ترجمه تفسیر قمی جلد 4

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

سرشناسه : قمی ، علی بن ابراهیم ، قرن 3ق.، قرن ، .

عنوان و نام پدیدآور : ترجمه تفسیر قمی/ مولف علی بن ابراهیم قمی ؛ مترجم جابر رضوانی.

مشخصات نشر : قم: انتشارات بنی الزهراء، 1388 -

مشخصات ظاهری : ج.

شابک : دوره978-600-5052-10-7 : ؛ 65000 ریال: ج. 1978-600-5052-36-7 : ؛ 100000 ریال (ج.1، چاپ دوم) ؛ 64000 ریال: ج.3978-600-5052-38-1 : ؛ 62000 ریال: ج.4978-600-5052-39-8 : ؛ 62000 ریال: ج.5978-600-5052-11-4 :

یادداشت : فهرست نویس بر اساس جلد چهارم، 1388.

یادداشت : ج. 1، 3 و 5 (چاپ اول: 1388).

یادداشت : ج. 1 - 5 (چاپ دوم : 1392 ).

موضوع : تفاسیر شیعه -- قرن 14

شناسه افزوده : رضوانی ، جابر، 1350 -، مترجم

رده بندی کنگره : BP98/ق8ت4 1300ی

رده بندی دیویی : 297/1726

شماره کتابشناسی ملی : 1864897

دسترسی و محل الکترونیکی : آدرس الکترونیکی منبع

خیراندیش دیجیتالی: انجمن مددکاری امام زمان (عج) اصفهان

ویراستار کتاب: خانم شهناز محققیان

اشاره

ترجمه تفسیر قمة

(جلد چهارم)

مؤلف: علی بن ابراهيم قمی

ناشر: انتشارات بنى الزّهراء (عليها السلام)

لیتوگرافی، چاپ و صحافی : سبحان / جزایری

شمارگان: 2000 دوره

نوبت چاپ : اوّل 1388

قیمت : 6200 تومان

شابک : 8 - 39 - 5052 - 600 - 978

شابک :دوره 7 - 10 - 5052 - 600 - 978

بني الزّهراء

چاپ و نشر و توزیع

دفتر مرکزی :

قم ، میدان شهداء ، خیابان معلم بعد از اداره برق، طبقه فوقانی چاپ وفا

:تلفن: 7731752 - 7836300 - 7738555-021

همراه : 09123514148 (جزایری) - 09127462153 (معینی )

فهرست مطالب

پیشگفتار ...11

تفسير سوره سجده

32 - سوره سجده در مکه نازل شده و دارای 30 آیه است...13

عزرائيل علیه السلام...17

فضیلت روز جمعه...19

تفسير سوره احزاب

33 - سوره احزاب در مدینه نازل شده و دارای 73 آیه .است...27

داستان زيد بن حارثه....31

پيامبر اُولى است به مومنین از خودشان...35

چگونگی جنگ احزاب...40

معجزه های رسول خدا صلی الله علیه و آله در جنگ خندق...41

ذكر رسول الله صلی الله علیه و آله در تورات...44

مبارزۀ حضرت على علیه السلام با عمرو بن عبدود...49

غزوۂ بنی قریظه...61

شهادت سعد بن معاذ...62

نازل شدن آیه تطهير...71

آيه حجاب...81

تفسير سورة سبا

34 - سوره سبا در مکه نازل شده و دارای 54 آیه است...90

وفات حضرت سلیمان علیه السلام...97

در روز غدیر ابلیس ها به ناله در آمدند...100

معنی تبلیغ رسالت بر تمام مردم...104

ظهور حضرت قائم علیه السلام...112

تفسير سورة فاطر

35 - سوره فاطر در مکه نازل شده و دارای 45 آیه است...117

فرمایش حضرت علی علیه السلام دربارۀ صفت ملائكه...117

تفسير سورة يس

36 - سورة يس در مکه نازل شده و دارای 83 آیه است...137

معجزهٔ پیامبر صلی الله علیه و آله برای ابوجهل...140

مبلغان در انطاکیه...143

داستان ابوسعید با امام رضا علیه السلام...149

تفسیر سوره صافات

37 - سوره صافات در مکه نازل شده و دارای 182 آیه است...163

اسم شیعه در قرآن...177

بجا آوردن ابراهيم مناسك حج را...178

ذبح اسحاق...179

38 - سوره ص در مکه نازل شده و دارای 88 آیه است...191

داستان خطيئة داود علیه السلام...198

دیدار داود علیه السلام با حزقیل...202

داستان حضرت سلیمان علیه السلام...208

داستان از دست رفتن حکومت سلیمان علیه السلام...209

کیفیت سلطنت سليمان علیه السلام...212

مبتلا گشتن ایوب علیه السلام...214

خلافت امیر المومنين علیه السلام در شب معراج...224

تفسیر سوره زمر

39- سوره زمر در مکه نازل شده و دارای 75 آیه است...231

آن چه که خداوند در بهشت بر ولی اش عطا می کند...239

چگونگی نفخ صُور...253

زمین با نور امام علیه السلام نورانی می شود...256

تفسير سوره مؤمن

40 - سورۀ مؤمن (غافر) در مکه نازل شده و دارای 85 آیه است...259

چگونگی مُردن اهل آسمان و زمین...268

هر کس بمیرد و امامش را نشناسد...279

تفسير سورة حم سجده

41- سورة حم سجده (فصلت) در مکه نازل شده و دارای 54 آیه است...283

شهادت دادن اعضاء بدن در روز قیامت...293

حضور معصومین علیهم السلام در هنگام مرگ...298

تفسیر سوره شوری

42 - سوره شوری در مکه نازل شده و دارای 53 آیه است...307

امام حسن علیه السلام و يزيد ملعون در نزد پادشاه روم...311

سوالات پادشاه روم از امام حسن علیه السلام...317

آیه مودت...328

تفسير سوره زخرف

43 - سوره زخرف در مکه نازل شده و دارای 89 آیه است...343

آیه ای برای سوار شدن بر چهارپایان و کشتی ها در بیابان و دریا...349

سوالات غلام آزاد شده عمر از امام باقر علیه السلام...358

على علیه السلام شبيه عيسى بن مريم...363

گفتگوی اغنیاء و فقراء...364

تفسیر سوره دخان

44 - سوره دخان در مکه نازل شده و دارای 59 آیه است...373

شب قدر...376

گریه آسمان و زمین بر امام حسین علیه السلام...380

ثواب گریه بر امام حسین علیه السلام...380

تفسير سوره جاثیه

45 - سورهٔ جاثیه در مکه نازل شده و دارای 37 آیه است...387

تفسیر سورۂ احقاف

46 - سوره احقاف در مکه نازل شده و دارای 35 آیه است...399

مدت حمل امام حسين علیه السلام...405

سرزمین احقاف...410

تفسير سورة محمد صلی الله علیه و اله

47 - سورۀ محمد صلی الله علیه و آله در مدینه نازل شده و دارای 38 آیه است...419

شرایط قیامت...431

تفسير سوره فتح

48 - سوره فتح در مدینه نازل شده و دارای 29 آیه است...445

صلح حديبيه...447

سبب امتناع علی علیه السلام از دشمنان...464

تفسير سوره حجرات

49 - سوره حجرات در مدینه نازل شده و دارای 18 آیه است...469

دروغ بستن بر مارية قبطى...473

تفسير سورة ق

50 - سوره ق در مکه نازل شده و دارای 45 آیه است....485

مقام پیامبر صلی الله علیه و آله و حضرت علی علیه السلام در محشر...492

تفسير سورة الذاريات

51- سورة الذاریات در مکه نازل شده و دارای 60 آیه است...499

معنی زیبا و نيكو بودن آسمان...502

تفسير سوره طور

52 - سوره طور در مکه نازل شده و دارای 49 آیه است...511

در بهشت غنا نیست...515

پیشگفتار

تفسیری را که در پیش روی دارید ترجمه تفسير على بن ابراهيم قمي رحمه الله است تفسیری که از بدو تولد تا به امروز مورد استفاده تمام مفسران شیعه شده و حتی بعضی از این بزرگواران تمام آن را در ذیل آیات تفسیری خود ذکر کرده اند و نیز علامه مجلسى رحمه الله هم در دائرة المعارف بزرگ شیعه یعنی بحارالانوار آن را در جای جای کتاب شریفش نقل کرده است.

حال که ترجمه این کتاب شریف با عنایت الهی و لطف آقا امام زمان روحی و ارواح المومنين لتراب مقدمه الفداء به پایان رسیده و آماده چاپ در پنج جلد گردیده است ضروریست که نکاتی را درباره آن توضیح دهم:

1.

نسخه مورد ترجمه ما چاپ دار الکتاب جزائری است که با تصحیح و تعليقه و مقدمه علامه حضرت آیة الله سید طيّب جزائری (حفظه الله) است.

2.

با توجه به آیات و ترجمه آن و نیز تحقیقات پاورتی و منابعی که از این تفسیر استفاده کرده اند ترجمه تفسیر را به پنج جلد رسانده است.

3.

عمده تحقیقات پاورقی ما از کتاب های روائی روی بحار الانوار و از کتب تفاسير روى تفسیرهای برهان صافی و نور الثقلین و نیز بعضی از کتاب های پراکنده بوده است که اگر تمام کتاب های تفاسیر را نقل می کردیم حجم کتاب را به بیش از این که هست می رساند.

4.

ترجمه جلد اول در دو جلد آماده شده که منابع تحقیقاتی را در پایان جلد دوم آورده ایم و ترجمه جلد دوم عربی نیز در سه جلد آماه شده که منابع

تحقیقاتی آن را نیز در پایان جلد پنجم آورده ایم.

5.

تفسیر قمی شامل تمام سوره های قرآن است اما شامل تمام آیات نمی باشد و لذا برای سهولت فارسی زبانان ما قبل از آیات تفسیری آیه مورد نظر با ترجمه اش را با قلمی مجزا از قلم متن و با فونتی نازک آورده ایم تا خواننده گرامی قبل از تفسیر به آیه و ترجمه آن دسترسی داشته باشد و با هیچ مشکلی روبرو نگردد.

6.

چون این ترجمه اولین ترجمه ای است که از تفسیر قمی شده يقيناً خالی از اشکال نیست و لذا از خوانندگان گرامی عاجزانه درخواست می کنم که در هنگام مشاهده سهو القلمی آن را با دیده اغماض بنگرند و آن را بر این عاصی ببخشند.

در پایان از همه کسانی که ما را از پیشنهادهای خود بی بهره نگذاشتند و که ما را از نیز کسانی که ما را در مقابله تایپی یاری کردهاند صمیمانه تقدیر و تشکر می کنم خصوصاً از حضرت حجة الاسلام و المسلمین حاج امیرآقا جزائری (حفظه الله) که اگر پیگیری های مخلصانه ایشان بعد از پیشنهاد ترجمه این تفسیر قیم نبود شاید تا حال این ترجمه به سرانجام نرسیده بود.

و همچنین از خداوند منان درخواست عاجزانه دارم که ما را از قرآن جدا نکند و دست ناتوان ما را از تمسک جستن به قرآن ناتوان نگرداند چرا که اگر لطف و عنایت الهى شامل حال ما نباشد در دنیا و آخرت بدبخت و روسیاه خواهیم بود.

خداوندا تو را سوگند می دهیم به حق قرآن آنی ما را از قرآن و تمسک جستن به آن جدا مگردان

خداوندا تو را سوگند می دهیم به حق قرآن آنی ما را از قرآن ناطق آقا امير المومنین علیه السلام دور مگردان

انشاء الله

تفسیر سوره سجده

اشاره

32 - سوره سجده در مکه نازل شده و دارای 30 آیه است.

بِسْمِ اللّه الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

الم (1) تَنْزِيلُ الكِتابِ لا رَيْبَ فِيهِ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِينَ (2) أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ بَلْ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ لِتُنْذِرَ قَوْماً مَا أَتَاهُمْ مِنْ نَذِيرٍ مِنْ قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ (3) 1 - الم .

2- این کتابی است که بی هیچ شک و ریبی از جانب پروردگار عالمیان نازل شده است.

3- اما آن ها می گویند او (پیامبر) آن را به دروغ به خداوند نسبت می دهد بلکه آن سخنان حقی از جانب پروردگارت است تا این که گروهی را انذار کنی که قبل از تو هیچ انذار کننده ای به سوی آنان نیامده است شاید که هدایت یابند.

الم * تَنْزِيلُ الْكِتَابِ لا رَيْبَ فِيهِ یعنی شکی در آن نیست. مِنْ رَبِّ الْعَالَمِينَ * أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قريش می گفتند که این از دروغ های محمد است ؛ و خداوند آن ها را رد کرده و می فرماید: بَلْ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ لِتُنذِرَ قَوْماً مَا أَتَاهُمْ مِنْ نَذِيرٍ مِنْ قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ بلکه آن سخنان حقی از

جانب پروردگارت است تا اینکه گروهی را انذار کنی که قبل از تو هیچ انذار کننده ای به سوی آنان نیامده است شاید که هدایت یابند. (1)

يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ (5) 5- (خداوند) امور این عالم را از آسمان تا زمین تدبیر می کند سپس در روزی که مقدار آن هزار سال از سال هایی است که می شمارید به سوی او بالا می رود.

يُدَبِّرُ الأَمْرَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ معنی آیه این است که خداوند متعال اوامر و نواهی و اعمال بندگان را تدبیر می کند و آن را از آسمان به سوی زمین می فرستد، پس آن اعمال به سوی جزای الهی در روز قیامت که مقدار آن هزار سال از سال های دنیاست بر می گردد. (2) الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسَانِ مِنْ طِينٍ (7) ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلَالَةٍ مِنْ مَاءٍ مَهين (8) ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَليلاً ما تَشْكُرُونَ (9) 7- او آن خدایی است که هر چیزی را نیکو ،آفرید و ابتدای آفرینش انسان را از گل آغاز کرد.

8- سپس نسل او (انسان) را چکیده ای از آب بی قدر و ناچیز قرار داد.


1) تفسیر برهان، ج 6، ص 193

2) تفسیر برهان، ج 6، ص193؛ تفسیر صافی، ج 5، ص 542؛ نور الثقلين، ج 4، ص 221 .

9- سپس آن را موزون نمود و از روح خود در آن دمید و برای شما گوش و چشم ها و قلب ها قرار داد اما افراد کمی هستند که شکر نعمت های او را بجا آورند.

الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسَانِ مِنْ طِينٍ که مراد از انسان در این آیه آدم علیه السلام است. ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ سپس بچه هایش را قرار داد. مِنْ سُلالة و أن خالص از آب و طعام می باشد. مِنْ مَاءٍ مَهِينِ یعنی از نطفه و منی. ثُمَّ سَوَّاهُ یعنی استحاله نطفه به علقه و از علقه به مضغه تا اینکه روح در آن دمیده می شود (1) قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وَ كُل بِكُمْ ثُمَّ إِلى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ (11) 11- بگو: فرشته مرگ که مأمور شماست روح شما را می گیرد، سپس شما را به سوی پروردگارتان باز می گرداند.

عزرائيل علیه السلام

قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وَ كُلَ بِكُمْ عمير بن هشام از امام صادق علیه السلام روایت کرده که فرمود پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرموده اند وقتی که مرا به معراج بردند فرشته ای را دیدم که لوحی از نور در دست دارد و بدون آن که لحظه ای به راست و چپ خود نظر کند پیوسته به لوح نظر می کرد ولی محزون و متأثر و غمگین بود از جبرئیل


1) تفسیر برهان، ج 6، ص 194 ؛ تفسیر صافی، ج 5، ص 542؛ نور الثقلين، ج 4، ص 222

پرسیدم: این فرشته کیست و چه می کند؟

جواب داد این فرشته نامش عزرائیل و موكل قبض روح خلایق است.

:گفتم میل دارم او را از نزدیک .ببینم به همراهی جبرئیل نزدیک رفتم و :گفتم ای فرشته مرگ تمام کسانی که تاکنون مرده و یا بعدها خواهد مرد به وسيلة شخص خودت قبض روح شده و می شوند؟

جواب داد: آری من شخصاً برای قبض ارواح حضور می یابم و تمام خلق دنیا بر حسب اراده و مشیت پروردگار چون سکه در همی که در دست مردی باشد که به هر طریق بخواهد آن را در دست می گرداند در دست من می گردند مسخر من هستند و خانه ای در روی زمین نیست مگر این که من در هر شبانه روز پنج نوبت داخل آن می شوم و چون گریه و زاری کسان متوفی را می بینم می گویم بیهوده زاری نکنید که من آن قدر باین خانه خواهم آمد که هیچ صاحب روحی باقی نماند و احدی از شما را باقی نمی گذارم

پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند برای شخصی که پند پذیر باشد مرگ بهترین واعظ و پند دهنده است و مرگ وسیلهٔ عبرت و نصیحت می باشد.

جبرئیل فرمود مصیبت پس از مرگ مهم تر و عظیم تر از خود مرگ و مردن است (1)

وَلَوْ شِئْنَا لَآتَيْنَا كُلَّ نَفْسٍ هُدَاهَا وَلَكِنْ حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّي لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ (13) فَذُوقُوا بِمَا نَسِيتُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَذَا إِنَّا نَسِينَاكُمْ وَذُوقُوا عَذَابَ الْخُلْدِ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (14)


1) تفسیر صافی، ج 5، ص 544 ؛ نور الثقلين، ج 4، ص 224 ؛ تفسیر برهان ج 6، ص 194

13- و اگر می خواستیم به هر شخصی هدایتش (به اجبار) می دادیم ولی (آن ها را مختار گذاشته ایم ) و وعده من حق است که جهنم را از جنّ و انس (گناهکار) پر می کنم

14- (به آن ها خطاب کنیم:) پس بچشید (عذاب جهنم را) چرا که دیدار امروزتان را فراموش کردید به خاطر همین ما نیز شما را فراموش کردیم و بچشید عذاب همیشگی را به خاطر آن چه که انجام می دادید

وَلَوْ شِئْنَا لَآتَيْنَا كُلَّ نَفْسٍ هُداها یعنی اگر بخواهیم همه را معصوم از گناه کنیم می توانیم. فَذُوقُوا بِمَا نَسِيتُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَذَا إِنَّا نَسِينَاكُمْ یعنی شما را ترک کردیم. تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ (16) فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (17) 16- در نیمه شب پهلوهایشان از بستر خواب بدور است، و پروردگارشان را با ترس و امید می خوانند و از آن چه به آن ها روزی داده ایم انفاق می کنند.

17- پس هیچ کس نمی داند که چه پاداش نیکوئی که روشنی بخش چشم هاست به خاطر آن چه که (از اعمال نیک و صالح) انجام می دادند برای آن ها ذخیره شده است.

فضیلت روز جمعه

تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَ طَمَعاً وَ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ

عاصم بن حميد از امام صادق علیه السلام روایت می کند که فرمود هیچ عمل نیکی از بنده خدا سر نمی زند مگر آن که در قرآن ثوابی برایش معین شده جز نماز شب که خدای عز و جل ثوابی برایش بیان نکرده است بس که ثواب آن عظیم بوده همین قدر فرموده تَتَجافی جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَطَمَعاً وَ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ - تا - يَعْمَلُونَ. (1)

آن گاه فرمود: خدای عز و جل برای بندگان مؤمنش در هر جمعه کرامتی ،دارد چون روز جمعه می شود خداوند فرشته ای به سوی بنده اش روانه می،کند که با او دو جامه است فرشته ای آن جامه را به باغ بهشتی آن بنده می برد و از دربان اجازه ورود می خواهد خادمان از صاحب باغ اجازه می،خواهند از همسران خود می پرسد مگر بهتر از این نعمت ها که دارم نعمت دیگری وجود دارد که این فرشته برایم آورده؟

همسرانش می گویند: ای آقا و مولای ما به آن خدایی که این بهشت را بر تو مباح کرده سوگند هدیه ای آورده که از آن زیباتر چیزی ندیده ایم.

پس بنده مؤمن یکی از آن دو جامه را لنگ و دیگری را سردوشی می کند به هیچ چیز عبور نمی کند مگر آن که از نور آن دو جامه روشن می شود تا به مكان مقرر برسد همین که به آن قرارگاه رسيدند و با سایر مؤمنان در آن جا گرد آمدند پروردگارشان برایشان تجلی می کند چون به او نظر می کنند یعنی به رحمت او بی اختیار به سجده می افتند پروردگارشان خطاب می کند که سرها از سجده بر دارید این جا دیگر جای سجده نیست و امروز روز عبادت نیست من از شما زحمت هر عمل و عبادتی را برداشتم.

می گویند: پروردگارا آخر هیچ چیزی بهتر از این که به ما داده ای نیست به


1) وسائل الشيعه، ج 8، ص 163

ما بهشت ارزانی داشته ای.

می فرماید: شما هفتاد برابر آن چه دارید نیز نزد من دارید.

پس مؤمن در هر روز جمعه آن چه دارد هفتاد برابر می شود و این است معنای جمله وَ لَدَيْنَا مَزِيدٌ (1)که مربوط است به روز جمعه آری شب آن ،روز شبی بسیار بزرگ و روزش روزی بسیار تابناک است تا می توانید در شب و روز جمعه تسبيح و تهليل و تكبير و ثناى خدای عز و جل بگویید و به رسول خدا صلی الله علیه و آله درود بفرستید.

آن گاه فرمود: پس مؤمن از آن قرارگاه می رود و به هیچ چیز عبور نمی،کند مگر آن که روشنش می سازد تا به همسرانش می رسد همسرانش می گویند: به آن خدایی که این بهشت را در اختیارمان گذاشت ای مولای ما هرگز تو را زیباتر از این ساعت ندیده ایم

می گوید: من به نور پروردگارم نظر کردم.

سپس فرمود همسرانش نه اهل مکر و حیله هستند و نه حیض می بینند و نه این که از بهره بردن از شوهرانشان دوری می جویند.

راوی گوید عرض کردم فدایت گردم می خواهم از چیزی سؤال کنم ولی حیاء می کنم.

امام علیه السلام فرمود: سؤال کن.

عرض کردم: فدایت گردم آیا در بهشت غناء هم هست؟

فرمود: در بهشت درختی است که خداوند به باد امر می کند که بر آن درخت بوزد و از آن درخت صدائی شنیده می شود که خلائق صدائی نیکوتر از آن را نشينده اند و این در عوض آن است که کسی در دنیا از ترس خداوند


1) ق آیۀ 35؛ و نزد ما نعمت های زیادی است.

غناء و موسیقی را ترک کرده باشد.

تا آن جا که گفت: عرضه داشتم فدایت شوم باز هم برایم بگو.

فرمود: خداوند متعال بهشتی را به دست خود ،آفرید که هیچ چشمی آن را ندیده و احدی از آن خبر ندارد هر روز صبح درب آن بهشت را باز می کند و به آن فرمان می دهد که بوی خوشت را زیادتر کن و نسیمت را دل نوازتر ساز این است که خدای عز و جل درباره اش فرموده: فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أَخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةٍ أَعْيُنٍ جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ پس هیچ کس نمی داند که چه پاداش نیکوئی که روشنی بخش چشم هاست به خاطر آن چه که (از اعمال نیک و صالح) انجام می دادند برای آن ها ذخیره شده است. (1)

أَفَمَنْ كَانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كَانَ فَاسِقاً لا يَسْتَوُونَ (18) أَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَلَهُمْ جَنَّاتُ الْمَأْوَى نُزُلاً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (19) 18- آیا کسی که ایمان آورده مانند کسی است که فاسق بوده؟ هرگز این دو با هم مساوی نیستند.

19- اما کسانی که ایمان آورده اند و کارهای صالح انجام می دهند پس جایگاه آن ها بهشت همیشگی است و این پاداش آن چه است که از اعمال صالح انجام می دادند

ابى الجارود روایت می کند که امام باقر علیه السلام در معناى آية أَفَمَنْ كَانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كَانَ فَاسِقاً لا يَسْتَوُونَ فرمود: این آیه درباره علی بن ابی طالب علیه السلام و ولید بن عقبة بن ابی معیط نازل شد که ولید بن عقبه به آن حضرت :گفت به خدا


1) تفسیر برهان، ج 6، ص 200 ؛ بحار الانوار، ج 8، ص 126

سوگند من از شما خوش بیان ،ترم نیزه ام از نیزه تو ،تیزتر و در صف تیراندازان ثابت قدم ترم.

على علیه السلام فرمود: ساکت باش تو تنها فاسقی و بس پس خدای تعالی این آیه را نازل :كرد أَفَمَنْ كَانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كَانَ فاسِقاً لا يَسْتَوُونَ * أَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَلَهُمْ جَنَّاتُ الْمَأوى نُزُلاً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ که مراد از مومن على بن ابى طالب علیه السلام است. (1)

وَ أَمَّا الَّذينَ فَسَقُوا فَمَأْواهُمُ النَّارُ كُلَّما أَزادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْهَا أُعبِدُوا فيها وقيلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذَابَ النَّارِ الَّذِي كُنتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ (20) 20- و اما کسانی که فاسق شدند پس جایگاه همیشگی آن ها آتش جهنم ،است هر زمان که بخواهند از آن خارج شوند دوباره به آن بر می گرداند و به آن ها گفته می شود بچشید عذاب جهنمی را که آن را تکذیب می کردید

وَ أَمَّا الَّذِينَ فَسَقُوا فَمَأْواهُمُ النَّارُ كُلَّمَا أَرَادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْهَا أُعِيدُوا فِيها تا - بِهِ تُكَذِّبُونَ می فرماید: وقتی آنان داخل جهنم می شوند در آن سقوط می کنند و به فاصلۀ هفتاد سال راه سرنگون می شوند آن گاه که به قعر جهنّم رسیدند جهنّم آنان را بیرون می اندازد آن گاه که به بالای جهنّم می رسند با آهن نگهداشته می شوند و از خروجشان جلوگیری می شود و حالشان به طور دایم چنین .است (2) وَ جَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُونَ (24)


1) تفسیر صافی، ج 5، ص 550 ؛ تفسیر برهان، ج 6، ص 205

2) نور الثقلين، ج 4، ص 231

24- و بعضی از آن ها را امام و پیشوایانی قرار دادیم که به امر ما (مردم را) هدایت می کردند چون صبر ،نمودند و به آیات ما یقین داشتند.

وَ جَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا به در علم الهی بود که آن ها بر آن چه که به ایشان می رسد صبر می کنند و به همین خاطر آن ها را ائمه قرار داد. از طلحة بن زید از جعفر بن محمد از پدرش امام باقر علیه السلام که فرمود مراد از ائمه در قرآن دو نوع امام است یکی امام عدل و دیگری امام جور و ستم می باشد که خداوند می فرماید: وَ جَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا یعنی هدایت به امر ما می کنند نه به امر مردم آن ها امر خداوند را مقدم بر خودشان و حکم ما را مقدم بر حکم خویش می کنند. وَ جَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ یعنی امر خودشان را مقدم بر امر خدا و حکم خودشان را نیز مقدم بر حکم خداوند می کنند و با هوا و هوس خویش و آن چه که خلاف قرآن است عمل می نمایند. (1) وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّا نَسُوقُ الْمَاءَ إِلَى الْأَرْضِ الْجُرُزِ فَيُخْرِجُ بِهِ زَرْعاً تَأْكُلُ مِنْهُ أَنْعَامُهُمْ وَ أَنْفُسُهُمْ أَفَلَا يُبْصِرُونَ (27) وَ يَقُولُونَ مَتى هَذَا الْفَتْحُ إِنْ كُنتُمْ صَادِقِينَ (28) قُلْ يَوْمَ الْفَتْح لا يَنْفَعُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِيمَانُهُمْ وَلَا هُمْ يُنْظَرُونَ (29) فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَانْتَظِرُ إِنَّهُمْ مُنتَظِرُونَ (30) 27- آیا ندیدند که ما آب را به سوی زمین های خشک می بریم پس از آن زراعت هایی می رویانیم که چهارپایانشان و خودشان از آن روزی می خورند؟ آیا بینا نمی گردند؟


1) بحار الانوار، ج 24، ص 156 ؛ بصائر الدرجات، ص 32؛ تفسير برهان، ج 6، ص 209

28- و می گویند چه وقت می رسد این پیروزی ،شما اگر راست می گوئید؟

29- بگو: روز ،پیروزی ایمان آوردن کسانی که کفر می ورزیدند نفعی به حال آن ها نمی بخشد و به آن ها مهلت داده نمی شود.

30- پس از آن ها روی بگردان و منتظر باش همانا آن ها نیز منتظر هستند.

وَلَنُذِيقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذَابِ الْأَدْنى دُونَ الْعَذَابِ الْأَكْبَرِ عذاب پست عذاب رجعت با شمشیر است. لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ یعنی آن ها در زمان رجعت بر می گردند تا عذاب شوند. أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا نَسُوقُ الْمَاءَ إِلَى الْأَرْضِ الْجُرُزِ که الارض الجرز یعنی زمین خراب و آن مثالی است که خداوند درباره رجعت و قیام حضرت قائم علیه السلام زده است پس هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله آن ها را به رجعت خبر داد گفتند: مَتى هَذَا الْفَتْحُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ و این آیه عطف بر آية وَلَنُذِيقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذَابِ الأَدْنى دُونَ الْعَذَابِ الأَكْبَر 21 همين سوره است و گفتند: تَىٰ هٰذَا الْفَتْحُ إِنْ كُنتُمْ صَادِقِينَ چه وقت می رسد این پیروزی شما، اگر راست می گوئید؟ خداوند فرمود: به آن ها بگو: يَوْمَ الْفَتْحِ لا يَنْفَعُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِيمَانُهُمْ وَلا هُمْ يُنظَرُونَ * فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ انْتَظِرْ إِنَّهُمْ مُنتَظِرُونَ پس ای محمد از آن ها دوری کن و منتظر باش بدرستی که آن ها هم از منتظران هستند (1)


1) تفسیر برهان، ج 6، ص 210

تفسیر سوره احزاب

اشاره

33- سوره احزاب در مدینه نازل شده و دارای 73 آیه است.

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

يا أَيُّهَا النَّبِيُّ اتَّقِ اللهَ وَلا تُطِع الكافِرِينَ وَالْمُنَافِقِينَ إِنَّ اللهَ كَانَ عَليماً حَكيماً (1) 1- ای پیامبر از خداوند بپرهیز و از کافران و منافقین اطاعت مکن، همانا که خداوند دانا و حکیم است

يا أَيُّهَا النَّبِيُّ اتَّقِ اللهَ وَ لا تُطع الْكَافِرِينَ وَالْمُنَافِقِينَ إِنَّ اللهَ كَانَ عَلِيماً حَکیماً این همان است که امام صادق علیه السلام می فرماید: خداوند پیامبرش حضرت محمد صلی الله علیه و آله را مبعوث کرد برای این که او را مخاطب سازد و غیر آن حضرت را اراده نماید یعنی «دخترم به تو می گویم عروسم تو بشنو» پس مخاطب پیامبر صلی الله علیه و آله بوده و مقصود مردم می باشند (2) مَا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ وَمَا جَعَلَ أَزْوَاجَكُمُ اللَّائِي تُظَاهِرُونَ مِنْهُنَّ أُمَّهَاتِكُمْ وَ مَا جَعَلَ أَدْعِيَاءَكُمْ أَبْنَاءَكُمْ ذَلِكُمْ قَوْلُكُمْ بِأَفْوَاهِكُمْ وَاللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَ هُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ (4) ادْعُوهُمْ ِلآبَائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِنْدَ اللهِ فَإِنْ لَمْ تَعْلَمُوا آبَاءَهُمْ فَإِخْوَانُكُمْ فِي


1) تفسیر صافی، ج 6، ص 7؛ نور الثقلين، ج 4؛ نور الثقلين، ج 4، ص 234 ؛ تفسیر برهان، ج 6، ص 213

2)

الدِّينِ وَ مَوَالبِكُمْ وَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ فِيمَا أَخْطَأْتُمْ بِهِ وَلَكِنْ مَا تَعَمَّدَتْ قلُوبُكُمْ وَ كَانَ اللهُ غَفُوراً رَحِيماً (5) 4- خداوند در درون آدمی دو دل قرار نداده است و همسرانتان را که ظهار می کنید (آن ها را بعنوان مادر می خوانید) مادر شما و نیز فرزند خوانده ها را فرزند شما قرار نداده است این سخنانی که بر زبانتان جاری می شود و خداوند حق را می گوید و او به راه راست هدایت می.کند

5- آن ها (پسر خوانده ها) را به اسم پدرانشان بخوانید که این نزد خدا عادلانه تر است اگر پدرانشان را نمی شناسید پس آن ها برادران دینی و موالی شما هستند و در کاری که به خطا رفته اید گناهی بر شما نیست و لکن آن چه را که به عمد و با اراده قلبی می کنید (بر آن مؤاخذه می شوید) و خداوند آمرزنده و مهربان .است

مَا جَعَلَ اللهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ وَ مَا جَعَلَ أَزْوَاجَكُمُ اللَّائِي تُظَاهِرُونَ مِنْهُنَّ أُمَّهَاتِكُمْ به این آیه با آیه 2 سوره مجادله الَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِنْكُمْ مِنْ نِسَائِهِمْ - تا - وَلَدْنَهُمْ یکی است. ابى الجارود روایت می کند که امام باقر علیه السلام در تفسیر آیه مَا جَعَلَ الله ایتالیا لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ به نقل از حضرت علی علیه السلام می فرماید: دوستی ما اهل بیت و دشمنان ما در قلب انسانی با هم جمع نمی شود زیرا خداوند در درون انسان دو قلب قرار نداده که هم ما را دوست بدارد و هم دشمنان ما را اما دوستی ما دوستی را خالص می کند همچنان که طلا به وسیله آتش خالص می گردد و هیچ کدری در آن نمی ماند پس کسی که می خواهد بداند چقدر ما را دوست دارد قلبش را امتحان ،نماید اگر بهمراه دوستی ما دشمنان ما را نیز دوست بدارد پس او از ما نیست و ما هم از او نیستیم و خداوند و جبرئیل و

میکائیل دشمن آن هاست و خداوند کافرین را دشمن می دارد. (1)

داستان زید بن حارثه

وَ مَا جَعَلَ أَدْعِيَاءَكُمْ أَبْنَاءَكُمْ ابن أبی عمیر از جمیل از امام صادق علیه السلام روایت می کند که فرمود: سبب نزول این آیه این بود که وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله با خدیجه دختر خویلد ازدواج ،کرد به منظور تجارت از مکه به عکاظ رفت و در آن جا زید را دید که در معرض فروش قرار گرفته او را جوانی زیرک و تیزهوش و عفیف یافت پس وی را خریداری کرد و همین که به نبوت رسید زید را به اسلام دعوت نمود و زید مسلمان شد، از آن روز مردم به وی می گفتند: آزاد شده محمد صلی الله علیه و آله.

از سوی دیگر وقتی حارثة بن شراحیل کلبی از سرگذشت پسرش زید خبردار شد به مکه آمد تا فرزندش را از مولایش خریده آزاد کند و حارثه مردی محترم و بزرگ بود نزد ابو طالب آمده :گفت ای ابو طالب پسر من در حادثه ای اسیر شده و شنیده ام که دست به دست بفروش رفته تا به دست برادر زاده ات افتاده است از تو خواهش می کنم به ایشان پیشنهاد کنی یا پسرم را بفروشد و یا عوض آن غلامی دیگر بگیرد و یا آزادش کند.

ابو طالب با رسول خدا صلی الله علیه و آله صحبت کرد حضرت فرمود من او را آزاد کردم هر جا می خواهد برود.

حارثه برخاست و دست زید را گرفت و :گفت پسر بر خیز و به شرافت و حسب و آبروی سابقت برگرد


1) بحار الانوار ، ج 3، ص 5؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 8؛ نور الثقلین، ج 4، ص 234 ؛ تفسیر برهان، ج 6 ص 214

زید گفت: به هیچ وجه تا زنده ام از رسول خدا صلی الله علیه واله جدا نمی شوم.

حارثه :گفت آیا دست از شرافت و دودمان خود بر می داری و برده قریش می شوی؟

زید مجدداً :گفت به هیچ وجه و تا وقتی که زنده ام از رسول خدا صلی الله علیه واله جدا نمی شوم.

پدرش خشمگین شد و :گفت ای گروه قریش شاهد باشید که من از او بیزاری جستم و او دیگر پسر من نیست.

رسول خدا صلی الله علیه واله به حاضران خطاب کرد شاهد باشید، زید پسر من است از من ارث می برد و من از او ارث می برم.

از آن روز مردم به زید می گفتند: زید ابن محمد و رسول خدا صلی الله علیه واله او را دوست می داشت و نامش را «زید الحب» گذاشت.

بعد از آن که رسول خدا صلی الله علیه واله به مدینه مهاجرت فرمود، زینب دختر جحش را به ازدواج زید درآورد روزی دیر به خدمت رسول خدا صلی الله علیه و اله رفت آن جناب به منزل وی رفت تا از او خبر بگیرد و در آن هنگام زینب وسط اطاق خود نشسته و با «فهر» (سنگی که ادویه را با آن نرم می کنند) عطر جامد خود را می،سایید، رسول خدا صلی الله علیه واله درب را باز کرد تا از زینب خبر بگیرد ناگهان چشمش به زینب که زنی زیبا بود افتاد و گفت منزه است خداوند آفریدگار نور و فَتَبَارَكَ اللهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ و سپس به منزل خود برگشت، در حالی که به یاد زیبایی او بود

زید به منزل آمد زینب جریان را به شوهرش گفت. زید گفت آیا میل داری تو را طلاق دهم تا رسول خدا صلی الله علیه و آله با تو ازدواج کند؟

زینب گفت می ترسم تو طلاقم بدهی و رسول خدا صلی الله علیه واله هم با من ازدواج

نکند.

زید نزد رسول خدا صلی الله علیه واله رفت و عرضه داشت: پدر و مادرم فدایت زینب جریانی به این صورت برایم تعریف کرد آیا میل داری من او را طلاق دهم تا شما با او ازدواج کنید؟

فرمود: نه برو و از خدا بترس و همسرت را ،نگهدار خدای تعالی این جریان را حکایت کرده و فرمود: أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَ اتَّقِ اللَّهَ وَ تُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَ تَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَاهُ فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِنْهَا وَ طَراً زَوَّجْنَاكَها - تا - وَكَانَ أَمْرُ اللهِ مَفْعُولاً (1)پس خدای تعالی در بالای عرش خود زینب را به ازدواج آن جناب درآورد

منافقین گفتند: زنان پسران ما را بر ما حرام می کند، آن وقت خودش همسر پسرش زید را می گیرد خدای تعالی در پاسخ آنان فرمود: وَ ما جَعَلَ أَدْعِيَاءَكُمْ أَبْنَاءَكُمْ - تا - يَهْدِي السَّبِيلَ و نیز فرزند خوانده ها را فرزند شما قرار نداده ،است این سخنانی که بر زبانتان جاری می شود و خداوند حق را می گوید و او به راه راست هدایت می کند

سپس فرمود: ادْعُوهُمْ لِآبَائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِنْدَ اللهِ - تا - وَ مَوَالِيكُمْ بدان که زید پسر واقعی حضرت محمد صلی الله علیه و آله نبود بلکه پیامبر به خاطر این که پدر زید او را از خود راند و لذا پیامبر برای تسکین دل زید او را به عنوان پسر خوانده خویش انتخاب نمود. در این مورد ما در ذیل آیه 40 مَا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِنْ رِجَالِكُمْ وَلكِنْ رَسُولَ اللهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ وَ كَانَ اللهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً مطلبى


1) احزاب، آیه 37 می گفتی همسرت را نگهدار و از خداوند بپرهیز و در دلت چیزی را پنهان می داشتی که خداوند آن را آشکار کرد و از مردم می ترسیدی و در حالی که خداوند سزاوارتر بود که از او بترسی پس هنگامی که زید نیازش را از آن زن بر طرف کرد (و طلاقش ،داد) ما او را به ازدواج تو در آوردیم تا برای مؤمنان ازدواج با زن پسر خوانده هایشان هنگامی که طلاق بگیرند بیم نداشته باشند و فرمان خدا انجام شدنی است.

نوشته ایم.

سپس خداوند نازل فرمود: لا يَحِلُّ لَكَ النِّسَاءُ مِنْ بَعْدُه (1)از این به بعد زنان بر تو حلال نمی شود یعنی آن چه را که در سورۀ نساء بر آن حضرت حلال کرده بود دیگر بر او حلال نیستند

اين آيهِ وَلَا أَنْ تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجِ (2)عطف بر داستان زن زید است.

وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ (3)یعنی زن مردی بر تو حلال نیست که خودش را بر تو عرضه نماید مگر اینکه شوهرش او را طلاق بدهد و تو با او ازدواج کنی پس این عمل را بعد از این انجام مده. (4) النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ وَأُولُوا الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ فِي كِتابِ اللهِ مِنَ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُهَاجِرِينَ إِلا أَنْ تَفْعَلُوا إلى أَوْلِيَائِكُمْ مَعْرُوفاً كان ذلك في الكِتَابِ مَسْطُوراً (6) وَ إِذْ أَخَذْنَا مِنَ النَّبِيِّينَ مِيثَاقَهُمْ وَ مِنْكَ وَ مِنْ نُوحٍ وَ إِبْرَاهِيمَ وَ مُوسَى وَ عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَ أَخَذْنَا مِنْهُمْ ميثاقاً غليظاً (7) 6- پیامبر به مومنین از خودشان سزاوارتر است و همسران او مادران ،آن هاست و خویشاوندان نسبت به یکدیگر سزاوار از مومنان و مهاجران هستند آن چه که در کتاب الهی آمده است مگر آن که بخواهید بر دوستانتان نیکی و احسان کنید (مقداری از مالتان را به آن ها بدهید) که این حکم در کتاب الهی نوشته شده است.


1) احزاب آیه 52

2) احزاب آیه 52

3) احزاب، آیه 52

4) بحار الانوار، ج 22، ص 214 ؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 9؛ تفسیر برهان، ج 6، ص 214

7- و (بياد بیاور) هنگامی که ما از پیامبران عهد و پیمان گرفتیم و نیز از تو و از نوح و ابراهیم و موسی و عیسی بن مریم و از آن ها عهد و پیمان محکمی گرفتیم (با هر زحمتی که است رسالت الهی را تبلغ کنند)

پیامبر اولی است به مومنین از خودشان

النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ می فرماید: این آیه چنین نازل شده وَهُوَ أبٌ لَهُمْ و أزواجه أمهاتهم، و خداوند مومنین را اولاد رسول خدا صلی الله علیه وآله قرار داده و خود حضرت را پدران آن ها کسی که قادر نیست خودش را نگه دارد و مالی ندارد و بر خودش ولایتی ندارد پس خداوند تبارک و تعالى ولایت مومنین را بعد از خودش بر آن ها بر پیامبر قرار داد و این فرمایش رسول خداست که در غدیر خم فرمود: ای مردم آیا من اولی به شما از خودتان نیستم؟ !گفتند: بلی! سپس آن چه را که از ولایت خود بر مردم واجب کرده بود را برای اميرالمؤمنين على علیه السلام نیز واجب نمود و فرمود: آگاه باشید هر کس من مولای او هستم پس علی مولای اوست

هنگامی که خداوند پیامبر را پدر مومنین قرار داد او را ملزم فرمود که به مردم کمک کند و یتیمانشان را تربیت نماید و در این هنگام رسول خدا صلی الله علیه و آله از منبر بالا رفت و فرمود: هر کس مالی داشته باشد و بمیرد آن مال به ورثه او می رسد و هر کس دین و یا مالی از خود بجا بگذارد و وارثی نداشته باشد آن برای من است خداوند برای مؤمنین حقوقی نسبت به پیغمبر مقرر فرموده مانند حقوقی که پدر نسبت به فرزند دارد و بعد از پیغمبر این حقوق به اميرالمؤمنین و بعد از آن جناب به ائمه منتقل می گردد چون پیغمبر و امیر

المؤمنین هر دو پدران این امت هستند خداوند می فرماید: وَاعْبُدُوا اللهَ وَلا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً وَ بِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَاناً (1)که مراد از «والدان رسول خدا صلی الله علیه و اله و أمير المؤمنین علیه السلام می باشند

امام صادق علیه السلام می فرماید و به همین سبب یهود همگی اسلام آوردند زیرا بر خودشان و زن و بچه هایشان اطمینان خاطر پیدا کردند. (2)

وَ أُولُوا الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللهِ این آیه دربارۀ امامت نازل شده است. (3) إِذْ أَخَذْنَا مِنَ النَّبِيِّينَ مِيثَاقَهُمْ وَ مِنْكَ وَ مِنْ نُوحٍ وَ إِبْرَاهِيمَ وَ مُوسَى وَ عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ و او در و منک زائد است و آیه این است وَ مِنْکَ وَ مِنْ نُوح است پس خداوند برای خودش از انبیاء عهد و پیمان گرفت سپس برای پیامبرش و ائمه از انبیاء عهد و پیمان گرفت و سپس برای پیامبران بر رسولش عهد و پیمان گرفت. (4) يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَاءَتْكُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ ريحاً وَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْهَا وَكَانَ اللهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصيراً (9) إذْ جَاؤُكُمْ مِنْ فَوْقِكُمْ وَمِنْ أَسْفَلَ مِنْكُمْ وَإِذْ زَاغَتِ الْأَبْصَارُ وَ بَلَغَتِ القُلُوبُ الْحَنَاجِرَ وَ تَظُنُّونَ بِاللهِ الظُّنونَا (10) هُنَالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ وَزُلْزِلُوا زِلْزَالًا شَدِيدًا (11) وَإِذْ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ مَا وَعَدَنَا اللهُ وَ رَسُولُهُ إِلا


1) نساء آیه 36؛ خداوند را عبادت کن و چیزی را شریک او قرار ،مده و به پدر و مادر نیکی كن.

2) بحار الانوار، ج 36، ص 7

3) تفسیر صافی، ج 6، ص 12 ؛ نور الثقلين، ج 4، ص 237 ؛ تفسیر برهان، ج 6، ص 221

4) تفسیر برهان، ج 6، ص 223 تفسیر صافی، ج 6، ص 16 ؛ نور الثقلين، ج 4، ص 241

غُرُوراً (12) وَإِذْ قَالَتْ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ يَا أَهْلَ يَثْرِبَ لَا مُقَامَ لَكُمْ فَارْجِعُوا وَيَسْتَأْذِنُ فَرِيقٌ مِنْهُمُ النَّبِيَّ يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنَا عَوْرَةٌ وَمَا هِيَ بِعَوْرَةٍ إِنْ يُرِيدُونَ إِلَّا فِرَارًا (13) وَلَوْ دُخِلَتْ عَلَيْهِمْ مِنْ أَقْطَارِهَا ثُمَّ سُئِلُوا الْفِتْنَةَ لَآتَوْهَا وَمَا تَلَبَّثُوا بِهَا إِلَّا يَسِيرًا (14) وَ لَقَدْ كَانُوا عَاهَدُوا اللهَ مِنْ قَبْلُ لا يُوَلُّونَ الأَدْبَارَ وَكَانَ عَهْدُ الله مَسْؤُلاً (15) قُلْ لَنْ يَنْفَعَكُمُ الْفِرَارُ إِنْ فَرَرْتُمْ مِنَ الْمَوْتِ أَوِ الْقَتْلِ وَإِذًا لَا تُمَتَّعُونَ إِلَّا قَلِيلًا (16) قُلْ مَنْ ذَا الَّذِي يَعْصِمُكُمْ مِنَ اللَّهِ إِنْ أَرَادَ بِكُمْ سُوءًا أَوْ أَرَادَ بِكُمْ رَحْمَةً وَلَا يَجِدُونَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا (17) قَدْ يَعْلَمُ اللَّهُ الْمُعَوِّقِينَ مِنْكُمْ وَالْقَائِلِينَ لِإِخْوَانِهِمْ هَلُمَّ إِلَيْنَا وَلَا يَأْتُونَ الْبَأْسَ إِلَّا قَلِيلًا (18) أَشِحَّةً عَلَيْكُمْ فَإِذَا جَاءَ الْخَوْفُ رَأَيْتَهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ تَدُورُ أَعْيُنُهُمْ كَالَّذِي يُغْشَى عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ فَإِذَا ذَهَبَ الْخَوْفُ سَلَقُوكُمْ بِأَلْسِنَةٍ حِدَادٍ أَشِحَّةً عَلَى الْخَيْرِ أُولَئِكَ لَمْ يُؤْمِنُوا فَأَحْبَطَ اللَّهُ أَعْمَالَهُمْ وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرًا (19) يَحْسَبُونَ الْأَحْزَابَ لَمْ يَذْهَبُوا وَإِنْ يَأْتِ الْأَحْزَابُ يَوَدُّوا لَوْ أَنَّهُمْ بَادُونَ فِي الْأَعْرَابِ يَسْأَلُونَ عَنْ أَنْبَائِكُمْ وَلَوْ كَانُوا فِيكُمْ مَا قَاتَلُوا إِلَّا قَلِيلًا (20) لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا (21) وَلَمَّا رَأَ الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُوا هَذا ما وَ عَدَنَا اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ الله

وَ رَسُولُهُ وَ مَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَاناً وَ تَسْلِيماً﴾ (22)

مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا (23) 9- ای کسانی که ایمان آورده اید نعمت خداوند بر شما را بیاد بیاورید هنگامی که لشکرهایی به سوی شما ،آمدند پس ما باد و طوفانی شدید به سوی آن ها فرستادیم که آن را نمی دیدید و خداوند بدانچه که انجام می دهید بیناست.

10- (بياد بیاورید) هنگامی که (لشکر کفار) از بالا و پائین (شهر مدینه) شما حمله ور شدند (و آن را محاصره کردند) و زمانی که چشم ها از شدت ترس حیران شده و جان ها به لب رسیده بود و به وعده الهی گمان های گوناگونی می بردید .

11- در آنجا بود که مؤمنان امتحان شدند و به سختی متزلزل گردیدند.

12- و هنگامی که منافقین و کسانی که در دل هایشان مرضی بود می گفتند خداوند و رسولش بر ما وعده دروغگین داده اند.

13- و هنگامی که گروهی از آن ها :گفتند ای اهل یثرب دیگر برای شما جای ماندن ،نیست (به خانه هایتان) برگردید و گروهی از آن ها از پیامبر اجازه رفتن خواسته و می گفتند خانه های ما دیوار و حفاظی ندارد در حالی که بی حفاظ نبودند و مقصود آن ها این بود که از جنگ فرار کنند.

14- و اگر دشمنان از اطراف به شهر وارد می شدند و از آن ها می خواستند که به کفر و شرک برگردید می پذیرفتند و جز مدت کمی درنگ نمی کردند.

15- و به تحقیق آن ها قبل از این با خداوند عهد کرده بودند که به دشمن پشت نکنند که از عهد الهی سوال خواهد شد.

16- بگو: اگر از مرگ یا قتل فرار می کنید هرگز نفعی به حال شما ندارد چون در آن هنگام از زندگی بهره کمی نمی برید.

17- بگو: چه کسی می تواند شما را در برابر خداوند نگه دارد اگر او بدی یا رحمتی را برای شما اراده کند؟ و برای آن ها به غیر از خداوند هیچ ولی و یاوری نخواهند یافت.

18- به تحقیق خداوند کسانی را که مردم را از جنگ می ترساندند و کسانی که به برادرانشان می گفتند به سوی ما بیائید را می شناسد و آن ها جز اندک زمانی (مدت کمی) برای جنگ حاضر نمی شوند.

19- آن ها به شما بخل می ورزند پس هنگامی که ترس پیش آیا آن ها را می بینی که به تو نگاه می کنند و چشم هایشان در حدقه می چرخد مانند کسی که سختی مرگ به او روی آورده باشد پس هنگامی که ترسشان فرو ،نشست با زبان تند و گفتار خشن خودشان با کمال حرص و بخل شما را ،بیازارند آن ها ایمان نیاورده اند پس خداوند هم اعمالشان را محو و نابود ،کرد و این کار بر خدا آسان است.

20- و آن ها می پندارند که لشکر احزاب هنوز نرفته اند و اگر برگردند دوست دارند که در میان اعراب بادیه نشین باشند و از اخبار شما جویا ،شوند و اگر هم در میان شما باشند جز اندکی به جنگ نمی پردازند.

21- به تحقیق برای شما در رسول خدا الگوی نیکویی است برای کسی که امید به (ثواب و رحمت الهی) و روز آخرت ،دارد و خدا را بسیار یاد می کنند.

22- و هنگامی که مؤمنین لشکر احزاب را دیدند گفتند: این همان وعده ای است که خداوند و رسولش به ما داده ،بودند و خداوند و رسولش راست

گفته اند و این جز برایمان و تسلیمشان نیفزود

23- از میان مؤمنان مردانی هستند که عهد و پیمانی را که با خدا بسته اند صادقانه ایستاده اند پس برخی از آن ها پیمان خود را به آخر رساندند و برخی نیز در انتظار ،هستند و در عهد و پیمان خود هیچ تغییری ندادند.

چگونگی جنگ احزاب

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَاءَتْكُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحاً وَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْهَا وَ كَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيراً إِذْ جَاؤُكُمْ مِنْ فَوْقِكُمْ وَ مِنْ أَسْفَلَ مِنْكُمْ... این آیات دربارۀ داستان جنگ احزاب که قریش و عرب برای جنگ با رسول خدا صلی الله علیه و آله لشگر کشی کردند نازل شده است. در آن جنگ قریش در سال پنجم هجری جمع شده در میان اعراب رفته و اعتماد آن ها را برای جنگ با رسول خدا صلی الله علیه و آله جلب نمودند و ده هزار نفر را آماده کردند که در میان اعراب قبائل كنانه و سلیم و فزاره بودند رسول خدا صلی الله علیه و آله قبيلة بني نضير را که رئیس آن ها حي بن اخطب بود که از اولادان حضرت هارون علیه السلام بودند را از مدینه بیرون کرد چون از مدینه آواره شدند به سوی خیبر رفتند حی بن اخطب به سوی قریش مکه رفت و برای ترغیب آن ها به جنگ با پیامبر صلی الله علیه و آله به آن ها :گفت محمد عرصه را بر شما و ما تنگ کرده و ما را از دیار و اموالمان آواره نمود و همچنین بنی قینقاع عموزادگان ما را نیز از شهرشان آواره کرد پس بگردید و هم پیمانان خود و دیگران را برای جنگ با او آماده کنید تا به جنگ برویم و از قوم من که بنوقریظه باشند در يثرب هفصد نفر باقی ماندهاند که همگی آن ها از مردان جنگی هستند اگر چه با محمد هم عهد و پیمان است ولی من می توانم آن ها را نیز به سوی شما متمایل

کنم تا عهد و پیمانشان با محمد را نقض نمایند و شما از بالای شهر مدینه و آن ها از سمت پائین مدینه حمله کنند و کار محمد را یکسره کنیم

3معجزه های رسول خدا صلی الله علیه و آله در جنگ خندق

اشاره

محل سكونت بنی قریظه دو میل از مدینه فاصله داشت که بئر المطلب نام داشت حى ابن اخطب پیوسته با قریش در میان عرب می گشتند تا این که ده هزار نفر از قریش و کنانه و اقرع بن حابس با قومش و عباس بن مرداس در بنی سلیم را جمع کردند چون خبر جمع آوری لشگر قریش به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله رسید با یارانش که هفصد نفر مرد بودند مشورت نمود.

سلمان فارسی :گفت ای رسول خدا الله جماعت کم در مقابل لشگر زیاد در هنگام جنگ دوامی ندارد.

پيامبر صلی الله علیه و آله فرمود: پس چه کنیم؟

:گفت در اطراف شهر خندق می کنیم تا فاصله ای میان ما و آن ها باشد و مانع هجوم آن ها از هر طرف باشد که ما در هنگام حمله دشمن همین کار را می کردیم و از یک طرف با دشمن جنگ می نمودیم

در این هنگام جبرئیل علیه السلام نازل شد و گفت: سلمان مشورت نیکوئی داده پس رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور دادند که از ناحیه احد تا رائح «راتج» را خندق بکَنند و حضرت هر بیست قدم یا سی قدم را برای کندن به گروهی از مهاجرین و انصار می دادند و امر نمود که بیل ها و کلنگ ها را آوردند و خود حضرت اول شروع به کندن کرد و کلنگی را گرفت و در قسمت مهاجرین شروع به کندن نمود و امیرالمومنین علی علیه السلام نیز خاک های کنده شده را بر می داشت و در بیرون می ریخت تا این که رسول خدا صلی الله علیه و آله عرق کرده و خسته

شد و فرمود راحتی نیست جز در آخرت پروردگارا انصار و مهاجرین را بیامرز هنگامی که مردم رسول خدا را دیدند که خندق را حفر می کند شروع به گندن و بیرون ریختن خاک ها کردند چون روز دوم شد از اول صبح شروع به کندن کردند و حضرت در مسجد فتح نشست و مهاجرین و انصار نیز خندق را می کندند تا این که به سنگی رسیدند که بیل و کلنگ در آن هیچ اثرى نکرد پس جابر بن عبدالله انصاری را به نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله فرستادند تا جریان را به آن حضرت بگوید.

جابر گوید: به مسجد رفتم رسول خدا را دیدم که بر پشت خوابیده و عبایش را زیر سرش گذاشته و از گرسنگی بر شکمش سنگی بسته بود. عرض کردم ای رسول خدا در هنگام کندن خندق به سنگی رسیده ایم که بیل و کلنگ در آن اثری نمی کند حضرت فوراً بلند شده و به سرعت آمدند و آن گاه آبی خواستند و وضوئی ساختند و مقداری از آن را آشامیدند و مقداری را نیز در دهان مبارکش مضمضه کرده و بر روی آن سنگ پاشیدند و سپس کلنگی را برداشته و ضربه ای بر آن زدند که برقی از آن جرقه زد که در اثر آن قصرهای شام را مشاهده کردیم و سپس ضربه ای دیگر زدند که باز برقی زده و قصرهای مدائن را دیدیم و آن گاه ضربه ای برای بار سوم زدند که برقی از آن ساطع شد و قصرهای یمن را دیدیم؛ رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: آگاه باشید شهرها که برق به آن ها رسید بزودی به روی شماها فتح خواهد شد و سپس آن سنگ برای ما همچون ریگ نرم شد

جابر گوید دانستم که حضرت گرسنه است چون دیده بودم که سنگ بر شکمش بسته بود عرض کردم ای رسول خدا صلی الله علیه و آله آیا غذائی برای شما تهیه کنم؟

فرمود: ای جابر چه داری؟

عرض کردم بزغاله و یک صاع (سه کیلو) جو دارم.

فرمود: برو و آن چه را که داری آماده کن

جابر :گوید به خانه رفتم و به زنم گفتم که جو را آماده کند و من نیز بزغاله را کشته و پوست کندم که زنم نان را پخت و من نیز خورشت را آماده کردم چون غذا آماده شد نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمده و عرض کردم ای رسول خدا صلی الله علیه و آله پدر و مادرم فدایتان باد غذا آماده است هر کسی را که دوست داری با خودت برای صرف غذا بیاورید.

پیامبر صلی الله علیه و آله بلند شده و در کنار خندق ایستاد و فرمود: ای مهاجرین و انصار دعوت جابر را اجابت کنید.

جابر گوید: در خندق هفتصد مرد کار می کردند که همگی بیرون آمدند و به سوی خانه من حرکت کردند و پیامبر صلی الله علیه و آله در راه هر کسی از انصار و مهاجر را می دید به آن ها نیز می فرمود که دعوت جابر را برای صرف غذا اجابت کنید. من جلوتر رفته و به زنم :گفتم به خدا سوگند محمد رسول خدا صلی الله علیه و آله با عده ای می آید که برای هیچ کسی طاقت غذا دادن آن ها نیست.

همسرم :گفت آیا به پیامبر عرض کردی که غذای ما چه مقدار است؟

گفتم: بله!

:گفت او می داند که چند نفر را دعوت کند.

جابر :گوید: رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شده و نگاهی به دیگ غذا کردند سپس فرمودند ملاقه ای بر آن بزن و مقداری در ته دیگ باقی بگذار سپس نگاهی به تنور نمودند و فرمودند نان ها را بیرون بیاور و مقداری نیز از آن را در تنور بگذار باقی بماند سپس کاسه ای خواست و با دست مبارک خویش نان در

کاسه ترید کرد و با ملاقه از آبگوشت بر روی آن ریخت و فرمود: ای جابرده نفر را بیاور ده نفر را آوردم خوردند و سیر شدند و در ظرف چیزی جز اثر انگشت از آن ها باقی نماند سپس فرمود ای جابر یک دست بزغاله را بیاور آوردم آن را نیز خوردند و باز فرمود ده نفر دیگر را بیاور آن ها نیز آمده و خوردند و سیر شدند و در ظرف جز اثر انگشت چیزی باقی نماند سپس فرمود: یک دست دیگر بیاور که خوردند و رفتند همین طور ده نفر ده نفر می آمدند می خوردند و من نیز یک دست می آوردم تا این که عرض کردم: ای رسول خدا صلی الله علیه و آله مگر یک گوسفند چند تا دست دارد؟

فرمود: دو دست.

عرض کردم: سوگند به آن کسی که تو را به حق فرستاده است من تا حال سه دست برای شما آوردم فرمود: ای جابر! اگر ساکت می ماندی همۀ مردم فقط از همین دست می خوردند و سیر می شدند

جابر گوید: همین طور ده نفر ده نفر دعوت می کردم می آمدند و می خوردند تا این که همۀ آن جمعیت غذا خوردند به خدا سوگند از آن غذا برای ما آن قدر باقی ماند که چند روز نیز ما از آن خوردیم

جابر :گوید رسول خدا صلی الله علیه و آله خندق را کند و برای آن هشت در گذاشت و بر هر دری مردی از مهاجرین و مردی نیز از انصار با عده ای سرباز برای نگهبانی گذاشت تا اینکه قریش و کنانه و سلیم و هلال آمده و در محلی به نام رغابه (زغابه) که در نزدیکی مدینه است چادر زدند

ذکر رسول صلی الله علیه و آله در تورات

رسول خدا صلی الله علیه و آله سه روز قبل از آمدن قریش حفر خندق را تمام کردند حی بن اخطب که پیشاپیش مشرکین قریش بود به وادی عقیق رسید، نیمه شب کنار قلعه یهودیان بنی قریظه که با پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله عهد و پیمان اتفاق بسته ،بودند آمد چون در قلعه را بسته دید در را کوبید و بنی قریظه را بیاری طلبید كعب بن اسد حی را شناخته به قوم خود :گفت این صدای حی بن اخطب است که قوم خود را به زحمت و شئامت انداخته و اکنون آمده که ما را هم به زحمت بیندازد و ما را وادار به نقض عهد با محمد صلی الله علیه و آله نماید در صورتی که محمد برای ما نیکو همسایه ای است؛ و برای دور کردن حی که پشت در ایستاده بود پرسید: کیستی؟

حی خود را معرفی نموده و گفت من آمده ام برای سعادت شما و عزت و احترام قبیله شما اقدام کنم.

کعب جواب داد بلکه آمده ای موجبات خواری و ذلت ما را فراهم سازی.

حی :گفت ای کعب اکنون قبایل قریش و کنانه و فزاره و سلیم و دیگران با سپاهیان بی شمار در وادی عقیق فرود آمده اند و آماده پیکار با مسلمین هستند و هرگز محمد از دست آن ها جان سلام بدر نمی برد در را باز کن و آن عهد و پیمانی که ما بین شما و محمد است آن را نقض کن.

کعب گفت: من در قلعه را به روی تو باز نخواهم کرد هر کجا که می خواهی برو

حی :گفت حتما از لئامت و خست خود و از ترس آن که نانی که در تنور داری برای ما بیاوری و نانت را بخوریم در را باز نمی کنی؟

کعب :گفت خدا ترا لعنت کند که از راهی وارد شدی که ناگزیر بگشودن در

شدم.

در قلعه را بروی حی گشوده و حی وارد شد و به کعب :گفت وای بر تو چرا بمن اعتماد نمی کنی و پیمان محمد را نمی شکنی باید از این فرصت حداکثر استفاده را نموده و اطمینان داشته باشی که محمد هرگز در این کارزار فاتح نخواهد شد.

بزرگان یهود که در حصار جمع بودند مانند غزال بن شمول و ياسر بن قیس و رفاعه ابن زيد و زبير بن یاطا پیرامون حی و کعب اجتماع کرده بودند کعب به آن ها گفت: نظر شما چیست؟

:گفتند تو بزرگ و فرمانروای ما می باشی هر چه اراده نمائی ما تبعیت خواهیم کرد اگر گوئی بر عهد خود باقی می مانیم و اگر مصمم به ترک پیمان شوی از تو پیروی خواهیم نمود.

زبير بن یاطا که پیرمرد نابینا و با تجربه و عالم بود :گفت مگر شما تورات را نمی خوانید که در اسفار آن فرمود پیغمبر آخر زمان در مکه مبعوث می شود و پس از چندی از مکه به مدینه هجرت می کند به قدری متواضع است که بر الاغ برهنه سوار می شود رداء بر تن می کند و پیوسته چهره اش متبسم ،است بسیار کشنده می باشد و در چشمان او اثر قرمزی مشهود است میان دو کتفش اثر مهر نبوت نقش شده در برخورد با اشخاص بیم و وحشتی ،ندارد حتی از پادشاهان و سلاطین ترسی ندارد و بزرگی او عالم گیر خواهد شد اگر این محمد همان پیغمبر است که از کثرت جمعیت احزاب و مشركين باکی ندارد و اگر به کوه حمله کند آن را از جا می کند و بر دشمنان غالب خواهد شد.

حی :گفت این پیغمبر نیست زیرا او از فرزندان اسماعیل است و حال آن که

پیغمبر موعود باید از بنی اسرائیل باشد و حضرت موسی از ما عهد گرفته که ایمان به پیغمبری نیاوریم جز آن که قربانی کنیم و او آتشی بیاورد و آن قربانی را بسوزاند و محمد این طور نیست و می خواهد با سحر بر ما غلبه کند و آیت و معجزه ای ندارد آن قدر حی با افسون خود در حضار دمید و به لطایف الحيل آن ها را وادار به قبول سخنان خود و نقض عهد نمود و عهد نامه ای که با پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله منعقد ساخته بودند آورده بدست می دادند، حی بن اخطب نوشته را گرفته و جوید و به دور انداخت و گفت اینک آماده کارزار و جنگ با محمد شوید.

چون خبر نقض عهد بنی قریظه به پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله رسید سخت متأثر گردید و مسلمانان محزون و غمگین شدند پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله سعد بن معاذ و اسيد بن حصین را که از قبیلهٔ اوس بودند و بین آن ها و بنی قریظه اتحاد و اتفاق بود به قلعه بنی قریظه روانه نمود و فرمود: به نزد بنی قریظه بروید و ببینید که چه می کنند اگر دیدید که عهد و پیمانشان را شکسته اند وقتی برگشتید چیزی به دیگران نگوئید و فقط عضل و فاره .بگویند آن دو نفر به در قلعه ،رفتند کعب بن حصن جلو آمده به سعد و پیامبر دشنام داد، سعد به او گفت تو مانند روباهی هستی که در سوراخ سنگی پنهان شده باشد به زودی قریش بر خواهند گشت و رسول خدا صلی الله علیه و آله تو را محاصره خواهد نمود و با ذلت و خواری تو را از قلعه به زیر آورده و گردنت را خواهد زد آن گاه به نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله برگشته و عضل و فاره گفتند.

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: لعنت خدا بر ایشان باد ما امر کرده ایم که چنین بکنند و این را برای مصلحت و از روی توریه فرمود زیرا جاسوسهای قریش در میان لشگر حضرت بودند و به آن ها خبر می دادند عضل و فاره دو قبیله از

عرب بودند که اسلام آوردند و سپس مکر و حیله کرده و از اسلام روی برگرداندند و هنگامی که کسی حیله می کرد این مثل را زده و می گفت عضل و فاره.

حى بن اخطب به نزد ابوسفیان و قریش رفته نقض عهد بنی قریظه و هم آهنگی ایشان را بر علیه مسلمین اعلام داشت و آن ها از این خبر شاد شدند.

شب هنگام نعیم بن مسعود اشجعی حضور پیغمبر آمده که سه روز قبل از آمدن قریش اسلام آورده بود عرض کرد ای رسول خدا به خداوند ایمان آورده و تو را تصدیق نموده ام و از ترس کفار ایمان خود را پنهان نموده ام اگر اجازه می فرمائید به تنهائی به نزد شما بیایم و شما را یاری کنم این کار را انجام می دهم و اگر دستور بفرمائید من با ایجاد تفرقه بین یهودیان و قریش به یاری شما قیام نمایم این کار را نیز خواهم کرد بطوری که از قلعه شان بیرون نیایند رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود اگر تدبیری کنی که بنی قریظه از حصار خارج نشوند کمک شایسته و بجائی خواهد بود.

نعيم عرض کرد پس به من اجازه دهید که بر علیه شما سخنانی بگویم فرمود: هر چه خواهی بگو.

نعيم اول به نزد ابو سفیان رفت که از مسلمان شدن او اطلاعی نداشت :گفت مرا می شناسی از دوستان و خیرخواهان شما هستم که خداوند شماها را بر دشمنانتان یاری نماید امروز شنیدم که بین محمد صلی الله علیه و آله و یهودیان بنی قريظه توافقی روی داده و قرار است یهودیان به صورت ظاهر به جمعیت شما ملحق و در باطن به نفع مسلمین اقدام کنند تا محمد بر شما پیروز شود و به آن ها وعده داده است که چون چنین کنند مزارع بنو نضیر و بنو قینقاع را که از آن ها گرفته بود به ایشان بدهد که به شما پیشنهاد می کنم که فریب یهودیان را

نخورید اگر خواستند داخل لشگریان شما شوند مانع شوید و چند نفر از آن ها را گروگان بگیرید و به مکه بفرستید تا از مکر آن ها در امان باشید.

ابوسفیان :گفت خدا به تو توفیق و جزای خیر دهد که ما را نصیحت و ارشاد نمودی ما بر طبق دستور تو رفتار می کنیم.

آن گاه نعیم به سوی بنی قریظه که آن ها نیز از اسلام آوردن او بی خبر بودند شتافت و به ملاقات کعب رفت و گفت ای کعب تو به خوبی می دانی که من با شما دوستم و جز مصلحت و خیر قبیلهٔ شما نظری ندارم امروز شنیدم که ابوسفیان بیارانش دربارهٔ یهودیان چنین اندیشه در بین گذارده بود که ما یهودیان را به جنگ با محمد صلی الله علیه و آله تشویق و به کارزار وادار می نمائیم اگر غلبه و ظفر یافتند شهرت فتح و پیروزی به نام ما است و اگر شکست خورده و مغلوب شوند یهودی ها دچار تلفات و خسارت شده و ما در پشت جبهه در امان خواهیم ماند بنابراین من صلاح شما نمی دانم از قلعه خارج شده و قریش را یاری کنید ده نفر از ایشان را گروگان گرفته و در قلعه نگاهداری کنید که اگر بر محمد صلی الله علیه و آله پیروز نشدند نروند مگر آن که عهد و پیمانی که میان شما و محمد صلی الله علیه و آله بوده است به شما برگرداند زیرا چنان چه قریش فرار کنند و بر محمد علی بود پیروز نشوند شک نیست محمد صلی الله علیه و آله نسبت به قتل و کشتار شما قیام خواهد .کرد.

کعب :گفت به ما نیکی کردی و نهایت خیرخواهی را ،نمودی ما از قلعه بیرون نمی رویم تا از آن ها گروگان گرفته و در نزد خویش نگهداریم

مبارزۀ حضرت علی علیه السلام با عمرو بن عبدود

قریش آمدند و چون خندق را در مقابل خویش دیدند :گفتند این حیله و

تدبیری است که اعراب آن را نمی دانستند یکی به آن ها گفت این از تدبیر سلمان فارسی است که در کشور فارس در موقع دفاع شهرها بكار می برده اند.

عمرو بن عبدود و هبيره بن وهب و ضرار بن خطاب به سوی خندق آمدند و رسول خدا صلی الله علیه و آله لشگر را به صف کرده و آن ها را منظم می نمود بطوری که حضرت به طرف خندق بودند و همۀ اصحاب در پشت سر آن حضرت قرار .داشتند مردی از مهاجرین که فلانی بود به مردی :گفت این شیطان عمرو بن عبدود را می بینید بخدا سوگند کسی از شمشیر او نجات نخواهد ،یافت بیائید محمد صلی الله علیه و آله را بگیریم و تسلیم قریش نمائیم تا او را بکشد و ما راحت و آسوده بخانه و دیار خود برگردیم.

در آن وقت خداوند جبرئیل را بر پیامبرش نازل کرد قَدْ يَعْلَمُ اللهُ الْمُعَوِّقِينَ مِنْكُمْ وَ الْقَائِلِينَ لِإِخْوَانِهِمْ - تا - أُولَئِكَ لَمْ يُؤْمِنُوا فَأَحْبَطَ اللَّهُ أَعْمَالَهُمْ وَ كَانَ ذَلِكَ عَلَى اللهِ يَسِيراً یعنی ای رسول گرامی خداوند احوال کسانی را که مسلمین را تهدید نموده و از جنگ می ترسانند و به برادران و اقوام خود می گویند به سوی ما بیائید و از همکاری با مسلمانان خودداری کنید بخوبی می داند همانا این قبیل از مردم جز مدت کوتاهی پایداری و ثبات در جنگ از خود نشان نمی دهند اینان بر شما بخل می ورزند چون خطر و حادثه ای پیش آید آن ها را خواهی دید که از شدت ترس دیدگانشان از حدقه بدوران افتاده مانند کسانی که مرگ بر سرشان سایه افکنده و در عالم بیهوشی دست و پا می زنند همین که آرامش برقرار و موجبات ترس از بین رفت با گفتار خشن و زبان تند و تيز اظهار وجود کرده و مطالبه غنیمت می نمایند این چنین مردم در حقیقت و واقع ایمان نیاورده اند و اعمالی که بجا می آورند همه ریا و بیهوده است و

خداوند به آسانی کارهای آن ها را از بین برده و در هم می شکند.

عمرو بن عبدود نیزه اش را بر زمین نصب کرد و این اشعار را خواند:

و لقد بححت من النداء *** بجمعكم هل من مبارز

و وقفت إذ جبن الشجاع *** مواقف القرن المناجز

إني كذلك لم أزل *** متسرعا نحو الهزاهز

إن الشجاعة في الفتى *** و الجود من خير الغرائز

که مضمونش این است من از بس رو در روی جمع شما فریاد زدم و مبارز طلبیدم که صدای خود را خشن ساختم و کسی پاسخم .نگفت و من هم چنان در موقفی که شجاعان هم در آن موقف دچار وحشت می شوند با کمال جرأت ،ایستاده آماده ،جنگم راستی که سخاوت و شجاعت در جوانمرد بهترین غریزه ها است.

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود چه کسی می رود تا این سگ را دفع کند؟

کسی جواب آن حضرت را نداد پس امیرالمومنین علی علیهالسلام بلند شد و عرض :کرد ای رسول خدا من حاضرم او را دفع کنم.

فرمود: ای علی او عمرو بن عبدود جنگجوی نام آور است.

حضرت علی علیه السلام عرض :کرد من نیز علی بن ابی طالب .هستم

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: نزدیک من بیا.

چون علی علیه السلام نزدیک شد پیامبر با دست خویش عمامه بر سر آن حضرت بست و شمشیرش ذوالفقار را به دستش داد و فرمود برو و جنگ کن و گفت «اللهم احفظه من بين يديه و من خلفه و عن يمينه و عن شماله و من فوقه و من تحته؛ پروردگارا او را از روبرو و از پشت سر و از سمت راست و چپ و از بالا و پائین حفظش نما»

پس حضرت علی علیه السلام مانند شیر رو به میدان نهاد و این اشعار را خواند:

لا تعجلن فقد أتاك *** مجیب صوتک غیر عاجز

ذونية و بصيرة *** و الصدق منجي كل فائز

إني لأرجو أن أقيم *** علیک نائحة الجنائز

من ضربة نجلاء يبقى *** صوتها بعد الهزاهز

که مضمونش این است: تعجیل مکن که اجابت کننده آواز تو بسویت آمد که از مبارزه با تو عاجز نیست و صاحب نیت درست و بصیرت و راستی و نجات دهنده هر رستگاری است امیدوارم برای تو نوحه ای را که برای مردگان بر پا می کنند اقامه نمایم از ضربتی که بعد از جنگ ها بر سر زبان ها آوازه اش مانده باشد.

عمرو :گفت تو کیستی؟

فرمود: من علی بن ابیطالب پسر عموی رسول خدا صلی الله علیه و اله و داماد او .هستم عمرو :گفت به خدا سوگند پدرت از دوستان قدیمی من بوده و من میل ندارم بدست من کشته شوی پسر عمویت وقتی که تو را به سوی من فرستاد در امان نبود که تو را به وسیلۀ این نیزه ام دریده و در میان آسمان و زمین نگه دارم که نه زنده باشی و نه مرده .

امير المؤمنين علیه السلام به عمرو : فرمود پسر عمویم به من فرمود که اگر تو مرا بكشى من به بهشت می روم و تو در جهنم و اگر من تو را بکشم تو در آتش جهنم هستی و من در بهشت

عمرو :گفت ای علی هر دوی آن ها که برای تو شد؟ این بد تقسیمی است که کردی.

حضرت علی علیه السلام فرمود: ای عمرو این را بگذار من از تو هنگامی که پرده

کعبه را گرفته بودی شنیدم که می گفتی هر کس در هنگام جنگ از من سه خواسته داشته باشد یکی از آن سه را برآورده می کنم و آلان من سه خواسته از تو دارم که یکی از آن سه را برآورده .کن

:گفت بگوای علی

فرمود: شهادت بده بر این که خدائی جز خدای یگانه نیست و این که محمد رسول خداست.

عمرو :گفت این را از من مخواه در خواست دومت را بگو

فرمود: برگردی و این لشگر را از رسول خدا دور گردانی که اگر راست گوید موجب شرف شماست و اگر دروغ گوید و پیامبر نباشد گرگان و دزدان عرب شر او را از شما بر طرف خواهند کرد.

عمرو گفت: اگر این کار را بکنم زنان قریش در میانشان خواهند گفت و شعرا در شعرهایشان خواهند سرود که من ترسیدم و به عقب برگشتم و قومی را که مرا به عنوان رئیس خود انتخاب کرده بودند را یاری نکردم.

حضرت فرمود: درخواست سوم این است که از اسبت پائین بیائی زیرا تو سواره هستی و من پیاده تا برابر بوده و با هم جنگ کنیم.

عمرو چون این را شنید از اسب خود پیاده و آن را پی کرد و گفت این خصلتی است که گمان نمی کردم کسی از عرب جرات درخواست آن را از من بکند؛ و بعد با شمشیرش ضربه ای حواله سر آن حضرت کرد که حضرت على علیه السلام سپرش را جلو آورد و شمشیر آن را دو نیم کرده و به سر مبارکش اصابت نمود.

حضرت علی علیه السلام به او فرمود ای عمرو تو پهلوان عرب هستی و من با تو مبارزه می کنم روا نبود که یاوری نیز با خود بیاوری؟

عمرو برگشت که به پشت سرش نگاهی بکند حضرت با سرعت پاهایش را به وسیله ضربة شمشیر قطع کرد و او بر روی زمین افتاد و گرد و خاک بلند شد منافقین :گفتند علی بن ابیطالب کشته شد چون گرد و غبار نشست دیدند که حضرت علی علیه السلام بر روی سینۀ عمرو نشسته و ریش او را در دست گرفته و می خواهد سرش را ببرد که آن را برید و سرش را به نزد رسول خدا صلی الله علیه و اله آورد در حالی که از سر مبارک آن حضرت به خاطر ضربه عمر و خون جاری ،بود و نیز خون عمرو از شمشیر آن حضرت جاری بود و سر عمرو نیز در دست مبارکش بود می گفت:

أنا علي و ابن عبد المطلب *** الموت خير للفتى من الهرب

منم علی فرزند عبدالمطلب، مرگ از برای جوان بهتر از فرار کردن است.

رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود: ای علی با او حیله کردی؟

عرض کرد :بله ای رسول خدا جنگ خود مکر و حیله است.

رسول خدا صلی الله علیه و اله زبیر را به سوى هبيره بن وهب فرستاد که ضربه ای بر سر او زد و هلاکش نمود و به عمر بن خطاب امر کرد که با ضرار بن خطاب مبارزه کند چون ضرار برای مبارزه ،آمد عمر تیری در آورد تا به سوی او بیندازد که ضرار :گفت وای بر تو ای فرزند صهاک آیا در هنگام مبارزه تیر می اندازی به خدا سوگند اگر تیری به سوی من بیندازی در مکه هیچ دشمنی را باقی نمی گذارم مگر آن که همه را بکشم پس عمر پشت به ضرار کرده و فرار کرد و ضرار نیز دنبالش نموده و از پشت سر نیزه اش را مقداری بر پشت او فرو برد و گفت: ای عمر این را از من به یادگار داشته باش که در هنگام جنگ به تو رسیدم ولی تو را نکشتم زیرا سوگند خورده ام تا توان دارم احدی از قریش را نکشم و عمر نیز آن را فراموش نکرد و چون به حکومت رسید آن را

جبران کرد.

رسول خدا صلی الله علیه و اله در آن جا پانزده روز دیگر باقی ماند. ابوسفیان به حی ابن اخطب :گفت وای بر تو ای یهودی قومت کجاست؟

حی به سوی آن ها رفت و گفت وای بر شما بیرون بیائید که با محمد اعلان جنگ کردید ولی نه با محمد جنگیدید و نه با قریش.

کعب :گفت ما از قلعه بیرون نمی رویم تا اینکه قریش ده نفر از بزرگان خودشان را به عنوان گروگان به ما بدهند تا در قلعه نگهداریم که اگر بر محمد پیروز نشدند فرار نکنند تا محمد عهد و پیمان ما را به ما برگرداند و الا ما در امان نیستیم که اگر قریش فرار کنند و ما در خانه هایمان باقی بمانیم محمد با ما جنگ کرده و مردان ما را می کشد و زنان و بچه هایمان را به اسارت می برد و اگر از قلعه بیرون نیائیم شاید محمد بر ما رحم کند و آن عهد و پیمان را دوباره به ما برگرداند.

حى ابن اخطب به او گفت طمع باطلی کرده ای قریش این کار را نمی کنند و محمد نیز دیگر با شما عهد و پیمان نمی بندد اکنون نه با محمد هستید و نه با قريش

کعب :گفت این از شومی نقشه توست تو پرنده ای هستی که فردا با قریش پرواز می کنی و می روی و ما را در وطنمان می گذاری تا محمد با ما جنگ نماید

حی :گفت من عهد خدا و موسی را بر خود لازم می دانم که اگر قریش بر محمد پیروز نشدند با تو به قلعه شما بر می گردم تا هر مصیبت و گرفتاری که بر سر شما م یآید بر سر من نیز بیاید

کعب :گفت حرف همان است که گفتم که اگر قریش ده نفر را به عنوان

گروگان به ما بدهند ما با شما خواهیم بود و از قلعه بیرون نخواهیم رفت.

حی ابن اخطب به سوی قریش برگشت و جریان را به آن ها گفت و چون گفت که آن ها گروگان از شما خواسته اند ابوسفیان :گفت به خدا سوگند این اولین مکر آن هاست که نعیم بن مسعود راست می گفت ما هیچ احتیاجی به این برادران میمون و خوک نداریم.

چون محاصره قریش بر مسلمانان به طول انجامید و امر بر آن ها سخت شد و از شدت سرما و گرسنگی در سختی بودند و از یهودیان نیز به شدت می ترسیدند منافقین زبان به ناسزا باز کردند چنانکه خداوند می فرماید همه اصحاب رسول خدا جز عده کمی منافق .گشتند حضرت جلوتر خبر داده بود که لشگر عرب از سمت بالا به ما حمله خواهند کرد و یهود نیز از سمت پائین بر ما حیله خواهند نمود و به سختی و مشقت بزرگی خواهیم افتاد ولی عاقبت ما پیروز خواهیم گشت چون قریش آمدند و یهودیان عهد و پیمانشان را شکستند منافقین گفتند: ما وَعَدَنَا اللهُ وَ رَسُولُهُ إِلا غُرُوراً خداوند و رسولش به ما وعده قریب و دروغ دادند.

گروهی از آن ها در اطراف مدینه خانه داشتند :گفتند ای رسول خدا به ما اجازه فرمائید تا به خانه هایمان برگردیم زیرا خانه های ما در اطراف مدینه است و می ترسیم که یهود به آن ها حمله کنند.

گروهی دیگر :گفتند بیائید فرار کرده و به بیابان برویم و به اعراب بیابان پناه ببریم زیرا همه وعده های محمد باطلی بیش نبوده است.

رسول خدا صلی الله علیه و اله به اصحابش دستور داده بود که شبانه از مدینه محافظت .نمایند حضرت علی علیه السلام در تمام شب در اطراف لشگر نگهبانی می داد که اگر قريشي حرکت می کرد با او جنگ می کرد از خندق عبور می کرد و به نزدیک

قریش می رفت بطوری که ایشان را می دیدند و هیچ نمی ترسید و در تمام شب نماز می خواند و چون صبح می شد به جای خود بر می گشت که مسجد امیرالمومنین علی علیه السلام در آن جا معروف است هر کس که به آن جا می رود آن را می داند و در آن نماز می خواند و آن مسجد از مسجد فتح به قدر پرتاب یک تیر به سمت عقیق فاصله دارد

هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و اله به خاطر طولانی شدن محاصره بی تابی اصحابش را دید به مسجد فتح رفت و آن کوهی است که الآن مسجد فتح در بالای آن قرار دارد و خدا را خواند و وعده خود را از خداوند طلب کرد و گفت: «صَرِیخَ اَلْمَکْرُوبِینَ وَ یَا مُجِیبَ اَلْمُضْطَرِّینَ وَ یَا کَاشِفَ اَلْکَرْبِ اَلْعَظِیمِ أَنْتَ مَوْلاَیَ وَ وَلِیِّی وَ وَلِیُّ آبَائِیَ اَلْأَوَّلِینَ اِکْشِفْ عَنَّا غَمَّنَا وَ هَمَّنَا وَ کَرْبَنَا وَ اِکْشِفْ عَنَّا شَرَّ هَؤُلاَءِ اَلْقَوْمِ بِقُوَّتِکَ وَ حَوْلِکَ وَ قُدْرَتِکَ»

جبرئيل نازل شد و گفت ای محمد خداوند سخن تو را شنید و دعایت را مستجاب کرد و به باد دبور امر کرد که با ملائکه قریش و لشگر آن ها را در هم كوبد.

پس خداوند باد دبور را فرستاد که خیمه های مشرکان را در هم کوبید و آن ها به فرار شدند چون این مژده از جانب پروردگار رسید پیامبر مجبور حذیفه را که در نزدیک آن حضرت خوابیده بود صدا کرد جوابش را نداد دوباره صدا کرد باز جواب نداد و برای بار سوم ندا داد :گفت لبیک ای رسول خدا!

فرمود: تو را صدا می زنم چرا جوابم را نمی دهی؟

:گفت ای رسول خدا پدر و مادرم فدایت باد از ترس باد و گرسنگی

فرمود: در میان قریش برو و از حال آن ها برایم خبری بیاور کاری نمی کنی

مگر آن که به سوی من برگردی خداوند به من خبر داده که بادی بر قریش فرستاده و آن ها را در هم کوبیده است.

حذیفه :گوید رفتم در حالی که از سرما بر خود می لرزیدم به خدا سوگند همین که از خندق عبور کردم چنان گرم شدم که گویا در حمام بودم چون در میان قریش وارد شدم خیمۀ بزرگی دیدم به سمت آن رفتم دیدم که آتشی روشن است که گاهی پر نور می شود و گاهی کم نور می گردد و ابوسفیان در داخل آن بود که خصیته هایش را در کنار آتش آویزان کرده بود و از شدت سرما بر خود م یلرزید و می گفت ای قریش اگر به گمان محمد ما با اهل آسمان جنگ می کنیم ما طاقت جنگ با اهل آسمان را نداریم و اگر با اهل زمین جنگ می کنیم توان روبرو شدن با آن ها را داریم و سپس گفت هر یک از کنار دست خود حالی بپرسد تا جاسوس محمد در میان ما نباشد

حذیفه :گوید من پیشدستی کرده و به کسی که در سمت راست من بود :گفتم تو کیستی؟

:گفت عمرو بن عاص هستم و سپس به کسی که در سمت چپ من بود رو کرده و :گفتم تو کیستی؟ :گفت من معاویه هستم و من برای آن پیشدستی کردم که کسی از من اسمم را نپرسد سپس ابوسفیان سوار شترش شد که پای آن را بسته بود و اگر رسول خدا صلی الله علیه و اله به من نفرموده بود که کاری مکن تا برگردی می توانستم او را بکشم

ابوسفیان به خالد بن ولید :گفت ای اباسلیمان به ناچار من و تو باید برای محافظت از ضعيفان بایستیم و سپس :گفت بارها را ببندید و رو به فرار گذاشتند. هنگامی که صبح شد رسول خدا صلی الله علیه و اله به اصحابش فرمود: از جایتان حرکت نکنید ولی چون خورشید طلوع کرد وارد مدینه شدند و عدّه کمی با آن

حضرت ماندند ابن فرقد کنانی تیری به سوی سعد بن معاذ انداخت و رگ دستش را قطع نمود و خون زیبادی از آن ،رفت سعد با دست خویش رگ دستش را گرفت و :گفت پروردگارا اگر از جنگ قریش باقی مانده مرا برای جنگ کردن نگهدار که من جنگ کردن با کسی که با خدا و رسولش به جنگ بپردازد را دوست دارم و اگر جنگ قریش با رسول خدا صلی الله علیه و اله به پایان رسیده پس همین زخم را سبب شهادت من قرار بده و مرا نمیران تا دیده مرا به کشتن بنی قریظه روشن گردانی پس خون ایستاد و دستش ورم کرد. رسول خدا صلی الله علیه و اله برای او در مسجد خیمه ای بر پا کرد و خود به پرستاری او می پرداخت که خداوند این آیه را نازل فرمود: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَاءَتْكُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحاً وَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْهَا وَ كَانَ اللهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيراً إِذْ جَاؤُكُمْ مِنْ فَوْقِكُمْ وَ مِنْ أَسْفَلَ مِنْكُمْ یعنی بنی قریظه که مکر و حیله کردند و اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و اله عده را ترساندند.

وَ إِذْ زَاغَتِ الْأَبْصَارُ وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ - تا - إِنْ يُرِيدُونَ إِلا فِرَاراً آن ها کسانی بودند که به رسول خدا صلی الله علیه و آله گفتند به ما اجازه بدهید تا به خانه هایمان که در اطراف مدینه است برگردیم می ترسیم که یهود به آن ها حمله کنند و خداوند این آیه را دربارۀ آن ها نازل فرمود: إِنَّ بُيُوتَنا عَوْرَةٌ وَ ما هِيَ بِعَوْرَةٍ إِنْ يُرِيدُونَ إِلا فِرَاراً - تا - وَ كَانَ ذَلِكَ عَلَى اللهِ يَسِيراً اين آيات درباره فلانی نازل شده که به عبد الرحمن بن عوف گفت محمد را به قریش تحویل دهیم و ما به قوم خویش ملحق گردیم خداوند مومنین راستین را توصف کرده به آن چیزی که از مصیبت و سختی در جنگ خندق به آن ها می رسد و می فرماید: وَلَمَّا رَأَ الْمُؤْمِنُونَ الأَحْزَابَ قَالُوا هَذَا مَا وَعَدَنَا اللهُ وَرَسُولُهُ وَ ما زَادَهُمْ إِلا إِيمَاناً يعنى أن بلاها و

سختی و ترس بر ایمانشان افزود. (1)

ابى الجارود روایت می کند که امام باقر علیه السلام در تفسیر این آیه من الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللهَ عَلَيْهِ فرمودند: یعنی ابداً فرار نمی کنند فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ یعنی اجل او رسیده که مراد حمزه و جعفر بن ابی طالب می باشد وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنتَظِرُ یعنی حضرت علی علیه السلام که منتظر اجلش است. (2)

وَرَدَّ اللهُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِغَيْظِهِمْ لَمْ يَنَالُوا خَيْراً وَ كَفَى اللهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتَالَ وَ كَانَ اللهُ قَوِيًّا عَزيزاً (25) وَ أَنْزَلَ الَّذينَ ظَاهَرُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِنْ صَيَاصِيهِمْ وَ قَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ فَريقاً تَقْتُلُونَ وَ تَأسِرُونَ فريقاً (26) وَ أَوْرَثكُمْ أَرْضَهُمْ وَ دِبَارَهُمْ وَ أَمْوَالَهُمْ وَ أَرْضَا لَمْ تَطَوُّهَا وَ كَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْ ءٍ قديراً (27) 25- و خداوند کافران را (در جنگ احزاب) با دلی پر از خشم باز گرداند بدون آن که از کار خود نتیجه ای گرفته ،باشند و خداوند مومنان را از جنگ کفایت نمود و خداوند توانا و مقتدر .است

26- و خداوند گروهی از اهل کتاب (یهودان) را که از آن ها (مشرکان) حمایت می کردند از حصار و قلعه هایشان پائین آورد و در دلشان ترس و وحشت افکند (تا جایی که) گروهی از آن ها را به قتل رسانیده و گروهی را


1) بحار الأنوار، ج 20، ص 216 تا ص 232 ؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 30 ؛ نورالثقلین، ج 4، ص 257؛ تفسیر برهان، ج 6، ص 236

2) بحار الانوار، ج 20 ص 232 و ج 22، ص 277 و ج 35 ص 240 ؛ تفسیر برهان، ج 6، ص 240؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 31

اسیر می کردید.

27- شما را وارث زمین و خانه ها و اموال آن ها قرار داد و نیز سرزمینی را که هرگز بر آن قدم نگذاشته بودید و خداوند بر هر چیز تواناست.

غزوه بنی قریظه

وَ رَدَّ اللهُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِغَيْظِهِمْ لَمْ يَنَالُوا خَيْراً وَ كَفَى اللّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتَالَ كه مراد علی بن ابی طالب است (1) و اين آيه وَ أَنْزَلَ الله الَّذِينَ ظَاهَرُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِنْ صَيَاصِيهِمْ وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ فَرِيقاً تَقْتُلُونَ وَ تَأْسِرُونَ فَرِيقاً وَ أَوْرَثكُمْ أَرْضَهُمْ وَ دِيَارَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ وَ أَرْضاً لَمْ تَطَوُّهَا وَ كَانَ اللهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيراً این دو آیه درباره بنی قریظه نازل شده است.

هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله از خندق برگشت و وارد مدینه شد و خواست که حمام کند جبرئیل او را ندا داد و گفت آهنگ جنگ را کنار گذاشته ای به خدا سوگند ملائکه هنوز شمشیرهای جنگ را کنار نگذاشته اند خداوند به تو امر می کند نماز عصر را نخوانده حرکت کنی و آن را در بنی قریظه بخوانی من نیز در پیشاپیش شما حرکت می کنم و تا قلعۀ آن ها جلو رفته و رعب و وحشت در میان آن ها می اندازم پیامبر صلی الله علیه و آله در حمراء الاسد حارثة بن نعمان را دید و به او فرمود: ای حارثه چه خبر تازه ای داری؟

:گفت ای رسول خدا صلی الله علیه و آله پدر و مادرم فدایتان باد دحیه کلبی در میان مردم ندا می کند که کسی نماز عصر را نخواند مگر در بنی قریظه.

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: او دحیه کلبی نیست جبرئیل می.باشد علی را به نزد من


1) تفسیر صافی، ج 6، ص 33؛ تفسیر برهان، ج 6، ص 241

بیاورید چون حضرت علی علیه السلام آمد به او فرمود ای علی به مردم بگو نماز عصر را در بنی قریظه می خوانیم حضرت علی علیه السلام آمد و فرمایش پیامبر صلی الله علیه و آله را برای مردم ،گفت آن ها نیز به سوی بنی قریظه حرکت کردند و علی علیه السلام در حالی که پرچم بزرگی در دستشان بود همراه رسول خدا صلی الله علیه و آله بیرون آمد.

شهادت سعد بن معاذ

هنگامی که قریش شکست خورده و فرار کردند حی بن اخطب آمده و داخل قلعۀ بنی قریظه شد امیرالمومنین علی علیه السلام قلعه را محاصره نمود کعب بن اسید از بالای قلعه به مسلمانان و رسول خدا صلی الله علیه و آله ناسزا می گفت که پیامبر سوار بر الاغی ،آمد علی علیه السلام جلوتر رفته و عرض کرد: ای رسول خدا که پدر و مادرم فدای شما باد نزدیک قلعه نشوید.

پیامبر فرمودند: ای علی شاید که به من ناسزا بگویند آن ها هنگامی که مرا ببینند خداوند دلیلشان می کند آن گاه پیامبر صلی الله علیه و آله نزدیک قلعه رفته و یهودیان را مورد خطاب نموده و فرمودند ای برادران میمون و خوک و بندگان طاغوت آیا به من ناسزا می گوئید زمانی که ما در نزدیکی قومی برای جنگی فرود می آییم روزگارشان را سیاه می کنیم.

كعب بن اسید از بالای قلعه :گفت ای ابوالقاسم به خدا سوگند شما شخص نادانی .نبودید رسول خدا صلی الله علیه و آله حیا نمود بطوری که از گفته او عبا از دوش آن حضرت افتاد.

در اطراف قلعه درختان خرمای زیادی قرار داشتند، رسول خدا صلی الله علیه و آله با دست به آن ها اشاره کرده از هم دور شدند و رسول خدا صلی الله علیه و آله لشگرش را در

اطراف قلعه قرار دادند و سه روز آنجا را محاصره کردند که کسی به مدت سه روز از حال آن ها خبر نداشت که بعد از این مدت غزال بن شمول از قلعه بیرون آمد و گفت ای محمد آن چه به برادرانمان بنی نضیر داده ای به ما نیز اعطا کن خونمان در امان باشد و درختان خرما و سرزمین و آن چه که در آن داریم همه برای شما باشد

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: نه مگر آن که زیر بار حکم من بروید.

غزال برگشت و چند روزی نیز در محاصره بودند که صدای گریه زنان و بچه ها بلند شد و به شدت بیتابی می کردند چون محاصره شدن در قلعه بر آن ها سخت شد به ناچار زیر بار حکم رسول خدا صلی الله علیه و آله رفتند. پیامبر دستور دادند که دست های مردان را که هفصد نفر بودند را از پشت بستند و به زنان دستور دادند که در کناری بایستند بزرگان اوس به رسول خدا گفتند ای رسول خدا هم پیمانان و دوستان ما در جاهای زیادی ما را بر خزرج یاری کرده اند ما کم تر از عبد الله بن ابی نیستیم که هفتصد نفر مرد جنگی با سیصد نفر غیر جنگی را به او بخشیدید این ها را نیز به ما ببخش

چون اصرار زیاد کردند پیامبر صلی الله علیه و آله به آن ها فرمودند آیا راضی می شوید که حکمیت را به مردی از خودتان را بگذاریم؟

گفتند: بله او کیست؟

فرمود: سعد بن معاذ

:گفتند ما به حکمیت او راضی هستیم

پس تمام مردم قبیله اوس که حضور داشتند پیرامون سعد جمع شده :گفتند ای ابا عمرو از خدا بترس و بدوستانت نیکویی کن و حکم عادلانه ای بنما که آن ها ما را در جاهای زیادی یاری کرده اند

چون بر او فشار آوردند و گفتند که از سرزنش ناسزاگویان نترس زنان و بچه های بنی قریظه در اطراف سعد گریه می کردند چون آرام شدند سعد به آن ها :گفت ای طایفهٔ یهود آیا به حکمی که من بدهم راضی هستید؟ تمام گفتند ما راضي بحكم تو هستیم و لكن انتظار حسن نظر را از جانب تو داریم پس از آن که برای بار دوم رضایت یهود را درباره حکمیت خود گرفت و جواب مثبت شنید با کمال ادب و احترام رو به جانب پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله نموده و عرض کرد: پدر و مادرم فدای شما بادای رسول خدا چه دستور می فرمایید؟

فرمود: ای سعد تو میان من و یهود هر حکمی بنمایی قبول دارم.

سعد :گفت ای رسول خدا رای من این است که مردهای یهود را کشته و زنان و بچه ها را به اسارت بگیرید و اموالشان را بین مهاجر و انصار قسمت کنید.

پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله بلند شد و فرمود: بخدا قسم حکمی کردی که خداوند در عرش هم بهمین طریق حکم فرموده است.

بعد از حکم سعد زخمی که او در جنگ خندق برداشته بود باز شد و شروع به خون ریزی کرد تا این که به شهادت رسید اسیران را به مدینه بردند و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله دستور دادند که گودالی در یکی از گوشه های بقیع کنده و مردان یهود را در آن گردن بزنند. حی بن اخطب به کعب بن اسید :گفت می بینی محمد چه بر سر ما می آورد کعب :گفت بردبار و صبور باش و در دین خود ثابت و استوار بمان

كعب ابن اسید در حالی که دست هایش را به گردنش بسته بود ،آمد همین که رسول خدا صلی الله علیه و آله نظرش به وی ،افتاد فرمود: ای کعب آيا «وصيت ابن الحواس» آن خاخام هوشیار که از شام نزد شما آمده بود سودی به حالت نبخشید؟ با

این که او وقتی نزد شما آمد گفت من از عیش و نوش و زندگی فراخ شام صرف نظر کردم و به این سرزمین اخمو که غیر از چند دانه خرما چیزی ندارد ،آمده ام و به آن قناعت کرده ام برای این که به دیدار پیغمبری نایل شوم که در مکه مبعوث می شود و بدین سرزمین مهاجرت می کند پیغمبری است که با پاره ای نان و خرما قانع است و به الاغ بی پالان سوار می شود و در چشمش ،سرخی و در بین دو شانه اش مهر نبوت ،است شمشیرش را به شانه اش می،گیرد و هیچ باکی از احدی از شما ندارد سلطنتش تا جایی که سواره و پیاده از پا درآیند گسترش می یابد؟

کعب :گفت چرا ای محمد همه این ها که گفتی درست است ولی چه کنم که از سرزنش یهود پروا داشتم ترسیدم بگویند کعب از کشته شدن ترسید و گرنه به تو ایمان می آوردم و تصدیقت می کردم ولی من چون عمری به دین یهود بودم و به همین دین زندگی کردم بهتر است به همان دین نیز بمیرم.

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: بیایید گردنش را بزنید مامورین ،آمدند و گردنش را زدند.

سپس حي بن اخطب جلو آمد رسول خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود: ای فاسق کار خداوند با خودت را چگونه دیدی؟

:گفت ای محمد به خدا سوگند خودم را در دشمنی با تو شماتت نمی کنم به تحقیق به اندازۀ خود در دشمنی با تو حرکت کردم و در حد توان خویش کوشش نمودم و لکن این خداست که کسی را خوار و ذلیل می کند و به هر کسی هم بخواهد عزت می بخشد سپس در حالی که به سوی کشته شدن می رفت می گفت

لعمرك ما لام ابن أخطب نفسه *** ولكنه من يخذل الله يخذل

:یعنی به جان تو سوگند که پسر اخطب خودش را ملامت نمی کند و لکن خداوند هر کسی را که بخواهد خوار و ذلیل می کند.

سپس جلوتر رفته و گردنش را زدند و یهودیان بنی قریظه را در مدت سه روز در سردی صبح و شام اعدام کرد و مکرر می فرمود: آب گوارا به ایشان بچشانید و غذای پاکیزه به ایشان بدهید و با اسیرانشان نیکی کنید تا آن که همه را به قتل رسانید و این آیه نازل شد: وَ أَنْزَلَ الَّذِينَ ظَاهَرُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِنْ صَيَاصِيهِمْ یعنی از قلعه هایشان.

وَ قَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ - تا - وَكَانَ اللهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيراً و در دلشان ترس و وحشت افکند (تا جایی که) گروهی از آن ها را به قتل رسانیده و گروهی را اسیر می کردید شما را وارث زمین و خانه ها و اموال آن ها قرار داد و نیز سرزمینی را که هرگز بر آن قدم نگذاشته بودید و خداوند بر هر چیز تواناست. (1) يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ إِنْ كُنتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَ زِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَ أُسَرَّحْكُنَّ سَزاحاً جميلاً (28) وَ إِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَالدَّارَ الْآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِنَاتِ مِنْكُنَّ أَجْراً عَظيماً (29) يا نِساءَ النَّبِيِّ مَنْ يَأْتِ مِنكُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ يُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَيْنِ و كانَ ذَلِكَ عَلَى اللهِ يَسيراً (30) وَ مَنْ يَقْنُتْ مِنْكُنَّ لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تَعْمَلْ صَالِحاً نُؤْتِهَا أَجْرَهَا مَرَّتَيْنِ وَأَعْتَدْنَا لَها رِزْقاً كريماً (31)


1) بحار الانوار، ج 20، ص 233

28- ای پیامبر به همسرانت بگو اگر شما زندگانی دنیا و زیور و زینت آن را می خواهید بیائید مهر شما را پرداخته و شما را به نیکی و خوبی رها سازم

29- و اگر خداوند و رسول او و سرای آخرت را می خواهید همانا خداوند برای نیکوکاران شما پاداش بزرگی را آماده کرده است.

30- ای همسران ،پیامبر هر کدام از شما مرتکب عمل فاحشه آشکاری .شود عذاب او دو برابر از دیگران است و این کار بر خداوند آسان است.

31- و هر کدام از شما برای خداوند و رسولش خضوع کند و عمل صالحی انجام دهد پاداش او دو برابر دیگران است و برای او روزی پرارزشی آماده کرده ایم

يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ إِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَ أُسَرِّحْكُنَّ سَرَاحاً جَمِيلاً * وَإِنْ كُنتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَالدَّارَ الْآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِنَاتِ مِنْكُنَّ أَجْراً عَظِيماً سبب نزول آیه این بود که چون رسول خدا صلی الله علیه و آله از جنگ خیبر برگشت و در آن جنگ گنجینه های آل ابى الحقيق نصيب مسلمانان شد همسرانش به آن جناب عرضه داشتند این گنجینه ها را به ما بده.

حضرتش فرمود: بر طبق دستور خدای تعالی در بین همه مسلمانان تقسیم کردم.

