سرشناسه: هاشمی نسب، سید امیر محمد، 1384-، گردآورنده
عنوان و نام پدیدآور: فیزیولوژی بدن/گردآورنده سید امیرمحمد هاشمی نسب؛ ویراستار ادبی راضیه جوهریان؛ ویراستار علمی سمیه مظفری، نادر سلطانی، امیر طلعتی.
مشخصات نشر: اصفهان: انتشارات امیرفدک، 1397.
مشخصات ظاهری: 70ص.: مصور.
شابک: 978-622-6521-73-4
وضعیت فهرست نویسی: فیپا
یادداشت: کتابنامه.
موضوع: انسان -- فیزیولوژی
موضوع: Human physiology
شناسه افزوده: مظفری، سمیه، 1365-، ویراستار
شناسه افزوده: سلطانی، نادر، 1364 -، ویراستار
شناسه افزوده: طلعتی، امیر، ویراستار
رده بندی کنگره: QP34/5/ھ2ف9 1397
رده بندی دیویی: 612
شماره کتابشناسی ملی: 5554733
خیراندیش دیجیتالی: کانون فرهنگی اندیشه اصفهان
ویراستار کتاب: شهناز محققیان
ص: 1
بسم الله الرحمن الرحیم
سرشناسه: هاشمی نسب، سید امیر محمد، 1384-، گردآورنده
عنوان و نام پدیدآور: فیزیولوژی بدن/گردآورنده سید امیرمحمد هاشمی نسب؛ ویراستار ادبی راضیه جوهریان؛ ویراستار علمی سمیه مظفری، نادر سلطانی، امیر طلعتی.
مشخصات نشر: اصفهان: انتشارات امیرفدک، 1397.
مشخصات ظاهری: 70ص.: مصور.
شابک: 978-622-6521-73-4
وضعیت فهرست نویسی: فیپا
یادداشت: کتابنامه.
موضوع: انسان -- فیزیولوژی
موضوع: Human physiology
شناسه افزوده: مظفری، سمیه، 1365-، ویراستار
شناسه افزوده: سلطانی، نادر، 1364 -، ویراستار
شناسه افزوده: طلعتی، امیر، ویراستار
رده بندی کنگره: QP34/5/ھ2ف9 1397
رده بندی دیویی: 612
شماره کتابشناسی ملی: 5554733
خیراندیش دیجیتالی: کانون فرهنگی اندیشه اصفهان
ویراستار کتاب: شهناز محققیان
ص: 2
فیزیولوژی بدن
گردآورنده:
سید امیر محمد هاشمی نسب
دانش آموز پایه ی هشتم دبیرستان دکتر محمد شفیعی
ص: 3
انتشارات امیرفدک: اصفهان- خیابان هشت بهشت غربی نبش تقاطع ملک ساختمان فدک
تلفن: 32730360-031 - همراه: 09133135694کد پستی: 43151-81546Fadak.mansori@gmail.com
فیزیولوژی بدن
سید امیرمحمد هاشمی نسب 84
آماده سازی: انتشارات امیرفدک
مدیر مسئول: دکتر محمدرضا محمد شفیعی
مدیر تولید: سید محمدرضا منصوری تهرانی
مدیر فنی: صالحیان - مظفری
ویراستار ادبی: جوهریان
ویراستار علمی: مظفری - نادر سلطانی - امیر طلعتی
صفحه آرا: عابدی- کاویانی
طراح جلد: کاویانی
● لیتوگرافی: طاها ● چاپ: ملت ● صحافی: ملت
● چاپ اول: 1397 ● تعداد:1000 ● قیمت: 40000 تومان
© حق چاپ: 1397، انتشارات امیر فدک
شابک: 4-73-6521-622-978 ISBN: 978-622-6521-73-4
هر گونه استفاده از مطالب اين کتاب اعم از بازنويسي، خلاصه سازي، نقل مطالب آموزشي، برداشت به صورت دست نويس، کپي، تکثير و هر گونه چاپ سنتي و ديجيتال، استفاده به صورت کتاب الکترونيکي، لوح فشرده، قرار دادن مطالب بر روي اينترنت و وبسايت ها و هر گونه شبکه ي کامپيوتري ديگر و به طور کل هر گونه استفاده ي اشخاص حقيقي و حقوقي در جهت منافع مادي و معنوي خود، بدون اجازه ي کتبي ناشر ممنوع و بر اساس بند 5 ماده ي 23 قانون حمايت از حقوق مؤلفان و مصنفان و قوانين مربوط به جرايم رايانه اي کشور قابل پيگيري در محاکم قضايي است.
ص: 4
پدر و مادر عزیز و مهربانم
که در سختی ها و دشواری های زندگی همواره یاوری دلسوز و فداکار
و پشتیبانی محکم و مطمئن برایم بوده اند.
سید امیر محمد هاشمی نسب
ص: 5
در مرکز تحقیقات و فن آوری های نوین دمش سپاهان (دکتر محمد شفیعی) آموزش پژوهش محور را نهادینه کردیم، چرا که ایمان داریم گسترش مرز های علم و فن آوری در جهت پیشرفت کشور در گرو کوشش پژوهشگران است و پژوهشگر با ذهن پرسش گرش از لایه های ابر گرفته آسمان دانش می گذرد، تا به افق های جدیدی دست یابد. روح پژوهشگر، پویا و جوینده است و پوسته های جهل را شکافته، به قنات جاری علم دست می یابد و تا چشمه ی جوشان آن را بر کویر تشنه خویش جاری نسازد، آرام نمی گیرد. در مراکز پژوهش محور دکتر محمدشفیعی اعتقاد داریم؛ پژوهش هزینه نیست، سرمایه است. در اقدامات پژوهشی این مراکز پژوهشی، پژوهشگران کوچک ما تلاش می کنند وضعیت نامطلوب را به وضعیت مطلوب تغییر دهند و یاد می گیرند درست توجه کنند و بدان چه که آموخته اند عمل کنند.
دانش آموزان پژوهنده ی ما می فهمند که هیچ گاه شکست در مسیر کسب دانش وجود ندارد، لذا از ناملایمات علمی و بن بست های مقطعی هراسی نداشته و راه غلبه بر سد های مجازی پیش روی کسب دانش و ارتقای علمی را خوب یاد بگیرند. علاوه بر این اصول و مبنای کار گروهی را فراگرفته تا بتوانند براساس خرد جمعی کار کنند. با بیش از 25 سال سابقه آموزشی - پژوهشی و مدیریتی دریافته ایم که پژوهش و تحقیق مثل حروف الفبا باید از سال های نخست آموزش شروع شده و نهادینه شود، و این امر مهم را در طرح آموزش پژوهش محور انجام داده و به نتایج شگرفی دست یافته ایم و با علم به این که می دانستیم دانش آموزان در مقاطع پایین تر توانایی های بزرگی دارند و در عمل تجربه نمودیم و نهادینه کردیم و مصمم هستیم که این امر مهم در کل کشور اجرایی شود. ان شاا...
محمدرضا محمد شفیعی
مدیر مجتمع فرهنگی آموزشی تحقیقاتی دکتر محمد شفیعی
ص: 6
فصل اول...8
مغز...9
قلب...17
عصب گیری قلب...18
توالی تحریک ها...20
دوره تحریک ناپذیری قلب...22
فصل دوم...30
کلیه...31
گوش...37
فصل سوم...42
کبد...43
معده...48
روده مستقیم...52
منابع...57
ص: 7
تصویر

