سرشناسه:مصطفوی، محمد، 1353 -
عنوان و نام پدیدآور:زیبایی ها و جاذبه های اسلام/مولف محمد مصطفوی.
مشخصات نشر:قم: قلم خانه، 1403 -
مشخصات ظاهری:3 ج.
شابک:ج.1: 978-622-5283-43-5 ؛ ج.2:978-622-5283-44-2
وضعیت فهرست نویسی:فیپا
مندرجات:ج.1. جذبه اول: پرتوی از آیات قرآن کریم
.- ج.2. جذبه دوم: پرتوی از احادیث پیامبر اعظم (نهج الفصاحه)
موضوع:اسلام -- مطالب گونه گون
Islam -- Miscellanea
رده بندی کنگره:BP11
رده بندی دیویی:297/02
شماره کتابشناسی ملی:9967584
اطلاعات رکورد کتابشناسی:فیپا
ویراستار دیجیتالی:محمد منصوری
زیبایی ها و جاذبه های اسلام
جذبۀ دوم: پرتوی از احادیث پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم)
(نهج الفصاحه)
ص: 1
زیبایی ها و جاذبه های اسلام
جذبۀ دوم: پرتوی از آیات قرآن کریم
پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم)
(نهج الفصاحه)
گردآوری محمد م.
ناشر: قلم خانه
شابک :دوره -8-42-5283-622-978
شابک جلد اول 5-43-5283-622-978
نوبت و تاریخ چاپ: اول بهار 1404
شمارگان: چهار نسخه
تماس با نویسنده: 09023440350
هرگونه نشر و استفاده آزاد است.
ص: 2
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله ربّ العالمین و صلّی الله علی محمّد و آله الطاهرین و اللعن علی اعدائهم اجمعین
آسمان اسلام - کامل ترین آئین و شریعت الهی - سرشار از ستارگان و سیّارات زیبا و جاذب است که بعضی از آن ها تلألؤ و درخشندگی بیش تری دارند.
در این مجموعه نمونه هایی از زیبایی ها و جاذبه های اسلام - با ترجمۀ واضح و شفّاف و بدون شرح و تفسیر - ذکر شده است تا به سهولت
اوّلاً:انسان های پاک نهاد جویای حقیقت، با چشیدن حلاوت آن و منطبق یافتن آن با فطرت خود، گم شدۀ خویش را بیابند
ص: 1
ثانیاً: انسان های متدیّن به اسلام، قدر این اعظم نعمت ها را بیش تر بدانند و بر شکر و سپاس خود به درگاه حضرت حقّ جلّ و علا بیفزایند
و ثالثاً: مبلّغین ارجمند، این مجموعۀ برگزیده را ره توشۀ دارای اولویّت تبلیغ اسلام عزیز قرار دهند.
تا کنون سه جذبه از این مجموعه منتشر شده است:
جذبۀ اوّل: پرتوی از آیات قرآن کریم
جذبۀ دوم: پرتوی از احادیث پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) (نهج الفصاحه)
جذبۀ سوم: پرتوی از احادیث امیر المؤمنین علیّ (علیه السلام) (نهج البلاغه)
و ان شاء الله تعالی جذبه های دیگر نیز منتشر خواهد شد:
جذبۀ چهارم: پرتوی از سیره و احادیث حضرات چهارده معصوم (علیهم السلام)
جذبۀ پنجم: جلوه ای از سیمای فرزانگان و علمای ربّانی
جذبۀ ششم: جلوه ای از منش شهدا و ایثارگران
ص: 2
(نهج الفصاحه(1))
1) «بردباری و بزرگواری» ح 10- اِبتَغُوا الرِّّفْعَةَ عِنْدَ اللّهِ: تَحْلُمَ عَمَّنْ جَهِلَ عَلَيْكَ وَ تُعْطِيَ مَنْ حَرَمَكَ.
اگر می خواهید نزد خداوند منزلتی بلند یابید، نسبت به کسی که با شما رفتاری جاهلانه داشت، بردبار باشید و به کسی که از شما دریغ نمود، عطا نمایید.
2) «پرهیز از لجاجت و ستیزه جویی » ح 18- أبْغَضُ الرِّجالِ إلَى اللّه: اَلألَدُّ الخَصِمُ.
مبغوض ترین مردان نزد خداوند، فرد لجوج ستیزه جوست.
3) «ابلاغ حاجت کوته دستان به زمام داران» ح 21- أبْلِغُوا حاجَةَ مَنْ لا یسْتَطیعُ إِبْلاغَ حاجَتِهِ. فَمَنْ أبْلَغَ
ص: 3
سُلْطاناً حاجَةَ مَنْ لايَسْتَطیعُ إِبْلاغَها ثَبَّتَ اللّه قَدَمَيْهِ عَلَى الصِّراطِ يَوْمَ القِيامَةِ.
نیاز کسی را که از ابلاغ نیاز خود ناتوان است، [به زمام داران و مسؤولان] برسانید؛ هر کس نیاز چنین افرادی را به زمام داری برساند، خداوند در روز قیامت گام هایش را بر صراط استوار دارد.
4) «یاد مرگ و ...» ح 25- أَتانی جِبْریلُ فَقالَ: یا مَحَمَّدُ! عِشْ ما شِئْتَ فَإِنَّكَ مَيِّتٌ؛ وَ أحْبِبْ ما شِئْتَ فَإِنَّكَ مُفارِقُهُ؛ وَ اعْمَلْ ما شِئْتَ فَإِنَّكَ مَجْزِيٌّ بِهِ. وَ اعْلَمْ أنَّ شَرَفَ المُؤْمِنِ قِيامُهُ بِاللَّيْلِ وَ عِزَّهُ اِسْتِغْناؤُهُ عَنِ النّاسِ.
جبرئیل نزد من آمد و گفت: ای محمّد! (اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد) هر گونه می خواهی زندگی کن که قطعاً می میری؛ و آن چه را می خواهی دوست بدار که قطعاً از آن جدا می شوی؛ و آن چه را می خواهی انجام بده که قطعاً جزای آن را می بینی و بدان که قطعاً شرافت مؤمن در برخاستن در شب [برای عبادت] و عزّت او در بی نیازی جستنش از مردم است.
ص: 4
5) «یتیم نوازی» ح 27- أ تُحِبُّ أنْ يَلینَ قَلْبُكَ وَ تُدْرِكَ حاجَتَكَ؟ اِرْحَمِ اليَتیمَ وَ امْسَحْ رَأْسَهُ وَ أطْعِمْهُ مِن طَعامِكَ يَلِنْ قَلْبُكَ وَ تُدْرِكْ حاجَتَكَ.
آیا دوست داری که دلت نرم شود و به حاجت خود برسی؟ بر یتیم رحم نما و دست نوازش بر سرش بکش و او را از غذای خودت بخوران؛ که دلت نرم می شود و به حاجتت می رسی.
6) «غلبه بر خشم» ح 28- أ تَحْسَبُونَ الشِّدَّةَ فِى حَمْلِِ الحِجارَةِ؟ إِنَّما الشِّدَّةُ: أنْ يَمْتَلِىَ أحَدُكُمْ غَيْظاً ثُمَّ يَغْلِبَهُ.
آیا می پندارید که نیرومندی در برداشتن سنگ است؟ به راستی که نیرومندی در این است که یکی از شما سرشار از خشم شود و سپس بر خشم خود غلبه کند.
7) «دوستی با فقراء» ح 29- اِتَّخِذُوا عِنْدَ الفُقَراءِ أیادِيَ فَاِنَّ لَهُمْ دَوْلَةً يَوْمَ القِيامَةِ.
با فقرا دوستی کنید؛ که به راستی روز قیامت، ایشان را دولتی فخیم باشد.
8) «کم حرفی» ح 31- اُتْرُكْ فُضُولَ الكَلامِ وَ حَسبُكَ مِنَ الكَلامِ ما تَبْلُغُ بِهِ حاجَتَكَ
ص: 5
سخن اضافی را رها کن و همان مقدار سخن گفتن که حاجتت را برآورد کافیست.
9) «بهره مندی از دنیا در حدّ ضرورت» ح 32- اُتْرُكُوا الدُّنْيا لِأهْلِها فَإِنَّهُ مَنْ أخَذَ مِنْهُ فَوْقَ ما يَكْفِيه أخَذَ مِن حَتْفِهِ وَ هُوَ لا يَشْعُرُ.
دنیا را برای اهلش رها کنید؛ که به راستی هر کس بیش از حدّ ضرورت خود از آن برگیرد، در نابودی خویش کوشد در حالی که خود نداند!
10) «کوچک نشمردن هیچ یک از کارهای نیک» ح
34- اِتَّقِ اللّهَ وَ لا تُحَقِّرَنَّ مِنَ المَعْرُوفِ شَيئاً وَ لَوْ أنْ تُفْرِغَ مِنْ دَلْوِكَ فِي اِناءِ المُسْتَسْقی، وَأنْ تَلْقى أخاكَ وَ وَجْهُكَ إليْهِ مُنْبَسِطٌ.
از خداوند پروا نما و هیچ کار نیکی را کوچک مشمار گرچه آن کار، این باشد که از دلو خود در ظرف تشنه بریزی و یا برادرت را با روی گشاده ملاقات کنی.
11) «پرهیز از حرام ها» ح 42- اِتَّقِ المَحارِمَ تَكُنْ أعْبَدَ النّاسِ.
ص: 6
از محارم بپرهیز؛ که در این صورت عابدترین مردم هستی.
12) «حقّ گویی» ح 43- أتْقَى النّاسِ مَنْ قالَ الحقّ فیما لَهُ وَ عَلَيْهِ.
خداپرواترین مردم کسی است که حقّ را بگوید؛ چه به سود او باشد، چه به زیانش.
13) «رعایت حقّ زنان» ح 45- اِتَّقُوا اللّه فِي النِّساءِ.
در مورد زنان از خدا بترسید [و حقّ آنها را ضایع نکنید].
14) «جبران بدی » ح 46- أتْبِعِ السَّيِّئَةَ الحَسَنَةَ تَمْحُها.
به دنبال کار بد، کار نیک انجام بده؛ که در این صورت آن را از بین می برد.
15) «پرهیز از ظلم» ح 51- اِتَّقُوا الظُّلْمَ فَاِنَّ الظُلْمَ، ظُلُماتٌ يَوْمَ القِيامَةِ.
از ستمگری بپرهیزید؛ که قطعاً ستمگری، تاریکی هایی در روز قیامت است!
16) «پرهیز از قطع رحِم و بدهمسایگی» ح 55- اِثْنانِ لا يَنْظُرُ اللّه إِلَيْهِمْ يَوْمَ القِيامةِ: قاطِعُ الرَّحِمِ وَ جارُ السُّوءِ.
ص: 7
دو نفرند که روز قیامت خداوند بدانها نمی نگرد: کسی که پیوند با ارحام و خویشان را قطع کند، و همسایۀ بد.
17) «همراهی با جماعت» ح 56- فَعَلَيْكُمْ بِالْجَماعَةِ.
بر شما باد همراهی با جماعت.
18) «پرهیز از ظلم و آزردن والدین» ح 58- اِثْنانِ يُعَجِّلُهُمَا اللّه فِي الدُّنْيا : اَلبَغىُ وَ عُقُوقُ الوالِدَيْنِ.
دو چیز هست که خداوند در این دنیا در [عذاب] آنها تعجیل می کند: [1] ستم و [2] آزردن و نافرمانی و ناسپاسی پدر و مادر. [پناه بر خدا]
19) «آسان گرفتن دنیا» ح 67- أجْمِلُوا فِي طَلَبِ الدُّنْيا فَإِنَّ كُلاًّ مُيَسَّرٌ لِما كُتِبَ لَهُ مِنْها.
در طلب دنیا به اجمال [اختصار، زیبایی] رفتار کنید؛ زیرا قطعاً همگان، به آنچه که برای شان مقدّر و نوشته شده، به آسانی می رسند.
20) «نماز اوّل وقت، نیکی به والدین و جهاد» ح 70- أحَبُّ الأعمالِ إلَى اللّه: الصَّلاةُ لِوَقْتِها ثُمَّ بِرُّ الوالِدَيْنِ ثُمَّ الجهادُ فِي سَبیلِ اللّه.
ص: 8
محبوب ترین کارها نزد خداوند، نماز اوّل وقت، سپس نیکی به مادر و پدر و سپس جهاد در راه خداوند می باشد.
21) «تقوا و گم نامی» ح 72- أحَبُّ العِبادِ إلَى اللّه: الاَتْقِياءُ الاَخْفِياءُ.
محبوب ترین بندگان نزد خداوند، خداپروایان گم نام هستند.
22) «دوام عمل» ح 73- أحَبُّ الأعمالِ إلَى اللّه: أدْوَمُها وَإن قَلَّ.
محبوب ترین کارها نزد خداوند، مستمرّترین آنهاست هر چند اندک باشد.
23) «خدمت» ح 76- أحَبُّ الأعمالِ إلَى اللّه: مَن أطْعَمَ مِنْ جُوعٍ أوْ دَفَعَ عَنْهُ مَغْرَماً أوْ كَشَفَ عَنْهُ كَرْباً.
محبوب ترین کارها نزد خداوند آن است که شخصی، گرسنه ای را سیر نماید یا از غرامت زدگی او جلوگیری کند، یا اندوه و
گرفتاری اش را برطرف سازد.
24) «شاد نمودن مسلمان» ح 77- أحَبُّ الأعمالِ إلَى اللّه بَعْدَ الفَرائِضِ: إِدْخالُ السُّرُورِ عَلَى المُسْلِمِ.
ص: 9
محبوب ترین کارها نزد خداوند بعد از واجبات، شاد نمودن مسلمان است.
25) «حفظ زبان» ح 78- أحَبُّ الأعمالِ إلَى اللّه: حِفْظُ اللِّسانِ.
محبوب ترین کارها نزد خداوند، حفظ زبان است.
26) «حبّ و بغض در راه خداوند» ح 79- أحَبُّ الأعمالِ إلَى اللّه: الحُبُّ فِي اللّه وَ البُغْضُ فِي اللّه.
محبوب ترین کارها نزد خداوند، دوستی در راه خدا و دشمنی در راه خداست.
27) «حقّ گویی در برابر پیشوای جائر» ح 80- أحَبُّ الجِهادِ إلَى اللّه: كَلِمَةُ حقّ تُقالُ لاِمامٍ جائِرٍ.
محبوب ترین جهاد نزد خداوند، کلمۀ حقّی است که به پیشوای منحرف و ستمگر گویند.
28) «طعام جمعی» ح 82- أحَبُّ الطَّعامِ إلَى اللّه: ما كَثُرَتْ عَلَيْهِ الْاَيْدی.
محبوب ترین غذا نزد خداوند، غذایی است که بر سر آن دست های زیادی باشد.
ص: 10
29) «خوش اخلاقی» ح 84- أحَبُّ عِبادِ اللّهِ إلَى اللّهِ: أحْسَنُهُمْ خُلُقاً.
محبوب ترین بندگان نزد خداوند، خوش اخلاق ترین آنهاست.
30) «نرم خویی و آسان گیری» ح 85- أحَبَّ اللّهُ تَعالى عَبْداً سَمْحاً إذا باعَ وَسَمْحاً إذا اشْتَرى وَ سَمْحاً إذا قَضى وَسَمْحاً إذا اقْتَضى.
خداوند بنده ای را که به هنگام خرید و به هنگام فروش و به هنگام پرداخت و به هنگام دریافت، نرم خو و آسان گیر است دوست دارد.
31) «نافع بودن» ح 86- أحَبُّ عِبادِ اللّهِ إلَى اللّهِ: أنْفَعُهُمْ لِعِبادِهِ.
محبوب ترین بندگان خداوند کسی است که برای بندگانش سودمندتر باشد.
32) «طرد چاپلوسان» ح 91- أُحْثُوا التُّرابَ فِي وُجُوهِ المَدّاحینَ.
بر چهرۀ چاپلوسان خاک بپاشید.
ص: 11
33) «تطابق ظاهر و باطن» ح 92- اِحذَرْ أنْ يُری عَلَيْكَ آثارُ المُحْسِنینَ وَ أنْتَ تَخْلُو مِن ذلِكَ فَتُحْشَرَ مَعَ المُرائینَ.
مبادا که نشانه های نیکان در ظاهر تو نمودار باشد و تو در واقع از آنها نباشی؛ب که در این صورت با ریاکاران محشور می شوی!
34) «فرو خوردن خشم» ح 95- أحزَمُ النّاسِ أكْظَمُهُمْ لِلْغَيْظِ.
دور اندیش ترین مردم کسی است که از همه بیشتر، خشم خود را فرو خورد.
35) «مغتنم شمردن نعمت ها» ح 97- أحْسِنُوا جِوارَ نِعَمِ اللّهِ، وَ لا تَنْفِرُوها فَقَلَّما زالَتْ عَنْ قَوْمٍ فَعادَتْ إِلَيْهِمْ.
از نعمت های خداوند که پیرامون شماست به نیکی بهره ببرید و آنها را مرانید؛ که کم پیش آید این نعمت ها از قومی دور شوند و دوباره برگردند!
36) «آفت امّت» ح 109- أخْشى ما خَشِيتُ عَلى أُمَّتِي: كِبَرُ البَطْنِ، وَ مُداوَمَةُ النَّوْمِ، وَالكَسَلُ، وَ ضَعْفُ اليَقِيْنِ.
ص: 12
بر امّت خود بیش از هر چیز از شکم بارگی و زیاد خوابیدن و تنبلی و ضعف ایمان بیمناکم!
37) «اخلاص دین» ح 110- أْخلِص دینَكَ يَكْفِكَ القَلیلُ مِنَ العَمَلِ.
دینت را خالص گردان؛ که در این صورت، اندکی عمل، تو را کافی باشد.
