ghaemiyeh.com
عنوان قراردادی : قرآن. فارسی - عربی
عنوان و نام پدیدآور : قرآن کریم/ خط سیدعبدالمهدی حسنزاده؛ مترجم حسین انصاریان.
مشخصات نشر : تهران: سازمان دارالقرآن کریم، نشر تلاوت، ۱۳۹۳.
مشخصات ظاهری : ۶۱۶ ص..مس ۱۹×۹/۵ ؛
شابک : 978-600-5562-67-5
وضعیت فهرست نویسی : فیپا
موضوع : قرآن -- ترجمهها
شناسه افزوده : انصاریان، حسین، مترجم
شناسه افزوده : حسنزاده، سیدعبدالمهدی، ۱۳۳۱ - ، خوشنویس
رده بندی کنگره : BP۵۹/۶۶/الف۸ ۱۳۹۳ث
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۱۱
شماره کتابشناسی ملی : ۳۵۳۷۳۰۶
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است و مهربانیاش همیشگی.
همه ستایشها، ویژه خدا، مالک و مربّی جهانیان است.
رحمتش بیاندازه و مهربانیاش همیشگی است.
مالک و فرمانروای روز پاداش و کیفر است.
[پروردگارا!] تنها تو را میپرستیم وتنها از تو کمک میخواهیم.
ما را به راهِ راست راهنمایی کن.
راه کسانی [چون پیامبران، صدّیقان، شهیدان و صالحان که به خاطر لیاقتشان] به آنان نعمتِ [ایمان، عمل شایسته و اخلاق حسنه] عطاکردی، هم آنان که نه مورد خشم تواند و نه گمراهاند.
الم
در [وحی بودن و حقّانیّت] این کتابِ [با عظمت] هیچ شکی نیست؛ سراسرش برای پرهیزکارانْ هدایت است.
آنان که به غیب ایمان دارند و نماز را بر پا میدارند و از آنچه به آنان روزی دادهایم، انفاق میکنند.
و آنان که به آنچه به سوی تو و به آنچه پیش از تو نازل شده، مؤمن هستند و به آخرت یقین دارند.
آنانند که از سوی پروردگارشان بر [راهِ] هدایتاند و آنانند که رستگارند.
بی تردید برای کسانی که [به خدا و آیاتش] کافرند مساوی است چه [از عذاب] بیمشان دهی یا بیمشان ندهی، ایمان نمیآورند.
خدا [به کیفر کفرشان] بر دلها و گوشهایشان مُهرِ [تیره بختی] نهاده، و بر چشمهایشان پردهای [از تاریکی است که فروغ هدایت را نمیبینند]، و برای آنان عذابی بزرگ است.
و گروهی از مردم [که اهل نفاقاند] میگویند: ما به خدا و روز قیامت ایمان آوردیم، در حالی که آنان مؤمن نیستند.
[به گمان باطلشان] میخواهند خدا و اهل ایمان را فریب دهند، در حالی که جز خودشان را فریب نمیدهند، ولی [این حقیقت را] درک نمیکنند.
در دلِ آنان بیماریِ [سختی از نفاق] است، پس خدا به کیفرِ نفاقشان بر بیماریشان افزود، و برای آنان در برابر آنچه همواره دروغ میگفتند، عذابی دردناک است.
چون به آنان گویند: در زمین فساد نکنید، میگویند: فقط ما اصلاحگریم!
آگاه باشید! یقیناً خود آنان فسادگرند، ولی درک نمیکنند.
چون به آنان گویند: ایمان آورید چنان که دیگر مردم ایمان آوردند میگویند: آیا ما هم مانند سبک مغزان ایمان آوریم؟! آگاه باشید! قطعاً اینان خود سبک مغزند، ولی [از شدت کوردلی به این حقیقت] آگاه نیستند.
و هنگامی که با اهل ایمان دیدار کنند، گویند: ما ایمان آوردیم و چون با شیطانهایشان [که سرانِ شرک و کفرند] خلوت گزینند، گویند: بدون شک ما با شماییم، جز این نیست که ما [با تظاهر به ایمان] آنان را مسخره میکنیم.
خدا آنان را [به کیفر این کار منافقانه در دنیا و آخرت] عذاب خواهد کرد، و آنان را در سرکشی وتجاوزشان مهلت میدهد [تا در گمراهیشان] سرگردان وحیران بمانند.
آنان کسانی هستند که گمراهی را به جای هدایت خریدند، پس تجارتشان سود نکرد و از راه یافتگان [به سوی حق] نبودند.
سرگذشت آنان مانند کسانی است که [در شب بسیار تاریک بیابان] آتشی افروختند [تا در پرتو آن خود را از خطر نجات دهند]، چون آتش پیرامونشان را روشن ساخت، خدا [به وسیله توفانی سهمگین] نورشان را خاموش کرد و آنان را در تاریکیهایی که مطلقاً نمیدیدند واگذاشت.
کر و لال و کورند، به این سبب آنان [از گمراهی و ضلالت به سوی هدایت و حقیقت] بازنمیگردند.
یا [سرگذشت آنان] سرگذشتِ [دچار شدگان به] رگباری شدید از آسمان است که در آن تاریکیها و رعد و برقی است، [آنان] انگشتانشان را از [صدایِ هولناکِ] صاعقهها به خاطر بیم مرگ در گوشهایشان میگذارند [در حالی که راه گریزی از مرگ برای آنان نیست] و خدا به کافرانْ احاطه [همه جانبه] دارد.
نزدیک است که آن برقِ [بسیار رخشنده، روشنیِ] چشمهای آنان را برباید؛ زمانی که آنان را روشنی دهد، در آن روشنی راه میروند و چون محیط را بر آنان تاریک کند، میایستند و اگر خدا میخواست [شنواییِ] گوش و [بیناییِ] چشم آنان را نابود میکرد؛ زیرا خدا بر هر کاری تواناست.
ای مردم! پروردگارتان را که شما و پیشینیان شما را آفریده است، بپرستید تا [با پرستیدن او] پرواپیشه شوید.
آن پروردگاری که زمین را برای شما بستری گسترده و آسمان را سقفی برافراشته قرار داد و از آسمان، آبی [مانند برف و باران] نازل کرد و به وسیله آن از میوههای گوناگون، رزق و روزی برای شما بیرون آورد؛ پس برای خدا شریکان و همتایانی قرار ندهید در حالی که میدانید [برای خدا در آفریدن و روزی دادن، شریک و همتایی وجود ندارد].
و اگر در آنچه ما بر بنده خود] محمّد (صلی الله علیه وآله)] نازل کردهایم، شک دارید [که وحی الهی است یا ساخته بشر] پس سورهای مانند آن رابیاورید، و [برای این کار] غیر از خدا، شاهدان و گواهان خود را [از فُصحا و بُلغای بزرگ عرب به یاری] فرا خوانید، اگر [در گفتار خود که این قرآن ساخته بشر است نه وحی الهی [راستگویید.
و اگر این کار را انجام ندادید - که هرگز نمیتوانید انجام دهید - بنابراین از آتشی که هیزمش مردم و سنگهایند، بپرهیزید؛ آتشی که برای کافران آماده شده است.
و کسانی را که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته [چون عبادت حق و خدمت به خلق] انجام دادهاند، مژده ده که بهشتهایی ویژه آنان است که از زیرِ [درختانِ] آن نهرها جاری است؛ هرگاه از آن بهشتها میوهای آماده به آنان دهند، گویند: این همان است که از پیشْ روزیِ ما نمودند، و از میوههای گوناگون که [در طعم و گوارایی و زیبایی] شبیهِ هم است، نزد آنان آورند؛ در آنجا برای ایشان همسرانی پاکیزه [از هر آلودگی] است؛ و در آن بهشتها جاودانهاند.
بی تردید خدا [برای فهماندن مطلبی به مردم] از اینکه به پشه و فراتر از آن [در کوچکی] مَثَل بزند، شرم نمیکند؛ اما اهل ایمان آگاهند که آن مثل از سوی پروردگارشان درست و حق است و اما کافران میگویند: خدا از این مثل چه اراده کرده است؟! خدا بسیاری را به آن مثل [به خاطر عدم دقت و مطالعه] گمراه میکند، و بسیاری را به آن مثل [به سبب درک صحیح] هدایت مینماید؛ و جز فاسقان را به آن گمراه نمیکند.
آنان کسانی هستند که پیمان خدا را [که توحید و وحی و نبوت است] پس از استواریاش [با دلایل عقلی و علمی و براهین منطقی با عدم وفای به آن] میشکنند و آنچه را خدا پیوند خوردن به آن را فرمان داده است [مانند پیوند با پیامبران و کتابهای آسمانی و اهل بیت طاهرین و خویشان] قطع مینمایند و در زمین تباهی و فساد بر پا میکنند، آنانند که زیانکارند.
چگونه به خدا کفر میورزید در حالی که [پیش از دمیده شدن روح به کالبدتان ترکیبی از عناصر] مرده بودید، پس شما را حیات بخشید، سپس شما را میمیراند، آن گاه دوباره زنده میکند، سپس به سوی او بازگردانده میشوید.
اوست که همه آنچه را در زمین است برای شما آفرید، سپس آفرینش آسمان را [که به صورت مادهای دود مانند بود] اراده کرد و آن را به شکل هفت آسمان [همراه با نظامی استوار] درست و نیکو قرار داد؛ و او [به قوانین و محاسباتِ] همه چیز داناست.
و آن زمان را یاد آر که پروردگارت به فرشتگان گفت: به یقین جانشینی در زمین قرار میدهم. گفتند: آیا موجودی را در زمین قرار میدهی که در آن به فساد و تباهی برخیزد و به ناحق خون ریزی کند و حال آن که ما تو را همواره با ستایشت تسبیح میگوییم و تقدیس میکنیم. [پروردگار] فرمود: من [از این جانشین و قرار گرفتنش در زمین اسراری] میدانم که شما نمیدانید.
و خدا همه نامها[یِ موجودات] را به آدم آموخت؛ سپس [هویت و حقایق ذات موجودات را] به فرشتگان ارائه کرد و گفت: مرا از نامهای ایشان خبر دهید، اگر [در ادعای سزاوار بودنتان به جانشینی] راستگویید.
گفتند: تو از هر عیب و نقصی منزّهی، ما را دانشی جز آنچه خودت به ما آموختهای نیست، یقیناً تویی که بسیار دانا و حکیمی.
[خدا] فرمود: ای آدم! فرشتگان را از نامهای آنان خبر ده. پس هنگامی که نامهایشان را به فرشتگان خبر داد [خدا] فرمود: آیا به شما نگفتم که من یقیناً نهانِ آسمانها و زمین را میدانم، و به آنچه شما آشکار میکنید و به آنچه پنهان میدارید، دانایم؟
و [یاد کن] هنگامی که به فرشتگان گفتیم: به آدم سجده کنید، [پس] سجده کردند مگر ابلیس که سر پیچید و تکبّر ورزید و از کافران شد.
و گفتیم: ای آدم! تو و همسرت در این بهشت سکونت گیرید و از هر جای آنکه خواستید فراوان و گوارا بخورید، و به این درخت نزدیک نشوید که [اگر نزدیک شوید] از ستمکاران خواهید شد.
پس شیطان، هر دو را از [طریق] آن درخت لغزانید و آنان را از آنچه در آن بودند [چه مقام و مرتبه معنوی، و چه منزلت و جایگاه ظاهری] بیرون کرد. و ما گفتیم: [ای آدم و حوا و ای ابلیس!] در حالی که دشمن یکدیگرید [و تا ابد، بین شما آدمیان و ابلیسیان صلح و صفایی نخواهد بود، از این جایگاه] فرود آیید و برای شما در زمین، قرارگاهی [برای زندگی] و تا مدتی معین، وسیله بهرهوری اندکی خواهد بود.
پس آدم کلماتی را] مانند کلمه استغفار و توسّل به اهل بیت (علیهم السلام) که مایه توبه و بازگشت بود] از سوی پروردگارش دریافت کرد و [پروردگار [توبهاش را پذیرفت؛ زیرا او بسیار توبه پذیر و مهربان است.
گفتیم: همگی از آن [مرتبه و مقام] فرود آیید؛ چنانچه از سوی من هدایتی برای شما آمد، پس کسانی که از هدایتم پیروی کنند نه ترسی بر آنان است و نه اندوهگین شوند.
و کسانی که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند، اهل آتشند و در آن جاودانهاند.
ای بنی اسرائیل! نعمتهای مرا که به شما عطا کردم، یاد کنید و به پیمانم [که سفارش به عبادت و ایمان به همه انبیا به ویژه پیامبر اسلام است] وفا کنید تا من هم به پیمان شما [که توقع ثواب وپاداش در برابر عبادت وایمان است] وفا کنم، و [نسبت به پیمان شکنی] فقط از من بترسید.
وبه آنچه [بر پیامبر اسلام] نازل کردهام که تصدیق کننده [تورات وانجیلی] است که با شماست، ایمان آورید و نخستین کافر به آن نباشید [که نسل به نسل پس از شما به پیروی از شما به آن کافر شوند] و آیاتم را [در تورات که اوصاف محمّد و قرآن در آن است، با تغییر دادن و تحریف کردن] به بهایی ناچیز نفروشید، و فقط از من پروا کنید.
و حق را با باطل مخلوط نکنید [تا تشخیص دادنشان بر مردمِ جویای حق دشوار نشود]، وحق را [که قرآن وپیامبر است] در حالی که میدانید [و میشناسید، از مردم] پنهان نکنید.
و نماز را بر پا دارید، و زکات بپردازید، و همراه رکوعکنندگان رکوع کنید [که نماز خواندن با جماعت محبوب خداست].
آیا مردم را به نیکی فرمان میدهید و خود را [در ارتباط با نیکی] فراموش میکنید؟ در حالی که کتاب [تورات را که با شدت به نیکی دعوتتان کرده] میخوانید. آیا [به وضع زیان بار و خطرناک خود] نمیاندیشید؟
از صبر و نماز [برای حل مشکلات خود و پاک ماندن از آلودگیها و رسیدن به رحمت حق] کمک بخواهید و بیتردید این کار جز بر کسانی که در برابر حق قلبی فروتن دارند دشوار و گران است.
[دارندگان قلب فروتن] کسانی هستند که یقین دارند دیدار کننده [قیامت و پاداش] پروردگارشان میباشد و قطعاً به سوی او بازمیگردند.
ای بنی اسرائیل! نعمتهای مرا که به شما عطا کردم و اینکه شما را بر جهانیانِ [زمانِ خودتان] برتری دادم، یاد کنید،
و از روزی پروا کنید که نه کسی از کسی عذابی را دفع میکند، و نه از کسی شفاعتی میپذیرند، و نه از کسی [در برابر گناهانش] فدیه و عوضی میگیرند، و نه [برای رهایی از آتش دوزخ] یاری میشوند.
و [یادکنید] آن گاه که شما را از [سیطره حکومت ظالمانه] فرعونیان نجات دادیم؛ آنان که همواره شما را به سختترین صورت شکنجه میکردند، پسران شما را سر میبریدند و زنان شما را [برای بیگاری و کنیزی] زنده میگذاشتند. و در این سختیها ومشکلاتْ آزمایشی بزرگ از سوی پروردگارتان بود.
و [یاد کنید] هنگامی که دریا را برای شما شکافتیم، پس شما را نجات دادیم و فرعونیان را در حالی که میدیدید، غرق کردیم.
و [یاد کنید] زمانی که [برای نازل کردن تورات] چهل شب با موسی وعده گذاشتیم، سپس شما بعد از [غایب شدن] او گوساله را معبود خود گرفتید، در حالی که [به سبب این کار بسیار زشت] ستمکار بودید.
سپس بعد از آن [کار زشت] از [گناه] شما درگذشتیم، تا سپاسگزاری کنید.
و [یاد کنید] هنگامی که به موسی، کتاب و میزان جداکننده [حق از باطل] عطا کردیم تا هدایت یابید.
و [یاد کنید] زمانی که موسی به قومش گفت: ای قوم من! قطعاً شما به سبب معبود گرفتن گوساله به خودتان ستم ورزیدید، پس به سوی آفریننده خود بازگردید، و [افرادی از] خودتان را [که گوساله را به پرستش گرفتند] بکشید که این [عمل] برای شما در پیشگاه آفریدگارتان بهتر است. پس خدا [به دنبال اجرا کردن دستورش] توبه شما را پذیرفت؛ زیرا او بسیار توبه پذیر و مهربان است.
و [یاد کنید] آن گاه که گفتید: ای موسی! هرگز به تو ایمان نمیآوریم تا خدا را آشکارا [با چشم خود] ببینیم. پس صاعقه مرگبار شما را گرفت، در حالی که میدیدید.
سپس شما را پس از مرگتان برانگیختیم تا سپاسگزاری کنید.
و [در صحرای سوزان سینا] ابر را بر سر شما سایبان قرار دادیم؛ و بر شما گزانگبین و بلدرچین نازل کردیم؛ [و گفتیم:] از خوراکیهای پاک و پاکیزهای که روزیِ شما قرار دادهایم بخورید. و آنان [در تجاوز و طغیانشان وناسپاسی وکفرانشان] بر ما ستم نکردند، بلکه همواره بر خود ستم میورزیدند.
و [یاد کنید] هنگامی را که گفتیم: به این شهر [بیت المقدس] وارد شوید، و از نعمتهای آن هر چه خواستید، فراوان و گوارا بخورید و از دروازه [شهر یا درِ معبد] فروتنانه و سجدهکنان درآیید و بگویید: [خدایا! خواسته ما] ریزش گناهان ماست، تا گناهانتان را بیامرزیم و به زودی [پاداش] نیکوکاران را بیفزایم.
ولی ستمکاران، سخنی را که [بیرون دروازه شهر] به آنان گفته شده بود [پس از ورود به شهر] به سخنی دیگر تبدیل کردند [به جای درخواست ریزش گناهان، درخواست امور مادی کردند]. ما هم بر ستمکاران به سبب آنکه همواره نافرمانی میکردند، عذابی از آسمان فرود آوردیم.
و [یاد کنید] آن گاه که موسی برای قومش درخواست آب کرد، پس گفتیم: عصایت را به این سنگ بزن. پس دوازده چشمه از آن جوشید به طوری که هر گروهی [از دوازده گروه بنی اسرائیل] چشمه ویژه خود را شناخت. [و گفتیم:] از روزیِ خدا بخورید و بیاشامید و تبهکارانه در زمین فتنه و آشوب بر پا نکنید.
و [یاد کنید] هنگامی که گفتید: ای موسی! ما هرگز بر یک نوع غذا صبر نمیکنیم، پس از پروردگارت بخواه تا از آنچه زمین میرویاند از سبزی و خیار و سیر و عدس و پیازش را برای ما آماده کند. [موسی] گفت: آیا شما به جای غذای بهتر، غذای پستتر را میخواهید؟! [اکنون که چنین درخواست ناروایی دارید] به شهری فرود آیید که آنچه خواستید، برای شما آماده است. و [داغِ] خواری و بیچارگی و نیاز بر آنان زده شد و سزاوار خشم خدا شدند؛ این [خواری و خشم] به سبب آن بود که آنان همواره به آیات خدا کفر میورزیدند و پیامبران را به ناحق میکشتند؛ این [کفرورزی و کشتن پیامبران] به علت آن بود که [از فرمانِ من] سرپیچی نمودند و پیوسته [از حدود حق] تجاوز میکردند.
مسلماً کسانی که [به ظاهر] ایمان آوردند، و یهودیها و نصرانیها و صابئیها هر کدامشان [از روی حقیقت] به خدا و روز قیامت ایمان آورند و کار شایسته انجام دهند، برای آنان نزد پروردگارشان پاداشی شایسته و مناسب است، و نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین شوند.
و [یاد کنید] هنگامی که از شما [بر پیروی از حق] پیمان گرفتیم، و کوه طور را بالای سرتان برافراشتیم، [و گفتیم:] آنچه را [از آیات کتاب آسمانی] به شما دادهایم، با قدرت و قوّت دریافت کنید، و آنچه را در آن است [برای اجرا کردن] به یاد داشته باشید تا پرهیزکار شوید.
آن گاه بعد از [پیمان گرفتن، از وفاکردن به آن] سرپیچی کردید، و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، قطعاً از زیانکاران بودید.
بی تردید شما [سرگذشتِ کسانی از هم مسلکان خود را] که در روز شنبه [از فرمان خدا که صید ماهی را حرام کرده بود] عصیان ورزیدند دانستید که [به کیفر عصیانشان] به آنان نهیب زدیم که به صورت بوزینگانی خوار و رانده شده درآیید.
در نتیجه، آن [مجازات] را عبرتی برای کسانی که شاهدِ حادثه بودند، وکسانی که بعد از آنان میآیند، و پندی برای پرواپیشگان قرار دادیم.
و [یاد کنید] زمانی که موسی به قومش گفت: خدا به شما فرمان میدهد گاوی را ذبح کنید، گفتند: آیا ما را مسخره میکنی؟! گفت: به خدا پناه میبرم از اینکه از نادانان باشم.
گفتند: از پروردگارت بخواه برای ما بیان کند که آن گاو چگونه گاوی باشد؟ گفت: او میفرماید که آن گاوی است نه پیر از کارمانده، نه جوان نارسیده، [بلکه] گاوی میان این دو نوع گاو است. پس آنچه را به آن فرمان دادهاند، انجام دهید.
گفتند: از پروردگارت بخواه که برای ما توضیح دهد رنگش چگونه باشد؟ گفت: خدا میگوید: گاوی است زرد و رنگش روشن که بینندگان را شاد و مسرور میکند.
گفتند: از پروردگارت بخواه برای ما بیان کند که [نهایتاً آن گاو] چه گاوی است؟ زیرا این گاو بر ما مُبهم و مُشتبه شده، و اگر خدا بخواهد [به شناخت آن] هدایت خواهیم شد.
گفت: او میگوید: گاوی است که نه رام است تا زمین را شخم زند و نه زراعت را آبیاری نماید، [از هر عیب و نقصی] سالم است، و رنگی مخالف رنگ اصلی در آن نیست، گفتند: اکنون حق را برای ما آوردی. پس آن را ذبح کردند، در حالی که نزدیک بود فرمان خدا را اجرا نکنند!!
و [یاد کنید] هنگامی که کسی را کشتید و درباره [قاتل] او به نزاع و ستیز برخاستید؛ و خدا آشکار کننده چیزی است که پنهان میداشتید.
پس گفتیم: پارهای از آن [گاو ذبح شده] را به مقتول بزنید [تا زنده شود و قاتل را معرفی کند]. خدا مردگان را این گونه زنده میکند و نشانههای [قدرت و ربوبیّت] خود را به شما نشان میدهد، تا بیندیشید.
سپس دلهای شما بعد از آن [معجزه شگفتانگیز] سخت شد، مانند سنگ یا سختتر؛ زیرا پارهای از سنگهاست که از آنها نهرها میجوشد، و پارهای از آنها میشکافد و آب از آن بیرون میآید، و پارهای از آنها از ترس خدا [از بلندی] سقوط میکند؛ و خدا از آنچه انجام میدهید بیخبر نیست.
آیا [شما مردم مؤمن] امید دارید که [آن سخت دلان] به [دین] شما ایمان بیاورند؟! در حالی که گروهی از آنان کلام خدا را همواره میشنیدند، سپس بعد از آنکه [معنا و مفهومش را] درک میکردند، [به سبب دنیاطلبی و امور مادی] به دلخواه خود تغییرش میدادند، در صورتی که میدانستند [به کلام خدا و به مردم جویای حق خیانت میکنند].
و هنگامی که با مؤمنان دیدار کنند، میگویند: ما ایمان آوردیم. و چون با هم خلوت میکنند [از روی اعتراض و ایراد] به یکدیگر میگویند: چرا حقایقی را که خدا [در تورات درباره پیامبر اسلام] برای شما بیان کرده به مؤمنان میگویید تا [روز قیامت با این حقایق] در پیشگاه پروردگارتان بر ضد شما استدلال کنند؟ آیا تعقّل نمیکنید [که نباید زمینه استدلال بر ضد خود را در اختیار مؤمنان گذارید؟!]
آیا [آن سخت دلان] نمیدانند که خدا آنچه را پنهان میدارند و آنچه را آشکار میکنند، میداند؟!
و گروهی از یهود، که جاهل و بیسوادند [غیر از تورات فعلی] که جز بافتههای دروغین [عالمان خائن آنان نیست] نمیدانند، و حال آن که [در امر دین به سبب عدم تحقیق و دنبال نکردن علم و دانش] فقط در مسیر گمان و خیال واهی قدم برمیدارند.
پس وای بر کسانی که با دستهاشان نوشتهای را مینویسند، سپس میگویند: این [نوشته] از سوی خداست. تا با این [کار زشت و خائنانه] بهایی ناچیز به دست آورند؛ پس وای بر آنان از آنچه دستهاشان نوشت، و وای بر آنان از آنچه به دست میآورند.
و گفتند: آتش [دوزخ] جز چند روزی به ما نمیرسد. بگو: آیا [بر این عقیده خود] از نزد خدا پیمانی گرفتهاید؟ که هرگز خدا از آن پیمان تخلّف نخواهد کرد، یا جاهلانه چیزی را به خدا نسبت میدهید؟
[نه چنین است که میگویید] بلکه کسانی که مرتکب گناه شدند وآثار گناه، سراسر وجودشان را فرا گرفت، آنان اهل آتشند و در آن جاودانهاند.
و کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، اهل بهشتاند و در آن جاودانهاند.
و [یاد کنید] زمانی که از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم که جز خدا را نپرستید، و به پدر و مادر و خویشان ویتیمان ومستمندان نیکی کنید، و با مردم با خوش زبانی سخن گویید، و نماز را بر پا دارید، و زکات بپردازید، سپس همه شما جز اندکی [از پیمان خدا] روی گردانیدید؛ و شما [به طور عادت] روی گردان هستید.
و [یاد کنید] هنگامی که از شما پیمان گرفتیم که خون همدیگر را نریزید، و یکدیگر را از خانههای خود آواره نکنید، سپس [به پیمانتان] اقرار کردید و بر آن هم گواهی میدهید.
باز این شما هستید که یکدیگر را میکشید، و گروهی از خودتان را از خانههایشان آواره میکنید، و از روی گناه و تجاوز یکدیگر را بر ضد آنان [که آواره کردهاید] یاری و کمک میدهید، و اگر آنان در حال اسارت نزد شما آیند، برای آزاد شدنشان فدیه میدهید، در صورتی که آواره کردنشان بر شما حرام بود. آیا به بخشی از کتاب [آسمانی] ایمان میآورید و به بخشی دیگر کفر میورزید؟ [حرام بودن جنگ و آواره کردن را مردود میشمارید، و وجوب آزاد کردن هم کیشان را از اسارت قبول میکنید!] پس کیفر کسانی از شما که چنین تبعیضی را [در آیات خدا] روا میدارند، جز خواری و رسوایی در زندگی دنیا نیست، و روز قیامت به سوی سختترین عذاب بازگردانیده میشوند، و خدا از آنچه انجام میدهید، بیخبر نیست.
اینان کسانیاند که زندگی [زودگذر] دنیا را به جای آخرت خریدند؛ پس نه عذاب از آنان سبک شود و نه یاری شوند.
و یقیناً ما به موسی کتاب دادیم و پس از او پیامبرانی به دنبال هم فرستادیم، و به عیسی بن مریم دلایل روشن و آشکار عطا نمودیم، و او را به وسیله روح القدس توانایی بخشیدیم؛ پس چرا هرگاه پیامبری آیین و احکامی که مطابق هوا و هوستان نبود برای شما آورد، سرکشی کردید؟ پس [نبوّتِ] گروهی را تکذیب نمودید وگروهی را میکشتید.
و گفتند: دلهای ما در غلاف و پوشش است [به این علتْ کلام تو را نمیفهمیم، ولی چنین نیست که میگویند] بلکه خدا به سبب کفرشان آنان را از رحمتش دور کرده [در نتیجه از پذیرفتن اسلام خودداری میکنند] پس اندکی ایمان میآورند.
و هنگامی که برای آنان از سوی خدا کتابی [چون قرآن] آمد که تصدیق کننده توراتی است که با آنان است، و همواره پیش از نزولش به خودشان [در سایه ایمان به آن] مژده پیروزی بر کافران میدادند، پس [با این وصف] زمانی که قرآن [که پیش از نزولش آن را با پیشگویی تورات میشناختند] نزد آنان آمد، به آن کافر شدند؛ پس لعنت خدا بر کافران باد.
بد چیزی است آنچه خود را به آن فروختند که کفر ورزیدن از روی حسادت به کتابی است که خدا نازل کرده [معترضانه میگویند:] چرا خدا از فضل و احسانش به هر که از بندگانش بخواهد [کتاب آسمانی] نازل میکند، پس آنان به خشمی بر روی خشمی سزاوار شدند. و برای کافران عذابی خوار کننده است.
هنگامی که به آنان گویند: به آنچه که خدا [بر پیامبر اسلام] نازل کرده ایمان آورید، گویند: به توراتی که بر خود ما یهودیان نازل شده ایمان میآوریم و به غیر آن در حالی که حق است و تصدیق کننده توراتی است که با آنان است، کفر میورزند. بگو: اگر شما [از روی درستی و راستی به تورات] مؤمن بودید، پس چرا پیش از این پیامبران خدا را میکشتید؟
و قطعاً موسی برای شما معجزات و دلایلی روشن آورد، سپس شما پس از [رفتن] او [به کوه طور] گوساله را معبود خود گرفتید، در حالی که [به خود و دلایل آشکار و روشن حق] ستمکار بودید.
و [یاد کنید] زمانی که از شما [برای پیروی از موسی] پیمان گرفتیم، و کوه طور را بالای سرتان برافراشتیم [و گفتیم:] آنچه را [چون تورات] به شما دادیم با قدرت و قوّت دریافت کنید [و دستورهای ما و پیامبرتان را بشنوید، به ظاهر] گفتند: شنیدیم و [در باطن گفتند:] نافرمانی کردیم. و به سبب کفرشان دوستی گوساله با دلهایشان در آمیخت. بگو: اگر شما مؤمن هستید [و ایمانتان شما را به این همه ظلم و جنایت و فساد فرمان میدهد] پس بد چیزی است آنچه ایمانتان به آن فرمان میدهد.
بگو: اگر [آن گونه که میپندارید] سرای آخرت [با همه نعمتهایش] نزد خدا ویژه شماست نه مردم دیگر، پس چنانچه راستگویید مرگ را آرزو کنید.
و آنان هرگز مرگ را به سبب گناهانی که مرتکب شدهاند، آرزو نمیکنند؛ و خدا به ستمکاران داناست.
و یقیناً آنان را حریصترین مردم به زندگی [دراز مدت] خواهی یافت و [حتی حریصتر] از مشرکان. هر یک از آنان آرزومند است که ای کاش هزار سال عمرش دهند، ولی آن عمر طولانی دور کننده او از عذاب نیست؛ و خدا به آنچه انجام میدهند، بیناست.
[آنان میگویند: چون جبرئیل، وحی را برای تو میآورد ما با او دشمنیم؛ بنابراین به تو ایمان نمیآوریم] بگو: هر که دشمن جیرئیل است [دشمن خداست] زیرا او قرآن را به فرمان خدا بر قلب تو نازل کرده است، در حالی که تصدیق کننده کتابهای پیش از خود و هدایت وبشارت برای مؤمنان است.
هر که با خدا و فرشتگان و رسولانش و جبرئیل و میکائیل دشمن باشد [کافر است]، و بیتردید خدا دشمن کافران است.
و یقیناً به سوی تو آیاتی روشن نازل کردیم، و به آنها جز فاسقان کافر نمیشوند.
آیا چنین نیست که هرگاه یهود پیمانی [با خدا و رسولانش] بستند، گروهی از آنان، آن را شکستند؟ [آنان نه فقط عهد شکنند] بلکه بیشترشان ایمان نمیآورند.
و زمانی که فرستادهای از سوی خدا به سویشان آمد که تصدیق کننده کتابی است که با آنان است، گروهی از آنان که [دانش] کتاب به آنان داده شده بود [با کمال گستاخی] کتاب خدا را پشت سر انداختند [و با آن به مخالفت برخاستند]، گویی نمیدانند [که کلام خداست].
و [یهودیان] از آنچه شیاطین در زمان پادشاهی سلیمان [از علم سحر بر مردم میخواندند] پیروی کردند. و [سلیمان دست به سحر نیالود تا کافر شود، بنابراین] سلیمان کافر نشد، ولی شیاطین که به مردم سحر میآموختند، کافر شدند. و [نیز یهودیان] از آنچه بر دو فرشته هاروت و ماروت در شهر بابل نازل شد [پیروی کردند]، و حال آنکه آن دو فرشته به هیچ کس نمیآموختند مگر آنکه میگفتند: ما فقط مایه آزمایشیم [و علم سحر را برای مبارزه با ساحران و باطل کردن سحرشان به تو تعلیم میدهیم]، پس [با به کار گرفتن آن در مواردی که ممنوع و حرام است] کافر مشو. اما آنان از آن دو فرشته مطالبی [از سحر] میآموختند که با آن میان مرد و همسرش جدایی میانداختند؛ در حالی که آنان به وسیله آن سحر جز به اذن خدا قدرت آسیب رساندن به کسی را نداشتند؛ و همواره چیزی را میآموختند که به آنان آسیب میرسانید و سودی نمیبخشید؛ و یقیناً [یهود] میدانستند که هر کس خریدار سحر باشد، در آخرت هیچ بهرهای ندارد. و همانا بدچیزی است آنچه خود را به آن فروختند اگر معرفت میداشتند.
و اگر آنان [از روی حقیقت] ایمان میآوردند و [از سحر و جادو] پرهیز میکردند، قطعاً پاداشی که از جانب خداست [برای آنان] بهتر بود، اگر میدانستند.
ای کسانی که ایمان آوردهاید! [هنگام سخن گفتن با پیامبر] مگویید: راعنا [یعنی: در ارائه احکام، امیال و هوسهای ما را رعایت کن] و بگویید: انظرنا [یعنی: مصلحت دنیا و آخرت ما را ملاحظه کن] و [فرمانهای خدا و پیامبرش را] بشنوید. و برای کافران عذابی دردناک است.
نه کافران از اهل کتاب و نه مشرکان، دوست ندارند که هیچ خیری از سوی پروردگارتان بر شما نازل شود، در حالی که خدا هرکه را بخواهد به رحمت خود اختصاص میدهد؛ و خدا دارای فضل بزرگی است.
هر آیهای را که [محتوی حکم یا احکامی است وقتی بر پایه مصلحت یا اقتضای زمان] از میان برداریم یا به تأخیر اندازیم، بهتر از آن یا مانندش را میآوریم. آیا ندانستهای که خدا بر هر کاری تواناست؟!
آیا ندانستهای که فرمانروایی و حکومت آسمانها و زمین فقط در سیطره اوست و شما را جز خدا هیچ سرپرست و یاوری نیست؟
بلکه میخواهید از پیامبرتان [کارهای نامعقول و بیهوده] درخواست کنید، همان گونه که پیش از این از موسی درخواست شد؟ و کسی که کفر را به جای ایمان اختیار کند، تحقیقاً راه راست را گم کرده است.
بسیاری از اهل کتاب پس از آنکه حق برای آنان روشن شد به سبب حسدی که از وجودشان شعله کشیده، دوست دارند که شما را پس از ایمانتان به کفر بازگردانند. هم اکنون [از ستیز و جدال با آنان] درگذرید، و [از آنان] روی بگردانید، تا خدا فرمانش را [به جنگ یا جزیه] اعلام کند؛ یقیناً خدا بر هر کاری تواناست.
و نماز را برپا دارید، و زکات بپردازید، و آنچه از کار نیک برای خود پیش فرستید آن را نزد خدا خواهید یافت. مسلماً خدا به آنچه انجام میدهید، بیناست.
و گفتند: هرگز کسی وارد بهشت نمیشود مگر آنکه یهودی یا نصرانی باشد، این دروغها و اباطیل آنان است؛ بگو: اگر راستگویید دلیل و برهان خود را بیاورید.
آری، کسانی که همه وجود خود را تسلیم خدا کنند در حالی که نیکوکارند، برای آنان نزد پروردگارشان پاداشی شایسته و مناسب است، نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین میشوند.
ویهودیان گفتند: نصرانیها بر آیین و روش درستی نیستند و نصرانیها گفتند: یهودیان بر آیین و روش درستی نیستند، در حالی که همه آنان کتاب [آسمانی] را میخوانند [که هر دو آیین در زمان مخصوص به خود درست و بر حق بوده] کسانی که نادانند [هم چون مشرکان] سخنی مانند سخن آنان [درباره آیین مسلمانان] گفتند؛ پس خدا روز قیامت در میان آنان درباره آنچه با هم اختلاف میکردند، داوری میکند.
و چه کسانی ستمکارتر از کسانی میباشند که از بردن نام خدا در مساجد خدا جلوگیری کردند، و در خرابی آنها کوشیدند؟ آنان را شایسته نیست که در آن [مراکز عبادت] درآیند، جز در حال ترس [از عدالت و انتقام خدا]. برای آنان در دنیا خواری و زبونی است و در آخرت عذابی بزرگ است.
مالکیّتِ مشرق و مغرب فقط ویژه خداست؛ پس به هر کجا رو کنید آنجا روی خداست. یقیناً خدا بسیار عطا کننده و داناست.
و [یهود و نصاری] گفتند: خدا [برای خود] فرزندی گرفته، منزّه است او [از اوصاف دروغ و باطلی که به حضرتش نسبت میدهند]، بلکه آنچه در آسمانها و زمین است مخلوق و مملوک اویند [نه فرزند او؛ زیرا فرزند، هم جنس پدر و مادر است و چیزی در جهان هم جنس خدا نیست تا فرزند خدا باشد] و همه در برابر او مطیع و فرمانبردارند.
[بیسابقه ماده، مدت و نقشه] پدیدآورنده آسمانها و زمین است. وهنگامی که فرمان به وجود آمدن چیزی را صادر کند فقط به آن میگوید: «باش». پس بیدرنگ میباشد.
و کسانی که نادان و ناآگاهند، گفتند: چرا خدا با ما سخن نمیگوید یا نشانه و معجزهای برای ما نمیآید؟ گذشتگان آنان نیز مانند گفته ایشان را گفتند؛ دلهایشان [در تعصّب، لجاجت، عناد و نادانی] شبیه هم است. تحقیقاً ما [به اندازه لازم] نشانهها را برای اهل باور بیان کردهایم.
قطعاً ما تو را به درستی و راستی، بشارت دهنده وبیم رسان فرستادیم، و تو [بعد از ابلاغ پیام حق] مسؤولِ [ایمان نیاوردن و وضع و حال] دوزخیان نیستی.
یهود و نصاری هرگز از تو راضی نمیشوند تا آنکه از آیینشان پیروی کنی. بگو: مسلماً هدایت خدا فقط هدایت [واقعی] است. و اگر پس از دانشی که [چون قرآن] برایت آمده از هوا و هوسهای آنان پیروی کنی، از سوی خدا هیچ سرپرست و یاوری برای تو نخواهد بود.
کسانی که کتاب آسمانی به آنان عطا کردهایم، آن را به طوری که شایسته آن است قرائت میکنند [و آن قرائت نمودن با تدبر و به قصد عمل است] اهل ایمان به آن [کتاب] هستند و کسانی که به آن کفر میورزند فقط آنان زیانکارند.
ای بنی اسرائیل! نعمتهای مرا که به شما عطا کردم و اینکه شما را بر جهانیان [زمان خودتان] برتری دادم، یاد کنید.
و از روزی پروا کنید که نه کسی از کسی عذابی را دفع میکند، و نه از کسی [در برابر گناهانش] فدیه و عوضی میگیرند، و نه کسی را شفاعتی سود دهد، و نه [برای رهایی از آتش دوزخ] یاری میشوند.
و [یاد کنید] هنگامی که ابراهیم را پروردگارش به اموری [دشوار و سخت] آزمایش کرد، پس او همه را به طور کامل به انجام رسانید، پروردگارش [به خاطر شایستگی ولیاقت او] فرمود: من تو را برای همه مردم پیشوا و امام قرار دادم. ابراهیم گفت: و از دودمانم [نیز پیشوایانی برگزین]. [پروردگار] فرمود: پیمان من [که امامت و پیشوایی است] به ستمکاران نمیرسد.
و [یاد کنید] هنگامی که ما این خانه [کعبه] را برای همه مردم محل گردهمایی و جای امن وامان قرار دادیم، و [فرمان دادیم:] از مقام ابراهیم جایگاهی برای نماز انتخاب کنید. و به ابراهیم و اسماعیل سفارش کردیم که خانهام را برای طوافکنندگان و اعتکافکنندگان و رکوعکنندگان وسجدهگزاران [از هر آلودگی ظاهری و باطنی] پاکیزه کنید.
و [یاد کنید] آن گاه که ابراهیم گفت: پروردگارا! این [مکان] را شهری امن قرار ده و اهلش را آنان که به خدا و روز قیامت ایمان آوردهاند از هر نوع میوه و محصول روزی بخش. خدا فرمود: [دعایت را درباره مؤمنان اجابت کردم، ولی] هر که کفر ورزد بهره اندکی به او خواهم داد، سپس او را به عذاب آتش میکشانم و آن بد بازگشت گاهی است.
و [یاد کنید] زمانی که ابراهیم و اسماعیل پایههای خانه کعبه را بالا میبردند [و به پیشگاه حق میگفتند:] پروردگارا! [این عمل را] از ما بپذیر که تو شنوا و دانایی،
پروردگارا! ما را [با همه وجود] تسلیم خود قرار ده، و نیز از دودمان ما امتی که تسلیم تو باشند پدید آر، و راه و رسم عبادتمان را به ما نشان ده، و توبه ما را بپذیر، که تو بسیار توبه پذیر و مهربانی،
پروردگارا! در میان آنان پیامبری از خودشان برانگیز، که آیات تو را بر آنان بخواند، و آنان را کتاب و حکمت بیاموزد، و [از آلودگیهای ظاهری و باطنی] پاکشان کند؛ زیرا تو توانای شکست ناپذیر و حکیمی.
وکیست که از آیین ابراهیم روی گردان شود، جز کسی که [خود را خوار و بیارزش کند و] خویش را به نادانی و سبک مغزی زند؟ یقیناً ما ابراهیم را در دنیا [به امامت و رسالت] برگزیدیم، و قطعاً در آخرت از شایستگان است.
[و یاد کنید] هنگامی که پروردگارش به او فرمود: تسلیم باش. گفت: به پروردگار جهانیان تسلیم شدم.
و ابراهیم و یعقوب پسرانشان را به آیین اسلام سفارش کردند که ای پسران من! یقیناً خدا این دین را برای شما برگزیده، پس شما باید جز در حالی که مسلمان باشید، نمیرید.
آیا شما [یهودیان که ادعا میکنید یعقوب پسرانش را به آیین شما سفارش کرد] هنگامی که یعقوب را مرگ در رسید [کنار بستر او] حاضر بودید؟ [یقیناً حاضر نبودید] آن گاه که به پسران خود گفت: پس از من چه چیزی را میپرستید؟ گفتند: خدای تو و خدای پدرانت ابراهیم و اسماعیل و اسحاق را که خدای یگانه است میپرستیم، و ما تسلیم اوییم.
آنان گروهی بودند که درگذشتند، آنچه [از طاعت و معصیت] به دست آوردند مربوط به خود آنان است، و آنچه شما به دست آوردید مربوط به خود شماست؛ و شما در برابر آنچه آنان انجام میدادند، مسؤول نیستید.
و [اهل کتاب به مردم مؤمن] گفتند: یهودی یا نصرانی باشید تا هدایت یابید. بگو: بلکه از آیین ابراهیم یکتاپرست و حق گرا [پیروی میکنیم نه از آیین تحریف شده شما که عین گمراهی است] و او هرگز از مشرکان نبود.
[شما مردم مؤمن از روی حقیقت اقرار کنید و] بگویید: ما به خدا و آنچه به سوی ما نازل شده، و به آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و نوادگانِ [دارای مقام نبوّت] آنان فرود آمده، و به آنچه به موسی و عیسی و آنچه به پیامبران از ناحیه پروردگارشان داده شده ایمان آوردیم؛ میان هیچ یک از آنان [در اینکه از سوی خدا برای هدایت مردم مبعوث شدهاند] فرقی نمیگذاریم، و ما در برابر او تسلیم هستیم.
پس اگر آنان هم به آنچه شما به آن ایمان آوردهاید، ایمان آورند [که ایمان به قرآن و به پیامبر است] مسلماً هدایت یافتهاند، و اگر روی برتابند جز این نیست که در ستیز و دشمنیاند؛ پس به زودی خدا شرّ آنان را [به کشته شدن یا آوارگی از خانه و کاشانه] دفع خواهد کرد؛ و او شنوا و داناست.
[به یهود و نصاری بگویید:] رنگ خدا را [که اسلام است، انتخاب کنید] و چه کسی رنگش نیکوتر از رنگ خداست؟ و ما فقط پرستشکنندگان اوییم.
بگو: آیا با ما در باره خدا گفتگوی بیمنطق و احتجاج نادرست میکنید؟! در حالی که او پروردگار ما و شماست [و همه کارهایش بر وفق حکمت و مصلحت است، و جای گفتگوی بیمنطق و احتجاج نادرست نیست]؛ و اعمال ما مربوط به خود ما و اعمال شما مربوط به خود شماست، و ما [در ایمان، اعتقاد، طاعت و عبادت] برای او اخلاص میورزیم.
آیا میگویید: ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و نوادگان [دارای مقام نبوّت] آنان یهودی یا نصرانی بودند؟! بگو: شما داناترید یا خدا؟ [شما به یقین میدانید که آنان یهودی و نصرانی نبودند، پس چرا واقعیت را پنهان میدارید؟!] وستمکارتر از کسی که شهادتی را که از خدا نزد اوست پنهان کند، کیست؟ وخدا از آنچه انجام میدهید، بیخبر نیست.
آنان گروهی بودند که درگذشتند؛ آنچه [طاعت و معصیت] به دست آوردند مربوط به خود آنان است و آنچه شما به دست آوردید مربوط به خود شماست؛ و شما در برابر آنچه آنان انجام میدادند، مسؤول نیستید.
به زودی مردم سبک مغز میگویند: چه چیزی مسلمانان را از قبلهای که بر آن بودند [یعنی بیت المقدس، به سوی کعبه] گردانید؟ بگو: مالکیّتِ مشرق و مغرب فقط ویژه خداست، هر که را بخواهد به راه راست هدایت میکند.
و همان گونه [که شما را به راه راست هدایت کردیم] شما را امتی میانه [ومعتدل و پیراسته از افراط و تفریط] قرار دادیم تا [در ایمان، عمل، درستی و راستی] بر مردم گواه باشید و پیامبر هم گواه بر شما باشد. و ما قبلهای را که بر آن بودی فقط به خاطر این قرار دادیم تا کسانی که از پیامبر پیروی میکنند از کسانی که از اسلام و اطاعت پیامبر برمیگردند [و متعصبانه به قبله پیش از کعبه میمانند] معلوم و مشخص کنیم؛ گر چه این حکم جز بر کسانی که خدا هدایتشان کرده گران و دشوار بود. و خدا بر آن نیست که ایمان شما را تباه کند؛ زیرا خدا به همه مردم رؤوف و مهربان است.
ما گردانیدن رویت را در [جهت] آسمان [چون کسی که به انتظار مطلبی باشد] میبینیم؛ پس یقیناً تو را به سوی قبلهای که آن را بپسندی برمیگردانیم؛ پس رویت را به سوی مسجد الحرام گردان؛ و [شما ای مسلمانان!] هر جا که باشید، روی خود را به سوی آن برگردانید. و مسلماً اهل کتاب میدانند که این تغییر قبله [از بیت المقدس به کعبه] از سوی پروردگارشان [کاری] درست و حق است؛ [زیرا در تورات و انجیلشان خواندهاند که پیامبر اسلام به دو قبله نماز خواهد خواند] و خدا از آنچه [بر ضد پیامبر و مؤمنان] انجام میدهند، بیخبر نیست.
به خدا سوگند اگر برای اهل کتاب هر نشانه و دلیلی بیاوری، از قبله تو پیروی نمیکنند، و تو هم از قبله آنان پیروی نخواهی کرد و [نیز] برخی از آنان [که یهودیاند] از قبله دیگران [که نصرانیاند] پیروی نخواهند کرد. اگر پس از دانشی که [چون قرآن] برایت آمده از هوا و هوسهای آنان پیروی کنی، مسلماً در آن صورت از ستمکاران خواهی بود.
اهل کتاب، پیامبر اسلام را [بر اساس اوصافش که در تورات و انجیل خواندهاند] میشناسند، به گونهای که پسران خود را میشناسند؛ و مسلماً گروهی از آنان حق را در حالی که میدانند، پنهان میدارند.
[ای امت این] حق [که تغییرِ قبله است] از سوی پروردگار توست؛ بنابراین از تردیدکنندگان نسبت به حق مباش.
برای هر گروهی قبلهای است که خدا گرداننده روی آن گروه به آن قبله است؛ پس [درباره قبله، نزاع و کشمکش نکنید و به جای بحث و گفتگو] به جانب نیکیها و کارهای خیر پیشی جویید. خدا همه شما را هر جا که باشید [به صحرای محشر] میآورد؛ مسلماً خدا بر هر کاری تواناست.
از هر جا [برای سفر یا کار دیگر] بیرون شدی، رویت را [در حال اقامه نماز] به سوی مسجد الحرام بگردان. بدون تردید این فرمان از نزد پروردگارت درست وحق است و خدا از آنچه انجام میدهید، بیخبر نیست.
[آری] و از هرجا بیرون شدی، رویت را [در حال اقامه نماز] به سوی مسجدالحرام بگردان؛ و [شما ای مؤمنان!] هر جا که باشید، رویتان را [در حال اقامه نماز] به سوی آن بگردانید، تا مردم را جز ستمکاران [لجوج، متکبر و یاوه گو] بر ضد شما دلیل و برهانی نباشد. [مشرکان نگویند: اگر آیین ابراهیم را ادعا دارد چرا به قبله او که کعبه است رو نمیکند؟ و اهل کتاب نگویند: پیامبری که تورات و انجیل وعده داده، قبلهاش مسجدالحرام است، پس این شخص که به قبله ما نماز میخواند، پیامبر موعود نیست؛] بنابراین از آنان نترسید و از من بترسید، و [تغییر قبله] برای آن است که نعمتم را بر شما کامل کنم تا [به احکام و سنن الهی] هدایت شوید.
همان گونه که [تغییر قبله، کامل کردن نعمت است، این حقیقت هم کامل کردن نعمت است که] در میان شما رسولی از خودتان فرستادیم که همواره آیات ما را بر شما میخواند، و شما را [از هر نوع آلودگی ظاهری و باطنی] پاک و پاکیزه میکند، و کتاب وحکمت به شما میآموزد، وآنچه را نمیدانستید به شما تعلیم میدهد.
پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم و مرا سپاس گزارید و کفران نعمت نکنید.
ای اهل ایمان از صبر و نماز [برای حل مشکلات خود و پاک ماندن از آلودگیها و رسیدن به رحمت حق] کمک بخواهید زیرا خدا با صابران است.
و به آنان که در راه خدا کشته میشوند مرده نگویید، بلکه [در عالم برزخ] دارای حیاتاند، ولی شما [کیفیت آن حیات را] درک نمیکنید.
و بیتردید شما را به چیزی اندک از ترس و گرسنگی و کاهش بخشی از اموال و کسان و محصولات [نباتی یا ثمرات باغ زندگی از زن و فرزند] آزمایش میکنیم. و صبرکنندگان را بشارت ده.
همان کسانی که چون بلا و آسیبی به آنان رسد گویند: ما مملوک خداییم و یقیناً به سوی او بازمیگردیم.
آنانند که درودها و رحمتی از سوی پروردگارشان بر آنان است و آنانند که هدایت یافتهاند.
بی تردید صفا و مروه از نشانههای خداست؛ پس کسی که حج خانه کعبه کند، یا عمره انجام دهد، بر او گناهی نیست که بر آن دو طواف کند. و کسی که [به خواست خودش افزون بر واجبات] کار نیکی [چون طواف و سعی مستحب] انجام دهد، بدون تردید خدا [در برابر عمل او] پاداش دهنده و [به کار وحال او] داناست.
یقیناً کسانی که آنچه را ما از دلایل آشکار و [وسیله] هدایت نازل کردیم، پس از آنکه همه آن را در کتاب [تورات و انجیل] برای مردم روشن ساختیم، پنهان میکنند [تا مردم به قرآن و پیامبر ایمان نیاورند] خدا لعنتشان میکند، و لعنتکنندگان هم لعنتشان میکنند.
مگر کسانی که توبه کردند، و [مفاسد خود را] اصلاح نمودند، و [آنچه را پنهان کرده بودند] برای مردم روشن ساختند، پس توبه آنان را میپذیرم؛ زیرا من بسیار توبه پذیر و مهربانم.
قطعاً کسانی که کافر شدند، و در حال کفر از دنیا رفتند، لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم بر آنان است.
در آن لعنت جاودانهاند، نه عذاب از آنان سبک شود و نه مهلتشان دهند [تا عذر خواهی کنند].
و خدای شما خدای یگانه است، جز او خدایی نیست، رحمتش بیاندازه و مهربانیاش همیشگی است.
بی تردید در آفرینش آسمانها و زمین و رفت و آمد شب و روز و کشتیهایی که در دریاها [با جابجا کردن مسافر و کالا] به سود مردم روانند و بارانی که خدا از آسمان نازل کرده و به وسیله آن زمین را پس از مردگیاش زنده ساخته و در آن از هر نوع جنبندهای پراکنده کرده و گرداندن بادها و ابرِ مسخّر میان آسمان و زمین، نشانههایی است [از توحید، ربوبیّت و قدرت خدا] برای گروهی که میاندیشند.
و برخی از مردم به جای خدا معبودهایی انتخاب میکنند که آنها را آن گونه که سزاوار است خدا را دوست داشته باشند، دوست میدارند؛ ولی آنان که ایمان آوردهاند، محبت و عشقشان به خدا بیشتر و قویتر است. و اگر کسانی که [با انتخاب معبودهای باطل] ستم روا داشتند، هنگامی که عذاب را ببینند، بیتردید بفهمند که همه قدرت ویژه خداست [و معبودهای باطل، هیچ و پوچاند] و خدا سخت کیفر است.
در آن هنگام پیشوایان [شرک و کفر] از پیروانشان بیزاری جویند، و عذاب را مشاهده کنند، و همه دست آویزها و پیوندها از آنان بریده شود.
و آنان که [به جای خدا از پیشوایان شرک و کفر] پیروی کردند، گویند: کاش برای ما بازگشتی [به دنیا] بود تا ما هم از آنان بیزاری میجستیم، همان گونه که آنان از ما بیزاری جستند. خدا این گونه اعمالشان را که برای آنان مایه اندوه و دریغ است، به آنان نشان میدهد و اینان هرگز از آتش بیرون آمدنی نیستند.
ای مردم! از آنچه [از انواع میوهها و خوردنیها] در زمین حلال و پاکیزه است، بخورید و از گامهای شیطان پیروی نکنید؛ زیرا او نسبت به شما دشمنی آشکار است.
فقط شما را به بدی و زشتی فرمان میدهد، و اینکه جاهلانه اموری را [به عنوان حلال و حرام] به خدا نسبت دهید.
و هنگامی که به آنان [که مشرک و کافرند] گویند: از آنچه خدا نازل کرده پیروی کنید، میگویند: نه، بلکه از آیینی که پدرانمان را بر آن یافتیم، پیروی میکنیم. آیا هر چند پدرانشان چیزی نمیفهمیدند و راه [حق را به سبب کوردلی] نمییافتند [باز هم کورکورانه از آنان پیروی خواهند کرد؟!]
داستان [دعوت کننده] کافران [به ایمان]، مانند کسی است که به حیوانی [برای رهاندنش از خطر] بانگ میزند، ولی آن حیوان جز آوا و صدا [آن هم آوا و صدایی که مفهومش را درک نمیکند] نمیشنود. [کافران، در حقیقت] کر و لال و کورند، به همین سبب [درباره حقایق] اندیشه نمیکنند.
ای اهل ایمان! از انواع میوهها و خوردنیهای پاکیزهای که روزی شما کردهایم، بخورید و خدا را سپاس گزارید، اگر فقط او را میپرستید.
جز این نیست که خدا [برای مصون ماندن شما از زیانهای جسمی و روحی] مردار و خون و گوشت خوک و حیوانی را که [هنگام ذبح] نام غیر خدا بر آن برده شده، بر شما حرام کرده. پس کسی که [برای نجات جانش از خطر] به خوردن آنها ناچار شود، در حالی که خواهان لذت نباشد و از حدّ لازم تجاوز نکند، گناهی بر او نیست؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
قطعاً کسانی که آنچه را خدا از کتاب [تورات و انجیل به عنوان حلال و حرام] نازل کرده [به سود خود، از بیسوادان یهود و نصاری] پنهان میکنند، و در برابر این پنهان کاری بهای اندکی به دست میآورند، جز آتش به شکمهای خود نمیریزند. و خدا روز قیامت با آنان سخن نمیگوید، و [از گناهان و زشتیها] پاکشان نمیکند، و برای آنان عذابی دردناک است.
اینانند که گمراهی را به جای هدایت، و عذاب را به عوض آمرزش خریدهاند، شگفتا! چه شکیبایند بر آتش.
آن عذاب به خاطر این است که خدا کتاب آسمانی را به درستی و راستی نازل کرد [ولی اینان، آن را واگذاشتند و در تکذیبش کوشیدند و آن را مایه اختلاف قرار دادند] و یقیناً آنان که در [مفهوم و محتوای] کتاب اختلاف کردند [تا حقایق از مردم پنهان بماند] در دشمنی دور و درازی قرار دارند.
نیکی این نیست که روی خود را به سوی مشرق و مغرب کنید، بلکه نیکی [واقعی و کامل، که شایسته است در همه امور شما ملاک و میزان قرار گیرد، منش و رفتار و حرکات] کسانی است که به خدا و روز قیامت و فرشتگان و کتاب آسمانی و پیامبران ایمان آوردهاند، و مال و ثروتشان را با آنکه دوست دارند به خویشان و یتیمان و درماندگان و در راه ماندگان و سائلان و [در راه آزادی] بردگان میدهند، و نماز را [با همه شرایطش] برپای میدارند، و زکات میپردازند، و چون پیمان بندند وفاداران به پیمان خویشند، و در تنگدستی و تهیدستی و رنج و بیماری و هنگام جنگ شکیبایند؛ اینانند که [در دینداری و پیروی از حق] راست گفتند، و اینانند که پرهیزکارند.
ای اهل ایمان! در مورد کشته شدگان بر شما قصاص مقرّر و لازم شده: آزاد در برابر آزاد، برده در برابر برده، زن در برابر زن. پس کسی که [مرتکب قتل شده چنانچه] از سوی برادر [دینی]اش [که ولیِّ مقتول است] مورد چیزی از عفو قرار گرفت [که به جای قصاص، دیه و خون بها پرداخت شود] پس پیروی از روش شایسته و پسندیده [نسبت به وضع مادی قاتل بر عهده عفو کننده است]، و پرداخت دیه و خون بها با نیکویی و خوش رویی [بر عهده قاتل است]. این [حکم] تخفیف و رحمتی است از سوی پروردگارتان؛ پس هر که بعد از عفو، تجاوز کند [و به قصاص قاتل برخیزد] برای او عذابی دردناک است.
ای صاحبان خرد! برای شما در قصاص مایه زندگی است، باشد که [از ریختن خون مردم بدون دلیل شرعی] بپرهیزید.
بر شما مقرّر و لازم شده چون یکی از شما را مرگ در رسد، اگر مالی از خود به جا گذاشته است، برای پدر و مادر و خویشان به طور شایسته و پسندیده وصیت کند. این حقّی است بر عهده پرهیزکاران.
پس کسانی که بعد از شنیدن وصیت، آن را تغییر دهند، گناهش فقط بر عهده آنانی است که تغییرش میدهند؛ یقیناً خدا شنوا و داناست.
پس کسی که از انحراف وصیت کننده [در مورد حقوق ورثه] یا از گناه او [که به کار نامشروع و ناحقّی وصیت کند] بترسد، و میان ورثه [با تغییر دادن وصیت بر اساس احکام دین] اصلاح دهد، گناهی بر او نیست؛ یقیناً خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
ای اهل ایمان! روزه بر شما مقرّر و لازم شده، همان گونه که بر پیشینیان شما مقرّر و لازم شد، تا پرهیزکار شوید.
[در] روزهایی چند [روزه بگیرید]؛ پس هر که از شما بیمار یا در سفر باشد [به تعداد روزههای فوت شده] از روزهای دیگر [را روزه بگیرد]؛ و بر آنان که روزه گرفتن طاقت فرساست، طعام دادن به یک نیازمند [به جای هر روز] کفاره آن است. و هر که به خواست خودش افزون بر کفاره واجب، بر طعام نیازمند بیفزاید، برایش بهتر است و روزه گرفتن [هر چند دشوار و سخت باشد] اگر [فضیلت و ثوابش را] بدانید برای شما بهتر است.
[این است] ماه رمضان که قرآن در آن نازل شده، قرآنی که سراسرش هدایتگر مردم است و دارای دلایلی روشن و آشکار از هدایت میباشد، و مایه جدایی [حق از باطل] است. پس کسی که در این ماه [در وطنش] حاضر باشد باید آن را روزه بدارد، و آنکه بیمار یا در سفر است، تعدادی از روزهای غیر ماه رمضان را [به تعداد روزههای فوت شده، روزه بدارد]. خدا آسانی و راحت شما را میخواهد نه دشواری و مشقت شما را. و [قضای روزه] برای این است: شما روزههایی را [که به خاطر عذر شرعی افطار کردهاید] کامل کنید، و خدا را بر اینکه شما را هدایت فرموده بزرگ شمارید، و نیز برای این که سپاسگزاری کنید.
هنگامی که بندگانم از تو درباره من بپرسند، [بگو:] یقیناً من نزدیکم، دعای دعا کننده را زمانی که مرا بخواند اجابت میکنم؛ پس باید دعوتم را بپذیرند و به من ایمان آورند، تا [به حقّ و حقیقت] راه یابند [و به مقصد اعلی برسند].
در شبِ روزهایی که روزه دار هستید، آمیزش با زنانتان برای شما حلال شد. آنان برای شما لباسند و شما برای آنان لباسید. خدا میدانست که شما [پیش از حلال شدن این کار] به خود خیانت میکردید، پس توبه شما را پذیرفت و از شما در گذشت. اکنون [آزاد هستید که] با آنان آمیزش کنید و آنچه را خدا [در این کار] برای شما مقرّر داشته [از فضیلت، ثواب، پاکدامنی از حرام و فرزند شایسته] طلب کنید. و بخورید و بیاشامید تا رشته سپید صبح از رشته سیاه شب برای شما آشکار شود؛ سپس روزه را تا شب به پایان برید. و در حالی که در مساجد معتکف هستید با زنان آمیزش نکنید. اینها حدود خداست، به آنها نزدیک نشوید. خدا این گونه آیاتش را برای مردم بیان میکند تا [از مخالفت اوامر و نواهی او] بپرهیزند.
و اموالتان را در میان خود به باطل و ناحق مخورید. و آن را به عنوان رشوه به سوی حاکمان و قاضیان سرازیر نکنید تا بخشی از اموال مردم را [با تکیه بر حکم ظالمانه آنان] به گناه و معصیت بخورید، در حالی که [زشتیِ کارتان را] میدانید.
از تو درباره هلالهای ماه میپرسند، بگو: آنها وسیله تعیین اوقات [برای امور دنیایی و نظام زندگی] مردم و [تعیین زمان مراسم] حج است. و نیکی آن نیست که به خانهها از پشت آنها وارد شوید، [چنان که اعراب جاهلی در حال احرام حج از پشت دیوار خانه خود وارد میشدند نه از در ورودی] بلکه نیکی [روش و منشِ] کسی است که [از هر گناه و معصیتی] میپرهیزد. و به خانهها از درهای آنها وارد شوید؛ و از خدا پروا کنید تا رستگار شوید.
و در راه خدا با کسانی که با شما میجنگند بجنگید، و [هنگام جنگ از حدود الهی] تجاوز نکنید، که خدا تجاوزکاران را دوست ندارد.
و آنان را [که از شرک و کفر و هیچ ستمی بازنمیایستند] هر کجا یافتید، به قتل برسانید و از جایی که شما را بیرون کردند بیرونشان کنید و فتنه [که شرک، بت پرستی، بیرون کردن مردم از خانه و کاشانه و وطنشان باشد] از قتل وکشتار بدتر است. و کنار مسجدالحرام با آنان نجنگید مگر آنکه در آنجا با شما بجنگند؛ پس اگر با شما جنگیدند، آنان را به قتل برسانید که پاداش وکیفر کافران همین است.
اگر از فتنه گری وجنگ بازایستند، یقیناً خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
و با آنان بجنگید تا فتنهای [چون شرک، بت پرستی و حاکمیّت کفّار] بر جای نماند و دین فقط ویژه خدا باشد. پس اگر بازایستند [به جنگ با آنان پایان دهید و از آن پس] تجاوزی جز بر ضد ستمکاران جایز نیست.
ماه حرام در برابر ماه حرام است [اگر دشمن حرمت آن را رعایت نکرد و با شما در آن جنگید، شما هم برای حفظ کیان خود در همان ماه با او بجنگید.] و همه حرمتها دارای قصاصاند. پس هر که بر شما تعدّی کرد، شما هم به مثل آن بر او تعدّی کنید، و از خدا پروا نمایید، و بدانید که خدا با پرواپیشگان است.
و در راه خدا انفاق کنید و [با ترک این کار پسندیده، یا هزینه کردن مال در راه نامشروع] خود را به هلاکت نیندازید، ونیکی کنید که یقیناً خدا نیکوکاران را دوست دارد.
حج وعمره را برای خدا به پایان برید، و اگر [به علتی] از انجام آن ممنوع شدید، آنچه را از قربانی برای شما میسر است [قربانی کنید و از احرام در آیید]؛ و سر خود را نتراشید تا قربانی به محلش برسد؛ و از شما اگر کسی بیمار بود یا در سرش ناراحتی و آسیب داشت [و ناچار بود سر بتراشد، جایز است سر بتراشد و] کفّارهای چون روزه، یا صدقه یا قربانی بر عهده اوست. و هنگامی که [از علل ممنوعیّت] در امان بودید، پس هر که با پایان بردن عمره تمتّع به سوی حج تمتّع رود، آنچه از قربانی میسر است [قربانی کند]. و کسی که قربانی نیابد، سه روزْ روزه، در همان سفر حج و هفت روزْ روزه، هنگامی که بازگشتید بر عهده اوست؛ این ده روز کامل است [و قابل کم و زیاد شدن نیست]. این وظیفه کسی است که [خود و] خانوادهاش ساکن و مقیم [منطقه] مسجد الحرام نباشد. و از خدا پروا کنید و بدانید که خدا سخت کیفر است.
حج در ماههای معین و معلومی است [شوال، ذوالقعده، ذوالحجه] پس کسی که در این ماهها حج را [با احرام بستن و تلبیه] بر خود واجب کرد، [بداند که] در حج، آمیزش با زنان و گناه و جدال [جایز] نیست. و آنچه از کار خیر انجام دهید خدا میداند. و به نفع خود توشه برگیرید که بهترین توشه، پرهیزکاری است و ای صاحبانِ خرد! از من پروا کنید.
بر شما گناهی نیست که [در ایام حج] از پروردگارتان [به وسیله تجارت و داد و ستد] فضل و روزی و منافع مادی بطلبید. و هنگامی که از عرفات کوچ کردید، خدا را در مشعر الحرام یاد کنید. [آری] او را یاد کنید همان گونه که شما را هدایت کرد. و همانا شما پیش از این از گمراهان بودید.
سپس از همان جایی که مردم روانه میشوند [به سوی منی،] روانه شوید، و از خدا آمرزش بخواهید؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
پس هنگامی که مناسک [حجّتان] را انجام دادید، پس خدا را آن گونه که پدرانتان را یاد میکنید یا بهتر و بیشتر از آن یاد کنید. پس گروهی از مردم [کوتاه فکر] میگویند: پروردگارا! به ما در دنیا [کالای زندگی] عطا کن. و آنان را در آخرت هیچ بهرهای نیست.
و گروهی از آنان میگویند: پروردگارا! به ما در دنیا نیکی و در آخرت هم نیکی عطا کن، و ما را از عذاب آتش نگاه دار.
اینانند که از آنچه به دست آوردهاند، نصیب و بهره فراوانی دارند، و خدا حسابرسی سریع است.
و خدا را در روزهای معلوم و معینی [که یازدهم، دوازدهم و سیزدهم ماه ذوالحجه ایام وقوف در منی است] یاد کنید. پس هر که در دو روز [واجبات منی را انجام دهد و به کوچ کردن از آن] شتاب ورزد، گناهی بر او نیست، و هر که [تا روز سوم] تأخیر کند، بر او هم گناهی نیست، [اختیار کردن وقوف در منی چه در دو روز، چه در سه روز] برای کسی است که [از محرمات احرام] پرهیز کرده است. و از خدا پروا کنید و بدانید که یقیناً همه شما به سوی او محشور خواهید شد.
و از مردم کسی است که گفتارش در زندگی دنیا تو را خوش آید، و [برای اینکه چنین وانمود کند که زبانش با دلش یکی است] خدا را بر آنچه در دل دارد شاهد میگیرد، در حالی که سرسختترین دشمنان است.
و هنگامی که [چنین دشمن سرسختی] قدرت و حکومتی یابد، میکوشد که در زمین فساد و تباهی به بار آورد، و زراعت و نسل را نابود کند؛ و خدا فساد و تباهی را دوست ندارد.
و چون به او گویند: از خدا پروا کن، غرور و سرسختی و تعصّب و لجاجت، او را به گناه وامیدارد؛ پس دوزخ او را بس است، و یقیناً بد جایگاهی است.
و از مردم کسی است که جانش را برای خشنودی خدا میفروشد [مانند امیرالمؤمنین (علیه السلام)] و خدا به بندگان مهربان است.
ای اهل ایمان! همگی در عرصه تسلیم و فرمان بری [از خدا] در آیید، و از گامهای شیطان پیروی نکنید، که او نسبت به شما دشمنی آشکار است.
پس اگر بعد از آنکه دلایل و نشانههای روشن برای شما آمد، لغزیدید [و به شرک و کفر روی کردید] نهایتاً بدانید که خدا [در انتقام از شما] توانای شکست ناپذیر و حکیم است.
آیا [اهل لغزش و پیروان شیطان] جز این را انتظار دارند که [عذاب] خدا و فرشتگان [مأمور عذاب] در سایبانهایی از ابر به سوی آنان آیند و کار نابودی آنان تمام شود؟ و همه کارها به سوی خدا بازگردانده میشود.
از بنی اسرائیل بپرس: چه بسیار نشانههای روشن به آنان عطا کردیم، و هرکس نعمتِ [هدایت] خدا را پس از آنکه به او رسید، تبدیل [به کفر] کند، [بداند] که یقیناً خدا سخت کیفر است.
زندگی [زودگذرِ] دنیا برای کافران آراسته شده، و [به این سبب] مؤمنان را مسخره میکنند، در حالی که پرواپیشگان در روز قیامت [از هر جهت] برتر از آنان هستند، و خدا هر که را بخواهد، بیحساب روزی میدهد.
مردم [در ابتدای تشکیل اجتماع] گروهی واحد و یک دست بودند [و اختلاف و تضادی در امور زندگی نداشتند]، پس [از پدید آمدن اختلاف و تضاد] خدا پیامبرانی را مژده دهنده و بیم رسان برانگیخت، و با آنان به درستی و راستی کتاب را نازل کرد، تا میان مردم در آنچه با هم اختلاف داشتند، داوری کند. [آن گاه در خود کتاب اختلاف پدید شد] و اختلاف را در آن پدید نیاوردند مگر کسانی که به آنان کتاب داده شد، [این اختلاف] بعد از دلایل و برهانهای روشن و آشکاری بود که برای آنان آمد، [و سبب آن] برتریجویی و حسد در میان خودشان بود. پس خدا اهل ایمان را به توفیق خود، به حقّی که در آن اختلاف کردند، راهنمایی کرد. و خدا هر که را بخواهد به راهی راست هدایت میکند.
آیا پنداشتهاید در حالی که هنوز حادثههایی مانند حوادث گذشتگان شما را نیامده، وارد بهشت میشوید؟! به آنان سختیها و آسیبهایی رسید وچنان متزلزل و مضطرب شدند تا جایی که پیامبر و کسانی که با او ایمان آورده بودند [در مقام دعا و درخواست یاری] میگفتند: یاری خدا چه زمانی است؟ [به آنان گفتیم:] آگاه باشید! یقیناً یاری خدا نزدیک است.
از تو میپرسند: چه چیز انفاق کنند؟ بگو: هر مال و مایه سودمندی که انفاق میکنید باید برای پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و نیازمندان و در راه مانده گان باشد، و هر کار نیکی انجام دهید، خدا به آن داناست.
جنگ [با دشمن] بر شما مقرّر و لازم شده، و حال آنکه برایتان ناخوشایند است. و بسا چیزی را خوش ندارید و آن برای شما خیر است، وبسا چیزی را دوست دارید و آن برای شما بد است؛ وخدا [مصلحت شما را در همه امور] میداند و شما نمیدانید.
از تو درباره جنگ در ماه حرام میپرسند. بگو: هر جنگی در آن [گناهی] بزرگ است، ولی هر نوع بازداشتن [مردم] از راه خدا و کفرورزی به او و [بازداشتن مردم از] مسجد الحرام و بیرون راندن اهلش از آن، نزد خدا بزرگتر [از جنگ در ماه حرام] است؛ و فتنه [شرک و بت پرستی] از کشتار بزرگتر است. و مشرکان همواره با شما میجنگند تا شما را اگر بتوانند از دینتان برگردانند. و از شما کسانی که از دینشان برگردند و در حال کفر بمیرند، همه اعمال خوبشان در دنیا و آخرت تباه و بیاثر میشود، و آنان اهل آتشاند و در آن جاودانهاند.
یقیناً کسانی که ایمان آورده، و آنان که هجرت کرده و در راه خدا به جهاد برخاستند، به رحمت خدا امید دارند؛ و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
درباره شراب و قمار از تو میپرسند، بگو: در آن دو، گناهی بزرگ و سودهایی برای مردم است، و گناه هر دو از سودشان بیشتر است. و از تو میپرسند: چه چیز انفاق کنند؟ بگو: از آنچه افزون بر نیاز است. خدا این گونه آیاتش را برای شما بیان میکند تا بیندیشید.
[آری، تا] درباره [آنچه به صلاح] دنیا و آخرت [است] بیندیشید. و از تو درباره یتیمان میپرسند، بگو: اصلاح امور آنان بهتر است، و اگر با آنان معاشرت کنید و امورتان را با امورشان بیامیزید [کاری خداپسندانه است] آنان برادر دینی شما هستند، و خدا افسادگر [در امور یتیم] را از اصلاحگر بازمیشناسد. و اگر خدا میخواست شما را [در تکلیف و مسؤولیت نسبت به مال و جان یتیم] به زحمت میانداخت؛ مسلماً خدا توانای شکست ناپذیر و حکیم است.
و با زنان مشرک ازدواج نکنید تا زمانی که ایمان بیاورند. قطعاً کنیز با ایمان از زن آزاد مشرک بهتر است، هر چند [زیبایی، مال و موقعیت او] شما را خوش آید. و زنان با ایمان را به ازدواج مردان مشرک در نیاورید تا زمانی که ایمان بیاورند. مسلماً برده با ایمان از مرد آزاد مشرک بهتر است، هر چند [جمال، مال و منال او] شما را خوش آید. اینان [که مشرکند، نه تنها مردم، بلکه بیرحمانه زن و فرزند خود را] به سوی آتش میخوانند، و خدا به توفیق خود به سوی بهشت و آمرزش دعوت میکند، و آیاتش را برای مردم بیان میفرماید تا متذکّر شوند.
از تو درباره حیض میپرسند، بگو: حیض، حالت ناملایم و زیان باری است؛ پس در زمان حیض از [آمیزش با] زنان کناره گیری کنید، و با آنان نزدیکی ننمایید تا پاک شوند؛ و هنگامی که پاک شدند از جایی که خدا به شما فرمان داده با آنان آمیزش کنید. یقیناً خدا کسانی را که بسیار توبه میکنند، و کسانی را که خود را [با پذیرش انواع پاکیها از همه آلودگیها] پاکیزه میکنند. دوست دارد.
زنان شما کشتزار شمایند، هر زمان و هر کجا که خواستید به کشتزار خود در آیید. و [با رعایت حقوق یکدیگر، و حفظ عفت و پاکی، در سایه زناشویی و تولید نسلی پاک و شایسته و صالح، خیر و ثوابی] برای خودتان پیش فرستید، و از خدا پروا کنید، و بدانید که او را ملاقات خواهید کرد، و مؤمنان را بشارت ده.
و خدا را در معرض سوگندهایی که میخورید قرار ندهید، [به اینکه سوگند بخورید] که نیکی نکنید، و تقوا پیشه نسازید، و میان مردم آشتی ندهید [خدا رضایت ندارد که نامش وسیله خودداری از کارهایی شود که خودش به انجام آنها فرمان داده است] و خدا [نسبت به همه گفتههای شما] شنوا، [و نسبت به تمام کارهای شما] داناست.
خدا شما را به خاطر سوگندهای لغوتان [که جدی و حقیقی نیست و عادتاً بدون قصد قلبی بر زبان جاری میشود] مؤاخذه نمیکند، ولی شما را به خاطر آنچه دلهایتان [از سوگند جدی و حقیقی] مرتکب شده مؤاخذه میکند؛ و خدا بسیار آمرزنده و بردبار است.
برای کسانی که سوگند یاد میکنند [که از آمیزش] با زنان خود دوری گزینند، [شرعاً] چهار ماه مهلت است، چنانچه [در این مدت به آنچه مقتضای زناشویی است] بازگشتند [گناهی بر آنان نیست]؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده ومهربان است.
و اگر [برای پایان یافتن مشکلات] تصمیم به طلاق گرفتند، [در صورت رعایت شرایط مانعی ندارد] مسلماً خدا [به گفتار و کردارشان] شنوا و داناست.
زنان طلاق داده شده باید به سر آمدن سه پاکی [از حیض را] انتظار برند [و پیش از به سر رسیدن آن، از شوهر کردن خودداری ورزند]. و اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارند [به خاطر رعایت شرایط ایام عدّه] نباید آنچه را خدا در رحمهایشان [از حیض یا جنین] آفریده، پنهان دارند. و شوهرانشان در این مدت چنانچه خواهان صلح و سازشاند، به بازگرداندن آنان [به زندگی دوباره] سزاوارترند. و برای زنان، حقوق شایستهای بر عهده مردان است، مانند حقوقی که برای مردان بر عهده آنان است، و مردان را بر آنان [به خاطر کارگزاری، و تدبیر امور زندگی در امر میراث و دیه، گواهی در دادگاه و غیر این امور حقوقی] افزونتر است؛ و خدا توانای شکست ناپذیر و حکیم است.
طلاقِ [رجعی که برای شوهر در آن حقّ رجوع وبازگشت به همسر است] دوبار است. [شوهر در هر مرتبه از رجوع] باید [همسرش را] به طور شایسته ومتعارف نگه دارد، یا [با ترک رجوع، او را] به نیکی و خوشی رها کند. و برای شما حلال نیست از آنچه [به عنوان مهریه] به آنان پرداختهاید چیزی را بازستانید، مگر آنکه هر دو بترسند که حدود و مقرّرات خدا را [در روش همسرداری] برپا ندارند. پس شما [حاکمان شرع] اگر بترسید که آن دو نفر حدود خدا را برپا ندارند در آنچه زن برای رهایی خود [عوض طلاق] فدیه بپردازد، گناهی بر آنان نیست. اینها حدود خداست؛ پس از آنها تجاوز نکنید و کسانی که از حدود خدا تجاوز کنند، آنان بیتردید ستمکارند.
پس اگر [بعد از دو طلاق و رجوع، بار سوم] او را طلاق داد، آن زن بر وی حلال نخواهد بود، مگر آنکه با همسری غیر از او ازدواج کند. و اگر [همسر دوم] او را طلاق داد بر وی و شوهر اول گناهی نیست که به یکدیگرباز گردند، در صورتی که امیدوار باشند حدود الهی را [در روش همسرداری] رعایت میکنند. و اینها حدود خداست که آن را برای گروهی که دانایند بیان میکند.
و هنگامی که زنان را طلاق دادید و به پایان عدّه خود نزدیک شدند، آنان را [با رجوع کردن] به طور شایسته و متعارف، نگه دارید یا [با ترک رجوع] به نیکی و خوشی رها کنید. و آنان را برای آزار رساندن و زیان زدن نگه ندارید تا بر آنان تعدّی و ستم کنید. و هر که چنین کند قطعاً به خود ستم کرده است. و آیات خدا را به مسخره نگیرید و نعمت خدا را بر خود و آنچه از کتاب و حکمت بر شما نازل کرده که شما را به آن پند میدهد، به یاد آرید. و از خدا پروا کنید و بدانید که خدا به همه چیز داناست.
و زمانی که زنان را طلاق دادید، و به پایان عدّه خود رسیدند، آنان را از ازدواج با شوهران سابق خود در صورتی که میان خودشان به روشی شایسته و متعارف توافق کنند باز مدارید. با این [حکم،] کسانی از شما که به خدا و روز قیامت ایمان دارند، پند داده میشوند. این برای شما سودمندتر وپاکیزهتر است؛ وخدا [مصالح شما را در همه امور] میداند وشما نمیدانید.
و مادران باید فرزندانشان را دو سال کامل شیر دهند. [این حکم] برای کسی است که میخواهد دوران شیرخوارگی [کودک] را تکمیل کند. تأمین خوراک و پوشاک مادران شیردهنده به طور شایسته و متعارف بر عهده پدر فرزند است. هیچ کس جز به اندازه توانش تکلیف نمیشود. نباید مادری به خاطر فرزندش زیان بیند، و نه پدری برای فرزندش دچار ضرر شود [بر پدر است که مخارج مادر و کودک را در حدّ متعارف بپردازد، و بر مادر است که بیش از طاقت مالی شوهر از شوهر طلب خوراک و پوشاک نکند]. و [چنانچه پدر کودک از دنیا برود] هزینه مادر و کودک به اندازه متعارف [از میراث به جا مانده] بر عهده وارث است. و اگر پدر و مادر بر اساس توافق و مشورتشان بخواهند کودک را [قبل از دو سال] از شیر بگیرند، گناهی بر آنان نیست. و اگر بخواهید برای فرزندانتان دایه بگیرید، گناهی بر شما نیست، در صورتی که مزدی را که باید بدهید، به طور شایسته و متعارف بپردازید. و از خدا پروا کنید و بدانید یقیناً خدا به آنچه انجام میدهید، بیناست.
و کسانی از شما که میمیرند و همسرانی باقی میگذارند، باید همسرانْ چهار ماه و ده روز انتظار برند [و از شوهر کردن خودداری ورزند]؛ پس چون به پایان مدتشان رسیدند، در آنچه درباره خودشان به طور شایسته و متعارف [نسبت به ازدواج یا ترک آن] انجام دهند بر شما [حاکمان، وارثان متوفّی و اقوام زنان] گناهی نیست؛ و خدا از آنچه انجام میدهید، آگاه است.
در سخنانی که هنگام خواستگاری زنها[یی که در عدّه وفاتاند] بدون صراحت و وضوح گویید [مانند اینکه من «خوش معاشرتم» و «زن دوستم» و به زنی که دارای چنین صفاتی باشد علاقهمندم] یا قصد ازدواج با آنان را در دل پنهان دارید، گناهی بر شما نیست. خدا میداند که شما به زودی آنان را [بر اساس میل فطری و خواسته طبیعی] یاد خواهید کرد؛ ولی با آنان در پنهانی و خلوت قرار ازدواج نگذارید، جز آنکه گفتاری پسندیده [و بدون صراحت و وضوح] بگویید. و هرگز تصمیم بستن عقد ازدواج نگیرید تا عدّه وفات به پایان رسد، و بدانید که خدا آنچه در دل دارید میداند؛ بنابراین از [مخالفت با] او بپرهیزید، و بدانید که خدا بسیار آمرزنده و بردبار است.
اگر زنان را پیش از آمیزش جنسی یا تعیین مهریه طلاق دادید [در این طلاق] بر شما گناهی نیست؛ و [در چنین موقعیتی بر شما واجب است] آنان را [از مال خود] بهرهای شایسته و متعارف دهید؛ توانگر به اندازه خویش، و تنگدست به اندازه خویش که این حقّی لازم بر عهده نیکوکاران است.
و اگر آنان را پیش از آمیزش جنسی طلاق دهید، در حالی که برای آنان مهری تعیین کردهاید، پس [بر شما واجب است] نصف آنچه تعیین کردهاید [به آنان بپردازید]، مگر آنکه خود آنان یا کسی که پیوند ازدواج به دست اوست [مانند ولی یا وکیل] آن را ببخشند. و گذشت و بخشش شما [که تمام مهریه را به زن بپردازید،] به پرهیزکاری نزدیکتر است. و فزونبخشی و نیکوکاری را در میان خودتان فراموش نکنید که خدا به آنچه انجام میدهید، بیناست.
بر همه نمازها و به ویژه نماز میانه [که بر اساس پارهای از روایات، نماز ظهر است] محافظت کنید، و [هنگام عبادت] فروتنانه برای خدا قیام کنید.
پس اگر [از دشمن یا حیوانات درنده یا خطر دیگر] ترس داشتید، [نماز را] پیاده یا سواره بخوانید و هنگامی که امنیت یافتید، خدا را [با خواندن نماز] یاد کنید، نمازی که آن را در ضمن سایر برنامههای دینی که دانای به آنها نبودید، به شما آموخت.
و کسانی از شما که مرگشان نزدیک میشود، و همسرانی به جا میگذارند، باید برای همسرانشان وصیت کنند که آنان را تا یک سال بدون بیرون کردن از خانه از هزینه زندگی بهرهمند سازند. پس اگر [به اختیار خود] بیرون رفتند، در آنچه نسبت به خود [از ازدواج یا انتخاب شغل] به طور شایسته و متعارف انجام دهند، بر شما [وارثان میّت به سبب نپرداختن هزینه زندگی آنان] گناهی نیست؛ و خدا توانای شکست ناپذیر و حکیم است.
و [سزاوار است از سوی شوهران] به طور شایسته و متعارف، کالا و وسایل زندگی به زنان طلاق داده شده پرداخت شود که این حقّی لازم بر عهده پرهیزکاران است.
این گونه خدا آیاتش را برای شما بیان میکند، باشد که بیندیشید.
آیا به کسانی که از ترس مرگ از خانههای خود در حالی که هزاران نفر بودند، بیرون آمدند [با دیده عبرت] ننگریستی؟ پس خدا به آنان فرمود: بمیرید [و آنان بدون فاصله مردند،] سپس آنان را زنده کرد [تا بدانند رهایی از چنگ مرگ ممکن نیست]. خدا نسبت به مردم دارای فضل و احسان است، ولی بیشتر مردم سپاس نمیگزارند.
و در راه خدا پیکار کنید و بدانید که یقیناً خدا شنوا و داناست.
کیست آنکه به خدا وام نیکو دهد، تا آن را برایش چندین برابر بیفزاید؟ و خداست که [روزی را] تنگ میگیرد و وسعت میدهد؛ و [همه شما برای دریافت پاداش] به سوی او بازگردانده میشوید.
آیا [با دیده عبرت] آن گروه از سران و اشراف بنی اسرائیل را پس از موسی ندیدی که به پیامبرشان گفتند: برای ما زمامدار و فرمانروایی برانگیز تا در راه خدا جنگ کنیم؟ گفت: آیا احتمال نمیدهید، اگر جنگ بر شما مقرّر و لازم شود، جنگ نکنید [و سر به نافرمانی بزنید؟] گفتند: ما را چه هدف و مرادی است که در راه خدا جنگ نکنیم، در حالی که از میان خانهها و فرزندانمان بیرون رانده شدهایم؟! پس چون جنگ بر آنان مقرّر و لازم شد، همه جز اندکی از آنان روی گرداندند؛ و خدا به ستمکاران داناست.
و پیامبرشان به آنان گفت: بیتردید خدا طالوت را برای شما به زمامداری برانگیخت. گفتند: [شگفتا!] چگونه او را بر ما حکومت باشد و حال آنکه ما به فرمانروایی از او سزاوارتریم، و به او وسعت و فراخی مالی داده نشده [پس ما کجا و زمامداری انسانی تهیدست کجا!؟] [پیامبرشان] گفت: خدا او را بر شما برگزیده و وی را در دانش و نیروی جسمی فزونی داده؛ و خدا زمامداریش را به هر کس که بخواهد عطا میکند؛ و خدا بسیار عطا کننده و داناست.
و پیامبرشان به آنان گفت: یقیناً نشانه فرمانروایی او این است که آن صندوق [که موسی را در آن گذاشتند و به دریا انداختند] نزد شما خواهد آمد، در آن آرامشی از سوی پروردگارتان است، و باقی ماندهای از آنچه خاندان موسی و هارون به جا گذاشتهاند [چون الواح تورات، عصای موسی و عمامه هارون] و فرشتگان آن را حمل میکنند، البته در آن نشانهای برای شماست اگر مؤمن باشید.
پس زمانی که طالوت با سپاهیان [برای جنگ با دشمن از شهر] بیرون رفت، گفت: بیتردید خدا شما را به وسیله نهر آبی آزمایش میکند؛ پس هر که [به هنگام تشنگی] از آن [سیر] بنوشد، از من نیست و هر که از آن نخورد، از من است، مگر کسی که با دستش کفی آب برگیرد [که او نه از من است و نه مردود از سپاه]. پس جز اندکی از آنان همگی از آن نوشیدند. و زمانی که او و کسانی که با او ایمان آورده بودند از نهر گذشتند، [گروهی از آنان] گفتند: ما را امروز قدرت مقابله با جالوت و سپاهیانش نیست. ولی کسانی که یقین داشتند که دیدارکننده خدایند، گفتند: چه بسا گروه اندکی که به توفیق خدا بر گروه بسیاری پیروز شدند، و خدا باشکیبایان است.
و چون [طالوت و اهل ایمان] برای جنگ با جالوت و سپاهیانش ظاهر شدند، گفتند: پروردگارا! بر ما صبر و شکیبایی فرو ریز، و گامهایمان را استوار ساز، و ما را بر گروه کافران پیروز گردان.
پس آنان را به توفیق خدا شکست دادند. و داود [جوان مؤمن نیرومندی که در سپاه طالوت بود] جالوت را کشت، و خدا او را فرمانروایی و حکمت داد، و از آنچه میخواست به او آموخت. و اگر خدا [تجاوز و ستم] برخی از مردم را به وسیله برخی دیگر دفع نمیکرد، قطعاً زمین را فساد فرامیگرفت؛ ولی خدا نسبت به جهانیان دارای فضل و احسان است.
این [داستانها و حادثههای واقعی] نشانههای [توحید، ربوبیّت و قدرت] خداست که به حقّ و راستی بر تو میخوانیم و یقیناً تو از فرستادگانی.
از آن فرستادگان برخی را بر برخی برتری بخشیدیم. از آنان کسی است که خدا با او سخن گفت، و برخی از آنان را درجات و مراتبی بالا برد. و عیسی بن مریم را دلایل و نشانههای روشن دادیم، و او را به وسیله روح القدس توانایی بخشیدیم. و اگر خدا میخواست کسانی که بعد از آنان [در طول قرون و اعصار] آمدند، پس از آنکه دلایل و براهین روشن به آنان رسید، با هم نمیجنگیدند، ولی [درباره ایمان و کفر با هم] اختلاف کردند، پس برخی از آنان ایمان آوردند و برخی کفر ورزیدند، قطعاً خدا اگر میخواست نمیجنگیدند، ولی خدا آنچه را میخواهد [از روی حکمت و مصلحت] انجام میدهد.
ای اهل ایمان! از آنچه به شما روزی کردهایم انفاق کنید، پیش از آنکه روزی بیاید که در آن نه داد و ستدی است و نه دوستی و نه شفاعتی؛ و تنها کافران ستمکارند.
خدای یکتا که جز او هیچ معبودی نیست، زنده و قائم به ذات [و مدّبر و برپا دارنده و نگه دارنده همه مخلوقات] است، هیچ گاه خواب سبک و سنگین او را فرانمیگیرد، آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است در سیطره مالکیّت و فرمانروایی اوست. کیست آنکه جز به اذن او در پیشگاهش شفاعت کند؟ آنچه را پیش روی مردم است [که نزد ایشان حاضر و مشهود است] و آنچه را پشت سر آنان است [که نسبت به آنان دور و پنهان است] میداند. و آنان به چیزی از دانش او احاطه ندارند مگر به آنچه او بخواهد. تخت [حکومت، قدرت و سلطنت]ش آسمانها و زمین را فرا گرفته و نگهداری آنان بر او گران و مشقتآور نیست؛ و او بلند مرتبه و بزرگ است.
در دین، هیچ اکراه و اجباری نیست [کسی حق ندارد کسی را از روی اجبار وادار به پذیرفتن دین کند، بلکه هر کسی باید آزادانه با به کارگیری عقل و با تکیه بر مطالعه و تحقیق، دین را بپذیرد]. مسلماً راه هدایت از گمراهی [به وسیله قرآن، پیامبر و امامان معصوم] روشن و آشکار شده است. پس هر که به طاغوت [که شیطان، بت و هر طغیان گری است] کفر ورزد و به خدا ایمان بیاورد، بیتردید به محکمترین دستگیره که آن را گسستن نیست، چنگ زده است؛ و خدا شنوا و داناست.
خدا سرپرست و یار کسانی است که ایمان آوردهاند؛ آنان را از تاریکیها[ی جهل، شرک، فسق وفجور] به سوی نورِ [ایمان، اخلاق حسنه و تقوا] بیرون میبرد. و کسانی که کافر شدند، سرپرستان آنان طغیانگرانند که آنان را از نور به سوی تاریکیها بیرون میبرند؛ آنان اهل آتشاند و قطعاً در آنجا جاودانهاند.
آیا [با دیده عبرت] ننگریستی به کسی که چون خدا او را پادشاهی داده بود [از روی کبر و غرور] با ابراهیم درباره پروردگارش به مجادله و ستیز و گفتگوی بیمنطق پرداخت؟! هنگامی که ابراهیم گفت: پروردگارم کسی است که زنده میکند و میمیراند [او] گفت: من هم زنده میکنم و میمیرانم. [و برای مشتبه کردن کار بر مردم، دستور داد دو زندانی محکوم را حاضر کردند، یکی را آزاد و دیگری را کشت.] ابراهیم [برای بستن راه مغالطه و تزویر به روی دشمن] گفت: مسلماً خدا خورشید را از مشرق بیرون میآورد، تو آن را از مغرب برآور! پس آنکه کافر شده بود، متحیر و مبهوت شد. و خدا گروه ستمگر را [به خاطر تجاوز، ستم، پافشاری بر عناد و لجاجشان] هدایت نمیکند.
یا چون آن کسی که به دهکدهای گذر کرد، در حالی که دیوارهای آن بر روی سقفهایش فرو ریخته بود [و اجساد ساکنانش پوسیده و متلاشی به نظر میآمد] گفت: خدا چگونه اینان را پس از مرگشان زنده میکند؟ پس خدا او را صد سال میراند، سپس وی را برانگیخت، به او فرمود: چه مقدار [در این منطقه] درنگ کردهای؟ گفت: یک روز یا بخشی از یک روز درنگ کردهام. [خدا] فرمود: بلکه صد سال درنگ کردهای! به خوراکی و نوشیدنی خود بنگر که [پس از گذشت صد سال و رفت و آمد فصول چهارگانه] تغییری نکرده، و به دراز گوش خود نظر کن [که جسمش متلاشی شده، ما تو را زنده کردیم تا به پاسخ پرسشت برسی و به واقع شدن این حقیقت مطمئن شوی]، و تا تو را نشانهای [از قدرت و ربوبیّت خود] برای مردم [در مورد زنده شدن مردگان] قرار دهیم، اکنون به استخوانها[یِ دراز گوشت] بنگر که چگونه آنها را برمیداریم و به هم پیوند میدهیم، سپس بر آنها گوشت میپوشانیم. چون [کیفیتِ زنده شدنِ مردگان] بر او روشن شد، گفت: اکنون میدانم که یقیناً خدا بر هر کاری تواناست.
و [یاد کنید] هنگامی که ابراهیم گفت: پروردگارا! به من نشان ده که مردگان را چگونه زنده میکنی؟ [خدا] فرمود: آیا [به قدرتم نسبت به زنده کردن مردگان] ایمان نیاوردهای؟! گفت: چرا، ولی [مشاهده این حقیقت را خواستم] تا قلبم آرامش یابد. [خدا] فرمود: پس چهار پرنده بگیر و آنها را [برای دقت در آفرینش هر یک] به خود نزدیک کن، و [بعد از کشتن، ریز ریز کردن و مخلوط کردنشان به هم] بر هر کوهی [در این منطقه] بخشی از آنها را قرار ده، سپس آنها را بخوان که شتابان به سویت میآیند؛ و بدان که یقیناً خدا توانای شکست ناپذیر و حکیم است.
مَثَل آنان که اموالشان را در راه خدا انفاق میکنند، مانند دانهای است که هفت خوشه برویاند، در هر خوشه صد دانه باشد؛ و خدا برای هر که بخواهد چند برابر میکند و خدا بسیار عطا کننده و داناست.
کسانی که اموالشان را در راه خدا انفاق میکنند، سپس منت و آزاری به دنبال انفاقشان نمیآورند، برای آنان نزد پروردگارشان پاداشی شایسته و مناسب است، و نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین میشوند.
گفتاری پسندیده [در برابر تهیدستان] و عفو[ی کریمانه نسبت به خشم و بد زبانی مستمندان] بهتر از بخششی است که دنبالش آزاری باشد، و خدا بینیاز و بردبار است.
ای اهل ایمان! صدقههایتان را با منت و آزار باطل نکنید، مانند کسی که مالش را به ریا به مردم انفاق میکند و به خدا و روز قیامت ایمان ندارد، که وصفش مانند سنگ سخت و خارایی است که بر آن [پوششی نازک از] خاک قرار دارد و رگباری تند و درشت به آن برسد و آن سنگ را صاف [و بدون خاک] واگذارد [صدقه ریایی مانند آن خاک است و این ریاکاران] به چیزی از آنچه کسب کردهاند، دست نمییابند و خدا مردم کافر را هدایت نمیکند.
ومثل کسانی که اموالشان را برای طلب خشنودی خدا و استوار کردن نفوسشان [بر حقایق ایمانی و فضایل اخلاقی] انفاق میکنند، مانند بوستانی است در جایی بلند که بارانی تند به آن برسد، در نتیجه میوهاش را دو چندان بدهد، و اگر باران تندی به آن نرسد باران ملایمی میرسد [و آن برای شادابی و محصول دادنش کافی است] و خدا به آنچه انجام میدهید، بیناست.
آیا یکی از شما دوست دارد که او را بوستانی از درختان خرما و انگور باشد که از زیرِ [درختانِ] آن نهرها جاری است و برای وی در آن بوستان از هر گونه میوه و محصولی باشد، در حالی که پیری به او رسیده و دارای فرزندان ناتوان [و خردسال] است، پس گردبادی که در آن آتش سوزانی است به آن بوستان برسد و یک پارچه بسوزد؟ [ریا و منت و آزار به همین صورت انفاق را نابود میکند] این گونه خدا آیاتش را برای شما توضیح میدهد تا بیندیشید.
ای اهل ایمان! از پاکیزههای آنچه [از راه داد و ستد] به دست آوردهاید، و آنچه [از گیاهان و معادن] برای شما از زمین بیرون آوردهایم، انفاق کنید و برای انفاق کردن دنبال مال ناپاک و بیارزش و معیوب نروید، در حالی که اگر آن را به عنوان حقّ شما به خود شما میدادند، جز [با] چشم پوشی [و دلسردی] نمیگرفتید و بدانید که خدا، بینیاز و ستوده است.
شیطان، شما را [به هنگام انفاق مال با ارزش] از تهیدستی و فقر میترساند، و شما را به کار زشت [چون بخل وخودداری از زکات و صدقات] امر میکند، و خدا شما را از سوی خود وعده آمرزش و فزونی رزق میدهد؛ و خدا بسیار عطا کننده و داناست.
حکمت را به هر کس بخواهد میدهد، و آنکه به او حکمت داده شود، بیتردید او را خیر فراوانی دادهاند، و جز صاحبان خرد، کسی متذکّر نمیشود.
و هر نفقهای که انفاق کردید و هر نذری را که برعهده گرفتید، یقیناً خدا آن را میداند، [در نتیجه فرمانبر را پاداش میدهد و ستمکار به آیات خدا و حقوق مردم را عذاب میکند] و برای ستمکاران در قیامت یاوری نیست.
اگر صدقهها را آشکار کنید، کاری نیکوست، و اگر آنها را پنهان دارید و به تهیدستان دهید برای شما بهتر است؛ و خدا [به این سبب] بخشی از گناهانتان را محو میکند؛ و خدا به آنچه انجام میدهید، آگاه است.
[ای پیامبر!] هدایت آنان [به سوی اخلاص در انفاق و ترک منّت و آزار] بر عهده تو نیست، [وظیفه تو ابلاغ پیام و اتمام حجّت است] بلکه خداست که هر کس را بخواهد هدایت میکند. [ای اهل ایمان!] و هر مالی را که انفاق کنید به سود خود شماست، و این در صورتی است که انفاق نکنید جز برای طلب خشنودی خدا. و آنچه از مال [باارزش و بیعیب] انفاق کنید، پاداشش به طور کامل به شما داده میشود، و مورد ستم قرار نخواهید گرفت.
[صدقاتْ] حقِّ نیازمندانی است که در راه خدا [به سبب جنگ یا طلب دانش یا بیماری یا عوامل دیگر] در مضیقه و تنگنا افتادهاند [و برای فراهم کردن هزینه زندگی] نمیتوانند در زمین سفر کنند؛ فرد ناآگاه آنان را از شدت پارسایی وعفّتی که دارند توانگر و بینیاز میپندارد. [تو ای رسول من!] آنان را از سیمایشان میشناسی. [آنان] از مردم به اصرار چیزی نمیخواهند. و شما ای اهل ایمان! آنچه از مال [با ارزش و بیعیب] انفاق کنید، یقیناً خدا به آن داناست.
کسانی که [چون علی بن أبی طالب (علیه السلام)] اموالشان را در شب و روز و پنهان و آشکار انفاق میکنند، برای آنان نزد پروردگارشان پاداشی شایسته و مناسب است؛ و نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین میشوند.
کسانی که ربا میخورند [در میان مردم و برای امر معیشت و زندگی] به پای نمیخیزند، مگر مانند به پای خاستن کسی که شیطان او را با تماس خود آشفته حال کرده [و تعادل روانی و عقلیاش را مختل ساخته] است، این بدان سبب است که آنان گفتند: خرید و فروش هم مانند رباست. در حالی که خدا خرید و فروش را حلال، و ربا را حرام کرده است. پس هر که از سوی پروردگارش پندی به او رسد و [از کار زشت خود] بازایستد، سودهایی که [پیش از تحریم آن] به دست آورده، مال خود اوست، و کارش [از جهت آثار گناه و کیفر آخرتی] با خداست. و کسانی که [به عمل زشت خود] بازگردند [و نهی خدا را احترام نکنند] پس آنان اهل آتشاند، و در آن جاودانهاند.
خدا ربا را نابود میکند، و صدقات را فزونی میدهد؛ و خدا هیچ ناسپاس بزه کاری را دوست ندارد.
مسلماً کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، و نماز را به پا داشتند، و زکات پرداختند، برای آنان نزد پروردگارشان پاداشی [شایسته و مناسب] است، و نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین میشوند.
ای اهل ایمان! از خدا پروا کنید، و اگر مؤمن [واقعی] هستید آنچه را از ربا [بر عهده مردم] باقی مانده رها کنید.
واگر چنین نکردید [و به رباخواری اصرار ورزیدید] به جنگی بزرگ از سوی خدا و رسولش [بر ضد خود] یقین کنید؛ و اگر توبه کردید، اصل سرمایههای شما برای خود شماست [و سودهای گرفته شده را به مردم بازگردانید] که در این صورت نه ستم میکنید و نه مورد ستم قرار میگیرید.
و اگر [بدهکار] تنگدست بود [بر شماست که] او را تا هنگام توانایی مهلت دهید؛ و بخشیدن همه وام [و چشم پوشی و گذشت از آن در صورتی که توانایی پرداختش را ندارد] اگر [فضیلت وثوابش را] بدانید برای شما بهتر است.
و پروا کنید از روزی که در آن به سوی خدا بازگردانده میشوید، سپس به هر کس آنچه انجام داده، به طور کامل داده میشود؛ و آنان مورد ستم قرار نمیگیرند [زیرا هر چه را دریافت میکنند، تجسّمِ عینی اعمال خودشان است].
ای اهل ایمان! چنانچه وامی به یکدیگر تا سر آمد معینی، دادید، لازم است آن را بنویسید. و باید نویسندهای [سَنَدش را] در میان خودتان به عدالت بنویسد. و نباید هیچ نویسندهای از نوشتن سند همان گونه که خدا [بر اساس قوانین شرعی] به او آموخته است، دریغ ورزد. او باید بنویسد، و کسی که حقْ به عهده اوست باید [کلامش را جهت تنظیم سند برای نویسنده] املا کند، و از خدا که پروردگار اوست پروا نماید و از حق چیزی را نکاهد. و اگر کسی که حق به عهده اوست، سفیه یا ناتوان باشد، یا [به علتی] نتواند املا کند، ولیّ و سرپرست او به عدالت املا کند. و دو شاهد از مردانتان را [بر این حق] شاهد بگیرید، و اگر دو مرد نبود، یک مرد و دو زن را از میان شاهدانی که میپسندید، شاهد بگیرید تا اگر یکی از آن دو زن [واقعیت را] فراموش کرد، آن دیگری او را یادآوری کند. و شاهدان هنگامی که [برای ادای شهادت] دعوت شوند [از پاسخ دعوت] امتناع نورزند، و از نوشتن [سندِ وام] تا سرآمد معیّنش، کوچک باشد یا بزرگ، ملول نشوید، این [کار] نزد خدا عادلانهتر و برای اقامه شهادت پابرجاتر، و به اینکه [در جنس وام، اندازه آن و زمان پرداختش] شک نکنید [و ستیز و نزاعی پیش نیاید،] نزدیکتر است. مگر آنکه داد و ستدی نقدی باشد که آن را میان خود دست به دست میکنید، در این صورت بر شما گناهی نیست که آن را ننویسید. و هرگاه داد و ستد کنید، شاهد بگیرید. و نباید به نویسنده و شاهد زیان برسد و اگر زیان برسانید، خروج از اطاعت خداست که گریبانگیر شما شده است و از خدا پروا کنید و خدا [احکامش را] به شما میآموزد و خدا به همه چیز داناست.
و اگر در سفر بودید و نویسندهای [برای ثبت سند] نیافتید، وثیقههای دریافت شده [جایگزین سند و شاهد] است. و اگر یکدیگر را امین دانستید [وثیقه لازم نیست] پس باید کسی که امینش دانستهاند، امانتش را ادا کند. و از خدا پروردگار خود، پروا نماید و [شما ای شاهدان!] شهادت را پنهان نکنید و هر که آن را پنهان کند، یقیناً دلش گناهکار است؛ و خدا به آنچه انجام میدهید داناست.
آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، فقط در سیطره مالکیّت و فرمانروایی خداست، و اگر آنچه [از نیّتهای فاسد و افکار باطل] در دل دارید آشکار کنید یا پنهان سازید، خدا شما را به آن محاسبه میکند؛ پس هر که را بخواهد میآمرزد، و هر که را بخواهد عذاب میکند؛ و خدا بر هر کاری تواناست.
پیامبر به آنچه از پروردگارش به او نازل شده، ایمان آورده، و مؤمنان همگی به خدا و فرشتگان و کتابها و پیامبرانش، ایمان آوردهاند [و بر اساس ایمان استوارشان گفتند:] ما میان هیچ یک از پیامبران او فرق نمیگذاریم. و گفتند: شنیدیم و اطاعت کردیم، پروردگارا! آمرزشت را خواهانیم و بازگشت [همه] به سوی توست.
خدا هیچ کس را جز به اندازه تواناییاش تکلیف نمیکند. هر کس عمل شایستهای انجام داده، به سود اوست، و هر کس مرتکب کار زشتی شده، به زیان اوست. [مؤمنان گویند:] پروردگارا! اگر فراموش کردیم یا مرتکب اشتباه شدیم، ما را مؤاخذه مکن. پروردگارا! تکالیف سنگینی برعهده ما مگذار، چنان که بر عهده کسانی که پیش از ما بودند گذاشتی. پروردگارا! و آنچه را به آن تاب و توان نداریم بر ما تحمیل مکن؛ و از ما درگذر؛ و ما را بیامرز؛ و بر ما رحم کن؛ تو سرپرست مایی؛ پس ما را بر گروه کافران پیروز فرما.
الم
خدای یکتا که جز او هیچ معبودی نیست، زنده و قائم به ذات [و مدبّر و برپا دارنده ونگه دارنده همه مخلوقات] است.
این کتاب را تدریجاً به حق و راستی بر تو نازل کرد که تصدیق کننده کتابهای پیش از خود است؛ و تورات و انجیل را
پیش از این برای هدایت مردم فرستاد، و فرقان را [که مایه جدایی حق از باطل است] نازل کرد. مسلماً کسانی که به آیات خدا کافر شدند، برای آنان [به کیفرِ کفرشان] عذابی سخت است؛ وخدا توانای شکست ناپذیر و صاحب انتقام است.
یقیناً چیزی در زمین و در آسمان بر خدا پوشیده نیست.
اوست که شما را در رحمها[یِ مادران] به هر گونه که میخواهد تصویر میکند. جز او هیچ معبودی نیست؛ توانای شکست ناپذیر و حکیم است.
اوست که این کتاب را بر تو نازل کرد که بخشی از آن کتاب، آیات محکم است [که دارای کلماتی صریح و مفاهیمی روشن است] آنها اصل و اساس کتاباند، و بخشی دیگر آیات متشابه است [که کلماتش غیر صریح و معانیاش مختلف و گوناگون است و جز به وسیله آیات محکم و روایات استوار تفسیر نمیشود] ولی کسانی که در قلوبشان انحراف [از هدایت الهی] است برای فتنهانگیزی و طلب تفسیرِ [نادرست و به تردید انداختن مردم و گمراه کردن آنان] از آیات متشابهش پیروی میکنند، و حال آنکه تفسیر واقعی و حقیقی آنها را جز خدا نمیداند. و استواران در دانش [و چیره دستان در بینش] میگویند: ما به آن ایمان آوردیم، همه [چه محکم، چه متشابه] از سوی پروردگار ماست. و [این حقیقت را] جز صاحبان خرد متذکّر نمیشوند.
[و میگویند:] پروردگارا! دلهایمان را پس از آنکه هدایتمان فرمودی منحرف مکن، و از سوی خود رحمتی برما ببخش؛ زیرا تو بسیار بخشندهای.
پروردگارا! قطعاً تو در روزی که هیچ شکی در آن نیست، گردآورنده همه مردمی؛ مسلماً خدا خلف وعده نمیکند.
یقیناً اموال و فرزندان کافران هرگز چیزی از [عذاب] خدا را از آنان برطرف نمیکند؛ و اینانند که آتشگیره آتشاند.
[روشِ آنان] مانند روش فرعونیان و کسانی است که پیش از آنان بودند که آیات ما را تکذیب کردند، پس خدا هم آنان را به گناهانشان مؤاخذه کرد؛ و خدا سخت کیفر است.
به کافران بگو: به زودی شکست میخورید و به سوی دوزخ محشور میشوید، و آن بد آرامگاهی است.
تحقیقاً برای شما در دو گروهی که [در جنگ بدر] با هم رو به رو شدند، نشانهای [از قدرت خدا و حقّانیّت نبوّت پیامبر] بود، گروهی در راه خدا میجنگیدند، و گروه دیگر کافر بودند، که اهل ایمان را به چشم خویش دو برابر میدیدند [به همین خاطر شکست خوردند] و خدا هر که را بخواهد با یاری خود تأیید میکند؛ مسلماً در این [واقعیت] عبرتی برای دارندگان بصیرت است.
محبت و عشق به خواستنیها [که عبارت است] از زنان و فرزندان و اموال فراوان از طلا و نقره و اسبان نشاندار و چهارپایان و کشت و زراعت، برای مردم آراسته شده است؛ اینها کالای زندگیِ [زودگذرِ] دنیاست؛ و خداست که بازگشت نیکو نزد اوست.
بگو: آیا شما را به بهتر از این [امور] خبر دهم؟ برای آنان که [در همه شؤون زندگی] پرهیزکاری پیشه کردهاند، در نزد پروردگارشان بهشتهایی است که از زیرِ [درختانِ] آن نهرها جاری است، در آنجا جاودانهاند و [نیز برای آنان] همسرانی پاکیزه و خشنودی و رضایتی از سوی خداست؛ و خدا به بندگان بیناست.
آنان که میگویند: پروردگارا! قطعاً ما ایمان آوردیم، پس گناهانمان را بیامرز وما را از عذاب آتش نگاه دار.
آنان که صبرکنندگان و راستگویان و فرمانبرداران و انفاقکنندگان و استغفارکنندگان در سحرهایند؛
خدا در حالی که برپا دارنده عدل است [با منطق وحی، با نظام مُتقن آفرینش و با زبان همه موجودات] گواهی میدهد که هیچ معبودی جز او نیست؛ و فرشتگان و صاحبان دانش نیز گواهی میدهند که هیچ معبودی جز او نیست؛ معبودی که توانای شکست ناپذیر و حکیم است.
مسلماً دینِ [واقعی که همه پیامبرانْ مُبلّغ آن بودند] نزد خدا، اسلام است. و اهل کتاب [درباره آن] اختلاف نکردند مگر پس از آنکه آنان را [نسبت به حقّانیّت آن] آگاهی و دانش آمد، این اختلاف به خاطر حسد و تجاوز میان خودشان بود؛ و هر کس به آیات خدا کافر شود [بداند که] خدا حسابرسی، سریع است.
پس اگر با تو جدال و گفتگوی خصومت آمیز کردند، [فقط در پاسخشان] بگو: من و همه پیروانمْ وجود خود را تسلیم خدا کردهایم. و به اهل کتاب و به بیسوادانِ [مشرک] بگو: آیا شما هم تسلیم شدهاید؟ پس اگر تسلیم شوند، قطعاً هدایت یافتهاند، و اگر روی گرداندند [برتو دشوار و سخت نیاید] که آنچه بر عهده توست فقط ابلاغ [پیام خدا]ست؛ و خدا به بندگان بیناست.
کسانی که پیوسته به آیات خدا کفر میورزند، و همواره پیامبران را به ناحق میکشند، و از مردم کسانی را که امر به عدالت میکنند به قتل میرسانند، پس آنان را به عذابی دردناک بشارت ده.
آنان کسانیاند که اعمالشان در دنیا و آخرت تباه و بیاثر شده، و برای آنان هیچ یاوری نخواهد بود.
آیا به کسانی که بهرهای اندک از کتاب [تورات و انجیل] به آنان داده شده ننگریستی که به سوی کتاب خدا خوانده میشوند تا در میان آنان [درباره احکام الهی و نبوّت پیامبر اسلام] داوری کنند؟ سپس گروهی از آنان در حالی که اعراض کننده [از حق و حقیقت]اند، روی میگردانند.
این روی گردانی به خاطر آن است که گفتند: هرگز آتش [دوزخ در روز قیامت] جز چند روزی به ما نمیرسد و آنچه همواره افترا و دروغ [به خدا] میبستند، آنان را در دینشان مغرور کرده است.
پس چه خواهند کرد، هنگامی که آنان را برای روزی که هیچ شکی در آن نیست گرد آوریم، و به هر کس آنچه [از نیک و بد] به دست آورده، به طور کامل داده شود، و آنان مورد ستم قرار نخواهند گرفت.
بگو: خدایا! ای مالک همه موجودات! به هر که خواهی حکومت میدهی و از هر که خواهی حکومت را میستانی، و هر که را خواهی عزت میبخشی و هر که را خواهی خوار و بیمقدار میکنی، هر خیری به دست توست، یقیناً تو بر هر کاری توانایی.
شب را در روز درمیآوری و روز را در شب درمیآوری، و زنده را از مرده بیرون میآوری و مرده را از زنده بیرون میآوری؛ و هر که را بخواهی بیحساب روزی میدهی.
مؤمنان نباید کافران را به جای اهل ایمان، سرپرست و دوست بگیرند؛ و هر کس چنین کند در هیچ پیوند و رابطهای با خدا نیست، مگر آنکه بخواهید به سبب دفع خطری که متوجه شماست از آنان تقیّه کنید؛ خدا شما را از [عذاب] خود بر حذر میدارد، و بازگشت [همه] به سوی خداست.
بگو: اگر آنچه [از نیّتهای فاسد و افکار باطل] در سینههای شماست، پنهان دارید یا آشکار کنید، خدا آن را میداند. و نیز آنچه را در آسمانها و آنچه را در زمین است، میداند و خدا بر هر چیز تواناست.
روزی که هر کس آنچه را از کار نیک انجام داده و آنچه را از کار زشت مرتکب شده حاضر شده مییابد، و آرزو میکند که ای کاش میان او و کارهای زشتش زمان دور و درازی فاصله بود. و خدا شما را از [عذاب] خود برحذر میدارد؛ و خدا به بندگان مهربان است.
بگو: اگر خدا را دوست دارید، پس مرا پیروی کنید تا خدا هم شما را دوست بدارد، و گناهانتان را بیامرزد؛ و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
بگو: از خدا و پیامبر اطاعت کنید. پس اگر روی گردانیدند [بدانند که] یقیناً خدا کافران را دوست ندارد.
بی تردید خدا آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را [به خاطر شایستگیهای ویژهای که در آنان بود] بر جهانیان برگزید.
فرزندانی [را برگزید] که [از نظر پاکی، تقوا، درستی و راستی] برخی از [آنان از نسل] برخی دیگرند؛ و خدا شنوا و داناست.
[یاد کنید] هنگامی که همسر عمران گفت: پروردگارا! برای تو نذر کردم که آنچه را در شکم خود دارم [برای خدمت خانه تو از ولایت و سرپرستی من] آزاد باشد، بنابراین از من بپذیر؛ یقیناً تو شنوا و دانایی.
زمانی که او را زایید، گفت: پروردگارا! من او را دختر زاییدم. و خدا به آنچه او زایید داناتر بود؛ و آن پسر [که زاییدن او را آرزو داشت، در کرامت، عظمت، ارزش و شخصیت] مانند این دختر نیست؛ [پس در مقام نامگذاریش گفت:] البته من نامش را «مریم» نهادم، و او و فرزندانش را از خطرات مهلک و وسوسههای بنیان برانداز شیطان رانده شده به پناه تو میآورم.
پس پرودگارش او را به صورت نیکویی پذیرفت، و به طرز نیکویی نشو و نما داد، و زکریا را کفیلِ [رشد و تربیت معنوی] او قرار داد. هر زمان که زکریا در محراب [عبادت] بر او وارد میشد، رزق ویژهای نزدش مییافت. [روزی در کمال شگفتی] گفت: ای مریم! این رزق ویژه برای تو از کجاست؟! گفت: از سوی خداست، یقیناً خدا هر کس را بخواهد، رزق بیحساب میدهد.
در آنجا بود که زکریا [با دیدن کرامت و عظمت مریم] پروردگار خود را خوانده، گفت: پروردگارا! مرا از سوی خود فرزندی پاک و پاکیزه عطا کن، یقیناً تو شنوای دعایی.
پس فرشتگان، او را در حالی که در محراب عبادت به نماز ایستاده بود، ندا دادند که خدا تو را به یحیی بشارت میدهد که تصدیق کننده کلمهای از سوی خدا [یعنی مسیح] است و سرور و پیشوا، و [از روی زهد و حیا] نگاهدار خود از مُشتهیات نفسانی، و پیامبری از شایستگان است.
گفت: پروردگارا! چگونه برای من پسری خواهد بود، در حالی که پیری به من رسیده و همسرم نازاست؟ خدا فرمود: چنین است [که میگویی، ولی کار خدا مُقیّد به علل و اسباب نیست] خدا هر چه را بخواهد [با مشیّت مطلقه خود] انجام میدهد.
گفت: پروردگارا! برای من نشانهای [جهت الهی بودن این بشارت] قرار ده. گفت: نشانه تو این است که سه روز نتوانی با مردم جز با رمز و اشاره سخن گویی، و پروردگارت را بسیار یاد کن و [او را] شام گاه و بامداد تسبیح گوی.
و [یاد کنید] هنگامی که فرشتگان گفتند: ای مریم! قطعاً خدا تو را برگزیده و [از همه آلودگیهای ظاهری و باطنی] پاک ساخته، و بر زنان جهانیان برتری داده است.
ای مریم! فروتنانه برای پروردگارت به طاعت برخیز و سجده به جای آور و با رکوعکنندگان رکوع کن.
این [حقایق] از خبرهای غیبی است که به تو وحی میکنیم. و تو هنگامی که آنان قلمهای خود را [به عنوان قرعه زدن در آب] میانداختند که کدامیک از آنان سرپرستی مریم را عهده دار شود، و نیز زمانی که [برای کفالت او] با یکدیگر جدال و ستیز میکردند، نزد آنان نبودی.
[یاد کنید] زمانی که فرشتگان گفتند: ای مریم! یقیناً خدا تو را به کلمهای از سوی خود که نامش مسیح عیسی بن مریم است مژده میدهد که در دنیا و آخرت دارای مقبولیّت و آبرومندی و از مقربّان است.
و با مردم در گهواره [به صورت کاری خارق العاده] و در میان سالی [با زبان وحی] سخن میگوید و از شایستگان است.
[مریم] گفت: پروردگارا! چگونه برای من فرزندی خواهد بود، در حالی که هیچ بشری با من تماس نگرفته؟! [خدا] فرمود: چنین است که میگویی [ولی کار خدا مُقیّد به علل و اسباب نیست،] خدا هر چه را بخواهد [با مشیّت مطلقه خود] میآفریند، چون چیزی را اراده کند جز این نیست که به آن میگوید: «باش» پس بیدرنگ میباشد؛
و به او کتاب و حکمت و تورات و انجیل میآموزد.
و به رسالت و پیامبری به سوی بنی اسرائیل میفرستد که [به آنان گوید:] من از سوی پروردگارتان برای شما نشانهای [بر صدق رسالتم] آوردهام؛ من از گِل برای شما چیزی به شکل پرنده میسازم و در آن میدَمم که به اراده و مشیّت خدا پرندهای [زنده و قادر به پرواز] میشود؛ و کور مادرزاد و مبتلای به پیسی را بهبود میبخشم؛ و مردگان را به اِذن خدا زنده میکنم؛ و شما را از آنچه میخورید و آنچه در خانههایتان ذخیره میکنید خبر میدهم؛ مسلماً اگر مؤمن باشید این [معجزات] برای شما نشانهای [بر صدق رسالت من] است؛
وآنچه را از تورات پیش از من بوده، تصدیق دارم و [آمدهام] تا برخی از چیزهایی را که [در گذشته به سزای ستمکاری وگناهانتان] بر شما حرام شده حلال کنم، وبرای شما نشانهای [برصدق رسالتم] از سوی پروردگارتان آوردهام؛ پس [ای بنی اسرائیل!] از خدا پروا کنید و مرا فرمان برید؛
یقیناً خدا پروردگار من و پرودگار شماست؛ پس او را بپرستید، این است راه راست.
زمانی که عیسی از آنان احساس کفر کرد، گفت: [برای اقامه دین و سلوک و حرکت] کیانند یاران من به سوی خدا؟ حواریون گفتند: ما یاران خداییم، به خدا ایمان آوردیم؛ و گواه باش که ما در برابر خدا [و فرمانها و احکام او] تسلیم هستیم.
پروردگارا! به آنچه نازل کردی ایمان آوردیم و از این پیامبر پیروی کردیم؛ پس ما را در زمره گواهان [که پیامبران تواند] بنویس.
و [کافران از بنی اسرائیل درباره عیسی و آیینش] نیرنگ زدند، و خدا هم جزای نیرنگشان را داد؛ و خدا بهترین جزا دهنده نیرنگ زنندگان است.
[یاد کنید] هنگامی که خدا فرمود: ای عیسی! من تو را [از روی زمین و از میان مردم] برمیگیرم، و به سوی خود بالا میبرم، و از بودن در میان اجتماع آلوده کافران پاک میکنم، و آنان را که از تو پیروی کردند تا روز قیامت برتر از کسانی که کافر شدند قرار میدهم؛ سپس بازگشت شما به سوی من است، و در میان شما در آنچه با هم اختلاف داشتید [به حقّ و عدالت] داوری میکنم؛
اما کسانی که کافر شدند، آنان را در دنیا و آخرت به عذابی سخت شکنجه میکنم و برای آنان هیچ یاوری نخواهد بود؛
و اما کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، خدا پاداششان را به طور کامل میدهد؛ و خدا ستمکاران را [که به دین کافر شدند، یا از دین فقط به اسم آن قناعت کردند] دوست ندارد.
این داستانهایی که بر تو میخوانیم از آیات [الهی] و پندهای حکیمانه است.
قطعاً داستان عیسی نزد خدا [از نظر چگونگی آفرینش] مانند داستان آدم است که [پیکر] او را از خاک آفرید، سپس به او فرمود: [موجود زنده] باش؛ پس بیدرنگ [موجود زنده] شد.
حق از [ناحیه] پروردگار توست؛ بنابراین از تردیدکنندگان مباش.
پس هر که با تو درباره او [عیسی] پس از آنکه بر تو [به واسطه وحی، نسبت به احوال وی] علم و آگاهی آمد، مجادله و ستیز کند، بگو: بیایید ما پسرانمان را و شما پسرانتان را، و ما زنانمان را و شما زنانتان را، و ما نفوسمان را و شما نفوستان را دعوت کنیم؛ سپس یکدیگر را نفرین نماییم، پس لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم
یقیناً این [واقعیاتی که بیان شد،] همان داستان راست و درست [مسیح] است؛ [و الوهیّت او یا فرزند خدا بودنش از پندارهای واهی و ادعاهای باطل نصاری است] و هیچ معبودی جز خدا نیست؛ و یقیناً خداست که توانای شکست ناپذیر و حکیم است.
چنانچه [با این همه دلایل روشن از اعتراف به توحید و پذیرفتن اسلام] روی گرداندند، [بدانند که] یقیناً خدا به [وضع و حال] مفسدان آگاه است.
بگو: ای اهل کتاب! بیایید به سوی سخنی که میان ما و شما یکسان است [و همه کتابهای آسمانی و پیامبران آن را ابلاغ کردند] که جز خدای یگانه را نپرستیم، و چیزی را شریک او قرار ندهیم، و بعضی از ما بعضی را اربابانی به جای خدا نگیرد. پس اگر [از دعوتت به این حقایق] روی گرداندند [تو و پیروانت] بگویید: گواه باشید که ما [در برابر خدا و فرمانها و احکام او] تسلیم هستیم.
ای اهل کتاب! چرا درباره ابراهیم مجادله و ستیز میکنید [شما قوم یهود، او را یهودی میدانید، و شما گروه نصاری، او را نصرانی میشمارید] در حالی که تورات و انجیل بعد از او نازل شد؛ آیا نمیاندیشید؟!
آگاه باشید! شما کسانی هستید که درباره آنچه به آن آگاهی داشتید مجادله و ستیز کردید، [ستیز شما یهودیان با نصاری این بود که مسیح، فرزند خدا نیست، و ستیز شما نصاری با یهودیان این بود که عیسی دارای مقام نبوّت است و ایمان به او واجب است،] پس چرا درباره آنچه به آن آگاهی ندارید [و آن آیین ابراهیم است] مجادله و ستیز میکنید؟! و خدا میداند و شما نمیدانید.
ابراهیم نه یهودی بود و نه نصرانی، بلکه یکتاپرست و حق گرایی تسلیم بود، و از مشرکان نبود.
مسلماً نزدیکترین مردم به ابراهیم [از جهت پیوند وانتساب معنوی] کسانیاند که [از روی حقیقت] از او پیروی کردند، و این پیامبر و کسانی که [به او] ایمان آوردهاند [از همه به او نزدیک ترند] و خدا یاور و سرپرست مؤمنان است.
گروهی از اهل کتاب آرزو دارند که کاش شما را [از راه خدا] گمراه کنند، در حالی که جز خودشان را گمراه نمیکنند، و [این واقعیت را] درک نمیکنند.
ای اهل کتاب! چرا به آیات خدا [در تورات و انجیل درباره اوصاف پیامبر اسلام] کفر میورزید در حالی که خودتان گواهی میدهید [که این آیات از سوی خدا نازل شده است؟!]
ای اهل کتاب! چرا در حالی که [به حقایق و واقعیات] آگاهید، حق را به باطل مُشتبه میکنید، و حق را پنهان میدارید [تا مردم گمراه بمانند؟!]
و گروهی از [عالمانِ] اهل کتاب [به پیروان خود] گفتند: اول روز به آنچه [از آیات قرآن] بر مؤمنان نازل شده [به مکر و حیله] ایمان آورید، و در پایان روز کفر ورزید، شاید [مؤمنان با این ایمان و انکار شما به تردید افتند و] از دینشان بازگردند!!
و [نیز گفتند: در توضیح حقایق] جز به کسی که از دینتان پیروی میکند، اطمینان نورزید [تا دیگران هدایت نیابند]. بگو: یقیناً هدایت، هدایت خداست. سپس گفتند: گمان نکنید آنچه به شما اهل کتاب [از نبوّت، معجزه، قبله مستقل و آیات آسمانی] داده شده به کسی [از عرب و غیر عرب] داده شود، یا اینکه مؤمنان میتوانند نزد پروردگارشان با شما محاجّه و گفتگو کنند. [در پاسخ یاوههای آنان] بگو: فضل و رحمت [که از جلوههایش نبوّت، کتاب، معجزه و قبله است،] به دست خداست، به هر کس بخواهد میدهد؛ و خدا بسیار عطا کننده و داناست.
هر که را بخواهد، به رحمت خود اختصاص میدهد و خدا دارای فضل بزرگ است.
و از اهل کتاب کسی است که اگر او را بر مال فراوانی امین شماری، آن را به تو بازمیگرداند؛ و از آنان کسی است که اگر او را به یک دینار امین شماری، آن را به تو بازنمیگرداند، مگر آنکه همواره بالای سرش بایستی [و مال خود را با سخت گیری از او بستانی]. این به خاطر آن است که آنان گفتند: [چون ما اهل کتابیم] رعایت کردن حقوق غیر اهل کتاب بر عهده ما نیست، [و در ضایع کردن حقوق دیگران گناه و عقوبتی نداریم] و اینان [در حالی که باطل بودن گفتار خود را] میدانند بر خدا دروغ میبندند.
آری، هر که به پیمان خود [در تعهد به اجرای احکام دین] وفا کرد، و [در همه امور زندگی] تقوا پیشه ساخت، [بداند که] یقیناً خدا تقواپیشگان را دوست دارد.
قطعاً کسانی که پیمان خدا و سوگندهایشان را [برای رسیدن به مقاصد دنیایی] به بهای اندکی میفروشند، برای آنان در آخرت بهرهای نیست؛ و خدا با آنان سخن نمیگوید، و در قیامت به آنان نظر [لطف و رحمت] نمینماید، و [از گناه و آلودگی] پاکشان نمیکند؛ و برای آنان عذاب دردناکی خواهد بود.
و از یهود گروهی هستند که هنگام [خواندن] دست نوشتهها[ی دروغ و بر بافتههای خود] زبان [و صدایشان] را چنان پیچ و خم میدهند تا شما گمان کنید که [آنچه میخوانند] از کتاب آسمانی است، در حالی که از کتاب [آسمانی] نیست؛ و [با بیشرمی] میگویند: آنچه میخوانیم از سوی خداست. در حالی که از سوی خدا نیست؛ و با آنکه میدانند [از سوی خدا نیست] به خدا دروغ میبندند.
هیچ انسانی را نسزد که خدا او را کتاب و حکمت و نبوّت دهد، سپس به مردم بگوید: به جای خدا بندگان من باشید بلکه [تکلیف الهی و انسانی او اقتضا میکند به مردم بگوید:] به خاطر آنکه کتاب خدا را تعلیم میدادید، و به سبب آنکه آن را میخواندید، دانشمندانِ «الهی مسلک» [و کاملان در دین] باشید.
و نیز نَسِزد که به شما فرمان دهد که فرشتگان و پیامبران را خدایان خود گیرید. آیا [چنین انسان والایی که دارای نبوّت و حکمت است] شما را پس از آنکه تسلیم [خدا و فرمانها و احکام او] شدهاید، امر به کفر میکند؟
و [یاد کنید] هنگامی که خدا از همه پیامبران [و امتهایشان] پیمان گرفت که هرگاه کتاب و حکمت به شما دادم، سپس [در آینده] پیامبری برای شما آمد که آنچه را [از کتابهای آسمانی] نزد شماست تصدیق کرد، قطعاً باید به او ایمان آورید و وی را یاری دهید. [آن گاه خدا] فرمود: آیا اقرار کردید و بر این [حقیقت] پیمان محکم مرا [به صورتی که به آن وفا کنید] دریافت نمودید؟ گفتند: اقرار کردیم. فرمود: پس [بر این پیمان] گواه باشید و من هم با شما از گواهانم.
پس کسانی که بعد از این [پیمان محکم و استوار از آن] روی برتافتند فقط آنان هستند که از دایره انسانیت بیرون شدهاند.
آیا [اهل کتاب پس از این همه دلایل روشن] غیر دین خدا را خواستارند؟ در حالی که هر که در آسمانها وزمین است از روی رغبت یا کراهت در برابر او [و اراده و فرمانش] تسلیم است، وهمه به سوی او بازگردانده میشوند.
[ای پیامبر! از جانب خود و پیروانت به همه] بگو: ما به خدا و آنچه بر ما نازل شده و آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و نوادگان [دارای مقام نبوتشان] فرود آمده، و آنچه به موسی و عیسی و پیامبران از سوی پروردگارشان داده شده ایمان آوردیم، و میان هیچ یک از آنان فرق نمیگذاریم، و ما در برابر او [و فرمانها و احکام او] تسلیم هستیم.
و هرکه جز اسلام، دینی طلب کند، هرگز از او پذیرفته نمیشود و او در آخرت از زیانکاران است.
چگونه خدا گروهی را هدایت کند که بعد از آنکه ایمان آوردند، و به حقّانیّت رسول اسلام شهادت دادند، و دلایل روشن و آشکار برای آنان آمد، کافر شدند؟ و خدا گروه ستمکاران را هدایت نمیکند.
اینان کیفرشان این است که لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم بر آنان است.
در آن لعنت جاودانهاند؛ نه عذاب از آنان سبک شود، و نه مهلتشان دهند.
مگر کسانی که بعد از آن توبه کردند و [مفاسد خود را] اصلاح نمودند؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
مسلماً کسانی که پس از ایمانشان کافر شدند، سپس بر کفر [خود] افزودند، هرگز توبه آنان پذیرفته نخواهد شد؛ و اینانند که گمراهند.
قطعاً کسانی که کافر شدند و در حال کفر از دنیا رفتند، هرگز از هیچ یک از آنان [برای رهایی از عذاب] هر چند به اندازه آکندگی زمین از طلا فدیه و عوض دهد، پذیرفته نمیشود؛ برای آنان عذابی دردناک خواهد بود، و هیچ یاوری نخواهند داشت.
هرگز به [حقیقتِ] نیکی [به طور کامل] نمیرسید تا از آنچه دوست دارید انفاق کنید؛ و آنچه از هر چیزی انفاق میکنید [خوب یا بد، کم یا زیاد، به اخلاص یا ریا] یقیناً خدا به آن داناست.
همه خوراکیها بر بنی اسرائیل حلال بود، جز آنچه اسرائیل [یعنی حضرت یعقوب] پیش از آنکه تورات نازل شود [به علتی] بر خود حرام کرد؛ [بنابراین آنچه از خوراکیها در توراتْ حرام شده به کیفر گناهان بنی اسرائیل است نه آنکه از آیین ابراهیم به جا مانده باشد] بگو: اگر راستگویید [و حقیقت غیر از این است] تورات را [که از نظرها پنهان کردهاید] بیاورید و آن را بخوانید، [و اگر از آوردن تورات و خواندنش خودداری ورزید، اعتراف کنید که به تورات دروغ میبندید.]
پس کسانی که بعد از این [دلایل روشن] بر خدا دروغ بندند، [و بگویند: آنچه از خوراکیها در تورات حرام شده از شریعت ابراهیم باقی مانده و نسخ آن محال است،] اینانند که یقیناً ستمکارند.
بگو: خدا راست گفت [که خوراکیها در آیین ابراهیم حرام نبوده]. بنابراین از آیین ابراهیم که یکتاپرست و حق گرا بود و از مشرکان نبود، پیروی کنید.
یقیناً نخستین خانهای که برای [نیایش و عبادت] مردم نهاده شد، همان است که در مکه است، که پر برکت و وسیله هدایت برای جهانیان است.
در آن نشانههایی روشن [از ربوبیّت، لطف، رحمت خدا و از جمله] مقام ابراهیم است؛ و هر که وارد آن شود در امان است؛ و خدا را حقّی ثابت و لازم بر عهده مردم است که [برای ادای مناسک حج] آهنگ آن خانه کنند، [البته] کسانی که [از جهت سلامت جسمی و توانمندی مالی و باز بودن مسیر] بتوانند به سوی آن راه یابند، و هر که ناسپاسی ورزد [و از رفتن به آنجا خودداری کند، به خود زیان زده]؛ زیرا خدا از جهانیان بینیاز است.
بگو: ای اهل کتاب! چرا به آیات خدا کفر میورزید؟ در حالی که خدا بر آنچه انجام میدهید، گواه است.
بگو: ای اهل کتاب! چرا کسانی را که ایمان آوردهاند از راه خدا - در حالی که خواهان کج نشان دادن آن هستید - بازمیدارید؟ با اینکه شما [به مستقیم بودن و حقّانیّتش] گواهید، و خدا از آنچه انجام میدهید بیخبر نیست.
ای اهل ایمان! اگر از گروهی از کسانی که به آنان کتاب داده شده اطاعت کنید، شما را پس از ایمانتان به کفر بازمیگردانند.
و چگونه کفر میورزید در حالی که آیات خدا بر شما خوانده میشود، و پیامبر او در میان شماست؟! و هر کس به خدا تمسّک جوید، قطعاً به راه راست هدایت شده است.
ای اهل ایمان! از خدا آن گونه که شایسته پروای از اوست، پروا کنید، و نمیرید مگر در حالی که [در برابر او و فرمانها و احکامش] تسلیم باشید.
و همگی به ریسمان خدا [قرآن و اهل بیت (علیهم السلام)] چنگ زنید، و پراکنده و گروه گروه نشوید؛ و نعمت خدا را بر خود یاد کنید آن گاه که [پیش از بعثت پیامبر و نزول قرآن] با یکدیگر دشمن بودید، پس میان دلهای شما پیوند و الفت برقرار کرد، در نتیجه به رحمت و لطف او با هم برادر شدید، و بر لب گودالی از آتش بودید، پس شما را از آن نجات داد؛ خدا این گونه، نشانههای [قدرت، لطف و رحمت] خود را برای شما روشن میسازد تا هدایت شوید.
و باید از شما گروهی باشند که [همه مردم را] به سوی خیر [اتحاد، اتفاق، الفت، برادری، مواسات و درستی] دعوت نمایند، و به کار شایسته و پسندیده وادارند، و از کار ناپسند و زشت بازدارند؛ و اینانند که یقیناً رستگارند.
و [شما ای اهل ایمان!] مانند کسانی نباشید که پس از آنکه دلایل روشن برای آنان آمد، پراکنده و گروه گروه شدند و [در دین] اختلاف پیدا کردند، و آنان را عذابی بزرگ است؛
در روزی که چهرههایی سپید و چهرههایی سیاه شود، اما آنان که چهرههایشان سیاه شده [به آنان گویند:] آیا پس از ایمانتان کافر شدید؟ پس به کیفر آنکه کفر میورزیدید، این عذاب را بچشید.
و اما آنان که چهرههایشان سپید گشته، همواره در رحمت خدایند، و در آن جاودانهاند.
اینها [که سرگذشت اهل کتاب، مژدهها، بیمها و امور مربوط به آخرت است] آیات خداست که آن را به درستی و راستی بر تو میخوانیم؛ و خدا هیچ ستم و بیدادی بر جهانیان نمیخواهد.
و آنچه در آسمان و آنچه در زمین است، فقط در سیطره مالکیّت و فرمانروایی خداست، و همه امور به سوی او بازگردانده میشود.
شما بهترین امتی هستید که [برای اصلاح جوامع انسانی] پدیدار شدهاید، به کار شایسته و پسندیده فرمان میدهید و از کار ناپسند و زشت بازمیدارید، و [از روی تحقیق، معرفت، صدق و اخلاص] به خدا ایمان میآورید. و اگر اهل کتاب ایمان میآوردند قطعاً برای آنان بهتر بود؛ برخی از آنان مؤمن [به قرآن و پیامبرند] و بیشترشان فاسقند.
هرگز به شما جز آزاری اندک نمیرسانند، و اگر با شما بجنگند [شکست میخورند و] به شما پشت کرده [فرار میکنند] آن گاه [از جانب دیگران] یاری نمیشوند.
هر زمان و هر کجا یافت شوند، [داغِ] خواری و ذلت بر آنان زده شده، مگر [آنکه] به ریسمانی از جانب خدا [که ایمان به قرآن و نبوّت پیامبر است] و یا ریسمانی از سوی مردمِ [مؤمن که پذیرش ذمه و شرایط آن است، چنگ زنند] و به خشمی از سوی خدا سزاوار شدهاند و [داغِ] بینوایی و بدبختی بر آنان زده شد. این بدان سبب است که آنان همواره به آیات خدا کفر میورزیدند و پیامبران را به ناحق میکشتند، و این [کفرورزی و کشتن پیامبران] به سبب این است که [خدا را] نافرمانی نمودند و همواره [از حدود الهی] تجاوز میکردند.
[همه اهل کتاب] یکسان نیستند، از اهل کتاب گروهی درستکار [و رعایت کننده حقّ خدا و مردم] هستند، آیات خدا را در ساعاتی از شب میخوانند و [به پیشگاه حق از روی تواضع و فروتنی] سجده میکنند.
[در سایه قرآن و نبوّت پیامبر] به خدا و روز قیامت ایمان میآورند و به کار شایسته و پسندیده فرمان میدهند، و از کار ناپسند و زشت بازمیدارند و در کارهای خیر میشتابند؛ و اینان از شایستگانند.
و هر کار خیری انجام دهند، هرگز درباره آن مورد ناسپاسی قرار نخواهند گرفت؛ و خدا به تقواپیشگان داناست.
قطعاً کسانی که کافر شدند، هرگز اموال و اولادشان چیزی از [عذاب] خدا را از آنان دفع نخواهد کرد؛ و آنان اهل آتشند و در آن جاودانهاند.
داستان آنچه [کافران] در این زندگی دنیا انفاق میکنند، مانند بادی آمیخته با سرمایی سخت است که [به عنوان مجازات] به کشتزار قومی که بر خود ستم کردهاند برسد و آن را نابود کند؛ و خدا به آنان ستم نکرده است، ولی آنان به خویشتن ستم میورزند.
ای اهل ایمان! از غیر خودتان برای خود محرم راز نگیرید؛ آنان از هیچ توطئه و فسادی درباره شما کوتاهی نمیکنند؛ شدت گرفتاری و رنج و زیان شما را دوست دارند؛ تحقیقاً دشمنی [با اسلام و مسلمانان] از لابلای سخنانشان پدیدار است و آنچه سینههایشان [از کینه و نفرت] پنهان میدارد بزرگتر است. ما نشانهها[یِ دشمنی و کینه آنان] را اگر میاندیشید برای شما روشن ساختیم.
آگاه باشید! این شمایید که آنان را دوست دارید، و آنان شما را دوست ندارند. و شما به همه کتابها[یِ آسمانی] ایمان دارید [ولی آنان ایمان ندارند]. و چون با شما دیدار کنند، میگویند: ایمان آوردیم. و زمانی که با یکدیگر خلوت نمایند از شدت خشمی که بر شما دارند، سر انگشتان خود را میگزند. بگو: به خشمتان بمیرید. یقیناً خدا به آنچه در سینههاست، داناست.
اگر به شما خیر و خوشی [و پیروزی و غنیمت] رسد، آنان را بدحال [و دلتنگ] میکند، و اگر بدی و ناخوشی [و حادثه تلخی] رسد به سبب آن خوشحال میشوند؛ و اگر شکیبایی ورزید و پرهیزکاری کنید، نیرنگشان هیچ زیانی به شما نمیرساند؛ مسلماً خدا به آنچه انجام میدهند، احاطه دارد.
و [یاد کن] زمانی را که صبحگاهان [برای جنگ احد] از میان خانوادهات بیرون آمدی تا مؤمنان را برای جنگیدن در سنگرهای نظامی جای دهی؛ و خدا شنوا[یِ به گفتهها] و دانا[یِ بهنیّتها]ست.
[یاد کنید که] در آن هنگام دو گروه از شما بر آن شدند که سستی و ناتوانی نشان دهند [و از جنگ منصرف شده، برگردند]، در حالی که خدا یار و یاورشان بود [لذا از این قصد شیطانی بازشان داشت] و مؤمنان باید فقط بر خدا توکل کنند.
و بیتردید خدا در [جنگِ] بدر شما را یاری داد، در حالی که [از نظر ساز و برگ جنگی و شمار نفرات نسبت به دشمن] ناتوان بودید؛ بنابراین از خدا پروا کنید، باشد که سپاسگزاری نمایید.
آن هنگام که به مؤمنان میگفتی: آیا شما را بس نیست که پروردگارتان به سه هزار فرشته نازل شده شما را یاری دهد؟
آری، اگر شکیبایی ورزید و پرهیزکاری کنید و دشمنان در همین لحظه، جوشان و خروشان بر شما بتازند، پروردگارتان شما را با پنج هزار فرشته نشان دار یاری میدهد.
و خدا [وعده یاری و پیروزی] را جز بشارتی برای شما و برای آنکه دلهایتان به آن آرامش یابد، قرار نداد؛ و یاری و نصرت جز از سوی خدای توانای شکست ناپذیر و حکیم نیست.
تا برخی از کافران را [از ریشه و بن] نابود کند، یا آنان را خوار و ذلیل سازد، تا نومید بازگردند.
زمام چیزی از امور [مشرکان و مؤمنانِ فراری از جنگ] در اختیار تو نیست، یا توبه آنان را [به شرط آنکه توبه کنند] میپذیرد یا عذابشان میکند؛ زیرا آنان ستمکارند.
و آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، فقط در سیطره مالکیّت و فرمانروایی خداست. هر که را بخواهد میآمرزد و هر که را بخواهد عذاب میکند؛ و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
ای اهل ایمان! ربا را که سودهای چند برابر است نخورید، و از خدا پروا کنید تا رستگار شوید.
و از آتشی که برای کافران آماده شده است بپرهیزید.
و از خدا و پیامبر فرمان برید تا مورد رحمت قرار گیرید.
و به سوی آمرزشی از پروردگارتان و بهشتی که پهنایش [به وسعتِ] آسمانها و زمین است بشتابید؛ بهشتی که برای پرهیزکاران آماده شده است؛
آنان که در گشایش و تنگ دستی انفاق میکنند، و خشم خود را فرو میبرند، و از [خطاهایِ] مردم درمیگذرند؛ و خدا نیکوکاران را دوست دارد.
و آنان که چون کار زشتی مرتکب شوند یا بر خود ستم ورزند، خدا را یاد کنند و برای گناهانشان آمرزش خواهند؛ و چه کسی جز خدا گناهان را میآمرزد؟ و دانسته و آگاهانه بر آنچه مرتکب شدهاند، پا فشاری نمیکنند؛
پاداش آنان آمرزشی است از سوی پروردگارشان، و بهشتهایی که از زیرِ [درختانِ] آن نهرها جاری است، در آن جاودانهاند؛ و پاداش عملکنندگان، نیکوست.
قطعاً پیش از شما روشهایی [در میان ملل و جوامع بوده که از میان رفته است]، پس در زمین گردش کنید و با دقت و تامّل بنگرید که سرانجام تکذیبکنندگانِ [حقایق] چگونه بود.
این [قرآن] برای مردم، بیانگر [حوادث و واقعیات] و برای پرهیزکاران، سراسر هدایت و اندرز است.
و [در انجام فرمانهای حق و در جهاد با دشمن] سستی نکنید و [از پیش آمدها و حوادث و سختیهایی که به شما میرسد] اندوهگین مشوید که شما اگر مؤمن باشید، برترید.
اگر [در جنگ احد] به شما آسیب و جراحتی رسید، آن گروه را نیز [در جنگ بدر] آسیب و جراحتی مانند آن رسید. و ما این روزها[یِ پیروزی و ناکامی] را [به عنوان امتحان] در میان مردم میگردانیم [تا عبرت گیرند] و خدا کسانی را که [از روی حقیقت و خلوص] ایمان آوردهاند، مشخص کند و از میان شما گواهانی [نسبت به پیروزیها که نتیجه طاعت و تقواست، و شکستها که محصول نافرمانی و بیتقوایی است] بگیرد؛ و خدا ستمکاران را [که با سستی و بیتقوایی بر خود ستم میکنند] دوست ندارد.
و [نیز این پیروزیها و ناکامیها] برای آن است که کسانی را که [از روی حقیقت] ایمان آوردهاند [از عیوب و آلودگیها] تصفیه و پاک کند، و کافران را نابود نماید.
آیا پنداشتهاید [با ایمان بدون عمل] وارد بهشت میشوید، در حالی که هنوز خدا کسانی از شما را که در راه خدا جهاد کردهاند وشکیبایان را [از دیگران] مشخص و معلوم نکرده است؟!
و یقیناً شما [پس از آگاهی از درجات شُهدایِ بدر] مرگِ [در میدان جنگ] را پیش از رویارویی با آن سخت آرزو میکردید، و هنگامی که با آن روبرو شدید [به هراس افتادید و بدون هیچ اقدامی] به تماشای آن پرداختید!!
و محمّد جز فرستادهای از سوی خدا که پیش از او هم فرستادگانی [آمده و] گذشتهاند، نیست. پس آیا اگر او بمیرد یا کشته شود، [ایمان و عمل صالح را ترک میکنید و] به روش گذشتگان و نیاکان خود برمیگردید؟! و هر کس به روش گذشتگان خود برگردد، هیچ زیانی به خدا نمیرساند؛ و یقیناً خدا سپاسگزاران را پاداش میدهد.
و هیچ کس جز به مشیّت و فرمان خدا نمیمیرد. سرنوشتی است مقرّر شده و هر که پاداش دنیا را بخواهد [اندکی از آن] به او میدهیم، و هر که خواستار پاداش آخرت باشد، او را از آن میبخشیم؛ و یقیناً سپاسگزاران را پاداش خواهیم داد.
چه بسا پیامبرانی که انبوهی دانشمندانِ الهی مسلک [و کاملان در دینِ] به همراه او با دشمنان جنگیدند، پس در برابر آسیبهایی که در راه خدا به آنان رسید، سستی نکردند و ناتوان نشدند و [در برابر دشمن] سر تسلیم و فروتنی فرود نیاوردند؛ و خدا شکیبایان را دوست دارد.
و سخن آنان [در گرما گرم و سختی جنگ] جز این نبود که گفتند: پروردگارا! گناهان ما و زیاده روی در کارمان را بر ما ببخش و قدمهایمان را استوار بدار و ما را بر گروه کافران یاری ده.
پس خدا پاداش این دنیا و پاداش نیک آخرت را به آنان عطا فرمود؛ و خدا نیکوکاران را دوست دارد.
ای اهل ایمان! اگر از کافران فرمان برید، شما را به [عقاید و روشهای کافرانه] گذشتگانتان بازمیگردانند، در نتیجه زیانکار خواهید شد.
[آنان نه سرپرست شما و نه شایسته اطاعت هستند] بلکه خدا یار و سرپرست شماست؛ و او بهترین یاری دهندگان است.
به زودی در دلهای کافران ترس میاندازیم؛ زیرا چیزی را که خدا بر [حقّانیّت] آن دلیلی نازل نکرده، شریک خدا قرار دادهاند، و جایگاهشان آتش است؛ و بد است جایگاه ستمکاران.
و یقیناً خدا وعدهاش را [در جنگ احد] برای شما تحقّق داد، آن گاه که دشمنان را به فرمان او تا مرز ریشه کن شدنشان میکشتید، تا زمانی که سست شدید و در کارِ [جنگ و غنیمت و حفظ سنگری که محل رخنه دشمن بود] به نزاع و ستیز برخاستید، و پس از آنکه [در شروع جنگ] آنچه را از پیروزی و غنیمت دوست داشتید، به شما نشان داد [از فرمان پیامبر در رابطه با حفظ سنگر] سر پیچی کردید، برخی از شما دنیا را میخواست و برخی از شما خواهان آخرت بود، سپس برای آنکه شما را امتحان کند از [پیروزی بر] آنان بازداشت و از شما درگذشت؛ و خدا بر مؤمنان دارای فضل است.
[یاد کنید] زمانی که [از میدان جنگ احد] تا مرز پنهان شدن از دیدهها دور میشدید و به هیچ کس توجه نمیکردید، در صورتی که پیامبر [که اجابت دعوتش واجب است] شما را از پشت سرتان فرامیخواند، پس خدا شما را به اندوهی روی اندوهی مجازات کرد تا بر آنچه [از پیروزی و غنیمت] از دستتان رفته و به آنچه [از آسیب و مصیبت] به شما رسیده، اندوهگین نشوید؛ و خدا به آنچه انجام میدهید، آگاه است.
سپس بعد از آن اندوه و غم، خواب آرامبخشی بر شما فرود آمد که گروهی از شما را [که بر اثر پشیمانی، دست از فرار برداشته به سوی پیامبر آمدید] فرا گرفت، و گروهی که فکر حفظ جانشان آنان را [در آن میدان پر حادثه] پریشان خاطر و غمگین کرده بود، و درباره خدا گمان ناحق و ناروا هم چون گمانهای [زمانِ] جاهلیت میبردند [که چون خدا وعده پیروزی داده پس پیروزی بدون هر قید و شرطی حقّ مسلّم آنان است! اما وقتی شکست خوردند درباره وعده خدا دچار تردید شدند و] گفتند: آیا ما را در این امر [پیروزی] اختیاری هست؟ بگو: یقیناً اختیار همه امور به دست خداست. [این نیست که چون خدا وعده پیروزی به شما داده بدون قید و شرط برای شما حاصل شود، پیروزیِ وعده داده شده، محصول صبر و تقوا، و شکست معلول سستی و نافرمانی است]. آنان در دلهایشان چیزی را پنهان میکنند که برای تو آشکار نمیسازند، میگویند: اگر ما را در این امر [پیروزی] اختیاری بود [و وعده خدا و پیامبر حقیقت داشت] در اینجا کشته نمیشدیم. بگو: اگر شما در خانههای خود هم بودید کسانی که کشته شدن بر آنان لازم و مقرّر شده بود، یقیناً به سوی خوابگاههای خود [در معرکه جهاد و جنگ] بیرون میآمدند. و [تحقّق دادن این برنامهها] به سبب این است که خدا آنچه را [از نیّتها] در سینههای شماست [در مقام عمل] بیازماید، و آنچه را [از عیوب و آلودگیها] در دلهای شماست، خالص و پاک گرداند؛ و خدا به آنچه در سینههاست، داناست.
قطعاً کسانی از شما روزی که [در نبرد احد] که دو گروه [مؤمن و مشرک] با هم رویاروی شدند، به دشمن پشت کردند، جز این نیست که شیطان آنان را به سبب برخی از گناهانی که مرتکب شده بودند لغزانید، و یقیناً خدا از آنان در گذشت؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده و بردبار است.
ای اهل ایمان! مانند کسانی نباشید که کفر ورزیدند و درباره برادرانشان هنگامی که آنان به سفر رفتند [و در سفر مُردند] و یا جهادگر بودند [و شهید شدند]، گفتند: اگر نزد ما مانده بودند نمیمردند و شهید نمیشدند. [شما به کافران اعتنا نکنید] تا خدا این [اعتقاد و گفتار] را حسرتی در دلهایشان قرار دهد. و خداست که زنده میکند و میمیراند؛ و خدا به آنچه انجام میدهید، بیناست.
و اگر در راه خدا شهید شوید یا بمیرید، یقیناً آمرزش و رحمتی از سوی خدا، بهتر است از آنچه [آنان از مال و منال دنیا] جمع میکنند.
و اگر بمیرید یا شهید شوید، به سوی خدا محشور خواهید شد.
[ای پیامبر!] پس به مهر و رحمتی از سوی خدا با آنان نرم خوی شدی، و اگر درشت خوی و سخت دل بودی از پیرامونت پراکنده میشدند؛ بنابراین از آنان گذشت کن، و برای آنان آمرزش بخواه، و در کارها با آنان مشورت کن، و چون تصمیم گرفتی بر خدا توکل کن؛ زیرا خدا توکلکنندگان را دوست دارد.
اگر خدا شما را یاری کند، هیچ کس بر شما چیره و غالب نخواهد شد، و اگر شما را واگذارد، چه کسی بعد از او شما را یاری خواهد داد؟ و مؤمنان باید فقط بر خدا توکل کنند.
هیچ پیامبری را نَسِزد که [در اموال، غنایم، سایر امور به امت خود] خیانت ورزد و هر که خیانت کند، روز قیامت با آنچه در آن خیانت کرده بیاید؛ سپس به هر کس آنچه را مرتکب شده به طور کامل میدهند، و آنان مورد ستم قرار نمیگیرند.
پس آیا کسی که [با طاعت و عبادت] از خشنودی خدا پیروی کرده، همانند کسی است که [بر اثر گناه] به خشمی از سوی خدا سزاوار شده؟ و جایگاه او دوزخ است و آن بد بازگشت گاهی است.
همه آنان را [چه مؤمن، چه کافر] نزد خدا درجات و منزلتهایی [متفاوت] است، و خدا به آنچه انجام میدهند، بیناست.
یقیناً خدا بر مؤمنان منّت نهاد که در میان آنان پیامبری از خودشان برانگیخت که آیات او را بر آنان میخواند و [از آلودگیهای فکری و روحی] پاکشان میکند، و کتاب و حکمت به آنان میآموزد، و به راستی که آنان پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند.
آیا زمانی که [در جنگ احد] آسیبی به شما رسید که بیتردید دو برابرش را [در جنگ بدر به دشمن] رساندید، [از روی بیصبری، جزع، ناراحتی و اضطراب] میگویید: این آسیب چگونه و از کجاست؟ بگو: از ناحیه خود شماست [که بر اثر سستی در جنگ، نافرمانی از پیامبر، نزاع و اختلاف، به شما رسید]. یقیناً خدا بر هر کاری تواناست.
و آنچه [در جنگ احد] روزی که دو گروه [مؤمن و مشرک] با هم رویاروی شدند به شما رسید به اذن خدا بود، [تا شما را امتحان کند] و مؤمنان را معلوم و مشخص نماید.
و نیز کسانی را که نفاق و دورویی ورزیدند، معلوم و مشخص کند. و به آنان گفته شد: بیایید در راه خدا بجنگید یا [از مدینه و کیان جامعه] دفاع کنید. گفتند: اگر جنگیدن میدانستیم، قطعاً از شما پیروی میکردیم. آنان در آن روز به کفر نزدیکتر بودند تا ایمان. به زبانشان چیزی را میگویند که در دلهایشان نیست؛ و خدا به آنچه پنهان میکنند، داناتر است.
همان کسانی که [از جنگ کناره گرفتند]، و در خانههای خود نشستند، و درباره برادرانشان گفتند: اگر از ما فرمان میبردند کشته نمیشدند. بگو: [چنانچه اختیار مرگ در دست شماست] پس مرگ را از خود دفع کنید، اگر راستگویید.
و هرگز گمان مبر آنان که در راه خدا کشته شدند مردهاند، بلکه زندهاند و نزد پروردگارشان روزی داده میشوند.
در حالی که خدا به آنچه از بخشش و احسان خود به آنان عطا کرده شادمانند، و برای کسانی که از پی ایشانند و هنوز به آنان نپیوستهاند [و سرانجام به شرف شهادت نایل میشوند] شادی میکنند، که نه بیمی بر آنان است ونه اندوهگین میشوند.
[شهیدان] به نعمت و فضلی از سوی خدا و اینکه خدا پاداش مؤمنان را تباه نمیکند، شادمان و مسرورند.
برای نیکوکاران و تقواپیشگان از کسانی که خدا و رسول را پس از آنکه زخم و جراحت به آنان رسیده بود [برای جنگی دیگر بعد از جنگ احد] اجابت کردند، پاداشی بزرگ است.
همان کسانی که مردمِ [منافق و عوامل نفوذی دشمن] به آنان گفتند: لشکری انبوه از مردم [مکه] برای جنگ با شما گرد آمدهاند، از آنان بترسید. ولی [این تهدید] بر ایمانشان افزود، و گفتند: خدا ما را بس است، و او نیکو وکیل و [نیکو کارگزاری] است.
پس با نعمت و بخششی از سوی خدا [از میدان جنگ] بازگشتند، در حالی که هیچ گزند و آسیبی به آنان نرسیده بود، و از خشنودی خدا پیروی کردند؛ و خدا دارای فضلی بزرگ است.
در حقیقت این شیطان است که دوستانش را [با شایعه پراکنی و گفتار وحشت زا، از رفتن به جهاد] میترساند؛ پس اگر مؤمن هستید از آنان نترسید و از من بترسید.
و مبادا آنان که در کفر میشتابند، تو را اندوهگین کنند، آنان هرگز به خدا هیچ زیانی نمیرسانند، خدا میخواهد [به سزای کفرشان] هیچ بهرهای در آخرت برای آنان قرار ندهد، و برای آنان عذابی بزرگ است.
مسلماً کسانی که کفر را به بهای از دست دادن ایمان خریدند، هرگز به خدا هیچ زیانی نمیرسانند، و برای آنان عذابی دردناک است.
و کسانی که کافر شدند، گمان نکنند مهلتی که به آنان میدهیم به سودشان خواهد بود، جز این نیست که مهلتشان میدهیم تا بر گناه خود بیفزایند، و برای آنان عذابی خوار کننده است.
خدا بر آن نیست که مؤمنان را بر این [وضعی] که شما بر آن قرار دارید [که منافق از مؤمن، و خوب از بد مشخص و معلوم نیست] واگذارد، [بر آن است] تا پلید را از پاک [به سبب آزمایشهای مختلف] جدا سازد. و خدا بر آن نیست که شما را بر غیب آگاه کند. ولی خدا از میان فرستادگانش هر کس را بخواهد [برای آگاه کردن به غیب] برمیگزیند، پس به خدا و فرستادگانش ایمان آورید. و اگر ایمان آورید و تقوا پیشه کنید، برای شما پاداشی بزرگ خواهد بود.
و کسانی که خدا به آنچه از فضلش به آنان داده بخل میورزند، گمان نکنند که آن بخل به سود آنان است، بلکه آن بخل به زیانشان خواهد بود. به زودی آنچه به آن بخل ورزیدند در روز قیامت طوق گردنشان میشود. و میراث آسمانها و زمین فقط در سیطره مالکیّت خداست، و خدا به آنچه انجام میدهید، آگاه است.
محققاً خدا سخن کسانی را که گفتند: «خدا نیازمند است و ما بینیازیم»، شنید. بیتردید آنچه را گفتند، و [نیز] کشتن پیامبران را از روی ستم [در پرونده اعمالشان] مینویسیم، و [روز قیامت] میگوییم: عذاب سوزان را بچشید.
این [عذاب] به خاطر فسق و فجور و گناهانی است که خود پیش فرستادید، و گرنه خدا به بندگان ستمکار نیست.
کسانی که گفتند: خدا به ما سفارش کرده است که به هیچ پیامبری ایمان نیاوریم تا برای ما [به نشانه صدق نبوتش] یک قربانی بیاورد که آن را آتش [غیبی] بسوزاند، بگو: پیش از من پیامبرانی دلایل روشن و آنچه گفتید برای شما آوردند؛ اگر راستگویید، پس چرا آنان را کشتید؟
اگر [این یهودیان بهانهجو] تو را تکذیب کردند، [غمگین مباش] مسلماً رسولانی هم که پیش از تو دلایل روشن، و نوشتهها[ی مشتمل بر پند و موعظه] و کتاب روشنگر آورده بودند، تکذیب شدند؟
هر کسی مرگ را میچشد؛ و بدون تردید روز قیامت پاداشهایتان به طور کامل به شما داده میشود. پس هر که را از آتش دور دارند و به بهشت درآورند مسلماً کامیاب شده است؛ و زندگی این دنیا جز کالای فریبنده نیست.
یقیناً در اموال و جانهایتان امتحان خواهید شد، و مسلماً از کسانی که پیش از شما کتاب آسمانی به آنان داده شده و [نیز] از کسانی که شرک آوردند، سخنان رنجآور بسیاری خواهید شنید، و اگر [در برابر آزار اینان] شکیبایی ورزید و [از تجاوز از حدود الهی] بپرهیزید [سزاوارتر است.] این اموری است که ملازمت بر آن از واجبات است.
و [یاد کنید] هنگامی که خدا از کسانی که به آنان کتاب آسمانی داده شد، پیمان گرفت که حتماً باید [احکام و حقایق] آن را برای مردم بیان کنید و پنهانش ننمایید. پس آن [عهد و کتاب] را ترک کردند و به آن اعتنایی ننمودند، و در برابر ترک آن اندک بهایی به دست آوردند؛ و بد چیزی است آنچه به دست میآورند.
البته مپندار کسانی که به آنچه [از پنهان داشتن حقایق و باز داشتن مردم از اسلام] انجام دادند، شادمانی میکنند، و دوست دارند به آنچه انجام ندادهاند ستایش شوند [از عذاب خدا در امانند،] پس گمان مبر که برای آنان نجاتی از عذاب است، [بلکه] برای آنان عذابی دردناک خواهد بود.
و مالکیّت و فرمانروایی آسمانها و زمین فقط در سیطره خداست، و خدا بر هر کاری تواناست.
یقیناً در آفرینش آسمانها و زمین، و آمد و رفت شب و روز، نشانههایی [بر توحید، ربوبیّت و قدرت خدا] برای خردمندان است.
آنان که همواره خدا را ایستاده و نشسته و به پهلو آرمیده یاد میکنند، و پیوسته در آفرینش آسمانها و زمین میاندیشند، [و از عمق قلب همراه با زبان میگویند:] پروردگارا! این [جهان با عظمت] را بیهوده نیافریدی، تو از هر عیب و نقصی منزّه و پاکی؛ پس ما را از عذاب آتش نگاهدار.
پروردگارا! بیتردید هر که را تو در آتش درآوری، قطعاً خوار و رسوایش کردهای، و برای ستمکاران هیج یاری وجود ندارد.
پروردگارا! بیتردید ما [صدای] ندا دهندهای را شنیدیم [که مردم را] به ایمان فرامیخواند که به پروردگارتان ایمان آورید. پس ما ایمان آوردیم. پروردگارا! گناهان ما را بیامرز، و بدیهایمان را از ما محو کن، و ما را در زمره نیکوکاران بمیران.
پروردگارا! آنچه را که به وسیله فرستادگانت به ما وعده دادهای به ما عطا فرما و روز قیامت، ما را رسوا و خوار مکن؛ زیرا تو خلف وعده نمیکنی؟
پس پروردگارشان دعای آنان را اجابت کرد [که] یقیناً من عمل هیچ عمل کنندهای از شما را از مرد یا زن که همه از یکدیگرند تباه نمیکنم؛ پس کسانی که [برای خدا] هجرت کردند، و از خانههایشان رانده شدند، و در راه من آزار دیدند، و جنگیدند و کشته شدند، قطعاً بدیهایشان را محو خواهم کرد و آنان را به بهشتهایی که از زیرِ [درختانِ] آن نهرها جاری است، وارد میکنم [که] پاداشی است از سوی خدا و خداست که پاداش نیکو نزد اوست.
رفت و آمد کافران در شهرها [با وسایل و ابزار فراوان و شوکت ظاهری] تو را به طمع نیندازد.
[این] برخورداری اندک [و ناچیزی از زندگی زود گذر دنیا] است؛ سپس جایگاهشان دوزخ است، و آن بد آرامگاهی است.
کسانی که از پروردگارشان پروا کردند [و فریفته زرق و برق زندگی مادی نشدند] برای آنان بهشتهایی است که از زیرِ [درختانِ] آن نهرها جاری است، در آنجا جاودانهاند. [این به عنوان آغاز] پذیرایی از سوی خداست، و آنچه [غیر از بهشت و نعمتهایش] نزد خداست، برای نیکوکاران بهتر است.
بی تردید از اهل کتاب کسانی هستند که به خدا و آنچه به سوی شما نازل شده و آنچه به سوی خودشان فرود آمده ایمان میآورند، در حالی که در برابر خدا فروتن و خاکسار بوده، آیات خدا را به بهای اندک نمیفروشند. برای آنان نزد پروردگارشان پاداشی شایسته و مناسب است؛ یقیناً خدا حسابرسی سریع است.
