ghaemiyeh.com
سرشناسه : محمدی ریشهری، محمد، ۱۳۲۵ -
عنوان قراردادی : الجنه والنار فیالکتاب والسنه. فارسی - عربی
عنوان و نام پديدآور : بهشت و دوزخ از نگاه قرآن و حدیث، فارسی - عربی / محمد محمدیریشهری ، با همکاری رسول موسوی؛مترجم حمیدرضا شیخی.
مشخصات نشر : قم: موسسه علمیفرهنگی دارالحدیث،سازمان چاپ و نشر ، ۱۳۸۹ .
مشخصات ظاهری : ۲ج.
فروست : پژوهشکده علوم و معارف حدیث؛ ۲۱۷.
شابک : ۲۲۰۰۰۰ ریال : دوره978-964-493-536-7: ؛ ج.۱978-964-493-537-4: ؛ ج. ۲: 978-964-493-538-1
يادداشت : ج. ۲ ( چاپ اول : ۱۳۸۹ ).
يادداشت : ج.۲ (چاپ دوم: ۱۳۹۰).
یادداشت : کتابنامه.
موضوع : بهشت (اسلام)
موضوع : بهشت (اسلام) -- احادیث
موضوع : بهشت (اسلام) -- جنبههای قرآنی
موضوع : دوزخ -- احادیث
موضوع : دوزخ -- جنبههای قرآنی
شناسه افزوده : موسوی، سیدرسول، ۱۳۴۰ -
شناسه افزوده : شیخی، حمیدرضا، ۱۳۳۷ -، مترجم
شناسه افزوده : دار الحدیث. مرکز چاپ و نشر
رده بندی کنگره : BP۲۲۲/۶۵/م۲۸ج۹۰۴۱ ۱۳۸۹
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۴۴
شماره کتابشناسی ملی : ۲۵۶۶۷۱۸
پيش گفتاربهشت و دوزخ ، بنيادى ترين مسئله در حوزه معارف مرتبط با جهان شناسى ، انسان شناسى و دين شناسى است . از نگاه قرآن ، حكمت غايى و هدف نهايى آفرينش انسان و جهان ، بازگشت به خداوند متعال است ، و اگر اين هدف نباشد ، نه تنها آفرينش انسان ، بلكه آفرينش جهان ، باطل و بيهوده است . قرآن ، در تبيين هدفدار بودن خلقت انسان مى فرمايد : «أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَـكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ . (1)آيا گمان بُرده ايد كه ما شما را بيهوده آفريده ايم و به سوى ما باز نمى گرديد؟!» همچنين ، هدفدار بودن خلقت جهان را چنين تبيين مى نمايد : «وَ مَا خَلَقْنَا السَّمَاءَ وَ الْأَرْضَ وَ مَا بَيْنَهُمَا بَـطِلاً ذَ لِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُواْ فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ كَفَرُواْ مِنَ النَّارِ * أَمْ نَجْعَلُ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَـتِ كَالْمُفْسِدِينَ فِى الْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِينَ كَالْفُجَّارِ . (2)ما ، آسمان و زمين و ميان آن دو را، پوچ نيافريديم. اين ، گمان كسانى است كه
.
كافر شدند. پس واى بر كسانى كه كافر شدند از آتش جهنّم ! يا [ گمان مى بريد ]ما كسانى را كه ايمان آوردند و كار نيك انجام دادند، همسانِ تباهكاران زمين قرار مى دهيم و يا تقواپيشگان را همانند فاجران قرار مى دهيم ؟!» . و نيز مى فرمايد : «أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ اجْتَرَحُواْ السَّيِّئاتِ أَن نَّجْعَلَهُمْ كَالَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّــلِحَـتِ سَوَآءً مَّحْيَاهُمْ وَ مَمَاتُهُمْ سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ * وَ خَلَقَ اللَّهُ السَّمَـوَ تِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَ لِتُجْزَى كُلُّ نَفْسِ بِمَا كَسَبَتْ وَ هُمْ لَا يُظْـلَمُونَ . (1)آيا كسانى كه مرتكب كارهاى بد شده اند ، پنداشته اند كه آنان را مانند كسانى قرار مى دهيم كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده اند ، كه زندگى و مرگشان يكسان است ؟! چه بد ، داورى مى كنند! و خدا ، آسمان ها و زمين را به حق آفريده است و تا هر كس به [ موجب] آنچه به دست آورده، پاداش يابد و به آنان ، ستم نخواهد شد» . با تأمّل در اين آيات و آيات مشابه آنها معلوم مى شود كه مقصود از بازگشت به خداوند متعال ، رستاخيز انسان و حضور وى در صحنه قيامت و ديدن دستاورد كارهاى نيك خويش به صورت درجات بهشت است ، و يا رو به رو شدن با حاصل كارهاى نارواى خود در قالب دَرَكات دوزخ . بنا بر اين ، همه آنچه در تبيين «حكمت آفرينش» در قرآن و حديث آمده ، مقدّمه اين هدف نهايى است . به سخن ديگر ، حكمت آفرينش انسان ، اين است كه وى با به كار گيرى انديشه و عقل ، با آفريدگار خود ، آشنا شود و با به كار بستن برنامه هايى كه او از
.
1) .جاثيه : آيه ۲۱ ـ ۲۲ .
طريق پيامبران خود براى سعادت دنيا و آخرت انسان ، ارائه كرده ، به سوى رحمت مطلق خداوند ، ره سپار گردد و براى هميشه از بهترين زندگى ها برخوردار شود . البتّه انسان اگر فرمان عقل را ناديده گرفت و به جاى پيروى از آن ، تسليم هوس هاى حيوانى خود شد ، آينه دلش زنگار مى گيرد ، خدا را فراموش مى كند و بدين سان ، از رحمت گسترده او دور مى گردد و بدترين گونه زندگى ابدى را براى خود ، رقم مى زند .
گزارشِ اجمالى كتابكتابى كه در برابر شماست ، جمع بندى معارف قرآن و احاديث اسلامى در باره جايگاه ابدى نيكوكاران و سرنوشت حتمى تبهكاران ، با نظمى نوين و تحليل هاى مورد نياز است كه در دو بخش ، ارائه مى شود : بخش يكم ، در باره بهشت و جايگاه ابدى نيكوكاران و مباحث مربوط به آن است . در فصل نخست اين بخش ، كاربردهاى كلمه «جنّت» در قرآن و حديث ، ارائه مى شود و در فصل هاى بعدى ، جنّتِ موعود در عالم آخرت ، بررسى مى گردد . در فصل دوم ، پس از گزارش احاديث مربوط به آفرينش بهشت و دوزخ ، آراى مختلف در اين باره ، نقد و بررسى مى شوند . در فصل سوم ، به مشهورترين نام ها و اوصافى اشاره شده كه در قرآن و احاديث ، براى بهشت موعود ، به كار رفته اند و ساير موارد (مانند : «غرفه» و
.
«روضه») ، ضمن مباحث بعدى مطرح مى گردند . جاذبه هاى مادّى و معنوى بهشت ، موضوع فصل چهارم است . در اين فصل ، جاذبه هاى ديدارى ، خوردنى هاى لذيذ ، آشاميدنى هاى گوارا ، آوازهاى خوش ، همسرانِ زيبا ، خدمتكارانِ مرواريدگون و مَركب هاى راهوار بهشت ، به تفصيل ، گزارش شده اند و افزون بر اين ، تأكيد گرديده كه در بهشت ، هر چه دل بخواهد و ديده از آن لذّت بَرَد ، وجود دارد ؛ امّا بالاترين لذّت در بهشت ، خشنودى خدا و محبّت و ديدار قلبى اوست . در فصل پنجم ، به آنچه در بهشت (مانند : خستگى ، ترس ، غم ، بيمارى هاى جسمى و روحى ، خواب و پيرى) وجود ندارد ، اشاره شده است . همه آيات و احاديثى كه در باره بهشت وارد شده اند ، به گونه اى مخاطب را تشويق مى كنند كه همه تلاش خود را براى رسيدن به آن ، به كار گيرد ؛ ولى شمارى از آنها به طور ويژه به اين موضوع پرداخته اند ، مانند : آنچه ارزش غير قابل تصوّر بهشت و آسان بودن دستيابى به آن را گزارش كرده است ، يا آنچه بر ياد كردنِ بهشت و اجتناب از غفلت از آن ، دلالت دارد . اين آيات و احاديث ، در فصل ششم ، تنظيم گرديده اند . در فصل هاى هفتم تا سيزدهم نيز راه هاى رسيدن به بهشت و زمينه ها و عوامل تكوينى ، اعتقادى ، اخلاقى و عملى ورود به جايگاه نيكان در عالم آخرت ، ارائه مى شوند . تنوّع بيان و تفاوت تعابير احاديث در تبيين راه هاى ورود به بهشت ، موجب گرديد كه اين موضوع ، در چند فصل ، تنظيم شود تا براى مخاطب ، جاذبه بيشترى داشته باشد ؛ امّا موانع اعتقادى ، اخلاقى و عملىِ ورود به بهشت ، تنها در يك فصل ، يعنى فصل چهاردهم ، جاى گرفت .
.
در فصل پانزدهم ، شمارى از نظام هاى حاكم بر بهشت ، گزارش شده اند ، مانند : اجازه نامه بهشت ، نخستين كسانى كه وارد بهشت مى شوند ، و آخرين پيامبران و مردمانى كه وارد آن مى گردند . بهشت ، درجات و مراتب مختلفى دارد كه بر اساس معرفت و عمل ، ميان بهشتيان ، تقسيم مى شوند ؛ يعنى هر كس كه از معرفت بيشترى برخوردار است و كارهاى نيكوترى انجام داده است ، درجه بالاترى دارد و از لذايذ بيشترى بهره مند مى گردد . فصل شانزدهم ، به گزارش هايى در اين باره اختصاص دارد . در آخرين فصل از بخش نخستِ اين مجموعه ، اهل بهشت بودن شمارى از اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله و خاندان ايشان ، بيان شده و اين ، بِدان معناست كه آنها تا پايان زندگى ، از راه حق ، منحرف نخواهند شد . بخش دوم اين كتاب ، سرنوشت حتمى و خطرناك تبهكاران را از منظر قرآن و احاديث اسلامى ، تبيين مى نمايد . در مقدّمه اين بخش ، حكمت خلقت دوزخ و ماهيت كيفرهاى اُخروى ، بررسى مى شوند و در ادامه ، نام هاى دوزخ ، هشدارهاى خداوند متعال و پيشوايان الهى در باره دوزخ ، تشويق به يادآورى اين جايگاهِ وحشتناك و پناه بردن از آن به خدا ، ويژگى هاى دوزخ ، آزارهاى روانى دوزخيان ، ويژگى هاى اهل دوزخ ، زندگى و حالات گوناگون آنان ، آنچه انسان را گرفتار چنين سرنوشت شومى مى كند ، و آنچه مانع اين گرفتارى مى گردد ، در يازده فصل ، ارائه مى گردند . در فصل دوازدهمِ اين بخش ، نظام حاكم بر سراى ابدىِ تبهكاران ، با عنوان «نظام جهنم» مطرح مى شود و در فصل پايانى به شمارى از كسانى كه در قرآن و
.
احاديث اسلامى ، دوزخى بودن آنان پيشگويى شده ، اشاره مى گردد .
روش تدوين كتابروش ما در بررسى و كاوش و مستندسازى مباحث در اين مجموعه ، متّكى به عناصر زير است : ۱ . از ديدگاه ما ، احاديثى كه از خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله روايت شده اند ، در واقع ، حديث پيامبر خدايند ، همان گونه كه امام رضا عليه السلام فرمود : إنّا عَنِ اللّهِ و عَن رَسولِهِ نُحَدِّثُ . (1)ما از طرف خدا و پيامبر او سخن مى گوييم . نيز امام صادق عليه السلام مى فرمايد : حَديثى حَديثُ أبى ، و حَديثُ أبى حَديثُ جَدّى ، و حَديثُ جَدّى حَديثُ الحُسَينِ عليه السلام ، و حَديثُ الحُسَينِ حَديثُ الحَسَنِ عليه السلام ، و حَديثُ الحَسَنِ حَديثُ أميرِ المُؤمِنينَ عليه السلام ، و حَديثُ أميرِ المُؤمِنينَ حَديثُ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ، و حَديثُ رَسولِ اللّهِ قَولُ اللّهِ عز و جل . (2)سخن من ، سخن پدرم است و سخن پدرم ، سخن جدّم است و سخن جدّم ، سخن حسين است و سخن حسين ، سخن حسن است و سخن حسن ، سخن امير مؤمنان و سخن امير مؤمنان ، سخن پيامبر خداست و سخن پيامبر خدا ، سخن خداوند عز و جل است . به همين دليل ، در اين كتاب ، از همه احاديثِ روايت شده از پيامبر صلى الله عليه و آله و
.
خاندان او ، يكسان بهره گرفته شده است . ۲ . كوشيده ايم تا در حدّ توان ، همه احاديث مربوط به هر موضوع را از منابع گوناگونِ شيعه و اهل سنّت ، به طور مستقيم ، استخراج و گردآورى كنيم و با بهره گيرى از نرم افزارهاى رايانه اى ، آنها را روى برگه هاى مخصوص ، تنظيم نماييم تا زمينه گزينش كامل ترين ، موثّق ترين و كهن ترينِ آنها فراهم آيد . در مورد استفاده از دعاها نيز جز در مواردى اندك ، تنها از ادعيه اى كه مستند به پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل بيت عليهم السلام هستند ، بهره گرفته ايم . ۳ . سعى كرده ايم از آوردن احاديث تكرارى پرهيز نماييم ، جز در اين موارد : الف ـ آن جا كه نكته مهمّى در تفاوت واژه ها و اصطلاحات ، نهفته بوده است ؛ ب ـ در مواردى كه متن حديث ، در متون شيعه و اهل سنّت ، تفاوت داشته است ؛ ج ـ آن جا كه متن حديث ، بيش از يك سطر نبوده و مربوط به دو باب بوده است . ۴ . در مواردى كه متن هاى رسيده از پيامبر خدا و امامان عليهم السلام ، متعدّد بوده اند ، حديث پيامبر صلى الله عليه و آله در متن ، و نشانى احاديث ائمّه عليهم السلام با ذكر عنوان و منبع ، در پانوشت مى آيد ، مگر آن كه حديث آنان ، نكته تازه اى داشته باشد كه در اين صورت ، آن حديث نيز در متن ، آورده مى شود . ۵ . در هر موضوع ، پس از ذكر آيات مربوط به آن ، احاديث پيشوايان ، به ترتيب زمانى (از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله تا امام مهدى عليه السلام ) آورده مى شوند ، مگر آن كه حديثى در تفسير آياتِ ياد شده باشد (كه در اين صورت ، پيش از احاديث ديگر
.