38) «علم» ح 126- إذا أتى عَلَىَّ يَوْمٌ لا أَزْدادُ فِيْهِ عِلْماً يُقَرِّبُنِي إلَى اللّه تَعالى فَلا بُورِكَ لِي فِي طُلُوْعِ الشَّمْسِ ذلِكَ اليَوْمَ.
اگر روزی بر من بگذرد که در آن دانشی بدست نیاورم که مرا به خداوند نزدیک سازد، طلوع خورشید در آن روز بر من مبارک مباد!
39) «پدیدار نمودن اثر نعمت» ح 129- إذا آتاكَ اللّه مالاً فَلْيُرَ أثَرُ نِعْمَةِ اللّه عَلَيْكَ وَ كَرامَتِه.
هر گاه خداوند تو را مالی داد، باید اثر نعمت الهی و کرامتش بر تو پدیدار باشد.
40) «اکرام بزرگ و کریم قوم» ح 132- إذا أتاكُم كَریمُ قَوْمٍ فَأَكْرِمُوهُ.
ص: 13
هر گاه بزرگ و کریم قومی نزد شما آمد، وی را گرامی بدارید.
41) «برتری عالم بر عابد» ح 134- إذا اجْتَمَعَ العالِمُ وَ العابِدُ عَلَى الصِّراطِ قیلَ لِلْعابِدِ: أُدْخُلِ الجَنَّةَ وَ تَنَعَّمْ بِعِبادَتِكَ
آن گاه که عالم و عابد بر صراط گرد آیند، به عابد گفته می شود: به بهشت درآی و از عبادت خویش بهره ببر.
وَ قیلَ لِلعالِمِ: قِفْ هُنا فَاشْفَعْ لِمَن أحْبَبْتَ فَإِنَّكَ لاتَشْفَعُ لِاَحَدٍ إلاّ شُفِّعْتَ، فَقامَ مَقامَ الأنْبِياءِ.
و به عالم گفته می شود: اینجا بایست و هر که را خواهی شفاعت نما؛ که به راستی تو برای هیچ کس شفاعت نمی کنی مگر آن که پذیرفته می شود. پس او در جایگاه پیامبران قرار می گیرد.
42) «ستوده زیستن» ح 142- اِذا أحْبَبْتُمْ أن تَعْلَمُوْا ما لِلْعَبْدِ عِنْدَ رَبِّهِ فَانْظُرُوا ما يَتْبَعُهُ مِنَ الثَّناءِ.
ص: 14
اگر دوست دارید بدانید بنده نزد خداوند چه جایگاهی دارد، بنگرید که پشت سرش چگونه او را می ستایند.
43) «فقه، زهد و آگاهی از عیوب» ح 143- إذا أرادَ اللّهُ بِعَبْدٍ خَيْرًا فَقَّهَهُ فِي الدِّيْنِ، وَ زَهَّدَهُ فِي الدُّنْيا وَ بَصَّرَهُ عُيُوبَهُ.
هر گاه خداوند خیر بنده ای را بخواه، او را فقیه و دارای فهم عمیق دینی، و زاهد و بی رغبت به دنیا سازد و عیب های او را بدو بنمایاند.
44) «کارگشایی» ح 144- إذا أرادَ اللّهُ بِعَبْدٍ خَيْراً صَيَّرَ حَوائِجَ النّاسِ إلَيْهِ.
هر گاه خداوند، خیر بنده ای را بخواهد، نیازهای مردم را به سوی او حواله سازد.
45) «منفعت عقوبت دنیوی» ح 145- إذا أرادَ اللّهُ بِعَبْدِهِ الخَيْرَ عَجَّلَ لَهُ العُقُوبَةَ فِي الدُّنْيا وَ إذا أرادَ اللّهُ بِعَبْدِهِ الشَّرَّ أمْسَكَ عَنْهُ بِذَنْبِهِ حَتّى يُوافِيَ بِهِ يَومَ القِيامَةِ.
هر گاه خداوند، خیر بنده اش را بخواهد، کیفر او را در دنیا جلو اندازد. و هر گاه خداوند، بد بنده اش را
ص: 15
بخواهد وی را با گناهش رها سازد تا در روز قیامت او را کیفر دهد!
(اراده نمودن شرّ و بدی نسبت به بنده از سوی خداوند سبحان، جنبۀ کیفری دارد نه ابتدائی؛ زیرا خداوند متعال - که خیر محض و منزّه از عیب و نقص است - هرگز بدی بنده اش را نمی خواهد و برای هدایت و سعادت او، از هیچ رحمت و لطف و عنایتی دریغ نمی ورزد. ولی این خود بنده است که با عناد و تبه کاری، خویش را از فیض حقّ تعالی محروم و مستوجب کیفر می سازد!)
46) «خیر خانواده» ح 147- اِذا أرادَ اللّهُ بِأَهْلِ بَيْتٍ خَيْراً فَقَّهَهُمْ فِي الدِّينِ، وَ وَقَّرَ صَغيْرُهُمْ كَبِيْرَهُمْ وَ رَزَقَهُمُ الرِّفْقَ فِي مَعیشَتِهِمْ وَالقَصْدَ فِي نَفَقاتِهِمْ وَ بَصَّرَهُمْ عُيُوبَهُمْ فَيَتُوبُوا مِنْها وَ إذا أرادَ بِهِمْ غَيْرَ ذلِكَ تَرَكَهُمْ هَمَلاً.
هر گاه خداوند خیر خانواده ای را بخواهد، آنها را فقیه (و دارای فهم عمیق) در دین قرار می دهد و خردسالان شان بزرگسالان شان را ارج می نهند و مدارا در زندگی و میانه روی در خرج را روزی آنها می سازد و عیب هایشان را به آنها نشان می دهد تا از آنها توبه
ص: 16
کنند و اگر برای آنها غیر این را بخواهد آنها را به حال خود وامی گذارد.
47) «عاقبت اندیشی» ح 171- إِذا أرَدْتَ أن تَفْعَلَ أمْراًً فَتَدَبَّرْ عاقِبَتَهُ، فَإِنْ كانَ خَيْراً فَأمْضِهِ وَ إن كانَ شَرّا فَانْتَهِ.
هرگاه خواستی کاری انجام دهی، در فرجام آن بیاندیش؛ اگر خوب بود آن را انجام بده و اگر بد بود رهایش کن.
48) «یاد عیوب خود» ح 172- إذا أرَدْتَ أنْ تَذْكُرَ عُيُوَب غَيرِكَ فَاذْكُرْ عُيُوبَ نَفْسِكَ.
هرگاه خواستی عیب های دیگران را به یاد آوری، عیب های خود را به یاد آر.
49) «رعایت آداب اجیر گرفتن» ح 173- إذا اسْتَأْجَرَ أحَدُكُمْ أجیراً فَلْيُعْلِمْهُ أجْرَهُ.
هرگاه یکی از شما کسی را اجیر کرد، باید در ابتدا مزدش را به او بگوید.
50) «خوبی بعد از بدی» ح 179- إذا أسَأْتَ فَأَحْسِنْ فَإِنَّ الحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ.
ص: 17
هرگاه بدی کردی، [به دنبالش] نیکی کن؛ که قطعاً نیکی ها، بدی ها را ببرند.
51) «عزّت نفس» ح 325- اُطْلُبُوا الحَوائِجَ بِعِزَّةِ الأنْفُسِ، فَإِنَّ الاُمُورَ تَجْرِي بِالْمَقادیرِ.
نیازهای تان را با عزت نفس بجویید؛ که به راستی همۀ امور بر اساس مقدّرات جاری می شود [و نیازی به تملّق، کرنش، ذلّت پذیری، حرص، طمع و... نیست].
52) «برخورد صحیح با حسد و سوء ظنّ، و پیمایش کریمانه » ح 199- إذا حَسَدْتُمْ فَلا تَبْغُوا وَ إذا ظَنَنْتُمْ فَلا تُحقّقُوا وَ إذا وَزَنْتُمْ فَارْجِحُوا.
هرگاه حسد ورزیدید، ستم مکنید و چون گمان [بد] بردید، آن را حقیقت مپندارید و ترتیب اثر ندهید و هرگاه چیزی را وزن کردید، آن را سنگین تر (و کریمانه) وزن کنید (اعمّ از وزن و سنجش امور مادّی و غیر مادّی).
ص: 18
53) «خوف از خداوند» ح 201- إِذا خافَ اللّهَ العَبْدُ أخافَ اللّهُ مِنْهُ كُلَّ شَى ٍءٍ، وَ إذا لَم يَخَفِ العَبْدُ اللّهَ أخافَهُ اللّهُ مِنْ كُلِّ شَى ءٍ.
هرگاه بنده ای از خداوند بترسد، خداوند همه چیز را از او می ترساند و وقتی بنده ای از خداوند نترسد، خداوند او را از همه چیز می ترساند.
54) « مهمان دوستی» ح 204- إذا دَخَلَ الضَّيْفُ عَلَى القَوْمِ دَخَلَ بِرِزْقِهِ، وَ إذا خَرَجَ خَرَجَ بِمَغْفِرَةِ ذُنُوبِهِمْ.
هرگاه مهمان بر قومی درآید، رزق و روزی خود را می آورد و هرگاه خارج شود، با آمرزش گناهان آنان می رود.
55) «معیار امید به برادران» ح 205- إذا رَأیتَ مِنْ أخیكَ ثَلاثَ خِصالٍ فَارْجُهُ: اَلحَياءَ وَ الأمانَةَ وَ الصِّدْقَ؛ وَ إذا لَم تَرَها فَلا تَرْجُهُ.
هرگاه در برادرت سه ویژگی را دیدی به او امیدوار باش: حیاء و امانت داری و راستی؛ و اگر این ها را ندیدی به او امید نداشته باش.
ص: 19
56) «برخورد کریمانه با دشنام» ح 213- إذا سَّبكَ رَجُلٌ بِما يَعْلَمُ مِنْكَ فَلا تَسُبَّهُ بِما تَعْلَمُ مِنْهُ فَيَكُونُ أجْرُ ذٰلِكَ لَكَ وَ وَبالُهُ عَلَيْهِ.
هرگاه کسی تو را بدانچه از تو می داند دشنام دهد، تو وی را بدانچه از او می دانی دشنام مده؛ که پاداش این عمل برای تو و وبال و سنگینی آن برای او می باشد.
57) «پرهیز از علم بی عمل» ح 220- إذا عَلِمَ العالِمُ فَلَمْ يَعْمَلْ كانَ كَالْمِصْباحِ يُضِي ءُ لِلنّاسِ وَ يُحْرِقُ نَفْسَهُ.
هرگاه عالمی دانست و عمل نکرد، همچون چراغ است که برای مردم نور می دهد امّا خود را می سوزاند!
58) «اتقان کارها» ح 221- إذا عَمِلَ أحَدُكُم عَمَلاً فَلْيُتقِنْهُ
هرگاه یکی از شما کاری را انجام داد، باید آن را محکم و کامل و دقیق انجام دهد.
59) «سوغات آوردن از سفر» ح 228- إذا قَدِمَ أحَدُكُمْ مِنْ سَفَرٍ فَلْيَقْدَمْ مَعَهُ بِهَدِيَّةٍ وَ لَو يُلْقِي فی مِخْلاتِهِ حَجَراً.
ص: 20
هرگاه یکی از شما از سفر آمد با خود هدیّه ای بیاورد، هر چند که در توبرۀ خود، سنگی بیفکند (و به عنوان سوغات بیاورد).
60) «پرهیز از فزون طلبی» ح 231- إذا كانَ عِنْدَكَ ما يَكْفیكَ فَلا تَطْلُبْ ما يُطْغیكَ.
اگر نزد تو چیزی بود که کفایتت نمود، دنبال چیزی مرو که تو را به طغیان وادارد!
61) «استمرار عمل تا بعد از مرگ» ح 239- إذا ماتَ الإِنْسانُ انْقَطَعَ عَمَلُهُ إِلاّ مِنْ ثَلاثٍ: صَدَقَةٍ جارِيَةٍ أوْ عِلْمٍ يُنْتَفَعُ بِهِ أوْ وَلَدٍ صالِحٍ يَدْعُو لَهُ.
هرگاه انسان از دنیا برود، کارهای او قطع می شود جز در سه چیز : صدقۀ جاری، علمی که موجب بهره مندی دیگران شود و فرزند صالحی که برایش دعا کند.
62) «بیان خیرخواهی» ح 245- إذا وَجَدَ أحَدُكُمْ لِأخیهِ نُصْحاً فی نَفْسِهِ فَلْيَذْكُرْهُ لَهُ.
هرگاه یکی از شما در درون خود برای برادرش خیرخواهی و نصیحتی را یافت، آن را به او یادآوری نماید.
ص: 21
63) «یاد خداوند» ح 247- اُذکُرِ اللهَ فَاِنَّهُ عَونٌ لَکَ عَلی ما تَطلُبُ.
خدا را یاد کن؛ که قطعاً او در آن چه می جویی ، یاور توست.
64) «پرهیز از اهانت به مردم» ح 250- أذَلُّ النّاسِ مَنْ أهانَ النّاسَ.
خوارترین مردم کسی است که به مردم اهانت کند!
65) «خیر دنیا و آخرت» ح 259- أربَعٌ مَنْ اُعْطِيَهُنَّ فَقَدْ أُعْطِيَ خَيْرَ الدُّنْيا وَ الآخِرَةِ: لِسانٌ ذاكِرٌ، وَ قَلْبٌ شاكِرٌ، وَ بَدَنٌ عَلَى البَلآءِ صابِرٌ، وَ زَوْجَةٌ لا تَبْغیهِ خَوْناً فی نَفْسِها وَ لا مالِهِ.
چهار چیز هست که اگر به کسی داده شود، خیر دنیا و آخرت را به او داده اند: زبانی ذاکر، قلبی شکرگزار، تنی شکیبا در گرفتاری و همسری که از جهت ناموسی و مالی، به شوهرش خیانت و ستم روا ندارد.
66) «پژواک عمل» ح 263- اِرحَمُوا تُرْحَمُوا، وَ اغْفِرُوا يُغْفَرْ لَكُمْ
ص: 22
رحم کنید؛ در این صورت مورد رحم قرار می گیرید. و ببخشایید؛ در این صورت بر شما می بخشایند.
67) «راه محبوبیّت در نزد خداوند و مردم» ح 268- اِزْهَدْ فی الدُّنیا يُحِبَّكَ اللّهُ، وَ ازْهَدْ فِيمَا فی أيْدِي النَّاسِ يُحِبَّكَ النّاسُ.
از دنیا چشم بپوش؛ که در این صورت خداوند تو را دوست می دارد. و از آن چه که در دست مردم هست چشم بپوش؛ که در این صورت مردم دوستت می دارند.
68) «زاهدترین مردم» ح 270- أزهَدُ النَّاسِ مَنْ لَمْ يَنْسَ القَبْرَ وَ البَلاءَ، وَ تَرَكَ أفْضَلَ زینَةِ الدُّنْيا وَ آثَرَ ما يَبْقى عَلى ما يَفْنى، وَلَمْ يَعُدَّ غَداً مِنْ أیّامِهِ، و عَدَّ نَفْسَهُ فی المَوْتى.
زاهدترین مردم کسی است که قبر و بلا و امتحان را از یاد نبرد و بهترین زینت دنیا را رها سازد و آن چه را باقی و ماندنی است بر آن چه از بین می رود و فانی است، ترجیح دهد و فردا را از روزهای خود به شمار نیاورد و خود را در میان مرده ها به حساب آورد.
ص: 23
69) «به سرانجام رساندن کار خوب» ح 271- اِسْتِتْمامُ المَعْرُوفِ خَيْرٌ مِنْ اِبْتِدائِهِ.
به پایان بردن کار خوب، از آغاز کردن آن بهتر است.
70) «فایده ی کتمان» ح 281- اِسْتَعینُوا عَلى أُمُورِكُمْ بِالْكِتْمانِ فَإِنَّ كُلَّ ذی نِعْمَةٍ مَحْسُودٌ.
با پرده پوشی و کتمان، بر [سامان بخشی و پیشرفتِ] امورخود یاری جویید؛ که حقیقتاً هر صاحب نعمتی مورد حسادت است!
71) «استغناء» ح 283- اِسْتَغْنُوا عَنِ النّاسِ وَلَو بِشَوْصِ السِّواكِ.
از مردم بی نیازی جویید، هر چند که نیازتان یک قطعه چوب مسواک باشد.
72) «یاد خداوند، انصاف و کمک مالی» ح 290- أسَدُّ الأعمالِ ثَلاثَةٌ: ذِكْرُ اللّهِ عَلى كُلِّ حالٍ، وَ الإنْصافُ مِنْ نَفْسِكَ، وَ مُواساةُ الأَخِ فی المالِ.
استوارترین کارها سه چیز است: یاد خداوند در هر حال، از خود انصاف دادن، و شریک ساختن برادر دینی در مال خویش.
ص: 24
73) «دعای غیابی برای دیگران» ح 292- أسْرَعُ الدُّعاءِ إِجابَةً دُعاءُ غائِبٍ لِغائِبٍ.
دعای فرد غایب برای غایب، از همۀ دعاها زودتر اجابت می شود.
74) «غلبه بر هوای نفس» ح 299- أشْجَعُ النَّاسِ مَنْ غَلَبَ هَواهُ.
شجاع ترین مردم کسی است که بر هوای نفس خود غالب آید.
75) «طلب علم، و عمل به علم» ح 305- أشَدُّ النّاسِ حَسْرَةً يَوْمَ القِيامَةِ: رَجُلٌ أمْكَنَهُ طَلَبُ العِلْمِ فِي الدُّنْيا فَلَمْ يَطْلُبْهُ وَ رَجُلٌ عَلَّمَ عِلْماً فَانْتَفَعَ بِهِ مَنْ سَمِعَهُ مِنْهُ دُونَهُ.