ای اهل ایمان! [در برابر حوادث] شکیبایی کنید، و دیگران را هم به شکیبایی وادارید، و با یکدیگر [چه در حال آسایش چه در بلا و گرفتاری] پیوند و ارتباط برقرار کنید و از خدا پروا نمایید تا رستگار شوید.
ای مردم! از [مخالفت با فرمانهایِ] پروردگارتان بپرهیزید، آنکه شما را از یک تن آفرید و جفتش را [نیز] از [جنس] او پدید آورد و از آن دو تن، مردان و زنان بسیاری را پراکنده و منتشر ساخت. و از خدایی که به نام او از یکدیگر درخواست میکنید، پروا کنید و از [قطع رابطه با] خویشاوندان بپرهیزید. یقیناً خدا همواره بر شما حافظ و نگهبان است.
اموال یتیمان را [پس از رشدشان] به آنان بدهید، و [اموال] پست و بیارزش [خود] را با [اموالِ] مرغوب و با ارزش [آنان] عوض نکنید؛ و اموالشان را با ضمیمه کردن به اموال خود نخورید؛ زیرا آن گناهی بزرگ است.
واگر میترسید که نتوانید در مورد دختران یتیم [در صورت ازدواج با آنان] عدالت ورزید، بنابراین از [دیگر] زنانی که شما را خوش آید دو دو و سه سه و چهار چهار به همسری بگیرید. پس اگر میترسید که با آنان به عدالت رفتار نکنید، به یک زن یا به کنیزانی که مالک شدهاید [اکتفا کنید]؛ این [اکتفای به یک همسر عقدی] به اینکه ستم نورزید و از راه عدالت منحرف نشوید، نزدیکتر است.
ومهریه زنان را به عنوان هدیهای الهی با میل و رغبت [و بدون چشمداشت و منّتگذاری] به خودشان بدهید؛ واگر چیزی از آن را با میل و رضایت خود به شما ببخشند، آن را حلال و گوارا بخورید.
و اموالتان را که خدا مایه قوام و برپایی [زندگی] شما گردانیده به سبک مغزان ندهید، ولی آنان را از درآمد آن بخورانید و لباس بپوشانید و با آنان به صورتی شایسته و پسندیده سخن گویید.
و یتیمان را [نسبت به امور زندگی] بیازمایید تا زمانی که به حدّ ازدواج برسند، پس اگر در آنان رشد لازم را یافتید اموالشان را به خودشان بدهید و آن را از [ترس] آنکه مبادا به سن رشد رسند [و از شما بگیرند] به اسراف وشتاب مخورید. و [از سرپرستان ایتام] آنکه توانگر است باید [از تصرّف در مال یتیم به عنوان حق الزحمه] خودداری کند؛ و هر که تهیدست است به اندازه متعارف مصرف نماید؛ وهنگامی که خواستید اموالشان را به خودشان بدهید [برای آنکه در آینده اختلاف و نزاعی پیش نیاید] بر آنان گواه بگیرید؛ و خدا برای محاسبه کافی است.
برای مردان از آنچه پدر و مادر و نزدیکان [پس از مرگ خود] به جای میگذارند سهمی است؛ و برای زنان هم آنچه پدر و مادر و نزدیکان به جای میگذارند سهمی است، اندک باشد یا بسیار، سهمی است لازم وواجب.
چون هنگام تقسیم کردن ارث، خویشاوندان و یتیمان و مستمندان حاضر شدند، چیزی از آن را به ایشان بدهید، و با آنان سخنی شایسته و پسندیده گویید.
و کسانی که اگر فرزندانی ناتوان پس از خود به جای میگذارند، بر آنان [از ضایع شدن حقوقشان] بیم دارند، باید [از اینکه حقوق یتیمان دیگران را ضایع کنند] بترسند. پس لازم است [نسبت به شأن یتیمان] از خدا پروا کنند، و [درباره آنان] سخنی درست و استوار گویند.
بی تردید کسانی که اموال یتیمان را به ستم میخورند، فقط در شکمهای خود آتش میخورند، و به زودی در آتش فروزان در آیند.
خدا شما را درباره [ارث] فرزندانتان سفارش میکند که سهم پسر مانند سهم دو دختر است. و اگر [میراث برانِ میّت] دخترند و بیش از دو دختر باشند، سهم آنان دو سوم میراث است؛ و اگر یک دختر باشد، نصف میراث سهم اوست. و برای هر یک از پدر و مادر میّت چنانچه میّت فرزندی داشته باشد، یک ششم میراث است؛ و اگر فرزندی نداشته باشد، و [تنها] پدر و مادرش ارث میبرند، برای مادرش یک سوم است [و باقی مانده میراثْ سهم پدر اوست] و اگر میّت برادرانی داشته باشد، سهم مادرش یک ششم است. [همه این سهام] پس از وصیتی است که [نسبت به مال خود] میکند، یا [پس از] دَیْنی است [که باید از اصل مال پرداخت شود.] شما نمیدانید پدران و فرزندانتان کدام یک برای شما سودمندترند [بنابراین اختلاف سهمها، شما را نگران نکند و موجب اعتراض نشود]. [این تقسیم بندی] فریضهای از سوی خداست؛ زیرا خدا همواره دانا و حکیم است.
نصف میراثی که همسرانتان به جای میگذارند، اگر فرزندی نداشته باشند برای شماست، و اگر فرزندی داشته باشند یک چهارم میراث حقّ شماست، پس از وصیتی که نسبت به مال خود میکنند یا [پس از] دَیْنی [که باید از اصل مال پرداخت شود]. و برای زنانتان چنانچه فرزندی نداشته باشید یک چهارم میراثی است که از شما به جای میماند، و اگر فرزندی داشته باشید یک هشتم میراث حقّ آنان است، پس از وصیتی که کردهاید یا [پس از] دینی [که باید از اصل مال پرداخت شود]. و اگر مرد یا زنی که از او ارث میبرند، کلاله [یعنی بیاولاد و بدون پدر و مادر] باشد و دارای برادر و خواهری است، پس برای هر یک از آن دو نفر یک ششم میراث است؛ و اگر بیش از این باشند در یک سوم میراث شریکاند، پس از وصیتی که [نسبت به مال] شده یا پس از دینی [که باید از اصل مال پرداخت شود]. [همه اینها در صورتی است که با وصیت و اقرار به دین] در وصیتش به وارثان زیان نزند. این سفارشی است از سوی خدا، و خدا دانا و بردبار است.
اینها حدود خداست، و هر که از خدا و رسولش اطاعت کند، خدا او را به بهشتهایی که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است درآورد؛ در آن جاودانهاند، و آن است کامیابی بزرگ.
و هر که از خدا و رسولش نافرمانی کند و از حدود او تجاوز نماید، خدا او را در آتشی درآورد که در آن جاودانه است و برای او عذابی خوارکننده است.
و از زنان شما [امتِ اسلام] کسانی که مرتکب زنا میشوند، چهار نفر مرد از خودتان را بر آنان به گواهی بخواهید؛ پس اگر [به ارتکاب آن] گواهی دادند، آن زشت کاران را در خانهها [به عنوان حبس ابد] نگاه دارید تا مرگشان فرا رسد، یا خدا [برای نجات] آنان راهی قرار دهد.
و از شما [مسلمانان] آن مرد و زنی که مرتکب آن [کار زشت] میشوند [در صورتی که بدون همسر باشند] آنان را [با اجرای حدود خدا] بیازارید؛ و اگر توبه کنند و [مفاسد خود را] اصلاح نمایند از آنان دست بردارید؛ زیرا خدا همواره بسیار توبه پذیر و مهربان است.
بی تردید توبه نزد خدا فقط برای کسانی است که از روی نادانی مرتکب کار زشت میشوند، سپس به زودی توبه میکنند؛ اینانند که خدا توبه آنان را میپذیرد، و خدا همواره دانا و حکیم است.
و برای کسانی که پیوسته کارهای زشت مرتکب میشوند، تا زمانی که مرگ یکی از آنان فرا رسد [و در آن لحظه که تمام فرصتها از دست رفته] گوید: اکنون توبه کردم. و نیز برای آنان که در حال کفر از دنیا میروند، توبه نیست. اینانند که عذابی دردناک برای آنان آماده کردهایم.
ای اهل ایمان! برای شما ارث بردن از زنان در حالی که خوشایند شما نیستند [و فقط به طمع به دست آوردن اموالشان پس از مرگشان با آنان زندگی میکنید] حلال نیست. و آنان را در تنگنا و فشار مگذارید تا بخشی از آنچه را [به عنوان مهریه] به آنان دادهاید پس بگیرید، مگر آنکه کار زشت آشکاری مرتکب شوند. و با آنان به صورتی شایسته و پسندیده رفتار کنید. و اگر [به علتی] از آنان نفرت داشتید [باز هم با آنان به صورتی شایسته و پسندیده رفتار کنید] چه بسا چیزی خوشایند شما نیست و خدا در آن خیر فراوانی قرار میدهد.
و اگر خواستید همسری دیگر به جای همسر پیشین جایگزین کنید و به همسر پیشین مال فراوانی [به عنوان مهریه] پرداختهاید، چیزی از آن را پس مگیرید. آیا آن را با تکیه به تهمت و گناهی آشکار پس میگیرید؟!
و چگونه آن را پس میگیرید در حالی که [با آمیزش جسمی، تماس روحی و معاشرت] به یکدیگر رسیدهاید، و آنان از شما [به وسیله قرارداد ازدواج] پیمانی محکم گرفتهاند.
و با زنانی که پدرانتان با آنان ازدواج کردهاند ازدواج نکنید، مگر آنچه [پیش از اعلام این حکم] انجام گرفته باشد. یقیناً این عمل، عملی بسیار زشت و منفور و بد راهی است.
[ازدواج با این زنان] بر شما حرام شده است: مادرانتان، و دخترانتان، و خواهرانتان، و عمههایتان، و خالههایتان، و دختران برادر، و دختران خواهر، و مادرانی که شما را شیر دادهاند، و خواهران رضاعی شما، و مادران همسرانتان، و دختران همسرانتان که در دامان شمایند [و تحت سرپرستی شما پرورش یافتهاند، البته] از آن همسرانی که با آنان آمیزش داشتهاید، و اگر آمیزش نداشتهاید، بر شما گناهی نیست [که مادرشان را رها کرده با آنان ازدواج کنید]، و [نیز] همسران پسرانتان که از نسل شما هستند [بر شما حرام شده است]. و هم چنین جمع میان دو خواهر [در یک زمان ممنوع است]، جز آنچه [پیش از اعلام این حکم] انجام گرفته باشد؛ زیرا خدا همواره بسیار آمرزنده و مهربان است.
و [ازدواج با] زنان شوهردار [بر شما حرام شده است] مگر زنانی که [به سبب جنگ با شوهران کافرشان از راه اسارت] مالک شدهاید؛ [این احکام] مقرّر شده خدا بر شماست. و زنان دیگر غیر از این [زنانی که حرمت ازدواج با آنان بیان شد] برای شما حلال است، که آنان را با [هزینه کردن] اموالتان [به عنوان ازدواج] بخواهید در حالی که [قصد دارید با آن ازدواج] پاکدامن باشید نه زناکار. و از هر کدام از زنان بهرهمند شدید، مهریه او را به عنوان واجب مالی بپردازید، و در آنچه پس از تعیین مهریه [نسبت به مدت عقد یا کم یا زیاد کردن مهریه] با یکدیگر توافق کردید بر شما گناهی نیست؛ یقیناً خدا همواره دانا و حکیم است.
و از شما کسی که به سبب تنگدستی نتواند با زنان آزاد مؤمن ازدواج کند، با کنیزان جوان با ایمانتان [ازدواج کنید و اظهار ایمان از سوی کنیزان در جواز ازدواج با آنان کافی است]. و خدا به ایمان شما [که کدام ظاهری و کدام حقیقی و واقعی است] داناتر است. [آزاد و کنیز در اصل و نسب و در رابطه ایمانی] از یکدیگر، [و اعضای یک پیکرید]، پس با کنیزان با اجازه صاحبانشان ازدواج کنید، و مهریه آنان را به طور شایسته و پسندیده به خودشان بپردازید. [جواز این ازدواج مشروط به آن است که کنیزان] پاکدامن باشند نه زناکار و نه گیرندگان دوست پنهانی. پس هنگامی که به ازدواج درآمدند، اگر مرتکب کار زشت شوند، بر آنان نصف مجازاتی است که بر زنان آزاد است. این [جواز ازدواج با کنیز] برای کسی از شماست که از مشقت [غریزه جنسی و دچار شدن به زنا] بترسد، و شکیبایی کردن برای شما بهتر است؛ و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
خدا میخواهد [احکام و مقرّراتش را] برای شما بیان کند و شما را به روشهای [پاک و صحیح] کسانی که پیش از شما بودند، راهنمایی نماید و رحمت و مغفرتش را بر شما فرو ریزد؛ و خدا دانا و حکیم است.
و خدا میخواهد با رحمت و لطفش به شما توجه کند؛ و آنان که از شهوات پیروی میکنند میخواهند شما [در روابط جنسی از حدود و مقرّرات حق] به انحراف بزرگی دچار شوید.
خدا میخواهد [با تشریع ازدواج با زنان مؤمن، و ازدواج با کنیزان مؤمن، و ازدواج موقت، بار مشکلات زندگی و مشقتهای روابط نامشروع جنسی را] بر شما سبک کند؛ و انسان [در برابر مشکلات و شهوات جنسی] ناتوان آفریده شده است.
ای اهل ایمان! اموال یکدیگر را در میان خود به باطل [و از راه حرام و نامشروع] مخورید، مگر آنکه تجارتی از روی خشنودی و رضایت میان خودتان انجام گرفته باشد. و خودکشی نکنید؛ زیرا خدا همواره به شما مهربان است.
و هر که خوردن مال به باطل و قتل نفس را از روی تجاوز [از حدود خدا] و ستم [بر خود و دیگران] مرتکب شود، به زودی او را در آتشی [آزار دهنده و سوزان] درآوریم؛ واین کار بر خدا آسان است.
اگر از گناهان بزرگی که از آنها نهی میشوید دوری کنید، گناهان کوچکتان را از شما محو میکنیم، و شما را به جایگاهی ارزشمند و نیکو وارد میکنیم.
و نعمتها و مال و ثروتی که خدا به سبب آن برخی از شما را بر برخی برتری داده آرزو مکنید [که آرزویش مایه حسد و فساد است. این تفاوتها و برتریها لازمه زندگی دنیا و بر اساس محاسبات حکیمانه است، اما در عین حال] برای مردان از آنچه کسب کردهاند بهرهای است، و برای زنان هم از آنچه کسب کردهاند بهرهای است. و [با کمک تقوا و عمل صالح] از بخشش خدا بخواهید، یقیناً خدا همواره به همه چیز داناست.
و برای هر کسی از آنچه به جای گذاشته وارثانی قرار دادهایم، که از میراث پدر و مادر و خویشاوندان ارث ببرند و کسانی که با آنان پیمان [ازدواج یا پیمانهای شرعی و عرفی] بستهاید؛ پس سهم ارث آنان را بدهید؛ یقیناً خدا بر همه چیز گواه است.
مردان، کارگزاران و تدبیرکنندگانِ [زندگی] زنانند، به خاطر آنکه خدا مردان را [از جهت توان جسمی، تحمل مشکلات و قدرت روحی و فکری] بر زنان برتری داده، و به خاطر آنکه [مردان] از اموالشان هزینه زندگی زنان را [به عنوان حقّی واجب] میپردازند؛ پس زنان شایسته و درست کار [با رعایت قوانین حق] فرمانبردار [و مطیع شوهر] ند [و] در برابر حقوقی که خدا [به نفع آنان برعهده شوهرانشان] نهاده است، در غیاب شوهر [حقوق و اسرار و اموال او را] حفظ میکنند. و زنانی که از سرکشی و نافرمانی آنان بیم دارید [در مرحله اول] پندشان دهید، و [در مرحله بعد] در خوابگاهها از آنان دوری کنید، و [اگر اثر نبخشید] آنان را [به گونهای که احساس آزار به دنبال نداشته باشد] تنبیه کنید؛ پس اگر از شما اطاعت کردند برای آزار دادن آنان هیچ راهی میویید؛ یقیناً خدا بلند مرتبه و بزرگ است.
و [شما ای حاکمان شرع و عُقلا و بزرگان خانواده!] اگر از جدایی و ناسازگاری میان زن و شوهر بیم داشتید، پس داوری از خانواده مرد، و داوری از خانواده زن [برای رفع اختلاف] برانگیزید که اگر هر دو داور قصد اصلاح داشته باشند، خدا میان دو داور توافق و سازگاری ایجاد میکند [تا به صلاح زن و شوهر حکم کنند]؛ یقیناً خدا [به نیّات و اعمال شما] دانا و آگاه است.
و خدا را بپرستید، و چیزی را شریک او قرار ندهید، و به پدر و مادر و خویشاوندان و یتیمان و مستمندان و همسایه نزدیک و همسایه دور و همنشینان و همراهان و در راه ماندگان و بردگان نیکی کنید؛ یقیناً خدا کسی را که متکبّر و خودستاست، دوست ندارد.
کسانی که [از انفاق اموالشان در راه خدا] بخل میورزند، و مردم را به بخل فرمان میدهند، و آنچه را خدا از فضل خود به آنان داده پنهان میکنند، [کافرند] و ما برای کافران عذابی خوارکننده آماده کردهایم.
و آنان که اموالشان را از روی ریا و خودنمایی به مردم انفاق میکنند، و به خدا و روز قیامت ایمان ندارند [شیطان همدم آنان است]. و هر کس شیطانْ همدم او باشد بیتردید بد همدمی است.
و بر آنان چه زیانی بود اگر به خدا و روز قیامت ایمان میآوردند، و از آنچه خدا به آنان داده انفاق میکردند؟ و خدا همواره به آنان داناست.
یقیناً خدا به اندازه وزن ذرّهای [به اَحدی] ستم نمیکند، و اگر [هم وزن آن ذرّه] کار نیکی باشد، آن را دو چندان میکند، و از نزد خود پاداشی بزرگ میدهد.
پس چگونه است [حال مردم] هنگامی که از هر امتی گواهی [که پیامبر آنان است بر اعمالشان] بیاوریم، و تو را بر آنان گواه آوریم؟!
در آن روز کسانی که کفر ورزیدهاند و از رسول نافرمانی کردهاند، آرزو میکنند که ای کاش با زمین یکسان میشدند. و از خدا هیچ سخنی را [که در دنیا درباره قرآن و پیامبر به باطل و ناروا میگفتند] نمیتوانند بپوشانند.
ای اهل ایمان! در حالی که مستید به نماز نزدیک نشوید تا زمانی که [مستیِ شما برطرف شود و از روی هوشیاری] بدانید [که در حال نماز] چه میگویید. و در حال جنابت هم به نماز نزدیک نشوید تا غسل کنید مگر در حال سفر [که آب نیابید، پس با تیمّم نماز بخوانید]. و اگر بیمارید، یا در سفرید، یا یکی از شما از قضای حاجت [دستشویی] آمده، یا با زنان آمیزش کردهاید و آبی [برای وضو یا غسل] نیافتید، به خاکی پاک، تیمم کنید و بخشی از صورت و دستهایتان را [با آن] مسح نمایید؛ یقیناً خدا همواره گذشت کننده و بسیار آمرزنده است.
آیا به کسانی که بهرهای اندک از علم کتابِ [تورات و انجیل] به آنان داده شده ننگریستی [که با پنهان داشتن حقایق کتاب و تحریف آیاتش] گمراهی را میخرند، و [از روی حسادت و دشمنی] میخواهند شما هم از راه مستقیم گمراه شوید؟!
و خدا به دشمنان شما داناتر است. و بس است که خدا سرپرست شما باشد، و کافی است که خدا یاور شما باشد.
برخی از کسانی که یهودیاند، حقایق [کتاب آسمانی] را [با تفسیرهای نابجا و تحلیلهای غلط و ناصواب] از جایگاههای اصلی و معانی حقیقیاش تغییر میدهند، و [به زبان ظاهر به پیامبر] میگویند: [دعوتت را] شنیدیم و [به باطن میگویند:] نافرمانی کردیم و [از روی توهین به پیامبر بر ضد او فریاد میزنند: سخنان ما را] بشنو که [ای کاش] ناشنوا شوی. و با پیچ و خم دادن زبان و آوازشان و به نیّت عیبجویی از دین [به آهنگی، کلمه] راعنا [را که در عربی به معنای «ما را رعایت کن» است، تلفظ میکنند که برای شنونده، راعنا که مفهومی خارج از ادب دارد، تداعی میشود]. و اگر آنان [به جای این همه اهانت از روی صدق و حقیقت] میگفتند: شنیدیم و اطاعت کردیم و [سخنان ما را] بشنو و ما را مهلت ده [تا معارف اسلام را درک کنیم] قطعاً برای آنان بهتر و درستتر بود، ولی خدا آنان را به سبب کفرشان لعنت کرده، پس جز عده اندکی ایمان نمیآورند.
ای کسانی که به شما کتاب آسمانی داده شده! به آنچه [بر پیامبر اسلام] نازل کردیم که تصدیق کننده تورات و انجیلی است که با شماست ایمان آورید، پیش از آنکه چهرههایی را [از شکل و شخصیت انسانی] محو کنیم، و [به کیفر تکبّر در برابر پیامبر اسلام و قرآن] به کفر و گمراهی بازگردانیم، یا چنان که اصحاب سبت را لعنت کردیم، لعنت کنیم؛ و فرمان خدا همواره شدنی است.
مسلماً خدا اینکه به او شرک ورزیده شود نمیآمرزد، و غیر آن را برای هر کس که بخواهد میآمرزد. و هر که به خدا شرک بیاورد، مسلماً گناه بزرگی را مرتکب شده است.
آیا به کسانی که خود را به پاکی میستایند، ننگریستی؟ [این خودستایی هیچ ارزشی و اعتباری ندارد] بلکه خداست که هر که را بخواهد [بر اساس ملاکهای تعیین شده از سوی خود] میستاید، و [گروهی که به ناحق، خود را میستایند در کیفر و مجازات] به اندازه رشته میان هسته خرما مورد ستم قرار نمیگیرند.
با تأمل بنگر چگونه [قوم یهود با ادعای پاکی خویش در پیشگاه حق] بر خدا دروغ میبندند، و همین گناه آشکار [برای خواری و عذاب آنان] کافی است.
آیا به کسانی که بهرهای اندک از [دانش] کتاب [تورات و انجیل] به آنان داده شده ننگریستی که به هر معبودی غیر خدا، و هر طغیان گری ایمان میآورند؟! و درباره کسانی که کافر شدهاند، میگویند: آنان از کسانی که ایمان [به قرآن و پیامبر] آوردهاند، راه یافته ترند.
اینانند که خدا لعنتشان کرده و هر که را خدا لعنت کند، هرگز برای او یاوری نخواهی یافت.
آیا آنان را بهرهای از حکومت است [که بخواهند چیزی به مردم دهند و کارساز دنیا و آخرتشان باشند، اگر هم بهرهای باشد] در این صورت به اندازه گودی پشت هسته خرما به مردم نمیپردازند.
بلکه آنان به مردم [که در حقیقتْ پیامبر و اهل بیت اویند] به خاطر آنچه خدا از فضلش به آنان عطا کرده، حسد میورزند. تحقیقاً ما به خاندان ابراهیم کتاب و حکمت دادیم، و به آنان فرمانروایی بزرگی بخشیدیم.
پس برخی از آنان [که اهل کتاباند] به او [که پیامبر اسلام و والاترین فرد از خاندان ابراهیم است] ایمان آوردند، و گروهی از او روی گردانیدهاند، و دوزخ که آتشی سوزان و برافروخته است، برای آنان کافی است.
یقیناً کسانی که به آیات ما کافر شدند به زودی آنان را به آتشی [شکنجهآور و سوزان] درآوریم، هرگاه پوستشان بریان شود، پوستهای دیگری جایگزین آن میکنیم تا عذاب را بچشند؛ یقیناً خدا توانای شکست ناپذیر و حکیم است.
و کسانی که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته انجام دادهاند، به زودی آنان را در بهشتهایی که از زیرِ [درختانِ] آن نهرها جاری است، وارد کنیم، در آنجا جاودانهاند؛ آنان را در آنجا همسرانی پاکیزه است، و آنان را در زیر سآیهای پایدار [و دلپذیر، آرامبخش و خنک] درآوریم.
خدا قاطعانه به شما فرمان میدهد که امانتها را به صاحبانش بازگردانید و هنگامی که میان مردم داوری میکنید، به عدالت داوری کنید. یقیناً [فرمان بازگردانیدن امانت و عدالت در داوری] نیکو چیزی است که خدا شما را به آن موعظه میکند؛ بیتردید خدا همواره شنوا و بیناست.
ای اهل ایمان! از خدا اطاعت کنید و [نیز] از پیامبر و صاحبان امر خودتان [که امامان از اهل بیتاند و چون پیامبر دارای مقام عصمت میباشند] اطاعت کنید. و اگر درباره چیزی [از احکام و امور مادی و معنوی و حکومت و جانشینی پس از پیامبر] نزاع داشتید، آن را [برای فیصله یافتنش] اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید، به خدا و پیامبر ارجاع دهید؛ این [ارجاع دادن] برای شما بهتر واز نظر عاقبت نیکوتر است.
آیا به کسانی که گمان میکنند به آنچه بر تو و پیش از تو نازل شده ایمان آوردهاند، ننگریستی، که میخواهند [در موارد نزاع و اختلافشان] داوری و محاکمه نزد طاغوت برند؟ [همان حاکمان ستمکار و قاضیان رشوه خواری که جز به باطل حکم نمیرانند،] در حالی که فرمان یافتهاند به طاغوت کفر ورزند، و شیطان [با سوق دادنشان به محاکم طاغوت] میخواهد آنان را به گمراهی دوری [که هرگز به رحمت خدا دست نیابند] دچار کند.
چون به آنان گویند: [برای داوری و محاکمه] به سوی آنچه خدا نازل کرده، و به سوی پیامبر آیید، منافقان را میبینی که از تو به شدت روی میگردانند!
پس [وضع و حالشان] چگونه خواهد بود هنگامی که به سبب آنچه مرتکب شدهاند، حادثه ناگواری به آنان برسد، آن گاه در حالی که به خدا سوگند میخورند، نزد تو میآیند که ما [از داوری بردن نزد طاغوت] نیّتی جز نیکی و برقراری صلح و سازش [میان طرفین نزاع] نداشتیم.
اینان کسانی هستند که خدا آنچه را که [از نیّات شوم، کینه و نفاق] در دلهای آنان است میداند؛ بنابراین از آنان روی برتاب، و پندشان ده، و به آنان سخنی رسا که در دلشان اثر کند بگوی.
و هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر آنکه به توفیق خدا از او اطاعت شود. و اگر آنان هنگامی که [با ارتکاب گناه] به خود ستم کردند، نزد تو میآمدند و از خدا آمرزش میخواستند، و پیامبر هم برای آنان طلب آمرزش میکرد، یقیناً خدا را بسیار توبه پذیر و مهربان مییافتند.
به پروردگارت سوگند که آنان مؤمن حقیقی نخواهند بود، مگر آنکه تو را در آنچه میان خود نزاع واختلاف دارند به داوری بپذیرند؛ سپس از حکمی که کردهای دروجودشان هیچ دل تنگی و ناخشنودی احساس نکنند، وبه طور کامل تسلیم شوند.
و اگر بر آنان مقرّر میکردیم که خودکشی کنید، یا از دیار و کاشانه خود بیرون روید، جز اندکی از آنان انجام نمیدادند. و اگر آنچه را که به آن پند داده میشوند عمل میکردند، مسلماً برای آنان بهتر و در [جهت تثبیت ایمان و] استواری قدم، مؤثرتر و قویتر بود.
و ما نیز در آن صورت آنان را به طور یقین پاداشی بزرگ میدادیم.
و بیتردید آنان را به راهی راست راهنمایی میکردیم.
و کسانی که از خدا و پیامبر اطاعت کنند، در زمره کسانی از پیامبران و صدّیقان و شهیدان و شایستگان خواهند بود که خدا به آنان نعمت [ایمان، اخلاق و عمل صالح] داده؛ و اینان نیکو رفیقانی هستند.
این [رفاقت با آنان] بخشش و فضلی از سوی خداست، و [در استحقاق این کرامت و فضل] کافی است که خدا [به نیّات و اعمال مطیعان] داناست.
ای اهل ایمان! [در برابر دشمنْ مهیا و آماده باشید و] سلاحها و ساز و برگ جنگی خود را برگیرید، پس گروه گروه یا دسته جمعی [به سوی جنگ با دشمن] کوچ کنید.
یقیناً از شما کسی است که [از رفتن به سوی جنگ] درنگ و کُندی میکند، پس اگر به شما [رزمندگانی که به جنگ رفتهاید] آسیبی رسد، گوید: خدا بر من محبت و لطف داشت که با آنان [در میدان جنگ] حاضر نبودم.
و اگر بخشش و فضلی از سوی خدا به شما رسد چنان که گویی میان شما و او هرگز دوستی و مودّتی نبوده، [و از جنگ شما با دشمن آگاهی نداشته، و برای اینکه از پیروزی و غنیمت سهمی نبرده، آه سردی میکشد و] میگوید: ای کاش من هم با آنان بودم، پس به کامیابی بزرگی دست مییافتم.
باید کسانی که زندگیِ زودگذرِ دنیا را با سرای جاویدان آخرت مبادله میکنند، در راه خدا بجنگند. و هر که در راه خدا بجنگد و کشته شود، یا بر دشمن پیروز گردد، پس پاداش بزرگی به او خواهیم داد.
شما را چه شده که در راه خدا و [رهایی] مردان و زنان و کودکان مستضعف[ی که ستمکاران هر گونه راه چاره را بر آنان بستهاند] نمیجنگید؟ آن مستضعفانی که همواره میگویند: پروردگارا! ما را از این شهری که اهلش ستمکارند، بیرون ببر و از سوی خود، سرپرستی برای ما بگمار و از جانب خود برای ما یاوری قرار ده.
آنان که ایمان آوردهاند، در راه خدا میجنگند؛ و کسانی که کافر شدهاند، در راه طاغوت میجنگند. پس شما با یاران شیطان بجنگید، که یقیناً نیرنگ و توطئه شیطان [در برابر اراده خدا و پایداری شما] سست و بیپایه است.
آیا ندیدی کسانی را که [پیش از اعلام حکم جهاد] به آنان گفته شد: [چون زمینه جنگ فراهم نیست] دست از جنگ بازدارید و [در این شرایط] نماز را بر پا دارید، و زکات بپردازید. ولی هنگامی که جنگ بر آنان لازم و مقرّر شد، ناگاه گروهی از آنان مانند ترس از [عقوبت] خدا یا ترسی سختتر از آن از مردمِ [مُشرک] ترسیدند و گفتند: پروردگارا! چرا جنگ را بر ما لازم و مقرّر کردی؟ و چرا ما را تا زمانی نزدیک [که زمان مرگ طبیعی است] مهلت ندادی؟ بگو: متاع دنیا اندک، و آخرت برای آنان که تقوا ورزیدهاند بهتر است؛ و به اندازه رشته میان هسته خرما مورد ستم قرار نمیگیرند.
هر کجا باشید هر چند در قلعههای مرتفع و استوار، مرگ شما را درمییابد. و اگر خیری [چون پیروزی و غنیمت] به آنان [که سست ایمان و منافقاند] برسد، میگویند: این از سوی خداست. و اگر سختی وحادثهای [چون بیماری، تنگدستی، شکست وناکامی] به آنان رسد [به پیامبر اسلام] میگویند: از ناحیه توست. بگو: همه اینها از سوی خداست. این گروه را چه شده که نمیخواهند [معارف الهیّه وحقایق را] بفهمند؟!
[ای انسان!] آنچه از نیکی به تو رسد، از سوی خداست و آنچه از بدی به تو رسد، از سوی خود توست. و [ای پیامبر! از نیکیهایی که از سوی ماست اینکه] تو را برای مردم به پیامبری فرستادیم، و گواه بودن خدا [بر پیامبریِ تو] کافی است.
هر که از پیامبر اطاعت کند، در حقیقت از خدا اطاعت کرده و هر که روی برتابد [حسابش با ماست.] ما تو را بر آنان نگهبان [اعمالشان که به طور اجبار از فسق و فجور حفظشان کنی] نفرستادیم.
و [آنان در محضر تو] میگویند: ما مطیع و فرمانبرداریم، ولی هنگامی که از نزد تو بیرون میروند، گروهی از آنان در شب نشینیهای مخفیانه خود بر خلاف آنچه تو میگویی، [و غیر آنچه در حضورت میگفتند] تدبیر میکنند. خدا آنچه را که در شب نشینیهای مخفیانه تدبیر میکنند [در پرونده اعمالشان] مینویسد. بنابراین از آنان روی برتاب، و بر خدا توکل کن؛ و کارساز بودنِ خدا [نسبت به امور بندگان] کافی است.
آیا به قرآن [عمیقاً] نمیاندیشند؟ چنانچه از سوی غیر خدا بود، همانا در آن اختلاف و ناهمگونی بسیاری مییافتند.
و هنگامی که خبری از ایمنی و ترس [چون پیروزی و شکست] به آنان [که مردمی سست ایماناند] رسد، [بدون بررسی در درستی و نادرستیاش] آن را منتشر میکنند، و [در صورتی که] اگر آن خبر را به پیامبر و اولیای امورشان [که به سبب بینش و بصیرتْ دارای قدرت تشخیص و اهل تحقیقاند] ارجاع میدادند، درستی و نادرستیاش را درمییافتند؛ [چنانچه به مصلحت جامعه بود، انتشارش را اجازه میدادند و اگر نبود، از انتشارش منع میکردند] و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، یقیناً همه شما جز اندکی، از شیطان پیروی میکردید.
پس در راه خدا به جنگ برخیز. تو فقط به [وظایف و اعمال] خودت مکلّف میباشی، و مؤمنان را [هم به جنگ با دشمن برانگیز و] تشویق کن؛ امید است خدا آسیب و گزند کافران را [از تو و مؤمنان] بازدارد؛ و خداست که صولت وقدرتش شدیدتر، وعذاب وکیفرش سختتر است.
هر کس وساطت پسندیدهای کند، [تا کار خیری چون جهاد، احسان به مردم و حلّ مشکلات جامعه انجام گیرد] بهرهای از آن برای او خواهد بود، و هر کس وساطت ناپسندی کند [تا شرّی و باطلی به وجود آید و زیانی به مردم رسد] سهمی از [گناه و وبال] آن برای او خواهد بود؛ و خدا همواره نگهبان بر هر چیزی است.
و هنگامی که به شما درود گویند، شما درودی نیکوتر از آن، یا همانندش را پاسخ دهید؛ یقیناً خدا همواره بر همه چیز حسابرس است.
خداست که هیچ معبودی جز او نیست. مسلماً شما را [از گورهایتان] به سوی [دادگاهِ حسابرسی] روز قیامت که هیچ شکی در آن نیست گرد میآورد؛ و راستگوتر از خدا در گفتار کیست؟
شما را چه شده که درباره منافقین دو گروه شدهاید؟ [گروهی شفیع و طرفدار، و گروهی مخالف و دشمن آنان] در صورتی که خدا آنان را به کیفر اعمال ناپسندی که مرتکب شدهاند [در چاه کفر و گمراهی] نگونسار کرده است. آیا میخواهید کسانی را که خدا [به خاطر اعمال ناپسندشان] گمراه کرده هدایت کنید؟ [ای پیامبر!] در حالی که خدا هر که را گمراه کند هرگز برای او راهی [به سوی هدایت] نخواهی یافت.
آنان دوست دارند همان گونه که خود کافر شدهاند، شما هم کافر شوید، تا [در کفر و ضلالت] با هم برابر و یکسان باشید. بنابراین از آنان دوستانی انتخاب نکنید تا آنکه در راه خدا [برای پذیرش دین] هجرت کنند؛ پس اگر [از هجرت] روی برتافتند [و به خیانت و جنایتشان بر ضد شما ادامه دادند] آنان را هر کجایافتید بگیرید و بکشید، و از آنان یار و یاوری نگیرید.
مگر آنان که به گروهی که میان شما و ایشان پیمانی [چون پیمان متارکه جنگ یا پیمانهای دیگر] است بپیوندند، یا در حالی که سینههایشان از جنگیدن با شما یا قوم خودشان به تنگ آمده باشد به نزد شما آیند. و اگر خدا میخواست قطعاً آنان را بر شما مسلط میکرد، در آن صورت به طور یقین با شما میجنگیدند. پس اگر از شما کناره گرفتند، و با شما به جنگ برنخاستند، و پیشنهاد صلح و آشتی دادند، [به آنان تعدّی نکنید که] خدا در این صورت برای تجاوز به آنان راهی برای شما قرار نداده است.
به زودی گروهی دیگر را مییابید که میخواهند [با پیمان متارکه جنگ] از ناحیه شما و قوم [مُشرکِ] خود ایمن و آسوده باشند، [ولی اینان به خاطر خباثت باطنشان نسبت به پیمانهایشان مورد اطمینان نیستند، به همین سبب] هر بار به فتنه [و جنگ با مسلمانان] دعوت شدند، با سر در آن فرو میافتند. پس اگر [از جنگ با شما] کناره نگرفتند، و پیشنهاد صلح و آشتی نکردند، و بر ضد شما دست [از فتنه و آشوب] برنداشتند، آنان را هر جا یافتید بگیرید و بکشید؛ آنانند که ما برای شما نسبت به [گرفتن و کشتن] آنان دلیلی روشن و آشکار قرار دادیم.
هیچ مؤمنی را نسزد که مؤمنی را بکشد، مگر آنکه این عمل از روی خطا و اشتباه اتفاق افتد. و کسی که مؤمنی را از روی خطا و اشتباه بکشد، باید یک برده مؤمن آزاد کند، و خون بهایی به وارثان مقتول پرداخت نماید؛ مگر آنکه آنان خون بها را ببخشند. و اگر مقتول از گروهی باشد که دشمن شمایند و خود او مؤمن است، فقط آزاد کردن یک برده مؤمن بر عهده قاتل است. و اگر مقتول مؤمن، از گروهی باشد که میان شما و آنان پیمانی برقرار است، باید خون بهایش را به وارثان او پرداخت کند، و نیز یک برده مؤمن آزاد نماید. و کسی که برده نیافت، باید دو ماه پیاپی روزه بگیرد. [این حکم] به سبب [پذیرش] توبه [قاتل] از سوی خداست؛ و خدا همواره دانا و حکیم است.
و هر کس مؤمنی را از روی عمد بکشد، کیفرش دوزخ است که در آن جاودانه خواهد بود، و خدا بر او خشم گیرد، و وی را لعنت کند و عذابی بزرگ برایش آماده سازد.
ای اهل ایمان! هنگامی که در راه خدا [برای نبرد با دشمن] سفر میکنید [در مسیر سفر نسبت به شناخت مؤمن از کافر] تحقیق و تفحّص کامل کنید. و به کسی که نزد شما اظهار اسلام میکند، نگویید: مؤمن نیستی. [تا] برای به دست آوردن کالای بیارزش و ناپایدار زندگی دنیا [او را بکشید، اگر خواهان غنیمت هستید] پس [برای شما] نزد خدا غنایم فراوانی است. شما هم پیش از این ایمانتان ایمانی ظاهری بود؛ خدا بر شما منّت نهاد [تا به ایمان استوار و محکم رسیدید]. پس باید تحقیق و تفحّص کامل کنید [تا به دست شما کاری خلاف اوامر خدا انجام نگیرد] یقیناً خدا همواره به آنچه انجام میدهید، آگاه است.
آن گروه از مؤمنانی که بدون بیماری جسمی [و نقص مالی، و عذر دیگر، از رفتن به جهاد خودداری کردند و] در خانه نشستند، با مجاهدانی که در راه خدا با اموال و جانهایشان به جهاد برخاستند، یکسان نیستند. خدا کسانی را که با اموال و جانهایشان جهاد میکنند به مقام و مرتبهای بزرگ بر خانه نشینان برتری بخشیده است. و هر یک [از این دو گروه] را [به خاطر ایمان و عمل صالحشان] وعده پاداش نیک داده، و جهادکنندگان را بر خانه نشینانِ [بیعُذر] به پاداشی بزرگ برتری داده است.
به درجات و رتبههایی، و آمرزش و رحمتی ویژه از سوی خود؛ و خدا همواره بسیار آمرزنده و مهربان است.
قطعاً کسانی که [با ترک هجرت از دیار کفر، و ماندن زیر سلطه کافران و مشرکان] بر خویش ستم کردند [هنگامی که] فرشتگانْ آنان را قبض روح میکنند، به آنان میگویند: [از نظر دینداری و زندگی] در چه حالی بودید؟ میگویند: ما در زمین، مستضعف بودیم. فرشتگان میگویند: آیا زمین خدا وسیع و پهناور نبود تا در آن [از محیط شرک به دیار ایمان] مهاجرت کنید؟! پس جایگاهشان دوزخ است و آن بد بازگشت گاهی است.
مگر مردان و زنان و کودکان مستضعفی که [برای نجات خود از محیط کفر و شرک] هیچ چارهای ندارند، و راهی [برای هجرت] نمییابند.
پس اینانند که امید است خدا از آنان درگذرد؛ و خدا همواره گذشت کننده و بسیار آمرزنده است.
و هر کس در راه خدا هجرت کند، اقامت گاههای فراوان و فراخیِ معیشت خواهد یافت. و کسی که از خانه خود به قصد مهاجرت به سوی خدا و پیامبرش بیرون رود، سپس مرگ او را دریابد، مسلماً پاداشش بر خداست؛ و خدا همواره بسیار آمرزنده و مهربان است.
و هنگامی که در روی زمین سفر میکنید، اگر بترسید که کافران به شما آسیب و آزار رسانند، بر شما گناهی نیست که از نمازها[یِ چهار رکعتی خود، دو رکعت] بکاهید؛ زیرا کافران همواره برای شما دشمنی آشکارند.
و هنگامی که در [عرصه نبرد و خطر] میان آنان باشی، و برای آنان [به جماعت] اقامه نماز کنی، پس باید گروهی از رزمندگان در حالی که لازم است سلاحشان را برگیرند، همراهت به نماز ایستند، و چون سجده کردند [و رکعت دوم را بدون اتصال به جماعت به پایان بردند] باید [برای حفاظت از شما] پشت سرتان قرار گیرند. و آن گروه دیگر که [به خاطر مشغول بودن به حفاظت] نماز نخواندهاند بیایند و با تو نماز گزارند. و آنان باید [در حال نماز] از هوشیاری و احتیاط [نسبت به دشمن] غافل نباشند، و سلاحشان را با خود برگیرند؛ چون کافران دوست دارند شما از سلاحها و ساز و برگ جنگی خود غفلت ورزید، تا یک باره به شما هجوم کنند. و اگر از باران در زحمت و مشقت هستید، یا بیمارید، بر شما گناهی نیست که سلاحتان بر زمین گذارید، ولی باید هوشیاری و احتیاط خود را حفظ کنید؛ یقیناً خدا برای کافران عذاب خوارکنندهای آماده کرده است.
پس هنگامی که نماز را [در میدان جنگ] به پایان بردید، خدا را در حال ایستاده و نشسته و خوابیده یاد کنید. و همین که [از فتنه و آشوب دشمن] مطمئن شدید، نماز را [به صورت معمولش] اقامه کنید. مسلماً نماز همواره در اوقاتی مشخص و معین وظیفهای مقرّر و لازم بر مؤمنان است.
و در تعقیب و جستجوی دشمن سستی نکنید. اگر شما [در رویارویی با دشمن] درد و رنج میبینید، آنان نیز چون شما درد و رنج میبینند، و شما چیزی را [چون پیروزی و پاداش] از خدا امید دارید که آنان امید ندارند؛ و خدا همواره دانا و حکیم است.
یقیناً این کتاب را به درستی و راستی بر تو نازل کردیم؛ تا میان مردم به آنچه خدا به تو آموخته داوری کنی، و حمایتگر خائنان مباش.
و از خدا آمرزش بخواه؛ زیرا خدا همواره بسیار آمرزنده و مهربان است.
و از کسانی که به خود خیانت میکنند دفاع مکن؛ زیرا خدا هر کس را که خیانتپیشه و گناهکار است دوست ندارد.
[خیانتپیشگانْ خیانت خود را] از مردم پنهان میدارند، و [نمیتوانند] از خدا پنهان نمایند، و خدا با آنان بود آن گاه که در جلسه مخفی شبانه، درباره طرح و نقشه و سخنی که خدا به آن رضایت نداشت، چاره اندیشی میکردند و خدا همواره به آنچه انجام میدهند، احاطه دارد.
این شما [قبیله و عشیره خائنین] هستید که در زندگی دنیا از آنان دفاع کردید، ولی چه کسی است که در روز قیامت در برابر خدا از آنان دفاع کند؟ یا چه کسی است که [برای رهایی آنان از عذاب] کارسازشان باشد؟
و هر کس کار زشتی کند یا برخود ستم ورزد، سپس از خدا آمرزش بخواهد، خدا را بسیار آمرزنده و مهربان خواهد یافت.
و هر کس مرتکب گناهی شود، فقط به زیان خود مرتکب میشود؛ و خدا همواره دانا و حکیم است.
و هر کس مرتکب خطا یا گناهی شود، سپس آن را به بیگناهی نسبت دهد، بیتردید بهتان و گناهی آشکار بر دوش گرفته است.
و اگر فضل و رحمت خدا بر تو نبود، گروهی از عشیره و قبیله خائنان تصمیم داشتند تو را [از داوری عادلانه] منحرف کنند، [این سبک مغزانِ خیالباف] جز خودشان را منحرف نمیکنند، و هیچ زیانی به تو نمیرسانند. و خدا کتاب و حکمت را بر تو نازل کرد، و آنچه را نمیدانستی به تو آموخت؛ و همواره فضل خدا بر تو بزرگ است.
در بسیاری از رازگوییهای آنان خیری نیست، جز کسی که [از این طریق] به صدقه، یا کار نیک، یا اصلاح در میان مردم فرمان دهد؛ و هر که برای طلب خشنودی خدا چنین کند، پس پاداش بزرگی به او خواهیم داد.
و هر کس بعد از آنکه [راه] هدایت برایش روشن و آشکار شد، با پیامبر مخالفت و دشمنی کند و از راهی جز راه مؤمنان پیروی نماید، او را به همان سو که رو کرده واگذاریم، و به دوزخ درآوریم؛ و آن بد بازگشت گاهی است.
مسلماً خدا این را که به او شرک آورده شود نمیآمرزد، و فروتر از آن را برای هر که بخواهد میآمرزد. و هر که به خدا شرک ورزد، یقیناً به گمراهی بسیار دوری دچار شده است.
مشرکان به جای خدا جز جماداتی را [که هیچ اثری ندارند، و همیشه محکوم تأثیر عوامل دیگرند] نمیپرستند، و در حقیقت جز شیطانِ سرکشِ گمراه را اطاعت نمیکنند.
خدا شیطان را از رحمتش دور کرد؛ و [او] گفت: سوگند میخورم که از میان بندگانت سهمی مُعیّن [برای پیروی از فرهنگ ویرانگرم] برخواهم گرفت.
و یقیناً آنان را گمراه میکنم، و دچار آرزوهای دور و دراز [و واهی و پوچ] میسازم، و آنان را وادار میکنم که گوشهای چهارپایان را [به نشانه حرام بودن بهره گیری از آنان] بشکافند، و فرمانشان میدهم که آفرینش خدایی را تغییر دهند [به این صورت که جنسیت مرد را به زن و زن را به مرد برگردانند، و فطرت پاکشان را به شرک بیالایند، و زیباییهای طبیعی، روحی، جسمی خود را به زشتیها تبدیل کنند]. و هر کس شیطان را به جای خدا سرپرست ویار خود گیرد، مسلماً به زیان آشکاری دچار شده است.
شیطان به آنان وعده [دروغ] میدهد، و در آرزوها[ی سرابوار] میاندازد، و جز وعده فریبنده به آنان نمیدهد.
اینان [که پیروان شیطاناند] جایگاهشان دوزخ است، و از آن هیچ راه فراری نیابند.
و کسانی که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته انجام دادهاند، به زودی آنان را در بهشتهایی که از زیرِ [درختانِ] آن نهرها جاری است، درآوریم، در آن جاودانهاند. وعده خدا حق است، و راستگوتر از خدا در گفتار کیست؟
[کیفر و پاداش] نه بر وفق آرزوهایِ [واهیِ] برخی از شما [مسلمانان] است، و نه بر وفق آرزوهایِ [پوچِ] اهل کتاب. هر کس مرتکب کار زشتی شود، به آن کیفر داده میشود؛ و جز خدا سرپرست و یاوری برای خود نخواهد یافت.
و کسانی از مردان یا زنان که بخشی از کارهای شایسته را انجام دهند، در حالی که مؤمن باشند، پس اینان وارد بهشت میشوند، و به اندازه گودی پشت هسته خرما مورد ستم قرار نمیگیرند.
و دین چه کسی بهتر است از آنکه همه وجودش را تسلیم خدا کرده و نیکوکار است، و از آیین ابراهیم یکتاپرست حق گرا پیروی کرده است؟ وخدا ابراهیم را [برای حق گرایی، خلوص، پاکی اخلاق واعمالش] دوست خود گرفت.
و آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، فقط در سیطره مالکیّت و فرمانروایی خداست؛ و خدا همواره بر هر چیزی احاطه دارد.
درباره [حقوق ازدواج و نیز ارث] زنان از تو فتوا میخواهند. بگو: فقط خدا درباره آنان [مطابق با آیاتی که در اوایل همین سوره گذشت] به شما فتوا میدهد، و درباره دختران یتیمی که حقوق لازم و مقرّر آنان را نمیپردازید، و [به قصد خوردن اموالشان] میلی به ازدواج با آنان دارید، برابر احکامی که در این کتاب بر شما خوانده میشود به شما فتوا میدهد. و [نیز درباره] کودکان مستضعف[ی که حقوق مالی و انسانی آنان را پایمال میکنید، مطابق احکامی که در قرآن بر شما تلاوت میشود به شما فتوا میدهد]. و [نیز سفارش میکند] که با یتیمان به عدالت رفتار کنید؛ و آنچه را [درباره زنان، دختران یتیم و کودکان مستضعف] از هر خیری انجام میدهید، یقیناً خدا همواره به آن داناست.
و اگر زنی از ناسازگاری شوهرش، یا روی گردانیاش [از حقوق همسرداری] بترسد، بر آن دو گناهی نیست که با یکدیگر به طور شایسته و پسندیده آشتی کنند، [گرچه به چشمپوشی بخشی از حقوقشان باشد.] و [در حقیقت] صلح و آشتی بهتر است. و بخل، نزد نفوس [آدمیان] حاضر است [به این خاطر هر یک از دو زوج در عفو و گذشت و سازش و ادای حقوق بخل میورزند]. و اگر [شما شوهران] نیکی کنید و [از سرکشی و ناسازگاری نسبت به زنان] بپرهیزید [از ثواب و پاداش حق بهرهمند میشوید]؛ یقیناً خدا همواره به آنچه انجام میدهید، آگاه است.
و شما هر چند حریص [بر عدالت] باشید، هرگز نمیتوانید [از نظر علاقه و میل قلبی] میان زنها[یی که در عقد خود دارید] عدالت ورزید، پس تمایل خود را به طور کامل متوجه یک طرف ننمایید تا دیگری را به صورت زنی سرگردان و بلاتکلیف رها کنید. و اگر توافق و سازش نمایید و تقوا را [در محیط خانواده] رعایت کنید [مورد آمرزش قرار میگیرید]؛ زیرا خدا همواره بسیار آمرزنده و مهربان است.
و اگر [زن و شوهر راهی برای صلح و سازش نیافتند و] از یکدیگر جدا شوند، خدا هر یک را از توانگری خود بینیاز میکند؛ و خدا همواره بسیار عطا کننده و حکیم است.
و آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، فقط در سیطره مالکیّت و فرمانروایی خداست. و البته ما کسانی را که پیش از شما کتاب آسمانی به آنان داده شده است، و نیز شما را سفارش کردیم که [در همه امورتان] از خدا پروا کنید. و [هشدار دادیم] اگر کفر ورزید [زیانی به او نمیرسانید]؛ زیرا آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، فقط در سیطره مالکیّت و فرمانروایی خداست، و خدا همواره بینیاز و ستوده است.
و آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، فقط در سیطره مالکیّت و فرمانروایی خداست، و خدا نسبت به کارسازی [همه امور جهان آفرینش] کافی است.
ای مردم! اگر خدا بخواهد همه شما را از میان برمیدارد، و گروه دیگری را [به جای شما] میآورد؛ و خدا همواره بر این کار تواناست.
کسی که فقط پاداش دنیا را بخواهد [دچار اشتباه وکوته بینی شده است؛ زیرا] پاداش دنیا وآخرت که [محصول ایمان و تقواست] نزد خداست؛ و خدا همواره شنوا و بیناست.
ای اهل ایمان! [همواره در همه امور زندگی] قیام کننده به عدل، و گواهی دهنده برای خدا باشید، هر چند به زیان خود یا پدر و مادر یا خویشانتان باشد. اگر [یکی از دو طرف نزاع] توانگر یا فقیر باشد [با لحاظ کردن وضع آنان، بر خلاف خدا گواهی ندهید؛ زیرا] خدا به حمایت از آنان و رعایت حالشان سزوارتر است. پس [در هنگام گواهی دادن] از هوای نفس پیروی نکنید تا از حق منحرف شوید. و اگر زبانتان را [به سوی گواهی ناحق و دروغ] بپیچانید، یا از گواهی دادن روی برتابید؛ یقیناً خدا همواره به آنچه انجام میدهید، آگاه است.
ای اهل ایمان! به خدا و پیامبرش و کتابی که بر پیامبرش نازل کرده و به کتابی که پیش از این فرستاده [از روی صدق و حقیقت] ایمان بیاورید. و هر که به خدا و فرشتگان و کتابهای آسمانی و پیامبران او و روز قیامت کافر شود، یقیناً به گمراهیِ دور و درازی دچار شده است.
کسانی که ایمان آوردند، سپس کفر ورزیدند، باز ایمان آوردند، و بار دیگر کافر شدند، آن گاه بر کفر خود افزودند، خدا بر آن نیست که آنان را بیامرزد، و به راهی هدایت کند.
منافقان را بشارت ده که عذابی دردناک برای آنان است.
همان کسانی که کافران را به جای مؤمنانْ سرپرست و دوست خود میگیرند؛ آیا عزت و قدرت را نزد آنان میطلبند؟ یقیناً همه عزت و قدرت فقط برای خداست.
البته خدا [این فرمان را] در قرآن بر شما نازل کرده است که چون بشنوید گروهی آیات خدا را مورد انکار و استهزا قرار میدهند، با آنان ننشینید تا در سخنی دیگر درآیند، [اگر بنشینید] شما هم [در به دوش کشیدن بار گناه انکار و استهزا] مانند آنان خواهید بود؛ یقیناً خدا همه منافقان و کافران را در دوزخ گرد خواهد آورد.
آنان که همواره حوادثی را برای شما انتظار میبرند، اگر از سوی خدا برایتان فتح و پیروزی رسد، میگویند: مگر ما با شما [در میدان جنگ] نبودیم؟ [پس سهم ما را از غنایم جنگی بپردازید.] و اگر برای کافران بهرهای اندک [از غلبه و پیروزی] باشد، به آنان میگویند: آیا [ما که در میان ارتش اسلام بودیم] بر شما چیره و مسلّط نبودیم؟ [ولی دیدید که ازضربه زدن به شما خودداری کردیم] و شما را [ازآسیب و زیان مؤمنان] مانع میشدیم [پس سهم غنیمت ما را بدهید.] خدا روز قیامت میان شما داوری میکند؛ و خدا هرگز هیچ راه سلطهای به سود کافران بر ضد مؤمنان قرار نداده است.
منافقان همواره با خدا نیرنگ میکنند، و حال آنکه خدا کیفر دهنده نیرنگ آنان است. و هنگامی که به نماز میایستند، با کسالت میایستند، و همواره در برابر مردم ریاکاری میکنند؛ و خدا را جز اندکی به یاد نمیآورند.
منافقان میان کفر و ایمان متحیّر و سرگردانند، نه [با تمام وجود] با مؤمنانند و نا با کافران. و هر که را خدا [به کیفر اعمال زشتش] گمراه کند، هرگز برای او راهی [به سوی هدایت] نخواهی یافت.
ای اهل ایمان! کافران را به جای مؤمنان، سرپرست و یار خود مگیرید. آیا میخواهید برای خدا بر ضد خودتان دلیلی آشکار [نسبت به عذابتان در دنیا و آخرت] قرار دهید؟!
بی تردید منافقان در پایینترین طبقه از آتشاند، و هرگز برای آنان یاوری نخواهی یافت.
مگر کسانی که [از گناه بزرگ نفاق] توبه کردند، و [مفاسد خود را] اصلاح نمودند، و به خدا تمسّک جستند، وعبادتشان را برای خدا خالص ساختند؛ پس آنان در زمره مؤمناناند، وخدا به مؤمنان پاداشی بزرگ خواهد داد.
اگر شما سپاس گزارِ [نعمتهای بیشمارِ حق] باشید و ایمان آورید، خدا را با عذاب شما چه کار؟ خدا همواره پاداش دهنده و داناست.
خدا افشای بدیهای دیگران را دوست ندارد، جز برای کسی که مورد ستم قرار گرفته است [که بر ستمدیده برای دفع ستم، افشای بدیهای ستمکار جایز است]؛ و خدا شنوا و داناست.
اگر کار خیری را آشکار کنید، یا آن راپنهان دارید، یا از بدیِ [دیگران] گذشت کنید، [کاری مورد پسند خدا انجام دادهاید]؛ یقیناً خدا [با قدرت داشتن بر انتقام] همواره گذشت کننده و تواناست.
بی تردید کسانی که به خدا و پیامبرانش کافر میشوند و میخواهند میان خدا و پیامبرانش [با ایمان آوردن به خدا و کفرورزی به پیامبران] جدایی اندازند، و میگویند: به بعضی ایمان میآوریم و به برخی کافر میشویم و میخواهند میان کفر و ایمان راهی [خاص] برگزینند، [سبک مغز و بیشعورند.]
اینان در حقیقت کافرند؛ و ما برای کافران عذابی خوار کننده آماده کردهایم.
وکسانی که به خدا و پیامبرانش ایمان آوردند و میان هیچ یک از آنان جدایی نینداختند، خدا پاداششان را میدهد؛ و خدا همواره بسیار آمرزنده و مهربان است.
اهل کتاب [بنا به خواستِ نامعقولشان] از تو میخواهند که از آسمان، کتابی برای آنان نازل کنی، البته [این بازیگران زشت باطن] از موسی بزرگتر از آن را خواستند، و گفتند: خدا را آشکارا به ما نشان ده. پس آنان را به کیفر ستمشان صاعقه فرو گرفت. باز پس از آنکه [بر وحدانیّت حق و ضرورت خداپرستی] دلایل روشن برای آنان آمد، گوساله را به عنوان معبود گرفتند، و ما از این [گناه بزرگ و زشت هم] گذشتیم و به موسی برهانی روشن و قدرتی آشکار دادیم.
و کوه طور را به سبب پیمانشان [به پذیرفتن تورات، عمل به آن و ایمان به موسی] برفرازشان برافراشتیم، و به آنان گفتیم: با تواضع و فروتنی و سجدهکنان، از دروازه [شهر یا درِ معبد] درآیید. و [نیز] به آنان گفتیم: روز شنبه [از حکم حرمت صید ماهی] تجاوز نکنید. و از آنان [برای اجرای احکام تورات و فرمانهای موسی] پیمانی محکم و استوار گرفتیم.
پس به کیفر پیمان شکنی آنان و کفرشان به آیات خدا، و به ناحق کشتن پیامبران، و گفتار [بیپایه و باطل]شان که دلهای ما در پوشش و حجاب است [از این رو سخن حق را درک نمیکنیم، لعنتشان کردیم؛] بلکه به سبب کفرشان بر دلهایشان مُهرِ [محرومیت از فهم معارف] زدیم؛ به همین سبب جز اندکی ایمان نمیآورند.
و [نیز] به سبب کفرشان [به نبوّت عیسی] و گفتارشان بر مریمِ [پاکدامن و آراسته به عفت] که افترا و بهتان بزرگی بود [لعنتشان کردیم.]
و به سبب گفتارِ [سراسر دروغ]شان که ما عیسی بن مریم فرستاده خدا را کشتیم. در صورتی که او رانکشتند و به دار نیاویختند، بلکه بر آنان مُشتبه شد [به این خاطر شخصی را به گمان اینکه عیسی است به دار آویختند و کشتند]؛ و کسانی که درباره او اختلاف کردند، نسبت به وضع وحال او در شک هستند، و جز پیروی از گمان و وهم، هیچ آگاهی و علمی به آن ندارند، و یقیناً او را نکشتند.
بلکه خدا او را به سوی خود بالا برد؛ و خدا همواره توانای شکست ناپذیر و حکیم است.
و هیچ یک از اهل کتاب نیست مگر آنکه پیش از مرگش [که لحظه روشن شدن حقایق است] به مسیح ایمان میآورد [که او فرستاده خدا، بنده او و مژده دهنده به ظهور پیامبر اسلام است، ولی ایمان در آن لحظه سودبخش نیست] و مسیح روز قیامت بر [عقاید و اعمال] آنان گواه است.
پس به کیفر ستمی که یهودیان [به آیات خدا و بر خود و دیگران] روا داشتند، و به سزای آنکه بسیاری از مردم را از راه خدا بازداشتند، چیزهای پاکیزهای را که بر آنان حلال شده بود [مانند صید ماهی و خوردنِ چربی و شیر و گوشت حیوانات] حرام کردیم.
و [نیز به سبب] ربا گرفتنشان با آنکه از آن نهی شده بودند، و خوردن اموال مردم به باطل و نامشروع [پاکیزههای حلال شده را بر آنان حرام کردیم] و ما برای کافران عذابی دردناک آماده کردهایم.
ولی از میان آنان، ثابت قدمان در دانش، مؤمنانِ [به موسی و تورات] برپادارندگان نماز، پرداختکنندگان زکات، مؤمنان به خدا و روز قیامت، به آنچه بر تو و [بر پیامبران] پیش از تو نازل شده ایمان واقعی میآورند آنان هستند که یقیناً پاداش بزرگی به ایشان عطا خواهیم کرد.
ما به تو وحی کردیم، همان گونه که به نوح و پیامبران پس از او وحی کردیم؛ و به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و نوادگان [دارای مقام نبوتشان] و عیسی و ایوب و یونس و هارون و سلیمان نیز وحی نمودیم؛ و به داود، زبور دادیم.
و به پیامبرانی [وحی کردیم] که سرگذشت آنان را پیش از این برای توگفتیم، و پیامبرانی [را برانگیختهایم] که سرگذشتشان را برای تو حکایت نکردهایم. و خدا با موسی به صورتی ویژه و بیواسطه سخن گفت.
پیامبرانی که مژده رسان و بیم دهنده بودند تا مردم را [در دنیا و آخرت در برابر خدا] پس از فرستادن پیامبران، عذر و بهانه و حجتی نباشد؛ و خدا همواره توانای شکست ناپذیر و حکیم است.
ولی [در برابر کبرورزی و لجاجت اهل کتاب، که به حقّانیّت قرآن و رسالت تو گواهی نمیدهند] خدا به وسیله آنچه بر تو نازل کرده گواهی میدهد که آن را به علم و دانش خود نازل کرده، و [نیز] فرشتگان هم گواهی میدهند، گرچه گواهی خدا کافی است.
مسلماً کسانی که کافر شدند و [مردم را] از راه خدا بازداشتند، یقیناً به گمراهی دور و درازی دچار شدهاند.
بی تردید کسانی که کافر شدند و [به آیات الهی، به خود و به دیگران] ستم ورزیدند، خدا بر آن نیست که آنان را بیامرزد و به راهی [مستقیم و استوار] هدایت کند.
مگر به راه دوزخ که در آن جاودانهاند؛ و این کار بر خدا آسان است.
ای مردم! البته پیامبری از سوی پروردگارتان به درستی و راستی به سوی شما آمد؛ پس به او ایمان آورید که به خیر شماست. و اگر کفر ورزید [بدانید که خدا از شما و ایمانتان بینیاز است] زیرا آنچه در آسمانها و زمین است، در سیطره مالکیّت و فرمانروایی خداست، و خدا همواره دانا و حکیم است.
ای اهل کتاب! در دین خود غلوّ [و افراط] نورزید، [و از چهارچوب آیات نازل شده از سوی خدا و آنچه پیامبران به شما آموختهاند، خارج نشوید] و نسبت به خدا جز حق مگویید. جز این نیست که مسیح عیسی بن مریم فرستاده خدا و کلمه اوست که به مریم القا کرد و [این بنده پاک و خالص] روحی از سوی اوست؛ پس به خدا و فرستادگانش ایمان آورید، و مگویید: [خدا] ترکیبی از سه حقیقت [اَب، اِبن و روح القدس] است. [از این عقیده باطل] خودداری کنید که به خیر شماست. جز این نیست که خدا معبودی یگانه است. منزّه و پاک است از اینکه فرزندی برای او باشد. آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است فقط در سیطره مالکیّت و فرمانروایی اوست، و خدا از نظر کارسازی [همه امور آفرینش] کافی است.
مسیح از اینکه بنده خدا باشد، هرگز امتناع ندارد، و فرشتگان مقرّب هم امتناع ندارند؛ و کسانی که از بندگی او امتناع کنند و تکبّر ورزند، به زودی همه آنان را [برای حسابرسی] به سوی خود گردآوری خواهد کرد.
اما کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، پاداششان را به طور کامل میدهد، و از فضل و احسانش بر آنان میافزاید؛ و اما کسانی که [از ایمان و عمل شایسته] امتناع کردند و تکبّر ورزیدند، به عذاب دردناکی عذاب میکند؛ و برای خود جز خدا سرپرست و یاوری نخواهند یافت.
ای مردم! یقیناً از سوی پروردگارتان برای شما برهان [و دلیلی چون پیامبر و معجزاتش] آمد؛ و نور روشنگری [مانند قرآن] به سوی شما نازل کردیم.
اما کسانی که به خدا ایمان آوردند و به او تمسّک جستند، به زودی آنان را در رحمت و فضلی از سوی خود درآورد، و به راهی راست به سوی خود راهنمایی میکند.
از تو درباره کلاله [یعنی میراث برادران و خواهران] فتوا میخواهند، بگو: خدا درباره کلاله به شما فتوا میدهد: اگر مردی که فرزند ندارد، از دنیا برود وبرای او خواهری باشد، نصف میراثی را که از او به جا مانده خواهر به ارث میبرد، و اگر خواهری از دنیا برود و وارثش فقط یک برادر باشد، همه میراث به جا مانده خواهر را برادرش به ارث میبرد، و اگر خواهران میّت دو نفر باشند، دو سوم میراث به جا مانده را ارث میبرند، و اگر خواهران و برادران متعدد باشند، سهم ارث برای مرد مانند دو زن است. خدا [احکامش را] برای شما بیان میکند تا گمراه نشوید؛ و خدا به همه چیز داناست.
ای اهل ایمان! به همه قراردادها[یِ فردی، خانوادگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، نذر، عهد و سوگند] وفا کنید. [گوشتِ] چهارپایان جز آنچه [در آیات بعد، حُرمتش] بر شما خوانده میشود برایتان حلال است، [و توجه داشته باشید که] نباید شکار را در حالی که مُحرم [به احرام حج و عمره] هستید، حلال بشمارید؛ یقیناً خدا آنچه را بخواهد [بر پایه علم و حکمتش و بر اساس رعایت مصلحت شما] حکم میکند.
ای اهل ایمان! [هتکِ حرمتِ] شعایر خدا [مانند مناسک حج] و ماههای حرام [رجب، ذوالقعده، ذوالحجه ومحرم] و قربانی بینشان، و قربانی نشان دار و قاصدان [و راهیان به سوی] بیت الحرام را که فضل و خشنودی پروردگارشان را میطلبند، حلال مشمارید. و چون از احرام بیرون آمدید [اگر مایل باشید، میتوانید] شکار کنید. و کینه توزی و دشمنی گروهی که شما را از [ورود به] مسجد الحرام بازداشتند وادارتان نکند که [به آنان] تعدّی و تجاوز کنید. و یکدیگر را بر انجام کارهای خیر و پرهیزکاری یاری نمایید، و یکدیگر را بر گناه و تجاوز یاری ندهید؛ و از خدا پروا کنید که خدا سخت کیفر است.
[خوردن مواد ناپاک که تناسبی با جسم و روح شما ندارند] بر شما حرام شده است [مانند] گوشت مردار و خون و گوشت خوک و آنچه به نام غیر خدا کشتهاند و حیوان خفه شده و آنچه به ضرب چوب و سنگ مرده و آنچه به سبب پرت شدن از بلندی جان داده و حیوانی که به ضرب شاخ حیوان دیگر از بین رفته و حیوانی که درندهای آن را کشته و از آن خورده، مگر آنچه را که در آستانه مرگ، قابل تذکیه بوده و شما به دستور شرع تذکیه کردهاید، و نیز آنچه برای بتها قربانی شده، و آنچه به وسیله تیرهای قمار سهم بندی میکنید بر شما حرام گشته است. [همه] این [امور] فسق و نافرمانی [از احکام خدا]ست. امروز کفرپیشگان از [شکست] دین شما ناامید شدهاند؛ بنابراین از آنان مترسید و از من بترسید. امروز [با نصبِ علی بن ابی طالب به ولایت، امامت، حکومت و فرمانروایی بر امت] دینتان را برای شما کامل، و نعمتم را بر شما تمام کردم، و اسلام را برایتان به عنوان دین پسندیدم. پس هر که در حال گرسنگی شدید بی آنکه مایل به گناه باشد [به خوردن مُحرّمات بیان شده] ناچار شود، [میتواند به اندازه ضرورت از آنها بهره گیرد]؛ یقیناً خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
از تو میپرسند: چه چیزی بر آنان حلال شده؟ بگو: همه پاکیزهها و شکاری که حیوانات شکاری که به آنها شکار کردن را تعلیم دادهاید، در حالی که از احکام تذکیهای که خدا به شما آموخته به آنها میآموزید، بر شما حلال شده است؛ بنابراین از آنچه آنان برای شما [گرفتهاند و] نگاه داشتهاند بخورید، و نام خدا را [هنگام فرستادن حیوان شکاری] بر آن بخوانید، و از خدا پروا کنید؛ زیرا خدا حسابرسی سریع است.
امروز همه پاکیزهها[ی از رزق خدا] برای شما حلال شد، و طعام اهل کتاب [که مخلوط با مواد حرام و نجس نیست] بر شما حلال و طعام شما هم بر آنان حلال است. و زنان پاکدامن مؤمن، و زنان پاکدامن از اهل کتاب [از طریق ازدواج شرعی] در صورتی که مهریه آنان را بپردازید بر شما حلال است، در حالی که مایل باشید پاکدامن بمانید نه زناکار، و نه انتخاب کننده معشوقه نامشروع در خلوت و پنهان. و هر کس در ایمان [به خدا و پیامبران وقیامت] کفر ورزد، قطعاً عملش تباه شده و فقط او در آخرت از زیانکاران است.
ای اهل ایمان! هنگامی که به [قصدِ] نماز برخیزید، صورت و دستهایتان را تا آرنج بشویید و بخشی از سرتان و روی پاهایتان را تا برآمدگی پشت پا مسح کنید و اگر جُنُب بودید، غسل کنید و اگر بیمار هستید یا در سفر میباشید یا یکی از شما از قضای حاجت [دستشویی] آمده، یا با زنان آمیزش کردهاید و آبی [برای وضو یا غسل] نیافتید، به خاکی پاک، تیمم کنید و از آن بخشی از صورت و دستهایتان را مسح نمایید. خدا نمیخواهد [با احکامش] بر شما تنگی و مشقت قرار دهد، بلکه میخواهد شما را [از آلودگیها] پاک کند و نعمتش را بر شما تمام نماید، تا سپاس گزارید.
و نعمت خدا را بر خود و پیمانش را که [در لزوم اطاعت از او و پیامبرش] با شما محکم و استوار کرد، یاد کنید، هنگامی که گفتید: شنیدیم و اطاعت کردیم. و از خدا پروا کنید؛ زیرا خدا به آنچه در سینههاست، داناست.
ای اهل ایمان! همواره [در همه امور] قیام کننده برای خدا و گواهان به عدل و داد باشید. و نباید دشمنی با گروهی شما را بر آن دارد که عدالت نورزید؛ عدالت کنید که آن به پرهیزکاری نزدیکتر است. و از خدا پروا کنید؛ زیرا خدا به آنچه انجام میدهید آگاه است.
خدا به کسانی که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته انجام دادهاند، وعده داده است که برای آنان آمرزش و پاداشی بزرگ است.
وکسانی که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند، اهل دوزخاند.
ای اهل ایمان! نعمت خدا را بر خود یاد کنید زمانی که گروهی قصد کردند که [برای نابودیتان] به شما شبیخون زنند، ولی خدا توطئه آنان را از شما بازداشت. و از خدا پروا کنید و مؤمنان فقط باید بر خدا توکل کنند.
خدا از بنی اسرائیل [بر لزوم اطاعت از آیینش و پیروی از موسی] پیمان گرفت، و از میان آنان دوازده سرپرست برانیگختیم [تا هر یک عهده دار امور قبیلهای از قبایل بنی اسرائیل باشد]، و خدا به آنان فرمود: یقیناً من با شمایم، اگر نماز را برپا دارید، و زکات بپردازید، و به پیامبرانم ایمان آورید، و آنان را تقویت و یاری کنید و به خدا وامی نیکو دهید، مسلماً گناهانتان را محو میکنم، و شما را در بهشتهایی که از زیرِ [درختانِ] آن نهرها جاری است درمیآورم؛ پس هر که از شما بعد از این کافر شود، یقیناً راه راست را گم کرده است.
پس آنان را به سبب پیمان شکستنشان لعنت کردیم، و دلهایشان را بسیار سخت گردانیدیم، [تا جایی که] کلمات خدا را از جایگاه اصلیاش و معنای حقیقیاش تغییر میدهند، و بخشی از آنچه را [از معارف و احکام تورات واقعی] که به وسیله آن پند داده شدند، از یاد بردند [و نادیده گرفتند]، و همواره از اعمال خائنانه آنان جز اندکی از ایشان [که وفادار به پیمان خدایند] آگاه میشوی؛ پس [تا نزول حکم جهاد] از آنان درگذر و [از مجازاتشان] روی گردان؛ زیرا خدا نیکوکاران را دوست دارد.
و از کسانی که گفتند: ما نصرانی هستیم، [بر لزوم اطاعت از خود و پیروی از عیسی] پیمان گرفتیم، پس بخشی از آنچه را [از معارف و احکام انجیل واقعی] که به وسیله آن پند داده شدند، از یاد بردند [و نادیده گرفتند]، بر این اساس میان آنان تا روز قیامت کینه و دشمنی انداختیم، و خدا آنان را از آنچه همواره انجام میدادند، آگاه میکند.
ای اهل کتاب! یقیناً پیامبر ما به سوی شما آمد که بسیاری از آنچه را که شما از کتاب [تورات و انجیل درباره نشانههای او و قرآن] همواره پنهان میداشتید برای شما بیان میکند، و از بسیاری [از پنهان کاریهای ناروای شما هم] درمیگذرد. بیتردید از سوی خدا برای شما نور و کتابی روشنگر آمده است.
خدا به وسیله آن [نور و کتاب] کسانی را که از خشنودی او پیروی کنند به راههای سلامت راهنمایی میکند، و آنان را به توفیق خود از تاریکیها[یِ جهل، کفر، شرک و نفاق] به سوی روشناییِ [معرفت، ایمان و عمل صالح] بیرون میآورد، و به جانب راه راست هدایت میکند.
مسلماً آنان که گفتند: خدا همان مسیح، فرزند مریم است. یقیناً کافر شدهاند. بگو: اگر خدا بخواهد، مسیح و مادرش و تمام کسانی که در روی زمیناند، هلاک کند، چه کسی میتواند در برابر اراده و قدرت او بایستد؟ و مالکیّت و فرمانروایی آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو قرار دارد، فقط در سیطره خداست، هر چه را بخواهد میآفریند، و خدا بر هر کاری تواناست.
و یهود و نصاری گفتند: ما پسران خدا و دوستان اوییم. بگو: [اگر گفتار شما درست است] پس چرا خدا شما را به گناهانتان عذاب میکند؟ بلکه شما هم بشری هستید از مخلوقاتی که خدا آفریده است. هر که را بخواهد میآمرزد، و هر که را بخواهد عذاب میکند. و مالکیّت و فرمانروایی آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو قرار دارد، فقط در سیطره خداست، و بازگشت به سوی اوست.
ای اهل کتاب! بیتردید رسول ما پس از روزگار فترت و خلأ پیامبران به سوی شما آمد [و آنچه را مورد نیاز دنیا و آخرت شماست] برای شما بیان میکند که [روز قیامت در پیشگاه خدا] نگویید: برای ما هیچ مژده دهنده و بیم رسانی نیامد، یقیناً مژده دهنده و بیم رسان به سویتان آمد؛ وخدا بر هر کاری تواناست.
و [یاد کنید] هنگامی که موسی به قومش گفت: ای قوم من! نعمت خدا را بر خود یاد کنید، آن گاه که در میان شما پیامبرانی قرار داد، و شما را حاکمان و فرمانروایان ساخت، و به شما نعمتهای ویژهای داد که به هیچ یک از جهانیان نداد.
ای قوم من! به سرزمین مقدسی که خدا برایتان مقرّر فرموده در آیید و [به گناه، عصیان، سرپیچی از فرمانها و احکام حق] بازنگردید که زیانکار میشوید.
گفتند: ای موسی! مسلماً در آنجا مردمی زورگو و ستمگر قرار دارند، و ما هرگز وارد آنجا نمیشویم تا آنان از آنجا بیرون روند، پس اگر از آنجا بیرون روند البته ما وارد خواهیم شد.
دو مرد از کسانی که [از خدا] میترسیدند و خدا به هر دو نعمتِ [معرفت، ایمان و شهامت] داده بود، گفتند: از این دروازه به آنان یورش برید، چون به آنجا درآیید یقیناً پیروزید؛ و اگر مؤمن هستید بر خدا توکل کنید.
گفتند: ای موسی! تا آنان در آنجایند، ما هرگز وارد آنجا نخواهیم شد، پس تو و پروردگارت بروید [با آنان] بجنگید که ما [تا پایان کار] در همین جا نشستهایم.
[موسی] گفت: پروردگارا! من جز بر خود و برادرم تسلطی ندارم، پس میان ما و این گروه نافرمان و بدکار جدایی انداز.
[خدا] فرمود: این سرزمین مقدس [به کیفر نافرمانی از خواستههای حق] تا چهل سال بر آنان حرام شد، همواره در طول این مدت در زمینِ [سینا] سرگردان خواهند بود، پس بر این گروه نافرمان وبدکار غمگین مباش.
وداستان دو پسر آدم را [که سراسر پند و عبرت است] به درستی و راستی بر آنان بخوان، هنگامی که هر دو نفر با انجام کار نیکی به پروردگار تقرّب جستند، پس از یکی پذیرفته شد، و از دیگری پذیرفته نشد. [برادری که عملش پذیرفته نشد از روی حسد و خودخواهی به برادرش] گفت: بیتردید تو را میکشم. [او] گفت: خدا فقط از پرهیزکاران میپذیرد.
مسلماً اگر تو برای کشتن من دستت را دراز کنی، من برای کشتن تو دستم را دراز نمیکنم؛ زیرا از خدا پروردگار جهانیان میترسم.
من میخواهم به گناه کشتن من و گناه خودت [که سبب مردود شدن کار نیکت بود، به پیشگاه خدا] بازگردی و در نتیجه از دوزخیان باشی؛ و این است پاداش ستمکاران.
نفس [طغیان گرش]، کشتن برادرش را در نظرش سهل و آسان جلوه داد، پس او را کشت و از زیانکاران شد.
پس [در کنار جسد برادرش سرگردان بود که] خدا کلاغی را برانگیخت که زمین را میکاوید تا به او نشان دهد که چگونه جسد برادرش را پنهان کند. [با دیدن حرکات کلاغ] فریاد زد: وای بر من! آیا ناتوان و عاجز بودم از اینکه مانند این کلاغ باشم تا جسد برادرم را پنهان کنم؟! نهایتاً از پشیمانان شد.
به این سبب بر بنی اسرائیل لازم و مقرّر کردیم که هر کس انسانی را جز برای حق، [قصاص] یا بدون آنکه فسادی در زمین کرده باشد، بکشد، چنان است که همه انسانها را کشته، و هر کس انسانی را از مرگ برهاند و زنده بدارد، گویی همه انسانها را زنده داشته است. و یقیناً پیامبران دلایل روشنی برای بنی اسرائیل آوردند، سپس بسیاری از آنان بعد از آن در روی زمین به [تجاوز از حدود حقّ و فساد و] زیاده روی برخاستند.
کیفر آنان که با خدا و پیامبرش میجنگند، و در زمین به فساد و تباهی میکوشند، فقط این است که کشته شوند، یا به دارشان آویزند، یا دست راست و پای چپشان بریده شود، یا از وطن خود تبعیدشان کنند. این برای آنان رسوایی و خواری در دنیاست، و برای آنان در آخرت عذابی بزرگ است.
مگر کسانی که پیش از دست یافتنتان بر آنان توبه کنند؛ پس بدانید که خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
ای اهل ایمان! از خدا پروا کنید و دست آویز و وسیلهای [از ایمان، عمل صالح و آبروی مقرّبان درگاهش] برای تقرّب به سوی او بجویید؛ و در راه او جهاد کنید تا رستگار شوید.
قطعاً کسانی که کافر شدند اگر همه آنچه در زمین است و همانند آن را نیز با آن همراه خود داشته باشند، تا آن را برای نجاتشان از عذاب روز قیامت فدیه و عوض دهند، از آنان پذیرفته نخواهد شد؛ و برای آنان عذابی دردناک است.
همواره میخواهند از آتش بیرون آیند، ولی از آن بیرون شدنی نیستند؛ و برای آنان عذابی دائم و پایدار است.
و دست مرد و زن دزد را به کیفر کار زشتی که مرتکب شدهاند به عنوان مجازاتی از سوی خدا قطع کنید؛ و خدا توانای شکست ناپذیر است.
پس کسی که بعد از ستم کردنش توبه کند و [مفاسد خود را] اصلاح نماید، یقیناً خدا توبهاش را میپذیرد؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
آیا ندانستهای که فرمانروایی آسمانها و زمین در سیطره خداست، هر کس را بخواهد عذاب میکند، و هر کس را بخواهد میآمرزد؛ و خدا بر هر کاری تواناست؟
ای پیامبر! کسانی که در کفر میشتابند تو را غمگین نسازند، چه آنان که به زبانشان گفتند: ایمان آوردیم و دلهایشان ایمان نیاورده، و چه آنان که یهودیاند که به شدت شنونده دروغند [با آنکه میدانند دروغ است] و به شدت گوش به فرمان گروهی دیگرند که [از روی حسد و کبر] نزد تو نیامدهاند. [آن گروهی که] کلمات [خدا] را پس از استواری در جایگاههایش تحریف میکنند، [و معنای حقیقیاش را تغییر میدهند و به مقلّدان و مطیعان بیسواد خود] میگویند: اگر [از طرف پیامبر اسلام] احکام [و فرمانهایی مطابق میل ما] به شما ابلاغ کردند بپذیرید، و اگر آن را [مطابق میل ما] ابلاغ نکردند [از آن] بپرهیزید. و کسانی که خدا عذاب [و رسوایی و ذلت]شان را بخواهد، تو هرگز نمیتوانی چیزی از عذاب خدا را از آنان برطرف کنی. اینانند کسانی که خدا نخواسته دلهایشان را [از آلودگی] پاک کند؛ برای آنان در دنیا خواری و رسوایی، و در آخرت عذابی بزرگ است.
آنان فوق العاده شِنوای دروغاند [با آنکه میدانند دروغ است و] بسیار خورنده مال حرام؛ پس اگر نزد تو آمدند میان آنان [در آنچه تو را داور قرار دادند] داوری کن، یا [اگر نخواستی داوری کنی] از آنان روی برتاب. و اگر روی برتابی هرگز هیچ زیانی به تو نمیرسانند. و اگر میانشان داوری کردی به عدالت داوری کن؛ زیرا خدا عدالتپیشگان را دوست دارد.
چگونه تو را داور قرار میدهند در حالی که تورات که در آن حکم خداست نزد آنان است؟ سپس بعد از آنکه میانشان با حکمی که مطابق حکم تورات است داوری کردی روی برمیتابند، و [این روی برتافتن نشانه این است که] آنان [به تورات هم] ایمان ندارند.
بی تردید ما تورات را که در آن هدایت و نور است نازل کردیم. پیامبرانی که [تا زمان عیسی] تسلیم تورات بودند بر اساس آن برای یهودیان داوری میکردند، و [نیز] دانشمندان الهی مَسلک [وکاملان در دین] و عالمان یهود به سبب آنکه حفظ و حراست کتاب خدا از آنان خواسته شده بود و بر [درستی و راستی] آن گواه بودند به وسیله آن داوری میکردند. پس [ای دانشمندان یهود!] از مردم نترسید و از من بترسید، و آیاتم را به بهایی اندک مفروشید. و کسانی که بر طبق آنچه خدا نازل کرده داوری نکنند، هم اینانند که کافرند.
و ما در تورات بر بنی اسرائیل لازم و مقرّر داشتیم که [در قانون قصاص] جان در برابر جان، و چشم در مقابل چشم، و بینی به عوض بینی، و گوش به جای گوش، و دندان در برابر دندان، و زخمها را قصاصی است. و هر که از آن قصاص گذشت کند، پس آن گذشت کفّارهای برای [خطاها و معاصیِ] اوست. و آنان که بر طبق آنچه خدا نازل کرده داوری نکنند، هم اینانند که ستمکارند.
و به دنبال پیامبران گذشته، عیسی بن مریم را درآوردیم در حالی که تصدیق کننده تورات پیش از خود بود، و انجیل را که در آن هدایت و نور است به او عطا کردیم و آن هم تصدیق کننده تورات پیش از خود، و برای پرهیزکاران هدایت و موعظه بود.
و باید اهل انجیل بر طبق آنچه خدا در آن نازل کرده داوری کنند، و آنان که بر طبق آنچه خدا نازل کرده داوری نکنند، هم اینانند که فاسقاند.
و ما این کتاب [قرآن] را به درستی و راستی به سوی تو نازل کردیم در حالی که تصدیق کننده کتابهای پیش از خود و نگهبان و گواه بر [حقّانیّت همه] آنان است؛ پس میان آنان بر طبق آنچه خدا نازل کرده است داوری کن، و [به هنگام داوری] سرپیچی از حقّی که به سوی تو آمده از هواهای نفسانی آنان پیروی مکن. برای هر یک از شما شریعت و راه روشنی قرار دادیم. و اگر خدا میخواست همه شما را امت واحدی قرار میداد، ولی میخواهد شما را در آنچه به شما داده امتحان کند؛ پس به سوی کارهای نیک بر یکدیگر پیشی گیرید. بازگشت همه شما به سوی خداست؛ پس شما را به آنچه همواره درباره آن اختلاف میکردید، آگاه میکند.
و میان آنان بر طبق آنچه خدا نازل کرده است داوری کن، و از هواهای نفسانی آنان پیروی مکن، و از آنان برحذر باش که مبادا تو را از بخشی از آنچه خدا به سویت نازل کرده است، منحرف کنند. پس اگر [از داوری حکیمانهات] روی گردانند، بدان که خدا میخواهد آنان را به سبب پارهای از گناهانشان مجازات کند؛ و مسلماً بسیاری از مردم فاسقاند.
پس آیا [با وجودِ مشعل نبوّت و آیات روشن قرآن در میانشان] داوری جاهلیت را میطلبند؟! و برای قومی که یقین دارند، چه کسی در داوری بهتر از خدا است؟
ای اهل ایمان! یهود و نصاری را سرپرستان و دوستان خود مگیرید، آنان سرپرستان و دوستان یکدیگرند [و تنها به روابط میان خود وفا دارند]. و هر کس از شما، یهود و نصاری را سرپرست و دوست خود گیرد از زمره آنان است؛ بیتردید خدا گروه ستمکار را هدایت نمیکند.
کسانی که در دلهایشان بیماری [دورویی] است، میبینی که در دوستی با یهود و نصاری شتاب میورزند و [بر پایه خیال باطلشان که مبادا اسلام و مسلمانان تکیه گاه استواری نباشند] میگویند: میترسیم آسیب و گزند ناگواری به ما برسد [به این سبب باید برای دوستی به سوی یهود و نصاری بشتابیم]. امید است خدا از سوی خود پیروزی یا واقعیت دیگری [به نفع مسلمانان] پیش آرد تا این بیماردلان بر آنچه در دلهایشان پنهان میداشتند، پشیمان شوند.
و کسانی که ایمان آوردهاند [به مؤمنان دیگر] میگویند: آیا این بیماردلان آنانند که به سختترین سوگندهایشان به خدا سوگند میخوردند که با شما مؤمنانند؟! [ولی روشن شد که دروغ میگفتند. آنان یهود و نصاری را به سرپرستی و دوستی گرفتند و به این سبب] اعمالشان تباه و بیاثر شد، در نتیجه زیانکار شدند.
ای اهل ایمان! هر کس از شما از دینش برگردد [زیانی به خدا نمیرساند] خدا به زودی گروهی را میآورد که آنان را دوست دارد، و آنان هم خدا را دوست دارند؛ در برابر مؤمنانْ فروتناند، و در برابر کافرانْ سرسخت و قدرتمندند، همواره در راه خدا جهاد میکنند، و از سرزنش هیچ سرزنش کنندهای نمیترسند. این فضل خداست که به هر کس بخواهد میدهد؛ و خدا بسیار عطاکننده و داناست.
سرپرست و دوست شما فقط خدا و رسول اوست و مؤمنانی [مانند علی بن ابی طالباند] که همواره نماز را برپا میدارند و در حالی که در رکوعند [به تهیدستان] زکات میدهند.
و کسانی که خدا و رسولش و مؤمنانی [چون علی بن ابی طالب] را به سرپرستی و دوستی بپذیرند [حزب خدایند،] و یقیناً حزب خدا [در هر زمان و همه جا] پیروزند.
ای مؤمنان! کسانی که دین شما را مسخره و بازیچه گرفتهاند، چه از اهل کتاب و چه از کافران، سرپرستان و دوستان خود مگیرید؛ و اگر مؤمن هستید از خدا پروا کنید.
و چون برای نمازْ ندا درمیدهید، آن را به مسخره و بازی میگیرند؛ این کار زشتشان به سبب این است که آنان گروهی هستند که [در حقایق و معارف] اندیشه نمیکنند.
بگو: ای اهل کتاب! آیا جز این را بر ما عیب میگیرید که ما به خدا و آنچه از سوی او بر ما نازل شده و آنچه پیش از ما [بر پیامبران] فرود آمده ایمان آوردهایم؟! و این [عیبجویی شما به سبب این است] که بیشتر شما فاسق هستید.
بگو: آیا شما را از کسانی که کیفرشان [از مؤمنانی که به خیال خود از آنان عیب میگیرید و آنان را سزاوار عذاب میدانید] نزد خدا بدتر است، خبر دهم؟ [آنان] کسانی [از گذشتگان خود شما] هستند که خدا لعنتشان کرده، و بر آنان خشم گرفته، و برخی از آنان را به صورت بوزینه و خوک درآورده، و [نیز آنان که] طاغوت را پرستیدند؛ اینانند که جایگاه و منزلتشان بدتر و از راه راست گمراه ترند.
و هنگامی که نزد شما آیند، گویند: ایمان آوردیم. در حالی که با کفر وارد میشوند، و با کفر بیرون میروند؛ و خدا به کفر و نفاقی که همواره پنهان میکنند، داناتر است.
و بسیاری از آنان را میبینی که در گناه و تجاوز [از حدود خدا] و حرام خوری خود میشتابند؛ همانا بد است اعمالی که همواره انجام میدادند.
چرا دانشمندان الهی مَسلک [و کاملان در دین] و عالمان یهود، آنان را از گفتار گناه آلود و حرام خواری بازنمیدارند؟ بسیار زشت است سکوتی که همواره پیش میگرفتند.
و یهود گفتند: دست [قدرت] خدا [نسبت به تصرّف در امور آفرینش، تشریع قوانین و عطا کردنِ روزی] بسته است. دستهاشان بسته باد و به کیفر گفتار باطلشان بر آنان لعنت باد؛ بلکه هر دو دست خدا همواره گشوده و باز است [به هر چیز و به هر کس] هر گونه بخواهد، روزی میدهد. و مسلماً آنچه از جانب پروردگارت به سوی تو نازل شده است، بر سرکشی و کفر بسیاری از آنان میافزاید. و ما میان [یهود، نصاری و گروههای دیگر] آنان تا روز قیامت کینه و دشمنی انداختیم. هر زمان آتشی را برای جنگ [با اهل ایمان] افروختند خدا آن را خاموش کرد، و همواره در زمین برای فساد میکوشند، و خدا مفسدان را دوست ندارد.
و اگر اهل کتاب [به آیین اسلام] ایمان میآوردند و پرهیزکاری میکردند، یقیناً گناهانشان را محو میکردیم، و آنان را در بهشتهای پر نعمت درمیآوردیم.
و اگر آنان تورات و انجیل [واقعی] و آنچه را که از سوی پروردگارشان به آنان نازل شده برپا میداشتند، بیتردید از برکات آسمان و زمین بهرهمند میشدند. از آنان گروهی میانه رو و معتدلاند، و بسیاری از آنان بد است آنچه را انجام میدهند.
ای پیامبر! آنچه از سوی پروردگارت [درباره ولایت و رهبری علی بن أبی طالب امیرالمؤمنین (علیه السلام)] بر تو نازل شده ابلاغ کن؛ و اگر انجام ندهی پیام خدا را نرساندهای. و خدا تو را از [آسیب و گزند] مردم نگه میدارد؛ قطعاً خدا گروه کافران را هدایت نمیکند.
بگو: ای اهل کتاب! شما بر مسلک صحیح و درستی نیستید تا زمانی که تورات و انجیل و آنچه از جانب پروردگارتان به سوی شما نازل شده بر پا دارید، و بیتردید آنچه از جانب پروردگارت به سوی تو نازل شده، بر سرکشی و کفر بسیاری از آنان میافزاید، پس بر گروه کافران غمگین مباش.
یقیناً کسانی که [از روی ظاهر] به اسلام گرویدهاند و یهودیها و صابئان و نصاری [با مُتّصف بودن به عنوان اسلام یا یهودیت یا صابئیت یا نصرانیّتْ، اهل سعادت و نجات نیستند،] هر کدام [از این گروهها در زمان هر پیامبری از روی یقین و اخلاص] به خدا و روز قیامت ایمان آورده و کار شایسته انجام داده باشند، نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین میشوند.
البته ما از بنی اسرائیل [بر اطاعت از خدا و پیروی از موسی] پیمان گرفتیم و پیامبرانی به سوی ایشان فرستادیم؛ هرگاه پیامبری احکام و قوانینی که دلخواهشان نبود برای آنان میآورد، گروهی را تکذیب کرده و گروهی را میکشتند!!
وپنداشتند که عذاب و مجازاتی وجود ندارد؛ بنابراین [از دیدن واقعیات] کور و [از شنیدن حقایق و معارف] کر شدند، سپس [بعد از آگاهی و توبه کردن] خدا توبه آنان را پذیرفت. باز بسیاری از آنان کور و کر شدند! و خدا به آنچه انجام میدهند، بیناست.
آنان که گفتند: خدا همان مسیح، فرزند مریم است، بیتردید کافر شدند؛ و حال آنکه مسیح گفت: ای بنی اسرائیل! خدای یکتا را که پروردگار من و پروردگار شماست بپرستید، مسلماً هر کس به خدا شرک ورزد، بیتردید خدا بهشت را بر او حرام کند، و جایگاهش آتش است، و برای ستمکاران هیچ یاوری نیست.
آنان که گفتند: خدا یکی از [این] سه تاست [پدر، پسر، روح] یقیناً کافر شدند، و حال آنکه هیچ معبودی جز خدای یکتا نیست. و اگر از آنچه میگویند بازنایستند، قطعاً به کسانی از آنان که [به سبب چنین اعتقادی] کافر شدند، عذابی دردناک خواهد رسید.
آیا به سوی خدا بازنمیگردند، و از او درخواست آمرزش نمیکنند؟ و حال آنکه خدا بسیار آمرزنده ومهربان است.
مسیح، فرزند مریم جز فرستادهای [از سوی خدا] نیست که پیش از او هم فرستادگانی گذشتهاند. و مادرش زن بسیار راستگو [و درست کاری] بود. هر دو [مانند انسانهای دیگر] غذا میخوردند. با تأمل بنگر چگونه نشانهها را برای آنان بیان میکنیم [تا بدانند متولد شدگان و نیازمندان به خوراک، خدا نیستند]؛ سپس با تأمل بنگر که آنان چگونه [از حق به باطل] منحرف میشوند؟!
بگو: آیا به جای خدا چیزی را میپرستید که برای شما قدرت دفع هیچ زیان و جلب هیچ سودی را ندارد؟! و خداست که شنوا[یِ همه گفتارها] و دانا[یِ همه اسرار و رازها]ست.
بگو: ای اهل کتاب! به ناحق در دینتان غلوّ نکنید، و از امیال و هوسهای گروهی که یقیناً پیش از این گمراه شدند وبسیاری را گمراه کردند و از راه راست دور شدند، پیروی مکنید.
از بنی اسرائیل آنان که کافر شدند به زبان داود و عیسی بن مریم لعنت شدند. لعنت شدنشان برای این بود که [نسبت به فرمانهای خدا و انبیا] سرپیچی داشتند و همواره [از حدود الهی] تجاوز میکردند.
آنان یکدیگر را ازکارهای زشتی که مرتکب میشدند بازنمیداشتند. مسلماً بد بود آنچه را انجام میدادند.
بسیاری از آنان را میبینی که با کسانی که کفر ورزیدند، همواره دوستی میکنند. قطعاً بد است آنچه نفوسِ [طغیان گرشان برای قیامت] آنان پیش فرستاده است؛ [و نتیجه آن این است] که خدا بر آنان خشم گرفت و در عذاب جاودانهاند.
اگر به خدا و پیامبر و آنچه بر او نازل شده ایمان میآوردند، [از برکت آن ایمان] کفّار و مشرکان را سرپرست و دوست خود نمیگرفتند؛ ولی بسیاری از آنان فاسقاند.
یقیناً سرسختترین مردم را در کینه و دشمنی نسبت به مؤمنان، یهودیان و مشرکان خواهی یافت. و البته نزدیکترینشان را در دوستی با مؤمنان، کسانی مییابی که گفتند: ما نصرانی هستیم. این واقعیت برای آن است که گروهی از آنان کشیشان دانشمند و عابدان خدا ترساند، و آنان [در پیروی از حق] تکبّر نمیکنند.
و چون آنچه را که بر پیامبر اسلام نازل شده بشنوند، دیدگانشان را میبینی به سبب آنچه از حق شناختهاند، لبریز از اشک میشود، میگویند: پروردگارا! ایمان آوردیم، پس ما را در زمره گواهان [به حقّانیّت پیامبر و قرآن] بنویس.
و بر پایه چه عذر و بهانهای به خدا و آنچه از حق برای ما آمده ایمان نیاوریم؟ و حال آنکه امید داریم که پروردگارمان ما را در زمره شایستگان درآورد.
پس خدا به پاس این سخنان [و عقاید صادقانه] به آنان بهشتهایی پاداش داد که از زیرِ [درختانِ] آن نهرها جاری است، در آن جاودانهاند؛ و این است پاداش نیکوکاران.
و آنان که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند، اهل آتشاند.
ای اهل ایمان! چیزهای پاکیزهای را که خدا برای شما حلال کرده بر خود حرام نکنید، و [از حدود خدا] تجاوز ننمایید؛ یقیناً خدا متجاوزان را دوست ندارد.
و از نعمتهای حلال و پاکیزهای که خدا روزی شما فرموده، بخورید؛ و از خدایی که به او ایمان دارید، پروا کنید.
خدا شما را به خاطر سوگندهای لغو و بیهدفتان مجازات نمیکند، ولی به سبب [شکستنِ] سوگندهایی که به طور جدّی و با قصد و اراده خوردهاید، مؤاخذه میکند؛ پس کفّاره [شکستن] این گونه سوگندها، طعام دادن به ده نفر مسکین از غذاهای متوسطی است که به خانواده خود میخورانید، یا لباس پوشاندن بر آن ده نفر، یا آزاد کردن یک برده. و کسی که هیچ یک [از این کفّاراتِ سهگانه] را نیابد کفّارهاش سه روزْ روزه است. این است کفّاره سوگندهایتان زمانی که سوگند خوردید [و آن را شکستید]. لازم است سوگندهای خود را حفظ کنید. این گونه خدا آیاتش را برای شما بیان میکند تا سپاس گزارید.
ای اهل ایمان! جز این نیست که همه مایعات مست کننده و قمار و بتهایی که [برای پرستش] نصب شده وپاره چوبهایی که به آن تفأل زده میشود، پلید و از کارهای شیطان است؛ پس از آنها دوری کنید تا رستگار شوید.
مسلماً شیطان میخواهد با شراب و قمار، میان شما دشمنی و کینه [سخت] اندازد، و از یاد خدا و نماز بازتان دارد؛ آیا شما [از این امور با همه زیانها وخطراتی که دارد] خودداری خواهید کرد؟
و از خدا اطاعت کنید و از پیامبر فرمان برید، و [از مخالفت با خدا و پیامبر] بپرهیزید، پس اگر روی گردانید [سزاوار کیفر میشوید]، و بدانید که بر عهده پیامبر ما فقط رساندن آشکارِ [پیام وحی] است.
بر کسانی که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته انجام دادهاند نسبت به آنچه [پیش از حکم تحریم، از مسکرات و منافع قمار و سایر مُحرّمات] خوردهاند، گناهی نیست، هرگاه بپرهیزند و ایمان [واقعی] آورند و [خالصانه] کارهای شایسته انجام دهند؛ سپس پرهیزکاری را تداوم بخشند و ایمان خود را ادامه دهند، و بر پرهیزکاری پافشاری ورزند و کار نیک بجا آورند؛ و خدا نیکوکاران را دوست دارد.
ای اهل ایمان! بیتردید خدا شما را به چیزی از شکار [حیوانات در حالی که مُحرم هستید] آزمایش میکند، چه شکاری که [به آسانی و بدون اسلحه] دست شما به آن برسد، و [چه شکاری که به سبب وحشی بودنش] نیزههای شما [آن را صید میکند؛] تا خدا کسی را که در نهان از او میترسد، معلوم و مشخص نماید. و هر که پس از این [امتحان از حدود خدا] تجاوز کند [و در حال احرام به شکار برخیزد] برای او عذابی دردناک است.
ای اهل ایمان! در حالی که در احرام [حج یا عمره] هستید، شکار را نکشید. و هر کس از شما عمداً آن را بکشد، کفّارهای همانند آن از جنس چهارپایانِ [اهلی] بر عهده اوست؛ که [همانند بودن آن را] دو عادل از خودتان گواهی دهند، و به عنوان قربانی به [حریم] کعبه رسد، یا به کفّاره [آن شکار کشته شده معادل قیمت قربانی] به مستمندان طعام دهد، یا برابر تعداد مستمندی که طعام میدهد روزه بگیرد، تا کیفر کار خود را بچشد. خدا از [گناه] کشتن شکارهایی که پیش از این حکم انجام گرفته، درگذشت. و هر که [پس از کفّاره دادن] به شکار کردن بازگردد، خدا از او انتقام میگیرد؛ و خدا توانای شکست ناپذیر و صاحب انتقام است.
برای بهرهمند شدن شما و کاروانیان، شکار کردن از دریا و خوراکی آن [در حال احرام] بر شما حلال شد. و شکار صحرا و بیابان تا زمانی که مُحرم هستید، بر شما حرام است. و از خدایی که به سوی او گردآوری میشوید، پروا کنید.
خدا، [زیارتِ] کعبه، آن خانه با حرمت، و ماههای حرام، و قربانیهای بینشان، و قربانیهای نشان دار را وسیله قوام و برپایی [زندگی، معیشت و سامان دنیا و آخرت] مردم قرار داد. این [شرایع و احکام] برای آن است که بدانید: یقیناً خدا آنچه را در آسمانها و آنچه را در زمین است میداند؛ و قطعاً خدا به همه چیز داناست.
بدانید مسلماً خدا [نسبت به نافرمانی بندگان] سخت کیفر، و [نسبت به طاعت آنان] بسیار آمرزنده و مهربان است.
بر عهده پیامبر جز رساندن [پیام خدا] نیست. و خدا آنچه را آشکار میکنید و آنچه را پنهان میدارید، میداند.
بگو: ناپاک و پاک [مانند کافر و مؤمن، معصیت و طاعت، حرام و حلال، و معیوب و سالم] یکسان نیستند؛ هر چند فراوانی ناپاکها تو را به شگفت آورد. پس ای صاحبان خرد! از خدا پروا کنید تا رستگار شوید.
ای اهل ایمان! از احکام و معارفی [که شریعت اسلام از بیان آنها خودداری میکند و خدا هم به خاطر آسان گرفتن بر بندگانْ نهی و امری نسبت به آنها ندارد] مپرسید؛ که اگر برای شما آشکار شود، غمگینتان کند. و اگر هنگامی که قرآن نازل میشود از آنها بپرسید، برای شما روشن میشود. خدا از [اینکه شما را به] آن احکام و معارف [که باعث غم و اندوه شماست مُکلّف کند] گذشت کرد؛ و خدا بسیار آمرزنده و بردبار است.
گروهی از پیشینیان شما از آن احکام و معارف پرسیدند، [چون برای آنان روشن شد، از اجرایش روی گرداندند] سپس به آن کافر شدند.
خدا هیچ حیوانی را به عنوان بحیره [ماده شتری که پنجمین حمل مادر خود باشد] و سائبه [شتری که ده ماده زاییده] و وصیله [گوسفند مادهای که همزاد با بره نر است] و حام [شتر نری که ده شتر از او پدید آمده]، مقدس و ممنوع از تصرّف قرار نداده است. ولی کسانی که کفر ورزیدهاند [این امور را] بر خدا دروغ میبندند و بیشترشان اندیشه نمیکنند.
و هنگامی که به آنان گویند: به سوی آنچه خدا نازل کرده و به سوی پیامبر آیید، گویند: روش و آیینی که پدرانمان را بر آن یافتهایم، ما را بس است. آیا هر چند پدرانشان چیزی نمیدانستند و هدایت نیافته باشند [باز هم این تقلید جاهلانه و ناروا را بر خود میپسندند؟!]
ای اهل ایمان! مراقبِ [ایمان و ارزشهای معنویِ] خود باشید؛ اگر شما هدایت یافتید، گمراهی کسی که گمراه شده به شما زیانی نمیرساند. بازگشت همه شما به سوی خداست؛ پس شما را از آنچه انجام میدادید، آگاه خواهد کرد.
ای اهل ایمان! هنگامی که یکی از شما را [آثارِ] مرگ فرامیرسد، باید در حال وصیت، دو عادل از هم کیشان خود را بر وصیت شاهد بگیرید؛ یا اگر در سفر بودید و مرگِ شما فرا رسید [و شاهدی از مؤمنان نیافتید] دو نفر از غیر هم کیشان خود را شاهد وصیت بگیرید. و اگر [شما وارثان در صداقت و راستی آن دو شاهد غیر مسلمان] شک کردید، هر دو را بعد از نماز حبس کنید، پس به خدا سوگند یاد میکنند که ما این شهادت را به هیچ قیمتی نمیفروشیم هر چند [مورد شهادت] خویشاوندان ما باشد، و شهادت الهی را [که در حقیقت شهادت بر وصیت است] پنهان نمیکنیم، که اگر پنهان کنیم از گناهکاران خواهیم بود.
پس اگر اطلاعی حاصل شود که آن دو شاهد [با شهادت ناحقّ خود] مرتکب گناه شدهاند، دو شاهد دیگر از کسانی که به میّت نزدیکتر [و از کم و بیش وصیت آگاهتر] ند به جای آن دو شاهدِ [خائن] میایستند، و به خدا سوگند میخورند که شهادتمان از شهادت آن دو نفر درستتر و به حق نزدیکتر است، و [در شهادتی که بر خلاف شهادت آنان میدهیم] بنای تجاوز از حق را نداریم، [که اگر داشته باشیم] قطعاً از ستمکاران خواهیم بود.
این [حکم به ترتیبی که خدا برای شما مقرّر کرده] برای اینکه شاهدان شهادت را به صورتی درست و صحیح ادا کنند یا بترسند، [از اینکه مشتشان باز شود و سوگندشان مورد توجه قرار نگیرد] و حقّ سوگندشان به دیگران برگردانده شود، به حقیقت نزدیکتر است. و از خدا پروا کنید و [فرمانهایش را] بشنوید؛ و خدا گروه فاسقان را هدایت نمیکند.
[از] روزی [پروا کنید] که خدا پیامبران را جمع میکند، و [به آنان] میفرماید: [در برابر دعوتتان به اجرای دستورهای خدا] چه پاسخی به شما داده شد؟ گویند: ما را [در برابرِ دانشِ تو] هیچ دانشی نیست؛ یقیناً تویی که به نهانها بسیار دانایی.
[یاد کنید] هنگامی که خدا فرمود: ای عیسی بن مریم! نعمتم را بر خود و بر مادرت یاد کن، آن گاه که تو را به وسیله روح القدس توانایی بخشیدم، که با مردم در گهواره [به اعجاز] و در میان سالی [به وحی] سخن گفتی، و آن گاه که تو را کتاب و حکمت و تورات و انجیل آموختم، و هنگامی که به اذن من از گِل، مجسمهای به شکل پرنده میساختی، پس در آن میدمیدی و به فرمان من پرندهای زنده میشد، و کور مادر زاد و شخص پیس را به اذن من شفا میدادی، و زمانی که مردگان را به اجازه من [زنده از گور] بیرون میآوردی، و آن گاه که [شرّ و آسیب] بنی اسرائیل را هنگامی که برای آنان دلایل روشن آوردی از تو بازداشتم، پس کسانی که از آنان کافر شدند، گفتند: این [دلایل و معجزات] جز افسونی آشکار نیست.
و [یاد کنید] هنگامی که به حواریون وحی کردم که به من و فرستاده من ایمان آورید. گفتند: ایمان آوردیم و شاهد باش که ما [در برابر خدا، فرمانها و احکام او] تسلیم هستیم.
[و یاد کنید] زمانی که حواریون گفتند: ای عیسی بن مریم! آیا پروردگارت میتواند برای ما سفرهای که غذا در آن باشد از آسمان نازل کند؟! گفت: اگر ایمان دارید، از خدا پروا کنید.
گفتند: میخواهیم از آن بخوریم و دلهای ما آرامش یابد، و بدانیم که تو [در ادعای نبوتت] به ما راست گفتهای، و ما بر آن از گواهان باشیم.
عیسی بن مریم گفت: خدایا! ای پروردگار ما! برای ما از آسمان سفرهای پر از غذا نازل کن تا عیدی باشد برای اهل زمان ما و نسل آینده ما، و نشانهای از سوی تو؛ و ما را روزی بخش که تو بهترین روزی دهندگانی.
خدا فرمود: من مسلماً آن را بر شما نازل میکنم، پس اگر کسی از شما بعد از آن کافر شود [و به انکار نبوّت عیسی و معجزهاش برخیزد] بیتردید او را عذابی خواهم کرد که هیچ یک از جهانیان را آن گونه عذاب نکنم.
و [عرصه هولانگیز قیامت را یاد کنید] هنگامی که خدا به عیسی بن مریم میفرماید: آیا تو به مردم گفتی که مرا و مادرم را به عنوان دو معبود به جای خدا انتخاب کنید؟! میگوید: منزّه و پاکی، مرا چنین قدرتی نمیباشد که آنچه را حقّ من نیست بگویم، اگر آن را گفته باشم یقیناً تو آن را میدانی، تو از آنچه در جان و روح من است آگاهی، و من از آنچه در ذات توست نمیدانم؛ زیرا تو بر نهانها بسیار دانایی.
من به آنان جز آنچه را که به من دستور دادی نگفتم، [گفتم:] خدایی را بپرستید که پروردگار من و شماست. و تا زمانی که در میان آنان بودم گواهشان بودم، و چون مرا [از میان آنان به سوی خود] برگرفتی، خود مراقب و نگاهبانشان بودی؛ و تو بر همه چیز گواهی.
اگر آنان را [به سبب شرک ورزیدنشان] عذاب کنی، بندگان تواند، و اگر آنان را بیامرزی، یقیناً تویی که توانای شکست ناپذیر و حکیمی.
خدا فرمود: این روزی است که راستان را راستی و صدقشان سود دهد. برای آنان بهشتهایی است که از زیرِ [درختانِ] آن نهرها جاری است، همیشه در آن جاودانهاند، خدا از آنان خشنود و آنان هم از خدا خشنودند؛ این است رستگاری بزرگ.
مالکیّت و فرمانروایی آسمانها و زمین و آنچه در آنهاست، فقط در سیطره خداست، و او بر هر کاری تواناست.
همه ستایشها ویژه خداست که آسمانها و زمین را آفرید و تاریکیها و روشنی را پدید آورد. [با این همه نشانهها که گواهی بر یکتایی و قدرت اوست] باز کافران برای پروردگارشان [بتها و معبودهای باطل را] شریک و همتا قرار میدهند.
اوست که شما را از گِلی مخصوص آفرید، سپس برای عمر شما مدتی مقرّر کرد، و اجل حتمی و ثابت نزد اوست، [شگفتا! که] باز شما [با این همه دلایل آشکار در یکتایی و ربوبیّت و خالقیّت او] شک میکنید.
و او در آسمانها و در زمین، خداست که نهان و آشکار شما را میداند، و نیز به آنچه [از خیر و شر] به دست میآورید، آگاه است.
و هیچ نشانهای از نشانههای پروردگارشان برای آنان نیامد مگر آنکه از آن روی گردانیدند.
آنان حق را هنگامی که به سویشان آمد تکذیب کردند، پس [ظهور و تحقّق] خبرهای آنچه را همواره به آن استهزا میکردند، به آنان خواهد رسید.
آیا ندانستهاند که پیش از ایشان چه بسیار از ملتها و اقوام را هلاک کردیم؟ که به آنان در پهنه زمین، نعمتها و امکاناتی دادیم که به شما ندادیم، و بر آنان بارانهای پی در پی و پر ریزش فرستادیم و نهرهایی از زیر پای آنان جاری ساختیم [ولی ناسپاسی کردند]؛ پس آنان را به کیفر گناهانشان هلاک کردیم، و بعد از آنان اقوامی دیگر را پدید آوردیم.
و اگر ما نوشتهای روی صحفهای بر تو نازل کنیم که آنان آن را با دست خود لمس کنند، باز کفرپیشگان میگویند: این جز جادویی آشکار نیست!!
و گفتند: چرا فرشتهای [که در معرض دید ما قرار گیرد] بر او نازل نشده است؟ اگر فرشتهای نازل کنیم، کار هلاکت [این بهانهجویان] تمام میشود و لحظهای مهلت نیابند.
[این مغالطهگران لجوج میگویند: چرا پیامبر از جنس فرشتگان نیست؟] اگر او را فرشتهای قرار میدادیم، یقیناً وی را به شکل مردی درمیآوردیم، و قطعاً حقیقت را همانطور که آنان بر دیگران مُشتبه میکنند [به سزای لجاجتشان] بر خود آنان مُشتبه میساختیم، [تا بر فرض پیامبر قرار دادن فرشته، باز بگویند: چرا پیامبری از جنس بشر برای ما قرار داده است؟]
مسلماً پیامبران پیش از تو هم مسخره شدند؛ پس بر کسانی که پیامبران را مسخره میکردند، عذاب و کیفری که همواره به استهزا میگرفتند نازل شد و آنان را فرا گرفت.
بگو: در زمین بگردید، سپس با تأمل بنگرید که فرجام تکذیبکنندگان چگونه بوده است؟
بگو: مالکیّت و فرمانروایی آنچه در آسمانها و زمین است در سیطره کیست؟ بگو: در سیطره خداست که رحمت را بر خود لازم و مقرّر کرده؛ یقیناً همه شما را در روز قیامت که تردیدی در آن نیست جمع خواهد کرد. فقط کسانی که سرمایه وجودشان را تباه کردهاند، ایمان نمیآورند.
و همه موجوداتی که در [عرصه] شب و روز آرام دارند، در سیطره مالکیّت خدا هستند؛ و او شنوا و داناست.
بگو: آیا جز خدا را که آفریننده آسمانها و زمین است، سرپرست و یاور خود گیرم؟ و اوست که روزی میدهد و خود بینیاز از روزی است. بگو: من مأمورم نخستین کسی باشم که فرمان خدا را گردن نهد، و فرمان یافتهام که هرگز از مشرکان مباش.
بگو: مسلماً اگر پروردگارم را نافرمانی کنم، از عذاب روزی بزرگ میترسم
هر کس در آن روز، عذاب از او برگردانده شود، قطعاً خدا به او رحم کرده، و آن است کامیابی آشکار.
و اگر خدا تو را آسیب و گزندی رساند، کسی جز او برطرف کننده آن نیست، و اگر تو را خیری رساند [حفظ و دوامش فقط به دست اوست]؛ پس او بر هر کاری تواناست.
اوست که بر بندگانش چیره و غالب است، و او حکیم و آگاه است.
[به کافران و مشرکان که برای حق بودنِ نبوتت گواه میطلبند] بگو: گواهی چه کسی از همه گواهان بزرگتر است [تا او را بر حقّانیّت نبوتم برای شما گواه آورم]؟ بگو: خدا میان من وشما گواه است [که گواهیاش بزرگترین ومطمئنترین و صحیحترین گواهیهاست]، و این قرآن [که گواهی خدا بر حقّانیّت نبوّت من است] به من وحی شده تا به وسیله آن شما وهر کس را که این قرآن به او میرسد بیم دهم. آیا شما [با دلیل استوار و محکم] گواهی میدهید که با خدا معبودهای دیگری به عنوان شریک هست؟ بگو: [چون دلیلی وجود ندارد] من گواهی نمیدهم. بگو: فقط معبود یگانه و یکتا اوست، و من از معبودهای باطلی که شریک او قرار میدهید، بیزارم.
کسانی که به آنان کتاب آسمانی دادیم، همان گونه که پسرانشان را میشناسند [بر اساس اوصافی که در کتابهایشان بیان شده] پیامبر را میشناسند؛ فقط کسانی که سرمایه وجودشان را تباه کردند، ایمان نمیآورند.
ستمکارتر از کسی که بر خدا دروغ بسته، یا آیات او را تکذیب کرده، کیست؟ یقیناً ستمکاران، رستگار نخواهند بود.
و [یاد کنید] روزی که همه آنان را [در عرصه قیامت] جمع میکنیم، سپس به کسانی که شرک ورزیدهاند، میگوییم: شریکانتان که آنان را شریک خدا میپنداشتید، کجایند [تا شما را از عذاب امروز نجات دهند؟]
پس [آن روز] بهانه و عذرشان [برای رهایی از عذاب] فقط این است که خواهند گفت: به خدا پروردگارمان سوگند، که ما مشرک نبودیم!!
با تأمل بنگر که چگونه بر خود دروغ میبندند؛ وآنچه را به دروغ شریک خدا میدانستند از دستشان رفت وگم شد.
گروهی از آنان به سخنانت گوش میدهند، و ما [به کیفر لجاجت وکفرشان] بر دلهایشان پوششهایی قرار دادیم که آن را نفهمند، و در گوشهایشان سنگینی نهادیم [تا نشنوند]. و اگر همه نشانههای حق را ببینند باز هم به آن ایمان نمیآورند؛ تا آنجا که وقتی به محضرت میآیند با تو مجادله وستیزه میکنند، کافران [از روی لجاجت وعناد] میگویند: این [قرآن] جز افسانههای پیشینیان نیست.
و آنان دیگران را [از توجه به قرآن] بازمیدارند و خود نیز از آن دور میشوند، اینان جز خود را به هلاکت نمیاندازند، و [این خطر را] درک نمیکنند.
اگر هنگامی که آنان را بر آتش [دوزخ] نگه داشتهاند ببینی [حالتی ذلت بار و وضعی هولانگیز میبینی] میگویند: ای کاش به دنیا بازگردانده میشدیم، و در آنجا آیات پروردگارمان را تکذیب نمیکردیم، و از مؤمنان میشدیم.
[ولی آرزوی آنان از روی صدق و راستی نیست] بلکه آنچه [از حقّانیّت توحید و نبوّت و معاد] پیش از این پنهان میداشتند برای آنان آشکار شده [که این گونه آرزو میکنند]، و اگر به دنیا بازگردانده شوند، یقیناً به کفر و شرکی که از آن نهی شدهاند بازمیگردند؛ و مسلماً آنان دروغگویند.
و [زمانی که در دنیا بودند] گفتند: جز این زندگی دنیای ما زندگی دیگری نیست و [پس از مرگ] برانگیخته نخواهیم شد.
و اگر ببینی هنگامی که در پیشگاه پروردگارشان بازداشته شوند [وضعی شگفتانگیز میبینی]، خدا میفرماید: آیا این [برانگیخته شدن و زنده گشتن پس از مرگ] حق نیست؟ میگویند: سوگند به پروردگارمان حق است. [خدا] میفرماید: پس به کیفر آنکه کفر میورزیدید، این عذاب را بچشید.
کسانی که دیدار [پاداش و مقام قرب] خدا را تکذیب کردند، یقیناً دچار زیان شدند. تا هنگامی که قیامت به طور ناگهان و غافل گیرانه به آنان رسد، میگویند: ای بر ما دریغ و افسوس که نسبت به تکالیف و وظایف شرعی خود کوتاهی کردیم. و آنان بار سنگین گناهانشان را بر دوش میکشند؛ آگاه باشید! بد باری است که بر دوش خواهند کشید.
و زندگی دنیا [بدون ایمان و عمل صالح] بازی و سرگرمی است، و یقیناً سرای آخرت برای آنان که همواره پرهیزکاری میکنند، بهتر است. آیا نمیاندیشید؟
آنچه را کافران و مشرکان [بر ضد قرآن و تو] میگویند میدانیم که تو را غمگین میکند. پس آنان تو را تکذیب نمیکنند، بلکه ستمکاران آیات خدا را تکذیب مینمایند.
مسلماً پیش از تو رسولانی تکذیب شدند [و مورد آزار قرار گرفتند] و بر تکذیب و آزاری که دیدند، شکیبایی ورزیدند تا یاری ما به آنان رسید، [تو نیز شکیبایی کن تا یاری ما به تو برسد. این سنّت خداست،] و سنّتهای خدا را تغییر دهندهای نیست. و قطعاً بخشی از سرگذشت پیامبران [در آیاتی که پیش از این نازل شده] به تو رسیده است.
و اگر روی گرداندن آنان [از قرآن و نبوّت] بر تو سنگین و دشوار است، اگر بتوانی نقبی در زمین، یا نردبانی برای راه یافتن در آسمان بجویی تا [از عمق زمین و پهنه آسمان] معجزهای دیگر [غیر قرآن] برای آنان بیاوری [این کار را انجام ده ولی آنها ایمان نمیآورند]؛ و اگر خدا میخواست همه آنان را [به جبر و زور] به راه هدایت گرد میآورد؛ [ولی هدایت اجباری فاقد ارزش است] پس هرگز [نسبت به روحیات و اوصاف کافران لجوج که خواستار هدایت نیستند] از بیخبران مباش.
فقط کسانی [دعوتت را] پاسخ میدهند که [سخنانت را با دقّت، تدبّر، اندیشه و تفکّر] میشنوند، [مشرکان و کافران لجوج، مردگانند] و خدا مردگان را [در قیامت] برمیانگیزد، آنگه [برای حسابرسی] به سوی او بازگردانده میشوند.
و [مرده دلان] گفتند: چرا معجزهای از سوی پروردگارش [همانند معجزات پیامبران گذشته] بر او نازل نمیشود؟ بگو: یقیناً خدا قدرت دارد که معجزهای [نظیر آنچه آنان درخواست دارند] نازل کند، ولی [این گونه درخواستهای نابجا به سبب این است که] بیشترشان [شرایط و موقعیتها را] نمیدانند.
و هیچ جنبندهای در زمین نیست، و نه هیچ پرندهای که با دو بال خود پرواز میکند، مگر آنکه گروههایی مانند شمایند؛ ما چیزی را در کتاب [تکوین از نظر ثبت جریانات هستی و برنامههای آفرینش] فروگذار نکردهایم، سپس همگی به سوی پروردگارشان گردآوری میشوند.
کسانی که آیات ما را تکذیب کردند، کرها و لالهایی فرو رفته در تاریکیهای جهل و گمراهیاند؛ خدا هر که را بخواهد [به کیفر تکذیب آیاتش] گمراه میکند، و هر که را بخواهد [به پاداش تصدیق آیاتش] بر راه راست قرار میدهد.
بگو: اگر راستگویید به من خبر دهید چنانچه عذاب خدا بر شما درآید یا قیامت به شما رسد، آیا کسی را جز خدا [برای یاری خویش] میخوانید؟
[قطعاً چنین نیست] بلکه فقط خدا را میخوانید، و او هم اگر بخواهد آسیب و گزندی که به سبب آن او را خواندهاید برطرف میکند، و [آن زمان است که] بتهایی که برای او شریک قرار میدهید، فراموش میکنید.
و بیتردید ما به سوی امتهایی که پیش از تو بودند [پیامبرانی] فرستادیم؛ پس آنان را [هنگامی که با پیامبران به مخالفت و دشمنی برخاستند] به تهیدستی و سختی و رنج و بیماری دچار کردیم، باشد که [در پیشگاه ما] فروتنی و زاری کنند.
پس چرا هنگامی که عذاب ما به آنان رسید، فروتنی و زاری نکردند؟ بلکه دلهایشان سخت شد و شیطان، اعمال ناپسندی که همواره مرتکب میشدند در نظرشان آراست.
پس چون حقایقی را که [برای عبرت گرفتنشان] به آن یادآوری شده بودند، فراموش کردند، درهای همه نعمتها را به روی آنان گشودیم، تا هنگامی که به آنچه داده شدند، مغرورانه خوشحال گشتند، به ناگاه آنان را [به عذاب] گرفتیم، پس یکباره [از نجات خود] درمانده و نومید شدند.
در نتیجه ریشه کسانی که [به آیات ما و به مردم] ستم ورزیدند، بریده شد؛ و همه ستایشها ویژه خدا مالک و مربی جهانیان است.
[به آنان که برای خدا به خیال باطلشان شریکانی قرار دادهاند] بگو: به من خبر دهید اگر خدا گوشها و چشمهایتان را بگیرد، و بر دلهایتان مُهر [تیره بختی] نِهد، کدام معبودی جز خداست که آنها را به شما دهد؟! با تأمل بنگر چگونه آیات خود را به صورتهای گوناگون [برای هدایت اینان] بیان میکنیم، سپس آنان روی میگردانند.
بگو: به من خبر دهید اگر عذاب خدا ناگهان [مانند صاعقه و صیحه آسمانی] یا آشکار [مانند بیماریهای مهلک] به سوی شما آید، آیا جز گروه ستمکار هلاک میشوند؟
و پیامبران را جز مژده دهنده و بیم رسان نمیفرستیم؛ پس کسانی که ایمان بیاورند و [مفاسد خود را] اصلاح کنند نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین میشوند.
و آنان که آیات ما را تکذیب کردند، به سزای نافرمانیهایشان عذاب به آنان خواهد رسید.
بگو: من به شما نمیگویم که خزینهها و گنجینههای خدا نزد من است، و نیز غیب هم نمیدانم، و نمیگویم که فرشتهام؛ فقط از آنچه به من وحی شده پیروی میکنم. بگو: آیا [اعراض کننده از وحی که] نابینا [ست] و [پیروِ وحی که] بینا[ست] یکسانند؟! پس چرا نمیاندیشید؟!
و به وسیله این قرآن کسانی را که از محشور شدن به سوی پروردگارشان میترسند، هشدار ده که آنان را [در آن روز هولانگیز] جز خدا سرپرست و شفیعی نخواهد بود؛ باشد که بپرهیزند.
و آنان که بامدادان و شامگاهان پروردگارشان را میخوانند [و با این خواندن] خشنودی او را میخواهند، از خود مران. نه چیزی از حساب [عمل] آنان بر عهده توست، و نه چیزی از حساب [کار] تو بر عهده آنان است تا آنان را برانی و [به سبب راندنشان] از ستمکاران باشی.
و ما این گونه توانگران را به مؤمنان تهیدستی که در کنار تو هستند آزمودیم، تا [توانگران با تعجب و استهزا] بگویند: آیا اینانند که خدا از میان ما بر آنان منّت نهاده [و نعمت ایمان و عمل صالح داده و بر ما برتری بخشیده؟!] آیا خدا به سپاسگزاران داناتر نیست؟
و هرگاه کسانی که به آیات ما ایمان میآورند به نزد تو آیند، بگو: سلام بر شما، پروردگارتان رحمت را بر خود لازم و مقرّر کرده؛ بنابراین هر کس از شما به نادانی کار زشتی مرتکب شود، سپس بعد از آن توبه کند و [مفاسد خود را] اصلاح نماید [مشمول آمرزش و رحمت خدا شود]؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.
و این گونه آیات را بیان میکنیم تا [حق روشن شود و] راه و رسم گناهکاران آشکار گردد.
بگو: من از پرستیدن کسانی که شما به جای خدا میپرستید نهی شدهام. بگو: من از هواهای نفسانی شما پیروی نمیکنم، که در آن صورت گمراه شدهام و از راه یافتگان نخواهم بود.
بگو: من بر دلیل روشنی [مانند قرآن] از سوی پروردگارم هستم و حال آنکه شما آن را تکذیب کردید، عذابی که به آن شتاب دارید در اختیار من نیست. فرمان و حکم فقط به دست خداست، همواره حق را بیان میکند و او بهترین داوران و جداکنندگان [حق از باطل] است.
بگو: اگر عذابی که به آن شتاب دارید در اختیار من بود، یقیناً کار میان من و شما به سرعت تمام شده بود؛ و خدا به ستمکاران داناتر است [که چه زمانی آنان را عذاب کند.]
و کلیدهای غیب فقط نزد اوست، و کسی آنها را جز او نمیداند. و به آنچه در خشکی و دریاست، آگاه است، و هیچ برگی نمیافتد مگر آنکه آن را میداند، و هیچ دانهای در تاریکیهای زمین، و هیچتر و خشکی نیست مگر آنکه در کتابی روشن [ثبت] است.
او کسی است که شبانگاهان روح شما را به وقت خواب میگیرد، و آنچه را در روز [از نیکی و بدی] به دست میآورید میداند؛ سپس شما را در روز [با برگرداندن روح به جسمتان از خواب] برمیانگیزد تا اجل مُعّین سر آید؛ آن گاه بازگشت شما به سوی اوست؛ سپس شما را به آنچه همواره انجام میدادید آگاه میکند.
و اوست که بر بندگانش چیره و غالب است، و همواره نگهبانانی [از فرشتگان] برای [حفاظتِ] شما [از حوادث و بلاها] میفرستد تا هنگامی که یکی از شما را مرگ در رسد [در این وقت] فرستادگان ما جانش را میگیرند؛ و آنان [در مأموریت خود] کوتاهی نمیکنند.
سپس [همه] به سوی خدا، سرپرست و مولای به حقّشان بازگردانده میشوند. آگاه باشید! [که در آن روز] فرمانروایی و حکومت مطلق فقط ویژه اوست؛ و او سریعترین حسابگران است.
بگو: چه کسی شما را از تاریکیهای خشکی و دریا نجات میدهد؟ در حالی که او را [برای نجات خود] از روی فروتنی و زاری و مخفیانه به کمک میطلبید؛ [و میگویید] که اگر ما را از این [تنگناها و مهلکهها] نجات دهد، بیتردید از سپاسگزاران خواهیم بود.
بگو: خدا شما را از آن [سختیها] و از هر اندوهی نجات میدهد، باز شما به او شرک میورزید [و به ناسپاسی میگرایید.]
بگو: او تواناست که از بالای سرتان یا از زیر پاهایتان عذابی بر شما برانگیزد، یا شما را گروه گروه و حزب حزب به جان هم اندازد، [تا وضعتان به اختلافات سنگین و کینههای سخت بیانجامد،] و مزه تلخ جنگ و خونریزی را به هر گروه شما به وسیله گروه دیگر بچشاند؛ با تأمل بنگر چگونه آیات خود را به صورتهای گوناگون بیان میکنیم تا بفهمند.
و قوم تو [قرآن] را در حالی که حق است تکذیب کردند؛ بگو: من بر [هدایت، پاداش و کیفر] شما کارساز و صاحب اختیار نیستم.
برای هر خبری [از مژدهها و بیمها] قرارگاهی است، و به زودی [ظهور و تحقّق آنها را در قرارگاههایشان] خواهید دانست.
و هرگاه کسانی را دیدی که در آیات ما [به قصد شبهه اندازی] به یاوه گویی و سخن بیمنطق میپردازند از آنان روی گردان [و مجلسشان را ترک کن] تا در سخنی دیگر در آیند. و اگر شیطان تو را [نسبت به ترک مجلسشان] به فراموشی اندازد، پس از یاد آوردن [به سرعت بیرون برو و] با گروه ستمکاران منشین.
و چیزی از حساب ستمکاران [مغالطهگر] بر عهده کسانی که [به ناچار سخنان آنان را میشنوند ولی از نشستن با آنان] میپرهیزند نیست؛ بلکه [بر عهده اهل تقواست که یاوه گویان را] پند دهند، تا [از گفتار باطل و بیپایه خود] بپرهیزند.
و کسانی که دینشان را بازی و سرگرمی گرفتند، و زندگی دنیا آنان را فریفت، و اگذار؛ و [مردم را] با قرآن اندرز ده؛ که مبادا کسی [در روز قیامت] به [کیفر] آنچه [از گناهان] مرتکب شده [از رحمت و ثواب] محروم ماند [و به هلاکت سپرده شود]؛ و او را جز خدا سرپرست و یاور و شفیعی نباشد؛ و اگر [برای رهاییاش از عذاب] هر گونه عوض و فدیهای بدهد از او پذیرفته نشود. آنانند که به سبب آنچه [از اعمال زشت] مرتکب شدهاند [از رحمت و ثواب] محروم مانده [و به هلاکت سپرده شده]اند. و به خاطر آنکه همواره [به آیات الهی] کفر میورزیدند برای آنان نوشابهای از آب جوشان و عذابی دردناک است.
بگو: آیا به جای خدا معبودی را بپرستیم که نه سودی به ما رساند و نه زیانی؟ و پس از آنکه خدا ما را هدایت کرد [به سبب شرک و بت پرستی] به فرهنگ و فضای جاهلیت بازمان گردانند، مانند کسی که شیاطین عقلش را ربودهاند و در زمین سرگردان [و بیهدف و گمراه] است، در حالی که برای او یارانی است که وی را به سوی هدایت دعوت میکنند که به جانب ما بیا [ولی او به سبب سرگردانی و حیرت زدگی نمیپذیرد.] بگو: یقیناً هدایت خدا همان هدایت [واقعی] است، و ما مأموریم که تسلیم پروردگار جهانیان باشیم.
و [نیز فرمان یافتهایم] به اینکه نماز را بر پا دارید و از خدا پروا کنید، و اوست که به سویش گردآوری میشوید.
و اوست که آسمانها و زمین را به درستی و راستی آفرید؛ و روزی که [ارادهاش به آفریدن چیزی تعلق گیرد] میگوید: باش، پس بیدرنگ میباشد؛ گفتارش حق است؛ و روزی که در صور دمیده شود فرمانروایی و حاکمیّت مطلق ویژه اوست، دانای نهان و آشکار است، و او حکیم و آگاه است.
و [یاد کنید] هنگامی را که ابراهیم به پدرش آزر [شخصی که بنابر روایات اهل بیت، پدر خوانده یا عمویش بود] گفت: آیا بتهایی را به عنوان معبود خود انتخاب میکنی؟ قطعاً من تو را و قومت را در گمراهی آشکار میبینم.
و این گونه فرمانروایی و مالکیّت و ربوبیّت خود را بر آسمانها و زمین به ابراهیم نشان میدهیم تا از یقینکنندگان شود.
پس چون [تاریکی] شب او را پوشانید، ستارهای دید [برای محکوم کردن ستاره پرستان با تظاهر به ستاره پرستی] گفت: این پروردگار من است؛ هنگامی که ستاره غروب کرد، گفت: من غروبکنندگان را دوست ندارم.
هنگامی که ماه را در حال طلوع دید [برای محکوم کردن ماه پرستان با تظاهر به ماه پرستی]، گفت: این پروردگار من است؛ چون ماه غروب کرد، گفت: یقیناً اگر پروردگارم مرا هدایت نکند بدون شک از گروه گمراهان خواهم بود.
وقتی خورشید را در حال طلوع دید [برای محکوم کردن خورشیدپرستان با تظاهر به خورشید پرستی] گفت: این پروردگار من است، این بزرگتر است؛ و هنگامی که غروب کرد، گفت: ای قوم من! بیتردید من [با همه وجود] از آنچه شریک خدا قرار میدهید، بیزارم.
من به دور از انحراف و با قلبی حق گرا همه وجودم را به سوی کسی که آسمانها و زمین را آفرید، متوجه کردم و از مشرکان نیستم.
قومش با او به گفتگوی بیمنطق و ستیز برخاستند، گفت: آیا درباره خدا با من گفتگوی بیمنطق و ستیز میکنید و حال آنکه او مرا هدایت کرد؟ و من از آنچه که شما شریک او قرار میدهید نمیترسم مگر آنکه پروردگارم چیزی را [درباره من] بخواهد، دانش پروردگارم همه چیز را فراگرفته است، آیا [برای فهم توحید] متذکّر نمیشوید؟
چگونه از آنچه شما شریک او قرار دادهاید بترسم؟! در حالی که خود شما از اینکه چیزی را شریک خدا گرفتهاید که خدا هیچ دلیلی بر حقّانیّت آن بر شما نازل نکرده نمیترسید، اگر حقایق را میدانید [بگویید] کدام یک از دو گروه [خداپرستان و مشرکان] به ایمنی [از عذاب خدا] سزاوارترند؟
کسانی که ایمان آوردند و ایمانشان را به ستمی [چون شرک] نیامیختند، ایمنی [از عذاب] برای آنان است، و آنان راه یافتگانند.
و آن [دلایل استوار و محکم] حجت و برهان ما بود که به ابراهیم در برابر قومش عطا کردیم؛ هر که را بخواهیم [به] درجاتی بالا میبریم؛ زیرا پروردگارت حکیم و داناست.
و اسحاق و یعقوب را به ابراهیم بخشیدیم، [و] هر یک را هدایت کردیم، و [نیز] نوح را پیش از این هدایت نمودیم، و از فرزندان او داود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسی و هارون را [هدایت کردیم؛] و این گونه نیکوکاران را پاداش میدهیم.
و زکریا و یحیی و عیسی و الیاس را [نیز که از نسل اویند، هدایت نمودیم] همه از شایستگان بودند.
و اسماعیل و یَسَع و یونس و لوط را [هدایت کردیم]، و همه را بر جهانیان برتری دادیم.
و از پدران و فرزندان و برادرانشان برخی را [برتری عطا کردیم]، و آنان را برگزیدیم و به راهی راست هدایت نمودیم.
این هدایت خداست که هر کس از بندگانش را بخواهد به آن هدایت میکند، و اگر [آنان با همه عظمت و مقامی که داشتند برای خدا] شریک قرار داده بودند، یقیناً آنچه عمل شایسته انجام میدادند، تباه و بیاثر میشد.
آنان کسانی هستند که به ایشان کتاب ومنصب داوری ونبوّت دادیم؛ پس اگر اینان [که به سبب مشرک بودنشان دشمنی و مخالفت میکنند] به این حقایق [که پایههای آیین الهیاند] کفر ورزند، یقیناً گروهی را [برای نگهبانی و مراعات امر نبوّت و برنامه دین] میگماریم که نسبت به آنها کافر نیستند.
آنان [که در آیات گذشته به عنوان پیامبران از ایشان یاد شد] کسانی هستند که خدا هدایتشان کرد، پس به هدایت آنان اقتدا کن، [و به قوم خود] بگو: در برابر رسالتم پاداشی از شما نمیخواهم، این [قرآن] جز تذکّر و پندی برای جهانیان نیست.
[یهودیان بر ضد پیامبر اسلام به سفسطه گری پرداختند چون] آنان خدا را آن گونه که سزاوار اوست نشناختند، چرا که گفتند: خدا بر هیچ بشری چیزی نازل نکرده. بگو: کتابی را که موسی آورده چه کسی نازل کرده؟ کتابی که برای مردمْ نور [و روشنگر حقایق] و [سرتاسر] هدایت است، شما آن را در طومارهای پراکنده قرار میدهید، بخشی از آن را [که دلخواه شماست برای مردم] آشکار میکنید و بسیاری از آن را [که گواه نبوّت پیامبر اسلام است] پنهان میدارید و حال آنکه حقایقی که نه شما میدانستید و نه پدرانتان [به وسیله تورات] به شما آموخته شد. بگو: خدا، سپس آنان را رها کن تا در باطل گویی و خرافاتشان بازی کنند.
و این [قرآن] کتابی است پرفایده، که ما آن را نازل کردیم، تصدیق کننده کتابهای آسمانی پیش از خود است، و [نزولش] برای این است که مردم مکه و کسانی را که پیرامون آنند بیم دهی؛ و آنان که به آخرت ایمان دارند به آن ایمان میآورند، و آنان همواره بر نمازشان محافظت میکنند.
چه کسی ستمکارتر از کسی است که به خدا دروغ میبندد، یا میگوید: به من وحی شده؛ در حالی که چیزی به او وحی نشده است، و نیز کسی که بگوید: من به زودی مانند آنچه خدا نازل کرده نازل میکنم؟! ای کاش ستمکاران را هنگامی که در سختیها و شداید مرگاند ببینی در حالی که فرشتگان دستهای خود را [به سوی آنان] گشوده [و فریاد میزنند] جانتان را بیرون کنید، امروز [که روز وارد شدن به جهان دیگر است] به سبب سخنانی که به ناحق درباره خدا میگفتید واز پذیرفتن آیات او تکبّر میکردید، به عذاب خوارکنندهای مجازات میشوید.
و [لحظه ورود به جهان دیگر به آنان خطاب میشود:] همان گونه که شما را نخستین بار [در رحم مادر تنها و دست خالی از همه چیز] آفریدیم، اکنون هم تنها به نزد ما آمدید، و آنچه را در دنیا به شما داده بودیم پشت سر گذاشته و همه را از دست دادید، و شفیعانتان را که [در ربوبیّت و عبادت ما] شریک میپنداشتید، همراه شما نمیبینیم، یقیناً پیوندهای شما [با همه چیز] بریده، و آنچه را شریکان خدا گمان میکردید از دستتان رفته و گم شده است.
بی تردید خدا شکافنده دانه و هسته است؛ زنده را از مرده بیرون میآورد، و بیرون آورنده مرده از زنده است؛ این است خدا، پس چگونه [از حق] منصرفتان میکنند؟
شکافنده صبح [از پرده تاریک شب است] و شب را برای آرامش قرار داد، و خورشید و ماه را وسیلهای برای محاسبه و اندازه گیری زمان مقرّر فرمود؛ این است اندازه گیری آن توانای شکست ناپذیر ودانا.
و اوست که ستارگان را برای شما قرار داد تا به وسیله آنها در تاریکیهای خشکی و دریا راه یابید؛ مسلماً ما آیات خود را برای قومی که دانایند بیان کردیم.
و اوست که شما را از یک تن آفرید، برخی [از شما] استقرار یافته [در زمین] و برخی به ودیعت نهاده [در اصلاب و رحمهایند]؛ ما آیات خود را برای قومی که میفهمند، بیان کردیم.
و اوست که از آسمان آبی فرستاد، و به وسیله آن گیاهان گوناگون را [از زمین] رویاندیم، و از آن ساقهها و شاخههای سبز درآوردیم، و از آن دانههای متراکم را خارج میکنیم، و از شکوفه درخت خرما خوشههای سر فروهشته [به وجود میآوریم]، و باغهایی از انگور و زیتون و انار شبیه به هم و بیشباهت به هم [بیرون میآوریم]؛ به میوهاش چون میوه دهد و به رسیدن و کامل شدنش با تأمل بنگرید، مسلماً در این [امور] برای قومی که ایمان میآورند، نشانههایی [بر توحید، ربوبیّت و قدرت خدا]ست.
[مشرکان] برای خدا شریکانی از جن قرار دادند، در حالی که همه آنها را خدا آفرید، و از روی جهل و بیدانشی برای خدا پسران و دخترانی انگاشتند؛ منزّه و برتر است از آنچه آنان توصیف میکنند.
[او] پدید آورنده آسمانها و زمین است، چگونه او را فرزندی باشد؟! در صورتی که برای او همسری نبوده، و همه چیز را او آفریده؛ و او به همه چیز داناست.
این است خدا پروردگار شما، جز او معبودی نیست، آفریننده همه چیز است؛ پس تنها او را بپرستید، و او کارساز هر چیز است.
چشمها او را درنمییابند، ولی او چشمها را درمییابد، و او لطیف و آگاه است.
بی تردید برای شما از سوی پروردگارتان دلایلی روشن آمده، پس هر که [به وسیله آن دلایل بینا شود و حقایق را با چشم دل] ببیند به سود خود اوست و هر که [با پشت کردن به دلایل] کوردل شود [و از دیدن حقایق محروم گردد] به زیان خود اوست، [وظیفه من ابلاغ پیام خداست] و بر شما حافظ و نگهبان نیستم.
این چنین، آیات [خود] را به صورتهای گوناگون بیان میکنیم [تا هدفهایی تحقق یابد]، یکی اینکه منکران با متهم کردن تو که این آیات را از دیگران فرا گرفتهای، شقاوت خود را کامل کنند و دیگر اینکه آن را برای گروهی که دانایند، روشن سازیم.
از آنچه از سوی پروردگارت به تو وحی شده پیروی کن، هیچ معبودی جز او نیست، و از مشرکان روی بگردان.
اگر خدا میخواست آنان [به طور اجبار] شرک نمیآوردند، [ولی خواست خدا آزادی انسان در انتخاب است] و ما تو را بر آنان نگهبان و کارساز قرار ندادیم [تا آنان را به اجبار به پذیرش دین وادار کنی.]
و معبودانی را که کافران به جای خدا میپرستند، دشنام ندهید، که آنان هم از روی دشمنی و نادانی خدا را دشنام خواهند داد. این گونه برای هر امتی عملشان را آراستیم [تا به کیفر لجاجت و عنادشان گمان کنندکه آنچه انجام میدهند نیکوست،] سپس بازگشت همه آنان به سوی پروردگارشان خواهد بود، پس آنان را به اعمالی که همواره انجام میدادند، آگاه میکند.
با سختترین سوگندهایشان به خدا سوگند خوردند که اگر معجزه دلخواهشان برای آنان آید، قطعاً به آن ایمان میآورند، بگو: معجزات فقط در اختیار خداست، و شما [ای مردم مؤمن!] چه میدانید [که حقیقت چیست؟] حقیقت این است که اگر آن معجزه هم بیاید، ایمان نمیآورند.
و دلها و دیدگانشان را [که وسیله فهم و بصیرت است، به سزای لجاجت و عنادشان] وارونه و دگرگون کردیم، [به این سبب با آمدن معجزه دلخواهشان هم ایمان نمیآورند] همان گونه که نخستین بار به آیات قرآن ایمان نیاوردند، آنان را در طغیانشان رها میکنیم تا پیوسته سرگردان باشند.
و مسلماً اگر ما فرشتگان را به سوی آنان نازل میکردیم، و مردگان با آنان سخن میگفتند، و همه چیز را گروه گروه در برابرشان گرد میآوردیم، باز هم [از روی اراده و اختیار] ایمان نمیآوردند؛ مگر آنکه خدا [ایمان آوردنشان را به طور اجبار] بخواهد، ولی بیشترشان نادانی و جهالت میورزند.
و این گونه برای هر پیامبری دشمنانی از شیاطین انس و جن قرار دادیم، که برای فریب مردم همواره گفتاری باطل ولی به ظاهر آراسته و دلپسند به یکدیگر القاء میکنند، و اگر پروردگارت میخواست چنین نمیکردند، پس آنان و آنچه را به دروغ به هم میبافند واگذار.
و [ما به عنوان آزمایش بندگان از القای گفتار باطل توسط شیاطین انس و جن به یکدیگر مانع نشدیم] تا دلهای کسانی که به آخرت ایمان ندارند به آن القائات متمایل شود، و آن را بپسندد و [برای رسیدن به منتهای شقاوت که کیفر لجاجت و عناد آنان است] هر عمل زشتی را که بخواهند انجام دهند، نهایتاً انجام دهند.
آیا جز خدا حاکم و داوری بطلبم؟! در حالی که اوست که این کتاب آسمانی را که [همه معارف و احکام در آن] به تفصیل بیان شده به سوی شما نازل کرد؛ و اهل کتاب [به ویژه دانشمندان آنان] میدانند که این کتاب [قرآن] از سوی پروردگارت به درستی و راستی نازل شده؛ پس [در اینکه معجزه خواهی منکران و مخالفتهای اهل کتاب از روی حقیقتجویی نیست] از تردیدکنندگان مباش.
و سخن پروردگارت از روی راستی و عدل کامل شد، سخنان او را تغییر دهندهای نیست؛ و او شنوا و داناست.
اگر از بیشتر مردم روی زمین پیروی کنی [و آرا و خواستههایشان را گردن نهی] تو را از راه خدا گمراه میکنند؛ آنان فقط از گمان و پندار [که پایه علمی و منطقی ندارد] پیروی میکنند، و تنها به حدس و تخمین تکیه میزنند.
یقیناً پروردگارت به کسی که از راه او گمراه میشود و نیز به راه یافتگان داناتر است.
پس اگر به آیات خدا ایمان دارید، از آنچه [از گوشت حیوان حلال گوشتی] که [وقت ذبح شدن] نام خدا بر او برده شده بخورید [نه از ذبیحه گمراهان.]
و شما را چه شده [که به دنبال یاوه گویی مشرکان] از آنچه [چون گوشت ذبیحهای] که نام خدا بر آن برده شده نمیخورید؟! در صورتی که آنچه را خدا بر شما حرام نموده برای شما بیان کرده است، مگر چیزی که [برای حفظ جانتان] به خوردن آن ناچار شوید؛ و قطعاً بسیاری [از بداندیشان]، دیگران را از روی جهل و نادانی با هواهای نفسانی خود گمراه میکنند؛ یقیناً پروردگارت به تجاوزکاران [از حدود حق] داناتر است.
گناه آشکار و پنهان را رها کنید؛ قطعاً کسانی که مرتکب گناه میشوند به زودی در برابر آنچه همواره مرتکب میشدند، مجازات خواهند شد.
از آنچه [هنگام ذبح شدن] نام خدا بر آن برده نشده نخورید؛ مسلماً خوردن آن فسق [و بیرون رفتن از عرصه طاعت خدا] است؛ قطعاً شیاطین [شبهات ناروایی را به ضد احکام خدا] به دوستانشان القاء میکنند تا با شما [درباره احکام خدا] مجادله و ستیزه کنند، و اگر از آنان پیروی کنید، یقیناً شما هم مشرکید.
آیا کسی که [از نظر عقلی و روحی] مرده بود و ما او را [به وسیله هدایت و ایمان] زنده کردیم، و برای وی نوری قرار دادیم تا در پرتو آن در میان مردم [به درستی و سلامت] حرکت کند، مانند کسی است که در تاریکیها[یِ جهل و گمراهی] است و از آن بیرون شدنی نیست؟! این گونه برای کافران [به خاطر لجاجت و عنادشان] آنچه انجام میدادند، آراسته شد [تا گمان کنند اعمالی را که انجام میدهند نیکوست.]
و این گونه [که در مکه میبینی] در هر آبادی و شهری رؤسا و سردمداران گنهکاری قرار دادیم تا در آن [برای گمراه کردن مردم] نیرنگ زنند، ولی جز به خودشان نیرنگ نمیزنند، و [این واقعیت را] درک نمیکنند.
و چون آیه و معجزهای [بخاطر هدایت یافتنشان] به سوی آنان آید، میگویند: هرگز ایمان نمیآوریم تا نظیر آنچه به پیامبران خدا داده شده به ما هم داده شود. خدا داناتر است که مقام رسالت را در کجا قرار دهد؛ به زودی آنان را که گناه کردهاند به کیفر نیرنگی که [همواره برای گمراه کردن مردم] میزدند، در پیشگاه خدا ذلت و خواری و عذابی سخت خواهد رسید.
پس کسی را که خدا بخواهد هدایت کند، سینهاش را برای [پذیرفتن] اسلام میگشاید؛ و کسی را که [به خاطر لجاجت و عنادش] بخواهد گمراه نماید، سینهاش را چنان تنگ میکند که گویی به زحمت در آسمان بالا میرود؛ خدا این گونه پلیدی را بر کسانی که ایمان نمیآورند، قرار میدهد.
و این [قرآن و اسلام] راه راست پروردگار توست؛ ما آیات را برای گروهی که متذکّر میشوند، بیان کردیم.
برای آنان نزد پروردگارشان خانه سلامت و امن است؛ و به پاداش کارهای پسندیدهای که همواره انجام میدادند یار و سرپرست آنان است.
و [یاد کنید] روزی که همه جن و انس را جمع میکنیم [و به طایفه جن میگوییم:] ای گروه جن! شما [با وسوسه و اغواگریِ خود] در بسیاری از انسانها میل و رغبت کردید [تا آنان را گمراه کنید] و دوستانشان از میان انسانها میگویند: پروردگارا! هر یک از ما دو گروه [پیشوایان و پیروان] از دیگری بهره برداری کردیم [ما پیروان به بهرههای نامشروع رسیدیم، و پیشوایان از منحرف کردن ما بهره ناروا بردند] تا به آن مدت از عمری که برای ما مقرّر کرده بودی، رسیدیم. [خدا] میگوید: آتش، جایگاه شماست، در آن جاودانهاید، مگر آنکه خدا نجات شما را بخواهد؛ یقیناً پروردگارت حکیم و داناست.
این گونه برخی ستمکاران را بر برخی به کیفر گناهانی که همواره مرتکب میشدند، مسلط و چیره میکنیم.
[در قیامت خطاب میرسد:] ای گروه جن و انس! آیا برای شما از جنس خودتان پیامبرانی نیامدند که همواره آیات مرا بر شما میخواندند و شما را از دیدار امروزتان هشدار میدادند؟ میگویند: ما به زیان خود گواهی میدهیم [که آمدند، ولی ما تکذیبشان کردیم] و [جلوههای پر زرق و برق] زندگی دنیا آنان را فریفت، و [اکنون در این عرصه هولانگیز] به زیان خود گواهی میدهند که [در دنیا] کافر بودند.
این [فرستادن پیامبران] برای این است که پروردگارت مردم شهرها و آبادیها را در حالی که اهلشان [پیش از آمدن پیامبران] بیخبر [از توحید و معاد و حقایق] باشند، از روی ستم هلاک نمیکند.
و [در قیامت] برای هر کدام [از دو گروه جن و انس] به سزای آنچه انجام میدادند، درجاتی [از ثواب و عذاب] است؛ و پروردگارت از آنچه انجام میدهند، بیخبر نیست.
و پروردگارت بینیاز و صاحب رحمت است، اگر بخواهد همه شما را هلاک مینماید، و پس از شما هر نسلی که بخواهد جایگزین شما میکند، همان گونه که شما را از نسل گروهی دیگر پدید آورد.
بی تردید آنچه [از ثواب و عقاب] به شما وعده میدهند، آمدنی است؛ و شما عاجز کننده خدا نیستید [تا بتوانید از دسترس قدرتش بیرون روید.]
بگو: ای قوم! تا جایی که در قدرت شماست [برای مبارزه با من و آیینم] بکوشید، من هم [در انجام دادن وظایفم] میکوشم، سپس خواهید دانست که سرانجام خوش و نیکوی سرای آخرت برای کیست؟ قطعاً ستمکاران رستگار نمیشوند.
و مشرکان از زراعت و چهارپایانی که خدا آفریده برای او سهمی قرار دادند، و به گمان بیاساس خود گفتند: این سهم خدا، و این سهم بُتان ما؛ [و عقیده داشتند] آنچه برای بتانشان باشد به خدا نمیرسد و آنچه برای خدا باشد [در صورتی که سهم بتان کمبودی داشته باشد] به آنها میرسد؛ بد است آنچه داوری میکنند.
مانند [این سهم بندی بیاساس که هوای نفسشان در نظرشان آراست] بتان، کشتن فرزندانشان را در نظرشان آراستند تا سرگردان و هلاکشان سازند و دینشان را بر آنان مُشتبه [و آمیخته به بدعتها و خرافات] کنند؛ اگر خدا میخواست [اجباراً] آن کار را نمیکردند [ولی اجبار به عمل و ترک آن مشمول خواست خدا نیست؛] پس آنان را با آنچه دروغ میسازند واگذار.
و به گمان بیاساس خود گفتند: این چهار پایان و زراعتی که [سهم خدا و بتان است، خوردنش] ممنوع است، فقط کسی که ما بخواهیم باید از آنها بخورد، و [اینها] چهارپایانی است که سوار شدن بر آنان حرام است، و [نیز آنان را] چهارپایانی [بود] که [هنگام ذبح] نام خدا را بر آنها نمیبردند، در حالی که [این سنتها و قوانین را به دروغ] به خدا نسبت میدادند؛ به زودی خدا آنان را در برابر آنچه دروغ میبستند، مجازات خواهد کرد.
و گفتند: آنچه در شکم این چهارپایان است [در صورتی که زنده بیرون آید] ویژه مردان ماست، و بر همسرانمان حرام است، و اگر مرده باشد همگی در آن شریکند؛ به زودی خدا آنان را بر این توصیف بیپایه و باطلشان جزا خواهد داد، زیرا خدا حکیم و داناست.
قطعاً کسانی که فرزندان خود را از روی سبک مغزی و جهالت کشتهاند، و آنچه را خدا روزی آنان کرده بود بر پایه دروغ بستن به خدا حرام شمردهاند، زیان کردند؛ به راستی که گمراه شدند و هدایت یافته نبودند.
و اوست که باغهایی [که درختانش برافراشته] بر داربست و باغهایی [که درختانش] بدون داربست [است]، و درخت خرما، و کشتزار با محصولات گوناگون، و زیتون، و انار شبیه به هم و بیشباهت به هم را پدید آورد. از میوههای آنها هنگامی که میوه داد بخورید، و حقِّ [الهیِ] آن را روز دروکردنش [که به تهیدستان اختصاص داده شده] بپردازید، و از اسراف [در خوردن وخرج کردن] بپرهیزید، که قطعاً خدا اسرافکنندگان را دوست ندارد.
و از دامها، حیوانات باربر و حیوانات کُرک دار و پشم دهنده را [آفرید]؛ از آنچه خدا روزی شما کرده بخورید، و از گامهای شیطان پیروی نکنید، که بیتردید او برای شما دشمنی آشکار است.
[از حیوانات حلال گوشت و قابل استفاده شما] هشت نوع همراه با جفتش [را آفرید] از گوسفند یک نر و یک ماده، از بز یک نر و یک ماده، بگو: آیا خدا، نر گوسفند و بز، یا ماده گوسفند و بز را یا آنچه را که رحم آن دو ماده در برگرفته حرام کرده؟ اگر راستگویید از روی علم و دانش به من خبر دهید.
و از شتر یک نر و یک ماده و از گاو یک نر و یک ماده [را آفرید] بگو: آیا خدا نرینه شتر و گاو یا ماده هر دو را یا آنچه را که رحم آن دو ماده دربرگرفته حرام کرده؟ یا زمانی که خدا شما را به این [حرام ساختگی] سفارش کرد، حاضر بودید، پس ستمکارتر از کسی که به خدا دروغ بندد تا مردم را از روی نادانی و جهالت گمراه کند، کیست؟! مسلماً خدا گروه ستمکاران را هدایت نمیکند.
بگو: در احکامی که به من وحی شده [خوراک] حرامی را بر خورندهای که میل دارد آن را بخورد نمییابم، مگر آنکه مردار یا خون ریخته شده [از رگهای حیوان] یا گوشت خوک باشد که یقیناً همه نجس و پلیدند، یا حیوانی که از روی نافرمانی از دستور خدا [هنگام ذبح] نام غیر خدا بر آن برده شده؛ پس کسی که [برای نجات جانش از خطر] به خوردن آنها ناچار شود در حالی که خواهان لذت نباشد و از حدّ لازم تجاوز نکند [گناهی بر او نیست؛] یقیناً پروردگارت بسیار آمرزنده و مهربان است.
و هر حیوان ناخندار، و پیه گاو و گوسفند را بر یهودیان حرام کردیم مگر چربیهایی که بر پشت یا رودههای آنان است یا آنچه آمیخته و مخلوط با استخوان است؛ این [تحریم] را به سبب ستم کردنشان به آنان کیفر دادیم، و یقیناً ما راستگوییم.
اگر تو را تکذیب کردند، بگو: پروردگارمان صاحب رحمتی گسترده است، ولی عذاب او هم از گروه مجرمان بازگردانده نخواهد شد.
کسانی که برای خدا شریک و همتا قرار دادند به زودی خواهند گفت: اگر خدا میخواست نه ما شرک میورزیدیم و نه پدرانمان، و نه چیزی [از حلال خدا را خودسرانه] حرام میکردیم [پس شرک و تحریم ما جبری بوده نه اختیاری] کسانی که پیش از اینان بودند [بر اساس همین عقیده باطل پیامبران را] تکذیب کردند تا عذاب و انتقام ما را چشیدند؛ بگو: آیا نزد شما دانشی [استوار و منطقی مُستدل بر عقایدتان] هست که آن را برای ما آشکار کنید؟ شما فقط از پندارهای واهی و پوچ پیروی میکنید و جز به حدس و گمان تکیه نمیزنید.
بگو: دلیل و برهان رسا [که قابل ردّ، ایراد، شک و تردید نیست] مخصوص خداست، و اگر خدا میخواست قطعاً همه شما را [به طور جبر] هدایت میکرد.
[به مدعیان تحریمهای خودسرانه] بگو: گواهان خود را که گواهی میدهند بر اینکه خدا این امور را حرام کرده بیاورید. پس اگر گواهان هم گواهی دادند تو با آنان گواهی مده؛ [زیرا گواهی دادنشان ناحق و نارواست] و از هواهای نفسانی آنان که آیات ما را تکذیب کردند، و کسانی که به آخرت ایمان ندارند، و برای پروردگارشان شریک و همتا قرار میدهند، پیروی مکن.
بگو: بیایید تا آنچه را پروردگارتان بر شما حرام کرده بخوانم: اینکه چیزی را شریک او قرار مدهید، و به پدر و مادر نیکی کنید، و فرزندانتان را از [ترسِ] تنگدستی نکشید، ما شما و آنان را روزی میدهیم، و به کارهای زشت چه آشکار و چه پنهانش نزدیک نشوید، و انسانی را که خدا محترم شمرده جز به حق نکشید؛ خدا این [گونه] به شما سفارش کرده تا بیندیشید.
و به مال یتیم جز به روشی که نیکوتر است، نزدیک نشوید تا به حدّ بلوغِ [بدنی و عقلیِ] خود برسد، و پیمانه و ترازو را بر اساس عدالت و انصاف کامل و تمام بدهید؛ هیچ کس را جز به اندازه توانش تکلیف نمیکنیم؛ و هنگامی که سخن گویید، عدالت ورزید هر چند درباره خویشان باشد، و به پیمان خدا وفا کنید؛ خدا این [گونه] به شما سفارش کرده تا پند گیرید.
و مسلماً این [برنامههای محکم و استوار و قوانین و مقرّرات حکیمانه] راه راست من است؛ بنابراین از آن پیروی کنید و از راههای دیگر پیروی مکنید که شما را از راه او پراکنده میکند؛ خدا این [گونه] به شما سفارش کرده تا پرهیزکار شوید.
سپس به موسی کتاب دادیم برای اینکه [نعمت خود را] بر آنان که نیکی کردند کامل کنیم، و برای اینکه همه احکام و معارفی که مورد نیاز بنی اسرائیل بود، تفصیل و توضیح دهیم و برای اینکه هدایت و رحمت [بر آنان] باشد تا به دیدار [پاداش و مقام قرب] پروردگارشان ایمان آورند.
و این [قرآن] کتابی پرفایده است که ما آن را نازل کردیم پس آن را پیروی کنید و [از مخالفت با آن] بپرهیزید تا مشمول رحمت شوید.
[آری، قرآن را نازل کردیم] تا [شما مشرکان] نگویید: کتاب آسمانی فقط بر دو گروه پیش از ما [یهود و نصاری] نازل شد و [چون به لغت ما نبود] از [یاد گرفتن] قرائت آنان و آموزششان بیخبر ماندیم.
یا نگویید: اگر کتاب آسمانی بر ما نازل میشد، مسلماً از آنان راه یافتهتر بودیم، اینک برهانی آشکار و هدایت و رحمتی از سوی پروردگارتان برای شما آمد، پس ستمکارتر از کسی که آیات خدا را تکذیب کند و از آنها روی بگرداند کیست؟ به زودی کسانی [را] که از آیات ما روی میگردانند، به خاطرِ روی گرداندنشان به عذابی سخت مجازات خواهیم کرد.
آیا جز این انتظار دارند که فرشتگانِ [عذاب] به سویشان آیند، یا [قیامت] پروردگارت [که روز جلوه کامل حق و ظهور وانکشاف تام توحید است] بیاید، یا برخی از نشانههای پروردگارت [مانند مرگ و آثار پس از آن] تحقق یابد؟ روزی که برخی از نشانههای پروردگارت به ظهور آید، ایمان آوردن کسی که پیش از این ایمان نیاورده یا در حال ایمانش عمل شایستهای انجام نداده سودی نخواهد داشت. بگو: [شما با این وضع ناروایی که دارید] منتظر [عذاب] باشید. ما هم منتظریم [که عذاب خدا به شما برسد.]
مسلماً کسانی که دینشان را بخش بخش کردند، وگروه گروه شدند، تو را هیچ پیوندی با آنان نیست، کار آنان فقط با خداست، سپس به اعمالی که همواره انجام میدادند، آگاهشان میکند.
هر کس کار نیک بیاورد، پاداشش ده برابر آن است، و آنان که کار بد بیاورند، جز به مانند آن مجازات نیابند و ایشان مورد ستم قرار نمیگیرند.
بگو: یقیناً پروردگارم مرا به راه راست هدایت کرد، به دینی پایدار و استوار، دین ابراهیم یکتاپرست حق گرا، و او از مشرکان نبود.
بگو: مسلماً نماز و عبادتم و زندگی کردن و مرگم برای خدا پروردگار جهانیان است.
او را شریکی نیست، و به این [یگانه پرستی] مأمورم، و نخستین کسی هستم که [در این آیین] تسلیم [فرمانها و احکام] اویم.
بگو: آیا جز خدا پروردگاری بجویم در حالی که او پروردگار هر چیزی است؟! و هیچ کس جز به زیان خود [عمل زشتی] مرتکب نمیشود، و هیچ سنگین باری بار گناه دیگری را برنمیدارد؛ سپس بازگشت همه شما به سوی پروردگارتان خواهد بود، پس شما را به [حقّانیّت] آنچه درباره آن [با مردم مؤمن] اختلاف میکردید، آگاه میکند.
اوست کسی که شما را در زمین، جانشینان [نسلهای گذشته] قرار داد، و [پایههای مادی و معنوی] برخی از شما را بر برخی دیگر به درجاتی بالا برد تا شما را در آنچه به شما عطا کرده، بیازماید؛ قطعاً پروردگارت زود کیفر است، و یقیناً بسیار آمرزنده و مهربان است.
المص
این کتابی [با عظمت] است که به سوی تو نازل شده است؛ پس نباید در سینهات از ناحیه [تبلیغِ] آن تنگی و فشار باشد، تا به وسیله آن مردم را بیم دهی، و برای مؤمنان [مایه] تذکّر و پند باشد.
آنچه را از سوی پروردگارتان به جانب شما نازل شده پیروی کنید، و از معبودانی غیر او پیروی ننمایید، ولی بسیار اندک و کم، پند میگیرید.
چه بسیار شهرهایی که اهلش را [به سبب گناهانشان] هلاک کردیم و عذاب ما در حالی که شب یا نیم روز در استراحت و آرامش بودند، به آنان رسید!!
زمانی که عذاب ما به سویشان آمد، اعترافشان جز این نبود که گفتند: قطعاً ما ستمکار بودهایم.
[روز قیامت] از کسانی که پیامبران به سویشان فرستاده شده [درباره پذیرفتن و نپذیرفتن رسالت پیامبران]، و از شخص پیامبران [درباره تبلیغ دین] به طور یقین پرسش خواهیم کرد.
بی تردید برای آنان [در آن روز، عقاید، اعمال و اخلاقشان را] از روی دانشی [دقیق و فراگیر] بیان خواهیم کرد؛ [زیرا] ما هیچ گاه از آنان غایب نبودهایم.