مى آيد) ، يا آن كه تناسب موضوعى احاديث ، ترتيب ديگرى را ايجاب كند . ۶ . در آغاز هر حديث ، تنها نام پيامبر صلى الله عليه و آله يا امامى را آورده ايم كه حديث از او نقل شده است ، مگر آن كه راوى ، فعل آنان را نقل كرده باشد ، يا سؤال و جوابى در ميان باشد و يا راوى ، سخنى را در متن حديث آورده باشد كه كلام پيامبر صلى الله عليه و آله يا آن امام نيست . ۷ . به دليل تعدّد نام ها و لقب هاى پيامبر صلى الله عليه و آله و امامان عليهم السلام ، نام واحدى را براى هر يك از آنان برگزيده ايم كه به صورت ثابت ، در اوّلِ روايت مى آيد و بر شخص مورد نظر ، دلالت مى كند . ۸ . در پانوشت ها ، منابع احاديث ، به ترتيب معتبرترينِ آنها تنظيم شده اند ؛ ليكن گاه به دليلى كه بر محقّقان پوشيده نيست (از جمله : پرهيز از تكرار ، اختلاف منابع يا راوى و يا شخصى كه از او روايت شده) ، اين ترتيب را پس از نخستين منبع ، مراعات نكرده ايم . ۹ . هر گاه دسترس به منابع اوّليه ممكن بوده ، حديث ، مستقيما از آنها نقل گرديده است . آن گاه ، نشانىِ بحار الأنوار (در احاديث شيعه) و كنز العمّال (در احاديث اهل سنّت) به عنوان دو منبع اساسى و جامع حديث شيعه و اهل سنّت ، افزوده شده است . ۱۰ . پس از ذكر منابع ، گاه با نشانه «ر. ك : » ، به منابع ديگر ، ارجاع داده شده است ؛ چرا كه در مواردى ، متن ارجاعى ، با متن نقل شده ، تفاوت بسيار دارد؛ ولى در عين حال ، با متن اصلى و موضوع بحث ، مرتبط است . ۱۱ . ارجاع به ابواب ديگر اين كتاب ، به جهت تناسب و اشتراك محتوايى ميان احاديث آنهاست .
.
۱۲ . هدف از «درآمد»هايى كه براى فصل هاى كتاب ، نوشته شده اند و نيز توضيحات و استنتاج هايى كه در پىِ احاديث آمده اند ، ارائه چشم انداز كلّى روايات آن بخش يا آن فصل است . گاه هم به توضيح و تبيين برخى از مفاهيم دشوار و پيچيده احاديث ، پرداخته شده است . ۱۳ . مهم ترين نكته در اين شيوه ، كوشش در حدّ توان براى تأييد اطمينان آور صدور احاديث هر باب از معصوم است كه به كمك قرائن عقلى و نقلى براى اثبات محتواى احاديث ، صورت پذيرفته است . ۱۴ . يكى از آداب مهمّ نقل حديث، چگونگى نسبت دادن آن به پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل بيت عليهم السلام است. كلينى در الكافى از امام على عليه السلام روايت كرده است : إذا حَدَّثتُم بِحَديثٍ فَأَسنِدوهُ إلَى الَّذى حَدَّثَكُم ؛ فَإِن كانَ حَقّا فَلَكُم و إن كانَ كَذِبا فَعَلَيهِ . (1)هنگامى كه حديثى را نقل مى كنيد ، آن را به كسى نسبت دهيد كه آن را روايت نموده است . در اين صورت ، اگر [حديث] درست باشد ، به سود شماست و اگر دروغ باشد ، بر عهده راوى است . بنا بر اين ، براى رعايت احتياط ، توصيه اكيد داريم كه كسانى كه مى خواهند از اين كتاب يا ساير كتب روايى ، حديثى براى ديگران نقل كنند ، آن را مستقيما به پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل بيت عليهم السلام نسبت ندهند ؛ بلكه حديث را از طريق منبعى كه آن را روايت كرده است ، به آنان منسوب نمايند . براى نمونه ، نگويند : «پيامبر صلى الله عليه و آله چنين فرمود» يا : «امام عليه السلام چنين فرمود» ؛ بلكه بگويند : «فلان كتاب، از پيامبر صلى الله عليه و آله چنين روايت كرده است» و يا بگويند : «از پيامبر صلى الله عليه و آله چنين روايت شده است» .
.
1) .الكافى : ج ۱ ص ۵۲ ح ۷ ، بحار الأنوار : ج ۲ ص ۱۶۱ ح ۱۵ .
قدردانى و سپاسخداوند منّان را سپاس گزارم كه به ما توفيق تدوين اين مجموعه روشنگر را عنايت فرمود و از همه همكاران عزيز و بزرگوارم در «پژوهشكده علوم و معارف حديث» كه مرا در گردآورى ، تدوين ، ارزيابى ، تصحيح ، ويرايش و نشر آن مساعدت نمودند ، صميمانه تشكّر مى كنم ، بويژه از فاضل گران قدر ، جناب آقاى سيّد رسول موسوى كه با همكارى و تلاش ايشان ، اين كتاب به ثمر رسيد . همچنين از مترجم توانا ، جناب آقاى حميدرضا شيخى كه با ترجمه دقيق ، روان و زيباى خود ، زمينه بهره مندى پارسى زبانان را از اين كتابْ فراهم ساخت ، صميمانه سپاس گزارم . از خداوند منّان براى همه آنان ، پاداشى در خور فضل حضرتش مسئلت دارم و از او عاجزانه مى خواهم عاقبت همه ما را ختم به خير فرمايد وما را از آتش دوزخ ، رهايى بخشد و در بهشت جاويد ، در كنار اولياى خود ، بپذيرد . ربّنا! تقبّل منّا إنّك أنت السميع العليم . محمّد محمّدى رى شهرى ۲۳ / ۱۰ / ۱۳۸۸ ۲۷ محرّم الحرام ۱۴۳۱
.
بخش يكم : بهشتفصل يكم : معانى بهشت در قرآنفصل دوم: آفرينش بهشتفصل سوم: نام هاى بهشتفصل چهارم: ويژگى هاى بهشتفصل پنجم: آنچه در بهشت نيستفصل ششم: تشويق به طلبيدن بهشتفصل هفتم: عوامل بهشتى شدنفصل هشتم: باغ هاى بهشتفصل نهم: نهال هاى بهشتفصل دهم: هزينه ساخت بهشتفصل يازدهم: گنج هاى بهشتفصل دوازدهم: كليدهاى بهشتفصل سيزدهم: كسانى كه بهشت برايشان ضمانت شده استفصل چهاردهم: موانع ورود به بهشتفصل پانزدهم: نظام بهشتفصل شانزدهم: درجات بهشتفصل هفدهم: نويد داده شدگان به بهشت
.
. .
درآمدواژه شناسى «جنّت»واژه «جنّت» در لغت عرب ، از ريشه «جنن» ـ به معناى «ستر (پوشيدگى و حفاظ داشتن)» ـ ، همان باغ يا بستان است كه زمين آن ، به سبب تراكم بسيار درختان يا گل ها ، از ديده پوشيده مى ماند . ابن فارس در اين باره مى گويد : الجيم و النون أصل واحد وهو السترو التستر ... والجنة البستان وهو ذاك لأن الشجر بورقه يستر . (1)جيم و نون ، يك ريشه است و آن ، پوشش و پوشاندن است ... و جنّت ، بوستان است و چنين بودنش ، براى اين است كه درختان ، با برگ هايشان [زمينى را ]مى پوشانند . همچنين ، بستان و يا نخلستانى كه پيرامون آن ، محصور شده و درون آن از نظر ، پنهان است ، «جنّت» ناميده مى شود . (2)برخى از لغت شناسان بر اين باورند كه واژه «جنّت» در كلام عرب ، جز به باغى كه در آن ، درخت هاى خرما و انگور باشند ، اطلاق نمى گردد و در غير اين صورت ، «حديقه» گفته مى شود . (3)
.
در مقابل ، خليل بن احمد فراهيدى ، «جنّت» را به «حديقه» تفسير كرده است : الجنّة : الحديقة ، وهى بستان ذات شجر ونزهة . (1)جنّت ، حديقه است ، و حديقه ، بوستان داراى درخت و تفرّجگاه است . برخى از لغت شناسان ، وجه نام گذارى جايگاه نيكوكاران در سراى جاويد به «جنّت» را كثرت درختان و سايه هاى آن مى دانند (2)و برخى ، مستور بودن نعمت هاى آن در اين جهان براى ما . (3)گفتنى است كه وجه دوم ، از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نيز در پاسخ يزيد بن سلام ـ كه از علّت نام گذارى بهشت به «جنّت» از ايشان پرسيد ـ نقل شده است : لأنَّها جَنينَةٌ خيَرَةٌ نَقيَّةٌ و عندَ اللّهِ تَعالى ذكرُهُ ، مَرضيَّةٌ . (4)براى اين كه بهشت ، پوشيده ، اندوخته ، پاك و در نزد خداى بلندمرتبه ، مورد رضايت است . علّامه مجلسى در تبيين جمله «لأنَّها جَنينَة» مى گويد : أي مستورة عن الخلق ولا يستر إلا ما كان خيرة . (5)يعنى از خلق ، پوشيده است و جز اندوخته هم چيزى پوشيده نمى شود . راغب اصفهانى به هر دو وجه تسميه اشاره كرده ، مى گويد : والجنة كل بستان ذى شجر يستر بأشجاره الأرض ، قال عزوجل : «لَقَد كَانَ لِسَبَإٍ فِي مَسْكَنِهِم آيَةٌ جَنَّتانِ عَن يَمينٍ وَشِمالٍ» (6)«وَبَدَّلْناهُمْ بِجَنَّتَيْهِمْ جَنَّتَيْنِ» (7)«وَلَولا إذْ دَخَلْتَ جَنَّتَكَ» (8)قيل : وقد تسمى الاشجار الساترة جنة ، وعلى ذلك
.
1) .كتاب العين : ج ۶ ص ۲۲ .
2) .ر . ك : لسان العرب : ج ۱۳ ص ۱۰۰ ، النهاية : ج ۱ ص ۳۰۷ ، مجمع البحرين : ج ۱ ص ۳۲۶ .
3) .ر . ك : معجم مقاييس اللغة : ج ۱ ص ۴۲۶ .
4) .علل الشرائع : ص ۴۷۲ ح ۳۳ ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۸۸ ح ۱۵۷ .
5) .بحار الأنوار : ج ۹ ص ۳۰۷ .
6) .سبأ : آيه ۱۵ .
7) .سبأ : آيه ۱۶ .
8) .كهف : آيه ۳۹ .
حمل قول الشاعر : * من النّواضح تَسقى جنّة سحقا * وسميت الجنة إما تشبيها بالجنة في الارض وإن كان بينهما بون ، وإما لستره نعمها عنّا المشار إليها بقوله تعالى : «فَلا تَعلَمُ نَفسٌ ما أخفِىَ لَهُم مِن قُرَّةٍ أعيُنٍ» (1). (2)جنّت ، هر بوستان داراى درختانى است كه درختانش ، زمين آن را مى پوشانند . خداوند عز و جل فرموده است : «براى سبائيان در محلّ سكونتشان ، دو باغ در سمت چپ و راست بود» ، «و دو باغشان را به دو باغى ديگر ، تبديل كرديم» و «چرا وقتى تو به باغت وارد شدى» گفته شده كه به درختان پوشاننده[ى زمين ]«جنّت» گفته مى شود و بر همين نظر ، اين گفته شاعر حمل مى شود : «از شتران آبكشى كه باغ را به سختى ، آب مى دهند» . بهشت ، «جنّت» ناميده شده ، يا به جهت شباهتى كه ميان باغ هاى زمين و بهشت وجود دارد، هرچند فاصله زيادى ميان آنهاست ويا به خاطر پوشيده بودن نعمت هاى آن از ماست كه در اين گفته خداى بلندمرتبه ، به آن اشاره شده است : «و هيچ كس از آن مايه شادمانى كه براى ايشان اندوخته شده ، خبر ندارد» . امّا به نظر «آرتورجِفْرى»، ريشه واژه «جنّت»، آرامى يا سُريانى است كه در اين زبان ها تخصيص معنايى يافته و به معناى «پاداش نيكوكاران» به كار رفته است . هورو ويتس ، ريشه اين واژه را از فرهنگ و دين يهود مى داند و آن را با تركيب «gan eden (بهشت آسمانى)» كه در تورات (سِفْر پيدايش : ۲ / ۱۰۹) به كار رفته ، هم معنا مى شمرد . (3)
واژه «جنّت» در قرآن و حديثواژه «جنّت» و مشتقّات آن در قرآن ، ۱۴۷ بار در چهار معنا به كار رفته است : ۱ . بهشت آدم ابو البشر ، يعنى جايگاهى كه وى و همسرش حوّا ، قبل از منتقل شدن به دنيا در آن جا زندگى مى كردند و از آسايش كامل ، برخوردار
.
بودند . (1)۲ . بهشت دنيا ، يعنى باغ و بستان هايى كه در جهانِ پيش از مرگ وجود دارد . ۳ . بهشت برزخ ، يعنى جايگاه ارواح نيكوكاران در جهان پس از مرگ . ۴ . بهشت موعود در عالم آخرت . (2)گفتنى است كه در قرآن كريم ، واژه «جنّت» در معناى نخست ، شش بار ، (3)در معناى دوم ، ۲۵ بار ، (4)در معناى سوم ، يك بار (5)و در معناى چهارم ، ۱۱۷ بار (6)به
.
1) .ر . ك : طه : ۱۱۷ ـ ۱۱۹ . گفتنى است كه در باره «بهشتِ آدم ابو البشر» ، سه قول وجود دارد : يك . همان بهشت دنياست ، دو . همان بهشت موعود در آخرت است ، سه . همان بهشت در آسمان و جدا از بهشت موعود در آخرت است . به نظر مى رسد كه قول سوم ، به صواب ، نزديك تر است و تقسيم بندى موجود در متن ، بر همين قول ، استوار است .
2) .در غالب ترجمه هاى فارسى قرآن از قرن چهارم تاكنون ، براى اين معناى «جنّت» ، واژه «بهشت» را برابر نهاده اند ، كه واژه اى است دينى و در متون بازمانده از فارسى ميانه و اوستايى ، به معناى «بهترين زندگى» براى توصيف جهانى روحانى به كار رفته است . واژه «مينو» نيز اوستايى و هم معنا با جنّت و بهشت است . براى توضيح بيشتر ، ر . ك : دانش نامه جهان اسلام : ج ۱۱ ص ۱ و دائرة المعارف بزرگ اسلامى : ج ۱۳ ص ۱۷۰ ـ ۱۷۲ .
