ابن حجر هیتمی
«احادیثی که در آنها اشاره به ظهور مهدی است بسیار زیاد و در حدّ تواتر است».(5)
7 - تفتازانی
«از جمله اموری که به باب امامت ملحق میشود خروج مهدی و نزول عیسی است، که این دو از علائم قیامت بوده و در این باره خبرهای صحیحی وارد شده است».(1)
8 - قرمانی دمشقی
علما بر این امر اتفاق کردهاند که مهدی همان قیام کننده در آخرالزمان است، و اخبار ظهور آن حضرت یکدیگر را تأیید میکنند، و روایات بر اشراق نورش در حدّ زیاد وجود دارد. و به زودی ظلمت و تاریکی شبها و روزها به روشنایی وجود او منوّر میگردد و تاریکیها به رؤیت و دیدار او همانند بیرون آمدن صبح از ظلمت شب از بین خواهد رفت. عدل او در افقها سیر خواهدکرد و پر نورتر از ماه منیر در مسیرش خواهد بود».(2)
9 - مبارکفوری
«بدان که مشهور بین تمام مسلمانان در طول زمانها این است که به طور حتم در آخرالزمان شخصی از اهل بیتعلیهم السلام ظهور خواهدکرد که دین را تأیید کرده، عدل را در میان جامعه ظاهر میکند و مسلمین به دنبال او میروند و او بر ممالک اسلامی سلطه پیدا خواهدکرد، او را مهدی مینامند».(3)
10 - احمدبن محمّدبن صدیق
«ایمان به خروج مهدی واجب، و اعتقاد به ظهور او به جهت تصدیق خبر پیامبرصلی الله علیه وآله حتمی و ثابت است، همانگونه که در عقائد اهل سنت و جماعت از
جمیع مذاهب اسلامی تدوین شده و نیز در دفاتر علمای امت با اختلاف طبقات و مراتب آن تقریر گردیده است».(1)
11 - سفارینی حنبلی
«ایمان به خروج مهدی واجب است همانگونه که نزد اهل علم تقریر یافته و در عقائد اهل سنت و جماعت تدوین شده است».(2)
او نیز میگوید: «از جمله علائم قیامت که در روایات به آن اشاره شده و بر مضمون آن اخبار متواتر رسیده ظهور امامی است که به اقوال و احوال او اقتدا میشود، او خاتم امامان است لذا بعد از او امامی نیست همانگونه که پیامبر، خاتم نبوت و رسالت بوده و بعد از او نبوت و رسالتی نیست. اسم او محمّد و مشهورترین اوصاف او مهدی است...».(3)
12 - سیّد محمد صدیق حسن
«احادیث وارده در موضوع مهدی از مقداری که میتوان بر آنها دسترسی یافت پنجاه حدیث است که در بین آنها احادیث صحیح، حسن و ضعیفی که ضعفش جبران شده وجود دارد. این احادیث بدون شک و شبهه متواتر است، بلکه وصف تواتر بر کمتر از این مقدار نیز صادق است...».(4)
13 - ابوالخطیب محمّد شمس الحقّ عظیم آبادی
«در بین سندهای احادیث مهدویّت احادیث صحیح و حسن و ضعیف وجود دارد، ولی ابن خلدون مغربی در تاریخ خود در تضعیف این احادیث مبالغه
کرده است، و لذا به خطا رفته و حقّ مطلب را ادا نکرده است».(1)
14 - شیخ ابوالحسین آبری
«اخبار در حدّ تواتر با کثرت راویان از پیامبرصلی الله علیه وآله خبر از آمدن مهدی دادهاند، کسی که هفت سال بر کلّ کره زمین حکومت خواهد نمود، و در آن هنگام زمین را پر از عدل و داد خواهدکرد...».(2)
15 - برزنجی
«احادیث وارده در امر مهدی با اختلاف روایاتش حصر و حدّی ندارد. محمّد بن حسن أسنوی در کتاب «مناقب الشافعی» ادّعای تواتر روایات از رسول خدا درباره حضرت مهدی را نموده است».(3)
16 - احمدبن محمدبن صدیق
«اخبار در حدّ تواتر دلالت دارد بر اینکه ظهور مهدی از نشانههای قیامت است. روایات صحیح در این موضوع از رسول خداصلی الله علیه وآله رسیده، و ذکر مهدیعلیه السلام شایع شده و خبرش بین عموم مسلمانان در تمام عصرها منتشر شده است.
پس ایمان به خروج او واجب و اعتقاد به ظهورش به جهت تصدیق خبر رسول خداصلی الله علیه وآله حتمی و لازم است، همانگونه که در عقاید اهل سنت و جماعت از تمام مذاهب تدوین یافته و در دفاتر علمای امّت با اختلاف طبقات و مراتب مقرّر شده است».(4)
17 - شیخ محمّد خضر حسین
وی در سخنان خود میگوید: «...ابن خلدون اعتراف کرده که برخی از احادیث مهدی نقدپذیر نیست، و موضوع مهدویّت از آن جهت که پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم به آن خبر داده میتوان با یک روایت صحیح نیز ثابت نمود و به مضمون آن علم حاصل کرد...».(1)
18 - ابوالاعلی مودودی
«روایات خروج مهدی متحمّل حقیقتی اساسی است و قدر مشترک همه آنها این است که پیامبرصلی الله علیه وآله خبر داده که در آخرالزمان رهبری عاملِ به سنت ظهور میکند، آنگاه زمین را پر از عدل و داد کرده و از روی آن اسباب ظلم و تعدّی را محو مینماید...».(2)
19 - احمد زینی دحلان
«احادیثی که در آنها یادی از مهدی است فراوان و در حدّ تواتر است. در میان آنها احادیث صحیح، حسن، و ضعیف وجود دارد، ولی به جهت کثرت آنها و فراوانی راویان و تخریج کنندگان آنها، یکدیگر را تقویت میکنند، و لذا می تواند افاده قطع کند. آنچه مورد قطع است اینکه ظهور او حتمی و از اولاد فاطمه است، و زمین را پر از عدل و داد خواهد نمود...».(3)
20 - شیخ منصور علی ناصف
«مشهور بین علمای گذشته و حال این است که در آخرالزمان به طور حتم
مردی از اهل بیتعلیهم السلام به نام (مهدی) ظهور کرده و بر ممالک اسلامی استیلا خواهد نمود... این احادیث را جماعتی از بهترین صحابه نقل کردهاند و بزرگان از محدّثین امثال: ابیداوود، ترمذی، ابن ماجه، طبرانی، ابی یعلی، بزاّر، امام احمد و حاکم نقل کردهاند. و به خطا رفته کسی که احادیث مهدی را تضعیف کرده است...(1)
21 - شیخ ناصرالدین البانی
«همانا عقیده به خروج مهدی عقیدهای است ثابت و متواتر از پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله که ایمان به آن واجب است؛ زیرا این عقیده از امور غیب است که ایمان به آن در قرآن کریم از صفات پرهیزکاران شمرده شده است...»(2).
