خون موعود

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

گردآورنده: آقاشریفیان، مهرداد

سایر نویسندگان

نویسنده: میرجهانی طباطبایی، محمدحسن

نویسنده: مظاهری، حسین

گردآورنده: احمدیان، عبدالرسول

زبان: فارسی

ناشر: شهيد محمد حسين فهميده - اصفهان - ایران

سال نشر: 1384 هجری شمسی

کد کنگره:/آ65 خ9 260 BP

تنظیم متن دیجیتال میثم حیدری

اشاره

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین علیه السلام

فهرست مطالب

پیشگفتار.............٧

أبين مهر ورزى......١١

دوستى و دشمنى در اسلام......١٣٠

جايكاه محبت اولياء الهى.....١٤

بالاترين عبادت.....٢٠

محبت حضرت سيد الشهداء القيام............٢٥

رابطة محبت و رفتار ........٢٩

رسم شيدايى.....٣٩

وظايف بانيان و مديران جلسات عزادارى.....٣١

وظايف سخنرانان وكويندكان........٣٥

وظايف مداحان و ذاكرين...........٣٩

وظايف شركت كنتدكان در مراسم عزادارى.....٥١٠

برسش وياسخ بيرامون شخصيت حضرت سيد الشهداء م ... ٥٣

برسشهاى فقهى......٥٥

پرسشهاى كلامى..........٨٧

برسشهاى عرفانى.........١١٧

پرسشهاى تاريخى........١٣٢

پيشگفتار

درحسينۀ دلمان مرغان محبت سينه مى زنند و اشكهاى يتيم در خرابۀ چشم، بى قرارى مى كنند. سينه ى ما تكيه اى قديمى است، سياهپوش با كتيبۀ درد و داغ. درب آن با كليد "يا حسين" باز مى شود و زمين آن با اشك و مژگان، آب و جارومى شود

(استاد جواد محدثى)

فرهنگ عاشورا، فرهنگ شور و شعور است. حادثه كربلا جلوۀ حماسه و عرفان است. آنانكه مى خواهند در جريا ن هميشه جارى عاشورا بمانند و در سفينۀ هدايت و نجات امام حسين (ع) جايى داشته باشند بايد خويش را در خانۀ فرهنگ حماسه و عرفان حسينى نام نويسى كنند؛ اين است صراط حسين (ع). دوگروه حقيقت صراط حسين (ع) را درنيافته اند؛ آنان كه در سيماى عقل و عنوان روشنفكرى دست از محبت وشور حسينى كشيدند و ديگرى،

كسانى كه درسيماى عاشق، باطن سراسر شعور اين فرهنگ را به سخره نشستند. و اين هر دو ناخواسته اين نزاع ساختگى را حربه اى در دست بدخواهان نهادند تا به هر دو هجوم آورد و هر دو را نابود سازد. آنچه در اين ميان نصيب ما مى گردد، اجتماعى متفرق و افكارى پريشان است. و حال آنكه قصد ما، قدم در صراط متين و بهره مندى از نور مبين حضرات معصومين و خصوصاً حضرت سيد الشهداء (ع) بوده است.

مجموعه اى كه در پيشگاه شما است، گر چه بخشهاى مختلفى را عرضه مى دارد. اما هدف نهايى آن همان تبيين شور و شعور حسينى است كه هر بخشى جلوه اى از آن را به خواننده نشان مى دهد.

الهى، زبان به حمد و ستايش تو مى گشاييم و به توفيقى كه رفيق نمودى سپاس مى داريم و آسمانى ترين درود ها را به خاندان آسمانى رسول تو، محمد مصطفى نثار مى كنيم و اين اثر را از سر صدق و اخلاص به آستان حضرت محبوب، خون موعود، ابا عبد الله الحسين (ع) تقديم مى داريم؛ باشد كه قبول اُوفتد

از تمام كسانى كه در ارائه اين مجموعه، دستى به يارى گشودند، مخصوصاً مسؤل دفتر زعيم حوزه علميه اصفهان جناب آقاى محمد حسن مظاهرى صميمانه سپاسگذاريم. از خداوند منّان علوّ مرتبت براى عالمان راستين مخصوصاً حضرت امام خمينى (قدس سره) و شهداى راه حق و فضيلت مخصوصاً شهيدِ سعيد محمد رضا احمديان درخواست مى نماييم.

عبد الرسول احمديان

على (مهرداد) آقا شريفيان

اصفهان زمستان 1384

آيين مهرورزى

اشاره

پيرامون حقيقت دوستى و محبت نسبت به خاندان

عصمت و طهارت (عليهم السلام)

برگزيده از باب هفدهم، كتاب البكاء للحسين (ع)

از مرحوم آيت الله سيد محمد حسن ميرجهانى

(1279-1371)

دوستى و دشمنى در اسلام

از جمله مهمترين و اصلى ترين مفاهيم دينى، تولّى و تبرّى به معناى دوستى و دشمنى است. در فرهنگ اسلامى اين دو مفهوم آن قدر گسترش يافته اند كه به عنوان اساس دين و پايه آن قرار گرفته اند.

امام صادق (ع) فرمود:

"هَلِ الدّينُ الَّا الحُبِّ وَالبُغض"

آيا دين غير از دوستى ودشمنى است

. همچنين هر يك از مفاهيم تولّى و تبرّى به دو بخش تقسيم مى گردد.

1. با واسطه 2) بدون واسطه؛

بدان كه تولّى بدون واسطه به معناى دوست داشتن

2.

و تولّى با واسطه، دوست داشتنِ دوستِ دوست خود است. وتبرّى بدون واسطه به معناى دشمن داشتن دشمن وتبرّى با واسطه دشمن داشتن دوستِ دشمن است. چنانچه در اخبار بسيار به آن تصريح شده است.

امير مؤمنان على (ع) فرمود:

دوستان تو سه گروه اند، دوست تو، دوست دوست تو و دشمن دشمن تو؛ و دشمنان تو نيز سه گروه اند، دشمن تو، دشمن دوستان تو و دوست دشمن تو

حضرت رضا (ع) فرمودند:

"مَنْ وَالَي اَعْدَاءَ اللهِ فَقَدْ عَادَي اَولياءَ اللهِ وَ مَنْ عَادي اَولِيَاءَ اللهِ فَقَدْ عَادَي الله و حَقٌ علي الله اَنْ يُدْخِلَهُ نارَ جَهنَّم" (وسايل الشيعه ج 16 ص 179)

كسى كه دوست بدارد دشمنان خدا را، دشمن داشته است دوستان خدا را و

كسى كه دشمن دارد دوستان خدا را، دشمن داشته است خدا را، و بر خداست كه او را در آتش جهنم داخل كند.

حضرت امام صادق (ع) مى فرمايد:

"مَنْ اَحَّبَ كَافِراً فَقدْ اَبْغَضَ اللهَ وَمَنْ اَبغضَ كافِراً فَقَدْ اَحَبَّ اللهَ وصديق عدوِالله، عدوالله" (وسايل الشيعه ج 16 ص 185)

كسى كه دوست بدارد كافرى ر ا، خدا را دشمن داشته و كسى كه دشمن بدارد كافرى را، خدا را دوست داشته و دوستدار دشمن خدا، دشمن خدا است.

جايگاه محبت اولياء الهى

بدانكه بيشتر خلق خدا دلهايشان از محبت خدا خالى است؛ هرچند به زبان بگويند كه ما خدا را دوست مى داريم، به چند دليل؛ كه از جملۀ آنها يقين نداشتن و كم بودن معرفت آنها در حق خداى تعالى است. اما محبت آنها نسبت به دوستان خدا براى ايشان ممكن وتا اندازه اى سهل و آسان است. ومراد ما از اين دوستانِ خدا، وجود مقدسۀ حضرت محمد واهل بيت ايشان (صلوات الله عليهم اجمعين) است كه خداى تعالى آنها را اولياء و حجتهاى ميان خود و بندگان خود وآيينه تمام نماى صفات جمال وجلال وكمالات خود قرار داده است. وحب ايشان را حبّ خود و دشمنى ايشان را

دشمنى خود خوانده است و اطاعت از ايشان را بر تمام مكلفين واجب كرده است و مزاياى بسيار ومعجزات بى شمار و كرامات كثيره و خارق عادات بسيار و اخلاق حميده و صفات پسنديده و كمال مهربانى و رحمت را به ايشان عطا فرموده است؛ به نحوى كه هركسى مى تواند به اندازه درك و استعدادى كه خدا به او عنايت فرموده، محبت ايشان را در دل خود بپروراند. زيرا همۀ اسباب محبت در آنها جمع مى باشد وكسى نيست كه به اين بزرگواران محبت ودلبستگى پيدا نكند مگر آنكه حب دنيا، چشم وگوش و دل او را كور وكر كرده باشد و محبت جاه و رياست و مال دنيا اورا فريب داده باشد كه اينها سد راه هدايت وسبب عداوت و دورى با ايشان در هر عصر وزمان شده و مى شود. و كاملاً واضح است كه هميشه بيشتر اهل ايمان، فقراء و

مستضعفين بوده اند و بايد دانست كه اِكسير اعظم براى تأمين سعادت دو جهان، رسيدن به مرحله كمالِ محبت به خداى تعالى است، و او هم در عين ظهور، غيب الغيوب بوده و از حواس ظاهر پنهان است و در دسترس احدى نيست؛ جز اينكه به وسيله آيات و نشانه ها شناخته شود، و لذا امر فرموده است، براى شناختن او بزرگترين آيات و نشانه هاى او را بشناسيم كه اين آيات، وجود مقدس معصومين و اولياء او هستند. ودوست داشتن ايشان و محبت ايشان را از اصول دين قرار داده تا اينكه بندگان به واسطه ايشان و محبت ايشان پى به محبت خدا ببرند و محبت ايشان را بر همه آنها واجب فرموده است. همچنانكه اطاعت از ايشان را نيز بر آنها لازم دانسته و دوست داشتن ايشان را بزرگترين نشانه دوست داشتن خود خوانده است؛

تا در اثر آن، مستحق رحمت و نعمت و بهشت شوند و بالاتر از آن، شايسته مقام

"و رضوانٌ مِنَ اللهِ اكبر" گردند و "رضيَ الله عنهم و رضوا عنه" در حق آنها صادق شود. پس اگر در ظاهر، خداى تعالى در عالم دنيا، حبّ به معصومين (عليهم السلام (را نياورده بود بندگان هيچ راهى براى شناخت خداى متعال نداشتند.

بالاترين عبادت

بدان كه بعد از يگانه دانستن خدا در ذات، صفات، افعال و عبادت، هيچ عملى بهتروبالاتر ازمحبت حضرت على (ع) و فاطمه زهرا و ائمه طاهرين (صلوات الله وسلامه عليهم) نيست و چنانچه قبلا تذكر داده شده هيچ طاعت و عبادتى به هر شكل اعم از اينكه قلبى باشد يا قالبى، زبانى باشد يا فعلى، بدون محبت و ولايت ايشان در پيشگاه خداى تعالى به هيچ وجه پذيرفته نخواهد شد. وبدون ترديد هر كه ايشان را امام دانسته و اطاعت از ايشان را واجب بداند وايشان را دوست بدارد خدا را دوست داشته وهركه راهى غير راه ايشان را پيش گيرد، وايشان را دشمن بپندارد خدا را دشمن داشته است.

در زيارت جامعه آمده است:

"مَنْ اَحَبَّكُمْ فَقَدْ اَحَبَّ اللهَ ومَنْ اَبغضَكمْ فَقَدْ اَبغض اللهَ وَمَنْ اِعتَصَمَ بِكمْ فَقَدْ اِعتصَمَ بالله" (التهذيب ج 6 ص 97)

كسى كه شمارا دوست بدارد حتماً خدا را دوست داشته وكسى كه كينه شما را در دل دارد به يقين كينه خدا را در دل دارد و كسى كه به شما متوسل شود در واقع به خدا متوسل شده است

و در اخبار مربوط به معراج است كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمودند:

چون مرا به معراج بردند و در مقام "اَو اَدنى" رسيدم، ندائى از خداى تعالى به من رسيدكه، اى احمد! در روى زمين چه كسى را دوست دارى؟ عرض كردم هركه را

كه تو دوست مى دارى و مرا به دوست داشتن او امر مى فرمايى؛ خطاب آمد اى

محمّد! تورا امر مى كنم به دوست داشتن على (ع)، زيرا كه من اورا دوست مى دارم. و چون به آسمان چهارم رسيدم و با جبرائيل ملاقات كردم از من پرسيد كه خدا به تو چه فرمود؟ گفتم: مرا به محبت على (ع) امر كرد. جبرئيل گريه كرد وگفت: سوگند به خدائى كه تورا به حق، پيغمبر خود قرار داد اگر اهل زمين دوست مى داشتند على (ع) را آنچنانكه اهل آسمانها اورا دوست مى دارند هرآينه خداوند، جهنم را نمى آفريد. در زيارت عاشورا آمده است:

"يا اَبا عَبْدِاللهِ اِنّي اَتَقَربُ اليَ اللهِ و اِلي رَسولِهِ وَ الي اَميرِ المؤمنينَ وَ الي فاطِمةَ و الي الحسَنِ و اليكَ بِمُوالاتِكَ و بِالبَرائَةِ مِمَّنْ قاتَلَكَ و نَصَبَ لَكَ الحَرْبَ"

اى ابا عبدالله من تقرب مى جويم به سوى خدا وبه سوى رسول او و به سوى

اميرمؤمنان و به سوى امام حسن وبه سوى تو به سبب دوستى با تو و به سبب بيزارى جستن از كسى كه با تو قتال نمود و برپا داشت جنگ را براى كشتن تو

اين جمله اخير، اشاره است به لزوم تولّى و تبرّى، زيرا كه دوستى دوست با دوستى دشمن با هم جمع نمى شود و جمع اين دو با همديگر جمع ميان دو ضد است و از وجود هر كدام نفى ديگرى لازم مى شود.