3) .ر . ك : بقره : آيه ۳۵ ، اعراف : آيه ۱۹ و ۱۵۲ ـ ۱۵۳ ، طه : آيه ۱۱۷ و ۱۲۱ .
4) .ر . ك : بقره : آيه ۴۵ ، انعام : آيه ۹۹ و ۱۴۱ ، فرقان : آيه ۸ ، كهف : آيه ۳۲ ، ۳۳ ـ ۳۵ ، ۳۹ و ۴۰ ، سبأ : آيه ۱۵ ـ ۱۶ (دو بار)، رعد: آيه ۴، مؤمنون: آيه ۱۹، شعرا: آيه ۵۴ ، ۱۳۴ و ۱۴۷ ، دخان : آيه ۲۵ ، ق : آيه ۹ ، نبأ : آيه ۱۶.
5) .يس : آيه ۲۶ .
6) .بقره : آيه ۲۵ ، ۸۲ ، ۱۱۱ ، ۲۱۴ و ۲۲۱ ، آل عمران : آيه ۱۵ ، ۱۳۳ ، ۱۳۶ ، ۱۴۲ ، ۱۸۵ ، ۱۹۵ و ۱۹۸ ، نساء : آيه ۱۳ ، مائده : آيه ۱۲ ، ۶۵ ، ۷۲ ، ۸۵ و ۱۱۹ ، اعراف : آيه ۴۰ ، ۴۲ ـ ۴۶ و ۴۹ ـ ۵۰ ، توبه : آيه ۲۱ ، ۷۲ ، ۸۲ ، ۸۹ ، ۱۰۰ و ۱۱۱ ، يونس : آيه ۹ و ۲۶ ، هود : آيه ۲۳ ، ۱۰۸ ، رعد : آيه ۲۳ ، ۳۵ ، ابراهيم : آيه ۲۳ ، حجر : آيه ۴۵ ، نحل : ۳۱ ـ ۳۲ ، كهف : آيه ۳۱ و ۱۰۷ ، مريم : آيه ۶۰ ـ ۶۱ و ۶۳ ، طه : آيه ۷۶ ، حج : آيه ۱۴ ، ۲۳ و ۵۶ ، فرقان : آيه ۱۵ و ۲۴ ، شعرا : آيه ۸۵ و ۹۰ ، لقمان : آيه ۸ ، سجده : آيه ۱۹ ، فاطر : آيه ۳۳ ، يس : آيه ۵۵ ، صافّات : آيه ۴۳ ، ص : آيه ۵۰ ، زمر : آيه ۷۳ ـ ۷۴ ، غافر : آيه ۸ و ۴۰ ، فصّلت : آيه ۳۰ ، شورا : آيه ۷ و ۲۲ ، زخرف : آيه ۷۰ و ۷۲ ، دخان : آيه ۵۲ ، احقاف : آيه ۱۴ و ۱۶ ، محمّد : آيه ۶ ، ۱۲ و ۱۵ ، فتح : آيه ۵ و ۱۷ ، ق : آيه ۳۱ ، طور : آيه ۱۷ ، نجم : آيه ۱۵ ، قمر : آيه ۵۴ ، الرحمن : آيه ۴۶ و ۶۲ ، واقعه : آيه ۱۲ و ۸۹ ، حديد : آيه ۱۲ و ۲۱ ، مجادله : آيه ۲۲ ، حشر : آيه ۲۰ (دو بار) ، صف : آيه ۱۲ ، تغابن : آيه ۹ ، طلاق : آيه ۱۱ ، تحريم : آيه ۸ و ۱۱ ، قلم : آيه ۳۴ ، حاقّه : آيه ۲۲ ، معارج : آيه ۳۵ و ۳۸ ، مدّثّر : آيه ۴۰ ، انسان : آيه ۱۲ ، نازعات : آيه ۴۱ ، تكوير : آيه ۱۳ ، بروج : آيه ۱۱ ، غاشيه : آيه ۱۰ ، فجر : آيه ۳۰ ، بيّنه : آيه ۸ .
كار رفته است . البتّه در قرآن ، از بهشت موعود در عالم آخرت ، با نام هاى ديگرى نيز ياد شده است ، مانند : «فردوس» ، «دار السلام» و «دار المُقامه» . (1)در مجموع ، در ۳۳۷ آيه قرآن ، (2)با الفاظ گوناگون ، به جايگاه نيكوكاران در آخرت ، اشاره شده است . در احاديث اسلامى ، مفاهيم چهارگانه قرآنى «جنّت» ، تفسير و تبيين گرديده است .
.
1) .ر. ك : فصل سوم : نام هاى بهشت .
2) .بقره : آيه ۲۵ ، ۸۲ ، ۱۱۱ ، ۲۱۴ و ۲۲۱ ، آل عمران : آيه ۱۵ ، ۱۳۳ ، ۱۳۶ ، ۱۴۲ ، ۱۸۵ ، ۱۹۵ و ۱۹۸ ، نساء : آيه ۱۳ ، ۳۱ ، ۵۷ ، ۱۲۲ و ۱۲۴ ، مائده : آيه ۱۲ ، ۶۵ ، ۷۲ ، ۸۵ و ۱۱۹ ، انعام : آيه ۱۲۷ ، اعراف : آيه ۴۰ ، ۴۲ ـ ۴۴ ، ۴۶ ، ۴۹ و ۵۰ ، توبه : آيه ۲۱ ـ ۲۲ ، ۷۲ ، ۸۹ ، ۱۰۰ و ۱۱۱ ، يونس : آيه ۹ ـ ۱۰ و ۲۵ ـ ۲۶ ، هود : آيه ۲۳ و ۱۰۸ ، رعد : آيه ۱۸ ، ۲۲ ـ ۲۴ ، ۳۵ و ۴۲ ، ابراهيم : آيه ۲۳ ، حجر : آيه ۴۵ ـ ۴۸ ، نحل : آيه ۳۰ ـ ۳۲ و ۶۲ ، كهف : آيه ۲ ـ ۳ ، ۳۱ ، ۸۸ و ۱۰۷ ـ ۱۰۸ ، مريم : آيه ۶۰ ـ ۶۳ ، طه : آيه ۷۵ ـ ۷۶ ، انبيا : آيه ۱۰۲ ، حج : آيه ۱۴ ، ۲۳ ، ۵۶ و ۵۹ ، مؤمنون : آيه ۱۱ ، فرقان : آيه ۱۵ ـ ۱۶ ، ۲۴ و ۷۵ ـ ۷۶ ، شعرا : آيه ۸۵ و ۹۰ ، عنكبوت : آيه ۵۸ ، روم : آيه ۱۵ ، لقمان : آيه ۸ ـ ۹ ، سجده : آيه ۱۹ ، سبأ : آيه ۳۷ ، فاطر : آيه ۳۲ ـ ۳۵ ، يس : آيه ۲۶ ـ ۲۷ و ۵۵ ـ ۵۸ ، صافّات : آيه ۴۱ ـ ۵۴ و ۵۶ ـ ۶۲ ، ص : آيه ۴۹ ـ ۵۵ ، زمر : آيه ۲۰ و ۷۳ ـ ۷۴ ، غافر : آيه ۸ و ۴۰ ، فصّلت : آيه ۳۰ ـ ۳۲ و ۵۰ ، شورا : آيه ۷ و ۲۲ ، زخرف : آيه ۷۰ ـ ۷۳ ، دخان : آيه ۵۱ ـ ۵۷ ، احقاف : آيه ۱۴ و ۱۶ ، محمّد : آيه ۶ ، ۱۲ و ۱۵ ، فتح : آيه ۵ و ۱۷ ، ق : آيه ۳۱ ـ ۳۲ و ۳۴ ـ ۳۵ ، ذاريات : آيه ۱۵ ـ ۱۶ ، طور : آيه ۱۷ ـ ۲۸ ، نجم : آيه ۱۵ و ۳۱ ، قمر : آيه ۵۴ ـ ۵۵ ، الرحمن : آيه ۴۶ ، ۴۸ ، ۵۰ ، ۵۲ ، ۵۴ ، ۵۶ ، ۵۸ ، ۶۲ ، ۶۴ ، ۶۶ ، ۶۸ ، ۷۰ ، ۷۲ ، ۷۴ و ۷۶ ، واقعه : آيه ۱۲ ـ ۲۶ ، ۲۸ ـ ۴۰ و ۸۹ ، حديد : آيه ۱۰ ، ۱۲ و ۲۱ ، مجادله : آيه ۲۲ ، حشر : آيه ۲۰ ، صف : آيه ۱۲ ، تغابن : آيه ۹ ، طلاق : آيه ۱۱ ، تحريم : آيه ۸ ، ۱۱ و ۳۸ ، مدّثّر : آيه ۴۰ ، انسان : آيه ۵ ـ ۶ و ۱۱ ـ ۲۲ ، مرسلات : آيه ۴۱ ـ ۴۴ ، نبأ : آيه ۳۱ ـ ۳۶ ، نازعات : آيه ۴۱ ، تكوير : آيه ۱۳ ، انفطار : آيه ۱۳ ، مطفّفين : آيه ۲۲ ـ ۲۸ و ۳۵ ، بروج : آيه ۱۱ ، غاشيه : آيه ۸ ـ ۱۶ ، فجر : آيه ۳۰ ، بيّنه : آيه ۸ ، ليل : آيه ۶ و ۹ ، قارعه : آيه ۷ .
معاني الجنّة في القرآن۱ / ۱جَنَّةُ آدَمَالكتاب«وَ قُلْنَا يَادَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَ كُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُمَا وَ لَا تَقْرَبَا هَـذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّــلِمِينَ» . (1)
«وَيَـادَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ فَكُلَا مِنْ حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَـذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّــلِمِينَ» . (2)
راجع : طه : ۱۲۰ ـ ۱۲۱ .
الحديث۶۴۷۲.عنه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :خَيرُ يَومٍ طَلَعَت عَلَيهِ الشَّمسُ يَومُ الجُمُعَةِ ؛ فيهِ خُلِقَ آدَمُ ، و فيهِ اُدخِلَ الجَنَّةَ ، و فيه اُخرِجَ مِنها . (3).
فصل يكم : معانى بهشت در قرآن۱ / ۱بهشتِ آدمقرآن« و گفتيم : اى آدم ! تو و همسرت در بهشت ، ساكن شويد و از هر كجاى آن مى خواهيد ، فراوان بخوريد ؛ ولى به اين درخت ، نزديك نشويد ، كه از ستمكاران خواهيد بود» .
« و اى آدم ! تو و همسرت در بهشت ، ساكن شويد و از هر جا كه مى خواهيد ، بخوريد ؛ ولى به اين درخت ، نزديك نشويد ، كه از ستمكاران خواهيد بود » .
ر . ك : طه : آيه ۱۲۰ ـ ۱۲۱ .
حديث۶۴۶۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بهترين روزى كه خورشيد در آن طلوع كرده ، روز جمعه است . در چنين روزى ، آدم آفريده شد ، در چنين روزى به بهشت در آورده شد و نيز در چنين روزى ، از آن بيرون رانده شد .
.
۶۴۶۸.مسند ابن حنبل عن عبد الرحمن بن شيبة :عنه صلى الله عليه و آله :إنَّما كانَ لَبثُ آدَمَ و حَوّاءَ فِيالجَنَّةِ حَتّى اُخرِجا مِنها سَبعَ ساعاتٍ مِن أيّامِ الدُّنيا ، حَتّى أهبَطَهُمَا اللّهُ مِن يَومِهِما ذلِكَ . (1)۶۴۶۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلامـ في خُطبَةٍ لَهُ يَصِفُ فيها الأرضَ و دَحوَها عَلَى الماءِ ـ: فَلَمّا مَهَّدَ أرضَهُ ، و أنفَذَ أمرَهُ ، اِختارَ آدَمَ عليه السلام خيرَةً مِن خَلقِهِ ، و جَعَلَهُ أوَّلَ جِبِلَّتِهِ (2)، و أسكَنَهُ جَنَّتَهُ ، و أرغَدَ فيها اُكُلَهُ . (3)۶۴۶۶.عُدّة الداعي :عنه عليه السلامـ في خُطبَةٍ لَهُ يَذكُرُ فيها ابتِداءَ خَلقِ السَّماءِ والأرضِ ـ: ثُمَّ أسكَنَ سُبحانَهُ آدَمَ دارا أرغَدَ فيها عَيشَهُ ، و آمَنَ فيها مَحَلَّتَهُ ، و حَذَّرَهُ إبليسَ و عَداوَتَهُ ، فَاغتَرَّهُ عَدُوُّهُ نَفاسَةً عَلَيهِ بِدارِ المُقامِ و مُرافَقَةِ الأَبرارِ ، فَباعَ اليَقينَ بِشَكِّهِ ، وَالعَزيمَةَ بِوَهنِهِ ، وَاستَبدَلَ بِالجَذَلِ (4)وَجَلاً (5)، وَ بِالاِغتِرارِ نَدَما . ثُمَّ بَسَطَ اللّهُ سُبحانَهُ لَهُ في تَوبَتِهِ ، و لَقّاهُ كَلِمَةَ رَحمَتِهِ ، و وَعَدَهُ المَرَدَّ إلى جَنَّتِهِ . (6)۶۴۶۵.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :رَنَّ (7)إبليسُ أربَعَ رَنّاتٍ : أوَّلُهُنَّ يَومَ لُعِنَ ، و حينَ اُهبِطَ إلَى الأَرضِ ، وحينَ بُعِثَ مُحَمَّدٌ صلى الله عليه و آله عَلى حينِ فَترَةٍ مِنَ الرُّسُلِ ، وحينَ اُنزِلَت اُمُّ الكِتابِ .
ونَخَرَ (8)نَخرَتَينِ : حينَ أكَلَ آدَمُ مِنَ الشَّجَرَةِ ، وحينَ اُهبِطَ مِنَ الجَنَّةِ . (9).
1) .الخصال : ص ۳۹۷ ح ۱۰۳ عن محمد بن إسحاق عن الإمام الباقر عن آبائه عليهم السلام ، تفسير العيّاشي : ج ۱ ص ۳۵ ح ۲۱ عن عطاء عن الإمام الباقر عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، بحارالأنوار : ج ۱۱ ص ۱۴۲ ح ۱۰ .