در روز قیامت دو کس از همه بیشتر حسرت خورند: مردی که در دنیا توانایی طلب دانش را داشت ولی به دنبال آن نرفت. و مردی که دانشی را [به دیگران] آموخت و هرکس آن را شنید از آن سود برد بدون آن که خودش سودی ببرد!
76) «مهار خشم و عفو» ح 306- أشَدُّكُمْ مَنْ مَلَكَ نَفْسَهُ عِنْدَ الغَضَبِ وَ أحْلَمُكُمْ مَنْ عَفى بَعْدَ المَقْدِرَةِ.
ص: 25
نیرومندترین شما کسی است که هنگام خشم، بر نفس خود غالب آید. و بردبارترین شما کسی است که با وجود قدرت، عفو کند.
77) «مهربانی و شفقت» ح 310- اِشْفَقُوا تُحْمَدُوا و تُؤْجَرُوا.
مهربان و مشفق باشید؛ در این صورت مورد ستایش قرار می گیرید و پاداش داده می شوید.
78) «تشکّر از مردم» ح 312- أشْكَرُ النّاسِ: أشْكَرُهُمْ لِلنّاسِ.
شکرگزارترین مردم کسی است که از همه بیشتر، از مردم تشکّر کند.
79) «شروط ضمانت بهشت» ح 321- اِضْمَنُوا لِي سِتّاً مِنْ أنْفُسِكُمْ أضْمَنُ لَكُمُ الجَنَّةَ: أُصْدُقُوا إِذا حَدَّثْتُمْ، وَ أَوْفُوا إِذا وَعَدْتُم وَ أَدُّوا إذا ائْتُمِنْتُمْ وَ احْفَظُوْا فُرُوْجَكُمْ وَ غُضُّوا أبْصارَكُمْ وَ كُفُّوا أيْدِيَكُمْ.
برایم شش چیز از طرف خود تعهّد نمایید تا من بهشت را برای تان تضمین کنم: هرگاه سخن گفتید، راست بگویید. هرگاه وعده دادید، وفا نمایید. هرگاه به
ص: 26
شما چیزی را امانت دادند، آن را [صحیح و سالم] باز گردانید. دامان تان را حفظ کنید. چشم های تان را [از نگاه های ناروا] فرو بندید و دست های خود را [از اعمال ناپسند] نگه دارید.
80) «طلب علم» ح 324- اُطْلُبُوا العِلْمَ وَ لَوْ بِالصِّينِ فَإِنَّ طَلَبَ العِلْمِ فَریضَةٌ عَلى كُلِّ مُسْلِمٍ.
در جست و جوی دانش باشید هر چند در چین باشد؛ که به راستی دانش طلبی بر هر مسلمانی واجب است.
إنَّ المَلائِكَةَ تَضَعُ أجْنِحَتَها لِطالِبِ العِلْمِ رِضاً بِما يَطْلُبُ.
به راستی فرشتگان بالهای خود را برای جویندۀ دانش می گسترانند؛ زیرا به آن چه او می جوید، خشنود هستند.
(لازم به یادآوری است که پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) در حدیث دیگری فرموده اند که علم فقط سه علم است: «عقائد، اخلاق و احکام»؛ و بقیّه، فضل محسوب می شوند. (إِنَّمَا الْعِلْمُ ثَلَاثَةٌ آيَةٌ مُحْكَمَةٌ أَوْ فَرِيضَةٌ عَادِلَةٌ أَوْ سُنَّةٌ قَائِمَةٌ وَ مَا خَلَاهُنَّ فَهُوَ فَضْلٌ)(1)
ص: 27
البتّه سایر علوم و فنون نیز در شرایطی همچون قطع وابستگی مسلمانان به بیگانگان، واجب کفایی می شوند.)
81) «طلب علم» ح 327- اُطْلُبُوا العِلْمَ مِنَ المَهْدِ إلَى اللَّحْدِ.
از گهواره تا گور، دانش بجویید.
82) «دعا برای دیگران» ح 326- اُطْلُبِ العافِيَةَ لِغَيْرِكَ تُرْزَقْها فِي نَفْسِكَ.
برای غیر خود عافیت خواه باش، آن را به خودت روزی می دهند.(1)
83) «ادب خداپرستی» ح 325- اُعْبُدِ اللّهَ كَاَنَّكَ تَراهُ فَإِنْ كُنْتَ لا تَراهُ فَإِنَّهُ يَراكَ.
ص: 28
خداوند را به گونه ای پرستش نما که گویا او را می بینی، و اگر تو او را نمی بینی به یقین او تو را می بیند.
84) «ملاک ارزیابی» ح 336- اِعْتَبِرُوا الصَّاحِبَ بالصَّاحِبِ.
دوست را با دوست ارزیابی نمایید. (افراد را با همراه و یار و دوست شان ارزیابی نمایید.)
85) «عادل ترین مردم» ح 340- أعْدَلُ النَّاسِ: مَنْ رَضِىَ لِلنّاسِ ما يَرْضى لِنَفْسِه وَ كَرِهَ لَهُمْ ما كَرِهَ لِنَفْسِه.
عادل ترین مردم کسی است که برای مردم آن چه را پسندد که برای خود می پسندد و آن چه را برای خود ناخوش می دارد، برای آنها هم ناخوش دارد.
86) «ارزش قائل نشدن برای دنیا» ح 354- أعْظَمُ النّاسِ فِي الدُّنْيا خَطَرًا: مَنْ لَمْ يَجْعَلْ لِلدُّنْيا عِنْدَهُ خَطَرًا.
با ارزش ترین مردم در دنیا کسی است که برای دنیا در نزد خویش، ارزشی قائل نشود.
87) «ترک امور بی ارتباط به انسان» ح 355- أعْظَمُ النّاسِ قَدْراً: مَنْ تَرَكَ ما لا يَعْنِيْهِ.
ص: 29
ارزشمندترین مردم کسی است که آن چه را بدو مربوط نیست رها سازد.
88) «مدارا با مردم» ح 358- أعْقَلُ النَّاسِ: أشَدُّهُمْ مُداراةً لِلنّاسِ.
خردمندترین مردم کسی است که از همه بیشتر با مردم مدارا کند.
89) «بینش توحیدی» ح 361- اِعْلَمْ أنَّ الخَلائِقَ لَوْ اِجْتَمَعُوا عَلى أنْ يُعْطُوكَ شَيْئاً - وَ لَمْ يُرِدِ اللّهُ أنْ يُعْطِيَكَ - لَمْ يَقْدِرُوا عَلَيْهِ.
بدان که اگر تمام خلایق گرد آیند تا چیزی را که خداوند نخواسته، به تو بدهند، نمی توانند.
أوْ يَصْرِفُوا عَنْكَ شَيْئاً - أرادَ اللّهُ أنْ يُصیبَكَ بِهِ - لَم يَقْدِرُوا عَلى ذلِكَ؛
یا اگر بخواهند چیزی را که خداوند خواسته بر سرت آورد، از تو باز دارند، نمی توانند.
فَإِذا سَأَلتَ فَاسْأَلِ اللّهَ وَ إذا اِسْتَعَنْتَ فَاسْتَعِنْ بِاللّهِ.
پس هرگاه درخواست می کنی، از خداوند درخواست کن. و هرگاه یاری می جویی، از خداوند یاری بجوی.
ص: 30
90) «تضمین نصرت و گشایش و آسانی» ح 363- اِعْلَمْ أنَّ النَّصْرَ مَعَ الصَّبْرِ وَ أنَّ الفَرَجَ مَعَ الكَرْبِ وَ أنَّ مَعَ العُسْرِ يُسْراً.
بدان که قطعاً پیروزی، با صبر باشد. و قطعاً گشایش، با رنج و گرفتاری باشد. و قطعاً با سختی، آسانیی باشد.
91) «توشه گرفتن از مال خود برای سفر آخرت» ح 365- اِعْلَمْ أنَّهُ لَيْسَ مِنْكُمْ مِنْ أحَدٍ إلاّ مالُ وارِثِهِ أحَبُّ إليْهِ مِنْ مالِهِ؛ مالُكَ ما قَدَّمْتَ وَ مالُ وارِثِكَ ما أخَّرْتَ.
بدانید که هیچ یک از شما نیست جز آن که مال وارث خویش را بیشتر از مال خود دوست دارد! مال تو آن است که پیش فرستادی و مال وارث تو آن است که بر جای گذاردی.
92) «عمل و حذر» ح 367- اِعْمَلْ عَمَلَ امْرِئٍ يَظُنُّ أنَّهُ لَنْ يَمُوتَ أبَداً وَ احْذَرْ حَذَرَ امْرِئٍ يَخْشى أنْ يَمُوتَ غَداً.
همچون کسی عمل کن که می داند هرگز نمی میرد (بنا بر این، کارها را محکم و دقیق و کامل انجام ده). و همچون کسی بر حذر باش که بیم دارد فردا بمیرد.
ص: 31
93) «مغتنم شمردن» ح 372- اِغتَنِم خَمْساً قَبْلَ خَمْسٍ: پنج چیز را قبل از پنج چیز غنیمت بشمار:
شَبابَكَ قَبْلَ هَرَمِكَ جوانی ات را قبل از پیری ات،
وَ صِحَّتَكَ قَبْلَ سُقْمِكَ سلامتی ات را قبل از بیماری ات،
وَ غِناكَ قَبْلَ فَقْرِكَ ثروتت را قبل از فقرت،
وَ فَراغَكَ قَبْلَ شُغْلِكَ فراغتت را قبل از مشغولیّتت،
وَ حَياتَكَ قَبْلَ مَوْتِكَ. و زندگی ات را قبل از مرگت.
94) «رعایت حدّ و مرز مجازات» ح 378- اِغْفِرْ؛ فَإِنْ عاقَبْتَ فَعاقِبْ بِقَدْرِ الذَّنْبِ وَ اتَّقِ الوَجْهَ.
[از خطای دیگران] در گذر. و اگر مجازات کردی به اندازۀ گناه مجازات کن و از [زدن به] صورت بپرهیز.
95) «برترین اعمال» ح 385- أفْضَلُ الأعمال ثَلاثَةٌ:اَلتَّواضُعُ عِنْدَ الدَّوْلَةِ وَ العَفْوُ عِنْدَ القُدْرَةِ وَ العَطِيَّةُ بِغَيْرِ المِنَّةِ.
بهترین کارها سه چیز است: فروتنی به هنگام دولت، گذشت به هنگام قدرت، و عطا بدون منّت.
ص: 32
96) «خوش حال نمودن برادران» ح 386- أفْضَلُ الأعمالِ أنْ تُدْخِلَ عَلى أخیكَ المُؤْمِنِ سُرُوراً أوْ تَقْضِىَ عَنْهُ دَيْناً.
بهترین کارها این است که برادر مؤمنت را شاد نمایی یا قرضی را از او بپردازی.
97) «دوستی با مردم» ح 387- أفْضَلُ الأعمالِ بَعْد الإیمانِ بِاللّهِ: اَلتَّوَدُّدُ إلَى النَّاسِ.
بعد از ایمان به خداوند، بهترین کارها، دوستی با مردم است.
98) «برترین ایمان» ح 392- افْضَلُ الایمانِ أنْ تُحِبَّ لِلّهِ وَ تُبْغِضَ لِلّهِ وَ تُعْمِلَ لِسانَكَ فى ذِكْرِ اللّهِ وَ أنْ تُحِبَّ لِلنّاسِ ما تُحِبُّ لِنَفْسِكَ وَ تَكْرَهَ لَهُمْ ما تَكْرَهُ لِنَفْسِكَ وَ أنْ تَقُولَ خَيْراً أوْ تَصْمِتَ.
بهترین ایمان آن است که برای خداوند دوست بداری و برای خداوند دشمن بداری و زبانت را در یاد خداوند به کار بندی و آن چه را برای خودت دوست داری، برای مردم نیز دوست بداری و آن چه را برای خود نمی پسندی برای آنها هم نپسندی و سخن نیک بگویی یا خاموش باشی.
ص: 33
99) «اکرام همنشین» ح 396- أفْضَلُ الحَسَنَاتِ تَكْرِمَةُ الجُلَساءِ.
بهترین نیکی ها، گرامی داشتن همنشینان است.
100) «جهاد با نفس» ح 397- أفْضَلُ الجِهادِ أنْ يُجاهِدَ الرَّجُلُ نَفْسَهُ وَ هَواهُ.
بهترین جهاد آن است که مرد با نفس و هوس خود جهاد کند.
101) «تعلّم و تعلیم» ح 401- أفْضَلُ الصَّدَقَةِ أنْ يَتَعَلَّمَ المَرْءُ المُسْلِمُ عِلْماً ثُمَّ يُعَلِّمَهُ أخاهُ المُسْلِمَ.
بهترین صدقه آن است که انسان مسلمان، دانشی را فرا گیرد، سپس آن را به برادر مسلمان خود یاد دهد.
102) «اصلاح ذات البین» ح 407- أفْضَلُ الصَّدَقَةِ: إصْلاحُ ذاتِ البَيْنِ.
بهترین صدقه آن است که میان افراد، آشتی و صلح ایجاد کنی.
103) «پاسخ بدی با خوبی» ح 408- أفْضَلُ الصَّدَقَةِ: الصَّدَقَةُ عَلى ذِي الرَّحِمِ الكاشِحِ.
ص: 34
بهترین صدقه، صدقه به خویشاوندی است که با تو دشمنی (و کینه) دارد.
104) «دوام عمل» ح 410- أفْضَلُ العَمَلِ: أدْوَمُهُ وَ إن قَلَّ.
بهترین کارها، مستمرّترین آنهاست هر چند اندک باشد.
105) «نیّت صادق» ح 411- أفْضَلُ العَمَلِ: اَلنِّيَّةُ الصّادِقَةُ.
بهترین کار، نیّت راستین است.
106) «ادب عیادت» ح 412- أفْضَلُ العِبادَةِ أجْراً: سُرْعَةُ القِيامِ مِنْ عِنْدِ المَریضِ.
پر اجرترین عبادت، زود برخاستن از نزد بیمار است. (تا او به استراحتش بپردازد.)
107) «پاسخ بدی با خوبی» ح 413- أفْضَلُ الفَضائِلِ أنْ تَصِلَ مَنْ قَطَعَكَ وَ تُعْطِىَ مَنْ حَرَمَكَ وَ تَصْفَحَ عَمَّنْ ظَلَمَكَ.
بهترین فضایل این است که با کسی که از تو بریده، پیوند برقرار سازی، و به کسی که تو را محروم
ص: 35
ساخته، عطا کنی و از کسی که بر تو ستم نموده، درگذری.
108) «ایمنی مسلمانان از انسان، و خوش اخلاقی» ح 415- أفْضَلُ المُؤْمِنینَ إسْلاماً: مَنْ سَلِمَ المُسْلِمُونَ مِنْ لِسانِه وَيَدِهِ وَ أفْضَلُ المُؤْمِنینَ إِيْماناً: أحْسَنُهُم خُلُقاً.
در میان مؤمنان، اسلام آن کس بهتر است که مسلمانان از زبان و دست او آسوده باشند. و خوش ایمان ترین مؤمنان، خوش اخلاق ترین آنهاست.
109) «برترین مردم» ح 419- أفْضَلُ النّاسِ مَنْ تَواضَعَ عَنْ رِفْعَةٍ وَ زَهِدَ عَنْ غُنْيَةٍ وَ أنْصَفَ عَنْ قُوَّةٍ وَ حَلُمَ عَنْ قُدْرَةٍ.
بهترین مردم کسی است که در حالت رفعت و بلند پایگی، تواضع نماید و در عین ثروت و غنا، زهد ورزد و به دنیا بی رغبت باشد و در عین قوّت و نیرومندی، انصاف دهد و در حال قدرت، بردبار باشد.
110) «حضور قلب در قرائت قرآن» ح 423- اِقْرَأُوا القُرآنَ مَا ائْتَلَفَتْ عَلَيْهِ قُلُوبُكُمْ فَإِذَا اخْتَلَفْتُمْ فیهِ فَقُومُوا.
ص: 36
قرآن را تا هنگامی که دل های تان بر آن انس دارد و حضور قلب دارید بخوانید و هرگاه پراکندگی حواسّ و عدم حضور قلب پیدا کردید برخیزید (تا قرائت قرآن، صرفاً لقلقۀ زبان و یک امر تشریفاتی و ظاهری نباشد).
111) «قبول حقّ و ردّ باطل» ح 428- اِقْبَلِ الحَقَّ مِمَّنْ أتاكَ بِه مِنْ صَغیرٍ أوْ كَبیرٍ وَ إن كانَ بَغیضاً بَعیداً.
حقّ را از کسی که برایت آورده بپذیر؛ کوچک باشد یا بزرگ، هر چند دشمن و دور باشد.
وَ ارْدُدِ الباطِلَ عَلى مَنْ جاءَكَ بِه مِنْ صَغیرٍ أوْ كَبیرٍ وَ إن كانَ حَبیباً قَریباً.
و باطل را بر کسی که آن را برایت آورده بر گردان و آن را مپذیر؛ چه کوچک باشد چه بزرگ، و هر چند دوست و نزدیک باشد.
112) «پرهیز از بخل» ح 431- أقَلُّ النّاسِ راحَةً: اَلبَخیلُ.
آسایش بخیل از همۀ مردم کم تر است!
113) «پرهیز از حسادت» ح 432- أقَلُّ النّاسِ لَذَّةً: اَلحَسُودُ.
ص: 37
لذّت حسود از همۀ مردم کم تر است!
114) «عنایت الهی به سخاوتمند» ح 435- أقِيلُوا السَّخِيَّ زَلَّتَهُ فَاِنَّ اللهَ آخِذٌ بِيَدِهِ كُلَّما عَثَرَ.
