سوغات معراج : شرحی بر مکتوبات دروازه های بهشت جلد 1

مشخصات کتاب

ویراستار دیجیتالی: روح اله قاسمی

سرشناسه:جمالی، عبدالرضا، 1335 -

عنوان و نام پديدآور:سوغات معراج : شرحی بر مکتوبات دروازه های بهشت/ عبدالرضا جمالی ؛ ناظر علمی و فنی رضا صفایی.

مشخصات نشر:بیرجند : پیامبر رحمت، 1401 -

مشخصات ظاهری:2 ج.؛ 14/5×21/5 س م.

شابک:ج.1:978-622-98234-8-4 ؛ ج.2: 978-622-90264-1-0

وضعیت فهرست نویسی:فیپا

يادداشت:ج.2(چاپ اول: 1402) (فیپا).

یادداشت:کتابنامه.

موضوع:آرامش و آسایش -- جنبه های مذهبی -- اسلام

Relaxation -- Religious aspects -- Islam

راه و رسم زندگی (اسلام)

Conduct of life -- *Religious aspects -- Islam

شناسه افزوده:صفایی، رضا، 1343 -

رده بندی کنگره:BP250

رده بندی دیویی:297/63

شماره کتابشناسی ملی:9135656

اطلاعات رکورد کتابشناسی:فیپا

ص: 1

اشاره

سوغات معراج / 1

شرحى بر مکتوبات دروازه هاى بهشت

نویسنده: عبدالرضا جمالى

ناظر علمى و فنى: رضا صفايى

ناشر: پيامبر رحمت

صفحه آرا: احمد مؤتمنى

ناظر چاپ: رضا صفايى

چاپ:مبين

قطع:رقعی

نوبت:اول / 1402

شابک جلد 1:4-8-98234-622-978

شابک دوره:1-9-98234-622-978

شمارگان:500

قیمت:80000 تومان

آدرس: بيرجند، سجادشهر، شهيد ماژانى 1، پلاک 4

تلفن: 09122526576 / همراه: 09194511476

اين کتاب با حمايت سازمان علمى، پژوهشى و فناورى بسيج مستضعفين تهيه و توليد شده است.

---------------------------------------------------------

حقوق مادى و معنوى چاپ و نشر

برای انتشارات پيامبر رحمت محفوظ است.

ص: 2

سوغات معراج

شرحى بر مکتوبات دروازه هاى بهشت

جلد اول

عبدالرضا جمالى

ص: 3

نجوا

اَلْحَمْدُ للهِ الَّذى جَعَلْنا مِنَ الْمُتِمَسِّكِينَ بِوِلايَةِ اَميرَالْمُؤْمِنينَ والْاَئِمَّةِ المَعْصُومِین عَلَيْهِمُ السَّلامُ. اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمّدٍ وَآلِ مُحَمّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ.

اللّهُمَّ كُنْ لِوَليِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ

صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ، فى هذِهِ السَّاعَةِ،

وَفى كُلِّ ساعَةٍ، وَلِيّاً وَحافِظاً، وَقآئِداً وَناصِراً،

وَدَليلاً وَعَيْناً، حَتّى تُسْكِنَهُ اَرْضَكَ طَوْعاً،

وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً.

وَامْنُنْ عَلَيْنا بِرِضاهُ وَهَبْ لَنا رَأْفَتَهُ وَرَحْمَتَهُ وَدُعائهُ وَخَيْرَهُ ما نَنالُ بِهِ سَعَةً مِنْ رَحْمَتِكَ وَفَوْزاً عِنْدَكَ.

آمِينَ يا رَبَّ الْعالَمينَ.

ص: 4

فهرست مطالب

مقدمه ... 11

دروازه اوّل: ارکان آرامش در زندگی ... 13

رُکنِ اوّل: قانع بودن ... 14

1- سرمایه بی پایان ... 15

2- حیات طیّبه ... 16

3- مالک دنیا و آخرت ... 17

4- قناعت، موهبت الهی ... 18

5 - دو روی یک سکّه ... 19

رُکن دوم: ترک کینه ... 20

1- مفهوم حقد و کینه ... 20

2- جلوۀ آزادگی ... 21

3- صفای دل خوبان ... 22

4- درمان کینه ... 23

ص: 5

اوّل: خوشرویی ... 23

دوم: مصافحه ... 24

سوم: هدیه دادن ... 25

رُکن سوم: پرهیز از حسادت ... 26

1- نشانه ایمان ... 27

2- نکوهش حسدورزی ... 28

3- دشمن نعمتهای خدا ... 30

4- نشانه های حسود ... 31

5 - حکایت های حسادت ... 33

رُکن چهارم: هم نشینی با خوبان ... 35

1- تأثیر هم نشین در سرنوشت ... 36

2 ... شایستگان هم نشینی ... 37

الف: خردمندان (عاقل) ... 38

ب: عالمان راستین ... 39

ج: نیکوکاران ... 40

3- بهترین هم نشین ... 41

4- پیامد هم نشین بد ... 42

دروازه دوم: راز شادمانی در آخرت ... 45

راز اوّل: یتیم نوازی ... 46

1- احساس مسئولیت در برابر یتیمان ... 46

ص: 6

2- یتیم نوازی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ... 48

3- امام علی علیه السلام و یتیم نوازی ... 49

4- ارزش سرپرستی یتیمان ... 50

5 - ارشاد فرهنگی ... 52

6 - ره آورد سرپرستی یتیم ... 54

7- پیامدهای یتیم آزاری ... 56

8 - چرا خوردن مال یتیم حرام است؟ ... 58

راز دوم: مهربانی با نیازمندان ... 59

1- مهربانی، هدیه الهی ... 59

2- مهربانی با عموم مردم ... 61

3- گستردگی مهربانی خداوند ... 62

4- جلوه های مهرورزی و مهربانی ... 63

الف: مساکین ... 64

ب: کودکان ... 65

ج: گنه کار ... 66

5 - مهربانی و هدایت ... 67

6- مهربانی با حیوانات ... 69

راز سوّم: رفع نیاز مسلمانان ... 70

1- همدردی با مردم ... 71

2- محبوبترین انسانها نزد خدا ... 72

3- یاری خداوند تبارک و تعالی ... 74

ص: 7

4- نیکوکاری در قیامت ... 75

5 - مردم یاری در زندگی پیشوایان ... 76

راز چهارم: دلجویی نمودن از مساکین ... 78

1- وُکلای خداوند تبارک و تعالی ... 79

2- اولین آزمایش پیامبر صلی الله علیه و آله ... 80

3- سیره اهل بیت علیهم السلام در یاری رسانی ... 81

4- یاری رسانی پنهانی ... 82

5 - ارزنده ترین طاعت ... 84

6- فقرا، دوستان خدا ... 85

7- آداب دل جویی ... 86

8 - شرایط کمالِ مردم یاری ... 87

9- اعمال خالص ... 88

10- نِدای روز قیامت ... 89

11- درس عاشقی خدا ... 90

12- پاداشی عظیم ... 91

13- ویژگیهای فقرای محبوب حق تعالی ... 92

14- ره آورد دلجویی ... 95

دروازه سوم: راه دستیابی به سلامتی ... 101

راه اوّل: کم گویی ... 101

1- ضرورت اصلاح زبان ... 102

ص: 8

2- تأثیر کلام در سرنوشت ... 103

3- خردمندان حکیم ... 105

4 - قهرمان واقعی ... 107

5 - ره آورد کم گویی ... 108

الف: اسلام نیکو ... 108

ب: عنایت ویژه خداوند ... 109

ج: سلامت جان ... 110

د: فرزانگی ... 111

6 - عیش آخرت ... 112

راه دوم: کم خوابی ... 113

1- آرامش جسم و جان ... 114

2- میانه روی در خواب ... 116

3- عبرت آموزی از خواب ... 117

4- آداب خوابیدن ... 119

الف: پاکیزگی و بهداشت ... 119

ب: طهارت (با وضو) ... 120

ج: محاسبه ... 122

د ... قرائت قرآن و دعا ... 123

5 - دستورالعمل سودمند ... 125

6 - درکِ فیض سحر ... 126

راه سوم: کم راه رفتن ... 128

ص: 9

1 - نامگذاری دنیا ... 128

2- مَثَل دنیا ... 129

3- دنیای ناپسند ... 130

الف: ترجیح دنیا بر آخرت ... 130

ب: دل بستگی بدنیا ... 131

4- دنیای ممدوح ... 133

الف: آنچه برای خدا باشد ... 133

ب: آنچه برای آخرت باشد ... 134

5 - کم ترین منزل و مقام اهل بهشت ... 135

راه چهارم: کم خوردن ... 136

1- مسیر بندگی خدا ... 136

2- آداب خوردن در کلام وحی ... 137

3- مانع خردمندی ... 139

4- وعده های غذایی ... 140

5 - فواید کم خوری ... 141

6 - پیامدهای پرخوری ... 143

کتاب نامه ... 147

آشنایی با دیگر آثار مؤلف ... 151

ص: 10

مقدمه

موضوع بهشت از پرجاذبه ترین مباحث اعتقادی است. بهشت جای پاک و پاکیزه، محل قدس و نزاهت و طهارت است. ازاین رو، بهشت و درجات بهشت و ساکنان آن، چه از نظر گفتار و چه از نظر رفتار و چه از جهت ملکات و صفات و عقاید، همه پاک و طاهرند. در بهشت همیشه خوشی و خرّمی، شادی و شادکامی و بهجت و سرور است.

دائماً لذّت و نعمت و خیر و برکت و عافیت و رحمت و عطوفت و مهر و محبت و عشق و ذوق واشتیاق و صمیمیّت و نیکی جریان دارد. آری بهشت مظهر رحمت خدای مهربان است که پاداش خداباوران ، ولایت مداران و پرهیزگاران است. بیان دو نکته مهم ضروری است:

یکم: درهای بهشت هر کدام با رمز ویژه باز و بسته می شود و جملاتی حکمت آمیز به عنوان کتیبه و تابلو بر آن نگارش یافه است. پیشوایان دین در بیانات نورانی خویش از این رموز پرده برداری نموده اند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در این باره فرمودند:

بر در بهشت این سه کلمه نورانی نوشته شده است: پروردگاری جز خدا نیست، محمّد صلی الله علیه و آله رسول خدا، و علی برادر رسول خداست.

یعنی این سه اصل که محتوای سه کلمه از هم جداشدنی نیست و

ص: 11

اسلام راستین را تشکیل می دهد، هر کس می خواهد وارد بهشت شود باید به این سه اصل (توحید، نبوت، امامت) اعتقاد کامل داشته باشد و براساس آن در زندگی طی مسیر نماید تا به بهشت برسد.

دوم: ابن عباس می گوید: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

حلقۀ دَرِ بهشت از یاقوت سرخ است که بر صفحه های طلا نواخته می شود. هنگامی که حلقه بر آن صفحه بکوبد، صدا کند و گوید: «یا علی».(1)

ادب اقتضا می کند انسان وقتی وارد سرایی می گردد دَر بکوبد، گرچه در بسته نباشد.

علّامه طباطبایی قدس سره در شرح این حدیث می فرماید:

صدای کوبۀ دَرِ بهشت از این جهت «یا علی» است که 1) انسان وقتی میهمانی می رود، هنگام ورود دَرْ می زند و صاحب خانه را صدا می زند. 2) صدای مهمان و مؤمن عازم بهشت به صورت کوبۀ در درآمده است. 3) صدای کوبه در از آن جهت «یا علی»، است که علی بن ابی طالب علیه السلام مصداقِجامع، کامل و تامّ آن است.

بنابراین علی علیه السلام هم قسمت کننده بهشت و دوزخ است و هم صاحب بهشت و مؤمن بهشتی به میهمانی آن حضرت می رود.(2)

وما توفیقی اِلّا بالله

عبدالرضا جمالی

ص: 12


1- . بحارالانوار، ج 8، ص122 و امالی صدوق مجلس 86، ح 13.
2- . معادشناسی در قرآن، ج 5، ص293.

دروازه اوّل: ارکان آرامش در زندگی

اشاره

عبدالله بن مسعود می گوید: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:

آنگاه که مرا به آسمان بردند (معراج) خداوند دستور داد که بهشت به من نشان داده شود و من هر دو (بهشت و جهنّم) را تمام و کمال دیدم بهشت را با انواع نعمتهایش و دوزخ و اقسام شکنجه هایش را ملاحظه نمودم. چون برگشتم جبرئیل فرشته وحی بمن گفت: ای رسول خدا آیا چیزهایی که بر دروازه های بهشت و دوزخ نوشته شده بود خواندی؟ گفتم: نه ای فرشته وحی. گفت: بهشت را هشت دروازه است و بر هر دروازه چهار کلمه نوشته شده، که هر کس یک کلمه از آن (چهار کلمه) را فراگیرد و بکار بندد، از دنیا و آنچه در دنیاست برایش بهتر است. و دوزخ را هفت دروازه است و بر هر دروازه ای سه کلمه نوشته است. هر کلمه ای برای کسی که آن را بیاموزد و بدان عمل کند، از دنیا و آنچه در دنیاست برایش بهتر است.

ص: 13

پس من گفتم: ای جبرئیل! با من برگردد (مرا برگردان) تا آنها را بخوانم، جبرئیل علیه السلام با من برگشت و از دروازه های بهشت شروع کرد. بر دروازه اوّل نوشته شده بود:

«لا اله الّا الله، محمد رسول الله، علیٌ ولی الله» لِکُلِّ شَیءٍ حِیلَةٌ، وَحِیلَةُ طِیبِ الْعَیْشِ فی الدُّنیا اَرْبَعُ خِصٰالٍ: اَلْقَناعَةُ، وَ نَبَذُ الْحِقدِ، وَ تَرْكُ الْحَسَدِ وَ مُجالِسَةُ اَهْلِ الْخَیْرِ».

خدایی جز الله نیست، محمد صلی الله علیه و آله رسول خدا، علی علیه السلام ولی الله است. هر چیزی را چاره ای باشد، و چاره خوب زیستن در دنیا چهار چیز است:

رکن یکم: قانع بودن

رکن دوم: ترک کینه ورزی

رکن سوم: ترک حسد

رکن چهارم: با نیکان هم نشین شدن.(1)

رُکنِ اوّل: قانع بودن

اشاره

اولین عاملی که موجبات زندگی پاکیزه و راحت را برای انسان مؤمن در دنیا فراهم می نماید، قانع بودن به تقدیرات الهیاست. برخی از مهم ترین مطالب به اختصار در این عرصه باهم مرور می نمائیم:

ص: 14


1- . بحارالانوار، ج 8، ص141.

1- سرمایه بی پایان

قناعت یعنی قانع و خرسند بودن به قسمت خداوند، امام صادق علیه السلام در این باره فرمودند:

اِقنَعْ بِما قَسَمَ اللهُ لَك؛(1)

به آنچه خداوند برای تو قسمت کرده قانع باش.

و برخی گفته اند: قناعت آن است که انسان در برابر آنچه خداوند به او داده است، خشنود باشد و بیش از آن طلب نکند و برخی به راضی بودن به کمتر از نیاز و عدّه ای به رضایت به حداقل زندگی تعریف نموده اند.(2)

در تعریف قناعت می توان گفت: حالتی است که انسان با داشتن آن به حداقل ضروریات زندگی می سازد، و به دنبال زرق و برق و اضافاتی که فکر و وقت انسان را پیوسته به خود مشغول می سازد، و آلوده به انواع محرمات می کند نمی رود.

داشتن این روحیه به منزله ثروت پایان ناپذیر است. چرا کهانسان را از تمام ثروت های دنیا بی نیاز می کند، همواره سربلند و باعزّت و آبرو زندگی می کند.(3)

ص: 15


1- . کافی، ج 8، ص 243.
2- . پیام امام امیرالمؤمنین، ج 13، ص 753.
3- . پیام امام امیرالمؤمنین علیه السلام ، ج12، ص357.

2- حیات طیّبه

امام امیرالمؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه رابطه حیات طیّبه را با قناعت ورزی در زندگی دنیا این گونه تبیین می فرماید:

کَفی بِالْقَناعَةِ مُلکاً، و بِحُسْنِ الْخُلْقِ نَعیماً.

قناعت بعنوان مُلک و خوش اخلاقی به عنوان نعمت برای انسان کافی است.

سیّد رضی رحمه الله می افزاید: «از امام علیه السلام از تفسیر آیه شریفه «فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً»(1) سؤال کردند فرمود: هِیَ الْقَناعَةُ منظور از حیات طیّبه قناعت است.(2)

امام امیرالمؤمنین علیه السلام در این گفتار حکیمانه به دو نکته مهم به زبان کنایه اشاره کرده است:

اوّل: مُلک قناعت را برای انسان کافی می داند، زیرا کسی که به حداقل زندگی قانع شود نه نیازی به خلق روزگار دارد و نه محتاج به حاجت بردن نزد این و آن، آرامشی بر وجود او حُکم فرماست و لذّتی را که او در زندگی توام با قناعت خودمی برد، هیچ سلطانی از مملکت وسیع و گستردۀ خود نخواهد برد.

به گفته شاعر:

مُلک آزادگی و گنج قناعت گنجی است *** که به شمشیر میسّر نشود سلطان را

ص: 16


1- . سوره نحل، آیه 97.
2- . نهج البلاغه، حکمت شماره 229.

دوم: تفسیر به مُلک (مملکت و کشور) اشاره به اهمیت فوق العاده قناعت است که گویا زندگی قانعانه معادل حکمرانی بر کشوری پهناور است».(1)

همان گرامی علیه السلام در کلامی راهبردی قناعت را سرمایه ای بی پایان دانسته که با آن زندگی مطلوب و پاکیزه بدست می آید. می فرماید:

اَلْقَناعَةُ مالٌ لا یَنْفَدُ؛(2)

قناعت مالی است که هرگز تمام نمی شود.

مَعَ قَناعَةِ تَملَأُ الْقُلوُبُ وَ الْعُیونَ غِنیً؛(3)

آنها (پیامبران) دارای قناعتی بودند که دل ها و چشم ها را پر از بی نیازی می کرد.

بنابرآنچه بیان شد، زندگی پاکیزه و توأم با آرامش که خواست عموم مردم است ولی مردم در مصداق آن دچار اشتباهگشته و در مال و ثروت و حکومت و ریاست طلب می کنند، فقط در قانع بودن به قسمت خداوند بدست می آید.

3- مالک دنیا و آخرت

قناعت پیشه در حیات پاکیزه خویش مالک و دارای سلطنت جاویدان است.

ص: 17


1- . پیام امام امیرالمؤمنین علیه السلام ، ج13، ص751.
2- . نهج البلاغه، حکمت شماره 57.
3- . همان، خطبه 192.

امام صادق علیه السلام در این باره فرمودند: رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:

قناعت مالکیت و سلطنت پاینده است. قناعت مرکب رضایت و خشنودی پروردگار است، و شخص قناعت کار که سوار بر مرکب قناعت است به وسیله آن بسوی خداوند سیر می کند. پس در آن چیزهایی که بتو داده نشده است، لازم است توکل به خدا کنی. و نسبت به امور و نعمتهایی که بتو عطا شده است، راضی و خوشحال گردی. و در مقابل پیش آمدها و حوادث و ناگواریها که بتو می رسد، باید صبر و تحمل کنی، زیرا صبر در برابر ناملایمات و تحمل در مقابل ناگواریها علامت عزم و اراده و داشتن هدف است.(1)

همان گرامی علیه السلام در منزلت و مقام والای قناعت پیشگی می فرماید:

اگر شخص قانع سوگند یاد کند که دنیا و آخرت را مالک شده است، البته خداوند عزّوجلّ سخن او را تصدیق کرده و سوگند او را امضاء خواهد فرمود، زیرا مقام قناعت بسیار بزرگ و مهم است.(2)

4- قناعت، موهبت الهی

شیخ صدوق رحمه الله از ابوهاشم جعفری نقل می کند که گفت: از نظر معاش در تنگنای سختی قرار گرفتم، به حضور امام هادی علیه السلام رفتم، اجازه ورود داد، وقتی در محضرش نشستم، فرمود:

ص: 18


1- . مصباح الشریعه، باب 29، ص 128.
2- . همان، ص 126.

ای ابوهاشم! در مورد کدامین نعمتی که خداوند به تو داده می توانی شکرانه اش را بجای آوری؟.

من خاموش ماندم، و ندانستم که چه بگویم؟ آن حضرت آغاز سخن کرد و فرمود:

خداوند، 1) ایمان را به تو روزی داد، به خاطر آن بدنت را بر آتش دوزخ حرام کرد، 2) و عافیت و سلامتی را روزی تو گردانید، و تو را به اطاعتش یاری نمود. 3) و به تو «قناعتبخشید» و تو را از این که خوار گردی و آبرویت برود، حفظ کرد.

ای ابوهاشم، من در آغاز این نعمتها را به یاد تو آوردم، چرا که گمان نمودم می خواهی از آن کسی که این نعمتها را به تو بخشیده به من شکایت کنی؟ و من دستور دادم صد دینار به تو بپردازند، آن را بگیر.(1)

5 - دو روی یک سکّه

بنابر آنچه یاد شد، زندگی یک سکه ای دو روست که یک روی آن، زندگی ماندگار آخرتی است و روی دیگر آن زندگی دنیاست که فانی و از میان رفتنی است. برای زندگی همیشگی و جاوید، باید هرچه تمام تر کوشید و توشه تهیه نمود. ولی زندگی دنیا زودگذر بوده و با امکانات اندک نیز می گذرد ازاین رو قناعت ورزی به امور دنیایی، امری طبیعی و عقلی است و یکی از کلیدهای گشودن

ص: 19


1- . نگاهی بر زندگی چهارده معصوم علیهم السلام ، ص 430 (شیخ عباس قمی).

دروازه های بهشت است که در کلام راهبردی پیشوایان از آن یاد شده است.

حُسنِ ختام این موضوع را سخنی ارزشمند از حضرت سلیمان نبی علیه السلام قرار می دهیم که فرمود:

ما همۀ زندگی، از آسایش و سختی آن را آزمودیم، پس یافتیمکه پائین ترین مرتبه زندگی، انسان را بس است.(1)

رُکن دوم: ترک کینه

اشاره

عامل دیگری که بشرط رعایت آن و پاک و مصفّا نمودن دل از آن، موجبات آرامش در زندگی دنیا و سعادت آخرت را برای مؤمن به ارمغان می آورد، دوری نمودن از کینه ورزی نسبت به کسانی است که درباره او و معاشرت با او دچار لغزش و خطا می گردند. بلکه در پیش گرفتن عفو و گذشت است. برخی موارد و مطالب مفید در این عرصه به اختصار به قرار زیر است:

1- مفهوم حقد و کینه

الف: لغوی: در زبان عربی «حِقد» به معنی محبوس کردن و بازداشتن است. کینه، دشمنی، بدخواهی و حقود یعنی: کینه ورز.

ب: اصطلاحی: حِقد به معنی حبس کردن و نگه داشتن دشمنی، و در

ص: 20


1- . فرهنگ سخنان پیامبران الاهی، ص 738.

دل گرفتن کینه است بصورتی که برای برخورد با طرف، بدنبال فرصت و اسباب لازم، و در کمین نشستن باشد.(1)

شریف جرجانی در تعریف «حِقد» می گوید:

«حِقد» بدنبال انتقام جویی بودن است و علت پیدایش آن، این است که چون در آن حال، عملی ساختن آن برای او ممکن نیست، در دل جای می گیرد و می ماند.(2)

2- جلوۀ آزادگی

انسانهایی که به حرّیت می رسند درونی پاک دارند، دل آنها از هرگونه کینه و فریب و دشمنی و عداوت خالی است. امام امیرالمؤمنین علیه السلام درباره این حقیقت می فرماید:

اَلْحُرِّیَةُ مُنزَّهَةٌ مِن الْغِلِ وَ الْمَکْرِ؛(3)

آزادگی از کینه و فریب پاک است.

سبک زندگی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله از هرگونه کینه و مکر خالی و منزّه بود زیرا آن حضرت به کمال حرّیت و آزادگی رسیده بود.

عایشه می گوید: رسول خدا صلی الله علیه و آله ، هرگز مسلمانی را لعن نکرد، و هیچ گاه در امور شخصی از کسی انتقام جوئی نکرد مگر در مواردی که حرّیت الهی دریده می شد. و هرگز کسی را نَزَد مگر در راه خدا، و آنچه

ص: 21


1- . المنجد، ج 1، ص 386.
2- . اخلاق نراقی، ص 135.
3- . غررالحکم، ج 1، ص 73.

از وی می خواستند، اگر حرام نبود برآورده می کرد، ولی در کارهایحرام از همه بیشتر اجتناب می کرد.(1)

3- صفای دل خوبان

خوبان خدا دارای اوصاف و ویژگیهای فراوانی هستند. از جمله آنها، این است که دارای دلی پاک و صاف از کینه ورزی نسبت به برادران ایمانی و همه کسانی دارند که با آنها معاشرت می نمایند. برای نمونه:

رسول خدا صلی الله علیه و آله در این باره فرمودند: (قَلیلاً حِقْدُهُ)(2) مؤمن کینه اش اندک است.

افزون بر آن امام صادق علیه السلام درباره دل پاک مؤمن از کینه فرمودند:

حِقْدُ الْمُؤمِنِ مَقامَهُ، ثُمَّ یُفارِقُ اَخاهُ فَلا یَجِدُ عَلَیْهِ شَیئاً، وَ حِقْدُ الْکافِرِ دَهْرُهُ؛(3)

کینه مؤمن یک لحظه است، و زمانی که از برادر خود جدا شد، در دل خود کینه ای نسبت به او نگه نمی دارد، امّا کینه کافر مادام العمر است.

آری مؤمن واقعی خوی بهشتی دارد ازاین رو در زندگی آرامشی خاص احساس می کند. خداوند تبارک و تعالی در وصف اهل بهشت می فرماید:

ص: 22


1- . سیره نبوی، ج 1، ص 483.
2- . بحارالانوار، ج 67، ص311.
3- . همان، ج 75، ص 211.

«وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِم مِّنْ غِلٍّ».(1)

«و از هل بهشت» کینه ای که در سینه هایشان بود، بیرون کشیدیم.

امام باقر علیه السلام در تفسیر آیه شریفه فوق فرمودند: «اَلْعَداوَةُ تَنْزَعُ مِنْهُمْ» یعنی: دشمنی را از میان آنان ریشه کن می کند.(2)

4- درمان کینه

اشاره

یکی از آموزه های اخلاقی اسلام ناب، بیان اسباب و رفتارهای اجتماعی است که موجبات پاک شدن دل از کینه و صلح و صفا و آرامش را به فرد، خانواده و اجتماع هدیه می نماید. برخی از مهم ترین آنها با هم مرور می نمائیم:

اوّل: خوشرویی

سرمایۀ انسان دو نوع است: مادی و معنوی. خوش رویی یکی از سرمایه های معنوی است که تأثیر آن در رفع کینه ها ازدل، از سرمایه مادی بیشتر است. ازاین رو انسان مؤمن می تواند از این سلاح کاربردی نهایت بهره مندی در جهت صفای باطن و رفع کدورات در جامعه را بنماید.

رسول خدا صلی الله علیه و آله که خود جلوۀ تمام نمای خوش رویی است در این باره فرمودند:

ص: 23


1- . سوره حجر، آیه 47.
2- . تفسیر قمی، چ 1، ص 231.

اِنّکُمْ لَنْ تَسْعُوا النّاسَ بِاَمْوالِکُمْ، فَاَلْقُوکُمْ بِطَلَاقةِ الْوَجْهِ وَ حُسْنِ الْبِشْرِ؛(1)

شما هرگز نمی توانید همۀ مردم را از اموال خود بهره مند سازید، پس با آنان با گشاده رویی و خوش رویی تمام برخورد کنید.

همان گرامی صلی الله علیه و آله در این باره فرمودند:

حُسْنُ الْبِشْرِ یَذْهَبُ بِالسَّخِیمَةِ؛(2)

خوش رویی کینه را از بین می برد.

افزون بر آن، امام علی علیه السلام ، خوش رویی را بهترین وسیله صفای دلهای مؤمنین دانسته و فرمودند:

بهترین وسیله ای که مردم با آن دلهای دوستان خود را بدست می آورند و کینه ها را از دلهای دشمنانشان می زدایند: 1) خوشرویی به هنگام برخورد با آنان، 2) و جویای احوال آنان شدن در غیابشان، 3) و گشاده رویی با آنان در حضورشان.(3)

دوم: مصافحه

یکی از آموزه های پرتأکید از نگاه اسلام، برای ایجاد صفا و رفع کینه در بین مردم اجتماع، مصافحه می باشد. دست دادن در برخوردها و ملاقات ها در بین مردم اثرات ارزندۀ فردی و اجتماعی دارد. از این رو

ص: 24


1- . کافی، ج 2، ص 103.
2- . کافی، ج 3، ص 103.
3- . بحارالانوار، ج 78، ص 57.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:

تَصافَحُوا یَذْهَبُ الْغِلُّ عَنْ قُلوُبِکُمْ؛(1)

با یکدیگر دست دهید تا کینه از دلهایتان ببرد.