ص: 8
برای مطالعات آناتومی مغز پیشین، مغز را به دو قسمت تقسیم می کنند.
- تلن سفالن
ساختار عمده تلن سفالن شامل کورتکس، بازال گانگلیا و سیستم لیمبیک می باشد.
- دیان سفالن
ساختار عمده دیان سفالن شامل تالاموس و هیپوتالاموس می باشد.
تصویر

شبیه ظاهر پوست درخت است. کورتکس، نیمکره های مغزی را احاطه می کند، و چند لایه است و در بازخوانی یک فکر یا تصویر از حافظه نقش دارد. این ساختار چند لایه می باشد و این نوع ساختار باعث افزایش سطح کورتکس می شود و در حقیقت به دلیل طراحی پر پیچ و خم سطح کورتکس سه برابر شده است. قشر مغز به عنوان ماده خاکستری شناخته می شود و نورون های قشر مغز با دیگر نورون ها از طریق اکسون ها که در زیر قشر مغز، ماده سفید را تشکیل می دهد، در ارتباط هستند. در مسیر تکامل عملکرد هر نیمکره، تکامل پیدا می کند. تفاوت های ذهنی و احساسی بین زنان و مردان در نتیجه عملکردهای بین دو نیمکره وجود دارد. در بیشتر موارد نیمکره چپ، نیمکره غالب مغز است، و این به واسطه توانایی های گفتاری در زمینه آنالیز است. به طور عمده می توان گفت که تکلم، هوشیاری سمت راست بدن، صحبت کردن، خواندن، نوشتن، املا، مکالمات اجتماعی، خاطرات و درک جزئیات در
ص: 9
کنترل نیمکره چپ است و نیمکره راست با حافظه ناخودآگاه، درک صورت ها و الگوها، درک زبان بدن و نشانه های اجتماعی، خلاقیت، نگرش، ادراکات حسی، فرآیند دید فضایی و درک جامع را بر عهده دارد.
تصویر

سیستم لیمبیک یک مجموعه از ساختارهای مغز است که با احساسات، انگیزش، رفتارهای چندوجهی، ذخیره سازی حافظه و فراخوان از حافظه در ارتباط است.هیپوکامپوس و آمیگدالا یا بادام مغزی جزو سیستم لیمبیک هستند. تشکیلات هیپوکامپوس شامل هیپوکامپ، شکنج دندان های و یوشکنج پارا هیپوکامپ است. شکنج پارا هیپوکامپ در بین شیار هیپوکامپ و شیار کولاترال قرار دارد و در امتداد هیپوکامپ در طول لبه داخلی لوب گیجگاهی می باشد.
ص: 10
تصویر

این نواحی علاوه بر نقش خود در کنترل رفتار بسیاری از رفتارهای بدن مانند دمای بدن، میل به خوردن و آشامیدن، وزن بدن و تنظیمات قلب و عروق را کنترل می کند.
تصویر

دیانسفالون دومین قسمت بزرگ مغز می باشد و ساختارهای اصلی شامل تالاموس و هیپوتالاموس است.
ص: 11
تصویر

تالاموس یک مرکز پردازش کننده اطلاعات می باشد و سیگنال های حسی و سیگنال های موتور خروجی به کورتکس وارد و از آن خارج می شوند، به استثنا حس بویایی بقیه حواس از تالاموس عبور می کند، تالاموس متشکل از دو لوب متصل به هم است و شامل ماده خاکستری و قسمت non-cortical مغز است.
تصویر

هیپوتالاموس از فضاهای متمایز و هسته ها تشکیل شده که کنترل رفتارهای موجود و فعالیت ها را در بر می گیرد و شامل خوردن، نوشیدن، تنظیم دما، خواب و رفتارهای احساسی می شود.
ص: 12
تصویر

مغز میانی از دو قسمت تکتوم و تکمنتوم تشکیل شده است.
تصویر

ساختار اصلی تکتوم شامل کولیکولی فوقانی و پایینی است. کولیکولی فوقانی از سیستم بینایی تشکیل شده و کولیکولی پایینی از سیستم شنوایی تشکیل شده است. ساختار پرپیچ و تاب کوچکی دارد که در پایه مغز قرار گرفته است. عملکرد آن ها در پستانداران با رفلکس های بینایی در ارتباط است.
ص: 13
تصویر

در زیر تکتوم قرار گرفته است و شامل ساختار رتیکولار، ماده خاکستری پریکوداکتال و هسته قرمز (sub stantia nigra) است.
مخچه یا مغز کوچک که کنترل حرکات بدن را بر عهده دارد و به عنوان یک مرکز رفلکس برای تعادل عمل می کند. حرکات ارادی یا غیر ارادی توسط مخچه کنترل می شوند. بینایی، شنوایی و اطلاعات حسی سوماتیک توسط مخچه دریافت و به حرکات ماهیچه تبدیل می شود.
تصویر

ص: 14
پل به عنوان یک برآمدگی بزرگ در پایه مغز بین مزانسفال و بصل النخاع است. پل شامل یکسری بخش های اطلاعاتی منظم مانند هسته ها که نقش مهمی در خواب برعهده دارد می باشد. پل در حفره جمجمه ای در زیر چادرینه مخچه قرار دارد و در جلو با شریان بازیلار، زین پشتی استخوان اسفنوئید و بخش قاعده ای استخوان پشت سر مجاورت دارد. پل علاوه براینکه نیمه فوقانی بطن چهارم را می سازد، حاوی برخی از هسته های اعصاب مغزی نیز می باشد و به عنوان مسیری برای عبور نوارهای صعودی و نزولی مهم عمل می کند.
تصویر

میلین سفالن از یک ساختمان بصل النخاع تشکیل شده است که عملکردهای حیاتی را بر عهده دارد و فعالیت های رفلکسی مانند تهوع، توسط این قسمت از مغز پشتی کنترل می شود و به شکل یک مخروط وسیع از نخاع می باشد صدمه به این قسمت مرگ را به دنبال دارد.
ص: 15
تصویر

یک نورون به عنوان سلول عصبی شناخته تصویر می شود و فرآیند ذخیره اطلاعات در سلول عصبی را بر عهده دارد. آن ها به شکل متنوعی از نظر شکل، اندازه و نوع به چند دسته تقسیم می شوند در بدن انسان نورون هایی به طول 3 فوت قرار دارند.