از لغزش سخاوتمند در گذرید؛ زیرا هر بار که بلغزد، قطعاً خداوند دستش را می گیرد.
115) «پرهیز از کلام بی فایده» ح 441- أكْثَرُ النّاسِ ذُنُوباً يَوْمَ القِيامَةِ :أكْثَرُهُمْ كَلاماً فیما لا يَعْنیهِ.
در روز قیامت گناه کسی از همه بیشتر است که در آن چه به او مربوط نیست، بیشتر سخن بگوید.
116) «علم» ح 442- أكْثََرُ النَّاسِ قیمَةً: أكْثَرُهُمْ عِلْماً.
ارزشمندترین مردم کسی است که دانش بیشتری دارد.
117) «یاد مرگ» ح 444- أكْثِرُوا ذِكْرَ المَوْتِ فَإِنَّهُ يُمَحِّصُ الذُّنُوبَ وَ يُزَهِّدُ فی الدُّنْيا فَإِنْ ذَكَرْتُمُوهُ عِنْدَ الغِنى هَدَمَهُ وَ إن ذَكَرتُمُوهُ عِندَ الفَقْرِ أرْضاكُمْ بِعَيْشِكُمْ.
بسیار از مرگ یاد کنید؛ که به راستی یاد آن گناهان را پاک می کند و (انسان) را به دنیا بی رغبت می گرداند. پس اگر در حال ثروت آن را یاد کنید،
ص: 38
ثروت را خرد و بی ارزش می سازد و اگر در حال فقر آن را یاد کنید، شما را از زندگی تان خرسند و راضی می سازد.
118) «اکرام علماء» ح 450- أكْرِمُوا العُلَماءَ فَإِنَّهُمْ وَرَثَةُ الأنْبِياءِ فَمَنْ أكْرَمَهُمْ فَقَدْ أكْرَمَ اللّهَ وَ رَسُولَهُ.
علما را گرامی دارید که به راستی آنها وارثان پیامبرانند و هر کس آنها را گرامی بدارد، خدا و رسولش را گرامی داشته است.
119) «حسن خُلق و نیکی به زوجه» ح 454- أكْمَلُ المُؤْمِنینَ إِيْماناً: أحْسَنُهُمْ خُلُقاً. وَ خِيارُكُمْ: خِيارُكُمْ لِنِسائِهِمْ.
ایمان مؤمنانی از همه کامل تر است که خوش اخلاق ترند. و بهترین شما کسانی هستند که برای زنان خود بهترین اند.
120) «اصلاح ذات البین» ح 458- ألا اُخْبِرُكُمْ بِاَفْضَلَ مِنْ دَرَجَةِ الصِّيامِ وَ الصَّلوةِ وَ الصَّدَقَةِ؟صَلاحُ ذاتِ البَيْنِ فَإِنَّ فَسادَ ذاتِ البَيْنِ هِيَ الحالِقَة.
آیا شما را از چیزی که ارزشش از روزه و نماز و صدقه برتر است با خبر نسازم؟ آشتی و صلح برقرار کردن
ص: 39
میان مردم؛ که یقیناً فساد و اختلاف میان مردم، مایۀ نابودی است!
121) «نرم خویی» ح 459- ألا اُخْبِرُكُمْ بِمَنْ يَحْرُمُ عَلَيْهِ النّارُ غداً؟ عَلى كُلِّ هَيِّنٍ لَيِّنٍ قَرِيبٍ سَهْلٍ.
آیا شما را از کسی که فردا (قیامت) آتش بر او حرام گردد باخبر نسازم؟ (آتش) بر هر انسان ملایم، نرم خو، صمیمی و آسان گیر حرام است.
122) «سکوت و حسن خُلق» ح 462- ألا اُخْبِرُكُمْ بِاَيْسَرِ العِبادَةِ وَ أهْوَنِها عَلَى البَدَنِ؟ الصَّمْتُ وَ حُسْنُ الخُلُقِ.
آیا شما را از عبادتی که از همۀ عبادت ها بر بدن آسان تر و راحت تر است خبر ندهم؟ سکوت و خوش اخلاقی.
123) «کمك به برادران» ح 486- اللّهُ فی عَوْنِ العَبْدِ ما كانَ العَبْدُ فی عَوْنِ أخیهِ.
تا هنگامی که بنده به برادرش کمک می کند، خداوند هم به او کمک می کند.
ص: 40
124) «تفریح و بازی» ح 531- اُلْهُوا و الْعَبُوا فَاِنِّى أكْرَهُ أنْ يُرى فى دینِكُمْ غِلْظَةٌ.
تفریح و بازی نمایید که من خوش ندارم در دین شما، غلظت و خشکی دیده شود.
125) «پرهیز کارگزار از هدیّه گرفتن» ح 539- امّا بَعْدُ فَما بالُ العامِلِ نَسْتَعْمِلُهُ فَيَاْتِينا فَيَقُولُ: هذا مِنْ عَمَلِكُمْ وَ هذا اُهْدِىَ اِلَىَّ. أفَلا قَعَدَ فى بَيْتِ أبیهِ وَ اُمِّهِ فَيَنْظُرَ هَلْ يُهْدى لَهُ أمْ لا؟
امّا بعد؛ کارگزار را چه شده که او را به کاری می فرستیم و او بعد از مأموریّتش نزد ما می آید و می گوید: این (اموال) را برای شما وصول کردم و این یکی هم به من هدیّه شده است. چرا در خانۀ پدر و مادرش ننشست تا ببیند او را هدیّه می دهند یا نه؟!
126) «آزارزدایی» ح 545- أمِطِ الأَذى عَنْ طَریقِ المُسْلِمینَ تَكْثُرْ حَسَناتُكَ.
آزار را از راه مردم کنار بزن؛ در این صورت نیکی های تو بسیار می گردد.
127) «نیکی ویژه به مادر» ح 546- اُمَّكَ، اُمَّكَ ثُمَّ اُمَّكَ، ثُمَّ أباكَ، ثُمَّ الاَقْرَبَ فَالأقْرَبَ.
ص: 41
مادرت، مادرت، مادرت را دریاب! و سپس پدرت را و سپس هر که را به تو نزدیک تر و نزدیک تر است.
128) «راه محبوبیّت در نزد خداوند» ح 554- إن أحْبَبْتُمْ أن يُحِبَّكُمُ اللّهُ وَ رَسُوْلُهُ فَاَدُّوْا إذا ائْتُمِنْتُمْ، وَ اصْدُقوْا اِذا حَدَّثْتُمْ، وَ أحْسِنُوْا جِوارَ مَنْ جاوَرَكُمْ.
اگر دوست دارید خداوند و رسولش شما را دوست بدارند، هرگاه امانتی را به شما سپردند آن را باز گردانید. و هرگاه سخن گفتید، راست بگوئید. و با همسایۀ خود به نیکی رفتار کنید.
129) «نظر به پائین دست» ح 563- اُنْظُرُوا إلى مَنْ هُوَ أسْفَلَ مِنْكُمْ وَ لا تَنْظُرُوا إلى مَنْ هُوَ فَوْقَكُمْ؛ فَاِنَّه أجْدَرُ أنْ لا تَزْدَرُوا نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ.
(در امور مادّی) به پائین تر از خود بنگرید و به بالاتر از خود منگرید؛ که به راستی این کار، برای این که نعمت های خداوند را خوار نشمرید، سزاوارتر است.
130) «نفع رسانی به بندگان» ح 578- إنَّ أحَبَّ عِبادِ اللّهِ إلَى اللّهِ :أنْفَعُهُمْ لِعِبادِهِ.
ص: 42
به راستی محبوب ترین بندگان نزد خداوند، خیرخواه ترین آنها نسبت به بندگانش است.
131) «تقوی و حسن خُلق» ح 608- إنَّ أكْثَرَ ما يُدْخِلُ الجَنَّةَ النّاسَ :تَقْوَى اللّهِ وَ حُسْنُ الخُلُقِ.
به راستی بیشترین چیزی که مردم را وارد بهشت می کند، خداپروایی و خوش اخلاقی است.
132) «حیاء و ایمان» ح 618- إنَّ الحَياءَ وَ الإیمانَ قُرِنا جَمیعاً فَاِذا سُلِبَ أحَدُهُما تَبِعَهُ.
به راستی که حیاء و ایمان، قرین یکدیگرند و هرگاه یکی گرفته شود، دیگری هم به دنبال آن می رود.
133) «نظر محبّت آمیز زوجین به همدیگر» ح 621- إنَّ الرَّجُلَ إذا نَظَرَ إلَى امْرَأتِهِ وَ نَظَرَتْ إلَيْهِ نَظَرَ اللّهُ تَعالى اِلَيْهِما نَظَرَ الرَّحْمَةِ.
هرگاه مرد به همسرش و همسرش بدو (با مهربانی) بنگرد، خداوند متعال به دیدۀ رحمت به آنها می نگرد.
134) «اهتمام به آخرت» ح 652- إنَّ العَبْدَ إذا كانَ هَمُّهُ الآخِرَةَ كَفَّ اللّهُ تَعالى عَلَيْهِ ضَيْعَتَهُ وَ جَعَلَ غِناهُ فى قَلْْبِهِ فَلا يُصْبِحُ اِلاّ غَنِيّاً
ص: 43
به راستی که اگر همّت بنده آخرت باشد، خداوند متعال کفاف را در دارایی اش قرار می دهد و بی نیازی اش را در قلبش می نهد و او همواره بی نیاز است.
«پرهیز از اهتمام به دنیا» وَ إذا كانَ هَمُّهُ الدُّنْيا أفْشَى اللّهُ تَعالى ضَيْعَتَهُ وَ جَعَلَ فَقْرَهُ بَيْنَ عَيْنَيْهِ فَلا يُمْسِى إلاّ فَقیراً وَ لا يُصْبِحُ اِلاّ فَقیراً.
و اگر همّت او دنیا باشد، خداوند دارایی اش را گسترش می دهد و فقر او را مقابل چشمانش قرار می دهد و پیوسته فقیر است!
135) «پرهیز از خودشیفتگی» ح 656- إنَّ العُجْبَ لَيُحْبِطُ عَمَلَ سَبْعینَ سَنَةً.
به راستی که خودپسندی و غرور، عمل هفتاد ساله را باطل می کند!
136) «شدّت حساب رسی قاضی عادل در قیامت» ح
664- إنَّ القاضِيَ العَدْلَ لَيُجاءُ بِه يَوْمَ القِيامَةِ فَيَلْقى مِنْ شِدَّةِ الحِسابِ ما يَتَمَنّى أنْ لا يَكُونَ قَضى بَيْنَ اثْنَيْنِ فی تَمْرَةٍ.
ص: 44
به راستی که قاضی عادل را در روز قیامت بیاورند و از شدّت حساب رسی چیزها می بیند که آرزو می کند کاش میان دو نفر حتّی دربارۀ یک خرما هم قضاوت نمی کرد! (شدّت حساب برای قاضی، اختصاصی به قضات دادگستری ندارد، بلکه شامل همۀ کسانی می شود که به نحوی حکمی یا قضاوتی می کنند. بنا بر این همگان باید مراقب اظهار نظرها و قضاوت های مان در موضوعات مختلف باشیم که با علم و اطمینان و حجّت شرعی باشد، خصوصاً در مواردی که به آبرو و حیثیّت دیگران مربوط می شود.)
137) «زیبایی، سخاوت، نظافت» ح 690- اِنَّ اللهَ تَعالى جَمیلٌ يُحِبُّ الجَمالَ، به راستی که خداوند متعال زیباست و زیبایی را دوست می دارد.
سَخِيٌّ يُحِبُّ السَّخاءَ، سخاوتمند و بخشنده است و سخاوت و بخشندگی را دوست می دارد.
نَظیفٌ يُحِبُّ النَّظافَةَ. پاکیزه است و پاکیزگی را دوست می دارد.
138) «جود و معالی اخلاق» ح 691- اِنَّ اللهَ تَعالى جَوادٌ يُحِبُّ الجَوادَ، به راستی که خداوند متعال، جواد
ص: 45
و بخشنده است و جود و بخشندگی را دوست می دارد
وَ يُحِبُّ مَعالِيَ الأخْلاقِ وَ يَكْرَهُ سَفسافَها. و اخلاق عالی و شریف را دوست می دارد و اخلاق پست را ناپسند می دارد.
139) «توجّه به حیاء و کرم الهی» ح 695- اِنَّ اللهَ تَعالى حَيِيٌّ كَرِيمٌ يَسْتَحْيِي إِذا رَفَعَ الرَّجُلُ إلَيْهِ يَدَيْهِ أن يَرُدَّهُما صِفراً خائِبَتَيْنِ.
به راستی که خداوند متعال، با حیاء و بزرگوار است و هرگاه فرد، دستانش را به سوی او بالا ببرد، شرم دارد آنها را خالی و نومید باز گرداند.
140) «رفق و سازگاری» ح 701- اِنَّ اللهَ تَعالى رَفیقٌ يُحِبُّ الرِّفْقَ وَ يُعْطِي عَلَيْهِ ما لا يُعْطِي عَلَى العُنْفِ.
به راستی که خداوند متعال، ملایم است و ملایمت را دوست دارد، و بر اساس آن، چیزی عطا می کند که بر اساس خشونت عطا نمی کند.
141) «عفو» ح 704- اِنَّ اللهَ تَعالى عَفُوٌّ يُحِبُّ العَفْوَ.
ص: 46
به راستی که خداوند متعال، بسیار گذشت می کند و گذشت کردن را دوست دارد.
142) «غیرت» ح 706- اِنَّ اللهَ تَعالى غَيُورٌ يُحِبُّ الغَيُورَ.
به راستی که خداوند متعال، بسیار غیرتمند است و انسان بسیار غیرتمند را دوست دارد.
143) «توجّه به کرامت الهی» ح 708- اِنَّ اللهَ تَعالى كَتَبَ الحَسَناتِ وَ السَّيِّئاتِ ثُمَّ بَيْنَ ذلِكَ ؛ به راستی که خداوند متعال نیکی ها و بدی ها و آن چه را میان آنهاست نوشت؛
فَمَنْ هَمَّ بِحَسَنَةٍ فَلَمْ يَعْمَلْها كَتَبَهَا اللّهُ تَعالى عِنْدَهُ حَسَنَةً كامِلَةً. پس هرکس قصد عمل نیکی نماید و آن را انجام ندهد، خداوند متعال برایش نیکی کاملی را می نویسد.
فَاِنْ هَمَّ بِها فَعَمِلَها كَتَبَهَا اللّهُ عِنْدَهُ عَشْرَ حَسَناتٍ إلى سَبْعَمِائَةِ ضِعْفٍ إلى أضْعافٍ كَثیرَةٍ. و اگر قصد آن را نماید و آن را انجام دهد، خداوند برایش ثواب ده عمل نیک تا هفت صد برابر و چند برابر بیشتر را می نویسد.
ص: 47
وَ إن هَمَّ بِسَيِّئَةٍ فَلَمْ يَعْمَلْها كَتَبَهَا اللّهُ عِنْدَهُ حَسَنَةً كامِلَةً. و اگر قصد عمل بدی را نماید و آن را انجام ندهد، خداوند برایش ثواب عمل نیک کاملی را می نویسد.
فَاِنْ هَمَّ بِها فَعَمِلَها كَتَبَهَا اللّهُ سَيِّئَةً واحِدَةً. و اگر قصد عمل بدی را نماید و انجامش دهد، برایش یک عمل بد را می نویسد،
وَ لا يَهْلِكُ عَلَى اللّهِ إلّا هالِكٌ.
پس نزد خداوند جز کسی که سزاوار هلاکت است، کسی هلاک نمی گردد.
144) «معلّم آسان گیر» ح 725- اِنَّ اللهَ تَعالى لَمْ يَبْعَثْْنِى مُعَنِّتاً وَ لا مُتَعَنِّتاً وَلكِنْ بَعَثَنِى مُعَلِّماً مُيَسِّراً.
به راستی که خداوند متعال مرا رنج آور و سرسخت مبعوث نکرد؛ بلکه مرا معلّمی آسان گیر برانگیخت.
145) «احسان» ح 731- اِنَّ اللهَ تَعالى مُحْسِنٌٌ فَاَحْسِنُوا.
به راستی که خداوند متعال نیکی می کند، پس شما هم نیکی نمایید.
ص: 48
146) «جوان عابد» ح 737- اِنَّ اللهَ تَعالى يُباهِى بِالشّابِّ العابِدِ المَلائِكَةَ يَقُولُ: اُنْظُرُوا إلى عَبْدِى تَرَكَ شَهْوَتَهُ مِنْ أجَلِى.
به راستی که خداوند متعال به جوان عابد، بر فرشتگان مباهات می کند و می فرماید: بنده ام را بنگرید که شهوت و هوسش را به خاطر من رها کرده است.
147) «پرهیز از عبوس بودن» ح 740- اِنَّ اللهَ تَعالى يُبْغِضُ المُعَبِّسَ فى وُجُوهِ اِخْوانِهِ.
به راستی که خداوند متعال کسی را که بر برادرانش رو ترش کند، دشمن می دارد!
148) «پرهیز از ژولیدگی» ح 741- اِنَّ اللهَ تَعالى يُبْغِضُ الوَسَخَ وَ الشَعَثَ.
به راستی که خداوند متعال چرک و ژولیدگی را دشمن می دارد!
149) «انجام کارها: محکم، کامل و دقیق» ح 746- اِنَّ اللهَ تَعالى يُحِبُّ إذا عَمِلَ أحَدُكُمْ عَمَلاً أنْ يُتْقِنَهُ.
ص: 49
به راستی که خداوند متعال دوست دارد که هرگاه یکی از شما کاری را انجام داد، آن را محکم و کامل و دقیق انجام دهد.