افزون بر آن امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام ، دست دادن با دشمن را نیز اطاعت از دستور خدا دانسته می فرماید:

با دشمنت دست بده، هرچند او خوشش نیاید، زیرا از اموری است که خداوند عزّوجلّ به بندگانش فرمان داده است. می فرماید: (بدی را با کاری نیکوتر دفع کن که از پس که میان تو و او دشمنی بوده گویی دوستی است مهربان، و این خصلت را جز کسانی که بهره ای عظیم (از ایمان و تقوا دارند) نایل به آن نمی گردند(2) برای دشمنت کیفری سخت تر از این نیست که درباره او به فرمان خداعمل کنی.(3)

سوم: هدیه دادن

لازم نیست هدیه با هزینه گزاف تهیه شود، بلکه هدیه ای که به اندازه تمکّن انسان باشد اثرات ارزنده رفع کینه از دل و محبت آفرینی را دارد. رسول خاتم حضرت محمد صلی الله علیه و آله در این باره فرمودند:

به هم دیگر هدیه بدهید تا رشته محبت بین شما پایدار شود، زیرا هدیه

ص: 25


1- . نهج الفصاحه، ص 520.
2- . سوره فصلت، ترجمه آیات 34 و 35.
3- . الخصال، ص 633.

دوستی و محبّت را می افزاید و کینه ها را از سینه ها بیرون می برد.(1)

همان گرامی صلی الله علیه و آله درباره اقسام نیّت ها در هدیه دادن، این گونه می فرماید: «هدیه سه گونه است: 1) کسی که به تو هدیه می دهد یا به خاطر کاری است که برایش انجام داده ای. 2) یا برای این است که رشوه ای در برابر کاری که برایش در آینده انجام می دهی. 3) یا فقط به خاطر رضای خداست و هیچ انتظاری از تو ندارد.(2)

واضح و روشن است هدیه ای موجبات تحکیم محبت در اجتماع را فراهم می کند و کینه ها را از دلها می زداید که فقطبرای رضای خدا باشد. این نکته مهم قابل یادآوری است که هدیه فقط امورات مادی نیست، بلکه بهترین هدیه کلام حکیمانه ای است که اسباب هدایت افراد جامعه می گردد و راه شقاوت و هلاکت را بر روی مردم می بندد. پیامر خدا صلی الله علیه و آله در این باره فرمودند:

بهترین هدیه ای که انسان مسلمان به برادر خود می دهد، سخن حکیمانه ای است که خداوند به سبب آن بر هدایت او بیفزاید و از هلاکت بازش بدارد.(3)

رُکن سوم: پرهیز از حسادت

اشاره

از جمله اسبابی که برای انسان مؤمن آرامش و آسایش را در زندگی دنیا

ص: 26


1- . نهج الفصاحه، ص 519.
2- . تحف العقول، ص 49.
3- . میزان الحکمه، ج 13، ص 15.

فراهم می نماید، و او را آسوده خاطر می کند، و در آخرت نیز اهل رستگاری و سعادت می گرداند، پرهیز نمودن از مرض مهلک حسادت است.

برخی از مهم ترین مسائل در این باب با هم می خوانیم:

1- نشانه ایمان

راغب اصفهانی حسد را این گونه تعریف نموده است:

اَلْحَسَدُ تَمَنّی زَوالِ نِعْمَةٍ مِنْ مُسْتَحَقٍّ لَهَا وَ رُبَّما کانَ فی ذلك سَعْیٌ فیزَوالَها؛(1)

حسد آرزوی از بین رفتن نعمت از کسی است که سزاوار داشتن آن است و بسا که این آرزو با کوشش به جهت از بین بردن آن همراه باشد.

تفاوت: نقطه مقابل حسد غبطه است. غبطه یعنی انسان آرزو کند که نعمتی همانند دیگران یا بیشتر از آن ها داشته باشد بی آن که آرزوی زوال نعمت کسی را داشته باشد.(2)

امام صادق علیه السلام غبطه را از خصوصیات مؤمن، و حسد را از نشانه های منافق شمرده می فرماید:

اِنَّ الْمُؤمِنَ یَغْبِطُ وَ لٰا یُحْسَدُ، وَ الْمُنافِقُ یَحْسُدُ وَ لا یَغْبِطُ؛(3)

مؤمن غبطه می خورد ولی حسد نمی ورزد، امّا منافق، حَسد می ورزد و غبطه نمی خورد.

ص: 27


1- . مفردات راغب، ص 118.
2- . اخلاق نراقی، ص 145.
3- . بحارالانوار، ج 73، ص 238.

توضیح: در برخوردهای اجتماعی و در نگاه به انسانی که ثروتمند است و در دنیا از رفاه مناسب برخوردار است، می توان به راحتی تفاوت دیدگاه مؤمن و منافق را مشاهده کرد زیرا دیدگاه مؤمن نسبت به او همیشه مثبت و معقول است و نظر منافق همیشه منفی و غیر منطقی است.

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: حسادت(1) جز در دو مورد روا نیست: رشک بردن به مردی که خداوند به او مال و ثروتی داده و او آنرا شب و روز انفاق می کند، و رشک بردن به مردی که خداوند به او قرآن عطا فرموده و او شبانه روز به او می پردازد.(2)

2- نکوهش حسدورزی

حسد یکی از پلیدترین رذائل اخلاقی و بیماریهای خطرناک روانی است که آرامش زندگی فرد و جامعه را به خطر می اندازد. در قرآن و روایات به شدّت مذمّت و نکوهش گردیده است. برای نمونه:

خدای متعال می فرماید:

«وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ»؛(3)

(ای پیامبر بگو) و از شرّ هر حسودی هنگامی که حسد می ورزد (به خدا پناه می برم).

ص: 28


1- . منظور حسادت در این روایت، غبطه است. رجوع کنید به بحارالانوار، ج 73، ص 238.
2- . الخصال، ص 76 و میزان الحکمه، ج 3، ح 4115.
3- . سوره فلق، آیه 5.

خدای متعال می فرماید:

«أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنَآ آلَ إِبْرَاهِيمَالْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُم مُّلْكًا عَظِيمًا»؛(1)

یا این که به مردم (و پیامبر و خاندانش) بر آنچه خدا از فضلش به آنان بخشیده، حسد می ورزند؟ ما به آل ابراهیم (که یهود از خاندان او هستند نیز) کتاب و حکمت دادیم و حکومت عظیمی در اختیار آنها (و پیامبران بنی اسرائیل) قرار دادیم.

بُرید از امام باقر علیه السلام روایت کرده که در ضمن حدیثی در تفسیر آیه مذکور فرمودند: منظور از ناس که مورد حسد واقع شده اند مائیم.(2)

نحنُ الْمَحْسُودُونَ الَّذینَ قال اللهُ عَلیٰ مٰا آتانَا اللهُ مِنَ الْاِمامَةِ؛(3)

ما مورد حسادت هستیم، بواسطه امامتی که خدا به ما داده است.

افزون بر آن رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: خدای عزّوجلّ به موسی بن عمران وحی فرمود:

«ای پسر عمران، بر آنچه از فَضل خود به مردم داده ام حسد مَبَر و چشم های خود را بر آن مدوز و دلت را دنبال آن مدار، که حسود نسبت به نعمتهای من خشمگین است و از تقسیمی که میان بندگان خود کرده ام، جلوگیری می کند. و هر کس چنین باشد من از او نیستم و او از من نیست».(4)

ص: 29


1- . سوره نساء، آیه 54.
2- . کافی، ج 1، ص 205.
3- . الجوهر الثمین، فی تفسیر الکتاب المبین، سید عبدالله شُبّر ، ج2، ص 56.
4- . بحارالانوار، ج 73، ص 249.

امیرمؤمنان علی علیه السلام در مذمت حسد این گونه می فرماید:

اِیّاكَ وَ الْحَسَدَ، فَاِنَّهُ شَرُّ شِیمَةٍ وَ اَقْبَحُ سَجِیَّةٍ وَ خَلِیفَةُ اِبْلیسٍ؛(1)

از حسد بپرهیزید، بدرستی که حسد بدترین خصلت و زشت ترین خوی و خلق شیطان است.

از آنچه یاد شد، حسد یکی از امراض روحی خطرناک است که باید ریشه یابی شده و علل و انگیزه های آن مورد بررسی قرار گیرد تا بصورت جدّی و عزم راسخ درمان گردد. در غیر این صورت صاحب حسد، هرگز در زندگی و دنیا روی آرامش و آسایش نخواهد دید.

3- دشمن نعمتهای خدا

حسود در واقع داشمن نعمتهای خداست. ابن مسعود نقل می کند که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:

اَلا لا تُعادُوا نِعَمَ الله. قیلَ: یا رسول الله، مَنِ الَّذی یُعادی نِعَمَ اللهِ؟ قال: اَلَّذین یَحْسُدونَ النّٰاسِ؛(2)

هان، با نعمتهای خدا دشمنی نکنید. عرض شد: ای رسول خدا چه کسی با نعمتهای خدا دشمنی می کند؟ فرمود: آنان که به مردم حسادت می ورزند.

و در اهمیت ترک حسادت، همین بس که امام زین العابدین علیه السلام در فرهنگ نیایشی اسلام از آن به خدا پناه می برد و می فرماید:

ص: 30


1- . شرح غررالحکم آمدی، ج 2، ص 293.
2- . شرح نهج البلاغه، ج 1، ص 315.

اَللهُمَّ اِنّی اَعوذُ بِكَ مِن هَیَجانِ الْحِرصِ... وَ غَلَبَةِ الْحَسَدِ...؛(1)

بار خدایا از شر و شور حرص و غلبۀ حسد به تو پناه می برم.

افزون بر آن، رسول خدا صلی الله علیه و آله در این باره فرمودند:

اِنَّ لِنِعَمِ اللهِ اَعْداءٌ. قِیلَ ما اَعْداءُ نِعَمِ اللهِ یا رسول الله؟ قال: اَلَّذِینَ یَحْسُدُونَ مٰا اتٰاهُمُ اللهُ مِنْ فَضْلِهِ؛(2)

همانا برای نعمتهای خدا دشمنانی است. پرسیدند: دشمنان نعمتهای خدا چه کسانی هستند یا رسول خدا؟ فرمود: کسانی که نسبت به فضل خدا بر مردم حسادت می ورزند.

4- نشانه های حسود

آتش سوزان حسد همواره در اندرون حسود محبوس نمی ماند، بلکه به گونه های مختلف چون شعله سر برمی آورد و صاحبش را به مردم معرفی و رسوا می نماید. این حقیقت در روایات این گونه شاهد هستیم برای نمونه:

رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:

اَمّا عَلامَةُ الْحٰاسِدِ فَاَرْبَعَةٌ: اَلْغِیبَةُ، وَالتَّمَلُقُ وَ الشَمٰاتَةُ بِالْمُصیبَةِ؛(3)

حسود چهار نشانه دارد: غیبت کردن، چاپلوسی کردن و شاد شدن از گرفتاری دیگران.(4)

ص: 31


1- . صحیفه سجّادیه، دعای هشتم.
2- . بحارالانوار، ج 73، ص 255.
3- . تحف العقول، ص 22.
4- در همه نسخه ها همین سه نشانه ذکر شده و چهارمین نشانه افتاده است.

توضیح: حسود، وقتی شخصی حضور ندارد از او غیبت و بدگوئی می کند. وقتی حضور دارد در برابر او چاپلوسی می نماید، و در وقت گرفتاری و مشکلات دیگران اظهار خرسندی می نماید.

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمودند:

یَکْفِیكَ مِنَ الْحاسِدِ اَنَّهُ یَغُمُّ فی وَقْتِ سُرُورِكَ؛(1)

برای شناخت حسود، همین بس که هنگام شادمانی تو، ناراحت می شود.

قرآن کریم می فرماید: منافقان از پیروزی مسلمانان ناراحت می شدند:

«إِن تَمْسَسْكُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَإِن تُصِبْكُمْ سَيِّئَةٌ يَفْرَحُواْ بِهَا»؛(2)

اگر برای شما رویداد خوشی باشد بد حال می شوند و اگر واقعه بدی به شما برسد خوشحال می شوند.

علاوه بر آن علی علیه السلام فرمودند:

اَلْحَسُودُ سَرِیعُ الْوَثْبَةِ، بَطیءُ الْعَطْفَةِ؛(3)

حسود زود خشم می گیرد و کینه اش از دل دیر می رود.

و نیز امام صادق علیه السلام فرمودند:

اَلنَّصِیحَةُ مِنَ الْحٰاسِدِ مَحالٌ؛(4)

خیرخواهی و راهنمایی از حسود محال است. (خیرخواهی برای مردم و راهنمایی از افراد حسود هرگز ممکن نیست).

ص: 32


1- . سفینة البحار، ج 1، ص 251.
2- . سوره آل عمران، آیه 120.
3- . بحارالانوار، ج 73، ص 256. میزان الحکمه، ج 3، ص 104.
4- . الخصال، ص 269.

گرچه حسود را نشانه های فراوانی است که در بیانات راهبردی پیشوایان دین بدانها اشاره شده است لکن همین مقدار که بدان بسنده نمودیم برای شناخت آنها و پرهیز از خصلت زشت و قبیح آنان کافی است. حسود، بدنی رنجور، روحی پژمرده دارد، در دنیا تنهاست و رفیقی ندارد و در آخرت شقی و بدبخت است.

5 - حکایت های حسادت

حکایت 1: در زمان هادی، خلیفۀ عباسی مردی توانگر و ثروتمند، همسایه ای داشت که از او پائین تر بود و بر او رشک می ورزید و حسادت می کرد، به هر حیله ای که می توانست دست زد ولی به مقصود خود نرسید. حسدورزی او به طول انجامید و با گذشت زمان بر غضب او افزوده شد. برده ای خردسالخرید و به تربیت وی همت گماشت و بسیار به او نیکی کرد. وقتی آن غلام جوان و نیرومند شد، به او گفت: فرزندم از تو کاری بزرگ طلب می کنم، در انجامش چگونه ای؟ گفت: بنده در برابر مولی و آن کسی که او را به نیکی پرورده، چگونه خواهد بود؟ سرورم به خدا قسم اگر فرمان دهی که خویش را در آتش افکنم، سر باز نمی زنم. ارباب از گفتارش خوشحال شد و او را به سینه چسبانده و بوسید و گفت: امیدوارم از کسانی باشی که خواسته ام را به خوبی برآوری. یک سال او را به حال خود گذاشت. آن گاه گفت: فرزندم، وقت کاری که تو را برای آن پرورده ام فرا رسیده است. غلام گفت: به آنچه خواهی فرمان ده که سراپا گوشم. ارباب گفت: همسایه ام

ص: 33

بر من چنان پیشی گرفته که مرگ او را دوست می دارم. غلام: هم اکنون او را خواهم کشت. ارباب: این را نمی خواهم. می ترسم نتوانی، اگر هم بتوانی او را بکشی آن را به من نسبت می دهند. من چنین اندیشیده ام که تو خود مرا بکشی و جسدم را بر بام او افکنی تا او را بگیرند و به جرم قتل من بکشند.

غلام: آیا خودت را با دست خودت می کشی؟ با این کار دلت تسکین نخواهد یافت. برای من نیز کشتن تو ناگوار است. ارباب: این حرفها را رها کن. من فقط تو را برای این کار پرورش داده ام. مرا از قصدم باز مدار که خاطرم جز با این کار آسوده نمی شود.

سرانجام، گفته غلام در وی اثر نکرد و به کشتن او رضایت داد. ارباب کاردی را با دست خود تیز کرد و به غلام سپرد و سه هزار درهم از مالش به او داده و گفت: پس از قتل من هرجا خواستی برو. پس از نیمه شب با هم به پشت بام منزل همسایه رفتند. غلام سر از تن او جدا کرد و صبح زود به شهر دیگری سفر کرد. همسایه را که مردی نیکوکار بود، دستگیر کرده و به جرم قتل به زندان انداختند. از اتفاق غلام در آن شهر، با یکی از آشنایان اربابش برخورد کرد، حال اربابش از وی پرسید او نیز ماجرا را برایش بازگو کرد. آن مرد گفته های غلام را به خلیفه گزارش داد. هادی عباسی، غلام را احضار کرد و از او توضیح خواست. او نیز ماجرا را شرح داد، هادی بسیار تعجب کرد. غلام و توانگر (همسایه) را که دستگیر کرده بود، آزاد کرد.(1)

ص: 34


1- . بحارالانوار، ج 73، ص 259 و 26. داستانهای اسلامی، ص 42.

حکایت2: حسد صفت خطرناکی است که در اولین روز آفرینش منجر به خشونت خانوادگی و برادرکشی گردید.(1)

براساس برخی تفاسیر عامل اصلی این خیانت بزرگ حسادت قابیل بر هابیل بود، او که طبق برخی نقل ها در خواب برادرش را کشت به دو جهت بر اوحسات کرد:

اوّل: هابیل گله دار بود گوسفند فربه و چاقی را قربانی کرد،قابیل که کشاورز بود یک دسته از محصولات نامرغوب خود را صدقه داد. قربانی هابیل پذیرفته شد و قربانی قابیل رد شد در نتیجه او به برادر خود حسادت ورزید.

دوم: همسر هابیل زیباتر از همسر قابیل بود، از این جهت او به برادرش حسد ورزید و نقشه قتل او را ریخت.(2)

رُکن چهارم: هم نشینی با خوبان

اشاره

هم نشینی با اهل خیر و نیکان، عامل ممتازی است که در حیات طیّبه انسان مؤمن تأثیر فوق العاده ای دارد. مجالست و معاشرت با خوبان انسان را در زمرۀ خوبان، و در راه شایستگان قرار می دهد. و فرجامی نیکو برای انسان مؤمن رقم می زند، از طرف دیگر مجالست و هم نشینی با افراد ناباب، عامل تیره بختی درجات دنیوی و شقاوت اخروی را ببار می آورد. برخی از موارد مفید و مختصر در این عرصه با هم مرور می کنیم:

ص: 35


1- . سوره مائده، آیات 27 - 31 در این باره می باشد.
2- . تفسیر کبیر فخررازی، 11 / 203 و گفتار رفیع، ج 2، ص 75.

1- تأثیر هم نشین در سرنوشت

فرزند بشر در تمام ایام عمر از دوران کودکی و نوجوانی تا روزگار کهولت و پیری همواره نیازمند به رفاقت و دوست و هم نشین است. ناگفته واضح است که انسان از دوست شایستهمسرور و خوشحال می شود و از تنهایی و نداشتن هم نشین رنج می برد.

امّا نداشتن رفیق و هم نشین شایسته و دوست صمیمی مایه محرومیت هایی در زندگی دنیا و تأثیراتی در جهان آخرت است. ولی مصیبت بسیار بزرگ رفاقت و هم نشینی با عناصر فاسد و گناهکار است.

زیرا این خیل دوستان با القائات شیطانی رفیق خود را به گمراهی و ناپاکی سوق داده و با وسوسه های منحرف کننده به انواع گناه و پلیدیها می کشانند. آری کسی که رفیق خوب ندارد تنها به پاره ای از نعمت ها نرسیده و از کمالاتی که ممکن بود بر اثر رفیق شایسته نصیبش شود محروم گردد. ولی آن کسی که رفیق و هم نشین ناباب دارد، نه تنها با مصاحبت او به کمالات عالی تری نمی رسد، بلکه کمالات فطری و فضائل طبیعی خود را نیز از دست می دهد و در نتیجه به محرومیت ها و آلام دنیوی و هم چنین کیفرهای اخروی دچار می شود و موقعی که محروم ماند و دین و دنیا و آخرتش تباه شد، بیدار و هوشیار می شود و اظهار ندامت می نماید. که هیچ فایده ای برایش ندارد. خدای متعال در قرآن سرانجام اینگونه هم نشینها و مصاحبتهای نامیمون و نامبارک را اینگونه بیان می دارد:

ص: 36

«يَا وَيْلَتَى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِيلًا»؛(1)

ای وای بر من ایکاش فلان مرد پلید و گناهکار را بدوستی نمی گرفتم و به مصاحبت او تن نمی دادم.

و هم چنین می فرماید:

«الْأَخِلَّاء يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ»؛(2)

دوستان در آن روز (قیامت) دشمن یکدیگرند، مگر پرهیزگاران.

افزون بر آن، امام صادق علیه السلام در این باره فرمودند:

مَنْ یَصْحَبُ السَّوْءَ لا یَسْلَمَ؛(3)

«کسی که با رفیق بد هم نشین شود سالم نمی ماند و سرانجام به ناپاکی آلوده می شود».

2. شایستگان هم نشینی

اشاره

یکی از آموزه های بسیار مهم که در تأمین سعادت و خوش بختی انسان تأثیر فوق العاده دارد، و در فرهنگ اسلام بیان گردیده، اوصاف شایستگان رفاقت و هم نشینی است.

این حقیقت در بیانات راهبردی پیشوایان دین، این گونه مشاهده می گردد. برای نمونه:

از معصوم علیه السلام روایت شده که:

ص: 37


1- . سوره فرقان، آیه 28.
2- . سوره زخرف، آیه 67.
3- . مستدرک الوسائل، ج 1، ص 65.

اِذا اَراد الله بِعَبدٍ خَیْراً رَزَقَهُ اللهُ خَلیلاً صٰالِحاً اِن نَسِ-یَ ذَکَّرَهُ وَ اِنْذَکَرَ اَعٰانَهُ؛(1)

هرگاه خدا اراده خیری به بنده اش داشته باشد، دوست شایسته و صالحی نصیب او می گرداند، اگر خدا را فراموش کرد او را متذکر کند و اگر بیاد خدا باشد، او را یاری نماید.

برخی از افرادی که شایسته دوستی و هم نشینی هستند به قرار زیر است:

الف: خردمندان (عاقل)

امام علی علیه السلام در این باره فرمودند:

اَکْثَرُ الصَّلاحِ وَ الصَّوابِ فی صُحْبَةِ اُولِی النُهیٰ و الْاَلْبابِ؛(2)

مصاحبت و هم نشینی با دوست خردمند، زندگانی روح است.

افزون بر آن، حضرت علیه السلام در بیانی نورانی و راهبردی فرمودند: از مصاحبت با خردمند نگران مباش هرچند او را کریم و بخشنده نیابی، امّا از خرد او بهره مند شو و از اخلاق بدش دوری کن، هم نشینی با آدم کریم و بخشنده را هرگز فرومگذار، هرچند از خرد او سودی نگیری، امّا با عقل خود از کرم او بهره مند شو و تا توانی از فرومایه نابخرد بگریز.(3)

ص: 38


1- . خیر و برکت در قرآن و حدیث، ص 205.
2- . غررالحکم، ح 3129.
3- . الکافی، ج 2، ص 638.
ب: عالمان راستین

یکی دیگر از کسانی که هم نشینی با آنان، سبب کسب زندگی سعادتمندانه و موفق در دنیا و آخرت می گردد، هم نشینی و مصاحبت با علمای ربّانی است. این فرایند در آینه روایات این گونه می بینم:

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

اَسْعَدُ النّاسِ مَنْ خالَطَ کِرامَ النّاسِ.

خوش بخت ترین مردم کسی است که با مردمان بزرگوار بیامیزد (هم نشین باشد).

امام علی علیه السلام در این باره فرمودند:

در شگفتم از کسی که رغبت به داشتن یاران بسیار دارد، چگونه با دانشمندانِ خردمند پرهیزگار هم نشینی نمی کند، تا از فضایل آنها بهره گیرد و در پرتو دانش آنها هدایت شود و مصاحبت آنان، او را آراسته گرداند؟.(1)

افزون بر آن رسول خدا صلی الله علیه و آله ، هم نشینی با علمای ربّانی را، مصاحبت با خود و پروردگار جهان دانسته می فرماید:

هرکس به استقبال دانشمندان رود، مرا استقبال نموده است و هر کس به دیدار دانشمندان رود مرا دیدار کرده است، و هر کس با عالمان نشیند با

ص: 39


1- . میزان الحکمه، ج 6، ص 195.

من نشسته است، و هر کس با من نشیند، چنان است که با پروردگار من هم نشینی کرده است.(1)

از آنچه بیان شد، دانشمندان و علمای ربّانی در نزد خدای متعال دارای جایگاه رفیع و عالی بوده، و عامل هدایت جامعه و مردم به سوی خدا و سعادت و رستگاری می باشند. از این رو هم نشینی و مجالست با آنها یکی از راههای کسب زندگی خوب و سعادتمند در دنیا و آخرت است. از این رو امام علی علیه السلام فرمودند: «با دانشمندان بنشین تا بردانشت افزوده گردد، تربیت و ادبت نیکو گردد، و روانت پاکیزه شود».(2)

ج: نیکوکاران

از شمار دیگر کسانی که هم نشینی با آنان مورد سفارش اکید در فرهنگ روایی اسلام است، وارستگان و نیکوکاران است.

1. امام علی علیه السلام در این باره فرمودند:

صٰاحِبِ الْحُکَماءَ و جالِسِ الحُلَماءَ، وَ اَعْرِضْ عَنِ الدُّنیا، تَسْکُنْ جَنَّةَ اَلْمَأویٰ؛(3)

با حکیمان مصاحبت کن و با بردباران هم نشین شو، و از دنیا روی گردان، تا در بهشت مأویٰ ساکن شوی.

2. همان گرامی علیه السلام در این باره فرمودند:

ص: 40


1- . کنزالعمال، ح 2888.
2- . غررالحکم، ح 4786.
3- . غررالحکم، ش 5838.

قارِنْ اَهلَ الْخَیْرِ تَکُنْ مِنْهُمْ وَ بایِنْ اَهلَ الشَرِّ تَبِنْ عَنْهُمْ؛(1)

با نیکوکاران هم نشین شو تا از آنان باشی، و از بدکاران دوری کن تا از زمرۀ آنان جدا شوی.

3. افزون بر آن امام حسن علیه السلام در سفارش به جُناده که در بستر بیماری که به رحلت آن حضرت انجامید، فرمودند:

با کسی هم نشینی کن که هرگاه با او مصاحبت کنی مایه آراستگی تو شود و هرگاه خدمتش کنی تو را حفظ کند و هرگاه از او کمکی بخواهی، کمکت کند و هرگاه سخنی بگویی، سخن تو را باور کند و هرگاه دستت را به احسان سوی او دراز کنی، او تو رادر این راه کمک رساند، و هرگاه عیبی از تو دیده شد، آن را بپوشاند، و هرگاه کار خوبی از تو دید آن را در نظر داشته باشد، و هرگاه چیزی از او خواستی بتو بدهد و هرگاه زبان به خواهش نگشودی، او (در بخشش) پیش دستی کند، و هرگاه مصیبتی به او رسید ناراحت شوی.(2)

3- بهترین هم نشین

انسان ها ظاهری زیبا و منظم دارند و کمتر انسانی را از ظاهرش می شود شناخت، برای همین خوبان همیشه در برگزیدن دوست و هم نشین در سختی هستند و یکی از مشکل ترین انتخابهای زندگی است.

ص: 41


1- . نهج البلاغه، نامه 31.
2- . بحارالانوار، ج 44؛ ص 139.

امّا در بیانات راهبردی پیامبران الهی معیارهایی برای تشخیص هم نشین خوب شاهد هستیم. برخی از آنها به قرار زیر است:

1- ابن عباس می گوید: در خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله بودیم، پرسیدند: بهترین هم نشین چه کسی است؟ حضرت فرمودند:

مَنْ ذکَّرَکُمْ بالله رُؤْیَتَهُ، وَ زادَکُمْ فی عِلمِکُمْ مَنطِقُهُ، وَ ذَکَّرَکُمْ بِالْآخِرَةِ عَمَلُهُ؛(1)

آن کس که دیدن او شما را به یاد خدا اندازد، و گفتارش بر دانش شما بیفزاید. و اعمال و رفتارش شما را به یاد آخرت اندازد.

افزون بر آن از حضرت مسیح علیه السلام پرسیدند: با چه کسی هم نشینی کنیم؟ آن حضرت سه گروه را برای هم نشینی ترجیح و معرفی فرمودند:

1. کسی که سخنش تو را به کردار نیک وادارد «در دوستی با او بر کار خیرت افزوده شود».

2. کسی که دیدارش تو را به یاد خدا اندازد.

3. کسی که کردارش، شوق تو را به آخرت بیشتر کند.(2)

4- پیامد هم نشین بد

در عصر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در میان مشرکان، دو نفر به نام عقبه و اُبَیْ با هم دوست بودند. عقبه، سخاوتمند و بلندنظر بود، هر زمان که از

ص: 42


1- . بحارالانوار، ج 15، ص 157.
2- . محجة البیضاء، ج 3، ص 288.