22 - شهید سیّد محمّدباقر صدررحمه الله
«به راستی اعتقاد به حضرت مهدیعلیه السلام به عنوان پیشوای منتظر برای تغییر و تبدیل جهان به جهانی بهتر در احادیث پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله به طور عموم و به ویژه در روایات اهل بیتعلیهم السلام آمده است.
در روایات فراوان به حدّی بر این مسأله تأکید شده که جای هیچ شکّی را برای انسان باقی نمیگذارد. و تنها از طریق برادران اهل سنت حدود چهارصد روایت از پیامبرصلی الله علیه وآله درباره حضرت مهدیعلیه السلام احصا و شماره شده است، همانگونه که مجموعه روایات مهدویت که از طریق شیعه و سنی رسیده و شمارش شده، بیش از شش هزار روایت برآورد شده است و این رقم بزرگی
است که در بسیاری از قضایای اسلامی بدیهی برای آن نظیری نیست؛ قضایایی که معمولاً مسلمانان در آن تردید نمیکنند».(1)
اهل سنت از آنجا که موضوع ظهور مهدی موعود را از جمله خبرهایی میدانند که پیامبرصلی الله علیه وآله به آن بشارت داده، لذا از این جهت در صورتی که ولو یک روایت صحیح در این زمینه وجود داشته باشد اعتقاد و ایمان به آن را واجب میدانند.
حمود بن عبداللَّه تویجری میگوید: «هرچه به طریق صحیح از پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله رسیده و حضرت به آن خیر داده ایمان به آن بر هر مسلمانی واجب است؛ زیرا در راستای اعتراف و شهادت به رسالت اوست، خداوند متعال می فرماید:« وَما یَنطِقُ عَنِ الْهَوَی إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَی .(2)احمد بن حنبل گفته است هر آنچه از پیامبر به سند صحیح به اثبات رسیده به آن اقرار و اعتراف میکنیم، و اگر چنین نکنیم امر را بر خدا ردّ نمودهایم، خداوند متعال میفرماید: « ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَما نَهاکُمْ عَنْهُ فانتَهُوا». موفق ابومحمّد مقدسی نیز در کتاب «لمعة الاعتقاد» گفته است: «واجب است ایمان به هرچه که رسول خداصلی الله علیه وآله به آن خبر داده و خبر صحیح بر آن دلالت دارد...».(3)
او در جایی دیگر میگوید: «در وجوب ایمان به خبرهای غیبی تواتر شرط نیست، همانگونه که برخی از اهل بدعتها و متابعینشان چنین گمان کردهاند... بلکه هر خبر غیبی که به سند صحیح از رسول خداصلی الله علیه وآله ثابت شده ایمان به آن واجب است، خواه آن خبر متواتر باشد و یا واحد، و این قول اهل سنت و جماعت است... آنگاه برای اثبات مدعای خود به آیه«نبأ» تمسّک میکند».(1)
دکتر محمّد احمد اسماعیل مقدم میگوید: «هر حدیثی که به طور صحیح از رسول خداصلی الله علیه وآله رسیده ایمان به آن بر هر مسلمانی واجب است، و این از لوازم شهادت به نبوّت و رسالت پیامبر اسلام است.
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: «امر شدهام که با مردم قتال کنم تا شهادت به لااله الّا اللَّه داده و به من و آنچه را که آوردهام ایمان آورند، اگر چنین کنند خونها و اموالشان از ناحیه من محفوظ بوده و حسابشان بر خداوند است».(2)
شافعی میگوید: «هرگاه ثقهای از ثقهای خبری را از رسول خداصلی الله علیه وآله نقل کرد آن خبر ثابت است، و هرگز حدیثی را نباید از رسول خدا ترک کرد مگر در صورتی که برای آن مخالفی وجود داشته باشد».(3)
و نیز از احمدبن حنبل نقل شده که گفت: هرکس حدیث رسول خداصلی الله علیه وآله را ردّ کند بر لب پرتگاه هلاکت قرار خواهد گرفت.(4)
«بربهاری» میگوید: «هرگاه شنیدی که شخصی در اخبار طعن میزند و آنها را قبول نمیکند یا چیزی از اخبار پیامبر را انکار میکند او را در اسلامش متهم ساز، زیرا او کسی است که در مذهب و گفتار پست است...».(1)
در رابطه با احادیث صحیح السند درباره حضرت مهدیعلیه السلام و ظهور او، روایات فراوانی وجود دارد که در کتابهای اهل سنت به چشم میخورد. از میان آن روایات انبوه تعداد بسیاری را دکتر عبدالعلیم عبدالعظیم بستوی در کتاب خود «المهدی المنتظر فی الاحادیث الصحیحة» نقل کرده و هرکدام را با طرق مختلف آورده و بررسی سندی نموده است و در آخر به درایه آنها پرداخته و هرکدام را به نحوی تصحیح سندی نموده است.
در مصادر حدیثی اهل سنت از دهها نفر از صحابه احادیث مهدویّت نقل شده است. اینک به اسامی برخی از آنها اشاره میکنیم:
1 - امام امیرالمؤمنینعلیه السلام(2).
2 - ابوامامه باهلی،صدّی بن عجلان(3).
3 - ابوایّوب انصاری(4).
4 - ابوسعید خدری.(5)
5 - ابوسلمی.(6)
6 - ابوالطفیل عامربن واثله.(1)
7 - ابولیلی.(2)
8 - ابووائل.(3)
9 - ابوهریره.(4)
11 - تمیم الد.(5)
12 - ثوبان مولی رسول اللَّهصلی الله علیه وآله.(6)
13 - جابربن سمره.(7)
14 - جابربن عبداللَّه انصاری.(8)
15 - جابربن عبداللَّه صدفی.(9)
16 - امام حسن بن علیعلیهما السلام.(10)
17 - امام حسین بن علیعلیهما السلام.(11)
18 - سلمان فارسی.(12)
19 - طلحة بن عبیداللَّه.(13)
20 - عباس بن عبدالمطلب.(14)
1) 117. مسنداحمد، ج 1، ص 99.
2) 118. مناقب خوارزمی، ص 61.
3) 119. عقدالدرر، ص 45 و 65.
4) 120. صحیح بخاری، ج 2، ص 178.
5) 121. العرائس، ثعلبی، ص 210.
6) 122. سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1367، ح 4084.
7) 123. البرهان، متقی هندی، ص 175.
8) 124. مسند احمد، ج 3، ص 384.
9) 125. المعجم الکبیر، ج 22، ص 374.
10) 126. ینابیع المودة، ج 3، ص 393، ح 39.
11) 127. البرهان، متقی هندی، ص 94.
12) 128. مقتل الحسینعلیه السلام، خوارزمی، ج 1، ص 212.
13) 129. البرهان، هندی، ص 71.
14) 130. المهدی المنتظر،ابن صدیق، ص 12.
21 - عبدالرحمن بن عوف.(1)
22 - عبدالرحمن بن حرث.(2)
23 - عبداللَّهبن عباس.(3)
24 - عبداللَّهبن عمربن خطاب.(4)
25 - عبداللَّهبن عمرو بن عاص.(5)
26 – عبداللَّه بن مسعود.(6)
27 - عثمان بن ابی العاص.(7)
28 - عثمان بن عفّان.(8)
29 - علقمةبن عبداللَّه.(9)
30 - علی الهلال.(10)
31 - عماربن یاسر.(11)
32 - عمربن خطاب.(12)
33 - عمران بن حصین.(13)
34 - عمرو بن عاص.(14)
35 - عمروبن مرّه جهنی.(15)
1) 131. البیان، گنجی شافعی، ص 139.
