ghaemiyeh.com
سرشناسه : خامهیار، محمد، ۱۳۴۲ -
عنوان و نام پدیدآور : اولینهای مهدویت/ محمد خامهیار.
مشخصات نشر : قم: مسجد مقدس جمکران ۱۳۸۶.
مشخصات ظاهری : ۷۲ص.؛ ۱۰ × ۵/۲۱ سم.
شابک : ۴۵۰۰ ریال978-964-973-092-9 :
وضعیت فهرست نویسی : سبرونسپاری
یادداشت : کتابنامه: ص. [۶۷] - ۶۹؛ همچنین به صورت زیرنویس.
موضوع : محمدبن حسن (عج)، امام دوازدهم ۲۵۵ق -
موضوع : مهدویت
رده بندی کنگره : BP۵۱/خ۲۴الف۹ ۱۳۸۶
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۹۵۹
شماره کتابشناسی ملی : ۱۳۰۶۷۸۴
اولینهای مهدویت
محمد خامهیار
سرشناسه : خامهیار، محمد، ۱۳۴۲ -
عنوان و نام پدیدآور : اولینهای مهدویت/ محمد خامهیار.
مشخصات نشر : قم: مسجد مقدس جمکران ۱۳۸۶.
مشخصات ظاهری : ۷۲ص.؛ ۱۰ × ۵/۲۱ سم.
شابک : ۴۵۰۰ ریال978-964-973-092-9 :
وضعیت فهرست نویسی : سبرونسپاری
یادداشت : کتابنامه: ص. [۶۷] - ۶۹؛ همچنین به صورت زیرنویس.
موضوع : محمدبن حسن (عج)، امام دوازدهم ۲۵۵ق -
موضوع : مهدویت
رده بندی کنگره : BP۵۱/خ۲۴الف۹ ۱۳۸۶
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۹۵۹
شماره کتابشناسی ملی : ۱۳۰۶۷۸۴
به جای مقدمه.9
اوّلین استیفای حق......11
اوّلین اقدام امام در انطاکیه.......13
اوّلین برنامه حضرت.....14
اوّلین بیعت کننده با امام..........15
اوّلین پرچم امام.........18
اوّلین پرسش منکرین حضرت...19
اوّلین جنگ حضرت.....25
اوّلین دادگاه پس از ظهور......25
اوّلین دعوت به مهدویت........26
اوّلین دعوی دروغ نیابت...........26
اوّلین دوران غیبت امام...........27
اوّلین دیدار...29
اوّلین رجعت کننده...30
اوّلین رمز برای دوران غیبت.31
اوّلین سپاه امام.....33
اوّلین سخنرانی و اتمام حجّت امام در کعبه.33
اوّلین سخن گفتن حضرت.34
اوّلین سفیر دروغین امام.....35
اوّلین سند دعای ندبه..........36
اوّلین شست و شوی بعد از تولّد حضرت مهدیعلیه السلام36
اوّلین کتابنامۀ امام مهدیعلیه السلام......36
اوّلین شورش و کشتار قبل از ظهور........37
اوّلین فریاد یا مهدی......38
اوّلین کتاب به خط بریل.40
اوّلین کتاب شیعه......40
اوّلین کتاب مهدویّت علمای اهل سنت..41
اوّلین کلام امام مهدیعلیه السلام.......43
اوّلین کوه از کوههای تهامه......43
اوّلین گروه زنان در محضر امامعلیه السلام........45
اوّلین مالک نرجس خاتون بعد از خریداری..........47
اوّلین مدّعی مهدویّت بعد از تولد امامعلیه السلام.........49
اوّلین مدّعی نیابت.....49
اوّلین مرحله امامت امام.........50
اوّلین مطرح کننده موضوع غیبت.........51
اوّلین مکان ظهور حضرت......54
اوّلین نام مهدی موعودعلیه السلام....54
اوّلین نامه حضرت به شیخ مفید.......57
اوّلین نایب خاص امام..........59
اوّلین ندا قبل از ظهور..........59
اوّلین ندای آسمانی....60
اوّلین ندای حضرت هنگام ظهور.61
اوّلین وظیفه نایبان خاص امام...61
اوّلین هدف حکومت امام..........62
اوّلینهای دیگر............64
منابع و مآخذ.66
این نوشتار حداقل تلاشی است برای آشنایی اجمالی با موضوع مهدویت، هر چند موضوع مهدویّت دارای ابعاد گستردهای است که بزرگان و عالمان مکتب تشیّع در جهت روشن نمودن زوایای آن تلاش زیادی را مبذول کردهاند. این مجموعه کوچک، سعی در شناساندن یک بُعد از ابعاد زندگی حضرت ولیعصرعلیه السلام را دارد که آشنایی با این بُعد شاید سرآغازی باشد برای آشنایی بیشتر با شخصیت حضرت مهدیعلیه السلام و موضوع غیبت، ظهور، انتظار، رجعت، امامشناسی و همه ابعاد زندگی آن حضرت.
اوّلینهای مهدویّت میتواند در نسل جوان انگیزهای را به وجود آورد برای تعمّق و آگاهی بخشیدن به موضوع
امامشناسی و آشنایی اجمالی با تاریخ زندگی امام بزرگواری که جهان تشنه عدالت او خواهد بود.
امید است این کتاب ناچیز که از لابه لای اسناد تاریخی زندگی آن حضرت گلچین شده است مورد عنایت آن ذخیره عالم هستی قرار بگیرد. هر چند که توفیق تدوین این مجموعه را مرهون لطف بیکران آن حضرت میدانم.
بیشک تکمیل کاستیهای این مجموعه با عنایت شما خوانندگان محترم تحقق خواهد یافت.
محمّد خامهیار
زمستان 1385
امام صادقعلیه السلام میفرماید که در شب معراج به رسول اکرمصلی الله علیه وآله گفتند: اوّلین چیزی که در روز قیامت در محکمه عدل الهی رسیدگی میشود، پرونده قتل محسن بن علیعلیه السلام و قاتل او خواهد بود. قنفذ و رفیق او را میآورند و با تازیانههایی از آتش بر آنها نواخته میشود که اگر یک ضربت آن بر اقیانوس فرود آید آب اقیانوس از شرق تا غرب به جوش میآید و اگر یکی از آنها بر کوههای دنیا فرود آید کوهها ذوب میشوند و به خاکستر تبدیل میشوند.(1)
به طوری که اوّلین پروندهای که در دادگاه عدل الهی مورد بررسی قرار میگیرد، پرونده شهادت حضرت محسن بن علیعلیهما السلام است. در حکومت الهی حضرت مهدیعلیه السلام اوّلین حقی
1) کامل الزیارات، ص334.
که استیفا میشود خون به ناحقّ ریخته حضرت محسن است که از قاتلین خونآشام بد فرجام گرفته میشود.
از اوّلین اقدامات امام مهدیعلیه السلام خراب کردن سقف مساجد است. شیخ طوسی از امام باقرعلیه السلام نقل میکند که آن حضرت فرمود:(اوّلین کاری که قائم ما به آن آغاز میکند سقف مساجد است، آنها را خراب میکند و فرمان میدهد سایهبانی چون سایهبان حضرت موسی بر آنها بنا کنند.(1)
شیخ طوسی همچنین از بشیر از امام سجادعلیه السلام نقل میکند که آن حضرت فرمود:
بشیر! آیا میدانی اوّلین کاری که قائمعلیه السلام بدان اقدام میکند چیست؟
عرض کرد: خیر.
فرمود: آن دو را بیرون میآورد و هر دو را آتش میزند سپس خاکستر آن دو را به باد پراکنده میکند و سقف مسجد
1) من لایخصره الفقیه، ج1، ص236.
پیغمبر را خراب میکند. سپس فرمود: همانا رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: در مسجد سایهبانی چون سایهبان برادرم موسی باشد.
و فرمود: جلوی مسجد رسول خداصلی الله علیه وآله سقف گلی و دو طرف آن چوب خرما بود.(1)
امام باقرعلیه السلام فرمود: اوّلین کاری که قائمعلیه السلام در انطاکیه انجام میدهد این است که تورات را از غاری بیرون میآورد که عصای موسی و انگشتر سلیمان در آن است. همچنین آن حضرت فرمود: مهدی تورات و دیگر کتابهای آسمانی را از غاری در انطاکیه بیرون میآورد.(2)
انطاکیه کنونی در جنوب ترکیه بر رود اورونتس، نهر عاصی، 22 کیلومتری ساحل مدیترانه قرار دارد و فقط قسمت کوچکی از انطاکیه قدیم را اشغال کرده است. از شهر قدیم، باروها، آبراه، تئاتر و قلعهای باقی است.(3)
انطاکیه برای مسیحیان مانند مدینه برای مسلمانان است. آنجا پس از بیت المقدس به عنوان دوّمین شهر مذهبی مسیحیان به حساب میآید؛ چرا که حضرت مسیح دعوت خود را از بیت المقدس آغاز نمود و بعدها گروهی از ایمانآورندگان به او، به انطاکیه هجرت کردند. «پولس» و «برنابا» به آن شهر رفتند و مردم را به این آیین فراخواندند و از آنجا دین مسیحعلیه السلام گسترش یافت. شاید ذکر انطاکیه در روایات مهدوی، وجود رابطه تنگاتنگ میان حضرت مهدیعلیه السلام و حضرت مسیحعلیه السلام است.(1)
طبق بعضی از روایات، نخستین برنامهای که حضرت آغاز میکند، این است که دست طایفه بنیشیبه را قطع میکند و بالای کعبه میآویزد و منادی آنحضرت ندا میکند: اینان دزدان (اموال) خدا هستند.(2)
در حدیث دیگری از امام صادقعلیه السلام نخستین برنامه حضرت
اینگونه آمده است که: در سراسر جهان اعلام میکند: توجه کنید! اگر نزد احدی از شیعیان ما قرضی هست تذکر دهد، حتی یک دانه سیر و خردل کوچک تا اینکه آن را ادا کند؛ چه رسد به طلاها و نقرهها و املاک.(1)
(اوّلین)هایی که در این گونه روایات آمده است یا (اوّل) نسبی است نه حقیقی؛ یعنی کارهایی که همان اوائل ظهور انجام میدهد، نسبت به کارهای بعدی؛ و یا مراد از «اوّل» اوّلیت در بُعد خاصی است. مثلاً اوّلین کار در بُعد اجتماعی، دست دزدان را قطع کردن و در بُعد اقتصادی مثلاً پرداخت دیون شیعه است.