از حضرت امير مؤمنان على (ع) هم روايت شده كه شخصى به حضور آن حضرت عرضه داشت:

انّي احبّك و اتولّي فلاناً فقال (ع) لهُ: الانَ انتَ اعوَر فاِمّا ان تعمي و اِمّا اَن تُبصر "

من تو را دوست مى دارم و فلانى (يكى از دشمنان امير مؤمنان) را هم دوست مى دارم. حضرت فرموند: اكنون تو لوچ (دو بين) هستى؛ يا كور مى شوى يا بينا مى گردى.

پس دوستى با خدا وقتى صادق است كه دوستِ آل محمد باشى، طبق فرمان خدا. ولازمه دوستى با آل محمداين است كه از دشمنان آنها بيزارى جوئى و دشمن ايشان باشى وگرنه اين اظهار دوستى از روى حقيقت نيست.

محبت حضرت سيد الشهدا (ع)

محبت به حضرت سيد الشهداء ابى عبدالله الحسين (ع) در حقيقت محبت به خدا است. زيرا آن حضرت اصل و ريشه همه فضيلتهاى ممكن و واسطه رحمت خداوند و مصباح هدايت و زينت آسمانها و زمين است. به نصّ صريح حضرت خاتم الانبياء (صلّى الله عليه و آله) براى اهل ايمان كشتى نجات است.

حزن و اندوه در مصيبتهاى آن بزرگوار، كاشف از دوست داشتن او است كه ناشى از

محبت خدا مى باشد. زيرا كه ايشان واجد تمام فضيلت ها ومَثَل اعلاى اوست؛ زيرا ايشان در مقام عبوديت، تسليم، رضا ومحبت خدا، فانى فى الله ومجاهد فى سبيل الله گرديد؛ و جز اراده خدا از خود اراده اى نشان نداد و در اطاعت پروردگارخود، فراتر از تصوّر انجام وظيفه نمود. مصداق كامل حديث قدسى:" عبدى اطعى حتّى

اجعلك مَثَلي اذا قلت لشئ كن فيكون "در حق حضرتش صادق آمد. خداى تعالى اراده او را اراده خود وخواست او را خواست خود ومحبت او را محبت خود قرار داد. و تمام فيضها، عنايات، خيرات، رحمتها، نعمتها، ثوابها و اَجرهائى را كه ايجاد و مهيا فرموده براى دوست و حبيب خود قرار داد و دوستدار حسين را دوست خود به حساب آورد به نحوى كه استحقاق انواع فيضها را پيدا كرد.

و نيز بدان كه محبت و دوستى اهل بيت عصمت و طهارت ازدو طريق حاصل مى شود؛ يكى از جهت قابليت بشر بودن كه آن سبب هدايت و مشاهده حالات خوب وبه وجود آوردن اخلاق پسنديده و ملكات حميده و امتياز يافتن در گفتار، رفتار، كردار، شيرين زبانى، خوش خلقى، دلسوزى، خير خواهى براى خلق، كمك به بندگان خدا، دستگيرى و خوش رفتارى با ايشان بر حسب حال هريك از ايشان درهر مرتبه اى كه هستند، است.

طريق ديگراز محبت ايشان از جهت آنكه نزديكترين وسيله تقرب به خداى تعالى و نماد توحيد و واسطه فيض الهى و آينه هاى خدا نما و مظاهر صفات جمال و جلال و كمال پروردگار تعالى مى باشند و اين قسم محبت درحقيقت ناشى از كمال

محبت به خداى عزّوجلّ وزيادتى محبت او است چنانچه از رسول خدا (صلّى الله عليه و آله) روايت شده كه مكرر به نور ديده خود حضرت ابى عبدالله الحسين (ع) مى فرموده:

"اى حسين! من تو را به دوستى خدا دوست دارم"

وبارها بر زبان وفعل خود به او اظهار محبت مى فرمود.

رابطه محبت و رفتار

قبل از اين گفته شد كه دشمنى نسبت به هركسى بر دوقسم است. اول، آنكه با او دشمن است. دوم، آنكه بادشمن او دوست است يا با دوست او دشمن است. پس اين دودسته مستحق عذاب و گرفتارى اند.

خداوند متعال مى فرمايد:

"يا اَيُّهَا الذَّينَ آمَنُوا لاتَتَخِّذُوا الْيَهود و النَّصاري اَولياءَ بَعْضُهُمْ اَولِياءَ بَعضٍ وَمَنْ يَتَوَلّهُمْ مِنْكُمْ فَانَّهُ مِنْهُمْ اِنَّ اللهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظّالِمِين" (مائده / 56) اى كسانى كه ايمان آورديد يهود ونصارى را دوست خود نگيريد؛ بعضى از آنها

دوستان بعضى ديگرند و از شما كسى كه آنها را دوست خود بگيرد آن كس هم

از ايشان است، هرآينه خدا راهنمايى نمى كند گروه ستمكاران را.

يعنى كسى كه با دشمن خدا دوستى نمايد، دشمن خدا مى باشد؛ هر چند در لباس اسلام باشد وخود را مسلمان بداند. ونيز مى فرمايد:

"لاتَجِدُ قَوْماً يُؤمِنُونَ بِاللهِ و الْيَومِ آلاخِرِ يُوادّونَ مَنْ حادَّ اللهَ وَ رَسُولهُ وَ لَو كانُوا آباءَ هُمْ اَوْ اَبْناءَهُمْ اَوْ اِخْوانَهُمْ اَوْ عَشيرَتَهُمْ" (مجادله / 22) نمى يابى گروهى را كه ايمان به خدا مى آورند وبه روز واپسين، كه دوست داشته باشند كسانى را كه مخالف با خدا ورسول او مى باشند هرچند پدرانشان باشند يا فرزندانشان يا برادرانشان يا خويشاوندان.

حضرت امام رضا (ع) مى فرمايد:

"اِنَّ ممَّنْ يَنْتَحِلُ مَوَدّتَنا اَهْلَ الْبَيتِ مَنْ هوَ اَشَدُّ فِتْنَةٌ عَلَي شِيعَتِنا مِنَ الدَّجّالِ فَقُلتُ بِماذا، قال بِمُوالاتِ اَعدائِنا وَمُعَادَاةِ اَولِياءِنا" (وسايل الشيعه ج 16 ص 179)

كسى كه (به دروغ) دوستى ما اهل بيت را به خود ببندد. آن سخت ترين فتنه است براى شيعيان ما از دجال (يعنى خطر چنين فردى از دجال بيشتر است)، راوى گفت: گفتم به چه جهت؟ فرمود: براى دوستى او با دشمنان ما و دشمنى او با دوستان ما.

ونيز آن حضرت فرمودند:

"مَنْ وَالَي اَعداءَ اللهِ فَقَدْ عادي اولياءَ اللهِ وَمَنْ عَادي اولياءَ اللهِ فَقَدْ عَادي اللهَ وحقُّ عَلَي اللهِ اَنْ يُدْخِلَهُ نارَ جَهَنَّمَ" (وسايل الشيعه ج 16 ص 179)

هر كه دوستى كند با دشمنان خدا، دشمنى كرده است با دوستان خدا وهر كه دشمنى كند با دوستان خدا، دشمنى كرده است با خدا و حق است بر خدا كه او را داخل آتش جهنم نمايد.

حضرت امام صادق (ع) مى فرمايد:

"مَنْ اَحَبَّ كافِراً فَقَدْ اَبْغَضَ اللهَ ومَنْ اَبْغَضَ كَافِراً فَقَدْ اَحبَّ اللهَ ثُمَّ قالَ

صَديقُ عَدُوِّاللهِ، عَدّواللهِ" (وسايل الشيعه ج 16 ص 180)

هر كه دوست بدارد كافرى را محققاً خدا را به خشم آورده وكسى كه كافر را به خشم در آورد خدا را دوست داشته. پس فرموند: رفيقِ دشمنِ خدا دشمنِ خدا است.

حضرت رضا (ع) در نامه اى كه به مأمون نوشت مى فرمايند:

"وَ حُبّ اولياءالله تعالي واجب وكذلك بغض اعداء الله والبرائة منهم" (عيون الاخبار ج 2 ص 124)

دوست داشتن دوستان خدا واجب است وهمچنين بغض و كينه دشمنان خدا را در دل گرفتن وبا آنها دشمن بودن وبيزار بودن از ايشان نيز واجب است

پس بدان كه هر كسى كه به راستى قبول دين اسلام كرده باشد ممكن نيست كه با كفار دوستى كند وحالات وصفات واخلاق و رفتار و كردار آنها را دوست

بدارد وبپذيرد؛ زيرا كه همه آنها مخالف شرع و دين ودليل منكِر بودن ايشان است به رسالت خاتم انبياء و رُسل الهى و حاكى از كفر و بى دينى آنها است و حال آنكه چگونه ممكن است كسى اسلام را بپذيرد ومسلمان باشد واعمال وافعالى كه دليل بر كفر آنها است وازجهت كفر و از روى كفر از آنها ظاهر مى شود، دوست بدارد كه آن حاكى از دوست داشتن كفر است وبا پذيرش اسلام ومسلمان بودن جمع نمى شود وسازش ندارد.

برادر عزيز، بدانكه لازمه اسلام داشتن ومسلمان بودن دوست داشتن اهل اسلام و اهل طاعت و بندگى خدا ودشمن داشتن كفار وكفر واهل معصيت است. پس

مسلمانى كه به دوست داشتن ودوستى كردن با كفار شرقى وغربى و افعال و روشهاى

آنها علاقه داشته باشد وآنها را تمجيد كند واز آنها تقليد نمايد ومثل آنها زندگى كند، چنين كسى خود را به اسلام بسته ودر حقيقت مسلمان نيست وبه دروغ ادّعاى مسلمانى مى كند.

از حضرت باقر (ع) روايت شده كه فرمود:

"اِذا اَرَدْتَ اَنْ تَعلَمَ اَنَّ فيكَ خيراً فَانْظُرْ الي قَلْبِكَ فَاِنْ كَانَ يُحِبُّ اَهْلَ طَاعَةِ اللهِ وَيُبْغِضُ اَهْلَ مَعْصِيتهِ فَفِيكَ خَيْرٌ واللهُ يُحِبُّكَ واِنْ كانَ يُبْغِضُ اَهْلَ طاعَةِ اللهِ وَ يُحِبُّ اَهْلَ مَعْصيتهِ فَلَيْسَ فِيكَ خَيْرٌ واللهُ يَبغِضُكَ وَالْمَرءُ مَعَ مَنْ اَحَبَّ" (كافي ج 2 ص

126.

هرگاه بخواهى بدانى كه آيا در تو خير وخوبى و رستگارى هست، به قلب

خودت رجوع كن، اگر دوست مى دارد اهل طاعت خدا را و هم چنين بغض و كينه اهل معصيت را دارد، بدانكه در تو خيرى هست وخدا تو را دوست مى دارد واگردشمنِ اهل طاعت است ودوست مى دارد اهل معصيت را، پس در تو خيرى نيست وخدا تو را دشمن مى دارد وانسان با هركسى كه دوست اوست خواهدبود (يعنى با اومحشور خواهد بود).

واى بر اهل اين زمان كه فقط با دوستى با دشمنان خدا قناعت نكرده اند بلكه خود را در خوراك وپوشاك وگفتار ورفتار وكردار از هر جهت شبيه شرقيها وغربيها

كه دشمنان خدا ودين مقدس اسلام ورسول خدايند، نموده اند وحال آنكه شبيه شدن به كفار آدمى را نزد خدا از آنها دانسته هر چند دوستى قلبى هم نباشد.

چنانچه خداى تعالى فرموده:

"يا اَيُّهَا الذَّينَ آمَنُوا لاتَتَخِّذُوا الْيَهود و النَّصاري اَوْلياءَ بَعْضُهُمْ اَولِياءَ بَعضٍ وَمَنْ يَتَوَلّهُمْ مِنْكُمْ فَانَّهُ مِنْهُمْ اِنَّ اللهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظّالِمِين" (سوره مائده / 51) اى كسانيكه به خدا ورسول او ايمان آورده ايد، يهود ونصارى را دوستان خود نگيريد؛ بعضى از آنها دوستان بعضى ديگرند وكسيكه از شما آنها را دوست خودگيرد او هم ازآنها خواهد بود والبتّه خدا هدايت نمى كند گروه ستمكاران را

ونيز از پيغمبر اكرم (صلّى الله عليه و آله) روايت شده كه فرموده:

"مَن تشبّه بقومٍ فهو منهم" (عوالى اللالى ج 1 ص 165)

هر كه خود را به گروهى شبيه كند او هم از آن گروه خواهد بود.

و از اين جهت است كه در شريعت مقدس اسلام نهى شده است از نماز خواندن در مقابل مجسمه و تابلو نقاشى، زيرا كه شبيه بت پرستى است وهمچنين روبروى آتش كه آن نيز شباهت به مجوس است. نيز در حديث ديگرى وارد شده كه خداى تعالى به يكى از پيغمبران خود وحى فرمود:

كه به امت خود بگوكه درلباس پوشيدن، خوردن وآشاميدن و رفتن در مجالس، خود را مانند دشمنان من نكنند كه آنها نيز ازدشمنان من خواهند بود.

پس برادران، اگربراستى مسلمان هستيد به دست خود، خودتان را به هلاكت نيندازيد وگمان نداريد كه مسلمانى فقط به اسم حاصل مى شود؛ بلكه در كردار نيز

بايد مسلمان بود تا مشمول سعادت دو جهانى گرديد.