همسران از وی در خشم شدند و گفتند: تو چنان گمان کرده ای که اگر ما را طلاق دهی دیگر در همه فامیل ما یک همسر هم کفو پیدا نمی شود که ما را بگیرد؟

خداوند متعال از این سخن ایشان برای رسول گرامی اش غیرت کرد و به آن جناب دستور داد از ایشان کناره گیری کند رسول خدا صلی الله علیه و آله بیست و نه

روز از ایشان کناره گیری نموده و در مشربه ام ابراهیم منزل گزید تا آن که یک نوبت حیض دیدند و پاک شدند، آن گاه آيه يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ - تا - أَجْراً عَظِيماً را فرستاد که در آن همسران رسول خدا صلی الله علیه و آله را مخیر بین باقی ماندن بر همسری آن ،جناب و بین طلاق گرفتن کرده بود

و اولین کسی که در بین همسران برخاست ام سلمه بود عرضه داشت من خدا و رسول را اختیار می کنم دنبال او سایر همسران یکی یکی برخاستند و با رسول خدا صلی الله علیه و آله از در آشتی معانقه کردند و کلام ام سلمه را گفتند خداوند این آیه را نازل فرمود: تُرْجِي مَنْ تَشَاءُ مِنْهُنَّ وَ تُؤْوِي إِلَيْكَ مَنْ تَشَاءُ وَ مَنِ ابْتَغَيْتَ مِمَّنْ عَزَلْتَ فَلا جُنَاحَ عَلَيْكَ ذلِكَ أَدْنى أَنْ تَقَرَّ أَعْيُتُهُنَّ وَلا يَحْزَنَ وَ يَرْضَيْنَ بِمَا آتَيْتَهُنَّ كُلُّهُنَّ وَاللهُ يَعْلَمُ ما في قُلُوبِكُمْ وَ كَانَ الله عَليماً حلیماً (1)

نوبت هر کدام از آنان را که بخواهی تأخیر می اندازی و هر کدام را که بخواهی نزد خود جای می دهی و هر کدام از آنان را که از او کناره گرفته باشی اگر نزد خود بطلبی بر تو گناهی نیست این برنامه ریزی آزادانه به خوشحال نمودنشان و اینکه اندوهگین نشوند و همگی به آن چه به آنان داده ای خشنود ،شوند نزدیک تر است و خدا آن چه را در دل های شماست می داند و خدا دانا و بردبار است.

امام صادق علیه السلام می فرماید: هر کس به زنی نزدیک شد، همان ازدواج اوست و هر کس از زنی دوری گزید همان طلاق .است (2)

آیه تُرْجِي مَنْ تَشَاءُ مِنْهُنَّ وَ تُؤْوِي إِلَيْكَ مَنْ تَشَاءُ - با اين آيهُ - يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِک... یکی است که در هنگام تالیف موخر شده است.


1) احزاب آیه 51

2) مستدرک الوسائل، ج 15، ص 310؛ بحار الانوار، ج 22، ص 198

خداوند زنان پیامبر را مورد خطاب قرار داده و می فرماید: يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ مَنْ يَأْتِ مِنْكُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ يُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَيْنِ - تا - نُؤْتِهَا أَجْرَهَا مَرَّتَيْنِ وَأَعْتَدْنَا لَها رِزْقاً کریماً ای همسران پیامبر هر کدام از شما مرتكب عمل فاحشه آشکاری شود عذاب او دو برابر (از دیگران) است و این کار بر خداوند آسان است. و هر کدام از شما برای خداوند و رسولش خضوع کند و عمل صالحی انجام دهد پاداش او دو برابر (دیگران) ،است و برای او روزی پرارزشی آماده کرده ایم

ابی الجارود روایت می کند که امام باقر علیه السلام این فرمود: ثواب آن ها دو بار و عذابشان دو برابر است.

همۀ این ها در آخرت است که عذاب و ثواب در آن جا مورد محاسبه واقع می شود. (1)

حریز گوید از امام صادق علیه السلام درباره آية يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ مَنْ يَأْتِ مِنْكُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُبَيَّنَةٍ يُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَيْنِ سؤال کردم فرمود مراد از فاحشه خروج به وسیله شمشیر است (2)

وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الأولى وَأَقِمْنَ الصَّلاةَ وَ آتين الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ الله وَ رَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً (33) وَاذْكُرْنَ مَا يُتْلَى في بُيُوتِكُنَّ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ وَ الْحِكْمَةِ إِنَّ اللهَ كَانَ لَطيفاً - خَبِيراً (34)


1) بحار الانوار، ج 22، ص 199

2) نور الثقلين، ج 4، ص 268؛ تفسیر برهان، ج 6، ص 351

إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيرًا وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا (35) 33- (ای همسران پیامبر) در خانه هایتان ،بمانید و مانند دوره جاهلیت نخستین ظاهر نشوید (خود آرایی نکنید) و نماز به پا دارید و زکات ،بپردازید و از امر خدا و رسولش اطاعت کنید همانا خداوند می خواهد که هر پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و شما را پاک و پاکیزه نماید.

34- و از آن چه که از آیات الهی و حکمت در خانه های شما خوانده می شود یاد ،کنید همانا خداوند لطیف و خبیر است.

35- همانا مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان با ایمان و مردان و زنان مطیع فرمان خدا و مردان و زنان راستگو و مردان و زنان ،صابر و مردان و زنان خاشع و مردان و زنان انفاق کننده و مردان و زنان روزه دار و مردان و زنان پاکدامن و مردان و زنانی که بسیار یاد خدا را می کنند خداوند برای همۀ آن ها مغفرت و پاداشی بزرگ آماده ساخته است.

طلحه بن زید از امام صادق علیه السلام از پدرش روایت می کند که درباره آیه وَلا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الأولى فرمود: بزودی بعد از جاهلیت اول جاهلیت دومی به پیش می آید. (1)

ابي الجارود روایت می کند که امام باقر علیه السلام در معنای آیه إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیراً فرمود: این آیه در شأن


1) نور الثقلين، ج 4، ص 269؛ تفسیر برهان ج 6، ص 252؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 41

رسول اكرم صلی الله علیه و آله و علی ابن ابیطالب و فاطمه زهرا و حسن و حسین علیهم السلام نازل شده است که روزی پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله در خانه ام سلمه تشریف داشتند و علی و زهرا و حسن و حسین را پیش خویش خواند و سپس تمام آن ها را با خود در زیر عبای خیبری قرار داد و این دعا را خواند «اَللَّهُمَّ هَؤُلاَءِ أَهْلُ بَیْتِیَ اَلَّذِینَ وَعَدْتَنِی فِیهِمْ مَا وَعَدْتَنِی اَللَّهُمَّ أَذْهِبْ عَنْهُمُ اَلرِّجْسَ وَ طَهِّرْهُمْ تَطْهِیراً؛

خداوندا این ها اهل بيت من هستند که درباره آن ها بمن وعده فرموده ای خداوندا پلیدی و رجس را از ایشان دور فرما و آن ها را پاک و پاکیزه گردان ام سلمه که دعای پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله را شنید عرض کرد: ای رسول خدا آیا من هم جزء اهل بیت محسوب می شوم؟

فرمودند: خیر تو از اهل بیت نیستی ولی بتو مژده می دهم که اهل بهشتی.

ابی جارود روایت کرده که زید فرزند امام زین العابدین علیه السلام گفت پدرم به من فرمود: بعضی از مردم جاهل و نادان چنین تصور کرده اند که مراد از اهل بیت زن های پیغمبر صلی الله علیه و آله می باشند بخدا قسم هر کس چنین خیال کند گناهکار است و دروغ گفته زیرا اگر مقصود زنهای آن حضرت بودند بجای كلمة «عنكم الرجس» باید «عنكن الرجس» و بجای یطهرکم باید يطهركن استعمال می شد چنان چه در آیات گذشته همین طور بوده و در آیه وَاذْكُرْنَ مَا يُتْلى فِي بُيُوتِكُنَّ ضمير تأنيث آورده بنابر این آیه تطهیر ویژهٔ پنج تن طيبه نازل شده و زن های پیغمبر مشمول این آیه نمی باشند. (1)

نازل شدن آیه تطهیر

علی بن ابراهیم :گوید سپس مخاطب واقع شدن زنان پیامبر صلی الله علیه و آله قطع شده


1) بحار الانوار، ج 35، ص 206؛ تفسیر برهان، ج 6، ص 274

و اهل بيت رسول خدا صلی الله علیه و آله مورد خطاب واقع شده و که می فرماید: إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیراً همانا خداوند می خواهد که هر پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و شما را پاک و پاکیزه نماید.

سپس بر زنان پیامبر عطف نموده و می فرماید: وَاذْكُرْنَ مَا يُتْلَى فِي بُيُوتِكُنَّ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ وَالْحِكْمَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ لَطيفاً خَبِيراً و از آن چه که از آیات الهی و حکمت در خانه های شما خوانده می شود یاد کنید همانا خداوند لطیف و خبیر است.

و سپس بر علی و آل محمد عطف کرده و می فرماید: إِنَّ الْمُسْلِمِینَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَ الْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَ الصَّادِقَاتِ - تا - أَعَدَّ اللهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْراً عَظِيماً همانا مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان با ایمان و مردان و زنان مطیع فرمان خدا و مردان و زنان راستگو و مردان و زنان صابر و مردان و زنان خاشع و مردان و زنان انفاق کننده و مردان و زنان روزه دار و مردان و زنان پاکدامن و مردان و زنانی که بسیار خدا را یاد می کنند خداوند برای همه آن ها مغفرت و پاداشی بزرگ آماده ساخته است. (1)

وَ مَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى الله وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً مبيناً (36) وإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللهُ عَلَيْهِ وَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكَ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللهَ وَ تُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْديِهِ وَ تَخْشَى النَّاسَ وَاللهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَاهُ فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِنْهَا وَطَراً زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لَا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي


1) تفسير برهان، ج 6، ص 286 ؛ نور الثقلين، ج 4، ص 277؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 41

أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَراً وَكَانَ أَمْرُ اللهِ مَفْعُولاً (37) 36- و هیچ مرد و زن مؤمنی هنگامی که خداوند و رسولش امری را لازم بدانند حق ندارد اختیاری داشته باشد و هر کس خداوند و رسولش را نافرمانی کند به تحقیق در گمراهی آشکاری است.

37- و (بیاد بیاور) هنگامی را که خداوند به آن کس نعمت داده بود و تو نیز به او نعمت داده بودی می گفتی همسرت را نگهدار و از خداوند بپرهیز و در دلت چیزی را پنهان می داشتی که خداوند آن را آشکار می کند و از مردم می ترسیدی و در حالی که خداوند سزاوارتر بود که از او بترسی پس هنگامی که زید نیازش را از آن زن بر طرف کرد (و طلاقش داد) ما او را به ازدواج تو در آوردیم تا برای مؤمنان ازدواج با همسر پسر خوانده هایشان هنگامی که طلاق بگیرند نداشته باشند و فرمان خدا انجام شدنی است.

ابي الجارود روایت می کند که امام باقر علیه السلام در معنای آیه وَ مَا كَانَ لِمُؤْمِ وَلا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ فرمودند: سبب نزول آیه این بود که رسول خدا صلی الله علیه و آله زینب دختر جحش اسدی از قبیلهٔ بنی اسد بن خزیمه که دختر عمه آن حضرت بود را برای زید بن حارثه خواستگاری کرد، زینب :گفت ای رسول خدا صلی الله علیه و آله به من مهلت دهید تا مشورتی بکنم که این آیه نازل شد: وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى الله وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ و برای هیچ مرد و زن مؤمنی هنگامی که خداوند و رسولش امری را لازم بدانند حق ندارد اختیاری داشته باشد.

زينب بعد از نزول این آیه گفت: ای رسول خدا امر و اختیار من به دست شماست و راضی به همسری زید شد و حضرت او را به عقد زید درآورد زینب مدتی در عقد زید بود تا آن که روزی آن ها با یکدیگر در امری از امور نزاع

کردند و به خدمت حضرت محمد صلی الله علیه و آله آمدند و چون نظر حضرت به زینب افتاد از حسن او تعجب ،کرد زید گفت ای رسول خدا به من اذن ده تا زینب را طلاق دهم بواسطه آن که او با من تکبر می کند و همیشه مرا با زبان می رنجاند.

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: از خداوند بترس او را نگهدار و با او نیکوئی کن اما زید او را طلاق داد و وقتی عده طلاق او تمام شد خداوند درباره ازدواج او با پیامبر آیه نازل کرده و فرمود: فَلَمَّا قَضیٰ زَيْدُ مِنْهَا وَ طَراً زَوَّجْنَاكَهَا پس هنگامی که زید نیازش را از آن زن بر طرف کرد (و طلاقش داد) ما او را به ازدواج تو در آوردیم. (1)

ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِنْ رِجَالِكُمْ وَلَكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خَاتَمَ النَّبِيِّينَ وَ كَانَ اللهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً (40) 40 - محمد صلی الله علیه و آله پدر هیچ یک از مردان شما نیست ولكن رسول خدا و خاتم پیامبران است و خداوند به همه چیز آگاه است.

مَا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِنْ رِجَالِكُمْ این آیه دربارۀ زید بن حارثه نازل شده است قریش گفتند که محمد بر ما ایراد می گیرد که نمی توانید زن پسرتان را بگیرید اما خودش زن زید را به عقد خود در آورد که خداوند فرمود: ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِنْ رِجَالِكُمْ یعنی در آن روز می فرماید: محمد پدر زید نبود.

وَ خَاتَمَ النَّبِيِّينَ یعنی هیچ پیامبری بعد از محمد صلی الله علیه و آله نیست. (2)


1) تفسير صافى، ج 6، ص 46؛ نور الثقلين ج 4، ص 280 ؛ تفسیر برهان، ج 6 ص 286

2) بحار الانوار، ج 22، ص 218 ؛ نور الثقلين، ج 4، ص 283 ؛ تفسیر برهان، ج 6، ص 289

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذيراً (45) و داعياً إِلَى اللهِ بِإِذْنِهِ وَ سِراجاً منيراً (46) وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ بِأَنَّ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ فَضْلاً كبيراً (47) وَلا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَالْمُنَافِقِينَ وَدَعْ أَذَاهُمْ وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللهِ وَ كَفَى بِاللهِ وكيلاً (48) 45- ای پیامبر همانا ما تو را گواه بشارت دهنده و انذار کننده فرستادیم.

46- و تو را دعوت کننده به سوی خداوند به اذن او قرار دادیم (و این که تو) چراغ روشنی بخش (هستی)

47- و مؤمنان را بشارت بده که همانا از جانب خداوند برای آن ها فضل بزرگی است.

48- از کافران و منافقان اطاعت مکن و به آزار و اذیت آن ها اعتنائی مکن و بر خداوند توکل کن برای تو همین بس که خداوند حامی توست

إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِداً وَ مُبَشِّراً وَنَذِيراً وَ دَاعِياً إِلَى اللهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجاً مُنِيراً - تا - وَدَعْ أَذَاهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللهِ وَ كَفَى بِاللهِ وَكِيلاً این آیات در مکه پنج سال قبل از هجرت نازل شده است و این دلیل است که کتابت قرآن طبق نزول آن نمی باشد (1) يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللاتي آتَيْنَ أُجُورَهُنَّ وَ مَا مَلَكَتْ يَمينُكَ مِمَّا أَفَاءَ اللهُ عَلَيْكَ وَ بَنَاتِ عَمَّكَ وَ بَنَاتِ عَمَّاتِكَ وَ بَنَاتِ خَالِكَ وَ بَنَاتِ خَالَاتِكَ اللأُني هَاجَرْنَ مَعَكَ وَ امْرَأَةٌ مُؤْمِنَةٌ إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَها خَالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ قَدْ عَلِمْنَا مَا


1) نور الثقلين، ج 4، ص 288 ؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 54 ؛ تفسیر برهان، ج 6، ص 289

فَرَضْنَا عَلَيْهِمْ في أَزْوَاجِهِمْ وَ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ لِكَيْلا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَج وَكَانَ اللهُ غَفُوراً رَحِيماً (50) 50- ای پیامبر ما همسرانی را که مهرشان را داده ای بر تو حلال کردیم و نیز کنیزانی را که به وسیلۀ غنیمت خدا به تو بخشیده است را مالک شده ای و دختران ،عمویت و دختران عمه ها و دختران دانی و دختران خاله ها که با تو هجرت کردند و نیز زن مؤمنه ای که خود را به پیامبر بخشیده که اگر پیامبر بخواهد آن ها را به همسری خود برگزیند که این گونه ازدواج مخصوص توست (برای تو حلال است) نه دیگر مؤمنان به تحقیق می دانیم که برای همسرانشان و کنیزانشان چه حکمی مقرر کرده ایم این به خاطر آن است که زحمتی برای تو نباشد و خداوند آمرزنده و مهربان است.

خداوند پیامبرش را مورد خطاب قرار داده و می فرماید: يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَ مَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفَاءَ اللهُ عَلَيْكَ یعنی از غنیمت.

وَ بَنَاتِ عَمَّكَ وَ بَنَاتِ عَمَّاتِک - تا - وَ امْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ سبب نزول آیه آن بود که زنی از انصار خود را با کمال آراستگی زینت و آرایش کرده خدمت پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله شرفیاب شده خود را بر آن حضرت عرضه داشت و :گفت ای رسول گرامی من خود را بتو بخشیدم اگر بمن میل و عنایت داشته باشید در اختیار شما هستم عایشه به زن مزبور اعتراض کرد و گفت خداوند تو را زشت گرداند که چنین خود را به مردان عرضه می داری.

پیغمبر اکرم صلی الله علیه و اله به عایشه فرمود: ساکت باش که این زن زاهده است خداوند طایفه انصار را رحمت فرماید مردان ایشان مرا یاری نموده و زن های

آن ها بمن محبت و عاطفه بخرج می دهند و به آن زن فرمود: برگرد من منتظر وحی می شوم که خداوند این آیه را نازل کرد: وَامْرَأَةٌ مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَها لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَهَا خَالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ يعنى هبه جز برای رسول خدا صلی الله علیه و آله حلال نیست (1)

يَا أَيُّهَا اللَّذينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَى طَعَام غَيْرَ ناظِرينَ إِناهُ وَلَكِنْ إِذَا دُعتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا وَلا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَديثِ إِنَّ ذلِكُمْ كَانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيِي مِنْكُمْ وَاللَّهُ لَا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعاً فَسْتَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ وَمَا كَانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللهِ وَلا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِنْدَ اللهِ عَظيماً (53) إِنْ تُبْدُوا شَيْئاً أَوْ تُخْفُوهُ فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً (54) لا جُنَاحَ عَلَيْهِنَّ فِي آبَائِهِنَّ وَ لا أَبْنَائِهِنَّ وَ لَا إِخْوَانِهِنَّ وَ لَا أَبْنَاءِ إِخْوَانِهِنَّ وَلا وَلا أَبْنَاءِ أَخَوَاتِهِنَّ وَلَأنِسَائِهِنَّ وَ لا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ وَاتَّقِينَ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيداً (55) إِنَّ اللهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلّمُوا تسليماً (56) 53- ای کسانی که ایمان آورده اید به خانه های پیامبر وارد نشوید مگر آن که برای خوردن غذا به شما اجازه داده شود در حالی که به انتظار وقت غذا ننشینید زودتر از موعد مقرر ،نیائید و لكن هنگامی که دعوت شدید


1) بحار الانوار، ج 22، ص 195 ؛ تفسیر صافی، ج 6 ص 56 ؛ نور الثقلين، ج 4، ص 292 ؛ تفسیر برهان، ج 6، ص 295

وارد شوید و چون غذا خوردید بروید و برای گفتگو ،منشینید که این عمل شما پیامبر را آزار می دهد و او از شما شرم می کند ولی خداوند از گفتن حق شرم ندارد و هنگامی که چیزی از زنان پیامبر می خواهید از پشت پرده ،بخواهید که به وسیله این عمل دل های شما و آن ها پاکیزه می ماند و شما نباید رسول خدا را اذیت و آزار دهید و هرگز نباید بعد از او وفات (پیامبر) با همسرانش ازدواج کنید همانا که این کار شما نزد خداوند بسیار بزرگ است.

54- اگر چیزی را آشکار کنید یا پنهان نمائید همانا خداوند به همه چیز دانا .است

55- و بر زنان گناهی نیست که بر پدران و فرزندان و برادران و برادرزادگان و خواهر زادگان و زنان مسلمان و بردگان خود بدون پرده تماس بگیرند داری ای زنان از خداوند بپرهیزید همانا که خداوند بر هر چیزی گواه و آگاه است.

56- همانا خداوند و فرشتگانش بر پیامبر درود می فرستند ای کسانی که ایمان آورده اید بر او درود بفرستید و سلام و تحیت گوئید و تسلیم فرمان او باشید.

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَى طَعَامٍ غَيْرَ ناظِرِينَ إِناهُ سبب نزول آیه این بود که چون رسول خدا صلی الله علیه و اله با زینب دختر جحش ازدواج کرد و او را دوست می داشت پس ولیمه ای درست کرد و اصحابش را به آن ولیمه دعوت کرد و اصحاب بعد از خوردن غذا دوست می داشتند ،بنشینند و با هم گفتگو کنند و آن جناب دلش می خواست میهمانان خانه را

برای او و همسرش خلوت کنند پس خدای عز و جل این آیه را فرستاد که ای کسانی که ایمان آورده اید داخل خانه های رسول نشوید مگر بعد از آن که به شما اجازه داده شود چون قبلا بدون اجازه هم داخل می شدند و این آیه این کار آن ها را منع کرد. (1)

وَ مَا كَانَ لَكُمْ أَنْ تُؤذُوا رَسُولَ اللهِ وَلَا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً إِنَّ ذلِكُمْ كَانَ عِنْدَ اللهِ عَظيماً علت نزول آیه این بود که وقتی خداوند آیه النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ (2)نازل فرمود و زنان پیامبر صلی الله علیه و آله را بر مسلمانان حرام نمود طلحه خشمگین شد و گفت: محمد زنانش را بر ما حرام می کند و خود زنان ما را می گیرد که اگر خداوند محمد را بمیراند من این چنین و آن چنین می کنم که خداوند این آیه را نازل فرمود: وَما كَانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً إِنَّ ذلِكُمْ كَانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيماً * إِنْ تُبْدُوا شَيْئاً أَوْ تُخْفُوهُ فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً و شما نباید رسول خدا را اذیت و آزار دهید و هرگز نباید بعد از (وفات پیامبر) او با همسرانش ازدواج کنید همانا که این کار شما نزد خداوند بسیار بزرگ است. اگر چیزی را آشکار کنید یا پنهان نمائید همانا خداوند به همه چیز دانا .است (3) سپس به گروهی معروف اجازه دخول بدون اذن را داده و می فرماید: لا جُنَاحَ عَلَيْهِنَّ فِي آبَائِهِنَّ وَلَا أَبْنَائِهِنَّ وَلا إِخْوَانِهِنَّ وَلَا أَبْنَاءِ إِخْوَانِهِنَّ - تا - إِنَّ الله كَانَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيداً و بر زنان گناهی نیست که بر پدران و فرزندان و برادران و برادر زادگان و خواهر زادگان و زنان مسلمان و بردگان خود (بدون پرده تماس بگیرند) (ای زنان) از خداوند بپرهیزید همانا که خداوند بر


1) تفسیر برهان، ج 6، ص299؛ نور الثقلين، ج 4، ص 297؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 60

2) تفسیر صافی، ج 6، ص 61؛ نور الثقلين، ج 4، ص 298 ؛ تفسیر برهان، ج 6، ص 302

3) احزاب، آیه 6

هر چیزی گواه و آگاه است.

سپس آن فضائلی را که خداوند به پیامبرش عنایت فرموده را ذکر کرده و می فرماید: إِنَّ اللَّهَ وَ مَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً يعنى صلوات خداوند برای تزکیه و ثنای اوست و صلوات ملائكه مدح و ستایش رسول خداست و صلوات مردم دعای آن ها برای آن حضرت و تصدیق و اقرار به فضل اوست.

وَ سَلِّمُوا تَسْلِیماً یعنی تسلیم ولایت پیامبر و بر آن چه که آورده باشید. (1) إِنَّ الَّذينَ يُؤْذُونَ اللهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللهُ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَاباً مُهيناً (57) وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتَاناً وَ إِثْماً مُبيناً (58) 57- همانا کسانی که خدا و رسولش را اذیت و آزار می کنند لعنت خداوند در دنیا و آخرت بر آن ها با (خداوند آن ها را از رحمت خود دور گرداند) و برای آن ها عذابی خوار کننده آماده ساخته است.

58- و کسانی که مردان و زنان با ایمان را بدون هیچ گناهی آزار می دهند بار تهمت و گناه آشکاری را برداشته اند.

إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَاباً مُهیناً این آیه دربارۀ کسی که حق امیرالمومنین علی علیه السلام را غصب نموده و حق حضرت فاطمه زهرا علیها السلام را گرفته و آن بزرگوار را اذیت و آزار کرده نازل


1) تفسیر برهان، ج 6، ص 307؛ نور الثقلين، ج 4، ص 300

شده است.

که رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود: هر کس فاطمه را در زمان حیات من آزار دهد مانند این است که او را بعد از مرگ من آزار و اذیت کرده است و هر کس او را بعد از وفات من اذیت کند مانند این است که او را در زمان من اذیت و آزار نموده است هر کس او را بیازارد مرا آزرده است و هر کس مرا آزار دهد همانا خداوند را آزار داده است و آن قول الهی است که می فرماید: إِنَّ الَّذِینَ يُؤْذُونَ اللهَ وَرَسُولَهُ ... (1)

وَ الَّذِينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ ﴾ یعنی حضرت علی علیه السلام و حضرت فاطمه علیها السلام.

بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتَاناً وَ إِثْمَا مُبِیناً و کسانی که مردان و زنان با ایمان را بدون هیچ گناهی آزار می دهند بار تهمت و گناه آشکاری را برداشته اند. این حکم دربارۀ همۀ مردم جاری است. (2)

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَ نِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جلابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَ كَانَ اللهُ غَفُوراً رحيماً (59) 59- ای پیامبر به همسران و دختران و زنان مومنین بگو خودشان را با جلباب (چادر و روسری های بلند) بپوشانند این کار برای این که شناخته نشوند و مورد تعرض و جسارت (هوسرانان) قرار نگیرند بهتر است و خداوند آمرزنده و مهربان است.


1) بحار الانوار، ج 17، ص 27 تفسیر صافی، ج 6، ص 66؛ نور الثقلين، ج 4، ص 305

2) تفسیر صافی، ج 6، ص 67؛ تفسیر برهان، ج 6، ص 305

آیه حجاب

يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جلابِيبِهِنَّ سبب نزول این آیه چنین بود که زنان از خانه بیرون رفتند تا به مسجد ،بروند و پشت سر رسول خدا صلی الله علیه و آله نماز بخوانند و چون شب می شد و زنان برای نماز مغرب و عشاء بیرون می آمدند جوانان سر راه آنان می نشستند و متعرض ایشان می شدند خدای تعالی این آیه را نازل فرمود: يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ - تا - ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ وَ كَانَ اللهُ غَفُوراً رَحِيماً ای پیامبر به همسران و دختران و زنان مومنین بگو خودشان را با چادر و روسری های بلند بپوشانند این کار برای این که شناخته شوند و مورد تعرض و جسارت هوسرانان قرار نگیرند بهتر است و خداوند آمرزنده و مهربان است. (1)

لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لتغرينَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لا يُجاوِرُ ونَكَ فيها إلا قليلاً (60) مَلْعُونِينَ أَيْنَمَا تُقِفُوا أُخِذُوا وَ قُتْلُوا تَقْتِيلاً (61) 60- اگر منافقان و کسانی که در دل هایشان مرضی است که در مدینه شایعات بی پایه و تبلیغات سوء می کنند دست از این کار خود برندارند ما هم تو را بر ضد آن ها بر می انگیزیم سپس به جز مدت کمی نمی توانند در کنار تو در شهر باقی بمانند.

61- از همه جا رانده می شوند هر جا که یافت شوند گرفته خواهند شد و


1) بحار الانور، ج 22، ص 190

به سختی به قتل می رسند.

لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ یعنی در قلب هایشان شک و تردید است. وَالْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَتُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لَا يُجَاوِرُونَكَ این آیه درباره مردمی از منافقین نازل شد که در مدینه زندگی می کردند و همواره به رسول خدا صلی الله علیه و اله زخم زبان می زدند و چون آن جناب می خواست به جنگی برود، در بين مسلمانان شایعه می کردند که باز هم مرگ و اسیری و مسلمانان اندوهناک می شدند و نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله شکایت می کردند خداوند متعال در این آیه تا جمله الا قليلا به پیامبر دستور داد جز اندکی از ایشان همگی را از مدینه بيرون كند (1)مَلْعُونِينَ أَيْنَمَا تُقِفُوا أُخِذُوا وَ قُتلُوا تَقتِيلاً از همه جا رانده می شوند هر جا که یافت شوند گرفته خواهند شد و به سختی به قتل می رسند. ابی الجارود روایت می کند که امام باقر علیه السلام در معنای ملعونین فرمود: لعنت بر آن ها واجب ،شد خداوند بعد از لعنت می فرماید: هر کجا که دیده شدند بازخواست شده و کشته گردند. (2)

يَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ يَقُولُونَ يَا لَيْتَنَا أَطَعْنَا اللَّهَ وَأَطَعْنَا الرَّسُولاً (66) 66- در آن روز که صورت های آن ها در آتش دگرگون می گردد می گویند ای کاش که ما از خدا و رسول اطاعت می کردیم.

يَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ کنایه از کسانی است که حق آل محمد علیهم السلام


1) تفسير برهان، ج 6، ص 315 نور الثقلين، ج 4، ص 307

2) بحار الانوار، ج 22، ص 70

را غصب نمودند.

يَقُولُونَ يَا لَيْتَنَا أَطَعْنَا اللَّهَ وَأَطَعْنَا الرَّسُولاً یعنی ای کاش در مورد اميرالمومنين على علیه السلام از خدا و رسولش اطاعت می کردیم. قَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَاءَنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلاً (67) رَبَّنَا آتِهِمْ ضِعْفَيْنِ مِنَ الْعَذَابِ وَالْعَنْهُمْ لَعْناً كبيراً (68) 67- و می گویند پروردگارا همانا ما از سران و بزرگانمان اطاعت کردیم که ما را گمراه کردند.

68- پروردگارا عذابشان را چند برابر کن و آن ها را به شدت مورد لعن خودت قرار بده.

وَ قَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَاءَنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا که مراد آن دو نفر هستند که یکی آقا و سید قومش و دیگری بزرگسال آن ها بودند که شروع به ظلم و ستم در آل محمد علیهم السلام نمودند و حق آن ها را غصب کردند. فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا یعنی ما را از مسیر بهشت گمراه کردند. و مراد از «سبیل» امیرالمؤمنین علی علیه السلام می باشد آن گاه می گویند: رَبَّنَا آتِهِمْ ضِعْفَيْنِ مِنَ الْعَذَابِ وَالْعَنْهُمْ لَعْناً كَبِيراً پروردگارا عذابشان را چند برابر کن و آن ها را به شدت مورد لعن خودت قرار بده

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ آذَوْا مُوسَى فَبَرَّأَهُ اللهُ مِمَّا قَالُوا وَكَانَ عِنْدَ اللهِ وَجيهاً (69) 69- ای کسانی که ایمان آورده اید همانند کسانی نباشید که موسی را اذیت و آزار نمودند پس خداوند آن چه که درباره او می گفتند میرا ساخت که او

نزد خداوند آبرومند بود.

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ آذَوْا مُوسَى فَبَرَّأَهُ اللهُ مِمَّا قَالُوا وَكَانَ عِنْدَ اللهِ وَجیهاً یعنی در نزد پروردگار دارای عزت و مقام است. ابو بصیر از امام صادق علیه السلام روایت ،کرده که فرمود بنی اسرائیل می:گفتند آن چه مردان دارند موسی ندارد و این تهمت از این نظر بهتر در دل ها می،نشست که موسی همواره بدن خود را در محلی می شست که کسی او را نبیند این بود تا آن که روزی موسی کنار نهری جامه خود را ،گند و روی سنگی ،گذاشت و مشغول شستشو شد خداوند به سنگ فرمود تا از موسی دور ،شود و موسی مجبور شود به تعقیب آن برود و در نتیجه بنی اسرائیل همه عورت او را ببینند و بدانند که آن سخن تهمت است و همین طور هم شد و فهمیدند آن چه می گفتند تهمت بوده پس این آیه در این باره است که می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ آذَوْا مُوسى .... (1)

معصوم علیه السلام می فرماید: خداوند می فرماید: ای کسانی که ایمان آورده اید رسول خدا صلی الله علیه و آله را دربارۀ امیرالمومنین علی علیه السلام و ائمه علیهم السلام آزار و اذیت ،نکنید همچنان که حضرت موسی را اذیت کردند و خداوند او را از گفتار منافقین به دور نگه داشت. (2)

يَا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللهَ وَ قُولُوا قَوْلاً سَدِيداً (70) يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ


1) مستدرك الوسائل، ج 1، ص 386؛ بحار الانوار، ج 13، ص 8؛ قصص الانبياء جزائري ص 217 ؛ نور الثقلين، ج 4، ص 308؛ تفسیر برهان، ج 6، ص 316

2) بحار الانوار، ج 13، ص 12 و ج 23، ص 302؛ نور الثقلين، ج ، ص 308؛ تفسیر برهان ج 6، ص 316

فَوْزاً عظيماً (71) إنا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَ حَمَلَهَا الْإنْسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُوماً جَهُولاً (72) لِيُعَذِّبَ اللهُ الْمُنافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَ الْمُشْرِكِينَ وَ الْمُشْرِكَاتِ وَ يَتُوبَ الله عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَكَانَ اللهُ غَفُوراً رَحِيماً (73) 70- ای کسانی که ایمان آورده اید از خداوند بپرهیزید و سخن حق و صحیح بگوئید.

71- تا خدا اعمال شما را اصلاح نماید و گناهانتان را بیامرزد. و هر کس از خدا و رسولش اطاعت کند به تحقیق به رستگاری بزرگی نائل می.گردد

72- همانا ما امانت را بر آسمان ها و زمین و کوه ها عرضه داشتیم از حمل آن خودداری کردند و از آن ،ترسیدند اما انسان حمل آن را پذیرفت که انسان بسیار ستمکار و نادان بود

73- (هدف از عرض امانت این بود) که خداوند مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را عذاب کند و خداوند رحمت خودش را بر مردان و زنان مؤمن بفرستد که خداوند آمرزنده و مهربان است.

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلاً سَدِيداً سدید به معنای صحیح می باشد. ابوبصیر روایت می کند که امام صادق علیه السلام در تفسیر این آیه فرمودند: وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ - فى ولاية على و الائمة علیهم السلام من بعده - فَقَدْ فَازَ فَوْزاً عظيماً یعنی هر کس دربارۀ ولایت حضرت علی علیه السلام و ائمه بعد از آن حضرت از خداوند و رسول او اطاعت کند به رستگاری عظیمی می رسد

به خدا سوگند این آیه اینچنین نازل شده است. (1)

إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهَا می فرماید: مراد از امانت امامت و امر و نهی می باشد و دلیل بر این که مراد از امانت همان امامت است فرمایش خداوند درباره ائمه علیهم السلام می باشد که می فرماید: إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلى أَهْلِها (2)يعنى امامت پس امانت همان امامت می باشد که بر آسمان ها و زمین و کوه ها عرضه شد و آن ها از حمل آن خودداری نمودند

می:فرماید خودداری کردند بر این که به سوی امامت فرا بخوانند یا این که اهلش آن را به دست بگیرد وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ یعنی فلانی آن را پذیرفت إِنَّهُ كَانَ ظَلُوماً جَهُولاً * لِيُعَذِّبَ اللهُ الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِكِينَ والْمُشْرِكاتِ وَ يَتُوبَ اللهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَكَانَ اللهُ غَفُوراً رَحِيماً كه انسان بسیار ستمکار و نادان بود. هدف از عرض امانت این بود که خداوند مردان و زنان ،منافق و مردان و زنان مشرک را عذاب کند و خداوند رحمت خودش را بر مردان و زنان مؤمن بفرستد که خداوند آمرزنده و مهربان .است (3)


1) تفسیر صافی، ج 6، ص 72

2) نساء آیه 58

3) تفسیر صافی، ج 6، ص 74؛ نور الثقلين، ج 4، ص 268؛ تفسیر برهان، ج 6، ص 321

تفسیر سوره سبا

34- سوره سبا در مکه نازل شده و دارای 54 آیه است.

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِي الْأَرْضِ وَلَهُ الْحَمْدُ فِي الْآخِرَةِ وَهُوَ الْحَكيمُ الْخَبِيرُ (1) يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَ مَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَ مَا يَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ وَ مَا يَعْرُجُ فِيهَا وَهُوَ الرَّحِيمُ الْغَفُورُ (2) وَ قَالَ الَّذينَ كَفَرُوا لَا تَأْتينا الشاعَةُ قُلْ بَلَى وَرَبِّي لَتَأْتِيَنَّكُمْ عَالِمِ الْغَيْبِ لا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ وَلَا أَصْغَرُ مِنْ ذَلِكَ وَلا أَكبر إلا في كِتَابٍ مُبِينٍ (3) 1- حمد و سپاس از برای خداوندیست که آن چه در آسمان ها و زمین است از برای اوست و در آخرت نیز حمد و سپاس برای اوست و او حکیم و آگاه است.

2- (خداوند) آن چه را که بر زمین فرو می رود و آن چه را که از آن بیرون می آید را می داند و آن چه که از آسمان نازل می شود و آن چه که از آن بالا می رود (نیز می داند) و مهربان و آمرزنده است.

3- و کافران :گفتند قیامت به سوی ما نمی آید ،بگو بلی به پروردگارم سوگند که به سراغ شما خواهد آمد (خداوند) عالم به غیب است و به

اندازه ذره ای در آسمان ها و زمین از او پنهان نمی ماند و نه کم تر از آن و نه بیش تر از آن مگر آن که در کتاب مبین آمده است.

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَلَهُ الْحَمْدُ فِي الْآخِرَةِ وَ هُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ * يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ آن چه که در زمین فرو می رود و آن چه که از آسمان یعنی باران فرود می آید وَ ما يَخْرُجُ مِنْهَا آن چه از نباتات و گیاهان از زمین می روید. وَ مَا يَعْرُجُ فِیها یعنی از اعمال بندگان. سپس خداوند گفتار مادیون را نقل کرده و می فرماید وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لا تَأْتِينَا السَّاعَةُ قُلْ بَلَى وَ رَبِّي لَتَأْتِيَنَّكُمْ عَالِمِ الْغَيْبِ لَا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقَالُ ذَرَّةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ وَلَا أَصْغَرُ مِنْ ذَلِكَ وَ لَا أَكْبَرُ إِلا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ و کافران :گفتند قیامت به سوی ما نمی آید بگو بلی به پروردگارم سوگند که به سراغ شما خواهد آمد (خداوند) عالم به غیب است و به اندازه ذره ای در آسمان ها و زمین از او پنهان نمی ماند و نه کم تر از آن و نه بیش تر از آن مگر آن که در کتاب مبین آمده .است (1)

هشام از امام صادق علیه السلام روایت می کند که فرمود: اول چیزی که خداوند آفرید قلم بود و به او فرمود ،بنویس پس آن هم آن چه از گذشته اتفاق افتاده بود و آن چه را که در آینده تا روز قیامت اتفاق خواهد افتاد را نوشت. (2)

وَ يَرَى الَّذينَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذِي أُنزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ هُوَ الْحَقَّ وَي َهْدِي إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ (6)


1) تفسیر برهان، ج 6، ص 324

2) بحارالانوار، ج 54 ص 316؛ تفسیر برهان ج 6، ص 324؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 80؛ نور الثقلين، ج 4، ص 315

وَ قَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا هَلْ نَدُلُكُمْ عَلَى رَجُلٍ يُنَبِّئُكُمْ إِذَا مُزَّقْتُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّكُمْ لفي خَلْقٍ جَديد (7) أَفْتَرى عَلَى اللهِ كَذِباً أَمْ بِهِ جِنَّةٌ بَلِ الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ فِي الْعَذَابِ وَالصَّلالِ البَعيد (8) 6- و کسانی که به آن ها علم داده شده می دانند آن چه که بر تو از جانب پروردگارت نازل شده حق است و به سوی راه خداوند عزیز و حمید هدایت می کند

7- و کافران (به تمسخر) گفتند: آیا به مردی راهنمائی کنیم که به شما خبر دهد که پس از آن که مردید و از هم متلاشی شدید دوباره آفرینشی تازه خواهید یافت؟

8- آیا او به خدا دروغ می بندد یا به دیوانگی مبتلا گشته است؟ بلکه کسانی است که به آخرت ایمان ندارند (به خدا دروغ می بندند دیوانه هستند) و در عذاب و گمراهی دوری هستند.

وَ يَرَى الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذِي أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ هُوَ الْحَقِّ مراد از ضمير هو امير المومنین علیه السلام است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و آن چه به آن حضرت نازل شده را تصدیق ،نمود سپس خداوند گفتار زنادقه را نقل کرده و می فرماید: قَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا هَلْ نَدْلُّكُمْ عَلَى رَجُلٍ يُنَبِّئُكُمْ إِذَا مُرْقْتُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ یعنی مرده و خاک شده بودیم. إِنَّكُمْ لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ تعجب کردند اینکه خداوند آن ها را دوباره به عنوان خلق جدیدی بیاورد. أَفْتَرى عَلَى اللهِ كَذِباً أَمْ بِهِ جِنَّةٌ كه جنه به معنای مجنون است که خداوند آن ها را رد کرده و می فرماید: بَلِ الَّذِینَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ فِي الْعَذَابِ وَالضَّلَالِ

بَعِيدِ بلکه کسانی که به آخرت ایمان ندارند (به خدا دروغ می بندند و دیوانه هستند) در عذاب و در گمراهی دور هستند. وَ لَقَدْ آتَيْنَا دَاوُدَ مِنا فَضْلاً يَا جِبَالُ أَوبِي مَعَهُ وَالطَّيْرَ وَأَلْنا لَهُ الْحَديد (10) 10- و به تحقیق ما به داود از سوی خود فضیلتی دادیم ای کوه ها و پرندگان با او هم آواز شوید و آهن را برای او نرم گردانیدیم.

خداوند از داود علیه السلام یاد کرده و می فرماید: وَلَقَدْ آتَيْنَا دَاوُدَ مِنّا فَضْلاً يَا جِبَالُ أَوِّبِي مَعَهُ يعنى با او تسبیح خداوند را می گفتند.

وَ الطَّيْرَ وَأَلْنا لَهُ الْحَدِيدَ هر وقت داودا علیه اللسام در بیابان می رفت زبور را می،خواند کوه ها و پرندگان و وحوش نیز با او تسبیح می گفتند و خداوند مانند شمع آهن را در دستان او نرم نمود بطوری که هر چه دوست داشت از آن درست می کرد. امام صادق، علیه السلام می فرماید در روز سه شنبه دنبال حوائج خود بروید زیرا آن روزی است که خداوند آهن را برای داود علیه السلام نرم نمود. (1)

أَنِ اعْمَلْ سَابِغَاتٍ وَ قَدُرْ فِي السَّرْدِ وَ اعْمَلُوا صَالِحاً إِنِّي بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ (11) 11- (و به او گفتیم:) که (از آهن) زره هایی فراخ و گشاد بساز و حلقه ها (ی زره را) به اندازه و یک شکل درست کن و عمل صالح انجام دهید که من


1) وسائل الشيعه، ج 11، ص 353؛ بحار الانوار، ج 11، ص 353؛ بحار الانوار، ج 14، ص 3 و ج ،56 ص 41 : دعوات ،راوندی ص 293 ؛ قصص الانبياء ،جزائری ص 336؛ مكارم الاخلاق ص 240 ؛ مصباح ،کفعمی، ص 183 ؛ نور الثقلين، ج 315؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 81؛ تفسیر برهان، ج 6، ص 325

بدانچه انجام می دهید بینا هستم.

أَنِ اعْمَلْ سَابِغات سابغات به معنای زره است. وَقَدِّرْ فِي السَّرْدِ میخ هائی که در حلقه های زره قرار می دهند وَ اعْمَلُوا صالِحاً إِنِّي بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ و عمل صالح انجام دهید که من بدانچه انجام دهید بینا هستم. (1) وَ لِسُلَيْمَانَ الرِّيحَ غُدُوِّهَا شَهْرٌ وَ رَوَاحُهَا شَهْرٌ وَ أَسَلْنَا لَهُ عَيْنَ الْقِطْرِ وَ مِنَ الْجِنِّ مَنْ يَعْمَلُ بَيْنَ يَدَيْهِ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ مَنْ يَرِغْ مِنْهُمْ عَنْ أَمْرِنَا نَذِقْهُ مِنْ عَذَابٍ السَّعير (12) 12- و باد را مسخّر سلیمان ساختیم که صبحگاه به اندازه یک ماه و در عصر نیز به اندازه یک ماه راه می برد و برای او چشمه مس را جاری ،نمودیم و گروهی از جن ها به اذن پروردگارش در حضور او کار می کردند و هر کس از آن ها از فرمان ما سرپیچی می کرد به او از عذاب آتش سوزان می چشاندیم

وَلِسُلَيْمَانَ الرِّيحَ غُدُوهَا شَهْرٌ وَ رَوَاحُهَا شَهْرٌ باد کرسی سلیمان را در صبح ها و شب ها به اندازه مسیر یک ماه می گرداند. وَأَسَلْنَا لَهُ عَيْنَ الْقِطْر یعنی چشمۀ مس را برای او جاری ساختیم. وَ مِنَ الْجِنِّ مَنْ يَعْمَلُ بَيْنَ يَدَيْهِ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ مَنْ يَزِغْ مِنْهُمْ عَنْ أَمْرِنَا نُذِقْهُ مِنْ عَذَابِ السَّعِيرِ و گروهی از جن ها به اذن پروردگارش در حضور او کار می کردند و هر کس از آن ها از فرمان ما سرپیچی می کرد به او از عذاب آتش سوزان می چشاندیم


1) تفسیر برهان، ج 6، ص 325

يَعْمَلُونَ لَهُ مَا يَشَاءُ مِن مَّحَارِيبَ وَ تَمَاثِيلَ وَ جِفَانٍ كَالْجَوَابِ وَقُدُورٍ رَّاسِيَاتٍ اعْمَلُوا آلَ دَاوُدَ شُكراً وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبَادِيَ الشَّكُورُ (13) 13- آن ها هر چه را که او (سلیمان) می خواست از معبدها و تمثال ها و ظروف بزرگ مانند حوض ها و دیگ های عظیم (که بر زمین کار می گذاشتند و دارای حمل کردن نبود) (و به آن ها گفتیم) ای آل داود شکر نمائید ولی عده کمی از بندگان من سپاسگزار هستند.

يَعْمَلُونَ لَهُ مَا يَشَاءُ مِنْ مَحارِيبَ وَ تَمَاثِیلَ بر روی درختان. وَ جِفَانِ كَالْجَوابِ یعنی «جفون» که مانند حفره و کاسه بزرگی است. وَقُدُورِ راسِيَاتٍ که مراد از راسیات یعنی ثابت و پابرجا هستند سپس می فرماید: اعْمَلُوا آلَ دَاوُدَ شُكراً یعنی ای فرزندان داود شکر کنید بر آن چیزهائی که شکرش را بجا نمی آورید سپس فرمود: وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبَادِيَ الشَّكُورُ بنده های کمی اهل شکر و سپاسگذاری هستند. (1) فَلَمَّا قَضَيْنَا عَلَيْهِ الْمَوْتَ مَا دَلَّهُمْ عَلَى مَوْتِهِ إِلا دَابَّةُ الْأَرْضِ تَأْكُلُ مِنْسَأَتَهُ فَلَمَّا خَرَّ تَبَيَّنَتِ الْجِنُّأَنْ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ مَا لَبِثُوا فِي الْعَذَابِ الْمُهِينِ. (14). 14- هنگامی که مرگ را بر او (سلیمان) مقرر ،نمودیم کسی آن ها را به پس مرگ او آگاه نکرد مگر جنبنده زمین (موریانه) که عصای او را خورد (و بدن سلیمان بعد از یک سال بر روی زمین افتاد ) پس هنگامی که بر روی زمین افتاد جنیان متوجه شدند که اگر غیب می دانستند در عذاب و ذلت خوار کننده ای باقی نمی ماندند


1) نور الثقلين، ج 4، ص 322

وفات حضرت سلیمان علیه السلام

اشاره

فَلَمَّا قَضَيْنَا عَلَيْهِ الْمَوْتَ مَا دَلَّهُمْ عَلَى مَوْتِهِ إِلَّا دَابَّةُ الْأَرْضِ تَأْكُلُ مِنْسَأَتَهُ می فرماید: روزی خداوند به سلیمان وحی نمود که مرگ تو فرا رسیده است آن حضرت به شیاطین دستور داده بود که برای او خانه ای از شیشه و بلور در کنار دریا بسازند روزی سلیمان وارد آن شده و به عصایش تکیه داده و زبور را می خواند و شیاطین نیز در اطراف آن حضرت به او نگاه می کردند همان طور که به اطرافش نگاه می کرد مردی را در داخل قصرش دید و از او ترسید و گفت: تو کیستی؟ :گفت من کسی هستم که رشوه نمی پذیرم و از سلاطین نیز نمی ترسم و جانش را گرفت و او در همان حالت تکیه بر عصا یک سال ماند و جنیان نیز برای او کار می کردند و نمی دانستند که او مرده است تا این که خداوند موریانه ای را فرستاد تا عصای حضرت سلیمان را خورد هنگامی که بر روی زمين افتاد، فَلَمّا خَرَّ على وجهه تَبَيَّنَتِ الانس ان لو كانوا - اى الجن - يَعْلَمُونَ الْغَيْب مَا لَبِثُوا فِي الْعَذَابِ الْمُهِينِ انسان ها متوجه شدند که اگر جنیان غیب می دانستند این همه سختی و عذاب نمی کشیدند

که آیه این طوری نازل شده است.

زیرا انسان ها می گفتند که جنیان از عالم غیب خبر دارند اما هنگامی که سلیمان با صورت بر روی زمین افتاد آن ها متوجه شدند که اگر جنیان علم غیب می دانستند یک سال برای او که مرده بود کار نمی کردند به گمان اینکه زنده است.

جنیان از موریانه به خاطر این که عصای حضرت سلیمان را خوردند تشکر کردند. هنگامی که سلیمان وفات کرد ابلیس سحری را نوشت و در پشت آن

مرقوم داشت که این چیزی است که آصف بن برخیا برای سلیمان بن داود از ذخائر گنج ها و علم های گوناگون نوشته است و سپس آن را در زیر تخت سلیمان گذاشت که بعد از مدتی آن را پیدا کردند که کافران با دیدن آن گفتند سلیمان با همین سحر و جادو بر ما غلبه یافته بود.

مومنان :گفتند سلیمان کسی جز بنده خدا و نبی الهی نیست و آن چه که انجام می داد همه از جانب خداوند بود. (1)

لَقَدْ كَانَ لِسَمَا فِي مَسْكَتِهِمْ آيَةٌ جَنَّتَانِ عَنْ يَمِينِ وَ شِمَالٍ كُلُوا مِنْ رِزْقِ رَبَّكُمْ وَاشْكُرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ وَ رَبِّ غَفُورٌ (15) فَأَعْرَضُوا فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ سَيْلَ الْعَرِمِ وَ بَدَّلْنَاهُمْ بِجَنَتَيْهِمْ جَنَّتَيْنِ ذَوَاتَيْ أُكْلِ خَمْطٍ وَ أَثْلٍ وَ شَيْءٍ مِنْ سِدْرٍ قَليل (16) ذَلِكَ جَزَيْنَاهُمْ بِمَا كَفَرُوا وَ هَلْ نُجَازِي إِلا الْكَفُورَ (17) وَ جَعَلْنَا بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ الْقُرَى الَّتي باركنا فيها قُرَى ظَاهِرَةً وَ قَدَّرْنَا فِيهَا السَّيْرَ سپروا فيها لَيَالِي وَأَيَّاماً آمِنينَ (18) 15- و به تحقیق برای قوم سبا در محل سکونتشان آیتی بود، دو باغ بزرگ از راست و چپ (به آن ها گفتیم:) از رزق پروردگارتان بخورید و برای او سپاسگزار باشید شهری طیب و پاکیزه و پروردگاری آمرزنده.

16- اما آن ها (از شکر خدا) روی گردان شدند پس ما هم سیلی بنیانگن بر آن ها فرستادیم و دو باغ زیبای آن ها را به دو باغی تبدیل نمودیم که میوه درختانش تلخ و ترش و بد طعم و شوره گز و اندکی درخت سدر گردید.

17- این کیفر آن ها به خاطر کفرانشان ،بود و آیا ما جز کفران کننده را کیفر


1) بحار الانوار، ج 14، ص 139؛ نور الثقلين، ج 4، ص 326؛ تفسیر برهان، ج 6، ص 329

می دهیم؟

18- و میان آن ها و شهرهایی که پر نعمت و برکت قرار داده بودیم شهرهای آشکاری قرار دادیم و سفر در میان آن ها را متناسب نمودیم (و به آن ها گفتیم:) شب ها و روزها در میان آن ها با ایمنی کامل مسافرت کنید.

لَقَدْ كَانَ لِسَبَا فِي مَسْكَنِهِمْ آيَةٌ جَنَّتَانِ عَنْ يَمِينِ وَ شِمَالٍ در یمن دریائی بود که سلیمان به لشگریانش حکم کرد که برای قبیلهٔ سبا از دریای یمن نهری بیرون بیاورند که تا بلاد هند جاری باشد لشگریان سليمان مطابق حكم او نهری چنین بیرون آوردند و سدی عظیم نیز از سنگ و صاروج بر آن کشیدند و مجاری در آن نهر قرار دادند که تا اهل سبا بقدر حاجت آب از آن جا به مزارع و باغات خود جاری سازند و این اهل سبا را دو باغ بود یکی در طرف راست بلاد ایشان و دیگری در جانب چپ آن و تا ده روز راه وسعت آن دو باغ بود و چون درختان سایه دار و اشجار پرثمر سر بر سر هم داده شاخ ها سر بهم آورده بودند و متردّدین درین ده روز راه اصلا شعاع آفتاب را نمی دیدند و همه زیر سایه راه می رفتند و با این همه نعمت آن جماعت سر به عصیان و نافرمانی برآورده کفران نعمت های الهی را نمودند و هر چند بزرگان آن قوم ایشان را منع می نمودند و از عذاب منتقم حقیقی می ترسانیدند فائدهای مترتب نمی گردید و ایشان متنبه نمی گشتند پس حق تعالی در مقام استرداد نعمت خود درآمده و موش های بزرگ بر آن سد که لشگر سلیمان بسته بودند گماشت و آن موش ها سنگ های آن سد را در اندک مدتی بیرون کشیده سدی بدان استحکام و استواری را در هم شکستند و چون مانعی در راه آب نماند سيلى عظیم آمده همه سرزمین آن ها را خراب کرد و درختان را از بین برد چنان چه خداوند از آن خبر می دهد لَقَدْ كَانَ لِسَبَإٍ فِي مَسْكَنِهِمْ آيَةٌ جَنَّتَانِ عَنْ

﴿يَمِينِ وَ شِمَالٍ - تا - سَيْلَ الْعَرِم مراد از سیل العرم یعنی سیلی بزرگ و شدید بود. وَ بَدَّلْنَاهُمْ بِجَنَّتَيْهِمْ جَنَّتَيْنِ ذَوَاتَيْ أَكُل خَمْطٍ که خمط نوعی درخت خاردار است. وَأَثْل نوعی درخت گز شوره زار بدون میوه است. وَ شَيْءٍ مِنْ سِدْرٍ قَلِيلٍ ذَلِكَ جَزَيْنَاهُمْ بِمَا كَفَرُوا - تا - بَارَكْنَا فِيها و منظور از فیها یعنی در مکه. (1) وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِليسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلا فَرِيقاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ (20) 20- و به تحقیق ابلیس گمان باطل خود را درباره آن ها محقق یافت که از او پیروی کردند جز گروهی از مومنین.

در روز غدیر ابلیس ها به ناله در آمدند

وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلا فَرِيقاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ابن سنان از امام صادق علیه السلام روایت می کند که فرمود: هنگامی که خداوند به پیامبرش امر نمود که حضرت علی علیه السلام را به عنوان امیرالمومنین بر مردم برگزیند همچنان که می فرماید: يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ (2)ای پیامبر آن چه که از جانب پروردگارت بر تو نازل شده ابلاغ کن.

دربارۀ علی علیه السلام در غدیر خم که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلَیٌّ مَوْلاهُ؛ «هر کس من مولای او هستم پس علی مولای اوست» پس ابلیس ها به


1) بحار الانوار، ج 14، ص 143 ؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 90

2) مائده آیه 67

نزد ابلیس بزرگ آمده و خاک بر سرشان می ریختند. ابلیس به آن ها گفت شما را چه شده است؟

:گفتند این مرد امروز گره ای را بسته که تا روز قیامت قابل باز شدن نیست ابلیس :گفت چنین نیست که می گوئید در اطراف او کسانی هستند که آن عهد و پیمان را نقض می کنند پس خداوند بر رسولش این آیه را نازل فرمود وَلَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ ... (1)

وَ مَا كَانَ لَهُ عَلَيْهِمْ مِنْ سُلْطَانٍ إِلا لِنَعْلَمَ مَنْ يُؤْمِنُ بِالآخِرَةِ مِمَّنْ هُوَ مِنْها شک وَ رَبُّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ حَفِيظٌ (21) قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَا يَمْلِكُونَ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلا فِي الْأَرْضِ وَمَا لَهُمْ فيهما مِنْ شِرْك وَ ما لَهُ مِنْهُمْ مِنْ ظَهِیرٍ (22) 21- و او (شیطان) بر آن ها تسلطی نداشت مگر آن که ایمان آورندگان به آخرت را از کسانی که شک دارند بشناسیم و پروردگارت نگهبان هر چیزی است.

22- بگو کسانی که غیر از خدا (معبود خود می دانید) را می خوانید آن ها ذره ای در آسمان ها و زمین مالک نیستند و در (آفرینش) آن دو نیز شریک نمی باشند و نیز یاور و مددکار در آفرینش هم نبوده اند.

وَ مَا كَانَ لَهُ عَلَيْهِمْ مِنْ سُلْطَانٍ کنایه از ابلیس است إِلا لِنَعْلَمَ مَنْ يُؤْمِنُ بِالْآخِرَةِ مِمَّنْ هُوَ مِنْهَا فِي شَكٍّ وَ رَبُّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ حَفِيظٌ - مگر آن که ایمان آورندگان به آخرت را از کسانی که شک دارند بشناسیم و پروردگارت


1) بحار الانوار، ج 60 ص 185 و ج 37 ص 119؛ تفسیر برهان، ج 6، ص 337؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 94

نگهبان هر چیزی است.

سپس خداوند برای احتجاج با عبادت کنندگان بتها می فرماید قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَا يَمْلِكُونَ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ وَمَا لَهُمْ فِيهِمَا که ضمیر در فیهما کنایه از آسمان ها و زمین است مِنْ شِرک وَمَا لَهُ مِنْهُمْ مِنْ ظهیر و در (آفرینش) آن دو نیز شریک نمی باشند و نیز یاور و مددکار (در آفرینش) هم نبوده اند.

وَلا تَنْفَعُ الشَّفَاعَةُ عِنْدَهُ إِلا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ حَتَّى إِذَا فُزِّعَ عَنْ قُلُوبِهِمْ قَالُوا مَا ذَا قَالَ رَبُّكُمْ قَالُوا الْحَقَّ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ (23) 23- و هیچ شفاعتی نزد او نفعی ندارد مگر برای کسانی که به او اذن داده شده تا هنگامی که اضطراب از دل های آن ها بر طرف شود، می گویند پروردگارتان چه فرمود؟ جواب می دهند حقّ را (فرمود) و اوست خدای بلند مرتبه بزرگوار

وَلَا تَنْفَعُ الشَّفَاعَةُ عِنْدَهُ إِلأَلِمَنْ أَذِنَ لَهُ در روز قیامت هیچ یک از پیامبران و رسولان حق شفاعت ندارند مگر آن که خداوند بر آن ها اذن شفاعت دهد جز رسول خدا محمد صلی اله علیه و آله که خداوند قبل از روز قیامت بر آن حضرت اذن شفاعت داده است و شفاعت برای او و برای ائمه از فرزندان او سپس از برای انبیا و پیامبران علیهم السلام می باشد. (1) ابو العباس مکبر گوید که در محضر امام باقر علیه السلام شرفیاب بودم که مردی به نام ابوایمن حضور آن جناب آمده :گفت ای ابا جعفر مردم مغرور شده و مدعى هستند که برای امت مرحومه شفاعت پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله کافی است.


1) نور الثقلين، ج 4، ص 334؛ تفسیر برهان، ج 6، ص 339

حضرت سخت متغیر و خشمگین شده بطوری که آثار غضب از چهره مباركش هویدا گشت و فرمود وای بر تو ای ابا ایمن چگونه فکر می کنند این مردم که مرتکب منکرات شده و شهوات خود را اعمال نموده و هر لقمة حرامی را خورده و دست درازی به اموال و نوامیس دیگران کرده و چشم به شفاعت پیغمبر هم داشته باشند البته باید دانست کسی از اولین و آخرین نیست مگر آن که محتاج به شفاعت محمد صلی الله علیه و آله او می باشند و برای پیغمبر است که از امت خود شفاعت نماید و ما شفاعت شیعیان خود را می نمائیم و آن ها هم به شفاعت اهل بیت خود می پردازند بطوری که یک نفر مؤمن می تواند باندازه قبیله ربیعه و مضر (1)را از پیشگاه پروردگار شفاعت نماید و مومن حتى خادمش را نیز شفاعت کرده و می گوید خدایا او به من حق خدمتکاری در سرما و گرما دارد. (2)

ابي الجارود روایت می کند که امام باقر علیه السلام در ذيل آيه حَتَّى إِذَا فُزِّعَ عَنْ الان قُلُوبِهِمْ قَالُوا مَا ذَا قَالَ رَبُّكُمْ قَالُوا الْحَقَّ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ فرمود: چون اهل صد آسمان ها از روز بعثت عیسی بن مریم تا روز بعثت محمد بن عبد الله صلی الله علیه و آله هیچ وحیی نشنيده بودند همین که خدای تعالی جبرئیل را به سوی محمد صلی الله علیه و آله فرستاد اهل آسمان ها صوت وحی را شنیدند که چون افتادن آهن بر روی سنگی صاف و محکم صدا کرد پس همه تکان خوردند و همین که از وحی فارغ شد جبرئیل نازل شد به اهل هر آسمانی برخورد پریشانی و فزع از دل های اهل آن آسمان زایل گشت آن وقت به خود ،آمده از یکدیگر پرسیدند:


1) تعداد قبيلة ربيعه و مضر آن قدر زیاد بود که شفاعت یک نفر مومن را در روز قیامت به آن مثال می زنند یعنی یک مومن می توانند شمار زیادی که تعدادش را خداوند می داند شفاعت کند

2) بحار الانوار، ج 8، ص 38؛ تفسیر برهان، ج 6، ص 339

پروردگارتان چه می گفت؟ و در پاسخ گفتند خدا حق را گفت و او علی و کبیر است. (1)

قُلْ يَجْمَعُ بَيْنَنَا رَبُّنَا ثُمَّ يَفْتَحْ بَيْنا بِالْحَقِّ وَهُوَ الْفَتاحُ الْعَليمُ (26) 26- بگو پروردگار ما همه ما را در یک جا جمع می کند سپس در بین ما به حق داوری می کند و او داوری داناست.

قُلْ يَجْمَعُ بَيْتَنَا رَبُّنَا ثُمَّ يَفْتَحُ بَيْنَنَا بين ما قضاوت كن. بِالْحَقِّ وَ هُوَ الْفَتَّاحُ الْعَلِيمُ كه الفتاح العليم به معنای «القاضي العليم» یعنی قضاوت کننده دانایی .است (2) وَ مَا أَرْسَلْنَاكَ الأكافة لِلنَّاسِ بَشيراً وَ نَذيراً وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ (28) 28- و ما تو را نفرستادیم مگر برای همۀ مردم که بشارت دهنده و انذار کننده آن ها باشی و لکن بیشتر مردم نمی دانند.

معنی تبلیغ رسالت بر تمام مردم

وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ کَافَّةً لِلنَّاسِ حفص کنانی گوید از عبد الله بن بكير دجانی شنیدم که می گفت امام صادق علیه السلام به من فرمود که رسول خدا صلی الله علیه و له برای همه مردم بشارت دهنده بود آیا این طور نیست که خداوند در کتابش می فرماید:وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ کَافَّةً


1) بحار الانوار، ج 18، ص 259

2) نور الثقلين، ج 4، ص 335؛ تفسیر برهان، ج 6، ص 340؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 95

لِلنَّاسِ ما تو را برای همۀ مردم فرستاده ایم برای اهل شرق و غرب و برای اهل آسمان ها و زمین از جن و انس آیا رسالت آن بزرگوار به همۀ آن ها رسیده است؟ عرض کردم: نمی دانم!

فرمود: ای فرزند ،بگیر، رسول خدا صلی الله علیه و آله از مدینه بیرون نرفت پس چگونه رسالت او به اهل شرق و غرب رسیده است؟

عرض کردم: نمی دانم!

فرمود: کیفیت آن چنین بوده که حق تعالی به جبرئیل امر کرده که جملهٔ زمین را به پری از بال خود برکند و به پیش رسول خدا نگاهدارد پس جبرئیل همۀ زمین را در نظر حضرت آورد مانند کف دست مبارک او و بعد از آن همه زمین را در نظر حضرت آورد مانند کف حضرت نظر بر اهل شرق و غرب کرده تبلیغ رسالت خود به هر قومی به زبان آن قوم نمود پس هیچ شهری و روستائی نماند مگر آن که اهل آن را حضرت بنفس نفیس خود تبلیغ رسالت و شرایع نمود. (1)

وَ قَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَنْ نُؤْمِنَ بِهَذَا الْقُرْآنِ وَ لَا بِالَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَ لَوْ تَرَىٰ إِذِ الظَّالِمُونَ مَوْقُوفُونَ عِنْدَ رَبِّهِمْ يَرْجِعُ بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضِ الْقَوْلَ يَقُولُ الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا لَوْ لَا أَنتُمْ لَكُنا مُؤْمِنِينَ (31) قَالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا أَ نَحْنُ صَدَدْنَاكُمْ عَنِ الْهُدى بَعْدَ إِذْ جَاءَكُمْ بَلْ كُنتُمْ مُجْرِمِينَ (32) وَ قَالَ الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا بَلْ مَكْرُ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ إِذْ تَأْمُرُونَنا أَنْ


1) بحار الانوار، ج 18، ص 188 ؛ مسائل علی بن جعفر علیه السلام ص 331 ؛ تفسیر برهان، ج 6 ص 341؛ نور الثقلين، ج 4، ص 335

﴿تكفرَ بِاللَّهِ وَ نَجْعَلَ لَهُ أَنْدَاداً وَ أَسَرُّوا النَّدامَةَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذَابَ وَجَعَلْنَا الْأَغْلالَ فِي أَعْنَاقِ الَّذِينَ كَفَرُوا هَلْ يُجْزَوْنَ إِلا مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (33) وَ مَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَذِيرٍ إِلا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُمْ بِهِ كَافِرُونَ (34) وَ قَالُوا نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوَالاً وَ أَوْلاداً وَ مَا نَحْنُ بِمُعَذِّبِينَ (35) قُلْ إِنَّ رَبِّي يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشَاءُ وَيَقْدِرُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ (36) وَمَا أَمْوَالُكُمْ وَ لا أَوْلادَكُمْ بِالَّتي تُقَرَّبُكُمْ عِنْدَنَا زُلْفَىٰ إِلا مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صالِحاً فَأُولئِكَ لَهُمْ جَزَاهُ الضَّعْفِ بِمَا عَمِلُوا وَ هُمْ فِي الْغُرُفَاتِ آمِنُونَ (37) 31- و کافران :گفتند ما هرگز به این قرآن و به کتاب هایی که پیش از این بوده ایمان نخواهیم آورد و اگر (روزی که) ببینی ستمکاران در پیشگاه پروردگارشان نگه داشته شده اند و با همدیگر به مجادله بر خواسته اند مستضعان به مستکبران می گویند اگر شماها نبودید ما از ایمان آورندگان بودیم.

32- مستکبران به مستضعفان جواب می دهند آیا ما شما را از هدایت باز داشتیم بعد از آن که به سراغتان آمد؟ بلکه شما خود مجرم بودید.

33- و مستضعفان به مستکبران می گویند بلکه مکر و حیله های شب و روز شما بود که پیوسته به ما دستور می دادید که به خداوند کافر شویم و برای او شریکانی بگیریم و چون عذاب قیامت را دیدند پشیمانی خود را پنهان می دارند و ما زنجیرهایی را در گردن کافران قرار می دهیم آیا جزایی به غیر از آن چه که انجام داده اند دارند؟

34- و ما هیچ رسول انذار دهنده ای را در شهری نفرستادیم مگر این که مرفهان گفتند همانا ما برای آن چه که فرستاده شده ای کافریم

35- و گفتند: اموال و فرزندان ما زیاد است ما از عذاب شدگان نخواهیم بود.

36- بگو: همانا پروردگارم رزق و روزی را برای هر کسی که بخواهد گسترش می دهد و یا تنگ می،گیرد و لکن بیشتر مردم نمی دانند

37- و اموال و فرزندانتان شما را به ما نزدیک نمی کنند، مگر کسانی که ایمان بیاورند و عمل صالح انجام دهند که با این عمل به ما نزدیک می شوند پس به آن ها پاداشی مضاعف در برابر اعمالی که انجام داده اند دارند و آن ها در غرفه های بهشتی در امن و امان هستند.

خداوند برای پیامبرش گفتار کافران از قریش و دیگران را نقل کرده و می فرماید: وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَنْ نُؤْمِنَ بِهَذَا الْقُرْآنِ وَ لَا بِالَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ از کتاب پیامبران

وَلَوْ تَرَىٰ إِذِ الظَّالِمُونَ مَوْقُوفُونَ عِنْدَ رَبِّهِمْ يَرْجِعُ بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ الْقَوْلَ يَقُولُ الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا و آن ها بزرگانشان بودند. لَوْ لا أَنتُمْ لَكُنَّا مُؤْمِنِينَ * قَالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا أَنَحْنُ صَدَدْنَاكُمْ عَنِ الْهُدى که آن بیان است. بَلْ كُنتُمْ مُجْرِمِينَ بلکه شماها مجرم بودید سپس می فرماید: الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا بَلْ مَكْرُ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ یعنی شب و روز مکر و حیله می کردید.

وَ أَسَرُّوا النَّدَامَةَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذَابَ معصوم علیه السلام می فرماید: وقتی که ولی خدا را می بینند که در چه ناز و نعمت ،است و خود در آتش دوزخند ندامت خود را پنهان می دارند

شخصی پرسید ای فرزند رسول خدا این پوشاندن ندامت چه فایده ای به

حال آنان دارد به این که در عذابند؟

فرمود از شماتت دشمنان کراهت دارند. (1)

سپس با مال و ثروتشان بر خداوند فخر فروخته و گفتند: نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوَالاً وَأَوْلاداً وَ مَا نَحْنُ بِمُعَذِّبِينَ اموال و فرزندان ما زیاد است و ما از عذاب شدگان نخواهیم بود.

پس خداوند آن ها را رد کرده و می فرماید: قُلْ إِنَّ رَبِّي يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشَاءُ وَ يَقْدِرُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ * وَمَا أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ بِالَّتِي تُقَرِّيكُمْ عِنْدَنَا زُلْفَى إِلا مَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صَالِحاً بگو: همانا پروردگارم رزق و روزی را برای هر کسی که بخواهد گسترش می دهد و یا تنگ می گیرد و لکن بیشتر مردم نمی دانند و اموال و فرزندانتان شما را به ما نزدیک نمی کنند مگر کسانی که ایمان بیاورند و عمل صالح انجام دهند که با این عمل به ما نزدیک می شوند

روایت شده که مردی در نزد امام صادق علیه السلام سخن از توانگران و ثروتمندان کرده و از ایشان بد ،گفت امام صادق علیه السلام فرمود: ساکت باش توانگر اگر صله رحم ،کند و به برادران خود نیکی نماید خدای تعالی اجر این عمل را به او دو چندان می دهد به خاطر این که هم نیکی کرده و هم فریب دنیای خود را نخورده هم چنان که قرآن کریم نیز فرموده وَ ما أَمْوَالُكُمْ وَلا أَوْلادُكُمْ بِالَّتِي تُقَرِّبُكُمْ عِنْدَنَا زُلْفَىٰ إِلا مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحاً فَأُولَئِكَ لَهُمْ جَزَاءُ الضَّعْفِ بِمَا عَمِلُوا وَهُمْ فِي الْغُرُفَاتِ آمِنُونَ اموال و اولاد شما چنان نیستند که شما را به درگاه ما نزدیک سازند، مگر کسی را که ایمان به خدا آورد و عمل


1) بحار الانوار، ج 8، ص294؛ نور الثقلين، ج 4، ص 335؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 98 تفسیر برهان، ج 6، ص 342

صالح انجام دهد که چنین کسانی پاداششان در برابر اعمالی که کرده اند دو چندان خواهد بود و در غرفه های ایمن خواهند زیست. (1)

قُلْ إِنَّ رَبِّي يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَيَقْدِرُ لَهُ وَ ما أَنفَقْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ وَ هُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ (39) وَ يَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَميعاً ثُمَّ يَقُولُ لِلْمَلائِكَةِ أَ هَؤُلاءِ إِيَّاكُمْ كَانُوا يَعْبُدُونَ (40) قَالُوا سُبْحانَكَ أَنتَ وَلِيُّنا مِنْ دُونِهِمْ بَلْ كَانُوا يَعْبُدُونَ الْجِنَّ أَكْثَرُهُمْ بِهِمْ مُؤْمِنُونَ (41) 39- بگو: همانا پروردگارم رزق هر کدام از بندگانش را که بخواهد گسترش می دهد و برای هر کسی که بخواهد تنگ می گرداند، و شما هر چه (در راه خدا) انفاق کنید عوض آن را می دهد و او بهترین روزی دهندگان است.

40- (و بیاد بیاور) روزی که همۀ آن ها محشور می شوند سپس به فرشتگان می گوید آیا این ها گروه شما را پرستش می کردند.

41- می گویند پاک و منزهی تو ولی ما تنها تو هستی نه آن ها، بلکه آن ها جن را می پرستیدند و بیشترشان به آن ها ایمان داشتند.

وَ مَا أَنفَقْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ وَ هُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ حریز از امام صادق علیه السلام روایت می کند که فرمود: همانا خداوند تبارک و تعالى امرش را در هر شب جمعه از اول شب و در شب های دیگر در یک سوم آخر شب به سوی آسمان دنیا فرو می فرستد که در پیشاپش آن ملکی ندا


1) وسائل الشيعه، ج 9، ص 476؛ مستدرک الوسائل ج 13 ص 19 ؛ بحار الانوار، ج 100، ص 2 نور الثقلين، ج 4، ص 338؛ تفسیر برهان، ج 6، ص 343

می کند آیا توبه کننده ای است که خداوند توبه اش را بپذیرد؟ آیا استغفار کننده ای است تا خداوند او را بیامرزد؟ آیا درخواست کننده ای است تا درخواستش برآورده شود؟ پروردگارا بر هر اتفاق کننده بیش تر از آنش اعطا نما و بر هر منع کنندهای مالش را از بین برده و تلف نما تا این که فجر طلوع می،کند پس زمانی که فجر طلوع می کند آن ملک به امر پروردگار به سوی عرش بر می گردد و ارزاق بین بندگان تقسیم می شود سپس امام علیه السلام فضيل فرمود: ای فضیل بهرهٔ تو از آن همان مقدار است که خداوند می فرماید وَ مَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ وَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ و شما هر چه در راه خدا انفاق کنید عوض آن را می دهد و او بهترین روزی دهندگان است. (1)

وَ يَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعاً ثُمَّ يَقُولُ لِلْمَلائِكَةِ أَهْؤُلَاءِ إِيَّاكُمْ كَانُوا يَعْبُدُونَ و بياد بیاور روزی که همۀ آن ها محشور محشور می شوند سپس به فرشتگان می گوید: آیا این ها گروه شما را پرستش می کردند. پس ملائکه می گویند: سُبْحَانَكَ أَنْتَ وَلِيُّنَا مِنْ دُونِهِمْ بَلْ كَانُوا يَعْبُدُونَ الْجِنَّ أَكْثَرُهُمْ بِهِمْ مُؤْمِنُونَ پاک و منزهی تو ولی ما تنها تو هستی نه آن ها بلکه آن ها جن را می پرستیدند و بیشترشان به آن ها ایمان داشتند. (2)

وَكَذَّبَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ مَا بَلَغُوا مِعْشَارَ مَا آتَيْنَاهُمْ فَكَذَّبُوا رُسُلِي فَكَيْفَ كان نکیر (45) 45- و کسانی که قبل از آن ها بودند (پیامبرانشان را) تکذیب کردند و در حالی که این ها به یک دهم آن چه که به آن ها از مال و مقام دادیم نمی رسند


1) بحار الانوار، ج 84 ص 164

2) بحار الأنوار، ج 3، ص 117 ؛ تفسیر برهان ج 117 ؛ تفسیر برهان، ج 6، ص 344؛ نور الثقلين، ج 4، ص 339

پس رسولانم را تکذیب کردند پس مجازات من نسبت به آن ها چگونه بود.

هاشم بن عمار دربارۀ آية وَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ مَا بَلَغُوا مِعْشَارَ ما آیه وَ مَا آتَيْنَاهُمْ فَكَذَّبُوا رُسُلِي فَكَيْفَ كَانَ نَكِيرِ روایت می کند که معصوم علیه السلام فرمود: آن ها کسانی بودند که رسولانشان را تکذیب کردند و آن چه به رسولان آن ها دادیم به یک دهم آن چه که به محمد و آل او داده ایم نمی رسد. (1)

قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُمْ بِوَاحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَشى و فزادى ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا ما وَ بِصَاحِبِكُمْ مِنْ جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلا نَذِيرٌ لَكُمْ بَيْنَ يَدَيْ عَذَابٍ شَدِيدٍ (46) 46- بگو: همانا شما را به یک چیز پند و اندرز می دهم و آن این است که دو نفر دو نفر یا هر یک به تنهائی برای خداوند قیام کنید سپس بیندیشید که این همنشین شما دیوانه نیست بلکه او انذار دهنده شما در برابر عذاب شدید الهی .است

ابو حمزه ثمالی گوید از امام باقر علیه السلام دربارۀ إِنَّمَا أَعِظُكُمْ بِوَاحِدَةٍ سؤال ،کردم فرمود مراد از یک پند و اندرز همان ولایت علی علیه السلام است که خداوند بدان موعظه نموده است. (2)

قُلْ مَا سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ وَ هُوَ عَلَىٰ كُلَّ شَيْءٍ شَهِيدٌ (47) 47- بگو: آن چه اجر و مزد از شما خواسته ام برای شماست همانا اجر و


1) بحار الأنوار، ج 24، ص 306 و ج 26، ص 271 ؛ نور الثقلین، ج 4، ص 341؛ تفسیر صافی ج 6، ص105؛ تفسیر برهان ج 6، ص 344

2) بحار الانوار، ج 36، ص 143 ؛ تفسیر فرات کوفی ص 345؛ تاويل الآيات الظاهرة ص 467 ،کافی، ج 1، ص 420 ؛ نور الثقلين، ج 4، ص 341؛ تفسیر صافی، ج ؛ 6، ص 105

پاداش من بر خداوند است و او بر هر چیزی شاهد است.

ابي الجارود روایت می کند که امام باقر علیه السلام در ذيل آيه قُلْ مَا سَلَتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ فرمود که رسول خدا صلی الله علیه و آله از قوم خود خواست که خویشان او را دوست بدارند و آزار و اذیت نکنند لذا این آیه نازل شد که همین اجر و مزد نیز به نفع شماست و ثوابش عاید خودتان می شود. (1)

وَلَوْ تَرَىٰ إِذْ فَزِعُوا فَلا فَوْتَ وَ أُخِذُوا مِنْ مَكَانٍ قَرِيبٍ (51) وَ قَالُوا آمَنَّا بِهِ وَ أَنّى لَهُمُ التَّناوُشُ مِنْ مَكانٍ بَعيدٍ (52) وَ قَدْ كَفَرُوا بِهِ مِنْ قَبْلُ وَ يَقْذِفُونَ بِالْغَيْبِ مِنْ مَكانٍ بَعيدٍ (53) وَ حيلَ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ مَا يَشْتَهُونَ كَمَا فُعِلَ بِأَشْيَاعِهِمْ مِنْ قَبْلُ إِنَّهُمْ كَانُوا فِي شَكةٍ مُريبٍ (54) 51- و اگر ببینی زمانی که ناله شان بلند است اما نمی توانند (از عذاب الهی) فرار کنند و از جای نزدیکی گرفته می شوند.

52- و می گویند به حق ایمان آوردیم و از این مکان دور (قیامت) چگونه می توانند به (آن ایمان آوردن) دسترسی پیدا کنند.

53- و به تحقیق قبل از این به آن کافر ،شدند و از جایی دور و غایبانه نسبت ناروا می دادند.

54- و (امروز) میان آن ها و خواسته هایشان جدایی افتاد همچنان که قبل از این به عقیده های آن ها عمل ،شد همانا که آن ها در شک و تردید بودند.


1) بحار الانوار، ج 23، ص 236؛ تفسیر برهان ج 236 ؛ تفسیر برهان، ج 6، ص 346؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 106 نور الثقلين، ج 4، ص 342

ظهور حضرت قائم علیه السلام

وَلَوْ تَرَى إِذْ فَزِعُوا فَلَا فَوْتَ ابو خالد کابلی روایت کرد که امام ابی جعفر علیه السلام فرمود: به خدا سوگند گویا همین الآن می بینم قائم علیه السلام را که به حجر تکیه داده است آن گاه مردم را در رعایت حقش به خدا سوگند می دهد و آن گاه می فرماید ای مردم هر کس با من درباره خدا محاجه کند من أولى به خدا هستم ای مردم هر کس با من درباره آدم محاجه ،کند من اولی و نزدیک تر از سایرین به آدم هستم ای مردم هر کس با من درباره نوح محاجه کند من از هر کس دیگر اولی به نوحمای مردم هر کس با من درباره ابراهیم سخن گوید و احتجاج کند من خود از هر کس دیگر نزدیک تر به ابراهیمم ای مردم هر کس با من درباره موسی محاجه کند من خود اولی به موسی هستم ای مردم هر کس با من در خصوص عیسی محاجه کند و آن جناب را به رخ من بکشد من خود از هر کس دیگر نزدیک تر به عیسی ،هستم ای مردم هر کس با من در خصوص محمد صلی الله علیه و آله محاجه کند من خود از هر کس دیگر به محمد صلی الله علیه وآله نزدیک تر و اولایم ای مردم هر کس با من در خصوص کتاب خدا محاجه ،کند من از هر کس دیگر به کتاب خدا نزدیک ترم آن گاه به مقام ابراهیم می آید و در آن جا دو رکعت نماز می خواند و با سوگند به خدا حق خود را بیان می کند. (1)

سپس امام ابی جعفر علیه السلام فرمود اوست به خدا سوگند مضطر در آیه شريفه: أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ وَ يَجْعَلُكُمْ خُلَفَاءَ الْأَرْضِ (2)و اولین کسی که با او بیعت کند، جبرئیل، و سپس سیصد و سیزده


1) تفسیر عیاشی، ج 2، ص 56

2) نمل آیه 62 یا کسی که دعای مضطر را اجابت می کند و گرفتاریشان را بر طرف می کند و شما را جانشینان زمین قرار می دهد

،نفرند و این عده هر کدام ،بتوانند راه افتاده خود را به وی برسانند که می رسانند و هر یک به این صورت به وی نرسند در رختخوابشان ناپدید می،شوند و منظور امیرالمؤمنین علیه السلام از عبارت «هُمُ اَلْمَفْقُودُونَ عَنْ فُرُشِهِمْ﴾؛ «ایشان از رختخواب مفقود می شوند» همین است و نیز منظور از آیه فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ أَيْنَ مَا تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللهُ جَمِيعاً (1)پس در عمل به خیرات سبقت ،جویید که هر جا باشید خدا همگی تان را می آورد همین است و فرمود منظور از خیرات ولایت و محبت اهل بیت علیهم السلام است هم چنان که در جایی دیگر فرمود: وَلَئِنْ أَخَّرْنَا عَنْهُمُ الْعَذَابَ إلى أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ (2)اگر عذاب را از ایشان تا مدت کمی تاخیر اندازیم

منظور از امت معدوده اصحاب قائم علیه السلام است که در عرض یک ساعت همه یک جا جمع می شوند. وقتی قائم علیه السلام به سر زمین «بيداء» برسد، لشکر سفيان در برابرش صف آرایی می کند پس خدای عز و جل زمین را دستور می دهد تا پاهای ایشان را در خود فرو ببرد و بگیرد و درباره همین مورد است که خدای عز و جل می فرماید: وَ لَوْ تَرَى إِذْ فَزِعُوا فَلا فَوْتَ وَ أُخِذُوا مِنْ مَكَانٍ قَرِيبٍ * وَ قَالُوا آمَنَّا بِهِ یعنی می گویند: اینک ما به قائم آل محمد علیهم السلام ایمان آورده ایم.

وَ أَنَّى لَهُمُ التَّناوُشُ مِنْ مَكَانٍ بَعِيدٍ - تا - وَ حِيلَ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ مَا يَشْتَهُونَ یعنی بین آنان و عذاب نشدن حائل ایجاد می شود. كَمَا فُعِلَ بِأَشْيَاعِهِمْ مِنْ قَبل یعنی آن هایی که قبل از ایشان مکذبین بودند و هلاک شدند مِنْ قَبْلُ إِنَّهُمْ كَانُوا فِي شَكٍّ مُرِيبٍ همچنان که قبل از این با هم


1) بقره آیه 148؛ پس به سوی خیرات و نیکی ها ،بشتابید که هر کجا باشید خداوند همه شما را حاضر می کند

2) هود آیه 8؛ و اگر مجازات را تا زمان محدودی از آن ها به تاخیر اندازیم.

عقیده های آن ها عمل ،شد همانا که آن ها در شک و تردید بودند. (1)

ابي الجارود روایت می کند که امام باقر علیه السلام در معنای آیه وَ لَوْ تَرى إِذْ فَزِعُوا فرمود: صدا که از آسمان می آید.

وَ أُخِذُوا مِنْ مَكَانٍ قَرِيبٍ از زیر پاهایشان به سوی زمین کشیده می شوند. (2) ابو حمزه گوید از امام باقری درباره آيه وَ أَنَّى لَهُمُ التَّناوُسُ مِنْ مَكَانِ بَعِیدٍ سؤال کردم فرمود: آن ها هدایت را از طریقی جستجو می کنند که بدان نمی رسند که اگر از مسیرش آن را طلب می کردند به راحتی و آسانی بدان دست می یافتند. (3)


1) بحار الانوار، ج ،52 ص 315؛ نور الثقلين، ج 4، ص 343؛ تفسیر برهان، ج 6، ص 347

2) تفسیر صافی، ج 6، ص 107؛ تفسیر برهان، ج 6، ص 348

3) تفسیر برهان 7 ج 6 ص 348 نور الثقلین، ج 4، ص 344؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 108

تفسير سورة فاطر

اشاره

35- سورة فاطر در مکه نازل شده و دارای 45 آیه است.

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

الْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَاعِلِ الْمَلائِكَةِ رُسُلاً أُولي أَجْنِحَةٍ مثنى وَ ثُلاثَ وَ رُبَاعَ يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (1) 1- حمد و سپاس خداوندیست که آفریننده آسمان ها و زمین است و فرشتگان را رسولانی قرار داد دارای بال های دوگانه و سه گانه و چهارگانه آن چه که می خواهد در آفرینش می افزاید همانا خداوند بر هر چیزی تواناست.

الْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَاعِلِ الْمَلَائِكَةِ رُسُلاً أُولِي أَجْنِحَهٍ مَثْنی وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ. امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند ملائکه را مختلف خلق کرد پیامبر صلی الله علیه و آله جبرئیل را دید که ششصد بال ،داشت و بر ساق پایش دری بود چون قطره شبنمی که روی گیاهان می افتد. آن قدر بزرگ بود که بین آسمان و زمین را پر می کرد.

و نیز فرمود: هر گاه خدای عز و جل به میکائیل دستور دهد به زمین هبوط ،کند یک پایش روی زمین ،هفتم و پای دیگرش روی آسمان هفتم قرار خواهد گرفت و نیز خداوند متعال فرشتگانی دارد که نیمی از آن ها از یخ و نیم

دیگرشان از آتش ،است و ذکرشان این است که «یَا مُؤَلِّفاً بَیْنَ اَلْبَرَدِ وَ اَلنَّارِ، ثَبِّتْ قُلُوبَنَا عَلَی طَاعَتِکَ ؛ ای خدایی که بین یخ و آتش الفت افکندی دل های ما را بر طاعتت ثابت بدار».

فرمود: خداوند ملکی دارد فاصله ما بین گوش او تا چشمش به اندازه پانصد سال پرواز پرنده .است ملائکه نه آب و غذا می خورند و نه نکاح دارند همانا به نسیم عرش تامین می گردند یک گروه از ملائکه تا روز قیامت در حال رکوع هستند و گروهی نیز هستند که تا روز قیامت در حال سجده می باشند

امام صادق علیه السلام فرمود که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: خداوند هیچ چیزی را به تعداد و کثرت ملائکه نیافریده است در هر روز و یا در هر شب هفتاد هزار ملائکه به سوی زمین می آیند و خانه خدا را طواف می کنند سپس به زیارت رسول خدا صلی الله علیه و آله و بعد به زیارت امیرالمومنین علیه السلام آمده و سلام می کنند و سپس به زیارت امام حسین علیه السلام می آیند و در آن جا می مانند و در هنگام سحر به سوی آسمان بر می گردند و دیگر هرگز روی زمین بر نمی گردند. (1)

امام باقر علیه السلام فرمود: همانا خداوند اسرافیل و جبرائیل و میکائیل را از یک تسبيح خلق کرده است و برای آن ها گوش و چشم و عقل نيكو و سرعت فهم قرار داده است . (2)

فرمایش حضرت علی علیه السلام دربارۀ صفت ملائکه

امیر المؤمنین علیه السلام درباره خلقت ملائکه فرموده: خدایا ملائکه را آفریدی


1) بحار الانوار، ج 56 ص 174

2) تفسیر ،برهان، ج 6، ص 353؛ نور الثقلين، ج 4، ص 349 تفسیر صافی، ج 6، ص 114

و در آسمانت جای دادی ملائکه ای که نه در آنان سستی هست و نه غفلت و نه در ایشان معصیتی مفهوم دارد. آری آن ها عالم ترین خلق تو به تو هستند و ترسنده ترین خلق تو از تواند و مقرب ترین خلق تو به تواند و عامل ترین خلق تو به فرمان ،تواند نه خواب بر دیدگان ایشان مسلط می شود و نه در عقلشان سهوی پیدا می شود و نه خستگی ،بدن ها ایشان نه در پشت پدران جای می گیرند و نه در رحم مادران و نه خلقتشان از ماء مهین است، بلکه تو ای خدا ایشان را به نوعی دیگر ایجاد کرده ای و در آسمان هایت منزل ،دادی و با جای دادنت در جوار خود اکرامشان کرده ای و بر وحی خود امین ساختی و آفات را از ایشان دور کردی و از بلاها محافظتشان فرمودی و از گناهان پاکشان ساختی اگر قوت تو نبود خود قوی نمی شدند و اگر تثبیت تو نبود خودشان ثابت قدم نمی گشتند و اگر رحمت تو نبود اطاعت تو نمی کردند و نمی کردند

اگر تو نبودی آن ها هم .نبودند

لیکن اگر آن ها که این همه نزد تو مقام دارند و تو را اطاعت می کنند و نزدت دارای منزلتند و غفلتشان از امر تو اندک است آن چه را که از تو بر ایشان پوشیده مانده مشاهده می کردند و آن عظمت را که تا کنون از تو پی نبرده اند پی می بردند قطعا عبادت و عمل خود را کوچک می شمردند و نفس خود را به ملامت می گرفتند و می دانستند که تو را آن طور که باید عبادت نکردند. منزهی تو که خالقی و معبودی رفتارت با مخلوقانت چقدر نیکو است. (1)

مَا يُفْتَح اللهُ لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ فَلا مُمْسِكَ لَهَا وَ مَا يُمْسِكَ فَلَا مُرْسِلَ لَهُ مِنْ


1) بحار الانوار، ج 175 ؛ تفسیر برهان، ج 6، ص 353؛ نور الثقلين، ج 4 ص 350 تفسیر صافی، ج 6، ص 115

بَعْدِهِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (2) 2- خداوند در هر رحمتی را به روی مردم بگشاید هیچ کسی نمی تواند جلوی آن را بگیرد و جلوی هر آن چه را که بگیرد هیچ کسی نمی تواند به غیر از او آن را بفرستد و او عزیز و حکیم است.

امام صادق علیه السلام در ذیل آیه ما يَفْتَح اللهُ لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ فَلا مُمْسِكَ لَهَا می فرماید: متعه یکی از آن رحمت هاست (1)

أَفَمَنْ زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَآهُ حَسَناً فَإِنَّ اللهَ يُضِلُّ مَنْ يَشَاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ فَلا تَذْهَبْ نَفْسُكَ عَلَيْهِمْ حَسَرَاتٍ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِمَا يَصْنَعُونَ (8) وَاللَّهُ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّيَاحَ فَتَيرُ سَحَابَاً فَسُقْنَاهُ إِلَىٰ بَلَدٍ مَيِّتٍ فَأَحْيَيْنَا بِهِ الْأَرْضَ بعْدَ مَوْتِهَا كَذلِكَ النُّشُورُ (9) 8- آیا کسی که عمل زشتش برای او زیبا جلوه داده شده و آن را نیکو می بیند (همانند شخص نیکوکار واقعی است)؟ پس خداوند هر کسی را که بخواهد گمراه و هر کسی را هم که خواست هدایت می کند پس جانت را به خاطر آن ها از شدت غم و حسرت از دست ،مده، همانا خداوند به آن چه که آن ها انجام می دهند آگاه است.

9- و خداوند آن کسی است که بادها را فرستاد که ابرها را به حرکت در ،بیاورند پس ما آن ابرها را به سرزمین های مرده می رانیم و (به وسیله باران آن ابرها) زمین های مُرده را زنده می کنیم؛ رستاخیز (مردگان) این چنین است.


1) وسائل الیشعه ، ج 21، ص 9 ؛ بحار الانوار، ج 100 ، ص 298 ؛ تفسیر برهان، ج 6، ص 354 ؛ نورالثقلین، ج 4، ص 350

هاشم بن عمار دربارۀ آية أَفَمَنْ زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَآهُ حَسَناً فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشَاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ فَلَا تَذْهَبْ نَفْسُكَ عَلَيْهِمْ حَسَرَاتٍ إِنَّ اللهَ عَلِيمٌ بِمَا يَصْنَعُونَ روایت می کند که این آیه درباره زریق و حبتر (1)نازل شده است (2)

سپس خداوند عز و جل با زنادقه و مادی پرستان احتجاج نموده و می فرماید: اللَّهُ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّيَاحَ فَتُثِيرُ سَحَابِاً فَسُقْنَاهُ إِلَى بَلَدٍ مَيِّتٍ سرزمين مرده آن است که هیچ گیاهی در آن نیست.

فَأَحْيَيْنَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا یعنی به وسیله باران زمین را زنده می کنیم كَذلِكَ النُّشُورُ رستاخیز (مردگان) این چنین است. (3) مَنْ كَانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعاً إِلَيْهِ يَصْعَدُ الكَلِمُ الطَّيِّبُ والعَمَل الصّالِحُ يَرْفَعُهُ وَالَّذِينَ يَمْكُرُونَ السَّيِّئَاتِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَ مَكْرُ أُولئِك هُوَ يَبُورُ (10) 10- هر کس که طالب عزت است (باید از خداوند بخواهد) که همه عزت از برای خداست کلمات پاکیزه به سوی او صعود می کند و عمل صالح به سوی او بالا می رود و کسانی که نقشه های زشت می کشند برای آن ها عذاب شدیدی ،است و مکر (نقشه) آن ها نابود می شود.

إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ کلمۀ اخلاص و اقرار به آن چه که از جانب خداوند آمده از واجبات است و ولایت عمل صالح را به سوی خداوند بالا می برد


1) زريق بمعنى كور دل است و حبتر بمعنى روباه؛ که با روباه بازی و مکر و حیله حق امير المؤمنين علیه السلام و اهل بیت طيبين و طاهرين سلام الله عليهم اجمعین را غصب نمودند

2)

3) بحار الانوار، ج 30 ص 153؛ نور الثقلين، ج 4، ص 351؛ تفسیر برهان، ج 6، ص 355 تفسیر برهان، ج 6، ص 356

امام صادق علیه السلام می فرماید: منظور از الكلم الطيب گفتن شخص «مومن «لا إله إلا الله محمد رسول الله علي ولي الله و خليفة رسول الله» می باشد و فرمود: عمل صالح اعتقاد داشتن به وسیلهٔ قلب است به این که آن حق از جانب پروردگار عالمیان است و هیچ شکی در آن نیست (1)

ابي الجارود روایت می کند که امام باقر علیه السلام این فرمود که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند برای هر سخنی مصداقی از عمل است که یا آن را تصدیق می کند و یا تکذیب پس وقتی انسان سخنی بگوید و با عمل خود سخن خود را تصدیق ،کند یعنی به گفته خود عمل کند آن عمل گفتار او را به سوی خدا بالا می برد و اگر عملش مخالف گفتارش باشد. گفتارش را نیز روی عمل خبیثش گذاشته در آتش می اندازند (2)

وَاللهُ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ جَعَلَكُمْ أَزْوَاجاً وَ مَا تَحْمِلُ مِنْ أُنثَى ولا تَضَعُ إِلا بِعِلْمِهِ وَ مَا يُعَمَّرُ مِنْ مُعَمَّرٍ وَلا يُنقصُ مِنْ عُمُرِهِ إِلا في كِتَابِ إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللهِ يَسيرٌ (11) 11- و خداوند شما را از خاک آفرید سپس از نطفه سپس شما را زوج (زن و مرد) قرار داد و هیچ زنی باردار نمی شود و بارش را به زمین نمی گذارد مگر به علم اوست و هیچ کسی عمر طولانی نمی کند یا از عمرش کم نمی گردد مگر آن که در کتاب (علم الهی) ثبت است و همانا این کار بر خداوند آسان است.

مَا يُعَمَّرُ مِنْ مُعَمَّرٍ وَلا يُنْقَصُ مِنْ عُمُرِهِ إِلا فِي كِتَابٍ یعنی در کتاب


1) بحار الانوار، ج 66، ص 64

2) بحار الانوار، ج 66؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 120 ؛ نور الثقلين، ج 4، ص 352

می نویسد که عمر چه کسانی را باید کم کند و یا زیاد و این رد منکرین بداء .است(1)

وَ مَا يَسْتَوِي الْبَحْرَانِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ سَائِعٌ شَرَابُهُ وَ هَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَ مِنْ كُلّ تَأْكُلُونَ لَحْماً طَرِيًّا وَ تَسْتَخْرِجُونَ حِلْيَةٌ تَلْبَسُونَها وَ تَرَى الْفُلْكَ فيهِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ (12) 12- و هرگز دو دریا مساوی نیستند این یکی آبش شیرین و گوارا و نوشیدنش دل چسب و آن یکی شور و تلخ ؛ ولی از هر کدام گوشت تر و تازه می خورید و زیورهایی (لؤلؤ و مرجان) از آن استخراج کرده می پوشید کشتی ها را در آن می بینی که آب ها را می شکافد (و به جلو می رود) تا از فضل الهی بهره مند گردد و شاید که شکر گزار (نعمت های الهی) باشید.

ابى الجارود روایت می کند که امام باقر علیه السلام در ذیل آیه وَ مَا يَسْتَوِي الْبَحْرَانِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ سَائِعٌ شَرَابُهُ وَ هَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ فرمودند: مراد از اجاج تلخی است.)﴿وَ تَرَى الْفُلْكَ فِيهِ مَوَاخِرَ کشتی به وسیله باد جلو و عقب می رود. (2)

کل يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَ يُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَكل يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى ذَلِكُمُ اللهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ مَا يَمْلِكُونَ مِنْ قِطْمِيرٍ (13) 13- او شب را در روز و روز را در شب داخل می کند و خورشید و ماه را


1) تفسیر برهان، ج 6، ص 359؛ نور الثقلين، ج 4، ص 354

2) نور الثقلين، ج 4، ص 357؛ تفسیر برهان، ج 6، ص 360

مسخر کرده که هر یک به مدت معینی در حرکت می باشند این است خداوند پروردگار شما حکومت از برای اوست و کسانی را که به غیر از او می خوانید به اندازه پوست نازک روی هسته خرما مالک نیستند.

وَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ مَا يَمْلِكُونَ مِنْ قِطْمِیر کلمه قطمیر به معنای پوست نازکی است که روی هسته خرما کشیده شده است. إن تَدْعُوهُمْ لا يَسْمَعُوا دُعَاءَكُمْ وَ لَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجَابُوا لَكُمْ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكْفُرُونَ بِشِرْكِكُمْ وَلَا يُنَبِّئُكَ مِثْلُ خَبِيرٍ (14) 14- اگر آن ها را بخوانید صدای شما را نمی شنوند، و اگر بشنوند نمی توانند جواب شما را بدهند و روز قیامت شرک شما را منکر می شوند و هیچ کس مانند خبیر خداوند دانا و آگاه شما را آگاه نمی کند

خداوند سپس با بت پرستان احتجاج کرده و می فرماید: إِنْ تَدْعُوهُمْ لا يَسْمَعُوا دُعَاءَكُمْ وَلَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجَابُوا لَكُمْ - تا - بِشِرْكِكُمْ یعنی در روز قیامت شرک شما را که آن ها را به خدائی گرفته بودید منکر می شوند و از پرستش شما تبری جسته و ابراز تنفر می کنند

وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَىٰ وَ إِنْ تَدْعُ مُثْقَلَةٌ إِلَىٰ حِمْلِهَا لَا يُحْمَلْ مِنْهُ شَيْءٌ وَلَوْ كانَ ذَا قُرْبَى إِنَّمَا تُنْذِرُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ وَأَقَامُوا الصَّلاةَ وَ مَنْ تَزَكَّى فَإِنَّمَا يَتَزَكَّى لِنَفْسِهِ وَإِلَى اللهِ الْمَصِيرُ (18) 18- و هیچ شخص گناهکاری بار گناه دیگری را به دوش نمی گیرد و اگر شخص سنگین باری کسی را برای بردن بار گناهش بخواند چیزی از بارش را بر نمی دارند و اگر چه از خویشان باشند؛ همانا تو فقط می توانی کسانی

را انذار کنی که در پنهانی از پروردگارشان می ترسند و نماز به پا می دارند؛ و هر کس پاکیزه باشد همانا نتیجه اش به خود او بر می گردد و بازگشت همه به سوی خداست

وَ لا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى یعنی هیچ کس بار گناه کس دیگری را بر دوش نمی گیرد. وَ إِنْ تَدْعُ مُثْقَلَةٌ إِلَى حِمْلِهَا لَا يُحْمَلْ مِنْهُ شَيْءٌ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبى یعنی گناه کسی را کس دیگری بر دوش خود حمل نمی کند مگر کسی که به گناهی امر کند که در این صورت آمر و مامور گناهکار هستند وَ مَا يَسْتَوِي الْأَعْمَى وَالْبَصِيرُ (19) ولا الظُّلُمَاتُ ولا النُّورُ (20) ولا الظُّلُ وَلَا الْحَرُورة (21) وَمَا يَسْتَوِي الْأَحْيَاء وَلا الْأَمْوَاتُ إِنَّ اللهَ يُسْمِعُ مَنْ يَشَاءُ وَ مَا أَنتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِي الْقُبُورِ (22) 19- و هرگز کور و بینا مساوی نیستند ؛

20- و نه تاریکی ها و روشنائی؛

21 و نه سایه و (محیط) سوزان ؛

22- و هرگز زندگان و مُردگان با هم مساوی نیستند. همانا خداوند سخنانش را به گوش هر کسی که بخواهد می رساند و تو نمی توانی (سخن خود را به گوش) کسانی که در قبرها هستند (مُرده اند) برسانی

وَ مَا يَسْتَوِي الْأَعْمَى وَالْبَصِيرُ مثلى است که خداوند از برای مومن و کافر زده است وَلاَ الظُّلفاتُ وَلا النُّورُ * وَلا الظُّلُّ وَلاَ الْحَرُورُ که مراد از «ظل» انسان و

مراد از «حرور» چهارپایان هستند.

وَ ما يَسْتَوِي الْأَحْيَاءُ وَ لاَ الْأَمْوَاتُ و هرگز زندگان و مردگان با هم مساوی نیستند.)سپس فرمود: ﴿إِنَّ اللَّهَ يُسْمِعُ مَنْ يَشَاءُ وَ مَا أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِي الْقُبُورِ اين کافران از تو چیزی را نمی شنوند و بدان عمل نمی کنند همچنان که مردگان در قبرها نشنیده و عمل نمی کنند إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشيراً وَ نَذيراً وَ إِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلا خَلَا فِيهَا نَذِيرٌ (24) وَ إِنْ يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ جَاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ وَبِالزِّبُرِ و بالكتاب المنبر (25) ثُمَّ أَخَذْتُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَكَيْفَ كَانَ نَكير (26) أَلَمْ تَرَ أَنَّ الله أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ ثَمَرَاتٍ مُخْتَلِفاً أَلْوَانُها وَمِنَ الْجِبَالِ جُدَدٌ بيضٌ وَ حُمْرٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُها و غَرَابِيبُ سُودٌ (27) وَ مِنَ النَّاسِ وَالدَّوَابِّ وَالْأَنْعَامِ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ كَذَلِكَ إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ غَفُورٌ (28) 24- همانا ما تو را به حق بشارت دهنده و انذار کننده فرستادیم، و هر امتی در میان خود انذار کننده ای داشت.

25- و اگر تو را تکذیب می کنند (جای تعجب نیست) به تحقیق کسانی که قبل از این ها بوده اند آن ها هم (پیامبرانشان را) تکذیب می کردند که رسولان آن ها با دلائلی روشن و با پند و موعظه و کتاب روشنگر به سوی آن ها آمدند.

26- سپس کافران را (به خاطر گناهانشان) گرفتم پس عذاب من برای آن ها چگونه بود؟

27- آیا دیدی که خداوند از آسمان آبی نازل کرد و از آن میوه های

گوناگونی (از زمین) بیرون آوردیم؟ و از کوه ها نیز راه هائی سفید و سرخ به رنگ های گوناگون و گاه سیاه آفریدیم.

28 - و از مردم و جنبندگان و چهارپایان نیز رنگ های گوناگونی هست (که خدا آفرید) که حق چنین است همانا بندگان عالم از خداوند می ترسند همانا خداوند عزیز و آمرزنده است.