مسافرت برمی گشت، دوستان و بستگان را به مهمانی دعوت می کرد. با آن که در صف مشرکان بود، دوست داشت که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله را نیز میهمان کند. در مراجعت از یکی از مسافرت ها، سفره گسترده ای ترتیب داد و جمع زیادی را از جمله پیامبر صلی الله علیه و آله را دعوت کرد.

مهمانها آمدند و کنار سفره غذا نشستند، پیامبر صلی الله علیه و آله نیز وارد شد و کنار سفره نشست، ولی از غذا نخورد و به عقبه فرمود: «من از غذای تو نمی خورم مگر این که به یکتائی خداوند، و رسالت من گواهی دهی».

عقبه نیز به یکتائی خدا و رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله گواهی و به این ترتیب مسلمان شد. این خبر به گوش دوست عقبه رسید (اُبَی). نزد عقبه آمد و شدیداً به وی اعتراض کرد و حتی گفت: تو از مسیر حقّ منحرف شده ای.

عقبه گفت: من منحرف نشده ام. ولی ایشان بر من وارد شد و حاضر نبود از غذایم بخورد جز این که به یکتائی خدا و رسالت او گواهی بدهم و من شرم داشتم که او سر سفره من بنشیند و غذا نخورده برخیزد.

اُبَی گفت من از تو خشنود نمی شوم مگر این که در برابر محمد بایستی و او را توهین کنی و... عقبه فریب خورد و از اسلام خارج شد و در جنگ بدر در صف کافران بود و در همان جنگ به هلاکت رسید.

دوست ناباب او، اُبَی نیز دو سال بعد در جنگ اُحد در صف کافران

ص: 43

بود و به دست رزم آوران اسلام کشته شد.(1)

تا توانی می گریز از یار بد *** یار بد، بدتر بود از مار بد

مار بد تنها تو را بر جان زند *** یار بد بر جان و بر ایمان زند

ص: 44


1- . مجمع البیان، ج 7، ص 167. داستان دوستان، ص 727.

دروازه دوم: راز شادمانی در آخرت

اشاره

بر بالای دروازه دوم بهشت نوشته شده بود: (لا اله الا الله، محمّد رسول الله، علیّ ولی الله).

برای هر چیز راه و چاره ای است. و چاره شادمانی در آخرت چهار چیز است:

راز اوّل: مَسْحُ رَأسِ الْیَتامیٰ: دست محبت بر سر یتیمان کشیدن

راز دوم: والتَعَطُفُ عَلَی الْاَرامِلِ: بر بیوگان مهربانی نمودن

راز سوم: والسَّعیُ فی حوائجِ المُسْلِمینَ: در رفع نیاز مسلمانان تلاش نمودن.

راز چهارم: وَ تَفَقُدُ الْفُقَراءِ والْمَساکینَ.(1)

و از تهیدستان و مساکین دلجویی نمودن

ص: 45


1- . بحارالانوار، ج 8، ص 144.

راز اوّل: یتیم نوازی

اشاره

همۀ انسانها خواستار شاد زیستن و شادمانی حیات اخروی هستند، امّا راه رسیدن به آن را نمی دانند. یا اشتباه می کنند و سراغ عوامل و اسباب دیگری می روند. امّا مشاهده رسول خدا صلی الله علیه و آله و مکتوبات بالای دروازه دوم بهشت به ما می آموزد که، یکی از رازهای شادمانی در دنیا و آخرت، سرپرستی و نوازش یتیمان است.

برخی مطالب مفید و راهگشا در این عرصه به قرار زیر است:

1- احساس مسئولیت در برابر یتیمان

یتیمان بیش از دیگر مددجویان مورد توجه خدای سبحان هستند. این حقیقت در قرآن با تعبیرهای گوناگون بیان شده است برای نمونه:

خدای متعال می فرماید:

«أَلَمْ يَجِدْكَ يَتِيمًا فَآوَى * وَوَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدَى *وَوَجَدَكَ عَائِلًا فَأَغْنَى *فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلَا تَقْهَرْ»؛(1)

مگر تو را کودکی یتیم نیافت پس به تو پناه داد. و تو را، راهنیافته یافت پس هدایت کرد. و تو را تهیدست یافت پس توانگرت کرد. پس تو نیز یتیم را خوار و مغلوب نکن که خود درد یتیمی را احساس کرده ای.

ص: 46


1- . سوره ضحی، آیه9.

«وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ»؛(1)

و از نزدیک شدن به مال یتیم جز به روشی نیکو که باعث حفظ اموال او می شود، بپرهیزید تا به توانائی خود برسد (بالغ شود و به رشد لازم برسد).

«وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْيَتَامَى قُلْ إِصْلاَحٌ لَّهُمْ خَيْرٌ»؛(2)

از تو درباره یتیم ها سؤال می کنند بگو: اصلاح امور آنان بگونه ای که بر ایشان سودمند باشد نیکی است.

افزون بر آن، در روایات معصومین علیهم السلام نیز معارف و رهنمودهای فراوانی درباره یتیمان آمده است. برای نمونه: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: خداوند بر نیکی نمودن به یتیمان به سبب جدائی آنان از پدرانشان ترغیب نموده و فرموده است: فمَنْ صٰانَهُمْ صٰانَهُ الله. هرکس از آنان حفاظت کند خدا از وی حفاظت کند.(3)

امیرمؤمنان علی علیه السلام در این باره فرمودند:

الله اللهُ فی الْایْتامِ فَلا تُغِبُّوا اَفْواهَهُمْ وَ لا یَضِیعُوا بحَضْرَتِکُمْ؛(4)

خدا را، خدا را درباره یتیمان در نظر داشته باشید تا مبادا دهانهایشان از غذای شما محروم شود و در حضور شما تباه شوند.

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

ص: 47


1- . سوره انعام، آیه 152.
2- . بقره، آیه 220.
3- . بحارالانوار، ج 75، ص 12؛ مفاتیح الجنان، ص 398.
4- . اصول کافی، ج 7، ص 51 و همان.

برترین خانه های شما، خانه ای است که در آن به یتیمی نیکی شود. و بدترین خانه های شما، خانه ای است که در آن بر یتیم بدی شود.(1)

امیرمؤمنان علی علیه السلام درباره یتیم فرمودند:

ادِّبِ الْیَتیمَ مِمّا تُؤَدِّبُ مِنْهُ وَلَدَكَ.(2)

یتیم را مانند کودک خود ادب و تربیت نما.

بنابراین، توجه و احساس مسئولیت درباره یتیمان در ابعاد فردی، اجتماعی، اقتصادی و تربیتی لازم و ضروری است و مورد سفارش اکید آیات وحی و بیانات هدایتگر پیشوایان دین است.

2- یتیم نوازی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

کودکی یتیم به حضور پیامبر صلی الله علیه و آله آمد وگفت: پدرم از دنیا رفته، مادرم بینوا و بی بضاعت است. خواهرم شوهر و سرپرست ندارد، از چیزهایی که خدا به تو عنایت فرموده به من اطعام کن تا خداوند خشنود گردد.

پیامبر صلی الله علیه و آله تحت تأثیر قرار گرفت و به او فرمود: چقدر نیکو سخن گفتی؟ سپس به بلال حبشی فرمود: با شتاب به حجره های همسران من برو و جستجو کن، اگر چیزی از طعام هست بیاور. بلال رفت و بعد از جستجو، مقداری خرما که 21 عدد بود، یافت و به حضور پیامبر صلی الله علیه و آله آورد، پیامبر صلی الله علیه و آله خرماها را سه قسمت کرد، هفت عدد آن را به کودک

ص: 48


1- . مستدرک الوسائل، ج 2، ص 474 و همان.
2- . وسایل الشیعه، ج 21، ص 479.

یتیم داد و فرمود: هفت عدد آن به مادرت، و هفت عدد آن به خواهرت بده.

آن یتیم در حالی که خوش حال بود از نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت، در این هنگام یکی از اصحاب (معاذ) برخاست و دست نوازش بر سر آن کودک کشید و با گفتاری مهربانانه کودک را تسلی داد. پیامبر صلی الله علیه و آله به معاذ فرمود:

ای معاذ، تو و این کار تو را دیدم، همین قدر بدان، هر کس سرپرستی یتیمی کند و دست نوازش بر سر او کشد، خداوند به هر موئی که از زیر دستش می گذرد حسنه و پاداش خوبی به او می دهد، گناهی از گناهان او را محو می کند، و بر درجه و مقاممعنوی او می افزاید.(1)

3- امام علی علیه السلام و یتیم نوازی

امیرمؤمنان علیه السلام شبی از کنار خانه زن تهیدستی گذشت که فرزندانی خردسال داشت و آنان از گرسنگی می گریستند و مادرشان آنان را سرگرم می کرد تا بخوابند. آن زن دیگی بر اجاق نهاده بود که در آن جز آب چیزی نبود، تا آنها بپندارند که در دیگ غذائی در حال پختن است.

امیرمؤمنان علیه السلام از حال آن زن باخبر شد و با قنبر به سوی خانه خود رفت و ظرف کوچکی خرما و کیسه ای آرد و کمی روغن و برنج و نان

ص: 49


1- . تفسیر مجمع البیان، ج 10، ص 503. داستان دوستان، ص186.

برداشت و بر دوش کشید. قنبر از حضرت خواست تا وی آن را بر دوش گیرد. امّا امام علیه السلام نپذیرفت.

با رسیدن به خانه آن زن از او اجازه خواست و وارد شد. پس مقداری برنج و روغن در دیگ ریخت و پس از پختن آن، برای کودکان در ظرف غذا ریخت و به آنان فرمود: بخورید. پس از سیر شدن آنان. امام علیه السلام بر دست و پای خود گِرد اطاق می کشت و بع بع (تقلید صدای حیوان) می کرد. کودکان با مشاهدهاین حالت، خندیدند. پس از خروج از خانه، قنبر پرسید: سرورم، امشب رفتاری شگفت آور از شما دیدم و راز برخی از آنها دانستم، ولی سبب گردش شما بر روی دست و پا و تقلید صدای بع بع حیوان را نفهمیدم. امام علیه السلام فرمود: ای قنبر، چون وارد خانه شدم، کودکان از شدّت گرسنگی گریه می کردند. دوست می داشتم وقتی از نزد آنان خارج می شوم آنها در حال سیری بخندند و دلیل دیگری نداشت.(1)

4- ارزش سرپرستی یتیمان

یکی از آموزه های راهبردی اسلام در بُعد اجتماعی و معاشرت با مردم، بویژه یتیمان، برطرف نمودن نیازهای مادی، عاطفی و معنوی آنهاست. به بیان دیگر سرپرستی آنان را بعهده گرفتن است که در فرهنگ قرآن و روایات از ارزش فوق العاده ای برخوردار است، زیرا سبب سرور و شادمانی یتیمان می شود. برای نمونه:

ص: 50


1- . کشف الیقین، ص 115. و مفاتیح الحیاة، ص 399.

خدای متعال درباره اوصاف پرهیزگاران می فرماید:

«وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّآئِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ...»؛(1)

و مال خود را با همۀ علاقه ای که به آن دارد، به خویشاوندان ویتیمان و مستمندان و واماندگان در سفر و سائلان و بردگان انفاق می کند.

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

اِنّ فِی الْجَنَّةِ داراً یُقالُ لَهٰا: دارُ الْفَرَحِ، لا یَدْخُلُها اِلّا مَنْ فَرَحَ یَتامَی الْمؤْمِنینَ؛(2)

در بهشت سرائی است که به آن «شادی سرا» می گویند، و تنها کسی وارد آن می شود که ایتام مؤمنان را شاد سازد.

همان گرامی درباره سرپرستی، و اداره نمودن فرزندان یتیم فرمودند:

اَنا و کافِلُ الْیَتیمِ کهاتَیْنِ فِی الْجَنّةِ اِذا اتَّقیٰ اللهُ عَ-زَّوجَلَّ وَ اَشارَ بِالسَّبابَةِ وَ الْوُسْطیٰ؛(3)

من و سرپرست یتیم، در صورتی که از خداوند عزّوجلّ پروا کند، در بهشت مانند این دو (انگشت اشاره و میانی) کنار هم هستیم.

همان گرامی صلی الله علیه و آله فرمودند:

هر کس سه یتیم را سرپرستی کند، مانند کسی است که شبش را به

ص: 51


1- . سوره بقره، آیه 177.
2- . میزان الحکمه، ج 13، ص 565.
3- . تفسیر نورالثقلین، ج 5، ص 597.

عبادت و روزش را به روزه گذراند و شبانه روز در راه خدا شمشیر کشد. من و او در بهشت برادریم، هم چنانکه این دو در کنار یکدیگرند. و انگشت نشانه و میانی خود را به همچسبانید.(1)

حکایت: حضرت امام صادق علیه السلام از پدران گرامی خویش علیهم السلام روایت کرده که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «حضرت عیسی بن مریم علیه السلام از کنار قبری گذشتند که صاحب آن قبر را عذاب و شکنجه می دادند. سال بعد از کنار همان قبر گذشت، مشاهده فرمودند که او در حال عذاب نیست. عرض کرد: ای پروردگار من، سال پیش از کنار این قبر گذشتم، و صاحب آن را عذاب و شکنجه می دادند و سپس سال بعد از کنار آن گذشتم و او را معذّب ندیدم؟ خداوند عزّوجلّ به او وحی فرمود که: ای روح خدا، همانا او فرزند صالح و شایسته ای داشت، او بزرگ شد و راهی را اصلاح کرد، یتیمی را سرپرستی نمود، پس به خاطر عمل فرزندش آمرزیده شد.(2)

5 - ارشاد فرهنگی

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: از یتیمی که پدرش را از دست داده سخت تر، یتیمی است که از امام خود بریده شده و توان دسترسی به او را ندارد، و حکم و مسائل دینی مورد ابتلایش را نمی داند.

بدانید هر کس از شیعیان ما که به علوم ما آگاه باشد، این شخص که

ص: 52


1- . میزان الحکمه، ج 13، ص 565.
2- . امالی صدوق، ص 251.

به شریعت ما آگاه نیست و دسترسی به ما ندارد، (هم چون) یتیمی است در دامان او.

بدانید که هر کس او را ارشاد و هدایت کند و شریعت و احکام ما را به او بیاموزد در جمع بهشتیان برین با ما خواهد بود.(1)

امام حسن علیه السلام فرمودند:

برتری کسی که یتیم آل محمّد را که از سرپرستان خود جدا شده و در جهل فرو رفته است، سرپرستی کند و او را از جهل بیرون آورد، و امور مشتبه را برای او روشن سازد، بر کسی که یتیمی را سرپرستی کند و به او آب و غذا بدهد. کَفَضْلِ الشَّمْسِ عَلَی السُّهیٰ؛ مانند برتری خورشید بر ستاره سُهیٰ است.(2)و(3)

امام حسین علیه السلام فرمودند:

هرکس یتیمی از ما را که به سبب در خفا و استتار بودن ما، به ما دسترسی ندارد سرپرستی کند و از علوم که نصیب او شده است، در اختیار وی بگذارد و او را راهنمایی و هدایت کند.

خداوند عزّوجلّ می فرماید:

ای بنده کریم و غم خوار، من به کرم و بخشندگی از تو سزاوارترم. ایفرشتگان من، به تعداد هر حرفی که به او آموخته است، هزار هزار قصر در بهشت برایش بسازید و از دیگر نعمتهای که در خور این قصرهاست به آنها اضافه کنید.(4)

ص: 53


1- . بحارالانوار، ج 2، ص 2.
2- . مجمع البحرین، ج 2، ص 899 و میزان الحکمه، ج 13، ص 570.
3- . ستاره کوچکی است از ستارگان دبّ اکبر.
4- . بحارالانوار، ج 2، ص 4.

حکایت: امام حسین علیه السلام از مردی پرسید: از این دو کار کدام را بیشتر دوست داری؟

1. شخصی تصمیم بر کشتن مسلمان ناتوانی دارد، او قادر بر دفاع نیست، او را نجات دهی.

2. دشمنی قصد گمراهی او را از راه راست گرفته است و تو آن مسلمان را از بن بست نجات دهی و با ادلّه و بیان قاطع آن دشمن بی دین را طرد کنی تا به آن مسلمان آسیب دینی نرساند.

آن مرد گفت: نجات آن مؤمن را از انحراف آن دشمن ناصبی، بیشتر دوست دارم، چون خداوند در قرآن فرموده:

«مَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا»؛(1)

و هر کس انسانی را از مرگ نجات دهد، چنان است که گوئی همۀ مردم را زنده کرده است.(2)

امام حسین علیه السلام با سکوت خود، انتخاب آن مرد را تأیید کرد.

6 - ره آورد سرپرستی یتیم

یکی از آموزه های مهم فرهنگ اسلام، بیان آثار ارزشمند رسیدگی به یتیمان است برخی از آنها به قرار زیر است:

1- مهربانی) رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

تَحنَّنُوا عَلیٰ اَیْتامِ النّاسِ یُتَحَنَّنْ عَلیٰ اَیْتامَکُمْ؛(3)

ص: 54


1- . سوره مائده، آیه 32.
2- . داستان دوستان، ص 108.
3- . امالی صدوق، ص 94.

با یتیمان مردم مهربانی کنید، تا با یتیمان شما مهربانی شود.

نکته: آثار وضعی مهربانی با یتیمان این است که با یتیمان شما هم مهربانی شود و برعکس.

2- نرم شدن دل) رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

1) هر یک از شما به سنگدلی خود پی برده است، به یتیمی نزدیک شود و با وی مهربانی کند و دست بر سرش کشد، در این صورت قلبش به اذن خدا نرم شود. زیرا برای یتیم حقّی است.

2) در روایت دیگر فرمودند: وی را بر سر سفره خود بنشاند و دست بر سرش بکشد، تا قلبش نرم گردد.(1)

3- اکرام) رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

مَنْ اَکْرَمَهُمْ اَکْرَمَهُ الله؛(2)

هر کس یتیمان را گرامی بدارد، خداوند تعالی وی را گرامیخواهد داشت.

4- بهشت) رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

اِنَ الْیَتیمْ اِذا بَکیٰ اهْتَزَّ لَهُ الْعَرْشُ، فَیَقُولُ الرَّبُّ تَبارَكَ وَ تَعالیٰ: مَنْ هٰذا الَّذی اَبْکیٰ عَبْدِیَ الَّذی سَلَبْتُهُ اَبَوَیْهِ فی صِغَرِهِ؟ فَوَعِزَّتی وَ جَلالی لا یُسْکِنُهُ اَحَدٌ اِلّا اَوْجَبَ لَهُ الْجَنّةَ؛(3)

هرگاه یتیم بگرید، عرش برای او بلرزد و پروردگار متعال می فرماید:

ص: 55


1- . الفقیه، ج 1، ص 88.
2- . بحارالانوار، ج 75، ص 12.
3- . ثواب الاعمال، ص 200.

کیست آنکه بنده مرا که در کودکی پدر و مادرش را از او گرفتم، به گریه در آورده؟ به عزّت و جلالم سوگند کسی او را آرام نمی کند مگر این که بهشت را بر او واجب می کنم.

همان گرامی صلی الله علیه و آله فرمودند:

یا عَلِیُّ، مَن کَفیٰ یَتیماً فی نَفَقَتِهِ حَتّیٰ یَسْتَغْنی وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةَ اَلْبته؛

ای علی، هر کس با مال خود نیازهای یتیمی را برآورد تا او بی نیاز شود، البته بهشت بر او واجب می شود.(1)

5 - برترین غرفه های بهشت) امام باقر علیه السلام در این باره فرمودند:

اَرْبَعٌ مَنْ کُنَّ فِیهِ مِنَ الْمؤمنینَ اسْکَنَهُ اللهُ فی اَعْلیٰ عِلِّیینَ فی غُرَفٍ فَوْقَ غُرَفٍ فی مَحلِّ الشَ-رَفِ کُلِّ الشَ-رَفِ مَنْ آوَی الْیَتیمَ وَ نظَرَ لَهُ فَکانَ لَهُاَباً رَحیماً؛(2)

چهار چیز است که در هر یک از مؤمنان باشد، خدا وی را در برترین درجه در غرفه ای برتر از همه غرفه ها در جایگاهی بسیار شریف جای می دهد؛ کسی که یتیم را پناه دهد و به او توجه کند و برایش پدری مهربان باشد.

7- پیامدهای یتیم آزاری

خدای متعال در قرآن می فرماید:

ص: 56


1- . من لایحضره الفقیه، ج4، ص 372؛ مفاتیح الحیاة، ص 402.
2- . امالی مفید، ص 167؛ مفاتیح الحیاة، ص 403.

«إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوَالَ الْيَتَامَى ظُلْمًا إِنَّمَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ نَارًا وَسَيَصْلَوْنَ سَعِيرًا»؛(1)

کسانی که اموال یتیمان را به ناحق می خورند، جز این نیست که آتشی در شکم خود فرو می برند، و به زودی در آتش فروزان درآیند.

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

شَرُّ الْمَآکِلِ اَکْلُ مٰالِ الْیَتیمِ ظُلْماً.(2)

بدترین خوراکها، به ناحق خوردن مال یتیم است.

همان گرامی صلی الله علیه و آله فرمود:

چون به معراج برده شدم، گروهی را دیدم که آتش در شکمشان ریخته می شد و از پشت آنان خارج می شد، پرسیدم: ای جبرئیل، این ها چه کسانی هستند؟ فرمود: کسانی هستند که از روی ستم اموال یتیمان را خورده اند.(3)

امام باقر علیه السلام فرمودند:

به راستی خداوند خوردن مال یتیم را به دو عقوبت تهدید کرده است: عُقُوبَةٌ فِی الدُّنْیا وَ عُقُوبَةٌ فِی الْآخِرَةِ؛(4) عقوبتی در دینیا و عقوبتی در آخرت.

ص: 57


1- . سوره نساء، آیه 10.
2- . امالی صدوق، ص 577 و میزان الحکمه، ج 13، ص 567.
3- . وسایل الشیعه، ج 17، ص 248.
4- . الفقیه، ج 3، ص 565.

امام صادق علیه السلام فرمود:

در کتاب علی علیه السلام آمده که کیفر خورنده مال یتیم در دنیا پس از وی به فرزندانش می رسد (و این اثر وضعی رفتار اوست که به فرزندش می رسد) و وبال آن در آخرت دامنگیر خودش می شود.(1)

پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله فرمودند:

روز قیامت عدّه ای از گورهایشان بیرون می آیند، درحالی که از دهانشان آتش زبانه می کشد عرض شد: مَنْ هٰؤلاء؟ قال: الّذِینَ یَأْکُلُونَ اَمْوالَ الْیَتامیٰ... .(2) اینها چه کسانی هستند؟ فرمود: کسانی که اموال یتیمان را می خورند.

8 - چرا خوردن مال یتیم حرام است؟

1- امام صادق علیه السلام در پاسخ به سؤال از گناهان کبیره، فرمود: یکی از آنها به ناحق خوردن مال یتیم است.(3)

2- امام رضا علیه السلام در نامه خود به محمد بن سنان درباره تحریم خوردن مال یتیم نوشت: (خداوند)، به ناحق خوردن مال یتیم را به این دلیل حرام فرموده که مفاسد زیادی در این کار می باشد:

اوّل: اینکه هرگاه مال یتیم را به ناحق بخورد، در کشتن تو کمک کرده است. زیرا یتیم بی نیاز نیست و نمی تواند خودش را اداره کند و روی پای خودش بایستد و کسی را هم مانند پدر و مادر ندارد که او را

ص: 58


1- . وسایل الشیعه، ج 17، ص 247.
2- . تفسیر عیاشی، ج 1، ص 225. میزان الحکمه، ج 13، ص 576.
3- . بحارالانوار، ج 75، ص 10.

سرپرستی کند. بنابراین وقتی مال یتیم را بخورد مثل این است که او را کشته و به فقر و بیچارگی اش کشانده است... .

دوم: ... و این باعث می شود که وقتی یتیم به سن بلوغ رسید و بزرگ شد درصدد انتقام گیری برآید و میان آنها کینه و دشمنی و نفرت بوجود می آید تا جایی که یکدیگر را از بین می برند.(1)

راز دوم: مهربانی با نیازمندان

اشاره

از جمله اسباب شادمان نمودن نیازمندان معاشرت نیکو همراه با مهربانی و عطوفت با آنان است. مهرورزی با تهیدستان به هنگام معاشرت سبب افزایش تحمّل آنان در گذراندن زندگی خویش و سختی نیازمندی می گردد، و از طرف دیگر موجبات شادمانی انسان مؤمن یاری دهنده در زندگی دنیا و عقبی می شود. برخی از مطالب سودمند و راهبردی در این عرصه با هم مرور می نمائیم:

1- مهربانی، هدیه الهی

مهربانی به عنوان هدیه ای الهی است که خداوند برای جریان داشتن روابط اجتماعی و انسانی، آن را نزد انسان به ودیعه نهاده است. مهربانی کلید حل تمام مشکلات و دشمنی هاست. اگر مهربانی در زندگی اجتماعی محور قرار گیرد، بسیاری از مشکلات جوامع بشری حل خواهد شد.

ص: 59


1- . علل الشرایع، ص 480 و میزان الحکمه، ج 13، ص 568.

خدای متعال در قرآن می فرماید:

«مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَيْنَهُمْ»؛(1)

محمّد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ، و کسانی که با او هستند بر کافران سختگیرند و با یکدیگر مهربان هستند.

در جای دیگر می فرماید:

«ثُمَّ كَانَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ وَتَوَاصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ * أُوْلَئِكَأَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ»؛(2)

سپس از کسانی باشد که ایمان آورده اند و یکدیگر را به شکیبایی و مهربانی توصیه می کنند. آنها اصحاب یمین و سعادتمندانند.

بنابراین، مهربانی نمودن و سفارش دیگران به اجرای مهربانی در میان مردم، یکی از اوصاف امت پیامبر صلی الله علیه و آله و نشانه سعادتمندی و کسب شادمانی اخروی است.

رسول خدا صلی الله علیه و آله در این باره می فرماید:

اَلراحِمونَ یَرْحَمَهُمْ الرَّحمٰنُ تبارك وتعالیٰ، اِرْحَمُوا مَن فِی الاَرْضِ یَرْحَمَکُمْ مَنْ فِی السَّماءِ؛(3)

خداوند تبارک و تعالی به مردم دلرحم رحم می کند. به ساکنان زمین رحم کنید تا آن که ساکن آسمان است به شما رحم کند.

رسول خدا صلی الله علیه و آله ، صحنه ای از قیامت را ترسیم نموده می فرماید:

ندا دهنده ای در دوزخ فریاد می زند: مهربانا، بخشایشگرا، مرا از آتش

ص: 60


1- . سوره فتح، آیه 29.
2- . سوره بلد، آیات 17 و 18.
3- . میزان الحکمه، ج 4، ص 380.

رهایی ده. پس خداوند فرشته ای را فرمان می دهد که او را از آتش بیرون می آورد و در پیشگاه پروردگار می ایستد.

خداوند عزّوجلّ به او می فرماید: هَلْ رَحِمْتَ عُصْفوراً؟ آیا تو بهگنجشکی رحم کردی؟(1)

بنابراین، در زندگی خود به مخلوقات خدا اعم از انسان و سایر موجودات رحم نمائیم و با مهربانی رفتار کنیم تا مشمول رحمت و مهربانی خالق بی همتا و مهربان واقع شویم.

2- مهربانی با عموم مردم

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

والَّذی نَفْسی بِیَدِهِ لا تَدْخُلونَ الجَ-نَّةَ حَتْیٰ تَراحَمُوا قٰالُوا: یٰا رسُولَ اللهِ کُلُّنٰا رَحیمٌ. قالَ اِنَّهُ لَیْسَ بِرَحمَةِ اَحَدِکُمْ خٰاصَةً، وَلٰکِنْ رَحْمَةً الْعامَةِ رَحْمَة الْعامَةِ؛(2)

سوگند به آن که جانم در دست اوست، وارد بهشت نمی شوید تا این که به همدیگر رحم کنید. عرض کردند: ای رسول خدا، همۀ ما دلرحم و مهربانیم. حضرت فرمود: نه این که به یک فرد خاصی رحم کنید، بلکه به عموم مردم مهربانی کنید. به همه مردم رحم کنید.

توضیح: افراد خاصی که در حدیث فوق آمده می تواند خانواده، خویشاوندان، هم شهری، هم حزبی و... باشد. درصورتی که حضرت

ص: 61


1- . میزان الحکمه، ج 4، ص 381.
2- . میزان الحکمه، ج 3، ص 381.