رسم شيدايى

اشاره

40 ادب ويژه

•

بانيان و مديران جلسات عزادارى

•

سخنرانان و گويندگان

•

مداحان و ذاكرين

•

شركت كنندگان در مراسم عزادارى

برگزيده از باب نوزدهم كتاب البكاء للحسين (ع)

از آيت الله سيد محمد حسن ميرجهانى

وظايف بانيان و مديران جلسات عزادارى

1 - انگيزه ايشان بايد رضاى خداوند باشد و از ريا و خودنمايى پرهيز نمايند.

2 - از سخنرانان ومداحانى دعوت نمايند كه قصدشان رضايت خداوند باشد.

3 - سخنرانان و ذاكرانى را دعوت نمايند كه داراى حسن ظاهر باشند، يعنى معروف به فساد نباشند، تا كلام ايشان در دلها نفوذكند.

4 - رعايت نوبت سخنران و مداح را نمايد.

5 - به ميزان ظرفيت مجلس سخنران ومداح دعوت نمايد تا فرصت بيان احكام و معارف اسلامى و ذكر مصيبت به اندازه كافى باشد.

6 -

به هيچ عنوان به مداح يا سخنران به واسطه دير آمدگى يا خارج از نوبت آمدن و... توهين و تُرش رويى نكند.

7 - اگر در همسايگى مجلس، عالمى يا ذاكرى، جامع شرايط لازم، منزل داشت، احترام او نمايد و او را به ديگران مقدم نمايد.

8 - درحين سخنرانى و مرثيه خوانى از پذيرايى خوددارى نمايد و احترام مجلس را رعايت نمايد.

9 - مجالس عزا را به زينت، تمجل نكند، بلكه مجلس بايد حزن آلود و ماتم زده باشد تا كسانى كه در آن شركت مى كنند محزون گردند، هم چنين امكانات و وسايل مجلس، غصبى نباشد.

10 -

دراحترام به شركت كنندگان و اكرام و بذل انفاق نسبت به سخنرانان و مداحان مضايقه ننمايد. زيرا سيره ائمه هدى (عليهم السلام) و روش بزرگان دين، بزرگداشت مقام خادمان فرهنگ اسلامى و احترام نسبت به ايشان بوده ومى باشد. در خاتمۀ اين بخش به چند نمونه از رفتار ائمه هدى اشاره مى كنيم.

حضرت امام زين العابدين على بن الحسين (ع) به فرزدق كه مداح اهلبيت (عليهم السلام) بود پس از آنكه در مسجد الحرام قصيده معروف خود را در مدح آن حضرت بيان كرد آن حضرت، دوازده هزار درهم براى او فرستاد واز او عذرخواهى كرد و فرمود: «اى ابا فراس اگر وجه بيشترى براى ما موجود بود براى تو مى فرستادم.» فرزدق عطاى آن حضرت را قبول نكرد؛ حضرت اورا قسم داد تا آنكه

پذيرفت. ونيز روايت شده كه اشجع سلمى كه يكى از مداحان اهلبيت بود به نزد حضرت صادق (ع) آمد ودو شعر خواند. آن حضرت چهارصد درهم به او عطا فرمود. اشجع گرفت ورفت. حضرت اورا صدا زد و انگشترى به او داد كه ده هزار درهم قيمت آن بود. نيز كميت شاعر نزد امام محمد باقر (ع) قصيده اى خواند كه خودش گفته بود. حضرت فرمود: اگر نزد ما مالى بود به تو مى دادم؛ لكن براى توست آن عبارتى كه رسول خدا (صلى الله عليه وآله) به حسان بن ثابت فرمود: هميشه مؤيد به روح القدس باشى. پس كميت از نزد آن حضرت بيرون رفت.

حضرت امام محمد باقر (ع) هزار هزار دينار و درهم با لباسهاى گرانبها به ذاكرين و مرثيه خوانان مى داد. دعبل خزاعى نزد حضرت رضا (ع) قصيده اى خواند. آن

حضرت بيست هزار درهم كه به نام خود آن بزرگوار سكه خورده بود به او داد.

همچنين حضرت سيدالشهداء (ع)؛ به شخصى كه در مدح آن حضرت چند شعر گفته بود، چهار هزار دينار عطا فرمود.

وظايف سخنرانان و گويندگان

1 - هنگام سخنرانى خداوند متعال و رسول اكرم و ائمه هدى (عليهم السلام) را ناظر به خود و گفتار خود بداند و صحبت او خالصانه براى خدا باشد.

2 - در ابتداى سخن "بسم الله الرحمن الرحيم" بگويد و به پيامبر و اهل بيت ايشان درود فرستد و بر دشمنان آنان لعن نمايد.

3 -

درموقع سخنرانى با وضو باشد و هنگام صحبت با ادب و وقار بنشيند.

4 - اين توفيق بزرگ را وسيله كسب و درآمد نداند وچشم طمع به مردم نداشته باشد.

5 - در هنگام سخنرانى ريا وخود نمايى نكند و بر دانش خود مغرور نگردد و تكبر نورزد.

6 - ازشوخى بى جاپرهيز نمايدوازكنايه زدن وآزردن ديگران وهتك حرمت ايشان بپرهيزد.

7 - مطالب راساده وروشن بيان كندودنبال موزون سخن گفتن ورعايت سجع وقافيه نباشد.

8 - اظهارتملق بانى و شنوندگان ننمايد و از تعريف و تمجيد بى جا بپرهيزد؛ و دنبال خوشنودى خداوند و ائمه معصومين باشد.

9 - روايات محكم و معارف متقنِ دين را عنوان نمايد و از گفتن احاديث ضعيف يا موضوعات سست و شبهه افكن مخصوصاً درمجامع عمومى پرهيز نمايد.

10 -

دراحكام و فروع دين اظهار راى و فتوا نكند بلكه آن را از قول مراجع تقليد به صورت صحيح نقل نمايد.

11 - هنگام نام بردن نبى اكرم و ائمه هدى (عليهم السلام) وهمچنين نام علماء دينى به بزرگى و احترام از آنها ياد نمايد.

12 - ازنقل اخبار ناصحيح و حتى بيان مطالبى كه بايد درآنها تقيه كرد و احتمال توليد مفسده اى دارد پرهيز نمايد.

13 - از رفتن به مجالسى كه مورد تهمت و سوءظن مى باشد خود دارى نمايد.

14 - دربيان معارف حق، از ملامت و بدگويى ديگران نهراسد و از تعريف و تمجيد بيجا نيز خوشنود نشود.

15 -

مردم را از رحمت خداوند مايوس نكند و همچنين ايشان را از عذاب خداوند ايمن نگرداند.

16 - رعايت وقت صحبت خود را بنمايد؛ باعث از بين رفتن حق ديگرسخنرانان نگردد وبا صحبتهاى زياد و طولانى شنوندگان را آزرده نكند.

17 - به نيازمندى مخاطبان و سطح علمى شنوندگان توجه نمايد و سعى نمايد شُبهات و اشتباهات ايشان را تصحيح نمايد و اگر مطلب يا مسئله اى را اشتباه بيان كرد، به شنونده بگويد كه اين مسئله اشتباه گفته شده و اذهان مردم را از خطا پاك نمايد.

18 - آنچه را به مردم مى گويد، خود به آن ايمان داشته و عمل نمايد تا مردم از فعل او پند گيرند.

19 -

وظايف مداحان و ذاكرين

1 - خلوص نيت داشته و اجتناب از هر گونه تظاهر و ريا نمايد و توجه كامل به خداى متعال داشته باشد.

2 - از نقل حكايات و شعرهاى دروغ اجتناب نمايد و سخنان و اشعار افراطى كه باعث غلوّ و هتك حرمت آل محمد (عليهم السلام) مى باشد، پرهيز كند. همچنين مراقب باشد به خدا و پيامبر و اهل بيت دروغ نبندد.

3 - نقل حديث، مصيبت وحكايت ازكتب معتبر نمايدوسعى نمايدعبارات عربى را صحيح بخواند.

4 -

درذكرمصائب آل محمد (عليهم السلام) هتاكى وپرده درى نكند كه موجب قساوت قلبها مى گردد، همچنين كلمات نامناسب كه ايجاد ذلت و خوارى براى اهلبيت مى كند به كار نبرد.

5 - درهر حال موقعيت مجلس را در نظر بگيرد، مصيبت خواندن را بسيار طول ندهد و سعى نمايد هنگام مصيبت خواندن، خود نيز محزون وغمناك باشد.

6 - درمرثيه خواندن از الحان غير شرعى وغنا و لحن اهل گناه و استفاده از ساز و موسيقى جداً پرهيز نمايد.

7 - درمجالس، شوخى بيرون از ادب نكند، همچنين با ديگران مخصوصاً با همكاران خود جدال نداشته باشد.

وظايف شركت كنندگان در مراسم عزادارى

1 - شركت در مجالس و خدمت نمودن در آنرا براى خدا و خوشنودى نبى اكرم و اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام) انجام دهد و بداند اين مجالس مورد توجه و نظر خدا و رسول گرامى او مى باشد.

2 - با فروتنى و خضوع كامل دراين مجالس وارد شود و به دنبال خود نمايى نباشد.

3 -

چون در چنين مجالسى وارد مى شود به معارفى كه گويندگان ارائه مى دهند گوش فرا دهد و به احترام مجلس با همديگر صحبت نكنند و نظم و سكوت جلسه رارعايت نمايد ودرعزادارى شركت كند وبه دنبال كسب فيض وبهره مندى بيشترباشد.

4 - درهنگام شنيدن ذكر مصيبت ساكت بنشيند وگريه نمايد؛ يا خود را محزون و مصيبت ديده بداند و براى خود و ديگران دعا نمايد.

5 - درمجالس عزادارى و نيز درمجالس جشن و سرور اهلبيت و اعياد، از كارهاى نامشروع و كردارهاى زشت و خارج از فرامين اسلام اجتناب كنند و باعث ناخشنودى خدا و رسول اكرم نگردند.

پرسش و پاسخ

پيرامون شخصيت حضرت سيد الشهداء (ع)

•

پرسشهاى فقهى * پرسشهاى كلامى

•

پرسشهاى عرفانى * پرسشهاى تاريخى

از مرجع عالى قدر و فقيه اخلاقى

حضرت آيت الله العظمى حاج شيخ حسين مظاهرى

زعيم حوزه علميه اصفهان

پرسشهاى فقهى

1 - آيا اصل عزادارى و سوگوارى براى ائمه هدى (عليهم السلام) وامام حسين (ع) مورد تأييد شرع مقدس مى باشد يا خير؟

• عزادارى براى حضرت سيد الشهداء ارواحنا فداه از افضل اعمال و قُربات الهى است، بلكه واجب كفايى است و مورد تأكيد نبى اكرم (صلى الله عليه و آله) و حضرات ائمۀ هدى (عليهم السلام) بوده است.

2 - آيا اصل قمه زدن (يعنى تيغ بر سر زدن و جارى كردن خون) بنفسه مورد جواز شرع مقدس مى باشد؟

• ظاهراً مصداق عزادارى نيست؛ ولى در وضع فعلى، انجام اين عمل جايز نيست.

3 - آيا مصاديق گوناگون عزادارى (مانند زنجير زنى و سينه زنى و...) در شهرها و كشورها مورد تأييد شرع مقدس مى باشد؟

• هرچه مصداق عزادارى به شكل متعارف باشد، مورد تأييد شرع مقدس است و از افضل اعمال است.

4 - ما مى دانيم دنياى غرب و دشمنان اسلام همواره به دنبال نابودى احكام اسلامى و شعائر مذهبى مسلمانان بوده اند؛ از آن جمله حكم رجم در زناى محصنه را نيز خلاف عاطفه و حقوق بشر مى نامند. حال با هجوم تبليغاتى دشمن، انعكاس تصاوير و فيلم هاى قمه زدن در دنيا، آيا قمه زدن در زمان ما مصداق واقعى وهن است، دسته اى آنرا موهون مذهب كه نمى دانند بلكه از اصول شعائر هم مى دانند و

دسته ديگر آن را موهون مى شمارند.

لذا حقيقتاً تشخيص اين امر بسيار دشوار است. خواهشمند است با صراحت بفرماييد.

الف تشخيص اينكه قمه زدن يا كارهاى ديگر (تعزيه يا شبيه خوانى و...) در زمان ما و در كشور اسلامى ايران و در شهرهايى مانند اصفهان و تهران، مصداق وهن است يا نه، بر عهده چه كسى است؟

ب - اگر فقيهى در مصداق وهن بودن آن ترديد داشت وظيفه مقلدان ايشان و جامعه اسلامى چيست؟

• انجام اينگونه حركات درعزادارى ها در اين زمان دهن كجى به نظام مقدس جمهورى اسلامى است وبهانه دادن به دست دشمنانِ اهل بيت عصمت وطهارت (عليهم السلام) است و جايز نيست.

5 - حضرتعالى در پاسخ استفتايى (محرم 1419) فرموده بوديد: "چون مقام معظم رهبرى قمه زدن را منع نموده اند. بر همه لازم است از معظم له متابعت كنند." آيا اين فتوا صحيح است يا خير؟ لطفاً توضيح فرماييد؟

• نسبت اين فتوى به اينجانب صحيح است و الآن نيز بر همان نظر هستم.

6 - بعضى پا فراتر مى گذارند و مى گويند: "اين كار نزاع عقل و عشق

است" يا "اين امور در محدوده فقه نيست." لطفاً در اين باره نيز توضيح فرماييد؟

• اين گونه بيانها كه نظير آن را هم، اينجانب در كتاب جهاد با نفس نقل كرده ام، فرار از جواب است و چون مسئله، يك مسئلۀ فقهى است بايد فقيه، پاسخ آن را بدهد.