میزان [سنجش اعمال] در آن روز حق است؛ پس کسانی که اعمال وزن شده آنان سنگین و با ارزش باشد، رستگارند.
و کسانی که اعمال وزن شده آنان سبک و بیارزش باشد، به سبب اینکه همواره به آیات ما ستم میورزیدند، به خود زیان زده [و سرمایه وجودشان راتباه کرده]اند.
و شما را در زمین جای دادیم، و در آن برای شما وسایل و ابزارزندگی قرار دادیم، ولی بسیار اندک و کم، سپاس میگزارید.
و شما را آفریدیم، سپس شما را صورت گری کردیم، آن گاه به فرشتگان گفتیم: بر آدم سجده کنید؛ بیدرنگ همه سجده کردند، جز ابلیس که از سجدهکنندگان نبود.
خدا فرمود: هنگامی که تو را امر کردم، چه چیز تو را مانع شد که سجده نکردی؟ گفت: من از او بهترم، مرا از آتش پدید آوردهای و او را از گِل آفریدی.
خدا فرمود: از این جایگاه و منزلتت [که عرصه فروتنی و فرمانبرداری است] فرود آی؛ زیرا تو را نرسد که در این جایگاه بلند، بزرگ منشی کنی پس بیرون شو که قطعاً از خوارشدگانی.
گفت: مرا تا روزی که [مردگان] برانگیخته شوند، مهلت ده.
خدا فرمود: البته تو از مهلت یافتگانی.
گفت: به سبب اینکه مرا به بیراهه و گمراهی انداختی، یقیناً بر سر راه راست تو [که رهروانش را به سعادت ابدی میرساند] در کمین آنان خواهم نشست.
سپس از پیش رو و پشت سر و از طرف راست و از جانب چپشان بر آنان میتازم و [تا جایی آنان را دچار وسوسه و اغواگری میکنم که] بیشترشان را سپاس گزار نخواهی یافت.
خدا فرمود: از این جایگاه و منزلتت نکوهیده و مطرود بیرون شو که قطعاً هر که از آنان از تو پیروی کند، بیتردید جهنم را از همه شما لبریز خواهم کرد.
و [گفتیم:] ای آدم! تو و همسرت در این بهشت سکونت گیرید، و از هر جا [و هر نوع میوهای] که خواستید بخورید، و به این درخت نزدیک مشوید که ازستمکاران [بر خود] خواهید شد.
پس شیطان، آن دو را وسوسه کرد تا آنچه از شرمگاه بدنشان بر آنان پوشیده بود نمایان کند، [وسوسهاش این بود که به هر دو] گفت: پروردگارتان شما را از این درخت نهی نکرده مگر از این جهت که مبادا دو فرشته گردید، یا از جاودانان شوید.
و برای هر دو سوگند سخت و استوار یاد کرد که یقیناً من برای شما از خیر خواهانم [و قصد فریب شما را ندارم.]
پس آن دو را با مکر و فریب از مقام و منزلتشان فرود آورد [و به خوردن درخت ممنوعه نزدیک کرد]، هنگامی که از آن درخت چشیدند، شرمگاه بدنشان بر دو نفرشان نمایان شد و هر دو دست به کار چسبانیدن برگ [درختان] بهشت به خود شدند؛ و پروردگارشان بر آن دو بانگ زد: آیا من شما را از آن درخت نهی نکردم، وبه شما نگفتم: بیتردید شیطان برای شما دشمنی آشکار است؟!
گفتند: پروردگارا! ما بر خود ستم ورزیدیم، و اگر ما را نیامرزی و به ما رحم نکنی مسلماً از زیانکاران خواهیم بود.
خدا فرمود: از این جایگاه و مقام فرود آیید، در حالی که دشمن یکدیگرید، و برای شما در زمین تا مدتی قرارگاه و مایه برخورداری است.
پروردگار فرمود: در آن زندگی میکنید، و در آن میمیرید، و از آن بیرون میآیید.
ای فرزندان آدم! ما لباسی که شرمگاهتان را میپوشاند، و لباسی فاخر و گران که مایه زینت و جمال است، برای شما نازل کردیم؛ و لباس تقوا [که انسان را از آلودگیهای ظاهر و باطن بازمیدارد] بهتر است، و این [لباس که با استفاده از آن انسان به سعادت ابدی میرسد] از نشانههای خداست، باشد که متذکّر [این حقیقت] شوند.
ای فرزندان آدم! شیطان، شما را نفریبد چنان که پدر و مادرتان را [با فریبکاریش] از بهشت بیرون کرد، لباسشان را از اندامشان برمیکشید تا شرمگاهشان را به آنان بنمایاند، او و دار و دستهاش شما را از آنجا که شما آنان را نمیبینید میبینند، ما شیاطین را سرپرست و یاران کسانی قرار دادیم که ایمان نمیآورند.
چون کار زشتی مرتکب میشوند، میگویند: پدرانمان را بر آن [کار] یافتیم و خدا ما را به آن فرمان داده. بگو: یقیناً خدا به کار زشت فرمان نمیدهد، آیا چیزی را که نمیدانید [از روی جهل و نادانی] به خدا نسبت میدهید؟!
بگو: پروردگارم به میانه روی [در همه امور و به اجتناب از افراط و تفریط] فرمان داده و [امر فرموده]: در هر مسجدی [به هنگام عبادت] روی [دل] خود را [آن گونه] متوجه خدا کنید [که از هر چیزی غیر او مُنقطع شود]، و او را در حالی که ایمان و عبادت را برای وی از هر گونه شرکی خالص میکنید بخوانید؛ همان گونه که شما را آفرید، [پس از مرگ به او] بازمیگردید.
در حالی که گروهی را [به خاطر داشتن لیاقت] هدایت کرد، و گروهی [به سبب نداشتن شایستگی] گمراهی بر آنان ثابت و قطعی شد، چون اینان شیاطین را به جای خدا سرپرستان و دوستان خود گرفتند، وگمان میکنند که راه یافتگانند!!
ای فرزندان آدم! [هنگام هر نماز و] در هر مسجدی، آرایش و زینتِ [مادی و معنوی خود را متناسب با آن عمل و مکان] همراه خود برگیرید، و بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید؛ زیرا خدا اسرافکنندگان را دوست ندارد.
بگو: زینتهای خدا و روزیهای پاکیزهای را که برای بندگانش پدید آورد، چه کسی حرام کرده؟! بگو: این [زینتها و روزیهای پاکیزه] در زندگی دنیا برای کسانی است که ایمان آوردهاند [البته اگر چه غیر مؤمنان هم با آنان در بهرهوری شریکند، ولی] در قیامت فقط ویژه مؤمنان است؛ ما این گونه آیات خود را برای گروهی که میدانند [و اهل دانش و بصیرتاند] بیان میکنیم.
بگو: پروردگارم فقط کارهای زشت را چه آشکارش باشد و چه پنهانش، و گناه و ستم ناحق را، و اینکه چیزی را که خدا بر حقّانیّت آن دلیلی نازل نکرده شریک او قرار دهید، و اینکه اموری را از روی نادانی و جهالت به خدا نسبت دهید، حرام کرده است.
برای هر امتی زمانی [معین و اجلی محدود] است، هنگامی که اجلشان سرآید، نه ساعتی پس میمانند و نه ساعتی پیش میافتند.
ای فرزندان آدم! چون پیامبرانی از جنس خودتان به سویتان آیند که آیاتم را بر شما بخوانند [به آنان ایمان آورید و آیاتم را عمل کنید]؛ پس کسانی که [از مخالفت با آنان] بپرهیزند و [مفاسد خود را] اصلاح کنند، نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین شوند.
و آنان که آیات ما را تکذیب کردند، و از پذیرفتن آنها تکبّر ورزیدند اهلِ آتش و در آن جاودانهاند.
پس ستمکارتر از کسانی که بر خدا دروغ میبندند، یا آیات او را تکذیب میکنند، کیست؟! آنانند که سهمشان از آنچه که [از نعمتها] مقرّر و مقدّر شده به آنان میرسد. تا هنگامی که فرستادگان ما برای ستاندن جانشان به سویشان آیند، میگویند: بتها و معبودهایی که به جای خدا میپرستیدید، کجایند؟ [تا شما را از سختیهای مرگ و پس از آن نجات دهند] میگویند: از دست ما رفتند؛ و بر ضد خود گواهی دهند که کافر بودهاند.
خدا میفرماید: شما هم در میان گروههایی از جن و انس که پیش از شما بودند در آتش درآیید، هرگاه گروهی وارد شوند، هم مسلکان خود را لعنت کنند تا آنکه همه آنان با خفت و خواری در آتش جمع شوند، آن گاه پیروانشان درباره پیشوایانشان گویند: پروردگارا! اینان ما را به گمراهی کشیدند، پس عذابشان را از آتش، دو چندان گردان؛ خدا میفرماید: برای هر کدامتان دو چندان است، ولی نمیدانید.
و پیشوایانشان به پیروانشان گویند: شما را بر ماهیچ برتری و امتیازی نیست [که عذابتان کمتر باشد] پس به کیفر آن اعمال زشتی که مرتکب میشدید، عذاب را بچشید.
قطعاً کسانی که آیات ما را تکذیب کردند، و از پذیرفتن آنها تکبّر ورزیدند، درهای آسمان [برای نزول رحمت] بر آنان گشوده نخواهد شد، و در بهشت هم وارد نمیشوند مگر آنکه شتر در سوراخ سوزن درآید!! [پس هم چنانکه ورود شتر به سوراخ سوزن محال است، ورود آنان هم به بهشت محال است؛] این گونه گنهکاران را کیفر میدهیم.
برای آنان بستری از دوزخ و برفرازشان پوششهایی از آتش است، و ما این گونه ستمکاران را پاداش میدهیم.
و کسانی که ایمان آوردند و [به اندازه طاقت خود] کارهای شایسته انجام دادند، اهل بهشتاند و در آن جاودانهاند، [چرا که] ما هیچ کس را جز به اندازه طاقتش تکلیف نمیکنیم.
و آنچه از کینه و خشم در سینههای آنان است، بَر میکنیم [تا در بهشت با خوشی و سلامت کامل کنار هم زندگی کنند؛] از زیر [کاخها و عمارتهای]شان نهرها جاری است و میگویند: و همه ستایشها ویژه خداست که ما را به این [نعمتها] هدایت کرد، و اگر خدا ما را هدایت نمیکرد هدایت نمییافتیم، مسلماً پیامبران پروردگارمان حق را به سوی ما آوردند، و ندایشان میدهند به پاداش اعمال شایستهای که همواره انجام میدادید، این بهشت را به ارث بردید.
و بهشتیان، دوزخیان را آواز میدهند که ما آنچه را که پروردگارمان به ما وعده داده بود، حق یافتیم، آیا شما هم آنچه را که پروردگارتان وعده داده بود، حق یافتید؟ گویند: آری؛ پس آواز دهندهای در میان آنان آواز دهد که لعنت خدا بر ستمکاران باد.
هم آنان که مردم را همواره از راه خدا بازمیدارند و میخواهند آن را [با وسوسه و اغواگری] کج نشان دهند، و ایشان به روز قیامت کافرند.
و میان آن دو [گروه بهشتیان و دوزخیان] حائلی است، و بر اعراف، مردانی [با مقام و منزلتاند] که هر کدام از دو گروه را به نشانههایشان میشناسند، و بهشتیان را که وارد بهشت نشدهاند، ولی ورود به آن را امید دارند، آواز میدهند که درود بر شما.
و چون بهشتیان، چشمانشان ناخواسته به سوی دوزخیان گردانده شود، گویند: پروردگارا! ما را با گروه ستمکاران قرار مده.
و اهل اعراف مردانی را که از نشانههایشان میشناسند، آواز میدهند [و به عنوان سرزنش] میگویند: [امکانات مادی و] جمعیت [انسانی] شما و تکبّری که میورزیدید، عذابی را از شما دفع نکرد.
[سپس با توجه دادن دوزخیان به سوی اهل ایمان میگویند:] آیا اینان کسانی نبودند که در دنیا سوگند یاد میکردید که خدا آنان را به رحمتی نمیرساند؟ [پس به مؤمنان میگویند:] به بهشت در آیید که نه بیمی بر شماست و نه اندوهگین میشوید.
و دوزخیان بهشتیان را آواز میدهند که از آب [خوشگوار] یا از آنچه خدا روزی شما فرموده بر ما فرو ریزید. [بهشتیان] گویند: خدا آب و نعمتهای بهشتی را بر کافران حرام کرده است.
آنان که دینشان را سرگرمی و بازی گرفتند و زندگی دنیا آنان را فریفت، پس ما امروز از یاد میبریمشان، همان گونه که آنان دیدار امروزشان را از یاد بردند وهمواره آیات ما را انکار میکردند.
و برای آنان کتابی [عظیم و با ارزش] آوردیم که آن را از روی دانشی [گسترده و دقیق] بیان کردیم، در حالی که برای گروهی که ایمان آوردند، سراسر هدایت و رحمت است.
آیا [منکران قرآن برای باور کردن آن] جز تحقّق وعدههایش را انتظار میبرند؟! روزی که حقایق بیان شده در آن [به صورتی ظاهر و آشکار] بیاید، کسانی که از پیش، آن را فراموش کرده بودند، میگویند: یقیناً فرستادگان پروردگارمان حق را آوردند [ولی ما آن را نپذیرفتیم،] پس آیا [در چنین روزی] شفاعتکنندگانی برای ما هست که ما را شفاعت کنند یا [به دنیا] بازگردانده میشویم تا کاری غیر آنچه انجام میدادیم، انجام دهیم؟! به راستی آنان [سرمایه] وجودشان را تباه کردند و آنچه را به دروغ [به عنوان شریک خدا به خدا] نسبت میدادند [از دستشان رفت و] گم شد.
به یقین پروردگار شما خداست که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید، سپس بر تخت [فرمانروایی و تدبیر امور آفرینش] چیره و مسلط شد، شب را در حالی که همواره با شتابْ روز را میجوید بر روز میپوشاند، و خورشید و ماه و ستارگان را که مُسخّر فرمان اویند [پدید آورد]؛ آگاه باشید که آفریدن و فرمان [نافذ نسبت به همه موجودات] مخصوص اوست؛ همیشه سودمند و با برکت است، پروردگار عالمیان.
پروردگارتان را از روی فروتنی و زاری و مخفیانه بخوانید [و از آداب و شرایط دعا تجاوز نکنید]؛ یقیناً خدا متجاوزان را دوست ندارد.
و در زمین پس از اصلاح آن [به وسیله رسالت پیامبران] فساد مکنید، و خدا را از روی بیم و امید بخوانید، که یقیناً رحمت خدا به نیکوکاران نزدیک است.
و اوست که بادها را پیشاپیشِ [بارانِ] رحمتش به عنوان مژده دهنده میفرستد تا هنگامی که ابرهای سنگین بار را بردارند، آن را به سوی سرزمینی مرده میرانیم، پس به وسیله آن باران نازل میکنیم و به وسیله باران از هر نوع میوه [از زمین] بیرون میآوریم [و] مردگان را نیز [در روز قیامت] این گونه [از لابلای گورها] بیرون میآوریم، [باد، ابر، باران، زمین، روییدن گیاهان و انواع میوهها را مثل زدیم] تا متذکّر و یادآور [اراده و قدرت بینهایت خدا] شوید.
و زمین پاک است که گیاهش به اذن پروردگارش بیرون میآید، و زمینی که ناپاک است، جز گیاهی اندک و بیسود از آن بیرون نمیآید؛ این گونه نشانهها را برای گروهی که سپاس گزارند [به صورتهای گوناگون] بیان میکنیم.
به یقین، نوح را به سوی قومش فرستادیم، پس به آنان گفت: ای قوم من! خدا را بپرستید، که شما را جز او معبودی نیست، من قطعاً از عذاب روزی بزرگ بر شما میترسم.
اشراف و سران قومش گفتند: مسلماً ما تو را در گمراهی آشکار میبینیم!
گفت: ای قوم من! هیچ گمراهی و انحرافی در من نیست، بلکه من فرستادهای از سوی پروردگار جهانیانم.
پیامهای پروردگارم را به شما میرسانم، و برای شما خیرخواهی میکنم و از سوی خدا حقایقی را میدانم که شما نمیدانید.
آیا تعجب کردید که بر مردی از جنس خودتان معارفی از سوی پروردگارتان آمده تا شما را [از عذاب دنیا و آخرت] بیم دهد، و تا شما پرهیزکاری کنید و برای اینکه مورد رحمت قرار گیرید؟!
پس او را تکذیب کردند، ما هم او و کسانی که در کشتی همراهش بودند، نجات دادیم و کسانی که آیات ما را تکذیب کردند، غرق نمودیم؛ زیرا آنان گروهی کوردل بودند.
و به سوی قوم عاد، برادرشان هود را فرستادیم، گفت: ای قوم من! خدا را بپرستید که شما را جز او معبودی نیست، آیا [از زشتیها] نمیپرهیزید؟
اشراف و سران قومش که کافر بودند گفتند: ما تو را در سبک مغزی و نادانی میبینیم و تو را از دروغگویان میپنداریم!!
گفت: ای قوم من! در من هیچ سبک مغزی و نادانی نیست، بلکه من فرستادهای از سوی پروردگار جهانیانم.
پیامهای پروردگارم را به شما میرسانم و برای شما خیرخواهی اَمینم.
آیا تعجب کردید که بر مردی از جنس خودتان معارفی از سوی پروردگارتان آمده تا شما را [از عذاب دنیا و آخرت] بیم دهد؟! و به یاد آورید که شما را جانشینانی پس از قوم نوح قرار داد، و شما را در آفرینش [جسم و جان] نیرومندی و قدرت افزود، پس نعمتهای خدا را به یاد آورید تا رستگار شوید.
گفتند: آیا به سوی ما آمدهای که ما فقط خدا را بپرستیم، و آنچه را پدرانمان میپرستیدند واگذاریم؟ اگر از راستگویانی آنچه را از عذاب و گزند به ما وعده میدهی برای ما بیاور.
گفت: یقیناً از سوی پروردگارتان بر شما عذاب و خشمی مقرّر شده، آیا درباره نامهای [بیهویتی] که خود و پدرانتان بتها را به آن نامیدهاید، و خدا هیچ دلیل و برهانی بر [حقّانیّت] آنان نازل نکرده با من مجادله و ستیزه میکنید؟ پس منتظر [عذاب خدا] باشید و من هم با شما از منتظرانم.
پس [هنگام نزول عذاب] او و کسانی را که همراهش بودند به رحمتی از سوی خود نجات دادیم و بنیاد آنان که آیات ما را تکذیب کردند و مؤمن نبودند، برکندیم.
و به سوی قوم ثمود، برادرشان صالح را فرستادیم، گفت: ای قوم من! خدا را بپرستید که شما را جز او معبودی نیست، برای شما دلیلی روشن از جانب پروردگارتان آمده است، این ماده شتر [از سوی] خدا برای شما نشانهای [بر صدق رسالت من] است، پس او را واگذارید تا در زمین خدا بخورد و آزار و گزندی به او نرسانید که عذابی دردناک شما را خواهد گرفت.
و به یاد آورید که خدا شما را جانشینانی پس از قوم عاد قرار داد، و در زمین، جای [مناسبی] به شما بخشید که از مکانهای هموارش برای خود قصرها بنا میکنید، و از کوهها خانههایی میتراشید، پس نعمتهای خدا را یاد کنید و در زمین تبهکارانه فتنه و آشوب برپا نکنید.
اشراف و سران قومش که تکبّر و سرکشی میورزیدند به مستضعفانی که ایمان آورده بودند، گفتند: آیا شما یقین دارید که صالح از سوی پروردگارش فرستاده شده؟ گفتند: به طور یقین ما به آیینی که فرستاده شده مؤمنیم.
مستکبران گفتند: ما به آیینی که شما به آن ایمان آوردید، کافریم!
پس آن ماده شتر را پی کردند، و از فرمان پروردگارشان سرپیچی نمودند و به صالح گفتند: اگر از پیامبران هستی عذابی که همواره به ما وعده میدهی، بیاور.
پس زلزلهای سخت آنان را فرا گرفت، و در خانههایشان [به رو درافتاده] جسمی بیجان شدند!
پس صالح از آنان روی گرداند و گفت: ای قوم من! قطعاً من پیام پروردگارم را به شما رساندم، و برایتان خیرخواهی کردم، ولی شما خیرخواهان را دوست ندارید.
و لوط را [به یاد آورید] هنگامی که به قومش گفت: آیا آن کار بسیار زشت و قبیح را که هیچ کس از جهانیان در آن بر شما پیشی نگرفته است، مرتکب میشوید؟!
شما [بدون توجه به حقوق همسران و غافل از اینکه نعمت غریزه جنسی برای بقای نسل است] از روی میل شدیدی که به آن [کار بسیار زشت] دارید به سوی مردان میآیید، [نه فقط در این کار متجاوز از حدود انسانیّت هستید] بلکه در امور دیگر هم گروهی زیادهطلب هستید.
وپاسخ قومش جز این نبود که به یکدیگر گفتند: اینان را از شهرتان بیرون کنید؛ زیرا مردمانیاند که همواره خود را پاک نشان میدهند.
پس او و اهلش را نجات دادیم مگر همسرش که از باقی ماندگان [در میان کافران] بود.
و بر آنان بارشی [بینظیر از سنگهای آتشین] باراندیم، پس با تأمل بنگر که سرانجام گنهکاران چگونه بود؟!
و به سوی مردم مدین، برادرشان شعیب را [فرستادیم،] گفت: ای قوم من! خدا را بپرستید که شما را جز او معبودی نیست، یقیناً برهانی روشن از سوی پروردگارتان برای شما آمد، پس پیمانه و ترازو را تمام و کامل بدهید، و از اجناس و اموال و حقوق مردم مکاهید، و در زمین پس از اصلاح آن [به وسیله رسالت پیامبران] فساد مکنید، این [امور] برای شما بهتر است، اگر مؤمنید.
و بر سر هر راهی منشینید که کسانی را که به خدا ایمان آوردهاند [به مصادره اموال، شکنجه و باج خواهی] بترسانید، و از راه خدا بازدارید، و بخواهید آن را [با وسوسه و اغواگری] کج نشان دهید؛ و به یاد آوردید زمانی که جمعیت اندکی بودید، ولی [پروردگارتان] شما را فزونی داد، و با تأمل بنگرید که سرانجام مفسدین و تبهکاران چگونه بود؟
و اگر گروهی از شما به آیینی که من به آن فرستاده شدهام، ایمان آوردند و گروهی ایمان نیاوردند، پس [شما مؤمنان] شکیبایی ورزید تا خدا میان ما داوری کند، که او بهترین داوران است.
اشراف و سران قومش که [از پذیرفتن حق] تکبّر ورزیدند، گفتند: ای شعیب! مسلماً تو و کسانی را که با تو ایمان آوردهاند از شهرمان بیرون میکنیم یا اینکه بیچون و چرا به آیین ما بازگردید. گفت: آیا هر چند که نفرت و کراهت [از آن آیین] داشته باشیم؟!
اگر پس از آنکه خدا ما را از آن [آیین شرک آلود] نجات داده به آیین شما بازگردیم [و بگوییم: خدا دارای شریک و همتاست] یقیناً بر خدا دروغ بستهایم؛ بنابراین امکان ندارد به آیین شما بازگردیم، مگر اینکه خدا که پروردگار ماست بخواهد [که او هم مشرک شدن و کافر شدن کسی را هرگز نمیخواهد] پروردگار ما از نظر دانش بر همه چیز احاطه دارد، فقط بر خدا توکل کردیم. پروردگارا! میان ما و قوم ما به حق داوری کن که تو بهترین داورانی.
و اشراف و سران کافر قومش [به مردم] گفتند: اگر از شعیب پیروی کنید، مسلماً شما هم از زیانکارانید.
پس زلزلهای سخت آنان را فراگرفت و در خانههایشان [به رو درافتاده] جسمی بیجان شدند!
کسانی که شعیب را تکذیب کردند [چنان نابود شدند که] گویی در آن شهر سکونت نداشتند، [آری،] آنان که شعیب را تکذیب کردند، همان زیانکاران بودند.
پس شعیب از آنان روی گردانید و گفت: ای قوم من! یقیناً من پیامهای پروردگارم را به شما رساندم، و برای شما خیرخواهی کردم، با این حال چگونه بر گروهی که کافرند دریغ و تأسف خورم؟
هیچ پیامبری را در شهری نفرستادیم مگر آنکه اهلش را [پس از تکذیب آن پیامبر] به تهیدستی و سختی و رنج و بیماری دچار کردیم، باشد که [به پیشگاه ما] فروتنی و زاری کنند.
سپس [هنگامی که این مصایب، مایه بیداری آنان نشد] به جای آن مصایب، رفاه وفراوانی نعمت قرار دادیم تا [ازنظر مال، ثروت، جمعیت و قدرت] فزونی یافتند، [بلکه بیدار شوند ولی رفاه و فراوانی نعمت در بیدار کردنشان مؤثّر نیفتاد] و گفتند: به پدران ما هم به طور طبیعی تهیدستی و سختی و رنج و بیماری رسید [و ربطی به رویارویی ما با پیامبران و خشم خدا نداشت]؛ پس به ناگاه آنان را در حالی که درک نمیکردند [به عذابی سخت و نابود کننده] گرفتیم.
و اگر اهل شهرها و آبادیها ایمان میآوردند و پرهیزکاری پیشه میکردند، یقیناً [درهایِ] برکاتی از آسمان و زمین را بر آنان میگشودیم، ولی [آیات الهی و پیامبران را] تکذیب کردند، ما هم آنان را به کیفر اعمالی که همواره مرتکب میشدند [به عذابی سخت] گرفتیم.
آیا اهل شهرها ایمنند از اینکه هنگام شب، عذاب ما در حالی که خوابند بر آنان درآید؟!
آیا اهل شهرها ایمنند از اینکه هنگام روز، عذاب ما در حالی که سرگرم [امور دنیایی]اند بر آنان در آید؟!
آیا از عذاب و انتقام خدا ایمنند در حالی که جز گروه زیانکاران خود را از عذاب و انتقام خدا ایمن نمیدانند؟!
آیا [سرگذشت عبرت آموز پیشینیان] برای کسانی که زمین را پس از صاحبانش به ارث میبرند، روشن نکرده که اگر ما بخواهیم آنان را به کیفر گناهانشان میرسانیم و بر دلهایشان مهر میزنیم، پس آنان [دعوت حق را] نشنوند؟
این شهرهاست که بخشی از داستانهایش را برای تو بیان میکنیم، و یقیناً پیامبرانشان برای آنان دلایل روشن آوردند، ولی آنان بر آن نبودند که به حقایقی که پیش از آمدن آن دلایل تکذیب کرده بودند ایمان بیاورند؛ این گونه خدا بر دلهای کافران [به سزای لجاجت وعنادشان] مُهر میزند.
و برای بیشتر آنان هیچ گونه پای بندی وتعهدی [نسبت به وعدههایشان مبنی برایمان آوردن پس از دیدن معجزات ودلایل] نیافتیم، و در حقیقت بیشتر آنان را نافرمان [و پیمان شکن] یافتیم.
سپس بعد از پیامبران گذشته موسی را با آیات خود به سوی فرعون و اشراف و سران قومش فرستادیم؛ ولی آنان به آن آیات ستم ورزیدند. پس با تأمل بنگر که سرانجام مفسدین و تبهکاران چگونه بود؟
وموسی گفت: ای فرعون! یقیناً من فرستادهای از سوی پروردگار جهانیانم.
سزوار است که درباره خدا سخنی جز حق نگویم. بیتردید من دلیلی روشن [بر صدق رسالتم] از سوی پروردگارتان برای شما آوردهام، [از حکومت ظالمانهات دست بردار] و بنی اسرائیل را [برای کوچ کردن از این سرزمین] با من روانه کن.
[فرعون] گفت: اگر [در ادعای پیامبری] از راستگویانی چنانچه معجزهای آوردهای آن را ارائه کن.
پس موسی عصایش را انداخت، پس به ناگاه اژدهایی آشکار شد.
و دستش را از گریبانش بیرون کشید که ناگاه دست برای بینندگان سپید و درخشان گشت.
اشراف و سران قوم فرعون گفتند: قطعاً این جادوگری [زبردست و] داناست.
میخواهد شما را از سرزمینتان بیرون کند؛ اینک [درباره او] چه رأی و نظری میدهید؟
گفتند: [مجازات] او و برادرش را به تأخیر انداز و نیروهای گردآورنده را به شهرها روانه کن.
تا هر جادوگری دانا را به نزد تو آورند.
و جادوگران نزد فرعون آمدند [و] گفتند: آیا اگر پیروز شویم، حتماً برای ما پاداش و مزد قابل توجهی خواهد بود؟
گفت: آری، و یقیناً از مقرّبان خواهید بود.
جادوگران گفتند: ای موسی! یا تو [چوب دست خود را] بینداز، یا اینکه ما میاندازیم.
[موسی] گفت: شما بیندازید. هنگامی که انداختند، چشمهای مردم را جادو کردند و آنان را سخت ترساندند، و جادویی بزرگ و شگفتآور به میان آوردند.
و به موسی وحی کردیم: عصایت را بینداز. ناگهان آنچه را جادوگران به دروغ بافته بودند، به سرعت بلعید!
پس حق ثابت شد و آنچه را همواره جادوگران [به عنوان سِحر] انجام میدادند، باطل و پوچ گشت.
پس [فرعونیان] در آنجا مغلوب شدند و با ذلت و خواری بازگشتند.
و جادوگران [با دیدن آن معجزه عظیم و باطل شدن سِحر خویش] به سجده افتادند.
گفتند: [از روی حقیقت] به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم،
پروردگار موسی و هارون.
فرعون گفت: آیا پیش از آنکه من به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید؟! مسلماً این توطئه و نیرنگی است که [شما و موسی] در این شهر برپا کردهاید تا مردمش را از آن بیرون کنید، ولی به زودی خواهید دانست.
قطعاً دستها و پاهایتان را یکی از چپ و یکی از راست جدا میکنم، سپس همه شما را به دار خواهم آویخت.
گفتند: ما به سوی پروردگارمان بازمیگردیم [بنابراین ترسی از مجازات تو نداریم.]
و تو ما را جز به این سبب به کیفر نمیرسانی که ما به آیات پروردگارمان هنگامی که به سوی ما آمد، ایمان آوردیم. [آن گاه به دعا روی آوردند و گفتند:] پروردگارا! صبر و شکیبایی بر ما فرو ریز و ما را در حالی که تسلیم [فرمانها و احکامت] باشیم، بمیران.
اشراف و سران قوم فرعون گفتند: آیا موسی و قومش را رها میکنی تا در این سرزمین فساد و تباهی کنند و تو و معبودهایت را واگذارند؟ گفت: به زودی پسرانشان را به صورتی وسیع و گسترده به قتل میرسانیم و زنانشان را زنده میگذاریم و ما بر آنان چیره و مُسلّطیم.
موسی به قومش گفت: از خدا یاری بخواهید، و شکیبایی ورزید، یقیناً زمین در سیطره مالکیّت و فرمانروایی خداست، آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد میبخشد، و سرانجام نیک، برای پرهیزکاران است.
گفتند: پیش از آنکه تو نزد ما بیایی شکنجه و آزار شدیم، و نیز پس از آنکه آمدهای [مورد شکنجه و آزاریم]. گفت: امید است که پروردگارتان دشمنانتان را نابود کند، و شما را در این سرزمین، جانشین [آنان] گرداند، پس بنگرد که شما [پس از فرعونیان] چگونه عمل میکنید؟
و فرعونیان را به قحطی و خشکسالیهای متعدد و کمبود بسیار شدیدِ بخشی از محصولات دچار نمودیم تا متذکّر شوند.
پس هنگامی که رفاه و نعمت به آنان روی میکرد، میگفتند: این به سبب [شایستگیِ] خود ماست، و چون گزند و آسیبی به آنان میرسید، به موسی و همراهانش فال بد میزدند؛ آگاه باشید که [سررشته و] علت شومی و نحوست فرعونیان [که عکس العمل زشتیهای خود آنان است] نزد خداست، ولی بیشترشان نمیدانند.
فرعونیان گفتند: [ای موسی! از دعوتت دست بردار که] هر چه را به عنوان معجزه برای ما بیاوری تا به وسیله آن ما را جادو کنی به تو ایمان نمیآوریم.
پس ما توفان و هجوم ملخ و شپش و قورباغه و آلوده شدن وسایل زندگی را به خون که عذابهای گوناگونی بود به سوی آنان فرستادیم، باز هم تکبّر و سرکشی کردند و گروهی مجرم و گناهکار بودند.
و هرگاه عذاب بر آنان فرود آمد، گفتند: ای موسی! پروردگارت را به پیمانی که با تو دارد [و آن مستجاب کردن دعای توست] برای ما بخوان که اگر این عذاب را از مابرطرف کنی یقیناً به تو ایمان میآوریم و بنی اسرائیل را با تو روانه میکنیم.
پس هنگامی که عذاب را تا مدتی که [میباید همه] آنان به پایان مهلتآن میرسیدند از ایشان برطرف کردیم، به دور از انتظار پیمانشان را میشکستند.
نهایتاً به سبب اینکه آیات ما را تکذیب کردند، و از آنها غافل و بیخبر بودند، از آنان انتقام گرفتیم و در دریا غرقشان کردیم.
و به آن گروهی که همواره ناتوان و زبونشان شمرده بودند، نواحی شرقی و غربی آن سرزمین را که در آن [از جهت فراوانی نعمت، ارزانی و حاصل خیزی] برکت قرار داده بودیم، بخشیدیم؛ و وعده نیکوتر و زیباتر پروردگارت بر بنی اسرائیل به [پاداش] صبری که [بر سختیها و بلاها] کردند تحقّق یافت، و آنچه را که همواره فرعون وفرعونیان [از کاخ و قصرهای مجلّل] و سایه بانهای خوش نشین میافراشتند، نابود کردیم.
و بنی اسرائیل را از دریا [یی که فرعونیان را در آن غرق کردیم] عبور دادیم؛ پس به گروهی گذر کردند که همواره بر پرستش بتهای خود ملازمت داشتند، گفتند: ای موسی! همان گونه که برای آنان معبودانی است، تو هم برای ما معبودی قرار بده!! موسی گفت: قطعاً شما گروهی هستید که جهالت و نادانی میورزید.
بی تردید آنچه اینان در آن قرار دارند [وآن عقاید شرک آلود و آیین بت پرستی است] نابود شده و فاسد است، و آنچه همواره انجام میدهند، باطل و بیهوده است.
[موسی با یک دنیا شگفتی و تعجب] گفت: آیا غیر خدا را [که هیچ گونه شایستگی پرستش ندارد] به عنوان معبود برایتان طلب کنم؟ در حالی که اوست که شما را بر جهانیان [روزگارتان] برتری داد.
و [یاد کنید] هنگامی را که شما را از [چنگال ظالمانه] فرعونیان نجات دادیم، هم آنان که شما را به سختترین صورت شکنجه میکردند، [و به شکلی گسترده] پسرانتان را میکشتند، و زنانتان را [برای به عزا نشستن در مرگ پسران و بیگاری] زنده میگذاشتند، و برای شما در این [امور] آزمایشی بزرگ از سوی پروردگارتان بود.
و با موسی [برای عبادتی ویژه و دریافت تورات] سی شب وعده گذاشتیم و آن را با [افزودن] ده شب کامل کردیم، پس میعادگاه پروردگارش به چهل شب پایان گرفت، و موسی [هنگامی که به میعادگاه میرفت] به برادرش هارون گفت: در میان قومم جانشین من باش و به اصلاح برخیز و از راه و روش مفسدان پیروی مکن.
زمانی که موسی به میعادگاه ما آمد، و پروردگارش با وی سخن گفت، عرض کرد: پروردگارا! جمال با کمال ذات بینهایتت را [به قلب من] بنمای تا تو را [به رؤیت ویژه باطنی] بنگرم. خدا فرمود: هرگز مرا نخواهی دید، ولی به این کوه بنگر اگر [پس از جلوه من] بر جای خود ثابت و برقرار ماند، تو هم مرا خواهی دید. چون پروردگارش بر کوه جلوه کرد، آن را متلاشی نمود و موسی بیهوش شد، پس هنگامی که به هوش آمد گفت: تو منزّهی [از اینکه مشاهده شوی،] به سویت بازگشتم، و من [در میان مردم این روزگار] نخستین باور کننده [این حقیقت که هرگز دیده نمیشوی] هستم.
[خدا] فرمود: ای موسی! من تو را به [ابلاغ] پیامهایم و به سخن گفتنم با تو بر همه مردم برگزیدم؛ پس آنچه را [از پیامهایم] به تو دادم، دریافت کن، [وبه کار بند] و از سپاسگزاران باش.
و برای او در الواحِ [تورات] از هر چیزی [که در باب دین مورد نیاز مردم باشد] پندی و برای هر چیزی [که تأمین کننده هدایت انسانها باشد] سخنی روشن نوشتیم؛ پس [به او گفتیم:] آن را با قدرت[ی تمام و عزمی استوار] دریافت کن، [و به کار بند] و قوم خود را فرمان ده که آن را به نیکوترین صورت دریافت کنند [و به کار بندند.] به زودی سرای فاسقان را [که در دنیا ویرانی کاخها و خانههای آنان، و در آخرت دوزخ است] به شما نشان میدهم.
به زودی کسانی را که در روی زمین به ناحق گردنکشی و تکبّر میکنند از [فهم] آیاتم بازمیدارم که اگر هر آیهای را ببینند، به آن ایمان نمیآورند و چون راه هدایت را مشاهده کنند، آن را راه و رسم زندگی نگیرند و اگر راه گمراهی را ببینند، آن را راه و روش خود گیرند؛ این [بازداشتن از فهم آیاتم] به سبب آن است که آیات ما را تکذیب کردند و از آنها غافل و بیخبر بودند.
و آنان که آیات ما و دیدار آخرت را تکذیب کردند، اعمالشان تباه و بیاثر شد. آیا جز به آنچه همواره [بر طبق کفر و انحرافشان] انجام میدادند، کیفر داده میشوند؟!
و قوم موسی پس از [رفتن] او [به میعادگاه پروردگار]، از زیورهای خود مجسمه گوسالهای ساختند که صدای گاو داشت! آیا نمیدیدند که آن مجسمه با آنان سخن نمیگوید و آنان را به راهی هدایت نمیکند؟! [ولی با روشن بودن این حقیقت که مجسمهای بیش نیست و هیچ کاری از دستش برنمیآید] آن را [به عنوان معبودی برای پرستش] گرفتند و [در صورتی که در این انتخاب] از ستمکاران بودند.
و هنگامی که به شدت پشیمان شدند [و به باطل بودن گوساله پرستی آگاه گشتند] و دانستند که قطعاً گمراه شدهاند، گفتند: اگر پروردگارمان به ما رحم نکند و ما را نیامرزد، یقیناً از زیانکاران خواهیم بود.
و هنگامی که موسی [پس از آگاهی از آن پیش آمد خطرناک] خشمگین و بسیار اندوهناک به سوی قومش بازگشت، گفت: پس از من بد جانشینانی برایم بودید، آیا [با پرستش گوساله] بر فرمان پروردگارتان [که در تورات آمده] پیشی گرفتید [و صبر نکردید تا من بیایم و فرمان خدا را به شما ابلاغ کنم؟] و الواح را افکند و سر برادرش را گرفت [وبا خشم] او را به سوی خود میکشید. [هارون] گفت: ای فرزند مادرم! این گروه مرا ناتوان وزبون شمردند، و نزدیک بود مرا به قتل برسانند، پس مرا با مؤاخذه کردنم دشمنْ شاد مکن، و [هم طراز] باگروه ستمکاران قرار مده.
[موسی] گفت: پروردگارا! مرا و برادرم را بیامرز، و ما را در رحمتت درآور، که تو مهربانترین مهربانانی.
بی تردید کسانی که گوساله را [به پرستش] گرفتند، به زودی خشمی سخت از پروردگارشان، و خواری و ذلتی در زندگی دنیا به آنان خواهد رسید؛ و این گونه دروغ بافان را کیفر میدهیم.
و آنان که مرتکب بدیها شدند، سپس بعد از آن توبه کردند، وایمان آوردند [امیدوار باشند که] یقیناً پروردگارت پس از آن [توبه وایمان] بسیار آمرزنده و مهربان است.
وهنگامی که خشم موسی فرو نشست، الواح را برگرفت، و در نوشتههایش برای کسانی که از [مخالفت با فرمانهای] پروردگارشان میترسند، هدایت ورحمت بود.
موسی از میان قومش هفتاد مرد را برای میعادگاه ما بر گزید؛ پس هنگامی که [به سبب درخواست نابجایشان] آن زلزله شدید نابود کننده، آنان را فرا گرفت، گفت: پروردگارا! اگر میخواستی میتوانستی همه آنان و مرا پیش از این هلاک کنی [ای کاش پیش از این هلاک میکردی تا بنی اسرائیل گمان نکنند که مرا در این حادثه توطئه و مکری بوده] آیا ما را به خاطر گناهی که سبک مغزانمان مرتکب شدند، هلاک میکنی؟ این [حادثه] چیزی جز آزمایش تو نیست، هر که را بخواهی [به آزمایشت] گمراه میکنی، و هر که را بخواهی هدایت مینمایی، تو سرپرست و یاور مایی، ما را بیامرز و به ما رحم کن که تو بهترین آمرزندگانی.
و برای ما در این دنیا و آخرت، نیکی مقرّر کن که ما به سوی تو بازگشتهایم. خدا فرمود: عذابم را به هر کس بخواهم میرسانم و رحمتم همه چیز را فرا گرفته است، پس به زودی آن را برای کسانی که [از شرک، کفر، بت پرستی و ارتداد] میپرهیزند و زکات میپردازند و به آیاتم ایمان میآورند، مقرّر و لازم میدارم.
همان کسانی که از این رسول و پیامبر «ناخوانده درس» که او را نزد خود [با همه نشانهها و اوصافش] در تورات وانجیل نگاشته مییابند، پیروی میکنند؛ پیامبری که آنان را به کارهای شایسته فرمان میدهد، و از اعمال زشت بازمیدارد، و پاکیزهها را بر آنان حلال مینماید، و ناپاکها را بر آنان حرام میکند، و بارهای تکالیف سنگین و زنجیرهها[یِ جهل، بیخبری و بدعت را] که بر دوش عقل وجان آنان است برمیدارد؛ پس کسانی که به او ایمان آوردند و او را [در برابر دشمنان] حمایت کردند و یاریش دادند و از نوری که بر او نازل شده پیروی نمودند، فقط آنان رستگارانند.
بگو: ای مردم! یقیناً من فرستاده خدا به سوی همه شمایم؛ خدایی که مالکیّت و فرمانروایی آسمانها و زمین فقط در سیطره اوست، جز او معبودی نیست، زنده میکند و میمیراند، پس به خدا و رسول او پیامبر ناخوانده درس که به خدا و تمام سخنان او ایمان دارد، ایمان بیاورید، و از او پیروی کنید تا هدایت یابید.
و از قوم موسی گروهی هستند که مردم را با [موازین و روشهای] حق هدایت میکنند و به درستی و راستی داوری مینمایند.
و ما بنی اسرائیل را به دوازده قبیله که هر یک امتی بودند، تقسیم کردیم، و به موسی هنگامی که قومش از او درخواست آب کردند، وحی نمودیم که عصایت را بر این سنگ بزن؛ در نتیجه دوازده چشمه از آن جوشید؛ هر گروهی چشمه ویژه خود را شناخت؛ و ابر را بر سر آنان سایبان قرار دادیم، و برای آنان منّ و سلوی [یعنی ترنجبین و مرغی مخصوص] نازل کردیم [و به آنان گفتیم:] از روزیهای پاکیزهای که به شما دادیم، بخورید. و [آنان با سرپیچی از فرمانهای ما] بر ما ستم نکردند، ولی همواره بر خود ستم میورزیدند.
و [یاد کنید] هنگامی را که به بنی اسرائیل گفته شد: در این شهر [بیت المقدس] سکونت گزینید، و از هر جا که خواستید [ازمیوه و محصولاتش] بخورید، و بگویید: [خدایا! خواسته ما] ریزش گناهان است. و از دروازه [شهر یا درِ معبد] فروتنانه و سجدهکنان درآیید، تا گناهانتان را بیامرزم، قطعاً [پاداش] نیکوکاران را بیفزایم.
پس ستمکاران از آنان، سخنی را که [بیرون دروازه شهر] به آنان گفته شده بود [پس از ورود به شهر] به سخنی دیگر تبدیل کردند، [به جای درخواست ریزش گناهان درخواست امور مادی نمودند] نهایتاً به کیفر ستمی که همواره مرتکب میشدند، عذابی از آسمان بر آنان فرستادیم.
از آنان سرگذشت شهری را که در ساحل دریا بود بپرس، هنگامی که [اهلش] در [روز تعطیلیِ] شنبه [از حکم خدا] تجاوز میکردند؛ به این صورت که روز [تعطیلیِ] شنبه ماهیهایشان [به اراده خدا از اعماق آب به سوی ساحل میآمدند و] به روی آب آشکار میشدند و غیر شنبهها نمیآمدند [وآنان بر خلاف حکم خدا در تعطیلی شنبه به صید میپرداختند؛] این گونه آنان را در برابر نافرمانی و فسقی که همواره داشتند، آزمایش میکردیم.
و گروهی از بنی اسرائیل [که در برابر بد کاریهای دیگران ساکت بودند، به پند دهندگان خیرخواه و دلسوز] گفتند: چرا گروهی را که خداهلاک کننده آنان یا عذاب کننده آنان به عذابی سخت است، پند میدهید؟ [پند دادن شما کاری نابجاست.] گفتند: برای اینکه در پیشگاه پروردگارمان [نسبت به رفع مسؤولیت خود] حجت و عذر داشته باشیم و شاید آنان [از گناهانشان] بپرهیزند.
پس چون پندی را که به آنان داده شد، فراموش کردند [در لحظه نزول عذاب] پند دهندگانی که مردم را از بدیها بازمیداشتند، نجات دادیم و آنان را که ستم کردند به کیفر آنکه همواره نافرمانی میکردند، به عذابی سخت گرفتیم.
و هنگامی که از آنچه نهی شدند سرکشی کردند، به آنان گفتیم: به شکل بوزینگانی رانده شده درآیید!
و [یاد کن] هنگامی را که پروردگارت اعلام کرد که بیتردید تا روز قیامت کسانی را بر ضد یهودیان [متجاوز و سرکش] برانگیزد و مسلط کند که همواره عذابی سخت به آنان بچشاند؛ مسلماً پروردگارت زود کیفر و یقیناً [نسبت به تائبان] بسیار آمرزنده و مهربان است.
و آنان را در زمین [به صورت] گروه گروه پراکنده کردیم، گروهی از آنان مردمی شایسته و گروهی از آنان غیر شایستهاند، و آنان را با خوشیها و سختیها آزمودیم، باشد که [غیر شایستهها به صلاح، درستی، صواب و راستی] بازگردند.
پس بعد از آنان جانشینانی [ناشایسته وگناهکار] که کتاب [تورات] را به ارث بردند به جای ایشان قرار گرفتند، [آنان] متاع پست و از دست رفتنی این دنیا[یِ زودگذر] را [از هر راه نامشروعی] به چنگ میزنند و [به ناحق] میگویند: به زودی آمرزیده خواهیم شد. و [به سبب دنیاگرایی وغفلت از حقایق] اگر متاع نامشروعی دیگر همانند متاع اول به آنان برسد [باز هم] آن را به چنگ میزنند؛ آیا از آنان در کتاب [تورات] در حالی که آنچه را در آن است مکرر خوانده و فهمیدهاند، پیمان [محکم و استوار] گرفته نشده است که نسبت به خدا جز حق نگویند؟! [پس چرا آمرزشی که بدون توبه از حرام خواری و زشت کاری به آنان تعلق نمیگیرد به خدا نسبت میدهند؟] و سرای آخرت برای کسانی که [همواره از مال نامشروع و نسبت ناروا] میپرهیزند، بهتر است؛ آیا نمیاندیشید؟
و آنان که به کتاب [آسمانی] چنگ میزنند [و عملاً به آیاتش پای بندند] و نماز را بر پا داشتهاند [دارای پاداشند] یقیناً ما پاداش اصلاحگران را ضایع نمیکنیم.
و [یاد کنید] هنگامی [را] که کوه [طور] را برکندیم، [و] چنان که گویی سایبانی است بالای سرشان قرار دادیم و [به خاطرضعف ایمان] پنداشتند که بر سرشان سقوط میکند. [به آنان گفتیم:] آنچه [از کتاب، شریعت و احکام] به شما دادهایم با قدرت[ی تمام و عزمی استوار] بگیرید، و آنچه [از معارف و حقایق] در آن است متذکّر شوید [و فرا گیرید و همواره به خاطر داشته باشید] تا [با عمل به آن] پرهیزکار شوید.
و [به یاد آر] هنگامی را که پروردگارت از صلب بنی آدم نسلشان را پدید آورد، و آنان را [در ارتباط با پروردگاریش] بر خودشان گواه گرفت [و فرمود:] آیا من پروردگار شما نیستم؟ [انسانها با توجه به وابستگی وجودشان و وجود همه موجودات به پروردگاری و ربوبیّت حق] گفتند: آری، گواهی دادیم. [پس اقرار به پروردگاری خود را در این دنیا از شما گرفتیم] تا روز قیامت نگویید: ما از این [حقیقت آشکار و روشن] بیخبر بودیم.
یا نگویید: پدرانمان پیش از ما مشرک بودند، و ما فرزندانی پس از آنان بودیم [و راهی جز تقلید از آنان نداشتیم] آیا ما را به خاطر آنچه باطل گرایان انجام دادند، هلاک میکنی؟
و این گونه آیات را [مُستدل و منطقی] تفصیل و توضیح میدهیم [تا تدبّر کنند] و برای اینکه [از شرک به توحید] بازگردند.
و سرگذشت کسی که آیات خود را به او عطا کردیم و او عملاً از آنان جدا شد، برای آنان بخوان؛ پس شیطان او را دنبال کرد [تا به دامش انداخت] و در نتیجه از گمراهان شد.
و اگر میخواستیم [درجات و مقاماتش را] به وسیله آن آیات بالا میبردیم، ولی او به امور ناچیز مادی و لذتهای زودگذرِ دنیایی تمایل پیدا کرد واز هوای نفسش پیروی نمود؛ پس داستانش چون داستان سگ است [که] اگر به او هجوم بری، زبان از کام بیرون میآورد، واگر به حال خودش واگذاری [باز هم] زبان از کام بیرون میآورد. این داستان گروهی است که آیات ما را تکذیب کردند؛ پس این داستان را [برای مردم] حکایت کن، شاید [نسبت به امور خویش] بیندیشند.
بد است داستان گروهی که آیات ما را تکذیب کردند وهمواره به خود ستم روا میداشتند.
هر که را خدا هدایت کند، پس او راه یافته واقعی است، و کسانی را که [به سبب عناد و لجاجتشان] گمراه نماید، پس فقط اینان زیانکارانند.
و مسلماً بسیاری از جنّیان و آدمیان را برای دوزخ آفریدهایم [زیرا] آنان را دلهایی است که به وسیله آن [معارف الهی را] درنمییابند، و چشمانی است که توسط آن [حقایق و نشانههای حق را] نمیبینند، و گوشهایی است که به وسیله آن [سخن خدا و پیامبران را] نمیشنوند، آنان مانند چهارپایانند بلکه گمراه ترند؛ اینانند که بیخبر و غافل [ازمعارف و آیات خدای]اند.
و نیکوترین نامها [به لحاظ معانی] ویژه خداست، پس او را با آن نامها بخوانید؛ و آنان که در نامهای خدا به انحراف میگرایند [و او را با نامهایی که نشان دهنده کاستی و نقص است، میخوانند] رها کنید؛ آنان به زودی به همان اعمالی که همواره انجام میدادند، جزا داده میشوند.
و از میان کسانی که آفریدهایم [یعنی جنّیان وآدمیان] گروهی [هستند که هم نوعان خود را] به حق هدایت میکنند و به درستی و راستی داوری مینمایند.
و کسانی که آیات ما را تکذیب کردند، به تدریج ازجایی که نمیدانند [به ورطه سقوط و هلاکت میکشانیم تا عاقبت به عذاب دنیا و آخرت دچار شوند.]
و به آنان مهلت میدهیم؛ [زیرا از سیطره قدرت ما بیرون رفتنی نیستند] یقیناً تدبیر ونقشه من استوار است.
آیا اندیشه نکردند که در همنشین آنان [یعنی پیامبر اسلام] هیچ نوع جنونی نیست؛ او فقط بیم دهندهای آشکار [نسبت به سرانجام شوم بدکاران] است.
آیا در [فرمانروایی و] مالکیّت [و ربوبیّت] بر آسمانها و زمین و هر چیزی که خدا آفریده و اینکه شاید پایان عمرشان نزدیک شده باشد با تأمل ننگریستهاند؟ [و اگر به قرآن مجید، این کتاب هدایتگر ایمان نیاورند] پس بعد ازآن به کدام سخن ایمان میآورند؟!
برای کسانی که خدا [به سبب لجاجت و عنادشان] گمراهشان کند، هدایت کنندهای نیست؛ و آنان را در سرکشی و تجاوزشان وامیگذارد تا در [گمراهیشان] سرگردان و حیران بمانند.
همواره درباره قیامت از تو میپرسند که وقوع آن چه وقت است؟ بگو: دانش آن فقط نزد پروردگار من است، غیر او آن را در وقت معینش آشکار نمیکند؛ [تحملِ این حادثه عظیم و هولناک،] بر آسمانها و زمین سنگین و دشوار است، جز به طور ناگهانی بر شما نمیآید. آن گونه از تو میپرسند که گویا تو از وقت وقوعش به شدت کنجکاوی کردهای [و کاملاً از آن آگاهی]، بگو: دانش آن فقط نزد خداست، ولی بیشتر مردم نمیدانند [که این دانش، مخصوص به خدا و فقط در اختیار اوست.]
بگو: من قدرتِ [جلبِ] سودی و [دفعِ] زیانی را از خود ندارم جز آنچه خدا خواهد، و [غیب هم نمیدانم] اگر غیب میدانستم، یقیناً برای خود ازهر خیری فراوان و بسیار فراهم میکردم وهیچ گزند وآسیبی به من نمیرسید؛ من فقط برای گروهی که ایمان میآورند، بیم دهنده و مژده رسانم.
او کسی است که شما را از یک تن آفرید، و همسرش را از او پدید آورد تا در کنارش آرامش یابد؛ پس هنگامی که مرد با زن آمیزش نمود، زن به حملی سبک حامله شد، پس با آن حمل سبک، زندگی را ادامه داد؛ پس چون سنگین بار شد، زن و شوهر پروردگارشان را خواندند که اگر به ما فرزندی تندرست و سالم عطا کنی، مسلماً از سپاسگزاران خواهیم بود.
پس هنگامی که به آن زن و شوهر فرزندی تندرست و سالم داد [غیر از خدا را در اعطای این نعمت مؤثر دانستند، از این جهت] برای خدا در کنار نعمتی که به آنان عطا کرده بود، شریکان وهمتایانی قرار دادند!! پس خدا برتر و والاتر از آن است که برایش شریکان و همتایان قرار دهند.
آیا موجوداتی را شریک او قرار میدهند که قدرت ندارند کمترین چیزی را بیافرینند و خودشان آفریده میشوند؟!
و [این شریکانی که برای خدا قرار میدهند] نه میتوانند پرستشکنندگان خود را یاری دهند، ونه قدرت دارند خودشان را یاری کنند.
و اگر آن شریکان را به سوی هدایت بخوانید، از شما پیروی نمیکنند، برای شما یکسان است که آنان را بخوانید یا خاموش باشید [در هر صورت چیزی از آنان نصیب شما نمیشود.]
یقیناً کسانی را که به جای خدا میپرستید بندگان و مملوکانی ناتوانْ چون شما هستند؛ پس اگر راستگویید [که میتوانند در زندگی شما مؤثر باشند] آنان را [در گرفتاریها و نیازمندیهای خود] بخوانید پس [هنگامی که بخوانید [باید شما را اجابت کنند] ولی خود میدانید که در هیچ موردی جواب شما را نمیدهند.]
آیا آنها پاهایی دارند که با آن راه روند، یا دستهایی دارند که با آن بگیرند، یا چشمهایی دارند که با آن ببینند، یا گوشهایی دارند که با آن بشنوند؟! بگو: شریکان خود را [به کمک خویش] بخوانید، سپس [بر ضدِّ من هر توطئه و] نیرنگی [دارید] به کار گیرید و [برای نابودی من لحظهای مرا [مهلت ندهید] تا برای شما ثابت شود که هیچ کاری در هیچ زمینهای از غیر خدا برنمیآید.]
یقیناً سرپرست و یار من خدایی است که قرآن را نازل کرده و او همواره شایستگان را سرپرستی و یاری میکند.
و کسانی را که به جای خدا میخوانید، نه میتوانند شما را یاری دهند و نه خود را یاری رسانند.
و اگر آنان را به سوی هدایت دعوت کنید، نمیشنوند و آنان را میبینی که به سوی تو مینگرند در حالی که نمیبینند.
عفو و گذشت را پیشه کن، و به کار پسندیده فرمان ده، و از نادانان روی بگردان.
و اگر [وسوسهای از سوی] شیطان، تو را [به خشم بر مردم و ترکِ مهربانی و ملاطفت] تحریک کند، به خدا پناه جوی؛ زیرا خدا شنوا و داناست.
مسلماً کسانی که [نسبت به گناهان، معاصی و آلودگیهای ظاهری وباطنی] تقوا ورزیدهاند، هرگاه وسوسههایی از سوی شیطان به آنان رسد [خدا و قیامت را] یاد کنند، پس بیدرنگ بینا شوند [و از دام وسوسههایش نجات یابند.]
و برادران بیتقوایان [که شیاطین هستند] همواره آنان را به عمق گمراهی میکشانند؛ سپس [در به گمراهی کشیدنشان] کوتاهی نمیورزند.
و هرگاه برای مخالفان [به سبب تأخیر وحی] آیهای نیاوری [بر پایه گمان پوچ و باطلشان که قرآن را از پیش خود میآوری] میگویند: چرا آیهای از نزد خود انتخاب نکردی [تا برای ما بیاوری]؟ بگو: من فقط آنچه از سوی پروردگارم به من وحی میشود، پیروی میکنم. این قرآن دلایلی روشن از سوی پروردگار شماست و برای گروهی که ایمان میآورند، سراسر هدایت و رحمت است.
و هنگامی که قرآن خوانده شود، به آن گوش فرا دهید و سکوت کنید تا مشمول رحمت شوید.
و پروردگارت را در دل خود بامدادان و شامگاهان از روی فروتنی و زاری و بیم و ترس به صدایی آرام وآهسته یاد کن و [نسبت به ذکر خدا] از بیخبران مباش.
یقیناً مقرّبان و نزدیکان خدا هیچ گاه از عبادت و بندگیاش تکبّر نمیورزند، وهمواره او را تسبیح میگویند، و پیوسته برای او سجده میکنند.
از تو درباره انفال] یعنی غنایم جنگی و هر گونه مالی که مالک معینی ندارد [میپرسند، [که مالک آنها کیست و چگونه باید تقسیم شود؟] بگو: [مالکیّتِ حقیقیِ] انفال ویژه خدا وپیامبر است، پس اگر مؤمن هستید [نسبت به انفال] از خدا پروا کنید و [اختلاف و نزاع] بین خود را اصلاح نمایید، و از خدا و پیامبرش اطاعت کنید.
مؤمنان، فقط کسانی هستند که چون یاد خدا شود، دلهایشان ترسان میشود، و هنگامی که آیات او بر آنان خوانده شود بر ایمانشان میافزاید، و بر پروردگارشان توکل میکنند.
هم آنان که نماز را برپا میدارند و ازآنچه به آنان روزی دادهایم، انفاق میکنند.
مؤمنان واقعی و حقیقی فقط آنانند، برای ایشان نزد پروردگارشان درجاتی بالا و آمرزش و رزق نیکو و فراوانی است.
همان گونه که پروردگارت تو را به درستی و راستی از خانهات [به سوی جنگ بدر] بیرون آورد و گروهی ازمؤمنان [از رفتن به جنگ] ناخشنود بودند [همان گونه گروهی از آنان از کیفیتِ تقسیمِ غنایم جنگی ناخشنودند.]
پس از آنکه حق [بودنِ انگیزههای رفتنت به جنگ بدر] روشن شد با تو در این حقّ [روشن و آشکار] مجادله و ستیزه میکنند [تا رأی خود را در ترک جنگ به عنوان اینکه جنگی نابرابر است، تحمیل کنند؛ چنان از شرکت در جنگ ترسیده بودند] که گویا به سوی مرگ رانده میشوند و آن را با چشم خود میبینند!!
و [یاد کنید] هنگامی را که خدا پیروزی بر یکی ازدو گروه [سپاه دشمن یا کاروان تجارتی قریش] را به شما وعده داد، و شما دوست داشتید بر کاروان تجارتی قریش دست یابید، ولی خدا میخواست پیروزی در میدان جنگ را با فرمان نافذی [که دایر بر پیروزی مؤمنان و شکست دشمنان جاری ساخته بود] تحقّق دهد و ریشه کافران را قطع کند.
تا حق را ثابت [و پابرجا و استوار نماید] وباطل را نابود سازد، هر چند مجرمان خوش نداشته باشند.
[یاد کنید] هنگامی را که [در حال مشاهده دشمنِ تا دندان مسلح با دعا و زاری] ازپروردگارتان یاری خواستید، و او درخواست شما را اجابت کرد که من مسلماً شما را با هزار فرشته که پی در پی نازل میشوند، یاری میدهم.
و خدا آن [وعده یاری] را فقط مژده و نویدی برای شما قرار داد و نیز برای آنکه دلهایتان به سبب آن آرامش یابد؛ و گرنه پیروزی فقط از سوی خداست؛ زیرا خدا توانای شکست ناپذیر و حکیم است.
و [یاد کنید] هنگامی را که به سبب امنیت و آرامشی که ازسوی خدا یافتید، خواب سبکی را به همه شما مسلط کرد و برایتان آبی از آسمان نازل کرد تا شما را به وسیله آن [از آلودگیها] پاک کند، و وسوسه شیطان را [که از بدترین کثافات است] از شما برطرف نماید، و دلهایتان را استحکام دهد، و گامهایتان را به آن استوار و پا برجا کند.
[یاد کن] هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان وحی کرد که من با شمایم، پس مؤمنان را [برای نبرد با دشمن] ثابت قدم دارید، [و] به زودی در دل کافران ترس میاندازم، پس سرهایشان را در هم کوبید و همه انگشتانشان را قطع کنید.
این [کیفر سخت] به سبب این است که آنان با خدا و پیامبرش دشمنی و مخالفت کردند، و هر کس با خدا و پیامبرش دشمنی و مخالفت ورزد، پس [بداند که] یقیناً خدا سخت کیفر است.
این [مجازات شما در دنیاست]، پس آن رابچشید، و [بدانید] برای کافران در قیامت، عذاب آتش است.
ای اهل ایمان! هنگامی که با کافران در حالی که بر ضد شما لشکرکشی میکنند روبرو میشوید، به آنان پشت نکنید [و نگریزید.]
و هر کس در آن موقعیت به آنان پشت کند [و بگریزد] سزاوار خشمی از سوی خدا شود و جایگاهش دوزخ است ودوزخ بازگشت گاه بدی است مگر [اینکه گریزش برای انتخاب محلی دیگر] جهت ادامه نبرد بادشمن، یا پیوستن به گروهی [تازه نفس از مجاهدان برای حمله به دشمن] باشد.
[به کشتن دشمنان بر خود مبالید] شما آنان را نکشتید، بلکه خدا آنان را کشت. [ای پیامبر!] هنگامی که به سوی دشمنان تیر پرتاب کردی، تو پرتاب نکردی، بلکه خدا پرتاب کرد [تا آنان را هلاک کند] و مؤمنان را از سوی خود به آزمایشی نیکو بیازماید؛ زیرا خدا شنوا و داناست.
[سرنوشت مؤمنان و کافران از] این [قرار است که دیدید]، و قطعاً خدا سست کننده نیرنگ کافران است.
[شما ای مشرکان!] اگر پیروزی [آیینِ حق] را میخواستید، اینک پیروزی برای آیینِ حق آمد [پس به آن ایمان آورید]، و اگر [از دشمنی و مخالفت با خدا و رسول] بازایستید، برای شما بهتر است، و اگر [به دشمنی و مخالفت] بازگردید، ما نیز [بر ضد شما] بازمیگردیم، و هرگز جمعیت شما هر چند زیاد باشد، چیزی [از عذاب خدا] را از شما دفع نمیکند، و یقیناً خدا با مؤمنان است.
ای اهل ایمان! از خدا و پیامبرش اطاعت کنید و در حالی که [سخنان بر حقّ او را] میشنوید، از او روی نگردانید.
و مانند کسانی نباشید که [از روی تظاهر] گفتند: شنیدیم در حالی که [از روی حقیقت] نمیشنوند.
قطعاً بدترین جُنبندگان نزد خدا، کرانِ [از شنیدن حق] و لالانِ [از گفتن حق] هستند که [کلام حق را] نمیاندیشند!
اگر خدا [نسبت به پذیرفتن هدایت، شایستگی و] خیری در آنان میدید، یقیناً ایشان را شنوا[ی حقایق و معارف] میکرد، و اگر [با لجبازی و عنادی که فعلاً دارند] آنان را شنوا کند، باز اعراضکنان، روی [از حق] میگردانند.
ای اهل ایمان! هنگامی که خدا و پیامبرش شما را به حقایقی که به شما [حیات معنوی و] زندگی [واقعی] میبخشد، دعوت میکنند اجابت کنید، و بدانید که خدا میان آدمی و دلش حایل و مانع میشود [تا حق را باطل و باطل را حق مپندارد] و مسلماً همه شما به سوی او گردآوری خواهید شد.
و از عذابی [که نتیجه گناه، فساد، نزاع، اختلاف و ترک امر به معروف و نهی از منکر است] بپرهیزید، [عذابی] که فقط به ستمکاران از شما نمیرسد [بلکه وقتی نازل شود، همه را فرامیگیرد، ستمکاران را به خاطر ستم و اهل ایمان را به سبب اختلاف و نزاع و ترک امر به معروف و نهی از منکر] و بدانید که خدا سخت کیفر است.
و یاد کنید هنگامی را که شما در زمین گروهی اندک بودید، و ناتوان و زبون شمرده میشدید، و همواره میترسیدید که مردم [مشرک و کافر] شما را بربایند [تا شکنجه و آزار دهند ونابود کنند] پس خدا شما را [در شهر مدینه] جای داد و با یاریش نیرومندتان ساخت، و از [نعمتهای] پاکیزهاش به شما روزی بخشید تا سپاسگزاری کنید.
ای اهل ایمان! [با فاش کردنِ اسرار و جاسوسی برای دشمن] به خدا و پیامبر خیانت نکنید، و به امانتهای میان خود هم خیانت نورزید، در حالی که میدانید [خیانت، عملی بسیار زشت است.]
و بدانید که اموال و فرزندانتان فقط وسیله آزمایش شماست، وخداست که پاداشی بزرگ نزد اوست.
ای اهل ایمان! اگر [در همه امورتان] از خدا پروا کنید، برای شما [بینایی و بصیرتی ویژه] برای تشخیص حق از باطل قرار میدهد، و گناهانتان را محو میکند، و شما را میآمرزد؛ و خدا دارای فضل بزرگ است.
و [یاد کن] هنگامی را که کفرپیشگان درباره تو نیرنگ میزدند تا تو را به زندان دراندازند، یا به قتل برسانند یا [از وطن] بیرونت کنند، و [در آینده هم، همواره بر ضد تو] نیرنگ میزنند و خدا هم جزای نیرنگشان را میدهد و خدا بهترین جزا دهنده نیرنگ زنندگان است.
و هنگامی که آیات ما را بر آنان میخوانند، میگویند: البته شنیدیم [ولی این آیات، مطلب فوق العادهای نیست] ما هم اگر بخواهیم مانند آن را میگوییم، این آیات جز افسانه پیشینیان نیست!!
و [یاد کن] هنگامی را که گفتند: خدایا! اگر این [قرآن] همان حقِّ [نازل شده] از نزد توست، پس بر ما سنگهایی از آسمان ببار یا عذابی دردناک بر ما بیاور!!
و خدا بر آن نیست که آنان را در حالی که تو در میان آنان به سر میبری، عذاب کند و تا ایشان طلب آمرزش میکنند، خدا عذاب کننده آنان نخواهد بود.
و چه چیزی مانع آنان است که خدا عذابشان نکند، در حالی که [مردم مؤمن را] از ورود به مسجدالحرام [و عبادت در آن] با آنکه متولّیان آن نیستند، بازمیدارند؛ متولّیانِ [شایسته و واقعیِ] این [مکان مقدس] فقط پرهیزکارانند، ولی بیشتر مشرکان نمیدانند [که تولیت آنجا شایسته آنان نیست.]
و نماز و دعایشان در کنار خانه [خدا] چیزی جز سوت کشیدن و کف زدن نبود، پس به کیفر کفری که همواره میورزیدید، عذاب [دنیا و آخرت را] بچشید.
مسلماً کسانی که کافرند، اموالشان را هزینه میکنند تا مردم را از راه خدا بازدارند، و به زودی همه اموالشان را [برای جلوگیری از گسترش اسلام] خرج میکنند؛ سپس [این عمل] برای آنان مایه حسرت و ندامت میشود [زیرا خواهند دید که ثروتشان را از دست دادهاند و اسلام هم گسترش یافته] و آن گاه مغلوب میشوند، و آنان که کافرند به سوی دوزخ گردآوری خواهند شد.
تا خدا ناپاکان را از پاکان جدا کند، وناپاکان را روی یکدیگر گذارد، پس همه را متراکم وانباشته سازد و یکجا در جهنم قرار دهد؛ [به راستی] آنانند که زیانکار واقعیاند.
به کسانی که کافرند بگو: اگر از کفر خود بازایستند [و به اسلام روی آورند] گناهان[ی چون جنگ با پیامبر و بازداشتن مردم از راه خدا، ومنع کردن مؤمنان از ورود به مسجدالحرام] از آنان بخشیده خواهد شد، واگر [به گناهانشان] بازگردند، بیتردید همان سنت خدا که در رابطه با [عذاب وهلاک] پیشینیان جاری شد [بر آنان نیز جاری میشود.]
و با آنان بجنگید تا هیچ نوع فساد و فتنه [و خونریزی وناامنی] بر جا نماند، و دین [در سراسر گیتی] ویژه خدا شود؛ پس اگر از فتنه بازایستند [با آنان نجنگید] زیرا خدا به آنچه انجام میدهند، بیناست.
و اگر روی گرداندند [باک نداشته باشید] بدانید که خدا سرپرست و یار شماست؛ نیکو سرپرست و نیکو یاوری است.
و بدانید هر چیزی را که [از راه جهاد یا کسب یا هر طریق مشروعی] به عنوان غنیمت و فایده به دست آوردید [کم باشد یا زیاد] یک پنجم آن برای خدا و رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و خویشان پیامبر، و یتیمان و مسکینان و در راه ماندگان است، اگر به خدا و آنچه بر بندهاش روز جدا کننده حق از باطل، روز رویارویی دو گروه [مؤمن وکافر در جنگ بدر] نازل کردیم، ایمان آوردهاید [پس آن را به عنوان حقّی واجب به خدا و رسول و دیگر نامبردگان بپردازید]؛ و خدا بر هرکاری تواناست.
و [یاد کنید] هنگامی را که شما [در جنگ بدر] بر دامنهای نزدیکتر به سطح زمین بودید [که برای جنگ جایی نامناسب بود] و دشمن در دامنهای بالاتر [و مناسب برای جنگ] قرار داشت، و کاروان [تجاری قریش] در مکانی پایینتر ازشما بود [که توانست دور از دید شما بگریزد]؛ و اگر [برای رویارویی] با دشمن [زمانی معین و جایی مشخص] وعده میگذاشتید، نسبت به وعده گاه اختلاف میکردید [ظاهر امر نشان میداد که شکست حتمی با شما و پیروزی قطعی با دشمن است، ولی این پیروزی به صورتی غیر عادی نصیب شما شد] تا خدا پیروزی شما و شکست آنان را که [بر اساس ارادهاش] انجامشدنی بود تحقق دهد، تا هر که هلاک میشود از روی دلیلی روشن هلاک شود، وهر که زندگی میکند ازروی برهانی آشکار زندگی کند؛ و یقیناً خدا شنوا و داناست.
و [یاد کن] هنگامی را که خدا دررؤیاهای مکرّرت [نفراتِ] آنان را [که بر ضد تو و اهل ایمان تصمیم به جنگ داشتند] به تو اندک و ناچیز نشان داد [تا آن را برای یارانت بیان کنی]؛ و اگر آنان را بسیار و زیاد نشان میداد، شما [ای یاران پیامبر!] قطعاً سست میشدید و در کار جنگ نزاع و اختلاف میکردید، ولی خدا شما را [با آگاه شدن از رؤیای پیامبر، از سستی و اختلاف] رهایی بخشید؛ زیرا او به آنچه در سینههاست، داناست.
و [یاد کنید] هنگامی را که در جنگ بدر باهم برخورد کردید، دشمن را در چشم شما اندک نشان داد، و شما را نیز در چشم آنان اندک نشان داد [اگر چه در گرما گرم جنگ، شما را در نظر آنان بسیار و آنان را در نظر شما اندک نشان داد] تا خدا پیروزی شما و شکست آنان را که [بر اساس ارادهاش] انجامشدنی بود، تحقّق دهد؛ و همه کارها به سوی خدا بازگردانده میشود.
ای اهل ایمان! هنگامی که [در میدان نبرد] با گروهی [از مشرکان و کافران] برخورد کردید، ایستادگی نمایید و خدا را بسیار یاد کنید تا رستگار شوید.
و از خدا و پیامبرش فرمان برید، و با یکدیگر نزاع و اختلاف مکنید، که سست و بد دل میشوید، و قدرت و شوکتتان از میان میرود؛ و شکیبایی ورزید؛ زیرا خدا با شکیبایان است.
و مانند کسانی مباشید که از خانههایشان از روی مستی و غرور، و برای خودنمایی بیرون آمدند و مردم را از راه خدا بازمیداشتند [ولی سرانجام دچار شکست ذلت باری شدند]؛ و خدا به آنچه انجام میدهند، احاطه دارد.
و [یاد کنید] هنگامی را که شیطان اعمالشان را [که در راه دشمنی با پیامبر و لشکرکشی بر ضد اهل ایمان بود] در نظرشان آراست و گفت: امروز [به سبب جمعیت بسیار و آرایش جنگی شما] هیچ کس از مردمان [با ایمان] پیروز شونده بر شما نیست، و من پناه دهنده به شمایم، ولی زمانی که دو گروه [مؤمن و مشرک] با یکدیگر برخورد کردند، به عقب برگشت و پا به فرار گذاشت، و گفت: من از شما [یاران و پیروانم] بیزارم، من چیزی را [چون نزول فرشتگان] میبینم که شما نمیبینید، البته من از خدا میترسم و خدا سخت کیفر است.
و [یاد کنید] هنگامی را که منافقان و آنان که در دلهایشان بیماری [شک و تردید نسبت به حقایق] است، میگفتند: مؤمنان را دینشان [با این جمعیت اندک و اسلحه ناچیز برای شرکت در میدان نبرد] فریفت، و [آنان باور نمیکردند که] هر کس بر خدا توکل کند [بیتردید پیروز میشود]؛ زیرا خدا توانای شکست ناپذیر و حکیم است.
و اگر آن زمانی را که فرشتگان جان کافران را میستانند، مشاهده کنی [میبینی] که بر چهره و پشتشان ضربات سنگینی میکوبند و [به آنان نهیب میزنند که] عذاب سوزان را بچشید!!
این به سبب گناهانی است که مرتکب شدهاند و گرنه خدا نسبت به بندگانش [حتی به کمترین چیزی از ستم] ستمکار نیست.
[عادتِ اینان] مانند عادت فرعونیان و پیشینیان آنان است که به آیات خدا کافر شدند، پس خدا آنان را به کیفر گناهانشان [به عذابی سخت] گرفت؛ زیرا خدا نیرومند و سخت کیفر است.
این [کیفر سخت] به سبب این است که خدا بر آن نیست که نعمتی را که به قومی عطا کرده [به عذاب و نقمت] تغییر دهد تا زمانی که آنان آنچه را در خود [از عقاید حقّه، حالات پاک و اخلاق حسنهای که] دارند [به کفر، شرک، عصیان و گناه] تغییر دهند؛ و یقیناً خدا شنوا و داناست.
[عادت اینان] مانند عادت فرعونیان و پیشینیان آنان است که آیات پروردگارشان را تکذیب کردند، در نتیجه ایشان را به کیفر گناهانشان هلاک نمودیم، و فرعونیان را غرق کردیم و همه آنان ستمکار بودند.
یقیناً بدترین جنبندگان نزد خدا کسانی هستند که کافرند و [به سبب لجبازی و عنادشان] ایمان نمیآورند.
همان کسانی که با برخی از آنان [بارها] پیمان بستی، ولی هر بار پیمانشان را میشکنند و از خدا پروا نمیکنند.
پس اگر در میدان جنگ، بر آنان دست یافتی [با وارد کردن مجازات و عقوبت سنگین بر ایشان] دیگر کسانی را که دنبال آنانند [و قصد جنگ با تو را دارند] تار و مار کن تا متذکّر [قدرت شما] شوند [و از خیال جنگ با تو بازایستند.]
و اگر از خیانت و پیمان شکنی گروهی [که با آنان هم پیمانی] بیم داری، پس به آنان خبر ده که [پیمان] به صورتی مساوی [و طرفینی] گسسته است؛ زیرا خدا خائنان را دوست ندارد.
و آنان که کافرند گمان نکنند که با پیمان شکنی خود [بر قدرتِ حق] پیشی جستهاند، اینان نمیتوانند [ما را] عاجزکنند [تا از دسترس قدرت ما بیرون روند.]
و در برابر آنان آنچه در قدرت و توان دارید از نیرو [و نفرات و ساز و برگ جنگی] و اسبان ورزیده [برای جنگ] آماده کنید تا به وسیله آنها دشمن خدا و دشمن خودتان ودشمنانی غیر ایشان را که نمیشناسید، ولی خدا آنان را میشناسد بترسانید. و هر چه در راه خدا هزینه کنید، پاداشش به طور کامل به شما داده میشود، و مورد ستم قرار نخواهید گرفت.
و اگر دشمنان به صلح گرایند، تو هم به صلح گرای، و بر خدا توکل کن، که یقیناً او شنوا و داناست.
و اگر بخواهند [در زمینه صلح و آشتی] تو را بفریبند، یقیناً خدا تو را بس است؛ اوست کسی که تو را با یاری خود و به وسیله مؤمنان نیرومند ساخت.
و میان دلهایشان الفت و پیوند برقرار کرد که اگر همه آنچه را در روی زمین است، هزینه میکردی نمیتوانستی میان دلهایشان الفت اندازی، ولی خدا میان آنان ایجاد الفت کرد؛ زیرا خدا توانای شکست ناپذیر و حکیم است.
ای پیامبر! خدا و مؤمنانی که از تو پیروی میکنند [از نظر حمایت و پشتیبانی] برای تو بس است.
ای پیامبر! مؤمنان را به جنگ برانگیز که اگر از شما بیست نفر صابر باشند بر دویست نفر چیره میشوند، و اگر از شما صد نفر [صابر] باشند بر هزار نفر از کافران چیره میشوند؛ زیرا آنان گروهی هستند [که حقایق توحید و قدرت خدا را] نمیفهمند.
اکنون خدا به شما تخفیف داد و معلوم داشت که در شما ضعفی هست؛ بنابراین اگر از شما صد نفر صابر باشند بر دویست نفر چیره میشوند، و اگر هزار نفر [صابر] باشند، به فرمان خدا بر دو هزار نفر چیره میشوند؛ و خدا با صابران است.
هیچ پیامبری را نسزد و نشاید که [پیش از جنگ و پیروزی بر دشمن] اسیران جنگی بگیرد، تا زمانی که [دشمن را به طور کامل] در زمین از قدرت و توان بیندازد [و موقعیت دین و مؤمنان در جهان پابرجا و استوار گردد آن گاه اسیر بگیرد؛ شما ای یاران پیامبر!] متاع ناچیز و ناپایدار دنیا را میخواهید، و خدا [برای شما] آخرت را میخواهد؛ و خدا توانای شکست ناپذیر و حکیم است.
اگر فرمان و حکم لازمی که از سوی خدا گذشته است، نبود [که پیش از اتمام حجت کسی را عذاب نکند] مسلماً شما را به سبب اسیرانی که [بدون اجازه پیامبر و پیش از شروع جنگ] گرفتید، عذابی بزرگ میرسید.
آنچه از غنیمت [در میدان جنگ] گرفتهاید، حلال و پاکیزه بخورید و از خدا پروا کنید؛ یقیناً خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
ای پیامبر! به اسیرانی که در اختیار شمایند، بگو: اگر خدا خیری در دلهای شما بداند، بهتر از مالی که [در برابر آزادی شما] از شما گرفتهاند به شما میدهد، و گناهانتان را میآمرزد و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
و اگر اسیران آزاد شده بخواهند [پس از آزاد شدنشان] به تو خیانت ورزند، [کار جدید و تازهای نیست] آنان پیش از این هم به خدا خیانت ورزیدند، پس او تو را بر آنان مسلط ساخت؛ و خدا دانا و حکیم است.
مسلماً کسانی که ایمان آوردند، و هجرت کردند، و با اموال و جانهایشان در راه خدا جهاد نمودند، و کسانی که مهاجران را پناه و جا دادند و یاری کردند، اینانند که یار و دوست یکدیگرند. و کسانی که ایمان آوردند و هجرت نکردند شما را از دوستی آنان هیچ سودی نیست تازمانی که هجرت کنند؛ و اگر در امور دین از شما یاری طلبند، بر شماست که آنان را یاری دهید مگر آنکه یاری دادن شما به زیان گروهی باشد که میان شما و آنان پیمان [ترک جنگ] برقرار است؛ و خدا به آنچه انجام میدهید، بیناست.
و آنان که کافرند، دوستان و یاران یکدیگرند [و] اگر شما فرمان پیوند [با اهل ایمان و قطع رابطه با کافران] را به اجرا نگذارید فتنه و فسادی بزرگ در زمین پیدا خواهد شد.
و کسانی که ایمان آوردند و هجرت کردند و در راه خدا جهاد نمودند و آنان که مهاجران را پناه دادند و یاری کردند، مؤمنان حقیقی فقط آنانند، برای آنان آمرزش و رزق نیکو و فراوانی است.
و آنان که بعد [از مؤمنان و نخستین مهاجران] ایمان آوردند و هجرت کردند و همراه شما با دشمنان جنگیدند، از شمایند؛ و خویشاوندان [بنابر آنچه نسبت به برنامه ارث] در کتاب خدا مقرّر شده از دیگران سزاوارترند؛ یقیناً خدا به همه چیز داناست.
این [اعلامِ] بیزاری و لغو پیمان از سوی خدا و پیامبرش به کسانی از مشرکان است که با آنان پیمان بستهاید.
بنابراین، چهار ماه حرام را [در کمال آزادی و امنیت] در زمین گردش کنید و بدانید که شما عاجز کننده خدا نیستید [تا بتوانید از دسترس قدرت او بیرون روید] و خدا خوار کننده کافران است.
و این اعلامی است از سوی خدا و پیامبرش به همه مردم در روز حج اکبر که: یقیناً خدا و پیامبرش از مشرکان بیزارند [و هیچ تعهدی نسبت به آنان ندارند]؛ پس [ای مشرکان!] اگر [از پیمان شکنی و خیانت] توبه کنید [و مسلمان شوید] برای شما بهتر است و اگر روی [از وفای به پیمان و اسلام] بگردانید، بدانید که شما عاجز کننده خدا نیستید [تا بتوانید از دسترس قدرت او بیرون روید]؛ و کسانی را که کفر ورزیدند، به عذابی دردناک مژده ده.
مگر کسانی از مشرکان که با آنان پیمان بستید، سپس چیزی [از شرایط پیمان را] نسبت به شما نکاستند و احدی [از دشمنان را] بر ضد شما یاری نکردند، پس به پیمانشان تا پایان مدتشان وفادار باشید؛ زیرا خدا پرهیزکاران را دوست دارد.
پس هنگامی که ماههای حرام سپری شود، مشرکان را هر جا یافتید، بکشید و به اسیری بگیرید و محاصره کنید و در هر کمین گاهی به کمین آنان بنشینید؛ ولی اگر توبه کردند و نماز را بر پا داشتند و زکات پرداختند، پس آزادشان گذارید؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
و اگر یکی از مشرکان از تو پناه خواست، پس پناهش بده تا سخن خدا را بشنود، آن گاه او را به جایگاه امنش برسان؛ این به سبب آن است که آنان گروهی هستند که [حقایق را] نمیدانند [باشد که در پناه تو و شنیدن سخن حق مسلمان شوند.]
چگونه مشرکان را نزد خدا و پیامبرش پیمانی [استوار] تواند بود [در صورتی که همواره پیمان شکنی میکنند] مگر کسانی که با آنان در کنار مسجد الحرام پیمان بستهاید، پس تا زمانی که [به پیمانشان] با شما پایداری کنند، شما هم به پیمانتان با آنان پایداری کنید؛ زیرا خدا پرهیزکاران را دوست دارد.
چگونه [مشرکان بر پیمان خود پای بندند؟] و در صورتی که اگر بر شما چیره شوند، نه [پیوندِ] خویشاوندی را در حقّ شما رعایت میکنند، نه پیمانی را!! شما را با زبانشان خشنود میکنند، ولی دلهایشان [از خشنود کردن شما] امتناع دارد و بیشترشان فاسقند.
آیات خدا را در برابر بهایی اندک فروختند و مردم را از راه خدا بازداشتند؛ راستی چه بد است آنچه را همواره انجام میدادند.
در حقّ هیچ مؤمنی رعایتِ [پیوندِ] خویشاوندی و پیمانی را نمیکنند؛ و آنان همان تجاوز کارانند.
پس اگر [از پیمان شکنی، قطع رحم، کفر و شرک] توبه کنند و نماز را بر پا دارند و زکات بپردازند، برادران دینی شمایند؛ و ما آیات خود را برای گروهی که [واقعیات را] میدانند، به صورتهای گوناگون بیان میکنیم.
و اگر پیمانهایشان را پس از تعهدشان شکستند و در دین شما زبان به طعنه و عیبجویی گشودند، در این صورت با پیشوایان کفر بجنگید که آنان را [نسبت به پیمانهایشان] هیچ تعهدی نیست، باشد که [از طعنه زدن و پیمان شکنی] بازایستند.
چرا و برای چه نمیجنگید؟ آن هم با گروهی که پیمانهای خود را شکستند، و عزمشان را بر بیرون کردن پیامبر از وطنش جزم کردند و هم آنان بودند که نخستین بار با شما جنگیدند، آیا از آنان میترسید؟! در صورتی که اگر مؤمن هستید، خدا سزاوارتر است که از او بترسید.
با آنان بجنگید تا خدا آنان را به دست شما عذاب کند و رسوایشان نماید و شما را بر آنان پیروزی دهد و سینههای [پر سوز و غم] مردم مؤمن را شفا بخشد.
و خشم دلهایشان را از میان ببرد؛ و خدا توبه هر کس را بخواهد میپذیرد؛ و خدا دانا و حکیم است.
آیا گمان کردهاید که شما را به خود واگذارند [و به بوته آزمایش نیازمایند] در حالی که هنوز کسانی از شما را که جهاد کردند و غیر خدا و پیامبرش و مؤمنان را محرم اسرار خود نگرفتند، از دیگران معلوم و مشخص نکرده است [یقیناً باید آزمایش شوید تا مؤمن از غیر مؤمن معلوم و مشخص شود]؛ و خدا به آنچه انجام میدهید، آگاه است.
و مشرکان در حالی که بر ضد خود به کفر [و انکار حقایق] گواهی میدهند، صلاحیت آباد کردن مساجد خدا را ندارند؛ اینانند که اعمالشان تباه و بیاثر است و در آتش جاودانهاند.
آباد کردن مساجد خدا فقط در صلاحیت کسانی است که به خدا و روز قیامت ایمان آورده و نماز را بر پا داشته و زکات پرداخته و جز از خدا نترسیدهاند؛ پس امید است که اینان از راه یافتگان باشند.
آیا آب دادن به حاجیان و آباد کردن مسجدالحرام را مانند [عمل] کسی قرار دادهاید که به خدا و روز قیامت ایمان آورده و در راه خدا جهاد کرده است؟! [این دو] نزد خدا برابر و یکسان نیستند و خدا گروه ستمکاران را هدایت نمیکند.
آنان که ایمان آوردند و هجرت کردند و با اموال و جانهایشان در راه خدا به جهاد برخاستند، منزلتشان در پیشگاه خدا بزرگتر و برتر است، و فقط اینانند که کامیابند.
پروردگارشان آنان را نزد خود به رحمت و خشنودی و بهشتهایی که برای آنان در آنها نعمتهای پایدار است، مژده میدهد.
همواره در آنجا جاودانهاند؛ یقیناً نزد خدا پاداشی بزرگ است.
ای اهل ایمان! اگر پدرانتان و برادرانتان کفر را بر ایمان ترجیح دهند، آنان را دوستان و سرپرستان خود مگیرید؛ و کسانی از شما که آنان را دوست و سرپرست خود گیرند، هم اینانند که ستمکارند.
بگو: اگر پدرانتان و فرزندانتان و برادرانتان و همسرانتان و خویشانتان و اموالی که فراهم آوردهاید و تجارتی که از بیرونقی و کسادیاش میترسید و خانههایی که به آنها دل خوش کردهاید، نزد شما از خدا و پیامبرش و جهاد در راهش محبوب ترند، پس منتظر بمانید تا خدا فرمان عذابش را بیاورد؛ و خدا گروه فاسقان را هدایت نمیکند.
بی تردید خدا شما را در جبهههای زیاد و عرصههای بسیار یاری کرد و [به ویژه] روز [نبرد] حنین، آن زمان که فزونی افرادتان شما را مغرور و شگفت زده کرد، ولی [فزونی عدد] چیزی از خطر را از شما برطرف نکرد، و زمین با همه وسعت و فراخیاش بر شما تنگ شد، سپس پشت به دشمن از عرصه نبرد گریختید.
آن گاه خدا آرامش خود را [که حالت طمأنینه قلبی است] بر پیامبرش و مؤمنان نازل کرد، و لشکریانی که آنان را نمیدیدید [برای یاری مؤمنان] فرود آورد، و کسانی را که کفر میورزیدند، به عذاب سختی مجازات کرد؛ و این است کیفر کفرپیشگان.
سپس خدا بعد از این [گناه بزرگ که فرار از جنگ است] توبه هر کس را که بخواهد میپذیرد؛ و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
ای اهل ایمان! جز این نیست که مشرکان پلیدند؛ پس نباید بعد از امسال به مسجدالحرام نزدیک شوند؛ و اگر [به سبب قطع رابطه با آنان و تعطیل شدن داد و ستد با ایشان] از بینوایی و تنگدستی میترسید، خدا اگر بخواهد شما را از فضل و احسانش بینیاز میکند؛ یقیناً خدا دانا و حکیم است.
با کسانی از اهل کتاب که به خدا و روز قیامت ایمان نمیآورند، و آنچه را خدا و پیامبرش حرام کردهاند، حرام نمیشمارند، و دین حق را نمیپذیرند، بجنگید تا با دست خود در حالی که [نسبت به احکام دولت اسلامی] متواضع و فروتناند، جزیه بپردازند.
و یهود گفتند: عُزیر، پسر خداست. و نصاری گفتند: مسیح، پسر خداست. این گفتاری [بیدلیل و برهان] است که به زبان میآورند، و به گفتار کسانی که پیش از این [به حقایق] کفر ورزیدند، شباهت دارد؛ خدا آنان را نابود کند، چگونه [از حق به باطل] منحرف میشوند.
آنان دانشمندان و راهبانشان و مسیح پسر مریم را به جای خدا به خدایی گرفتند؛ در حالی که مأمور نبودند مگر اینکه معبود یگانه را که هیچ معبودی جز او نیست بپرستند؛ منزّه و پاک است از آنچه شریک او قرار میدهند.
همواره میخواهند نور خدا را با سخنان باطل [و تبلیغاتِ بیپایه] خود خاموش کنند؛ ولی خدا جز اینکه نور خود را کامل کند، نمیخواهد، هر چند کافران خوش نداشته باشند.
اوست که پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاد، تا آن را بر همه ادیان پیروز گرداند، هر چند مشرکان خوش نداشته باشند.
ای اهل ایمان! یقیناً بسیاری از عالمان یهود و راهبان، اموال مردم را به باطل [و به صورتی نامشروع] میخورند و همواره [مردم را] از راه خدا بازمیدارند؛ و کسانی را که طلا و نقره میاندوزند و آن را در راه خدا هزینه نمیکنند، به عذاب دردناکی مژده ده.
روزی که آن اندوختهها را در آتش دوزخ به شدّت گرما دهند و پیشانی و پهلو و پشتشان را به آن داغ کنند [و به آنان نهیب زنند] این است ثروتی که برای خود اندوختید، پس کیفر زراندوزی خود را بچشید.
یقیناً شماره ماهها در پیشگاه خدا از روزی که آسمانها و زمین را آفریده در کتاب [علم] خدا دوازده ماه است؛ از آنها چهار ماهش ماه حرام است؛ این است حساب استوار و پایدار؛ پس در این چهار ماه [با جنگ و فتنه و خونریزی] بر خود ستم روا مدارید و با همه مشرکان همان گونه که آنان با همه شما میجنگند، بجنگید و بدانید خدا با پرهیزکاران است.
بی تردید به تأخیر انداختن [حرمت ماهی به ماه دیگر] افزایشی در کفر است؛ [و این بدعتی است که سردمداران کفر] کافران را به سبب آن [نسبت به ماههای حرام واقعی] گمراه میکنند، یک سال ماه حرام را حلال میشمارند و در دیگر سال آن را حرام میدانند تا با شماره ماههایی که خدا حرام کرده هماهنگ و مطابق سازند ولی [در نهایت] آنچه را خدا حرام کرده از پیش خود حلال میکنند؛ زشتی کارهایشان در نظرشان آراسته شده و خدا گروه کافران را هدایت نمیکند.
ای اهل ایمان! شما را چه عذر و بهانهای است هنگامی که به شما گویند: برای نبرد در راه خدا باشتاب [از شهر و دیارتان] بیرون روید؛ به سستی و کاهلی میگرایید [و به دنیا و شهواتش میل میکنید؟!] آیا به زندگی دنیا به جای آخرت دل خوش شدهاید؟ کالای زندگی دنیا در برابر آخرت جز کالایی اندک نیست.
اگر باشتاب بیرون نروید، خدا شما را به عذابی دردناک عذاب میکند و گروه دیگری را به جای شما میآورد؛ و شما [با نرفتن به میدان نبرد] هیچ زیانی به خدا نمیرسانید؛ و خدا بر هر کاری تواناست.
اگر پیامبر را یاری ندهید، یقیناً خدا او را یاری میدهد؛ چنان که او را یاری داد هنگامی که کافران از مکه بیرونش کردند در حالی که یکی از دو تن بود، آن زمان هر دو در غار [ثور نزدیک مکه] بودند، همان زمانی که به همراهش گفت: اندوه به خود راه مده خدا با ماست. پس خدا آرامش خود را [که حالت طمأنینه قلبی است] بر پیامبر نازل کرد، و او را با لشکریانی که شما ندیدید، نیرومند ساخت، و شعار کافران را پستتر قرار داد، و شعار خداست که شعار والاتر و برتر است؛ و خدا توانای شکست ناپذیر و حکیم است.
با شتاب با تجهیزات سبک و سنگین [و سواره، پیاده، پیر و جوان به سوی میدان نبرد] بیرون روید، و با اموال و جانهایتان در راه خدا جهاد کنید که اگر دانا[یِ به حقایق] باشید این برای شما بهتر است.
اگر [برای مسلمانان سست اراده و منافقانِ مسلمان نما] غنیمتی [بیرنج و مشقت] در دسترس بود و [راه] سفر [به سوی میدان نبرد] کوتاه و آسان بود، مسلماً به دنبال تو میآمدند، ولی پیمودن راه طولانی پر مشقت به نظرشان طاقت فرسا آمد، و به زودی به خدا سوگند میخورند که اگر توانایی داشتیم یقیناً با شما بیرون میآمدیم [آنان] خود را [به دروغ و تزویرشان] هلاک میکنند و خدا میداند که بیتردید آنان دروغگویند.
خدا تو را مورد بخشش و لطف قرار دهد، چرا پیش از آنکه [راستگویی] راستگویان بر تو روشن شود، و دروغگویان را بشناسی [از روی مهر و محبتی که به ایشان داری] به آنان اجازه [ترک جنگ] دادی؟
آنان که به خدا و روز قیامت ایمان دارند از تو برای بازایستادن از جهاد با اموال و جانهایشان اجازه نمیخواهند [بلکه در هر شرایطی مشتاقانه به سوی میدان نبرد بیرون میروند]؛ و خدا به پرواپیشگان داناست.
فقط کسانی از تو اجازه ترک جهاد میخواهند که به خدا و روز قیامت ایمان ندارند و دلهایشان [در انجام فرمانهای حق] دچار تردید است و همواره در تردیدشان سرگردانند.
و اگر برای بیرون رفتن [به سوی میدان نبرد] تصمیم جدّی داشتند، مسلماً برای آن ساز و برگ آماده میکردند، ولی خدا [به سبب سستی اراده و نفاقشان] برانگیختن آنان را [به سوی میدان نبرد] خوش نداشت، پس آنان را از حرکت بازداشت، و [انگار به آنان] گفته شد: با نشستگان [در خانهها که به علتی معذور از جنگند] بنشینید.
اگر [هم] با شما بیرون میآمدند، جز شرّ و فساد به شما نمیافزودند و مسلماً خود را برای سخن چینی [و نمّامی] در میان شما قرار میدادند تا [برای از هم گسستن شیرازه سپاه اسلام] فتنهجویی کنند و در میان شما جاسوسانی برای آنان هستند [که به نفعشان خبرچینی میکنند]؛ و خدا به ستمکاران داناست.
قطعاً پیش از این هم فتنهجویی میکردند و امور را بر تو وارونه و دگرگون میساختند، تا آنکه [یاریِ] حق آمد و فرمان خدا [که تحقّق پیروزی و موفقیت شماست] آشکار شد، در حالی که آنان خوش نداشتند.
و از منافقان کسانی هستند که میگویند: ما را اجازه ترک نبرد ده و به فتنه و گناه دچار مکن. آگاه باش که [آنان با این درخواست ناهنجارشان] به فتنه و گناه افتادهاند؛ و یقیناً دوزخ بر کافران احاطه دارد.
اگر [در میدان نبرد] پیروزی و غنیمت به تو رسد، غمگینشان میکند، و اگر تو را آسیب و زیانی رسد، میگویند: ما پیش از این تصمیم خود را [بر شرکت نکردن در جنگ] گرفته بودیم [و احتیاط را از دست ندادیم] و در حالی که خوشحال و شادمانند [به خانه و زندگی و به سوی امور مادی] بازمیگردند.
بگو: هرگز به ما جز آنچه خدا لازم و مقرّر کرده، نخواهد رسید، او سرپرست و یار ماست و مؤمنان فقط باید بر خدا توکل کنند.
بگو: آیا درباره ما جز یکی از دو نیکی [پیروزی یا شهادت] را انتظار میبرید؟ در صورتی که ما درباره شما انتظار میبریم که خدا از سوی خود یا به دست ما عذابی به شما برساند؛ پس انتظار برید که ما هم با شما منتظریم.
بگو: [ای منافقان!] چه از روی میل و رغبت یا بیمیلی و اکراه انفاق کنید، هرگز از شما پذیرفته نشود؛ زیرا شما گروهی فاسق هستید.
هیچ چیز آنان را از پذیرفته شدن انفاقشان بازنداشت، مگر آنکه آنان به خدا و پیامبرش کافر شدند، و نماز را جز با کسالت وسستی به جا نمیآورند، و جز با بیمیلی و ناخشنودی انفاق نمیکنند.
اموال و فرزندانشان تو را به شگفت نیاورد؛ خدا میخواهد آنان را در این زندگی دنیا به وسیله آنها عذاب کند، و جانشان در حالی که کافرند بیرون رود.
[با کمال بیشرمی] به خدا سوگند یاد میکنند که حتماً از زمره شمایند؛ در صورتی که از شما نیستند، بلکه گروهیاند که از شما [به سبب ایمان استوارتان] در اضطراب و ترس به سر میبرند.
اگر پناهگاهی یا غارهایی یا گریزگاهی مییافتند، شتابان به سوی آنها روی میآوردند.
برخی از آنان نسبت به [تقسیم] صدقات بر تو خرده میگیرند، پس اگر از صدقات به آنان داده شود خشنود میشوند، و اگر داده نشود، ناگاه خشمگین میشوند.
و اگر آنان به آنچه خدا و پیامبرش به ایشان عطا کردهاند، خشنود میشدند و میگفتند: خدا ما را بس است؛ خدا و پیامبرش به زودی از فضل و احسان خود به ما عطا میکنند [و] ما فقط به سوی خدا مایل و علاقمندیم [برای آنان بهتر بود.]
صدقات، فقط ویژه نیازمندان و تهیدستان [زمین گیر] و کارگزاران [جمع و پخش آن] و آنانکه باید [به خاطر تمایل به اسلام] قلوبشان را به دست آورد، و برای [آزادی] بردگان و [پرداخت بدهی] بدهکاران و [هزینه کردن] در راه خدا [که شامل هر کار خیر و عام المنفعه میباشد] و در راه ماندگان است؛ [این احکام] فریضهای از سوی خداست، و خدا دانا و حکیم است.
و از منافقان کسانی هستند که همواره پیامبر را آزار میدهند، و میگویند: شخص زود باور و نسبت به سخن این و آن سراپا گوش است. بگو: او در جهت مصلحت شما سراپا گوش و زود باور خوبی است، به خدا ایمان دارد و فقط به مؤمنان اعتماد میورزد، و برای کسانی از شما که ایمان آوردهاند، رحمت است، و برای آنانکه همواره پیامبر خدا را آزار میدهند، عذابی دردناک است.
آنان برای شما [از روی حیله و تزویر برای معذور نشان دادن خود نسبت به کارهای ناهنجارشان] به خدا سوگند میخورند تا شما را راضی و خشنود سازند، در صورتی که اگر مؤمن بودند، شایستهتر آن بود که خدا و رسولش را خشنود کنند.
آیا ندانستهاند که هر کس با خدا و رسولش دشمنی و مخالفت کند، مسلماً آتش دوزخ برای اوست که در آن جاودانه است؛ این [همان] رسوایی بزرگ است.
منافقان از اینکه سورهای بر ضدشان نازل شود که آنان را از اسراری که [در جهت دشمنی با خدا، پیامبر، مؤمنان و حکومت اسلامی] در دلهایشان وجود دارد، آگاه نماید اظهار ترس و نگرانی میکنند؛ بگو: مسخره کنید، خدا آنچه را از آن بیمناک و نگرانید، آشکار خواهد کرد.
و اگر [نسبت به اعمال ناهنجار و گفتار باطلشان] از آنان بازخواست کنی، قاطعانه میگویند: فقط شوخی وبازی کردیم! بگو: آیا خدا وآیات او و پیامبرش را مسخره میکردید؟!
[بگو: نسبت به اعمال و گفتارتان] عذرخواهی نکنید که [عذرخواهی شما را پایه واساسی نیست] یقیناً شما پس از ایمانتان کافر شدید؛ اگر از گروهی از شما [که تابع و دنباله رو بودید] درگذریم، گروه دیگر را [که سردمداران برنامههای منافقانه بودند] به سبب آنکه همواره [در جامعه اسلامی] دست به جرم و خطا میزدند، قطعاً عذاب میکنیم.
مردان و زنان منافق همانند و مشابه یکدیگرند، به کار بد فرمان میدهند و از کار نیک بازمیدارند و از انفاق در راه خدا امساک میورزند، خدا را فراموش کردند و خدا هم آنان را [از لطف و رحمت خود] محروم کرد؛ یقیناً منافقانند که فاسقاند.
خدا آتش دوزخ را به مردان و زنان منافق و کافران وعده داده، در آن جاودانهاند، همان برای آنان بس است و خدا لعنتشان کرده و برای آنان عذابی پایدار است.
[همه شما منافقان و کافران در نفاق و کفر] مانند کسانی هستید که پیش از شما بودند؛ آنان از شما نیرومندتر و اموال و فرزندانشان بیشتر بود؛ آنان از سهمشان [که در دنیا از نعمتهای خدا داشتند در امور باطل] بهره گرفتند؛ پس شما نیز از سهمتان همان گونه که آنان از سهمشان بهره گرفتند بهره گرفتید، و به صورتی که [آنان در شهواتشان] فرو رفتند فرو رفتید؛ اینانند که اعمالشان در دنیا و آخرت تباه و بیاثر است و در حقیقت اینانند که زیانکارند.
آیا خبر کسانی که پیش از آنان بودند به اینان نرسیده؟ خبر قوم نوح و عاد و ثمود و قوم ابراهیم و اصحاب مدین و شهرهای زیر و رو شده [قوم لوط] که پیامبرانشان برای آنان دلایل روشن آوردند [ولی نپذیرفتند]؛ خدا بر آن نبود که به آنان ستم ورزد، ولی آنان بودند که همواره بر خود ستم میکردند.
مردان و زنان با ایمان دوست و یار یکدیگرند؛ همواره به کارهای نیک و شایسته فرمان میدهند و از کارهای زشت و ناپسند بازمیدارند، و نماز را برپا میکنند، و زکات میپردازند، و از خدا و پیامبرش اطاعت مینمایند؛ یقیناً خدا آنان را مورد رحمت قرار میدهد؛ زیرا خدا توانای شکست ناپذیر و حکیم است.
خدا به مردان و زنان با ایمان بهشتهایی را وعده داده که از زیرِ [درختانِ] آن نهرها جاری است؟ در آن جاودانهاند، و نیز سراهای پاکیزهای را در بهشتهای ابدی [وعده فرموده] و هم چنین خشنودی و رضایتی از سوی خدا [که از همه آن نعمتها] بزرگتر است؛ این همان کامیابی بزرگ است.
ای پیامبر! با کافران و منافقان به جهاد برخیز و نسبت به آنان سخت گیری کن [و درشت خو باش]؛ و جایگاهشان دوزخ است؛ و دوزخ بد بازگشت گاهی است.
همواره سوگند میخورند که [بر ضد پیامبر سخن ناروا و نادرست] نگفتهاند، در صورتی که سخن کفرآمیز گفتهاند و پس از اسلامشان کافر شدهاند و به آنچه [از اهداف خائنانهای که] دست نیافتند، اهتمام ورزیدند، و زبان به عیبجویی و انکار [نسبت به پیامبر] نگشودند مگر پس از آنکه خدا و پیامبرش آنان را از فضل و احسان خود توانگر ساختند؛ پس اگر توبه کنند برای آنان بهتر است؛ و اگر روی [از خدا و پیامبر] برگردانند، خدا آنان را در دنیا و آخرت به عذابی دردناک مجازات خواهد کرد و آنان را در زمین سرپرست و یاری [برای نجاتشان از چنگال عذاب] نخواهد بود.
از منافقان کسانی هستند که با خدا پیمان بستند، چنانچه خدا از فضل و احسانش به ما عطا کند، یقیناً صدقه خواهیم داد و از شایستگان خواهیم شد.
هنگامی که خدا از فضل و احسانش به آنان عطا کرد نسبت به [هزینه کردن] آن [در راه خدا] بخل ورزیدند و اعراضکنان [از پیمانشان] روی گرداندند.
پس برای آنکه به وعدههای خود با خدا وفا نکردند، و همواره دروغ میگفتند، نفاقی [ثابت] در دلهایشان تا روزی که خدا را ملاقات کنند، باقی گذاشت.
آیا ندانستند که خدا اسرار و پنهان سخن گفتن آنان را میداند و قطعاً خدا دانای به همه نهانهاست؟!
آنان که در رابطه باصدقات از مؤمنانی که [افزون بر صدقه واجبشان از روی رضا ورغبت] صدقه [مستحبی] میپردازند، عیبجویی میکنند، و کسانی را که جز به اندازه قدرتشان [ثروت و مالی] نمییابند [تا صدقه دهند] مسخره میکنند؛ خدا هم کیفر مسخره آنان را خواهدداد و برای آنان عذابی دردناک خواهدبود.
برای آنان [که عیبجویان مسخره کنندهاند] چه آمرزش بخواهی چه نخواهی [یکسان است] اگر برای آنان هفتاد بار هم آمرزش بخواهی، خدا هرگز آنان را نخواهد آمرزید؛ زیرا آنان به خدا و پیامبرش کفر ورزیدند و خدا گروه فاسقان را هدایت نمیکند.
بر جای ماندگان [از جنگ تبوک] از خانه نشستن خود به سبب مخالفت با پیامبر خدا خوشحال شدند و خوش نداشتند که با اموال و جانهایشان در راه خدا جهاد کنند، و [به مؤمنان] گفتند: در این گرما [برای جهاد] بیرون نروید. بگو: آتش دوزخ در حرارت و گرمی، بسیار سختتر است، اگر میفهمیدید.
پس به کیفر گناهانی که همواره مرتکب میشدند باید کمتر بخندند و بسیار بگریند.
چنانچه خدا تو را [از سفر جنگ تبوک] به سوی گروهی از آنان [که بدون عذر از جنگ بازماندند] بازگردانید و آنان برای بیرون آمدن [به سوی جنگی دیگر] از تو اجازه خواستند، پس بگو: هرگز با من بیرون نخواهید آمد، و هرگز همراه من با هیچ دشمنی نخواهید جنگید؛ زیرا شما نخستین بار به نشستن در خانه [و ترک جنگ] خوشحال شدید، اکنون هم با مخالفین بنشینید.
و هرگز به جنازه هیچ کدام از آنان نماز مخوان و بر گورش [برای دعا و طلب آمرزش] نایست؛ زیرا آنان به خدا و پیامبرش کافر شدند و در حالی که فاسق بودند، از دنیا رفتند.
اموال و فرزندانشان تو را به شگفت نیاورد [اینها برای آنان خوشبختی نیست] خدا فقط میخواهد آنان را در دنیا به اموال و فرزندانشان عذاب کند، و در حالی که کافرند جانشان درآید.
و چون سورهای نازل شود که: [در آن سوره از آنان خواستهاند] به خدا ایمان آورید و همراه پیامبرش جهاد کنید؛ ثروتمندان و قدرتمندان [منافق] از تو اجازه میخواهند [که در جهاد شرکت نکنند] و میگویند: بگذار که ما با خانه نشینان باشیم.
آنان راضی شدهاند که با خانه نشینان باشند!! بر دلهایشان مهر تیره بختی زده شده پس [به همین سبب] آنان [منافع جهاد در راه خدا و بهرههای آخرتی آن را] نمیفهمند.
ولی پیامبر و کسانی که با او ایمان آوردند با اموال و جانهایشان جهاد کردند، اینانند که همه خیرات [دنیا و آخرت] برای آنان است و اینانند که رستگارند.
خدا برای آنان بهشتهایی را آماده کرده است که از زیر [درختانِ] آن نهرها جاری است، در آنجا جاودانهاند، این است کامیابی بزرگ.
عذر آورندگان از بادیه نشینان نزد تو آمدند تا به آنان اجازه [ترک جنگ] داده شود، و کسانی که به خدا و رسولش دروغ گفتند [بدون آمدن نزد تو و بی هیچ عذری در خانه] نشستند، به زودی به کسانی از آنان که کفر ورزیدند، عذابی دردناک خواهد رسید.
بر ناتوانان و بیماران و آنان که چیزی برای هزینه کردن [در راه جهاد] نمییابند، گناهی نیست [که در جهاد شرکت نکنند] در صورتی که [در پشت جبهه با اعمال و گفتارشان] برای خدا و پیامبرش خیرخواهی کنند [و از این طریق به حمایت رزمندگان برخیزند]؛ آری، بر نیکوکاران [معذور] هیچ مؤاخذه و سرزنشی نیست، و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
و نیز بر کسانی که هنگامی که نزد تو آمدند تا آنان را [برای رفتن به سوی نبرد] سوار مرکبی کنی، گفتی: [به سبب نبود امکانات] بر مرکبی دسترسی ندارم تا شما را به جهاد برم، هیچ مؤاخذه و سرزنشی نیست؛ [از نزد تو] بازگشتند در حالی که به خاطر غصه و اندوه از دیدگانشان اشک میریخت که چرا چیزی نمییابند تا [در نبرد با دشمنان] هزینه کنند.
راه مؤاخذه و سرزنش فقط بر ضد کسانی باز است که با آنکه توانگرند [باز هم برای ترک نبرد] از تو اجازه میخواهند؛ آنان راضی شدند که با خانه نشینان باشند، خدا بر دلهایشان مهر تیره بختی زد به همین سبب [حقایق را] نمیدانند.
هنگامی که به سوی آنان بازگردید، از شما [به سبب شرکت نکردن در جنگ] عذرخواهی میکنند، بگو: عذرخواهی نکنید، ما هرگز شما را باور نخواهیم کرد، خدا ما را از خیانتهای شما آگاه کرد، و [دیگر بار هم] یقیناً خدا و پیامبرش کارهای شما را میبینند [و برای آنان روشن است که باز هم خیانت میورزید] آنگاه [پس از پایان مهلت مقرر] به سوی دانای نهان و آشکار بازگردانده میشوید و شما را به خیانتهایی که همواره مرتکب میشدید، آگاه خواهد کرد.
هنگامی که به سوی آنان بازگردید، برای شما [در جهت معذور بودن خود] زود سوگند میخورند تا از آنان صرف نظر کنید؛ پس از آنان روی برگردانید؛ زیرا پلیدند و جایگاهشان به کیفر خیانتهایی که همواره مرتکب میشدند، دوزخ است.
برای شما [در جهت معذور بودن خود] سوگند میخورند تا از آنان راضی شوید، اگر شما هم از آنان راضی شوید، یقیناً خدا از گروه فاسقان راضی نخواهد شد.
بادیه نشینانِ [جزیرة العرب به سبب دوری از علم، دانش، فرهنگ و بینش] در کفر و نفاق [از دیگران] سختتر و به جاهل بودن به احکام و حدود آنچه را خدا بر پیامبرش نازل کرده سزاوارترند، و خدا دانا و حکیم است.
و گروهی از بادیه نشینان کسانی هستند که آنچه را انفاق میکنند غرامت و تاوان میشمارند، و پیش آمدهای بدی را برای شما انتظار میبرند، پیش آمدهای بد بر خودشان باد؛ و خدا شنوا و داناست.
و گروهی از بادیه نشینانِ [جزیرة العرب] کسانی هستند که به خدا و روز قیامت ایمان دارند و آنچه را انفاق میکنند، مایه قرب به خدا و دعاهای پیامبر میدانند؛ آگاه باشید! انفاقشان وسیله تقرّب برای آنان است، به زودی خدا آنان را در رحمتش در آورد؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
پیشگامان نخستین از مهاجران و انصار و کسانی که به نیکی و درستی از آنان پیروی کردند، خدا از ایشان خشنود است و آنان هم از خدا راضی هستند؛ برای ایشان بهشتهایی آماده کرده که از زیرِ [درختانِ] آن نهرها جاری است، در آنجا برای ابد جاودانهاند؛ این است کامیابی بزرگ.
و گروهی از بادیه نشینانی که پیرامونتان هستند منافقاند؛ و نیز گروهی از اهل مدینه بر نفاق خو گرفتهاند، تو آنان را نمیشناسی ما آنان را میشناسیم، به زودی آنان را دوبار عذاب میکنیم [عذابی در دنیا و عذابی در برزخ] سپس به سوی عذابی بزرگ بازگردانده میشوند.
و دیگرانی هستند که به گناهانشان اعتراف کردند، [و] اعمال شایسته را با اعمال بد درآمیختند، امید است خدا توبه آنان را بپذیرد زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
از اموالشان زکاتی دریافت کن که به سبب آن [نفوس و اموالشان را] پاک میکنی، و آنان را رشد و تکامل میدهی؛ و [به هنگام دریافت زکات] بر آنان دعا کن؛ زیرا دعای تو مایه آرامشی برای آنان است؛ و خدا شنوا و داناست.
آیا ندانستهاند که فقط خداست که از بندگانش توبه را میپذیرد و صدقات را دریافت میکند؟ و یقیناً خداست که بسیار توبه پذیر و مهربان است.
و بگو: عمل کنید یقیناً خدا و پیامبرش و مؤمنان اعمال شما را میبینند، و به زودی به سوی دانای نهان و آشکار بازگردانده میشوید، پس شما را به آنچه همواره انجام میدادید، آگاه میکند.
و گروهی دیگر کارشان موقوف به مشیّت خداست، یا آنان را عذاب میکند یا توبه آنان را میپذیرد؛ و خدا دانا و حکیم است.
و [از منافقان] کسانی هستند که بر پایه دورویی و نفاق، مسجدی ساختند برای آسیب رساندن و ترویج کفر و تفرقه افکنی میان مؤمنان و کمین گاهی برای [گردآمدن] کسانی که پیش از این با خدا و پیامبرش جنگیده بودند، سوگند سخت میخورند که ما با ساختن این مسجد جز خوبی [و خدمت] قصدی نداشتیم، ولی خدا گواهی میدهد که بیتردید آنان دروغگویند.
هرگز [برای عبادت و نماز] در آن مسجد نایست، قطعاً مسجدی که از نخستین روز بر پایه تقوا بنا شده شایستهتر است که در آن [به نماز و عبادت] بایستی، در آن مردانی هستند که خواهان پاکیزگی [و طهارت جسم و جان] هستند؛ و خدا پاکیزگان را دوست دارد.
آیا کسی که بنیاد [امورش] را بر پایه تقوای الهی و رضای او نهاده بهتر است یا کسی که بنیاد [امورش] را بر لب پرتگاهی سست و فروریختنی نهاده؟! و آن بنا با بناکنندهاش در جهنم سقوط میکند؛ و خدا گروه ستمکاران را هدایت نمیکند.
همواره آن ساختمانی که بنا نهادهاند در دلهایشان مایه شک و تردید است تا دلهایشان [به سبب مرگ] پاره پاره شود، و خدا دانا و حکیم است.
یقیناً خدا از مؤمنان جانها و اموالشان را به بهای آنکه بهشت برای آنان باشد خریده؛ همان کسانی که در راه خدا پیکار میکنند، پس [دشمن را] میکشند و [خود در راه خدا] کشته میشوند [خدا آنان را] بر عهده خود در تورات و انجیل و قرآن [وعده بهشت داده است] وعدهای حق؛ و چه کسی به عهد و پیمانش از خدا وفادارتر است؟ پس [ای مؤمنان!] به این داد و ستدی که انجام دادهاید، خوشحال و شاد باشید؛ و این است کامیابی بزرگ.
[آن مؤمنان، همان] توبهکنندگان، عبادتکنندگان، سپاسگزاران، روزه داران، رکوعکنندگان، سجدهکنندگان، فرمان دهندگان به معروف و بازدارندگان از منکر و پاسداران حدود و مقرّرات خدایند؛ و مؤمنان را [به رحمت و رضوان خدا] مژده ده.
پیامبر و اهل ایمان را نسزد که برای مشرکان پس از آنکه روشن شد که آنان اهل دوزخند، درخواست آمرزش کنند، هر چند از خویشان باشند.
و آمرزش خواهی ابراهیم برای پدرش جز به سبب وعدهای که به او داده بود، نبود [که اگر از بت پرستی خودداری کند، برای او آمرزش بخواهد] چون برای او روشن شد که وی دشمن خداست از او بیزاری جست؛ یقیناً ابراهیم بسیار مهربان و بردبار بود.
و خدا بر آن نیست که قومی را پس از آنکه هدایت کرد، گمراه سازد، مگر آنکه اموری را که باید از آن بپرهیزند برای آنان بیان کند [و آنان مخالفت ورزند]؛ مسلماً خدا به همه چیز داناست.
یقیناً خداست که مالکیّت و فرمانروایی آسمانها و زمین در سیطره اوست؛ زنده میکند و میمیراند؛ و شما را هیچ سرپرست و یاری جز خدا نیست.
مسلماً خدا رحمت ویژهاش را بر پیامبر و مهاجران و انصار که در آن ساعت دشوار [جنگ تبوک] از او پیروی کردند، ارزانی داشت، پس از آنکه نزدیک بود دلهای گروهی از آنان [به سبب سختی مسیر جنگ از حق] منحرف شود [و از ادامه مسیر بازایستند و به مدینه برگردند] سپس خدا توبه آنان را پذیرفت زیرا خدا نسبت به آنان بسیار رؤوف و مهربان است.
و [نیز رحمتش] شامل حال آن سه نفری [بود] که [با بهانه تراشیِ واهی از شرکت در جنگ] بازمانده بودند [و همه مسلمانان به دستور پیامبر با آنان قطع رابطه کردند] تا جایی که زمین با همه وسعت و فراخیاش بر آنان تنگ شد و [از شدت غصه، اندوه و عذاب وجدان] دلهایشان هم در تنگی و مضیقه قرار گرفت، و دانستند که هیچ پناهگاهی از خدا جز به سوی او نیست؛ پس خدا به رحمتش بر آنان توجه کرد تا توبه کنند؛ زیرا خدا بسیار توبه پذیر و مهربان است.
ای کسانی که ایمان آوردهاید! از خدا پروا کنید و با صادقان باشید [صادقانی که کاملترینشان پیامبران و اهل بیت رسول بزرگوار اسلام هستند.]
شایسته نیست که اهل مدینه و بادیه نشینانی که پیرامون آنانند، از رسول خدا تخلف کنند؛ و آنان را نسزد که به سبب پرداختن به خویش از حفظ جان او [در شداید و سختیها] دریغ ورزند؛ زیرا هیچ تشنگی و رنج و گرسنگی در راه خدا به آنان نمیرسد، و در هیچ مکانی که کافران را به خشم میآورد، قدم نمیگذارند، و از هیچ دشمنی انتقام نمیگیرند [و با نبرد با او به کام دل نمیرسند] مگر آنکه به پاداش هر یک از آنان عمل شایستهای در پرونده آنان ثبت میشود؛ چرا که خدا پاداش نیکوکاران را تباه نمیکند.
و هیچ مال کوچک و بزرگی را هزینه نمیکنند و هیچ سرزمینی را [برای نبرد با دشمن یا انجام کار خیری] نمیپیمایند مگر آنکه در پرونده اعمالشان ثبت میشود، تا خدا به آنان [نسبت به همه اعمالشان] با معیار گرفتن بهترین عملی که همواره انجام میدادند، پاداش دهد.
و مؤمنان را نسزد که همگی [به سوی جهاد] بیرون روند؛ چرا از هر جمیعتی گروهی [به سوی پیامبر] کوچ نمیکنند تا در دین آگاهی یابند و قوم خود را هنگامی که به سوی آنان بازگشتند، بیم دهند، باشد که [از مخالفت با خدا و عذاب او] بپرهیزند.
ای اهل ایمان! با کافرانی که هم جوار شما هستند، نبرد کنید؛ و آنان باید در شما سرسختی و شدت یابند؛ و بدانید که خدا با پرهیزکاران است.
و هنگامی که سورهای نازل شود، برخی از منافقان به اهل ایمان گویند: این سوره، ایمان کدام یک از شما را افزود؟ ولی کسانی که ایمان آوردهاند این سوره بر ایمانشان افزود، و آنان [از نزول این سوره] شادمان میشوند.
اما کسانی که در دلهایشان بیماری [نفاق] است، پس پلیدی بر پلیدیشان افزود و در حالی که کافر بودند از دنیا رفتند.
آیا نمیبینند که در هر سال یک بار یا دو بار [به وسیله جهاد یا پیش آمدهای دیگر] آزمایش میشوند، ولی نه توبه میکنند ونه پند میگیرند.
و هنگامی که سورهای نازل شود برخی از منافقان به برخی دیگر، نگاهِ [مرموزانه] میکنند [و به سبب نگرانی از برملا شدن نفاقشان میگویند:] آیا کسی شما را میبیند؟ سپس [به صورت مخفیانه از محضر پیامبر خدا] بازمیگردند، خدا دلهایشان را [از حق] گردانیده است؛ زیرا آنان گروهی هستند که [حقایق را] نمیفهمند.
یقیناً پیامبری از جنس خودتان به سویتان آمد که به رنج و مشقت افتادنتان بر او دشوار است، اشتیاق شدیدی به [هدایتِ] شما دارد، و نسبت به مؤمنان رؤوف و مهربان است.
پس اگر [منافقان] از حق روی گرداندند، بگو: خدا مرا بس است، هیچ معبودی جز او نیست، فقط بر او توکل کردم، و او پروردگار عرش بزرگ است.
الر - این آیات [با عظمت] کتاب محکم و استوار است.
آیا برای مردم شگفتآور است که بر مردی از خودشان وحی فرستادیم که مردم را [از عاقبت کفر، ناسپاسی، گناه و تجاوز] بیم ده، و به کسانی که ایمان آوردهاند مژده ده که آنان را نزد پروردگارشان سابقهای نیک [و مقام، مرتبهای بلند و پاداشی شایسته] است. کافران [لجوج و بیمنطق] گفتند: همانا این مرد، جادوگری آشکار است!!
یقیناً پروردگارتان خدای یکتاست که آسمانها و زمین را در شش روز پدید آورد، آن گاه بر تخت فرمانروایی و حکومت بر آفرینش چیره شد، همواره کار جهان را [با قوانینی استوار و منظم] تدبیر میکند. [کار] هیچ واسطهای [در همه جهان هستی برای جابجایی عناصر وترکیب اجزا وبه جریان انداختن امور] جز پس از اذن او نیست. این است خدا، پروردگار شما، پس او را بپرستید؛ آیا متذکّر [حقایق] نمیشوید؟
بازگشت همه شما فقط به سوی اوست. [خدا شما را وعده داد] وعدهای حق وثابت؛ بیتردید اوست که جهان آفرینش را میآفریند، سپس آن را [به قیامت] بازمیگرداند تا کسانی که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته انجام دادهاند، به عدالت و انصاف پاداش دهد، و برای کسانی که کافر شدند به کیفر کفری که همواره میورزیدند، شربتی از آب بسیار جوشان و عذابی دردناک است.
اوست که خورشید را فروزان و ماه را تابان قرار داد، و برای ماه منازلی [چون هلال، تربیع، بدر و محاق] مقدّر ساخت تا شمار سال و حساب [ماه، هفته، اوقات امور زندگی و تنظیم برنامههای معیشت] را بدانید. خدا آنها را جز به درستی و راستی نیافریده؛ او نشانهها را برای گروهی که دانایند [بدون هر گونه ابهام] بیان میکند.
به یقین در رفت و آمد شب و روز و آنچه را خدا در آسمانها و زمین پدید آورد، برای گروهی که همواره تقواپیشهاند، نشانههایی [بر توحید، ربوبیّت و قدرت خدا]ست.
مسلماً کسانی که دیدارِ [قیامتِ] ما [و محاسبه شدن اعمالشان] را امید ندارند و به زندگی دنیا خشنود شدهاند و به آن آرام یافتهاند و آنانکه از آیات ما بیخبرند.
آنانند که به کیفر گناهانی که همواره مرتکب میشدند، جایگاهشان آتش است.
بی تردید کسانی که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته انجام دادهاند، پروردگارشان آنان را به سبب ایمانشان به بهشتهای پر نعمت که نهرها از زیر [قصرهایِ] آنها جاری است، راهنمایی میکند.
[آغازِ] نیایششان در آنجا [این است که]: خدایا! از هر عیب و نقصی منزّهی، و درود خدا در آنجا به آنان عطا کردن سلامتی کامل است، و پایان بخشِ نیایششان این است که همه ستایشها ویژه خدا مالک و مربی جهانیان است.
و اگر خدا برای مردم در عذاب و مجازات همان گونه که آنان در طلب خیر و خوشی شتاب دارند، شتاب میورزید، قطعاً مدت عمرشان [با نزول عذاب و مجازات] پایان مییافت؛ پس کسانی که دیدارِ [قیامتِ] ما [و محاسبه شدن اعمالشان] را امید ندارند، وامیگذاریم تا در طغیانشان سرگردان بمانند.
و چون انسان را گزند و آسیبی رسد، ما را [در همه حالات] به پهلو خوابیده یا نشسته یا ایستاده [به یاری] میخواند، پس زمانی که گزند و آسیبش را برطرف کنیم، آن چنان به راه ناسپاسی و گناه میرود که گویی هرگز ما را برای برطرف کردن گزند و آسیبی که به او رسیده [به یاری] نخوانده است!! این گونه برای اسراف کاران اعمالی که همواره انجام میدادند، آراسته شده [تا جایی که زشتی اعمالشان را نمیفهمند.]
یقیناً اقوام پیش از شما را هنگامی که ستم ورزیدند، هلاک کردیم، و پیامبرانشان برای آنان دلایل روشن آوردند، ولی آنان بر آن نبودند که ایمان بیاورند؛ این گونه گروه گناهکار را کیفر میدهیم.
سپس شما را بعد از آنان در زمین جانشین قرار دادیم تا [بر پایه سنّت آزمایش] بنگریم، چگونه عمل میکنید؟
و هنگامی که آیات روشن ما بر آنان خوانده شود، کسانی که دیدار [قیامت] ما [و محاسبه شدن اعمالشان] را امید ندارند، میگویند: قرآنی غیر این بیاور یا آن را [به آیاتی دیگر که خوش آیند طبع ما باشد] تغییر ده!! بگو: مرا نرسد که آن را از نزد خود تغییر دهم؛ جز آنچه را به من وحی میشود، پیروی نمیکنم؛ من اگر پروردگارم را نافرمانی کنم، از عذاب روزی بزرگ میترسم.
بگو: اگر خدا میخواست آن را بر شما نمیخواندم، و او هم شما را به آن آگاه نمیکرد؛ همانا مدتها پیش از نزول قرآن در میان شما بودم، [و ادعای پیامبری نداشتم، اکنون صدق پیامبری خود را با این قرآن اثبات میکنم] آیا نمیاندیشید؟
پس ستمکارتر از کسی که بر خدا دروغ بندد یا آیاتش را تکذیب کند، کیست؟ یقیناً گنهکاران، رستگار نخواهند شد.
و آنان به جای خدا چیزهایی را میپرستند که نه زیانی به آنان میرسانند و نه سودی به آنان میدهند؛ و میگویند: اینان شفیعان ما نزد خدایند. بگو: آیا خدا را به شفیعانی خبر میدهید که آنها را در آسمانها و زمین [به عنوان شفیع] نمیشناسد؟ او از آنچه که شریک او قرار میدهند، منزّه و برتر است.
و مردم [بر محور یکتاپرستی] جز امت واحدی نبودند؛ پس [چیزی نگذشت که درباره دین] دچار اختلاف شدند؛ و اگر از سوی پروردگارت، فرمانی مقرّر نشده بود [که عذاب اختلافکنندگان تا قیامت به تأخیر افتد] یقیناً میان آنان در آنچه اختلاف میکنند، داوری میشد [و نتیجه داوری نابودی آنان و انقراض نسلشان بود.]
و میگویند: چرا از سوی پروردگارش معجزهای [چون عصای موسی وناقه صالح وغیر آن] بر او نازل نشده؟ بگو: [آمدن و نیامدن معجزه از امور غیبی است و] غیب ویژه خداست؛ پس [به خاطر لجاجت و مخالفت با حق] به انتظار [عذاب] باشید که من هم با شما از منتظرانم.
و چون مردم را پس از رنج و آسیبی که به آنان رسیده، رفاه و آسایشی بچشانیم [به جای سپاس و ستایش] ناگاه در آیات ما به نیرنگ و بداندیشی برخیزند [و برای نپذیرفتن آن به بهانهها و توجیهات بیپایه متوسّل شوند] بگو: خدا در کیفر و مجازات، سریعتر و کارآمدتر است. مسلماً فرستادگان ما [که فرشتگان و نویسندگانِ اعمالند] آنچه نیرنگ و بداندیشی میکنید [در نامه عمل شما] ثبت میکنند.
او کسی است که شما را در خشکی و دریا گردش میدهد، تا آن گاه که در کشتیها باشید و کشتیها مسافرانش را با بادی ملایم و آرام حرکت دهند، و کشتی نشینان به آن باد ملایم و آرام شادمان شوند، ناگاه بادی تند و سخت بر آن کشتی وَزَد و از هر طرف موجی سهمگین بر آنان تازد، و یقین کنند که در محاصره [امواج خطرناک] افتادهاند [و راهی برای نجات ندارند]، [در آن هنگامه هلاکت بار] خدا را در حالی که ایمان و عبادت را از هر گونه شرکی برای او خالص میکنند، میخوانند که اگر ما را از این [عرصه هلاکت بار] نجات دهی، مسلماً و قطعاً از سپاسگزاران خواهیم شد.
پس هنگامی که آنان را نجات بخشد، ناگهان در زمین به ناحق تجاوز و سرکشی میکنند. ای مردم! تجاوز و سرکشی شما فقط به زیان خود شماست؛ [چند روزی محدود از] کالای زندگی دنیا [بهره میبرید]؛ آن گاه بازگشتتان به سوی ماست؛ پس شما را به اعمالی که همواره انجام میدادید، آگاه میکنیم.
در حقیقت، داستان زندگی دنیا [در زود گذر بودن] مانند آبی است که از آسمان نازل کردیم، پس گیاهان و روییدنیهای زمین از آنچه مردم و چهارپایان از آن میخورند، با آن آب در آمیخت [و رشد و نمو یافت] تا آن گاه که زمین [سرسبزی و نهایت زیبایی و] زینتش را [از آن همه روییدنیهای رنگارنگ هم چون عروس] بر خود گرفت، و اهل آن گمان کردند که قدرت [هر نوع بهره برداری را] از آن [چهره زیبا و آراسته] دارند، [که ناگهان] فرمان ما در شبی یا روزی [به صورت سرمایی سخت یا صاعقهای آتش زا یا توفانی بنیان کن] به زمین رسید، پس همه گیاهان را به صورت گیاهان خشک درو شده درآوردیم که گویی دیروز [چنین زراعتی] وجود نداشته. این گونه نشانهها[ی قدرت خود] را برای گروهی که میاندیشند، بیان میکنیم.
و خدا [مردم را] به سرای سلامت و امنیت [که بهشتِ عنبر سرشت است] دعوت میکند و هر که را بخواهد به راهی راست هدایت مینماید.
برای کسانی که نیکی کردند، [بهترین] پاداش و افزون [بر آن] است؛ و چهره آنان را سیاهی و خواری نمیپوشاند؛ آنان اهل بهشتاند [و] در آن جاودانهاند.
و کسانی که مرتکب بدیها شدند، کیفر هر بدی مانند همان بدی است و خواری آنان را فرامیگیرد، برای آنان از [خشم و عذاب] خدا هیچ حافظ و نگه دارندهای نخواهد بود؛ گویی چهرههایشان با پارههایی از شب تاریک پوشیده شده؛ آنان اهل آتشاند و در آن جاودانهاند.
و [یاد کن] روزی را که همه آنان را [در قیامت] جمع میکنیم، آن گاه به مشرکان میگوییم: شما و معبودانتان در جایگاه خود بایستید؛ پس میان آنان و معبودشان جدایی میاندازیم، و معبودانشان به آنان خطاب میکنند: شما در دنیا ما را نمیپرستیدید [بلکه شیطان و هوای نفس خود را میپرستیدید.]
پس خدا میان ما و شما از جهت شهادت کافی است که ما یقیناً از پرستش شما نسبت به خود بیخبر بودیم.
آنجاست که هر کسی [به پاداش] هر عملی که از پیش فرستاده گرفتار آید، همه به سوی خدا - سرپرست حقیقی خود - بازگردانده میشوند، و آنچه را همواره به دروغ شریک خدا انگاشته بودند [گم شده] از دستشان میرود.
بگو: کیست که شما را از آسمان و زمین روزی میدهد؟ یا کیست که بر گوشها و چشمها مالکیّت و حکومت دارد؟ و کیست که زنده را از مرده، و مرده را از زنده بیرون میآورد؟ و کیست که همواره امور [جهان هستی] را تدبیر میکند؟ به زودی خواهند گفت: خدا! پس بگو: آیا [از پرستش غیر او] نمیپرهیزید؟!
این است خدا، پروردگار حقیقی شما، بنابراین بعد از حق چیزی جز گمراهی و ضلالت وجود دارد؟ پس چگونه شما را از حق بازمیگردانند؟
این گونه فرمان قاطعانه پروردگارت درباره فاسقان محقّق و ثابت شد که اینان [به سبب گناه و لجاجت] ایمان نمیآورند.
بگو: آیا از معبودهای شما کسی هست که جهان آفرینش را ایجاد نماید و سپس آن را [پس ازفانی شدن، به قیامت] بازگرداند؟ بگو: فقط خداست که جهان آفرینش را میآفریند سپس آن را [پس از فنا] بازمیگرداند، پس چگونه [از حق] منصرفتان میکنند؟
بگو: آیا از معبودان شما کسی هست که به سوی حق هدایت کند؟ بگو: فقط خداست که به سوی حق هدایت میکند؛ پس آیا کسی که به سوی حق هدایت میکند، برای پیروی شدن شایستهتر است یا کسی که هدایت نمییابد مگر آنکه هدایتش کنند؟ شما را چه شده؟ چگونه [بدون بصیرت و دانش] داوری میکنید؟
و بیشتر آنان [در عقاید و آرایشان] جز از گمان و ظن پیروی نمیکنند، یقیناً گمان و ظن به هیچوجه انسان را از حق بینیاز نمیکند، [و جای معرفت و دانش را نمیگیرد] مسلماً خدا به آنچه انجام میدهند، داناست.
و این قرآن را نسزد که دروغی ساختگی از سوی غیر خدا باشد، بلکه [با آیات محکم و استوارش] تصدیق کننده کتابهای پیش از خود و شرح و توضیحی بر هر کتاب [آسمانی] است، در آن هیچ تردیدی نیست که از سوی پروردگار جهانیان است.
ولی [این سبک مغزان بیمنطق، در عین روشن بودن حقیقت] میگویند: [پیامبر] آن را به دروغ بافته است. بگو: پس اگر [در ادعای خود] راستگو هستید، سورهای مانند آن بیاورید، و هر که را جز خدا میتوانید [برای این کار] به یاری خود دعوت کنید.
آری، [عجولانه] حقیقتی را تکذیب کردند که به معارف و مفاهیمش احاطه نداشتند و هنوز تفسیر عینی و تحقّق و ظهور آیاتش [که در قیامت انجام میگیرد] برای آنان نیامده است، کسانی که پیش از آنان بودند [نیز آیات الهی و پیامبران را] این گونه تکذیب کردند؛ پس با تأمل بنگر که سرانجام ستمکاران چگونه بود؟
و گروهی از مردم به قرآن ایمان میآورند و گروهی ایمان نمیآورند؛ و پروردگارت به مفسدان، داناتر است.
و اگر تو را تکذیب کردند [تا آنجا که از ایمان آوردنشان ناامید شدی] بگو: عمل من برای من وعمل شما برای شماست، شما از آنچه من انجام میدهم، بیزارید، ومن از آنچه شما انجام میدهید، بیزارم.
و برخی از آنان به تو گوش میدهند [ولی گویا نمیشنوند] آیا تو میتوانی کران را گرچه اندیشه نمیکنند، بشنوانی؟
و گروهی از آنان تو را مینگرند [ولی گویا از درک معجزاتت، فهم آیات قرآن، سلامت اخلاق و کردارت با چشم دل ناتوانند]. آیا تو میتوانی نابینایان را گرچه از روی بصیرت و بینش نبینند، هدایت کنی؟
یقیناً خدا هیچ ستمی به مردم روا نمیدارد، ولی مردم [با روی گردانی از حق] بر خود ستم میورزند.
و یاد کن روزی را که خدا آنان را [در قیامت] گرد میآورد، در حالی که گویا [در دنیا] جز ساعتی از روز درنگ نکردهاند، آنان میان خودشان یکدیگر را [به گونهای که در دنیا میشناختند] میشناسند؛ یقیناً کسانی که دیدار [قیامت] خدا [و محاسبه شدن اعمالشان] را تکذیب کردند، سرمایه وجودشان را تباه نمودند و از راه یافتگان نبودند.
اگر پارهای از عذابهایی را که [به سبب کفرشان] به آنان وعده میدهیم، به تو نشان دهیم [میبینی که عذابی سخت و دردناک است] یا اگر [پیش از آنکه عذاب آنان را به تو نشان دهیم] تو را قبض روح کنیم [اندوه مخور که در قیامت، عذابشان را خواهی دید] پس بازگشتشان به سوی ماست؛ آن گاه خدا بر آنچه انجام میدهند، گواه است.
و برای هر امتی پیامبری است؛ پس هنگامی که پیامبرشان [در قیامت] به سویشان آید، در میانشان به عدالت وانصاف داوری شود و مورد ستم قرار نخواهند گرفت.
و [به صورتی مسخره آمیز] میگویند: این وعده [آمدن قیامت و محاسبه اعمال] چه زمانی است، اگر راستگویید؟
بگو: من برای خود قدرت دفع زیان و جلب سود ندارم، مگر آنچه را که خدا بخواهد؛ [وظیفه من فقط ابلاغ پیام خداست] برای هر امتی سرآمدی معین و اجلی محدود است، هنگامی که اجلشان سرآید، نه لحظهای پس میمانند و نه پیش میافتند.
بگو: به من خبر دهید که اگر عذاب خدا شما را در شب یا در روز فرا رسد [چه قدرتی بر دفع آن دارید؟] گنهکاران چه چیزی از عذاب را به شتاب میخواهند؟
سپس آیا هنگامی که عذاب فرامیرسد به درستی و حق بودنش ایمان میآورید؟ [در لحظه فرا رسیدن عذاب به شما گفته میشود:] حالا و ایمان؟! [این همان عذابی است] که همواره به رسیدن آن شتاب ورزیدید!
آن گاه به کسانی که ستم کردهاند، گفته میشود: عذاب جاودانه را بچشید، آیا جز به کیفر آنچه همواره مرتکب میشدید، جزا داده میشوید؟
و از تو خبر میگیرند: آیا [عذاب جاودانهای که به آن تهدید میشویم] حق است؟ بگو: آری، سوگند به پروردگارم یقیناً حق است، و شما عاجز کننده [خدا] نیستید [تا بتوانید از دسترس قدرت او بیرون روید.]
اگر [در قیامت] برای هر کسی که ستم کرده همه ثروتی که در زمین است فراهم باشد، یقیناً آن را برای بازخرید خود [از عذاب جاودانه] میپردازد؛ و زمانی که عذاب را ببینند [از شدت شرمساری] پشیمانی و اندوه خود را پنهان میکنند، ومیان آنان به عدالت و انصاف داوری میشود و مورد ستم قرار نخواهند گرفت.
آگاه باشید! مسلماً آنچه در آسمانها وزمین است، فقط در سیطره مالکیّت و فرمانروایی خداست. بدانید که بیتردید وعده خدا حق است، ولی بیشترشان [این حقایق را] نمیدانند.
او زنده میکند و میمیراند وبه سوی او بازگردانده میشوید.
ای مردم! یقیناً از سوی پروردگارتان برای شما پند و موعظهای آمده، و شفاست برای آنچه [ازبیماریهای اعتقادی و اخلاقی] در سینههاست، و سراسر هدایت و رحمتی است برای مؤمنان.
بگو: [این موعظه، دارو، هدایت و رحمت] به فضل و رحمت خداست، پس باید مؤمنان به آن شاد شوند که آن از همه ثروتی که جمع میکنند، بهتر است.
بگو: به من خبر دهید که آنچه خدا از رزق و روزی برای شما نازل کرده و شما بخشی از آن را حرام و بخشی را حلال کردید. بگو: آیا خدا این حرام و حلال کردن را به شما اجازه داده یا بر خدا دروغ میبندید؟!
و کسانی که بر خدا دروغ میبندند، گمانشان به روز قیامت چیست؟ بیتردید خدا نسبت به همه مردم، صاحب فضل و احسان است، ولی بیشترشان سپاس نمیگزارند.
[ای پیامبر!] در هیچ شغل و کاری نمیباشی، و هیچ بخشی از قرآن را که از سوی خداست، تلاوت نمیکنی، و [شما ای مردم!] هیچ کاری انجام نمیدهید، مگر آنکه وقتی سرگرم به آن کار هستید، گواه و شاهد شماییم. و به اندازه وزن ذرهای در زمین و آسمان از پروردگارت پوشیده نیست و نه کوچکتر از آن ذره و نه بزرگتر از آن نیست، مگر آنکه در کتابی روشن ثبت است.
آگاه باشید! یقیناً دوستان خدا نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین میشوند.
آنان که ایمان آوردهاند و همواره پرهیزکاری دارند.
آنان را در زندگی دنیا وآخرت مژده و بشارت است [در دنیا به وسیله وحی و در آخرت به خطاب خدا و گفتار فرشتگان] در کلمات خدا [که وعدهها و بشارتهای اوست] هیچ دگرگونی نیست؛ این است کامیابی بزرگ.
و گفتار [بیاساس و تبلیغاتِ ناروایِ] مخالفان، تو را غمگین نکند؛ زیرا همه عزت و توانمندی برای خداست؛ او شنوا و داناست.
آگاه باشید! یقیناً هر که در آسمانها و هر که در زمین است در سیطره مالکیّت و فرمانروایی خداست؛ و کسانی که به جای خدا معبودانی را میپرستند، از حق پیروی نمیکنند؛ آنان [در این پرستش] فقط از گمان و ظن پیروی میکنند و آنان فقط دروغ میبافند.
اوست کسی که شبِ [تاریک] را برای شما پدید آورد تا در آن بیارامید، و روز را نور افشان [قرار داد تا در آن به کار و کوشش بپردازید]؛ یقیناً در این امور برای گروهی که حقایق را بشنوند، نشانههایی [از توحید و قدرت و ربوبیّت خدا]ست.
[مشرکان بر پایه گمان واهی خود] گفتند: خدا برای خود فرزندی گرفته است!! او منزّه از هر عیب و نقصی است، او از هر چیزی بینیاز است، آنچه در آسمانها و زمین است، در سیطره مالکیّت و فرمانروایی اوست؛ نزد شما بر این ادعا[یِ پوچ] هیچ دلیل و برهانی نیست، آیا چیزی را از روی جهل و نادانی به خدا نسبت میدهید؟!
بگو: کسانی که بر خدا دروغ میبندند، یقیناً رستگار نمیشوند.
در دنیا [بهره آنان از دروغ بستن] بهرهای [اندک] است؛ آن گاه بازگشتشان به سوی ماست؛ سپس به آنان به کیفر آنکه کفر میورزیدند، عذابی سخت میچشانیم.
و سرگذشت [پر فایده و عبرت آموز] نوح را برای آنان بگو، آن گاه که به قوم خود گفت: ای قوم من! اگر اقامت طولانی من میان شما و پند واندرزم به وسیله آیات خدا، بر شما گران و دشوار است [از هیچ کاری بر ضد من کوتاهی نکنید] من بر خدا توکل کردم، پس شما عزم و تصمیم خود و قدرت معبودانتان را [که گمان میکنید شما را یاری میدهند] روی هم بگذارید تا تلاشتان [بر ضد من] بر شما مبهم و پوشیده نباشد، آن گاه به زندگی من خاتمه دهید و مرا [چشم به هم زدنی] مهلت ندهید.
اگر [از پذیرش دعوتم] روی بگردانید [خود زیان کردهاید] من از شما [در برابر ابلاغ رسالتم] پاداشی نمیخواهم؛ پاداش من فقط بر عهده خداست و مأمورم که از تسلیم شدگان [در برابر فرمانهای حق] باشم.
پس او را تکذیب کردند؛ ما هم او و کسانی را که در کشتی همراه او بودند [از آن توفانِ مُهلک] نجات دادیم، و آنان را جانشینان [غرق شدگان] نمودیم، و کسانی که آیات ما را تکذیب کردند، غرق کردیم؛ پس [با تأمل] بنگر که سرانجام کسانی که بیم داده شدند، چگونه بود؟!
سپس بعد از نوح، پیامبرانی را به سوی قومشان فرستادیم، پس برای آنان دلایل آشکار آوردند، ولی قومشان بر آن نبودند که به آنچه پیش از آن تکذیب کرده بودند ایمان آورند؛ این گونه دلهای متجاوزان را مُهر [بدبختی] میزنیم.
آن گاه پس از آنان موسی و هارون را با آیات خود به سوی فرعون و اشراف و سران قومش فرستادیم، پس آنان تکبّر ورزیدند و آنان گروهی گنهکار بودند.
پس هنگامی که حق از نزد ما به سویشان آمد، گفتند: مسلماً این جادویی است آشکار.
موسی گفت: آیا درباره حق هنگامی که به سویتان آمد، میگویید: آیا این جادوست؟ [نه، این جادو نیست، اگر جادو بود پیروزی نداشت] زیرا جادوگران پیروز نمیشوند.
گفتند: آیا به سوی ما آمدهای تا ما را از آیینی که پدرانمان را بر آن یافتهایم، برگردانی و [با نابود کردن ما] قدرت و حکومت در این سرزمین برای شما دو نفر باشد؟ و ما به شما دو نفر ایمان نمیآوریم!
و فرعون گفت: [برای درهم کوبیدن این دو نفر] هر جادوگر دانا و زبردستی را نزد من آورید.
چون جادوگران آمدند، موسی به آنان گفت: آنچه را بر افکندن آن مصمم هستید، بیفکنید.
پس هنگامی که افکندند، موسی گفت: آنچه را در این صحنه آوردید، جادوست؛ مسلماً خدا آن را به زودی باطل میکند، قطعاً خدا، کار مفسدان را [که برای تقویت طاغیان انجام میدهند] به سامان نمیآورد.
و خدا حق را با دلایل و معجزاتش ثابت و پابرجا میکند، گرچه گنهکاران خوش نداشته باشند.
پس [در ابتدای کار] کسی به موسی ایمان نیاورد، مگر فرزندانی [انگشت شمار] از قومش آن هم با ترسی [شدید] از فرعون و اشراف و سران قوم خودشان که مبادا فرعونیان آنان را شکنجه و عذاب دهند؛ و مسلماً فرعون در سرزمین مصر برتریخواه، و [در گناه، معصیت و ستم] از اسراف کاران بود.
و موسی گفت: ای قوم من! اگر به خدا ایمان آوردهاید، پس بر او توکل کنید اگر از تسلیم شدگان [در برابر فرمانهای حق] هستید.
پس گفتند: ما فقط بر خدا توکل کردیم. پروردگارا! ما را دستخوش شکنجه و عذاب ستمکاران قرار مده.
و ما را به رحمتت از گروه کافران رهایی ده.
و به موسی و برادرش وحی کردیم که خانههایی در سرزمین مصر برای قوم خود فراهم آورید، و خانههایتان را روبروی هم قرار دهید، و نماز را برپا دارید، و مؤمنان را [به رهایی از چنگال فرعونیان] مژده ده.
و موسی گفت: پروردگارا! فرعون و اشراف و سرانش را در زندگی دنیا زیور و زینت [بسیار] و اموال [فراوان] دادهای که [نهایتاً مردم را] از راه تو گمراه کنند، پروردگارا! اموالشان را نابود کن و دلهایشان را سخت گردان که ایمان نیاورند تا آنکه عذاب دردناک را ببینند.
[خدا] فرمود: دعای شما دو نفر پذیرفته شد؛ بنابراین [در ابلاغ پیام خدا] پابرجا واستوار باشید واز روش کسانی که جاهل و نادانند، پیروی نکنید.
وبنی اسرائیل را از دریا گذراندیم، پس فرعون و لشکریانش آنان را از روی ستم وتجاوز دنبال کردند تا هنگامی که بلای غرق شدن، او را فروگرفت، گفت: ایمان آوردم که هیچ معبودی جز همان که بنی اسرائیل به او ایمان آوردند، نیست و من از تسلیم شدگان [در برابر فرمانهای حق] هستم.
[به اوگفته شد:] اکنون [که به نابودی خود یقین داری و زمان بازگشت به خدا سپری شده ایمان میآوری؟!] در حالی که پیش از این عصیان میورزیدی و از تبهکاران بودی؟
پس امروز تو را با بدن بیجانت نجات میدهم [وبر بلندایی از ساحل دریا میگذارم] تا برای آیندگانت نشانهای [از قدرت ما و زبونی و خواری گردنکشان] باشی؛ و یقیناً بسیاری از مردم از نشانههای ما بیخبرند.
به راستی ما بنی اسرائیل را در جایگاهی [خوش آب و هوا و منطقهای سرشار از نعمتها] جای دادیم و به آنان از انواع روزیهای پاکیزه، روزی بخشیدیم [ولی آنان در نبوّت موسی و در دین خدا روی به اختلاف آوردند]؛ و اختلاف نکردند مگر پس از آنکه دانش [به حقایق و معارف] برای آنان آمد؛ یقیناً پروردگارت روز قیامت میان آنان درباره آنچه در آن اختلاف میکردند، داوری خواهد کرد.
و [به فرض محال] اگر از آنچه بر تو نازل کردیم در شک و تردیدی، از آنان که پیش از تو کتاب [آسمانی] میخواندند بپرس [کتابی که نزول قرآن را از سوی خدا خبر داده] تا روشن شود که حق از سوی پروردگارت به سوی تو آمده؛ بنابراین از تردیدکنندگان مباش.
و هرگز از کسانی مباش که آیات ما را تکذیب کردند که از زیانکاران خواهی شد.
مسلماً کسانی که عذاب پروردگارت بر آنان محقق و ثابت شده، ایمان نمیآورند.
گرچه همه نشانهها و معجزهها برای آنان بیاید تا آن زمان که عذاب دردناک را ببینند [که آن هنگام ایمان آوردنشان هیچ سودی نخواهد داشت.]
پس چرا هیچ شهری نبوده است که [اهلش] ایمان بیاورد تا ایمانشان به آنان سود دهد؟ مگر قوم یونس که وقتی ایمان آوردند، عذاب رسوایی را در زندگی دنیا از آنان برطرف کردیم و آنان را تا پایان عمرشان [از الطاف و نعمتهای خود] برخوردار نمودیم.
اگر پروردگارت میخواست یقیناً همه کسانی که روی زمیناند [اجباراً] ایمان میآوردند؛ [ای پیامبر! در حالی که خدا از بندگانش ایمان اجباری نخواسته] پس آیا تو مردم را وادار میکنی تا به اجبار مؤمن شوند؟!
هیچ کس را نسزد [و قدرت نباشد] که ایمان بیاورد مگر به اذن و توفیق خدا، و خدا پلیدی [ضلالت] را [پس از بیان حقایق] بر کسانی قرار میدهد که [در حقایق] نمیاندیشند.
بگو: با تأمل بنگرید که در آسمانها و زمین [از شگفتیهای آفرینش و عجایب خلقت] چه چیزها هست؟ ولی نشانهها و هشدارها به حال گروهی که ایمان نمیآورند، سودی نمیدهد.
پس آیا جز مانند روزهای [سخت و شکننده] کسانی را که پیش از آنان درگذشتند، انتظار میبرند؟ بگو: پس منتظر بمانید که من [هم] با شما از منتظرانم.
آن گاه پیامبران خود و کسانی را که ایمان آوردهاند [روز نزول عذاب] میرهانیم، همین گونه بر ما فریضه و لازم است که مؤمنان را نجات دهیم.
بگو: ای مردم! اگر شما در [حقّانیّت] دین من تردید دارید [من در حقّانیّت دینم و بطلان آیین شما هیچ تردیدی ندارم] من آنهایی را که شما به جای خدا میپرستید، نمیپرستم، بلکه خدایی را میپرستم که جان همه شما را میستاند، و من مأمورم که از مؤمنان باشم.
و [دستور یافتهام] که [حق گرایانه و بدون انحراف با همه وجود] به سوی [این] دین درست واستوار روی آور، و از مشرکان مباش.
و به جای خدا چیزی را که سودی به تو نمیرساند و زیانی نمیزند، مَپَرست؛ که اگر بپرستی قطعاً از زیانکاران خواهی بود.
و اگر خدا گزند و آسیبی به تو رساند، آن را جز او برطرف کنندهای نیست، و اگر برای تو خیری خواهد فضل و احسانش را دفع کنندهای نیست؛ خیرش را به هر کس از بندگانش بخواهد میرساند و او بسیار آمرزنده و مهربان است.
بگو: ای مردم! یقیناً حق از سوی پروردگارتان برای شما آمد؛ پس هر که هدایت یابد، فقط به سود خود هدایت مییابد و هر که گمراه گردد، فقط به زیان خود گمراه میشود، و من نگهبان شما نیستم.
و از آنچه به سویت وحی میشود، پیروی کن و [در برابر پیش آمدها و تکذیب منکران] شکیبا باش تا خدا [میان تو و مخالفانت] داوری کند؛ و او بهترین داوران است.
الر - [این] کتابی [با عظمت] است که آیاتش [به صورت حقیقتی واحد] استواری واستحکام یافته، سپس از سوی حکیمی آگاه [در قالب سورهها، آیهها، حقایق اعتقادی، اخلاقی و عملی] تفصیل داده شده است.
که جز خدا را نپرستید، یقیناً من از سوی او برای شما بیم دهنده [از عذاب] و مژده دهنده [به بهشت و رضوان] هستم.
و اینکه از پروردگارتان آمرزش بخواهید، سپس به سوی او بازگردید تا آنکه شما را تا پایان زندگی از بهره نیک و خوشی برخوردار کند، و هر که را صفات پسندیده و اعمال شایسته او افزونتر است، پاداش زیادتری عطا کند، و اگر روی از حق برگردانید، من از عذاب روزی بزرگ بر شما بیمناکم.
بازگشت شما فقط به سوی خداست و او بر هر کاری تواناست.
آگاه باشید که مشرکان سر در گریبان فرو میبرند تا [خود را] از شنیدن قرآن [به هنگام تلاوتش به وسیله پیامبر و مؤمنان] پنهان بدارند؛ آگاه باشید! چون جامههایشان را بر سر و روی خود میپوشانند [تا دیده نشوند، این پنهانکاری سودی به حال آنان ندارد] خدا آنچه را پنهان میکنند وآنچه را آشکار مینمایند، میداند؛ یقیناً او به آنچه در سینههاست، داناست.
و هیچ جنبدهای در زمین نیست مگر اینکه روزیِ او برخداست، و [او] قرارگاه واقعی و جایگاه موقت آنان را میداند؛ همه در کتابی روشن ثبت است.
و او کسی است که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید، در حالی که تخت فرمانرواییاش بر آب [که زیربنای حیات است] قرار داشت، تا شما را بیازماید که کدام یک نیکوکارترید؟ و اگر بگویی: [ای مردم!] شما یقیناً پس از مرگ برانگیخته میشوید، بیتردید کافران میگویند: این سخنان جز جادویی آشکار نیست.
و اگر عذاب را از آنان تا مدتی اندک به تأخیر اندازیم، مسلماً [از روی استهزا] خواهند گفت: چه عاملی آن را [از آمدن] بازمیدارد؟! آگاه باشید! روزی که عذاب به آنان رسد، از آنان بازگشتنی و بازداشتنی نیست و عذابی را که همواره مسخره میکردند، آنان را فراخواهد گرفت.
و اگر از سوی خود رحمتی [چون سلامتی، ثروت، اولاد و امنیت] به انسان بچشانیم، سپس آن را [به علتی حکیمانه] از او سلب کنیم [نسبت به آینده زندگی] بسیار نومید شونده و [نسبت به نعمتهایی که دارا بود] بسیار کفران کننده است.
و اگر پس از گزند و آسیبی که به او رسیده خوشی و رفاهی به او بچشانیم، قطعاً خواهد گفت: همه [گزندها و] آسیبها از فضای زندگیام رفت [و دیگر آسیبی نمیبینم و] مسلماً در آن حال [که غافل از حوادث آینده است] بسیار شادمان و خودستا خواهد بود.
مگر کسانی که [در خوشیها و آسیبها] شکیبایی ورزیدند و کارهای شایسته انجام دادند، اینانند که برای آنان آمرزش و پاداشی بزرگ است.
ممکن است به سبب آنکه [دشمنان] میگویند: چرا گنجی بر او نازل نشده، یا فرشتهای همراهش نیامده؟ برخی از آنچه را به تو وحی میشود ترک کنی وسینهات [از ابلاغ و اظهار آن] تنگ شود [به سبب موضع گیریهای دشمنان از ابلاغ پیام حق خودداری مکن] تو فقط بیم دهندهای و خدا بر هر چیز نگهبان است.
بلکه [در برابر همه قرآن میایستند و] میگویند: او این قرآن را از نزد خود ساخته [و به خدا نسبت میدهد] بگو: اگر راستگویید، شما هم ده سوره مانند آن بیاورید و هر کس را غیر خدا میتوانید، به یاری خود دعوت کنید.
پس اگر آنان دعوت شما را اجابت نکردند [که هرگز اجابت نمیکنند] بدانید که آنچه نازل شده به دانش خداست وهیچ معبودی جز او نیست، پس آیا تسلیم [حق] میشوید؟
کسانی که زندگی دنیا و زیور و زینتش را بخواهند، ثمره تلاششان را به طور کامل در [همین] دنیا به آنان میدهیم و در اینجا چیزی از آنان کاسته نخواهد شد.
اینان کسانی هستند که در آخرت، سهمی جز آتش برای آنان نیست و آنچه [در دنیا از کار خیر] کردهاند، در آخرت تباه و بیاثر میشود، و آنچه همواره [ریاکارانه] انجام میدادند، باطل است.
آیا کسانی که از سوی پروردگارشان بر دلیلی روشن [از بصیرت و بینش] متکی هستند و شاهدی از سوی او [چون قرآن برای تأیید آن دلیل روشن] از پی درآید و پیش از قرآن [هم] کتاب موسی در حالی که [برای مؤمنان] پیشوا و رحمت بود [بر حقّانیّت قرآن گواهی داده مانند کسانی میباشند که چنین نیستند] اینان [که متکی بر دلیل روشناند] به قرآن ایمان میآورند، و هر کس از گروهها [چه یهود، چه نصاری و چه مشرکان] به آن کفر ورزد، وعده گاهش آتش است؛ پس [ای انسان!] درباره قرآن در تردید مباش که آن از سوی پروردگارت حق است، ولی بیشتر مردم [به خاطر کبر باطنی، لجاجت و جهل] ایمان [به آن] نمیآورند.
و ستمکارتر از کسانی که به خدا دروغ بندند چه کسی است؟ اینان [در قیامت] بر پروردگارشان عرضه خواهند شد، وگواهان [اعمال] میگویند: اینان کسانی هستند که بر پروردگارشان دروغ بستند؛ آگاه باشید! لعنت خدا بر ستمکاران باد.
آنان که مردم را از راه خدا بازمیدارند و میخواهند آن را [با وسوسه و اغواگری] کج نشان دهند و به آخرت کافرند.
اینان در زمین، عاجزکننده [خدا] نیستند تا [بتوانند از دسترس قدرت او بیرون روند]، و برای آنان سرپرستان و یاورانی جز خدا نیست، عذابشان [در روز قیامت] دو چندان خواهد شد؛ آنان [به سبب بسیاریِ گناه] تاب وتوانِ شنیدنِ [حق را] نداشتند و [با چشم بصیرت، حقیقت را] نمیدیدند.
اینان کسانی هستند که سرمایه وجودشان را تباه کردند، و آنچه را همواره به دروغ [به عنوان شریکان خدا به خدا] نسبت میدادند [گم شده] از دستشان میرود.
ثابت و یقینی است که اینانند که در آخرت از همه زیانکارترند.
قطعاً کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند و به پروردگارشان آرامش و اطمینان یافتند، اهل بهشتاند و در آن جاودانهاند.
وصف این دو گروه [مشرک و مؤمن] همانند نابینا و کر و بینا و شنواست؛ آیا [این دو گروه] در صفت و حال یکسانند؟ پس آیا متذکّر نمیشوید؟
بی تردید نوح را به سوی قومش فرستادیم [که به آنان بگو:] من برای شما بیم دهندهای آشکارم.
که جز خدا را نپرستید؛ من بر شما از عذاب روزی دردناک بیمناکم.
اشراف و سران کافر قومش گفتند: ما تو را جز بشری مانند خود نمیبینیم، و کسی را جز فرومایگان که نسنجیده و بدون اندیشه از تو پیروی کرده باشند مشاهده نمیکنیم، و برای شما هیچ برتری و فضیلتی بر خود نمیبینیم، بلکه شما را دروغگو میپنداریم.
نوح گفت: ای قوم من! مرا خبر دهید: اگر من بر دلیل روشنی از سوی پروردگارم متکی باشم و مرا از نزد خود رحمتی عطا کرده باشد که بر شما مخفی مانده [باز هم نبوّت مرا تکذیب میکنید؟] آیا [در صورتی که اجباری در پذیرش دین نیست] میتوان شما را به پذیرش آن دلیل روشن در حالی که آن را خوش ندارید، وادار کنیم؟
و ای قوم من! من از شما [در برابر ابلاغ رسالتم] هیچ پاداشی نمیخواهم؛ پاداشم فقط بر عهده خداست، و من [برای به دست آوردن دل شما] طرد کننده کسانی که ایمان آوردهاند [و شما آنان را فرومایه میدانید] نخواهم بود؛ زیرا اینان دیدارکنندگان [پاداش و مقام قرب] پروردگار خویشاند. ولی من شما را گروهی میبینم که جهالت میورزید.
و ای قوم من! اگر آنان را از خود طرد کنم، چه کسی مرا در برابر [عذاب] خدا یاری میدهد؟ آیا متذکّر نمیشوید؟
و من به شما نمیگویم که گنجینههای [عنایات و الطاف] خدا نزد من است [تا به طور مستقل بتوانم حاجات شما را برآورم و هر تصرفی را که مایل باشم در آسمانها و زمین بنمایم]، و ادعا نمیکنم که غیب هم میدانم، و نمیگویم که من فرشتهام و درباره آنان که چشمانتان فرومایه و خوارشان مینگرد، نمیگویم که خدا هرگز خیری به آنان نخواهد داد؛ خدا به آنچه در دل آنان است آگاهتر است؛ اگر چنین گویم از ستمکاران خواهم بود.
گفتند: ای نوح! با ما جدال و ستیزه کردی و بسیار هم جدال و ستیزه کردی، نهایتاً اگر از راستگویانی آنچه را [از عذاب] به ما وعده میدهی، برایمان بیاور.
گفت: جز این نیست که اگر خدا بخواهد آن را برای شما میآورد و شما عاجز کننده [خدا] نیستید [تا بتوانید از دسترس قدرت او بیرون روید.]
و اگر بخواهم برای شما خیرخواهی کنم در صورتی که خدا بخواهد شما را [به کیفر گناهانتان] گمراه کند، خیرخواهی من سودی به شما نخواهد داد، او پروردگار شماست و به سویش بازگردانده میشوید.
آیا مشرکان میگویند: پیامبر، این قرآن را از نزد خود به دروغ ساخته [و به خدا نسبت داده؟] بگو: اگر آن را به دروغ ساخته باشم، گناهم فقط بر عهده خود من است، و من از گناهانی که شما مرتکب میشوید، بیزارم.
و به نوح وحی شد که از قوم تو جز کسانی که [تاکنون] ایمان آوردهاند، هرگز کسی ایمان نخواهد آورد؛ بنابراین از کارهایی که همواره [بر ضد حق] انجام میدادند، اندوهگین مباش.
و با نظارت ما و [بر اساس] وحی ما کِشتی را بساز، و با من درباره کسانی که ستم کردهاند، سخن مگو که یقیناً آنان غرقشدنی هستند.
و [نوح] کشتی را میساخت و هرگاه گروهی از [اشراف و سرانِ] قومش بر او عبور میکردند، او را به مسخره میگرفتند. گفت: اگر شما ما را مسخره میکنید، مسلماً ما هم شما را [به هنگام پدید آمدن توفان] همان گونه که ما را مسخره میکنید، مسخره خواهیم کرد.
سپس خواهید دانست که چه کسی را [در دنیا] عذابی خوارکننده و [در آخرت عذابی] پایدار خواهد رسید.
[رویاروییِ نوح و قومش هم چنان ادامه داشت] تا هنگامی که فرمان ما فرا رسید و تنور فوران کرد، گفتیم: از هر [نوع حیوانی] یک زوج دوتایی [یک نر و یک ماده] و نیز خاندانت و آنان را که ایمان آوردهاند، در کشتی سوار کن مگر کسی که پیشتر فرمان غرق شدن را بر ضد او لازم کردهایم. و جز اندکی همراه او ایمان نیاوردند.
و نوح گفت: در آن سوار شوید که حرکت کردنش و لنگر انداختنش فقط به نام خداست، یقیناً پروردگارم بسیار آمرزنده و مهربان است.
آن کشتی آنان را در میان موجهایی کوه آسا حرکت میداد، و نوح فرزندش را که در کناری بود، بانگ زد که ای پسرم! همراه ما سوار شو و با کافران مباش.
گفت: به زودی به کوهی که مرا از [این] آب نگه دارد، پناه میبرم. نوح گفت: امروز در برابر عذاب خدا هیچ نگه دارندهای نیست مگر کسی که [خدا بر او] رحم کند. و موج میان آن دو حایل شد و پسر از غرق شدگان گردید.