از روایات چنین استفاده میشود که اوّلین کسی که با حضرت مهدیعلیه السلام بیعت کرده و به دست مبارک آن جناب بوسه میزند، حضرت جبرئیل امین فرشته مقرّب الهی است.
مفضل بن عمر، از امام صادقعلیه السلام روایت کرده که فرمود:
1) همان، ج53، ص34.
«آنگاه که خداوند به حضرت قائم اجازه خروج میدهد، آن حضرت به منبر میرود، پس مردم را به سوی خویش دعوت کند و به خداوند سوگندشان دهد و به حق خویش، آنها را بخواند و بین ایشان به روش رسول خداصلی الله علیه وآله رفتار کرده و به کردار آن حضرت عمل کند. آنگاه خداوند جبرئیل را میفرستد تا نزد او بیاید، جبرئیل در حجر اسماعیل نزد آن حضرت میآید و میگوید: به چه چیز، مردم را میخوانی؟ حضرت قائمعلیه السلام دعوت خود را به او خبر میدهد. جبرئیل میگوید: من نخستین کسی هستم که با تو بیعت مینمایم، دست خویش را برای بیعت باز کن. پس دست به دست آن حضرت میگذارد و متجاوز از 310 مرد نزد او آمده و با او بیعت نمایند و در مکّه میماند تا یارانش به ده هزار نفر برسد، سپس از آنجا به مدینه رهسپار گردد.»(1)
و نیز وارد شده که: حضرت قائمعلیه السلام پشت به حرم - خانۀ
1) مهدی موعود، ص 1154.
کعبه میدهد و دست خود را دراز میکند مثل دست موسی... آنگاه میفرماید: این دست خداست و از جانب خداست و به امر خدا کشیده شد، و این آیه را تلاوت میکند: «اِنَّ الَّذِینَ یُبایِعُونَکَ اِنَّما یُبایِعُونَ اللَّهَ یَدُاللَّهِ فَوْقَ اَیْدِیهِمْ، فَمَنْ نَکَثَ فَاِنَّما یَنکُثُ عَلی نَفْسِهِ...»(1)،(2)
ابانبن تغلب از امام صادقعلیه السلام نقل کرده که فرمود: «همانا اوّل کسی که با قائمعلیه السلام بیعت میکند جبرئیل است...».
طبرسی از ابیعبداللَّهعلیه السلام نقل کرده که در حدیثی فرمود: «...پس خداوند عزّوجل جبرئیل را میفرستد تا نزد او آمده و سؤال کند، به او میگوید: به چه چیزی دعوت میکنی؟ قائم او را از ماهیت دعوت خبر میدهد. جبرئیل میگوید: پس من اوّل کسی هستم که با تو بیعت میکنم. آنگاه میگوید: کف دستت را بده، و آن را بر دست خود مسح میکند...»(3)
امام صادقعلیه السلام فرمود: اوّلین کسی که با قائمعلیه السلام بیعت کند جبرئیلعلیه السلام خواهد بود که به صورت مرغی سفید نازل شده و با آن حضرت بیعت میکند.(1)
امام صادق علیه السلام فرمود: نخستین پرچمی که حضرت مهدی علیه السلام ترتیب میدهد، پرچمی است که به سوی ترکها میفرستد. آنچه از اسیران و اموال مسلمین در دست آنها باشد میگیرد. آنگاه - جهت دفع شرّ سفیانی - به سوی شام میرود و آنجا را فتح کرده و هر بردهای را که در دست مردم باشد آزاد کرده و عوض آنها را به صاحبانشان پرداخت میکند.(2)
حکم بن نافع میگوید: حضرت مهدیعلیه السلام با سفیانی میجنگد و او را نابود میکند و اوّلین پرچم را بسته به سوی ترک میفرستد.(3)
اوّلین پرسشی که منکرین حضرت مهدیعلیه السلام به عنوان یک استبعاد غیر قابل تصوّر مطرح میکنند این است که چگونه ممکن است یک انسان چند قرن در عالم زندگی کند؟ اگر بگوییم رهبر دگرگون کننده آینده جهان هم اوست که در سال 256 ه.ق متولد شده و تاکنون بیش از 1140 سال از عمرش میگذرد، در این صورت قائل شدهایم که یک فرد بشر، چهارده برابر عمر معمولی دیگران در دنیا زندگی کرده است. آیا این موضوع قابل تصور است که یک فرد تاکنون چهارده برابر یک انسان معمولی از هنگامی که از مادر متولد میشود تا دوران پیری و مرگ در دنیا عمر کرده و هنوز هم برای زندگی کردن در یک دوران نامعلوم آمادگی داشته باشد؟
پاسخ: هنگامی که سخن از امکان حقیقی به میان میآید این امکان در سه بعد قابل تقسیم است:
امکان عملی
امکان علمی
امکان عملی: عبارت است از اینکه تحقق موضوعی از نظر عملی و طبیعی ممکن باشد و آن موضوع در خارج محقق شود، مثلاً مسافرت به کره ماه در این زمان یک ممکن عملی است. بر طبق موازین علمی و در نتیجه پیشرفت صنعت امکان دارد انسانی از روی کره زمین حرکت کند و در کره ماه بنشیند و این موضوع در دنیا هم عملی شده است، یا مثلاً چرخش در اطراف کره زمین و یا فرو رفتن در عمق اقیانوسها در جهان نمونههای عملی و اجرایی دارد و اتفاق افتاده است؛ اینگونه موضوعات را ممکن عملی مینامند.
امکان علمی: از اینکه موضوعی طبق فرمولهای علمی ممکن باشد ولی در خارج دارای مصداق عملی نباشد مثلاً مسافرت به کره مریخ از نظر یک سلسله محاسبات تجربی و طبق فرمولهای علمی مانعی از تحقق آن وجود ندارد و علت اینکه تاکنون نتوانستهاند به کره مریخ بروند به خاطر این است که مشکلات صعود به مریخ هنوز به وسیله ابزار علمی
و صنعتی حل نشده است و امکان دارد روزی این مشکلات حل شود و این برنامه مورد اجرا قرار گیرد بر خلاف مثلاً صعود به قرص خورشید که این مطلب نه در عالم اتفاق افتاده و نه هم از نظر علمی امکانپذیر است، زیرا از نظر محاسبات علمی فعلاً امکان تهیه ابزار و پوششی که بتواند در برابر حرارت سطح خورشید مقاومت کند و در گرمای شش هزار درجه به صورت مایع و گاز مبدل نگردد، نیست.
امکان فلسفی و منطقی: عبارت است از حقیقتی که وجود آن در دنیا محال نباشد و هر موضوعی که تحقق آن طبق قوانین عقلی سابق بر تجربه، محال به نظر نرسد را ممکن فلسفی میگویند.
تردیدی در این نیست که طول عمر یک انسان تا هزاران سال از نظر امکان فلسفی یک موضوع ثابتی است زیرا این مطلب مستلزم یک محال عقلی از قبیل تناقض یا تضاد نیست تا بگوییم از نظر قوانین فلسفی و منطقی غیر ممکن است؛ امّا
از نظر امکان عملی، اگر مقصود طول عمر بشر در این زمان، این باشد که هم چنان که ممکن است انسان به وسیله ابزار ماشینی و صنعتی و تنظیم فرمولهای علمی تا قعر اقیانوسها برود و یا بر فراز کره ماه بنشیند، همین طور امکان داشته باشد با وسایل علمی، عمر یک بشر را از هشتاد سال به هزار سال برسانند، یک چنین مطلبی در حال حاضر در دنیا اتفاق نیفتاده و این همه فئودالها و قدرتمندانی که مایلاند هر چه بیشتر در عالم زنده بمانند و صدها بلکه هزاران سال در دنیا با این قدرت عمر کنند هنوز نیروی علمی جهان نتوانسته خواسته آنها را برآورد.
و امّا در خصوص امکان علمی طول عمر از نظر دنیای دانش روز مخصوصاً قواعد و فرمولهای فیزیولوژی برای امتداد عمر یک انسان، هیچگونه مانع علمی به نظر نمیرسد و برای اثبات این مطلب باید یک مقداری در مورد پدیده پیری و فرسودگی بدن که منجر به مرگ میشود از نظر قانون فیزیولوژی بررسی کرد.