7 - آيا خاك ساير اماكن متبركه و ساير مشاهد مشرّفه مانند نجف اشرف، مشهد الرّضا و بقيع، داراى تقدّس مى باشد؟ آيا جهت استشفاءمى توان آنها را خورد؟

• اين تقدسِ خاص، مختص به تربت حسينى (ع) است.

8 - آيا تكايا، حسينيه ها و حرم امامان، شامل احكام مسجد هستند؟

• حرم هاى ائمۀ طاهرين (عليهم السلام) حكم مسجد را دارد.

9 - برداشتن اشياءگوناگون مانند خاك، سنگ، پرچم، گلدان و... از مشاهد مشرّفه و اماكن مذهبى و جلسات عزادارى براى تبرّك چه حكمى دارد؟ از چه كسى بايد اجازه گرفت؟

** بايد از افراد مسئول مربوطه مثل مُتولى يا نظير او اجازه گرفت. مگر مثل خاك كه ارزش مادى خاصى ندارد.

10 - آيا پوشيدن لباس مشكى در عزاى امام حسين (ع) و ديگر ائمه مكروه است؟

• مكروه نيست، بلكه مصداق بارز عزادارى است و از افضل اعمال مى باشد.

11 - آيا در ماه محرم و صفر و روزهاى سوگوارى اهلبيت (عليهم السلام) آرايش نمودن خانمها، رنگ نمودن موها اشكال دارد؟

• حفظ حرمت و احترام اين ايام لازم است و تخلف از آن وجهى ندارد به ويژه در مجالس رسمى و عمومى بانوان.

12 - گاهى در مجالس عزادارى بانوان، صداى آنان با بلندگو به گوش مردان رهگذر مى رسد، آيا اين عمل اشكال دارد؟

• بلى، اشكال دارد و نبايد انجام شود. و به طور كلى صداى بلندگوهاى مجلس عزادارى چه در مساجد و تكايا و چه در منازل و امكنه ديگر هم نبايد از حد مجلس، فراتر رود به ويژه در اوقات استراحت ديگران.

13 - آيا نماز جماعت اول وقت مهم تر است يا ادامة عزادارى امام حسين (ع)؟

• اقامه نماز اول وقت، بالاخص نماز جماعت، از هر عملى حتى عزادارى، مهم تر و افضل تر است و نبايد از آن تخلف شود.

14 - بالا و پايين پريدن در هنگام عزادارى و سينه زنى كه به هروله

معروف شده است چه حكمى دارد؟

• عزادارى ها بايد به شكل متعارف باشد و انجام اعمال و حركات غير متعارف موجب وهن و نيز سبب بدآموزى است.

15 - برهنه شدن مردان در هنگام عزادارى چه حكمى دارد؟ اگر زنان نامحرم حضور داشته باشند چه حكمى دارد؟

• اگر در حضور نامحرم باشد و يا به طور كلى احتمال مفسده وجود داشته باشد، جايز نيست و چنانكه گفته شد عزادارى ها بايد به صورت متعارف برگزار شود.

16 - راههاى صحيح و شرعى عزادارى براى اهلبيت چه چيزهايى است؟

• راه صحيح و مشروع عزادارى، راهى است كه در آن، افراط و تفريط وجود نداشته باشد، بلكه به شكل متعارف باشد و به تعبير سيدنا الاستاد حضرت امام خمينى قدس سره، «به شيوه سنتى» كه از سابق به ما رسيده است.

17 - بسيار ديده شده، مردم براى گرفتن يك بشقاب غذا در محل عزادارى امام حسين (ع) صف هاى طولانى مى بندند، آيا غذا، چايى و ساير خوردنيها كه در جلسات عزادارى توزيع مى شود، خاصيت ويژه اى دارد و آيا اين كار صحيح است؟

• بنابرآنچه ذكر شده به دليل آنكه مربوط به حضرت سيد الشهداء (ع) است، خاصيت ويژه دارد، لكن اين كار خوب نيست زيرا موجب بدآموزى است.

18 - استفاده از تربت امام حسين (ع) براى غير استشفاء مانند قرار دادن در خانه، ماشين، كفن و سجاده به عنوان تبرك چه حكمى دارد؟ چرا؟

• خيلى خوب است و به تجربه اثبات گرديده كه تأثيرات فراوانى دارد.

19 - آيا در انتهاى زيارت عاشورا بايستى جملات سلام و لعن را صد مرتبه تكرار كرد يا اينكه گفتن يك مرتبه هم كافى است و ثواب دارد؟ بعضى يك مرتبه مى خوانند و مى گويند: «مأة مَرة»، آيا صحيح است؟

• قرائت زيارت عاشورا با يك لعن و يك سلام هم، صحيح و كافى است و اثرات خود را دارد و مصداق توسل است؛ لكن معلوم است كه در مستحبات، چنانكه از روايات هم فهميده مى شود، به هر اندازه كه آورده شود، مستوجب ثواب است.

20 - نماز زيارتى كه همراه زيارت عاشورا است، قبل از خواندن متن زيارت بايد انجام گيرد يا بعد از خواندن زيارت نامه؟

• اگر بعد بخواند بهتر است.

21 - بعضى وسايل هست كه فقط جهت مراسم محرم استفاده مى شود مانند ديگ، طبل، عَلَم، فرش، پارچه و... آيا اين، نوعى اسراف نيست و آيا از اين وسايل و اماكن نبايد استفادۀ ديگرى نمود؟

• اسراف نيست؛ لكن مسلم است كه از اين امكنه و وسايل بايد حداكثر بهره بردارى فرهنگى، به نفع دين و تشيع صورت پذيرد و اميدواريم با توجه متوليان، اين نقيصه مرتفع شود و بدانند كه رضايت حسين بن على (ع) هم در همين است كه براى ترويج دين، از هر مكان و وسيله اى استفادۀ هميشگى شود.

22 - در حكومت اسلامى گاهى اجازۀ قانونى تردد به كشور عراق داده نمى شود، اگر كسى براى زيارت قبر امام حسين (ع) از طُرق ديگر اقدام كرد، آيا عمل او مورد رضايت خداوند است؟

• مخالفت با قوانين جارى نظام مقدس اسلامى حرام است؛ اگر چه در مورد سؤال باشد.

23 - آيا گفتن داستانها و روضه هايى كه از امام حسين (ع) چهره اى ناتوان و خوار مى سازد، صحيح است؟ و به طور كلى بيان داستان و زبان حال تا چه اندازه جايز است؟

• در فرض مذكور حرام است و بايد جلسات عزادارى و عرض توسل به محضر ائمۀ طاهرين (عليهم السلام) هيچ گونه بدآموزى و وهن تشيع يا وهن مقدسات در آن نباشد.

24 - محدوده حرم سيد الشهداء (ع) در زمان فعلى كدام است؟

• حرم كليه ائمه طاهرين (عليهم السلام) آنجاست كه ابدان مطهر آنها دفن است و رواقهاى متصل به آنها.

25 - تربتى كه به عنوان استشفاءمعرفى شده، خاك كربلا است يا خاك حرم حسينى؟

• خاك كربلا، لكن معلوم است كه هرچه نزديكتر به حرم مطهر حسينى باشد، بهتر است.

26 - آيا بستن نخ، زنجير، قفل و... به درخت، ضريح يا پنجره هاى اماكن مذهبى و مشاهد مشرفه در ايران، عراق يا حجاز صحيح است؟ اين كار چه فايده اى دارد؟

• اين نوع كارها عوامانه است، و موجب بدآموزى است؛ به ويژه اينكه شيعه را متهم به خرافات مى كنند.

27 - در جلسات عزادارى، سخنرانى افراد غير روحانى يا غير معمم - البته با دانش كافى - چه حكمى دارد؟ استفاده از منبر براى ايشان چه حكمى دارد؟

• روى منبر نشستن براى افراد غير معمم سزاوار نيست؛ لكن سخنرانى كردن آنان در فرض مذكور مناسب است؛ مشروط بر اينكه مخالفان يا معاندان نخواهند از اين

راه، تضعيف روحانيت نمايند، چنانكه امام جماعت شدن اشخاص غير معمم نيز به همين ترتيب مى باشد.

28 - آيا برگزارى جلسات ويژه براى جوانان، دختر ها، بانوان و... و بيان معارف در سطح هر گروه مفيد و مورد تاييد است؟

• اشكال ندارد؛ بلكه كار مناسب و خوبى است؛ مشروط بر اينكه موجب تفرقه ميان مؤمنين نشود و وحدت در مجالس عزا محفوظ باشد زيرا مخالفان و معاندان در صدد هستند كه به هر وسيله اى وحدت اجتماعى و اسلامى ما را مخدوش نمايند و لذا بايد اين جهت را مواظبت نمود.

29 - وظيفه بانيان و شركت كنندگان در مقابل مداحانى كه بدون سند

معتبر روضه مى خوانند و يا به صورت غنايى مى خوانند چيست؟

• اگر مى توانند بايد نهى از منكر كنند يا در آن جلسه شركت نكنند و بايد

توجه داشت كه غالب مُنكراتى كه در مجالس عزادارى، پيدا مى شود، تقصير آن با بانيان و بلكه عزاداران نيز مى باشد.

30 - مرسوم است دهه اول محرم، عزادارى ها صورت مى گيرد اما از ظهر عاشورا خيلى از مراسم ها تعطيل مى گردد، وحال آنكه عزاى واقعى از روز عاشورا آغاز مى گردد، حضرتعالى چه توصيه اى به هيئات محترم عزادارى داريد؟

• اصل مهم، زنده بودن عزادارى ها و توسلات به ساحت مقدس حضرت سيد الشهداء (ع) است؛ كه در همه اوقات مناسب است و اگر در عصر عاشورا و شب يازدهم با همان شور روز عاشورا باشد، بسيار به جا است.

31 - خواندن روضه هاى دروغ وغير معتبر كه بعضاً موجب تمسخر وهتك مى گردد چه صورت دارد؟

• معلوم است كه جايز نيست.

32 - چند سالى است بسيارى از هيئت هاى مذهبى ظهرعاشورا به اقامه نمازظهر مى پردازند و به سيره حضرت سيد الشهداء (ع) اقتدا مى كنند. از آنجايى كه هنوز برخى هيئت ها به اين مهم بى توجه هستند، توصيه حضرتعالى در اين رابطه چيست؟

• بايد به اين امر مهم حياتى كه بحمدالله در ميان عزاداران حضرت سيدشهداء (ع) رونق خوبى گرفته، اهميت بدهند و اين مهم را حتماً رعايت نمايند.

33 - در برخى مجالس عزادارى بعضى مداحان با الفاظ نامناسب به ائمه (عليهم السلام) خطاب مى كنند، يا به عنوان عزادارى به صورت خود چنگ انداخته ويا زنجير خاردار مى زنند وبر بدن ولباس آنان خون جارى شده ولباس وبدن و منزل ديگران را نجس مى كنند، از آنجائيكه اين گونه روشها در حال ترويج بوده ومجالس را از وزانت ومعنويت تهى ساخته، چه بسا موجب وهن مقدسات مى شود، تكليف ما را در اين رابطه روشن فرماييد؟

• اينگونه حرفها و روشها نبايد باشد و بطور كلى بايد متروك شود و شأن عزادارى ها كه از بهترين عبادات است، محفوظ بماند.

34 - لطمه زدن به خود به صورتهاى متفاوت چه حكمى دارد؟ (روى كندن وسينه زدن به صورتى كه زخم يا كبود شود)

• اينگونه اعمال با تنزه عزادارى ها سازگارى ندارد و اميد است با تذكر و تنبه به طور كامل متروك شود.

35 - استفاده از اُرگ - از آلات موسى قى وشبيه پيانو - در مراسم عزادارى چه صورت دارد؟

• استفاده از آلات موسيقى جايز نيست.

36 - در ايام عاشورا زنان به دنبال هيئت هاى عزادارى به راه مى افتند وبعضاًبا حجاب نامناسب و وضع زننده موجب جلب توجه نامحرمان مى شود. لذا برخى خواهران در اين ايام يا به مناسبت هاى ديگر دست

به تشكيل جلسات مخصوص خواهران در تكايا وحسينيه ها زدند تا خواهران مستقلاًبه روضه خوانى و عزادارى بپردازند و از عوارض منفى حضور آنان در منظر نامحرمان بكاهند، آيا حضرتعالى اين روش را تأئيد مى فرماييد؟

• چنانچه در عزادارى ها، اختلاط زن و مرد نشود و مراعات حجاب هم انجام پذيرد و موجب توجه نا محرم نباشد، شركت زنان محترمه در عزادارى با مردان مانعى ندارد چنانچه عزادارى اختصاصى هم خوب است.

37 - آيا خوانندگى زن درمجالس عزادارى با علم به اينكه مردان نامحرم صداى او را مى شنوند، جايز است؟

• جائز نيست.

38 - برپايى مجالس عقد يا عروسى در ايام ولَيالى شهادت ائمه معصومين (عليهم السلام) وراه اندازى كاروان هاى شادى كه موجب هتك حرمت اين ايام ومناسبت ها مى شود چه صورت دارد؟

• جايز نيست و مبارك نخواهد بود.

39 - در حسينيه ها ومساجد بيشتر مناطق بخصوص روستا مراسم شبيه خوانى به اعتبار اينكه از سنتهاى قديمى است برگزار مى شود كه گاهى اثر مثبتى در نفوس مردم دارد، اين مراسم چه حكمى دارند؟

• اينگونه كارها با تنزه عزادارى و عظمت اهل بيت (عليهم السلام) سازگار نيست.

40 - دربعضى از مساجد درايام عزادارى ازعَلَم هاى متعددى استفاده مى شود كه داراى تزئينات زياد وگرانبهايى است وگاهى موجب سؤال متدينين از اصل فلسفه آنها مى گردد و در برنامه هاى تبليغى خللى ايجاد مى كند وحتّى با اهداف مقدس مسجد تعارض دارد، حكم شرعى در اين رابطه چيست؟

• اشكال ندارد ولى نبود آن بهتر است.