2) 132. سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1368، ح 4088.
3) 133. الفصول المهمّة، ابن صبّاغ ،ص 275.
4) 134. الفصول المهمّة، ص 274.
5) 135. البیان، گنجی، ص 131 - 133.
6) 136. الفصول المهمة، ص 276.
7) 137. مسنداحمد، ج 4، ص 216.
8) 138. المهدی المنتظر، صدیق مغربی، ص 12.
9) 139. سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1366، ح 4082.
10) 140. مجمع الزوائد، ج 9، ص 165.
11) 141. البرهان، ص 75 و 151.
12) 142. البرهان، ص 86.
13) 143. مسنداحمد، ج 4، ص 437.
14) 144. البرهان، ص 119.
15) 145. المهدی المنتظر، ابن صدیق، ص 13.
36 - عوف بن مالک.(1)
37 - قتادةبن نعمان.(2)
38 - قرّةبن ایاس مزنی.(3)
39 - کعب الاحبار.(4)
40 - کعب بن علقمه.(5)
41 - معاذ بن جبل.(6)
42 - فاطمه زهراءعلیها السلام.(7)
43 - امّ سلمه.(8)
44 - عائشه.(9)
45 - امّ حبیب.(10)
گروهی از علمای اهل سنت تصریح به صحت یا حسن بودن احادیث مهدویّت نموده و برخی نیز به تواتر آنها تصریح کردهاند، اینک به اسامی برخی از آنهااشاره میکنیم:
1) 146. المعجم الکبیر، ج 18، ص 51، ح 91.
2) 147. البرهان، ص 77.
3) 148. ینابیع المودة، ج 2، ص 100، ح 368.
4) 149. عقدالدرر، ص 237.
5) 150. البرهان، ص 149 - 151.
6) 151. ابرازالوهم المکنون، احمدبن محمدبن صدیق، ص 438.
7) 152. فرائدالسمطین، ج 2، ص 139.
8) 153. سنن ابی داود، ج 2، ص 310.
9) 154. الفتن، نعیم بن حمّاد، ص 229، عقدالدرر، ص 37.
10) 155. البرهان، ص 117 - 118.
1 - ترمذی.(1)
2 - حافظ ابوجعفر عقیل.(2)
3 - بربهاری.(3)
4 - محمّدبن حسین آبریّ.(4)
5 - حاکم نیشابوری.(5)
6 - امام بیهقی.(6)
7 - بغوی.(7)
8 - ابن اثیر.(8)
9 - قرطبی مالکی.(9)
10 - ابن منظور.(10)
11 - ابن تیمیه.(11)
12 - حافظ جمال الدین مزّی.(12)
13 - ذهبی.(13)
14 - ابن قیّم.(14)
1) 156. صحیح ترمذی، ج 3، ص 343، ح 2331 و 2332 و 2333 و 2334.
2) 157. الضعفاءالکبیر، ج 4، ص 380.
3) 158. شرح السنة.
4) 159. مناقب شافعی به نقل از المنارالمنیف، ص 130.
5) 160. المستدرک علی الصحیحین، ج 4، ص 465.
6) 161. به نقل از المنارالمنیف، ص 130.
7) 162. مصابیح السنة، ج 3، ص 493.
8) 163. النهایة، ج 5، ص 220.
9) 164. التذکرة، ج 2، ص 299.
10) 165. لسان العرب، ج 15، ص 354.
11) 166. منهاج السنة، ج 4، ص 211.
12) 167. تهذیب الکمال، ج 25، ص 150.
13) 168. تلخیص المستدرک، ج 4، ص 463.
14) 169. المنارالمنیف، ص 130 - 135.
15 - ابن کثیر.(1)
16 - تفتازانی.(2)
17 - نورالدین هیثمی.(3)
18 - شیخ محمّد جزری دمشقی شافعی.(4)
19 - احمدبن ابی بکر بویصری.(5)
20 - ابن حجر عسقلانی.(6)
21 - سیوطی.(7)
22 - شیخ عارف عبدالوهّاب شعرانی.(8)561).
23 - ابن حجرهیتمی(9)
24 - متقی هندی.(10)
25 - شیخ مرعی بن یوسف مقدسی حنبلی.(11)
26 - محمدبن عبدالرسول برزنجی.(12)
27 – محمدعبد الباقی زرقانی.(13)
28 - ابوالعلاء عراقی.(14)
1) 170. النهایة فی الفتن و الملاحم، ص 45 - 53.
2) 171. شرح مقاصد، ج 5، ص 312.
3) 172. مجمع الزوائد، ج 7، ص 314.
4) 173. أسنی المطالب ص 129.
5) 174. مصباح الزجاجة، ج 3، ص 263.
6) 175. تهذیب التهذیب، ج 9، ص 125.
7) 176. الجامع الصغیر، ج 2، ص 522 و 553.
8) 177. الیواقیت و الجواهر، ج 2،ص
9) 178. الصواعق المحرقه، ص 163، القول المختصر، ص 26).
10) 179. البرهان فی علامات مهدی آخرالزمان.
11) 180. فرائد فوائد الفکر، ص 60 و 68).
12) 181. الاشاعة لأشراط الساعة، ص 139).
13) 182. شرح المواهب اللدنیّة.
14) 183. شرح احیاءالمیّت فی فضائل آل البیت از سیوطی.
29 - شیخ محمدبن احمد سفارینی حنبلی.(1)
30 - سیدمحمد مرتضی حسینی واسطی حنفی زبیدی.(2)
31 - شیخ محمدبن علی صبّان.(3)
32 - محمّد امین سویدی.(4)
33 - شوکانی.(5)
34 - محمدبن حسن بن مؤمن شبلنجی.(6)
35 - احمدبن زینی دحلان.(7)
36 - شهاب الدین احمدبن اسماعیل حلوانی شافعی.(8)
37 - محمد بلبیسی شافعی.(9)
38 - ابوالبرکات آلوسی حنفی.(10)
39 - ابوالطیب محمدشمس الحقّ عظیم آبادی.(11)
40 - مبارکفوری.(12)
41 - شیخ منصور علی ناصف.(13)
42 - شیخ خضر حسین مصری.(14)
1) 184. اللوامع.
2) 185. تاج العروس، ج 2، ص 332).
3) 186. اسعاف الراغبین، ص 145 - 161.
4) 187. سبائک الذهب، ص 78.
5) 188. بنابرنقل قنوجی در الاذاعة، ص 126.
6) 189. نورالابصار، ص 185.
7) 190. الفتوحات الاسلامیة، ج 2، ص 290.
8) 191. القطرالشهدی، ص 68.
9) 192. العطر الوردی، ص 5.
10) 193. علامات الساعة.
11) 194. نظم المتناثر، ص 225.