و [پس از هلاک شدن کافران] گفته شد: ای زمین! آب خود را فرو بر، و ای آسمان! [از ریختن باران] باز ایست، و آب کاستی گرفت و کار پایان یافت و کشتی بر [کوهِ] جودی قرار گرفت و گفته شد: دوری [از رحمت خدا] بر گروه ستمکاران باد.
و نوح [پیش از توفان] پروردگارش را ندا داد و گفت: پروردگارا! به راستی که پسرم از خاندان من است و یقیناً وعدهات [به نجات خاندانم] حق است و تو بهترین داورانی.
خدا فرمود: ای نوح! به یقین او از خاندان تو نیست، او [دارای] کرداری ناشایسته است، پس چیزی را که به آن علم نداری از من مخواه، همانا من تو را اندرز میدهم که مبادا از ناآگاهان باشی.
نوح گفت: پروردگارا! من از اینکه چیزی را که به آن علم ندارم از تو بخواهم به تو پناه میبرم و اگر مرا نیامرزی و بر من رحم نکنی از زیانکاران خواهم بود.
گفته شد: ای نوح! با سلام و برکاتی از سوی ما بر تو و امتهایی که با تواند [از کشتی] فرود آی و امتهایی [از نسل همراهانت به وجود میآیند] که به زودی آنان را [از نعمتهای خود] برخوردار میکنیم، سپس آنان را از سوی ما [به سبب کفران نعمت] عذابی دردناک خواهد رسید.
اینها از خبرهای غیبی است که آن را به تو وحی میکنیم، نه تو آنها را پیش از این میدانستی و نه قوم تو؛ پس [در ابلاغ پیام ما با بهره گرفتن از این خبرها] شکیبایی ورز؛ یقیناً فرجام [نیک] برای پرهیزکاران است.
و به سوی قوم عاد، برادرشان هود را [فرستادیم] گفت: ای قوم من! خدا را بپرستید که شما را جز او هیچ معبودی نیست، شما [که شریکانی برای خدا قرار دادهاید] جز مردمی دروغ پرداز نیستید.
ای قوم من! از شما [در برابر ابلاغ رسالتم] هیچ پاداشی نمیخواهم، پاداشم فقط بر عهده کسی است که مرا آفریده؛ آیا نمیاندیشید؟
ای قوم من! از پروردگارتان آمرزش بخواهید، آن گاه به سوی او بازگردید، [تا] برای شما باران فراوان و پی در پی فرستد و نیرویی بر نیرویتان بیفزاید، و مجرمانه روی [از حق] برمگردانید.
گفتند: ای هود! دلیل روشنی [که پسند خاطر ما باشد] برای ما نیاوردی، و ما به گفته تو رهاکننده معبودهای خود نیستیم، و ما به تو ایمان نمیآوریم.
[ما درباره تو] جز این نمیگوییم که برخی از معبودهای ما به تو گزند و آسیب [روحی] رساندهاند [به همین سبب سخنان جنون آمیز و بیمنطق میگویی]. هود گفت: من خدا را گواه میگیرم و شما هم گواه باشید که یقیناً من از آنچه شریک او قرار میدهید، بیزارم.
[آری، از هر معبودی] به غیر او [بیزارم] پس همه شما بر ضد من نیرنگ بزنید، سپس مهلتم ندهید.
یقیناً من بر خدا که پروردگار من و پروردگار شماست توکل کردم؛ هیچ جنبندهای نیست مگر اینکه او مهارش را به دست [قدرت و فرمانروایی خود] گرفته است، مسلماً پروردگارم بر راهی راست است.
پس اگر روی [از حق] برگردانید [زیانش متوجه خود شماست] یقیناً آنچه را که من برای آن به سوی شما فرستاده شدهام به شما ابلاغ کردم، و پروردگارم گروهی غیر از شما را جایگزینِ [شما] خواهد کرد، و نمیتوانید هیچ زیانی به او رسانید؛ زیرا پروردگارم بر همه چیز نگهبان است.
و هنگامی که فرمان ما [بر عذاب آنان] فرا رسید، هود و آنان را که با او ایمان آورده بودند با رحمتی از سوی خود نجات دادیم و آنان را از عذابی سخت رهایی بخشیدیم.
و اینان قوم عاد بودند که آیات پروردگارشان را انکار کردند، و از پیامبران او نافرمانی نمودند، و فرمان هر سرکش ستیزهجویی را پیروی کردند.
و در این دنیا و روز قیامت با لعنتی بدرقه شدند. آگاه باشید که [قومِ] عاد به پروردگارشان کافر شدند، هان! دوری [از رحمت خدا] بر عاد، قوم هود باد.
و به سوی قوم ثمود، برادرشان صالح را [فرستادیم] گفت: ای قوم من! خدا را بپرستید؛ شما را جز او هیچ معبودی نیست، و او شما را از زمین به وجود آورد و از شما خواست که در آن آبادانی کنید؛ بنابراین از او آمرزش بخواهید، سپس به سوی او بازگردید؛ زیرا پروردگارم [به بندگانش] نزدیک و اجابت کنندهدعای آنان است.
گفتند: ای صالح! پیش از این در میان ما [به عنوان انسانی عاقل و خردمند] مورد امید بودی، آیا ما را از پرستیدن آنچه پدرانمان میپرستیدند، بازمیداری؟ و ما بیتردید در [درستی و صحّت] تعالیمی که به آن دعوتمان میکنی در شکی شدید و سخت هستیم [چنان شکی که در خردمندی تو نیز دچار تردیدیم.]
گفت: ای قوم من! مرا خبر دهید اگر من بر دلیلی روشن از سوی پروردگارم متکی باشم و از سوی خود رحمتی به من عطا کرده باشد، چنانچه [در ابلاغ پیامش] از او نافرمانی کنم، چه کسی مرا [از عذابش] نجات میدهد؟ پس شما [در صورتی که خواستههای بیجایتان را بپذیرم] چیزی جز خسارت بر من نمیافزایید.
و ای قوم من! این ناقه خداست که برای شما [در اثبات صدق نبوّت من] نشانهای [عظیم] است، پس بگذاریدش در زمین خدا بچرد، و هیچ آسیب و گزندی به او نرسانید که عذابی زود هنگام شما را خواهد گرفت.
پس آن را [از روی طغیان و سرکشی] پی کردند. پس صالح گفت: سه روز [فرصت دارید که] در خانههایتان از زندگی برخوردار باشید. این وعدهای بیدروغ است.
پس هنگامی که فرمان ما [بر عذاب آنان] فرا رسید، صالح و آنان را که همراه او ایمان آورده بودند با رحمتی از سوی خود نجات دادیم، و از خواری و رسوایی آن روز [رهایی بخشیدیم]. مسلماً فقط پروردگارت نیرومند و توانای شکست ناپذیر است.
و کسانی را که ستم کردند، فریاد مرگبار فروگرفت، پس در خانههایشان به رو درافتاده، جسمی بیجان شدند.
گویی در آنجا اقامت نداشتند. آگاه باشید! قطعاً قوم ثمود به پروردگارشان کافر شدند. هان! دوری [از رحمت خدا] بر قوم ثمود باد.
و به راستی فرستادگان ما ابراهیم را مژده آورده، سلام گفتند، او هم گفت: سلام [بر شما]. و درنگ نکرد تا گوسالهای بریان [برای آنان] آورد.
و چون دید دستهایشان به سوی غذا دراز نمیشود، آنان را ناشناس یافت و از آنان احساس ترس و دلهره کرد، گفتند: مترس که ما به سوی قوم لوط فرستاده شدهایم.
پس همسرش در حالی که ایستاده بود [از شنیدن گفتگوی فرشتگان با ابراهیم] خندید. پس او را به اسحاق و پس از اسحاق به یعقوب مژده دادیم.
[همسر ابراهیم] گفت: ای وای بر من! آیا فرزند آورم در حالی که من پیرزنم و این شوهر من است که در سنّ سالخوردگی است؟ یقیناً این چیزی بسیار شگفت است!!
گفتند: آیا از کار خدا شگفتی میکنی؟ [در حالی که] رحمت خدا و برکاتش بر شما خانواده است. یقیناً او ستوده و بزرگوار است.
پس هنگامی که ترس و دلهره از ابراهیم برطرف شد و آن مژده به او رسید، با ما درباره قوم لوط [به قصد دفع عذاب از آنان] به گفتگو پرداخت.
به راستی که ابراهیم بسیار بردبار و دلسوز و روی آورنده [به سوی خدا] بود.
ای ابراهیم! از این [گفتگو] درگذر؛ زیرا فرمان پروردگارت [بر عذاب قوم لوط] فرا رسیده و یقیناً آنان را عذابی بدون بازگشت خواهد آمد.
و هنگامی که فرستادگان ما نزد لوط آمدند، به سبب آمدنشان تنگدل و اندوهگین شد؛ [زیرا خود را برای دفع خطر از مهمانانش در برابر قوم تبهکارش توانمند نیافت،] وگفت: این روز سخت و دشواری است.
و قومش شتابان به سویش آمدند [تا به خیال خود به مهمانانش دست درازی کنند، آن قومی] که پیش از آن کارهای زشت و ناپسند مرتکب میشدند، گفت: ای قوم من! اینان دختران من هستند، اینان [از نظر ازدواج] برای شما پاکیزه ترند، از خدا پروا کنید و مرا در میان مهمانانم رسوا نکنید؛ آیا از میان شما مردی راه یافته نیست؟
گفتند: مسلماً دانستهای که ما را به دخترانت هیچ حاجت و نیازی نیست و خوب میدانی که ما چه میخواهیم!!
گفت: ای کاش برای مبارزه با شما قدرت و نیرویی داشتم یا به پناهگاهی استوار مأوی میگرفتم.
[میهمانان] گفتند: ای لوط! ما فرستادگان پروردگار توایم، آنان هرگز به تو دسترسی پیدا نمیکنند، پس خانوادهات را در پارهای از [همین] شب حرکت ده و نباید هیچ یک از شما به سوی شهر بازگردد، اما همسرت را با خود مبر زیرا عذابی که به تبهکاران میرسد به او هم خواهد رسید. یقیناً وعده گاهشان [برای دچار شدن به عذاب] صبح [فردا] است، آیا صبح نزدیک نیست؟
پس هنگامی که عذاب ما فرا رسید، بالاترین آن [سرزمین آلوده] را فروترینش نمودیم و بر آن سنگهایی از نوع سنگِ گلِ لایه لایه فرو ریختیم.
[سنگهایی] که نزد پروردگارت نشانه دار بود و آن سنگها از ستمکاران دور نیست.
و به سوی [مردم] مَدین، برادرشان شعیب را [فرستادیم.] گفت: ای قوم من! خدا را بپرستید، شما را جز او هیچ معبودی نیست؛ و از پیمانه و ترازو مکاهید، همانا من شما را در توانگری و نعمت[ی که بینیاز کننده از کم فروشی است] میبینم و بر شما از عذاب روزی فراگیر بیمناکم.
و ای قوم من، پیمانه و ترازو را عادلانه [و منصفانه] کامل و تمام بدهید، و اجناس مردم را [هنگام خریدن] کم شمارتر و کم ارزشتر [از آنچه که هست] به حساب نیاورید و در زمین تبهکارانه فتنه و آشوب برپا نکنید.
آنچه خدا [در کسب و کارتان از سود و بهره پس از پرداخت حق مردم] باقی میگذارد، برای شما بهتر است اگر مؤمن باشید، و من بر شما نگهبان نیستم.
گفتند: ای شعیب! آیا نمازت به تو فرمان میدهد که آنچه را پدرانمان میپرستیدند رها کنیم؟ یا از اینکه در اموالمان به هر کیفیتی که میخواهیم تصرف کنیم دست برداریم؟ به راستی که تو [انسانی] بردبار و راه یافتهای [پس چرا میخواهی در برابر آزادی ما نسبت به بت پرستی وهزینه کردن اموالمان به هر کیفیتی که بخواهیم بایستی؟!]
گفت: ای قوم من! مرا خبر دهید اگر من بر دلیل روشنی از سوی پروردگارم متکی باشم و از جانب او رزق نیکویی به من داده باشد [آیا رواست که خلاف خواسته او عمل کنم؟] و من نمیخواهم آنچه که شما را از آن بازمیدارم خود مرتکب شوم؛ تا جایی که قدرت دارم جز اصلاح [شما را] نمیخواهم؛ و توفیقم فقط به [یاری] خداست؛ بر او توکل کردم و به سوی او بازمیگردم.
ای قوم من! دشمنی و مخالفت با من، شما را به جایی نرساند، که [عذابی] مانند آنچه به قوم نوح یا قوم هود یا قوم صالح رسید به شما هم برسد، و قوم لوط از شما [چه از جهت زمان و چه از جهت مکان] چندان دور نیست.
از پروردگارتان آمرزش بطلبید، سپس به سوی او بازگردید؛ زیرا پروردگارم مهربان و بسیار دوستدار [توبهکنندگان] است.
گفتند: ای شعیب! بسیاری از مطالبی که میگویی نمیفهمیم، و به راستی تو را در [مقایسه با] خود، ناتوان و ضعیف میبینیم، و اگر عشیرهات نبودند، بیتردید سنگسارت میکردیم، وتو بر ما پیروز نیستی.
گفت: ای قوم من! آیا عشیره کوچکم نزد شما از خدا عزیزتر است که او را پشت سر قرار داده و فراموشش کردهاید؟! یقیناً پروردگارم به همه اعمالی که انجام میدهید، احاطه دارد.
و ای قوم من! به اندازهای که در قدرت و توان شماست، عمل کنید، من [هم] بیتردید [به وظیفه الهی خود] عمل میکنم؛ به زودی خواهید دانست، چه کسی را عذاب رسوا کننده خواهد آمد و دروغگو کیست؟! و منتظر بمانید که من هم با شما منتظرم.
و هنگامی که عذاب ما رسید، شعیب و کسانی را که با او ایمان آورده بودند، با رحمتی از سوی خود نجات دادیم، و کسانی را که [به آیات ما] ستم کردند، فریاد مرگبار فرا گرفت، پس در خانههایشان به رو در افتاده جسمی بیجان شدند.
گویی در آنجا اقامت نداشتند. آگاه باشید! مَدین [از رحمت خدا] دور باد، همان گونه که ثمود دور شد.
همانا موسی را با نشانههای خود و برهانی روشن فرستادیم،
به سوی فرعون و اشراف و سرانِ [قومِ] او، ولی [آنان برای حفظ مقام و مال خود] از فرمان فرعون پیروی کردند، در حالی که فرمان فرعون راهنمای به سوی سعادت و خوشبختی نبود.
[فرعون] روز قیامت پیشاپیش قومش میرود، پس آنان را به آتش درمیآورد، و بد نصیب و سهمی است [آتشی] که در آن وارد میشود.
و در این دنیا و روز قیامت به لعنتی بدرقه شدند [و آن لعنت] بد عطیهای است که به آنان میدهند.
این از گزارشهای شهرها [و اهل آنها] است که آن را بر تو حکایت میکنیم، برخی از آن [شهر]ها هنوز برجایند، و برخی درو شده بر باد رفتهاند!
و ما بر آنان ستم نکردیم، ولی آنان بر خویشتن ستم ورزیدند، پس هنگامی که عذاب پروردگارت فرا رسید، معبودانی که به جای خدا میپرستیدند، چیزی [از عذاب را] از آنان دفع نکردند، و به آنان جز خسارت و هلاکت نیفزودند.
و چنین است مؤاخذه کردن پروردگارت، هنگامی که [مردم] آبادیها را در آن حال که ستمکارند مؤاخذه میکند. بیتردید مؤاخذه او دردناک و سخت است.
یقیناً در آن مؤاخذهها برای کسی که از عذاب آخرت میترسد، عبرت است، [و] آن روزی است که مردم را برای آن گرد میآورند، و آن روزی است که [همه صحنههای آن] مورد مشاهده است.
و ما آن روز را جز برای مدتی اندک به تأخیر نمیاندازیم.
روزی که چون فرا رسد، هیچ کس جز به اجازه او سخن نمیگوید؛ پس برخی تیره بخت و برخی نیک بختاند.
اما تیره بختان [که خود سبب تیره بختی خود بودهاند] در آتشاند، برای آنان در آنجا نالههای حسرت بار و عربده و فریاد است.
در آن تا آسمانها و زمین پابرجاست جاودانهاند، مگر آنچه را که مشیّت پروردگارت اقتضا کرده است؛ بیتردید پروردگارت هر چه را اراده میکند، انجام میدهد.
اما نیک بختان [که به توفیق و رحمت خدا سعادت یافتهاند] تا آسمانها و زمین پابرجاست، در بهشت جاودانهاند مگر آنچه را مشیّت پروردگارت اقتضا کرده، [بهشت] عطایی قطع ناشدنی و بیپایان است.
پس در باطل بودن معبودانی که مشرکان میپرستند، شک نداشته باش؛ اینان نمیپرستند مگر به همان صورت که پدرانشان پیش از این میپرستیدند [و آن پرستشی از روی جهل و بیخردی بود]. و ما سهمشان را [از عذاب] به طور کامل و بیکم و کاست خواهیم داد.
و به راستی به موسی کتاب دادیم، پس در آن اختلاف شد، و اگر از سوی پروردگارت [به سبب اتمام حجت] مهلتی برای انسان تا اجل معینش مقدر نشده بود، یقیناً میانشان [به عذاب] داوری شده بود [و هیچ کس از آنان پس از آن داوری زنده نمیماند] و این یهودیها[یِ عصر تو] درباره تورات [که بخشی از آیاتش تحریف شده و پارهای از مطالبش آمیخته با خرافات و قسمتی از نوشتههایش دور از فطرت و غیر قابل اجراست] در تردیدی آمیخته با بدگمانیاند.
و یقیناً پروردگارت [پاداشِ] اعمال همه آنان را [در قیامت] کامل و تمام پرداخت خواهد کرد؛ زیرا او به آنچه انجام میدهند، آگاه است.
پس همان گونه که فرمان یافتهای ایستادگی کن؛ و نیز آنان که همراهت به سوی خدا روی آوردهاند [ایستادگی کنند] و سرکشی مکنید که او به آنچه انجام میدهید، بیناست.
و به کسانی که [به آیات خدا، پیامبر و مردم مؤمن] ستم کردهاند، تمایل و اطمینان نداشته باشید و تکیه مکنید که آتش [دوزخ] به شما خواهد رسید ودر آن حال شما را جز خدا هیچ سرپرستی نیست، سپس یاری نمیشوید.
و نماز را در دو طرف روز و ساعات نخستین شب برپا دار، که یقیناً نیکیها، بدیها را از میان میبرند، این برای یادکنندگان تذکّر و یادآوری است.
و شکیبایی کن که یقیناً خدا پاداش نیکوکاران را تباه نمیکند.
پس چرا در میان امتهایی که پیش از شما بودند، مصلحانی دلسوز نبودند که [مردم را] از فساد در زمین بازدارند؟ مگر اندکی که [به سبب بازداشتن مردم از فساد] نجاتشان دادیم. و آنان که ستم کردند، دنباله رو [و دل بسته] چیزی از نعمت و ثروت شدند [که در آن به سرکشی و طغیان افتادند] و آنان گنهکار بودند.
و پروردگارت بر آن نبوده است که شهرهایی را در حالی که مردمش درست کارند، ظالمانه هلاک کند.
اگر پروردگارت میخواست یقیناً تمام مردم را [از روی اجبار، در مسیر هدایت] امت واحدی قرار میداد، [ولی نخواست به همین سبب] همواره [در امر دین] در اختلافاند.
مگر کسانی که پروردگارت به آنان رحم کرده و به همین سبب آنان را آفریده است. و فرمان حتمی پروردگارت تحقق یافت که همانا دوزخ را از همه جن و انس [که راه کفر و عناد را برگزیدند] پر خواهم کرد.
و هر سرگذشتی از سرگذشتهای [پندآموز] پیامبران را که برایت میخوانیم، حقیقتی است که دل تو را به آن پابرجا و استوار کنیم، و برای تو در این سرگذشتها حق و برای بهره بردن مؤمنان پند و تذکّری آمده است.
و به کسانی که ایمان نمیآورند، بگو: به اندازه قدرتتان عمل کنید، و ما هم [بیتردید به وظایف الهی خود] عمل میکنیم.
و [به خاطر اعمال ناهنجارتان] به انتظار [عذاب] بمانید که ما هم [عذاب شما را] منتظریم.
نهان آسمانها و زمین فقط در سیطره دانش خداست، همه کارها به او باز گردانده میشود؛ پس او را بندگی کن و بر او توکل داشته باش، و پروردگارت از آنچه انجام میدهید، بیخبر نیست.
الر - این است آیات کتاب روشنگر.
ما آن را قرآنی به زبان عربی نازل کردیم تا شما [درباره حقایق، مفاهیم، اشارات و لطایفش] تعقّل کنید.
ما بهترین داستان را با وحی کردن این قرآن بر تو میخوانیم و تو یقیناً پیش از آن از بیخبران [نسبت به این بهترین داستان] بودی.
[یاد کن] آن گاه که یوسف به پدرش گفت: پدرم! من در خواب دیدم یازده ستاره و خورشید و ماه برایم سجده کردند!
[پدر] گفت: ای پسرک من! خواب خود را برای برادرانت مگو که نقشهای خطرناک بر ضد تو به کار میبندند، بدون شک شیطان برای انسان دشمنی آشکار است.
و این چنین پروردگارت تو را برمیگزیند و از تفسیر خوابها به تو میآموزد، و نعمتش را بر تو و بر آل یعقوب تمام میکند، چنانکه پیش از این بر پدرانت ابراهیم و اسحاق تمام کرد؛ یقیناً پروردگارت دانا و حکیم است.
بی تردید [در داستان] یوسف و برادرانش نشانههایی [از ربوبیّت، رحمت و لطف خدا] برای مردم کنجکاو است.
[یاد کن] هنگامی را که برادران گفتند: با اینکه ما گروهی نیرومندیم، یوسف و برادرش نزد پدرمان از ما محبوب ترند، و قطعاً پدرمان در اشتباه روشن و آشکاری است.
[یکی گفت:] یوسف را بکشید و یا او را در سرزمین نامعلومی بیندازید، تا توجه و محبت پدرتان فقط معطوف به شما شود. و پس از این گناه [با بازگشت به خدا و عذرخواهی از پدر] مردمی شایسته خواهید شد.
یکی از آنان گفت: یوسف را نکشید، اگر میخواهید کاری بر ضد او انجام دهید، وی را در مخفی گاه آن چاه اندازید، که برخی رهگذران او را برگیرند [و با خود ببرند!!]
گفتند: ای پدر! تو را چه شده که ما را نسبت به یوسف امین نمیدانی با اینکه ما بدون تردید خیرخواه اوییم.
فردا او را با ما روانه کن تا [در دشت و صحرا] بگردد و بازی کند، قطعاً ما حافظ ونگهبان او خواهیم بود.
گفت: بردن او مرا سخت اندوهگین میکند، و میترسم شما از او غفلت کنید و گرگ، او را بخورد.
گفتند: اگر با بودن ما که گروهی نیرومندیم، گرگ او را بخورد، یقیناً ما در این صورت زیانکار و بیمقداریم.
پس هنگامی که وی را بردند و تصمیم گرفتند که او را در مخفی گاه آن چاه قرارش دهند [تصمیم خود را به مرحله اجرا گذاشتند] و ما هم به او الهام کردیم که از این کار آگاهشان خواهی ساخت در حالی که آنان نمیفهمند [که تو همان یوسفی.]
وشبان گاه گریهکنان نزد پدر آمدند.
گفتند: ای پدر! ما یوسف را در کنار بار و کالای خود نهادیم و برای مسابقه رفتیم؛ پس گرگ، او را خورد و تو ما را تصدیق نخواهی کرد اگرچه راست بگوییم!
و خونی دروغین بر پیراهنش آوردند [تا یعقوب مرگ یوسف را باور کند]. گفت: چنین نیست که میگویید، بلکه نفس شما کاری [زشت را] در نظرتان آراست [تا انجامش بر شما آسان شود] در این حال صبری نیکو [مناسبتر است]؛ و خداست که بر آنچه شما [از وضع یوسف] شرح میدهید از او یاری خواسته میشود.
و کاروانی آمد، پس آب آورشان را فرستادند، او دلوش را به چاه انداخت، گفت: مژده! این پسری نورس است! و او را به عنوان کالا[ی تجارت] پنهان کردند؛ و خدا به آنچه میخواستند انجام دهند، دانا بود.
و او را به بهایی ناچیز، درهمی چند فروختند و نسبت به او بیرغبت بودند.
آن مرد مصری که یوسف را خرید، به همسرش گفت: جایگاهش را گرامی دار، امید است [در امور زندگی] به ما سودی دهد، یا او را به فرزندی انتخاب کنیم. این گونه یوسف را در سرزمین مصر مکانت بخشیدیم [تا زمینه فرمانروایی وحکومتش فراهم شود] و به او از تعبیر خوابها بیاموزیم؛ و خدا بر کار خود چیره و غالب است، ولی بیشتر مردم نمیدانند.
و هنگامی که یوسف به سنّ کمال رسید، حکمت و دانش به او عطا کردیم، و ما نیکوکاران را این گونه پاداش میدهیم.
و آن [زنی] که یوسف در خانهاش بود، از یوسف با نرمی و مهربانی خواستار کامجویی شد، و [در فرصتی مناسب] همه درهای کاخ را بست و به او گفت: پیش بیا [که من در اختیار توام] یوسف گفت: پناه به خدا، او پروردگار من است، جایگاهم را نیکو داشت، [من هرگز به پروردگارم خیانت نمیکنم] به یقین ستمکاران رستگار نمیشوند.
بانوی کاخ [چون خود را در برابر یوسفِ پاکدامن، شکست خورده دید با حالتی خشم آلود] به یوسف حمله کرد و یوسف هم اگر برهان پروردگارش را [که جلوه ربوبیت و نور عصمت و بصیرت است] ندیده بود [به قصد دفاع از شرف و پاکیاش] به او حمله میکرد [و در آن حال زد و خورد سختی پیش میآمد و با مجروح شدن بانوی کاخ، راه اتهام بر ضد یوسف باز میشد، ولی دیدن برهان پروردگارش او را از حمله بازداشت و راه هر گونه اتهام از سوی بانوی کاخ بر او بسته شد]. [ما] این گونه [یوسف را یاری دادیم] تا زد و خورد[ی که سبب اتهام میشد] و [نیز] عمل خلاف عفت آن بانو را از او بگردانیم؛ زیرا او از بندگان خالص شده ما [از هر گونه آلودگی ظاهری و باطنی] بود.
و هر دو به سوی در کاخ پیشی گرفتند، و بانو پیراهن یوسف را از پشت پاره کرد و [در آن حال] در کنار [آستانه] در به شوهر وی برخوردند؛ بانو به شوهرش گفت: کسی که نسبت به خانوادهات قصد بدی داشته باشد، کیفرش جز زندان یا شکنجه دردناک [چه خواهد بود؟!]
یوسف گفت: او از من خواستار کامجویی شد. و گواهی از خاندان بانو چنین داوری کرد: اگر پیراهن یوسف از جلو پاره شده، بانو راست میگوید و یوسف دروغگوست.
و اگر پیراهنش از پشت پاره شده، بانو دروغ میگوید و یوسف راستگوست.
پس همسر بانو چون دید پیراهن یوسف از پشت پاره شده، گفت: این [فتنه و فساد] از نیرنگ شما [زنان] است، بیتردید نیرنگ شما بزرگ است.
یوسفا! این داستان را ندیده بگیر. و تو [ای بانو!] از گناهت استغفار کن؛ زیرا تو از خطاکارانی.
و گروهی از زنان در شهر شایع کردند که همسر عزیز [مصر] در حالی که عشق آن نوجوان در درون قلبش نفوذ کرده از او درخواست کامجویی میکند؛ یقیناً ما او را در گمراهی آشکاری میبینیم.
پس هنگامی که بانوی کاخ گفتارِ مکرآمیز آنان را شنید [برای آنکه به آنان ثابت کند که در این رابطه، سخنی نابجا دارند] به مهمانی دعوتشان کرد، و برای آنان تکیه گاه آماده نمود و به هر یک از آنان [برای خوردن میوه] کاردی داد و به یوسف گفت: به مجلس آنان در آی. هنگامی که او را دیدند به حقیقت در نظرشان بزرگ [و بسیار زیبا] یافتند و [از شدت شگفتی و حیرت به جای میوه] دستهایشان را بریدند و گفتند: حاشا که این بشر باشد! او جز فرشتهای بزرگوار نیست.
بانوی کاخ گفت: این همان کسی است که مرا درباره عشق او سرزنش کردید. به راستی من از او خواستار کامجویی شدم، ولی او در برابر خواست من به شدت خودداری کرد، و اگر فرمانم را اجرا نکند یقیناً خوار و حقیر به زندان خواهد رفت.
یوسف گفت: پروردگارا! زندان نزد من محبوبتر است از عملی که مرا به آن میخوانند، و اگر نیرنگشان را از من نگردانی به آنان رغبت میکنم و از نادانان میشوم.
پس پروردگارش خواستهاش را اجابت کرد و نیرنگ زنان را از او بگردانید؛ زیرا خدا شنوا و داناست.
آن گاه آنان پس از آنکه نشانهها[یِ پاکی و پاکدامنی یوسف] را دیده بودند، عزمشان بر این جزم شد که تا مدتی او را به زندان اندازند.
و دو غلام [پادشاه مصر] با یوسف به زندان افتادند. یکی از آن دو نفر گفت: من پی در پی خواب میبینم که [برای] شراب، [انگور] میفشارم، و دیگری گفت: من خواب میبینم که بر سر خود نان حمل میکنم [و] پرندگان از آن میخورند، از تعبیر آن ما را خبر ده؛ زیرا ما تو را از نیکوکاران میدانیم.
گفت: هیچ جیره غذایی برای شما نمیآید مگر آنکه من شما را پیش از آمدنش از تعبیر آن خواب آگاه میکنم، این از حقایقی است که خدا به من آموخته است؛ زیرا من آیین مردمی را که به خدا ایمان ندارند و به سرای آخرت کافرند، رها کردهام.
و [از ابتدا] از آیین پدرانم ابراهیم و اسحاق و یعقوب پیروی کردهام، برای ما شایسته نیست که چیزی را شریک خدا قرار دهیم. این از فضل خدا بر ما و بر مردم است، ولی بیشتر مردم ناسپاسند.
ای دو یار زندان! آیا معبودان متعدد و متفرق بهتر است یا خدای یگانه مقتدر؟
شما به جای خدا جز [بتهایی] با نامهایی بیاثر و بیمعنا که خود و پدرانتان آنها را نامگذاری کردهاید نمیپرستید، خدا [که صاحب اختیار همه هستی است] هیچ دلیلی بر [حقّانیّت آنها برای پرستش] نازل نکرده است. حکم فقط ویژه خداست، او فرمان داده که جز او را نپرستید. دین درست و راست و آیین پابرجا و حق همین است، ولی بیشتر مردم [حقایق را] نمیدانند.
ای دو یار زندان! اما یکی از شما [از زندان رهایی مییابد و] سرور خود را شراب مینوشاند، اما دیگری به دار آویخته میشود و پرندگان از سر او خواهند خورد. تعبیر خوابی که از من جویا شدید، تحققّش قطعی و انجامش حتمی شده است.
و به یکی از آن دو نفر که دانست آزاد میشود، گفت: مرا نزد سرور خود یاد کن. ولی شیطان یاد کردنِ از یوسف را نزد سرورش از یاد او برد؛ در نتیجه چند سالی در زندان ماند.
و پادشاه [مصر به بارگاه نشینانش] گفت: پی در پی در خواب میبینم که هفت گاو لاغر، هفت گاو فربه را میخورند، و نیز هفت خوشه سبز و هفت خوشه خشک را مشاهده میکنم؛ شما ای بزرگان! اگر تعبیر خواب میدانید درباره خوابم نظر دهید.
گفتند: [این] خوابهایی پریشان و آشفته است و ما به تعبیر خوابهای پریشان و آشفته دانا نیستیم.
از آن دو زندانی آنکه آزاد شده بود و پس از مدتی [یوسف را] به یاد آورد گفت: من یقیناً شما را از تعبیر آن آگاه میکنم، پس [مرا به زندان] بفرستید.
[سپس به زندان نزد یوسف رفت و گفت:] تو ای یوسف! ای راستگویِ [راست کردار!] درباره هفت گاو فربه که هفت [گاو] لاغر آنان را میخورند، و هفت خوشه سبز و [هفت خوشه] خشک دیگر، نظرت را برای ما بیان کن. امید است نزد مردم برگردم، باشد که [از تعبیر این خواب عجیب] آگاه شوند.
گفت: هفت سال با تلاش پی گیر زراعت کنید، پس آنچه را درو کردید جز اندکی که خوراک شماست در خوشهاش باقی گذارید.
سپس بعد از آن [هفت سال فراوانی و گشایش] هفت سال سخت و دشوار [پیش] میآید که آنچه را برای آن [سالها] ذخیره کردهاید مگر اندکی که برای کاشتن نگهداری میکنید، میخورید.
آن گاه بعد از آن [دوره سخت و دشوار،] سالی میآید که مردم در آن بارانِ [فراوان] یابند و در آن [سال از محصولات کشاورزی] عصاره میوه میگیرند.
و پادشاه [مصر] گفت: یوسف را نزد من آورید. هنگامی که فرستاده [پادشاه] نزد یوسف آمد، یوسف گفت: نزد سرورت بازگرد و از او بپرس حال و داستان زنانی که دستهای خود را بریدند، چه بود؟ یقیناً پروردگارم به نیرنگ آنان داناست.
[پادشاه به زنان] گفت: داستان شما هنگامی که یوسف را به کامجویی دعوت کردید چیست؟ [زنان] گفتند: پاک و منزّه است خدا! ما هیچ بدی در او سراغ نداریم. همسر عزیز گفت: اکنون حق [پس از پنهان ماندنش] به خوبی آشکار شد، من [بودم که] از او درخواست کامجویی کردم، یقیناً یوسف از راستگویان است.
[من به پاکی او و گناه خود اعتراف کردم] و این اعتراف برای این است که یوسف بداند من در غیاب او به وی خیانت نورزیدم و اینکه خدا نیرنگ خیانت کاران را به نتیجه نمیرساند.
من خود را از گناه تبرئه نمیکنم؛ زیرا نفس طغیانگر، بسیار به بدی فرمان میدهد مگر زمانی که پروردگارم رحم کند؛ زیرا پروردگارم بسیار آمرزنده و مهربان است.
و پادشاه گفت: یوسف را نزد من آورید تا او را برای کارهای خود برگزینم. پس هنگامی که با یوسف سخن گفت به او اعلام کرد: تو امروز نزد ما دارای منزلت ومقامی و [در همه امور] امینی.
یوسف گفت: مرا سرپرست خزانههای این سرزمین قرار ده؛ زیرا من نگهبان دانایی هستم.
این گونه یوسف را در [آن] سرزمین مکانت و قدرت دادیم که هر جای آن بخواهد اقامت نماید. رحمت خود را به هر کس که بخواهیم میرسانیم و پاداش نیکوکاران را تباه نمیکنیم.
و یقیناً پاداش آخرت برای کسانی که ایمان آوردهاند وهمواره پرهیزکاری میکردند، بهتر است.
و برادران یوسف [با روی آوردن خشکسالی به کنعان، جهت تهیه آذوقه به مصر] آمدند وبر او وارد شدند. پس او آنان را شناخت وآنان او را نشناختند.
و هنگامی که زاد و توشه آنان را در اختیارشان قرار داد، گفت: برادر پدری خود را نزد من آورید، آیا نمیبینید که من پیمانه را کامل و تمام میپردازم و بهتر از هر کس مهمانداری میکنم؟
پس اگر او را نزد من نیاورید، هیچ پیمانهای پیش من ندارید و نزدیک من نیایید.
گفتند: میکوشیم رضایت پدرش را به آوردن او جلب کنیم، و یقیناً این کار را انجام خواهیم داد.
و [یوسف] به کارگزاران و گماشتگانش گفت: اموالشان را [که در برابر دریافت آذوقه پرداختند] در بارهایشان بگذارید، امید است وقتی به خاندان خود برگشتند آن را بشناسند، باشد که دوباره برگردند.
پس هنگامی که به سوی پدرشان بازگشتند، گفتند: ای پدر! پیمانه از ما منع شد، پس برادرمان را با ما روانه کن تا پیمانه بگیریم، یقیناً ما او را حفظ خواهیم کرد.
گفت: آیا همان گونه که شما را پیش از این نسبت به برادرش امین پنداشتم، درباره او هم امین پندارم؟ [من به مراقبت و نگهبانی شما امید ندارم] پس خدا بهترین نگهبان است و او مهربانترین مهربانان است.
و هنگامی که کالایشان را گشودند، دیدند اموالشان را به آنان بازگرداندهاند، گفتند: ای پدر! [بهتر از این] چه میخواهیم؟ این اموال ماست که به ما بازگردانده و ما [دوباره با همین اموال] برای خانواده خود آذوقه میآوریم و برادرمان را حفظ میکنیم، و بار شتری اضافه میکنیم و آن [بار شتر از نظر عزیز که مردی کریم است] باری ناچیز است.
گفت: برادرتان را همراه شما [به مصر] نمیفرستم تا اینکه پیمان محکمی از خدا به من بسپارید که او را حتماً به من بازگردانید، مگر اینکه [به سبب بسته شدن همه راهها به روی شما] نتوانید. پس هنگامی که پیمان استوارشان را به پدر سپردند، گفت: خدا بر آنچه میگوییم، وکیل است.
و گفت: ای پسرانم! [در این سفر] از یک در وارد نشوید بلکه از درهای متعدد وارد شوید، و البته من [با این تدبیر] نمیتوانم هیچ حادثهای را که از سوی خدا برای شما رقم خورده از شما برطرف کنم، حکم فقط ویژه خداست، [تنها] بر او توکل کردهام، و [همه] توکلکنندگان باید به خدا توکل کنند.
هنگامی که فرزندان یعقوب از آنجایی که پدرشان دستور داده بود، وارد شدند، تدبیر یعقوب نمیتوانست هیچ حادثهای را که از سوی خدا رقم خورده بود، از آنان برطرف کند جز خواستهای که در دل یعقوب بود [که فرزندانش به سلامت و دور از چشم زخم وارد شوند] که خدا آن را به انجام رساند، یعقوب به سبب آنکه تعلیمش داده بودیم از دانشی [ویژه] برخوردار بود ولی بیشتر مردم [که فقط چشمی ظاهربین دارند، این حقایق را] نمیدانند.
و هنگامی که بر یوسف وارد شدند، برادر [مادری]ش را کنار خود جای داد، گفت: بیتردید من برادر تو هستم، بنابراین بر آنچه آنان همواره انجام میدادند [و من برای تو فاش کردم] اندوهگین مباش.
پس هنگامی که بارشان را آماده کرد، آبخوری [پادشاه] را در بار برادرش گذاشت. سپس ندا دهندهای بانگ زد: ای کاروان! یقیناً شما دزد هستید!
کاروانیان روی به گماشتگان کردند و گفتند: چه چیزی گم کردهاید؟
گفتند: آبخوری شاه را گم کردهایم و هر کس آن را بیاورد، یک بار شتر مژدگانی اوست و من ضامن آن هستم.
گفتند: به خدا سوگند شما به خوبی دانستید که ما نیامدهایم در این سرزمین فساد کنیم، و هیچ گاه دزد نبودهایم.
گماشتگان گفتند: اگر شما دروغگو باشید [و سارق در میان شما یافت شود] کیفرش چیست؟
گفتند: کسی که آبخوری در بار و بنهاش پیدا شود، کیفرش خود اوست [که به غلامی گرفته شود]. ما ستمکاران را [در کنعان] به همین صورت کیفر میدهیم.
پس [یوسف] پیش از [بررسی] بارِ برادرش، شروع به [بررسی] بارهای [دیگر] برادران کرد، آن گاه آبخوری پادشاه را از بار برادرش بیرون آورد. ما این گونه برای یوسف چاره اندیشی نمودیم؛ زیرا او نمیتوانست بر پایه قوانین پادشاه [مصر] برادرش را بازداشت کند مگر اینکه خدا بخواهد [بازداشت برادرش از راهی دیگر عملی شود]. هر که را بخواهیم [به] درجاتی بالا میبریم و برتر از هر صاحب دانشی، دانشمندی است.
برادران گفتند: اگر این شخص دزدی میکند [خلاف انتظار نیست]؛ زیرا پیشتر برادر[ی داشت که] او هم دزدی کرد. یوسف [به مقتضای کرامت و جوانمردی] این تهمت را در دل خود پنهان داشت و نسبت به آن سخنی نگفت و این راز را فاش نساخت. در پاسخ آنان گفت: منزلت شما بدتر [و دامنتان آلودهتر از این] است [که ظاهرتان نشان میدهد] و خدا به آنچه بیان میکنید، داناتر است.
گفتند: ای عزیز! او را پدری سالخورده و بزرگوار است، پس یکی از ما را به جای او بازداشت کن، بیتردید ما تو را از نیکوکاران میبینیم.
گفت: پناه بر خدا از اینکه بازداشت کنیم مگر کسی را که متاع خود را نزد وی یافتهایم، که در این صورت ستمکار خواهیم بود.
پس هنگامی که از عزیز مأیوس شدند، در کناری [با یکدیگر] به گفتگوی پنهان پرداختند. بزرگشان گفت: آیا ندانستید که پدرتان از شما پیمان استوار خدایی گرفت و پیشتر هم درباره یوسف کوتاهی کردید، بنابراین من هرگز از این سرزمین بیرون نمیآیم تا پدرم به من اجازه دهد، یا خدا درباره من حکم کند؛ و او بهترین حکمکنندگان است.
شما به سوی پدرتان بازگردید، پس به او بگویید: ای پدر! بدون شک پسرت دزدی کرد، و ما جز به آنچه دانستیم گواهی ندادیم وحافظ ونگهبان نهان هم [که در آن چه اتفاقی افتاده] نبودیم.
حقیقت را از شهری که در آن بودیم [و در و دیوارش گواه است] و از کاروانی که با آن آمدیم بپرس؛ و یقیناً ما راستگوییم.
[برادران پس از بازگشت به کنعان، ماجرا را برای پدر بیان کردند، یعقوب] گفت: [نه چنین است که میگویید] بلکه نفوس شما کاری [زشت] را در نظرتان آراست [تا انجامش بر شما آسان شود] پس من بدون جزع و بیتابی شکیبایی میورزم، امید است خدا همه آنان را پیش من آرد؛ زیرا او بیتردید، دانا و حکیم است.
و از آنان کناره گرفت و گفت: دریغا بر یوسف! و در حالی که از غصّه لبریز بود دو چشمش از اندوه، سپید شد.
گفتند: به خدا آن قدر از یوسف یاد میکنی تا سخت ناتوان شوی یا جانت را از دست بدهی.
گفت: شکوه اندوه شدید و غم و غصهام را فقط به خدا میبرم و از خدا میدانم آنچه را که شما نمیدانید.
ای پسرانم! بروید آن گاه از یوسف و برادرش جستجو کنید و از رحمت خدا مأیوس نباشید؛ زیرا جز مردم کافر از رحمت خدا مأیوس نمیشوند.
پس هنگامی که بر یوسف وارد شدند، گفتند: عزیزا! از سختی [قحطی و خشکسالی] به ما و خانواده ما گزند و آسیب رسیده و [برای دریافت آذوقه] مال ناچیزی آوردهایم، پس پیمانه ما را کامل بده و بر ما صدقه بخش؛ زیرا خدا صدقه دهندگان را پاداش میدهد.
گفت: آیا زمانی که نادان بودید، دانستید با یوسف و برادرش چه کردید؟
گفتند: شگفتا! آیا تو خود یوسفی؟! گفت: من یوسفم و این برادر من است، همانا خدا بر ما منت نهاده است؛ بیتردید هر کس پرهیزکاری کند و شکیبایی ورزد، [پاداش شایسته مییابد]؛ زیرا خدا پاداش نیکوکاران را تباه نمیکند.
گفتند: به خدا سوگند یقیناً که خدا تو را بر ما برتری بخشید و به راستی که ما خطاکار بودیم.
گفت: امروز هیچ ملامت و سرزنشی بر شما نیست، خدا شما را میآمرزد و او مهربانترین مهربانان است.
این پیراهنم را ببرید، و روی صورت پدرم بیندازید، او بینا میشود و همه خاندانتان را نزد من آورید.
و زمانی که کاروان [از مصر] رهسپار [کنعان] شد، پدرشان گفت: بیتردید، بوی یوسف را مییابم اگر مرا سبک عقل ندانید.
گفتند: به خدا سوگند تو در همان خطا و گمراهی دیرینت هستی.
پس هنگامی که مژده رسان آمد، پیراهن را بر صورت او افکند و او دوباره بینا شد، گفت: آیا به شما نگفتم که من از خدا حقایقی میدانم که شما نمیدانید؟
گفتند: ای پدر! آمرزش گناهانمان را بخواه، بیتردید ما خطاکار بودهایم.
گفت: برای شما از پروردگارم درخواست آمرزش خواهم کرد؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.
پس زمانی که بر یوسف وارد شدند، پدر و مادرش را کنار خود جای داد و گفت: همگی با خواست خدا [آسوده خاطر و] در کمال امنیت وارد مصر شوید.
و پدر و مادرش را بر تخت بالا برد و همه برای او به سجده افتادند و گفت: ای پدر! این تعبیر خواب پیشین من است که پروردگارم آن را تحقق داد، و یقیناً به من احسان کرد که از زندان رهاییم بخشید، و شما را پس از آنکه شیطان میان من و برادرانم فتنه انداخت، از آن بیابان نزد من آورد، پروردگارم برای هر چه بخواهد با لطف برخورد میکند؛ زیرا او دانا و حکیم است.
پروردگارا! تو بخشی از فرمانروایی را به من عطا کردی و برخی از تعبیر خوابها را به من آموختی. ای پدید آورنده آسمانها و زمین! تو در دنیا و آخرت سرپرست و یار منی در حالی که تسلیم [فرمانهای تو] باشم جانم را بگیر، و به شایستگان مُلحقم کن.
این از سرگذشتهای پرفایده غیب است که به تو وحی میکنیم، و تو هنگامی که آنان در کارشان تصمیم گرفتند و [برای انجامش] نیرنگ میکردند، نزدشان نبودی.
بیشتر مردم هر چند رغبت شدید [به ایمان آوردنشان] داشته باشی، ایمان نمیآورند.
و در حالی که هیچ پاداشی [در برابر ابلاغ قرآن] از آنان نمیخواهی، این [قرآن] جز پندی برای جهانیان نیست.
و [برای هدایت مردم] در آسمانها و زمین چه بسیار نشانههاست که [در غفلت و بیخبری] بر آنها میگذرند در حالی که از آنها روی میگردانند.
و بیشترشان به خدا ایمان نمیآورند مگر آنکه [برای او] شریک قرار میدهند.
آیا ایمنند از اینکه فراگیرندهای از عذاب خدا بیایدشان، یا ناگاه قیامت در حالی که نمیفهمند بر آنان فرا رسد؟
بگو: این طریقه و راه من است که من و هر کس پیرو من است بر پایه بصیرت و بینایی به سوی خدا دعوت میکنیم، و خدا از هر عیب و نقصی منزّه است و من از مشرکان نیستم.
و پیش از تو [بخاطر هدایت مردم] جز مردانی از اهل آبادیها را که به آنان وحی مینمودیم نفرستادیم. آیا [مخالفان حق] به گردش و سفر در زمین نرفتند تا با تأمل بنگرند که عاقبت کسانی که پیش از آنان بودند [و از روی کبر و عناد به مخالفت با حق برخاستند] چگونه بود؟ و مسلماً سرای آخرت برای کسانی که پرهیزکاری کردند، بهتر است؛ آیا نمیاندیشید؟
[پیامبران، مردم را به خدا خواندند و مردم هم حق را منکر شدند] تا زمانی که پیامبران [از ایمان آوردن اکثر مردم] مأیوس شدند و گمان کردند که به آنان [از سوی مردم در وعده یاری و حمایت] دروغ گفته شده است. [ناگهان] یاری ما به پیامبران رسید؛ پس کسانی را که خواستیم رهایی یافتند و عذاب ما از گروه مجرمان برگردانده نمیشود.
به راستی در سرگذشت آنان عبرتی برای خردمندان است. [قرآن] سخنی نیست که به دروغ بافته شده باشد، بلکه تصدیق کننده کتابهای آسمانی پیش از خود است و بیانگر هر چیز است و برای مردمی که ایمان دارند، سراسر هدایت و رحمت است.
المر - این آیاتِ [با عظمتِ] کتابِ [الهی] است، و آنچه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده، سراسر حق و راستی است [چنان حقّی که هیچ باطلی در آن راه ندارد] ولی بیشتر مردم [به سبب عناد و لجاجت] ایمان نمیآورند.
خداست که آسمانها را بدون پایههایی که آنها را ببینید، برافراشت، آن گاه بر تخت فرمانروایی [و حکومت بر آفرینش] چیره و مسلط شد، و خورشید و ماه را رام و مسخّر ساخت، که هر کدام تا زمان معینی روانند، کار [جهان و جهانیان] را تدبیر میکند، نشانهها[ی قدرت و حکمتش] را [در پهنه آفرینش] به روشنی بیان میکند تا شما به دیدار [قیامت و محاسبه شدن اعمال به وسیله] پروردگارتان یقین کنید.
و اوست که زمین را گسترانید، و در آن کوههایی استوار و نهرهایی پدید آورد و در آن از همه محصولات و میوهها جفت دوتایی [که نر و ماده است] قرار داد، شب را به روز میپوشاند، [تا ادامه حیات برای همه نباتات و موجودات زنده ممکن باشد]؛ یقیناً در این امور برای مردمی که میاندیشند نشانههایی [بر توحید، ربوبیّت و قدرت خدا]ست.
در زمین قطعههایی مختلف و گوناگون، و باغهایی از انگور و کشتزار و درختان خرمایی است که بر یک ریشه و غیر یک ریشه [میرویند]. ما برخی از آنان را در میوه و محصول با آنکه از یک آب سیراب میشوند بر برخی دیگر برتری میدهیم. بیتردید در این امور برای مردمی که تعقّل میکنند، نشانههایی [بر توحید، ربوبیّت و قدرت خدا]ست.
اگر بخواهی تعجب کنی، پس تعجب از گفتار منکران لجوج است که [بدون توجه به قدرت خدا که آنان را از خاک پدید آورد، میگویند]: آیا ما هنگامی که [پس از مردن] خاک شدیم، به راستی در آفرینش جدیدی خواهیم بود؟! اینانند که به پروردگارشان کافر شدند، و اینانند که در گردنشان بندها و زنجیرها[ی گمراهی در دنیا و عذاب در آخرت] است، و اینان اهل آتشاند و در آن جاودانهاند.
و از تو [بر پایه تمسخر، استهزا، جهل و نادانی] پیش از [درخواست] خیر و خوشی تقاضای شتاب در [فرود آمدن] عذاب میکنند، [اینان گمان میکنند که عذابها و مجازاتهای الهی دروغ است] با اینکه پیش از آنان عذابها و عقوبتهای عبرت آموز [بر کافران و منکران] گذشته است و قطعاً پروردگارت نسبت به مردم با ظلم و ستمی که میکنند صاحب آمرزش است، و مسلماً پروردگارت سخت کیفر است.
و کافران میگویند: چرا از سوی پروردگارش معجزهای [غیر قرآن] بر او نازل نشده؟ تو فقط بیم دهندهای [نه اعجاز کنندهای که هر زمان هر کس و برای هر هدفی غیر منطقی بخواهد، دست به اعجاز بزنی] وبرای هر قومی هدایت کنندهای است.
خدا [حالات، صفات و زمان ولادت] جنینهایی را که هر انسان و حیوان مادهای آبستن است، و آنچه را رحمها [از زمان طبیعی حمل] میکاهند و آنچه را میافزایند، میداند؛ و هر چیزی نزد او اندازه معینی دارد.
دانای نهان و آشکار و بزرگ و بلندمرتبه است.
[برای او] یکسان است که کسی از شما گفتارش را پنهان کند یا آشکار سازد، و کسی مخفیانه در دل شب حرکت نماید یا در روز راه بپیماید.
برای انسان از پیش رو و پشت سر، مأمورانی است که همواره او را به فرمان خدا [از آسیبها و گزندها] حفظ میکنند. یقیناً خدا سرنوشت هیچ ملتی را [به سوی بلا، نکبت، شکست و شقاوت] تغییر نمیدهد تا آنکه آنان آنچه را [از صفات خوب و رفتار شایسته و پسندیده] در وجودشان قرار دارد به زشتیها و گناه تغییر دهند. و هنگامی که خدا نسبت به ملتی آسیب و گزند بخواهد [برای آن آسیب و گزند] هیچ راه بازگشتی نیست؛ زیرا برای آنان جز خدا هیچ یاوری نخواهد بود.
اوست که برق [جهنده را از میان قطعههای ابر] که مایه ترس و امید است، به شما نشان میدهد، و ابرهای سنگین بار را پدید میآورد.
و رعد، همراه با ستایش خدا تسبیح میگوید و فرشتگان نیز از بیمش [تسبیح میگویند]، و صاعقهها را میفرستد و به وسیله آن به هر کس بخواهد آسیب میرساند، در حالی که اینان [با مشاهده این همه آثار قدرت که صادر شده از خدای یکتاست، باز هم] درباره خدا مجادله و ستیز میکنند در صورتی که خدا [دارایِ قدرتی بینهایت و] سخت کیفر است.
دعوت حق [که اجابتش مایه سعادت دنیا و آخرت است] فقط ویژه خداست. و کسانی را که مشرکان به جای خدا میخوانند، چیزی [از درخواستها و نیازهایشان را] برای آنان برآورده نمیکنند [درخواست این بیخردان از بتان بیجان و جاندار نیست] مگر مانند کسی که دو دستش را به سوی آبی [که با آن فاصله زیادی دارد] میگشاید تا آب به دهانش برسد و حال آنکه هرگز نخواهد رسید، و دعا و درخواست کافران [از غیر خدا] جز در گمراهی و تباهی [که به نتیجه و هدف نمیرسد] نیست.
کسانی که در آسمانها و زمین هستند، از روی میل و رغبت یا بیمیلی و کراهت و نیز سایههایشان بامداد و شام گاه برای خدا سجده میکنند.
[به مشرکان] بگو: پروردگار آسمانها و زمین کیست؟ [خود بیدرنگ] بگو: خدای یکتاست. بگو: آیا سرپرستان و معبودانی به جای او انتخاب کردهاید که اختیار هیچ سود و زیانی را برای خودشان ندارند [چه رسد برای شما؟] بگو: آیا نابینا و بینا یکسانند یا تاریکی و نور برابرند؟ یا آنان شریکانی برای خدا قرار دادند [به خیال آنکه] مانند آفرینش خدا چیزی آفریدهاند، آن گاه آفریده خدا و آفریده شریکان بر آنان مشتبه شده؟ بگو: آفریننده همه چیز فقط خداست و تنها او یکتای پیروز است.
خدا از آسمان آبی نازل کرد که در هر درّه و رودی به اندازه گنجایش و وسعتش [سیلابی] جاری شد، سپس سیلاب، کفی پُف کرده را به روی خود حمل کرد، و نیز از فلزاتی که برای به دست آوردن زینت و زیور یا کالا و متاع، آتش بر آن میافروزند، کفی پُف کرده مانند سیلاب برمیآید؛ این گونه خدا حق و باطل را [به امور محسوس] مَثَل میزند. اما آن کفِ [روی سیل و روی فلز گداخته در حالی که کناری رفته] به حالتی متلاشی شده از میان میرود، و اما آنچه [چون آب و فلز خالص] به مردم سود میرساند، در زمین میماند. خدا مَثَلها را این گونه بیان میکند [تا مردم در همه امور حق را از باطل بشناسند.]
برای آنان که دعوت پروردگارشان را اجابت کردند، بهترین سرانجام است؛ و آنان که دعوت او را پاسخ نگفتند، اگر مالک دو برابر همه آنچه روی زمین است باشند، بیتردید آن را برای رهایی خود از عذاب خواهند داد؛ آنان را حساب سختی است، و جایگاهشان دوزخ است، و دوزخ بد بستری است.
آیا کسی که میداند آنچه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده حق است، مانند کسی است که [از نظر باطن] نابیناست؟! فقط خردمندان [بینادل] متذکّرِ [حق] میشوند.
همان کسانی که به عهد خدا [که همانا قرآن است] وفا میکنند و پیمان را نمیشکنند.
و آنچه را خدا به پیوند آن فرمان داده پیوند، میدهند و از [عظمت و جلال] پروردگارشان همواره در هراسند و از حساب سخت و دشوار بیم دارند.
و برای به دست آوردن خشنودی پروردگارشان [در برابر گناهان و انجام وظایف و حوادث] شکیبایی ورزیدند، و نماز را بر پا داشتند، و بخشی از آنچه را روزی آنان کردیم در نهان و آشکار انفاق نمودند، و همواره با نیکیِ [عبادت] زشتی و پلیدی [گناه] را دفع میکنند [و با خوبیهای خود نسبت به مردم، بدیهای آنان را نسبت به خود برطرف مینمایند]، اینانند که فرجام نیک آن سرای، ویژه آنان است.
بهشتهای جاویدی که آنان و پدران و همسران و فرزندان شایسته و درست کارشان در آن وارد میشوند، و فرشتگان از هر دری بر آنان درآیند.
[و به آنان گویند:] سلام بر شما به پاس استقامت و صبرتان [در برابر عبادت، معصیت و مصیبت] پس نیکوست فرجام این سرای.
و کسانی که عهد خدا را پس از استوار کردنش میشکنند، و پیوندهایی را که خدا به برقراری آن فرمان داده میگسلند، و در زمین فساد میکنند، لعنت و فرجام بد و دشوار آن سرای برای آنان است.
خدا روزی را برای هر کس که بخواهد، وسعت میدهد و برای هر کس که بخواهد، تنگ میگیرد. و [آنان که از حیات جاوید و پرنعمت آخرت بیخبرند] به زندگی زودگذر دنیا شادمان شدند، در حالی که زندگی دنیا در برابر آخرت جز متاعی اندک و ناچیز نیست.
کافران میگویند: چرا معجزهای [غیر قرآن] از سوی پروردگارش بر او نازل نشده؟ بگو: مسلماً خدا هر کس را بخواهد [پس از اتمام حجت] گمراه میکند و هر کس را که به سوی او بازگردد، هدایت مینماید.
[بازگشتگان به سوی خدا] کسانی [هستند] که ایمان آوردند و دلهایشان به یاد خدا آرام میگیرد، آگاه باشید! دلها فقط به یاد خدا آرام میگیرد.
کسانی که ایمان آوردند، و کارهای شایسته انجام دادند، برای آنان زندگی خوش و با سعادت و بازگشتی نیک است.
آن گونه [که رسولان گذشته را ارسال کردیم] تو را در میان امتی که پیش از آن، امتهایی روزگار به پایان بردند، فرستادیم، تا آنچه را به تو وحی کردیم بر آنان بخوانی، در حالی که آنان [با روی گرداندن از وحی] به [خدایِ] رحمان کفر میورزند. بگو: او پروردگار من است، معبودی جز او نیست، فقط بر او توکل کردم و بازگشتم فقط به سوی اوست.
و اگر قرآنی بود که به وسیله آن کوهها به حرکت میآمدند، یا زمین پاره پاره میگشت، یا به وسیله آن با مردگان سخن گفته میشد [باز هم این کافران لجوج، ایمان نمیآورند، زیرا وقتی با مشاهده قرآن که بزرگترین معجزه است ایمان نیاورند با مشاهده هیچ معجزهای ایمان نمیآورند! کار هدایت و ایمان اینان ارتباطی به معجزه ندارد] بلکه همه کارها فقط در اختیار خداست. پس آیا آنان که ایمان آوردهاند، ندانستهاند که اگر خدا میخواست همه مردم را [از روی اجبار] هدایت میکرد؟! [ولی هدایت اجباری فاقد ارزش است] و همواره به کافران به کیفر آنچه که انجام دادند، حادثهای کوبنده و بسیار سخت میرسد یا حادثه نزدیک خانههایشان فرود میآید [که شهر و دیارشان و اطرافش را ناامن میکند] تا وعده [قطعی و نهاییِ] خدا [که شکست کامل کافران و عذاب آخرت است] فرا رسد؛ بیتردید خدا خُلف وعده نمیکند.
[فقط تو را مسخره نمیکنند] قطعاً پیامبرانی که پیش از تو بودند، مسخره شدند. پس به کافران مهلت دادم، سپس آنان را [به کیفر سخت] گرفتم، پس [یافتی که] مجازات و عذاب [من] چگونه بود؟….
آیا کسی که بر همه نفوس [جهانیان] با آنچه به دست آوردهاند، مسلط و حاکم و نگهبان است [و همه تحولات وجود آنان را تا رساندنشان به سر منزل مقصود در اختیار دارد، مانند کسی است که مطلقاً این صفات را ندارد؟] ولی آنان [از روی جهل و نادانی] برای خدا شریکانی قرار دادهاند! بگو: [ویژگیهای] آن شریکان را نام ببرید [تا روشن شود که آیا شایسته شریک قرار دادن برای خدا هستند؟!] آیا خدا را از چیزی در روی زمین که آنها را شریک خود نمیشناسد، خبر میدهید؟ یا سخنی ظاهر و پوچ و بیمنطق است [که بر زبان خود میرانید؟!] بلکه برای کافران نیرنگ و دروغشان آراسته شده، و از راه خدا بازداشته شدهاند [تا آنجا که موجودات بیارزش و بیاثر را شریکان حق پنداشتهاند]؛ و هر که را خدا [به سبب از دست دادن لیاقتش] گمراه کند، او را هیچ هدایت کنندهای نخواهد بود.….
برای آنان در زندگی دنیا عذابی است، و مسلماً عذاب آخرت سختتر و پر مشقتتر است، و آنان را هیچ حافظ و نگه دارندهای [از عذاب خدا] نیست.
صفت بهشتی که به پرهیزکاران وعده داده شده [چنین است که] از زیر [درختانِ] آن نهرها جاری است، میوهها و سایهاش همیشگی است. این عاقبت و فرجام کسانی است که [در همه امور زندگی] پرهیزکاری کردند و فرجام کافران آتش است.
و کسانی که کتاب آسمانی به آنان عطا کردیم از آنچه بر تو نازل شده است، خوشحالند. و برخی از گروهها[یِ اهل کتاب] بخشی از آن را منکرند، بگو: من فرمان یافتهام که خدای یکتا را بپرستم و شریکی برای او قرار ندهم، تنها به سوی او دعوت میکنم و بازگشتم فقط به سوی اوست.
و همان گونه [که پیش از این کتابهای آسمانی نازل کردیم] قرآن را فرمانی [گویا و] روشن نازل نمودیم، و اگر از هواها و تمایلات آنان پس از دانشی که [مانند قرآن] برایت آمده پیروی کنی، برای تو در برابر [عذاب] خدا هیچ یاور و نگه دارندهای نخواهد بود.
و همانا پیش از تو پیامبرانی را فرستادیم، و برای آنان همسران و فرزندانی قرار دادیم. و هیچ پیامبری را نسزد که معجزهای بیاورد مگر به فرمان خدا. برای هر زمانی برنامه مقدّر شدهای [ثبت] است.
خدا هر چه را بخواهد محو میکند و هر چه را بخواهد ثابت و پابرجا مینماید، و "امّ الکتاب "نزد اوست
و اگر پارهای از عذابها را که به منکران وعده میدهیم به تو نشان دهیم [میبینی که بسیار سخت و دردناک است] یا اگر تو را [پیش از فرا رسیدن آن عذابها] قبض روح کنیم [در قیامت عذابشان را خواهی دید؛ در هر صورت] تنها وظیفه تو ابلاغ [وحی] است و حسابرسی بر عهده ماست.
آیا نمیدانند که ما همواره به زمین میپردازیم و از اطراف [و جوانب] آن [که ملتها، اقوام، تمدنها و دانشمندانش هستند] میکاهیم؟ و خدا حکم میکند؛ و هیچ بازدارندهای برای حکمش نیست، و او در حسابرسی سریع است.
کسانی که پیش از این کافران لجوج و منکران عنود بودند [در برابر حکومت و حکم خدا] مکر ونیرنگ کردند [ولی به هدفشان نرسیدند] چرا که همه تدبیرها و نقشهها در اختیار خداست؛ زیرا او هر کاری را هر کس انجام میدهد، میداند [به همین سبب مکر و نیرنگ هر کس را با تدبیر و نقشه حکیمانهاش باطل و نابود میکند] و کافران و منکران به زودی خواهند دانست که فرجامِ [نیک و بدِ] سرایِ دیگر برای کیست؟
کافران میگویند: تو فرستاده [خدا] نیستی. بگو: کافی است که خدا [با آیات محکم و استوار قرآنش] و کسی [چون امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب] که دانش کتاب نزد اوست، میان من و شما [نسبت به پیامبریام] گواه باشند.
الر - [این] کتابی است که آن را بر تو نازل کردیم تا مردم را به اجازه پروردگارشان از تاریکیها[یِ جهل، گمراهی و طغیان] به سوی روشناییِ [معرفت، عدالت و ایمان و در حقیقت] به سوی راه [خدایِ] توانای شکست ناپذیر و ستوده بیرون آوری.
خدایی که آنچه در آسمانها و زمین است، در سیطره مالکیّت و فرمانروایی اوست؛ و وای بر کافران از عذابی سخت.
همانان که زندگی دنیا را بر آخرت ترجیح میدهند و [مردم را] از راه خدا بازمیدارند و میخواهند آن را [با وسوسه و اغواگری] کج نشان دهند؛ اینان در گمراهی دوری هستند.
و ما هیچ پیامبری را جز به زبان قومش نفرستادیم تا [بتواند به وسیله آن زبان، پیام وحی را به روشنی] برای آنان بیان کند. پس خدا هر کس را بخواهد [به کیفر لجاجت و عنادش] گمراه میکند، و هر کس را بخواهد، هدایت مینماید، و او توانای شکست ناپذیر و حکیم است.
و همانا موسی را با نشانههای خود فرستادیم [و به او وحی کردیم] که قوم خود را از تاریکیها به سوی روشنایی بیرون آور و روزهای خدا را [که روزهای رحمت، عذاب، پیروزی و شکست است] به آنان یادآوری کن، بیتردید در این روزهای خدا برای هر شکیبای سپاسگزاری نشانههایی [از توحید، ربوبیّت و قدرت خدا] است.
و [یاد کن] زمانی را که موسی به قومش گفت: نعمت خدا را بر خودتان به یاد آورید، آن گاه که شما را از [چنگال] فرعونیان رهایی بخشید، [همانان] که پیوسته شما را شکنجه سخت میدادند، و پسرانتان را سر میبریدند، و زنانتان را [برای بیگاری] زنده میگذاشتند، و در این [حوادث] آزمایش بزرگی از سوی پروردگارتان بود.
و [نیز یاد کنید] هنگامی را که پروردگارتان اعلام کرد که اگر سپاسگزاری کنید، قطعاً [نعمتِ] خود را بر شما میافزایم، و اگر ناسپاسی کنید، بیتردید عذابم سخت است.
و موسی [به بنی اسرائیل] گفت: اگر شما و همه مردم روی زمین کافر شوید [زیانی به خدا نمیرسد]؛ زیرا خدا بینیاز و ستوده است.
آیا خبر [پندآموز] کسانی که پیش از شما بودند، به شما نرسیده؟ [خبرِ] قوم نوح و عاد و ثمود و آنان که پس از ایشان بودند که جز خدا از آنان آگاه نیست، [همه آنان اقوامی بودند که] پیامبرانشان برای آنان دلایل روشن آوردند، ولی آنان دستهایشان را [به عنوان اعتراض، استهزا، تحقیر کردن و پاسخ ندادن به دعوت پیامبران] در دهانهایشان بردند و گفتند: مسلماً ما به آن رسالتی که شما به آن فرستاده شدهاید، کافریم و نسبت به آنچه ما را به آن دعوت میکنید، به شدت در شک و تردیدیم!!
پیامبرانشان گفتند: آیا در خدا که آفریننده آسمانها و زمین است، شکی هست؟ او شما را دعوت [به ایمان] میکند تا همه گناهانتان را بیامرزد، و شما را تا زمان معینِ [عمرتان] مهلت میدهد. پاسخ دادند: شما بشرهایی مانند ما هستید که میخواهید ما را از معبودهایی که پدرانمان میپرستیدند باز دارید؛ پس [شما] دلیل روشنی [بر اثبات رسالت خود که مورد پسند ما باشد] بیاورید.
پیامبرانشان به آنان گفتند: یقینی است که ما بشری مانند شما هستیم، ولی خدا به هر کس از بندگانش که بخواهد [با عطا کردن مقام نبوّت] منّت مینهد و ما را نسزد که جز به اجازه خدا معجزهای برای شما بیاوریم، و باید مؤمنان فقط بر خدا توکل کنند.
و ما را چه عذر و بهانهای است که بر خدا توکل نکنیم، در حالی که ما را به راههای [خوشبختی و سعادت]مان هدایت کرد، و قطعاً بر آزاری که [در راه دعوت به توحید] از ناحیه شما به ما میرسد، شکیبایی میورزیم، پس باید توکلکنندگان فقط بر خدا توکل کنند.
ولی کفرپیشگان به پیامبرانشان گفتند: مسلماً ما شما را از سرزمین خود بیرون خواهیم کرد، مگر اینکه هم کیش ما شوید. پس پروردگارشان به آنان وحی کرد: ما قطعاً ستمکاران را نابود میکنیم.
و یقیناً شما را پس از آنان در آن سرزمین ساکن خواهیم کرد. این [لطف و رحمت] ویژه کسی است که از مقام من بترسد، و از تهدید [به عذابم] بیم داشته باشد.
و پیامبران [از خدا] درخواست گشایش و پیروزی کردند، و هر سرکش منحرفی [از رسیدن به هدفش] نومید شد.
[سرانجام] پیش روی او دوزخ است، و او را از آبی چرکین و متعفّن مینوشانند!!
آن را [به سختی و مشقت] جرعه جرعه مینوشد، [و به خواست خود حاضر به نوشیدن نیست، بلکه به زور و جبر در گلویش میریزند،] و [او] نمیتواند آن را به [آسانی] فرو برد، و مرگ از هر طرف به او رو میکند، ولی مردنی نیست، و عذابی سخت و انبوه به دنبال اوست.
وصف حال کسانی که به پروردگارشان کافر شدند [این گونه است] اعمالشان مانند خاکستری است که در یک روز توفانی، تند بادی بر آن بوزد [و آن را به صورتی که هرگز نتوان جمع کرد، پراکنده کند] آنان نمیتوانند از اعمال خیری که انجام دادهاند، چیزی [برای ارائه به بازار قیامت جهت کسب ثواب و پاداش] به دست آورند؛ این است آن گمراهی دور.
[ای انسان!] آیا [به طور قطع و یقین] ندانستهای که خدا آسمانها و زمین را بر پایه درستی و راستی و نظم و حساب آفرید؟ اگر بخواهد شما را از میان میبرد، و خلقی جدید میآورد.
و این [کار] بر خدا دشوار و گران نیست.
و [در عرصه قیامت] همگی در پیشگاه خدا ظاهر میشوند؛ پس ناتوانان[ی که بدون به کار گرفتن عقل، بلکه از روی تقلید کورکورانه پیرو مستکبران بودند] به مستکبران میگویند: ما [در دنیا بدون درخواست دلیل و برهان] پیروِ [مکتب] شما بودیم، آیا امروز چیزی از عذاب خدا را [به پاداش آنکه از شما پیروی کردیم] از ما برطرف میکنید؟ میگویند: اگر خدا ما را [در صورت داشتن لیاقت] هدایت کرده بود، همانا ما هم شما را هدایت میکردیم، [اکنون همه سرمایههای وجودی ما و تلاش و کوششمان بر باد رفته] چه بیتابی کنیم وچه شکیبایی ورزیم، برای ما یکسان است، ما را هیچ راه گریزی نیست.
و شیطان [در قیامت] هنگامی که کار [محاسبه بندگان] پایان یافته [به پیروانش] میگوید: یقیناً خدا [نسبت به برپایی قیامت، حساب بندگان، پاداش و عذاب] به شما وعده حق داد، و من به شما وعده دادم [که آنچه خدا وعده داده، دروغ است، ولی میبینید که وعده خدا تحقّق یافت] و [من] در وعدهام نسبت به شما وفا نکردم، مرا بر شما هیچ غلبه و تسلّطی نبود، فقط شما را دعوت کردم [به دعوتی دروغ و بیپایه] و شما هم [بدون اندیشه و دقت دعوتم را] پذیرفتید، پس سرزنشم نکنید، بلکه خود را سرزنش کنید، نه من فریادرس شمایم، و نه شما فریادرس من، بیتردید من نسبت به شرکورزی شما که در دنیا درباره من داشتید [که اطاعت از من را هم چون اطاعت خدا قرار دادید] بیزار و منکرم؛ یقیناً برای ستمکاران عذابی دردناک است.
و کسانی را که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، به بهشتهایی درآورند، که از زیرِ [درختانِ] آن نهرها جاری است، در آنجا به اجازه پروردگارشان جاودانهاند، و در آنجا درود [خدا و فرشتگان] بر آنان، سلام است.
آیا ندانستی که خدا چگونه مثلی زده است؟ کلمه پاک [که اعتقاد واقعی به توحید است] مانند درخت پاک است، ریشهاش استوار و پابرجا و شاخهاش در آسمان است.
میوهاش را به اجازه پروردگارش در هر زمانی میدهد. و خدا مَثَلها را برای مردم میزند تا متذکّر حقایق شوند.
و مَثَل کلمه ناپاک [که عقاید باطل و بیپایه است] مانند درخت ناپاک است که از زمین ریشه کن شده و هیچ قرار و ثباتی ندارد.
خدا مؤمنان را به سبب اعتقاد و ایمانشان در زندگی دنیا و آخرت ثابت قدم و پابرجا میدارد، و خدا ستمکاران [به آیاتش] را [به علت لجاجت و عنادشان] گمراه میکند، و خدا هر چه بخواهد [بر اساس حکمتش] انجام میدهد.
آیا کسانی را که [شکر] نعمت خدا را به کفران و ناسپاسی تبدیل کردند و قوم خود را به سرای نابودی و هلاکت درآوردند، ندیدی؟
[سرای نابودی و هلاکت، همان] دوزخی است که در آن وارد میشوند، و بد قرارگاهی است.
و برای خدا همتایانی قرار دادند تا مردم را از راه او گمراه کنند؛ بگو: [چند روزی از زندگی زودگذر دنیا] برخوردار شوید، ولی یقیناً بازگشت شما به سوی آتش است.
به بندگان مؤمنم بگو: نماز را بر پا دارند، و از آنچه روزی آنان کردهایم، پنهان و آشکار، انفاق کنند، پیش از آنکه روزی فرا رسد که در آن نه داد و ستدی است و نه پیوند دوستی و رفاقت.
خداست که آسمانها و زمین را آفرید، و از آسمان آبی نازل کرد، و برای شما به وسیله آن از محصولات و میوههای گوناگون روزی بیرون آورد، و کِشتیها را مسخّر شما قرار داد تا به فرمان او در دریا روان شوند، و نیز نهرها را مسخّر شما کرد.
و خورشید و ماه را که همواره با برنامهای حساب شده در کارند، رام شما نمود و شب و روز را نیز مسخّر شما ساخت.
و از هر چیزی که [به سبب نیازتان به آن] از او خواستید، به شما عطا کرد. و اگر نعمتهای خدا را شماره کنید، هرگز نمیتوانید آنها را به شماره آورید. مسلماً انسان بسیار ستمکار و ناسپاس است.
و [یاد کن] هنگامی را که ابراهیم گفت: پروردگارا! این شهر [مکه] را منطقهای امن قرار ده و من و فرزندانم را از پرستش بتها دور بدار.
پروردگارا! آن [بت]ها بسیاری از مردم را گمراه کردند، پس هر کسی از من [که یکتاپرست و حق گرایم] پیروی کند، یقیناً از من است، و هر کس از من نافرمانی کند [شایسته شدنش برای آمرزش و رحمت بسته به عنایت توست] زیرا تو بسیار آمرزنده و مهربانی.
پروردگارا! من برخی از فرزندانم را در درّهای بیکشت و زرع نزد خانه محترمت سکونت دادم؛ پروردگارا! برای اینکه نماز را بر پا دارند؛ پس دلهای گروهی از مردم را به سوی آنان علاقمند و متمایل کن، و آنان را از انواع محصولات و میوهها روزی بخش، باشد که سپاسگزاری کنند.
پروردگارا! یقیناً تو آنچه را ما پنهان میداریم و آنچه را آشکار میکنیم، میدانی و هیچ چیز در زمین و آسمان بر خدا پنهان نیست.
همه ستایشها ویژه خدایی است که اسماعیل واسحاق را در سنّ پیری به من بخشید؛ یقیناً پروردگارم شنونده دعاست.
پروردگارا! مرا بر پادارنده نماز قرار ده، و نیز از فرزندانم [برپادارندگان نماز قرار ده]. و پروردگارا! دعایم را بپذیر.
پروردگارا! روزی که حساب برپا میشود، مرا و پدر و مادرم و مؤمنان را بیامرز.
و خدا را از آنچه ستمکاران انجام میدهند، بیخبر مپندار؛ مسلماً [کیفر] آنان را برای روزی که چشمها در آن خیره میشود، به تأخیر میاندازد.
[ترسان به سوی دادگاه قیامت] شتابانند، سرهایشان را بالا گرفته [و دیدگانشان ذلیلانه به برنامههای محشر دوخته شده] تا جایی که پلکهایشان به هم نمیخورد، و دلهایشان [از بیم عذاب فرو ریخته و از تدبیر و چارهجویی] تهی است.
و مردم را از روزی که عذاب به سویشان میآید، هشدار ده. پس کسانی که ستم ورزیدهاند، میگویند: پروردگارا! ما را تا [سرآمدی نزدیک؟ و] مدتی کوتاه مهلت ده تا دعوتت را اجابت کنیم، و از پیامبرانت پیروی نماییم. [ولی به آنان گویند:] شما نبودید که پیش از این سوگند یاد میکردید که هرگز برای شما زوال و فنایی نیست؟!
و در مساکن کسانی که به خود ستم کردند، ساکن شدید، در صورتی که برای شما روشن و آشکار است که ما با آنان [به سبب ستمهایشان] چه کردیم و برای شما مثالها[یِ پندآموزی از جامعههایی که به وسیله عذاب نابود شدند] ذکر کردیم.
و آنان [نهایت] نیرنگشان را [بر ضدِّ خدا و پیامبران] به کار گرفتند، و [کیفر عقوبت دنیایی و آخرتی] نیرنگشان نزد خداست و هر چند که از نیرنگشان کوهها از جا کنده شود.
پس مپندار که خدا در وعدهاش با پیامبرانش وفا نمیکند؛ زیرا خدا توانای شکست ناپذیر و صاحب انتقام است.
[در] روزی که زمین به غیر این زمین، و آسمانها [به غیر این آسمانها] تبدیل شود، و [همه] در پیشگاه خدای یگانه قهّار حاضر شوند.
و آن روز مجرمان را میبینی که در زنجیرها [به صورتی محکم و سخت] به هم بسته شدهاند.
پیراهنهایشان از قطران [مادهای متعفّن، قابل اشتعال و بدبو] است، و آتش چهرههایشان را میپوشاند.
تا [به این کیفیت] خدا هر کس را [به سبب] آنچه انجام داده کیفر دهد؛ یقیناً خدا حسابرسی سریع است.
این [قرآن یا آنچه در این سوره است] پیامی برای [همه] مردم است، برای آنکه به وسیله آن هشدار داده شوند، و [با تدبّر در آیاتش] بدانند که او معبودی یگانه و یکتاست، و تا خردمندان، متذکّر [حقایق و معارف الهیّه] شوند.
الر - این [آیات بلندمرتبه] آیات کتاب الهی و آیات قرآنِ روشنگر [با عظمت] است.
کافران [هنگام روبرو شدن با عذاب] چه بسا آرزو میکنند که کاش تسلیم [فرمانهای خدا] بودند.
بگذارشان تا بخورند و [با لذایذ مادی و زودگذر] کامرانی کنند، و آرزوها، سرگرمشان نماید؛ سپس [حقّانیّت اسلام و فرجام شوم خود را] خواهند فهمید.
و هیچ شهری را [به خاطر فساد فراگیرش] نابود نکردیم مگر اینکه برای آن سرنوشتی معین [و روزگار ودورهای تغییرناپذیر] بود.
هیچ ملتی از اجل معین خود نه پیش میافتد و نه پس میماند.
و گفتند: ای کسی که قرآن بر او نازل شده! قطعاً تو دیوانهای!
اگر [درباره پیامبریات] راست میگویی، چرا فرشتگان را نزد ما نمیآوری؟!
[اینان بدانند که] ما فرشتگان را جز به درستی و راستی نازل نمیکنیم، و در آن هنگام [که نازل شوند، این منکران لجوج از دچار شدن به عذاب] مهلت نمییابند.
همانا ما قرآن را نازل کردیم، و یقیناً ما نگهبان آن [از تحریف و زوال] هستیم.
و بیتردید ما پیش از تو هم پیامبرانی را در امتهای پیشین فرستادیم.
و هیچ پیامبری به سوی آنان نمیآمد مگر آنکه او را مسخره میکردند.
ما این گونه [که قابل فهمیدن باشد] قرآن را وارد قلوب بدکاران میکنیم.
[با این همه] به آن ایمان نمیآورند، و البته روش پیشینیان هم [در مسخره کردن آیات خدا و استهزای پیامبران] به همین صورت بوده است.
و اگر [برای دریافت حقایق ومعارف] دری از آسمان به روی آنان بگشاییم، که همواره از آن بالا روند.
باز خواهند گفت: یقیناً ما چشم بندی شدهایم، بلکه گروهی جادو شده هستیم.
به راستی که ما در آسمان، برجهایی قرار دادیم و آن را برای بینندگان [به شکل صورتهای فلکی] آراستیم.
و آن را از هر شیطان رانده شدهای حفظ کردیم.
مگر آنکه دزدانه [خبرهای عالم بالا را] بشنود، که شهابی روشن او را دنبال میکند.
و زمین را گستراندیم و در آن کوههای استوار افکندیم، واز هر گیاه موزون وسنجیدهای در آن رویاندیم.
و در آن برای شما و کسانی که روزی دهنده آنان نیستید، انواع وسایل و ابزار معیشت قرار دادیم.
و هیچ چیزی نیست مگر آنکه خزانههایش نزد ماست، و آن را جز به اندازه معین نازل نمیکنیم.
و بادها را باردار کننده فرستادیم، و از آسمان آبی نازل کردیم و شما را با آن سیراب ساختیم و شما ذخیره کننده آن نیستید.
و یقیناً ماییم که حیات میدهیم، و میمیرانیم و ما وارث [جهان و جهانیان] هستیم.
و بیتردید [حالات، اعمال و شمار] پیشینیانِ شما و آیندگانتان را میدانیم.
و مسلماً پروردگار توست که محشورشان میکند؛ زیرا او حکیم و داناست.
و ما انسان را از گِلی خشک که برگرفته از لجنی متعفّن و تیره رنگ است، آفریدیم.
و جن را پیش از آن از آتشی سوزان و بیدود پدید آوردیم.
و [یاد کن] هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان گفت: من بشری از گِل خشک که برگرفته از لجنی متعفّن و تیره رنگ است، میآفرینم.
پس چون او را درست و نیکو گردانم و از روح خود در او بدمم، برای او سجدهکنان بیفتید.
پس همه فرشتگان بدون استثناء سجده کردند.
مگر ابلیس که از اینکه با سجدهکنان باشد، امتناع کرد.
[خدا] گفت: ای ابلیس! تو را چه شده که با سجدهکنان نیستی؟
گفت: من آن نیستم که برای بشری که او را از گلی خشک و برگرفته از لجنی متعفّن و تیره رنگ آفریدی، سجده کنم!!
[خدا] گفت: از این [جایگاه والا که مقام مقربان است] بیرون رو که رانده شدهای،
و بیتردید تا روز قیامت لعنت بر تو خواهد بود.
گفت: پروردگارا! پس مرا تا روزی که [همگان] برانگیخته میشوند، مهلت ده.
[خدا] گفت: تو از مهلت یافتگانی،
تا روز [آن] وقت معین.
گفت: پروردگارا! به سبب اینکه مرا گمراه نمودی، من هم یقیناً [همه کارهای زشت را] در زمین برای آنان میآرایم [تا ارتکاب زشتیها برای آنان آسان شود] و مسلماً همه را گمراه میکنم.
مگر [آن] بندگانت را که خالص شدگانِ [از هر نوع آلودگی ظاهری و باطنی]اند.
خدا فرمود: این [پیراسته شدن از هر ناخالصی] راهی است مستقیم [که تحقّقش در وجود بندگان مخلصم] برعهده من [است.]
قطعاً تو را بر بندگانم تسلّطی نیست، مگر بر گمراهانی که از تو پیروی میکنند.
و مسلماً دوزخ، وعده گاه همگی آنان است.
برای آن هفت در است، برای هر دری گروهی از پیروان شیطان تقسیم شدهاند.
به یقین، پرهیزکاران در بهشتها و چشمه سارها هستند.
[به آنان گویند:] با سلامت و امنیت وارد آنجا شوید.
و آنچه از دشمنی و کینه در سینههایشان بوده برکندهایم که برادروار بر تختهایی روبروی یکدیگرند.
در آنجا خستگی و رنجی به آنان نمیرسد و هیچ گاه از آنجا اخراج نمیشوند.
به بندگانم خبر ده که یقیناً من [نسبت به مؤمنان] بسیار آمرزنده و مهربانم.
و اینکه عذابم [برای مجرمان] همان عذاب دردناک است.
و نیز آنان را از مهمانان ابراهیم خبر ده.
هنگامی که بر او وارد شدند، پس سلام گفتند. [ابراهیم] گفت: ما از شما ترسانیم.
گفتند: نترس که ما تو را به پسری دانا مژده میدهیم.
گفت: آیا با آنکه پیری به من رسید، مژدهام میدهید؟ به چه مژده میدهید؟
گفتند: تو را به بشارتی درست و به حق [که واقعشدنی است] مژده دادیم؛ بنابراین از ناامیدان مباش.
گفت: چه کسی جز گمراهان از رحمت پروردگارش ناامید میشود؟!
[سپس] گفت: ای فرستادگان! کار مهم شما چیست؟
گفتند: ما به سوی قومی گنهکار فرستاده شدهایم [تا نابودشان کنیم.]
مگر خاندان لوط را که قطعاً همه آنان را نجات میدهیم،
مگر همسرش را که [به سبب روی گردانیاش از حق] مقدّر کردهایم از بازماندگان [در شهر و نابودشوندگان] باشد.
پس هنگامی که فرستادگان خدا نزد خاندان لوط آمدند،
لوط گفت: بیتردید شما گروهی ناشناختهاید.
گفتند: [نه، ما آشنا هستیم] با چیزی نزد تو آمدهایم که قومت همواره در آن تردید داشتند.
و ما واقعیتی قطعی و مسلّم را [که همان عذاب الهی است، جهت نابودی مردم] برای تو آوردهایم و یقیناً راستگوییم.
پس [چون] پارهای از شب [گذشت] خاندانت را کوچ ده و خودت دنبال آنان برو و هیچ یک از شما [به شهر] بازنگردد، و آنجا که مأمور هستید، بروید.
ما [کیفیت] این حادثه [بزرگ] را به او وحی کردیم که هنگامی که مجرمان وارد صبح شوند، بنیادشان برکنده خواهد شد.
و اهل شهر [با آگاه شدن از مهمانان لوط] شادیکنان [به خانه لوط] آمدند.
لوط گفت: اینان مهمانان منند، آبروی مرا نبرید.
از خدا پروا کنید و مرا [نزد مهمانانم] خوار و بیمقدار نسازید.
گفتند: مگر ما تو را [از مهمان کردن] مردمان نهی نکردیم؟
[لوط] گفت: اگر میخواهید [کار درست و معقولی] انجام دهید، اینان دختران منند [که برای ازدواج مناسبند.]
[ای پیامبر!] به جان تو سوگند، آنان در مستی خود فرو رفته و سرگردان بودند.
پس به هنگام طلوع آفتاب، صدایی [مرگبار و وحشتناک و غرّشی سهمگین] آنان را فرا گرفت.
در نتیجه آن شهر را زیر و رو کردیم و بر آنان سنگهایی از جنس سنگِ گل باراندیم.
قطعاً در این [سرگذشت اَسفبار و حادثه عبرت آموز] نشانههایی [از قدرت خدا و خواری و رسوایی مجرمان] برای هوشمندان [که جستجوگر علل حوادثاند] وجود دارد.
و آن [آثار و بقایای شهر ویران شده قوم لوط] بر سر راهی است که پابرجاست.
مسلماً در این [شهر ویران شده] برای مؤمنان نشانهای [پندآموز] است.
و بیتردید اهل ایکه [قوم شعیب] ستمکار بودند.
در نتیجه از آنان انتقام گرفتیم، و [آثار] دو شهر نابود شده [قوم لوط و شعیب] بر سر جادهای آشکار قرار دارد.
و به راستی اهل [دیار] حجر [که سرزمینی میان مدینه و شام است] پیامبران را تکذیب کردند.
و ما آیات و نشانههای خود را به آنان نشان دادیم، ولی از آنان روی گردان شدند.
و همواره از کوهها خانهها میتراشیدند در حالی که [به خیال خود به سبب استحکام آن خانهها] ایمن [از حوادث] بودند.
پس هنگامی که به صبح درآمدند، صدایی [مرگبار و وحشتناک و غرّشی سهمگین] آنان را فرا گرفت.
و آنچه [از بناهای محکم و استواری که] فراهم میآوردند، عذاب خدا را از آنان دفع نکرد.
و آسمانها و زمین و آنچه را میان آن دوتاست، جز به حق نیافریدیم، و بیتردید قیامت آمدنی است؛ پس [در برابر ناهنجاریهای مردم] گذشتی کریمانه داشته باش.
یقیناً پروردگارت همان آفریننده داناست.
و به راستی که هفت آیه از مثانی [یعنی سوره حمد] و قرآن بزرگ را به تو عطا کردیم.
بنابراین به امکانات مادی [و ثروت و اولادی] که برخی از گروههای آنان را از آن برخوردار کردیم، چشم مدوز، و بر آنان [به سبب اینکه پذیرای حق نیستند] اندوه مخور، وپر و بال [لطف و مهربانیِ] خود را برای مؤمنان فرو گیر.
و [به اخلالگران در امر دین] بگو: بیتردید من بیم دهنده آشکارم.
[عذابی به سوی شما میفرستیم] همان گونه که بر تفرقه افکنان [در دین] فرستادیم.
همانان که قرآن را بخش بخش کردند [بخشی را پذیرفتند و از پذیرفتن بخشی دیگر روی گرداندند.]
به پروردگارت سوگند، قطعاً از همه آنان بازخواست میکنیم.
از اعمالی که همواره انجام میدادهاند.
پس آنچه را به آن مأموری اظهار کن و از مشرکان روی بگردان.
که ما [شرّ] استهزاکنندگان را از تو بازداشتهایم.
همانان که با خدا معبود دیگری قرار میدهند، پس خواهند دانست [که مرتکب چه خطای بزرگی شدهاند و مستحقّ چه عذابی هستند.]
ما میدانیم که تو از آنچه [مشرکان] میگویند، دلتنگ میشوی.
پس [برای دفع دلتنگی] پروردگارت را همراه با سپاس و ستایش تسبیح گوی و از سجدهکنان باش.
و پروردگارت را تا هنگامی که تو را مرگ بیاید، بندگی کن.
فرمان حتمی خدا [در مورد عذاب کافران ومشرکان] فرا رسیده است، پس خواستار شتاب در آن نباشید؛ او منزّه وبرتر است از آنچه شریک او قرار میدهند.
فرشتگان را به فرمان خود همراه با روح به هر کس از بندگانش که بخواهد [برای برگزیدنش به پیامبری] نازل میکند [و به آنان فرمان میدهد] که مردم را هشدار دهید که معبودی جز من نیست؛ بنابراین از من پروا کنید.
آسمانها و زمین را به حق آفرید. از آنچه شریک او قرار میدهند، برتر است.
انسان را از آبی اندک و بیارزش آفرید، پس آن گاه [و به دور از انتظار] ستیزهجویی آشکار است.
ودامها را که برای شما در آنها [وسیله] گرمی و سودهاست آفرید، و از [محصولات لبنی و گوشتی]شان میخورید.
و برای شما در آنها زیبایی [و شکوه] است، آن گاه که [آنها را] شبان گاه از چراگاه برمیگردانید و هنگامی که صبح گاهان به چراگاه میبرید.
و بارهای سنگین شما را تا شهری که جز با دشواری و مشقت به آن نمیرسید، حمل میکنند؛ یقیناً پروردگارتان رؤوف و بسیار مهربان است.
و اسبها و استرها و الاغها را آفرید تا بر آنها سوار شوید و [برای شما] تجمل و زینت باشد، و چیزهایی [در آینده جز این وسایل نقلیه حیوانی] به وجود میآورد که شما نمیدانید.
و قرار دادن راه راست [برای هدایت بندگان به سوی سعادت ابدی] فقط برعهده خداست، و برخی از این راهها کج و منحرف است [که حرکت در آن شما را از سعادت ابدی محروم میکند]، و اگر خدا میخواست همه شما را [به طور اجبار] به راه راست هدایت میکرد.
اوست که از آسمان، آبی برای شما نازل کرد که بخشی از آن نوشیدنی است و از بخشی از آن درخت و گیاه میروید که [دامهایتان] را در آن میچرانید.
برای شما به وسیله آن آب، زراعت و زیتون و خرما و انگور و از همه محصولات میرویاند؛ یقیناً در این [واقعیات شگفتانگیز طبیعی] نشانهای است [بر توحید، و ربوبیّت وقدرت خدا] برای گروهی که میاندیشند.
و شب و روز و خورشید و ماه را نیز رام و مسخّر شما قرار داد، وستارگان هم به فرمانش رام و مسخّر شدهاند؛ قطعاً در این [حقایق] نشانههایی است [بر توحید، ربوبیّت و قدرت خدا] برای گروهی که تعقّل میکنند.
و نیز آنچه را که در زمین به رنگهای گوناگون برای شما آفرید [رام و مسخّرتان ساخت]؛ مسلماً در این [امور] نشانهای است [بر توحید، ربوبیّت و قدرت خدا] برای گروهی که متذکّر میشوند.
و اوست که دریا را رام و مسخّر کرد تا از آن گوشت تازه بخورید، و زینتی را که میپوشید از آن بیرون آورید و در آن کشتیها را میبینی که آب را میشکافند [تا شما را برای حمل کالا، تجارت و داد و ستد جابجا کنند] و برای اینکه از فضل واحسان خدا طلب کنید و [در نهایت] به سپاسگزاری خدا برخیزید.
و در زمین کوههایی استوار افکند تا شما را [در حال گردش وضعی و انتقالی] نلرزاند، و نهرها و راههایی را [پدید آورد] تا [برای رسیدن به اهداف و مقاصد خود] راه یابید.
و [برای اینکه در عبور از کوهها و بیابانها و کویرها سرگردان و گم نشوید] نشانهها [قرار داد]، و [مردم به هنگام شب در دل بیابانها و بر سطح دریاها] به وسیله ستارگان راهیابی میکنند.
بر این اساس آیا کسی که [همه چیز] میآفریند، مانند کسی است که [هیچ چیز] نمیآفریند؟ [پس کُرنش در برابر بتان بر پایه چه دلیلی است؟] آیا پند نمیگیرید؟
و اگر نعمتهای خدا را شماره کنید، هرگز نمیتوانید آنها را به شمار آورید؛ یقیناً خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
و خدا آنچه را پنهان میکنید و آنچه را آشکار میسازید، میداند.
و معبودهایی را که به جای خدا میپرستند [نه اینکه] چیزی را نمیآفرینند، بلکه خودشان آفریده میشوند.
مُردگانند نه زندگان، و نمیدانند چه زمانی برانگیخته میشوند.
معبود شما معبودی یگانه است؛ پس کسانی که به آخرت ایمان نمیآورند، دلهایشان [حق را] انکار میکند، و آنان مستکبرند.
ثابت و یقینی است که خدا آنچه را پنهان میکنند و آنچه را آشکار مینمایند، میداند؛ قطعاً او مستکبران را دوست ندارد.
و هنگامی که به آنان گویند: پروردگارتان چه چیزهایی نازل کرده؟ میگویند: [چیزی نازل نکرده، آنچه به عنوان قرآن در دسترس مردم است، همان] افسانههای [دروغین] پیشینیان است!!
سرانجام روز قیامت بار گناهانشان را به طور کامل و بخشی از بار گناهان کسانی که از روی بیدانشی گمراهشان میکنند، به دوش میکشند. آگاه باشید! بد باری است که به دوش میکشند.
همانا کسانی که پیش از اینان بودند [به همین صورت] نیرنگ زدند [تا حق را نابود کنند]، پس خدا بنیانشان را از پایه و اساس ویران کرد و سقف [خانههایشان را] از بالای سرشان بر آنان فرو ریخت، و از جایی که پی نبردند، عذاب به سویشان آمد.
آن گاه روز قیامت رسوایشان میکند و میگوید: [معبودانی که گمان میبردید] شریکان من [در ربوبیّت هستند] که برای آنها [با پیامبران و اهل ایمان] دشمنی و ستیز میکردید، کجایند؟ [آنان پاسخی ندارند، ولی] کسانی که به آنان دانش و بصیرت داده شده میگویند: امروز رسوایی و عذاب بر کافران است.
همانان که فرشتگان جانشان را در حالی که ستمکار بر خود بودهاند، میگیرند؛ پس [در آن موقعیت] از در تسلیم در آیند [و گویند:] ما هیچ کار بدی انجام نمیدادیم. [به آنان گویند: یقیناً انجام میدادید] ومسلماً خدا به آنچه همواره انجام میدادید، داناست.
بنابراین از درهای دوزخ وارد شوید در حالی که در آن جاودانهاید؛ و بد جایی است جایگاه مستکبران.
و هنگامی که به پرهیزکاران گویند: پروردگارتان چه چیزی نازل کرد؟ گویند: خیر را [که قرآن هدایتگر است و سراسر آیاتش وحی الهی است، نازل کرد]. برای کسانی که نیکی کردند [پاداش] نیکویی در این دنیاست، وهمانا سرای آخرت بهتر است، و سرای پرهیزکاران چه نیکوست.
[سرای پرهیزکاران] بهشتهای جاویدانی [است] که وارد آنها میشوند، از زیرِ [درختانِ] آنها نهرها جاری است، در آنجا هر چه بخواهند برای آنان فراهم است؛ خدا پرهیزکاران را این گونه پاداش میدهد.
آنان در حالی که [از آلودگیهای عملی و اخلاقی] پاک و پاکیزهاند، فرشتگانْ جانشان را میگیرند، به آنان میگویند: سلام بر شما، [اکنون] به پاداش آنچه همواره انجام میدادید، به بهشت درآیید.
آیا [کافران و مشرکان] جز اینکه فرشتگانِ [قبض کننده ارواح] به سویشان آیند، یا فرمان پروردگارت [در مورد عذابشان] در رسد، انتظار میبرند؟ کسانی هم که پیش از آنان بودند [در برابر حق] چنین کردند، و خدا [در عذاب کردنشان] به آنان ستم نورزید، بلکه آنان همواره [با مرتکب شدن انواع گناهان] به خودشان ستم میکردند.
پس [کیفر] بدیهایی که انجام دادند به آنان رسید، و عذابی که همواره مسخره میکردند، بر آنان نازل شد.
و کسانی که [به خدا] شرک ورزیدند [از روی جهل، و بیخردی و بدون دلیل و برهان] گفتند: اگر خدا میخواست نه ما و نه پدرانمان هیچ چیزی را جز او نمیپرستیدیم، و هیچ چیزی را بدون [حکم و فرمان] او حرام نمیکردیم. کسانی هم پیش از اینان بودند [در برابر حق] چنین کردند، پس آیا بر عهده پیامبران جز رساندن آشکار [پیام وحی، وظیفهای] هست؟
و همانا در هر امتی پیامبری فرستادیم که [اعلام کند که] خدا را بپرستید و از [پرستش] طاغوت بپرهیزید. پس خدا گروهی از آنان را [که لیاقت نشان دادند] هدایت کرد و گروهی [دیگر را به سبب تکبّر و عنادشان] گمراهی بر آنان مقرّر شد. پس در زمین بگردید و با تأمل بنگرید که سرانجام تکذیبکنندگان چگونه بود.
هر چند بر هدایتشان حریص باشی [هدایت نمییابند]؛ زیرا خدا کسانی را که [به سبب تکبّر و عنادشان] گمراه میکند، هدایت نخواهد کرد، و برای آنان هیچ یاوری [که از گمراهی نجاتشان دهد] وجود ندارد.
با سختترین سوگندهایشان به خدا سوگند یاد کردند که خدا کسانی را که میمیرند، برنمیانگیزد!! آری، [با قدرت بینهایتش برمیانگیزد] این وعده حقّی بر عهده اوست، ولی بیشتر مردم نمیدانند [و به علت نادانی و جهلشان انکار میکنند.]
[یقیناً مردگان را زنده میکند] تا حقایقی را که در آن اختلاف میکنند، برای آنان روشن سازد. و تا کافران بدانند که همواره [در انکارشان نسبت به زنده شدن مردگان] دروغ میگفتند.
[زنده کردن مردگان برای ما دشوار نیست] فرمان ما درباره چیزی چون [به وجود آمدنش را] اراده کنیم، فقط این است که به آن میگوییم: باش، پس [بیدرنگ] موجود میشود.
و آنان که پس از ستم دیدنشان برای به دست آوردن خشنودی خدا هجرت کردند، یقیناً آنان را در این دنیا در جایگاه و مکانی نیکو جای دهیم، و قطعاً پاداش آخرت بهتر و برتر است، اگر میدانستند [که دارای چه کمیّت و کیفیتی است.]
همانان که [در برابر مصایب، وحوادث و آزار دیدن از دیگران] صبر کردند و فقط بر پروردگارشان توکل میکنند.
و پیش از تو جز مردانی که به آنان وحی میکردیم، نفرستادیم. اگر [این حقیقت را] نمیدانید [که پیامبران از جنس بشر بودند] از اهل دانش و اطلاع بپرسید [تا دیگر نگویید که چرا فرشتهای به رسالت نازل نشده است؟!]
[همه پیامبران را] با دلایل روشن و کتابهای آسمانی [فرستادیم]، و قرآن را [هم] به سوی تو نازل کردیم به خاطر اینکه برای مردم آنچه را که برای [هدایتشان] به سویشان نازل شده بیان کنی و برای اینکه [در پیامبری تو و آنچه را به حق نازل شده] بیندیشند.
پس آیا کسانی که [بر ضد قرآن و پیامبر] نیرنگهای زشت به کار گرفتند، ایمنند از اینکه خدا آنان را در زمین فرو برد یا از جایی که پی نبرند، عذاب به سویشان آید؟
یا [ایمنند از اینکه] آنان را [در حالی که برای داد و ستد، زراعت و تجارت] در رفت و آمدند، گرفتار [عذاب] سازد؟ اینان عاجز کننده [خدا] نیستند [تا بتوانند از دسترس قدرت او بیرون روند.]
یا [ایمنند از اینکه] آنان را بر [پایه] ترس و بیم [و هشدارهای پی در پی به عذاب] بگیردشان؟ یقیناً پروردگارتان رؤوف و بسیار مهربان است.
آیا به سوی آنچه خدا آفریده ننگریستند که سایههای آنان در حالی که فروتنانه برای خدا سجده میکنند، از راست و چپ برمیگردد؟
و آنچه در آسمانها و زمین از جنبندگان و فرشتگان وجود دارد، فقط برای خدا سجده میکنند و تکبّر و سرکشی نمیورزند.
از پروردگارشان که بر فراز آنان است، میترسند، و آنچه را به آن مأمور میشوند، انجام میدهند.
و [فرمان قاطعانه] خدا [ست که] فرمود: دو معبود انتخاب نکنید [که این انتخابی خلاف حقیقت است]؛ جز این نیست که او معبودی یگانه است؛ پس تنها از من بترسید.
آنچه در آسمانها و زمین است، فقط در سیطره مالکیّت و فرمانروایی اوست، و نیز دین ثابت و پایدار مخصوص اوست؛ آیا از غیر او پروا میکنید؟!
و آنچه از نعمتها در دسترس شماست از خداست، آن گاه چون آسیبی [مانند سلبِ نعمت] به شما رسد، ناله و فریادتان را به التماس و زاری به درگاه او بلند میکنید.
سپس هنگامی که آسیب را از شما برطرف کند [بر خلاف انتظار] گروهی از شما به پروردگارشان شرک میآورند!!
تا به نعمتهایی که به آنان عطا کردهایم، ناسپاسی و کفران ورزند. پس [چند روزی از کالای زودگذر دنیا] برخوردار شوید که سپس [فرجام زشت خود را] خواهید دانست.
و سهمی از آنچه را که به آنان روزی دادهایم، برای معبودانی قرار میدهند که جاهل به حقیقت آنهایند [که به طور مستقل هیچ سود و زیانی برای کسی ندارند]؛ به خدا سوگند از آنچه همواره افترا میبستید [که خدا دارای شریکانی است] قطعاً بازخواست خواهید شد.
و دختران را [به عنوان فرزند] برای خدا قرار میدهند، او منزّه [از توالد و تناسل] است؛ ولی برای خودشان آنچه را که [از پسران] میل دارند [به عنوان فرزند قرار میدهند].
و چون یکی از آنان را به [ولادت] دختر مژده دهند [از شدت خشم] چهرهاش سیاه گردد، ودرونش از غصه واندوه لبریز و آکنده شود!!
به سبب مژده بدی که به او دادهاند، از قوم و قبیلهاش [در جایی که او را نبینند] پنهان میشود [و نسبت به این پیش آمد در اندیشهای سخت فرو میرود که] آیا آن دختر را با خواری نگه دارد یا به زور، زنده به گورش کند؟! آگاه باشید! [نسبت به دختران] بد داوری میکنند.
برای کسانی که به آخرت ایمان نمیآورند، صفات زشت [وسیرت بد] است، وصفات برتر و والا ویژه خداست، و او توانای شکست ناپذیر و حکیم است.
و اگر خدا مردم را به سبب ستمشان مؤاخذه کند، هیچ جنبندهای را [که مستحقّ مؤاخذه است] بر روی زمین باقی نمیگذاشت، ولی آنان را تا مدتی معین مهلت میدهد، پس هنگامی که اجلشان سرآید، نه ساعتی پس میمانند و نه ساعتی پیش میافتند.
و آنچه را [چون دختر] خوش ندارند، برای خدا قرار میدهند، و زبانهایشان دروغ پردازی میکند که [سرانجامِ] نیکوتر ویژه آنان است. ثابت ویقینی است که آتش برای آنان است و یقیناً پیشگامان [به سوی] آتشاند.
به خدا سوگند پیامبرانی به سوی امتهای پیش از تو فرستادیم، پس شیطان کارهای [زشت]شان را در نظرشان آراست [تا انجامش برای آنان آسان گردد]، او امروز ولیّ و سرپرست اینان است [که در عقاید و رفتار پیرو مشرکان پیشاند] و برای آنان [در قیامت] عذابی دردناک است.
ما این کتاب را بر تو نازل نکردیم مگر برای اینکه حقایقی را که در آن اختلاف کردهاند، برای آنان توضیح دهی [تا از آرا، نظریات وسلیقههای باطلشان نسبت به حقایق دست بردارند] و برای مردمی که ایمان دارند [مایه] هدایت و رحمت باشد.
و خدا از آسمان آبی نازل کرد، و زمین را به وسیله آن پس از مردگیاش زنده ساخت، یقیناً در این [فعل و انفعالات] نشانهای [بر توحید، ربوبیّت و قدرت خدا]ست برای قومی که شنوای [حقایق]اند.
و بیتردید برای شما در دامها عبرتی است، [عبرت در اینکه] از درون شکم آنان از میان علفهای هضم شده وخون، شیری خالص و گوارا به شما مینوشانیم که برای نوشندگان گواراست.
و از محصولات درختان خرما و انگور [گاهی بر خلاف خواسته خدا] نوشابهای مست کننده و [زمانی دیگر] رزقی پاکیزه و نیکو میگیرید؛ در این [حقیقت] نشانهای [بر توحید، ربوبیّت و قدرت خدا]ست برای گروهی که تعقّل میکنند.
و پروردگارت به زنبور عسل الهام کرد که از کوهها و درختان و آنچه [از دار بستهایی] که [مردم] برمیافرازند، برای خود خانههایی برگیر.
آن گاه از همه محصولات و میوهها بخور، پس در راههای پروردگارت که برای تو هموار شده [به سوی کندو] برو؛ از شکم آنها [شهدی] نوشیدنی با رنگهای گوناگون بیرون میآید که در آن درمانی برای مردم است. قطعاً در این [حقیقت] نشانهای [بر قدرت، لطف و رحمت خدا]ست برای مردمی که میاندیشند.
و خدا شما را آفرید، آن گاه شما را میمیراند، برخی از شما به سوی پستترین مرحله عمر [که سالخوردگی و فرتوتی است] برگردانده میشود، تا پس از دانش اندکی که داشت چیزی را نداند؛ یقیناً خدا دانا و تواناست.
خدا برخی از شما را در رزق و روزی بر برخی فزونی داده است؛ پس آنانکه فزونی یافتهاند، حاضر نیستند از روزی خود [به صورتی قابل توجه و به اندازه لازم] به بردگان خود بپردازند که در بهرهوری از رزق و روزی باهم برابر باشند؛ پس آیا [با این تبعیض ظالمانهای که به بردگان و زیردستان خود روا میدارند] نعمت خدا را [که عطای اوست و خود اختیار و استقلالی در تأمینش ندارند] منکرند؟!
و خدا برای شما همسرانی از جنس خودتان قرار داد و از همسرانتان، فرزندان و نوادگانی پدید آورد، و از نعمتهای پاکیزه و دلپذیر به شما روزی داد، [با این همه لطف و رحمت] آیا به باطل ایمان میآورند و نعمتهای خدا را ناسپاسی میکنند؟!
و به جای خدا معبودانی را میپرستند که از آسمانها و زمین، مالک اندک رزقی برای آنان نیستند و هیچ قدرتی هم [برای مالک شدن روزی و رساندنش به آنان] ندارند.
بنابراین برای خدا اوصافی [همانند اوصاف موجودات] مَثَل نزنید، یقیناً خدا [کُنه ذات و حقیقت صفات خود را] میداند و شما نمیدانید.
خدا مثلی زده است: برده زر خریدی که بر هیچ کاری قدرت ندارد، و کسی که ما از سوی خود رزق نیکویی به او دادهایم، و او در پنهان و آشکار از آن انفاق میکند، آیا [این دو نفر] یکسانند؟ [این مَثَل، بیان کننده جایگاه و منزلت خدا و مجموعه هستی است؛ خدا مالک و فرمانروا و رازق همه مخلوقات و تدبیر کننده امور آنهاست، و همه مخلوقات مملوک و محکوم قدرت اویند؛ پس چرا شما بدون اندیشه و تفکر و بیدلیل و برهان بتهای ناتوان وعاجز را که مملوکی بیارادهاند، شریک ربوبیّت حق میدانید؟! آیا خدا وبت مساوی است؟!] همه ستایشها ویژه خداست [که یگانه ویکتاست وهیچ شریکی ندارد]؛ ولی بیشتر آنان [این حقیقت را] نمیدانند.
و خدا مَثَلی [دیگر] زده است: دو مرد را که یکی از آنان لال مادرزاد است [و] بر هیچ کاری قدرت ندارد و سربار سرپرست خویش است؛ او را هر کجا روانه میکند، منفعت و سودی نمیآورد، آیا چنین لال بیقدرت و بیسودی با کسی که [گویا و شنوا است و] به عدالت و انصاف فرمان میدهد و بر راهی راست قرار دارد، یکسان و مساوی است؟ [پس چرا معبودهای لال بیقدرت و بیسود را با خدای توانا و شنوا که ذاتش خیر بینهایت است، برابر میدانید؟!]
غیب آسمانها و زمین ویژه خداست، و کار برپا کردن قیامت برای او جز مانند یک چشم بر هم زدن یا نزدیکتر از آن نیست، یقیناً خدا بر هر کاری تواناست.
و خدا شما را از شکم مادرانتان بیرون آورد در حالی که چیزی نمیدانستید، و برای شما گوش و چشم و قلب قرار داد تا سپاسگزاری کنید.
آیا به پرندگان که در فضای آسمان، رام و مسخّر [فرمان او] هستند، ننگریستید که آنها را [از سقوط به زمین] جز خدا نگه نمیدارد؛ یقیناً در آن [وصفی که پرندگان دارند] نشانههایی [بر توحید، ربوبیّت و قدرت خدا]ست برای گروهی که ایمان دارند.
و خدا خانههایتان را برای شما مایه آرامش و راحت قرار داد، و برای شما از پوست دامها سر پناه [مانند قبّه و خیمه] مقرّر کرد، که آنها را روز کوچ کردنتان و هنگام اقامتتان [در جابجا کردن] سبک مییابید و [برای شما] از پشمها و کرکها و موهای آنها تا زمانی معین، وسایل زندگی و کالای تجارت پدید آورد.
و خدا برای شما از آنچه آفریده سایههایی قرار داد، از کوهها پناه گاههایی برایتان به وجود آورد، و تن پوشهایی برای شما قرار داد که شما را از گرما نگه میدارد و پیراهنهایی [مقاوم] که شما را از آسیب جنگ و نبردتان حفظ میکند؛ این گونه نعمتهایش را بر شما کامل میکند تا تسلیم فرمانهای او شوید.
پس اگر [بعد از این همه لطف و رحمت] روی از حق گرداندند [اندوهگین مشو]؛ زیرا فقط رساندن آشکار [پیام وحی] بر عهده توست.
آنان نعمت خدا را میشناسند، سپس [از روی کبر و لجاجت] آن را انکار میکنند و بیشترشان کافرند.
و روزی را [یاد کن] که از هر امتی گواهی برمیانگیزیم، سپس به کافران نه اجازه [عذر خواهی] میدهند، و نه از آنان میخواهند که [برای به دست آوردن خشنودی خدا] عذرخواهی کنند!
و چون که ستمکاران عذاب را ببینند [مییابند که هیچ راه گریزی از آن ندارند] پس [به کیفر ستمشان] نه عذاب از آنان سبک میشود، و نه مهلتشان دهند.
و زمانی که مشرکان [در عرصه قیامت] بتهایشان را که شریکان خدا قرار داده بودند ببینند، میگویند: پروردگارا! اینان شریکانی هستند که ما آنها را به جای تو میپرستیدیم [و اینان سبب گمراهی ما شدند.] ولی شریکان به آنان پاسخ میدهند: یقیناً شما دروغگویید [؛ زیرا سبب گمراهی شما هوای نفس، کبر و لجاجت شما بود.]
و در آن روز همه مشرکان در پیشگاه خدا سر تسلیم فرود آورند و معبودهایی را که همواره به دروغ [به عنوان شریک خدا] بر خدا میبستند [گم شده] از دستشان میرود.
آنان که کافر شدند، و مردم را از راه خدا بازداشتند، به سبب فسادی که همواره مرتکب میشدند، عذابی بر عذابشان میافزاییم.
و [یاد کن] روزی را که در هر امتی گواهی از خودشان بر آنان برمیانگیزیم، و تو را [ای پیامبر اسلام!] بر اینان گواه میآوریم؛ و این کتاب را بر تو نازل کردیم که بیانگر هر چیزی و هدایت و رحمت و مژدهای برای تسلیم شدگان [به فرمانهای خدا]ست.
به راستی خدا به عدالت و احسان و بخشش به خویشاوندان فرمان میدهد، و از فحشا و منکر و ستم گری نهی میکند. شما را اندرز میدهد تا متذکّر [این حقیقت] شوید [که فرمانهای الهی، ضامن سعادت دنیا و آخرت شماست.]
و به پیمان خدا چون پیمان بستید، وفا کنید و سوگند را پس از محکم کردنش [به وسیله عزم و قصد قطعی] در حالی که خدا را بر خود ضامن و کفیل قرار دادهاید، نشکنید؛ یقیناً خدا آنچه را انجام میدهید، میداند.
و مانند آن [زنی] که پشمهای تابیده خود را پس از استحکام و استواری وا میتابانید، نباشید که سوگندهایتان را میان خود به بهانه اینکه گروهی [چون مشرکان] از گروهی [چون مؤمنان] از نظر نفرات و امکانات افزون ترند، مایه خیانت و فساد قرار دهید [به این صورت که از روی تظاهر، مؤمنان را با سوگندهایتان دلخوش کنید که با آنان هستید، و در پشت پرده سوگندهایتان را بشکنید، و به خیال اینکه از ضربههای دشمن در امان بمانید، به دشمن بپیوندید] جز این نیست که خدا شما را به وسیله آن [نفرات اندک وافزونی نفرات دشمن] آزمایش میکند، و روز قیامت آنچه را [از حق و باطل] همواره در آن اختلاف میکردید، برای شما روشن میسازد.
اگر خدا میخواست شما را [بر محور هدایت] یک امت قرار میداد [اماهدایت اجباری فاقد ارزش است]، ولی هر کس را بخواهد [به کیفر لجاجت وتکبّرش] گمراه میکند و هر کس را بخواهد هدایت مینماید؛ و مسلماً ازآنچه همواره انجام میدادید، بازپرسی خواهیدشد.
و سوگندهایتان را میان خود مایه خیانت و فساد قرار ندهید که در نتیجه، قدمی پس از استواریش بلغزد؛ و به سبب آنکه مردم را از راه خدا بازداشتید [در این دنیا] سختی و ناگواری بچشید، و برای شما [در آخرت] عذابی بزرگ باشد.
و پیمان خدا را به بهایی اندک نفروشید؛ زیرا آنچه نزد خداست، برای شما بهتر است، اگر بدانید [که ارزش وفای به پیمان خدا قابل مقایسه با همه دنیا نیست.]
آنچه [از ثروت و مال] نزد شماست، فانی میشود و آنچه [از پاداش و ثواب] نزد خداست، باقی میماند، و قطعاً آنان که [برای دینشان] شکیبایی ورزیدند، پاداششان را بر پایه بهترین عملی که همواره انجام میدادهاند، میدهیم.
از مرد و زن، هر کس کار شایسته انجام دهد در حالی که مؤمن است، مسلماً او را به زندگی پاک و پاکیزهای زنده میداریم و پاداششان را بر پایه بهترین عملی که همواره انجام میدادهاند، میدهیم.
پس هنگامی که قرآن میخوانی از شیطان رانده شده به خدا پناه ببر.
یقیناً او بر کسانی که ایمان آوردهاند وهمواره بر پروردگارشان توکل میکنند، تسلّطی ندارد.
تسلّطش فقط بر کسانی است که او را سرپرست و دوست خود گرفتهاند و بر کسانی است که [به وسیله اغواگری او] برای خدا شریک قرار دادهاند.
و هنگامی که آیهای را [که در بردارنده حکم جدیدی است] جایگزین آیه دیگر میکنیم، در حالی که خدا به آنچه نازل میکند داناتر است، مخالفان میگویند: تو فقط [بر خدا] دروغ میبندی!! [چنین نیست که میگویند] بلکه بیشترشان [اسرار تبدیلِ احکام را] نمیدانند.
بگو: آن [آیات] را روح القدس از سوی پروردگارت به درستی و راستی نازل کرده تا کسانی را که ایمان آوردهاند، ثابت قدم بدارد و برای تسلیم شدگان [به فرمانهای حق] هدایت و مژده باشد.
و ما میدانیم که آنان میگویند: یقیناً این آیات را بشری به او میآموزد!! [چنین نیست که میگویند، زیرا] زبان کسی که [آموختن قرآن را به پیامبر] به او نسبت میدهید، غیر عربی است و این قرآن به زبان عربی فصیح و روشن است.
قطعاً کسانی که به آیات خدا ایمان ندارند، خدا هدایتشان نمیکند، و برای آنان عذابی دردناک است.
فقط کسانی [به خدا و پیامبر] دروغ میبندند که به آیات خدا ایمان ندارند، و اینانند که دروغگوی واقعیاند.
هر کس پس از ایمان آوردنش به خدا کافر شود [به عذاب خدا گرفتار آید]؛ مگر کسی که به کفر مجبور شده [امّا] دلش مطمئن به ایمان است، ولی آنان که سینه برای پذیرفتن کفر گشادهاند، خشمی سخت از سوی خدا بر آنان است و آنان را عذابی بزرگ خواهد بود.
این [خشم و عذاب بزرگ] به سبب آن است که زندگی دنیا[یِ زودگذر] را بر آخرت ترجیح دادند، و مسلماً خدا مردم کفرپیشه را هدایت نمیکند.
اینان کسانی هستند که خدا بر دل و گوش و چشمشان مُهر [شقاوت] زده، و اینان بیخبران واقعیاند.
ثابت و یقینی است که آنان در آخرت زیانکارند.
آن گاه یقیناً پروردگارت نسبت به کسانی که پس از آزار دیدنِ [از مشرکان، سرزمین شرک را رها کرده] هجرت نمودند، سپس جهاد کردند، و [برای حفظ دینشان] شکیبایی ورزیدند، آری، پروردگارت [نسبت به آنان] پس از این [همه بلا] بسیار آمرزنده و مهربان است.
[یاد کن] روزی را که هر کس [به پیشگاه حق] میآید [برای مصون ماندنش از عذاب] از خود دفاع میکند و هر کس هر عملی انجام داده است [همه آن] به طور کامل به او داده میشود و مورد ستم قرار نخواهند گرفت.
و خدا [برای پندآموزی به ناسپاسان] مَثَلی زده است: شهری را که امنیت و آسایش داشت و رزق و روزیِ [مردمش] به فراوانی از همه جا برایش میآمد، پس نعمت خدا را ناسپاسی کردند، در نتیجه خدا به کیفر اعمالی که همواره مرتکب میشدند، بلای گرسنگی و ترس فراگیر را به آنان چشانید.
و همانا پیامبری از خود آنان برای [هدایت]شان آمد، ولی او را تکذیب کردند، پس عذاب [خدا] آنان را در حالی که ستمکار بودند، فراگرفت.
از نعمتهایی که خدا روزی شما کرده است، حلال وپاکیزه بخورید، و نعمت خدا را سپاس گزارید، اگر تنها خدا را میپرستید.
خدا فقط مردار وخون و گوشت خوک و آنچه را با نام غیر خدا ذبح کردهاند، بر شما حرام کرده است؛ پس کسی که [برای نجات جانش از خطر، به خوردن آنها] ناچار شود در حالی که خواهان لذت نباشد و از حد لازم تجاوز نکند [گناهی بر او نیست] یقیناً خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
و به سبب دروغی که زبانتان گویای به آن است، نگویید: این حلال است و این حرام، تا به دروغ به خدا افترا بزنید [که این حلال و حرام حکم خداست]؛ مسلماً کسانی که به خدا دروغ میبندند، رستگار نخواهند شد.
[با این کارهای زشت] بهره و برخورداری اندکی [در زندگی دنیا دارند] و برای آنان [در قیامت] عذابی دردناک است.
و آنچه را پیش از این برای تو شرح دادیم، بر یهود حرام کردیم، ما به آنان ستم نورزیدیم، بلکه آنان خودشان به خود ستم میکردند.
آن گاه پروردگارت به کسانی که از روی نادانی کار زشت مرتکب شدند، و بعد از آن توبه کردند و [مفاسد خود را] اصلاح نمودند، [لطف و عنایت دارد] زیرا پروردگارت پس از آن [توبه و اصلاح] بسیار آمرزنده و مهربان است.
بدون تردید، ابراهیم [به تنهایی] یک امت بود، برای خدا از روی فروتنی فرمانبردار و [یکتاپرستی] حق گرا بود واز مشرکان نبود.
سپاس گزار نعمتهای او بود، خدا او را برگزید وبه راهی راست راهنماییاش کرد.
و به او در دنیا [زندگی نیکویی] دادیم، و بیتردید در آخرت از شایستگان است.
آن گاه به تو وحی کردیم که از آیین [یکتاپرستیِ] ابراهیم حق گرا پیروی کن که از مشرکان نبود.
[تحریم ماهی گیری در] روز شنبه فقط برای کسانی که در آن [از نظر آزادی و ممنوعیت کار] اختلاف کردند، قرار داده شده است، و بیتردید پروردگارت در روز قیامت درباره آنچه در آن اختلاف میکردند، داوری خواهد کرد.
[مردم را] با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت دعوت کن، و با آنان به نیکوترین شیوه به بحث [و مجادله] بپرداز، یقیناً پروردگارت به کسانی که از راه او گمراه شدهاند و نیز به راه یافتگان داناتر است.
و اگر [ستمگر را] مجازات کردید، پس فقط به مانند ستمی که به شما شده مجازات کنید، و اگر شکیبایی ورزید [و از مجازات کردن بگذرید] این کار برای شکیبایان بهتر است.
و شکیبایی کن، و شکیبایی تو جز به توفیق خدا نیست، و بر [گمراهی و ضلالت] آنان [و کارهایی که انجام میدهند] اندوهگین مباش، و از نیرنگی که همواره به کار میگیرند، دلتنگ مشو.
بی تردید خدا با کسانی که پرهیزکاری پیشه کردند و کسانی که [از هر جهت] نیکوکارند میباشد.
منزّه و پاک است آن [خدایی] که شبی بندهاش] محمّد (صلی الله علیه وآله وسلم)] را از مسجدالحرام به مسجد الاقصی که پیرامونش را برکت دادیم، سیر [و حرکت] داد، تا [بخشی] از نشانههای [عظمت و قدرت [خود را به او نشان دهیم؛ یقیناً او شنوا و داناست.
و ما به موسی کتاب دادیم و آن را برای بنی اسرائیل وسیله هدایت قرار دادیم [و در آن کتاب، آنان را به این حقیقت راهنمایی کردیم] که جز مرا [که خدای یگانهام] وکیل و کار ساز نگیرید.
[ای] نسل کسانی که با نوح [در کشتی] سوار کردیم! مسلماً او بندهای بسیار سپاس گزار بود [پس شما هم چون او با عمل به فرمانهای حق سپاس گزار باشید.]
ما در تورات به بنی اسرائیل خبر دادیم که قطعاً دو بار در زمین فساد میکنید و [در برابر طاعت خدا] به سرکشی و طغیان [و نسبت به مردم به برتریجویی و ستمی] بزرگ دچار میشوید.
پس هنگامی که [زمان ظهور] وعده [عذاب و انتقام ما به کیفر] نخستین فسادانگیزی و طغیان شما فرا رسد، بندگان سخت پیکار ونیرومند خود را بر ضد شما برانگیزیم، آنان [برای کشتن، اسیر کردن و ربودن ثروت و اموالتان] لابه لای خانهها را [به طور کامل و با دقت] جستجو میکنند؛ و یقیناً این وعدهای انجامشدنی است.
سپس پیروزی بر آنان را به شما بازمیگردانیم و شما را به وسیله اموال و فرزندان تقویت میکنیم، و نفرات [رزمی] شما را بیشتر میگردانیم.
اگر نیکی کنید به خود نیکی کردهاید، و اگر بدی کنید به خود بدی کردهاید. پس هنگامی که [زمان ظهور] وعده دوم [برای عذاب و انتقام] فرا رسد، [پیکارگرانی بسیار سخت گیر بر ضد شما برمیانگیزیم] تا شما را [با دچار کردن به مصایب سنگین و گزند و آسیب فراوان] غصه دار و اندوهگین کنند و به مسجد [الاقصی] درآیند، آن گونه که بار اول درآمدند تا هر که و هر چه را دست یابند، به شدت در هم کوبند و نابود کنند.
امید است که پروردگارتان [در صورتی که توبه کنید] به شما رحم کند و اگر به طغیان و فساد برگردید، ما هم [به کیفر شدید و عذاب سخت] بازگردیم، و دوزخ را برای کافران، زندانی تنگ قرار دادیم.
بی تردید این قرآن به استوارترین آیین هدایت میکند، و به مؤمنانی که کارهای شایسته انجام میدهند، مژده میدهد که برای آنان پاداشی بزرگ است.
و برای آنان که به قیامت ایمان نمیآورند، عذابی دردناک آماده کردهایم.
و انسان به همان صورت که نیکیها را میطلبد [بدون توجه به عواقب امور و به سبب جهل به مصالح و مفاسد خویش، گزند و آسیب و] بدیها را میطلبد و انسان بسیار شتاب زده و عجول است.
ما شب و روز را دو نشانه [قدرت و حکمت خود] قرار دادیم؛ پس شب را بینور نمودیم و روز را روشن ساختیم، تا [در آن] روزی و رزقی را از پروردگارتان بطلبید و برای اینکه شماره سالها و حساب [اوقات و زمانها] را بدانید، و هر چیزی را [که نسبت به دنیا و دینتان و تربیت و کمالتان نیازمند به آن هستید] به روشنی و به طور کامل بیان کردیم.
و عمل هر انسانی را برای همیشه ملازم او نمودهایم، و روز قیامت نوشتهای را [که کتاب عمل اوست] برای او بیرون میآوریم که آن را پیش رویش گشوده میبیند.
[به او میگویند:] کتاب خود را بخوان، کافی است که امروز خودت بر خود حسابگر باشی.
هر کس هدایت یافت، فقط به سود خودش هدایت مییابد و هر کس گمراه شد، فقط به زیان خودش گمراه میشود. و هیچ بردارنده بار گناهی بار گناه دیگری را به دوش خود برنمیدارد؛ و ما بدون اینکه پیامبری را [برای هدایت واتمام حجت به سوی مردم] بفرستیم، عذاب کننده [آنان] نبودیم.
هنگامی که بخواهیم شهر و دیاری را نابود کنیم، مرفّهین و خوش گذرانهایش را [به وسیله وحی به طاعت، بندگی و دوری از گناه] فرمان میدهیم، چون [سرپیچی کنند و] در آن شهر به فسق و فجور روی آورند، عذاب بر آنان لازم و حتم میشود، پس آنان را به شدت درهم میکوبیم [و بنیادشان را از ریشه بر کنیم.]
و بسیاری از ملتهای پس از نوح را [بر پایه همین روش به سبب فسق و فجورشان] نابود کردیم، و [برای نابود کردن این گونه ملتها] کافی است که پروردگارت به گناهان بندگانش آگاه و بینا باشد.
هر کس [همواره] دنیای زودگذر را بخواهد [چنین نیست که هر چه بخواهد بیابد بلکه] هر چه را ما برای هر که بخواهیم، به سرعت در همین دنیا به او عطا میکنیم، آن گاه دوزخ را در حالی که نکوهیده و رانده شده از رحمت خدا وارد آن میشود، برای او قرار میدهیم.
و کسانی که آخرت را در حالی که مؤمن هستند بخواهند و با تلاشی کامل [و خالصانه] برای [به دست آوردن] آن تلاش کنند، پس تلاششان به نیکی مقبول افتد [و به آن پاداششان دهند.]
هر یک از دو گروه دنیاطلب و آخرتخواه را [در این دنیا] از عطای پروردگارت یاری دهیم، وعطای پروردگارت [در این دنیا از کسی] ممنوعشدنی نیست.
با تأمل بنگر چگونه برخی از آنان را بر برخی [در امور مادی و بهرههای دنیایی] فزونی بخشیدیم، و همانا آخرت از نظر درجات برتر، و از جهت فزونی بیشتر است.
با خدا معبودی دیگر قرار مده که [نزد شایستگان] نکوهیده و [در دنیا و آخرت] بییار و یاور شوی.
و پروردگارت فرمان قاطع داده است که جز او را نپرستید، و به پدر و مادر نیکی کنید؛ هرگاه یکی از آنان یا دو نفرشان در کنارت به پیری رسند [چنانچه تو را به ستوه آورند] به آنان اُف مگوی و بر آنان [بانگ مزن و] پرخاش مکن، و به آنان سخنی نرم و شایسته [و بزرگوارانه] بگو.
و برای هر دو از روی مهر و محبت، بال فروتنی فرود آر و بگو: پروردگارا! آنان را به پاس آنکه مرا در کودکی تربیت کردند، مورد رحمت قرار ده.
پروردگارتان به نیّتها و حالاتی که [نسبت به پدر و مادرتان] در دلهای شماست [از خود شما] آگاهتر است، اگر مردم شایستهای باشید [ولی نیّت شما درباره پدر و مادر ناپسند باشد، یا حقّی از آنان ضایع کنید، اما پشیمان شوید و به خدا بازگردید، شایسته است]؛ زیرا او نسبت به بازگشتکنندگان بسیار آمرزنده است.
و حقّ خویشاوندان و حقّ تهیدست و از راه مانده را بپرداز، و هیچ گونه اسراف و ولخرجی مکن.
بی تردید اسرافکنندگان و ولخرجان، برادران شیاطیناند، و شیطان همواره نسبت به پروردگارش بسیار ناسپاس است.
و اگر [به خاطر تهیدستی و فقر] باید از آنان [که به پرداخت حقّشان سفارش شدی] روی بگردانی [و این روی گردانی] برای طلب رزقی است که از سوی پروردگارت رسیدن به آن را امید داری؛ پس با آنان [تا رسیدن رزق خدا] سخنی نرم و امیدوار کننده بگو.
و دستت را بخیلانه بسته مدار [که از انفاق در راه خدا باز مانی] و به طور کامل هم [در انفاق] دست و دل باز مباش [که چیزی برای معاش خودت باقی نماند] که در نهایت [نزد شایستگان] نکوهیده [و در زندگی خود] درمانده گردی.
یقیناً پروردگارت رزق را برای هر که بخواهد وسعت میدهد، و [برای هر که بخواهد] تنگ میگیرد؛ زیرا او به [مصلحت] بندگانش آگاه و بیناست.
فرزندانتان را از بیم تنگدستی نکشید؛ ما به آنان و شما روزی میدهیم، یقیناً کشتن آنان گناهی بزرگ است.
و نزدیک زنا نشوید که کاری بسیار زشت و راهی بد است.
و کسی را که خدا کشتنش را حرام کرده [و به جانش حرمت نهاده] جز به حق نکشید، و هر کس مظلوم [و به ناحق] کشته شود، برای وارثش تسلّطی بر قاتل [جهت خونخواهی، دیه و عفو] قرار دادهایم، پس وارث مقتول نباید در کشتن زیاده روی کند؛ زیرا او [با قوانین صحیح و درستی چون دیه و قصاص] مورد حمایت قرار گرفته است.
و به مال یتیم تا زمانی که به سنّ بلوغ و رشدش برسد، جز به بهترین شیوه نزدیک نشوید؛ و به عهد و پیمان وفا کنید، زیرا [روز قیامت] درباره پیمان بازخواست خواهد شد.
و هنگامی که [جنسی را] پیمانه میکنید، پیمانه را کامل بدهید، و [اجناس قابل وزن را] با ترازوی درست و صحیح وزن کنید، این برای شما بهتر و فرجامش نیکوتر است.
و از چیزی که به آن علم نداری [بلکه برگرفته از شنیدهها، ساده نگریها، خیالات و اوهام است] پیروی مکن؛ زیرا گوش و چشم و دل [که ابزار علم و شناخت واقعیاند] موردِ بازخواستاند.
و در زمین، با تکبّر و سرمستی راه مرو که تو هرگز نمیتوانی [با قدمهایت] زمین را بشکافی، و هرگز در بلندی قامت نمیتوانی به کوهها برسی.
همه این دستورات و فرمانهایی که [در آیات گذشته بیان شد، سرپیچی از آنها] گناهش نزد پروردگارت ناپسند است.
این [احکام و مطالب] از حکمتهایی است که پروردگارت به تو وحی کرده است، و با خدا معبودی دیگر قرار مده که نکوهیده و رانده [شده از رحمت] در دوزخ افکنده شوی.
[ای مشرکان!] آیا پروردگارتان [با ترجیح دادن شما بر خود] شما را به [دارا بودن] پسران، برگزیده و برای خود از فرشتگان، دخترانی برگرفته؟ یقیناً [از روی دروغ و اتهام] سخنی بزرگ [و ناروا] میگویید.
به راستی در این قرآن [داستانها، حکمتها و موعظههای] گوناگون بیان کردیم تا متذکّر و هوشیار شوند؛ ولی آنان را جز رمیدن نمیافزاید.
بگو: اگر آن گونه که میگویند، باخدا خدایانی بود، در آن هنگام به سوی صاحب عرش راهی میجستند [تا قدرتش را تصاحب کنند.]
او از آنچه میگویند، منزّه و بسیار برتر و والاتر است.
آسمانهای هفتگانه و زمین و هر کس که در آنهاست، او را تسبیح میگویند، وهیچ چیزی نیست مگر اینکه همراه با ستایش، تسبیح او میگوید، ولی شما تسبیح آنها را نمیفهمید، یقیناً او بردبار و بسیار آمرزنده است.
و هنگامی که قرآن بخوانی، میان تو و آنان که به آخرت ایمان ندارند، پردهای نامریی قرار میدهیم [که به سزای لجاجت و کفرشان از فهم آن محروم شوند.]
و بر دلهایشان پوششهایی میگذاریم تا آن را نفهمند و در گوشهایشان سنگینی مینهیم [تا آن را از روی حقیقت نشنوند]؛ و چون پروردگارت را در قرآن به یگانگی یاد کنی با حالت رمیدگی از تو روی میگردانند.
هنگامی که [وقت قرآن خواندنت] به تو گوش میدهند، ما به هدفی که برای آن گوش میدهند داناتریم، و نیز هنگامی که رازگویی میکنند [به کارشان آگاه تریم] آن زمان که [آن] ستمگران [به یکدیگر] میگویند: شما [اگر از او پیروی کنید] جز از مردی جادو شده پیروی نمیکنید.
بنگر چگونه تو را به صفاتی [چون شاعر، کاهن، ساحر و مجنون] وصف میکنند در نتیجه گمراه شدند، بنابراین قدرت ندارند راهی [به سوی هدایت] یابند.
و گفتند؛ هنگامی که ما استخوان [هایی جدا از هم و ریز ریز] و پوسیده شدیم، آیا به طور قطع در آفرینشی جدید برانگیخته میشویم؟!
بگو: [اینکه سهل و آسان است] شما سنگ شوید یا آهن،
یا آفریدهای از آنچه در ذهنتان [حیات یافتنش] سخت و دشوار میآید [بدون تردید با آفرینشی جدید برانگیخته میشوید] بیدرنگ خواهند گفت: چه کسی ما را برمیگرداند؟ بگو: همان کسی که اولین بار شما را آفرید. پس سرهای خود را [به عنوان ریشخند و استهزا] به سوی تو میجنبانند و میگویند: [این زنده شدن دوباره] چه زمانی خواهد بود؟ بگو: چه بسا نزدیک باشد.
روزی که شما را [از میان گورها برای ورود به عرصه قیامت] فرامیخواند، پس [فرا خواندنش را] در حالی که او را سپاس و ستایش میگویید، اجابت میکنید، وگمان میبرید که [در دنیا یا در برزخ] جز اندکی درنگ نکردهاید.
و به بندگانم بگو: سخنی را که نیکوتر است، بگویند؛ زیرا شیطان میان آنان [به سبب سخنان زشت و بیمنطق] دشمنی و نزاع میافکند، زیرا شیطان همواره برای انسان دشمنی آشکار است.
پروردگارتان به شما داناتر است، اگر بخواهد شما را مورد رحمت قرار میدهد و اگر بخواهد عذابتان میکند. و ما تو را بر آنان نگهبان و کارساز نفرستادهایم.
و پروردگارت به هر که [و هر چه] در آسمانها و زمین است، داناتر است. و به یقین برخی از پیامبران را بر برخی دیگر برتری دادیم وبه داود زبور عطا کردیم.
بگو: کسانی را که به جای خدا [معبودان خود] پنداشتید، [بخوانید تا بفهمید که] آنها نمیتوانند آسیب و گزندی را از شما دفع کنند، و نه [آن را از شما به دیگری] انتقال دهند.
کسانی [از فرشتگان، پریان و ارواح را] که آنان [به عنوان معبود] میپرستند [خود آنان برای رفع نیازمندیهایشان] به سوی پروردگارشان وسیله میجویند، تا کدامشان نزدیکتر باشد، و به رحمت او امید دارند، و از عذابش میترسند؛ زیرا عذاب پروردگارت شایسته پرهیز است.
هیچ شهری [از شهرهای یاغیان و مفسدان] نیست مگر آنکه آن را پیش از قیامت [به عذاب] نابود میکنیم یا به عذابی سخت دچار میسازیم. انجام این کار در کتاب [لوح محفوظ] نگاشته شده است.
و [ای پیامبر!] هیچ چیز، ما را از فرستادن معجزات [که همواره مشرکان و کافران خواهانِ آنند] باز نداشت جز اینکه پیشینیان، آن معجزات را تکذیب کردند [و به این سبب نابود شدند؛ واینان هم اگر به سویشان آید، تکذیب میکنند ونابود میشوند.] و به قوم ثمود [ازلابلای سنگهای کوه] ناقه دادیم که معجزهای روشن بود، ولی به آن ستم کردند [و او را از پا درآوردند وبه عذاب مبتلا شدند] و ما معجزات را جز برای هشدار دادن به مردم نمیفرستیم.
و [یاد کن] هنگامی را که به تو گفتیم: یقیناً پروردگارت [از هر جهت] به مردم احاطه کامل دارد و آن خوابی را که به تو نشان دادیم و نیز درخت لعنت شده در قرآن را [که مصداقش درخت زقّوم، بنی امیه، طاغیان و یاغیانند] جز برای آزمایش مردم قرار ندادیم؛ و ما آنان را [از عاقبت شرک و کفر] هشدار میدهیم، ولی در آنان جز طغیانی بزرگ نمیافزاید!!
و [یاد کن] هنگامی را که به فرشتگان گفتیم: برای آدم سجده کنید. پس همه سجده کردند مگر ابلیس که گفت: آیا برای کسی که او را از گِل آفریدی، سجده کنم؟!
[سپس] گفت: مرا خبر ده این کسی که او را بر من برتری دادی [سببش چه بود؟] اگر تا قیامت مهلتم بخشی، بیتردید فرزندانش را جز اندکی لجام میزنم [و به دنبال خود به عرصه هلاکت و نابودی میکشم.]
خدا فرمود: برو که از آنان هر کس تو را پیروی کند، قطعاً دوزخ کیفرتان خواهد بود، کیفری سخت و کامل.
از آنان هر که را توانستی با آوازت [به سوی باطل] برانگیز، و [برای راندنشان به سوی طغیان و گناه] با سوارهها و پیادههایت بر آنان بانگ زن، و با آنان [از راه سوق دادنشان به حرام] در اموال و [از طریق وسوسه کردنشان به زنا] در اولاد شریک شو، و به آنان وعده [دروغ] بده [که از قیامت، حسابرسی، بهشت و دوزخ خبری نیست] و شیطان آنان را جز از روی باطل و دروغ وعده نمیدهد.
[ولی آگاه باش که] یقیناً تو را بر بندگانم هیچ تسلّطی نیست، و کافی است که پروردگارت نگهبان و کارساز [آنان] باشد.
پروردگارتان کسی است که کشتیها را در دریا برای شما روان میکند تا [با رفتن از اقلیمی به اقلیم دیگر] از رزقش بطلبید؛ زیرا او همواره به شما مهرباناست.
و زمانی که در دریا سختی و آسیبی به شما رسد، هر که را جز او میخوانید ناپدید و گم میشود، و هنگامی که شما را [با سوق دادنتان] به سوی خشکی نجات دهد [از خدا] روی میگردانید. و انسان [با اینکه الطاف خدا را همواره در زندگی خود لمس میکند] بسیار ناسپاس است.
آیا ایمن هستید از اینکه شما را در کنار خشکی [در زمین] فرو برد، یا بر شما توفانی از شن و سنگریزه فرستد، سپس برای خود حافظ و نگهبانی نیابید؟!
یا ایمن هستید از اینکه بار دیگر شما را به دریا برگرداند، پس توفانی سخت که با خود ریگ و سنگ میآورد بر شما فرستد و به سبب اینکه ناسپاسی کردید غرقتان کند؟ آن گاه در برابر کار ما برای خود پی گیر و دفاع کنندهای نخواهید یافت.
به یقین فرزندان آدم را کرامت دادیم، و آنان را در خشکی و دریا [بر مرکبهایی که در اختیارشان گذاشتیم] سوار کردیم، و به آنان از نعمتهای پاکیزه روزی بخشیدیم، وآنان را بر بسیاری از آفریدههای خود برتری کامل دادیم.
[یاد کن] روزی را که هر گروهی از مردم را با پیشوایشان میخوانیم؛ پس کسانی که نامه اعمالشان را به دست راستشان دهند، پس آنان نامه خود را [با شادی و خوشحالی] میخوانند و به اندازه رشته میان هسته خرما مورد ستم قرار نمیگیرند.
و کسی که در این دنیا کوردل باشد، در آخرت هم کوردل و گمراهتر است.
و نزدیک بود که تو را از آنچه به تو وحی کردیم، بلغزانند تا غیر آن را از روی افترا به ما نسبت دهی و در این صورت، تو را دوست خود میگرفتند.
و اگر تو را ثابت قدم نمیداشتیم، همانا نزدیک بود اندکی به سوی آنان متمایل شوی.
در آن صورت دو برابر در دنیا و دو برابر در آخرت عذاب به تو میچشاندیم، آن گاه برای خود در برابر ما یاوری نمییافتی.
و نزدیک بود [مشرکان] تو را از این سرزمین حرکت دهند تا از آن بیرونت کنند، و در آن صورت پس از تو جز مدتی اندک درنگ نمیکردند [و دچار عذاب خدا میشدند.]
[مهلت نیافتن دشمنان جز مدتی اندک] شیوهای است که همواره درباره [امتهای] پیامبرانی که پیش از تو فرستادیم [جاری] بوده است، و برای شیوه ما هیچ دگرگونی و تغییری نخواهی یافت.
نماز را از ابتدای تمایل خورشید به جانب مغرب [که شروعِ ظهرِ شرعی است] تا نهایت تاریکی شب بر پا دار، و [نیز] نماز صبح را [اقامه کن] که نماز صبح مورد مشاهده [فرشتگان شب و فرشتگان روز] است.
و پاسی از شب را برای عبادت و بندگی بیدار باش که این افزون [بر واجب،] ویژه توست، امید است پروردگارت تو را [به سبب این عبادت ویژه] به جایگاهی ستوده برانگیزد.
و بگو: پروردگارا! مرا [در هر کار و شغلی] به نیکی وارد کن و به نیکی بیرون آور و برایم از نزد خود نیرویی یاری دهنده قرار ده.
و بگو: حق آمد و باطل نابود شد؛ بیتردید باطل نابودشدنی است.
و ما از قرآن آنچه را برای مؤمنان مایه درمان ورحمت است، نازل میکنیم وستمکاران را جز خسارت نمیافزاید.
و زمانی که به انسان نعمت میبخشیم [از ما] روی بگرداند و خود را مغرورانه از ما دور کند، و هنگامی که آسیبی به او برسد [به سبب بیایمانی و غفلت از قدرت و رحمت ما] بسیار نومید و مأیوس شود.
بگو: هر کس بر پایه خلق و خوی و عادتهای اکتسابی خود عمل میکند، پس پروردگارتان به کسی که راه یافتهتر است، داناتر است.
و از تو درباره روح میپرسند، بگو: روح از امر پروردگار من است، و از دانش و علم جز اندکی به شما ندادهاند.
و اگر بخواهیم قطعاً آنچه را به تو وحی کردهایم [از یادها و نوشتهها] محو میکنیم، آن گاه در برابر ما [برای بازگرفتنش] کارسازی برای خود نخواهی یافت.
[ولی محو نشدن قرآن از یادها و نوشتهها، نیست] مگر رحمتی از سوی پروردگارت، به یقین فضل او بر تو همواره بزرگ است.
بگو: قطعاً اگر جنّ و انس گرد آیند که مانند این قرآن را بیاورند، نمیتوانند مانندش را بیاورند، و اگر چه پشتیبان یکدیگر باشند.
و همانا در این قرآن برای [هدایت] مردم از هر مَثَل و داستانی به صورتهای گوناگون بیان کردیم، ولی بیشتر مردم جز انکار وکفران [آن نعمت عظیم را] نخواستند.
و گفتند: ما به تو ایمان نمیآوریم، مگر آنکه از این سرزمین [خشک و سوزان مکه] چشمهای پر آب و جوشان روان سازی!!
یا برای تو باغی از درختان خرما و انگور باشد که از لابه لای آنها نهرها روان کنی.
یا آسمان را آن گونه که گمان کردهای [قدرت داری] پاره پاره بر سر ما بیفکنی، یا خدا و فرشتگان را رو به روی ما آوری.
یا خانهای از طلا برای تو باشد، یا در آسمان بالا روی، و بالا رفتنت را باور نمیکنیم تا آنکه نوشتهای بر ما نازل کنی که آن را بخوانیم!! بگو: پروردگارم منزّه است [از اینکه خواستههای سبک مغزان یاوه گو را پاسخ دهد] آیا من جز بشری فرستاده هستم؟ [که مرا برای هدایت شما فرستادهاند، نه برای اینکه درخواستهای بیمورد شما را پاسخ دهم.]
و چیزی مردم را زمانی که هدایت به سویشان آمد از ایمان آوردن باز نداشت، جز اینکه گفتند: آیا خدا بشری را به پیامبری برانگیخته است؟
بگو: اگر در زمین [به جای بشر] فرشتگانی بودند که با آرامی راه میرفتند، یقیناً فرشتهای را از آسمان برای آنان به پیامبری نازل میکردیم [زیرا هدایتگر هر گروهی باید از جنس خودشان باشد.]
بگو: کافی است که خدا میان من و شما [در صدقِ نبوتم] شاهد باشد؛ چون او به بندگانش آگاه و بیناست.
و هر که را خدا هدایت کند، پس او هدایت یافته است، و آنان را که خدا [به کیفر لج بازی و عنادشان] گمراه سازد، هرگز در برابر خدا برای آنان یاورانی نخواهی یافت، و آنان را روز قیامت در حالی که به رو در افتادهاند، کور و لال و کر محشور میکنیم، جایگاهشان دوزخ است، هرگاه [شعله] آتشش فرو نشیند، شعلهای دیگر بر آنان میافزاییم.
این کیفر آنان است، به سبب اینکه به آیات ما کافر شدند و گفتند: آیا ما وقتی استخوان [جدا از هم و ریز ریز] و پوسیده شدیم، با آفرینش جدید برانگیخته خواهیم شد؟
آیا ندانستند خدایی که آسمانها و زمین را آفرید، میتواند مانند آنان را [پس از پوسیده شدن] بیافریند؟ برای آنان مدتی معین قرار داده که هیچ تردیدی در آن نیست، ولی [این] ستمکاران جز انکار [قیامت و تکذیب محشور شدن در آن] را نخواستند.
[به این کافران و مغروران به امور مادی دلفریب] بگو: اگر شما مالک خزینههای رحمت پروردگارم [مانند باران، اموال، ارزاق و...] بودید، در آن صورت از ترس [تهی دستی و کم شدنش] از انفاق کردن آن بخل میورزیدید؛ و انسان همواره بسیار بخیل و تنگ نظر است.
و به راستی به موسی آن گاه که نزد بنی اسرائیل آمد، نه معجزه روشن دادیم، بنابراین از [آگاهان] بنی اسرائیل بپرس [که آن معجزهها چه بود؟] پس فرعون [با دیدن معجزات] به او گفت: ای موسی! بیتردید من تو را جادوشده میپندارم!!
موسی گفت: مسلماً تو میدانی این معجزهها را که بصیرتآور هستند، جز پروردگار آسمانها و زمین نازل نکرده است، و ای فرعون! قطعاً من تو را هلاک شده میپندارم.
پس [به دنبال این گفتگو] فرعون تصمیم گرفت آنان را از آن سرزمین برانگیزد و بیرون کند، ولی ما او و همه کسانی را که با او بودند، غرق کردیم.
و پس از فرعون به بنی اسرائیل گفتیم: در این سرزمین ساکن شوید، زمانی که وعده آخرت برسد، همه شما را با هم [به صحرای قیامت] میآوریم.
و قرآن را به حق نازل کردیم و به حق نازل شد، و تو را جز مژده رسان و بیم دهنده نفرستادیم.
و قرآن را [جدا جدا و] بخش بخش قرار دادیم تا آن را با درنگ و تأمل بر مردم بخوانی و آن را به تدریج [برپایه حوادث، پیش آمدها و نیازها] نازل کردیم.
بگو: به آن ایمان بیاورید یا نیاورید [برای آن یکسان است]، همانا کسانی که پیش از [نزول] آن معرفت و دانش یافتهاند، زمانی که بر آنان میخوانند، سجدهکنان به رو درمیافتند.
و میگویند: منزّه و پاک است پروردگارمان بیتردید وعده پروردگارمان [به پاداش مؤمنان و کیفر مجرمان] قطعاً انجامشدنی است.
و گریهکنان به رو درمیافتند و [شنیدن قرآن] بر فروتنی و خشوعشان میافزاید.
بگو: خدا را بخوانید یا رحمان را بخوانید، هر کدام را بخوانید [ذات یکتای او را خواندهاید] نیکوترین نامها [که این دو نام هم از آنهاست] فقط ویژه اوست. و نماز خود را با صدای بلند و نیز با صدای آهسته مخوان و میان این دو [صدا] راهی میانه بجوی.
و بگو: همه ستایشها ویژه خداست که نه فرزندی گرفته و نه در فرمانروایی شریکی دارد و نه او را به سبب ناتوانی و ذلت یار و یاوری است. و او را بسیار بزرگ شمار.
همه ستایشها ویژه خداست که این کتاب را بر بندهاش نازل کرد و برای آن هیچ گونه انحراف و کژی قرار نداد.
[کتابی] است درست و استوار [و برپادارنده مصالح حیات انسان] تا از سوی خود [ستمکاران را] به عذابی سخت بیم دهد، و مؤمنانی را که کارهای شایسته انجام میدهند، مژده دهد که برای آنان پاداشی نیکوست.
که در آن پاداش نیکو، جاودانه ماندگارند.
و [نیز] کسانی را که گفتند: خدا [برای خود] فرزندی گرفته است، [به آتش دوزخ] بیم دهد.
نه آنان به این [سخن خرافی و بیپایه] یقین و دانشی دارند و نه پدرانشان [بلکه گفتارشان از روی جهل و نادانی است] چه بزرگ سخنی است که [از روی افترا] از دهانشان بیرون میآید؛ آنان جز دروغ نمیگویند.
شاید تو میخواهی اگر [این معاندان لجوج] به این سخن [که قرآن کریم است] ایمان نیاورند، خود را از شدت اندوه هلاک کنی!!
مسلماً ما آنچه را [از درخت، نبات، حیوان، دریا و دیگر آثار] روی زمین است، زینت زمین قرار دادیم تا آنان را آزمایش کنیم که کدامشان از جهت عمل نیکوترند.
و بیتردید ما آنچه را روی زمین است، سرانجام، خاک بیگیاه خواهیم کرد.
آیا گمان کردی که اصحاب کهف و رقیم از نشانههای شگفتانگیز ما بودند؟ [چنین نیست؛ زیرا ما را در پهن دشت هستی نشانههایی شگفتانگیزتر از اصحاب کهف است.]
[یاد کن] هنگامی را که [آن] جوانان در غار پناه گرفتند و گفتند: پروردگارا! رحمتی از نزد خود به ما عطا کن، و برای ما در کارمان زمینه هدایتی فراهم آور.
پس سالیانی چند در آن غار، خواب را بر گوشهایشان چیره ساختیم.
سپس آنان را [از خواب] برانگیختیم تا مشخص کنیم کدام یک از آن دو گروه، مدت درنگشان را [در غار] به شمار میآورند؟
ما خبر [عبرت آموز]شان را به حق و درستی برای تو بیان میکنیم: آنان جوانمردانی بودند که به پروردگارشان ایمان آوردند، و ما بر هدایتشان افزودیم.
و دلهایشان را [با یقین به حقایق،] محکم و استوار ساختیم؛ آن گاه [که در برابر شرک و بت پرستی] به پا خاستند و گفتند: پروردگار ما پروردگار آسمانها و زمین است، هرگز جز او معبودی را نمیپرستیم که اگر بپرستیم سخنی گزاف و دور از حق گفتهایم: [که با خدا معبودی دیگر وجود دارد.]
اینان قوم [نادان و بیمنطق] ما هستند که به جای خدا معبودانی برگرفتند، چرا بر حقّانیّت معبودانشان دلیلی روشن نمیآورند؟ پس ستمکارتر از کسی که بر خدا دروغ بندد [که خدا دارای شریک است] کیست؟
و [پس از مشورت و گفتگو با یکدیگر چنین گفتند:] اکنون که از آنان و آنچه غیر خدا میپرستند، کناره گرفتهاید، پس به این غار پناه گیرید تا پروردگارتان از رحمتش بر شما بگستراند و در کارتان آسایش و آسانی فراهم آورد.
و خورشید را میبینی که وقتی طلوع میکند، از سمت راست غارشان متمایل میشود، و وقتی غروب میکند، سمت چپشان را ترک میکند، و آنان در محل وسیعی از آن غارند [که نسیم مطبوعش آنان را فرامیگیرد]؛ این از نشانههای [قدرتِ] خداست. خدا هر که را هدایت کند، راه یافته است و هر که را گمراه نماید، هرگز برای او یاور و دوست هدایت کنندهای نخواهی یافت.
و آنان را گمان میکنی که بیدارند، در حالی که خوابند، و آنان را به جانب راست و جانب چپ میگردانیم، و سگشان دو دستش را در آستانه غار گسترانیده است. اگر بر آنان آگاه میشدی از آنان روی برتافته و میگریختی و همه وجودت از [دیدن] آنان پر از ترس میشد.
و همان گونه [که با قدرت خود خوابشان کردیم، از خواب] بیدارشان نمودیم تا میان خود از یکدیگر [از حادثه اتفاق افتاده] بپرسند. گویندهای از آنان گفت: چه مقدار [در خواب] ماندهاید؟ [برخی] گفتند: یک روز یا پارهای از روز را [در خواب] ماندهایم. [و برخی دیگر] گفتند: پروردگارتان به مقداری که [در خواب] ماندهاید، داناتر است، پس یکی از خودتان را با این پولتان به شهر روانه کنید و او باید با تأمل بنگرد کدام یک [از مغازه داران شهر] غذایش پاکیزهتر است؟ پس غذایی از آن برایتان بیاورد، و او باید [در رفت، برگشت و داد و ستد] دقت و نرمی و لطف نشان دهد و احدی را از حال شما آگاه نکند.
زیرا اگر بر شما دست یابند، سنگسارتان میکنند یا شما را به آیین خود برمیگردانند، و در آن صورت هرگز رستگار نخواهید شد.
و این گونه [مردم آن شهر را به وسیله آن سکه قدیمی] از حال آنان آگاه کردیم تا بدانند که وعده خدا [در برانگیختن مردگان در روز قیامت] حق است و در برپا شدن قیامت هیچ تردیدی نیست. هنگامی که [کاشفانِ غار] میان خودشان در کار آنان نزاع و ستیز داشتند، پس [یک گروه] گفتند: ساختمانی به روی [جایگاه] آنان بنا کنید [تا از دیدهها پنهان بمانند] البته پروردگارشان به آنان داناتر است. ولی آنان که بر کارشان [نسبت به اصحاب کهف] پیروز شدند، گفتند: به یقین مسجدی بر روی [جایگاه] آنان بنا خواهیم کرد.
به زودی خواهند گفت: سه نفر بودند، چهارمین آنان سگشان بود. و میگویند: پنج نفر بودند، و ششمین آنان سگشان بود، در حالی که [این اظهار نظرهای بیدلیل] تیر به تاریکی انداختن است. و میگویند: هفت نفر بودند، هشتمین آنان سگشان بود. بگو: پروردگارم به شماره آنان آگاهتر است، جز اندکی کسی شماره آنان را نمیداند. پس درباره آنان بحث و مجادله مکن مگر بحث و مجادلهای ظاهر، و در مورد آنان از هیچ کس نظر مخواه.
و هرگز درباره چیزی مگو که من فردا آن را انجام میدهم،
مگر اینکه [بگویی: اگر] خدا بخواهد. و هرگاه [گفتن ان شاءالله را] از یاد بردی، پروردگات را یاد کن و بگو: امید است پروردگارم مرا به چیزی که از این به صواب و مصلحت نزدیکتر باشد، راهنمایی کند.
[اصحاب کهف] سیصد سال در غارشان ماندند و نُه سال به آن افزودند.
بگو: خدا به مدتی که ماندند داناتر است، [برای اینکه] غیب آسمانها و زمین ویژه اوست، چه بینا و چه شنواست، برای اهل آسمانها و زمین سرپرست و یاوری جز او نیست و احدی را در فرمانرواییاش بر جهان هستی شریک نمیگیرد.
و آنچه از کتاب پروردگارت به تو وحی شده است، بخوان. برای کلماتش تبدیل کنندهای نیست، و هرگز جز او ملجأ و پناهی نخواهی یافت.
با کسانی که صبح و شام، پروردگارشان را میخوانند در حالی که همواره خشنودی او را میطلبند، خود را پایدار و شکیبا دار، و در طلب زینت و زیور زندگی دنیا دیدگانت [از التفات] به آنان [به سوی ثروتمندان] برنگردد، و از کسی که دلش را [به سبب کفر و طغیانش] از یاد خود غافل کردهایم و از هوای نفسش پیروی کرده و کارش اسراف و زیاده روی است، اطاعت مکن.
و بگو: [سخن] حق [که قرآن است] فقط از سوی پروردگار شماست؛ پس هر که خواست ایمان بیاورد، و هر که خواست کافر شود، به یقین ما برای ستمکاران آتشی آماده کردهایم که سراپردههایش بر آنان احاطه دارد، و اگر [از شدت تشنگی] استغاثه کنند با آبی چون مس گداخته که چهرهها را بریان میکند [به استغاثه آنان] جواب گویند، بد آشامیدنی و بد جایگاهی است.
مسلماً کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند [پاداششان داده خواهد شد] زیرا ما پاداش کسانی را که کار نیکو کردهاند، تباه نمیکنیم.
برای آنان بهشتهای جاودانی است که از زیرِ درختانِ [آن] نهرها جاری است، در حالی که در آنجا بر تختها تکیه دارند با دستبندهایی از طلا آراسته میشوند، و جامههایی سبز از دیبای نازک و سِتبر میپوشند، چه پاداش خوبی و چه آسایش گاه نیکویی.
و برای مشرکان [که از معبودان باطل دم میزنند و دل به دنیای فانی بستهاند] مَثَلی بزن: دو مرد را که به یکی از آنان دو باغ انگور دادیم و اطراف آن دو باغ را با درختان خرما پوشاندیم و فاصله میان آن دو باغ را کشتزاری قرار دادیم؛
هر یک از این دو باغ میوهاش را میداد و چیزی از آن میوه نمیکاست، و میان آن دو باغ، نهری [پر آب] روان کردیم.
و برای او میوه [فراوان] بود، پس [مغرورانه] به رفیقش در حالی که با او گفتگو میکرد، گفت: من مال و ثروتم از تو بیشتر است و از جهت نَفَرات نیرومندترم.
و در حالی که [به سبب غرور و عصیان] بر خویشتن ستمکار بود، به باغش وارد شد [و] گفت: گمان نمیبرم که این باغ هرگز نابود شود؛
و گمان نمیکنم که قیامت برپا شود، و اگر هم [بر فرض] به پروردگارم بازگردانده شوم، یقیناً در بازگشت، جایگاهی بهتر از این را خواهم یافت.
رفیقش در حالی که با او گفتگو میکرد به او گفت: آیا به آنکه تو را از خاک سپس از نطفه آفرید، آن گاه تو را به صورت مردی درست و نیکو درآورد، کافر شدهای؟
من [اقرار قلبی دارم که] اوست خدا، پروردگار من و هیچ کس را با پروردگارم شریک نمیگیرم؛
و چرا وقتی به باغ خود، وارد شدی، نگفتی: آنچه خدا بخواهد [صورت میپذیرد] و هیچ نیرویی جز به وسیله خدا نیست؛ اگر مرا از جهت ثروت و فرزند کمتر از خودت میبینی.
امید است پروردگارم بهتر از باغ تو را به من عطا کند و از آسمان آسیبی دقیق و حساب شده بر باغ تو فرستد تا به صورت زمینی صاف و بیگیاه و لغزنده شود؛
یا آب آن در زمین فرو رود که هرگز نتوانی آن را به دست آوری.
[عاقبت آن مغرور مشرک، به عذاب خدا دچار شد] و تمام میوههایش از بین رفت، پس در حالی که همه داربستها فرو ریخته [و تاکها روی آن بود] و در [حسرت] هزینههای [فراوانی که] متحمل شده بود، دو دستش را زیر و رو میکرد، میگفت: ای کاش من احدی را با پروردگارم شریک نگرفته بودم.
و برایش گروهی نبود که او را در برابر خدا یاری دهند، و خودش هم قدرت نداشت که عذاب را از خود برطرف کند.
در آنجا [که گرفتاری از همه سو انسان را احاطه میکند] یاری دادن ویژه خدای به حقّ است. او از جهت پاداش بهتر و از نظر تأمین کردن عاقبت نیکوتر است.
و زندگی دنیا را برای آنان وصف کن که [در سرعت زوال و ناپایداری] مانند آبی است که آن را از آسمان نازل کنیم، پس گیاه زمین به وسیله آن [به طور انبوه و در هم پیچیده] بروید، [و طراوت و سرسبزی شگفتانگیزی پدید آورد] آن گاه [در مدتی کوتاه] خشک و ریز ریز شود که بادها آن را به هر سو پراکنده کنند؛ و خدا بر هر کاری تواناست.
مال و فرزندان، آرایش و زیور زندگی دنیا هستند، ولی اعمال شایسته پایدار نزد پروردگارت از جهت پاداش بهتر و از لحاظ امید داشتن به آنها نیکوتر است.
و [یاد کن] روزی را که کوهها را [از محل استقرارشان] برانیم و نابود کنیم، و زمین را هموار و آشکار ببینی، و همه آنان را [برای ورود به عرصه قیامت] محشور میکنیم، و هیچ یک از آنان را وانمیگذاریم.
و صف کشیده بر پروردگارت عرضه میشوند [به آنان گویند:] همانا [تنها] نزد ما آمدید، همان گونه که نخستین بار شما را [تنها] آفریدیم [شما در توانمندی ما نسبت به زنده کردن مردگان تردید داشتید]، بلکه میپنداشتید برای حسابرسی اعمال شما موعدی قرار نخواهیم داد.
کتاب [اعمال] هر کسی [در برابر دیدگانش] نهاده میشود، پس مجرمان را میبینی که از آنچه در آن است هراسان و بیمناکند و میگویند: ای وای بر ما، این چه کتابی است که هیچ عمل کوچک و بزرگی را فرو نگذاشته است مگر آنکه آن را به حساب آورده؟! و هر عملی را انجام دادهاند، حاضر مییابند، و پروردگارت به هیچ کس ستم نخواهدکرد.
و [یاد کن] هنگامی را که به فرشتگان گفتیم: برای آدم سجده کنید. پس همه سجده کردند، جز ابلیس که از گروه جن بود، پس او از دایره فرمان پروردگارش بیرون رفت. [با این حال] آیا او و نسلش را به جای من سرپرست و یاور خود میگیرید، در حالی که آنها دشمن شمایند؟! [ابلیس ونسلش] برای ستمکاران، بد جایگزینی [به جای خدا] هستند.
من ابلیس و نسلش را در آفرینش آسمانها و [در پدید آوردن]، زمین و در آفرینش خودشان شاهد و گواه نگرفتم [تا یاریم دهند]؛ و من گمراهکنندگان را یار و مددکار خود نگرفتهام.
و [یاد کن] روزی را که [خدا به مشرکان] میگوید: کسانی [چون فرشتگان، جنّ و بتها را] که میپنداشتید شریکان من [در قدرت و ربوبیّت] هستند، صدا بزنید [تا شما را از عذاب نجات دهند] پس آنان را صدا میزنند، ولی پاسخشان را نمیدهند و میان آنان و معبودهایشان هلاکت گاهی قرار میدهیم [که هر نوع رابطهای را بین آنان ناممکن خواهد ساخت.]
مجرمان، آتش را میبینند ویقین میکنند که در آن خواهند افتاد و راه بازگشتی از آن نمییابند.
بی تردید در این قرآن از هر گونه مثلی برای مردم بیان کردیم [ولی مردم به انکار آنها برخاستند]؛ و انسان از هر چیزی [با اصرار بر یک اعتقاد بیپایه] برخوردش [خصمانهتر و] ستیزه جوتر است.
و هنگامی که هدایت به سوی مردم آمد، چیزی مانع ایمان آوردن آنان و درخواست آمرزش از پروردگارشان نشد، مگر [کبر و دشمنی آنان با حق که در چنان فضایی آکنده از کبر و دشمنی گویی انتظار میبردند] که روشهای [جاری ما در عذاب] پیشینیان [متکبّر کفرپیشه] به سراغشان آید، یا عذاب رویاروی به آنان رسد [تا آن زمان ایمان بیاورند و درخواست آمرزش کنند.]
و ما پیامبران را جز مژده رسان و بیم دهنده نمیفرستیم، و آنان که کافرند به وسیله سخن باطل، ستیزهجویی و نزاع میکنند تا به وسیله آن حق را تباه کنند! و آیات من و عذابهایی که به آن بیمشان دادهاند، به مسخره گرفتند.