41 - اگر شخصى عَلَمى را براى عزادارى سيدالشهداء (ع) نذر كرده

باشد، آيا جايز است مسئولين حسينيه از قبول آن خوددارى كنند؟

• اگر وجه عقلايى داشته باشد، مى توانند منع كنند و نذر اوهم واجب الوفاء نيست.

42 - اگر بعضى از واجبات از مكلّف به سبب شركت در مجالس عزادارى فوت شود؛ مثلاًنماز صبح قضا شود، آيا بهتر است بعد از اين در اين مجالس شركت نكند يا اينكه عدم شركت او باعث دورى از اهل بيت (عليهم السلام) مى گردد؟

• بايد در مجلس عزادارى شركت بكند؛ لكن به گونه اى عمل كند كه نماز او قضاء نشود.

43 - دربعضى از هيئت هاى مذهبى، مصيبت هايى خوانده مى شودكه

مستند به مقتل معتبرى نيست واز هيچ عالم يا مرجعى هم شنيده نشده است و هنگامى كه از خواننده اين مصيبت از منبع آن سؤال مى شود پاسخ مى دهند "كه اهل بيت (عليهم السلام) اينگونه به ما فهمانده اند ويا ما را

راهنمايى كرده اند وواقعه كربلا فقط در مقاتل نيست و منبع آن هم فقط گفته هاى علما نمى باشد بلكه گاهى بعضى از امور براى مدّاح يا خطيب حسينى از راه الهام ومكاشفه مكشوف مى شود" سؤال اين است كه آيا نقل وقايع از اين طريق صحيح است يا خير؟ و در صورتى كه صحيح نباشد، تكليف شنوندگان چيست؟

• اگر آنچه مى گويد، دروغ آشكار نباشد و مخالف با تنزه اهل بيت (عليهم السلام) نباشد و احتمال وقوع آن را بدهد، جائز است.

44 - نظر شريف حضرتعالى نسبت به ادامه حركت دسته هاى عزادارى درشبهاى محرم تا نصف شب همراه با استفاده از طبل و نى چيست؟

• اصل عزادارى خوب است؛ لكن نبايد موجب مزاحمت باشد.

45 - از ساختمان حسينيه صداى قرائت قرآن ومجالس عزادارى پخش مى شود، بطورى كه صداى آن بيرون از حسينيه هم شنيده مى شود واين امر موجب سلب آسايش همسايگان شده است ومسئولين وسخنرانان حسينيه اصراربه ادامه آن دارند، اين عمل چه حكمى دارد؟

• بايدصداى عزادارى وقرائت قرآن موجب مزاحمت نباشد؛ مخصوصا درساعات ديروقت.

46 - اگر انسان خود را درزيارتگاه هاى ائمه (عليهم السلام) به زمين بيندازد وهمانند بعضى از مردم كه صورت وسينه خود را بر زمين مى مالند تا

از آن خون جارى شود وبه همان حالت وارد حرم مى شوند، عمل كند چه حكمى دارد؟

• جائز نيست و مسلماً ائمه (عليهم السلام) به اينگونه امور رضايت نمى دهند.

47 - استفاده از آلات موسيقى در مراسم عزادارى چه حكمى دارد؟

• استفاده از آلات موسيقى جائز نيست.

48 - آيا آنچه متداول شده كه به عنوان عزادارى براى امام حسين (ع) گوشت بدن خود را سوراخ كرده، قفل وسنگ كيلو به آن آويزان مى كنند، جايز است؟

• جائز نيست و اينگونه امور بايد متروك شود.

49 - باقيمانده اموالى كه به عنوان هزينه هاى مراسم عاشوراى امام حسين (ع) جمع آورى مى شود، درچه موردى بايد خرج شود؟

• در عزادارى هاى ائمه اطهار (ع) مصرف شود.

50 - در بعضى از مناطق, زنان، مراسمى را به اسم سفره حضرت ابوالفضل (ع) يا برنامه هايى به عنوان جشن عروسى حضرت فاطمه (عليها السلام) برگزار مى كنند ودرآن شعرهاى عروسى خوانده وكف مى زنند وسپس شروع به رقص مى كنند، انجام اين امور چه حكمى دارد؟

• رقص به هر عنوان كه باشد و كف زدن كه شبيه به رقص است حرام است؛ بلكه مطلق كف زدن در عزادارى ها و جشنهاى مربوط به اهل بيت (عليهم السلام) و در مكانهاى مقدس نظير مساجد و حسينيه ها، اشكال دارد.

51 - آيا جايزاست در ايام محرم از افراد خير اموالى را جمع آورى كرد وبا تقسيم آنها به سهم هاى مختلف قسمتى را به قارى قرآن ومرثيه خوان وسخنران داد و باقيمانده را براى برگزارى مجالس مصرف كرد؟

• اشكال ندارد.

52 - آيا جايز است زنان با حفظ حجاب وپوشيدن لباس مناسب كه بدن آنها را بپوشاند، دردسته هاى سينه زنى وزنجير زنى شركت كنند؟

• اشكال ندارد بلكه خوب است.

53 - اگر قمه زدن درعزادارى ائمه (عليهم السلام) موجب مرگ شخص شود، آيا اين عمل خودكشى محسوب مى شود؟

• اصل قمه زدن جائز نيست؛ ولى در فرض مذكور، خودكشى نيست.

54 - آيا قمه زدن بطور مخفى حلال است يا اينكه فتواى شريف حضرتعالى عموميت دارد؟

• جائز نيست.

55 - معيار شرعى ضرر، اعمّ از جسمى يا روحى چيست؟

• يك معناى عرفى و موكول به فهم عرف است و همين مقدار كه عرف مردم بگويند ضرر است بايد اجتناب شود.

56 - زنجير زدن به بدن همانگونه كه بعضى از مسلمانان انجام مى دهند، چه حكمى دارد؟

• جايز است به ويژه آنكه جزء شعارهاى عزادارى است؛ ولى بايد روى بدن نباشد.

57 - برخى از ذاكرين در مدايح اهل بيت (عليهم السلام) تعبيراتى مانند «مست مستم من، هرچه باداباد، على پَرَستم من، همچون زهرا مادرت / از همه خوشگل ترى» را بكارمى برند كه به نظر مى رسد با شأن اهل بيت (عليهم السلام) منافات دارد. بكار بردن اين الفاظ چه صورت دارد؟

• اينگونه كلمات نه تنها جايز نيست بلكه اشبه به كلمات شيطانى است در حاليكه درمراسم توسل وعزادارى كه ازافضل قربات است بايد با كلمات رحمانى سخن گفت. از اينگونه تعابير برداشت شرك آلود مى شود وگفتن

اينگونه كلمات نا مناسب كه مربوط به افراد خاص است، درحق ائمه طاهرين (عليهم السلام) حرام است و مورد غضب حضرت ولى عصر (عجل الله تعالى فرجه الشريف) است.

58 - خواندن مرثيه ومديحه هايى كه شنوندگان را در جشنهاى تولد ائمه (عليهم السلام) وعيد مبعث به گريه بيندازد چه حكمى دارد؟

• اشكال ندارد ولى در روايات معصومين (عليهم السلام) آمده است كه در شادى ما شادى كنيد و در عزاى ما غمناك باشيد و عزادارى كنيد.

59 - درروز عاشورا مراسمى مانند قمه زنى و پابرهنه وارد آتش و ذغالِ روشن شدن، برگزار مى شود كه علاوه بر اينكه باعث بدنام شدن مذهب شيعه اثنى عشرى در انظار علما و پيروان مذاهب اسلامى و مردم جهان مى شود، ضررهاى جسمى و روحى هم به اين اشخاص

وارد مى كند و همچنين موجب توهين به مذهب مى گردد، نظر شريف حضرتعالى دراين باره چيست؟

• اينگونه كارها جائز نيست بويژه آنكه موجب وهن تشيع مى شود.

پرسشهاى كلامى

60 - آيا اين جمله كه گفته مى شود: «اگر حضرت على اكبر (ع) زنده مى ماندند بعد از پدر، امام مى شدند» صحيح است؟ لطفاً توضيح دهيد؟

• اين كلام از جمله حرف هاى باطل است و از بزرگان هم هيچ كس چنين حرفى نزده است؛ زيرا قبل از خلقت عالم وجود، چهارده معصوم (عليهم السلام) خلق شده اند و در عرش خداوند تبارك و تعالى بوده اند و نبى اكرم (صلى الله عليه و آله) بارها اسماء مبارك آنان را يادآور شده اند و صدها روايت از فريقين دربارۀ عترت و ائمۀ هدى (عليهم السلام)،

از ناحيه پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله) دركتب روايى وجود دارد. لكن آنچه مسلم است

اينكه مقام حضرت على اكبر (ع)، مقام عظيمى است تا آنجا كه پدر بزرگوارشان در توصيف ايشان فرموده اند: «أشبه الناس خََلقاً و خَُلقاً و منطقاً برسول الله».

61 - در زيارت عاشورا آمده است «و ابدأ به اولاً ثم الثانى و الثالث و الرابع» اينها چه كسانى هستند و چرا نامشان به صراحت برده نشده است؟

• قاعدۀ «الكناية ابلغ من التصريح» به ما مى فهماند كه منظور، چه كسانى هستند و چرا نام آنها برده نشده است.

62 - در زيارت عاشورا مى خوانيم «عظمت مصيبتك فى السماوات على

جميع اهل السماوات» منظور از اهل سماوات چيست؟

• به حسب ظاهر، مراد ملائكۀ آسمانى است، لكن اگركسانى از اين مطلب استفاده كنندكه مخلوقاتى كه در ديگر كرات آسمانى موجود است، شايد اشتباه نكرده باشند.

63 - حقيقت معنى «ثار الله» كه در زيارت امام حسين (ع) آمده چيست؟

• يعنى خون حضرت سيد الشهداء ارواحنا فداه، از خداوند تعالى است و حضرت حق متعال ولى آن دم (خون) مطهر است، چنانكه خداى سبحان، اين مقام ولايتِ دم و طلب ثار را به حضرت بقية الله (عجل الله فرجه الشريف) هم عطا فرموده است.

64 - آيا جلسات عزادارى به شكل كنونى، زنجير زدن، سينه زنى،

دستة عزادارى و... بدعت در دين رسول الله نيست؟

• خير، بدعت نيست؛ عزادارى بشكل متعارف و به تعبير مرحوم استاد بزرگوار و عظيم الشأن، حضرت امام (قدّس سره) عزادارى به شيوۀ سنتى از افضل اعمال و قربات الهى و مورد تأكيد اكيد پيامبر عظيم الشأن و حضرات ائمۀ هدى (عليهم السلام) مى باشد.

65 - آيا كسانى كه در سفر كربلا، امام حسين (ع) را همراهى نكردند مرتكب گناه شدند؟

• بلى، گناه آنان، معصيتى بزرگ و نا بخشودنى بوده و خِذلان اين تخلف در دنيا و آخرت به آنان رسيد و بلكه لعن هاى زيارت مقدسۀ عاشورا هم متوجه آنان است.

در روايت صحيح السند، نامه اى از حضرت امام حسين (ع) به محمد ابن حنفيه

وارد شده كه آن حضرت در اين نامه مى فرمايد: «هر كه با من بيايد، شهيد خواهد شد و هر كه با من نيايد حتماً رستگار نخواهد شد.»

66 - چرا امام زمان (عجل الله تعالى فرجه الشريف) هر صبح و عصر - بنا بر زيارت ناحيه مقدسه - بر امام حسين (ع) گريه مى كنند؟ و اينكه مى فرمايند «بدل الدموع دماً» يعنى چه؟

• زيرا اين مصيبت و پيامهاى اين حادثۀ‌مصيبت بار، هيچگاه نبايد فراموش گردد و خون گريستن هم كنايه از شدت حزن و عزا است.

67 - چرا بر زيارت قبر امام حسين (ع) تأكيد زيادى شده است؟

• زيرا علت بقاء اسلام، وجود مقدس سيدالشهداء (ع) بوده و براى حفظ دين و بقاء ولايت و تأييد تشيع، بهتر از همۀ زيارات است.

68 - آيا در زمان حكومت امام عصر (عجل الله تعالى فرجه الشريف) عزادارى امام حسين (ع) برگزار مى شود؟ چرا؟

• قال رسول الله (صلى الله عليه و آله): «اِنَّ لقتل الحسين فى قلوب المؤمنين حرارة لن يبرد ابداً» عزادارى براى آن وجود مقدس از افضل اعمال است و تعطيل بردار نيست. چنانكه حرارت حسينى در قلوب مؤمنين براى ابد، هيچ گاه سرد و خاموش نخواهد شد.

69 - در زيارت ائمه معصومين مخصوصاً امام حسين (ع)، معناى «لعن» چيست؟

• لعن به معناى دورى از رحمت خداوند است؛ ولى معناى لعن در زيارات علاوه بر اين جهتِ ظاهرى به جهت مهمترى اشاره دارد كه همان «تبرى» و بيزارى جستن از ملعونين است كه از فروع مهم دين ماست و تكميل تولى و ولايت پذيرى با اين تبرى خواهد بود.

70 - در بعضى روايات، اخبارى آمده مبنى بر گرية انبياء پيشين بر

امام حسين (ع) حكمت آن گريه ها چيست؟

• چون مصائب وارده بر حضرت سيد الشهدا (ع) براى آنان از سوى خداى تعالى يا جبرئيل امين بيان گرديده و بيان اين مصائب، تحريك عواطف مقدسۀ آنان و تلاطم دلهاى مبارك آنان و جارى شدن اشكهاى منور آنان را به همراه داشته است.