باید روی این نکته بحث کرد که آیا پیری و فرسودگی، یک حالت طبیعی و یک قانون تکوینی خلقت بدن انسان است که خواه و ناخواه بر بدن عارض میشود و آیا سلولها و بافتهای بدن در منتهای نمو خود باید سست شوند و دچار استهلاک گردند؟ و خلاصه در مسیر مستدام زندگانی جسمانی پیری یک حالت و عارضه قطعی است که بر جسم انسان عارض میشود تا به جایی که کم کم بدن را از کار میاندازند، حتی به طوری که اگر عوامل خارجی در ایجاد آن دخالت نداشته باشند باز هم عارض میگردد؟ یا خیر؟ مسأله پیری و فرسودگی یک عارضه غیر طبیعی است که در نتیجه نرسیدن مواد غذایی کامل و سالم به بدن و یا در اثر نفوذ میکروبها و سموم و عوامل خارجی در جسم بر انسان عارض میشود و در نتیجه آن اعضا و جوارح بدن از کار میافتند و مرگ فرا میرسد؟
این پرسشها در مجامع علمی دنیای امروز مطرح است،
نظریات علمی دانشمندان در این مورد مختلف است، عدهای فرسودگی بدن را این چنین تفسیر میکنند که: پیری اعضای بدن محصول به هم خوردن نظم کامل بدن از نظر رسیدن مواد غذایی و تولید مثل سلول است، یا در نتیجه تأثیرات سمّی و میکروبی در اوضاع و احوال جسم، این فرسودگی به انسان دست میدهد که در نتیجه او را به چنگال مرگ دچار میکند.
بنا بر این نظر، طول عمر انسان از نظر علمی یک موضوع ممکنی است زیرا اگر فرض کنیم در تمام طول مدّت زندگی، سلولها و بافتها از تأثیرات خارجی از نظر استهلاک جسمی و نفوذ میکروبها و سموم حفظ شوند و غذای سالم و کامل به آنها برسد، هیچگاه نباید پیری و فرسودگی به وجود بیاید، و روی این قانون طبیعی، مرگ هم نباید او را به کام خود بکشد، زیرا مفهومی جز از کار افتادن اعضاء و جوارح و فرسوده شدن قوای بدن ندارد.(1)
1) انقلاب مهدی و پندارها، آیتاللَّه شهید سید محمّد باقر صدر، ترجمه سیداحمد علم الهدی.
لشکری که حضرت حجت علیه السلام با آنها از مکّه خارج میشوند 10 هزار نفر هستند به اندازه لشکری که پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله مکّه را با آن فتح کرد.
در نخستین جنگی که بین حضرت و دشمنان در میگیرد (به قولی) تمام این وسایل جنگی از کار میافتد. جنگ، دوباره بر جنگ اسب و شمشیر و نیزه و سپر برمیگردد. نخستین جنگ حضرت با «عثمان بن عنبسه» از نسل بنیامیه است، لذا به او سفیانی میگویند، یعنی از نسل بنیامیه و ابوسفیان در ارض یابسه بین مکّه و شام. این نخستین جنگی است که حضرت میکنند.(1)
بر اساس برخی از روایات، اوّلین دادگاهی که در دولت کریمه حضرت مهدیعلیه السلام تشکیل میشود، برای بررسی خون به ناحق ریخته شده حضرت محسنعلیه السلام است.(2)
بر اساس اعتقاد به مهدویّت بود که هنوز سده نخستین هجرت پایان نیافته دعوت به مهدویت آغاز شد و نخستین کسی که این دعوت را آغاز کرد، «مختار» پسر «ابوعبیده ثقفی» است و چنان که بعضی مورخان نوشتهاند او «محمّد بن حنفیه» فرزند امیرمؤمنان علیعلیه السلام را مهدی شناساند، گروهی که بعداً به «کیسانیه» معروف شدند از پذیرندگان این دعوتاند. پس از آن، افراد دیگری دعوت به مهدویّت کردند که ازجمله آنان باید محمّد فرزند حسن نواده امام مجتبیعلیه السلام را نام برد. در جمعی که از علویّان و عباسیان و دیگر مردم فراهم شده بود و امام صادقعلیه السلام را نیز بدان مجلس خوانده بودند حسن، پدر محمّد فرزند خود را مهدی خواند و از آن جمع خواست تا با او بیعت کنند. امام صادقعلیه السلام فرمود: پسر تو مهدی نیست و هنوز هنگام ظهور مهدی نرسیده است.
شیخ طوسی درباره اوّلین کسی که به دروغ دعوی نیابت
کرد میگوید: «اوّلین کسی که به دروغ دعوی نیابت خاص از جانب امام زمانعلیه السلام کرد، شخصی معروف به شریعی بود. تلعکبری میگفت: گمان دارم نام وی حسن باشد. او از اصحاب امام هادیعلیه السلام و بعد از آن حضرت، از یاران امام حسن عسکریعلیه السلام به شمار میآمد. او اوّل کسی است که مدّعی مقامی شد که خداوند برای او قرار نداده بود و شایسته آن هم نبود. از این رو شیعیان هم او را ملعون دانسته و از وی دوری جستند و توقیعی از جانب امام زمانعلیه السلام در خصوص لعن و دوری از وی صادر شد...»(1)
اوّلین دوران غیبت امام عصرعلیه السلام را غیبت صغری میگویند. با شهادت امام حسن عسکریعلیه السلام در سال 260 هجری، مرحله غیبت کوتاه مدّت امام دوازدهمعلیه السلام آغاز شد و تا سال 329 هجری؛ یعنی هفتاد سال به طول انجامید. این غیبت به لحاظ
1) غیبت شیخ طوسی، ص397 و بحارالانوار، ج51، ص367.
اینکه از جهت زمانی محدود است، به آن غیبت صغری میگویند. این دوره نقش بسیار مهمی در ایجاد آمادگی شیعه برای پذیرش غیبت کبری داشت.
در طول غیبت صغری اگر چه امام از نظرها پنهان بود، امّا کسانی بودند که با آن حضرت در تماس بودند و سِمَت نوّاب خاص امام را داشتند؛ هر یک از شیعیان میتوانستند به وسیله آنان مشکلات و مسایل خود را به عرض آن حضرت برسانند و توسط آنان پاسخ را دریافت کنند. گاهی گروهی از مردم به وسیله آن نایبان خاص به دیدار امام میرسیدند. این نایبان چهار نفرند و به نوّاب اربعه مشهورند. اسامی آنها که همگی از علما و بزرگان شیعه هستند به ترتیب عبارتند از:
ابو عمر، عثمان بن سعید عَمْری از 260 هجری تا هنگام وفات که ظاهراً قبل از سال 267 هجری بوده است. برخی وفات او را در سال 265 هجری ذکر کردهاند.
ابوجعفر، محمّدبن عثمان عَمْری (از هنگام وفات سفیر اوّل تا 305 هجری).
ابوالقاسم، حسینبن روح نوبختی (305 - 326 ه.ق).
ابوالحسن، علیبن محمّد سَمَری (326 - 329 ه.ق).
اوّلین شخصی که امام عسکریعلیه السلام موعود را به او نشان میدهد، حکیمه عمّه بزرگوارشان است. امام علیعلیه السلام در معرفی خویش میفرمایند:
«او در حمایت و حفظ خداست و تا وقتی که خداوند اجازه دهد در پس پرده غیبت خواهد بود.
پس آنگاه که شخص من غایب شدم و از دنیا رفتم و شیعیانم را در اختلاف دیدی، پس افراد مورد اعتماد از آنان را آگاه کن. امّا بین تو و آنان، این راز پنهان باشد؛ زیرا که خداوند ولیّ خویش را از آفریدگانش پنهان خواهد کرد و از بندگان در حجاب قرار میدهد. پس او را هیچ کس نخواهد دید، تا آنکه جبرئیل مرکبش را پیش گذارد و خداوند امر انجام شده خویش را به عمل آرد.»
البته پنهان بودن و غیبت مهدیعلیه السلام تا وقت ظهور امر
عجیب و غریبی نیست و در بین انبیاء هم نمونههایی دارد. پیش از او حضرت یوسفعلیه السلام و موسیعلیه السلام نیز غایب شدهاند و مدّتی را مخفیانه زندگی کردهاند.
امام باقرعلیه السلام در روایات خویش، مشابهت قائمعلیه السلام را با دیگر انبیاء کاملاً بیان کردهاند.(1)
نخستین کسی که در جریان رجعت به دنیا باز میگردد، امام حسینعلیه السلام است آنهم با 75 هزار تن(2)امام صادقعلیه السلام فرمود: «اوّلین کسی که به دنیا باز میگردد، امام حسینعلیه السلام و اصحاب با وفای ایشاناند؛ آنگاه یزید و یارانش نیز برمیگردند. امام حسینعلیه السلام همه آنان را میکشد، دقیقاً برای هر ضربتی یک ضربت میزند.»(3)
امام صادقعلیه السلام در تفسیر آیه «یَومَ تَرجُفُ الرَّاجِفَةُ، تَتبَعُها
الرّادِفَة»(1)فرمود: منظور از «راجفه» امام حسینعلیه السلام و منظور از «رادفه» حضرت علیعلیه السلام است(2)
شیعیان از اوّلین غیبت حضرت مهدی و اوّلین دوران غیبت به عنوان «ناحیه مقدسه» تعبیر میکردند. و این رمزی بود که شیعیان آن را میشناختند و امام را به یکدیگر معرفی مینمودند.