150) «آسان گیري و گشاده رویی» ح 748- اِنَّ اللهَ ََ تَعالى يُحِبُّ السَّهْلَ الطَّلِيقَ.
به راستی که خداوند متعال شخص آسان گیر و گشاده رو را دوست دارد.
151) «فریادرسی» ح 756- اِنَّ اللهَ تَعالى يُحِبُّ اِغاثَةَ اللَّهفانِ.
به راستی که خداوند متعال، فریادرسی محزون را دوست می دارد.
152) «یاد خداوند» ح 768- اِنَّ اللهَ تَعالى يَقُولُ: أنَا مَعَ عَبْدی ما ذَكَرَنی وَ تَحَرَّكَتْ بی شَفَتاهُ.
به راستی که خداوند متعال می فرماید: من با بنده ام هستم مادامی که مرا به یاد آرد و لبانش به نام من به حرکت در آید.
ص: 50
153) «حسن ظنّ به خداوند» ح 771- اِنَّ اللهَ تَعالى يَقُولُ: أنا عِنْدَ ظَنَّ عَبْدی بی؛ إن خَيْراً فَخَيْراً وَ إن شَرّاً فَشَرّاً.
به راستی که خداوند متعال می فرماید: من نزد گمان بنده ام هستم؛ اگر به من گمان خوب ببرد، خوبی بیند و اگر گمان بد ببرد، بدی بیند.
154) «تضمین کمک الهی» ح 776- اِنَّ اللهَ تَعالى يُنْزِلُ المَعُونَةَ عَلى قَدْرِ المَئونَةِ وَ يُنْزِلُ الصَّبْرَ عَلى قَدْرِ البَلاءِ.
به راستی که خداوند متعال به اندازۀ هزینه و حاجت، یاری می فرستد (بنا بر این، جای نگرانی و تشویش خاطر نیست.) و به اندازۀ بلا، صبر نازل می کند. ( بنا بر این احدی حقّ جزع و فزع و ناشکیبایی ندارد و نمی تواند بگوید این بلا و امتحان، بیش از طاقت و تحمّل من بود. )
155) «رحمت بی کران الهی» ح 781- اِنَّ اللهَ خََلَقَ يَوْمَ خَلَقَ السَّمواتِ وَ الأرْضَ مِائَةَ رَحْمَةٍ كُلُّ رَحْمَةٍ طِباقُ ما بَيْنَ السَّماءِ وَ الأرْضِ
ص: 51
به راستی روزی که خداوند، آسمان ها و زمین را آفرید، صد رحمت بیافرید که هر رحمتی فاصلۀ میان آسمان و زمین را در بر می گیرد.
فَجَعَلَ مِنْها فی الأرْضِ رَحْمَةً فَبِها تَعْطِفُ الوالِدَةُ عَلى وَلَدِها وَ الوَحْشُ وَ الطَّيْرُ بَعْضُها عَلى بَعْضٍ از آن صد رحمت یکی را در زمین قرار داد که به واسطۀ همان یکی است که مادر بر بچّه اش و حیوانات وحشی و پرندگان بر همدیگر مهربانی می کنند،
وَ أخَّرَ تِسْعاً وَ تِسْعینَ فَإِذا كانَ يَوْمُ القِيامَةِ أكْمَلَها بِهذِهِ الرَّحْمَةِ.
و نود و نُه رحمت را نگه داشته است و هنگامی که قیامت شود آن صد رحمت را با این یکی کامل می گرداند!
156) «ترحّم و مهربانی» ح 785- اِنَّ اللهَ لا يَرْحَمُ مِنْ عِبادِهِ اِلّا الرُّحَماءَ.
به راستی که خداوند، بر بندگانش رحم نمی کند مگر بر رحم کنندگان.
ص: 52
157) «پرهیز از گفت وگوی بیهوده» ح 809- اِنَّ اللهَ يَنْهاكُمْ عَنْ قیلٍ وَ قالٍ.
به راستی که خداوند شما را از قیل و قال (گفت و گوی بیهوده) نهی می فرماید.
158) «نماز و فتح باب» ح 827- إنَّ المُصَلِّيَ لَيَقْرَعُ بابَ المَلِكِ وَ إِنَّهُ مَنْ يَدُمْ قَرْعَ البابِ يُوشِكُ أنْ يُفْتَحَ لَهُ.
به راستی نمازگزار درِ بارگاه پادشاه هستی را می کوبد، و هر کس پیوسته دری را بکوبد، دیری نپاید که برایش باز شود.
159) «عدالت پیشگی» ح 829- إنَّ المُقْسِطِيْنَ عِنْدَ اللّهِ يَوْمَ القِيامَةِ عَلى مَنابِرَ مِنْ نُوْرٍ عَنْ يَمِيْنِ الرَّحْمنِ وَ كِلْتا يَدَيْهِ يَمِيْنٌ، الَّذِيْنَ يَعْدِلُوْنَ فِي حُكْمِهِمْ وَ أهْلِيْهِمْ وَ ما وُلُّوْا.
به راستی که دادگران، در روز قیامت نزد خداوند بر منبرهایی از نور در جانب (دستِ) راست خدای رحمان قرار دارند و هر دو دست خداوند راست است.(1) این دادگران کسانی هستند که در حکم
ص: 53
نمودن خود و دربارۀ خویشان خود و در آن چه بر عهدۀ آنها گذاشته شده، عدالت ورزیده اند.
160) «جلوگیری از ظلم» ح 833- إنَّ النّاسَ إذا رَأوْا الظّالِمَ فَلَمْ يَأخُذُوا عَلى يَدَيْهِ أوْشَكَ أنْ يَعُمَّهُمُ اللّهُ بِعِقابٍ مِنْهُ.
به راستی که هرگاه مردم، ستمگر را ببینند و دو دست او را نگیرند و از ستم بازش ندارند، نزدیک باشد که خداوند عذاب خود را بر همۀ آنها فرود آورد!
161) «شرّ نرساندن» ح 854- إنَّ شَرَّ النَّاسِ مَنْزِلَةً عِنْدَ اللّهِ يَوْمَ القِيامَةِ: مَنْ يَخافُ النّاسُ مِنْ شَرِّهِ.
به راستی که در روز قیامت، بدترین جایگاه را نزد خداوند کسی دارد که مردم از شرّ او در هراسند!
162) «جبران الهی» ح 876- إِنَّكَ لا تَدَعُ شَيْئاً اِتّقاءَ اللّهِ اِلاّ أعْطاكَ اللّهُ خَيْراً مِنْهُ.
به راستی که چیزی را به خاطر پروای از خداوند رها نمی کنی، مگر آن که خداوند بهتر از آن را به تو عطا می کند.
ص: 54
163) «لزوم جواب نامه» ح 880- إنَّ لِجَوابِ الكِتابِ حقّاً كَرَدِّ السَّلامِ.
به راستی که پاسخ نامه، حقّی همچون پاسخ سلام دارد (که واجب است).
164) «خوردن و شکرگزاری» ح 885- إنَّ لِلطّاعِمِ الشّاكِرِ مِن الأجْرِ مِثْلَ ما لِلصّائِمِ الصّابِرِ.
به راستی که کسی که می خورد و شکر می گزارد، پاداشی همچون روزه دار صبور دارد.
165) «فقه و فهم عمیق دینی» ح 890- إنَّ لِكُلِّ شَى ءٍ دِعامَةً وَ دِعامَةَ هذَا الدّینِ الفِقْهُ وَ لَفَقیهٌ واحِدٌ أشَدُّ عَلَى الشَّيْطانِ مِنْ ألْفِ عابِدٍ.
به راستی که هر چیزی را اساسی هست، و اساس این دین، فقه (فهم عمیق دینی) است. و یک فقیه، برای شیطان از هزار عابد سخت تر است!
166) «از آداب مهمان داری» ح 919- إِنَّ مِنَ السُنَّةِ أنْ يَخْرُجَ الرَّجُلُ مَعَ ضَيْفِه إلى بابِ الدّارِ.
به راستی از سنّت [من] است که مرد، همراه مهمانش بیرون بیاید و تا درِ خانه او را همراهی کند.
ص: 55
167) «نشاط و رغبت در عبادت» ح 931- إنَّ هذَا الدّینَ مَتینٌ فَاَوْغِلْ فیهِ بِرِفْقٍ وَ لا تُبْغِضْ إلى نَفْسِكَ عِبادَةَ اللّهِ فَاِنَّ المُنْبَتَّ لا أرْضًا قَطَعَ وَ لا ظَهْرًا أبْقى.
به راستی که این دین استوار است، پس با ملایمت در آن پیش برو و عبادت خداوند را برای خود منفور مگردان؛ که افراط کننده نه زمینی را پیمود و نه پشتی (برای مرکب) باقی گذاشت!
168) «جلا بخشیدن به قلب» ح 934- إنَّ هذِهِ القُلُوبَ تَصْدَءُ كَما يَصْدَءُ الحَدیدُ. قیلَ فَما جَلاءُها؟ قالَ صلّی الله علیه و آله و سلّم: ذِكْرُ المَوْتِ و تِلاوةُ القُرْآنِ.
به راستی که این قلب ها زنگار می زند همچنان که بر آهن زنگار می نشیند. عرض شد: چه چیز آنها را جلا می دهد؟ حضرت فرمودند: یاد مرگ و تلاوت قرآن.
169) «پرهیز از تبعیض در حکم» ح 943- انَّما أهْلَكَ الَّذینِ مِنْ قَبْلِكُمْ أنَّهُمْ كانُوا إذا سَرَقَ فیهِمُ الشَّریفُ تَرَكُوهُ وَ إذا سَرَقَ فیهمُ الضَّعیفُ اَقامُوا عَلَيْهِ الحَدَّ.
به راستی که هلاکت پیشینیان شما، فقط بدان خاطر بود که هر گاه شخص محترمی در میان آنها دزدی
ص: 56
می کرد، رهایش می ساختند و هرگاه فرد ضعیفی در میان آنها دزدی می نمود، بر او حدّ جاری می کردند!
170) «مکارم اخلاق» ح 944- إنَّما بُعِثْتُ لِاُتَمِّمَ مَكارِمَ الاَخْلاقِ.
به راستی من فقط برای کامل کردن مکارم اخلاق (بزرگواری های خُلق و خوها) برانگیخته شده ام.
«از مکارم اخلاق» ح 1245- ثَلاثَةٌ مِنْ مَكارِمِ الأخْلاقِ عِنْدَ اللهِ: أنْ تَعْفُوَ عَمَّنْ ظَلَمَكَ وَ تُعْطِيَ مَنْ حَرَمَكَ وَ تَصِلَ مَنْ قَطَعَكَ.
سه چیز نزد خداوند از مکارم اخلاق است: در گذشتن از کسی که به تو ستم نموده است. عطا و بخشش به کسی که تو را محروم ساخته است. و پیوند با کسی که از تو بریده است.
171) «عقل» ح 951- إنَّما يُدْرَكُ الخَيْرُ كُلُّهُ بِالْعَقْلِ وَ لا دینَ لِمَنْ لا عَقْلَ لَهُ.
به راستی تمامی خیر، فقط با عقل به دست می آید و کسی که عقل ندارد دین ندارد.
172) «چند نصیحت» ح 972- اُوصیكَ بِتَقْوَى اللّهِ تَعالى فى سِرِّ أمْرِكَ وَ عَلانِيَتِه
ص: 57
تو را به پروای از خداوند متعال در نهان و آشکار سفارش می کنم.
وَ إذا أسَأتَ فَاَحْسِنْ
و هرگاه بدی کردی نیکی نما.
وَ لا تَسْألَنَّ أحَداً شَيْئاً
و هرگز از احدی چیزی مخواه.
وَ لا تَقْبِضْ أمانَةً
و امانتی را مپذیر (چه مادّی و چه غیر مادّی نظیر مقام و منصب؛ چون مسؤولیّت سنگینی است؛ مگر در صورت ضرورت و اطمینان از اداء امانت).
وَ لا تَقْضِ بَيْنَ اثْنَيْنِ.
و میان دو کس قضاوت مکن. (چون امری بس خطیر است!)
173) «پرهیز از نزاع و کشمکش» ح 978- أوّلُ ما نَهانى عَنْهُ رَبّى بَعْدَ عِبادَةِ الاَوْثانِ: شُرْبُ الخَمْرِ و مُلاحاةُ الرِّجالِ.
ص: 58
اوّلین چیزی که مالکِ مدبّرم بعد از نهی از بت پرستی مرا از آن نهی فرمود، نوشیدن شراب و نزاع و کشمکش مردان با یکدیگر بود!
174) «پرهیز از غیبت» ح 996- اِيّاكُم وَ الغِيْبَةَ فَاِنَّ الغِيْبَةَ أشَدُّ مِنَ الزِّنا؛
شما را از غیبت (بیان عیب مخفی مؤمن) بر حذر می دارم؛ که قطعاً غیبت از زنا شدیدتر است!
175) «پرهیز از دروغ» ح 998- اِيّاكُم وَ الكَذِبَ فَاِنَّ الكَذِبَ مُجانِبٌ لِلاِيْمانِ.
از دروغ بپرهیزید؛ که قطعاً دروغ، ایمان را دور می کند.
176) «پرهیز از هوی و هوس» ح 1001- ِایّاكُمْ وَ الهَوى فَاِنَّ الهَوى يُعْمى وَ يُصِمُّ.
از هوی و هوس بپرهیزید؛ که قطعاً هوی و هوس، آدمی را کور و کر می سازد!
177) «پرهیز از تقاضا و خواهش» ح 1007- اِيّاكَ وَ السُّؤالَ فَاِنَّهُ ذُلٌّ حاضِرٌ وَ فَقْرٌ تَتَعَجَّلَهُ.
از در خواست و تقاضا بپرهیز؛ که به یقین آن، ذلّت نقد و فقری است که در رسیدن آن شتاب می کنی!
ص: 59
178) «پرهیز از بخل» ح 1017- أىُّ داءٍ اَدْوى مِنَ البُخْلِ؟!
کدام درد از بخل بدتر است؟!
179) «دل سوزی مسؤولان» ح 1025- أیُّما إمْرِئٍ وَلِىَ مِنْ أمْرِ المُسْلِمینَ شَيْئاً لَمْ يُحِطْهُمْ بِما يُحْوِطُ نَفْسَهُ لم يَرَحْ رائِحَةَ الْجَنَّةِ.
هر شخصی که عهده دار کاری از امور مسلمانان گردد و در کار آنها مانند کار خود دل سوزی نکند، بوی بهشت هم به مشام او نخواهد رسید!
180) «شایسته سالاری» ح 1029- أیُّما رَجُلٍ اسْتَعْمَلَ رَجُلاً عَلى عَشَرَةِ أنْفُسٍ عَلِمَ أنَّ فى العَشَرَةِ أفْضَلَ مِمَّنِ اسْتَعْمَلَ فَقَدْ غَشَّ اللّهَ وَ غشَّ رَسُولَه وَ غَشَّ جَماعَةَ المُسْلِمینَ.
هر کس مردی را بر ده تن ریاست دهد و بداند که در میان آن ده تن کسی برتر از او هست، قطعاً به خدا خیانت کرده است و به رسول او خیانت کرده است و به جماعت مسلمین خیانت کرده است!
ص: 60
181) «پرهیز از غصب» ح 1032- أیُّما رَجُلٍ ظَلَمَ شِبْراً مِنَ الارْضِ کَلَّفَهُ اللّهُ تَعالى أن يَحْفِرَهُ حَتّى يَبْلُغَ آخِرَ سَبْعِ أرَضینَ ثُمَّ يُطَوِّقُهُ يَوْمَ القِيامَةِ حَتّى يَقْضِىَ بَيْنَ النَّاسِ.
هر مردی که یک وجب زمین را غصب نماید، خداوند متعال او را وا می دارد که آن را تا عمق هفتم زمین حفر کند؛ و سپس آن را به گردن او آویزد تا آن که حساب رسی و رسیدگی میان مردم به پایان رسد!
182) «لزوم تلاش فراوان مسؤولان» ح 1039- أیُّما والٍ وَلِيَ شَيْئاً مِنْ أمْر أُمَّتی فَلَمْ يَنْصَحْ لَهُم ْوَ يَجْتَهِدْ لَهُمْ كَنَصیحَتِهِ وَ جُهْدِهِ لِنَفْسِه كَبَّهُ اللّهُ تَعالى عَلى وَجْهِهِ يَوْمَ القِيامَةِ فی النّارِ.
هر زمامداری که عهده دار کاری از امور امّتم گردد امّا آنچنان که برای خود خیرخواه و کوشاست برای آنها خیرخواه و کوشا نباشد، خداوند متعال در روز قیامت او را با صورت در آتش می اندازد!
183) «تقوی: ملاک برتری» ح 1044- أیُّهَا النّاسُ! إنَّ رَبَّكُمْ واحِدٌ وَ إنَّ أباكُمْ واحِدٌ، كُلُّكُمْ لِآدَمَ وَ آدَمُ مِنْ تُرابٍ.
ص: 61
ای مردم! به راستی که خدای شما یکی است و پدرتان نیز یکی است، همۀ شما از آدم هستید و آدم از خاک.
إنَّ أكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللّهِ أتْقاكُم لا فَضْلَ لِعَرَبِيٍّ عَلى عَجَمِيٍّ إلّا بالتَّقْوى.
به راستی گرامی ترین شما نزد خداوند، با تقواترین شماست و عرب را بر عجم هیچ برتری نباشد مگر به تقوی و خداپروایی.
184) «نظافت» ح 1182- تَنَظَّفُوْا بِكُلِّ مَا اسْتَطَعْتُمْ فَاِنَّ اللهَ تَعالى بَنَى الإسْلامَ عَلَى النَّظافَةِ وَلَنْ يَدْخُلَ الجَنَّةَ إلاّ كُلُّ نَظِيْفٍ.