12) 195. تحفةالاحوذی، ج 6، ص 393.
13) 196. التاج الجامع للاصول، ج 5، ص 3419.
14) 197. مجله التمدن الاسلامی.
43 - ابوالاعلی مودودی.(1)
44 - ناصرالدین البانی.(2)
45 - شیخ عبدالمحسن بن حمد العباد.(3)
46 - شیخ حمودبن عبداللَّه تویجری.(4)
47 - شیخ عبدالعزیز بن عبداللَّه بن باز.(5)
گروهی از علمای اهل سنت ایمان به خروج مهدیعلیه السلام را واجب دانسته و گروهی دیگر نیز منکر ان را کافر دانستهاند.
احمدبن محمّدبن صدیق میگوید:«ایمان به خروج مهدی واجب، و اعتقاد به ظهور او به جهت تصدیق پیامبرصلی الله علیه وآله حتمی و ثابت است...».(6)
همین تعبیر نیز از سفارینی حنبلی(7)، ناصرالدین البانی (8)و عبدالمحسن بن حمد العباد(9)رسیده است.
فقیه شافعی ابن حجر تصریح کرده که انکار مهدی اگر موجب انکار سنت از اصل و اساس گردد سبب کفر میشود و هرکسی چنین کند قتلش واجب
1) 198. البیّنات، ص116.
2) 199. مجله تمدن اسلامی.
3) 200. عقیدة اهل السنة و الاثر فی المهدیالمنتظر.
4) 201. الاحتجاج بالأثر علی من انکر المهدی المنتظر، ص 70 - 71.
5) 202. الامام المهدی عنداهل السنة، ج 2، ص 432.
6) 203. ابراز الوهم المکنون، ص 433.
7) 204. الاذعاعة، ص 146.
8) 205. مجله «التمدن الاسلامی» شماره22، ص 643، چاپ دمشق.
9) 206. مجله «الجماعةالاسلامیة»، شماره3.
است و اگر انکار او تنها به جهت عناد و دشمنی با ائمه اسلام است نه سنّت، لازم است که او را تعزیر آشکار نمود تا دست از این کار بردارد...».(1)
احمدبن محمّد بن صدیق غماری ازهری (ت 1380) در رابطه با احادیث مهدویّت میگوید: «این احادیث متواترند و منکرین آنها بدعتگذار و گمراه شمرده میشوند».(2)
اینک بعد از تحقیق درباره احادیث مهدویت و تثبیت جایگاه آنها به سراغ شبهات مخالفین رفته و از آنها پاسخ خواهیم داد:
از جمله جهات انکار مهدویّت از سوی برخی از اهل سنت این است که بخاری و مسلم هیچ یک از احادیث مهدویّت را در صحیح خود نیاوردهاند و این به نوبه خود سبب وهن و ضعف این روایات است.
شیخ محمد ابوزهره میگوید: «اهل سنت درباره ظهور مهدی در آخرالزمان سخن گفتهاند: برخی این عقیده را قبول کرده و در کتابهای عقاید آوردهاند. این مسأله در برخی از کتب روایی همچون سنن ابی داوود، ترمذی، نسائی و ابن ماجه آمده است ،ولی در صحیحین، صحیح بخاری و صحیح مسلم،از آن یادی به میان نیاورده است. علمای حدیث در سندهای این روایات سخن گفته و آنها را تضعیف نمودهاند، و لذا میگوییم: این مسأله عقیده ثابت نزد اهل سنت نیست».(3)
احمدامین مصری نیز میگوید: «از افتخارات صحیح بخاری و صحیح مسلم آن است که این احادیث در آنها رسوب نکرده است، گرچه در غیر این دو کتاب از کتابهای حدیث وارد شده است».(1)
سعد محمّد حسن،(2)حسین سائح لیبیایی مغربی،(3)سیّد محمّد رشید رضا،(4)و شیخ بن محمود(5)نیز هرکدام این اشکال را با تعبیرات مختلف در کتابهای خود نسبت به احادیث مهدویت آوردهاند.
پاسخ
جالب توجه اینکه از خود اهل سنت شدیداً به مقابله با این شبهه پرداخته و اشکال را دفع نمودهاند:
دکتر بستوی میگوید: «اینان گمان میکنند که بخاری و مسلم احادیث مهدویّت را به جهت ضعف در اسنادشان نقل نکردهاند، این گمان باطلی است؛ زیرا این دو به تمام احادیث صحیح احاطه نداشتهاند و هرگز ادّعای چنین امری را نیز نکردهاند».
بخاری میگوید: «آنچه را در کتاب خود «الجامع الصحیح» آوردهام صحیح است ولی چه بسیار احادیث صحیح السندی را که به جهت طولانی شدن کتابم نقل نکردم».(6)
مسلم میگوید: من تمام احادیث صحیح نزد خود را در این کتاب - صحیح - خود نیاوردهام، بلکه درصدد آن بودهام که تنها احادیثی را ذکر کنم که اجماعی است.(1)
حاکم نیشابوری میگوید: بخاری و مسلم حکم به عدم صحت احادیثی که در کتابشان نیامده نکردهاند.(2)
ابن قیّم جوزیه میگوید:«آیا هرگز بخاری گفته است: هر حدیثی را که من در کتابم وارد نساختم باطل بوده و غیرحجت و ضعیف است؟ چه بسیار احادیثی را که بخاری به آنها در غیرصحیح خود احتجاج نموده ولی در (صحیح) نیاورده است. و چه بسیار احادیثی که در غیراین کتاب (الجامع الصحیح) تصحیح نموده ولی در این کتاب نیاورده است.