دوبار تکرار فرمودند که به همه مردم مهربانی کنید.

3- گستردگی مهربانی خداوند

در حدیث نبوی است که: خداوند عزّوجلّ یکصد رحمت دارد که یکی از آنها را بر زمین نازل کرده و در میان مخلوقالتش تقسیم نموده است. و آنچه از محبّت و رحم و مروّت در میان آنهاست از آثار همین یک جزء است، و نودونه جزء دیگر را جهت خودش برای روز قیامت ذخیره کرده است.(1)

افزون بر آن درباره سفره رحمت و گستردگی مغفرت پروردگار در قیامت در حدیثی از قول پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می خوانیم:

لِیَغفِرَ اللهُ یَوْمَ الْقیامةِ مَغْفِرَةً مٰا خَطَرَتْ قَطٌّ عَلیٰ قَلْبِ اَحَدٍ حَتّی اِبْلیسَ یَتطاوَلُ اِلَیْهٰا؛(2)

در روز قیامت آنچنان خداوند دامنه مغفرت خود را می گستراند که به فکر احدی خطور نکرده است تا آنجا که شیطان هم در رحمت او طمع می کند.

امام علی علیه السلام در این باره می فرماید:

وَ لا مَأْیوسٍ مِنْ مَغفِرَتِهِ؛(3)

و از مغفرت او هیچ کس مأیوس نمی شود.

ص: 62


1- . مجمع البیان، ذیل بسم الله الرحمن الرحیم.
2- . پیام امام امیرالمؤمنین علیه السلام ، ج 2، ص 503.
3- . نهج البلاغه، خطبه 45.

چرا که خودش در قرآن فرموده است:

«قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ»؛(1)

بگو ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم نموده اید، از رحمت خدا ناامید نشوید که خدا همه گناهان شما را می آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.

علاوه بر آن امام صادق علیه السلام فرمودند: خداوند عزّوجلّ به داوود پیامبر (که بر پیامبر ما و خاندان او و بر او درود باد) وحی کرد: ای داود، هرگاه بنده مؤمن من گناهی کند و سپس از آن گناه برگردد و توبه کند و به هنگام یاد کردن از گناه، از من شرم کند، او را می آمرزم و آن گناه را از یاد فرشتگان نگهبان اعمال او می برم، و آن را به نیکی بدل می کنم و از این کار باکی ندارم که من مهربان ترین مهربانانم.(2)

4- جلوه های مهرورزی و مهربانی

اشاره

ترحّم و مهربانی نمودن بر همه مخلوقات خدای متعال امری پسندیده می باشد، امّا برخی افراد بدلیل وضعیت ویژه ای که دارند از شایستگی بیشتری برای مهربانی و ترحّم برخوردارند، از این رو مورد سفارش و تأکید بیشتری واقع شده اند. برخی ازمهمّ ترین آنها باهم مرور می نمائیم:

ص: 63


1- . سوره زمر، آیه 53.
2- . میزان الحکمه، ج 2، ح 2239.
الف: مساکین

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

اِرْحَمِ الْمَساکینَ؛(1) با مسکینان مهربانی کنید.

همان گرامی صلی الله علیه و آله فرمودند:

اِرْحَمُوا عَزیزاً ذَلَّ، وَغنیّاً اِفْتَقَرَ، وَ عٰالِماً ضَاعَ فی زَمانٍ جُهّالٍ؛(2)

به عزیزی که خوار گشته، و توانگری که فقیر شده، و دانشمندی که در روزگار نادانان تباه گردیده، رحم و مهربانی کنید.

حکایت: لشکر اسلام در جنگ با قبیلۀ طی، پیروز شدند و اسرای قبیله را به مدینه آوردند. در میان اسیران دختر فصیحی بود که در حضور پیامبر صلی الله علیه و آله آغاز سخن کرد و گفت: «اگر مصلحت می دانید مرا آزاد کنید و خود را در معرض شماتت عرب قرار ندهید، چه من دختر سخاوتمند قبیله خود هستم. پدرم اسیران را آزاد می کرد، به فقیران می بخشید، حامی ضعفا و افراد ناتوان بود، از میهمانان پذیرائی می کرد، به گرسنه غذا می داد، برهنه را می پوشانید، و عقده غم را از دل مردم اندوهگین می گشود. من دختر «حاتم طائی هستم». پیامبرصلی الله علیه و آله فرمودند: (خَلّوا عَنْها، فَاِنَّ اَبٰاهٰا کانَ یُحِبُّ مَکارِمَ الْاَخلاقِ) آزادش کنید، زیرا پدرش دوستدار مکارم اخلاق بود.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ، علاوه بر آنکه شفاهاً مکارم اخلاق را به مردم یاد

ص: 64


1- . میزان الحکمه، ج 4، ص 382.
2- . بحارالانوار، ج 74، ص 405.

می داد، ... به صورت علمی آنها را در راه کرامت نفس و دیگردوستی رهبری می کرد.

ب: کودکان

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله درباره مهربانی با کودکان فرمودند:

یٰا انَسْ، اِرْحَمِ الصَّغیرَ، وَ وقِّرِ الْکَبیرَ تَکُنْ مِنْ رُفَقائی؛(1)

ای انس، با کودکان مهربان باش و بزرگسالان را احترام بگذار تا از رفیقان من باشی.

همان گرامی صلی الله علیه و آله در اهمیت مهربانی با کودکان فرمودند:

هر که با کودکان مهربانی نکند، و حقّ و منزلت بزرگان را نشناسد از ما نیست.(2)

حکایت: روزی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله همراه با عده ای از اصحاب و یاران خود از راهی می گذشتند. در راهناگهان به عده ای کودک برخورد کردند که مشغول بازی بودند. پیامبر صلی الله علیه و آله نزد آنها نشست. و یکی از آن کودکان را در آغوش گرفت، و شروع به بوسیدن بین دو چشم او و نسبت به او اظهار مهربانی و ملاطفت نمود. سپس آن کودک را در دامان خود نشاند و به او محبت کرد.

شخصی از آن حضرت سؤال کرد: چرا این قدر نسبت به این کودک اظهار محبت می نمایی؟ پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «روزی دیدم این

ص: 65


1- . میزان الحکمه، ج 4، ص 383.
2- . امالی مفید، ص 222.

کودک با حسین من بازی می کرد، و دیدم که خاک زیر پای حسین را بر می داشت و به سر و صورت خود می مالید. من او را دوست دارم. زیرا او فرزندم حسین را دوست دارد. و جبرئیل به من خبر داد که او حسین مرا در واقعه کربلا و در روز عاشورا یاری می دهد.(1)

ج: گنه کار

امام علی علیه السلام درباره مهربانی و ترحّم به اهل معصیت این گونه می فرماید:

وَ اِنَّما یَنْبَغی لِاَهْلِ الْعِصْمَةِ وَالْمَصْنُوعِ اِلَیْهِمْ فی السَّلامَةِ اَنْ یَرْحَمُوا اَهْلَ الذُّنوبِ وَالْمَعْصِیَةِ، وَ یَکُونَ الشُکْرُ هُوَ الْغالِبُ عَلَیْهِمْ والْحاجِزَ لَهُمْ عنهُم؛(2)

شایسته است افراد پاکدامن و بهره مند از سلامت، با گنه کاران واهل معصیت مهربان باشند و سپاسگزاری (از خداوند) بر جان آنها حاکم باشد، که آنها را از عیب جوئی و غیبت دیگران باز دارد.

چه نعمتی از این بالاتر که، لطف الهی شامل حال انسانی گردد، و او را از آلودگی به گناه حفظ کند، و چه شکر و سپاسی از این بهتر که، انسان به شکرانه این نعمت بزرگ الهی، زبان از غیبت و عیب جوئی دیگران بربندد.(3)

ص: 66


1- . مناقب اهل البیت، ج 1، ص 174.
2- . نهج البلاغه، خطبه 140.
3- . پیام امام امیرالمؤمنین علیه السلام ، ج 5، ص 553.

در فرهنگ نیایشی اسلام درباره مهرورزی و مهربانی با اهل معصیت و غافلان به منظور جذب و هدایت آنها به سوی حق این گونه می خوانیم، امام زین العابدین علیه السلام عرضه می دارد:

... وَ بِالْغافِلینَ عَنْ ذِکْرهِ رَحیمٌ رَؤُفٌ، وَ بِجَذْبِهِمْ اِلیٰ بٰابِهِ وَدُودٌ عَطُوفٌ؛(1)

(ای خدائی که) نسبت به غافلان از ذکر خود رحیم و مهربانی و با جلب آنان به درگاهت دوستدار و مهرورزی.

آری گناه کار توبه گر و بازگشت کننده بسوی خدا، محبوب حق تعالی است.

در قرآن می فرماید: «إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ»(2) همانا خداوندتوبه گران را دوست می دارد.

5 - مهربانی و هدایت

«ثمامة بن آثال»، زمانی با پیامبر خدا صلی الله علیه و آله برخورد کرد و اراده نمود که آن حضرت را بکشد. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله دعا کردند و بدرگاه خدا عرض کردند: «بار خدایا، مرا به او مسلط گردان».

وقتی که لشکریان اسلام به طرف نجد می رفتند، ثمامه را به قصد عمره به سوی مکّه می رفت، اسیر کرده و به مدینه آوردند و به ستونی از ستونهای مسجد بستند. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بر او عبور کرد فرمود: «ثمامه

ص: 67


1- . مناجات خمس عشر، مناجاة المریدین.
2- . سوره بقره، آیه 222.

چطوری؟ دیدی که خداوند چگونه مرا بر تو مسلط کرد؟» او عرض کرد: آری.

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «اینک تو را بکشم یا فدیه بگیرم و یا آزادت کنم؟» ثمامه گفت: اگر مرا بکشی، شخص بزرگی را کشته ای، و اگر عوض و فدیه بگیری، مال فراوانی خواهی گرفت، و اگر مرا ببخشی، مرد قدرشناسی را بخشیده ای.

روز بعد پیامبر صلی الله علیه و آله با او روبرو شد، همین مذاکرات تکرار گردید. سپس پیامبر صلی الله علیه و آله دستور داد او را آزاد کردند. ثمامه بعد از آزاد شدن، به گوشه ای رفت، غسل کرد و لباسهایش را تطهیر کرد و به نزدرسول خدا صلی الله علیه و آله بازگشت درحالی که اطرافش نشسته بودند.

او چنین گفت: «ای محمّد، تاکنون چهره ای از چهره شما دشمن تر، و دینی را از دین تو بدتر نداشتم، و شهری را بیشتر از شهر شما مبغوض من نبود، امّا امروز چهره ای از چهره شما بیشتر دوست ندارم، و دینت را از همه ادیان نزد من محبوبتر است و شهر شما بیشتر از همه شهرها مورد علاقه من است. من به یگانگی خدا و رسالت تو گواهی می دهم (أشهد أن لا إله إلّا الله وأشهد أنّ محمّداً عبده ورسوله) ای پیامبر خدا، من از خانه ام درحالی که مشرک بودم، به قصد عمره حرکت کردم و یاران شما مرا اسیر کردند. حال به من اجازه می دهید که برای انجام عمره به مکه و خانه خدا بروم؟ پیامبر صلی الله علیه و آله به او اجازه دادند و او به سوی مکه حرکت کرد، در آنجا مشغول دعوت کردن مردم به دین اسلام شد.(1)

ص: 68


1- . اسدالغابه، ج 1، ص 247.

6- مهربانی با حیوانات

حکایت1: یکی از دوستان شیخ رجبعلی خیاط رحمه الله نقل می کند: روزی به این جانب فرمود:

«شخصی از یکی از کوچه های قدیمی تهران عبور می کرد، ناگاه چشمش در داخل جوی، به سگی افتاد که چند بچه داشت،بچه ها به پستان مادر حمله می بردند ولی مادر از فرط گرسنگی قادر به شیر دادن آنها نبود، و از این وضع رنج می برد. او بلافاصله به دکان کبابی در همان کوچه رفت و چند سیخ کباب گرفت، و پیش آن سگ ریخت... در سحر همان شب خداوند متعال به آن شخص عنایتی کرد که گفتنی نیست».(1)

حکایت2: پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند:

زنی در بیابان سگ تشنه ای را دید، داخل چاه شد، کفش خود را پر از آب کرد و آن را به دهان گرفت و از چاه بالا آمد، و به آن سگ آب داد. خداوند به خاطر همین عمل، گناهان آن زن را بخشید، و او را مورد آمرزش خویش قرار داد.(2)

حکایت 3: یکی از صالحان، رفیقی داشت که از دنیا رفت. پس از مدتی او را در خواب دید، از او پرسید: خداوند با تو چه کرد؟

گفت: مرا در محضر الهی نگه داشتند، و به من بشارت آمرزش دادند، از جانب خدا خطاب رسید: آیا دانستی که برای چه تو را آمرزیدم؟

ص: 69


1- . کیمیای محبت، ص 217.
2- . کبریت احمر، ص 720.

گفتم: به خاطر اعمال نیکم، خطاب رسید: نه

گفتم: به خاطر اخلاصم در بندگی. خطاب رسید: نه

گفتم: به خاطر فلان عمل، به خاطر فلان عمل، خطاب رسید: نه، به هیچ کدام از اینها ترا نیامرزیدم.

گفتم: پس به چه سبب مرا آمرزیدی؟ خطاب رسید: آیا به خاطر داری که در کوچه های بغداد می گذشتی، گربه کوچکی را دیدی که سرما او را عاجز کرده بود و به سایه دیوار پناه می برد، او را گرفتی و در میان پوستین خود که در تن داشتی جای دادی و او را از سرما نگه داری نمودی؟

گفتم: آری. فرمود: چون به آن گربه ترحّم نمودی ما هم بر تو ترحّم کردیم.(1)

راز سوّم: رفع نیاز مسلمانان

اشاره

خدمت رسانی در اصطلاح وعرف و اجتماع، یعنی ابراز همدردی، همبستگی، همکاری، همگامی، آگاهی و کمک به افراد و خانواده هایی که به نوعی گرفتار نیازمندی ها و نارسائی اقتصادی، فرهنگی و... و در تأمین زندگی روزانه خود هستند.

خدمت رسانی در فرهنگ دینی عبادت و ارزش است، امروزه در بین مردم بیشتر جنبه ارزشی دارد چنان چه حضرت امام خمینی قدس سره فرمودند:

ص: 70


1- . داستان دوستان، ص 110.

به من خدمتگزار بگوئی بهتر است تا رهبر بگوئید.(1)

و نیز فرمودند:

گمان نمی کنم عبادتی بالاتر از خدمت به محرومان وجود داشته باشد.(2)

از آنجا که رفع نیازمندیهای مسلمانان سبب شادمانی آنان می گردد، موجبات شادمانی زندگی دنیوی و اخروی را برای خدمتکاران فراهم می آورد. مهم ترین مطالب راهبردی را در این عرصه با هم می آموزیم:

1- همدردی با مردم

اشاره

از برترین آموزه های روائی ناب اسلامی، خدمت به مردم و برآوردن حاجات آنان به ویژه مؤمنان است، این حقیقت با عبارتهای مختلفی بیان شده است برای نمونه:

1- پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:

اَلْمُؤمِنینَ کَالرَّأْسِ مِنَ الْجَسدِ، اِذا اشْتَکیٰ الرَّأْسُ تَداعیٰ اِلَیْهِ سٰائِرُ جَسَدِهِ؛(3)

مؤمن نسبت به مؤمنان دیگر هم چون سر نسبت به اعضای دیگر است هنگامی که سر انسان درد گرفت، سایر اندام او نیزدرد می گیرد.

ص: 71


1- . کلمات قصار امام رحمه الله ، ص 277.
2- . همان، ص 220.
3- . بحار، ج 20، ص 127.

2- نیز فرمودند:

تَرَیَ الْمُؤمنین فی تَراحِمهِمْ وَ تَوادِّهِمْ وَ تَعاطُفِهِمْ کَمثلِ الْجَسَدِ اِذا اشْتَکیٰ عُضوٌ تَداعیٰ لَهُ سٰائرُ جَسَدِهِ بالسَّهْرِ وَ الْحِمیٰ؛(1)

مؤمنان را که می بینی در ترحم و دوستی و عطوفت به یکدیگر همانند پیکر انسان هستند. هرگاه عضوی بدرد آید، سایر اعضاء با بیداری و تب با او همدردی می کنند.

سعدی شاعر شیرین سخن بر همین اساس می گوید:

بنی آدم اعضای یکدیگرند *** که در آفرینش زیک گوهرند

چو عضوی بدرد آورد روزگار *** دگر عضوها را نماند قرار

تو کز محنت دیگران بی غمی *** نشاید، که نامت نهند آدمی(2)

2- محبوبترین انسانها نزد خدا

از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله پرسیده شد:

اَیُّ النّاسِ اَحَبُّ اِلَیْکُمْ؟ قالَ: اَنْفَعُ النّاسِ لِلنّاسِ، قیلَ: فَأَیُّ الْاَعْمالِاَفْضَلُ؟ قالَ: اِدْخالُكَ السُّ-رُورَ عَلیٰ الْمُؤمِنِ. قیلَ: مٰا سُرورِ الْمُؤمِن؟ قالَ: اِشْباعُ جَوْعَتِهِ وَ تَنْفیسِ کُرْبَتِهِ وَ قَضاءُ دَیْنِهِ وَ مَن مَشیٰ مَعَ

ص: 72


1- . نهج الفصاحه، ج 2، ص 965.
2- . کلیات سعدی، ص 28.

اَخیهِ فی حٰاجَاِتهِ کانَ کَصِیامِ شَهْرٍ وَ اِعْتِکافٍ وَ مَنْ مَشیٰ مَعَ مَظلومٍ یُعینُهُ ثَبَتَ اللهُ قَدَمَیْهِ یَوْمَ تَزِلُّ الْاَقْدامُ؛(1)

چه کسی نزد شما از همه محبوبتر است؟ فرمود: سودمندترین مردم برای دیگران، پرسیده شد: کدام یک از اعمال برتر است؟ فرمود: خوشحال کردن مؤمن. پرسیده شد: خوشحال کردن مؤمن چگونه است؟

فرمودند، سیر کردن شکم او و برآوردن حاجت او و ادا کردن قرض هایش. هر کس در بجا آوردن حاجت برادر مؤمنش قدمی بردارد، گویا یک ماه روزه گرفته و معتکف شده و هرکس در جهت یاری مظلومی قدم بردارد. خداوند قدمهایش را در روزی که قدمها لرزان اند استوار می گرداند.

افزون بر آن، امام صادق علیه السلام فرمودند:

در خیر رساندن با برادران خود مسابقه بدهید و اهل خدمت رسانی باشید، زیرا در بهشت دری است بنام معروف. از آن نمی گذرد مگر کسی که در زندگی اهل خیر و نیکی باشد. پس خداوند دو فرشته از طرف راست و چپ او می گمارد تا برای او نزد پروردگارش استغفار کنند و دعا کنند تا حاجات اوبرآورده شود.

سپس فرمود: به خدا قسم پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از خود صاحب حاجت بیشتر خوشحال می شود وقتی مؤمن به حاجتش برسد.(2)

ص: 73


1- . عوال اللئالی، ج 1، ص 373.
2- . کافی، ج 2، ص 195.

3- یاری خداوند تبارک و تعالی

1- ذریح محاربی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

اَیّمٰا مُؤمِنٍ نَفَّسَ عَن مُؤْمِنٍ کُرْبَةً نَفَّسَ اللهُ عَنْهُ سَبْعِینَ کُرْبَةً مِن کَرْبِ الدُّنیا وَ کَرْبِ یَوْمِ الْقِیامةِ، وَ قالَ: مَنْ یَ-سَّرَ عَلیٰ مُؤْمِنٍ وَ هُوَ مُعْسِرٌ، یَسَّرَ اللهُ لَه حَوائِجَهُ فی الدُّنیا والْاخرَةِ... وَ قالَ: اِنَّ الله عَزَّوَجَلَّ فی عَوْنِ الْمُؤمِنِ مٰا کٰانَ الْمُؤمِنُ فی عَوْنِ اَخیهِ الْمُؤْمِن، فَانْتَفِعُوا بِالْعِظَةِ وَ اَرْغَبُوا فی الْخَیْرِ؛(1)

هر مؤمنی که گرفتاری مؤمنی را برطرف کند خداوند هفتاد گرفتاری از گرفتاریهای دنیا و آخرت را از وی برطرف سازد. و فرمود: هر کس مؤمن تنگدستی را از تنگدستی نجات دهد، یا در حال تنگدستی بر او آسان گیرد، خداوند حوائج او را در دنیا و آخرت برآورد... و فرمود: براستی خداوند بزرگ یار و مددکار مؤمن خواهد بود مادامی که مؤمن در مقام یاری و مددکاری مؤمن دیگر باشد. پس از این پند و اندرز بهرهگیرید و به کار نیک رغبت نمائید.

2- در محضر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله کسانی قرب و منزلت بیشتری داشتند و از یاران ویژه ای به شمار می رفتند که، خیرخواهی شان نسبت به مسلمانان بیشتر و مواسات و کمک رسانی و ایثارشان نسبت به مردم افزون تر باشد.(2)

ص: 74


1- . ثواب الاعمال، ص 303.
2- . بحار، ج 16، ص 151.

فشرده سخن اینکه: نیکوکار، در واقع در مرحله اوّل به خود خدمت می کند، و از این تجارت پر سود دنیوی و اخروی به نحو کامل استفاده نموده، و از پاداش معنوی حق تعالی بهره مند می گردند، بطور یقین خداوند تبارک و تعالی یار و مددکار مؤمن است تا آن زمان که او هم یار و مددکار نیازمندان جامعه باشد.

4- نیکوکاری در قیامت

نیکوکاران در دنیا، اهل نیکی در آخرت نیز می باشند. این فضیلت اخلاقی مهم در بیانات پیشوایان دین علیهم السلام این گونه بازتاب یافته است. برای نمونه:

1- پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در این باره فرمودند:

چون روز قیامت شود، خداوند، همۀ نیکوکاران را در یک جا جمع می کند و می فرماید: «این کار شایسته (معروف) شماستکه قبول کرده ام. آن را بگیرید». می گویند: خدای ما، سرور ما، با آن چه کنیم، که تو از ما به آن شایسته تری؟ خودت آن را بگیر. خداوند می فرماید: «من با آن چه کنم؟ منی که به معروف شناخته شده ام؟ شما آن را برگیرید و به کسانی که آلوده به گناه هستند، ببخشید». همانا انسان دوستش را دیدار می کند که کوهی از گناه بر دوش دارد. پس بخشی از معروف خود را به او می بخشد و او به سبب همان، وارد بهشت می شود.(1)

ص: 75


1- . کنزالعمّال، ج 6، ص 366.

2- همان گرامی صلی الله علیه و آله خطاب به علی علیه السلام فرمود:

ای علی، معروف را از مهربانان امّتم بجوئید تا در پناه آنان زندگی کنید، و آن را از سنگدلان نجوئید. چرا که بر آنان لعنت فرود می آید. ای علی، خدای متعال، معروف را آفرید و برای آن، اهلی آفرید و آن را برای آنان محبوب ساخت و کارهای نیکشان در نظرشان محبوب ساخت و جویندگان معروف را به سمت آنان روانه ساخت آن گونه که آب را در زمین خشک شوره زار، جاری نمود تا به سبب آن، زنده شود و نیکوکاران هم با نیکی هایشان حیات یابند. ای علی، اهل معروف در دنیا، در آخرت هم اهل معروفند.(1)

5 - مردم یاری در زندگی پیشوایان

پیشوایان معصوم علیهم السلام نه تنها سفارش اکید به نیکوکاری و رسیدگی به مستمندان و محرومان می کردند، بلکه خود عملاً به کارهای خدماتی و حل مشکلات مادی آنها همّت می گماشتند، به گونه ای که سنّت و سیره آنان شده بود برای نمونه:

1- اسامة بن زید که از یاران رسول خدا صلی الله علیه و آله بود، بیمار و بستری شد و چون بسیار مقروض بود اظهار ناراحتی می کرد، امام حسین علیه السلام به عیادت او آمد و پس از احوالپرسی فرمود: ای برادرم! برای چه غمگینی؟ اسامه: به خاطر قرضهایی که مجموع آنها به شصت هزار درهم می رسد.

امام حسین علیه السلام : ناراحت نباش، قرضهایت برعهده من.

ص: 76


1- . کنزالعمّال، ج6، ص 519.

اسامه: ترس آن دارم که قبل از ادای قرض بمیرم.

امام حسین علیه السلام : نترس، قبل از مرگت، حتماً آن را ادا می کنم. امام به وعده خود وفا کرد و قبل از مرگ او قرضهایش را پرداخت.(1)

2- محمد بن اسامه بیمار و در بستر مرگ افتاده امام سجاد علیه السلام به عیادت او رفت. جمعی در آنجا حاضر بودند.محمد بن اسامه به حاضران گفت: مبلغی مقروض هستم. از شما تقاضا دارم آن را ادا کنید. امام سجاد علیه السلام فرمود: من یک سوم آن را ادا می کنم. ولی از هیچ یک از حاضران جواب مثبتی نشنید. امام سجاد علیه السلام همۀ قرضهای او را بعهده گرفت. سپس فرمود: من از این رو در آغاز همه دیون محمد بن اسامه را برعهده نگرفتم تا بنی هاشم نگویند فلانی از ما سبقت گرفت و گرنه در همان آغاز هم بعهده می گرفتم.(2)

3- شخصی بنام محمدبن عبدالله بکری می گوید: سخت مقروض بودم. وارد مدینه شدم و سنگینی قرض مرا درمانده کرده بود. با خود گفتم اگر به محضر امام کاظم علیه السلام بروم شادمان خواهم شد. به محضرش رفتم و وضع را برایش شرح دادم، به خانه اش رفت و بی درنگ بیرون آمد و به غلامش فرمود: از اینجا برو، او رفت. امام دستش را بسوی من دراز کرد و کیسه ای محتوی سیصد دینار بمن داد سپس برخاست و رفت و من با آن پول قرضهایم را ادا کرده و معاش زندگی ام را تأمین نمودم.(3)

ص: 77


1- . بحار، ج 44، ص 189.
2- . روضه کافی، ص 332.
3- . اعیان الشیعه، ج 2، ص 7.

4- فقیری از انصار (مسلمین مدینه) برای تقاضای کمک نزد امام حسین علیه السلام آمد. امام علیه السلام قبل از آنکه او سخن بگوید به او فرمود:

ای برادر انصاری! چهره خود را با ذلّت تقاضا کردن حفظ کن و تقاضای خود را در صفحه ای بنویس من به خواست خدا آنچه را که مایه شادمانیت است بتو خواهم داد.

او در کاغذی نوشت: فلان کس پانصد دینار از من طلب دارد و اصرار می کند که آن را بپردازم. با او صحبت کن تا موقع تمکّن مرا مهلت دهد.

امام حسین علیه السلام آن کاغذ را خواند و سپس به خانه خود رفت و کیسه ای محتوی هزار دینار آورد و به او داد و فرمود:

پانصد دینار از این مقدار به طلب کارت بده و بقیّه را در سایر نیازمندیهایت مصرف کن و هیچگاه حاجت خود را جز نزد یکی از سه شخص مبر: دیندار، جوانمرد، یا انسان پاک سرشت. دیندار، دینش آبروی تو را حفظ می کند. و جوانمرد به خاطر جوانمردیش حیا می کند که ناامیدت سازد. و انسان پاک سرشت، شرافتش مانع می شود که تو را دست خالی رد کند و می داند که تو دوست نداری آبرویت ریخته شود.(1)

راز چهارم: دلجویی نمودن از مساکین

اشاره

چهارمین راز داشتن زندگی شاد و خرّم در آخرت. دلجویی و رفع نیاز فقرا و مساکین در زندگی دنیاست. زیرا دستگیریاز آنان نشانه

ص: 78


1- . تحف العقول، ص 281.

ایمان واقعی به خداوند تبارک و تعالی و زندگی جاوید اخروی است. آری دنیا مزرعه آخرت است. برخی از رهنمودهای کاربردی پیشوایان دین در این عرصه به قرار زیر است:

1- وُکلای خداوند تبارک و تعالی

یکی از آموزه های مهم روائی اسلام اهمیت و ضرورت رسیدگی به امور فقرا و مساکین می باشد. این حقیقت در بیانات راهبردی پیشوایان دین این گونه بازتاب یافته است. برای نمونه:

1- رسول خدا صلی الله علیه و آله در این باره فرمودند:

مَنْ وٰسَی الْفَقیرَ وَ اَنْصَفَ النّٰاسَ مِنْ نَفْسِهِ فَذلِكَ الْمُؤْمِنُ حَقْاً؛(1)

هرکس با فقیر مواسات و برابری کند و با مردم به انصاف رفتار کند از مؤمن راستین است.