وَ إِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلا خَلَا فِيها نَذِيرٌ برای هر زمانی امامی است. سپس بزرگان آن را ذکر کرده و می فرماید: أَلَمْ تَرَ - اى محمد - أَنَّ اللهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ ثَمَرَاتٍ مُخْتَلِفاً أَلْوَانُها - تا - وَ غَرَابِيبُ سُودٌ غرابيب به معنای کلاغ ها است. (1)

وَ مِنَ النَّاسِ وَالدَّوَابِّ وَ الْأَنْعَامِ مُختلِفٌ أَلْوَانُهُ كَذَلِكَ إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ و عَلَى إِنَّ وَالْأَنْعَامِ أَلْوَانُهُ إِنَّمَا مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَماء و معنای آن این است که بندگان عالم و دانا از خداوند می ترسند. إِنَّ الَّذينَ يَتْلُونَ كِتَابَ اللهِ وَأَقَامُوا الصَّلاةَ وَأَنفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلَانِيَةً يَرْجُونَ تِجَارَةً لَنْ تَبُورَ (29) لِيُوَفِّيَهُمْ أُجُورَهُمْ وَيَزِيدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّهُ غَفُورٌ شَكُورٌ (30) وَ الَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ مِنَ الكِتَابِ هُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقاً لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ إِنَّ اللَّهَ بِعِبَادِهِ لخَبِيرٌ بَصِيرٌ (31) ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَابَ الَّذينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابق بالْخَيْرَاتِ بِإِذْنِ اللهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الكَبِيرُ (32) سَابِقٌ جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَلُؤْلُؤًا وَ لِبَاسُهُمْ فيها حَريرٌ (33)


1) تفسیر برهان، ج 6، ص 361

وَ قَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنَا لَغَفُورٌ شَكُورٌ (34) الَّذِي أَحَلَّنَا دَارَ الْمُقَامَةِ مِنْ فَضْلِهِ لا يَمَسُّنَا فِيها نَصَبٌ وَلا يَمَسُّنا فيها لُغُوبُ (35) وَالَّذِينَ كَفَرُوا لَهُمْ نَارُ جَهَنَّمَ لا يُقْضَى عَلَيْهِمْ فَيَمُوتُوا وَلا يُخَفِّفُ عَنْهُمْ مِنْ عَذَابِهَا كَذَلِكَ نَجْزِي كُلَّ كَفُورٍ (36) وَهُمْ يَصْطَرِخُونَ فِيهَا رَبَّنَا أَخْرِجْنَا نَعْمَلْ صَالِحاً غَيْرَ الَّذِي كُنا نَعْمَلُ أَوَلَمْ تعمرُكُمْ مَا يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَنْ تَذَكَّرَ وَ جَاءَ كُمُ النَّذِيرُ فَذُوقُوا فَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ نصیر (37) 29- همانا کسانی که کتاب الهی را تلاوت می کنند و نماز به پا می دارند و آن چه را که به آن ها روزی داده ایم در پنهان و آشکار اتفاق می کنند، تجارتی را امید دارند که هرگز ضرر و زیانی در آن نباشد.

30- تا خداوند به آن ها پاداش کامل عطا کند، و از فضل خودش بر آن ها بیفزاید همانا که او آمرزنده و شکر گزار است.

31- و آن چه از کتاب بر تو وحی فرستادیم حق است و تصدیق کننده با کتاب های قبل از آن ، همانا خداوند به بندگانش خبیر و بیناست.

32- سپس این کتاب را به بندگان برگزیده خود به میراث دادیم پس گروهی از آن ها بر خود ستم کردند و گروهی میانه رو بودند و گروهی نیز به اذن خداوند در خیرات و نیکی ها سبقت ،گرفتند این همان فضیلت بزرگ است.

33- بهشت همیشگی که در آن وارد می شوند در حالی که خودشان را با زر و گوهرهائی از طلا و مروارید آراسته اند و لباسشان در آن جا حریر است.

34- و می گویند حمد و سپاس خداوندی که غم و اندوه را از ما بر طرف ،نمود همانا پروردگار ما آمرزنده و شکرگزار است.

35- همان کسی که ما را به فضل خود در این منزل همیشگی جای داد که در این جا هیچ رنجی به ما نمی رسد و با نمی رسد و به هیچ سستی و خستگی مبتلا

نمی شوئیم.

36- و کسانی که کافر شدند برای آن ها آتش جهنم است که دستور مرگشان صادر نمی شود تا بمیرند و از عذاب آن ها کم نمی شود این چنین هر شخص کفران کننده ای را کیفر می کنیم

37- و آن ها در آتش جهنم فریاد می زنند ای پروردگار ما را بیرون بیاور تا به غیر از آن چه که عمل می کردیم عمل صالح انجام دهیم، (به آن ها گفته می شود:) آیا شما را به اندازه ای عمر ندادیم که هر کس اهل تذکر بود متذکر می شد؟ و انذار کننده ای به سراغ شما نیامد؟ اکنون (عذاب الهی را) بچشید که برای ستمکاران هیچ یاوری نیست.

خداوند از مومنانی که اموالشان را در اطاعت الهی اتفاق می کنند یاد کرده و می فرماید: إِنَّ الَّذِينَ يَتْلُونَ كِتَابَ اللهِ وَأَقَامُوا الصَّلاةَ وَأَنفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَ عَلانِيَةً يَرْجُونَ تِجَارَةً لَنْ تَبُورَ كه لن تبور یعنی هرگز زیان نمی بینند

سپس پیامبرش را خطاب قرار داده و می فرماید: وَ الَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ هُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقاً لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ إِنَّ اللَّهَ بِعِبَادِهِ لَخَبِيرٌ بَصِيرٌ و آن چه از کتاب بر تو وحی فرستادیم حق است و تصدیق کننده با کتاب های قبل از آن ، همانا خداوند به بندگانش خبیر و بیناست. (1)

سپس آل محمد را ذکر کرده و می فرماید: ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا که منظور از عبادنا ائمه علیهم السلام می باشند سپس می فرماید: فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِنَفْسِهِ یعنی از آل محمد که غیر از ائمه علیهم السلام


1) تفسیر برهان، ج 6، ص 364

می باشند که منکر امام .هستند

مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ یعنی کسی که اقرار به امام می کند وَ مِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَيْرَاتِ بِإِذْنِ اللهِ که مراد امام علیه السلام است. پس خداوند آن چه را که برای آن ها آماده کرده را متذکر شده و می فرماید: جنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِنْ ذَهَبٍ - تا - لا يَمَسُّنَا فِيهَا نَصَبٌ وَلا يَمَسُّنَا فِيهَا لُغُوب که نصب به معنای خستگی و رنج و لغوب به معنای کسالت و سستی است.

سپس خداوند آن چه را که از برای دشمنان و مخالفان و ستمکاران به حق امامان علیهم السلام آماده کرده ذکر نموده و می فرماید: وَالَّذِينَ كَفَرُوا لَهُمْ نَارُ جَهَنَّمَ لا يُقضى عَلَيْهِمْ فَيَمُوتُوا - تا - وَهُمْ يَصْطَرِخُونَ فِيها یعنی ناله می زنند و فریاد می کنند رَبَّنَا أَخْرِجْنَا نَعْمَلْ صَالِحاً غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ ای پروردگار، ما را بیرون بیاور تا به غیر از آن چه که عمل می کردیم عمل صالح انجام دهیم.

پس خداوند آن ها را رد کرده و می فرماید: وَلَمْ نُعَمِّرُكُمْ مَا يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَنْ تَذَكَّرَ یعنی به شما عمر دادیم تا به همه امور آگاهی پیدا کردید.

وَ جَاءَكُمُ النَّذِيرُ یعنی رسول الله صلى الله عليه و سلم را برای شما فرستادیم به خود نیامدید ﴿فَذُوقُوا فَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ نَصِيرٍ اکنون عذاب الهی را بچشید که برای ستمكاران هیچ یاوری نیست إِنَّ اللَّهَ يُمْسِكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ أَنْ تَزُولَا وَلَئِنْ زَالَتَا إِنْ أَمْسَكَهُمَا مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّهُ كَانَ حَلِيماً غَفُوراً (41) وأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِنْ جَاءَهُمْ نَذِيرٌ لَيَكُونُنَّ أَهْدَى مِنْ إِحْدَى الأمَمِ فَلَمَّا جَاءَهُمْ نَذِيرٌ مَا زَادَهُمْ إِلاَ نُفُوراً (42) اسْتِكْبَاراً فِي الْأَرْضِ وَ مَكْرَ السَّيِّء وَلا يحيق المَكْرُ السَّيِّئُ إِلا بِأَهْلِهِ فَهَلْ

﴿يَنظُرُونَ إِلا سُنَّتَ الأَوَّلِينَ فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللهِ تَبْدِيلاً وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللهِ تخويلاً (43) 41- همانا خداوند آسمان ها و زمین را نگه می دارد تا (از مسیر خود) منحرف نشوند و هرگز متحرف نمی شوند و کسی به غیر از او نمی تواند آن ها را نگه دارد همانا خداوند بردبار و آمرزنده است.

42- و آن ها به خداوند سوگند محکمی خوردند که اگر انذار کننده ای برای آن ها بیاید از امت های دیگر هدایت یافته تر خواهند بود پس هنگامی که انذار کننده ای برای آن ها آمد اما به جز فرار و نفرت بر آن ها چیزی نیفزود

43- اینها به خاطر استکبار در روی زمین و حیله های زشتشان بود حیله های زشت تنها دامان صاحبش را می گیرد پس آیا آن ها چیزی جز سنت گذشتگان را انتظار دارند؟ پس هرگز برای سنت الهی تبدیلی نخواهی یافت و هرگز برای سنت الهی تغییری نمی یابی

خداوند گفتار قریش را نقل کرده و می فرماید: وَ أَقْسَمُوا بِاللهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِنْ جَاءَهُمْ نَذِيرٌ لَيَكُونُنَّ أَهْدَى مِنْ إِحْدَى الأُمَم یعنی آن هائی که هلاک شدند.

فَلَمَّا جَاءَهُمْ نَذِيرٌ یعنی رسول الله صلی الله علیه و آله. ما زَادَهُمْ إِلا نُفُوراً * اسْتِكْبَاراً فِي الْأَرْضِ وَ مَكْرَ السَّيئ وَلَا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّنُ إِلا بِأَهْلِهِ﴾

امیرالمؤمنین علی علیه السلام در نامه ای که خروج عایشه و حرکتش را به سوی بصره و نافرمانی و عصیان طلحه و زبیر را به اطلاع شيعيان خود مرقوم داشته و نوشته بود کدام گناه بزرگ تر از آن است که طلحه و زبیر همسر پیامبر صلی الله علیه و اله را از خانه خودش بیرون آورده که خداوند او را در پس پرده قرار داده بود و عیالات خود را در پردهٔ حفاظت مستور و محفوظ داشته اند و علنا مخالفت خدا و رسولش را کرده و مرتکب سه معصیت گشتند که ضرر و

زیان آن به سوی مردم عاید گردید اول ظلم دوم مکر و حیله سوم نقص عهد و بیعت که کیفر و عقاب هر سه در قرآن و کتاب خدا تصریح و بیان شده که خداوند می فرماید: يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا بَعْيُكُمْ عَلَى أَنفُسِكُمْ (1)اى مردم همانا بغى و ستم شما به خودتان بر می گردد

و دربارۀ نقض عهد فرموده: فَمَنْ نَكَتَ فَإِنَّمَا يَنْكُتُ عَلَى نَفْسِهِ (2)پس هر کس پیمان شکنی کند به ضرر خودش پیمان شکنی کرده است.

و در مورد مکر و فریب می فرماید: وَلا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إلا بأَهْلِهِ و آن ها مرتکب بغی و ظلم به من شده و بیعت مرا نقض نموده و عهد شکنی کرده و نسبت به من مكر و تزویر روا داشتند. (3)

أَوَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَنظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَكَانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ مَا كَانَ اللهُ لِيُعْجِرَهُ مِنْ شَيْءٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ إِنَّهُ كَانَ عَلِيماً قديراً (44) وَلَوْ يُؤاخِذُ اللهُ النَّاسَ بمَا كَسَبُوا مَا تَرَكَ عَلَى ظَهْرِهَا مِنْ دَابَّةٍ وَلَكِنْ يُؤَخِّرُهُمْ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِعِبَادِهِ بَصيراً (45) 44- آیا آن ها در روی زمین گردش می کنند تا ببینند عاقبت کسانی که قبل از این ها بوده اند چگونه بود؟ که از آن ها قوی تر ،بودند در آسمان ها و زمین هیچ چیزی از تحت قدرت او بیرون نمی رود همانا او دانا و توانا است.

45- و اگر خداوند مردم را به خاطر اعمالشان مواخذه کند هیچ جنبنده ای را بر روی زمین باقی نمی گذارد و لکن آن (مواخذه) را تا مدت معین به تاخیر انداخته است (و به آن ها مهلت داده است) پس هنگامی که اجل آن ها


1) یونس، آیه 24

2) فتح آیه 10

3) بحار الانوار، ج 32، ص 107

فرا برسد (خداوند طبق عمل آن ها مجازات می کند) و همانا خداوند به حال بندگانش بیناست.

أَوَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ آيا در قرآن و در اخبار گذشتگان که به هلاکت رسیدند نمی نگرند. فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ تا ببینند عاقبت کسانی که قبل از این ها بوده اند چگونه بود؟ وَلَوْ يُؤَاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِمَا كَسَبُوا مَا تَرَكَ عَلى ظَهْرِهَا مِنْ دَابَّةٍ وَلَكِنْ يُؤَخِّرُهُمْ إِلَى أَجَلٍ مُسَمَّى خداوند آن ها را در هنگام معصیت و در زمان غفلت و بی خبری نمی گیرد. (1) سکونی از امام جعفر صادق علیه السلام از پدرش روایت می کند که رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمودند: از علم خدا گذشته و مرکب قلم خدا به این قضایی که رانده و این قدری که مقدر کرده خشک شده که کتاب خدا جای خود را در بشر باز کند و رسولان خدا تصدیق شوند و آن ها که ایمان می آورند و تقوی دارند به سعادت برسند و آن ها که تکذیب می کنند و کفر می ورزند به شقاوت برسند و مؤمنین به ولایتی از خدای عز و جل و مشرکین به برائتی از او نایل شوند.

آن گاه رسول خدا صلى الله عليه و سلم فرمود: خدای عز و جل می فرماید: ای فرزند آدم! تو به مشیت من برای خودت می خواهی آن چه را می خواهی و به اراده من برای خودت اراده می کنی آن چه را که اراده می کنی و به فضل نعمت من بر تو چنان نیرومند شده ای که می توانی سر از فرمانم ،برتابی و به قوت و عصمت من و عافیتم موفق شده ای که واجبات مرا ادا کنی

پس اگر واقعا حسناتی داری خود من به آن حسنات از تو سزاوارترم و تو به گناهانت از من سزاوارتری همیشه خیر من به سوی تو نازل ،است و من


1) تفسير برهان، ج 6، ص 376

با آن خیر به تو انعام می کنم و شر تو به خودت بر می گردد به عنوان کیفر جنایاتی که کرده ای و به کثرت تسلطی که من به تو دارم به سوی طاعتم رو نهادی و به سوء ظنی که به من داری از رحمتم مایوس شدی

پس با این بیان حمد و سپاس برای من است و حجت علیه تو تمام است و تو با این عصیان راه مؤاخذه مرا به روی خود گشودی و با احسانت مستحق پاداش نیکی که نزد من است گشتی من هیچ گاه از تحذیر تو کوتاهی نکردم و تو را در حین سرگرمی و غرورت به عذاب نگرفتم

آن گاه فرمود: این همان کلام خدا است که می فرماید: وَلَوْ يُؤَاخِذُ اللهُ النَّاسَ بِمَا كَسَبُوا مَا تَرَكَ عَلَى ظَهْرِهَا مِنْ دَابَّةٍ و اگر خداوند مردم را به خاطر اعمالشان مواخذه ،کند هیچ جنبنده ای را بر روی زمین باقی نمی گذارد.

و نیز می فرماید من تو را به بیش از طاقتت تکلیف نکردم و از امانت جز همان مقداری را که خودت علیه نفست اقرار داری تحمیلت ننمودم من از تو برای خود به آن مقدار راضیم که تو از من برای خودت راضی باشی. (1)آن گاه خداى عز و جل فرمود: وَلَكِنْ يُؤَخِّرُهُمْ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ فَإِنَّ اللهَ كَانَ بِعِبَادِهِ بَصِيراً و لكن آن (مواخذه) را تا مدت معین به تاخیر انداخته است (و به آن ها مهلت داده است) پس هنگامی که اجل آن ها فرا برسد خداوند طبق عمل آن ها مجازات می کند و همانا خداوند به حال بندگانش بیناست. (2)


1) بحار الانوار، ج 5، ص 94؛ توحید شیخ صدوق، ص 343

2) تفسیر برهان، ج 6، ص 276؛ نور الثقلین، ج 4 ص 371

تفسير سورة يس

اشاره

36- سوره یس در مکه نازل شده و دارای 83 آیه است.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

یس (1) وَالْقُرْآنِ الْحَكيمِ (2) إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ (3) عَلَى صِرَاطٍ مُستقیم (4) تَنْزِيلَ الْعَزيزِ الرَّحِيمِ (5) 1- یس

2- سوگند به قرآن حکیم

3- همانا تو از رسولان هستی

4- به راهی راست (فرستاده شدی).

5- (این قرآن) از جانب خداوند عزیز و مهربان نازل شده است.

يس * وَالْقُرْآنِ الْحَكِيم امام صادق، علیه السلام می فرماید یس اسم رسول خداست و دلیل بر آن آیه إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ * عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمِ می باشد.

عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمِ یعنی بر مسیری واضح و روشن قرار داری

لِتُنْذِرَ قَوْماً ما أُنذِرَ آبَاؤُهُمْ فَهُمْ غَافِلُونَ (6) لَقَدْ حَقَّ الْقَوْلُ عَلى أَكْثَرِهِمْ فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ (7) إِنَّا جَعَلْنَا فِي أَعْنَاقِهِمْ أَغْلَالاً فَهِيَ إِلَى الْأَذْقَانِ فَهُمْ مُقْمَحُونَ (8) 6- تا قومی را انذار کنی که پدرانشان انذار نشدند پس آن ها در غفلت هستند.

7- به تحقیق فرمان ما درباره بیشتر حتمی ،شده از این جهت آن ها ایمان نمی آورند.

8- همانا ما بر گردن های آن ها زنجیرهایی قرار دادیم که تا چانه هایشان کشیده شده و سرهایشان را به طرف بالا نگه داشته است.

تنْزِيلَ الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ مراد قرآن است. لمُنْذِرَ قَوْماً مَا أُنْذِرَ أَبَاؤُهُمْ فَهُمْ غَافِلُونَ - تا - عَلَى أَكْثَرِهِمْ﴾ یعنی عذاب بر آن ها نازل شد فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ پس آن ها ایمان نمی آورند.

إِنَّا جَعَلْنَا فِي أَعْنَاقِهِمْ أَغْلالاً فَهِيَ إِلَى الْأَذْقَانِ - تا - فَهُمْ مُقْمَحُونَ يعنى سرهایشان را بالا دارند. (1) وَ جَعَلْنَا مِنْ بَيْنِ أَيْديهِمْ سَدًّا وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْنَيْناهُمْ فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ (9) 9 - و ما در پیش روی آن ها و از پشت سرشان سدی قرار دادیم و چشم هایشان را پوشانده ایم پس (جایی را) نمی بینند.


1) نور الثقلين، ج 4، ص 375؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 142؛ تفسیر برهان، ج 6، ص 381

معجزه پیامبر صلی الله علیه و آله برای ابوجهل

فَأَغْشَيْنَاهُمْ یعنی آن ها را نابینا کردیم. ابي الجارود از امام باقر علیه السام در ذیل آیه وَ جَعَلْنَا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْنَاهُمْ فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ روایت می کند که فرمود: یعنی هدایت را نمی بینند چون خدا گوش و چشم و دل و اعمالشان را از این که هدایت شوند گرفته است.

این آیه درباره ابوجهل بن هشام و چند تن از خاندان وی نازل شده و جریان چنین بوده که رسول خدا صلی الله علیه و آله برخاست نماز بخواند، ابوجهل (لعنة الله عليه) هم سوگند خورده بود هر وقت او را دید نماز می خواند فرقش را ،بشکافد پس ابوجهل آمد در حالی که سنگی هم به دست داشت رسول خدا صلی الله علیه و آله را دید که مشغول نماز است هر چه دست بلند کرد تا سنگ را به طرف آن جناب پرتاب کند خدا دستش را در گردنش خشکانید و نتوانست پایین بیاورد و سنگ هم در دستش نمی چرخید ناگزیر به طرف اصحاب خود ،برگشت آن وقت سنگ از دستش افتاد بعد از او مردی دیگر برخاست که او نیز از فامیل های ابوجهل بود گفت من او را می کشم همین که نزدیکش ،شد گوش به قرائت او داد و دلش پر از ترس و وحشت شده و برگشت و به یاران خود گفت بین من و او چیزی به شکل «شتر نر» فاصله شد و با دم خود به من اعلام خطر کرد و من ترسیدم نزدیکش شوم. (1)

وَ سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ (10) إِنَّمَا تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَ خَشِيَ الرَّحْمَنَ بِالْغَيْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَ أَجْرٍ


1) بحار الانوار، ج 18، ص 52

کریم (11) إِنَّا نَحْنُ نُحْيِ الْمَوْتَى وَ نَكْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَ آثَارَهُمْ وَ كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ (12) 10- و برای آن ها مساوی است که آن ها را انذار کنی یا انذار ،نکنی ایمان نمی آورند.

11- همانا تو کسی را انذار کن که از ذکر (یاد الهی) پیروی کند و در نهان از خداوند مهربان ،بترسد پس همچون کسی را به مغفرت و پاداشی پر ارزش بشارت بده

12- همانا ما مردگان را زنده می کنیم و آن چه را که از پیش فرستاده اند و آثار آن ها را می نویسیم و هر چیزی را در کتاب مبین به شماره آورده ایم.

وَ سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَأَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ هم چنان که تاریخ ثابت کرده که بنی مخزوم یعنی از فرزندان مغیره احدی ایمان نیاوردند. وَ سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَأَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ - تا - وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ يعنی در کتاب مبین و آن محکم است یعنی تاویل نمی خواهد. ابن عباس از امیرالمومنین علیه السلام روایت کرده که فرمود: به خدا سوگند منم امام مبین که ما بین حق و باطل جدایی می اندازم و این را از رسول خدا صلی الله علیه و اله ارث برده ام. (1) وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلاً أَصْحَابَ الْقَرْيَةِ إِذْ جَاءَهَا الْمُرْسَلُونَ (13) إِذْ أَرْسَلْنَا إِلَيْهِمُ اثْنَيْنِ فَكَذَّبُوهُمَا فَعَزَّزْنَا بِثَالِثٍ فَقَالُوا إِنَّا إِلَيْكُمْ مُرْسَلُونَ (14) 13 و برای آن ها اصحاب قربه (انطاکیه) را مثال بزن که رسولان به سراغ آن ها


1) تفسیر صافی، ج 6، ص 145 ؛ نور الثقلين، ج 4، ص 379

آمدند.

14- زمانی که دو نفر را به سوی آن ها فرستادیم که آن دو را تکذیب کردند پس نفر سومی را فرستادیم و همه گفتند ما به سوی شما فرستاده شدیم

مبلغان در انطاکیه

وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلاً أَصْحَابَ الْقَرْيَةِ إِذْ جَاءَهَا الْمُرْسَلُونَ * إِذْ أَرْسَلْنَا إِلَيْهِم اثْنَيْنِ فَكَذَّبُوهُمَا فَعَزَّزْنَا بِثَالِثٍ فَقَالُوا إِنَّا إِلَيْكُمْ مُرْسَلُونَ ابو حمزه ثمالی از امام محمد باقر علیه السلام روایت می کند که از آن حضرت در تفسیر این آیه سؤال کردم فرمود: خداوند دو نفر را به سوی اهل شهر انطاکیه فرستاد تا مردم آن جا را به دین حق دعوت کنند پس آن دو نفر طوری دین حق وارد شهر شدند که کسی ایشان را نشناخت و به دعوت مردم پرداختند اما مردم بر آن ها خشم کرده و آن دو را گرفته در بتکده شهر زندانی نمودند ؛ خداوند نفر سومی را فرستاد چون داخل شهر شد قصر پادشاه را جویا شده و گفت مرا به حضور پادشاه ببرید چون او را نزد شاه بردند :گفت مردی هستم که در بیابان ها مشغول عبادت می باشم اکنون مایلم که معبود پادشاه را پرستش کنم

پادشاه دستور داد او را داخل بتکده نمایند تا به عبادت اصنام و بت ها مشغول شود مدت یک سال در بتخانه ماند و با آن دو نفر مرد موحد که زندانی بودند مؤانست و مجالست داشت و با ایشان قرار گذاشت که او را نمی شناسند و در حضور پادشاه از خداشناسی و یکتا پرستی او سخن نگویند آن گاه تقاضای ملاقات شاه را نمود چون شاه او را احضار نمود گفت به من اطلاع دادند که تو این مدت در بتخانه به پرستش خدایان ما مشغول

بوده ای اینک ما خشنودی خودمان را به تو ابراز نموده و اجازه می دهیم هر حاجتی که داری بخواهی تا مورد اجابت قرار دهم.

آن مرد پاسخ داد من حاجتی ندارم ولی دو نفر را در بتکده زندانی دیدم آن ها را برای چه زندانی کرده اید؟

پادشاه گفت این دو نفر دین ما را باطل دانسته و ما را به سوی خداوند آسمانی فرا می خواندند.

:گفت ای پادشاه بسیار شایسته و بجاست که امر فرمائید آن دو را به حضور آورده و مجلس مناظره ای تشکیل دهیم که اگر حق با آن دو بود از آن ها پیروی می کنیم و اگر حق با ما بود آن دو در دین ما وارد می شوند.

پادشاه آن دو زندانی را احضار نمود و چون حاضر شدند آن مرد :گفت ادعای شما چیست و هدف شما از آمدن به این شهر چیست؟

:گفتند ما برای این به این جا آمده ایم که مردم را به عبادت خداوند یگانه و يكتا دعوت کنیم که آسمان ها و زمین را آفریده و در ارحام آن چه را که اراده نموده خلق کرده و آن طور که خواسته به آن صورت داده و درختان و گیاهان را رویانده و از آسمان باران فرستاده است.

آن مرد :گفت آیا آن خدای یکتایی که معبود شما است قادر است کوری را بينا و بیماری را شفا و مردهای را زنده کند؟

:گفتند اگر از خدا بخواهیم و مشيت ذات مقدسش اقتضا كند البته اجابت خواهد شد.

آن شخص به پادشاه گفت امر فرمائید تا یک نفر کور مادرزاد را که اصلاً قدرت بینائی ندارد را حاضر کنند چون آوردند به آن دو نفر :گفت از خدای خود بخواهید تا این شخص را بینا کند

آن دو به نماز برخاسته و دعا نمودند ناگاه به قدرت پروردگار چشم های کور روشن و بینا گردید و به سوی آسمان نگاه می کرد.

مرد :گفت کور دیگری بیاورند.

چون آوردند گفت: ای پادشاه دستور بده که برای بینایی این کور هم دعا کنند هر دو به سجده افتاده مشغول دعا شدند که ناگاه او نیز بینا گردید آن مرد :گفت ای پادشاه امر کنید شخص زمین گیر و افلیجی را .بیاورند چون حاضر کردند به آن دو نفر :گفت دستور پادشاه این است که از خدای خود بخواهید سلامتی این شخص را به او برگردانید. آن دو نفر نماز خوانده و دست به دعا برداشتند که ناگاه شخص فلج برخاسته و به راه رفتن پرداخت باز :گفت ای پادشاه امر کنید زمین گیر دیگری را بیاورند وقتی که آوردند و آن دو دعا کردند مانند زمینگیر اولی بهبودی و شفا یافته و با قدم های استوار شروع به راه رفتن نمود.

آن مرد به پادشاه گفت این دو نفر از عهده دو آزمایش مهم بر آمده و حجت قاطعی برای ما آوردند اکنون یک آزمایش دیگر باقی است که اگر آن را نیز انجام دهند من پیرو عقاید این دو نفر شده و دین آن ها را می پذیرم سپس :گفت ای پادشاه آن طور که شنیده ام شما پسری داشته اید که در عنفوان جوانی وفات کرده من از این دو نفر می خواهم که دعا نمایند و او را زنده کنند و اگر پسر شما را زنده نمایند من داخل دین آن ها خواهم شد.

پادشاه :گفت من نیز در صورت وقوع چنین امری خدای این دو نفر را پرستش کرده و یکتا پرستی را قبول می نمایم.

آن مرد گفت اینک یک امر دیگر باقی مانده است پسر پادشاه مرده است خدایتان را بخوانید تا او را زنده کند.

آن دو سر به سجده نهاده و به مدت طولانی در حال سجده باقی ماندند سپس سر از سجده برداشته و به پادشاه گفتند ای پادشاه کسانی را بفرستید تا فرزندت را از گورستان بیاورند که از قبر بیرون آمده است

جمعیت زیادی به سوی قبرستان رفته و با کمال تعجب دیدند که پسر پادشاه از قبر بیرون آمده و مشغول پاک کردن خاک های سر و صورت خود می باشد. او را خدمت پادشاه آوردند که پادشاه با دیدنش او را شناخت گفت: ای فرزندم حالت چگونه است؟

:گفت ای پدر مرده بودم که دو نفر را دیدم که در مقابل پروردگارم به سجده افتاده و از او زنده شدن مرا درخواست می نمایند.

پادشاه گفت: اگر آن دو نفر را ببینی می شناسی؟

پسر :گفت بله!

پادشاه دستور داد که مردم در شهر جمع شوند و از برابر او عبور کنند پس از آن که جمعیت زیادی عبور کردند و کسی را نشناخت یکی از آن دو نفر را عبور دادند فوراً شاهزاده او را نشان داده و گفت این شخص یکی از آن دو می باشد؛ باز مردم زیادی را از مقابل عبور دادند که کسی را نشناخت و در آخر از همه نفر دوم را عبور دادند که او را شناخته و گفت این هم نفر دوم است.

آن مرد فوراً به دو نفر نزدیک شده و :گفت اما من به خدای شما ایمان آورده و تصدیق می کنم که خدای شما بر حق است و آن چه شما آورده اید از طرف حق می باشد.

پادشاه نیز گفت: من هم به خدای آن دو ایمان می آورم و به پیروی از

پادشاه تمام مردم نیز ایمان آوردند. (1)

قَالُوا إِنَّا تَطَيَّرْنَا بِكُمْ لَئِنْ لَمْ تَنتَهُوا لَنَرْجُمَنَّكُمْ وَلَيَمَسَّنَّكُمْ مِنا عَذَابٌ أَلِيمٌ (18) 18- گفتند: همانا ما شما را به فال بد گرفتیم اگر (از ادعای خود) دست برندارید سنگسارتان می کنیم و از ما به شما عذاب دردناکی می رسد.

إِنَّا تَطَيَّرْنَا بِكُمْ يعنی اسماء شما را به فال بد گرفته ایم. وَ جَاءَ مِنْ أَقْصَا الْمَدِينَةِ رَجُلٌ يَسْعَىٰ قَالَ يَا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِينَ (20) اتَّبِعُوا مَنْ لا يَسْتَلَكُمْ أَجْراً وَ هُمْ مُهْتَدُونَ (21) وَ مَا لِيَ لا أَعْبُدُ الَّذِي فَطَرَنِي وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (22) أَ أَتَّخِذُ مِنْ دُونِهِ آلِهَةٌ إِنْ يُرِدْنِ الرَّحْمَنُ بِضُرِ لا تُغْنِ عَنِّي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئاً وَلا يُنْقِذُونِ (23) إِنِّي إِذا لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ (24) إِنِّي آمَنْتُ بِرَبِّكُمْ فَاسْمَعُونِ (25) قبلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قَالَ يَا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ (26) بِمَا غَفَرَ لِي رَبِّي وَجَعَلَني مِنَ الْمُكْرَمِينَ (27) 20- و مردی شتابان از دورترین نقطه شهر از راه رسید و گفت: ای قوم من از فرستادگان (الهی) پیروی کنید.

21- از کسانی پیروی کنید که هیچ اجر و پاداشی از شما نمی خواهند و خود از هدایت یافتگان هستند.


1) بحار الانوار، ج 14، ص 240 ؛ تفسیر برهان، ج 6، ص 388

22- و چرا نباید کسی را عبادت کنم که مرا آفریده و همه ما به سوی او بر می گردیم.

23- آیا معبودی به غیر از او را بگیرم که اگر خداوند رحمان بخواهد به من ضرری برساند شفاعت آن ها کم ترین اثری به حال من ندارد و نمی توانند سرا نجات بدهند.

24- در این هنگام من در گمراهی آشکاری خواهم بود.

25- همانا من به پروردگار شما ایمان آوردم پس به سخنانم گوش فرا دهید.

26- گفته شد وارد بهشت ،شوید :گفت ای کاش قوم من می دانستند (که خداوند چه پاداشی به من داده است).

27- که پروردگارم مرا آمرزید و مرا از گرامی شدگان قرار داد.

وَ جَاءَ مِنْ أَقْصَا الْمَدِينَةِ رَجُلٌ يَسْعَى قَالَ يَا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِينَ - تا - وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِينَ این آیات درباره حبیب نجار نازل شده است. إن كانَتْ الأَصَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ (29) 29- (عذابشان) فقط یک صیحه آسمانی بود که ناگاه همه هلاک شدند.

إِنْ كَانَتْ إِلا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ که «خامدون» به معنای «ميتون» یعنی همه مُردند است. سُبْحَانَ الَّذِي خَلَقَ الأَزْوَاجَ كُلَّها مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ وَ مِنْ أَنفُسِهِمْ وَ مِمَّا لا يَعْلَمُونَ (36) وَ آيَةً لَهُمُ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ فَإِذَا هُمْ مُظْلِمُونَ (37) 36- پاک و منزه است خدایی که همه را جفت ،آفرید چه چیزهایی که

می رویاند و چه از خودشان (انسان ها را که زوج آفرید)، و از آن چه که نمی دانند.

37- و شب برای آن ها نشانه ای است که ما روز را از آن بر می گیریم که آن ها ناگهان در تاریکی فرو می روند.

سُبْحَانَ الَّذِي خَلَقَ الأَزْوَاجَ كُلَّهَا مِمَّا تُنْبِتُ الأَرْضُ وَمِنْ أَنفُسِهِمْ وَ مِمَّا لا يَعْلَمُونَ حلبی گوید امام صادق علیه السلام فرمودند: همانا نطفه از آسمان به سوی زمین بر روی نبات و خرما و درخت واقع می شود و در آن ها جاری می شود و مردم و چهارپایان از آن می خورند.

وَ آيَةٌ لَهُمُ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ فَإِذَا هُمْ مُظْلِمُونَ یعنی روز را از آن خارج می کنیم و شب پدیدار می گردد. وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرِّ لَهَا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَليمِ (38) وَالْقَمَرَ قَدَّرْنَاهُ مَنَازِلَ حَتَّى عَادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ (39) 38- و خورشید به سوی قرارگاه خودش در حال حرکت است که این از تقدیر خداوند عزیز و داناست.

39- و برای ماه منازلی مقدر کردیم تا مانند شاخه درخت خرما و به رنگ زرد در می آید.

داستان ابوسعید با امام رضا علیه السلام

وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍ لَهَا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ - تا - كَالْعُرْجُونِ القديم مراد از «عرجون» بیرون آمدن درخت خرما است که از نخل پدید

می آید و در هنگام بیرون آمدنش به شکل هلال است.

داود بن محمد فهدی گوید ابوسعید مکاری بر امام رضا علیه السلام وارد شد و :گفت تو مانند پدرت ادعا می کنی آن چه را که پدرت مدعی بود یعنی تو نیز می گویی من فرزند پیغمبرم؟

حضرت فرمود: تو را چه شده که خداوند نورت را خاموش و فقر و مسكنت را به خانه ات داخل کند آیا نمی دانی که خداوند به عمران وحی فرستاد که به تو پسری عطا خواهم کرد اما مریم را به او داد و از مریم عیسی به وجود آمد پس عیسی از مریم و مریم هم از عیسی است و هر دو در حکم واحد می باشند من از پدرم و پدرم از من است و ما نور واحديم

آن گاه ابو سعید گفت: سؤالی دارم.

امام علیه السلام فرمود: بپرس گرچه اطمینان دارم هرگز تو کسی نیستی که به امامت و ولایت من معتقد شوى.

:گفت چه می فرمائید دربارۀ کسی که موقع مرگ وصیت می نماید پس از فوت من آن چه بنده قدیمی دارم در راه خدا آزاد کنید بنده های قدیمی این شخص شامل کدام یک از غلامان و بنده هایش می شود؟

فرمود: هر بندهای که از شش ماه قبل مالک بوده باید آزاد شود زیرا خداوند در قرآن می فرماید: وَالْقَمَرَ قَدَّرْنَاهُ مَنَازِلَ حَتَّى عَادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيم پس هر کدام که شش ماه باشند پس او قدیم بوده و آزاد است.

می فرماید ابوسعید از نزد امام علیه السلام بیرون رفت به فقر مبتلا گشت بینائیش را از دست داد و سپس مرد که لعنت الهی بر او باد. (1)


1) بحار الانوار، ج 49، ص 81 و ج 55 ص 166 و ج 100، ص 208 ؛ عيون اخبار الرضا علیه السلام ج 1، ص 308؛ معانى الاخبار، ص 218 ؛ کافی، ج 6، ص 195؛ نور الثقلين، ج 4 ص 386

لا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَهَا أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلا اللَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَكُلٌّ فِي فَلَك يَسْبَحُونَ (40) 40- نه برای خورشید سزاوار است که ماه را درک کند و نه برای شب که بر روز سبقت بگیرد و هر کدام آن ها در مسیر خود در حرکت هستند.

ابي الجارود روایت می کند که امام باقر علیه السلام دربارۀ آية لا الشَّمْسُ يَنْبَغِى لَهَا أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ فرمودند: خورشید سلطان روز و ماه سلطان شب است که برای خورشید سزاوار نیست که بر نور ماه بتابد و شب نیز بر روز پیشی نمی گیرد شب از بین نمی رود تا این که روز را درک کند

وَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ می فرماید: و همه در مدار فلک می چرخند. وَ آيَةٌ لَهُمْ أَنا حَمَلْنَا ذُرِّيَّتَهُمْ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ (41) وَ خَلَقْنَا لَهُمْ مِنْ مِثْلِهِ ما يَرْكَبُونَ (42) 41- و نشانه ای (دیگر) برای آن ها این است که ما فرزندان آن ها را در کشتی هایی پربار حمل کردیم.

42- و برای آن ها مرکب هایی (مانند کشتی) آفریدیم.

وَ آيَةٌ ؛ وَ آيَةٌ لَهُمْ أَنَّا حَمَلْنَا ذُرِّيَّتَهُمْ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ برای آنان نشانه ای دیگر از قدرت و رحمت ما این است که فرزندانشان را در کشتی هایی پر از اجناس و وسایل و کالا حمل کردیم. وَ خَلَقْنَا لَهُمْ مِنْ مِثْلِهِ مَا يَرْكَبُونَ یعنی چهارپایان و حیوانات را برای سوار شدن آن ها آفریدیم. (1)


1) تفسیر برهان، ج 6، ص 397

وَ يَقُولُونَ مَتى هَذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنتُمْ صَادِقِينَ (48) مَا يَنظُرُونَ إِلا صَيْحَةً وَاحِدَةً تَأْخُذُهُمْ وَهُمْ يَحْضُمُونَ (49) فَلا يَسْتَطِيعُونَ تَوْصِيَةً وَ لَا إِلَى أَهْلِهِمْ يَرْجِعُونَ (50) وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَإِذَا هُمْ مِنَ الْأَجْدَاثِ إِلَى رَبِّهِمْ يَنْسِلُونَ (51) 48- و می گویند این وعده (قیامت) چه وقت می آید اگر راست می گوئید؟

49- (این ها) جزاین انتظار نمی کشند که یک صیحه (آسمانی) فرود آید و آن ها را فرا گیرد در حالی که (در کارهای دنیوی) به بحث و جدل مشغول هستند.

50- پس (در این هنگام) قادر نیستند که وصیتی بکنند و نیز نمی توانند سوی خانواده هایشان برگردند.

51- و چون (برای بار دوم) در صور دمیده می شود به ناگاه همه از قبرها شتابان به سوی پروردگارشان می روند.

وَ يَقُولُونَ مَتى هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ * مَا يَنْظُرُونَ إِلأَ صَيْحَةً وَاحِدَةً تَأخُذُهُمْ وَ هُمْ يَخِصُمُونَ این صیحه در آخر الزمان خواهد بود مردم در آن روزگار گرفتار یک صیحه می شوند در حالی که مردم در بازارها مشغول مخاصمه هستند ناگهان گرفتار این صیحه گشته و همه به یک باره می میرند و احدی نیست که به خانه خود برگردد و یا وصیتی به کسی بکند و همین است معناى آية فَلا يَسْتَطِيعُونَ تَوْصِيَةً وَ لَا إِلَى أَهْلِهِمْ يَرْجِعُونَ پس در این هنگام عذاب قادر نیستند که وصیتی بکنند و نیز نمی توانند به سوی خانواده هایشان برگردند. (1) وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَإِذَا هُمْ مِنَ الْأَجْدَاثِ إِلَى رَبِّهِمْ يَنْسِلُونَ از قبرها بيرون


1) نور الثقلين، ج 4، ص 388

آمده و به سوی پروردگارشان به سرعت حرکت می کنند. (1)

قَالُوا يَا وَيْلَنَا مَنْ بَعَثَنَا مِنْ مَرْقَدِنَا هَذَا مَا وَعَدَ الرَّحْمَنُ وَ صَدَقَ الْمُرْسَلُونَ (52) إِنْ كانَتْ إِلا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ جَميعٌ لَدَيْنَا مُحْضَرُونَ (53) 52- گویند: ای وای بر ما چه کسی ما را از خوابگاهمان بر انگیخت؟ این همان وعده خداوند مهربان است و فرستادگان او همگی راست گفتند.

53- و آن یک صیحه ای بیش نیست که همۀ آن ها به ناگاه در پیشگاه ما حاضر می شوند.

ابی الجارود روایت می کند که امام باقر علیه السلام در تفسير آية يَا وَيْلَنَا مَنْ بَعَثَنا مِنْ مَرْقَدِنَا فرمودند: مردم در قبرها هنگامی که از آن برخواستند گمان می کنند که در خواب بوده اند و می گویند ای وای بر ما چه کسی ما را از جایگاهمان بیرون آورده است؟

ملائکه در پاسخشان می گویند این همان و عده ای است که خدای رحمان می،داد و فرستادگان خدا راست می گفتند. (2)

سپس نفخۀ دوم را ذکر کرده و می فرماید: إِنْ كَانَتْ إِلأَصَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ جَمِيعٌ لَدَيْنَا مُحْضَرُونَ و آن یک صیحه ای بیش نیست که همۀ آن ها به ناگاه در پیشگاه ما حاضر می شوند

إِنَّ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ الْيَوْمَ فِي شُغْلِ فَاكِهُونَ (55)


1) تفسیر برهان، ج 6، ص 398

2) بحار الانوار، ج 7، ص 103 ؛ تفسیر برهان، ج 6، ص 398

55- همانا اهل بهشت امروز در نعمت های الهی مشغول هستند.

إِنَّ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ الْيَوْمَ فِي شُغْلٍ فَاكِهُونَ یعنی اهل بهشت با زنان و حوریان ملاعبه و بازی می کنند. (1) هُمْ وَأَزْوَاجُهُمْ فى ظلالٍ عَلَى الْأَرَائِكِ مُتَّكِونَ (56) 56- آن ها و همسرانشان در سایه درختان بر تخت های (بهشتی) تکیه کرده اند.

ابى الجارود روایت می کند که امام باقر علیه السلام در تفسير آيه فِي ظِلالِ عَلَى الْأَرَائِكِ مُتَكونَ فرمودند کلمه ارائک تخت هایی است که روی آن حجله ها می باشد. (2)

سَلامٌ قَوْلاً مِنْ رَبِّ رَحِيمٍ (58) وَامْتَازُوا الْيَوْمَ أَيُّهَا الْمُجْرِمُونَ (59) 58- بر آن ها سلام (الهی) باد که این گفتاری از جانب پروردگار مهربان است.

59- و (به گنهکاران گفته شود:) ای مجرمان امروز شما جدا شوید.

سَلامٌ قَوْلاً مِنْ رَبِّ رَحِيمٍ سلام از ناحیه خدا همان امن و امان است. وَامْتَازُوا الْيَوْمَ أَيُّهَا الْمُجْرِمُونَ چون خدا خلق را در روز قیامت جمع کند همه برپا خواهند ماند به حدی که عرق ایشان را فرا می گیرد پس ندا می کنند پروردگارا به حساب ما رسیدگی کن هر چند که جهنمی باشیم آن گاه فرمود خدای تعالی بادهایی می فرستد تا در بین آنان بوزد و منادی ندا می کند: ای


1) تفسیر ،برهان ج 6 ص 399؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 160

2) بحار الانوار، ج 8 ص 124 ؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 161

مجرمین امروز از بهشتیان جدا شوید. پس از یکدیگر جدا می شوند مجرمین در آتش می افتند و کسی که در قلبش ایمان باشد به سوی بهشت می رود. (1)

وَ لَقَدْ أَضَلَّ مِنْكُمْ جِلاً كَثيراً أَفَلَمْ تَكُونُوا تَعْقِلُونَ (62) 62- و به تحقیق گروه زیادی از شما را گمراه کرد آیا وقت آن نرسیده که اندیشه کنید؟

وَ لَقَدْ أَضَلَّ مِنْكُمْ جِبِلا كَثِيراً یعنی خلق زیادی که هلاک شدند. الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلَى أَفْوَاهِهِمْ وَ تُكَلِّمُنَا أَيْديهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ (65) 65 - امروز بر دهان آن ها مهر می زنیم (که نمی توانند سخن بگویند)، و دست هایشان با ما سخن می گوید و پاهایشان به آن چه که انجام می دادند شهادت می دهند

الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلَى أَفْوَاهِهِمْ - تا - بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ هنگامی که خداوند در روز قیامت همه را در یک جا جمع کرد نامۀ هر کسی را به او می دهد پس آن ها بر آن نامه نگریسته و اعمالی را که در آن نوشته شده را منکر می شوند پس ملائکه شهادت داده و می گویند پروردگارا ملائکه تو برایت شهادت می دهند سپس آن ها سوگند می خورند که ما این اعمال را انجام نداده ایم و آن قول الهی است که می فرماید: يَوْمَ يَبْعَتُهُمُ اللهُ جَمِيعاً فَيَحْلِفُونَ لَهُ كَمَا يَحْلِفُونَ لَكُمْ (2)پس زمانی که چنین کنند خداوند بر زبان های آن ها مهر می زند و اعضای بدنشان


1) بحار الانوار، ج 7، ص 103

2) مجادله آیه 18؛ (بیاد بیاور) روزی که خداوند همۀ آن ها را بر می انگیزد آن ها برای خداوند سوگند (دروغ) می خورند همچنان که برای شما می.خوردند

سخن می گویند بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ به آن چه که انجام می دادند.

وَ لَوْ نَشَاءُ لَطَمَسْنَا عَلَى أَعْيُتِهِمْ فَاسْتَبَقُوا الصِّرَاطَ فَأَنَّى يُبْصِرُونَ (66) وَلَوْ نَشَاءُ لَمَسَخْنَاهُمْ عَلَى مَكانَتِهِمْ فَمَا اسْتَطَاعُوا مُضِيًّا وَلَا يَرْجِعُونَ (67) 66- و اگر بخواهیم چشم هایشان را محو می کنیم پس چون برای عبور از راه سبقت می گیرند اما چگونه می بینند؟

67- و اگر بخواهیم آن ها را در جای خودشان مسخ می کنیم پس در این صورت نمی توانند به راه خود ادامه دهند و یا برگردند.

وَ لَوْ نَشَاءُ لَطَمَسْنَا عَلَى أَعْيُنِهِمْ فَاسْتَبَقُوا الصِّرَاطَ فَأَنَّى يُبْصِرُونَ يعنى چگونه می بینند. وَلَوْ نَشَاءُ لَمَسَخْنَاهُمْ عَلَى مَكَانَتِهِمْ یعنی در دنیا فَمَا اسْتَطَاعُوا مُضِيَّا وَ لا يَرْجِعُونَ پس در این صورت نمی توانند به راه خود ادامه دهند و یا برگردند. وَ مَنْ نُعْمُرُهُ نُنكسهُ فِي الْخَلْقِ أَفَلا يَعْقِلُونَ (68) 68- و به هر کس عمر طولانی دهیم در آفرینش او دگرگونش می کنیم، پس چرا اندیشه نمی کنند.

وَ مَنْ نُعَمِّره تنكشهُ فِي الْخَلْقِ أَفَلا يَعْقِلُونَ این آیه رد زنادقه است که توحید را باطل دانسته و می گویند هنگامی که مردی با زنی در آمیخت و نطفه مرد در رحم زن قرار گرفت و بر اثر استعداد آن نطفه و خوردن غذاها و چرخش فلک و گذشت شب و روز انسانی به دنیا می آید و خداوند سخنان آن ها را با یک جمله باطل نموده و می فرماید: وَ مَنْ

﴿نُعَّمرُهُ نُنَكِّسْهُ فِي الْخَلْقِ أَفَلَا يَعْقِلُونَ به هر کسی که ما عمر بیشتری دهیم از خلقت و قدرت جسمانی او می کاهیم آیا اندیشه نمی کنید؟ اگر این طور بود که می گویند مادامی که شب و روز برپاست و فلک می چرخد سزاوار است که انسان از زمان تولد رو به زیادی کند پس چگونه رو به کاستی می کند وقتی که از دوران طفولیت رو به بزرگی می کند قدرت شنوائی و بینائی نیروی جسمانی علم و سخن گفتن رو به ضعف می رود لكن همۀ آن ها از جانب خداوند عزیز و علیم بوده و در تقدیر اوست. (1)

وَ ما عَلَّمْنَاهُ الشِّعْرَ وَ ما يَنبَغِي لَهُ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ وَ قُرْآنٌ مُبِينٌ (69) 69- و ما به او (پیامبر) شعر نیاموخته ایم و شاعری هم برای او سزاوار ،نیست بلکه این (کتاب آسمانی ذکر الهی) و قرآن مبین است.

وَ ما عَلَّمْنَاهُ الشِّعْرَ وَ ما يَنْبَغِي لَهُ قريش می گفتند آن چه محمد می گوید شعر است خدای سبحان در همین آیه سخن ایشان را رد نموده و فرمود: وَ ما عَلَّمْنَاهُ الشِّعْرَ وَمَا يَنْبَغِي لَهُ إِنْ هُوَ إِلا ذِكْرٌ وَ قُرْآنٌ مُبِينٌ ما به او شعر نیاموخته ایم و او سزاوار شعرگویی ،نیست و آن چه آورده به جز ذکر و قرآن مبین نمی باشد.

و بدون شک رسول خدا صلی الله علیه و آله در تمامی طول عمر شریفش حتی یک بار هم شعر .نگفت

ليُنذِرَ مَنْ كَانَ حَيًّا وَ يُحِقُّ الْقَوْلُ عَلَى الْكَافِرِينَ (70) 70- تا افرادی را که زنده هستند انذار کند و برای کافران (به عنوان اتمام


1) بحار الانوار، ج 9، ص 231

حجت) دستور عذاب حتمی شود.

لِيُنْذِرَ مَنْ كَانَ حَيَّا یعنی مؤمن را که قلبش زنده است انذار کند. وَ يَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَى الْكَافِرِينَ یعنی عذاب برای کافران مسلّم گردد. أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا خَلَقْنَا لَهُمْ مِمَّا عَمِلَتْ أَيْدِينَا أَنْعَاماً فَهُمْ لَهَا مَالِكُونَ (71) وَ ذَلَّلْنَاهَا لَهُمْ فَمِنْهَا رَکُوبُهُمْ وَمِنْهَا یَأْکُلُونَ (72) 71- آیا ندیدند که برای آن ها به دست قدرت خود چهارپایانی آفریدیم تا مالک آن ها شوند؟

72- و آن ها را برایشان رام کردیم که هم بر آن ها سوار می شوند و هم از گوشت آن ها می خورند.

أَوَلَمْ يَرَوْا أَنا خَلَقْنَا لَهُمْ مِمَّا عَمِلَتْ أَيْدِينَا أَنْعَاماً یعنی آن چهارپایان را به قدرت خود آفریدیم. وَ ذَلَّلْناها لَهُمْ یعنی شتر با آن همه قدرت و بزرگی طفلی آن را میراند و به هر کجا که خواست می برد. وَلَهُمْ فِيها مَنَافِعُ وَ مَشَارِبُ أَفَلَا يَشْكُرُونَ (73) 73- و برای آن ها در آن چهارپایان منافع و آشامیدنی هایی هست آیا شکرگزاری نمی کنند؟

وَلَهُمْ فِيها مَنَافِعُ وَ مَشَارِبُ أَفَلا يَشْكُرُونَ یعنی آن چه که به وسیله آن چهارپایان کسب می کنند و آن چه که بر آن ها سوار می شوند. وَ مَشارِبُ یعنی از شیر آن ها استفاده می کنند. (1)


1) تفسیر برهان، ج 6، ص 401

وَاتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لَعَلَّهُمْ يُنْصَرُونَ (74) لا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَهُمْ وَ هُمْ لَهُمْ جُندٌ مُحْضَرُونَ (75) فَلا يَحْزُنّكَ قَوْلُهُمْ إِنَّا نَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَ مَا يُعْلِنُونَ (6) أَوَلَمْ يَرَ الْإِنْسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ (77) 74- و به جای خداوند یگانه معبودانی را برگزیدند شاید که یاری شوند.

75- آن ها هرگز توانایی یاری آن ها را ندارند و این ها لشگری برای آن هاست که همگی در آتش جهنم حاضر می شوند.

76- پس سخنان آن ها تو را محزون نکند همانا ما آن چه را که پنهان می کنند و آشکار می نمایند را می دانیم.

77- آیا انسان نمی داند که ما او را از نطفه آفریدیم؟ آن گاه او دشمن آشکار ما شد.

ابى الجارود روایت می کند که امام باقر علیه السلام در آیه وَاتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّهِ آلِهَةً لَعَلَّهُمْ يُنْصَرُونَ * لَا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَهُمْ وَ هُمْ لَهُمْ جُنْدٌ مُحْضَرُونَ فرمودند: خدایان مشرکین توانایی یاری مشرکین را ندارند و مشرکین قشونی هستند برای خدایانی که روزی احضار می شوند. (1)

سپس خداوند پیامبرش را مورد خطاب قرار داده و می فرماید: فَلا يَحْزُنُكَ قَوْلُهُمْ إِنَّا نَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَ مَا يُعْلِنُونَ پس سخنان آن ها تو را محزون نکند همانا ما آن چه را که پنهان می کنند و آشکار می نمایند را می دانیم

فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ یعنی زبان گویا دارد و عالم و سخنور است.


1) نور الثقلين، ج 4، ص 394

وَ ضَرَبَ لَنَا مَثَلاً وَ نَسِيَ خَلْقَهُ قَالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظَامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ (78) قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَهَا أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ (79) 78- و برای ما مثلی زد و آفرینش خود را فراموش کرد گفت چه کسی این استخوان ها را زنده می کند در حالی که پوسیده اند؟

79- بگو: آن کسی او را زنده می کند که اول بار او را ایجاد کرد و او به هر آفریده ای داناست.

وَ ضَرَبَ لَنَا مَثَلاً وَ نَسِيَ خَلْقَهُ قَالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظَامَ وَهِيَ رَمِيمٌ و برای ما مثلی زد و آفرینش خود را فراموش کرد گفت چه کسی این استخوان ها را زنده می کند در حالی که پوسیده اند؟ خداوند متعال می فرماید: ای محمد بگو: يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَهَا أَوَّلَ مَرَّةٍ وَهُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِیمٌ آن کسی او را زنده می کند که اول بار آن ها را ایجاد کرد و او به هر آفریده ای داناست.

اگر انسان بر آفرینش خویش تفکری می کرد همان او را به سوی پروردگارش راهنمائی می نمود زیرا هر انسانی می داند که قدیم نیست چون خود و دیگر مخلوقات را می بیند که حادث هستند و نیز می داند که خود خودش را هم خلق نکرده است زیرا هر خالقی قبل از مخلوقش هست و اگر خودش را خلق کرده بود پس باید آفات و دردها و مرض ها و مرگ را باید از خود دور می کرد پس در این هنگام ثابت می شود که خالقی مدبر دارد که همان خداوند یکتا و قهار .است (1)

الَّذِي جَعَلَ لَكُمْ مِنَ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ نَاراً فَإِذَا أَنتُمْ مِنْهُ تُوقِدُونَ (80)


1) تفسیر برهان، ج 6، ص 403

أَوَلَيْسَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِقَادِرٍ عَلَى أَنْ يَخْلُقَ مِثْلَهُمْ بَلَى وَهُوَ الْخَلاقُ الْعَليمُ (81) إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ (82) فَسُبْحَانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ و َإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (83) 80- همانا خدایی که از درخت سبز برای شما آتشی قرار داد که شما به وسیله آن آتش می افروزید.

81- آیا آن کسی که آسمان ها و زمین را آفریده قادر نیست که همانند آن را بیافریند؟ بلی می تواند که او آفریننده و داناست.

82- همانا امر او چنین است که هر وقت اراده چیزی را کرد می گوید: «موجود باش» آن چیز هم فوراً موجود می شود.

83- پس پاک و منزه است خدایی که ملکوت هر چیزی به دست اوست و بازگشت شما همه به سوی او می باشد.

الَّذِي جَعَلَ لَكُمْ مِنَ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ نَاراً فَإِذَا أَنْتُمْ مِنْهُ تُوقِدُونَ که مراد از ،درخت درخت مَرْخ و غفار است که در سرزمین غرب می باشد پس هنگامی که می خواهند آتشی روشن کنند از چوب آن دو درخت بر می دارند و به هم می مالند و آتش از آن دو بوجود می آید سپس خداوند عز و جل می فرماید: أَوَلَيْسَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِقَادِرٍ - تا - كُنْ فَيَكُونُ خزائن الهى در کاف و نون (که همان کُن است) می باشد فَسُبْحَانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ پس پاک و منزه است خدایی که ملکوت هر چیزی به دست اوست و بازگشت شما همه به سوی او می باشد. (1)


1) تفسیر برهان، ج 6 ص 406

تفسیر سوره صافات

اشاره

37- سوره صافات در مکه نازل شده و دارای 182 آیه است.

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

وَ الصَّافاتِ صَفًّا (1) فَالزَّاجِرَاتِ زَجْراً (2) 1- سوگند به (فرشته های) صف زده .

2- (و سوگند) به نهی کنندگان

وَ الصَّافاتِ صَفًّاً مراد ملائکه و انبیاء هستند که برای عبادت خدا صف کشیده اند. فَالزَّاجِرَاتِ زَجْراًً آن هایی که مردم را از گناه باز می دارند. فَالتالِيَاتِ ذِكْراً (3) إِنَّ الهَكُمْ لَوَاحِدٌ (4) رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَ مَا بَيْنَهُما وَ رَبُّ الْمَشَارِقِ (5) إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبِ﴾ (6)

3- سوگند به تلاوت کنندگان ذکر (آیات الهی)

4- همانا که خداوند شما یگانه است.

5- پروردگار آسمان ها و زمین و آن چه که در میان آن دو است، و پروردگار

مشرق ها.

6- همانا ما آسمان دنیا را با ستارگان آراستیم

فَالتَّالِيَاتِ ذِكْرًا آن هایی که قرآن را قرائت می کنند؛ این قسم است و جوابش إِنَّ الهَكُمْ لَوَاحِدٌ * رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَ مَا بَيْتَهُما وَ رَبُّ الْمَشارِقِ * إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِزِينَةِ الْكَوَاكِبِ می باشد. (1) امام صادق علیه السلام روایت می کند که حضرت علی علیه السلام فرمودند: این ستارگان که در آسمان است شهرهایی است مانند شهرهایی که در زمین می باشد که هر کدام به وسیلۀ عمودی از نور به همدیگر مربوط است که طول آن عمود در آسمان دویست و پنجاه سال است. (2)

وَ حِفْظاً مِنْ كُلِّ شَيْطَانٍ مَارِدٍ (7) لا يَسْمَعُونَ إِلَى الْمَلَا الْأَعْلَى وَ يُقْذَفُونَ مِنْ كُلِّ جَانِبِ (8) دُحُوراً وَلَهُمْ عَذَابٌ وَاصِبٌ (9) إلا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ ثَاقِبٌ (10) 7- تا آن (آسمان) را از شر هر شیطان خبیثی محفوظ نمائیم.

8- که نتوانند از سخنان فرشتگان عالم بالا چیزی بشنوند و از هر جانبی رانده می شوند.

9- آن ها به قهر رانده می شوند و برای آن ها عذابی دائمی است.

10- مگر آن هائی که برای مدتی کوتاه برای شنیدن اخبار آسمانی نزدیک می شوند که شهاب ثاقب (فروزان) آن ها را تعقیب می کند.


1) تفسیر برهان، ج 6، ص 409؛ نور الثقلين، ج 4 ص 400

2) بحار الانوار، ج 55 ص 41

وَ حِفْظاً مِنْ كُلِّ شَيْطَانٍ مَارِدٍ مراد یعنی خبيث. لا يَسَّمَّعُونَ إِلَى الْمَلَأُ الْأَعْلَى وَ يُقْذَفُونَ مِنْ كُلِّ جَانِبِ * دُحُوراً يعنى ستارگانی که به سوی شیاطین پرتاب می شوند. وَ لَهُمْ عَذَابٌ وَاصِبٌ كه واصب به معنای واجب است. إِلا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ یعنی کلمه را می شنوند و آن را حفظ می کنند. فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ ثاقبٌ شهاب هائی که پرتاب شده و شیاطین را می سوزانند. (1) ابى الجارود روایت می کند که امام باقر علیه السلام در ذیل آیه عَذَابٌ وَاصِبٌ فرمود: یعنی عذاب دائم و دردناک که بر قلوب آن ها می رسد.

شِهَابٌ ثاقِبٌ یعنی ستارگان نورانی که هر گاه به آن ها اصابت می کند دورشان می گرداند. (2) فَاسْتَفْتِهِمْ أَهُمْ أَشَدُّ خَلْقاً أَمْ مَنْ خَلَقْنَا إِنَّا خَلَقْنَاهُمْ مِنْ طين لأزِبِ (11) بَلْ عَجِبْتَ وَ يَسْخَرُونَ (12) وَإِذَا ذُكِّرُوا لا يَذْكُرُونَ (13) وَإِذَا رَأَوْا آيَةً يَسْتَسْخِرُونَ (14) 11- پس از آن ها ،پرس آیا آفرینش آن ها سخت تر است یا آفرینش موجوداتی که آفریده ایم؟ ما این ها را از گل چسبنده آفریدیم.

12- بلکه تو (از انکار آن ها) تعجب می کنی و آن ها نیز تمسخر می کنند.

13- و هنگامی که به آن ها تذکر داده شود هرگز متذکر نمی شوند.


1) تفسیر صافی، ج 6، ص 176؛ تفسیر برهان، ج 6، ص 409

2) تفسیر برهان، ج 6، ص 409

14 - و هنگامی که نشانه ای را ببینند (دیگران را نیز) به تمسخر وا می دارند.

فَاسْتَفْتِهِمْ أَهُمْ أَشَدُّ خَلْقاً أَمْ مَنْ خَلَقْنَا إِنَّا خَلَقْنَاهُمْ مِنْ طِينٍ لأَزِبٍ يعنى كِلى که به دست می چسبید. (1) بَلْ عَجِبْتَ وَ يَسْخَرُونَ * وَإِذَا ذُكِّرُوا لا يَذْكُرُونَ * وَ إِذَا رَأَوْا آيَةً يَسْتَسْخِرُونَ یعنی قریش هنگامی که نشانه ای را ببینند. أَإِذَا مِتْنَا وَ كُنَّا تُرَاباً وَ عِظَاماً أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ (16) أَوَ آبَاؤُنَا الْأَوَّلُونَ (17) قُلْ نَعَمْ وَأَنتُمْ دَاخِرُونَ (18) 16- آیا هنگامی که مُردیم و به خاک و استخوان پوسیده مبدل شدیم باز دوباره زنده شده و برانگیخته می شویم؟

17- یا پدران گذشته ما (زنده می شوند)؟!

18- بگو آری همۀ شما (و پدرانتان) زنده می شوید در حالی که خوار و ذلیل هستید.

خداوند قول دهریون از قریش را نقل کرده و می فرماید: أَإِذَا مِتْنَا وَ كُنا تُرَاباً وَ عِظاماً - تا - داخِرُونَ یعنی در آتش جهنم انداخته می شوند. (2)

احْشُرُوا الَّذينَ ظَلَمُوا وَأَزْوَاجَهُمْ وَ مَا كَانُوا يَعْبُدُونَ (22) مِنْ دُونِ اللَّهِ فَاهْدُوهُمْ إِلَى صِرَاطِ الْجَحِيمِ (23)


1) تفسیر برهان ج 6، ص 410؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 177

2) تفسیر برهان، ج 6، ص 410

وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ (24) 22- (و به فرشتگان خطاب شود:) ستمکاران را با همسرانشان (همکارانشان) و آن چه را که می پرستیدند را حاضر کنید

23- که به غیر از خدا را می پرستیدند آن ها را به راه دوزخ هدایتشان نمایید.

24- و آن ها را نگه دارید که مورد سؤال واقع شوند.

احْشُرُوا الَّذِينَ ظَلَمُوا وَ أَزْوَاجَهُمْ محشور کنید آن هائی که در حق آل محمد صلی الله علیه و آله ظلم و ستم کردند. و أزواجهم یعنی کسانی که در ظلم و ستم شبیه به آن ها بودند. (1) ابى الجارود روایت می کند که امام باقر علیه السلام در ذيل آيه فَاهْدُوهُمْ إِلَى صِرَاطِ الجَحِیم فرمودند: آن ها را به سوی مسیر دوزخ می خوانند. (2)

وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ یعنی از ولایت علی علیه السلام بازخواست می شوند. بَلْ هُمُ الْيَوْمَ مُسْتَسْلِمُونَ (26) وَ أَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَسَاءَلُونَ (27) قالُوا إِنَّكُمْ كُنتُمْ تَأْتُونَنَا عَنِ الْيَمِينِ (28) قالُوا بَلْ لَمْ تَكُونُوا مُؤْمِنِينَ (29) 26- بلکه آن ها امروز تسلیم (قدرت خداوند) هستند.

27- و در آن هنگام از یکدیگر سؤال می کنند.

28- گروهی گویند: شما بودید که از سمت راست ما می آمدید.

29- (آن ها در جواب) گویند بلکه شما خودتان ایمان نیاوردید.


1) نور الثقلين، ج 4، ص 401

2) نور الثقلين، ج 4، ص 401

بَلْ هُمُ الْيَوْمَ مُسْتَسْلِمُونَ یعنی برای عذاب همگی تسلیم می شوند. سپس خداوند قول آن ها را نقل کرده و می فرماید: وَ أَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَسَاءَلُونَ * قَالُوا إِنَّكُمْ كُنتُمْ تَأْتُونَنَا عَنِ الْيَمِينِ یعنی فلانی و فلانی (اولی و دومی)

قَالُوا بَلْ لَمْ تَكُونُوا مُؤْمِنِينَ آن ها در جواب می گویند: بلکه شما خودتان ایمان نیاوردید. فَحَق عَلَيْنَا قَوْلُ رَبَّنَا إِنَّا لَذَائِقُونَ (31) فَأَغْوَيْنَاكُمْ إِنَّا كُنَّا غَاوِينَ (32) 31- پس امروز فرمان پروردگارمان بر ما حتمی است همانا ما عذاب او را خواهیم چشید.

32- ما شما را گمراه کردیم که خودمان در گمراهی بودیم

فَحَقَّ عَلَيْنَا قَوْلُ رَبِّنَا إِنَّا لَذَائِقُونَ یعنی وعده پروردگار به ما محقق گشته و حال باید عذاب الهی را بچشیم. فَأَغْوَيْنَاكُمْ إِنَّا كُنَّا غَاوِينَ ما شما را گمراه کردیم که خودمان در گمراهی بودیم. فَإِنَّهُمْ يَوْمَئِذٍ فِي الْعَذَابِ مُشْتَرِكُونَ (33) إنَّا كَذَلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ (34) إِنَّهُمْ كَانُوا إِذَا قبلَ لَهُمْ لا إِلَهَ إِلَّا اللهُ يَسْتَكْبِرُونَ (35) 33- پس همانا آن ها در آن روز در عذاب الهی مشترک هستند.

34- که با مجرمین این چنین برخورد می کنیم.

35- همانا آن ها بودند هنگامی که گفته می شد هیچ معبودی جز خدای یگانه ،نیست سرکشی می کردند.

فَإِنَّهُمْ يَوْمَئِذٍ فِي الْعَذَابِ مُشْتَرِكُونَ - تا- يَسْتَكْبِرُونَ این آیات از محکمات است. وَ يَقُولُونَ أَ إِنَّا لَتَارِكُوا آلِهَتِنَا لِشَاعِرِ مَجْنُونٍ (36) بَلْ جاءَ بِالْحَقِّ وَ صَدَّقَ الْمُرْسَلِينَ (37) 36- و می گفتند: آیا ما به خاطر شاعر دیوانه ای خدایان خود را ترک کنیم؟

37- (چنین نیست که آن ها پنداشتند) بلکه (پیامبر) با حق آمد و پیامبران پیشین را نیز تصدیق می کند.

وَ يَقُولُونَ أَ إِنَّا لَتَارِكُوا آلِهَتِنَا لِشَاعِرِ مَجْنُونِ یعنی رسول خدا صلى الله عليه و سلم. پس خداوند آن ها را رد کرده و می فرماید بَلْ جاءَ بِالْحَقِّ وَ صَدَّقَ الْمُرْسَلِينَ بلكه پيامبر صلی الله علیه و اله به حق آمده همچنان که قبل از او پیامبرانی به حق آمده بودند.

أُولَئِكَ لَهُمْ رِزْقٌ مَعْلُومٌ (41) 41- برای آن ها روزی معینی است.

خداوند آن چه را که برای مومنین آماده کرده را بیان می کند: أُولئِكَ لَهُمْ رِزْقٌ مَعْلُومٌ یعنی در بهشت. (1)

لأ فيها غَوْلٌ وَلَا هُمْ عَنْهَا يُنْزَقُونَ (47)


1) تفسیر برهان، ج 6، ص 415

وَ عِنْدَهُمْ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ عینٌ (48) كَأَنَّهُنَّ بَيْضٌ مَكْنُونٌ (49) 47- شرابی که نه مایه تباهی عقل می شود و نه به وسیله آن مست می گردند.

48- و در نزد آن ها حوریان زیبا چشمی است که فقط به شوهران خود عشق می ورزند.

49- که گویی (آن حوریان در سفیدی و لطافت) همانند تخم مرغ هایی هستند که (زیر پر و بال مرغ) پنهان مانده اند (تا گرد و غباری بر روی آن ها ننشیند)

لا فِيها غَوْلُ یعنی در بهشت هیچ فسادی نیست. وَلا هُمْ عَنْهَا يُنْزَقُونَ یعنی در آن مست و لا یعقل نمی شوند. وَ عِنْدَهُمْ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ عِينٌ يعنى حور العین که نگاه کردن به آن ها آدمی را از مشغول شدن به دیگری باز می دارد. كَأَنَّهُنَّ بَيْضُ مَكْنُونٌ که مکنون به معنای مخزون و پنهان است. فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَسَاءَلُونَ (50) قَالَ قَائِلٌ مِنْهُمْ إِنِّي كَانَ لِي قَرِينٌ (51) يَقُولُ أَ إِنَّكَ لَمِنَ الْمُصَدِّقينَ (52) أَ إِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَاباً وَعِظَاماً أَ إِنَّا لَمَدينُونَ (53) قَالَ هَلْ أَنتُمْ مُطَّلِعُونَ (54) فَاطَّلَعَ فَرَآهُ في سَوَاءِ الْجَحِيمِ (55) قَالَ تَاللَّهِ إِنْ كِذْتَ لَتُرْدينِ (56)

وَلَوْ لا نِعْمَةُ رَبِّي لَكُنْتُ مِنَ الْمُحْضَرِينَ (57) أَفَمَا نَحْنُ بِمَيِّينَ (58) الا مَوْتَتَنَا الأُولَى وَمَا نَحْنُ بِمُعَذِّبِينَ (59) إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (60) 50- (در بهشت که غرق نعمت های الهی هستند) از همدیگر می پرسند.

51- یکی از آن ها می گوید برای من (در دنیا) همنشینی بود.

52- که به من می گفت آیا تو این سخنان را باور می کنی (که بهشت و قیامت و جهمنی هست)؟

53- آیا هنگامی که مُردیم و خاک و استخوان پوسیده شدیم دوباره زنده ،شده ،پاداش و کیفری می بینیم؟

54- (و آن گاه) می گوید: آیا می توانید از حال او خبری بگیرید؟

55- پس نگاهی می کند و او را در میان دوزخ می بیند.

56- (مومن به آن کافر) می گوید: به خدا سوگند نزدیک بود که مرا نیز به هلاکت بکشانی.

57- و اگر نعمت پروردگارم نبود من نیز از حاضر شدگان (به دوزخ) .بودم

58- (و سپس از خوشحالی می گوید:) آیا ما هرگز نمی میریم؟

59- مگر همان مرگ اول (که در دنیا مُردیم) و ما دیگر هرگز عذاب نمی شویم.

60- این همان رستگاری بزرگ است.

فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَسَاءَلُونَ * قَالَ قَائِلٌ مِنْهُمْ إِنِّي كَانَ لِي قَرِينٌ * يَقُولُ أَ إِنَّكَ لَمِنَ الْمُصَدِّقِینَ یعنی آن چه را برای تو می گوید آن را تصدیق کن زیرا هنگامی که مُردی زنده می شوی پس به همنشینش می گوید: هَلْ أَنْتُمْ

مُطَّلِعُونَ آیا می توانید از حال او خبری بگیرید؟ فَاطَّلَعَ فَرَآهُ فِي سَوَاءِ الْجَحِيمِ پس نگاهی می کند و او را در میان دوزخ می بیند. به همنشینش می گوید: تَاللَّهِ إِنْ كِدْتَ لَتُرْدِينِ * وَلَوْلَا نِعْمَةُ رَبِّي لَكُنْتُ مِنَ الْمُحْضَرِينَ به خدا سوگند نزدیک بود که مرا نیز به هلاکت بکشانی. و اگر نعمت پروردگارم نبود من نیز از حاضر شدگان (به دوزخ) .بودم (1)

ابي الجارود رایت می کند که امام باقر علیه السلام در ذيل آيه فَاطَّلَعَ فَرَآهُ فِي سَوَاءِ الْجَحِيم فرمودند: یعنی در وسط جهنم.

سپس در بهشت می گویند: أَفَمَا نَحْنُ بِمَيِّتِينَ * إِلا مَوْتَتَنَا الْأُولَى وَ مَا نَحْنُ بِمُعَذِّبِينَ * إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ و سپس از خوشحالی می گوید: آیا ما هرگز نمی میریم؟ مگر همان مرگ اول (که در دنیا مُردیم) و ما دیگر هرگز عذاب نمی شویم این همان رستگاری بزرگ .است

ابو بصیر از امام باقر علیه السلام روایت کرده که فرمود: وقتی اهل بهشت داخل بهشت می شوند و اهل جهنم به آتش در می آیند مرگ را به صورت گوسفندی می آورند و بین بهشت و دوزخ سر می برند و می گویند دیگر برای احدی مرگ نیست و هر کس تا ابد در جای خود ،هست در این هنگام اهل بهشت می گویند آیا دیگر ما نمی میریم مرگ ما همان مرگ اول بود؟ و آیا ما عذاب نمی شویم؟ راستی این چه رستگاری عظیمی است و برای چنین مقامی شایسته است که تلاشگران تلاش کنند

أَ ذَلِكَ خَيْرٌ نُزُلاً أَمْ شَجَرَةُ الرُّقُومِ (62)


1) تفسیر برهان، ج 6، ص 416

إِنَّا جَعَلْنَاهَا فِتْنَةٌ لِلظَّالِمِينَ (63) 62- آیا این نعمت های بهشتی بهتر است یا درخت زقوم جهنم؟

63- همانا ما آن را عذاب ستمکاران قرار دادیم.

أ ذَلِكَ خَيْرٌ نُزُلاً أَمْ شَجَرَةُ الزَّقُومِ * إِنَّا جَعَلْنَاهَا فِتْنَةٌ لِلظَّالِمِينَ که مراد از فتنه در این جا عذاب است ثُمَّ إِنَّ لَهُمْ عَلَيْهَا لَشَوْباً مِنْ حَمِيمٍ (67) 67- سپس برای آن ها بعد از خوردن زقّوم دوزخ، آب داغ متعفنی هست (که می نوشند).

ثُمَّ إِنَّ لَهُمْ عَلَيْهَا لَشَوْباً مِنْ حَمِيمٍ یعنی عذاب بر روی عذاب. فَهُمْ عَلَى آثَارِهِمْ يُهْرَعُونَ (70) 70- پس اینها به دنبال آثار آن ها (پدرانشان) کشانده می شوند.

فَهُمْ عَلَى آثَارِهِمْ يُهْرَعُونَ یعنی آن ها به دنبال آثار پدران خود می روند. وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا فِيهِمْ مُنْذِرِينَ (72) فانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُنْذِرِينَ (73) 72- و به تحقیق ما در میان آن ها انذار کنندگانی فرستادیم.

73- پس بنگر که عاقبت انذار شوندگان تکذیب کنندگان و کافران چگونه بود

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنَا فِيهِمْ مُنْذِرِينَ یعنی انبیاء را فرستادیم. فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُنْذِرِينَ یعنی بر عاقبت امت های هلاک شده نگاه کن.

وَلَقَدْ نَادَانَا نُوحٌ فَلَنِعْمَ الْمُجِيبُونَ (75) 75- و به تحقیق نوع ما را خواند و ما چه نیکو اجابت کننده ای هستیم

خداوند عز و جل نداء انبياء (خواندن آن ها خدا) را ذکر کرده و می فرماید: وَلَقَدْ نَادَانَا نُوحٌ فَلَنِعْمَ الْمُجِيبُونَ و به تحقیق نوح ما را خواند و ما چه نیکو اجابت کننده ای هستیم

وَ جَعَلْنَا ذُرِّيَّتَهُ هُمُ الْبَاقِينَ (77) 77- و ما فرزندان او را بازماندگان زمین قرار دادیم

ابی الجارود روایت می کند که امام باقر علیه السلام در ذيل آية وَ جَعَلْنَا ذُرِّيَّتَهُ هُمُ الْباقِینَ فرمودند: به حق نبوت و کتاب و ایمان را در اعقاب فرزندان نوح قرار داد و تمام فرزندان آدم در روی زمین از نسل نوح نمی باشند که خداوند در قرآن می فرماید: احْمِلْ فِيهَا مِنْ كُلِّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ وَ أَهْلَكَ إِلا مَنْ سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ وَ مَنْ آمَنَ وَ ما آمَنَ مَعَهُ إِلَّا قَلِيلٌ (1)از هر جفتی از حیوانات یک زوج را در آن کشتی حمل ،کن همچنین خاندانت را بر آن سوار کن مگر آن هایی که قبلاً وعده هلاک آن ها داده شده است و نیز مومنان را سوار کن امّا جز عده کمی به او ایمان نیاوردند.

و همچنین می فرماید: ذُرِّيَّةَ مَنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ (2)از فرزندانش کسانی که با نوح حمل کردیم. (3)

وَ إِنَّ مِنْ شبِعَتِهِ لإِبْرَاهِيمَ (83)


1) هود آیه 40

2) اسراء، آیه 3

3) بحار الانوار، ج 11، ص 310؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 187 ؛ تفسیر برهان، ج 6، ص 418

إِذْ جَاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ (84) 83- و همانا از پیروان او (نوح) ابراهیم .بود

84- هنگامی که با قلب سلیم (پاک) به سوی پروردگارش آمد.

اسم شیعه در قرآن

ابو بصیر از امام باقر علیه السلام روایت می کند که فرمود: بزودی اسم شما را مورد اهانت قرار می دهند.

عرض کردم: فدایت گردم آن کدام اسم است؟

فرمود: اسم ،شیعه گفته شده همانا مردم ما را بر آن اسم عیب و ایراد می گیرند، آیا فرمایش الهی را نشنیده ای وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْرَاهِيمَ و همانا از پیروان او (نوح) ابراهیم بود. (1)

و این که می فرماید: فَاسْتَغاثَهُ الَّذِي مِنْ شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ (2)كه اسم شما را مورد اهانت قرار می دهند. (3)

وإِذْ جَاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ می فرماید: قلب سلیم به دور از شک است؛ (4)که خبرش را در سوره انبیاء نوشته ایم. فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرى في المَنام أنّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ مَا ذا تَرى قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللهُ مِنَ الصَّابِرِينَ (102) فَلَمَّا أَسْلَمَا وَ تَلَّهُ لِلْجَبينِ (103)


1) بحار الانوار، ج 12، ص 29

2) قصص، آیه 15 ؛ آن که از پیروانش بود در برابر دشمنش از او درخواست کمک کرد

3) تفسیر برهان ج 6، ص419؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 188 ؛ نورالثقلین، ج 4، ص 405

4) تفسیر برهان ج ،برهان، ج 6، ص 439

وَ نَادَيْنَاهُ أَنْ يَا إِبْرَاهِيمُ (104) قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيَا إِنَّا كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ (105) إنَّ هَذَا لَهُوَ الْبَلاءُ الْمُبِينُ (106) 102- پس هنگامی که با او به مقام سعی رسید (ابراهیم) گفت ای فرزندم در خواب دیدم که تو را ذبح می کنم نظر تو چیست؟ گفت ای ،پدر بدانچه که مامور شده ای عمل کن بزودی مرا به خواست خداوند از صبر کنندگان خواهی یافت

103- پس هنگامی که هر دو تسلیم شدند ابراهیم) جبین او را بر روی خاک گذاشت.

104- و ما او را ندا دادیم که ای ابراهیم.

105- به تحقیق رویانت را انجام دادی ؛ این چنین ما نیکوکاران را پاداش می دهیم.

106- همانا این امتحان روشنی بود.

بجا آوردن ابراهیم مناسک حج را

يا بُنَيَّ إِنِّي أَرى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ مَا ذَا تَرَىٰ قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ معاویه بن عمار از امام صادق علیه السلام روایت می کند که فرمود: هنگام زوال خورشید در روز ترویه جبرئیل نزد حضرت ابراهیم علیه السلام آمد و گفت: ای ابراهیم به مقدار کافی از برای خود و خانواده ات آب بردار که ما بین مکه و عرفات آبی نیست

به خاطر همین هشتم ذی الحجه را روز ترویه می گویند ابراهیم حرکت

کرد تا این که به منی رسید نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا و صبح را در آن جا خواند تا این که آفتاب ،زد از منی به سوی عرفات حرکت نمود و در نمره که وسط عرفات است وارد ،شد چون ظهر شد غسل کرده و نماز ظهر و عصر را با یک اذان و دو اقامه بجا آورد و در مسجدی که در عرفات است و با سنگ های سفید مرمت شده بود نماز خواند سپس به سوی موقف رفت جبرئیل گفت: ای ابراهیم به گناهانت اعتراف کن و اعمال حج را بشناس که برای همین عرفه نامیده شده است ابراهیم در موقف ماند تا خورشید غروب کرد جبرئيل گفت ای ابراهیم به مشعر نزدیک شو که به آن مزدلفه می گویند و او را به مشعر الحرام آورد که با یک اذان و دو اقامه نماز مغرب و عشاء را خواند و سپس تا صبح در آن جا ماند و بعد از خواندن نماز صبح به منی رفت و جبرئیل او را به رمی جمره عقبه دستور داد که ابلیس ملعون در پشت آن جمره عقبه قرار داشت.

ذبح اسحاق

سپس داوند به ابراهیم امر نمود که قربانی کند. ابراهیم هنگامی که خواست از عرفات برگردد در مشعر الحرام ماند در خواب دید که فرزندش اسحاق را قربانی می کند که او نیز با مادرش ساره حج را به جا می آورد هنگامی که به منی برای رمی جمره رسید زنش را به خانه فرستاد و فرزندش را در نزد خود نگه داشت چون به جمره وسطی رسید با او مشورت کرد و گفت: يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ مَا ذَا تَرَىٰ ای فرزندم در خواب دیدم که تو را ذبح می کنم نظرت چیست؟

او گفت: يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللهُ مِنَ الصَّابِرِينَ * فَلَمَّا

أَسْلَما ای پدر بدانچه امر شده ای آن را بجا بیاور که ان شاء الله بزودی مرا از صابرین خواهی یافت و تسلیم امر الهی شد. پیرمردی جلو آمد و گفت: ای ابراهیم از این بچه چه می خواهی؟

فرمود: می خواهم او را قربانی کنم.

:گفت سبحان الله آیا می خواهی بچه ای را قربانی کنی که یک لحظه هم خدا را معصیت نکرده است؟

ابراهیم علیه السلام فرمود: خداوند مرا بدان امر نموده است.

:گفت پروردگارت تو را از آن نهی می کند همانا این شیطان است که تو را به آن امر کرده است.

ابراهیم به او فرمود: وای بر تو این خداوند است که مرا بدان امر کرده است و گفتار او در گوشم طنین انداز گردیده است.

:گفت بخدا سوگند این شیطان است که تو را بدان امر کرده است.

ابراهیم فرمود: بخدا سوگند دیگر با تو سخنی نمی گویم سپس ابراهيم علیه السلام عزم بر ذبح نمود.

شیطان گفت: ای ابراهیم تو پیشوائی هستی که مردم به تو اقتداء می کنند و اگر تو فرزندت را ذبح کنی مردم نیز فرزندانشان را ذبح خواهند کرد.

ولی ابراهیم علیه السلام با او سخنی نگفت رو به فرزندش کرد و درباره ذبح با او مشورت نمود چون تسلیم امر الهی ،شدند فرزند :گفت ای پدر صورتم را بپوشان و آن را محکم ببند

ابراهيم فرمود: ای فرزندم دست و پایت را نمی بندم پس مفرشی را که در روى الاغ بود روی زمین پهن کرد و چاقو را بر حلقوم او گذاشت و سرش را به سوی آسمان بلند کرد و چاقو را کشید که در آن هنگام جبرئیل چاقو را به

پشت برگرداند و گوسفندی از کوه ثبیر بیرون آمد که جبرئیل فرزند را از زیر دست ابراهیم بیرون آورده و آن گوسفند را در زیر دست او خواباند و از مسجد خیف ندا داد أَنْ يَا إِبْرَاهِيمُ * قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيَا إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ * إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْبَلاءُ الْمُبِينُ و ما او را ندا دادیم که ای ابراهیم به تحقیق رویائت را انجام دادی؛ این چنین ما نیکوکاران را پاداش می دهیم. همانا این امتحان روشنی بود

ابلیس خودش را به مادر آن جوان رساند که در وسط بیابان به کعبه نگاه می کرد گفت پیرمرد کیست؟

:گفت شوهرم است

:گفت آن نوجوانی که با اوست چه کسی است؟

:گفت فرزندم است

ابلیس :گفت آن پیرمرد را دیدم که او را خوابانده و چاقو در دست می خواهد او را ذبحش بکند.

زن :گفت دروغ می گوئی، ابراهیم مهربان ترین مردم است چگونه فرزندش را ذبح می کند؟

ابلیس :گفت به خدای آسمان و زمین و این خانه سوگند او را دیدم که چاقو در دست می خواست فرزندش را سر ببرد.

زن :گفت برای چه؟

ابلیس :گفت گمان می کند که پروردگارش او را بدان امر کرده است.

:گفت پس حق با اوست که مطیع پروردگارش است در نفسش خطور کرد که مبادا امری از جانب خداوند برای فرزندش نازل شده است چون اعمال حج را به جا آورد در حالی که دستانش را بر روی سرش گذاشته بود خودش

را به بیابانی که به سوی منی می رفت رساند و می گفت پروردگارا مرا به خاطر آن رفتاری که با مادر اسماعیل کرده ام مواخذه مکن.

راوی گوید عرض کردم ابراهیم در کجا اراده نمود که فرزندش را ذبح کند؟

فرمود: در جمره وسطی گوسفند از کوهی که در سمت راست مسجد منی است از آسمان نازل شد که در تاریکی می چرید و در تاریکی راه می رفت

راوی گوید عرض کردم آن گوسفند به چه رنگی بود؟

فرمود: ابلق خاکستری بود. (1)

ابن سنان گوید از امام صادق سؤال کردیم که چه کسی صاحب ذبح بود؟

فرمود: اسماعیل (2)

از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت شده که فرمود من فرزند دو ذبیح هستم یعنی إسماعيل و عبد الله بن عبد المطلب. (3)اين دو خبر از خاصه است

درباره ذبیح اختلاف است که اسحاق بوده یا اسماعیل و عبدالله که عامه دو خبر مختلف درباره اسحاق و اسماعیل نقل می کنند.

پس خداوند عزوجل او را ندا داد و فرمود قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا به تحقيق رویائت انجام دادی.

هنگامی که ابراهیم تصمیم بر ذبح فرزندش گرفت و تسلیم امر الهی شد خداوند فرمود: إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَاماً (4)همانا من تو را امام و پیشوای


1) بحار الانوار، ج 12، ص 125؛ نور الثقلین، ج 4، ص 426

2) بحار الانوار، ج 12، ص 137

3) بحار الانوار، ج 12، ص 127

4) بقره، آیه 124

مردم قرار دادم.

ابراهیم عرض کرد: وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي (1)و از فرزندان من.

خداوند فرمود: لايَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ (2)یعنی امام ظالم و ستمکاری به عهد من نمی رسد. (3)

وَ لَقَدْ مَتَنا عَلَى مُوسَى وَ هَارُونَ (114) وَ نَجَّيْنَاهُمَا وَ قَوْمَهُمَا مِنَ الْكَرْبِ الْعَظيمِ (115) وَ نَصَرْنَاهُمْ فَكَانُوا هُمُ الْغَالِبينَ (116) و آتَيْنَاهُمَا الْكِتَابَ الْمُسْتَبِينَ (117) و هَدَيْنَاهُمَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ (118) وَ تَرَكْنَا عَلَيْهِمَا فِي الْآخِرينَ (119) سلامٌ عَلَى مُوسَى وَ هَارُونَ (120) إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ (121) إِنَّهُمَا مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ (122) وَ إِنَّ إِلْيَاسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ (123) إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَلَا تَتَّقُونَ (124) أَتَدْعُونَ بَعْلاً وَ تَذَرُونَ أَحْسَنَ الْخَالِقِينَ (125) 114- و به تحقیق بر موسی و هارون منت گذاشتیم.

115- و آن دو با قومشان را از اندوه بزرگی نجات دادیم.

116- و آن دو را یاری کردیم تا بر دشمنانشان پیروز شدند.


1) بقره، آیه 124

2) بقره، آیه 124 ؛ عهد من به ستمکاران نمی رسد.

3) تفسیر برهان، ج 6، ص 440

117- و به آن دو کتاب روشنگر (هدایتگر) عطا کردیم.

118- و آن دو را به راه راست هدایت کردیم.

119- و نام نیک آن دو را در میان آیندگان باقی گذاشتیم.

120- سلام بر موسی و هارون .

121- ما این چنین نیکوکاران را پاداش می دهیم.

122- همانا آن دو از بندگان مومن ما بودند.

123- و همانا الیاس از رسولان بود.

124- هنگامی که به قومش :گفت آیا از خداوند نمی ترسید؟

125- آیا بت «بعل» را می خوانید و بهترین آفریننده را ترک می کنید؟

خداوند عز و جل منتش را بر موسی و هارون نقل کرده و می فرماید: وَلَقَدْ مَنَنَا عَلَى مُوسَى وَ هَارُونَ وَ نَجَّيْنَاهُمَا وَ قَوْمَهُمَا مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ - تا - أ تَدْعُونَ بَعْلاً برای آن ها بتی بود که به آن بعل می گفتند که مردی از شخصی عرب بادیه نشین از شتری که ایستاده بود سوال کرد که مال چه کسی است؟

:گفت من بعل آن هستم و آن رب بعل نامیده شد. (1)

وَ تَرَكْنَا عَلَيْهِ فِي الْآخِرينَ (129) سَلامٌ عَلَى الْیاسِينَ (130) 129- و ما نام نیک او را در میان آیندگان باقی گذاشتیم.

130- سلام بر آل یاسین

خداوند آل محمد علیهم السلام را ذکر کرده و می فرماید: وَ تَرَكْنَا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ سلام علی آل یس که مراد از یس محمد و آل محمد از ائمه علیهم السلام


1) تفسیر برهان، ج 6، ص 447 ؛ نور الثقلين، ج 4، ص 431؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 199

می باشند.

وَ إِنَّ لُوطاً لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ (133) 133- و همانا لوط از رسولان بود.

خداوند عز و جل لوط را ذکر کرده و فرمود: وَ إِنَّ لُوطاً لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ كه خبرش را ذکر کردیم.

وَ إِنَّ يُونُسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ (139) إِذْ أَبَقَ إِلَى الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ (140) فَسَاهَمَ فَكَانَ مِنَ الْمُدْحَضِينَ (141) فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَ هُوَ مُليمٌ (142) 139- و همانا یونس از رسولان بود.

140- هنگامی که به سوی کشتی (پر جمعیت و بار) فرار کرد.

141- پس با آن ها قرعه انداخت و مغلوب شد (قرعه به نامش افتاد)

142- و ماهی بزرگی او را بلعید که او سزاوار سرزنش بود.

خداوند داستان یونس را ذکر کرده و می فرماید: وَ إِنَّ يُونُسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ إِذْ أَبَق ابق یعنی هرب فرار کرد.

إِلَى الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ * فَسَاهَمَ یعنی قرعه انداختند. فَكَانَ مِنَ الْمُدْحَضِينَ یعنی او را در دریا انداختند. فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَ هُوَ مُلِیمٌ که خبرش را در سوره یونس نوشتیم. وَ أَنبَتْنَا عَلَيْهِ شَجَرَةً مِنْ يَقْطِينِ (146)

146- و برای او بوته کدونی رویاندیم.

وَ أَبَتْنَا عَلَيْهِ شَجَرَةً مِنْ يَعْطِينٍ یقطین به معنای کدو است. فَاسْتَفْتِهِمْ أَلِرَبِّكَ الْبَناتُ وَ لَهُمُ الْبَنُونَ (149) أَمْ خَلَقْنَا الْمَلائِكَةَ إناثاً وَ هُمْ شَاهِدُونَ (150) أَلَا إِنَّهُمْ مِنْ إِفْكِهِمْ لَيَقُولُونَ (151) ولَدَ الله وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ (152) أَصْطَفَى الْبَناتِ عَلَى الْبَنينَ (153) ما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ (154) أَفَلا تَذَكَّرُونَ (155) أَمْ لَكُمْ سُلْطَانٌ مُبِينٌ (156) 149- پس از آن ها سوال کن آیا برای پروردگارت دخترانی هست و برای آن ها پسران؟

150- با ما فرشتگان را مونث آفریدیم و آن ها نیز شاهد بودند؟

151- آگاه باشید آن ها با این تهمت بزرگشان می گویند.

152- خداوند فرزند دارد ؛ همانا آن ها دروغ می گویند.

153- آیا (خداوند) دختران را بر پسران برگزید؟

154- شما را چه شده است؟ چگونه حکم می کنید؟

155- آیا متذکر نمی شوید؟

156- آیا برای شما دلیل روشنی است؟

خداوند پیامبرش را مورد خطاب قرار داده و می فرماید: فَاسْتَفْتِهِمْ أَلِرَبِّكَ الْبَناتُ وَلَهُمُ الْبَنُونَ قریش می گفتند که ملائکه دختران الهی هستند

خداوند آن را رد کرده و می فرماید فَاسْتَفْتِهِمْ - تا - سُلْطَانُ مُبِينٌ یعنی بر آن چه که گمان می کنید برایش حجتی قوی بیاورید.

وَ جَعَلُوا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ الْجِنَّةِ نَسَباً وَ لَقَدْ عَلِمَتِ الْجِنَّةُ إِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ (158) 158- و آن ها میان او (خداوند) و جن نسبت و خویشی قائل شدند و به تحقیق جنیان می دانند که این ها (مشركان) در پیشگاه الهی حاضر خواهند شد

وَ جَعَلُوا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ الْجِنَّةِ نَسَباً یعنی آن ها می گفتند که جنیان دختران خداوند هستند. وَلَقَدْ عَلِمَتِ الْجِنَّةُ إِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ يعنی بدرستی که آن ها در آتش جهنم هستند. وَ مَا مِنَّا إِلا لَهُ مَقام مَعْلُومٌ (164) 164- هیچ کسی از ما نیست مگر آن که برای او مقام معلومی است.

یحیی بن مسلم گوید از امام صادق علیه السلام شنیدم که در تفسیر آیه وَ ما مِنا إلا لَهُ مَقام مَعْلُومٌ فرمودند: این آیه درباره ائمه و اوصیاء از آل محمد صلی الله علیه و آله نازل شده است. (1)

شهاب بن عبد ربه گوید شنیدم که امام صادق علیه السلام می فرمود: ای شهاب ما شجره نبوت و معدن رسالت و محل رفت و آمد ملائکه هستیم و عهد و پیمان ،خدائیم ما ودیعه های خدا و حجت اوییم ما صفوف نورانی در اطراف عرش بودیم و خدا را تسبیح می کردیم و اهل آسمان از تسبیح ما تسبیح می گفتند تا


1) نور الثقلين، ج 4، ص 439؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 207؛ تفسیر برهان، ج 6، ص 459

این که به سوی زمین آمدیم تسبیح گفتیم و اهل زمین نیز با تسبيح ما تسبيح می،گفتند ما صافون و مسبحون هستیم هر کس به عهد و پیمان ما وفا کند به عهد و پیمان خداوند وفا کرده است و هر کس با ما پیمان شکنی کند با خدا پیمان شکنی کرده است. (1)

وَ إِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ (165) وَ إِنَّا لَنَحْنُ الْمُسَبِّحُونَ (166) وَ إِنْ كَانُوا لَيَقُولُونَ (167) لَوْ أَنَّ عِنْدَنَا ذِكْراً مِنَ الْأَوَّلِينَ (168) لكُنا عِبَادَ اللهِ الْمُخْلَصِينَ (169) فَكَفَرُوا بِهِ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ (170) 165- و ما همه به صف ایستاده ایم.

166- و ما همگی تسبیح گوی هستیم.

167- و آن ها می گفتند:

168- اگر نزد ما کتابی از پیشینیان بود.

169- ما هم از مخلص خدا می بودیم.

170- و (دروغ می گفتند هنگامی که این کتاب بزرگ برایشان آمد) به آن کافر شدند و به زودی (کیفر خود را) خواهند دانست.

ابي الجارود روایت می کند که امام باقر علیه السلام در ذيل آية وَ إِنْ كَانُوا لَيَقُولُونَ لَوْ أَنَّ عِنْدَنَا ذِكْراً مِنَ الْأَوَّلِينَ * لَكنَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ فرمود: آن ها کفار قریش بودند که می گفتند که خداوند یهود و نصاری را بکشد که چگونه بر


1) بحار الانوار، ج 24، ص 87

پیامبرانشان دروغ بستند بخدا سوگند اگر در نزد ما ذکری از اولین بود از بنده های مخلص خداوند می شدیم خداوند می فرماید: هنگامی که محمد صلی الله علیه و اله به سوی آن ها آمد به او کافر شدند که می فرماید: فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ و به زودی (کیفر خود را) خواهند دانست.

جبرئیل گفت: ای محمد إِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ وَ إِنَّا لَنَحْنُ الْمُسَبِّحُونَ و ما همه به صف ایستاده ایم و ما همگی تسبیح گوی هستیم.

فَإِذَا نَزَلَ بِسَاحَتِهِمْ فَسَاءَ صَبَاحُ الْمُنْذَرينَ (177) وَ تَوَلَّ عَنْهُمْ حَتَّى حِينٍ (178) وَأَبْصِرْ فَسَوْفَ يُبْصِرُونَ (179) سُبْحَانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ (180) وَ سَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ (181) وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ (182) 177- پس هنگامی که عذاب در جلوی خانه هایشان فرود آید پس انذار کنندگان چه صبح بدی خواهند داشت.

178- و از آن ها تا وقتی معین روی بگردان

179- و (نتیجه اعمالشان را) بنگر که آن ها نیز به زودی (نتیجه اعمال تو را) خواهند دید.

180- پاک و منزه است پروردگار ،تو پروردگار عزت از آن چه که توصیف می کنند.

181- و سلام بر رسولان .

182- که حمد و سپاس برای پروردگار عالمیان است.

فَإِذَا نَزَلَ بِسَاحَتِهِمْ فَسَاءَ صَبَاحُ الْمُنْذَرِينَ یعنی هنگامی که عذاب در آخرالزمان بر بنی امیه و پیروان آن ها نازل شود. وَ تَوَلَّ عَنْهُمْ حَتَّى حِينٍ * وَ أَبْصِرْ فَسَوْفَ يُبْصِرُونَ هنگامی که عذاب بر آن ها نازل شود به خود می آیند که در این هنگام هیچ نفعی به حالشان ندارد این از برای اهل شبهات و گمراهان از اهل قبله .است (1) فَإِذَا نَزَلَ بِسَاحَتِهِمْ یعنی زمانی که عذاب در مکان و جایگاه آن ها نازل شود فَسَاءَ صَبَاحُ الْمُنْذَرِينَ - تا - وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ


1) تفسیر برهان ج 6، ص 459 ؛ بحار الانوار، ج 9، ص 232

تفسير سورة ص

اشاره

38- سوره ص در مکه نازل شده و دارای 88 آیه است.

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

ص وَ الْقُرْآنِ ذِي الذِّكْرِ (1) بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا في عِزَّةٍ وَ شِقاقٍ (2) كَمْ أَهْلَكْنَا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ فَنَادَوْا وَلاتَ حِينَ مَنَاصٍ (3) 1- ص ، سوگند به قرآن که صاحب ذکر است.

2- بلکه کافران در مقام غرور و سرکشی هستند.

3- ما چه بسیار اقوامی که پیش از اینها هلاکت کردیم و در آن هنگام فریاد می زدند (و در خواست کمک می کردند) اما موقع نجاتشان گذشته بود.

ص * وَالْقُرْآنِ ذِي الذِّكْرِ اين آيه قسم است و جوابش این آیه است بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي عِزَّةٍ وَ شِقَاقٍ یعنی در کفر. (1) كَمْ أَهْلَكْنَا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ فَنَادَوْا وَلاتَ حِينَ مَنَاصٍ یعنی در آن وقت فراری نیست. وَ عَجِبُوا أَنْ جَاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ وَ قَالَ الْكَافِرُونَ هَذَا سَاحِرٌ كَذَّابٌ (4) أَجَعَلَ الآلِهَةَ إِلهاً وَاحِداً إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عُجَابٌ (5)


1) تفسیر برهان، ج 6، ص 463

وَ انْطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا وَاصْبِرُوا عَلَى آلِهَتِكُمْ إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ يُرَادُ (6) ما سَمِعْنَا بِهَذَا فِي الْمِلَّةِ الْآخِرَةِ إِنْ هَذَا إِلا اخْتِلاقٌ (7) 2- و آن ها تعجب کردند که انذار کننده ای از میان خودشان آمد کافران گفتند: او ساحری دروغگوست.

5- آیا او این همه خدایان را یک خدا قرار داده است؟ همانا این چیز اعجاب آوری است.

6- و بزرگان آن ها به راه افتاده و گفتند بروید و خدایانتان را محکم بگیرید همانا این چیزی است خواسته اند (شما را از خدایانتان جدا کنند).

7- ما این را در آئین ملت آخرین نشنیده ایم این فقط یک آئین دروغینی بیش نیست.

وَعَجِبُوا أَنْ جَاءَهُمْ مُنْذِرُ مِنْهُم وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله دعوت خود را ظاهر ساخت قریش نزد ابو طالب جمع شده :گفتند ای ابو طالب برادرزاده ات عقاید ما را سفیهانه خواند به خدایان ما ناسزا گفت و جوانان ما را فاسد نمود و جمعیت ما را متفرق کرد اگر داعی او بر این کار این است که می خواهد از ناداری نجات یابد ما برای او آن قدر مال جمع می کنیم که از همه ما ثروتمندتر شود و حتی او را پادشاه خود می کنیم.

ابو طالب جریان را به رسول خدا صلی الله علیه و آله خبر داد حضرت فرمود اگر خورشید را به دست راست من بگذارند و ماه را به دست چپم نمی پذیرم و لیکن یک کلمه به من بدهند تا (هم مرا راضی کرده باشند و هم) به وسیله آن سرور عرب گشته و غیر عرب هم به دین ایشان بگروند و نیز خود آنان پادشاهانی در بهشت باشند.

ابو طالب پاسخ آن جناب را به اطلاع ایشان رسانید.

ایشان :گفتند یک کلمه چیزی نیست ده کلمه از ما بخواهد، رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود شهادت دهند به این که «لا اله الا الله و انى رسول الله» .

مشرکین :گفتند شگفتا! آیا سیصد و شصت خدا را رها کنیم و یک خدا را بگیریم؟

پس خدای سبحان این آیه را فرستاد: وَ عَجِبُوا أَنْ جَاءَهُمْ مُنْذِرُ مِنْهُمْ وَ قَالَ الْكَافِرُونَ هَذَا سَاحِرٌ كَذَّابٌ - تا - إِلا اخْتِلَاق یعنی به هم مخلوط شده اند. (1)

أَ أُنزِلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ مِنْ بَيْتِنَا بَلْ هُمْ في شَكَ مِنْ ذِكْرِي بَلْ لَمَّا يَذُوقُوا عذاب (8) أَمْ عِنْدَهُمْ خَزَائِنُ رَحْمَةِ رَبِّكَ الْعَزِيزِ الْوَهَّابِ (9) أَمْ لَهُمْ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَ مَا بَيْنَهُما فَلْيَرْتَقُوا فِي الْأَسْبَابِ (10) جُنْدٌ مَا هُنَالِكَ مَهْزُومٌ مِنَ الْأَحْزَابِ (11) كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ عَادٌ وَ فِرْعَوْنُ ذُو الْأَوْتَادِ (12) 8- آیا در میان همۀ ما قرآن فقط بر او نازل شده است؟ بلکه آن ها (کافران) در قرآن من شک و تردید دارند بلکه آن ها هنوز عذاب مرا نچشیده اند.

9- یا نزد آن ها خزائن رحمت پروردگارت که توانا و بخشنده است می باشد؟

10- يا حاکمیت آسمان ها و زمین و هر آن چه که در میان آن دو است برای آن هاست پس به هر سبب (که می توانند از آسمان ها) بالا بروند (تا جلوی نازل شدن وحی را بگیرند).

11- اين ها لشگر شکست خورده ای از احزاب می باشند.


1) بحار الأنوار، ج 18، ص 182

12- قبل از آن ها قوم نوح و عاد و فرعون صاحب قدرت (پیامبران ما را) تکذیب کردند.