دندریت ها به شکل شاخه های درخت تقسیم می شوند. دندریت ها پیام های اطلاعاتی را از نرون های مقابل دریافت می کنند.
ص: 16
تصویر

قلب یک عضو عضلانی است که در کیسه فیبروزی به نام پریکاردیوم قرار دارد و در سینه جای گرفته است. فاصله باریک بین قلب و پرده پریکاردیوم را مایعی آبکی پر می کند که به عنوان لابریکانت (لغزنده کننده) جهت راحتی حرکت قلب می باشد.
تصویر

عضله قلبی سلول های عضله قلبی (میوکاردیوم) در لایه هایی قرار دارند که محکم به هم متصل شده و کاملا حفره های پر از خون را احاطه می کنند. هنگامی که دیواره های حفره منقبض می شوند شبیه یک مشت فشرده می شوند که به خون درونشان فشار وارد می کند.
ص: 17
تصویر

قلب تعداد زیادی فیبرهای عصبی سمپاتیک و پاراسمپاتیک را دریافت می کند که فیبرهای پاراسمپاتیک در عصب واگ جای دارند و فیبرهای سمپاتیک اساسا نوراپی نفرین و پاراسمپاتیک استیل کولین ترشح می کنند. هورمون اپی نفرین ترشح شده از غده فوق کلیوی نیز به همین گیرنده ها متصل می شود و اثر مشابه نوراپی نفرین بر روی قلب اعمال می کند.
تصویر

خونی که پمپاژ می شود از طریق حفره های قلبی، مواد غذایی و تولیدات نهایی، متابولیک را با سلول های میوکاردی مبادله نمی کند (منظور خونی است که از داخل با
ص: 18
دیواره های قلبی تماس دارد). سلول های عضله قلبی هم مانند سایر اعضا، خون خود را از طریق شریان هایی دریافت می کنند که از آئورت منشعب می شوند.
تصویر

به طور کلی، قلب یک پمپ دوگانه است که در آن ابتدا دهلیزها و بلافاصله بعد از آن بطن ها منقبض می شوند. انقباض عضله قلبی شبیه عضلات اسکلتی و بسیاری از عضلات صاف با دپلاریزاسیون غشا پلاسمایی شروع می شود. همان طور که قبلا گفته شد سلول های عضله قلب به وسیله اتصالات شکافی به هم مرتبط هستند.
تصویر

ص: 19
گره سینوسی دهلیزی، مولد ضربان طبیعی برای قلب است. به طور طبیعی این گره تولید جریاناتی می کند که منجر به دپلاریزاسیون تمام سلول های عضله قلبی می شود.
تصویر

همانند سلول های عضله اسکلتی و نورون ها، پتانسیل استراحت غشا نسبت به سدیم نفوذپذیرتر است و بنابراین پتانسیل استراحت بسیار نزدیکتر به پتانسیل تعادل یون پتاسیم است تا به پتانسیل تعادل یون سدیم. همچنین فاز دپلاریزاسیون در پتانسیل عمل به طور عمده ناشی از فیدبک مثبت و افزایش نفوذپذیری به سدیم است که در اثر باز شدن کانال های سدیمی حساس به ولتاژ به وجود می آید.
تصویر

ص: 20
الکتروکاردیوگرام از کلمه آلمانی Kardio گرفته شده و اصولا وسیله ای جهت ارزیابی وقایع الکتریکی درون قلب است. پتانسیل های عمل سلول های عضله قلبی می تواند به عنوان باتری هایی در نظر گرفته شود که باعث حرکت بارها در مایعات بدن می شوند. این بارهای متحرک (جریان ها)، مجموع پتانسیل های عمل در بسیاری از سلول های عضله قلب به صورت همزمان می باشد و با تشکیل قرار دادن الکترودهایی درسطح پوست قابل تشخیص می باشد.
تصویر

همان طور که قبلا هم گفته شده، مکانیسمی است که تحریک و انقباض را با هم جفت می کند، افزایش غلظت کلسیم سیتوزولی است. مشابه عضله اسکلتی، افزایش غلظت کلسیم درون سلول عضله قلب به طور عمده مربوط به آزاد شدن کلسیم از شبکه سارکوپلاسمی است. این کلسیم با پروتئین تنظیمی به نام تروپونین متصل می شود و تشکیل پل های عرضی بین اکتین و میوزین شروع می شود، اما یک تفاوت بین عضله اسکلتی و عضله قلبی در توالی وقایعی که پتانسیل عمل منجر به افزایش آزاد شدن کلسیم از شبکه سارکوپلاسمی می شود وجود دارد. در هر دو نوع عضله (اسکلتی و قلبی) پتانسیل عمل غشا از طریق توبول های عرضی به درون سلول عضلانی گسترش می یابد.
ص: 21
تصویر

عضله بطنی، برخلاف عضله اسکلتی، قادر به هیچ گونه جمع کردن انقباضات نمی باشد و این یک امتیاز بسیار خوب است. تصور کنید که عضله قلبی قادر به انقباض تتانیک طولانی مدت می بود. در طول این دوره پر شدن بطن ها اتفاق نمی افتاد چون پر شدن بطن ها فقط در هنگام استراحت آن ها صورت می گیرد و در نتیجه عمل پمپاژ قلب متوقف می شد. عدم توانایی قلب در انقباضات تتانیک ناشی از دوره طولانی تحریک ناپذیری عضله قلبی است. همان طور که قبلا گفته شد دوره تحریک ناپذیری مطلق در عضله اسکلتی (1 تا 2 میلی ثانیه) بسیار کوتاه تر از مدت زمان انقباض (20 تا 100 میلی ثانیه) است و بنابراین انقباض دوم قبل از اتمام انقباض اول قادر به ایجاد شدن می باشد.
تصویر