عبدالمحسن بن حمد العباد، استاد دانشگاه مدینه منورّه میگوید: «حدیث صحیح همانگونه که در صحیحین موجود است در غیر این دو از کتابهای حدیثی نیز امثال: موطأمالک ، صحیح ابن خزیمه، صحیح ابن حبان، مستدرک حاکم، جامع ترمذی، سنن ابی داوود، نسائی، سنن ابن ماجه، سنن دارقطنی، سنن بیهقی، و دیگر کتب نیز موجود است، و این امری در نهایت وضوح است.(3)
مضافاً اینکه چه کسی گفته بخاری و مسلم توجّهی به روایات مهدویّت به طور عموم نداشتهاند؟ این حرف باطلی است؛ زیرا این دو برخی از احادیث
مربوط به خروج حضرت مهدیعلیه السلام را ذکر کردهاند:
1 - احادیث خروج دجال
بخاری در (صحیح) به سندش از حذیفه نقل میکند که از رسول خداصلی الله علیه وآله شنیدم که میفرمود: «همانا با دجّال هنگام خروج، آب و آتش است، آنچه را که مردم آتش میبینند آب گوارا است، و آنچه را که آب گوارا میبینند آتش است که میسوزاند. هرکس که آن زمان را درک کرد باید در چیزی درآید که آتش میبیند؛ زیرا آن در حقیقت آب گوارا است.»(1)
مسلم در (صحیح) احادیث بسیاری را در باب خروج دجال از طرق مختلف ذکر کرده است.(2)
ابن حجر عسقلانی با نقل کلامی از آبری در تواتر احادیث مهدیعلیه السلام، قصه دجال را به خروج حضرت مهدیعلیه السلام ارتباط میدهد و میگوید: «اخبار به حدّ تواتر از پیامبرصلی الله علیه وآله درباره مهدیعلیه السلام وارد شده که او از اهل بیتعلیهم السلام پیامبر است، هفت سال مالک زمین خواهد شد، آن را پر از عدل و داد خواهد نمود، و همانا عیسی علیه و الصلاة و السلام ظاهر خواهد شد و او را در کشتن دجال مساعدت خواهد نمود...».(3)
ابن حجر هیتمی نیز همین عبارت را از آبرّی نقل کرده است.(4)
2 - احادیث نزول عیسی بن مریمعلیه السلام
بخاری به سند خود در (صحیح) از ابی هریره نقل کرده که رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: «قسم به کسی که جانم به دست اوست نزدیک است که فرزند مریم در حالی که حاکم عادلی است فرود آید، صلیب را شکسته و خوک را میکشد و جزیه قرار میدهد. به حدّی به مردم مال میدهد که هیچ کس قبول نمیکند تا جایی که یک سجده بهتر است از دنیا و آنچه در آن است...».(1)
این حدیث را مسلم نیز نقل کرده است.(2)
بخاری نیز به سند خود از ابی هریره نقل کرده که پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود:«شما در چه حالی به سر میبرید زمانی که عیسی فرزند مریم در میان شما فرود خواهدآمد در حالی که امام شما از میان شماست».(3)
همین تعبیر در صحیح مسلم نیز وارد شده است.(4)
مقصود به امام در این روایات کسی جز امام مهدیعلیه السلام نیست.
ابن ابی شیبه از ابن سیرین نقل میکند که گفت:«مهدی از این امت است و اوست که امامت بر حضرت عیسی بن مریم خواهد نمود».(5)
همین مضمون نیز از عبداللَّه بن عمر وارد شده است.(6)
حذیفه از رسول خداصلی الله علیه وآله نقل میکند که فرمود:«مهدی مورد التفات واقع
میشود در حالی که عیسی بن مریم فرود آمده گویا از موهای او آب میچکد. مهدی میگوید: جلو بیا و با مردم نمازگذار. عیسی میگوید: نماز به جهت تو برپا شده است. آنگاه عیسی پشت سر مردی از اولادم نماز میگذارد».(1)
بسیاری از علمای اهل سنت موضوع نزول حضرت عیسیعلیه السلام در آخرالزمان را به مسأله ظهور حضرت مهدیعلیه السلام در همان زمان ربط دادهاند، که از آن جمله: علامه مناوی(2)، ابن برهان شافعی(3)، آلوسی(4)، شیخ منصور علی ناصف(5)، و ابن العربی(6)و دیگران می باشند.
با مراجعه به شروح صحیح بخاری از قبیل: فتح الباری،(7)ارشاد الساری(8)، عمدة القاری(9)، فیض الباری (10)،و البدر الساری(11)خواهید دید که همگی متفق القول (امام) در این روایات را حضرت مهدیعلیه السلام میدانند.
3 - احادیث بخشش مال
مسلم در (صحیح) به سند خود از جابر بن عبداللَّه انصاری نقل میکند که رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: «در پایان امتم خلیفهای خواهد بود که مال میریزد ریختنی بدون آنکه آن را بشمرد».(12)
1) 229. پیشین، ج 2، ص 81.
2) 230. فیض القدیر، ج 6، ص 17.
3) 231. السیرةالحلبیة، ج 1، ص 226.
4) 232. روح المعانی، ج 25، ص 96.
5) 233. غایةالمأمول، ج 5، ص 362.
6) 234. اسعاف الراغبین، ص 145.
7) 235. فتح الباری، ج 6، ص 383.
8) 236. ارشادالساری، ج 1، ص 419.
9) 237. عمدةالقاری، ج 16، ص 39.
10) 238. فیض الباری، ج 4، ص 44
11) 239. حاشیه البدر الساری، ذیل حدیث.
12) 240. صحیح مسلم با شرح نووی، ج 18، ص 38.
به همین مضمون و با تعبیرات دیگر نیز در (صحیح مسلم) وارد شده است.(1)با رجوع به کتابهای دیگر پی خواهیم برد که مقصود از خلیفه در این روایات همان حضرت مهدیعلیه السلام است که در آخرالزمان ظهور خواهد کرد.
ترمذی به سندش از رسول خداصلی الله علیه وآله نقل میکند که فرمود:«همانا در میان امتم مهدی خروج خواهد کرد، پنج یا هفت یا نه سال زندگی میکند. شخصی به نزد او میآید و میگوید: ای مهدی به من عطا کن، او مال بر لباسش به مقداری که بتواند حمل کند میریزد».(2)
ابن ابی شیبه نیز به سندش از رسول خداصلی الله علیه وآله نقل کرده که فرمود: «مردی از اهل بیتم بعد از انقطاعی از زمان و ظهور فتنهها خروج خواهد کرد که عطای او ریزان است».(3)
تعداد دیگری از محدثین نیز همین مضمون را با تعبیرات گوناگون و طرق مختلف در کتب حدیثی آوردهاند و در تمام آنها شخصی را که مال فراوان میدهد، همان مهدی ذکر کردهاند.
4 - احادیث خسف بیداء
مسلم در (صحیح) به سند خود از رسول خداصلی الله علیه وآله نقل میکند که فرمود:«شخصی به کعبه پناه میبرد، لشکری به سوی او فرستاده میشود، به سرزمین بیداء که میرسند در آنجا فرود میروند».(4)
با مراجعه به احادیث دیگر پی میبریم که(خسف بیداء) یعنی فرورفتن زمین از علائم ظهور حضرت مهدیعلیه السلام است.
حاکم نیشابوری به سندش از رسول خداصلی الله علیه وآله نقل میکند که فرمود:«... و خروج میکند مردی از اهل بیتم، خبرش به سفیانی میرسد او لشکری از لشکریانش را به سوی او میفرستد، حضرت آنان را متفرق میسازد، آنگاه سفیانی با هرکه همراه اوست به حرکت در می آید، و هنگامی که به سرزمین بیداء میرسند در آنجا فرو میروند و غیر از یک نفر که سخنگوی آنان است نجات نمییابد».(1)
همین مضمون را نیز عدهای دیگر از علمای اهل سنت نقل کردهاند.(2)
شیخ عبداللَّه بن محمود از علمای قطر در ردّ احادیث مهدویت میگوید:«از عادات علمای محدثین و فقهای متقدمین این است که برخی از برخی دیگر حدیثی را تقلیدی نقل میکنند بدون آنکه در اسناد آن دقت کنند، و عجب نیست که ببینیم احادیث مهدی اینگونه در کتابهای معاصرین منتشر شده باشد، زیرا حدیثی از یک کتاب به صد کتاب منتقل میگردد. یک اشتباه از یک عالم به صد عالم میرسد؛ زیرا همه مردم مقلّدند و تنها کمی از آنها اهل تحقیق و مجتهدند، و مقلّد از اهل علم شمرده نمیشود».(3)
پاسخ
در جواب از این توهّم شیخ عبدالمحسن بن حمدالعبّاد میگوید:
اولاً: ایشان به تمام محدثین امت و قدمای از فقها اهانت کرده و از مقام و شأن آنان کاسته است.