أ أُنزِلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ مِنْ بَيْتِنَا بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِنْ ذِكْرِي - تا - مِنَ الْأَحْزَابِ یعنی آن هایی که در روز احزاب (خندق) جمعیت تشکیل دادند. سپس خداوند هلاک امت ها را ذکر می کند که در سوره هود خبرش را نقل کردیم كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ عَادٌ وَ فِرْعَوْنُ ذُو الْأَوْتَادِ قبل از آن ها قوم نوح و عاد و فرعون صاحب قدرت (پیامبران ما را) تکذیب کردند.

وَ مَا يَنْظُرُ هَؤُلاءِ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً مَا لَهَا مِنْ فَوَاقٍ (15) قَالُوا رَبَّنا عَجُلْ لَنَا قِطَّنَا قَبْلَ يَوْم الْحِساب (16) 15- و این ها (با این اعمالشان) انتظار جز یک صیحه آسمانی انتظار دیگری را نمی کشند و دیگر هیچ بازگشتی برای آن ها نیست.

16- و :گفتند ای پروردگار ما هر چه زودتر بهره ما را قبل از روز حساب به ما بده.

وَ مَا يَنْظُرُ هَؤُلاءِ الأَصَيْحَةٌ وَاحِدَةً مَا لَهَا مِنْ فَوَاقٍ یعنی از عذاب رهایی نمی یابند. وَ قَالُوا رَبَّنَا عَجِّلْ لَنَا قِطَّنَا قَبْلَ يَوْمِ الْحِسَابِ یعنی نصیب و سهم ما را از عذاب به ما بده. (1) اصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَاذْكُرْ عَبْدَنَا دَاوُدَ ذَا الْأَيْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ (17) إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبَالَ مَعَهُ يُسَبِّحْنَ بِالْعَشِيِّ وَ الْإِشْرَاقِ (18)


1) تفسیر برهان، ج 6، ص 468

وَالطَّيْرَ مَحْشُورَةً كُلٌّ لَهُ أَوَابٌ (19) وَ شَدَدْنَا مُلكَهُ وَ آتَيْنَاهُ الْحِكْمَةَ وَ فَصْلَ الْخِطَابِ (20) وَ هَلْ أَتَاكَ نَبَأُ الْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرَابَ (21) إذْ دَخَلُوا عَلى دَاوُدَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ قَالُوا لا تَخَفْ خَصْمَانِ بَغَى بَعْضُنَا عَلَى بَعْضٍ فَاحْكُمْ بَيْنَنَا بِالْحَقِّ وَلا تُشْطِطْ وَ اهْدِنَا إِلَى سَوَاءِ الصِّرَاطِ (22) إِنَّ هَذَا أَخِي لَهُ تِسْعٌ وَ تِسْعُونَ نَعْجَةً وَلِيَ نَعْجَةٌ وَاحِدَةً فَقَالَ أَکْفِلْنِیهَا وَ عَزَّنِی فِی الْخِطَابِ (23) قَالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤالِ نَعْجَتِكَ إِلَى نِعَاجِهِ وَ إِنَّ كَثيراً مِنَ الْخَلَطاءِ لَیَبْغي بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَ قَليلٌ ما هُمْ وَ ظَنَّ دَاوُدُ فَتَنَّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَ خَرَّ رَاکِعًا وَ أَنَابَ (24) فَغَفَرْنَا لَهُ ذَلِكَ وَ إِنَّ لَهُ عِنْدَنَا لَزُلْفَى وَ حُسْنَ مَآبٍ (25) 17- بر آن چه که می گویند صبر کن و بنده ما داود صاحب قدرت را یاد کن که دائماً در حال توبه و انابه بود.

18- ما کوه ها را برای او مسخر کردیم که شب و روز با او تسبیح می گفتند.

19- و پرندگان را نیز همگی مسخر او کردیم که همه آن ها به سویش باز گشت می کنند.

20- و ملک و حکومتش را نیرومند ساختیم و به او حکمت و داوری عطاء کردیم.

21- و آیا حکایت آن دو شاکی که از محراب بالا رفتند را شنیده ای؟

22- هنگامی که بر داود وارد شدند که از دیدن آن ها ترسید گفتند مترس ما دو شاکی هستیم که یکی از ما بر دیگری ستم کرده است پس میان ما به حق داوری کن و ناعادلانه قضاوت ،مکن و ما را به راه راست هدایت نما

23- همانا این برادرم است که نود و نه میش دارد و من فقط یک میش دارم اما می گوید که این یکی را نیز به او بدهم و در سخن نیز بر من غلبه کرده .است

24- (داود) :گفت به تحقیق او با خواستن آن یک میش که می خواهد بر میشان خودش اضافه کند بر تو ستم کرده و همانا بسیاری از شریکان در حق همدیگر ستم می کنند مگر کسانی که ایمان دارند و عمل صالح انجام می دهند که آن ها نیز بسیار کم هستند و داود دانست که ما او را سخت امتحان کرده ایم پس در آن حال از پروردگارش طلب آمرزش کرد و به سجده افتاد و توبه نمود.

25- پس ما نیز او را آمرزیدیم و همانا برای او در نزد ما مقامی والا و عاقبتی نیکو می باشد.

داستان خطیئه داود علیه السلام

خداوند پیامبرش را مورد خطاب قرار داده و فرمود: اصْبِرْ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ وَاذْكُرْ عَبْدَنَا دَاوُدَ ذَا الْأَيْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ كه اواب يعنى دعا.

إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبَالَ مَعَهُ يُسَبِّحْنَ بِالْعَشِيِّ وَ الْإِشْرَاقِ یعنی هنگامی که خورشید طلوع می کند. وَالطَّيْرَ مَحْشُورَةً كُلٌّ لَهُ أَوَّابٌ وَ شَدَدْنَا مُلْكَهُ - تا - إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرَابَ یعنی از محراب پائین آمد. (1) إِذْ دَخَلُوا عَلَى دَاوُدَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ - تا - وَ خَرَّ رَاكِعاً وَ أَنَابَ هشام از امام صادق علیه السلام روایت کرده هنگامی که خداوند عزوجل


1) تفسیر برهان، ج 6، ص 468

داود علیه السلام را در روی زمین خلیفه قرار داد و زبور را بر او نازل فرمود به کوه ها و پرندگان وحی نمود که با او تسبیح بگویند و علتش آن بود که هر وقت با بنى اسرائيل نماز می خواند بعد از نماز وزیرش بلند می شد خداوند را حمد و تسبیح و تکبیر و تهلیل می گفت و سپس پیامبران را یک به یک مدح و ستایش می کرد و فضایل و صبری که انبیا در بلاها و در امتحانات کرده بودند را ذکر می کرد و از داود علیه السلام یادی نمی کرد در این وقت داود با پروردگار خود مناجات کرد و گفت ای پروردگار من انبیاء گذشته را مورد ستایش قرار داده ای ولی هیچ مدحی از من نشده است.

خداوند وحی نمود ما رسولان خود را به انواع بلاها مبتلا کردیم و آن ها در طريق اخلاص پایداری و استقامت ورزیده و شایسته ثنا و درود من شده اند.

داود عرض کرد پروردگارا مرا هم مبتلا کن تا صبور و بردبار بوده و شکیبا باشم.

خطاب رسید: ای داود اینک که خود بلا را بر عافیت انتخاب و اختیار می کنی ما نیز تو را مبتلا خواهیم نمود من هنگام رسیدن بلا را به انبیاء گذشته بیان نمی کردم ولی به تو می گویم که در فلان سال و فلان ماه و روز به بلائی گرفتار می شوی.

داود آماده نزول بلا و ابتلا گردید و پیوسته در محراب عبادت به راز و نیاز با پروردگار مشغول بود و در میان بنی اسرائیل نیز به قضاوت می پرداخت تا این که روز موعود رسید و داود برای رسیدن به آرزوی خود از خلایق دوری نموده و پنهان از مردم به نماز مشغول شد ناگاه پرنده ای عجیب و زیبا بال زنان پیش روی او قرار گرفت بال های آن پرنده زیبا از زبرجد سبز و پاهایش از یاقوت سرخ و منقارش از لؤلؤ .بود داود چنان فریفته زیبائی آن

پرنده شد که مقام خود را فراموش نمود و از محراب عبادت به قصد گرفتن آن .برخاست. پرنده زیبا پرواز نمود و بر بالای دیوار اوریا بن حنان ،نشست داود به بام خانه رفت تا پرنده را از روی دیوار بگیرد ناگاه چشمش به منزل اوریا افتاد و زن اوریا را که لخت و مشغول استحمام بود دید و از جمال خیره کننده آن زن تعجب نمود و شیفته و فریفته او شد، زن اوریا سایه داود را دید فوراً با گیسوان انبوه خود خویشتن را پوشانید و داود شرمنده و خجل به محل خود بازگشت و به محراب عبادت پناه برد و در آن چه که در آن بود را فراموش ،کرد نامه ای را به سردار لشگری که اوریا همراه او بود نوشت که باید در روز جنگ چنان کنی که اوریا مقدم بر تابوت سکینه باشد نه تابوت مقدم بر اوریا خداوند دربارۀ تابوت بنی اسرائیل می فرماید فِيهِ سَكِينَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ بَقِيَّةٌ مِمَّا تَرَكَ آلُ مُوسى وَ آلُ هَارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلَائِكَةُ (1)که بعد از موسی علیه السلام که بنی اسرائیل مرتكب معاصی شدند آن تابوت به سوی آسمان رفت و چون جالوت بر بنی اسرائیل مسلط شده و آن ها را مغلوب نمود بنی اسرائیل از پیغمبر آن زمان درخواست کردند که از خداوند درخواست کند پادشاهی بر آن ها بفرستد تا آن ها با آن پادشاه در راه خدا جهاد ،کنند، خداوند طالوت را به سوی آنان فرستاد و تابوت را نازل و در اختیار طالوت ،گذاشت هر وقت تابوت را میان بنی اسرائیل و دشمنان آن ها می گذاشتند اگر کسی از تابوت می گذشت کشته می شد

داود دستوری به رفیق خود نوشت که تابوت را بین خودش و اوریا بن حنان قرار دهد و چون اوریا مقدم بر تابوت شد او را کشتند و چون اوریا


1) بقره آیه 248 ؛ تابوتی که در آن سکینه خدا و الواح بازمانده از خانواده موسی و هارون است و فرشتگان آن را به دوش می کشند برای شما می آید که در آن برای شما حجتی روشن است اگر اهل ایمان باشید.

کشته شد آن دو فرشته بر داود وارد شده و او را حَکَم خود قرار دادند و هنوز داود با زن اوریا ازدواج نکرده بود چون در عده بود که دو فرشته از سقف خانه آمده و در مقابل او نشستند داود از دیدن آن ها ،ترسید گفتند لا تَخَفْ خَصْمَانِ بَغَى بَعْضُنَا عَلَى بَعْضٍ فَاحْكُمْ بَيْنَنَا بِالْحَقِّ وَلَا تُشْطِطْ وَاهْدِنَا إِلَى سَوَاءِ الصِّرَاطِ مترس، ما دو شاکی هستیم که یکی از ما بر دیگری ستم کرده است پس میان ما به حق داوری کن و ناعادلانه قضاوت مكن و ما را به راه راست هدایت نما

که داود در این زمان 99 زن دائمی و کنیز داشت که یکی از آن ها به داود گفت: إِنَّ هَذَا أَخِي لَهُ تِسْع وَ تِسْعُونَ نَعْجَةً وَلِيَ نَعْجَةٌ وَاحِدَةً فَقَالَ أَكْفُلْنِيهَا وَ عَرَّنِي فِي الْخِطاب یعنی به من ظلم و ستم کرده است.

داود گفت: لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤالِ نَعْجَتِكَ إِلَى نِعَاجِهِ - تا - وَخَرَّ رَاكِعاً وَأَنَابَ به تحقیق او با خواستن آن یک میش که می خواهد بر میشان خودش اضافه کند بر تو ستم کرده و همانا بسیاری از شریکان در حق همدیگر ستم می کنند مگر کسانی که ایمان دارند و عمل صالح انجام می دهند که آن ها نیز بسیار کم .هستند و داود دانست که ما او را سخت امتحان کرده،ایم پس در آن حال از پروردگارش طلب آمرزش کرد و به سجده افتاد و توبه نمود.

آن فرشته ای که خود را مظلوم معرفی کرده بود خندید داود :گفت معصیت کردی و می خندی می خواستم که دندان های تو را بشکنم

فرشته مدعی علیه در حین عروج به آسمان گفت اگر داود به حقیقت حال مطلع می بود هر آینه می دانست که او اولی و احق بود از من به شکستن دندانش.

دیدار داود علیه السلام با حزقیل

داود بعد از این متوجه اعمال خود شد و چهل روز در سجده ،افتاد و شب و روز گریه و زاری می کرد و به غیر از آن که برای نماز برخیزد دیگر برنمی خاست تا آن که پیشانی او زخم برداشت و خون از چشم های او جاری گردید و بعد از چهل روز که به این حال گذرانید ندا به او رسید ای داود تو را چه شده است؟ اگر گرسنه ای بگو تا تو را سیر گردانیم و اگر تشنه ای بگو تا سيرابت سازیم و اگر برهنه ای بدن تو را بپوشانیم و اگر ترسانی تو را ایمن گردانیم؟

داود :گفت ای پروردگار من روزگارم به خوف و هراس می گذرد و چگونه خایف نباشم که به تحقیق می دانم آن چه را که من عمل کرده ام و تو حاکم عادلی که اصلا از ظلم ظالم نمی گذری.

در این وقت و حی به داود آمد توبه کن.

داود گفت چه نوع توبه کنم؟

ندا آمد: بر سر قبر اوریا بن حیان برو تا من او را زنده گردانم و از او درخواست مغفرت و آمرزش کن اگر او تو را بیامرزد من نیز تو را بیامرزم.

داود :گفت اگر نیامرزد چه کنم؟

ندا :آمد من چنان خواهم کرد که او تو را به طیب خاطر بیامرزد.

پس داود پیاده بر سر قبر اوریا روانه شد و در راه زبور می خواند و هر سنگ و درخت و کلوخ و کوه و پرندگان و درندگان که آواز داود را می شنیدند با او بخواندن زبور مشغول می شدند تا آن که در میان راه به کوهی رسید و در آن کوه پیغمبری عابد جا داشت که نام او حزقیل بود و چون حزقیل آواز کوه و صدای درندگان را شنید دانست که داود از این راه می گذرد گفت این آن

پیغمبر خطا کننده است داود آواز داد ای حزقیل اجازه می دهی که پیش تو بیایم؟

حزقیل :گفت نه زیرا که تو گناه کاری.

داود به گریه افتاد حق تعالی و حی به حزقیل فرستاد که به گناه داود او را سرزنش مکن و در عوض آن از من عافيت بطلب.

پس حزقیل از بالای کوه پائین آمد و دست داود را گرفته بالای کوه برد.

داود به او گفت که هرگز اراده گناهی کرده ای؟

حزقیل گفت نه.

داود :گفت این همه عبادت که می کنی هیچ وقت در مقام عجب و تكبر برآمدی؟

گفت نه.

داود :گفت هرگز میل به دنیا کرده و دوست داشتی که از لذات و شهوات دنیا برخوردار شوی؟

گفت آری

داود :گفت در دفع آن چه چاره می کنی؟

:گفت داخل این غار که می بینی می شوم و از آن عبرت می گیرم و از خواهش دنیا و لذات آن می گذرم.

پس داود وارد غار گردید و در آن جا تختی از آهن دید که بر بالای آن کله آدمی و استخوان پوسیده بود و لوحی از آهن نیز در آن جا دید و در آن لوح نوشته شده بود که اسم من «اروی بن سلمه» است هزار سال سلطنت دنيا ،کردم و هزار شهر بنا کردم و هزار دختر صاحب جمال را ازاله بکارت کردم و آخر کار من این است که خاک فرش من و سنگ بالش من است ماران و

کرم ها همنشین من پس هر که مرا ببیند به دنیا و لذات آن مغرور نگردد.

داود از آن جا گذشت تا آن که بر سر قبر اوریا رسید و ندا ،کرد جوابی نشنید تا سه مرتبه و در مرتبه سوم اوریا جواب داد که چيست تو را ای پیغمبر خدا که مرا از سرور خود انداختی؟

داود :گفت می خواهم که غفران تو شامل حال من گردد و گناه مرا عفو کنی وحی به داود آمد آن چه کرده ای بتفصیل بیان کن تا اوریا بشنود.

پس داود مانند گذشته سه مرتبه ندا کرد و در مرتبه سوم :گفت که ای اوریا در حق تو چنین و چنین کرده ام.

اوریا :گفت آیا انبیا مثل این اعمال را بجا می آورند که تو بجا آوردی؟

بعد از این چند مرتبه از اوریا طلب عفو خواست و جوابی نشنید و داود گریان بر روی زمین افتاد تا آن که حق سبحانه به صاحب فردوس وحی کرد که درهای فردوس را بگشا، صاحب فردوس به حکم الهی درهای آن را گشود و چون اوریا آن را دید از صاحب فردوس پرسید این از برای چه کسی آماده شده است؟

صاحب فردوس :گفت از برای کسی که گناه داود را ببخشد.

اوریا :گفت ای پروردگار من از گناه داود در گذشتم.

پس داود اکتفاء به همین نموده به طرف بنی اسرائیل برگشت و بعد از این واقعه چون از نماز فارغ می شد و وزیر او مدح و ثناء انبیاء گذشته را می نمود و می گفت فضل داود پیش از بجا آوردن خطیئه چنان و چنین است. داود از این غمگین شد.

خداوند متعال وحی فرستاد ای داود من نیز از گناه تو در گذشتم و عار گناه تو را بر بنی اسرائیل لازم گردانیدم.

داود :گفت ای پروردگار من چگونه می شود که عار گناه شخصی را کسی دیگر متحمل گردد با آن که تو حاکمی که در حکم تو اصلا ظلم نمی رود؟

حق تعالی فرمود که وجه الزام این است که بنی اسرائیل چرا در دفع این خطيئه از تو تعجیل نکردند.

بعد از این داود زن اوریا را به عقد خود درآورد و از او سلیمان متولد گردید.

آن گاه پروردگار فرمود: فَغَفَرْنَا لَهُ ذَلِكَ وَ إِنَّ لَهُ عِنْدَنَا لَزُلْفَىٰ وَ حُسْنَ مَآبٍ ما از تقصیر او در گذشتیم و او را عفو نمودیم چه داود نزد ما بسیار مقرب و نيكو منزلت است. (1)

ابی الجارود روایت می کند که امام باقر علیه السلام این فرمودند: وَ ظَنَّ دَاوُدُ یعنی داود دانست. وَ أَنَابَ یعنی توبه کرد و داود به رفیقش نوشت که اجازه ندهد اوریا در جلوی تابوت برود و او نیز اوریا را به خانه برگرداند که بعد از هشت روز فوت کرد. (2)

أَمْ نَجْعَلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَالْمُفْسِد بنَ فِي الْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِينَ كَالْفُجَّارِ (28) كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكَ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَ لِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبَابِ (29) 28- آیا کسانی که ایمان آورده اند و عمل صالح انجام داده اند آن ها را مانند

مفسدان روی زمین قرار می دهیم؟ یا افراد با تقوا و پرهیزگار را مانند فاسقان و فاجران؟ (هرگز چنین نمی کنیم).


1) بحار الانوار، ج 14، ص 20؛ تفسیر برهان، ج 6، ص 469؛ نور الثقلین، ج 4 ص 447

2) بحار الانوار، ج 14، ص 23 ؛ نور الثقلين، ص 450؛ تفسیر برهان، ج 6، ص 469

29- این کتابی است که مبارک و پربرکت بر تو نازل کردیم تا در آیاتش تدبر کنند و صاحبان عقل متذکر شوند.

عبد الرحمن بن كثیر گوید از امام صادق علیه السلام از تفسير آية أَمْ نَجْعَلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سوال کردم فرمودند: مراد امیرالمؤمنین علیه السلام و یارانش می باشند

كَالْمُفْسِدِينَ فِي الْأَرْضِ مراد حبتر و زُرَيْق (1)و پیروان آن دو. أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِينَ مراد امير المؤمنین علیه السلام و پیروانش می باشند. كَالْفُجَّار که مراد حَبْتَر و دُلام و پیروان آن دو می باشند. (2) كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَبَّرُوا آياته که مراد امیرالمؤمنین و ائمه صلوات الله عليه وعليهم اجمعین می باشند. وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبَابِ تا خداوندان عقل های سالم پند پذیر شوند. امیرالمؤمنین علیه السلام به این آیه افتخار می کرد و می فرمود آن چه که به من اعطا شده به احدی قبل از من و بعد از من اعطا نشده است. (3)

وَ وَهَبْنَا لِداوُدَ سُلَيْمَانَ نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ (30) إِذْ عُرِضَ عَلَيْهِ بِالْعَشِيِّ الصَّافِنَاتُ الْجِيَادُ (31) فَقَالَ إِنِّي أَحْببتُ حُبُّ الْخَيْرِ عَنْ ذِكْرِ رَبِّي حَتَّى تَوَارَتْ بِالْحِجَابِ (32) رُدُّوهَا عَلَيَّ فَطَفِقَ مَسْحاً بِالسُّوقِ وَ الْأَعْنَاقِ (33) وَلَقَدْ فَتَنَّا سُلَيْمَانَ وَأَلْقَيْنَا عَلَى كُرْسِيِّهِ جَسَداً ثُمَّ أَنَابَ (34)


1) حَبْتَر به معنی ،روباه و زُریق به معنی کوردل است.

2) تفسیر برهان، ج 6، ص 476

3) بحار الانوار، 35 ص 336 ؛ نور الثقلین، ج 4، ص 453 ؛ تفسیر برهان، ج 6، ص 477 ؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 228

قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لي وَ هَبْ لي ملكاً لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي إِنَّكَ أَنتَ الوهاب (35) فَسَخَّرْنَا لَهُ الرِّيحَ تَجْرِي بِأَمْرِهِ رُخَاءٌ حَيْثُ أَصَابَ (36) وَ الشَّيَاطِينَ كُلَّ بَناءِ وَ غَوَاصٍ (37) و آخَرِينَ مُقَرَّنِينَ فِي الْأَصْفَادِ (38) 30- و به داود سلیمان را عطا کردیم چه نیکو بنده ای بود چرا که بسیار به درگاه خدا دعا می کرد.

31- (بیاد بیاور) هنگامی که وقت عصر اسب های بسیار تندرو و نیکو را بر او عرضه کردند.

32- گفت: همانا من دوستی اسیان را بر یاد پروردگارم (که نماز مستحب پایان روز است) برگزیدم، زیرا می خواهم از آن ها در جهاد با دشمن استفاده کنم و همواره به آن ها نظر می کرد تا (خورشید) پشت پرده افق پنهان شد.

33- (اسب ها چنان توجه او را جلب کرده بودند که گفت:) آن ها را به من بازگردانید. پس (برای نوازش آن ها) به دست کشیدن به ساق ها و گردن های آن ها پرداخت

34- و همانا ما سلیمان را آزمودیم و بر تخت او جسدی را انداختیم، سپس او به سوی خداوند توبه کرد.

35- عرض کرد :پروردگارا مرا بیامرز و به من ملک و سلطنتی عطا فرما که بعد از من سزاوار هیچ کسی نباشد همانا تو بسیار بخشنده ای.

36- پس ما هم باد را مسخر ساختیم تا به فرمان او به آرامی حرکت کرده و به هر کجا که او بخواهد برود.

37- و شیاطین را مسخر او کردیم و هر بنا و غواصی از آن ها را

38- و گروهی دیگر از شیاطین را در غل و زنجیر (تحت فرمان او) قرار دادیم.

داستان حضرت سلیمان علیه السلام

وَ وَهَبْنَا لِدَاوُدَ سُلَيْمَانَ نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ - تا - حَتَّى تَوَارَتْ بِالْحِجَابِ سليمان اسب ها را دوست می داشت روزی آن ها را بر او عرضه داشتند و سلیمان مشغول آن ها شد تا خورشید غروب کرد و نماز عصرش قضا گردید سلیمان از آن به شدت غمگین شد و از خداوند خواست که خورشید را برای او برگرداند تا نماز عصرش را بخواند و خداوند نیز خورشید را برای او تا وقت نماز عصر برگرداند تا او نمازش را بجا آورد و سپس با همۀ شمشیر اسب ها را کشت که خداوند می فرماید: رُدُّوها عَلَيَّ فَطَفِقَ مَسْحاً بِالسُّوقِ وَالْأَعْنَاقِ وَ لَقَدْ فَتَنَّا سُلَيْمَانَ وَ أَلْقَيْنَا عَلَى كُرْسِيَّهِ جَسَداً ثُمَّ أَنَابَ - تا - إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ چون سلیمان با یمانیه ازدواج نمود از او فرزندی متولد شد که سلیمان علاقه شدیدی به او داشت روزی عزرائیل بر سلیمان نازل شد و چون عزرائیل زیاد نزد سلیمان می آمد اهمیت چندانی نداد این مرتبه متوجه شد که عزرائیل نگاه تندی به سوی پسرش نمود سلیمان از نگاه عزرائيل غمگین و ناراحت شده به مادر طفل :گفت عزرائیل نگاه مخصوصی به فرزندم نمود می ترسم که مأمور قبض روح او باشد بجنیان و شیاطین که حضورش بودند :گفت آیا شما می توانید فرزند مرا به محلی ببرید که از چنگال مرگ نجات یابد. یکی از آن ها :گفت من او را به مشرق می برم.

سلیمان :گفت عزرائیل از میان مشرق و مغرب بیرون می آید.

دیگری :گفت من او را در طبقه هفتم زمین می گذارم.

:گفت عزرائیل آن جا هم می رود.

یکی دیگر :گفت من او را به هوا برده و در روی ابرها می گذارم و همین کار را کرد او را برده و بر روی ابرها گذاشت.

عزرائیل او را در هوا قبض روح نمود جسد بی جانش از هوا بر روی تخت سلیمان ،افتاد، متوجه شد که خطا کرده است چنان که می فرماید: وَ أَلْقَيْنَا عَلَی كُرْسِيِّهِ جَسَداً ثُمَّ أَنَابَ * قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ هَبْ لِي مُلْكَاً لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ * فَسَخَّرْنَا لَهُ الرِّيحَ تَجْرِي بِأَمْرِهِ رُخَاءٌ حَيْثُ أَصَابَ يعنى نرم و سهل بود.

وَ الشَّيَاطِينَ كُلَّ بَناءٍ وَغَوَّاص یعنی در دریا. وَ آخَرِينَ مُقَرَّنِينَ فِي الْأَصْفَادِ یعنی آن ها را گرفته و به همدیگر بست و آن ها جنیانی بودند که به سلیمان عصیان ورزیدند و خاتم او را به حیله بدست آورده مدتی در ملک سلیمان ملک رانی کردند

داستان از دست رفتن حکومت سلیمان علیه السلام

امام صادق علیه السلام می فرماید خداوند متعال ملک و سلطنت سلیمان را در انگشتر او قرار داده بود و هر گاه آن انگشتری را در انگشت می کرد تمام جن و انس و شياطين و پرندگان و وحوش در نزد او حاضر شده و از او اطاعت می کردند و چون بر کرسی سلطنت نشسته قصد جایی می کرد حق تعالی باد را می فرستاد که آن کرسی را با هر که در آن جا باشد از جن و پرنده و انس و چهارپا و اسب در میان هوا بردارد و به هر موضعی که سلیمان خواهد به آن جا برساند چنان چه سلیمان نماز صبح را در شام می خواند و نماز ظهر را در فارس بجا می آورد. شیاطین را می فرمود که سنگ از فارس بردارند و در شام

بفروشند و چون سلیمان اسبان را به شمشیر گردن زد و پی کرد این معنی مقبول درگاه احدیت واقع نشد سلب ملک و سلطنت از او نمود. عادت سلیمان چنین بود که هر گاه به بیت الخلا می رفت انگشتر را به خادمی می سپرد شیطان فرصت یافته آن انگشتر را از دست خادم با مکر و حیله گرفت و در انگشت خود کرد پس جمیع شياطين و انس و جن و طير و وحوش در برابر او به سجده افتادند و در مقام اطاعت در آمدند چون سلیمان از بیت الخلا بیرون آمد و انگشتر را طلب کرد آن را نیافت از غایت خجالت به طرف دریا گریخت و بنى اسرائیل انکار آن شیطان که به صورت سلیمان برآمده بود کردند و دانستند که این سلیمان نیست پس به خدمت مادر سلیمان رفته و به او گفتند: که در این ایام از سلیمان امری که لایق به حال او نباشد دیدید؟

مادر سلیمان :گفت او قبل از این نیکوکارترین مردم بر من بود اما در این روزها بر من خشم کرده است.

بعد از این بنی اسرائیل پیش زنان و کنیزان سلیمان رفته و گفتند آیا از سلیمان امر قبیحی در این روزها مشاهده کرده اید؟

ایشان :گفتند که سلیمان هرگز وقت حیض نزد ما نمی آمد و این زمان می آید پس از این گفتگوها شیطان ترسید که مبادا مقدمه من فاش گردد لذا از ترس آن انگشتر را در دریا انداخته و فرار کرد و حق تعالی ماهی را فرستاد که انگشتر سلیمان را فرو برد و از آن محافظت نماید. بنی اسرائیل بعد از این چهل روز در طلب سلیمان در اطراف و اکناف شهر می گشتند و سلیمان در ساحل دریا می رفت و گریه می کرد و به توبه و انابه متوجه درگاه کردگار عالم بود و بعد از چهل روز سلیمان صیادی را که ماهی می گرفت ملاقات کرد و به او :گفت من در صید ماهی به تو کمک می کنم مشروط به آن که اجرت آن را ماهی

به من بدهی.

صیاد قبول نمود در این وقت ماهیای بدام صیاد افتاد و آن را به سلیمان داد چون شکم آن را شکافت انگشترش را در شکم آن ماهی یافت و همان ساعت در انگشت کرد و جمیع مخلوقات زمینی از شیاطین و جن و انس و طير وحش در برابر سلیمان به سجده افتادند پس سلیمان آن شیطان را که به مكر و حیله انگشتر را به دست آورده بود با لشکر او حبس نمود و در قید آورد و به برکت اسماء حسنی الهی بعضی را در میان آب محبوس ساخت و برخی را در میان سنگ و تا روز قیامت آن ها مقید و محبوس خواهند بود.

هنگامی که سلیمان به مملکت و سلطنت خود برگشت به آصف بن برخیا که داننده اسم اعظم بود گفت من جاهلان را معذور می دارم که تبعیت شیطان کردند اما تو که عالمی چه نوع تو را معذور دارم؟

آصف :گفت من عذری ندارم که بیاورم چون از همان اول شناختم که او شیطان است و انگشتر تو را برداشته است. چنان چه روزی به من گفت که فلان مطلب را بنویس در جواب او گفتم که قلم من هرگز به جور و ظلم جاری نشده .است به من :گفت بشین و چیزی ننویس و من هم نشستم و چیزی ننوشتم.

از سلیمان پرسید که شما به چه سبب هدهد را که بدبوترين مرغان و زبون ترین پرنده است از حیثیت مکان دوست می دارید؟

سليمان فرمود که چون قوت بینایی هدهد به مرتبه ایست که در زیر سنگ آب را می بیند.

آصف :گفت چگونه هدهد آب را در زیر سنگ می بیند چرا دامی را که صیادی به یک کف خاک مخفی می سازد آن را نمی بیند و به دام بلا می افتد؟

سليمان فرمود: «قف يا واقف انه اذا جاء القدر حال دون البصر» يعني توقف

کن در این سؤالای توقف کننده در تحقیق امور که دام افتادن هدهد از مقدرات قادر كُن فيكون است و هر گاه امری مقدر شود آن امر مقدر چشم را از دیدن حایل و مانع می گردد. (1)

کیفیت سلطنت سلیمان علیه السلام

اصبغ بن نباته روایت می کند که امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: سلیمان بن داود از بیت المقدس بیرون آمد که در سمت راست او سیصد هزار کرسی از انسان ها و در سمت چپ او سیصد هزار کرسی از جنیان قرار گرفته بودند و به پرندگان امر نمود که بر آن ها سایه بیندازند و به باد دستور داد که آن ها را حمل کند تا این که به ایوان کسری در مدائن وارد شد سپس برگشته و شب را خوابید و فردایش به شهر ترکاوان (2)[ بركاوان ] رفت سپس به باد امر نمود که آن ها را حمل کند و باد آن ها را حمل کرد و برد بطوری که نزدیک بود پاهایشان به آب بخورد و سلیمان بر عمودی تکیه داده بود که یکی از همراهان به دیگری :گفت آیا سلطنتی بزرگ تر از این دیده اید؟

:گفتند ما همانند آن را نه دیده ایم و نه شنیده ایم پس ملکی از آسمان ندا داد ثواب یک تسبیح گفتن در نزد خداوند بزرگ تر است از آن چه که دیدید. (3)

ابو خالد قماط روایت می کند که امام صادق علیه السلام فرمود بنی اسرائیل از حضرت سلیمان درخواست نمودند که پسرش را جانشین خود سازد. سلیمان به آن ها فرمود فرزندم لیاقت جانشینی مرا ندارد و فاقد صلاحیت


1) بحار الانوار، ج 14، ص 98 ؛ قصص الانبياء ،جزائري، ص 372؛ نور الثقلين، ج 4، ص 455 ؛ تفسیر برهان، ج 6، ص 480

2) «ترکاوان» ناحیه ای در فارس .است معجم البلدان ج 1، ص 399

3) قصص الانبياء جزائری ص 361؛ قصص الانبياء ،راوندی، ص 208 ؛ بحار الانوار، ج 14 ص 72؛ نور الثقلين، ج 4، ص 459؛ تفسیر برهان، ج 6، ص 483

می باشد بنی اسرائیل اصرار ورزیدند. فرمود من او را مورد آزمایش قرار داده و مسائلی چند از او می پرسم اگر پاسخ کافی و صحیح داد او را جانشین خود تعیین می نمایم و اگر نتوانست و از عهده برنیامد معذور خواهم بود از فرزندش پرسید بگو بدانم طعم و مزه آب چیست؟ نان چه مزه ای دارد؟ صدای انسان به چه علت قوی و برای چه ضعیف می شود؟ منبع و محل عقل آدمی کجاست؟ اجزاء بدن از چه عناصری تشکیل شده است؟ قساوت و رقت چگونه ایجاد می شود؟ رنجوری بدن از چه حاصل می گردد؟ نیروی بدن چگونه کم و زیاد می شود؟ در برابر تمام این پرسش ها خاموش ماند و هیچ یک از آن ها را نتوانست جواب بدهد

حضرت صادق علیه السلام فرمود طعم آب مایه زندگانی و حیات است طعم نان قوت است ضعف و قوت صدا از پیه کلیتین است محل عقل از دماغ و بینی است بطوری که اگر کسی عقلش کم باشد می گویند فلانی سبک مغز است قساوت و رقت از قلب و دل است چنان که خداوند در قرآن می فرماید: فَوَيْلٌ لِلقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللهِ (1)و رنجوری بدن از قدم است چه هر وقت پای شخص بر اثر زیاد راه رفتن کوفته شود و آسیب بیند بدن به زحمت بیافتد محل کسب کردن نیروی بدن از دست است و محرومیت آن نیز از دست پدید آید زیرا هر وقت دست ها به فعالیت و کار مشغول شود برای بدن کسب نیرو کند و چون کاری نکند علاوه بر آن که کسب قدرت نمی شود از میزان نیروی بدن کاسته خواهد شد. (2)


1) زمر، آیه 22 پس وای بر آن ها که قلب هایی قساوت گرفته از ذکر خداوند دارند.

2) بحار الانوار، ج ،14، ص 141 ؛ قصص 141 ؛ قصص الانبياء ،جزائري، ص 385؛ تفسیر برهان، ج 6، 482 ؛ نور الثقلين، ج 4، ص 463

وَاذْكُرْ عَبْدَنَا أَيُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطَانُ بِنُصْبٍ وَ عَذَابٍ (41) ارْكُضُ بِرِجْلِكَ هَذَا مُغْتَسَل بَارِدٌ وَ شَرَابٌ (42) وَ وَهَبْنَا لَهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنَا وَ ذِكْرَى لِأُولِي الْأَلْبَابِ (43) وَ خُذْ بِيَدِكَ ضِغْثا فَاضْرِبْ بِهِ وَ لَا تَحْنَث إِنَّا وَجَدْنَاهُ صَابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوابٌ (44) وَ اذْكُرْ عِبَادَنَا إِبْرَاهِيمَ وَ إِسْحَاقَ وَ يَعْقُوبَ أُولِي الْأَيْدِي وَالْأَبْصَارِ (45) إِنَّا أَخْلَصْنَاهُمْ بِخَالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ (46) 41- و يادكن بندۀ ما ايوب را هنگامی که پروردگارش را خواند و عرض :کرد پروردگارا شیطان مرا به رنج و عذاب انداخته است.

42- ( به او گفتیم:) پایت را به زمین بزن چشمه ای بیرون آمد گفتیم این آبی خنک برای شستشو و نوشیدن است.

43- و ما خانواده اش را به او برگرداندیم و همانند آن ها را به او عطا کردیم تا رحمتی از جانب ما باشد و تذکری برای صاحبان عقل و اندیشمندان

44- و (به او گفتیم:) بسته ای از چوب های نازک را بگیر و با آن (بر همسرت) بزن و سوگندت را ،مشکن که ما او را شکیبا یافتیم چه نیکو بنده ای و اهل دعا بود.

45- و نیز یادکن از بندگان ما ابراهیم و اسحاق و یعقوب که صاحب اقتدار و بینا بود.

46- ما آن ها را خالص و پاک برای تذکر سرای آخرت گردانیدیم.

مبتلا کشتن ایوب علیه السلام

وَ اذْكُرْ عَبْدَنَا أَيُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطَانُ بِنُصْبٍ وَ عَذَابٍ

ابو بصیر گوید از امام صادق علیه السلام این سؤال کردم که ایوب در دنیا به چه گناه و علتی گرفتار گشت؟

فرمود: به خاطر آن نعمت هائی که خداوند به او عنایت کرده بود و او شکر آن ها را بجا می آورد. در آن زمان ابلیس از آسمان ها ممنوع نگشته بود و تا زیر عرش بالا می رفت روزی شکر نعمت های ایوب را دید و به آن حضرت حسد ورزید و گفت: خداوندا! شکر کردن ایوب به خاطر آن نعمت هائی است که در دنیا به او ارزانی داشته ای و اگر نعمت های دنیا را از او برگیری اصلاً شکر نعمتی را بجا نمی آورد پس مرا بر دنیای او مسلط گردان تا دنیایش را از او برگیرم آن گاه متوجه شوی که اصلاً شکر نعمتی را بر زبان جاری نمی کند.

به ابلیس خطاب شد که من تو را بر مال و فرزندان او مسلط گردانیدم.

پس ابلیس بر ایوب علیه السلام مسلط گشت و تمام مال و فرزندانش را از بین برد. نه تنها ایوب از شکر کردن زبان خویش را فرو نیست بلکه از زمان قبل نیز بیش تر به حمد و سپاس الهی پرداخت.

ابلیس :گفت مرا بر زراعت های او مسلط گردان.

خطاب رسید: مسلط گردانیدم.

ابلیس با یاران خود به سوی زراعت ایوب علیه السلام رفته و بر آن ها دمیدند پس همه زراعت ها سوخته و از بین رفت باز ایوب علیه السلام بر حمد و سپاس خویش افزود

ابلیس :گفت مرا بر گوسفندانش مسلط گردان

خطاب رسید مسلط گردانیدیم.

ابلیس پس از مسلط شدن همۀ گوسفندان را از بین برد باز ایوب علیه السلام بر شكر خویش افزود.

ابلیس گفت خداوندا! مرا بر بدن او مسلط گردان.

خداوند نیز او را بر بدن ایوب علیه السلام به غیر از عقل و چشمش مسلط گردانید. ابليس بر بدن آن حضرت دمید و سراپای آن حضرت را زخم و جراحت فرا گرفت و مدت طولانی با آن حالات زخم و جراحات باقی ماند و حمد و سپاس خداوند را می گفت و شکرش را بجا می آورد تا این که بدنش کرم گذاشت و هرگاه کرمی از روی زخم های بدنش بر زمین می افتاد آن را بر می داشت و دوباره بر روی زخم می گذاشت و می فرمود به جایت برگرد که خداوند تو را در آن جا آفریده است بدنش بدبو گشت به حدی که اهل شهر او را از شهر بیرون کرده و در خرابه ای انداختند زنش از آن خرابه بیرون آمد و از مردم طلب صدقه می کرد و برای ایوب علیه السلام می آورد هنگامی که بلاء ایوب طولانی شد و ابلیس صبوری ایوب را مشاهده کرد به سوی اصحاب ایوب که در کوه به گوشه نشینی پرداخته بودند آمد و گفت بیائید به نزد بنده مبتلا شده رفته و از او سؤال کنیم که به چه علت به آن همه بلا گرفتار گشته است؟

پس بر قاطرانی سفید سوار شده به نزد ایوب ،رفتند هنگامی که به نزدیک او رسیدند قاطران از بوی بد بدن ایوب رم کردند پس پیاده شده و قاطران را بسته و با پای پیاده به نزد ایوب رفتند و در بین آن ها جوانی نورس نیز بود. همگی در نزد آن حضرت نشسته و گفتند ای ایوب کاش ما را از گناه خویش آگاه می کردی که به چه علت به آن مبتلا گشته ای و ما می ترسیم که از خداوند برای تو عافیت درخواست نمائیم که ما را نیز هلاک گرداند! و ما گمان می کنیم تو به این بلاء مبتلا گشته ای که احدی به آن مبتلا نگشته به خاطر گناهی است که آن را از ما پنهان داشته ای؟

ایوب علیه السلام فرمود: به عزت پروردگارم سوگند که او می داند من هیچ غذائی

نخورده ام مگر این که یتیمی و یا مهمانی با من سر سفره بوده است و دو امر برای من پیش نیامد که هر دو اطاعت الهی بوده است مگر آن که سخت ترین آن را برگزیدم

آن جوان رو به بقیه کرد و گفت وای بر شما به نزد پیامبر الهی آمده و او را سرزنش می کنید تا این که عبادت الهی را که انجام داده برایتان ظاهر نماید.

ایوب علیه السلام به مناجات پرداخت و گفت پروردگارا! اگر روزی در محکمه عدل تو برای پاسخگوئی بنشینیم که برای خودم دعوی حجت نمایم در آن وقت همه حرف هایم را در پیشگاه حضرتت خواهم گفت.

پس خداوند ابری را بر بالای سر او فرستاد و خطاب آمدای ایوب اکنون تو در محكمة عدل من هستى و هر حجتی که داری بیان کن که من از همه چیز بر تو نزدیک ترم.

ايوب علیه السلام عرضه داشت: پروردگارا! تو آگاهی که دو امر که هر دو اطاعت تو بود برای من پیش نیامد مگر آن که سخت ترین آن ها را برای خود انتخاب .کردم آیا حمدت را بر زبان جاری نکردم؟ آیا شکرت را نگفتم؟ آیا تسبیح تو را بجا نیاوردم؟ که حال چنین گرفتار شده ام؟

پس به ده هزار زبان از ابر صدائی برخواست که ای ایوب چه کسی به تو توفیق داد که به عبادت خداوند بپردازی در حالی که مردم از آن غافل بودند؟ و چه کسی توفیقت داد که به حمد و تسبیح و تکبیر الهی بپردازی در حالی که مردم از آن غفلت می ورزیدند؟ آیا بر چیزی منّت می گذاری که خداوند در آن چیز بر تو منّت دارد؟

ایوب علیه السلام در این هنگام مشتی خاک برداشت و بر دهان خود ریخت و عرضه داشت پروردگارا همه منّت ها از آن توست و تو بودی که آن همه نعمت

را به من اعطاء فرمودی.

پس خداوند ملکی را فرستاد که با پاهایش بر زمین زد و آبی از آن جا جوشید و بیرون ،آمد ایوب علیه السلام در آن آب غسل کرد و نیکوتر از اول شد و تمام زخم و جراحت های بدنش بر طرف گشت و خداوند در اطرافش باغ سبزی رویانید و تمام اهل فرزندان مال و زراعتش را به او برگردانید و ملکی با او نشسته و مشغول صحبت گردید در این هنگام زنش در حالی که به دستش نان خشکی بود برگشت چون به آن موضع رسید آن جا را دگرگون دید و مشاهده نمود که دو مرد نشسته و با هم گفتگو می کنند پس ناله سر داد :گفت ای ایوب چه بر سرت آمده است؟

ایوب او را به نزد خود فرا خواند چون او را ،دید شناخت و دید که خداوند بدن و نعمتش را به او برگردانده است سجده شکر الهی را بجا آورد در حال سجده بود که نظر ایوب به گیسوان بریده زنش افتاد و جریان از این قرار بود در این مدت به نزد مردم می رفت و از آن ها نان و غذائی طلب می کرد و چون گیسوان زیبائی داشت به او :گفتند تو موی سرت را بریده به ما بده تا ما نیز به تو غذا دهیم. آن زن از روی ناچاری و گرفتاری گیسوان خویش را بریده و در عوض آن طعامی برای همسرش ایوب گرفت تا گرسنه نماند

ایوب علیه السلام با مشاهدهٔ گیسوان بریده زنش خشمگین شد و سوگند خورد که صد تازیانه به او بزند ایوب علیه السلام بعد از شنیدن قضیه از سوگند خود پشیمان شد پس خداوند عزوجل وحی فرستاد: وَخُذْ بِيَدِكَ ضِعْثاً فَاضْرِبْ بِهِ ولا تحنَث إِنَّا وَجَدْنَاهُ صَابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ یک بسته شاخۀ صد تائی بگیر و با آن یک بار بر بدن زنت بزن تا سوگند خود را نشکسته باشی.

او نیز یک مشت صدتائی چوب برداشت و یک ضربه بر زنش زد و از

سوگند خویش بیرون آمد و سپس خداوند فرزندان او را که قبل از بلاء و در هنگام بلاء مرده بودند را زنده کرد و با هم زندگی نمودند.

بعد از آن که خداوند حضرت ایوب علیه السلام را از بلا عافیت داد از او سؤال :کردند در هنگام بلا چه چیزی بر تو خیلی سخت گذشت؟

فرمود: شماتت دشمنان.

امام صادق علیه السلام می فرماید: خداوند در خانه ایوب بارانی از طلا به خانه اش ریخت و آن ها را جمع کرد وقتی باد چیزی از آن ها را می برد بدنبال آن می دوید جبرئیل :گفت ای ایوب آیا سیر نمی شوی؟

:گفت چه کسی از رزق پروردگارش سیر می شود. (1)

وَ اذْكُرْ - اى محمد - عِبَادَنَا إِبْرَاهِيمَ وَ إِسْحَاقَ وَ يَعْقُوبَ أُولِي الْأَيْدِي وَالْأَبْصَارِ یعنی دارای قوت و نیرو بود. ابی الجارود روایت می کند که امام باقر علیه السلام فرمودند: أُولِي الأَيْدِي وَالْأَبْصارِ داراى نيرومندی در عبادت و ابصار داشتن بصیرت در عبادت است. (2)

إِنَّا أَخْلَصْنَاهُمْ بِخَالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ همانا خداوند آن ها را به ذکر آخرت برگزیده و آن ها را اختصاص به آن داده است. (3) هَذَا ذِكْرٌ وَ إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ لَحُسْنَ مَآبِ (49) جَنَّاتِ عَدْنٍ مُفَتَّحَةٌ لَهُمُ الْأَبْوَابُ (50)


1) بحار الانوار، ج 12، ص 342؛ قصص 342؛ قصص الانبياء ،جزائري، ص 199 ؛ نور الثقلين، ج 4، ص 463 ؛ تفسیر برهان، ج 6، ص 486

2) بحار الانوار، ج 12، ص 7

3) تفسیر برهان، ج 6، ص 510

متكئين فيها يَدْعُونَ فيها بِفاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ وَ شَرَابٍ (51) وَ عِنْدَهُمْ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ أَتْرَابُ (52) هذا ما تُوعَدُونَ لِيَوْمِ الْحِسَابِ (53) إِنَّ هَذَا لَرِزْقُنَا مَا لَهُ مِنْ نَفَادٍ (54) 49- این تذکری است و برای پرهیزگاران عاقبت نیکونی است.

50- درهای باغ های بهشت همیشگی به روی آن ها باز است.

51- در حالی که در آن جا بر تخت ها تکیه زده اند میوه های بسیار و نوشیدنی ها می طلبند.

52- و نزد آن ها همسرانی است که چشم به شوهرانشان دوخته اند جوان و هم سال هستند.

53- این همان وعده ای است که به شما برای روز حساب داده شده است.

54- این همان رزق ماست که پایان پذیر نیست.

خداوند متقین و آن چه که در نزد پروردگار دارند را ذکر کرده و می فرماید: هَذَا ذِكْرٌ وَ إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ لَحُسْنَ مَآبٍ - تا - قاصِرَاتُ الطَّرْفِ أَتْرَابٌ يعنى حور العين که به خاطر نورانی بودنشان چشم ها عاجز از نگاه کردن به آن هاست.

خداوند گفتار اهل بهشت را نقل می کند: إِنَّ هَذَا لَرِزْقُنَا مَا لَهُ مِنْ نَفَادٍ يعنى پایان پذیر نیست و فانی نمی شود.

هَذَا وَ إِنَّ لِلطَّاعَينَ لَشَرَّ مَآبٍ (55) جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَهَا فَبِئْسَ الْمِهَادُ (56) هذا فَلْيَذُوقُوهُ حَمِيمٌ وَ غَشَاقٌ (57)

55- این (پاداش نیکوکاران است) و همانا برای طغیانگران بدترین جایگاه .است

56- (جایگاهشان) جهنم است که به آن وارد می شوند و چه بد جایگاهی است.

57- این است حمیم (آب جوشان) و غشاق (زرداب چرکین گند آلود) که باید از آن بچشند.

هَذَا وَ إِنَّ لِلطَّاغِينَ لَشَرَّ مَآبٍ * جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَهَا فَبِئْسَ الْمِهَادُ * هَذَا فَلْيَذُوقُوهُ حَمِيمٌ وَ عَشاق غساق وادی در جهنم است که در آن سیصد و سی قصر است که در هر قصری سیصد خانه است و هر خانه ای چهل گوشه دارد و در هر گوشه ای ماری بزرگ و ترسناک و با هر ماری سیصد و سی عقرب، و در هر سر هر عقربی سیصد و سی نیش گزنده سرشار از زهر که اگر یکی از آن عقرب ها زهرش را بر اهل دوزخ بریزد تمام آن ها را مسموم می کند.

هَذَا وَ إِنَّ لِلطَّاغِينَ لَشَرَّ مَآبٍ که آن ها زُرَيْق و حبتَر و بنی امیه هستند. وَ آخَرُ مِنْ شَكْلِهِ أَزْوَاجٌ (58) هذا فَوْجٌ مُقْتَحِمٌ مَعَكُمْ لا مَرْحَباً بِهِمْ إِنَّهُمْ صَالُوا النَّارِ (59) 58- و به غیر از این عذاب های گوناگون دیگری نیز دارند.

59- (به آن ها گفته می شود:) این ها گروهی هستند که با شما وارد دوزخ می،شوند بر آن ها خوش آمد ،مباد همۀ آن ها در عذاب آتش خواهند بود.

خداوند کسانی را که بعد از آن ها که حق آل محمد علیهم السلام را غصب نموده اند را ذکر کرده و می فرماید: وَ آخَرُ مِنْ شَكْلِهِ أَزْوَاجٌ هَذَا فَوْجٌ مُفْتَحِمٌ مَعَكُمْ

یعنی آن ها بنی السباع (1)هستند و می گویند بنی امیه می باشند. لا مَرْحَباً بِهِمْ إِنَّهُمْ صَالُوا النَّار می گویند مراد بنی فلان است.

قَالُوا بَلْ أَنتُمْ لا مَرْحَباً بِكُمْ أَنتُمْ قَدَّمْتُمُوهُ لَنَا فَبِئْسَ الْقَرارُ (60) قَالُوا رَبَّنَا مَنْ قَدَّمَ لَنا هذا فَرَدْهُ عَذَاباً ضِعْفاً فِي النَّارِ (61) وَ قَالُوا مَا لَنَا لا نَرى رِجَالاً كُنَّا نَعُدُّهُمْ مِنَ الْأَشْرَارِ (62) أَتَّخَذْنَاهُمْ سِخْرِيَّا أَمْ زَاغَتْ عَنْهُمُ الْأَبْصَارُ (63) إِنَّ ذَلِكَ لَحَقِّ تَخَاصُمُ أَهْلِ النَّارِ (64) 60- (آن ها به بزرگان خود) می گویند: بلکه خوش آمد بر شما مباد، چون که این (عذاب را) شما برای ما پیش فرستادید (باعث آن شما شدید) که بسیار جایگاه بدی است.

61- (سپس به درگاه الهی) عرض می کنند پروردگارا، هر کس این (عذاب) را برای ما پیش فرستاده عذابش را در آتش جهنم چندین برابر بیفزا

62- و می گویند: چه شده که ما مردانی را که از اشرار می شمرد نمی بینیم؟

63- آیا ما آن ها را مسخره می کردیم؟ با چشمان ما آن ها را نمی بینند؟

64- این یک واقعیتی است که اهل آتش با هم منازعه می کنند.

بَلْ أَنتُمْ لا مَرْحَباً بِكُمْ أَنْتُمْ قَدَّمْتُمُوهُ لَنا یعنی شروع به ظلم به آل محمد علیهم السلام کردید فَبِئْسَ الْقَرارُه که بسیار جایگاه بدی است. سپس بنی امیه می گوید: رَبَّنَا مَنْ قَدَّمَ لَنَا هَذَا فَزِدْهُ عَذَاباً ضِعْفاً فِي النَّارِ


1) آیة الله جزائری در پاورقی تصحیح تفسیر قمی می گوید: بنی السباع مقلوب بني العباس است.

که مراد اولی و دومی است.

سپس دشمنان آل محمد در آتش جهنم به یکدیگر می گویند مالنا لانری رجالاً كنا نَعُدُّهُمْ مِنَ الْأَشْرَارِ در دنیا و آن ها شیعیان امیرالمؤمنین علیه السلام هستند.

أَتَّخَذْنَاهُمْ سِحْرِيًّا أَمْ زَاغَتْ عَنْهُمُ الْأَبْصَارُ آیا ما آن ها را مسخره می کردیم؟ یا چشمان ما آن ها را نمی بینند؟ إِنَّ ذَلِكَ لَحَقُّ تَخَاصُمُ أَهْلِ النَّارِ آن چه که در میان آن هاست. امام صادق علیه السلام می فرماید به خدا سوگند شماها در بهشت شاد و مسرور هستید ولی دشمنان شما را در جهنم طلب می کنند. (1)

قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ (67) أَنتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ (68) ما كَانَ لِي مِنْ عِلْمِ بِالْمَلأ الأَعْلَى إِذْ يَخْتَصِمُونَ (69) إِنْ يُوحَى إِلَيَّ إِلَّا أَنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُبِينٌ (70) إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَراً مِنْ طِينٍ (71) 67- بگو: این خبری بزرگ است.

68- که شما از شنیدن آن رویگردانید.

69- من از عالم بالا (فرشتگان آسمان) که با هم (درباره آفرینش آدم) مخاصمه می کردند آگاه نیستم.

70- به من وحی می رسد به این که من انذار کننده آشکاری هستم.

71- (بیاد بیاور) هنگامی که پروردگارت به فرشتگان فرمود من بشری از


1) بحار الانوار، ج 30، ص وج 65 ص 13 نور الثقلین ج 4، ص 467؛ تفسیر برهان ج 6، ص 510

گل خواهم آفرید.

خلافت امیرالمومنین علیه السلام در شب معراج

خداوند عز و جل فرمود: ای محمد بكو: قُلْ هُوَ نَبَأَ عَظِيمٌ که امير المؤمنين علیه السلام نبأ عظیم است.

أَنْتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ مَا كَانَ لِي مِنْ عِلْمِ بِالْمَلَإ الْأَعْلَى - تا - مُبِينٌ. اسماعيل جعفی گوید در مسجد الحرام نشسته بودم و حضرت ابی جعفر علیه السلام نیز در گوشه ای نشسته بود ، سر بلند کرده نگاهی به آسمان و نگاهی به کعبه کرد و فرمود: سُبْحَانَ الَّذِی اَسْرَی بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ اِلَی الْمَسْجِدِ الاَقْصَی سه بار این آیه را تکرار کرد ، آن گاه متوجه من شد و فرمود: اهل عراق درباره این آیه چه می گویند؟

عرض :کردم می گویند خداوند رسول خود را از مسجد الحرام به بیت المقدس برد.

فرمود: اینطور نیست که آنان می گویند لیکن از این جا به این جا سیرش دادند (1)و با دست اشاره به آسمان کرد و فرمود: ما بین آن دو حرم است. آن گاه فرمود: به سدرة المنتهی رسید جبرئیل از همراهی با رسول خدا صلی الله علیه و آله باز ایستاد.

پرسید: آیا در چنین جائی مرا تنها می گذاری؟

:گفت تو پیش برو که به خدا سوگند به جایی رسیده ای که هیچ خلقی از خلائق بدانجا نرسیده و نخواهد رسید؛ این جا بود که پروردگار خود را دید (2)و


1) علامه طباطبائی می گوید مقصود «از این جا به این جا سیرش دادند» یعنی آن جناب را از کعبه به بیت المعمور سیر دادند الميزان الميزان، ج 13، ص 24

2) و این که رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود این جا بود که پروردگار خود را دیدم معنایش دیدن به چشم قلب است نه به چشم سر همان، ص 25

تنها سبحه میان او و خداوند فاصله بود. (1)

پرسید:م فدایت شوم سبحه چیست ؟

حضرت با صورت خود اشاره به زمین و با دست خود اشاره به آسمان کرد و سه بار :گفت «جلال ربي جلال ربی»

آن گاه خطاب شد: که ای محمد!

:گفت لبیک یا رب

خطاب رسید: ساکنان آسمان در چه چیز مشاجره می کنند؟

پیامبر گفت: خداوندا تو منزهی من علمی ندارم جز آن چه که تو به من آموختی

رسول خدا سپس فرمود: پس خدای تعالی دست در میان دو سینه ام گذاشت (2)و من برودت و خنکی آن را در میان دو کتفم احساس کردم ، آن گاه هیچ چیز از گذشته و آینده از من نپرسید مگر آن که پاسخ آن را دانستم ، در پایان پرسید ای محمد سکان آسمان ها در چه چیز مخاصمه و نزاع دارند؟

:گفتم در درجات ، كفارات و حسنات .

فرمود: ای محمد نبوتت به پایان رسید و خوردنت تمام شد، چه کسی را برای جانشینی خود در نظر گرفته ای؟

عرض کردم: پروردگارا من همه خلقت را آزمایش کرده ام کسی را مطیع تر از علی برای خود نیافتم.

فرمود: ای محمد همچنین مطیع تر از همه خلق نسبت به دستورات من است.


1) و این که فرمود: «تنها سیحه میان پیامبر و خدا فاصله بود» معنایش این است که در نزدیکی به خدا به جانی رسید که میان خدا و پیامبر جز جلال او فاصله ای نماند همان

2) و این که فرمود: «خدای تعالی دست در میان سینه ام گذاشت» کنایه از رحمت الهی است و حاصل معنایش این است که علمی از ناحیۀ او به قلبم وارد شد که هر شک و ریبی را از میان برد

عرض کردم: پروردگارا همه خلقت را آزمودم کسی را نسبت بخودم علاقمندتر از علی نیافتم.

فرمود: و همچنین نسبت به من ، پس ای محمد! او را بشارت بده به این که آیات هدایت و پیشوای اولیای من و نور برای فرمانبران من و کلمه باقیه ایست که من متقین را ملزم به پذیرفتن آن ،کرده ام هر کس او را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر کس او را دشمن بدارد مرا دشمن داشته علاوه بر این من او را به خصائصی اختصاص داده ام که احدی را به آن اختصاص نداده ام.

عرض کردم پروردگارا آخر او برادر من و صاحب و وزیر و وارث من است.

فرمود: این امری است که قضایش مقدر شده که او باید مبتلا شود و مردم هم به وسیله او امتحان شوند علاوه بر این من او را ارث داده ام و ارث داده ام و ارث داده ام و ارث داده ام چهار چیز را که گره آن ها به دست اوست و او هرگز فاش نمی کند. (1)

سپس خداوند خبر ابلیس را حکایت کرده و فرمود:إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَراً مِنْ طِينٍ که ما داستان آدم و ابلیس را در محل خودش نوشته ایم. (2)

قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِيَدَيَّ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ العالينَ (75) قَالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَني مِنْ نَارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ (16)


1) بحار الانوار، ج 18، ص 372

2) نور الثقلين، ج 4، ص 469؛ تفسیر برهان، ج 6، ص 514

قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَجيمٌ (7) وَ إِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتَى إِلَى يَوْمِ الدِّينِ (78) قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ (79) قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ (80) إِلَى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُوم (81) قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ (82) الا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ (83) قَالَ فَالْحَقُّ وَالْحَقِّ أَقُولُ (84) لأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنْكَ وَ مِمَّنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ أَجْمَعِينَ (85) 75- (خداوند) فرمود: ای ابلیس چه چیز تو را مانع شد برای آن موجودی که با دست خود آفریدم سجده نکنی؟ آیا تکبر ورزیدی یا از بزرگان بودی؟

76- (ابلیس) :گفت من از او ،بهترم مرا از آتش و او را از گل آفریده ای .

77- (خداوند) فرمود: از جایگاهت (آسمان ها) بیرون شو که تو از رانده شدگان هستی.

78- و همانا لعنت من تا روز قیامت بر تو باد.

79- گفت: پروردگارا، پس به من تا روز قیامت مهلت بده (زنده مانم).

80- فرمود: تو از مهلت یافتگانی.

81- تا روز معین و زمان مشخص.

82- گفت به عزت و جلال تو سوگند که همۀ آن ها (انسان ها) را گمراه خواهم کرد.

83- مگر بندگان خالص تو از آن ها.

84- فرمود به حق ،سوگند که حق می گویم.

85- که جهنم را از تو و از همه کسانی که از تو پیروی کرده اند پر خواهم کرد.

ابوبصیر روایت می کند که امام صادق علیه السلام فرمودند: خداوند همه آفریده هایش را به دست خویش ،آفرید به آدم محتاج نشد در حالی که آدم را نیز به دست خودش آفریده است و می فرماید: مَا مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِيَدَيَّ آیا نمی بینی که خداوند همۀ اشیاء را به دست خویش مبعوث می کند. (1)

خَلَقْتَنِي مِنْ نَارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينِ اسحاق بن حریز گوید امام صادق علیه السلام فرمود: اصحاب شما درباره گفتار شیطان که گفت مرا از آتش و آدم را از گل آفریدی چه عقیده دارند؟

:گفتم فدایت گردم می گویند که او از آتش خلق شده همان طور که از مضمون آیه استنباط می شود.

فرمودند: بلی ملعون دروغ گفته ای اسحاق خداوند او را از گل آفریده است آن گاه گفت: خداوند می فرماید: الَّذِي جَعَلَ لَكُمْ مِنَ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ نَاراً فَإِذَا أَنْتُمْ مِنْهُ تُوقِدُونَ (2)بدین طریق که او را از آتشی که از درخت سبز اقتباس شده بود آفرید و اصل درخت نیز از گل .است (3)

امام صادق علیه السلام در تفسير آية فَأَنْظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ إِلَى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ فرمود: مراد از یوم الوقت المعلوم روزی


1) بحار الانوار، ج 4، ص 1 ؛ ج 11، ص 153 ؛ نور الثقلين، ج 4، ص 472؛ تفسیر برهان، ج 6، ص 515

2) یس، آيه 80؛ همانا خدایی که از درخت سبز برای شما آتشی قرار داد که شما به وسیله آن آتش می افروزید

3) قصص الانبياء جزائري، ص 37؛ بحار الانوار، ج 11، ص 154 و ج 60 ص 244 تفسیر برهان ج 6، ص 519 ؛ نور الثقلين، ج 4، ص 472

است که رسول خدا صلی علیه و آله او را بر روی صخره ای در بیت المقدس ذبح می کند. (1)

سپس ابلیس گفت: فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْويَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ * إِلا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ به عزّت و جلال تو سوگند که همۀ آن ها (انسان ها) را گمراه خواهم ،کرد مگر بندگان خالص تو از آن ها

پس خداوند فرمود: فَالْحَقُّ وَالْحَقَّ أَقُولُ * لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنْكَ وَ مِمَّنْ تَبِعَكَ مْنهن أَجْمَعِينَ به حق ،سوگند که حق می گویم که جهنم را از تو و از همه کسانی که از تو پیروی کرده اند پُر خواهم کرد. (2)

قُلْ ما أَسْتَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ وَ مَا أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفِينَ (86) إِنْ هُوَ إِلا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ (87) وَلَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِينٍ (88) 86- (ای پیامبر) بگو: من از شما به خاطر دعوت نبوتم هیچ اجری نمی خواهم و من از متکلفین .نیستم (سخنان بی پایه و بدون برهان نمی گویم).

87- این قرآن نیست مگر انذاری از برای عالمیان.

88- و شما خبر آن را بعد از زمانی خواهید شنید.

ابن عباس در تفسیر این آیه گوید: ای محمد بگو: مَا أَسْئلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ یعنی بر آن چه که شما را دعوت می کنم هیچ مالی نمی خواهم.

وَ مَا أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفِينَ یعنی آن چه را که می گویم از خودم نیست. إِنْ هُوَ إِلا ذِكْرٌ که ارادۀ موعظه می کند.


1) بحار الانوار، ج 6، ص 244 ؛ قصص الانبياء جزائري، ص 37؛ نور الثقلين، ج 37 نور الثقلین، ج 4، ص 472

2) بحار الانوار، ج 11، ص 229

لِلْعَالَمِينَ که ارادۀ همۀ خلق را می کند. وَلَتَعْلَمُنَّای ای گروه مشرکین. نَبَأَهُ بَعْدَ حِينٍ یعنی هنگام مرگ و بعد از مرگ که روز قیامت باشد. (1)


1) بحار الانوار، ج 9، ص 233 ؛ تفسیر برهان، ج 6، ص 520

تفسیر سوره زمر

اشاره

39- سوره زمر در مکه نازل شده و دارای 75 آیه است.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

تنزيلُ الكِتَابِ مِنَ اللهِ الْعَزيزِ الْحَكيم (1) إنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصاً لَهُ الدِّينَ (2) أَلا لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ وَالَّذينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ مَا نَعْبُدُهُمْ إِلا لِيُقَرَّبُونَا إلَى الله زُلفى إِنَّ اللهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ في مَا هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللهَ لا يَهْدِي مَنْ هُوَ كَاذِبٌ كَفَّارٌ (3) 1- این کتابی است که از جانب خداوند قادر و حکیم نازل شده است.

2- همانا ما این کتاب را بر تو به حق نازل کردیم پس خداوند را عبادت کن و دینت را برای او خالص گردان.

3- آگاه باشید که دین خالص از برای خداست و کسانی که غیر خدا را اولیاء خود گرفتند، (دلیل می آوردند که:) ما این ها (بتان) را نمی پرستیم مگر برای این که ما را به پیشگاه الهی نزدیک کنند همانا خداوند درباره آن چه که اختلاف داشتند میانشان داوری می کند خداوند کسی را که دروغگو و کفران کننده است را هدایت نمی کند.

تنْزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ این کتابی است که از جانب خداوند قادر و حكيم نازل شده است سپس خداوند پیامبرش را مورد خطاب قرار

داده و فرمود: إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصاً لَهُ الدِّينَ * أَلا لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ مَا نَعْبُدُهُمْ إِلا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللهِ زُلْفی که این آیات لفظش خبر و معنایش حکایت می باشد و آن این که قریش می:گفتند ما برای تقرب به خداوند و نزدیکی به او بت ها را عبادت می کنیم چرا که ما نمی توانیم مستقیماً حق عبادت خداوند را به جا آوریم که خداوند گفته آن ها را بر لفظ خبر حکایت کرده ولی معنایش حکایت حال آن هاست پس خداوند فرمود: إِنَّ اللهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فِي مَا هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ همانا خداوند دربارۀ آن چه که اختلاف داشتند میانشان داوری می کند. (1)

لَوْ أَرَادَ اللهُ أَنْ يَتَّخِذَ وَلَداً لأَصْطَفَى مِمَّا يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ سُبْحَانَهُ هُوَ اللهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ (4) خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ يُكَوِّرُ اللَّيْلَ عَلَى النَّهَارِ وَ يُكَوِّرُ النَّهَارَ عَلَى اللَّيْلِ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى أَلا هُوَ الْعَزِيزُ الْغَفَّارُ (5) خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَ أَنزَلَ لَكُمْ مِنَ الْأَنْعَامِ ثَمَانِيَةَ أَزْوَاجِ يَخْلَقَكُمْ فِي بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ خَلْقاً مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ فِي ظُلُمَاتٍ ثَلَاثٍ ذلِكُمُ الله رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ لا إلهَ إِلا هُوَ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ (6) 4- اگر خداوند می خواست فرزندی اختیار کند آن چه را که می خواست از میان مخلوقاتش بر می گزید پاک و منزه است او خداوند یگانه و قهّار است.

5- آسمان ها و زمین را به حق ،آفرید شب را با روز و روز را با شب


1) تفسیر برهان، ج 6، ص 522

می پوشاند و خورشید و ماه را مسخر کرده است هر کدام تا وقت معیّنی در حرکت هستند آگاه باشید که او قادر و آمرزنده است.

6- او شما را از یک نفس (آدم) ،آفرید سپس از آن همسرش (حوّا) را قرار ،داد و برای (استفاده) شما از چهارپایان هشت زوج را ایجاد کرد و شما را در شکم مادرانتان آفرینشی بعد از آفرینش دیگر در میان تاریکی های سه گانه (مشیمه و رحم و بطن) ،آفرید این است خداوند پروردگار شما که حکومت از برای اوست هیچ معبودی جز او نیست پس چرا از راه راست منحرف می شوید

خداوند کسانی را که ،گفتند خداوند برای خود بچه ای گرفته است را رد کرده و فرمود:لَوْ أَرَادَ اللهُ أَنْ يَتَّخِذَ وَلَداً لأصْطَفَى مِمَّا يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ سُبْحَانَهُ هُوَ اللهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ - تا - يُكَوِّرُ اللَّيْلَ عَلَى النَّهَارِ وَ يُكَوِّرُ النَّهَارَ عَلَى اللَّيْلِ يعني شب را با روز و روز را با شب می پوشاند.

سپس خداوند خلق را مورد خطاب قرار داده و فرمود: خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسِر وَاحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَها یعنی آدم و همسرش حواء.

وَ أَنْزَلَ لَكُمْ یعنی برای شما آفرید. مِنَ الْأَنْعَامِ ثَمَانِيَةَ أَزْوَاج این آیه را در سوره انعام تفسیر کرده ایم. (1) يَخلُقُكُمْ فِي بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ خَلْقاً مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ فِي ظُلُمَاتٍ ثَلاثٍ مراد از ظلمات سه گانه شکم و رحم و تخمدان است. (2) ذلِكُمُ اللهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ لَا إِلَهَ إِلا هُوَ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ این است خداوند پروردگار شما که حکومت از برای اوست هیچ معبودی جز او نیست پس


1) تفسیر برهان، ج 6، ص 523

2) تفسیر صافی، ج 6، ص 256 ؛ تفسیر برهان، ج 6، ص 524

چرا از راه راست منحرف می شوید.

إِنْ تَكْفُرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنْكُمْ وَ لا يَرْضَى لِعِبَادِهِ الْكُفْرَ وَ إِنْ تَشْكُرُوا يَرْضَهُ لكُمْ وَ لا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى ثُمَّ إِلى رَبِّكُمْ مَرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ (7) وَإِذَا مَسَّ الْإِنْسَانَ ضُرٌّ دَعَا رَبَّهُ مُنِيبًا إِلَيْهِ ثُمَّ إِذَا خَوَّلَهُ نِعْمَةً مِنْهُ نَسِيَ مَا كَانَ يَدْعُو إِلَيْهِ مِنْ قَبْلُ وَجَعَلَ لِلَّهِ أَنْدَادًا لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِهِ قُلْ تَمَتَّعْ بِكُفْرِكَ قَلِيلًا إِنَّكَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ (8) 7- اگر کفران کنید همانا خداوند از شما بی نیاز است و برای بندگانش کفر را نمی پسندد و اگر شکرش را به جای آورید آن را برای شما می پسندد هیچ گناهکاری بار گناه دیگری را بر دوش نمی کشد، سپس باز گشت شما به سوی پروردگارتان است پس شما را بدانچه که عمل می کردید آگاه می،کند چرا که او به آن چه که در سینه هاست آگاه است.

8- و هنگامی که به انسان زیانی می رسد پروردگارش را می خواند و به سویش بر می گردد سپس هنگامی که نعمتی به او روی می آورد آن چه را که قبلاً خداوند را به خاطر آن می خواند را فراموش می کند و برای خداوند همتایانی قرار می دهد تا (مردم را) از راه خدا گمراه سازد بگو چند روزی به خاطر کفرت بهره ای ،بردار همانا که تو از اهل دوزخ جهنم هستی

إِنْ تَكْفُرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنْكُمْ وَ لَا يَرْضَى لِعِبَادِهِ الْكُفْرَ وَ إِنْ تَشْكُرُوا يَرْضَهُ لَكُمْ این ناسپاسی نعمت هاست. وَ إِذَا مَسَّ الْإِنْسَانَ ضُرٌّ دَعَا رَبَّهُ مُنِيباً إِلَيْهِ - تا - وَ جَعَلَ لِلَّهِ أَنْدَاداً يعنى برای خدا شریک قرار می دهد

قُلْ تَمَتَّعْ بِكُفْرِكَ قَلِيلاً إِنَّكَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ این آیه دربارۀ أبي فلان نازل شده است. أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاءَ اللَّيْلِ سَاجِداً وَ قَائِماً يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَ يَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبَابِ (9) 9- (آیا کسی که همیشه در حال عصیان است بهتر می باشد) یا کسی که ساعات شب را به اطاعت خداوند در حال سجود و قیام است از عذاب آخرت می ترسد و به رحمت پروردگارش امیدوار است؟ بگو آیا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند مساوی هستند؟ همانا فقط صاحبان عقل و اندیشه متذکر می شوند.

أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاءَ اللَّيْلِ سَاجِداً وَ قَائِماً يَحْذَرُ الْآخِرَةَ این آیه درباره امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام نازل شده است. وَ يَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ - اى محمد - هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبَابِ یعنی صاحبان عقل ها و اندیشه ها. (1) فَاعْبُدُوا مَا شِئْتُمْ مِنْ دُونِهِ قُلْ إِنَّ الْخَاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْلِبِهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَلا ذَلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِينُ (15) 15- پس شما هر چه را که می خواهید به غیر از او (خداوند) را بپرستید.

:بگو همانا زیانکاران کسانی هستند که روز قیامت خودشان و بستگانشان در خسران و زبان هستند آگاه باشید که این زبان آشکاری است.

ابی الجارود روایت می کند که امام باقر علیه السلام در ذیل آیه فرمودند: قُلْ إِنَّ


1) تفسیر برهان، ج 6، ص 529

الْخَاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ یعنی در نفس خود و اهلشان مغبون شدند وَ أَهْلِيهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَلَّا ذَلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِينُ بستگانشان در خسران و زیان هستند آگاه باشید که این زیان آشکاری است. لَهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ ظُلَلٌ مِنَ النَّارِ وَ مِنْ تَحْتِهِمْ ظُلَلٌ ذَلِكَ يُخَوِّفُ اللهُ بِهِ عِبَادَهُ يَا عِبَادِ فَاتَّقُونِ (16) 16- برای آن ها از بالا سایه هانی از ،آتش و از زیر پاهایشان هم سایه هائی از آتش می باشد این چیزی است که خداوند به وسیله آن بندگانش را می ترساند ای بندگان من از (عذاب من) بترسید

لَهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ ظُلَلٌ مِنَ النَّارِ وَ مِنْ تَحْتِهِمْ ظُلَل یعنی آتش از بالای سرشان و از زیر پاهایشان سایه می اندازد. (1) لَكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ غُرَفٌ مِنْ فَوْقِهَا غُرَفٌ مَبْنِيَّةٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَعْدَ اللَّهِ لَا يُخْلِفُ اللَّهُ الْمِيعَادَ (20) أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَسَلَكَهُ يَنَابِيعَ فِي الْأَرْضِ ثُمَّ يُخْرِجُ بِهِ زَرْعًا مُخْتَلِفًا أَلْوَانُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَجْعَلُهُ حُطَامًا إِنَّ فِي ذَلِكَ لَذِكْرَى لِأُولِي الْأَلْبَابِ (21) أَفَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَهُوَ عَلَى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَوَيْلٌ لِلْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ أُولَئِكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ (22) 20 - لکن کسانی که از پروردگارشان می ترسند برای آن ها غرفه هانی در بهشت است که بر بالای آن ،غرفه ها غرفه های دیگری بنا شده و از زیر آن ها


1) تفسیر برهان، ج 6، ص 531

نهرها جاری است این وعده الهی است خداوند در وعده خود تخلف نمی کند

21 - آیا ندیدی که خداوند از آسمان آب نازل کرد و آن را در روی زمین به صورت چشمه هایی قرار داد سپس به وسیله آن زراعتی با رنگ های گوناگون خارج می سازد سپس آن گیاهان را می خشکاند که آن را زرد رنگ می بینی سپس آن را به صورت چوب خشکی شکننده در می آورد همانا در این ها برای صاحبان عقل و اندیشه تذکری است.

22 - آیا کسی که خداوند سینه اش را به وسیلۀ اسلام گشاده است که او بر نوری از پروردگارش می باشد (با اشخاص کافر بی نور و تنگ سینه یکسان است)؟ پس وای بر کسانی که قلب هایشان در برابر ذکر الهی سخت شده است همانا آن ها در گمراهی آشکاری هستند.

آن چه که خداوند در بهشت بر ولی اش عطا می کند

لَكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ غُرَفٌ مِنْ فَوْقِهَا غُرَفٌ - تا - الْمِيعَادَ امام باقر علیه السلام می فرماید: حضرت علی علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله در تفسیر این آیه سؤال کرد: ای پیامبر خدا این غرفه ها را با چه چیز و برای چه کسانی ساخته اند؟

فرمود: ای علی این غرفه هایی است که خدا آن ها را برای اولیاء خود با در و ياقوت و زبرجد ساخته است سقف هایش از طلاست و با نقره محکم شده و به هم پیوسته، هر غرفه ای را هزار در ززین است و بر هر دری فرشته ای گماشته است و در آن فرش های گران بها بر روی یکدیگر از ابریشم و دیبا به رنگ های گوناگون درون آن ها انباشته از مشک و عنبر و ،کافور و این گفته خداست

وَ فُرُشٍ مَرْفُوعَةٍ (1)و فرش های گران بها. چون مؤمن در بهشت به منزل های خود وارد شود بر سر او تاج ملک و بزرگواری نهند و آرایه های زر و سیم و یاقوت و در به رشته کشیده شده در نیم تاجی زیر تاج بر او بیاویزند و هفتاد جامه حریر به رنگ های گوناگون بافته شده از زر و سیم و دانه نشان به مروارید و یاقوت سرخ بر او بپوشانند و این گفته اوست: يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَ لُولُوْا وَ لِبَاسُهُمْ فِيهَا حَرِيرٌ (2)در آن جا با دستبندهایی از طلا و مروارید آراسته شوند و لباسشان از حریر باشد.

چون مؤمن بر تخت خود نشیند تختش از شادی به جنبش درآید و چون دوستدار خدا در منازل خود در بهشت استقرار یابد فرشته گماشته بر باغ بهشتی او را به بزرگداشتی از جانب خدا شادباش گوید و خدمتگزاران و کنیزان مؤمن به او خوش آمد گویند و دوستدار خدا بر تخت خود تکیه زند و همسر حوریه زیبایش نزد او رود و چندان برای دوستدار خدا درنگ کند تا او از کار خود فارغ شود.

امام علیه السلام فرمود: همسر حوریه اش از خیمه بیرون می آید و با مهربانی به استقبال او می رود که به هفتاد حله از یاقوت و لولو و زبرجد آراسته شده و به مُشک و عنبر عطر آگین شده و بر سرش تاج کرامت و کفش هائی از طلا بر پاهایش پوشیده که با یاقوت و لولو زینت داده شده و بند آن کفش ها از یاقوت احمر می باشد چون با شوق و علاقه نزدیک ولی خدا می رسد به او می گوید ای ولی خدا این روز روز تعب و سختی و رنج ،نیست من برای تو و تو برای


1) واقعه آیه 34

2) فاطر، آیه 33

من هستی و همدیگر را به مدت پانصد سال از سال های دنیا با عشق و علاقه در آغوش می گیرند و دست در گردن هم می اندازند.

امام علیه السلام فرمود: پس آن ولی خدا در گردن آن حوریه گردنبندی از تارهای نازک از یاقوت احمر می بیند که در وسط آن نوشته شده تو ای ولی خدا حبيب من هستی و من حوريه نيز حبیب تو می باشم نفسم را به تو هبه کرده ام و تو نیز نفست را به من هبه کن

سپس خداوند هزار ملک مبعوث می کند که تا ورود او را به بهشت تهنیت گویند و حوریه را به ازدواج او در آورند چون آن ها به اول در بهشت می رسند و به ملک موکل درهای بهشت می گویند به ما اجازه دهید که به نزد ولی خدا برویم که خداوند ما را برای تهنیت گفتن به او فرستاده است.

آن ملک می:گوید به حاجب بگویم و جایگاه شما را به او بگویم.

پس آن ملک به نزد حاجب که بین او و حاجب فاصله سه بهشت است می رود تا این که به در اول می رسد و به حاجب می گوید در باب بهشت هزار ملک است که خداوند آن ها را فرستاده است آمده اند ولی خدا را تهنیت بگویند و درخواست دارند که به آن ها اجازه ورود داده شود.

حاجب می گوید مقام او بزرگ تر از این است که به کسی اجازه دهم نزد او برود و او با همسرش است.

امام علیه السلام فرمود بين حاجب و ولی خدا دو بهشت فاصله است حاجب به نزد قیم می رود و به او می گوید در باب غرفه هزار ملک است که خداوند عالمین آن ها را فرستاده تا بر ولی خدا تهنیت بگویند اجازه ورود به آن ها بده قیم به نزد خادمان ولی خدا می رود و به آن ها می گوید فرستاده های خداوند جبار در باب غرفه است که هزار ملک می باشند تا بر ولی خدا تهنیت

.بگویند جایگاه او را به آن ها نشان بده

خادمان به ملائکه اجازه می دهند و آن ها وارد بر ولی خدا می شوند که در غرفه ای است که دارای هزار در و هر دری دارای ملک موکلی می باشد چون به ملائکه اذن ورود بر ولی خدا می دهند هر ملکی در مخصوص به خودش که موکل بر آن است را باز می کند که هر ملکی از یکی از آن درها وارد می شود و پیام خداوند جبار را به او می رسانند و آن فرمایش خداوند است که می فرماید: وَالْمَلَائِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِمْ مِنْ كُلِّ بَابٍ (1)یعنی از درهای غرفه سَلامٌ عَلَيْكُمْ بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ (2)و به آنان گویند: سلام بر شما به پاس استقامت و صبرتان در برابر عبادت معصیت و مصیبت، پس نیکوست فرجام این سرای.

خداوند می فرماید: وَإِذَا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيماً وَ مُلكاً كَبِيراً (3)و چون آن جایگاه نیکو را مشاهده کنی عالمی پر نعمت و کشوری بینهایت بزرگ خواهی دید.

یعنی هر چه که از کرامت و نعمت ها و ملک عظیم که در آن می بینی همه برای ولی خداست همانا ملائکه فرستاده شده از جانب خداوند جبار اجازه ورود بر او را می گیرند زیرا کسی بدون اجازه آن ولی خدا نمی تواند بر او وارد شود که در آن ملک عظیم است که در زیرش نهرها جاری می باشد. (4)

أَفَمَنْ شَرَحَ اللهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلَى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ درباره


1) رعد آیه 23 ؛ و فرشتگان از هر دری بر آنان در آیند

2) رعد آیه 24

3) انسان آیه 20

4) بحار الانوار، ج 8، ص 128؛ تاويل الآيات الظاهره، ص 721 ؛ نور الثقلين، ج 4، ص 482؛ تفسیر برهان، ج 6 ص 534

امير المؤمنین علیه السلام نازل شده است. (1)

أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَسَلَكَهُ يَنَابِيعَ فِي الْأَرْضِ که مراد از «ينابيع» یعنی آب چشمه ها و چاه هاست از آن چیزهائی که خداوند از آسمان نازل فرموده و در دل زمین جای گرفته است. ثُمَّ يُخْرِجُ بِهِ زَرْعاً مُختلِفاً أَلْوَانُهُ ثُمَّ يَهِيجُ یعنی خشک شده تا این که زرد می شوند. ثُمَّ يَجْعَلُهُ حُطاماً «حطام» یعنی زمانی که خشک شد و ریزه ریزه گردید. ضَرَبَ اللهُ مَثَلاً رَجُلاً فِيهِ شُرَكَاهُ مُتَشَاكِسُونَ وَ رَجُلاً سَلَماً لِرَجُلٍ هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلاً الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ (29) 29 - خداوند مثلی زده است مردی که شریکانی دارد و دائماً با هم در حال مشجره هستند با مردی که تسلیم امر یک نفر است آیا این دو با هم یکسان هستند؟ حمد و سپاس از برای ،خداست بلکه بیش تر مردم نمی دانند.

ضَرَبَ اللهُ مَثَلاً رَجُلاً فِيهِ شُرَكَاءُ مُتَشَاكِسُونَ این مثلی است که خداوند برای امیرالمؤمنین علیه السلام و کسانی که به آن حضرت ظلم کرده و حقش را غصب نموده اند زده است. مُتَشَاكِسُونَ یعنی کسانی که در ولایت امیرالمومنین علیه السلام اختلاف کرده و او را دشمن می داشتند. وَ رَجُلاً سَلَماً لِرَجُل امير المؤمنين علیه السلام که تسلیم و خالص از برای رسول خدا صلی الله علیه و آله بود سپس فرمود: هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلاً الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ


1) تفسیر برهان، ج 6، ص 536؛ نور الثقلين، ج 4، ص 484 ؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 264

لا يَعْلَمُونَ آیا این دو با هم یکسان هستند؟ حمد و سپاس از برای خداست بلکه بیش تر مردم نمی دانند. إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَ (30) ثُمَّ إنَّكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عِنْدَ رَبِّكُمْ تَخْتَصِمُونَ (31) فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَذَبَ عَلَى اللهِ وَ كَذَّبَ بِالصِّدْقِ إِذْ جَاءَهُ أَلَيْسَ فِي جَهَنَّمَ مَثْوَى لِلْكَافِرِينَ (32) وَالَّذِي جَاءَ بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ (33) 30- همانا تو می میری و آن ها نیز خواهند مُرد.

31- پس شما روز قیامت نزد پروردگارتان مخاصمه (دادخواهی) می کنید.

32- پس چه کسی ستمکارتر است از آن کسی که بر خداوند دروغ بسته و سخن راست را هنگامی که به نزد او آمد را دروغ خواند؟ آیا در جهنم جایگاهی از برای کافران نیست؟

33- و آن کسی که سخن راست آورد و کسی که آن را تصدیق کرد از پرهیزگاران هستند.

خداوند پیامبرش را تعزیت گفته و فرمود: إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَ ثُمَّ إِنَّكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عِنْدَ رَبِّكُمْ تَخْتَصِمُونَ یعنی امير المؤمنین علیه السلام و کسی که حق او را غصب نمود.

سپس خداوند دشمنان آل محمد علیهم السلام و کسی که بر خدا و رسولش دروغ بست و ادعای آن چیزی را کرد که برای او نبود را ذکر کرده و فرمود: فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَذَبَ عَلَى اللهِ وَ كَذَّبَ بِالصِّدْقِ إِذْ جَاءَهُ یعنی به آن چه که از حق و ولايت اميرالمومنين على علیه السلام بر پیامبر صلی الله علیه و آله نازل شد.

سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و امیر المؤمنين علیه السلام را ذکر کرده و فرمود: وَالَّذِي جاءَ بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ یعنی امیر المؤمنين علیه السلام أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ آن ها از پرهیزگاران هستند

أَلَيْسَ اللهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ وَ يُخَوِّفُونَكَ بِالَّذِينَ مِنْ دُونِهِ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ (36) 36- آیا خداوند برای بنده اش کفایت نمی کند؟ و آن ها تو را از غیر او می ترسانند و کسی را که خداوند گمراه کند برای او هدایت کننده ای نیست.

أَلَيْسَ اللهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ وَ يُخَوِّفُونَكَ بِالَّذِينَ مِنْ دُونِهِ یعنی جمعی از منافقان امت تو می گویند قبول ولایت علی را از ما مخواه و ما را از طلب این معنى معاف دار و می ترسانند تو را که اگر ما را در این باب معاف نداری از دین تو گذشته ملحق به کفار خواهیم شد. (1) اللهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا فَيُمْسِكَ الَّتِي قَضَى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَ يُرْسِلُ الْأُخْرِى إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ (42) 42- خداوند هنگام مرگ ارواح را می گیرد و ارواحی که نمرده اند را در هنگام خواب می گیرد پس ارواح کسانی را که مرگشان فرا رسیده را نگه می دارد و بقیه (ارواحی که مرگشان فرا نرسیده) را (به بدن ها) بر می گرداند تا وقت معیّن ،آن ها همانا در این نشانه ای است برای کسانی که تفکر می کنند.


1) نور الثقلين، ج 4، ص 487؛ تفسیر برهان، ج 6، ص 542

اللهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِها . امام جواد علیه السلام می فرماید روزی امیر المؤمنين علیه السلام با حضرت امام حسن علیه السلام نشسته بودند و آن حضرت بر دست سلمان فارسی تکیه داده بودند که شخص نیکو منظر و پاکیزه لباسی وارد شد و سلام کرد امیر المؤمنین علیه السلام پاسخ او را داد او نشست و عرض کرد ای امير المؤمنين علیه السلام سه سوال از حضرتت می نمایم چنانچه جواب آن را بفرمائيد یقین دارم که بر شما ظلم شده و این مردم خلافت و حقوق شما را غصب نموده اند و از دین خارج شده اند در دنیا جز مومنین شمرده نمی شوند و در آخرت هم بهره ای ندارند

فرمود: هر چه می خواهی سؤال کن

:گفت شخصی که در خواب است روح او کجا می رود؟

امیرالمؤمنين علیه السلام به حضرت امام حسن علیه السلام فرمود: ای ابا محمد جواب سؤال این مرد را بده

آن حضرت در جواب سؤال او چنین فرمود چون شخص به خواب می رود روح او متعلق به باد است و آن باد هم تعلق در هوا گیرد تا وقتی که صاحبش حرکت کند اگر پروردگار اذن و اجازه به برگشتن آن روح بفرماید باد هوا را جذب نموده و آن روح در بدن صاحبش آرام و قرار می گیرد و چنان چه به برگشتن روح اجازه نفرماید هوا باد را و باد روح را جذب و خارج می کند و به بدن صاحبش برنمی گردد تا وقتی که برانگیخته شود که این سوالات سه گانه گذشت. (1)


1) تفسیر برهان، ج 6، ص 543

أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّهِ شُفَعَاءَ قُلْ أَوَلَوْ كَانُوا لا يَمْلِكُونَ شَيْئاً وَ لا يَعْقِلُونَ (43) قُلْ لِلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعاً لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (44) وَإِذَا ذُكِرَ اللهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَإِذَا ذُكِرَ الَّذينَ مِنْ دُونِهِ إِذَا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ (45) 43- آیا آن ها (مشرکان) به غیر از خداوند شفیعانی برای خود گرفته اندا؟ (به (آن ها) بگو: اگر چه مالک چیزی نباشند و هیچ عقل و شعوری برای آن ها نباشد (باز آن ها را شفیع خود قرار م ی دهید؟)

44- بگو شفاعت همه از برای خداست که حکومت آسمان ها و زمین از برای اوست سپس همگی به سوی او باز گردانده می شوید.

45- و هنگامی که خداوند (در نزد آن ها) به یگانگی یاد می شود قلب های کسانی که به آخرت ایمان نیاورده اند از آن متنفر می گردند و هنگامی که غیر از خداوند (در نزد آن ها) یاد می شود خوشحال می گردند.

أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ شُفَعَاءَ یعنی بت ها را شفیعان خود گرفته اند تا روز قیامت از آن ها شفاعت کند و گفتند که فلانی و فلانی روز قیامت در پیشگاه خداوند از ما شفاعت می کنند. (1) قُلْ لِلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعاً هیچ کسی بدون اذن خداوند شفاعت نمی کند. (2) وَ إِذا ذُكِرَ اللهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ - تا - إِذَا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ این آیه درباره فلانی و فلانی و فلانی نازل شده است.


1) تفسیر برهان، ج 6، ص 544

2) تفسیر برهان ج 544 ؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 273

قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ (53) 53- بگو: ای بندگان من که بر خویشتن اسراف نموده اید از رحمت الهی ناامید ،نباشید که خداوند همه گناهان را می آمرزد، زیرا که او آمرزنده و مهربان است.

ويا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ این آیه مخصوص درباره شیعیان امير المؤمنین علیه السلام نازل شده است. (1) ابو حمزه گوید امام باقر علیه السلام فرمود: خداوند در روز قیامت عذر کسی را که :بگوید ای پروردگار ،من ندانستم که والی امر مردم فرزندان فاطمه زهرا علیها السلام است را نمی پذیرد و او را به عذاب ابد مبتلا می گرداند و درباره شیعیان بچه های فاطمه علیها السلام این آیه مخصوص نازل شده است: يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ ای بندگان من که بر خویشتن اسراف نموده اید از رحمت الهی ناامید نباشید. (2)

وَ أَنبُوا إِلَى رَبِّكُمْ وَ أَسْلِمُوا لَهُ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ (54) وَاتَّبِعُوا أَحْسَنَ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبَّكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ بَغْتَةً وَ أَنتُمْ لا تَشْعُرُونَ (55) أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يَا حَسْرَتَا عَلَى مَا فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ وَإِنْ كُنْتُ لَمِنَ


1) تفسیر برهان ج 6، ص 546 ؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 276

2) تفسیر برهان، ج 6، ص 546

السَّاخِرِينَ (56) أَوْ تَقُولَ لَوْ أَنَّ اللَّهَ هَذَانِى لَكُنْتُ مِنَ الْمُتَّقِينَ (57) أَوْ تَقُولَ حِينَ تَرَى الْعَذَابَ لَوْ أَنَّ لي كَرَّةً فَأَكُونَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ (58) بلى قَدْ جَاءَ تكَ آيَاتِي فَكَذَّبْتَ بِها وَ اسْتَكْبَرْتَ وَ كُنتَ مِنَ الكَافِرِينَ (59) 54- و به سوی پروردگارتان باز گردید و در برابرش تسلیم شوید قبل از اینکه عذاب الهی به سوی شما بیاید که در آن هنگام هیچ یاوری نداشته باشید.

55- و از بهترین دستورهایی که از جانب پروردگارتان به سوی شما نازل شده پیروی ،کنید قبل از اینکه عذاب الهی ناگهان شما را در بر بگیرد و شما از آن خبر ندارید

56- (تا این که روز قیامت) کسی نگوید وا حسرتا که من از فرمان الهی کوتاهی کردم و از مسخره کنندگان بودم.

57- یا این که بگوید اگر خداوند مرا هدایت می فرمود من نیز از پرهیزگاران می بودم.

58- یا هنگامی که عذاب را می بیند :بگوید ای کاش اگر بار دیگر (به دنیا) باز می گشتم از نیکوکاران می شدم.

59- آری به تحقیق آيات من به سویت آمد پس تو آن را تکذیب کردی و تکبر ورزیدی و از کافران بودی.

وَ أَنِيبُوا إِلى رَبِّكُمْ يعنی به سوی پروردگارتان توبه کنید. وَ أَسْلِمُوا لَهُ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ ثُمَّ لَا تُنْصَرُونَ * وَاتَّبِعُوا أَحْسَنَ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ یعنی از قرآن و ولایت امیر المؤمنين علیه السلام و ائمه عالم علیهم السلام پیروی کنید.

و دلیل بر آن این آیه است أَنْ تَقُولَ نَفْسُ يَا حَسْرَتي عَلَى مَا فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ الله مراد از «جنب الله» امام است زیرا امام صادق علیه السلام فرمود: ما «جنب الله» .هستیم

سپس فرمود: أَوْ تَقُولَ حِينَ تَرَى الْعَذَابَ لَوْ أَنَّ لِي كَرَّةً فَأَكُونَ مِنَ الْمُحْسِنِینَ یا هنگامی که عذاب را می بیند بگوید: ای کاش اگر بار دیگر (به (دنیا) باز می گشتم از نیکوکاران می شدم

پس خداوند آن ها را رد کرده و فرمود: بَلَى قَدْ جَاءَتْكَ آيَاتِي فَكَذَّبْتَ بِهَا که مراد از آیات ائمه علیهم السلام می باشند.

وَاسْتَكْبَرْتَ وَ كُنْتَ مِنَ الْكَافِرِينَ یعنی به خداوند تکبر ورزیدی. وَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ تَرَى الَّذِينَ كَذَبُوا عَلَى اللهِ وُجُوهُهُمْ مُسْوَدَّةٌ ۚ أَلَيْسَ فِي جَهَنَّمَ مَثْوًى لِلْمُتَكَبِّرِينَ (60) 60- و روز قیامت کسانی را که بر خدا دروغ می بستند را می بینی که صورت هایشان سیاه است آیا در جهنم جایگاهی برای متکبران نیست؟

وَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ تَرَى الَّذِينَ كَذَبُوا عَلَى اللَّهِ وُجُوهُهُمْ مُسْوَدَّةٌ ابوالمعزی گوید امام صادق علیه السلام فرمود: کسی که ادعای امام بکند و امام ،نباشد روز قیامت می بینی که بر خداوند دروغ بسته اند و صورت هایشان سیاه است.

راوی :گوید عرض کردم اگر چه آن شخص از فرزندان حضرت فاطمه علیها السلام باشد؟

امام علیه السلام فرمود: اگر چه علوی و از فرزندان حضرت فاطمه زهرا علیها السلام

باشد. (1)

ألَيْسَ فِي جَهَنَّمَ مَثْوَى لِلْمُتَكَبِّرِينَ عبدالله بن بکیر از امام صادق انا روایت می کند که فرمود در جهنم وادی برای متکبرین است که به آن سقر می گویند که از شدت گرما به خداوند شکایت کرد و خواست که نفسی بکشد چون نفس کشید جهنم از نفس او روشن گردیده و شعله ور شد. (2)

لَهُ مَقْاليدُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللهِ أُولئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ (63) قُلْ أَفَغَيْرَ اللَّهِ تَأْمُرُونِّي أَعْبُدُ أَيُّهَا الْجَاهِلُونَ (64) وَلَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَ وَ إِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ (15) 63- کلیدهای آسمان ها و زمین برای اوست و کسانی که به آیات الهی کافر ،شدند آن ها از زیانکاران می باشند.

64- بگو: ای !جاهلان آیا به من دستور می دهید که غیر خدا را بپرستم؟

65- و به تحقیق به تو و انبیائی که قبل از تو بوده اند وحی شده که اگر مشرک شوی تمام اعمالت نابود می گردد و از زیانکاران خواهی بود.

لَهُ مَقَالِيدُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ یعنی کلیدهای آسمان ها و زمین. سپس خداوند پیامبرش را مورد خطاب قرار داده و فرمود:وَ لَقَدْ أُوحی إِلَيْكَ وَ إِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَ لَتَكُونَنَّ مِنَ


1) تفسیر ،برهان، ج 6، ص 554 ؛ نور الثقلين، ج 4، ص 496؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 279

2) بحار الانوار، ج 8 ص 294 ؛ تفسیر برهان، ج 6، ص 554 ؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 279 ؛ نور الثقلين، ج 4، ص 496

الْخَاسِرِينَ خطاب این آیه پیامبر صلی الله علیه و آله است و مراد از امت آن حضرت می باشد. ابو حمزه گوید از امام باقر علیه السلام درباره این آیه خداوند بر پیامبرش لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ سوال کردم.

فرمود: تفسیر آیه این است که اگر بعد از خودت با ولایت علی به ولایت دیگری نیز دستور دهی عمل تو از بین می رود و از زیانکاران خواهی شد. (1)

بَل ا الله فَاعْبُدُ وَكُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ (66) وَ ما قَدَرُوا اللهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَالْأَرْضُ جَميعاً قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَالسَّمَاوَاتُ مطوياتٌ بِيَمِينِهِ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ (67) 66- بلکه فقط خدا را عبادت کن و از شکر گزاران باش.

67- و آن ها آن طور که شایسته خداوند است او را نشناختند و روز قیامت تمام زمین در قبضه قدرت اوست و آسمان ها پیچیده در دستانش می باشد.

پاک و منزه و برتر است از آن چه که برای او شریک قرار می دهند.

امام صادق علیه السلام می فرماید: خداوند متعال پیغمبر خود را به روش «دخترم به تو می گویم عروسم تو بشنو» مبعوث فرموده است. و دلیل بر آن این آیه است بَلِ اللهَ فَاعْبُدْ وَكُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ

پیامبر صلی الله علیه و آله خداوند را عبادت می کند و شکر می نماید و لکن خداوند هم پیامبرش را به دعا به سوی خویش فرا می خواند تا امتش تادیب شوند. (2)

وَ ما قَدَرُوا اللهَ حَقَّ قَدْرِهِ دربارۀ خوارج نازل شده است.


1) بحار الانوار، ج 17، ص 84

2) نور الثقلين، ج 4، ص 498

وَ الْأَرْضُ جَمِيعاً قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَالسَّمَاوَاتُ مَطْوِيَّاتُ بِيَمِينِهِ یعنی در قدرت اوست. (1) وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ إِلا مَنْ شَاءَ الله ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرَى فَإِذَا هُمْ قِيَامٌ يَنْظُرُونَ (68) 68- و در صور دمیده می شود پس کسانی که در آسمان ها و زمین هستند همه می میرند مگر کسانی را که خداوند بخواهد سپس برای بار دیگر در آن دمیده می شود پس ناگهان همۀ خلائق بر می خیزند و نظاره گر (حساب و جزا) می شوند

چگونگی نفخ صور

وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِي الْأَرْضِ إِلَّا مَنْ شَاءَ اللَّهُ ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرَى فَإِذَا هُمْ قِيَامٌ يَنْظُرُونَ ثویر بن ابی فاخته از علی بن الحسین علیه السلام روایت کرده که شخصی از آن جناب از فاصله بین دو نفخه پرسید که چقدر است؟

فرمود: هر قدر که خدا بخواهد.

عرض شد: ای فرزند رسول خدا به من خبر بده چگونه در صور دمیده می شود؟

فرمود: امّا دمیدن اوّل چنین است که خدای تعالی به اسرافیل امر می کند که به زمین بیاید در حالی که صور همراه اوست صور یک سر و دو طرف دارد فاصله بین سر و هر طرف تا طرف دیگر همانند ما بین آسمان و زمین است


1) تفسیر برهان، ج 6، ص 559

پس وقتی ملائکه دیدند اسرافیل با صور به دنیا می آید می گویند خداوند اذن داده که اهل زمین و آسمان بمیرند.

امام سجّاد علیه السلام فرمود: پس اسرافیل به حظیره بیت المقدس هبوط می کند در حالی که او روبه روی کعبه ،است وقتی اهل زمین او را ببینند می گویند خداوند به مرگ اهل زمین اجازه داده پس اسرافیل یک بار در صور می دمد صدا از طرفی بیرون می آید که رو به زمین است پس در زمین صاحب روحی باقی نمی ماند مگر آن که صیحه کشیده و می میرند بار دیگر صدا از طرفی بیرون می آید که رو به آسمان هاست پس در آسمان ها صاحب روحی نمی ماند مگر آن که صیحه کشیده و می میرند فقط اسرافیل زنده می ماند.

امام سجّاد علیه السلام ادامه داد پس خداوند به اسرافیل می فرماید ای اسرافیل ،میر پس اسرافیل می میرد همه در همین حالت مرگ به مقداری که خدا بخواهد می مانند سپس خداوند به آسمان ها امر می کند که به جریان بیافتند به کوه ها امر می کند که حرکت کنند این است معنای قول خدا که فرمود يَوْمَ تَمُورُ السَّمَاءُ مَوْراً وَ تَسِيرُ الْجِبَالُ سَيْراً (1)یعنی زمین گسترش پیدا می کند و تبدیل به زمینی غیر از این زمین می شود یعنی زمینی می شود که بر روی آن گناه نشده است کوه و گیاه در آن نیست همان طور که زمین را بار اوّل گسترش ،داد عرش خود را بر آب بر می گرداند همان طور که بار اوّل چنان بود در حالی که خدای تعالی مستقل به عظمت و قدرت خویش است.

امام سجّاد علیه السلام فرمو در این هنگام جبّار تبارک و تعالی با صدای بلندی از جانب خودش ندا می کند به طوری که همۀ اقطار آسمان ها و زمین ها


1) طور، آیه 9 و 10

می شنوند: لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ (1)امروز ملک و پادشاهی از آن کیست؟

پس هیچ کس جواب نمی دهد. در این هنگام جبّار عزّ و جل به خودش جواب می دهد و می گوید لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ (2)و من بر همه خلایق غالب هستم و همه را من می راندم به درستی که من خدا هستم و جز من هیچ پرستیده و خدایی نیست من دارای شریک و وزیر ،نیستم خلقم را با دست خود آفریدم آنان را با مشیّت خود ،می راندم آنان را با قدرت خود زنده می کنم.

امام سجّاد علیه السلام فرمود: پس جبّار تبارک و تعالی بار دیگر در صور می دمد از آن طرف که رو به آسمان هاست صدایی بیرون می آید پس در آسمان ها کسی نمی ماند جز این که زنده شده و می ایستند همان طور که پیش از آن بوده ،است، حاملین عرش برمی گردند بهشت و جهنم حاضر می شود، خلایق برای حساب فراهم می آیند راوی می گوید در آن هنگام امام سجاد علیه السلام گریه شدیدی کردند. (3)

جمیل بن دراج گوید امام صادق علیه السلام فرمود: هنگامی که پروردگار اراده می فرماید که خلایق را زنده کند چهل روز باران می بارد و بر اثر آن استخوان های پوسیده بهم اتصال پیدا می نماید و گوشت ها روئیده می شود آن گاه فرمود: روزی جبرئیل نازل شد پیغمبر را بطرف بقیع برد به گوری رسیدند جبرئیل صاحب آن را صدا زد و گفت به اذن خدا به پا خیز.

ناگاه مرد سفید موئی از قبر بیرون آمد خاک ها را از سر و صورت خود پاک می کرد و می گفت: «الحمد لله و الله اکبر»


1) غافر آیه 16

2) غافر، آیه 16

3) بحار الانوار، ج 6 ص 323؛ نور الثقلين، ج 4، ص 501 ؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 282 ؛ تفسیر برهان، ج 6، ص 560

جبرئیل به او گفت بر گرد به جایگاه خود و او هم .برگشت از آن جا آن حضرت را بر سر قبر دیگری برد صدا زد ای صاحب قبر به اذن پروردگار بیا خيز مرد سیاه منظری از قبر خارج شد و می گفت: «و احسرتا واویلا».