2) .جَبَلَهُ : أي خَلَقَهُ ، وَالجِبِلَّةُ والجِبلَةُ : الخِلقَةُ (لسان العرب : ج ۱۱ ص ۹۸ «جبل»).
3) .نهج البلاغة : الخطبة ۹۱ عن مسعدة بن صدقة عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحارالأنوار : ج ۵۷ ص ۱۱۲ ح ۹۰ .
4) .الجَذَلُ : الفَرَحُ (لسان العرب : ج ۱۱ ص ۱۰۷ «جذل») .
5) .الوَجَلُ : الفَزَعُ والخَوفُ (لسان العرب : ج ۱۱ ص ۷۲۲ «وجل») .
6) .نهج البلاغة : الخطبة ۱ ، بحارالأنوار : ج ۱۱ ص ۱۲۲ ح ۵۶ .
7) .رَنَّ : صَوَّتَ (مجمع البحرين : ج ۲ ص ۷۳۷ «رنن») .
8) .نَخَرَ : النخيرُ صَوتُ الأَنفِ (النهاية : ج ۵ ص ۳۲ «نخر») .
9) .الخصال : ص ۲۶۳ ح ۱۴۱ ، قصص الأنبياء للراوندي : ص ۴۳ ح ۷ عن هشام بن سالم ، بحارالأنوار : ج ۱۱ ص ۲۰۴ ح ۱ .
۶۴۶۴.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مدّت درنگ آدم و حوّا در بهشت ، تا زمانى كه از آن ، بيرون رانده شدند ، هفت ساعت از روزهاى دنيا بود و در همان روز ، خداوند ، آن دو را [به زمين ]فرستاد .۶۴۶۲.امام باقر عليه السلام :امام على عليه السلام ـ در سخنانى كه در آن ، پيدايش زمين و گسترش يافتن آن بر روى آب را توصيف نمود ـ :[ خداوند ]چون زمينش را آماده ساخت و فرمانش را اجرا كرد ، آدم عليه السلام را از ميان آفريدگانش برگزيد و او را نخستين آفريده خود [ از نوع انسان ]قرار داد و او را در بهشتش اسكان داد و در آن براى او ، [ميوه ها و] خوراكى هاى فراوان و گوارا قرار داد .۶۴۶۱.امام صادق عليه السلام :امام على عليه السلامـ در سخنانى كه در آن ، آغاز آفرينش آسمان و زمين را توصيف نمود ـ: سپس خداوندِ پاك ، آدم را در سرايى جاى داد كه زندگى اش را در آن ، پُر ناز و نعمت قرار داده بود ، و جاىِ باشِ او را امن گردانيد و او را از ابليس و دشمنى اش [ با آدم ] بر حذر داشت ؛ امّا دشمن او ـ كه به زندگى آدم در سراى جاويدان و همنشينى اش با نيكان ، رشك مى بُرد ـ او را فريفت و در نتيجه ، آدم عليه السلام يقين را به شكّش ، و عزم [و نيرومندى] را به سستى اش فروخت و دل شادى[اش] را به دلهره بدل كرد و از فريب خوردن ، پشيمان شد . سپس خداوندِ پاك ، راه توبه را براى او گشود و كلمه رحمتش را به وى آموخت و بازگشت به بهشتش را به او وعده داد .۶۴۶۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :ابليس ، چهار بار فغان بر آورْد : اوّلين بار ، روزى كه لعنت شد ؛ دوم ، زمانى كه به زمين فرو فرستاده شد ؛ سوم ، زمانى كه محمّد صلى الله عليه و آله پس از وقفه اى در ارسال پيامبران ، به پيامبرى مبعوث شد ؛ و چهارم ، زمانى كه اُمّ الكتاب ( سوره فاتحه ) فرو فرستاده شد .
نيز دو بار ، خُرّه كشيد : يك بار ، زمانى كه آدم از درخت خورد ، و بار دوم ، زمانى كه از بهشت فرود آمد . .
۶۴۵۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافي عن الحسين بن ميسر :سَأَلتُ أبا عَبدِاللّهِ عليه السلام عَن جَنَّةِ آدَمَ عليه السلام ؟ فَقالَ :
جَنَّةٌ مِن جِنانِ الدُّنيا ، تَطلع فيهَا الشَّمسُ وَالقَمَرُ ، و لَو كانَت مِن جِنانِ الآخِرَةِ ما خَرَجَ مِنها أبَدا . (1)۱ / ۲جَنَّةُ الدُّنياالكتاب«وَهُوَ الَّذِى أَنشَأَ جَنَّــتٍ مَّعْرُوشَـتٍ وَغَيْرَ مَعْرُوشَـتٍ وَالنَّخْلَ وَالزَّرْعَ مُخْتَلِفًا أُكُلُهُ وَالزَّيْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُتَشَـبِهًا وَغَيْرَ مُتَشَـبِهٍ كُلُواْ مِن ثَمَرِهِ إِذَآ أَثْمَرَ وَءَاتُواْ حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِهِ وَلَا تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ» . (2)
«وَ فِى الْأَرْضِ قِطَعٌ مُّتَجَـوِرَ تٌ وَ جَنَّـتٌ مِّنْ أَعْنَـبٍ وَ زَرْعٌ وَ نَخِيلٌ صِنْوَانٌ وَ غَيْرُ صِنْوَانٍ يُسْقَى بِمَآءٍ وَ حِدٍ وَنُفَضِّلُ بَعْضَهَا عَلَى بَعْضٍ فِى الْأُكُلِ إِنَّ فِى ذَ لِكَ لَأَيَـتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ» . (3)
«فَأَنشَأْنَا لَكُم بِهِ جَنَّـتٍ مِّن نَّخِيلٍ وَ أَعْنَـبٍ لَّكُمْ فِيهَا فَوَ كِهُ كَثِيرَةٌ وَ مِنْهَا تَأْكُلُونَ» (4)
«وَ نَزَّلْنَا مِنَ السَّمَآءِ مَآءً مُّبَـرَكًا فَأَنبَتْنَا بِهِ جَنَّـتٍ وَ حَبَّ الْحَصِيدِ» . (5)
الحديث۶۴۵۸.تفسير القمّي عن الأصبغ بن نباتة عن الإمام عليّ علتفسير القمّي :قَولُهُ : «وَهُوَ الَّذِى أَنشَأَ جَنَّــتٍ مَّعْرُوشَـتٍ وَغَيْرَ مَعْرُوشَـتٍ» (6)قالَ : البَساتينُ . (7).
1) .الكافي : ج ۳ ص ۲۴۷ ح ۲ ، الاعتقادات للصدوق : ص ۷۹ من دون إسناد إلى أحدِ أهل البيت عليهم السلام ، تفسير القمّي : ج ۱ ص ۴۳ كلاهما نحوه ، بحارالأنوار : ج ۶ ص ۲۸۴ ح ۲ .
2) .الأنعام : ۱۴۱ .
3) .الرعد : ۴ .
4) .المؤمنون : ۱۹ .
5) .ق : ۹ .
6) .الأنعام : ۱۴۱ .
7) .تفسير القمّي : ج ۱ ص ۲۱۸ من دون إسناد إلى أحدِ أهل البيت عليهم السلام .
۶۴۵۷.عنه عليه السلام :الكافى ـ به نقل از حسين بن ميسر ـ : از امام صادق عليه السلام در باره بهشتِ آدم عليه السلام پرسيدم . فرمود :«بهشتى از بهشت هاى دنياست كه در آن ، خورشيد و ماه طلوع مى كنند . اگر از بهشت هاى آخرت بود ، هرگز از آن بيرون نمى رفت» .۱ / ۲بهشتِ دنياقرآن« و اوست كه بهشت هايى با داربست و بدون داربست ، و خرمابُن و كشتزار با ميوه هاى گوناگون آن و زيتون و انار را ، شبيه به هم و غير شبيه ، پديد آورد . از ميوه آن ـ چون ثَمَر داد ـ بخوريد و حقّ [ بينوايان از ] آن را روز بهره بردارى از آن ، بدهيد ؛ ولى زياده روى نكنيد كه او اسرافكاران را دوست ندارد » .
« و در زمين ، قطعاتى كنار هم اند و باغ هايى از انگور و كشتزارها و درختان خرما ، چه از يك ريشه و چه از غير يك ريشه ، كه با يك آب ، سيراب مى گردند ؛ ولى برخى از آنها را در ميوه [ از حيث مزه و نوع كيفيت ] بر برخى ديگر ، برترى مى دهيم . بى گمان ، در اين ، براى مردمى كه تعقّل مى كنند ، نشانه هايى است » .
« پس براى شما به وسيله آن (آب) ، باغ هايى از درختان خرما و انگور پديدار كرديم كه در آنها براى شما ميوه هاى فراوان است و از آنها مى خوريد » .
« و از آسمان ، آبى پُر بركت فرود آورديم . پس بِدان ، باغ ها و دانه هاى درو كردنى رويانديم » .
حديث۶۴۵۲.الإمام عليّ عليه السلام :تفسير القمّى :سخن او : «و اوست كسى كه بهشت هايى با داربست و بدون داربست ، پديد آورد» ، يعنى بوستان هايى [ پديد آورد ] .
.
۶۴۵۱.امام حسين عليه السلام :تفسير القمّي عن أبي الجارود عن الإمام الباقر عليه السلام : «حَتَّى تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الْأَرْضِ يَنبُوعًا» (1)يَعني عَينا «أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ» يَعني بُستانا مِن نَخيلٍ و عِنَبٍ «فَتُفَجِّرَ الْأَنْهَـرَ خِلالَهَا تَفْجِيرًا» (2)مِن تِلكَ العُيونِ . (3)۶۴۵۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلامـ في قَولِهِ تَعالى : «مَّثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَ لَهُمُ ابْتِغَآءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ ...» (4)ـ: مَثَلُهُم «كَمَثَلِ جَنَّةٍ» أي بُستانٍ في مَوضِعٍ مُرتَفِعٍ «أَصَابَهَا وَابِلٌ» أي مَطَرٌ «فَئَاتَتْ أُكُلَهَا ضِعْفَيْنِ» أي يَتَضاعَفُ ثَمَرُها كَما يَتَضاعَفُ أجرُ مَن أنفَقَ مالَهُ «ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ» . (5)۶۴۴۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :تفسير القمّي عن الإمام الصادق عليه السلام : «وَاللَّهُ يُضَـعِفُ لِمَن يَشَاءُ» (6)لِمَن أنفَقَ مالَهُ ابتِغاءَ مَرضاةِ اللّهِ .
قالَ : فَمَن أنفَقَ مالَهُ ابتِغاءَ مَرضاةِ اللّهِ ثُمَّ امتَنَّ عَلى مَن تَصَدَّقَ عَلَيهِ ، كانَ كَما قالَ اللّهُ : «أَيَوَدُّ أَحَدُكُمْ أَن تَكُونَ لَهُ جَنَّةٌ مِّن نَّخِيلٍ وَأَعْنَابٍ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَـرُ لَهُ فِيهَا مِن كُلِّ الثَّمَرَ تِ وَأَصَابَهُ الْكِبَرُ وَلَهُ ذُرِّيَّةٌ ضُعَفَاءُ فَأَصَابَهَا إِعْصَارٌ فِيهِ نَارٌ فَاحْتَرَقَتْ» (7)قالَ : الإِعصارُ : الرِّياحُ ، فَمَنِ امتَنَّ عَلى مَن تَصَدَّقَ عَلَيهِ ، كَمَن كانَ لَهُ جَنَّةٌ كَثيرَةُ الثِّمارِ ، وهُوَ شَيخٌ ضَعيفٌ لَهُ أولادٌ صِغارٌ ضُعَفاءُ ، فَتَجيءُ ريحٌ أو نارٌ فَتُحرِقُ ما لَهُ كُلَّهُ . (8).
۶۴۵۱.الإمام الحسين عليه السلام :تفسير القمّىـ به نقل از ابو جارود ، از امام باقر عليه السلام ـ: «تا آن كه ينبوعى از زمين براى ما بجوشانى» ، [ ينبوعى ]يعنى چشمه اى . «يا براى تو بهشتى است» ، يعنى بوستانى از خرمابن و انگور است . « و از آنها جويبارها روان مى سازى» ، يعنى از آن چشمه ها .۶۴۵۰.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلامـ در باره اين سخن خداى بلندمرتبه : «مَثَل كسانى كه اموال خود را براى طلب خشنودى خدا انفاق مى كنند ...» ـ: مَثَل آنان ، «مَثَل بهشتى است» ، يعنى بوستانى قرار گرفته بر مكانى بلند كه «رگبارى بر آن مى رسد» ، يعنى بارانى تند . «پس ، دو چندان محصول بر مى آورد» ، يعنى ميوه هايش دو چندان مى شود ، همچنان كه مزد كسى كه دارايى اش را كه «براى طلب خشنودى خدا» انفاق مى كند ، دو چندان مى شود .۶۴۴۹.عنه صلى الله عليه و آله :تفسير القمّىـ به نقل از امام صادق عليه السلام ـ: [آيه] «خدا براى هر كه بخواهد ، دو چندان مى كند» ، براى كسى است كه دارايى خود را به خاطر جلب خشنودى خدا انفاق كند .
هر كس دارايى خود را در راه جلب خشنودى خدا انفاق كند و سپس بر كسى كه به او كمك كرده است ، منّت گذارد ، چنان است كه خداوند فرموده است : «آيا كسى از شما دوست دارد كه باغى از درخت خرما و انگور داشته باشد كه در آن ، جوى ها روان اند و براى او در آن باغ ، هر گونه ميوه اى هست و در حالى كه به او ، پيرى رسيده و فرزندانى خردسال دارد ، [ ناگهان ] اِعصارى آتشين بر آن بيفتد و [ باغ ، يكسر ] بسوزد ؟» . اِعصار ، به معناى گردباد است .
پس ، هر كه بر كسى كه به او صدقه داده است ، منّت بگذارد ، همانند كسى است كه باغى پُر ميوه دارد و خود ، پيرى ناتوان است و فرزندانى خردسال و ناتوان دارد و ناگهان بادى يا آتشى مى آيد و مالش را به كلّى مى سوزاند . .