«ناحیه» در لغت به معنی جانب، جهت، گوشه و کرانه زمین است و ناحیه مقدسه از القاب حضرت مهدیعلیه السلام است. این تعبیر احترامآمیز، در واقع، کنایه از جایگاه مخفی حضرت مهدیعلیه السلام و یا کنایه از شخص آن حضرت بوده که این اسم رمز، در زمان غیبت صغری بین شیعیان رواج داشته است.
در ایّام تقیّه هم گاهی حضرت را به این لقب میخواندند.
حسن بن علی بن عقیل عمّانی اوّلین کسی بود که رهبری
و مرجعیت دینی در دوران غیبت طولانی امام مهدی را به دست گرفت. مرحوم عمّانی از نظر علما و فقهای بزرگ، مقام و منزلت بسیار والایی دارد و دانشمندان پیشین، همچون مرحوم مفید و طوسی او را ستودهاند. او در موضوع امامت، کتابی به نام «الکرّ و الفرّ» و در فقه، کتابی تحت عنوان «نیست، امّا به نظرمیرسد» نگاشت، سال هایی پیش از مرحوم مفید زیسته و رحلت کرده است، چرا که او از نظر زمان، پیش از «ابن جنید» از اساتید مرحوم مفید بوده است. به هر حال، رهبری فکری و مرجعیت دینی، شکل خاص خویش را گرفت و حلقههای درسی در بغداد تشکیل شد و سالها سپری شد و «ستاره مفید» در بغداد درخشیدن آغاز کرد و حوزه علمیه را پی ریخت. سید محمّدمهدی بحرالعلوم درباره شخصیت بزرگ علمی مرحوم «عمّانی» مینویسد: «او نخستین کسی است که فقه را دسته بندی و تهذیب کرد و در راه استنباط احکام شرعی از ادله تفصیلی آن، دست به تلاش و اجتهاد زد و در آغاز غیبت کبری، راه را برای تحقیق و تفحّص از اصول
و فروع و گسترش بخشیدن به آن و بنیاد پایههای آن گشود... علما و بزرگان فقه و فقاهت، به ویژه دو شخصیت گرانقدر علم و فقه، علاّمه حلّی و محقّق حلّی و علمای پس از آن دو بزرگوار، به فرمایشات مرحوم «عمّانی» و فتواهای او و ثبت و نقل آنها سخت بها میدادند».(1)
طبق روایات، اوّلین سپاهی که حضرت مهدیعلیه السلام تشکیل میدهد، لشکری است که به سوی ترکها گسیل داشته و آنها را شکست میدهد.(2)
امام هنگام ظهور از کعبه این ندا را فریاد برخواهد آورد: ای اهل عالم! هرکس میخواهد آدم و شیث را ببیند، بداند من همان آدم و شیث هستم. هر کس میخواهد نوح و پسرش سام را ببیند، بداند من همان نوح و سام هستم. هر کس میخواهد ابراهیم و اسماعیل را ببیند بداند من همان ابراهیم و اسماعیل
هستم. هر کس میخواهد موسی و یوشع را ببیند، بداند من همان موسی و یوشع هستم. هر کس میخواهد عیسی و شمعون را ببیند، بداند من همان عیسی و شمعون هستم. هر کس میخواهد محمّد و امیرالمؤمنین را ببیند، بداند من همان محمّد و علی هستم. هر کس میخواهد حسن و حسین را ببیند بداند من حسن و حسین هستم. هر کس میخواهد امامان فرزندان حسین را ببیند، بداند که من همان ائمه اطهار هستم. دعوت مرا بپذیرید و به نزد من جمع شوید که هر چه میخواهید، به آنچه به شما خبر داده شده و آنچه خبر داده نشده است به شما اطلاع دهم.(1)
هنگامی که حضرت مهدیعلیه السلام را پس از ولادت نزد پدرش بردند همین که نظرش بر پدر افتاد سلام کرد. پس حضرت او را گرفت و لبان مبارک بر دو دیده و دو گوشش گذاشت و دهانش را بوسید و سپس او را بر کف دست چپ نشانید و دست بر سر او
1) بحارالانوار، ج 53، ص 9.
مالید و گفت: ای فرزند! به قدرت الهی سخن بگو. پس صاحبالامر استعاذه فرمود و گفت:
«بِسمِ اللَّهِالرَّحمنِالرَّحیم: وَ نُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُواْ فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ»(1)،(2)
برخی از افراد به منظور یغماگری و چپاول اموال مردم و یا احراز منصب یا پست ریاست، مقام سفارت امام مهدیعلیه السلام را دستخوش ادّعای دروغین خود قرار دادند.
ابومحمّد شریعی که از اصحاب امام هادیعلیه السلام و سپس از اصحاب امام عسکریعلیه السلام بود، ادّعای سفارت امام عصرعلیه السلام را داشت. وی از اصحاب آن دو امام بود که منحرف شد و اوّل کسی بود که ادّعای مقامی کرد که خداوند این مقام را برای او قرار نداده بود و اهلش نیز نبود. او به خدا و حجتهای خدا دروغ بست و به آنها نسبتهایی داد که لایق مقام پاک آنها
نبود، از اینرو شیعه از او بیزاری جست و او را مورد لعن قرار داد و از سوی امام مهدیعلیه السلام نامهای مبنی بر لعن و بیزاری از وی صادر گردید و به دنبال آن کفر و الحادش بر ملا شد.(1)
اوّلین فرد موثّق و مورد اعتماد که دعای شریف ندبه را در اثر مکتوب خود از پیشوای خود، امام جعفر صادقعلیه السلام روایت کرده، ابوجعفر محمّدبن حسین بن بزوفری است.
بزوفری از اساتید شیخ مفید بوده است. دعای ندبه دارای مضامین عالیهای است که عبارات زیبای آن گویای این مطلب است.
امام حسن عسکریعلیه السلام فرمود: ولی خدا، حجت خدا و خلیفه او بعد از من، در شب پانزدهم شعبان سال 255 به هنگام طلوع فجر، به صورت ختنه متولّد گردید. نخستین کسی که او را شستشو داد «رضوان» خازن بهشت بود که با
1) الغیبه، ص 244.
جمعی از فرشتگان مقرّب، او را با آب کوثر و سلسبیل شستشو دادند، سپس عمّهام «حکیمه» او را شستشو داد(1)
تاکنون کتابنامههای زیادی از سوی ارادتمندان حضرت منتشر شده است که اوّلین آنها با نام «کتابنامه امام مهدیعلیه السلام» از سوی یک هیئت مذهبی در نیمه شعبان 1398 هجری قمری در 137 صفحه پالتویی در 313 عنوان کتاب به چاپ رسید.
دوّمین کتابنامه توسط همین هیئت یک سال بعد با معرفی 355 موضوع به چاپ رسید.
اوّلین سرزمینی که در آن شورش و کشتار میشود سرزمین شام است که سه لشکر در آن با یکدیگر نبرد میکنند: اصهب، ابقع، سفیانی و این سه لشکر با یکدیگر میجنگند تا
1) تواریخ النبی و الآل:33.
سفیانی با ابقع درگیر میشود و او را با همه سپاهیانش میکشد و سپس اصهب را از پای در میآورد.(1)
در روایت دیگری آمده است که از نشانههای ظهور آن حضرت، ویرانی شام به هنگام برخورد سه لشکر در زیر پرچمهای ابقع، اصهب و سفیانی است.(2)
اوّلین کسی که با فریاد «یا مهدی» آن حضرت را به کمک طلبید بانوی بزرگ اسلام حضرت فاطمه زهراعلیها السلام بود. هنگامی که خانه آن حضرت به محاصره دژخیمان درآمد و آنان در خانه را آتش زده و با لگد، در نیمه سوخته به پهلوی ایشان اصابت کرد، همان لحظه فریاد «یا مهدی» را سرداد و فرزند بزرگوارش را به کمک طلبید.
درکتاب کرامات الفاطمیه آمده است:
«نگذاشتند آب غسل پیامبرصلی الله علیه وآله خشک شود. عمر به عدّهای که در اطرافش بودند دستور داد تا هیزم آورند و خود به آنها کمک میکرد.
هیزم را اطراف منزل علیعلیه السلام و فاطمهعلیها السلام و فرزاندانش قرار دادند. بعد با صدای بلند به طوری که هر که در خانه هست بفهمد گفت: ای علی! به خدا قسم اگر از خانه بیرون نیایی و با خلیفه رسول خدا ابوبکر بیعت نکنی خود و خانوادهات را آتش میزنم. حضرت زهراعلیها السلام فرمود: ای عمر! ما با تو کاری نداریم، عمر گفت: در را باز کن وگرنه خانه را با خودتان آتش میزنم.
حضرت زهراعلیها السلام فرمود: مگر از خدا نمیترسی که میخواهی به خانهام داخل شوی؟!