جبرئیل به او نیز گفت: به محل خود برگرد پس از آن گفت ای محمد صلی الله علیه و آله روز قیامت به این کیفیت مردم از قبر بیرون می آیند مؤمنان می گویند «الحمد الله والله اكبر» فاسقان و کفار ناله و فریاد و احسرتای آن ها بلند می شود. (1)

وَأَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبَّهَا وَ وُضِعَ الْكِتَابُ وَجيءَ بِالنَّبِيِّينَ وَالشُّهَدَاءِ و قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْحَقِّ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ (69) 69- و زمین به نور پروردگارش روشن می شود، و نامه های اعمال در پیشگاه گذاشته می شود و انبیاء و شهداء (گواهان) را حاضر می کنند و بین آن ها به حق داوری می شود و به آن ها ستم نخواهد شد.

زمین با نور امام علیه السلام نورانی می شود

وَأَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا مفضل بن عمر گوید از امام صادق علیه السلام را شنیدم که دربارۀ آیۀ وَأَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بنُور رَبِّها فرمود: پروردگار زمین یعنی امام و پیشوای زمین.

عرض :کردم آن گاه که خروج کند چه می شود؟ فرمود: آن وقت مردم از نور آفتاب و نور ماه بی نیاز می شوند به نور امام اکتفا می کنند. (2)

وَ وُضِعَ الْكِتَابُ وَجِيءَ بِالنَّبِيِّينَ وَالشُّهَدَاءِ مراد از شهداء ائمه علیهم السلام


1) بحار الانوار، ج 7، ص 39 ؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 283 ؛ نور الثقلين، ج 4، ص 503 ؛ تفسیر برهان، ج 6، ص 561

2) تفسیر صافی، ج 6، ص 284 ؛ نور الثقلين، ج 4، ص 503؛ تفسیر برهان، ج 6، ص 565

هستند و دلیل بر آن این آیه سوره حج لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيداً عَلَيْكُمْ وَ تَكُونُوا - شما ای گروه ائمه - شُهَداءَ عَلَی النَّاسِ (1)می باشد. (2)

وَ سيقَ الَّذينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَراً حَتَّى إِذَا جَاؤُهَا وَ فُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَ قَالَ لَهُمْ خَزَنَتُها سَلامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِينَ (73) وَ قَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي صَدَقَنَا وَعْدَهُ وَ أَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَيْثُ نَشَاءُ فَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ (74) 73- و کسانی که پرهیزگار بوده اند گروه گروه به سوی بهشت برده می،شوند تا این که به بهشت می رسند و همه درهای بهشت (به رویشان) باز می،شود و نگهبانان (بهشتی) به آن ها می گویند: سلام بر شما این نعمت ها بر شما گوارا باد داخل شوید و در آن همیشگی بمانید

74- و آن ها می گویند: حمد و سپاس خداوندی که وعده اش به ما راست بود و بدان وفا کرد و زمین (بهشت) را میراث ما قرار داد تا هر کجا که بخواهیم منزگاه خویش قرار دهیم پس اجر عمل کنندگان چه نیکوست

وَ سِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَراً يعنى جماعت. حتَّى إذا جَاؤُهَا وَ فُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَ قَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا سَلَامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ یعنی موالید شما پاک است زیرا کسانی وارد بهشت می شوند که ولادتش پاک باشد فَادْخُلُوهَا خَالِدِينَ. امير المؤمنين على علیه السلام فرمود: فلانی و فلانی حق ما را غصب کردند و به وسیله آن کنیزان را خریدند و با زنان ازدواج نمودند آگاه باشید که ما شیعیانمان را در حلال قرار دادیم تا ولادتشان پاک باشد. (3)


1) حج، آية 78

2) تفسیر برهان، ج 6، ص 568

3) مستدرک الوسائل، ج 7، ص 303؛ بحار الانوار، ج 27، ص 147 و ج 93، ص186؛ تاویل الآيات الظاهره، ص 512 ؛ نور الثقلين، ج 4، ص 507 ؛ تفسیر برهان، ج 6، ص 568

ابي الجارود روایت می کند که امام باقر علیه السلام در ذيل آية الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي صَدَقَنَا وَعْدَهُ وَ أَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَيْثُ نَشَاءُ فرمودند: یعنی زمین بهشت. (1)

اسماعیل بن همام گوید که امام ابوالحسن علیه السلام فرمود: هنگامی که وفات على بن الحسين علیه السلام فرا رسید سه بار بیهوش شد در مرتبۀ آخر :گفت همهٔ ستایش ها ویژه خداست که درباره ما به وعده اش وفا کرد و زمین [ بهشت ] را به ما میراث داد که هر جای از بهشت را بخواهیم جای خود قرار می دهیم و پاداش عمل کنندگان چه نیکوست؛ آن گاه وفات کرد. (2)

وَ تَرَى الْمَلائِكَةَ حافين من حوب العَرْشِ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْحَقِّ و قبلَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ (75) 75- و (در آن روز) فرشتگان را می بینی که برگرد عرش (الهی) حلقه زده و با ستایش پروردگارشان به تسبیح مشغولند و در میان بندگان (اهل بهشت و دوزخ ) به حق داوری می شود و می گویند: حمد و سپاس از برای پروردگار عالمیان است.

وَ تَرَى الْمَلائِكَةَ حَافِّينَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ یعنی در اطراف عرش حلقه زده.اند يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْحَقِّ که کنایه از بهشت و جهنم است و این لفظش ماضی (گذشته) و معنایش مستقبل (آینده) می باشد وَقِيلَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ و می گویند: حمد و سپاس از برای پروردگار عالمیان است. (3)


1) تفسیر صافی، ج 6، ص 287؛ تفسیر برهان، ج 6، ص 568

2) بحار الانوار، ج 46 ص 147

3) تفسیر برهان، ج 6، ص 568

تفسير سوره مؤمن

اشاره

40- سوره مؤمن (غافر) در مکه نازل شده و دارای 85 آیه است.

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

حم (1) تنْزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللهِ الْعَزيزِ الْعَليم (2) غَافِرِ الذَّنْبِ وَ قَابِلِ التَّوْبِ شَدِيدِ الْعِقَابِ ذِي الطَّوْلِ ۖ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ (3) 1- حم.

2- این کتاب از جانب خداوند قادر و دانا نازل شده است.

3- (خداوندی که) آمرزنده گناه و پذیرنده ،توبه و به شدت مجازات کننده و صاحب نعمت فراوان است هیچ معبودی جز خدای یگانه نیست بازگشت همه به سوی اوست.

حم * تَنْزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللهِ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ * غَافِرِ الذَّنْبِ وَ قَابِلِ التَّوْبِ كه مخصوص برای شیعیان امیرالمؤمنین علیه السلام می.باشد ذِي الطَّوْلِ لا إِلَهَ إِلا هُوَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ و صاحب نعمت فراوان است، هیچ معبودی جز خدای یگانه ،نیست بازگشت همه به سوی اوست. مَا يُجَادِلُ فِي آيَاتِ اللَّهِ إِلَّا الَّذينَ كَفَرُوا فَلَا يَغْرُرْكَ تَقَلُّبُهُمْ فِي الْبِلادِ (4)

كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ الْأَحْزَابُ مِنْ بَعْدِهِمْ وَ هَمَّتْ كُلُّ أُمَّةٍ بِرَسُولِهِم لِيَأْخُذُوهُ وَ جَادَلُوا بِالْبَاطِل لِيُدْخِضُوا بِهِ الْحَقَّ فَأَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كَانَ عِقابِ (5) 4- و کسی در آیات ما مجادله نمی کند مگر آن هائی که کافر شدند پس رفت و آمد آن ها در شهرها تو را فریب ندهد.

5- قبل از آن ها قوم نوح و گروه های بعد از آن ها بوده اند (که پیامبرانشان را) تکذیب کردند و هر امتی همّتش بر آن بود که پیامبرش را بگیرد و برای از بین بردن حق با گفتاری باطل مجادله کنند پس آن ها را (به کیفر کفرشان) گرفتم و (ببین که) چگونه آن ها را عقاب کردم!

ما يُجادِلُ فِي آيَاتِ اللهِ که مراد از آیات الله و ائمه علیهم السلام می باشند. إِلَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَا يَغْرُرْكَ تَقَلُّبُهُمْ فِي الْبِلادِ * كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَالْأَحْزَابُ مِنْ بَعْدِهِمْ یعنی بعد از آن ها نیز قوم پیامبران بر علیه آن ها اجتماع می کردند و توطئه چینی می نمودند. وَ هَمَّتْ كُلُّ أُمَّةٍ بِرَسُولِهِمْ لِيَأْخُذُوهُ یعنی می خواستند پیامبر خودشان را بکشند. وَ جَادَلُوا بِالْبَاطِلِ یعنی با او دشمنی می کردند. لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ یعنی برهان حق او را به زعم خودشان باطل می کردند و آن را دفع می نمودند. فَأَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كَانَ عِقَابِ پس آن ها را (به کیفر کفرشان) گرفتم، و (ببین که) چگونه آن ها را عقاب کردم. (1)


1) تفسیر برهان، ج 7، ص 7

وَ كَذَلِكَ حَقَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّهُمْ أَصْحَابُ النَّارِ (6) الَّذينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَحْمَةً وَعِلْماً فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تابُوا وَ اتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَ قِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ (7) رَبَّنَا وَأَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتي وَعَدْتَهُمْ وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَ أَزْوَاجِهِمْ وَ ذُرِّيَّاتِهِمْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (8) وَ قِهِمُ السَّيِّئاتِ وَ مَنْ تَقِ السَّيِّئَاتِ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ وذلك هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (9) 6- و این چنین وعده پروردگارت بر کسانی که کافر شدند محقق گردید.

همانا که آن ها اهل دوزخ هستند.

7- فرشتگانی که عرش را حمل می کنند و آن هائی که در اطراف آن تسبیح و ستایش پروردگارشان را می گویند و به او ایمان آورده اند و برای کسانی که ایمان آورده اند استغفار می کنند (و می گویند:) پروردگارا که علم و رحمت بی منتهایت همه چیز را فرا گرفته است (گناهان) کسانی که توبه کرده و از راه تو پیروی می کنند را بیامرز و آن ها را از عذاب دوزخ حفظ نما

8- پروردگارا آن ها را به بهشت همیشگی وارد کن که به آن ها وعده فرمودی و نیز پدران (و مادران) و همسران و فرزندانشان هر کدام که صالح بودند.

همانا که تو قادر و حکیم هستی

9- و آن ها را از بدی ها نگه دار و هر کسی را که در آن روز از بدی ها نگه داری به تحقیق او را مورد رحمت خود قرار داده ای و این همان رستگاری بزرگ است

الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ - تا - وَ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ

حماد روایت می کند که از امام صادق علیه السلام سؤال شد آیا تعداد ملائکه زیاد است یا تعداد فرزندان آدم؟

امام علیه السلام فرمودند به حق آن خدائی که جانم بدست قدرت اوست فرشتگان خدا از عدد ذرات خاک زمین بیش تر هستند در آسمان جائی نیست مگر آن که ملکی در آن جا بوده و خداوند را تسبیح و تقدیس می کند و در روی زمین هیچ درخت و گلی نیست مگر آن که فرشته ای بر آن موکل است و هر روز عمل آن ها را به پیشگاه مقدس پروردگار عرضه می دارند و خدا به آن ها داناتر است.

و فرشته ای از فرشتگان نیست مگر آن که برای دوستان ما اهل بیت و کسانی که به ولایت ما رو می کنند استغفار نماید و دشمنان ما را لعنت کند و از خداوند درخواست نماید که به سوی دشمنان ما اهلب یت عذاب بفرستد. (1)

جابر گوید امام باقر علیه السلام در تفسیر آیه وَ كَذَلِكَ حَقَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّهُمْ أَصْحَابُ النَّارِ فرمودند: مراد از اصحاب النار بنی امیه هستند.

الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْش یعنی رسول خدا صلی الله علیه و آله و اوصیاء آن حضرت که علم الهی را حمل می کنند. وَ مَنْ حَوْلَهُ يعنى ملائكه. يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا یعنی شیعۀ آل محمد علیهم السلام. رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَحْمَةً وَعِلْماً فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا یعنی از ولایت فلانی و فلانی و بنی امیه


1) بحار الانوار، ج 24، ص 210 و ج 26، ص 339 و ج 56 ص 176 ؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 12

وَاتَّبَعُوا سَبِيلَكَ يعنى ولايت على ولى خدا. وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ * رَبَّنَا وَ أَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدْتَهُمْ وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَ أَزْوَاجِهِمْ وَ ذُرِّيَّاتِهِمْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ یعنی کسی که علی علیه السلام را دوست بدارد که آن به صلاح آن هاست وَقِهِمُ السَّيِّئَاتِ وَ مَنْ تَقِ السَّيِّئَاتِ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ یعنی روز قیامت ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ یعنی کسی که خداوند او را از ولایت فلانی و فلانی نجات داد إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يُنَادَوْنَ لَمَقْتُ اللهِ أَكْبَرُ مِنْ مَفْتِكُمْ أَنْفُسَكُمْ إِذْ تُدْعَوْنَ إِلَى الْإِيمَانِ فَتَكْفُرُونَ (10) 10- کسانی که کافر شدند روز قیامت به آن ها خطاب شود که خشم و دشمنی خداوند نسبت به شما از خشم و دشمنی شما بر خودتان بیش تر ،است زیرا به سوی ایمان دعوت می شدید ولی کفر ورزیدید.

و إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يعنى بنى اميه. يُنَادَوْنَ لَمَقْتُ اللهِ أَكْبَرُ مِنْ مَفْتِكُمْ أَنفُسَكُمْ إِذْ تُدْعَوْنَ إِلَى الْإِيمَانِ يعنى به سوى ولايت على علیه السلام دعوت می شدید فتكْفُرُونَ ولى كفر ورزيديد. قَالُوا رَبَّنَا أَمَتَنَا اثْنَتَيْنِ وَ أَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلَى خُرُوجِ مِنْ سَبيل (11) ذلِكُمْ بِأَنَّهُ إِذا دُعِيَ اللهُ وَحْدَهُ كَفَرْتُمْ وَ إِنْ يُشْرَكَ بِهِ تُؤْمِنُوا فَالْحُكْمُ لِلَّهِ الْعَلىَ الكَبير (12) هُوَ الَّذِي يُريكُمْ آيَاتِهِ وَ يُنَزِّلُ لَكُمْ مِنَ السَّمَاءِ رِزْقاً وَ مَا يَتَذَكَّرُ إِلا مَنْ

يُنيبُ (13) 11- آن ها (کافران) می گویند: پروردگارا، تو ما را دو بار می راندی و دو بار زنده کردی پس به گناهان خویش اعتراف می کنیم آیا راه خروجی برای ما (از آتش جهنم) هست؟

12- (به آن ها گفته می شود:) این به خاطر آن است هنگامی که به سوی خداوند یگانه خوانده می شدید کفر ورزیدید و اگر برای او شریکی می گرفتند ایمان می آوردید پس اکنون داوری برای خداوند بلند مرتبه و بزرگ .است

13- اوست خدایی که آیاتش را به شما نشان می دهد و برای شما از آسمان رزقتان را نازل می کند و از این واقعیت متذکر نمی شوند مگر آن هائی که به سوی هدایت باز گشته.اند

رَبَّنَا أَمَتَنَا اثْنَتَيْنِ وَ أَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ - تا - مِنْ سَبِيلٍ امام صادق علیه السلام فرمود این آیه درباره رجعت است. (1)

ذلِكُمْ بِأَنَّهُ إِذا دُعِيَ اللهُ وَحْدَهُ كَفَرْتُمْ یعنی انکار کردید. وَإِنْ يُشْرَكَ بِهِ تُؤْمِنُوا کفر در اینجا به معنای انکار کردن است. هنگامی که گفته می شود خداوند یکی است کفر می ورزید و زمانی که برای خداوند شریکی قرار داده می شود ایمان می آورید. (2)

محمد بن حمدان گوید امام صادق علیه السلام در ذيل آيه إذا دُعِيَ اللهُ وَحْدَهُ كَفَرْتُمْ وَ إِنْ يُشْرَكَ بِهِ تُؤْمِنُوا فَالْحُكْمُ لِلَّهِ الْعَلِيِّ الكَبِيرِ فرمود: اگر ذکر کرده می شد خدای تعالی یگانه و یکتا با ولایت کسی که خدای تعالی امر به ولایت او


1) تفسیر برهان، ج 7، 14 ؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 295؛ نورالثقلین، ج 4، ص 513

2) تفسیر برهان، ج 7، ص 15

کرده آن را انکار می کردید و اگر برای خدا شریکی قرار داده می شد در حکم کسی که نیست او را ولایتی از جانب خدای تعالی ایمان می آوردید به این که او را ولایت از جانب الله .هست (1)

هُوَ الَّذِي يُرِيكُمْ آيَاتِهِ یعنی ائمه ای که خداوند آن را بر رسولش خبر داده است. رَفيعُ الدَّرَجَاتِ ذُو الْعَرْشِ يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ ليُنذِرَ يَوْمَ التَّلاقِ (15) 15- او دارای درجات رفیع و عرش ،است روح را به فرمانش بر هر کدام از بندگانش که بخواهد القاء می کند تا از روز ملاقات بترساند.

رَفِيعُ الدَّرَجَاتِ ذُو الْعَرْشِ يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ روح القدس مخصوص برای رسول خدا صلی الله علیه و آله و ائمه علیهم السلام می باشد. (2) لِيُنْذِرَ يَوْمَ التَّلاقِ یعنی روزی که اهل آسمان و زمین با هم تلاقی بکنند (3)و روز تناد روزی است که اهل آتش اهل بهشت را ندا می دهند از آن آب و یا چیزی که خداوند بر شما روزی کرده به ما هم بدهید؛ و روز تغابن روزی است که اهل بهشت اهل جهنم را سرزنش می کنند؛ و روز حسرت روزی است که مرگ را آورده و آن را ذبع می کنند. (4) يَوْمَ هُمْ بَارِزُونَ لا يَخْفى عَلَى اللهِ مِنْهُمْ شَيْءٌ لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْوَاحِدِ


1) بحار الانوار، ج 3، ص 356؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 15 ؛ نور الثقلين، ج 15؛ 4، ص 513؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 295

2) تفسیر برهان، ج 7، ص 15

3) نور الثقلين، ج 4 ص 514؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 296

4) تفسیر برهان، ج 7، ص 16

الْقَهَّار (16) 16- روزی که همۀ آن ها پدیدار می.شوند و چیزی از آن ها بر خداوند پنهان نمی ماند امروز حکومت از برای کیست؟ برای خداوند یکتای قهار .است

چگونگی مُردن اهل آسمان و زمین

لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ عبید بن زراره گوید از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود: چون خداوند اهل زمین را بمیراند دو برابر مدتی که آن ها را خلق نموده درنگ فرماید و پس از آن اهل آسمان دوم را بمیراند باز به اندازه ای که اهل دنیا و آسمان دنیا را خلق فرموده درنگ نماید، آن گاه اهل آسمان سوم را بمیراند بهمین ترتیب دو برابر درنگ هر آسمان صبر می کند و اهل آسمان بعدی را قبض می فرماید پس میکائیل را بمیراند و مدتی صبر کند تا جبرائیل را بمیراند باز دو برابر درنگ می نماید سپس عزرائیل را بمیراند آن وقت می فرماید امروز ملک و مملکت از برای کیست؟ خودش جواب خویش را می فرماید از برای خدای قادر و تواناست پس بفرماید ستمکاران و جبارانی که غیر از من خدایان دیگری را می پرستیدند کجا هستند؟ کجا هستند مردمان متکبر و گردنکش و مانند آن ها سپس بحشر خلایق امر فرموده و همه را زنده کند.

عبيد بن زراره گفت از حضرت پرسیدم آیا واقع می شود؟

فرمود: آن چه که بوده آیا تو آن را دیده و یا علم به آن ها پیدا کرده ای؟

عرض کردم: نه!

فرمود: همان طوری که چیزهائی بوده و هست که تو نمی دانی البته قیامت هم

بپا خواهد شد اگر چه تو ندانی. (1)

وَ أَنذِرْهُمْ يَوْمَ الْآزِفَةِ إِذِ الْقُلُوبُ لَدَى الْحَنَاجِرِ كَاظِمِينَ مَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ حَمِيمٍ وَلَا شَفِيعٍ يُطَاعُ (18) يَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَمَا تُخْفِي الصُّدُورُ (19) وَاللَّهُ يَقْضِي بِالْحَقِّ وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لا يَقْضُونَ بِشَيْءٍ إِنَّ اللَّهَ هُوَ السَّمِيعُ البَصيرُ (20) أَ وَ لَمْ يَسرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ كَانُوا مِنْ قَبْلِهِمْ كانُوا هُمْ أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ آثاراً فِي الْأَرْضِ فَأَخَذَهُمُ اللهُ بِذُنُوبِهِمْ وَ مَا كَانَ لَهُمْ مِنَ اللهِ مِنْ واقٍ (21) 18- و آن ها را از روز نزدیک (قیامت) بترسان از آن هنگام که دل ها از شدت وحشت به گلو می رسد و وجودشان را حزن و اندوه در بر می گیرد و برای ستمکاران هیچ دوستی نیست و نه شفاعت کننده ای که شفاعتش مورد پذیرش واقع شود.

19- و او چشم های خیانت نگر و آن چه که در سینه ها پنهان است را می داند.

20- و خداوند به حق داوری می کند و معبودانی که به غیر از او را می خوانند هیچ داوری نمی توانند بکنند همانا خداوند شنوا و بیناست.

21- آیا آن ها روی زمین سیر نکردند تا عاقبت کسانی که قبل از این ها بوده اند را ببینند که آن ها از این ها قوی تر و آثارشان در روی زمین بیشتر بود، سرانجام خداوند آن ها را به خاطر گناهانشان گرفت و در برابر عذاب الهی مانعی نداشتند.


1) بحار الانوار، ج 6، ص 326؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 17؛ نور الثقلين، ج 4، ص 514

وَ أَنذِرْهُمْ يَوْمَ الْآزِفَةِ یعنی روز قيامت. إِذِ الْقُلُوبُ لَدَى الْحَنَاجِرِ کاظِمِینَ به غمگین و گرفتار مَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ حَمِيمٍ وَلَا شَفِيعٍ يُطَاعُ یعنی دوست شفاعت کننده ای که شفاعتش در نزد خداوند مورد قبول باشد برای او نیست. سپس خداوند از خودش نام برده و فرمود: يَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَ مَا تُخْفِي الصُّدُورُ * وَاللهُ يَقْضِي بِالْحَقِّ و او چشم های خیانت نگر و آن چه که در سینه ها پنهان است را می داند و خداوند به حق داوری می کند

سپس فرمود: أَوَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ كَانُوا قَبْلِهِمْ كَانُوا هُمْ أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً - تا - مِنْ وَاقِ که «واق» به معنای دفاع کننده است. (1)

و قَالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمَانَهُ أَتَقْتُلُونَ رَجُلاً أَنْ يَقُولَ رَبِّى الله وَ قَدْ جَاءَكُمْ بِالْبَيِّنَاتِ مِنْ رَبِّكُمْ وَ إِنْ يَكُ كَاذِباً فَعَلَيْهِ كَذِبُهُ وَ إِنْ يَك صادِقاً يُصِبْكُمْ بَعْضُ الَّذِي يَعِدُكُمْ إِنَّ اللهَ لا يَهْدِي مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذَّابٌ (28) 28- و مرد با ایمانی از آل فرعون که ایمانش را پنهان می داشت :گفت آیا مردی را می خواهید بکشید به خاطر این که می گوید پروردگار من خداست و در صورتی که با دلائلی روشن از جانب پروردگارتان برای شما آمده است؟ اگر او دروغ گوست دروغش بر خود اوست و اگر راستگو باشد بعضی از وعده های (عذایش) به شما خواهد رسید؛ همانا خداوند اسراف کننده دروغگو را هدایت نمی کند


1) تفسير برهان، ج 7، ص 18

سپس از موسی ذکر کرده که داستانش را نوشته ایم.

وَ قَالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمَانَهُ مومن آل فرعون شش صد سال ایمانش را پنهان کرد و بر اثر جذام انگشتانش افتاده بود و با همان دست قطع شده خود به مردم اشاره می کرد و می گفت: يَا قَوْمِ اتَّبِعُونِ أَهْدِكُمْ سَبِيلَ الرَّشادِ (1)ای قوم از من پیروی کنید که شما را به راه راست و صحیح هدایت می کنم. (2) فَوَقَاهُ اللهُ سَيِّئَاتِ ما مَكَرُوا وَ حَاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذَابِ (45) 45- پس خداوند او را از شر و مکر (نقشه های) بد آن ها نگه داشت و عذاب سخت بر آل فرعوان وارد شد.

فَوَقَاهُ اللهُ سَيِّئَاتِ ما مَكَرُوا يعنى مؤمن آل فرعون. امام صادق علیه السلام فرمود: به خدا سوگند که هر آینه به تحقیق مؤمن آل فرعون را فرعونیان پاره پاره کردند لکن وقایه (نگه داشتن) خداوند متعال درباره او این بود که دین او را از مکاید قبطیان نگاه داشت. (3)

النارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا غُدُوا وَ عَشِيَّا وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ (46)46- هر صبح و شام آتش دوزخ بر آن ها عرضه می شود و روزی که قیامت بر پا می شود (خطاب آید: آل فرعون را به سخت ترین عذاب (جهنم) وارد کنید.)


1) غافر، آیه 38

2) تفسیر برهان، ج 7، ص 21

3) تفسیر صافی، ج 6، ص 308 نور الثقلین، ج 4، ص 521

﴿النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا غُدُوًّا وَ عَشِيًّا آن در دنیا قبل از قیامت است زیرا در قیامت شب و روزی ،نیست چون که شب و روز به خاطر وجود خورشید و ماه می باشد و در بهشت دائمی روشنائی خورشید و ماهی نیست. (1) مردی به امام صادق علیه السلام عرض کرد: درباره النارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْها غُدُوا وَ عَشِيًّا چه می فرمائید؟

امام علیه السلام فرمودند مردم درباره آن چه می گویند؟

:گفت می گویند که این عذاب در آتش دائمی است و آن ها در بین آن عذاب نمی شوند.

امام علیه السلام فرمود: پس آن ها از سعادتمندان هستند که تا روز قیامت از عذاب خداوند راحت می باشند.

سوال شد: فدایت !گردم! پس معنای آیه چیست؟

فرمود: در واقع این (عذاب) در دنیاست اما درباره آتش جاودان خداوند می فرماید: وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ و روزی که قیامت بر پا می شود (خطاب آید:) آل فرعون را به سخت ترین عذاب (جهنم) وارد کنید. (2)

وَ إِذْ يَتَحاجُّونَ فِي النَّارِ فَيَقُولُ الضُّعَفاءُ لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعاً فَهَلْ أَنْتُمْ مُغْنُونَ عَنَّا نَصِيباً مِنَ النَّارِ (47) قَالَ الَّذينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُلَّ فِيهَا إِنَّ اللهَ قَدْ حَكَمَ بَيْنَ الْعِبَادِ (48) وَ قَالَ الَّذِينَ فِى النَّارِ لِخَزَنَةِ جَهَنَّمَ ادْعُوا رَبَّكُمْ يُخَفِّفْ عَنا يَوْماً مِنَ


1) تفسیر صافی، ج 6، ص ص 310

2) بحار الانوار، ج 6، ص285؛ تفسیر برهان ج 7، ص 27؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 310 ؛ نور الثقلين، ج 4، ص 522

الْعَذَابِ (49) قالُوا أَوَلَمْ تَك تَأْتيكُمْ رُسُلُكُمْ بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا بَلَى قَالُوا فَادْعُوا وَ مَا دُعَاءً لكَافِرِينَ إِلا في ضَلالٍ (50) 47- و (بیاد بیاور) هنگامی که در آتش دوزخ با هم مجادله می کنند پس ضعیفان به مستکبران می گویند: ما (در دنیا) از شما پیروی کردیم آیا شما امروز می توانید سهمی از آتش عذاب ما را بر عهده بگیرید؟

48- مستکبران می گویند: همۀ ما در آتش دوزخ هستیم همانا خداوند در میان بندگانش داوری کرده است.

49- و کسانی که در آتش جهنم هستند به ماموران دوزخ می گویند از پروردگارتان بخواهید که یک روز عذاب را از ما بردارد.

50- (آن ها) می گویند: آیا پیامبران شما با دلائلی روشن برای (هدایت) شما نیامدند؟ (دوزخیان) می گویند: آری! آمدند آن ها می گویند: پس (خدا را) بخوانید که دعای کافران جز بر گمراهی آن ها نمی افزاید

خداوند گفتار اهل آتش را نقل کرده و می فرماید: وَ إِذْ يَتَحَاجُّونَ فِي النَّارِ فَيَقُولُ الضُّعَفاء لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا - تا - مِنَ النَّارِ و (بیاد بیاور) هنگامی که در آتش دوزخ با هم مجادله می کنند پس ضعیفان به مستکبران می گویند ما (در دنیا) از شما پیروی کردیم آیا شما امروز می توانید سهمی از آتش عذاب ما را بر عهده بگیرید؟

پس آن ها را رد کرده و می گویند: إِنَّا كُلَّ فِيهَا إِنَّ اللَّهَ قَدْ حَكَمَ بَيْنَ الْعِبَادِ - تا - وَ مَا دُعَاءُ الْكَافِرِينَ إِلا فِي ضَلالٍ یعنی دعای کافران در بطلان است. (1)


1) تفسیر برهان، ج 7، ص 28

إنَّا لَتَنْصُرُ رُسُلَنَا وَاللَّذينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَ يَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ (51) 51- همانا ما رسولان خود و کسانی که ایمان آورده اند را در زندگی دنیا و روزی که گواهان برای شهادت به پا می خیزند را یاری می کنیم

إِنا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيا و آن در رجعت است زمانی که رسول خدا صلی الله علیه و اله و ائمه علیهم السلام بر می گردند. (1) جمیل گوید از امام صادق علیه السلام درباره آية إِنَّا لَتَنْصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ سوال کردم.

فرمود: به خدا سوگند این نصرت و یاری در رجعت است آیا نمی دانی که بیشتر انبیا در دنیا یاری نشدند و کشته شدند و ائمه و اوصیا بعد از آن ها نیز کشته شدند و کسی آن ها را یاری نکرد و آن نصرت در هنگام رجعت است. (2)

وَ يَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ يعنى ائمه علیهم السلام. (3) إِنَّ الَّذينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ إِنْ فِي صُدُورِهِمْ إِلأَكبر مَا هُمْ بِبَالِغيِهِ فَاسْتَعِذْ بِاللهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ (56) 56 - همانا کسانی که بدون دلیلی دربارۀ آیاتی که برای آن ها آمده مجادله می کنند می کنند در سینه هایشان چیزی جز تکبر و غرور نیست که به خواسته های خود نیز نمی رسند پس به خداوند پناه ببر همانا که او شنوا و بیناست

وَالَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطان یعنی بدون حجت و دلیلی مخاصمه می کنند. إِنْ فِي صُدُورِهِمْ إِلأَكِبْرُ - تا - السَّمِيعُ الْبَصِيرُ


1) تفسیر برهان، ج 7، ص 30

2) بحار الانوار، ج 64، ص 47 ؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 30 نور الثقلين، ج 4، ص 526

3) تفسیر برهان، ج 7، ص 31؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 310

منصور بن یونس گوید امام صادق علیه السلام فرمود: در آتش جهنم آتش هائی است که بعضی از آن ها یکدیگر را می خورند و آن آتش ها را نیافریده مگر برای متكبرين ستمکار و کسانی که به روز قیامت ایمان ندارند و برای ناصبین و دشمنان ما آل محمد علیهم السلام

فرمود: در روز قیامت سبک ترین مردمان از نظر عذاب مردی است که بر پای او دو نعلین با بندی از آتش بسته باشند و شعله آتش و جوشش آن مانند جوشیدن دیگ بر سر آتش از پائین به بالا صعود می کند تا به بینی او می رسد و آن شخص تصور می کند که عذاب و آتشی سخت تر از آن نیست و حال آن که عذاب أو سبك تر و کم تر از دیگران است. (1)

وَ قَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ (60) 60- و پروردگار شما فرمود مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم همانا کسانی که از عبادت من تکبر می ورزند بزودی با ذلت و خواری وارد جهنم می شوند.

وَ قَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ ابن عیینه از امام صادق علیه السلام روایت می کند که فرمود: خداوند متعال در روز قیامت بر بنده مومن منت می گذارد و به او می فرماید که نزدیک رحمتش شود و آن بنده نزدیک رحمت الهی می شود و می شناسد که خداوند چه نعمتی بر او عنایت فرموده است و خداوند به او می فرماید آیا در فلان روز


1) بحار الانوار، ج 8، ص 295؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 24 نور الثقلين، ج 4، ص 519

مرا نخواندی و فلان درخواست را از من نداشتی و من دعایت را اجابت نکردم؟ آیا در فلان روز از من نخواستی و من آن را برآورده نکردم؟ آیا در فلان روز از گرفتاری به من پناه نیاوردی و آن را از تو بر طرف ننمودم؟ آیا در فلان روز از من نخواستی که سختی ها را از تو دور نمایم و من سختی هایت را از روی تو برداشتم و بر ناله ات رحم نکردم؟ آیا از من مالی درخواست نکردی که آن را به تو دادم؟ آیا به من خدمت نکردی که من نیز آن را جبران ننمودم؟ آیا از من نخواستی که فلانی را به ازدواج تو در آورم؟ که پاک دامن است و من او را به ازدواج تو درآوردم؟

پس آن عبد می گوید: ای پروردگار من بله هر چه که از تو خواستم به من اعطا کردی و من بهشت را از تو درخواست می کنم

خداوند به او می فرماید: من آن را به تو می دهم آیا راضی می شوی؟

مومن می گوید: ای پروردگار من! بله من از تو راضی هستم آیا شما هم از من راضی هستی؟

خداوند به او می فرماید بندهٔ من از اعمال تو راضی بودم و همانا برای تو بهترین جزا و پاداش را پسندیدم و بهترین جزا این است که تو را در بهشت جای دهم و آن قول خداوند است که می فرماید: ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ.... (1)

هوَ الْحَيُّ لا إله إلا هو فَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ (65) 65- او زنده همیشگی ،است نیست خدایی جز ،او پس تنها او را بخوانید و دینتان را برای او خالص ،کنید که حمد و سپاس برای خداوندی است که


1) بحار الانوار ، ج 7، ص 289 ؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 33؛ نورالثقلین، ج 4، ص 526

پروردگار عالمیان است.

هُوَ الْحَيُّ لَا إِلَهَ إِلا هُوَ فَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ داود بن رفعه روایت کرده که مردی حضور امام زین العابدین علیه السلام آمده و مسائلی از آن حضرت پرسید و رفت بار دیگر شرفیاب شد تا سؤالاتی مانند مسائل پیش ،بنماید ،حضرت علیه السلام فرمودند: در انجیل نوشته شده در پی علمی که به آن عمل نمی کنید نروید و چرا به آن چه می دانید عمل نمی کنید زیرا اگر عالم به آن چه می داند عمل نکند خداوند علمش را زیاد نمی نماید و از خدا دور می شود (1)و سپس فرمود بر شما باد به عمل کردن به قرآن زیرا خداوند به دست قدرتش با خشتی از طلا و خشتی از نقره قصری بنا و خلق فرمود و ملاط آن را از مشک و خاکش را از زعفران و سنگ هایش را از لؤلؤ و درجات آن را به قدر آیات قرآن قرار داد پس هر کس قرآن قرائت کند به او خطاب نموده و می فرماید با رقت و تأنی قرائت کن زیرا چون قاری قرآن داخل بهشت شود کسی به بلندی رتبۀ او نمی رسد مگر پیغمبران و صدیقین. (2)

آن مرد سؤال کرد زهد چیست؟

فرمود: زهد راده درجه است و پائین ترین درجه آن رضاست و در یک آیه از قرآن زهد بیان شده و آن این است که می فرماید: لِكَيْلاً تَأْسَوْا عَلَى فاتَكُمْ وَلا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ (3)این به خاطر آن است که برای آن چه که از دست داده اید تاسف نخورید و به آن چه به شما داده شده دل نبسته و خوشحال نشوید. (4)


1) بحار الانوار، ج 2، ص 28

2) بحار الانوار، ج 8، ص 133

3) حديد، آيه 23

4) بحار الانوار، ج 67، ص 311

پس آن مرد گفت: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ»

امام زين العابدین علیه السلام نیز فرمودند: من نیز می گویم: «لا اله الا الله» پس هرگاه یکی از شما گفت «لا اله الا الله» بعد از آن بگوید «الحمد لله رب العالمین» خداوند می فرماید: هُوَ الْحَيُّ لا إِلَهَ إِلا هُوَ فَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ او زنده همیشگی است نیست خدایی جز او پس تنها او را بخوانید و دینتان را برای او خالص کنید که حمد و سپاس برای خداوندی است که پروردگار عالمیان است . (1)

الَّذينَ كَذَّبُوا بِالْكِتَابِ وَ بِمَا أَرْسَلْنَا بِهِ رُسُلَنَا فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ (70) إِذِ الْأَغْلالُ في أَعْنَاقِهِمْ وَالسَّلاسِلُ يُسْحَبُونَ (71) فِي الْحَمِيمِ ثُمَّ فِي النَّارِ يُسْجَرُونَ (72) ثُمَّ قبلَ لَهُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ تُشْرِكُونَ (3) مِنْ دُونِ اللَّهِ قَالُوا ضَلُّوا عَنا بَلْ لَمْ نَكُنْ نَدْعُوا مِنْ قَبْلُ شَيْئًا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللهُ الكافِرِينَ (74) ذَلِكُمْ بِمَا كُنتُمْ تَفْرَحُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَ بِمَا كُنتُمْ تَمْرَحُونَ (75) ادْخُلُوا أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبَّرينَ (76) فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللهِ حَقٌّ فَإِمَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِلَيْنَا يُرْجَعُونَ (77) 70- کسانی که کتاب و رسولانی که فرستادیم را تکذیب کردند به زودی نتیجه اعمالشان را می دانند

71- هنگامی که در گردن های آن ها غل و زنجیر بسته و آن ها را می کشند


1) دعوات ،راوندی ص 164؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 316؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 34

72- و در آب جوشان و متعفن وارد می کنند سپس در آتش دوزخ افروخته می شوند.

73- سپس به آن ها گفته می شود کجا رفتند آن چه را که شریک خداوند قرار داده بودید

74- و به غیر از خداوند (آن ها را) می پرستیدید؟ (آن مشرکان) می گویند: از نظر ما گمراه (محو و نابود) شدند بلکه ما از قبل چیزی را (پرستش نمی کردیم) نمی خواندیم. این چنین خداوند کافران را گمراه می کند.

75- این عذاب به خاطر آن است که شما در روی زمین به ناحق خوشحالی می کردید و به غرور و مستی خود د شادمانی می نمودید

76- از درهای جهنم وارد شوید که در آن همیشگی هستید، پس چه جایگاه بدی است جایگاه متکبران

77- پس صبر کن همانا که وعده الهی حق ،است، پس اگر بعضی از وعده های عذابی که به آن ها داده ایم در زمان حیات تو نشانت دهیم یا (قبل از آن) تو را بمیرانیم که همۀ آن ها به سوی ما بازگشت می کنند

ابى الجارود روایت می کند که امام باقر علیه السلام در ذیل آیۀ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِالْكِتَابِ وَ بِمَا أَرْسَلْنَا بِهِ رُسُلَنَا - تا - كَذَلِكَ يُضِلُّ اللهُ الْكَافِرِينَ فرمود: به تحقیق خداوند کافران را مشرک نامیده چون قرآن را تکذیب کردند خداوند پیامبرش را با کتاب و علم تاویل به آن فرستاده است، پس هر کس قرآن یا به آن چه که خداوند به وسیلۀ رسولش از تاویل کتاب فرستاده را تکذیب کند پس او مشرک کافر است. (1)


1) بحار الانوار، ج 1، ص 579 ؛ نور الثقلين، ج 4، ص 535

هرکس بمیرد و امامش را نشناسد

ذلِكُمْ بِمَا كُنتُمْ تَفْرَحُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَ بِمَا كُنتُمْ تَمْرَحُونَ يعنى فرح و شادی ظاهری ضریس کنانی گوید به امام باقر علیه السلام عرض کردم: فدایت گردم مسلمانانی که اقرار به نبوت پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله نموده و قبل از درک امام مرده و ضمناً گناهکار هم بوده اند چه حالی خواهند داشت زیرا آن ها امامی نشناخته و ولایت شما را نداشته اند؟

فرمودند: این قبیل مسلمین را چون در قبر گذارند از آن بیرون نمی کنند پس کسی که عمل صالحی داشته باشد و دشمنی اش را اظهار نکرده باشد بهشتی که خداوند در مغرب زمین آفریده است دری به قبرش می گشایند و تا روز قیامت روحانیت آن بهشت در قبر او خواهد بود و در قیامت او را برای حساب حاضر نموده و حسنات و سیئاتش را می سنجند آن گاه یا به سوی بهشت می رود و یا جهنم و این ها برای امر خداوند تا روز قیامت متوقف خواهند بود و همین طور است حال ضعيفان و ابلهان و اطفال و اولاد مسلمین که پیش از بلوغ بمیرند اما ناصبین از اهل قبله را چون داخل قبر کنند از جهنمی که خداوند در مشرق زمین آفریده است شکافی و دری به قبر او باز شود و شعله و دودی به قبر او داخل گردیده تا روز قیامت به حسابش رسیدگی شده و با ذلت و خواری وارد جهنم خواهد شد فِي النَّارِ يُسْجَرُونَ * ثُمَّ قِيلَ لَهُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ تُشْرِكُونَ * مِنْ دُونِ اللهِ یعنی آن امامی که به غیر از امامی که خداوند برای مردم قرار داده بود را به عنوان امام برگزیدید کجاست؟ (1)


1) بحار الانوار، ج 69 ص 158 ؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 37 نور الثقلين، ج 4، ص 535

پس از آن پروردگار پیغمبرش را مخاطب قرار داده و می فرماید: فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللهِ حَقٌّ فَإِمَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ یعنی از عذاب أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِلَيْنَا يُرْجَعُونَ يا قبل از آن تو را بمیرانیم که همه آن ها به سوی ما باز گشت می کنند. (1)

ابی الجارود روایت می کند که امام باقر علیه السلام فرمود: همانا فرح (هوای نفس) و مرح (خوش برخوردی فریبناک) و خیلاء (خود پسند و گردنکش) همه در شرک هستند چون عمل به آن ها در روی زمین معصیت است. (2)

وَ يُريكُمْ آيَاتِهِ فَأَيَّ آيَاتِ اللهِ تُنْكِرُونَ (81) أَفَلَمْ يَسيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَانُوا أَكْثَرَ مِنْهُمْ وَ أَشَدَّ قُوَّةً وَ آثاراً فِي الْأَرْضِ فَمَا أَغْنى عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَكْسِبُونَ ﴾ (82)

81- و او آیاتش را به شما نشان می دهد پس کدام یک از آیات الهی را منکر می شوید؟

82- آیا در روی زمین گردش نکردند تا عاقبت کسانی که قبل از آن ها بوده اند را ببینند که تعدادشان از این ها ،بیش تر و نیرومندتر و آثارشان در زمین فراوان بود اما آن چه را که به دست می آوردند نتوانست آن ها را بی نیاز کند (از آن ها حفاظت نماید)؟

و آثاراً فِي الْأَرْضِ یعنی در روی زمین عمارت ها داشتند. وَ يُرِيكُمْ آيَاتِهِ یعنی امیرالمؤمنین و ائمه علیهم السلام را در هنگام رجعت می بینید. (3)


1) نور الثقلين، ج 4، ص 536 ؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 38

2) بحار الانوار، ج 70، ص 232 تفسیر برهان، ج 7، ص 38؛ نور الثقلين، ج 4، ص 536

3) تفسیر برهان، ج 7، ص 38

فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا قَالُوا آمَنَا بِاللهِ وَحْدَهُ وَ كَفَرْنَا بِمَا كُنَّا بِهِ مُشْرِكِينَ (84) فَلَمْ يَكُ يَنْفَعُهُمْ إِيمَانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنَا سُنَّتُ اللهِ الَّتي قَدْ خَلَتْ في عِبَادِهِ وَ خَسِرَ هُنَالِكَ الْكَافِرُونَ (85) 84- پس هنگامی که عذاب ما را دیدند :گفتند به خدای یگانه ایمان آوردیم و به معبودانی که شریک او قرار داده بودیم کافر شدیم.

85- اما هنگامی که عذاب ما را دیدند ایمانشان هیچ نفعی به حال آن ها ،نبخشید این سنّت خداوند در میان بندگانش حکمفرما بوده و آنجا کافران زیانکار شدند.

قَالُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَحْدَهُ وَ كَفَرْنَا بِمَا كُتَابِهِ مُشْرِكِينَ یعنی منکر شدیم به آن چه که ما بدان مشرک شده بودیم. فَلَمْ يَكُ يَنْفَعُهُمْ إِيمَانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنَا سُنَّتَ اللَّهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ فِي عِبَادِهِ وَ خَسِرَ هُنَالِكَ الْكَافِرُونَ اما هنگامی که عذاب ما را دیدند ایمانشان هیچ نفعی به حال آن ها نمی بخشید این سنت خداوند در میان بندگانش حکمفرما بوده و آن جا کافران زیانکار شدند

تفسير سورة حم سجده

اشاره

41- سورة حم سجده (فصلت) در مکه نازل شده و دارای 56 آیه است.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

حم (1) تَنْزِيلٌ مِنَ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ (2) كِتابٌ فُصِّلَتْ آيَاتُهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ (3) بشيراً وَ نَذيراً فَأَعْرَضَ أَكْثَرُهُمْ فَهُمْ لا يَسْمَعُونَ (4) وَ قَالُوا قُلُوبُنَا فِي أَكِنَّةٍ مِمَّا تَدْعُونَا إِلَيْهِ وَ فِي آذَانِنَا وَقْرٌ وَ مِنْ بَيْننَا وَ بَيْنَكَ حِجَابٌ فَاعْمَلْ إِنَّنَا عَامِلُونَ (5) قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحَى إِلَى أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهُ وَاحِدٌ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ وَ وَيْلٌ لِلْمُشْرِكِينَ (6) الَّذينَ لا يُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ (7) إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ (8) قُلْ أَإِنَّكُمْ لَتَكْفُرُونَ بِالَّذِي خَلَقَ الْأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ وَ تَجْعَلُونَ لَهُ أَنْدَاداً ذَلِكَ رَبُّ الْعَالَمِينَ (9) 1- حم.

2- این کتابی است که از جانب خداوند رحمان و رحیم نازل شده است.

3- کتابی است که آیاتش هر مطلبی را به تفصیل بیان می کند قرآنی که به

زبان عربی فصیح است برای گروهی که می دانند (عالم هستند).

4- که بشارت دهنده و انذار کننده است اما بیشتر آن ها روی گردان شدند پس نمی شنوند.

5- و گفتند: دل های ما نسبت به آن چه که ما را دعوت می کنی در پرده واقع شده و در گوش های ما سنگینی است و میان ما و تو هم حجابی است پس تو (به دین خود ) عمل کن ما نیز (به آئین خود ) عمل می کنیم.

6- بگو: همانا من نیز مانند شما بشری ،هستم به من وحی می شود که معبود شما خدای یگانه است پس به سوی راه مستقیم او بروید و از او طلب آمرزش کنید و وای به حال مشرکان

7- کسانی که زکات نمی پردازند آن ها نسبت به آخرت کافر هستند.

8- کسانی که ایمان آورده اند و عمل صالح انجام داده اند برای آن ها پاداشی دائمی است

9- بگو: آیا شما به آن کسی که زمین را در دو روز آفرید کافر می شوید و برای او شریکانی قرار می دهید؟! او پروردگار عالمیان است.

حم * تَنْزِيلٌ مِنَ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ که آیه تَنْزِيلٌ مِنَ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ مبتدا و جملۀ فُصِّلَتْ آيَاتُه خبرش می باشد یعنی قرآن را خداوندی که رحمان و رحیم است فرستاده است فُصِّلَتْ آيَاتُهُ یعنی بیان کنندۀ حلال و حرام و احکام و سنت هاست. بشيراً وَنَذِيراً أوَ نَذِيراً یعنی به مومنین بشارت می دهد و ظالمین را انذار می کند. فَأَعْرَضَ أَكْثَرُهُمْ يعنى بيشترشان از قرآن روی گردانیدند. هُمْ لا يَسْمَعُونَ * وَقَالُوا قُلُوبُنَا فِي أَكِنَّةٍ که اکنه به معنای غشاوه یعنی قلب های ما از شنیدن سخنان حق در پرده است.

مِمَّا تَدْعُونَا إِلَيْهِ وَ فِي آذَائِنَا وَقْرٌ وَ مِنْ بَيْنِنا وَ بَيْتِكَ حِجَابٌ فَاعْمَلُ إِنَّنا عامِلُونَ یعنی ما را به سوی چیزی دعوت می کند که نه آن را می فهمیم و نه عقل ما بدان می رسد پس خداوند فرمود به آن ها بگو: إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ - تا - فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ یعنی او را اجابت کنید. (1))﴿وَ وَيْلٌ لِلْمُشْرِکین که مراد از مشرکین کسانی هستند که اقرار به اسلام و مسلمانی کرده ولی در عمل شرک ورزیدند و آن مطابق با این آیه است که خداوند می فرماید: وَ مَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللهِ إِلا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ (2)يعنى به وسيلة ،اعمال زیرا هنگامی که به چیزی امر می شدند به خلاف آن چه خداوند فرموده عمل می کردند پس خداوند آن ها را مشرک نامید و سپس فرمود: الَّذِينَ* لا يُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ بِالآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ (3)یعنی کسی که زکات ندهد او کافر است؟ ابان بن تغلب گوید امام صادق علیه السلام به من فرمود: ای ابان آیا دیده ای که خداوند عز و جل از مشرکین زکات اموالشان را طلب کند با آن که ایشان در شرک خود باقی باشند؟ آن جا که می فرماید: وَ وَيْلٌ لِلْمُشْرِكِينَ * الَّذِينَ لا يُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ

عرض کردم فدایت گردم آن چگونه است برایم تفسیر فرما؟

فرمود: وای بر حال مشرکان آن هایی که بر امام اول مشرک و بر ائمه دیگر کافر گشتند؛ ای ابان همانا خداوند بندگان را به سوی ایمان دعوت می کند پس چون به خدا و رسولش ایمان آوردند و اجبات بر آن ها واجب می شود. (4)


1) تفسير صافی، ج 6، ص 325

2) يوسف، آیه 106؛ و بیش تر آن هایی که ادعای ایمان به خداوند دارند مشرک هستند.

3) تفسیر برهان، ج 7، ص 43

4) بحار الانوار، ج 9، ص 234 ؛ تفسیر برهان، ج 43؛ نور الثقلين، ج 4، ص 538؛ تفسير صافي ، ج 6، ص 326

سپس خداوند مومنین را ذکر کرده و فرمود: إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ یعنی پاداشی که خداوند بدون منت به آن ها می دهد.

سپس خداوند پیامبرش را مورد خطاب قرار داده و فرمود: ای محمد به آن ها بگو: أَ إِنَّكُمْ لَتَكْفُرُونَ بِالَّذِي خَلَقَ الْأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ كه معنى يومين یعنی دو وقت که یکی ابتداء خلقت و دیگری انقضاء آن است.

وَ جَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ مِنْ فَوْقِهَا وَ بَارَكَ فِيهَا وَ قَدَّرَ فِيهَا أَقْوَاتَهَا فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ سَوَاءٌ لِلسَّائِلِينَ (10) 10- (خداوند) در روی زمین کوههایی قرار داد و برکاتی در آن آفرید طعام و ارزاق را به مدت چهار روز مقدر فرمود برای درخواست کنندگان مساوی بود.

وَ جَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ مِنْ فَوْقِهَا وَ بَارَكَ فِيهَا وَ قَدَّرَ فِيهَا أَقْوَاتَهَا یعنی از بین نمی رود و باقی می ماند. فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ سَوَاءٌ لِلسَّائِلِينَ یعنی چهار فصل است که در آن فصول ارزاق اهل عالم از انسان و حیوان و پرندگان و حشرات چه در خشکی ها و زمین و چه در دریا و قعر اقیانوس ها بالاخره معاش تمام جنبندگان را فراهم می سازد و آن چهار فصل بهار و تابستان و پاییز و زمستان است که خداوند بادها و باران و رعد و برق را در زمستان به زمین می فرستد تا زمین سیراب گردد و آن فصل سرماست بعد از آن بهار می رسد که فصل معتدل گرم و سرد است و در آن نباتات و درختان به سیر طبیعی شروع به رشد و نمو می،نماید سپس تابستان می شود که فصل گرماست و درختان و میوه ها و

دانه ها محکم شده و قوت تمام مردم و حیوانات می گردند سپس پائیز فرا می رسد که میوه ها و غلات را از فساد مانع گشته و آن ها را پاکیزه می سازد و اگر تمام دوران سال یکنواخت بود مثلا بهار پیش نمی آمد نباتات از زمین نمی رویید و درختان سبز و بارور و با ثمر نمی شد و میوه و سایر حبوبات و غلات بدست نمی آمد و یا اگر همیشه تابستان بود تمام روییدنی ها می سوخت و معاش انسان و حیوان مختل می گردید و چنان چه همواره پاییز بود درختان و نباتات نیرو نمی گرفتند و نتیجه مفید عاید نمی شد لذا خداوند این اوقات چهارگانه و فصول گوناگون را برای تأمین آسایش عموم خلق کرد و قوام و هستی عالمیان را بر آن مقرر داشت و این اوقات را سَوَاءٌ لِلسّائِلِينَ نامید یعنی بر قرار فرمود برای محتاجان ،زیرا هر محتاجی سائل است و در عالم مخلوقاتی وجود دارد که توانائی سؤال ندارند و سؤال نمی کنند اما محتاجند مانند بیش تر حیوانات که برای ادامه زندگی محتاج به قوت می باشند ولی قدرت سؤال ندارند و خداوند روزی و قوت آن ها را در این دنیا مهیا و آماده فرمود است. (1)

ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ و هِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَ لِلْأَرْضِ انْتِيَا طَوْعاً أَوْ كَرْهَا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ (11) فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَ أَوْحَى فى كُلِّ سَمَاءٍ أَمْرَهَا وَ زَيَّنَا السَّمَاءَ الدُّنْيا بِمَصابيح وَ حِفْظاً ذَلِكَ تَقديرُ الْعَزيزِ الْعَليم (12) 11- سپس به آفرینش آسمان پرداخت که به صورت دودی بود پس به آسمان و زمین فرمود: از روی رغبت یا از روی کراهت به وجود آیید. آن دو


1) بحار الانوار، ج ،54، ص 60

:گفتند ما از روی اطاعت به وجود می آییم.

12- پس آسمان ها را در مدت دو روز ،آفرید و برای هر آسمانی امور آن را وحی نمود و آسمان دنیا را با چراغ هایی زینت بخشیدیم و (از ورود شياطين) حفظ نمودیم که این از تقدیر خداوند قادر و داناست.

ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ يعنی سپس آسمان را خلق کرد. از ابوالحسن امام رضا علیه السلام از گفتگوی خداوند با موجودی که نه از جن بود و نه از انس سؤال شد.

فرمود: آن آسمان ها و زمین بود که به آن ها فرمود: انْتِيَا طَوْعاً أَوْكَرْهاً قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ * فَقَضاهُنَّ یعنی آن ها را آفرید.

سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ یعنی در دو وقت که ابتداء خلقت و انقضاء آن است. وَ أَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاءٍ أَمْرَهَا ، يعنى تقدیرات و تدبیرات را به آسمان ها وحی نمود. وَ زَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيا بِمَصَابِيحَ یعنی آسمان دنیا را به وسیله ستارگان زینت داد. وَ حِفْظاً یعنی آسمان ها را از شر شیاطین که آن ها را از بین ببرند محفوظ داشت. (1) فَإِنْ أَعْرَضُوا فَقُلْ أَنْذَرْتُكُمْ صَاعِقَةٌ مِثْلَ صَاعِقَةِ عَادٍ وَ ثَمُودَ (13) إِذْ جَاءَتْهُمُ الرُّسُلُ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلا تَعْبُدُوا إِلا الله قالُوا لَوْ شَاءَ رَبُّنَا لَأَنْزَلَ مَلَائِكَةٌ فَإِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُمْ بِهِ كَافِرُونَ (14)


1) نور الثقلين، ج 4، ص 539 ؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 44

13- پس اگر اعراض کنند به آن ها بگو من شما را از صاعقه ای مانند صاعقه عاد و ثمود ترسانیدم.

14- هنگامی که رسولان از هر جانب به سوی آن ها آمدند (و به آن ها گفتند:) جز خداوند را نپرستید؛ (آن ها در جواب) گفتند اگر پروردگار ما می خواست فرشتگان را نازل می کرد (چون نفرستاده) پس ما به آن چه که شما به آن فرستاده شده اید کافر هستیم.

فَإِنْ أَعْرَضُوا- اى محمد - فَقُلْ أَنْذَرْتُكُمْ صَاعِقَةً مِثْلَ صَاعِقَةِ عَادٍ وَ ثَمُودَ كه مراد قریش است و آن عطف بر آیه فَأَعْرَضَ أَكْثَرُهُمْ فَهُمْ لَا يَسْمَعُونَ می باشد. إِذْ جَاءَتْهُمُ الرُّسُلُ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ یعنی نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و پیامبران علیهم السلام می باشد. وَ مِنْ خَلْفِهِمْ تو، پس گفتند: لَوْ شَاءَ رَبُّنَا لَأَنْزَلَ مَلائِكَةُ يعنى بشرى مثل ما را مبعوث نمی کرد. فَإِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُمْ بِهِ كَافِرُونَ پس ما به آن چه که شما به آن فرستاده شده اید کافر هستیم. (1) فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ ربحاً صَرْصَراً في أَيَّامٍ نَحِسَاتٍ لِندیقَهُمْ عَذَابَ الْخِزْيِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَ لَعَذَابُ الآخِرَةِ أُخْرَى وَ هُمْ لا يُنْصَرُونَ (16) 16 - پس ما بر آن ها تند بادی شدید و وحشت انگیز و سرد در روزهایی نحس و شوم بر آن ها فرستادیم تا عذاب ذلت و خواری را در دنیا به آن ها ،بچشانیم در حالی که عذاب آخرت از آن خوار کننده تر است و آن ها یاری


1) نور الثقلين، ج 4، ص 542؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 46

نمی شوند.

ابى الجارود از امام باقر علیه السلام روایت می کند که درباره آیه ذیل فرمودند: فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحاً صَرْ صَراً صرصر یعنی باد سرد فِي أَيَّامٍ نَحِسَاتٍ یعنی روزهای شوم. (1)

وَ أَمَّا ثَمُودُ فَهَدَيْنَاهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمَى عَلَى الْهُدى فَأَخَذَتْهُمْ صَاعِقَةُ الْعَذَاب الْهُونِ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ (17) 17 - و اما (قوم) نمود را هدایت کردیم لکن آن ها کوری را بر هدایت ترجیح ،دادند پس آن ها را صاعقه عذاب خوار کننده به خاطر آن چه که عمل می کردند فرا گرفت

وَ أَمَّا ثَمُودُ فَهَدَيْنَاهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمَى عَلَى الْهُدى و خداوند نفرمود استحب الله چنان چه جبريون خیال می کنند که کارهای ما را خداوند برای ما بوجود می آورد. دادند فَأَخَذَتْهُمْ صَاعِقَةُ الْعَذَابِ الْهُونِ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ ﴾ یعنی آن چه انجام دادند.

وَ يَوْمَ يُحْشَرُ أَعْدَاءُ اللهِ إِلَى النَّارِ فَهُمْ يُوزَعُونَ (19) 19- و روزی که دشمنان خدا در آتش جهنم محشور می شوند و در آن جا نگه شان می دارند.

وَ يَوْمَ يُحْشَرُ أَعْدَاءُ اللهِ إِلَى النَّارِ فَهُمْ يُوزَعُونَ یعنی از هر گوشه و


1) بحار الانوار، ج 11، ص 354؛ نور الثقلین، ج 4، ص 542 ؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 331؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 46

ناحیه ای می آیند.

حَتَّى إِذَا مَا جَاؤُهَا شَهِدَ عَلَيْهِمْ سَمْعُهُمْ وَ أَبْصَارُهُمْ وَ جُلُودُهُمْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (20) و قَالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنَا قَالُوا أَنطَقَنَا اللهُ الَّذِي أَنطَقَ كُلَّ شَيْءٍ وَ هُوَ خَلَقَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (21) و ما كُنتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَنْ يَشْهَدَ عَلَيْكُمْ سَمْعُكُمْ وَلا أَبْصَارُكُمْ وَلا جُلُودُكُمْ و لَكِنْ ظَنَنتُمْ أَنَّ اللهَ لا يَعْلَمُ كَثيراً مِمَّا تَعْمَلُونَ (22) وَ ذَلِكُمْ ظَنُّكُمُ الَّذِي ظَنَنتُمْ بِرَبِّكُمْ أَرْداكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ مِنَ الْخَاسِرِينَ (23) 20- هنگامی که به آن جا می رسند گوش و چشم ها و پوست بدن هاشان بر آن چه که انجام می دادند گواهی می دهند.

21- و آن ها به پوست های بدنشان می گویند چرا بر علیه ما شهادت دادید؟ أن اعضاء می گویند: خداوندی که همه موجودات را به سخن گفتن وا می دارد ما را به سخن ،آورد و او شما را اولین بار آفرید و به سوی او بازگشت می کنید.

22- و شما که گناهانتان را پنهان می کردید نه به خاطر این بود که گوش و چشم ها و پوست بدن هایتان شهادت نمی دهند و لکن پنداشتید که خداوند بیشتر آن چه که انجام می دهید را نمی داند.

23- و این گمان بدی بود که به پروردگارتان داشتید که باعث هلاکت شما شد و از زیانکاران شدید

شهادت دادن اعضاء بدن در روز قیامت

حَتَّى إِذَا مَا جَاؤُهَا شَهِدَ عَلَيْهِمْ سَمْعُهُمْ وَ أَبْصَارُهُمْ وَ جُلُودُهُمْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ این آیه دربارۀ گروهی نازل شده است که در روز قیامت اعمال بدشان بر آن ها عرضه می شود و آن ها منکر آن شده و می گویند ما این کارها را انجام نداده ایم پس ملائکه ای که اعمال آن ها را نوشته اند شهادت بر آن می دهند

امام صادق علیه السلام می فرماید به خداوند می گویند پروردگارا این ها ملائکه تو هستند که شهادت بر ما می دهند سپس سوگند می خورند که ما این اعمال را انجام نداده ایم که خداوند در این باره می فرماید: يَوْمَ يَبْعَتُهُمُ اللهُ جَمِيعاً فَيَحْلِفُونَ لَهُ كَمَا يَحْلِفُونَ لَكُمْ (1)و آن ها کسانی هستند که حق امیرالمومنین علیه السلام را غصب کرده اند که در آن هنگام خداوند بر زبان های آن ها مهر می زند و اعضای بدنشان به سخن در می آید پس گوش بر آن چه از محرمات را شنیده بر آن شهادت می دهد و چشم بر آن چه که خداوند حرام کرده بود و آن نگاه کرده شهادت می دهد و دست ها بر آن کارهای حرامی که کرده و پاها به جاهای حرامی که رفته و آلت به کار حرامی که انجام داده شهادت می دهند سپس خداوند زبان را به سخن در می آورد و آن ها گفتند: لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنا قَالُوا أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ وَ هُوَ خَلَقَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ * وَ مَا كُنتُمْ تَسْتَتِرُونَ یعنی از خداوند است.

أَنْ يَشْهَدَ عَلَيْكُمْ سَمْعُكُمْ وَلا أَبْصَارُكُمْ وَلا جُلُودُكُمْ منظور از جلود آلت تناسلی و ران آدمی است


1) مجادله آیه 18؛ روزی که خداوند همۀ آن ها را بر می انگیزد و آن ها برای خداوند نیز سوگند دروغ می خورند همچنان که برای شما می خوردند.

وَلَكِنْ ظَنَنتُمْ أَنَّ اللهَ لا يَعْلَمُ كَثِيراً مِمَّا تَعْمَلُونَ * وَذَلِكُمْ ظَنُّكُمُ الَّذِي ظَنَنتُمْ بِرَبِّكُمْ أَرْداكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ مِنَ الْخَاسِرِينَ﴾ (1)

عبد الرحمن بن حجاج گوید به امام صادق علیه السلام عرض کردم: مردم حدیثی روایت می کنند که در آن ذکر شده تمام مردم باید به سوی آتش جهنم بروند.

فرمود: این طور که مردم می گویند نیست رسول اکرم صلی الله علیه و اله فرمود: آخر مردی را که امر می شود که او را به سوی آتش ببرند به سوی خداوند رو می کند خداوند امر می فرماید او را برگردانید و چون برمی گردانند از او می:پرسد برای چه به من متوجه شدی؟

در جواب می گوید: من چنین گمانی به پروردگار خود .نداشتم سؤال می شود تو چه گمانی به پروردگار داشتی؟ جواب می دهد من تصور می کردم که گناهان مرا به عظمت عفو خود بیامرزی و در بهشت منزلم دهی خداوند به فرشتگان می فرماید به عزت و جلال و بزرگی و نعمت ها و جایگاه خودم سوگند این شخص جز در این لحظه گمان خیر به من نبرده و اگر پیش از این ساعت چنین حسن ظنی به من برده بود امر نمی کردم که او را به آتش ببرند اینک دروغ او را راست فرض کنید و او را به بهشت ببرید سپس رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: نیست بنده ای که گمان خیر به خدا پیدا کند مگر آن که بر طبق گمان او با او رفتار کنند چنان چه خداوند در این آیه بیان فرموده است وَ ذَلِكُمْ ظُنُّكُمُ الَّذِي ظَنَنتُمْ بِرَبِّكُمْ أَرْدَاكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ مِنَ الْخَاسِرِينَ و این گمان بدی بود که به پروردگارتان داشتید که باعث هلاکت شما شد و از زیانکاران شدید. (2)


1) بحار الانوار، ج 7، ص 312؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 332؛ نور الثقلين، ج 4، ص 543 : تفسیر برهان، ج 7، ص 48

2) بحار الانوار، ج ،67، ص 384؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 49 ؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 334؛ نور الثقلين، ج 4، ص 543

فَإِنْ يَصْبِرُوا فَالنَّارُ مَثْوَى لَهُمْ وَ إِنْ يَسْتَعْتِبُوا فَمَا هُمْ مِنَ الْمُعْتَبِينَ (24) 24- پس اگر صبر کنند آتش جهنم جایگاه آن هاست و اگر عفو و بخشش بخواهند مورد عفو و بخشش قرار نمی گیرند.

فَإِنْ يَصْبِرُوا فَالنَّارُ مَثْوَى لَهُمْ یعنی هلاک می شوند و از رحمت الهی دور می گردند وَ إِنْ يَسْتَعْتِبُوا فَمَا هُمْ مِنَ الْمُعْتَبِينَ يعنى اگر طلب رضا و خشنودی کنند هیچ اعتنایی به آن طلبشان نمی شود وَقَيَّضْنَا لَهُمْ قُرَنَاءَ فَزَيَّنُوا لَهُمْ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَحَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ فِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ إِنَّهُمْ كَانُوا خَاسِرِينَ (25) وَ قَالَ الَّذينَ كَفَرُوا لَا تَسْمَعُوا لِهَذَا الْقُرْآنِ وَالْغَوْا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَغْلِبُونَ (36) 25- و ما برای آن ها همنشینانی قرار دادیم که از روبرو و از پشت سر زشتی هایشان را در نظرشان جلوه دادند و وعده الهی بر آن ها محقق شد و به سرنوشت امت هایی که قبل از آن ها بوده اند از جن و انس گرفتار شدند همانا که آن ها از زیان دیدگان بودند.

26- و کافران :گفتند گوش به این قرآن ،ندهید و در هنگام شنیدنش هیاهو نمائید، شاید که غبله پیدا کنید.

وَ قَيَّصْنَا لَهُمْ قُرَناءَ یعنی شیاطینی از جن و انس یاوران او خواهند بود. فَزَيَّنُوا لَهُمْ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ یعنی آن چه که انجام داده بودند آن را شیاطین برای آن ها زینت دادند. وَ مَا خَلْفَهُمْ یعنی به آن ها گفتند که عقب شما همه دروغ و باطل است. وَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ یعنی عذاب الهی بر آن ها محقق شد.

وَ قَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَا تَسْمَعُوا لِهَذَا الْقُرْآنِ وَالْغَوْا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَغْلِبُونَ یعنی قرآن را به سخره و مسخره بگیرید. (1) وَ قَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا رَبَّنَا أَرِنَا الَّذِيْنِ أَضَلَانَا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ نَجْعَلْهُمَا تَحْتَ أَقْدَامِنَا لِيَكُونَا مِنَ الْأَسْفَلِينَ (29) 29- و کافران :گفتند پروردگارا، آن هایی که از جن و انس ما را گمراه کردند بر ما نشان بده که زیر پایمان قرار دهیم تا از پست ترین مردم باشند.

وَ قَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا رَبَّنَا أَرِنَا الَّذِيْنِ أَضَلانَا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ امام کاظم علیه السلام می فرماید مراد از جن ابلیس است که در دارالندوه مشرکین را ترغیب بر کشتن پیامبر صلی الله علیه و اله نمود و مردم را با معاصی گمراه کرد و بعد از وفات آن حضرت نیز به نزد فلانی آمد و با او بیعت کرد و مراد از انس هم دومی می باشد و نَجْعَلَهُما تَحْتَ أَقْدَامِنَا لِيَكُونَا مِنَ الْأَسْفَلِينَ كه زير پایمان قرار دهیم تا از پست ترین مردم باشند. (2)

إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَا تَخَافُوا وَلا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ (30) نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَ فِي الآخِرَةِ وَ لَكُمْ فِيهَا مَا تَشْتَهِي أَنْفُسُكُمْ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ (31) نُزُلاً مِنْ غَفُورٍ رَحِيمٍ (32) 30- کسانی که :گفتند پروردگار ما خدای یکتاست، سپس استقامت


1) تفسیر صافی، ج 6، ص 155

2) بحار الانوار، ج 3، ص 155

ورزیدند، فرشتگان (در هنگام مرگ) بر آن ها نازل می شوند که نترسید و اندوهگین مباشید و شما را بشارت بر بهشتی باد که به آن وعده داده شده بودید.

31- ما در دنیا و آخرت از اولیاء شما هستیم و برای شما در بهشت هر چه که بخواهید آماده است و در آن جا هر چه که بخواهید به شما داده می شود.

32- (که این نعمت های الهی) از سوی خداوند آمرزنده و مهربان است.

حضور معصومین علیهم السلام در هنگام مرگ

خداوند مؤمنین از شیعیان امیرالمومنین علیه السلام را ذکر کرده و فرمود: إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا بر ولایت امیرالمومنین علی علیه السلام.

تتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ هنگام مرگ أَلا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ * نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيا ما شما را از شر شیاطین نگه می داریم. وَ فِي الآخِرَةِ یعنی هنگام مرگ وَ لَكُمْ فِيها مَا تَشْتَهِي أَنْفُسُكُمْ وَ لَكُمْ فِيهَا مَا تَدْعُونَ یعنی در بهشت. نُزُلاً مِنْ غَفُورٍ رَحِيمٍ (که این نعمت های الهی) از سوی خداوند آمرزنده و مهربان است. وَلا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَ لاَ السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ (34) وَ مَا يُلَقَّاهَا إِلا اللَّذينَ صَبَرُوا وَ مَا يُلَقَّاهَا إِلا ذُو حَظِ عَظِيمٍ (35) وَإِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ (36)

34- و هرگز نیکی و بادی یکسان نیست همیشه بدی را با نیکی از بین ببر پس هنگامی که میان تو و او دشمنی بود (یک دفعه متوجه می شوی که میانتان) دوستی و صمیمیت بر قرار است.

35- ولكن جز صابران کسی به این مقام نمی رسد و جز کسانی که صاحب حظ و بهره بزرگی هستند به آن نایل نمی شوند.

36- و هرگاه از جانب شیطان گرفتار وسوسه ای شدی به خداوند پناه ببر که او شنوا داناست.

ابن سنان روایت می کند که امام صادق علیه السلام فرمود: کسی از دوستان ما که دشمنان ما را دشمن داشته باشد نمی میرد مگر آن که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و امير المؤمنين علیه السلام و امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام در بالین و بستر مرگ أو حاضر می شوند و او را بشارت دهند و اگر آن شخص از دوستان ما نباشد او را به وضع بدی خبر می دهند.

و دلیل بر آن فرمایش امیرالمومنین علیه السلام به حارث همدانی است که فرمود: سپس حارث هر کس چه مومن باشد و چه منافق در هنگام مرگ مرا می بیند. (1)

سپس خداوند پیامبرش را تادیب نموده و فرمود: وَ لا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ هر كسی به تو بدی نمود، تو با نیکی کردن جوابش را بده تا در نتیجه آن کسی که بین تو و او دشمنی است به دوستی مهربان مبدل شود. سپس فرمود: وَ ما يُلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَ ما يُلقاها إلا ذُو حَقٌّ عَظِيمٍ (2)

وَ إِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ یعنی اگر شیطان بر قلب تو وسوسه ای


1) بحار الانوار، ج 6، ص 180 ؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 52

2) تفسیر برهان، ج 7، ص 57

کرد.

فَاسْتَعِذْ بِاللهِ که خطاب به پیامبر صلی الله علیه و آله است ولی معنایش مردم می باشند. وَ مِنْ آيَاتِهِ أَنَّكَ تَرَى الْأَرْضَ خَاشِعَةٌ فَإِذَا أَنْزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاءَ اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ إِنَّ الَّذِي أَحْيَاهَا لَمُحْى الْمَوْتَى إِنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (39) إِنَّ الَّذينَ يُلْحِدُونَ فِي آيَاتِنَا لا يَخْفَوْنَ عَلَيْنَا أَفَمَنْ يُلْقَى فِي النَّارِ خَيْرٌ أَمْ مَنْ يَأْتي آمِناً يَوْمَ الْقِيَامَةِ اعْمَلُوا مَا شِئْتُمْ إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ (40) إنَّ الَّذينَ كَفَرُوا بِالذُّكرِ لَمَّا جَاءَهُمْ وَ إِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِيزٌ (41) لا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ (42) ما يُقَالُ لَكَ إِلا مَا قَدْ قبل لِلرُّسُلِ مِنْ قَبْلِكَ إِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ وَ ذُوعِقَابٍ ألیمٍ (43) وَلَوْ جَعَلْنَاهُ قُرْآناً أَعْجَمِيًّا لَقَالُوا لَوْلا فُصِّلَتْ آيَاتُهُ وَ أَعْجَمِيٌّ وَ عَرَبيٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدى وَ شِفَاءٌ وَالَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ فِي آذَانِهِمْ وَقْرٌ وَ هُوَ عَلَيْهِمْ عمّى أُولئِكَ يُنَادَوْنَ مِنْ مَكَانٍ بَعِيدٍ (44) 39- و از آیات او این است که زمین را خاشع (خشک و بی روح) می بینی پس هنگامی که بر آن باران نازل کنیم به حرکت در آمده و رشد و نمو ،کند همانا آن کسی که آن (زمین) را زنده کرد مردگان را نیز زنده می کند که او بر هر چیزی قادر است.

40- کسانی که آیات ما را تحریف می کنند بر ما پوشیده نیست آیا کسی که ر آتش دوزخ افکنده شود بهتر است یا آن کسی که روز قیامت با امنیت به محشر وارد می شود؟ هر کاری که می توانید انجام دهید که او به آن چه که

انجام می دهید بیناست.

41- کسانی که به ذکر (قرآن) هنگامی که به سویشان آمد کافر شدند (باز بر ما مخفی نمی ماند) که این کتابی عزیز است.

42- که هرگز باطل از پیش رو و از پشت سر به آن راه نمی یابد زیرا که از جانب خداوند حکیم و مورد ستایش نازل شده است.

43- آن چه که درباره تو می گویند همان است که درباره رسولان قبل از تو نیز می گفتند همانا که پروردگارت دارای آمرزش و صاحب عذابی دردناک است.

44- و اگر ما قرآن را به زبان می فرستادیم می گفتند چرا آیاتش مفصل و روشن نیست؟ (قرآن) عجمی از پیامبری عربی؟ بگو این قرآن برای کسانی که ایمان آورده اند هدایت و ،شفاست و اما کسانی که ایمان نمی آورند در گوش هایشان سنگینی است و مانند این است که نابینا هستند و نمی بینند آن ها کسانی هستند که گویی از جایی دور صدا زده می شوند.

خداوند با دهریون احتجاج کرده و فرمود: وَ مِنْ آيَاتِهِ أَنَّكَ تَرَى الْأَرْضَ خَاشِعَةً یعنی زمین را خشک و بی زراعت می بینی.

إِنَّ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي آيَاتِنَا یعنی آن هایی که آیات ما را منکر می شوند. لا يَخْفَوْنَ عَلَيْنَا بر ما پوشیده نمی ماند سپس خداوند بنابر مجاز استفهام کرده و فرمود: أَفَمَنْ يُلْقَى فِي النَّارِ خَيْرٌ أَمْ مَنْ يَأْتِي آمِناً يَوْمَ الْقِيَامَةِ اعْمَلُوا مَا شِئْتُمْ إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ آيا كسى که در آتش دوزخ افکنده شود بهتر است یا آن کسی که روز قیامت با امنیت به محشر وارد می شود؟ هر کاری که میتوانید انجام دهید که او به آن چه که انجام می دهید بیناست.

إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ يعنی کسانی که به قرآن کافر شدند. سپس فرمود: وَ لَوْ جَعَلْنَاهُ قُرْآناً أَعْجَمِيًّا لَقَالُوا لَوْ لَا فُصِّلَتْ آياتُهُ ءَ أَعْجَمِيٌّ وَ عَرَبِيٌّ یعنی اگر این قرآن بر زبان اعجمی نازل می شد می گفتند اگر قرآن عربی نازل می شد ایمان می آوردیم پس خداوند فرمود: قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدى وَ شِفَاءُ یعنی آشکار و روشن گر است.

وَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ فِي آذَانِهِمْ وَقْرٌ يعنی گوش هایشان سنگین است. ابى الجارود روایت می کند که امام باقر علیه السلام درباره آيه ذيل فرمود: إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ لَمَّا جَاءَهُمْ یعنی قرآن آن چنانی که لا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ نه تورات و انجیل و زبور آن را باطل دانسته اند و نه بعد از آن کتابی خواهد آمد که آن را باطل نماید

لَوْ لا فُصِّلَتْ آيَاتُهُ وَ أَعْجَمِيٌّ وَ عَرَبِيٌّ اگر قرآن بر زبان اعجمی نازل می شد می گفتند ما چگونه آن را یاد بگیریم که زبان ما عربی است و پیامبر قرآن را اعجمی برای ما آورده است پس خداوند دوست داشت که قرآن را به زبان آن ها نازل فرماید به تحقیق که خداوند فرمود: وَ ما أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلا بِلِسَانِ قَوْمِهِ (1)ما هیچ رسولی نفرستادیم مگر به زبان قومش. (2) إِلَيْهِ يُرَدُّ عِلْمُ السَّاعَةِ وَ مَا تَخْرُجُ مِنْ ثَمَرَاتٍ مِنْ أَكْمَامِهَا وَ مَا تَحْمِلُ مِنْ أُنثى وَلا تَضَعُ إِلا بِعِلْمِهِ وَ يَوْمَ يُنَادِيهِمْ أَيْنَ شُرَكَائِي قَالُوا آذَنَّاکَ مَا مِنَّا مِن شَهِیدٍ (47) وَ ضَلَّ عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَدْعُونَ مِنْ قَبْلُ وَ ظَنُّوا مَا لَهُمْ مِنْ مَحيصِ (48)


1) ابراهیم آیه 4

2) بحار الانوار، ج 17، ص 209؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 59

لا يَسْأَمُ الْإِنْسَانُ مِنْ دُعَاءِ الْخَيْرِ وَ إِنْ مَسَّهُ الشَّرُ فَيَؤُسٌ قَنُوطٌ (49) 47- خداوند علم به قیامت دارد و هیچ میوه ای از غنچه خود بیرون نمی آید و هیچ ماده ای باردار نمی شود و وضع حمل نمی کند مگر به علم او و روزی که آن ها را ندا می دهد (و می گوید:) کجا هستند شریکانی که برای من می پنداشتید؟ می گویند: (بار الها) ما عرضه داشتیم که هیچ گواهی نداریم

48- و همۀ معبودان باطلی که از قبل می خواندند محو و نابود می شوند (در آن هنگام) می دانند که هیچ راه فراری ندارند.

49- انسان هرگز از نیکی خواستن خسته نمی گردد و اگر شری به او برسد مأیوس و ناامید می گردد.

وَ يَوْمَ يُنَادِيهِمْ أَيْنَ شُرَكَائِي يعنى آن هایی که به غیر از خداوند را می پرستیدند. قَالُوا آذَنَّاکَ یعنی تو را آگاه کردیم. مَا مِنَّا مِنْ شَهِيدٍ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَدْعُونَ مِنْ قَبْلُ - تا - وَظَنُّوا مَا لَهُمْ مِّن مَّحِیصٍ یعنی دانستند که برای آن ها هیچ راه گریز و پناهگاه و فراری نیست. لا يَسْأَمُ الْإِنْسَانُ مِنْ دُعَاءِ الْخَيْرِ یعنی از اینکه برای خودش درخواست خیر و نیکی کند هیچ ملول و خسته نمی شود. وَ إِنْ مَسَّهُ الشَّرُّ فَيَؤُسٌ قَنُوطٌ يعنى راحتی از جانب خداوند و فرج و گشایش مأیوس و ناامید می گردد. وَإِذَا أَنْعَمْنَا عَلَى الْإِنْسَانِ أَعْرَضَ وَنَأَى بِجَانِبِهِ وَإِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعَاءٍ عَرِيضٍ (51)

51- و هرگاه به انسان نعمتی عطا کنیم روی می گرداند و با حال غرور (از شكر الهی) دوری می جوید و هر گاه به شر و بلایی مبتلا می گردد همیشه زبان به دعا می گشاید

وَ إِذَا أَنْعَمْنَا عَلَى الْإِنْسَانِ أَعْرَضَ وَ نَأَى بِجانِبه یعنی با کبر و غرور راه می رود و افراد پایین تر از خودش را تحقیر می کند. وَإِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ يعنى فقر و مرض و شدت و سختی. فَذُو دُعَاء عَرِيضٍ یعنی زیاد دعا می کند. (1) سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ (53) أَلا إِنَّهُمْ فِي مِرْيَةٍ مِنْ لِقَاءِ رَبِّهِمْ أَلا إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطٌ (54) 53- به زودی آیات مان را در اطراف جهان و در اندورنشان به آن ها نشان می دهیم تا برای آن ها روشن گردد که او حق است آیا برای پروردگارت کفایت نمی کند که بر هر چیزی گواه باشد؟

54- آگاه باشید که آن ها در لقاء پروردگارشان در شک و تردید هستند. آگاه باشید که او به همه چیز احاطه دارد.

سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ پس معنى في الآفاق كسوف و زلزله و آن چه از آیات در آسمان اتفاق می افتد، او معناى في أنفسهم این است که یک بار گرسنه است و بار دیگر سیر می گردد و یک بار تشنه است و بار دیگر سیراب می شود یک بار مریض است و یک بار در صحت و سلامتی یک بار در آسایش و غناست و یک بار در فقر


1) تفسیر برهان، ج 7، ص 60

یک بار راضی است و یک بار خشمگین یک بار می ترسد و یک بار نیز در امنیت می باشد پس این از بزرگ ترین دلیل بر توحید خداوند است که شاعر می گوید:

و في كل شيء له آية *** تدل على أنه واحد

:یعنی در هر چیزی برای او آیت و نشانه ای است دلالت می کند که او واحد و یکتاست.

سپس بندگانش را با لطف عظمتش ترسانید و فرمود: أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ ای محمد آیا برای پروردگارت کفایت نمی کند که او بر همه چیز شاهد و گواه است؟

سپس فرمود: أَلا إِنَّهُمْ فِي مِرْيَةٍ یعنی آن ها در شک و تردید هستند.

مِنْ لِقَاءِ رَبِّهِمْ أَلَا إِنَّهُ کنایه از خداوند است. بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطٌ که خداوند به همه چیز احاطه کامل دارد. (1)


1) تفسیر برهان، ج 7، ص 61

تفسیر سوره شوری

اشاره

42- سوره شوری در مکه نازل شده و دارای 53 آیه است.

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

حم (1) عسق (2) كَذَلِكَ يُوحِي إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ اللهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (3) 1- حم.

2- عشق .

این چنین خداوند عزیز و حکیم بر تو و نیز پیامبرانی که قبل از تو بوده اند وحی می کند.

حم * عسق این حروف مقطعه از اسم اعظم خداوند است که رسول خدا صلی الله علیه و آله یا امام علیه السلام آن ها را با هم ترکیب می.کند که هر وقت خداوند را با آن اسم اعظم بخوانند اجابت می کند. (1) كَذَلِكَ يُوحِي إِلَيْكَ وَ إِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ اللهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ يحيى بن مسيره [ میسره ] خثعمی گوید از امام باقر علیه السلام شنیدم که فرمود: حم عسق - عدد سال های حضرت قائم علیه السلام می باشد و قاف کوهی از زمرد سبز است که احاطه بر دنیا دارد و سبزی آسمان انعکاس از سبزی آن


1) تفسیر برهان، ج 7، ص 64؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 353؛ نور الثقلين، ج 4، ص 557

کوه است و هر چیزی در عسق است. (1)

تَكادُ السَّمَاوَاتُ يَتَقَطَّرْنَ مِنْ فَوْقِهِنَّ وَ الْمَلائِكَةُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِمَنْ فِي الْأَرْضِ أَلَا إِنَّ اللهَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ (5) وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ اللَّهُ حَفِيظٌ عَلَيْهِمْ وَمَا أَنتَ عَلَيْهِمْ بِوَكيلٍ (6) وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ قُرْآناً عَرَبِيًّا لِتُنْذِرَ أُمَّ القُرى وَمَنْ حَوْلَها وَ تُنْذِرَ يَوْمَ الْجَمْعِ لا رَيْبَ فِيهِ فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَ فَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ (7) 5- نزدیک است که آسمان ها از بالا متلاشی ،گردند و فرشتگان به حمد و تسبیح پروردگارشان مشغول هستند و برای اهل زمین طلب مغفرت و آمرزش می کنند آگاه باشید که خداوند آمرزنده و مهربان است.

6- و کسانی که غیر خدا را ولی خود گرفته اند خداوند نگهبان (مراقب اعمال) آن هاست و تو وکیل (اعمال) آن ها نیستی.

7- و این چنین قرآن را بر تو عربی (فصیح) وحی نمودیم تا (مردمان) امّ القرى (شهر مكه) و هر کسی که در اطراف آن است را انذار کنی و آن ها را از آن روزی که همه جمع می شوند (روز قیامت) که هیچ شک و تردیدی در آن نیست ،بترسانی که گروهی از آن ها در بهشت و گروهی در آتش سوزان می باشند

تَكَادُ السَّمَاوَاتُ يَتَقَطَّرْنَ مِنْ فَوْقِهِنَّ وَالْمَلائِكَةُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِمَنْ فِي الْأَرْضِ یعنی ملائکه از برای مؤمنین از شیعیان خاص توبه می کنند که لفظ آیه عام و معنایش خاص می باشد. (2)


1) بحار الانوار، ج 89 ص 376؛ تفسیر صافی 376؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 353؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 64

2) نور الثقلين، ج 4، ص 557 ؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 354؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 65

وَ كَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ قُرْآناً عَرَبِيًّا لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرىٰ وَ مَنْ حَوْلَهَا مراد از أم القرى مكه است بدین خاطر به مکه ام القری می گویند چون اول بقعه ای بود که خداوند در زمین آفرید که می فرماید: إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبارَكاً (1)همانا اول خانه ای برای مردم بنا گذاشته شد همان است که در سرزمین مکه است که پر برکت می باشد. (2) ابی الجارود گوید امام باقر علیه السلام در تفسیر آیه ذيل فرمود: يَتَقَطَّرْنَ مِنْ فَوْقِهِنَّ یعنی پاره پاره می شوند. (3)

لِتُنْذِرَ أُمُّ الْقُرى يعنى مكه. وَ مَنْ حَوْلَها يعنى ساير زمين. (4) وَ تُنْذِرَ يَوْمَ الْجَمْعِ لَا رَيْبَ فِيهِ فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَ فَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ و آن ها را از آن روزی که همه جمع می شوند (روز قیامت) که هیچ شک و تردیدی در آن نیست ،بترسانی که گروهی از آن ها در بهشت و گروهی در آتش سوزان می باشند.

امام حسن علیه السلام و یزید ملعون در نزد پادشاه روم

عبد الملک بن هارون از امام صادق علیه السلام که از پدران گرامی اش روایت می کند که فرمودند چون به امیرالمومنین علیه السلام خبر رسید که معاویه با صد هزار سپاهی برای جنگ می آید فرمود: همراهان او از چه قومی هستند؟

عرض کردند: از اهل شام می باشند.


1) آل عمران آیه 96

2) نور الثقلين، ج 4، ص 557؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 65

3) تفسیر برهان، ج 7، ص65؛ نور الثقلین، ج 4، ص 557 ؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 354

4) نور الثقلين، ج 4، ص 557

فرمود: نگویید از اهل شام بلکه بگویید از مردمان شوم از نسل مضرند که به زبان داود پیغمبر لعن و نفرین شدند و به غضب خداوند مبتلا و به صورت بوزینه و خنزیر مسخ گردیدند؛ سپس امیرالمؤمنین علیه السلام نامه ای نوشته و برای معاویه ارسال داشتند که چرا بی سبب باعث کشتار جمعی مردم بی گناه می،شوی اگر تو با من سر پیکار داری شخصا به میدان نبرد حاضر شو تا من و تو با یکدیگر به قتال پردازیم چنان چه تو بدست من کشته شوی به جهنم واصل شوی و مردم از شر گمراهی تو رهائی می یابند و اگر من کشته شوم به بهشت می روم و از شمشیرهایی که برای رفع مکر و حیله های تو باید به زنم آسوده خواهم شد من کسی هستم که خداوند نام مرا در تورات و انجیل به مساوات و برادری با رسول اکرم صلی الله علیه و آله یاد فرموده و من همان شخصی هستم که در زیر درخت به طوری که خداوند در قرآن بیان فرموده: لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ (1)با پيغمبر اكرم صلی الله علیه و آله بیعت نموده ام.

معاویه چون نامه حضرت را دریافت کرد و قرائت نمود عده ای که پیرامونش بودند گفتند ای معاویه به خدا قسم على علیه السلام با تو از در انصاف در آمده است.

معاویه گفت: هرگز راه انصاف نپیموده زیرا من هم مبارز با علی نیستم چون که خودم از رسول خدا شنیدم که می گفت یا علی اگر اهل مشرق و مغرب با تو مبارزه کنند از عهده همگی شخصا بر می آیی و همه را به قتل می رسانی

مردی :گفت پس چه چیز باعث شد که تو با او به مخالفت و ستیز


1) فتح آیه 18؛ به تحقیق خداوند از مومنین راضی شد هنگامی که در زیر درخت با تو بیعت کردند.

برخاسته ای و با صد هزار مرد به پیکار او می روی زیرا هر کس با علی جنگ و پیکار کند از دین خدا و رسولش خارج و به ضلالت و گمراهی داخل خواهد .شد

معاویه گفت خدا و رسولش خبر دادهاند که هر که با علی جنگ کند از دین حق بیرون و از طریق هدایت و نجات منحرف و خارج است به خدا قسم من و پیروانم نمی توانیم این ضلالت را از خود دور کنیم زیرا در علم خدا گذشته است که ما از گمراهان و مضلین باشیم.

حضرت صادق علیه السلام فرمود: خبر جنگ معاویه با امیر المؤمنين علیه السلام امپراطور روم رسید و به او گفتند برای امر خلافت مسلمین بین دو نفر از مدعیان پیکار سختی در گرفته است.

پرسید: این دو نفر از چه محل هستند؟

جواب دادند: یکی از شام و دیگری از کوفه قیام نموده است.

پرسید: هم اکنون زمام امور مسلمین در دست کیست؟

:گفتند بدست علی علیه السلام که در کوفه است.

به وزیر خود دستور داد تحقیق و تجسس به عمل آورد تا از مردم شام و عراق کسی در روم ساکن هست یا خبر بر اثر تحقیق دو نفر تاجر یکی از تجار عراق و دیگری از شام بدست آورده حضور پادشاه آوردند او از هر دو نفر پرسش هایی بعمل آورد و آن ها شمه ای از اوصاف امير المؤمنين على علیه السلام و معاویه را به او گفتند سپس دستور داد که از خزائن دربار مجسمه هایی حاضر نمودند و پس از مشاهده و دقت نظر در آن ها پادشاه روم :گفت شامی گمراه و باطل و کوفی هادی و بر حق است؛ آن گاه نامه ای به معاویه نوشت که داناترین فرد خانواده ات را به نزد من بفرست و به علی علیه السلام نیز نوشت که

برای من مشكلی روی داده خواهش دارم داناترین افراد خانواده و اهل بیت خود را به نزد من بفرست تا مسائلی چند طرح کنم و سخنان و پاسخ او را بشنوم و با مندرجات انجیل تطبیق کرده و حق را تشخیص دهم.

معاويه يزيد و علىعلیه السلام حضرت امام حسن علیه السلام را به روم فرستادند یزید چون به دربار امپراطور روم وارد شد دست پادشاه را بوسه داده و سر او را نیز ،بوسید، اما همین که امام حسن علیه السلام داخل محفل پادشاه شد با صدایی رسا و بلند فرمود: خدایی را سپاس و ستایش می کنم که مرانه یهودی و نه نصرانی و نه مجوس و آفتاب و ماه پرست و نه مشرک و نه گاوپرست نفرموده بلکه مرا به نور هدایت اسلام رهبری کرد و مسلمان و پاک و پاکیزه قرار ،داد ستایش و تکریم و عظمت شایسته پروردگار بزرگ و صاحب عرش اعظم است پس جلوس فرمود بدون جلوس فرمود بدون آن که به اطراف خود نظری افکند و سر مبارک را به زیر انداخت پادشاه دستور داد امام حسن را به محلی بردند و یزید را در حضور خویش نگاه داشت و دستور داد از خزانه سیصد و سیزده صندوق که محتوی تمثال و تصویر انبیاء و اوصياء بود حاضر نموده و یکایک آن ها را به یزید ارائه داد و نام صاحب آن ها را پرسید یزید هیچ یک از آن ها را نشناخت و پاسخ مثبت نداد سپس پرسید ارزاق خلایق چگونه به آن ها می رسد و ارواح مؤمنین و کفار بعد از مرگ در کجا جمع می شوند یزید اظهار بی اطلاعی نمود

پادشاه حضرت امام حسن علیه السلام را خواست و به او گفت: قبل از تو آن چه می خواستم از یزید فرستاده معاویه سؤال کردم تا این که بر خودش ثابت شود چیزی نمی داند تو آن چه او نمی داند را می دانی همان طوری که پدرش آن چه پدرت می داند نمی داند من وقتی که اوصاف پدر تو و پدر او را شنیدم و

با مراجعه به انجیل و آثاری که در دست داشتم دانستم که محمد صلی الله علیه و آله رسول خدا و پدرت علی وزیر و وصی و جانشین محمد صلی الله علیه و آله است.

حضرت امام حسن علیه السلام فرمود: ای پادشاه هر چه می خواهی از من سؤال کن خواه از مندرجات تورات و انجیل و یا آن چه که در قرآن کتاب آسمانی ماست و بخواست خداوند جواب شایسته و کافی بشنوی.

پادشاه شروع به ارائه مجسمه ها و تمثال ها و تصاویر انبیاء و اوصيا نمود اول صورت آدم ابوالبشر و سپس تمثال حوا مادر بشر را ارائه داد حضرت امام حسن آن ها را شناخته و نام هر یک را گفت بعد تصویر شیث پسر آدم و بعد صورت نوح نبی را ارائه داد و حضرت امام حسن علیه السلام فرمود این صورت شیث است که عمرش یک هزار و چهل سال بود و این تصویر از نوح پیغمبر صاحب کشتی است عمر او دو هزار و چهار صد سال بود و مدت نهصد و ملامی پنجاه سال با سمت پیغمبری به ارشاد قوم خود پرداخت.

پادشاه تمثال دیگری را نشان داد فرمود این تصویر خليل الرحمن حضرت ابراهیم است که سینه اش پهن و پیشانی اش گشاد بود پس صورت دیگری را ارائه نمود که فرمود این تصویر موسی بن عمران است که دویست و چهل سال عمر کرد و فاصله بین او و حضرت ابراهیم پانصد سال بود پس صورت دیگری را نشان داد که حضرت فرمود این تصویر اسرائيل يعقوب است بعد تصاویر اسماعیل و یوسف را آوردند بعد تمثال داود نبی صاحب محراب و شعیب و زکریا و یحیی را آوردند که آن جناب یکی یکی را معرفی فرمود آن گاه صورتی آوردند که حضرت امام حسن علیه السلام فرمود این تصویر عیسی بن مريم روح الله و کلمة الله است که عمرش در دنیا سی و سه سال بود و خداوند بنا به مشیّت ازلی او را به آسمان برد و در آخر زمان به شهر دمشق

فرود آید و دجال را می کشد.

همچنین پادشاه یکایک تمثال ها و صورت ها را ارائه داده و حضرت امام حسن علیه السلام نام صاحبان صورت ها را به اسم وصی و وزیر آن ها می فرمود پادشاه دستور داد تصاویر دیگری از خزانه آوردند و نشان دادند حضرت فرمود این صورت ها مربوط به انبیاء و اوصياء واولياء نیست و در زبور و تورات و انجیل نامی از ایشان برده نشده و یقینا تصویر سلاطین و پادشاهان گذشته است.

پادشاه :گفت شهادت میدهم که شما خاندان محمد صلی الله علیه و آله وارثان علم آن پیغمبر محترم هستید و خداوند علوم اولین و آخرین را به شما اعطا فرموده و شما زبور و تورات و انجیل را از صاحبان آن ادیان بهتر می دانید.

آن گاه پادشاه روم صورت دیگری را خواسته و ارائه نمود چون امام حسن علیه السلام تصویر را دید گریه بر او مستولی گردید و در پاسخ پرسش پادشاه فرمود این شمایل جدم پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله است که نیکو منظر و بدیع شمایل و نيكو كلام و فصیح زبان و همواره معطر و خوشبو بود عمر شريفش شصت و سه سال بود و در پیشرفت امر دین خدا از هیچ فداکاری دریغ نکرد و پیوسته امر بمعروف و نهی از منکر می فرمود و چون از این جهان رخت بر بست مالی به جا نگذاشت مگر انگشتری که بر او کلمه طیبه «لا اله الا الله محمد رسول الله» نقش شده بود و آن را در دست راست خود می کرد و شمشیر ذوالفقار و جبه و عبائی.

پادشاه :گفت از اخبار و آیات انجیل چنین دریافته ایم که آن بزرگوار املاک خود را در زمان زندگانی به یگانه دختر خود بخشیده است آیا چنین بوده است؟

حضرت امام حسن علیه السلام فرمود: بله چنین بوده است.

پاشاه :گفت آیا آن املاک برای شما باقی مانده است؟

فرمود: نه!

پادشاه :گفت بطوری که من می دانم ظاهراً اول فتنه ای که در اسلام و امت جدت حادث گشته همان است که دو نفر به نام ابوبکر و عمر بر پدرت ستم نموده آن املاک را که پیغمبر به شما عطا کرده بود غصب و پدرت را

خانه نشین کردند و خلافت امت را هم غاصبانه بدست می گیرند در صورتی که حق رهبری و پیشوایی امت بعد از جدّت به دست ذریه و اهل بیت او باید داده می شد؟ که قیام کننده به حق و امر کننده به معروف و نهی کننده از منکر از شما خاندان است

سوالات پادشاه روم از امام حسن علیه السلام

امام صادق علیه السلام فرمود: سپس پادشاه از آن حضرت پرسید آن هفت موجودی که بدون قرار گرفتن در رحم بوجود آمده اند کدامند؟

حضرت فرمود :اول آدم

:دوم حوا

:سوم گوسفندی که جبرئیل فدای اسماعیل و نزد حضرت ابراهیم خلیل آورد؛

:چهارم ناقه صالح پیغمبر

پنجم: شیطان

ششم: مار

هفتم: کلاغی است که خداوند او را فرستاد تا نعش کلاغ دیگری را در زمین.

دفن کرد و پسر آدم درباره دفن برادر مقتول خود از او تعلیم گرفت.

آن گاه پادشاه از ارزاق خلایق پرسید.

حضرت علیه السلام فرمود: ارزاق خلایق در آسمان چهارم است که باندازه و مقداری که خداوند مقرر و مقدر فرموده نازل و بین افراد بشر تقسيم می شود.

پادشاه پرسید ارواح مومنین هنگامی که مُردند در کجا جمع می شوند؟

فرمود: ارواح مؤمنین در صخره بیت المقدس در هر شب جمعه جمع می شوند که آن عرش کوچک خداست که خداوند از آن جا زمین را گسترش داد و ارواح مومنین از آن محل محشور می شوند و پروردگار ما بیت المقدس را به سوی آسمان راست گردانید

پادشاه سپس از ارواح کافرین پرسید که در کجا جمع هستند؟

حضرت علیه السلام فرمود ولی ارواح کفار در وادی حضرموت که در پشت شهر یمن متمرکز گشته است سپس خداوند آتشی را از جانب مشرق و آتشی را نیز از جانب مغرب با بدترین بو می فرستد پس مردم از صخرة بيت المقدس محشور می شوند و مؤمنین از طرف راست صخره بيت المقدس به سوی بهشت و کفار از جانب چپ بجهنم می روند و این است معنای آیه شریفه: فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَ فَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ

چون گفتار پادشاه روم و حضرت امام حسن پایان پذیرفت پادشاه رو به یزید نموده و گفت آیا فهمیدی که نمی دانی ولی آن چه را که این شخص گفت نمی داند آن ها را مگر پیغمبر یا وصی و وزیرش که خداوند او را گرامی فرموده و به خلعت خلافت و وصایت آراسته و به افتخار برادری پیغمبر مفتخر گشته هر کس بر علیه او قیام نماید و دست به جدال و پیکار گشاید دنیا را بر آخرت

ترجیح داده و مغلوب هوای نفس گشته و در دنیا و آخرت مورد غضب خداوند و مستحق كيفر و عذاب است و او از ستمکاران می باشد.

امام صادق علیه السلام فرمود: یزید ساکت ماند و در کمال شرمندگی از حضور پادشاه خارج شد و پادشاه حضرت امام حسن علیه السلام را گرامی داشت و هدایا و تحفه هایی تقدیمش نموده از حضرتش تقاضا کرد تا درباره او دعا کند تا داخل دین اسلام گردد زیرا حب دنیا و مقام سلطنت مانع آن است که رسما و علنا قبول اسلام نماید.

یزید به سوی معاویه برگشت پادشاه روم نامه ای به معاویه نوشت و در طی آن تشریح کرد که بعد از پیغمبر اسلام هر کس بتواند بر طبق مندرجات و محتويات زبور و تورات حکم نموده و به علوم صحف آسمانی و انجیل و قرآن آگاه باشد حق خلافت و ولایت و پیشوائی مسلمین را دارد و در نامه دیگری که به امیرالمؤمنین نوشت تصدیق کرده بود که خلافت و ولایت امور مسلمين حق شماست و بعد از پیغمبر اسلام شما خاندان رسالت و وارثان آن پیغمبر خاتم هستید و باید با هر کس که به جنگ تو آید جنگ کنی و ما از آثار پیشینیان خود چنین درک نموده ایم که هر کس در صدد پیکار و ستیزه با تو باشد خداوند او و یارانش را عذاب می فرماید و در جهنم مخلد در آتش مانده و به لعنت پروردگار و فرشتگان و تمام اهل زمین و آسمان تا روز قیامت گرفتار شود. (1)

وَلَوْ شَاءَ اللهُ لَجَعَلَهُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَ لكِنْ يُدْخِلُ مَنْ يَشَاءُ فِي رَحْمَتِهِ وَالظَّالِمُونَ مَا لَهُمْ مِنْ وَلي وَلا نَصِيرٍ (8)


1) بحار الانوار، ج 3، ص 233 ؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 65

8- و اگر خداوند می خواست آن ها را (تمام مردم را) امت واحدی قرار می،داد و لکن هر کسی را که می خواهد در رحمت خودش وارد می کند و رای ستمکاران هیچ ولی و یاوری نیست.

وَلَوْ شَاءَ اللهُ لَجَعَلَهُمْ أُمَّةً وَاحِدَةٌ اگر خداوند می خواست که همۀ آن ها را معصوم قرار دهد همانند ملائکه بدون غرائز شهوانی قادر بر آن بودند. وَلَكِنْ يُدْخِلُ مَنْ يَشَاءُ فِي رَحْمَتِهِ وَ الظَّالِمُونَ یعنی ظالمین در حق آل محمد علیهم السلام ما لَهُمْ مِنْ وَلِيّ وَلا نَصِيرٍ که برای آن ها هیچ ولی و یاوری نیست. (1) وَ مَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِنْ شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللهِ ذَلِكُمُ الله رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْه أُثْیبُ (10) فَاطِرُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجاً وَ مِنَ الأَنْعام أَزْوَاجاً يَذْرَؤُكُمْ فِيهِ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ (11) 10- و درباره هر چیزی اختلاف کنید قضاوتش با خداوند است این است ،خداوند پروردگار من بر او توکل می کنم و به سوی او باز می گردم

11- خداوندی که آفریننده آسمان ها و زمین ،است از جنستان برای شما همسرانی قرار داد و چهارپایان را نیز جفت ،آفرید و به این وسیله شما را زیاد می کند هیچ چیزی مانند او نیست که او شنوا و بیناست.

وَ مَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِنْ شَيْءٍ یعنی از مذاهب و برای خودتان دین هایی برگزیدید که حکم همۀ آن ها روز قیامت بر خداوند است. جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجاً یعنی زنان را آفرید.