۶۴۴۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :تفسير القمّي :قوله : «وَ اضْرِبْ لَهُم مَّثَلاً رَّجُلَيْنِ جَعَلْنَا لِأَحَدِهِمَا جَنَّتَيْنِ مِنْ أَعْنَـبٍ وَ حَفَفْنَـهُمَا بِنَخْلٍ وَ جَعَلْنَا بَيْنَهُمَا زَرْعًا» (1)قالَ : نَزَلَت في رَجُلٍ كانَ لَهُ بُستانانِ كَبيرانِ عَظيمانِ كَثيرَا الثِّمارِ ، كَما حَكَى اللّهُ عز و جل ، وفيهِما نَخلٌ و زَرعٌ ، و كانَ لَهُ جارٌ فَقيرٌ ، فَافتَخَرَ الغَنِيُ عَلى ذلِكَ الفَقيرِ ، وقالَ لَهُ : «أَنَا أَكْثَرُ مِنكَ مَالًا وَ أَعَزُّ نَفَرًا * وَ دَخَلَ جَنَّتَهُ» (2)أي بُستانَهُ ، وقالَ «مَا أَظُنُّ أَن تَبِيدَ هَـذِهِ أَبَدًا * وَ مَا أَظُنُّ السَّـاعَةَ قَائِمَةً وَ لَـئِن رُّدِدتُّ إِلَى رَبِّى لَأَجِدَنَّ خَيْرًا مِّنْهَا مُنقَلَبًا» (3)
، فَقالَ لَهُ الفَقيرُ : «أَكَفَرْتَ بِالَّذِى خَلَقَكَ مِن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلاً * لَّـكِنَّاْ هُوَ اللَّهُ رَبِّى وَ لَا أُشْرِكُ بِرَبِّى أَحَدًا» (4)، ثُمَّ قالَ الفَقيرُ لِلغَنِيِّ : «وَ لَوْلَا إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَكَ قُلْتَ مَا شَاءَ اللَّهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ إِن تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنكَ مَالًا وَ وَلَدًا» (5)، ثُمَّ قالَ الفَقيرُ : «فَعَسَى رَبِّى أَن يُؤْتِيَنِ خَيْرًا مِّن جَنَّتِكَ وَ يُرْسِلَ عَلَيْهَا حُسْبَانًا مِّنَ السَّمَاءِ فَتُصْبِحَ صَعِيدًا زَلَقًا» (6)أي مُحتَرِقا «أَوْ يُصْبِحَ مَاؤُهَا غَوْرًا فَلَن تَسْتَطِيعَ لَهُ طَـلَبًا» (7)، فَوَقَعَ فيها ما قالَ الفَقيرُ في تِلكَ اللَّيلَةِ ، وأصبَحَ الغَنِيُّ «يُقَلِّبُ كَفَّيْهِ عَلَى مَا أَنفَقَ فِيهَا وَهِىَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا وَ يَقُولُ يَــلَيْتَنِى لَمْ أُشْرِكْ بِرَبِّى أَحَدًا * وَ لَمْ تَكُن لَّهُ فِئَةٌ يَنصُرُونَهُ مِن دُونِ اللَّهِ وَ مَا كَانَ مُنتَصِرًا» (8)فَهذِهِ عُقوبَةُ البَغيِ . (9).
۶۴۴۷.الموطّأ ( ـ به نقل از يحيى بن سعيد ـ ) تفسير القمّى :در باره آيه : « و براى آنان ، آن دو مرد را مَثَل بزن كه به يكى از آنها ، دو باغ انگور داديم و پيرامون آن دو باغ را با درختان خرما پوشانديم و ميان آن دو را كشتزارى قرار داديم » ، فرمود : «اين آيه در باره مردى نازل شد كه به فرموده خداوند ، دو باغ بزرگ پهناورِ پُر ميوه داشت كه در آنها درختان خرما و كاشتنى هايى بود و آن مرد ، همسايه اى فقير داشت . آن توانگر بر آن تهى دست ، فخر فروخت و گفت : «من از تو مالدارتر و از جهت نفرات ، از تو نيرومندترم . و به بهشتش وارد شد» ، يعنى به باغش .
و گفت : «گمان نمى كنم كه اين نعمت ، هرگز زوال پذيرد و گمان نمى كنم كه رستاخيز ، برپا شود و اگر هم به سوى پروردگارم باز گردانده شوم ، قطعا بهتر از اين را در بازگشت ، خواهم يافت» .
مرد تهى دست گفت : «آيا به آن كسى كه تو را از خاك و سپس از نطفه آفريد و آن گاه تو را صورت يك مرد در آورد ، كافر شدى ؟ امّا من [ مى گويم : ] اوست خدا ، پروردگار من ، و هيچ كس را با پروردگارم شريك نمى سازم» .
سپس به مرد توانگر گفت : «چرا هنگامى كه وارد باغت شدى ، نگفتى : نيرويى جز از جانب خدا نيست ؟ اگر مرا از حيث مال و فرزند ، كمتر از خود مى بينى» و سپس ادامه داد : «اميد است كه پروردگارم ، بهتر از باغ تو به من عطا كند و بر آن [ باغ تو ] ، آفتى از آسمان بفرستد تا به زمين هموار و لغزنده ، تبديل شود» ، [ لغزنده ]يعنى سوخته «يا آب آن ، فروكش كند تا هرگز نتوانى آن را به دست آورى» .
آنچه مرد تهى دست در آن شب گفت ، بر سر آن باغ آمد و صبح كه شد ، مرد توانگر «براى از كف دادن آنچه در آن باغ هزينه كرده بود ، دست هايش را بر هم مى زد ـ در حالى كه داربست هاى آن ، فرو ريخته بود ـ و [ به حسرت ]مى گفت : اى كاش هيچ كس را شريك پروردگارم نمى ساختم ! و او در برابر خدا گروهى نداشت تا يارى اش كنند ، و توانى نداشت كه خود را يارى كند» .
اين است كيفر سركشى» . .
۱ / ۳جَنَّةُ البَرزَخِالكتاب«قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قَالَ يَــلَيْتَ قَوْمِى يَعْلَمُونَ * بِمَا غَفَرَ لِى رَبِّى وَ جَعَلَنِى مِنَ الْمُكْرَمِينَ» . (1)
«وَ الَّذِينَ هَاجَرُواْ فِى سَبِيلِ اللَّهِ ثُمَّ قُتِلُواْ أَوْ مَاتُواْ لَيَرْزُقَنَّهُمُ اللَّهُ رِزْقًا حَسَنًا وَ إِنَّ اللَّهَ لَهُوَ خَيْرُ الرَّ زِقِينَ * لَيُدْخِلَنَّهُم مُّدْخَلاً يَرْضَوْنَهُ وَ إِنَّ اللَّهَ لَعَلِيمٌ حَلِيمٌ» . (2)
«وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِى سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَ تَا بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ» . (3)
الحديث۶۴۴۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :المعجم الأوسط عن أبي هريرة :خَرَجنا مَعَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله في جَنازَةٍ ، فَجَلَسَ إلى قَبرٍ مِنها فَقالَ : ما يَأتي عَلى هذَا القَبرِ مِن يَومٍ إلّا وهُوَ يُنادي بِصَوتٍ طَلقٍ زَلقٍ (4): يَابنَ آدَمَ ، كَيفَ نَسيتَني ؟ ألَم تَعلَم أنّي بَيتُ الوَحدَةِ ، وبَيتُ الغُربَةِ ، وبَيتُ الوَحشَةِ ، وبَيتُ الدّودِ ، وبَيتُ الضّيقِ ؟ إلّا مَن وَسَّعَنِي اللّهُ عَلَيهِ .
ثُمَّ قالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله : القَبرُ رَوضَةٌ مِن رِياضِ الجَنَّةِ ، أو حُفرَةٌ مِن حُفَرِ النّارِ . (5)۶۴۴۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الباقر عليه السلامـ في قَولِهِ : «فَالسَّـبِقَـتِ سَبْقًا» (6)ـ: يَعني أرواحَ المُؤمِنينَ ؛ تَسبِقُ أرواحُهُم إلَى الجَنَّةِ بِمِثلِ الدُّنيا ، وأرواحُ الكافِرينَ إلَى النّارِ بِمِثلِ ذلِكَ . (7).
1) .يس : ۲۶ ـ ۲۷ .
2) .الحجّ : ۵۸ ـ ۵۹ .
3) .آل عمران : ۱۶۹ .
4) .كذا في المصدر ، والظاهر أنّه تصحيف «ذلق» ، وطلق ذلق : أي فصيح بليغ ـ كما قال ابن الأثير في النهاية ، وأضاف قائلاً ـ : يقال : طَلِقٌ ذَلِقٌ ، وطليقٌ ذليق (النهاية : ج ۲ ص ۱۶۵ «ذلق») .
5) .المعجم الأوسط : ج ۸ ص ۲۷۳ ح ۸۶۱۳ .
6) .النازعات : ۴ .
7) .تفسير القمّي : ج ۲ ص ۴۰۳ عن أبي الجارود ، بحار الأنوار : ج ۶ ص ۲۲۸ ح ۳۰ .
۱ / ۳بهشتِ برزخقرآن« گفته شد : به بهشت در آى . گفت : اى كاش قوم من مى دانستند كه چگونه پروردگارم مرا آمرزيد و مرا در زمره عزيزان قرار داد! » .
« و آنان كه در راه خدا مهاجرت كرده اند و آن گاه كشته شده ، يا مرده اند ، قطعا خداوند به آنان روزى اى نيكو مى بخشد ، و راستى ، خداست كه بهترينِ روزى دهندگان است . آنان را به جايگاهى در خواهد آورد كه آن را مى پسندند ، و شك نيست كه خدا ، دانايى بردبار است » .
« هرگز كسانى را كه در راه خدا كشته شده اند ، مرده مپندار ؛ بلكه زنده اند و نزد پروردگارشان روزى داده مى شوند » .
حديث۶۴۳۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :المعجم الأوسطـ به نقل از ابو هريره ـ: با پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در تشييع جنازه اى شركت كرديم . ايشان [ در قبرستان ]كنار قبر نشست و فرمود : «هيچ روزى بر اين قبر نمى آيد ، مگر آن كه با صدايى گويا و رسا بانگ مى زند : اى پسر آدم! چگونه مرا فراموش كرده اى ؟! آيا نمى دانى كه من خانه تنهايى و خانه غربت و خانه وحشت و خانه كِرم ها و خانه [فشار و] تنگى هستم ، مگر براى آن كسى كه خداوند ، مرا بر او فراخ گرداند؟! » .
پيامبر صلى الله عليه و آله سپس فرمود : «قبر ، باغى از باغ هاى بهشت ، يا گودالى از گودال هاى آتش است» .۶۴۳۸.صحيح البخارى ( ـ به نقل از عبد اللّه بن مسعود ـ ) امام باقر عليه السلامـ در باره اين سخن خداوند : «و آنان كه پيشى مى گيرند ، پيشى گرفتنى» ـ: يعنى : جان هاى مؤمنان ، به سوى بهشت پيشى مى گيرند ، چنان كه در دنيا پيشى مى گرفتند ، و جان هاى كافران ، به سوى آتش پيشى مى گيرند ، چنان كه در دنيا پيشى مى گرفتند .
.
۶۴۳۷.صحيح مسلم ( ـ به نقل از ابو هريره ـ ) الكافي عن أبي ولّاد الحنّاط عن الإمام الصادق عليه السلام ، قال :قُلتُ لَهُ : جُعِلتُ فِداكَ ، يَروونَ أنَّ أرواحَ المُؤمِنينَ في حَواصِلِ طُيورٍ خُضرٍ حَولَ العَرشِ ؟
فَقالَ : لا ، المُؤمِنُ أكرَمُ عَلَى اللّهِ مِن أن يَجعَلَ روحَهُ في حَوصَلَةِ طَيرٍ ، ولكِن في أبدانٍ كَأَبدانِهِم . (1)۶۴۳۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :نَزَلَت هاتانِ الآيَتانِ في أهلِ وَلايَتِنا وأهلِ عَداوَتِنا : «فَأَمَّا إِن كَانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ * فَرَوْحٌ وَ رَيْحَانٌ» يَعني في قَبرِهِ «وَ جَنَّتُ نَعِيمٍ» (2)يَعني فِي الآخِرَةِ «وَ أَمَّا إِن كَانَ مِنَ الْمُكَذِّبِينَ الضَّالِّينَ * فَنُزُلٌ مِّنْ حَمِيمٍ» يَعني في قَبرِهِ «وَ تَصْلِيَةُ جَحِيمٍ» (3)يَعني فِي الآخِرَةِ . (4)۶۴۳۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :إنَّ أرواحَ المُؤمِنينَ لَفي شَجَرَةٍ مِنَ الجَنَّةِ ، يَأكُلونَ مِن طَعامِها ويَشرَبونَ مِن شَرابِها ، ويَقولونَ : رَبَّنا أقِمِ السّاعَةَ لَنا ، وأنجِز لَنا ما وَعَدتَنا ، وألحِق آخِرَنا بِأَوَّلِنا . (5)۶۴۳۸.صحيح البخاري عن عبد اللّه بن مسعود :عنه عليه السلام :إنَّ لِلقَبرِ كَلاما في كُلِّ يَومٍ ، يَقولُ : أنا بَيتُ الغُربَةِ ، أنا بَيتُ الوَحشَةِ ، أنا بَيتُ الدّودِ ، أنَا القَبرُ ، أنا رَوضَةٌ مِن رِياضِ الجَنَّةِ ، أو حُفرَةٌ مِن حُفَرِ النّارِ . (6).
1) .الكافي : ج ۳ ص ۲۴۴ ح ۱ ، بحار الأنوار : ج ۶ ص ۲۶۸ ح ۱۱۹ .
2) .الواقعة : ۸۸ ـ ۸۹ .
3) .الواقعة : ۹۲ ـ ۹۴ .
4) .الأمالي للصدوق : ص ۵۶۱ ح ۷۵۳ عن عمرو بن أبي المقدام ، بشارة المصطفى : ص ۲۰۰ عن أبي المقدام ، تفسير القمّي : ج ۲ ص ۳۵۰ عن أبي بصير نحوه ، روضة الواعظين : ص ۳۰۰ ، بحار الأنوار : ج ۶ ص ۲۱۷ ح ۱۱ .
5) .الكافي : ج ۳ ص ۲۴۴ ح ۲ عن أبي بصير ، بحار الأنوار : ج ۶ ص ۲۶۸ ح ۱۲۰ .
6) .الكافي : ج ۳ ص ۲۴۲ ح ۲ عن بشير الدهّان ، الأمالي للمفيد : ص ۲۶۵ ح ۳ ، الأمالي للطوسي : ص ۲۸ ح ۳۱ كلاهما عن أبي اسحاق الهمداني عن الإمام علي عليه السلام نحوه ، بحار الأنوار : ج ۶ ص ۲۶۷ ح ۱۱۵ .