و کیست ستمکارتر از کسی که به وسیله آیات پروردگارش پند داده شود، ولی از آنها روی برگرداند و دست آورد پیشین خود را [که کفر، جدال و ستیز با حق است] فراموش کند؟ به راستی ما بر دلهای آنان پوششهایی قرار دادهایم تا قرآن را نفهمند، و در گوشهایشان سنگینی نهادیم [تا آن را نشنوند]؛ و اگر آنان را به راه هدایت فراخوانی، هرگز و هیچ گاه هدایت نیابند.
و پروردگارت بسیار آمرزنده [و] صاحب رحمت است. اگر میخواست آنان را به کیفر گناهانی که مرتکب شدهاند، مؤاخذه کند، قطعاً در عذابشان شتاب مینمود [اما چنین نمیکند]، بلکه آنان را وعده گاهی است که هرگز در برابر آن کمترین پناهگاهی نخواهند یافت.
و آن شهرها[یی که داستانشان را بر تو خواندیم] هنگامی که اهل آنها [با کفر و تکذیب آیات خدا] به خود ستم ورزیدند، هلاکشان کردیم، و برای هلاکتشان وقتی معلوم مقرّر نمودیم.
و [یاد کن] هنگامی را که موسی به جوان [خدمت گزار] خود گفت: همواره میروم تا به محل برخورد آن دو دریا برسم [چه اینکه زود برسم] یا روزگاری طولانی به سفرم ادامه دهم، [در هر حال میروم تا برای تحصیل دانش بیشتر، عبد صالح حق را بیابم.]
پس هنگامی که به محل برخورد دو دریا رسیدند، ماهی خود را [که برای خوردن فراهم کرده بودند] از یاد بردند، [آن] ماهی راه خود را [به طور سرازیر] در دریا پیش گرفت.
وقتی [از آنجا] گذشتند، موسی به خدمت گزارش گفت: غذای صبح گاهی ما را بیاور که از این سفرمان سختی و خستگیِ بسیار دیدیم.
خدمت گزارش گفت: آیا ندانستی چون کنار آن سنگ جای گرفتیم، من ماهی را از یاد بردم و آن با وضعی شگفتانگیز راه خود را در دریا گرفت و رفت، و جز شیطان از خاطرم نبرد که آن را به یاد داشته باشم.
موسی گفت: این [جای فراموش کردن ماهی] همان است که ما در طلبش بودیم. پس با پی گرفتن جای پای خود [از راهی که آمده بودند] برگشتند.
پس بندهای از بندگان ما را یافتند که او را از نزد خود رحمتی داده و از پیشگاه خود دانشی ویژه به او آموخته بودیم.
موسی به او گفت: آیا [اذن میدهی که] من تو را [به این هدف] پیروی کنم که از آنچه به تو آموختهاند، مایه رشدی به من بیاموزی؟
گفت: [ای موسی!] تو هرگز نمیتوانی بر همراهی من شکیبایی ورزی.
و چگونه میتوانی بر چیزی که به آن احاطه [علمی] نداری شکیبایی ورزی؟
گفت: اگر خدا بخواهد، مرا شکیبا خواهی یافت، و هیچ فرمانی را از تو مخالفت نخواهم کرد.
گفت: [ای موسی!] اگر دنبال من آمدی، از هیچ چیز از من مپرس تا خودم درباره [حقیقتِ] آن با تو آغاز سخن کنم.
پس هر دو به راه افتادند تا وقتی که در کشتی سوار شدند، او شکافی در کشتی ایجاد کرد. موسی گفت: آیا آن را شکافتی تا سرنشینانش را غرق کنی؟ به راستی که کاری بسیار زشت کردی!
گفت: [ای موسی!] آیا نگفتم که تو هرگز نمیتوانی بر همراهی من شکیبایی ورزی؟
گفت: مرا بر آنچه از یاد بردم، مؤاخذه مکن و در کارم به من سخت مگیر.
پس [هر دو] به راه افتادند تا [زمانی که] به نوجوانی برخوردند؛ پس [بنده ما] او را کشت. موسی گفت: آیا شخص بیگناهی را بدون آنکه کسی را کشته باشد، کُشتی؟ به راستی که کاری بسیار ناپسند مرتکب شدی!
گفت: [ای موسی!] آیا نگفتم که تو هرگز نمیتوانی بر همراهی من شکیبایی کنی؟
گفت: بعد از این اگر چیزی از تو پرسیدم، دیگر با من مصاحبت مکن [برای آنکه] از جانب من به عذر قابل قبولی رسیدهای [و برای جدا شدن از من دلیل قاطعی داری.]
پس [هر دو] به راه افتادند تا هنگامی که به مردم شهری رسیدند، از مردمش خوراک خواستند و آنان از اینکه آن دو را مهمان کنند، خودداری کردند. پس در آن شهر، دیواری یافتند که میخواست فرو ریزد، پس او آن را [به گونهای] استوار کرد [که فرو نریزد]. موسی گفت: اگر میخواستی برای تعمیر آن دیوار، مزدی میگرفتی [که برای خود خوراک فراهم آوریم.]
گفت: [ای موسی!] اکنون زمان جدایی میان من و توست؛ به زودی تو را به تفسیر و علت آنچه نتوانستی بر آن شکیبایی ورزی، آگاه میکنم.
اما آن کشتی، از بینوایانی بود که [با آن] در دریا کار میکردند و در برابرشان پادشاهی بود که هر کشتی سالم و بیعیبی را غاصبانه تصرف میکرد، من خواستم معیوبش کنم [تا به دست آن ستمگر نیفتد.]
و اما [آن] نوجوان [که او را کُشتم]، پدر و مادرش مؤمن بودند، پس ترسیدم که آن دو را [در آینده] به طغیان و کفر بکشاند.
پس خواستیم پروردگارشان پاکتر و مهربانتر از او را به آنان عوض دهد.
و اما آن دیوار از دو نوجوان یتیم در این شهر بود، و زیرش گنجی متعلق به آن دو قرار داشت، و پدرشان مردی شایسته بود، پس پروردگارت خواست که آن دو یتیم به حد رشد رسند وگنجشان را به سبب مِهر[ی که] پروردگارت [به آن دو] داشت بیرون آورند؛ و من این را از پیش خود انجام ندادم. این است تفسیر و علت آنچه نتوانستی بر آن شکیبایی ورزی.
و از تو درباره ذوالقرنین میپرسند؛ بگو: به زودی بخشی از سرگذشت او را [به وسیله آیاتی از قرآن] برای شما میخوانم.
ما به او در زمین، قدرت و تمکّن دادیم و از هر چیزی [که برای رسیدن به هدفهایش نیازمند به آن بود] وسیلهای به او عطا کردیم.
پس [با توسل به وسیله،] راهی را [برای سفر به غرب] دنبال کرد.
تا زمانی که به محل غروب خورشید رسید [منظره غروب] خورشید را چنین یافت که در چشمهای گرم و لجن آلود غروب میکند، و نزد آن قومی را یافت [که فساد و ستم میکردند]. گفتیم: ای ذوالقرنین! یا [این قوم را به کیفر فساد و ستمشان] عذاب میکنی و یا در میانشان شیوهای نیک در پیش میگیری.
ذوالقرنین گفت: اما هر که [با کفر، فساد و گناه] ستم کرده، عذابش میکنیم، آن گاه به سوی پروردگارش بازگردانده میشود، پس او را عذابی سخت خواهد کرد.
و اما هر که ایمان آورده و کار شایسته انجام داده است، پس بهترین پاداش برای اوست، و ما هم از سوی خود تکلیفی آسان به او خواهیم داد.
پس [باز هم با توسل به وسیله] راهی را [برای سفر به شرق] دنبال کرد.
تا زمانی که به محل طلوع خورشید رسید، آن را یافت که بر قومی طلوع میکند که در برابر آن پوششی [از مسکن و لباس] برای آنان قرار ندادهایم.
[سرگذشت ذوالقرنین و ملتها] این گونه [بود]، و یقیناً ما به آنچه [از وسایل و امکانات مادی و معنوی] نزد او بود، احاطه [علمی] داشتیم.
سپس [با توسل به وسیله،] راهی را [برای سفر دیگر] دنبال کرد.
تا زمانی که میان دو کوه رسید، نزد آن دو کوه، قومی را یافت که هیچ سخنی را به آسانی نمیفهمیدند.
[آنان با رمز، اشاره و با هر وسیلهای که ممکن بود] گفتند: ای ذوالقرنین! یأجوج و مأجوج [با کشتن و غارت و تخریب] در این سرزمین فساد میکنند؛ آیا میپذیری که ما مزدی برایت قرار دهیم تا میان ما و آنان سدّی بسازی؟
گفت: آنچه پروردگارم مرا در آن تمکّن و قدرت داده [از مزد شما] بهتر است؛ پس شما مرا با نیرویی یاری دهید [تا] میان شما و آنان سدّی سخت و استوار قرار دهم.
برای من قطعههای [بزرگ] آهن بیاورید [و در شکاف این دو کوه بریزید، پس آوردند و ریختند] تا زمانی که میان آن دو کوه را هم سطح و برابر کرد، گفت: [در کورهها] بدمید تا وقتی که آن [قطعههای آهن] را چون آتش سرخ کرد. گفت: برایم مس گداخته شده بیاورید تا روی آن بریزم.
[هنگامی که سد ساخته شد] یأجوج و مأجوج نتوانستند بر آن بالا روند، و نتوانستند در آن رخنهای وارد کنند.
[ذوالقرنین پس از پایان یافتن کار سد] گفت: این رحمتی است از پروردگار من، ولی زمانی که وعده پروردگارم فرا رسد، آن را درهم کوبد [و به صورت خاکی مساوی با زمین قرار دهد]، و وعده پروردگارم حق است.
و در آن روز که برخی با برخی دیگر درهم و مخلوط، موج میزنند، رهایشان میکنیم و در صور دمیده شود، پس همه آنان را [در عرصه قیامت] گرد میآوریم.
و دوزخ را در آن روز [به صورتی بسیار ترسناک] برای کافران آشکار میکنیم.
همان کسانی که دیده [بصیرت]شان از یاد من در پرده [غفلت] بود، و نمیتوانستند [سخن خدا را] بشنوند.
آیا کسانی که کافرند، پنداشتهاند که بندگانم را، به جای من سرپرستان خود میگیرند [برای آنان در دنیا و آخرت کاری انجام میدهند؟! چنین نیست قطعاً] ما دوزخ را برای پذیرایی کافران آماده کردهایم.
بگو: آیا شما را از زیانکارترین مردم از جهت عمل آگاه کنم؟
[آنان] کسانی هستند که کوششان در زندگی دنیا به هدر رفته [و گم شده است] در حالی که خود میپندارند، خوب عمل میکنند.
آنان کسانی هستند که آیات پروردگارشان و دیدار [قیامت و محاسبه اعمال] را به وسیله او منکر شدند، در نتیجه اعمالشان تباه و بیاثر شده است، پس روز قیامت میزانی برای [محاسبه اعمال] آنان برپا نمیکنیم.
این است [وضع و حال زیانکاران] به سبب آنکه کفر ورزیدند و آیات من و پیامبرانم را به مسخره گرفتند.
مسلماً کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند، بهشتهای فردوس جای پذیرایی آنان است.
در آن جاودانهاند و از آن درخواست انتقال به جای دیگر نمیکنند.
بگو: اگر دریا برای [نوشتن] کلمات پروردگارم [که مخلوقات او هستند] مرکب شود، پیش از آنکه کلمات پروردگارم پایان یابد، یقیناً دریا پایان مییابد، و اگرچه مانند آن دریا را به کمک بیاوریم.
بگو: جز این نیست که من هم بشری مانند شمایم که به من وحی میشود که معبود شما فقط خدای یکتاست؛ پس کسی که دیدار [پاداش و مقام قرب] پروردگارش را امید دارد، پس باید کاری شایسته انجام دهد و هیچ کس را در پرستش پروردگارش شریک نکند.
کهیعص
[آیاتی که بر تو خوانده میشود] یاد رحمت پروردگارت بر بندهاش زکریاست.
هنگامی که پروردگارش را با دعایی پنهان خواند،
گفت: پروردگارا! به راستی استخوانم سست شده و [مویِ] سرم از پیری سپید گشته، و پروردگارا! هیچ گاه درباره دعا به پیشگاهت [از اجابت] محروم و بیبهره نبودم.
و همانا من پس از خود از خویشاوندانم بیمناکم، و همسرم [از شروع زندگی] نازا بوده است، پس مرا از سوی خود فرزندی عطا کن.
که از من و خاندان یعقوب ارث ببرد، و او را پروردگارا! [از هر جهت] مورد رضایت [خود] قرار ده.
ای زکریا! ما تو را به پسری که نامش یحیی است، مژده میدهیم، [و] پیش از این همنامی برای او قرار ندادهایم.
گفت: پروردگارا! چگونه برایم پسری خواهد بود در حالی که همسرم نازا بوده است و خود نیز از پیری به فرتوتی رسیدهام؟!
[فرشته وحی به او] گفت: چنین است [که گفتی، ولی] پروردگارت فرمود: این [کار] بر من آسان است، و همانا تو را پیش از این در حالی که چیزی نبودی آفریدم.
گفت: پروردگارا! برای من نشانهای قرار ده. گفت: نشانه تو این است که سه شبانه روز در حالی که سالم هستی، قدرت سخن گفتن با مردم نخواهی داشت.
پس [به دنبال ناتوانی از سخن گفتن] از عبادتگاهش بر قومش درآمد و به آنان اشاره کرد که صبح و شام خدا را تسبیح گویید.
ای یحیی! کتاب را به قوت و نیرومندی بگیر؛ و به او در حالی که کودک بود، حکمت دادیم.
و از سوی خود مهرورزی [به همه مردم] و پاکی و شایستگی [به او عطا کردیم] و او همواره پرهیزکار بود.
و به پدر و مادرش نیکوکار بود و سرکش و نافرمان نبود.
و بر او سلام باد روزی که زاده شد، و روزی که میمیرد، و روزی که زنده برانگیخته میشود.
و در این کتاب [سرگذشتِ] مریم را یاد کن هنگامی که از خانوادهاش [در] مکان شرقی کناره گرفت.
و جدا از آنان پوشش و پردهای برای خود قرار داد. و ما روح خود را به سوی او فرستادیم، پس برای او [به صورت] بشری خوش اندام و معتدل نمودار شد.
مریم گفت: همانا من از تو به [خدای] رحمان پناه میبرم، اگر پرهیزکار هستی [از من فاصله بگیر.]
گفت: جز این نیست که من فرستاده پروردگار تو هستم برای آنکه پسری پاک و پاکیزه به تو ببخشم.
گفت: چگونه برای من پسری خواهد بود در حالی که نه هیچ بشری با من ازدواج کرده است و نه بدکار بودهام.
گفت: چنین است [که گفتی، ولی] پروردگارت فرموده است: این کار بر من آسان است و [فرزندی بدون ازدواج به او بخشیدن] برای این [است] که او را نشانهای [از قدرت خود] برای مردم و رحمتی از سوی خود قرار دهیم؛ و این کار شدنی است.
پس به عیسی حامله شد و به خاطر او در مکانی دور کناره گرفت.
آن گاه درد زاییدن، او را به ناچار به جانب درخت خرما کشانید؛ [در آن حال] گفت: ای کاش پیش از این میمردم و یکسره از خاطرهها فراموش شده بودم.
پس کودک از زیر [پای] او ندایش داد: غمگین مباش که پروردگارت از زیر [پای] تو نهر آبی پدید آورده است [تا بیاشامی و شستشو کنی.]
و تنه خرما را به سوی خود بجنبان تا برایت خرمای تازه و از بار چیده بریزد.
پس [از آن خرما] بخور و [از آن نهر] بیاشام و خاطرت را شاد و خوش دار، و اگر از مردم کسی را دیدی [که درباره نوزادت پرسید] بگو: من برای [خدای] رحمان روزه [سکوت] نذر کردهام، پس هرگز امروز با هیچ انسانی سخن نخواهم گفت.
آن گاه نوزاد را در حالی که [در آغوشش] حمل میکرد، نزد قومش آورد. گفتند: ای مریم! به راستی که تو کاری شگفت [و بیسابقه و ناپسندی] مرتکب شدهای.
ای خواهر هارون! نه پدرت مرد بدی بود و نه مادرت بدکاره بود [این طفل را از کجا آوردهای؟]
پس مریم به نوزاد اشاره کرد [که از او بپرسید.] گفتند: چگونه با کودکی که در گهواره است، سخن بگوییم؟!
نوزاد [از میان گهواره] گفت: بیتردید من بنده خدایم، به من کتاب عطا کرده و مرا پیامبر قرار داده است.
و هر جا که باشم بسیار بابرکت و سودمندم قرار داده، و مرا تا زندهام به نماز و زکات سفارش کرده است.
و مرا نسبت به مادرم نیکوکار [و خوش رفتار] گردانیده و گردنکش و تیره بختم قرار نداده است.
و سلام بر من روزی که زاده شدم، و روزی که میمیرم، و روزی که زنده برانگیخته میشوم.
این است عیسی بن مریم، همان قول حق که [یهود و نصاری] درباره او در تردیدند.
خدا را نسزد که هیچ فرزندی [برای خود] برگیرد؛ او منزّه است؛ چون پدید آمدن چیزی را اراده کند، فقط به آن میگوید: باش، پس بیدرنگ موجود میشود.
[عیسی گفت:] بیتردید خدا[یِ یکتا] پروردگار من و شماست؛ پس او را بپرستید [که] این راهی راست است.
ولی گروههایی از میان آنان [درباره عیسی] اختلاف کردند، پس وای بر کسانی که [با افراط در شأن عیسی] کافر شدند از حضور در روزی بزرگ!
آنان روزی که به سوی ما میآیند [نسبت به حقایق] چه شنوا و چه بینا میشوند، ولی امروز ستمکاران در گمراهی آشکارند.
و آنان را از روز حسرت - آن گاه که کار از کار بگذرد - بترسان، در حالی که آنان در بیخبری [شدیدی] هستند و ایمان نمیآورند.
یقیناً ماییم که زمین و همه کسانی را که روی آن قرار دارند به میراث میبریم و [همه] به سوی ما بازگردانده میشوند.
و در این کتاب، [سرگذشتِ] ابراهیم را یاد کن، یقیناً او بسیار راستگو و پیامبر بود.
آن گاه که به پدر [خوانده]اَش گفت: پدرم! چرا چیزی را که نمیشنود و نمیبیند و نمیتواند هیچ آسیب و گزندی را از تو برطرف کند، میپرستی!؟
پدرم! همانا برای من [از طریق وحی] دانشی آمده که تو را نیامده؛ بنابراین از من پیروی کن تا تو را به راهی راست راهنمایی کنم.
پدرم! شیطان را مپرست؛ زیرا شیطان همواره نسبت به خدا نافرمان است.
پدرم! به یقین میترسم که عذابی از سوی [خدای] رحمان به تو برسد، و در نتیجه همنشین شیطان شوی.
گفت: ای ابراهیم! آیا تو از معبودهای من روی گردانی؟ اگر [از بت ستیزی] باز نایستی، قطعاً تو را سنگسار میکنم، و [تا از من آسیبی به تو نرسیده] زمانی طولانی از من دور شو.
ابراهیم گفت: سلام بر تو، به زودی از پروردگارم برای تو آمرزش میخواهم؛ زیرا او همواره نسبت به من بسیار نیکوکار و مهربان است.
و من از شما و معبودانی که به جای خدا میخوانید، کناره میگیرم و پروردگارم را میخوانم، امید است در خواندن پروردگارم [از اجابت او] محروم و بیبهره نباشم.
پس هنگامی که از آنان و آنچه جز خدا میپرستیدند، کناره گرفت، اسحاق ویعقوب را به او بخشیدیم وهر یک را پیامبر قرار دادیم.
و به آنان از رحمت خود بخشیدیم، وبرای آنان [در میان مردم] نامی نیک و ستایشی والامرتبه قرار دادیم.
و در این کتاب، [سرگذشتِ] موسی را یاد کن، بیتردید او انسانی خالص شده و فرستادهای پیامبر بود.
و او را از جانب راست طور ندا کردیم، و او را در حالی که با وی راز گفتیم، مقرّب خود قرار دادیم.
و از رحمت خود برادرش هارون را که دارای مقام پیامبری بود، به او بخشیدیم.
و در این کتاب، [سرگذشتِ] اسماعیل را یاد کن، که او وفا کننده به عهد و فرستادهای پیامبر بود.
و همواره خانوادهاش را به نماز و زکات فرمان میداد، و نزد پروردگارش پسندیده بود.
و در این کتاب، [سرگذشتِ] ادریس را یاد کن، که او بسیار راستگو و پیامبر بود.
و او را به جایگاه و مقام بلندی ارتقا دادیم.
اینان کسانی از پیامبران بودند که خدا به آنان نعمت داد، از نسل آدم و از نسل کسانی که با نوح در کشتی سوار کردیم و از نسل ابراهیم و اسرائیل و از کسانی که آنان را هدایت کردیم و برگزیدیم؛ هنگامی که آیات [خدایِ] رحمان بر آنان خوانده میشد، سجدهکنان و گریان به رو میافتادند.
سپس بعد از آنان نسلی جایگزین [آنان] شد که نماز را ضایع کردند و از شهوات پیروی نمودند؛ پس [کیفر] گمراهی خود را [که عذابی دردناک است] خواهند دید.
مگر آنان که توبه کرده و ایمان آورده و کار شایسته انجام دادهاند، پس آنان به بهشت درآیند و ذرّهای مورد ستم قرار نمیگیرند.
بهشتهای جاویدی که [خدای] رحمان به بندگانش وعده داده در حالی که اکنون از نظرها پنهان است، یقیناً وعده خدا آمدنی است.
در آنجا کلام لغو و بیهودهای نمیشنوند، بلکه آنچه میشنوند فقط سلام و درود است؛ و در آنجا صبح و شام، رزقشان برای آنان [آماده] است.
این است بهشتی که به هر کس از بندگان خود که پرهیزکار باشد، به میراث میدهیم.
و [ای رسول خدا! ما فرشتگان] جز به فرمان پرودگارت نازل نمیشویم. [آگاهی به] آنچه مربوط به آینده ماست و آنچه مربوط به گذشته ماست وآنچه میان گذشته و آینده است، ویژه اوست؛ و پروردگارت هیچ گاه فراموشکار نیست.
[اوست] پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو قرار دارد؛ پس او را بِپرَست و بر پرستیدنش شکیبا باش. آیا برای او همنامی میدانی [که او هم پروردگار آسمانها و زمین باشد؟!]
و انسان میگوید: آیا زمانی که بمیرم به راستی زنده [از خاک] بیرونم میآورند؟
آیا انسان به یاد نمیآورد [و توجه ندارد] که ما او را پیش از این در حالی که چیزی نبود، آفریدیم.
پس به پروردگارت سوگند، آنان را [که بدون دلیل و از روی جهل و نادانی منکر زنده شدن مردگانند] با شیاطین محشور میکنیم، سپس آنان را در حالی که به زانو درآمدهاند، گرداگرد دوزخ حاضر خواهیم کرد.
آن گاه از هر گروهی، آنان که بر خدای رحمان عاصی و سرکشتر بودهاند، بیرون میکشیم.
سپس ما به کسانی که برای سوختن در دوزخ سزاوارترند، داناتریم.
و هیچ کس از شما نیست مگر آنکه وارد دوزخ میشود، [ورود همگان به دوزخ] بر پروردگارت مسلّم و حتمی است.
سپس آنان را که [از کفر، شرک، فساد و گناه] پرهیز کردند، نجات میدهیم، و ستمکاران را که به زانو درافتادهاند، در دوزخ رها میکنیم.
و هنگامی که آیات روشن ما را بر آنان میخوانند، کافران به آنان که ایمان آوردهاند، میگویند: کدام یک از ما دو گروه، جایگاهش [از جهت مادی] بهتر و مجلس اُنسش [از لحاظ اجتماعی و سیاسی] نیکوتر است؟
و چه بسیار اقوامی را پیش از آنان هلاک کردیم که لوازم زندگی بهتر [و منظر] و ظاهری [خوش نماتر و] نیکوتر داشتند.
بگو: آنان که در گمراهی قرار دارند، باید [خدای] رحمان [بر پایه سنت جاری خود] به آنان مهلتی معین دهد، تا زمانی که آنچه را به آنان وعده دادهاند ببینند، یا عقوبت و شکنجه [در دنیا] را یا عذاب قیامت را؛ پس به زودی خواهند دانست چه کسی جایگاهش بدتر و سپاهش ناتوانتر است؟!
و آنان که هدایت یافتهاند، خدا بر هدایتشان میافزاید، و اعمال شایسته پایدار نزد پروردگارت از جهت پاداش بهتر و از لحاظ بازدهی نیکوتر است.
آیا دیدی آن کسی را که به آیات ما کافر شد وگفت: [به خاطر انتخاب آیین شرک و کفر] به من مال و اولاد بسیار خواهند داد؟
آیا [او درباره رسیدن به مال و اولاد بسیار] بر غیب آگاهی یافته، یا پیمانی [بر این عطای فراوان] از سوی [خدای] رحمان دریافت نموده است؟
این چنین نیست [که او میگوید]، ما به زودی آنچه را میگوید [در پرونده عملش] خواهیم نوشت و عذابش را همواره ادامه خواهیم داد.
و آنچه را که [از مال و فرزند] میگوید، از او به میراث میبریم، و تنها نزد ما خواهد آمد.
و به جای خدا معبودانی گرفتند تا برای آنان مایه عزت و توانمندی باشد.
چنین نیست، به زودی [آن معبودان] پرستش آنان را انکار میکنند و دشمنشان خواهند شد.
آیا ندانستهای که ما شیطانها را بر کافران فرستادیم تا آنان را به شدت به سوی گناهان و شهوات برانگیزند.
بنابراین بر [شکست و هلاکت] آنان شتاب مکن، ما [همه اعمال و رفتار حتی لحظات عمرشان را] به دقت شماره میکنیم [تا مهلتشان تمام شود و به کیفر آنچه همواره مرتکب میشدند، برسند.]
[یاد کن] روزی را که پرهیزکاران را به ضیافت و میهمانی [خدای] رحمان گرد میآوریم.
و مجرمان را تشنه به سوی دوزخ میرانیم.
[شفیعان در آن روز] قدرت بر شفاعت ندارند مگر کسانی [مانند پیامبران، امامان، فرشتگان و اولیا] که از نزد [خدای] رحمان، پیمانی [بر اذن شفاعت] گرفته باشند.
و [مشرکان] گفتند: [خدای] رحمان برای خود فرزندی گرفته است.
به راستی که چیزی بسیار زشت و نسبتی بس ناروا [به میان] آوردهاید.
نزدیک است آسمانها از این [ادعای بیاصل و سخن ناروا] پاره پاره شوند، و زمین بشکافد، و کوهها به شدت در هم بشکنند و فرو ریزند!!
به خاطر آنکه برای [خدای] رحمان فرزندی ادعا کردهاند.
و [خدای] رحمان را نسزد که فرزندی اختیار کند.
هیچ کس در آسمانها و زمین نیست مگر اینکه [ذاتاً] بنده [و مملوک] به سوی [خدای] رحمان میآید.
به یقین همه آنان را [با قدرت و دانشش کنترل و] احاطه نموده و درست و دقیق شماره کرده است.
و روز قیامت همه آنان تنها به پیشگاه او میآیند.
قطعاً کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند، به زودی [خدای] رحمان برای آنان [در دلها] محبتی قرار خواهد داد.
جز این نیست که ما این [قرآن] را بر زبان تو آسان ساختیم تا به وسیله آن پرهیزکاران را مژده دهی و مردم ستیزهجو را بترسانی.
و چه بسیار ملتها را پیش از آنان [به سبب طغیانشان] هلاک کردیم. آیا کسی از آنان را مییابی، یا هیچ زمزمه و صدایی آهسته از آنان میشنوی؟
طه
ما قرآن را بر تو نازل نکردیم تا به مشقت و زحمت افتی؛
[بلکه آن را نازل کردیم] تا برای کسی که [از خدا] میترسد، زمینه توجه و یادآوری باشد.
در حالی که به تدریج از سوی کسی نازل شده که زمین و آسمانهای بلند را آفریده است.
[خدای] رحمان بر تخت فرمانروایی و تدبیر امور آفرینش چیره و مسلّط است.
آنچه در آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو و آنچه زیر زمین است، فقط در سیطره مالکیّت و فرمانروایی اوست.
و اگر سخن خود را با صدای بلند آشکار کنی [یا پنهان بداری، برای خدا یکسان است]؛ زیرا او پنهان وپنهانتر را میداند.
خدای یکتاست که جز او هیچ معبودی نیست، نیکوترین نامها فقط ویژه اوست.
و آیا سرگذشت موسی به تو رسیده است؟
هنگامی که آتشی دید، پس به خانوادهاش گفت: درنگ کنید؛ بیتردید من آتشی دیدم [میروم] شاید شعلهای از آن را برایتان بیاورم یا نزد آتش [برای پیدا کردن راه] راهنمایی بیابم.
پس چون به آن آتش رسید، ندا داده شد: ای موسی!
به یقین این منم پروردگار تو، پس کفش خود را از پایت بیفکن؛ زیرا تو در وادی مقدس طوی هستی.
و من تو را [به پیامبری] برگزیدم، پس به آنچه وحی میشود، گوش فرا دار.
همانا! من خدایم که جز من معبودی نیست، پس مرا بپرست و نماز را برای یاد من برپا دار.
بی تردید قیامت که میخواهم زمان وقوعش را پنهان بدارم، آمدنی است، تا هر کس را برابر تلاش و کوششی که میکند، پاداش دهند.
پس مبادا آنکه از هوای نفسش پیروی کرده و [به این سبب] به قیامت ایمان ندارد، تو را [از توجه به آن] باز دارد که هلاک میشوی.
و ای موسی! این [قطعه چوب] در دست راستت چیست؟
گفت: این عصای من است، بر آن تکیه میزنم، و با آن برگ درختان را برای گوسفندانم فرو میریزم و مرا در آن نیازهای دیگری هم هست.
خدا فرمود: ای موسی! آن را بیفکن.
پس آن را افکند، ناگهان ماری عظیم شد که به سرعت میشتافت.
خدا فرمود: آن را بگیر و مترس که بیدرنگ آن را به کیفیت اولش بازمیگردانیم.
و دستت را در گریبانت کن تا بدون هیچ عیبی [چون برص و پیسی] سفید و درخشان بیرون آید، [آن] معجزهای دیگر است.
تا برخی از بزرگترین معجزات خود را به تو نشان دهیم.
به سوی فرعون برو؛ زیرا او [در برابر خدا] سرکشی کرده است.
گفت: پروردگارا! سینهام را [برای تحمل این وظیفه سنگین] گشاده گردان،
و کارم را برایم آسان ساز،
و گِرِهی را [که مانع روان سخن گفتن من است] از زبانم بگشای،
[تا] سخنم را بفهمند،
و از خانوادهام دستیاری برایم قرار ده،
هارون، برادرم را
پشتم را به او محکم کن،
واو را در کارم شریک گردان،
تا تو را [در میان مشرکان از داشتن شریک] بسیار و فراوان تنزیه کنیم،
وبسیار به یادت باشیم،
بی تردید تو به ما بینایی.
خدا فرمود: ای موسی! به یقین خواستهات به تو عطا شد.
و بیتردید یک بار دیگر هم به تو احسان کردیم.
آن زمان که به مادرت آنچه را که باید الهام میشد، الهام کردیم؛
که او را در صندوق بگذار، پس او را به دریا بینداز تا دریا او را به ساحل اندازد، تا دشمن من و دشمن او، وی را برگیرد. و محبوبیّتی از سوی خود بر تو انداختیم تا [همگان به تو علاقه و محبت ورزند و آنچه را انجام دادم برای این بود که] با مراقبت کامل من پرورش یابی [و ساخته شوی.]
آن گاه که خواهرت به سوی کاخ فرعون رفت، و گفت: آیا شما را به کسی که از این نوزاد سرپرستی کند، راهنمایی کنم؟ پس تو را به مادرت برگرداندیم تا خوشحال و شاد شود و غم و غصه نخورد، و کسی [از فرعونیان] را کُشتی و ما تو را از اندوه [و نگرانی بر ارتکاب قتل آن مشرک] نجات دادیم، و چنان که باید امتحانت نمودیم، پس سالیانی در میان اهل مدین ماندی، سپس ای موسی! بر اساس تقدیر الهی [برای انتخاب شدن به مقام پیامبری اینجا] آمدی،
و تو را برای [اجرای اهداف] خود ساختم [و انتخاب کردم.]
تو و برادرت با معجزات من [برای هدایت گمراهان] بروید، و درباره ذکر من [که ابلاغ وحی است] سستی نورزید.
هر دو به سوی فرعون بروید؛ زیرا او [در برابر خدا] سرکشی کرده است.
پس با گفتاری نرم به او بگویید، امید است که هوشیار شود و [آیین حق را بپذیرد] یا بترسد [و از سرکشی باز ایستد.]
گفتند: پروردگارا! ما میترسیم که [پیش از دعوت کردنش به حق] با سخت گیری و شکنجه بر [ضد] ما پیشی گیرد یا بر سرکشی خود بیفزاید.
خدا فرمود: نترسید که من بیتردید با شما هستم [سخن او و شما را] میشنوم و [اعمالتان را] میبینم.
بنابراین [بدون بیم و هراس] به سوی او بروید و بگویید: ما دو نفر فرستاده پروردگار تو هستیم، پس بنی اسرائیل را [از قید بندگی و بردگی خود آزاد کرده] با ما روانه کن و آنان را شکنجه مکن، به راستی ما از سوی پروردگارت معجزهای آوردهایم؛ و درود بر کسی باد که از هدایت [حق] پیروی کند.
مسلماً و یقیناً به ما وحی شده است که عذاب بر کسی است که [آیات حق و پیامبران را] تکذیب کند و از آن رو برگرداند.
فرعون گفت: ای موسی! پروردگار شما دو نفر کیست؟
گفت: پروردگار ما کسی است که به هر موجودی، آفرینش [ویژه] او را [آن گونه که سزاوارش بود] به وی عطا کرده، سپس هدایت نمود.
فرعون [به جای دنبال کردن بحث خداشناسی، مطلب را منحرف کرد و] گفت: پس حال امتهای پیشین چگونه است؟
موسی گفت: علم و دانش به [حال] آنان در کتابی [مانند لوح محفوظ] نزد پروردگار من است، که پروردگارم [بر پایه آن در پاداش دادن و کیفر نمودن] نه اشتباه میکند و نه از یاد میبرد.
همان کسی که زمین را برای شما بستری گسترده قرار داد، و برای شما در آن [به خاطر آسان شدن رفت و آمدتان] راههایی پدید آورد، و از آسمان آبی نازل کرد، پس به وسیله آن انواعی از روییدنیهای گوناگون بیرون آوردیم.
[خود از این نعمتهای فراوان] بخورید و دامهایتان را بچرانید، یقیناً در این امور نشانههایی [بر توحید، ربوبیّت و قدرت خدا] برای صاحبان خرد است.
شما را از زمین آفریدیم، و به آن بازمیگردانیم، و بار دیگر از آن بیرونتان میآوریم.
و بیتردید ما همه معجزات خود را [که در ارتباط با نبوّت موسی و هدایت مردم بود] به فرعون نشان دادیم، ولی آنها را تکذیب کرد و به پذیرفتنش رضایت نداد.
گفت: ای موسی! آیا به سوی ما آمدهای تا ما را به وسیله جادویت از سرزمینمان بیرون کنی؟
قطعاً ما جادویی مانند آن برایت میآوریم، پس میان ما و خودت در جایی هموار و صاف که نه ما از آن تخلف کنیم و نه تو، وعده گاهی قرار ده.
موسی گفت: وعده گاه شما روز جشن است [روزی که] همه مردم را پیش از ظهر گرد هم میآورند.
پس فرعون [از مجلس مناظره با موسی] برگشت، پس نیرنگش را [که جادوگران و ابزار جادویشان بود] گرد آورد، سپس به وعده گاه باز آمد.
موسی به فرعون و فرعونیان گفت: وای بر شما، بر خدا دروغ نبندید [که بتها شریک اویند واین معجزات افسون وجادو است] که با عذابی شدید ریشه کن ونابودتان میکند، و یقیناً کسی که دروغ بست، محروم و نومید شد.
پس فرعونیان میان خود در کارشان [نسبت به موسی] نزاع و ستیز کردند و این رازگویی را از دیگران پنهان داشتند.
گفتند: مسلماً این دو نفر جادوگرند، میخواهند شما را با جادویشان از سرزمینتان بیرون کنند و آیین برتر شما را از بین ببرند.
پس حیله و نیرنگتان را گرد آورید، آن گاه صف کشیده بیایید که قطعاً امروز کسی کامیاب است که برتری یابد.
[ساحران] گفتند: ای موسی! یا تو [عصایت را] میافکنی یا ما نخستین کسی باشیم که [ابزار و وسایل جادویش را] میافکند؟
گفت: بلکه شما بیفکنید. پس [چون افکندند] ناگهان ریسمانها و چوب دستیهایشان بر اثر جادویشان در خیال، چنان وانمود شد که با سرعت به راه افتادند.
پس موسی در دلش ترسی احساس کرد.
گفتیم: مترس که بیتردید تو برتری.
آنچه را در دست راست داری بیفکن تا همه ساختههایشان را ببلعد؛ یقیناً آنچه را ساختهاند [واقعیت ندارد] فقط نیرنگ جادوگر است، و جادوگر هر جا درآید، پیروز نمیشود.
[چون عصایش را انداخت و ساختههای جادوگران را بلعید، جادوگران از عظمت کار دریافتند که امری است خدایی نه جادویی] پس سجدهکنان به رو درافتادند و گفتند: ما به پروردگار هارون و موسی ایمان آوردیم.
[فرعون] گفت: آیا پیش از آنکه به شما اذن دهم، به او ایمان آوردید؟ یقیناً او بزرگ شماست که به شما جادو آموخته است، پس بیتردید دستها و پاهایتان را یکی از راست و یکی از چپ قطع خواهم کرد، و شما را بر تنههای درخت خرما خواهم آویخت تا کاملاً بدانید که کدام یک از ما [من یا خدای موسی] عذابش سختتر و پایدارتر است؟!
گفتند: ما هرگز تو را بر دلایل روشنی که به سوی ما آمده و بر آنکه ما را آفرید، ترجیح نمیدهیم؛ پس هر حکمی را که میتوانی صادر کن، تو فقط در این زندگی دنیا میتوانی حکم کنی.
بی تردید ما به پروردگارمان ایمان آوردیم تا خطاهایمان و آن جادویی که ما را به آن واداشتی بر ما بیامرزد؛ وخدا بهتر وپایدارتر است.
مسلماً کسی که گنهکار به پیشگاه پروردگارش بیاید، دوزخ برای اوست که در آن نه میمیرد و نه زندگی میکند.
و کسانی که مؤمن بیایند در حالی که کارهای شایسته انجام دادهاند، برای آنان برترین درجات است.
[و آن] بهشتهای پایداری است که از زیرِ [درختانِ] آن نهرها جاری است که در آن جاودانهاند؛ و این است پاداش کسانی که خود را [با ایمان و عمل صالح از آلودگیها] پاک کردهاند.
و همانا به موسی وحی کردیم که بندگانم را شبانه [از مصر] حرکت بده، و برای آنان راهی خشک در دریا قرار ده که [در آن موقعیت] نه از رسیدن فرعونیان بترسی و نه از غرق شدن بهراسی.
پس فرعون با لشکریانش آنان را دنبال کرد، و [بخشی] از دریا آنان را فروگرفت، چه فروگرفتنی!
و فرعون، قومش را گمراه کرد و راهنمایی ننمود.
ای بنی اسرائیل! به راستی شما را از دشمنتان نجات دادیم، و با شما در جانب راست طور وعده گذاشتیم و ترنجبین و مرغ بریان را بر شما نازل کردیم،
[و گفتیم:] از خوردنیهای پاکیزه [و مطبوع] که روزی شما نمودیم، بخورید و در [مورد] آن از حدود الهی تجاوز نکنید که خشم من بر شما فرود آید، و کسی که خشم من بر او فرود آید، یقیناً هلاک شده است.
و مسلماً من آمرزنده کسی هستم که توبه کرد و ایمان آورد و کار شایسته انجام داد، سپس در راه مستقیم پایداری و استقامت ورزید.
ای موسی! چه چیز تو را شتابان کرد که قبل از قوم خود [در آمدن به کوه طور] پیشی گرفتی؟
گفت: پروردگارا! من به سوی تو شتافتم تا خشنود شوی. آنان گروهی هستند که اینک به دنبال من میآیند.
[خدا] گفت: ای موسی! ما به راستی قوم تو را پس از آمدن تو امتحان کردیم و سامری آنان را گمراه کرد.
پس موسی خشمگین و اندوهناک به سوی قومش بازگشت، گفت: ای قوم من! آیا پروردگارتان به شما [درباره نزول تورات] وعدهای نیکو نداد؟ آیا زمان آن وعده بر شما طولانی آمد یا خواستید که خشمی از پروردگارتان بر شما فرود آید که با وعده من مخالفت کردید؟!
گفتند: ما با اراده خود با وعده تو مخالفت نکردیم، بلکه ما را وادار کردند که بارهایی سنگین از زیور و زینت این قوم را حمل کنیم، پس آنان را [در آتش] انداختیم و به همین صورت سامری هم [آنچه از زیور و زینت داشت] در آتش انداخت.
پس برای آنان مجسمه گوسالهای که صدای گاو داشت بیرون آورد، آن گاه [او و پیروانش] گفتند: این معبود شما و معبود موسی است که [موسی آن را] فراموش کرد [به این خاطر برای طلب معبود به طور رفت.]
پس آیا درک نمیکنند [و نمیفهمند] که [گوساله، هنگامی که آن را میخوانند] پاسخی به آنان نمیدهد و مالک و صاحب اختیار هیچ سود و زیانی برای آنان نیست؟!
و به راستی هارون پیش از این به آنان گفته بود: ای قوم من! شما به وسیله این گوساله مورد امتحان قرار گرفتهاید، و بیتردید پروردگارتان [خدای] رحمان است، بنابراین از من [که پیامبر او هستم] پیروی کنید و فرمانم را اطاعت نمایید.
گفتند: ما همواره بر پرستیدن گوساله باقی میمانیم تا موسی به سوی ما باز گردد.
[هنگامی که موسی بازگشت، به هارون] گفت: ای هارون! وقتی دیدی آنان گمراه شدند چه چیز تو را مانع شد،
از اینکه مرا [در برخورد شدید با گمراهان] پیروی کنی؟ آیا از فرمان من سرپیچی کردی؟
گفت: ای پسر مادرم! نه ریش مرا بگیر و نه سرم را، من ترسیدم که بگویی: میان بنی اسرائیل تفرقه و جدایی انداختی و سفارش مرا [در حفظ وحدت بنی اسرائیل] رعایت نکردی.
[موسی] گفت: ای سامری! سبب کار [بسیار خطرناک] تو چه بود؟
گفت: من به حقایق و اسراری آگاه شدم که آنان آگاه نشدند، پس اندکی از دانش و اسرار رسول را گرفتم و [بر اثر هواپرستی] آن را دور انداختم [و به گوساله سازی پرداختم]؛ و این گونه نفس من [آن کار بسیار خطرناک را برای گمراه کردن بنی اسرائیل] در نظرم آراست.
[موسی] گفت: پس [از میان مردم] برو، یقیناً کیفر تو [به خاطر دور انداختن آثار رسالت و ساختن گوساله] در زندگی این است که [دچار بیماری مُسری ویژهای شوی تا هر کس نزدیکت آید بگویی:] به من دست نزنید؛ و تو را وعده گاهی [از عذاب بسیار سخت قیامت] است که هرگز نسبت به تو از آن تخلف نخواهد شد، و [اکنون] به معبودت که همواره ملازمش بودی نگاه کن که حتماً آن را در آتش بسوزانیم، سپس سوختهاش را در دریا میپاشیم.
معبود شما فقط خدای یکتاست که جز او معبودی نیست، دانش او همه چیز را فرا گرفته است.
این گونه بخشی از اخبار گذشته را برای تو بیان میکنیم و بیتردید ذکری [چون قرآن] از نزد خود به تو عطا کردیم.
کسانی که از آن روی برگردانند، مسلماً روز قیامت وزر و وبال سنگینی بر دوش خواهند کشید.
در آن [وزر و وبال،] جاودانهاند و چه بد باری روز قیامت برای آنان خواهد بود.
[آن] روزی که در صور دمیده میشود و گنهکاران را در آن روز، کبودچشم و نابینا محشور میکنیم.
در میان خودشان پنهانی و بسیار آهسته میگویند: که [در برزخ] جز ده روز درنگ نکردهاید.
ما به آنچه میگویند داناتریم، آن گاه که مُنصفترینشان میگوید: جز یک روز درنگ نکردهاید،
و از تو درباره کوهها میپرسند، بگو: پروردگارم آنان را ریشه کن میکند و از هم میپاشد.
پس آنها را به صورت دشتی هموار و صاف وامیگذارد،
که در آن هیچ کژی و پستی و بلندی نمیبینی.
در آن روز همه انسانها دعوت کننده را که هیچ انحرافی ندارد [برای ورود به محشر] پیروی میکنند و صداها در برابر [خدای] رحمان فرو مینشیند و جز صدایی آهسته [چیزی] نمیشنوی.
در آن روز شفاعت کسی سودی ندهد مگر آنکه [خدای] رحمان به او اذن دهد و گفتارش را [در مورد شفاعت از دیگران] بپسندد.
[خدا] آنچه را [از احوال و اعمال بندگان] پیش روی آنهاست و آنچه را [از ثواب و کیفر] در آینده دارند، میداند و آنان از جهت دانش به او احاطه ندارند،
و همه چهرهها در برابر [خدای] زنده قائم به ذات خاضع و فروتن میشوند، و کسی که بار ظلم و ستمی با خود برداشت، مسلماً محروم و ناامید شود،
و هر که کارهای شایسته انجام دهد، در حالی که مؤمن باشد، نه از ستمی [درباره حقّش] بیم و هراس خواهد داشت و نه از کاستی و نقصانی [در اجر و مزدش.]
و این گونه آن را قرآنی به زبان عربی [فصیح و گویا] نازل کردیم، و در آن هشدارها و تهدیدهای گوناگون آوردیم، امید است [از عقاید و آرای بیپایه و گناه و طغیان] بپرهیزند، یا برای آنان بیداری و هشیاری پدید آورد.
برتر و بلند مرتبه است خدا[یِ یگانه] که فرمانروای هستی و حقّ محض است؛ و پیش از آنکه وحی کردن قرآن بر تو پایان گیرد در خواندنش شتاب مکن، و بگو: پروردگارا! دانش مرا بیفزای.
یقیناً پیش از این به آدم سفارش کردیم [که از میوه آن درخت نخورد] پس فراموش کرد و عزمی استوار برای او نیافتیم.
و [یاد کن] هنگامی را که به فرشتگان گفتیم: برای آدم سجده کنید. همه سجده کردند مگر ابلیس که روی برتافت.
پس گفتیم: ای آدم! مسلماً این [ابلیس] دشمنی است برای تو و همسرت، پس شما را از بهشت بیرون نکند که در مشقت و رنج افتی.
قطعاً برای تو [در این مکان موقعیتی است که] است که نه گرسنه شوی و نه برهنه گردی.
و نه در آن تشنه شوی و نه دچار آفتاب زدگی گردی.
پس شیطان او را وسوسه کرد، گفت: ای آدم! آیا تو را به درخت جاودان و سلطنتی که کهنه نمیشود، راهنمایی کنم؟
پس هر دو [به سبب وسوسه شیطان] از میوه آن [درخت] خوردند، در نتیجه شرمگاهشان بر آنان پدیدار شد و شروع به چسباندن برگهای درختان بهشت بر [شرمگاه] خود کردند. و آدم پروردگارش را نافرمانی کرد و [از رسیدن به آنچه شیطان به او القا کرده بود] ناکام ماند.
آن گاه پروردگارش او را برگزید و توبهاش را پذیرفت و او را راهنمایی کرد.
[خدا] گفت: هر دو با هم از بهشت [به سوی زمین] فرود آیید که برخی از شما دشمن برخی دیگرند، پس اگر از سوی من هدایتی به شما رسید، هر کس از هدایتم پیروی کند، نه گمراه میشود و نه به مشقت و رنج میافتد.
و هر کس از هدایت من [که سبب یاد نمودن از من در همه امور است] روی بگرداند، برای او زندگی تنگ [و سختی] خواهد بود، و روز قیامت او را نابینا محشور میکنیم.
میگوید: پروردگارا! برای چه مرا نابینا محشور کردی، در حالی که [در دنیا] بینا بودم؟
[خدا] میگوید: همین گونه که آیات ما برای تو آمد و آنها را فراموش کردی این چنین امروز فراموش میشوی.
و کسی را که [از هدایت حق] تجاوز کرده و به آیات پروردگارش ایمان نیاورده، این گونه کیفر میدهیم، و بیتردید عذاب آخرت سختتر و پایدارتر است.
پس آیا [این حقیقت] سبب هدایتشان نشده است که چه بسیار امتها را پیش از آنان هلاک کردیم که [اینان] در مساکن آنان رفت و آمد میکنند؟ مسلماً در این [امور] نشانههایی [عبرت آموز] برای صاحبان خرد است.
و اگر سنت و روشی از پروردگارت [نسبت به تأخیر افتادن عذاب از آنان] نگذشته بود و نیز مدتی که [برای زندگی آنان] مشخص و معین شده است، قطعاً عذاب خدا بدون تأخیر بر آنان لازم و حتم میشد.
پس در برابر آنچه [مشرکان] میگویند، شکیبا باش، و پیش از طلوع خورشید و پیش از غروب آن پروردگارت را همراه با سپاس و ستایش تسبیح گوی، و [نیز] در بخشی از ساعات شب و اطراف روز تسبیح گوی تا [به سنتها و تدبیرهای او] خشنود شوی.
دیدگانت را به آنچه برخی از اصناف آنان را بهرهمند کردیم مدوز، [آنچه به آنان دادهایم] شکوفه [بیمیوه و زیور و زینت] دنیاست تا آنان را در آن بیازماییم، و رزق پروردگارت بهتر و پایدارتر است.
و خانوادهات را به نماز فرمان بده و خود نیز بر آن شکیبایی ورز؛ از تو رزقی نمیطلبیم، ما به تو روزی میدهیم و عاقبت نیک برای پرهیزکاری است.
و [مشرکان] گفتند: چرا [پیامبر] معجزهای از سوی پروردگارش برای ما نمیآورد؟ آیا [این قرآن که] شاهد و دلیلی روشن بر [معارف] کتابهای پیشین [آسمانی است] برای آنان نیامده؟!
و اگر آنان را پیش از نزول قرآن هلاک میکردیم، قطعاً میگفتند: پروردگارا! چرا رسولی به سوی ما نفرستادی تا پیش از آنکه خوار و رسوا شویم، آیات تو را پیروی کنیم.
بگو: هر یک [از ما و شما] منتظریم، پس منتظر باشید که به زودی خواهید دانست که رهروان راهِ راست و ره یافتگان چه کسانی هستند؟
مردم را [هنگام] حسابرسی [آنچه در مدت عمرشان انجام دادهاند] نزدیک شده در حالی که آنان با [فرو افتادن] در غفلت [از دلایل اثبات کننده معاد] روی گردانند.
هیچ یادآوری و پند تازهای از سوی پروردگارشان برای آنان نمیآید مگر آنکه آن را میشنوند و در حالی که سرگرم بازی هستند [آن را مسخره میکنند.]
دلهایشان [به امور مادی، خوشگذرانی و معصیت] مشغول است؛ و آنان که ستمپیشهاند رازگویی خود را پنهان داشتند [و گفتند:] آیا این پیامبر جز این است که بشری مانند شماست؟ آیا شما با چشم باز وشناخت وآگاهی به سوی سِحر میروید؟!
[پیامبر به آنان] گفت: [رازگویی خود را پنهان نکنید، زیرا] پروردگارم هر سخنی را در آسمان و زمین میداند، و او شنوا و داناست.
[مشرکان] گفتند: [نه، قرآنْ سحر نیست] بلکه خوابهایی آشفته و پریشان است، [نه] بلکه آن را به دروغ بربافته، [نه] بلکه او شاعرِ [خیال پردازی] است، [اگر فرستاده خداست] باید برای ما معجزهای بیاورد مانند معجزههایی که پیامبران گذشته را [با آنها] فرستادند.
پیش از آنان [اهل] هیچ شهری که آن را نابود کردیم [با دیدن معجزه] ایمان نیاوردند؛ پس آیا اینان ایمان میآورند؟!
و پیش از تو [برای هدایت مردم] نفرستادیم مگر مردانی را که به آنان وحی مینمودیم. اگر نمیدانید از دانایان [به کتابهای آسمانی و آگاهان به اخبار پیشینیان] بپرسید [که همه پیامبران از جنس خود بشر بودند، نه فرشته]
و آنان را جسدهایی که غذا نخورند قرار ندادیم، و جاویدان هم نبودند [که از دنیا نروند.]
سپس به وعدهای که به آنان داده بودیم [که شکست برای دشمنان لجوج و پیروزی برای آنان است] وفا کردیم، و آنان و هر که را میخواستیم، نجات دادیم و متجاوزان [از حدود حق] را هلاک کردیم.
بی تردید کتابی به سوی شما نازل کردیم که مایه [شرف، بزرگواری، رشد و سعادت] شما در آن است؛ آیا نمیاندیشید.
و چه بسیار از شهرهایی که [اهلش] ستمکار بودند، درهم شکستیم، و پس از آنان قومی دیگر پدید آوردیم.
پس هنگامی که عذاب ما را احساس کردند، ناگهان از آن میگریختند.
[از روی استهزا و تحقیر به آنان گفتند:] فرار نکنید، و به سوی زندگی مرفّهی که در آن نازپرورده [و مغرور] بودید و خانههایتان بازگردید تا [بار دیگر به وسیله تهیدستان و مستمندان] از شما درخواست کمک شود [و شما آنان را با کبر و نخوت برانید.]
[با دیدن عذاب فریاد برداشتند و] گفتند: ای وای بر ما که ما قطعاً ستمکار بودیم!
پس همواره سخنشان همین بود تا آنکه آنان را ریشه کن و خاموش ساختیم.
و ما آسمان و زمین و آنچه را میان آن دو قرار دارد به بازی نیافریدهایم.
اگر میخواستیم بازیچه و سرگرمی انتخاب کنیم، چنان چه، [بر فرض محال] کننده [این کار] بودیم، آن را از نزدِ ذاتِ خود [برابر با شأنمان] انتخاب میکردیم [نه از آسمان و زمین که مملوکِ ما هستند.]
نه، بلکه [شأن ما این است که] با حق بر باطل میکوبیم تا آن را درهم شکند [و از هم بپاشد] پس ناگهان باطل نابود شود؛ و وای بر شما از آنچه [درباره خدا و مخلوقات او به ناحق] توصیف میکنید.
و هر که در آسمانها و زمین است، فقط در سیطره مالکیّت و فرمانروایی اوست، و کسانی که [از فرشتگان] در محضر اویند از بندگیش تکبّر نمیورزند و خسته و درمانده نمیشوند.
شبانه روز او را بی آنکه سست شوند، تسبیح میگویند.
آیا معبودانی از زمین اختیار کردهاند که آنان مردگان را زنده میکنند؟!
اگر در آسمان و زمین معبودانی جز خدا بود بیتردید آن دو تباه میشد؛ پس منزّه است خدای صاحب عرش از آنچه [او را به ناحق به آن] وصف میکنند.
خدا از آنچه انجام میدهد، بازخواست نمیشود و آنان [در برابر خدا] بازخواست خواهند شد.
[شگفتا!] آیا به جای خدا معبودانی اختیار کردهاند؟ بگو: [اگر انتخاب شما حق است] دلیل و برهانتان را [بر آن] بیاورید، این [قرآن] یادآور امت من [نسبت به توحید و نفی شرک] و یادآور امتهای پیش از من [نسبت به معارف توحیدی دیگر کتابهای آسمانی] است؛ [حق نه این است که مشرکان میگویند] بلکه بیشترشان حق را نمیشناسند و به این سبب از آن روی گردانند.
و پیش از تو هیچ پیامبری نفرستادیم مگر آنکه به او وحی کردیم که معبودی جز من نیست، پس تنها مرا بپرستید.
و [مشرکان] گفتند: [خدایِ] رحمان فرشتگان را فرزند خود گرفته است. منزّه است او، [فرشتگان، فرزند خدا نیستند] بلکه بندگانی گرامی و ارجمندند.
در گفتار بر او پیشی نمیگیرند، و آنان فقط به فرمان او عمل میکنند.
خدا همه گذشته آنان و آیندهشان را میداند، و جز برای کسی که خدا بپسندد شفاعت نمیکنند، و آنان از ترس [عظمت و جلال] او هراسان و بیمناکند.
و هر کس از آنان بگوید: من هم معبودی، غیر از اویم، دوزخ را به آن گوینده کیفر میدهیم، و ستمکاران را این گونه مجازات میکنیم.
آیا کافران ندانستهاند که آسمانها و زمین به هم بسته و پیوسته بودند و ما آن دو را شکافته و از هم باز کردیم و هر چیز زندهای را از آب آفریدیم؟ پس آیا ایمان نمیآورند؟
و در زمین کوههای استوار پدید آوردیم تا زمین آنان را نلرزاند، و در آن راههایی فراخ و گشاده قرار دادیم تا [به سوی اهداف خود] راه یابند.
و آسمان را سقفی محفوظ قرار دادیم در حالی که آنان [از تأمل و دقت در] نشانههای آن [که گواه توحید، ربوبیّت و قدرت خداست] روی گردانند.
و اوست که شب و روز و خورشید و ماه را آفرید که هر یک در مداری شناور است.
و پیش از تو برای هیچ بشری جاودانگی قرار ندادیم؛ پس آیا اگر تو بمیری آنان جاویدان خواهند ماند؟!
هر کسی چشنده مرگ است و ما شما را [چنانکه سزاوار است] به نوعی خیر و شر [که تهیدستی، ثروت، سلامت، بیماری، امنیت و بلاست] آزمایش میکنیم، و به سوی ما بازگردانده میشوید.
کافران چون تو را ببینند جز به مسخرهات نمیگیرند [و میگویند:] آیا این است آن کسی که معبودان شما را [به موجوداتی بیاثر و بیاختیار] یاد میکند؟ در حالی که خود به ذکر [خدایِ] رحمان [که توحید و قرآن است] کافرند [و از این کار، باکی ندارند.]
انسان از شتاب و عجله آفریده شده است [که با نخوت و غرور، عذابم را به شتاب میخواهد]؛ به زودی عذابهایم را به شما نشان خواهم داد، پس [آن را] به شتاب از من نخواهید.
[به پیامبر و مؤمنان] میگویند: اگر راست میگویید، این وعده کی خواهد بود؟
اگر کافران به آن وقتی که نمیتوانند آتش را از چهرهها و پشتشان باز دارند و یاری هم نمیشوند، آگاهی داشتند [عجولانه عذاب را نمیخواستند.]
بلکه ناگهان به آنان میرسد، پس چنان مبهوتشان میکند که نه قدرت دارند آن را بازگردانند، و نه [برای به تأخیر افتادنش] مهلت مییابند.
و به راستی پیش از تو پیامبرانی مورد استهزا قرار گرفتند، پس عذابی را که همواره مسخره میکردند، استهزاکنندگان را فرا گرفت.
بگو: چه کسی شما را در شب و روز از [عذاب خدای] رحمان محافظت میکند؟ بلکه [حقیقت این است که] آنان از یاد پروردگارشان روی گردانند.
آیا برای آنان به جای ما معبودانی هست که آنان را [از عذاب ما] باز دارند در حالی که [آن معبودان] نمیتوانند خود را یاری دهند و از سوی ما هم پناه داده نمیشوند؟
بلکه اینان و پدرانشان را [از انواع نعمتها] بهرهمند ساختیم تا جایی که عمرشان طولانی شد [و گمان کردند که نعمتها و عمرشان پایان نمیپذیرد]. آیا ندانستهاند که ما همواره به زمین میپردازیم و از اطراف [و جوانب] آن [که ملتها، اقوام، تمدنها و دانشمندانش هستند] میکاهیم؟ پس آیا باز هم آنان پیروزند؟
بگو: من فقط شما را به وسیله وحی بیم میدهم، ولی کران، بانگ دعوت را هنگامی که بیمشان دهند، نمیشنوند.
و اگر اندکی از عذاب پروردگارت به آنان برسد، خواهند گفت: ای وای بر ما که قطعاً ستمکار بودیم!
و ترازوهای عدالت را در روز قیامت مینهیم و به هیچ کس هیچ ستمی نمیشود؛ و اگر [عمل خوب یا بد] هم وزن دانه خردلی باشد آن را [برای وزن کردن] میآوریم، و کافی است که ما حسابگر باشیم.
یقیناً به موسی و هارون [کتابی که] جداکننده [حق از باطل] و نور و مایه یادآوری برای پرهیزکاران [است] عطا کردیم.
همانان که در پنهانی از پروردگارشان میترسند و از قیامت هم بیمناکند.
و این [قرآنی] که آن را نازل کردهایم، ذکر و پندی پرمنفعت است؛ آیا باز هم شما منکر آن هستید؟
و مسلماً پیش از این به ابراهیم، رشد و هدایتی [که سزاوارش بود] عطا کردیم؛ و ما به او دانا بودیم.
[یاد کن] زمانی را که به پدرش و قومش گفت: این مجسمههایی که شما ملازم پرستش آنها شدهاید، چیست؟
گفتند: پدرانمان را پرستشکنندگان آنها یافتیم [لذا به پیروی از پدرانمان آنها را میپرستیم!!]
گفت: به یقین شما و پدرانتان در گمراهی آشکاری هستید.
گفتند: آیا حق را برای ما آوردهای یا شوخی میکنی؟!
گفت: [شوخی نمیکنم] بلکه پروردگارتان همان پروردگار آسمانها و زمین است، همان که آنها را آفرید و من بر این [حقیقت] از گواهی دهندگانم.
سوگند به خدا پس از آنکه [به بتخانه] پشت کردید و رفتید، درباره بتهایتان تدبیری خواهم کرد.
پس [همه] بتها را قطعه قطعه کرد و شکست مگر بت بزرگشان را که [برای درک ناتوانی بتها] به آن مراجعه کنند.
[چون به بتخانه آمدند، با شگفتی] گفتند: چه کسی این کار را با معبودانمان انجام داده است؟ به یقین او از ستمکاران است.
گفتند: از جوانی شنیدیم که از بتان ما [به عنوان عناصری بیاثر و بیاختیار] یاد میکرد که به او ابراهیم میگویند.
گفتند: پس او را در برابر دیدگان مردم بیاورید تا آنان [به این کار او] شهادت دهند.
گفتند: ای ابراهیم! آیا تو با معبودان ما چنین کردهای؟
گفت: بلکه [سالم ماندن بزرگشان نشان میدهد که] بزرگشان این کار را انجام داده است؛ پس اگر سخن میگویند، از خودشان بپرسید.
پس آنان [با تفکر و تأمل] به خود آمدند و گفتند: شما خودتان [با پرستیدن این موجودات بیاثر و بیاختیار] ستمکارید [نه ابراهیم.]
آن گاه سرافکنده و شرمسار شدند [ولی از روی ستیزهجویی به ابراهیم گفتند:] مسلماً تو میدانی که اینان سخن نمیگویند.
گفت: [با توجه به این حقیقت] آیا به جای خدا چیزهایی را میپرستید که هیچ سود و زیانی به شما نمیرسانند؟!
اُف بر شما و بر آنچه به جای خدا میپرستید؛ پس آیا نمیاندیشید؟
گفتند: اگر میخواهید کاری انجام دهید [و مرد کار هستید] او را بسوزانید، و معبودانتان را یاری دهید.
[پس او را در آتش افکندند] گفتیم: ای آتش! برابر ابراهیم سرد و بیآسیب باش!
و بر ضد او نیرنگی سنگین به کار گرفتند [که نابودش کنند] پس آنان را زیانکارترین [مردم] قرار دادیم.
و او و لوط را [از آن سرزمین پر از شرک و فساد] نجات داده و به سوی سرزمینی که در آن برای جهانیان برکت نهادهایم، بردیم.
و اسحاق و یعقوب را به عنوان عطایی افزون، به او بخشیدیم و همه را افرادی شایسته قراردادیم.
و آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما [مردم را] هدایت میکردند، و انجام دادن کارهای نیک و برپا داشتن نماز و پرداخت زکات را به آنان وحی کردیم، و آنان فقط پرستشکنندگان ما بودند.
و به لوط، حکمت و دانش دادیم و او را از آن شهری که [اهلش] کارهای زشت مرتکب میشدند، نجات دادیم؛ بیتردید آنان قومی بد و نافرمان بودند.
و او را در رحمت خود درآوردیم؛ چون او از شایستگان بود.
و نوح را [یاد کن] هنگامی که پیش از این [پیامبران یاد شده] ندا کرد: [پروردگارا! مرا از این قوم فاسد و تبهکار نجات بخش.] پس ندایش را اجابت کردیم، و او و خانوادهاش را از آن اندوه بزرگ نجات دادیم.
و او را در برابر گروهی که آیات ما را تکذیب کردند، یاری دادیم؛ قطعاً آنان گروه بدی بودند، پس همه آنان را غرق کردیم.
و داود و سلیمان را [یاد کن] زمانی که درباره آن کشتزار که شبانه گوسفندان قوم در آن چریده بودند، داوری میکردند، و ما گواه داوری آنان بودیم.
پس [داوری] آن را به سلیمان فهماندیم، و هر یک را حکمت و دانش عطا کردیم، و کوهها و پرندگان را رام و مسخّر کردیم که همواره با داود تسبیح میگفتند، و ما انجام دهنده [این کار] بودیم.
و به سود شما صنعتِ ساختنِ پوششهای دفاعی را به او آموختیم تا شما را از [آسیب] جنگتان محافظت نماید، پس آیا شما شکرگزار حق هستید؟
و برای سلیمان، تندباد را رام و مسخّر کردیم که به فرمانش به سوی آن سرزمینی که در آن برکت نهادیم، حرکت میکرد و ما همواره به همه چیز داناییم.
و از شیطانها کسانی را رام و مسخّر او کردیم که برایش غوّاصی و کارهایی غیر از آن انجام میدادند، و ما نگهبان آنان بودیم.
و ایوب را [یاد کن] هنگامی که پروردگارش را ندا داد که مرا آسیب و سختی رسیده و تو مهربانترین مهربانانی.
پس ندایش را اجابت کردیم و آنچه از آسیب و سختی به او بود برطرف نمودیم، و خانوادهاش را [که در حادثهها از دستش رفته بودند] و مانندشان را همراه با آنان به او عطا کردیم که رحمتی از سوی ما و مایه پند و تذکری برای عبادتکنندگان بود.
و اسماعیل و ادریس و ذوالکفل را [یاد کن] که همه از شکیبایان بودند.
و آنان را در رحمت خود درآوردیم، چون از شایستگان بودند.
و صاحب ماهی [حضرت یونس] را [یاد کن] زمانی که خشمناک [از میان قومش] رفت و گمان کرد که ما [زندگی را] بر او تنگ نخواهیم گرفت، پس در تاریکیها[ی شب، زیر آب، و دل ماهی] ندا داد که معبودی جز تو نیست تو از هر عیب و نقصی منزّهی، همانا من از ستمکارانم.
پس ندایش را اجابت کردیم و از اندوه نجاتش دادیم؛ و این گونه مؤمنان را نجات میدهیم.
و زکریا را [یاد کن] زمانی که پروردگارش را ندا داد: پروردگارا! مرا تنها [و بیفرزند] مگذار؛ و تو بهترین وارثانی.
پس [ندای] او را اجابت کردیم و یحیی را به او بخشیدیم و نازایی همسرش را برای وی اصلاح نمودیم، آنان همواره در کارهای خیر میشتافتند، و ما را از روی امید و بیم میخواندند، و پیوسته در برابر ما فروتن بودند.
و آن [زن را یاد کن] که دامن خود را پاک نگه داشت، پس ما از روح خود در او دمیدیم و او و پسرش را نشانهای [بزرگ از قدرت خود] برای جهانیان قرار دادیم.
و بیتردید این [اسلام] آیین [حقیقی] شماست در حالی که آیینی یگانه است و منم پروردگار شما پس مرا بپرستید.
ولی [آنان] آیینشان را در میان خود قطعه قطعه کردند [و نسبت به دین گروه گروه شدند و به شدت با هم اختلاف پیدا کردند]؛ و همه آنان به سوی ما باز خواهند گشت [تا کیفر سخت این گروه گرایی را ببینند.]
پس کسی که برخی از کارهای شایسته را انجام دهد در حالی که مؤمن باشد، نسبت به تلاشش ناسپاسی نخواهد شد، و ما یقیناً [تلاشش را] برای او مینویسیم.
و بر [اهل] شهری که نابودشان کردیم، محال است که [در قیامت به سوی ما] باز نگردند.
تا زمانی که [سدّ] یأجوج و مأجوج گشوده شود و آنان از هر زمین بلندی سرازیر میشوند.
و آن وعده حق [که قیامت است] نزدیک شود، پس ناگهان چشمهای کافران خیره شود [و گویند:] وای بر ما! که ما از این روز در بیخبری سنگینی قرار داشتیم، بلکه ما ستمکار بودیم.
[به آنان گویند:] به یقین شما و معبودانی که به جای خدا میپرستیدید، هیزمِ دوزخید؛ [بیتردید] شما در آن وارد خواهید شد.
اگر اینان معبودان [برحق] بودند، وارد دوزخ نمیشدند در حالی که همگی [بتان و بت پرستان] در آن جاودانهاند.
آنان در دوزخ، نعرههای دردناکی دارند و در آنجا [سخنی امیدوار کننده] نمیشنوند.
بی تردید کسانی که پیشتر از سوی ما وعده نیک به آنان دادهاند، از دوزخ دورشان نگه میدارند.
کمترین صدای آن را [هم] نمیشنوند، و آنان در آنچه [از نعمتهای الهی] دلشان بخواهد جاودانهاند.
[در آن روز] آن بزرگترین ترس و واهمه آنان را اندوهگین نمیکند و فرشتگان [با درود و سلام] به استقبالشان آیند [و گویند:] این است روز شما که شما را به آن وعده میدادند.
روزی که آسمان را در هم میپیچیم، مانند در هم پیچیدن طومار، همان گونه که نخستین بار آفریدهها را آفریدیم، دوباره آنان را بازمیگردانیم. وعدهای است [که تحقق دادنش] بر عهده ما [ست]، به یقین آن را انجام میدهیم.
و همانا ما پس از تورات در زبور نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به میراث میبرند.
بی تردید در این [حقایق] برای [رسانیدن] مردم عبادتپیشه [به نهایت مقصود و اوج مطلوب] کفایت است.
و تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم.
بگو: به من فقط وحی میشود که معبود شما خدای یکتاست؛ پس آیا تسلیم [فرمانها و احکام او] میشوید؟
پس اگر روی برگرداندند بگو: من به شما به طور یکسان آگاهی و هشدار دادم، و نمیدانم آنچه شما را [از عذاب] به آن وعده دادهاند، آیا نزدیک است یا دور؟
بی تردید او سخن آشکار را و آنچه را پنهان میدارید، میداند.
و من نمیدانم شاید این [تأخیر عذاب] آزمایشی برای شما و بهرهمندی اندکی [از نعمتها] تا مدتی معین است.
[پیامبر] گفت: پروردگارا! [میان ما و مشرکان] به حق داوری کن و پروردگار ما مهربان است و [مؤمنان] بر خلاف واقعیتی که [شما مشرکان درباره پیروزی خود وشکست ما] وصف میکنید، از او یاری میخواهند.
ای مردم! از پروردگارتان پروا کنید، بیتردید زلزله قیامت، واقعهای بزرگ است.
روزی که آن را ببینید [مشاهده خواهید کرد که] هر مادر شیر دهندهای از کودکی که شیرش میدهد، بیخبر میشود، و هر ماده بارداری بار خود را سقط میکند، و مردم را مست میبینی در حالی که مست نیستند، بلکه عذاب خدا بسیار سخت است.
و برخی از مردماند که [همواره] بدون هیچ دانشی [بلکه از روی جهل و نادانی] درباره خدا [با اصرار بر یک اعتقاد بیپایه] برخورد خصمانه و گفتگوی ستیزآمیز میکنند، و از هر شیطان سرکشی پیروی مینمایند.
بر آن شیطان، لازم و مقرّر شده است که هر کس که او را به سرپرستی و دوستی خود گیرد، حتماً او گمراهش میکند، و به آتش سوزنده راهنماییاش مینماید.
ای مردم! اگر درباره برانگیخته شدن [پس از مرگ] در تردید هستید، پس [به این واقعیت توجه کنید که] ما شما را از خاک آفریدیم، سپس از نطفه، سپس از علقه، سپس از پاره گوشتی با آفرینشی کامل یا غیر کامل آفریدیم تا برای شما روشن کنیم [که ما به برانگیختن مردگان تواناییم]؛ و آنچه را میخواهیم تا مدتی معین در رحمها مستقر میکنیم؛ آن گاه شما را به صورت کودک [از رحم مادر] بیرون میآوریم تا آنکه به قدرت فکری و نیرومندی جسمی خود برسید. و برخی از شما [پیش از فرتوتی] قبض روح میشود، و برخی از شما را به پستترین دوره عمر [که ایام پیری است] برمیگردانند تا در نتیجه از دانشی که داشتند چیزی ندانند. و [از نشانههای دیگر قدرت ما اینکه] زمین را [در زمستان] خشک و افسرده میبینی، پس چون آب [باران] را بر آن نازل میکنیم، میجنبد و برمیآید و از هر نوع گیاهتر و تازه و بهجتانگیزی میرویاند.
[همه] این [امور] برای این است که [بدانید] خدا همان حق است، و اینکه او مردگان را زنده میکند، و اینکه او بر هر کاری تواناست.
و اینکه قیامت آمدنی است، هیچ شکی در آن نیست، و اینکه خدا کسانی را که در گورهایند، برمیانگیزد.
و از مردمان کسی است که همواره بدون هیچ دانشی [بلکه از روی جهل و نادانی] و بدون هیچ هدایتی، و هیچ کتاب روشنی درباره خدا مجادله و ستیزه میکند.
[آن هم] با حالتی متکبرانه و مغرورانه که سرانجام مردم را از راه خدا گمراه کند؛ برای او در دنیا رسوایی است و روز قیامت عذاب سوزان به وی میچشانیم.
این [رسوایی و عذاب] به کیفر اعمالی است که از پیش فرستادهای و به آن خاطر است که خدا نسبت به بندگان ستمکار نیست.
و برخی از مردماند که خدا را یک سویه [و بر پایه دست یابی به امور مادی] میپرستند، پس اگر خیری [چون ثروت، مقام و اولاد] به آنان برسد به آن آرامش یابند، و اگر بلایی [چون بیماری، تهیدستی و محرومیت از عناوین اجتماعی] به آنان برسد [از پرستش خدا] عقب گرد میکنند [و به بیدینی و ارتداد میگرایند]، دنیا و آخرت را از دست دادهاند، و این است همان زیان آشکار.
چیزی را به جای خدا میپرستند که نه زیانی به آنان میرساند و نه سودی به آنان میدهد؛ این است همان گمراهی بسیار دور.
بلکه کسی را میپرستند که قطعاً زیانش از سودش نزدیکتر است، بد سرپرست و یاوری و بد معاشر و همدمی است!
یقیناً خدا کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند، در بهشتهایی درمیآورد که از زیرِ [درختانِ] آن نهرها جاری است؛ مسلماً خدا هر چه را بخواهد انجام میدهد.
کسی که همواره گمان میکند که خدا هرگز پیامبرش را در دنیا و آخرت یاری نخواهد داد [و اکنون یاری خدا را میبیند و به این خاطر ناامید و خشمگین است] باید طنابی از سقف [خانهاش] بیاویزد، سپس خود را حلق آویز کند، پس ببیند آیا حیله و نیرنگش آنچه را سبب خشم او شده است از بین میبرد؟!
و این گونه، قرآن را [به صورت] آیاتی روشن نازل کردیم؛ و قطعاً خدا هر که را بخواهد، هدایت میکند.
همانا آنان که ایمان آوردند و آنان که یهودیاند و صابئان و نصاری و مجوس و کسانی که شرک ورزیدهاند، حتماً خدا روز قیامت میانشان داوری میکند [تا گرویدگان به حق از آلودگان به باطل جدا شوند و حقپیشگان به بهشت و باطل گرایان به دوزخ درآیند]؛ بیتردید خدا بر همه چیز گواه است.
آیا ندانستهای که هر که در آسمانها و هر که در زمین است و خورشید و ماه و ستارگان و کوهها و درختان و جنبندگان و بسیاری از مردم برای او سجده میکنند؟ و بر بسیاری [که از سجده امتناع دارند] عذاب، لازم و مقرّر شده است. و کسی را که خدا خوار کند، گرامی دارندهای برای او نیست؛ به یقین خدا هر چه را بخواهد انجام میدهد.
این دو [گروهِ حقپیشه و باطلگرا] دشمن یکدیگرند که درباره پروردگارشان در جدال و ستیزند [گروه حقپیشه، پروردگار را به صفاتی وصف میکنند که شایسته اوست و گروه باطل گرا او را به اموری میستایند که سزاوار او نیست]، پس کسانی که کافر شدند برای آنان لباسهایی از آتش [به اندازه اندامشان] بریده شده و از بالای سرشان مایع جوشان [به روی آنان] ریخته میشود،
که آنچه در شکمهای ایشان است و پوست بدنشان به وسیله آن گداخته میشود،
و برای آنان گرزهایی از آهن [مخصوص] است [که بر سرشان میکوبند.]
هرگاه بخواهند به سبب اندوه [فراوان و غصه گلوگیر] از دوزخ درآیند، به آن بازشان میگردانند؛ و [به آنان میگویند:] عذاب سوزان را بچشید.
بی تردید خدا کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند، در بهشتهایی درمیآورد که از زیرِ [درختانِ] آن نهرها جاری است، در آنجا با دستبندهایی از طلا و مروارید آرایش میشوند، و لباسشان در آنجا حریر است.
و به سوی گفتار پاک و پاکیزه [مانند سلام، الحمدلله و سبحان الله] راهنماییشان کنند، و به راه پسندیده [که راه بهشت است] هدایتشان نمایند.
مسلماً کسانی که کافرند و از راه خدا و [ورود مؤمنان به] مسجدالحرام که آن را برای همه مردم چه مقیم و حاضر و چه مسافر، یکسان قرار دادهایم جلوگیری میکنند، [کیفری بسیار سخت خواهند داشت]، و هر که بخواهد در آنجا با انحراف از حق روی به ستم آورد [و دست به شرک و هر گناهی بیالاید] او را عذابی دردناک میچشانیم.
و [یاد کن] هنگامی را که جای خانه [کعبه] را برای ابراهیم آماده کردیم [و از او پیمان گرفتیم] که هیچ چیز را شریک من قرار مده و خانهام را برای طوافکنندگان و قیامکنندگان و رکوعکنندگان و سجدهکنندگان [از پلیدیهای ظاهری و باطنی] پاک و پاکیزه گردان.
و در میان مردم برای حج بانگ زن تا پیاده و سوار بر هر شتر باریک اندام [چابک و چالاک] که از هر راه دور میآیند، به سوی تو آیند.
تا منافع خود را [از برکت این سفر معنوی] مشاهده کنند، و نام خدا را در روزهایی معین [که برای قربانی اعلام شده] بر دامهای زبان بستهای که به آنان عطا کرده ذکر کنند، [چون قربانی کردید] از آن بخورید و تهیدست را نیز اطعام کنید.
سپس باید آلودگیهای خود را [که در مدت مُحرم بودن و قربانی کردن و سر تراشیدن بر بدنهایشان قرار گرفته] برطرف کنند و نذرهایشان را وفا نمایند و بر گرد خانه کهن طواف کنند.
این است [آنچه به عنوان مناسک حج قرار دادهایم] و هر کس مقرّرات خدا را بزرگ شمارد، برای او نزد پروردگارش بهتر است. و چهارپایان مگر آنچه [در آیات دیگر، حُرمتش] بر شما خوانده میشود، برای شما حلال شده است؛ بنابراین از پلیدی بتها و از گفتار باطل [چون دروغ، افترا، غیبت و شهادت ناحق] دوری گزینید.
در حالی که برای خدا حق گرا باشید [و در مناسک حج] به او شرک نورزید. و هر کس به خدا شرک ورزد، گویا چنان است که از آسمان سقوط کرده و پرندگان [شکاری] او را میربایند، یا باد او را به جایی دور دست میاندازد.
این است [برنامههای حج و حدود و مقرّرات خدا] و هر کس شعایر خدا را بزرگ شمارد، بدون تردید این بزرگ شمردن ناشی از تقوای دلهاست.
برای شما در دامهای قربانی تا زمانی معین سودهایی است [مانند سواری گرفتن و تغذیه از شیر و گوشت آنها] سپس جایگاه [فرود آمدنشان برای قربانی] به سوی خانه کهن [یعنی خانه کعبه] است.
و برای هر امتی عبادتی ویژه قرار دادهایم [که مشتمل بر قربانی است] تا نام خدا را بر آنچه که از دامهای زبان بسته روزی آنان نمودهایم [به هنگام قربانی] ذکر کنند. پس [بدانید که] معبود شما خدای یکتاست؛ بنابراین فقط تسلیم او شوید. و فرمانبرداران فروتن را [به لطف و رحمت خدا] مژده ده.
همانان که وقتی خدا یاد شود، دلهایشان میهراسد، و بر آنچه [از بلا و حادثه] به آنان میرسد، شکیبایند و برپا دارندگان نمازند و از آنچه روزی آنان نمودیم، انفاق میکنند.
شتران قربانی را برای شما از شعایر خدا قرار دادیم، برای شما در آنها سودی [مانند سواری گرفتن و تغذیه از شیر و گوشت آنها]ست؛ در حالی که به نظم در خط مستقیم ایستادهاند، نام خدا را [هنگام نحر کردنشان] بر آنها ذکر کنید، و زمانی که [بیجان] به پهلو در افتادهاند، از آنها بخورید و به تهیدستانی که اهل درخواست کردن نیستند و فقیرانی که اهل درخواست کردن هستند، بخورانید. این گونه آنها را برای شما رام و مسخّر کردیم تا سپاسگزاری کنید.
هرگز گوشتهایشان وخونهایشان به خدا نمیرسد، بلکه تقوای شما به او میرسد. این گونه آنها را برای شما رام و مسخّر کرد تا خدا را به [شکرانه] اینکه هدایتتان کرد به بزرگی یاد کنید؛ و نیکوکاران را [به لطف و رحمت خدا] مژده ده.
مسلماً خدا از مؤمنان دفاع میکند، قطعاً خدا هیچ خیانت کار ناسپاسی را دوست ندارد.
به کسانی که [ستمکارانه] مورد جنگ و هجوم قرار میگیرند، چون به آنان ستم شده اذن جنگ داده شده، مسلماً خدا بر یاری دادن آنان تواناست.
همانان که به ناحق از خانههایشان اخراج شدند [و گناه و جرمی نداشتند] جز اینکه میگفتند: پروردگار ما خداست و اگر خدا برخی از مردم را به وسیله برخی دیگر دفع نمیکرد، همانا صومعهها و کلیساها و کنیسهها و مسجدهایی که در آنها بسیار نام خدا ذکر میشود به شدت ویران میشدند؛ و قطعاً خدا به کسانی که [دین] او را یاری میدهند یاری میرساند؛ مسلماً خدا نیرومند و توانای شکست ناپذیر است.
همانان که اگر آنان را در زمین قدرت و تمکّن دهیم، نماز را برپا میدارند، و زکات میپردازند، و مردم را به کارهای پسندیده وامیدارند و از کارهای زشت بازمیدارند؛ و عاقبت همه کارها فقط در اختیار خداست.
و اگر تو را تکذیب میکنند [کار جدیدی نیست] پیش از اینان قوم نوح و عاد و ثمود هم [پیامبرانشان را] تکذیب کردند.
و [نیز] قوم ابراهیم وقوم لوط،
و [هم چنین] اهل مدین؛ و موسی هم تکذیب شد. پس کافران را مهلت دادم، سپس آنان را [به عذابی سخت] گرفتم، پس [بنگر که] کیفر و انتقام من [نسبت به آنان] چگونه بود؟
و چه بسیار شهرها را در حالی که اهلش ستمکار بودند، هلاک کردیم، پس [به سبب نزول عذاب سقفهای خانههایشان خراب شده و دیوارهایشان بر] سقفها فرو ریخته است و [چه بسیار] چاههای پر آب [که به سبب نابود شدن مالکانش] متروک افتاده و کاخها و قصرهای برافراشته [و محکمی که بیساکن و بیصاحب مانده است.]
آیا در زمین گردش نکردهاند تا برای آنان دلهایی [بیدار و بینا] پیدا شود که با آن بیندیشند یا گوشهایی که با آن [اندرزها را] بشنوند؟ حقیقت این است که دیدهها کور نیست بلکه دلهایی که در سینههاست، کور است!
و آنان از تو [از روی مسخره و ریشخند] شتاب در عذاب را درخواست میکنند، در حالی که خدا هرگز از وعدهاش تخلف نمیکند؛ و همانا یک روز نزد پروردگارت مانند هزار سال از سالهایی است که شما میشمارید [برای او زمان نزدیک، زمان دور، امروز، دیروز، گذشته و آینده مفهومی ندارد؛ بنابراین فاصله زمانی شما با عذاب الهی شما را دچار این پندار نکند که تهدید به عذاب، تهدیدی طولانی و دروغ است.]
و چه بسا شهرها که به [اهل] آنها در حالی که ستمکار بودند، مهلت دادم، سپس آنان را [به عذابی سخت] گرفتم؛ وبازگشت همه به سوی اوست.
بگو: ای مردم! من برای شما فقط بیم دهندهای آشکارم.
پس کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند، آمرزش و رزقی نیکو برای آنهاست.
و کسانی که در [باطل کردن و بیاثر نمودن] آیات ما کوشیدهاند، به گمان آنکه ما را عاجز کنند [تا از دسترس قدرت ما بیرون روند] اهل آتشِ افروختهاند.
و پیش از تو هیچ رسول و پیامبری را نفرستادیم مگر آنکه هرگاه آرزو میکرد [اهداف پاک و سعادتبخش خود را برای نجات مردم از کفر و شرک پیاده کند] شیطان [برای بازداشتن مردم از پذیرش حق] در برابر آرزویش شبهه و وسوسه میانداخت، ولی خدا آنچه را شیطان [از وسوسهها و شبههها میاندازد] میزداید و محو میکند، سپس آیاتش را محکم و استوار میسازد؛ و خدا دانا و حکیم است.
[آزاد گذاشتن شبهه اندازی شیطان] برای این [است] که خدا آنچه را شیطان میاندازد برای آنان که در دلهایشان بیماری است و برای سنگدلان وسیله آزمایش قرار دهد؛ و قطعاً ستمکاران در دشمنی و ستیزی بسیار دور [نسبت به حق و حقیقت] قرار دارند.
و [نیز برای این است] تا کسانی که دانش و آگاهی [دینی] به آنان عطا شده بدانند که [محو شدن و نابودی القائات شیطان و استوار شدن آیات] از سوی پروردگارت حق است، پس به آن ایمان آورند و دلهایشان برای آن رام و فروتن شود؛ و قطعاً خدا هدایت کننده اهل ایمان به سوی راهی راست است.
و کافران همواره نسبت به آیات خدا در تردیدی سخت قرار دارند تا آنکه ناگهان قیامت بر آنان در رسد، یا عذاب روزی که روز دیگری به دنبال ندارد [بلکه ابدی است] به سراغشان آید.
آن روز، حاکمیّت و فرمانروایی ویژه خداست. میان آنان داوری میکند؛ پس کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند، در بهشتهای پر نعمتاند.
و کسانی که کافر شده و آیات ما را تکذیب کردهاند، پس عذابی خوارکننده برای آنان است.
و کسانی که در راه خدا هجرت کرده سپس کشته شده یا مردهاند، به یقین خدا رزقی نیکو به آنان میدهد؛ و قطعاً خدا بهترین روزی دهندگان است.
مسلماً آنان را به جایگاهی که آن را میپسندند وارد میکند؛ و بیتردید خدا دانا و بردبار است.
[مطلب درباره مؤمن و کافر] همان است [که گفتیم]، و هر کس به مانند آنچه به آن عقوبت شده [متجاوز را] عقوبت کند، آن گاه به وی ستم شود، یقیناً خدا او را یاری میدهد؛ زیرا خدا باگذشت و بسیار آمرزنده است.
این [یاری ستمدیده بر ضد ستمکار] به سبب این است که خدا [دارای قدرت بینهایت است و گوشهای از قدرتش اینکه] همواره شب را در روز و روز را در شب درمیآورد؛ و به یقین خدا شنوا و بیناست.
این [قدرت بینهایت او نسبت به امور آفرینش و نسبت به وضع و حال مردم] برای این است که فقط خدا حق است، و اینکه آنچه را جز او میپرستید، باطل است، و اینکه فقط خدا بلند مرتبه و بزرگ است.
آیا ندانستهای که خدا از آسمان آبی نازل میکند، در نتیجه زمین سرسبز و خرم میشود؛ به یقین خدا لطیف و آگاه است.
آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، فقط در سیطره مالکیّت و فرمانروایی اوست؛ و یقیناً خداست که خود بینیاز و ستوده است.
آیا ندانستهای که خدا آنچه را در زمین است و [نیز] کشتیها را که به فرمان او در دریا روانند، برای شما رام و مسخّر کرده است؟ و آسمان را نگه میدارد که بر زمین نیفتد مگر به اذن او؟ یقیناً خدا به همه مردم رؤوف و مهربان است.
و اوست که به شما حیات داد، سپس شما را میمیراند، آن گاه شما را زنده میکند؛ به یقین که انسان بسیار ناسپاس است.
برای هر امتی عبادتی ویژه قرار دادهایم که آن را انجام میدهند؛ پس نباید در این امر با تو ستیز و نزاع کنند. و به سوی پروردگارت دعوت کن که بیتردید تو بر راهی راست قرار داری.
و اگر با تو [با اصرار بر یک اعتقاد بیپایه برخورد خصمانه کنند و] مجادله ستیزآمیز نمایند، بگو: خدا به آنچه انجام میدهید، داناتر است.
خدا روز قیامت درباره آنچه با یکدیگر در آن اختلاف میکردید، داوری خواهد کرد [تا مؤمنان با ورود به بهشت و ستیزهجویان با ورود به دوزخ از هم مشخص و جدا شوند.]
آیا ندانستهای که خدا آنچه را در آسمان و زمین است، میداند؟ مسلماً [همه] این [اعمالی که انجام میدهید] در کتابی [چون لوح محفوظ، ثبت] است [و] بیتردید [ثبت در آن کتاب] بر خدا آسان است.
و [مشرکان] به جای خدا معبودانی را میپرستند که خدا هیچ دلیل و برهانی [نسبت] به [حق بودن] آنها نازل نکرده است؛ و معبودانی را میپرستند که به آن دانشی [برای استدلال بر ربوبیّت آنها] ندارند و ستمکاران را [در قیامت] هیچ یاوری نیست.
و هنگامی که آیات روشن ما را بر آنان میخوانند در چهرههای کسانی که کافرند [اثرِ] انکار [و خشم] را میشناسی، آن چنان که نزدیک است [از شدت خشم] به کسانی که آیات ما را بر آنان میخوانند، بتازند، بگو: آیا شما را به بدتر از این [خشم و ناگواری که از شنیدن قرآن به شما دست میدهد] خبر دهم [آن] آتشِ [دوزخ] است که خدا آن را به کافران وعده داده است، و بد بازگشت گاهی است.
ای مردم! [برای شما و معبودانتان] مَثَلی زده شده است؛ پس به آن گوش فرا دهید، یقیناً کسانی که به جای خدا میپرستید، هرگز نمیتوانند مگسی بیافرینند اگر چه برای آفریدن آن گرد آیند و اگر مگس، چیزی را از آنان برباید، نمیتوانند آن را از او بازگیرند، هم پرستشکنندگان و هم معبودان ناتوانند.
خدا را آن گونه که سزاوار اوست نشناختند، بیتردید خدا نیرومند و توانای شکست ناپذیر است.
خدا از میان فرشتگان و از میان مردم رسولانی [برای هدایت مردم] برمیگزیند [تا فرشتگان وحی را دریافت کنند و به پیامبران برسانند و پیامبران هم وحی را پس از دریافت از فرشتگان به مردم ابلاغ کنند]؛ یقیناً خدا شنوا و بیناست.
همه اعمال و احوال گذشته [رسولان چه فرشته و چه بشر] و [همه اعمال و احوال] آینده آنان را میداند؛ و همه کارها به خدا بازگردانده میشود.
ای اهل ایمان! رکوع به جا آورید و سجده نمایید و پروردگارتان را عبادت کنید و کار نیک انجام دهید تا رستگار شوید.
و در راه خدا چنان که شایسته جهاد است، جهاد کنید؛ او شما را برگزید و بر شما در دین هیچ مشقت و سختی قرار نداد. [در دینتان گشایش و آسانی قرار داد مانند گشایش و آسانیِ] آیین پدرتان ابراهیم، او شما را پیش از این «مسلمان» نامید و در این [قرآن هم به همین عنوان نامگذاری شدهاید] تا پیامبر گواه بر شما باشد و شما هم گواه بر مردم باشید؛ پس نماز را برپا دارید و زکات را بپردازید و به خدا تمسّک جویید. او سرپرست و یاور شماست؛ چه خوب سرپرست و یاوری و چه نیکو یاری دهندهای است.
بیتردید مؤمنان رستگار شدند.
آنان که در نمازشان [به ظاهر] فروتن [و به باطن با حضور قلب]اند.
و آنان که از [هر گفتار و کردارِ] بیهوده و بیفایده روی گردانند،
و آنان که پرداخت کننده زکاتاند،
و آنان که نگه دارنده دامنشان [از شهوتهای حرام]اند،
مگر در [کامجویی از] همسران یا کنیزانشان، که آنان [در این زمینه] مورد سرزنش نیستند.
پس کسانی [که در بهره گیری جنسی، راهی] غیر از این جویند، تجاوزکار [از حدود حق] هستند.
و آنان که امانتها و پیمانهای خود را رعایت میکنند،
و آنان که همواره بر [اوقات و شرایط ظاهری و معنوی] نمازهایشان محافظت دارند.
اینانند که وارثاناند،
وارثانی که [از روی شایستگی] بهشت فردوس را به میراث میبرند [و] در آن جاودانهاند.
و یقیناً ما انسان را از [عصاره و] چکیدهای از گِل آفریدیم،
سپس آن را نطفهای در قرارگاهی استوار [چون رحم مادر] قرار دادیم.
آن گاه آن نطفه را علقه گرداندیم، پس آن علقه را به صورت پاره گوشتی درآوردیم، پس آن پاره گوشت را استخوانهایی ساختیم و بر استخوانها گوشت پوشاندیم، سپس او را با آفرینشی دیگر پدید آوردیم؛ پس همیشه سودمند و بابرکت است خدا که نیکوترین آفرینندگان است.
سپس همه شما بعد از این میمیرید.
آن گاه شما مسلماً روز قیامت برانگیخته میشوید.
و بیتردید بالای سرتان هفت آسمان [که هر یک بر فراز دیگری است] آفریدیم، و ما از آفریدهها بیخبر نیستیم.
و از آسمان، آبی به اندازه نازل کردیم و آن را در زمین جای دادیم؛ و بیتردید به از بین بردن آن کاملاً توانمندیم.
پس به وسیله آن برای شما باغهایی از درختان خرما و انگور پدید آوردیم که برای شما در آنها میوههای فراوانی است [که از فروش آنها زندگی خود را اداره میکنید] و [نیز] از آنها میخورید.
و [به وسیله آن] درختی را که از طور سینا بیرون میآید [پدید آوردیم] که برای خورندگان، روغن و نان خورشی میرویاند.
و به یقین برای شما در دامها عبرتی است، از شیری که در شکم آنهاست به شما مینوشانیم، و در آنها برای شما سودهای فراوانی است، و از [گوشت] آنها [نیز] میخورید.
و بر آنها و بر کشتیها حمل میشوید؛
و همانا نوح را به سوی قومش فرستادیم. پس گفت: ای قوم من! خدا را بپرستید که معبودی جز او برای شما نیست، پس آیا [از پرستش معبودان باطل] نمیپرهیزید؟
پس سران و اشراف قومش که کافر بودند، گفتند: این جز بشری مانند شما نیست که میخواهد بر شما برتری جوید، و اگر خدا میخواست [پیامبری بفرستد] قطعاً فرشتگانی [را به پیامبری] میفرستاد، ما این [سخنانی] را [که نوح میگوید] میان پدران پیشین خود نشنیدهایم.
او نیست جز مردی که [نوعی] دیوانگی در اوست؛ بنابراین نسبت به او تا مدتی منتظر بمانید [که بمیرد یا از دیوانگی رهایی یابد.]
[نوح] گفت: پروردگارا! مرا در برابر تکذیب آنان یاری ده.
پس به او وحی کردیم که زیر نظر ما و پیام ما کشتی بساز و هنگامی که فرمان ما به هلاکت آنان بیاید و آن تنور [از آب] فوران کند از هر گونهای [از حیوان] دو عدد [یکی نر و دیگری ماده] و نیز خانوادهات را وارد کشتی کن، جز افرادی از آنان که فرمان [عذاب] بر او گذشته [و درباره او قطعی شده] است، و درباره کسانی که [به سبب شرک و کفر] ستم ورزیدهاند، با من سخن مگوی، زیرا [همه] آنان بدون تردید غرقشدنیاند.
پس هنگامی که تو و آنان که با تو هستند، بر کشتی سوار شدید، به خاطر این نعمت بگو: همه ستایشها ویژه خداست که ما را از این گروه ستمپیشه نجات داد.
و بگو: پروردگارا! مرا در جایگاهی پرخیر و برکت فرود آور، که تو بهترین فرودآورندگانی.
همانا در این [سرگذشت] نشانههایی [از قدرت، رحمت و انتقام خدا] برای عبرت گیرندگان است؛ و یقیناً ما آزمایش کننده بندگانیم.
سپس بعد از آنان قومی دیگر را به وجود آوردیم.
و پیامبری از خودشان در میان آنان فرستادیم که خدا را بپرستید، شما را جز او معبودی نیست، آیا [از پرستش معبودان باطل] نمیپرهیزید؟
و از سران و اشراف قومش که کافر بودند و دیدار آخرت را تکذیب میکردند، و آنان را در زندگی دنیا از وسایل و ابزار مادی فراوانی برخوردار کرده بودیم، گفتند: این جز بشری مانند شما نیست که از آنچه شما میخورید میخورد، و از آنچه شما میآشامید میآشامد.
و بیتردید اگر بشری مانند خود را اطاعت کنید، یقیناً زیانکارید.
آیا به شما وعده میدهد هنگامی که از دنیا رفتید و خاک و استخوان شدید [زنده از گور] بیرونتان میآورند؟
[از عقل ما] دور است و بسیار دور است آنچه به شما وعده میدهند،
جز این زندگی دنیای ما [زندگی دیگری] وجود ندارد، همواره [گروهی] میمیریم و [گروهی دیگر] به دنیا میآییم، و ما پس از مرگ برانگیخته نخواهیم شد.
او نیست مگر مردی که بر خدا افترا بسته است؛ و ما باور کننده او نیستیم.
گفت: پروردگارا! مرا در برابر تکذیب آنان یاری ده.
خدا فرمود: همانا پس از اندک زمانی پشیمان میشوند.
پس فریاد مرگبار [عذاب] آنان را بر [پایه وعده به] حقِّ [ما] فرو گرفت، و آنان را چون خاشاک روی سیل قرار دادیم؛ پس قوم ستمکار [از رحمت خدا] دور باد.
سپس بعد از آنان قومی دیگر را به وجود آوردیم.
هیچ امتی از اجلِ [معینِ] خود نه پیش میافتد و نه پس میماند.
آن گاه پیامبران را پی در پی فرستادیم؛ هر زمان برای امتی پیامبرش میآمد او را تکذیب میکردند، و ما این [امت]ها را به دنبال یکدیگر هلاک میکردیم و آنان را [به صورت] سرگذشتها [برای عبرت دیگران] قرار دادیم؛ پس ملتی که ایمان نمیآورند از رحمت خدا دور باد.
سپس موسی و برادرش هارون را با معجزات و آیات خود و دلیلی روشن فرستادیم،
به سوی فرعون و سران و اشراف قومش، پس تکبّر ورزیدند؛ و آنان قومی برتریجو بودند.
و گفتند: آیا به دو بشری که مانند خودمان هستند ایمان بیاوریم در حالی که قوم [و قبیله] آن دو بردگان ما هستند؟
در نتیجه هر دو را تکذیب کردند و از هلاک شدگان شدند.
همانا ما به موسی کتاب دادیم، تا آنان هدایت شوند.
و پسر مریم و مادرش را نشانه [قدرت و رحمت خود] قرار دادیم و آن دو را در سرزمینی بلند که [دارای] جایگاهی مستقر [و امن] و آبی روان بود، جای دادیم.
ای پیامبران! از خوردنیهای پاکیزه بخورید و کار شایسته انجام دهید؛ مسلماً من به آنچه انجام میدهید، دانایم.
و بیتردید این [اسلام] آیینِ [حقیقی] شماست در حالی که آیینی یگانه است، و من پروردگار شمایم؛ بنابراین از من پروا کنید.
پس کار [آیین] خود را میان خویش قطعه قطعه کردند [و گروه گروه شدند]، در حالی که هر گروهی به آن [آیینی] که نزد آنان است خوشحال و شادمانند [که آیینشان بر حق است.]
پس آنان را در غرقاب گمراهی و جهالتشان تا هنگامی [که مرگشان فرا رسد] واگذار.
آیا گمان میکنند افزونی و گسترشی که به سبب مال و اولاد به آنان میدهیم،
در حقیقت میخواهیم در عطا کردن خیرات به آنان شتاب ورزیم؟ [چنین نیست] بلکه [آنان] درک نمیکنند [که ما میخواهیم با افزونی مال و اولاد، در تفرقه، طغیان، گمراهی و تیره بختی بیشتری فرو روند.]
یقیناً آنان که از بیم پروردگارشان هراسان و نگرانند،
و آنان که به آیات پروردگارشان ایمان میآورند.
و آنان که به پروردگارشان شرک نمیورزند.
و آنان که آنچه را [از زکات و دیگر انفاقات در راه خدا] میپردازند، و در حالی که دلهایشان از اینکه به سوی پروردگارشان [برای محاسبه دقیق] بازمیگردند، ترسان است.
اینانند که در کارهای خیر میشتابند، و در [انجام دادن] آن [از دیگران] پیشی میگیرند.
و هیچ کس را جز به اندازه گنجایش و توانش تکلیف نمیکنیم، و نزد ما کتابی [چون لوح محفوظ] است که [درباره همه امور آفرینش و نسبت به اعمال بندگان] به درستی و راستی سخن میگوید، و آنان [در پاداش و کیفر] مورد ستم قرار نمیگیرند.
[چنین نیست که کافران تکلیف را بیش از اندازه گنجایش و توان خود حس کنند] بلکه دلهایشان از این [حقیقت] در بیخبری عمیقی است، و برای آنان غیر از این [بیخبری] اعمالی [زشت و ناپسند] است که همواره آنها را انجام میدهند،
تا زمانی که عیّاشان و مرفّهان آنان را به عذاب بگیریم، ناگهان فریاد و ناله سر دهند و [به آوای بلند] استغاثه کنند.….
[به آنان گویند:] امروز فریاد و ناله سر ندهید؛ زیرا شما از سوی ما یاری نخواهید شد.….
همانا آیات من را بر شما میخواندند وشما به پشت سرتان به قهقرا برمیگشتید [تا آن را نشنوید!]
در حالی که به آن تکبّر میورزیدید [و در بزم] شبانه [خود درباره آن] هذیان میگفتید [و سخنان نامعقول به زبان میآوردید.] ….
آیا در این سخن [که وحی خداست] نیندیشیدند؟ یا مگر [برای اولین بار] کتابی برای آنان آمده است که برای پدران پیشین آنان نیامده بود؟….
یا مگر پیامبرشان را [از لحاظ حسب، نسب، درستی، امانت، اخلاق و کرامت] نشناختهاند که منکر او هستند؟….
یا میگویند: نوعی دیوانگی در اوست؟ [چنین نیست که این یاوه گویان به هم میبافند] بلکه او حق را برای آنان آورده است، و بیشترشان حق را خوش ندارند،
و اگر حق از هواهای نفس آنان پیروی میکرد، بیتردید آسمانها و زمین و هر که در آنهاست از هم میپاشید [و تباه میشد؛ چنین نیست که حق از هواهای نفس آنان پیروی کند] بلکه کتاب[ی را که مایه شرف و سربلندی] آنان [است] به آنان دادهایم، ولی آنان از مایه شرف و سربلندی خود روی گردانند.،
یا [مگر برای ادای وظیفهات] مزدی از آنان میخواهی [که پذیرش دعوتت برای آنان سنگین است؟] پس مزد پروردگارت بهتر است، و او بهترین روزی دهندگان است،
و مسلماً تو آنان را به راهی راست دعوت میکنی،
و بیتردید کسانی که به آخرت ایمان نمیآورند از [این] راه منحرفاند.….
و اگر به آنان رحم کنیم و آسیب و گزندی را که دچار آن هستند [از آنان] برطرف سازیم، باز هم سرگردان و متحیر در سرکشی و طغیانشان لجاجت میورزند.
همانا ما آنان را به بلاها و آسیبها[ی دنیایی] گرفتیم، ولی نه برای پروردگارشان فروتنی کردند و نه به پیشگاهش زاری میکنند،
تا هنگامی که دری از عذابی سخت به روی آنان بگشاییم، ناگهان در آن حال از همه چیز مأیوس و نومید میشوند؛
و اوست که برای شما گوش و دیده و دل پدید آورد، ولی اندکی سپاسگزاری میکنید،
و اوست که شما را در زمین آفرید و عاقبت به سوی او گردآوری میشوید،
و اوست که حیات میدهد و میمیراند و رفت و آمد شب و روز در سیطره خواست اوست، آیا نمیاندیشید؟
[نه اینکه نمیاندیشند] بلکه مانند همان [سخنان یاوه و بیمنطق] را گفتند که پیشینیان گفتند،
گفتند: [که] آیا زمانی که بمیریم و خاک و استخوان شویم حتماً برانگیخته میشویم؟
همانا این [برانگیخته شدن] را پیش از این به ما و پدرانمان وعده دادند [ولی] این جز افسانه خرافی پیشینیان نیست؛
بگو: اگر معرفت و شناخت دارید، بگویید: زمین و هر که در آن است از کیست؟
خواهند گفت: از خداست. بگو: با این حال آیا متذکّر نمیشوید؟
بگو: مالک آسمانهای هفتگانه و پروردگار عرش بزرگ کیست؟
خواهند گفت: [آنها هم] در سیطره مالکیّت خداست. بگو: آیا [از پرستش بتان] نمیپرهیزید؟
بگو: اگر معرفت و شناخت دارید [بگویید:] کیست که [حاکمیّت مطلق و] فرمانروایی همه چیز به دست اوست و او پناه دهد و برخلاف خواستهاش به کسی [از عذاب] پناه داده نمیشود.
خواهند گفت: [این ویژگیها] فقط برای خداست. بگو: پس چگونه [بازیچه] نیرنگ و افسون میشوید [و از راه خدا منحرفتان میکنند؟!]
چنین نیست [که آنان میگویند] بلکه ما حق را برای آنان آوردهایم، و بیتردید آنان دروغگویند.
خدا هیچ فرزندی برای خود نگرفته است، و هیچ معبودی با او نیست؛ [اگر جز خدا معبودی بود] در این صورت هر معبودی [برای آنکه به تنهایی و مستقل تدبیر امور کند] آفریدههای خود را با خود میبرد [و از مدار تصرف دیگر معبودان خارج میکرد] و بر یکدیگر برتری میجستند. منزّه و پاک است خدا از آنچه [او را به آن] وصف میکنند.
[همان] دانای نهان و آشکار؛ پس او از آنچه برایش شریک میگیرند، برتر است.
بگو: پروردگارا! اگر آن [عذابی] را که به آنان وعده میدهند، به من بنمایانی؛
پس پروردگارا! مرا در میان گروه ستمکاران قرار مده [و با آنان قرین عذاب مکن.]
و به یقین ما تواناییم آن عذابی که به آنان وعده میدهیم به تو بنمایانیم.
بدی را با بهترین شیوه دفع کن؛ ما به آنچه که [مشرکان به ناحق ما را به آن] وصف میکنند، داناتریم.
و بگو: پروردگارا! از وسوسههای شیطانها به تو پناه میآورم،
و پروردگارا! به تو پناه میآورم از اینکه [شیطانها] نزد من حاضر شوند.
[دشمنان حق از دشمنی خود بازنمیایستند] تا زمانی که یکی از آنان را مرگ در رسد، میگوید: پروردگارا! مرا [برای جبران گناهان و تقصیرهایی که از من سر زده به دنیا] بازگردان؛
امید است در [برابر] آنچه [از عمر، مال و ثروت در دنیا] واگذاشتهام کار شایستهای انجام دهم. [به او میگویند:] این چنین نیست [که میگویی] بدون تردید این سخنی بیفایده است که او گوینده آن است، و پیش رویشان برزخی است تا روزی که برانگیخته میشوند.
پس هنگامی که در صور دمیده شود، در آن روز نه میانشان خویشاوندی و نسبی وجود خواهد داشت و نه از اوضاع و احوال یکدیگر میپرسند؛
پس کسانی که اعمال وزن شده آنان سنگین [و باارزش] است، همانانند که رستگارند.
و کسانی که اعمال وزن شده آنان سبک [و بیارزش] است، همانانند که سرمایه وجودشان را از دست داده و در دوزخ جاودانهاند.
آتش [همواره] صورتهایشان را میسوزاند، و آنان در آنجا [از شدت سوختگی] زشت رویانی بد منظرند!
[خدا به آنان میگوید:] آیا آیات من بر شما خوانده نمیشد و شما [همواره] آنها را تکذیب میکردید؟
میگویند: پروردگارا! تیره بختی و شقاوت ما بر ما چیره شد، و ما گروهی گمراه بودیم.
پروردگارا! ما را از دوزخ بیرون آر، پس اگر [به بدیها و گمراهیها] بازگشتیم، بیتردید ستمکار خواهیم بود.
[خدا] میگوید: [ای سگان!] در دوزخ گم شوید و با من سخن مگویید!
[به یاد دارید که] گروهی از بندگان من بودند که میگفتند: پروردگارا! ما ایمان آوردیم، پس ما را بیامرز و به ما رحم کن که تو بهترین رحمکنندگانی.
ولی شما آنان را به مسخره گرفتید، تا [دل مشغولی شما به مسخره آنان] یاد مرا از خاطرتان برد، و شما همواره به [ایمان، عمل و دعاهای] آنان میخندیدید!!
من امروز آنان را در برابر صبری که [نسبت به مسخره و خنده شما] کردند پاداش دادم که همه آنان کامیابند.
[خدا] میگوید: از جهت شمار سالها چه مدت در زمین درنگ داشتید؟
میگویند: روزی یا بخشی از روزی، ولی [ای پرسنده!] از شمارندگان [پیشگاه خود] بپرس.
[خدا] میگوید: اگر معرفت و شناخت میداشتید [میدانستید که] جز اندکی درنگ نکردهاید،
آیا پنداشتهاید که شما را بیهوده و عبث آفریدیم، و اینکه به سوی ما بازگردانده نمیشوید؟
پس برتر است خدا آن فرمانروای حق [از آنکه کارش بیهوده و عبث باشد]، هیچ معبودی جز او نیست، [او] پروردگار عرش نیکو و باارزش است.
و هر کس با خدا معبود دیگری بپرستد [که] هیچ دلیلی بر حقّانیّت آن ندارد، حسابش فقط نزد پروردگار اوست؛ بدون تردید کافران، رستگار نمیشوند.
و بگو: پروردگارا! [مرا] بیامرز و [بر من] رحم کن و تو بهترین رحمکنندگانی.
[این] سورهای است که آن را [از اُفق دانش خود] فرود آوردیم و [اجرای احکام و معارف آن را] لازم و واجب نمودیم و در آن آیاتی روشن نازل کردیم، تا متذکّر و هوشیار شوید.
به زن زناکار و مرد زناکار صد تازیانه بزنید، و اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید، نباید شما را در [اجرای] دین خدا درباره آن دو نفر دلسوزی و مهربانی بگیرد، و باید گروهی از مؤمنان، شاهد مجازات آن دو نفر باشند.
مرد زناکار نباید جز با زن زناکار یا مشرک ازدواج کند، و زن زناکار نباید جز با مرد زناکار یا مشرک ازدواج نماید، و این [ازدواج] بر مؤمنان حرام شده است.
و کسانی که زنان عفیفه پاکدامن را به زنا متهم میکنند، سپس چهار شاهد نمیآورند، پس به آنان هشتاد تازیانه بزنید، و هرگز شهادتی را از آنان نپذیرید، و اینانند که در حقیقت فاسقاند.
مگر کسانی که بعد از آن توبه کنند و مفاسد خود را اصلاح نمایند که بدون تردید خدا [نسبت به آنان] بسیار آمرزنده و مهربان است.
و کسانی که همسران خود را متهم به زنا میکنند و بر آنان شاهدانی جز خودشان نباشد، پس هر کدام از آن شوهران [برای اثبات اتهامش] باید چهار بار شهادت دهد که سوگند به خدا، او [درباره همسرش] در این زمینه قطعاً راست میگوید،
و [شهادت] پنجم این است که [بگوید:] لعنت خدا بر او باد اگر [در این اتهام بستن] دروغگو باشد؛
و مجازات را از آن زنی که مورد اتهام قرار گرفته دفع میکند اینکه چهار بار شهادت دهد که سوگند به خدا، آن مرد دروغگوست،
و [شهادت] پنجم این است که [بگوید:] خشم خدا بر او باد اگر [آن مرد در این اتهام بستن] راستگو باشد.
و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، و اینکه خدا بسیار توبه پذیر و حکیم است [به کیفرهای بسیار سختی دچار میشدید.]
به یقین کسانی که آن تهمت [بزرگ] را [درباره یکی از همسران پیامبر به میان] آوردند، گروهی [هم دست و هم فکر] از [میان] خود شما بودند، آن را برای خود شرّی مپندارید، بلکه آن برای شما خیر است، برای هر مردی از آنان کیفری به میزان گناهی است که مرتکب شده، و آن کس که بخش عمده آن را بر عهده گرفته است، برایش عذابی بزرگ است.
چرا هنگامی که آن [تهمت بزرگ] را شنیدید، مردان و زنان مؤمن به خودشان گمان نیک نبردند [که این تهمت کار اهل ایمان نیست] و نگفتند: این تهمتی آشکار [از سوی منافقان] است؟! [که میخواهند در میان اهل ایمان فتنه و آشوب و بدبینی ایجاد کنند]
چرا بر آن تهمت، چهار شاهد نیاوردند؟ و چون شاهدان را نیاوردند، پس خود آنان نزد خدا محکوم به دروغگوییاند؛
و اگر فضل و رحمت خدا در دنیا و آخرت بر شما نبود، به یقین به خاطر آن تهمت بزرگی که در آن وارد شدید، عذابی بزرگ به شما میرسید.
چون [که آن تهمت بزرگ را] زبان به زبان از یکدیگر میگرفتید و با دهانهایتان چیزی میگفتید که هیچ معرفت و شناختی به آن نداشتید و آن را [عملی] ناچیز و سبک میپنداشتید و در حالی که نزد خدا بزرگ بود.
و چرا وقتی که آن را شنیدید نگفتید: ما را نسزد [و هیچ جایز نیست] که به این تهمت بزرگ زبان بگشاییم، شگفتا! این بهتانی بزرگ است.
خدا شما را اندرز میدهد که اگر ایمان دارید، هرگز مانند آن را [در حقّ کسی] تکرار نکنید.
و خدا آیات [خود] را برای شما بیان میکند، و خدا دانا و حکیم است.
کسانی که دوست دارند کارهای بسیار زشت [مانند آن تهمت بزرگ] در میان اهل ایمان شایع شود، در دنیا و آخرت عذابی دردناک خواهند داشت، و خدا [آنان را] میشناسد و شما نمیشناسید.
و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، و اینکه خدا رؤوف و مهربان است [به کیفرهای بسیار سختی دچار میشدید.]
ای مؤمنان! از گامهای شیطان پیروی نکنید؛ و هر که از گامهای شیطان پیروی کند [هلاک میشود] زیرا شیطان به کار بسیار زشت و عمل ناپسند فرمان میدهد؛ و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، هرگز احدی از شما [از عقاید باطل و اعمال و اخلاق ناپسند] پاک نمیشد، ولی خدا هر که را بخواهد پاک میکند؛ و خدا شنوا و داناست.
و از میان شما کسانی که دارندگان ثروت و گشایش مالی هستند، نباید سوگند یاد کنند که از انفاق مال به خویشاوندان و تهی دستان و مهاجرانِ در راه خدا دریغ ورزند، و باید [بدی آنان را که برای شما مؤمنان توانگر سبب خودداری از انفاق شده] عفو کنند و از مجازات درگذرند؛ آیا دوست نمیدارید خدا شما را بیامرزد؟ [اگر دوست دارید، پس شما هم دیگران را مورد عفو و گذشت قرار دهید]؛ و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
بی تردید کسانی که زنان عفیفه پاکدامن باایمان را [که از شدت ایمان از بیعفتی و گناه بیخبرند] متهم به زنا کنند، در دنیا و آخرت لعنت میشوند، و برای آنان عذابی برزگ است.
[در] روزی که زبانها و دستها و پاهایشان بر ضد آنان به گناهانی که همواره انجام میدادند، شهادت دهند.
در آن روز خدا کیفر به حق آنان را به طور کامل میدهد، و خواهند دانست که خدا همان حقّ آشکار است.
زنان پلید برای مردان پلید و مردان پلید برای زنان پلیدند، و زنان پاک برای مردان پاک و مردان پاک برای زنان پاکاند، این پاکان از سخنان ناروایی که [تهمت زنندگان] درباره آنان میگویند، مبرّا و پاک هستند، برای آنان آمرزش و رزق نیکویی است.
ای اهل ایمان! به خانههایی غیر از خانههای خودتان وارد نشوید تا آنکه اجازه بگیرید، و بر اهل آنها سلام کنید، [رعایت] این [امور اخلاقی] برای شما بهتر است، باشد که متذکّر شوید.
نهایتاً اگر کسی را در آنها نیافتید، پس وارد آن نشوید تا به شما اجازه دهند، و اگر به شما گویند: برگردید، پس برگردید که این برای شما پاکیزهتر است، و خدا به آنچه انجام میدهید، داناست.
و بر شما گناهی نیست که به خانههای غیر مسکونی که در آنها کالا و متاع و سودی دارید وارد شوید، و خدا آنچه را آشکار میکنید و آنچه را پنهان میدارید، میداند.
به مردان مؤمن بگو: چشمان خود را [از آنچه حرام است مانند دیدن زنان نامحرم و عورت دیگران] فرو بندند، و شرمگاه خود را حفظ کنند، این برای آنان پاکیزهتر است، قطعاً خدا به کارهایی که انجام میدهند، آگاه است.
و به زنان باایمان بگو: چشمان خود را از آنچه حرام است فرو بندند، و شرمگاه خود را حفظ کنند، و زینت خود را [مانند لباسهای زیبا، گوشواره و گردن بند] مگر مقداری که [طبیعتاً مانند انگشتر و حنا و سرمه، بر دست و صورت] پیداست [در برابر کسی] آشکار نکنند، و [برای پوشاندن گردن و سینه] مقنعههای خود را به روی گریبانهایشان بیندازند، و زینت خود را آشکار نکنند مگر برای شوهرانشان، یا پدرانشان، یا پدران شوهرانشان، یا پسرانشان، یا پسران شوهرانشان، یا برادرانشان، یا پسران برادرانشان، یا پسران خواهرانشان، یا زنان [هم کیش خود]شان، یا بردگان زر خریدشان، یا خدمتکارانشان از مردانی که ساده لوح و کم عقلاند و نیاز شهوانی حس نمیکنند، یا کودکانی که [به سنّ تمیز دادن خوب و بد نسبت به امیال جنسی] نرسیدهاند. و زنان نباید پاهایشان را [هنگام راه رفتن آن گونه] به زمین بزنند تا آنچه از زینتهایشان پنهان میدارند [به وسیله نامحرمان] شناخته شود. و [شما] ای مؤمنان! همگی به سوی خدا بازگردید تا رستگار شوید.
[مردان و زنان] بیهمسران و غلامان و کنیزان شایسته خود را همسر دهید؛ اگر تهیدستاند، خدا آنان را از فضل خود بینیاز میکند؛ و خدا بسیار عطا کننده و داناست.
و کسانی که [وسیله] ازدواجی نمییابند باید پاکدامنی پیشه کنند تا خدا آنان را از فضل خود توانگرشان سازد. و کسانی از بردگانتان که درخواست نوشتن قرارداد [برای فعالیت اقتصادی و پرداخت مبلغی به مالک خود برای آزاد شدن] دارند، اگر در آنان [برای عقد این قرارداد] شایستگی سراغ دارید با آنان قرارداد ببندید، و چیزی از مال خدا را که به شما عطا کرده است به آنان بدهید، و کنیزان خود را که میخواهند پاکدامن باشند، برای به دست آوردن متاع ناچیز و زودگذر زندگی دنیا به زنا وادار مکنید، و هر که آنان را وادار [به زنا] کند، به یقین خدا پس از مجبور شدنشان [نسبت به آنان] بسیار آمرزنده و مهربان است.
و بیتردید آیاتی روشن و سرگذشتی از آنان که پیش از شما درگذشتند و پندی برای پرهیزکاران به سوی شما نازل کردیم.
خدا نور آسمانها و زمین است؛ وصف نورش مانند چراغدانی است که در آن، چراغ پر فروغی است، و آن چراغ در میان قندیل بلورینی است، که آن قندیل بلورین گویی ستاره تابانی است، [و آن چراغ] از [روغن] درخت زیتونی پربرکت که نه شرقی است و نه غربی افروخته میشود، [و] روغن آن [از پاکی و صافی] نزدیک است روشنی بدهد گرچه آتشی به آن نرسیده باشد، نوری است بر فراز نوری؛ خدا هر کس را بخواهد به سوی نور خود هدایت میکند، و خدا برای مردم مثلها میزند [تا حقایق را بفهمند] و خدا به همه چیز داناست.
[این نور] در خانههایی است که خدا اذن داده [شأن و منزلت و قدر و عظمت آنها] رفعت یابند و نامش در آنها ذکر شود، همواره در آن خانهها صبح و شام او را تسبیح میگویند.
مردانی که تجارت و داد و ستد آنان را از یاد خدا و برپا داشتن نماز و پرداخت زکات بازنمیدارد، [و] پیوسته از روزی که دلها و دیدهها در آن زیر و رو میشود، میترسند.
[این گونه عمل میکنند] تا خدا آنان را بر [پایه] نیکوترین عملی که انجام دادهاند پاداش دهد، و از فضلش برای آنان بیفزاید، خدا به هر که بخواهد بیحساب روزی میدهد.
و کافران اعمالشان مانند سرابی در بیابانی مسطّح و صاف است که تشنه، آن را [از دور] آب میپندارد، تا وقتی که به آن رسد آن را چیزی نیابد، و خدا را نزد اعمالش مییابد که حسابش را کامل و تمام میدهد، و خدا حسابرسی سریع است.
یا [اعمالشان] مانند تاریکیهایی است در دریایی بسیار عمیق که همواره موجی آن را میپوشاند، و بالای آن موجی دیگر است، و بر فراز آن ابری است، تاریکیهایی است برخی بالای برخی دیگر؛ [مبتلای این امواج و تاریکیها] هرگاه دستش را بیرون آورد، بعید است آن را ببیند. و کسی که خدا نوری برای او قرار نداده است، برای او هیچ نوری نیست.
آیا ندانستهای که هرکه در آسمانها و زمین است و پرندگان بال گشوده، خدا را تسبیح میگویند؟ به یقین هریک نماز و تسبیح خود را میداند؛ و خدا به آنچه انجام میدهند داناست.
و مالکیّت و فرمانروایی آسمانها و زمین فقط در سیطره خداست، و بازگشت همه به سوی خداست.
آیا ندانستهای که خدا ابری را [به آرامی] میراند، آن گاه میان [اجزای] آن پیوند برقرار میکند، سپس آن را انبوه و متراکم میسازد، پس میبینی که باران از لابلای آن بیرون میآید، و از آسمان از کوههایی که در آن ابر یخ زده است، تگرگی فرو میریزد، پس آسیب آن را به هر که بخواهد میرساند، و از هر که بخواهد برطرف میکند، نزدیک است درخشندگی برقش دیدهها را کور کند.
خدا شب و روز را [دگرگون و] جابجا میکند؛ مسلماً در این دگرگونی و جابجایی عبرتی برای صاحبان بصیرت است.
و خدا هر جنبدهای را از آبی [که به صورت نطفه بود] آفرید، پس گروهی از آنها بر شکمشان راه میروند، و برخی از آنها به روی دو پا حرکت میکنند، و بعضی از آنها به روی چهار پا راه میروند. خدا آنچه را بخواهد میآفریند؛ مسلماً خدا بر هر کاری تواناست.
همانا آیاتی روشن نازل کردیم؛ و خدا هر که را بخواهد به راهی راست راهنمایی میکند.
و میگویند: به خدا و این پیامبر ایمان آوردیم و اطاعت کردیم، سپس گروهی از آنان پس از این [اعتراف] روی میگردانند، و اینان مؤمن [واقعی] نیستند.
و زمانی که آنان را به سوی خدا و پیامبرش میخوانند تا [نسبت به اختلافاتی که دارند] میانشان داوری کند، ناگهان گروهی از آنان روی گردان میشوند.
ولی اگر [بفهمند که] داوری حق به سود آنان میباشد، مطیعانه به سوی آن آیند.
آیا در دلهایشان بیماری [نفاق] است یا [در دین خدا] شک کردهاند یا میترسند که خدا و پیامبرش بر آنان ستم کند؟ [چنین نیست] بلکه اینان خود ستمکارند.
گفتار مؤمنان هنگامی که آنان را به سوی خدا و پیامبرش میخوانند تا میانشان داوری کند، فقط این است که میگویند: شنیدیم و اطاعت کردیم و اینانند که رستگارند.
و کسانی که از خدا و پیامبرش اطاعت کنند و از خدا بترسند و از او پروا نمایند، پس آنان همان کامیابانند.
و با سختترین سوگندهایشان به خدا سوگند خوردند که اگر به آنان [برای بیرون رفتن به سوی جهاد] فرمان دهی حتماً بیرون میروند، بگو: سوگند نخورید، [آنچه بر شما واجب است] اطاعت پسندیده است [نه سوگند]، به یقین خدا به آنچه انجام میدهید، آگاه است.
بگو: خدا را [در همه امور] اطاعت کنید و این پیامبر را نیز اطاعت کنید؛ پس اگر روی بگردانید [زیانی متوجه پیامبر نمیشود، زیرا] بر او فقط آن [مسؤولیتی] است که بر عهدهاش نهاده شده و بر شما هم آن [مسؤولیتی] است که بر عهده شما نهاده شده است. و اگر او را اطاعت کنید هدایت مییابید. و بر عهده این پیامبر جز رساندن آشکار [پیام وحی] نیست.
خدا به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند، وعده داده است که حتماً آنان را در زمین جانشین [دیگران] کند، همان گونه که پیشینیان آنان را جانشین [دیگران] کرد، و قطعاً دینشان را که برای آنان پسندیده به سودشان استوار و محکم نماید، و یقیناً ترس و بیمشان را تبدیل به امنیت کند، [تا جایی که] فقط مرا بپرستند [و] هیچ چیزی را شریک من نگیرند. و آنان که پس از این نعمتهای ویژه ناسپاسی ورزند [در حقیقت] فاسقاند.
و نماز را برپا دارید و زکات را بپردازید، و این پیامبر را اطاعت کنید تا مورد رحمت قرار گیرید.
گمان مکن کسانی که کافر شدند [برای آنان میسر است که] عاجز کننده [خدا] در زمین باشند [تا بتوانند از دسترس قدرت او بیرون روند]؛ و جایگاهشان آتش است، و بد جایگاهی است.
ای اهل ایمان! باید بردگانتان و کسانی از شما که به مرز بلوغ نرسیدهاند [هنگام ورود به خلوت خانه شخصی شما] سه بار [در سه زمان] از شما اجازه بگیرند، پیش از نماز صبح، و هنگام [استراحت] نیم روز که جامههایتان را کنار مینهید، و پس از نماز عشا؛ [این زمانها] سه زمان خلوت شماست، بعد از این سه زمان بر شما و آنان گناهی نیست [که بدون اجازه وارد شوند؛ زیرا آنان] همواره نزد شما در رفت و آمدند و با یکدیگر نشست و برخاست دارید. این گونه خدا آیاتش را برای شما بیان میکند، و خدا دانا و حکیم است.
و هنگامی که کودکان شما به مرز بلوغ رسیدند، باید [برای ورود به خلوت خانه شخصی شما] اجازه بگیرند، همان گونه که کسانی که پیش از آنان [به مرز بلوغ رسیده بودند] اجازه میگرفتند. خدا این گونه آیاتش را برای شما بیان میکند؛ و خدا دانا و حکیم است.
و بر زنان از کار افتادهای که امید ازدواجی ندارند، گناهی نیست که حجاب و روپوش خود را کنار بگذارند، در صورتی که با زیور و آرایش خویش قصد خودآرایی نداشته باشند. و پاکدامنی برای آنان بهتر است؛ و خدا شنوا و داناست.
بر نابینا و لنگ و بیمار و خود شما گناهی نیست که [بدون هیچ اجازهای از خانههایی که ذکر میشود، غذا] بخورید: از خانههای خودتان، یا خانههای پدرانتان، یا خانههای مادرانتان یا خانههای برادرانتان، یا خانههای خواهرانتان، یا خانههای عموهایتان، یا خانههای عمّههایتان، یا خانههای داییهایتان، یا خانههای خالههایتان، یا خانههایی که کلیدهایشان در اختیار شماست، یا خانههای دوستانتان؛ بر شما گناهی نیست که [با دیگر اعضای خانواده خود] دسته جمعی یا جدا جدا غذا بخورید. پس هرگاه به خانههایی [که ذکر شد] وارد شدید، بر خودتان سلام کنید که درودی است از سوی خدا [درودی] پربرکت و پاکیزه، خدا این گونه آیات را برای شما بیان میکند تا بیندیشید.
مؤمنان فقط آنانند که به خدا و پیامبرش ایمان آوردهاند، و هنگامی که بر سر کار مهمی [که طبیعتاً مردم را گرد هم میآورد] با پیامبر باشند تا از او اجازه نگیرند [از نزد او] نمیروند. به راستی کسانی که [برای رفتن] از تو اجازه میگیرند، آنانند که به خدا و پیامبرش ایمان دارند. پس هنگامی که برای برخی از کارهایشان از تو اجازه میخواهند، به هر کدام از آنان که خواستی اجازه بده و از خدا برای آنان آمرزش بخواه؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
دعوت پیامبر را [به ایمان، عمل صالح و امور اجتماعی] در میان خود مانند دعوت بعضی از شما از بعضی دیگر قرار ندهید، خدا کسانی از شما را که برای [بیاعتنایی به دعوت پیامبر] با پنهان شدن پشت سر دیگران آهسته از نزد او بیرون میروند میشناسد. پس باید کسانی که از فرمانش سرپیچی میکنند، برحذر باشند از اینکه بلایی [در دنیا] یا عذابی دردناک [در آخرت] به ایشان رسد.
آگاه باشید! که آنچه در آسمانها و زمین است فقط در سیطره مالکیّت و فرمانروایی خداست. به یقین آنچه را که شما [از حالات، اعمال و خواستهها] بر آن هستید میداند، و روزی را که [برای حسابرسی] به سوی او باز گردانده میشوند، پس آنان را به آنچه انجام دادهاند، آگاه میکند و خدا به همه چیز داناست.
همیشه سودمند و با برکت است آنکه فرقان را [که قرآن جدا کننده حق از باطل است] به تدریج بر بندهاش نازل کرد، تا برای جهانیان بیم دهنده باشد.
همان که فرمانروایی آسمانها و زمین فقط در سیطره اوست و فرزندی برای خود نگرفته است و در فرمانروایی شریکی ندارد و هر چیزی را آفریده و آن را به اندازه قرار داده، اندازهای درست و دقیق.
و [مشرکان] به جای او معبودانی اختیار کردهاند که چیزی را نمیآفرینند و خود آفریده میشوند، و برای خودشان مالک زیان و سودی نیستند، و قدرت و تسلطی بر مرگ و حیات و برانگیختن پس از مرگ ندارند،
و کافران گفتند: این [قرآن] چیزی نیست جز دروغی که [پیامبر] آن را از پیش خود ساخته و دیگران او را بر ساختن آن یاری دادهاند، بیتردید [با این نسبت ناروا] مرتکب ستمی سنگین و دروغی بزرگ [و تهمتی زشت] شدهاند.
و گفتند: افسانههای مکتوب پیشینیان است که نوشتن [از روی] آنها را از [نویسندگان] درخواست کرده است و آن [نوشته]ها هر صبح و شام بر او خوانده میشود [تا حفظ کند و بر ما بخواند و بگوید: این وحی آسمانی است!!]
بگو: آن را کسی نازل کرده است که همه نهانها را در آسمانها و زمین میداند، همانا او همواره بسیار آمرزنده و مهربان است.
و گفتند: این چه پیامبری است که غذا میخورد و در بازارها راه میرود؟ چرا فرشتهای به سوی او نازل نشده که همراه او بیم دهنده باشد؟
یا [چرا] گنجی به سوی او افکنده نمیشود؟ یا باغی برای او نمیباشد که از [میوههای] آن بهرهمند شود؟ و ستمکاران گفتند: [ای مردم!] شما جز مردی جادو شده را پیروی نمیکنید!!
بنگر که چگونه [و برپایه چه امور نامعقولی] اوصافی برای تو بیان کردند، پس [به سبب لجاجت، تکبّر، دشمنی و تعصّب] گمراه شدند و نمیتوانند راهی [به سوی حق] بیابند.
همیشه سودمند و بابرکت است آنکه اگر بخواهد بهتر از آن را [در دنیا] برای تو قرار میدهد، بوستانهایی که از زیرِ [درختانِ] آن نهرها جاری باشد، و قصرهایی [استوار و مجلّل] برای تو مقرّر مینماید.
[همه این مطالب و خواستههای نامعقول بهانه است] بلکه آنان قیامت را تکذیب کردهاند [و به این سبب نبوّت تو را باور نمیکنند] و ما برای آنان که قیامت را تکذیب کنند، آتشی سوزان آماده کردهایم.
که وقتی [آن آتش سوزان] آنان را از مکانی دور ببیند، از آن [نعره] خشم و خروشی هولناک بشنوند،
و هنگامی که آنان را در حالی که با غل و زنجیر به هم بسته شدهاند در مکانی تنگ از آن آتش سوزان بیفکنند، در آنجا فریاد مرگ خواهی سر دهند.
[به آنان میگویند:] امروز یک بار درخواست مرگ نکنید، بلکه بسیار درخواست مرگ کنید.
بگو: آیا این [آتش سوزان] بهتر است یا بهشت جاودانی که به پرهیزکاران وعده دادهاند که پاداش و بازگشت گاه آنان است؟
در آنجا هر چه بخواهند در حالی که جاودانهاند برای آنان فراهم است، این بر عهده پروردگارت وعدهای است درخواست شده [و مورد انتظار اهل ایمان از خدای بخشنده و کریم.]
و [یاد کن] روزی را که آنان را با معبودانی که به جای خدا میپرستیدند، محشور میکند، پس [به آن معبودان] میگوید: آیا شما این بندگان مرا گمراه کردید، یا خودشان راه را گم کردند؟
پاسخ میدهند: شگفتا! سزاوار ما نبود که در برابر تو دوستان و پیروانی برای [پرستش] خود بگیریم، ولی تو اینان و پدرانشان را [از نعمتها] برخوردار کردی [و آنان به جای شکر نعمتها چنان در شهوات غرق شدند] تا آنکه یاد تو را فراموش کردند و گروهی هلاکت یافته شدند.
[خدا میگوید: این معبودان شما] گفته شما را که میگفتید [اینان به جای خدا معبودان ما هستند] تکذیب کردند، اکنون نه میتوانید [عذاب را ازخود] دفع کنید، و نه میتوانید [برای خود یاور و] یاری بیابید. و هر که از شما [در این دنیا] ستم کند، در قیامت عذابی بزرگ به او میچشانیم.
و ما پیش از تو هیچ یک از پیامبران را نفرستادیم مگر آنکه آنان هم غذا میخوردند و در بازارها راه میرفتند، و ما برخی از شما را [وسیله] آزمایش برخی دیگر قرار دادیم [توانگر را به تهیدست وتهیدست را به توانگر، بیمار را به تندرست و تندرست را به بیمار، پیامبر را به امت و امت را به پیامبر]. آیا [نسبت به اجرای احکام الهی و تکالیف و مسؤولیتها] شکیبایی میورزید؟ و پروردگارت همواره [به احوال و اعمال همه] بیناست.
و آنان که به دیدار [قیامت و محاسبه اعمال به وسیله] ما امید ندارند، گفتند: چرا بر ما فرشتگانی نازل نشد، یا [چرا] پروردگارمان را نمیبینیم؟ به راستی که خودشان را در درون خود بزرگ شمردند و دچار سرکشی بزرگی شدند.
روزی که آنان فرشتگان را میبینند، آن روز برای مجرمان بشارتی نیست؛ و آنان [به فرشتگان] میگویند: [از شما درخواست داریم که ما را] امان دهید [و آسیب وگزند عذاب را از ما] مانع شوید.
و ما به [بررسی و حسابرسی] هر عملی که [به عنوان عمل خیر] انجام دادهاند، میپردازیم، پس همه آنها را غباری پراکنده میسازیم.
اهل بهشت در آن روز، قرارگاهشان بهتر و استراحت گاهشان نیکوتر است.
و [یاد کن] روزی را که آسمان به سبب ابری [که بر فراز آن است] میشکافد و فرشتگان به تدریج [به صورتی ویژه] فرستاده شوند.
در آن روز فرمانروایی مطلق برای [خدای] رحمان ثابت است، و بر کافران روزی بسیار دشوار است،
و روزی که ستمکار، دو دست خود را [از شدت اندوه و حسرت به دندان] میگزد [و] میگوید: ای کاش همراه این پیامبر راهی به سوی حق برمیگرفتم،
ای وای، کاش من فلانی را [که سبب بدبختی من شد] به دوستی نمیگرفتم،
بی تردید مرا از قرآن پس از آنکه برایم آمد گمراه کرد. و شیطان همواره انسان را [پس از گمراه کردنش تنها و غریب در وادی هلاکت] وامیگذارد؛
و پیامبر [درقیامت] میگوید: پروردگارا! همانا قوم من این قرآن را متروک گذاشتند!
و ما این گونه برای هر پیامبری دشمنانی از مجرمان قرار دادیم، و کافی است که پروردگارت [برای تو] راهنما و یاری دهنده باشد.
و کافران گفتند: چرا قرآن یک باره بر او نازل نشد؟ این گونه [قرآن را به تدریج نازل میکنیم] تا قلب تو را به آن استوار سازیم، و آن را بر تو با مهلت و آرامی خواندیم.
و [دشمنان] هیچ وصف و سخن باطلی بر ضد تو نمیآورند، مگر آنکه ما حق را و نیکوترین تفسیر را [برای در هم شکستن آن] برای تو میآوریم.
همانان که [در قیامت] به رو در افتاده به سوی دوزخ محشور میشوند، آنان بدترین جایگاه را دارند، و گمراهترین مردماند.
و به راستی به موسی کتاب دادیم، و برادرش هارون را همراه او دستیار و کمک قرار دادیم.
پس گفتیم: هر دو به سوی گروهی که آیات ما را تکذیب کردند، بروید. [آن گروه در برابر حق لجاجت و تکبّر ورزیدند] در نتیجه آنان را به شدت درهم کوبیده و هلاک کردیم.
و قوم نوح را هنگامی که پیامبران را تکذیب کردند، غرق کردیم، و آنان را برای مردم نشانهای [عبرت آموز] قرار دادیم، و برای ستمکاران عذابی دردناک آماده کردهایم.
و قوم عاد و ثمود و اهل رسّ و اقوام بسیاری را [نیز که] در [فاصله] میان آن [قوم نوح و اهل رسّ بودند، هلاک کردیم.]
و برای هر یک [به جهت هدایتشان] سرگذشتهای عبرت آموز بیان کردیم، و [چون هدایت نیافتند] هر یک را به شدت در هم شکستیم وهلاک کردیم.
یقیناً مشرکان مکه بر شهری که [محل زندگی قوم لوط بود و] بر آن باران عذاب باریده شد، گذر کردهاند، پس آیا آنجا را ندیدهاند؟ [چرا! دیدهاند] ولی [عبرت نگرفتهاند، چون] برانگیخته شدن [مردگان] را [برای رسیدن به پاداش اعمال] امید و انتظار ندارند.
و هنگامی که تو را میبینند جز به مسخرهات نمیگیرند [و میگویند:] آیا این است آنکه خدا او را به پیامبری برانگیخته است؟!
اگر ما بر پرستش بتهایمان ایستادگی نمیکردیم، نزدیک بود ما را از پرستش آنها منحرف کند. سپس وقتی که عذاب را میبینند خواهند دانست که چه کسی گمراهتر است.
آیا کسی که هوای [نفسش] را معبود خود گرفته دیدی؟ آیا تو میتوانی کارساز ونگهبان او باشی [که او را به میل خود به راه راست هدایت کنی؟]
آیا گمان میکنی بیشتر آنان [سخن حق را] میشنوند، یا [در حقایق] میاندیشند؟ آنان جز مانند چهارپایان نیستند بلکه آنان گمراه ترند!
آیا به [قدرت و حکمت] پروردگارت ننگریستی که چگونه سایه را امتداد داد و گستراند؟ و اگر میخواست آن را ساکن و ثابت میکرد، آن گاه خورشید را برای [شناختن] آن سایه، راهنما[ی انسانها] قرار دادیم.
سپس آن را [با بلند شدن آفتاب] اندک اندک به سوی خود بازمیگیریم.
و اوست که شب را برای شما پوشش، و خواب را مایه استراحت و آرامش، و روز را [زمان] پراکنده شدن [جهت فعالیت و کوشش] قرار داد.
و اوست که بادها را پیشاپیش [باران] رحمتش به عنوان مژده دهنده باران فرستاد، و از آسمان آبی پاک و پاک کننده نازل کردیم.
تا به وسیله آن سرزمینی مرده را زنده کنیم و آن را به آفریدههای خود از دامها ومردمان بسیار بنوشانیم.
ما باران را میان آنان [از منطقهای به منطقه دیگر] گرداندیم تا متذکّر [قدرت و رحمت من] شوند، ولی بیشتر مردم جز به ناسپاسی و کفران رضایت ندادند.
و اگر میخواستیم حتماً در هر شهری [پیامبری] بیم دهنده مبعوث میکردیم [ولی به سبب کمال و جامعیّت، پیامبری را به تو ختم کردیم.]
پس کافران را [که انتظار دارند از ابلاغ وحی باز ایستی،] فرمان مبر و به وسیله این [قرآن] با آنان جهاد[ی فرهنگی و تبلیغی] کن.
و اوست که دو دریا را به هم آمیخت، این خوش طعم و گوارا، و این شور و تلخ است، ومیان آن دو مانع و حایل و سدّی نفوذناپذیر واستوار قرار داد [تا به هم مخلوط نشوند.]
و اوست که از آب، بشری آفرید و او را دارای [دو نوع پیوند] نسبی و سببی کرد؛ و پروردگارت همواره تواناست.
و به جای خدا چیزهایی میپرستند که نه سودشان میدهد ونه زیانشان میرساند؛ و کافر همواره بر ضد پروردگارش پشتیبان و یار [شیطان] است.
تو را جز مژده رسان و بیم دهنده نفرستادیم.
بگو: من از شما [در برابر تبلیغ دین هیچ] پاداشی نمیخواهم، جز اینکه هر که بخواهد [میتواند از برکت هدایت من] راهی به سوی پروردگارش بگیرد.
و بر آن زندهای که هرگز نمیمیرد توکل کن، و او را همراه با ستایش تسبیح گوی، و کافی است که او به گناهان بندگانش آگاه باشد.
همان که آسمانها و زمین و آنچه را میان آنهاست در شش روز آفرید، آن گاه بر تخت فرمانروایی و تدبیر امور آفرینش چیره و مسلط شد، او رحمان است پس [ای انسان! درباره خدا و کیفیت آفرینش جهان هستی] از خبیر آگاهی بپرس.
و هنگامی که به آنان گویند: برای رحمان سجده کنید، میگویند: رحمان چیست؟! آیا برای چیزی که تو فرمان میدهی، سجده کنیم؟ و [دعوت تو] بر رمیدگی و نفرتشان میافزاید.
همیشه سودمند و با برکت است آنکه در آسمان برجهایی قرار داد، و در آن چراغی روشن وماهی تابان پدید آورد.
و اوست که برای کسی که بخواهد متذکّر [هوشیار حقایق] شود یا بخواهد سپاسگزاری کند، شب و روز را جانشین یکدیگر قرار داد.
و بندگان رحمان کسانیاند که روی زمین با آرامش و فروتنی راه میروند، و هنگامی که نادانان آنان را طرف خطاب قرار میدهند [در پاسخشان] سخنانی مسالمت آمیز میگویند،
و آنان که شب را برای پروردگارشان با سجده و قیام به صبح میرسانند،
و آنان که میگویند: پروردگارا! عذاب [دوزخ] را از ما بگردان که مسلماً عذاب آن پایدار و همیشگی است.
قطعاً دوزخ بد قرارگاه و بد اقامت گاهی است.
و آنان که وقتی انفاق میکنند، نه از حدّ معمول [و متعارف] میگذرند و نه تنگ میگیرند، و [انفاقشان] همواره میان این دو در حدّ اعتدال است.
و آنان که معبود دیگری را با خدا نمیپرستند، و کسی را که خدا خونش را حرام کرده است، جز به حق نمیکشند، و زنا نمیکنند؛ و کسی که این اعمال را مرتکب شود به کیفر سختی برسد.
روز قیامت عذابش دو چندان شود، و در آن با خواری و سرشکستگی جاودانه ماند.
مگر آنان که توبه کنند و ایمان آورند و کار شایسته انجام دهند، که خدا بدیهایشان را به خوبیها تبدیل میکند؛ و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
و هر که توبه کند و کار شایسته انجام دهد قطعاً به صورتی پسندیده و نیکو به سوی خدا بازمیگردد.
و آنان که در مجلس غنا و دروغ پردازی و امور باطل حاضر نمیشوند، و هنگامی که بر گفتار و کردار لغو میگذرند، با بزرگواری و متانت میگذرند،
و آنان که وقتی به آیات پروردگارشان پندشان دهند، در برابر آن با حالت کری و کوری نمیافتند، [بلکه با گوش شنوا و چشم بصیرت به آن دل میدهند.]
و آنان که میگویند: پروردگارا! ما را از سوی همسران و فرزندانمان خوشدلی و خوشحالی بخش، و ما را پیشوای پرهیزکاران قرار ده.
اینانند که به خاطر صبری که [در برابر حوادث و اجرای تکالیف الهی] از خود نشان دادند با [برترین] مکانها[ی بهشت] پاداششان میدهند، و در آن با درود و سلامی [از سوی خدا و فرشتگان] روبرو میشوند.
در آنجا جاودانهاند. نیکو قرارگاه و خوب اقامت گاهی است.
بگو: اگر دعایتان نباشد پروردگارم به شما ارجی ننهد، پس شما که [قاطعانه آیات خدا و پیامبرش را] تکذیب کردید، [کیفر این تکذیب برای همیشه] ملازم [شما] خواهد بود.
طسم
این است آیات [با عظمت این] کتاب روشنگر.
شاید تو میخواهی برای اینکه آنان ایمان نمیآورند، خود را از شدت اندوه هلاک کنی!
اگر بخواهیم، معجزهای بزرگ از آسمان بر آنان نازل میکنیم که فروتنانه و بیاختیار در برابرش گردن نهند،
هیچ [مایه] تذکر جدیدی از سوی [خدای] رحمان برای آنان نمیآید، مگر آنکه از آن روی گردان میشوند.
همانا [آیات و وعدههای ما را] تکذیب کردند [تا جایی که آنها را به مسخره گرفتند] پس به زودی خبرهای [مهم] آنچه که آن را مسخره میکردند [از حقّانیّت آیات، وعدههای ما و تحقّق عذابهای دنیایی و آخرتی] به آنان میرسد.
آیا [با تأمل] به این زمین ننگریستند که در آن چه بسیار از هر نوع [گیاهان و درختان] نیکو رویاندیم؟
یقیناً در این [رویاندن انواع نباتات] نشانهای است [بر قدرت، ربوبیّت خدا و اینکه مردگان را زنده میکند] ولی بیشترشان [به خاطر رسوخ کبر و لجاجت در باطنشان] ایمانآور نبوده و نیستند.
و یقیناً پروردگارت همان توانای شکست ناپذیر مهربان است.
[یاد کن] هنگامی را که پروردگارت موسی را ندا داد که خود را به قوم ستمکار برسان.
[به سوی] قوم فرعون [که به آنان بگویی:] آیا [از سرانجام شرک و طغیان که خشم و عذاب خداست] نمیپرهیزید؟!
گفت: پروردگارا! به راستی میترسم مرا تکذیب کنند،
و سینهام [از این وظیفه سنگین] تنگی میکند، و زبانم روان و گویا نمیشود، پس به سوی هارون هم [پیام نبوّت] بفرست [تا مرا در این وظیفه سنگین یاری دهد.]
و آنان را بر من ادعای جرمی است که میترسم [به سبب آن] مرا بکشند.
[خدا] گفت: این چنین نیست [که فرعون بر تو پیروز شود] پس شما دو نفر معجزات ما را ببرید که یقیناً ما همراه شما شنونده [گفتار هر دو طرف] هستیم [پس شما دو نفر را بر پایه دلیل و برهان و معجزه بر آنان پیروز میکنیم.]
بنابراین خود را به فرعون برسانید و بگویید: یقیناً ما فرستاده پروردگار جهانیانیم.
با این وصف، بنی اسرائیل را [آزاد کن و] با ما بفرست.
[فرعون] گفت: آیا ما تو را در کودکی در میان خود نپروراندیم، و سالیانی چند از عمر خود در میان ما درنگ نکردی؟
و آن کارت را که کردی، کردی در حالی که از ناسپاسان [زحمات و نعمتهای ما] بودی.
گفت: آن را در آن زمان در حالی انجام دادم که بیخبر از این واقعه بودم [که با مشت من در دفاع از مظلوم، آن مرد قبطی کشته میشود.]
چون از شما ترسیدم از دستتان گریختم، پس [با این گریز از عرصه زندگی ظالمانه شما این شایستگی را یافتم که] پروردگارم به من حکمت بخشید، و مرا از پیامبران قرار داد.
آیا اینکه بنی اسرائیل را به بردگی گرفتهای نعمتی است که منتش را بر من مینهی؟!
فرعون گفت: پروردگار جهانیان چیست؟
گفت: اگر باور میکنید همان پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست.
[فرعون از روی مسخره] به افراد پیرامونش گفت: آیا نمیشنوید [که چه میگوید؟!]
[موسی] گفت: [او] پروردگار شما وپروردگار پدران پیشین شماست.
[فرعون] گفت: این پیامبرتان که به سوی شما فرستادهاند، حتماً مجنون است!
[موسی] گفت: پروردگار مشرق و مغرب و آنچه میان آنهاست، اگر میاندیشید.
[فرعون] گفت: اگر معبودی جز من بگیری، قطعاً تو را از زندانیان [که زیر سختترین شکنجهاند] قرار خواهم داد.
[موسی] گفت: آیا اگر [بر صدق نبوتم] معجزه آشکاری برایت آورده باشم [باز هم مرا به زندان میافکنی؟]
گفت: اگر راستگویی آن را بیاور.
پس عصایش را انداخت و ناگهان اژدهایی حقیقی نمایان شد،
و دستش را [ازگریبانش] بیرون آورد و ناگهان برای بینندگان سپید و روشن بود.
[فرعون] به سران و اشراف پیرامونش گفت: یقیناً این جادوگری بسیار ماهر و داناست!
میخواهد با جادویش شما را از سرزمینتان بیرون کند، پس شما چه نظر میدهید؟
گفتند: کار او و برادرش را به تأخیر انداز و گروهی گردآورنده را به شهرها روانه کن،
تا هر جادوگر کاردان بسیار دانایی را نزد تو آورند.
پس همه جادوگران را در وعده گاه روزی معین گرد آوردند،
و به همه مردم گفتند: آیا شما هم اجتماع خواهید کرد؟
به امید آنکه اگر جادوگران پیروز شدند، از آنان پیروی کنیم.
پس هنگامی که جادوگران آمدند، به فرعون گفتند: آیا اگر ما پیروز شویم، حتماً برای ما پاداشی شایسته خواهد بود؟
گفت: آری، و در آن صورت مسلماً از مقربان [درگاه] خواهید شد.
موسی به جادوگران گفت: بیفکنید آنچه را قصد دارید، بیفکنید.
پس ریسمانها و عصاهایشان را افکندند، و گفتند: به عزت فرعون سوگند که به راستی ما به طور مسلّم پیروزیم.
پس موسی عصایش را افکند، ناگاه آنچه را جادوگران با نیرنگ [و به صورت غیر واقعی] ساخته بودند، بلعید.
پس جادوگران [از هیبت و عظمت این معجزه که یافتند کاری خدایی است نه جادویی] به سجده افتادند.
گفتند: ما به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم،
پروردگار موسی و هارون.
فرعون گفت: پیش از آنکه به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید، حتماً او بزرگ شماست که جادوگری را به شما آموخته است، پس به زودی خواهید دانست که مسلماً دستها و پاهای شما را یکی از راست و یکی از چپ قطع خواهم کرد، و یقیناً همه شما را به دار خواهم آویخت.
گفتند: [در این شکنجه و عذاب] هیچ زیان و باکی [بر ما] نیست، یقیناً ما به سوی پروردگارمان بازمیگردیم،
قطعاً ما امیدواریم که چون نخستین ایمان آورندگان [از این قوم] بودیم، پروردگارمان خطاهای ما را بیامرزد.
و به موسی وحی کردیم که بندگان مرا شبانه کوچ بده که حتماً دشمنان از پی شما خواهند آمد.
پس فرعون گروهی گردآورنده را [برای جمع کردن نیرو] به شهرها فرستاد
[و گفت:] مسلماً اینان [که بر ضد من برخاستهاند] گروهی اندکند،
و همانا ما را همواره [با اعمالشان] به خشم میآورند،
و ما گروهی هوشیار و آماده باش و مهیای دفاعیم.
پس ما آنان را [به دنبال بنی اسرائیل] از باغها و چشمه سارها [که نعمتهای ما در سرزمین مصر بود] بیرون کردیم.
واز گنجها ومکانهای نیکو [وقصرهای باشکوه بیرون کردیم].
این گونه [نعمتهای خود را از چنگ آنان بیرون آوردیم] و آنها را به بنی اسرائیل به میراث دادیم.
فرعونیان هنگام طلوع آفتاب آنان را دنبال کردند.
چون آن دو گروه یکدیگر را دیدند، اصحاب موسی گفتند: حتماً ما به چنگ آنان خواهیم افتاد.
موسی گفت: این چنین نیست، بیتردید پروردگارم با من است، و به زودی مرا هدایت خواهد کرد.
پس به موسی وحی کردیم که عصایت را به این دریا بزن. [موسی عصایش را به دریا زد] پس [دریا] از هم شکافت و هر پارهاش چون کوهی بزرگ بود.
و آن گروه دیگر را [هم در آنجا] به دریا نزدیک کردیم،
و موسی و هر که با او بود، همه را نجات دادیم.
آن گاه آن گروه دیگر را غرق کردیم.
بی تردید در این سرگذشت عبرتی بزرگ وجود دارد، و [قوم قبطی] بیشترشان مؤمن نبودند.
و یقیناً پروردگارت همان توانای شکست ناپذیر و مهربان است.
و سرگذشت مهم ابراهیم را بر آنان بخوان،
هنگامی که به پدرش وقومش گفت: چه چیز را میپرستید؟
گفتند: بتهایی را میپرستیم و همواره ملازم پرستش آنها هستیم.
گفت: آیا هنگامی که آنها را میخوانید، سخن شما را میشنوند؟
یا به شما سود و زیانی میرسانند؟
گفتند: نه، بلکه پدرانمان را یافتیم که به این صورت عبادت میکردند!
گفت: پس آیا میدانید که آنچه میپرستید،
هم شما و هم پدران پیشین شما
هم آنان قطعاً دشمن منند [چون اگر آنها را بپرستم، مرا دچار عذاب جاودانه خواهند کرد]، جز پروردگار جهانیان [که پرستیدنش مایه سعادت همیشگی و جاودانی است.]
همان کسی که مرا آفرید و هم او مرا هدایت میکند،
و آنکه او طعامم میدهد و سیرابم میکند
و هنگامی که بیمار میشوم، او شفایم میدهد
و آنکه مرا میمیراند سپس زندهام میکند
و آنکه امید دارم روز جزا خطایم را بر من بیامرزد.
پروردگارا! به من حکمت بخش، و مرا به شایستگان ملحق کن.
و برای من در آیندگان نامی نیک و ستایشی والا مرتبه قرار ده،
و مرا از وارثان بهشت پرنعمت گردان،
و پدرم را بیامرز که او از گمراهان است،
و روزی که [مردگان] برانگیخته میشوند، رسوایم مکن؛
روزی که هیچ مال و اولادی سود نمیدهد،
مگر کسی که دلی سالم [از رذایل وخبایث] به پیشگاه خدا بیاورد،
و آن روز بهشت را برای پرهیزکاران نزدیک آورند،
و آتش برافروخته را برای گمراهان آشکار کنند،
و به آنان گویند: آنچه را میپرستیدید، کجایند؟
[معبودانی را] به جای خدا؟! آیا شما را [برای رهایی از آتش] یاری میدهند؟ یا از خود میتوانند دفع عذاب کنند؟
پس آن بتها و گمراهان [که آنها را میپرستیدند] به رو در آتش افروخته افکنده میشوند،
با همه سپاهیان ابلیس،
در حالی که در آن [آتش افروخته] با هم ستیز و نزاع میکنند [و به بتان] میگویند:
به خدا سوگند که ما در گمراهی آشکاری بودیم،
که شما را با پروردگار جهانیان برابر و مساوی قرار میدادیم،
و ما را جز مجرمان [خائن] گمراه نکردند،
در نتیجه برای ما نه شفیعانی است،
و نه یک دوست نزدیک و صمیمی،
پس ای کاش برای ما بازگشتی [به دنیا] بود تا از مؤمنان میشدیم.
بی تردید در این سرگذشت، عبرتی بزرگ وجود دارد، و [قوم ابراهیم] بیشترشان مؤمن نبودند،
و یقیناً پروردگارت همان توانای شکست ناپذیر و مهربان است.
قوم نوح پیامبران را تکذیب کردند،
هنگامی که برادرشان نوح به آنان گفت: آیا [از سرانجام شرک و طغیان که خشم و عذاب خداست] نمیپرهیزید؟
بی تردید من برای شما فرستادهای امینم،
بنابراین از خدا پروا کنید و از من فرمان ببرید،
و من از شما بر ابلاغ رسالتم هیچ پاداشی نمیخواهم، پاداش من فقط بر عهده پروردگار جهانیان است،
بنابراین از خدا پروا کنید و از من فرمان ببرید.
گفتند: آیا ما به تو ایمان بیاوریم در حالی که فرومایگان از تو پیروی کردهاند؟!
[نوح] گفت: مرا از آنچه آنان انجام میدادهاند، چه اطلاعی است؟
حسابشان اگر واقعاً درک میکنید، جز بر عهده پروردگارم نیست،
و من طرد کننده مؤمنان نخواهم بود،
من جز بیم دهندهای آشکار نیستم.
گفتند: ای نوح! اگر [از ابلاغ دین] باز نایستی، یقیناً از سنگسار شدگان خواهی بود!
گفت: پروردگارا! همانا قوم من مرا تکذیب کردند،
پس میان من و آنان چنانکه سزاوار است داوری کن و من و کسانی که از مؤمنان با من هستند از چنگ آنان نجات ده.
پس او و کسانی را که با او در آن کشتی مملو [از سرنشینان، جنبندگان، متاع و ابزار] بود نجات دادیم،
آن گاه بعد از آن، همه باقی ماندگان را غرق کردیم.
بی تردید در این سرگذشت، عبرتی بزرگ وجود دارد، و [قوم نوح] بیشترشان مؤمن نبودند،
و یقیناً پروردگارت همان توانای شکست ناپذیر و مهربان است.
قوم عاد پیامبران را تکذیب کردند،
هنگامی که برادرشان هود به آنان گفت: آیا [از سرانجام شرک و طغیان که خشم و عذاب خداست] نمیپرهیزید؟
بی تردید من برای شما فرستادهای امینم،
بنابراین از خدا پروا کنید و از من فرمان ببرید،
و من از شما بر ابلاغ رسالتم هیچ پاداشی نمیخواهم، پاداش من فقط بر عهده پروردگار جهانیان است،
آیا شما بر روی هر مکان بلندی به بیهوده کاری و بدون نیاز، برجی عظیم و برافراشته بنا میکنید؟
و قلعهها و کاخهای استوار و مجلل برمیگیرید، که شاید جاودانه بمانید؟
و چون کسی را با شدت و قهر میگیرید ظالمانه و زورمدارانه میگیرید [بدون اینکه در عاقبت کار بیندیشید.]
بنابراین از خدا پروا کنید واز من فرمان ببرید،
واز کسی که شما را به وسیله آنچه خود میدانید یاری داده، پروا کنید،
به وسیله چهارپایان و فرزندانی، به شما یاری داده است.
و [به وسیله] بوستانها و چشمه سارها،
بی تردید من بر شما از عذاب روزی بزرگ میترسم.
گفتند: تو پند و اندرز دهی یا ندهی برای ما یکسان است!!
این [پند و اندرزها و تقسیم امور به حلال و حرام] جز شیوه پیشینیان [که اهل واپس گرایی و خرافات بودند] نیست،
و ما گرفتار عذابی [که تو ما را از آن بیم میدهی] نخواهیم شد.
پس او را تکذیب کردند، و در نتیجه هلاکشان کردیم. بیتردید در این سرگذشت عبرتی بزرگ وجود دارد و [قوم هود] بیشترشان مؤمن نبودند،
و یقیناً پروردگارت همان توانای شکست ناپذیر و مهربان است.
قوم ثمود پیامبران را تکذیب کردند،
هنگامی که برادرشان صالح به آنان گفت: آیا [از سرانجام شرک و طغیان که خشم و عذاب خداست] نمیپرهیزید؟
بی تردید من برای شما فرستادهای امینم،
بنابراین از خدا پروا کنید و از من فرمان ببرید،
و من از شما بر ابلاغ رسالتم هیچ پاداشی نمیخواهم، پاداش من فقط بر عهده پروردگار جهانیان است،
آیا شما را در آنچه در این دنیا [از نعمت و رفاه هست] ایمن و آسوده [از تغییر و زوال] رهایتان خواهند کرد؟!
در بوستانها و چشمه سارها،
و کشتزارها و درختان خرمایی که شکوفههایشان انبوه و باطراوت و لطیف است؟
و ماهرانه و هنرمندانه از کوهها خانههایی میتراشید؟ [به امید آنکه از هر آسیبی حتی مرگ در امان بمانید!!]
بنابراین از خدا پروا کنید و مرا فرمان ببرید،
و از فرمان اسرافگران اطاعت نکنید،
همانان که در زمین فساد میکنند و به اصلاح گری نمیپردازند.
گفتند: جز این نیست که تو از جادوشدگانی،
تو جز بشری مانند ما نیستی، اگر راست میگویی معجزهای بیاور.
گفت: این ماده شتری است [که به اذن خدا به عنوان معجزه من از دل کوه بیرون آمد] سهمی از آب [این چشمه] برای او، و سهم روز معینی برای شماست،
آسیبی به او نرسانید که عذاب روزی بزرگ شما را فرامیگیرد.
پس ناقه را پی کردند و [از کار خود] پشیمان شدند،
در نتیجه عذاب آنان را فرا گرفت. بیتردید در این سرگذشت، عبرتی بزرگ وجود دارد و [قوم صالح] بیشترشان مؤمن نبودند،
و یقیناً پروردگارت همان توانای شکست ناپذیر و مهرباناست.
قوم لوط پیامبران را تکذیب کردند،
هنگامی که که برادرشان لوط به آنان گفت: آیا [از سرانجام شرک و طغیان که خشم و عذاب خداست] نمیپرهیزید؟
بی تردید من برای شما فرستادهای امینم،
بنابراین از خدا پروا کنید و از من فرمان ببرید،
و من از شما بر ابلاغ رسالتم هیچ پاداشی نمیخواهم، پاداش من فقط بر عهده پروردگار جهانیان است،
آیا شما از میان جهانیان با مردان آمیزش میکنید؟!!
و آنچه را پروردگارتان برای شما از همسرانتان آفریده رها میکنید؟ [برای این کار زشت بیسابقه، دلیل و برهان استواری ندارید] بلکه شما گروهی تجاوزکار [از حدود خدا و مرزهای انسانیّت] هستید.
گفتند: ای لوط! اگر [از تبلیغ دین] باز نایستی، حتماً تبعید خواهی شد.
[لوط] گفت: بیتردید من از کار زشت شما به شدت متنفرم.
پروردگارا! مرا و خانوادهام را [از آثار، وزر و وبال] آنچه انجام میدهند، نجات بده؛
پس ما او و خانوادهاش همگی را نجات دادیم،
مگر پیرزنی در [میان] باقی ماندگان،
سپس دیگران را نابود کردیم،
و بارانی از سنگ گِل بر سر آنان باراندیم؛ پس بد بود باران بیم داده شدگان.
بی تردید در این سرگذشت عبرتی بزرگ وجود دارد و قوم لوط بیشترشان مؤمن نبودند،
و یقیناً پروردگارت همان توانای شکست ناپذیر و مهربان است.
مردم اَیکه پیامبران را تکذیب کردند،
هنگامی که شعیب به آنان گفت: آیا [از سرانجام شرک و طغیان که خشم و عذاب خداست] نمیپرهیزید؟
بی تردید من برای شما فرستادهای امینم،
بنابراین از خدا پروا کنید و از من فرمان ببرید،
من از شما بر ابلاغ رسالتم هیچ پاداشی نمیخواهم، پاداش من فقط بر عهده پروردگار جهانیان است،
پیمانه را کامل بدهید و از کم فروشان نباشید،
و [متاع و کالا را] با ترازوی درست وزن کنید،
و از قیمت اشیا و اجناس مردم به هنگام خرید نکاهید، و در زمین تباهکارانه فتنه و آشوب برپا نکنید،
و از آنکه شما و امتهای پیشین را آفرید پروا کنید.
گفتند: جز این نیست که تو از جادوشدگانی،
و تو جز بشری مانند ما نیستی، و بیتردید ما تو را از دروغگویان میپنداریم،
پس اگر راست میگویی پارههایی از آسمان را بر ما فرو ریز.
[شعیب] گفت: پروردگارم به آنچه انجام میدهید، داناتر است.
پس او را تکذیب کردند؛ در نتیجه عذاب روز سایبان [یعنی روزی که ابری تیره و صاعقه زا سایه میاندازد] آنان را فرا گرفت، همانا آن عذاب روزی بزرگ بود،
بی تردید در این سرگذشت، عبرتی بزرگ وجود دارد؛ و قوم شعیب بیشترشان مؤمن نبودند،
و یقیناً پروردگارت همان توانای شکست ناپذیر و مهربان است.
و بیتردید این قرآن، نازل شده پروردگار جهانیان است،
که روح الامین آن را نازل کرده است،
بر قلب تو، تا از بیم دهندگان باشی،
به زبان عربی روشن و گویا
و بیتردید [خبر] این [قرآن] در کتابهای پیشینیان است.
آیا آگاهی دانشمندان بنی اسرائیل به خبر قرآن [در کتابهای پیشینیان] برای مشرکان نشانهای [بر حقّانیّت قرآن و صدق نبوّت تو] نیست؟!
و اگر آن را بر برخی از غیر عربها نازل کرده بودیم،
و او آن را بر عربها میخواند، باز هم به آن ایمان نمیآوردند!!
این گونه [که آن را به زبان عربی روشن و گویا نازل کردیم] در دلهای مجرمان درآوردیم [که آن را بفهمند و به آن ایمان آورند،]
[ولی این بیمار دلان لجوج] به آن ایمان نمیآورند تا آن عذاب دردناک را ببینند،
که ناگهان در حالی که بیخبرند به سراغشان آید،
پس [در آن موقعیت بسیار سخت] گویند: آیا ما مهلت مییابیم؟
آیا به آمدن عذاب ما شتاب میکنند؟
پس خبر ده اگر ما آنان را سالیانی بهرهمندی و برخورداری دهیم،
سپس آن عذابی که به آن تهدید میشدند، به سراغشان آید.