71 - آيا گريه و نوحه اجنه بر امام حسين (ع) صحت دارد؟ چگونه؟

• اين مطلب در برخى از روايات شريفه و از جمله در زيارت ناحيه مقدسه آمده است و پذيرفتن آن محل اشكال نيست.

72 - چرا براى زنده نگهداشتن عاشورا و راه امام حسين (ع) به

جلسات سخنرانى، همايش و گفتگو، اكتفاء نمى شود؟ و روضه، گريه، سياه پوشى و دسته عزادارى بر گزار مى شود؟

• عزادارى به شورِ ويژه و مخصوصِ خود نياز دارد؛ البته شور همراه با شعور و در چهارچوب شرع. شور و شعور و شرع در عزاى حسينى به هم آميخته است و به همين دليل هم از افضل اعمال و قُربات الهى است. وقتى كُميت اسدى در حضور امام صادق (ع) مرثيه خوانى كرد، حضرتش به وى فرمود: «همانطورى كه در مجالس خود با حالت شور و عزا مى خوانيد، بخوان.»

73 - در سخنان بعضى از بزرگان ديده مى شود كه گفته اند حيوانات، پرندگان و حتى جمادات - درخت يا سنگ - نيز براى امام حسين (ع) اندوهگين مى شوند، گريه مى كنند و خون آلود مى شوند. اين مطلب چه طور ممكن است؟

• اين مطلب در بعضى از روايات شريفه و از جمله در زيارت ناحيه مقدسه وارد شده و پذيرفتن آن محل اشكال نيست؛ گرچه عقل، نتواند حقيقت اين معناى لطيف را درك نمايد، چنانكه عقول ناقص ما امورى نظير تسبيح موجودات را كه در آيات

فراوانى بدان تصريح شده، درك نمى كند. و قال الله تعالى: «تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَوات السَّبْعَ و الارْضُ وَ مَنْ فِيهنَّ وَ إِنْ مِنْ شَئٍ إِلّا يسَبّحُ بِحَمدِهِ وَ لكِنْ لا تَفقَهُونَ تَسبِيحَهُمْ» (44 / اسراء)

74 - عزادارى و سوگوارى در فرهنگ اسلامى تا چه اندازه و به چه كيفيتى مجاز شمرده شده است؟

• بايد عرفاً مصداق عزادارى باشد و علاوه بر شرع پسند بودن، عرف پسند هم باشد و لذاست كه مى گوئيم: «عزادارى به شكل متعارف»، چنانكه حضرت امام خمينى (قدس سره) هم تأكيد مى فرمودند: «عزادارى به شيوۀ سنتى».

75 - در زيارت عاشورا مى خوانيم "انَّ هذا يوم تبركت به بنو اميه" آيا اين جمله را در غير روز عاشورا هم مى توان گفت؟

• در غير از روز عاشورا گفته مى شود: «إنّ يوم قتل الحسين (ع) يوم تبركت به بنواميه».

76 - گفته مى شود تربت كربلا در ظهر عاشورا خون آلود مى شود، آيا اين صحيح است؟ اگر صحيح است، آيا اين خون پاك مى باشد؟

• اينگونه امور بعيد نيست و جاى استبعاد هم ندارد، لكن مشاهده و بلكه شهود اين امور مختص به اولياء الهى است و آنان همانگونه كه تسبيح موجودات را مى شنوند، آن خون مطهر را هم مى بينند و شهود مى كنند؛ و آن خون از نظر فقهى پاك است.

77 - عبارت زيارت عاشورا "السلام على الحسين و على على ابن الحسين" منظور از على بن الحسين چه كسى است، امام سجاد يا على اكبر (ع)؟

• مراد حضرت على اكبر (ع) است.

78 - آيا ماجراى فُطرسِ ملك يا گريه و عزادارى ملائكه براى امام حسين (ع) صحت دارد و حال آنكه ملائكه موجودات غيرمادى هستند؟ دليل آن چيست؟

• در برخى از روايات و از جمله در زيارت ناحيه، اين موضوع ذكر شده و پذيرفتن اصل مسئله، محل اشكال نيست؛ اگرچه خصوصيات اينگونه امور و حقايق لطيف آن را نتوانيم درك كنيم.

79 - معناى لعن بر گروههاى مختلف در زيارت عاشورا چيست؟

• همه كسانى كه در ماجراى كربلا نقش داشته اند حتى در حد سياهى لشگر و يا حتى در حد بى تفاوتى در مسئله و يا رضايت به وقوع آن و بالاتر از اين، همه

كسانى كه مسبب جريان كربلا ولو در زمانهاى قبل از اين حادثه، بوده اند و نيز همه كسانى كه صدق متابعت و رضايت به امر، بر آنان مى شود ولو در زمانهاى بعد از اين حادثه، مورد لعن و نفرين هستند؛ و لعن زيارت عاشورا - كه اين زيارت را از قدسيات (احاديث قدسى) و از جانب حضرت حق تعالى دانسته اند - شامل همه آنها مى شود. چنانكه در قرآن كريم نيز افراد و گروههاى متعددى مورد لعن و نفرين الهى قرار گرفته اند و از جمله آنان، كافران، ظالمين، كاذبين، عهد شكنان، كتمان كنندگان حقايق و بينات الهى، يهوديان، افتراء زنندگان به زنان مؤمنه و خود شيطان است. آيات متعدد و فراوانى در قرآن شريف وجود دارد كه اين افراد و گروهها و ديگران، در آن آيات مورد لعن واقع شده اند و حتى در آيه 60 سوره اسراء، سخن از

شجره ملعونه در قرآن رفته است كه تفصيل آن در اين مقام نمى گنجد و بايد به محل آن رجوع كرد. و همه كسانى كه در زيارت مقدسه عاشورا، لعن شده اند، مصاديق همين آيات مورد اشاره اند. و اما معناى لعن در زيارت عاشورا هم، همان معناى لعن در قرآن و به بيان ديگر به معناى «تبرّى» است كه يكى از مهمترين فروع مهم دين است و تولى كه يكى ديگر از فروع مهم دين است جز با تبرى تكميل نمى گردد كما اينكه تبرى نيز جز با توّلى، كه تبرى عملى و عينى و حقيقى است، كامل نمى شود و هر دو ركن بايد در كنار همديگر آورده شود.

80 - آيا امام حسين (ع) مى دانستند شهيد مى شوند؟ و در اين صورت آيا حركت به سمت كربلا نوعى به مهلكه انداختن خويش نيست؛ در حالى كه در آيه داريم "ولا تلقوا بايديكم الى التهلكه" ؟

• حضرت امام حسين (ع) به اقتضاى علم امامت كه علم بما كان و ما يكون و ما هو كائن است، مى دانستند كه انتهاى اين حركت عدالت خواهانه و ظلم ستيزانه، شهادت است، لكن چون حفظ دين كه اعظم فرائض الهى و مقدم بر هر امرى است متوقف بر انجام اين حركت بزرگ بود، آن را با تمام وجود پذيرا شدند و در حقيقت اراده حضرت حق تعالى را با تمام وجود پذيرا گشتند، چنانكه مسئله اسارت آل الله (عليهم السلام) را هم كه استمرار اين حركت بزرگ بود، مى دانستند، لكن آن بزرگواران هيچگاه بر اراده حق تعالى پيشى نمى گرفتند و هميشه به اراده لايتغير او راضى و بر

طبق آن عامل بوده اند و اين مطالب را تفاصيلى لازم است كه بايد به محل آن مراجعه كرد.

80 - چرا امام عصربه لقب «طلب كننده خون امام حسين» لقب گرفته اند - دعاى ندبه‌و آيا امام عصر طالب خون ساير ائمه هدى نمى باشند؟

• كار امام حسين (ع) در ميان همه حضرات ائمه (عليهم السلام)، داراى ويژگى ها و نيز داراى امتيازات خاص است و از جمله اين امتيازها كه خداى تعالى مقرر فرموده است آنكه فرزند عظيم ايشان يعنى حضرت مهدى ارواحنا فداه، ولى خون مطهر ايشان است چنانكه گفته شده كه خود خداى متعال ولى خون مطهر سيد الشهداء (ع) است.

81 - چرا امام حسين (ع) از نيروى غيبى - ملائكه و اجنّه و... - براى از بين بردن يزيد استفاده نكردند؟

• سنت الهى بر اين است كه كليه امور روى جريان طبيعى باشد و خَرْقِ عادت، يك استثناء است كه در برخى از موارد، ضرورت دارد و در غير آن امور بر اساس جريان طبيعى، سير خود را انجام مى دهد؛ تا انسانها بر طبق اختيار، حق را برگزيده و باطل را كنار زنند.

83 - در زيارت عاشورا مى خوانيم "اللّهمَّ اللْعَن اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد" منظور از اول ظالم كيست؟ و آن ظلم چه بوده است؟

• سقيفه بنى ساعده، بالاترين ظلم را به ولايت و بلكه به دين اسلام و بلكه به جامعه انسانيت نموده است؛ از اين جهت اولويت در ظلم به حق محمد و آل محمد

(عليهم السلام) و اولويت در شمول لعن و عذاب الهى دارد و بقيه كسانى كه بعد از آنان ولايت شكنى مى كنند و تضعيف ولايت و تشيع نمايند، همانند آنها بوده، آخريت دارند.

84 - چگونه ممكن است سر بريده، قرآن تلاوت كند؟ آيا اين يك معجزه است؟ دليل قرائت قرآن چيست؟

• معلوم است كه اين قضيه معجزه است؛ و معجزه، آن است كه به حسب عادت، واقع نمى شود و امّا چرا قرآن خوانده است، زيرا بهترين كلمات، قرآن است كه از بهترين افراد در آن موقع حساس با آن جاذبۀ خاص واقع شده است. و اينگونه امور محل استبعاد نيست، قال الله تعالى: «أمْ حَسِبتَ أنَّ أصحابَ الْكَهفِ وَ الْرَّقيمِ كَانوا مِنْ

أياتِنَا عَجَباً»(كهف/ 9) آيات الهى بسيار است و هيچ يك محل استبعاد نيست و چنانكه نقل شده سر مطهر، همين آيۀ شريفه را تلاوت كرده است.

85 - رواياتى كه بيانگر دگرگونى آسمان و زمين، خون باريدن آسمان و... موقع شهادت سيد الشهداء (ع) است به چه معنا است؟ آيا بيان واقع است يا مجاز گويى؟

• گر چه اين روايات را كنايه گرفتن و به واسطه آن عظمت مصيبت را بيان كردن اشكال ندارد، لكن اگر بواسطه تهذيب نفس و تزكيه روح و رياضت هاى دينى و شرعى و اتصال به مقام ولايت، دل و چشم و گوش حقيقى حاصل گردد، بسيارى از

اين گونه امور را مى توان شهود كرد و در آن صورت اينگونه امور، حقايق خود را نمايان خواهد كرد.

86 - در زيارت عاشورا مى خوانيم

"اَللّهمَّ اللْعَنْ... و شايَعَت وَ بايَعَت و تابَعَت عَلي قَتْلِه" منظور از اين سه گروه چه كسانى هستند؟ و چرا برايشان لعن و نفرين مى باشد؟

** چنانكه گفته شد - پاسخ سؤال 83 - گفته شد تضعيف كنندگان و تخريب كنندگان ولايت بالاترين ظلم را مرتكب گشتند و هركسى به هر شكلى از آنان پيروى نمايد و در تخريب و تضعيف ولايت و تشيع، نقشى داشته باشد، مثل آنان مشمول لعن و عذاب است.

87 - منظور از اين حديث شريف كه نبى اكرم فرمودند

«حُسينٌ مِنِّي وَ أنا مِنْ حُسين» يعنى چه؟

• تفسير حديث شريف نبوى آن است كه: شخص امام حسين (ع) از پيامبر گرامى (صلّى الله عليه و آله) است، زيرا آن بزرگوار سبط نبى مكرم صلّى الله عليه و آله بوده اند و شخصيت پيامبر گرامى (صل الله عليه و آله) هم از حسين بن على (ع) است، چرا كه اگر آن بزرگوار نبود، اسلام نبود و به بيان ديگر اسلام عزيزكه شخصيت رسول گرامى (صلى الله عليه و آله) است، متوقف بر حسين بن على (ع) است.

88 - چرا حضرت امام حسين (ع) با خانواده و زنان و كودكان خود به كربلا عزيمت نمودند؟

• مسئله اسارت، علت مبقيۀ - سبب بقا - مسئلۀ شهادت بود، چنانكه عزادارى ها و توسل ها هم چنين است. اگر اسارت آل الله (عليهم السلام) نبود، موج خروشان حماسۀ كربلا خاموش مى شد و پيام حادثۀ عاشورا در كربلا دفن مى گرديد، چنانكه اگر عزادارى ها نبود، پيام عاشورا جاودانه نمى شد و به همين سبب، عزادارى ها از افضل اعمال و قربات الهى است.

89 - آيا قاتلين امام حسين (ع) به دست امام زمان (عجل الله فرجه) قصاص مى شوند؟ چه زمانى؟

• رجعتِ برخى از خوبان و برخى از بَدان در زمان ظهور حضرت مهدى (روحى فداه)، مدلول برخى از روايات است، لكن خصوصيات آن معلوم نيست و ما، تنها دورنمايى از آن را در اختيار داريم؛ كه اثبات خصوصيات آن ممكن نيست و لازم هم نيست.