ص: 22
روند دپلاریزاسیون که قبلا توضیح داده شد یک چرخه قلبی تکرار شونده را به صورت انقباض و استراحت دهلیزها و بطن ها به وجود می آورند.
سیکل قلبی به دو فاز کلی تقسیم می شود، که هر دو روند بخاطر اتفاق وقایع بطنی نامگذاری شده است.
- سیستول: دوره انقباض بطنی و خروج خون از قلب
- دیاستول: که به دنبال سیستول است و دوره استراحت قلبی و پر شدن قلب از خون می باشد. در سرعت میانگین ضربان قلب (72 بار در دقیقه) هر چرخه قلبی حدود 8/0 ثانیه طول می کشد.
تصویر

در اواسط دیاستول دهلیز و بطن هر دو در حال استراحت هستند. دریچه دهلیزی بطنی در اثر اختلاف فشار بسیار جزئی بین دهلیز و بطن باز است و خون در طول این دوره به بطن ها راه می یابد. فشار آئورتی در این هنگام رو به کاهش است، زیرا خون در حال خارج شدن از شریان ها می باشد و در تمام طول دوره دیاستول دریچه آئورتی و شریان ریوی بسته است.
ص: 23
تصویر

از طریق گره AV موج دپلاریزاسیون به بطن ها منتقل می شود و آن ها را منقبض می کند. به یاد بیاوریم که درست قبل از انقباض، دریچه آئورتی بسته و دریچه AV باز بوده است. با انقباض بطنی، فشار بطنی به سرعت افزایش می یابد و این فشار به سرعت از فشار دهلیزی جلو می زند و باعث بسته شدن دریچه AV می شود و مانع از برگشت خون به دهلیز می گردد. از آن جایی که فشار آئورتی هنوز بالاتر از فشار بطنی است، دریچه آئورتی بسته باقی می ماند و بطن نمی تواند خالی شود، با این که منقبض شده است. این دوره کوتاه انقباض ایزوولومتریک بطنی، هنگامی پایان می یابد که فشار بالا رونده بطنی بیشتر از فشار آئورتی شود. دریچه آئورتی باز می شود و تخلیه بطنی اتفاق می افتد. منحنی حجم بطنی نشان می دهد که تخلیه در ابتدا سریع است و سپس کند می شود. توجه داشته باشید که بطن به طور کامل تخلیه نمی شود. مقدار خونی که بعد از تخلیه در بطن باقی می ماند اصطلاحا حجم پایان سیستولی نامیده می شود.
تصویر

ص: 24
با توقف انقباض و تخلیه بطنی و شروع استراحت عضله بطن، دیاستول آغاز می گردد. به یاد داشته باشیم که موج T الکتروکاردیوگرام مربوط به پایان یافتن کفه پتانسیل عمل و شروع رپلاریزاسیون بطنی می باشد. در زمانی که فشار بطنی تر بسیار پائین تر از فشار آئورتی می شود، دریچه آئورتی بسته می شود، با این حال دراین زمان، فشار بطنی هنوز بیشتر از فشار دهلیزی است، به طوری که دریچه AV هنوز بسته باقی می ماند.
تصویر

تغییرات فشار در بطن راست و شریان های ریوی از نظر کیفی شبیه به تغییرات فشار در بطن چپ و آئورت است. با این وجود، اختلافات کمی(Quantitative) زیادی وجود دارد. فشار معمول سیستولی و دیاستولی شریان ریوی به ترتیب 24 و 8 میلی متر جیوه در مقایسه با فشار شریان های سیستمتیک 120 و 80 میلی متر جیوه است. بنابراین گردش خون ریوی یک سیستم فشار پایین است. این اختلاف به وضوح در ساختار بطنی منعکس شده است. دیوار بطن راست بسیار نازک تر از دیواره بطن چپ است، با این حال با وجود فشار پایین بطن راست در طی انقباض، مقدار خونی که در یک دوره زمانی معین توسط بطن راست پمپ می شود برابربا بطن چپ است.
ص: 25
تصویر

دو صدا به نام صداهای قلب که این صداها از انقباض قلب منشأ گرفته و به طور طبیعی توسط یک استتوسکوپ قرار گرفته بر روی دیواره سینه شنیده می شوند. اولین صدا، یک لاب نرم و بم مربوط به بسته شدن دریچه های AV در آغاز سیستول و انقباض ایزولومتریک بطنی است و دومین صدا، یک داپ بلند، مربوط به بسته شدن دریچه های آئورتی و ریوی در شروع دیاستول و استراحت ایزولومتریک بطن است. این صداها که ناشی از ارتعاش تولید شده در اثر بسته شدن دریچه ها است، کاملا طبیعی هستند، ولی دیگر صداها که heart murmurs نامیده می شوند مکررا نشانه بیماری قلبی است.
تصویر

حجم خونی که در هر دقیقه توسط هر بطن پمپ می شود، برون ده قلبی نامیده می شود که معمولا برحسب لیتر بیان می شود، همچنین به مقدار خون جریان یافته
ص: 26
در مدار سیستمتیک یا ریوی اطلاق می شود.
تصویر

ضربان ریتمیک قلب در حدود 100 ضربه در دقیقه در غیاب کامل اثرات هورمونی و عصبی بررسی گره SA اتفاق می افتد. این تعداد ضربان، همان طور که می دانیم سرعت تخلیه خون گره SA می باشد. هر چند که به طور طبیعی، زمانی که گره SA تحت اثر دائمی اعصاب و هورمون ها قرار دارد این تعداد ممکن است خیلی بیشتر یا خیلی کمتر باشد. تعداد بسیاری از تارهای سمپاتیک و پاراسمپاتیک برروی گره SA ختم می شوند. فعالیت اعصاب پاراسمپاتیک (واگ) باعث کاهش سرعت ضربان قلب می شود، در حالی که فعالیت اعصاب سمپاتیک باعث افزایش آن می شود. در حال استراحت، فعالیت پاراسمپاتیک به طور قابل توجهی از سمپاتیک بیشتر است و بنابراین سرعت طبیعی ضربان قلب در حالت استراحت حدود 70 ضربه در دقیقه است.
تصویر

ص: 27
دومین عاملی که برون ده قلبی را تعیین می کند حجم ضربه ای است که حجمی از خون توسط هر بطن در خلال انقباض خارج می شود، همان طور که قبلا گفته شده در هنگام انقباض بطن ها خون درون آن ها کاملا خارج نمی شود. بنابراین یک انقباض بسیار قوی تر می تواند با افزایش مهم تخلیه خون بطن، ضربه را افزایش دهد.
تصویر