ثانیاً: همانگونه که اشاره کردیم حتی بخاری و مسلم به روایات ظهور اشاراتی کردهاند، و نیز در تمام مصادر حدیثی به این موضوع اشاره شده است، و لذا تقریباً مورد اتفاق امت اسلامی است. حال چگونه میشود چنین مسأله مهم را توهّم دانست.
سیدرشید رضا در تضعیف و تشکیک موضوع مهدویت میگوید: «و اما تعارض در احادیث مهدی اقوی و اظهر است و جمع بین آنها دشوارتر میباشد... آنگاه از باب مثال: اختلاف در اسم او و اینکه حسنی است یا حسینی، عباسی است یا علوی، و دیگر جهات را منشأ انکار مهدویت دانسته است».(1)
استاد سائح مغربی میگوید: «میگویند، این احادیث تواتر معنوی دارد. حقّ خواننده است که سؤال کند: معنای تواتر چیست؟ این احادیث بر معنای خاص اتفاق ندارند، از نسب مهدی شروع میکنیم: برخی روایات به هاشمی بودن او اکتفا کردهاند، و برخی او را از اهل بیتعلیهم السلام میدانند، و دستهای دیگر او را از فرزند فاطمه میدانند، و برخی از اولاد حسن و برخی از اولاد حسین میشمارند. و برخی او را عباسی و برخی فاطمی میدانند».(2)
پاسخ
اولاً: اختلاف، طبیعت تفصیل قضایای ثابت است، لذا استدلال به اختلاف تفاصیل یک قضیه بر عدم ثبوت آن مغالطهای بیش نیست؛ و در غیر این صورت نمیتوان هیچ مسأله از امور اعتقادی را اثبات نمود، زیرا تمام مسایل و قضایا مورد اختلاف واقع شده است.
دلیل مطلب فوق این است که عموم قضایا دارای دو بعد است: یکی اصل و روح قضیه، دیگری مرتبط به اوصاف قضیه و تفصیلهای آن است.
اختلاف در تفاصیل قضیه، مستلزم اختلاف در اصل قضیه نیست. قضیه مهدویت نیز از همین قبیل است. اگر در برخی از شؤون جزئی حضرت اختلاف است این مستلزم آن نیست که اصل قضیه زیر سؤال رفته و مورد تردید واقع شود.
ثانیاً: در هر یک از مسایل جزئی مورد اختلاف قول حق به اثبات رسیده و از تردید بیرون آمده است.
برخی گمان کردهاند که احادیث مهدویّت تماماً از جعل شیعه بوده یا لااقل در سلسله سندهایشان کسانی وجود دارند که متهم به تشیعاند، لذا روایات مهدویت قابل قبول نیست... .
دکتر عبدالعظیم بستوی بعد از نقل این اشکال در پاسخ از آن میگوید: «خلاصه مطلب اینکه: معیار در قبول راوی عدالت و ضابط بودن است با قطع نظر از اینکه عقیده او چیست، مگر آنکه از اسلام خارج شده باشد. این روش بسیاری از علمای قدیم و جدید است... آنگاه از علی بن مدینی نقل میکند که
اگر روایات اهل کوفه به جهت تشیع ترک شود کتابها خراب خواهد شد یعنی مذهب از هم خواهد پاشید».(1)
او نیز میگوید: «از بحث سابق نتیجه گرفتیم که راویی که متهم به بدعت گذاری است اگر روشن شود به شهادت امامان جرح و تعدیل که او ثقه و ضابط است، روایاتش بنابر قول ارجح قبول میشود. ولی در عین حال مدار در روایات مهدی بر کسانی که منسوب به تشیع اند نیست». یعنی چه بسیار از کسانی که هیچ نسبتی به تشیع ندارند ولی در عین حال این گونه احادیث را نقل کردهاند.
او در آخر میگوید: «تا اینجا به دست آمد که بیشتر روایات ثابت در امر مهدی در سندهایشان شخص شیعی وجود ندارد، و روایاتی که این چنین است غالباً شواهدی از طرق دیگر دارند، لذا شبهه از این جهت زائل میشود».(2)
احمد امین میگوید: «از آثار سوء اعتقاد به مهدویّت انقلابهای پیاپی در طول تاریخ مسلمانان است، در هر عصری شخصی یا اشخاصی پدید آمده و با یدک کشیدن نام مهدی منتظر مردم را به سوی خود دعوت نموده و گروهی نیز حرف آنها را پذیرفتهاند و این به نوبه خود باعث مشکلاتی در دول اسلامی شده است...»(3)
ابن محمود قطری نیز میگوید: «واضح است که اعتقاد به مهدی و قول به
صحت خروج او موجب ضررها و مفاسد بزرگی شده است چه فتنهها که به وقوع پیوسته و چه خونها که بر سر این مسأله بر زمین ریخته شد...».(1)
پاسخ
اوّلاً: شکّی نیست که بسیاری از فتنهها از ناحیه مهدویّت نیست بلکه مشکل از ناحیه کسانی است که میخواهند از این عقیده مهم و پربرکت سوء استفاده شخصی کنند. و نیز اشکال از ناحیه کسانی است که جاهل به امر مهدویّت و حقایق آن بودهاند. از طرفی دیگر این وظیفه علما و دانشمندان اسلامی است که با روشنگری، مردم را بیدار کرده و جلو این گونه انحرافات را بگیرند.
ثانیاً: تنها راه جلوگیری از پدید آمدن فتنهها انکار خروج مهدی در آخرالزمان نیست؛ زیرا بعد از ظهور اسلام و پیامبر اسلام نیز چه بسیار از کسانی که ادّعای نبوت کردند و با دعوت خود چه بسیار کسانی که به آنها گرویده و سبب ایجاد فتنهها و آشوبها در جامعه اسلامی شدند، آیا میتوان به جهت پدید آمدن این فتنهها اصل عقیده به رسالت را انکار کنیم؟ هرگز چنین نیست.
ثالثاً: وجود مدعیان مهدویّت از افراد حیلهگر در برخی از زمانها نمیتواند در احادیث صحیح السند که از رسول اکرمصلی الله علیه وآله وارد شده و مورد تأیید قرآن نیز هست، تأثیر گذاشته و آنها را از اعتبار ساقط کند. لذا باید به این روایات و مضامین آنها اعتماد نمود و عمل کرد، و اگر کسی در صدد سوء استفاده از آنها برآمد شدیداً با آنها به مقابله پرداخت، نه اینکه احادیث مسلّم و صحیح را از اعتبار ساقط نمود.
1) 253. لامهدیّ ینتظر بعدالرسول خیرالبشر، ص 5.
به تعبیر دیگر: وظیفه ما قبول حقّ و ردّ باطل است، نه اینکه حقّ را به جهت وجود مدعیان دروغین ضایع نمود.