کلمات مستدل و در عین حال سوزناک حضرت، در عمر تأثیری نکرد و عمر از کار خود منصرف نشد و آتش خواست و در خانه را آتش زد و با فشار در نیم سوخته را بر روی حضرت زهراعلیها السلام هُل داد که حضرت نالهای زد...!(1)
همچنین علاّمه مجلسی میفرماید:
وقتی در خانه آتش گرفت امام حسینعلیه السلام پنج ساله بود و ناظر این جریان بود که عمر لگدی به در نیم سوخته زد.
1) کرامات الفاطمیه. ص142.
حضرت زهراعلیها السلام پشت در بود در کنده شد و حضرت زیر در افتاد و صدا زد ای پدر، ای رسول خدا!. امام حسینعلیه السلام وقتی این منظره اسفبار را مشاهده کرد، دوان دوان آمد خدمت پدر و صدا زد: پدرجان! بلند شو مادرمان را شهید کردند(1)
اوّلین کتابی که درباره امام زمانعلیه السلام به خط بریل ویژه نابینایان منتشر شد «ناپیدا ولی با ما» نام دارد. این کتاب که توسط انتشارات مسجد مقدّس جمکران منتشر شده شامل زندگی نامه حضرت مهدیعلیه السلام، مباحث غیبت صغری، غیبت کبری، و وظایف منتظران امّت است.
«اکمال الدین و اتمام النعه» اوّلین کتاب شیعه است که به دستور امام زمانعلیه السلام نوشته شده است. این کتاب نوشته «علی بن حسین بن بابویه قمی» معروف به شیخ صدوقرحمه الله است.
شیخ صدوق در قم دیده به جهان گشود و نزد فقهای بزرگ
1) بحارالانوار، ج51، ص17.
و محدثان نامداری، دانش فقه و حدیث را فرا گرفت. وی پیرامون انگیزه خود از نگاشتن این کتاب چنین بیان میکند: «... شبی در خواب دیدم که خانه کعبه را طواف میکنم. به حجرالاسود که رسیدم و آن را استلام کردم، ناگاه دیدم مولی صاحب الزمانعلیه السلام پهلوی در کعبه ایستاده است. سلام کردم. حضرت جواب دادند و فرمودند: چرا کتابی راجع به غیبت نمینویسی تا ناراحتیات برطرف شود؟ عرض کردم: یابنرسول اللَّه! من کتابها درباره شما نوشتهام. حضرت فرمود: نه، آن موضوعات را نمیگویم. کتابی راجع به غیبت من بنویس و غیبت پیامبران را در آن نقل کن. سپس از نظرم غایب شد. من با اضطراب از خواب بیدار شدم و تا طلوع فجر، به گریه و زاری پرداختم. چون صبح شد، به منظور انجام امر ولی اللَّه و حجت خدا، شروع به نوشتن این کتاب کردم».(1)
اوّلین کتابی که از طرف علمای اهل سنت در زمینه زندگی
1) کمال الدین، مقدمه، انتشارات اسلامی.
حضرت مهدی تالیف شده است کتاب «اخبار المهدی» از عبادبن یعقوب رواجنی، متوفای 250 هجری است.
رواجنی از مشایخ بخاری، ترمذی، ابن ماجه، ابوحاجم، بزاز و دیگر محدثان اهل سنت است که همگی از او روایت کرده بر وثاقت و صداقت او تاکید کردهاند. اهمیّت کتاب رواج علی در این است که این کتاب پیش از تولد حضرت مهدیعلیه السلام تالیف شده است؛ زیرا رواج علی به سال 250 هجری وفات کرده حضرت بقیة اللَّه ارواحنا له الفداء به سال 255 هجری دیده به جهان گشوده است.
بنابر اینکه رواجنی اهل تسنن باشد، چنان که بسیاری از بزرگان بر آن تصریح کردهاند، او اوّلین عالم اهل سنت است که درباره آن حضرت کتابی مستقل نوشته است.
بعد از رواجنی، ابوالعنبس محمّد عن اسحاق عن ابی العنبس، متوفای 275 هجری، کتابی مستقل به نام «صاحب الزمان» نوشت.
ابوالعنبس از ندیبان متوکّل و قاضی صمیری بوده و لذا به «صمیری» شهرت یافته است.(1)
چون حضرت مهدی علیه السلام ظهور کند پشت خود را به کعبه تکیه دهد و سیصد و سیزده نفر از اتباع و یارانش درکنار او جمع شوند. اوّلین چیزی که به آن تکلّم نماید این آیه است:
«بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ»(2)
سپس میفرماید: منم باقی مانده خدا و خلیفه او و حجّت وی بر شما در روی زمین(3)
اوّلین کوه از کوههای تهامه(4)نخستین کوه از کوههای تهامه، در یک منزلی «ینبع» و هفت منزلی مدینه است. در برخی روایات، از آن به عنوان محل زندگی مهدیعلیه السلام نام برده شده است. راوی گوید: با امام صادقعلیه السلام از مدینه خارج شدیم، به روحا (اطراف مدینه) که
رسیدیم حضرت نگاهش را مدّت زمانی به کوهی دوخت و فرمود: این کوه «رضوی» نام دارد، خوب پناهگاهی است برای خائف «امام زمان» در غیبت صغری و کبری
صاحب مراصد الاطلاع مینویسد: رضوی کوهی است میان مکّه و مدینه در نزدیکی ینبع، دارای آب فراوان و درختان زیاد که کیسانیه میپندارند محمّد حنفیه در آنجا زنده و مقیم است.(1)
در احادیث فراوانی از «رضوی» یاد شده است از جمله پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: «رضوی، خدای از آن خشنود است» و نیز فرمود: «رضوی از کوههای بهشت است». امام زینالعابدینعلیه السلام در ضمن حدیثی طولانی از آمدن جبرئیل امین در آستانه ظهور به محضر آن حضرت سخن گفته، در پایان میفرماید: «... آنگاه اسبی را که بُراق نامیده میشود به حضور ایشان میآورد. قائم بر آن سوار میشود، سپس به سوی کوه رضوی حرکت میکند.»(2)
امام صادقعلیه السلام نیز از گرد آمدن ارواح مؤمنان در گلستان «رضوی» سخن میگوید: «...پس روح مؤمن در گلستان رضوی با آلمحمّد صلی الله علیه وآله دیدار میکند... تا روزی که قائم اهلبیت قیام کند...»(1)
اوّلین گروه از زنانی که به محضر امام زمانعلیه السلام میشتابند آنهایند که در آن ایّام میزیستهاند و همانند دیگر یاران امام به هنگام ظهور در حرم امن الهی به خدمت امام میرسند. در این باره دو روایت وجود دارد:
روایت اوّل: امّ سلمه ضمن حدیثی درباره علایم ظهور از پیامبرصلی الله علیه وآله روایت کرده است که فرمود: «در آن هنگام پناهندهای به حرم امن الهی پناه میآورد و مردم همانند کبوترانی که از چهار سو به یک جهت هجوم میبرند به سوی او جمع میشوند تا اینکه نزد آن حضرت سیصد و چهارده نفر گرد میآیند که برخی از آنان زن میباشند و بر هر جبّار و جبّارزادهای پیروز میشوند...».
1) بحارالانوار، ج53، ص97.
روایت دوّم: جابربن یزید جعفی ضمن حدیث مفصلی از امام باقرعلیه السلام در بیان برخی نشانههای ظهور آورده است: به خدا سوگند! سیصد و سیزده نفر میآیند که پنجاه نفر از این عدّه زن هستند که بدون هیچ قرار قبلی در مکّه کنار یکدیگر جمع خواهند شد. این است معنای آیه شریفه: «هر جا باشید خداوند همه شما را حاضر میکند زیرا او بر هر کاری توانا است.»
نکته شگفت در این دو روایت این است که میفرماید سیصد و سیزده مرد گرد میآیند که پنجاه نفر ایشان زن هستند.
دوّم آنکه: در روایتی که نام یاران بر شمرده شده است نام هیچ زنی وجود ندارد.
در پاسخ این شبهه میتوان گفت: این چند نفر در زمره همان سیصد و سیزده نفر هستند؛ زیرا اولاً امامعلیه السلام میفرماید: فیهم؛ یعنی در این عده پنجاه زن وجود دارد. ثانیاً شاید تعبیر به «مردان» بدین سبب باشد که بیشتر این افراد مرد هستند و این کلمه از باب فزونی عده مردان است.
سوم: اگر مقصود همراهی خارج از این عده بود امام میفرمود: «معهم» نه اینکه «فیهم» زیرا این سیصد و سیزده نفر مانند عدد اصحاب بدر شمرده شدهاند و همه یاران و فرماندهان عالی رتبه و از نظر مقام و قدرت در حد بسیار بالایی هستند که برخی با ابر جا به جا میشوند و اینها بدون شک با سایر مردم آن زمان فرق بسیار دارند؛ بنابراین اگر بگوییم آنها جزو همان سیصد و سیزده نفر هستند دارای رتبه و موقعیت ویژه میباشند و اگر در زمره یاران دیگر حضرت باشند از امتیاز کمتری برخوردارند.(1)
اینکه اوّلین مالک نرجس خاتون چه کسی بوده است سه نظریه وجود دارد:
1) زنان در حکومت امام زمان، ص20.
عسکریعلیه السلام در آورد. روایاتی هم به این موضوع اشاره دارد.(1)
آنکه مالک او از خانواده امام، حکیمه دختر امام هادیعلیه السلام بوده است. از ظاهر برخی روایات دیگر استفاده میشود.(2)زیرا حضرت هادیعلیه السلام به خواهرش فرمود: «نرجس را به سوی فرزندم بفرست...»