آنچه را [چند سال] همواره از آن برخورداری مییافتند [عذاب را] از آنان دفعنخواهد کرد،
و [مردم] هیچ شهری را نابود نکردیم مگر آنکه بیم دهندگانی برای آنان بود،
برای اندرز دادن و اتمام حجت؛ و ما هرگز ستمکار نبودهایم [که مردمی را بدون فرستادن پیامبر نابود کنیم.]
قرآن را شیطانها نازل نکردهاند،
و [نزول قرآن] سزاوار آنان نیست، و قدرت [وحی کردن چنین کتابی را] ندارند،
بی تردید آنان از شنیدن [وحی الهی و اخبار ملکوتی] محروم و برکنارند.
پس با خدا معبودی دیگر را مپرست، که از عذاب شدگان خواهی شد.
و خویشان نزدیکت را [از عاقبت اعمال زشت] هشدار ده،
و پر و بال [فروتنی و تواضع] خود را برای مؤمنانی که از تو پیروی میکنند بگستر،
پس اگر تو را نافرمانی کردند بگو: من از آنچه انجام میدهید، بیزارم؛
و بر توانای شکست ناپذیر مهربان توکل کن،
هم او که تو را هنگامی که [برای عبادت] میایستی، میبیند،
و گردش و حرکت تو را در میان سجدهکنندگان [مشاهده میکند،]
یقیناً او شنوا و داناست.
آیا شما را خبر دهم که شیطانها بر چه کسانی نازل میشوند؟
بر هر دروغپرداز گنهپیشهای نازل میشوند،
که گوش [بر القائات و اغواگریهای شیطان] میسپرند، و بیشتر شیطانها دروغگویند،
و [پیامبر، شاعر و خیال پرداز نیست، چون] شاعران [خیال پرداز] را [که حقایق را هجو میکنند، و با مطالب بیاساس به واقعیات میتازند] گمراهان، پیروی میکنند.
آیا ندانستهای که آنان در هر وادی [باطلی خیال پردازانه] حیران و سرگردانند؟
و مطالبی میگویند که خود عمل نمیکنند،
مگر آنان که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند و خدا را بسیار یاد کردند و پس از آنکه [با شعرهای باطل دشمنان، هجویّات مشرکان و یاوههای کافران] مورد ستم قرار گرفتند [با شعرهای توحیدی و اصیل و استوار خود] به انتقام گرفتن [از دشمن و دفاع از خویش] برخاستند، و کسانی که ستم کردهاند، به زودی خواهند دانست که به چه بازگشت گاهی باز خواهند گشت؟!
طس - این آیات [باعظمت] قرآن و کتابی روشنگر است،
[که سراسر] هدایت کننده [انسانها] و برای مؤمنان مژده دهنده است.
همانان که نماز برپا میدارند و زکات میپردازند، و قاطعانه به آخرت یقین دارند؛
به راستی کسانی که به آخرت ایمان ندارند، اعمال [زشتشان] را در نظرشان آراستیم، پس همواره در حیرت و سرگردانیاند،
اینان کسانی هستند که عذاب سختی برای آنان است و بیتردید آنان در آخرت زیانکارترین [مردم]اند.
یقیناً تو قرآن را از نزد حکیمی دانا فرامیگیری.
[یاد کن] هنگامی را که موسی به خانوادهاش گفت: به راستی من آتشی را از دور دیدم، به زودی خبری از آن برای شما میآورم، یا از آن شعلهای برگرفته به شما میرسانم تا خود را گرم کنید،
پس هنگامی که نزد آن آمد، ندا رسید که پربرکت باد آنکه در آتش است و آنکه پیرامون آن است، و منزّه و پاک است خدا که پروردگار جهانیان است.
ای موسی! یقیناً منم خدای توانای شکست ناپذیر و حکیم،
و عصایت را بیفکن. پس وقتی آن را دید که تند و شتابان حرکت میکند، گویا ماری باریک و تیزرو است، پشتکنان رو به فرار گذاشت و به پشت برنگشت. [ندا رسید:] ای موسی! نترس که پیامبران [به سبب دارا بودن مقام عصمت و پاکی از گناه،] نزد من نمیترسند،
مگر کسی که ستم کند [که او باید بترسد]؛ ولی زمانی که پس از بدی نیکی را [که ایمان و کار شایسته است] جایگزین آن نماید [از عذاب من در امان است و نباید بترسد]؛ زیرا من بسیار آمرزنده و مهربانم،
و دستت را در گریبانت کن تا بدون هیچ عیبی، سفید و درخشان بیرون آید، [با این دو معجزه که در ضمن] نه معجزه است به سوی فرعون و قومش [برو] که قطعاً آنان گروهی نافرمانند؛
هنگامی که معجزات روشن ما به سویشان آمد، گفتند: این جادویی آشکار است.
و آنها را در حالی که باطنشان به الهی بودن آن معجزات یقین داشت، ستمکارانه وبرتریجویانه انکار کردند. پس با تأمل بنگر که سرانجام مفسدان چگونه بود؟!
و یقیناً ما به داود و سلیمان، دانش [ویژه] دادیم، و آن دو گفتند: همه ستایشها ویژه خداست، همان که ما را بر بسیاری از بندگان مؤمن خود برتری عطا کرده است،
و سلیمان وارث داود شد و گفت: ای مردم! [معرفت و آگاهی به] زبان و منطق پرندگان را به ما آموختهاند، و از هر چیزی [که به پیامبران و پادشاهان دادهاند] به ما عطا کردهاند، یقیناً این امتیاز و برتری آشکاری است.
و برای سلیمان، سپاهیانش از پریان و آدمیان و پرندگان گردآوری شدند، [و آنان را از حرکت بازمیداشتند] تا گروههای دیگر به آنان ملحق شوند؛
[پس حرکت کردند] تا به وادی مورچگان درآمدند. مورچهای گفت: ای مورچگان! به خانههایتان درآیید تا سلیمان و سپاهیانش ناآگاهانه شما را پایمال نکنند.
پس سلیمان از گفتهاش با تبسم، حالت خنده به خود گرفت، و [به سبب نعمت فهم گفتار حیوانات] گفت: پروردگارا! به من الهام کن تا شکر نعمتی را که به من و پدر و مادرم عطا کردهای به جای آورم، و اینکه کار شایستهای که آن را بپسندی انجام دهم، و مرا به رحمتت در میان بندگان شایستهات درآور.
و [سلیمان] جویای پرندگان شد [و هدهد را در میان پرندگان بارگاهش نیافت] پس گفت: مرا چه شده که هدهد را نمیبینم [آیا هست و او را نمیبینم] یا از غایبان است؟
قطعاً او را عذابی سخت خواهم کرد یا [برای عبرت دیگر پرندگان] او را سر میبرم، یا باید [برای غایب بودنش] دلیلی روشن برایم بیاورد.
پس [هدهد] زمانی نه چندان دور درنگ کرد [و با شتاب بازگشت،] پس گفت: [ای سلیمان!] من به چیزی آگاهی یافتهام که تو به آن آگاهی نیافتهای، و [من] از [سرزمین] سبا خبری مهم و یقینی برایت آوردهام.
به راستی من زنی را یافتم که بر آنان حکومت میکند، و از هر چیزی [که از وسایل و لوازم حکومت و قدرت است] به او دادهاند و تختی بزرگ دارد،
او و قومش را یافتم که به جای خدا برای خورشید سجده میکنند و شیطان، اعمال [زشتشان] را برای آنان آراسته و در نتیجه آنان را از راه [حق] بازداشته است به این سبب هدایت نمییابند،
[و شیطان آنان را این گونه فریب داده] تا برای خدا سجده نکنند، همان که نهان در آسمانها و زمین را بیرون میآورد و آنچه را پنهان میدارید و آنچه را آشکار میکنید، میداند.
خدای یکتا که معبودی جز او نیست، پروردگار عرش بزرگ است.
[سلیمان به هدهد] گفت: به زودی [درباره ادعایت] تأمل و بررسی میکنم که آیا راست گفتهای یا از دروغگویانی،
این نامه مرا ببر و به سوی آنان بیفکن، سپس به دور از دیدگان آنان خود را کناری بگیر و بنگر چه پاسخی میدهند؟
[ملکه سبا پس از آگاهی از مضمون نامه] گفت: ای سران و اشراف! همانا نامهای نیکو و با ارزشی به سوی من افکندهاند،
یقیناً این نامه از سوی سلیمان است و سرآغازش به نام خدای رحمان و رحیم است،
و [مضمونش این است که] بر من برتری میویید و همه با حالت تسلیم نزد من آیید.
گفت: ای سران و اشراف! در کارم به من نظر دهید تا شما نزد من حضور داشتید، من [بدون شما] فیصله دهنده کاری نبودهام.
گفتند: ما دارای قدرت و مالک وسایل رزمی سختی هستیم، پس بنگر چه فرمان میدهی؟
گفت: همانا پادشاهان هنگامی که [با ابزار، ادوات جنگی و سپاهی رزمی] وارد شهری میشوند، آن را تباه میکنند و عزیزان اهلش را به ذلت و خواری مینشانند و [آنان] همواره چنین میکنند!
من به سوی آنان هدیهای [قابل توجه] میفرستم، پس با تأمل مینگرم که فرستادگان با چه پاسخی برمیگردند؟
هنگامی که [فرستاده ملکه سبا] نزد سلیمان آمد، [سلیمان] گفت: آیا مرا با مالی [اندک و ناچیز] یاری میدهید؟ آنچه خدا [از نبوّت و حکومت و ثروت] به من عطا کرده، بهتر است از آنچه به شما داده [هدیه شما برای من شادیآور نیست]، این شمایید که با هدیه خود شادمانی میکنید،
به سوی آنان بازگرد که ما حتماً با سپاهیانی به سوی آنان خواهیم آمد که قدرت رویارویی با آن را ندارند، و آنان را در حالی که [در آن منطقه] حقیر و بیارزش شدهاند، با خواری و ذلت از آنجا بیرون میکنیم.
[سلیمان] گفت: ای سران و اشراف! کدام یک از شما تخت او را پیش از آنکه همگی به حالت تسلیم نزد من آیند، برایم میآورد؟
یکی از جنّیان کاردان و تیزهوش گفت: من آن را پیش از آنکه از مسند خود برخیزی نزد تو میآورم، و من بر این [کار] توانا و امینم،
کسی که دانشی از کتاب [لوح محفوظ] نزد او بود گفت: من آن را پیش از آنکه پلک دیدهات به هم بخورد، نزد تو میآورم. [و آن را در همان لحظه آورد]. پس هنگامی که سلیمان تخت را نزد خود پابرجا دید، گفت: این از فضل و احسان پروردگار من است، تا مرا بیازماید که آیا سپاس گزارم یا بندهای ناسپاسم؟ و هر کس که سپاسگزاری کند، به سود خود سپاسگزاری میکند و هر کس ناسپاسی ورزد، [زیانی به خدا نمیرساند]؛ زیرا پروردگارم بینیاز و کریم است.
گفت: تختش را [با تغییر دادن در زینت و آرایش] برایش ناشناس کنید تا ببینیم آیا [به شناخت آن] راه مییابد، یا از کسانی است که راه نمییابند؟
پس زمانی که [ملکه سبا] آمد، گفتند: آیا تخت تو نیز این گونه است؟ گفت: گویا این همان است!! و ما را پیش از این [به حقّانیّت و قدرت سلیمان] آگاه کردند و [همان زمان] تسلیم شدیم؛
چیزی را که [ملکه سبا] به جای خدا میپرستید او را [از تسلیم شدن به حق] بازداشته بود؛ زیرا او از گروه کافران بود [و در میان آنان رشد کرده بود و به روش و رفتار آنان خو گرفته بود.]
به او گفتند: به حیاط قصر درآی. هنگامی که آن را دید، پنداشت آبی فراوان [چون دریاچه] است، پس دامن جامه از دو ساق پایش بالا زد [که به خیال خود وارد آب شود]، سلیمان گفت: این محوطهای است صاف و هموار از شیشه [نه از آب]. [ملکه سبا] گفت: پروردگارا! قطعاً من به خود ستم کردم، اینک همراه سلیمان، تسلیم [فرمانها و احکام] خدا، پروردگار جهانیان شدم.
همانا به سوی قوم ثمود برادرشان صالح را فرستادیم که خدا را بپرستید. پس ناگهان آنان دو گروه [مؤمن و کافر] شدند که با یکدیگر نزاع و دشمنی میکردند.
گفت: ای قوم من! چرا بر عذاب و هلاکت، پیش از توبه و ایمان شتاب میکنید؟! چرا از خدا درخواست آمرزش نمیکنید تا مورد رحمت قرار گیرید؟!
گفتند: ما به تو و همراهانت فال بد زدهایم [و شما را سبب بروز این همه مشکلات و بدبختی خود میدانیم]. گفت: سبب بروز مشکلات و بدبختی شما [طغیان و گناهان شماست که عکس العملش] نزد خداست، [ربطی به ما ندارد] بلکه شما گروهی هستید که [به مشکلات و مصایب] امتحان میشوید [شاید به این سبب توبه کنید و مؤمن شوید.]
در آن شهر نُه نفر از اشراف و سران بودند که در آن فساد میکردند و اصلاحگر نبودند،
[آنان به یکدیگر] گفتند: هم قسم شوید که حتماً به صالح و خانوادهاش شبیخون میزنیم [تا همه را نابود کنیم]، آن گاه به خونخواهش بگوییم: ما زمان هلاک شدن خانوادهاش حضور نداشتیم و یقیناً راستگوییم.
آنان نیرنگ مهمی به کار گرفتند و ما هم در حالی که بیخبر بودند [با کیفر بسیار سختی] نیرنگ آنان را از بین بردیم.
پس با تأمل بنگر که سرانجام نیرنگشان چگونه بود؟ که ما آنان و قومشان را همگی درهم کوبیدیم و هلاک کردیم.
این خانههای آنان است که به سبب ستمشان [از سکنه] خالی مانده. بیتردید در این سرگذشت برای گروهی که معرفت و شناخت دارند، عبرتی بزرگ وجود دارد،
و آنان را که ایمان آوردند و همواره پرهیزکاری میکردند، نجات دادیم.
و لوط را [یاد کن] هنگامی که به قومش گفت: آیا این عمل بسیار زشت را در حالی که [وقت انجام دادنش با بیشرمی کامل به هم] نگاه میکنید، مرتکب میشوید؟!
آیا شما از روی میل و شهوت به جای زنان با مردان آمیزش میکنید؟ [شما برای این کار زشت دلیل و برهانی ندارید] بلکه شما گروهی نادان هستید.
پس جواب قومش جز این نبود که گفتند: خاندان لوط را از شهرتان بیرون کنید؛ زیرا آنان مردمانیاند که همواره خواهان پاکیاند.
پس او و خانوادهاش را نجاتدادیم مگر همسرش را که مقدر کرده بودیم در باقی ماندگان [در شهر برای هلاکت بماند.]
و بارانی از [سنگ گِل] بر آنان باراندیم، پس بد بود باران بیم داده شدگان.
بگو: همه ستایشها ویژه خداست، و درود بر آن بندگانش که آنان را برگزیده است. آیا خدا بهتر است یا آنچه شریک او قرار میدهند؟
[آیا آن شریکان انتخابی شما بهترند] یا آنکه آسمانها و زمین را آفرید، و برای شما از آسمان آبی نازل کرد که به وسیله آن باغهایی خرم و باطراوت رویاندیم، که رویاندن درختانش در قدرت شما نیست؛ آیا با خدا معبودی دیگر هست [که شریک در قدرت و ربوبیت او باشد؟ نه، نیست]، بلکه آنان مردمی منحرفاند [که برای او شریک میگیرند.]
[آیا آن شریکان انتخابی شما بهترند] یا آنکه زمین را [برای موجوداتش] آرام و قرارگاه ساخت و در شکافهایش نهرهایی پدید آورد، و برای آن کوههایی استوار قرار داد [تا زیر پای اهلش نلرزد]، و میان دو دریا[ی شیرین و شور] مانع و حایلی قرار داد [که با هم مخلوط نشوند]؛ آیا با خدا معبودی دیگر هست [که شریک در قدرت و ربوبیت او باشد]؟! [نه، نیست] بلکه بیشترشان اهل معرفت و دانش نیستند.
[آیا آن شریکان انتخابی شما بهترند] یا آنکه وقتی درماندهای او را بخواند اجابت میکند و آسیب و گرفتاریش را دفع مینماید، و شما را جانشینان [دیگران در روی] زمین قرار میدهد؟ آیا با خدا معبودی دیگر هست [که شریک در قدرت و ربوبیت او باشد؟!] اندکی متذکّر و هوشیار میشوند.
[آیا آن شریکان انتخابی شما بهترند] یا آنکه شما را در تاریکیهای خشکی و دریا [به وسیله ستارگان و دیگر نشانهها] راهنمایی میکند؟! و کیست که پیشاپیش [باران] رحمتش بادها را مژده رسان میفرستد؟ آیا با خدا معبودی دیگر هست [که شریک در قدرت و ربوبیت او باشد؟!] خدا برتر است از آنچه برای او شریک قرار میدهند.
[آیا آن شریکان انتخابی شما بهترند] یا آنکه مخلوقات را میآفریند، آن گاه آنان را [پس از مرگشان] بازمیگرداند؟! و کیست آنکه از آسمان و زمین شما را روزی میدهد؟ آیا با خدا معبودی دیگر هست [که شریک در قدرت و ربوبیت او باشد؟] بگو: اگر راستگویید دلیل خود را بیاورید.
بگو: در آسمانها و زمین هیچ کس جز خدا غیب نمیداند، و آنان آگاهی ندارند چه زمانی برانگیخته میشوند؟
بلکه دانش و آگاهی آنان نسبت به آخرت [به خاطر هزینه کردن عمرشان در امور مادی] به پایان رسیده، بلکه درباره آخرت در تردیدند، بلکه اینان از [فهم] آن کوردلاند،
و کافران گفتند: آیا زمانی که ما و پدرانمان خاک شدیم به راستی ما را از آن [زنده] بیرون میآورند؟
همانا پیش از این [زنده بیرون آمدن از خاک را] به ما و پدرانمان وعده دادهاند، ولی این مطلب جز افسانه خرافی پیشینیان نیست!
بگو: در زمین بگردید پس با تأمل بنگرید که سرانجام گنهکاران چگونه بود؟
و بر آنان [که با حق دشمنی میکنند] اندوه مخور و از نیرنگی که همواره به کار میگیرند، دلتنگ مباش.
و میگویند: اگر راستگویید این وعده [عذاب] کی خواهد بود؟
بگو: امید است بخشی از آن عذابی که رسیدنش را با شتاب میخواهید، دنبال شما باشد،
و یقیناً پروردگارت بر مردم دارای فضلی بزرگ است، ولی بیشترشان سپاس نمیگزارند،
و به راستی پروردگارت آنچه را سینههایشان پنهان میدارد و آنچه را آشکار میکند، میداند،
هیچ پوشیده و پنهانی در آسمان و زمین وجود ندارد مگر آنکه در کتابی روشن [چون لوح محفوظ] است.
بی تردید این قرآن بیشتر آنچه را بنی اسرائیل [از روی جهالت] در آن اختلاف دارند، برای آنان بیان میکند،
و یقیناً قرآن برای مؤمنان، سراسر هدایت و رحمت است.
قطعاً پروردگارت [روز قیامت] به حکم خود میان بنی اسرائیل [در آنچه از امور دینی و معنوی اختلاف دارند] داوری میکند؛ و او توانای شکست ناپذیر و داناست.
پس بر خدا توکل کن؛ زیرا تو [متکی بر آیین] حقّ آشکاری.
بی تردید تو نمیتوانی [دعوتت را] به مردگان بشنوانی، و نیز نمیتوانی آن را به کران که پشتکنان روی برمیگردانند بشنوانی،
و تو هدایت کننده کوردلان از گمراهیشان نیستی، و نمیتوانی [دعوتت را] جز به آنان که به آیات ما ایمان میآورند و تسلیم [فرمانها و احکام] خدا هستند، بشنوانی.
و هنگامی که [در اوقات پایانی دنیا] وعده عذاب ما بر آنان حتمی و لازم شود، جنبندهای را از زمین برای آنان بیرون میآوریم که با آنان سخن میگوید [تا به آیات ما وآخرت واصول آن یقین کنند]؛ زیرا مردم پیش از این به آیات ما یقین نداشتند.
و [یاد کن] روزی را که از هر امتی گروهی از آنان را که آیات ما را تکذیب میکنند، محشور میکنیم و آنان را [از حرکت] بازمیدارند [تا گروههای دیگر به آنان ملحق شوند،]
تا وقتی که [به محل حساب] آیند، [خدا] میگوید: آیا آیات مرا تکذیب کردید در حالی که هیچ احاطه علمی به آنها نداشتید؟ یا شما [غیر از تکذیب آیات] چه کارها[ی دیگری] انجام میدادید؟
و به سبب ستمی که [به آیات ما] روا داشتند، عذاب ما بر آنان حتمی و لازم میشود، پس [برای معذور نشان دادن خود] سخن نمیگویند.
آیا ندانستهاند که ما شب را قرار دادهایم تا در آن بیارامند، و روز را روشن نمودهایم [تا در آن به تلاش اقتصادی برخیزند؟] به راستی در این امور برای مردمی که ایمان میآورند، نشانههایی [بر توحید، ربوبیت و قدرت خدا]ست.
و [یاد کن] روزی را که در صور میدمند، پس هر که در آسمانها و هر که در زمین است دچار هراس شود، مگر کسی که خدا بخواهد؛ و همه خوار و فروتن به پیشگاه او آیند،
و کوهها را میبینی [و] آنها را [در جای خود] بیحرکت میپنداری، در حالی که آنها مانند ابر گذر میکنند. آفرینش خداست که [آفرینش] هر چیزی را محکم و استوار کرده است؛ یقیناً او به آنچه انجام میدهید، آگاه است.
آنان که کارهای خیر و نیک [به آخرت] بیاورند، پاداشی بهتر از آن دارند، و آنان در آن روز از هول و هراسی بزرگ ایمناند،
و آنان که کارهای بد و زشت بیاورند به رو در آتش افکنده میشوند؛ [و به آنان گویند:] آیا جز آنچه انجام دادید پاداشتان دادهاند؟
من فقط فرمان یافتهام که پروردگار این شهر را که آن را بسیار محترم شمرده و همه چیز در سیطره مالکیّت و فرمانروایی اوست، بپرستم و فرمان یافتهام که از تسلیم شدگان [فرمانها و احکام او] باشم،
و اینکه قرآن را بخوانم؛ پس هر که راه یابد فقط به سود خود راه یافته است، و هر که گمراه شود [آثار شوم گمراهی فقط متوجه خود اوست] پس [به مردم] بگو: من فقط از بیم دهندگانم،
و بگو: همه ستایشها ویژه خداست؛ به زودی نشانههای خود را [که شکست شما و گرفتاریهای سخت دنیایی و مرگ و عذاب آخرت است] به شما [مشرکان و کافران] نشان خواهد داد، پس آنها را [به خوبی] خواهید شناخت. و پروردگارت از آنچه انجام میدهید، بیخبر نیست.
طسم
این آیات [باعظمت] کتاب روشنگر است.
بخشی از سرگذشت [مهم] موسی و فرعون را برای [عبرت گرفتن] مردمی که ایمان میآورند به حق و راستی بر تو میخوانیم.
همانا فرعون [در سرزمین مصر] برتریجویی و سرکشی کرد و مردمش را گروه گروه ساخت، در حالی که گروهی از آنان را ناتوان و زبون گرفت، پسرانشان را سر میبرید، و زنانشان را [برای بیگاری گرفتن] زنده میگذاشت؛ بیتردید او از مفسدان بود.
و ما میخواستیم به آنان که در آن سرزمین به ناتوانی و زبونی گرفته شده بودند، نعمتهای باارزش دهیم، و آنان را پیشوایان مردم و وارثان [اموال، ثروتها و سرزمینهای فرعونیان] گردانیم.
و برای آنان در آن سرزمین، زمینه قدرت و حکومت آماده کنیم، و به فرعون و هامان و سپاهشان که از ایشاناند چیزی را که از آن هراسناک و در حذر بودند [و آن پیروزی بنی اسرائیل بر آنان بود] نشان دهیم.
و به مادر موسی الهام کردیم که او را شیر بده، پس هنگامی که [از سوی فرعونیان] بر او بترسی به دریایش انداز، و مترس و غمگین مباش که ما حتماً او را به تو بازمیگردانیم، و او را از پیامبران قرار میدهیم.
[مادرش به الهام خدا او را به دریا انداخت] پس خاندان فرعون او را [از آب] گرفتند تا سرانجام، دشمنشان و مایه اندوهشان شود. مسلماً فرعون و هامان و سپاهیان آن دو خطاکار بودند؛
و همسر فرعون گفت: [این نوزاد] برای من و تو مایه شادمانی و خوشحالی است، او را نکشید، امید است ما را سود دهد، یا وی را به فرزندی خود بگیریم. ولی آنان آگاه نبودند [که دشمنشان را به دست خود میپرورند.]
و قلب مادر موسی [از هر چیز جز یاد فرزندش] تهی شد [و در اضطراب و نگرانی فرو رفت]. اگر قلبش را [با لطف خود] محکم و استوار نکرده بودیم تا از باورکنندگان وعده ما باشد، به درستی که نزدیک بود آن [حادثه پنهانی] را فاش کند،
و به خواهر موسی گفت: [اوضاع و احوال] او را پی گیری کن. پس او موسی را از دور [در آغوش فرعونیان] دید در حالی که خاندان فرعون [پی گیری او را] درک نمیکردند.
و ما پیش از آن [خوردن شیر] همه زنان شیردهنده را بر او حرام کردیم [تا پستان هیچ زنی را نگیرد،] پس [خواهرش پیش آمد و] گفت: آیا میخواهید شما را به خانوادهای راهنمایی کنم که سرپرستی او را برای شما به عهده گیرند و خیرخواه او باشند؟
پس او را به مادرش برگردانیم تا خوشحال و شادمان شود و اندوه نخورد و بداند که حتماً وعده خدا حق است، ولی بیشتر مردم [که محروم از بصیرتاند این حقایق را] نمیدانند.
چون به توانایی [جسمی و عقلی] خود رسید و رشد و کمال یافت، به او حکمت و دانش دادیم؛ و این گونه نیکوکاران را پاداش میدهیم.
و [موسی] به شهر وارد شد در حالی که اهل آن [در خانهها استراحت میکردند و از آنچه در شهر میگذشت] بیخبر بودند، پس دو مرد را در آنجا یافت که با هم [به قصد نابودی یکدیگر] زد و خورد میکردند، این یک از پیروانش، و آن دیگر از دشمنانش، آنکه از پیروانش بود از موسی بر ضد کسی که از دشمنانش بود درخواست یاری کرد، پس موسی مشتی به او زد و او را کشت، گفت: این [نزاع میان آن دو] از عمل شیطان است، قطعاً او گمراه کننده و دشمنیاش آشکار است.
گفت: پروردگارا! [از اینکه از جایگاهم درآمدم و وارد شهر شدم] به خود ستم کردم [مرا از شرّ دشمنانم حفظ کن] و آمرزشت را نصیب من فرما. پس خدا او را آمرزید؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.
گفت: پروردگارا! به خاطر قدرت و نیرویی که به من عطا کردی، هرگز پشتیبان مجرمان نخواهم شد.
پس [موسی آن شب را] در آن شهر با حالت بیم و نگرانی صبح کرد، در حالی که [آثار و عواقب حادثه اتفاق افتاده را] انتظار میکشید؛ پس ناگهان دید آنکه دیروز از او یاری خواسته بود، دوباره وی را به فریادرسی میخواند، [موسی به او] گفت: همانا تو گمراهی آشکار هستی، [و گمراهیت از اینکه بدون قدرت و نیرو با فرعونیان به زد و خورد میپردازی، پیداست.]
هنگامی که خواست با کسی که دشمن هر دوی آنان بود به سختی برخورد کند [و از آن بنی اسرائیلی مظلوم دفاع نماید، مرد ستمدیده با ارزیابی اشتباهش در حقّ موسی به تصور آنکه موسی قصد وی را دارد] گفت: ای موسی! آیا میخواهی مرا بکشی چنان که دیروز یک نفر را کشتی؟ تو میخواهی در این سرزمین فقط یاغی و سرکش باشی، ونمیخواهی از مصلحان به شمار آیی!
و مردی از دورترین [نقطه] شهر شتابان آمد [و] گفت: ای موسی! اشراف و سران [فرعونی] درباره تو مشورت میکنند که تو را بکشند! بنابراین [از این شهر] بیرون برو که یقیناً من از خیرخواهان توام.
پس موسی ترسان و نگران در حالی که [حوادث تلخی را] انتظار میکشید از شهر بیرون رفت، [در آن حال] گفت: پروردگارا! مرا از این مردم ستمکار نجات بده.
هنگامی که به سوی مدین روی آورد، گفت: امید است پروردگارم مرا به راه راست [که انسان را به نتیجه مطلوب میرساند] راهنمایی کند.
هنگامی که به آب مدین رسید، گروهی از مردم را بر آن یافت که دامهایشان را آب میدادند، و غیر آنان دو زن را دید که [دامهایشان را از رفتن به سوی آب] بازمیدارند؛ گفت: چه چیزی شما را بر بازداشتن [گوسفندان] وامیدارد؟ گفتند: ما [این دامهایمان را] آب نمیدهیم تا [این] شبانان [دامهایشان را] برگردانند و پدر ما پیری کهنسال است [به این علت از انجام این کار معذور است.]
پس [موسی] دامهایشان را [به جهت کمک کردن به آن دو] آب داد، سپس به سوی سایه برگشت و گفت: پروردگارا! به آنچه از خیر بر من نازل میکنی، نیازمندم.
پس یکی از آن دو [زن] در حالی که با حالت شرم و حیا گام برمیداشت، نزد او آمد [و] گفت: پدرم تو را میطلبد تا پاداش اینکه [دامهای] ما را آب دادی به تو بدهد. چون نزد او آمد و داستانش را بیان کرد، گفت: دیگر نترس که از آن گروه ستمکار نجات یافتی.
یکی از آن دو زن گفت: ای پدر! او را استخدام کن؛ زیرا بهترین کسی که استخدام میکنی آن کسی است که نیرومند و امین باشد [و او دارای این صفات است.]
گفت: میخواهم یکی از این دو دخترم را به نکاح تو درآورم به شرط آنکه هشت سال اجیر من باشی، و اگر ده سال را تمام کردی، اختیارش با خود توست [و ربطی به اصل قرار داد ندارد]، و من نمیخواهم بر تو سخت گیرم، و به خواست خدا مرا از شایستگان خواهی یافت.
[موسی] گفت: این قرارداد میان من و تو باشد، هر یک از این دو مدت را به پایان برم هیچ تعدّی و ستمی بر من نیست، و خدا بر آنچه میگوییم، نگهبان و وکیل است.
چون موسی آن مدت را به پایان برد و با خانوادهاش رهسپار [مصر] شد، از جانب طور آتشی دید، به خانوادهاش گفت: درنگ کنید که من آتشی دیدم، [میروم] شاید خبری از آن برای شما بیاورم یا پارهای از آتش را میآورم تا گرم شوید.
چون نزد آن آمد، از جانب راست آن وادی در آن جایگاه مبارک از آن درخت ندا رسید که ای موسی! یقیناً منم خدا پروردگار جهانیان،
و عصایت را بیفکن. پس وقتی آن را دید که تند و سریع حرکت میکند، گویا ماری باریک و تیزرو است، پشتکنان گریخت و به پشت سر برنگشت. [ندا آمد:] ای موسی! پیش آی و مترس، بیتردید تو [از آسیب و گزند آن] در امانی،
دستت را در گریبانت ببر تا بدون هیچ عیبی سفید و درخشان بیرون آید، و برای [از بین رفتن] ترسی که دچارش شدهای دو دستت را بر سینه بگذار، پس این دو معجزه از ناحیه پروردگار توست به سوی فرعون و اشراف و سران او که همواره مردمی نافرمان هستند.
گفت: پروردگارا! من یک نفر از آنان را کشتهام، میترسم مرا بکشند،
و برادرم هارون زبانش از من گویاتر است، پس او را همراه من بفرست که یاور و دستیارم باشد تا [در همه امور] مرا تصدیق کند؛ زیرا میترسم [فرعون و فرعونیان] تکذیبم کنند.
[خدا] گفت: به زودی قدرت و نیرویت را به وسیله برادرت افزون کنم، و برای هر دوی شما به خاطر معجزات ما [که در اختیارتان نهادهام] قدرتی قرار میدهم که آنان به شما دست نیابند، شما و آنان که از شما پیروی کنند، پیروزید.
پس هنگامی که موسی آیات روشن ما را برای آنان آورد، گفتند: این جز جادویی ساختگی و دروغین نیست، و ما این [ادعای نبوّت و دعوت به توحید] را از پدران پیشین خود نشنیدهایم [که به ما گفته باشند کسی در میانشان به عنوان پیامبر و دعوت کننده به توحید آمده باشد!!]
و موسی گفت: پروردگارم به کسی که از نزد او هدایت آورده و به کسی که سرانجام نیک برای اوست داناتر است؛ بیتردید ستمکاران پیروز نمیشوند.
و فرعون گفت: ای اشراف و سران [مملکت]! من برای شما هیچ معبودی جز خود نمیشناسم، پس ای هامان! برایم بر گِل آتش بیفروز [تا آجر محکم و قوی به دست آید]، پس برایم برجی بلند بساز شاید بر معبود موسی آگاهی و اطلاع یابم، و البته من او را از دروغگویان میپندارم.
او و سپاهیانش به ناحق در زمین سرکشی و تکبّر کردند، و پنداشتند که آنان را به سوی ما بازنمیگردانند،
پس او و سپاهیانش را گرفتیم و در دریا افکندیم؛ پس با تأمل بنگر که سرانجام ستمکاران چگونه بود؟
و آنان را [به کیفر طغیانشان] پیشوایانی که دعوت به آتش میکنند قرار دادیم، و روز قیامت یاری نمیشوند،
و آنان را در این دنیا با لعنت بدرقه کردیم، و روز قیامت از زشت رویان [و مطرودان] از رحمت خدایند،
و پس از آنکه اقوام پیشین را [چون قوم نوح و هود و صالح و لوط] هلاک کردیم، به موسی کتاب دادیم که برای مردم وسیله بینایی و هدایت و رحمتی بود، تا متذکّر و هوشیار شوند.
تو در جانب غربی [وادی طور] حضور نداشتی هنگامی که ما [با نازل کردن تورات] امر نبوّت موسی را به انجام رساندیم، و از شاهدان [آن واقعه مهم هم] نبودی.
ولی ما ملتهایی را پدید آوردیم، پس روزگار درازی بر آنان گذشت [تا جایی که سرگذشتشان فراموش شد، اکنون ما سرگذشتشان را به تو وحی میکنیم تا برای مردم بیان کنی]. و تو در میان مردم مدین ساکن نبودی تا نشانههای [قدرت و خشم] ما را [که به آنان رسید] بر اینان [که در مکه، آلوده به طغیان و فسادند] بخوانی، ولی ما بودیم که تو را به پیامبری فرستادیم [و سرگذشت مردم مدین را به تو وحی کردیم تا بر آنان بخوانی.]
و زمانی که ما موسی را ندا دادیم، تو در ناحیه طور نبودی ولی به سبب رحمتی از پروردگارت [سرگذشت موسی را به تو وحی کردیم] تا به مردمی که پیش از تو [تا زمان عیسی] بیم دهندهای برای آنان نیامده بود، بیم دهی تا متذکّر و هوشیار شوند.
و اگر نه آن بود که به سبب گناهانی که مرتکب شدند عذابی به آنان برسد، پس بگویند: پروردگارا! چرا پیامبری به سوی ما نفرستادی تا از آیاتت پیروی کنیم و از مؤمنان باشیم [بیتردید در عذاب کردن و هلاکتشان شتاب مینمودیم.]
پس هنگامی که حق [چون قرآن و پیامبر] از سوی ما برای آنان آمد [به جای آنکه بپذیرند] گفتند: چرا مانند آنچه به موسی دادند به او ندادهاند؟ آیا پیش از این به آنچه به موسی داده شد، کفر نورزیدند؟! گفتند: [این تورات و قرآن] دو جادویند که پشتیبان یکدیگرند!! و گفتند: ما منکر هر دو هستیم!!
بگو: [بنا بر ادعای شما چنانچه تورات و قرآن از جانب خدا نیست] اگر راست میگویید کتابی از نزد خدا بیاورید که هدایت کنندهتر از این دو باشد تا آن را پیروی کنم.
پس اگر پاسخ تو را ندادند بدان که فقط از هواهای نفسانی خود پیروی میکنند و گمراهتر از کسی که بدون هدایتی از سوی خدا از هواهای نفسانی خود پیروی کند، کیست؟ مسلماً خدا مردم ستمکار را هدایت نمیکند.
ما این قرآن را برای آنان پی در پی و به هم پیوسته [به صورت سورهای پس از سورهای و آیهای بعد از آیهای] آوردیم تا متذکّر و هوشیار [حقایق] شوند.
[و برخی از] کسانی که پیش از قرآن کتابشان دادیم، به قرآن ایمان میآورند،
و هنگامی که بر آنان خوانند، میگویند: به آن ایمان آوردیم، یقیناً این قرآن از سوی پروردگارمان حق و درست است، البته ما پیش از نزول آن [به سبب راهنماییهای تورات و انجیل] تسلیم بودیم.
اینان به علت صبری که [بر ایمان و عمل به قرآن] کردند و بدی [مردم] را با نیکی و خوبی خود دفع میکنند و از آنچه به آنان روزی کردهایم، انفاق مینمایند، دوبار پاداششان میدهند.
و هنگامی که سخن بیهودهای بشنوند، از آن روی برمیگردانند و میگویند: اعمال ما برای ما و اعمال شما برای شما، سلام بر شما [سلام متارکه]، ما خواستار [همنشینی و معاشرت با] نادانان نیستیم.
قطعاً تو نمیتوانی هر که را خود دوست داری هدایت کنی، بلکه خدا هر که را بخواهد هدایت میکند؛ و او به هدایت پذیران داناتر است،
و [مشرکان برای معذور بودن خود در نپذیرفتن هدایت] گفتند: اگر ما همراه تو از هدایت [قرآن] پیروی کنیم [به وسیله مشرکان قلدر عرب] از سرزمینمان [شهر مکه] ربوده خواهیم شد! آیا ما آنان را در حرم امنی جای ندادیم که همواره [در همه فصول سال] هر نوع میوه و محصولی که رزقی از سوی ماست به سوی آن گردآوری میشود؟ ولی بیشتر آنان معرفت و دانش [نسبت به واقعیات] ندارند.
چه بسیار [اهل] شهرهایی را که [به سبب فراوانی نعمت] در زندگی خود گرفتار سرمستی و طغیان شده بودند، هلاک کردیم، پس اینها خانههای ایشان است که پس از آنان [خراب و ویران شده و] جز اندکی مورد سکونت قرار نگرفتهاند، و فقط ما وارث آنان هستیم!
و پروردگارت بر آن نبوده است که شهرها را نابود کند، تا آنکه [پیش از نابودی] در مرکز آنها پیامبری برانگیزد که آیات ما را بر آنان بخواند، و ما [در هیچ حالی از احوال] نابودکننده شهرها نبودهایم مگر در حالی که اهلش ستمکار بودهاند.
آنچه به شما داده شده کالا و ابزار زندگی دنیا و زینت آن است، و آنچه نزد خداست بهتر و پایدارتر است؛ آیا نمیاندیشید؟
پس آیا کسی که وعده نیک به او دادهایم و حتماً به آن خواهد رسید، مانند کسی است که او را [فقط] از کالا و ابزار زندگی دنیا برخوردارش کردهایم، سپس او در روز قیامت از احضار شوندگان [برای عذاب] است؟!
و [یاد کن] روزی را که خدا آنان را ندا میدهد و میگوید: کجایند معبودانی که میپنداشتید شریکان من [در ربوبیت] هستند؟
کسانی که عذاب بر آنان حتمی و لازم شده [از سردمداران شرک و کفر که مردم را به اطاعت و بندگی خود واداشتند] میگویند: پروردگارا! اینانند [مطیعان ما] که گمراهشان کردیم، همان گونه که ما [به اختیار خود] گمراه شدیم آنان را نیز [به اختیار و انتخاب خودشان] گمراه کردیم، [از آنان] به سوی تو بیزاری میجوییم، ما را نمیپرستیدند، [بلکه هوای نفسشان را میپرستیدند،]
و [به مطیعان] گفته شود: شریکان خود را [که میپرستیدید] بخوانید. پس آنها را میخوانند ولی آنها پاسخشان را نمیدهند، و عذاب را میبینند و آرزو میکنند که ای کاش هدایت مییافتند،
و روزی که خدا آنان را ندا میدهد و میگوید: چه پاسخی به پیامبران دادید؟
پس در آن روز [به خاطر ترس و هراس فراگیر و به سبب محجوب بودن دلهایشان و قطع رابطه آنان با علل و اسباب، همه] اخبار [واقعی] بر آنان پوشیده ماند [و راه نجات از همه طرف بر آنان مسدود است]، بنابراین از یکدیگر پرسش هم نمیکنند،
و اما کسی که [از شرک و عصیان] توبه کرده و ایمان آورده و کار شایسته انجام داده، امید است که از رستگاران باشد،
و پروردگارت آنچه را بخواهد میآفریند و [آنچه را بخواهد] برمیگزیند، برای آنان [در برابر اراده او در قلمرو تکوین و تشریع] اختیاری نیست؛ منزّه است خدا و برتر است از آنچه برای او شریک میگیرند،
و پروردگارت آنچه را سینههایشان پنهان مینماید و آنچه را آشکار میکند، میداند
و اوست خدا که معبودی جز او نیست، همه ستایشها در دنیا و آخرت ویژه اوست، و فرمانروایی فقط برای اوست، و تنها به سوی او بازگردانده میشوید.
بگو: به من خبر دهید، اگر خدا شب را بر شما تا روز قیامت پاینده و جاوید کند، کدام معبودی است جز خدا که برای شما روشنایی بیاورد؟ پس آیا [دعوت او را] نمیشنوید؟
بگو: به من خبر دهید اگر خدا روز را بر شما تا روز قیامت پاینده و جاوید کند، کدام معبودی است جز خدا که شبی را برای شما بیاورد تا در آن بیارامید؟ پس آیا [آثار قدرت او را] نمیبینید؟
و از رحمت خود شب و روز را برای شما قرار داد، تا در شب بیارامید و [در روز] رزق و روزی بجویید، باشد که سپاسگزاری کنید.
و [یاد کن] روزی را که خدا آنان را ندا میکند و میگوید: کجایند معبودانی که میپنداشتید شریکان من [در ربوبیت] هستند؟
و از هر امتی گواه مطلع و آگاهی [چون پیامبر یا امام معصوم یا شخصی عادل و صالح] بیرون میآوریم، و [در محضر او به امت] میگوییم: دلیل خود را [بر درستی آیین شرک] بیاورید. پس برای آنان یقینی شود که بیتردید حق [یعنی توحید] ویژه خداست، و آنچه را به دروغ [به عنوان شریک خدا] میساختند از دستشان میرود و گم میشود.
همانا قارون از قوم موسی بود که بر آنان تعدی و تجاوز کرد، و از گنجینههای مال و ثروت آن اندازه به او دادیم که حمل کلیدهایش بر گروهی نیرومند گران و دشوار میآمد. [یاد کن] هنگامی که قومش به او گفتند: [متکبرانه و مغرورانه] شادی مکن، قطعاً خدا شادمانان [متکبر و مغرور] را دوست ندارد.
در آنچه خدا به تو عطا کرده است سرای آخرت را بجوی، و سهم خود را از دنیا فراموش مکن، و نیکی کن همان گونه که خدا به تو نیکی کرده است، و در زمین خواهان فساد مباش، بیتردید خدا مفسدان را دوست ندارد.
گفت: جز این نیست که این [ثروت و مال انبوه] را بر پایه دانشی که نزد من است به من دادهاند. آیا نمیدانست که خدا پیش از او اقوامی را هلاک کرده است که از او نیرومندتر و ثروت اندوزتر بودند؟ و مجرمان [که جرمشان معلوم و مشهود است] از گناهانشان بازپرسی نمیشود.
[قارون] در میان آرایش و زینت خود بر قومش درآمد؛ آنانکه خواهان زندگی دنیا بودند، گفتند: ای کاش مانند آنچه به قارون دادهاند برای ما هم بود، واقعاً او دارای بهره بزرگی است.
و کسانی که معرفت و دانش به آنان عطا شده بود، گفتند: وای بر شما پاداش خدا برای کسانی که ایمان آورده و کار شایسته انجام دادهاند بهتر است. و [این حقیقت الهیه را] جز شکیبایان درنمییابند.
پس او و خانهاش را در زمین فرو بردیم، و هیچ گروهی غیر از خدا برای او نبود که وی را [برای رهایی از عذاب] یاری دهد، و خود نیز نتوانست از خود دفاع کند.
و بامدادان، آنانکه دیروز مقام و جایگاه او را آرزو داشتند [چنان حالی شدند که] میگفتند: وه! گویی خدا رزق را برای هر کس از بندگانش بخواهد وسعت میدهد، و [برای هر که بخواهد] تنگ میگیرد، اگر خدا بر ما منت نگذاشته بود، ما را نیز در زمین فرو برده بود، وه، گویی کافران رستگار نمیشوند.
آن سرای [پرارزش] آخرت را برای کسانی قرار میدهیم که در زمین هیچ برتری و تسلّط و هیچ فسادی را نمیخواهند؛ و سرانجام [نیک] برای پرهیزکاران است.
هر کس کار نیکی [به پیشگاه خدا] بیاورد، پاداشی بهتر از آن برای اوست، و هر کس کار بدی بیاورد [پس بداند آنان که کارهای ناشایسته انجام دادهاند] جزا داده نمیشوند مگر آنچه را همواره انجام میدادهاند.
یقیناً کسی که [ابلاغ و عمل کردن به] قرآن را بر تو واجب کرده است، حتماً تو را به بازگشت گاه [رفیع و بلند مرتبهات، شهر مکه] بازمیگرداند. بگو: پروردگارم به کسی که هدایت را آورده است و به کسی که در گمراهی آشکاری است، داناتر است.
و تو امید و انتظار نداشتی که این کتاب بر تو القا شود، لکن رحمتی از سوی پروردگارت بود [که بر تو القا شد]؛ پس هرگز پشتیبان کافران مباش،
و مبادا [کفرپیشگان لجوج] تو را از [ابلاغ] آیات خدا پس از آنکه به سوی تو نازل شد باز دارند، و به جانب پروردگارت دعوت کن، و هرگز از مشرکان مباش،
و با خدا معبودی دیگر مخوان، جز او معبودی نیست، هر چیزی مگر ذات او هلاکشدنی است، فرمانروایی [بر همه جهان هستی] ویژه اوست، و فقط به سوی او بازگردانده میشوید.
الم
آیا مردم گمان کردهاند، همین که بگویند: ایمان آوردیم، رها میشوند و آنان [به وسیله جان، مال، اولاد و حوادث] مورد آزمایش قرار نمیگیرند؟
در حالی که یقیناً کسانی را که پیش از آنان بودند، آزمایش کردهایم [پس اینان هم بیتردید آزمایش میشوند]، و بیتردید خدا کسانی را که [در ادعای ایمان] راست گفتهاند میشناسد، و قطعاً دروغگویان را نیز میشناسد.
آیا آنان که مرتکب زشتیها میشوند، پنداشتهاند که میتوانند بر ما پیشی گیرند [تا از مجازات و عذاب زشت کاریهایشان بگریزند؟!] چه بد داوری میکنند.
هر که امید دیدار [پاداش و مقام قرب] خدا را دارد [باید در عرصه طاعت و عبادت بکوشد]؛ زیرا زمان معین شده [از سوی] خدا [که روز قیامت است] حتماً آمدنی است؛ و او شنوا و داناست.
و کسی که [در راه خدا] بکوشد فقط به سود خودش میکوشد؛ زیرا خدا از جهانیان بینیاز است.
و آنان که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند، گناهانشان را قطعاً از آنان میپوشانیم و بر پایه بهترین عملی که همواره انجام میدادهاند، پاداششان میدهیم.
انسان را درباره پدر و مادرش به نیکی کردن سفارش کردهایم؛ و اگر آن دو نفر تلاش کنند تا بر پایه جهالت و نادانی [وبدون معرفت و دانش که روشنگر حقایق است] چیزی را شریک من قرار دهی، از آنان اطاعت مکن. بازگشت شما فقط به سوی من است، پس شما را به آنچه همواره انجام میدادهاید، آگاه میکنم.
و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند، حتماً در زمره شایستگان درمیآوریم.
و از مردم کسانی هستند که میگویند: به خدا ایمان آوردیم. پس هنگامی که در راه خدا شکنجه و آزار شوند، شکنجه و آزار مردم را مانند عذاب خدا [غیر قابل تحمل] شمارند [و از بیم ادامه یافتنش از ایمان دست برمیدارند]، و اگر از سوی پروردگارت یاری و نصرتی [چون پیروزی و غنیمت] بیاید، [به مؤمنان] قاطعانه میگویند: ما هم با شما بودیم. آیا [حال آنان از دید خدا پنهان است] و خدا به آنچه در سینههای جهانیان است [از همه] آگاهتر نیست؟
و یقیناً خدا کسانی را که ایمان آوردهاند، میشناسد و بیتردید منافقان را نیز میشناسد،
و کافران به مؤمنان گفتند: از راه ما پیروی کنید تا ما [اگر آخرتی و عذابی در کار باشد] گناهان شما را به عهده گیریم. و آنان [به اختیار خود] بر عهده گیرنده چیزی از گناهان اینان نیستند، آنان یقیناً [در پیشنهادی که به مؤمنان میدهند] دروغگویند،
و مسلماً بارهای [گناهان] خود را با بارهای دیگری [از گناهان کسانی که گمراهشان کردند] همراه با بارهای خود حمل خواهند کرد، و روز قیامت از آنچه [به خدا و پیامبر و قرآن] افترا میبستند، حتماً بازپرسی خواهند شد،
و همانا نوح را به سوی قومش فرستادیم پس نهصد و پنجاه سال در میانشان درنگ کرد [ولی بیشتر مردم به او ایمان نیاوردند]، سرانجام توفان آنان را در حالی که ستمکار بودند، فرا گرفت.
پس او و اهل کشتی را نجات بخشیدیم و آن [حادثه] را عبرتی بسیار مهم برای جهانیان قرار دادیم.
و ابراهیم را [نیز فرستادیم] آن گاه به قومش گفت: خدا را بپرستید و از او پروا کنید، این برای شما بهتر است، اگر بدانید؛
جز این نیست که شما به جای خدا بتهایی را میپرستید و [در نامگذاری آنها به آلهه و شفیع و مؤثر] دروغی را میسازید، بیتردید کسانی را که به جای خدا میپرستید، رزقی را برای شما مالک نیستند [تا آن را به شما برسانند]، پس رزق را نزد خدا بجویید و او را بندگی کنید و او را شکر کنید که [فقط] به سوی او بازگردانده میشوید،
و اگر [مرا] تکذیب کنید [چیز جدیدی نیست]؛ زیرا امتهایی پیش از شما نیز [پیامبران را] تکذیب کردند، و بر عهده پیامبر جز رساندن آشکار [پیام وحی] نیست.
آیا ندانستهاند که چگونه خدا مخلوقات را میآفریند سپس آنان را [پس از مرگشان] باز خواهد گرداند، یقیناً این [کار] بر خدا آسان است.
بگو: در زمین بگردید پس با تأمل بنگرید که چگونه مخلوقات را آفرید، سپس خدا جهان آخرت را ایجاد میکند؛ زیرا خدا بر هر کاری تواناست،
هر کس را بخواهد عذاب میکند، و هر کس را بخواهد مورد رحمت قرار میدهد، و فقط به سوی او بازگردانده میشوید.
و شما نه در زمین و نه در آسمان نمیتوانید خدا را عاجز کنید [تا از دسترس قدرت او بیرون روید]، و شما را به جای خدا هیچ سرپرست و یاوری نیست،
وکسانی که به آیات خدا و دیدار [قیامت و محاسبه اعمال به وسیله] او کفر ورزیدند، آنان از رحمت من مأیوسند وبرای آنان عذابی دردناک است.
پس جواب قوم ابراهیم جز این نبود که گفتند: او را بکشید یا بسوزانیدش. پس خدا او را از آن آتش رهایی بخشید، مسلماً در این [حادثه] برای مردمی که ایمان دارند، عبرتهاست،
و [ابراهیم] گفت: جز این نیست که به جای خدا بتهایی را [برای خود به عنوان معبود] گرفتهاید [که علت آن] دوستی میان خودتان در زندگی دنیاست، سپس روز قیامت برخی از شما برخی دیگر را انکار میکنند، و بعضی از شما بعضی دیگر را لعنت مینمایند، و جایگاه شما آتش است، و برای شما هیچ یاوری نخواهد بود.
پس لوط به ابراهیم ایمان آورد، و [ابراهیم] گفت: به درستی که من به سوی پروردگارم مهاجرت میکنم، که فقط او توانای شکست ناپذیر و حکیم است.
و اسحاق و یعقوب را به او بخشیدیم و پیامبری و کتاب را در نسلش قرار دادیم و پاداشش را در دنیا به او دادیم، و بیتردید او در آخرت از زمره شایستگان است.
و لوط را [نیز فرستادیم]، آن گاه به قومش گفت: شما کار بسیار زشتی مرتکب میشوید که پیش از شما هیچ یک از جهانیان آن را انجام ندادهاند.
آیا شما با مردان آمیزش میکنید و راه [توالد و تناسل] را قطع مینمایید و در محفل عمومی خود [در انظار یکدیگر] این کار بسیار زشت را مرتکب میشوید. پس جواب قوم او جز این نبود که گفتند: اگر تو از راستگویانی عذاب خدا را برای ما بیاور.
گفت: پروردگارا! مرا بر این مردم فسادکار یاری ده.
و زمانی که فرستادگان ما با بشارت [ولادت اسحاق] نزد ابراهیم آمدند، گفتند: ما یقیناً اهل شهر را نابود میکنیم؛ زیرا اهل آن ستمکارند.
گفت: لوط در آنجاست. گفتند: ما به کسانی که در آنجا هستند، داناتریم، حتماً او و خانوادهاش را نجات میدهیم، مگر همسرش را که از باقی ماندگان خواهد بود،
و چون فرستادگان ما نزد لوط آمدند به سبب [حضور] آنان [به صورت جوانانی آراسته] بدحال و بیطاقت شد، و گفتند: مترس و غمگین مباش، قطعاً ما نجات دهنده تو و خانوادهات هستیم، مگر همسرت را که از باقی ماندگان خواهد بود،
ما بر اهل این شهر به علت کار بسیار زشتی که مرتکب میشوند، عذاب سختی از آسمان نازل خواهیم کرد.
[پس با عذاب آسمانی، شهر و اهلش را در هم کوبیدیم] و از آن شهر نشانهای روشن [از سنگهایی که بر سر اهلش فرو باریدیم] برای مردمی که میاندیشند، بر جای گذاشتیم.
و نیز به سوی مدین برادرشان شعیب را فرستادیم؛ پس گفت: ای قوم من! خدا را بپرستید و روز قیامت را انتظار برید و در زمین تبهکارانه فتنه و آشوب برپا نکنید،
پس او را تکذیب کردند؛ در نتیجه زلزله سختی آنان را فرا گرفت، پس در خانههایشان به رو در افتاده جسمی بیجان شدند،
و [قوم] عاد و ثمود را [نیز نابود کردیم]، و از خانههای [خراب شده و خالی] آنان [سرنوشت شومشان] برای شما نمایان است، و شیطان عملهای [زشت] آنان را برایشان آراست، در نتیجه آنان را از راه [خدا] باز داشت در حالی که [برای تشخیص حق از باطل] بصیرت داشتند.
و قارون و فرعون و هامان را [نیز نابود کردیم]. و همانا موسی برای آنان دلایل روشن آورد، پس آنان در زمین تکبّر و سرکشی کردند، ولی پیشی گیرنده [بر اراده و قضا و قدر ما] نبودند [تا بتوانند از عذاب ما بگریزند.]
پس همه را به گناهانشان گرفتیم، بر برخی از آنان توفانی سخت [که با خود ریگ و سنگ میآورد] فرستادیم، و بعضی را فریاد مرگبار گرفت، و برخی را به زمین فرو بردیم، و بعضی را غرق کردیم؛ و خدا بر آن نبود که به آنان ستم کند، ولی آنان بودند که به خودشان ستم کردند.
داستان کسانی که به جای خدا سرپرستانی گرفتهاند، مانند داستان عنکبوت است که خانهای [بیدیوار، بیسقف و بیحفاظ] برای خود بنا کرده باشد، و بیتردید سستترین خانهها خانه عنکبوت است، اگر [به این واقعیت] معرفت و شناخت داشتند [بتها را سرپرستان خود نمیگرفتند.]
یقیناً خدا میداند به جای او چه چیزهایی را میپرستند [چیزهایی که نه دارای ارزش و اعتبارند و نه قدرت تصرف در کاری را دارند!!] و فقط او توانای شکست ناپذیر و حکیم است،
و این مثلها را برای مردم میزنیم، ولی جز اهل معرفت و دانش در آنها تعقّل نمیکنند.
خدا آسمانها و زمین را به حق آفرید؛ یقیناً در این [آفرینش] نشانهای [بر توحید، ربوبیت و قدرت خدا] برای مؤمنان است.
آنچه را از این کتاب به تو وحی شده است، بخوان و نماز را برپا دار، یقیناً نماز از کارهای زشت، و کارهای ناپسند بازمیدارد؛ و همانا ذکر خدا بزرگتر است، و خدا آنچه را انجام میدهید، میداند.
و با اهل کتاب جز با نیکوترین شیوه مجادله و گفتگو مکنید، مگر با کسانی از آنان که [در مجادله با شما] ظالمانه به میدان آیند، و بگویید: به آنچه به سوی ما و به سوی شما نازل شده است، ایمان داریم و معبود ما و معبود شما یکی است و ما تسلیم [فرمانها و احکام] او هستیم.
و همان گونه [که بر پیامبران پیشین کتاب نازل کردیم] این کتاب را بر تو نازل نمودیم، پس [برخی از] کسانی که کتابشان دادیم به آن ایمان میآورند، و از اینان [هم که مشرکاند] اندکی به آن ایمان میآورند، و آیات ما را جز کافران انکار نمیکنند،
و پیش از این [قرآن]، تو هیچ نوشتهای را نمیخواندی و آن را با دست خود نمینوشتی وگرنه باطل گرایان یاوه گو [در وحی بودن و حقّانیّت آن] شک میکردند،
بلکه این قرآن، آیات روشنی است در سینه کسانی که به آنان معرفت و دانش عطا شده است؛ و آیات ما را جز ستمکاران انکار نمیکنند.
گفتند: چرا از سوی پروردگارش معجزاتی [مانند معجزات پیامبران پیشین] بر او نازل نمیشود. بگو: این معجزات فقط در اختیار خداست و من فقط بیم دهندهای آشکارم.
آیا [در قرآن عیب و نقصی مییابند؟ و] برای آنان کافی نبوده است که ما این کتاب را که [همواره] بر آنان خوانده میشود بر تو نازل کردیم؟! همانا در این کتاب رحمتی است [ویژه و مایه یادآوری] و پندی برای مردمی که ایمان میآورند.
بگو: کافی است که خدا [نسبت به حقّانیّت نبوّتم] میان من و شما شاهد باشد، [او] آنچه را در آسمانها و زمین است میداند، و آنان که به باطل [چون بت و طاغوت] گرویده و به خدا کفر ورزیدهاند همان زیانکاران [واقعی]اند.
آنان شتاب در آوردن عذاب را از تو میخواهند، اگر مدتی معین [برای آنان] مقرّر نبود، قطعاً آن عذاب را [که خواهانش هستند] بر آنان میآمد و حتماً ناگاه در حالی که بیخبرند، به سراغشان خواهد آمد.
[آنان] شتاب در آوردن عذاب را از تو میخواهند، بدون تردید هم اکنون دوزخ بر کافران حاطه دارد.
آنان را متوجه روزی کن که عذاب از بالای سرشان و از زیر پایشان آنان را فرو پوشاند و [خدا به آنان] میگوید: آنچه را همواره انجام میدادید [اکنون به صورت سختترین عذاب] بچشید.
ای بندگان من که ایمان آوردهاید! یقیناً زمین من وسیع و پهناور است؛ پس [با انتخاب سرزمینی مناسب و شایسته که ارزشها در آن حفظ شود] فقط مرا بپرستید،
هر جانداری چشنده مرگ خواهد بود، سپس به سوی ما بازگردانده میشوید،
و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند حتماً آنان را در قصرهایی رفیع و با ارزش از بهشت که از زیرِ [درختانِ] آن نهرها جاری است، جای خواهیم داد، در آنجا جاودانهاند؛ چه نیکوست پاداش عملکنندگان.
همانان که [برای حفظ ایمان، اخلاق و عمل صالح] شکیبایی ورزیدند و همواره بر پروردگارشان توکل میکنند.
چه بسیارند جنبندگانی که قدرت ندارند [به دست آوردن] روزی خود را بر عهده بگیرند، خداست که به آنان و شما روزی میدهد، و او شنوا و داناست.
اگر از آنان [که شرک میورزند] بپرسی: چه کسی آسمانها و زمین را آفریده و خورشید و ماه را رام و مسخّر کرده؟ بیتردید خواهند گفت: خدا. پس چگونه [از حق به باطل] منحرف میشوند؟!
خدا روزی را برای هرکس از بندگانش که بخواهد وسعت میدهد و یا تنگ میگیرد؛ یقیناً خدا بر هر کاری تواناست،
و اگر از آنان بپرسی: چه کسی از آسمان آبی نازل کرد و به وسیله آن زمین را پس از مردگیاش زنده ساخت؟ بیتردید خواهند گفت: خدا. بگو: همه ستایشها ویژه خداست [و مشرکان دور از حقیقتاند]، بلکه بیشترشان تعقّل نمیکنند.
و این زندگی دنیا جز سرگرمی و بازی نیست و بیتردید سرای آخرت، همان زندگی [واقعی و ابدی] است؛ اگر اینان معرفت و دانش داشتند [دنیا را به قیمت از دست دادن آخرت برنمیگزیدند.]
[مشرکان تا در امنیت و آسایشند، بر آیین شرک تعصّب دارند،] پس زمانی که در کشتی سوار میشوند [و در وسط دریا امواج خطرناک آنان را محاصره میکند] خدا را در حالی که ایمان و عبادت را برای او [از هرگونه شرکی] خالص میکنند، میخوانند، و چون به سوی خشکی نجاتشان میدهیم به ناگاه به آیین شرک روی میآورند،
سرانجام به آنچه [از نعمت] به آنان عطا کردیم، ناسپاسی ورزند، و [از زندگی شرک آلودشان] برخوردار شوند؛ سپس [نتیجه این ناسپاسی و زندگی شرک آلود را] خواهند دانست.
آیا ندانستهاند که ما [شهرشان مکه را] حرم امنی قرار دادهایم [که در آن با آسایش و آرامش و محفوظ از قتل و غارت زندگی میکنند] در حالی که مردم از اطراف آنان [به وسیله دزدان و غارتگران عرب] ربوده میشوند؟ پس آیا [با دارا بودن این نعمت باارزش الهی] به باطل میگروند و به نعمت خدا کفران میورزند؟!
و کیست ستمکارتر از کسی که دروغی را بر خدا ببندد [که خدا بتان را شریک خود گرفته؟] یا حق را زمانی که به سویش آمد تکذیب کند؟ آیا در دوزخ جایگاهی برای کافران نیست؟
و کسانی که برای [به دست آوردن خشنودی] ما [با جان و مال] کوشیدند، بیتردید آنان را به راههای خود [راه رشد، سعادت، کمال، کرامت، بهشت و مقام قرب] راهنمایی میکنیم؛ و یقیناً خدا با نیکوکاران است.
الم
رومیان مغلوب شدند،
در نزدیکترین سرزمین [خود به حجاز که نواحی شام است]، و آنان پس از مغلوب شدنشان به زودی پیروز خواهند شد،
[البته] در ظرف چند سال. عاقبت و نتیجه کار پیش [از مغلوب شدن رومیان] و پس [از پیروزی رومیان] فقط در سیطره اراده و فرمان خداست، و آن روز [که رومیان پیروز شوند] مؤمنان شادمان و خوشحال خواهند شد،
به سبب نصرت و یاری خدا، [آری او] هرکس را بخواهد یاری میدهد، و تنها او توانای شکست ناپذیر و مهربان است.
خدا این وعده را داده است؛ و خدا از وعدهاش تخلف نمیکند، ولی بیشتر مردم معرفت و شناخت [نسبت به وفای قطعی خدا در مورد وعدهاش] ندارند.
[تنها] ظاهری [محسوس] از زندگی دنیا را میشناسند و آنان از آخرت [که سرای ابدی و دارای نعمتهای جاودانی و حیات سرمدی است] بیخبرند.
آیا در [خلوت] درون خود نیندیشیدهاند؟ [که] خدا آسمانها و زمین و آنچه را میان آنهاست، جز به حقّ و راستی و برای مدتی معین نیافریده است؛ و همانا بسیاری از مردم به دیدار [قیامت و محاسبه اعمال به وسیله] پروردگارشان کافرند.
آیا [به غفلت نانی میخورند و بیخبر به سر میبرند و] در زمین گردش نکردهاند تا با تأمل بنگرند سرانجام کسانی که پیش از اینان بودند چگونه بود؟ آنان قویتر و نیرومندتر از اینان بودند، و زمین را [برای هدفهای گوناگون] زیر و رو کردند و آن را بیش از آنچه اینان آبادش کردند، آباد نمودند، و پیامبرانشان دلایل روشن برای آنان آوردند [ولی به سبب تکذیب پیامبرانشان هلاک شدند]؛ پس خدا بر آن نبود که به آنان ستم کند، ولی آنان بودند که به خودشان ستم میکردند.
آن گاه بدترین سرانجام، سرانجام کسانی بود که مرتکب زشتی شدند به سبب اینکه آیات خدا را تکذیب کردند و همواره آنها را به مسخره میگرفتند.
خدا مخلوقات را میآفریند، سپس آنان را [بعد از مرگشان] بازمیگرداند، آن گاه به سوی او باز گردانده میشوید،
و روزی که قیامت برپا شود گنهکاران [از شدت سختی و هولناکی آن اندوهگین گردند و به علت پذیرفته نشدن بهانه و عذرشان از رحمت خدا] مأیوس شوند،
و از معبودانشان [که آنها را کورکورانه میپرستیدند] برای آنان شفیعانی نخواهد بود، و آنان معبودانشان را [از روی واقعیت] انکار میکنند،
و روزی که قیامت برپا شود آن روز [همه] از هم جدا میشوند،
اما کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند، آنان را در بوستانی [سرسبز و خرم] مسرور وشادمان میدارند.
و اما کسانی که کفر ورزیده و آیات ما و دیدار آخرت را تکذیب کردهاند، احضارشدگان در عذاباند.
پس خدا را هنگامی که وارد شب میشوید و هنگامی که به صبح درمیآیید، تسبیح گویید،
همه ستایشها در آسمانها و زمین ویژه اوست و شب و آن گاه که وارد ظهر میشوید [نیز خدا را تسبیح گویید.]
زنده را از مرده بیرون میآورد و مرده را از زنده بیرون میآورد، و زمین را پس از مردگیاش زنده میکند؛ و این گونه [از گورها] بیرون آورده میشوید.
و از نشانههای [قدرت و ربوبیت] او این است که شما را از خاکی [بیجان] آفرید؛ پس اکنون بشری هستید که [روی زمین] پراکنده و منتشرید،
و از نشانههای [قدرت و ربوبیت] او این است که برای شما از جنس خودتان همسرانی آفرید تا در کنارشان آرامش یابید و در میان شما دوستی و مهربانی قرار داد؛ یقیناً در این [کار شگفتانگیز] نشانههایی است برای مردمی که میاندیشند،
و از نشانههای [قدرت و ربوبیت] او آفرینش آسمانها وزمین و اختلاف و گوناگونی زبانها و رنگهای شماست؛ بیتردید در این [واقعیات] نشانههایی است برای دانایان،
و از نشانههای [قدرت و ربوبیت] او خواب شما وجستجویتان برای تأمین معاش در شب وروز است، یقیناً در این [امور] نشانههایی است برای مردمی که گوش شنوا دارند،
و از نشانههای [قدرت و ربوبیت] اوست که برق را مایه ترس [از صاعقه] و امید [به باران] به شما مینمایاند، و از آسمان، آبی نازل میکند که زمین را پس از مردگیاش به وسیله آن زنده میکند؛ قطعاً در این [شگفتیهای آفرینش] نشانههایی است برای مردمی که تعقّل میکنند.
و از نشانههای [قدرت و ربوبیت] او این است که آسمان و زمین به فرمانش برپایند، سپس زمانی که شما را با یک دعوت از زمین بخواند، ناگاه [از گورها] بیرون میآیید،
و هر که در آسمانها و زمین است، فقط در سیطره مالکیّت و فرمانروایی اوست، و همه برای او فروتن و خاضعاند،
و اوست که مخلوقات را میآفریند سپس آنان را [پس از مرگشان] بازمیگرداند؛ و این [کار] برای او آسانتر است. و برترین وصفها در آسمانها و زمین ویژه اوست؛ و او توانای شکست ناپذیر و حکیم است.
خدا از [وضع و حال] خودتان برای شما مثلی زده است، آیا از بردگانتان در آنچه [از نعمتها و ثروتها] به شما روزی دادهایم، شریکانی دارید که شما در آن [نعمتها و ثروتها] با هم برابر و یکسان باشید، و همان گونه که از یکدیگر میترسید [که یکی از شما نعمت و ثروت مشترک را ویژه خود کند] از بردگانتان هم بترسید؟ [بیتردید در میان آزاد و برده و مولا و عبد و مالک و مملوک چنین شرکتی وجود ندارد، پس چگونه ممکن است مملوک خدا در خدایی، ربوبیت، خالقیت و مالکیّت شریک او باشد؟!] این گونه آیات خود را برای مردمی که تعقّل میکنند، بیان میکنیم.
[اعتقاد و عمل مشرکان بر پایه تعقّل نیست] بلکه آنان که [با شرکورزی] ستم کردهاند از روی جهل و نادانی از هواهای نفسانی خود پیروی نمودهاند؛ پس کسانی را که خدا [به کیفر پیروی از هواها] گمراه کرده است، چه کسی هدایت میکند؟ و آنان هیچ یاری کنندهای [که از گمراهی و عذاب نجاتشان دهد] نخواهند داشت.
پس [با توجه به بیپایه بودن شرک] حق گرایانه و بدون انحراف با همه وجودت به سوی این دین [توحیدی] روی آور، [پای بند و استوار بر] سرشت خدا که مردم را بر آن سرشته است باش برای آفرینش خدا هیچگونه تغییر و تبدیلی نیست؛ این است دین درست و استوار؛ ولی بیشتر مردم معرفت و دانش [به این حقیقت اصیل] ندارند.
[پای بند به همان سرشت خدایی باشید] در حالی که روی آورندگان به سوی او هستید و از او پروا کنید و نماز را برپا دارید و از مشرکان نباشید.
مشرکانی که دینشان را بخش بخش کردند و [سرانجام] گروه گروه شدند، در حالی که هر گروهی به آنچه [از بخشی از دین] نزد آنان است [به تصور اینکه حق است] شادمانند!
هنگامی که به مردم آسیب و گزندی برسد، پروردگارشان را در حالی که به سوی او روی آوردهاند، میخوانند، سپس زمانی که رحمتی از سوی خود [چون نعمت، ثروت، اولاد و امنیت] به آنان بچشاند، ناگهان گروهی از آنان به پروردگارشان شرک میورزند.
بگذار تا به آنچه به آنان دادهایم، ناسپاسی کنند، بنابراین [از نعمتهای اندک و زودگذر] برخوردار شوید که سپس خواهید دانست [سرنوشت و کیفر ناسپاسان چیست؟]
یا [مگر] دلیلی استوار بر آنان نازل کردهایم که آن دلیل [بر حقّانیّت] معبودانی که به وسیله آن [به خدا] شرک میورزند، سخن میگوید؟
و هرگاه به مردم رحمتی [چون نعمت، ثروت، اولاد و امنیت] بچشانیم به آن شادمان میشوند، و چون به سبب گناهانی که مرتکب شدهاند آسیب و گزندی به آنان رسد، ناگهان ناامید میشوند.
آیا ندانستهاند که خدا رزق و روزی را برای هرکه بخواهد فراخ و گشاده قرار میدهد و [برای هر که بخواهد] تنگ میگیرد؟ یقیناً در این [برنامه] نشانههایی است برای مردمی که ایمان دارند.
پس [با توجه به فراخبخشی خدا در روزی و رزق] حقّ خویشاوند و مسکین و در راه مانده را بده. این انفاق برای آنان که خشنودی خدا را میخواهند بهتر است؛ و اینان [که حقوق مالی را میپردازند] همان رستگارانند.
اموال و اجناسی را که [به صورت وام] به ربا میدهید تا در میان اموال مردم فزونی یابد، نزد خدا فزونی نخواهد یافت؛ و آنچه از زکات میدهید که [به سبب پرداختنش] خشنودی خدا را میخواهید [مایه فزونی است]؛ پس این زکات دهندگانند که مال و ثوابشان دو چندان میشود.
خداست که شما را آفرید، آن گاه به شما روزی داد، سپس شما را میمیراند، و پس از آن شما را زنده میکند؛ آیا از معبودان شما کسی هست که چیزی از این [کارها] را انجام دهد؟ او منزّه و برتر است از اینکه به او شرک ورزند.
در خشکی و دریا به سبب اعمال زشتی که مردم به دست خود مرتکب شدند، فساد و تباهی نمودار شده است تا [خدا کیفر] برخی از آنچه را انجام دادهاند به آنان بچشاند، باشد که [از گناه و طغیان] برگردند.
بگو: در زمین بگردید پس با تأمل بنگرید که سرانجام کسانی که پیشتر بودند [و مرتکب کار زشت شدند] چگونه بود؟ بیشتر آنان مشرک بودند.
پس [با توجه به بیپایه بودن شرک] با همه وجودت به سوی این دین درست و استوار روی آور پیش از آنکه روزی فرا رسد که از سوی خدا هیچ بازگشتی برای آن نیست، آن روز [همه مردم] دسته دسته و گروه گروه شوند.
کسانی که کافر شوند کفرشان به زیان خود آنان است، و آنان که کار شایسته انجام دهند، [بستر امن و آسایشی و اقامت گاه جاویدی] برای خود آماده میکنند،
تا خدا به کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند از فضل خود پاداش دهد [و کافران را از رحمتش محروم کند]؛ زیرا خدا کافران را دوست ندارد.
و از نشانههای [قدرت و ربوبیت] او این است که بادها را مژده دهنده میفرستد، و تا بخشی از [باران] رحمتش را به شما بچشاند، و تا کشتیها [به وسیله بادها] به فرمان او حرکت کنند، و نیز برای اینکه از رزق و روزی او بجویید، و باشد که شما سپاسگزاری کنید.
و به راستی پیش از تو پیامبرانی را به سوی قومشان فرستادیم که برای آنان دلایل روشن آوردند، سپس ما از آنان که مرتکب گناه شدند، انتقام گرفتیم [و مؤمنان را یاری دادیم]؛ و یاری مؤمنان حقّی بر عهده ماست.
خداست که بادها را میفرستد تا ابری را برمیانگیزد، پس آن را در آسمان آن گونه که بخواهد میگستراند و به صورت بخش بخش و پارههای مختلف درمیآورد، پس باران را میبینی که از لابه لای آن بیرون میآید و چون آن را به هرکس از بندگانش که بخواهد میرساند، آن گاه شادمان و خوشحال میشوند.
و همانا پیش از آنکه باران بر آنان نازل شود، [آری] پیش از آن مأیوس و ناامید بودند.
پس با تأمل به آثار رحمت خدا بنگر که چگونه زمین را پس از مردگیاش زنده میکند، بیتردید این [خدای قدرتمند] زنده کننده مردگان است و او بر هر کاری تواناست.
و اگر بادی [سوزان و زیانبار] بفرستیم، پس آن [کشت و زرع] را زرد شده ببینند، پس از آن [به جای جبران گناهانی که سبب این آسیب شده] ناسپاس میشوند.
[اینان که کفر را بر ایمان ترجیح دادهاند، مانند مردگاناند] پس تو نمیتوانی [دعوتت را] به مردگان بشنوانی و نمیتوانی دعوتت را به کران زمانی که پشتکنان روی میگردانند، بشنوانی.
و تو هدایت کننده کوردلان از گمراهیشان نیستی، و جز به آنان که به آیات ما ایمان میآورند و تسلیم [فرمانها و احکام ما] هستند، نمیتوانی [دعوتت] را بشنوانی.
خداست که شما را از ناتوانی آفرید، سپس بعد از ناتوانی قدرت و نیرو داد، آن گاه بعد از نیرومندی و توانایی، ناتوانی و پیری قرار داد؛ هرچه بخواهد میآفریند و او دانا و تواناست.
و روزی که قیامت برپا میشود، مجرمان سوگند میخورند که [فاصله مرگ تا قیامت را] جز ساعتی درنگ نکردهاند، این گونه [که در قیامت دروغ میگویند و منحرف از حقیقت هستند در دنیا نیز همواره از حق به باطل] منحرف میشدند.
و کسانی که دانش و ایمان به آنان داده شده است میگویند: بیتردید شما [بر طبق قضا و قدر ثبت شده] در کتاب خدا [لوح محفوظ] تا روز قیامت درنگ کردهاید و این روز قیامت است، ولی شما [به اینکه قیامت حق است] معرفت و دانش نداشتید.
پس در آن روز کسانی که [به آیات ما و پیامبران] ستم کردهاند، عذرخواهیشان به آنان سود نمیدهد، و نه از آنان میخواهند که [برای به دست آوردن خشنودی خدا] عذرخواهی کنند،
و به راستی در این قرآن برای مردم از هرگونه مثلی زدیم. و اگر برای آنان معجزهای [که خود درخواست دارند] بیاوری آنان که کفر ورزیدهاند، قطعاً خواهند گفت: شما جز باطل گرا نیستید [و این معجزهای که آوردید، جز باطل نیست.]
خدا این گونه بر دلهای کسانی که معرفت و دانش ندارند مُهر [تیره بختی] مینهد.
پس [بر آزار و یاوه گویی این تیره بختان] شکیبایی کن که یقیناً وعده خدا [در مورد یاری و پیروزی تو] حق است، و مبادا آنان که یقین [به وعدههای حق و برپا شدن قیامت] ندارند تو را به ناشکیبایی و سبک ساری وادارند.
الم
این آیات [با عظمتِ] کتاب محکم و استوار است،
که سراسر هدایت و رحمتی است برای نیکوکاران.
همانان که نماز را برپا میدارند و زکات میدهند و به آخرت یقین دارند.
اینانند که از سوی پروردگارشان بر بلندای هدایتند، و اینانند که رستگارند،
و برخی از مردماند که افسانههای بیهوده و سخنان یاوه و سرگرم کننده را میخرند تا از روی نادانی و بیدانشی [مردم را] از راه خدا گمراه کنند و آن را به مسخره بگیرند؛ اینانند که برای آنان عذابی خوارکننده خواهد بود.
چون آیات ما بر او خوانده شود متکبرانه روی برمیگرداند، گویی آنها را نشنیده است، انگار در دو گوشش سنگینی است، پس او را به عذابی دردناک مژده ده؛
و یقیناً کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند، برای آنان بهشتهای پرنعمت خواهد بود،
که در آنجا جاودانهاند؛ خدا وعده کرده است وعدهای به حقّ و درست، و او توانای شکست ناپذیر و حکیم است.
آسمانها را بدون ستونهایی که آنها را ببینند، آفریده و در زمین کوههایی استوار افکنده است تا شما را نلرزاند و به اضطراب نیندازد، و در آن از هر جنبندهای پراکنده کرده است، و از آسمان آبی نازل کردیم پس [به وسیله آن] از هر نوع گیاه نیکو و با ارزش در آن رویاندیم.
این است آفرینش خدا. پس به من نشان دهید آنها که غیر اویند [و شما به عنوان معبود برگزیدهاید] چه چیزی آفریدهاند؟ [آنها چیزی نیافریدهاند] بلکه ستمکاران در گمراهی آشکاری هستند.
و به راستی ما به لقمان حکمت عطا کردیم که نسبت به خدا سپاس گزار و شاکر باش و هرکه سپاس گزارد تنها به سود خود سپاس میگزارد، و هرکه ناسپاسی کند [به خدا زیان نمیزند، زیرا] خدا بینیاز و ستوده است.
و [یاد کن] هنگامی که لقمان به پسرش در حالی که او را موعظه میکرد، گفت: پسرکم! به خدا شرک نورز، بیتردید شرک ستمی بزرگ است.
و انسان را درباره پدر و مادرش سفارش کردیم، مادرش به او حامله شد [در حالی که] سستی به روی سستی [به او دست میداد] و باز گرفتنش [از شیر] در دو سال است [و سفارش کردیم] که برای من و پدر و مادرت سپاسگزاری کن؛ بازگشت [همه] فقط به سوی من است.
و اگر آن دو نفر تلاش کنند تا بر پایه جهالت و نادانی [و بدون معرفت و دانش که روشنگر حقایق است] چیزی را شریک من قرار دهی، از آنان اطاعت مکن؛ ولی در دنیا با آن دو نفر به شیوهای پسندیده معاشرت کن و راه کسی را پیروی کن که [با توبه و ایمان و اخلاص] به من بازگشته است؛ سپس بازگشت شما فقط به سوی من است، پس شما را از آنچه انجام میدادید، آگاه میکنم.
پسرکم! اگر عمل هموزن دانه خردلی و در درون سنگی یا در آسمانها یا در دل زمین باشد، خدا آن را [در قیامت برای حسابرسی] میآورد؛ یقیناً خدا لطیف و آگاه است.
پسرکم! نماز را برپا دار و مردم را به کار پسندیده وادار و از کار زشت بازدار و بر آنچه [از مشکلات و سختیها] به تو میرسد شکیبایی کن، که اینها از اموری است که ملازمت بر آن از واجبات است.
متکبرانه روی از مردم برمگردان، و در زمین با ناز و غرور راه مرو، همانا خدا هیچ خودپسند فخرفروش را دوست ندارد.
و در راه رفتنت میانه رو باش، و از صدایت بکاه که بیتردید ناپسندترین صداها صدای خران است.
آیا ندانستهاید که خدا آنچه را در آسمانها و آنچه را در زمین است، مسخّر و رام شما کرده، و نعمتهای آشکار و نهانش را بر شما فراوان و کامل ارزانی داشته، و برخی از مردماند که همواره بدون هیچ دانشی [بلکه از روی جهل و نادانی] و بدون هیچ هدایتی و هیچ کتاب روشنی درباره خدا مجادله و ستیز میکنند.
و چون به آنان گویند: از آنچه خدا نازل کرده است، پیروی کنید، میگویند: [پیروی نمیکنیم] بلکه ما از آنچه پدرانمان را بر آن یافتهایم، پیروی میکنیم. آیا [کورکورانه از گذشتگان پیروی میکنند] و هرچند که شیطان آنان را با این پیروی به عذاب فروزان دعوت کند؟!
و هرکس همه وجود خود را به سوی خدا کند در حالی که نیکوکار باشد بیتردید به محکمترین دستگیره چنگ زده است؛ و سرانجام و عاقبت همه کارها فقط به سوی خداست.
و هرکس کفر ورزد، کفرش تو را اندوهگین نسازد؛ بازگشت آنان فقط به سوی ماست، پس آنان را از آنچه انجام دادهاند آگاه میکنیم؛ یقیناً خدا به نیّات و اسرار سینهها داناست.
اندکی [از نعمتهای مادی] برخوردارشان میکنیم، سپس آنان را [به وارد شدن] در عذابی سخت ناچار میکنیم،
و اگر از آنان بپرسی: چه کسی آسمانها و زمین را آفریده است؟ قطعاً میگویند: خدا. بگو: همه ستایشها ویژه خداست [آیا درک میکنند که همه امور به دست خداست؟ نه] بلکه بیشترشان معرفت و دانش ندارند؛
آنچه در آسمانها و زمین است، فقط در سیطره مالکیّت و فرمانروایی خداست؛ یقیناً خدا همان بینیاز و ستوده است.
اگر [برای نوشتن و ثبت کردن کلمات خدا که در حقیقت مخلوقات او هستند] آنچه درخت در زمین است قلم باشد و دریا [مرکب] و هفت دریای دیگر آن را پس از پایان یافتنش مدد رسانند، کلمات خدا پایان نپذیرد؛ یقیناً خدا توانای شکست ناپذیر و حکیم است.
آفریدن شما و برانگیختنتان [برای ما] جز مانند [آفریدن و برانگیختن] یک تن نیست؛ یقیناً خدا شنوا و بیناست.
آیا ندانستهای که خدا شب را در روز فرو میبرد و روز را در شب فرو میبرد، و خورشید و ماه را مسخّر و رام کرده است که هر کدام تا مدتی معین روانند؛ و یقیناً خدا به آنچه انجام میدهید، آگاه است.
این [آفریدههای شگفت و این تغییرات و تحولات] دلیل بر این است که خدا فقط حق است و آنچه به جای او میپرستند باطل است، و بیتردید خدا همان والا مرتبه و بزرگ است.
آیا ندانستهای که کشتیها به سبب نعمتهای خدا [چون باد، هوا و دیگر عوامل] در دریا روانند تا خدا برخی از نشانههای قدرت خود را به شما نشان دهد؛ بیتردید در این [واقعیت] برای هر شکیبای سپاسگزاری نشانههایی [از توحید، قدرت و ربوبیت خدا]ست.
و چون آنان را [در دریا] موجی [به دنبال موجی] مانند ابرهای سایه انداز فرو پوشد، خدا را در حالی که ایمان و عبادت را برای او [از هرگونه شرکی] خالص میکنند، میخوانند، و زمانی که آنان را به خشکی میرساند برخی از آنان به راه میانه و معتدل [که راه توحید است] میروند [و برخی پیمان میشکنند] و آیات ما را جز هر پیمانشکن خائن و کفرپیشهای انکار نمیکند.
ای مردم! از پروردگارتان پروا کنید، و بترسید از روزی که هیچ پدری چیزی [از عذاب دوزخ را] از فرزندش دفع نمیکند، و نه هیچ فرزندی دفع کننده چیزی از [عذاب] پدر خویش است. بیتردید وعده خدا حق است، پس زندگی دنیا شما را نفریبد، و مبادا شیطان شما را به [کرم و رحمت] خدا مغرور کند.
یقیناً خداست که دانش قیامت فقط نزد اوست، و [تنها او] باران را نازل میکند، و [اوضاع و احوال] آنچه را در رحمهاست میداند؛ و هیچ کس نمیداند فردا چه چیزی [از خیر و شر] به دست میآورد، و هیچ کس نمیداند در چه سرزمینی میمیرد؛ بیتردید خدا دانا و آگاه است.
الم
نازل کردن این کتاب که هیچ تردیدی در [وحی بودن] آن نیست، از سوی پروردگار جهانیان است.
آیا [مشرکان لجوج] میگویند: [پیامبر] آن را از نزد خود ساخته و پرداخته [و به خدا نسبت داده است؟ چنین نیست] بلکه آن [کتابی] حق و درست است [که] از سوی پروردگارت [نازل شده است]، تا به مردمی که پیش از تو هیچ بیم دهندهای برای آنان نیامده است بیم دهی تا هدایت یابند.
خداست که آسمانها و زمین را و آنچه را میان آنهاست در شش روز آفرید، سپس بر تخت فرمانروایی و تدبیر امور آفرینش چیره و مسلط شد. برای شما جز او هیچ یاور و شفاعت کنندهای نیست، [با این حال] آیا متذکّر و هوشیار نمیشوید؟
[همه] امور را [همواره] از آسمان تا زمین تدبیر و تنظیم میکند، سپس در روزی که اندازه آن به شمارش شما هزار سال است به سوی او بالا میرود.
این است [پروردگار] دانای نهان و آشکار که توانای شکست ناپذیر و مهربان است،
همان کسی که آنچه را آفرید نیکو ساخت، و آفرینش انسان را از گِل آغاز کرد،
سپس نسل او را از چکیدهای از آب پست و بیمقدار قرار داد،
آن گاه او را [از جهت اندام] درست و نیکو نمود، و از روح خود در وی دمید و برای شما گوش و چشم و قلب آفرید در حالی که اندک سپاسگزاری میکنید.
و [منکران لجوج] گفتند: آیا زمانی که [پس از مردنمان بدن ما ریز ریز شد و پوسید و] در زمین گم شدیم، آیا به راستی ما در آفرینشی جدید خواهیم آمد؟ [نه اینکه این لجوجان متکبر فقط منکر قدرت حق باشند] بلکه آنان منکر دیدار [قیامت و محاسبه اعمال به وسیله] پروردگارشان هستند،
بگو: فرشته مرگ که بر شما گماشته شده است [روح] شما را میگیرد، سپس به سوی پروردگارتان باز گردانده میشوید.
و اگر ببینی زمانی که [این] مجرمان [منکر قیامت] نزد پروردگارشان سرهایشان را به زیر افکندهاند [میبینی که میگویند:] پروردگارا! [به آنچه ما را وعده داده بودی] بینا شدیم و [به دعوت حق] شنوا گشتیم، پس ما را به دنیا برگردان تا کار شایسته انجام دهیم، بیتردید ما باور کننده [همه حقایق] هستیم.
و اگر میخواستیم، هدایت هرکسی را [از روی اجبار] به او عطا میکردیم، [اما همه را آزاد و مختار آفریدیم تا راه هدایت یا گمراهی را خود انتخاب کنند] ولی فرمان من بر عذاب لازم و حتم شده است که بیتردید دوزخ را از همه جنّیان و آدمیان [که آیات من را تکذیب کردند] پر خواهم کرد.
پس [به آنان گویند:] به کیفر آنکه دیدار امروزتان را فراموش کردید [عذاب دوزخ را] بچشید، که ما [هم] شما را واگذاشتهایم، و به کیفر آنچه همواره انجام میدادید، عذاب جاودانه را بچشید.
فقط کسانی به آیات ما ایمان میآورند که وقتی به وسیله آن آیات به آنان تذکر داده شود، سجدهکنان به رو درمیافتند و همراه با سپاس، پروردگارشان را از هر عیب و نقصی تنزیه میکنند در حالی که [از سجده و سپاس و تنزیه] تکبّر و سرکشی نمیورزند؛
[ملازم بستر استراحت و خواب نیستند، بلکه] پهلوهایشان از خوابگاههایشان دور میشود در حالی که همواره پروردگارشان را به علت بیم [از عذاب] و امید [به رحمت و پاداش] میخوانند و از آنچه آنان را روزی دادهایم، انفاق میکنند.
پس هیچ کس نمیداند چه چیزهایی که مایه شادمانی و خوشحالی آنان است به پاداش اعمالی که همواره انجام میدادهاند، برای آنان پنهان داشتهاند.
با این حال آیا کسانی که مؤمناند مانند کسانی هستند که فاسقاند؟ [نه هرگز این دو گروه] مساوی و یکسان نیستند.
اما کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند، پس برای آنان بهشتهایی که اقامت گاه دائمی است خواهد بود [که به آنان] به پاداش اعمالی که همواره انجام میدادند، پیشکش میشود.
اما کسانی که نافرمانی کردهاند اقامتگاهشان آتش است، هرگاه بخواهند از آن بیرون آیند در آن بازگردانده میشوند، و به آنان گویند: عذاب آتش را که همواره آن را تکذیب میکردید، بچشید.
و بیتردید آنان را غیر از عذاب بزرگتر [در قیامت] از عذاب نزدیکتر [در دنیا] میچشانیم، باشد که [از فسق و فجور] برگردند.
ستمکارتر از کسی که به وسیله آیات پروردگارش تذکر داده شود، سپس از آنها روی برگرداند، کیست؟ بیتردید ما از مجرمان انتقام میگیریم.
و به راستی ما به موسی کتاب دادیم، پس تو در دریافت کتاب [به وسیله موسی] هیچ تردیدی نداشته باش، و آن را برای بنی اسرائیل هدایت قرار دادیم،
و برخی از آنان را چون [در برابر مشکلات، سختیها و حادثههای تلخ و شیرین] صبر کردند و همواره به آیات ما یقین داشتند، پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما [مردم را] هدایت میکردند.
یقیناً پروردگارت روز قیامت، خود میان آنان درباره آنچه همواره در آن اختلاف میکردند، داوری خواهد کرد.
آیا مشرکان را [داستان] بسیاری از ملتهایی که ما پیش از آنان هلاک کردیم که [اینان] در مسکنهایشان قدم میزنند هدایت نکرد [و برای آنان روشن نساخت که سرانجام کفرپیشگان هلاکت است؟] همانا در این [سرگذشتها] عبرتهاست، آیا نمیشنوند؟!
آیا ندانستهاند که ما آب را به سوی زمین بیگیاه میرانیم و به وسیله آن زراعتی را بیرون میآوریم که دامهایشان و خودشان از آن میخورند؟ پس آیا [آثار رحمت خدا را] نمیبینند؟!
و [مشرکان از روی مسخره به مؤمنان] میگویند: اگر راست میگویید این فتح و پیروزی [که به خود وعده میدهید و به آن دلخوش هستید] کی خواهد بود؟
بگو: روز فتح و پیروزی [حتمی مؤمنان] کسانی که کفر ورزیدهاند، نه ایمان آوردنشان سودشان دهد و نه به آنان مهلت داده میشود؛
بنابراین از آنان روی برگردان و منتظر [رسیدن پیروزی] باش که آنان هم [به گمان خود] منتظرند [که بر شما پیروز شوند.]
ای پیامبر! بر تقوای الهی ثابت قدم و استوار باش، و از کافران و منافقان اطاعت مکن که خدا همواره دانا و حکیم است.
و آنچه را که از سوی پروردگارت به تو وحی میشود پیروی کن؛ قطعاً خدا به آنچه انجام میدهید، آگاه است.
و بر خدا توکل کن؛ و کافی است که خدا نگهبان و کارساز [همه امور بندگان] باشد.
خدا برای هیچ مردی در درونش دو قلب قرار نداده، و همسرانتان را که همواره با آنان «ظهار» میکنید [یعنی بر پایه فرهنگ جاهلی با خواندن صیغهای خاص آنان را به منزله مادرانتان به شمار آورده بر خود حرام مینمایید] مادران شما نگردانیده، و پسر خواندگانتان را پسران [واقعی] شما ننموده است. این سخن [باطل و بیپایه] شماست که به زبان شما [جاری] است، و خدا همواره حق را میگوید، و همواره راه پسر [درست و راست که شما را به سعادت میرساند] مینمایاند.
پسر خواندگانتان را به نام پدرانشان بخوانید که این نزد خدا عادلانهتر است؛ و اگر پدرانشان را نمیشناسید، پس برادران و دوستان دینی شمایند. و بر شما در آنچه [از انتسابهایی] که به خطا انجام دادهاید، گناهی نیست؛ ولی آنچه را که دلهایتان تعمد و قصد جدی داشته است [گناه است]؛ و خدا همواره بسیار آمرزنده و مهربان است.
پیامبر، نسبت به مؤمنان از خودشان اولی و سزاوارتر است، و همسرانش [حرمت ازدواج به منزله] مادران آنانند، و بر طبق کتاب خدا دارندگان قرابت نسبی [در میراث بردنِ] از یکدیگر از مؤمنان و مهاجران [که پیش از این بر پایه ایمان و هجرت میراث میبردند] سزاوارترند، مگر اینکه بخواهید [در وصیت کردن به پرداخت ارث] درباره دوستانتان احسان کنید که این امری ثبت شده در کتاب [خدا]ست.
و [یاد کن] زمانی را که از پیامبران [برای ابلاغ وحی] پیمان گرفتیم، و [نیز] از تو و از نوح و از ابراهیم و موسی و عیسی پسر مریم، و از همه آنان پیمانی محکم و استوار گرفتیم،
تا صادقان را از صدقشان بپرسد [و پاداش صدقشان را به آنان عطا کند] و برای کافران عذابی دردناک آماده کرده است.
ای اهل ایمان! نعمت خدا را بر خود یاد کنید، هنگامی که سپاهیانی [به قصد نابود کردنتان] به سوی شما آمدند، پس بادی [کوبنده] و لشکریانی که آنها را نمیدیدید بر ضد آنان فرستادیم [تا آنان را در هم کوبیدند]؛ و خدا به آنچه انجام میدهید، بیناست.
زمانی که از بالا و از پایین [لشکرگاه]تان به سویتان آمدند، و آن گاه که دیدهها [از شدت ترس] خیره شد و جانها به گلو رسید، و به خدا آن گمانها[ی ناروا] را [که خود میدانید] میبردید.
آنجا بود که مؤمنان مورد آزمایش قرار گرفتند و به تزلزل و اضطرابی سخت دچار شدند.
و آن گاه که منافقان و آنان که در دلهایشان بیماری [ضعف ایمان] بود، میگفتند: خدا و پیامبرش جز به فریب، ما را وعده [پیروزی] ندادهاند!
و آن گاه که گروهی از آنان گفتند: ای اهل مدینه! [میدان نبرد] جای درنگ و ماندن شما نیست، پس برگردید. و گروهی از آنان از پیامبر اجازه [برگشتن] میخواستند، و میگفتند: خانههای ما بدون حفاظ است. در صورتی که بدون حفاظ نبود، و آنان جز فرار را قصد نداشتند!
و اگر از پیرامون خانههایشان بر آنان حمله میشد و از آنان بازگشت [به شرک و جنگ با مؤمنان] درخواست میشد، آن را میپذیرفتند و برای آن جز مدت کوتاهی [به اندازه تجهیز خود بر ضد مؤمنان] درنگ نمیکردند!!
و همانا آنان از پیش با خدا پیمان بسته بودند که [به دشمن] پشت نکنند؛ و پیمان خدا همواره بازخواستشدنی است.
بگو: اگر از مرگ یا کشته شدن بگریزید، گریز شما هرگز سودتان نمیدهد، و در این صورت [اگر هم سودتان دهد، از این زندگی زودگذر فانی] جز اندکی برخوردار نخواهید شد.
بگو: اگر خدا برای شما آسیب و گزندی یا پیروزی و غنیمتی بخواهد، کیست که شما را در برابر [تقدیرات و قضای] خدا نگه دارد؟ در صورتی که غیر از خدا نه کارسازی برای خود مییابند، نه یاری دهندهای.
یقیناً خدا بازدارندگان را از میان شما [که مجاهدان را با وسوسه و اغواگری از شرکت در جهاد بازمیدارند] و کسانی را که به برادرانشان [آن براداران دینی که ایمانشان سست است] میگویند: [برای عیش و نوش] به سوی ما بیایید [شما را به شرکت در جهاد چه کار؟] میشناسد؛ و جز اندکی به جهاد نمیآیند.
در حالی که نسبت به شما [برای هزینه کردن هر نوع کمکی] بخیلاند؛ و چون [به سبب افروخته شدن آتش جنگ] ترس پیش آید آنان را میبینی به سوی تو مینگرند در حالی که چشمانشان [بیاختیار در حدقه] میگردد، مانند کسی که بیهوشی مرگ او را فرو میپوشد، پس هنگامی که ترس برطرف شود با زبانهایی تیز و تند به شما آزار میدهند، در حالی که بر [سخن] خیر [و زبان خوش و نرم] بخیلاند؛ اینان ایمان نیاوردهاند، به این خاطر خدا اعمالشان را تباه و بیاثر کرده است؛ و این [کار] بر خدا آسان است.
[این بزدلان منافق] میپندارند که گروههای دشمن نرفتهاند و اگر بار دیگر گروههای دشمن بیایند، آنان دوست دارند که کاش در میان اعراب بادیه نشین بودند، و [همانجا] از خبرهای شما میپرسیدند، و اگر در میان شما بودند جز اندکی جنگ نمیکردند.
یقیناً برای شما در [روش و رفتار] پیامبر خدا الگوی نیکویی است برای کسی که همواره به خدا و روز قیامت امید دارد؛ و خدا را بسیار یاد میکند.
هنگامی که مؤمنان [در نبرد خندق] گروههای دشمن را دیدند، گفتند: این است آنچه خدا وپیامبرش به ما وعده دادهاند [که ثواب و پاداش عظیم روز بازپسین بدون تحمل سختیها و سرافراز بیرون آمدن از آزمایشها، میسر نیست] و خدا و پیامبرش راست گفتهاند، و [جنگ خندق] جز بر ایمان و تسلیم آنان نیفزود.
از مؤمنان مردانی هستند که به آنچه با خدا بر آن پیمان بستند [و آن ثبات قدم و دفاع از حق تا نثار جان بود] صادقانه وفا کردند، برخی از آنان پیمانشان را به انجام رساندند [و به شرف شهادت نایل شدند] و برخی از آنان [شهادت را] انتظار میبرند و هیچ تغییر و تبدیلی [در پیمانشان] ندادهاند،
تا سرانجام خدا صادقان را به سبب صدقشان پاداش دهد، و منافقان را اگر بخواهد عذاب کند یا [اگر توبه کنند] توبه آنان را بپذیرد؛ زیرا خدا همواره بسیار آمرزنده و مهربان است.
و خدا کافران [شرکت کننده در جنگ خندق] را در حالی که به پیروزی و غنیمت دست نیافتند با خشم و اندوهشان برگرداند، و خدا [سختی و مشقت] جنگ را از مؤمنان برداشت؛ و خدا همواره نیرومند و توانای شکست ناپذیر است.
و [خدا] کسانی را از اهل کتاب که گروههای دشمن را پشتیبانی کردند از قلعههای محکم و استوارشان پایین کشید و در دلهایشان ترس و بیم افکند، گروهی را میکشتید و گروهی را اسیر میکردید،
و سرزمینشان و دیار و اموالشان و سرزمینی که به آن قدم نگذاشته بودید به شما میراث داد؛ و خدا بر هر کاری تواناست.
ای پیامبر! به همسرانت بگو: اگر شما زندگی دنیا و زیور و زینتش را میخواهید بیایید تا برخوردارتان نمایم و با روشی پسندیده رهایتان کنم،
و اگر خدا و پیامبر او و سرای آخرت را میخواهید، پس خدا یقیناً برای نیکوکاران شما پاداشی بزرگ آماده کرده است.
ای همسران پیامبر! هرکس از شما کار بسیار زشت آشکاری مرتکب شود [قطعاً پیوند همسری با پیامبر به او مصونیّت نمیدهد، بلکه] عذاب برای او دو چندان خواهد شد، و این [کار] بر خدا آسان است.
و هرکس از شما برای خدا و پیامبرش اطاعت خاضعانه کند و کار شایسته انجام دهد، پاداشش را دو برابر به او میدهیم و برای او رزقی نیکو و با ارزش آماده کردهایم.
ای همسران پیامبر! شما اگر پرهیزکاری پیشه کنید [از نظر منزلت و موقعیت] مانند هیچ یک از زنان نیستید، پس در گفتار خود، نرمی و طنّازی [چنانکه عادت بیشتر زنان است] نداشته باشید تا کسی که بیمار دل است طمع کند، و سخن پسندیده و شایسته گویید.
و در خانههایتان قرار و آرام گیرید، و [در میان نامحرمان و کوچه و بازار] مانند زنان دوران جاهلیت پیشین [که برای خودنمایی با زینت و آرایش و بدون پوشش در همه جا ظاهر میشدند] ظاهر نشوید، و نماز را برپا دارید و زکات بدهید، و خدا و پیامبرش را اطاعت کنید، جز این نیست که همواره خدا میخواهد هرگونه پلیدی را از شما اهل بیت [که به روایت شیعه و سنی محمّد، علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلاماند] برطرف نماید، و شما را چنان که شایسته است [از همه گناهان و معاصی] پاک و پاکیزه گرداند.
[ای همسران پیامبر!] و آنچه را از آیات خدا و حکمت در خانههای شما میخوانند به یاد داشته باشید؛ یقیناً خدا لطیف و آگاه است.
مسلماً خدا برای مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان با ایمان، و مردان و زنان عبادتپیشه، و مردان و زنان راستگو و مردان و زنان شکیبا، و مردان و زنان فروتن، و مردان و زنان صدقه دهنده، و مردان و زنان روزهدار، و مردان و زنان حفظ کننده خود از پلیدیهای جنسی، و مردان و زنانی که بسیار یاد خدا میکنند، آمرزش و پاداشی بزرگ آماده کرده است.
و هیچ مرد و زن مؤمنی را نرسد هنگامی که خدا و پیامبرش کاری را حکم کنند برای آنان در کار خودشان اختیار باشد؛ و هرکس خدا و پیامبرش را نافرمانی کند یقیناً به صورتی آشکار گمراه شده است.
و [یاد کن] زمانی را که به آن شخص که خدا به او نعمت [اسلام] بخشیده بود، و تو هم [با آزاد کردنش از طوق بردگی] به او احسان کرده بودی، میگفتی: همسرت را برای خود نگه دار و از خدا پروا کن. و تو در باطن خود چیزی را [چون فرمان خدا به ازدواج با مطلقه او] پنهان میداشتی که خدا آشکار کننده آن بود [تا برای مردم در ازدواج مطلقه پسر خواندههایشان ممنوعیت و مشکلی نباشد] و [برای بیان فرمان خدا نسبت به مشروعیت ازدواج مطلقه پسر خوانده] از مردم میترسیدی و در حالی که خدا سزاوارتر بود که از او بترسی، پس هنگامی که «زید» نیاز خود را از همسرش به پایان برد [و او را طلاق داد] وی را به همسری تو درآوردیم تا برای مؤمنان نسبت به ازدواج با همسران پسر خواندههایشان زمانی که نیازشان را از آنان به پایان برده باشند سختی و حرجی نباشد؛ و همواره فرمان خدا شدنی است.
بر پیامبر در آنچه خدا برای او مقرّر و لازم کرده منعی نیست، خدا این روش را درباره کسانی [از پیامبران] که پیش از این گذشتهاند مقرّر داشته است و همواره فرمان خدا نافذ و اندازه گیری شده است.
[آری این روش خداست درباره] آنان که همواره پیامهای خدا را به مردم میرسانند و از [عظمت و مقام] او میترسند و از هیچ کس جز او واهمه ندارند و برای حسابرسی [کار با ارزش اینان] خدا کافی است.
محمّد، پدر هیچ یک از مردان شما نیست، ولی فرستاده خدا و خاتم پیامبران است؛ و خدا به هر چیزی داناست.
ای اهل ایمان! خدا را بسیار یاد کنید،
و صبح و شام او را تسبیح گویید.
اوست که با فرشتگان خود بر شما درود میفرستد تا شما را از تاریکیها به سوی نور بیرون آورد، و او به مؤمنان مهربان است.
درود و تحیّت [خدا] بر آنان، روزی که با [پاداش و مقام قرب] او دیدار میکنند، سلام است، و [خدا] برای آنان پاداشی نیکو و باارزش آماده کرده است.
ای پیامبر! به راستی ما تو را شاهد [بر امت] و مژده رسان و بیم دهنده فرستادیم.
و تو را دعوت کننده به سوی خدا به فرمان او و چراغی فروزان [برای هدایت جهانیان] قرار دادیم،
و مؤمنان را مژده ده که برای آنان از سوی خدا فضل بزرگی خواهد بود،
و از کافران و منافقان اطاعت مکن و آزارشان را واگذار و بر خدا توکل کن، و کافی است که خدا نگهبان و کارساز [انسان] باشد،
ای اهل ایمان! هنگامی که زنان مؤمن را به همسری خود درآوردید، آن گاه پیش از آنکه با آنان آمیزش کنید طلاقشان دادید، برای شما بر عهده آنان عدّهای نیست که آن را بشمارید، پس آنان را [به پرداخت نصف مهریه] بهرهمندشان کنید و به صورت پسندیدهای رهایشان سازید.
ای پیامبر! برایت حلال کردیم آن همسرانت را که مهرشان را دادهای و کنیزانی که خدا غنیمت به تو داده است و دختر عموها و دختر عمهها و دختر داییها و دختر خالههایت را که با تو مهاجرت نمودهاند و زن مؤمنی که خود را به پیامبر [مجانی و بدون مهر] هبه کند، اگر پیامبر او را به همسری بخواهد؛ این حکم ویژه توست نه مؤمنان. یقیناً ما آنچه را در مورد همسران و کنیزانشان بر آنان لازم و مقرّر داشتهایم، میدانیم؛ [این گشایش در ازدواج] برای آن است که بر تو سختی و حَرَجی نباشد؛ و خدا همواره بسیار آمرزنده و مهربان است.
نوبت هر یک از آنان را که بخواهی به تأخیر انداز و هر کدام را که میل داری نزد خود جای ده، و هر کدام از آنان را که از او کناره گرفته باشی [اگر] نزد خود بطلبی بر تو گناهی نیست. این [برنامه ریزی آزادانه،] به خوشحال نمودنشان و اینکه اندوهگین نشوند و همگی به آنچه به آنان دادهای خشنود شوند، نزدیکتر است؛ و خدا آنچه را در دلهای شماست میداند؛ و خدا دانا و بردبار است.
[غیر از زنهایی که گفته شد] از این پس زنان دیگر برای تو حلال نیست، و [نیز] جایز نیست که آنان را به همسرانی دیگر تبدیل کنی گرچه زیبایی آنان تو را خوش آید، مگر کنیزی که مالکش شوی؛ و خدا نگهبان و مراقب همه چیز است.
ای مؤمنان! به خانههای پیامبر جز آنکه برای خوردن غذایی به شما اجازه دهند وارد نشوید، چشم انتظار فرا رسیدن وقت خوردن آن هم نباشید [که پی در پی آوردنش را بخواهید و از این جهت اسائه ادب کنید]؛ ولی هنگامی که دعوت شدید وارد شوید، و چون غذا خوردید و بی آنکه [پس از صرف غذا] سرگرم سخن گردید، پراکنده شوید، این [کار که بنشینید و سرگرم سخن گردید] پیامبر را آزار میدهد و از شما حیا میکند [که بیرونتان کند] ولی خدا از حق حیا نمیکند. و زمانی که از همسرانش متاعی خواستید از پشت پرده و حجابی از آنان بخواهید، که این برای قلب شما و قلبهای آنان پاکیزهتر است. و شما را نسزد [و جایز نباشد] که پیامبر خدا را آزار دهید. و بر شما هرگز جایز نیست که پس از او با همسرانش ازدواج کنید؛ که این [کار] نزد خدا بزرگ است.
اگر چیزی را آشکار کنید یا آن را پنهان نمایید [خدا میداند]؛ یقیناً خدا به هر چیزی داناست.
همسران پیامبر را نزد پدرانشان و پسرانشان و برادرانشان و پسران برادرانشان و پسران خواهرانشان و زنان هم کیششان و بردگانشان [در ترک پوشش و حجاب] گناهی نیست؛ و از خدا پروا کنید که خدا به هر چیزی گواه است.
همانا خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود و رحمت میفرستند. ای اهل ایمان! بر او درود فرستید و آن گونه که شایسته است، تسلیم او باشید.
قطعاً آنان که خدا و پیامبرش را میآزارند، خدا در دنیا و آخرت لعنتشان میکند، و برای آنان عذابی خوارکننده آماده کرده است.
و کسانی که مردان و زنان مؤمن را [با متهم کردن] به اعمالی که انجام ندادهاند، میآزارند، بیتردید بهتان و گناه بزرگی بر عهده گرفتهاند.
ای پیامبر! به همسرانت و دخترانت و همسران کسانی که مؤمن هستند بگو: چادرهایشان را بر خود فرو پوشند [تا بدن و آرایش و زیورهایشان در برابر دید نامحرمان قرار نگیرد.] این [پوشش] به اینکه [به عفت و پاکدامنی] شناخته شوند نزدیکتر است، و در نتیجه [از سوی اهل فسق و فجور] مورد آزار قرار نخواهند گرفت؛ و خدا همواره بسیار آمرزنده و مهربان است.
اگر منافقان و آنان که در دلهایشان بیماری [ضعف ایمان] است و آنانکه در مدینه شایعههای دروغ و دلهرهآور پخش میکنند [از رفتار زشتشان] باز نایستند، تو را بر ضد آنان برمیانگیزیم [که یا تبعیدشان کنی یا با آنان بجنگی]، آن گاه در این شهر جز اندکی [که خالص و پاک هستند] در کنار تو نخواهند ماند.
[این چند گروه به علت اعمال ناهنجارشان] طردشدگان [از رحمت خدای]اند، هرجا که یافت شوند باید دستگیر شوند، و به سختی به قتل برسند.
خدا شیوه و روش خود را درباره کسانی [مانند این خائنان] که پیشتر درگذشتند، این گونه قرار داده است، و برای شیوه و روش خدا هرگز تغییر و دگرگونی نخواهی یافت.
مردم درباره [وقت] قیامت از تو میپرسند، بگو: دانش و آگاهی آن فقط نزد خداست. و تو چه میدانی؟ شاید قیامت نزدیک باشد.
همانا خدا کافران را لعنت کرده، و آتشی افروخته برای آنان آماده کرده است.
همیشه در آن جاودانهاند، و سرپرست و یاوری [که آنان را نجات دهد] نیابند.
روزی که چهرههایشان را در آتش از سویی به سویی میگردانند، [و] میگویند: ای کاش ما [در دنیا] از خدا و پیامبر اطاعت کرده بودیم،
و میگویند: پروردگارا! همانا ما از فرمانروایان و بزرگانمان اطاعت کردیم، در نتیجه گمراهمان کردند.
پروردگارا! آنان را از عذاب دو چندان ده، و کاملاً از رحمتت دورشان ساز.
ای اهل ایمان! [درباره پیامبرتان] مانند کسانی نباشید که موسی را [با تهمت و دروغ بستن به او] آزار دادند و خدا او را از آنچه درباره او میگفتند، پاک و مبرّا ساخت، و او نزد خدا آبرومند بود.
ای اهل ایمان! از خدا پروا کنید و سخن درست و استوار گویید.
تا [خدا] اعمالتان را برای شما اصلاح کند و گناهتان را بر شما بیامرزد. و هرکس خدا و پیامبرش را اطاعت کند، بیتردید رستگاری بزرگی یافته است.
یقیناً ما امانت را [که تکالیف شرعیه سعادتبخش است] بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه کردیم و آنها از به عهده گرفتنش [به سبب اینکه استعدادش را نداشتند] امتناع ورزیدند و از آن ترسیدند، و انسان آن را پذیرفت بیتردید او [به علت ادا نکردن امانت] بسیار ستمکار، و [نسبت به سرانجام خیانت در امانت] بسیار نادان است.
تا نهایتاً خدا مردان و زنان منافق، و مردان و زنان مشرک را [به سبب خیانت در امانت] عذاب کند و توبه مردان و زنان مؤمن را [به علت لغزش در امانت] بپذیرد؛ و خدا همواره بسیار آمرزنده و مهربان است.
همه ستایشها ویژه خداست که آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است در سیطره مالکیّت و فرمانروایی اوست، و همه ستایشها در آخرت مخصوص اوست، و او حکیم و آگاه است.
[خدا] آنچه در زمین فرو میرود و آنچه از آن بیرون میآید و آنچه از آسمان فرود میآید و آنچه در آن بالا میرود عالم و آگاه است؛ و او مهربان و بسیار آمرزنده است.
و کافران گفتند: قیامت بر ما نخواهد آمد. بگو: آری، سوگند به پروردگارم که دانای غیب است، حتماً بر شما خواهد آمد؛ در آسمانها و زمین هم وزن ذرّهای از او پوشیده نیست، و نه کوچکتر از آن و نه بزرگتر از آن هست مگر اینکه در کتابی روشن [ثبت] است.
[آری، قیامت حتماً میآید] تا خدا کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند، پاداش دهد، اینانند که برای آنان آمرزشی و رزق نیکو و ارزشمندی خواهد بود.
و کسانی که در [انکار و تکذیب] آیات ما کوشیدند، به گمان اینکه [میتوانند] ما را عاجز کنند [تا از دسترس قدرت ما بیرون روند] برای آنان عذابی دردناک از سختترین عذابهاست.
و کسانی که معرفت و دانش به آنان عطا شده، میدانند که آنچه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده حق است، و به راه خدای توانای شکست ناپذیر و ستوده هدایت میکند.
و کافران گفتند: [ای مردم!] آیا شما را به مردی دلالت کنیم که به شما خبر [عجیبی] میدهد، هنگامی که [در خاک گور] به طور کامل متلاشی [و قطعه قطعه] شوید، در آفرینشی جدید و تازه خواهید آمد!
آیا [به نظر شما این خبر دهنده] بر خدا دروغ بسته، یا دچار نوعی جنون است؟! [نه، چنین نیست که میپندارند] بلکه کسانی که به آخرت ایمان ندارند، در عذاب و گمراهی دوری هستند.
آیا به آنچه از آسمان و زمین پیش رو و پشت سر آنان است، ننگریستند [که همان خدایی که جهان هستی را آفرید بر زنده کردن مردگان تواناست؟] ما اگر بخواهیم آنان را در زمین فرو میبریم یا پارههایی از آسمان را بر سرشان میافکنیم؛ بیتردید در این [آفرینش] برای هر بنده بازگشت کننده، نشانهای [بر قدرت خدا]ست.
همانا به داود از سوی خود فضلی بزرگ عطا کردیم، [و گفتیم:] ای کوهها و ای پرندگان! [در تسبیح خدا] با او، هم صدا شوید. و آهن را برای او نرم کردیم.
[و به او گفتیم] که زرههای فراخ بساز، و حلقهها[ی آن] را متناسب و هماهنگ اندازه گیری کن. و تو و خاندان و قومت کار شایسته انجام دهید؛ یقیناً من به آنچه انجام میدهید بینایم.
و باد را برای سلیمان [مسخّر و رام کردیم]، که رفتن صبح گاهش [به اندازه] یک ماه و رفتن شام گاهش [به اندازه] یک ماه بود؛ و چشمه مس را برای او روان ساختیم، و گروهی از جن به اذن پروردگارش نزد او کار میکردند، و هر کدام از آنان از فرمان ما سرپیچی میکرد از عذاب سوزان به او میچشاندیم.
[گروه جن] برای او هرچه میخواست، میساختند از معبدها، و مجسمهها، و ظروف بزرگی مانند حوضها، و دیگهایی ثابت. ای خاندان داود! به خاطر سپاسگزاری [به فرمانها حق] عمل کنید؛ و از بندگانم اندکی سپاس گزارند.
پس هنگامی که مرگ را بر او مقرّر کردیم، جنیان را از مرگش جز موریانهای که عصایش را میخورد، آگاه نکرد؛ زمانی که به روی زمین در افتاد، جنّیان [که ادعای علم غیب داشتند] فهمیدند که اگر غیب میدانستند در آن عذاب خوارکننده [که کارهای بسیار پرزحمت و طاقت فرسا بود] درنگ نمیکردند.
یقیناً برای قوم سبا در جای اقامتشان نشانهای [از قدرت و رحمت خدا] وجود داشت، دو باغ از طرف راست و چپ. [گفتیم:] از رزق و روزی پروردگارتان بخورید، و برای او سپاسگزاری کنید، سرزمینی خوش و دلپذیر [دارید]، و پروردگاری بسیار آمرزنده
ولی [آنان از سپاسگزاری در برابر نعمت، و از فرمانها او و دعوت پیامبرشان] روی گرداندند، در نتیجه سیل [ویرانگر] «عرم» را بر ضد آنان جاری کردیم [که دو باغ آباد راست و چپ منطقه را نابود کرد]، و ما آن دو باغ پر حاصلشتان را به دو باغستانی تبدیل کردیم که دارای میوههایی تلخ و درخت شوره گز و چیزی اندک از درخت سدر بودند!!
این [سیل ویرانگر] را در برابر کفرشان به آنان کیفر دادیم. آیا جز کفران کننده را کیفر میدهیم؟
و میان مردم سبا و شهرهایی که در آنها برکت نهادیم، آبادیهای به هم پیوسته و نمایان قرار دادیم، و سیر و سفر را در [میان] آنان متناسب و به اندازه مقرّر داشتیم، [و گفتیم:] شبها و روزها با امنیت در آنها مسافرت کنید.
پس [این مغرورشدگان به رفاه و خوشی و ناسپاسان در برابر نعمت] گفتند: پروردگارا! میان سفرهای ما، دوری و فاصله انداز. [این را درخواست کردند تا تهیدستان و پا برهنگان نتوانند در کنار آنان سفر کنند]، و [این گونه آنان] بر خودشان ستم کردند، پس ما آنان را داستانهایی [برای عبرت آیندگان] قرار دادیم و جمعشان را به شدت متلاشی و تار و مار کردیم، همانا در این [سرگذشتها] برای هر صبرکننده سپاسگزاری عبرتهاست
و همانا ابلیس، پندارش را [که گفته بود: نسل آدم را گمراه میکنم] درباره آنان تحقق یافت که همه جز گروهی از مؤمنان از او پیروی کردند.
و ابلیس را بر آنان [در اینکه فرمان بردارشان کند] هیچ تسلطی نبود [جز وسوسه کردن و باز بودن راه وسوسه بر او، هیچ سببی نداشت] مگر اینکه میخواستیم کسانی را که به آخرت ایمان دارند از آنان که درباره آن در تردیدند مشخص کنیم؛ و پروردگارت بر هر چیزی نگهبان است.
بگو: کسانی را که به جای خدا [سزاوار پرستیدن] پنداشتهاید، بخوانید [تا خواستههایتان را اجابت کنند، ولی آنها هیچ خواستهای را از شما اجابت نمیکنند؛ زیرا] در آسمانها و زمین، هموزن ذرهای را مالک نیستند و آنها را در آن دو هیچ سهم و شرکتی نیست، و از میان آنها هیچ پشتیبانی برای خدا وجود ندارد.
شفاعت در پیشگاه خدا جز برای کسانی که به آنان اذن دهد سودی ندارد، [آن روز شفیعان و امیدواران به شفاعت مضطربانه به انتظار اذن خدا برای شفاعت هستند] تا زمانی که با صدور اذن شفاعت دلهایشان آرام گیرد [در این هنگام مجرمان به شفیعان] گویند: پروردگارتان چه گفت؟ میگویند: حق گفت و او بلند مرتبه و بزرگ است.
[به مشرکان] بگو: چه کسی از آسمانها و زمین به شما روزی میدهد؟ بگو: خدا. و بیتردید ما یا شما بر هدایت یا در گمراهی آشکار هستیم.
بگو: شما از گناه ما بازخواست نخواهید شد، و ما هم از آنچه شما انجام میدهید، بازخواست نخواهیم شد.
بگو: پروردگارمان میان ما و شما را [روز قیامت] جمع میکند، سپس میان ما و شما به حق داوری خواهد کرد، و او داور دانایی است.
بگو: کسانی را که به عنوان شریکان به او ملحق کردهاید به من نشان دهید [تا بنگرم آیا صفاتی که واجب است در یک معبود باشد در آنها هست؟ یقیناً] این چنین [صفاتی در آنها] نیست، بلکه فقط خدا توانای شکست ناپذیر و حکیم است.
و ما تو را برای همه مردم جز مژده رسان و بیم دهنده نفرستادیم، ولی بیشتر مردم [به این واقعیت] معرفت و آگاهی ندارند.
و [از روی مسخره] میگویند: اگر راستگویید این وعده [قیامت و عذاب] کی خواهد بود؟
بگو: وعده گاه شما روزی است که نه ساعتی از آن تأخیر میکنید و نه بر آن پیشی میگیرید.
و کافران گفتند: ما به این قرآن و کتابهایی که پیش از آن بوده است، هرگز ایمان نمیآوریم. و اگر ستمکاران را زمانی که در پیشگاه پروردگارشان [برای محاکمه] بازداشت شدهاند، ببینی در حالی که هر کدام گناه و بدبختی خود را بر عهده دیگری میاندازد [امر عجیبی میبینی] مستضعفان به مستکبران میگویند: اگر شما سر راه ما نبودید یقیناً ما مؤمن بودیم.
مستکبران به مستضعفان میگویند: آیا ما شما را از هدایت الهی بعد از آنکه به شما رسید باز داشتیم؟ [نه، باور نداریم] بلکه شما خودتان مجرم بودید.
مستضعفان به مستکبران میگویند: بلکه نیرنگهای [پی گیر شما در] شب و روز که به ما فرمان میدادید به خدا کافر شویم و همتایانی برای او قرار دهیم [ما را گمراه کرد]. و هنگامی که عذاب را ببینند، اظهار پشیمانی کنند [شاید نجات یابند]. و ما در گردن کافران غل و زنجیر مینهیم؛ آیا جز آنچه را انجام میدادند جزا داده میشوند.
در هیچ شهری هیچ بیم دهندهای نفرستادیم مگر آنکه خوش گذرانانِ مغرور و سرمستِ آنان گفتند: ما به آنچه شما را به آن فرستادهاند، کافریم!
و گفتند: اموال و فرزندان ما از شما بیشتر است و [این دلیل توجه ویژه خدا به ماست؛ بنابراین اگر عذابی هم باشد] ما را عذاب نخواهند کرد.
بگو: یقیناً پروردگارم روزی را برای هر کس بخواهد وسعت میدهد یا تنگ میگیرد، ولی بیشتر مردم [نسبت به مصلحت خدا] معرفت و آگاهی ندارند.
و اموال و فرزندانتان چیزهایی نیستند که شما را نزد ما مقرب کنند مگر آنان که ایمان آورده و کار شایسته انجام دادهاند [که به سبب ایمان و کار شایسته، مقرب ما هستند]؛ پس اینانند که برای آنان در برابر آنچه انجام دادهاند، پاداش مضاعف است، و آنان در غرفهها[ی بهشتی از هر گزند و آسیبی] آسوده خاطرند.
و کسانی که همواره در [انکار و ابطال] آیات ما میکوشند، به گمان اینکه میتوانند ما را عاجز کنند [تا از دسترس قدرت ما بیرون روند]، اینان احضار شدگان در عذاب خواهند بود.
بگو: یقیناً پروردگارم روزی را برای هر کس از بندگانش بخواهد وسعت میدهد و یا تنگ میگیرد، و هرچه را انفاق میکنید [چه کم و چه زیاد] خدا عوضی را جایگزین آن میکند؛ و او بهترین روزی دهندگان است.
و [یاد کن] روزی را که [خدا] همه آنان را محشور میکند، آن گاه به فرشتگان میگوید: آیا اینان شما را میپرستیدند؟
میگویند: تو منزهی [از اینکه در پرستیده شدن شریک و همتا داشته باشی]، تو سرپرست و یار مایی نه آنان، [آنان ما را نمیپرستیدند] بلکه جنّیان را میپرستیدند [و] بیشترشان به آنها ایمان داشتند.
امروز برای یکدیگر مالک سود و زیانی نیستید، و به آنان که ستم کردند میگوییم: عذاب آتشی را که انکار میکردید، بچشید.
و هنگامی که آیات روشن ما بر آنان خوانده شود، میگویند: این نیست مگر مردی که میخواهد شما را از آنچه پدرانتان میپرستیدند، باز دارد. و میگویند: این قرآن جز دروغی ساختگی نیست. و کافران درباره حق، هنگامی که به سویشان آمد گفتند: این جز جادویی آشکار نیست!!
و [این در حالی است که] هیچ کتابی به آنان ندادهایم که آن را بخوانند [تا به تکیه بر آن قرآن را دروغی ساختگی بدانند]، و پیش از تو هیچ پیامبری نفرستادیم تا [با اعتماد به گفتار او] نبوّت تو را انکار کنند،
و کسانی که پیش از اینان بودند [آیات ما و پیامبران را] تکذیب کردند، و اینان به یک دهم قدرت و ثروتی که به آنان داده بودیم، نرسیدهاند، پس پیامبرانم را تکذیب کردند [در نتیجه هلاکشان کردیم]؛ پس [بنگر] عذاب من چگونه بود؟
بگو: من شما را فقط به یک حقیقت اندرز میدهم [و آن] اینکه دو دو و یک یک برای خدا قیام کنید، سپس درباره رفیقتان [محمّد که عمری با پاکی، امانت، صدق و درستی در میان شما زندگی کرده است] بیندیشید که هیچ گونه جنونی ندارد، او برای شما از عذاب سختی که پیش روست، جز بیم دهندهای نیست.
بگو: هر گونه پاداشی که از شما خواستم، آن پاداش برای خودتان، پاداش من فقط بر عهده خداست، و او بر همه چیز گواه است.
بگو: همانا پروردگارم که دانای غیب است، حق را [بر قلوب پیامبرانش] القا میکند.
بگو: حق آمد و باطل [که آن را به جای خدا میپرستید] نه میتواند چیزی را به وجود آورد، و نه میتواند [چیزی که از بین رفته] برگرداند.
بگو: اگر من گمراه شده باشم، فقط به زیان خود گمراه شدهام، و اگر هدایت شده باشم به سبب آن است که پروردگارم به من وحی میکند؛ زیرا او شنوا و نزدیک است.
و اگر ببینی [مشرکان] زمانی که [با ظهور قیامت] ترسان و وحشت زده میشوند [امر عجیبی میبینی] و [آن اینکه برای آنان] توانایی [گریز از عذاب] نیست، و از جایی نزدیک [که موقف قیامت است] بازداشت میشوند.
و [در آن موقعیت بسیار سخت] میگویند: به حق ایمان آوردیم. کجا و چگونه میتوانند از فاصله بسیار دور [که فاصله قیامت تا دنیاست] به آن ایمان دسترسی پیدا کنند! [زیرا آخرت جای تکلیف نیست و دنیایی که جای تکلیف است برای همیشه از دستشان رفته است.]
[اینان] پیش از این [که در دنیا میزیستند] به حق کافر شدند، و ناآگاهانه و دور از معرفت و علم [درباره حق به عنوان اینکه شعر، جادو، افسانه خرافی و دورغ ساختگی است] سخن پراکنی میکردند.
و [در نتیجه] میان آنان و همه خواستههایشان [به وسیله مرگ] جدایی انداخته شد، همان گونه که پیش از این با هم کیشانشان رفتار شد؛ زیرا آنان همواره [نسبت به حق] در تردیدی سخت بودند.
همه ستایشها ویژه خداست که آفریننده آسمانها و زمین است [و] فرشتگان را که دارای بالهایی دوگانه و سهگانه و چهارگانهاند رسولانی [برای انجام دادن فرمانهای تکوینی و تشریعیاش] قرار داده است. هرچه بخواهد در آفرینش میافزاید؛ یقیناً خدا بر هر کاری تواناست.
چون خدا رحمتی را برای مردم بگشاید، بازدارندهای برای آن نیست، و چون بازدارد، بعد از او فرستندهای برایش وجود ندارد، و او توانای شکست ناپذیر و حکیماست.
ای مردم! نعمت خدا را بر خودتان یاد کنید. آیا جز خدا آفرینندهای هست که از آسمان و زمین شما را روزی دهد؟ هیچ معبودی جز او نیست، پس چگونه [از حق] منصرفتان میکنند؟
اگر تو را تکذیب میکنند [اندوهگین مباش] یقیناً پیش از تو هم پیامبرانی تکذیب شدهاند. و همه امور به خدا بازگردانده میشود.
ای مردم! بیتردید وعده خدا [درباره قیامت] حق است، پس این زندگی دنیا[ی زودگذر،] شما را نفریبد و شیطان فریبنده، شما را [به کرم] خدا مغرور نکند.
بی تردید شیطان، دشمن شماست، پس او را دشمن خود بگیرید. [او] گروهش را فقط [به این سبب به فسق و فجور] دعوت میکند که اهل آتش سوزان گردند.
کسانی که کفر ورزیدند، عذاب سختی برای آنان خواهد بود، و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند، برای آنان آمرزش و پاداشی بزرگ است.
پس آیا کسی که کردار زشتش برای او زینت داده شده و [به این سبب] آن را خوب دیده [مانند کسی است که در پرتو ایمان، خوبو بد را تشخیص داده است؟] همانا خدا هر که را بخواهد [به کیفر تکبّرش در برابر حق] گمراه میکند و هر که را بخواهد هدایت مینماید. پس مبادا جانت به سبب حسرتهایی که بر آنان میخوری از بین برود؛ بیتردید خدا به آنچه انجام میدهند داناست.
خداست که بادها را فرستاد تا ابری را برانگیزند، پس ما آن را به سوی سرزمین مرده راندیم و زمین را پس از مردگیاش به وسیله آن زنده کردیم؛ زنده شدن مردگان هم این گونه است.
کسی که عزت میخواهد، پس [باید آن را از خدا بخواهد، زیرا] همه عزت ویژه خداست. حقایق پاک [چون عقاید و اندیشههای صحیح] به سوی او بالا میرود و عمل شایسته آن را بالا میبرد. و کسانی که حیلههای زشت به کار میگیرند، برای آنان عذابی سخت خواهد بود، و بیتردید حیله آنان نابود میشود.
و خدا شما را از خاک [مرده]، سپس از نطفه آفرید، آن گاه شما را زوجهایی [نر و ماده] قرار داد. هیچ مادهای باردار نمیشود و بارش را نمینهد مگر به علم او، و هیچ کس عمر طولانی نمیکند واز عمرش کاسته نمیشود مگر اینکه در کتابی [چون لوح محفوظ] ثبت است. بیتردید این [کارها] بر خدا آسان است.
دو دریا مساوی نیستند، این یکی شیرین و از بین برنده تشنگی و نوشیدنش گوارا و آن یکی شور و تلخ است؛ و از هر یک گوشتی تازه میخورید و زینتی که آن را میپوشید، استخراج میکنید. و کشتیها را در آن میبینی که آب را میشکافند و میروند تا شما [با رسیدن به مقاصد و هدفهایتان] از فضل او بجویید و باشد که سپاسگزاری کنید.
شب را در روز فرو میبرد و روز را در شب فرو میبرد، و خورشید و ماه را مسخّر و رام کرده است که هر کدام تا سرآمدی معین روانند. این است خدا پروردگار شما، فرمانروایی، ویژه اوست و کسانی را که به جای او میپرستیدید، مالک پوست هسته خرمایی هم نیستند.
اگر آنها را بخوانید، خواندنتان را نمیشنوند و اگر [بر فرض محال] بشنوند، پاسختان را نمیدهند، و روز قیامت شرک شما را انکار میکنند؛ و هیچ کس مانند [خدای] آگاه تو را [از حقایق] خبردار نمیکند.
ای مردم! شمایید نیازمندان به خدا، و فقط خدا بینیاز و ستوده است.
اگر بخواهید شما را از بین میبرد و آفریده تازهای میآورد.
و این کار بر خدا دشوار نیست،
و هیچ سنگین باری بار گناه دیگری را برنمیدارد، و اگر سنگین باری دعوت کند که از بارش بردارند، چیزی از بار گناهش برداشته نمیشود، گرچه [دعوت شونده] از نزدیکان و خویشان باشد. تو فقط کسانی را بیم میدهی که در نهان از پروردگارشان میترسند و نماز را برپا میدارند؛ و هر کس [از آلودگیها] پاک شود به سود خود پاک میشود، و بازگشت فقط به سوی خداست.
نابینا و بینا [کافر و مؤمن،] یکسان نیستند،
و نه تاریکیها و نه روشنایی،
و نه سایه و نه باد گرم سوزان،
و زندگان و مردگان هم یکسان نیستند. بیتردید خدا [دعوت حق را] به هر کس بخواهد میشنواند؛ و تو نمیتوانی [دعوت حق را] به کسانی که در قبرهایند بشنوانی.
تو فقط بیم دهندهای،
یقیناً ما تو را در حالی که مژده دهنده و هشدار دهندهای، به حق و راستی فرستادیم، و هیچ امتی نبوده مگر آنکه در میان آنان بیم دهندهای گذاشته است.
اگر تو را تکذیب میکنند [اندوهگین مباش] همانا کسانی هم که پیش از اینان بودند [پیامبران را] تکذیب میکردند، در حالی که پیامبرانشان معجزههای آشکار، و نوشتهها[یی مشتمل بر پند و موعظه و مناجات] و کتاب روشن [که حاوی احکام و قوانین بود] برای آنان آوردند.
سپس کافران را [به سبب کفرشان به عذابی سخت] گرفتیم؛ پس کیفر من چگونه بود؟!
آیا ندانستهای که خدا از آسمان آبی نازل کرده است، پس به وسیله آن میوههایی که رنگهایش گوناگون است، پدید آوردهایم، و در برخی از کوهها راههایی است به رنگهای مختلف: سپید و سرخ و سیاه پر رنگ،
و نیز از انسانها و جنبدگان و چهارپایان [مانند میوهها و راههای کوهستانی] رنگهای گوناگون وجود دارد. از بندگان خدا فقط دانشمندان از او میترسند؛ یقیناً خدا توانای شکست ناپذیر و بسیار آمرزنده است.
قطعاً کسانی [مانند علی بن ابی طالب (علیه السلام)] که همواره کتاب خدا را میخوانند و نماز را برپا میدارند و از آنچه روزی آنان کردهایم در نهان و آشکار انفاق میکنند، تجارتی را امید دارند که هرگز کساد و نابود نمیشود.
[این همه را انجام میدهند] تا [خدا] پاداششان را کامل عطا کند و از فضلش بر آنان بیفزاید؛ یقیناً او بسیار آمرزنده و عطا کننده پاداش فراوان در برابر عمل اندک است.
و آنچه از کتاب به تو وحی کردهایم، همان حق است، [و] تصدیق کننده [کتابهایی که] پیش از آن بوده است؛ یقیناً خدا به بندگانش آگاه و بیناست.
سپس این کتاب را به کسانی از بندگانمان که برگزیدیم به میراث دادیم؛ پس برخی از آنان [در ترک عمل به کتاب] ستمکار بر خویشاند، و برخی از آنان میانه رو، و برخی از آنان به اذن خدا در کارهای خیر [بر دیگران] پیشی میگیرند، این است آن فضل بزرگ.
[پاداششان] بهشتهای جاودانهای [است] که در آنها درآیند، در آنجا با دستبندهایی از طلا و مروارید آرایش میشوند، و لباسشان در آنجا حریر است.
و میگویند: همه ستایشها ویژه خداست که اندوه را از ما برطرف کرد؛ بیتردید پروردگارمان بسیار آمرزنده و عطا کننده پاداش فراوان در برابر عمل اندک است.
همان که از فضلش ما را در این سرای جاودان جای داد، که در آن هیچ رنجی و هیچ سستی و افسردگی به ما نمیرسد.
و برای کافران آتش دوزخ است، نه فرمان مرگشان صادر میشود که بمیرند، و نه عذاب از آنان سبک میشود؛ این گونه هر کفران کنندهای را کیفر میدهیم.
و آنان در آنجا شیون و فریاد میزنند: پروردگارا! ما را بیرون بیاور تا کار شایسته انجام دهیم غیر آنچه انجام میدادیم. [میگویم:] آیا شما را چندان عمر ندادیم که هر کس میخواست در آن مقدار عمر متذکّر شود، متذکّر میشد؛ و [آیا] بیم دهندهای به سوی شما نیامد؟ پس بچشید که برای ستمکاران هیچ یاوری نیست.
یقیناً خدا دانای غیب آسمانها و زمین است و بیتردید به نیّات و اسرار سینهها آگاه است.
او کسی است که شما را در زمین جانشینان [دیگران] قرار داد. پس کسی که کافر شود کفرش به زیان خود اوست، و کافران را کفرشان نزد پروردگارشان جز دشمنی و خشم نمیافزاید، و کافران را کفرشان جز خسارت اضافه نمیکند.
بگو: از [قدرت و تدبیر] معبودانتان که به جای خدا میپرستید، مرا خبر دهید، به من نشان دهید که چه چیزی از زمین را آفریدهاند یا اینکه شرکتی [با خدا] در آفرینش آسمانها دارند، یا به آنان کتابی دادهایم که از آن [بر حقّانیّت اعتقاد و ادعای خود] دلیل و برهانی دارند؟ [چنین نیست] بلکه ستمکاران یکدیگر را جز از روی فریب وعده نمیدهند.
یقیناً خدا آسمانها و زمین را از اینکه از جای خود منحرف شوند [و فرو ریزند] نگه میدارد. و اگر منحرف شوند هیچ کس بعد از او نمیتواند نگاهشان دارد؛ مسلماً خدا همواره بردبار و بسیار آمرزنده است.
و [مشرکان] با سختترین سوگندهایشان به خدا سوگند خوردند که اگر بیم دهندهای به سوی آنان آید هدایتیافتهترینها خواهند بود، پس چون [پیامبری] بیم دهنده برای آنان آمد، آنان را [دعوت او] جز نفرت و دوری از هدایت نیفزود.
این نفرت به سبب گردن کشی و تکبّر آنان در زمین و نیرنگ زشتشان بود؛ و نیرنگ زشت جز اهلش را احاطه نمیکند. پس آیا جز سنت [جاری شده در] پیشینیان را [که هلاکتشان به سبب تکبّرشان بود] انتظار دارند؟ پس هرگز برای سنت خدا تبدیلی نمییابی، و هرگز برای سنت خدا دگرگونی نخواهی یافت.
آیا در زمین گردش نکردند تا بنگرند سرانجام کسانی که پیش از اینان زندگی میکردند و از اینان نیرومندتر بودند چگونه بود؟ و هیچ چیز در آسمانها و زمین نیست که بتواند خدا را عاجز کند [تا از دسترس قدرت او بیرون رود]؛ زیرا او همواره دانا و تواناست.
اگر خدا مردم را به کیفر گناهانشان مجازات میکرد، هیچ جنبندهای را بر پشت زمین وانمیگذاشت؛ ولی آنان را تا سرآمدی معین مهلت میدهد، پس هنگامی که اجلشان فرا رسد [آنان را در قیامت مجازات خواهد کرد]؛ بیتردید خدا [به احوال] بندگانش بیناست.
یس
سوگند به قرآن کریم،
که بیتردید تو از فرستادگانی،
بر راهی راست [قرار داری.]
[قرآن] نازل شده توانای شکست ناپذیر و مهربان است.
تا مردمی را بیم دهی که پدرانشان را بیم ندادهاند و به این علت [از حقایق] بیخبرند.
یقیناً فرمان عذاب بر بیشترشان محقق و ثابت شده است، به این سبب ایمان نمیآورند.
مسلماً ما غلهایی بر گردنشان نهادهایم که تا چانههایشان قرار دارد به طوری که سرهایشان بالا مانده است،
و از پیش رویشان حایلی و از پشت سرشان [نیز] حایلی قرار دادهایم، و به صورت فراگیر دیدگانشان را فرو پوشاندهایم، به این خاطر حقایق را نمیبینند،
و برای آنان یکسان است چه بیمشان دهی یا بیمشان ندهی، ایمان نمیآورند،
بیم دادنت فقط برای کسی ثمربخش است که از قرآن پیروی کند و در نهان از خدای رحمان بترسد، پس او را به آمرزش و پاداشی نیکو و باارزش مژده ده.
بی تردید ما مردگان را زنده میکنیم و آنچه را پیش فرستادهاند و [خوبیها و بدیهای] بر جا مانده از ایشان را ثبت میکنیم و همه چیز را در کتابی روشن [که اصل همه کتابهاست و آن لوح محفوظ است] برشمردهایم.
و برای آنان [که با تو برخورد خصمانه دارند] اهل آن شهر را مثل بزن، هنگامی که پیامبران به آنجا آمدند،
زمانی که دو پیامبر را به سوی آنان فرستادیم، پس آن دو را انکار کردند و با پیامبر سومی آنان را تقویت کردیم، پس [همگی] گفتند: ما را به سوی شما فرستادهاند.
[اهل شهر] گفتند: شما جز بشرهایی مانند ما نیستید و [خدای] رحمان هیچ چیزی نازل نکرده است، شما فقط دروغ میگویید.
گفتند: پروردگارمان میداند که یقیناً ما به سوی شما فرستاده شدهایم،
و بر عهده ما جز رساندن آشکار [پیام وحی] نیست.
گفتند: همانا ما شما را به شومی و فال بد گرفتهایم، اگر [از دعوت خود] باز نایستید، قطعاً شما را سنگسار میکنیم، و از سوی ما شکنجه دردناکی به شما خواهد رسید.
گفتند: شومی شما از خود شماست [و این شومی نتیجه کفر و طغیان و گناه است، شگفتا!] آیا اگر به شما تذکر دهند [آن تذکر سعادتبخش را به شومی و فال بد میگیرید؟ نه، شومی از ما نیست] بلکه شما مردمی تجاوزکارید.
و از دورترین نقطه شهر مردی شتابان آمد، گفت: ای قوم من! از این فرستادگان [خدا] پیروی کنید،
از کسانی پیروی کنید که پاداشی از شما نمیخواهند و آنان راه یافتهاند،
و مرا چیست که [از روی یقین] کسی را نپرستم که مرا آفریده و به سوی او بازگردانده میشوید؟
آیا به جای او معبودانی را برگزینم که اگر [خدای] رحمان برای من آسیب وگزندی بخواهد نه شفاعتشان چیزی را از من دفع میکند و نه میتوانند نجاتم دهند؟!
اگر چنین کنم، بیتردید در گمراهی آشکار خواهم بود.
[ای رسولان!] بیتردید به پروردگار شما ایمان آوردهام؛ بنابراین از من بشنوید.
[سرانجام به دست آن مشرکان شهید شد، و به او] گفته شد: به بهشت درآی. گفت: ای کاش قوم من معرفت و آگاهی داشتند،
به اینکه پروردگارم مرا آمرزید و از کرامت یافتگان قرارم داد.
و بعد از شهادت او هیچ سپاهی از آسمان بر [هلاکت] قومش نازل نکردیم، و بر آن نبودهایم که نازل کنیم.
[کیفرشان] جز یک فریاد مرگبار نبود که ناگهان [پس از آن فریاد] همه بیحرکت و خاموش شدند!
ای دریغ و افسوس بر این بندگان که هیچ پیامبری برای هدایتشان نمیآمد مگر اینکه او را مسخره میکردند!
آیا [مشرکان مکه] ندانستهاند چه بسیار از اقوام پیش از آنان را [به سبب کفر و طغیانشان] هلاک کردیم که آنان هرگز نزد اینان برنمیگردند، [و در دنیا زندگی دوباره نمییابند،]
و همه آنان [بدون استثنا گردآوری خواهند شد و] در قیامت نزد ما احضار میشوند.
و این زمین مرده برای آنان نشانهای [آشکار بر اینکه ما مردگان را در قیامت زنده میکنیم] میباشد که آن را زنده کردیم و از آن دانه بیرون میآوریم که از آن میخورند،
و در آن بوستانهایی از درختان خرما و انگور قرار دادیم، و در آن از چشمههای گوناگون روان ساختیم،
تا از میوه آن و آنچه دستهایشان به عمل میآورد [مانند شیره، کشمش، شربت و...] بخورند، آیا سپاسگزاری نمیکنند؟
منزّه [از هر عیب و نقصی] است آنکه همه زوجها را آفرید از آنچه زمین میرویاند و از وجود خودشان و از آنچه نمیدانند،
و نشانهای [از نشانههای قدرت و حکمت ما] برای آنها شب است که [پوشش] روز را از آن برمیکنیم، پس ناگاه آنان به تاریکی درآیند،
و خورشید [نیز برای آنان نشانهای از قدرت ماست] که همواره به سوی قرارگاهش حرکت میکند. این اندازه گیری توانای شکست ناپذیر و داناست،
و برای ماه منزلهایی قرار دادیم تا اینکه به صورت شاخه کهنه هلالی شکل و زرد رنگ خرما برگردد [و باز به تدریج بدر کامل شود،]
نه برای خورشید این توان هست که به ماه برسد، و نه شب از روز پیشی میگیرد، و هر کدام در مداری شناورند.
و برای آنان نشانهای دیگر [از قدرت و رحمت ما] این [است] که فرزندانشان را در کشتیهایی پر [از اجناس و وسایل] حمل کردیم،
و برای آنان چیزهایی مانند کشتی [چون اسب، قاطر و دیگر وسایل نقلیه] آفریدیم که بر آن سوار میشوند،
و اگر بخواهیم آنان را غرق میکنیم در این صورت هیچ فریادرسی برای آنان نخواهد بود، و نجات هم نیابند،
مگر [اینکه] رحمتی از سوی ما [نجاتشان دهد] و تا مدتی [از زندگی دنیا] بهرهمندشان کنیم،
و هنگامی که به آنان گویند: از آنچه [عذابهای دنیا و آخرت] پیش رو و پشت سر شماست بپرهیزید تا مورد رحمت قرار گیرید [به این هشدار قطعی و یقینی توجه نمیکنند،]
و هیچ آیهای از آیات پروردگارشان برای آنان نمیآید مگر اینکه از آن روی میگردانند.
و هنگامی که به آنان گویند: از آنچه خدا روزی شما کرده، انفاق کنید، کافران به مؤمنان گویند: آیا کسانی را اطعام کنیم که اگر خدا میخواست آنان را اطعام میکرد؟ [پس گرسنگی را خدا بر آنان خواسته است] ولی شما [ای کفرپیشگان!] جز در گمراهی آشکاری نیستند.
و میگویند: اگر راستگویید، این وعده [قیامت و عذاب] کی خواهد بود؟
اینان جز یک فریاد مرگبار [آسمانی] را انتظار نمیکشند که آنان را در حالی که سرگرم مجادله و ستیز [در امور دنیایی]اند فراگیرد.
[فریادی که وقتی بر سر آنان زده شود] نه میتوانند وصیتی کنند و نه [اگر بیرون خانه باشند] میتوانند به خانواده خود برگردند،
و در صور دمیده شود، ناگاه همه آنان از قبرها به سوی پروردگارشان میشتابند.
میگویند: ای وای بر ما، چه کسی ما را از خواب گاهمان برانگیخت؟ این واقعیتی است که [خدای] رحمان وعده داده بود و پیامبران راست گفته بودند!!
[آن صحنه عظیم] جز یک فریاد نیست، پس به ناگاه همه آنان [گردآوری شده و] نزد ما احضار میشوند.
در این روز به هیچ کس ذرهای ستم نمیشود، و جز آنچه را انجام میدادید پاداش داده نمیشوید.
همانا بهشتیان در چنین روزی در سرگرمی وصف ناپذیری شیرین کام و خوشاند.
آنان و همسرانشان در زیر سایههایی [آرامبخش] بر تختهایی [آراسته چون حجله عروس] تکیه میزنند.
برای آنان در آنجا میوهها[ی عالی و مطبوع] و آنچه دلشان بخواهد فراهم است.
با سلام[ی پرارزش و سلامتبخش] که گفتاری از پروردگاری مهربان است.
و [ندا آید:] ای گناهکاران! امروز [از صف نیکان] جدا شوید.
ای فرزندان آدم! آیا به شما سفارش نکردم که شیطان را مپرستید که او بیتردید دشمن آشکاری برای شماست؟
و اینکه مرا بپرستید که این راهی است مستقیم،
و همانا شیطان گروه بسیاری از شما را گمراه کرد، آیا تعقّل نمیکردید [که پیروانش به چه سرنوشت شومی دچار شدند؟]
این است دوزخی که به شما وعده میدادند.
امروز به کیفر کفری که همواره میورزیدید، در آن درآیید.
امروز بر دهانهایشان مُهر خاموشی نهیم و دستهایشان با ما سخن میگویند و پاهایشان به اعمالی که همواره مرتکب میشدند، گواهی میدهند!
و اگر بخواهیم [در همین دنیا] دیدگانشان را محو میکنیم، پس به [سوی همان] راه [گمراهی] بر یکدیگر پیشی میگیرند؛ نهایتاً چگونه و کجا میتوانند [صراط مستقیم را] ببینند؟
و [نیز] اگر بخواهیم آنان را در جای خودشان مسخ میکنیم، [و به صورت جمادی خشک درمیآوریم] که نه بتوانند بروند و نه بازگردند،
و به هر کس عمر طولانی دهیم، او را در عرصه آفرینش [به سوی حالت ضعف، سستی، نقصان و فراموشی] واژگونش میکنیم؛ پس آیا تعقّل نمیکنند؟
و به پیامبر، شعر نیاموختیم و [شعرگویی] شایسته او نیست. کتاب [او] جز مایه یادآوری و قرآنی روشنگر [حقایق] نیست،
تا کسانی را که [به عقل و هوش و استعداد] زندهاند هشدار دهد، و فرمان عذاب بر کافران محقق و ثابت شود.
آیا ندیدهاند که ما از آنچه به قدرت خود انجام دادهایم برای آنان چهارپایانی آفریدهایم که آنان مالکشان هستند.
و چهارپایان را برای آنان رام کردیم که برخی از آنها مرکب سواری آنان هستند و از [گوشت] برخی از آنها میخورند،
و برای آنان در آن چهارپایان سودهایی [چون پشم، کُرک و پوست] و نوشیدنیهایی [چون شیر و فرآوردههای آن] هست؛ آیا سپاسگزاری نمیکنند؟
و به جای خدا معبودانی انتخاب کردهاند به امید اینکه [به وسیله آنها] یاری شوند،
در حالی که [معبودان،] قدرت یاری دادن به آنان را ندارند و آنان [که سبک مغزان روی برتافته از حقاند] برای آن معبودان [از سوی شیطان] سپاهی احضار شدهاند [تا عمر و مالشان را فدای این معبودان باطل کنند.]
پس گفتارشان تو را اندوهگین نکند، بیتردید ما آنچه را پنهان میدارند و آنچه را آشکار میکنند، میدانیم.
آیا انسان ندانسته که ما او را از نطفهای [پست و ناچیز] آفریدهایم و اینک ستیزه گری آشکار است؟
در حالی که آفرینش نخستین خود را از یاد برده برای ما مثلی زد [و] گفت: چه کسی این استخوانها را در حالی که پوسیدهاند، زنده میکند؟
بگو: همان کسی که نخستین بار آن را پدید آورد. زندهاش میکند، و او به هر چیزی داناست
همان کسی که برای شما از درخت سبز، «آتش زنه» آفرید، که اکنون شما از آن آتش میافروزید.
آیا کسی که آسمانها و زمین را آفریده است، قدرت ندارد که [پس از مرگشان] همانند آنان را بیافریند؟ چرا قدرت دارد؛ زیرا اوست که آفریننده بسیار داناست.
شأن او این است که چون پدید آمدن چیزی را اراده کند، فقط به آن میگوید: باش، پس بیدرنگ موجود میشود.
بنابراین [از هر عیب و نقصی] منزّه است خدایی که مالکیّت و فرمانروایی همه چیز به دست اوست، و به سوی او بازگردانده میشوید.
سوگند به صف بستگان [مانند فرشتگان، نمازگزاران و جهادگران] که صفی [منظم و استوار] بستهاند،
و به بازدارندگان که [انسان را از گناهان] به شدت بازمیدارند،
و به تلاوتکنندگان وحی،
که بیتردید معبود شما یگانه است،
پروردگار آسمانها وزمین وآنچه میان آنهاست، و پروردگار مشرقها،
همانا ما آسمان دنیا را به زیور ستارگان آراستیم،
و آن را از هر شیطان سرکشی حفظ کردیم،
آنان نمیتوانند به سخنان فرشتگان بسیار مکرم و شریف گوش فرا دهند، و [هرگاه به گوش دادن برخیزند] از هر سو [شهاب] به سویشان پرتاب میشود،
تا با خفت وخواری رانده شوند، وبرای آنان عذابی همیشگی است،
مگر آنکه شیطانی خبری را [دزدانه و] با سرعت برباید [و فرار کند] که در این صورت گلولهای آتشین و شکافنده او را دنبال میکند.
پس از منکران معاد بپرس: آیا آفرینش آنان سختتر و دشوارتر است یا آنچه [مانند فرشتگان، آسمانها، زمین، کوهها و...] آفریدهایم؟ [به یقین آفرینش آنان کاری ناچیز است چون] ما آنان را از گِلی چسبنده آفریدهایم،
بلکه [تو از انکارشان] تعجب میکنی و آنان مسخره میکنند،
و هنگامی که به آنان تذکر، میدهند متذکّر نمیشوند؛
و چون معجزهای را میبینند به شدت مسخره میکنند [و دیگران را هم به مسخره وامی دارند،]
و میگویند: این جز جادویی آشکار نیست.
[میگویند:] آیا زمانی که ما مُردیم و خاک و استخوان شدیم، حتماً برانگیخته میشویم؟
و آیا پدران پیشین ما [هم برانگیخته میشوند؟]
بگو: آری، [برانگیخته میشوید] در حالی که خوار و ناچیز هستید.
جز این نیست که آن یک فریاد عظیم است که [وقتی واقع شود] ناگاه [همه زنده میشوند و حیرت زده منظره قیامت را] مینگرند،
و میگویند: ای وای بر ما! این روز جزاست!
[آری] این همان روز جدایی [میان حق و باطل] است که همواره آن را انکار میکردید.
[آن گاه ندا رسد:] ستمکاران و هم ردیفان آنان و معبودهایی را که همواره به جای خدا میپرستیدند، گرد آورید.
پس همه را به سوی راه دوزخ راهنمایی کنید.
آنان را نگه دارید که حتماً مورد بازپرسی قرار میگیرند.
[به آنان گویند:] شما را چه شده که یکدیگر را [برای رهایی از عذاب] یاری نمیدهید؟
[نه اینکه نمیتوانند یکدیگر را یاری دهند] بلکه آنان امروز فروتنانه تسلیم [قدرت حق] هستند،
به یکدیگر رو کرده از هم میپرسند: [این چه وضعی است؟]
[پس پیروان گمراه به پیشوایان گمراه کننده] میگویند: همانا شما از راه خیرخواهی به سوی ما میآمدید، [ولی کارتان جز فریب و نیرنگ نبود!]
میگویند: [ما را تقصیری نیست] بلکه خود شما اهل ایمان نبودید،
و ما را بر شما هیچ تسلطی نبود، بلکه شما مردمی طغیانگر و سرکش بودید.
اکنون فرمان عذاب پروردگارمان بر ما محقق و ثابت شد که همه ما چشندگان عذاب خواهیم بود.
[سبک مغزی و تعصّب شما زمینه گمراهی شما شد] پس ما شما را گمراه کردیم؛ زیرا خودمان گمراه بودیم،
پس بیتردید همه آنان در آن روز در عذاب شریکاند،
ما با مجرمان این گونه رفتار میکنیم؛
زیرا آنان چنین بودند که هر زمان به آنان میگفتند: معبودی جز خدا نیست، تکبّر میکردند،
و [همواره] میگفتند: آیا باید به خاطر شاعری دیوانه معبودان خود را رها کنیم؟!
[چنین نیست که میپندارید] بلکه او حق را آورده و پیامبران را تصدیق کرده است.
بی تردید شما [کوردلان] عذاب دردناک را خواهید چشید،
و جز آنچه که همواره انجام میدادید، پاداش داده نمیشوید،
جز بندگان خالص شده خدا [که از هر کیفری در امانند،]
برای آنان رزق و روزی معین و ویژهای است،
میوههایی [گوناگون] در حالی که مورد اکرام خواهند بود،
در بهشتهای پر نعمت،
در حالی که بر تختهایی روبه روی یکدیگر [تکیه زدهاند،]
جامی از نوشیدنی زلال و پاک گرداگردشان میگردانند،
[نوشیدنی] سپید [و درخشنده] و لذتبخش برای نوشندگان،
نه در آن مایه فساد [جسم و عقل] است، و نه از آن مست و بیهوش میشوند،
و در کنارشان زنانی هستند که فقط به شوهرانشان عشق میورزند.
گویا آنان [از سپیدی] تخم شترمرغی هستند که [زیر پر و بال] پوشیده شدهاند [و هرگز دست کسی به آنان نرسیده است.]
پس برخی از آنان به برخی دیگر رو کرده از [حال] یکدیگر میپرسند.
گویندهای از آنان میگوید: همانا من [در دنیا] هم نشینی داشتم.
[که همواره از روی تعجب به من] میگفت: آیا تو از باور دارندگان [رستاخیز و زنده شدن مردگان] هستی؟
آیا زمانی که ما مردیم و خاک استخوان شدیم، حتماً [زنده میشویم و] پاداشمان میدهند؟
[سپس به دوستان بهشتی خود] میگوید: آیا شما با من به دوزخ سر میکشید [تا از هم نشینم خبری بگیرید که در کجا و در چه حالی است؟]
پس خود او به دوزخ سر میکشد و هم نشینش را وسط دوزخ میبیند.
[به او] میگوید: به خدا سوگند نزدیک بود، مرا به هلاکت بیندازی.
و اگر توفیق و رحمت پروردگارم نبود، حتماً از احضارشدگان [در دوزخ] بودم.
[آن گاه به دوستان بهشتی خود میگوید:] آیا ما [برای همیشه در بهشتیم و] هرگز نمیمیریم؟
[و] جز همان مرگ نخستین [که در دنیا سراغمان آمد مرگی دیگر به سراغمان نخواهد آمد] و ما هرگز عذاب نخواهیم شد؟ [شگفتا! چه لطف خاصی از سوی خدا به ما شده است!]
بی تردید این همان کامیابی بزرگ است.
پس باید برای چنین پاداشی عملکنندگان عمل کنند.
آیا این [بهشت جاودان پر نعمت] برای پذیرایی بهتر است یا درخت زقّوم؟
ما آن را برای ستمکاران مایه شکنجه و عذاب قرار دادهایم.
آن درختی است که در قعر دوزخ میروید،
شکوفههایش مانند سرهای شیاطین [بسیار بدنما و زشت] است.
پس این منکران لجوج حتماً از آن میخورند و شکمها را از آن پر میکنند.
آن گاه به ناچار روی آن [به عنوان نوشیدنی] مخلوطی از آب بسیار داغ و متعفّن برای آنان خواهد بود!
سپس بازگشتشان حتماً به سوی دوزخ است.
[سزاوار بودنشان در قیامت به این همه عذاب به سبب این است که] آنان پدرانشان را گمراه یافتند،
و [با اینکه میدانستند گمراهند بدون اندیشه و تأمل] عجولانه از پی آنان میرفتند!
و به راستی پیش از اینان بیشتر پیشینیان گمراه شدند،
و بیتردید ما در میان آنان بیم دهندگانی فرستادیم.
پس با تأمل بنگر سرانجام بیم داده شدگان چگونه بود؟
[همه هلاک شدند] جز بندگان خالص شده خدا،
و نوح ما را ندا کرد [و ما ندایش را اجابت کردیم] پس ما به راستی نیکو اجابت کنندهای هستیم،
و او و خاندانش را از آن اندوه بزرگ نجادت دادیم.
و تنها ذریه او را [در زمین] باقی گذاشتیم،
و در میان آیندگان برای او نام نیک به جا گذاشتیم؛
سلام بر نوح در میان جهانیان.
به راستی ما نیکوکاران را این گونه پاداش میدهیم.
بی تردید او از بندگان مؤمن ما بود.
سپس دیگران را غرق کردیم؛
و به راستی ابراهیم از پیروان نوح بود،
هنگامی که با دلی پاک به سوی پروردگارش آمد.
[یاد کن] هنگامی را که به پدر و قومش گفت: چیست آنچه میپرستید؟
آیا به جای خدا معبودان دروغین را میخواهید.
پس گمانتان به پروردگار جهانیان چیست؟ [که غیر او را میپرستید،]
[چون از او دعوت کردند که شبانه به مراسم عیدشان برود] نگاهی به ستارگان انداخت،
و گفت: به راستی من بیمارم.
پس پشتکنان از او روی گرداندند.
او هم مخفیانه به سوی بتهایشان رفت و [از روی ریشخند] گفت: آیا غذا نمیخورید؟
شما را چه شده که سخن نمیگویید؟
پس [به آنها روی آورد و] با دست راست ضربهای کاری بر آنها کوبید [و خردشان کرد.]
مردم با شتاب به سوی او آمدند.
[به آنان] گفت: آیا آنچه را [با دست خود] میتراشید، میپرستید؟!
در حالی که خدا شما را و آنچه را میسازید، آفریده است.
گفتند: برای او بنایی بسازید [که گنجایش آتش فراوانی داشته باشد] پس او را در آتش شعلهور بیندازید.
پس خواستند به او نیرنگی زنند، ولی ما آنان را پست و شکست خورده کردیم.
و [وقتی از این مهلکه جان سالم به در برد] گفت: به راستی من به سوی پروردگارم میروم، و [او] به زودی مرا راهنمایی خواهد کرد.
پروردگارا! مرا فرزندی که از صالحان باشد عطا کن.
پس ما او را به پسری بردبار مژده دادیم.
هنگامی که با او به [مقام] سعی رسید، گفت: پسرکم! همانا من در خواب میبینم که تو را ذبح میکنم، پس با تأمل بنگر رأی تو چیست؟ گفت: پدرم آنچه به آن مأمور شدهای انجام ده اگر خدا بخواهد مرا از شکیبایان خواهی یافت.
پس هنگامی که آن دو تسلیم [خواسته خدا] شدند و ابراهیم، جبین او را به زمین نهاد [تا ذبحش کند]
و او را ندا دادیم که ای ابراهیم!
خوابت را تحقق دادی [و فرمان پروردگارت را اجرا کردی]، به راستی ما نیکوکاران را این گونه پاداش میدهیم [که نیّت پاک و خالصشان را به جای عمل میپذیریم.]
به یقین این همان آزمایش روشن بود.
و ما اسماعیل را در برابر قربانی بزرگی [از ذبح شدن] رهانیدیم،
و در میان آیندگان برای او [نام نیک] به جا گذاشتیم.
سلام بر ابراهیم.
[ما] نیکوکاران را این گونه پاداش میدهیم.
بی تردید او از بندگان مؤمن ما بود،
و ما او را به اسحاق که پیامبری از شایستگان بود مژده دادیم،
و بر او و بر اسحاق برکت دادیم، و از دودمان آن دو برخی نیکوکارند و برخی آشکارا ستمکار بر خویشند،
و به راستی ما به موسی و هارون نعمت دادیم،
و آن دو نفر و قومشان را از اندوه بزرگ نجات بخشیدیم،
و آنان را یاری دادیم در نتیجه پیروز شدند،
و هر دو را کتاب بسیار روشنگر عطا کردیم،
وبه راه راست هدایتشان نمودیم،
و در میان آیندگان برای هر دو نفر نام نیک به جا گذاشتیم.
سلام بر موسی و هارون.
ما نیکوکاران را این گونه پاداش میدهیم.
بی تردید هر دو از بندگان مؤمن ما بودند،
و بیتردید الیاس از پیامبران بود.
[یاد کن] هنگامی را که به قومش گفت: آیا [از شرک وطغیان] نمیپرهیزید؟
آیا بت «بعل» را میپرستید و بهترین آفرینندگان را رها میکنید؟!
خدا را که پروردگار شما و پروردگار پدران پیشین شماست.
پس او را انکار کردند، یقیناً آنان از احضار شدگان [در عذاب] خواهند بود،
جز بندگان خالص شده خدا [که از هر کیفری در امانند،]
و در میان آیندگان برای او نام نیک به جا گذاشتیم.
سلام بر آل یاسین.
ما نیکوکاران را این گونه پاداش میدهیم.
بی تردید او از بندگان مؤمن ما بود.
و بیتردید لوط از پیامبران بود.
[یاد کن] هنگامی را که او و همه اهلش را نجات دادیم،
مگر پیرزنی را که در میان باقی ماندگان [در شهر] بود.
سپس دیگران را هلاک کردیم،
و شما همواره صبحگاهان [در مسیر سفرهایتان از کنار ویرانههای شهر] آنان گذر میکنید،
و نیز شبانگاهان، آیا تعقّل نمیکنید؟
و یونس از پیامبران بود.
[یاد کن] هنگامی را که به سوی آن کشتی پر [از جمعیت و بار] گریخت،
و با سرنشینان کشتی قرعه انداخت [و قرعه به نامش افتاد] و از مغلوب شدگان شد [و او را به دریا انداختند.]
پس آن ماهی بزرگ او را بلعید، در حالی که سزاوار سرزنش بود.
[و در شکم ماهی به تسبیح خدا مشغول شد که] اگر او از تسبیحکنندگان نبود،
بی تردید تا روزی که مردم برانگیخته میشوند در شکم ماهی میماند.
پس او را در حالی که بیمار بود به زمینی خشک و بیگیاه افکندیم.
و بر او گیاهی از نوعی کدو رویاندیم،
و او را به سوی [قومی] یکصد هزار نفر[ی] یا بیشتر فرستادیم.
پس ایمان آوردند در نتیجه آنان را تا پایان عمرشان [از نعمتها و مواهب خود] بهرهمند کردیم.
[مشرکان سبک مغز میگویند: فرشتگان، دختران خدایند] پس از آنان بپرس که آیا دختران برای پروردگار تو هستند و پسران برای ایشان؟!
یا اینکه ما فرشتگان را دختر آفریدیم و آنان شاهد بودند؟!
آگاه باش! که آنان از بافتههای دروغ خود میگویند
که خدا فرزند آورده! و بیتردید آنان دروغگویند.
آیا دختران را بر پسران ترجیح داده است؟
شما را چه شده، چگونه حکم میکنید؟
پس آیا متذکّر [حقایق] نمیشوید؟
یا شما [بر این ادعای خود] دلیل روشنی دارید؟
پس اگر راستگویید، کتابتان را [که این سخنان را با تکیه بر آن میگویید، به میان] آورید.
میان خدا و جن، نسب و خویشی قرار دادند، در صورتی که جنیان به خوبی میدانند که [روز قیامت برای حساب و پاداش] احضار خواهند شد.
خدا از آنچه او را به آن توصیف میکنند، منزّه است.