برخی میگویند: «از آثار سوء اعتقاد به مهدویّت و انتظار ظهور مهدی موعود در جامعه اسلامی آن است که مردم را به توکّل بر خدا سوق داده و از عمل و مبارزه باز میدارد، و در نتیجه درصدد برپایی مجتمع اسلامی که عدلگستر و ظلم ستیز باشد، نمیباشند».
پاسخ:
شیخ محمّد رضا مظفر در پاسخ به این اشکال میگوید: «معنای انتظار مصلح و منجی (مهدی) این نیست که مسلمانان دست روی دست گذاشته و به انتظار منجی به سر برند بدون آنکه آن حضرت را یاری کرده و در راه او جهاد نموده و به احکام خدا عمل کنند، و امر به معروف و نهی از منکر انجام دهند، بلکه هر مسلمانی وظیفه دارد که وظایف شرعی خود را شناخته و نهایت سعی و کوشش را در یاری به آنها بنماید...».(1)
و به بیانی دیگر: انتظار مهدی موعود هیچگاه وظیفه انسان را نسبت به تکالیف خود از آن جمله امر به معروف و نهی از منکر ساقط نمیکند، خصوصاً اینکه همه اینها به نوبه خود میتواند زمینهساز ظهور حضرت گردد؛ زیرا برای ظهور باید زمینهسازی کرد که میتواند تربیت صحیح جامعه، زمینهساز خوبی برای ظهور حضرت باشد. در این زمینه در بخشی جداگانه به آن پرداختهایم.
1) 254. عقائدالامامیه، ص 337.
1 - تولد حضرت مهدیعلیه السلام
2 - امامت در سنین کودکی
3 - امامت و غیبت
4 - غیبت صغری
5 - غیبت کبری
6 - وظایف ما در عصر غیبت
7 - اماکن مقدسه مرتبط با حضرت مهدیعلیه السلام
8 - بررسی دعای ندبه
9 - دکترین مهدویت تنها راه نجات بشر
10 - دفاع از مهدویت
11 - فلسفه حکومت عدل جهانی
12 - نظریهپردازی درباره آینده جهان
13 - منجی از دیدگاه ادیان
14 - وجود امام مهدیعلیه السلام از منظر قرآن و حدیث
15 - وجود امام مهدیعلیه السلام در پرتو عقل
16 - مهدویت و جهانیسازی
17 - قرآن و ظهور حضرت مهدیعلیه السلام
18 - علایم ظهور
19 - هنگامه ظهور
20 - حکومت حضرت مهدیعلیه السلام در عصر ظهور
1 - قرآن کریم/چهار رنگ - گلاسه رحلی خط نیریزی / الهی قمشهای
2 - قرآن کریم/نیمجیبی (کیفی) خط عثمان طه / الهی قمشهای
3 - قرآن کریم/وزیری (بدون ترجمه) خط عثمان طه
4 - قرآن کریم/وزیری (ترجمه زیر، ترجمه مقابل) خط عثمان طه / الهی قمشهای
5 - قرآن کریم/(وزیری، جیبی، نیمجیبی) خط نیریزی / الهی قمشهای
6 - کلیات مفاتیح الجنان/عربی انتشارات مسجد مقدّس جمکران
7 - کلیات مفاتیح الجنان/(وزیری، جیبی، نیمجیبی) خط افشاری / الهی قمشهای
8 - منتخب مفاتیح الجنان/ (جیبی، نیمجیبی) خط افشاری / الهی قمشهای
9 - منتخب مفاتیح الجنان/ جیبی، نیمجیبی) خط خاتمی / الهی قمشهای
10 - نهج البلاغه/(وزیری، جیبی) سید رضیرحمه الله/محمد دشتی
11 - صحیفه سجادیه ویرایش حسین وزیری/الهی قمشهای
12 - ادعیه و زیارات امام زمانعلیه السلام واحد پژوهش مسجد مقدّس جمکران
13 - آئینه اسرار حسین کریمی قمی
14 - آثار گناه در زندگی و راه جبران علی اکبر صمدی
15 - آخرین پناه محمود ترحمی
16 - آخرین خورشید پیدا واحد تحقیقات
17 - آشنایی با چهارده معصوم (1و2)/شعر و رنگآمیزی سیّد حمید رضا موسوی
18 - آقا شیخ مرتضی زاهد محمد حسن سیف اللهی
19 - آیین انتظار (مختصر مکیال المکارم) واحد پژوهش
20 - ارتباط با خدا واحد تحقیقات
21 - از زلال ولایت واحد تحقیقات
22 - اسلامشناسی و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
23 - امامت، غیبت، ظهور واحد پژوهش
24 - امامت و غیبت از دیدگاه علم کلام علم الهدی / واحد تحقیقات
25 - امامت و ولایت در امالی شیخ صدوق سیّد محمّد حسین کمالی
26 - امام رضا، امام مهدی و حضرت معصومهعلیهم السلام(روسی) آلمات آبسالیکوف
27 - امام رضاعلیه السلام در رزمگاه ادیان سهراب علوی
28 - امامشناسی و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
29 - انتظار بهار و باران واحد تحقیقات
30 - انتظار و انسان معاصر عزیز اللَّه حیدری
31 - اهّمیت اذان و اقامه محمد محمدی اشتهاردی
32 - با اولین امام در آخرین پیام حسین ایرانی
33 - بامداد بشریت محمد جواد مروّجی طبسی
34 - بهتر از بهار/کودک شمسی (فاطمه) وفائی
35 - پرچمدار نینوا محمد محمدی اشتهاردی
36 - پرچم هدایت محمد رضا اکبری
37 - پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله و تروریسیم و خشنونتطلبی علی اصغر رضوانی
38 - پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله و جهاد و بردهداری علی اصغر رضوانی
39 - پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله و حقوق اقلیتها و ارتداد علی اصغر رضوانی
40 - پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله و حقوق زن علی اصغر رضوانی
41 - پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله و صلحطلبی علی اصغر رضوانی
42 - تاریخ امیر المؤمنینعلیه السلام / دو جلد شیخ عباس صفایی حائری
43 - تاریخ پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله/دو جلد شیخ عباس صفایی حائری
44 - تاریخچه مسجد مقدس جمکران/(فارسی، عربی، اردو، انگلیسی) واحد تحقیقات
45 - تاریخ سید الشهداءعلیه السلام شیخ عباس صفایی حائری
46 - تجلیگاه صاحب الزمانعلیه السلام سید جعفر میرعظیمی
47 - تشرفیافتگان (چهار دفتر) میرزا حسین طبرسی نوری
48 - جلوههای پنهانی امام عصرعلیه السلام حسین علیپور
49 - چهارده گفتار ارتباط معنوی با حضرت مهدیعلیه السلام حسین گنجی
50 - چهل حدیث /امام مهدیعلیه السلام در کلام امام علیعلیه السلام سید صادق سیدنژاد
51 - چهل حدیث برگزیده از پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله احمد سعیدی
52 - حضرت مهدیعلیه السلام فروغ تابان ولایت محمد محمدی اشتهاردی