1) نور الثقلين، ج 4، ص 559 ؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 69

وَ مِنَ الْأَنْعَامِ أَزْوَاجاً یعنی چهارپایان را نر و ماده قرار داد. يَذْرَؤُكُمْ فِيهِ یعنی نسلی که از مذکر و مونث می باشد. سپس خداوند کسانی را که خدا را توصیف می کنند رد کرده و فرمود: لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ هیچ چیزی مانند او نیست، او شنوا و بیناست. (1)

شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَضَى بِهِ نُوحاً وَ الَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَ ما وَصَّيْنَا بِهِ إبْرَاهِيمَ وَ مُوسَى و عيسى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشَاءُ وَ يَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنيبُ (13) وَ مَا تَفَرَّقُوا إِلا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَلَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَ إِنَّ الَّذِينَ أُورِثُوا الْكِتَابَ مِنْ بَعْدِهِمْ لفي شَكَ مِنْهُ مُريبٍ (14) فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَ لَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَ قُلْ آمَنْتُ بِمَا أَنْزَلَ اللهُ مِنْ كِتَابٍ وَ أُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ الله رَبُّنَا وَ رَبُّكُمْ لَنا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ لا حُجَّةَ بَيْنَنَا وَ بَيْنَكُمُ اللهُ يَجْمَعُ بَيْنَنَا وَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ (15) وَالَّذِينَ يُحَاجُّونَ فِي اللهِ مِنْ بَعْدِ مَا اسْتُجِيبَ لَهُ حُجَّتُهُمْ دَاحِضَةٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ شَديدٌ (16) اللَّهُ الَّذِي أَنْزَلَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ وَالْميزانَ وَ مَا يُدْرِيكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ قريبٌ (17) 13 - آئینی را برای شما تشریع نمود که به نوح توصیه کرده بود، و آن چه که بر


1) تفسیر صافی، ج 6، ص 356؛ نور الثقلين، ج 4، ص 559 ؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 71

تو وحی کردیم آن چیزی است که به ابراهیم و موسی و عیسی توصیه نمودیم که دین را به پا دارید و در آن پراکنده نشوید و بر مشرکین سنگین است آن چه که آن ها را به سوی آن می خوانید خداوند هر کسی را که بخواهد بر می گزیند و هر کسی که به سوی او باز می گردد را هدایت می کند

14- و متفرق نشدند مگر بعد از آن که علم به سراغشان آمد (که این تفرقه) به خاطر بغی و ستم بینشان اتفاق افتاد و اگر کلمه (دستوری) از پروردگارت سبقت نگرفته بود تا وقت معینی در میانشان قضاوت می شد و کسانی که بعد از آن ها وارث کتاب شدند در شک و تردید می باشند.

15- پس برای همین دعوت کن و همچنان که مأمور شده ای استقامت ،بورز و از هوا و هوس آن ها پیروی مکن و بگو به هر کتابی که خداوند نازل آن ها پیروی کرده ایمان آورده ام و مامور شده ام که در میان شما به عدالت حکم کنم خداوند پروردگار من و پروردگار شماست (نتیجه) اعمال ما از برای ماست و (نتیجه) اعمال شما نیز از برای شماست هیچ حجتی میان ما شما نیست خداوند همۀ ما و شما را در یک جا جمع می کند و بازگشت همه به سوی اوست.

16- و کسانی که درباره خداوند بعد از ایمان آوردن احتجاج می کنند حجت شان نزد پروردگارشان لغو و باطل است و خشم و غضب برای ،آن هاست و عذاب سختی دارند.

17- خداوند آن کسی است که کتاب (آسمانی) و میزان را به حق نازل کرد و تو نمی دانی شاید که ساعت (روز قیامت) نزدیک باشد.

شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ که خطاب به حضرت محمد صلی الله علیه و آله است. ما وَصَّى بِهِ نُوحاً وَ الَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ - اى محمد - وَ مَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ

وَ مُوسَى وَ عِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ که مراد از اقیموا الدین یعنی دین را یاد ،بگیرید یعنی توحید و به پا داشتن نماز و دادن زکات و روزه ماه رمضان و حج خانه خدا و سنت ها و احکامی که در کتاب ها نوشته شده و اقرار به ولایت امير المؤمنین علیه السلام را یاد بگیرید. وَلا تَتَفَرَّقُوا فِيه یعنی و در آن اختلافی نداشته باشید. كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ ما تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ یعنی از گفتن این شرایع. سپس فرمود: اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشَاءُ یعنی خدا هر کسی را که بخواهد برای این دین انتخاب می کند.

وَ يَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُبيبُ و آن ها ائمه هستند که خداوند آن ها را برگزیده و انتخاب کرده است. وَ مَا تَفَرَّقُوا إِلا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْياً بَيْنَهُمْ اختلاف اهل نفاق به ولایت و امامت علی مرتضی از روی جهل و نادانی نبوده بلکه چون فضیلت آن حضرت را دانستند پس از روی تعجب و حسد انکار آن نمودند و اختیار آراء مختلف و مذاهب باطل کردند. سپس خداوند عزوجل فرمود: وَلَوْلا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ اگر خداوند آن را از اول مقدر نکرده بود هنگامی که اختلاف : انداختند در بینشان قضاوت کرده و هلاکشان می فرمود و لکن آن را تا مدت معین و تقدیر شده به تاخیر انداخته است.

وَ إِنَّ الَّذِينَ أُورِثُوا الْكِتَابَ مِنْ بَعْدِهِمْ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مُرِيبٍ کنایه از کسانی است که امر رسول خدا صلی الله علیه و آله را نقض کردند. سپس فرمود: فَلِذلِک فَادْعُ یعنی برای این امور و دینی که ذکرش گذشت و دوستی امیرالمومنین علیه السلام وَ اسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ همچنان که مامور

شده ای استقامت بورز . (1)

امام صادق علیه السلام دربارۀ أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ فرمود: يعنى امام.

وَلا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ کنایه از امیرالمومنین می باشد. سپس فرمود: كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ یعنی از امر ولایت على علیه السلام.

اللهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشَاءُ كنايه از على علیه السلام است وَ يَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنيب هدایت می کند کسی که به سوی او باز گشت نماید. سپس فرمود: فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ یعنی به سوی أمير المؤمنين

وَ لا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ یعنی درباره آن حضرت از هوا و هوس هایتان پیروی نکن و بگو: وَ قُلْ آمَنْتُ بِمَا أَنْزَلَ اللهُ مِنْ كِتَابٍ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ اللهُ رَبُّنَا وَ رَبُّكُمْ - تا - وَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ به هر کتابی که خداوند نازل کرده ایمان آورده ام و مامور شده ام که در میان شما به عدالت حکم کنم خداوند پروردگار من و پروردگار شماست (نتیجه) اعمال ما از برای ماست و (نتيجة) اعمال شما نیز از برای شماست هیچ حجتی میان ما و شما نیست. خداوند همۀ ما و شما را در در یک جا جمع می کند و بازگشت همه به سوی اوست. (2) سپس خداوند عز و جل فرمود: الَّذِينَ يُحَاجُّونَ فِي اللهِ یعنی بعد از آن که خداوند رسول و کتاب برای آن ها فرستاد با خداوند احتجاج کرده و احکام خدا را تغییر و تبدیل می دهند و سپس در روز قیامت بر خداوند احتجاج می کنند.


1) نور الثقلين، ج 4، ص 567 ؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 74

2) نور الثقلين، ج 4، ص 567 ؛ تفسیر برهان ج 7، ص 75

كه فحجَّتُهُمْ دَاحِضَةٌ یعنی احتجاجشان باطل است عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ عَلَيْهِمْ غَضَبٌ وَ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ حجت شان نزد خدا لغو و باطل است و خشم و غضب برای آن هاست و عذاب سختی دارند.

سپس فرمود:اللَّهُ الَّذِي أَنْزَلَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ وَالْمِيزَانَ مراد از الميزان امير المؤمنين علیه السلام است و دلیل بر آن آیه هفت سورة رحمن می باشد وَالسَّمَاءَ رَفَعَها وَ وَضَعَ الْمِيزَانَ که میزان یعنی امام.

يَسْتَعْجِلُ بِهَا الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِهَا وَالَّذِينَ امَنُوا مُشْفِقُونَ مِنْهَا وَ يَعْلَمُونَ أَنَّهَا الْحَقُّ أَلا إِنَّ الَّذينَ يُمَارُونَ فِي السَّاعَةِ لَفِي ضَلالٍ بَعيدٍ (18) 18 - کسانی که به قیامت ایمان ندارند درباره آن عجله می کنند و کسانی که به آن ایمان دارند از آن می ترسند و می دانند که آن حق است. آگاه باشید کسانی که درباره روز قیامت در شک و تردید هستند در گمراهی دور و عمیقی گرفتار هستند.

يَسْتَعْجِلُ بِهَا الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِها کنایه از قیامت است زیرا مشرکان به رسول خدا صلی الله علیه و اله می گفتند اگر راستگو هستی قیامت را برای ما بر پا نما و آن عذابی را که به ما وعده داده ای بیاور پس خداوند فرمود: أَلَا إِنَّ الَّذِينَ يُنَارُونَ فِي السَّاعَةِ یعنی مخاصمه می کنند. (1) مَنْ كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ وَ مَنْ كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيا نُؤْتِهِ مِنْهَا وَ مَا لَهُ فِي الآخِرَةِ مِنْ نَصبٍ (20) 20 - کسی که زراعت آخرت را بخواهد بر کشت او می افزاییم و کسی که


1) نور الثقلين، ج 4، ص 568 ؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 75

زراعت دنیا را اراده کند بهره ای از آن را به او می دهیم و برای او در آخرت هیچ بهره و نصیبی نیست.

مَنْ كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ يعنى ثواب آخرت. وَ مَنْ كَانَ يُرِيدُ حَرْتَ الدُّنْيَا نُؤْتِهِ مِنْهَا وَ مَا لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ نَصِيبٍ. امام صادق علیه السلام فرمود: مال و فرزند کشتگاه دنیا هستند و عمل صالح کشتگاه آخرت و به تحقیق خداوند آن دو را برای گروهی نیز با هم قرار داده است. (1)

أَمْ لَهُمْ شُرَكَاءُ شَرَعُوا لَهُمْ مِنَ الدِّينِ مَا لَمْ يَأْذَنْ بِهِ اللهُ وَ لَوْ لا كَلِمَةُ الفَصْل لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَ إِنَّ الظَّالِمِينَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ (21) تَرَى الظَّالِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمَّا كَسَبُوا وَ هُوَ وَاقِعٌ بِهِمْ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ في رَوْضَاتِ الْجَنَّاتِ لَهُمْ مَا يَشَاؤُنَ عِنْدَ رَبِّهِمْ ذَلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الكَبِيرُ (22) ذلِكَ الَّذِي يُبَشِّرُ اللهُ عِبَادَهُ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةٌ نَزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْناً إِنَّ اللهَ غَفُورٌ شَكُورٌ (23) أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَى عَلَى اللهِ كَذِباً فَإِنْ يَشَا اللهُ يَخْتِمْ عَلَى قَلْبِكَ وَ يَمْحُ اللهُ الْبَاطِلَ وَ يُحِقُّ الْحَقُّ بِكَلِمَاتِهِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ (24) وَ هُوَ الَّذِي يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَيَعْفُوا عَنِ السَّيِّئَاتِ وَ يَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ (25) وَ يَسْتَجِيبُ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَ يَزِيدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَالْكَافِرُونَ


1) بحار الانوار، ج 7، ص 225 و ج 69، ص 63 ؛ نور التقلين، ج 4، ص 569

لَهُمْ عَذَابٌ شَديدٌ (26) 21- آیا برای آن ها معبودانی است که برایشان بدون اذن خداوند آئینی درست کرده اند؟ و اگر کلمه فصل (مهلت مشخصی) نبود میان آن ها قضاوت می،شد و همانا برای ستمکاران عذاب دردناکی است.

22- (در آن روز) ظالمان را می بینی که به خاطر اعمالی که انجام داده اند سخت هراسان هستند ولی (عذاب) آن ها را در بر می گیرد و کسانی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند در باغ های بهشتی هستند و برای آن ها نزد پروردگارشان هر چه که بخواهند ،مهیاست این همان فضل بزرگ است.

23- این همان چیزی است که خداوند به بندگانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده اند بشارت می دهد بگو من هیچ اجری به خاطر رسالتم از شما نمی خواهم مگر دوستی خویشاوندانم و هر کس کار نیکی انجام دهد ما نیز بر نیکیش می،افزاییم همانا که خداوند آمرزنده سپاس گزار است.

24- یا می گویند: او (پیامبر) بر خداوند دروغ بسته است، پس اگر خداوند بخواهد بر قلب تو مُهر می زند و خداوند باطل را محو می کند و حق را به فرمانش ثابت می،دارد همانا او از دورن سینه ها آگاه است.

25- و او کسی است که توبه بندگانش را می پذیرد و گناهان را می آمرزد و هر آن چه که انجام می دهید را می داند.

26- و دعای کسانی که ایمان آورده اند و عمل صالح انجام داده اند را اجابت می،کند و از فضل خود بر آن ها می،افزاید و برای کافران عذاب سخت و شدیدی است.

وَلَوْ لَا كَلِمَةُ الْفَصْلِ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ مراد از کلمه امام است و دلیل بر آن آیه ذیل می باشد: وَ جَعَلَهَا كَلِمَةٌ باقِيَةً فِي عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ (1)يعنى امامت. وَ إِنَّ الظَّالِمِینَ یعنی آن هایی که بر این کلمه (امام) ظلم کردند. لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ برای آن ها عذاب دردناکی است. تَرَى الظَّالِمِينَ یعنی می بینی تو کسانی که بر حق آل محمد علیهم السلام ظلم کردند. مُشْفِقِينَ مِمَّا كَسَبُوا یعنی از آن چه مرتکب شده و انجام داده اند ترسان هستند. وَ هُوَ واقعٌ بِهِمْ یعنی از آن چه می ترسیدند واقع می شود. سپس خداوند کسانی را که بر کلمه (امام) ایمان آوردهاند و از او پیروی کرده اند را ذکر کرده و فرمود و الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فِی رَوْضاتِ اَلْجَنّاتِ - تا - يُبَشِّرُ اللهُ عِبَادَهُ الَّذِينَ آمَنُوا بشارت خداوند بر کسانی که به این کلمه ایمان آورده اند.

وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ یعنی این کلمه بدانچه امر نموده عمل می کنند.

آیه مودت

سپس فرمود: ای محمد به آن ها بگو:لا أَسْئلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً به یعنی بر نبوت و پیامبری خویش اجری نمی خواهم إِلا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى مگر مودت و دوستی اهل بیتم را.

محمد بن مسلم گوید از امام باقر علیه السلام شنیدم که فرمود: منظور از قربی در آيه قُلْ لا أَسْئلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى اهل بيت رسول خدايند صلی الله علیه و آله


1) زخرف، آیه 28

آن گاه می فرماید انصار (مسلمانان اهل مدینه) نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفته و عرضه داشتند: ما شما را منزل دادیم و یاری کردیم اینک مقداری از اموال ما را ،بگیر و در رفع گرفتاری هایت مصرف کن خدای تعالی در پاسخشان این آیه را فرستاد که قُلْ لا أَسْتَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى يعنى مودت و دوستی به اهل بیتم

و سپس می فرماید: مگر نمی بینی که ممکن است مردی دوستی داشته باشد که در عین دوستیش با وی در دل کینه ای نسبت به اهل بیت او داشته ،باشد در نتیجه دل او سلامت نخواهد داشت. خدای تعالی در این آیه خواسته است در دل رسول خدا صلی الله علیه و آله چیزی علیه امتش ،نباشد، لا جرم مودت در قربی را بر امت واجب ،کرد حال اگر به آن عمل کنند واجبی را انجام داده اند و اگر ترکش کنند واجبی را ترک کرده اند.

سپس فرمود: انصار از حضور رسول خدا برگشتند در حالی که به یکدیگر می:گفتند ما اموال خود را در اختیار آن جناب گذاشتیم و او نپذیرفت و دستور داد در دفاع از اهل بیتش با دشمنانشان .بجنگیم و طایفه ای از ایشان :گفتند نه رسول خدا یه چیزی نگفت. طایفه ای هم کلام آن جناب را تکذیب نموده و آن را افتراء بر خدا خواندند و خدا تکذیبشان را در جمله أَمْ يَقُولُونَ افْتَرى عَلَى اللهِ كَذِباً حکایت کرده و سپس فرموده: فَإِنْ يَشَا اللَّهُ يَخْتِمْ عَلَى قَلْبِک یعنی: بگو اگر من بر خدا افتراء ببندم خدا مهر بر دلم می زند.

وَ يَمْحُ اللهُ الْبَاطِلَ یعنی خدا باطل را هر چه هم صورت حق به جانبی داشته باشد باطل نشان می دهد، و حق را با کلماتش احقاق و اثبات می کند. و منظور از کلماته ائمه و قائم آل محمد علیهم السلام هستند إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ همانا خداوند آن چه که درون سینه هاست آگاه است.

وَ هُوَ الَّذِي يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ - تا - وَ يَزِيدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ یعنی کسانی که گفتند آن چه را که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده بود. سپس فرمود: وَ الْكَافِرُونَ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ و برای کافران عذاب سخت و شدیدی است.

و همچنین فرمود: قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى اجر نبوت این بود که اهل بیت را اذیت و آزار و حق آن ها را غصب نکنید به آن ها بپیوندید و عهد و پیمان با آن ها را نقض نکنید که خداوند فرمود: وَ الَّذِينَ يَصِلُونَ مَا أَمَرَ اللهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ (1)انصار نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمده و گفتند: همانا ما شما را یاری کردیم و هر چه از اموال هم می خواهی از ما بردار پس خداوند این آیه را نازل فرمود: قُلْ لا أَسْلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى. یعنی در اهل بیتش.

سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله بعد از آن فرمود: هر کس اجرت اجیری را نپردازد لعنت خداوند و همۀ ملائکه و مردم بر او باد و خداوند در روز قیامت از او هیچ مستحب و واجبی را قبول نمی کند و آن اجر محبت آل محمد علیهم السلام .است

سپس فرمود: وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً و آن اقرار به امامت آن ها و احسان و نیکی و پیوستن به آن هاست.

نَزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْناً یعنی ما نیز با احسان بر او جبران می کنیم. وَ لَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبَادِهِ لَبَغَوْا فِي الْأَرْضِ وَلَكِنْ يُنَزِّلُ بِقَدَرٍ مَا يَشَاءُ إِنَّهُ بِعِبَادِهِ خَبِيرٌ بَصِيرٌ (27)


1) رعد، آيه 21 ؛ و آن هایی که پیوندهایی را که خداوند دستور به برقراری آن ،داده برقرار می داند

27 - و اگر خداوند روزی بندگانش را وسعت بخشد. در زمین طغیان و سرکشی می کنند و لکن به اندازه ای که می خواهد نازل می کند همانا که به حال بندگانش آگاه و بیناست

وَلَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبَادِهِ لَبَغَوْا فِي الْأَرْضِ امام صادق علیه السلام فرمود: اگر خدا رزق را بسط می داد مردم طغیان می کردند و لیکن مردم را محتاج یکدیگر کرد تا یکی کارفرمای دیگری باشد چون اگر همه را ثروتمند می کرد بغی و ستم می کردند وَلَكِنْ يُنَزِّلُ بِقَدَرٍ ما يَشاءُ و لیکن هر چه بخواهد نازل کند به اندازه نازل می کند آن مقداری که می داند صلاح به حال ایشان و به دین و دنیای ایشان است إِنَّهُ بِعِبَادِهِ خَبِيرٌ بصیرٌ چون او از حال بندگان خود با خبر و بصیر است. (1)

وَ هُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ الْغَيْثَ مِنْ بَعْدِ مَا قَنَطُوا وَ يَنْشُرُ رَحْمَتَهُ وَ هُوَ الْوَلِيُّ الْحَميدُ (28) 28 - و او آن کسی است که باران را پس از مایوس شان می فرستد و رحمتش را می گستراند و او ولی و پسندیده است.

وَ هُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ الْغَيْثَ مِنْ بَعْدِ مَا قَنَطُوا يعنی مایوس می شوند وَ يَنْشُرُ رَحْمَتَهُ وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْحَمِيدُ حارث اعور گوید از امیرالمؤمنین علیه السلام از ابر سوال شد که کجا می باشد؟ فرمود بر بالای درختی کثیف در کنار ساحل دریا و خودش را در پناه آن قرار می دهد پس هنگامی که خداوند اراده می فرماید که ابر را بفرستد باد را مامور می کند تا آن را به حرکت در بیاورد و ملائکه را به آن موکل می کند تا


1) تفسیر برهان ج 7، ص 88؛ نور الثقلين، ج 4، ص 579؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 370

آن ابر را با برق بزنند پس بالا می رود.

وَ ما أَصَابَكُمْ مِنْ مُصيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ (30) 30- و هر مصیبتی که به شما میرسد به خاطر اعمالی است که انجام داده اید و (خداوند) بسیاری را عفو می کند.

وَ ما أَصَابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ اصبغ بن نباته از امیر المؤمنین علیه السلام گوید: از آن جناب شنیدم که می فرمود: من برایتان حدیثی می گویم که بر هر مسلمانی سزاوار است آن را حفظ کند.

آن گاه رو کرد به ما و فرمود: خدای تعالی هیچ بنده مؤمنی را در این دنیا عقاب نمی کند مگر آن که از عقوبتش در آخرت می گذرد چون خدای تعالی حکیم تر و جوادتر و بزرگوارتر از آن است که در قیامت عقوبت دنیایی کسی را از سر بگیرد.

آن گاه فرمودگاه می شود که خدای عز و جل مؤمن را به بلایی در بدنش و یا مالش و یا فرزندانش و یا خانوادهاش مبتلا می کند آن گاه این آیه را تلاوت فرمود: وَ مَا أَصَابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ و سپس با دستش سه بار خاک پاشید.

على بن رئاب گوید از امام صادق علیه السلام دربارۀ این آیه وَ مَا أَصَابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ ... سوال نمودم چه می فرمائید درباره ابتلاءات امیر المؤمنين و خاندان رسالت و عصمت و طهارت آیا آن ها هم معصیت و نافرمانی می نمودند و بر اثر آن به عقوبت و مؤاخذه مبتلا می شدند؟

فرمود: پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله هر روز صد مرتبه توبه و استغفار می نمود بدون

داشتن گناهی همانا خداوند اولیائش را به مصیبتی گرفتار می کند تا بدون هیچ گناهی اجر و ثواب ببرند. (1)

امام صادق علیه السلام فرمود: هنگامی که حضرت زین العابدين علیه السلام به مجلس یزید وارد شد و یزد آن حضرت را دید گفت ای علی بن الحسين هر مصیبت و رنجی که به شما می رسد نتیجه رفتار و کردار ناشایسته خود شما است!

امام سجاد علیه السلام فرمودند حاشا ما اهل بیت مصداق این آیه نیستیم و درباره ما نازل نشده بلکه آيه ما أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَلا فِي أَنفُسِكُمْ الا فِي كِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ * لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ (2)در حق ما نازل شده است ؛ و ما اشخاصی هستیم که هرگز بر آن چه از دست ما رفته و یا بر ما وارد شده تأسف نمی خوریم و به آن چه به ما عطا شده مغرور و فرحناک نشویم (3)چون خداوند هیچ متکبر و خودخواهی را دوست ندارد.

امام باقر علیه السلام فرمود هر کس خشمش را بخورد در حالی که توان ابراز خشم خویش را دارد خداوند قلبش را در روز قیامت در امن و ایمان دارد.

و باز فرمود: هر کس در هنگام رغبت و واهمه و خشم مالک نفسش شود.


1) کافی، ج 2، ص 450 ؛ بحار الانوار، ج 78، ص 180 : معانی الاخبار، ص 383

2) حدید آیات 22 و 23 ؛ هیچ گزند و آسیبی در زمین (چون ،زلزله، سیل توفان و قحطی) و در وجود خودتان (چون ،بیماری رنج تعب و از دست رفتن مال و ثروت) روی نمی دهد مگر پیش از آن که آن را به وجود آوردیم در کتابی (چون لوح محفوظ) ثبت است. بی تردید این (تقدیر حوادث و فرمان قطعی به پدید آمدنش) بر خدا آسان است تا (با یقین به این که هر گزند و آسیبی و هر عطا و منعی فقط به اراده خداست و شما را در آن اختیاری نیست) بر آن چه از دست شما ،رفت تأسف نخورید و بر آن چه به شما عطا کرده است شادمان و دلخوش نشوید و خدا هیچ گردنکش خودستا را (که به نعمت ها مغرور شده است) دوست ندارد.

3) بحار الأنوار، ج 45، ص 168 و ج 78، ص 180 ؛ نور الثقلين، ج 4، ص 580 ؛ تفسیر برهان ج 7، ص 91

خداوند بدنش را بر آتش جهنم حرام می کند. (1)

وَ الَّذينَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَ أَقَامُوا الصَّلاةَ وَ أَمْرُهُمْ شُورى بَيْنَهُمْ وَ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ (38) 38 - و کسانی که دعوت پروردگارشان را اجابت کردند و نماز به پا ،داشتند و کارهایشان را با مشورت یکدیگر انجام می دهند و از آن چه که به آن ها روزی داده ایم انفاق می کنند

وَ الَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ پروردگارتان را در اقامه امام اجابت کنید. وَ أَقَامُوا الصَّلاةَ وَ أَمْرُهُمْ شُوري بَيْنَهُمْ یعنی هر چه امام بدان امر می کند آن را قبول می کنند و در امور دینشان به هر چه احتیاج دارند با امام مشورت می کنند همچنان که خداوند فرمود: وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلَى أُولِي الأَمْرِ مِنْهُمْ (2)و اگر آن را به رسول و پیشوایانش برگردانند. وَالَّذِينَ إِذَا أَصَابَهُمُ الْبَغْيُ هُمْ يَنتَصِرُونَ (39) وَ جَزَاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُهَا فَمَنْ عَفَا وَ أَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللهِ إِنَّهُ لا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ (40) 39- و کسانی که چون ستمی بر آن ها می رسد یاری می طلبند.

40- و کیفر ،بدی مجازاتی همانند آن است پس کسی که ببخشد و اصلاح نماید پس اجرش بر خداوند است همانا که خداوند ستمکاران را دوست نمی دارد.


1) من لا يحضره الفقيه، ج 4، ص ص 400 ؛ بحار الانوار، ج ،68 ص 417؛ تفسیر برهان ج 7 ص 92 ؛ نور الثقلين، ج 4، ص 583 ؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 373

2) نساء، آیه 83

وَ الَّذِينَ إِذَا أَصَابَهُمُ الْبَغْيُ هُمْ يَنتَصِرُونَ یعنی هنگامی که بر آن ها ستمی می شود انتقام می گیرند و این اجازه بر ستم دیده است که اختیار دارد اگر خواست انتقام بگیرد و اگر خواست ببخشد و اگر خواست بر آن جزا داده می شود چنان که خداوند فرمود: وَ جَزَاءُ سَيِّئَةِ سَيِّئَةٌ مِثْلُها یعنی بیش از حد وَ ستمی که بر تو وارد شده انتقام مگیر؛ سپس فرمود: فَمَنْ عَفَا وَ أَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى الله پس کسی که ببخشد و اصلاح نماید پس اجرش بر خداوند است. (1) وَ لَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُولَئِكَ مَا عَلَيْهِمْ مِنْ سَبِيلٍ (41) إِنَّمَا السَّبِيلُ عَلَى الَّذِينَ يَظْلِمُونَ النَّاسَ وَ يَبْغُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ أُولئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ (42) وَلَمَنْ صَبَرَ وَغَفَرَ إِنَّ ذَلِكَ لَمِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ (43) وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ وَلَيَ مِنْ بَعْدِهِ وَ تَرَى الظَّالِمِينَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذَابَ يَقُولُونَ هَلْ إِلَى مَرَةٍ مِنْ سَبِيلِ (44) وَ تَرَاهُمْ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا خَاشِعِينَ مِنَ الذُّلِّ يَنْظُرُونَ مِنْ طَرْفٍ خَفِيَ وَ قَالَ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ الْخَاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْلِيهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَلَا إِنَّ الظَّالِمِينَ فِي عَذَابٍ مُقيم (45) و مَا كَانَ لَهُمْ مِنْ أَوْلِيَاءَ يَنْصُرُونَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَمَنْ يُضْلِلِ اللهُ فَمَا لَهُ مِنْ سَبيل (46) 41- و کسی که بعد از مظلوم واقع شدن کمک بطلبد هیچ گناهی بر او نیست.

42- همانا گناه برای کسانی است که بر مردم ستم می کنند و در روی زمین


1) تفسیر ،صافی، ج 6، ص 374؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 92

به ناحق ستم روا می دارند برای این ها عذاب دردناکی است.

43- و کسی که صبر کند و ،ببخشد همانا این تصمیمی .بجاست

44- و کسی را که خداوند گمراه کند بعد از خداوند ولی و یاوری برای او نیست و ستمکاران را می بینی هنگامی که عذاب را می بینند می گویند آیا راهی برای بازگشت به دنیا هست؟

45- و آن ها را می بینی که بر آتش جهنم عرضه می شوند و از روی ذلت و خواری خاشع هستند و زیر چشمی (بر آتش دوزخ) نگاه می کنند ؛ و کسانی که ایمان آورده اند می گویند زیانکاران کسانی هستند که روز قیامت خود و خانواده شان را در جذاب انداخته اند آگاه باشید همانا ستمکاران در عذاب همیشگی گرفتار هستند.

46- و آن ها به غیر از خداوند یاوری ندارند که یاریشان نماید و کسی را که خداوند گمراه نماید هیچ راه نجاتی برای او نمی باشد.

وَ تَرَى الظَّالِمِینَ ستمکاران را می بینی که بر حق آل محمد علیه السلام ستم کرده اند. ولَمَّا رَأَوُا الْعَذَابَ يَقُولُونَ هَلْ إِلَى مَرَةٍ مِنْ سَبِيلٍ یعنی آیا راهی برای برگشت به سوی دنیا هست. ابو حمزه ثمالی گوید شنیدم که امام باقر علیه السلام درباره آیه وَ لَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فرمود مراد حضرت قائم علیه السلام و اصحاب آن حضرت می باشد.

فَأُولَئِكَ مَا عَلَيْهِمْ مِنْ سَبِيلٍ یعنی حضرت قائم زمانی که قیام کند از بنی امیه و از دروغگویان و ناصبین و یاران آن ها انتقام می گیرد (1)و آن قول خداوند است که می فرماید: إِنَّمَا السَّبِیلُ عَلَى الَّذِينَ يَظْلِمُونَ النَّاسَ وَ يَبْغُونَ فِي


1) تاويل الآيات الظاهره، ص 534

﴿الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ أُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ همانا گناه برای کسانی است که بر مردم ستم می کنند و در روی زمین به ناحق ستم روا می دارند برای این ها عذاب دردناکی .است (1) تَرَی الظَّالِمِينَ آیا ستم کنندگان در حق آل محمد را می بینی. لَمَّا رَأَوُا الْعَذَابَ یعنی هنگامی که علی علیه السلام که باعث عذاب آن هاست چون در دنیا از او پیروی نکردند می باشد. يَقُولُونَ هَلْ إِلَى مَرَةٍ مِنْ سَبِيلٍ يعنى آیا راهی وجود دارد که ما علی علیه السلام را دوست بداریم. وَ تَرَاهُمْ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا خَاشِعِينَ مِنَ الدَّلِّ یعنی برای حضرت علی علیه السلام از جهت ذلت و خواری فروتن باشند. يَنْظُرُونَ یعنی به علی علیه السلام نگاه می.کنند مِنْ طَرْفٍ خَفِيّ وَ قَالَ الَّذِينَ آمَنُوا يعنى آل محمد و شیعیان آن ها. إِنَّ الْخَاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ وَ أَهْلِيهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَلا إِنَّ الظَّالِمِينَ یعنی ستم کنندگان به حق آل محمد و في عَذَابِ مُقِيمٍ به خدا سوگند یعنی ناصبین آن هایی که دشمنی با على و ذرية آن حضرت را بر پا نمودند و دروغگویان در عذاب دائمی و جاودان هستند. و ما كَانَ لَهُمْ مِنْ أَوْلِيَاءَ يَنْصُرُونَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ سَبیل و آن ها به غیر از خداوند یاوری ندارند که یاریشان نمایند و کسی را که خداوند گمراه نماید هیچ راه نجاتی برای او نمی باشد. (2)


1) بحار الانوار، ج 51، ص 48

2) تفسير صافی، ج 6، ص 376؛ نور الثقلين، ج 4، ص 585؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 94

لِلهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ يَهَبُ لِمَنْ يَشَاءُ إناثاً وَيَهَبُ لِمَنْ يَشَاءُ الذُّكُورَ (49) أَوْ يُزَوِّجُهُمْ ذُكْرَاناً وإناثاً وَ يَجْعَلُ مَنْ يَشَاءُ عَقِيماً إِنَّهُ عَلِيمٌ قَديرٌ (50) 49- مالکیت آسمان ها و زمین از برای خداوند ،است هر چه را بخواهد می آفریند به هر کس که بخواهد فرزند دختر می بخشد و به هر کس که بخواهد فرزند پسر عطا می کند

50- یا (اگر بخواهد) دختر و پسر را (دو قلو) برای آن ها قرار می دهد و هر کسی را که بخواهد عقیم می کند همانا او دانا و قادر است.

ابی الجارود گوید که امام باقردربارۀ آيۀ ذيل فرمود: يَهَبُ لِمَنْ يَشَاءُ إناثاً نه یعنی به هر کس بخواهد دختر می دهد بدون پسر وَ يَهَبُ لِمَنْ يَشَاءُ الذُّكُورَ یعنی به هر کس بخواهد پسر می دهد بدون دختر أَوْ يُزَوِّجُهُمْ ذُكْرَاناً و إناثاً يا هر دو را اعم از پسر و دختر به یک زوج عنایت می دهند.

لِلّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ - تا - وَيَجْعَلُ مَنْ يَشَاءُ عَقِيماً محمد بن سعید گوید یحيى بن أكثم از موسى بن محمد درباره مسائلی سوال کرد و گفت: دربارۀ آية أَوْ يُزَوِّجُهُمْ ذُكْرَاناً وإناثاً بگو که آیا خداوند پسران را به بندگان تزویج می کند و حال این که قوم لوط را به خاطر همین عملشان عذاب و هلاک نمود؟ پس موسی از برادرش أبا الحسن العسكرى علیه السلام سوال کرد و آن حضرت جواب داد اما آية أَوْ يُزَوِّجُهُمْ ذُكْرَاناً و إناثاً این است که خداوند تبارک و تعالی برای پسران ،مطیع زنانی از حور العین را به ازدواج آن ها در می آورد و برای زنان مطیع خودش نیز مردان مومن را به ازدواج آن ها در می آورد و معاذ الله که خدای تعالی خواسته باشد آن چه را که تو تلبیس کرده ای بر نفس

خود از جهت طلب رخصت از ارتکاب این نوع حرامی پس این آیه را خواندند که مَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ يَلْقَ أَثَاماً يُضاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ يَخْلُدْ فِيهِ مُهَاناً اگر توبه نکند. (1)

وَ مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلَّمَهُ اللهُ إِلَّا وَحْيَا أَوْ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولاً فَيُوحِي بِإِذْنِهِ مَا يَشَاءُ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكيمٌ (51) وَكَذلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنَا مَا كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلا ، الإِيمَانُ وَلَكِنْ جَعَلْنَاهُ نُوراً نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا وَ وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ (52) صرَاطِ اللَّهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِي الْأَرْضِ أَلا إِلَى اللهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ (53) 51- و برای هیچ بشری سزاوار نیست که خداوند با او سخن بگوید مگر از طریق وحی یا از پشت پرده ای با این که رسولی می فرستد و آن چه را که می خواهد به اذنش بر او وحی می کند همانا او بلند مرتبه و حکیم است.

52- و اینچنین به تو نیز روحی را به فرمان خود وحی کردیم پیش از این نمی دانستی که کتاب و ایمان ،چیست و لکن آن را نوری قرار دادیم و هر کسی از بندگانمان را که بخواهیم به وسیلۀ آن هدایت می کنیم و همانا تو به سوی صراط مستقیم هدایت می کنی.

53- راه خداوندی که آن چه در آسمان ها و زمین است از برای اوست آگاه باشید که بازگشت تمام کارها به سوی خداوند است.


1) مستدرک الوسائل، ج 14، ص 347؛ بحار الانوار، ج 76 ص 66 و ج 101 ص 135؛ نور الثقلين، ج 4، ص 586، ص 66 تفسیر برهان، ج 7، ص 95

وَ ما كَانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللهُ إِلا وَحْياً أَوْ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولاً فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاءُ وحى مستقيم و مشافهة است و وحی الهام؛ و وحی الهام آن است که در قلب واقع می شود یا از پشت پرده و حجابی است همچنان که خداوند با پیامبرش محمد صلی الله علیه و اله و نیز با موسی علیه السلام از آتش سخن گفت أَوْ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولاً فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاءُ وَحَى مشافهة یعنی به سوی مردم. (1) سپس به پیامبرش صلى الله عليه و سلم فرمود: وَ كَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنَا مَا كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَ لاَ الْإِيمَانُ روح القدسی، که امام صادق علیه السلام دربارهٔ آية وَ يَسْتَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي (2)فرمود: روح القدس ملکی بزرگ تر از جبرئیل و میکائیل است که با رسول خدا صلی الله علیه و آله بوده و با ائمه علیهم السلام امام نیز هست. (3)

سپس کنایه از امیرالمؤمنین علیه السلام آورده و فرمود: وَ لَكِنْ جَعَلْنَاهُ نُوراً نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشَاءُ مِنْ عِبادِنَا و دلیل بر این که مراد از نور حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام می باشد آیه وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنزِلَ مَعَهُ ... (4)می باشد.

ابو حمزه از امام باقر علیه السلام دربارۀ قول خداوند به پیامبرش صلی الله علیه و آله ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلا الْإِيمَانُ وَلَكِنْ جَعَلْنَاهُ نُوراً فرمود: یعنی علی علیه السلام که حضرت علی علیه السلام همان نور است.

نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا یعنی حضرت علی علیه السلام که مخلوقات به وسیلۀ آن حضرت هدایت می یابند و خداوند به پیامبرش صلی الله علیه و اله فرمود و


1) تفسیر صافی، ج 6 ص 379؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 100؛ نور الثقلين، ج 4، ص 587

2) اسراء، آیه 85 دربارۀ روح از تو سؤال می کنند ،بگو: روح از امر پروردگارم است

3) بحار الانوار، ج 18، ص 254 و ج 25، ص 47؛ تاويل الآيات الظاهره، ص 550

4) اعراف آیه 157 ؛ از نوری که با او نازل شده پیروی کنید.

﴿إِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ يعنى بدرستی که تو امر به ولایت علی علیه السلام کرده و مردم را دعوت به سوی آن می کنی که علی علیه السلام همان صراط مستقیم .است صِرَاطِ اللَّهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِي الْأَرْضِ يعنى خداوند علی علیه السلام را خازن آن چه در آسمان ها و زمین است قرار داده است و آن حضرت را امین بر آن ها نموده است. أَلا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ ﴾ آگاه باشید که بازگشت تمام کارها به سوی خداوند است. (1)

وَ إِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيم یعنی همیشه به سوی امامت دعوت بکن سپس فرمود: صِرَاطِ الله یعنی حجت خداوندی که آن چه در آسمان ها و زمین است برای اوست. أَلا إِلَی اَللّهِ تَصِیرُ اَلْأُمُورُ آگاه باشید که بازگشت تمام کارها به سوی خداوند است. صلت بن حره گوید با زید بن علی علیه السلام نشسته بودم که آیه وَ إِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ را تلاوت کرده و :گفت به خدای کعبه سوگند مردم به سوى على علیه السلام هدایت یافتند هر کس که گمراه شد که شد و هر کس که هدایت یافت که یافت. (2)


1) تفسیر صافی، ج 6، ص 380؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 103 نور الثقلين، ج 4، ص 590 .

2) بحار الانوار، ج 35 ص 369؛ تفسیر فرات کوفی :369؛ ص 400؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 103

تفسیر سوره زخرف

اشاره

43- سوره زخرف در مکه نازل شده و دارای 89 آیه است.

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

حم (1) وَ الْكِتَابِ الْمُبِينِ (2) 1- حم

2- سوگند به کتاب مبین

حم * وَالْكِتَابِ الْمُبِينِ كه حم حرفی از اسم اعظم الهی است. وَالْكِتَابِ الْمُبِينِ یعنی قرآن واضح و روشن است. و إِنَّهُ في أُمَّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكيمٌ (4) أَفَتَضْرِبُ عَنْكُمُ الذِّكْرَ صَفْحاً أَنْ كُنتُمْ قَوْماً مُسْرِفِينَ (5) 4- و همانا آن در ام الکتاب نزد ما بلند پایه و محکم است.

5- آیا این ذکر را از شما بگیریم چون قومی اسرافکار هستید؟

وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ یعنی امیرالمومنین در سوره حمد در آية اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ نوشته شده است که امام صادق علیه السلام می فرماید: اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ همان اميرالمومنين علیه السلام است. (1)


1) نور الثقلين، ج 4، ص 591 ؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 106

فَنَضْرِبُ عَنْكُمُ الذِّكْرَ صَفْحاً كه استفهام است یعنی شما را بیهوده دعوت می کنیم و آیا شما را بدون هیچ پیامبری یا امامی و یا حجتی رها کنیم وَكُمْ أَرْسَلْنَا مِنْ نَبِيِّ فِي الْأَوَّلِينَ (6) و مَا يَأْتِيهِمْ مِنْ نَبِي الأ كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ (3) فَأَهْلَكْنَا أَشَدَّ مِنْهُمْ بَطْناً وَ مَضَى مَثَلُ الْأَوَّلِينَ (8) 6- و چه بسیار پیامبرانی که در میان گذشتگان فرستادیم

7- و هیچ پیامبری برای آن ها نمی آمد مگر آن که او را مسخره می کردند.

8- پس ما کسانی را که قوی تر از آن ها بودند را هلاک کردیم که داستان پیشینیان گذشت.

وَكَمْ أَرْسَلْنَا مِنْ نَبِيِّ فِي الْأَوَّلِينَ وَ مَا يَأْتِيهِمْ مِنْ نَبِيِّ - تا - أَشَدَّ مِنْهُمْ يعنى از قریش. بَطْشاً وَ مَضى مَثَلُ الْأَوَّلِينَ نیرومندتر از آن ها بودند که داستان پیشینیان .گذشت الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْداً وَ جَعَلَ لَكُمْ فِيهَا سُبُلاً لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ (10) وَ الَّذِي نَزَّلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً بِقَدَرٍ فَأَنشَرْنَا بِهِ بَلْدَةً مَيْا كَذلِكَ تُخْرَجُونَ (11) 10- همان خدایی که زمین را برای شما محل آرامش قرار داد و برای شما در آن راه هایی قرار داد شاید که هدایت شوید.

11- و همان خدایی که از آسمان آبی را به اندازه نازل کرد پس به وسیله آن زمین مرده را زنده گردانیدیم همین گونه نیز (از قبرها) بیرون آورده

می شوید.

الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْداً که مراد از مهد مستقر است. وَ جَعَلَ لَكُمْ فِيهَا سُبُلاً یعنی ،طرق راه هائی .است لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ یعنی شاید که هدایت یابید. سپس بر دهریون احتجاج کرده و فرمود: وَ الَّذِي نَزَّلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً بِقَدَرٍ أَنشَرْنَا بِهِ بَلْدَةً مَيْناً كَذَلِكَ تُخْرَجُونَ و همان خدایی که از آسمان آبی را به اندازه نازل کرد پس به وسیله آن زمین مُرده را زنده گردانیدیم همین گونه (از قبرها) بیرون آورده می شوید.

وَ الَّذِي خَلَقَ الْأَزْوَاجَ كُلَّها وَ جَعَلَ لَكُمْ مِنَ الْفُلْكِ وَ الْأَنْعَامِ ما تَرْكَبُونَ (12) لتَسْتَوُوا عَلَى ظُهُورِهِ ثُمَّ تَذْكُرُوا نِعْمَةَ رَبَّكُمْ إِذَا اسْتَوَيْتُمْ عَلَيْهِ وَ تَقُولُوا سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هذا و ما كنا لَهُ مُقْرِنِينَ (13) 12- همان خدایی که همه موجودات را زوج آفرید و برای شما از کشتی ها و چهارپایان مرکب هایی قرار داد که بر آن ها سوار می شوید.

13- تا بر پشت آن ها سوار شوید سپس هنگامی که بر آن ها سوار شدید (و آرام گرفتید) نعمت پروردگارتان را متذکر شوید و بگویید: پاک و منزّه است خدایی که این ها را مسخر ما ،ساخت و گرنه ما قادر بر مسخر کردن آن ها نبودیم.

وَ جَعَلَ لَكُمْ مِنَ الْفُلْكِ وَالْأَنْعَامِ مَا تَرْكَبُونَ این آیه عطف بر آیۀ وَالْأَنْعَامَ خَلَقَهَا لَكُمْ فِيهَا دِفْءٌ وَ مَنَافِعُ وَ مِنْهَا تَأْكُلُونَ (1)می باشد.


1) نحل، آیه 5؛ و چهارپایان را که برای شما در آن ها (وسیلهٔ) گرمی و سودهاست ،آفرید و از (محصولات لبنی و گوشتی) شان می خورید

لتَسْتَوُوا عَلَى ظُهُورِهِ ثُمَّ تَذْكُرُوا نِعْمَةَ رَبِّكُمْ إِذَا اسْتَوَيْتُمْ عَلَيْهِ وَ تَقُولُوا سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَ مَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ اصبغ بن نباته :گوید رکاب مرکب امیرالمؤمنین علیه السلام را گرفتم تا آن حضرت سوار شود در هنگام سوار شدن سرش را بلند کرده و تبسمی .نمودند به آن حضرت عرض کردم ای امیرالمومنین دیدم که سرتان را بلند نموده و تبسم نمودید؟

فرمودند: بله! ای اصبغ من نیز روزی ركاب مرکب رسول خدا را گرفته بودم همان طور که شما گرفتید که آن حضرت سرش را بلند کرده و تبسمی ،نمودند از علت تبسم آن بزرگوار سوال کردم همچنان که شما سوال کردید که آن چه پیامبر به من فرمودند الان به شما خواهم گفت روزی مرکب آن حضرت را نگه داشته بودم تا سوار شود که هنگام سوار شدن سرش را به سوی آسمان بلند کرده و تبسمی نمود.

عرض :کردم ای رسول خدا صلی الله علیه و آله برای چه سرت را به سوی آسمان بلند کرده و تبسم نمودید؟

فرمودند: ای علی! هر کس هنگام سوار شدن بر مرکب آیة الکرسی را بخواند و بعد از آن بگويد: أستَغفِرُ اللّهَ الَّذی لا إلهَ إلّا هُوَ الحَیُّ القَیّومُ وأتوبُ إلَیهِ ، اللّهُمَّ اغفِر لی ذُنوبی ، فَإِنَّهُ لا یَغفِرُ الذُّنوبَ إلّا أنتَ خداوند کریم می فرماید: اى ملائكة من بنده من می داند که غیر از من کسی گناهان را نمی آمرزد شاهد باشید که من گناهان او را آمرزیدم. (1)


1) من لا يحضره الفقيه ج 2 ص 272؛ امالی شیخ صدوق، ص 507 ؛ الامان، ص 108 : محاسن ،برقی، ج 2، ص 352؛ مكارم الاخلاق ص 248؛ نور الثقلين، ج 4، ص 594 ؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 110

آیه ای برای سوار شدن برچهارپایان و کشتی ها در بیابان و دریا

سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَ مَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ علی بن اسباط :گوید کالایی را برای فروش به مدینه بردم که کسی آن ها را نخرید و كُلاً رو دست من ماند به مدینه آمده نزد امام رضا علیه السلام رفته و عرض :کردم فدایت گردم کالایی را برای فروش به مکه بردم که کسی آن ها را نخرید حال قصد مصر را کرده ام آیا از مسیر دریا بروم یا از مسیر خشکی؟

فرمود: مصر مرگبار ،است چشم ها در آن اشک ریزان و عمرها کوتاه است، رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: سرهایتان را با گل مصر نشوئید و از کوزه های آن آب ننوشید چون که آن ذلت می آورد و غیرت را از بین می برد سپس فرمود: برای تو زیانی ندارد اینکه به مسجد رسول خدا صلی الله علیه و آله بروی و دو رکعت نماز بخوانی و صد و یک بار از خداوند طلب خیر کنی و چون تصمیم بر حرکت گرفتی و خواستی سوار کشتی و یا مرکبت ،شوی بگو سُبْحانَ* الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَ مَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ وَ إِنَّا إِلَى رَبِّنَا لَمُنْقَلِبُونَ هر كس سوار مرکبی شود و این دعا را بخواند و از پشت آن مرکب بیفتد هیچ آسیبی به او نمی رسد.

و اگر سوار کشتی شدی در هنگام سوار شدن بگو: بِسْمِ اللهِ مَجْراها و مُرْساها ، هنگامی که دریا طوفانی شد و امواج زد به سمت چپ کشتی رفته و با دستت به موج اشاره کرده و بگو: اسْکُنْ بِسَکِینَةِ اللَّهِ وَ قِرَّ بِقَرَارِ اللَّهِ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ.

علی بن اسباط گوید سوار بر کشتی شدم چون دریا موّاج شد آن چه را که حضرت علیه السلام فرموده بود را گفتم موج آرام گرفت و هیچ گرفتاری به ما نرسید.

عرض کردم فدایت گردم! سکینه چیست؟

فرمود: بادی از بهشت است که صورتی طيب مانند صورت انسان دارد که با پیامبران بوده و با مومنین نیز می باشد. (1)

وَ جَعَلُوا لَهُ مِنْ عِبادِهِ جُزْءاً إِنَّ الْإِنْسانَ لَکَفُورٌ مُبِینٌ (15) أَم اتَّخَذَ مِمَّا يَخْلُقُ بَنَاتٍ وَأَصْفَاكُمْ بِالْبَينَ (16) وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِمَا ضَرَبَ لِلرَّحْمَنِ مَثَلاً ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ كَظيمٌ (17) 15- و برای خداوند از میان بندگانش جزئی قرار دادند همانا انسان کفران کننده آشکاری است.

16- آیا خداوند از میان آفریده هایش دختران را برای خود برگزیده و پسران را برای شما برگزید؟

17- و هنگامی که به هر کدام آن ها به آن چه که برای خداوند رحمان نسبت می دهند بشارت می دادند صورتش از فرط ناراحتی سیاه می شد و خشمگین می گردید

وَ جَعَلُوا لَهُ مِنْ عِبَادِهِ جُزْءاً قریش گفتند که ملائکه دختران خداوند هستند. سپس خداوند در مقام سؤال می فرماید: أَمِ اتَّخَذَ مِمَّا يَخْلُقُ بَنَاتٍ وَ أَصْفَاكُمْ بِالْبَنِينَ * وَ إِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِمَا ضَرَبَ لِلرَّحْمَنِ مَثَلاً یعنی زمانی که برای آن ها دخترانی به دنیا می آمد.

ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ كَظِيمٌ که این آیه عطف بر آية وَ يَجْعَلُونَ لِلَّهِ


1) بحار الانوار، ج 73، ص 286 ؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 110

﴿الْبَنَاتِ سُبْحَانَهُ وَ لَهُمْ مَا يَشْتَهُونَ (1)می باشد. أَ وَ مَنْ يُنَشَّؤُا فِي الْحِلْيَةِ وَ هُوَ فِي الْخِصامِ غَيْرُ مُبِينٍ (18) وَ جَعَلُوا الْمَلائِكَةَ الَّذينَ هُمْ عِبادُ الرَّحْمنِ اِناثا اَشَهِدُوا خَلْقَهُمْ سَتُكْتَبُ شَهادَتُهُمْ وَ يُسْئَلُونَ (19) وَ قَالُوا لَوْ شَاءَ الرَّحْمَنُ مَا عَبَدْنَاهُمْ مَا لَهُمْ بِذلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلا يَخْرُصُونَ (20) 18- آیا کسی را که با زیور آلات پرورش می یابد (یعنی دختران) و در هنگام جدال (از گرفتن حقوق خود) عاجز است (را فرزند خداوند می خوانید)؟

19- و فرشتگان را که بندگان خداوند رحمان هستند را دختر پنداشتند آیا شاهد آفرینش آن ها بوده اند؟ که بزودی شهادت آن ها نوشته می شود و مورد باز خواست قرار می گیرند.

20- و آن ها (مشرکان) :گفتند اگر خداوند رحمان می خواست ما آن ها را نمی پرستیدیم. گفتار این ها از روی علم و دانش نیست آن ها جز دروغ چیز دیگری نمی گویند.

أَوَ مَنْ يُنَشَّؤُا فِي الْحِلْيَةِ یعنی در طلا پرورده می شود. وَهُوَ فِي الْخِصَامِ غَيْرُ مُبِينٍ همانا خداوند به موسی علیه السلام قدرتی اعطا نمود که فرعون صورت و لباس های او را از طلا دید و گفت: أَوَ مَنْ يُنَشَّوا فِي الْحِلْيَةِ یعنی با طلا پرورده می شود . وَ هُوَ فِي الْخِصَامِ غَيْرُ مُبِينٍ كلام آشکار نیست و از برای مردم نیز


1) نحل آیه 57؛ و دختران را (به عنوان فرزند) برای خدا قرار می دهند او منزه (از توالد و تناسل) است ولی برای خودشان آن چه را که (از پسران) میل دارند (به عنوان فرزند قرار می دهند).

روشن نمی شود و اگر پیامبر بود به خلاف مردم بود

وَ جَعَلُوا الْمَلائِكَةَ الَّذِينَ هُمْ عِبادُ الرَّحْمنِ إِناثاً به عطف بر آن چیزی است که قریش گفتند ملائکه دختران خداوند هستند در آیه وَ جَعَلُوا لَهُ مِنْ عِبَادِهِ جُزْءاً که خداوند آن را رد کرده و فرمود: أَشَهِدُوا خَلْقَهُمْ سَتَكْتُبُ شَهَادَتْهُمْ وَ يُسْتَلُونَ آیا شاهد آفرینش آن ها بوده اند؟ که بزودی شهادت آن ها نوشته می شود و مورد بازخواست قرار می گیرند إِنْ هُمْ إِلا يَخْرُصُونَ یعنی بدون علم محتاج هستند. بَلْ قَالُوا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلَى آثَارِهِمْ مُهْتَدُونَ (22) 22- بلکه :گفتند ما پدران خود را به آئینی یافتیم و ما نیز بر پیروی آن ها هدایت یافته ایم.

بَلْ قَالُوا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَى أُمَّةٍ يعنی بر مذهبی هستند که امت به معنای مذهب است. وَ إِنَّا عَلَى آثَارِهِمْ مُهْتَدُونَ و ما نیز بر پیروی آن ها هدایت یافته ایم. وَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ إِنَّني بَرَاءٌ مِمَّا تَعْبُدُونَ (26) إِلَّا الَّذِي فَطَرَنِي فَإِنَّهُ سَيَهْدِينِ (27) وَ جَعَلَهَا كَلِمَةً بَاقِيَةً فِى عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ (28) 26- و (بیاد بیاور) هنگامی که ابراهیم به پدر و قومش گفت من از آن چه که شما می پرستید بیزار هستم.

27- مگر کسی که مرا آفریده و مرا هدایت خواهد کرد.

28- کلمه باقیه (توحید) را در نسل های بعد از خود قرار داد شاید که به

سوی خداوند باز گردند.

وَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لأَبِيهِ وَ قَوْمِهِ إِنَّنِي بَرَاءٌ مِمَّا تَعْبُدُونَ * إِلَّا الَّذِي فَطَرَنِي یعنی مرا خلق کرد که فطرنی به معنای «خلقنی» است. فَإِنَّهُ سَيَهْدِينِ یعنی بزودی برای من روشن می شود. سپس ائمه علیهم السلام را ذکر کرده و فرمود: وَ جَعَلَهَا كَلِمَةً بَاقِيَةً فِي عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ يعنى ائمه علیهم السلام به دنیا بر می گردند. (1)

وَ قَالُوا لَوْ لَا نُزِّلَ هَذَا الْقُرْآنُ عَلَى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ (31) أَهُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُمْ مَعيشَتَهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيا وَ رَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِيًّا وَ رَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ (32) 31- و :گفتند چرا این قرآن (مکّه و طائف) نازل نشده است؟

32- آیا آن ها رحمت پروردگارت را تقسیم می کنند؟ ما معیشت آن ها را در زندگانی دنیا تقسیم کرده ایم و بعضی را بر بعضی دیگر برتری داده ایم تا بعضی از آن ها بعضی دیگر را مسخر کنند و رحمت پروردگارت از آن چه که آن ها جمع می کنند بهتر است.

خداوند گفتار قریش را نقل کرده و فرمود: وَ قَالُوا لَوْ لا نُزِّلَ هَذَا الْقُرْآنُ یعنی چرا این قرآن نازل نشد.

عَلَى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمِ بر مرد ثروتمند دو شهر مکه و طائف عروة بن مسعود


1) تفسیر صافی، ج 6، ص 390؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 119

و مراد از «قریتین» مکه و طائف می.باشد عروه غرامت و جریمه ها را از مال خود پرداخت می کرد و عموی مغيرة بن شعبه بود پس خداوند قریش را رد کرده و فرمود: أَهُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ یعنی نبوت و قرآن

هنگامی که گفتند برای چه بر عروة بن مسعود نازل نمی شود سپس خداوند فرمود:نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَ رَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْض دَرَجَاتٍ یعنی در مال و فرزندان.

لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضأَ سُخْرِيًّا وَ رَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرُ مِمَّا يَجْمَعُونَ این بزرگ ترین دلیل خداوند بر توحید است زیرا میان هیات و تشابهات و تصمیمات و خواسته هایشان اختلاف است تا همدیگر را یاری کنند زیرا هیچ کسی نمی تواند روی پای خودش بایستد و پادشاهان و رهبران بی نیاز از مردم نیستند و به خاطر همین دنیا می چرخد و مخلوقات هم مامور هستند و هم نهی شده و هم مكلف به اموری و اگر هر انسانی خودش تمام کارها و خواسته هایش را انجام می داد و تمام حرفه ها را می دانست عالم یک چشم بر هم زدنی پایدار نمی ماند و لكن خداوند عزوجل بين آن ها هیات گوناگون قرار داد که آن از بزرگ ترین دلالت بر توحید است. (1) وَلَوْ لا أَنْ يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَجَعَلْنَا لِمَنْ يَكْفُرُ بالرَّحْمَن لِبُيُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ وَ مَغارِجَ عَلَيْهَا يَظْهَرُونَ (33) وَلِيَبْيُوتِهِمْ أَبْوَاباً وَ سُرُراً عَلَيْهَا يَتَّكُونَ (34) وَ زُخْرْفاً وَإِنْ كُلُّ ذَلِكَ لَمَّا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةُ عِنْدَ رَبِّكَ لِلْمُتَّقِينَ (35)


1) تفسير برهان، ج 7، ص 119

و مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمَنِ نُفَيْضُ لَهُ شَيْطَانَا فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ (36) 33- و اگر نه این بود که همه مردم یک امت می شدند برای کسانی که به خداوند رحمان کافر شده اند سقف خانه هایشان را از نقره قرار می دادیم که با نردبان هایی از سقف آن بالا می رفتند.

34- و برای خانه هایشان درها و تخت هایی قرار می دادیم که بر آن تکیه می زدند.

35- و با انواع زینت ها و همۀ این ها بهرۀ زندگانی دنیوی است و آخرت نزد پروردگارت برای پرهیزگاران است.

36- و هر کس از یاد خداوند روی گردان ،شود شیطان را به سراغ او رستیم که همیشه همنشین او باشد.

وَلَوْلا أَنْ يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً یعنی بر یک مذهب. لَجَعَلْنَا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمَنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقْفاً مِنْ فِضَّةٍ وَ مَعَارِجَ عَلَيْهَا يَظْهَرُونَ و نردبان هایشان را از نقره قرار می دادیم تا با آن نردبان های نقره ای به بالای پشت بام ها بروند. وَلِبُيُوتِهمْ أَبْوَاباً وَ سُرُراً عَلَيْهَا يَتَّكِونَ * وَ زُخْرُفا خانه ای که آراسته به طلا باشد. امام صادق علیه السلام فرمود: اگر خداوند آن را انجام می داد احدی ایمان نمی آورد و لکن در میان مومنین ثروتمندان و در میان کافران فقراء قرار داد و نیز در میان کافران ثروتمندان و در میان مومنان فقراء قرار داد و سپس آن ها را به وسیله امر و نهی و صبر و رضا امتحان نمود.

وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمَنِ یعنی کسی که خود را از ذکر خداوند به کوردلی بزند.

نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ شيطان را به سراغ او می فرستیم که همیشه همنشین او باشد. (1) حَتَّى إذا جَاءَنَا قَالَ يَا لَيْتَ بَيْنِي وَ بَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرينُ (38) وَلَن يَنفَعَكُمُ الْيَوْمَ إِذ ظَّلَمْتُمْ أَنَّكُمْ فِي الْعَذَابِ مُشْتَرِكُونَ (39) أَفَأَنتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ أَوْ تَهْدِي الْعُمْيَ وَ مَنْ كَانَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ (40) فَإمَّا نَذْهَبَنَّ بكَ فَإِنَّا مِنْهُمْ مُنْتَقِمُونَ (41) أَوْ نُرِيَنَّكَ الَّذِي وَعَدْنَاهُمْ فَإِنَّا عَلَيْهِمْ مُقْتَدِرُونَ (42) فَاسْتَمْسِك بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ (43) 38- تا هنگامی که نزد ما بیاید می گوید ای کاش میان من و تو فاصله ای به اندازه مشرق و مغرب بود که چه بد همنشینی بودی.

39- و (این پشیمانی) هرگز امروز (روز قیامت) نفعی به حال شما ندارد.

چرا که ستم کردید (و امروز) در عذاب دوزخ شریک هستید.

40- آیا تو می توانی سخنت را به گوش کران برسانی یا کوران و کسانی که در گمراهی آشکاری هستند را هدایت کنی.

41- پس هنگامی که تو را از میان آن ها ببریم از آن ها انتقام می گیریم.

42- یا آن چه را که بر آن ها وعده داده ایم به تو نشان می دهیم که ما بر آن ها تسلط داریم.

43- پس به آن چه که بر تو وحی می شود را محکم بگیر همانا که تو در صراط مستقیم هستی.

فَاسْتَمْسِك بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ


1) تفسیر برهان، ج 7، ص 122؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 393؛ نور الثقلين، ج 4، ص 599

ابی حمزه ثمالی روایت کند که امام باقر علیه السلام فرمود: این آیه این چنین نازل شده است. حَتَّى إذا جاءَنا يعنى فلاني و فلانی که یکی از آن ها به دیگری هنگامی که می بیند گوید: يَا لَيْتَ بَيْنِي وَ بَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِينُ اى کاش میان من و تو فاصله ای به اندازۀ مشرق و مغرب بود که چه بد همنشینی بودی پس خداوند به پیامبرش فرمود: به فلانی و فلانی و پیروان آن ها بگو لَنْ يَنْفَعَكُمُ الْيَوْمَ إِذْ ظَلَمْتُمْ یعنی کسانی که بر حق آل محمد ستم کردند أَنَّكُمْ فِي الْعَذَابِ مُشْتَرِكُونَ و امروز در عذاب دوزخ شریک هستید.

خداوند به پیامبرش صلی الله علیه و آله فرمود: أَ فَأَنْتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ أَوْ تَهْدِي الْعُمْيَ وَ مَنْ كانَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ * فَإِمَّا نَذْهَبَنَّ بِكَ فَإِنَّا مِنْهُمْ مُنْتَقِمُونَ یعنی از فلانی و فلانی. سپس خداوند به پیامبرش وحی نمود: فَاسْتَمْسِك بِالَّذِي فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ -در على علیه السلام إِنَّكَ عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيم یعنی بدرستی که تو بر ولایت علی هستی و علی همان صراط مستقیم است.

فَإِمَّا نَذْهَبَنَّ بِكَ فَإِنَّا مِنْهُمْ مُنتَقِمُونَ امام صادق علیه السلام دربارۀ معنای آیه فَإِمَّا نَذْهَبَنَّ بِکَ فرمود : اگر تو را از مکه به مدینه هم ،ببریم اراده کرده ایم که دوباره به مکه برگردانیم و به وسیله علی بن ابی طالب علیه السلام از اهل مکه انتقام بگیریم. (1)

وَ إِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَ لِقَوْمِكَ وَ سَوْفَ تُسْئلُونَ (44) 44- و همانا آن ذکر (یادآوری) برای تو و قومت است و بزودی مورد سؤال خواهید شد.

عبد الرحمن بن کثیر گوید از امام صادق علیه السلام دربارۀ آية وَ إِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَ


1) تفسیر برهان، ج 7، ص 126

لِقَوْمِكَ وَ سَوْفَ تُسْئلُونَ سوال کردم فرمود ماییم که خدای تعالی امر کرده جميع خلایق را که سؤال کنند از ما مسائل دینی خود را که ندانسته باشند. و سئل مَنْ أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنَا أَجَعَلْنَا مِنْ دُونِ الرَّحْمَنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ (45) 45- و از رسولانی که قبل از تو فرستادیم بپرس که آیا معبودانی به غیر خداوند رحمان برای پرستش قرار دادیم؟

سوالات غلام آزاد شده عمر از امام باقر علیه السلام

وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنَا أَجَعَلْنَا مِنْ دُونِ الرَّحْمَنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ ابی ربیع گوید با امام باقر علیه السلام در سالی که هشام بن عبدالملک نیز در آن سال به حج آمده بود حج بجا آوردیم که با هشام نافع بن ازرق غلام آزاد شده عمر بن خطاب بود در مقام رکن کعبه نافع نظرش به امام باقر علیه السلام افتاد که مردم اطراف آن حضرت را گرفته بودند و به هشام گفت: ای امیرالمومنین این مرد کیست که مردم اطراف او را گرفته اند؟

هشام از روی تمسخر :گفت او پیامبر اهل کوفه محمد بن على بن حسين بن علی بن ابیطالب علیه السلام است.

نافع :گفت الان می روم مسائلی چند از او سوال می کنم که پاسخ آن ها را جز پیغمبر و وصی او یا فرزند وصی اش کسی دیگر نمی تواند جواب بدهد.

هشام :گفت برو سؤال کن شاید او را در میان مردم خجل و شرمنده نمایی نافع پیش رفت :گفت ای محمد بن علی علیه السلام من تورات و انجیل و زبور و

فرقان را خوانده و حلال و حرام آن ها را شناخته ام از تو سؤالاتی می کنم که جز پیغمبر و وصی او کسی دیگر نمی تواند جواب سؤالات مرا بدهد.

حضرت باقر علیه السلام سر مبارک را بلند نمود و فرمود: هر چه می خواهی سؤال كن.

عرض کرد: فاصله میان عیسی و محمد صلی الله علیه و آله چند سال بوده است؟

فرمود: به اعتقاد خودم جواب بدهم یا به عقیده تو؟

عرض کرد: به هر دو.

فرمود: به اعتقاد من پانصد سال و به عقیده تو شش صد سال.

عرض کرد: بفرمایید معنای آیه وَ سُئلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنَا أَجَعَلْنَا مِنْ دُونِ الرَّحْمَنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ چیست؟ محمد صلى الله عليه و سلم کدام یک از پیغمبران را مشاهده نمود تا از آن ها سؤال و پرسش کند آیا فاصله میان عیسی و او که آخر پیغمبران است پانصد سال نبود پس چگونه پیغمبران را دیده تا بتواند از آن ها سؤالی نماید؟

حضرت باقر علیه السلام را در جواب او ابتدا آیه سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا (1)را تلاوت نمود پس از آن فرمود از آیاتی که پروردگار به پیغمبرش در شب معراج نشان داد آن بود که تمام پیغمبران را محشور و جمع نمود جبرئیل آن ها را صف بندی کرده سپس اذان و اقامه گفت هر فصلی دو مرتبه و «حی علی خیر العمل» را نیز گفت آن گاه محمد صلی الله علیه و اله را مقدم داشت تا بر تمام پیغمبران امامت کرد و نماز خواند چون از نماز فارغ شد آیۀ وَ سْئلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ


1) اسراء آیه 1؛ منزّه و پاک است آن خدایی که شبی بنده اش (محمّد صلى الله عليه و آله و سلم) را از مسجد الحرام به مسجد اقصی که پیرامونش را برکت دادیم سیر (و حرکت) داد تا (بخشی) از نشانه های (عظمت و قدرت) خود را به او نشان دهیم.

﴿رُسُلِنَا أَجَعَلْنَا مِنْ دُونِ الرَّحْمَنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ نازل شد، خطاب نمود به پیغمبر و فرمود از جمیع پیغمبران که در عقب تو حضور دارند سؤال کن چه چیز را پرستش می کنید و بر چه کسی شهادت و گواهی می دهید تمام آن ها گفتند شهادت می دهیم که پروردگاری جز خدای یکتا و یگانه نیست و برای او شریک و مانندی نمی باشد و گواهی می دهیم بر توای محمد صلی الله علیه و آله که فرستاده خداوند ،هستی و اقرار و اعتراف داریم بر نبوت تو و ولایت علی بن ابیطالب علیه السلام، پروردگار از ما جمیع پیغمبران عهد و پیمان گرفته بر نبوت تو و بر ولايت امير المؤمنين على بن ابيطالب علیه السلام و فرزندان گرامیش. نافع :گفت راست فرمودیدای محمد بن علی علیه السلام سوگند به خدا شما ائمه اوصیاء پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و خلفاء او هستید در تورات و انجیل و زبور و فرقان اسامی شما نوشته شده است و شما سزاوارتر از غیر خودتان می باشید. (1)

و قَالُوا يَا أَيُّهَا السَّاحِرُ ادْعُ لَنَا رَبَّكَ بِمَا عَهِدَ عِنْدَكَ إِنَّنَا لَمُهْتَدُونَ (49) فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُمُ الْعَذَابَ إِذَا هُمْ يَنكُثونَ (50) وَ نَادَى فِرْعَوْنُ فِي قَوْمِهِ قَالَ يَا قَوْمِ أَلَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ وَ هَذِهِ الْأَنْهَارُ تَجْرِي مِنْ تَحْتِي أَفَلا تُبْصِرُونَ (51) أَمْ أَنَّا خَيْرٌ مِنْ هَذَا الَّذي هُوَ مَهِينٌ وَلا يَكَادُ يُبينُ (52) فَلَوْ لَا أُلْقِيَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ أَوْ جَاءَ مَعَهُ الْمَلائِكَةُ مُقْتَرِنِينَ (53) فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْماً فَاسِقِينَ (54)


1) بحار الانوار، ج10، ص 161 ؛ نور الثقلين، ج 4، ص 605؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 398 ؛ کافی، ج 8 ص 120 ؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 134

فَلَمَّا آسَفُونَا انْتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْنَاهُمْ أَجْمَعِينَ (55) 49- و :گفتند ای ،ساحر، پروردگارت را به آن عهد که با تو کرده بخواه (تا عذاب را از ما بر طرف نماید) که ما نیز هدایت می یابیم.

50- پس هنگامی که عذاب را از آن ها برداشتیم عهد و پیمانشان را می شکستند.

51- و فرعون در میان قوم خود ندا داد و گفت ای قوم آیا حکومت مصر از برای من نیست؟ و این رودها به فرمان من در جریان نیستند؟ آیا نمی بینید؟

52- آیا من از این کسی که از خانواده فقیر و پستی است و زبان گویایی نیز ندارد برتر نیستم؟

53- (و اگر راستگوست) چرا دستبندهایی از طلا ندارد یا فرشتگان با او نیامده اند؟

54- پس قومش را خوار و ذلیل شمرد تا همه فرمانبردار او شدند همانا که آن ها قومی فاسق بودند.

55- پس هنگامی که ما را به خشم آوردند ما نیز از آن ها انتقام کشیدیم و همه را غرق نمودیم

خداوند گفته فرعون و اصحابش را به موسی علیه السلام نقل کرده و فرمود: وَ قَالُوا يَا أَيُّهَا السَّاحِرُ یعنی ای عالم ادْعُ لَنَا رَبَّكَ بِمَا عَهِدَ عِنْدَكَ إِنَّنا لَمُهْتَدُونَ پروردگارت را به آن عهد که با تو کرده بخواه (تا عذاب را از ما بر طرف نماید) که ما نیز هدایت می یابیم.

سپس فرعون گفت: أَمْ أَنَا خَيْرٌ مِنْ هَذَا الَّذِي هُوَ مَهِينٌ يعنى موسى.

وَلا يَكَادُ يُبِينُ يعنى كلامش را روشن اداء نمی کند.

سپس فرمود: فَلَوْ لا أَلْقِي عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌ یعنی چرا دستبندهای طلا بر او آویزان نیست

مِنْ ذَهَبٍ أَوْ جَاءَ مَعَهُ الْمَلائِكَةُ مُقْتَرِنِین یعنی یا ملائکه به همراه او نیستند. فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ پس هنگامی که آن ها را فرا خواند فَأَطَاعُوهُ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْماً فَاسِقِينَ * فَلَمَّا آسَفُونا یعنی ما را عصيان کردند. انْتَقَمْنَا مِنْهُمْ زیرا خداوند عزوجل مانند مردم تاسف نمی خورد. (1) وَلَمَّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْيَمَ مَثَلاً إِذا قَوْمُكَ مِنْهُ يَصِدُّونَ (57) وَ قَالُوا آليهتنا خَيْرٌ أَمْ هُوَ مَا ضَرَبُوهُ لَكَ إِلَّا جَدَلَا بَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُونَ (58) إِنْ هُوَ إِلَّا عَبْدٌ أَنْعَمْنا عَلَیْهِ وَ جَعَلْناهُ مَثَلًا لِبَنِی إِسْرائِیلَ (59) وَ لَوْ نَشَاءُ لَجَعَلْنَا مِنكُمْ مَلائِكَةُ فِي الْأَرْضِ يَخْلَفُونَ (60) وَ إِنَّهُ لَعِلْمَ لِلسَّاعَةِ فَلا تَمْتَرُنَّ بِهَا وَاتَّبِعُونِ هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ (61) 57- و هنگامی که درباره فرزند مریم مثلی زده شد قوم تو از آن به فریاد در آمدند.

58- و :گفتند آیا خدایان ما بهترند یا او (عیسی بن مریم؟) آن ها این سخن را به خاطر جدل به تو گفتند که آن ها قومی کینه توز هستند.

59- او (عیسی) نبود مگر بنده ای که به او نعمت دادیم و او را برای بنی اسرائیل الگو قرار دادیم.


1) تفسیر برهان، ج 7، ص 140

60- و اگر بخواهیم در روی زمین به جای شما فرشتگان را (جانشین شما) می گرداندیم

61- و همانا او (عیسی) علم و نشانه ای برای روز قیامت است پس در آن شک و تردید نکنید و از من پیروی کنید که این صراط مستقیم است.

على علیه السلام شبیه عیسی بن مریم

وَلَمَّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْيَمَ مَثَلاً إِذَا قَوْمُكَ مِنْهُ يَصِدُّونَتا سلمان فارسی گوید روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله در میان اصحابش نشسته بودند که فرمودند الان کسی بر شما وارد می شود که شبیه عیسی بن مریم است پس ،افرادی که در نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله نشسته بودند از نزد آن حضرت بلند شده و بیرون رفتند تا دوباره وارد شوند که علی بن ابی طالب علیه السلام وارد .شد شخصی :گفت آیا محمد راضی می شود که علی را بر ما فضیلت بخشد به حدی که او را شبیه به عیسی بن مریم ،بکند به خدا سوگند خدایانی که ما در دوران جاهلیت عبادت می کردیم افضل از اوست پس خداوند در همان مجلس نازل فرمود ﴿وَ لَمَّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْیمَ مَثَلًا إِذَا قَوْمُک مِنْهُ یضِجُّونَ یعنی هنگامی که علی را شبیه عیسی کردی قوم تو از آن ناراحت شدند و تحریفش نمودند. وَ قَالُوا أَ الهَتْنَا خَيْرٌ أَمْ هُوَ مَا ضَرَبُوهُ لَكَ إِلا جَدَلَا بَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُونَ * إِنْ عليٌّ إلاّ عبدٌ أَنْعَمْنَا عَلَيْهِ وَجَعَلْنَاهُ مَثَلاً لِبَنِي إِسْرَائِيلَ كه اسم حضرت على علیه السلام را از این موضع پاک کردند. (1) سپس خداوند عظمت شأنش را در نزد خداوند متعال ذکر کرده و فرمود:


1) نور الثقلين، ج 4، ص ص 609 ؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 142

هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيم ، يعنى امير المؤمنين علیه السلام (1) ولا يَصُدَّنَكُمُ الشَّيْطَانُ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ (62) 62- و شیطان شما را (از راه حق) باز ،ندارد همانا که او دشمن آشکار شماست

وَلا يَصُدَّنَكُمُ الشَّيْطَانُ یعنی فلانی تو را از امیرالمؤمنین علی علیه السلام باز ندارد. إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ که او دشمن آشکار شماست. الأَخِلاهُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلا الْمُتَّقِينَ (67) 67- دوستان در آن روز دشمن همدیگر هستند مگر پرهیزگاران

گفتگوی اغنیاء و فقراء

الْأَخِلاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ یعنی دوستان که با همدیگر دشمنی می ورزند. امام صادق علیه السلام فرمود: آگاه باشید هر دوستی که در دنیا غیر الهی باشد در روز قیامت به دشمنی تبدیل می شود. (2)

اميرالمؤمنین علیه السلام فرمود: فردا برای ستمگر گزیدن دو دستش کفایت می کند کوچ کردن نزدیک است و برای دوستان پشیمانی است جز برای


1) نور الثقلين، ج 4، ص 611 ؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 405؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 145 : بحار الانوار، ج 9، ص 236 و ج 35، ص319

2) بحار الانوار، ج 67 ص 277

پرهیزگاران. (1)

حضرت علی علیه السلام فرمودند: دوستی بر چند قسم است یکی دوستی دو ،مومن و دیگر دوستی دو ،کافر و دوستی مومن بی نیاز و مومن فقیر و دوستی کافر بی نیاز و کافر فقیر اما آن دو مؤمنی که در دنیا برای رضای خدا دوست باشند چون یکی از آن ها پیش از رفیقش فوت نماید خداوند جایگاهش را در بهشت به او نشان می دهد و او برای دوست مؤمن خود شفاعت می کند و می گوید خدایا دوست من مرا به فرمانبرداری تو امر کرد و مرا از گناه و نافرمانی تو بازداشت او را هم به جایگاه من منزل بده تا اینکه او را ببینم همان جاييكه من در بهشت .هستم خداوند دعای او را مستجاب گرداند و هر دو با هم پروردگار را ملاقات کنند و به رفیقش می گوید خدا جزای خیر به تو بدهد تو بودی که مرا به اطاعت خداوند وادار نموده و از معصیت بازداشتی.

و اما آن دو کافر که هر دو به مخالفت با خداوند رفاقت نمودند هرگاه یکی از آن ها پیش از رفیقش بمیرد منزل خود را در آتش جهنم مشاهده کند و گوید پروردگارا دوست من مرا به نافرمانی تو امر کرد و مرا از اطاعت تو باز داشت، خدایا او را نیز در آتش جهنم جای بده تا آن که ببیند من در چه عذابی می باشم پس ملاقات کنند همدیگر را حضور پروردگار و به رفیقش بگوید چنان چه مرا واداشتی به معصیت و بازداشتی از اطاعت خداوند اکنون از خدا می خواهم تو را به کیفر و مجازات برساند پس از آن امیر المؤمنين علیه السلام آیه الأَخِلاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ را تلاوت فرمود.

پس از آن فرمود روز قیامت مؤمن غنی و ثروتمند را برای حساب حاضر کنند پروردگار به او بفرماید ای بنده من آیا تو را بینا و شنوا ننموده و مال


1) بحار الانوار، ج 74، ص 399؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 146 ؛ نور الثقلین، ج 4، ص 612

بسيارى بتو عطا نکردم ،گوید خطاب رسد چه چیز آماده کردی برای ملاقات ما؟

:گوید پروردگارا به تو ایمان آورده و پیغمبرت را تصدیق نمودم و در راه دین جهاد کردم.

به او خطاب می شود مالی که به تو عطا نمودم در چه راهی صرف نمودی جواب دهد در راه تو اتفاق کردم خطاب شود چرا برای فرزندانت به ارث نگذاشتی گوید خدایا تو مرا خلق نموده و روزی دادی آن ها را نیز تو خلق کرده و روزی دهنده ایشان نیز تو بودی و توانایی داری که آن ها را روزی بدهی چنان که مرا روزی دادی من ایشان را واگذار به تو نمودم از مصدر اعلی ندایی می رسد که ای بنده من تو راست می گویی و اکنون به سوی بهشت برو اگر می دانستی چه اجر و پاداشی نزد ما داری با خلوص بیشتری عبادت می کردی.

و چون مؤمن فقیر را بیاورند خطاب می رسد که ای بنده من در دنیا چه کاری کردی می گوید خدایا مرا به سوی دین خود راهنمائی نموده و نعمت ها عطا فرمودی و مرا از ثروت بی حساب بازداشتی و اگر مرحمت می نمودی ترسناک بودم که آن مال مرا از پرستش و عبادت محروم نماید زیرا که من آفریده شده ام برای آن که عبادت ذات پاکت نمایم خطاب برسد راست گفت بنده من او را به بهشت برید

سپس کافر غنی را می آورند به او گفته شود برای ذخیره ملاقات امروزت چه فراهم نمودهای معطل می ماند که چه جواب بدهد به او بفرماید آن اموالی که بتو دادیم در چه راهی مصرف رسانیدی؟ گوید برای فرزندان خود به ارث گذاردم خطاب رسد چه کسی تو و ایشان را خلق نموده؟

عرض :کند پروردگارا ما همه مخلوق تو هستیم.

می فرماید: آیا من قادر نبودم که بفرزندانت بعد از تو روزی بدهم همچنان که بخودت روزی دادم؟ اگر بگوید فراموش کردم یا نمی دانستم هلاک شود آن وقت خطاب رسد اگر می دانستی آن چه از کیفر و مجازات برای تو نزد ما فراهم شده همانا گریه بسیار می نمودی.

آن گاه فقیر کافر را حاضر کنند به او خطاب کنندای پسر آدم چه بجا آوردی در آن چه به تو امر نمودیم؟ گوید پروردگارا مرا مبتلا به دنیا نمودی بطوری که از یاد تو غافل شدم و ابتلائات دنیا و فقر مرا از آن چه برای آن آفریده شدم ،بازداشت به او خطاب رسد چرا مرا نخواندی و از من درخواست ننمودی تا بتو روزی دهم؟ اگر گوید فراموش کردم و یا ندانستم هلاک شود آن گاه به او گفته شود اگر بدانی عذابی که برای تو مهیا نموده ایم چه اندازه است همانا گریه شدیدی می نمودی. (1)

الذينَ آمَنُوا بِآيَاتِنَا وَكَانُوا مُسْلِمِينَ (69) ادْخُلُوا الْجَنَّةَ أَنتُمْ وَ أَزْوَاجُكُمْ تُحْبَرُونَ (70) يُطافُ عَلَيْهِمْ بِصِحَافٍ مِنْ ذَهَبٍ وَ أَكْوَابٍ وَ فِيهَا مَا تَشْتَهِيهِ الْأَنفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ وَ أَنتُمْ فِيهَا خَالِدُونَ (71) وَ تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتي أُورِثْتُمُوهَا بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ (72) لكُمْ فِيهَا فَاكِهَةٌ كَثيرَةٌ مِنْهَا تَأْكُلُونَ (73) 69- کسانی که به آیات ما ایمان آوردند و تسلیم امر ما بودند.

70- (به آن ها خطاب می شود: ) شما و همسرانتان با سرور و شادمانی وارد


1) بحار الانوار، ج 7، ص 173 ؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 146

بهشت شوید.

71- که بر اطراف آن ها ظرف ها و جام های طلانی (از غذا و نوشیدنی پاک و طهور ) می گردانند و در آن جا (بهشت) هر چه که دل بخواهد و چشم ها از دیدنش لذت می برند موجود است و شماها (ایمان آورندگان) در آن جا همیشگی خواهید بود.

72- این بهشتی است که شما وارث آن می شوید به خاطر اعمال (نیکی) که انجام می دادید.

73- برای شما در آن جا انواع میوه هاست که از آن می خورید.

الَّذِينَ آمَنُوا بِآيَاتِنَا یعنی کسانی که به ائمه ایمان آوردند. وَ كَانُوا مُسْلِمِينَ * ادْخُلُوا الْجَنَّةَ أَلْتُمْ وَ أَزْوَاجُكُمْ تُحْبَرُونَ یعنی گرامی می دارند. يُطَافُ عَلَيْهِمْ بِصِحَافٍ مِنْ ذَهَبٍ وَ أَكْوَابٍ يعنى كاسه و همه نوع ظروف. وَ فِيها مَا تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ - تا - مِنْهَا تَأْكُلُونَ که این آیات از محکمات است. (1) ابن یسار از امام صادق علیه السلام روایت می کند که فرمود همانا شخصی در بهشت به اندازهٔ روزهای دنیا سر سفره بهشتی می نشیند و در هر خوردنی به اندازه آن چه در دنیا خورده غذا می خورد. (2)

إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي عَذَابِ جَهَنَّمَ خَالِدُونَ (74) لا يُفتر عَنْهُمْ وَ هُمْ فِيهِ مُبْلِسُونَ (75)


1) تفسیر صافی، ج 6، ص 407؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 147

2) بحار الانوار، ج 8 ص 182

74- همانا مجرمین همیشه در عذاب جهنم هستند.

75- و هرگز از عذاب آن ها کاسته نمی شود و در آن جا از همه چیز (از یاری و نجات) ناامید و مایوس می باشند.

خداوند آن چه را که از برای دشمنان آل محمد آماده کرده را ذکر نموده و فرمود: إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي عَذَابِ جَهَنَّمَ خَالِدُونَ * لا يُفتَرُ عَنْهُمْ وَ هُمْ فِيهِ مُبْلِسُونَ یعنی مایوس از خیر هستند.

امير المؤمنين علیه السلام فرمود: اهل معصیت در آتش دوزخ دائمی هستند و دست های آن ها را محکم به گردنشان بسته و لباسی از مس گداخته بر آن ها بپوشانند و در عذابی باشند که حرارت آن بسیار شدید است ؛ آتش ایشان را احاطه نموده و بادی بر آن ها نوزد و غمشان بر طرف نگردد عذاب آنان پیوسته شدیدتر شده و هر دم تازه ،گردد نه آن خانه ویران گردد و نه مرگ آن ها را دریابد تا خلاص شوند. (1)

وَنَادَوْا يَا مَالِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنَا رَبُّكَ قَالَ إِنَّكُمْ مَاكِئونَ (77) لَقَدْ جِئْنَاكُمْ بِالْحَقِّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَكُمْ لِلْحَقِّ كَارِهُونَ (78) أَمْ أَبْرَمُوا أَمْراً فَإِنَّا مُبْرِمُونَ (79) أَمْ يَحْسَبُونَ أَنَّا لَا نَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَ نَجْوَاهُمْ بَلَى وَ رُسُلُنَا لَدَيْهِمْ يَكْتُبُونَ (80) قُلْ إِنْ كَانَ لِلرَّحْمَنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ الْعَابِدِينَ (81) 77- و آن ها فریاد می زنند: ای مالک (دوزخ) (ای کاش) پروردگارت ما را می میراند (تا از عذاب جهنم نجات یابیم) جواب می دهند: شما (در این عذاب) همیشه خواهید ماند.


1) بحار الانوار، ج 8، ص292؛ نور الثقلين، ج 4، ص 614؛ تفسیر برهان ج 7، ص 147

78- به تحقیق ما حق را برای شما آوردیم و لکن بیشتر شما از حق کراهت .داشتند

79- بلکه آن ها (کافران) تصمیم محکمی برای کفر و عصیانشان گرفته اند، ما نیز تصمیم محکمی (برای انتقام آن ها) داریم.

80- آیا گمان می کنند که ما سخنان سری و در گوشی آن ها را نمی شنویم؟ ،آری رسولان ما (فرشتگان) پیش آن ها هستند و (اعمال و رفتارشان را) می نویسند.

81- بگو: اگر برای خداوند رحمان فرزندی ،بود، من اوّل کسی بودم که او را می پرستیدم.

خداوند نداء اهل آتش را حکایت کرده و فرمود: وَ نَادَوْا يَا مَالِكُ لِيَقْضِ علَيْنَا رَبُّكَ قَالَ یعنی بمیریم.

و مالک دوزخ می گوید: إِنَّكُمْ مَاكِثونَ شما (در این عذاب) همیشه خواهید .ماند (1)

سپس خداوند فرمود: لَقَدْ جِئْنَاكُمْ بِالْحَقِّ یعنی به ولایت امير المؤمنين علیه السلام.

وَ لَكِنَّ أَكْثَرَكُمْ لِلْحَقِّ كَارِهُونَ و دلیل بر این که مراد از حق ولایت اميرالمؤمنين علیه السلام است این آیه می باشد وَ قُل الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ - يعنى ولايت على علیه السلام - فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَ مَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ - ستم کنندگان به حق آل محمد - ناراً (2)(3) سپس آثار این خبر را ذکر کرده به اینکه منافقان در کعبه عهد و پیمان


1) بحار الانوار، ج 8، ص 292

2) كهف، آیه 29

3) نور الثقلين، ج 4، ص 614 ؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 148

بستند که نگذارند خلافت به اهل بیت رسول خدا صلی الله علیه و آله برسد پس خداوند فرمود: أَمْ أَبْرَمُوا أَمْراً فَإِنَّا مُبْرِمُونَ - تا - لَدَيْهِمْ يَكْتُبُونَ بلکه آنان کار توطئه و نیرنگ بر ضد حق را محکم کردند پس ما هم کار عذاب را بر آنان محکم می.کنیم آیا آنان گمان می کنند که ما رازشان و سخنان در گوشی آنان را نمی شنویم؟ چرا می شنویم و فرستادگان ما که فرشتگان نویسنده اعمال اند نزد آنان حاضرند و اعمالشان و رازهایشان را می نویسند. (1)

قُلْ إِنْ كَانَ لِلرَّحْمَنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ الْعَابِدِینَ یعنی در این صورت من اول کسی بودم که می گفتم از برای خداوند فرزندی است. (2) وَ هُوَ الَّذِي فِي السَّمَاءِ إِلَهُ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهُ وَ هُوَ الْحَكيمُ الْعَليمُ (84) 84- و اوست خدایی که در آسمان و زمین معبود (تمام موجودات) است و اوست حکیم و دانا.

وَ هُوَ الَّذِي فِي السَّمَاءِ إِلَهُ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهُ او خدای آسمان ها و زمين است. ابی اسامه گوید از امام صادق علیه السلام دربارۀ آية وَ هُوَ الَّذِي فِي السَّمَاءِ إِلهُ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهُ سوال کردم دیدم آن حضرت تواضع نموده و سر مبارک را فرو آورد و فرمود: خدای عزوجل همان خدای من است و خدای آسمان ها و زمین همان خداوند عزوجل است. (3)

وَلا يَمْلِكُ الَّذينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفاعة إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَ هُمْ


1) تفسیر برهان، ج 7، ص 149 ؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 410 ؛ نور الثقلین، ج 4، ص 615

2) نور الثقلين، ج 4، ص 152 ؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 151 تفسیر صافی، ج 6، ص 410 .

3) تفسیر برهان، ج 7، ص 152 ؛ نور الثقلين، ج 4، ص 617

﴿يَعْلَمُونَ (86) وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ (87) وَ قِيلِهِ يا رَبِّ إِنَّ هؤُلاءِ قَوْمٌ لا يُؤْمِنُونَ (88) فَاصْفَحْ عَنْهُمْ وَ قُلْ سَلامٌ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ (89) 86- و کسانی که غیر از او (خداوند) را می خوانند قادر بر شفاعت کسی ،نیستند مگر کسانی که شهادت به حق داده اند و آن ها می دانند.

87- و اگر از آن ها بپرسی چه کسی شما را آفرید می گویند: خداوند پس چرا از عبادت او منحرف می شوند؟

88- و رسولش که می گویان پروردگارا این ها قومی هستند که ایمان نمی آورند.

89- پس از آن ها روی برگردان و بگو: سلام بر شما باد، پس بزودی می دانند. وَلا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفَاعَةَ منظور کسانیست که مردمی در دنیا آن ها را می پرستیدند و در قیامت نمی توانند پرستندگان خود را شفاعت کنند.

سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: يا رَبِّ إِنَّ هَؤُلاءِ قَوْمٌ لا يُؤْمِنُونَ پروردگارا این ها قومی هستند که ایمان نمی آورند.

و خداوند فرمود: فَاصْفَحْ عَنْهُمْ وَ قُلْ سَلامٌ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ پس از آن ها روی برگردان و بگو: سلام بر شما باد پس بزودی می دانند. (1)


1) تفسیر برهان، ج 7، ص 153 ؛ نور الثقلین، ج 4، ص 618

تفسیر سوره دخان

اشاره

44- سوره دخان در مکه نازل شده و دارای 59 آیه است.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

حم (1) وَ الكِتابِ الْمُبِينِ (2) إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِينَ (3) فيها يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ (4) أَمْراً مِنْ عِنْدِنَا إِنَّا كُنَّا مُرْسَلِينَ (5) رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ (6) رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مَا بَيْنَهُمَا إِنْ كُنتُمْ مُوقِنِينَ (7) لا إله إلا هُوَ يُحْيِي وَ يُمِيتُ رَبُّكُمْ وَ رَبُّ آبَائِكُمُ الْأَوَّلِينَ (8) بَلْ هُمْ في شَكَّ يَلْعَبُونَ (9) 1- حم .

2- سوگند به کتاب مبین

3- همانا ما آن را در شبی مبارک (شب قدر) نازل کردیم که ما از انذار کنندگان هستیم.

4- در آن شب هر امر حکمت داری جدا شده و مشخص می گردد.

5- امری از جانب ،ماست همانا ما رسولان را فرستادیم.

6- رحمتی از پروردگار توست که او شنوا و داناست.

7- پروردگار آسمان ها و زمین و هر آن چه که میان آن دو است اگر یقین داشته باشید

8- خدایی جز او نیست او زنده می کند و می میراند پروردگار شما و پروردگار پدران اولین شماست.

9- بلکه آن ها در شک و ریب به بازی مشغولند.

شب قدر

حم * وَالْكِتَابِ الْمُبِينِ * إِنَّا أَنزَلْنَاهُ یعنی قرآن فِي لَيْلَةٍ مُبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِينَ و آن لیلة القدر است که خداوند در آن قرآن را یک دفعه به بیت المعمور نازل فرمود و سپس از بیت المعمور در مدت بیست و سه سال بر رسولش نازل کرد. فيها يُفْرَقُ يعني در ليلة القدر. كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ یعنی در شب قدر هر امری از حق و باطل و هر چه در آن سال رخ دهد یا بدائی یا مشیتی و یا تقدیمی و تأخیری از اجل ها و روزی ها و بلا و اعراض و امراض که باید روی دهد و آن چه که باید کم و زیاد شود در آن شب مقدر می شود و به عرض رسول اکرم و بعد از آن حضرت به اميرالمؤمنین و بعد از آن جناب به ائمه طاهرین علیهم السلام می رسانند تا حضرت حجت علیه السلام و از برای آن بزرگواران مشیت و بدا و تقدیم و تأخیر را شرط می کنند. (1) ابو مهاجر گوید امام باقر علیه السلام فرمود: ای ابو مهاجر شب قدر بر ما پنهان و


1) تفسیر صافی، ج 6، ص 415؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 161 ؛ نورالثقلین، ج 4، ص 620

پوشیده نیست چون فرشتگان در آن شب به زمین آمده و در اطراف ما طواف می کنند. (1)

بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ يَلْعَبُونَ یعنی در آن چه که درباره شب قدر گفتیم شک .دارند (2) فَارْتَقِبْ يَوْمَ تَأْتِي السَّمَاءُ بِدُخَانٍ مُبِينٍ (10) يَغْشَى النَّاسَ هَذَا عَذَابٌ أَلِيمٌ (11) رَبَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذَابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ (12) أَنّى لَهُمُ الذَّكرى وَقَدْ جَاءَهُمْ رَسُولٌ مُبِينٌ (13) ثُمَّ تَوَلَّوْا عَنْهُ وَ قَالُوا مُعَلَّمَ مَجْنُونَ (13) إِنَّا كَاشِفوا الْعَذَابِ قَليلاً إِنَّكُمْ عَائدُونَ (15) 10- پس منتظر روزی باش که آسمان دودی آشکار پدید آورد.

11- همه مردم را در بر می گیرد این عذاب دردناکی است.

12- (می گویند:) پروردگارا این عذاب را از ما بر دار که ایمان می آوریم.

13- آن ها کجا و چگونه متذکر می شوند (و ایمان می آورند) در حالی که رسول ما با آیاتی آشکار به سویشان آمد.

14- سپس از او اعراض کرده و گفتند: او یاد گیرنده ای دیوانه است.

15- همانا ما مدت کمی عذاب را بر می داریم باز به اعمال خودتان بر می گردید.

فَارْتَقِبْ یعنی صبر کن.


1) بحار الانوار، ج 94، ص 13؛ بصائر الدرجات، ص 221

2) نور الثقلین، ج 4، ص 620 تفسیر برهان، ج 7، ص 161

يَوْمَ تَأْتِي السَّمَاءُ بِدُخَانٍ مُبِينٍ اين زمانی است که اهل رجعت از قبرها بیرون بیایند. يَغْشَى النَّاسَ در آن روز تمامی مردم در ظلمت فرو می روند و می گویند: هذا عَذَابٌ أَلِيمٌ رَبَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذَابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ اين عذاب دردناکی است پروردگارا این عذاب را از ما بر طرف کن که ما دارای ایمانیم. خداوند در رد آن ها فرمود: أَنَّى لَهُمُ الذِّكْرى در آن روز.

وَ قَدْ جَاءَهُمْ رَسُولٌ مُبِينٌ یعنی رسولی که برای آن ها روشن گر است. ثُمَّ تَوَلَّوْا عَنْهُ وَ قَالُوا مُعَلَّمٌ مَجْنُونٌ هنگامی که بر رسول خدا صلی الله علیه و آله وحی نازل می شد و بیهوشی به آن حضرت دست می داد کافران :گفتند او مجنون (جن زده) است. إِنَّا كَاشِفُوا الْعَذَابِ قَلِيلاً إِنَّكُمْ عَائِدُونَ یعنی تا روز قیامت و اگر خداوند بگويد: يَوْمَ تَأْتِي السَّمَاءُ بِدُخَانٍ مُبِينٍ در روز قیامت نمی فرمود: إِنَّكُمْ عَائِدُونَ چون بعد از آخرت برگشتی نیست و در قیامت است که بر می گردند.

ييَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْكُبْرَى إِنَّا مُنْتَقِمُونَ (16) وَ لَقَدْ فَتَنَّا قَبْلَهُمْ قَوْمَ فِرْعَوْنَ وَ جَاءَهُمْ رَسُولٌ كَرِيمٌ (17) أَنْ أَدُّوا إِلَى عِبَادَ اللهِ إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمينٌ (18) 16- در آن روزی که آن ها را با قدرت بگیریم که ما انتقام گیرنده هستیم.

17- و به تحقیق ما قبل از این ها قوم فرعون را آزمودیم و رسولی بزرگوار به سوی آن ها آمد.

18- (او به آن ها گفت:) امور بندگان خدا را به من واگذارید که من برای شما

رسولی امین هستم.

يَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْكُبْرى‌ یعنی در قیامت. إِنَّا مُنتَقِمُونَ که ما انتقام گیرنده هستیم. وَلَقَدْ فَتَنَّا قَبْلَهُمْ قَوْمَ فِرْعَوْنَ یعنی آن ها را امتحان کردیم. وَ جَاءَهُمْ رَسُولُ كَرِيمٌ * أَنْ أَدُّوا إِلَيَّ عِبَادَ اللَّهِ یعنی آن چه خداوند از نماز و زكات و روزه حج و سنت و احکام واجب نمود. فَأَسْرِ بِعِبَادِي لَيْلاً إِنَّكُمْ مُتَّبَعُونَ (23) وَاتْرُكِ الْبَحْرَ رَهْواً إِنَّهُمْ جُنْدٌ مُغْرَقُونَ 23 - (خداوند به او فرمود:) بندگان مرا شبانه بیرون ببر که شما را تعقیب می کنند.

24 - و دریا را آرام و خشک بگذار و بگذر که آن ها (فرعون و لشگریانش) از غرق شدگان هستند.

خداوند به موسی وحی نمود: فَأَسْرِ بِعِبَادِي لَيْلاً إِنَّكُمْ مُتَّبَعُونَ يعنى فرعون و لشگریانش شما را تعقیب می کنند.

وَاتْرُكِ الْبَحْرَ رَهْواً یعنی از دریای پست و هموار .بگذر مُغْرَقُونَ که آن ها (فرعون و لشگریانش) از غرق شدگان هستند. وَ زُرُوعٍ وَ مَقَامٍ كَريم (26) وَ نَعْمَهٍ کانُوا فِیها فاکِهِینَ (27) كَذلِكَ وَ أَوْرَثْنَاهَا قَوْماً آخَرينَ (28) 26- و زراعت ها و منزل های عالی و گران قیمت (را رها کردند و رفتند).

27- و نعمت های فراوان دیگری که در آن غرق بودند.

28- و این چنین ما این ها را میراث قوم های دیگر قرار دادیم

وَ مَقام كَرِيم يعنى نيكو. وَ نَعْمَةٍ كَانُوا فِيهَا فَاكِهِينَ نعمت در بدن ها. فاكِهِینَ یعنی با زنان مزاح و ملاعبه می کردند. كَذَلِكَ وَ أَوْرَثْنَاهَا قَوْماً آخَرِينَ يعنى بنى إسرائيل. فَمَا بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّمَاءُ وَالْأَرْضُ وَمَا كَانُوا مُنْظَرِينَ (29) 29- پس نه آسمان بر آن ها گریه کرد و نه ،زمین و نه به آن ها مهلتی داده شد.

گریه آسمان و زمین بر امام حسین علیه السلام

فَمَا بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّمَاءِ وَالْأَرْضُ وَمَا كَانُوا مُنْظَرِينَ از امیر المؤمنين علیه السلام روایت است آن گاه که دشمن خدا و رسولش از پیش او گذشت فرمود: فَمَا بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّمَاءُ وَالْأَرْضُ وَمَا كَانُوا مُنْظَرِينَ اينان کسانی هستند که آسمان و زمین بر ایشان نگریستند و در عذاب مهلت داده نمی شوند.

سپس امام حسین علیه السلام فرزندش بر او گذشت فرمود و لیکن او آن کسی است که آسمان و زمین بروی خواهند گریست.

على علیه السلام فرمود: آسمان و زمین نگریست مگر بر یحیی بن زکریّا علیه السلام و بر حسين بن على علیه السلام (1)


1) بحار الانوار، ج 14، ص 168 و ج 45، ص 201؛ نور الثقلين، ج 4، ص 627

ثواب گریه بر امام حسین علیه السلام

محمد بن مسلم گوید امام باقر فرمود:ند: علی بن الحسين علیه السلام فرمود:ند هر مومنی به خاطر شهادت حسین علیه السلام از چشمش اشک بریزد بطوری که به صورتش جاری شود خداوند در بهشت خانه ای به او می دهد که در آن ساکن شود.

هر مومنی که به خاطر اذیت و آزار دشمنان در دنیا بر ما از چشمش اشک جاری شود تا بر گونه هایش بریزد خداوند متعال در بهشت جایگاه صدیقین را به او اعطاء می.کند

هر مومنی به خاطر ما اذیت و آزاری به او برسد و اشک بر صورتش جاری شود خداوند عزیز اذیت و آزار را از او بر طرف می نماید و در روز قیامت او را از غضب و آتش جهنم در امان دارد. (1)

امام صادق علیه السلام می فرماید هر کس ما را یاد کند یا در نزد او از ما یادی شود و از چشمانش اشکی به اندازۀ بال مگسی بیرون بیاید خداوند گناهان او را می آمرزد اگر چه به اندازه کف دریاها باشد. (2)

وَ لَقَدْ نَجَّيْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ مِنَ الْعَذَابِ الْمُهِينِ (30) مِنْ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ كَانَ عَالِياً مِنَ الْمُسْرِفِينَ (31) وَ لَقَدِ اخْتَرْنَاهُمْ عَلى عِلْمٍ عَلَى الْعَالَمِينَ (32) 30- و به تحقیق ما بنی اسرائیل را از عذاب ذلّت و خواری نجات دادیم.


1) ثواب الاعمال، ص 83 ؛ كامل الزيارات، ص 100 ؛ مثیر الاحزان، ص 14 ؛ تفسیر برهان ج 7، ص 163

2) نور الثقلين، ج 4، ص 628؛ مستدرک الوسائل، ج 10، ص 312؛ بحار الانوار، ج 44 ص 284 : لهوف، ص 10 : كامل الزيارات، ص 103

31- از شر فرعون که شخصی متکبر و از اسرافکاران بود.

32- و ما آن ها را به علم بر عالمیان برگزیدیم و برتری دادیم.

وَلَقَدْ نَجَّيْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ مِنَ الْعَذَابِ الْمُهِينِ - تا - عَلَى الْعَالَمِينَ که لفظ آیه عام و معنایش خاص .است یعنی موسی و بنی اسرائیل را برگزید و بر عالمیان زمان خودشان فضیلت داد. (1) يَوْمَ لا يُغْنى مَوْلى عَنْ مَوْلى شَيْئاً وَلَا هُمْ يُنْصَرُونَ (41) الا مَنْ رَحِمَ اللهُ إِنَّهُ هُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ (42) إِنَّ شَجَرَةَ الزَّقُومِ (43) طَعَامُ الأثيم (44) كَالْمُهْلِ يَغْلِي فِي الْبُطُونِ (45) كَغَلْيِ الْحَمِيمِ (46) 41- روزی که هیچ دوستی دوست خود را یاری نمی کند و از جانب هیچ کسی یاری نمی شوند.

42- مگر کسی که خداوند به او رحم کند که او قادر و مهربان است.

43- همانا درخت زقّوم جهنّم،

24- غذای گناهکاران است.

45- که (آن غاذا) مانند گداخته شده در شکم ها به غلیان می آید.

46- همچون آبی سوزان به جوشش می آید.