بین این دو قول مجمع شود به اینکه در ابتدا امام هادیعلیه السلام کسی را فرستاده تا نرجس خاتون را برای او بخرد و بعد از خرید به خواهرش بخشیده است. و این احتمال به جهت جمع بین روایات ترجیح دارد.(3)
ابومحمّد عبداللَّه مهدی اوّلین مدّعی مهدویّت بعد از تولد حضرت مهدیعلیه السلام بود. وی در اوّل امر زاهد و پرهیزکار بود. او معاصر مکتفی عباسی بود که در آفریقا با یهود سازش کرد. جنگهای بسیار نمود و در سال 280 هجری مبلغان خود را به
کشور مغرب فرستاد، وی در یمن ادّعای مهدویّت کرد و لقب «القائم» به خود داد و سکّه با عنوان «حجّة اللَّه» ضرب کرد. در سال 307 هجری قمری، روز جمعه خود را مهدی موعود خواند و لقب «امیرالمؤمنین» به خود داد. در آفریقا پیروان بسیاری پیدا کرد و در سال 344 هجری قمری مُرد.
مختاربن ابوعبیده ثقفی در سال 64 قمری به خونخواهی امام حسینعلیه السلام قیام نمود. مختار در ابتدا محمّدبن حنفیه را امام میدانست و بعداً ادّعای مهدویّت نمود و در آخر شیعه گردید. احتمال دارد به جهت پیشبرد اهداف سیاسیاش محمّد حنفیه را امام چهارم و خود را مهدی معرفی کرده باشد.(1)
طبق قول شیخ طوسی اوّلین کسی که به دروغ، دعوی نیابت خاص از جانب امام زمانعلیه السلام کرد شخصی معروف به شریعی بود. ابومحمّد حسن شریعی از اصحاب امام هادی
1) موعود امم، ص64، شیخ عباس الرئیس کرمانی.
و امام حسن عسکریعلیهما السلام بود که بعدا منحرف شد(1)
گفتنی است ادّعای دروغین نیابت وی در دوران نایب دوم محمّدبن عثمان بوده که محمّدبن عثمان نیز وی را رسوا کرده است.
غیبت صغری، نشانگر اوّلین مرحله از امامت حضرت مهدیعلیه السلام است که خداوند متعال مقدّر نمود تا در مدّتی کوتاه از عموم مردم مخفی بماند و امور شیعیان را توسط سفیران انجام دهد.
امّا اینکه غیبت صغری قبل از غیبت کبری قرار گرفت، ممکن است به این جهت باشد که عادت شیعیان در طول عمر امامت بر این بود که هر زمان اراده میکردند خدمت امام زمانعلیه السلام میرسیدند و از محضر او استفاده میبردند و با غیبتی طولانی انس نداشتند، لذا برای جا افتادن این موضوع ابتدا غیبت صغری تحقق پیدا کرد که در آن تا اندازهای ارتباط قطع
1) غیبة طوسی، ص 397.
شد و مردم؛ اگرچه در ابتدا به شک و تردید و تشویش خاطر افتادند ولی بعد از مدّتی نه چندان دور، شک و تردیدها زایل شده و با مشاهده دلایل قطعی، به وجود حضرت مهدیعلیه السلام یقین پیدا کردند و بعد از مدّتی کوتاه، غیبت کبری شروع شد.(1)
نخستین کسی که به غیبت امام زمان اشاره کرده رسول گرامی اسلام، سپس امیرالمومنین و سایر ائمهعلیهم السلام بودند. آنان غیبت او را پیشبینی کرده و سر زبانها انداختهاند.(2)
پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: «سوگند به خدایی که مرا برای بشارت برانگیخت، قائم فرزندان من بر طبق عهدی که به او میرسد، غایب میشود... هرکس زمان غیبت را درک کرد، باید دینش را نگهداری کند و شیطان را از طریق شک در آن به خود راه ندهد...»(3)
امیرالمومنینعلیه السلام فرمود: «آگاه باشید که آن جناب به طوری
غایب میشود که شخص نادان خواهد گفت: خدا به آل محمّد احتیاجی ندارد»(1)
مسلمانان به همین دلیل، احادیث غیبت را برای امام مهدیعلیه السلام ضروری و از جمله خصایص آنحضرت میدانستند؛ لذا بعضیها که از مهدویّت سوء استفاده کرده و خود را مهدی موعود معرفی میکردند، مقیّد بودند که تا حدّی ویژگی غیبت را نیز برای خود ثابت کنند.
سیّد حمیری میگوید: من درباره محمّد حنفیه غلو کرده و عقیده داشتم که غایب است و تا مدّتی بر این عقیده غلط بودم تا اینکه خداوند بر من منّت نهاد و به وسیله امام صادقعلیه السلام هدایت شدم و از این عقیده برگشته و توبه کردم. به هر حال مسأله غیبت آن چنان بین شیعیان شایع بود که مؤلفان بسیاری درباره آن کتاب نوشتهاند. و امّا کسانی که قبل از ولادت امام زمانعلیه السلام درباره غیبت کتاب نوشتهاند عبارتند از:
1) پیشین، ص393.
فضلبن شاذان نیشابوری (کتاب اثبات الغیبة)، ابوالحسن طائی جرمی (کتاب الغیبة)، حسنبن علیبن ابوحمزه بطائنی (کتاب الغیبة)، ابوالحسن علی بن عمر اعرج (کتاب الغیبة)، ابوعلی حسن بن محمّدبن سماعة (کتاب الغیبة)، ابوالفضل عباس بن هاشم ناشری (کتاب الغیبة)، ابوالحسن علی بن محمّد بن علی سواق (کتاب الغیبة)، ابواسحاق ابراهیم بن صالح انماطی (کتاب الغیبة)، عبداللَّه بن جعفر حمیری (کتاب الغیبة و الحیرة) و (کتاب الغیبة و مسائله)، (کتاب الفترة و الغیبة)، علی بن حسن بن علی بن فضال (کتاب الغیبة و الملاحم)، حافظ نعیم بن حماد (کتاب الفتن و الملاحم)، ابراهیم بن اسحاق احمری (کتاب الغیبة) و...(1)
بنابراین موضوع غیبت حضرت مهدیعلیه السلام امر جدید و ناشناختهای نبوده که برخی شیعیان از قبیل عثمان بن سعید برای حفظ موقعیت خویش آن را اختراع کرده باشند.
1) درانتظار ققنوس، مقدمه، ص17.
اوّلین مکانی که حضرت در آنجا ظهور میکند بین رکن و مقام است. سیوطی از پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله نقل میکند که آن حضرت فرمود: «مهدی از مدینه به سوی مکّه خروج میکند، مردم از او میخواهند که از میانشان خروج کند آنگاه با او بین رکن و مقام بیعت میکنند در حالی که کراهت دارد...»(1)
شیخ طوسی هم به سند خود از امام باقرعلیه السلام نقل میکند که آن حضرت فرمود:
«گویا قائم را در روز عاشورا، روز شنبه، ایستاده بین رکن و مقام مشاهده میکنم...»(2)
اوّلین کسی که در اسلام مهدی موعود نامیده شد محمّد حنفیه فرزند حضرت علیعلیه السلام است که مورد توجه خاص آن حضرت بود.
شهرتش به «حنفیه» از این جهت است که مادرش «خوله»
از قبیله «بنی حنفیه» بود. امیرمؤمنانعلیه السلام او را آزاد کرد و سپس به نکاح خود درآورد. حضرت علیعلیه السلام به آن فرزند ارزشمند علاقهای وافر داشت و درباره او سخنان تحسینآمیزی فرمودهاند.
در جنگ جمل، محمّد حنفیه موقعیت بسیار ممتازی داشت. پرچم پیروزی در دست او بود و با شجاعت و صلابت کم نظیری دشمن را به عقب راند، صفها را شکست و امتحان نیکویی داد. در همین جنگ بود که از محمّد حنفیه پرسیدند: چگونه است که در شرایط سخت و هولناک پدرت تو را در کام خطر میاندازد و هرگز برادرانت حسن و حسین را در این مواقع به میدان نمیفرستد؟ محمّد حنفیه با تعبیر بسیار ظریفی بیان داشت: حسن و حسین دیدگان پر فروغ پدر هستند و من بازوی پر زور او میباشم پدرم با دست خود از دیدگانش محافظت میکند. روی این بیان تردیدی نمیماند در اینکه «محمّد حنفیه» دقیقاً بر تمام برادرانش واقف بود و کسی نبود که به ناحق، دعوی امامت کند. پس از شهادت امام
حسینعلیه السلام گروهی به امامت او گرویدند و بیش از همه «مختار» بر محوریت او تکیه میکرد و از مردم به نام او بیعت میگرفت. ولی محمّد حنفیه از کار او راضی نبود و هرگز بر این کار صحه نگذاشت. هنگامی که «ابوخالد کابلی» از جناب محمّد حنفیه پرسید: آیا امام واجب الطاعة شما هستید؟ به صراحت تمام فرمود: امام بر من، بر تو و بر همه مسلمانان علیبن الحسین است. آنگاه برای اینکه امر امامت بر همگان روشن شود با حضرت علیبن الحسینعلیه السلام به گفت و گو نشست. متانت در گفتار، اعتدال در رفتار و سلوک در کردار، به ضمیمه دانش سرشار، عقل پربار و دیگر محاسن اخلاقی، موجب شد که دلها از محبّت او پر شود و همگان حسن اعتقاد به او داشته باشند. و همین موجب شد که مختار خود را به او منتسب کند تا بتواند دلها را به سوی خود جلب کند ولی هنگامی که او از دسیسه مختار آگاه شد از وی تبرّی جست. جناب «محمّد حنفیه» در محرم سال 81 هجری در 65 سالگی و در مدینه دیده از جهان فرو بست و در قبرستان بقیع به خاک سپرده
شد. در مورد مکان درگذشت او چند قول است: مدینه، طائف، ایله (بین مکّه و مدینه) و قولی هم میگوید: درگذشت او در «رضوی» و دفن او در «بقیع» است. فرقه کیسانیه، به امامت او معتقد بودند و او را پس از امیرمؤمنان و امام حسن و امام حسینعلیهم السلام چهارمین امام میپنداشتند. اکثریت قاطع کیسانیه معتقدند که او نمرده است، بلکه در کوه رضوی مخفی شده و پس از یک دوران استتار، سرانجام ظهور کرده و جهان را پر از عدل و داد میکند. آنها معتقدند که «محمّد حنفیه» همان مهدی موعود است و از مکّه ظهور خواهد کرد.(1)
حضرت مهدیعلیه السلام اوّلین نامه خود را به شیخ مفید در اواخر ماه صفر سال 410 هجری نگاشتهاند.