مگر بندگان خالص شده خدا [که او را به آنچه توصیف میکنند شایسته مقام قدس اوست.]
و بیتردید شما و آنچه را میپرستید،
نمیتوانید [مردم را] بر ضد خدا گمراه کنید.
مگر کسانی را که [به اختیار خود به خاطر پذیرفتن وسوسه و اغواگری شما] به دوزخ درآیند،
و هیچ یک از ما فرشتگان نیست مگر اینکه برای او مقامی معین است.
و همانا ما [برای اجرای فرمان خدا] صف بستگانیم.
و ما خود تسبیحکنندگانیم.
و مشرکان [پیش از بعثت پیامبر] قاطعانه میگفتند:
اگر نزد ما کتابی چون کتابهای آسمانی پیامبران پیشین بود،
بی تردید از بندگان خالص شده خدا میشدیم.
ولی [هنگامی که قرآن را برای هدایت آنان نازل کردیم] به آن کافر شدند و به زودی [و زر و وبال کفرشان را] خواهند دانست.
و وعده قطعی ما درباره بندگان به رسالت فرستاده شده، از پیش محقق و ثابت گشته است،
که بیتردید آنان [در همه زمینهها] یاری شدگانند،
و مسلماً سپاه ما پیروزند.
پس تا مدتی از آنان روی بگردان.
و آنان را بنگر که به زودی [و زر و وبال گناهانشان را] خواهند دید.
آیا شتاب در آمدن عذاب ما را میخواهند؟!
پس هنگامی که [عذاب ما] به آستانه خانههایشان نازل شود، بیم شدگان روزگار بدی خواهند داشت،
و تا مدتی از آنان روی بگردان،
و [آنان را] بنگر که به زودی [و زر و وبال گناهانشان را] خواهند دید.
پروردگارت که دارای عزت است از آنچه او را به آن توصیف میکنند، منزّه است.
و سلام بر پیامبران
و همه ستایشها ویژه خداست که پروردگار جهانیان است.
ص، سوگند به قرآن که مشتمل بر ذکر [حقایق، معارف، مطالب اخلاقی و اجتماعی و احکام حلال و حرام] است.
[اینکه قرآن را نمیپذیرند، برای این نیست که زمینهای برای پذیرش آن وجود ندارد] بلکه کافران [غرق] در تکبّر [و سرکشی و عداوت] و دشمنیاند.
چه بسیار اقوامی که پیش از آنان هلاک کردیم که [وقت نزول عذاب] فریاد کمک خواهی سر دادند، در حالی که وقت گریز و یافتن پناه گاه نبود؛
و از اینکه بیم دهندهای از جنس خودشان به سوی آنان آمده است تعجب کردند، و کافران گفتند: این جادوگری بسیار دروغگوست.
آیا [محمّد] معبودان [گوناگون] را معبودی یگانه قرار داده است؟ به راستی [که منحصر کردن معبودان در یک معبود] چیزی بسیار شگفت است.
سران و اشرافشان روان شدند [و فریاد برداشتند] که بروید و بر پرستش و نگهداری معبودانتان ایستادگی کنید زیرا از این دعوت [به سوی خدای یگانه] ریاست و آقایی بر اراده شده است.
ما این [پرستش معبود یگانه] را در آخرین آیین [که پدرانمان بر آن بودند] نشنیدهایم؛ این جز دروغی ساخته شده نیست.
آیا از میان ما [که دارای ثروت فراوان و مقام و قدرتیم] قرآن، فقط بر او [که فقیری یتیم بیش نیست] نازل شده است؟! [نه، قرآن دروغی ساخته شده نیست] بلکه اینان درباره قرآن من در شک هستند، بلکه هنوز عذاب را نچشیدهاند [تا از بیماری شک درآیند و به حقّانیّت آن اقرار کنند و زبان از گستاخی و جسارت ببندند.]
مگر خزانههای رحمت پروردگار توانای شکست ناپذیر و بخشندهات نزد آنان است [که منصب نبوّت را به هر کس که دلشان خواست ببخشند؟]
یا مگر مالکیّت و فرمانروایی آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست، در اختیار آنان است؟ [اگر چنین است] پس [بیایند] از نردبانها[ی رساننده به این مالکیّت و فرمانروایی] بالا روند [و امور را به دست گیرند و مانع نزول وحی بر محمّد شوند و خود به هر کس که بخواهند وحی کنند.]
اینان لشکری ناچیز و اندک [از احزاب کفر و شرک]اند که در آنجا [که میدان جنگ بدر است] شکست خوردنی هستند.
پیش از اینان نیز قوم نوح و عاد و فرعون که از تمام ابزار حاکمیت برخوردار بودند [پیامبران را] انکار کردند؛
و نیز قوم ثمود و قوم لوط و اصحاب ایکه همان احزاب کفر و شرکاند،
که هر یک از اینان پیامبران را انکار کردند، پس عقوبت [من بر آنان] محقق و ثابت شد،
و اینان [که تو را انکار میکنند] جز یک فریاد مرگبار را که هیچ تأخیری در آن نیست، انتظار نمیکشند،
و [اینان از روی مسخره] گفتند: پروردگارا! پیش از روز حساب، هر چه زودتر سهم ما را از عذاب به ما بده.
بر آنچه میگویند شکیبا باش، و بنده ما داود را که دارای نیرومندی [در دانش و حکومت] بود یاد کن. او بسیار رجوع کننده [به سوی خدا] بود.
همانا ما کوهها را مسخّر و رام کردیم که با او در شبان گاه و هنگام برآمدن آفتاب تسبیح میگفتند،
و پرندگان را [نیز] به طور دسته جمعی [مسخّر و رام کردیم که با او تسبیح میگفتند]، و همه رجوع کننده به سوی خدا بودند،
و حکومتش را محکم و استوار ساختیم و به او حکمت و منصب داوری عطا کردیم،
و آیا خبر مهم آن دادخواهان هنگامی که از دیوار بلند نمازخانه او بالا رفتند به تو رسیده است؟
زمانی که [به طور ناگهانی] بر داود وارد شدند، و او از آنان هراسان شد، گفتند: نترس [ما] دو گروه دادخواه و شاکی هستیم که یکی از ما بر دیگری ستم کرده است؛ بنابراین میان ما به حق داوری کن و [در داوریت] ستم روا مدار، و ما را به راه راست راهنمایی کن.
این برادر من است، نود و نه میش دارد و من یک میش دارم، گفته است: این یکی را هم به من واگذار. و در گفتگو مرا مغلوب ساخت.
گفت: یقیناً او با درخواست افزودن میش تو به میشهای خود بر تو ستم روا داشته است، و قطعاً بسیاری از معاشران و شریکان به یکدیگر ستم میکنند، به جز کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند و اینان اندکاند. و داود دانست که ما او را [در این حادثه] آزمودهایم، در نتیجه از پروردگارش درخواست آمرزش کرد و بیدرنگ به حالت خضوع به رو در افتاد و به خدا بازگشت.
و ما او را در این [داوری] آمرزیدیم، بیتردید او نزد ما تقرب و منزلتی بلند و سرانجامی نیکو دارد.
[و گفتیم:] ای داود! همانا تو را در زمین جانشین [و نماینده خود] قرار دادیم؛ پس میان مردم به حق داوری کن و از هوای نفس پیروی مکن که تو را از راه خدا منحرف میکند. بیتردید کسانی که از راه خدا منحرف میشوند، چون روز حساب را فراموش کردهاند، عذابی سخت دارند.
و ما آسمان و زمین و آنچه را که میان آنهاست، بیهوده نیافریدهایم، این پندار کافران است، پس وای بر آنان که کافرند از آتش دوزخ.
آیا کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند مانند مفسدان در زمین قرار میدهیم یا پرهیزکاران را چون بدکاران؟!
این کتاب پربرکتی است که آن را بر تو نازل کردهایم تا آیاتش را تدبّر کنند و خردمندان متذکّر شوند.
و سلیمان را به داود بخشیدیم، چه نیکو بندهای بود به راستی او بسیار رجوع کننده [به خدا] بود.
[یاد کن] هنگامی را که در پایان روز اسبهای چابک و تیزرو بر او عرضه کردند.
پس گفت: من دوستی اسبان را بر یاد پروردگارم [که نماز مستحب پایان روز است] اختیار کردم [زیرا میخواهم از آنان در جهاد با دشمن استفاده کنم و همواره به آنها نظر میکرد] تا [خورشید] پشت پرده افق پنهان شد.
[اسبها چنان توجه او را جلب کرده بودند که گفت:] آنها را به من بازگردانید. پس [برای نوازش آنها] به دست کشیدن به ساقها و گردنهای آنها پرداخت؛
و به راستی سلیمان را [درباره فرزندش] آزمودیم، و [آزمون این بود که] بر تختش جسدی [بیجان از فرزندش] افکندیم [فرزندی که سلیمان به زنده بودن او بسیار امید داشت]، آن گاه به درگاه خدا رجوع کرد [و همه امورش را به خدا واگذاشت.]
گفت: پروردگارا! مرا بیامرز و حکومتی به من ببخش که بعد از من سزاوار هیچ کس نباشد؛ یقیناً تو بسیار بخشندهای.
پس باد را برای او مسخّر و رام کردیم که به فرمان او هر جا که میخواست نرم و آرام روان میشد.
و هر بنّا و غواصی از شیاطین را [مسخّر و رام او نمودیم،]
و دیگر شیاطین را که با غل و زنجیر به هم بسته بودند [در سلطه او درآوردیم تا نتوانند در حکومت او فتنه و آشوب برپا کنند.]
[و به او گفتیم:] این عطای بیحساب ماست، [به هر کس خواهی] بیحساب ببخش و [از هر کس خواهی] دریغ کن.
بی تردید او نزد ما تقرب و منزلتی بلند و سرانجامی نیکو دارد.
و بنده ما ایوب را یاد کن، هنگامی که پروردگارش را ندا داد که شیطان [به سبب رنج و شکنجهای که دچارش هستم] مرا سرزنش و شماتت میکند [تا از رحمت تو دلسردم کند.]
[به او گفتیم:] با پایت به زمین بکوب، این آبی است برای شسشتو، آبی سرد و آشامیدنی.
و خانوادهاش را [که در حادثهها از دستش رفته بودند] و مانندشان را همراه با آنان به او بخشیدیم تا رحمتی از سوی ما و تذکری برای خردمندان باشد.
و [به او گفتیم: چون سوگند خوردهای که همسرت را برای اینکه تو را در امور معنوی ناراحت کرده بود، صد تازیانه بزنی] با دستت بستهای ترکه خشک برگیر و همسرت را با آن بزن، و سوگندت را مشکن. بیتردید ما او را شکیبا یافتیم. چه نیکو بندهای! یقیناً بسیار رجوع کننده به سوی ما بود.
و بندگان ما ابراهیم و اسحاق و یعقوب را یاد کن که دارای قدرت و بصیرت بودند.
ما آنان را با [صفت بسیار پرارزش] یاد کردن سرای آخرت با اخلاصی ویژه خالص ساختیم.
به یقین آنان در پیشگاه ما از برگزیدگان و نیکاناند.
و اسماعیل والیسع وذوالکفل را یاد کن و همه از نیکاناند.
این [سرگذشتهای سازنده] یادآوری و پند است؛ و بیتردید برای پرهیزکاران بازگشت گاه نیکویی خواهد بود.
[آن بازگشت گاه] بهشتهای جاویدانی است که درهایش را به روی آنان گشودهاند،
در حالی که در آنجا بر تختها تکیه میزنند و میوههای فراوان و نوشیدنی مورد دلخواهشان را در آنجا میطلبند،
و نزد آنان زنانی است که فقط به شوهرانشان عشق میورزند، و با شوهرانشان هم سن و سالاند.
[به آنان گویند:] این است آنچه شما را برای روز حساب وعده میدادند.
این بیتردید عطای ماست که برای آن پایانی نیست.
این [همه برای پرهیزکاران است]، و مسلماً برای سرکشان، بدترین بازگشتگاه خواهد بود.
دوزخ که در آن وارد میشوند و چه بد آرامگاهی است!
این آب جوشان و مایع چرکین متعفّن است که باید آن را بچشند،
و [جز اینها] عذابهای دیگری مانند آن دارند.
[چون پیشوایان کفر به دوزخ درآیند، و پیروانشان را نیز راهی دوزخ کنند ندا رسد:] این گروهی [از پیروان شما] هستند که با فشار و زور با شما وارد دوزخ میشوند. [پیشوایان کفر در پاسخ ندا دهنده گویند:] خوش آمد و گشایشی بر آنان [که پیروان ما بودند] مباد، بیتردید آنان به آتش خواهند سوخت.
[پیروان به پیشوایان] گویند: بلکه بر شما خوش آمد و گشایشی مباد، شما این عذاب را از پیش برای ما فراهم کردید، و چه بد قرارگاهی است.
میگویند: پروردگارا! هر کس این عذاب را از پیش برای ما فراهم آورده است، برای او در آتش عذابی دو چندان بیفزا.
و میگویند: ما را چه شده که [مردان مؤمن و شایسته] ای که از اشرارشان میشمردیم، نمیبینیم.
آیا ما آنان را به ناحق به مسخره گرفتیم [و اکنون در بهشت جای دارند] یا [در دوزخاند و] دیدگان ما به آنان نمیافتد؟!
این گفتگو و مجادله اهل آتش حتمی و واقعشدنی است.
بگو: من فقط بیم دهندهام، و هیچ معبودی جز خدای یگانه قهّار نیست.
پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست، توانای شکست ناپذیر و بسیار آمرزنده است.
بگو: این [قرآن من] خبری بزرگ است،
که شما از آن روی میگردانید.
من از ملأ اعلی هنگامی که [درباره آفرینش آدم] مجادله میکردند، هیچ خبری ندارم.
به من وحی نمیشود جز برای اینکه بیم دهندهای آشکارم.
[یاد کن] هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان گفت: همانا من بشری از گل خواهم آفرید.
پس زمانی که اندامش را درست و نیکو نمودم و از روح خود در او دمیدم، برای او سجده کنید.
پس فرشتگان همه با هم سجده کردند؛
مگر ابلیس که تکبّر ورزید و از کافران شد.
[خدا] فرمود: ای ابلیس! تو را چه چیزی از سجده کردن بر آنچه که با دستان قدرت خود آفریدم، بازداشت؟ آیا تکبّر کردی یا از بلند مرتبه گانی؟
گفت: من از او بهترم، مرا از آتش آفریدی و او را از گل ساختی.
[خدا] گفت: از آن [جایگاه] بیرون رو که بیتردید تو رانده شدهای؛
و حتماً لعنت من تا روز قیامت بر تو باد.
گفت: پروردگارا! مرا تا روزی که مردم برانگیخته میشوند، مهلت ده.
[خدا] گفت: تو از مهلت یافتگانی،
تا زمانی معین و معلوم.
گفت: به عزتت سوگند همه آنان را گمراه میکنم،
مگر بندگان خالص شدهات را.
[خدا] گفت: سوگند به حق و فقط حق را میگویم
که بیتردید دوزخ را از تو و آنان که از تو پیروی کنند، از همگی پر خواهم کرد
بگو: من برای ابلاغ دین هیچ پاداشی از شما نمیخواهم و از کسانی که چیزی را از نزد خود میسازند [و ادعای باطل میکنند] نیستم.
آن [قرآن را که بر شما میخوانم] جز مایه تذکر و پندی برای جهانیان نیست.
و بیتردید پس از مدتی خبر [صدق حقّانیّت و ظهور عینی آیات و وعدههای] آن را خواهید دانست.
[این] کتاب نازل شده از سوی خدای توانای شکست ناپذیر و حکیم است.
بی تردید ما این کتاب را به حقّ و درستی به سوی تو نازل کردیم، پس خدا را در حالی که اعتقاد و ایمان را برای او [از هرگونه شرکی] خالص میکنی، بپرست.
آگاه باشید! که دین خالص ویژه خداست، و آنان که به جای خدا سرپرستان و معبودانی برگزیدهاند [و میگویند:] ما آنان را جز برای اینکه ما را هر چه بیشتر به خدا نزدیک کنند، نمیپرستیم. بیتردید خدا میان آنان [و مؤمنان] درباره آنچه که اختلاف میکنند [و آن آیین توحید و شرک است] داوری خواهد کرد؛ قطعاً خدا آن کس را که دروغگو و بسیار ناسپاس است، هدایت نمیکند.
اگر [بر فرض محال] خدا میخواست برای خود فرزندی بگیرد، همانا از میان آفریدههایش آنچه را خودش میخواست برمیگزید [نه اینکه شما برای او انتخاب کنید]؛ منزّه است او [از آنکه برای او فرزندی باشد] اوست خدای یگانه و قهّار.
آسمانها و زمین را به حق آفرید. شب را به روز درمیپیچید، و روز را به شب درمیپیچید، و خورشید و ماه را [برای بندگانش] مسخّر و رام کرد. هر کدام تا سرآمدی معین روانند. آگاه باشید! او توانای شکست ناپذیر و بسیار آمرزنده است.
شما را از یک تن آفرید، سپس همسرش را از او پدید آورد، و از چهارپایان [شتر و گاو و گوسفند و بز به اعتبار یک نر و یک ماده] هشت زوج آفرید، شما را در شکمهای مادرانتان آفرینشی پس از آفرینشی دیگر در میان تاریکیهای سهگانه [شکم و رحم و مشیمه] به وجود آورد. این است خدا پروردگار شما که فرمانروایی [مطلق بر همه هستی] ویژه اوست، معبودی جز او نیست، پس چگونه شما را از حق بازمیگردانند؟
اگر کافر شوید [زیانی به خدا نمیرسانید؛ زیرا] خدا از شما بینیاز است، و کفر را برای بندگانش نمیپسندد؛ و اگر سپاسگزاری کنید، آن را برای شما میپسندد. و هیچ سنگین باری، بار [گناه] دیگری را برنمیدارد. سپس بازگشت شما به سوی پروردگارتان خواهد بود، و شما را به آنچه انجام میدادید، آگاه خواهد کرد؛ زیرا او به نیّات و اسرار سینهها داناست.
و چون به انسان آسیبی رسد، پروردگارش را در حال بازگشت به سوی او [برای برطرف شدن آسیبش] میخواند، سپس چون او را [برای رهایی از آن آسیب] نعمتی از جانب خود عطا کند، آن آسیب را که پیشتر برای برطرف شدنش دعا میکرد، فراموش میکند و دوباره برای خدا همتایانی قرار میدهد تا [مردم را] از راه خدا گمراه کند. بگو: اندک زمانی از کفر خود برخوردار باش، بیتردید تو از اهل آتشی.
[آیا چنین انسان کفران کنندهای بهتر است] یا کسی که در ساعات شب به سجده و قیام و عبادتی خالصانه مشغول است، از آخرت میترسد و به رحمت پروردگارش امید دارد؟ بگو: آیا کسانی که معرفت و دانش دارند و کسانی که بیبهره از معرفت و دانشاند، یکسانند؟ فقط خردمندان متذکّر میشوند.
بگو: ای بندگان مؤمنم! از پروردگارتان پروا کنید. برای کسانی که در این دنیا اعمال شایسته انجام دادهاند، پاداش نیکی است و زمین خدا گسترده است [بر شماست از سرزمینی که دچار مضیقه دینی هستید به سرزمینی دیگر مهاجرت کنید]. فقط شکیبایان پاداششان را کامل و بدون حساب دریافت خواهند کرد.
بگو: من مأمورم که خدا را در حالی که ایمان و عبادت را برای او [از هر گونه شرکی] خالص میکنم، بپرستم.
و مأمورم که [در این آیین از] نخستین تسلیم شدگان [به فرمانها و احکام] او باشم.
بگو: اگر پروردگارم را نافرمانی کنم از عذاب روزی بزرگ میترسم.
بگو: فقط خدا را در حالی که ایمان و عبادتم را برای او [از هر گونه شرکی] خالص میکنم، میپرستم.
پس شما هم آنچه را میخواهید، به جای او بپرستید. بگو: بیتردید زیانکاران [واقعی] کسانی هستند که روز قیامت سرمایه وجودشان و کسانشان را به تباهی داده باشند؛ آگاه باشید! که آن همان زیان آشکار است.
برای آنان از بالای سرشان و از زیر پایشان سایبانهایی از آتش است، این عذابی است که خدا بندگانش را به آن بیم میدهد. ای بندگانم! از من پروا کنید
و کسانی که از پرستیدن طاغوت [یعنی بتها، اربابان کفر و شیطانهای سرکش] دوری کردند و به سوی خدا بازگشتند، بر آنان مژده باد؛ پس به بندگانم مژده ده.
آنان که سخن را میشنوند و از بهترینش پیروی میکنند، اینانند کسانی که خدا هدایتشان کرده، و اینان همان خردمندانند.
آیا کسی که فرمان عذاب بر او محقق و ثابت شده [راه گریزی از آن دارد؟] آیا کسی را که در آتش است، تو نجات میدهی؟
ولی کسانی که از پروردگارشان پروا داشتند، برای آنان غرفههایی است که از فراز آنها غرفههایی دیگر بنا شده و از زیر آنها نهرها جاری است. خدا این وعده را داده است؛ خدا خلف وعده نمیکند.
آیا ندانستهای که خدا از آسمان آبی نازل کرد، پس آن را به صورت چشمههایی در زمین درآورد، آن گاه به وسیله آن زراعتی را که رنگهایش گوناگون است، بیرون میآورد، سپس [آن زراعت] خشک میشود، در نتیجه آن را به رنگ زرد بینی، پس آن را ریز ریز و در هم شکسته میکند؛ بیتردید در این [دگرگونیها] برای خردمندانْ هشدار و عبرتی است.
آیا کسی که خدا سینهاش را برای [پذیرفتن] اسلام گشاده است، و بهرهمند از نوری از سوی پروردگار خویش است [مانند کسی است که سینهاش از پذیرفتن اسلام تنگ است؟] پس وای بر آنان که دلهایشان از یاد کردن خدا سخت است، اینان در گمراهی آشکار هستند.
خدا نیکوترین سخن را نازل کرد، کتابی که [آیاتش در نظم، زیبایی، فصاحت، بلاغت و عمق محتوا] شبیه یکدیگر است، مشتمل بر داستانهای پندآموز [و امر، نهی، وعده، وعید، حلال و حرام] است؛ از شنیدن آیاتش پوست کسانی که از پروردگارشان میهراسند به هم جمع میشود، آن گاه پوستشان و دلشان به یاد خدا نرم میگردد و آرامش مییابد. این هدایت خداست که هر که را بخواهد به آن راهنمایی میکند؛ و هر که را خدا [به کیفر کفر و عنادش] گمراه کند، او را هیچ هدایت کنندهای نخواهد بود.
آیا کسی که روز قیامت [به خاطر بسته بودن دستهایش میکوشد که] با صورت خود گزند عذاب را دفع کند [مانند کسی است که ایمن از عذاب است؟] به ستمکاران گویند: آنچه را همواره مرتکب میشدید، بچشید.
کسانی [هم] که پیش از آنان بودند [آیات خدا را] تکذیب کردند، پس از آنجا که گمان نمیکردند، عذاب به سویشان آمد.
پس خدا در زندگی دنیا خواری و رسوایی را به آنان چشانید؛ و اگر معرفت و آگاهی داشتند [توجه میکردند که] عذاب آخرت بزرگتر است.
و ما برای مردم در این قرآن از هر گونه مثل و سرگذشت عبرت آموزی بیان کردهایم، باشد که متذکّر شوند.
قرآنی است گویا و روشن بدون هر گونه انحراف و کژی، برای اینکه [در سایه تعالیمش از شرک، عصیان و فساد] بپرهیزند.
خدا [برای فهماندن حقیقت توحید و شرک] مثلی زده است: مردی را که اربابانی ناسازگار و بداخلاق در [مالکیّت] او شریکاند، و مردی که فقط برده یک مالک است، آیا این دو برده از جهت فرمان گرفتن و فرمان بردن با هم یکسانند؟ [موحدان که بنده خدای یکتا هستند، دارای زندگی منظم و پاک و آخرتی آبادند، و مشرکان که فرمان بران اربابان گوناگونند، دارای زندگی پریشان و آخرتی خراباند.] همه ستایشها ویژه خداست. بلکه بیشترشان [به آثار و منافع بندگی خدا] معرفت و آگاهی ندارند.
بی تردید تو میمیری و قطعاً آنان هم میمیرند.
سپس شما روز قیامت نزد پروردگارتان [در امر دین] مجادله خواهید کرد [که ما موحدان در دنیا حقّانیّت توحید را ثابت کردیم و بطلان بت پرستی را روشن نمودیم، ولی کبرِ شما مانع از هدایت شما شد.]
پس چه کسی ستمکارتر است از آنکه بر خدا دروغ بندد و سخن راست و درست را چون به سوی او آمد، تکذیب کند؟ آیا دوزخ جایگاهی برای کافران نیست؟
و آنکه سخن راست و درست آورد و کسانی که آن را باور کردند، اینانند که پرهیزکارانند.
برای آنان نزد پروردگارشان آنچه بخواهند فراهم است؛ این است پاداش نیکوکاران؛
تا خدا [به رحمتش] زشتترین اعمالی که انجام دادند از آنان محو کند، و آنان را بر پایه بهترین عملی که همواره انجام میدادند پاداش دهد.
آیا خدا برای بندهاش [در همه امور] کافی نیست؟ و مشرکان [به پندار خود] تو را از کسانی که غیر خدا هستند، میترسانند و هر که را خدا به کیفر [کفر و عناد]ش گمراه کند، او را هیچ هدایت کنندهای نخواهد بود؛
و هر که را خدا هدایت کند، او را هیچ گمراه کنندهای نخواهد بود. آیا خدا توانای شکست ناپذیر و صاحب انتقام نیست؟
اگر از آنان بپرسی: چه کسی آسمانها و زمین را آفرید؟ بیتردید میگویند: خدا. بگو: پس مرا درباره معبودانی که به جای خدا میپرستید خبر دهید، که اگر خدا آسیبی را برای من بخواهد، آیا آنها میتوانند آسیب او را از من برطرف کنند؟ یا اگر رحمتی را برای من بخواهد، آیا میتوانند رحمتش را باز دارند؟ بگو: خدا مرا کافی است. توکلکنندگان فقط بر او توکل میکنند.
بگو: ای قوم من! شما بر همین حالت کفر و عنادی که هستید عمل کنید، من نیز [بر پایه ایمان و اخلاصم] عمل میکنم، سپس خواهید دانست،
که چه کسی را [در دنیا] عذابی خوار کننده بیاید، و [در آخرت هم] عذابی جاودانه بر او فرود آید.
ما این کتاب را برای [هدایت] مردم به حقّ و راستی بر تو نازل کردهایم؛ پس هر که هدایت یافت، به سود خود هدایت یافته و هر که گمراه شد، فقط به زیان خود گمراه میشود؛ و تو بر آنان نگهبان و کارساز نیستی،
و خداست که روح [مردم] را هنگام مرگشان به طور کامل میگیرد، و روحی را که [صاحبش] نمرده است نیز به هنگام خوابش [میگیرد]، پس روح کسی که مرگ را بر او حکم کرده نگه میدارد، [و به بدن بازنمیگرداند] و دیگر روح را تا سرآمدی معین بازمیفرستد؛ مسلماً در این [واقعیت] برای مردمی که میاندیشند، نشانههایی [بر قدرت خدا]ست.
[نه اینکه بیخبران، درباره قدرت خدا نمیاندیشند] بلکه به جای خدا [از بتان] شفیعانی برای خود گرفتهاند. بگو: آیا [از آنها شفاعت میخواهید] هر چند مالک چیزی [و اختیاردار شفاعتی] نباشند و علم و عقلی نداشته باشند [و پرستندگان خود را نشناسند؟]
بگو: شفاعت، یکسره ویژه خداست، فرمانروایی آسمانها و زمین در سیطره اوست، سپس به سوی او بازگردانده میشوید؛
و هنگامی که خدا به یگانگی یاد میشود [و نامی از معبودانشان به میان نمیآید] دلهای کسانی که به آخرت ایمان ندارند، نفرت پیدا میکند و چون یادی از معبودان دیگر به میان میآید، ناگاه مسرور و شاد میشوند!!
[وقتی از ایمان آوردنشان ناامید شدی] بگو: خدایا! ای آفریننده آسمانها و زمین! [ای] دانای نهان و آشکار! تو خود در میان بندگانت بر سر آنچه [از عقاید و عبادات] اختلاف میکردند، داوری خواهی کرد؛
و اگر برای کسانی که [به آیات خدا] ستم ورزیدهاند، همه آنچه در زمین است و مانندش با آن باشد، بیتردید حاضرند آن را برای رهایی خود از عذاب سخت روز قیامت عوض دهند، و از سوی خدا آنچه را که [از عذابهای گوناگون] نمیپنداشتند، آشکار میشود.
و زشتیهای آنچه را که مرتکب شدهاند برای آنان پدیدار میگردد، و آنچه [از عذابهایی] که مسخره میکردند، آنان را احاطه خواهد کرد.
پس چون انسان را آسیبی رسد، ما را [برای برطرف کردنش] بخواند، سپس هنگامی که [برای برطرف شدن آسیب] از سوی خود نعمتی به او میدهیم، میگوید: فقط آن را بر پایه دانش و کاردانی خود یافتهام! [چنین نیست که میپندارد] بلکه آن نعمت آزمایشی است [که آیا به خاطر آن سپاسگزاری میکند یا به طغیان برمیخیزد؟] ولی بیشتر آنان [به این واقعیت] معرفت و آگاهی ندارند.
همین [سخن بیهوده و باطل] را کسانی که پیش از آنان بودند، گفتند، ولی آنچه را [از مقام و ثروت همواره] به دست میآوردند، عذاب و هلاکت را از آنان برطرف نکرد.
پس عذابهای آنچه را مرتکب شدند به آنان رسید، و کسانی از این [مردم مکه] که [به آیات ما] ستم ورزیدند، به زودی عذابهای آنچه را که مرتکب شدند به آنان خواهد رسید؛ و آنان عاجزکننده ما نیستند [تا بتوانند از دسترس قدرت ما بیرون روند.]
آیا ندانستهاند که خدا رزق و روزی را برای هر که بخواهد وسعت میدهد یا تنگ میگیرد؟ بیتردید در این [اندازه گیری] برای مردمی که ایمان دارند، نشانههایی [از حکمت و مصلحت خدا]ست.
بگو: ای بندگان من که [با ارتکاب گناه] بر خود زیاده روی کردید! از رحمت خدا نومید نشوید، یقیناً خدا همه گناهان را میآمرزد؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است؛
و به سوی پروردگارتان بازگردید و تسلیم [فرمانها و احکام] او شوید، پیش از آنکه شما را عذاب آید آن گاه یاری نشوید.
و از نیکوترین چیزی که از طرف پروردگارتان به سوی شما نازل شده است پیروی کنید، پیش از آنکه ناگهان و در حالی که بیخبرید، عذاب به شما رسد؛
تا مبادا آنکه کسی بگوید: دریغ و افسوس بر اهمال کاری و تقصیری که درباره خدا کردم، و بیتردید [نسبت به احکام الهی و آیات ربّانی] از مسخرهکنندگان بودم.
یا بگوید: اگر خدا هدایتم میکرد، بیتردید از پرهیزکاران بودم،
یا چون عذاب را ببیند، بگوید: ای کاش مرا [به دنیا] بازگشتی بود تا از نیکوکاران میشدم.
[ولی به او گویم:] آری، آیاتم به سوی تو آمد، پس تو آنها را انکار کردی و [در پذیرفتنش] تکبّر ورزیدی، و [نسبت به آن] از کافران بودی،
و روز قیامت کسانی را که بر خدا دروغ بستند میبینی که صورتهایشان سیاه است؛ آیا در دوزخ جایگاهی برای متکبران نیست؟
و خدا کسانی را که پرهیزکاری پیشه کردند، به سبب اعمالی که مایه رستگاریشان بود نجات میدهد، عذاب به آنان نمیرسد، و اندوهگین هم نمیشوند.
خدا آفریننده هر چیزی است و او بر هر چیزی نگهبان و کارساز است.
کلیدهای آسمانها و زمیندر مالکیّت اوست، و کسانی که به آیات خدا کفر ورزیدند، هم آنان زیانکارند.
بگو: ای نادانان! آیا به من فرمان میدهید که غیر خدا را بپرستم؟!
بی تردید به تو و به کسانی که پیش از تو بودهاند، وحی شده است که اگر مشرک شوی، همه اعمالت تباه و بیاثر میشود و از زیانکاران خواهی بود.
بلکه فقط خدا را بپرست و از سپاسگزاران باش.
و خدا را آن گونه که سزاوار اوست نشناختند، در حالی که زمین در روز قیامت یکسره در قبضه قدرت اوست، و آسمانها هم درهم پیچیده به دست اوست؛ منزّه و برتر است از آنچه با او شریک میگیرند.
و در صور دمیده میشود، پس هر که در آسمانها و زمین است میمیرد، مگر کسی را که خدا بخواهد، آن گاه بار دیگر در صور دمیده میشود، ناگاه همه آنان بر پای ایستاده [مات و مبهوت به هر سو] مینگرند [که سرانجام کارشان چه خواهد شد!]
و زمین به نور پروردگارش روشن میشود، و کتاب [اعمال] را مینهند، و پیامبران و گواهان را بیاورند ومیانشان به حقّ وراستی داوری شود، وآنان مورد ستم قرار نمیگیرند؛
و به هر کسی آنچه را انجام داده است، به طور کامل داده شود و او به کارهایی که انجام میدهند، داناتر است.
و کافران گروه گروه به دوزخ رانده میشوند، چون به دوزخ رسند درهایش گشوده شود و نگهبانانش به آنان گویند: آیا پیامبرانی از جنس خودتان به سویتان نیامدند که آیات پروردگارتان را بر شما بخوانند و شما را به دیدار این روزتان بیم دهند؟ گویند: آری، [آمدند] ولی فرمان عذاب بر کافران محقق و ثابت شدهاست.
[به آنان] گویند: از درهای دوزخ درآیید در حالی که در آن جاودانهاید؛ پس جایگاه متکبران چه بد جایگاهی است؛
و کسانی که از پروردگارشان پروا کردند گروه گروه به بهشت رانده میشوند، چون به آن رسند در حالی که درهایش از پیش گشوده شده است، نگهبانانش به آنان گویند: سلام بر شما، پاکیزه و نیکو شدید، پس وارد آن شوید که [در آن] جاودانهاید.
میگویند: همه ستایشها ویژه خداست که درباره ما به وعدهاش وفا کرد، و زمین [بهشت] را به ما میراث داد که هر جای از بهشت را بخواهیم، جای خود قرار میدهیم. چه نیکوست پاداش عملکنندگان.
و فرشتگان را میبینی که پیرامون عرش حلقه زدهاند، پروردگارشان را همراه ستایش تسبیح میگویند، و در میان اهل محشر به حق داوری شود، و [پس از پایان کار قیامت] گویند: همه ستایشها ویژه خداست که پروردگار جهانیان است.
حم
این کتاب نازل شده از سوی خدای توانای شکست ناپذیر وداناست؛
که آمرزنده گناه و پذیرنده توبه، سخت کیفر و صاحب نعمت فراوان است. هیچ معبودی جز او نیست. بازگشت فقط به سوی اوست.
تنها کافران در آیات خدا مجادله و ستیزه میکنند [اینان را هیچ شأن و اعتباری نیست]؛ پس مبادا رفت و آمدشان در شهرها [به خاطر قدرت نمایی، تجارت و ثروتمند شدنشان] تو را بفریبد.
پیش از آنان قوم نوح و اقوامی که بعد از آنان بودند [پیامبرانشان را] تکذیب کردند، و هر امتی آهنگ پیامبر خود کردند تا او را دستگیر کنند [و از ابلاغ دین بازش دارند، یا از وطن بیرونش نمایند، یا او را بکشند] و با توسل به باطل برای نابود کردن حق و از میان بردن آن مجادله و ستیزه کردند، پس من هم آنان را [به عذاب] گرفتم، پس [بنگر که] عذاب من چگونه بود.
این گونه فرمان پروردگارت بر کافران محقق و ثابت شد که آنان اهل آتشاند.
فرشتگانی که عرش را حمل میکنند و آنان که پیرامون آن هستند، همراه سپاس و ستایش، پروردگارشان را تسبیح میگویند و به او ایمان دارند و برای اهل ایمان آمرزش میطلبند، [و میگویند:] پروردگارا! از روی رحمت و دانش همه چیز را فرا گرفتهای، پس آنان را که توبه کردهاند و راه تو را پیروی نمودهاند بیامرز، و آنان را از عذاب دوزخ نگه دار.
پروردگارا! و آنان را در بهشتهای جاودانی که به آنان و به شایستگان از پدران و همسران و فرزندانشان وعده دادهای درآور؛ یقیناً تو توانای شکست ناپذیر و حکیمی؛
و آنان را از عقوبتها نگه دار، و هر که را در آن روز از عقوبتها نگه داری بیتردید او را مورد رحمت قرار دادهای؛ و این همان کامیابی بزرگ است.
کافران را [پس از ورود به دوزخ] ندا میدهند: مسلماً دشمنی و خشم خدا نسبت به شما از دشمنی و خشم خودتان درباره خودتان بیشتر است؛ زیرا دعوت به ایمان میشدید پس کفر میورزیدید.
میگویند: پروردگارا! دوبار ما را میراندی و دوبار زنده کردی، اکنون به گناهانمان معترفیم، پس آیا راهی برای بیرون آمدن [از دوزخ] هست؟
این [سختیِ عذاب] به سبب این است که چون خدا به یگانگی [و بدون معبودانتان] خوانده میشد [یگانگیاش] را انکار میکردید، و اگر برای او شریک و همتایی قرار داده میشد، باور میکردید؛ پس [اکنون] داوری، ویژه خدای والامرتبه و بزرگ است.
اوست که نشانههای خود را به شما نشان میدهد، و از آسمان برای شما روزی نازل میکند؛ و فقط کسانی متذکّر میشوند که به سوی خدا بازمیگردند.
پس خدا را در حالی که ایمان و عبادت را [از هر گونه شرکی] برای او خالص میکنید، بپرستید گرچه کافران [از روش شما] ناخشنود باشند.
بالا برنده درجات و صاحب عرش است، روح را [که فرشته وحی است] به فرمانش به هر کس از بندگانش که بخواهد القا میکند تا مردم را از روز ملاقات [که روز رستاخیز است] بیم دهد.
روزی که همه آنان آشکار میشوند، [و] چیزی از آنان بر خدا پوشیده نمیماند. [و ندا آید:] امروز فرمانروایی ویژه کیست؟ ویژه خدای یکتای قهّار است.
امروز هر کس را در برابر آنچه انجام داده است، پاداش میدهند. امروز هیچ ستمی وجود ندارد؛ یقیناً خدا در حسابرسی سریع است.
و آنان را از روز نزدیک بیم ده، آن گاه که [از شدت ترس] جانها به گلوگاه رسد، در حالی که همه وجودشان پر از غم و اندوه است. برای ستمکاران هیچ دوست مهربانی و شفیعی که شفاعتش پذیرفته شود، وجود ندارد!
[او] چشمهایی را که به خیانت [به نامحرمان] مینگرد و آنچه را سینهها پنهان میدارند، میداند.
و خدا به حق داوری میکند، و معبودانی را که [مشرکان] به جای او میپرستند [چون از هر جهت ناتوانند] هیچ گونه داوری نمیکنند؛ یقیناً خدا شنوا و بیناست.
آیا در زمین گردش نکردند تا با تأمل بنگرند که سرانجام کسانی که پیش از آنان بودند، چگونه بود؟ آنان از ایشان نیرومندتر بودند، و در زمین آثاری پایدارتر [چون قلعهها، خانههای استوار و کاخهای بسیار محکم] داشتند، پس خدا آنان را به کیفر گناهانشان [به عذاب] گرفت، و در برابر خدا مدافع و حمایت گری نداشتند.
این [کیفر دردناک] برای این بود که پیامبرانشان همواره دلایل روشن برای آنان میآوردند و آنان [از روی تکبّر و عناد] کفر میورزیدند، پس خدا هم همه آنان را [به عذابی سخت] گرفت؛ زیرا او توانا و سخت کیفر است؛
و به راستی موسی را با معجزات خود و برهانی آشکار فرستادیم،
به سوی فرعون و هامان و قارون، ولی [آنان] گفتند: جادوگری بسیار دروغگوست!
هنگامی که حق را از سوی ما برای آنان آورد، گفتند: پسران کسانی را که با موسی ایمان آوردهاند، بکشید، و زنانشان را [برای بیگاری و خدمت] زنده بگذارید. ولی نیرنگ و نقشه کافران جز در بیراهه و گمراهی نیست.
فرعون گفت: مرا بگذارید تا موسی را بکشم و او پروردگارش را [برای نجات خود] بخواند، چون من میترسم دین شما را تغییر دهد، یا در این سرزمین فساد و تباهی به بار آورد!
و موسی گفت: من از هر متکبر سرکشی که به روز حساب ایمان ندارد به پروردگارم و پروردگار شما پناه میبرم.
و مرد مؤمنی از خاندان فرعون که ایمانش را پنهان میداشت، گفت: آیا مردی را میکشید که میگوید: پروردگار من خداست؟ و بیتردید از سوی پروردگارتان برای شما دلایل روشنی آورده است، و اگر دروغگو باشد دروغش به زیان خود اوست، و اگر راستگو باشد برخی از عذابهایی که به شما وعده میدهد به شما خواهد رسید؛ زیرا خدا کسی را که اسراف کار و بسیار دروغگوست، هدایت نمیکند.
ای قوم من! امروز فرمانروایی و حکومت برای شماست که در این سرزمین پیروز هستید، ولی اگر عذاب خدا به سوی ما آید، چه کسی ما را یاری خواهد داد؟ فرعون گفت: من جز آنچه را [صواب] میبینم [و به آن یقین دارم و آن انکار موسی و کشتن او و تقویت حکومت من است] به شما ارائه نمیکنم، و شما را جز به راه راست هدایت نمیکنم.
و آن مرد مؤمن گفت: ای قوم من! بیتردید من بر شما از روزی مانند روز [عذاب] گروهها[یی که پیامبران را تکذیب کردند] میترسم
چون سرنوشت قوم نوح و عاد و ثمود و کسانی که پس از آنان بودند؛ و خدا ستمی بر بندگان نمیخواهد [این بندگانند که بر خود ستم روا میدارند.]
و ای قوم من! بیتردید من از روزی که مردم یکدیگر را [برای نجات خود از عذاب] ندا میدهند بر شما میترسم؛
روزی که [به علت شدت عذاب] پشتکنان از این سو به آن سو فرار میکنید [ولی از هر سو که میروید، برگردانده میشوید و] شما را [در برابر عذاب خدا] هیچ نگه دارندهای نیست؛ و هر که را خدا [به سبب کبر و عنادش] گمراه کند، او را هیچ هدایت کنندهای نخواهد بود.
بی تردید یوسف پیش از این دلایل روشنی برای شما آورد، ولی شما همواره نسبت به آنچه که آورده بود در تردید بودید، تا زمانی که از دنیا رفت، [پس از مرگ او] گفتید: خدا هرگز بعد از او پیامبری مبعوث نخواهد کرد، این گونه خدا هر اسراف کار تردید کنندهای را گمراه میکند.
کسانی که در آیات خدا بی آنکه دلیلی برای آنان آمده باشد، مجادله و ستیزه میکنند [این عمل زشتشان] نزد خدا و نزد اهل ایمان مایه دشمنی بزرگ است؛ این گونه خدا بر دل هر گردنکش زورگویی، مُهر [تیره بختی] مینهد
و فرعون گفت: ای هامان! برای من بنایی بسیار بلند بساز شاید به وسایلی برسم،
وسایل [بالا رفتن به] آسمانها تا از خدای موسی آگاه شوم [که کیست و کجاست؟!] هر چند موسی را [در گفتههایش درباره خدا] دروغگو میپندارم. و این گونه برای فرعون زشتی کردارش آراسته شد و از راه خدا باز ماند، و نیرنگ و نقشه فرعون جز در زیانکاری و نابودی نبود.
و آن مرد مؤمن گفت: ای قوم من! از من پیروی کنید تا شما را به راه راست هدایت کنم.
ای قوم من! این زندگی دنیا فقط کالایی بیارزش و زودگذر است، و بیتردید آخرت سرای همیشگی و پایدار است.
هر که بدی کند جز به مانند آن کیفر نیابد، و از مردان یا زنان کسانی که کار شایسته انجام دهند در حالی که مؤمن باشند، آنان در بهشت درآیند و در آن بیحساب روزی یابند.
ای قوم من! چرا من شما را به سوی رهایی [از خسران دنیا و آخرت] میخوانم، و شما مرا به آتش میخوانید؟!
مرا میخوانید که به خدای یگانه کافر شوم و بر پایه جهالت و نادانی، و بدون دانش و معرفت که روشنگر حقایق است چیزی را شریک او قرار دهم! و من شما را به توانای شکست ناپذیر و بسیار آمرزنده میخوانم.
ثابت و یقینی است اینکه آنچه مرا به سویش میخوانید برای او در دنیا و آخرت حقّ ادعا[ی الوهیت و ربوبیت] نیست، و اینکه بازگشت ما به سوی خداست، و اینکه اسراف کاران اهل آتشاند.
پس به زودی [درستیِ] آنچه را [که امروز درباره عذاب اسراف کاران] میگویم [و شما باور نمیکنید] متوجّه خواهید شد، و من کارم را به خدا وامیگذارم؛ زیرا خدا به بندگان بیناست.
پس خدا او را از آسیبهای آنچه بر ضد او نیرنگ میزدند، نگه داشت و عذاب سختی فرعونیان را احاطه کرد.
[عذابشان] آتش است که صبح و شام بر آن عرضه میشوند، و روزی که قیامت برپا شود [ندا رسد:] فرعونیان را در سختترین عذاب در آورید.
و [یاد کن] هنگامی را که در آتش با یکدیگر نزاع و کشمکش میکنند، پس ضعیفان به مستکبران میگویند: ما [در دنیا] پیرو شما بودیم، آیا میتوانید بخشی از این آتش را از ما دفع کنید؟
مستکبران میگویند: هم اکنون همه ما در آتش هستیم، بیتردید خدا [به عدالت و انصاف] میان بندگان داوری کرده است.
و آنان که در آتشاند، به نگهبانان دوزخ میگویند: از پروردگارتان بخواهید که یک روز بخشی از عذاب را از ما سبک کند.
[نگهبانان] میگویند: آیا پیامبرانتان دلایل روشن برای شما نیاوردند؟ میگویند: چرا آوردند. میگویند: پس [هر اندازه که میخواهید خدا را] بخوانید، ولی دعای کافران جز در بیراهه و گمراهی نیست.
بی تردید ما پیامبران خود و مؤمنان را در زندگی دنیا و روزی که گواهان [برای گواهی دادن] به پا ایستند، یاری میکنیم.
همان روزی که عذرخواهی ستمکاران سودشان ندهد و برای آنان لعنت خدا و سرای سخت و بدی است.
محققاً ما به موسی هدایت عطا کردیم و کتاب [تورات] را به بنی اسرائیل به میراث دادیم؛
کتابی که [سراسر] برای خردمندان مایه هدایت و تذکر است.
پس [چنان که موسی بر آزار بنی اسرائیل شکیبایی ورزید، تو هم بر آزار دشمنان] شکیبا باش، بیتردید وعده خدا حق است، و از میان رفتن [توطئهها و موانعی که به وسیله دشمنان در راه پیشرفت دعوتت به اسلام برای تو ایجاد شده]، از خدا بخواه، و پروردگارت را شب و صبح همراه با سپاس و ستایش تسبیح گوی.
بی تردید آنان که در آیات خدا بی آنکه دلیلی برای آنان آمده باشد، مجادله و ستیزه میکنند و در سینههایشان جز کبر و بزرگ نمایی نیست به آن [بزرگی و عزت و سلطنتی که در آرزویش هستند] نمیرسند؛ پس به خدا پناه ببر؛ زیرا او شنوا و بیناست.
همانا آفرینش آسمانها و زمین از آفرینش انسان مهمتر است، ولی بیشتر مردم [به حقایق] معرفت و آگاهی ندارند.
و بینا و نابینا، یکسان نیستند و [نیز] آنان که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند با [مردم] بدکار برابر نمیباشند. اندکی متذکّر [این حقایق] میشوید.
یقیناً قیامت آمدنی است، هیچ تردیدی در آن نیست، ولی بیشتر مردم [به سبب تکبّر و غرور] ایمان نمیآورند.
و پروردگارتان گفت: مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم، آنان که از عبادت من تکبّر ورزند، به زودی خوار و رسوا به دوزخ درآیند.
خداست که شب را برای شما پدید آورد تا در آن بیارامید، و روز را روشن و بینشبخش قرار داد [تا در آن به کارهای لازم بپردازید]؛ بیتردید خدا نسبت به مردم دارای فضل و احسان است، ولی بیشتر مردم سپاسگزاری نمیکنند.
این است خدا پروردگار شما که آفریننده هر چیزی است، هیچ معبودی جز او نیست، پس چگونه [از حق] منصرفتان میکنند؟
این گونه [که شما منحرف میشوید] آنان که همواره آیات خدا را انکار میکردند، منحرف میشوند.
خداست که زمین را برای شما جایگاه امن و آسایش آفرید، و آسمان را بنایی [محکم و استوار] ساخت، و شما را صورتگری کرد و صورتهایتان را نیکو گردانید، و از چیزهای پاکیزه [ای که با طبیعت شما هماهنگ است] به شما روزی داد. این است خدا پروردگار شما، پربرکت است خدا پروردگار جهانیان.
اوست زنده [بیزوال]، هیچ معبودی جز او نیست، پس او را در حالی که ایمان و عبادت را برای او [از هر گونه شرکی] خالص میکنید، بپرستید. همه ستایشها ویژه خدا پروردگار جهانیان است.
بگو: من نهی شدهام از اینکه معبودانی که شما به جای خدا میپرستید، بپرستم؛ زیرا از جانب پروردگارم برای من دلایل روشن [بر حقّانیّت توحید] آمده است و مأمورم که فقط تسلیم [فرمانها و احکام] پروردگار جهانیان باشم.
اوست که شما را از خاک آفرید، سپس از نطفه، آن گاه از علقه، سپس به صورت طفلی [از رحم مادران] بیرون میفرستد، تا به کمال نیرومندی و قوت خود برسید، آن گاه پیر و سالخورده شوید، و برخی از شما پیش از رسیدن به این مراحل قبض روح میشوید، و [برخی زنده میمانید] تا به آن مدتی که معین و مقرّر است برسید، و برای اینکه شما [درباره حق] تعقّل کنید.
اوست که زنده میکند و میمیراند، و چون پدید آمدن چیزی را اراده کند، فقط به آن میگوید: باش. پس بیدرنگ موجود میشود.
آیا کسانی را که در آیات خدا مجادله و ستیزه میکنند، ننگریستی که چگونه [از حق به باطل] برگردانده میشوند؟
همانان که قرآن و دینی را که پیامبران خود را به آن فرستادیم، انکار کردند، پس به زودی [نتیجه انکار خود را] خواهند دانست؛
زمانی که غلها و زنجیرها[ی آتشین] در گردنهایشان باشد در حالی که به وسیله آنها کشیده شوند،
در میان آب جوشان، سپس آنان را در آتش افروخته دوزخ میسوزانند.
آن گاه به آنان گویند: معبودانی که [در الوهیت و ربوبیت] شریکان خدا میگرفتید کجایند؟
[همان معبودانی که] به جای خدا [میپرستیدید]، میگویند: از نظر ما گم و ناپدید شدند، بلکه ما پیش از این چیزی را نمیپرستیدیم. این گونه خدا کافران را گمراه میکند.
این [عذابها] برای آن است که به ناحق در زمین شادی و سرمستی میکردید و به سبب آن است که مغرورانه به پایکوبی و خوشحالی میپرداختید.
از درهای دوزخ وارد شوید که در آن جاو دانهاید؛ پس چه بد است اقامت گاه متکبران.
نهایتاً [بر آزار اینان] شکیبا باش، بیتردید وعده خدا حق است. پس اگر بخشی از عذابهایی را که به آنان وعده میدهیم به تو نشان دهیم، یا تو را پیش از آن از دنیا ببریم [تفاوتی ندارد، در هر صورت] به سوی ما بازگردانده میشوند [و کیفرشان را خواهند دید.]
قطعاً پیش از تو پیامبرانی فرستادیم؛ سرگذشت گروهی از آنان را برای تو حکایت کردهایم، و سرگذشت برخی را بیان نکردهایم. هیچ پیامبری را نسزد که جز به اذن خدا معجزهای بیاورد؛ بنابراین هنگامی که فرمان خدا [به عذاب دشمنان لجوج] برسد، بر پایه حقّ و درستی داوری خواهد شد و آنجاست که اهل باطل زیان خواهند کرد.
خداست که چهارپایان را برای شما پدید آورد تا بر بعضی از آنها سوار شوید، و از [گوشت] بعضی از آنها بخورید؛
و برای شما در آنها سودهایی است، [آری آنها را آفرید] تا با [سوار شدن بر آنها و حمل بار و بنه خود] به مقصدی که در دلهای شماست برسید، و بر آنها و بر کشتیها حمل میشوید.
و همواره نشانههای [ربوبیت و قدرت] خود را به شما نشان میدهد، پس کدام یک از نشانههای خدا را انکار میکنید؟!
آیا در زمین گردش نکردند تا با تأمل بنگرند که سرانجام کسانی که پیش از آنان بودند [و سرکشی و تکبّر میکردند] چگونه بود؟ همانان که نفراتشان از اینان بیشتر و از ایشان نیرومندتر بودند، و در زمین آثاری پایدارتر [چون قلعهها و خانههای استوار و کاخهای بسیار محکم] داشتند، ولی نفرات و قدرت و آثاری که همواره به دست میآوردند [چیزی از عذاب خدا را] از آنان دفع نکرد.
هنگامی که پیامبرانشان دلایل روشن برای آنان آوردند، به اندک دانشی که نزد خود داشتند خوشحال بودند [و غیر آن را چیزی به حساب نمیآوردند] ولی عذابی که همواره آن را به مسخره میگرفتند، آنان را احاطه کرد.
پس هنگامی که عذاب سخت ما را دیدند، گفتند: بیتردید به خدا ایمان آوردیم و به معبودانی که با او شریک قرار میدادیم، کافریم.
ولی زمانی که عذاب سخت ما را دیدند، ایمانشان سودی به آنان نداد. سنت خداست که از دیرباز نسبت به بندگانش جاری شده است [که ایمانشان را پس از دیدن عذاب نمیپذیرد] و آنجاست که کافران زیانکار شدند.
حم
این کتابی است نازل شده از سوی خدا که رحمتش بیاندازه و مهربانیاش همیشگی است.
کتابی است که آیاتش در نهایت روشنی بیان شده است، [به زبانی] فصیح و گویا برای مردمی که اهل معرفت و آگاهیاند؛
مژده دهنده و بیم دهنده است. ولی بیشتر آنان [از این دریای معارف] روی گرداندند و به گوشِ [جان] نمیشنوند.
و گفتند: دلهای ما از [درک] حقایقی که ما را به آن میخوانی در پوششهای سختی است، و در گوشهای ما سنگینی است، و میان ما و تو پردهای وجود دارد، بنابراین تو کار خود را انجام بده و ما هم کار خود را انجام میدهیم.
بگو: من بشری مانند شما هستم، [نه از جنسی دیگر که سخنم را نفهمید] به من وحی میشود که معبود شما فقط معبود یکتاست، پس [با دوری از افراط و تفریط] به سوی او رو کنید، و از او آمرزش بخواهید، و وای بر مشرکان؛
همانان که زکات نمیدهند و آخرت را انکار میکنند.
بی تردید کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند، برای آنان پاداشی همیشگی است.
بگو: آیا شما به کسی که زمین را در دو روز آفرید، کفر میورزید، و برای او همتایانی قرار میدهید؟! [ساحت مقدسش از این پیرایهها پاک است] آن [توانمندی که زمین را آفرید] پروردگار جهانیان است.
و در روی زمین کوههای استواری پدید آورد، و در آن منافع فراوانی آفرید و رزق [روزی خوارانش] را در آن به مدت چهار دوره [بهار، تابستان، پاییز و زمستان] تقدیر کرد [آن هم] یکسان و به اندازه برای خواهندگان.
آن گاه آهنگ آفرینش آسمان کرد، در حالی که به صورت دود بود، پس به آن و به زمین گفت: خواه یا ناخواه بیایید. آن دو گفتند: فرمانبردار آمدیم.
پس آنها را در دو روز به صورت هفت آسمان به انجام رسانید [و محکم و استوار ساخت]، و در هر آسمانی کار آن را وحی کرد، و آسمان دنیا را با چراغهایی آرایش دادیم و [از استراق سمع شیطانها] حفظ کردیم، این است اندازه گیری توانای شکست ناپذیر و دانا.
اگر روی گرداندند، بگو: من شما را از صاعقهای [مرگبار] چون صاعقه عاد و ثمود بیم میدهم.
هنگامی که پیامبران از پیش رو و پشت سرشان به سوی آنان آمدند [و گفتند:] که جز خدا را نپرستید. گفتند: اگر پروردگار ما میخواست [که ما مؤمن شویم و او را بپرستیم] فرشتگانی نازل میکرد [تا دعوتش را به ما ابلاغ کنند]؛ بنابراین ما به آنچه شما به آن فرستاده شدهاید، کافریم.
اما قوم عاد به ناحق در زمین تکبّر کردند و گفتند: نیرومندتر از ما کیست؟ آیا ندانستند خدایی که آنان را آفرید از آنان نیرومندتر است؟ و [به گمان اینکه نیرومندتر از آنان وجود ندارد] همواره آیات ما را انکار میکردند.
سرانجام تندبادی سخت و سرد در روزهایی شوم بر آنان فرستادیم تا در زندگی دنیا عذاب خواری و رسوایی را به آنان بچشانیم، و بیتردید عذاب آخرت رسوا کنندهتر است و آنان [در آن روز] یاری نخواهند شد.
و اما ثمودیان، پس آنان را هدایت کردیم، ولی آنان کوردلی را بر هدایت ترجیح دادند، پس به کیفر اعمالی که همواره مرتکب میشدند، بانگ عذاب خوارکننده آنان را فراگرفت؛
و کسانی را که ایمان آورده و همواره پرهیزکاری میکردند، نجات دادیم.
و [یاد کن] روزی را که دشمنان خدا به سوی آتش گرد آورده میشوند، پس آنان را از حرکت بازمیدارند [تا گروههای دیگر به آنان ملحق شوند.]
وقتی به آتش میرسند، گوش و چشم و پوستشان به اعمالی که همواره انجام میدادند، گواهی میدهند.
و آنان به پوستشان میگویند: چرا بر ضد ما گواهی دادید؟ میگویند: همان خدایی که هر موجودی را به سخن آورد، ما را گویا ساخت، و او شما را نخستین بار آفرید و به سوی او بازگردانده میشوید.
و شما [هنگام ارتکاب گناه در دنیا] از اینکه مبادا گوش و چشم و پوستتان بر ضد شما گواهی دهند، پنهان نمیشدید، بلکه گمان کردید که خدا بسیاری از آنچه را که [در خلوت] مرتکب میشدید، نمیداند!!
و این گمانتان بود که به پروردگارتان بردید [و همان] شما را هلاک کرد، در نتیجه از زیانکاران شدید.
پس اگر [بر همین حال] ایستادگی کنند، جایگاهشان دوزخ است، و اگر [برای به دست آوردن خشنودی خدا] عذرخواهی کنند، عذرشان مورد پذیرش قرار نخواهد گرفت.
[به خاطر کفر و طغیانشان] برای آنان همنشینانی [مفسد و تبهکار] گماشتیم که لذایذ مادی و شهوانی حال و آینده را در نظرشان زیبا و دلربا جلوه دادند، و فرمان عذاب بر آنان در [زمره] گروههایی از جن و انس که پیش از آنان گذشتند، محقق و ثابت شد، آنان بیتردید زیانکارند.
کافران گفتند: به این قرآن گوش ندهید و [هنگام قرائتش] سخنان لهو و بیهوده [و سر و صداهای بیمعنا] در آن افکنید [تا کسی نشنود!] شاید که پیروز شوید.
به یقین کافران را عذابی سخت میچشانیم، و بیتردید آنان را بر پایه بدترین اعمالی که همواره مرتکب میشدند، کیفر میدهیم.
این است کیفر دشمنان خدا که آتش است، برای آنان در آتش دوزخ سرایی جاودانه و همیشگی است، کیفری است [ویژه و سخت]، برای اینکه همواره آیات ما را انکار میکردند.
و کافران میگویند: پروردگارا! آنان که از گروه جنّ و انس ما را گمراه کردند، به ما نشان بده تا زیر پای خود گذاریم، برای اینکه از پستترینان شوند.
بی تردید کسانی که گفتند: پروردگار ما خداست؛ سپس [در میدان عمل بر این حقیقت] استقامت ورزیدند، فرشتگان بر آنان نازل میشوند [و میگویند:] مترسید و اندوهگین نباشید و شما را به بهشتی که وعده میدادند، بشارت باد.
ما در زندگی دنیا و آخرت، یاران و دوستان شما هستیم، آنچه دلتان بخواهد، در بهشت برای شما فراهم است، و در آن هر چه را بخواهید، برای شما موجود است.
رزق آمادهای از سوی آمرزنده مهربان است.
و خوش گفتارتر از کسی که به سوی خدا دعوت کند و کار شایسته انجام دهد و گوید: من از تسلیم شدگان [در برابر فرمانها و احکام خدا] هستم، کیست؟
نیکی و بدی یکسان نیست. [بدی را] با بهترین شیوه دفع کن؛ [با این برخورد متین و نیک] ناگاه کسی که میان تو و او دشمنی است [چنان شود] که گویی دوستی نزدیک و صمیمی است.
این بهترین شیوه را جز کسانی که [در زمینه خودسازی و تزکیه] پایداری کردند، نمییابند، و جز کسانی که بهره بزرگی [از ایمان و تقوا] دارند به آن نمیرسند؛
و اگر وسوسهای از سوی شیطان تو را تحریک کند [که از این بهترین شیوه دست برداری] به خدا پناه ببر؛ بیتردید او شنوا و داناست.
از نشانههای [ربوبیت و قدرت] او شب و روز و خورشید و ماه است؛ نه برای خورشید سجده کنید و نه برای ماه، برای خدایی که آنان را آفرید، سجده کنید، اگر میخواهید فقط او را بپرستید؛
و اگر [از پرستش خدای یکتا] تکبّر ورزند، پس [باید بدانند چنین نیست که پرستش کنندهای برای او وجود ندارد،] کسانی که نزد پروردگار تواند [از فرشتگانی که شمار آنان را جز خدا نمیداند] شب و روز برای او تسبیح میگویند و [از تسبیح گویی] ملول و خسته نمیشوند.
و از [دیگر] نشانههای او این است که تو زمین را خشک و بیگیاه میبینی، پس هنگامی که باران بر آن نازل میکنیم، به شدت به جنبش درآید و برآید. بیتردید کسی که زمین مرده را زنده کرد، یقیناً مردگان را زنده میکند؛ زیرا او بر هر کاری تواناست.
مسلماً کسانی که معانی و مفاهیم آیات ما را از جایگاه واقعیاش تغییر میدهند [و به تفسیر و تأویلی نادرست متوسل میشوند] بر ما پوشیده نیستند. آیا کسی را که در آتش میافکنند، بهتر است یا کسی که روز قیامت در حال ایمنی میآید؟ هر چه میخواهید انجام دهید، بیتردید او به آنچه انجام میدهید، بیناست.
کسانی که به این قرآن هنگامی که به سویشان آمد کافر شدند [به عذابی سخت دچار میشوند] بیتردید قرآن کتابی است شکست ناپذیر،
که هیچ باطلی از پیش رو و پشت سرش به سویش نمیآید، نازل شده از سوی حکیم و ستوده است.
جز آنچه به پیامبران پیش از تو گفته شده است، به تو گفته نمیشود؛ مسلماً پروردگارت صاحب آمرزش ودارای عذابی دردناک است؛
و اگر آن را قرآنی غیر عربی قرار داده بودیم قطعاً میگفتند: چرا آیاتش در نهایت روشنی بیان نشده است، آیا [قرآنی] غیر عربی [و نامفهوم] برای [مردمی] عرب زبان [و فصیح؟!] بگو: این کتاب برای کسانی که ایمان آوردهاند، سراسر هدایت و درمان است، و کسانی که ایمان نمیآورند در گوششان سنگینی است، و آن [با همه روشنی و آشکاریاش] بر آنان پوشیده و نامفهوم است؛ اینانند که [گویی] از جایی دور ندایشان میدهند.
به یقین ما به موسی کتاب عطا کردیم پس در آن اختلاف شد [که از پیشگاه حق آمده یا ساختگی است]، و اگر از سوی پروردگارت فرمانی [بر مهلت یافتنشان] پیشی نگرفته بود، بیتردید میانشان [به نابودی و هلاکت] حکم شده بود؛ و اینان هم [چون قوم موسی] نسبت به قرآن در تردیدی سخت هستند.
کسی که کار شایسته انجام دهد، به سود خود اوست، و کسی که مرتکب زشتی شود به زیان خود اوست، و پروردگارت ستمکار به بندگان نیست.
آگاهی و دانش به قیامت [و اینکه چه زمانی برپا میشود و چه خواهد شد] فقط ویژه اوست؛ و میوهها از غلافهایشان بیرون نمیآیند، و هیچ مادهای حامله نمیشود و وضع حمل نمیکند مگر به دانش او. و روزی که [خدا] مشرکان را ندا میدهد: شریکانی که برای من میپنداشتید، کجایند؟ میگویند: [پس از روشن شدن حقایق بر ما] قاطعانه به تو اعلام میکنیم که هیچ گواهی از میان ما [بر اینکه تو را شریکی هست] وجود ندارد؛
و آنچه را از پیش [به عنوان شریکان خدا] میپرستیدند از نظرشان گم و ناپدید میشود و یقین میکنند که آنان را هیچ راه گریزی [از عذاب] نیست.
انسان از درخواست خوشی و رفاه خسته نمیشود، واگر آسیبی به او رسد به شدت مأیوس [و] ناامید میشود؛
و اگر او را از سوی خود پس از آسیبی که به او رسیده خوشی و رفاه بچشانیم قاطعانه میگوید: این [خوشی و رفاه] ویژه من است [و به خاطر لیاقتم به من رسیده است] و گمان نمیکنم که قیامت برپا شود، و [به فرض برپا شدن] اگر به سوی پروردگارم باز گردانده شوم، برای من نزد او پاداشی نیکوتر خواهد بود! ما یقیناً کسانی را که کافر شدند به اعمالی که انجام دادهاند، آگاه خواهیم کرد، و قطعاً از عذابی سخت به آنان میچشانیم.
و هنگامی که به انسان نعمت عطا میکنیم [از طاعت و عبادت] روی برمیگرداند و [با کبر و نخوت] از ما دور میشود، و چون آسیبی به او رسد [برای برطرف شدنش] به دعای فراوان و طولانی روی میآورد؛
بگو: به من خبر دهید: اگر [قرآن] از سوی خدا باشد و سپس شما به آن کافر شوید، چه کسی گمراهتر از آن خواهد بود که در مخالفتی دور [از منطق و صواب] قرار دارد؟
به زودی نشانههای خود را در کرانهها و اطراف جهان و در نفوس خودشان به آنان نشان خواهیم داد تا برای آنان روشن شود که بیتردید او حق است. آیا کافی نیست که پروردگارت [با ظاهر کردن حقایق و دلایل] بر همه چیز گواه است [که تنها او آفریننده و بینیاز است و غیر او مخلوق و از هر جهت نیازمند به اوست.]
آگاه باش! که آنان نسبت به دیدار [قیامت و محاسبه اعمال به وسیله] پروردگارشان در تردیدند. [و] آگاه باش! که یقیناً او به همه چیز [با قدرت و دانش بینهایتش] احاطه دارد.
حم
عسق
این گونه خدای توانای شکست ناپذیر و حکیم به سوی تو و کسانی [از پیامبران] که پیش از تو بودند، وحی میکند.
آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، فقط در سیطره مالکیّت و فرمانروایی اوست، و او بلند مرتبه و بزرگ است.
نزدیک است آسمانها از فرازشان [به سبب عظمت وحی] بشکافند و فرشتگان، پروردگارشان را همواره همراه با سپاس و ستایش تسبیح میگویند، و برای کسانی که در زمین هستند، درخواست آمرزش میکنند؛ آگاه باشید! بیتردید خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
و کسانی که غیر خدا را سرپرستان و یاران خود گرفتهاند، خدا نگهبان و مراقب بر [اعمال و گفتار] آنان است و تو کارساز و وکیل بر آنان نیستی.
و این گونه قرآنی [به زبان] عربی [فصیح و گویا] به تو وحی کردیم تا [مردمِ] ام القری [شهر مکه] و کسانی را که پیرامون آن هستند، بیم دهی، و آنان را از روز جمع شدن [یعنی روز قیامت] که تردیدی در آن نیست بترسانی، [روزی که] گروهی در بهشتاند و گروهی در آتش سوزان.
اگر خدا میخواست آنان را [از روی جبر بر محور هدایت] امت واحدی قرار میداد، ولی [هدایت اجباری فاقد ارزش است] هر که را بخواهد [در صورتی که ستمکار به آیات خدا نباشد] در رحمت خود در آورد؛ و ستمکاران را هیچ دوست و یاوری [که از عذاب نجاتشان دهد] نیست.
آیا به جای او سرپرستان و معبودانی برای خود گرفتهاند؟ در حالی که سرپرست و معبود واقعی خداست، و تنها اوست که مردگان را زنده میکند و فقط اوست که بر هر کاری تواناست؛
و آنچه را [از امور دین، عقاید و احکام] در آن اختلاف دارید، داوریاش با خداست. این است خدا پروردگار من، بر او توکل کردم و به او بازمیگردم.
آفریننده آسمانها و زمین است. از خودتان برایتان جفتهایی قرار داد، و از چهارپایان هم جفتهایی آفرید. شما را با این [تدبیر حکیمانه] زیاد میکند. هیچ چیزی مانند او نیست و او شنوا و بیناست.
کلیدهای آسمانها و زمین فقط در سیطره مالکیّت اوست. رزق و روزی را برای هر کس که بخواهد وسعت میدهد و یا تنگ میگیرد. یقیناً او به همه چیز داناست.
از دین آنچه را به نوح سفارش کرده بود، برای شما تشریع کرد و آنچه را به تو وحی کردیم؛ و آنچه ابراهیم و موسی و عیسی را به آن توصیه نمودیم [این است] که دین را برپا دارید و در آن فرقه فرقه و گروه گروه نشوید. بر مشرکان دینی که آنان را به آن میخوانی گران است. خدا هر کس را بخواهد به سوی [این] دین جلب میکند، و هر کس را که به سوی او بازگردد هدایت میکند،
و [جامعههای دینی در طول تاریخ] فرقه فرقه و گروه گروه نشدند، مگر پس از آنکه [نسبت به حقّانیّت دین به وسیله کتابهای آسمانی] دانش و آگاهی به سویشان آمد، [این پراکندگی و تفرقه به سبب] حسد و دشمنی میان خودشان بود، و اگر از سوی پروردگارت فرمانی [بر مهلت یافتنشان] تا زمان معین پیشی نگرفته بود، بیتردید میانشان [به نابودی و هلاکت] حکم شده بود. و یقیناً کسانی که پس از آنان کتاب آسمانی [قرآن] را به میراث یافتند، نسبت به آن در تردیدی سخت هستند.
پس آنان را [به سوی همان آیینی که به تو وحی شده] دعوت کن، و همان گونه که مأموری [بر این دعوت] استقامت کن، و از هواهای نفسانی آنان پیروی مکن و بگو: به هر کتابی که خدا نازل کرده، ایمان آوردم، و مأمورم که در میان شما به عدالت رفتار کنم؛ خدا پروردگار ما و شماست؛ اعمال ما برای خود ما و اعمال شما برای خود شماست؛ دیگر میان ما و شما [پس از روشن شدن حقایق] هیچ حجت و برهانی نیست؛ خدا ما و شما را [در عرصه قیامت] جمع میکند، و بازگشت [همه] به سوی اوست.
کسانی که درباره خدا پس از آنکه دعوتش [از سوی مردم منصف با تکیه بر عقل و فطرت] اجابت شده مجادله و ستیزه میکنند، دلیلشان [بر ضد حقایق] نزد پروردگارشان باطل است و از سوی خدا خشمی بر آنان است و برای آنان عذابی سخت خواهد بود.
خداست که به حقّ و راستی کتاب و میزان [سنجش حق از باطل] را نازل کرد. و تو چه میدانی، شاید قیامت نزدیک باشد.
کسانی که به آن ایمان ندارند [از روی ریشخند] به آمدنش شتاب دارند، و کسانی که ایمان دارند از آن بیمناکند و میدانند بیتردید قیامت حق است. آگاه باشید! یقیناً کسانی که درباره قیامت همواره تردید میکنند، در گمراهی دور و درازی هستند.
خدا نسبت به بندگانش بسیار مهربان و نیکوکار است، هر که را بخواهد روزی میبخشد و او نیرومند و توانای شکست ناپذیر است.
کسی که زراعت آخرت را بخواهد، بر زراعتش میافزاییم و کسی که زراعت دنیا را بخواهد، اندکی از آن را به او میدهیم، ولی او را در آخرت هیچ بهره و نصیبی نیست.
آیا مشرکان و کافران معبودانی دارند که بیاذن خدا آیینی را برای آنان پایهگذاری کردهاند؟ [در صورتی که پایهگذاری آیین، حق ویژه خداست و کسی را نرسد که از نزد خود آیینی بسازد] اگر فرمان قاطعانه خدا بر مهلت یافتنشان نبود، مسلماً میانشان [به نابودی و هلاکت] حکم میشد؛ و بیتردید برای ستمکاران عذابی دردناک خواهد بود.
ستمکاران را [در قیامت] میبینی که از اعمالی که انجام دادهاند، بسیار بیمناکند وهمان را که مرتکب شدهاند، بر آنان فرود میآید و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند، در باغهای سرسبز بهشتاند، برای آنان هر چه را که بخواهند نزد پروردگارشان فراهم است؛ این همان فضل بزرگ است.
این است چیزی که خدا آن را به بندگانش که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند، مژده میدهد. بگو: از شما [در برابر ابلاغ رسالتم] هیچ پاداشی جز مودّت نزدیکان را [که بنابر روایات بسیار اهل بیت - علیهم السلام - هستند] را نمیخواهم. و هر کس کار نیکی کند، بر نیکیاش میافزاییم؛ یقیناً خدا بسیار آمرزنده و عطاکننده پاداش فراوان در برابر عمل اندک است.
بلکه [منافقان سبک مغز] میگویند: [در نزول آیه مودت] بر خدا دروغ بسته است! پس اگر خدا بخواهد، بر دل تو مهر مینهد [تا از دروغ بستن باز ایستی، ولی تو از دروغ بستن بر خدا منزهی، این تهمت بزرگ است که این بیماردلان بر تو میبندند]. و خدا باطل را محو میکند و حق را با کلمات استوارش [و سخنان منطقی و مستدلش] پابرجا میسازد؛ یقیناً او به نیّات و اسرار سینهها داناست.
و اوست که توبه را از بندگانش میپذیرد و از گناهان درمیگذرد و آنچه را انجام میدهید، میداند.
و درخواست کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند، اجابت میکند و از فضل و احسانش بر آنان میافزاید؛ و برای کافران عذابی سخت خواهد بود.
و اگر خدا روزی را بر بندگانش وسعت دهد، در زمین سرکشی و ستم کنند، ولی آنچه را بخواهد به اندازه نازل میکند؛ یقیناً او به بندگانش آگاه و بیناست.
و اوست که باران را پس از اینکه [مردم از آمدنش] نومید شدند، نازل میکند و رحمتش را میگستراند، و او سرپرست و یار [واقعی] و ستوده است.
و از نشانههای [ربوبیت و قدرت] او آفرینش آسمانها و زمین است و [نیز] آنچه از جنبنده میان آن دو پراکنده است، و او هرگاه بخواهد بر جمع کردنشان تواناست.
و هر آسیبی به شما رسد به سبب اعمالی است که مرتکب شدهاید، و از بسیاری [از همان اعمال هم] درمیگذرد.
و شما در زمین عاجزکننده [خدا] نیستید [تا بتوانید از دسترس قدرت او بیرون روید] و جز خدا هیچ سرپرست و یاوری برای شما نیست.
از نشانههای او کشتیهای کوه آسا در میان دریاست [که به کمک باد در حرکتاند.]
اگر بخواهد باد را فرومینشاند، در نتیجه کشتیها به روی آب ساکن و بیحرکت میمانند؛ یقیناً در این واقعیت برای هر شکیبای سپاسگزاری نشانههایی [بر قدرت و ربوبیت خدا]ست.
یا اگر بخواهد کشتیها را [با سرنشینانش] به سبب گناهانی که مرتکب شدهاند، نابود میکند و از بسیاری [از همان گناهان] میگذرد.
و تا کسانی که درآیات ما مجادله و ستیزه میکنند، بدانند که آنان را [از عرصه قدرت ما] هیچ گریزگاهی نیست.
پس آنچه [از کالا، وسایل و ابزار مادی] به شما دادهاند، متاع [اندک و زودگذر] زندگی دنیاست، و آنچه [از بهره و پاداش] نزد خداست، برای کسانی که ایمان آوردهاند و بر پروردگارشان توکل میکنند، بهتر و پایدارتر است.
و [همان] کسانی که از گناهان بزرگ و از کارهای زشت دوری میکنند و هنگامی که [به مردم] خشم میگیرند، راه چشم پوشی و گذشت را برمیگزینند؛
و آنان که دعوت پروردگارشان را اجابت کردند و نماز را برپا داشتند و کارشان در میان خودشان بر پایه مشورت است و از آنچه روزی آنان کردهایم، انفاق میکنند؛
و آنان که هرگاه ستمی به آنان رسد [تسلیم ستم و ستمکار نمیشوند، بلکه از دشمن به حکم حق و برابر با قوانین اسلام] انتقام میگیرند؛
پاداش بدی [چون قتل و زخم زدن و اتلاف مال] مانند همان بدی است؛ ولی هر که بگذرد و [میان خود و طرف مقابلش را] اصلاح نماید. پاداشش بر عهده خداست؛ یقیناً خدا ستمکاران را دوست ندارد.
و کسانی که پس از ستم دیدنشان [به حکم حق و برابر قوانین اسلام] در مقام انتقام برآیند، ایرادی بر آنان نیست [و در شرع مقدس میوزی وجود ندارد که حق آنان را باطل کنند.]
ایراد و محکومیت فقط متوجه کسانی است که به مردم ستم روا میدارند و به ناحق در زمین سرکشی میکنند، اینانند که برای آنان عذابی دردناک خواهد بود،
و کسی که [با قدرت داشتن بر انتقام به اختیار خود] شکیبایی ورزد و [از انتقام] گذشت کند، بیتردید این از اموری است که ملازمت بر آن از واجبات است،
و هر که را خدا [به کیفر کبر و عنادش] گمراه کند، او را پس از خدا هیچ سرپرست و یاوری نخواهد بود؛ و ستمکاران را [روز قیامت] میبینی چون عذاب را ببینند، میگویند: آیا راهی به سوی بازگشت [به دنیا] وجود دارد؟!
و آنان را میبینی که بر آتش عرضه میشوند، [در حالی که از شدت رسوایی سرافکندهاند] زیر چشمی به آن مینگرند. و اهل ایمان میگویند: یقیناً زیانکاران کسانی هستند که روز قیامت سرمایه وجود خود و کسانشان را تباه کردهاند. آگاه باشید! مسلماً ستمکاران در عذابی پایدار و جاودانهاند.
و در برابر خدا برای آنان سرپرستان و یاورانی که یاریشان دهد نخواهد بود؛ و هر که را خدا گمراه کند، او را هیچ راهی [به سوی نجات و سعادت] نیست.
پیش از آنکه روزی فرا رسد که از سوی خدا هیچ بازگشتی برای آن نیست، پروردگارتان را اجابت کنید، آن روز برای شما هیچ پناه گاهی و هیچ راه انکاری [نسبت به اعمالی که مرتکب شدهاید] وجود ندارد؛
پس اگر [از دعوتت] روی برگردانند [اندوهگین مباش] ما تو را بر آنان نگهبان و مراقب نفرستادهایم [تا آنان را به اجبار در دایره هدایت قرار دهی]، جز رساندن [پیام وحی] بر عهده تو نیست، و هنگامی که ما از سوی خود رحمتی [چون سلامت، امنیت و ثروت] به انسان بچشانیم، به آن سرمست و مغرور میشود، و اگر به سبب گناهانی که مرتکب شدهاند آسیبی به آنان رسد [رحمت حق را فراموش میکنند]، بیتردید انسان بسیار ناسپاس است.
مالکیّت و فرمانروایی آسمانها و زمین فقط در سیطره خداست، هر چه را بخواهد میآفریند، به هر کس بخواهد دختر عطا میکند و به هر کس بخواهد پسر میبخشد؛
یا پسران و دختران را با هم به آنان میدهد و هر که را بخواهد نازا میکند؛ یقیناً او دانا و تواناست.
هیچ بشری را نسزد که خدا با او سخن گوید، مگر از راه وحی یا از پشت حجاب غیب یا رسولی [چون فرشته] میفرستد؛ پس فرشته به اذن او آنچه را بخواهد وحی میکند؛ یقیناً او بلند مرتبه و حکیم است.
و همان گونه [که بر پیامبران پیشین وحی کردیم] روحی را [چون قرآن] از امر خود به تو وحی کردیم. تو [پیش از این] نمیدانستی کتاب و ایمان چیست؟ ولی آن [کتاب] را نوری قرار دادیم که هر کس از بندگانمان را بخواهیم به وسیله آن هدایت میکنیم؛ بیتردید تو [مردم را] به راهی راست هدایت مینمایی.
راه آن خدایی که آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، فقط در سیطره مالکیّت و فرمانروایی اوست. آگاه باشید! که همه امور به سوی خدا بازمیگردد.
حم
سوگند به [این] کتاب روشنگر
که ما آن را [به زبان] عربی [فصیح و گویا] قرار دادیم تا [در آن] تعقّل کنند؛
و همانا که آن درام الکتاب [که لوح محفوظ است] نزد ما بلند مرتبه و حکیم است.
آیا برای اینکه شما قومی اسراف کارید، قرآن را از شما دور کنیم و بازگردانیم؟! [نه این کار را نمیکنیم تا بندگانمان از هدایت محروم نشوند.]
و چه بسیار پیامبرانی که در میان پیشینیان [که مردمی اسراف کار بودند] فرستادیم [و به سبب اسرافشان از فرستادن پیامبر دریغ نکردیم؛]
ولی هیچ پیامبری به سوی آنان نیامد مگر اینکه او را همواره مسخره میکردند.
پس ما نیرومندتر از این اسراف کاران [زمان تو] را هلاک کردیم و سرگذشت پیشینیان [هلاک شده، در سورههای دیگر قرآن] گذشت.
و اگر از آنان بپرسی آسمانها و زمین را چه کسی آفریده است؟ قطعاً خواهند گفت: آنها را همان توانای شکست ناپذیر و دانا آفرید.
همان که این زمین را محل آرامش شما قرار داد و برای شما در آن، راهها پدید آورد تا [به اهداف و مقاصدتان] راه یابید.
و آنکه از آسمان آبی به اندازه نازل کرد، پس به وسیله آن سرزمینی مرده را زنده کردیم، [و] همین گونه [درقیامت از گورها] بیرون آورده میشوید؛
و آنکه همه جفتها را آفرید، و برای شما از کشتیها و چهارپایان و آنچه که سوارش میشوید پدید آورد،
تا بر پشت آنها قرار گیرید، سپس هنگامی که بر آنها سوار میشوید نعمت پروردگارتان را به یاد آورید و بگویید: منزّه [از هر عیب و نقصی] است کسی که این [وسایل سواری] را برای ما مسخّر و رام کرد، در حالی که ما را قدرت مسخّر کردن آنها نبود؛
و یقیناً ما به سوی پروردگارمان بازمیگردیم؛
و [مشرکان سبک مغز] برای خدا از میان بندگانش قطعهای و جزیی [به عنوان فرزند که از او جدا شده] قرار دادند؛ قطعاً انسان کفران کننده آشکاری است.
آیا از آنچه خدا میآفریند، دخترانی برای خود برگرفته و شما را به داشتن پسران برگزیده است؟
و [در صورتی که] چون یکی از آنان را به [ولادت] دختری که شبیه و هم جنس خدا قرار داده مژده دهند در حالی که [دلش] پر از اندوه و خشم است، صورتش سیاه میشود! [چون علاوه بر اینکه دخترداری را دوست ندارد از آن ننگ دارد، اما همین دختر را به عنوان هم جنس و فرزند خدا قلمداد میکند!!]
آیا کسی را [شریک خدا قرار دادهاند] که در زر و زیور پرورش یافته است و [هنگام] مجادله و بحث بیانش روشن نیست؟
و فرشتگان را که بندگان [خدای] رحماناند، به پندار خود جنس ماده قراردادهاند، آیا زمان آفرینش آنان حضور داشتند [که بر ماده بودنشان گواهی میدهند؟] به زودی گواهی آنان [در نامه اعمالشان] نوشته میشود و [درباره آن] مورد بازپرسی قرار خواهند گرفت.
و گفتند: اگر خدا میخواست ما آنان را نمیپرستیدیم. ادعایشان متکی بر هیچ [دلیل] و دانشی نیست [و مآیهای جز جهل و نادانی ندارد]، فقط حدس میزنند و دروغ میبافند؛
یا مگر ما پیش از قرآن کتابی به آنان دادهایم که [برای اثبات ادعایشان] به آن تمسک میجویند؟
[نه] بلکه [هیچ دلیلی بر حقّانیّت بت پرستی و شرک خود ندارند، بلکه دلگرمی آنان به آیینشان این است که] گفتند: ما پدرانمان را بر آیینی یافتیم و مسلماً ما هم با پیروی از آثارشان ره یافتهایم.
[پیروی کورکورانه و جاهلانه مخصوص اینان نیست] و به همین گونه پیش از تو در هیچ شهری بیم دهندهای نفرستادیم، مگر آنکه سران خوشگذران و مست و مغرورش گفتند: ما پدرانمان را بر آیینی یافتیم و ما هم حتماً به آثارشان اقتدا میکنیم.
[بیم دهنده] گفت: آیا هر چند من آیینی هدایت کنندهتر از آیینی که پدرانتان را بر آن یافتهاید، برایتان بیاورم؟ گفتند: ما به آیینی که به آن فرستاده شدهاید، کافریم!
در نتیجه از آنان انتقام گرفتیم. پس با تأمل بنگر سرانجام تکذیبکنندگان چگونه بود.
و [یاد کن] هنگامی را که ابراهیم به پدر و قومش گفت: من بیتردید از آنچه میپرستید، بیزارم.
مگر کسی که مرا آفریده، که یقیناً او مرا هدایت میکند،
و توحید و یکتاپرستی را در نسلهای بعد از خود حقیقتی پایدار قرار داد، باشد که آنان [به سوی توحید] بازگردند؛
[نه اینکه بازنگشتند و من هم از آنان انتقام نگرفتم] بلکه اینان [که در مکه آلوده به بت پرستی هستند] و پدرانشان را [از انواع نعمتها] برخوردار کردم تا آنکه حق و فرستادهای روشنگر [چون قرآن و محمّد] به سویشان آمد؛
و هنگامی که حق به سویشان آمد، گفتند: این جادوست و ما به آن کافریم،
و گفتند: این قرآن چرا بر مردمی بزرگ از میان یکی از این دو شهر [مکه و طایف] نازل نشد؟!
آیا آنان هستند که رحمت پروردگارت را تقسیم میکنند؟ ما در زندگی دنیا معیشت آنان را میانشان تقسیم کردهایم، و برخی را از جهت درجات [فکری و مادی] بر برخی برتری دادهایم تا برخی از آنان برخی دیگر را [در امر معیشت و سایر امور] به خدمت گیرند؛ و رحمت پروردگارت از آنچه آنان جمع میکنند، بهتر است.
و اگر [بهرهمندی کفار از انواع نعمتهای مادی و تهیدستی مؤمنان، سبب] این نبود که همه مردم [به خاطر ضعف ایمان و ناآگاه بودن به حقایق] بر محور کفر امتی واحد شوند، ما برای خانههای کافران به [خدای] رحمان سقفهایی از نقره قرار میدادیم و نردبانهایی که با آن بر بالای خانهها برآیند.
و برای خانههایشان [نیز] درها و تختهایی [از نقره میساختیم] که بر آن تکیه زنند،
و [برای خانهها و زندگی آنان] زر و زیور [قرار میدادیم]، ولی همه اینها جز کالای اندک زندگی دنیا نیست، و آخرت نزد پروردگارت برای پرهیزکاران است؛
و هر کس خود را از یاد [خدای] رحمان به کوردلی و حجاب باطن بزند، شیطانی بر او میگماریم که آن شیطان ملازم و دمسازش باشد.
و بیتردید شیطانها چنین کسانی را از راه خدا بازمیدارند، در حالی که [با این گمراهی سخت] گمان میکنند راه یافتگان واقعی آنانند؛
تا زمانی که [در قیامت] نزد ما آیند [به شیطانش] گوید: ای کاش میان من و تو فاصله و دوری مشرق و مغرب بود، پس بد همنشینی بودی!
و [به آنان گویند: امروز این گفتگو و آرزوی دوری از شیطان] هرگز به شما سودی نمیدهد؛ زیرا [در دنیا] ستم ورزیدید [و] اکنون همه با هم در عذاب مشترک خواهید بود؛
پس آیا تو میتوانی [دعوتت را] به کران بشنوانی، یا کوران و کسانی را که در گمراهی آشکارند هدایت کنی؟!
پس اگر تو را از دنیا ببریم، یقیناً از اینان انتقام خواهیم گرفت،
یا [اگر از دنیا نبریم] آنچه را از عذاب به آنان وعده کردهایم به تو نشان خواهیم داد [در هر صورت ما آنان را عذاب میکنیم]، و بیتردید بر آنان چیره و مسلطیم؛
پس به آنچه بر تو وحی شده تمسک بجوی، یقیناً تو بر راهی راست قرار داری؛
و مسلماً [این] قرآن برای تو و قوم تو مایه تذکر [و شرف و عزت] است، و سپس [درباره آن] بازخواست خواهید شد.
و از پیامبرانی که پیش از تو فرستادهایم بپرس که آیا به جای [خدایِ] رحمان معبودانی که پرستش شوند، قرار دادهایم؟!
و به راستی ما موسی را با نشانههای خود به سوی فرعون و سران و اشراف قومش فرستادیم، پس گفت: من فرستاده پروردگار جهانیانم؛
نهایتاً چون معجزههای ما را برای آنان آورد ناگاه آنان [از روی ریشخند] به آنان میخندیدند.
ما هیچ معجزهای را به آنان نشان نمیدادیم مگر آنکه از مشابهش بزرگتر بود، و آنان را به عذاب دنیایی گرفتار کردیم، باشد که بازگردند.
و [وقتی گرفتار شدند] گفتند: ای جادوگر! پروردگارت را بر پایه عهدی که با تو کرده [که اگر ایمان آوریم عذاب را از ما بردارد] برای ما بخوان، که بیتردید ما هدایت خواهیم یافت.
هنگامی که عذاب را از آنان برطرف میکردیم، ناگاه پیمان میشکستند.
و فرعون در میان قومش ندا داد: گفت: ای قوم من! آیا حکومت و پادشاهی مصر ویژه من نیست و این نهرها از زیر [کاخهای] من به فرمان من روان نیستند؟ آیا [عظمت و حشمت من و فقر و تهیدستی موسی را] نمیبینید؟!
مگر نه این است که من از این کسی که خوار و بیمقدار است و نمیتواند روشن و گویا سخن گوید، بهترم؟
[اگر موسی، عزت، سربلندی، کرامت و شخصیت داشت] پس چرا دستبندهای زرین و طلا بر او آویخته نشده است؟ یا چرا فرشتگانی [برای اثبات نبوتش] همراه او نیامدهاند؟
پس او قومش را سبک مغز شمرد [و آنان را با وسوسه و اغواگری فریفت و خوارشان کرد] در نتیجه از او اطاعت کردند؛ زیرا آنان مردمی فاسق و نافرمان بودند.
چون ما را به خشم آوردند از آنان انتقام گرفتیم، پس همه را غرق کردیم.
در نتیجه آنان را پیشگامان [دوزخیان] و عبرتی برای آیندگان قرار دادیم.
و چون فرزند مریم [در آیات قرآن به نداشتن پدر به عنوان روح خدا و کلمة الله] مثل زده شد، ناگهان قوم [مشرک و بت پرست] تو نسبت به آن به مسخره و خنده فریاد برداشتند،
و گفتند: آیا معبودان ما بهترند یا او. [ولی] آنان این مقایسه را به عنوان مثل برای تو نزدند مگر از روی جدال بیمنطق و ستیزهجویی [تو معبود بودن عیسی را نپذیرفتهای]، بلکه اینان گروهی ستیزهجو [و در جدال باطل بسیار سرسخت] هستند.
او نبود جز بندهای که به او نعمت [نبوّت و معجزات را] عطا کردیم و وی را برای بنی اسرائیل نشانهای بزرگ [از قدرت خود] قرار دادیم [تا به وسیله او حق برای آنان روشن شود.]
[ولادت، نبوّت و معجزات عیسی از قدرت ما عجیب نیست] و ما اگر بخواهیم برخی از شما را در زمین فرشتگانی قرار میدهیم که جانشین [صاحب کمالاتی چون خود] باشند.
و عیسی [با ولادتی که ویژه او بود، و با معجزاتی چون شفا دادن کور مادرزاد، علاج بیماری برص، زنده کردن مردگان و دمیدن روح در مجسمه گلی] سبب یقین به قیامت است، پس هرگز در وقوع آن تردید مکنید، و از من پیروی نمایید که این است راه راست.
و شیطان شما را [از راه راست] باز ندارد، بیتردید او برای شما دشمنی آشکار است.
و هنگامی که عیسی دلایل روشن آورد، گفت: به راستی من برای شما حکمت آوردم، و تا برای شما [حکم] برخی [از عقاید و احکام] را که در آن اختلاف میکنید بیان کنم؛ بنابراین از خدا پروا کنید و از من اطاعت نمایید.
بی تردید خدا پروردگار من و پروردگار شماست، پس او را بپرستید که این است راه راست.
از میان امت عیسی گروههایی [درباره او و دینش] اختلاف کردند [و هر یک چون نسطوریه، ملکانیه، مرقوسیه و شمعونیه به عقیدهای خلاف حق پای بند شدند، و آیینی غیر آیین مسیح را به عنوان آیین مسیح برگزیدند] پس وای بر کسانی که [به آیات خدا] ستم ورزیدند از عذاب روزی دردناک.
آیا جز این انتظاری دارند که ناگاه قیامت در رسد در حالی که نمیفهمند؟
در آن روز دوستان دشمن یکدیگرند مگر پرهیزکاران.
[خدا آن روز به آنان گوید:] ای بندگان من! امروز نه بیمی بر شماست و نه اندوهگین میشوید؛
همانان که به آیات ما ایمان آوردند و همواره تسلیم [فرمانها و احکام] ما بودند.
[ندا آید:] شما و همسرانتان در نهایت خوشحالی و شادمانی به بهشت درآیید؛
ظرفهایی از طلا [که پر از طعام است] و جامهایی [زرین که پر از شراب طهور است] گرداگرد آنان میگردانند، و در آنجا آنچه دلها میخواهد و چشمها از آن لذّت میبرد، آماده است، و شما [ای پرهیزکاران!] در آن جاودانهاید.
این بهشتی است که شما به پاداش اعمالی که همواره انجام میدادید، میراث یافتید.
شما را در آنجا میوههایی فراوان است که از آنها میخورید.
بی تردید گناهکاران در عذاب دوزخ جاودانهاند.
[عذاب را] از آنان سبک نگردانند و آنان در آنجا [از نجات خود] نومیدند،
و ما بر آنان ستم نکردیم، ولی آنان خود ستمکار بودند،
و فریاد میزنند: ای مالکِ [دوزخ! بگو:] پروردگارت ما را بمیراند [تا از این عذاب نجات یابیم]. [مالک] میگوید: یقیناً شما ماندنی هستید.
به راستی ما حق را برای شما آوردیم، ولی بیشتر شما حق را خوش نداشتید،
بلکه آنان کار [توطئه و نیرنگ بر ضد حق] را محکم کردند، پس ما هم کار [عذاب] را بر آنان محکم میکنیم.
آیا آنان گمان میکنند که ما رازشان و سخنان در گوشی آنان را نمیشنویم؟ چرا میشنویم و فرستادگان ما [که فرشتگان نویسنده اعمالاند] نزد آنان حاضرند [و اعمالشان و رازهایشان را] مینویسند.
[به مشرکان سبک مغز] بگو: اگر برای [خدای] رحمان فرزندی بود، من [در این امت] نخستین پرستنده او بودم.
منزّه است پروردگار آسمانها و زمین، پروردگار عرش از آنچه [درباره او] توصیف میکنند.
آنان را واگذار تا [در گفتار و کردار باطل] فرو روند و [با کالای بیارزش دنیا] سرگرم بازی شوند تا آن روزشان را که وعده داده میشوند دیدار کنند.
و اوست که در آسمانها معبود [واقعی] است و در زمین هم معبود [واقعی] است و او حکیم و داناست.
همیشه سودمند و با برکت است کسی که مالکیّت و فرمانروایی آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست، فقط در سیطره اوست و آگاهی [به همه شؤون] قیامت نزد اوست و به او بازگردانده میشوید.
و کسانی را که به جای خدا میپرستند، اختیار شفاعت ندارند، اختیار شفاعت فقط با کسانی است که [از روی بصیرت] شهادت به حق دادهاند و آنان [حقیقت حال کسانی را که میخواهند برای آنان شفاعت کنند] میدانند.
و اگر از آنان بپرسی: چه کسی آنان را آفریده است؟ یقیناً میگویند: خدا. پس چگونه [از حق به باطل] منحرف میشوند؟
و [چگونه از شکایت پیامبر بیخبرند که] میگوید: پروردگارا! اینان گروهی هستند که ایمان نمیآورند؛
بنابراین از آنان روی بگردان و سلام جدایی [را به آنان] بگو، پس [سرانجام شقاوت بار خود و نتیجه کفر و عنادشان را] خواهند دانست.
حم
سوگند به [این] کتاب روشنگر؛
به راستی ما آن را در شبی پربرکت نازل کردیم؛ زیرا که همواره بیم دهنده بودهایم؛
در آن شب هر کار استواری [به اراده خدا] فیصله مییابد.
[نزول قرآن] کاری است [که] از نزد ما [صورت پذیرفته است؛] زیرا ما همواره فرستنده [وحی و پیامبران] بودهایم.
[همه این واقعیات] به سبب رحمتی از سوی پروردگار توست؛ بیتردید او شنوا وداناست.
[همان] پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست، اگر یقین دارید.
هیچ معبودی جز او نیست، زنده میکند و میمیراند، پروردگار شما وپروردگار پدران پیشین شماست.
[نه اینکه یقین ندارند] بلکه آنان در شکاند [و با گفتار و کردارشان با حقایق] بازی میکنند.
پس به انتظار روزی باش که آسمان دودی آشکار بیاورد،
که همه مردم را فرامیگیرد، این عذابی دردناک است.
[همه میگویند:] پروردگارا! این عذاب را از ما برطرف کن که ما ایمان میآوریم
[در آن موقعیت سخت] چگونه برای آنان جای پند گرفتن و هوشیاری است و حال آنکه [پیش از این عذاب] پیامبری روشنگر برای آنان آمد [و پند نگرفتند.]
آن گاه از او روی گرداندند و گفتند: تعلیم یافتهای دیوانه است!!
مدتی اندک عذاب را برطرف میکنیم، ولی باز شما [به همان عقاید بیپایه و اعمال زشت] برمیگردید!
[ما از آنان انتقام خواهیم گرفت آن] روزی که آنان را با قدرتی بسیار سخت بگیریم؛ زیرا که ما انتقام گیرندهایم.
و همانا پیش از آنان قوم فرعون را آزمودیم، و پیامبری بزرگوار برای آنان آمد،
که [به آنان گفت:] بندگان خدا را [که به آزار و شکنجه شما گرفتارند] به من واگذارید؛ زیرا من برای شما فرستادهای امینم.
و در برابر خدا تکبّر نکنید که من برای شما دلیلی روشن آوردهام.
و من به پروردگارم و پروردگار شما از اینکه مرا سنگسار کنید [یا برانید یا متهم کنید] پناه میبرم؛
و اگر به من ایمان نمیآورید [از آزردن من و باز داشتن مردم از ایمان آوردن] کناره گیری کنید.
[فرعونیان دست از آزردنش برنداشتند و مردم را از ایمان آوردن مانع شدند] پس پروردگارش را خواند که اینان قومی گناهکارند.
[گفتم:] بندگانم را شبانه حرکت ده؛ زیرا شما مورد تعقیب هستید،
و دریا را با [همان] راههای گشاده [که برای عبور شما باز کردیم] پشت سر بگذار [تا فرعونیان هم در آن درآیند]؛ زیرا آنان سپاهی محکوم به غرق شدن هستند.
چه بسیار بوستانها و چشمه سارانی که آنان [پس از خود] بر جای گذاشتند،
و کشتزار و جایگاههای نیکو و باارزش،
و نعمتهایی که با آسایش و خوشی از آن برخوردار بودند.
[آری، سرانجام کارشان] چنین بود و ما همه آنها را به قومی دیگر به میراث دادیم.
پس نه آسمان برآنان گریست و نه زمین و [هنگام نزول عذاب هم] مهلت نیافتند.
همانا ما بنی اسرائیل را از آن عذاب خوارکننده نجات دادیم.
از فرعون که متکبری سرکش از زمره اسراف کاران بود،
و آنان را از روی آگاهی بر جهانیان [زمان خودشان] برگزیدیم؛
و به آنان از آیات و معجزات آنچه را که در آن آزمایشی آشکار بود، عطا کردیم.
اینان [که شرک و کفر سراپای وجودشان را فرا گرفته است] با اصرار [به اهل ایمان] میگویند:
پایان زندگی جز همین مرگ نخستین نیست و ما [پس از این مرگ] برانگیخته نخواهیم شد.
اگر شما [در زمینه زنده شدن مردگان] راستگویید [با درخواست از خدا] پدران ما را [زنده کنید و نزد ما] بیاورید [تا ما به زنده شدن مردگان یقین پیدا کنیم!!]
آیا اینان [در قدرت و شوکت] برترند یا قوم تُبَّع، و کسانی که پیش از آنان بودند؟ ما همه آنان را هلاک کردیم؛ زیرا مجرم بودند؛
و ما آسمانها و زمین و آنچه را میان آن دو است، به بازی نیافریدهایم؛
ما آن دو را جز به درستی و راستی به وجود نیاوردهایم، ولی بیشترشان [به حقایق] معرفت و آگاهی ندارند.
بی تردید روز جدایی [حق از باطل، مؤمن از کافر و پاک از ناپاک] وعده گاه همه آنهاست؛
همان روزی که هیچ دوستی چیزی از عذاب را از دوستش دفع نمیکند، و چون [آلوده به شرک و کفرند] یاری نمیشوند؛
مگر کسی که خدا او را مورد رحمت قرار داده است؛ زیرا او توانای شکست ناپذیر و مهربان است
همانا درخت زقّوم،
خوراک گنهکار است،
مانند مس گداخته شده در شکمها میجوشد،
چون جوشیدن آب جوشان
[گفته میشود:] این گنهکار را بگیرید و او را به زور به وسط دوزخ بکشانید.
آن گاه از عذاب آب جوشان بر سرش فرو ریزید؛
[و بگویید:] بچش که تو همان ارجمند و بزرگواری!!
به یقین این همان چیزی است که همواره درباره آن تردید میکردید.
مسلماً پرهیزکاران در جایگاه امنی خواهند بود.
در میان بوستانها و چشمه سارها؛
لباسهایی از حریر نازک و دیبای ضخیم میپوشند در حالی که برابر هم مینشینند.
[آری سرانجام کار پرهیزکاران] چنین است، و حور العین را به همسری آنان درآوریم،
در آنجا هر گونه میوهای را که بخواهند میطلبند و میخورند، در حالی که [از هر جهت] ایمن و آسوده خاطرند؛
در آنجا مرگ را نمیچشند، مرگ آنان همان مرگی بود که در دنیا چشیدند، و خدا آنان را از عذاب دوزخ مصون میدارد.
[این] فضل و احسانی است از سوی پروردگار تو، [و] این همان کامیابی بزرگ است.
پس جز این نیست که ما [فهم] قرآن را با زبان تو [که زبانی فصیح و گویاست] آسان ساختیم تا آنان متذکّر و هوشیار شوند.
[ولی اگر متذکّر و هوشیار نشدند] پس به انتظار باش که مسلماً آنان هم منتظرند [که سرانجام کار چه خواهد شد؟ سرانجام نصرت و پیروزی خدا برای تو و عذاب دنیا و آخرت برای آنان است.]
حم
این کتاب نازل شده از سوی خدای توانای شکست ناپذیر وحکیم است.
به یقین در آسمانها و زمین برای مؤمنان نشانههایی [بر ربوبیت، حکمت و قدرت خدا]ست؛
و در آفرینش شما و آنچه از جنبندگان منتشر و پراکنده میکند، برای اهل یقین نشانههایی [بر ربوبیت، حکمت و قدرت خدا]ست؛
و در رفت و آمد شب و روز و آنچه را از رزق و روزی [چون باران و برف] از آسمان نازل کرده و به وسیله آن زمین را پس از مردگیاش زنده کرده است، و در گرداندن بادها [از سویی به سویی] برای مردمی که تعقّل میکنند، نشانههایی است.
اینها آیات خداست که به حقّ و راستی بر تو میخوانیم؛ پس [اگر به این آیات ایمان نیاوردند] به کدام سخن بعد از [سخن] خدا و نشانههایش ایمان میآورند؟
وای بر هر دروغگوی گنهکار،
که آیات خدا را در حالی که بر او میخوانند میشنود، آن گاه از روی سرکشی و تکبّر چنان که گویی آن را نشنیده است [بر کفر، عناد، دشمنی و مخالفتش] پافشاری میکند؛ پس او را به عذابی دردناک بشارت ده.
و هنگامی که به چیزی از آیات ما آگاه میشود، آن را به مسخره گیرد؛ اینانند که برای آنان عذاب خوارکنندهای خواهد بود.
پیش رویشان دوزخ است، و آنچه [از ثروت، مقام، یار و یاور] به دست آوردهاند و آنچه را به جای خدا سرپرستان و معبودان خود گرفتهاند، چیزی از عذاب را از آنان دفع نمیکند، و برای آنان عذابی بزرگ است.
این [قرآن] سراسر هدایت است؛ و کسانی که به آیات پروردگارشان کافر شدند، آنان را عذابی است از نوع عذابی بسیار سخت و دردناک.
خداست که دریا را برای شما مسخّر و رام کرد تا کشتیها به فرمانش در آن روان شوند و تا شما [با سفرهای دریایی] از فضل و رزق و روزیاش بهره جویید و تا شما [بر نعمتهایش] سپاسگزاری کنید.
و همه آنچه را در آسمانهاست و آنچه را در زمین است از سوی خود برای شما مسخّر و رام کرد؛ بیتردید در این امور برای مردمی که میاندیشند، نشانههایی [بر ربوبیت، حکمت و قدرت خدا]ست.
به مؤمنان بگو: از کسانی که به روزهای خدا [چون روز آزمایش بندگان، روز پیروزی اهل ایمان، شکست دشمنان و روز قیامت] امید ندارند، گذشت کنند، تا [خدا] مردمی را [که تهیدست از عقاید پاک و کردار شایسته هستند، در روزی از روزهایش] به خاطر گناهانی که همواره مرتکب میشوند، کیفر دهد.
هرکس کار شایستهای انجام دهد، به سود خود اوست و هرکس مرتکب بدی شود به زیان خود اوست، سپس به سوی پروردگارتان باز گردانده میشوید.
و همانا ما به بنی اسرائیل کتاب و حکومت و نبوّت عطا کردیم، و از پاکیزهها به آنان روزی دادیم و آنان را بر جهانیان [روزگار خودشان] برتری بخشیدیم.
و دلایل روشنی [در امر نبوّت و دین] در اختیار آنان قرار دادیم، پس آنان [در امر نبوّت و دین] اختلاف نکردند مگر پس از آنکه [به وسیله وحی] دانش و آگاهی برای آنان آمد، اختلافشان از روی حسادت و برتریجویی در میان خودشان بود؛ بیتردید پروردگارت روز قیامت درباره آنچه همواره در آن اختلاف میکردند میانشان داوری خواهد کرد.
سپس تو را [در امر نبوّت و دین] بر آیینی ویژه و کامل قرار دادیم؛ بنابراین از آن پیروی کن و از هواهای نفسانی کسانی که [به حقایق] معرفت و آگاهی ندارند، پیروی مکن.
آنان در برابر خدا نمیتوانند چیزی [از گرفتاریها و بلاها] را از تو دفع کنند؛ و همانا ستمکاران یار و یاور یکدیگرند و خدا یار و یاور پرهیزکاران است.
این [قرآن و آیین] وسایل بینایی و بصیرت برای مردم و سراسر هدایت و رحمت برای گروهی است که [حقایق را] باور دارند.
آیا کسانی که مرتکب گناهان شدند، گمان دارند آنان را مانند کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند، قرار میدهیم که زندگی و مرگشان یکسان باشد؟ چه بد داوری میکنند.
خدا آسمانها و زمین را به حق آفرید، و تا هر کس در برابر اعمالی که انجام داده است، پاداش یابد و آنان مورد ستم قرار نمیگیرند.
پس آیا کسی که معبودش را هوای نفسش قرار داده دیدی؟ و خدا او را از روی علم و آگاهی خود [بر اینکه شایسته هدایت نیست] گمراه کرد، و بر گوش و دلش مُهرِ [تیره بختی] نهاد، و بر چشم [دلش] پردهای قرار داده است، پس چه کسی است که بعد از خدا او را هدایت کند؟ آیا متذکّر [حقایق] نمیشوید؟
گفتند: زندگی و حیاتی جز همین زندگی و حیات دنیای ما نیست که [همواره گروهی از ما] میمیریم و [گروهی] زندگی میکنیم، و ما را فقط روزگار هلاک میکند. آنان را نسبت به آنچه میگویند یقینی در کار نیست، آنان فقط حدس و گمان میزنند.
چون آیات روشن ما [درباره معاد و زنده شدن مردگان] بر آنان خوانده شود، برهان و دلیلی جز این ندارند که میگویند: اگر شما [در زمینه زنده شدن مردگان] راستگویید [با درخواست از خدا] پدران ما را [زنده کنید و] نزد ما بیاورید [تا به زنده شدن مردگان یقین پیدا کنیم.]
بگو: خدا شما را [ابتدا از لابه لای عناصر مرده برای قرار گرفتن در دنیا] حیات میبخشد، سپس میمیراند، آن گاه همه شما را به روز قیامت که هیچ شکی در آن نیست گرد میآورد، ولی بیشتر مردم [به این حقایق] معرفت و آگاهی ندارند.
و مالکیّت و فرمانروایی آسمانها و زمین فقط در سیطره خداست، و روزی که قیامت برپا شود، آن روز است که اهل باطل زیان خواهند دید،
و هر امتی را در آن روز به زانو درافتاده میبینی، [آن روز] هر امتی به سوی نامه اعمالش خوانده میشود [و به آنان میگویند:] امروز همان اعمالی که همواره انجام میدادید به شما پاداش میدهند.
این نوشته ماست که بر پایه حقّ و درستی بر ضد شما سخن میگوید؛ زیرا ما آنچه را همواره انجام میدادید، مینوشتیم.
و اما کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند، پس پروردگارشان آنان را در رحمت خود درآورد؛ این همان کامیابی آشکار است،
و اما کسانی که کفر ورزیدند [به آنان گفته میشود:] مگر آیات من همواره بر شما خوانده نمیشد؟ ولی شما [نسبت به پذیرش آن] تکبّر ورزیدید و قومی گنهکار بودید.
وچون میگفتند: یقیناً وعده خدا حق است و در وقوع قیامت هیچ شکی نیست، میگفتید: ما نمیدانیم قیامت چیست [و برپا شدنش را گمان نمیبریم] مگر گمانی ضعیف و غیر قابل اعتماد، و نمیتوانیم به آن یقین پیدا کنیم!
در آن روز همه اعمال بدی که مرتکب شدهاند، برای آنان آشکار میشود و عذابی که همواره آن را مسخره میکردند، آنان را احاطه میکند.
و [به آنان] گویند: امروز شما را از یاد میبریم، همان گونه که شما [در دنیا] دیدار امروزتان را از یاد بردید، و جایگاهتان آتش است و شما را یار و یاوری نخواهد بود.
این [عذاب] برای این است که شما آیات خدا را به مسخره گرفتهاید و زندگی دنیا، شما را فریفت؛ پس امروز نه آنان را از آتش بیرون آورند و نه از آنان میخواهند که [برای به دست آوردن خشنودی خدا] عذرخواهی کنند.
نهایتاً همه ستایشها مخصوص خداست که پروردگار آسمانها و پروردگار زمین و پروردگار جهانیان است؛
و کبریایی و عظمت در آسمانها و زمین ویژه اوست، و او توانای شکست ناپذیر و حکیم است.
حم
این کتاب نازل شده از سوی خدای توانای شکست ناپذیر حکیم است.
ما آسمانها و زمین و آنچه را میان آن دوست، جز به حقّ و تا سرآمدی معین نیافریدیم، و کافران از آنچه بیمشان دادهاند، روی گردانند.
[به مشرکان] بگو: به من خبر دهید [و نشانم دهید] معبودانی که به جای خدا میپرستید چه چیزی از زمین را آفریدهاند یا مگر آنان را در آفرینش آسمانها مشارکتی است؟ اگر راستگو هستید کتابی پیش از این قرآن یا بازماندهای از دانش استواری [که ادعای شما را تصدیق کند] برای من بیاورید؛
و چه کسانی گمراه ترند از کسانی که به جای خدا معبودانی را میخوانند که تا روز قیامت پاسخشان را نمیدهند و آنان از خواندنشان بیخبرند؟
و هنگامی که مردم را [در قیامت] گرد آورند [معبودانشان] با آنان دشمن باشند و پرستش آنان را انکار کنند،
و چون آیات روشن ما را بر آنان بخوانند، کافران درباره حقّی که به سویشان آمده میگویند: این جادویی آشکار است.
بلکه میگویند: این قرآن را از نزد خود ساخته و به خدا نسبت داده است. بگو: اگر آن را از نزد خود ساخته و به خدا نسبت داده باشم [و خدا بخواهد برای این کار مرا به عذابی سخت گرفتار کند] شما نمیتوانید برای من چیزی از عذاب خدا را دفع کنید، خدا به باطلی که در آن فرو میروید [و آن طعنه زدن به قرآن و جادو خواندن آن است] داناتر است، و کافی است که خدا میان من و شما گواه باشد، و او بسیار آمرزنده و مهربان است.
بگو: از میان فرستادگان خدا فرستادهای نوظهور نیستم [که گفتار و کردارم مخالف گفتار و کردار آنان باشد، بلکه به من هم چون آنان وحی میشود] و نمیدانم با من و شما [در دنیا و آخرت] چه خواهد شد، من فقط از آنچه به من وحی شده پیروی میکنم، و من جز بیم دهندهای آشکار نیستم.
بگو: به من خبر دهید که اگر این قرآن از ناحیه خدا باشد و شما به آن کفر ورزیده باشید و شاهدی هم از بنی اسرائیل به نظیر آن [که تورات واقعی و تصدیق کننده قرآن است] شهادت داده باشد [که همان طوری که تورات وحی خداست، قرآن هم وحی خداست و] پس [از شهادتش به قرآن] ایمان آورده باشد و شما از ایمان به آن تکبّر ورزیده باشید [آیا گمراه نبودهاید؟] بیتردید خدا گروه ستمکار را هدایت نمیکند.
و کافران درباره مؤمنان گفتند: اگر [آیین محمّد] بهتر [از آیین ما] بود [آنان در پذیرفتنش] بر ما نسبت به آن پیشی نمیگرفتند [بلکه خود ما زودتر از آنان به این کتاب ایمان میآوردیم]. و چون [خودشان به خاطر کبر و عنادشان] به وسیله آن هدایت نیافتند، به زودی خواهند گفت: این یک دروغ قدیمی است.
[چگونه یک دروغ قدیمی است] در حالی که پیش از آن کتاب موسی پیشوا و رحمت بود [و از نزول آن بر پیامبر اسلام خبر داده]، و این قرآن تصدیق کننده [آن] است در حالی که به زبان عربی [فصیح و گویا]ست تا ستمکاران را بیم دهد، و برای نیکوکاران بشارتی باشد.
بی تردید کسانی که گفتند: پروردگار ما الله است، سپس [در میدان عمل بر این حقیقت] استقامت ورزیدند، نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین میشوند.
اینان اهل بهشتاند که به پاداش اعمال شایستهای که همواره انجام میدادند، در آن جاودانهاند.….
و انسان را درباره پدر و مادرش به نیکی سفارش کردیم. مادرش او را با تحمل رنج و زحمت باردار شد و با رنج و زحمت او را زایید. و دوران بارداری و باز گرفتنش از شیر سی ماه است، تا زمانی که به رشد و نیرومندی خود و به چهل سالگی برسد، گوید: پروردگارا! به من الهام کن تا نعمتت را که بر من و پدر و مادرم عطا کردهای سپاس گزارم، و کار شایستهای که آن را میپسندی انجام دهم و ذریه و نسل مرا برای من صالح و شایسته گردان که من به سوی تو بازگشتم و به یقین از تسلیم شدگان [به فرمانها و احکام] توام.
اینانند کسانی که ما از آنان بهترین اعمالی که انجام دادهاند میپذیریم، و از گناهانشان در زمره اهل بهشت درمیگذریم؛ [خدا وعده داد] وعده درست و راست که همواره به آن وعده داده میشدند؛
و کسی که به پدر و مادرش گفت: اُف بر شما! [من از شما متنفر و دلتنگم]، آیا به من وعده میدهید که [پس از مرگ] زنده خواهم شد، در حالی که پیش از من اقوام بسیاری در گذشتند، [و هیچ کدام از آنان زنده نشدند]. و آن دو همواره [برای بازگشت فرزندشان] از خدا یاری میخواهند [و به فرزندشان میگویند:] وای بر تو ایمان بیاور، بیتردید وعده خدا [درباره سعادت و رستگاری مؤمنان در قیامت و شقاوت و بدبختی کافران] حق است. [ولی او در پاسخشان] میگوید: این [وعدهها] جز افسانههای گذشتگان نیست!!
اینانند کسانی که [به خاطر انکار وعدههای حق] فرمان عذاب درباره آنان در زمره گروههایی از جن و انس که پیش از آنان در گذشتند، محقق و ثابت شده است؛ زیرا آنان زیانکار بودند.
برای هر کدام [از گروه مؤمنان و کافران] بر پایه اعمالی که انجام دادهاند درجاتی است [که در آن قرار میگیرند]، و تا خدا اعمالشان را به طور کامل به آنان بدهد؛ و آنان مورد ستم قرار نمیگیرند.
و روزی که کافران را بر آتش عرضه کنند [به آنان گویند:] نعمتهای پاکیزه خود را [که میتوانست وسیله آبادی آخرتتان باشد] در زندگی دنیایتان مصرف کردید و [همانجا] از آن برخوردار شدید؛ بنابراین امروز به سبب اینکه به ناحق در زمین تکبّر میورزیدید و در برابر اینکه همواره نافرمانی میکردید با عذاب خفّت بار کیفر مییابید.
و [سرگذشت هود] برادر قوم عاد را یاد کن، هنگامی که قومش را در سرزمین احقاف بیم داد، و بیتردید بیم دهندگانی پیش از او و پس از او [در آن سرزمین] گذشته بودند که فقط خدا را بپرستید؛ زیرا من بر شما از عذاب روزی بزرگ میترسم.
گفتند: آیا آمدهای تا ما را از [پرستش] معبودانمان بر گردانی، پس اگر راستگویی عذابی که ما را تهدید میکنی بیاور!
گفت: آگاهی [به کیفیت عذاب و زمان آمدنش] فقط نزد خداست، و من آیینی را که به آن فرستاده شدهام به شما ابلاغ میکنم، ولی من شما را گروهی میدانم که همواره نادانی میکنید.
پس هنگامی که عذاب را [در پهنه فضا] به صورت ابری گسترده دیدند که به سوی درّهها و آبگیرهایشان روی آورده، گفتند: این ابری باران زا برای ماست. [هود گفت: نه] بلکه این همان چیزی است که آن را به شتاب خواستید، بادی است که در آن عذابی دردناک است؛
[چنان بادی است که] همه چیز را به فرمان پروردگارش در هم میکوبد و نابود میکند. پس آنان [به سبب آن عذاب] چنان شدند که جز خانههایشان دیده نمیشد. این گونه مردم گناهکار را کیفر میدهیم.
همانا ما به آنان در اموری قدرت و تمکن داده بودیم که شما را در آن امور چنان قدرت و نیرویی ندادهایم، و برای آنان گوش و چشم و دل قرار داده بودیم، ولی گوش و چشم و دلشان چیزی از عذاب را از آنان برطرف نکرد؛ زیرا همواره [با داشتن آن ابزار تشخیص] آیات ما را انکار میکردند، و سرانجام عذابی که همواره آن را مسخره میکردند، آنان را احاطه کرد.
و به راستی ما [اهل] آبادیهایی را که پیرامون شما [اهل مکه] بودند [به کیفر طغیانشان] هلاک کردیم و آیات خود را به صورتهای گوناگون [برای آنان] بیان داشتیم، باشد که برگردند.
پس چرا معبودانی که به جای خدا انتخاب کردند به گمان اینکه آنان را به خدا نزدیک کند، آنان را [هنگام نزول عذاب] یاری نکردند بلکه [گم شده] از دستشان رفتند، و این بود [سرانجام و نتیجه] دروغشان و آنچه را همواره افترا میزدند.
و [یاد کن] هنگامی که گروهی از جن را به سوی تو متوجه کردیم که قرآن را بشنوند، پس وقتی که نزد قرائت آن حاضر شدند، گفتند: [برای شنیدن قرآن] خاموش باشید. پس چون قرائت پایان یافت به سوی قومشان در حالی که گفتند: بیم دهنده بودند، بازگشتند. شنیدیم که
ای قوم ما! به راستی ما کتابی را شنیدیم که پس از موسی نازل شده است، تصدیق کننده همه کتابهای پیش از خود است، به سوی حق و به سوی راه راست هدایت میکند.
ای قوم ما! دعوت کننده [به سوی] خدا [پیامبر اسلام] را اجابت کنید و به او ایمان آورید تا خدا برخی از گناهانتان را بیامرزد و از عذابی دردناک پناهتان دهد؛
و آنان که دعوت کننده خدا را اجابت نکنند نمیتوانند [خدا را] در زمین عاجز کنند [تا از دسترس قدرت او بیرون روند] و آنان را در برابر خدا یاورانی نیست [که عذاب را از آنان دفع کند]، اینان در گمراهی آشکاری هستند.
آیا ندانستهاند خدایی که آسمانها و زمین را آفرید و از آفرینش آنها درمانده و خسته نشد، قدرت دارد که مردگان را زنده کند؟ آری، او بر هر کاری تواناست؛
و روزی که کافران را بر آتش عرضه میکنند [از آنان میپرسند:] آیا این حق نیست؟ میگویند: آری! سوگند به پروردگارمان حق است، [پرسش کننده] میگوید: پس این عذاب را برای آنکه همواره کفر میورزیدید، بچشید.
پس صبر کن همان گونه که پیامبران اولوالعزم صبر کردند، و برای آنان در [نزول عذاب] شتاب مکن، روزی که آنان آنچه را که وعده داده میشوند ببینند، گویی فقط ساعتی از یک روز [در دنیا] درنگ داشتند؛ [این قرآن] ابلاغی است برای همه؛ پس آیا جز مردم نافرمان هلاک میشوند؟
آنان که کفر ورزیدند و [مردم را] از راه خدا باز داشتند خدا اعمالشان را باطل و تباهساخت؛
و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند و به آنچه بر محمّد نازل شده که از سوی پروردگارشان حق است گرویدند، خدا گناهانشان را از آنان محو کرد و حالشان را اصلاح نمود.
این به سبب آن است که کافران از باطل پیروی کردند، و مؤمنان از حق که از سوی پروردگار آنان است، پیروی نمودند. این گونه خدا برای مردم اوصافشان را بیان میکند.
پس هنگامی که [در میدان جنگ] با کافران روبرو شدید، گردنهایشان را به شدت بزنید تا آن گاه که بسیاری از آنان را با سختی و غلظت از پای درآورید، در این هنگام [از دشمن اسیر بگیرید و] آنان را محکم ببندید، [پس از اسیر گرفتن] یا بر آنان منت نهید [و آزادشان کنید]، یا از آنان [در برابر آزاد کردنشان] فدیه و عوض بگیرید تا آنجا که جنگ بارهای سنگینش را بر زمین نهد. این است [فرمان خدا]؛ و اگر خدا میخواست [خود بدون فرمان جنگ] از آنان انتقام میگرفت [ولی به جنگ فرمان داد] تا برخی از شما را به وسیله برخی دیگر بیازماید، و کسانی که در راه خدا به شهادت رسیدهاند، خدا هرگز اعمالشان را باطل و تباه نمیکند.
[خدا] آنان را به زودی [به سرمنزل خوشبختی و کرامت] هدایت میکند و حالشان را اصلاح مینماید؛
و آنان را در بهشتی که در دنیا به آنان شناسانده درمیآورد.
ای مؤمنان! اگر خدا را یاری کنید، خدا هم شما را یاری میکند و گامهایتان را محکم و استوار میسازد؛
و بر کافران هلاکت و نابودی باد و [خدا] اعمالشان را باطل و تباه ساخت.
این برای آن است که آنان آنچه را خدا نازل کرده است خوش نداشتند، پس خدا هم اعمالشان را تباه و بیاثر کرد.
آیا در زمین گردش نکردند تا با تأمل بنگرند که سرانجام کسانی که پیش از آنان بودند، چگونه بود؟ خدا آنان را درهم کوبید و نابود کرد و نیز برای این کافران همانند آنان [عذابی قطعی و ثابت] است.
این [پیروزی مؤمنان و نابودی کافران] به سبب این است که خدا سرپرست و یاور کسانی است که ایمان آوردهاند، و کافران را سرپرست و یاری نیست.
بی تردید خدا کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند، در بهشتهایی کهاز زیرِ [درختانِ] آن نهرها جاری است درمیآورد، و در حالی که کافران همواره سرگرم بهره گیری از [کالا و لذتهای زودگذر] دنیایند و میخورند، همان گونه که چهارپایان میخورند و جایگاهشان آتش است.
چه بسیار آبادیهایی که [اهلش] از [اهل] آبادی تو که تو را بیرون کردهاند نیرومندتر بودند، ما آنان را هلاک کردیم و یاوری [در برابر عذاب] برای آنان نبود.
آیا کسانی که بر دلیل روشنی از پروردگار خویشاند، مانند کسانی هستند که عمل زشتشان برای آنان آراسته شده و از هواهای نفسانی خود پیروی کردهاند؟
صفت بهشتی که به پرهیزکاران وعده داده شده [چنین است:] در آن نهرهایی است از آبی که مزه و رنگش برنگشته و نهرهایی از شیر که طعمش دگرگون نشده و نهرهایی از شراب که برای نوشندگان مایه لذت است و نهرهایی از عسل خالص است، و در آن از هر گونه میوهای برای آنان فراهم است، و نیز آمرزشی از سوی پروردگارشان [ویژه آنان است. آیا اینان] مانند کسانی هستند که در آتش همیشگی و جاودانهاند، واز آبی جوشان به آنان مینوشانند که رودههایشان را متلاشی میکند؟!
گروهی از آنان [که منافقاند در ظاهر به گفتارت] گوش میدهند، ولی هنگامی که از نزد تو بیرون روند به کسانی که آگاهی و معرفت به آنان داده شده [از روی مسخره] میگویند: هم اکنون چه گفت؟ [ما که گفته او را نفهمیدیم.] آنان کسانی هستند که خدا بر دلهایشان مهر [تیره بختی] نهاده واز هواهای نفسانی خود پیروی کردهاند،
و کسانی که هدایت یافتهاند خدا بر هدایتشان افزوده و پرهیزکاری و تقوایشان را به آنان عطا کرده است؛
پس آیا [منافقان و منکران] جز این را انتظار میبرند که ناگاه قیامت بر آنان فرا رسد؟ [در حالی که هم اکنون نشانههایش آمده است]، پس هنگامی که قیامت بر آنان فرا رسد، متذکّر شدن و هوشیاریشان از کجا و چگونه به آنان سود بخشد؟
پس بدان که هیچ معبودی جز خدا نیست [بنابراین بر معرفت و آگاهیت نسبتِ به حق استوار باش]؛ و از میان رفتن [توطئهها و موانعی که به وسیله دشمنان در راه پیشرفت دعوتت به اسلام] برای تو و مردان و زنان با ایمان ایجاد شده از خدا بخواه، و برای زنان و مردان مؤمن طلب آمرزش کن و خدا محل رفت و بازگشت شماو قرارگاهتان را میداند.
مؤمنان میگویند: چرا سورهای [در رابطه با فرمان جهاد] نازل نمیشود؟ ولی هنگامی که سورهای محکم و بیشبهه نازل میشود و در آن از جهاد سخن به میان آمده است، آنان را که در دلهایشان بیماری است، میبینی مانند کسی که در بیهوشی مرگ افتاده، به تو مینگرند و سزاوارشان هم [به سبب بیماردلی] همین حالت است.
[ولی] فرمانبرداری [از خدا و پیامبر] و سخن پسندیده و نیک [نه اظهار کراهت و ناخشنودی از جهاد] برای آنان شایستهتر است. پس اگر هنگامی که فرمان جهاد قطعی و مسلم شود با خدا از سر صدق و راستی درآیند، بیتردید برای آنان بهتر است.
پس اگر [از خدا و پیامبر] روی گردان شوید آیا از شما جز این انتظار میرود که در زمین فساد کنید و [بر سر مال و منال دنیا] قطع رحم نمایید؟
آنان [که روی گردانند] کسانی هستند که خدا لعنتشان کرده و گوش [دل]شان را کر و چشم [بصیرت]شان را کور کرده است.
آیا در قرآن نمیاندیشند [تاحقایق را بفهمند] یا بر دلهایشان قفلهایی قرار دارد؟
بی تردید کسانی که پس از روشن شدن هدایت برای آنان [به همان عقاید باطل و کردار ناپسندشان] برگشتند [و دست از قرآن و پیامبر برداشتند] شیطان زشتیهایشان را در نظرشان آراست و آنان را در آرزوهای دور و دراز انداخت.
این به سبب آن است که آنان به کسانی [چون مشرکان و کافران] که نازل شدن وحی را خوش نداشتند، گفتند: [ما] در بعضی از امور [که بر ضد مؤمنان است] از شما اطاعت خواهیم کرد. در حالی که خدا اسرارشان را میداند.
پس حال و وضعشان زمانی که فرشتگان جانشان را میگیرند در حالی که بر صورت و پشتشان [تازیانه عذاب] میزنند، چگونه خواهد بود؟!
این عذاب برای این است که آنان از آنچه خدا را به خشم آورده پیروی کردند، و خشنودی او را خوش نداشتند در نتیجه اعمالشان را تباه و بیاثر کرد.
بلکه کسانی که در دلهایشان بیماری است، گمان کردند که خدا کینههایشان را آشکار نخواهد کرد.
و اگر بخواهیم یقیناً آنان را به تو نشان میدهیم تا آنان را از روی نشانههایشان بشناسی، و بیتردید آنان را از شیوه سخن گفتن خواهی شناخت؛ و خدا کارهای شما را میداند.
به یقین ما شما را امتحان میکنیم تا مجاهدان از شما و صابران را مشخص نماییم، و اخبار شما را نیز [که اعمال و اسرار شماست] میآزماییم [تا صدق و کذب شما را در همه امور معلوم بداریم.]
مسلماً آنان که کفر ورزیدند و [مردم را] از راه خدا باز داشتند و پس از آنکه هدایت برای آنان روشن شد با پیامبر به شدت دشمنی نمودند، هرگز هیچ زیانی به خدا نمیرسانند و خدا به زودی اعمالشان را تباه و بیاثر میکند.
ای اهل ایمان! خدا را اطاعت کنید و پیامبر را اطاعت کنید و اعمالتان را [با تخلف از دستورها خدا و پیامبر، شرک، نفاق، منتگذاری و ریا] باطل مکنید.
مسلماً کسانی که کافر شدند و [مردم را] از راه خدا باز داشتند، سپس در حال کفر از دنیا رفتند، هرگز خدا آنان را نمیآمرزد.
پس [با توجه به یاری و کارسازی خدا] سست نشوید و [کافران و مشرکان را] به آشتی و صلحی [که برای شما خفّت بار است] دعوت نکنید، در حالی که شما برتر هستید و خدا با شماست و هرگز از [ثواب و پاداش] اعمالتان نمیکاهد.
زندگی دنیا فقط بازی و سرگرمی است، اگر ایمان بیاورید و پرهیزکاری کنید، خدا پاداشهایتان را میدهد و از شما نمیخواهد [که] اموالتان را [در راه خدا انفاق کنید؛]
اگر همه اموال شما را بخواهد و بر شما اصرار ورزد، بخل میکنید و [سبب میشود که] کینههای درونی شما را بیرون بریزد [و آن زمان است که گمراه میشوید.]
آگاه باشید! شما همان مردمی هستید که برای انفاق در راه خدا دعوت میشوید، پس برخی از شما بخل میورزند، و هر که بخل پیشه کند، فقط نسبت به [سعادت و خوشبختی] خود بخیل است، و خدا [از انفاق و صدقات شما] بینیاز است، و شمایید که نیازمند هستید؛ و اگر [از فرمانهای او] روی بگردانید به جای شما گروه دیگری را میآورد که مانند شما [روی گردان، سست عقیده و بخیل] نخواهند بود.
به راستی ما برای تو پیروزی آشکاری فراهم آوردیم؛
تا خدا [با این پیروزی آشکار] آنچه را [به وسیله دشمنان از توطئهها و موانع و مشکلات در راه پیشرفت دعوتت به اسلام] در گذشته پیش آمده و آینده پیش خواهد آمد از میان بردارد، و نعمتش را بر تو کامل کند، و به راهی راست راهنماییات نماید؛
و خدا تو را به نصرتی توانمندانه و شکست ناپذیر یاری دهد.
اوست که آرامش را در دلهای مؤمنان نازل کرد، تا ایمانی بر ایمانشان بیفزاید. و سپاهیان آسمان و زمین فقط در سیطره مالکیّت و فرمانروایی خداست؛ و خدا همواره دانا و حکیم است.
تا مردان و زنان مؤمن را در بهشتهایی درآورد که از زیرِ [درختانِ] آن نهرها جاری است در حالی که در آن جاودانهاند، و گناهانشان را از آنان محو کند، و این [سرانجام نیک] نزد خدا کامیابی بزرگ است.
و مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را که به خدا گمان بد میبرند عذاب کند؛ پیشامد بد زمانه فقط بر خودشان باد. خدا بر آنان خشم گرفته، و لعنتشان کرده است و دوزخ را برای آنان آماده نموده و بد بازگشت گاهی است.
سپاهیان آسمانها و زمین فقط در سیطره مالکیّت و فرمانروایی خداست؛ و خدا همواره توانای شکست ناپذیر و حکیم است.
ما تو را گواه [بر اعمال امت] و مژده رسان و بیم دهنده فرستادیم؛
تا [همه شما مردم] به خدا و پیامبرش ایمان آورید و او را یاری دهید و بزرگش بشمارید و بامداد و شام گاه تسبیحش گویید.
به یقین کسانی که با تو بیعت میکنند، جز این نیست که با خدا بیعت میکنند؛ قدرت خدا بالاتر از همه قدرتهاست. پس کسی که پیمان میشکند فقط به زیان خود میشکند، و کسی که به پیمانی که با خدا بسته است وفا کند، خدا به زودی پاداشی بزرگ به او میدهد.
کسانی از بادیه نشینان که از جنگ [با دشمن] تخلف کردند به زودی [از روی بهانهجویی] به تو میگویند: اموال و خانوادهمان ما را به خود مشغول کردند [به این سبب نتوانستیم به جنگ آییم]؛ پس برای ما آمرزش بخواه. با زبانهایشان چیزی میگویند که در دلهایشان نیست. بگو: اگر خدا زیانی یا سودی را برای شما بخواهد چه کسی میتواند در برابر خدا از شما دفاع کند؟ بلکه خدا همواره به آنچه انجام میدهید، آگاه است.
[تخلف شما از جنگ، ربطی به اموال و خانوادهتان نداشت] بلکه پنداشتید پیامبر و مؤمنان هرگز به کسان خود بازنمیگردند، و این پندار باطل در دلهایتان آراسته شد، و گمان بد بردید [که خدا پیامبر و مؤمنان را یاری نخواهد کرد] و شما [به سبب این پندار باطل و گمان بد] قومی نابودشدنی هستید.
و هر کس به خدا و پیامبرش ایمان نیاورد [زیانی به خدا و پیامبر نمیرساند]، ما برای کافران آتشی سوزان آماده کردهایم.
و مالکیّت و فرمانروایی آسمانها و زمین فقط در سیطره خداست، هر کس را بخواهد میآمرزد و هر کس را بخواهد عذاب میکند؛ و خدا همواره بسیار آمرزنده و مهربان است.
هنگامی که شما برای به دست آوردن غنایمی روانه [میدان جنگی] میشوید، متخلفان [از جنگ حدیبیه] به زودی خواهند گفت: بگذارید ما هم به دنبال شما بیاییم. [این سبک مغزان سودجو] میخواهند وعده خدا را [که به مؤمنان وعده پیروزی و غنیمت داد و به منافقان وعده محرومیت از غنیمت و رحمت داده است] تغییر دهند. بگو: هرگز دنبال ما نخواهید آمد؛ این گونه خدا پیش از این [درباره شما] فرموده است. اما [این گروه بیشرم] به زودی خواهند گفت: شما نسبت به ما حسد میورزید، [چنین نیست] بلکه آنان جز اندکی نمیفهمند.
به متخلفانِ بادیه نشین بگو: به زودی به سوی گروهی سرسخت و نیرومند دعوت خواهید شد که با آنان بجنگید، یا آنکه اسلام آورند؛ پس اگر اطاعت کنید خدا پاداش نیکی به شما خواهد داد، و اگر روی برگردانید، همان گونه که پیش از این روی گرداندید، شما را به عذابی دردناک عذاب خواهد کرد.
بر نابینا و لنگ و بیمار [اگر در جنگ شرکت نکنند] گناهی نیست. و کسی که از خدا و پیامبرش اطاعت کند، او را در بهشتهایی درآورد که از زیرِ [درختانِ] آن نهرها جاری است، و هر کس روی بگرداند او را به عذابی دردناک عذاب میکند.
یقیناً خدا از مؤمنان هنگامی که زیر آن درخت [که در منطقه حدیبیه بود] با تو بیعت میکردند خشنود شد، و خدا آنچه را [از خلوص نیّت و پاکی قصد] در دلهایشان بود میدانست، در نتیجه آرامش را بر آنان نازل کرد، و پیروزی نزدیکی را [که پیروزی در خیبر بود] به آنان پاداش داد.
[و پاداش دیگر] غنیمتهای فراوانی است که آن را به دست میآورید؛ و خدا همواره توانای شکست ناپذیر و حکیم است.
خدا غنیمتهای فراوانی را در آینده به شما وعده داده است که به دست میآورید، و این یک غنیمت را [که فتح خیبر است] برای شما پیش انداخت، و دستهای [تجاوز و ستم] مردم را از شما باز داشت تا این [پیروزیها] برای مؤمنان نشانهای [از حقّانیّت دین و یاری خدا] باشد و تا شما را به راهی راست هدایت کند.
و [غنیمتها و پیروزیهای] دیگر[ی هست] که شما تا کنون بر آنها دست نیافتهاید، بیتردید خدا بر آنها احاطه دارد [و به آسانی میتواند در دسترس شما قرار دهد]؛ و خدا همواره بر هر کاری تواناست.
اگر کافران با شما بجنگند حتماً پشتکنان میگریزند، آن گاه سرپرست و یاوری [که از آنان دفاع کند] نمییابند.
خدا روشی ثابت و قطعی مقرّر کرده است که از پیش [بر پیروزی مؤمنان و شکست کافران] جاری بوده است، و هرگز برای روش خدا تغییر و تبدیلی نخواهی یافت.
و اوست که پس از آنکه شما را [بیجنگ و خونریزی] بر دشمن پیروز و مسلط کرد، دستهای آنان را از [جنگ با] شما و دستهای شما را از [جنگ با] آنان در دل مکه [که منطقه حدیبیه است] باز داشت؛ و خدا همواره به آنچه انجام میدهید بیناست.
آنان کسانی هستند که کفر ورزیدند و شما را از [ورود به] مسجدالحرام باز داشتند و نیز نگذاشتند قربانیهایی که با خود آورده بودید به محل قربانیاش برسد، و اگر مردان و زنان مؤمن ناشناسی در میان مکه نبودند، تا جنگ شما سبب کشته شدن آن بیگناهان شود و در نتیجه امر ناملایم و مکروهی [چون دیه] گریبان شما را بگیرد [شما را از جنگ بازنمیداشتیم، ولی بازداشتیم] تا خدا هرکه را [مانند مردان و زنان مومنی که برای شما ناشناخته بودند] بخواهد در رحمتش درآورد. [و] اگر مؤمنان از کافران جدا بودند یقیناً کافران [از اهل مکه] را به عذابی دردناک عذاب میکردیم
[یاد کن] هنگامی را که کافران [پس از قرارداد صلح حدیبیه] دلهایشان را از تعصّب و خشم شدید جاهلی آکنده کردند، پس خدا هم آرامشش را بر پیامبرش و مؤمنان نازل کرد و روح تقوا را [که حقیقت و جان توحید است] ملازم آنان نمود، و آنان به [روح تقوا] سزاوارتر و شایسته آن بودند؛ و خدا همواره به هر چیز داناست.
بی تردید خدا رؤیای پیامبرش را به حق و درستی تحقق داد [که در رؤیا وعده داده بود] شما قطعاً در حال امن و امنیت در حالی که سرهایتان را تراشیده و موی [یا ناخن] کوتاه کردهاید و بیمی ندارید، وارد مسجدالحرام خواهید شد. خدا آنچه را که شما نمیدانستید [که وعده ورود به مسجدالحرام در سال آینده است] دانست و پیش از آن پیروزی نزدیکی [که صلح حدیبیه بود برای شما] قرارداد.
اوست که پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاد تا آن را بر همه ادیان پیروز کند، و کافی است که خدا [بر وقوع این حقیقت] گواه باشد.
محمّد، فرستاده خداست و کسانی که با او هستند بر کافران سرسخت و در میان خودشان با یکدیگر مهربانند، همواره آنان را در رکوع و سجود میبینی که پیوسته فضل و خشنودی خدا را میطلبند؛ نشانه آنان در چهرهشان از اثر سجود پیداست، این است توصیف آنان در تورات، و اما توصیفشان در انجیل این است که وجودشان چون زراعتی است که جوانههای خود را رویانده پس تقویتش کرده تا ستبر و ضخیم شده، و در نتیجه بر ساقههایش [محکم و استوار] ایستاده است، به طوری که دهقانان را [از رشد و انبوهی خود] به تعجب میآورد تا خدا به وسیله [انبوهی و نیرومندی] مؤمنان، کافران را به خشم آورد. [و] خدا به کسانی از آنان که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند، آمرزش و پاداشی بزرگ وعده داده است.
ای اهل ایمان! بر خدا و پیامبرش [در هیچ امری از امور دین و دنیا و آخرت] پیشی مگیرید و از خدا پروا کنید که خدا شنوا و داناست.
ای مؤمنان! صدایتان را بلندتر از صدای پیامبر نکنید، و آن گونه که با یکدیگر بلند سخن میگویید با او بلند سخن نگویید، مبادا آنکه اعمالتان تباه و بیاثر شود و شما تباهی آن را درک نکنید.
بی تردید کسانی که صدایشان را نزد رسول خدا پایین میآورند، همانان هستند که خدا دلهایشان را برای پرهیزکاری امتحان کرده، آنان را آمرزش و پاداشی بزرگ است.
یقیناً کسانی که تو را از پشت اطاقها صدا میکنند، بیشترشان معرفت و آگاهی [به حرمت و عظمت تو] ندارند.
و اگر آنان صبر میکردند تا به سویشان بیرون آیی، یقیناً برای آنان بهتر بود، و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
ای اهل ایمان! اگر فاسقی خبری برایتان آورد، خبرش را بررسی و تحقیق کنید تا مبادا از روی ناآگاهی، گروهی را آسیب و گزند رسانید و بر کرده خود پشیمان شوید.
و بدانید که پیامبر خدا در میان شماست [و بر شما واجب است در همه امور از او پیروی کنید]، اگر او در بسیاری از کارها از شما پیروی کند، قطعاً دچار گرفتاری و زحمت میشوید، ولی خدا ایمان را محبوب شما قرار داد و آن را در دلهایتان بیاراست، و کفر و بدکاری و نافرمانی را ناخوشایند شما ساخت، اینان [که دارای این ویژگیها هستند] هدایت یافتهاند.
[این محبت و ناخوشایندی نسبت به حق و باطل] عطیه و نعمتی از سوی خداست؛ و خدا دانا و حکیم است.
و اگر دو گروه از مؤمنان با یکدیگر بجنگند میان آنها صلح و آشتی برقرار کنید، و اگر یکی از آن دو گروه بر دیگری تجاوز کند، با آن گروهی که تجاوز میکند، بجنگید تا به حکم خدا باز گردد. پس اگر بازگشت، میانشان به عدالت و انصاف، صلح و آشتی برقرار کنید؛ و همواره دادگری را پیشه سازید که خدا دادگران را دوست دارد.
جز این نیست که همه مؤمنان با هم برادرند؛ بنابراین [در همه نزاعها و اختلافات] میان برادرانتان صلح و آشتی برقرار کنید، و از خدا پروا نمایید که مورد رحمت قرار گیرید.
ای اهل ایمان! نباید گروهی گروه دیگر را مسخره کنند، شاید مسخره شدهها از مسخرهکنندگان بهتر باشند، ونباید زنانی زنان دیگر را [مسخره کنند] شاید مسخره شدهها از مسخرهکنندگان بهتر باشند، و از یکدیگر عیبجویی نکنید و با لقبهای زشت و ناپسند یکدیگر را صدا نزنید؛ بد نشانه و علامتی است اینکه انسانی را پس از ایمان آوردنش به لقب زشت علامتگذاری کنند. و کسانی که [از این امور ناهنجار و زشت] توبه نکنند، خود ستمکارند.
ای اهل ایمان! از بسیاری از گمانها [در حقّ مردم] بپرهیزید؛ زیرا برخی از گمانها گناه است، و [در اموری که مردم پنهان ماندنش را خواهانند] تفحص و پیجویی نکنید، و از یکدیگر غیبت ننمایید، آیا یکی از شما دوست دارد که گوشت برادر مردهاش را بخورد؟ بیتردید [از این کار] نفرت دارید، و از خدا پروا کنید که خدا بسیار توبه پذیر و مهربان است.
ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و ملتها و قبیلهها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید. بیتردید گرامیترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شماست. یقیناً خدا دانا و آگاه است.
بادیه نشینان گفتند: ما [از عمق قلب] ایمان آوردیم. بگو: ایمان نیاوردهاید، بلکه بگویید: اسلام آوردهایم؛ زیرا هنوز ایمان در دلهایتان وارد نشده است. و اگر خدا و پیامبرش را اطاعت کنید، چیزی از اعمالتان را نمیکاهد؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
مؤمنان فقط کسانیاند که به خدا و پیامبرش ایمان آوردهاند، آن گاه [در حقّانیّت آنچه به آن ایمان آوردهاند] شک ننموده و با اموال و جانهایشان در راه خدا جهاد کردهاند؛ اینان [در گفتار و کردار] اهل صدق و راستیاند.
بگو: آیا خدا را از دین خود [به خیال اینکه آگاه نیست] خبر میدهید [که از عمق قلب ایمان آوردهاید؟!] در حالی که خدا آنچه را در آسمانها و آنچه را در زمین است میداند، و خدا به همه چیز داناست.
از اینکه اسلام آوردهاند بر تو منت میگذارند؛ بگو: اگر [در ادعای مؤمن بودن] راستگویید، بر من از اسلام آوردن خود منت نگذارید، بلکه خداست که با هدایت شما به ایمان بر شما منت دارد.
یقیناً خدا نهان آسمانها و زمین را میداند و خدا به آنچه انجام میدهید، بیناست.
ق، سوگند به قرآن مجید [که محمّد، فرستاده ماست و وقوع قیامت حق است.]
[کفرپیشگان نه تنها ایمان نیاوردند] بلکه از اینکه بیم دهندهای از خودشان به سوی آنان آمد تعجب کردند و در نتیجه کافران گفتند: این چیزی عجیب است.
آیا هنگامی که مردیم و خاک شدیم [زنده میشویم و به حیات دوباره بازمیگردیم؟] این بازگشتی دور [از عقل] است.
بی تردید ما آنچه را که زمین از اجسادشان میکاهد، میدانیم و نزد ما کتابی ضبط کننده [همه امور چون لوح محفوظ] است.
[اینان نه اینکه زنده شدن پس از مرگ را باور نکردند] بلکه حق را هم هنگامی که به سویشان آمد، تکذیب کردند پس در حالتی آشفته و سردرگماند.
آیا با تأمل به آسمان بالای سرشان ننگریستند که چگونه آن را بنا کرده و بیاراستیم و آن را هیچ شکاف [و ناموزونی] نیست؟
و زمین را گستردیم و کوههایی استوار در آن افکندیم و در آن از هر نوع گیاه خوش منظر و دلانگیزی رویاندیم،
تا برای هر بندهای که [با اندیشیدن در نظام هستی] به سوی خدا بازمیگردد، مایه بینایی و یادآوری باشد؛
و از آسمان آبی بسیار پربرکت و سودمند نازل کردیم، پس به وسیله آن باغها و دانههای دروکردنی را رویاندیم.
و [نیز] درختان بلندقامت خرما را که خوشههای متراکم و روی هم چیده دارند [رویاندیم.]
برای آنکه رزق و روزی بندگان باشد، و نیز به وسیله آن آب سرزمین مرده را زنده کردیم؛ و بیرون آمدنشان [پس از مرگ از خاک گور برای ورود به قیامت] این گونه است.
پیش از اینان [که تو را تکذیب میکنند] قوم نوح و اصحاب رس و [قوم] ثمود [پیامبرانشان] را تکذیب کردند.
و نیز قوم عاد و فرعون و برادران لوط،
و اصحاب ایکه و قوم تُبّع همگی پیامبران را تکذیب کردند، پس تهدیدم [به نزول عذاب] بر آنان محقق و ثابت شد.
آیا ما از آفرینش نخستین عاجز و درمانده شدیم [تا از دوباره آفریدن عاجز و درمانده شویم؟ چنین نیست] بلکه آنان [با این همه دلایل روشن و استوار] باز در آفرینش جدید در تردیدند.
همانا انسان را آفریدیم و همواره آنچه را که باطنش [نسبت به معاد و دیگر حقایق] به او وسوسه میکند، میدانیم، و ما به او از رگ گردن نزدیک تریم.
[یاد کن] دو فرشتهای را که همواره از ناحیه خیر و از ناحیه شر، ملازم انسان هستند و همه اعمالش را دریافت کرده و ضبط میکنند.
هیچ سخنی را به زبان نمیگوید جز اینکه نزد آن [برای نوشتن و حفظش] نگهبانی آماده است؛
و سکرات و بیهوشی مرگ، حق را [که همه واقعیات جهان پس از مرگ است] میآورد [و به محتضر میگویند:] این همان چیزی است که از آن میگریختی؛
و در صور میدمند؛ آن است روز [تحقق و ظهور] وعدههای تهدیدآمیز و وحشتناک.
هر کسی در آن روز میآید در حالی که سوق دهندهای و شاهدی با اوست، [که سوق دهنده او را به محشر میراند و شاهد بر اعمالش گواهی میدهد.]
[به او میگویند:] تو از این روز بزرگ در بیخبری و غفلت بودی، پس ما پرده بیخبری را از دیده [بصیرت]ات کنار زدیم در نتیجه دیدهات امروز بسیار تیزبین است.
و [فرشته] همراهش میگوید: این است نامه اعمالش که همراه من آماده است.
[به دو فرشته نگهبان و حافظ اعمال فرمان میدهند] شما دو نفر هر کافر سرسخت و معاندی را در دوزخ اندازید.
[همان که به شدت] مانع خیر و تجاوزکار [از حدود خدا] و تردید کننده در حقایق [و تردید انداز در دلهای مردم بود.]
که با خدا معبودی دیگر قرار داد، پس او را در عذاب سخت اندازید،
همنشینش [از میان شیطانها] میگوید: پروردگارا! من او را به سرکشی و طغیان وا نداشتم، او خودش [به میل خود] در گمراهی دور و درازی بود.….
[خدا] میگوید: در پیشگاه من با یکدیگر ستیزه مکنید، بیتردید من تهدید [به عذاب] را پیش از این [از طریق وحی و پیامبران] به شما اعلام کرده بودم.
نزد من فرمان [تهدیدآمیز به اینکه هر کس با حال کفر و شرک وارد آخرت شود حتماً دوزخی است] تغییر نمییابد و من نسبت به بندگان ستمکار نیستم.
[یاد کن] روزی را که به دوزخ میگوییم: آیا پر شدی؟ میگوید: آیا زیادتر از این هم هست؟
و بهشت را به پرهیزکاران نزدیک میکنند بی آنکه فاصلهای از آنان داشته باشد.
[به آنان میگویند:] این همان است که [در دنیا] وعده داده میشدید [این جایگاه رفیع] برای هر کسی است که [در دنیا به سوی خدا] بازمیگشته [و] حافظ و نگهبان [عهد، پیمان الهی و حقوق خدا و مردم] بوده است.
همان کسی که در نهان از [خدای] رحمان میترسید و دلی رجوع کننده [به سوی خدا] آورده است؛
به سلامت در آن وارد شوید، امروز روز جاودانگی است
در آنجا هرچه بخواهند برای آنان فراهم است، و نزد ما [نعمتهای] بیشتری است.
و چه بسیار اقوامی را که پیش از آنان هلاک کردیم که از آنان نیرومندتر بودند، و [با نیرویشان] به سرزمینها رفتند [و آنها را فتح کردند]، آیا توانستند [از عذاب و هلاکت] گریزگاهی بیابند؟
بی تردید در سرگذشت پیشینیان مایه پند و عبرتی است برای کسی که نیروی تعقّل دارد، یا با تأمل و دقت [به سرگذشتها] گوش فرامیدهد در حالی که حاضر به شنیدن و فراگیری شنیدههای خود باشد.
همانا ما آسمانها و زمین و آنچه را میان آنهاست در شش روز آفریدیم، و هیچ رنج و درماندگی به ما نرسید.
پس [بر آزار مشرکان] شکیبا باش، و پیش از طلوع خورشید و پیش از غروب آن پروردگارت را همراه با سپاس و ستایش تسبیح گوی،
و در پارهای از شب و نیز پس از سجدهها خدا را تسبیح گوی،
و گوش فرا ده روزی که ندا دهنده از جایی نزدیک ندا میدهد.
روزی که [همگان] صیحه و فریاد را به حق و درستی میشنوند [و] آن روز، روز بیرون آمدن [از قبرها]ست.
بی تردید ماییم که زنده میکنیم و میمیرانیم، و بازگشت به سوی ماست.
روزی که زمین از [روی اجساد] آنان در حالی که [از قبرها بیرون آمده] شتابان [به سوی ندا کننده خود بروند] بشکافد؛ این گردآوردنشان از گورها [وحاضر کردنشان در قیامت] بر ما آسان است.
ما به آنچه [دشمنان لجوج بر ضد حقایق] میگویند، داناتریم و تو را بر آنان تسلطی نیست [که به قبول حقایق وادارشان کنی]؛ پس به وسیله قرآن کسانی را که از تهدید من میترسند، بیم ده.
سوگند به بادهای افشان کننده [که ابرهای باران زا و گردههای نرینه و مادینه گیاهان را میافشانند.]
سوگند به ابرهایی که بار سنگین باران را با خود [به نواحی مختلف] حمل میکنند.
و سوگند به کشتیهایی که به آسانی روی آب دریاها روانند.
و سوگند به فرشتگانی که [به امر خدا] کارها را [برای تدبیر امور هستی میان خود] تقسیم میکنند،
که بیتردید آنچه را [از اوضاع و احوال روز جزا] به شما وعده میدهند، راست ویقینی است.
وقطعاً [روز] جزا واقع خواهد شد.
و سوگند به آسمان که دارای اعتدال و زیبایی و آراستگی است؛
که شما [در رابطه با قرآن و حقایقی که قرآن با دلیل و برهان اثبات میکند] در گفتاری متناقض و گوناگون هستید.
از قرآن [به باطل] منحرف میشود کسی که [از خیر و سعادت] منحرف شده است.
مرگ بر دروغ پردازان [که بدون دلیل و به ناحق درباره قرآن و حقایقش سخن پراکنی میکنند.]
همانان که در جهالتی عمیق و فراگیر در بیخبری و غفلتی سنگین فرو رفتهاند!
[همواره] میپرسند: روز جزا چه زمانی خواهد بود؟
همان روزی است که آنان را در آتش میسوزانند.
[و به آنان گویند:] عذابتان را بچشید، این همان عذابی است که [از روی ریشخند] شتاب در آمدنش را میخواستید.
بی تردید پرهیزکاران در بهشتها و چشمه سارهایند.
آنچه را پروردگارشان به آنان عطا کرده دریافت میکنند؛ زیرا که آنان پیش از این همواره نیکوکار بودند.
آنان اندکی از شب را میخوابیدند [و بیشتر آن را به عبادت و بندگی میگذراندند.]
و سحرگاهان از خدا درخواست آمرزش میکردند.
و در اموالشان حقّی برای سائل تهیدست و محروم از معیشت بود.
در زمین برای اهل یقین نشانههایی [بر توحید، ربوبیت و قدرت خدا]ست.
و [نیز] در وجود شما [نشانههایی است] آیا نمیبینید؟
و رزق شما و آنچه به آن وعده داده میشوید، در آسمان است
پس سوگند به پروردگار آسمان و زمین که آنچه را که وعده داده میشوید، حقّ و یقینی است، همان گونه که شما [وقت سخن گفتن یقین دارید] سخن میگویید.
آیا خبر مهمانان ارجمند و بزرگوار ابراهیم به تو رسیده است؟
زمانی که بر او وارد شدند، پس سلام گفتند. گفت: سلام، [شما] مردمی ناشناسید!
پس به سوی خانوادهاش بازگشت و گوسالهای فربه [و بریان شده] آورد.
پس آن را نزدیکشان برد [ولی دید نمیخورند]؛ گفت: مگر نمیخورید؟
و [در دلش] از آنان احساس ترسی کرد. گفتند: مترس. و او را به پسری دانا مژده دادند.
در این میان همسرش [که مژده را شنیده بود] با فریادی [از روی تعجب] در حالی که به چهرهاش زد سر رسید و گفت: پیرزنی نازا [و فرزند؟!]
گفتند: پروردگارت چنین گفته است؛ یقیناً او حکیم و داناست.
[ابراهیم] گفت: ای فرستادگان! دنبال چه کار مهمی هستید؟
گفتند: ما را به سوی مردمی گنهکار فرستادهاند؛
تا [بارانی] از گِل سنگ بر آنان بفرستیم؛
[سنگی که] نزد پروردگارت برای تجاوزکاران نشانهگذاری شده است؛
پس هرکه را از مؤمنان در آن شهر بود [پیش از آمدن عذاب] بیرون بردیم؛
در آنجا جز یک خانه از مسلمانان [که اهلش مطیع خدا بودند، نیافتیم.]
در آنجا [پس از زیر و رو شدن شهر و هلاکت مردم] نشانه و عبرتی [از قدرت، غضب خود و محکومیت مجرمان] برای کسانی که از عذاب دردناک میترسند به جا گذاشتیم.
و [نیز] در [سرگذشت] موسی، چون او را با دلیلی روشن به سوی فرعون فرستادیم [عبرتی است.]
پس فرعون با سپاهیانش روی [از حق] گرداندند و گفت: [این مرد] یا جادوگر است یا دیوانه!
در نتیجه او و سپاهیانش را گرفتیم و به دریا افکندیم، در حالی که [به سبب لجبازی و دشمنی] مستحقّ سرزنش بود.
و [نیز] در [سرگذشت قوم] عاد هنگامی که بر آنان باد هلاک کنندهای فرستادیم [عبرتی است.]
[آن باد] هیچ چیزی را که بر آن میوزید، رها نمیکرد مگر آنکه آن را به صورت استخوان پوسیدهای میساخت.
و [نیز] در قوم ثمود [عبرتی است] هنگامی که [پس از پی کردن ناقه] به آنان گفته شد: زمانی کوتاه [که بیش از سه روز نیست، از زندگی] برخوردار باشید [که عذاب خواهد رسید.]
ولی [آنان در آن سه روز هم که مهلت داشتند باز] از فرمان پروردگارشان سرپیچی کردند، پس صاعقه مرگبار آنان را فراگرفت در حالی که آنان با ترس و حیرت به آن مینگریستند.
پس [با آمدن عذاب و به سبب اینکه هیچ مهلتی نیافتند] نه قدرت برخاستن از جای خود را داشتند و نه دادخواهی کردند.
و قوم نوح را پیش از این [هلاک کردیم]؛ زیرا آنان همواره مردمی نافرمان بودند.
و آسمان را به قدرت ونیرو بنا کردیم و ما [همواره] وسعت دهندهایم.
و زمین را گستردیم و چه نیکو گسترانندهای هستیم.
واز هر چیزی جفت آفریدیم باشد که متذکّر [این حقایق که نشانههایی بر قدرت، حکمت و ربوبیت خداست] شوید.
پس به سوی خدا بگریزید [که] بیتردید من از سوی او بیم دهندهای روشنگرم.
و با خدا معبودی دیگر قرار ندهید، یقیناً من از سوی او بیم دهندهای آشکارم.
همچنین هیچ پیامبری بر کسانی که پیش از اینان بودند نیامد مگر اینکه گفتند: جادوگر یا دیوانه است!
آیا [این اقوام] یکدیگر را به این گونه داوری [ناحق درباره پیامبرشان] سفارش کرده بودند؟! [نه] بلکه همه آنان گروهی یاغی و سرکش بودند [و این یاوه گوییها، محصول سرکشی و یاغی گری آنان بود.]
بنابراین از این سبک مغزان باطل گو، روی برگردان [که تو اتمام حجت کردی] و شایسته سرزنش نیستی؛
و پند ده؛ زیرا پند به مؤمنان سود میدهد؛
و جن و انس را جز برای اینکه مرا بپرستند نیافریدیم؛
از آنان هیچ رزقی نمیخواهم، و نمیخواهم که مرا طعام دهند.
بی تردید خدا خود روزی دهنده و صاحب قدرت استوار است.
پس برای کسانی [از قوم تو] که ستم ورزیدند، سهمی از عذاب است مانند سهم هم مسلکانشان [از امتهای پیشین]، بنابراین شتاب در آمدن آن را نخواهند.
پس وای بر کسانی که کافر شدند از آن روزشان که به آن وعده داده میشوند.
سوگند به [کوهِ] طور،
و به کتابی که نوشته شده،
در صفحهای باز و گسترده،
و به آن خانه آباد،
و به آن سقف برافراشته،
و به آن دریای مملو و برافروخته،
که بیتردید عذاب پروردگارت واقعشدنی است؛
و آن را هیچ مانع و بازدارندهای نیست.
[و آن در] روزی [است] که آسمان به حرکت و لرزهای سخت در آید؛
و کوهها [چون گرد و غبار] سریع و تند، روان شوند.
پس در آن روز وای بر تکذیبکنندگان!
همانان که با فرو رفتن [در گفتار و کردار باطل با حقایق] بازی میکنند.
روزی که آنان را با خشونت و زور به سوی آتش میرانند.
[و به آنان میگویند:] این همان آتشی است که همواره آن را تکذیب میکردید.
آیا این آتش هم جادوست [چنانکه در دنیا وحی را جادو میپنداشتید] یا شما [این واقعیت آشکار را] نمیبینید [چنانکه در دنیا حقایق را نمیدیدید؟]
در آن در آیید [و بسوزید]؛ پس صبر کنید یا نکنید برای شما یکسان است. فقط اعمالی را که همواره انجام میدادید، جزا داده میشوید.
بی تردید پرهیزکاران در بهشتها و نعمتی فراواناند.
به آنچه پروردگارشان به آنان عطا کرده و [برای آنکه] پروردگارشان آنان را از عذاب دوزخ مصون داشته، شادمان و مسرورند.
[به آنان گویند:] به پاداش اعمالی که همواره انجام میدادید [از این نعمتها] بخورید و بیاشامید، گوارایتان باد.
[این] در حالی [است] که بر تختهایی ردیف و به هم پیوسته تکیه میزنند و حورالعین را به همسری آنان درمیآوریم.
و کسانی که ایمان آوردند و فرزندانشان [به نوعی] در ایمان از آنان پیروی کردند، فرزندانشان را [در بهشت] به آنان ملحق میکنیم و هیچ چیز از اعمالشان را نمیکاهیم؛ هر انسانی در گرو اعمال خویش است.
و [همواره] به آنان انواع میوهها و گوشتهایی که دلخواه آنان است، میرسانیم.
آنان در بهشت، جامهای [پر از شراب طهور را] که نه در آن [پس از نوشیدنش، زمینه] بیهوده گویی و نه [خوردنش] گناه است، از دست یکدیگر میگیرند.
و [همواره برای پذیرایی از آنان] نوجوانانی پیرامونشان میگردند که گویا مرواریدی نهفته در صدف هستند.
و به یکدیگر روی میکنند [و از احوالات گذشته] از هم میپرسند.
میگویند: ما پیشتر [در دنیا] در میان کسان خود [از عذاب امروز] ترسان بودیم؛
ولی خدا بر ما منت نهاد و ما را از عذاب مرگبار حفظ کرد.
از پیش او را [برای نجات از عذاب] میخواندیم؛ زیرا که او نیکوکار و مهربان است.
پس [مشرکان را] هشدار ده که تو به لطف و رحمت پروردگارت نه کاهنی نه دیوانه؛
بلکه این سبک مغزانند که میگویند: او شاعری است که برای او حوادث تلخ روزگار و آمدن مرگش را انتظار میبردیم!
بگو: [هلاکت خود را] انتظار برید که من هم با شما از منتظرانم.
آیا عقلهایشان آنان را به این گفتارهای باطل و یاوه [بر ضد تو و قرآن] وامیدارد، یا [نه] آنان مردمی طغیانگر و سرکشاند؟
یا میگویند: قرآن را از پیش خود ساخته [و به خدا نسبت داده است؟ چنین نیست که میپندارند]، بلکه [قرآن وحی الهی است، ولی اینان] ایمان نمیآورند.
پس اگر [در ادعای خود] راستگویید، سخنی مانند آن بیاورید.
آیا آنان از غیر [آن] چیزی [که دیگران را از آن آفریدهاند،] آفریده شدهاند.
یاآنان آسمانها و زمین را آفریدهاند؟ نه، بلکه یقین ندارند.
آیا خزانههای [علم و قدرت] پروردگارت نزد آنان است [که هر کس را اینان به پیامبری برگزینند، پیامبر است و چون تو را پیامبر نمیدانند، پس پیامبر نیستی؟] یا بر تدبیر امور هستی و بر خدا مسلطاند [که اگر بخواهند این مقام را از تو سلب کنند، بتوانند؟]
یا برای آنان نردبانی است که [بر آن برشوند و] در آن خبرهای غیبی را بشنوند؟ پس باید شنوندهاش دلیلی آشکار [بر ادعایش] بیاورد؟
یا سهم خدا دختران است و سهم شما پسران؟
یا از آنان [در برابرابلاغ رسالت] پاداشی میخواهی که از خسارت آن سنگین بارند؟
یا علم غیب نزد آنان است که آنان [ادعای خود را از روی آن] مینویسند؟
یا میخواهند [بر ضد تو] نیرنگ و فریبی به کار گیرند؟ ولی کافران [بدانند که] خود اسیر و محکوم نیرنگ شدهاند.….
آیا آنان را معبودی جز خداست؟ خدا از آنچه شریک او قرار میدهند، منزّه است.….
و اگر پاره سنگی در حال سقوط از آسمان ببینند [فکر نمیکنند عذاب است، بلکه چنان بر انکار حق اصرار دارند که] میگویند: ابری متراکم است!
[اکنون که با هیچ دلیلی هدایت نمیشوند] پس آنان را واگذار تا آن روزشان را که در آن هلاک میشوند، ببینند.
روزی که نیرنگشان چیزی از عذاب را از آنان دفع نمیکند و یاری هم نخواهند شد.
برای ستمکاران جز این عذاب آخرتی عذابی دیگر [در دنیا] خواهد بود [و آن درهم کوبیده شدنشان در جنگ بدر است]، ولی بیشترشان معرفت و آگاهی [به وضع خود در آینده] ندارند.