پاکیزه باشید به وسیلۀ هر چیزی که می توانید؛ که به راستی خداوند متعال اسلام را بر پاکیزگی بنیان نهاده است و جز پاکیزگان کسی وارد بهشت نمی شود.
185) «خوب پرسیدن» حدیث 1057- حُسْنُ السُّؤالِ: نِصْفُ العِلْمِ.
خوب پرسیدن، نیمی از دانش است.
ص: 62
186) «تأنّی و پرهیز از عجله» ح 1065- اَلأَناةُ: مِنَ اللّهِ وَ العَجَلَةُ: مِنَ الشَّيْطانِ.
تأنّی و آرامش، از خداوند است. و عجله نمودن، از شیطان.
ح 2804- مَنْ تَاَنّى أصابَ أوْ كادَ وَ مَنْ عَجَّلَ اَخْطَأ أوْ كادَ.
کسی که با تأنّی و آرامش کار کند، به مقصد خود می رسد یا نزدیک است که برسد. و کسی که شتاب ورزد، به خطا می رود یا نزدیک است که برود.
187) «صبر و شکر» ح 1070- الإیمانُ نِصْفانِ: نِصْفٌ فِي الصَّبْرِ وَ نِصْفٌ فِي الشُّكْرِ.
ایمان دو قسمت است: نیمی در صبر و نیمی در شکر.
188) «ایمان و عمل» ح 1071- الایمانُ وَ العَمَلُ قَرِينانِ، لا يَصْلُحُ كُلُّ واحِدٍ مِنْهُما اِلاّ مَعَ صاحِبِهِ.
ایمان و عمل قرین یکدیگرند و هیچ یک جز با دیگری کارساز نیست.
189) «پرهیز از پرخوری» ح 1111- اَلبَطانَةُ تُقْسِى القَلْبَ.
پر خوری، قساوت قلب می آورد!
ص: 63
190) «گریه و فریاد» ح 1113- البُكاءُ مِنَ الرَّحْمَةِ وَ الصُّراخُ مِنَ الشَّيْطانِ.
گریه، از رحمت است و فریاد و شیون، از شیطان!
191) «وطن مطلوب» ح 1116- اَلبِلادُ بِلادُ اللّهِ، وَ العِبادُ عِبادُ اللّهِ؛ فَحَيْثُما اَصَبْتَ خَيْراً فَاَقِمْ.
تمام سرزمین ها، سرزمین های خداوند است و همۀ بندگان، بندگان خداوندند؛ پس هر کجا به خیری دست یافتی، در آن جا اقامت گزین.
192) «انواع صدقه» ح 1119- تَبَسُّمُكَ فی وَجْهِ أخیكَ لَكَ صَدَقَةٌ،
لبخند تو بر روی برادرت، برای تو صدقه است.
وَ أمْرُكَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهْيُكَ عَنِ المُنْكَرِ صَدَقَةٌ،
و امر به معروف و نهی از منکر نمودنت صدقه است.
و إِرْشادُكَ الرَّجُلَ فی أرْضِ الضَّلالِ لَكَ صَدَقَةٌ،
و راه نمایی نمودنت نسبت به کسی که راه را گم کرده، برای تو صدقه است.
و إِماطَتُكَ الحَجَرَ وَ الشَّوْكَ وَ العَظْمَ عَنِ الطَّریقِ لَكَ صَدَقَةٌ.
ص: 64
و کنار زدنت سنگ و خار و استخوان را از راه، برای تو صدقه است.
193) «عنایت الهی به جوانمردان» ح 1124- تَجاوَزُوا لِذَوِى المُرُوءَةِ عَنْ عَثَراتِهِمْ، فَوَ الَّذى نَفْسِى بِيَدِهِ اِنّ أحَدَهُمْ لَيَعْثِرُ وَإنّ يَدَهُ لَفِى يَدِاللّهِ.
از لغزش های جوانمردان درگذرید؛ که قسم به آن که جانم در دست اوست، یکی از ایشان می لغزد، در حالی که به راستی دستش در دست خداوند است.
194) «عاطفه و همدردی» ح 1139- تَرَى المُؤمِنینَ فى تَراحُمِهِمْ و تَوادِّهِمْ وَ تَعاطُفِهِمْ كَمَثَلِ الجَسَدِ اِذَا اشْتَكى عُضْوٌ تَداعى لَهُ سائِرُ جَسَدِهِ بِالسَّهَرِ وَ الحُمّى.
مؤمنان را در ترّحم و دوستی و مهربانی به همدیگر، بسان (اعضای یک) پیکر می بینی که چون عضوی بیمار شود، سایر اعضاء با شب نخوابیدن و تب، با او همدردی می کنند.
195) «با یکدیگر دست دادن» ح 1150- تَصافَحُوا يَذْهَبْ اَلْغِلُّ عَنْ قُلُوبِكُمْ.
با یکدیگر دست بدهید؛ در این صورت کینه از دل هایتان رخت بر می بندد.
ص: 65
196) «هدیّه دادن» ح 1189- تَهادَوْا تَحابُّوا فَاِنَّ الهَدِيَّةَ تُضَعِّفُ الحُبَّ وَ تَذْهَبُ بَغَوائِلِ الصَّدْرِ.
به همدیگر هدیّه بدهید؛ در این صورت همدیگر را دوست خواهید داشت؛ که به راستی هدیّه، محبّت را چند برابر می کند و کدورت های سینه را از میان می برد.
197) «صداقت و درست کاری در تجارت» ح 1197- اَلتّاجِرُ الصَّدُوقُ الأمینُ مَعَ النَّبِیّینَ وَ الصِّدّیقينَ وَ الشُّهَداءِ.
تاجر بسیار راست گوی درست کار، همراه با پیامبران و صدیقّین و شهداست.
198) «تدبیر» ح 1203- التَّدْبیرُ نِصْفُ العَيْشِ.
تدبیر، نیمی از زندگی است.
199) «پرهیز از به فردا افکندن کارها» ح 1205- التَّسویفُ شِعارُ الشَّيْطانِ يُلْقِيهِ فِي قُلُوبِ المُؤْمِنینَ.
به فردا انداختن کارها، شعار (رسم و علامت) شیطان است که آن را به دل های مؤمنان القاء می کند!
200) «تواضع» ح 1207- التَّواضُعُ لا يَزیدُ العَبْدَ إلاّ رِفْعَةً فَتَواضَعُوا يَرْفَعْكُمُ اللهُ،
ص: 66
تواضع جز بر بلندمرتبگی بنده نمی افزاید؛ پس تواضع نمایید، خداوند شما را بالا می برد.
201) «شکر، گذشت، مهار خشم» ح 1274- ثَلاثٌ مَنْ كُنَّ فیهِ آواهُ اللهُ فى كَنَفِه وَ نَشَرَ عَلَيْهِ رَحْمَتَهُ وَ أدْخَلَهُ جَنَّتَهُ: مَنْ إذا اُعْطِىَ شَكَرَ وَ إذا قَدَرَ غَفَرَ وَ إذا غَضِبَ فَتَرَ.
سه چیز هست که اگر در کسی باشد، خداوند او را در پناه خود قرار می دهد و رحمتش را بر او می گسترد و او را در بهشت خود جای دهد: کسی که وقتی به او عطا شود، سپاس گزارد. و آن گاه که قدرت دارد، درگذرد. و چون به خشم آید، سستی پیشه کند.
202) «صبر، رضا، دعا» ح 1292- ثَلاثٌ يُدْرِكُ بِهِنَّ العَبْدُ رَغائِبَ الدُّنْيا وَ الآخِرَةِ: الصَّبْرُ عَلَى البَلاءِ و الرِّضا بِالْقضاءِ وَ الدُعاءِ فی الرِّخاءِ.
بنده با سه چیز به آرزوهای دنیا و آخرت می رسد: شکیبایی بر بلاء (و امتحان الهی). خرسندی به قضاء. و دعا کردن در آسایش و رفاه.
ص: 67
203) «صفا و خلوص دوستی ها» ح 1293- ثَلاثٌ يُصْفینَ لَكَ وُدَّ أخیكَ: تُسَلِّمُ عَلَيْهِ إذا لَقِيتَهُ وَ تُوَسِّعُ لَهُ فی المَجْلِسِ وَ تَدْعُوهُ بِاَحَبِّ أسْمائِهِ إلَيْهِ.
سه چیز، محبّت برادرت را نسبت به تو خالص می گرداند: این که چون او را دیدی سلام کنی. در مجلس برای او جا بازکنی. و او را به نامی که بیشتر دوست دارد صدا بزنی.
204) «مقام مادر» ح 1328- اَلجَنَّةُ تَحْتَ أقْدامِ الاُمَّهاتِ.
بهشت، زیر پای مادران است.
205) «حبّ ثناء» ح 1341- حُبُّ الثَّناءِ مِنَ النّاسِ يُعْمِي وَ يُصِمُّ.
شیفتگی نسبت به ستایش مردم، (آدمی را) کور و کر می سازد!
206) «حبّ دنیا» ح 1342- حُبُّ الدُّنْيا رَأسُ كُلِّ خَطیئَةٍ.
دوست داشتن دنیا، رأس هر گناهی است! (سرآغاز و اساس هر گناهی است!)
ص: 68
207) «محبوب ساختن خداوند در نزد بندگان» ح 1344- حَبِّبُوا اللهَ إلى عِبادِهِ يُحِبَّكُمُ اللهُ.
خداوند را نزد بندگانش، محبوب و دوست داشتنی بسازید؛ در این صورت، خداوند شما را دوست می دارد.
208) «رعایت حرمت همسایه» ح 1359- حُرْمَةُ الجارِ عَلَى الجارِ كَحُرْمَةِ دَمِهِ.
حرمت همسایه بر همسایه، همچون حرمت خون اوست!
209) «موقعیّت سنجی» ح 1367- حَسْبُكَ مِنَ الجَهْلِ أنْ تُظْهِرَ ما عَلِمْتَ.
برای جهل تو همین کافیست که هرچه را می دانی آشکار کنی (و موقعیّت سنج نباشی).
210) «قشنگ پوشی و خوش تیپی» ح 1383- حَسِّنُوا لِباسَكُمْ وَ أصْلِحُوا رِحالَكُمْ حَتّى تَكُونُوا كَأنَّكُمْ شامَةٌ فی النّاسِ.
ص: 69
لباس خود را زیبا سازید و لوازم خود را سامان بخشید چنان که در میان مردم چون خالی باشید (که در چهره نمایان است).(1)
«پرهیز از فخرفروشی» ح 2664- ما مِنْ اَحَدٍ يَلْبَسُ ثَوباً لِيُباهِى بِهِ فَيَنْظُرَ النّاسُ إلَيْهِ اِلاّ لَمْ يَنْظُرِ اللهُ اِلَيْهِ حَتّى يَنْزِعَهُ.
احدی لباسی را برای مباهات و جلب نظر مردم نمی پوشد، مگر آن که خداوند به او نظر نمی کند، تا وقتی که آن را در آورَد.
211) «حقّ همسایه» ح 1387- حَقُّ الجارِ: إن مَرِضَ عُدْتَهُ وَ إن ماتَ شَيَّعْتَهُ وَ إِنِ اسْتَقْرَضَكَ أقْرَضْتَهُ وَ إن أصابَهُ خَيْرٌ هَنَّأتَهُ وَ إن أصابَهُ مُصیبَةٌ عَزَّيْتَهُ وَ لا تَرْفَعُ بِناءَكَ فَوْقَ بِنائِهِ فَتَسُدَّ عَلَيْهِ الرّیحَ.
حقّ همسایه این است که اگر بیمار شد او را عیادت نمایی، و اگر از دنیا رفت به تشییع او بروی، و اگر از تو قرض خواست بدو قرض دهی، و اگر خیری بدو رسید به او تهنیت بگویی، و اگر مصیبتی بر او وارد
ص: 70
شد او را تسلّی دهی، و خانه ات را بالاتر از خانۀ او بنا نکنی که مانع وزیدن باد بر او شوی.
212) «خدمت به زوجه» ح 1435- خِدْمَتُكَ زَوْجَتَكَ صَدَقَةٌ.
خدمت تو به زوجه ات، صدقه است.
213) «ایمان به خداوند و نفع رسانی» ح 1446- خَصْلَتانِ لَيْسَ فَوْقَهُما مِنَ البِرِّ شَيْ ءٌ: الإیمانُ بِاللهِ وَ النَّفْعُ لِعِبادِ اللهِ.
دو خصلت هست که هیچ نیکي برتر از آنها نیست: ایمان به خداوند، و سود رساندن به بندگان خداوند.
214) «نظر به بالادست در دین، و نظر به پائین دست در دنیا» ح 1447- خَصْلَتانِ مَنْ كانَتا فیهِ كَتَبَهُ اللهُ شاكِراً صابِراً وَ مَنْ لَمْ يَكُونا فیهِ لَمْ يَكْتُبْهُ اللهُ لا شاكِراً وَ لا صابِراً:
دو خصلت هست که در هر کس باشد خداوند او را در زمرۀ شاکران و صابران می نویسد و در هر کس نباشد او را نه در زمرۀ شاکران می نویسد نه صابران:
ص: 71
مَنْ نَظَرَ فی دینِهِ إلى مَنْ هُوَ فَوْقَهُ فَاقْتَدى بِهِ وَ نَظَرَ فی دُنْياهُ إلى مَنْ هُوَ دُونَهُ فَحَمِدَ اللهَ عَلى ما فَضَّلَهُ بِه عَلَيْهِ كَتَبَهُ اللهُ شاكِراً صابِراً.
کسی که در دین خود به برتر از خود می نگرد و بدو اقتدا می کند و در دنیای خویش به پایین تر از خود می نگرد و خداوند را بر آن چه که به وی بیشتر از او داده، حمد و ستایش می نماید، خداوند او را شاکر و صابر می نویسد.
وَ مَنْ نَظَرَ فی دینِهِ إلى مَنْ هُوَ دُونَهُ وَ نَظَرَ فی دُنْياهُ إلى مَنْ هُوَ فَوْقَهُ فَأسِفَ عَلى ما فاتَهُ مِنْهُ لَمْ يَكْتُبْهُ اللهُ شاكِراً وَ لا صابِراً.
و هر کس در دینش به پایین تر از خود و در دنیایش به بالاتر از خود بنگرد و بدانچه بدو نرسیده افسوس خورد، خداوند او را نه شاکر می نویسد نه صابر.
215) «برآوردن حوائج مردم» ح 1454- ... إذا أرادَ اللهُ بِعَبْدٍ خَيْراً اسْتَعْمَلَهُ عَلى قَضاءِ حَوائِجِ النَّاسِ.
... هرگاه خداوند خیر بنده ای را بخواهد، او را برای انجام نیازهای مردم به کار می گیرد.
ص: 72
216) «ادای نیکوی دیون» ح 1474- خِيارُكُمْ: أحْسَنُكُمْ قَضاءً لِلدَّيْنِ.
بهترین های شما کسانی اند که دَین خود را نیکوتر ادا می کنند.
217) «بهترین افراد» ح 1478- خِيارُكُمْ: مَنْ ذَكَّرَكُمْ بِاللهِ رُؤْيَتُهُ وَزادَ فی عِلْمِكُمْ مَنْطِقُهُ وَ رَغَّبَكُمْ فِي الآخِرَةِ عَمَلُهُ.
بهترین های شما کسی است که دیدنش شما را به یاد خدا آورد، و گفتارش بر علم شما بیافزاید، و عملش شما را مشتاق آخرت سازد.
218) «اعتدال» ح 1481- خَيْرُ الاُمُورِ: أوْسَطُها.
بهترین امور، میانه ترین آنهاست.
219) «اهدای عیوب» ح 1509- خَيْرُ اِخْوانِكُمْ: مَنْ أهْدى اِلَيْكُمْ عُيُوبَكُمْ.
بهترین برادران شما کسی است که عیب هایتان را به شما هدیّه دهد. (با احترام و خوش رویی و مخفیانه به شما تذکّر دهد.)
ص: 73
220) «بهتر بودن برای خانواده، و اکرام زنان» ح 1520- خَيْرُكُمْ: خَيْرُكُمْ لِأهْلِهِ وَ أنَا خَيْرُكُمْ لِأهْلی. ما أكْرَمَ النِّساءَ إلّا كَریمٌ وَ لا أهانَهُنَّ إلا لَئیمٌ.
بهترین شما کسی است که برای خانوادۀ خود بهتر است و من بهترین شما نسبت به خانواده ام هستم . جز بزرگوار کسی زنان را گرامی نمی دارد و جز فرومایه، کسی آنها را خوار نمی سازد.
221) «دعای غیابی برای برادران» ح 1564- دُعاءُ المَرْءِ المُسْلِمِ مُسْتَجابٌ لِأخیهِ بِظَهْرِ الغَيْبِ؛ عِنْدَ رَأسِهِ مَلَكٌ مُوَكَّلٌ بِهِ كُلَّما دَعا لِأخیهِ بِخَيْرٍ قالَ المَلَكُ: آمینَ و لَكَ بِمِثْلِ ذلِكَ.
دعای مسلمان پشت سر برادر خود مستجاب است؛ بر سر او فرشته ای موکَّل است که هر وقت برای برادرش دعای خیر نماید آن فرشته می گوید: «آمین (خدایا! اجابت فرما) و برای تو نیز مانند آن باشد.»
222) «خیرخواهی» ح 1608- الدِّينُ: النَّصیحَةُ.
دین، فقط خیرخواهی است. (دین، جز خیر خواهی نیست.)
ص: 74
223) «پرهیز از دو رویی» ح 1628- ذُو الوَجْهَيْنِ فی الدُّنْيا يَأتِي يَوْمَ القِيامَةِ وَ لَهُ وَجْهانِ مِنْ نارٍ.