یکی از عملکردهای مهم این رابطه حفظ تعادل در برون ده قلب راست و چپ است برای مثال اگر قسمت راست قلب به طور ناگهانی شروع به پمپاژ کردن بیشتر خون کند، جریان بیشتر خون به بطن چپ به طور خودکار باعث ایجاد افزایش معادل در برون ده بطن چپ می شود و این اطمینان را به وجود می آورد که خون در شش ها تجمع نمی یابد.
اعصاب سمپاتیک نه تنها در سیستم هدایتی قلب بلکه در تمام عضله قلب پراکنده شده اند. اثر میانجی سمپاتیکی یعنی نوراپی نفرین برگیرندهای بتا آدرنژیک باعث افزایش قدرت انقباض (contractility) می شود.
ص: 28
تصویر

بازده قلب در انسان به روش های مختلف قابل اندازه گیری است. به علاوه تصاویر دو بعدی و سه بعدی در طول چرخه کامل قلب قابل دسترس است. برای مثال در اکوکاردیوگرافی که معمول ترین تکنیک مشاهده ای می باشد، امواج فوق صوت به قلب تابیده می شود و امواج برگشتی به صورت الکترونیکی با کامپیوتر پلات می شوند و یک تصویر از قلب ایجاد می کنند.
تصویر

ص: 29
تصویر

ص: 30
در بدن هر انسان سالم دو عدد کلیه وجود دارد که در سطح پشتی شکم، طرفین ستون فقرات قرار گرفته اند. قسمت فوقانی کلیه ها تا محاذات دنده ی 12 و قسمت تحتانی آن تا سومین مهره ی کمری امتداد دارد. کلیه راست به علت قرارگیری کبد کمی پایین تر از کلیه سمت چپ می باشد. اندازه کلیه ها معادل مشت بسته هر فرد می باشد. وزن تقریبی آن ها در مردان 125 الی 170گرم و در زنان 115 الی 155گرم، ضخامت کلیه ها حدود 5/ 2 الی 3 سانتیمتر، طول کلیه ها11 الی 12 سانتیمتر و عرض کلیه ها 5 الی 7/ 5 سانتیمتر می باشد.
تصویر

کلیه ها با تولید ادرار در دفع مواد زاید، تعادل الکترولیتی، تنظیم هورمونی، تنظیم فشار خون و هوموست از گلوکز نقش دارند.
تصویر

زمانی که یک برش طولی به کلیه ها بزنیم، ساختار درونی آن ها را این گونه
ص: 31
می توان توصیف کرد.
تصویر

کپسول کلیه پرده ای شفاف از جنس بافت پیوندی رشته ای است که دور هر کلیه قرار گرفته است و آن ها را از نفوذ میکروب ها حفظ می کند.
به قسمتی از کلیه، که بین کپسول و بخش مرکزی کلیه قرار گرفته است، بخش قشری کلیه می گویند. در این بخش نفرون ها قرار گرفته اند.
بخش مرکزی کلیه، نمایی هرمی شکل دارد که قاعده هر هرم به سمت بخش قشری قرار گرفته است و راس آن به سمت لگنچه می باشد. در بین دو هرم انشعاباتی از بخش قشری قرار دارند که ستون های کلیه نامیده می شوند.
بعد از قسمت مرکزی کلیه بخشی قیفی شکل به نام لگنچه قرار دارد که ادرار تولید شده را در خود جمع کرده تا از راه میزنای به مثانه منتقل کند.
ص: 32
تصویر

به ساختار عملکردی کلیه ها نفرون می گویند. هر کلیه از 1 میلیون نفرون تشکیل شده است و مسئول تولید ادرار می باشند.
تصویر

هر نفرون از 4 بخش تشکیل شده است که شامل موارد زیر است.
ص: 33
تصویر

1) کپسول بومن
خصوصیات کپسول بومن شامل موارد زیر است.
- بخش ابتدایی هر نفرون است.
- ظاهری قیف مانند دارد.
- در بخش قشری کلیه قرار گرفته است.
- درون آن شبکه مویرگی گلومرول وجود دارد.
- عمل تراوش ادرار را انجام می دهد.
تصویر

2) وظیفه کپسول بومن
سرخرگ کلیوی خون حاوی اکسیژن و نیتروژن است. این خون توسط سرخرگ
ص: 34
ستون های کلیوی وارد بخش قشری شده و از طریق سرخرگ آوران به شبکه مویرگی گلومرول در کپسول بومن می رسد. کپسول بومن با فرآیند تراوش، مواد موجود در خون را فیلتر می کند. در کپسول بومن هیچ انتخابی بر روی مواد مفید یا دفعی صورت نمی گیرد و مولکول ها تنها براساس اندازه اجازه ورود به کپسول بومن را پیدا می کنند.
3) لوله پیچیده نزدیک
در بخش قشری کلیه قرار دارد و دارای شبکه دوم مویرگی است که از ادامه شبکه مویرگی گلومرول منشا می گیرد.
وظیفه لوله پیچیده نزدیک شامل موارد زیر است.
- قندهای ساده و آمینو اسیدها به صورت فعال
- آب به صورت غیر فعال
- بی کربنات به صورت غیرفعال
- ترشح مواد زائد مثل کراتنین و یون هیدروژن
4) قوس هنله
خصوصیات قوس هلنه شامل موارد زیر است.
- U شکل است.
- در بخش قشری و هرم های بخش مرکزی قرار گرفته اند.
- دارای شبکه دوم مویرگی است.
تصویر

ص: 35
وظیفه قوس هنله شامل موارد زیر است.
- قوس هنله نیز در باز جذب مواد نقش دارد.
- بازجذب غیرفعال آب در شاخه پایین روی قوس هنله
- بازجذب NaCl در شاخه بالا روی قوس هنله
خصوصیات لوله پیچیده دور شامل موارد زیر است.
- در بخش قشری کلیه قرار دارد.
- از طریق یک لوله رابط به مجرای جمع کننده ادرار ختم می شود.
- دارای شبکه دوم مویرگی است.
وظیفه لوله پیچیده دور شامل موارد زیر است.
- بازجذب فعال NaCl
- بازجذب فعال بیکربنات
- ترشح مواد زائد مثل کراتنین و یون هیدروژن
انتهای هر نفرون به مجرای جمع کننده ادرار می رسد که بین چند نفرون مشترک است. این مجرا ادرار ساخته شده در نفرون ها را به لگنچه می رساند تا در نهایت توسط دو میزنای کلیه ها را ترک و به مثانه برود. علاوه بر این لوله جمع کننده ادرار در باز جذب غیر فعال آب و اوره نیز نقش دارد.
تصویر