آن حضرت در بخشی از نامه خود به ایشان چنین مینویسند: «بنابراین تو - که خداوند با یاریاش تو را در برابر دشمنانی که از دین حق خارجند توفیق دهد- به آنچه که
1) با دعای ندبه در پگاه جمعه، علی اکبر مهدی پور، ص83.
یادآوری میکنیم متوجه باش و طبق آنچه که - ان شاءاللَّه - بر تو ترسیم مینماییم عمل نموده و به کسانی که به آنان اطمینان داری برسان.
ما گرچه هماکنون در مکانی دور از مساکن ستمگران به سر میبریم، که این نیز بر حسب مصلحتی است که خداوند متعال برای ما و شیعیان ما اندیشیده که تا زمانی که دولت دنیا در دست فاسقان است چنین باشیم، با وجود این، ما از اخبار شما به طور کامل آگاهیم و هیچ چیزی از اخبار شما از ما پنهان نیست. ما از لغزشهایی که دچار شدهاید آگاهیم. از آن موقعی که بسیاری از شما به کارهایی روی آورده و متمایل شدهاید که پیشینیان شایسته و صالح شما از آن دور بودهاند. افرادی از شما با گمراهی و تحیّر زندگی کرده و وعده و پیمانی که از آنان گرفته شده چنان پشت سر انداختهاند که گویی از آن خبر ندارند.
ما در رسیدگی و مراعات شما کوتاهی نکرده و یاد شما را فراموش نکردهایم و اگر جز این بود شداید و دشواریها بر شما فرود آمده و دشمنان شما را نابود میکردند».
دوّمین نامه حضرت به شیخ مفید در 23 ذیالحجه سال 412 هجری نگاشته شده است.
عثمان بن سعید اوّلین سفیر از سفرای چهارگانه امام عصرعلیه السلام در دوران غیبت صغری است که وکالت خاصه آن حضرت را عهدهدار بود. عثمان بن سعید عمری معروف و دارای کنیه ابوعمرو اسدی است و به خاطر منسوب بودن به جدّش به وی عمری گفته شده است. عدّهای از شیعیان میگویند که امام حسن عسکریعلیه السلام فرموده است: «هیچگاه بین عثمان و ابوعمرو در یک فرد جمع نمیشود» از اینرو دستور داد کنیه او را از ابوعمرو به عمری به فتح عین و سکون میم تبدیل شود، و گفته شد عَمْری.(1)
از مجموعه روایات استفاده میشود که نداهای آسمانی در
1) الغیبه، ص 214.
آستانه ظهور متعدد و از نظر قالب و روح با هم متفاوت و زمان طنین افکندن آنها نیز با هم فاصله دارد. اوّلین ندا در ماه رجب طنین میافکند و ندای دوم و سوم به ترتیب در ماه رمضان و ماه محرم طنینانداز میشود(1)
از مجموع روایات استفاده میشود که نداهای آسمانی در آستانه ظهور متعدد خواهند بود و از نظر قالب و روح با یکدیگر متفاوتاند و زمان طنین افکندن آنها نیز با هم فاصله دارد.
اوّلین ندا در ماه رجب طنین میافکند و ندای دوم و سوم به ترتیب در ماههای رمضان و محرم است.
آن ندا و خروش آسمانی که دارای اهمیّت بسیاری است و از نشانههای قطعی ظهور شمرده شده است دوّمین ندا است؛ یعنی ندایی است که در ماه رمضان همه جا شنیده میشود و این خروش آسمانی پر شکوهترین نوید و بشارتی است که
1) امام مهدی از ولایت تاظهور، ص 521.
آسمانی به اهل زمین میفرستند همانگونه که بزرگترین هشدار و اخطار به طغیانگران و جبّارانی است که در برابر حق سر فرود نمیآورند.(1)
شعار وجود مبارک امام زمانعلیه السلام هنگام ظهور، «یالَثَاراتِ الحُسین» است. اوّلین ندایی که آن حضرت سر میدهد و در عالم مطرح میکند، احیای جریان کربلا و مطرح کردن حقیقت قیام حسینی است.
اوّلین و مهمترین وظیفه سفیران امام زمانعلیه السلام از میان بردن شک در وجود آن حضرت و اثبات وجود ایشان از راههای مختلف، به ویژه از راه دریافت توقیعات آن حضرت و ارائه آنها به شیعیان و دریافت پاسخ پرسشهای آنان از امام زمانعلیه السلام بوده است.
شیخ طوسی و شیخ صدوق بسیاری از توقیعات و پاسخهای
1) امام مهدی، سید محمّدکاظم قزوینی، ص521.
امام زمانعلیه السلام به پرسشهای شیعیان را نقل کردهاند. در یکی از آنها، حضرت مهدیعلیه السلام ضمن پاسخ به برخی پرسشهای فقهی و اعتقادی شیعیان بر خط سیر امامت و هدایت انسان و راههای بهرهمند شدن مردم از پیشوایی امام زمانعلیه السلام تأکید میکند.(1)
از دیگر وظایف نایبان خاص، پنهان داشتن نام و محل اقامت امام زمانعلیه السلام سامان بخشی به سازمان وکالت و... است.
اوّلین هدف حکومت حضرت بقیةاللَّه برچیده شدن بساط شرک و الحاد و برپایی مکتب توحید است. این هدف اصلی بعثت پیامبران و تشکیل دولت حقه نیز به همین دلیل است. قرآن در این زمینه میفرماید:
«هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ وَبِالْهُدَی وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ وَعَلَی الدِّینِ کُلِّهِ»(2)
«او خداوندی است که پیامبرش را با مشعل هدایت و دین حق برانگیخت تا آن را بر همه ادیان پیروز گرداند».
این آیه در سه سوره از قرآن کریم تکرار شده است و هدف از بعثت رسول اکرمصلی الله علیه وآله را پیروزی آیین حق بر تمام ادیان باطل جهان معرفی نموده که این هدف هنوز تحقق نیافته است بلکه در آیندهای نه چندان دور به دست با کفایت حضرت مهدیعلیه السلام تحقق خواهد یافت.
امام جعفر صادقعلیه السلام در تفسیر این آیه میفرماید: «این آیه تحقق پیدا نمیکند مگر اینکه قائم قیام کند، هیچ کافر به خدا و مشرک در امامت امامان در روی زمین نمیماند، جز اینکه ظهور او را خوش ندارند، اگر کافری در شکمِ سنگی فرو برود، آن سنگ بانگ برمیآورد: ای مؤمن! در دل من کافری است، مرا بشکن و او را بکش.(1)
نابودی کفر و الحاد و شرک و نفاق، پیاده شدن توحید در سطح جهانی، گسترش عدالت اجتماعی برای همه طبقات،
1) کمال الدین، ص67.
ریشه کن شدن جهل و بیسوادی، پیاده شدن فرهنگ اسلامی، نابودی فقر و تبعیض و... از دیگر برنامههای حکومت واحد جهانی است.
اوّلین امانتی که از حضرت موسیعلیه السلام به دست امام زمانعلیه السلام خواهد رسید، عصای موسیعلیه السلام است.
اوّلین کسی که با امام عصرعلیه السلام بیعت میکند، جبرئیل امین است.
اوّلین کسی را که امام عصرعلیه السلام میکشد، دروغ گویان شیعه هستند.(1)
اوّلین آیهای که امام هنگام ظهور تلاوت میکنند آیه 86 سوره هود است.
اوّلین چیزی که از عدالت قائم ظاهر میشود، این است که منادی اعلام میکند، آنان طواف مستحبی میکنند، مطاف و حجرالاسود را برای کسانی که طواف واجب میکنند خالی کنند.(2)
اثبات الهداة، شیخ حرّ عاملی، جلد 3.
احتجاج طبرسی، ابومنصور احمد بن علی طبرسی.
اسرار العقاید، جلد2.