2- امام علی علیه السلام ادای حق فقرا توسط ثروتمندان واجب دانسته، و فرمودند:

خداوند در میان اموال ثروتمندان سهمی برای فقیران قرار داده است (پرداخت آن را بر آنان واجب کرده) خداوند می فرماید: همۀ دارائی از من است و فقیران عیال و نان خور من، و ثروتمندان وکیل من هستند. کسی که بخل ورزد و به فقراینان خورِ من کمک و یاری ننماید، او را داخل آتش می کنم و باکی هم ندارم.(2)

ص: 79


1- . الخصال، ج1، ص 47.
2- . جامع الاخبار، ص80.

حکایت: ابواسماعیل می گوید: به امام باقر علیه السلام عرض کردم: فدایت شوم. نزد ما شیعه بسیار است. فرمود: آیا توانگران به تهیدستان توجه دارند، و آیا نیکان، بدان را عفو و با آنان برابری می کنند؟ گفتم: نه. فرمود: لَیْسَ هَؤلاءِ شیعَةٌ، اَلشّیعَةُ مَنْ یَفعَلُ هَذا. آنان شیعه نیستند. شیعه کسی است که این گونه باشد.(1)

3- علاوه بر آن رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

اَلْقُرْبَةُ اِلَی اللهِ حُبِّ الْمَساکِینِ؛(2)

(از اسباب) نزدیکی به خدا مهرورزی به مساکین است.

2- اولین آزمایش پیامبر صلی الله علیه و آله

امام صادق علیه السلام فرمودند:

هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله را به آسمان بردند، به او گفته شد: خداوند تبارک و تعالی، تو را به سه چیز می آزماید تا چگونگی شکیبائی ات را ببیند.

پیامبر صلی الله علیه و آله گفت: ای پروردگار من، در برابر فرمانت تسلیم هستم و جز با نیرو و یاری تو، نمی توانم شکیب ورزم. آن سه آزمایش چیست؟ به او گفته شد:

اَوَّلَهُنَّ الْجوعُ وَ الْاَثَرَةُ عَلیٰ نَفسِكَ وَ عَلیٰ اَهْلِكَ لِاَهْلِ الْحاجَةِ؛(3)

نخستین آنها، گرسنگی ومقدم داشتن نیازمندان بر خود و خانواده ات است.

ص: 80


1- . الکافی، ج 2، ص 173.
2- . همان، ج 8، ص 135.
3- . بحارالانوار، ج 28، ص 61. دانش نامه امام حسین علیه السلام ، ج 11، ص 42.

3- سیره اهل بیت علیهم السلام در یاری رسانی

یکی از ویژگیهای ممتاز اخلاقی اهل بیت علیهم السلام از جمله امام حسین علیه السلام ، برطرف نمودن نیازمندیهای فقرای جامعه بود. شبانگاه مواد خوراکی و لوازم ضروری زندگی محرومان و بی نوایان و یتیمان را خود بدوش می کشید و به درب خانه آنان می برد، به همین جهت روز عاشورا در برخی از نقاط بدنش آثار حمل بارهای سنگین مشاهده کردند.

وقتی از حضرت سجّاد علیه السلام دلیل آن را پرسش نمودند. فرمود: اینها آثار به دوش کشیدن صدقات و هدایای پنهانی است که پدر بزرگوارم شب ها به دوش می کشید و برای یتیمان و محرومان جامعه می برد.(1)

امام حسن علیه السلام روزی به خانه خدا رفته بود، همان هنگام شنید مردی با خدا به راز و نیاز نشسته است و می گوید:خداوندا، ده هزار درهم نصیبم کن... امام علیه السلام همان لحظه به خانه بازگشت و آن پول را برای او فرستاد.(2)

امام حسن علیه السلام ، سه بار در زندگی هرچه داشت حتّی کفش و پای افزار را دو قسمت کرده و در راه خدا داد.(3)

روزی بر گروهی فقیر و نیازمند می گذشت و آنان پاره ای از نان بر

ص: 81


1- . بحارالانوار، ج 44، ص 190.
2- . زندگی چهارده معصوم، ص 188.
3- . همان، ص 189.

زمین نهاده، روی زمین نشسته بودند و می خوردند، چون حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام را دیدند گفتند: ای پسر رسول خدا بیا با ما هم غذا شو، به شتاب از مرکب پیاده شد و گفت: خدا متکبّران را دوست ندارد و با آنان به خوردن غذا مشغول شد. سپس همه آنا را به میهمانی خود دعوت فرمود، و به آنان غذا و لباس داد.(1)

حضرت امام صادق علیه السلام از پدر بزرگوارش روایت می فرماید: در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله فقرا و تهیدستان به خاطر نداشتن خانه، شبها را در مسجد به صبح می رساندند. پیامبر صلی الله علیه و آله شبی در مسجد در کنار منبر در ظرفی سنگی با آن تهیدستان افطار کرده، و هم غذا شد و آن شب از برکت وجود پیامبر صلی الله علیه و آله سی نفر از غذایی که در آن دیگ سنگی بود خوردند و باقی مانده غذابه همسرانش برگردانده شد.(2)

4- یاری رسانی پنهانی

در قرآن کریم دستور به انفاق و خدمت رسانی به صورت پنهان و آشکار داده شده است. آنجا که می فرماید:

«الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُم بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ سِرًّا وَعَلاَنِيَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ»؛(3)

کسانی که اموال خود را شب یا روز، پنهان یا آشکار انفاق می کنند،

ص: 82


1- . المناقب، ج 4، ص 23.
2- . قرب الاسناد، ص 69. بحارالانوار، ج 16، ص 219.
3- . سوره بقره، آیه 274.

مزدشان نزد پروردگارشان محفوظ است. نه ترسی بر آنهاست و نه غمگین می شوند.

در خدمات دهی به نیازمندان بصورت پنهان و آشکار، فوایدی است. در انفاق آشکار، موجب تشویق دیگران می شود و سرمشقی برای سایرین است. و باعث انفاق و کمک رسانی دیگران به محرومان جامعه می شود. و از طرفی، رفع سوء ظن مردم در مورد صفاتی مثل بخل و خسیس بودن در انجام واجبات و ادای تکالیف اجتماعی می شود.

ولی در هر صورت اصل و اساس بر این است که برآوردن حاجت نیازمندان جامعه پنهانی باشد. در اهمیت صدقات پنهانی رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

اِنَّ صَدَقَةَ السِّرِّ فِی التَّطوُّعِ تَفْضُلُ عَلانِیَتَهٰا بِسَبْعینَ ضِعْفاً، وَ صَدَقَةَ الْفَرِیضَةِ اَفْضَلُ مِنْ سِرِّها بِخَمْسَةِ و عِشْرِینَ ضِعْفاً؛(1)

صدقه مستحب، اگر پنهان باشد از صدقه آشکار هفتاد مرتبه بالاتر است. و صدقه واجب اگر آشکار باشد از صدقه پنهان بیست و پنج مرتبه افضل است.

برای نمونه: امام سجاد علیه السلام به طور ناشناس به به نیازمندان مدینه کمک مالی می کرد، چون آن حضرت علیه السلام از دنیا رفت، فهمیدند که آن شخص ناشناس علی بن الحسین علیه السلام بوده و معلوم شد که زندگی صدها خانوار از مستمندان مدینه را اداره می کرده است، امّا آنان

ص: 83


1- . مستدرک الوسایل، ج 7، ص 133.

نمی دانستند که اداره کنندۀ زندگی آنها امام سجاد علیه السلام بوده است.(1)

5 - ارزنده ترین طاعت

برآوردن حوائج نیازمندان و حل مشکلات مردم از مهم ترین مستحبات و بهترین طاعات است، بشرطی که برای رضایت و خشنودی خدا باشد. امام صادق علیه السلام در این باره فرمودند:

مَنْ سَعیٰ فی حاجَةِ اَخیهِ الْمُسْلِمِ طَلَبَ وَجْهِ اللهِ کَتَبَ اللهُ عَزَّوجَلَّ لَهُ اَلْفَ اَلْفَ حَسَنَةٍ، یَغْفِرُ فِیها لِاَقٰارِبِهِ وَ جِیرانِهِ وَ اِخْوانِهِ وَ مَعارِفِهِ؛(2)

کسی که برای برآوردن حاجت برادر مسلمانش تلاش و کوشش کند برای جلب رضایت پروردگار، خداوند هزار هزار حسنه (یک میلیون) و در نامه عملش می نویسد و حتی به سبب آن بستگان و همسایگان و برادران دینی و آشنایانش را مشمول غفران الهی می شوند.

این نکته قابل ذکر و تأمّل است که اگر نیازمند از سلسله جلیله سادات باشد رفع نیاز آنان، از ارزش فوق العاده ای برخوردار است. فرزند عارف وارسته شیخ نخودکی می گوید: پدرم با آن که به عبادت و مجاهدت و ریاضت و زیارت و اعتکاف در اماکن متبرکه، سخت مداومت و مراقبت داشت، ولی اظهار می فرمود: روح همۀ این اعمال، خدمت با اخلاص نسبت به سادات و ذریۀ حضرت فاطمه زهرا علیها السلام

ص: 84


1- . خصال صدوق، ص 184.
2- . کافی، ج 2، ص 197، ح 6.

است و بدون آن، این گونه اعمال، هم چون جسمی بی جان است و آثاری بر آن مترتب نمی گردد».(1)

6- فقرا، دوستان خدا

در حدیث قدسی، راز رسیدگی به امو فقرا را محبوبیت خود پروردگار اعلام شده است.

یٰا اَحْمَد، مَحَبَّتي مَحَبَّةَ الْفُقَراءِ فَأدْنِ الْفُقَراءِ وَ قَرِّبْ مَجْلِسَهُمْ مِنكَ وَ اَبْعِدِ الْاَغْنِیاءَ وَ اَبْعِدْ مَجْلِسَهُمْ فَاِنَّ الْفُقَراءَ أَحِبَّائِی؛(2)

ای محمّد، محبت من، محبت به فقراست. پس هم نشین وهم مجلس فقرا باش و از ثروتمندان و اغنیا و هم نشینی با آنان دوری کن که فقرا دوستان من هستند.

افزون بر آن، در اهمیت رسیدگی و هم نشینی با فقرا همین بس که امام سجاد علیه السلام آن را از خداوند درخواست می فرماید:

اَللهمَّ حَبِّب اِلَیَّ صُحْبَةَ الْفُقَراءِ وَ اَعِنِّی عَلیٰ صُحْبَتِهِمْ بِحُسْنِ الصَّبْرِ.(3)

ای خداوند، هم نشینی با فقرا را محبوب من گردان، و یاری ام ده که در مصاحبت آنان بردبار باشم.

از امام صادق علیه السلام پرسیدند: یاد و نام سلمان فارسی را از شما بسیار می شنویم دلیل این امر چیست؟

ص: 85


1- . صاحب کرامت، ص 145.
2- . ارشاد القلوب، ج1، ص 201.
3- . صحیفه سجادیه، دعای 30.

امام در پاسخ فرمودند: «مگوئید فارسی، بلکه بگوئید سلمان محمّدی، امّا این که من از او بسیار یاد می کنم به سبب سه ویژگی برجسته ای است که در او بود:

اوّل: آن که خواسته امیرمؤمنان را بر خواسته خود مقدممی ساخت.

دوم: آن که وی فقیران را بسیار دوست می داشت و آنان را بر ثروتمندان و اغنیاء ترجیح می داد.

سوم: آن که سلمان به دانش و دانشمندان علاقه بسیار داشت.(1)

آیا در ما این سه ویژگی ممتار در روابط اجتماعی مان با مردم وجود داد که مورد توجه و نظر مبارک امام زمانمان علیه السلام قرار گیریم؟

7- آداب دل جویی

در فرهنگ اسلام، به ویژه آموزه های اخلاقی آدابی برای رسیدگی به امور فقرا و مساکین بیان شده است. از جمله آنها این است که در صدقات واجب، آشکار پرداختن بهتر است. از همین رو امام صادق علیه السلام فرمود:

فَکُلُّ مٰا فَرَضَ اللهُ عَزَّوجلَّ عَلَیْكَ فَاِعْلانُهُ اَفضَلُ مِنْ اِسْرٰارِهِ؛(2)

هر چیزی را که خداوند بر تو واجب فرموده است، آشکار کردنش بهتر از پنهان داشتن آن است.

امّا در صدقات مستحب، پنهانی پرداختن آن بهتر است. از این رو امام

ص: 86


1- . تحف العقول، ص 250.
2- . الکافی، ج 3، ص 501.

صادق علیه السلام درباره سخن خدای متعال «وَإِنتُخْفُوهَا وَتُؤْتُوهَا الْفُقَرَاء فَهُوَ خَيْرٌ لُّكُمْ»(1) و اگر آنها را نهان دارید و به بی نوایان بپردازید «از آن روی که به خلوص نیّت نزدیک تر است» برای شما بهتر است. فرمود: آن صدقات، غیر از زکات است، همانا زکات آشکار است نه پنهانی.(2)

8 - شرایط کمالِ مردم یاری

امیرالمؤمنین علیه السلام در این کلام حکیمانه شرایط کمال یاری رسانی به مردم را در سه چیز خلاصه نموده و فرمودند:

لا یستَقیمُ قَضاءُ الْحَوائِجِ اِلّا ثَلاثٍ: بِاسْتِصغارِهٰا لِتَعْظُمَ، وَ بِاسْتِکْتامِهٰا لِتَظْهَرَ، وَ بِتَعْجِیلِهٰا لِتَهْنُؤَ؛(3)

برآوردن حاجات مردم کامل نمی شود مگر به سه چیز: کوچک شمردنش تا بزرگ گردد، و پنهان داشتنش تا آشکار شود، و تعجیل در آن تا گوارا گردد.

در توضیح کلمه نورانی فوق چند مطلب مفید بیان می داریم:

1) افراد زیادی هستند وقتی حاجت نیازمندی را برآورده می کنند. آن را خیلی بزرگ می شمارند و در هر محفل و مجلسی عنوان می کنند. این کار باعث کوچک شدن آن یاری رسانی می شود.

2) خدمت رسانی به مردم زمانی ارزشمند است که پنهان نگه داشته

ص: 87


1- . سوره بقره، آیه 271.
2- . الکافی، ج 3، ص 502.
3- . نهج البلاغه، کلمه حکیمانه 101.

شود تا آبروی تقاضا کننده نزد مردم محفوظ باشد، ولی چون مردم حس کنجکاوی دارند، سرانجام این گونه خدمات آشکار می شود و بعنوان فضایل اخلاقی برای انجام دهنده آن کار خیر به حساب می آورند و او را مورد ستایش قرار می دهند.

3) برخی در انجام و برآوردن نیاز، نیازمندان امروز و فردا می کنند به گونه ای که درخواست کننده را خسته و شرمنده می نمایند، این گونه خدمات رسانی ارزشی ندارد و نزد افراد نیازمند هیچ شیرینی گوارائی ندارد.

شبیه همین کلام با تعبیر دیگری از امام صادق علیه السلام نقل شده، می فرماید:

چنین دیدم که کارهای نیک جز به سه خصلت اصلاح نمی شود: کوچک شمردن آن و پنهان داشتن و تعجیل کردن در آن، زیرا هنگامی که کوچک بشمری آن را نزد کسی که به او نیکی کرده ای بزرگ خواهد شد، و زمانی که پنهان داری آن را به کمال رسانده ای، و چون در آن تعجیل کنی گوارایش ساختی و اگر غیر از این باشد آن را سخیف و بی ارزش کرده ای.(1)

9- اعمال خالص

خداوند به حضرت موسی علیه السلام فرمود: تاکنون چه عمل خالصی انجام داده ای؟ حضرت موسی علیه السلام پاسخ داد: نماز خواندم، روزه گرفتم، ذکر گفتم. خداوند فرمود:

ص: 88


1- . کافی، ج 4، ص 30.

نماز جواز عبور از صراط است.

روزه سپر آتش است.

و ذکر موجب بالا رفتن درجات بهشت است. اینها همه برای خودت بود.

حضرت موسی علیه السلام عرض کرد: خداوندا عملی به من بیاموز که فقط برای تو باشد فقط.

خطاب آمد: ستمدیده ای را یاری کرده ای؟

برهنه ای را پوشانده ای؟

تشنه ای را سیراب کرده ای؟

احترام عالِمی را حفظ کرده ای؟

اینها اعمال خالص است.(1)

نکته: خدمتگزاری به مردم نیازمند اخلاص برای خداست.

10- نِدای روز قیامت

امام حسین علیه السلام فرمودند:

«هرکس برای رضای خدا به برادر دینی اش خدمت کند،خداوند در هنگام نیازش او را عوض خواهد داد، و از گرفتاریهای دنیا بیشتر از خدمت وی از او رفع خواهد کرد. و هر کس غمی را از دل مؤمنی بزداید (برای رضای خدا)، خداوند غصه های دنیا و آخرتش را برطرف می کند.

ص: 89


1- . المواعظ العددیه، ص228.

و هرکس نیکی کند (برای رضا خدا)، خداوند به او نیکی می کند و خداوند نیکوکاران را دوست می دارد».(1)

افزون بر آن، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:

روز قیامت منادی ندای می دهد: تهیدستان امت محمد صلی الله علیه و آله کجایند؟ آنان برمی خیزند و در صف های قیامت به صف می شوند. به آنان گفته می شود: هرکس یک نوبت سیرتان کرده، یا سیرابتان کرده، و یا شما را جامه ای نو یا کهنه پوشانده؟ دستش را بگیرید و وارد بهشت کنید. پیوسته، کسی به همراهش آویخته و می گوید: ای پروردگار جهانیان، این سیرابم کرده است. دیگری می گوید: این مرا پوشانده است. پس هیچ تهیدستی از تهیدستان امّت من نمی ماند، چه کوچک و چه بزرگ، جز این که خدای متعال همه را وارد بهشت می کند.(2)

نکته: فقیر و غنی اگر قدر نعمت خدا بدانند، هر دو اهل بهشت و سعادت خواهند بود.

11- درس عاشقی خدا

یکی از شاگردان شیخ رجبعلی خیاط می گوید: با معرفی جناب شیخ مدّت ها به خدمت آیت الله کوهستانی به نکا می رفتم. تا این که یک روز صبح که برای رفتن به نکا، به گاراژ ایران پیما در ناصرخسرو می رفتم، جناب شیخ را دیدم. فرمودند: کجا می روی؟ گفتم: به نکا نزد آیت الله

ص: 90


1- . بحارالانوار، ج 75، ص 21 و کشف الغمه، ج 2، ص 29.
2- . همان، ج 76، ص 75.

کوهستانی، فرمودند: شیوه ایشان زاهدی است، بیا برویم تا روش عاشقی خدا را یادت دهم.

دست مرا گرفت و به خیابان امام خمینی فعلی که سنگ فرش بود بُرد، در جنوب خیابان در کوچه ای، درِ منزلی را زد، دخمه ای نمایان شد که مقداری بچه و بزرگ و فقیر و بیچاره در آنجا بودند. جناب شیخ به اینها اشاره کرد و فرمود: رسیدگی به این بیچاره ها انسان را عاشق خدا می کند. درس تو این است. نزد آیت الله کوهستانی درس زاهدی بود، حالا این درس عاشقی است.(1)

12- پاداشی عظیم

از امام صادق علیه السلام سؤال شد: کدام عمل پس از معرفت خدا بالاتر است؟ حضرت در پاسخ فرمودند: (روایت طولانی است فقط قسمت آخر آن بیان می داریم) ... ادای نیازمؤمن و رفع گرفتاری او نزد خدا از حج و طواف عمره بالاتر است، و این جمله را ده بار تکرار کردند (نشانه اهمیت آن) سپس دست خود را بالا بردند و فرمودند: از خدا بترسید و از انجام کار خیر خسته نشوید و بدانید که خدا و رسول او صلی الله علیه و آله به اعمال شما نیازی ندارند و شما به خدا نیازمندید. و خداوند اراده کرد، تا به جا آوردن عمل خیر شما را به بهشت برد.(2)

حکایت: ابن عباس می گوید: با امام حسن بن علی علیه السلام در

ص: 91


1- . کیمیای محبت، ص 173.
2- . ارشاد القلوب، ج 1، ص 391.

مسجدالحرام بودم و او در حالی که معتکف بود و طواف (مستحب) کعبه می کرد، مردی از شیعیان به او گفت: ای پسر پیامبر، به فلانی بدهکارم، آیا قرض مرا می پردازی؟ آن امام علیه السلام فرمود: به خدای این کعبه سوگند، امروز چیزی نزدم نیست. آن مرد گفت: اگر صلاح می دانی از او برایم مهلت بگیر زیرا او مرا به زندان تهدید کرده است.

ابن عباس می گوید: امام حسن علیه السلام طواف خود را رها کرد و با آن مرد برای تأمین نیازش حرکت کرد. گفتم: ای پسر رسول خدا، مگر در حال اعتکاف نیستی؟ فرمود: چرا، ولی از پدرم شنیدم که به نقل از رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:

مَنْ قَضیٰ اَخاهُ الْمُؤْمِنِ حٰاجَةً کانَ کَمَنْ عَبَدَ اللهَ تَعالیٰ تِسْعَةَآلافِ سَنَةٍ صٰائماً نَهارَهُ وَ قٰائماً لَیْلَهُ؛(1)

هرکس نیاز برادر مؤمن خود را برآورد، همانند کسی است که نُه هزار سال با روزه داری روزها و نماز شبهایش خدا را عبادت کرده است.

13- ویژگیهای فقرای محبوب حق تعالی

خدای عزّوجلّ در حدیث معراج می فرماید:

یا اَحْمَدُ، اِنَّ الْمَحَبَّةَ لِلّٰهِ هِیَ الْمَحَبَّةُ الْفُقراءِ. قالَ وَ مَنِ الْفُقَراءُ؟(2)

ای محمّد، محبت خدایی، همان محبت به فقرا و هم نشینی با آنان است. پیامبر سؤال کرد: فقرا کیانند؟

خدای متعال فرمود:

ص: 92


1- . عدّة الداعی، ص 224 و مفاتیح الحیاة، ص 279.
2- . ارشاد القلوب دیلمی، ج1، باب54.

1) «اَلَّذینَ رَضُوا بِالْقَلیلِ» کسانی که به کم و اندک راضی اند.

برخی تهیدستند ولی طماع و آزمند هستند، دلشان می خواهد ثروتمند باشند و از مواهب دنیا بهره ببرند، و اگر دستشان می رسید، از نعمتهای دنیا بطور فراوان بهره می بردند ولی دستشان نمی رسد. محبت این گونه افراد مطلوب نیست. بلکه دوستی فقرایی مطلوب و محبّت به آنها محبت به خداست که، به کم دنیا راضی و قانع بوده و چشم به نعمتهای دنیا و مال مردم ندوخته اند.

2) «وَ صَبَروا عَلی الْجُوعِ» تحمّل و صبر بر ناداری و بی تابی نکردن بر گرسنگی است. برخی از فقرا دائم آه و ناله سر می دهند و از خدا گله و شکایت می کنند. برخی از خدا شکوه و گلایه نمی کنند و آه و ناله سر نمی دهند و بر آن صبر می کنند، حتی سعی می کنند فقر و نیازمندی خود را پوشیده دارند. «یَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاء مِنَ التَّعَفُّفِ»(1) از فرط عفاف چنانند که هرکس از حال آنها بی خبر است، پندارد که غنی و بی نیازند.

آری اینان در عین صبر و بردباری، تلاش می کنند احتیاجی به مردم نداشته باشند و در حد ضرورت رزقی بدست آورند.

3) «وَ شکروا عَلَی الرَّخاءِ» و در خوشی و نعمتی که بدانها رسد شاکرند.

وقتی خداوند به آنها نعمتی می دهد و در گشایش زندگی و رفاه قرار می گیرند، خدا را فراموش نمی کنند و به شکر او می پردازند.

4) «وَ لَمْ یَشْکُوا جُوعَهُمْ وَ لا ظَمَائَهُمْ» و از گرسنگی و تشنگی شکوه نمی کنند.

ص: 93


1- . سوره بقره، آیه 273.

این ویژگی نتیجه صبر است. وقتی انسان صبر و تحمّل را پیشه سازد و بداده خدا قانع باشد، پیش مردم از گرسنگی و تشنگی خویش شکایت نمی کند.

5) «وَ لَمْ یَکْذِبوا بِاَلْسِنَتِهِمْ» و هرگز زبان خویش را به دروغنمی آلایند.

برخی از فقرا، برای جلب رأفت و ترحم مردم و دلسوزی آنان، مشکلات خویش را چند برابر جلوه می دهند و در این رابطه متوسل به دروغ می شوند. ولی فقرائی که محبوب خداوندند، هیچ گاه دروغ نمی گویند.

6) «وَ لَمْ یَغْضِبُوا عَلیٰ رَبِّهِمْ» و بر خدای خویش خشم نمی گیرند.

معرفت و شناخت آنان به حدّی رسیده که می دانند، مصلحت مؤمن در چیزی است که خدا برای او پیش می آورد.

یا اگر معرفت آنان، این حد نرسیده باشد، لا اقل می دانند که از خدا شکوه نمودن شایسته مؤمن نیست. ازاین رو در زبان و دل از خدا شکایت ندارند.

7) «وَ لَمْ یَفرَحُوا بِما آتاهُمْ» و بر آنچه به دست آورده اند شادمان نمی شوند.

دو ویژگی فوق از سایر ویژگیها مهم تر است. در واقع این دو ویژگی ترجمان این آیه شریفه است که خدای متعال می فرماید: «لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ».(1)

ص: 94


1- . سوره حدید، آیه 23.

هرگز بر آنچه از دست شما رود دل تنگ نشوید، و بر آنچه به شما می رسد، خوشحال نشوید.(1)

برای آنان داشتن و نداشتن مال و مواهب دنیائی یکسان است، چون دل بستگی به دنیا ندارند که اگر چیزی به آنها برسد، مسرور و مغرور گردند، و اگر چیزی را از دست دهند، شدیداً ناراحت شوند به گونه ای که نتوانند خود را کنترل کرده و بر اعصابشان مسلّط شوند. به عبارت دیگر این فقرا با معرفت از خدای خویش و صفات اخلاقی، به مقام زهد دست یافته اند. امام علی علیه السلام فرمودند: زهد، فراهم شده در دو جمله است.

خداوند متعال فرموده:

تا بر آنچه از دستتان رفته اندوهگین نشوید و به آنچه به شما داده شادمانی نکنید) بنابراین کسی که برای از دست رفته افسوس نخورد، و برای آنچه بدستش می رسد شادمان نگردد، هر دو جانب زهد را به کف آورده است.(2)

14- ره آورد دلجویی

در فرهنگ روایی اسلام، پاداش فراوان دنیوی و اخروی، برای رسیدگی به امور فقرا و مساکین بیان گردیده است. برخی از مهم ترین آنها را با هم مررو می کنیم:

1) استغفار فرشتگان تا قیامت: امام صادق علیه السلام فرمودند: هرکس فقیر

ص: 95


1- . ارشاد القلوب دیلمی، ج 1، باب 54 و بحارالانوار، ج 77، ص 21.
2- . نهج البلاغه، حکمت شماره 439.

مسلمانی را یا پیراهن بپوشاند یا او را بهچیزی یاری دهد که هزینه زندگی وی را تأمین می کند. خداوند هفت هزار فرشته بر او می گمارد که برای هر گناهش تا روزی که در صور دمیده شود مغفرت می طلبد.(1)

2) آب و غذای بهشتی: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

هر کس مؤمن گرسنه ای را غذا دهد، خدا وی را از میوه های بهشتی اطعام کند. و هر کس او را در حال تشنگی آبی بنوشاند، خدا او را از شراب رحیق سر به مُهر بهشتی سیراب سازد.(2)

3) خشنودی خدا: رسول خدا صلی الله علیه و آله در این باره فرمودند: مَنْ اَکْرَمَ فَقیراً مُسْلِماً لَقَی اللهَ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ هُوَ عَنْهُ رٰاضٍ.(3)

هر کس فقیر مسلمانی را گرامی بدارد (در برطرف نمودن نیاز او کوشش کند) در حالی خدا را ملاقات خواهد کرد، که او از وی خشنود است.

4) شفاعت فقیران: امام صادق علیه السلام فرمودند: در قیامت منادی ای از سوی خدا ندا می دهد:

اَیْنَ الْفُقَراءُ... ثُمَّ یَقولُ لَهُمْ: اُنْظُرُوا وَ تَصَفَّحُوا وُجُوهَ النّاسِ، فَمَنْ اَتیٰ اِلَیْکُمْ مَعْروفاً فَخُذُوا بِیَدِهِ وَ ادْخِلُوهُ الْجَنَّةَ؛(4)

تهیدستان کجا هستند؟ آن گاه به آنان می فرماید: بنگرید و چهره های مردم را شناسائی کنید که هرکس به شما نیکی کرده دستش را بگیرید و او را به بهشت درآورید.