ص: 36
گوش خارجی از سه قسمت تشکیل شده است.
- لاله گوش
- مجرای شنوایی خارجی
- پرده صماخ
تصویر

ساختمان لاله گوش غضروفی است و پوست آن نازک ترین پوست بدن است (به جز نرمه گوش)، وظیفه اصلی لاله گوش جمع آوری اصوات است و به تشخیص جهت صدا کمک می کند.
تصویر

ص: 37
طول آن 2 تا 3 سانتیمتر است، قسمت بیرونی غضروفی و قسمت عمقی آن استخوانی است. پوست ناحیه غضروفی حاوی غدد مترشحه سرومن (جرم) می باشد. وظیفه اصلی مجرا انتقال اصوات صوتی به گوش میانی می باشد.
تصویر

پرده صماخ به شکل دایره ای به قطر1سانتی متر به رنگ خاکستری و با زاویه 45 درجه در انتهای مجرا قرار گرفته است. به دلیل یکسان نبودن ضخامت در سطح آن و تفاوت خاصیت کشسانی در نواحی مختلف باعث انتقال فرکانس های مختلف اصوات به گوش میانی می شود.
تصویر

محفظه ای پر از هوا به ابعاد 15در 15 میلیمتر با عمق 2 میلیمتر که داخل استخوان گیجگاهی قرار دارد و شامل اجزا زیر می باشد.
ص: 38
ارتعاشات صوتی از پرده صماخ به واسطه استخوانچه های گوش (چکشی، سندانی، رکابی) به دریچه بیضی حلزون می رسد. نقش گوش میانی، انتقال اصوات منتقل شده از هوا به ستون های مایع درون حلزون است. گوش میانی با عملکرد تطبیق آمپدانس خود موجب می شود تا60 تا 65 درصد انرژی صوتی وارد شده به حلزون منتقل شود.
تصویر

لوله استاش رابط گوش میانی با نازوفرنکس بوده و مسئول تهویه هوای گوش میانی است. قسمت انتهایی آن غضروفی است که در حالت عادی روی هم خوابیده و بسته است، اما در موقع بلع و خمیازه کشیدن، باز می شود. شیپور استاش در کودکان افقی تر است، بنابراین مواد و میکروب های نازوفرنکس راحت تر می توانند وارد گوش میانی شوند. این مساله یکی از علل شیوع بیشتر عفونت های گوش میانی در کودکان نسبت به بالغین است.
ص: 39
تصویر

سه استخوان کوچک به نام های چکشی، سندانی و رکابی به یکدیگر متصل و به وسیله لیگامان های متعددی در موقعیت های خود پایدار و با ثبات شده و صوت را به گوش داخلی انتقال می دهند.
تصویر

شامل حلزون (عضو شنوایی) و لابیرنت وستیبولی (عضو تعادل) می باشد. که از تعدادی حفره استخوانی به نام دالان یا لابیرنت استخوانی تشکیل شده است که کیسه ها و مجاری غشایی به نام لابیرنت غشایی درون این حفرات قرار می گیرد. استخوان پتروس و کپسول اتیک که هر دو را می پوشاند از سخت ترین استخوان بدن است. لابیرنت غشایی شامل اپی تلیوم حسی شنوایی و وستیبولار است و درون آن مایع اندولنف قرار دارد.
ص: 40
تصویر

تصویر

ص: 41
تصویر

ص: 42
کبد (انسان) یا جگر سیاه (حیوان) بزرگ ترین غده بدن است که در فعالیت های سوخت و ساز بدن مانند گوارش نقش دارد. تمام خون دستگاه گوارش توسط سیاهرگی به نام ورید بابی جمع آوری شده و وارد کبد می شود و تمام مواد جذب شده از لوله گوارشی از کبد عبور می کنند. دیگر کارهای کبد به دام انداختن سموم و تصفیه آن ها با تبدیل کردنشان به مواد بی ضرر است. همچنین، این کبد است که متابولیسم داروها را در بدن بر عهده دارد. شرکت در خون سازی (در دوره پیش از تولد) و مقاومت در برابر عفونت ها، فراهم ساختن سریع انرژی در هنگام ضرورت، ذخیره آهن و غیره از دیگر فعالیت های کبد است. سلول های کبدی پروتئین های مختلفی را به طور دائم می سازند (آلبومین، پروترومبین، فیبرینوژن، لیپو پروتئینها و هپارین). سلول های کبدی مواد مختلفی از جمله تری گلیسریدها، گلیکوژن و ویتامین ها را ذخیره می کنند.
تصویر

کبد به عنوان یک سیستم ذخیره مهم برای گلوکز خون عمل می کند. به این معنی که هنگامی که گلوکز خون بعد از صرف یک وعده غذا تا غلظت زیادی بالا می رود میزان ترشح انسولین نیز افزایش می یابد و در حدود دو سوم گلوکز جذب شده از روده بلافاصله به گلیکوژن تبدیل شده و در کبد ذخیره می شود. در طی ساعات بعد که غلظت گلوکز خون و انسولین کاهش می یابد، کبد گلیکوژن را تجزیه و
ص: 43
به گلوکز تبدیل می کند.
عضوی بزرگ در بدن انسان است و مسئول به اصطلاح رد کردن تمام مواد غذایی و نوشیدنی مصرف شده از صافی است به این معنی که کبد فاکتورهای مضرر مواد غذایی را گرفته و آن ها را به صورتی بدون ضرر وارد سیستم های دیگر بدن می کند. کبد به طور طبیعی خود را توسط سلول هایی ترمیم و پاکسازی می کند. وجود چربی در کبد هر انسانی طبیعی است، اما اگر کبدی دارای 5 تا 10 درصد چربی باشد کبد چرب نامیده می شود. کبد چرب یک موقعیت مخرب را در بدن ایجاد می کند و بدتر این که هیچ علامت هشدار دهنده ای در ابتدا ندارد. بیماری کبد چرب همراه با التهاب است که این التهاب با از بین رفتن سلول های کبدی همراه است و اگر درمان نشود سبب سیروز کبدی می شود.
تصویر

علت اصلی بروز کبد چرب ناشناخته است، ولی تعدادی از اختلالات بالینی معینی به عنوان علل زمین های شناخته شده اند. هفتاد درصد بیماران مبتلا به کبد چرب چاق هستند. بیماری دیابت و بالا بودن چربی های خون نیز از علل زمینه ای آن می باشند. عوامل مختلفی که باعث تغییر متابولیسم در بدن می شوند، شامل کاهش ناگهانی وزن، سو تغذیه، تغذیه وریدی و گرسنگی طولانی مدت مانند گرفتن روزه نیز ممکن است
ص: 44
باعث کبد چرب شوند.
تصویر