الحاوی للفتاوی، جلد2.
العرف الوری، جلد 2.
امام مهدی از ولایت تا ظهور، سید محمّدکاظم قزوینی.
انقلاب مهدی و پندارها، آیتاللَّه شهید سید محمّدباقر صدر، ترجمه سیداحمد علمالهدی.
با دعای ندبه در پگاه جمعه، علیاکبر مهدی پور.
بحارالانوار، محمّدباقر مجلسی، جلد 52.
تاریخ تشیّع، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، پاییز 1385.
تجسم امید و نجات، عزیزاللَّه حیدری.
تفسیر برهان، جلد4.
تفسیر صافی، جلد3.
تفسیر عیاشی، جلد 2.
تواریخ النبی والآل.
خورشید مغرب، محمّدرضا حکیمی.
در انتظار ققنوس.
روزگار رهایی، علیاکبر مهدیپور، ج 2.
زنان در حکومت امام زمان7، محمّد جواد طبسی.
سیمای آفتاب، حبیب اللَّه طاهری.
عصر ظهور، علی کورانی.
فرهنگ نامه مهدویت، خدامراد سلیمیان.
قرآن کریم.
کامل الزیارت.
کرامات الفاطمیه.
کمال الدین.
گفتمان مهدویت، مرتضی عسگری.
مجمع البیان، امینالاسلام طبرسی، جلد27.
منتخب الانوار، علی بن عبدالکریم نیلی.
منتهی الامال، شیخ عباس قمی، جلد 2.
من لایحضره الفقیه، شیخ صدوق، جلد 1.
موعود امم، شیخ عبای الرئیس کرمانی، موسسه عصر ظهور.
موعود شناسی و پاسخ به شبهات، علیاصغر رضوانی.
موعود نامه، مجتبی تونهای.
مهدی موعود، علی دوانی، ترجمه جلد سیزدهم بحارالانوار.
نامه حضرت مهدی، علیاکبر مهدیپور، جلد1، چاپ الهادی، پاییز 1375.
نورالابصار، شبلنجی.
نورالثقلین.
1 - آخرین خورشید پیدا واحد تحقیقات
2 - آقا شیخ مرتضی زاهد محمد حسن سیف اللهی
3 - آیین انتظار (مختصر مکیال المکارم) واحد پژوهش
4 - ارتباط با خدا واحد تحقیقات
5 - اسلامشناسی و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
6 - امامت، غیبت، ظهور واحد پژوهش
7 - امامت و ولایت در امالی شیخ صدوق سیّد محمّد حسین کمالی
8 - امامشناسی و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
9 - انتظار بهار و باران واحد تحقیقات
10 - انتظار و انسان معاصر عزیز اللَّه حیدری
11 - اهّمیت اذان و اقامه محمد محمدی اشتهاردی
12 - بامداد بشریت محمد جواد مروّجی طبسی
13 - تاریخ امیر المؤمنینعلیه السلام / دو جلد شیخ عباس صفایی حائری
14 - تاریخ پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله/دو جلد شیخ عباس صفایی حائری
15 - تاریخ سید الشهداءعلیه السلام شیخ عباس صفایی حائری
16 - تجلیگاه صاحب الزمانعلیه السلام سید جعفر میرعظیمی
17 - تشرفیافتگان (چهار دفتر) میرزا حسین طبرسی نوری
18 - جلوههای پنهانی امام عصرعلیه السلام حسین علیپور
19 - چهارده گفتار ارتباط معنوی با حضرت مهدیعلیه السلام حسین گنجی
20 - چهل حدیث /امام مهدیعلیه السلام در کلام امام علیعلیه السلام سید صادق سیدنژاد
21 - چهل حدیث برگزیده از پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله احمد سعیدی
22 - حضرت مهدیعلیه السلام فروغ تابان ولایت محمد محمدی اشتهاردی
23 - حکمتهای جاوید محمد حسین فهیمنیا
24 - ختم سورههای یس و واقعه واحد پژوهش
25 - دار السلام شیخ محمود عراقی میثمی
26 - داستانهایی از امام زمانعلیه السلام حسن ارشاد
27 - در انتظار منجی (روسی) آلمات آبسالیکوف
28 - در کربلا چه گذشت؟ (ترجمه نفس المهموم) شیخ عباس قمی / کمرهای
29 - دفاع از حریم امامت و ولایت(مختصر شبهایپیشاور) کریم شنی
30 - رجعت یا حیات دوباره احمد علی طاهری ورسی
31 - رسول ترک محمد حسن سیف اللهی
32 - روزنههایی از عالم غیب سید محسن خرّازی
33 - زیارت ناحیه مقدّسه واحد تحقیقات
34 - سحاب رحمت عباس اسماعیلی یزدی
35 - سیاحت غرب آقا نجفی قوچانی
36 - سیمای امام مهدیعلیه السلام در شعر عربی دکتر عبد اللهی
37 - سیمای جهان در عصر امام زمانعلیه السلام(دوجلدی) محمّد امینی گلستانی
38 - شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه) محمّد حسین نائیجی
39 - ظهور حضرت مهدیعلیه السلام سید اسد اللَّه هاشمی شهیدی
40 - عاشورا تجلّی دوستی و دشمنی سید خلیل حسینی
41 - عریضهنویسی سید صادق سیدنژاد
42 - علیعلیه السلام مروارید ولایت واحد تحقیقات
43 - علیعلیه السلام و پایان تاریخ سید مجید فلسفیان
44 - غدیرشناسی و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
45 - فتنه وهابیت علی اصغر رضوانی
46 - فدک ذوالفقار فاطمهعلیها السلام سید محمد واحدی
47 - فرهنگ اخلاق عباس اسماعیلی یزدی
48 - فرهنگ تربیت عباس اسماعیلی یزدی
49 - فرهنگ درمان طبیعی بیماریها(پخش) حسن صدری
50 - فوز اکبر محمد باقر فقیه ایمانی
51 - کرامات المهدیعلیه السلام واحد تحقیقات
52 - کرامتهای حضرت مهدیعلیه السلام واحد تحقیقات
53 - کمال الدین وتمام النعمة (دو جلد) شیخ صدوقرحمه الله/منصور پهلوان
54 - کهکشان راه نیلی (مجموعه اشعار) حسن بیاتانی
55 - گردی از رهگذر دوست (مجموعه اشعار) علی اصغر یونسیان (ملتجی)
56 - گفتمان مهدویت آیت اللَّه صافی گلپایگانی
57 - گنجینه نور و برکت، ختم صلوات مرحوم حسینی اردکانی
58 - مام فضیلتها عباس اسماعیلی یزدی
59 - مشکاة الانوار علّامه مجلسیرحمه الله
60 - مفرد مذکر غائب علی مؤذنی
61 - مکیال المکارم (دو جلد) موسوی اصفهانی/ حائری قزوینی
62 - منازل الآخرة، زندگی پس از مرگ شیخ عباس قمیرحمه الله
63 - منجی موعود از منظر نهج البلاغه حسین ایرانی
64 - منشور نینوا مجید حیدریفر
65 - موعودشناسی و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
66 - مهدیعلیه السلام تجسّم امید و نجات عزیز اللَّه حیدری
67 - مهدی منتظرعلیه السلام در اندیشه اسلامی العمیدی / محبوب القلوب
68 - مهدی موعودعلیه السلام، ترجمه جلد 13 بحار - دو جلد علّامه مجلسیرحمه الله/ارومیهای
69 - مهر بیکران محمد حسن شاهآبادی
70 - میثاق منتظران (شرح زیارت آل یس) سید مهدی حائری قزوینی
71 - ناپیدا ولی با ما / (فارسی ،ترکی استانبولی، انگلیسی، بنگالا) واحد تحقیقات
72 - نجم الثاقب میرزا حسین نوریرحمه الله
73 - نجم الثاقب(دوجلدی) میرزا حسین نوریرحمه الله
74 - نشانههای ظهور او محمد خادمی شیرازی
75 - نشانههای یار و چکامه انتظار مهدی علیزاده
76 - نگاهی به مسیحیت و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
77 - نماز شب واحد پژوهش مسجد مقدّس جمکران
78 - نهج الکرامه گفتهها و نوشتههای امام حسینعلیه السلام محمّد رضا اکبری
79 - واقعه عاشورا و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
80 - وظایف منتظران واحد تحقیقات
81 - ویژگیهای حضرت زینبعلیها السلام سید نور الدین جزائری
82 - هدیه احمدیه/(جیبی، نیمجیبی) میرزا احمد آشتیانیرحمه الله
83 - همراه با مهدی منتظر مهدی فتلاوی/بیژن کرمی
84 - یاد مهدیعلیه السلام محمد خادمی شیرازی
85 - ینابیع الحکمة/عربی - پنج جلد عباس اسماعیلی یزدی
جهت تهیه و خرید کتابهای فوق، میتوانید با نشانی:
قم - صندوق پستی 617 ، انتشارات مسجد مقدّس جمکران مکاتبه و یا با شماره تلفن های 7253700 ، 7253340 - 0251 تماس حاصل نمایید.
کتابهای درخواستی بدون هزینه پستی برای شما ارسال میگردد.
سایر نمایندگیهای فروش:
تهران: 66939083 ، 66928687 - 021
یزد: 6246489، 2-6280671 - 0351
فریدونکنار: 14 - 5664212 - 0122