ص: 96


1- . الکافی، ج 2، ص 204.
2- . قرب الاسناد، ص 57 و مفاتیح الحیاة، ص 407.
3- . الفقیه، ج 4، ص 13.
4- . ثواب الاعمال، ص 183.

5) دعای مستجاب فقیران: امام سجّاد علیه السلام در این باره فرمودند: دَعْوَةُ السّٰائِلِ الْفَقِیر لا تُرَدُّ. دعای درخواست کننده فقیر و تهی دست ردّ نمی شود.(1)

فطرت انسانی بر این سبک استوار است که، برای کسی که به او خدمتی می کند یا دفع ضرری می نماید، یا سودی و نفعی به او می رساند یا، او را به مهر محبّت گرامی دارد، یا نیازش را برطرف کند، طلب خیر از خدا می نماید. و این دعا از سوی حق تعالی اجابت می گردد.

6) ثبات قدم در صراط: امام صادق علیه السلام در این باره فرمودند:

مَنْ کانَ وُصُولاً لِاِخْوانِهِ بِشَفاعَةٍ فی دَفْعِ مَغرَمٍ اَوْ مَغْنَمٍ ثَبَتَ اللهُ عَزَّوَجلَّ قَدَمَیْهِ یَوْمَ تَزِّلُ فِیهِ الْاَقْدامِ؛(2)

کسی که در کمک رسانی به برادران دینی و دفع زیان یا جلب سود، آنان را یاری کند، خداوند عزّوجلّ قدم های او را در روزی که قدم ها می لغزد ثابت نگه می دارد.

7) برگزیده حق تعالی: ثروتمندان تا زمانی که در یاریرسانی نیازمندان تلاش می کنند، برگزیده خداوند هستند.

امیرالمؤمنین علی علیه السلام در این باره فرمودند:

اِنَّ اللهَ سُبْحانَهُ یَختَصَّهُم بِالنِّعَمِ لِمَنافِع الْعِبادِ، یُقِرُّهٰا فی اَیْدِیهِمْ ما بَذَلُوا، فَاِذا مَنَعُوها نَزَعَهٰا مِنْهُمْ وَ حَوَّلَهٰا اِلیٰ غَیْرِهِمْ؛(3)

ص: 97


1- . وسایل الشیعه، ج 9، ص 425 و عدة الداعی، ص 68.
2- . وسایل الشیعه، ج 16، ص 342.
3- . بحارالانوار، ج 69، ص 28.

همانا برای خداوند سبحان بندگانی هست که نعمتهایش را به آنان اختصاص داده تا به مردم نفع برسانند، مادامی که بذل و بخشش می کنند، خداوند این نعمتها را برایشان نگه می دارد، و اگر نفع رسانی را انجام ندادند، از آنان گرفته و به دیگری می سپارد.

8) محبوب خداوند: رسول خدا صلی الله علیه و آله ، محبوبترین بندگان خدا نزد خدا، نافع ترین آنان برای بندگان خدا هستند. (نفع علمی، سیاسی، اقتصادی، خانوادگی، امنیتی و... را شامل می شود).

افزون بر آن همان گرامی صلی الله علیه و آله فرمودند:

اَحَبَّهُمْ اِلَی اللهِ عَزّوَجلَّ اَنْعَمَهُمْ لِعِیالِهِ؛(1)

محبوبترین مردم نزد خداوند، کسی است که به خانواده اش سودرسانی او بیشتر است.

امام صادق علیه السلام فرمودند: روز قیامت، بنده ای را می آورند که هیچ کار نیکی ندارد. به او گفته می شود: «به یادبیاور آیا کار نیکی کرده ای؟».

او به یاد می آورد و می گوید: پروردگارا، مرا هیچ کار نیکی نیست. جز آن که فلان بنده مؤمنِ تو بر من گذشت و از من آب خواست تا وضو بگیرد و نماز بخواند و من هم آبش دادم. آن بنده مؤمن را فرا می خوانند و وی آن کار را به یادش می آورد. (پس بنده مؤمن) می گوید: آری، ای پروردگار من! بر او گذشتم و از او آب خواستم. او هم مرا آب داد، وضو گرفتم و برای تو نماز خواندم.

ص: 98


1- . قرب الاسناد، ص 57.

پروردگار متعال (خطاب به آن بنده ای که این کار نیک را انجام داده بود) می فرماید: «تو را آمرزیدم. بنده ام را به بهشت ببرید».(1)

افزون بر آن، امام رضا علیه السلام فرمودند:

خداوند به داوود وحی فرمود: «یا داوود، هر کس از بندگان من که حسنه ای کوچک به نزد من آورد، او را داخل بهشت می کنم». داوود گفت: ای پروردگار من آن حسنه چیست؟ فرمود: گشایش و رفع غمی از مؤمن، هرچند با یک خرما. داوود گفت: حق است بر هر کسی که تو را بشناسد، این که امیدش از تو قطع ننماید.(2)

گاهی رحمت خدای متعال با یک چیز کوچکی فوران می کندو به جوش می آید. با یک چیز ساده، با برداشتن یک خار. روایت هست که یک خاری سر راه افتاده است. یک کسی می آید آن را برمی دارد و کنار می گذارد که به پای کسی نرود. خدا به خاطر همین یک کار تمام حساب و کتاب او را پاک می کند و او را به بهشت می برد، به خاطر این که نسبت به راحتی مردم حساس بوده است.(3)

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:

شخصی به سبب برداشتن شاخه ای خار از سر راه مردم به بهشت می رود.(4)

ص: 99


1- . الخصال، ج1، ص99؛ بحارالانوار، ج82، ص206.
2- . کلیات احادیث قدسی، ح 41.
3- . آیت الله سید حسن عالمی، سمت خدا، 28/12/99.
4- . میزان الحکمه، ح 12676.

ص: 100

دروازه سوم:

اشاره

راه دستیابی به سلامتی

بر بالای دروازه سوم بهشت نوشته شده بود: (لا اله الا الله، محمّد رسول الله، علیّ ولیّ الله). برای هر چیز راه و چاره ای است، و راه و چارۀ عافیت و سلامتی چهار خصلت است:

راه اوّل: قِلَّةُ الْکَلامِ: کم گفتن

راه دوم: وَ قِلَّةُ الْمَنامِ: کم خُفتن

راه سوم: وَ قِلَّةُ الْمَشی: کم راه رفتن

راه چهارم: و قِلَّةُ الطَّعامِ: کم خوردن(1)

راه اوّل: کم گویی

اشاره

یکی از راه های دستیابی به سلامت جسم و روح، کم سخن گفتن

ص: 101


1- . بحارالانوار، ج 8، ص 144.

است. زیرا در اثر پرگویی زمینه گناه و اشتباه بیشتر فراهم می شود. این نکته نیز مورد توجه و تأمل است که عدم اصلاح زبان خسارت های فراوان دنیوی و عقوبت سنگین اخروی برای انسان بوجود می آورد. و اصلاح زبان و سخن از اهمیت فراوانی در سرنوشت انسان برخوردار است. برخی از برکات کم گویی و مطالب مفید دیگر در این عرصه با هم می خوانیم:

1- ضرورت اصلاح زبان

در نگاه فرهنگ اسلام، اصلاح زبان و سخن گویی اندازه و به موقع از اهمیت و جایگاه خاصی برخوردار است، بگونه ای که معادل عمل نمودن به معارف همه قرآن محسوب می شود و موجب نجات انسان می گردد.

1- رسول خدا صلی الله علیه و آله در این باره فرمودند:

نَجاةُ الْمؤْمِنِ فی حِفْظِ لِسانِهِ؛(1)

نجات انسان مؤمن وابسته به نگهداری زبان اوست.

2- آیت الله میرزا جواد ملکی تبریزی رحمه الله در کتاب ارزشمند رساله لقاءالله می نویسد: روایت شده که حضرت سید انبیاء صلی الله علیه و آله با انبیاء ثلاثه علیهم السلام جمعشدند، هر کسی یکی چیزی فرمودند به این که هر کس فلان عمل انجام دهد به کتاب من عمل نموده است. آن حضرت هم

ص: 102


1- . سفینة البحار، ج 2، ص 510.

فرمودند: «هر کس زبانش را اصلاح کند به تمام قرآن عمل کرده است».(1)

3- افزون بر آن امام سجّاد علیه السلام در اهمیت اصلاح زبان و تأثیر آن در سلامتی سایر اعضاء فرمودند:

در هر بامداد زبان آدمیزاد بر تمام اعضایش مُشرف می شود و می گوید: چگونه هستید؟ می گویند: اگر تو ما را رها کنی ما خوبیم. و می گویند: خدا را، خدا را نسبت به ما یادآور، و سوگندش می دهند و می گویند: ما به سبب تو، ثواب و عقاب می شویم.(2)

2- تأثیر کلام در سرنوشت

مهم ترین وسیله تبادل اطلاعات در بین انسانها، سخن گفتن است. بنابراین سخن گفتن یک پدیدۀ اجتماعی است. و اگر انسان تنها زندگی می کرد نیازی به سخن گفتن نداشت. و در چنین وضعی شاید قادر به حرف زدن نبود. این امر خدادای به لطف خداوند در آفرینش انسان به ودیعت نهاده شده است:

1- از امام علی علیه السلام پرسیدند:

اَیُّ شَیْءٍ مِمّٰا خَلَقَ اللهُ اَحْسَنُ؟ فقال علیه السلام: اَلکَلامُ، فَقیلَ: اَیُّ شَیْءٍ مِمّٰا خَلَقَ اللهُ اَقْبَحُ؟ قال: اَلْکلامُ، ثُمَّ قالَ: بِالْکَلامِ اِبْیَضَّتِ الْوُجُوهُ، وَ بِالْکَلامِ اِسْوَدَّتِ الوُجوهُ؛(3)

ص: 103


1- . رساله لقاءالله، ص 104.
2- . اصول کافی، ج 3، ص 177.
3- . تحف العقول، ص 216.

بهترین چیزی که خدا آفریده کدام است؟ فرمود: سخن. عرض شد: زشت ترین چیزی که خدا آفریده کدام است؟ فرمود: سخن. سپس فرمود: با سخن است که روسفیدی حاصل می شود و با سخن است که روسیاهی به وجود می آید.

2- همان گرامی علیه السلام فرمودند:

لِلْاِنسانِ فَضیلَتانِ: عَقلٌ وَ مَنطِقٌ، فَبِالْعَقلِ یَسْتَفیدُ، وَ بِالْمَنطِقِ یُفیدُ؛(1)

انسان از دو مزیت برخوردار است: خرد و گویایی. با خرد بهره مند می شود و با گویائی بهره مند می سازد». (این دو مزیت از ویژگیهای مختص انسان است.

3- پیامبر خدا حضرت محمّد صلی الله علیه و آله ، ارزش و تأثیر کلام بر سرنوشت انسان فرمودند:

الف) گاه انسان سخن خشنود کنندۀ خدا می گوید که گمان نمی کند آن سخن بدانجا رسد که رسیده و خداوند متعال به سبب آن سخن خشنودی خود را تا روزی که دیدارش کند برای او می نویسد.

ب) و گاه انسان سخنی ناخرسند کنندۀ خداوند می گوید که گماننمی کند بدانجا رسد که رسید و خداوند به سبب آن سخن خشم و ناخشنودی خود را تا روزی که دیدارش کند، برای او می نویسد.(2)

4- از امام زین العابدین علیه السلام پرسیده شد: سخن افضل است یا

ص: 104


1- . غررالحکم، ح 7356.
2- . میزان الحکمه، ج 10، ص 186.

سکوت؟ فرمود: «هر یک از این دو را آفاتی است، پس اگر از آفت برکنار باشد، سخن از سکوت برتر است». گفته شد: یابن رسول الله، این فضیلت برای چیست؟ فرمود: «بدان جهت است که خداوند، پیامبران و اوصیای آنان را به سکوت مبعوث نفرمود، بلکه آنها را برانگیخت برای سخن گفتن، و کسی به وسیله سکوت، مستحق بهشت و شایسته ولایت خدا و نجات از جهنّم نخواهد شد. بلکه همه اینها در پرتو کلام و سخن گفتن عملی خواهد شد. من هیچ گاه ماه را با خورشید برابر نمی کنم، همین بس که تو فضیلت و ارزش سکوت را به وسیله سخن بیان می کنی، نه فضیلت سخن گفتن را با سکوت».(1)

3- خردمندان حکیم

کم گویی از نشانه های انسان حکیم است. انسان حکیم به حقایق اشیاء آگاهی دارد، از جمله آنها به حقایق کلام و سخنگفتن پی برده است. او می داند که در برابر سخنانش باید پاسخ گو باشد. ازاین رو مراقب سخنان خویش است.

خدای متعال می فرماید:

«مَا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ»؛(2)

انسان هیچ سخنی را بر زبان نمی آورد مگر این که فرشته ای مراقب و آماده نزد اوست.

ص: 105


1- . بحارالانوار، ج 71، ص 274.
2- . سوره ق، آیه 18 .

نافع روایت کرده که شنیدم رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرمود:

به حق می گویم لقمان پیغمبر نبود، ولیکن مردی بود که بسیار فکر می کرد، و یقین خوبی داشت، خدا را دوست می داشت، و خدا هم او را دوست داشت، و به دادن حکمت به او منّت نهاد.(1)

در میان اوصافی که برای لقمان در روایات ذکر شده یکی هم این است که امام صادق علیه السلام فرمود: آگاه باش که به خدا سوگند حکمت را به لقمان به خاطر حسب و دودمان و مال و فرزندان و یا درشتی در جسم و زیبایی رخسار ندادند. ولیکن او مردی بود که در برابر امر خدا سخت نیرومندی به خرج می داد، و به خاطر خدا از آنچه راضی نبود دوری می کرد، و مردی ساکت و فقیر احوال بود... .(2)

از سوی دیگر حکمت، خیر کثیر است که خدای سبحان به هر بنده ای صلاح بداند عطا می فرماید.

در آینه وحی می خوانیم:

«يُؤتِي الْحِكْمَةَ مَن يَشَاء وَمَن يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ»(3)

دانش و حکمت را به هر کس بخواهد (و شایسته بداند) می دهد، و به هر کس دانش داده شود، خیر فراوانی داده شده است، و جز خردمندان (این حقایق را درک نمی کنند) و متذکر نمی گردند.

ص: 106


1- . مجمع البیان، ج 8، ص 315.
2- . المیزان، ج 11، ص 331.
3- . سوره بقره، آیه 269.

4 - قهرمان واقعی

بعضی از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله سنگریزه ای را در دهان می گذاشتند و چون می خواستند حرف بزنند فکر می کردند، اگر برای خدا و در راه خدا و لوجه الله بود. سنگریزه را بیرون می آورند و آن حرف الهی را می زدند و سپس به خاموشی فرو می رفتند و اگر پس از فکر، درمی یافتند که آن حرف برای خدا نیست، سنگریزه را بیرون نمی آوردند و به خاموشی خود ادامه می دادند.(1)

حکایت: جوانان مسلمان سرگرم زور آزمایی و مسابقهوزنه برداری بودند. سنگ بزرگ آنجا بود که مقیاس قوت و مردانگی جوانان به شمار می رفت و هر کس به قدر توانایی خود آن را حرکت می داد. در این هنگام رسول اکرم صلی الله علیه و آله رسید و پرسید: «چه می کنید؟». عرض کردند: داریم زورآزمایی می کنیم، می خواهیم ببینیم کدام یک از ما قوی تر و زورمندتر است.

حضرت صلی الله علیه و آله فرمود: «مایلید که من بگویم چه کسی از همه قوی تر و نیرومندتر است؟» عرضه داشتند: البته، چه از این بهتر که رسول خدا صلی الله علیه و آله داور مسابقه باشد و نشان افتخار را او بدهد. افراد حاضر همه منتظر و نگران بودند که رسول خدا صلی الله علیه و آله ، کدام را بعنوان قهرمان معرفی خواهد کرد؟ رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:

ص: 107


1- . رسالة حقوق امام سجّاد علیه السلام (شرح نراقی)، ص 68.

«از همه قوی تر و نیرومندتر کسی است که:

1. اگر از چیزی خوشش آمد و مجذوب آن شد، علاقه به آن چیز او را از مدار حقّ و انسانیّت خارج نسازد و به زشتی آلوده نکند.

2. و اگر در موردی عصبانی شد و موجی از خشم در روحش پدیدار شد، تسلط بر خویشتن را حفظ کند و جز حقیقت نگوید و کلمه ای دروغ یا دشنام بر زبان نیاورد.

3. و اگر صاحب قدرت و نفوذ گشت و مانع ها از جلویشبرداشته شد، زیاده از میزانی که استحقاق دارد دست درازی نکند».(1)

5 - ره آورد کم گویی

اشاره

یکی از آموزه های برجسته و ممتاز فرهنگ روایی اسلام بویژه در بُعد اخلاق و خودسازی، بیان فضائل و برکات کم گویی است. این حقیقت در بیانات راهبردی پیشوایان دین این گونه بازتاب یافته است. برای نمونه:

الف: اسلام نیکو

رسول خدا صلی الله علیه و آله ، پرهیز از بیهوده گویی را نشانه دین درست و استوار انسان دانسته، می فرماید:

اِنَّ مِن حُسنِ اِسْلامِ الْمَرْءِ قِلَّةُ الْکلامِ فِیما لا یَعْنِیهِ؛(2)

ص: 108


1- . وسایل الشیعه، ج 2، ص 469. داستان راستان، ص 96.
2- . میزان الحکمه، ج 10، ص 194.

از نشانه های نیکوئی اسلام آدمی، این است که کمتر سخن می گوید در آنچه او را سودی نمی بخشد.

همان گرامی صلی الله علیه و آله ، کم گویی را نشانه فهم درست دین دانسته می فرماید:

مِن فِقْهِ الرَّجُلِ قِلَّةُ کَلامِهِ فِیما لا یَعنِیهِ؛(1)

نشانه فهمیدگی مرد این است که کمتر سخن بیهوده می گوید».

افزون بر آن امام باقر علیه السلام فرمودند: ابوذر گفت:

اِجْعَلِ الدُّنیا کَلَمَتَیْنِ: کَلَمَةٌ فی طَلَبِ الْحَلالِ، وَ کَلَمَةٌ لِلْآخِرَةِ، وَ الثّالِثةُ تَضُ-رُّ وَ لا تَنْفَعُ، فَلا تُرِدْها؛(2)

دنیا را در دو کلمه قرار بده: کلمه ای در طلب روزی حلال و کلمه ای برای آخرت و کلمه سوم زیان می زند و سود نمی رساند، پس به آن نپرداز.

ب: عنایت ویژه خداوند

اِذا اَرادَ اللهُ سُبحانَهُ صَلاحِ عَبْدٍ اَلْهَمَهُ قِلَّةَ الْکَلامِ وَ قِلَّةَ الطّعامِ وَ قِلَّةَ الْمَنامِ؛(3)

هرگاه خداوند سبحان صلاح بنده ای را بخواهد، کم گویی، کم خوری و کم خوابی را در دل او می افکند.

ص: 109


1- . بحارالانوار، ج 2، ص 55.
2- . بحارالانوار، ج 71، ص 278.
3- . غررالحکم، ح 4117. میزان الحکمه، ج 10، ص 195.

حکایت: یکی از آقایان از علّامه طباطبایئ رحمه الله پرسید: چه کنم تا در نماز حضور قلب داشته باشم؟ ایشان فرمودند: اگر می خواهی در نماز حضور قلب داشته باشی، کم حرف بزن.

توضیح روان شناختی این است که وقتی انسان زیاد حرف می زند، ذهنش به امور گوناگون مشغول می گردد و در نتیجۀ پراکنده نگری، قدرت تمرکز از او گرفته می شود، لذا در نمازنیز نمی تواند حواسش را جمع کند و فکرش پراکنده می گردد. امّا وقتی عادت کرد جلوی زبانش را بگیرد و هر حرفی را نزند، قدرت تمرکز پیدا می کند.(1)

ج: سلامت جان

یکی از فواید کم گویی این است که پرده ای است بر عیب های باطنی انسان همان گونه که لباس عیب های ظاهری را می پوشاند. امام علی علیه السلام در این باره فرمودند:

مَنْ قَلَّ کَلامُهُ بَطَلَ عَیْبُهُ؛(2)

کسی که گفتارش اندک باشد عیبش نابود شود.

همان گرامی علیه السلام فرمودند:

اِنْ اَحْبَبْتَ سَلامَةَ نَفْسِكَ وَ سَترَ مَعایِبِكَ فَاَقْلِلْ کَلامَكَ وَ اَکثِرْ صَمْتَكَ...؛(3)

ص: 110


1- . راهیان کوی دوست، ص 202.
2- . غررالحکم، ح 8411.
3- . همان، ح 3725.

اگر دوستدارِ سلامت جان خود و پوشیده ماندن عیبهایت هستی، کمتر سخن گوی و بیشتر خاموش باش... .

افزون بر آن فرمودند: کم گویی عیبها را می پوشاند و گناهان را می کاهد... کم گویی، معایب را می پوشاند و از لغزش ایمن می گرداند.(1) تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد.

د: فرزانگی

کم گویی و سکوت سبب کسب صلاحیت دوستی با بزرگان و فرزانگان و سرانجام اولیای الهی می گردد. امام علی علیه السلام در این باره می فرماید:

کانَ لی فی ما مَضیٰ اَخٌ فِی اللهِ... وَ کانَ اِذا غُلِبَ عَلَی الکَلامِ لَمْ یُغلَبْ عَلَی السّکوتِ، وَ کان عَلیٰ مٰا یَسْمَعُ اَحْرَصُ مِنهُ عَلیٰ اَنْ یَتَکَلَّمَ؛(2)

مرا در گذشته برادری بود در راه خدا... و اگر در سخن مغلوب می شد، در سکوت مغلوب نمی شد و به شنیدن حریصتر بود تا گفتن.

و نیز فرمود:

وَ کانَ اَکثَرَ دَهْرِه صٰامِتاً فَإنْ قالَ بَذَّ الْقائِلینَ؛(3)

و بیشتر اوقات زندگی اش ساکت بود و اگر سخن می گفت بر گویندگان چیره می گشت.

ص: 111


1- . همان، ح 6767 و 6770.
2- . نهج البلاغه، حکمت 289.
3- . نهج البلاغه، حکمت 289.

اشاره به این است که هرگاه سخن می گفت گزیده و حساب شده می گفت به گونه ای که از همه پیشی می گرفت و شنوندگان را بهره مند می ساخت.

6 - عیش آخرت

از شمار برکات کم گویی، رسیدن به فلاح و رستگاری است، افزون بر آن در فرهنگ قرآن یکی از نشانه های مؤمن حقیقی شمرده شده است. خدای متعال در این باره می فرماید:

«قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ * الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ * ... الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ»؛(1)

به یقین مؤمنان رستگار شدند. آنها که در نمازشان خشوع دارند. و آنها که از لغو و بیهودگی رویگردانند... کسانی که بهشت برین را به ارث می برند.

نکات:

1) فلاح به معنای ظفر یافتن و بدست آوردن و رسیدن به آرزو است. و این بدو صورت است:

الف) دنیوی: و ظفر یافتن دنیوی رسیدن به سعادت زندگی است، یعنی چیزی که زندگی را گوارا می سازد و آن در درجه اوّل بقاء و سپس توانگری و عزّت است.

ص: 112


1- . سوره مؤمنون، آیات 1 - 11.

ب) ظفر اخروی در چهار چیز خلاصه می شود:

بقایی که فنا نداشته باشد، غنایی که دستخوش فقر نشود، عزّتی که آمیخته با ذلّت نشود، و علمی که مشوب با جهل نباشد. و به همین جهت گفته اند: «عیش جز عیشِ آخرتنیست».(1)

2) کار لغو: کاری است که فایده نداشته باشد... کارهای لغو در نظر دین، آن اعمال مباح و حلالی است که صاحبش در آخرت و یا در دنیا از آن سودی نبرد و سرانجام آن، منتهی به سود آخرت نگردد. مانند خوردن و آشامیدن به انگیزه شهوت که در غذا لغو است. چون غرض از خوردن و آشامیدن، گرفتن نیرو برای اطاعت و عبادت خداست.

3) خدای عزّوجلّ در وصف مؤمنین نفرموده که به کلی لغو را ترک می کنند، بلکه فرموده: از آن اعراض می کنند، چون هر انسانی هر قدر که با ایمان باشد، در معرض لغزش و خطا است.(2)

راه دوم: کم خوابی

اشاره

از جمله راه های مهم به منظور دستیابی به عافیت جسم و جان، پرهیز از زیاده روی در خواب است. زیرا کم خوابی از عنایت های ویژه خداوند تبارک و تعالی است، که به هر کس صلاح بداند مرحمت می فرماید. کم خوابی در شب موجبات، اُنس و عبادت با حق تعالی را فراهم نموده و فیوضات شب زنده داری در حیات طیّبه انسان تأثیر

ص: 113


1- . المیزان، ج 15، ص 4.
2- . همان، ص 9.

فوق العاده دارد. برخی ازعرصه های این میدان به قرار زیر است:

1- آرامش جسم و جان

خواب یکی از نعمتهای ارزشمند الهی است موجب آرامش جسم و تجدید قوای بدن انسان است. خدای متعال در این باره می فرماید: (وَجَعَلْنَا نَوْمَكُمْ سُبَاتًا).(1)

و خواب شما را مایه آسایش و استراحت قرار دادیم.

علّامه طباطبائی قدس سره می فرماید:

سُبات به معنای راحتی و آسایش است، زیرا خواب باعث آرامش و آسودگی قوای جسمانی از خستگی و رنجی می شود که هنگام بیداری بر اثر تصرّفات نفس در بدن عارض می شود.(2)

امام علی علیه السلام در این باره فرمودند:

اَلنّومُ رٰاحَةٌ مِنْ أَلَمْ وَ مُلائِمُهُ الْمَوتُ؛

خواب مایه آرامش و آسودن از درد و رنج است و همسنخ آن مرگ است.(3)

افزون بر آن، امام سجاد علیه السلام در فرهنگ نیایشی اسلام درباره شب و خواب در آن می فرماید:

فَخَلَقَ لَهُمُ اللَّیْلَ لِیَسْکُنوا فِیهِ مِنْ حَرَکاتِ التَّعَبِ، وَ نَهَضاتِ

ص: 114


1- . سوره نبأ، آیه 9.
2- . المیزان، ج 20، ص 162.
3- . غررالحکم، ح 1461.

النَّصبِ، و جَعَلَهُ لِباساً لِیَلْبَسوا مِنْ رٰاحَتِهِ وَ مَنامِهِ، فَیَکُونَ ذٰلِكَ لَهُمْ حَماماً و قُوَّةً، وَ لِیَنالُوا بِهِ لَذَّةً وَ شَهْوَةً؛(1)

شب را آفرید تا بندگانش در آن از حرکات رنج آور و فعالیت های آزاردهنده بیاسایند، و آن را به مثابه پوششی گردانید تا در آن به خواب راحت روند. تنشان بدان آسوده شود و نشاط و نیرو گیرد و خود به لذت و کامیابی رسند.

از آنچه بیان شد، فرا می گیریم:

1- خواب یکی از نعمتهای الهی است و انسان نیازمند است که در طول شبانه روز مقداری استراحت کند و بخواب رود.

2- خوابیدن فی نفسه، هیچ مطلوبیت و یا فایده ای حتی برای دنیای انسان ندارد مگر آن اندازه ای که موجب رفع نیاز انسان و تجدید قوای او برای پرداختن به وظائف واجبش می گردد.

3- اگر انگیزۀ انسان از خوابیدن رفع خستگی و تجدید قوا نباشد، کار عاقلانه ای انجام نداده است. زیرا این کار به منزله تلف کردن بیهودۀ بخشی از عمر است.(2)

امام صادق علیه السلام در این باره فرمودند:

خواب کنید مانند خواب اهل عبرت، نه چون کسانی که در غفلت هستند، زیرا عبرت گیرندگان فهمیده و زیرک به خاطراستراحت و نیروگرفتن تن می خوابند نه برای لذت و خوشی و شادی طلبیدن.(3)

ص: 115


1- . صحیفه سجادیه، دعای 6.
2- . پندهای امام صادق علیه السلام به ره جویان صادق، ص 110 - 113.
3- . مصباح الشریعه، ص 181.

2- میانه روی در خواب

در کلامی نورانی و تربیتی، امام صادق علیه السلام به عبدالله بن جندب می فرماید:

یا ابْنَ جُنْدَبْ اَقِلَّ النّومَ بِاللَّیْلِ وَ الْکَلامَ بِالنَّهارِ...؛(1)

فرزند جندب، شب ها کم بخواب و روزها کم حرف بزن.