آدم دو چهره در دنیا، در روز قیامت می آید در حالی که دو چهره از آتش دارد!
224) «دوستی با مردم و نیکی» ح 1636- رَأسُ العَقْلِ بَعْدَ الإیمانِ بِاللهِ: التَّوَدُّدُ إلَى النَّاسِ وَ اصْطِناعُ المَعْرُوفِ إلى كُلِّ بَرٍّ وَ فاجِرٍ.
اساس عقل بعد از ایمان به خداوند، دوستی با مردم و نیکی کردن به هر انسان خوب و بد است.
225) «نشاط بخشیدن به قلب» ح 1677- رَوِّحُوا(1) القُلُوبَ ساعَةً بِساعَةٍ.
دل ها را ساعت به ساعت (در همۀ زمان ها) نشاط ببخشید.
226) «دیدار» ح 1702- زُرْغِبّاً تَزْدَدْ حُبّاً.
با فاصله دیدار نما؛ در این صورت محبوبیّت تو افزون می گردد.
ص: 75
227) «زهد و بی رغبتی به دنیا» ح 1713- الزُّهْدُ فى الدُّنْيا يُرِيحُ القَلْبَ وَ البَدَنَ،
زهد (بی رغبتی) در دنیا قلب و تن را آسوده می سازد.
وَ الرَّغْبَةُ فیها تُكْثِرُ الهَمَّ وَ الحَزَنَ،
و تمایل به دنیا، غم و اندوه را فراوان می کند!
وَ البِطانَةُ تُقْسِى القَلْبَ.
و شکم بارگی، مایۀ قساوت قلب است!
228) «برتری عالِم بر عابد» ح 1724- ساعَةٌ مِنْ عالِمٍ مُتَّكِئٍ عَلى فِراشِهِ يَنْظُرُ فى عِلْمِهِ خَيْرٌ مِنْ عِبادَةِ العابِدِ سَبْعینَ عاماً.
یک لحظۀ عالم که در آن به بستر خود تکیه زده و در علم خود تأمّل می کند، بهتر از هفتاد سال عبادت عابد است.
229) «رعایت مساوات در عطاء به فرزندان» ح 1728- ساوُوا بَيْنَ أوْلادِكُمْ فى العَطِيَّةِ فَلَوْ كُنْتُ مُفَضِّلاً أحَداً لَفَضَّلْتُ النِّساءَ.
ص: 76
در عطاء و بخشش میان فرزندان خود مساوات داشته باشید؛ منتهی اگر قرار بود من کسی را برتری دهم، دختران را برتری می دادم.
230) «درخواست حتّی بند کفش از خداوند» ح 1741- سَلُوا اللهَ كُلَّ شَىْ ءٍ حَتَّى الشِّسْعَ فَاِنَّ اللهَ إن لَمْ يُيَسِّرْهُ لَمْ يَتَيَسَّر.
همه چیز را از خداوند بخواهید حتّی بند کفش را؛ که به راستی اگر خداوند آن را فراهم نکند، فراهم نمی شود.
231) «لزوم خادم بودن رؤسا» ح 1753- سَيِّدُ القَوْمِ خادِمُهُمْ وَ ساقِيهِمْ آخِرُهُمْ شَراباً(1).
آقا و سرور قوم، خادم آنهاست و ساقی (آب دهندۀ) آنها خود آخرین نفری است که می نوشد.
232) «صفات عاقل» ح 1836- صِفَةُ العاقِلِ: ویژگی خردمند این است
أنْ يَحْلُمَ عَمَّنْ جَهِلَ عَلَيْهِ، که با کسی که عمل جاهلانه ای نسبت به او انجام داد، بردباری کند،
ص: 77
وَيَتَجاوَزَ عَمَّنْ ظَلَمَهُ، و از کسی که بدو ستم کرده در گذرد،
وَيَتَواضَعَ لِمَنْ هُوَ دُونَهُ، و در برابر پایین تر از خود فروتنی نماید،
وَيُسابِقَ مَنْ فَوْقَهُ فی طَلَبِ البِرِّ، و در طلب نیکی، بر بالاتر از خود پیشی جوید،
وَ إذا أرادَ أنْ يَتَكَلَّمَ تَدَبَّرَ فَإِنْ كانَ خَيْراً تَكَلَّمَ فَغَنِمَ وَ إن كانَ شَرّاً سَكَتَ فَسَلِمَ.
و وقتی می خواهد سخن بگوید بی اندیشد؛ اگر نیک باشد سخن گوید و بهره برد، و اگر بد باشد سکوت نماید و سالم ماند.
233) «چند نصیحت» ح 1844- ... وَ ايْأَسْ مِمّا فى اَيْدِى النّاسِ تَعِشْ غَنیّاً.
... و از آن چه در دست مردم هست دل بکن؛ در این صورت بی نیاز زندگی می کنی.
وَ اِيّاكَ وَ ما يُعْتَذَرُ مِنْهُ.
و از آن چه مایۀ عذرخواهی می گردد، بپرهیز.
ص: 78
234) «سکوت، و پرهیز از شوخی بی جا» ح 1882- الصَّمْتُ سَيِّدُ الأخلاقِ وَ مَنْ مَزَحَ اُسْتُخِفَّ بِهِ.
خاموشی، سَرور اخلاق است. و هرکس شوخی (بی جا) کند، سبک داشته می شود!
235) «مهمان دوستی» ح 1894- الضَّيْفُ يَأتِي بِرِزْقِهِ وَ يَرْتَحِلُ بِذُنُوبِ القَومِ؛ يُمَحِّصُ عَنْهُمْ ذُنُوبَهُمْ.
مهمان، با رزقش می آید و با گناهان افراد میزبان می رود؛ یعنی گناهان آنها را پاک می سازد.
236) «قبول حقّ و انصاف» ح 1908- طُوبى(1) لِلسّابِقینَ إلى ظِلِّ اللهِ؛ الَّذینَ إذا اُعطُوا الحَقَّ قَبِلُوهُ وَ الَّذینَ يَحْكُمُونَ لِلنّاسِ بِحُكْمِهِمْ لِأنْفُسِهِمْ.
خوشا به حال آنان که به سوی سایۀ خداوند پیشی می گیرند؛ کسانی که چون با حقّ رو به رو شوند آن را می پذیرند، و کسانی که برای مردم چنان حکم می کنند که برای خویش حکم می نمایند.
ص: 79
237) «مشغول عیب خود بودن» ح 1913- طُوبى لِمَنْ شَغَلَهُ عَيْبُهُ عَنْ عُيوبِ النّاسِ.
خوشا به حال آن که عیب خودش، او را از عیب های دیگران بازداشت.
238) «برخورد کریمانه» ح 1935- عُدْ مَنْ لا يَعُودُكَ وَ اَهْدِ لِمَنْ لا يُهْدِي لَكَ.
به عیادت و دیدار کسی برو که به عیادت و دیدار تو نمی آید. و به کسی که به تو هدیّه نمی دهد هدیّه بده.
239) «عدل» ح 1936- عَدْلُ ساعَةٍ خَيْرٌ مِنْ عِبادَةِ سَنَةٍ.
اندک زمانی عدالت پیشگی، از یک سال عبادت بهتر است.
240) «پذیرش عذر» ح 1946- ... وَ مَنْ أتاهُ أخُوهُ مُتَنَصِّلاً فَلْيَقْبَلْ ذلِكَ مُحِقّاً كانَ أوْ مُبْطِلاً، فَإِنْ لَمْ يَفْعَلْ لَمْ يَرِدْ عَلَيَّ الحَوْضَ.
... و هرکس برادرش به عذرخواهی نزد او آمد باید از او بپذیرد چه عذرش حقّ باشد و چه باطل؛ که اگر
ص: 80
این کار را نکند، (فردای قیامت) بر سر حوض (کوثر) بر من وارد نمی شود!
241) «آسان گیري و بشارت دادن» ح 1957- عَلِّمُوا وَيَسِّرُوا وَ لا تُعَسِّرُوا،
یاد دهید و آسان بگیرید و سخت نگیرید،
و بَشِّرُوا وَ لا تُنَفِّرُوا.
و مژده دهید و بیزار نسازید.
242) «ملایمت و پرهیز از خشونت و ناسزا» ح 1969- عَلَيْكَ بِالرِّفْقِ وَ إِيّاكَ وَ العُنْفَ وَ الفُحْشَ.
بر تو باد ملایمت و مدارا، و از خشونت و ناسزا بپرهیز.
243) «مراقبه و تفکّر» ح 1994- عَوِّدُوا قُلُوبَكُمُ التَّرَقُّبَ وَ أكْثِرُوا التَّفَكُّرَ.
قلب هایتان را به مراقبه عادت دهید و زیاد اندیشه نمایید.
244) «مقام والای معلّم» ح 2053- اِنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ وَ مَلائِكَتَهُ وَ أهْلَ السَّمواتِ وَ الارَضینَ حَتَّى النَّمْلَةَ فى جُحْرِها وَ حَتَّى الحُوتَ لَيُصَلُّونَ عَلى مُعَلِّمِ النَّاسِ الخَيْرَ.
به راستی که خداوند عزّت مند و صاحب جلال و فرشتگانش و اهل آسمان ها و زمین ها و حتّی مورچه
ص: 81
در لانۀ خود و حتّی ماهی، بر کسی که به مردم خیر و نیکی می آموزد، صلوات و رحمت نثار می کنند. (اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد)
245) «تفکّر» ح 2059- فِكْرَةُ ساعَةٍ: خَيْرٌ مِنْ عِبادَةِ سِتّینَ سَنَةً.
لحظاتی اندیشیدن، از شصت سال عبادت بهتر است!
246) «تقاضا نکردن از تازه به دوران رسیده» ح 2084- قالَ داوُدُ: اِدْخالُكَ يَدَكَ فى فَمِ التِّنِيّنِ إلى أنْ تَبْلُغَ المِرْفَقَ فَيَقْصِمَها خَيرٌ لَكَ مِنْ أنْ تَسْألَ مَنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَىْءٌ ثُمَّ كانَ.
حضرت داوود فرموده است: اگر دستت را تا آرنج در دهان اژدها فرو کنی و آن را خرد سازد، بهتر از آن است که از کسی که تازه به چیزی رسیده، چیزی بخواهی!
(بعض بزرگان فرموده اند: مراد از «من لم یکن له شیء ثم کان»، مطلق مخلوق است.)
247) «فقه» ح 2096- قَلیلُ الفِقْهِ خَيْرٌ مِنْ كَثیرِ العِبادَةِ،
ص: 82
اندکی فقه (فهم عمیق)، بهتر از عبادت بسیار (بدون فقه و فهم عمیق) است.
«بندگی خدا و پرهیز از عجب» وَ كَفى بِالْمَرْءِ فِقْهاً إذا عَبَدَ اللهَ وَ كَفى بِالْمَرْءِ جَهْلاً إذا أعْجَبَ بِرَأيِهِ
و برای فقه و فهم عمیق فرد همین بس که خدا را بنده باشد و برای جهل او همین بس که شیفتَة رأی و نظر خویش (و مغرور به آن) باشد!
248) «توکّل صحیح» ح 2106- قَيِّدْها وَ تَوَكَّلْ.
آن (شتر) را ببند و توکّل کن. ( باید وظیفۀ خود را انجام داد و اسباب را به کار گرفت و در ضمن، اثر و نتیجه را به خداوند - مسبِّب الاسباب - واگذار کرد؛ زیرا هیچ چیز غیر از خداوند، مستقلّ و قابل اعتماد و اتّکاء نیست. پس توکّل یعنی در عین استفاده از اسباب، به آنها اعتماد نداشتن و فقط به خداوند متعال، اعتماد و اتّکاء داشتن.
249) «ارتباط فقر با کفر» ح 2114- كادَ الفَقْرُأنْ يَكُونَ كُفْراً.
نزدیک است که فقر به کفر انجامد!
ص: 83
250) «خدمت» ح 2118- كانَ عَلَى الطَّریقِ غُصْنُ شَجَرَةٍ يُؤْذِى النّاسَ فَاَماطَها رَجُلٌ فَاُدْخِلَ الجَنَّةَ.
شاخۀ درختی در راه بود که مردم را می آزرد، مردی آن را کنار زد و (بدان سبب) به بهشت برده شد.
251) «مسؤولیّت همگانی» ح 2163- كُلُّكُمْ راعٍ وَ كُلُّكُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ.
همۀ شما سرپرستید و همۀ شما دربارۀ رعیّت خود سؤال می شوید. (پس احدی حقّ ندارد بی تفاوت باشد.)
252) «رعایت حرمت مسلمان» ح 2166- كُلُّ المُسْلِمِ عَلَى المُسْلِمِ حَرامٌ: مالُهُ وَ عِرْضُهُ وَ دَمُهُ.
همه چیز مسلمان بر مسلمان حرام است: مالش، آبرویش و خونش.
253) «عمل به علم» ح 2168- كُلُّ عِلْمٍ وَبالٌ يَوْمَ القِيامَةِ إلاّ مَنْ عَمِلَ بِهِ.
هر دانشی در روز قیامت وبال و عذاب است، مگر کسی که به آن دانش عمل کرده باشد.
254) «پرهیز از اذیّت» ح 2171- كُلُّ مُوذٍ فى النّارِ.
ص: 84
هر آزار دهنده ای در آتش است!
255) «پرهیز از تفرقه» ح 2180- ... كُلُوا جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا فَاِنَّ البَرَكَةَ مَعَ الجَماعَةِ.
همگی با هم بخورید و پراکنده نشوید؛ که به راستی برکت با جماعت است.
256) «تناسب حاکمان با مردم» ح 2182- كَما تَكُونُونَ يُوَلّی عَلَيْكُمْ.
همان گونه که هستید، بر شما حکومت می شود. (اشاره به تناسب حکومت ها با مردم)
257) «وساطت در هدایت دیگران» ح 2216- لَاَََنْ يَهْدِىَ اللهُ عَلى يَدَيْكَ رَجُلاً، خَيْرٌ لَكَ مِمّا طَلَعَتْ عَلَيْهِ الشَّمْسُ وَ غَرَبَتْ.
به راستی این که خداوند به دستان تو مردی را هدایت کند، برایت بهتر است از آن چه که خورشید بر آن طلوع و غروب می کند!
258) «مشورت» ح 2296- لَنْ يَهْلِكَ امْرُؤٌ بَعْدَ مَشْوَرَةٍ.
هرگز مردی پس از مشورت، هلاک نمی شود.
259) «توبه» ح 2314- لَوْ اَخْطَأتُمْ حتّى تَبْلُغَ خَطایاكُمُ السَّماءَ ثُمَّ تُبْتُم لَتابَ اللهُ عَلَيْكُم.
ص: 85
اگر گناه کنید تا حدّی که گناهان تان به آسمان رسد! و آن گاه توبه نمایید، خداوند توبۀ شما را می پذیرد.
260) «پرداختن به عیوب خود و مهار زبان» ح 2371- لِيَرُدَّكَ عَنِ النَّاسِ ما تَعْرِفُ مِنْ نَفْسِكَ وَ اخْزُنْ لِسانَكَ اِلاّ مِنْ خَيْرٍ فَاِنَّكَ بِذلِكَ تَغْلِبُ الشَّيْطانَ.
آن چه که از خویش می دانی، باید تو را از (عیب های) مردم بازدارد، و زبانت را نگه دار مگر از خیر؛ که به راستی بدین وسیله بر شیطان غلبه می کنی.
261) «پرهیز از سود گرفتن از برادران» ح 2411- لَيْسَ مِنَ المُرُوَّةِ الرِّبْحُ عَلىَ الإخْوانِ.
سود گرفتن از برادران (در معاملات) از جوانمردی نیست. (ظاهراً یعنی: بعد از تأمین شدن نیاز زندگی)
262) «هر روز، کار آن روز» ح 2433- لا تَدَعَنَّ حَقّاً لِغَدٍ فَاِنَّ لِكُلِّ يَوْمٍ ما فیهِ.
هرگز حقّ و وظیفه ای را (که مربوط به امروز است) برای فردا مگذار؛ که بی گمان هر روزی وظائف خویش را دارد.
ص: 86
263) «برادری» ح 2436- لا تَباغَضُوا وَ لا تَدابَرُوا وَ لا تَنافَسُوا وَ كُونُوا عِبادَ اللهِ إِخْواناً...
با همدیگر دشمنی نکنید و به هم پشت ننمایید و هم چشمی و رقابت نداشته باشید و ای بندگان خدا! برادر باشید ...
264) «پرهیز از درخواست» ح 2455- لا تَسْألِ النّاسَ شَيْئاً وَ لا سَوْطَكَ إنْ سَقَطَ مِنْكَ حَتّى تَنْزِلَ إلَيْهِ فَتَأخُذَهُ.
از مردم چیزی مخواه؛ حتّی اگر تازیانه ات افتاد، خودت پایین بیا و آن را بردار.
265) «معیار مصاحبت» ح 2461- لا تَصْحَبَنَّ اَحَداً لا يَرى لَكَ كَمِثْلِ ما تَرى لَهُ.
هرگز با کسی که آن چنان ارزشی که تو برایش قائلی، او برای تو قائل نیست، مصاحبت و معاشرت مکن.
266) «پرهیز از شماتت برادران» ح 2467- لا تُظْهِرِ الشَّماتَةَ لِاَخِيكَ فَيُعافِيَهُ اللهُ وَيَبْتَلِيَكَ.
از اتّفاق بدی که برای برادرت پیش آمده اظهار شادمانی مک؛ که خداوند به او عافیت می دهد و تو را گرفتار می نماید!
ص: 87
267) «معیار امور: عاقبت امور» ح 2468- لا تُعْجَبُوا بِعَمَلِ عامِلٍ حَتّى تَنْظُرُوا بِمَ يُخْتَمُ لَهُ.