۶۴۳۷.صحيح مسلم عن أبي هريرة :الكافىـ به نقل از ابو ولّاد حنّاط ـ: به امام صادق عليه السلام گفتم : فدايت شوم ! روايت مى كنند كه ارواح مؤمنان [ پس از مرگ ] ، در چينه دان هاى پرندگان سبزرنگِ پيرامون عرش ، قرار مى گيرند ؟
فرمود : «خير . مؤمن در نزد خدا ، گرامى تر از آن است كه روحش در چينه دان پرنده اى قرار داده شود ؛ بلكه در كالبدهايى همانند كالبدهاى خودِ آنان قرار مى گيرد» .۶۴۳۶.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :اين دو آيه در باره دوستان ما و دشمنان ما ، نازل شده است : «و امّا اگر از مقرّبان باشد ، در آسايش و راحت خواهد بود» ، يعنى در قبرش ، و «در بهشت پُر ناز و نعمت» ، يعنى در آخرت . «و امّا اگر از دروغ زنانِ گم راه باشد ، پس با آبى جوشان پذيرايى خواهد شد» ، يعنى در قبرش ، «و فرجامش ، افتادن در جهنّم است» ، يعنى در آخرت .۶۴۳۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :ارواح مؤمنان [ پس از مرگ ] ، در درختى بهشتى جاى مى گيرند و از غذاى آن مى خورند و از نوشيدنىِ آن مى نوشند و مى گويند : «پروردگارا ! قيامت را براى ما بر پاى دار و آنچه را به ما وعده داده اى ، تحقّق بخش و آخرين كسانِ ما را به اوّلين كسانِ ما [ در بهشت ] ملحق گردان» .۶۴۳۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :قبر ، هر روز ، اين سخنان را مى گويد : من ، خانه غربتم . من ، خانه تنهايى ام . من ، خانه كِرم هايم . من ، گورم . من ، باغى از باغ هاى بهشت و يا گودالى از گودال هاى آتشم . .
۶۴۳۳.الدرّ المنثور ( ـ به نقل از ابو ادريس خولانى ـ ) تفسير القمّي :قوله : «وَ لَهُمْ رِزْقُهُمْ فِيهَا بُكْرَةً وَ عَشِيًّا» (1)يَعني في جِنانِ الدُّنيا الَّتي تَنتَقِلُ إلَيها أرواحُ المُؤمِنينَ . فَأَمّا في جَنّاتِ الخُلدِ فَلا يَكونُ غُدُوّا ولا عَشِيّا .
وقَولُهُ : «وَ مِن وَرَائِهِم بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ» (2)
فَقالَ الصّادِقُ عليه السلام : البَرزَخُ : القَبرُ ، وهُوَ الثَّوابُ وَالعِقابُ بَينَ الدنُّيا وَالآخِرَةِ ، وَالدَّليلُ عَلى ذلِكَ أيضا قَولُ العالِمِ عليه السلام : وَاللّهِ! ما يُخافُ عَلَيكُم إلَا البَرزَخُ .
وقَولُهُ عز و جل : «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِى سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَ تا بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ * فَرِحِينَ بِمَا ءَاتَـاهُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُواْ بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلََّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ» (3)، وقالَ الصّادق عليه السلام : يَستَبشِرونَ وَاللّهِ فِي الجَنَّةِ بِمَن لَم يَلحَق بِهِم مِن خَلفِهِم مِنَ المُؤمِنينَ فِي الدُّنيا . (4)راجع : بحارالأنوار : ج ۶ ص ۲۰۲ باب ۸ (احوال البرزخ والقبر) .
۱ / ۴جَنَّةُ الآخِرَةِالكتاب«وَ لِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ » . (5)
«وَ مِن دُونِهِمَا جَنَّتَانِ ». (6)
«إِنَّ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّــلِحَـتِ كَانَتْ لَهُمْ جَنَّـتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلًا * خَــلِدِينَ فِيهَا لَا يَبْغُونَ عَنْهَا حِوَلًا ». (7)
«يَـأَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَـئِنَّةُ * ارْجِعِى إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً * فَادْخُلِى فِى عِبَـدِى * وَ ادْخُلِى جَنَّتِى ». (8)
راجع : الصافّات : ۴۱ ـ ۴۳ ، النجم : ۱۳ ـ ۱۵ ، مريم : ۶۱ ، الفرقان : ۱۵ ـ ۱۶ ، الروم : ۱۵ .
.
۶۴۳۱.بحارالأنوار عن المفضّل بن عمر ( ـ في حَديثٍ عَنِ الإِمامِ الصّادِقِ عليه السلام ي ) تفسير القمّى :سخن خدا كه : «و در آن جا هر صبح و شام ، روزى شان آماده است» ، يعنى در بهشت هاى دنيا كه ارواح مؤمنان به آن جا منتقل مى شوند . در بهشت هاى جاويدان ، صبح و شامى نيست .
[ در باره ] سخن خدا كه : «فراپيش آنان ، برزخى است ، تا روزى كه برانگيخته شوند» ، امام صادق عليه السلام فرمود : «برزخ ، همان قبر است و آن ، پاداش و كيفرى است در فاصله ميان دنيا و آخرت» . دليل ديگر آن نيز اين سخن امام كاظم عليه السلام است كه : «به خدا سوگند ، تنها ترس و نگرانى براى شما ، از برزخ است» .
[ در باره ] سخن خداى عز و جل كه : «هرگز كسانى را كه در راه خدا كشته شده اند ، مرده مپندار ؛ بلكه زنده اند و نزد پروردگارشان روزى داده مى شوند . به آنچه خدا از فضل خود به ايشان عطا كرده است ، شادمان اند و به كسانى كه پىِ ايشان اند و هنوز به آنان نپيوسته اند ، مژده مى دهند ، كه نه بيمى بر ايشان است و نه اندوهگين مى شوند» ، امام صادق عليه السلام فرمود : «به خدا سوگند ، آنان در بهشت ، به مؤمنانى كه در دنيايند و هنوز به ايشان نپيوسته اند ، مژده مى دهند» .ر . ك : بحار الأنوار : ج ۶ ص ۲۰۲ باب ۸ (احوال برزخ و قبر) .
۱ / ۴بهشتِ آخرتقرآن« و براى كسى كه از مقام پروردگارش بترسد ، دو بهشت است » .
« و پايين تر از آن دو [ بهشت ] ، دو بهشت [ ديگر ] است » .
« كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته كردند ، بهشت هاى فردوس ، جايگاه پذيرايى از آنان است . جاودانه در آنها خواهند بود و درخواست انتقال از آنها نمى كنند » .
« اى نفْس آرام گرفته ! خشنود و خداپسند به سوى پروردگارت ، باز گرد و در ميان بندگان من ، در آى و در بهشت من ، داخل شو » .
ر . ك : صافات : آيه ۴۱ ـ ۴۳ ، نجم : آيه ۱۳ ـ ۱۵ ، مريم : آيه ۶۱ ، فرقان : آيه ۱۵ ـ ۱۶ ، روم : آيه ۱۵ .
.
الحديث۶۴۲۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :جِنانُ الفِردَوسِ أربَعٌ : ثِنتانِ مِن ذَهَبٍ حِليَتُها وآنِيَتُها وما فيهِما ، وثِنتانِ مِن فِضَّةٍ آنِيَتُهُما وَحِليَتُهُما وما فيهِما ، ولَيسَ بَينَ القَومِ وبَينَ أن يَنظُروا إِلى رَبِّهِم عز و جلإلّا رِداءُ الكِبرِياءِ عَلى وَجهِهِ في جَنَّةِ عَدنٍ ، وهذِهِ الأَنهارُ تَشخَبُ (1)مِن جَنَّةِ عَدنٍ، ثُمَّ تَصَدَّعُ (2)بَعدَ ذلِكَ أنهارا . (3)۶۴۲۴.الإمام الصادق عليه السلام :عنه صلى الله عليه و آلهـ في قَولِهِ تَعالى : «وَ مِن دُونِهِمَا جَنَّتَانِ » ـ: جَنَّتانِ مِن فِضَّةٍ آنِيَتُها وما فيهِما ، وجَنَّتانِ مِن ذَهَبٍ آنِيَتُهُما وما فيهِما ، وما بَينَ القَومِ وبَينَ أن يَنظُروا إِلى رَبِّهِم إلّا رِداءُ الكِبرِ عَلى وَجهِهِ في جَنَّةِ عَدنٍ . (4)۶۴۲۳.عنه صلى الله عليه و آله :صحيح البخاري عن أنس :إنَّ أُمَّ الرُبَيِّعِ بِنتَ البراءِ ـ وهِيَ أُمُّ حارِثَةَ بنِ سُراقَةَ ـ أتَتِ النَّبِيَ صلى الله عليه و آله فَقالَت : يا نَبِيَ اللّهِ ، ألا تُحَدِّثُنِي عَن حارِثَةَ ـ وكانَ قُتِلَ يَومَ بَدرٍ ، أصابَهُ سَهمٌ غَربٌ ـ فَإن كانَ فِي الجَنَّةِ صَبَرتُ ، وإن كانَ غَيرَ ذلِكَ اجتَهَدتُ عَلَيهِ فِي البُكاءِ؟! قالَ صلى الله عليه و آله : يا اُمَّ حارِثَةَ ، إنَّها جِنانٌ فِي الجَنَّةِ ، وإنَّ ابنَكِ أصابَ الفِردَوسَ الأَعلى . (5).
1) .الشَخْبِ : السَيَلان (لسان العرب : ج ۱ ص ۴۸۵ «شخب»).
2) .تَصَدَّعَ : تَقَطّعَ وتَفَرّقَ (النهاية : ج ۳ ص ۱۶ «صدع»).
3) .مسند ابن حنبل : ج ۷ ص ۱۷۲ ح ۱۹۷۵۲ ، سنن الدارمي : ج ۲ ص ۷۹۰ ح ۲۷۱۸ ، مسند الطيالسي : ص ۷۲ ح ۵۲۹ كلاهما نحوه وكلّها عن عبد اللّه بن قيس ، المصنّف لابن أبي شيبة : ج ۸ ص ۹۰ ح ۱۵۶ عن أبي بكر بن عبد اللّه بن قيس وليس فيه ذيله من «في جنّة عدن ...» ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۵۴ ح ۳۹۲۳۴.
4) .صحيح البخاري : ج ۴ ص ۱۸۴۸ ح ۴۵۹۷ ، صحيح مسلم : ج ۱ ص ۱۶۳ ح ۲۹۶ ، سنن الترمذي : ج ۴ ص ۶۷۴ ح ۲۵۲۸ ، مسند ابن حنبل : ج ۷ ص ۱۶۲ ح ۱۹۷۰۲ ، صحيح ابن حبّان : ج ۱۶ ص ۳۹۴ ح ۷۳۸۶ كلّها عن عبد اللّه بن قيس ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۵۳ ح ۳۹۲۲۸.
5) .صحيح البخاري : ج ۳ ص ۱۰۳۴ ح ۲۶۵۴ ، مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۵۱۸ ح ۱۳۷۴۳ ، السنن الكبرى : ج ۹ ص ۲۸۱ ح ۱۸۵۴۰ ، سنن الترمذي : ج ۵ ص ۳۲۷ ح ۳۱۷۴ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۳ ص ۲۳۰ ح ۴۹۳۰ كلاهما نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۰ ص ۴۲۴ ح ۳۰۰۲۴ .
حديث۶۴۲۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بهشت هاى فردوس ، چهار تا هستند : دو تا كه زيورها و ظرف ها و آنچه در آنهاست ، از طلاست ، و دو تا كه ظرف ها و زيورها و آنچه در آنهاست ، از نقره است . تنها مانع ميان بهشتيان و ديدن پروردگارشان ، رداى كبرياست كه بر چهره او در بهشتِ عدن ، كشيده شده است ، و اين جويبارها از بهشتِ عَدْن (دست نخورده) ، سرچشمه مى گيرند و سپس به جوى هايى منشعب مى شوند .۶۴۲۱.امام صادق عليه السلام ( ـ به مُفَضَّل بن عمر ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در باره اين سخن خداى بلندمرتبه : «و پايين تر از آن دو [بهشت] ، دو بهشت [ديگر] است» ـ: دو بهشت كه ظرف هايشان و هر آنچه در آنهاست ، از نقره است ، و دو بهشت ديگر ، كه ظرف هايشان و آنچه در آنهاست ، از طلاست ، و تنها مانع ميان اين بهشتيان و ديدن پروردگارشان ، رداى كبرياست كه بر چهره او در بهشتِ عَدْن (دست نخورده) افكنده شده است .۶۴۲۰.امام صادق عليه السلام :صحيح البخارىـ به نقل از اَنَس ـ: اُمّ رُبَيِّع دختر بَراء ـ كه همان مادر حارثة بن سُراقه است ـ نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت : اى پيامبر خدا ! آيا از حارثه ـ كه در روز بدر بر اثر اصابت تيرى ناشناخته ، كشته شده بود ـ برايم نمى گويى ، كه اگر در بهشت است ، صبر پيش گيرم و در غير اين صورت ، بر او زار زار بگريم ؟ !
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «اى اُمّ حارثه! در بهشت ، باغ هاست و پسر تو ، در فردوس برين است» . .
۶۴۲۱.عنه عليه السلام ( ـ للمُفَضَّلِ بنِ عُمَرَ ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الجَنَّةُ مِئَةُ دَرَجَةٍ ، كُلُّ دَرَجَةٍ مِنها ما بَينَ السَّماءِ وَالأَرضِ ، وَإِنَّ أعلاهَا الفِردَوسُ ، وإنَّ أوسَطَها الفِردَوسُ ، وإنَّ العَرشَ عَلَى الفِردَوسِ ، مِنها تُفَجَّرُ أنهارُ الجَنَّةِ . فَإِذا ما سَألتُمُ اللّهَ فَسَلوهُ الفِردَوسَ . (1)۶۴۲۰.عنه عليه السلام :عنه صلى الله عليه و آله :عَدنٌ دارُ اللّهِ الَّتي لَم تَرَها عَينٌ ، ولَم تَخطُر عَلى قَلبِ بَشَرٍ ، لا يَسكُنُها غَيرُ ثَلاثَةٍ : النَّبِيّينَ ، وَالصّدّيقِينَ ، وَالشُّهَداءِ . يَقُولُ اللّهُ عز و جل : طوبى لِمَن دَخَلَكِ . (2)۶۴۱۹.امام صادق عليه السلام :عنه صلى الله عليه و آله :خَلَقَ اللّهُ جَنَّةَ عَدنٍ ، وغَرَسَ أشجارَها بِيَدِهِ ، فَقالَ لَها : تَكَلَّمي ، فَقالَت : «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ » (3). (4)۶۴۱۸.امام صادق عليه السلام :عنه صلى الله عليه و آله :لَمّا خَلَقَ اللّهُ جَنَّةَ عَدنٍ خَلَقَ فيها ما لا عَينٌ رَأت ولا أُذُنٌ سَمِعَت وَلا خَطَرَ عَلى قَلبِ بَشَرٍ ، ثُمَّ قالَ لَها : تَكَلَّمي ، قالَت : «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ» . (5).