و در برابر حکم پروردگارت شکیبایی کن که تو زیر نظر و مراقبت ما هستی، و هنگامی که [از خواب] برمیخیزی پروردگارت را همراه با سپاس و ستایش تسبیح گوی.
و [نیز] پارهای از شب و هنگام ناپدید شدن ستارگان [به سبب روشنایی صبح] خدا را تسبیح گوی.
سوگند به ستاره هنگامی که [برای غروب کردن در کرانه افق] افتد؛
که هرگز دوست شما از راه راست منحرف نشده، و [در ایمان و اعتقادش از راه راست] خطا نرفته؛….
و از روی هوا و هوس سخن نمیگوید.
گفتار او چیزی جز وحی که به او نازل میشود، نیست.
[فرشته] بسیار نیرومند به او تعلیم داده است.
[همان که] دارای درایت و توانمندی شگفتی است، پس [به آنچه که مأمور انجامش میباشد] مسلط و چیره است.
در حالی که در افق اعلا بود.
سپس نزدیک رفت و نزدیکتر شد
پس [فاصلهاش با پیامبر] به اندازه فاصله دو کمان گشت یا نزدیکتر شد.
آن گاه به بندهاش آنچه را باید وحی میکرد، وحی کرد.
آنچه را دل [پیامبر] دید [به پیامبر] دروغ نگفت [تا او را درباره حقیقت فرشته وحی به وهم و خیال اندازد، بلکه به حضور و شهودش یقین کامل داشت.]
آیا در آنچه [به حقیقت] میبینید با او به سختی مجادله و ستیزه میکنید؟
و بیتردید یک بار دیگر هم او را دیده است
نزد سدرة المنتهی،
در آنجا که جنت الماوی است.
آن گاه که سدره را احاطه کرده بود آنچه [از فرشتگان، نور و زیبایی] احاطه کرده بود.
دیده [پیامبر آنچه را دید] بر غیر حقیقت و به خطا ندید و از مرز دیدن حقیقت هم درنگذشت.
به راستی که بخشی از نشانههای بسیار بزرگ پروردگارش را دید.
پس به من از لات و عزّی [دو بت خویش] خبر دهید
و منات، سومین [بت] دیگرتان [که شما آنها را تمثال فرشتگانی به عنوان دختران خدا میپندارید،]
آیا [به پندار شما] ویژه شما پسر و ویژه او دختر است؟!
در این صورت این تقسیمی ظالمانه است.
این بتان [که شما آنها را به عنوان شریک خدا گرفتهاید] چیزی جز نامها[ی بیمعنا و بیمفهوم] که شما و پدرانتان [بر اساس حدس و گمان] نامگذاری کردهاید نیستند، خدا بر [حقّانیّت] آنها هیچ دلیلی نازل نکرده است. اینان فقط از پندار و گمان [بیپایه] و هواهای نفسانی پیروی میکنند، در حالی که مسلماً از سوی پروردگارشان برای آنان هدایت آمده است.
مگر برای انسان آنچه را [چون حاجتبخشی بتان و شفاعت آنان] آرزو میکند، فراهم است؟….
آخرت و دنیا فقط در سیطره مالکیّت و فرمانروایی خداست.
و چه بسیار فرشتگانی که در آسمانها هستند که شفاعتشان هیچ سودی نمیبخشد مگر پس از آنکه خدا برای هر که بخواهد و بپسندد، اجازه دهد.
مسلماً کسانی که به آخرت ایمان ندارند، فرشتگان را در نامگذاری به نام زن نامگذاری میکنند؛
و آنان را به این کار هیچ آگاهی و معرفت نیست. [آنان] فقط از گمان پیروی میکنند، و بیتردید گمان [انسان را] برای دریافت حق، هیچ سودی نمیدهد.
بنابراین از کسانی که از یاد ما روی گرداندهاند و جز زندگی دنیا را نخواستهاند، روی بگردان.
این [دنیا خواهی] آخرین مرز دانش و معرفت آنان است؛ یقیناً پروردگارت به کسی که از راه او منحرف شده، داناتر است، و او به کسی که هدایت یافته، آگاهتر است.
و آنچه را در آسمانها و آنچه را در زمین است، فقط در سیطره مالکیّت و فرمانروایی خداست، تا کسانی را که مرتکب گناه شدهاند، همان گناهانشان را به آنان کیفر دهد، و کسانی را که کار نیک کردهاند، همان کار نیکشان را به آنان پاداش دهد.
کسانی که از گناهان بزرگ و زشت کاریها جز لغزشهای کوچک دوری میکنند [مورد آمرزشاند] یقیناً آمرزش پروردگارت گسترده و وسیع است. او به شما از هنگامی که شما را از زمین به وجود آورد و از هنگامی که در شکم مادرانتان جنین بودید، داناتر است؛ پس خودستایی نکنید. او به کسی که پرهیزکاری پیشه کرده است، آگاهتر است.
آیا کسی را که [از حق] روی گردانید، دیدی؟
و اندکی [از مال خود] بخشید و [از باقی مانده آن] امساک ورزید.
آیا علم غیب نزد اوست و او میبیند [که بارگناهانش رادر قیامت دیگری برمیدارد؟]
یا او را به آنچه در صحیفههای موسی است خبر ندادهاند؟
و [یا به آنچه در صحیفههای] ابراهیم [است] همان که به طور کامل [به پیمانش با خدا] وفا کرد [آگاهش نکردهاند؟]
که هیچ سنگین باری بار گناه دیگری را برنمیدارد،
و اینکه برای انسان جز آنچه تلاش کرده [هیچ نصیب و بهرهای] نیست،
و اینکه تلاش او به زودی دیده خواهد شد؛
سپس به تلاشش پاداش کامل خواهند داد؛
و اینکه پایان [همه امور] به سوی پروردگار توست؛
و این اوست که میخنداند و میگریاند؛
و هم اوست که میمیراند و زنده میکند.
واوست که دو زوج نر وماده آفرید،
از نطفه هنگامی که در رحم ریخته شود.
و پدید آوردن جهان دیگر بر عهده اوست،
و اوست که شما را توانگر کرد و سرمایه قابل ذخیره بخشید،
و او پروردگار [ستاره] شِعری است،
و اوست که قوم عاد نخستین را هلاک کرد،
و [نیز] قوم ثمود را به طوری که [کسی از آنان را] باقی نگذاشت
وقوم نوح را پیشتر [هلاک کرد]؛ زیرا آنان ستمکارتر و سرکشتر بودند
و شهرها[ی قوم لوط] را زیر و رو کرد و به زمین کوبید.
پس [عذاب خدا] آنان را احاطه کرد آن مقدار که احاطه کرد.
پس [ای انسان!] در کدام یک از نعمتهای پروردگارت تردید میکنی [که آیا از سوی خدا هست یا نیست؟!]
این پیامبر [نیز] بیم دهندهای از [زمره] بیم دهندگان پیشین است.
قیامت نزدیک شد.
کسی جز خدا برطرف کننده [سختیها و هول و هراسش] نیست.
آیا از این سخن تعجب میکنید؟
و [با چنین وضعی که دارید هنوز] میخندید و نمیگریید؟!
و همواره سرکشی میکنید و غافلانه به خوشی و خوشگذرانی مشغول هستید؟!
پس [با این وصف که قیامتی سنگین در پی دارید، بیایید] خدا را سجده کنید و بپرستید.
قیامت بسیار نزدیک شد، و ماه از هم شکافت.
و اگر معجزهای را ببینند، روی بگردانند و گویند: [این] جادویی همیشگی است!
و [قرآن، رسالت پیامبر و معجزه را] انکار کردند و هواهای نفسانی خود را پیروی نمودند، در حالی که هر کاری [چه خیر و چه شر، چه حق و چه باطل در قرارگاه ویژه خود] قرار میگیرد [و اینان به زودی خواهند دانست که قرآن و پیامبر بر حق است یا معبودانشان؟]
بی تردید آنچه از خبرها[ی گذشتگان] که [در آن] مایه بازداشتن [از کفر و شرک و گناهان] است برای آنان آمده است.
[این خبرها] پندی رساست، ولی هشدارها [به این ستمکاران لجوج] سودی نمیبخشد.
بنابراین از آنان روی بگردان [و] روزی را [یاد کن] که آن دعوت کننده [یعنی اسرافیل] آنان را به امری بس دشوار و هولناک دعوت میکند.
در حالی که دیدگانشان [از شدت ترس] فرو افتاده، هم چون ملخهای پراکنده از گورها بیرون آیند.
شتابان به سوی آن دعوت کننده میروند و کافران میگویند: امروز روز بسیار سختی است.
پیش از آنان قوم نوح [پیامبران] را تکذیب کردند، پس بنده ما [نوح] را هم تکذیب کردند و گفتند: دیوانه است، و جن زدهای است [که آثاری از گزند جن در او میباشد.]
پس پروردگارش را خواند که من مغلوب شدهام [و از ستم و زورگویی آنان دلتنگم] بنابراین انتقام [مرا از اینان] بگیر.
پس [در پاسخ درخواستش] درهای آسمان را به آبی بسیار فراوان و ریزان گشودیم،
و زمین را به [جوشیدن] چشمههایی [پر آب] شکافتیم؛ پس آبِ آسمان و زمین برای کاری که مقدّر شده بود به هم پیوستند،
و او را بر کشتی که دارای تختهها و میخها بود سوار کردیم،
که زیر نظر ما روان بود. [و این] پاداشی بود برای کسی که مورد تکذیب قرار گرفته بود.
و بیتردید آن سرگذشت را [برای آیندگان] مایه پند و عبرت باقی گذاشتیم، پس آیا پند گیرندهای هست؟
پس عذاب و هشدارهایم چگونه بود؟
و یقیناً ما قرآن را برای پند گرفتن آسان کردیم، پس آیا پند گیرندهای هست؟
قوم عاد [پیامبرشان را] تکذیب کردند، پس عذاب و هشدارهایم چگونه بود؟
ما بر آنان در روزی شوم که شومیاش استمرار داشت، تندبادی سخت و بسیار سرد [به عنوان عذاب] فرستادیم،
که مردم را [از زمین] برمیکند [و بعد از آن عذاب،] گویی تنههای نخلی بودند که ریشه کن شدهاند.
پس عذاب و هشدارهایم چگونه بود؟
و یقیناً ما قرآن را برای پند گرفتن آسان کردیم، پس آیا پند گیرندهای هست؟
قوم ثمود بیم دهندگان را تکذیب کردند.
پس گفتند: آیا ما بشری از جنس خود را که [تک و] تنهاست [و جمعیت و نیرویی با خود ندارد] پیروی کنیم؟! در این صورت در گمراهی و دیوانگی خواهیم بود.
آیا از میان ما فقط بر او وحی نازل شده است؟! [نه، چنین نیست] بلکه او بسیار دروغگو و پر افاده و متکبر است [که میخواهد بر ما بزرگی کند.]
در فردای نزدیک خواهند دانست که بسیار دروغگو و پرافاده و متکبر کیست؟
[به صالح گفتیم:] ما برای آزمایش آنان یقیناً آن ماده شتر [درخواست شده] را خواهیم فرستاد؛ پس در انتظار سرانجام آنان باش و شکیبایی پیشه کن.
و آنان را خبر ده که آب آشامیدنی میان آنان و ماده شتر تقسیم شده است؛ هریک در زمان نوبت خود بر سر آب حاضر شوند.
پس آنان یارشان را [که برای پی کردن ناقه آماده کرده بودند] فرا خواندند و [او] دست به کار شد و [ماده شتر را] پی کرد.
پس عذاب و هشدارهایم چگونه بود؟
ما بر آنان یک فریاد مرگبار فرستادیم، پس همه آنان به صورت گیاه خشکی که در آغل چهارپایان جمع میکنند، درآمدند.
و یقیناً ما قرآن را برای پند گرفتن آسان کردیم، پس آیا پند گیرندهای هست؟
قوم لوط بیم دهندگان را تکذیب کردند.
ما بر آنان توفانی سخت که با خود ریگ و سنگ میآورد فرستادیم [در نتیجه همه را هلاک کرد]، مگر خاندان لوط را که سحرگاهان نجاتشان دادیم.
[این] نعمت و رحمتی از سوی ما بود، این گونه کسی را که سپاس گزار است، پاداش میدهیم.
به راستی لوط آنان را به مؤاخذه سخت ما بیم داده بود، ولی [آنان با وی] در بیمها و هشدارها[یش] سرسختانه مجادله و ستیزه کردند.
و از میهمانانش [که در حقیقت فرشتگان ما بودند] کامجویی خواستند، در نتیجه دیدگانشان را محو و نابینا کردیم؛ پس [گفتیم: طعمِ] عذاب و هشدارهایم را بچشید.
به یقین در سپیده دم عذابی پیگیر و پایدار به آنان رسید.
پس [گفتیم: طعمِ] عذاب و هشدارهایم را بچشید.
و یقیناً ما قرآن را برای پند گرفتن آسان کردیم، پس آیا پند گیرندهای هست؟
و همانا برای فرعونیان بیم دهندگان آمدند.
[آنان] همه معجزات و آیات ما را تکذیب کردند؛ در نتیجه آنان را [به عذابی سخت] گرفتیم، گرفتن توانایی شکست ناپذیر و نیرومند.
آیا کافران [شهر] شما از اقوامی که برشمردیم، بهتر و برترند [تا به سبب بهتری و برتری مصون از عذاب باشند؟] یا برای شما در کتابهای آسمانی امان نامهای هست [که هر جرمی را مرتکب شوید عذابی نخواهید داشت؟!]
یا [آنکه] میگویند: ما گروهی متحد و پشتیبان یکدیگریم [که هرکس بخواهد آسیبی به ما رساند، با قدرت هرچه تمامتر از او انتقام میگیریم؟]
به زودی [این] گروه [متحد در جنگی که خود بر ضد مؤمنان تدارک میبینند] شکست میخورند و پشتکنان میگریزند.
بلکه وعده گاهشان قیامت است، و قیامت هولناکتر و تلختر است.
بی تردید گنهکاران در گمراهی و انحراف و در آتش افروختهاند.
روزی که با صورت در آتش کشیده میشوند [و به آنان میگویند:] سوزندگی و عذاب دردناک دوزخ را بچشید.
ما هر چیزی را به اندازه آفریدیم.
و فرمان ما جز فرمان واحدی نیست که مانند یک چشم بر هم زدن است.
بی تردید ما هم مسلکان شما را [که در گذشته به سر میبردند، به خاطر طغیانشان] هلاک کردیم؛ پس آیا پند گیرندهای هست؟
و هر عملی را که انجام دادند در نامههای اعمالشان ثبت است.
و هر کوچک و بزرگی [از اعمالشان در آن] نوشته شده است.
یقیناً پرهیزکاران در بهشتها و [کنار] نهرها هستند؛
در جایگاهی حق و پسندیده نزد پادشاهی توانا.
[خدای] رحمان
قرآن را تعلیم داد.
انسان را آفرید؛
به او بیان آموخت؛
خورشید و ماه با حسابی [منظم و دقیق] روانند؛
و گیاه و درخت همواره [برای او] سجده میکنند؛
و آسمان را برافراشت و [برای سنجش هر امر معنوی و مادی] ترازو نهاد؛
تا در [سنجیدن با] ترازو طغیان روا مدارید [و از مرز عدالت و انصاف مگذرید.]
و ترازو را به عدالت برپا دارید و از ترازو مکاهید؛
و زمین را برای [زندگی] مردم نهاد؛
در آن میوهها و نخلها با خوشههای غلاف دار است؛
و دانههای با سبوس و کاه و گیاهان خوشبوست،
پس [ای انس و جن!] کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟
انسان را از گلی خشکیده مانند سفال آفرید.
و جن را از آمیزهای [از شعلههای مختلف] آتش به وجود آورد.
پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟
پروردگار دو مشرق و پروردگار دو مغرب است.
پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟
دو دریای [شیرین و شور] را روان ساخت در حالی که همواره باهم تلاقی و برخورد دارند؛
[ولی] میان آن دو حایلی است که به هم تجاوز نمیکنند [درنتیجه باهم مخلوط نمیشوند!]
پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟
از آن دو دریا لؤلؤ و مرجان بیرون میآید.
پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟
و او را در دریا کشتیهای بادبان برافراشته چون کوههاست.
پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟
همه آنان که روی این زمین هستند، فانی میشوند.
و تنها ذات باشکوه و ارجمند پروردگارت باقی میماند.
پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟
هر که در آسمانها و زمین است از او درخواست [حاجت] میکند، او هر روز در کاری است.
پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟
ای انس و جن! به زودی به [حساب] شما میپردازیم.
پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟
ای گروه جن و انس! اگر میتوانید از کرانهها و نواحی آسمانها و زمین بیرون روید، پس بیرون روید؛ نمیتوانید بیرون روید مگر با نوعی توانایی و قدرت.
پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟
بر شما شعلههایی از آتش بیدود و دود آتش آلود فرستاده خواهد شد، در نتیجه نمیتوانید یکدیگر را [برای دفع عذاب] یاری دهید!
پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟
و ناگهان آسمان بشکافد و چون چرمی سرخ رنگ و گلگون شود.
پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟
پس در آن روز [به علت سرعت فوق العاده حسابرسی و روشن بودن همه امور] هیچ انس و جنّی را از گناهش نپرسند.
پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟
گناهکاران به نشانههایشان شناخته میشوند، پس آنان را به موهای پیش سرو به پاهایشان میگیرند [و به آتش میاندازند.]
پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟
این همان دوزخی است که گنهکاران آن را دروغ میپنداشتند.
آنان در میان آتش و آب جوشان رفت و آمد میکنند
پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟
و برای کسی که از مقام پروردگارش [که احاطه و تسلّط او بر ظاهر و باطن هستی است] بترسد دو بهشت است.
پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟
[دو بهشتی که] دارای درختان و شاخسارهای باطراوت و انبوه است.
پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟
در آن دو بهشت دو چشمهای است که همواره جاری است.
پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟
در آن دو بهشت از هر میوهای دو نوع فراهم است.
پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟
[بهشتیان] بر بسترهایی که آستر آنها از حریر درشت بافت است، تکیه میزنند، و میوههای رسیده آن دو بهشت [به آسانی] در دسترس است.
پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟
در آن بهشتها زنانی هستند که فقط به همسرانشان عشق میورزند، و پیش از آنان دست هیچ انس و جنی به آنان نرسیده است.
پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟
گویی آن زنان بهشتی یاقوت و مرجاناند.
پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟
آیا پاداش نیکی جز نیکی است؟
پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟
و جز آن دو بهشت، دو بهشت دیگر [هم] هست.
پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟
آن [دو بهشت دیگر] در نهایت سرسبزیاند.
پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟
در آن دو بهشت دو چشمه همواره جوشان و در حال فوران است.
پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟
در آنها میوههای فراوان و درخت خرما و انار است.
پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟
در آنها زنانی نیکو سیرت و زیبا صورتاند.
پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟
حوریانی که در سراپردهها مستورند.
پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟
پیش از همسران بهشتیشان دست هیچ انس و جنّی به آنان نرسیده است.
پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟
بر بالشهای سبز و فرشهای زیبا تکیه میزنند.
پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟
همیشه سودمند و با برکت است نام پروردگار با شکوه و ارجمندت.
هنگامی که واقعه [بسیار عظیم قیامت] واقع شود،
که در واقع شدنش دروغی [در کار] نیست،
پست کننده [کافران] و رفعت دهنده [مؤمنان] است.
هنگامی که زمین به شدت لرزانده شود،
و کوهها درهم کوبیده وریز ریز شوند.
در نتیجه غباری پراکنده گردد،
وشما سه گروه شوید:
سعادتمندان، چه بلند مرتبهاند سعادتمندان!
و شقاوتمندان، چه دون پایهاند شقاوتمندان!
و پیشی گیرندگان [به اعمال نیک] که پیشی گیرندگان [به رحمت و آمرزش]اند،
اینان مقرباناند،
در بهشتهای پر نعمتاند.
گروهی بسیار از پیشینیان،
و اندکی از پسینیان،
بر تختهایی زربافت،
در حالی که روبروی یکدیگر بر آنها تکیه دارند.
نوجوانانی همیشه نو جوان همواره [برای خدمت] پیرامونشان میگردند،
با قدحها و کوزهها و جامهایی از باده ناب و پاک،
که از نوشیدنش نه سردرد گیرند، و نه مست و بیخرد شوند،
و میوهها از هر نوعی که اختیار کنند،
و گوشت پرنده از هر گونهای که بخواهند،
و حوریانی چشم درشت،
هم چون مروارید پنهان شده در صدف؛
پاداشی است در برابر اعمالی که همواره انجام میدادند.
در آنجا نه سخن بیهودهای میشنوند، نه کلام گناه آلودی،
مگر سخنی که سلام است و سلام،
و سعادتمندان چه بلند مرتبهاند سعادتمندان!
در سایه درخت سدر بیخارند،
و درختان موزی که میوههایش خوشه خوشه روی هم چیده شده است،
و سآیهای گسترده و پایدار،
و آبی ریزان،
و میوهای فراوان،
که پایان نپذیرد و ممنوع نشود،
و همسرانی بلند مرتبه،
که ما آنان را با آفرینشی ویژه آفریدیم؛
پس آنان را همواره دوشیزه قرار دادهایم
عشقورز به شوهران، و هم سن و سال با همسران.
[همه این نعمتها] برای سعادتمندان [است.]
گروهی بسیار از پیشینیان،
و گروهی بسیار از پسینیان،
و شقاوتمندان، چه دون پایهاند شقاوتمندان!
در میان بادی سوزان و آبی جوشان [قرار دارند،]
و سآیهای از دودهای بسیار غلیظ و سیاه،
نه خنک است و نه آرامبخش،
اینان پیش از این از نازپروردگان خود کامه و سرکش بودند،
و همواره بر گناهان بزرگ پافشاری داشتند،
و پیوسته میگفتند: آیا هنگامی که مردیم و خاک و استخوان شدیم، آیا به راستی برانگیخته میشویم؟!
و آیا پدران گذشته ما نیز برانگیخته میشوند؟!
بگو: بیتردید همه پیشینیان وهمه پسینیان،
برای وعده گاه روزی معین گرد آورده خواهند شد.
آن گاه شما ای گمراهان انکار کننده!
قطعاً از درختی که از زقّوم است [و دارای مایعی جوشان و بسیار بدمزه و بدبوست] خواهید خورد؛
و شکمها را از آن پر خواهید کرد،
و روی آن از آب جوشان خواهید نوشید،
مانند نوشیدن شترانی که به شدت تشنهاند؛
این است پذیرایی از آنان در روز جزا.
ما شما را آفریدیم، پس چرا [آفرینش دوباره خود را پس از مرگ] باورنمیکنید؟
آیا از [حالات و دگرگونیهای] نطفهای که در رحم میریزید آگاه هستید؟
آیا شما آن را [تا انسانی معتدل و آراسته شود] میآفرینید یا ما آفرینندهایم؟
ماییم که مرگ را میان شما مقدّر کردیم، و هیچ چیز ما را [در جاری کردن مرگ بر شما] مغلوب نمیکند.
[آری، مرگ را مقدّر کردیم] تا امثال شما را جایگزین شما کنیم و شما را به صورتی که نمیدانید آفرینشی تازه و جدید بخشیم،
و به راستی پیدایش نخستین را [که جهان فعلی است] شناختید، پس چرا متذکّر [پدید شدن جهان دیگر] نمیشوید؟!
مرا خبر دهید آنچه را میکارید،
آیا شما آن را میرویانید، یا ما میرویانیم؟
به یقین اگر بخواهیم، آن را ریز ریز کرده و خاشاک میکنیم که متأسف و شگفت زده میشوید،
[و میگویید:] مسلماً ما خسارت زدهایم،
بلکه ناکام و محرومیم
به من خبر دهید آبی که مینوشید،
آیا شما آن را از ابر باران زا فرود آوردهاید یا ما فرود آورندهایم؟
اگر بخواهیم آن را تلخ میگردانیم، پس چرا سپاسگزاری نمیکنید؟
به من خبر دهید آتشی که میافروزید،
آیا شما درختش را به وجود آوردهاید یا ما به وجود آوردندهایم؟
ما آن را وسیله تذکر و مایه استفاده برای صحرانشینان و بیابانگردان قرار دادهایم.
پس به نام پروردگار بزرگت تسبیح گوی.
پس به جایگاه ستارگان سوگند میخورم،
و اگر بدانید بیتردید این سوگندی بس بزرگ است.
که یقیناً این قرآن، قرآنی است ارجمند و باارزش؛
[که] در کتابی مصون از هر گونه تحریف و دگرگونی [به نام لوح محفوظ جای دارد.]
جز پاک شدگان [از هر نوع آلودگی] به [حقایق و اسرار و لطایف] آن دسترسی ندارند.
نازل شده از سوی پروردگار جهانیان است.
آیا شما نسبت به این گفتار سهلانگاری میکنید [و آن را قابل اعتنا نمیدانید؟!]
و فقط نصیب خود را این قرار میدهید که آن را انکار کنید؟!
پس چرا هنگامی که روح به گلوگاه میرسد،
و شما در آن وقت نظارهگر هستید [و هیچ کاری از شما ساخته نیست!]
و ما به او از شما نزدیک تریم، ولی نمیبینید.
[آری] پس چرا اگر شما پاداش داده نمیشوید [و به گمان خود قیامتی در کار نیست و شما را قدرتی بزرگ و فراتر است؟]
آن [روح به گلوگاه رسیده] را [به بدن محتضر] برنمیگردانید، اگر [در ادعای خود] راستگویید؟
پس اگر [جان به گلو رسیده] از مقربان باشد،
[در] راحت و آسایش و بهشت پرنعمت [خواهد بود.]
و اگر از سعادتمندان باشد،
[به او گفته میشود:] از سوی سعادتمندان بر تو سلام باد.
و اما اگر از انکارکنندگان [حقایق و] گمراه باشد،
پذیرایی از او با آب جوشان است،
و وارد شدن به دوزخ است.
[آنچه درباره این سه طایفه بیان شد،] بیتردید این است همان حقّ یقینی.
پس به نام پروردگار بزرگت تسبیح گوی.
آنچه در آسمانها و زمین است، خدا را [به پاک بودن از هر عیب و نقصی] میستایند، و او توانای شکست ناپذیر و حکیم است.
مالکیّت و فرمانروایی آسمانها و زمین فقط در سیطره اوست، زنده میکند و میمیراند، و او بر هر کاری تواناست.
اوست اول و آخر و ظاهر و باطن، و او به همه چیز داناست.
اوست که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید، سپس بر تخت فرمانروایی و تدبیر امور آفرینش چیره و مسلط شد. آنچه در زمین فرو میرود و آنچه از آن بیرون میآید و آنچه از آسمان نازل میشود، و آنچه در آن بالا میرود میداند. و او با شماست هرجا که باشید، و خدا به آنچه انجام میدهید، بیناست.
مالکیّت و فرمانروایی آسمانها و زمین فقط در سیطره اوست، و همه امور به خدا باز گردانده میشود.
شب را در روز درمیآورد و روز را در شب درمیآورد، و او به نیّات و اسرار سینهها داناست.
به خدا و پیامبرش ایمان آورید، و از اموالی که خدا شما را در آن جانشین خود قرار داده، انفاق کنید؛ پس برای کسانی از شما که ایمان آورده و انفاق کردهاند، پاداش بزرگی خواهد بود.
و شما را چه شده که به خدا ایمان نمیآورید؟ در حالی که پیامبر، شما را دعوت میکند تا به پروردگارتان ایمان آورید، و بیتردید خدا [از طریق عقل و فطرت بر ایمان آوردنتان] پیمان گرفته است، اگر باور دارید.
اوست که بر بندهاش آیات روشنی نازل میکند تا شما را از تاریکیها به سوی نور بیرون آورد. و یقیناً خدا نسبت به شما رؤوف و مهربان است.
و شما را چه شده که در راه خدا انفاق نمیکنید؟ در حالی که میراث آسمانها و زمین مخصوص خداست [و کسی مالک حقیقی چیزی نیست]. کسانی از شما که پیش از فتح [مکه] انفاق کردند و جهاد نمودند [با دیگران] یکسان نیستند، آنان از جهت درجه از کسانی که پس از فتح [مکه] انفاق کردند و جهاد نمودند، بلندپایه ترند. و خدا به هریک وعده نیکو داده است و خدا به آنچه انجام میدهید، آگاه است.
کیست که به خدا وامی نیکو دهد تا خدا آن را برای او دو چندان کند و او را پاداشی نیکو و باارزش باشد؟
[این پاداش نیکو و باارزش در] روزی [است] که مردان و زنان باایمان را میبینی که نورشان پیش رو و از جانب راستشان شتابان حرکت میکند، [به آنان میگویند:] امروز شما را مژده باد به بهشتهایی که از زیرِ [درختانِ] آن نهرها جاری است، در آنها جاودانهاید، این است آن کامیابی بزرگ.
روزی که مردان و زنان منافق به کسانی که ایمان آوردهاند، میگویند: ما را مهلت دهید تا [پرتویی] از نور شما بر گیریم. به آنان گویند: به پشت سرتان [دنیا] برگردید و [از آنجا برای خود] نوری بجویید. سپس میان آنان دیواری زده میشود که دارای دری است، درونش [که مؤمنان در آن درآیند] رحمت است و بیرونش که پیش روی منافقان قرار دارد عذاب است.
مؤمنان را ندا میدهند: آیا ما [در دنیا] با شما نبودیم؟ میگویند: چرا، ولی شما خود را [به سبب نفاق و دشمنی با خدا و رسول] در بلا و هلاکت افکندید و به انتظار [خاموش شدن چراغ اسلام و نابودی پیامبر] نشستید و [نسبت به حقایق] در تردید بودید و آرزوها[ی دور و دراز و بیپایه،] شما را فریفت، تا فرمان خدا [به نابودی شما] در رسید و [شیطان] فریبنده، شما را فریب داد.
پس امروز از شما و از کافران فدیه و عوضی [در برابر نجات از عذاب] دریافت نخواهد شد، جایگاهتان آتش است، [و] همان سرپرست و یار شماست و بد بازگشت گاهی است.
آیا برای اهل ایمان وقت آن نرسیده که دلهایشان برای یاد خدا و قرآنی که نازل شده نرم و فروتن شود؟ و مانند کسانی نباشند که پیش از این کتاب آسمانی به آنان داده شده بود، آن گاه روزگار [سرگرمی در امور دنیا و مشغول بودن به آرزوهای دور و دراز] بر آنان طولانی گشت، در نتیجه دلهایشان سخت و غیر قابل انعطاف شد، و بسیاری از آنان نافرمان بودند.
بدانید که خدا زمین را پس از مردگیاش زنده میکند. همانا ما نشانهها[ی ربوبیت و قدرت خود] را برای شما بیان کردیم تا بیندیشید.
بی تردید مردان و زنان انفاق کننده و آنان که به خدا وام نیکو دادهاند،[وامشان در پیشگاه خدا] برای آنان دو چندان شود، و برای آنان پاداش باارزشی است.
و کسانی که به خدا و پیامبرش ایمان آوردند، آنانند که صدّیقان و گواهان [اعمال] نزد پروردگارشان هستند، [و] برای آنان است پاداش [اعمال]شان و نور [ایمان]شان و کسانی که کفر ورزیدند و آیات ما را انکار کردند، آنان اهل دوزخاند.
بدانید که زندگی دنیا [یی که دارندهاش از ایمان و عمل تهی است،] فقط بازی و سرگرمی و آرایش و فخرفروشیتان به یکدیگر، و افزون خواهی در اموال و اولاد است، [چنین دنیایی] مانند بارانی است که محصول [سبز و خوش منظرهاش] کشاورزان را به شگفتی آورد، سپس پژمرده شود و آن را زرد بینی، سپس ریز ریز و خاشاک شود!! [که برای دنیاپرستان بیایمان] در آخرت عذاب سختی است و [برای مؤمنان که دنیای خود را در راه اطاعت حق و خدمت به خلق به کار گرفتند] از سوی خدا آمرزش و خشنودی است، و زندگی دنیا جز کالای فریبنده نیست.
سبقت جویید به آمرزشی از سوی پروردگارتان و بهشتی که پهنایش چون پهنای آسمان و زمین است، برای کسانی که به خدا و پیامبرانش ایمان آوردهاند، آماده شده است؛ این فضل خداست که آن را به هرکس بخواهد عطا میکند و خدا دارای فضل بزرگ است.
هیچ گزند و آسیبی در زمین [چون زلزله، سیل، توفان و قحطی] و در وجود خودتان [چون بیماری، رنج، تعب و از دست رفتن مال و ثروت،] روی نمیدهد مگر پیش از آنکه آن را به وجود آوردیم در کتابی [چون لوح محفوظ] ثبت است، بیتردید این [تقدیر حوادث و فرمان قطعی به پدید آمدنش] بر خدا آسان است.
تا [با یقین به اینکه هر گزند و آسیبی و هر عطا و منعی فقط به اراده خداست و شما را در آن اختیاری نیست] بر آنچه از دست شما رفت، تأسف نخورید، و بر آنچه به شما عطا کرده است، شادمان و دلخوش نشوید، و خدا هیچ گردنکش خودستا را [که به نعمتها مغرور شده است] دوست ندارد.
همانان که همواره بخل میورزند و مردم را به بخل وامیدارند، و هرکه [از انفاق] روی بگرداند [زیانی به خدا نمیرساند]؛ زیرا خدا بینیاز و ستوده است.
همانا ما پیامبران خود را با دلایل روشن فرستادیم و با آنان کتاب و ترازو[ی تشخیص حق از باطل] نازل کردیم تا مردم به عدالت بر خیزند، و آهن را که در آن برای مردم قوت و نیرویی سخت و سودهایی است، فرود آوردیم و تا خدا مشخص بدارد چه کسانی او و پیامبرانش را در غیاب پیامبران یاری میدهند؛ یقیناً خدا نیرومند و توانای شکست ناپذیر است.
به یقین ما نوح و ابراهیم را فرستادیم و در میان فرزندان آن دو نفر، نبوّت و کتاب قرار دادیم، پس برخی از آنان هدایت یافتند و بسیاری از آنان نافرمان بودند.
سپس به دنبال آنان پیامبران خود را پی در پی آوردیم و پس از آنان عیسی پسر مریم را [به رسالت] فرستادیم و به او انجیل عطا کردیم و در قلب کسانی که از او پیروی میکردند رأفت و رحمت قرار دادیم، و رهبانیتی که از نزد خود ساخته بودند ما بر آنان مقرّر نکرده بودیم، ولی [خود آنان آن را] برای طلب خشنودی خدا [بر خود واجب کرده بودند]، اما آنگونه که باید حدود خودساخته را رعایت نکردند؛ پس پاداش کسانی از آنان را که ایمان آوردهاند، عطا کردیم و بسیاری از آنان نافرمانند.
ای مؤمنان! از خدا پروا کنید و به پیامبرش ایمان آورید تا دو سهم از رحمتش را به شما عطا کند، و برای شما نوری قرار دهد که به وسیله آن [در میان مردم] راه سپارید و شما را بیامرزد، و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
تا اهل کتاب بدانند [که اگر به پیامبر اسلام ایمان نیاورند] بر چیزی از فضل خدا دسترسی نخواهند داشت؛ بیتردید همه فضل به دست خداست، آن را به هرکس بخواهد عطا میکند و خدا دارای فضل بزرگ است.
به راستی خدا گفتار [زنی] را که درباره همسرش با تو گفتگو داشت و به خدا شکایت میکرد، شنید و خدا گفتگوی شما را میشنود؛ زیرا خدا شنوا و بیناست.
کسانی از شما که با زنان خود «ظهار» میکنند [یعنی بر پایه فرهنگ جاهلی میگویند: تو نسبت به من به منزله مادرم هستی، پس آمیزش با تو بر من حرام ابدی است] زنانشان مادرانشان نیستند، مادرانشان فقط زنانی هستند که آنان را زادهاند، و آنان بیتردید سخنی ناپسند و دروغ میگویند و مسلماً خدا بسیار باگذشت و بسیار آمرزنده است.
و کسانی که با زنانشان ظهار میکنند، سپس از آنچه گفتهاند برمیگردند، باید پیش از آمیزش با هم بردهای [در راه خدا] آزاد کنند. این [حکمی] است که به آن اندرز داده میشوید، و خدا بر آنچه انجام میدهید، آگاه است.
کسی که توانایی [آزاد کردن برده را] ندارد، باید پیش از آنکه با هم آمیزش کنند، دو ماه پی در پی روزه بگیرد، و هر که نتواند باید شصت مسکین را طعام دهد؛ این حکم برای این است که به خدا و پیامبرش ایمان آورید [و از فرهنگ جاهلی دوری گزینید]؛ و اینها حدود خداست. و برای کافران عذابی دردناک است.
بی تردید کسانی که با خدا و پیامبرش دشمنی و مخالفت میورزند، خوار و سرنگون میشوند، چنان که کسانی که پیش از آنان بودند، خوار و سرنگون شدند، و همانا ما آیات روشنی نازل کردیم، و برای کافران عذابی خوارکننده است.
در روزی که خدا همه آنان را برمیانگیزد، آن گاه به اعمالی که انجام دادهاند، آگاهشان میکند، اعمالی که خدا حساب همه آنها را برشمرده است در حالی که [آنان] آن را فراموش کردهاند، و خدا بر هر چیز گواه است.
آیا ندانستهای که خدا آنچه را در آسمانها و آنچه را در زمین است، میداند؟ هیچ گفتگوی محرمانهای میان سه نفر نیست مگر اینکه او چهارمی آنان است، و نه میان پنج نفر مگر اینکه او ششمی آنان است، و نه کمتر از آن و نه بیشتر مگر اینکه هر کجا باشند او با آنان است، سپس روز قیامت آنان را به اعمالی که انجام دادهاند آگاه میکند؛ زیرا خدا به همه چیز داناست.
آیا کسانی را که از گفتگوی محرمانه منع شده بودند، ندیدی؟ که باز به کاری که از آن منع شده بودند بازمیگردند، و با یکدیگر از روی گناه و دشمنی و سرپیچی از پیامبر، محرمانه گفتگو میکنند، و هنگامی که نزد تو آیند به صورتی تو را درود میگویند که خدا به تو درود نگفته است، و در دل خود میگویند: چرا خدا ما را به سبب آنچه میگوییم عذاب نمیکند؟! دوزخ برای آنان کافی است، در آن وارد میشوند، و بد بازگشت گاهی است.
ای اهل ایمان! هنگامی که محرمانه با یکدیگر گفتگو میکنید از روی گناه و دشمنی و سرپیچی از پیامبر با هم گفتگوی محرمانه نکنید، و بر پایه [تشویق یکدیگر به] نیکی و تقوا گفتگوی محرمانه کنید، و از خدایی که به سوی او محشور میشوید، پروا کنید.
جز این نیست که گفتگوی محرمانه [بیمنطق و رازگویی بیدلیل] از [ناحیه] شیطان است تا مؤمنان را اندوهگین کند، ولی نمیتواند هیچ گزندی به آنان برساند مگر به فرمان خدا. و مؤمنان فقط باید بر خدا توکل کنند [که توکل کننده به خدا از گزند شیطان مصون است.]
ای مؤمنان! هنگامی که گویند: در مجالس [برای نشستن دیگر برادرانتان] جا باز کنید، پس جا باز کنید، تا خدا برای شما [در بهشت] جا باز کند. و چون گویند: برخیزید، بیدرنگ برخیزید تا خدا مؤمنان از شما را به درجهای و دانشمندانتان را به درجاتی [عظیم و باارزش] بلند گرداند، و خدا به آنچه انجام میدهید، آگاه است.
ای مؤمنان! زمانی که میخواهید با پیامبر گفتگوی محرمانه کنید، پیش از گفتگوی محرمانه خود صدقه دهید، این برای شما بهتر و پاکیزهتر است، و اگر چیزی برای صدقه نیافتید [اجازه دارید محرمانه گفتگو کنید] زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
آیا ترسیدید از اینکه پیش از گفتگوی محرمانه خود صدقاتی بپردازید؟ پس چون نپرداختید و خدا هم توبه شما را پذیرفت، پس نماز را برپا دارید و زکات بدهید و از خدا و پیامبرش اطاعت کنید، و خدا به اعمالی که انجام میدهید، آگاه است.
آیا به کسانی که قوم مورد خشم خدا را به دوستی گرفتند، ننگریستی؟ اینان نه از شمایند و نه از آنان، و به دروغ سوگند میخورند [که از شمایند] و خود آگاهند [که دروغ میگویند.]
خدا برای آنان عذاب سختی آماده کرده است؛ زیرا آنچه را که همواره انجام میدادند، بسیار بد است.
آنان سوگندهایشان را [برای تبرئه خود از خیانت به پیامبر و مؤمنان] سپر قرار دادهاند، در نتیجه [مردم را] از راه خدا بازداشتند پس برای آنان عذابی خوارکننده است.
هرگز اموال و اولادشان چیزی از عذاب خدا را از آنان دفع نمیکند، آنان اهل آتشاند و در آن جاودانهاند.
روزی که خدا همه آنان را برمیانگیزد، پس همان گونه که برای شما سوگند دروغ میخوردند، برای خدا هم سوگند دروغ میخورند، و گمان میکنند که با سوگند دروغ میتوانند در عرصه محشر، سودی را برای خود جلب کنند و زیانی را از خویش بگردانند، آگاه باش که آنان همان دورغگویانند!
شیطان بر آنان چیره و مسلط شده و یاد خدا را از خاطرشان برده است، آنان حزب شیطانند، آگاه باش که حزب شیطان یقیناً همان زیان کارانند!
بی تردید کسانی که با خدا و پیامبرش دشمنی و مخالفت میکنند، در زمره خوارترینان هستند.
خدا لازم و مقرّر کرده است که بیتردید من و پیامبرانم پیروزیم. همانا خدا نیرومند و توانای شکست ناپذیر است.
گروهی را که به خدا و روز قیامت ایمان دارند، نمییابی که با کسانی که با خدا و پیامبرش دشمنی و مخالفت دارند، دوستی برقرار کنند، گرچه پدرانشان یا فرزاندانشان یا برادرانشان یا خویشانشان باشند. اینانند که خدا ایمان را در دلهایشان ثابت و پایدار کرده، و به روحی از جانب خود نیرومندشان ساخته، و آنان را به بهشتهایی که از زیرِ [درختانِ] آن نهرها جاری است درمیآورد، در آنجا جاودانهاند، خدا از آنان خشنود است و آنان هم از خدا خشنودند. اینان حزب خدا هستند، آگاه باش که بیتردید حزب خدا همان رستگارانند.
آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، خدا را به پاک بودن از هر عیب و نقصی میستایند، و او توانای شکست ناپذیر و حکیم است.
اوست که کافرانِ از اهل کتاب را در نخستین بیرون راندن دسته جمعی از خانههایشان بیرون راند. [شما اهل ایمان] رفتنشان را گمان نمیبردید، و خودشان پنداشتند که حصارها و دژهای استوارشان در برابر خدا [از تبعید و در به دری آنان] جلوگیری خواهد کرد ولی [اراده کوبنده] خدا از آنجا که گمان نمیکردند به سراغشان آمد و در دلهایشان رعب و ترس افکند به گونهای که خانههایشان را به دست خود و به دست مؤمنان ویران کردند. پس ای صاحبان بینش و بصیرت! عبرت گیرید.
اگر خدا فرمان ترک وطن را بر آنان لازم و مقرّر نکرده بود، قطعاً در همین دنیا عذابشان میکرد و برای آنان در آخرت عذاب آتش است.
این [در به دری و تبعید] برای این است که آنان با خدا و پیامبرش دشمنی و مخالفت کردند، و هر کس با خدا دشمنی و مخالفت کند [بداند که] خدا سخت کیفر است.
آنچه از درخت خرما [که در مالکیّت این دشمنان غدّار بود] بریدید یا آنها را بر ریشهها و تنههایش رها کردید، به فرمان خدا بود، تا نافرمانان را زبون و رسوا کند.
اموال و زمینهایی را که خدا به عنوان غنیمت به پیامبرش بازگرداند، شما برای به دست آوردنش اسب و شتری نتازاندید [و در نتیجه به زحمت نیفتادید]، ولی خدا پیامبرانش را بر هر که بخواهد مسلط و چیره میکند، و خدا بر هر کاری تواناست.
آنچه خدا از [اموال و زمینهای] اهل آن آبادیها به پیامبرش بازگرداند اختصاص به خدا و پیامبر و اهل بیت پیامبر و یتیمان و مستمندان و در راه ماندگان دارد، تا میان ثرومندان شما دست به دست نگردد. و [از اموال و احکام و معارف دینی] آنچه را پیامبر به شما عطا کرد بگیرید و از آنچه شما را نهی کرد، باز ایستید و از خدا پروا کنید؛ زیرا خدا سخت کیفر است.
[بخشی از غنایم] برای فقیران مهاجری است که از دیار و اموالشان بیرون رانده شدهاند، در حالی که فضل و خشنودی خدا را میجویند وخدا وپیامبرش را یاری میکنند، اینان همان راستگویانند.
و [برای] کسانی [از انصار است] که پیش از مهاجران در سرای هجرت و ایمان [یعنی مدینه] جای گرفتند، [و] کسانی را که به سوی آنان هجرت کردهاند دوست دارند، و در سینههای خود نیاز و چشم داشتی به آنچه به مهاجران داده شده است نمییابند، و آنان را بر خود ترجیح میدهند، گرچه خودشان را نیاز شدیدی [به مال و متاع] باشد. و کسانی را که از بخل و حرصشان بازداشتهاند، اینان همان رستگارانند.
و نیز کسانی که بعد از آنان [انصار و مهاجرین] آمدند در حالی که میگویند: پروردگارا! ما و برادرانمان را که به ایمان بر ما پیشی گرفتند بیامرز، و در دلهایمان نسبت به مؤمنان، خیانت و کینه قرار مده. پروردگارا! یقیناً تو رؤوف و مهربانی.
آیا کسانی را که نفاق ورزیدند، ندیدی؟ که به برادران کافرشان از اهل کتاب میگویند: اگر شما را [از خانه و دیارتان] بیرون کردند، ما هم قطعاً با شما بیرون میآییم، و هرگز فرمان کسی را بر ضد شما اطاعت نمیکنیم، و اگر با شما جنگیدند، همانا شما را یاری میکنیم. و خدا گواهی میدهد که آنان دروغگویند.
اگر [کافران از اهل کتاب را] بیرون کنند با آنان بیرون نمیروند، و اگر با آنان بجنگند آنان را یاری نمیدهند، و اگر یاری دهند در گرماگرم جنگ پشتکنان میگریزند، سپس [کافران اهل کتاب] یاری نمیشوند.
[آری منافقان، کافران از اهل کتاب را در گرماگرم جنگ به هنگام خطر رها میکنند و میگریزند؛ زیرا] ترس آنان از شما در دلهایشان بیش از ترس از خداست؛ چون آنان قومی هستند که [حقایق را به خاطر کوردلی] نمیفهمند.
همه آنان [به صورت متحد و یک پارچه] با شما نمیجنگند مگر در آبادیهایی که دارای حصار و قلعه و دژ هستند، یا از پشت دیوارها، دلاوری آنان میان خودشان شدید است [ولی از رویارویی با شما میترسند]، آنان را متحد و هم دست میپنداری در حالی که دلهایشان پراکنده است؛ زیرا آنان گروهی هستند که تعقّل نمیکنند.
[داستان این یهودیهای نابکار بنی نظیر] مانند کسانی است که اندکی پیش از اینان [در پیرامون مدینه] بودند که سرانجام وخیم کارشان را چشیدند، و برای آنان عذابی دردناک است.
[داستان منافقان که کافران از اهل کتاب را با وعدههای دروغ فریفتند] چون داستان شیطان است که به انسان گفت: کافر شو. هنگامی که کافر شد، گفت: من از تو بیزارم، من از خدا که پروردگار جهانیان است، میترسم.
سرانجامشان این شد که هر دو در آتشاند؛ و در آن جاودانهاند و این است کیفر ستمکاران.
ای اهل ایمان! از خدا پروا کنید؛ و هر کسی باید با تأمل بنگرد که برای فردای خود چه چیزی پیش فرستاده است، و از خدا پروا کنید؛ یقیناً خدا به آنچه انجام میدهید، آگاه است.
و مانند کسانی مباشید که خدا را فراموش کردند، پس خدا هم آنان را دچار خودفراموشی کرد؛ اینان همان فاسقانند.
دوزخیان و بهشتیان یکسان نیستند، بهشتیان همان رستگارانند.
اگر این قرآن را بر کوهی نازل میکردیم، قطعاً آن را از ترس خدا فروتن و از هم پاشیده میدیدی. و این مثلها را برای مردم میزنیم تا بیندیشند.
اوست خدایی که جز او هیچ معبودی نیست، دانای نهان و آشکار است، او رحمان و رحیم است.
اوست خدایی که جز او هیچ معبودی نیست، همان فرمانروای پاک، سالم از هر عیب و نقص، ایمنیبخش، چیره و مسلط، شکست ناپذیر، جبران کننده، شایسته بزرگی و عظمت است. خدا از آنچه شریک او قرار میدهند، منزّه است.
اوست خدا، آفریننده، نوساز، صورتگر، همه نامهای نیکو ویژه اوست. آنچه در آسمانها و زمین است همواره برای او تسبیح میگویند، و او توانای شکست ناپذیر و حکیم است.
ای اهل ایمان! دشمنان من و دشمنان خودتان را دوستان خود مگیرید، شما با آنان اظهار دوستی میکنید، در حالی که آنان به طور یقین به آنچه از حق برای شما آمده کافرند، و پیامبر و شما را به خاطر ایمانتان به خدا که پروردگار شماست [از وطن] بیرون میکنند، [پس آنان را دوستان خود مگیرید] اگر برای جهاد در راه من و طلب خشنودیم بیرون آمدهاید [چرا] مخفیانه به آنان پیام میدهید که دوستشان دارید؟ در حالی که من به آنچه پنهان میداشتید و آنچه آشکار کردید داناترم، و هر کس از شما با دشمنان من رابطه دوستی برقرار کند، مسلماً از راه راست منحرف شده است.
اگر بر شما چیره شوند، دشمنانتان خواهند بود، و دستهایشان را [به اسارت، آزار و کشتن] و زبانهایشان را به [بدگویی، تحقیر و ناسزا] بر ضد شما میگشایند، و آرزو دارند که ای کاش شما هم کافر شوید.
روز قیامت [که کیفر دوستی با دشمنان داده شود] خویشان و فرزندانتان سودی به حال شما ندارند، خدا میان شما و آنان جدایی میاندازد، و خدا به آنچه انجام میدهید، بیناست.
مسلماً برای شما در ابراهیم و کسانی که با اویند سرمشقی نیکوست، آن گاه که به قوم خود گفتند: ما از شما و آنچه به جای خدا میپرستید بیزاریم، ما به شما کافریم و میان ما و شما دشمنی و کینه همیشگی پدیدار شده است، تا آن زمان که به خدای یگانه ایمان آورید. [آری، ابراهیم و مؤمنان جز اعلام بیزاری سخنی با بت پرستان نداشتند] مگر سخن ابراهیم به پدرش که گفت: من برای تو [در صورتی که دست از دشمنی و کینه با حق برداری] آمرزش خواهم خواست و در برابر خدا به سود تو اختیار چیزی را ندارم. پروردگارا! بر تو توکل کردیم، و به سوی تو بازگشتیم، و بازگشت به سوی توست.
پروردگارا! ما را وسیله آزمایش [و هدف آزار، چیرگی و سلطه] برای کافران قرار مده، و پروردگارا! ما را بیامرز که همانا تو توانای شکست ناپذیر و حکیمی.
بی تردید برای شما در [روش و شیوه] آنان سرمشقی نیکوست، برای کسی که به خدا و روز قیامت امید دارد. و هر کس [از اقتدای به آن روش و شیوه] روی برگرداند [زیانی به خدا نمیرساند]؛ زیرا خدا همان بینیاز و ستوده است.
امید است خدا میان شما و کسانی از کافران که با آنان دشمنی داشتید [به وسیله اسلام آوردنشان] دوستی قرار دهد، و خدا تواناست، و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
خدا شما را از نیکی کردن و عدالت نسبت به کسانی که درکار دین با شما نجنگیدند و شما را از دیارتان بیرون نکردند بازنمیدارد؛ زیرا خدا عدالتپیشگان را دوست دارد.
خدا فقط شما را از دوستی با کسانی نهی میکند که در کار دین با شما جنگیدند، و از دیارتان بیرون راندند، و در بیرون راندنتان به یکدیگر کمک کردند تا [به خاطر این سختگیری] با آنان دوستی کنید. و تنها کسانی که با آنان دوستی کنند، ستمکارانند.
ای مؤمنان! هنگامی که زنان باایمان [با جدا شدن از همسرانشان] هجرتکنان [از دیار کفر] به سوی شما میآیند، آنان را [از جهت ایمان] بیازمایید، البته خدا خود به ایمان آنان داناتر است. پس اگر آنان را باایمان تشخیص دادید، آنان را به سوی کافران [که همسرانشان هستند] باز مگردانید، نه این زنان بر کافران حلالاند، و نه آن کافران بر این زنان حلالاند، و مهریهای که همسران کافر به زنان مؤمن خود دادهاند به آنان بپردازید، و بر شما گناهی نیست در صورتی که مهریهشان را به آنان بدهید، با آنان ازدواج کنید، و به عقد و پیوندهای زنان کافر [تان که به کفار پیوستهاند] پای بند نباشید [که آن عقد و پیوند باطل شده و وظیفه شما رها کردن آنان است] و آنچه را شما [برای همسران مرتد و فراری خود که به کافران پناهنده شدهاند] هزینه کردهاید [از کافران] بخواهید، و آنان هم باید آنچه را هزینه کردهاند از شما درخواست کنند؛ این حکم خداست که میان شما حکم میکند، و خدا دانا و حکیم است.
اگر برخی از همسران شما با پیوستن به کفار از دست شما رفتند [و کافران مهریه مورد مطالبه شما را ندادند] و شما غنیمتی یافتید، پس به کسانی که همسرانشان را [به خاطر پیوستن به کفار] از دست دادهاند، معادل مهریهای که دادهاند از غنایم بپردازید، و از خدایی که به او ایمان دارید پروا کنید.
ای پیامبر! هنگامی که زنان باایمان نزد تو آیند تا [بر پایه این شرایط] با تو بیعت کنند که چیزی را با خدا شریک نگیرند، و دزدی نکنند، و مرتکب زنا نشوند، و فرزندان خود را نکشند، و طفل حرام زاده خود را به دروغ و افترا به شوهرانشان نبندند، و در هیچ کار پسندیدهای از تو سرپیچی نکنند، با آنان بیعت کن و از خدا برای آنان آمرزش بخواه؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
ای مؤمنان! با قومی که خدا بر آنان خشم گرفته، دوستی نکنید. آنان به یقین از آخرت مأیوسند، همان گونه که کافران مدفون در قبرها [که به سرانجام شوم خود رسیدهاند، از نجات خویش] مأیوسند.
آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، خدا را [به پاک بودن از هر عیب و نقصی] میستایند، و او توانای شکست ناپذیر و حکیم است.
ای مؤمنان! چرا چیزی را میگویید که خود عمل نمیکنید؟
نزد خدا به شدت موجب خشم است که چیزی را بگویید که خود عمل نمیکنید.
خدا کسانی را دوست دارد که صف زده در راه او جهاد میکنند [و از ثابت قدمی] گویی بنایی پولادین و استوارند.
و [یاد کن] هنگامی را که موسی به قومش گفت: ای قوم من! چرا مرا میآزارید در حالی که میدانید من فرستاده خدا به سوی شما هستم؟ پس هنگامی که [از حق] منحرف شدند، خدا هم دلهایشان را [از پذیرفتن هدایت] منحرف کرد، و خدا مردم فاسق را هدایت نمیکند.
و [یاد کن] هنگامی را که عیسی پسر مریم گفت: ای بنی اسرائیل! به یقین من فرستاده خدا به سوی شمایم، تورات را که پیش از من بوده، تصدیق میکنم، و به پیامبری که بعد از من میآید و نامش «احمد» است، مژده میدهم. پس هنگامی که [احمد] دلایل روشن برای آنان آورد، گفتند: این جادویی است آشکار!!
و ستمکارتر از کسی که بر خدا دروغ میبندد، در حالی که به اسلام دعوت میشود کیست؟ و خدا مردم ستمکار را هدایت نمیکند.
میخواهند نور خدا را با دهانهایشان خاموش کنند در حالی که خدا کامل کننده نور خود است، گرچه کافران خوش نداشته باشند.
اوست که پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاد تا آن را بر همه ادیان پیروز کند، گرچه مشرکان خوش نداشته باشند.
ای اهل ایمان! آیا شما را به تجارتی راهنمایی کنم که شما را از عذابی دردناک نجات میدهد؟
به خدا و پیامبرش ایمان آورید، و با اموال و جانهایتان در راه خدا جهاد کنید؛ این [ایمان و جهاد] اگر [به منافع فراگیر و همیشگی آن] معرفت و آگاهی داشتید، برای شما [از هر چیزی] بهتر است؛
تا گناهتان را بیامرزد، و شما را در بهشتهایی که از زیرِ [درختانِ] آن نهرها جاری است و خانههای پاکیزه در بهشتهای جاویدان، درآورد؛ این است کامیابی بزرگ.
و نعمتهای دیگری که آن را دوست دارید [و به شما عطا میکند] یاری و پیروزی نزدیک از سوی خداست. و مؤمنان را مژده ده.
ای اهل ایمان! یاران خدا باشید، همان گونه که عیسی پسر مریم به حواریون گفت: یاران من در راه خدا چه کسانیاند؟ حواریون گفتند: ما یاران خداییم. پس طایفهای از بنی اسرائیل ایمان آوردند و گروهی کافر شدند؛ در نتیجه کسانی را که ایمان آوردند، بر ضد دشمنانشان یاری دادیم تا پیروز شدند.
آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، خدا را [به پاک بودن از هر عیب و نقصی] میستایند، خدایی که فرمانروای هستی و بینهایت پاکیزه و توانای شکست ناپذیر و حکیم است.
اوست که در میان مردم بیسواد، پیامبری از خودشان برانگیخت تا آیات او را بر آنان بخواند و آنان را [از آلودگیهای فکری و روحی] پاکشان کند و به آنان کتاب و حکمت بیاموزد، و آنان به یقین پیش از این در گمراهی آشکاری بودند.
و [نیز پیامبر را] بر مردمی دیگر [از عرب و غیر عرب] که هنوز به آنان نپیوستهاند [برانگیخت]. و او توانای شکست ناپذیر و حکیم است.
این [برانگیختن به پیامبری و مسؤولیت عظیم تعلیم و تربیت،] فضل خداست که آن را به هر کس بخواهد عطا میکند، و خدا صاحب فضل بزرگ است.
وصف کسانی که عمل کردن به تورات به آنان تکلیف شده است، آن گاه به آن عمل نکردند، مانند درازگوشی است که کتابهایی را [که هیچ آگاهی به محتویات آنها ندارد] حمل میکند. چه بد است سرگذشت مردمی که آیات خدا را تکذیب کردند. و خدا مردم ستمکار را هدایت نمیکند.
بگو: ای یهودیان! اگر گمان میکنید که فقط شما دوستان خدایید نه مردم دیگر، پس آرزوی مرگ کنید اگر راستگویید [چون دوستان خدا برای رسیدن به لقاء او مشتاق مرگ هستند.]
ولی آنان به سبب گناهانی که مرتکب شدهاند هرگز آروزی مرگ نمیکنند، و خدا به ستمکاران داناست.
بگو: بیتردید مرگی را که از آن میگریزید با شما دیدار خواهد کرد، سپس به سوی دانای نهان و آشکار بازگردانده میشوید، پس شما را به اعمالی که همواره انجام میدادید، آگاه خواهد کرد.
ای مؤمنان! چون برای نماز روز جمعه ندا دهند، به سوی ذکر خدا بشتابید، و خرید و فروش را رها کنید. که این [اقامه نماز جمعه و ترک خرید و فروش] برای شما بهتر است اگر [به پاداشش] معرفت و آگاهی داشتید.
و چون نماز پایان گیرد، در زمین پراکنده شوید و از فضل و رزق خدا جویا شوید و خدا را بسیار یاد کنید تا رستگار شوید.
و [برخی از مردم] چون تجارت یا مایه سرگرمی ببینند [از صف یک پارچه نماز] به سوی آن پراکنده شوند و تو را در حالی که [بر خطبه نماز] ایستادهای، رها کنند. بگو: پاداش و ثوابی که نزد خداست از سرگرمی و تجارت بهتر است، و خدا بهترین روزی دهندگان است.
چون منافقان نزد تو آیند، میگویند: گواهی میدهیم که تو بیتردید فرستاده خدایی. و خدا میداند که تو بیتردید فرستاده اویی، و خدا گواهی میدهد که یقیناً منافقان دروغگویند.
سوگندهایشان را [برای شناخته نشدن نفاقشان] سپر گرفته در نتیجه [مردم را] از راه خدا بازداشتهاند. چه بد است آنچه را اینان همواره انجام میدهند!
این [صفت زشت نفاق و بدی اعمال] به سبب آن است که آنان [نخست] ایمان آوردند، سپس کافر شدند در نتیجه بر دلهایشان مهر [تیره بختی] زده شد، به این علّت [حقایق را] نمیفهمند.
چون آنان را ببینی جسم و ظاهرشان [از آراستگی و وقار] تو را به شگفت آورد، و اگر سخن گویند [به علت شیرینی و جذابیّت کلام] به سخنانشان گوش فرامیدهی [اما از پوچی باطن، سبک مغزی و دورویی] گویی چوبهای خشکی هستند که به دیواری تکیه دارند [و در حقیقت اجسادی بیروحاند که در هیچ برنامهای اطمینانی به آنان نیست، از شدت بزدلی] هر فریادی را به زیان خود میپندارند. اینان دشمن واقعیاند؛ از آنان بپرهیز؛ خدا آنان را بکشد؛ چگونه [با دیدن این همه دلایل روشن، از حق به باطل] منحرف میشوند.
و چون به آنان گویند: بیایید تا پیامبر خدا برای شما آمرزش بخواهد [از روی کبر و غرور] سرهای خود را برمیگردانند، و آنان را میبینی که متکبرانه [از حق،] روی میگردانند.
برای آنان یکسان است چه برای آنان آمرزش بخواهی چه نخواهی، خدا هرگز آنان را نمیآمرزد. مسلماً خدا مردم فاسق را هدایت نمیکند.
فقط آنانند که میگویند: به کسانی که نزد پیامبر خدایند، انفاق مکنید تا [از پیرامون او] پراکنده شوند. در حالی که خزانههای آسمانها و زمین در سیطره خداست، ولی منافقان نمیفهمند.
میگویند: اگر به مدینه بازگردیم، مسلماً آنکه عزیزتر است [یعنی عبدالله بن ابی سلول، رئیس منافقان] آن را که خوارتر است [یعنی پیامبر که هنوز به پندار آنان تمکن لازم را به دست نیاورده] از آنجا بیرون میکند. در حالی که عزت و اقتدار برای خدا و پیامبر او و مؤمنان است، ولی منافقان [به این حقیقت] معرفت و آگاهی ندارند.
ای مؤمنان! مبادا اموال و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل کنند، و آنان که [به خاطر مال و فرزند از یاد خدا] غافل میشوند، زیانکارند.
و از آنچه روزی شما کردهایم انفاق کنید، پیش از آنکه یکی از شما را مرگ در رسد و بگوید: چرا مرا تا مدتی نزدیک مهلت ندادی تا صدقه دهم و از شایستگان باشم؟!
و هرگز خدا کسی را چون اجلش فرا رسد، مهلت نمیدهد؛ و خدا به اعمالی که انجام میدهید، آگاه است.
آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، خدا را [به پاک بودن از هر عیب و نقصی] میستایند. فرمانروایی ویژه اوست، همه ستایشها مخصوص اوست، و او بر هر کاری تواناست.
اوست که شما را آفرید؛ گروهی از شما کافرند، و برخی مؤمن، و خدا به آنچه انجام میدهید، بیناست.
آسمانها و زمین را به حق آفرید، و شما را صورت گری کرد و صورتهایتان را نیکو آراست، و بازگشت به سوی اوست.
آنچه را که در آسمانها و زمین است میداند، و [نیز] آنچه را پنهان میکنید و آنچه را آشکار مینمایید، میداند و خدا به نیّات و اسرار سینهها داناست.
آیا خبر کسانی که پیش از این کافر شدند، پس عقوبت کفرشان را چشیدند و برای آنان عذابی دردناک است، به شما نرسیده است؟
آن [عقوبت و عذاب دردناک] به سبب آن است که پیامبرانشان همواره دلایل روشن برای آنان آوردند، ولی گفتند: آیا بشر[ی مانند خودمان] ما را راهنمایی میکنند؟! پس کافر شدند و [از حق] روی گرداندند و خدا [از ایمان و طاعتشان] اظهار بینیازی کرد، و خدا بینیاز و ستوده است.
کافران پنداشتند [که پس از مرگ] هرگز برانگیخته نخواهند شد. بگو: آری سوگند به پروردگارم مسلماً برانگیخته خواهید شد، سپس شما را به آنچه انجام دادهاید، خبر خواهند داد، و این بر خدا آسان است.
پس به خدا و پیامبرش و نوری که نازل کردیم، ایمان آورید و خدا به آنچه انجام میدهید، آگاه است.
[بیتردید برانگیخته میشوید در] روزی که شما را در روز اجتماع [که روز قیامت است] جمع میکند، آن روز، روز غبن و خسارت است؛ و هرکس به خدا ایمان بیاورد و کار شایسته انجام دهد، خدا گناهانش را از او محو میکند، و او را به بهشتهایی که از زیرِ [درختانِ] آن نهرها جاری است، درمیآورد، در آنها جاودانه و همیشگیاند. این است کامیابی بزرگ.
و آنان که کافر شدند و آیات ما را انکار کردند، اهل آتشاند و در آن جاودانهاند، و بد بازگشت گاهی است!
هیچ مصیبتی جز به فرمان خدا نرسد. و هر کس به خدا ایمان بیاورد، خدا قلبش را [به حقایق] راهنمایی میکند؛ و خدا به همه چیز داناست.
و از خدا اطاعت کنید و از پیامبر فرمان برید، و اگر روی برگردانید [بدانید که] بر عهده پیامبر فقط رساندن آشکار [پیام وحی] است.
خداست که هیچ معبودی جز او نیست، پس مؤمنان فقط باید بر او توکّل کنند.
ای اهل ایمان! به راستی برخی از همسران و فرزندانتان [به علت بازداشتن شما از اجرای فرمانهای خدا و پیامبر] دشمن شمایند؛ بنابراین از [عمل به خواستههای بیجای] آنان [که مخالف احکام خداست] بپرهیزید، و اگر [از آزار و رنجی که به شما میدهند] چشم پوشی کنید و سرزنش کردن آنان را ترک نمایید و از آنان بگذرید [خدا هم شما را مورد الطاف بیکرانش قرار میدهد]؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
اموال و فرزندانتان فقط وسیله آزمایشاند، و خداست که پاداشی بزرگ نزد اوست.
بنابراین به اندازه استطاعتی که دارید از خدا پروا کنید و [دعوت حق را] بشنوید و اطاعت نمایید و انفاق کنید که برای شما بهتر است؛ و کسانی که خود را از بخل و حرص بازدارند آنان رستگارند.
اگر به خدا وام نیکو دهید، آن را برای شما دو چندان میکند و شما را میآمرزد و خدا عطا کننده پاداش فراوان در برابر عمل اندک میباشد و بردبار است.
دانای نهان و آشکار و توانای شکست ناپذیر و حکیم است.
ای پیامبر! زمانی که خواستید زنان را طلاق دهید، آنان را در زمان عدّه [آن زمانی که از عادت پاک شده و با همسر آمیزش نکرده باشند] طلاق دهید و حساب عدّه را نگه دارید، و از خدا پروردگارتان پروا کنید، و آنان را [در مدتی که عدّه خود را میگذرانند] از خانههایشان بیرون مکنید، و آنان هم [در مدت عدّه] بیرون نروند مگر اینکه مرتکب عمل زشت آشکاری شوند [که در آن صورت بیرون کردنشان از خانه بیمانع است]. این حدود خداست؛ و هر که از حدود تجاوز کند، یقیناً به خودش ستم ورزیده است. تو نمیدانی شاید خدا پس از این [در عده طلاق،] کاری پدید آورد [تا وسیله صلح و سازشی میان آنان شود.]
و چون به پایان زمان [عدّه] نزدیک شدند، آنان را [با رجوع به زوجیت] به صورتی شایسته [که رعایت همه حقوق همسرداری است] نگه دارید یا از آنان به طرزی شایسته [که پرداخت همه حقوق شرعیه اوست] جدا شوید، و [هنگام جدایی،] دو عادل از خودتان را گواه [طلاق] گیرید. [و شما ای گواهان!] گواهی را برای خدا اقامه کنید. به وسیله این [حقایق] به کسی که همواره به خدا و روز قیامت ایمان دارد، اندرز داده میشود و هر که از خدا پروا کند، خدا برای او راه بیرون شدن [از مشکلات و تنگناها را] قرار میدهد.
و او را از جایی که گمان نمیبرد روزی میدهد، و کسی که بر خدا توکل کند، خدا برایش کافی است، [و] خدا فرمان و خواستهاش را [به هر کس که بخواهد] میرساند؛ یقیناً برای هر چیزی اندازهای قرار داده است.
و از زنان شما آنانی که از عادت ماهیانه ناامیدند، اگر شک دارید [که به سبب رسیدن به سن یائسگی یا عاملی دیگر است] عدّه آنان [پس از طلاق] سه ماه است. و [هم چنین عدّه] زنانی که [با وجود سن معمولی] عادت نشدهاند [سه ماه است] و [پایان] عدّه زنان باردار، روزی است که وضع حمل میکنند. و هر که از خدا پروا کند برای او در کارش آسانی قرار میدهد.
این حقایق بیان شده احکام خداست که آنها را به سوی شما نازل کرده است؛ و هر کس از خدا پروا کند، گناهانش را از او محو میکند و پاداش او را بزرگ میدارد.
زنان طلاق داده را [تا پایان عدّه] به اندازه توانگری خود آنجا سکونت دهید که خود سکونت دارید و به آنان [در نفقه و مسکن] آسیب و زیان نرسانید تا زندگی را بر آنان سخت و دشوار کنید [و آنان مجبور به ترک خانه شوند]، و اگر باردار باشند، هزینه آنان را تا زمانی که وضع حمل کنند، بپردازید و اگر [پس از جدایی،] کودک شما را شیر دادند، اجرتشان را بدهید، و در میان خود [درباره فرزند] به نیکی و شایستگی مشورت کنید [تا به توافقی عادلانه برسید و در نتیجه به حقّ زن و شوهر و فرزند زیانی نرسد] و اگر [کارتان در این زمینه] با یکدیگر به سختی کشید [و نهایتاً به توافق نرسیدید،] زنی دیگر کودک را [با هزینه پدر] شیر دهد.
بر توانگر است که از توانگریاش [همسر بچه دارش را در ایام عدّه] هزینه دهد، و هر که رزق و روزیاش تنگ باشد از همان که خدا به او عطا کرده هزینه دهد. خدا هیچ کس را جز به اندازه رزقی که به او عطا کرده است، تکلیف نمیکند. خدا به زودی پس از سختی و تنگنا، فراخی و گشایش قرار میدهد.
چه بسیار آبادیها که [اهلش] از فرمان پروردگارشان و فرستادگانش روی برگرداندند، پس ما آنان را به حساب سختی محاسبه کردیم و به عذاب بسیار شدیدی عذاب نمودیم؛
و آنان کیفر سنگین کفر و کبرشان را چشیدند و سرانجام کارشان خسارت بود.
خدا برای آنان [در آخرت] عذابی سخت آماده کرده است، پس ای خردمندان مؤمن! از خدا پروا کنید. به راستی خدا به سوی شما وسیله تذکر نازل کرده است.
[و آن] پیامبری [است] که آیات روشن خدا را بر شما میخواند، تا کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند از تاریکیها به سوی نور بیرون آورد. و هر کس به خدا ایمان بیاورد و کار شایسته انجام دهد، او را در بهشتهایی که از زیرِ [درختانِ] آن نهرها جاری است، درآورد، در حالی که در آنها جاودانهاند. همانا رزق و روزی را برای او نیکو قرار داده است.
خداست که هفت آسمان و نیز مثل آنها هفت زمین را آفرید. همواره فرمان او در میان آنها نازل میشود تا بدانید که خدا بر هر کاری تواناست و اینکه یقیناً علم خدا به همه چیز احاطه دارد.
ای پیامبر! چرا آنچه را که خدا بر تو حلال کرده برای به دست آوردن خشنودی همسرانت بر خود حرام میکنی؟ و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
به یقین خدا راه گشودن [و شکستن] سوگندهایتان را [در مواردی] برای شما مقرّر کرده است، [و آن اینکه سوگندها را با کفاره دادن بشکنید تا از محدودیت و تنگنا درآیید] و خدا سرپرست و یار شماست، و او دانا و حکیم است.
و هنگامی که پیامبر، رازی را به یکی از همسرانش گفت و او آن راز را [نزد زن دیگر] فاش کرد، و خدا پیامبر را از افشای آن آگاه نمود، پیامبر بخشی از آن [راز افشا شده] را به آن زن گوشزد کرد و از گفتن بخشی دیگر [برای آنکه فاش کننده بیشتر شرمنده نشود] خودداری نمود. آن زن گفت: چه کسی فاش کردن راز را [به وسیله من] به تو خبر داده است؟ پیامبر گفت: دانای آگاه، به من خبر داد.
اگر شما دو زن از کار خود به پیشگاه خدا توبه کنید [خدا توبه شما را میپذیرد]، چون دل شما دو نفر از حق و درستی منحرف شده است، و اگر بر ضدِّ پیامبر به یکدیگر کمک دهید [راه به جایی نخواهید برد]؛ زیرا خدا و جبرئیل و صالح مؤمنان [که علی بن ابی طالب است] یار اویند، و فرشتگان نیز بعد از آنان پشتیبان او خواهند بود.
اگر پیامبر، شما را طلاق دهد امید است که پروردگارش همسرانی بهتر از شما که مسلمان، مؤمن، فرمانبر، توبه کار، خداپرست، روزهدار، غیر باکره و باکره باشند، به او عوض دهد.
ای مؤمنان! خود و خانواده خود را از آتشی که هیزم آن انسانها و سنگها است، حفظ کنید. بر آن فرشتگانی خشن و سخت گیر گمارده شدهاند که از آنچه خدا به آنان دستور داده، سرپیچی نمیکنند، و آنچه را به آن مأمورند، همواره انجام میدهند.
[آن روز گویند:] ای کافران! امروز عذرخواهی مکنید، فقط آنچه را همواره انجام میدادید، جزا داده میشوید.
ای مؤمنان! به پیشگاه خدا توبه کنید، توبهای خالص [که شما را از بازگشت به گناه بازدارد]؛ امید است پروردگارتان گناهانتان را از شما محو کند و شما را به بهشتهایی که از زیرِ [درختانِ] آن نهرها جاری است، درآورد، در آن روزی که خدا پیامبر و کسانی که با او ایمان آوردهاند، خوار نمیکند، نورشان پیشاپیش آنان و از سوی راستشان شتابان حرکت میکند، میگویند: پروردگارا! نور ما را برای ما کامل کن و ما را بیامرز که تو بر هر کاری توانایی.
ای پیامبر! با کافران و منافقان جنگ کن و بر آنان سخت بگیر و جایگاهشان دوزخ است و بد بازگشت گاهی است.
خدا برای کافران، زن نوح و زن لوط را مثل زده که تحت سرپرستی و زوجیت دو بنده شایسته از بندگان ما بودند، ولی [در امر دین و دینداری] به آن دو [بنده شایسته ما] خیانت ورزیدند، و آن دو [پیامبر] چیزی از عذاب خدا را از آن دو زن دفع نکردند و [هنگام مرگ] به آن دو گفته شد: با وارد شوندگان وارد آتش شوید.
و خدا برای مؤمنان همسر فرعون را مثل زده است هنگامی که گفت: پروردگارا! برای من نزد خودت خانهای در بهشت بنا کن ومرا از فرعون وکردارش رهایی بخش ومرا از مردم ستمکار نجات ده.
و [نیز] مریم دختر عمران [را مثل زده است] که دامان خود را پاک نگه داشت و در نتیجه از روح خود در او دمیدیم و کلمات پروردگارش و کتابهای او را تصدیق کرد و از اطاعتکنندگان [فرمانهای خدا] بود.
همیشه سودمند و با برکت است آنکه فرمانروایی [همه هستی] به دست اوست و او بر هر کاری تواناست.
آنکه مرگ و زندگی را آفرید تا شما را بیازماید که کدامتان نیکوکارترید، و او توانای شکست ناپذیر و بسیار آمرزنده است.
آنکه هفت آسمان را بر فراز یکدیگر آفرید. در آفرینش [خدای] رحمان، خلل و نابسامانی و ناهمگونی نمیبینی، پس بار دیگر بنگر آیا هیچ خلل و نابسامانی و ناهمگونی میبینی؟
سپس بار دیگر بنگر تا دیدهات در حالی که خسته و کم سو شده [و از یافتن خلل، نابسامانی و ناهمگونی فرو مانده] و درمانده گشته است، به سویت باز گردد.
همانا ما آسمان دنیا را با چراغهایی آراستیم و آنها را تیرهایی برای راندن شیطانها قرار دادیم، و برای آنان [در آخرت] آتشی افروخته، آماده کردهایم؛
و برای کسانی که به پروردگارشان کافر شدند، عذاب دوزخ است و بد بازگشت گاهی است.
هنگامی که در آن افکنده شوند از آن در حالی که در جوش و فوران است، صدایی هولناک و دلخراش میشنوند.
نزدیک است که از شدت خشم متلاشی و پاره پاره شود. هرگاه گروهی در آن افکنده شوند، نگهبانانش از آنان میپرسند: آیا شما را بیم دهندهای نیامد؟
میگویند: چرا، بیم دهنده آمد، ولی او را انکار کردیم و گفتیم: خدا هیچ چیز نازل نکرده است؛ شما بیم دهندگان جز در گمراهی بزرگی نیستید؛
و میگویند: اگر ما [دعوت سعادتبخش آنان را] شنیده بودیم، یا [در حقایقی که برای ما آوردند] تعقّل کرده بودیم، در میان [آتش] اهل آتش سوزان نبودیم.
پس به گناه خود اعتراف میکنند. و مرگ و دوری از رحمت بر اهل آتش سوزان باد.
بی تردید کسانی که در نهان از پروردگارشان میترسند، برای آنان آمرزش و پاداشی بزرگ است.
و گفتارتان را پنهان کنید یا آن را آشکار سازید، مسلماً او به نیّات و اسرار سینهها داناست.
آیا کسی که [همه موجودات را] آفریده است، نمیداند؟ و حال آنکه او لطیف و آگاه است.
اوست که زمین را برای شما رام قرار داد، بنابراین بر اطراف و جوانب آن راه روید و از روزی خدا بخورید، و برانگیختن مردگان و رستاخیز به سوی اوست.
آیا از کسی که [حاکمیت و فرمانرواییاش] در آسمان قطعی است [چه رسد در زمین] خود را در امان دیدهاید، از اینکه [با شکافتن زمین] شما را در آن فرو برد در حالی که زلزله و جنبش موج آسایش را ادامه دهد؟
آیا از کسی که حاکمیت و فرمانرواییاش در آسمان قطعی است [چه رسد در زمین] خود را در امان دیدهاید از اینکه توفانی سخت [که با خود ریگ و سنگ میآورد] بر شما فرستد؟ پس به زودی خواهید دانست که بیم دادن من چگونه است!
و مسلماً کسانی که پیش از آنان بودند [آیات خدا و پیامبران را انکار کردند]، پس [بنگر] عذاب من چگونه بود!
آیا ندانستهاند که پرندگان بالای سرشان را در حالی که بال میگشایند و میبندند، فقط [خدای] رحمان در فضا نگه میدارد؟ یقیناً او بر همه چیز بیناست.
آیا آن کیست [از] سپاهتان که شما را به هنگام نزول عذاب در برابر خدای رحمان یاری دهد؟ کافران جز دچار فریب [شیطان] نیستند.
یا کیست آنکه به شما روزی دهد، اگر خدا روزیاش را از شما باز دارد؟ [نه اینکه حقیقت را نمیدانند] بلکه در سرکشی و نفرتِ [از حق سرسختی و] پافشاری میکنند.
آیا کسی که نگونسار و به صورت افتاده حرکت میکند، هدایت یافتهتر است یا آنکه راست قامت بر راه راست میرود؟
بگو: اوست که شما را آفرید و برای شما گوش و دیده و دل قرار داد، ولی اندکی سپاس میگزارید.
بگو: اوست که شما را در زمین آفرید و به سوی او محشور میشوید.
و میگویند: اگر راستگویید این وعده وقوع [رستاخیز] کی خواهد بود؟
بگو: دانش و آگاهی [این حقیقت] فقط نزد خداست و من تنها بیم دهندهای آشکارم.
پس زمانی که آن [وعده داده شده] را از نزدیک ببینند، چهره کافران درهم و زشت گردد [و به آنان گویند:] این است همان چیزی که آن را [از روی مسخره] میخواستید.
بگو: به من خبر دهید اگر خدا من را و هر که را با من است هلاک کند، یا مورد رحمت قرار دهد، پس چه کسی کافران را از عذاب دردناک پناه خواهد داد؟
بگو: اوست رحمان، به او ایمان آوردیم، و بر او توکل کردیم، پس به زودی خواهید دانست چه کسی در گمراهی آشکار است.
بگو: به من خبر دهید اگر آب مورد بهره برداری شما [چون آب رودها، چشمهها، سدها و چاهها] در زمین فرو رود [تا آنجا که از دسترس شما خارج گردد] پس کیست که برایتان آب روان و گوارا بیاورد؟!
ن، سوگند به قلم و آنچه مینویسند،
که به سبب نعمت و رحمت پروردگارت [که نبوّت، دانش و بصیرت است] تو مجنون نیستی؛
و بیتردید برای تو پاداشی دایم و همیشگی است؛
و یقیناً تو بر بلندای سجایای اخلاقی عظیمی قرار داری.
پس به زودی میبینی و [منکران هم] میبینند،
که کدام یک از شما دچار جنوناند؛
بی تردید پروردگارت بهتر میداند چه کسی از راه او گمراه شده، و او به راه یافتگان داناتر است.….
از تکذیبکنندگان [قرآن و نبوّت] فرمان مبر.
دوست دارند نرمی کنی تا نرمی کنند،
و از هر سوگند خورده زبون و فرومایه فرمان مبر،
آنکه بسیار عیب جوست، و برای سخن چینی در رفت و آمد است،
به شدت بازدارنده [مردم] از کار خیر و متجاوز و گنهکار است.
گذشته از اینها کینه توز و بیاصل و نسب است،
[سرکشی و یاغیگریاش] برای آن [است] که دارای ثروت و فرزندان فراوان است.
هنگامی که آیات ما را بر او میخوانند، گوید: افسانههای پیشینیان است!
به زودی بر بینیِ [پر باد و خرطوم مانند]ش داغ رسوایی و خواری مینهیم.
بی تردید ما آنان را [که در مکه بودند] آزمودیم همان گونه که صاحبان آن باغ را [در منطقه یمن] آزمودیم، هنگامی که سوگند خوردند که صبحگاهان حتماً میوههای باغ را بچینند،
و چیزی از آن را [برای تهیدستان و نیازمندان] استثنا نکردند.
پس در حالی که صاحبان باغ در خواب بودند، بلایی فراگیر از سوی پروردگارت آن باغ را فرا گرفت.
پس [آن باغ] به صورت شبی تاریک درآمد [و جز خاکستر چیزی در آن دیده نمیشد!]
وهنگام صبح یکدیگر را آوازدادند،
که اگر قصد چیدن میوه دارید بامدادان به سوی کشتزار و باغتان حرکت کنید؛
پس به راه افتادند در حالی که آهسته به هم میگفتند:
امروز نباید نیازمندی در این باغ بر شما وارد شود
و بامدادان به قصد اینکه تهیدستان را محروم گذارند به سوی باغ روان شدند.
پس چون [به باغ رسیدند و آن را نابود] دیدند، گفتند: یقیناً ما گمراه بودهایم [که چنان تصمیم خلاف حقّی درباره مستمندان و تهیدستان گرفتیم.]
بلکه ما [از لطف خدا هم] محرومیم.
عاقلترینشان گفت: آیا به شما نگفتم که چرا خدا را [به پاک بودن از هر عیب و نقصی] یاد نمیکنید [و چرا او را از انتقام گرفتن درمانده میدانید؟!]
گفتند: پروردگارا! تو را به پاکی میستاییم، مسلماً ما ستمکار بودهایم.
پس به یکدیگر رو کرده به سرزنش و ملامت هم پرداختند.
گفتند: وای بر ما که طغیانگر بودهایم.
امید است پروردگارمان بهتر از آن را به ما عوض دهد چون ما [از هر چیزی دل بریدیم و] به پروردگارمان راغب و علاقهمندیم.
چنین است عذاب [دنیا] و عذاب آخرت اگر معرفت و آگاهی داشتند، بزرگتر است.
بی تردید برای پرهیزکاران نزد پروردگارشان بهشتهای پرنعمت است.
آیا ما تسلیم شدگان [به فرمانها و احکام خود] را چون مجرمان قرار میدهیم؟
شما را چه شده؟ چگونه داوری میکنید؟!
آیا شما را کتابی [آسمانی از نزد خدا]ست که در آن میخوانید
که در آن جهان هر چه را شما بخواهید و انتخاب کنید برای شما خواهد بود؟!
یا شما را بر ما تا روز قیامت پیمان و سوگند استواری است که هر چه را به سود خود حکم کنید ویژه شماست؟!
از آنان بپرس کدامشان ضامن آن ادعاست [که مسلمان و مجرم یکسانند؟!!]
یا شریکانی [در ربوبیت خدا] دارند [که از آنان نزد خدا شفاعت کنند که در اجر و ثواب با مسلمانان یکسان شوند؟] پس اگر راستگویند، شریکانشان را [به میدان] آورند.
[یاد کن] روزی را که کار بر آنان به شدت سخت و دشوار شود، [و آن روز که جای هیچ تکلیف و عبادتی نیست به عنوان سرزنش و ملامت] به سجده کردن دعوت شوند، ولی در خود قدرت و استطاعت [سجده کردن] نیابند!
دیدگانشان از شرم و حیا، فرو افتاده، خواری و ذلت آنان را فرا گیرد و اینان [در دنیا] به سجده [بر خدا] دعوت میشدند در حالی که تندرست بودند [ولی از فرمان خدا متکبرانه روی میگرداندند.]
پس مرا با کسانی که این قرآن را انکار میکنند واگذار، به زودی ما آنان را به تدریج از آن جا که نمیدانند [به سوی عذاب] میکشانیم؛
و [البته] آنان را مهلت میدهیم [تا گناهشان را در حال بیخبری به نهایت برسانند]، بیتردید نقشه و تدبیر من استوار است.
[اینکه دعوتت را نمیپذیرند] مگر از آنان در برابر ابلاغ رسالت پاداشی میطلبی که از خسارت و زیانش سنگین بارند؟
یا غیب نزد آنان است و آنان از روی آن] مینویسند [و خود با تکیه بر آن به ادعاهای خود یقین میکنند و به دیگران هم خبر میدهند؟
پس در برابر حکم و قضای پروردگارت [که هلاک کردن تدریجی این طاغیان است] شکیبا باش و مانند صاحب ماهی [یونس] مباش [که شتاب در آمدن عذاب را برای قومش خواست و به این علت در شکم ماهی محبوس شد] و در آن حال با دلی مالامال از اندوه، خدا را ندا داد.
اگر رحمت و لطفی از سوی پروردگارش او را در نیافته بود، یقیناً نکوهش شده به صحرایی بیآب و گیاه افکنده میشد.
پس پروردگارش او را برگزید و از شایستگان قرار داد
و کافران چون قرآن را شنیدند، نزدیک بود تو را با چشمانشان بلغزانند [و از پای درآورند] و میگویند: بیتردید او دیوانه است!
در حالی که قرآن جز مایه تذکر و پند برای جهانیان نیست.
آن روز ثابت و حق [که وقوعش حتمی و تردیدناپذیر است،]
آن روز ثابت و حق چیست؟
و تو چه میدانی که آن روز ثابت و حق چیست؟
[قوم] ثمود و عاد آن روز کوبنده را انکار کردند؛
اما قوم ثمود با عذابی سرکش هلاک شدند،
و اما قوم عاد با تندبادی بسیار سرد و طغیانگر نابود شدند،
که خدا آن را هفت شب و هشت روز پی در پی بر آنان مسلط کرد و [اگر آنجا بودی] میدیدی که آنان مانند تنههای پوسیده و پوک درختان خرما روی زمین افتاده [و هلاک شدهاند.]
آیا از آنان هیچ باقی ماندهای میبینی؟
و فرعون و کسانی که پیش از او بودند و مردم شهرهای زیر و رو شده [قوم لوط] مرتکب گناهان بزرگ شدند،
و فرستاده پروردگارشان را نافرمانی کردند و خدا هم آنان را به عذابی سخت گرفت.
هنگامی که آب طغیان کرد، ما شما را در کشتی سوار کردیم،
تا آن را برای شما مایه تذکر و بیداری قرار دهیم و گوش شنوا آن را [به عنوان مایه عبرت و تذکر] حفظ کند.
پس چون در صور یک بار دمیده شود،
و زمین و کوهها از جای خود برداشته شوند و هر دوی آنها یک باره درهم کوبیده و ریز ریز گردند!
پس آن روز است که آن واقعه بزرگ واقع میشود؛
و آسمان بشکافد و در آن روز است که از هم گسسته و متلاشی گردد؛
و فرشتگان [برای اجرای دستورها حق] بر کنارهها و اطراف آسمان قرار میگیرند، ودر آن روز هشت فرشته، عرش پروردگارت را بر فراز همه آنها حمل میکنند.
آن روز [همه شما برای حسابرسی به پیشگاه خدا] عرضه میشوید در حالی که هیچ [عمل و نیّت] پوشیدهای از شما پنهان نمیماند.
اما کسی که پروندهاش را به دست راستش دهند، میگوید: [ای مردم!] پرونده مرا بگیرید و بخوانید.
من یقین داشتم که حساب اعمالم را میبینم [به این سبب همه اعمالم را هماهنگ با احکام خدا انجام دادم و کردار بدم را اصلاح کردم.]
پس او در یک زندگی خوش و پسندیدهای است.
در بهشتی برین
که میوههایش در دسترس است.
[به آنان گویند:] بخورید و بیاشامید، گوارایتان باد به سبب اعمالی که در ایام گذشته انجام دادید؛
و اما کسی که پرونده اعمالش را به دست چپش دهند، میگوید: ای کاش پروندهام را دریافت نمیکردم،
و نمیدانستم حساب من چیست؟
ای کاش همان مرگ اول [که مرا از دنیا به آخرت انتقال داد] کارم را یکسره میکرد [و در نیستی ابد قرارم میداد،]
ثروتم عذاب را از من دفع نکرد،
قدرت و توانم از دست رفت.
[فرمان آید] او را بگیرید و در غل و زنجیرش کشید،
آن گاه به دوزخش دراندازید،
سپس او را در زنجیری که طولش هفتاد ذرع است به بند کشید،
زیرا او به خدای بزرگ ایمان نمیآورده
و مردم را به اطعام نیازمندان تشویق نمیکرده.
پس امروز او را در اینجا دوست مهربان و حمایت گری نیست؛
و نه غذایی مگر چرکاب و کثافات[ی از بدن اهل دوزخ!]
که آن را جز خطاکاران نمیخورند.
پس سوگند یاد میکنم به آنچه [از محسوسات] میبینید،
و آنچه [از غیر محسوسات] نمیبینید،
بی تردید این قرآن، گفتار فرستادهای بزرگوار است،
و آن گفتار یک شاعر نیست، ولی جز اندکی ایمان نمیآورید،
و گفتار کاهن هم نیست، ولی جز اندکی متذکّر نمیشوید.
نازل شده از سوی پروردگار جهانیان است.
و اگر [او] پارهای از گفتهها را به دروغ بر ما میبست،
ما او را به شدت میگرفتیم،
سپس رگ قلبش را پاره میکردیم؛
در آن صورت هیچ کدام از شما مانع از عذاب او نبود،
بی تردید این قرآن، وسیله پند و تذکری برای پرهیزکاران است.
و ما به یقین میدانیم که از میان شما انکارکنندگانی هست.
و این انکار قطعاً مایه حسرت کافران است،
و بیتردید این قرآن، حقّی یقینی است.
پس به نام پروردگارت تسبیح گوی.
درخواست کنندهای عذابی را که واقعشدنی است درخواست کرد،
[عذابی که] ویژه کافران است، [و] آن را بازدارندهای نیست.
[این عذاب] از سوی خدای صاحب درجات است.
فرشتگان و روح در روزی که مقدارش پنجاه هزار سال است به سوی او بالا میروند.
پس صبر کن صبری نیکو [صبری که در کنارش جزع و ناخشنودی نباشد.]
دشمنان و مخالفان، آن [عذاب] را دور میبینند
و ما آن را نزدیک میبینیم.
روزی که آسمان چون فلز گداخته گردد
و کوهها مانند پشم رنگینِ حلاجی شده شود
و هیچ خویشاوند و دوست صمیمی از [اوضاع و احوال] خویشاوند و دوست صمیمیاش نپرسد!
آنان را نشانشان میدهند [ولی به خاطر دل مشغولی خود هرگز به آنان توجه نکنند!] گنهکار آرزو میکند که ای کاش میتوانست فرزندانش را در برابر عذاب آن روز فدیه و عوض دهد!
و نیز همسر و برادرش را
و قبیله و قومش را که [در دنیا] به او پناه میدادند،
و نیز همه کسانی را که در روی زمیناند تا [این فدیه و عوض] او را [از عذاب آن روز] نجات دهد!
این چنین نیست [که برایش راه نجاتی باشد] همانا آتش زبانه میکشد،
در حالی که دست و پا و پوست سر را بر میکند!!
هر که را به حق پشت کرده واز دعوت حق روی گردانده، میطلبد،
و آن را که ثروت جمع کرده و به ذخیره سازی و انباشتن پرداخته، میخواند؛
همانا انسان حریص و بیتاب آفریده شده است؛
چون آسیبی به او رسد، بیتاب است،
و هنگامی که خیر و خوشی [و مال و رفاهی] به او رسد، بسیار بخیل و بازدارنده است،
مگر نمازگزاران،
آنان که همواره بر نمازشان مداوم و پایدارند،
و آنان که در اموالشان حقّی معلوم است
برای درخواست کننده [تهیدست] و محروم [از معیشت و ثروت،]
و آنان که همواره روز پاداش را باور دارند،
و آنان که از عذاب پروردگارشان بیمناکند،
زیرا که از عذاب پروردگارشان ایمنی نیست،
و آنان که دامنشان را [از آلوده شدن به شهوات حرام] حفظ میکنند،
مگر در کامجویی از همسران و کنیزانشان که آنان در این زمینه مورد سرزنش نیستند.
پس کسانی که در بهره گیری جنسی راهی غیر از این جویند، تجاوزکار از حدود حقاند،
و آنان که امانتها و پیمانهای خود را رعایت میکنند،
و آنان که بر ادای گواهیهای خود پای بند و متعهدند،
و آنان که همواره بر [اوقات و شرایط ظاهری و معنوی] نمازهایشان محافظت دارند.
اینان در بهشتها، مکرّم و محترماند
کافران را چه شده که به تو چشم دوخته به سویت شتابانند؟
از راست و چپ، گروه گروه،
آیا هر یک از آنان طمع دارد که او را در بهشت پرنعمت درآورند؟!
این چنین نیست، ما آنان را از آنچه خود میدانند [آبی گندیده و بیمقدار] آفریدیم.
به پروردگار مشرقها و مغربها سوگند که ما تواناییم،
بر اینکه به جای آنان بهتر از آنان را بیاوریم؛ و هیچ چیز ما را مغلوب نمیکند.
پس آنان را واگذار تا [در گفتار باطل] فرو روند و مشغول بازی باشند، تا روزشان را که به آنان وعده دادهاند دیدار کنند،
روزی که شتابان از خاک بیرون آیند، گویی به سوی نشانههای نصب شده میدوند،
درحالی که دیدگانشان [از شدت ترس] فرو افتاده، خواری و ذلت آنان را میپوشاند. این همان روزی است که همواره وعده داده میشدند.
ما نوح را به سوی قومش فرستادیم که قوم خود را پیش از آنکه عذابی دردناکبه آنان رسد، بیم ده.
گفت: ای قوم من! همانا من شما را بیم دهندهای آشکارم،
که خدا را بپرستید و از او پروا کنید و از من اطاعت نمایید،
تا خدا گناهانتان را بیامرزد و شما را تا زمانی معین مهلت دهد. اگر آگاهی داشته باشید [توجه خواهید کرد که] بیتردید هنگامی که اجل خدایی فرا رسد، تأخیر نخواهد داشت.
گفت: پروردگارا! همانا قوم خود را شب و روز [به آیین توحید] دعوت کردم،
ولی دعوت من جز بر فرارشان نیفزود،
و من هرگاه آنان را دعوت کردم تا آنان را بیامرزی، انگشتان خود را در گوشهایشان کردند و جامههایشان را به سر کشیدند و بر انکار خود پافشاری ورزیدند و به شدت تکبّر کردند،
آن گاه آنان را آشکارا دعوت کردم،
سپس آشکار و پنهان آنان را خواندم.
پس [به آنان] گفتم: از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او همواره بسیار آمرزنده است.
تا بر شما از آسمان باران پی در پی و با برکت فرستد،
و شما را با اموال و فرزندان یاری کند، و برایتان باغها و نهرها قرار دهد،
شما را چه شده که [ربوبیت خدا را نفی کرده و در نتیجه از بندگیاش دست برداشته و] به عظمت و بزرگی خدا امید ندارید؟
در حالی که شما را مرحله به مرحله [خاک، نطفه، علقه، مضغه، گوشت، استخوان و...] آفریده است
آیا ندانستهاید که خدا هفت آسمان را چگونه بر فراز یکدیگر آفرید؟
و ماه را در میان آنها روشنیبخش، و خورشید را چراغ فروزان قرار داد،
و خدا شما را از زمین [مانند] گیاهی رویانید،
سپس شما را در آن بازمیگرداند و باز به صورتی ویژه بیرون میآورد،
و خدا زمین را برای شما فرشی گسترده قرار داد،
تا از راهها و جادههای وسیع آن [هر جا که خواستید] بروید؟
نوح گفت: پروردگارا! آنان از من نافرمانی کردند و از کسانی [چون سردمداران کفر و متولیان بتخانه] پیروی نمودند که اموال و فرزندانشان جز خسارت و زیانی بر آنان نیفزود!
و [این پیشوایان گمراهی، برای گمراه نگاه داشتن این مردم] نیرنگی بزرگ به کار گرفتند،
و گفتند: دست از معبودانتان بر ندارید، و هرگز [بتهای] وَدّ و سواع و یغوث و یعوق و نسر را رها نکنید؛
همانا بسیاری را گمراه کردند. و [پروردگارا!] ستمکاران را جز گمراهی میفزا.
[همه آنان] به سبب گناهانشان غرق شدند و بیدرنگ در آتشی درآورده شدند که [از آن] در برابر خدا برای خود یاورانی نیافتند،
و نوح گفت: پروردگارا! هیچ یک از کافران را بر روی زمین باقی مگذار
که اگر آنان را باقی گذاری، بندگانت را گمراه میکنند و جز نسلی بدکار و ناسپاس زاد و ولد نمیکنند.
پروردگارا! مرا و پدر و مادرم را و هر کس که با ایمان به خانهام درآید و همه مردان و زنان با ایمان را بیامرز، و ستمکاران را جز هلاکت میفزای.
بگو: به من وحی شده که گروهی از جنّ [به قرآن] گوش دادند و گفتند: همانا ما قرآن شگفتآوری شنیدیم،
که به سوی راه راست هدایت میکند، پس به آن ایمان آوردیم و هرگز احدی را شریک پروردگارمان قرار نخواهیم داد،
و [این حقایق را اعتراف و اقرار میکنیم:] اینکه برتر و بلند است عظمت پروردگارمان، و او هرگز برای خود همسری و فرزندی نگرفته است،
و اینکه سبک مغز و نادان ما همواره درباره خدا سخنی دور از حق میگفت [که او دارای همسر و فرزند است!]
و اینکه گمان میکردیم، هرگز انس و جن بر خدا دروغ نمیبندند،
و اینکه مردانی از آدمیان به مردانی از جن پناه میبردند، پس [مردان جن] بر طغیان و تباهی آنان افزودند،
و مردانی از انس پنداشتند چنان که شما [جنیان] پنداشتید که خدا هرگز کسی را [به نبوّت] برنمیانگیزد!
و اینکه [برای کسب خبر] به آسمان نزدیک شدیم، پس آن را پر از نگهبانان نیرومند و تیرهای شهاب یافتیم،
و اینکه ما در آسمان برای شنیدن [خبرهای ملکوتی و سخنان فرشتگان] در نشست گاههایی مینشستیم، ولی اکنون هر که بخواهد استراق سمع کند، شهابی را در کمین خود مییابد!
و اینکه ما نمیدانیم آیا درباره کسانی که در زمین هستند گزند و شری خواسته شده یا پروردگارشان برای آنان هدایت خواسته است؟
واینکه از ما برخی شایسته وبرخی غیر شایستهاند، [و] ما بر مذاهب گوناگون ومتفاوتی هستیم،
و اینکه ما یقین داریم که هرگز نمیتوانیم خدا را در زمین عاجز و درمانده کنیم و هرگز نمیتوانیم [با گریختن و فرار] از دسترس قدرت او بیرون رویم،
و اینکه چون هدایت قرآن را شنیدیم به آن ایمان آوردیم؛ زیرا کسی که به پروردگارش ایمان آورد نه از کاسته شدن ثواب میترسد و نه از اینکه عذاب و سختی و مشقت و رنج او را احاطه کند،
و اینکه گروهی از ما تسلیم [فرمانها و احکام] خدایند، و برخی منحرفاند، پس کسانی که تسلیم شدند در صدد یافتن حقیقت و راه مستقیماند،
ولی منحرفان هیزم دوزخاند،
و اگر [انس و جن] بر طریقه حق پایداری کنند حتماً آنان را از آب فراوانی سیراب خواهیم کرد،
تا آنان را در زمینه فراوانی نعمت بیازماییم و کسی که از یاد پروردگارش روی برگرداند، او را در عذابی بسیار سخت و روز افزون درخواهد آورد،
و مساجد ویژه خداست، پس هیچ کس را با خدا مپرستید،
و اینکه هنگامی که بنده خدا [محمّد] برمیخاست تا خدا را عبادت کند [از جنیان به اندازهای به سویش هجوم میبردند که] نزدیک بود جمعیت انبوه و متراکمی بر سر او بریزد،
بگو: من فقط پروردگارم را میپرستم، و هیچ کس را شریک او قرار نمیدهم.
بگو: من اختیار زیان و هدایتی را برای شما ندارم.
بگو: [اگر از او نافرمانی کنم] هرگز کسی در برابر [عذاب] خدا مرا پناه نمیدهد، و هرگز پناهگاهی غیر او نمییابم.
[وظیفه من] فقط رساندن [برنامههای سعادتبخش] از سوی خدا و [رساندن] پیامهای اوست. و آنان که از خدا و پیامبرش نافرمانی کنند، مسلماً آتش دوزخ برای آنان است و در آن جاودانه و همیشگیاند.
[اینان همواره شما را ضعیف و ناتوان و بییار میشمارند] تا زمانی که آنچه را [از عذاب] وعده داده میشوند ببینند، پس به زودی آگاه میشوند چه کسی یاورش ناتوانتر و نفراتش کمتر است؟
بگو: نمیدانم آیا آنچه را وعده داده میشوید نزدیک است یا پروردگارم برای آن زمانی طولانی قرار خواهد داد؟
[او] دانای غیب است و هیچ کس را بر غیب خود آگاه نمیکند؛
مگر پیامبرانی را که [برای آگاه شدن از غیب] برگزیده است، پس نگهبانانی [برای محافظت از آنان] از پیش رو و پشت سرشان میگمارد
تا مشخص کند که پیامهای پروردگارشان را [به طور کامل به مردم] رساندهاند و او به آنچه نزد آنان است احاطه دارد، و همه چیز را از جهت عدد، شماره و احصا کرده است.
ای جامه بر خود پیچیده!
شب را جز اندکی [که ویژه استراحت است، برای عبادت] برخیز؛
نصف [همه ساعات] شب [را به عبادت اختصاص ده] یا اندکی ازنصف بکاه،
یا [مقداری] بر نصف بیفزا، و قرآن را شمرده و روشن و با تأمل و دقت بخوان.
به یقین ما به زودی گفتاری سنگین [چون آیات قرآن] به تو القا خواهیمکرد.
بی تردید عبادت[ی که در دل] شب [انجام میگیرد] محکمتر و پایدارتر و گفتار در آن استوارتر و درستتر است.
تو را در روز [برای مشاغل فراوان معنوی و هدایت مردم و حل مشکلات نیازمندان،] رفت و آمدی طولانی است [پس ساعات شب برای عبادت فرصتی بهتر است.]
نام پروردگارت را [به زبان حال و قال] یاد کن [و از غیر او قطع امید نما] و فقط دل بر او بند.
[همان که] پروردگار مشرق و مغرب [است]، هیچ معبودی جز او نیست، پس او را وکیل و کارساز خود انتخاب کن،
و بر گفتار [و آزار] مشرکان شکیبا باش و از آنان به شیوهای پسندیده دوری کن،
و مرا با تکذیبکنندگان توانگر و نازپرورده واگذار و آنان را اندکی مهلت ده،
که حتماً [برای آنان] نزد ما [به کیفر اعمالشان] زنجیرهایی گران و آتشی به شدت شعلهور است،
و غذایی گلوگیر و عذابی دردناک است،
در روزی که زمین و کوهها به لرزه درآیند، و کوهها به صورت تودهای شن روان گردند!
ما پیامبری که گواه بر [اعمال] شماست، به سویتان فرستادیم، همان گونه که به سوی فرعون، رسولی فرستادیم؛
پس فرعون از آن رسول نافرمانی کرد، پس او را به عذابی سخت گرفتیم.
اگر امروز کفر بورزید، پس چگونه خود را [از عذاب] روزی که کودکان را پیر میکند، حفظ مینمایید؟!
آسمان به سبب شدت و کوبندگی آن روز، درهم شکافته میشود و قطعاً وعده خدا شدنی است.
بی تردید این [قرآن] مایه تذکر و پند است، پس هر کس بخواهد راهی به سوی پروردگارش [باتکیه براین قرآن] برگزیند.
پروردگارت آگاه است که تو و گروهی از کسانی که با تواند، نزدیک به دو سوم شب و گاهی نیمی از آن و زمانی یک سومش را [برای عبادت و خواندن قرآن] برمیخیزد، و خدا شب و روز را [دقیق و منظم] اندازه گیری میکند، و برای او مشخص است که شما هرگز نمیتوانید [به علت کوتاهی و بلندی شب در طول سال، دو سوم و نصف و یک سوم را دقیقاً] اندازه گیری کنید، پس [اندازه گیری دقیق را] بر شما بخشید؛ بنابراین آنچه را از قرآن برای شما میسر است بخوانید. او میداند که به زودی برخی از شما بیمار میشوند، و گروهی برای به دست آوردن رزق و روزی خدا در زمین سفر میکنند، و بعضی در راه خدا میجنگند؛ پس آنچه را از آن میسر است بخوانید و نماز را برپا دارید و زکات بپردازید و وام نیکو به خدا بدهید؛ و آنچه را از عمل خیر برای خود پیش میفرستید، آن را نزد خدا به بهترین صورت و بزرگترین پاداش خواهید یافت؛ و از خدا آمرزش بخواهید که خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
ای جامه برخود پوشیده!
برخیز و بیم ده،
و پروردگارت را بزرگ دار،
و جامهات را پاک کن،
و از پلیدی دور شو
و [احسانت را بر دیگران] در حالی که [آن را] بزرگ و فراوان بینی، منت مگذار،
و [بر آزار دشمنان] برای پروردگارت شکیبایی ورز.
پس زمانی که در صور دمیده شود،
آن روز، روز بسیار سختی است،
بر کافران آسان نیست،
مرا با کسی که او را به تنهایی آفریدم واگذار،
و برایش ثروت گسترده و فراوان قرار دادم،
و فرزندانی که نزدش حاضرند
و نعمتها[ی مادی و وسایل زندگی] را به طور کامل برای او فراهم آوردم،
باز هم طمع دارد که بیفزایم.
این چنین نیست؛ زیرا او همواره به آیات ما دشمنی میورزد،
به زودی او را به بالا رفتن از گردنه عذابی بسیار سخت مجبور میکنم.
او [برای باطل کردن دعوت قرآن] اندیشید و [آن را] سنجید؛
پس مرگ بر او باد، چگونه سنجید؟
باز هم مرگ بر او باد، چگونه سنجید؟
آن گاه نظر کرد،
سپس چهره درهم کشید و قیافه نفرت آمیز به خود گرفت،
آن گاه [از قرآن] روی گردانید و تکبّر ورزید؛
پس گفت: این قرآن جز جادویی که از جادوگران پیشین حکایت شده چیزی نیست،
این جز سخن بشر نمیباشد.
به زودی او را در سقر درآورم
و تو چه میدانی سقر چیست؟
[آتشی است که] نه چیزی را باقی میگذارد و نه رها میکند؛
پوست بدن را [همه جانبه] دگرگون میکند؛
بر آن نوزده نفر [موکّل] گماردهاند
و ما موکّلان آتش را جز فرشتگان قرار ندادهایم، و شماره آنان را جز آزمایشی برای کافران مقرّر نکردهایم تا اهل کتاب [به خاطر هماهنگی قرآن با کتابشان] یقین پیدا کنند و بر ایمان مؤمنان بیفزاید، و اهل کتاب و مؤمنان [در حقّانیّت قرآن] تردید نکنند، و تا بیماردلان و کافران بگویند: خدا از توصیف گماشتگان آتش به این [نوزده نفر] چه هدفی دارد؟ این گونه خدا هر که را بخواهد [پس از بیان حقیقت] گمراه میکند و هر که را بخواهد هدایت مینماید، و سپاهیان پروردگارت را جز خود او کسی نمیداند، و این قرآن فقط مایه تذکر و پند برای بشر است.
این چنین نیست [که کافران میپندارند که این حقایق افسانه است،] سوگند به ماه
[و] سوگند به شب هنگامی که پشت میکند
و سوگند به صبح زمانی که از پرده سیاه شب درآید و رخ نماید
که بیتردید این [قرآن] از بزرگترین پدیدههاست؛
هشدار دهنده به بشر است،
برای هر کس از شما که بخواهد [به وسیله ایمان، طاعت و انجام کار خیر] پیشی جوید یا [به سبب کفر، طغیان و گناه] پس ماند؛
هر کسی در گرو دست آوردههای خویش است،
مگر سعادتمندان
که در بهشتها از یکدیگر میپرسند
از روز و حال گنهکاران،
[به آنان رو کرده] میگویند: چه چیز شما را به دوزخ وارد کرد؟
میگویند: ما از نمازگزاران نبودیم
و به تهیدستان و نیازمندان طعام نمیدادیم
و با فرورفتگان [در گفتار و کردار باطل] فرومیرفتیم،
و همواره روز جزا را انکار میکردیم
تا آنکه مرگ ما فرا رسید.
پس آنان را شفاعت شفیعان سودی نمیدهد؛
آنان را چه شده که از تذکر و هشدار روی گردانند؟
گویی گورخرانی وحشی و رمیدهاند
که از [چنگال] شیری گریختهاند؛
بلکه هر کدام از آنان توقع دارد نامههایی سرگشاده [از سوی خدا] دریافت دارد!
این چنین نیست [که علت فرارشان از دین برای دریافت نکردن نامه باشد] بلکه [فرارشان برای این است که] از آخرت نمیترسند؛
این چنین نیست [که نامه سرگشادهای از سوی ما به آنان رسد]، بلکه بیتردید این قرآن تذکر و هشداری است [که برای جهانیان کافی است.]
پس هرکه بخواهد از آن پند گیرد،
و از آن پند نمیگیرند مگر آنکه خدا بخواهد، او سزاوار است که از وی پروا کنند، و سزاوار است که به آمرزشش امید بندند.
به روز قیامت سوگند میخورم،
و به نفس سرزنشگر قسم میخورم.
آیا انسان گمان میکند که ما هرگز استخوانهایش را جمع نخواهیم کرد؟
چرا در حالی که تواناییم که [خطوط] سر انگشتانش را درست و نیکو بازسازی کنیم،
[نه اینکه به گمان او قیامتی در کار نباشد] بلکه انسان میخواهد [با دست و پا زدن در شک و تردید] فرارویش را [از اعتقاد به قیامت که بازدارندهای قوی است] باز کند [تا برای ارتکاب هر گناهی آزاد باشد!]
[با حالتی آمیخته با تردید] میپرسد: روز قیامت چه وقت است؟
پس هنگامی [است] که چشم [از سختی و هولناکی آن] خیره شود،
و ماه تاریک و بینور گردد،
و خورشید و ماه به هم جمع شوند.
آن روز انسان گوید: گریزگاه کجاست؟
این چنین نیست، هرگز پناهگاهی وجود ندارد.
آن روزقرارگاه [نهایی] فقط به سوی پروردگار توست.
آن روز است که انسان را به اعمالی که از دیرباز یا پس از آن انجام داده، آگاه میکنند.
بلکه انسان خود به وضع خویش بیناست.
و هر چند [برای توجیه گناهانش] بهانهها بتراشد
[پیش از پایان یافتن وحی به وسیله جبرئیل] زبانت را به حرکت در نیاور تا در خواندن آن شتاب ورزی.
بی تردید گردآوردن و [به هم پیوند دادن آیات که بر تو وحی میشود و چگونگی] قرائتش بر عهده ماست،
پس هنگامی که آن را [به طور کامل] خواندیم، [به همان صورت] خواندنش را دنبال کن.
سپس توضیح و بیانش نیز بر عهده ماست.
[اینکه میپندارید قیامتی در کار نیست] این چنین نیست، بلکه شما عاشق ایندنیای زودگذر هستید،
و همواره آخرت را [برای این عشق بیپایه] رها میکنید.
در آن روز چهرههایی شاداب است؛
[با دیده دل] به پروردگارش نظر میکند
و چهرههایی عبوس و درهم کشیده است؛
چون یقین دارند که در معرض عذابی کمرشکن قرار خواهند گرفت.
این چنین نیست [که میپندارد]، هنگامی که جان به گلوگاه رسد،
و [کسان بیمار] گویند: درمان کننده این بیمار کیست؟
و [بیمار] یقین میکند [که با رسیدن جان به گلوگاه] زمان جدایی [از دنیا، ثروت، زن و فرزند] فرا رسیده است!
و [از سختی جان کندن] ساق به ساق به هم پیچد؛
آن روز، روز سوق و مسیر به سوی پروردگار توست.
[در آن حال فرشتگان میگویند: این به کام مرگ افتاده] نه [دعوت پیامبر را] باور کرد، و نه نماز خواند؛
بلکه [در میان اجتماعات] تکذیب کرد و روی گرداند؛
سپس متکبرانه و خرامان به سوی کسانش رفت.
[و گویند: با این وضعی که داری، عذاب دوزخ] برای تو شایستهتر است، شایستهتر!
باز هم شایستهتر است شایستهتر.
آیا انسان گمان میکند بیهوده و مهمل [و بدون تکلیف و مسؤولیت] رها میشود؟!
آیا نطفهای از منی که در رحم ریخته میشود نبود؟
سپس علقه شد و خدا او را آفرید و اندامش را درست و نیکو ساخت،
و از او دو زوج به وجود آورد یکی نر و دیگر ماده،
آیا چنین نیرومند آگاهی توانا نیست که مردگان را زنده کند؟
آیا بر انسان زمانی از روزگار گذشت که چیزی در خور ذکر نبود؟
ما انسان را از نطفه آمیخته و مختلطی [از مواد و عناصر] آفریدیم و او را از حالتی به حالتی و شکلی به شکلی [از نطفه به علقه، از علقه به مضغه، از مضغه به استخوان تا طفلی کامل] درآوردیم، پس او را شنوا و بینا قرار دادیم.
ما راه را به او نشان دادیم یا سپاس گزار خواهد بود یا ناسپاس.
ما برای کافران زنجیرها و بندها و آتش فروزان آماده کردهایم.
همانا نیکان همواره از جامی مینوشند که نوشیدنیاش آمیخته به کافور [آن ماده سرد، سپید و معطر] است.
آن جام از چشمهای است که همواره بندگان خدا از آن مینوشند و آن را به دلخواهشان هرگونه که بخواهند جاری مینمایند.
[همانان که] همواره نذرشان را وفا میکنند، و از روزی که آسیب و گزندش گسترده است، میترسند،
و غذا را در عین دوست داشتنش، به مسکین و یتیم و اسیر انفاق میکنند.
[و میگویند:] ما شما را فقط برای خشنودی خدا اطعام میکنیم و انتظار هیچ پاداش و سپاسی را از شما نداریم.
ما از پروردگارمان در روزی که روز عبوس و بسیار هولناکی است میترسیم.
پس خدا نگه دار آنان از آسیب و گزند آن روز است و شادابی و شادمانی به آنان عطا میکند.
و آنان را برای اینکه [در برابر تکالیف دینی و حوادث روزگار] شکیبایی ورزیدند، بهشتی [عنبرسرشت] و لباسی ابریشمین پاداش میدهد.
در آنجا بر تختها تکیه میزنند، در حالی که آفتابی [که از گرمایش ناراحت شوند] و سرمایی [که از سختیاش به زحمت افتند] نمیبینند،
و سایههای درختان به آنان نزدیک و میوههایش به آسانی در دسترس است،
و ظرفهایی از نقره فام، و قدحهایی بلورین [که پر از غذا و نوشیدنی است] پیرامون آنان میگردانند؛
جامهایی از نقره که آنها را به اندازه مناسب اندازه گیری کردهاند،
و در آنجا جامی که نوشیدنیاش آمیخته به زنجبیل است، به آنان مینوشانند،
از چشمهای در آنجا که «سلسبیل» نامیده شود،
و پیرامونشان نوجوانانی جاودانی [برای پذیرایی از آنان] میگردند، که چون آنان را ببینی پنداری مرواریدی پراکندهاند،
و چون آنجا را ببینی، نعمتی فراوان و کشوری بزرگ بینی،
بر اندامشان جامههایی از حریر نازک و سبز رنگ و دیبای ستبر است و با دستبندهایی از نقره آراسته شدهاند، و پروردگارشان باده طهور به آنان مینوشاند.
[به آنان گوید:] یقیناً این [نعمتها] پاداش شماست و تلاشتان مقبول افتاده است؛
به راستی ما قرآن را به تدریج بر تو نازل کردیم؛
پس در برابر فرمان پروردگارت شکیبا باش، و از هیچ گنهکار یا کافری از آنان اطاعت مکن،
و صبح و شام نام پروردگارت را یاد کن.
و پارهای از شب را سر به سجده گذار، و او را در شب طولانی تسبیح گوی.
بی تردید اینان [که گنهکار و ناسپاساند] دنیای زودگذر را دوست دارند [و فقط برای به دست آوردن آن میکوشند] و روز هولناک و سختی را که پیش رو دارند وامیگذارند.
ما آنان را آفریدیم و مفاصلشان را [با رشتههای اعصاب و عضلات] محکم و استوار کردیم، و هرگاه بخواهیم [آنان را نابود میکنیم و] امثال و نظایرشان را [که مطیع و فرمانبردارند] به جای آنان قرار میدهیم.
همانا این [آیات قرآن] تذکر و هشداری است؛ پس هر کس بخواهد راهی به سوی پروردگارش [با تکیه بر این آیات] برگزیند،
و تا خدا نخواهد، نخواهید خواست؛ یقیناً خدا همواره دانا و حکیم است.
هر کس را بخواهد در رحمتش درآورد و برای ستمکاران عذابی دردناک آماده کرده است.
سوگند به آن فرشتگانی که پی در پی فرستاده میشوند،
و سوگند به آن فرشتگانی که [برای آوردن وحی در سرعت حرکت] چون تندبادند.
و سوگند به آن فرشتگانی که گشاینده صحیفههای وحیاند،
و سوگند به آن فرشتگانی که جدا کننده حق از باطلاند،
و سوگند به آن فرشتگانی که القاکننده آیات آسمانی به پیامبران [اند،]
تا حجت [باشد برای اهل ایمان] و بیم و هشدار باشد [برای کافران]
[به همه این حقایق سوگند] که آنچه [به عنوان روز قیامت] وعده داده میشوید بیتردید واقعشدنی است.
در آن زمان که ستارگان محو و تاریک شوند،
و آن زمانی که آسمان بشکافد.
و آن زمان که کوهها از بیخ و بن کنده شوند.
و آن زمان که وقت حضور پیامبران [برای گواهی بر امتها] معین شود.
این امور برای چه روزی به تأخیر افتاده؟
برای روز داوری
و تو چه میدانی روز داوری چیست؟
وای در آن روز بر تکذیبکنندگان؛
آیا پیشینیان را [به سبب تکذیبشان] هلاک نکردیم؟
سپس به دنبال آنان دیگران را هم [به سبب تکذیبشان] هلاک میکنیم.
با گنهکاران این گونه رفتار میکنیم.
وای در آن روز بر تکذیبکنندگان!
آیا شما را از آبی پست و بیمقدار نیافریدیم؟
پس آن را در جایگاهی استوار قرار دادیم
تا زمانی معین؛
پس توانا بودیم و چه نیکو تواناییم.
وای در آن روز بر تکذیبکنندگان!
آیا زمین را فراهم آورنده [انسانها] قرار ندادیم؟
هم در حال حیاتشان و هم زمان مرگشان
و کوههای استوار و بلند در آن قرار دادیم و شما را آبی گوارا نوشاندیم.
وای در آن روز بر تکذیبکنندگان!
[آن روز به آنان گویند:] به سوی آتشی که همواره آن را تکذیب میکردید، بروید؛
و [نیز] به سوی سآیهای [از دود متراکم و آتش زا] که دارای سه شاخه است، بروید.
[سآیهای که] نه مانع از حرارت است، و نه از شعلههای آتش جلوگیری میکند.
آن آتش، شرارههایی چون ساختمان بلند پرتاب میکند.
گویی آن شرارهها هم چون شتران زرد رنگ هستند.
وای در آن روز بر تکذیبکنندگان!
این روزی است که [انسانها چون موقعیتی نمیبینند برای دفاع از خود] سخن نمیگویند،
و به آنان اجازه داده نمیشود که عذرخواهی کنند.
وای در آن روز بر تکذیبکنندگان!
امروز همان روز داوری است که شما و پیشینیان را در آن جمع کردهایم.
پس اگر [برای فرار از عذاب] چاره و تدبیری دارید، آن را به کار گیرید.
وای در آن روز بر تکذیبکنندگان!
به یقین پرهیزکاران در زیر سایهها و کنار چشمه سارهایند،
و نزد میوههایی از آنچه همواره بخواهند.
[به آنان گویند:] به پاداش اعمالی که همواره انجام میدادید، بخورید و بیاشامید گوارایتان باد.
ما نیکوکاران را این گونه پاداش میدهیم.
وای در آن روز بر تکذیبکنندگان!
[شما ای کافران و مشرکان! در این دنیا] بخورید و اندک زمانی برخوردار شوید که شما گنهکارید [و بیتردید به کیفر اعمالتان گرفتار خواهید شد.]
وای در آن روز بر تکذیبکنندگان!
و هنگامی که به آنان گویند: [در برابر خدا] رکوع کنید، رکوع نمیکنند.
وای در آن روز بر تکذیبکنندگان!
[اگر به قرآن ایمان نیاورند] پس به کدام سخن بعد از آن ایمان میآورند؟
درباره چه چیز از یکدیگر میپرسند؟
از آن خبر بزرگ [قیامت کبری]
که همواره درباره آن با یکدیگر اختلاف دارند [که واقع میشود یا نه؟]
نه چنین است [که میپندارند] به زودی [به حتمی بودن وقوع آن] آگاه خواهند شد.
باز هم نه چنین است [که میپندارند] به زودی [به حتمی بودن وقوع آن] آگاه خواهند شد.
آیا زمین را بستر آرامش قرار ندادیم؟
و کوهها را میخهایی [برای استواری آن؟]
و شما را جفتهایی [به صورت نر و ماده] آفریدیم،
و خوابتان را مایه استراحت و آرامش [و تمدّد اعصاب] قرار دادیم،
و شب راپوششی
و روز را وسیله معاش مقرّر کردیم؛
و بر فرازتان هفت آسمان استوار بنا نهادیم،
و چراغی روشن و حرارت زا پدید آوردیم،
و از ابرهای متراکم و باران زا آبی ریزان نازل کردیم
تا به وسیله آن دانه و گیاه برویانیم،
و باغهایی از درختان به هم پیچیده و انبوه بیرون آوریم.
بی تردید روز داوری وعده گاه است.
روزی که در صور میدمند و شما گروه گروه به عرصه محشر میآیید،
و آسمان گشوده میشود، پس به صورت درهایی درمیآید.
و کوهها را [از جای خود] روان کنند و سرابی شوند!
بی تردید دوزخ کمین گاه است.
جایگاه بازگشت برای سرکشان و طاغیان است.
روزگاری دراز در آن بمانند.
در آنجا نه [آب] خنکی میچشند و نه آشامیدنی [باب طبع]
مگر آب جوشان و چرکاب و خونابهای [از بدن دوزخیان]
پاداشی است مناسب [اعمالشان.]
اینان بودند که به [روز] حساب امیدی نداشتند،
و آیات ما را به شدت و با همه وجود انکار میکردند
و [ما] همه چیز را [از خوبی و بدی آنان] برشمرده و در نامه اعمالشان ثبت کردهایم.
[در قیامت به آنان میگوییم:] پس بچشید که هرگز جز عذاب بر شما نیفزاییم.
بی تردید برای پرهیزکاران پیروزی و کامیابی است.
باغهایی [سرسبز و خرم] و انواع انگورها
و دخترانی نو رسیده و هم سن
و جامهایی لبریز [از باده طهور]
در آنجا نه سخن بیهودهای میشنوند و نه دروغ و تکذیبی.
[این] پاداشی کافی و به اندازه از سوی پروردگار توست.
همان پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست، آن مهربانی که هیچ کس را اختیار چون و چرای با او نیست.
روزی که روح و فرشتگان در یک صف میایستند و سخن نمیگویند مگر کسی که [خدای] رحمان به او اجازه دهد و سخن حق و درست گوید.
آن [روز] روز حق است، پس هرکه بخواهد راه بازگشتی به سوی پروردگارش برگزیند؛
ما شما را از عذابی نزدیک هشدار دادیم، روزی که آدم آنچه را [از خیر و شر] پیش فرستاده است بنگرد و کافر گوید: ای کاش من خاک بودم [و موجودی مکلّف آفریده نمیشدم تا چنین روز سختی را ببینم!]
سوگند به فرشتگانی که [روح بدکاران را به شدت از بدنهایشان] بر میکنند،
و سوگند به فرشتگانی که [روح نیکوکاران را به نرمی و ملایمت از بدنهایشان] بیرون میآورند؛
و سوگند به فرشتگانی که [برای اجرای فرمانهای حق] به سرعت نازل میشوند،
و سوگند به فرشتگانی که [در ایمان، عبادت، پرستش و اطاعت] بر یکدیگر [به صورتی ویژه] سبقت میگیرند،
و سوگند به فرشتگانی که [به اذن خدا امور آفرینش را] تدبیر میکنند؛
[که همه برای رسیدن به پاداش و کیفر برانگیخته میشوند در] روزی که لرزاننده همه چیز را به شدت بلرزاند؛
در حالی که لرزاننده دیگری از پی آن در آید.
دلهایی در آن روز مضطرب و هراساناند
دیدگانشان [از ترس و هول قیامت] فرو افتاده است.
میگویند: آیا ما [پس از مرگ] به همان حالت اول [که در دنیا بودیم] باز گردانده میشویم؟
[شگفتا!] آیا زمانی که ما استخوانهای پوسیده و ریز ریز شدیم [بازمیگردیم؟!]
[و] گویند: [اگر قیامتی در کار باشد] بازگشت به حیات دوباره در آن زمان بازگشتی زیانبار است.
جز این نیست آن بازگشت فقط با یک بانگ عظیم است [و بس]
که ناگاه همه بر یک زمین صاف و هموار حاضر شوند.
آیا سرگذشت موسی به تو رسیده است؟
هنگامی که پروردگارش او را در وادی مقدس طوی ندا داد
که به سوی فرعون برو؛ زیرا که طغیان کرده است.
پس به او بگو: میخواهی [از آلودگی شرک و طغیان] پاک و پاکیزه شوی؟
من تو را به سوی پروردگارت راهنمایی میکنم تا از او بترسی [و از طغیان دست برداری.]
پس آن معجزه بزرگتر را به او نشان داد.
ولی [او آن را] تکذیب کرد و سرپیچی نمود.
سپس [به حق] پشت کرد [و برای نابودی موسی] به تلاش برخاست!
پس [قومش را] گرد آورد، و ندا داد
و گفت: من پروردگار بزرگتر شما هستم.
پس خدا هم [به کیفر این ادعای نابجا] او را به عذاب آخرت و دنیا دچار ساخت.
بی تردید در این سرگذشت برای کسی که [از عذاب خدا] بترسد عبرتی است.
آیا آفریدن شما [پس از مرگ] دشوارتر است یا آسمان که او آن را بنا کرد؟
سقفش را برافراشت، پس آن را درست و نیکو قرار داد،
و شبش را تاریکو روزش را روشن ساخت،
و زمین را پس از آن گسترانید،
و از آن آبو چراگاهش را بیرون آورد،
و کوهها را محکم و استوار نمود
تا مایه بهرهوری شما و دامهایتان باشد.
پس زمانی که آن حادثه بزرگتر [و غیر قابل دفع] در رسد،
در آن روز انسان آنچه تلاش و کوشش کرده به یاد آورد
و دوزخ رابرای هر بینندهای آشکار سازند،
و اما کسی که طغیان و سرکشی کرده
و زندگی دنیا را [بر زندگی ابد و جاوید آخرت] ترجیح داده،
پس بیتردید جایگاهش دوزخ است؛
و اما کسی که از مقام و منزلت پروردگارش ترسیده و نفس را از هوا و هوس بازداشته است؛
پس بیتردید جایگاهش بهشت است.
همواره ازتو درباره قیامت میپرسند که در چه زمانی واقع میشود؟
تو از بسیار یاد کردنش [و سخن گفتن درباره آن] چه به دست میآوری؟
نهایتش به سوی پروردگار توست [کیفیت برپا شدن و زمان وقوع و اوصافش را کسی جز خدا نمیداند.]
وظیفه تو فقط بیم دادن کسانی است که همواره از آن میترسند.
گویی آنان روزی که قیامت را میبینند چنین میپندارند که در برزخ جز شامگاهی یا صبح گاه آن درنگ نکردهاند!
چهره در هم کشید و روی گردانید،
از اینکه آن مرد نابینا نزد او آمد!
تو چه میدانی شاید او [در پرتو تعالیم اسلام از آلودگی] پاک و پاکیزه شود
یا متذکّر [حقایق] گردد و آن تذکر او را سود دهد؛
اما کسی که خود را ثروتمند نشان میدهد
تو به او روی میآوری [و نسبت به وی اهتمام میورزی]
در حالی که اگر او نخواهد خود را [از آلودگیهای باطنی و عملی] پاک کند تکلیفی بر عهده تو [نسبت به او] نیست؛
و اما آنکه شتابان نزد تو آمد
در حالی که [از پروردگارش] میترسد،
تو [با روی گردانی] از او به دیگران میپردازی.
این چنین [برخوردی شایسته] نیست، بیتردید این آیات قرآن مایه پند است.
پس هرکه خواست از آن پند گیرد،
در صحیفههایی است ارزشمند
بلند مرتبه و پاکیزه
در دست سفیرانی
بزرگوار و نیکوکار.
مرگ بر انسان، چه کافر و ناسپاس است!
[خدا] او را از چه چیز آفریده؟
از نطفهای [ناچیز و بیمقدار] آفریده است، پس او را [در ذات، صفات و اندام] اندازه لازم عطا کرد.
آن گاه راه [هدایت، سعادت، خیر و طاعت] را برایش آسان ساخت.
سپس او را میراند و در گور نهاد،
و سپس چون بخواهد او را زنده میکند.
این چنین نیست [که وظیفهاش را انجام داده باشد] هنوز آنچه را به او دستور داده به جا نیاورده است.
پس انسان باید به خوراکش با تأمل بنگرد
که ما [از آسمان] آب فراوانی فرو ریختیم.
سپس زمین را [به صورتی سودمند] از هم شکافتیم.
پس در آن دانههای فراوانی رویاندیم،
و انگور و سبزیجات
و زیتون و درخت خرما….
و بوستانهای پر از درخت تناور و بزرگ
و میوه و چراگاه
تا مایه برخورداری شما و دامهایتان باشد.….
پس زمانی که آن بانگ هولناک و مهیب در رسد،
روزی که آدمی فرار میکند، از برادرش….
و از مادر و پدرش….
و از همسر و فرزندانش
در آن روز هرکسی از آنان را کاری است که او را به خود مشغول میکند [تا جایی که نمیگذارد به چیز دیگری بپردازد.]
در آن روز چهرههایی درخشان و نورانی است
خندان و خوشحال….
و در آن روز چهرههایی است که بر آنان غبار نشسته
[و] سیاهی و تاریکی آنان را فرا گرفته است؛….
آنان همان کافران بد کارند.
هنگامی که خورشید را به هم درپیچند
و هنگامی که ستارگان تیره و بینور شوند
و هنگامی که کوهها را به حرکت آرند و از جا برکنند
و هنگامی که اموال نفیس و با ارزش رها و بیصاحب شود
و هنگامی که همه حیوانات وحشی محشور شوند
و هنگامی که دریاها مشتعل و برافروخته گردند
و هنگامی که هرکس [با همسان خود] قرین و جفت شوند [خوبان با خوبان و بدان با بدان]
و هنگامی که از [دختر] زنده به گور بپرسند
به کدام گناه کشته شده؟
و هنگامی که نامههای اعمال را بگشایند….
و هنگامی که آسمان را به شدت برکنند و برچینند
و هنگامی که دوزخ افروخته شود….
و هنگامی که بهشت را نزدیک آرند
[در چنین موقعیت و زمانی است که] هر کس هر عملی را [از خیر و شر] حاضر کرده است، بداند.
پس سوگند به ستارگانی که بازمیگردند،
ستارگانی که به سرعت میروند و پنهان میشوند
و سوگند به شب هنگامی که [روی میآورد، و زمانی که] میرود
و سوگند به صبح هنگامی که میدمد [و با گستردن نورش تاریکی را میزداید]
که قرآن کلام فرستادهای ارجمند و بزرگوار است.
نیرومندی که نزد صاحب عرش دارای مقام و منزلت است؛….
آنجا مورد اطاعت [فرشتگان] و امین است….
و رفیق و یار شما دیوانه نیست.
بی تردید امین وحی را در افق روشن دیده است،
و او نسبت به [ابلاغ و تعلیم] آنچه به او وحی میشود، بخیل نیست
و قرآن، کلام شیطان رانده شده نیست؛
پس [با انکار قرآن و روی گرداندن از آن] کجا میروید؟
قرآن فقط وسیله یادآوری و پند برای جهانیان است؛
برای هرکس از شما که بخواهد [در همه شؤون زندگی مادی و معنوی] راه مستقیم بپیماید
و شما [طیِ راهِ مستقیم را] نخواهید خواست مگر آنکه خدا پروردگار جهانیان بخواهد.
هنگامی که آسمان بشکافد
و هنگامی که ستارگان پراکنده شوند
و هنگامی که دریاها شکافته شوند [و به هم بپیوندند]
و هنگامی که قبرها زیر و رو شوند،
هرکسی آنچه را [از خیر و شر] پیش فرستاده و باز پس نهاده بداند.
ای انسان! چه چیزی تو را به پروردگار بزرگوارت مغرور کرده است؟
همان کسی که تو را آفرید و اندامت را درست و نیکو ساخت و متعادل و متناسب قرار داد،
و تو را در هر نقش و صورتی که خواست ترکیب کرد.
این چنین نیست [که سبب ارتکاب گناهانتان مغرور بودنتان به بزرگواری پروردگار باشد]، بلکه روز جزا را تکذیب میکنید [و با این تکذیب، راه گناه را به روی خود باز مینمایید،]
و بیتردید بر شما نگهبانانی گماشتهاند
بزرگوارانی نویسنده
که آنچه را [از خیر و شر] انجام میدهید، میدانند [و ضبط میکنند.]
به یقین نیکان در نعمت فراوانی قرار دارند
و مسلماً گناهکاران در دوزخاند
[که] روز پاداش در آن درآیند،
و آنان از دوزخ غایب نمیشوند
و تو چه میدانی روز جزا چیست؟
باز چه میدانی روز جزا چیست؟
روزی که کسی از کسی چیزی از عذاب را دفع نمیکند، و در آن روز، فرمان و حکم ویژه خداست.
وای بر کم فروشان!
آنان که چون از مردم کالایی را با پیمانه و وزن میستانند، تمام و کامل میستانند،
و چون برای آنان پیمانه و وزن کنند، کم میدهند.
آیا اینان یقین ندارند که حتماً بر انگیخته میشوند؟
برای روزی بزرگ،
روزی که مردم در برابر پروردگار جهانیان به پا میایستند.
این چنین نیست که میپندارند [در آن روز] یقیناً پرونده بدکاران در سجّین است.
و تو چه میدانی که سجّین چیست؟
قضا و سرنوشتی حتمی [برای خائنان] است.
وای در آن روز بر تکذیبکنندگان.
آنان که همواره روز جزا را تکذیب میکنند.
و آن را جز هر متجاوز گناهپیشه تکذیب نکند،
[که] هرگاه آیات ما را بر او خوانند میگوید: افسانههای پیشینیان است.
این چنین نیست که میگویند، بلکه گناهانی که همواره مرتکب شدهاند بر دلهایشان چرک و زنگار بسته است [که حقایق را افسانه میپندارند.]
این چنین نیست که آنان میپندارند، بلکه اینان در آن روز از پروردگارشان محجوباند.
سپس آنان بیتردید وارد دوزخ میشوند.
[به آنان] گویند: این است آن دوزخی که همواره تکذیبش میکردید.
این چنین نیست [که این سبک مغزان درباره نیکان میپندارند] بلکه پرونده نیکان در علیّین است
تو چه میدانی علیّین چیست؟
قضا و سرنوشتی حتمی [برای نیکان] است.
مقربان آن را مشاهده میکنند.
بی تردید نیکان در نعمتی فراوانند
بر تختها[ی آراسته و پرارزش تکیه زده و مناظر زیبای بهشت را با چشم سر و جمال محبوب را با چشم دل] مینگرند.
در چهرههایشان شادابی و طراوت نعمت را مییابی.
آنان را از باده ناب و طهوری که سربسته و مُهر و موم شده است، مینوشانند.
مُهر و مومش مشک است، و رقابتکنندگان و مسابقهگران باید به سوی این نعمتها بر یکدیگر پیشی گیرند،
و [این باده ناب مُهر و موم شده،] آمیختهای از «تسنیم» است
[آن] چشمهای که همواره مقربان از آن مینوشند.
بدکاران همواره [در دنیا از روی ریشخند و استهزا] به مؤمنان میخندیدند
و هنگامی که بر آنان میگذشتند آنان را با اشاره چشم وابرو به مسخره میگرفتند،
و چون به خانواده خود بازمیگشتند [به سبب تمسخر مؤمنان] خوشحال و شادمان بازمیگشتند،
و هنگامی که مؤمنان را میدیدند، میگفتند: بیتردید اینان گمراهاند؛
و حال آنکه کافران را بر مؤمنان نگهبان و مراقب نفرستاده بودند [که مراقب هدایت و گمراهی آنان باشند.]
پس امروز همواره مؤمنان به کافران میخندند.
بر تختها[ی آراسته و پرارزش تکیه زده] مینگرند
که آیا کافران را در برابر آنچه همواره انجام میدادند کیفر دادهاند؟
هنگامی که آسمان بشکافد
و فرمان پروردگارش را اطاعت کند، و [به این اطاعت از فرمان،] سزاوارتر گردد
و هنگامی که زمین گسترده شود
و آنچه را در درون دارد بیرون افکند، و تهی گردد
و فرمان پروردگارش را اطاعت کند، و [به این اطاعتِ از فرمان،] سزاوارتر گردد،
ای انسان! یقیناً تو با کوشش و تلاشی سخت به سوی پروردگارت در حرکتی، پس او را [در حالی که مقام فرمانروایی مطلق و حکومت بر همه چیز ویژه اوست و هیچ حکومتی در برابرش وجود ندارد،] دیدار میکنی،
اما کسی که نامه اعمالش را به دست راستش دهند،
به زودی با حسابی آسان به حسابش رسیدگی شود،
و خوشحال و شادمان به سوی خانوادهاش [در بهشت] باز گردد،
و اما کسی که نامه اعمالش را از پشت سرش دهند،
به زودی با فریادی حسرت بار، هلاکت و نابودی خود را خواهد،
و در آتش افروخته در آید.
او همواره در میان خانوادهاش [به ثروت و مال و مقام] خوشحال و شادمان بود.
او میپنداشت که هرگز پس از مرگ [به حیات دوباره] باز نخواهد گشت.
آری، بیتردید پروردگارش نسبت به [همه امور] او بینا بود [از این جهت تمام اعمال و دست آوردش را برای پاداش و کیفر ثبت کرد.]
سوگند به سرخی کنار افق به هنگام غروب خورشید
و سوگند به شب و آنچه را [از موجودات پراکنده شده در روز، در خانهها و لانهها] جمع میکند
و سوگند به ماه هنگامی که بَدْر کامل میشود
که شما حالی را پس از حالی [که مراحل مختلف زندگی است و در سختی و زحمت مطابق یکدیگرند] طی میکنید [تا به دیدار پروردگارتان نایل آیید.]
پس اینان را چه میشود که ایمان نمیآورند؟!
و هرگاه قرآن را بر آنان خوانند، خاضع و تسلیم نمیشوند؟!
بلکه کافران همواره انکار هم میکنند!
و خدا به آنچه [از انکار، کفر، نفاق، حسد و...] در دل خود جمع میکنند، داناتر است.
پس آنان را به عذابی دردناک بشارت ده.….
مگر آنان را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند، که آنان را پاداشی جاودان و بیمنت است.
سوگند به آسمان که دارای برجهاست
و سوگند به روزی که [برپا شدنش را برای داوری میان مردم] وعده دادهاند
و سوگند به شاهد [که پیامبر هر امت است] و مورد مشاهده [که اعمال هر امت است؛]
مرده باد صاحبان آن خندق [که مؤمنان را در آن سوزاندند.]
آن آتشی که آتش گیرانهاش فراوان و بسیار بود،
هنگامی که آنان پیرامونش [به تماشا] نشسته بودند
و آنچه را از شکنجه و آسیب درباره مؤمنان انجام میدادند تماشاگر و ناظر بودند
و از مؤمنان چیزی را منفور و ناپسند نمیداشتند مگر ایمانشان را به خدای توانای شکست ناپذیر و ستوده؛
خدایی که مالکیّت و فرمانروایی آسمانها و زمین در سیطره اوست و خدا بر همه چیز گواه است.
کسانی که مردان و زنان مؤمن را مورد شکنجه و آزار قرار دادند، سپس توبه نکردند، نهایتاً عذاب دوزخ و عذاب سوزان برای آنان است.
بی تردید کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند بهشتهایی که از زیرِ [درختانِ] آن نهرها جاری است، ویژه آنان است، این است کامیابی بزرگ.
بی تردید به قهر گرفتن و مجازات پروردگارت بسیار سخت است.….
اوست که [مخلوقات را] میآفریند، و [پس از مرگ] بازمیگرداند….
و او بسیار آمرزنده و دوستدار [مؤمنان] است.
صاحب عرش و ارجمند [و عالی صفات] است.….
آنچه را بخواهد [بی آنکه بازدارندهای در برابرش باشد] انجام میدهد.….
آیا خبر آن سپاهیان به تو رسیده است؟
[سپاهیان] فرعون و ثمود [که به سبب تکذیبشان به عذابی دردناک دچار شدند؛]
[فقط آنان تکذیبگر نبودند] بلکه کافران [قوم تو] در تکذیبی سخت ترند….
و خدا از همه سو بر آنان احاطه دارد.
[چنین نیست که درباره قرآن میپندارند] بلکه آن، قرآنی باعظمت و بلند مرتبه است
که در لوح محفوظ است [به همین خاطر از دستبرد هر تحریف گری مصون است.]
سوگند به آسمان و به چیزی که در شب پدیدار میشود؛
و تو چه میدانی چیزی که در شب پدیدار میشود، چیست؟
همان ستاره درخشانی است که پرده ظلمت را میشکافد.
هیچ کس نیست مگر اینکه بر او نگهبانی است.
پس انسان باید با تأمل بنگرد که از چه چیز آفریده شده است؟
از آبی جهنده آفریده شده است؛
[آبی که] از صلب مرد و از میان استخوانهای سینه زن بیرون میآید.
بی تردید خدا بر بازگرداندن انسان [پس از مرگش] تواناست،
روزی که رازها فاش میشود.
پس انسان را [در آن روز در برابر عذاب] نه نیرویی است و نه یاوری.
سوگند به آسمان که دارای باران فراوان و پرریزش است.
و سوگند به زمین که [برای جوشیدن چشمهها و کشت و زرع و روییدن نباتات] دارای شکاف است.
بی تردید که این قرآن، سخنی جداکننده [میان حق و باطل] است
و آن هرگز شوخی نیست.
آنان همواره [برای خاموش کردن نور حق] حیله میکنند
و من [هم در برابر آنان] چاره و تدبیری [مناسب] میکنم.
پس کافران را مهلت ده و مدت اندکی آنان را در این حالی که هستند، واگذار.
نام پروردگار برتر و بلند مرتبهات را [از هرچه رنگ شرک خفی و جلی دارد] منزّه و پاک بدار.
آنکه آفرید، پس درست و نیکو گردانید.
و آنکه اندازه قرار داد و هدایت کرد،
و آنکه چراگاه را رویانید،
و آن را خاشاکی سیاه گردانید،
به زودی قرآن را بر تو میخوانیم، پس هرگز فراموش نخواهی کرد،
جز آنچه را خدا بخواهد، که او آشکار و آنچه را پنهان است، میداند.
و تو را برای آسانترین راه [که شریعت سمحه و سهله است] آماده میکنیم.
پس [مردم را] اندرز ده، اگر اندرز سودمند افتد.
کسی که از خدا میترسد، به زودی متذکّر میشود.
و کسی که از همه بدبختتر است از آن کناره میگیرد.
همان کسی که در آتش بزرگتر درمیآید.
آن گاه در آنجا نه میمیرد و نه به خوشی زندگی میکند.
بی تردید کسی که خود را [از زشتیهای باطن و ظاهر] پاک کرد، رستگار شد.
و نام پروردگارش را یاد کرد، پس نماز خواند.
[ولی شما منکران لجوج به سوی راه رستگاری نمیروید] بلکه زندگی دنیا را [بر آن] ترجیح میدهید.
در حالی که آخرت بهتر و پایدارتر است.
همانا این [حقایق] در کتابهای آسمانی پیشین هست.
[در] کتابهای ابراهیم وموسی.
آیا خبر حادثه هولناکی که [همه انسانها را از هر سو] فرامیگیرد، به تو رسیده است؟
در آن روز چهرههایی زبون و شرمسارند؛
[آنان که همواره در دنیا] کوشیدهاند و خسته شدهاند [و سرانجام سودی نیافتهاند]
در آتشی سوزان درآیند.
آنان را از چشمهای بسیار داغ مینوشانند؛
برای آنان طعامی جز خار خشک و زهرآگین وجود ندارد
که نه فربه میکند و نه از گرسنگی بینیاز مینماید.
در آن روز چهرههایی شاداب و باطراوتاند
از تلاش و کوشش خود خشنودند
در بهشتی بریناند
در آنجا سخن لغو وبیهوده نشنوند
در آن چشمهای روان است
[و] در آنجا تختهایی بلند و با ارزش قرار دارد
و [در کنار چشمههایش] قدحها نهاده شده است
و [دیگر از نعمتهایش] بالشهایی پهلوی هم چیده [برای تکیه زدن بهشتیها]ست
و فرشهایی زربافت و گسترده [که روی آن مینشینند.]
آیا با تأمل به شتر نمینگرند که چگونه آفریده شده؟
و به آسمان که چگونه بر افراشته شده؟
و به کوهها که چگونه در جای خود نصب شده؟
و به زمین که چگونه گسترده شده؟
پس تذکر ده که تو فقط تذکر دهندهای؛
تو بر آنان مسلط نیستی [که به قبول ایمان مجبورشان کنی،]
ولی کسی که [به دنبال تذکر پی در پی] روی گردانید و کفر ورزید.
پس خدا او را به عذاب بزرگتر عذاب خواهد کرد.
قطعاً بازگشت آنان به سوی ماست.
آن گاه بیتردید حسابشان بر عهده ماست.
سوگند به سپیده دم
و به شبهای دهگانه
و به زوج و فرد
و به شب هنگامی که میگذرد.
آیا در آنچه گفته شد، سوگندی برای خردمند هست؟
آیا ندانستهای که پروردگارت با قوم عاد چه کرد؟
و [با آن شهر] اِرم که دارای کاخهای باعظمت و ساختمانهای بلند بود؟
همان که مانندش در شهرها ساخته نشده بود؟
و با قوم ثمود آنان که در آن وادی [برای ساختن بناهای استوار و محکم] تخته سنگها را میبریدند؟
و با فرعون نیرومند که دارای میخهای شکنجه بود؟
همانان که در شهرها، طغیان وسرکشی کردند؟
و در آنها فساد وتباه کاری فراوانی به بار آوردند؟
پس پروردگارت تازیانه عذابهای گوناگون را بر آنان فرو ریخت.
بی تردید پروردگارت در کمین گاه است؛
اما انسان، هنگامی که پروردگارش او را بیازماید و گرامی داردش و نعمتش بخشد، میگوید: پروردگارم [چون شایسته و سزاوار بودم] مرا گرامی داشت،
و اما چون او را بیازماید، پس روزیاش را بر او تنگ گیرد، گوید: پروردگارم مرا خوار و زبون کرد.
این چنین نیست که میپندارید، بلکه [زبونی، خواری و دور شدن شما از رحمت خدا برای این است که] یتیم را گرامی نمیدارید
و یکدیگر را بر طعام دادن به مستمند تشویق نمیکنید
و میراث خود را [با میراث دیگران بیتوجه به حلال وحرام بودنش] یک جا و کامل میخورید
وثروت را بسیار دوست دارید.
این چنین نیست که میپندارید، هنگامی که زمین را به شدت درهم کوبند
و [فرمان] پروردگارت برسد، وفرشتگان صف اندر صف حاضر شوند،
در آن روز دوزخ را بیاورند، در آن روز انسان متذکّر شود و کجا این تذکر برای او سودمند افتد؟!
میگوید: ای کاش برای این زندگیام [عبادت خالصانه و کار نیک] پیش فرستاده بودم.
پس در آن روز هیچ کس چون عذاب کردن او عذاب نکند،
و هیچ کس چون به بند کشیدن او به بند نکشد.
ای جان آرام گرفته و اطمینان یافته!
به سوی پروردگارت در حالی که از او خشنودی و او هم از تو خشنود است، باز گرد.
پس در میان بندگانم درآی
و در بهشتم وارد شو.
قسم میخورم به این شهر،
در حالی که تو در آن جای داری
و سوگند به پدر و آنچه زاده است؛
همانا ما انسان را در رنج و زحمت آفریدیم.
آیا گمان میکند که هرگز کسی بر او دست نیابد؟!
میگوید: ثروت فراوانی را [برای مبارزه با پیامبر و اسلام] تباه کردهام!
آیا گمان میکند که هیچ کس او را ندیده است [که همه اعمال و کردارش را ثبت کند؟]
آیا برای او دو چشم قرار ندادیم؟
و یک زبان و دو لب؟
و او را به راه خیر و شر هدایت نکردیم [تا راه خیر را بگزیند و راه شر را واگذارد؟]
پس شتابان و با شدت به آن گردنه سخت وارد نشد؛
و تو چه میدانی آن گردنه سخت چیست؟
آزاد کردن برده،
یا طعام دادن در روز گرسنگی و قحطی،
به یتیمی خویشاوند،
یا مستمندی خاک نشین؛
علاوه بر [انجام] این [تکالیف]، از کسانی باشد که ایمان آوردهاند و یکدیگر را به صبر و مهربانی سفارش کردهاند؛
اینان سعادتمنداناند؛
و کسانی که به آیات ما کفر ورزیدند، آنان شقاوتمنداناند
بر آنان آتشی سرپوشیده احاطه دارد [که هیچ راه گریزی از آن ندارند.]
سوگند به خورشید و گسترش روشنیاش
و به ماه هنگامی که از پی آن برآید
و به روزچون خورشید را به خوبی آشکار کند
و به شب هنگامی که خورشید را فرو پوشد
و به آسمان و آنکه آن را بنا کرد
و به زمین و آنکه آن را گستراند
و به نفس و آنکه آن را درست و نیکو نمود،
پس بزه کاری و پرهیزکاریاش را به او الهام کرد.
بی تردید کسی که نفس را [از آلودگی پاک کرد و] رشد داد، رستگار شد.
و کسی که آن را [به آلودگیها و امور بازدارنده از رشد] بیالود [از رحمت حق] نومید شد.
قوم ثمود به سبب سرکشی و طغیانش [پیامبرشان را] تکذیب کرد،
زمانی که بدبختترینشان به پا خاست.
پس فرستاده خدا به آنان گفت: ناقه خدا و آبشخورش را [واگذارید]
ولی به تکذیب او برخاستند و ناقه را پی کردند، و در نتیجه پروردگارشان به خاطر گناهشان عذاب سختی بر آنان فرو ریخت و همه قوم را با خاک یکسان و برابر ساخت؛
و خدا از سرانجام آن کار [که نابودی ستمکاران است] پروایی ندارد.
سوگند به شب هنگامی که فرو پوشد
و به روز هنگامی که آشکار شود
و به آنکه نر و ماده آفرید؛
همانا تلاشتان گوناگون و پراکنده است؛
اما کسی که [ثروتش را در راه خدا] انفاق کرد و پرهیزکاری پیشه ساخت
و وعده نیکوتر را [که وعده خدا نسبت به پاداش انفاق و پرهیزکاری است] باور کرد؛
پس به زودی او را برای راه آسانی [که انجام همه اعمال نیک به توفیق خداست] آماده میکنیم
و اما کسی که [از انفاق ثروت] بخل ورزید و خود را بینیاز نشان داد
و وعده نیکوتر را تکذیب کرد،
پس او را برای راه سخت و دشواری [که سلب هرگونه توفیق از اوست] آماده میکنیم،
و هنگامی که [به چاه هلاکت و گودال گور] سقوط کند ثروتش [چیزی از عذاب خدا] را از او دفع نمیکند.
بی تردید هدایت کردن بر عهده ماست.
و به یقین دنیا و آخرت در سیطره مالکیّت ماست.
پس شما را از آتشی که زبانه میکشد بیم میدهم.
[که] جز بدبختترین مردم در آن در نیایند.
همان که [دین را] تکذیب کرد و از آن روی گردانید.
و به زودی پرهیزکارترین [مردم] را از آن دور میدارند.
همان که مال خود را انفاق میکند تا [مال] رشد و نمو کند.
و هیچ کس را نزد خدا حق نعمتی نیست تا این مالی که انفاق کرده به عنوان پاداش آن نعمت به حساب او گذارد.
بلکه [انفاق کننده با تقوا مال خود را در راه خدا انفاق میکند] تا خشنودی پروردگار والایش را به دست آورد.
و [بیتردید] به زودی [در قیامت با دریافت لطف، رحمت حق و پاداش بیپایان او] خشنود خواهد شد.
سوگند به ابتدای روز [وقتی که خورشید پرتو افشانی میکند]
و سوگند به شب آن گاه که آرام گیرد،
که پروردگارت تو را رها نکرده و مورد خشم و کینه قرار نداده است.
و بیتردید آخرت برای تو از دنیا بهتر است،
و به زودی پروردگارت بخششی به تو خواهد کرد تا خشنود شوی.
آیا تو را یتیم نیافت، پس پناه داد؟
و تو را بدون شریعت نیافت، پس به شریعت هدایت کرد؟
و تو را تهیدست نیافت، پس بینیاز ساخت؟
و اما [به شکرانه این همه نعمت] یتیم را خوار و رانده مکن
و تهیدست حاجتخواه را [به بانگ زدن] از خود مران
و نعمتهای پروردگارت را بازگو کن.
آیا سینهات را [به نوری از سوی خود] گشاده نکردیم؟
و بار گرانت را فرو ننهادیم؟
همان بار گرانی که پشتت را شکست.
و آوازهات را برایت بلند نکردیم؟
پس بیتردید با دشواری آسانی است.
[آری] بیتردید با دشواری آسانی است.
پس هنگامی که [از کار بسیار مهم تبلیغ] فراغت مییابی، به عبادت و دعا بکوش
و مشتاقانه به سوی پروردگارت رو آور.
سوگند به انجیر و زیتون
و سوگند به طور سینا
و سوگند به این [مکه] شهر امن
که ما انسان را در نیکوترین نظم و اعتدال و ارزش آفریدیم.
آن گاه او را [به سبب گناهکاری] به [مرحله] پستترین پَستان بازگرداندیم.
مگر آنان که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند، پس آنان را پاداشی بیمنت و همیشگی است.
[ای انسان!] پس چه چیزی تو را بعد [از این همه دلایل] به تکذیب دین و [روز قیامت]، وامیدارد؟
آیا خدا بهترین داوران نیست؟
بخوان به نام پروردگارت که [همه آفریدهها را] آفریده؛
[همان که] انسان را از علق به وجود آورد.
بخوان در حالی که پروردگارت کریمترین [کریمان] است.
همان که به وسیله قلم آموخت،
[و] به انسان آنچه را نمیدانست تعلیم داد.
این چنین نیست [که انسان سپاس گزار باشد] مسلماً انسان سرکشی میکند.
برای اینکه خود را بینیاز میپندارد.
بی تردید بازگشت به سوی پروردگار توست.
مرا خبر ده، آیا آن کسی که بازمیدارد،
بندهای را هنگامی که نماز میخواند؟
مرا خبر ده، اگر این بنده نمازگزار بر راه راست باشد
یا [دیگران را] به پرهیزکاری وادارد؟ [آیا آن بازدارنده سزاوار کیفر سخت نیست؟]
مرا خبر ده، اگر این بازدارنده [دین را] تکذیب کند و [از فرمان حق] روی برگرداند [مستحق مجازات سخت نیست؟!]
مگر ندانسته که قطعاً خدا [همه کارهایش را] میبیند؟
این چنین نیست که میپندارد [که ما کارهایش را زیرنظر نداریم،] اگر [از کارهایش] باز نایستد، به شدت موی جلوی سرش را میگیریم [و به سوی دوزخ میکشانیم.]
[آری] موی جلوی سر دروغگوی خطاپیشه را
پس [اگر بخواهد] اهل مجلس و انجمنش را [برای یاری دادنش] فرا خواند،
ما هم به زودی مأموران آتش دوزخ را فرامیخوانیم.
این چنین نیست [که بتواند برای نجات خود کاری کند]، هرگز از او اطاعت مکن، و سجده کن و به خدا تقرب جوی.
ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم.
تو چه میدانی شب قدر چیست؟
شب قدر، بهتر از هزار ماه است.
فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان برای [تقدیر و تنظیم] هر کاری نازل میشوند.
این شب تا برآمدن سپیده دم [سراسر] سلام و رحمت است.
کافران از اهل کتاب و مشرکان [از آیین خود] جدا نمیشدند تا آن دلیل روشن برای آنان بیاید.
[آن دلیل روشن] فرستادهای [چون پیامبر اسلام] از سوی خداست که صحیفههایی پاک را میخواند.
در آنها نوشتههایی استوار و باارزش است؛
و اهل کتاب درباره دین، [گروه گروه و] پراکنده نشدند مگر پس از آنکه آن دلیل روشن برای آنان آمد [و به طور کامل نسبت به آنان اتمام حجت شد.]
در حالی که فرمان نیافته بودند جز آنکه خدا را بپرستند، و ایمان و عبادت را برای او از هرگونه شرکی خالص کنند، و حق گرا باشند، و نماز را برپا دارند، و زکات بپردازند؛ و این است آیین استوار و ثابت.
به یقین کافرانِ از اهل کتاب و مشرکان در آتش دوزخاند و در آن جاودانهاند؛ اینانند که بدترین مخلوقاتند.
مسلماً کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند، اینانند که بهترین مخلوقاتند.
پاداششان نزد پروردگارشان بهشتهای پایندهای است که از زیرِ [درختانِ] آن نهرها جاری است، در آنها جاودانهاند، خدا از آنان خشنود است و آنان هم از خدا خشنودند؛ این [پاداش] برای کسی است که از پروردگارش بترسد.
هنگامی که زمین را با [شدیدترین] لرزشش بلرزانند،
و زمین بارهای گرانش را بیرون اندازد،
و انسان بگوید: زمین را چه شده است؟
آن روز است که زمین اخبار خود را میگوید؛
زیرا که پروردگارت به او وحی کرده است.
آن روز مردم [پس از پایان حساب] به صورت گروههای پراکنده [به سوی منزلهای ابدی خود بهشت یا دوزخ] بازمیگردند، تا اعمالشان را [به صورت تجسم یافته] به آنان نشان دهند.
پس هرکس هموزن ذرهای نیکی کند، آن نیکی را ببیند.
و هرکس هموزن ذرهای بدی کند، آن بدی را ببیند.
سوگند به اسبان دوندهای که همهمهکنان [به سوی جنگ] میتازند
و سوگند به اسبانی که با کوبیدن سمشان از سنگها جرقه میجهانند
و سوگند به سوارانی که هنگام صبح غافل گیرانه به دشمن هجوم میبرند
و به وسیله آن هجوم، گرد و غبار فراوانی برانگیزند
و ناگاه در آن وقت در میان گروهی دشمن در آیند؛
[که] قطعاً انسان نسبت به پروردگارش بسیار ناسپاس است،
و بیتردید خود او بر این ناسپاسی گواه است،
و همانا او نسبت به ثروت و مال سخت علاقهمند است [و به این سبب بخل میورزد.]
آیا نمیداند هنگامی که آنچه در گورهاست برانگیخته شود.
و آنچه در سینههاست پدیدار گردد،
بی تردید در آن روز پروردگارشان نسبت به آنان آگاه است [و بر پایه اعمال نیک و بدشان به آنان پاداش و کیفر دهد.]
آن کوبنده
چیست آن کوبنده؟
و تو چه میدانی آن کوبنده چیست؟
روزی که مردم [در سراسیمگی] چون پروانههای پراکندهاند
و کوهها مانند پشم رنگین حلاجی شده گردد!
اما هرکس اعمال وزن شدهاش سنگین و باارزش است؛
پس او در یک زندگی خوش و پسندیدهای است،
و اما هرکساعمال وزن شدهاش سبک و بیارزش است،
پس جایگاه و پناهگاهش هاویه است،
و تو چه میدانی هاویه چیست؟
آتشی بسیار داغ و سوزاناست.
مباهات و افتخار بر یکدیگر [به ثروت و کثرت نفرات] شما را [از پرداختن به تکالیف دینی و یاد آخرت] بازداشت؛
تا جایی که گورها را دیدار کردید [و به تعداد مردگان هم به یکدیگر مباهات و افتخار نمودید!!]
این چنین نیست [که شما میپندارید]، به زودی [به آثار شوم این اوضاع و احوالی که دارید] آگاه خواهید شد.
باز هم این چنین نیست، به زودی آگاه خواهید شد.
[زندگی واقعی] این چنین نیست [که میپندارید]، اگر به علم الیقین [که علم استوار و غیر قابل تردید است به آخرت] آگاه بودید [از تکالیف دینی و توجه به آباد کردن آخرت بازنمیماندید.]
بی تردید دوزخ را خواهید دید.
سپس [با وارد شدن در آن،] قطعاً آن را به دیده یقین و باور خواهید دید.
آن گاه شما در آن روز از نعمتها بازپرسی خواهید شد.
سوگند به عصر [ظهور پیامبر اسلام]
[که] بیتردید انسان در زیان کاری بزرگی است؛
مگر کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند و یکدیگر را به حق توصیه نموده و به شکیبایی سفارش کردهاند.
وای بر هر عیب جوی بدگوی!
همان که ثروتی فراهم آورده و [پی در پی] آن را شمرد [و ذخیره کرد.]
گمان میکند که ثروتش او را جاودانه خواهد کرد.
این چنین نیست، بیتردید او را در آن شکننده، اندازند؛
و تو چه میدانی آن شکننده چیست؟
آتش برافروخته خداست
[آتشی] که بر دلها برآید و چیره شود.
آن آتش بر آنان سربسته است [که هیچ راه گریزی از آن ندارند؛]
[آتشی] در ستونهایی بلند و کشیده.
آیا ندانستهای که پروردگارت با فیل سواران چه کرد؟
آیا نیرنگشان را در تباهی قرار نداد [ونقشه آنان را نقش بر آب نساخت؟!]
و بر ضد آنان گروه گروه پرندگانی فرستاد؛
[که] بر آنان سنگهایی از نوع سنگ گِل میافکندند.
سرانجام همه آنان را چون کاه جویده شده قرار داد.
[خدا فیل سواران را هلاک کرد] تا قریش را [با یکدیگر و با مردم و با حرم امن] الفت دهد؛
[و نیز] به سفرهای [تجارتی] زمستانی و [سفرهای تجارتی] تابستانی پیوند و انس دهد [تا در آرامش و امنیت، امر معاششان را تأمین کنند.]
پس باید پروردگار این خانه را بپرستند؛
پروردگاری که آنان را از گرسنگی نجات داد، و از بیمی [که از دشمن داشتند] ایمنیشان بخشید.
آیا کسی که همواره روز جزا را انکار میکند، دیدی؟
همان که یتیم را به خشونت و جفا از خود میراند،
و [کسی را] به طعام دادن به مستمند تشویق نمیکند.
پس وای بر نمازگزاران
که از نمازشان غافل و نسبت به آن سهلانگارند.
همانان که همواره ریا میکنند
و از [دادن] وسایل و ابزار ضروری زندگی [و زکات، هدیه و صدقه به نیازمندان] دریغ میورزند.
بیتردید ما به تو خیر فراوان [که برکت در نسل است و از فاطمه ریشه میگیرد] عطا کردیم.
پس [به شکرانه آن] برای پروردگارت نماز بخوان و شتر قربانی کن.
یقیناً دشمن [که به] تو [زخم زبان میزند] خود بدون تبار و نسل [و بریده از همه خیرات و برکات] است.
بگو: ای کافران!
آنچه را شما میپرستید، من نمیپرستم،
و نه شما آنچه را من میپرستم، میپرستید،
و نه من آنچه را شما پرستیدهاید، میپرستم،
و نه شما آنچه را که من میپرستم، میپرستید.
دین شما برای خودتان، و دین من برای خودم.
هنگامی که یاری خدا و [آن] پیروزی فرا رسد،
و مردم را ببینی که گروه گروه در دین خدا درآیند،
پس پروردگارت را همراه با سپاس و ستایش تسبیح گوی، و از او آمرزش بخواه، که او همواره توبه پذیر است.
نابود باد قدرت ابولهب، و نابود باد خودش؛
ثروتش و آنچه از امکانات به دست آورد چیزی [از عذاب خدا را که در دنیا عذاب استیصال است] از او دفع نکرد.
به زودی در آتشی زبانه دار درآید؛
و [نیز] همسرش که هیزم کش است [در آتش زبانه دار در آید.]
[همان که] بر گردنش طنابی تابیده از لیف خرماست.
بگو: او خدای یکتاست؛
خدای بینیاز [همه موجودات هستی که نیازمند و عین فقرند برای رفع نیازشان روی به او کنند و از حضرتش گدایی نمایند.]
نزاده، و زاییده نشده است،
و هیچ کس [در ذات و صفات] همانند و همتا و شبیه او نمیباشد.
بگو: به پروردگار سپیده دم پناه میبرم،
از زیان مخلوقاتی که [با انحرافشان از قوانین الهی به انسان] ضرر میرسانند،
و از زیان شب هنگامی که با تاریکیاش درآید [که در آن تاریکی انواع حیوانات موذی و انسانهای فاسق و فاجر برای ضربه زدن به انسان در کمیناند]
و از زیان زنان دمنده [که افسون و جادو] در گرهها [میدمند و با این کار شیطانی در زندگی فرد، خانواده و جامعه خسارت به بار میآورند]
و از زیان حسود، زمانی که حسد میورزد.
بگو: پناه میبرم به پروردگار مردم
[به] پادشاه مردم
[به] معبود مردم
از زیان وسوسهگر کمین گرفته و پنهان،
آنکه همواره در سینههای مردم وسوسه میکند
از جنّیان و آدمیان.