از کار کسی دچار شگفتی نشوید تا این که ببینید به چه ختم می شود (عاقبش چه می شود).
268) «ژرفای عقل» ح 2469- لا يُعْجِبْكُمْ اِسْلامُ رَجُلٍ حَتّى تَعْلَمُوا كُنْهَ عَقْلِهِ.
اسلام مردی، شما را به شگفتی واندارد تا این که به ژرفای عقل او پی ببرید.
269) «قیام به حقّ» ح 2488- لا تَمْنَعَنَّ اَحَدَكُمْ مَهابَةُ النّاسِ اَنْ يَقُومَ بِالْحَقِّ اذا عَلِمَهُ.
هرگز ترس از مردم، احدی از شما را از به پاداشتن حقّی که می داند، بازندارد. (ترس از مردم مانند: ترس از همراهی نکردن مردم، ترس از سرزنش مردم، ترس از استهزاء مردم و ...)
270) «پرهیز از جهل» ح 2505- لا فَقرَ أشَّدُ مِنَ الجَهْلَ.
هیچ فقری شدید تر از جهل نیست.
«عقل» وَ لامالَ أعْوَدُ مِنَ العَقْلِ.
ص: 88
و هیچ دارایی و مالی سودمندتر از عقل نمی باشد.
«پرهیز از عُجب» وَ لا وَحْدَةَ أوْحَشُ مِنَ العُجْبِ.
و هیچ تنهایی ای، اندوهبارتر و ترسناک تر و دلتنگ کننده تر از خودپسندی و خودشیفتگی وجود ندارد.
«خوش اخلاقی» وَ لا حَسَبَ كَحُسْنِ الخُلُقِ.
و هیچ شرافتی همچون خوش اخلاقی نباشد.
«اندیشه» وَ لا عِبادَةَ مِثْلُُ التَّفَكُّرِ.
و هیچ عبادتی همچون تفکّر نیست.
271) «پرهیز از تهمت» ح 2539- لا يَزالُ المَسْرُوقُ مِنْهُ فى تُهَمَةِ مَنْ هُوَ بَرى ءٌ مِنْهُ حَتّى يَكُونَ اَعْظَمَ جُرْمًا مِنَ السّارِقِ.
کسی که مالش دزدیده شده است، پیوسته به کسانی که بی گناه اند تهمت می زند تا این که گناه خودش از سارق بیشتر می گردد!
272) «عبرت گیری» ح 2552- لا يُلدَغُ المُؤْمِنُ مِنْ جُحْرٍ مَرَّتَينِ.
مؤمن، از یک سوراخ، دوبار گزیده نمی شود.
273) «آبروداری» ح 2560- ما وَقى بِهِ المَرْءُ عِرْضَهُ كُتِبَ لَهُ بِهِ صَدَقَةٌ.
ص: 89
چیزی که آدمی با آن آبرویش را حفظ نماید، برایش صدقه نوشته می شود.
274) «پرهیز از حبّ جاه و مال» ح 2565-
ما ذِئْبانِ ضارِيانِ فی زَریبَةِ غَنَمٍ بأسْرَعَ فیها مِنْ حُبِّ الشَّرَفِ وَ المالِ فی دینِ المَرْءِ المُسْلِمِ.
سرعت درندگی دو گرگ گرسنه در آغل گوسفندان، بیشتر از سرعت درندگی حبّ جاه و مال، در دین مرد مسلمان نیست! (پناه بر خدا)
275) «علم و عقل» ح 2619- مَا اكْتَسَبَ مُكْتَسِبٌ مِثْلَ فَضْلِ عِلْمٍ يَهْدِى صاحِبَهُ إلى هُدىً اَوْ يَرُدَّهُ عَنْ رَدًى.
هیچ اکتساب کننده ای چیزی بسان فضیلت علم و دانشی که صاحبش را به هدایت رهنمون شود یا از هلاکت بازگرداند، بدست نیاورد.
وَ لا اسْتَقامَ دینُهُ حَتّى يَسْتَقیمَ عَقْلُهُ.
و دین کسی مستقیم و استوار نشد مگر آن که (قبل از آن) عقلش مستقیم و استوار شود.
ص: 90
276) «ترک برای خدا» ح 2629- ما تَرَكَ عَبْدٌ لِلّهِ أمراً لا يَتْرُكُهُ إلاّ لِلّهِ إلاّ عَوَّضَهُ اللهُ مِنْهُ ما هُوَ خَيْرٌ لَهُ مِنْهُ فی دینِهِ وَ دُنْياهُ.
هیچ بنده ای چیزی را فقط و فقط برای خدا ترک نکرد مگر این که خدا به عوض آن، چیزی به او داد که هم برای دین او و هم برای دنیای او بهتر از آن چیز است.
277) «ذکر خدا در مجالس» ح 2634- ما جَلَسَ قَوْمٌ يَذْكُرُونَ اللهَ تَعالى فَيَقُومُونَ حَتّى يُقالَ لَهُمْ: قُومُوا قَدْ غَفَرَ اللهُ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ بَدَّلَ سَيِّئاتِكُمْ حَسَناتٍ.
هیچ قومی به ذکر و یاد خداوند متعال ننشستند و سپس برنخاستند، مگر آن که به آنها گفته شد: برخیزید که خداوند گناهان تان را آمرزید و بدی های تان را به نیکی ها مبدّل ساخت.
278) «درخت کاری» ح 2674- ما مِنْ رَجُلٍ يَغْرِسُ غَرْساً إلاّ كَتَبَ اللهُ لَهُ مِنَ الأجْرِ قَدْرَ ما يَخْرُجُ مِنْ ثَمَرِ ذلِكَ الغِراسِ.
ص: 91
هیچ مردی درختی نکاشت مگر آن که خداوند به اندازۀ ثمر و میوه ای که از آن درخت به دست می آید، برایش پاداش نوشت.
279) «نگاه محبّت آمیز به والدین» ح 2676- ما مِنْ رَجُلٍ يَنْظُرُ إلى وَجْهِ والِدَيْهِ نَظَرَ رَحْمَةٍ إلاّ كَتَبَ اللهُ لَهُ بِها حَجَّةً مَقْبُولَةً مَبْرُورَةً.
هیچ مردی به دیدۀ رحمت به چهرۀ پدر و مادر خویش ننگریست، مگر آن که به واسطۀ آن، خداوند یک حجّ مقبولِ نیکو برایش نوشت.
280) «پرهیز از گناه» ح 2686- ما مِنْ عَبْدٍ اُبْتُلِىَ بِبَلِيَّهٍ فى الدُّنْيا إلاّ بِذَنْبٍ وَاللهُ أكْرَمُ وَ أعْظَمُ عَفْواً مِنْ أنْ يَسْألَهُ عَنْ ذلِكَ الذَّنْبِ يَوْمَ القِيامَةِ.
هیچ بنده ای در دنیا به بلیّه ای مبتلا نمی شود، مگر به خاطر گناهی که مرتکب شده است. و خداوند کریم تر و بزرگ تر از آن است که روز قیامت او را از آن گناه بازخواست کند.
ص: 92
281) «پرهیز از نگاه به نامحرم» ح 2695- ما مِنْ مُسْلِمٍ يَنْظُرُ اِلى اِمْرَأةٍ اَوَّلَ رَمْقَةٍ ثمّ يَغُضُّ بَصَرَهُ إلاّ أحْدَثَ اللهُ تَعالى لَهُ عِبادَةً يَجِدُ حَلاوَتَها فى قَلْبِهِ.
هیچ مسلمانی نیست که یک بار نگاهش به زنی افتد آن گاه چشم فرو بندد، مگر این که خداوند متعال برایش عبادتی ایجاد کند که شیرینی اش را در قلبش احساس نماید!
282) «تمسّک به اهل بیت علیهم السّلام» ح 2711- مَثَلُ أهْلِ بَيْتى مَثَلُ سَفینَةِ نُوحٍ مَنْ رَكِبَ فیها نَجى وَمَنْ تَخَلَّفَ عَنْها غَرِقَ.
حکایت خاندان من، حکایت کشتی نوح است که هر کس بر آن سوار شد نجات یافت، و هر کس از آن باز ماند غرق شد. (اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد)
283) «عیب زدایی برادران از همدیگر» ح 2734- مَثَلُ الأخَوَيْنِ مَثَلُ اليَدَيْنِ تَغْسِلُ إِحْداهُمَا الاُخْرى.
حکایت دو برادر، همچون دو دست است که یکی دیگری را می شوید.
284) «پرهیز از سربار مردم بودن» ح 2742- مَلْعُونٌ مَنْ اَلْقى كَلَّهُ عَلَى النّاسِ.
ص: 93
کسی که زحمت و سنگینی خویش را بر مردم افکند، ملعون و از رحمت خدا دور است!
285) «آسان سازی و پرده پوشی» ح 2756- مَنْ يَسَّرَ عَلى مُعْسِرٍ يَسَّرَ اللهُ عَلَيْهِ فی الدُّنْيا وَ الآخِرَةِ،
کسی که شخصی را که در سختی است آسانی بخشد، خداوند در دنیا و آخرت، او را آسانی می بخشد.
وَ مَنْ سَتَرَ عَلى مُسْلِمٍ سَتَرَ اللهُ عَلَيْهِ فی الدُّنْيا وَ الآخِرَةِ.
و هر کس بر مؤمنی پرده پوشی کند، خداوند در دنیا و آخرت بر او پرده پوشی می کند.
286) «یاری برادران در غیاب شان» ح 2766- مَنْ نَصَرَ أخاهُ بِظَهْرِ الغَيْبِ نَصَرَهُ اللهُ فی الدُّنْيا وَ الآخِرَةِ.
کسی که در غیاب برادرش او را یاری نماید، خداوند در دنیا و آخرت او را یاری می دهد.
287) «پرهیز از قهر کردن» ح 2772- مَنْ هَجَرَ أخاهُ فَوْقَ ثَلاثٍ فَماتَ دَخَلَ النّارَ.
کسی که بیش از سه روز با برادرش قهر کند و بمیرد، به جهنّم می رود!
ص: 94
288) «تأنّی آرامش» ح 2773- مَنْ تَأنّى اَدْرَكَ ما تَمَنّى.
کسی که با تأنی و آرامش کار کرد، به آرزویش رسید.
289) «از آداب خوردن» ح 2777- مَنْ أكَلَ وَ ذُو عَيْنَينِ يَنْظُرُ اِلَيْهِ وَ لَمْ يَواسِهِ، اُبْتُلِىَ بَلاءً لا دَواءَ لَهُ.
کسی که بخورد در حالی که موجود چشم داری (اعمّ از انسان و حیوان) او را نظاره می کند و او را شریک خود نسازد، به بلایی بی درمان مبتلا می گردد!
290) «نگاه محبّت آمیز به برادران» ح 2781- مَنْ نَظَرَ إلى أخیهِ نَظَرَ مَوَدَّةٍ لَمْ يَكُنْ فى قَلْبِهِ اِحْنَةٌ لَمْ يَطْرَفْ حَتّى يَغْفِرَ اللهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِه.
کسی که به دیدۀ محبّت و با قلبی خالی از کینه به برادرش بنگرد، دیده بر هم نمی نهد مگر آن که خداوند گناهان گذشته اش را می آمرزد.
291) «اعتماد به خدا، نه به خود» ح 2798- مَنْ أحَبَّ أنْ يَكُونَ أغْنَى النّاسِ فَلْيَكُنْ بِما فی يَدِ اللهِ أوْثَقَ مِنْهُ بِما فی يَدِهِ.
ص: 95
کسی که دوست دارد بی نیازترین مردم باشد، باید به آن چه در دست خداست بیشتر مطمئنّ باشد تا آن چه در دست خود دارد.
292) «دقّت در رضایت به عمل دیگران» ح 2810- مَنْ اَحَبَّ عَمَلَ قَوْمٍ خَيْراً كانً أوْ شَرّاً كانَ كَمَنْ عَمِلَهُ.
کسی که کار قومی را - چه خوب و چه بد - دوست بدارد، مانند کسی است که آن را انجام داده است.
293) «دقّت در تشبّه به دیگران» ح 2828- مَنْ تَشَبَّهَ بِقوْمٍ فَهُوَ مِنْهُمْ.
کسی که خود را به قومی شبیه سازد، از آنهاست.(1)
294) «پرهیز از کتمان علم» ح 2850- مَنْ سُئِلَ عَنْ عِلْمٍ فَكَتَمَهُ اُلْجِمَ بِلِجامٍ مِنْ نارٍ.
ص: 96
کسی که از او دربارۀ دانشی بپرسند امّا وی آن را پنهان سازد، لگامی از آتش بر او زده می شود! (اشاره به کیفر بخل و انحصار علمی)
295) «پرهیز از امور لغو و بی فایده» ح 2856- مِنْ حُسْنِ إِسْلامِ المَرْءِ تَرْكُهُ مالا يَعْنیهِ.
از خوش اسلامی مرد این است که آن چه را به او مربوط نیست (و فایده ای ندارد) رها کند.
296) «باز داشتن زبان از آبروی مردم» ح 2858- مَنْ كَفَّ لِسانَهُ عَنْ اَعراضِ النّاسِ اَقالَهُ اللهُ عَثْرَتَهُ يَوْمَ القِيامَةِ.
کسی که زبانش را از آبروی مردم باز دارد، خداوند در روز قیامت از لغزش او صرف نظر می نماید.
297) «فسخ قرارداد پشیمان» ح 2860- مَنْ اَقالَ نادِماً بَيْعَهُ أقالَهُ اللهُ تَعالى عَثْرَتَهُ.
کسی که معاملۀ فرد پشیمانی را فسخ کند (و از قرارداد صرف نظر نماید)، خداوند متعال از لغزشش صرف نظر می نماید.
298) «کمک» ح 2861- مَنْ كانَ فی حاجَةِ أخیهِ كانَ اللهُ فی حاجَتِهِ.
ص: 97
کسی که در (پی برآوردن) نیاز برادرش باشد، خداوند در (پی برآوردن) نیاز اوست.
299) «مغتنم شمردن فرصت ها» ح 2878- مَنْ فُتِحَ لَهُ بابٌ مِنْ خَيٍْر فَلْيَنْتَهِزْهُ فَاِنَّهُ لا يَدْرِى مَتى يُغْلَقُ عَنْهُ.
کسی که بابی از خیر برایش گشوده شود، باید آن را غنیمت شمرد؛ که بی گمان او نمی داند چه وقت بسته می شود.
300) «کتمان مصائب، امراض و صدقات» ح 2881- مِنْ كُنُوزِ البِرِّ كِتْمانُ المَصائِبِ وَ الأمْراضِ وَ الصَّدَقَةِ.
از گنج های نیکی، کتمان «مصیبت ها و بیماری ها و صدقه» است.
301) «پرهیز از سرزنش برادران» ح 2920- مَنْ عَيَّرَ أخاهُ بِذَنْبٍ لَمْ يَمُتْ حَتّى يَعْمَلَهُ.
کسی که برادرش را بر گناهی سرزنش نماید، از دنیا نمی رود مگر آن که خودش نیز مرتکب آن شود!
ص: 98
302) «پرهیز از نیّت تفاخر و شهرت در طلب علم» ح 2924- مَنْ طَلَبَ العِلْمَ لِيُجارِيَ بِهِ العُلَماءَ أوْ لِيُمارِيَ بِهِ السُّفَهاءَ أوْ يَصْرِفَ بِهِ وُجُوهَ النّاسِ اِلَيْهِ اَدْخَلَهُ اللهُ النّارَ.
کسی که به دنبال دانش باشد تا به وسیلۀ آن با علماء هم چشمی کند یا به مجادله با بی خردان برخیزد یا توجّه مردم را به خویش جلب نماید، خداوند او را به آتش در می آورد!
303) «پرهیز از فروش معیوب» ح 2932- مَنْ باعَ عَيْباً لَمْ يُبَيِّنْهُ لَمْ يَزَلْ فى مَقْتِ اللهِ وَلَمْ تَزَلِ المَلائِكَةُ تَلْعَنُهُ.
کسی که چیز معیوبی را بفروشد در حالی که عیب آن را بیان نکند، پیوسته مورد خشم خداوند و نفرین فرشتگان می باشد.
304) «میانه روی و پرهیز از ریخت و پاش» ح 2939- مَنِ اقْتَصَدَ اَغْناهُ اللهُ،
کسی که میانه روی کند، خداوند او را بی نیاز می سازد.
وَ مَنْ بَذَّرَ اَفْقَرَهُ اللهُ.
و کسی که اسراف نماید، خداوند او را فقیر می گرداند.
ص: 99
305) «معیار منزلت انسان در نزد خداوند» ح 2960- مَنْ أرادَ أنْ يَعْلَمَ ما لَهُ عِنْدَ اللهِ فَلْيَنْظُرْ ما لِلّهِ عِنْدَهُ.
کسی که می خواهد بداند نزد خداوند چه (منزلتی) دارد، باید ببیند خداوند نزد او چه (منزلتی) دارد.
306) «پرهیز از پخش گناه» ح 3055- مَنْ اَذاعَ فاحِشَةً كانَ كَمُبْتَدِيها.
کسی که عمل زشتی را پخش کند (به سایرین خبر دهد)، همچون کسی است که آن را آغاز کرده است (مرتکب شده است).(1)
307) «پرهیز از عمل بدون علم» ح 3058- مَنْ عَمِلَ عَلى غَيْرِ عِلْمٍ كانَ ما يُفْسِدُ اَكْثَرَ مِمّا يُصْلِحُ.
کسی که بدون دانش عمل کند، بیش از آن که اصلاح کند، تباه سازد!
308) «جدّیّت در طلب» ح 3062- مَنْ طَلَبَ شَيْئاً وَ جَدَّ وَجَدَ.
کسی که به دنبال چیزی باشد و بکوشد، بدان می رسد.
ص: 100