يَوْمَ لا يُغْنِي مَوْلَّى عَنْ مَوْلًى شَيْئًا هر کس غیر از اولیاء الهی را دوست بدارد نمی توانند همدیگر را از عذاب الهی نجات دهند، سپس استثنا کرده است


1) تفسیر برهان، ج 7، ص 166

هر کس که آل محمد را دوست بدارد و فرمود: إِلاَّ مَنْ رَحِمَ اللّهُ إِنَّهُ هُوَ العَزِیزُ الرَّحِیمُ مگر کسی که خداوند به او رحم کند که او قادر و مهربان .است

إِنَّ شَجَرَةَ الزَّقُومِ * طَعَامُ الْأَثِيمِ این آیه درباره ابوجهل نازل شده است. كَالْمُهْل یعنی مس ذوب شده. يَغْلِي فِي الْبُطُونِ * كَغَلْيِ الْحَمِيمِ یعنی مانند آبی که در نهایت درجه جوشش و غلیان است. خُذُوهُ فَاعْتِلُوهُ إِلَى سَواءِ الْجَحِيمِ (47) ثُمَّ صُبُّوا فَوْقَ رَأْسِهِ مِنْ عَذَابِ الْحَمِيمِ (48) ذُقْ إِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الكَريمُ (49) إِنَّ هَذَا مَا كُنتُمْ بِهِ تَعْتَرُونَ (50) إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي مَقَامٍ أَمِينٍ (51) في جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ (52) يلْبَسُونَ مِنْ سُندُسٍ وَ إِسْتَبْرَقٍ مُتَقابِلِينَ (53) كَذلِكَ وَ زَوَّجْنَاهُمْ بِحُورٍ عينٍ (54) يَدْعُونَ فيها بِكُلِّ فاكِهَةٍ آمِنينَ (55) لَا يَذُوقُونَ فِيهَا الْمَوْتَ إِلَّا الْمَوْتَةَ الْأُولَى وَ وَقَاهُمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ (56) فَضْلاً مِنْ رَبِّكَ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (57) فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ (58) فَارْتَقِبْ إِنَّهُمْ مُرْتَقِبُونَ (59) 47- (به مامور جهنم خطاب شود:) این گنهکار را بگیرید و به میان دوزخ بیافکنید.

48- سپس بر سر او از عذاب جوشان بریزید.

49- (و به او گفته شود:) بچش (عذاب را) که تو (می پنداشتی) بسیار قدرتمند و گرامی هستی.

50- این همان عذابی است که همواره نسبت به آن در شک و تردید بودید.

51- همانا پرهیزگاران در جایگاهی با امنیت هستند.

52- در میان باغ ها و چشمه سارها (می باشند)

53- لباس هایی از حریر نازک و ضخیم می پوشند و رو به روی هم خ می نشینند.

54- بهشتیان اینچنین هستند و آن ها را با حورالعین تزویج می کنیم.

55- آن ها در بهشت میوه ای که بخواهند در اختیارشان گذاشته گذاشته می شود و در امنیت کامل هستند.

56- در بهشت هیچ مرگی به سراغ آن ها نمی آید مگر همان مرگ اول (که در دنیا چشیده اند) و خداوند آن ها را از عذاب دوزخ محفوظ می دارد.

57- این فضلی از جانب پروردگارت ،است که این همان رستگاری بزرگ است.

58- و ما آن (قرآن ) را به زبان تو آسان ساختیم شاید که متذکر شوند.

59- پس منتظر باش که آن ها نیز منتظرند.

خُذُوهُ فَاعْتِلُوهُ یعنی پس بفشرید او را از همه جانب مانند ضغطه قبر پس آن ها را در میان جهنم بیندازید. إِلى سَوَاءِ الْجَحِیم سپس از آن حمیم بر روی آن ها بریزید در آن هنگام به او گفته می شود ذُقَ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْكَرِيمُ که لفظ آیه خبر و معنایش حکایت از قول کسی است که به او آن را می گوید ابوجهل می گوید: من عزیز و

کریم هستم پس در جهنم او را با همین کلمه سرزنش می کنند. (1)

سپس خداوند آن چه را که برای متقین از شیعیان امیرالمؤمنین علیه السلام آماده کرده را توصیف نموده و فرمود: إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي مَقَامِ أَمِينٍ - تا - إِلَّا الْمَوْتَةَ الْأُولَىٰ یعنی در بهشت طعم سختی مرگ را که در دنیا چشیده اند را نمی چشند و به سختی و گرفتاری نمی افتند.

وَ وَقَاهُمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ - تا - فَارْتَقِبْ إِنَّهُمْ مُرْتَقِبُونَ یعنی منتظر باش که آن ها نیز در انتظار هستند. (2) ابن عباس دربارۀ آیۀ فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِک گفت: خداوند به قولش اراده نموده آن چه را که از نعمت های بهشت و عذاب آتش جهنم را تا مردم پند و اندرز بگیرند

ای محمد ولَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَاراده می کند که شاید مشرکین پند و اندرز .بگیرند

فَارْتَقِبْ إِنَّهُمْ مُرْتَقِبُونَ که تهدید و وعده از جانب خداوند است. منتظر باش که آن ها نیز در انتظار هستند. (3)


1) نور الثقلين، ج 4، ص 630

2) نور الثقلين، ج 633 ؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 172

3) تفسير برهان، ج 7، ص 7، ص 172

تفسیر سوره جاثیه

45- سوره جاثیه در مکه نازل شده و دارای 37 آیه است.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

حم (1) تَنْزیلُ الْکِتابِ مِنَ اللّهِ الْعَزیزِ الْحَکیمِ (2) إِنَّ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لآيَاتٍ لِلْمُؤْمِنِينَ (3) 1- حم.

2- این کتاب از جانب خداوند قادر و حکیم نازل شده است.

3- همانا در آسمان ها و زمین آیات و نشانه ای برای مومنین است.

حم * تَنْزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ * إِنَّ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لآيَاتِ لِلْمُؤْمِنِينَ که در آسمان ها ستارگان و خورشید و ماه و در زمین آن چه که در آن می روید از انواع گیاهان و نباتات برای مردم و چهارپایان آیات الهی هستند برای قومی که اندیشه می کنند. (1) وَ اخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَ مَا أَنزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ رِزْقٍ فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَ تَصْرِيفِ الرِّيَاحِ آيَاتٌ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ (5) 5- و نیز در رفت و آمد شب و روز و رزقی (بارانی) که خداوند از آسمان


1) تفسیر صافی، ج 6، ص 431

نازل کرده و زمین مرده را به وسیله آن زنده می کند و نیز در وزش بادها آیات و نشانه ای است برای قومی که اندیشه می کنند.

وَ تَصْرِيفِ الرِّيَاحِ آيَاتٌ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ یعنی از هر طرف می آید گاهی بادهای گرم و گاهی نیز بادهای سرد که گاهی ابرها را به حرکت در می آورند و گاهی رزق را در روی زمین می گسترانند و گاهی نیز درختان را بارور می.کنند (1) وَيْلٌ لِكُلِّ أَفَاكِ أَثْیم (7) يَسْمَعُ آيَاتِ اللهِ تُتْلَى عَلَيْهِ ثُمَّ يُصِرُّ مُسْتَكْبِراً كَأَنْ لَمْ يَسْمَعُها فَبَشِّرُهُ بِعَذَابٍ أَليمٍ (8) وَإِذَا عَلِمَ مِنْ آيَاتِنَا شَيْئاً اتَّخَذَهَا هُزُواً أُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُهِينٌ (9) 7- وای بر هر دروغگوی گنهکار

8- آیات خدا را که بر او تلاوت می شود می،شنود اما از روی تکبر بر مخالفت آن اصرار می ورزد که گویی اصلاً آن را نشنیده است چنین کسی را به عذابی دردناک بشارت ده.

9- و هنگامی که از بعضی از آیات ما آگاه می گردد آن را به تمسخر می،گیرد که برای این ها عذاب ذلت باری است.

وَيْلٌ لِكُلِّ أَفَابٍ أَثِيمٍ اثیم یعنی دروغگو. يَسْمَعُ آيَاتِ اللهِ تُتْلَى عَلَيْهِ ثُمَّ يُصِرُّ مُسْتَكْبِراً یعنی اصرار می کنند که آیات الهی دروغ است و بر خودشان تکبر می ورزند. كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْها كویی که اصلاً آن را نشنیده است.


1) نور الثقلين، ج 5، ص 2

وَ ِإذَا عَلِمَ مِنْ آيَاتِنَا شَيْئاً اتَّخَذَهَا هُزُواً که اذا علم یعنی زمانی که ببیند که علم در این جا به معنای دیدن است. هذَا هُدى وَالَّذينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ لَهُمْ عَذَابٌ مِنْ رِجْزِ أَلِيمٌ (11) اللَّهُ الَّذِي سَخَّرَ لَكُمُ الْبَحْرَ لِتَجْرِيَ الفُلْكَ فيهِ بِأَمْرِهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ (12) وَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً مِنْهُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ (13) 11- این قرآن مایه هدایت است و کسانی که به آیات پروردگارشان کافر شدند، برای آن ها عذابی سخت و دردناک است.

12- خداوند است که دریا را برای شما مسخر گردانید تا کشتی ها به فرمان او در آن حرکت کنید و از فضلش بهره مند گردید شاید که سپاس گزار باشید.

13- و آن چه که در آسمان ها و زمین است همه را از جانب خودش مسخر شما گردانید همانا در این نشانه هایی است برای قومی که متفکر هستند.

هذا هُدىً يعنى قرآن که روشنگر است. وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ لَهُمْ عَذَابٌ مِنْ رِجْزِ أَلِيمٌسختى و بدى. سپس فرمود: اللهُ الَّذِي سَخَّرَ لَكُمُ الْبَحْرَ لِتَجْرِيَ الْفُلْكُ یعنی کشتی در دريا.

سپس فرمود: وَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً مِنْهُ یعنی آن چه در آسمان ها از خورشید و ماه و ستارگان و باران است. (1)


1) تفسیر برهان، ج 7، ص 177

وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً مراد بارانی است که در وقت خودش می آید و به کشتزارها و دیگر چیزها نفع می رساند. (1) قُلْ لِلَّذِينَ آمَنُوا يَغْفِرُوا لِلَّذِينَ لا يَرْجُونَ أَيَّامَ اللهِ لِيَجْزِيَ قَوْماً بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ (14) 14 - به کسانی که ایمان آورده اند بگو: کسانی را که به «ایام الله» (روز قیامت) امیدی ندارند را ببخشند تا خداوند هر قومی را به خاطر اعمالی که انجام می دادند جزا بدهد.

قُلْ لِلَّذِينَ آمَنُوا يَغْفِرُوا لِلَّذِينَ لا يَرْجُونَ أَيَّامَ اللهِ به ائمۀ حق می گوید بر عليه ائمه جور و ستم نفرین نکنید تا روزی که خداوند آن ها را عقاب می کند. لِيَجْزِيَ قَوْماً بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ تا خداوند هر قومی را به خاطر اعمالی که انجام می دادند جزا بدهد. داود بن کثیر :گوید امام صادق علیه السلام دربارۀ آية قُلْ لِلَّذِينَ آمَنُوا يَغْفِرُوا لِلَّذِينَ لا يَرْجُونَ أَيَّامَ اللهِ فرمود: به آن کسانی که با معرفت و شناخت بر آنان منت گذاشتیم بگو آنان را که عمل نمی کنند بشناسند پس آن گاه که آنان را شناختند مورد بخشش قرار داده و از ایشان در .گذرند (2)

مَنْ عَمِلَ صَالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَسَاءَ فَعَلَيْهَا ثُمَّ إِلى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ (15) 15- هر کس عمل صالحی انجام بدهد برای خودش به جا آورده است و کس عمل بدی انجام دهد به زبان خود اوست، سپس به سوی پروردگارتان باز گردانده می شوید.


1) تفسیر برهان، ج 7، ص 178 .

2) بحار الانوار، ج 2، ص 15 و ج 23، ص 383 ؛ نور الثقلين، ج 5، ص 3

ابن عباس دربارۀ آیۀ ذیل گفت: مَنْ عَمِلَ صَالِحاً فَلِنَفْسِهِ که خداوند اراده مؤمنین کرده است.

وَ مَنْ أَسَاءَ فَعَلَيْها ارادۀ منافقین و مشرکین را نموده است. ثُمَّ إِلى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ که ارادۀ کسانی که به سوی او بر می گردند را کرده است. (1) ثُمَّ جَعَلْنَاكَ عَلى شَرِيعَةٍ مِنَ الْأَمْرِ فَاتَّبِعْهَا وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ (18) إِنَّهُمْ لَنْ يُغْنُوا عَنْكَ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً وَ إِنَّ الظَّالِمِينَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَاللهُ وَلِيُّ الْمُتَّقِينَ (19) 18- سپس تو را بر شریعت و آئینی قرار دادیم، پس از آن پیروی کن و از کسانی که چیزی نمی دانند دانند پیروی مکن.

19- همانا آن ها هرگز نمی توانند تو را نسبت به چیزی از خداوند بی نیاز کنند که ستمکاران کمک کار یکدیگر هستند و خداوند یاور پرهیزگاران است.

ثُمَّ جَعَلْنَاكَ عَلَى شَرِيعَةٍ مِنَ الْأَمْرِ فَاتَّبِعْها - تا - لَنْ يُغْنُوا عَنْكَ مِنَ اللهِ شَيْئاً این آیه تأدیب رسول خدا صلی الله علیه و آله است و معنایش امت می باشد. (2) أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللهُ عَلَى عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَنْ يَهْدِيهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ (23) وَ قَالُوا مَا هِيَ إِلا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَ نَحْيا وَ مَا يُهْلِكُنا إِلا الدَّهْرُ وَ ما لَهُمْ بِذَلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلا يَظُنُّونَ (24)


1) بحار الانوار، ج 24، ص320؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 178

2) نور الثقلين، ج 5، ص 3

وَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُنا بَيِّناتٍ ما كانَ حُجَّتَهُمْ إِلَّا أَنْ قالُوا ائْتُوا بِآبائِنا إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ (25) قُلِ الله يُحْيِيكُمْ ثُمَّ يُميتُكُمْ ثُمَّ يَجْمَعُكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَا رَيْبَ فِيهِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ (26) 23- آیا دیدی کسی را که معبودش را هوای نفس خودش قرار داده بود و خداوند او را با آگاهی گمراه ساخته و بر گوش و قلبش مهر زده و بر چشمانش پرده ای افکنده است؟ پس آیا کسی می تواند بعد از خداوند او را هدایت کند؟ آیا متذکر نمی شوید؟

24- و آن ها :گفتند زندگی ما جز همین دنیا چیز دیگری نیست گروهی از ما می میرند و گروهی دیگر جای آن ها را می گیرد و جز روزگار و طبیعت کسی ما را هلاک نمی کند و این سخنان آن ها از روی علم و آگاهی نیست بلکه آن ها فقط گمان می کنند.

25- و هنگامی که آیات روشن ما بر آن ها خوانده می شود دلیلی در برابر آن ندارند مگر آن که می گویند اگر راست می گویید پدران ما را بیاورید (زنده کنید).

26- بگو: خداوند شما را زنده می کند سپس می میراند سپس شما را در روز قیامت که هیچ شک و تردیدی در آن نیست جمع می کند و لكن بیش تر مردم نمی دانند.

أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ این آیه درباره قریش نازل شده که هر چه را دلشان می خواست می پرستیدند. وَ أَضَلَّهُ اللهُ عَلى عِلْمٍ خداوند عذاب می کند ایشان را به آن چه در حق امير المؤمنين على علیه السلام مرتکب شدند این آیه بعد از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله جاریست در حق کسانی که به امیر المؤمنین و اهل بیت پیغمبر ظلم و ستم

نمودند به طوری که از روی هوای نفس هر چه خواستند کردند و برگردانیدند خلافت را از امیر المؤمنین و ائمه معصومين علیهم السلام بعد از آن که به امر پروردگار چند مرتبه رسول اکرم صلی الله علیه و آله از آن ها عهد و پیمان گرفت بر ولایت و خلافت وصی و جانشین خود امیرالمؤمنين علیه السلام.

اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ دربارۀ قریش نازل شده است و درباره اصحاب پیغمبر جاریست همان هائی که حق امير المؤمنين علیه السلام را غصب کردند و امام منصوب از طرف خدا را رها کرده و به هوای نفس امام برای خود معین کردند و شاهد بر این معنا آيه وَ مَنْ يَقُلْ مِنْهُمْ إِنِّي إِلهُ مِنْ دُونِهِ (1)می باشد و هر کس گمان کند و بگوید من امام هستم غیر از آن امامی که خداوند معین کرده کيفر او آتش دوزخ است. پس هر کس غیر علی علیه السلام امامی اختیار کند و او را بر علی مقدم بدارد مثل آن است که غیر خدا را به خدائی گرفته و به هوای نفس عمل کرده است.

پس از آن گفتار دهری و طبیعی مسلکان را بیان می کند که گفتند بعد از مرگ زنده نمی شویم وَ قَالُوا مَا هِيَ الأحياتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَ نَحْيا و اين مقدم است و موخر این است که دهریون اعتقاد به نشور و بعث بعد از مُردن را ندارند و :گفتند زندگی می کنیم و می میریم.

وَ مَا يُهْلِكُنا إِلا الدَّهْرُ - تا - يَظُنُّونَ كه ظن در این آیه به معنای شک است و در حق دهریه نازل شده و درباره کسانی که به امیر المؤمنين علیه السلام و فرزندانش بعد از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله ظلم و ستم نمودند جاریست چون ایمان آن ها اقرار به زبان و صوری و بدون تصدیق قلبی از جهت ترس شمشیر اسلام بود. سپس خداوند گفتار دهریون را حکایت کرده و فرمود: وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ


1) انبیا آیه 29 ؛ و هر کس از آن ها بگوید من جز خدا معبودی دیگر هستم

﴿آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ مَا كَانَ حُجَتَهُمْ إِلَّا أَنْ قَالُوا ائْتُوا بِآبَائِنَا إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ يعني بدرستی که شما بعد از مردن مبعوث می شوید پس خداوند فرمود: قل الله يُحْيِيكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يَجْمَعُكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَا رَيْبَ فِيهِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لايَعْلَمُونَ بگو: خداوند شما را زنده می کند سپس می میراند سپس شما را در روز قیامت که هیچ شک و تردیدی در آن نیست جمع می کند و لکن بیشتر مردم نمی دانند. وَلِلّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يَوْمَئِذٍ يَخْسَرُ الْمُبْطِلُونَ (27) وَ تَرَى كُلَّ أُمَّةٍ جَاثِيَةً كُلُّ أُمَّةٍ تُدعى إلى كِتابِهَا الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ (28) هذا كتابنَا يَنْطِقُ عَلَيْكُمْ بِالْحَقِّ إنا كنا نَسْتَنْسِخُ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ (29) 27- و حاکمیت آسمان ها و زمین همه از برای خداست و در آن روزی که قیامت بر پا می شود اهل باطل زیان می بینند.

28- و (در آن روز) هر امتی را می بینی که به زانو در آمده است هر امتی به سوی کتابش خوانده می شود امروز جزای آن چه که انجام می دادید به شما داده می شود

29- این کتاب ماست که به حق با شما سخن می گوید که ما هر آن چه را که انجام می دادید را نوشته ایم.

وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يَوْمَئِذٍ يَخْسَرُ الْمُبْطِلُونَ یعنی آن هائی که دین الهی را باطل کردند وَ تَرَىٰ كُلَّ أُمَّةٍ جَاثِيَةً یعنی می بینی هر گروهی را که از غایت دهشت و هیبت آن روز بر زانوهای خود نشسته اند.

كُلُّ أُمَّةٍ تُدْعَى إِلَى كِتَابِهَا هر امتى به سوی اعمالی که بر آن ها واجب کرده بودیم فرا خوانده می شوند سپس فرمود: هذَا كِتَابُنَا يَنْطِقُ عَلَيْكُمْ بِالْحَقِّ اين دو آیه از محکمات هستند. (1) ابوبصیر گوید از امام صادق علیه السلام درباره آیه هَذَا كِتَابُنَا يَنْطِقُ عَلَيْكُمْ بالْحَقِّ سوال کردم.

فرمود: قرآن حرف نمی زند لکن پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و اهل بیت او ناطق به قرآن هستند؛ پروردگار می فرماید این پیغمبر به کتاب ما برای شما براستی و درستی سخن می گوید و نزول آیه چنین است هذا كتابنا ينطق عليكم بالحق.

عرض :کردم ما اینطور قرائت نمی کنیم.

فرمود: بخدا قسم جبرئیل آیه را این طور بر محمد صلی الله علیه و آله نازل کرده است و از آیاتی است که نزول آن تحریف شده است. (2)

و قبلَ الْيَوْمَ نَنْسَاكُمْ كَمَا نَسيتُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَذَا وَ مَأْوَاكُمُ النَّارُ وَ مَا لَكُمْ مِنْ ناصرينَ (34) ذلِكُمْ بِأَنَّكُمُ اتَّخَذْتُمْ آيَاتِ اللهِ هُزُواً وَ غَرَّتْكُمُ الحَياةُ الدُّنْيا فَالْيَوْمَ لا يُخرجُونَ مِنْهَا وَلا هُمْ يُسْتَعْتَبونَ (35) فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعَالَمِينَ (36) وَ لَهُ الْكِبْرِيَاء فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (37) 34- و به آن ها گفته می شود امروز ما شما را فراموش می کنیم همچنان که شما دیدار این روز را فراموش کردید و جایگاهتان آتش جهنم است و شما هیچ یار و یاوری ندارید.


1) تفسیر برهان، ج 7، ص 181

2) بحار الانوار، ج 89، ص48 کافی، ج 8، ص 50؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 181

35- این به خاطر آن است که آیات خداوند را به تمسخر گرفتید و زندگی دنیا شما را فریب ،داد پس امروز آن ها را از آتش جهنم بیرون نمی آورند و هیچ گونه عذری از آن ها پذیرفته نمی شود.

36- پس حمد و سپاس برای خداوند ،است پروردگار آسمان ها و پروردگار زمین و پروردگار عالمیان.

37- و برای اوست کبریا و عظمت در آسمان ها و زمین و اوست عزیز و حكيم.

وَ قِيلَ الْيَوْمَ نَنْسَاكُمْ یعنی شما را ترک کردیم پس «نسیان» به معنای ترک است. كَمَا نَسِيتُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَذَا وَ مَأْوَاكُمُ النَّارُ وَمَا لَكُمْ مِنْ نَاصِرِينَ * ذَلِكُمْ بِأَنَّكُمُ اتَّخَذْتُمْ آيَاتِ اللهِ هُزُواً و آن ها ائمه علیهم السلام هستند یعنی آن ها را تکذیب کردید و استهزائشان نمودید. فَالْيَوْمَ لا يُخْرَجُونَ مِنْها یعنی از آتش جهنم. وَلا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ یعنی نه به آن ها جواب داده می شود و نه عذرشان مورد قبول واقع می گردد. فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعَالَمِينَ * وَ لَهُ الْكِبْرِيَاءُ يعني قدرت. فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ در آسمان ها و زمین، و اوست عزیز و حکیم. (1)


1) تفسیر برهان، ج 7، ص 183

تفسیر سوره احقاف

اشاره

46- سوره احقاف در مکه نازل شده و دارای 35 آیه است.

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

حم (1) تنْزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللهِ الْعَزِيزِ الْحَكيم (2) ما خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَ مَا بَيْنَهُما إِلا بِالْحَقِّ وَأَجَلٍ مُسَمًّى وَالَّذِينَ كَفَرُوا عَمَّا أُنذِرُوا مُعْرِضُونَ (3) قُلْ أَرَأَيْتُمْ مَا تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللهِ أَرُونِي مَا ذَا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْكَ فِي السَّمَاوَاتِ ائْتُونِي بِكِتَابِ مِنْ قَبْلِ هَذَا أَوْ أَثَارَةٍ مِنْ عِلْمٍ إِنْ كُنتُمْ صادِقِينَ (4) 1- حم

2- این کتاب از جانب خداوند عزیز و حکیم نازل شده است.

3- ما آسمان ها و زمین و آن چه را که در میان آن هاست جز به حق برای مدت معینی نیافریدیم و کسانی که کافر شدند از آن چه که انذار می شوند روی گردان هستند.

4- (به آن ها) بگو: آن معبودان غیر خدایی را که می خوانید را به من نشان دهید که چه چیزی از زمین را آفریده اند یا آن ها شرکتی در آفرینش آسمان ها دارند؟ کتابی آسمانی قبل از این با اثری علمی (برای اثبات

دلیل تان) برای من بیاورید اگر راستگو هستید.

حم * تَنْزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ - تا - وَالَّذِينَ كَفَرُوا عَمَّا أُنذِرُوا مُعْرِضُونَ یعنی قریش هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله آن ها را به سوی آن فرا می خواند و این آیه عطف به آیه فَإِنْ أَعْرَضُوا فَقُلْ أَنْذَرْتُكُمْ صَاعِقَةٌ مِثْلَ صَاعِقَةٍ عادٍ وَ ثَمُودَ (1)است. سپس خداوند با آن ها احتجاج نموده و فرمود: ای محمد به آن ها بگو: أرَأَيْتُمْ مَا تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللهِ یعنی بت هائی که می پرستید أَرُونِي ما ذا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْكَ فِي السَّمَاوَاتِ ائْتُونِي بِكِتَابِ مِنْ قَبْلِ هَذَا أَوْ أَثَارَةٍ مِنْ عِلْمٍ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ به من نشان دهید که چه چیزی از زمین را آفریده اند یا آن ها شرکتی در آفرینش آسمان ها دارند؟ کتابی آسمانی قبل از این یا اثری علمی (برای اثبات دلیل تان) برای من بیاورید اگر راستگو هستید. (2)

وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ يَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ مَنْ لا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ هُمْ عَنْ دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ (5) وَإِذَا حُشِرَ النَّاسُ كَانُوا لَهُمْ أَعْدَاءً وَ كَانُوا بِعِبَادَتِهِمْ كَافِرِينَ (6) 4- و چه کسی گمراه تر است از آن کسی که غیر خدا را می خواند که تا روز قیامت او را اجابت نمی کند و این ها (بت ها و غیر خدایان) از خواندن آن ها (مشرکان) بی خبر هستند (و چیزی نمی شنوند)؟

6- و هنگامی که مردم محشور می شوند معبودانشان دشمنان آن ها بوده و از عبادت آن ها اظهار بیزاری می کنند.


1) فصلت آیه 13؛ پس اگر اعراض کنند به آن ها بگو: من شما را از صاعقه ای مانند صاعقه عاد و ثمود ترسانیدم.

2) تفسیر برهان، ج 7، ص 185

وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ يَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ مَنْ لَا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ - تا - بِعِبَادَتِهِمْ كَافِرِينَ کسی که خورشید و ماه و ستارگان و چهارپایان و درخت و سنگ را می پرستد هنگامی که مردم در روز قیامت محشور می شوند این پرستش شدگان با آن ها دشمنی نموده و از آن ها روی گردان می باشند. أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَلا تَمْلِكُونَ لي مِنَ اللهِ شَيْئاً هُوَ أَعْلَمُ بِمَا تُفيضُونَ فِيهِ كَفَى بِهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ (8) قُلْ مَا كُنتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ وَ مَا أَدْرِي مَا يُفْعَلُ فِي وَلَا بِكُمْ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ وَ مَا أَنَا إِلا نَذِيرٌ مُبِينٌ (9) 8- یا می گویند این آیات را بر خدا دروغ بسته است بگو: اگر من این قرآن را بر خدا دروغ بسته بودم شما قدرت نجات من در برابر خداوند را ندارید. او به کارهایی که وارد می شوید داناتر است کفایت می کند که او شاهد میان من و شماست و او آمرزنده و مهربان است.

9- بگو: من از اولین رسولان ،نیستم و نمی دانم که عاقبت من با شما چه می شود؟ من از چیزی پیروی نمی کنم مگر آن چه که بر من وحی می شود، و من انذار کننده آشکاری هستم.

أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ اى محمد می گویند قرآن از افتراهای توست که به خدا نسبت می دهی به آن ها بگو: إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَلَا تَمْلِكُونَ لِي مِنَ اللَّهِ شَيْئاً اگر خداوند به من ثواب بدهد و یا عقاب نماید شما قادر به دفع آن نیستید. هُوَ أَعْلَمُ بِمَا تُفِيضُونَ فِيهِ یعنی تکذیب می کنند. فى بِهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ کفایت می کند که او شاهد

میان من و شماست و او آمرزنده و مهربان است. (1)

ای محمد به آن ها بگو: ماكنتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ فقط من یک پیامبر نیستم پیامبران زیادی نیز قبل از من بوده.اند (2)

قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ كَانَ مِنْ عِنْدِ اللهِ وَ كَفَرْتُمْ بِهِ وَ شَهِدَ شَاهِدٌ مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَلَى مِثْلِهِ فَآمَنَ وَاسْتَكْبَرْتُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ (10) 10- بگو: اگر دیدید که این قرآن از جانب خداست و شما به آن کافر شدید و شاهدی از میان بنی اسرائیل به (حق بودن) آن شهادت دهد و ایمان بیاورد و شما استکبار بورزید (آن موقع چه می کنید)؟ همانا که خداوند گروه ستمکاران را هدایت نمی کند

قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ كَانَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ كَفَرْتُمْ بِهِ - تا - عَلَىٰ مِثْلِهِ بگو: اگر قرآن از جانب خداوند است. وَ شَهِدَ شَاهِدٌ مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَلَى مِثْلِهِ فَآمَنَ وَاسْتَكْبَرْتُمْ منظور از شاهد امير المومنین علیه السلام است و دلیل بر آن آیه 17 سوره هود می باشد أَفَمَنْ كَانَ عَلَى بَيَّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَ يَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِنْهُ (3)يعنى اميرالمومنين علیه السلام (4) إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ (13) 13- همانا کسانی که :گفتند پروردگار ما الله است سپس (بر سخن خود) ثابت قدم ماندند پس ترسی بر آن ها نیست و آن ها نیز اندوهگین نمی شوند.


1) تفسیر برهان، ج 7، ص 7، ص 186

2) تفسیر برهان، ج 7، ص 187

3) هود آیه 17؛ آیا آن کسی که دلیل آشکاری از پروردگار خویش دارد و به دنبال آن شاهدی از سوی او می باشد.

4) تفسیر برهان، ج 7، ص 187

إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ يعنى بر ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام استقامت کنید. (1) وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَيْهِ إِحْسَانًا حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهاً وَ وَضَعَتْهُ كُرْهاً وَ حَمْلُهُ وَ فِصَالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً حَتَّى إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةٌ قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَ عَلَى وَالِدَيَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صَالِحاً تَرْضَاهُ وَ أَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّبي إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ وَ إِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ (15) 15- و به انسان توصیه کردیم که به پدر و مادرش احسان کند مادرش او را با سختی و زحمت حمل نمود و با درد و ناراحتی بر زمین گذاشت و مدت حمل و شیر دادنش ماه شد تا هنگامی که به حد نیرومندی و رشد رسید و چهل ساله شد و گفت پروردگارا به من عنایت کن تا شکر نعمتی که به من و پدر و مادرم عطا فرمودی را بجا بیاورم و عمل صالحی انجام دهم که مورد رضای تو ،باشد و فرزندانم را صالح ،بگردان که من به درگاه تو باز می گردم و از تسلیم شدگان هستم.

مدت حمل امام حسین علیه السلام

وَ وَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ إِحْساناً كه مراد از احسان رسول خداست. بوَالِدَيْهِ یعنی حسن و حسین علیهما السلام سپس ثم عطف بر حسین علیه السلام کرده و فرمود: حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهاً وَ وَضَعَتْهُ كُرْهاً خداوند وجود حسین علیه السلام را قبل از حمل آن بزرگوار به رسولش خبر داد به این که امامت تا روز قیامت در فرزندان آن حضرت است سپس کشته شدن و م- کشته شدن و مصیبت هائی که به آن حضرت و


1) نور الثقلين، ج 5، ص 11

بچه هایش می رسد را نیز خبر داد و عوض آن امامت را در نسل های او قرار داد و به رسولش خبر داد که حسین کشته می شود و بعد در هنگام رجعت به دنیا بر می گردد و دشمنانش را می کشد و مالک زمین می گردد و آن قول الهی است که فرمود: وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ (1)و ما اراده کردیم که بر آن مردم ضعیف شده در روی زمین منّت .گذاریم

وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ (2)و همانا ما پس از تورات در زبور نوشتیم که: زمین را بندگان شایسته ما به میراث می برند. خداوند به پیامبرش بشارت داد که اهل بیت تو مالک زمین می گردند و به دنیا برگشته و دشمنان را می کشند و رسول خدا صلی الله علیه و آله خبر حسين علیه السلام و چگونه کشته شدن او را برای حضرت فاطمه علیها السلام فرمود و آن حضرت از روی اکراه به حسین علیه السلام حامله گشت.

سپس امام صادق علیه السلام فرمود: آیا دیده اید که به کسی بشارت فرزند ذکور داده شود و او از حمل آن کراهت داشته باشد.

یعنی حضرت فاطمه علیها السلام هنگامی که خبر کشته شدن حسین علیه السلام را شنید غمگین و ناراحت شد و او را از روی کراهت به دنیا آورد و فاصله میان امام علیه السلام و امام حسين علیه السلام یک طهر .بود حسین علیه السلام شش ماه در شکم مادر بود و بیست و چهار ماه نیز از شیر گرفتنش بود و آن قول خداوند است که فرمود: وَ حَمْلُهُ وَ فِصَالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً (3)


1) قصص، آیه 5

2) نساء، آیه 105

3) نور الثقلين، ج 5، ص 11

وَالَّذِي قَالَ لِوَالِدَيْهِ أُفٍّ لَكُمَا أَتَعِدَانِنِي أَنْ أُخْرَجَ وَقَدْ خَلَتِ الْقُرُونُ مِنْ قَبْلِي وَهُمَا يَسْتَغِيثَانِ اللَّهَ وَيْلَكَ آمِنْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَيَقُولُ مَا هَٰذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ (17) 17- و کسی که به پدر و مادرش :بگوید اُفّ بر شما آیا به من وعده می دهید که روز قیامت از قبر بیرون می آیم در صورتی که پیش از من گروه های زیادی بودند (که زنده نشدند)؟ آن دو به درگاه خداوند استغاثه می کنند: وای بر تو ایمان بیاور همانا که وعده الهی حق است، پس می گوید: این ها چیزی جز افسانه های پیشینیان نیست.

وَالَّذِي قَالَ لِوَالِدَيْهِ أُفٍّ لَكُما أَتَعدَانِنِي أَنْ أُخْرَجَ - تا - ما هَذَا إِلا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ فرمود: دربارۀ عبدالرحمن بن ابی بکر نازل شده است. جابر بن عبد الله :گوید سپس خداوند با ذم عبدالرحمن بن ابى بكر به مدح حسین علیه السلام پرداخت.

جابر بن یزید جعفی گوید: این حدیث را برای امام باقر علیه السلام نقل کردم آن حضرت فرمود: ای جابر به خدا سوگند اگر دعای حضرت امام حسین سبقت می گرفت و اول مرتبه به زبان مبارک جاری می شد که وَ أَصْلِحْ لِی ذُرِّیَّتِی.

بدون كلمة فى تمام ذریّه آن حضرت از ائمه می بودند و لکن دعای آن حضرت این چنین به زبان او پیشی گرفت که: أَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي.

با کلمۀ في بنابراین معنی کلام اینست که و به اصلاح آور برای من در میان فرزندان من و بعضی از آن ها پس بعضی از ایشان یکی پس از دیگری امام شدند و خدای تعالی به سبب ایشان حجت خود را ثابت گردانیده است. (1)


1) تفسير برهان، ج 7، ص 193

وَ يَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَذْهَبْتُمْ طَيِّبَاتِكُمْ فِي حَيَاتِكُمُ الدُّنْيا وَاسْتَمْتَعْتُمْ بِهَا فَالْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَبِمَا كُنتُمْ تَفْسُقُونَ (20) 20- و روزی که کافران را بر آتش دوزخ عرضه می کنند (به آن ها گفته می شود:) شما طیبات زندگانی دنیا را از بین بردید و از آن بهره بردید پس امروز كيفر شما عذاب خوار کننده است به خاطر آن چه که در زمین به غیر حق استکبار می ورزیدید و به فسق و فجور می پرداختید.

وَ يَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَذْهَبْتُمْ طَيِّبَاتِكُمْ فِي حَيَاتِكُمُ الدُّنْيَا وَاسْتَمْتَعْتُمْ بِها یعنی در دنیا خوردید و نوشیدید و سواری کردید و این آیه درباره بنی فلان نازل شد. و درباره جملهفَالْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ فرمود: مقصود از آن عطش است.

بِمَا كُنتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَ بِمَا كُنتُمْ تَفْسُقُونَ به خاطر آن چه که در زمین به غیر حق استکبار می ورزیدید و به فسق و فجور می پرداختید. (1) وَاذْكُرْ أَخَا عَادٍ إِذْ أَنْذَرَ قَوْمَهُ بِالْأَحْقَافِ وَ قَدْ خَلَتِ النُّذُرُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ (21) قَالُوا أَجِئْتَنَا لِتَأْفِكَنَا عَنْ آلِهَتِنَا فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ (22) قَالَ إِنَّمَا الْعِلْمُ عِنْدَ اللَّهِ وَأُبَلِّغُكُمْ مَا أُرْسِلْتُ بِهِ وَلَٰكِنِّي أَرَاكُمْ قَوْمًا تَجْهَلُونَ (23)


1) نور الثقلين، ج 5، ص 15

فَلَمَّا رَأَوْهُ عَارِضًا مُسْتَقْبِلَ أَوْدِيَتِهِمْ قَالُوا هَذَا عَارِضٌ مُمْطِرُنَا بَلْ هُوَ مَا اسْتَعْجَلْتُمْ بِهِ رِيحٌ فِيهَا عَذَابٌ أَلِيمٌ (24) تُدَمِّرُ كُلَّ شَيْءٍ بِأَمْرِ رَبِّهَا فَأَصْبَحُوا لَا يُرَى إِلَّا مَسَاكِنُهُمْ كَذَلِكَ نَجْزِي الْقَوْمَ الْمُجْرِمِينَ (25) وَلَقَدْ مَكَّنَّاهُمْ فِيمَا إِنْ مَكَّنَّاكُمْ فِيهِ وَجَعَلْنَا لَهُمْ سَمْعًا وَأَبْصَارًا وَأَفْئِدَةً فَمَا أَغْنَى عَنْهُمْ سَمْعُهُمْ وَلَا أَبْصَارُهُمْ وَلَا أَفْئِدَتُهُمْ مِنْ شَيْءٍ إِذْ كَانُوا يَجْحَدُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَ حَاقَ بِهِمْ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ (26) وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا مَا حَوْلَكُمْ مِنَ الْقُرَى وَصَرَّفْنَا الْآيَاتِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ (27) فَلَوْلَا نَصَرَهُمُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ قُرْبَانًا آلِهَةً بَلْ ضَلُّوا عَنْهُمْ وَذَلِكَ إِفْكُهُمْ وَمَا كَانُوا يَفْتَرُونَ (28) 21- و یاد کن برادر قوم عاد را که چون در سرزمین احقاف امتش را بیم داد در حالی که پیامبران زیادی قبل از او و نزدیک زمانش آمده بودند (که گفت:) جز خدای یگانه نپرستید همانا من بر شما از عذاب روز بزرگ می ترسم.

22- آن ها :گفتند آیا آمده ای که ما را از عبادت خدایانمان باز داری؟ اگر راست می گویی عذابی را که به ما وعده می دهی را بیاور.

23- گفت: علم آن نزد خداست به آن چه که فرستاده شده ام را به شما می رسانم و لكن شما را گروه نادان می بینم

24- پس هنگامی که عذاب را به صورت ابری دیدند که به سوی درّه ها و رودخانه هایشان در حرکت هستند :گفتند این ابری باران زاست (هود به آن ها :گفت چنین نیست) بلکه این آن چیزی است که برای آمدنش عجله ،داشتید تند بادی است که عذاب دردناکی دارد.

25- این بادی است که به فرمان پروردگارش همه چیز را دگرگون می کند پس صبح کردند در حالی که چیزی در خانه هایشان دیده نمی شد (آری) این چنین گروه مجرمین را کیفر می دهیم.

26- و به تحقیق به آن ها قدرتی دادیم که آن را به شما ندادیم و برای آن ها گوش و چشم و قلب قرار دادیم (اما هنگام نزول عذاب) گوش و چشم و قلبشان هیچ سودی به حالشان نداشت چون که آیات خدا را انکار می کردند و عاقبت آن چه را که استهزا می کردند دامنگیر آن ها شد.

27- و به تحقیق آبادی هایی را که در اطراف شما بودند را هلاک کردیم و آیات خود را (برای عبرت مردم) به گونه های مختلف بیان نمودیم شاید که باز گردند.

28- پس چرا معبودانی را که به غیر از خدا برگزیدند برای این که به خداوند نزدیکشان سازد پاریشان نکردند؟ بلکه از میانشان گم شدند؟ و این بود نتیجه دروغشان و آن چه را که به خداوند دروغ می بستند.

سرزمین احقاف

وَاذْكُرْ أَخَا عَادٍ إِذْ أَنْذَرَ قَوْمَهُ بِالْأَحْقَافِ احقاف از سرزمین عاد است که ابتدای آن از شُقُوق (که منزلی در راه کوفه به مکه پس از واقصه می باشد) و انتهای آن تا اجفر (جایی میان فید و خزیمیه) است و مجموع آن چهار منزل .است (1) روایت است که معتصم دستور داد که در بطائیه چاهی را حفر کنند سيصد قامت زمین را کندند آبی از آن بیرون نیامد لذا از پیدا کردن آب ناامید


1) نور الثقلين، ج 5، ص 17؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 196 ؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 456

شده و از آن چاه دست بر داشتند و دیگر آن را نکندند. هنگامی که متوکل امور مملکت را بدست گرفت دستور داد آن چاه را دوباره بکنند تا به آب برسند حفر کنندگان چاه در هر صد قامت تسمه قرقره ای قرار می دادند تا این که به صخره ای رسیدند آن صخره را شکستند از آن باد سردی بیرون آمد که هر کسی در اطراف آن بود را هلاک نمود جریان را به متوکل اطلاع دادند ولی او علت آن را نفهمید؛ گفتند که دربارۀ آن از امام هادى علیه السلام سؤال شود؛ و لذا جریان را برای امام علیه السلام نوشتند.

امام علیه السلام در جواب آن ها فرمود: آن جا محل سکونت قوم عاد «احقاف» است که خداوند آن ها را به وسیلهٔ باد «صرصر» یعنی گردبادی بسیار سرد و شتابنده هلاک نمود. (1)

سپس خداوند حال قوم عاد را حکایت کرده و فرمود: قَالُوا أَجِئْتَنا لِتَأْفِكَنَا یعنی با دروغ ما را از چیزهایی که پدرانمان پرستش می کردند دور کنی.

فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنا یعنی از عذاب. إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ اگر از راستگویان هستی. و هود علیه السلام پیامبر آن ها بود و سرزمینی پربرکت داشتند پس خداوند در هنگام عذاب آن ها هفت سال باران را بر آن ها نفرستاد تا این که خشکسالی آن سر زمین را از بین برد و خیر برکت از آن جا رخت بر بست هود علیه السلام به آن ها فرمود اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ - تا - وَلَا تَتَوَلَّوْا مُجْرِمِينَ (2)توبه کنید و به سوی


1) نور الثقلين، ج 5، ص 17

2) هود آیه 52 ؛ ای قوم من! از پروردگارتان طلب آمرزش نمایید و سپس به سوی او توبه کنید تا آسمان باران را پی در پی برایتان نازل کند و نیرویی بر نیروی شما بیفزاید بنا بر این در حالی که گنهکارید، روی بر نگردانید.

آن ها بر گردید.

ولی آن ها ایمان نیاورده و طغیانگری نمودند خداوند به هود علیه السلام وحى فرستاد که آن ها در فلان وقت با عذاب دردناک باد هلاک خواهند شد.

در وقت موعود ابری در آسمان ظاهر گشت که به سوی آن ها می آمد با دیدن آن ابر خوشحال شدند و به همدیگر گفتند: هَذَا عَارِضٌ مُمْطِرُنا این ابر برای ما باران می آورد.

هود علیه السلام به آن ها فرمود بَلْ هُوَ مَا اسْتَعْجَلْتُمْ بِهِ آن ابر باران نیست بلکه عذاب الهی است که ظاهر گشته است.

فَأْتِنَا بِمَا تَعِدْنَا إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ رِيحٌ فِيهَا عَذَابٌ أَلِيمٌ تُدَمِّرُ كُلَّ شَيْءٍ بِأَمْرِ رَبِّها که تدمر كل شيء لفظش عام و معنایش خاص است زیرا که آن باد چیزهای زیادی را ترک کرده و آن ها را از بین نبرده و فقط تمام اموال و اشياء و خود این ها را نابود کرده و از بین برده است همچنان که خداوند تبارک و تعالی می فرماید: فَأَصْبَحُوا لا يُرى إلامَسَاكِنُهُ و همۀ این اخبار از هلاکت امت های گذشته جهت ترساندن و اخطار به امت حضرت محمد صلی الله علیه و آله است. (1) وَ لَقَدْ مَكَنَّاهُمْ فِيمَا إِنْ مَكَنَّاكُمْ فِيهِ وَ جَعَلْنَا لَهُمْ سَمْعاً وَ أَبْصَارَاً وَ أَفْئِدَةً يعنى به تحقیق ما به آن ها اعطا کردیم و آن ها کفران نمودند پس عذاب بر آن ها نازل پس بر حذر باشید از آن چه که بر آن ها نازل شده بر شما نیز نازل شود سپس خداوند قریش را مورد خطاب قرار داده و فرمود: وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا ما حَوْلَكُمْ مِنَ الْقُرى وَ صَرَّفْنَا الْآيَاتِ یعنی چگونگی هلاکت آن ها را بیان نمودیم و مراد از شهرهای اطراف سرزمین های قوم عاد و قوم صالح و قوم لوط می باشد.


1) قصص الانبياء جزائري، ص 85

سپس خداوند با آن ها احتجاج کرده و فرمود: فَلَوْلا نَصَرَهُمُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ قُرْبَاناً آلِهَةً بَلْ ضَلُّوا عَنْهُمْ یعنی باطل کردند.

وَ ذَلِكَ إِفْكُهُمْ یعنی دروغ آن ها. وَ ما كَانُوا يَفْتَرُونَ و آن چه را که به خداوند دروغ می بستند. وَإِذْ صَرَفْنَا إِلَيْكَ نَفَراً مِنَ الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قَالُوا أَنْصِتُوا فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوْا إِلَى قَوْمِهِمْ مُنْذِرِينَ (29) قَالُوا يَا قَوْمَنَا إِنَّا سَمِعْنَا كِتاباً أُنزِلَ مِنْ بَعْدِ مُوسَىٰ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ وَ إِلَى طَريقِ مُسْتَقيم (30) يَا قَوْمَنَا أَجِيبُوا دَاعِيَ اللهِ وَ آمِنُوا بِهِ يَغْفِرْ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَ يُجِرْكُمْ مِنْ عَذاب أَليمٍ (31) وَ مَنْ لا يُجِبْ دَاعِيَ الله فَلَيْسَ بِمُعْجِزٍ فِي الْأَرْضِ وَ لَيْسَ لَهُ مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءُ أُولئِكَ في ضَلالٍ مُبِينٍ (32) أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّ اللهَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَلَمْ يَعْيَ بِخَلْقِهِنَّ بِقَادِرٍ عَلَى أَنْ يُحْيِيَ الْمَوْتَى بَلَى إِنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (33) وَ يَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَلَيْسَ هَذَا بِالْحَقِّ قَالُوا بَلى و رَبَّنَا قَالَ فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا كُنتُمْ تَكْفُرُونَ (34) 29 - و (بیاد بیاور) هنگامی که گروهی از جن را به سوی تو متوجه نمودیم تا آیات قرآن را بشنوند پس هنگامی که حاضر شدند گفتند: ساکت باشید و گوش کنید، پس چون تلاوتت تمام شد به سوی قومشان رفتند و آن ها را انذار نمودند.

30 - گفتند ای قوم ما همانا ما (آیات) کتابی را شنیدیم که بعد از موسی

نازل شده تصدیق کننده کتاب های پیشین است به سوی حق و راه راست هدایت می.کند

31- ای قوم ،ما دعوت کننده به سوی الهی را اجابت کنید و به او ایمان بیاورید که خداوند گناهانتان را می آمرزد و از عذاب دردناک پناهتان می دهد.

32- و کسی که دعوت کنندۀ الهی را اجابت نکند پس نمی تواند در زمین از عذاب الهی فرار کند و به غیر از خدا هیچ یاوری برای او نمی باشد و چنین کسی در گمراهی آشکاری است.

33- آیا آن ها نمی دانند خداوندی که آسمان ها و زمین را آفریده و از آفرینش آن ها ناتوان ،نشد قادر است که مردگان را نیز زنده کند؟ آری او بر هر چیزی قادر و تواناست.

34- و روزی که کافران را بر آتش جهنم عرضه کنند (به آن ها گفته شود:) آیا این حق نیست؟ می گویند بلی به پروردگارمان سوگند که حق است: (خداوند) می فرماید: پس بچشید عذاب را به خاطر آن چه که کفر ورزیدید.

وَ إِذْ صَرَفْنَا إِلَيْكَ نَفَراً مِنَ الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ - تا - أُولئِكَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ تمام آیات حکایت از جن است و سبب نزول این آیات این بود که رسول خدا صلی الله علیه و آله از مکه بیرون شد و به بازار عکاظ ،رفت زید بن حارثه هم با آن جناب ،بود و آن حضرت مردم را به اسلام دعوت می کرد ولی حتی یک نفر هم دعوتش را اجابت نکرد و احدی را نیافت که دین او را بپذیرد ناچار به مکه .برگشت همین که به محلی به نام «وادی مجنه» رسید عبادت شبانه خود را تلاوت قرآن قرار داد چند نفر از طائفه جن از کنارش می گذشتند، همین که صدای

قرائت رسول خدا صلی الله علیه و آله را شنیدند گوش دادند و چون قرآن او را شنیدند به یکدیگر :گفتند ساکت ببینیم چه می خواند همین که تلاوت قرآن حضرت تمام شد به سوی قوم خود برگشتند و به انذار آنان پرداخته گفتند: وَلَّوْا إِلَى قَوْمِهِمْ مُنْذِرِينَ قَالُوا يَا قَوْمَنَا إِنَّا سَمِعْنَا كِتاباً أُنزِلَ مِنْ بَعْدِ مُوسَى مُصَدِّقاً لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ وَ إِلَى طَرِيقٍ مُسْتَقِيمٍ يَا قَوْمَنَا أَجِيبُوا دَاعِيَ اللَّهِ وَآمِنُوا بِهِ - تا - أولئِكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ به سوی قومشان رفتند و آن ها را انذار نمودند. :گفتند ای قوم ،ما همانا ما (آیات) کتابی را شنیدیم که بعد از موسی نازل شده تصدیق کننده کتاب های پیشین است به سوی حق و راه راست هدایت می کند ای قوم ما دعوت کننده به سوی الهی را اجابت کنید و به او ایمان بیاورید که خداوند گناهانتان را می آمرزد و از عذاب دردناک پناهتان می دهد و کسی که دعوت کنندۀ الهی را اجابت نکند پس نمی تواند در زمین از عذاب الهی فرار کند و به غیر از خدا هیچ یاوری برای او نمی باشد و چنین کسی در گمراهی آشکاری است.

آن گاه نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمده اسلام و ایمان آوردند و رسول خدا صلی الله علیه و آله معالم و شرایع اسلام را به ایشان تعلیم .کرد پس خدای تعالی این آیات را بر پیامبرش نازل فرمود: قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ .... تا آخر سوره و در آن کلام جنیان را حکایت کرده است. رسول خدا صلی الله علیه و آله یک نفر از آنان را امیر ایشان کرد و همواره نزد آن جناب بر می گشتند و رسول خدا صلی الله علیه و آله امیرالمؤمنین را مامور کرد تا معالم دین را به ایشان بیاموزد پس جنیان هم (مانند انسان ها) مؤمن و کافر دارند ناصبی و یهودی و نصاری و مجوسی ،دارند و همان طور که انسان ها فرزند آدمند آن ها هم فرزند جان هستند. (1)


1) بحار الانوار، ج 18، ص 89

از عالم علیه السلام سوال شد آیا مؤمنین جنی هم داخل بهشت می شوند؟

فرمود: نه لیکن برای خدای تعالی حظیره هایی بین بهشت و دوزخ هست که مؤمنین از جن و فساق از شیعه در آن جا قرار داده می شوند. (1)

پس خداوند با دهریون احتجاج کرده و فرمود: َوَلَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَ لَمْ يَعْيَ بِخَلْقِهِنَّ بِقَادِرٍ عَلَى أَنْ يُحْيِيَ الْمَوْتَى بَلَى إِنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِیر آیا آن ها نمی دانند خداوندی که آسمان ها و زمین را آفریده و از آفرینش آن ها ناتوان ،نشد قادر است که مردگان را نیز زنده کند؟ آری او بر هر چیزی قادر و تواناست.

فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرَّسُلِ وَلَا تَسْتَعْجِلُ لَهُمْ كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ مَا يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُوا إِلا سَاعَةً مِنْ نَهار بلاغ فَهَلْ يُهْلَكَ إِلا الْقَوْمُ الْفَاسِقُونَ (35) 35- پس صبر کن همچنان که پیامبران اولوا العزم صبر کردند و برای (عذاب) آن ها عجله ،مکن تا هنگامی که وعده هایی که به آن ها داده می شود با چشم خود ببینند (که در آن روز) گمان می کنند که ساعتی از روز (در دنیا) درنگ کرده اند این ابلاغ و اتمام حجتی برای همه است، پس آیا جز قوم فاسق هلاک می شوند؟

سپس خداوند پیامبرش را به صبر ادب نموده و فرمود: فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ لُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ که آن ها عبارتند از نوح و ابراهیم و موسی و عیسی بن مريم علیه السلام و محمد صلی الله علیه وآله و معنی اولوا العزم این است که در اقرار به وحدانیت ، اولوالعزم خدا و به نبوت انبیای قبل و بعد از خود از دیگران پیشی گرفته و تصمیم


1) بحار الانوار، ج 60 ، ص 81؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 198

گرفتند در برابر تکذیب و آزار قوم خود صبر کنند. (1)

سپس فرمود: وَلا تَسْتَعْجِلْ لَهُمْ يعنى شتاب مکن برای کفار قریش در عذاب.

كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ مَا يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثوا إِلا سَاعَةً مِنْ نَهَارٍ بَلاغُ در روز قیامت می بینند که در دنیا جز ساعتی از روز درنگ نداشته اند. بَلاغُ یعنی آن را به آن ها برسان فَهَلْ يُهْلَكُ إِلا الْقَوْمُ الْفَاسِقُونَ. پس آيا جز قوم فاسق هلاک می شوند؟ (2)


1) تفسیر صافی، ج 6، ص 463

2) تفسیر برهان، ج 7، ص 202

تفسیر سوره محمد صلى الله عليه و سلم

اشاره

47- سورة محمد صلی الله علیه و آله مدینه نازل شده و دارای 38 آیه است.

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

الَّذينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللهِ أَضَلَّ أَعْمَالَهُمْ (1) 1- کسانی که کافر شده و از راه خدا باز می دارند خداوند اعمال آن ها را از بین می برد.

الَّذِينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ أَضَلَّ أَعْمَالَهُمْ دربارۀ کسانی که بعد از رسول خدا صلی اله علیه و آله مرتد شدند و حق اهل بیت آن حضرت را غصب نمودند و راه امير المؤمنين علیه السلام و ولایت ائمه علیهم السلام را بستند نازل شده است. أَضَلَّ أَعْمَالَهُمْ یعنی آن اعمالی که با رسول خدا صلی الله علیه و آله داشتند از جهاد و یاری نمودن آن حضرت را باطل کردند. (1) حسن بن عباس حریشی گوید امام باقر علیه السلام فرمودند: امیرالمؤمنین علیه السلام بعد از وفات رسول خدا صلی الله علیه و اله که مردم در مسجد جمع که مردم در مسجد جمع شده بودند با صدای بلندى آية الَّذِينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ أَضَلَّ أَعْمَالَهُمْ را خواندند ابن عباس به آن حضرت گفت: ای ابا الحسن برای چه این آیه را خواندی؟

فرمود: آیه ای از قرآن را خواندم

:گفت به خاطر امری آن را خواندی؟


1) نور الثقلين، ج 5، ص 26

فرمود: بله همانا خداوند در قرآن می فرماید: وَ مَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا (1)آیا شهادت می دهی که رسول خدا صلی الله علیه و آله فلانی را خلیفه خود قرار داد؟

ابن عباس :گفت من از رسول خدا صلی الله علیه و آله نشنیدم کسی را خلیفه بعد از خود قرار دهد جز شما را.

فرمود: پس چرا با من بیعت نکردی؟

:گفت مردم با ابوبکر بیعت کردند و من هم از آن ها پیروی کردم.

امير المؤمنين علیه السلام فرمود همچنان که مردم بعد از حضرت موسی در اطراف گوساله جمع شدند و آن را پرستیدند که خداوند شما را این جا آزمایش نمود و مثل شما كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ نَاراً فَلَمَّا أَضَاءَتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللهُ بِنُورِهِمْ وَ تَرَكَهُمْ فِي ظُلُمَاتٍ لا يُبْصِرُونَ * صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَرْجِعُونَ (2)همانند کسی هست که آتشی افروخته تا در بیابان تاریک راه خود را پیدا کند ولی هنگامی که آتش اطراف خود را روشن ساخت خداوند طوفانی می فرستد و آن را خاموش می کند و در تاریکی وحشتناکی که چشم کار نمی کند آن ها را رها می سازد؛ آن ها ،کر گنگ و کورند بنابراین از راه خطا باز نمی گردند! (3)

والذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَ آمَنُوا بِمَا نُزِّلَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ كَفَّرَ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَأَصْلَحَ بَالَهُمْ (2) ذلِكَ بِأَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا اتَّبَعُوا الْبَاطِلَ وَ أَنَّ اللَّذينَ آمَنُوا اتَّبَعُوا الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ


1) حشر، آیه 7؛ آن چه که رسول خدا برای شما آورده را بگیرید و از آن چه که نهی کرده خودداری نمایید.

2) بقره، آیه 17 و 18

3) بحار الانوار، ج 29 ص 19؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 467؛ نور الثقلین، ج 5، ص 26 ؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 204

﴿كَذلِكَ يَضْرِبُ اللهُ لِلنَّاسِ أَمْثَالَهُمْ (3) 2- و کسانی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند و به آن چه که بر محمد صلی الله علیه و آله نازل شده ایمان آوردند که آن حق از جانب پروردگارشان است که خداوند از گناهان آن ها در گذشت و امورشان را اصلاح نمود.

3- این به خاطر آن است که کافران از باطل پیروی کردند و کسانی که ایمان آوردند و از حقی که از جانب پروردگارشان بود پیروی نمودند این چنین خداوند برای مردم مَثَل هایی می زند.

اسحاق بن عمار روایت کند که امام صادق علیه السلام فرمود: آية وَالَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَ آمَنُوا بِمَا نُزِّلَ عَلَى مُحَمَّدٍ - فى على - وَ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ كَفَرَ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَ أَصْلَحَ بَالَهُمْ این چنین نازل شده است. (1)

وَالَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ این آیه درباره ابوذر و سلمان و عمار و مقداد نازل شده است که عهد و پیمانشان را نقض نکردند. وَ آمَنُوا بِمَا نُزِّلَ عَلَى مُحَمَّدٍ یعنی بر ولایتی که خداوند آن را نازل فرمود ثابت قدم ماندند. وَ هُوَ الْحَقُّ یعنی امیر المؤمنين علیه السلام. مِنْ رَبِّهِمْ كَفَرَ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَ أَصْلَحَ بَالَهُمْ یعنی حالشان را اصلاح نمود. سپس اعمال آن ها را ذکر کرده و فرمود: ذَلِكَ بِأَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا اتَّبَعُوا الْباطِلَ يعنى آن ها کسانی هستند که از دشمنان رسول خدا صلی الله علیه و آله و امير المؤمنین علیه السلام پیروی کردند وَ أَنَّ الَّذِینَ آمَنُوا اتَّبَعُوا الْحَقَّ مِنْ رَبِّهِمْ و کسانی که ایمان آوردند و از حقی که از جانب پروردگارشان بود پیروی


1) تفسیر برهان، ج 7، ص 205؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 468 ؛ نور الثقلين، ج 5، ص 27

نمودند. (1)

امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: سورۀ محمد نصفش درباره ما و نصف دیگرش دربارۀ دشمنان ماست و دلیل بر آن این آیه است و كَذَلِكَ يَضْرِبُ اللهُ لِلنَّاسِ أَمْثَالَهُمْ این چنین خداوند برای مردم مَثَل هایی می زند. (2)

فَإِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّى إِذَا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاءً حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا ذَلِكَ وَلَوْ يَشَاءُ اللَّهُ لَانْتَصَرَ مِنْهُمْ وَ لَكِنْ لِيَبْلُوَ بَعْضَكُمْ بِبَعْضٍ وَالَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَلَنْ يُضِلَّ أَعْمَالَهُمْ (4) سَيَهْدِيهِمْ وَ يُصْلِحُ بالَهُمْ (5) وَ يُدْخِلُهُمُ الْجَنَّةَ عَرَّفَهَا لَهُمْ (6) يَا أَيُّهَا اللَّذينَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ (7) وَالَّذينَ كَفَرُوا فَتَعْساً لَهُمْ وَ أَضَلَّ أَعْمَالَهُمْ (8) ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كَرِهُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأَحْبَطَ أَعْمَالَهُمْ (9) 4- و هنگامی که با کافران (در میدان جنگ) رو به رو شدید گردن هایشان را بزنید تا وقتی که دشمنان زیادی را از بین ببرید پس از آن اسیران جنگ را محکم ،ببندید بعد یا بر آن ها منّت بگذارید و (آزادشان کنید) یا فدیه بگیرید تا جنگ سختی های خود را فرو گذارد برنامه این است و اگر خدا می خواست خودش از کافران انتقام می گرفت و لکن می خواهد شما را به


1) تفسیر صافی، ج 6، ص 468؛ نورالثقلین، ج 5، ص 27 ؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 205

2) تفسیر برهان، ج 7، ص 206؛ نور الثقلین، ج 5، ص 27

وسیله یکدیگر امتحان کند و کسانی که در راه خدا کشته شدند خداوند رگز اعمالشان را ضایع نمی گرداند.

5- بزودی آن ها را به سعادت هدایت کرده و امورشان را اصلاح می فرماید.

6- و آن ها را در بهشتی که به ایشان شناسانده بود وارد می کند.

7- ای کسانی که ایمان آورده اید اگر خدا را یاری کنید خداوند نیز شما را یاری می کند و قدم هایتان را ثابت و استوار می گرداند.

8- و کسانی که کافر ،شدند مرگ و هلاکت بر آن ها! و اعمالشان نابود باد.

9- این به خاطر آن است که بدانچه خداوند نازل کرده بود کراهت داشتند، پس خداوند اعمالشان را نابود کرد.

فَإِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ - تا - لانتَصَرَ مِنْهُمْ پس این حکم شمشیر از برای مشرکان عجم از زنادقه و کسانی که اهل کتاب نیستند و از آتش پرستان و ستاره پرستان می باشند جاری .است فَإِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ خطاب به جماعتی است و معنایش برای رسول خدا صلی الله علیه و آله و امام بعد از آن حضرت می باشد. وَالَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَلَنْ يُضِلَّ أَعْمَالَهُمْ * سَيَهْدِيهِمْ وَ يُصْلِحُ بَالَهُمْ * وَ يُدْخِلُهُمُ الْجَنَّةَ عَرَّفَها لَهُمْ یعنی بهشت را برای آن ها وعده داده و برایشان ذخیره نموده است. لِيَبْلُوا بَعْضَكُمْ بِبَعْضٍ یعنی شما را امتحان می کند. (1) سپس امیر المؤمنين، علیه السلام را مورد خطاب قرار داده و فرمود: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ ای کسانی که ایمان آورده اید اگر خدا را یاری کنید خداوند نیز شما را یاری می کند و قدم هایتان را ثابت و


1) تفسیر صافی، ج 6، ص 470 ؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 206

استوار می گرداند. (1)

وَالَّذِينَ كَفَرُوا فَتَعْساً لَهُمْ وَ أَضَلَّ أَعْمَالَهُمْ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَرِهُوا مَا أَنْزَلَ اللهُ دربارة على علیه السلام- فَأَحْبَطَ أَعْمَالَهُمْ (2) امام باقر علیه السلام فرمود: جبرئیل با این آیه ذلِکَ بِأَنَّهُمْ کَرِهُوا ما أَنْزَلَ اَللّهُ فِی عَلِیٍّ إِلاَّ أَنَّهُ کَشَطَ اَلاِسْمَ فَأَحْبَطَ أَعْمالَهُمْ بر محمد نازل شد یعنی آیه را این چنین آورد.

أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ دَمَّرَ اللهُ عَلَيْهِمْ وَ لِلْكَافِرِينَ أَمْثَالُها (10) ذَلِكَ بِأَنَّ اللهَ مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ أَنَّ الْكَافِرِينَ لَا مَوْلَىٰ لَهُمْ (11) إِنَّ اللَّهَ يُدْخِلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَالَّذِينَ كَفَرُوا يَتَمَتَّعُونَ وَ يَأْكُلُونَ كَمَا تَأْكُلُ الْأَنْعَامُ وَالنَّارُ مَثوىٌ لَهُمْ (12) 10- آیا در روی زمین سیر و سفر نمی کنند تا ببینند که عاقبت پیشینیانشان چگونه بود؟ خداوند آن ها را هلاک ،کرد و برای کافران امثال اینگونه عواقب خواهد بود.

11- این به خاطر آن است که خداوند مولی و سرپرست کسانی است که ایمان آورده اند و برای کافران مولی و سرپرستی نیست.

12- همانا خداوند کسانی را که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند را در باغ هایی وارد می کند که از زیر درختانش نهرها جاریست و کسانی که


1) تفسیر برهان، ج 7، ص 207

2) تفسیر برهان، ج 7، ص 207

کافر شدند از متاع دنیوی بهره کمی می برند و همچون چهارپایان می خورند و آتش جهنم جایگاه آن هاست.

أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ يعنى آيا در حالات امت های گذشته نگاه نمی کنند. دَمَّرَ اللهُ عَلَيْهِمْ یعنی آن ها را هلاک کرده و عذاب نمود؛ سپس فرمود: وَ لِلْكَافِرِينَ یعنی آن هائی که کافر شدند و آن چه را که خداوند دربارهٔ حضرت علی علیه السلام نازل فرمود آن را خوش نداشتند. أَمْثالُها يعنی برای آن ها از عذاب و هلاکت امت های گذشته مثلی زدیم. سپس مومنینی را که بر امامت امیر المؤمنین علیه السلام ثابت قدم بودند را ذکر کرده و فرمود: ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ أَنَّ الْكَافِرِينَ لَا مَوْلَى لَهُمْ این به خاطر آن است که خداوند مولی و سرپرست کسانی است که ایمان آورده اند و برای کافران مولی و سرپرستی نیست.

سپس مومنین را ذکر کرده و فرمود: إِنَّ اللّهَ يُدْخِلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ یعنی به ولایت على علیه السلام.

جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهَارُ وَالَّذِينَ كَفَرُوا از دشمنانش. يَتَمَتَّعُونَ وَ يَأْكُلُونَ كَمَا تَأْكُلُ الْأَنْعَامُ یعنی زیاد می خورند. وَالنَّارُ مَثْوَى لَهُمْ و آتش جهنم جایگاه آن هاست. وَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ هِيَ أَشَدُّ قُوَّةً مِنْ قَرْيَتِكَ الَّتِي أَخْرَجَنَّكَ أَهْلَكْنَاهُمْ فَلَا نَاصِرَ لَهُمْ (13) 13- چه شهرهای بسیار که نیرومندتر از شهری (مکه) بودند که تو را از آن بیرون کردند که ما همه اهلش را هلاک کردیم و آن ها هیچ یاوری نداشتند.

وَ كَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ هِيَ أَشَدُّ قُوَّةً مِنْ قَرْيَتِكَ الَّتِي أَخْرَجَتْكَ أَهْلَكْنَاهُمْ فَلَا نَاصِرَ لَهُمْ چه بسا از امت های گذشته را هلاک نمودیم که قریه های آن ها محکم تر از قریه تو یعنی مکه که تو را از آن بیرون کردند بود و آن ها هیچ یاوری نداشتند. أَفَمَن كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّهِ كَمَن زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءهُمْ (14) ممَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فِيهَا أَنْهَارٌ مِنْ مَاءٍ غَيْرِ آسِنٍ وَأَنْهَارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ وَأَنْهَارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ وَأَنْهَارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّى وَلَهُمْ فِيهَا مِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ وَ مَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ كَمَنْ هُوَ خَالِدٌ فِي النَّارِ وَ سُقُوا مَاءً حَمِيمًا فَقَطَّعَ أَمْعَاءَهُمْ (15) 14- آیا کسی که از جانب پروردگارش دلیل روشنی دارد همانند کسی است که عمل زشتش برای او زیبا جلوه داده شده و از هوای نفسشان پیروی می کنند.

15- توصیف بهشتی که به پرهیزگاران وعده داده شده است که در آن نهرهایی از آب زلال و صاف غیر متغیر می باشد و نهرهایی از شیر که هرگز طعمش تغییر نمی کند، و نهرهایی از شراب ناب (طهور) که برای نوشندگانش باعث لذّت است و نهرهایی از عسل مصفّاست و برای آن ها در آن جا از تمام میوه هاست و آمرزشی از جانب پروردگارشان می باشد. آیا این ها همانند کسانی هستند که در آتش جهنم همیشگی هستند و از آب جوشان نوشانده می شوند و اندرونشان را پاره پاره می کند؟

أَ فَمَنْ كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ يعنى امير المؤمنين علیه السلام. كَمَنْ زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ یعنی آن هائی که حق حضرت علی علیه السلام را غصب کردند وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءَهُمْ و از هوای نفسشان پیروی می کنند.

سپس برای دوستان و دشمنان آن حضرت مثلی می زند و برای دوستانش می فرماید: مالْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فِيها أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَيْرِ آسِنٍ - تا - مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِینَ و خمر یعنی ظرف های نوشیدنی که هر وقت ولی خدا از آن میل می کند بوی مشک و عنبر از آن احساس می کند.

وَ أَنْهَارُ مِنْ عَسَلٍ مُصَفَّى وَ لَهُمْ فِيهَا مِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ وَ مَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ و نهرهایی از عسل مصفاست و برای شما در آن جا از تمام میوه هاست و آمرزشی از جانب پروردگارشان می باشد. (1) سپس برای دشمنان مثلی زده و فرمود كَمَنْ هُوَ خَالِدٌ فِي النَّارِ وَ سُقُوا ماء حَمِيماً فَقَطَّعَ أَمْعَاءَهُمْ به پیامبرش فرمود: آیا کسی که در این بهشت توصیف شده است مانند کسی است که در آتش جهنم می باشد همانا دشمن خدا مانند ولی او نیست.

وَ مِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ حَتَّى إِذَا خَرَجُوا مِنْ عِنْدِكَ قَالُوا لِلَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مَا ذَا قَالَ آنِهَا أُولَئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءَهُمْ (16) وَالَّذينَ اهْتَدَوْا زَادَهُمْ هُدى وَ آتَاهُمْ تَقْوَاهُمْ (17) 16- و گروهی از آن ها به سخنانت گوش می دهند تا هنگامی که از نزد تو بیرون می روند به کسانی که علم و دانش داده شده (با تمسخر) می گویند: دوباره (پیامبر) چه گفت؟ این ها کسانی هستند که خداوند بر قلب هایشان مُهر زده است و از هوای نفسشان پیروی می کنند.

17- و کسانی که هدایت یافته اند (خداوند) بر هدایتشان می افزاید و تقوا و پرهیزگاری به آن ها عطا می فرماید.


1) تفسیر برهان، ج 7، ص 209

وَ مِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ حَتَّى إِذَا خَرَجُوا مِنْ عِنْدِكَ قَالُوا لِلَّذِينَ أُوتُوا العِلْمَ ما ذَا قَالَ آنفاً این آیه دربارۀ منافقین از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شده است آن ها وقتی آیه ای از قرآن را از پیامبر صلی الله علیه و آله می شنیدند به آن ایمان نمی آوردند و هنگامی که از نزد پیامبر بیرون می آمدند به مومنین می گفتند محمد چه می گفت؟ پس خداوند فرمود: أُولئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءَهُمْ آن ها کسانی بودند که خداوند بر قلب هایشان مهر زده و از هوا و هوس هایشان پیروی می کردند. (1) ابوبصیر گوید از امام باقر علیه السلام شنیدم که می فرمود: همانا رسول خدا صلی الله علیه و آله اصحابش را دعوت می کرد پس هر کس از آن ها که خداوند برایش خیری را اراده کرده بود دعوت پیامبر را می شنید و آن را درک می کرد و هر کسی که خداوند برایش شرّ اراده کرده بود بر قلبش مهر می زد و آن را نمی شنید و درکش نمی کرد و آن قول خداوند است که فرمود: حَتَّى إِذَا خَرَجُوا مِنْ عِنْدِكَ قَالُوا لِلَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مَا ذَا قَالَ آنفاً تا هنگامی که از نزد تو بیرون می روند به کسانی که علم و دانش داده شده (با تمسخر) می گویند: دوباره (پیامبر) و چه گفت؟ (2)

سپس هدایت یافتگان را ذکر کرده و فرمود: وَالَّذِينَ اهْتَدَوْا زَادَهُمْ هُدىً وَ آتَاهُمْ تَقْوَاهُمْ و این آیه رد کسی است که گمان می کند ایمان کم و زیاد نمی شود. (3)


1) تفسیر صافی، ج 6، ص 473؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 210

2) بحار الانوار، ج 23، ص 387؛ تاويل الآيات الظاهره، ص 571؛ تفسیر عیاشی، ج 2 ص 272 ؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 474؛ تفسیر برهان، ج 7، دن 210 ؛ نور الثقلين، ج 5 ص 33

3) تفسیر برهان، ج 7، ص 210

فَهَلْ يَنْظُرُونَ إِلا السَّاعَةَ أَنْ تَأْتِيَهُمْ بَغْتَةً فَقَدْ جَاءَ أَشْرَاطُهَا فَأَتَى لَهُمْ إِذا جاءَتْهُمْ ذِكْرَاهُمْ (18) 18- پس آیا آن ها (کافران) انتظاری جز این دارند که قیامت ناگاه فرا برسد؟ که به تحقیق شروط و علائم آن آمده است پس هنگامی که بیاید در آن حال تذکر و یادآوری آن ها فایده ای نمی بخشد؟

شرایط قیامت

فَهَلْ يَنْظُرُونَ إِلا السَّاعَةَ که مراد از السَّاعَةَ قیامت است أَنْ تَأْتِيَهُمْ بَغْتَةً فَقَدْ جَاءَ أَشْرَاطها (1) سليمان بن مسلم خشاب از عبد الله بن جریح مکی از عطاء بن ابی ریاح از عبد الله بن عباس نقل کرده که گفت: با رسول خدا به زیارت حج رفتیم همان حجی که بعد از آن رسول خدا صلی الله علیه و آله از دنیا رفت و یا به عبارت دیگر حجة الوداع، رسول خدا صلی الله علیه و آله در کعبه را گرفت و سپس روی نازنین خود را به طرف ما کرد و فرمود: می خواهید شما را خبر دهم از علامات قیامت؟

و در آن روز سلمان رحمه الله از هر کس دیگر به آن جناب نزدیک تر بود، لذا او در پاسخ رسول خدا صلی الله علیه و آله عرضه داشت: بله یا رسول الله.

حضرت فرمود: یکی از علامت های قیامت این است که نماز ضایع می شود یعنی از میان مسلمین می رود و از شهوات پیروی می شود و مردم به سوی هواها میل می کنند مال و ثروت مقامی عظیم پیدا می کند و مردم آن را تعظیم می کنند دین به دنیا فروخته می شود در آن زمان است که دل افراد با ایمان در ،جوفشان برای منکرات بسیاری که می بینند و نمی توانند آن را تغییر دهند


1) تفسیر برهان، ج 7، ص 211

آب می شود آن چنان که نمک در آب حل می گردد.

سلمان با تعجب عرضه داشت: یا رسول الله: به راستی چنین روزی خواهد رسید؟

فرمود:آری به آن خدایی که جانم به دست اوست ای سلمان در آن هنگام سرپرستی و ولایت مسلمانان را امرای جور به دست می گیرند امرایی که وزرایی فاسق و سرشناسانی ستمگر و امنایی خائن دارند.

سلمان پرسید: براستی چنین وضعی پیش خواهد آمد یا رسول الله ؟

فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست اوستای سلمان در این موقع ،منکر معروف و معروف منکر می شود خائن امین قلمداد می گردد و امین خیانت می کند دروغگو تصدیق می شود و راستگو تکذیب می گردد.

سلمان با حالت تعجب پرسید یا رسول الله به راستی چنین چیزی خواهد شد؟

فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست اوستای سلمان در آن روزگار زنان به امارت می رسند و کنیزان طرف مشورت قرار می گیرند و کودکان بر فراز منبر می روند و دروغ نوعی زرنگی و زکات خسارت و خوردن بیت المال نوعى غنیمت شمرده شود مرد به پدر و مادرش جفا ولی به دوستش نیکی می نماید و ستاره دنباله دار طلوع می کند.

سلمان باز پرسید: یا رسول الله آیا چنین چیزی خواهد شد؟

فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست اوستای !سلمان در این موقع زن با شوهرش در تجارت شرکت می کند و باران در فصلش نیامده بلکه در گرمای تابستان می بارد و افراد کریم سخت خشمگین می گردند مرد فقیر تحقیر می شود در این هنگام بازارها به هم نزدیک می شوند وقتی یکی

می:گوید من چیزی نفروختم و آن دیگری می گوید من سودی نبرده ام طوری می گویند که هر شنونده می فهمد دارد به خدا بد و بیراه می گوید.

سلمان پرسید: آیا حتما چنین وضعی خواهد شد یا رسول الله؟

فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست اوستای سلمان در این هنگام اقوامی بر آنان مسلط می شوند که اگر لب بجنبانند کشته می شوند و اگر چیزی نگویند دشمنان همه چیزشان را مباح و برای خود حلال می کنند تا با بيت المالشان کیسه های خود را پر کنند و به ناموسشان تجاوز نموده خونشان را بریزند و دل هاشان را پر از وحشت و رعب کنند و در آن روز مؤمنین را جز در حال ترس و وحش و رعب و رهبت نمی بینی.

سلمان عرضه داشت: یا رسول الله آیا چنین روزگاری بر مؤمنین خواهد گذشت؟

فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دس- جانم به دست اوستای سلمان در این هنگام چیزی از مشرق می آورند و چیزی از مغرب تا امت اسلام را سرپرستی کنند در آن روز وای به حال ناتوانان امت ،من از شر شرقی و غربی ها و وای به حال آن شر زبان و غربیان از عذاب خدا، آری نه کوچکی را رحم می کنند و نه پاس حرمت بزرگی را نگه دارند و نه از هیچ مقصری عفو می کنند اخبارشان همه فحش و ناسزا است جثه آنان جثه و بدن آدمیان است ولی دل هاشان دل های شیاطین.

سلمان عرضه داشت: یا رسول الله آیا چنین روزی خواهد رسید؟

فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست اوست ای سلمان در این هنگام مردان به مردان اکتفاء می کنند و زنان به زنان و همان طوری که پدر و اهل خانواده نسبت به دختر غیرت به خرج می دهند نسبت به پسر نیز غیرت به

خرج می دهند مردان به زنان شبیه می شوند و زنان به مردان و زنان بر مرکب ها سوار می شوند که از طرف امت من لعنت خدا بر آنان باد.

سلمان با تعجب پرسید: یا رسول الله آیا چنین وضعی پیش می آید؟

فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست اوستای ،سلمان در این هنگام مساجد طلاکاری و زینت می شود آن چنان که کلیساها و معبد یهودیان زینت می،شود قرآن ها به زیور آلات آرایش و مغازه ها بلند و صف ها طولانی می شود اما با دل هایی که نسبت به هم خشمگین است و زبان هایی که هر یک برای خود منطقی دارد.

سلمان پرسید: یا رسول الله آیا این وضع پیش می آید؟

فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست اوست در آن روز مردان و که جانم پسران امت من با طلا خود را می آرایند و حریر و دیبا می پوشند و پوست پلنگ کالای خرید و فروش می گردد.

سلمان پرسید: یا رسول الله آیا این نیز واقع خواهد شد؟

فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست اوست ای سلمان در آن روز ربا همه جا را می گیرد و یک عمل آشکار می شود و معاملات با غیبت و رشوه انجام می شود و دین خوار و دنیا بلند مرتبه می شود.

سلمان :گفت یا رسول الله آیا این نیز واقع خواهد شد؟

فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست اوستای سلمان در این هنگام طلاق زیاد می شود و هیچ حدی جاری نمی گردد و البته خدای تعالی از این بابت هرگز متضرر نمی شود.

سلمان عرضه داشت: یا رسول الله آیا این نیز واقع خواهد شد؟

فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست اوستای سلمان در این زمان

کنیزان آوازه خوان و نوازنده پیدا می شوند و اشرار امتم بر امت من ولایت و حکومت می کند.

سلمان پرسید: یا رسول الله آیا چنین وضعی خواهد شد؟

فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست اوستای سلمان در این موقع اغنیای امت من صرفا به منظور گردش و تفریح به حج می روند و طبقه متوسط برای تجارت و فقرا به منظور خودنمایی و ریا حج می روند در این هنگام است که اقوامی قرآن را برای غیر خدا می آموزند و آن را نوعی مزمار و آلت موسیقی اتخاذ می کنند اقوامی دیگر به تعلم فقه اسلامی می پردازند اما برای غیر خدا در آن روزگار زنازادگان زیاد می شوند با قرآن آوازه خوانی می کنند و بر سر دنیا سر و دست می شکنند.

سلمان عرضه داشت یا رسول الله آیا چنین وضعی خواهد شد؟

فرمود: آری به خدایی سوگند که جانم به دست اوستای سلمان این وقتی است که حرمت ها و قرق ها شکسته شود و مردم عالما و عامدا در پی ارتکاب گناه باشند و اشرار بر اخیار مسلط شوند دروغ فاش و بی پرده و لجاجت ها ظاهر گردد. فقرا فقر خود را علنی کنند مردم در لباس به یکدیگر مباهات کنند و باران در غیر فصل ببارد و مردم شطرنج و نرد و موسیقی را کاری پسندیده بشمارند و در مقابل آمر به معروف و نهی از منکر را عملی نکوهیده بدانند تا آن جا که یک فرد با ایمان ذلیل ترین و منفورترین فرد امت شود و قاریان عابدان را ملامت کنند و عابدان قاریان را این مردمند که در ملکوت آسمان ها رجس و نجس نامیده می شوند.

سلمان از در تعجب پرسید: یا رسول الله آیا چنین وضعی پیش می آید؟

فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست اوستای سلمان در این هنگام

است که توانگر هیچ دلواپسی جز فقیر شدن ندارد، حتی یک سائل در طول یک هفته یعنی بین دو جمعه سؤال می کند و احدی نیست که چیزی در دست او بگذارد.

سلمان باز پرسید یا رسول الله آیا چنین روزگاری خواهد رسید؟

فرمود: آری به آن خدایی که جانم در دست اوستای سلمان در این زمان رويبضة تكلم می کنند پرسید یا رسول الله پدر و مادرم فدای تو رویبضه چیست؟ فرمود چیزی و کسی به سخن در می آید و در امور عامه سخن می گوید که هرگز سخن نمی گفت در این هنگام است که مردم دیگر زیاد زنده نمی مانند ناگهان زمین نعره ای می کشد و هر قومی چنین می پندارد که زمین تنها در ناحيه او نعره کشید بعد تا هر زمانی که خدا بخواهد هم چنان می مانند و سپس واژگون می شوند و زمین هر چه در دل دارد بیرون می ریزد - و خود سلامی آن جناب فرمود: یعنی طلا و نقره را -آن گاه با دست خود به ستون هایی که در دست آن جا بود اشاره نموده و فرمود مثل این ولی در آن روز دیگر نه طلایی فائده دارد و نه ،نقره ای این است معنای آیه فَقَدْ جاءَ أَشْرَاطُها علامت هایش بیامد. (1)

وَ يَقُولُ الَّذينَ آمَنُوا لَوْ لا نُزِّلَتْ سُورَةٌ فَإِذَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ مُحْكَمَةٌ وَ ذُكِرَ فِيهَا الْقِتَالُ رَأَيْتَ الَّذينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ نَظَرَ الْمَغْشِيِّ عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ فَأَوْلى لَهُمْ (20) طَاعَةٌ وَ قَوْلٌ مَعْرُوفٌ فَإِذَا عَزَمَ الْأَمْرُ فَلَوْ صَدَقُوا اللَّهَ لَكَانَ خَيْراً لَهُمْ ﴾ (21)


1) بحار الانوار، ج 6، ص 306؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 475؛ نور الثقلين، ج 5، ص 34؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 211

فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحَامَكُمْ﴾ (22)

20- و کسانی که ایمان آورده اند می گویند چرا سوره ای (درباره جهاد با کفّار ) نازل نمی شود؟ پس هنگامی که سوره ای محکم نازل می شود و در آن دربارۀ جنگ مطلبی بیان می گردد کسانی (منافقین) را که در قلب هایشان مرضی است را می بینی که همچون محتضران بر تو نگاه می کنند، پس مرگ و هلاکت از برای آن ها سزاوارتر است.

21 - (آری) اطاعت خداوند و گفتاری سنجیده (برای آن ها بهتر است) پس هنگامی که فرمان جهاد قطعی شد اگر به خداوند راست بگویند برای آن ها بهتر خواهد بود.

22- پس اگر (از این فرمان الهی) روی بگردانید انتظار این می رود که در زمین به فساد بپردازید و قطع رحم کنید؟

وَ يَقُولُ الَّذِينَ آمَنُوا لَوْ لَا نُزِّلَتْ سُورَة - تا - فَأَوْلَى لَهُمْ پس آن ها منافقین .هستند. فَإِذَا عَزَمَ الْأَمْرُ یعنی جنگ. فَلَوْ صَدَقُوا اللَّهَ لَكَانَ خَيْراً لَهُمْ * فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَتُقَطِّعُوا أَرْحَامَكُمْ دربارۀ بنی امیه نازل شده است. (1) ابو عباس مکی گوید: از امام باقر علیه السلام شنیدم که فرمود: عمر حضرت على علیه السلام را دید و عرض کرد: شما می فرمائید این آیه بِأَيِّكُمُ الْمَفْتُونُ (2)درباره من و رفيقم ابوبکر نازل شده است؟

حضرت علی علیه السلام فرمود: آیا آیه ای که دربارهٔ بنیامیه نازل شده را به تو


1) کافی، ج 8 ص 339؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 479

2) قلم آیه 6؛ کدام یک از شما مجنون هستید.

نگویم و این آیه را فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحَامَكُمْ تلاوت نمود.

عمر :گفت بنی امیه از شما بنی هاشم بیشتر صله رحم بجا می آورند و لکن شما با بنى أميه و بني عدي و بنی تیم دشمنی می کنید. (1)

إِنَّ الَّذِينَ ارْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَى الشَّيْطَانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَأَمْلَى لَهُمْ (25) ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لِلَّذِينَ كَرِهُوا مَا نَزَّلَ اللهُ سَنُطيعُكُمْ فِي بَعْضِ الْأَمْرِ وَاللهُ يَعْلَمُ إِسْرَارَهُمْ (26) فَكَيْفَ إِذَا تَوَفَّتْهُمُ الْمَلائِكَةُ يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَأَدْبَارَهُمْ (27) ذَلِكَ بِأَنَّهُمُ اتَّبَعُوا مَا أَسْخَطَ الله و كَرِهُوا رِضْوَانَهُ فَأَحْبَطَ أَعْمَالَهُمْ (28) 25- کسانی که بعد از روشن شدن هدایت پشت بر آن کردند شیطان اعمال زشتشان را برای آن ها زیبا جلوه داده و به آرزوهای دراز فریبشان نموده است.

26- این به خاطر آن است که آن ها به کسانی که از نزول آیات الهی کراهت داشتند :گفتند بزودی در بعضی امور از شما پیروی می کنیم و خداوند به اسرار پنهانی آن ها آگاه است.

27- پس حالشان چگونه خواهد بود هنگامی که فرشتگان (مرگ) بر صورت و پشتشان می زنند؟

28- این به خاطر آن است که آن ها از آن چه که مورد خشم و غضب خداوند بود پیروی کردند و از آن چه که مورد رضایت الهی بود کراهت داشتند پس


1) بحار الانوار، ج 30، ص 161 ؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 216 ؛ نورالثقلین، ج 5، ص 40

(خداوند) اعمالشان را محو و نابود کرد.

امام صادق علیه السلام دربارۀ آيهُ إِنَّ الَّذِينَ ارْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِهِمْ فرمود: یعنی به خاطر ترک کردن ولایت امير المؤمنین علی علیه السلام از ایمان برگشتند.

الشَّيْطَانُ يعنى فلاني سَوَّلَ لَهُمْ يعنى بني فلان و بنی فلان و بنی امیه. ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لِلَّذِينَ كَرِهُوا مَا نَزَّلَ اللهُ آن چیزی است که خداوند از ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام بر بندگانش واجب نموده است. سَنُطِيعُكُمْ فِي بَعْضِ الْأَمْرِ در حق ابوبکر و عمر نازل شده چه آن ها به بنی امیه گفتند مگر شما با ما عهد و پیمان نبستید که بعد از پیغمبر اکرم خلافت برای ما باشد و خمس را به بنی هاشم ندهیم و اگر خمس را به ایشان بدهیم مستغنی و بی نیاز می شوند. بنی امیه :گفتند ما بر عهد و پیمان خود باقی هستیم و از شما اطاعت می کنیم و نمی گذاریم خمس به بنی هاشم برسد و خداوند بر پیامبرش نازل فرمود: أَمْ أَبْرَمُوا أَمْراً فَإِنَّا مُبْرِمُونَ أَمْ يَحْسَبُونَ أَنَّا لَا نَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَ نَجْوَاهُمْ بَلَىٰ وَ رُسُلُنَا لَدَيْهِمْ يَكْتُبُونَ (1)بلکه آنان کار (توطئه و نیرنگ بر ضد حق) را محکم کردند پس ما هم کار (عذاب) را بر آنان محکم می کنیم آیا آنان گمان می کنند که ما رازشان و سخنان در گوشی آنان را نمی شنویم؟ چرا می شنویم و فرستادگان ما (که فرشتگان نویسنده اعمال اند) نزد آنان حاضرند (و اعمالشان و رازهایشان را) می نویسند. (2)

إِنَّ الَّذِينَ ارْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَى درباره کسانی که عهد و پیمان خدا را درباره امیر المؤمنین نقض کردند


1) زخرف، آیه 79 و 80

2) تفسیر صافی، ج 6، ص 481؛ نور الثقلين، ج 5، ص 41؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 218

نازل شده است

الشَّيْطَانُ سَوَّلَ لَهُمْ یعنی شیطان زشتی های آن ها را برایشان آسان قرار داد که مراد از شیطان فلانی (دومی) است. وَ أَمْلَى لَهُمْ یعنی آمال و آرزوهایشان را برایشان گستراند به این که آن چه محمد فرموده چیزی نیست. ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لِلَّذِينَ كَرِهُوا مَا نَزَّلَ اللهُ دربارۀ أمير المؤمنين علیه السلام نازل شده بود. سَنْطِيعُكُمْ فِي بَعْضِ الأَمْرِ يعنی خمس را به بنی هاشم ندهید. وَ اللهُ يَعْلَمُ إِسْرَارَهُمْ و خداوند به اسرار پنهانی آن ها آگاه است. خداوند فرمود: فَكَيْفَ إِذَا تَوَفَّتْهُمُ الْمَلائِكَةُ يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَ أَدْبَارَهُمْ به خاطر این که عهد و پیمانشان را شکستند و بر اهل بیت ستم نمودند و بعد از آن که رسول خدا صلی الله علیه و اله امر ولایت علی علیه السلام را محکم نمود از قبول آن سر باز ،زدند پس هنگامی که مردند ملائکه آن ها را به سوی آتش جهنم می برند و بر پشت و رویشان می زنند.

ذلِكَ بِأَنَّهُمُ اتَّبَعُوا مَا أَسْخَطَ اللَّهَ یعنی دوستی فلانی و فلانی که به امير المؤمنین علیه السلام ستم نمودند. فَأَحْبَطَ أَعْمَالَهُمْ یعنی آن اعمال خیری را که انجام دادند همه را از بین بردند. (1) إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللهِ وَ شَاقُوا الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدى لَنْ يَضُرُّوا اللَّهَ شَيْئاً وَ سَيُحْبِطُ أَعْمَالَهُمْ (32)


1) تفسیر برهان، ج 7، ص 219

32- کسانی که کافر شدند و (مردم) را از راه الهی باز داشتند و بعد از روشن شدن راه هدایت باز با رسول به مخالفت بر خواستند هرگز ذره ای بر خداوند زیان نمی رسانند و بزودی (خداوند) اعمالشان را محو و نابود می گرداند.

إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللهِ که مراد از «سبيل الله» امیرالمؤمنین علیه السلام است. وَ شَاقُوا الرَّسُولَ یعنی از پیغمبر دربارۀ اهل بیت آن حضرت بریدند بعد از آن که اقرار گرفته بود عهدی از ایشان برای اهل بیت خود و آن عهد این بود که خلافت و وصایت و امامت از آن حضرت امیر المؤمنین باشد و بعد از او از آن اولاد معصومین او، و منافقین قطع این عهد کردند و اهل بیت را محروم گردانیدند. (1) فَلا تَهِنُوا وَ تَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَ أَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَاللهُ مَعَكُمْ وَلَنْ يَترَكُمْ أَعْمَالَكُمْ (35) إِنَّمَا الْحَيَاةَ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ إِنْ تُؤْمِنُوا وَ تَتَّقُوا يُؤْتِكُمْ أُجُورَكُمْ وَلَا يَسْأَلُكُمْ أَمْوَالَكُمْ (36) إِنْ يَسْتَلَكُمُوهَا فَيُحْفِكُمْ تَبْخَلُوا وَ يُخْرِجْ أَضْغَانَكُمْ (37) 35- پس سست نشوید و کافران را به صلح دعوت مکنید که شما برتر از آن ها هستید و خداوند با شماست و هرگز چیزی از ثواب اعمالتان کاسته نمی شود.

36- همانا زندگانی دنیا بازی و هوسرانی بیش نیست و اگر ایمان بیاورید و


1) تفسیر برهان، ج 7، ص 222؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 483 ؛ نورالثقلین، ج 5، ص 45

پرهیزگار باشید پاداش اعمالتان به شما داده می شود و از اموال شما چیزی خواسته نمی شود.

37- چون اگر هر زمانی از اموال شما خواسته شود و اصرار نماید بخل می ورزید و غضب شما را آشکار می سازد.

فَلا تَهِنُوا وَ تَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَأَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَاللهُ مَعَكُمْ وَلَنْ يَتِرَكُمْ أَعْمَالَكُمْ یعنی از اعمالتان کم نمی شود. وَلا يَسْتَلْكُمْ أَمْوَالَكُمْ * إِنْ يَسْئلكُمُوهَا فَيُحْقِكُمْ تَبْخَلُوا یعنی اگر در نزد شما مالی ببینند و چیزی از آن درخواست کنند بخل می ورزید. وَ يُخْرِجْ أَصْغَانَكُمْ دشمنی که در سینه هایتان دارید. ها أَنتُمْ هَؤُلاءِ تُدْعَوْنَ لِتَنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللهِ فَمِنْكُمْ مَنْ يَبْخَلُ وَمَنْ يَبْخَلُ فَإِنَّمَا يَبْخَلُ عَنْ نَفْسِهِ وَاللهُ الْغَنِيُّ وَ أَنتُمُ الْفُقَرَاءُ وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ ثُمَّ لا يَكُونُوا أَمْثَالَكُمْ (38) 38- آری شما همان گروهی هستید که برای اتفاق در راه خداوند فرا خوانده می شوید پس بعضی از شما بخل می ورزند و هر کس بخل بورزد همانا به خودش بخل ورزیده است و خداوند بی نیاز است و شما فقیر و محتاج هستید و اگر سرپیچی کنید (خداوند) گروه دیگری را بجای شما می آورد سپس آن ها همانند شما نخواهند بود (و در راه خدا اتفاق خواهند کرد).

أَنتُمْ هُؤُلاءِ معناى «أنتم یا هؤلاء» شما یا آن ها است. تُدْعَوْنَ لِتَنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ - تا - وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا یعنی از ولایت امير المؤمنين علیه السلام

يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ آن ها را داخل در این امر ایمان که همان ولایت امير المومنین علی علیه السلام می کند. ثُمَّ لا يَكُونُوا أَمثالُكُمْ یعنی در دشمنی و اختلاف و ظلم و ستم شما با آل محمد صلی الله علیه و آله. (1) يعقوب بن قيس روایت می کند که امام صادق علیه السلام فرمود: ای فرزند قیس معنای آية وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُونُوا أَمْثَالَكُمْ يعنى فرزندان موالی آزاد شده. (2)


1) تفسیر صافی، ج 485 ؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 223

2) بحار الانوار، ج 4، ص 174 ؛ نور الثقلين، ج 5، ص 46

تفسیر سوره فتح

اشاره

48- سوره فتح در مدینه نازل شده و دارای 29 آیه است.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

إنا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحاً مبيناً (1) لِيَغْفِرَ لَكَ اللهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبَكَ وَ ما تَأَخَّرَ وَ يُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَ یَهْدِیَکَ صِراطاً مُسْتَقِیماً (2) 1- همانا ما برای تو پیروزی آشکاری نمودیم.

2- تا خداوند گناهان گذشته و آینده ات را (که به تو نسبت می دهند) ،بیامرزد و نعمتش را بر تو تمام کند و تو را به صراط مستقیم هدایت نماید.

صلح حدیبیه

إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحاً مبيناً ابن سنان از امام صادق علیه السلام روایت کرده که فرمود: سبب نزول این آیه و این فتح چنان بود که خدای عزوجل رسول گرامی خود را در رؤیا دستور داده بود که داخل مسجد الحرام شود و در آن جا طواف ،کند و با سر تراشان سر .بتراشد و رسول خدا صصلی الله علیه و آله این مطلب را به اصحاب خود خبر داد و دستور داد تا با او خارج شوند.

همین که به ذو الحليفه (مسجد شجره) رسیدند احرام عمره بسته و

قربانی با خود حرکت دادند، رسول خدا صلی الله علیه و آله هم شصت و شش قربانی با خود حرکت ،داد در حالی که به احرام عمره تلبیه ،گفتند و قربانیان خود را با جل و بی جل حرکت دادند.

از سوی دیگر وقتی قریش شنیدند که آن جناب به سوی مکه حرکت کرده خالد بن ولید را با دویست سواره فرستادند تا بر سر راه آن جناب کمین کند. و منتظر رسیدن آن جناب .باشد خالد بن ولید از راه کوهستان پا به پای لشکر آن جناب می.آمد در این بین رسول خدا صلی الله علیه و آله و اصحابش به نماز ظهر ايستادند بلال اذان ،گفت و رسول خدا صلی الله علیه و آله به نماز ایستاد خالد بن ولید به همراهان خود گفت اگر همین الان به ایشان که سرگرم نمازند حمله کنیم همه را از پای در خواهیم آورد. چون من می دانم که ایشان نماز را قطع نمی کنند و لیکن ليكن بهتر است که در این نماز حمله نکنیم صبر کنیم تا نماز دیگرشان برسد که از نور چشمشان بیش تر دوستش می دارند همین که داخل آن نماز شدند حمله می کنیم در این بین جبرئیل بر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد و دستور نماز خوف را آورد که می فرماید: وَ إِذا كُنتَ فِیهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلاةَ .... این آیه در سوره نساء است که خبر نماز خوف در آن جا ذکر شد.

امام صادق علیه السلام می فرماید: فردای آن روز رسول خدا صلی الله علیه و آله به حديبيه رسید و آن جناب در بین راه اعرابی را که می دید دعوت می کرد تا به آن جناب بپیوندند ولی احدی به وی نپیوست و از در تعجب می گفتند آیا محمد و اصحابش انتظار دارند داخل حرم شوند با اینکه قریش با ایشان در داخل شهرشان نبرد کرده و به قتلشان رساندند و ما یقین داریم که محمد و اصحابش هرگز به مدینه برنمی گردند.

هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله در حدیبیه نزول فرمود قریش هم به دو بت

بزرگ خود لات و عزی قسم یاد نمودند که نگذارند پیغمبر و اصحابش داخل مکه شوند آن حضرت مردی را به سوی قریش فرستاد که من برای جنگ نیامده ام آمده ام که اعمال حج را به جا آورم و قربانی خود را ذبح نمایم شما را با اعتقاداتتان رها کرده ام.

آن ها عروة بن مسعود ثقفی را که شخص عاقلی بود و همان کس است که می گفتند چرا به او وحی نمی رسد چنان چه پروردگار حکایت قول آن ها می کند و می فرماید: وَ قَالُوا لَوْ لَا نُزِّلَ هَذَا الْقُرْآنُ عَلَى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ (1)به سوی حضرتش فرستادند چون عروه حضور پیغمبر رسید عرض کرد: ای محمد صلی الله علیه و آله قوم تو را رها کردم در حالتی که آن ها مسلح به اسلحه شدند و قسم یاد کردند به لات و عزی که نگذارند شما داخل مکه بشوید زیرا مکه شهر آن هاست نگهبانانی وا داشته اند هرگاه نزدیک شوید به شما و اصحاب حمله نمایند.

رسول اکرم صلی الله علیه و اله فرمود: من برای جنگ نیامده ام می خواهم اعمال حج را بجا آورم و برگردم و کاری به آن ها ندارم.

عروه گفت: به خدا قسم ندیدم مثل امروز کسی را که قریش باز دارند از داخل شدن مکه چنان چه شما را باز داشته اند و به سوی آن ها برگشت و قریش را از فرموده پیغمبر خبر داد آن ها گفتند اگر آن حضرت داخل مکه شود عرب ها می شنوند و بر ما جرأت پیدا می کنند و ما را خوار و ذلیل می شمارند؛ پس حفص بن احنف و سهيل بن عمرو را حضور پیغمبر فرستادند چون نظر آن حضرت به آن دو نفر افتاد فرمود: ای قریش وای بر شما من همراهان خود را


1) زخرف آیه 31 ؛ و گفتند: این قرآن چرا بر مردمی بزرگ از میان یکی از این دو شهر (مکه و طایف) نازل نشد؟!

از جنگ کردن با شما بازداشتم مرا با عرب واگذارید اگر راستگو باشم ملک و پادشاهی را با پیغمبری می گیرم و چنان چه دروغگو باشم کفایت کند شما را شماتتی که عرب ها به من می کنند امروز خطای مرا کسی از قریش بازخواست نکند خداوند غضب خودش را بر قریش فرود آورد چرا به حرف های من گوش نمی کنند و مانع من می شوند که داخل مکه بشوم.

آن ها عرض :کردند امسال شما داخل نشوید تا بدانیم کار شما با عرب ها به کجا می کشد زیرا عرب ها آمدن شما را به مکه شنیده اند اگر داخل شهر ما بشويد عرب ها بر ما جرئت پیدا کرده و ما را خوار و ذلیل می گردانند سال آینده در این ماه سه روز را برای شما خلوت می کنیم تا با اصحاب تشریف بیاوری و اعمال حج را انجام دهی و مراجعت نمائی مشروط بر این که هر کس از طرف ما حضور شما آمد آن را برگردانید و ما هم مسلمانانی که به جانب ما آیند آن ها را برمی گردانیم.

پیغمبر فرمود: هر کس از مردان ما نزد شما آیند حاجتی نیست او را به ما برگردانید لکن مسلمین مکه را باید در اظهار کردن اسلام آزاد بگذارید و آن ها را اذیت و آزار ننمائید و آن چه را از احکام و شریعت بجا می آورند ممانعت نکنید.

قریش با این شروط حاضر شدند با پیغمبر صلح کنند اصحاب آن حضرت راضی به صلح نشدند مخصوصا عمر که بسیار برای جنگ پافشاری می،کرد به پیغمبر گفت: ای رسول خدا صلی الله علیه و آله مگر ما بر حق و دشمنانمان بر باطل نیستند؟

آن حضرت فرمود: چرا!

عرض کرد پس چگونه ما را در دین خود ذلیل و خوار می کنید؟ آیا

نفرمودید که ما داخل مسجد الحرام می شویم؟

پیامبر صلی الله علیه و آه فرمود: خداوند به من وعده داده و هرگز خلف وعده نمی فرماید اگر چهل نفر مرد مسلمان واقعی و از جان گذشته داشتم با آن ها جنگ می کردم.

سهيل بن عمرو و حفص بن احنف به سوی قریش برگشته و خبر صلح را به آن ها گفتند.

عمر :گفت ای رسول خدا صلی الله علیه و آله آیا به ما نفرمودی وارد مسجد الحرام می شویم و با حاجیان اعمال را انجام می دهیم؟

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: آیا امسال وعده آن را دادم؟ من به شما :گفتم همانا خداوند عزوجل به من وعده داده که را فتح می کنم و با حاجیان طواف و سعی را به جا می آورم چون بر آن حضرت زیاد انتقاد کردند فرمود اگر صلح را قبول نمی کنید پس با آن ها جنگ کنید.

چون برای جنگ حرکت کردند دیدند که قریش هم برای جنگ آماده است چون اصحاب پیش رفتند به یک حملة قريش مفتضحانه متواری شدند اصحاب حضور پیغمبر برگشتند آن حضرت تبسمی نمود و به آن ها فرمود یا علی شمشیر را بردار و جلوی قریش را بگیر.

امير المؤمنين علیه السلام مسلح شده و بر قریش حمله کرد چون آن حضرت را مشاهده کردند فرار نموده و :گفتند یا علی مگر پیغمبر از پیمان بستن صلح پشیمان شده است؟

حضرت علی علیه السلام فرمود: خیر اصحاب با حالت خجالت و شرمندگی حضور پیغمبر رسیده و عذر خواهی می نمودند پیغمبر به آن ها فرمود: آیا در جنگ بدر مشاهده نکردید چگونه پروردگار فرشتگانی را از آسمان فرو

فرستاد تا به یاری شما آمدند إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجَابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُمْ بِأَلْفِ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُرْدِفِينَ (1)آیا در جنگ احد شما را یاری نکرد.

إِذْ تُصْعِدُونَ وَلَا تَلْوُونَ عَلَى أَحَدٍ وَالرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ فِي أُخْرَاكُمْ (2)و شما را در فلان روز و فلان روز یاری نفرمود؟ آن ها همچنان عذر می خواستند و از کرده خود پشیمان و نادم بودند پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: فعلا پروردگار صلاح و مصلحت نمی بیند که شما با قریش جنگ کنید. حفص بن احنف و سهيل بن عمرو به نزد رسول خدا صلی الله علیه و اله برگشته و عرض :کردند ای محمد قریش با شروطی که فرمودید موافقت نمودند که پیمان صلح ببندند.