1) .سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۱۴۴۸ ح ۴۳۳۱ ، مسند ابن حنبل : ج ۸ ص ۲۵۴ ح ۲۲۱۴۸ نحوه وكلاهما عن معاذ بن جبل ، المستدرك على الصحيحين : ج ۱ ص ۱۵۳ ح ۲۶۷ عن أبي هريرة ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۵۳ ح ۳۹۲۳۰ ؛ مجمع البيان : ج ۶ ص ۷۶۹ عن عبادة بن الصامت ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۸۹ .
2) .مجمع البيان : ج ۵ ص ۷۷ ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۸۵ ؛ تفسير الطبري : ج ۹ الجزء ۱۵ ص ۱۳۹ عن أبي الدرداء ، كنز العمّال : ج ۲ ص ۴۵۴ ح ۴۴۸۵.
3) .المؤمنون : ۱.
4) .المستدرك على الصحيحين : ج ۲ ص ۴۲۶ ح ۳۴۸۰ ، تاريخ بغداد : ج ۱۰ ص ۱۱۸ كلاهما عن أنس ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۵۴ ح ۳۹۲۳۵.
5) .المعجم الكبير : ج ۱۱ ص ۱۴۸ ح ۱۱۴۳۹ ، المعجم الأوسط : ج ۱ ص ۲۲۴ ح ۷۳۸ ، تفسير الثعلبي : ج ۷ ص ۳۸ ، تفسير ابن كثير : ج ۵ ص ۴۵۵ ، تاريخ دمشق : ج ۱۷ ص ۳۷ ح ۴۰۳۱ نحوه وكلّها عن ابن عبّاس ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۵۴ ح ۳۹۲۳۶.
۶۴۱۷.امام على عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بهشت ، صد درجه (پلّه) دارد و فاصله هر درجه تا درجه ديگر ، به اندازه فاصله ميان آسمان و زمين است . بالاى آن ، فردوس (پَرديس) است و ميانه آن ، فردوس است ـ و عرش ، بر فردوس است ـ و جويبارهاى بهشت ، از آن جا سرچشمه مى گيرند . پس هر گاه از خدا درخواست كرديد ، فردوس را از او بخواهيد .۶۴۱۶.امام على عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بهشتِ عَدْن (دست نخورده) ، سراى خداست كه [ تا كنون ] هيچ چشمى ، آن را نديده و بر قلب هيچ بشرى خطور نكرده است و جز سه گروه ، كسى در آن ساكن نمى شود : پيامبران ، صدّيقان و شهيدان . خداوند عز و جلمى فرمايد : «خوشا به حال كسى كه وارد تو شود!» .۶۴۱۵.امام على عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خداوند ، بهشتِ عَدْن (دست نخورده) را آفريد و درختان آن را با دست خودش نشاند و به آن فرمود : «سخن بگو» و آن گفت : «به راستى كه مؤمنان ، رستگارند» .۶۴۱۹.عنه عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خداوند ، چون بهشتِ عَدْن را آفريد ، در آن ، چيزهايى خلق كرد كه نه هيچ چشمى ديده و نه هيچ گوشى شنيده و نه به ذهن بشرى ، خطور كرده است . سپس به آن فرمود : «سخن بگو» و آن گفت : «به راستى كه مؤمنان ، رستگارند» . .
۶۴۱۸.الإمام الصادق عليه السلام :عنه صلى الله عليه و آله :لَيسَ مِن مُؤمِنٍ فِي الجَنَّةِ إِلّا وَلَهُ جِنانٌ كَثِيرَةٌ ؛ مَعروشاتٌ (1)وَغَيرُ مَعروشاتٍ ، وأنهارٌ مِن خَمرٍ ، وأنهارٌ مِن ماءٍ ، وأنهارٌ مِن لَبَنٍ ، وأنهارٌ مِن عَسَلٍ ، فَإِذا دَعا وَلِيُ اللّهِ بِغِذائِهِ ، أُتِيَ بِما تَشتَهي نَفسُهُ عِندَ طَلَبِهِ الغِذاءَ مِن غَيرِ أن يُسَمِّيَ شَهوَتَهُ . (2)۶۴۱۷.عنه عليه السلام :كتاب من لا يحضره الفقيه عن عبد اللّه بن عليّ :حَمَلتُ مَتاعِي مِنَ البَصرَةِ إلى مِصرَ ، فَقَدِمتُها، فَبَينَما أنا في بَعضِ الطَّريقِ ، إذا أنا بِشَيخٍ طَويلٍ ، شَديدِ الأُدمَةِ ، أبيَضِ الرَّأسِ وَاللِّحيَةِ ، عَلَيهِ طِمرانِ (3)؛ أحَدُهُما أسوَدُ وَالآخَرُ أبيَضُ ، فَقُلتُ : مَن هَذا؟ فَقالوا : هذا بِلالٌ مَولى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله .
فَأخَذتُ ألواحا فَأَتَيتُهُ فَسَلَّمتُ عَلَيهِ ، فَقُلتُ لَه : السَّلامُ عَلَيكَ أيُّهَا الشَّيخُ ، فَقالَ : وعَلَيكَ السَّلامُ ، قُلتُ : يَرحَمُكَ اللّهُ تَعالى ، حَدِّثني بِما سَمِعتَ مِن رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ...
فَقالَ : اُكتُب بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحِيمِ ، سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقولُ : إنَّ سورَ الجَنَّةِ لَبِنَةٌ مِن ذَهَبٍ وَلَبِنَةٌ مِن فِضَّةٍ . . . وإنَّ أبوابَها مُختَلِفَةٌ : بابُ الرَّحمَةِ مِن ياقوتَةٍ حَمراءَ . . . .
قُلتُ : يَرحَمُكَ اللّهُ ، فَإِذا دَخَلُوا الجَنَّةَ فَماذا يَصنَعونَ؟
قالَ : يَسيرونَ عَلى نَهرَينِ في ماءٍ صافٍ في سُفُنِ الياقوتِ ، مَجاذيفُهَا اللُّؤلُؤُ ، فيها مَلائِكةٌ مِن نورٍ ، عَلَيهِم ثِيابٌ خُضرٌ شَدِيدَةٌ خُضرَتُها .
قُلتُ : يَرحَمُكَ اللّهُ ، هَل يَكونُ مِنَ النّورِ أَخضَرُ؟ قالَ : إِنَّ الثِّيابَ هِيَ خُضرٌ ولكِن فيها نورٌ مِن نورِ رَبِّ العالَمِينَ جَلَّ جَلالُهُ لِيَسيروا عَلى حافَتَي ذلِكَ النَّهرِ .
قُلتُ : فَمَا اسمُ ذلِكَ النَّهرِ؟ قالَ : جَنَّةُ المَأوى ، قُلتُ : هَل وَسَطُها غَيرُها؟
قالَ : نَعَم ، جَنَّةُ عَدنٍ ، وهِيَ في وَسَطِ الجِنانِ . وأمّا جَنَّةُ عَدنٍ فَسورُها ياقوتٌ أحمَرُ وحَصاها اللُّؤلُؤُ ، فَقُلتُ : وهَل فيها غَيرُها؟ قالَ : نَعَم جَنَّةُ الفِردَوسِ ، قُلتُ : فَكَيفَ سورُها؟ قالَ : وَيحَكَ كُفَّ عَنّي ، جَرَحتَ عَلَيَّ قَلبي . قُلتُ : بَل أنتَ الفاعِلُ بي ذلِكَ . قُلتُ : ما أنا بِكافٍّ عَنكَ حَتّى تُتِمَّ لِي الصِّفَةَ وَتُخبِرَني عَن سورِها .
قالَ : سورُها نورٌ ، قُلتُ : ما الغُرَفُ الَّتي فِيها؟ قالَ : هِيَ مِن نُورِ رَبِّ العالَمِينَ عز و جل . (4).
1) .عَرَشْتُ : إذا جعلت له كهيئة سقف (مفردات ألفاظ القرآن : ص ۵۵۸).
2) .الكافي : ج ۸ ص ۹۹ ح ۶۹ ، تأويل الآيات الظاهرة : ج ۲ ص ۷۴۷ ح ۳ كلاهما عن محمّد بن إسحاق المدني عن الإمام الباقر عليه السلام ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۶۰ ح ۹۸.
3) .الطِّمْرُ : الثوبُ الخَلِقُ (النهاية : ج ۳ ص ۱۳۸ «طمر») .
4) .كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۱ ص ۲۹۲ ح ۹۰۵ ، الأمالي للصدوق : ص ۲۸۲ ح ۳۱۰ ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۱۶ ح ۱.
۶۴۱۶.عنه عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هيچ مؤمنى در بهشت نيست ، مگر آن كه باغ هاى بسيارى ، با داربست و بى داربست ، و جوى هايى از شراب ، و جوى هايى از آب ، و جوى هايى از شير ، و جوى هايى از عسل دارد . پس هر گاه دوست خدا غذايى را بخواهد ، به محض خواستن غذا ، آنچه دلش بخواهد ، بدون آن كه نام [غذاى ]دلخواهش را ببرد ، برايش آورده مى شود .۶۴۱۵.الإمام عليّ عليه السلام :كتاب من لا يحضره الفقيهـ به نقل از عبد اللّه بن على ـ: از بصره به سوى مصر ، كالا بردم . چون وارد شهر شدم ، در يكى از گذرگاه ها به پيرمردى بلندقامت و سيه چهره كه موهاى سر و ريشش سفيد بود و دو جامه ژنده ، يكى سياه و ديگرى سفيد ، بر تن داشت ، بر خوردم . پرسيدم : اين كيست؟ گفتند : بلال ، غلامِ آزاد شده پيامبر خدا .
الواحى چند برداشتم و نزد او رفتم و گفتم : سلام بر تو ، اى پيرمرد !
گفت : و عليك السلام !
گفتم : رحمت خداى بلندمرتبه ، بر تو باد ! حديثى از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله برايم بگو ... .
گفت : بنويس : به نام خداوند بخشاينده مهربان . از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مى فرمايد : «ديوار بهشت ، يك خشتش از طلاست و يك خشتش از نقره ... و درهايى چند دارد : درِ رحمت ، از ياقوت سرخ است ...» .
گفتم : رحمت خدا بر تو باد ! چون وارد بهشت شدند ، چه مى كنند ؟
گفت : بر كشتى هايى از ياقوت كه پاروهاى آنها از مرواريد است و فرشتگانى از نور در آنهايند بر دو رودخانه در آبى زلال حركت مى كنند در حالى كه جامه هايى با رنگ سبزِ تند ، بر تن دارند .
گفتم : رحمت خدا بر تو باد ! آيا نور سبز هم وجود دارد؟
گفت : جامه ها سبزند ؛ امّا در آن جامه ها ، نورى از نور پروردگار جهانيان است تا در دو كرانه آن رودخانه ، حركت كنند .
گفتم : نام آن رودخانه چيست؟ گفت : بهشت مأوا . گفتم : آيا در وسط آن ، بهشت ديگرى وجود دارد ؟
گفت : آرى ، بهشتِ عدن ، كه در وسط بهشت هاست . ديوار بهشت عدن ، از ياقوت سرخ است و ريگ هايش مرواريدند . گفتم : آيا بهشت ديگرى هم در آن ، وجود دارد ؟ گفت : آرى ، بهشت فردوس . گفتم : ديوار آن ، چگونه است ؟
گفت : واى بر تو ! بس كن كه دلم را ريش كردى . گفتم : نه! اين ، تويى كه با من چنين كردى . گفتم : دست از تو بر نمى دارم تا وصفش را برايم كامل كنى و از ديوارش برايم بگويى .
گفت : ديوارش ، نور است . گفتم : اتاق هاى آن ، چگونه است ؟ گفت : آنها از نور پروردگار جهانيان اند . .
۶۴۱۴.إحياء علوم الدين :الإمام الباقر عليه السلام :أمَّا الجِنانُ المَذكورَةُ فِي الكِتابِ ، فَإِنَّهُنَّ : جَنَّةُ عَدنٍ ، وجَنَّةُ الفِردَوسِ ، وَجَنَّةُ نَعيمٍ ، وَجَنَّةُ المَأوى . وإنَّ للّهِِ عز و جلجِنانا مَحفوفَةً بِهذِهِ الجِنانِ ، وإنَّ المُؤمِنَ لَيَكونُ لَهُ مِنَ الجِنانِ ما أحَبَّ وَاشتَهى ، يَتَنَعَّمُ فِيهِنَّ كَيفَ يَشاءُ . (1)۶۴۱۳.امام حسين عليه السلام :عنه عليه السلام :إنَّ الجِنانَ أربَعٌ ، وذلِكَ قَولُ اللّهِ : «وَ لِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ » ، وهُوَ أنَّ الرَّجُلَ يَهجُمُ عَلى شَهوَةٍ مِن شَهَواتِ الدُّنيا ، وَهِيَ مَعصِيَةٌ ، فَيَذكُرُ مَقامَ رَبِّهِ فَيَدَعُها مِن مَخافَتِهِ ، فَهذِهِ الآيَةُ فيهِ . فَهاتانِ جَنَّتانِ لِلمُؤمِنينَ وَالسّابِقينَ .
وأمّا قَولُهُ : «وَ مِن دُونِهِمَا جَنَّتَانِ » يَقولُ : مِن دُونِهِما فِي الفَضلِ ولَيسَ مِن دونِهِما فِي القُربِ ، وَهُما لِأَصحابِ اليَمينِ ، وَهِيَ جَنَّةُ النَّعيمِ وجَنَّةُ المَأوى .
وفي هذِهِ الجِنانِ الأَربَعِ فَواكِهُ فِي الكَثرَةِ كَوَرَقِ الشَّجَرِ وَالنُّجومِ . وَعَلى هذِهِ الجِنانِ الأَربَعِ حائِطٌ مُحيطٌ بِها، طولُهُ مَسيرَةُ خَمسِمِئَةِ عامٍ ، لَبِنَةٌ مِن فِضَّةٍ ، وَلَبِنَةٌ مِن ذَهَبٍ ، وَلَبِنَةُ دُرٍّ ، وَلَبِنَةُ ياقوتٍ ، وَمِلاطُهُ (2)المِسكُ وَالزَّعفَرانُ ، وَشُرَفُهُ نُورٌ يَتَلَألَأُ ، يَرَى الرَّجُلُ وَجهَهُ فِي الحائِطِ، وفِي الحائِطِ ثَمانِيَةُ أبوابٍ ، عَلى كُلِّ بابٍ مِصراعانِ عَرضُهُما كَحُضرِ (3)الفَرَسِ الجَوادِ سَنَةً . (4).