90 - حكمت عزادارى براى ائمه هدى، خصوصاً امام حسين چيست؟

• اقامه عزا براى ائمه هدى (ع) و بالاخص حضرت سيدالشهداء ارواحنا فداه، استمرار حركت بزرگى است كه شهادت آن بزرگواران و نيز جريان غم انگيز اسارت آل الله (ع) هم، در همان روند بوده و آن حركت عبارت است از عدالت

خواهى و قيام براى اقامه قسط و اجراى دستورات الهى و فرياد عليه ظلم و تعدى به حدود الهى؛ بدين جهت عزادارى، شعار تشيع و يكى از نمادهاى بزرگ شيعه گرى است كه همراه با شعور و عبرت و درس آموزى است.

91 - هدف از گريه كردن بر اهل بيت و تباكى - خود را به گريه واداشتن - و معنى گريه ما بر امام حسين (ع) چيست؟

• گريه و تباكى از بارزترين مصاديق عزادارى است و هدف از گريه كردن بر مصائب حضرات اهل بيت عصمت و طهارت بالاخص امام حسين (ع)، همان هدف ازعزادارى است و آن زنده نگاه داشتن تشيع و احياء روحيه ايثار، گذشت، فداكارى و شهادت طلبى براى دين خداست؛ و از اين جهت هم افضل اعمال و قُربات است.

92 - چرا عزادارى براى حضرات معصومين به گستردگى عزاى امام حسين (ع) نيست؟

• زيرا حركت عدالت خواهانه و ظلم ستيزانه آن حضرت نيز گسترده بوده است و بدين جهت شخص نبى مكرم (صلى الله عليه وآله) و همه حضرات معصومين (ع)، به اقامه عزا براى حضرت سيد الشهداء ارواحنا فداه اهميت ويژه و خاص داده اند چرا كه در

جريان آن بزرگوار، تحريك عواطف و تنوير عقول به نحو اَتَمْ و اكمل وجود دارد و شور و شعورى كه در حماسه بى همتا و تمام نشدنى كربلا و عاشورا وجود دارد موجب احياء و تقويت روح عدالت خواهى و ظلم ستيزى است و به همين دليل، سِرّ بقاء تشيع و ادامه حيات پر بركت آن در اقامه عزادارى حسينى است و به همين دليل هم دشمنان تشيع، هميشه به دنبال برچيدن اين برنامه عظيم يا كم رنگ كردن آن و

يا آميختن آن به خرافات و اباطيل بوده اند. لكن بحمد الله هيچگاه موفق نشده اند و هيچگاه هم موفق نخواهند شد. انشاءالله.

93 - آيا اين مطلب كه شمر ملعون موقع جدا كردن سر امام حسين (ع) صداى آه وناله حضرت زهرا (عليهاالسلام) را شنيد، درست است؟

• اگر صحت داشته باشد، توجيه آن اينگونه است كه، وى از عمل پليد و زشت خود، كه مى دانست پليد و زشت است، دچار عذاب وجدان و روح بوده و قوه خيال، براى او موجب تصور چنان صحنه اى گرديده است.

94 - هدف از تشكيل هيئت، دسته هاى عزادارى و سياه پوش كردن شهر چيست؟

• كليه اين موارد، مصاديق ضرورى عزادارى است و از اين جهت از افضل اعمال و حتى واجب كفايى است و چنانكه مكرراً گفته شد، شعار تشيع و رمز حيات و

استمرار شيعه است.

95 - آيا كثرت جمعيت در عزادارى امام حسين (ع) مهم است؟ آيا جمعيت زياد نشانه عنايت ويژه اهلبيت است يا خير؟

• كثرت جمعيت چون دشمن شكن و موجد اُبّهت است، بسيار خوب است؛ بايد همه مجالس اهل بيت (عليهم السلام) چنين باشد، لكن اهل بيت (ع) به همه مجالس چه كوچك و چه بزرگ عنايت دارند.

96 - آيا صحيح است كه امام حسين (ع) براى خود، از دشمن درخواست آب نمود؟

• يكى از مهمترين برنامه هاى حضرت سيد الشهدا ارواحنا فداه در حادثه كربلا از روز اول تا روز عاشورا، بيدار كردن و هدايت دشمنان بود و چون طلب آب براى تحريك عواطف بوده است و از اين جهت مى توانست منجر به عبرت براى افراد مخالف و هدايت آنان شود، لذا در برنامه بوده و نه اينكه اين درخواست از سر (معاذ الله) ذلت و خوارى يا امر ديگرى باشد كه آن حضرت خودشان فرمودند:

«هيهات منا الذلة»

97 - آيا يزيد ملعون بعد از به شهادت رساندن امام حسين (ع) توبه كرد؟ و آيا توبه فردى مانند يزيد پذيرفته مى شود يا نه؟

• يزيد

(لعنة الله و ملائكته و انبيائه و رسله و اوليائه عليه) قطعاً توبه نكرده است؛ زيرا توفيق توبه كه ازجانب خداوند متعال است به مثل يزيد ملعون، عنايت نمى شود. بلكه بالاتر از اين، از آيات و روايات شريفه به خوبى استفاده مى شود كه گناه اينگونه افراد، معصيت نابخشودنى و ذنب لايغفَر است و زمينه براى ترحم و جلب رحمت خداوند رحمان و رحيم را از دست مى دهند؛ و به بيان عبرت انگيز قرآن كريم، اينگونه افراد نه تنها اهل جهنم بلكه تبديل به هيزم جهنم شده اند.

قال الله تعالى: «إنَّكُمْ وَ مَا تَعْبُدونَ مِنْ دُونِ الله حَصَبُ جَهَنَّمَ»(98 / انبياء)

وقال الله تعالى: «وَ أمّا الْقاسِطُونَ فَكَانُوا لِجَهَنَّمَ حَطباً»(15 / جن)

پرسشهاى عرفانى

98 - آيا كسانى كه در مقابل حضرت امام حسين (ع) در كربلا صف آرايى كردند همه منافق، كافر و فاسق بودند و همه اهل جهنم هستند؟

• همه آنان، مسلمان نما بودند؛ لكن از هر منافق و فاسق و مشركى بدتر بودند و به تعبير قرآن شريف از هر جنبندۀ پستى، پست تر بودند.

قال الله تعالى: «إنَّ شَرَّ الْدَّوَابِّ عِنْدَ اللهِ الْصُّمُّ الْبُكْم الَّذِينَ لَا يَعقِلونَ»(22 / انفال)

و از اين جهت هم مورد لعن صريح خداوند سبحان هستند.

قال الله تعالى: «أَولئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهمُ اللهُ فَأَصَمَّهُمْ وَ أَعمَي أَبْصارَهُمْ»(23 / محمد)

و نيز از اين جهت هم، كه موجب اذيت و آزار خداوند و رسول او بوده اند، مستوجب لعن و عذاب دنيوى و اخروى هستند.

قال الله تعالى: «إِنَّ الَّذِينَ يُؤذُونَ اللهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ الله فِي الدُّنيا و الاخِرَة وَ أعَدَّ لَهُمْ عَذَاباً مُهِيناً(57 / احزاب)

و اساساً كسانى كه در قرآن كريم مورد لعن خداوند تعالى واقع شده اند، به تصريح آيات و روايات شريفه، اهل جهنم و حتى بنابر برخى از آيات كريمه، اهل خلود در عذاب بوده و هيچ نصرت و كمكى براى آنان متصور نيست،

قال الله تعالى: «... و مَنْ يَلْعَنِ اللهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ نَصِيراً»(52 / نساء) فأعاذنا الله منهم -.

99 - از علامه طباطبايى (رضوان الله تعالى عليه) صاحب تفسير الميزان نقل شده كه فرمودند: حضرت اباعبدالله (ع) براى رفع حجاب و موانع سير الى الله به سالكين راه خدا عناياتى عظيم دارند، خواهشمند است اين جمله را شرح فرماييد؟

• گرچه همۀ ائمۀ هدى (عليهم السلام) سفينه نجات و مصباح هدايت هستند لكن بنابر آنچه خودِ ائمۀ طاهرين فرموده اند، كشتى حسين (ع) اَسرع است و از جملۀ ويژگى هاى حضرت سيد الشهداء (ع) رفع موانع و كمك در امر سير و سلوك الى الله است و در نزد اولياء خدا و اهل سير و سلوك و كشف وشهود، فرمايش سيد الاستاد علامه طباطبايى (قدس سره) يك امر مسلم و مجربِ قطعى است.

100 - رابطة گريه بر امام حسين (ع) وسير و سلوك الى الله چيست؟

• گريه، عزادارى، توسل و زيارت، آثار فراوانى دارد كه از اهم آن امداد به انسان براى رسيدن به مقام لقاء و فناء است. و در حقيقت بهترين امداد براى شخص سالك در طى نمودن منازل هفت گانۀ سير و سلوك، همين است.

101 - آيا ابراز عطش و درخواست آب از جانب حضرت على اكبر (ع) با علم ايشان به عدم وجود آب، صحيح است يا اينكه حكمت ديگرى دارد؟ و همچنين زبان در كام نهادن حضرت سيد الشهداء (ع) چه حكمتى داشته است؟

• خصوصيات روز عاشورا معلوم نيست اگرچه با احتمال درست، مى توان به قاعده تسامح در ادلّه سُنن، نقل كرد و به واسطه آن عزادارى كرد و درخصوص مورد سؤال،

بعضى از بزرگان، اين قضيه را توجيه بسيار خوبى كرده اند كه چون مفصّل است، جاى ذكر آن نيست و حقير در برخى از صحبتها و ذكر مصائب، آنرا يادآور شده ام.

102 - در زيارت عاشورا مى فرمايد «اللهم لك الحمد حمد الشاكرين لك على مصابهم»، منظور از شُكر بر مصيبت سيد الشهدا (ع) چيست؟

• مصيبت شهادت امام حسين (ع) كه از اعظم مصائب است، از الطاف خفيۀ خداوند تعالى است. لذا در حالى كه براى آن عزادارى مى كنيم، همانند حضرت زينب (عليها السلام)، شكرانۀ لطف خفيۀ حق را هم بجاى مى آوريم.

103 - در زيارت عاشورا مى خوانيم «الحمد الله على عظيم رزيتى» آيا براى مصيبت بزرگ بايد خدا را شكر كرد؟ شكر چه چيز؟

• شُكرِ لطف خفى حق تعالى، همچنانكه خودِ سيد الشهداء ارواحنا فداه هم در قتلگاه، شكر حق را بجاى مى آوردند و آل الله هم در اسارت، شاكرانه، رنج مصائب را تحمل مى كردند.

104 - چه كنيم در جلسات عزادارى اشكمان جارى شود و دلمان بسوزد؟

• در نهج البلاغه شريف وارد شده است كه خشكى چشم در اثر قساوت دل است و قساوت دل در اثر گناه و معصيت است؛ بنابر اين هر چه گناهمان كمتر شود،

دلهايمان صاف تر خواهد شد و هر چه دلهايمان صاف تر شود، اشكهايمان جارى تر خواهد بود.

105 - آيا جلو تير قرار گرفتن بعضى از اصحاب در نماز ظهر عاشورا مصداقِ خود را به مهلكه انداختن نيست؟

• حفظ جان مطهر امام (ع) و شهادت در اين راه، نه تنها تهلكه نيست كه فوزى عظيم است و به هركسى عطا نمى شود و لذا مى خوانيم: «يا ليتنا كنّا معكم فنفوز فوزاً عظيماً»

106 - معروف است شب عاشورا، حضرت فرمودند: هر كس مى خواهد، ميتواند برود. آيا كسانى كه رفتند معصيت كردند؟

• گناه متخلفين و اعراض كنندگان در آن شب، بسيار بزرگ بوده و بلكه بايد گفت ذنب لايغفرگناه نابخشوده - است و اينكه آن حضرت فرموده اند: هركس

مى خواهد برود، براى آن بوده كه صالح از طالح شناخته شود و در اين غربال، آنچه ناخالصى و ناپاكى است برود و آنچه خالص است باقى بماند.

107 - چرا حضرت زينب (سلام الله عليها) فرمودند: "ما رأيتُ الّا جميلاً" ايشان چه چيز زيبايى مشاهده كردند؟

• شهادت حضرت سيد الشهداء (ع) از طرفى از الطاف خفيه حضرت حق تبارك و تعالى بود. چنانكه اسارت خاندان ايشان نيز كه استمرار آن شهادت و ادامه آن حركت بود، نيز چنين بود چرا كه به سبب اين شهادت و اسارت، اسلام احياء گرديد و توطئه هاى دشمنان اسلام كه بيش از چهل سال براى نابودى اسلام محمّدى و

اسلام علوى و حتى برچيدن اسلام ظاهرى ادامه داشت را حتى خنثى نمود و از طرف ديگر در اين حادثه، حضرت سيد الشهداء (ع) و ياران با وفاى ايشان به فوز و فلاح ابدى نائل آمدند. بنابر اين از نظر شخصيت بى همتايى مانند حضرت زينب (عليهاالسلام)، آنچه واقع شده زيبايى، فوز و سعادت است و از هر لطف جلى بالاتر و بهتر است.

108 - آيا اينكه بعضى مى گويند: كار امام حسين (ع) در روز عاشورا عاشقانه بود و نه عاقلانه, يعنى كارهاى آن حضرت مخالف عقل بود يا فراتر از عقل، صحيح است؟

• آرى، حادثه حماسى كربلا از ابتدا تا انتها آنچنان اسرار آميز است كه بايد گفت از اسرار ناگشودنى ذهن و عقل بشرى است. هم شهادت امام حسين (ع) و هم اسارت خاندان ايشان، كار عشق بود اما عشقى كه در چهارچوب عقلانيت دينى و عقل

حقيقى انجام شد؛ زيرا عشقى كه در اين چهارچوب نباشد، عشق نيست، هواى نفس است و يا دست كم عشق نما است نه عشق حقيقى.