53 - حکمتهای جاوید محمد حسین فهیمنیا
54 - ختم سورههای یس و واقعه واحد پژوهش
55 - خزائن الاشعار (مجموعه اشعار) عباس حسینی جوهری
56 - خورشید غایب (مختصر نجم الثاقب) رضا استادی
57 - خوشههای طلایی (مجموعه اشعار) محمد علی مجاهدی (پروانه)
58 - دار السلام شیخ محمود عراقی میثمی
59 - داستانهایی از امام زمانعلیه السلام حسن ارشاد
60 - داغ شقایق (مجموعه اشعار) علی مهدوی
61 - در انتظار منجی (روسی) آلمات آبسالیکوف
62 - در جستجوی نور صافی، سبحانی، کورانی
63 - در کربلا چه گذشت؟ (ترجمه نفس المهموم) شیخ عباس قمی / کمرهای
64 - دفاع از حریم امامت و ولایت(مختصر شبهایپیشاور) کریم شنی
65 - دلشده در حسرت دیدار دوست زهرا قزلقاشی
66 - دین و آزادی محمّد حسین فهیمنیا
67 - رجعت یا حیات دوباره احمد علی طاهری ورسی
68 - رسول ترک محمد حسن سیف اللهی
69 - روزنههایی از عالم غیب سید محسن خرّازی
70 - زیارت ناحیه مقدّسه واحد تحقیقات
71 - سحاب رحمت عباس اسماعیلی یزدی
72 - سخنرانی مراجع در مسجد جمکران واحد پژوهش مسجد مقدّس جمکران
73 - سرود سرخ انار الهه بهشتی
74 - سقّا خود تشنه دیدار طهورا حیدری
75 - سلفیگری (وهابیت) و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
76 - سیاحت غرب آقا نجفی قوچانی
77 - سیمای امام مهدیعلیه السلام در شعر عربی دکتر عبد اللهی
78 - سیمای جهان در عصر امام زمانعلیه السلام(دوجلدی) محمّد امینی گلستانی
79 - سیمای مهدی موعودعلیه السلام در آئینه شعر فارسی محمد علی مجاهدی (پروانه)
80 - شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه) محمّد حسین نائیجی
81 - شمس وراء السحاب/ عربی السیّد جمال محمّد صالح
82 - صبح فرا میرسد مؤسسه فرهنگی تربیتی توحید
83 - ظهور حضرت مهدیعلیه السلام سید اسد اللَّه هاشمی شهیدی
84 - عاشورا تجلّی دوستی و دشمنی سید خلیل حسینی
85 - عریضهنویسی سید صادق سیدنژاد
86 - عطر سیب حامد حجّتی
87 - عقد الدرر فی أخبار المنتظرعلیه السلام/عربی المقدس الشافعی
88 - علیعلیه السلام مروارید ولایت واحد تحقیقات
89 - علیعلیه السلام و پایان تاریخ سید مجید فلسفیان
90 - غدیرخم (روسی، آذری لاتین) علی اصغر رضوانی
91 - غدیرشناسی و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
92 - فتنه وهابیت علی اصغر رضوانی
93 - فدک ذوالفقار فاطمهعلیها السلام سید محمد واحدی
94 - فرهنگ اخلاق عباس اسماعیلی یزدی
95 - فرهنگ تربیت عباس اسماعیلی یزدی
96 - فرهنگ درمان طبیعی بیماریها(پخش) حسن صدری
97 - فوز اکبر محمد باقر فقیه ایمانی
98 - فریادرس حسن محمودی
99 - قصههای تربیتی محمّد رضا اکبری
100 - کرامات المهدیعلیه السلام واحد تحقیقات
101 - کرامتهای حضرت مهدیعلیه السلام واحد تحقیقات
102 - کمال الدین وتمام النعمة (دو جلد) شیخ صدوقرحمه الله/منصور پهلوان
103 - کهکشان راه نیلی (مجموعه اشعار) حسن بیاتانی
104 - گردی از رهگذر دوست (مجموعه اشعار) علی اصغر یونسیان (ملتجی)
105 - گفتمان مهدویت آیت اللَّه صافی گلپایگانی
106 - گنجینه نور و برکت، ختم صلوات مرحوم حسینی اردکانی
107 - مام فضیلتها عباس اسماعیلی یزدی
108 - مشکاة الانوار علّامه مجلسیرحمه الله
109 - مفرد مذکر غائب علی مؤذنی
110 - مکیال المکارم (دو جلد) موسوی اصفهانی/ حائری قزوینی
111 - منازل الآخرة، زندگی پس از مرگ شیخ عباس قمیرحمه الله
112 - منجی موعود از منظر نهج البلاغه حسین ایرانی
113 - منشور نینوا مجید حیدریفر
114 - موعودشناسی و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
115 - مهدیعلیه السلام تجسّم امید و نجات عزیز اللَّه حیدری
116 - مهدی منتظرعلیه السلام در اندیشه اسلامی العمیدی / محبوب القلوب
117 - مهدی موعودعلیه السلام، ترجمه جلد 13 بحار - دو جلد علّامه مجلسیرحمه الله/ارومیهای
118 - مهربانتر از مادر / نوجوان حسن محمودی
119 - مهر بیکران محمد حسن شاهآبادی
120 - میثاق منتظران (شرح زیارت آل یس) سید مهدی حائری قزوینی
121 - ناپیدا ولی با ما / (فارسی ،ترکی استانبولی، انگلیسی، بنگالا) واحد تحقیقات
122 - نجم الثاقب میرزا حسین نوریرحمه الله
123 - نجم الثاقب(دوجلدی) میرزا حسین نوریرحمه الله
124 - ندای ولایت بنیاد غدیر
125 - نشانههای ظهور او محمد خادمی شیرازی
126 - نشانههای یار و چکامه انتظار مهدی علیزاده
127 - نگاهی به مسیحیت و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
128 - نماز شب واحد پژوهش مسجد مقدّس جمکران
129 - نهج الکرامه گفتهها و نوشتههای امام حسینعلیه السلام محمّد رضا اکبری
130 - و آن که دیرتر آمد الهه بهشتی
131 - واقعه عاشورا و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
132 - وظایف منتظران واحد تحقیقات
133 - ویژگیهای حضرت زینبعلیها السلام سید نور الدین جزائری
134 - هدیه احمدیه/(جیبی، نیمجیبی) میرزا احمد آشتیانیرحمه الله
135 - همراه با مهدی منتظر مهدی فتلاوی/بیژن کرمی
136 - یاد مهدیعلیه السلام محمد خادمی شیرازی
137 - یار غائب از نظر(مجموعه اشعار) محمد حجّتی
138 - ینابیع الحکمة/عربی - پنج جلد عباس اسماعیلی یزدی
جهت تهیه و خرید کتابهای فوق، میتوانید با نشانی:
قم - صندوق پستی 617 ، انتشارات مسجد مقدّس جمکران مکاتبه و یا با شماره تلفن های 7253700 ، 7253340 - 0251 تماس حاصل نمایید.
کتابهای درخواستی بدون هزینه پستی برای شما ارسال میگردد.
سایر نمایندگیهای فروش:
تهران: 66939083 ، 66928687 - 021
یزد: 6246489، 2-6280671 - 0351
فریدونکار: 14 - 5664212 - 0122