و دیگر عوامل کبد چرب شامل موارد زیر هستند.
- مصرف دارو بیش از حد معمول
- استرس درونی و نهفته
- مصرف لووستاتین ها و غذاهای فست فودی
- متخصصان اعتقاد دارند که سبک زندگی نادرست و تبعات آن از قبیل چاقی و اضافه وزن در ابتلا به کبد چرب در بین سنین مختلف دخیل است.
تصویر

میزان 10 تا 20 درصد مردم آمریکا مبتلا به کبد چرب هستند و این آمار برای
ص: 45
ایرانیان چیزی بالغ بر 40 درصد است و این هشدار بزرگی برای مردم ایران محسوب می شود.
تصویر

تحقیقات جدید نشان می دهد، چربی موجود در غذاها یکی از دلایل بیماری کبد چرب محسوب می شود. به نظر می رسد ورود بی رویه ی چربی ها به درون کبد، زمینه ساز این بیماری است. وقتی کبد توانایی تنظیم جذب چربی ها را از دست می دهد باعث می شود کبد چرب شود. در افراد سالم حدود نصف چربی مصرفی به انرژی تبدیل شده و می سوزد و یک دوم باقی مانده در بافت چربی ذخیره می شود. به طور طبیعی فقط میزان کمی چربی در کبد ذخیره می شود. پیدا کردن ریشه ی چربی های ذخیره شده در کبد چرب، برای پیش گیری و درمان این بیماری بسیار حائز اهمیت است.
تصویر

هرچند کبد چرب بارداری خیلی نادر بوده، با این حال جمع شدن چربی در هنگام بارداری می تواند خطراتی جدی هم برای مادر و هم برای جنین داشته باشد. این بیماری می تواند باعث نارسایی کبدی، نارسایی کلیه، عفونت شدید یا خونریزی شود.
ص: 46
هرچند دلیل این بیماری کاملا شناخته نشده، اما دانشمندان معتقدند این بیماری با هورمون های این دوران در ارتباط است. علائم این بیماری در سه ماه سوم رخ داده و شامل حالت تهوع، استفراغ، درد در قسمت بالایی سمت راست شکم، و زردی و کسالت می باشد. زنان باردار باید آزمایش های لازم را برای اطلاع از این بیماری انجام دهند، اکثر زنان پس از زایمان شروع بهببود می نمایند.
تصویر

مصرف بعضی از مواد غذایی طبیعی، فعالیت کبد را در حد مطلوب حفظ می کند. داشتن یک کبد سالم باعث می شود، انرژی بیشتر و حال بهتری داشته باشیم، ولی کبدی که بیمار است و به درستی کار نمی کند، باعث احساس خستگی، سردرد، اشکال در تنفس، حساسیت و عدم تحمل بعضی مواد غذایی، مشکلات پوستی و افزایش وزن می شود.
تصویر

ص: 47
معده یک کیسه عضلانی است و از قسمت های حجیم لوله گوارش تشکیل شده است. لوله گوارش لوله ای تو خالی با قطری متغیر است که ویژگی های ساختمانی مشترکی در سراسر لوله دارد و در قسمت های مختلف این لوله ساختمان آن برحسب کارکرد آن کمی متغیر است. به طور کلی از نظر ساختمانی لوله گوارش از چهار لایه تشکیل شده است که از داخل به خارج شامل مخاط، زیر مخاط، لایه عضلانی و سروز می باشد.
تصویر

معده از یک طرف با مری و از طرف دیگر با اثناعشر (قسمت ابتدایی روده باریک) ارتباط دارد. معده در جنین در انتهای هفته چهارم بارداری شروع به تشکیل شدن می کند. معده محلی برای ذخیره، هضم و جذب مواد غذایی است.
تصویر

ص: 48
مجرای کاردیا که به انتهای تحتانی مری متصل است. قطر این مجرا به وسیله یک دریچه تنظیم می شود. این دریچه یک طرفه بوده و در حالات عادی اجازه برگشت مواد غذایی را از معده به مری نمی دهد. مجرای کاردیا در مجاورت مهره یازدهم سینه قرار دارد.
تصویر

بالاترین قسمت معده است که گنبدی شکل و محدب است. معمولا داخل فوندوس معده، گاز جمع می شود و در رادیوگرافی معده وجود گاز در این قسمت به وضوح دیده می شود.
این قسمت از معده می تواند افزایش حجم دهد.
غار معده در فاصله بین تنه معده و مجرای پیلوریک قرار دارد. این قسمت دارای غده هایی است که غنی از سلول های ترشح کننده موکوس است.
تصویر

ص: 49
این مجرا حدود 5 /2 سانتیمتر طول دارد و به روده باریک ختم می شود. این مجرا در انتها لوله ای و باریک می شود و با اتصال به دریچه پیلوریک پایان می یابد. دریچه پیلوریک بین معده و دوازدهه قرار دارد.
تصویر

سکوم قسمت ابتدایی روده بزرگ است که زایده آپاندیس به قسمت بن بست آن متصل می شود. آپاندیس زایده انگشت مانندی است به طول 5 تا 10 سانتیمتر و قطر متوسط 8/ 0 سانتیمتر که با افزایش سن، قطر آن کاهش می یابد. دیواره آپاندیس مرکب 4 لایه ای است که در سایر قسمت های لوله گوارش یافت می شود. مخاط آپاندیس شبیه روده بزرگ، فاقد پرز و چین و حاوی غدد لوله ای مستقیم است. اپیتلیوم پوشاننده آن شامل سلول های جذب کننده و جامی است. آستر و زیر مخاط حاوی تعداد زیادی غده های لنفاوی است که با افزایش سن از تعداد آن ها کاسته می شود. در افراد سالخورده با ناپدید شدن بافت لنفاوی در آپاندیس، مخاط و زیر مخاط، فیبروزه می شوند. طبقه عضلانی در آپاندیس شبیه روده کوچک، مرکب از عضلات حلقوی در داخل و عضلات طولی در خارج است که از خارج به وسیله بافت سروز پوشیده شده است. آپاندیس یک عضو لنفاوی است و مانند دیگر بافت های لنفاوی می تواند ملتهب شده و تولید آپاندیسیت نماید.
ص: 50
تصویر