109 - جناب حر بن يزيد، جلو حركت كاروان امام حسين (ع) را گرفت. آيا ايشان توبه نمود و آيا توبه او مورد قبول خداوند قرار گرفت؟

• جناب حربن يزيد رياحى، مسلماً ازجمله شهدا و اصحاب ابى عبدالله (ع) است؛ زيرا پس از توبه، ولايت - امام حسين - ( ع)، او را پذيرفت و جناب ايشان به واسطه سلامت نفس و قلب پاك خود توانست، گذشته را جبران نمايد و راه طولانى را طى نمايد. هنيئاً له و رضوان الله عليه.

110 - آيا مقام معنوى شهداى كربلا و ياران امام حسين (ع) همگى يكسان است؟ آيا توسل به ياران امام حسين (ع) صحيح است؟

• معلوم است كه درجات آنان، متفاوت است؛ لكن توسل به آنان كه برترين مصاديق اولياء الله و احبائه و انصار دين الله و انصار رسول الله هستند، از اعظم نِعَم الهى است و حتى برخى از اولياء الهى معتقدند كه نفوس ضعيفه، به آنها توسل پيدا كنند، بهتر است.

111 - سلام نمودن بر امام حسين (ع) «السَّلامُ عَليكَ يا...» در زيارات ايشان به چه معنى است؟ و آيا ايشان پاسخ سلام را مى دهند؟

• عرض سلام در زيارات، به معناى اظهار ارادت خاضعانه به پيشگاه منوّر حضرات معصومين (عليهم السلام) است و چنانكه در زيارت ها وارد شده است كه: اشهد انك تسمع

كلامى و ترد سلامى» و يا در اذن دخول مشاهد مشرفه مى خوانيم «الهم انى... أعلم أن رسولك و خلفائك عليهم السلام احياءُ عندك يرزقون يرون مقامى و يسمعون كلامى و يردون سلامى و انك حجبت عن سمعى كلامهم و فتحت باب فهمى بلذيذ مناجاتهم» و البته كسانى هم هستند از اولياء الهى كه به لطف و اذن خداى تعالى، جواب و پاسخ سلام را از ائمه هدى (عليهم السلام) مى شوند. فهنيئاً لهم.

112 - بعضى مى گويند: "قبل از اذان صبح در حرم امام حسين (ع) بوى سيب به مشام مى رسد" آيا صحيح است؟

• در برخى از روايات نظير اين مطلب آمده است، لكن اين مسئله مربوط به كسانى است كه شامه آنها حسينى است و به واسطه اتصال به ولايت، به مقاماتى رسيده و به

درجاتى دست يافته باشند؛ همچنانكه در همان روايات به اين مطلب تصريح شده كه «فإنه يجده اذا كان مخلصاً» (بحار الاانوار/ جلد 45 /صفحه 91 / حديث 31)

113 - آيا اين گفته صحيح است كه هر كس چهل روز زيارت عاشورا بخواند به زيارت امام حسين (ع) نائل مى شود؟

• اگر اتصال به مقام ولايت، محكم باشد، حتى يكى از چهل، كار خود را مى كند؛ لكن صرف قرائت اين زيارت، مخصوصاً در چهل روز، مجرب و در مسائل مختلف مؤثر است.

114 - آيا شهادت امام حسين (ع) وياران ايشان كه ملاقات خداوند و عروج به سعادت ابدى ايشان است، باعث حزن و اندوه ما است يا عامل شادى ما مى باشد؟

• از ديدگاه عقلى، عروج به سعادت ابدى براى آن حضرات و لقاء حق تعالى كه منتهاى مسئلت آنان بوده، موجب شادى و سرور عقل است و ليكن از حيث عواطف و احساسات بشرى، موجب حزن و گريه و عزا است و توجه به هر دو جهتِ عقل و عاطفه، براى همگان بالاخص نسل جوان، ضرورى است زيرا در پرتو همين عواطف

و شعارهاست كه عقل و شعور انسان به تكامل مى رسد و عبرت ها و درسهاى عاشورا در درون آدمى، رسوخ مى كند.

115 - آيا صحيح است كه بگوييم: چون كه مجالس اهلبيت خيلى اهميت دارد، پس هر كس به نام ايشان هر كارى بكند درست است؟

• مجالس اهل بيت (عليهم السلام) اعم از مجالس جشن و سرور يا عزادارى ها و توسل ها، به منظور ترويج دين مبين و مبانى حيات بخش دينى و معنوى است، چنانكه شهادت آن بزرگواران هم، مثل ساير اعمال آنان در همين جهت و مسير بوده است. «اشهد انك قد اقمت الصلوة و آتيت الزكوة و امرت بالمعروف و نهيت عن المنكر...»؛ بنابراين آميختن آن مجالس به معصيت، گناه، خلاف شرع و بلكه انجام هرگونه عملى كه باعث وهن آن مجالس و بى حرمتى باشد، از گناهان بزرگ به شمار مى آيد

و موجب قهر و ناراحتى قلوب مبارك آن حضرات است؛ چنانكه اهل دل و شهود

نيز، فراوان نقل كرده اند كه وجود منكرات در مجالس اهل بيت (عليهم السلام) باعث قهر و نگرانى آن بزرگواران است و به جِد بايد از آن پرهيز نمود.

116 - افرادى كه فقط در مجلس سخنرانى شركت مى كنند و در مراسم روضه ومرثيه شركت نمى كنند و يا برعكس، آيا صحيح است؟

• هر دو كار، صحيح نيست. زيرا هدف از برگزارى مجالس عزادارى، هم بيان و آموزش معارف دين، اصول، احكام و اخلاق شريعت مقدسه است كه به وسيله سخنرانى انجام مى گيرد هم توسل و ذكر مصيبت ائمه هدى و بالاخص حضرت

ابى عبدالله الحسين (ع) كه به وسيله روضه خوانى انجام مى شود و لذا بى اعتنايى به هر كدام از آن، درست نيست و اگر صورت اعراض يا وهن پيدا كند، جايز نمى باشد.

پرسشهاى تاريخى

117 - آيا در مورد برگزارى يك دهه روضه، سوم، هفتم، چهلم، روضة هفتگى و... براى امام حسين (ع) يا ساير ائمه (عليهم السلام) مستنداتى از ائمه هدى وجود دارد؟

• دربارۀ تاسوعا و عاشورا و اربعين رواياتى وارد شده است؛ لكن بقيه موارد، يك امر مرسوم ميان شيعه است و قالبى براى عزادارى و عرض ارادت و توسل است و از افضل اعمال، عزادارى براى ائمۀ هدى (عليهم السلام) بالاخص حضرت سيد الشهداء (ع) است.

118 - آيا اين مطلب صحيح است كه زنان بنى هاشم در طول راه اسارت، بدون حجاب بودند؟

• اين مطلب قطعاً درست نيست؛ زيرا اگر تعرضى به آن خاندان مطهر مى شد كه ضرر به شخصيت آنها مى زد، يقيناً امام معصوم وقت يعنى امام سجاد (ع)، حافظ شخصيت آنها كه شخصيت خاندان رسول الله (صلى الله عليه و آله) بود، بودند.

119 - آيا عزادارى براى امام حسين (ع) به اين شكل را سلسله صفويه به وجود آورده اند؟

• اصل موضوع عزادارى براى حضرت ابى عبدالله الحسين (ع) مسئلۀ تازه پديد آمده و حادثى نيست. اول كسى كه براى سيدالشهداء (ع) عزادارى نموده است خود

خداوند تبارك و تعالى است كه براى انبياء عظام الهى عزاى حسين بن على (ع) را بيان فرموده است و سپس جبرئيل امين (ع) وبعد از آنها نبى مكرم اسلام (صلى الله عليه و آله) و سپس ائمۀ هدى (عليهم السلام) از هر فرصتى براى برپايى مراسم عزاى سيد الشهداء (ع) بهره بردارى مى فرمودند و اين سنت بزرگ را به شيعيان خود منتقل فرمودند و اين مسائل در روايات مختلف آمده است كه به محل آن بايد رجوع كرد. لكن در اينكه در زمان صفويه، به واسطۀ تدبير و كوشش علماى بزرگ شيعه، معارف شيعى احياء گرديده و از اين جهت كار بزرگى انجام گرفته است، جاى ترديد نيست.

120 - توابين از چه گناهى توبه كردند و آيا قيام آنها صحيح بود و ثواب دارد؟

• قيام هاى متعددى پس از شهادت بيدارگرانۀ حضرت سيد الشهداء (ع) واقع شد تا بالاخره به دست ايرانيان، بنى اميه نابود و ساقط شدند. اصل اين قيام به جا بوده و لكن اينكه اجازه از ولايت را همراه داشته يا نه، معلوم نيست.

121 - از زيارت امام حسين (ع) كداميك معتبرتر و از نظر مفاهيم عميق تر است؟

• در ميان زيارات مشتركه و جامعه، دو زيارت از اهميت ويژه برخوردار است؛ يكى زيارت جامعۀ كبيره و ديگرى زيارت امين الله كه هر دو بسيار عميق و پر

محتوا و سر شار از معارف نبوى، علوى، فاطمى و حسينى است و از نظر سند هم داراى اعتبار بسيار است؛ به خصوص زيارت امين الله كه از حيث سند، اعتبار بالايى دارد؛ لكن مضمون هر دو زيارت به خوبى حكايت از آن دارد كه صادره از معصوم (ع) است و لاغير. و در ميان زيارات مخصوصه، زيارت مقدسۀ عاشورا كه از قدسيات (احاديث قدسى) و صادره از حق جلّ و اعلى مى باشد و نزد اهل عرفان و ولايت، داراى مرتبه ويژه و مخصوصه است و مداومت بر آن ولو با يك لعن و يك سلام، اثرات عميقى در نفس و روح انسان دارد و اهل سير و سلوك، نوعاً مداومت بر اين زيارت دارند.

122 - چرا حضرت سيد الشهداء (ع) حج خود را ناتمام گذاشتند؟ آيا ايشان در اعمال حج وارد شده بودند يا فقط عمره به جا آوردند؟

• آن وجود مقدس، فقط عمره بجاى آورده بودند؛ ولى چون سياست اسلام و حفظ دين كه مقدم بر همه امور است، اقتضاء داشت، حج را بجاى نياوردند و از مكه خارج شدند تا روح حقيقى حج كه قصد الى الله و فناء فى الله است را بجاى آورند و حج و ساير احكام دين را براى هميشه احياء و حفظ نمايند.

123 - مكان دفن رأس امام حسين (ع) كجا است؟

• دقيقاً معلوم نيست، لكن به عقيدۀ حقير، حضرت زين العابدين امام سجاد (ع) سَرمطهر را به بدن مبارك آن حضرت ملحق فرموده اند.

124 - تعداد ياران امام حسين (ع) در كربلا چند نفر بوده است؟ تعداد شهداء چند نفر بوده؟

• آنچه مشهور است همان عدد 72 نفر است لكن تعداد همۀ اصحاب و عيال، ظاهراً معلوم نيست.

125 - با اينكه خلفا و حكّام ستمگر، چندين مرتبه حرم سيد الشّهداء (ع) را با خاك يكسان كرده و به آب بستند، آيا مكان حرم مطهّر و قبر كنونى، جايگاه اصلى و مدفن حضرت است؟ از چه راهى اثبات مى شود؟

• ائمۀ طاهرين (عليهم السلام)، قبور مطهر ائمۀ قبلى را عملاً امضا فرموده و رفت و آمد در آن امكنۀ مباركه داشته اند و اين بهترين دليل است.

126 - نام فرزند شش ماهة امام حسين (ع) كه در كربلا به شهادت رسيد على بوده يا چيز ديگرى؟

• بنابر نقل موثق تاريخى، نام مبارك همه فرزندان ذكورحضرت سيد الشهداء (ع) «على» بوده است؛ على اكبر، على اوسط و على اصغر.

127 - تشنگى شديد خاندان و ياران سيد الشهداء (ع) مخصوص چه زمانى است؟ روز عاشورا يا قبل آن؟

• بنابر نقل، از روز هفتم ماه محرم الحرام، دشمن، مخالفت از آب نمود و از آن جلوگيرى كرده است. لكن اصحاب، كم و بيش آب مى آورده اند، لكن تشنگى شديد

كه موجب شهادت بعضى از كودكان و اطفال شده، در روز عاشورا بوده است.

الا لعنة الله علي القوم الظالمين -

128 - آيا امام حسين (ع) فرزندى به نام رُقيه - سه ساله - داشته اند كه در خرابه شام با سر مبارك مواجه شده و جان داده است؟ و آيا اين مرقد كه براى ايشان مى باشد، درست است؟

• اينگونه شهرت ها، از حجيت لازم برخوردار است. همانند موضوع سيادت براى سادات كه در نزد فقها، به وسيله شهرت اثبات مى شود و بدان ترتيب اثر داده مى شود و نظير اين موارد، فراوان است. بنابراين آن مرقد، نظير مرقد حضرت زينب (عليهاالسلام) در شام، مورد احترام و اهميت است.

129 - با توجه به اينكه ياران سيد الشهدا (ع) همگى كشته شدند، حادثة كربلا با اين دقت در جزئيات، چگونه نقل شده است؟

• اگر چه غالب آن منقولات تاريخى، سند فقهى - به معناى خاص آن كه در علم فقه و اصول فقه است - ندارد، لكن قاعده تسامح در ادله سنن دلالت دارد كه همين مقدار كه بنابر نقل هاى تاريخ و مقاتل، احتمال وقوع داده شود، كافى است و مى توان آن را نقل كرد و با آن عزادارى نمود؛ كما اينكه سيره هميشگى بر همين

منوال بوده و مقاتل بسيار معتبر همانند مقتل شيخ مفيد عليه الرحمه نيز بر همين اساس ثبت و ضبط گرديده است.

130 - آيا حركت با دسته هاى عزادارى به صورت پا برهنه جايزاست؟

• مانعى ندارد.