در توضیح روایت فوق بیان چند نکته ضروری است:(2)

1- انسان باید از افراط و تفریط بدور باشد. مثلاً گاهی، افراد با شنیدن سفارش هایی که درباره کم خوابی شده است، یا خواندن داستانهایی که از چگونگی غلبه به خواب از بزرگان نقل گردیده. درصدد انجام آن امور برمی آیند و با این کار سلامتی خود را از دست می دهند.

2- کسانی هستند که مبتلا به بی خوابی اند و برای رفع این حالت و این که کمی بخواب روند، مرتب از داروهایی که عوارض جانبی هم دارد، استفاده می کنند، بنابراین داشتن خواب راحت نعمت بزرگ الهی است و نباید آن را از دست داد.

3- انسان نباید بیش از حدّ لازم بخوابد و فعالیتهای حیاتی خود از قبیل فکر کردن، کار و تلاش نمودن، و... را تعطیل کند. البته مقدار نیازی که افراد به خواب دارند با یکدیگر متفاوت است و بستگی به نوع مزاج

ص: 116


1- . بحارالانوار، ج 78، ص 279.
2- . برگرفته از کتاب پندهای امام صادق علیه السلام ، ص 113- 115 با اندکی تغییر.

افراد، سنین مختلف عمر، فعالیتهای انسان و... دارد. معمولاً افراد با خودشان با تجربه ای که دارند و یا دستوری که پزشک به آنها می دهد نیاز خود را به خواب می دانند.

4- از دستورات قرآن استفاده می شود که نیاز انسان به خواب آن چنان هم زیاد نیست. و مقدار کمی از شب برای استراحت و تجدید قوا لازم است.

خدای متعال به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید:

«يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ * قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا * نِصْفَهُ أَوِ انقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا»؛(1)

ای جامه به خود پیچیده. شب را جز کمی به پا خیز. نیمی از شب را، یا کمی از آن کم کن.

و هم چنین در وصف متقین می فرماید:

«كَانُوا قَلِيلًا مِّنَ اللَّيْلِ مَا يَهْجَعُونَ * وَبِالْأَسْحَارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ»؛(2)

و از شب اندکی را خواب می کردند و سحرگاهان از درگاه خدا طلب آمرزش و مغفرت می نمودند.

3- عبرت آموزی از خواب

از نگاه فرهنگ قرآن و بیانات راهبردی پیشوایان خواب شبیه مرگ است ارواح مردم در هنگام خواب و مردن توسط خداوند قبض می شود. سپس روحی که مرگش فرا رسیده نزد خداوند نگه داشته می شود و

ص: 117


1- . سوره مزمل، آیات 1 - 3.
2- . سوره ذاریات، آیات 17 و 18.

روحی که اجلش فرا نرسیده به بدن بازگردانده می شود. این واقعیت در آینه وحی و کلام معصومین علیهم السلام این گونه می آموزیم:

«اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضَ-ى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَيُرْسِلُ الْأُخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ»؛(1)

خداوند ارواح را به هنگام مرگ قبض می کند، و روح کسانی را که نمرده اند نیز به هنگام خواب می گیرد، سپس ارواح کسانی که فرمان مرگشان را صادر کرده نگه می دارد، و ارواح دیگری که باید زنده بمانند باز می گرداند تا سرآمدی معیّن، این امر نشانه روشنی است برای کسانی که می اندیشند.

رسول خدا صلی الله علیه و آله خطاب به امیرمؤمنان علی علیه السلام در این باره فرمودند:

یا علی، ارواح شیعیان تو، چه در خواب و چه در موقع مرگ، به آسمان بالا می رود و همان گونه که مردم به هلال ماهمی نگرند، فرشتگان از شوقِ آنها و مشاهدۀ منزلتشان نزد خداوند عزّوجلّ، به ایشان می نگرند.(2)

افزون بر آن امام باقر علیه السلام درباره خواب شیعیان فرمودند:

به خدا سوگند، هیچ بنده ای از شیعیان ما نخوابد، مگر این که خداوند عزّوجلّ روح او را به آسمان بالا برد و آن را برکت می دهد. پس اگر اجلش رسیده باشد، آن را در گنجینه های رحمت خود و در باغ بهشت

ص: 118


1- . سوره زمر، آیه 42.
2- . امالی صدوق، ص 657.

و در سایه عرش خویش قرار دهد. و اگر اجلش بعداً باشد، آن را همراه دسته ای از فرشتگان امین خود می فرستد تا به کالبدی که از آن بیرون آمده است برگردانند و در آن آرام گیرد.(1)

بنابر آنچه بیان شد، انسان همیشه باید آماده مرگ باشد و امورات زندگی خویش را اصلاح نماید و به هر خواب خویش به دیده عبرت نگاه کند ممکن است خواب آخرش باشد و هرگز روح او به کالبدش بازنگردد.

امام صادق علیه السلام در این رابطه فرمودند: «به وسیله خواب استدلال کن بر مرگی که هیچ گونه راهی برای بیداری شدن و اصلاح کردن اعمال و امور گذشته در آن نیست».(2)

4- آداب خوابیدن

اشاره

بمنظور بهره مندی هرچه بیشتر از نعمت ارزشمند خواب، در فرهنگ روایی اسلام آدابی بیان گردیده است. برخی از مهم ترین آنها به قرار زیر است:

الف: پاکیزگی و بهداشت

یکی از آداب خوابیدن، پاکیزگی و رعایت بهداشت فردی است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:

ص: 119


1- . کافی، ج 8، ص 213.
2- . مصباح الشریعه، باب چهل و دوم، ص 183.

اِنَّ اللهَ طَیِّبٌ یُحِبُّ الطَّیِبَ، نَظِیفٌ یُحِبُّ النَّظافَةَ؛(1)

خداوند پاکیزه است و شخص پاک را دوست می دارد، پاکیزه است و پاکیزگی را دوست می دارد.

همان گرامی صلی الله علیه و آله درباره خوابیدن با بدن پاکیزه فرمودند:

این بدن ها را پاکیزه سازید (تا) خداوند (جان) شما را پاکیزه گرداند، زیرا هیچ بنده ای نیست که شب با بدنی پاکیزه بخوابد مگر این که فرشته ای در میان جامۀ او با وی بخوابد، و هیچ ساعتی از این پهلو به آن پهلو نمی چرخد مگر این که فرشته می گوید: اَللّهمَّ اغْفِرْ لِعَبدِكَ فَإنَّهُ بٰاتَ طاهراً؛ خدایا، بنده ات رابیامرز، زیرا که با بدنی پاکیزه خوابیده است.(2)

همان گرامی صلی الله علیه و آله فرمودند:

1) هیچ یک از شما با دست های چرب (از غذا) نخوابد. پس اگر چنین کرد و گزندی از شیطان به او رسید، کسی را جز خود سرزنش نکند.

2) دست و صورت کودکان خود را از چربی های غذا و بوی گوشت بشویید، زیرا شیطان بوی چربی و گوشت را می بوید و کودک در خواب می ترسد و دو فرشته موکّل وی از آن بو اذیّت می شوند.(3)

ب: طهارت (با وضو)

یکی دیگر از آداب خوابیدن، با وضو و طهارت بودن است که فضیلت بسیار دارد. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

ص: 120


1- . میزان الحکمه، ج 12، ص 262.
2- . همان.
3- . همان، ص 495. امالی صدوق، ص 510.

مَنْ نامَ عَلَی الْوُضوءِ اِنْ اَدْرَکَهُ الْمَوْتُ فی لَیْلِهِ فَهُوَ عِندَ اللهِ شَهِیدٌ؛(1)

هرکس با وضو بخوابد، اگر در آن شب بمیرد نزد خدا شهید است.

امام صادق علیه السلام در این باره فرمودند:

هر که طهارت (وضو) بگیرد و سپس به بسترش رود، در آن شب بستر او به منزل مسجد اوست و اگر یادش آید که وضو ندارد، به همان لحاف خود، هر چه باشد، تیمم کند، اگر چنین کند پیوسته در نماز و ذکر خداوند عزّوجلّ باشد.(2)

همان گرامی علیه السلام فرمودند به نقل از پدرانش علیهم السلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله خطاب به اصحاب خود فرمودند:

... کدام یک از شما تمام شب را شب زنده داری می کند؟ سلمان گفت: من. یکی از اصحاب عصبانی شد و گفت: تو بیشتر شب را می خوابی. سلمان گفت: چنین نیست که تو می پنداری. من از حبیبم رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرماید: هر که شب را با طهارت بخوابد، چنان است که شب زنده داری کرده است.(3)

حضرت امام خمینی قدس سره فرمودند: جناب عارف بزرگوار و شیخ عالی مقدار ما (آیت الله شاه آبادی) فرمودند:

«وضو لباس جُندی است».(4) آری اینان با وضوء فی الواقع خود را برای

ص: 121


1- . بحارالانوار، ج 76، ص 183.
2- . همان، ص 182.
3- . معانی الاخبار، ص 234. میزان الحکمه، ج 12، ص 496.
4- . اربعین حدیث امام خمینی، ص208.

ورود به این میدان (اخلاق و معنویت) آماده می کند، کما این که یک رزمنده وقتی به میدان جنگ عزیمتمی کند، لباس رزم را می پوشد.(1)

ج: محاسبه

یکی از آداب مهم شب و قبل از خواب، حسابرسی اعمال روز است. در سیره عملی اولیای الهی و فرزانگان و علمای ربّانی، دارای جایگاه ویژه می باشد. این حقیقت در بیانات راهبردی پیشوایان این گونه بازتاب یافته است:

1. امام صادق علیه السلام در این باره فرمودند:

اِذا آوَیْتَ اِلیٰ فِراشِكَ فَانْظُرْ مٰا سَلَکْتَ فی بَطنِكَ وَ مٰا کَسَبْتَ فی یَوْمِكَ، وَ اذْکُرْ اَنَّكَ مَیِّتٌ وَ اَنَّ لَكَ مُعاداً؛(2)

هرگاه به بسترت رفتی بیندیش که در آن روز چه غذایی روانه شکم کرده ای و چه بدست آورده ای، و به یاد آر که خواهی مرد و معادی در پیش داری.

یعنی حسابرسی کن که آیا غذای تو حلال بوده یا حرام، در طول روز اطاعت خدا نموده ای یا گناه از تو سر زده، و بدان که مرگ هم مثل خواب است و سرانجام خواهی مرد و به حساب تمام اعمال تو رسیده می شود. پس خود حسابگر اعمال خود باش.

2. امام کاظم علیه السلام فرمودند:

ص: 122


1- . در طواف خورشید، ص 91.
2- . بحارالانوار، ج 76، ص 190.

لَیْسَ مِنّا لَمْ یُحٰاسِبْ نَفْسَهُ فی کُلِّ یَوْم، فَاِن عَمِلَ خَیْراً اسْتَزادَ الله مِنْهُ وَ حَمِدَ اللهَ عَلَیْهِ، وَ اِنْ عَمِلَ شَیئاً شَرّاً اسْتَغفَرَ اللهَ وَ تابَ اِلَیْهِ؛(1)

از ما نیست کسی که هر روز به حساب خود رسیدگی نکند و ببیند اگر کار نیکی انجام داده است از خداوند توفیق انجام بیشتر آن را بخواهد و خدا را بر آن سپاس گوید، و اگر بدی انجام داده است، از خدا آمرزش بخواهد و توبه کند.

بنابراین یکی از آداب شب و قبل از خواب رسیدگی به اعمال روز است که ثمره آن اصلاح نفس و نیک بختی است از این رو امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمودند: «مَنْ حٰاسَبَ نَفْسَهُ سَعِدَ»(2) هر کس از نفس خود حسابرسی کند سعادتمند شود.

د: قرائت قرآن و دعا

یکی دیگر از آداب قبل از خواب قرائت قرآن و دعا بدرگاه خداست. رسول خدا صلی الله علیه و آله در این باره فرمودند:

مَنْ قَرأَ «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» حِینَ یَأخُذُ مَضْجَعَهُ، غَفَرَ اللهُ عزّوجلَّ لَهُ ذُنُوبَ خَمسینَ سَنَةً؛(3)

هر کس وقتی وارد بستر خود می شود سوره «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» بخواند، خداوند گناهان پنجاه سال او را می آمرزد.

ص: 123


1- . الاختصاص، ص 26.
2- . غررالحکم، ح 7887.
3- . امالی صدوق، ص 64.

امام علی علیه السلام فرمودند:

مَنْ قَرَأَ «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» حِینَ یَأخُذُ مَضْجَعَهُ، وَکَّلَ اللهُ عزّوجلّ بِهِ خَمسینَ اَلْفَ مَلَكٍ یَحْرُسُونَهُ لَیْلَتَهُ؛(1)

هر کس وقتی وارد بسترش می شود «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» بخواند، خداوند پنجاه هزار فرشته بر او بگمارد تا در آن شب از وی پاسداری کنند.

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

هر کس موقع خواب سوره (الهاکم التکاثر) بخواند، از عذاب قبر محفوظ ماند.(2)

همان گرامی صلی الله علیه و آله فرمودند:

هرگاه فردی از شما به بسترش رفت بگوید: اَللّهُمَّ اِنْ اَمْسَکْتَ نَفْسی فَاغْفِرْ لَها، وَ اِنْ اَرْسَلْتَها فَاحْفَظْها بِما تَحْفَظُ بِهِ عِبادَكَ الصّالحینَ.

خداوندا، اگر جان مرا در خواب گرفتی، پس آن را بیامرز، و اگر به پیکرم باز گرداندی آن را چنان که بندگان صالح خود را حفظ کنی، حفظ کن.(3)

امام هادی علیه السلام فرمودند:

ما اهل بیت هنگام خوابیدن ده چیز را مراعات می کنیم:

1) طهارت داشتن. 2) صورت بر کف دست نهادن. 3) 33مرتبه سبحان الله گفتن. 4) 33 مرتبه الحمدلله گفتن. 5) 34 مرتبه الله اکبر گفتن. 6) رو

ص: 124


1- . الخصال، ص 631.
2- . بحارالانوار، ج 76، ص 196.
3- . علل الشرایع، ص 589.

به قبله خوابیدن بگونه ای که صورت رو به قبله باشد. 7) خواندن سوره حمد. 8) خواند آیة الکرسی. 9) خواندن آیه شهادت (آیه 18 آل عمران) 10) ذکر نشده است پس هر کس چنین کند بهرۀ خود را از شب گرفته است.(1)

5 - دستورالعمل سودمند

در کتاب خلاصه الاذکار از حضرت زهرا’ روایت شده است که حضرت رسول خدا صلی الله علیه و آله بر من وارد شد در وقتی که من رختخواب خود را پهن کرده بودم و می خواستم بخوابم. فرمود: ای فاطمه مخواب مگر آن که چهار عمل به جای آوری. 1) ختم قرآن کنی 2) و پیغمبران را شفیع خود گردانی 3) و مؤمنین را از خود خوشنود سازی 4) و حجّ عمره بکنی. این را فرمود و وارد نماز شد. من توقف کردم تا نماز خود را تمام کرد.

گفتم: یا رسول الله، امر فرمودی به چهار چیز که من قدرت ندارم در این وقت آن را به جا آورم. آن حضرت تبسّم کرد و فرمود:

1) «هرگاه بخوانی (قل هو الله احد) سه مرتبه گویا ختمقرآن کرده،

2) و هرگاه صلوات بفرستی بر من و پیغمبران قبل از من، ما شفیعان تو خواهیم بود.

3) و هر گاه استغفار کنی برای مؤمنین، پس تمامی ایشان از تو خشنود شوند.

ص: 125


1- . سنن النبی صلی الله علیه و آله ، ص 80.

4) و هرگاه بگوئی سبحان الله و الحمدلله و لا اله الّا الله و الله اکبر. پس حج عمره کرده ای.(1)

5) محدث قمی می گوید: کفعمی نقل کرده که هر کس وقت خواب سه مرتبه بگوید:

یَفعَلُ اللهُ ما یَشاءُ بِقُدْرَتِهِ وَ یَحْکُمُ مٰا یُریدُ بِعِزّتِهِ.

یعنی: می کند خدا هرچه خواهد به قدرتش و حکم می کند هرچه خواهد بعزتش. مثل آنست که هزار رکعت نماز خوانده است.(2)

حکایت: دو برادر نزد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آمدند و عرض کردند: قصد سفر تجاری به شام داریم، به ما چیزی بیاموز که از خطرات در امان باشیم. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:

در راه به هر منزلگاهی رسیدید، نماز عشاء را بخوانید و ا گر بعد از آن قصد خوابیدن داشتید، تسبیح فاطمه زهرا’ را بگوئید، سپس آیة الکرسی را بخوانید، زیرا هر یک از شما آیة الکرسیرا بخواند، تا صبح از هر خطری محفوظ است.(3)

6 - درکِ فیض سحر

رسول خدا حضرت خاتم صلی الله علیه و آله در ضمن روایتی اهمیت درک فیوضات سحرگاهان را اینگونه بیان می فرماید:

ص: 126


1- . حاشیه مفاتیح الجنان، ص960.
2- . همان، ص963.
3- . بحارالانوار، ج73، ص246؛ محاسن، ج2، ص368.

در ایّام عمرتان نسیم های عنایت و جذبه های حق تعالی می وزد، هوشیار باشید که خود را در معرضِ آن قرار دهید (خودتان را آماده پذیرش و تأثیر آن کنید).(1)

این نسیم همیشه یکسان و یکنواخت نیست و در بعضی مکانها و زمانها از جمله سحرگاهان بیشتر می وزد. نظر به این حقیقت شیخ اجل توصیه می کند:

به غنیمت شمر ای دوست دم عیسی صبح *** تا دل مرده مگر زنده کنی کین دم از اوست(2)

و حافظ شیرین سخن گنج سعادت خویش را از سحرخیزی دانسته این گونه می سراید:

هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ *** از یمن دعای شب و ورد سحری بود(3)

افزون بر آن، امام باقر علیه السلام از قول رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید:

اِنّ لِلّهِ تعالی، مُنادِیاً یُنادِی فِی السَّحَرِ هَلْ مِنْ دٰاعٍ فَاُجِیبَهُ؟ هَلْ مِن مُسْتَغفِرٍ فَاَغْفِرَ لَهُ؟ هَلْ مِنْ طٰالِبٍ فَاُعْطِیَهُ؟(4)

به درستی که خداوند تعالی منادی یی هست که در سحر ندا می دهد: آمرزش خواهی هست که او را بیامرزم؟ دعاکننده ای هست که تا جوابش بدهم؟ خواستاری هست تا به او عطا کنم؟

ص: 127


1- . بحار، ج 68، ص 321.
2- . کلیات سعدی.
3- . دیوان حافظ.
4- . رساله لقاء الله، ص113.

و دیگر این که آن وقت (سحر) هنگامی است که یعقوب به فرزندانش وعده داد که برای آنها طلب آمرزش کند. و وقتی است که آمرزش خواهان در سحر مدح شده اند.(1)

راه سوم: کم راه رفتن

اشاره

مراد از کم راه رفتن، بدنبال جمع آوری دنیا کم دویدن است. زیرا دنیا محل زندگی موقت انسان بوده و دار فانی است. امّا زندگی آخرت دارِ ابدی و همیشگی انسان آفریده شده است هر چه انسان به دنیا دلبستگی بیشتری داشته باشد، رنج و سختی مشکلات بیشتری را برای خود در زندگی دنیا و آخرت فراهم می نماید. از این رو، راز سلامتی جسم و روح انسان در عدم تلاش زیاد برای دنیا و دلبسته نبودن به آن است. مطالبیمختصر و مفید در این عرصه با هم مرور می نمائیم:

1 - نامگذاری دنیا

خدای متعال در قرآن می فرماید:

«فَخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ وَرِثُواْ الْكِتَابَ يَأْخُذُونَ عَرَضَ هَذَا الأدْنَى»؛(2)

آن گاه بعد از آنان، جانشینانی وارث کتاب آسمانی شدند که متاع این دنیای پست را می گیرند.

ص: 128


1- . رساله لقاء الله، ص 113 و 114.
2- . سوره اعراف، آیه 169.

علّامه مجلسی می گوید:

مقصود از «اَدْنیٰ» در روایت، دنیاست از ریشه «دنو» به معنای نزدیک... جزری می گوید: دنیاه، نامی است برای این زندگی دنیا، چون آخرت از آن دورتر است.(1)

علاوه بر آن، رسول خدا صلی الله علیه و آله در پاسخ به این پرسش که چرا دنیا را دنیا گفته اند؟ فرمود:

دنیا، پست و نزدیک (به ما) و پیش از آخرت آفریده شده است. اگر دنیا هم زمان با آخرت آفریده شده بود، اهل آن فانی نمی شدند، چنان چه اهل آخرت فنا نمی پذیرند.(2)

امام علی علیه السلام در این باره فرمود:

اِنّما سُمِّیَتْ الدُّنیا دُنیا، لِاَنَّها اَدْنیٰ مِنْ کُلِّ شَیْءِ؛(3)

دنیا را دنیا نامیده اند، چون فرومایه تر از هر چیزی است.

2- مَثَل دنیا

دنیا مثل بازاری است که پایان آن به یک بیابان بزرگ منتهی می گردد، در این بیابان هیچ چیز وجود ندارد. انسان باید تمام نیازمندیهای زندگی خویش را از بازار دنیا تأمین کند. (خیمه، لباس، خوراک، آب، نان و...). برخی از مردم با انجام اعمال صالح در بازار

ص: 129


1- . بحارالانوار، ج 57، ص 356.
2- . علل الشرایع، ص 470. بحارالانوار، ج 57، ص 356.
3- . همان، ص 2، ح 1. همان، ج 57، ص 355.

دنیا مشغول تهیه زاد و توشه و نیازمندیهای آن بیابان هستند وقتی وارد بیابان شدند، با خیال راحت و آسوده از امکانات خود استفاده می کنند امّا گروهی از مردم در بازار دنیا مشغول قیل و قال بوده و از نیازهای زندگی در بیابان آخرت غافلند و ناگهان وارد بیابان شده و دست خود را خالی می بینند. لذا از خدا درخواست بازگشت به دنیا می کنند «قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ * لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ كَلَّا...»(1) تا توشه لازم را فراهم کنند و جواب هرگز می شنوند.

3- دنیای ناپسند

اشاره

دنیای مذموم و ناپسند دنیایی است که برای دنیا باشد و هدفواقعی قرار گیرد نه وسیله ای برای نیل به آخرت و آبادسازی آن. در قرآن و روایات، نشانه های دنیای ناپسند بیان گردیده است. برخی از مهم ترین آنها به قرار زیر است:

الف: ترجیح دنیا بر آخرت

خدای متعال می فرماید:

«بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا * وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَى»؛(2)

بلکه شما زندگی دنیا را بر می گزینید. درحالی که آخرت، بهتر و ماندگارتر است.(3)

ص: 130


1- . سوره مؤمنون، آیه 99 و 100.
2- . سوره اعلی، آیات 16 و 17.
3- . به آیه 28 سوره احزاب رجوع کنید.

رسول خدا صلی الله علیه و آله در این باره فرمودند:

یٰا ایِها النّاسُ، لا تَشْغَلَنَّکُمْ دُنیاکُمْ عَن آخِرَتِکُمْ، فَلا تُؤْثِروا اَهْوائَکُمْ عَلیٰ طاعَةِ رَبّکُمْ... ؛(1)

«ای مردم، مبادا دنیایتان شما را از آخرتتان باز دارد، پس هوسهای خود را بر فرمان برداری از پروردگرتان ترجیح ندهید».

همان گرامی صلی الله علیه و آله در سفارشی به امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند:

و این که دنیا را بر آخرت برنگزینی، چرا که دنیا رفتنی استو آخرت ماندنی».(2)

افزون بر آن علی علیه السلام فرمودند:

اِرْکَبِ الْحَقَّ وَ اِنْ خالَفَ هَواكَ، وَ لا تَبِعَ آخِرَتَكَ بِدُنیاكَ؛(3)

همواره با حق حرکت کن، هر چند بر خلاف میل تو باشد و آخرتت را به دنیا مفروش.

ب: دل بستگی بدنیا

اطمینان و دل بستگی بدنیا نیز یکی دیگر از نشانه های دنیای مذموم است. خدای متعال در این باره می فرماید:

«إَنَّ الَّذِينَ لاَ يَرْجُونَ لِقَاءنَا وَرَضُواْ بِالْحَياةِ الدُّنْيَا وَاطْمَأَنُّواْ بِهَا وَالَّذِينَ هُمْ عَنْ آيَاتِنَا غَافِلُونَ * أُوْلَئِكَ مَأْوَاهُمُ النُّارُ بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ»؛(4)

ص: 131


1- . اعلام الدین، ص339؛ بحارالانوار، ج77، ص181.
2- . الخصال، ص 544.
3- . غررالحکم، ح 2397.
4- . سوره یونس، آیه 7 و 8.

آنان که امید به دیدار ما ندارند، و به زندگی دنیا خشنود شدند و به آن دل بستند و آنان که از نشانه های ما غافلند. آنان جایگاهشان آتش است به سبب آنچه بدست آوردند.

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: در زیر آن دیواری که خداوند متعال در ستایش از آن یاد کرده و فرموده است: «وَكَانَ تَحْتَهُ كَنزٌ لَّهُمَا: و در زیر آن، گنجی متعلق به آن دو نفر (دو نفر کودک یتیم) بود»(1) لوحی زرین قرار داشت و در آن،چنین نوشته شده بود:

بسم الله الرحمن الرحیم، عَجَباً لِمَنْ اَیْقَنَ بِالْمَوْتِ کَیْفَ تَفْرَحُ، وَ عَجَباً لِمَنْ اَیْقَنَ بِالْقَدَرِ کَیْفَ یَحْزَنُ، وَ عَجَباً لِمَنْ اَیْقَنَ بِزَوال الدُّنیا وَ تَقَلُّبِهٰا بِاَهْلِها کیْفَ یَطْمَئِنُّ قَلْبُهُ اِلَیْها، لا اله الّا الله؛(2)

به نام خداوند بخشنده مهربان. 1) در شگفتم از کسی که به مرگ یقین دارد، چگونه شاد می شود؟ 2) و در شگفتم از کسی که به تقدیر، یقین دارد، چرا اندوهگین می شود؟ 3) و در شگفتم از کسی که به از کف رفتن دنیا و بی وفایی آن به اهلش یقین دارد، چگونه به آن دل خوش می کند؟ معبودی جز خدا نیست.

افزون بر آن امام علی علیه السلام در این باره فرمودند:

سُکونُ النَّفْسِ اِلَی الدُّنیا مِنْ اَعْظَمِ الْغُرورِ؛(3)

اعتماد کردن به دنیا، از بزرگترین فریب هاست.

ص: 132


1- . سوره کهف، آیه 82.
2- . الخصال، ص 236.
3- . غررالحکم، ح5650.

4- دنیای ممدوح

الف: آنچه برای خدا باشد

دنیای ممدوح و پسندیده آن است که برای خدا و در جهت زندگی واقعی آخرت باشد. این حقیقت در بیانات راهبردی پیشوایان این گونه بازتاب یافته است:

1- رسول خدا صلی الله علیه و آله در این باره فرمودند:

اِنَّ الدُّنیا مَلْعُونَةً مَلعُونٌ ما فِیها، إلّا مَابْتُغِیَ بِهِ وَجْهُ اللهِ؛(1)

«دنیا لعنت شده است و آنچه در آن است نیز لعنت شده، مگر آنچه برای رضای خدا طلب شود».

2- امام صادق علیه السلام فرمود: در مناجات خدا با موسی علیه السلام آمده است:

یٰا موسیٰ إنَّ الدُّنیا دارُ عُقوبَةٍ، عٰاقَبتُ فِیها آدَمَ عِندَ خَطیئَتِهِ، وَ جَعَلْتُها مَلْعُونَةً، مَلْعونٌ مٰا فِیها اِلّا مٰا کانَ فِیهٰا لِی؛(2)

ای موسی، دنیا سرای کیفر است. در آن، آدم را بر خطایش کیفر دادم. دنیا و آنچه در دنیاست لعنت شده قرار دادم، مگر آنچه برای من باشد.

3- افزون بر آن رسول خدا صلی الله علیه و آله ، فرجام دنیا را در قیامت این گونه بیان می فرماید:

یُؤتیٰ بِالدُّنیا یَوْمَ الْقِیامَةِ فِیُمازُ مٰا کانَ لِلهِ، ثُم یُقَدَّمُ سٰائِرُهُ اِلَی النّارِ؛(3)

ص: 133


1- . امالی طوسی، ص 531. مکارم الاخلاق، ج 2، ص 368.
2- . کافی، ج 2، ص 317، ثواب الاعمال، ص 263.
3- . الفردوس، ج 5، ص 460.