وظیفه اصلی کولون، جذب آب و املاح است که در نتیجه آن مواد هضم نشده وارده از روده باریک به کولون، از حالت مایع به حالت جامد در آمده و مدفوع نامیده می شود. با توجه به عملکرد روده بزرگ که در اصل هدایت مواد هضم نشده به خارج از بدن است و روده بزرگ فاقد چین و پرز است. کولون شامل قسمت های زیر است.
تصویر

این کولون دنباله روده کور است که در طرف راست شکم روی جدار خلفی آن تا زیر کبد بالا رفته و از آن جا با زاویه تقریبا قائمه به سمت چپ پیچ خورده، کولون
ص: 51
عرضی را تشکیل می دهد.
زیر معده قرار دارد و کاملا از پرده صفاق پوشیده شده و متحرک است و به واسطه بند مخصوص خود که دو قشر پرده صفاق باشد، به سطح خلفی شکم متصل می شود.
کولون عرضی در زیر طحال با یک زاویه حاد به سمت پایین آمده و کولون نزولی را تشکیل می دهد.
دنباله کولون نزولی، کولون خاصره لگنی است که در حفره خاصره سمت چپ قرار دارد، سپس داخل لگن کوچک شده و به روده مستقیم، منتهی می شود. کولون خاصره لگنی از پرده صفاق کاملا پوشیده شده، دارای بند مخصوص و حرکات آزاد است.
سلول های موجود در لایه مخاطی کولون موکوس ترشح می کنند، تا با لغزنده ساختن سطح مخاط به دفع مواد هضم نشده کمک کنند.
روده مستقیم دنباله کولون خاصره لگنی و قسمت انتهایی روده کلفت است. طول آن 12 تا 15 سانتیمتر می باشد. روده مستقیم که در حفره لگن قرار دارد، و فقط ثلث فوقانی آن از پرده صفاق پوشیده شده است.
تصویر

ص: 52
رگ های خونی تغذیه کننده روده با عبور از طبقه عضلانی به زیر مخاط رسیده و شبکه عروق بزرگی را به وجود می آورند که انشعابات آن به آستر محور پرزهای در روده باریک، نفوذ می نماید. شریانچه های انتهایی، پس از تشکیل شبکه مویرگی در درون پرزها به وریدچه ها، منتهی می شوند که وریدچه ها نیز به ورید زیر مخاطی و آن ها نیز پس از ترک روده به ورید جمع آوری کننده مزانتری تخلیه می گردند. این وریدها نیز بهم پیوسته، ورید باب را به وجود می آورند که مواد جذب شده را به کبد می رساند. چون همه مواد جذب شده از روده به کبد منتقل می شوند، داروهایی که در کبد متابولیزه می شوند، نباید به طریق خوراکی مصرف شوند.
تصویر

عروق لنفی به صورت بن بست از راس پرزها شروع و مجرای شیری نامیده می شوند. این رگ ها شبکه مخاطی را تشکیل داده و سپس به لنفاتیک های زیر مخاط می ریزند. رگ های لنفی زیر مخاطی، پس از عبور از غده های لنفی، توسط مجرای توراسیک به سیستم وریدی تخلیه می شوند. بنابراین مواد حمل شده از طریق رگ های لنفی وارد کبد نمی شوند.
ص: 53
تصویر

عصب گیری لوله گوارش توسط سیستم عصبی اتونوم انجام می گیرد که خود به دو قسمت داخلی (Intrinsic) و خارجی (extrinsic) تقسیم می گردد. قسمت داخلی که به سیستم عصبی روده ای نیز موسوم است، مرکب از نورون های حسی، نورون های رابط و نورون های حرکتی است که بدون ارتباط با سیستم عصبی مرکزی و به طور رفلکس، عمل می نماید. به این ترتیب که تحریکات ناشی از ترکیب مواد غذایی (تحریکات شیمیایی) یا اتساع روده در اثر تجمع مواد (اتساع مکانیکی) به شبکه های مایسنر، منتقل شده و نورون های حرکتی آن ها، سبب ترشح سلول های اپیتلیال، انقباض عضلات و تحریک حرکات روده می شوند. سیستم عصبی روده ای از طریق کنترل حرکات پریستالتیک، جابه جایی مواد غذایی و تخلیه روده ها را امکان پذیر می سازد. به طوری که اختلال در عملکرد این سیستم، تخلیه روده ها را مشکل می سازد و نمونه آن بیماری هیرشسپرونگ می باشد. در این بیماری قسمتی از روده ها فاقد سیستم عصبی داخلی است و در نتیجه به علت عدم اتساع قسمت مبتلا، دفع مواد هضم نشده، امکان پذیر نیست.
بخش خارجی اعصاب روده ای، شامل اعصاب آدرنرژیک سمپاتیک و اعصاب کولینرژیک پاراسمپاتیک می باشد که اولی مهار کننده و دومی محرک عضلات صاف جداره لوله گوارش است. سیستم عصبی خارجی در ارتباط با سیستم عصبی داخلی روده می باشد، به طوری که استرس های شدید می توانند از طریق تحریک حرکات روده باعث پیدایش اسهال روانی گردند. با وجود این، قطع سیستم عصبی خارجی، اختلالی در عملکرد روده و حرکات پریستالتیک آن ایجاد نمی کند.
ص: 54
تصویر

راست روده یا رکتوم، قسمت انتهایی روده بزرگ در انسان است. قبل از این قسمت خمروده کولون سیگموئید و بعد از این قسمت مقعد قرار دارد. نقطه شروع آن در سومین مهره استخوان خاجی ساکرال است. طول این مجرا 12سانتیمتر است. بخش زیرین راستروده گشاد می شود و آمپول راست روده ای نام دارد.
تصویر

ص: 55
عمل اصلی روده باریک، هضم و جذب مواد غذایی می باشد و در حقیقت جایی است که اکثر هضم و جذب غذاها در آن جا انجام می گیرد. روده باریک اندامی است که بین معده و روده بزرگ (کولون) واقع شده است و به آن روده کوچک نیز می گویند، اما نام کوچک مناسب به نظر نمی رسد، زیرا طول روده باریک حدود شش متر و قطر آن حدود 5 /2 تا 3 سانتی متر است.
روده باریک را به سه بخش تقسیم می شود.
روده باریک که اثنی عشر، یا دوازدهه، یا دئودنوم نام دارد و 26 سانتیمتر است.
ژونوم که 5/ 2 متر طول دارد.
ایلئوم که 5 /3 متر طول دارد.
تصویر

ص: 56
1) www.fa.wikipedia.org
2) www.beytoote.com
3) www.namnak.com
4) www.shefayekhatam.ir
5) www.zoomit.ir
6) www.ketabesabz.com
7) www.noavarpub.com
ص: 57