پیغمبر اکرم صلی الله علیه و اله امیرالمؤمنین را طلب نمود و به او دستور داد تا نام های به طریق ذیل مرقوم بدارد «بسم الله الرحمن الرحيم» سهیل بن عمرو :گفت ما رحمن را نمی شناسیم آن چیزی که پدرانت می نوشتند بنویس «باسمک اللهم» پیغمبر فرمود: یا علی این کلمه را بنویس که این نیز از اسماء خداوند است.

امير المؤمنین پس از نام پروردگار مرقوم داشت: «این صلح نامه ای میان محمد رسول خدا صلی الله علیه و آله و قریش است».

سهیل :گفت اگر ما علم داشتیم که شما رسول خدا هستی با حضرت جنگ نمی کردیم آیا از نسبت ابا داری بنویس «این صلح نامه ای میان محمد بن عبد


1) انفال آیه 9 ؛ (یاد کنید) هنگامی را که (در حال مشاهده دشمن تا دندان مسلح با دعا و زاری) از پروردگارتان یاری خواستید و او درخواست شما را اجابت کرد که من مسلما شما را با هزار فرشته که پی در پی نازل می شوند باری می دهم.

2) آل عمران آیه 153 ؛ (ای پیامبر!) پس به مهر و رحمتی از سوی خدا با آنان نرم خوی ،شدی و اگر درشت خوی و سخت دل بودی از پیرامونت پراکنده می شدند بنابراین از آنان گذشت کن و برای آنان آمرزش ،بخواه و در کارها با آنان مشورت کن و چون تصمیم گرفتی بر خدا توکل کن زیرا خدا توکل کنندگان را دوست دارد.

الله و ...»

آن حضرت فرمود: من رسول خدا هستم اگر چه شما اقرار ندارید یا علی اسم رسول الله را پاک کن و محمد بن عبدالله را بنویس

امیر المؤمنین علیه السلام فرمود: ای رسول گرامی من هرگز اسم شما را از نبوت پاک نمی کنم.

پس پیغمبر با دست مبارک خودش آن را پاک کرد.

امير المؤمنین علیه السلام نوشت: این صلح نامه ای است که میان محمد بن عبد الله و طایفه ای از قریش و سهیل بن عمرو منعقد می شود شرط اول باید تا ده سال جنگ ،نکنند و طرفین به یکدیگر ظلم و ستم ،ننمایند و میان آن ها دوری باشد تا از تعرض به هم مصون بمانند و هر کس بخواهد داخل دین محمد بشود مجاز و مختار است و اگر بخواهد در طریقت قريش بماند مجاز است و هر کس از قریش بدون اجازه سرپرست خود وارد بر محمد بشود او را بطرف قریش برگرداند و هر کس از اصحاب محمد صلی الله علیه و آله بجانب قریش برود او را برنگردانند و اسلام در شهر مکه ظاهر و آشکار و علنی باشد و مسلمانان را مجبور نکنند که از اسلام دست بکشند و متعرض هیچ مسلمانی نشوند در اجراء احکام اسلام مسلمانان را اذیت و آزار نکنند محمد و اصحابش این سال برگردند و سال آینده داخل مکه شوند و تا سه روز آن جا بمانند به شرط آن که با خود سلاح حمل نکنند مگر سلاحی که مرسوم است عرب ها در مسافرت همراه خود بر می دارند. این صلح نامه را امیر المؤمنین مرقوم داشته و مهر کرد و مهاجر و انصار نیز مهر نمودند و به قریش دادند.

سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: یا علی تو ابا داشتی از این که اسم مرا از صدر عهدنامه محو نمائی به آن خدائی که مرا به حق فرستاده فرزندان همین

قریش در روز صفین با تو چنین معامله ای انجام دهند و تو آن روز مظلوم و ستمدیده باشی.

چون در جنگ صفین معاویه و یارانش راضی به حکم شدند صلح نمودند اصحاب امير المؤمنین نوشتند «این صلح نامه ای است میان امیر المؤمنین و معاويه بن ابی سفیان».

عمرو عاص گفت: اگر ما تو را امیرالمؤمنین می دانستیم با تو جنگ نمی کردیم بنویس «این صلح نامه ای است میان علی بن ابیطالب» آن حضرت فرمود راست فرمود رسول خدا خبر داد مرا به این موضوع در روز صلح حديبيه با قريش.

چون صلح نامه را می نوشتند خزاعه بلند شد و گفت: من در عهد و پیمان محمد رسول خدا صلی الله علیه و اله هستم. بنوبکر نیز بلند شد و گفت: من در عهد و پیمان قریش هستم.

صلح نامه را در دو نسخه نوشتند یکی را حضور پیغمبر تقدیم نمودند و دیگری را به سهیل و حفص دادند. آن دو به نزد قریش رفته و جریان را گفتند رسول خدا صلی الله علیه و آله به اصحابش فرمود قربانی های خود را ذبح کنید و سرها را بتراشید و از احرام بیرون آئید.

بعضی از آن ها امتناع کرده و گفتند چگونه قربانی کنیم و حال آن که طواف و سعى بين صفا و مروه به جا نیاورده ایم.

رسول خدا صلی الله علیه و آله از سخنان آن ها غمگین و ملول شد و به ام سلمه ناراحتی خویش را اظهار کرد.

ام سلمه :گفت یا رسول الله شما خودت قربانی کن و سر بتراش رسول خدا صلی الله علیه و آله چنین کرد مردم هم در بین یقین و شک و دو دلی قربانی کردند.

آن حضرت به خاطر تعظيم نحر فرمود: خداوند رحمت کند سر تراشیدگان را جمعی عرض کردند بعضی از ما قربانی همراه خود نیاورده اند پیغمبر مجددا فرمود: خداوند رحمت کند کسانی که سر بتراشند هر چند قربانی همراه نیاورده اند حضورش عرض کردند بعضی تقصیر کرده اند مرتبه سوم فرمود خداوند رحمت کند مقصرین را و پس از خارج شدن از احرام به طرف مدینه حرکت نمودند و در قریه تنعیم منزل کردند و زیر درختی فرود آمدند آن هائی که منکر صلح و قربانی و سر تراشیدن بودند اظهار پشیمانی کرده و عذر خواستند و از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله تقاضا نمودند برای آن ها استغفار و طلب آمرزش بفرماید در آن هنگام جبرئیل نازل شد و آیه رضوان را آورد بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحاً مبيناً لِيَغْفِرَ لَكَ اللهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأخَّرَ بنام خداوند بخشنده و مهربان همانا ما برای تو پیروزی آشکاری .نمودیم تا خداوند گناهان گذشته و آینده ات را (که به تو نسبت می دهند) بیامورزد و نعمتش را بر تو تمام کند و تو را به صراط مستقیم هدایت نماید. (1)

عمر بن يزيد بياع سابری گوید از امام صادق علیه السلام درباره آیه لِيَغْفِرَ لَكَ اللهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ سوال کردم که چه معنا دارد؟

فرمود: ایشان گناهی نداشتند حتی تصمیم بر گناهی را هم نگرفتند و لیکن خدای تعالی گناهان شیعه اش را بر او حمل کرد و آن گاه آمرزید. (2)


1) بحار الانوار، ج 2، ص 347؛ تفسیر صافی، ج 6 ص 489 ؛ نور الثقلين، ج 5 ص 50؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 228

2) بحار الانوار، ج 17، ص 76؛ تفسیر صافی، ج 76؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 494؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 235 ؛ نور الثقلين، ج 5، ص 54

هُوَ الَّذِي أَنزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدَادُوا إِيمَاناً مَعَ إِيمَانِهِمْ وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَ كَانَ الله عَليماً حكيماً (4) ليُدْخِلَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا و يُكَفِّرَ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَ كَانَ ذَلِكَ عِنْدَ اللهِ فَوْزاً عَظيماً (5) وَ يُعَذِّبَ الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِكِينَ وَالْمُشْرِكَاتِ الظَّانِّينَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَيْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ وَ غَضِبَ اللهُ عَلَيْهِمْ وَ لَعَنَهُمْ وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَ سَاءَتْ مَصِيراً (6) وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ كَانَ اللهُ عَزِيزاً حكيماً (7) إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذيراً (8) لِتُؤْمِنُوا بِاللهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُعَزِّرُوهُ وَ تُوَقِّرُوهُ وَ تُسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصلاً (9) 4- اوست کسی که سکینه و آرامش را بر دل های مؤمنان نازل می کند تا ایمانی بر ایمانشان بیفزایند و برای خداوند لشگرهای آسمان ها و زمین ،است و خداوند دانا و حکیم است.

5- تا مردان و زنان مومن را در باغ هایی از بهشت وارد کند که از زیر درختانش نهرها جاریست همیشگی در آن می مانند گناهانشان را می،آمرزد و این نزد خداوند رستگاری بزرگ است.

6- و (خداوند) مردان و زنان ،منافق و مردان و زنان مشرک و کسانی که به خداوند گمان بد دارند را عذاب می کند حوداث ناگوار از برای آن هاست و خداوند بر آن ها غضب می کند و از رحمت خودش دور می گرداند و جهنم را برای آن ها آماده می کند که چه سرانجام بدی است.

7- و برای خداوند لشگرهای آسمان ها و زمین است و خداوند عزیز و حکیم است.

8- همانا ما تو را گواه و بشارت دهنده و انذار کننده (به سوی مردم) فرستادیم.

9- تا به خداوند و رسولش ایمان بیاورید او را یاری کنید و بزرگش بدارید و هر صبح و شام تسبیحش را بگوئید.

هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ - تا - وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ آن ها کسانی هستند که با رسول خدا نه مخالفت نورزیدند و منکر صلح هم نشدند. سپس فرمود: لِيُدْخِلَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ - تا - الظَّانِّينَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَيْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ این ها کسانی هستند که صلح را منکر شدند و رسول خدا صلی الله علیه و آله را متهم نمودند.

وَ غَضِبَ اللهُ عَلَيْهِمْ وَ لَعَنَهُمْ وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَ سَاءَتْ مَصِيراً * وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَ كَانَ اللهُ عَزِيزاً حَكِيماً * إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذِيراً و خداوند بر آن ها غضب می کند و از رحمت خودش دور می گرداند و جهنم را برای آن ها آماده می کند که چه سرانجام بدی است و برای خداوند لشگرهای آسمان ها و زمین است و خداوند عزیز و حکیم است همانا ما تو را گواه و بشارت دهنده و انذار کننده (به سوی مردم) فرستادیم. سپس با خطاب عطف بر اصحاب آن حضرت نموده و فرمود: لِتُؤْمِنُوا بِاللهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُعَزِّرُوهُ وَ تُوَقِّرُوهُ تا به خداوند و رسولش ایمان بیاورید، او را يارى كنید و بزرگش بدارید.

سپس خداوند عطف بر خودش کرده و فرمود: وَ تُسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصِيلاً که عطف بر قول لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ است.

إِنَّ الَّذينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللهَ يَدُ اللهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّمَا

ينكُثُ عَلَى نَفْسِهِ وَ مَنْ أَوْفَى بِمَا عَاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْراً عَظيماً (10) سَيَقُولُ لَكَ الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الْأَعْرَابِ شَغَلَتْنَا أَمْوَالُنَا وَأَهْلُونَا فَاسْتَغْفِرْ لَنَا يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ مَا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ قُلْ فَمَنْ يَمْلِكُ لَكُمْ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا إِنْ أَرَادَ بِكُمْ ضَرًّا أَوْ أَرَادَ بِكُمْ نَفْعًا بَلْ كَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا (11) بَلْ ظَنَنْتُمْ أَنْ لَنْ يَنْقَلِبَ الرَّسُولُ وَالْمُؤْمِنُونَ إِلَى أَهْلِيهِمْ أَبَدًا وَزُيِّنَ ذَلِكَ فِي قُلُوبِكُمْ وَظَنَنْتُمْ ظَنَّ السَّوْءِ وَ كُنْتُمْ قَوْمًا بُورًا (12) وَ مَنْ لَمْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ فَإِنَّا أَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ سَعِيرًا (13) ووَلِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يَغْفِرُ لِمَنْ يَشَاءُ وَيُعَذِّبُ مَنْ يَشَاءُ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا (14) سَيَقُولُ الْمُخَلَّفُونَ إِذَا انْطَلَقْتُمْ إِلَى مَغَانِمَ لِتَأْخُذُوهَا ذَرُونَا نَتَّبِعْكُمْ يُرِيدُونَ أَنْ يُبَدِّلُوا كَلَامَ اللَّهِ قُلْ لَنْ تَتَّبِعُونَا كَذَلِكُمْ قَالَ اللَّهُ مِنْ قَبْلُ فَسَيَقُولُونَ بَلْ تَحْسُدُونَنَا بَلْ كَانُوا لَا يَفْقَهُونَ إِلَّا قَلِيلًا (15) قُلْ لِلْمُخَلَّفِينَ مِنَ الْأَعْرَابِ سَتُدْعَوْنَ إِلَى قَوْمٍ أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ تُقَاتِلُونَهُمْ أَوْ يُسْلِمُونَ فَإِنْ تُطِيعُوا يُؤْتِكُمُ اللَّهُ أَجْرًا حَسَنًا وَإِنْ تَتَوَلَّوْا كَمَا تَوَلَّيْتُمْ مِنْ قَبْلُ يُعَذِّبْكُمْ عَذَابًا أَلِيمًا (16) لَيْسَ عَلَى الْأَعْمَى حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْمَرِيضِ حَرَجٌ وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَمَنْ يَتَوَلَّ يُعَذِّبْهُ عَذَابًا أَلِيمًا (17) لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِيبًا (18) وَمَغَانِمَ كَثِيرَةً يَأْخُذُونَهَا وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا (19) وَعَدَكُمُ اللَّهُ مَغَانِمَ كَثِيرَةً تَأْخُذُونَهَا فَعَجَّلَ لَكُمْ هَذِهِ وَ كَفَّ أَيْدِيَ النَّاسِ

عَنْكُمْ وَلِتَكُونَ آيَةً لِلْمُؤْمِنِينَ وَيَهْدِيَكُمْ صِرَاطًا مُسْتَقِيمًا (20) وَأُخْرَى لَمْ تَقْدِرُوا عَلَيْهَا قَدْ أَحَاطَ اللَّهُ بِهَا وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرًا (21) 10- همانا کسانی که با تو بیعت می کنند در حقیقت با خداوند بیعت می کنند دست خدا بالای دست آن هاست پس هر کس پیمان شکنی کند فقط بر زیان خودش پیمان شکسته است و هر کس به آن چه که با خدا عهد و پیمان بسته وفا نماید بزودی اجر بزرگی به او خواهد داد.

11- بزودی اعراب بادیه نشین به تو می گویند به اموال و خانواده مان مشغول شدیم و نتوانستیم در سفر حدیبیه با تو باشیم برای ما طلب آمرزش کن به زبان می گویند آن چه را که در دل هایشان نیست (به آن ها) بگو پس چه کسی می تواند شما را در برابر خداوند حفظ نماید اگر خداوند بخواهد به شما ضرری برساند ی نشاند، یا اگر نفسی برساند (مانع گردد)؟ بلکه خداوند به آن چه که انجام می دهید آگاه است.

12- بلکه شما پنداشتید که پیامبر و مومنان هرگز به سوی خانواده شان برنمی گردند و این خیال (باطل) در دل شما جلوه یافته بود و شما گمان بدی کردید و شما گروهی در خور هلاکت هستید.

13- و هر کس به خدا و رسولش ایمان نیاورد که ما برای کافران آتش دوزخ را آماده کرده ایم.

14- و مُلک آسمان ها و زمین از برای خداست هر کسی را که بخواهد می آمرزد و هر کسی را که بخواهد عذاب می کند و خداوند آمرزنده و مهربان است.

15- هنگامی که شما برای بدست آوردن غنایم حرکت کنید، تخلّف

کنندگان (از حدیبیه) می گویند: بگذارید ما هم با شما بیائیم آن ها می خواهند که کلام الهی را تغییر بدهند بگو شما هرگز نباید به دنبال ما ،بیانید این چنین خداوند از قبل فرموده است. پس بزودی می گویند: بلکه شما به ما حسد می ورزید و جز عده کمی از آن ها نمی فهمند.

16- به بازماندگان از اعراب بگو به زودی به سوی قومی شجاع و نیرومند برای جنگ دعوت می شوید و با آن ها پیکار می کنید یا به اسلام واردشان نمائید که اگر اطاعت کنید خداوند اجر نیکویی می دهد و اگر پشت کنید (و به جنگ نروید) همچنان که قبل از این مخالفت کردید شما را به عذاب دردناکی کیفر می دهد.

17- بر شخص نابینا و لنگ و مریض (برای نرفتن به جنگ) گناهی نیست و هر کس از خداوند و رسولش پیروی کند وارد باغ های بهشتی می شود که از زیر درختانش نهرها جاری است و هر کس پشت کند (و از خدا و رسولش اطاعت نکند) با عذاب دردناکی کیفر می شود.

18- به تحقیق خداوند از مومنانی که زیر درخت با تو بیعت کردند راضی و خشنود گشت پس از راز دل های آن ها آگاه بود و لذا وقار و آرامش را بر آن ها نازل کرد و پیروزی نزدیکی پاداش آن ها قرار داد.

19- و (نیز) غنیمت های فراوانی که بدست می آورید، خداوند عزیز و حکیم است.

20- خداوند به شما وعده داد که غنیمت های بسیاری بدست می آورید پس این را برای شما زودتر فراهم ساخت و دست تعدی مردم (کافر) را از شما کوتاه کرد تا نشانه ای از برای مومنان باشد و شما را به صراط مستقیم هدایت کند.

21- و (نيز وعده) غنائم دیگری به شما داد که توانانی بدست آوردن آن را ندارید ولی قدرت خداوند احاطه به آن دارد و خداوند بر هر چیزی تواناست.

در بیعت رضوان نازل شد لَقَدْ رَضِيَ اللهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ و با آن ها شرط کرد که بعد از این هر عملی که رسول خدا صلی الله علیه و آله انجام دهد منکر آن نشوند و آن ها را به هر چیزی که امر نمود مخالفت ننمایند و خداوند عزوجل بعد از نزول آیه فرمود: إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّمَا يَنْكُثُ عَلى نَفْسِهِ وَ مَنْ أَوْفَى بِمَا عَاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْراً عَظیماً با این شرط از آن ها راضی شد که بعد از این به عهد و پیمان خداوند وفا کنند و آن را نقض ننمایند که با این عهد خداوند از آن ها راضی شد که به تحقیق اول آیه بیعت رضوان نازل شد و بعد از آن آیه شرط آمد. (1)

سپس اعرابی را که با رسول خدا صلی الله علیه و آله مخالفت ورزیدند را ذکر کرده و فرمود: سَيَقُولُ لَكَ الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الْأَعْرَابِ شَغَلَتْنَا أَمْوَالُنَا - تا - وَ كُنتُمْ قَوْماً بُوراً یعنی شما گروهی بد هستید که در حدیبیه خودتان را کنار کشیدید.

هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله از حدیبیه به مدینه برگشت غزوه خیبر پیش آمد مخالفین از پیامبر اجازه خواستند که با آن حضرت بروند خداوند عز وجل فرمود: سَيَقُولُ الْمُخَلَّفُونَ إِذَا انْطَلَقْتُمْ إِلَى مَغَانِمَ لِتَأْخُذُوها - تا - لا يَفْقَهُونَ إِلأ قليلاً هنگامی که شما برای بدست آوردن غنایم حرکت کنید، تخلف کنندگان (از حدیبیه) می گویند بگذارید ما هم با شما بیائیم آن ها می خواهند که کلام الهی را تغییر بدهند بگو شما هرگز نباید به دنبال ما


1) بحار الانوار، ج 20، ص 354؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 498؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 238

بیائید این چنین خداوند از قبل فرموده است پس بزودی می گویند بلکه شما به ما حسد می ورزید و جز عده کمی از آن ها نمی فهمند.

سپس فرمود: قُلْ لِلْمُخَلَّفِينَ مِنَ الْأَعْرَابِ سَتُدْعَوْنَ إِلَى قَوْمٍ أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ - تا - وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا كَمَا تَوَلَّيْتُمْ مِنْ قَبْلُ يُعَذِّبْكُمْ عَذَاباً أَلِيماً به بازماندگان از اعراب :بگو به زودی به سوی قومی شجاع و نیرومند برای جنگ دعوت می شوید و با آن ها پیکار می کنید یا به اسلام و اردشان نمائید که اگر اطاعت کنید خداوند اجر نیکویی می دهد و اگر پشت کنید (و به جنگ نروید) همچنان که قبل از این مخالفت کردید شما را به عذاب دردناکی کیفر می دهد.

پس خداوند رخصت در جهاد داد و فرمود: لَيْسَ عَلَى الْأَعْمَى حَرَجٌ وَلا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْمَرِيضِ حَرَجٌ وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهَارُ، بر شخص نابینا و لنگ و مریض (برای نرفتن به جنگ) گناهی نیست و هر کس از خداوند و رسولش پیروی کند وارد باغ های بهشتی می شود که از زیر درختانش نهرها جاری است.

سپس فرمود: وَ مَنْ يَتَوَلَّ يُعَذِّبْهُ عَذَاباً أَلِيماً و هر کس پشت کند (و از خدا و رسولش اطاعت نکند) با عذاب دردناکی کیفر می شود.

سپس فرمود: وَعَدَكُمُ اللَّهُ مَغَانِمَ كَثِيرَةً تَأْخُذُونَهَا فَعَجَّلَ لَكُمْ هَذِهِ وَ كَفَّ أَيْدِيَ النَّاسِ عَنْكُمْ يعنى فتح خيبر وَ لِتَكُونَ آيَةً لِلْمُؤْمِنِينَ تا نشانه ای از برای مومنان باشد.

سپس فرمود: وَ أُخْرى لَمْ تَقْدِرُوا عَلَيْهَا قَدْ أَحَاطَ اللَّهُ بِهَا وَكَانَ اللهُ عَلَى كُلِّ ءٍ قَدِيراً و (نيز وعده) غنائم دیگری به شما داد که توانائی بدست آوردن آن را ندارید ولی قدرت خداوند احاطه به آن دارد و خداوند بر هر چیزی تواناست.

وَ هُوَ الَّذِي كَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنْكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ عَنْهُمْ ببِطن مَكةَ مِنْ بَعْدِ أَنْ وَ هُوَ أَظْفَرَكُمْ عَلَيْهِمْ وَ كَانَ اللهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصيراً (24) هُمُ الَّذينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَالْهَدْيَ مَعْكُوفاً أَنْ يَبْلُغَ مَحِلَّهُ وَ لَوْ لا رِجَالٌ مُؤْمِنُونَ وَ نِسَاءٌ مُؤْمِنَاتٌ لَمْ تَعْلَمُوهُمْ أَنْ تَطَوُّهُمْ قتصبَكُمْ مِنْهُمْ مَعَرَّةٌ بِغَيْرِ عِلْمٍ لِيُدْخِلَ اللهُ في رَحْمَتِهِ مَنْ يَشَاءُ لَوْ تَزيلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَاباً أَلِيماً (25) 24- و او کسی است که دست آن ها را از شما و دست شما را از آن ها در دل (داخل) مکه بعد از آن که بر آن ها پیروز شدید کوتاه کرد و خداوند بدانچه که انجام می دهید .بیناست

25- آن ها کسانی بودند که کافر شدند و شما را از مسجد الحرام و رسیدن قربانی هایتان به قربانگاه مانع شدند و اگر مردان و زنان مومنی در این بین بدون آگاهی شما در زیر دست و پا از بین می رفتند که ناخواسته عیبی به شما می رسید (که اگر به جنگ می پرداختید دیه آن ها به گردن شما می افتاد) خداوند هر کسی را که بخواهد در رحمت خود وارد کند اگر مومنان و کافران (در مکه) از یکدیگر جدا می بودند کافران را به عذابی دردناک گرفتار می ساختیم.

وَ هُوَ الَّذِي كَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنْكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ عَنْهُمْ بِبَطْنِ مَكَّةَ مِنْ بَعْدِ أَنْ أَظْفَرَكُمْ عَلَيْهِمْ یعنی بعد از این که از مدینه قصد حرم را نمودید و قریش درخواست صلح با شما را کردند بعد از اینکه در مدینه با شما جنگ کرده بودند قبل از این که شما از آن ها درخواست صلح کنید آن ها از شما درخواست صلح نمودند. (1) سپس خداوند پیامبرش را از علت صلح و از آن چه که به آن حضرت اجازه


1) تفسیر صافی، ج 6، ص 503 ؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 240

داده آگاه کرده و فرمود: هُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَالْهَدْيَ مَعْكُوفاً أَنْ يَبْلُغَ مَحِلَّهُ وَلَوْ لَا رِجَالٌ مُؤْمِنُونَ وَ نِسَاءٌ مُؤْمِنَاتٌ یعنی به مكه.

وَلَمْ تَعْلَمُوهُمْ أَنْ تَطَوُّهُمْ فَتَصِيبَكُمْ مِنْهُمْ مَعَرَّةٌ بِغَيْرِ عِلْمٍ پس خداوند علت صلح را به پیامبرش چنین فرمود که چون زنان و مردان مومن در مکه بودند و اگر صلحی بر قرار نمی شد در هنگام جنگ قریش آن ها را می کشتند اما هنگامی که صلح بر قرار شد آن ها در امان بوده و اسلامشان را ظاهر کردند و گفته می شود که آن صلح پیروزیش از غلبه با جنگ بر قریش بیش تر بود؛ (1)سپس فرمود: لَوْ تَزَيَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَاباً أَلِيماً يعنى زنان و مردان مومنینی که در مکه هستند؛ یعنی اگر مومنان از کافران جدا بودند و از میانشان بیرون می رفتند لَعَذَّبْنَا الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَاباً أَلِيماً کسانی که کافر شده اند به عذابی دردناک گرفتار می ساختیم. (2)

سبب امتناع علی علیه السلام از دشمنان

روایت است که مردی حضور حضرت صادق علیه السلام عرض کرد آیا امير المؤمنين على علیه السلام در دین خدا قوی نبود؟

فرمود: بلی

عرض کرد: پس چگونه منافقین بر حضرتش غالب شدند و آن بزرگوار در صدد منع و دفع آن ها برنیامد؟

فرمود: آیه ای از قرآن مانع آن حضرت شد.


1) تفسیر صافی، ج 6، ص505؛ نور الثقلین، ج 5 ص 65؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 240

2) تفسير صافی، ج 6، ص 505

عرض کرد: کدام آیه؟

امام صادق آية لَوْ تَزَيَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَاباً أَلِيماً را قرائت کردند برای این که پروردگار در اصلاب کفار و منافقین مؤمنانی به ودیعه گذاشته بود امیر المؤمنین کفار و ،بود امیر المؤمنین کفار و منافقین را به قتل نرسانید به خاطر فرزندان مؤمنی که در اصلاب آن ها بود تا ایشان از صلب آن ها بیرون آمدند همچنین وجود مقدس حضرت ولی عصر روحی و روح العالمين لتراب مقدمه الفداء خروج نکند و ظاهر نشود تا مؤمنانی که در اصلاب کفار هستند بیرون آیند وقتی خارج شدند آن حضرت ظهور می کند و کفار را به قتل می رساند. (1)

إِذْ جَعَلَ الَّذينَ كَفَرُوا في قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجَاهِلِيَّةِ فَأَنْزَلَ اللهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوى وَ كَانُوا أَحَقَّ بِهَا وَ أَهْلَهَا وَكَانَ اللهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً (26) لَقَدْ صَدَقَ اللهُ رَسُولَهُ الرُّونَا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِد الْحَرامَ إن شاء الله آمِنينَ مُحَلِّقِينَ رُؤْسَكُمْ وَ مُقَصِّرِينَ لا تَخَافُونَ فَعَلِمَ مَا لَمْ تَعْلَمُوا فَجَعَلَ مِنْ دُونِ ذَلِكَ فَتْحاً قَريباً (27) 26- هنگامی که کافران در دل های خود خشم و نفرت جاهلیت داشتند و خداوند وقار و آرامش خود را بر رسولش و مومنان نازل فرمود و آن ها را به کلمه تقوا ملازم کرد که آن ها سزاوارتر و اهل آن بودند و خداوند به هر چیزی داناست.

27- به تحقیق خداوند آن چه را در عالم رویا به رسولش نشان داد راست بود که اگر خدا بخواهد شما با امنیت وارد مسجد الحرام می شوید در


1) بحار الانوار، ج 29، ص 428 تفسیر صافی، ج 6، ص505؛ نور الثقلين، ج 5، ص 70؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 242

حالی که سرهایتان را تراشیده و یا کوتاه کرده و از هیچ کسی ترس و وحشتی نخواهید داشت و خداوند آن چه را که می دانست شما نمی دانستید و قبل از آن پیروزی نزدیکی برای شما قرار داد.

إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجَاهِلِيَّةِ يعنى قريش و سهيل بن عمرو هنگامی که به رسول خدا صلی الله علیه و آله عرض کردند ما رحمان و رحیم نمی شناسیم و گفتند که اگر ما علم داشتیم که شما رسول خدا هستید با شما نمی جنگیدیم بنويس محمد بن عبد الله. فَأَنْزَلَ اللهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوى وَ كَانُوا أَحَقَّ بِهَا وَ أَهْلَهَا وَكَانَ اللهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً و در پاکی خواب رسول خدا صلى الله عليه و سلم که دیده بود نازل شد. (1) لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيَا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُؤْسَكُمْ وَ مُقَصِّرِينَ لَا تَخَافُونَ فَعَلِمَ مَا لَمْ تَعْلَمُوا فَجَعَلَ مِنْ دُونِ ذَلِكَ فَتْحاً قَرِيباً يعنى فتح خيبر زیرا رسول خدا صلی الله علیه و آله هنگامی که از حدیبیه برگشت غزوۂ خیبر پیش آمد. (2) هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ ِدينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَكَفَى بالله شهيداً (28) مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللهِ وَ رِضْوَاناً سيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَ مَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجِيلِ كَزَرْعِ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللهُ الَّذِينَ


1) تفسیر برهان، ج 7، ص 242

2) تفسیر برهان، ج 7، ص 245

آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظيماً (29) 28- او کسی است که رسولش را با هدایت و دین حق فرستاده تا آن را بر همه ادیان پیروز گرداند و کفایت می کند که خداوند گواه این امر باشد.

29- محمد صلی الله علیه و اله فرستاده خداست و کسانی که با او هستند با کفار سخت و شدید و در بین خودشان مهربان هستند آن ها را در حال رکوع و سجود می بینی که همواره فضل و رضای الهی را می طلبند اثر سجده در صورت هایشان نمایان ،است این توصیف آن ها در تورات و انجیل است. همچون زراعتی که جوانه های نازک و ضعیف خود را خارج ساخته و حال به تقویت آن پرداخته تا محکم و قوی گردیده و با قدرت خود ایستاده است که زارعان را به تعجب وا می دارد تا بدینوسیله کافران به خشم بیایند، ولی کسانی از آن ها را که ایمان آورده اند و عمل صالح انجام داده اند خداوند به آن ها آمرزش و اجری بزرگ وعده داده است.

هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ و مراد از دین حق امام است که خداوند آن را ظاهر می کند و زمین را پر از قسط و عد می نماید همچنان که از ظلم و ستم پر شده باشد و آن چه که ما ذکر کردیم تاویل بعد از تنزیل است (1)بدانکه خداوند صفات پیامبر و یاران مومنینش را در تورات و انجیل نوشته است.

مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ يعنى كفار را می کشند و بر آن ها سخت هستند و اما در بین خودشان مهربان و رحم دل می باشند. (2)


1) تفسیر صافی، ج 6، ص 508؛ نور الثقلین، ج 5، ص 76؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 246

2) تفسیر برهان، ج 7، ص 247

تفسیر سوره حجرات

اشاره

49- سوره حجرات در مدینه نازل شده و دارای 18 آیه است.

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَليمٌ (1) يَا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَلَا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمَالُكُمْ وَ أَنتُمْ لا تَشْعُرُونَ (2) إِنَّ الَّذينَ يَغُضُّونَ أَصْوَاتَهُمْ عِندَ رَسُولِ اللهِ أُولَئِكَ الَّذِينَ امْتَحَنَ اللهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوى لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ عَظِيمٌ (3) إِنَّ الَّذِينَ يُنَادُونَكَ مِنْ وَرَاءِ الْحُجُرَاتِ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ (4) وَلَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُوا حَتَّى تَخْرُجَ إِلَيْهِمْ لَكَانَ خَيْراً لَهُمْ وَاللهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ (5) 1- ای کسانی که ایمان آورده اید چیزی را بر خدا و رسولش تقدّم ندارید و از خداوند بپرهیزید همانا که خداوند شنوا و داناست.

2- ای کسانی که ایمان آورده،اید صدایتان را بر صدای پیامبر بلند مکنید و در مقابلش صدایتان را بلندتر نکنید همچنان که با یکدیگر صدایتان را بلند می کنید که اعمالتان محو و نابود می شود و شما نمی دانید.

3- همانا کسانی که صدایشان را نزد رسول خدا کوتاه می کنند آن ها کسانی هستند که خداوند قلب هایشان را با تقوی امتحان نموده است ، برای آن ها

آمرزش و پاداش بزرگی است.

4- کسانی که تو را از پشت حجره ها با صدای بلند صدا می زنند بیشترشان نمی فهمند.

5- و اگر آن ها صبر می کردند تا خود تو به سراغ آن ها بروی برایشان بهتر بود. و خداوند آمرزنده و مهربان است.

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللهِ وَ رَسُولِهِ وَاتَّقُوا اللهَ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عليمٌ این آیه درباره بنی تمیم نازل شده است که وقتی نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله می آمدند جلوی در حجره پیامبر صلی الله علیه و آله می ایستادند و صدا می کردند ای محمد پیش ما ،بیا و هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله بیرون می آمد در راه رفتن از آن حضرت جلو می افتادند و هنگام سخن گفتن صدایشان را از صدای آن حضرت بلند می کردند و می گفتند ای محمد ای محمد درباره فلان چیز چه می گویی؟ و مانند خودشان با آن حضرت سخن می گفتند که خداوند این آیه را نازل فرمود: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ (1)

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَلَا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمَالُكُمْ وَ أَنتُمْ لَا تَشْعُرُونَ - تا - إِنَّ الَّذِينَ يُنَادُونَكَ مِنْ وَرَاءِ الْحُجُرَاتِ و آن ها بنو تمیم بودند. (2) ولا يَعْقِلُونَ﴾ که بیشترشان نمی فهمند.

سپس فرمود: وَلَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُوا حَتَّى تَخْرُجَ إِلَيْهِمْ لَكَانَ خَيْراً لَهُمْ وَاللهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ و اگر آن ها صبر می کردند تا خود تو به سراغ آن ها بروی برایشان بهتر


1) تفسیر صافی، ج 6 ص 514 ؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 252؛ نور الثقلين، ج 5، ص 80

2) بحار الانوار، ج 17، 17، ص 28

بود و خداوند آمرزنده و مهربان است

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَةٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ (6) 6- ای کسانی که ایمان آورده اید اگر فاسقی برای شما خبری آورد درباره أن تحقیق کنید مبادا که از روی نادانی به قومی آسیبی برسانید و از کار خود پشیمان گردید.

دروغ بستن بر ماریه قبطی

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَا فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهَالَةٍ فتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ. این آیه درباره ماریه قبطیه مادر ابراهیم فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شده است. علت آن این بود که چون ابراهیم فرزند پیامبر صلی الله علیه و اله که از ماریه قبطیه متولد شده بود فوت شد حضرت از فوت آن خیلی محزون شد. عایشه به آن حضرت گفت چه چیز باعث حزن تو شده است؟ اگر بواسطه فوت ابراهیم است او خود فرزند تو نبود بلکه از جریح قبطی بود که همراه ماریه آمده و همیشه با او می باشد.

پیامبر صلی الله علیه و اله از شنیدن آن خشمگین شد و به امير المؤمنين علیه السلام فرمود: شمشیرت را بردار و سر جریح قبطی را برایم بیاور. امیرمؤمنان علیه اللسام شمشیر خود را برداشته و عرض کرد پدر و مادرم فدای تو باد ای رسول خدا در کاری که مرا می فرستی همانند آهن داغ شده ای باشم همان طور که امر کردی عمل کنم؟

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود همانطور که امر کردم عمل کن.

پس امیرالمومنین علیه السلام به طلب جریح بیرون آمد و آدرس او را در میان باغی دادند و چون امیر المؤمنین به در آن باغ رسید در باغ را زد جریح خواست که در را به روی آن حضرت بگشاید چون آثار غضب از روی نورانی او مشاهده کرده در را باز نکرده برگشت حضرت از دیوار به باغ وارد شده و او را تعقیب نمود جریح فرار کرده به بالای درخت خرمایی که در آن جا بود .رفت امیرالمومنین علیه السلام چون نزدیک درخت شد فرمود: پایین بیا!

جريح :گفت ای علی! از خدا بترس این جا کسی نیست و من آلت مردانه و زنانه ندارم سپس کشف عورت نمود. پس امیر المؤمنين متعرض جريح نشده و او را به خدمت حضرت رسول صلی الله علیه و آله آورد

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود ای جریح قضیه تو چیست؟

جریح :گفت ای رسول خدا صلی الله علیه و آله در قبطى خادم و کسی را که به نزد خانواده خود می فرستد از خنثاها انتخاب می کند و قبطیون با قبطيون انس و الفت می،گیرند پس پدر ماریه مرا برگزید که همیشه به نزد او بروم و خادم او بوده و با او انس بگیرم پس خداوند این آیه را نازل فرمود: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ (1)

عبد الله بن بکیر گوید به امام صادق علیه السلام عرض کردم فدایت گردم رسول خدا صلی الله علیه و آله امر به کشتن قبطی ،داد آیا می دانست که عایشه دروغ می گوید یا نمی دانست؟ و همانا خداوند کشته شدن قبطی را به وسیله احتیاط علی علیه السلام برطرف نمود.

امام صادق علیه السلام فرمود: به خدا سوگند که می دانست و اگر دستور رسول


1) بحار الانوار، ج 22، ص 153 ؛ نور الثقلين، ج 5، ص 81؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 254

خدا صلی الله علیه و آله به علی از باب عزیمت و تکلیف حتمی ،بود علی بر نمی گشت، مگر بعد از کشتن او و لیکن رسول خدا صلی الله علیه و آله این دستور را طوری داد که هم او کشته نشود و هم عایشه از گناهش برگردد ولی از گناهش برنگشت و از اینکه خون مسلمان بیگناهی ریخته می شود هیچ باکی نکرد. (1)

وَاعْلَمُوا أَنَّ فِيكُمْ رَسُولَ اللَّهِ لَوْ يُطيعُكُمْ فِي كَثِيرٍ مِنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُمْ وَلَكِنَّ اللهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ لإيمَانَ وَ زَيَّنَهُ في قُلُوبِكُمْ وَ كَرَّه إِلَيْكُمُ الكُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْيَانَ أُولئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ (7) 7- و بدانید که رسول خدا در میان شماست که اگر در بسیاری از کارها از شما پیروی کند خود شما به زحمت و سختی می افتید، ولیکن خدا ایمان را محبوب شما قرار داده و در دل هایتان زینت نموده است و کفر و فسق و معصیت را منفورتان کرده است. این ها هدایت یافته گانند.

امام صادق علیه السلام درباره آیه ذیل فرمودند: حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمَانَ وَ زَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ يعنى امير المؤمنين وَ كَرَّة إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْيان كه فلانی و فلانی و فلانی (اولی و دومی و سومی) است.

وَ إِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَىٰ فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ (9) 9- و اگر دو گروه از مومنان با هم به جنگ و نزاع پرداختند بینشان را اصلاح کنید پس اگر یکی از آن ها بر دیگری تجاوز نمود با گروه تجاوزگر جنگ


1) بحار الانوار، ج 22، ص 154؛ تفسیر برهان ج 7، ص 255 ؛ نور الثقلين، ج 5، ص 81 .

کنید تا به سوی فرمان الهی ،بیاید پس اگر برگشت با عدالت بینشان را اصلاح نمایید؛ همانا که خداوند عدالت پیشگان را دوست می دارد.

وَ إِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ بدرستی که او شمشیر بر علیه اهل ستم و تاویل است. حفص بن غیاث گوید مردی از امام صادق علیه السلام از جنگ های اميرالمومنين علیه السلام سوال کرد که سوال کننده از دوستان اهل بیت علیهم السلام بود. امام علیه السلام فرمودند: خداوند محمد صلی الله علیه و آله را با پنج شمشیر مبعوث نمود که سه تا از آن ها آماده بوده و در غلاف نمی روند تا جنگ در دنیا به پایان برسد و جنگ در دنیا هرگز به پایان نمی رسد تا خورشید از مغرب طلوع می کند و چون خورشید از مغرب طلوع کرد در همان روز همۀ مردم در امن و امان خواهند ،بود در آن روز ایمان کسی که از قبل ایمان نداشته بود هیچ خیر و سودی برای او ندارد یکی از آن شمشیرها در هم پیچیده است و شمشیر دیگر در غلاف می باشد که آن را برای دیگران کشیده و حکمش با ماست.

اما آن سه شمشیر کشیده که یکی شمشیری است که بر روی مشرکان عرب کشیده شده است که خداوند متعال می فرماید: فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَ خُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ فَإِنْ تَابُوا (1)يعنى ایمان آوردند فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ (2)برادران دینى شمایند.

از این ها مورد قبول واقع نمی شود مگر آن که کشته گردند یا داخل در اسلام


1) توبه آیه 5؛ مشرکان را هر جا یافتید بکشید و به اسیری بگیرید و محاصره کنید و در هر کمینگاهی به کمین آنان بنشینید ولی اگر توبه کردند.

2) توبه آیه 11

شوند و اگر کشته شوند اموالشان به غنیمت و زن و بچه هایشان اسیر شوند چنان که رسول خدا صلی الله علیه و آله آن ها را اسیر می کرد یا آن ها را می بخشید و یا این که در مقابل گرفتن پولی آن ها را آزاد می.نمود

شمشیر دوم بر روی اهل ذمه کشیده شده است که خداوند می فرماید: وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً (1)که این آیه دربارۀ اهل ذمه نازل شده و با آیه قاتِلُوا الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلا يُحَرِّمُونَ ما حَرَّمَ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ لا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ (2)نسخ شده است. پس اگر کسی از اهل ذمه در سرزمین اسلامی باشد که یا باید جزیه بدهند و یا این که کشته شوند که در این صورت مالشان به غنیمت گرفته شده و زن و بچه هایشان به اسیری گرفته می شوند و اگر جزیه بدهند مال و جانشان در امان خواهد بود و ازدواج با زنانشان حلال خواهد بود و از آن ها جز قبول جزيه و يا کشته شدن چیز دیگری قبول نمی شود.

و اما شمشیر سوم بر روی مشركان عجم يعني ترک و دیلم و خزرج کشیده شده است که خداوند در اول سوره محمد صلی الله علیه و آله کسانی را که کافر شده اند و قصۀ آن ها را بیان می کند می فرماید: فَإِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّى إِذَا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ (3)یعنی بعد از اسير


1) بقره آیه 83 با مردم با نیکی سخن بگویید

2) توبه آیه 29؛ با کسانی (از اهل کتاب) که به خدا و روز قیامت ایمان نمی آورند و آن چه را خدا و پیامبرش حرام کرده اند حرام نمی،شمارند و دین حق را نمی پذیرند بجنگید تا با دست خود در حالی که (نسبت به احکام دولت اسلامی) متواضع و فروتن اند جزیه بپردازند.

3) محمد آیه 4 ؛ و هنگامی که با کافران (در میدان جنگ) رو به رو شدید گردن هایشان را بزنید تا وقتی که دشمنان زیادی را از بین ببرید پس از آن اسیران جنگ را محکم ببندید بعد یا بر آن ها منت بگذارید و (آزادشان کنید).

گرفتن از آن ها وَ إِمَّا فِدَاءً (1)یعنی بعد از اسیر گرفتن یا پولی گرفته و آزادشان می کنید و یا می کشید و یا نیز داخل در اسلام شوند و بر ما ازدواج کردن با آن ها مادامی که در حال جنگ با ما هستند حلال نیست.

و اما شمشیری که پیچیده شده است شمشیر اهل ستم و تاویل است که خداوند می فرماید: وَ إِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِنْ بَغَتْ إحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللهِ هنگامی که این آیه نازل شد رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: کدام یک از شما بعد از من با تاویل آیه می جنگد همچنان که من با صریح آیه با مشرکان جنگیدم؟

سوال کردند ای رسول خدا صلی الله علیه و آله کیست؟

فرمود: او پینه زننده بر کفش یعنی امير المؤمنين على علیه السلام است.

عبد الله عمار بن یاسر :گفت با رسول خدا صلی الله علیه و آله زیر همین پرچم سه بار با کفار و مشركين جنگ کردم و این دسته چهارمی است که با آن ها می جنگم به خدا سوگند اگر ما را عقب برانند تا به نخلستان های هجر (که از شهرهای یمن است) می دانیم که ما بر حق هستیم و آن ها بر باطل

روش امیرالمومنین با کسانی که می جنگید همان روش پیامبر با اهل مکه در هنگام فتح آن بود بدرستی که پیامبر زن و بچه های آن ها را به اسارت نگرفت و فرمود: هر کس در خانه اش را ببندد او در امان است هر کس سلاحش را بر زمین بگذارد او در امان است و هر کس در خانه ابوسفیان وارد شود او در امان است؛ و همچنین امیرالمومنین علی علیه السلام در آن سه جنگ زن و بچه آن ها را به اسارت نگرفت فراری ها را دنبال ننمود و هر کس هم که در خانه اش را بست در امان بود.


1) محمد، آیه 4

و اما شمشیری که در غلاف است شمشیری است که با آن قصاص می کنند که خداوند می فرماید: النَّفْسَ بِالنَّفْسِ ... وَالْجُرُوحَ قِصَاصُ فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفَّارَةٌ لَهُ که این شمشیر را برای اولیای خون مقتول گذاشته ولى حكمش با ماست این است شمشیرهایی که خداوند آن را با پیامبرش مبعوث فرمود که هر کس آن ها را منکر شود و یا منکر یکی از آن ها شود و یا چیزی از احکام و روش آن ها را منکر گردد به آن چه خداوند بر محمد صلی الله علیه و آله نازل فرموده کافر شده است. (1)

يَا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسَى أَنْ يَكُونُوا خَيْراً مِنْهُمْ ولأنساءٌ مِنْ نِسَاءٍ عَسَى أَن يَكُن خَيْراً مِنْهُنَّ وَلا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ وَلا تَنابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمَانِ وَ مَنْ لَمْ يَتُبْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ (11) 11- ای کسانی که ایمان آورده اید نباید گروهی از شما گروه دیگری را مسخره کنند شاید گروه مسخره شونده از گروه مسخره کننده بهتر باشند و نه زنانی زنان دیگری را شاید زنان مسخره شونده بهتر از مسخره کننده باشند و هرگز یکدیگر را مورد عیب جویی قرار مدهید و با القاب زشت صدا نزنید و چه بسیار بد است که بعد از ایمان روی همدیگر نام زشت ،بگذارید و کسانی که توبه نکنند از ستمکاران هستند.

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسَى أَنْ يَكُونُوا خَيْراً مِنْهُمْ وَلَانِسَاءٌ مِنْ نِسَاءٍ عَسَى أَنْ يَكُنَّ خَيْراً مِنْهُنَّ


1) تهذيب الاحكام، ج 4، ص 115؛ وسائل الشيعه، ج 15، ص 25؛ بحار الانوار، ج 97 ص 16 ؛ خصال شیخ صدوق، ج 1، ص 274 ؛ ،کافی، ج 5، ص 11؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 259 ؛ نور الثقلين، ج 5، ص 84 تفسیر صافی، ج 6، ص 519

این آیه دربارۀ صفیه دختر حی بن اخطب نازل شده است که زن رسول خدا صلی الله علیه و آله بود و علتش این بود که عایشه و حفصه او را اذیت و آزار کرده و شماتتش نموده و فحش می دادند و به او می گفتند ای دختر یهودی!

او به پیامبر صلی الله علیه و آله شکایت کرد حضرت به او فرمود: آیا تو جواب آن ها را ندادی؟

عرض کرد: چگونه ای رسول خدا!

فرمود: می گفتی پدرم هارون نبی خدا و عمویم موسی کلیم الله و شوهرم محمد رسول خدا صلی الله علیه و آله است چرا مرا مسخره می کنید.

صفیه آن چه را که از پیامبر صلی الله علیه و اله شنیده بود به آن دو ،گفت :گفتند این ها را رسول خدا صلی الله علیه و آله یاد تو داده است که خداوند در این باره این آیه را نازل فرمود: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ - تا - وَلا تَنَابَزُوا بِالأَلْقَابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الإِيمَانِ (1)

يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنثَى وَ جَعَلْنَاكُمْ شُعُوباً وَ قَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ (13) 13- ای کسانی که ایمان آورده اید همانا ما شما را مرد و زن آفریدیم و شما را تیره ها و قبیله ها قرار دادیم تا همدیگر را بشناسید همانا گرامی ترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماهاست. همانا خداوند دانا و آگاه است.

يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنثَى وَ جَعَلْنَاكُمْ شُعُوباً وَ قَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا مراد از ،شعوب ملت های غیر عرب است


1) نور الثقلين، ج 5 ص 89؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 261؛ بحار الانوار، ج 22، ص 197 و ج 72، ص 144

و مراد از قبائل به معنای طوائف عرب است.

إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللهِ أَتْقَاكُمْ اين آيه رد کسانی است که بر حسب و نسبشان افتخار می کنند. رسول خدا صلی الله علیه و آله روز فتح مکه فرمود: ای مردم خداوند به وسیلۀ اسلام غرور جاهلیت و فخر به پدرانتان را از بین برد عربیت به پدر و مادر نیست بلکه آن یک زبان ،است هر کس به آن زبان سخن بگوید او عرب است، آگاه باشید که شما از نسل آدم هستید و آدم نیز از خاک بود (1)و گرامی ترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماهاست. (2)

قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَتَا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ في قُلُوبِكُمْ وَ إِنْ تُطِيعُوا الله وَ رَسُولَهُ لا يَلتْكُمْ مِنْ أَعْمَالِكُمْ شَيْئاً إِنَّ الله غَفُورٌ رَحِيمٌ (14) إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا وَ جَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ في سَبِيلِ اللهِ أُولئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ (15) قُلْ أَتُعَلَّمُونَ اللهَ بدِينِكُمْ وَاللهُ يَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِي الْأَرْضِ وَاللهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ (16) 14- اعراب می گویند: ما ایمان آوردیم بگو شما ایمان نیاورده اید و لكن بگویید اسلام آورده ایم و ایمان هنوز بر قلب های شما وارد نشده است و اگر از خداوند و رسولش اطاعت کنید چیزی از اجر اعمال شما فروگذاری نمی کند همانا که خداوند آمرزنده و مهربان است.


1) بحار الانوار، ج 48، ص 305

2) نور الثقلين، ج 5، ص 96؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 524

15- همانا مومنان کسانی هستند که به خداوند و رسولش ایمان آورده اند شک و تردیدی به دلشان راه نداده اند و در راه خدا با مال و جانشان جهاد کرده اند این ها همان راستگویان هستند.

16- بگو: آیا خداوند را به دینتان آگاه می سازید؟ و در حالی که خداوند آن چه را که در آسمان ها و زمین است را می داند و خداوند به همه چیز داناست

قالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا يعنى به وسيلهٔ شمشیر اسلام آوردید. وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ و ایمان هنوز بر قلب های شما وارد نشده است. لا يَلِتُكُمْ مِنْ أَعْمَالِكُمْ شَيْئاً یعنی از شما کم نمی کند. إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا یعنی شکایت نمی کنند. وَ جَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَ أَنفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللهِ دربارۀ امير المؤمنين علیه السلام نازل شده .است (1) قُلْ أَتُعَلِّمُونَ اللَّهَ بِدِينِكُمْ یعنی آیا دینتان را به خداوند یاد می دهید. (2) يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَيَّ إِسْلامَكُمْ بَلِ الله يَمُنُّ عَلَيْكُمْ أَنْ هَدَاكُمْ لِلْإِيمَانِ إِنْ كُنتُمْ صَادِقِينَ (17) إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاللهُ بَصِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ (18)


1) نور الثقلين، ج 5، ص ص 103؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 275

2) تفسیر برهان، ج 7، ص 276

17- آن ها بر تو منّت می گذارند که اسلام آورده اند بگو به وسیله اسلامتان بر من منت مگذارید، بلکه خداوند بر شما منّت می گذارد که به سوی ایمان هدایتتان نموده است اگر راستگو هستید

18- همانا خداوند غیب آسمان ها و زمین را میداند و خداوند به آن چه که انجام می دهید بیناست.

يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا این آیه دربارۀ عثمان در روز جنگ خندق نازل شده است که او به عمار بن یاسر گذشت وقتی که او حفر خندق می کرد و از حفر غبار مرتفع می گردید پس عثمان در این وقت آستین جامه خود را بر بینی گذاشت و گذشت.

عمار :گفت برابر نیست کسی که بناء مسجد کند و نماز خود را در آن جا به جا بیارد با تمام رکوع و سجود با کسی که از غبار حفر خندق از روی کراهت مانند معاندان و منافقان گذرد

عثمان متوجه عمّار شده :گفت یا فرزند سیاه از این سخن مرا اراده کرده ای؟ و از همان جا بخدمت حضرت رسول صلی الله علیه و آله آمده :گفت ما با تو در اسلام داخل نشده ایم که ما را دشنام دهند.

حضرت رسول صلی الله علیه و آله به او فرمود من فسخ بیعت اسلام را از تو کردم برو هر جا که خواهی چون اسلام با نفاق سرشته بکار نمی آید از این جهت حق تعالی این آیه را نازل گردانید که يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا قُلْ لَا تَمُنُّوا عَلَيَّ إِسْلامَكُمْ بَلِ اللَّهُ يَمُنُّ عَلَيْكُمْ أَنْ هَدَاكُمْ لِلْإِيمَانِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ای محمد بر تو منت می نهند به این که ما اسلام آورده ایم به ایشان بگو که بر من به اسلام خود منت مگذارید بلکه خدای تعالی بر شما منّت می نهد به این که شما را برای ایمان به بعث دلائل واضحه و حجت های باهره به راه راست هدایت نمود اگر راستگو

باشید.

إن كُنتُمْ صَادِقِین یعنی راستگو نیستید. (1) إنَّ اللهَ يَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالله بَصِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ همانا خداوند غیب آسمان ها و زمین را می داند و خداوند به آن چه انجام می دهید بیناست. (2)


1) بحار الانوار، ج 9، ص 238 و ج 20، ص 243 وج 30، ص 173

2) تفسیر صافی، ج 6، ص 528

تفسير سورة ق

اشاره

50- سوره ق در مکه نازل شده و دارای 45 آیه است.

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

ق وَ الْقُرْآنِ الْمَجِيدِ (1) بَلْ عَجِبُوا أَنْ جَاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ فَقَالَ الْكَافِرُونَ هَذَا شَيْءٌ عَجِيبٌ (2) أَ إِذَا مِتْنَا وَ كُنَّا تُرَاباً ذَلِكَ رَجْعَ بَعِيدٌ (3) قَدْ عَلِمْنَا مَا تَنقُصُ الْأَرْضُ مِنْهُمْ وَ عِنْدَنَا كِتَابٌ حَفِيظٌ (4) بَلْ كَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمَّا جَاءَهُمْ فَهُمْ فِي أَمْرِ مَريجٍ (5) أَفَلَمْ يَنْظُرُوا إِلَى السَّمَاءِ فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْنَاهَا وَ زَيَّنَاهَا وَ مَا لَهَا مِنْ فُرُوجٍ (6) وَ الْأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنبَتْنَا فِيهَا مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ (7) 1 - ق ؛ و سوگند به قرآن مجید

2 - بلکه آن ها تعجب کردند که انذار کننده ای از میان خودشان آمده است و کافران می گویند: این چیز عجیبی است

3- آیا هنگامی که مردیم و خاک شدیم باز زنده می شویم؟ این بازگشتی بعید است.

4- به تحقیق ما می دانیم آن چه را که زمین از آن ها می کاهد و نزد ما کتابی است که همه چیز در آن محفوظ می باشد.

5- بلکه آن ها حق را تکذیب کردند هنگامی که به سراغشان آمد، پس آن ها در

امور آشفته خود سرگردان هستند.

6- آیا آن ها به آسمان بالای سرشان نمی نگرند که چگونه آن را بنا کرده ایم و (به وسیلۀ ستارگان) زینت بخشیده ایم و هیچ شکاف و شکستی در آن راه ندارد؟

7- و زمین را بگستراندیم و در آن کوه های استوار افکندیم و از هر نوع گیاه روح افزا در آن رویانیدیم؟

ق * وَالْقُرْآنِ الْمَجِيدِ که ق کوهی محیط به دنیا است که در پشت أن يأجوج و مأجوج قرار دارند؛ بنابراین معنی چنین است که قسم به آن کوه عظيم. بَل عَجِبُوا یعنی قریش عجب داشتند. أَنْ جَاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ یعنی رسول خدا صلی الله علیه و آله. فَقَالَ الْكَافِرُونَ هَذَا شَيْءٍ عَجِيبٌ * أَ إِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَاباً ذَلِكَ رَجْعَ بَعِيدٌ درباره ابی بن خلف نازل شده است. ابی بن خلف به ابوجهل گفت: پیش من بیا تا تو را از گفته محمد به عجب ،آورم آن گاه یک تکه استخوان پوسیده در ست. گرفت و آن را خرد کرد بعد گفت ای محمد تو معتقدی که این استخوان زنده می شود؟ این جا بود که خدای تعالی فرمود: بَلْ كَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمَّا جَاءَهُمْ فَهُمْ فِي أَمْرِ مَرِيجٍ یعنی مختلف سپس با آن ها احتجاج نموده و برای بعث و نشور مثل زده و فرمود: أَفَلَمْ يَنظُرُوا إِلَى السَّمَاءِ فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْنَاهَا وَ زَيَّناها و مَا لَهَا مِنْ فُرُوجٍ * وَالْأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَ أَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنبَتْنَا فِيهَا مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بهيج یعنی نیکو.

وَ نَزَّلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً مُبَارَكاً فَأَنْبَتْنَا بِهِ جَنَّاتٍ وَ حَبَّ الْحَصِيدِ (9)

وَ النَّخْلَ بَاسِفَاتٍ لَهَا طَلْعُ نَضِيدٌ (10) رِزْقاً لِلْعِبَادِ وَ أَحْيَيْنَا بِهِ بَلْدَةً مَيّاً كَذَلِكَ الْخُرُوجُ (11) كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَأَصْحَابُ الرَّسُ وَ ثَمُودُ (12) 9- و ما از آسمان آب پر برکتی نازل کردیم و به وسیله آن باغ ها و دانه های درو شدنی رویاندیم.

10- و نیز نخل های بلند خرما که میوه های متراکم و زیاد دارد.

11- (این ها) رزق و روزی برای بندگان است و به وسیله باران زمین مرده را زنده کردیم که این چنین مردگان زنده می شوند.

12- قبل از این قوم نوح و اصحاب رس و قوم ثمود (پیامبرانشان را) تکذیب کردند.

فَأَبَتْنَا بِهِ جَنَّاتٍ وَ حَبَّ الْحَصِيدِ هر دانه ای درو می شود. وَ النَّخْلَ بَاسِقَاتِ یعنی درختان خرمایی که بلند هستند. لَهَا طَلْعُ نَضِيدٌ یعنی بعضی بر بعض دیگر پیچیده شده است. رزْقاً لِلْعِبَادِ وَ أَحْيَيْنَا بِهِ بَلْدَةٌ مَيْناً كَذَلِكَ الْخُرُوجُ جواب به گفته آن هاست. أَ إِذا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَاباً ذَلِكَ رَجْعُ بَعِيدٌ (1)پس خداوند فرمود: همچنان که آب را از آسمان فرو می فرستیم و گیاهان از زمین می رویند همچنین شماها بعد از مردن از زمین بیرون می آیید. (2) خداوند عزوجل آن چه را که ما از هلاکت امتهای گذشته تفسیر کردیم را ذکر نموده و فرمود: كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ أَصْحَابُ الرَّسَّ و آن ها کسانی بودند که هلاک شدند چون مردان به مردان و زنان به زنان اکتفا می کردند و


1) ق آیه 3

2) تفسیر برهان، ج 7، ص 280

«رَس» رودی در آذربایجان است. (1)

وَ أَصْحَابُ الْأَيْكَةِ وَ قَوْمُ تُبعِ كُلَّ كَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقٌّ وَعِيدِ (14) أَ فَعَيِينا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ (15) و لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ وَ نَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَريدِ (16) 14- و اصحاب ایکه (امت شعیب) و قوم تبع (که در سرزمین یمن زندگی می کردند) همه شان فرستادگان الهی را تکذیب ،کردند پس وعده عذاب بر آنان تحقق یافت.

15- آیا ما در آفرینش خلق اول عاجز ماندیم که دیگر نتوانیم روز قیامت دوباره مردگان را زنده کنیم؟ بلکه آن ها در آفرینش خلق جدید در شک و تردید هستند.

16- و به تحقیق ما انسان را آفریدیم و وسوسه های نفسش را می دانیم و ما به او از رگ گردنش نزدیک تریم.

أَفَعَيِينَا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ یعنی در آفرینش خلق اول عاجز نشدیم. وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ وَ نَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلٍ الْوَرِيدِ یعنی رگ گردن. (2) وَ أَصْحَابُ الأَيْكَةِ یعنی اصحابی که در جنگل های سرسبز بودند. (3) وَ جَاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذَلِكَ ما كُنتَ مِنْهُ تَحيدُ (19)


1) بحار الانوار، ج 14، ص 152

2) تفسیر برهان، ج 7، ص 285

3) تفسیر صافی، ج 6 ص 533

19- و سختی و بیهوشی مرگ به حق فرا رسید (به آدمی گفته می شود:)

این همان چیزی است که از آن فرار می کردی.

وَ جَاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ این چنین نازل شده است: «وَ جاءَتْ سَكْرَةُ بِالْحَقِّ بالموت». (1) ذلِكَ مَا كُنتَ مِنْهُ تَجِيدُ دربارۀ زریق (اولی) نازل شده .است وَ جَاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَعَهَا سَائِقٌ وَ شَهِيدٌ (21) 21 - و هر نفسی وارد محشر می شود در حالی که همراه او (فرشته ای) حرکت دهنده و گواهی .است

وَ جَاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَعَهَا سَائِقٌ وَ شَهِيدٌ یعنی شهادت بر آن می دهد ؛ و «سائق» یعنی آن ها را می.رانند. و قَالَ قَريتُهُ هَذَا مَا لَدَيَّ عَتِيدٌ (23) أَلْقِنَا فِي جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنيدٍ (24) 23- و فرشته همنشین او می گوید این نامه اعمال اوست که نزد من حاضر ..است

24- (دستور می آید:) هر کافر سرکشی را به دوزخ بی افکنید.

وَ قَالَ قَرِينُهُ یعنی شیطان او گفت که همان حبتر (دومی) است. هذا مَا لَدَيَّ عَتِيدٌ این نامۀ اعمال اوست که نزد من حاضر است. (2) الْقِيَا فِي جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارِ عَنِيدٍ که خطاب به پیامبر صلی الله علیه وآله و علی علیه السلام است.


1) تفسیر برهان، ج 7، ص 291

2) تفسير برهان، ج 7، ص 291

و آن فرمایش امام صادق علیه السلام است که فرمود: علی علیه السلام تقسیم کننده بهشت و جهنم است. (1)

حضرت علی علیه السلام دربارۀ آية القِيَا فِي جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٍ فرمود که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: همانا خداوند تبارک و تعالی و ا امی که در روز قیامت در یک جا جمع نماید در آن هنگام من و تو در سمت راست عرش خواهیم بود سپس خداوند تبارک و تعالی به من و تو می فرماید: گروهی را که با شما دشمنی ورزیدند و تکذیبتان کردند را در آخل آتش جهنم بیاندازید. (2)

مقام پیامبر صلی الله علیه و آله و حضرت علی علیه السلام در محشر

امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و اله می فرمود: هرگاه خواستید چیزی را از خداوند طلب کنید با وسیله آن را طلب نمائید.

سوال کردند: آن وسیله چیست؟

فرمود: درجه من در بهشت است و آن از جواهرات مرصع می باشد بر هر یک از آن جواهرات هزار زبرجد و بر هر زبرجدی هزار لؤلؤ و بر هر یک از آن هزار طلا و نقره کوب شده آن را روز قیامت می آورند و در میان درجات پیغمبران نصب می کنند و درجه من نسبت به آن ها مانند ماه با ستارگان است و در روز قیامت پیغمبر مرسل و شهیدی نیست مگر آن که آرزوی درجه مرا بکند و بگوید خوشا بحال صاحب این درجه و رتبه منادی با صدای رسا ندا کند این درجه تعلق به محمد صلی الله عیه و آله دارد و آن را بیاورند و بر سرم تاجی باشد که نور از آن طالع گردد که بر آن تاج نوشته شده: «لا اله الا الله محمد رسول


1) نور الثقلين، ج 5، ص 112 ؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 538

2) بحار الانوار، ج 39، ص 199 ؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 292؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 538 ؛ نور الثقلين، ج 5، ص 112

الله على ولى الله».

رستگار کسانی هستند که از طرف پروردگار فائز شدند چون من و علی را از حضور پیغمبران عبور دهند گویند این دو نفر از فرشتگانند از پیش صفوف فرشتگان که عبور کنیم گویند این دو نفر چه کسانی هستند که ما آن ها را نمی شناسیم من به بالای آن درجه روم و علی هم متصل به من قرار گیرد پیغمبر و مؤمنی نیست مگر آن که سر خود را بلند کند و بگوید گوارا باد این درجه و کرامت برای شما منادی ندا کندای اهل محشر بدانید این حبیب من محمد و دیگری ولی من علی بن ابیطالب است خوشا بحال کسانی که در دنیا آن ها را دوست داشته اند و بدا بحال اشخاصی که ایشان را دشمن و مبغوض می پنداشتند و با آن ها عداوت کرده و تکذیب آنان می نمودند.

سپس پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: یا علی در آن روز کسی که تو را دوست داشته از صدای آن منادی خوشحال گردد و صورتش سفید و قلبش روشن شود و هر که با تو جنگ کرده یا خلافت تو را منکر بوده و در حق تو ظلم و ستم و دشمنی نموده صورت او سیاه و قدم هایش بلغزد در آن هنگام دو فرشته موکل بر بهشت و دوزخ رضوان و مالک نزد ما آیند، سلام کنند جواب آن ها را بدهم و به ایشان بگویم شماها کیستید؟

آن که پاکیزه و نیکو منظر است :گوید من رضوان خازن بهشت هستم پروردگار به من فرمود کلیدهای بهشت را حضورت تقدیم بدارم ای رسول خدا این کلیدها را بردارید گویم تقدیم بر علی کن کلیدها را به شما دهد من پروردگار را بر نعمتی که بما عطا نموده حمد و ستایش می کنم و رضوان برگردد.

فرشته دیگر پیش آید به او بگویم نام تو چیست که این قدر قبیح ،منظری

گوید من مالک دوزخ هستم پروردگار به من امر فرموده کلید دوزخ را حضورتان تقدیم بدارم ای رسول خدا این کلیدهاست به او بگویم به علی ،ده کلیدها را به تو تقدیم نموده و مراجعت ،نماید آن گاه علی با کلیدهای بهشت و دوزخ پیش رود و در جهنم را بدست گیرد جهنم صدا کند و شعله آتش بالا رود و فریاد کند ای علی از کنار من دور شوید که نور جمالت شعله و شراره آتش مرا خاموش خواهد ،نمود آن وقت علی می گوید ای دوزخ رها کن این بنده را که دوست من است و بگیر این شخص را که از دشمنان من بوده است.

پیغمبر اکرم فرمود: اطاعت و فرمان برداری جهنم نسبت به اوامر علی در آن چه امر می کند بیش تر است از غلامی که مطیع و فرمان بردار مولایش باشد و علی در آن روز قسیم بهشت و دوزخ است. (1)

مَناعِ لِلْخَيْرِ مُعْتَدِ مُريب (25) الَّذِي جَعَلَ مَعَ اللَّهِ إِلَهاً آخَرَ فَأَلْقِيَاهُ فِي الْعَذَابِ الشَّديدِ (26) 25- آن کسی که مانع کارهای خیر است و در شک و تردید می باشد.

26- همان کسی که با خداوند یگانه معبودی دیگر می گیرد پس او را در عذابی شدید بیندازید.

مَناعِ لِلْخَيْرِ مراد از مناع دومی و مراد از خیر ولایت أمير المؤمنين و حقوق آل محمد است و هنگامی که اولی نامه نوشت تا فدک را به حضرت فاطمه علیها السلام برگردانند دومی مانع آن شد. مُعْتَدٍ مُرِيبٍ * الَّذِي جَعَلَ مَعَ اللَّهِ إِلَهاً آخَرَ گفتند: ما به کسی که امامت و


1) بحار الانوار، ج 7، ص 326؛ علل الشرائع، ج 1، ص 164 ؛ امالی شیخ صدوق ص 116؛ بشارة المصطفى ص 21؛ تاويل الآيات الظاهره صر 152؛ روضة الواعظين، ج 1، ص 113؛ معانی الاخبار، ص 116

خمس را برای شما قرار داد کافر هستیم.

قَالَ قَرينَّهُ رَبَّنَا مَا أَطْغَبْتُهُ وَلَكِنْ كَانَ فِي ضَلالٍ بَعيدٍ (27) قَالَ لا تَخْتَصِمُوا لَدَيَّ وَ قَدْ قَدَّمْتُ إِلَيْكُمْ بِالْوَعِيدِ (28) ما يُبَدِّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ وَ مَا أَنَا بِظَلام لِلْعَبِيدِ (29) 27- همنشین او (از شیاطین) می گوید: پروردگارا من او را به طغیان و سرکشی نکشاندم لکن او خود در گمراهی دوری بود.

28- (خداوند) می فرماید: در حضور من مجادله مکنید که من پیش از این به شما هشدار دادم.

29- وعده من تغيير ناپذیر است و من به بندگان هیچ ستمی نخواهم کرد.

قَالَ قَرِينُهُ یعنی شیطان او که حبتر (دومی) است. رَبَّنَا مَا أَطْغَيْتُهُ یعنی زریق (که اولی است). وَلَكِنْ كَانَ فِي ضَلالٍ بَعِيدٍ لكن او خود در گمراهی دوری بود. پس خداوند به آن دو می فرماید: لا تَختَصِمُوا لَدَيَّ وَ قَدْ قَدَّمْتُ إِلَيْكُمْ بِالْوَعِيدِ * مَا يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ یعنی آن چه که انجام دادید به حسنات مبدل نمی شود و آن چه به شما وعده داده شده از آن تخلف نمی کنم. (1)

يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَل امْتَلاتِ وَ تَقُولُ هَلْ مِنْ مَزيدٍ (30) وَ أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ بَعِيدٍ (31) 30- روزی که به جهنم می گوئیم: پُر شدی؟ و او می گوید: آیا باز هم هست؟


1) نور الثقلين، ج 5، ص 114

31- و بهشت را برای پرهیزگاران آماده کنند و از آن هیچ دوری ندارند.

يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَاتِ وَ تَقُولُ هَلْ مِنْ مَزِيدٍ این استفهام از این جهت شده که خدای تعالی و عده داده بود جهنم را پر کند و جهنم مالامال آتش شود. از او می پرسد آیا پر شده ای؟ او می پرسد: وَ تَقُولُ هَلْ مِنْ مَزِيدٍ مگر باز هم هست؟ و منظورش این است که دیگر جای خالی ندارم.

در این هنگام بهشت گوید: بار خدایا چنان چه دوزخ را وعده داده بودی که آن را پر کنی به من نیز وعده داده بودی که پرم کنی پس چنان چه دوزخ را از اهل کفر و عصیان پر ساختی مرا نیز از اهل ایمان و تقوی پر کن حق تعالی در این وقت خلقی چند ایجاد کند و بهشت را مانند دوزخ مملو گرداند.

و بعد از این حضرت صادق علیه السلام فرمودند: خوشا به حال این بهشتیان که غم ها و دردهای دنیا را ندیدند و در بهشت آرامیدند. (1)

وَ أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ یعنی بهشت با متقین زینت داده شد. غَيْرَ بَعِید یعنی به سرعت. (2) لَهُمْ مَا يَشَاؤُنَ فيها وَلَدَيْنا مَزيدٌ (35) وَكَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْنٍ هُمْ أَشَدُّ مِنْهُمْ بَطْشاً فَنَقَّبُوا فِي الْبِلادِ هَلْ مِنْ مَحيصٍ (36) إِنَّ فِي ذَلِكَ لَذِكْرَى لِمَنْ كَانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِيدٌ (37) 35- در آن جا هر چه که بخواهند برای آن ها هست و نزد ما (نعمت های)


1) بحار الانوار، ج 8 ص 292 ؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 302؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 540؛ نور الثقلين، ج 5، 114

2) تفسیر برهان ج 7 ص 302 ، تفسیر صافی، ج 6، ص 540؛ نور الثقلین، ج 4، ص 115

بیش تری دارند.

36- و چه اقوامی که قبل از آن ها هلاک کردیم که از آن ها قوی تر و نیرومندتر بودند و شهرها را تصرف نمودند، آیا راه نجاتی یافتند؟

37- همانا در این تذکری است برای کسی که عقل دارد یا گوش فرا دهد و گواه باشد.

لَهُمْ مَا يَشَاؤُنَ فِيهَا وَلَدَيْنَا مَزِيدٌ نظر کردن به رحمت الهی . فَنَقَّبُوا فِي الْبِلادِ یعنی رفتند سفر کردند. إِنَّ فِي ذَلِكَ لَذِكْرَى لِمَنْ كَانَ لَهُ قَلْبٌ يعنى ذاكر. أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِيدٌ یعنی شنید و اطاعت کرد. (1) وَاسْتَمِعْ يَوْمَ يُنَادِ الْمُنَادِ مِنْ مَكَانٍ قَريبٍ (41) يَوْمَ يَسْمَعُونَ الصَّيْحَةَ بِالْحَقِّ ذَلِكَ يَوْمُ الْخُرُوجِ (42) إنا نَحْنُ نُحْيِي وَ نُمِيتُ وَإِلَيْنَا الْمَصِيرُ (43) يَوْمَ تَشَقَّقُ الْأَرْضُ عَنْهُمْ سِرَاعاً ذَلِكَ حَشْرٌ عَلَيْنَا يَسيرٌ (44) نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَقُولُونَ وَ مَا أَنتَ عَلَيْهِمْ بِجَبَّارٍ فَذَكَرْ بِالْقُرْآنِ مَنْ يَخَافُ وعیدٍ (45) 41- و گوش فرا ده روزی که منادی از مکانی نزدیک ندا کند.

42- روزی که همه صیحه رستاخیز را به حق می شنوند که آن روز هنگام خروج (از قبرها) است.

43- همانا ما می میرانیم و زنده می کنیم و بازگشت آن ها به سوی ماست.

44- روزی که زمین به سرعت از روی آن ها (مردگان) شکافته می شود و


1) تفسیر برهان، ج 7، ص 303

همه (در عرصه قیامت) محشور می گردند و این جمع کردن بر ما آسان است.

45- آن چه را که می گویند ما می دانیم و تو مامور به اجبار کردن آن ها (به ایمان) نیستی پس کسانی را که از وعده عذاب می ترسند را به وسیله قرآن تذکر بده

وَاسْتَمِعْ يَوْمَ يُنَادِ الْمُنَادِ مِنْ مَكَانٍ قَرِيبٍ منادی به اسم حضرت قائم علیه السلام و به اسم پدرش ندا می کند. يَوْمَ يَسْمَعُونَ الصَّيْحَةَ بِالْحَقِّ ذَلِكَ يَوْمُ الْخُرُوج فرياد حضرت قائم علیه السلام از آسمان. ذلِكَ يَوْمُ الْخُرُوج یعنی روز رجعت است. امام صادق علیه السلام درباره آیه يَوْمَ يَسْمَعُونَ الصَّيْحَةَ بِالْحَقِّ ذَلِكَ يَوْمُ الْخُرُوج فرمود که آن روز رجعت .است (1)

يَوْمَ تَشَقَّقُ الْأَرْضُ عَنْهُمْ سِرَاعاً در رجعت. ابو بصیر گوید از امام رضا علیه السلام دربارۀ آية وَ مِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَ أَدْبَارَ السُّجُودِ سوال کردم فرمود: چهار رکعت بعد از مغرب است. (2)

فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَنْ يَخَافُ وَعِيدِ یعنی ای محمد! با آن وعده های عذابی که در قرآن داده ایم ایشان را تذکر بده. (3)


1) نور الثقلين، ج 5، ص 118

2) بحار الانوار، ج 84 ص 88؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 305

3) تفسیر برهان، ج 7، ص 306

تفسير سورة الذاريات

اشاره

51- سورة الذاریات در مکه نازل شده و دارای 60 آیه است.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

وَ الذّارِيَاتِ ذَرُواً (1) فَالْحَامِلاتِ وِقْراً (2) فَالْجَارِيَاتِ يُسْراً (3) فَالْمُقَسِّمَاتِ أَمْراً (4) إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَصَادِقٌ (5) وَ إِنَّ الدِّينَ لَوَاقِعٌ (6) و السَّمَاءِ ذَاتِ الْحُبُكِ (7) 1- سوگند به بادهای حرکت دهنده

2- سوگند به ابرهای سنگین بار (که حامل باران هستند).

3- سوگند به کشتی هایی که به آسانی (در روی آب) در حرکت هستند.

4- سوگند به فرشتگان تقسیم کننده کارها.

5- همانا آن چه که به شما وعده داده شده همه راست است.

6- و همانا جزای اعمال واقع خواهد شد.

7- سوگند به آسمان که در آن راه های بسیاری است.

وَالذَّارِياتِ ذَرُواً

جمیل از امام صادق علیه السلام روایت کرد که در معنای آیه وَالدَّارِيَاتِ ذَرْواً فرمود: ابن الكواء از امیر المؤمنین علیه السلام پرسید: این آیه چه معنا دارد؟

حضرت فرمود: منظور از ذاریات باد .است و از فَالْحَامِلاتِ وِقْراً پرسید. فرمود ابر .است و از فَالْخارِياتِ يُسْراً پرسید فرمود: کشتی ها .است از فَالْمُقَسِّمَاتِ أَمْراً پرسید. فرمود: ملائکه است.

تمام آیات اولی قسم و خبرش این آیه می باشد: إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَصَادِقٌ * وَ إِنَّ الدِّينَ لَواقُعٌ یعنی مجازات و مکافات هر آینه به وقوع خواهد پیوست. (1)

معنی زیبا و نیکو بودن آسمان

وَ السَّمَاءِ ذَاتِ الْحُبكِ حسین بن خالد گوید به امام رضا علیه السلام عرض کردم معنای آیه وَالسَّمَاءِ ذاتِ الْحُبُکِ چیست؟

فرمود: آسمان به زمین بسته شده است در این جا امام علیه السلام انگشت های مبارکش را داخل هم به طور مشبّک قرار داد.

راوی می گوید: عرض کردم چگونه آسمان به زمین بسته شده است؟ در حالی که خدای تعالی می فرماید: رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا خداوند آسمان را بدون پایه و ستون بالا نگهداشته است.

امام علیه السلام فرمود: سبحان الله! مگر خداوند نمی فرماید: بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها یعنی بدون پایه و ستونی که شما آن را می بینید؟

عرض کردم: بلی

فرمود پس پایه هست ولی شما آن را نمی بینید


1) تفسیر برهان ، ج 7، ص 308؛ نور الثقلين، ج 5، ص 120 ؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 547

عرض کردم فدایت شوم پس مطلب چگونه است؛ امام علیه السلام دست چپش را باز کرد دست راست را بر روی آن قرار داد و فرمود: این زمین دنیا و آسمان دنیاست که بالای آن گنبد ،است زمین دوّم روی آسمان دوم است روی آسمان دوم گنبد است زمین سوم روی آسمان دوم است و روی آسمان سوم گنبد است و مطلب همچنین است تا زمین هفتم که روی آسمان ششم است و روی آسمان هفتم گنبد است عرش رحمان روی آسمان هفتم است؛ و این است معنای قول خدا خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ و صاحب امر عبارت از نبیّ صلی الله علیه و اله و وصیّ بعد از او يعنى على علیه السلام می باشد و او بر روی زمین است و امر از بالای آسمان و بین آسمان ها و زمین ها به او نازل می شود.

عرض کردم: زیر پای ما جز یک زمین چیزی نیست؟

فرمود: زیر پای ما جز یک زمین نیست آن شش زمین بالای ما می باشد. (1)

ابو حمزه گوید از امام باقر علیه السلام شنیدم که دربارۀ آیۀ إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَصَادِقُ فرمود: یعنی در علی علیه السلام.

وَ إِنَّ الدِّينَ لَواقع يعنى على علیه السلام و علی همان دین است. وَ السَّمَاءِ ذَاتِ الْحُبُک مراد از السماء رسول خدا صلی الله علیه و ال و مراد از ذات الحبك على علیه السلام است. إنَّكُمْ لَفي قَوْلٍ مُخْتلِفٍ (8) يُؤْفَكُ عَنْهُ مَنْ أُفِكَ (9)


1) بحار الانوار، ج 57 ص 79؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 547 ؛ نور الثقلين، ج 4، ص 121؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 309

قُتِلَ الْخَرَاصُونَ (10) الَّذِينَ هُمْ فِي غَمْرَةٍ سَاهُونَ (11) يَسْئلُونَ أَيَّانَ يَوْمُ الدِّينِ (12) يَوْمَ هُمْ عَلَى النَّارِ يُفْتَنُونَ (13) ذُوقُوا فِتْنَكُمْ هَذَا الَّذِي كُنتُمْ بِهِ تَسْتَعْجِلُونَ (14) 8- همانا که شما در گفتار گوناگون هستید.

9- کسی از ایمان منحرف می شود که از قبول حق سرپیچی می کند.

10- مرگ بر دروغگویان.

11- همان هایی که در ضلالت و غفلت فرو رفته اند.

12- می پرسند: روز جزا چه وقت خواهد بود؟

13- آن روزی است که آن ها را در آتش بسوزانند.

14- (و گفته شود:) بچشید عذاب خود را این همان عذابی است که برای آن عجله داشتید.

إِنَّكُمْ لَفِي قَوْلٍ مُخْتَلِفِ یعنی این است درباره ولایت على علیه السلام مختلف شدند و هر کس در ولایت علی علیه السلام ثابت قدم شد وارد بهشت می شود و هر کس با ولایت على علیه السلام مخالفت ورزد داخل آتش جهنم می گردد. يُؤْفَكُ عَنْهُ مَنْ أُفِکَ یعنی هر کس از ولایت علی علیه السلام منحرف شود از بهشت منحرف می.شود (1) قُتِلَ الْخَرَّاصُونَ آن هایی که بدون علم و یقین آراء دروغشان را بر دین نسبت می دهند.


1) بحار الانوار، ج 36 ص 169 ؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 549؛ نور الثقلين، ج 5، ص 121 ؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 310

الَّذِينَ هُمْ فِي غَمْرَةٍ سَاهُونَ یعنی در ضلالت و گمراهی ، و «ساهی» کسی است که متذکر خدا نمی گردد. يَسْئلُونَ ای محمد از تو سوال می کنند. أَيَّانَ يَوْمُ الدِّینِ مجازات در چه زمانی خواهد بود؛ خداوند فرمود: يَوْمَ هُمْ عَلَى النَّارِ يُفْتَنُونَ یعنی عذاب می شوند. ذُوقُو افتنتَكُمْ يعنی عذابتان را خواهید چشید. هَذَا الَّذِي كُنتُمْ بِهِ تَسْتَعْجِلُونَ این همان عذابی است که برای آن عجله .داشتید (1) إِنَّ الْمُتَّقين في جناتٍ وَ عُيُون (15) آخِذِينَ مَا آتَاهُمْ رَبُّهُمْ إِنَّهُمْ كَانُوا قَبْلَ ذَلِكَ مُحْسِنِينَ (16) كانُوا قليلاً مِنَ اللَّيْل مَا يَهْجَعُونَ (17) وَ بِالْأَسْحَارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ (18) وَ فِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُوم (19) وَ فِي الْأَرْضِ آيَاتٌ لِلْمُوقِنِينَ (20) 15- همانا پرهیزگاران در بهشت و کنار چشمه های آب می آرامند.

16- و آن چه پروردگارشان به آن ها عطا کرده را می گیرند چرا که قبل از آن از نیکوکاران بودند.

17- آن ها کمی از شب را می خوابیدند.

18- و آن ها سحرگاهان از درگاه خداوند طلب آمرزش می کردند.

19- و در اموالشان حقّی برای سائل و محروم قرار می دادند.


1) تفسير برهان، ج 7، ص 310

20- و در زمین آیاتی برای اهل یقین است.

خداوند متقین را ذکر کرده و می فرماید: إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ آخِذِينَ مَا آتَاهُمْ رَبُّهُمْ - تا - مَا يَهْجَعُونَ که ما يهجعون یعنی نمی خوابیدند. (1)

وَ بِالْأَسْحَارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ وَ فِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ سائل کسی است که سؤال می کند و محروم کسی است که از تلاشش جلوگیری شده است. وَ فِي الْأَرْضِ آيَاتٌ لِلْمُوقِنِينَ در هر چیزی که خداوند آفریده است. شاعر می گوید:

و في كل شيء له آية *** تدل على أنه واحد

یعنی: در هر چیزی برای او آیه و نشانی است دلالت می کند که او واحد و یگانه است.

وَ فِي أَنْفُسِكُمْ أَفَلَا تُبْصِرُونَ (21) و فِي السَّمَاءِ رِزْقُكُمْ وَ مَا تُوعَدُونَ (22) فَوَ رَبِّ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقِّ مِثْلَ مَا أَنَّكُمْ تَنْطِقُونَ (23) 21- و در خود شما (آیاتی است) آیا نمی بینید؟

22- و در آسمان روزی شماست و آن چه که به شما وعده داده می.شود

23- پس سوگند به پروردگار آسمان و زمین که این وعده حق است همان گونه که شما سخن می گوئید.

وَ فِي أَنفُسِكُمْ أَفَلا تُبْصِرُونَ خداوند تو را شنوا و بینا آفرید، یک بار


1) تفسیر برهان، ج 7، ص 311

غضب می کنی یک بار راضی می گردی گرسنه و سیر می شوی که همۀ این ها از آیات خداوند است. (1)

وَ فِي السَّمَاءِ رِزْقُكُمْ وَ مَا تُوعَدُونَ باران از آسمان می بارد و به وسیلهٔ آن غذای عالم از زمین می روید. وَ ما تُوعَدُونَ یعنی از اخبار رجعت و قیامت و اخباری که در آسمان است سپس خداوند به خودش سوگند خورده و فرمود: فَوَ رَبِّ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقُّ مِثْلَ مَا أَنَّكُمْ تَنْطِقُونَ یعنی آن چه که وعده داده اید. (2) خداوند داستان حضرت ابراهیم علیه السلام را نقل می کند که ما آن را در سوره هود آورده ایم.

فَأَقْبَلَتِ امْرَأَتُهُ في صَرَّةٍ فَصَكَتْ وَجْهَهَا وَ قَالَتْ عَجُوزٌ عَقِيمٌ (29) 29- پس همسر (ابراهیم ساره) در حالی که (از فرط خوشحالی) فریاد می کشید و بر صورت خود می زد جلو آمد و گفت: (آیا صاحب بچه ای می شوم در حالی که) من زنی پیر و نازا هستم؟

فَأَقْبَلَتِ امْرَأَتُهُ فِي صَرَّةٍ منظور از صره جماعت است. (3) فَصَكَّتْ وَجْهَها یعنی هنگامی که جبرئيل علیه السلام او را به إسحاق علیه السلام بشارت داد رویش را پوشاند. (4)


1) تفسیر صافی، ج 6، ص 551 ؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 312؛ نور الثقلين، ج 5، ص ص 123

2) تفسیر صافی، ج 6، ص 552 ؛ تفسیر برهان، ج 7 ص 313؛ نور الثقلين، ج 5 ص 124

3) تفسیر برهان، ج 7، ص 319؛ تفسیر صافی، ج 6 ص 554

4) آن قدر حیا داشت که با آن همه عمری که از او گذشته بود باز خجالت کشیده و حیا نمود و رویش را از شرم و حیا پوشاند ولی الان در زمان ما زنان با کمال پررویی و بی شرمی در مقابل مردان نامحرم .... دم از چندین بچه زائیدن و بچه به دنیا آوردن و حالت چگونگی زائیدن را بیان می کنند بدون این که ذره ای شرم و حیا داشته باشند.

وَ قَالَتْ عَجُوزٌ عَقِیمُ یعنی نازا بود و بچه به دنیا نمی آورد. وَ فِي عَادٍ إِذْ أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمُ الرِّيحَ الْعَقيمَ (41) 41- و نیز در سرگذشت قوم عاد (آیتی است) که برای هلاکت آن ها تندبادی بدون باران فرستادیم.

وَ فِي عَادٍ إِذْ أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمُ الرِّيحَ الْعَقِيمَ باد عقیم بادی است که نه درختان را بارور می کند و نه گیاهان را می.رویاند وَ فِي ثَمُودَ إِذْ قَبلَ لَهُمْ تَمَتَّعُوا حَتَّى حِينٍ (43) 43- و نیز در قوم ثمود (آیتی است﴾ هنگامی که به آن ها گفته شد: مدت کمی (از لذائذ دنیوی) بهره مند باشید (تا عذاب الهی فرا برسد).

و فِي ثَمُودَ إِذْ قِيلَ لَهُمْ تَمَتَّعُوا حَتَّى حِينٍ و مراد از حین به در این جا سه روز .است وَ السَّمَاءَ بَنَيْنَاهَا بِأَيْدِ وَ إِنَّا لَمُوسِعُونَ (47) 47 - و ما آسمان را به قدرت خود بنا نمودیم و بر وسعت آن می افزائیم

وَالسَّمَاءَ بَنَيْنَاهَا بِأَيْدِ یعنی با قدرت. فَفِرُّوا إِلَى اللهِ إِنِّي لَكُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ مُبِينٌ (50) 50- پس به سوی خداوند بگریزید همانا که من برای شما از جانب او انذار کننده ای آشکار هستم

فَفِرُّوا إِلَى اللهِ یعنی حج به جا بیاورید.

كذَلِكَ مَا أَتَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلا قَالُوا سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ (52) أَتَواصَوْا بِهِ بَلْ هُمْ قَوْمٌ طَاغُونَ (53) فَتَوَلَّ عَنْهُمْ فَما أَنْتَ بِمَلُومٍ (54) وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكرى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ (55) 52- اینچنین است که هیچ فرستاده ای قبل از این ها به سوی قومی نیامد مگر آن که گفتند: او ساحر با دیوانه است.

53- آیا یکدیگر را (به این تهمت ها) سفارش می کردند؟ (نه) بلکه آن ها قومی سرکش و طغیان گر بودند.

54- پس از آن ها روی بگردان که تو مورد ملامت و سرزنش واقع نمی شوی.

55 - و تذکر بده چرا که تذکّر برای مؤمنان سودمند است.

كَذَلِكَ مَا أَتَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلا قَالُوا سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ * أَتَوَاصَوْا بِهِ یعنی قریش با نام هایشان تا این که به رسول خدا ساحر و مجنون .گفتند فَتَوَلَّ عَنْهُمْ اى محمد فَمَا أَنتَ بِمَلُومٍ یعنی خداوند اهتمام به هلاکت اهل زمین کرده است پس خداوند بر رسولش نازل فرمود: ای محمد از آن ها روی برگردان که تو مورد ملامت و سرزنش واقع نمی شویی سپس برای خداوند بداء حاصل شده و بر پیامبر نازل فرمود: وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرِي تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ و این آیه رد بر کسانی است که بداء و معیشت را از برای خداوند منکر می شوند. (1) وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلا لِيَعْبُدُونِ (56)


1) نور الثقلين ج 5 ص 131؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 559 ؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 323

ما أُريدُ مِنْهُمْ مِنْ رِزْقٍ وَمَا أُريدُ أَنْ يُطْعِمُونِ (57) 56- و من جن و انس را نیافریدم مگر این که مرا عبادت کنند.

57- من از آن ها روزی نمی خواهم و نمی خواهم که مرا اطعام کنند.

وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلا لِيَعْبُدُونِ خداوند آن ها را به امر و نهی و تكليف آفرید و خلقت آن ها از روی جبر نیست که اجباراً او را عبادت کنند و لكن خلقت آن ها اختیاری است و با امر و نهی امتحان می کند تا چه کسی او را اطاعت می کند و چه کسی معصیت و نافرمانی؛ و در حدیث دیگر آمده است این آیه با آیۀ وَلا يَزَالُونَ مُختلِفِينَ منسوخ شده است. ما أُرِيدُ مِنْهُمْ مِنْ رِزْقٍ یعنی آن ها را به خاطر نیازمند بودن به آن ها خلق نکرده ام. فَإِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا ذَنُوباً مِثْلَ ذَنُوبِ أَصْحَابِهِمْ فَلَا يَسْتَعْجِلُونِ (59) فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ يَوْمِهِمُ الَّذِي يُوعَدُونَ (60) 59- پس کسانی که ستم کردند گناهی (عذابی) مانند گناه (عذاب) یارانشان هست پس نسبت به آن عجله نکنند.

60- پس وای بر کسانی که کافر شدند از آن روزی که به آن ها وعده داده می شود.

فَإِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا یعنی در حق آل محمد ستم کردند. ذَنُوباً مِثْلَ ذَنُوبِ أَصْحَابِهِمْ فَلا يَسْتَعْجِلُونِ گناهی (عذابی) مانند گناه (عذاب) يارانشان هست پس نسبت به آن عجله نکنند. سپس فرمود: فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ يَوْمِهِمُ الَّذِي يُوعَدُونَ پس وای بر کسانی که کافر شدند از آن روزی که به آن ها وعده داده می شود. (1)


1) تفسیر صافی، ج 6، ص 560 ؛ نور الثقلين، ج 5، ص 132؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 327

تفسیر سوره طور

اشاره

52- سوره طور در مکه نازل شده و دارای 49 آیه است.

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

وَالطُّورِ (1) وَ كِتَابِ مَسْطُورٍ (2) في رَبِّ مَنشور (3) وَالْبَيْتِ الْمَعْمُور (4) وَ السَّقْفِ الْمَرْفُوعِ (5) و الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ (6) إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ لَوَاقِع (7) مالَهُ مِنْ دَافِع (8) 1- سوگند به طور .

2- و سوگند به کتاب نوشته شده (قرآن).

3- در صفحه ای گشوده.

4- و سوگند به بیت المعمور.

5- و سوگند به سقف برافراشته.

6- و سوگند به دریای برافروخته.

7- همانا که عذاب پروردگارت واقع می شود.

8- و چیزی دافع آن نخواهد بود.

وَالطُّورِ * وَ كِتَابٍ مَسْطُورٍ طور کوهی در طور سینا است. وَ كِتَابِ مَسْطُورٍ یعنی نوشته شده. فِي رَقٍ مَنْشُورٍ * وَالْبَيْتِ الْمَعْمُورِ بيت المعمور در آسمان چهارم است که به آن ضُراح می گویند و در هر روز هفتاد هزار ملک بر آن وارد می شوند که دیگر هرگز بر آن وارد نمی شوند. (1) وَالسَّقْفِ الْمَرْفُوعِ يعنى آسمان. وَ الْبَحْرُ الْمَسْجُور يعنی روز قیامت دریای آتش فوران می شود تمام آیات گذشته قسم و جوابش آیه إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ لَوَاقِعٌ : مَا لَهُ مِنْ دَافِعِ می باشد. يَوْمَ تَمُورُ السَّمَاءُ مَوْراً (9) و تَسيرُ الْجِبَالُ سَيْراً (10) فَوَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ (11) الَّذينَ هُمْ فِي خَوْضٍ يَلْعَبُونَ (12) 9- روزی که آسمان به شدت به حرکت در می آید

10- و کوه ها از جا کنده شده و حرکت می کنند.

11- پس در آن روز وای بر تکذیب کنندگان

12- همان هایی که به بازی باطل مشغول هستند.

يَوْمَ تَمُورُ السَّمَاءُ مَوْراً یعنی روزی که اضطراب و دگرگونی آسمان نمایان گردد.


1) نور الثقلين ج 5 ص 136؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 329؛ تفسیر صافی، ج 7، ص 7

وَ تَسِيرُ الْجِبَالُ سَيْراً یعنی مانند باد می شود. فِي خَوْضٍ يَلْعَبُونَ در معاصی وارد می شوند. (1) يَوْمَ يُدَعُونَ إِلَى نَارِ جَهَنَّمَ دَعَّا (13) 13- آن روزی که آن ها را به زور به سوی آتش جهنم می رانند.

در بهشت غنا نیست

يَوْمَ يُدَعُونَ إِلى نَارِ جَهَنَّمَ دَعَا در آتش جهنم انداخته می شوند. هنگامی که حضرت حمزه شهید شده بود حضرت رسول صلی الله علیه و آله روزی عبور می کردند که دیدند عمرو بن العاص و عقبة بن ابی معیط دو نفری زیر دیواری نشسته بودند، شراب خورده و این شعر را می خوانند:

كم من حواري تلوح عظامه *** وراء الحرب أن يجر فيقبرا

یعنی: چه بسیار یارانی که استخوان هایشان بعد از جنگ آشکار شده و همسایه قبرها گشته اند.

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: پروردگارا آن دو را لعن فرما و آن ها را به فتنه شان برگردان و در آتش جهنم بیندازشان (2)

اصْلَوْهَا فَاصْبِرُوا أَوْ لا تَصْبِرُوا سَوَاءٌ عَلَيْكُمْ إِنَّمَا تُجْزَوْنَ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ (16) 16- در آن وارد شوید و بسوزید پس صبر کنید یا صبر نکنید برای شما


1) تفسیر صافی، ج 7، ص 8

2) بحار الانوار، ج 20، ص 76 و ج 22، ص 99

یکسان است چرا که به خاطر اعمالی که انجام داده اید کیفر می شوید.

اصْلَوْهَا فَاصْبِرُوا أَوْ لا تَصْبِرُوا﴾ صبر در این مقام به معنی حقیقی خود محمول نیست زیرا که احدی صبر بر شدائد آتش نتواند کرد بلکه صبر در این جا به معنی جرأت است یعنی در آیید در جهنم خواه آن که شما جرأت در آمدن داشته باشید یا نداشته باشید زیرا احدی صبر بر آتش ندارد و دلیل بر آن فَمَا أَصْبَرَهُمْ عَلَى النَّارِ (1)یعنی جرأت تحمل آتش را ندارید. (2)

وَالَّذِينَ آمَنُوا وَاتَّبَعَتَهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ بِإِيمَانِ أَلْحَقْنَا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ مَا أَلَتْنَاهُمْ مِنْ عَمَلِهِمْ مِنْ شَيْءٍ كُلُّ امْرِي بِمَا كَسَبَ رَهيِنٌ (21) 21- و کسانی که ایمان آوردند و فرزندانشان هم در پیروی از آن ها ایمان آوردند فرزندانشان را (در بهشت) به آن ها ملحق می کنیم و از پاداش عمل آن ها چیزی نمی کاهیم. هر کسی در گرو عمل خویش است.

وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَاتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ بِإِيمَانِ الْحَقْنَا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ ابو بصیر روایت می کند که امام صادق علیه السلام فرمود: اطفال شیعیان ما از مومنین هستند و حضرت فاطمه علیها السلام آن ها را تربیت می.کند (3)

أَلْحَقْنَا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ آن ها را در روز قیامت به پدرانشان ملحق می کنیم. (4) عبد الرحمن بن کثیر گوید امام صادق علیه السلام در معنای آیه وَالَّذِينَ آمَنُوا وَاتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ بِإِيمَانٍ أَلْحَقْنَا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ فرمود: وَالَّذِينَ آمَنُوا يعنى آن هایی که به پیامبر و امیرالمؤمنین ایمان آورده اند و مراد از ذریه ائمه


1) بقره، آیه 175

2) نور الثقلين ، ج 5، ص 138

3) بحار الانوار، ج س 229

4) تفسیر صافی، ج 7، ص 11 ؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 331؛ نور الثقلین، ج 5، ص 140

معصومین و اوصیاء پیغمبرند و ذریّه آن ها را به ایشان ملحق نمودیم و ذریّه ما آن ها را از حجتی که محمد صلی الله علیه و آله آن را دربارۀ علی علیه السلام آورده بود کم ننمودیم که حجت آن ها یکی و اطاعشان نیز یکی است. (1)

وَ ما أَلَتْنَاهُمْ مِنْ عَمَلِهِمْ مِنْ شَيْءٍ یعنی ما ایشان را ناقص نمی کنیم. (2) يَتَنَازَعُونَ فِيهَا كَأْساً لا لَغْو فيها وَلا تَأْثيمٌ (23) 23- آن ها در بهشت جام های نوشیدنی پاک و گوارا را از دست همدیگر می گیرند که نه بیهودگی در آن است و نه گناهی.

لا لَغْوٌ فِيهَا وَلا تَأْثِيمٌ در بهشت غنا و فحش نیست مومن می آشامد ولی گناه نمی کند. وَ أَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَسَاءَلُونَ (25) قَالُوا إِنَّا كُنَّا قَبْلُ فِي أَهْلِنَا مُشْفِقِينَ (26) فَمَنَّ اللهُ عَلَيْنا وَ وَقَانًا عَذَابَ السَّمُوم (27) 25- و آن ها رو به همدیگر کرده و سؤال می کنند ؛

26- و می گویند: ما قبل از این در میان خانواده خود بیمناک بودیم.

27- پس خداوند بر ما منت نهاد و ما را از عذاب سموم (كُشنده) حفظ نمود.

خداوند گفتار اهل بهشت را حکایت کرده و فرمود: وَ أَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَسَاءَلُونَ یعنی در بهشت


1) كافى، ج 1، ص 275؛ بصائر الدرجات، ص 480؛ تاويل الآيات الظاهره، ص 598 تفسیر برهان، ج 7، ص 331

2) بحار الانوار، ج 5، ص 290

قَالُوا إِنَّا كُنَّا قَبْلُ فِي أَهْلِنَا مُشْفِقِينَ یعنی در دنیا از عذاب خدا می ترسیدیم. اللهُ عَلَيْنا وَ وَقَانَا عَذَابَ السَّمُوم مراد از «سموم» گرما و حرارت شدید است. أَمْ يَقُولُونَ شاعِرٌ نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ (30) قُلْ تَرَبَّصُوا فَإِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُتَرَبِّصينَ (31) أَمْ تَأْمُرُهُمْ أَحْلامُهُمْ بِهَذَا أَمْ هُمْ قَوْمٌ طَاغُونَ (32) أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ بَلْ لا يُؤْمِنُونَ (33) فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ إِنْ كَانُوا صَادِقِينَ (34) 30- بلکه می گویند: او (محمّد) شاعری است که ما مرگ او را انتظار داریم.

31 - بگو: انتظار بکشید که من نیز با شما از منتظران هستم.

32- آیا خیالات باطلشان این ها را به این اعمال وا می دارد یا آن ها گروهی طغیان گر هستند؟

33- بلکه می گویند: او قرآن را به خداوند افترا بسته است بلکه آن ها ایمان نمی آورند.

34- پس اگر راست می گویند سخنی همانند آن را بیاورند.

خداوند گفتار قریش را حکایت کرده و فرمود: أَمْ يَقُولُونَ شاعر که رسول خدا صلی الله علیه و آله را سرزنش می کردند نتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ که ما مرگ او را انتظار داریم.

پس خداوند فرمود: ای محمد به آن ها بگو: تَرَبَّصُوا فَإِنِّي مَعَكُمْ مِنَ المُتَرَبِّصِينَ * أَمْ تَأْمُرُهُمْ أَحْلامُهُمْ بِهذا در دنیا کسی بردبارتر و خردمندتر از قریش نبود، سپس عطف بر اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله کرده و فرمود: أَمْ

يَقُولُونَ ای محمد تَقَوَّلَهُ یعنی امیر المؤمنين علیه السلام: آیا می گویند که پیامبر صلی الله علیه و آله علی را با رأی و نظر خودش خلیفه قرار داده است. بَلْ لا يُؤْمِنُونَ زیرا پیامبر او را با رأی و نظر خودش خلیفه قرار نداده است. سپس فرمود: فَلْيَأْتُوا بِحَدِیثٍ مِثْلِهِ یعنی مردی همچون او را از جانب خداوند بياوريد إنْ كانُوا صادِقِينَ اگر راستگو هستید.

أَمْ لَهُ الْبَنَاتُ وَلَکُمُ الْبَنُونَ (39) أَمْ تَسْئَلُهُمْ أَجْراً فَهُمْ مِنْ مَغْرَم مُثْقَلُونَ (40) 39- آیا برای خداوند فرزندان دختر است و برای شما فرزندان پسر؟

40- آیا تو از آن ها اجر رسالت می خواهی که زیر بار سنگین غرامت در مانده اند؟

أَمْ لَهُ الْبَناتُ وَلَكُمُ الْبَنُونَ آن گفته قریش است که می گفتند ملائکه دختران خداوند هستند. سپس فرمود: أَمْ تَسْتَلُهُمْ ای محمد أَجْراً در مقابل آن چه که از رسالت به آن ها عطا کرده ای.

فَهُمْ مِنْ مَغْرَمٍ مُثْقَلُونَ یعنی که غرامت سنگینی بر آن ها وارد می شود. (1) وَ إِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا عَذَاباً دُونَ ذَلِكَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ (47) وَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنَا وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حينَ تَقُومُ (48) وَ مِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَ إِدْبَارَ النُّجُومِ (49)


1) تفسیر صافی، ج 7، ص 11 ؛ نور الثقلين، ج 5، ص 141 ؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 334

47- و کسانی که ستم کرده اند عذاب قبل از آن است و لکن بیش تر آن ها نمی دانند.

48- برای حکم پروردگارت صبر کن چرا که تو تحت مراقبت ما هستی و هنگامی که بر می خیزی پروردگارت را تسبیح و حمد گوی.

49- و در شب و هنگام پشت کردن ستارگان به تسبیح خداوند بپرداز وَ إِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا کسانی که در حق آل محمد ستم نمودند.

عَذَاباً دُونَ ذَلِكَ يعنی عذاب رجعت با شمشیر. (1) وَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنَا یعنی تو در حفاظت و حرز و امان و زیر پوشش نعمت ما هستی. وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حِينَ تَقُومُ تسبیح پروردگارت را هنگامی که برای نماز شب به پا می خیزی به جا بیاور. فَسَبِّحْهُ قبل از نماز شب وَ إِدْبَارَ النُّجُومِ هنگام پشت کردن ستارگان ابن ابى نصر [بصیر] گوید که امام رضا علیه السلام فرمود: مراد از ادبار السجود چهار ركعت بعد از مغرب است و مراد از إدبار النجوم دو رکعت قبل از نماز صبح می باشد. (2)


1) تفسیر ،برهان، ج 7، ص 335؛ تفسیر صافی، ج 7، ص 16

2) بحار الانوار، ج 84 ص 88؛ کافی، ج 444؛ تفسیر برهان، ج 7، ص 335