روز قیامت، دنیا را می آورند و آنچه برای خدا بوده، به کناری نهاده می شود، سپس بقیه آن به آتش برده می شود.

ب: آنچه برای آخرت باشد

رسول خدا صلی الله علیه و آله به ابی ذر فرمودند:

یٰا اباذرٍ، لا یَصیرُ مِنَ الدُّنیا مٰا کانَ لِلْآخِرَةِ، اِنَّما یَصیرُ مِنَ الدُّنیا کانَ لِلدُّنیا؛(1)

ای ابوذر، از دنیا آنچه برای آخرت باشد، دنیای به شمار نمی آید، بلکه آنچه برای دنیا باشد، دنیایی به حساب می آید.

همان گرامی صلی الله علیه و آله فرمودند:

الدُّنیا مَلعونَةٌ مَلعونٌ ما فِیها، اِلّا بُلْغَةَ الْمُؤمِنِ لِمُعادِهِ، اَوْ ذِکرَ اللهِ، اَوْ مٰا والاهُ عالِمٌ اَوْ مُتَعَلِّمٌ؛(2)

دنیا و آنچه در آن است، لعنت شده، مگر ره توشۀ مؤمن برای معادش، یا ذکر خدا، یا آنچه که دانشمند یا دانشجویی در پی آن باشد.

افزون بر آن امام علی علیه السلام در این باره فرمودند:

اِنَّما لَكَ مِنْ دُنْیاكَ مٰا اَصْلَحْتَ بِهِ مَثواكَ؛(3)

در حقیقت، از دنیای تو آن چیز مال توست که با آن، آرامگاهت را آباد کنی.

حکایت: عبدالله بن ابی یعفور می گوید: مردی به امام صادق علیه السلام گفت:

ص: 134


1- . الفردوس، ج 5، ص 341.
2- . همان، ج 2، ص 231.
3- . نهج البلاغه، نامه 31. تحف العقول، ص 83.

به خدا ما دنیاطلب هستیم و دوست داریم دنیابه ما داده شود. امام علیه السلام به او فرمود: «دوست داری با آن چه کنی؟» گفت: با آن به خود و خانواده ام بهره رسانم، صِلۀ رحم به جای آورم، صدقه بدهم و حجّ و عمره بگذارم.

امام علیه السلام فرمود: این، دنیا طلبی نیست. این، آخرت طلبی است.(1)

5 - کم ترین منزل و مقام اهل بهشت

در روایتی که علّامه مجلسی رحمه الله در بحارالانوار از امام صادق علیه السلام آورده است، می خوانیم که ابوبصیر خدمت حضرت صادق علیه السلام عرض کرد: فدایت شوم مرا تشویق به بهشت کن. امام علیه السلام فرمود:

1) بوی بهشت از فاصله هزار سال به مشام می رسد. 2) و کمترین منزلی که بهشتیان دارند، منزلی است که اگر همۀ جن وانس را بخواهد دعوت کند، می تواند از همۀ آنها پذیرایی کند، بدون آن که چیزی از نعمتهای او کاسته شود. 3) و کمترین مقام اهل بهشت مقام کسی است که داخل بهشت می شود و سه باغ در برابر او نمایان می گردد، و هنگامی که در پائین ترین آنها وارد می شود همسران و خادمان و نهرها و میوه های فراوانی می بیند. و شکر و حمد خدا را به جا می آورد. به او گفته می شود: سربلند کن و باغ دوم را ببین که در آن نعمتهایی استکه در باغ اوّل نیست. عرضه می دارد: خداوندا این باغ را نصیب من کن. می فرماید: شاید اگر آن را بتو بدهم، باز غیر آن را بخواهی. عرضه

ص: 135


1- . کافی، ج 5، ص 72.

می دارد: همین را می خواهم. همین را می خواهم. و به همین ترتیب باغ دیگری را با نعمت های بسیار فراوان مشاهده می کند و شکر و سپاس خدا را به جا می آورد.(1)

راه چهارم: کم خوردن

اشاره

یکی دیگر از راه هایی که بشرط رعایت آن، موجبات سلامتی و عافیت جسم و جان را برای انسان مؤمن فراهم می نماید، کم خوری و پرهیز از پرخوری است. کم خوری صفتی است که از سوی خداوند به هرکس که صلاحیت آن را داشته باشد الهام می گردد. زیرا هدف اصلی خوردن و آشامیدن و بهره مندی از آن در دنیا کسب نیرو و قوت است برای عبادت و بندگی خداوند تبارک و تعالی. برخی مطالب مفید در این عرصه به قرار زیر است:

1- مسیر بندگی خدا

از نگاه فرهنگ قرآن و روایات، یکی از رازهای دست یابی به سلامتی جسم و جان، کم خوری است. کم خوری از نشانه هایرحمت ویژه پروردگار به بنده خویش است.

امیرالمؤمنین علیه السلام در این باره فرمودند:

اِذا اَرادَ اللهُ سُبْحانَهُ صَلاحِ عَبْدٍ اَلْهَمَهُ قِلَةُ الْکَلامِ، وَ قِلَّة الطَّعامِ، وَقِلَّةُ المَنام؛(2)

ص: 136


1- . بحارالانوار، ج 8، ص 120، ح 11.
2- . غررالحکم، ح 4117.

هرگاه خداوند سبحان صلاح بنده ای را بخواهد، کم گویی، کم خوری و کم خوابی را بدل او می افکند.

خوردن و آشامیدن در نگاه دین بهره گیری از نعمت الهی در مسیر بندگی خداست، ازهمین رو در آموزه های دینی برای این رفتار توصیه هایی آمده است. از جمله نهی از خوردن و آشامیدن بسان بیگانگان.

امام صادق علیه السلام می فرمایند، امیرمؤمنان علیه السلام پیوسته می فرمود:

امور این امت پیوسته به خیر و صلاح خواهد بود، مادامی که به سانِ عَجَم (بیگانگان) غذا نخورند و لباس نپوشند، پس هرگاه چنین کردند، خداوند خوارشان می کند.(1)

2- آداب خوردن در کلام وحی

یکی از آموزه های مهم و کاربردی آیات نورانی قرآن مجید، رعایت آداب خوردن و آشامیدن است. برخی از مهم ترین آنهابه قرار زیر است:

1) خدای متعال در سوره مائده می فرماید:

«وَكُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللّهُ حَلاَلاً طَيِّبًا»؛(2)

و از آنچه خداوند روزی حلال و پاکیزه به شما بخشیده بخورید.

2) در سوره بقره می فرماید:

ص: 137


1- . المحاسن، ص 410. مفاتیح الحیاة، ص 139.
2- . سوره مائده، آیه 88.

«كُلُواْ وَاشْرَبُواْ مِن رِّزْقِ اللَّهِ وَلاَ تَعْثَوْاْ فِي الأَرْضِ مُفْسِدِينَ»؛(1)

از روزی خداوند بخورید و بیاشامید، و در زمین به فساد نکوشید.

3) در سوره انعام می فرماید:

«كُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ...»؛(2)

از آنچه خدا به شما روزی داده بخورید و از گامهای شیطان پیروی ننمائید.

4) در سوره طه می فرماید:

«كُلُوا مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَلَا تَطْغَوْا...»؛(3)

از روزیهای پاکیزه که به شما دادیم بخورید ولی طغیان و سرکشی نکنید.

5) در سوره حج می فرماید:

«فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْبَائِسَ الْفَقِيرَ»؛(4)

و از گوشت آنها (قربانی) بخورید و به فقیران اطعام کنید.

6) در سوره مؤمنون می فرماید:

«كُلُوا مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا»؛(5)

از غذاهای پاکیزه بخورید و عمل صالح انجام دهید.

7) در سوره سبأ می فرماید:

ص: 138


1- . بقره، آیه 60.
2- . سوره انعام، آیه 142.
3- . سوره طه، آیه 81.
4- . سوره حج، آیه 28.
5- . سوره مؤمنون، آیه 51.

«كُلُوا مِن رِّزْقِ رَبِّكُمْ وَاشْكُرُوا لَهُ»؛(1)

بخورید و بیاشامید، و شکر او را بجای آورید.

بنابر آنچه بیان گردید، باید مواظب باشیم در هنگام بهره مندی از نعمت های خداوند، حقّ آفریدگار و مردم و خویشتن را رعایت کنیم و از نعمتهای الهی در مسیر بندگی و اعمال صالح و خدمتگزاری به محرومان جامعه و شکرگزاری و رضایت حق تعالی استفاده کنیم.

3- مانع خردمندی

آیت الله جوادی آملی حفظه الله فرمودند: اگر می خواهید نماز شب بخوانید و درس روز شما هم لطمه ای نبیند، شب ها بایدکمی زودتر بخوابید و شام را سبک تر میل نمائید. غذای شب هرچه سبک تر باشد، بهتر است. همان طور که می دانید بدن ما به بیش از دو وعدۀ غذا احتیاج ندارد. در روایات هم آمده است: «اگر سیر هستید غذا نخورید».(2) غذا خوردن در حال سیری استعداد را کم می کند. از بیانات نورانی حضرت امیرمؤمنان علیه السلام این است: «لاتَجْمَعُ الْفِطنَةَ وَ الْبِطنَةَ»(3) یعنی: فطانت و هوشمندی با پرخوری جمع نمی شود و پرخور هرگز خردمند نمی شود. زیرا تمام تلاش روح او این است که غذاها را هضم کند و دیگر فرصت اندیشیدن ندارد... بسیاری از برنامه های تلوزیونی، جلسات، و گفت و

ص: 139


1- . سوره سبأ، آیه 15.
2- . من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 618.
3- . غررالحکم، ص 360، ح 8157.

شنودها سودمند نیست. اگر نیم ساعت پیش از اذان صبح بلند شوید، هم به نماز شب می رسید و هم به نماز اوّل وقت، پس از نماز هم قدری استراحت می کنید و به درس (کار و تلاش روزانه) روز خود می رسید.(1)

بنابراین، پرخوری و کثرت طعام دل را می میراند، و نشاط عبادت را از انسان می گیرد، و فهم و بینش و درایت را از انسان سلب می کند و این انسان، اهل حکمت و بصیرت و توجه نمی شود.

4- وعده های غذایی

شخصی به خدمت امام صادق علیه السلام از بیماری ها شکایت کرد. آن حضرت (برای پیشگیری از بیماریهای گوارشی) فرمودند: صبحانه و شام بخور و میان آن دو چیزی نخور. چون مایه فساد بدن است. مگر نشنیدی که خدا می فرماید: «لَهُمْ رِزْقُهُمْ فِيهَا بُكْرَةً وَعَشِيًّا»(2) یعنی: در آنجا (بهشت) هر بامداد و عصرگاه رزق خود را خواهند داشت.(3)

ولی پس از دچار شدن به این نوع بیماری، پزشکان توصیه می کنند که در فاصله های کم از غذاب مناسب استفاده شود.

امام رضا علیه السلام نیز در این باره فرمودند:

در جسم انسان رگی به نام رگ (عشاء) وجود دارد که چنانچه شخص شام نخورد آن رگ تا صبح وی را نفرین می کند و می گوید: خدا تو را گرسنه و

ص: 140


1- . نسیم اندیشه، دفتر اوّل، ص 146.
2- . سوره مریم، آیه 63.
3- . الکافی، ج 6، ص 288.

تشنه کند، چنان که مرا گرسنه و تشنه کردی، پس هیچ یک از شما شام خوردن را ترک نکند، هرچند با لقمه ای از نان یا جرعه ای از آب باشد.(1)

افزون بر آن امام صادق علیه السلام درباره ارزش و اهمیت صبحانه فرمودند:

هرگاه نماز صبح خواندی اندکی غذا بخور تا دهانت خوش بو وحرارتت خاموش و دندانهایت محکم و لثه هایت سفت و روزی ات جلب و اخلاقت نیکو گردد.(2)

5 - فواید کم خوری

1) سلامتی و اعتدال جسمی و روحی: تمام پزشکان بر این باورند که از عوامل مؤثر و مهم در سلامتی جسم، کم خوراکی است. عامل بسیاری از سکته ها و مرگ های زودرس نیز پرخوری است. روان شناسان و روان پزشکان نیز یکی از عوامل بهم خوردگی اعتدال روحی و اضطرابات و کسالت ها را پرخوری می دانند.(3)

امام علی علیه السلام در این باره فرمودند: «کم خوری موجب کرامت نفس و دوام سلامتی است».(4)

همان گرامی علیه السلام فرمودند: «مَنْ قَلَّ طَعامُهُ قَلَّتْ آلامُهُ».(5) کسی که غذایش کم شود، دردهایش کاسته گردد.

ص: 141


1- . الکافی، ج 6، ص 289. مفاتیح الحیاة، ص 144.
2- . الدعوات، ص 140.
3- . اخلاق نراقی، ص 337.
4- . غررالحکم، ج 4، ص 519.
5- . همان، ج 5، ص 290.

2) صفای روح و نشاط روان: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «کسی که غذایش کم شود، شکمش سالم و قلبش باصفا می گردد، و کسی که غذایش زیاد شود، شکمش بیمار وقلبش سخت می گردد».(1)

افزون بر آن، امام علی علیه السلام ، کم خوری را از الهامات پرورگار به بنده دانسته می فرماید:

«هنگامی که خداوند خیر و صلاح بنده اش را بخواهد، کمی سخن و کمی غذا و کمی خواب را به او الهام می نماید».(2)

3) توفیق انجام عبادت: در کلمات حضرت عیسی علیه السلام است به بنی اسرائیل که:

«هر کس پرخوری کند، پرخواب می شود، و هر کس پرخوابی کند، کم نماز می خواند و کسی که کم نماز می خواند، کم تر به عبادت مشغول شده و او جزو غافلین از یاد حق نوشته می شود».(3)

4) سیری در قیامت: برخلاف پرخوری که مایه گرسنگی در قیامت است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:

«خوشا به حال کسی که دامنه خوردن را جمع کند و گرسنگی کشد، آن ها کسانی هستند که در روز قیامت سیرند».(4)

5) یاد فقرا و مساکین بودن: انسان کم خوراک که خود را گرسنه نگه

ص: 142


1- . تنبیه الخواطر، ص 38.
2- . مستدرک الوسایل، ج 3، ص 61.
3- . تنبیه الخواطر، ص 38.
4- . مستدرک الوسائل، ج 3، ص 80.

می دارد، یاد گرسنگی فقرا و مساکین نیز هست،وقتی درد گرسنگی را کشید درد گرسنگان را احساس می کند و انگیزۀ یاری آنها و دعوت آنان بر سفره اطعام در او بوجود می آید. وقتی به حضرت یوسف علیه السلام گفتند: چرا گرسنگی می کشی، درحالی که کلیه خزینه های زمین در دست توست و خزانه دار پادشاه مصری؟ فرمود: می ترسم که سیر باشم و گرسنه را فراموش کنم.(1)

ره آورد کثیری در روایات اسلامی برای کم خوری بیان شده که به اختصار و همین چند مورد بسنده گردید.

6 - پیامدهای پرخوری

یکی از آموزه های تربیتی اسلام، نهی از پرخوری است. زیرا بر روح و جسم انسان تأثیرات منفی داشته و محرومیت های فراوانی بدنبال دارد. برای نمونه:

رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: «خود را از غذا سیر نکنید، زیرا نور معرفت در دل هایتان خاموش می شود و هر کس با شکم سبک نماز شب بخواند حورالعین پیرامونش می مانند».(2)

همان گرامی صلی الله علیه و آله فرمودند: «دل هایتان را با پرخوری و پرنوشی نمیرانید، زیرا دل ها مانند زراعت اند که آب بسیار آنها را نابود می کند».(3)

ص: 143


1- . شرح نراقی، ص 342.
2- . مکارم الاخلاق، ص 150.
3- . همان، ص 149.

امیرمؤمنان علیه السلام در این باره فرمودند: «پرخوری و پرخوابی، جان را فاسد می کنند و زیان بارند».(1)

امام باقر علیه السلام می فرماید: «نزد خدا چیزی مبغوض تر از شکم پر نیست».(2)

امام صادق علیه السلام در این باره می فرماید: خدا پرخوری را دشمن می دارد، و افزود آدمیزاد برای ادامه حیات به ناچار باید غذا بخورد، پس وقتی غذا می خورد یک سوم شکم را برای غذا و یک سوم را برای نوشیدنی و یک سوم برای (راحت) نفس کشیدن قرار دهید و بسان خوکان خود را فربه نسازید».(3)

افزون بر آن، رسول خدا صلی الله علیه و آله از حضرت عیسی علیه السلام چنین نقل می کند: «هرگاه که غذا می خورید معده را پر نکنید، زیرا سنگینی غذا بر معده و سینه، شادابی چهره را می بَرَد».(4)

حکایت: یکی از ارادتمندان شیخ رجبعلی خیاط نقل می کند:شبی در یکی از جلسات که در خانه فردی از دوستان شیخ بود، پیش از آن که صحبت های خود را شروع کند احساس ضعف کرد و قدری نان خواست، صاحب خانه نصف نان تافتون آورد، ایشان میل کرد و جلسه را آغاز نمود. شب بعد فرمود: «دیشب به ائمه علیهم السلام سلام کردم ولی آنان

ص: 144


1- . غررالحکم، ص360.
2- . اخلاق نراقی، ص342.
3- . همان، ص269.
4- . تنبیه الخواطر، ج1، ص102.

را ندیدم، متوسل شدم که علت چیست؟ در عالم معنا فرمودند: نصف آن نان را خوردی ضعفت برطرف شد، نصف دیگر را چرا خوردی؟ مقداری از غذا که برای بدن مورد نیاز است، خوردنش خوب است، اضافه بر آن موجب ظلمت و حجاب است.(1)

ص: 145


1- . کیمیای محبّت، ص 87 - 88.

ص: 146

کتاب نامه

1. قرآن مجید ترجمه آیت الله مکارم شیرازی.

2. نهج البلاغه، ترجمه مرحوم دشتی.

3. صحیفه سجادیه، ترجمه انصاریان.

4. اخلاق نراقی، حیدری نراقی، انتشارات مهدی نراقی، چاپ سوم، 1392ش.

5. الارشاد، شیخ مفید، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات بیروت، 1399ق.

6. ارشادالقلوب، دیلمی، انتشارات ناصری، ترجمه نهاوندی، چاپ اوّل.

7. اصول کافی، کلینی، ترجمه محمدباقر کمره ای، انتشارات مکتب اسلامی، 1400ق، پنجم.

8. اعلام الدین، محمد دیلمی، مؤسسه آل البیت علیهم السلام .

9. اعیان الشیعه، سیّد محسن امین، دائرةالمعارف للمطبوعات، بیروت، لبنان، چاپ اول، 1403ق.

10. امالی شیخ مفید، ترجمه حسین استاد ولی، بنیاد پژوهش اسلامی، 1364ش.

11. امالی صدوق، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات بیروت، 1400ق.

12. امالی طوسی، مؤسسه اعلمی بیروت، 1410ق.

13. بحارالانوار، مجلسی، مؤسسه الوفاء بیروت، 1403ق، دوم.

14. برگی از دفتر آفتاب، باقی زاده، نشر مشهور، چاپ دوم، 1378ش.

ص: 147

15. پندهای امام صادق علیه السلام به رهجویان صادق، آیت الله مصباح یزدی، مرکز انتشارات و مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی رحمه الله ، هفتم، 1386شو

16. پیام امیرالمؤمنین علیه السلام ، مکارم شیرازی، انتشارات امام علی بن ابی طالب علیه السلام ، 1392ش، دوم.

17. تحف العقول، حرّانی، تحقیق غفاری، مؤسسه نشر قم، 1404ق.

18. تفسیر المیزان، طباطبائی، انتشارات جامع مدرسین حوزه علمیه قم، ترجمه سیّد محمدباقر همدانی، 1376، نهم.

19. تفسیر مجمع البیان، طبرسی، انتشارات دارالحدیث، اول، 1389.

20. تفسیر نورالثقلین، حویزی، مؤسسه اسماعیلیان قم، 1373ش.

21. تنبیه الخواطر، ابن فارس، دار التعاریف، بیروت، 1406ق.

22. توحید شیخ صدوق، تحقیق هاشمی حسینی تهرانی، نشر اسلامی، 1398ق.

23. ثواب الاعمال، شیخ صدوق، ترجمه علی اکبر غفاری، کتابفروشی صدوق، تهران.

24. جامع الاخبار، سبزواری، مؤسسه آل البیت علیهم السلام قم، اوّل، 1414ق.

25. خصال، شیخ صدوق، جامع مدرسین قم، ذئنريال 1363ش

26. داستان دوستان، محمدی اشتهاری، بوستان کتاب، چاپ چهارم، 1390ش.

27. در طواف خورشید، رمزی اوحدی، انتشارات سعید نوین، 1378ش،1. اوّل.

28. الدعوات، راوندی، تحقیق مؤسسه امام مهدی علیه السلام ، 1407ق، اوّل.

29. دیوان حافظ، انتشارات ندای شریف، 1383ش، اوّل.

30. راهیان کوی دوست، مصباح یزدی، آموزشی پژوهشی امام خمینی قدس سره ، 1376ش، سوم.

31. رساله حقوق (شرح نراقی)، انتشارات نراقی، 1386ش، هفتم.

32. رساله لقاءالله، ملکی تبریزی، انتشارات نور فاطمه، ترجمه محمد تحریرچی، اوّل، 1363ش.

ص: 148

33. روضه الواعظین، فتّال نیشابوری، نشر رضی قم.

34. روضه کافی، کلینی، نشر موعود اسلام، 1388ش، اوّل.

35. سنن النبی صلی الله علیه و آله ، طباطبائی، ترجمه استاد ولی، انتشارات پیام آزادی، پنجم، 1382ش.

36. صحیفه نور، امام خمینی رحمه الله ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، اوّل، 1371ش.

36. عدةالداعی، احمد بن حلی، نشر مکتب وجدانی قم، تحقیق احمد اسدی.

38. علل الشرایع، شیخ صدوق، بیروت، دار احیاءالتراث، چاپ اول، 1408ق.

39. عوالی اللئالی، علی احسانی، تحقیق مجتبی عراقی، قم، نشر سیدالشهداء، 1403ق، اوّل.

40. غررالحکم آمدی، ترجمه محمّدعلی انصاری، انتشارات امام عصرعجل الله تعالی فرجه الشریف، 1382ش.

41. فرهنگ جامع سخنان امام حسین علیه السلام ، گروه حدیث پژوهشکده1. باقرالعلوم علیه السلام ، دانش قم، 1379ش، اوّل.

42. فرهنگ سخنان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ، دشتی، انتشارات امیرالمؤمنین علیه السلام ، 1388ش، اوّل.

43. کلیات احادیث قدسی، حرّ عاملی، انتشارات قائم آل محمد صلی الله علیه و آله ، 1386ش، سوم.

44. کلیات سعدی، تصحیح غلامحسین یوسفی، انتشارات خوارزمی، چهارم، 1364ش.

45. کنزالعمّال، هندی، مکتب التراث الاسلامی، اوّل، 1387ش.

46. کیمیای محبّت، ری شهری، انتشارات دارالحدیث، 1379ش، ششم.

47. محاسن، برقی، انتشارات دارالکتب الاسلامی، دوم، 1414ق.

48. محجة البیضاء، فیض کاشانی، تصحیح غفّاری، انتشارات جامعه مدرسین قم، دوم.

ص: 149

49. مستدرک الوسایل، میرزا حسین نوری طبری، مؤسسه آل البیت قم، 1407ق، اوّل.

50. مصباح الشریعه، ترجمه سید حسن مصطفوی، انتشارات فلسفه و حکمت ایران، 1360ش.

51. معادشناسی در قرآن، جلد پنجم، جوادی آملی، انتشارات اسراء، 1385، چاپ سوم.

52. المعجم المفهرس فی الفاظ القرآن، عبدالباقی، پیام آزادی، 1374ش، دوم.

53. مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی، انتشارات ارم، 1383ش، ششم.

54. مفاتیح الحیاة، جوادی آملی، نشر اسراء، چاپ 127، 1392ش.

55. مکارم الاخلاق، شیخ طبرسی، تحقیق آل جعفر، قم، مؤسسه نشر اسلامی، 1414ق، اول.

56. المنجد، احمد سیّاح، انتشارات اسلامی، چهارم، 1382ش.

57. من لایحضره الفقیه، صدوق، انتشارات اسلامی، قم، چاپ سوم، 1413ق.

58. المواعظ العددیه، علی مشکینی، قم، نشر الهادی، 1383ش.

59. میزان الحکمه، ری شهری، دارالحدیث، ترجمه حمیدرضا شیخی، 1385ش.

60. نهج الفصاحه، غلامحسین مجیدی، انتشارات انصاریان، 1385ش، دوم.

61. نهضت خدمت رسانی به مردم، معاونت فرهنگی و پرورشی بسیج، 1382ش، اوّل.

62. وسایل الشیعه، حرّ عاملی، تحقیق عبدالرحیم ربّانی شیرازی، بیروت، دارالاحیاء التراث العربی.

63. یاد او، مصباح یزدی، نشر مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی رحمه الله ، 1384ش، سوم.

ص: 150

آشنایی با دیگر آثار مؤلف

1. به سوی سعادت ابدی (بهشت و بهشتیان)، بوستان کتاب.

2. خوبان خدا (چشم اندازی به نشانه های اهل سعادت)، بوستان کتاب.

3. محبت نجات بخش (نگاهی به آثار محبّت اهل بیت علیهم السلام در دنیا، برزخ و قیامت)، انتشارات زمزم هدایت.

4. منشور زندگی موفق جلد1 (ویژگی های فردی)، زمزم هدایت.

5. منشور زندگی موفق جلد2 (ویژگی های معنوی)، زمزم هدایت.

6. منشور زندگی موفق جلد3 (ویژگی های تربیتی)، زمزم هدایت.

7. منشور زندگی موفق جلد4 (با فرزانگان)، زمزم هدایت.

8. امام حسین علیه السلام امیر عاشقان جلد1 (سیمای سیدالشهدا علیه السلام در آینه وحی و نگاه معصومین علیهم السلام )، زمزم هدایت

9. امام حسین علیه السلام امیر عاشقان جلد2 (ویژگی های شکوه مندترین کشتی نجات بشریت)، زمزم هدایت.

10. امام حسین علیه السلام امیر عاشقان جلد3 (بر بال ملائک)، زمزم هدایت

11. امام حسین علیه السلام امیر عاشقان جلد4 (سوگ خورشید)، زمزمه دایت

ص: 151

12. شکوه عشق (چشم اندازی به نگاه متقابل خدا و بنده)، زمزم هدایت

13. راه سعادت (عوامل اخلاقی دست یابی به خیر دنیا و آخرت)، پیامبر رحمت.

14. انتظار پویا (نگاهی به فضایل و وظایف منتظران راستین)، پیامبر رحمت.

15. کیمیای اخلاص (نگاهی به اخلاص و جلوه های آن در حیات طیّبه)، پیامبر رحمت، اول.

16. سوغات معراج /ج1 (شرحی بر مکتوبات دروازه های بهشت)، پیامبر رحمت، اول. (کتاب حاضر).

ص: 152

درباره مركز

بسمه تعالی
جَاهِدُواْ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ
با اموال و جان های خود، در راه خدا جهاد نمایید، این برای شما بهتر است اگر بدانید.
(توبه : 41)
چند سالی است كه مركز تحقيقات رايانه‌ای قائمیه موفق به توليد نرم‌افزارهای تلفن همراه، كتاب‌خانه‌های ديجيتالی و عرضه آن به صورت رایگان شده است. اين مركز كاملا مردمی بوده و با هدايا و نذورات و موقوفات و تخصيص سهم مبارك امام عليه السلام پشتيباني مي‌شود. براي خدمت رسانی بيشتر شما هم می توانيد در هر كجا كه هستيد به جمع افراد خیرانديش مركز بپيونديد.
آیا می‌دانید هر پولی لایق خرج شدن در راه اهلبیت علیهم السلام نیست؟
و هر شخصی این توفیق را نخواهد داشت؟
به شما تبریک میگوییم.
شماره کارت :
6104-3388-0008-7732
شماره حساب بانک ملت :
9586839652
شماره حساب شبا :
IR390120020000009586839652
به نام : ( موسسه تحقیقات رایانه ای قائمیه)
مبالغ هدیه خود را واریز نمایید.
آدرس دفتر مرکزی:
اصفهان -خیابان عبدالرزاق - بازارچه حاج محمد جعفر آباده ای - کوچه شهید محمد حسن توکلی -پلاک 129/34- طبقه اول
وب سایت: www.ghbook.ir
ایمیل: Info@ghbook.ir
تلفن دفتر مرکزی: 03134490125
دفتر تهران: 88318722 ـ 021
بازرگانی و فروش: 09132000109
امور کاربران: 09132000109