۶۴۱۲.امام على عليه السلام :امام باقر عليه السلام :بهشت هاى نام برده در قرآن ، عبارت اند از : بهشت عَدْن (دست نخورده) ، بهشت فردوس (پَرديس / باغ) ، بهشت نَعيم (ناز و نعمت) ، و بهشت مأوا (آسايش) . خداوند عز و جل ، بهشت هاى ديگرى نيز دارد كه با اين بهشت ها در ميان گرفته شده اند و از اين بهشت ها ، هر بهشتى را كه مؤمن دوست داشته باشد و دلش بخواهد ، به او مى دهند ، و در آنها از هر گونه نعمتى كه بخواهد ، برخوردار مى شود .۶۴۱۱.امام على عليه السلام :امام باقر عليه السلام :بهشت ها ، چهار تايند ؛ چرا كه خداوند مى فرمايد : «و براى كسى كه از مقام پروردگارش بترسد ، دو بهشت است» . اين ، در جايى است كه شخص به طرف شهوتى از شهوات دنيا كه گناه است ، هجوم مى آورد و در همان حال ، به ياد مقام پروردگارش مى افتد و از ترس او ، آن شهوت را رها مى كند . اين آيه در باره چنين كسى است . اين دو بهشت ، براى مؤمنان و پيشتازان است .
و سخن او كه : «و پايين تر از آن دو ، دو بهشت ديگر است» ، يعنى پايين تر از آنها در رتبه ، نه پايين تر از آنها در قُرب [و نزديكى به خداوند] . اين دو بهشت ، براى اصحاب يمين اند ، و عبارت اند از : بهشت نعيم (ناز و نعمت ) و بهشت مَأوا (آسايش) .
در اين چهار بهشت ، ميوه ها از لحاظ فراوانى ، مانند برگ درختان و ستارگان اند . گرداگرد اين چهار بهشت ، ديوارى است كه طول آن ، پانصد سال راه است . يك خشت آن ، از نقره است و يك خشتش از طلا و يك خشتش دُر و يك خشتش ياقوت است و ملاطش ، مشك و زعفران است و كنگره هايش نورى درخشان اند . انسان ، عكس خود را در اين ديوار مى بيند . اين ديوار ، هشت دروازه دارد و هر دروازه اش ، دو لگنه دارد كه پهناى آنها به اندازه يك سال دويدنِ اسبِ تيز تك است . .
. .
. .
الفصل الثاني : خَلقُ الجنّة۲ / ۱الجَنَّةُ وَالنّارُ مَخلوقَتانِالكتاب«وَ لَقَدْ رَءَاهُ نَزْلَةً أُخْرَى * عِندَ سِدْرَةِ الْمُنتَهَى * عِندَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى» . (1)
«سَابِقُواْ إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا كَعَرْضِ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِينَ ءَامَنُواْ بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ ذَ لِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ» . (2)
«وَسَارِعُواْ إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَـوَ تُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ» . (3)
«فَإِن لَّمْ تَفْعَلُواْ وَ لَن تَفْعَلُواْ فَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِى وَ قُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجَارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكَـفِرِينَ» . (4)
«وَ أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ * وَ بُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِلْغَاوِينَ» . (5)
راجع : آل عمران : ۱۳۱ ، العنكبوت : ۵۴ ، الانفطار : ۱۳ ـ ۱۶ ، المعارج : ۱۵ ـ ۱۷ .
.
فصل دوم: آفرينش بهشت۲ / ۱بهشت و دوزخ ، دو آفريده اندقرآن« و قطعا [پيامبر در معراج] بار ديگر هم او (جبرئيل) را ديد ، نزديك آخرين درخت سِدْر ، در همان جا كه بهشتِ مأواست » .
« به سوى آمرزشى از پروردگارتان و بهشتى كه پهنايش مانند پهناى آسمان و زمين است و براى كسانى آماده شده كه به خدا و پيامبرش ايمان آورده اند ، بر يكديگر سبقت بجوييد . اين ، فضل خداست كه به هر كس بخواهد ، آن را مى دهد و خدا داراى فضل بزرگ است » .
« و به سوى آمرزشى از پروردگارتان و بهشتى كه پهناى آن ، آسمان ها و زمين است و براى پرهيزگاران ، آماده شده ، بر يكديگر سبقت بجوييد » .
« و اگر [آنچه را گفتيم ،] نكرديد ـ و هرگز نمى توانيد كرد ـ ، از آن آتشى كه سوختِ آن ، مردمان و سنگ هايند و براى كافران ، آماده شده است ، بترسيد » .
« و [در آن روز ،] بهشت براى پرهيزگاران ، نزديك مى گردد و دوزخ براى گم راهان ، نمودار مى شود » .
ر . ك : آل عمران : آيه ۱۳۱ ، عنكبوت : آيه ۵۴ ، انفطار : آيه ۱۳ ـ ۱۶ ، معارج : آيه ۱۵ ـ ۱۷ .
.
الحديث۶۴۰۴.عنه عليه السلام :الإمام الصادق عليه السلام :لَيسَ مِن شِيعَتِنا مَن أَنكَرَ أَربَعَةَ أَشياءَ : المِعراجَ ، وَالمُساءَلَةَ فِي القَبرِ ، وَخَلقَ الجَنَّةِ وَالنّارِ ، وَالشَّفاعَةَ . (1)۶۴۰۳.عنه عليه السلام :الإمام الرضا عليه السلام :مَن أَقَرَّ بِتَوحِيدِ اللّهِ ... وَآمَنَ بِالمِعْراجِ ، وَالمُساءَلَةِ فِي القَبرِ ، وَالحَوضِ ، وَالشَّفاعَةِ ، وَخَلقِ الجَنَّةِ وَالنّارِ ، وَالصِّراطِ ، وَالمِيزانِ ، وَالبَعثِ ، وَالنُّشُورِ ، وَالجَزَاءِ ، وَالحِسابِ ، فَهُوَ مُؤْمِنٌ حَقّا، وَهُوَ مِنْ شِيعَتِنا أَهْلَ البَيْتِ . (2)۶۴۰۲.عنه عليه السلام :التوحيد عن عبد السلام بن صالح الهروي فِي مَسَائِلَ سَأَلَ عَنْهَا الإِمامَ الرِّضا عليه السلام ـ :يَابْنَ رَسُولِ اللّهِ ، فَأَخْبِرْني عَنِ الجَنَّةِ وَالنَّارِ أَهُما اليَوْمَ مَخْلُوقَتَانِ؟ فَقَالَ : نَعَمْ ، وَإِنَّ رَسُولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله قَدْ دَخَلَ الجَنَّةَ وَرَأَى النَّارَ لَمّا عُرِجَ بِهِ إِلَى السَّمَاءِ ، قَالَ : فَقُلْتُ لَهُ : إِنَّ قَوْما يَقُولُونَ : إِنَّهُما اليَوْمَ مُقَدَّرَتَانِ غَيْرُ مَخْلُوقَتَيْنِ . فَقَالَ عليه السلام : مَا اُولَئِكَ مِنَّا وَلَا نَحْنُ مِنْهُم ، مَنْ أَنْكَرَ خَلْقَ الجَنَّةِ وَالنّارِ فَقَدْ كَذَّبَ النَّبِيَ صلى الله عليه و آله وَكَذَّبَنا، وَلا مِنْ وِلايَتِنا عَلَى شَيْءٍ ، وَيَخْلُدُ فِي نارِ جَهَنَّمَ . (3)۲ / ۲خَلقُ الجَنَّةِ قَبلَ النّارِ۶۳۹۹.امام صادق عليه السلام :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :خَلَقَ اللّهُ الجَنَّةَ قَبلَ النّارِ ، وَلَو خَلَقَ النّارَ قَبلَ الجَنَّةِ لَخَلَقَ العَذَابَ قَبلَ الرَّحْمَةِ . (4).
1) .صفات الشيعة : ص ۱۲۹ ح ۶۹ عن محمّد بن عمارة عن أبيه ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۹۷ ح ۱۸۶ .
2) .صفات الشيعة : ص ۱۲۹ ح ۷۱ عن الفضل بن شاذان ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۹۷ ح ۱۸۷ .
3) .التوحيد : ص ۱۱۸ ح ۲۱ ، الأمالي للصدوق : ص ۳۷۳ ح ۷ ، الاحتجاج : ج ۲ ص ۳۸۱ ح ۲۸۶ ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۱۹ ح ۶ .
4) .بحار الأنوار : ج ۶۰ ص ۲۵۷ نقلاً عن كتاب ذكر الأقاليم والبلدان والجبال والأنهار والأشجار عن ابن عبّاس .
حديث۶۳۹۸.صحيح البخارى ( ـ به نقل از حذيفة بن يمان ـ ) امام صادق عليه السلام :از شيعيان ما نيست كسى كه چهار چيز را انكار كند : معراج را ، پرسش در قبر را ، آفريده شدن بهشت و دوزخ را ، و شفاعت را.۶۳۹۸.صحيح البخاري عن حذيفة بن اليمان :امام رضا عليه السلام :هر كس به يگانگى خدا اقرار كند ... و به معراج و پرسش در قبر و حوض [ كوثر ] و شفاعت و آفريده شدن بهشت و دوزخ ، و صراط و ميزان و زنده شدن دوباره و رستاخيز و پاداش و حسابرسى ، ايمان داشته باشد ، مؤمنِ حقيقى و از شيعيان ما اهل بيت است.۶۳۹۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :التوحيدـ به نقل از عبد السلام بن صالح هِرَوى ، در پرسش هايى كه از امام رضا عليه السلام كرد ـ: [گفتم :] اى فرزند پيامبر خدا ! مرا خبر ده كه آيا بهشت و دوزخ ، هم اكنون آفريده شده اند؟
فرمود : «آرى . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله زمانى كه به آسمان برده شد ، به بهشت ، وارد شد و دوزخ را هم ديد» .
گفتم : عدّه اى مى گويند : اين دو ، فعلاً مقدّرند و هنوز ، آفريده نشده اند .
فرمود : «آنها از ما نيستند و ما هم از آنها نيستيم . هر كس منكر آفريده شدن بهشت و دوزخ باشد ، در حقيقت ، پيامبر صلى الله عليه و آله و ما را تكذيب كرده است و پيرو ما نيست و در آتش دوزخ ، جاودان است» .۲ / ۲آفرينش بهشت ، پيش از دوزخ۶۳۹۶.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خدا ، بهشت را پيش از آتش (دوزخ) آفريد . اگر آتش را پيش از بهشتْ آفريده بود ، در واقع ، عذاب را پيش از رحمت ، آفريده بود. (1)
.
1) .پس رحمت خدا بر عذاب و خشمش ، پيشى دارد .
۶۳۹۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الباقر عليه السلام :إِنَّ اللّهَ عز و جل خَلَقَ الجَنَّةَ قَبلَ أَن يَخلُقَ النَّارَ ، وَخَلَقَ الطَّاعَةَ قَبلَ أَن يَخلُقَ المَعصِيَةَ ، وَخَلَقَ الرَّحمَةَ قَبلَ الغَضَبِ ، وَخَلَقَ الخَيرَ قَبلَ الشَّرِّ ، وَخَلَقَ الأَرضَ قَبلَ السَّماءِ ، وَخَلَقَ الحَياةَ قَبلَ المَوتِ ، وَخَلَقَ الشَّمسَ قَبلَ القَمَرِ ، وَخَلَقَ النُّورَ قَبلَ الظُّلمَةِ . (1).
1) .الكافي : ج ۸ ص ۱۴۵ ح ۱۱۶ عن سلام بن المستنير ، بحار الأنوار : ج ۵۷ ص ۹۸ ح ۸۳ .
۶۳۹۴.مسند ابن حنبل ( ـ به نقل از ابو سعيد خُدرى ، از پيامبر خدا ـ ) امام باقر عليه السلام :خداوند عز و جل پيش از آن كه آتش را بيافريند ، بهشت را آفريد و پيش از آن كه نافرمانى را بيافريند ، فرمانبرى را آفريد و مهر را پيش از خشم آفريد و خوبى را پيش از بدى آفريد و زمين را پيش از آسمان آفريد و زندگى را پيش از مرگ آفريد و خورشيد را پيش از ماه آفريد و روشنايى را پيش از تاريكى آفريد . .
. .
پژوهشى در باره وجود كنونىِ بهشت و دوزخآيا خداى بلندمرتبه ، بهشت و دوزخ را آفريده و آنها بالفعل (هم اكنون) وجود دارند ؟ يا اين كه در آينده آفريده مى شوند؟ در پاسخ اين سؤال ، سه نظريّه قابل بررسى ، وجود دارد :
نظريّه نخست : بهشت و دوزخ ، آفريده شده انداكثر قريب به اتّفاق علماى اسلام ، بر اين باورند كه بهشت و دوزخ ، پيش از اين ، آفريده شده اند و بالفعل وجود دارند . (1)شيخ صدوق رحمه الله در اين باره مى گويد : عقيده ما در باره بهشت و دوزخ ، اين است كه آنها آفريده شده اند و پيامبر صلى الله عليه و آله هنگامى كه به معراج رفت ، وارد بهشت شد و دوزخ را ديد . (2)شيخ مفيد نيز در اين باره مى گويد :
.
1) .ر . ك : أوائل المقالات : ص ۱۲۴ ، المسلك فى اُصول الدين : ص ۱۰۴ ، قواعد المرام فى علم الكلام : ص ۱۶۷ ، كشف المراد فى شرح تجريد الاعتقاد : ص ۵۷۶ ، زبدة البيان : ص ۳۲۸ ، الفصول المهمّة : ج ۱ ص ۳۶۱ ، مجمع البيان : ج ۲ ص ۸۳۷ ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۲۰۵ ذيل ح ۲۰۴ ، المواقف ، ايجى : ج ۳ ص ۴۸۵ ، شرح المقاصد فى علم الكلام : ج ۲ ص ۲۱۸ ، شرح المواقف ، جرجانى : ج ۸ ص ۳۰۱ ، شرح مسلم ، نووى : ج ۲ ص ۲۲۲ و ج ۶ ص ۲۰۷ ، عمدة القارى : ج ۵ ص ۳۰۳ ، عون المعبود : ج ۱۳ ص ۵۴ ، شعار أصحاب الحديث : ص ۴۱ ، التمهيد ، ابن عبد البر : ج ۵ ص ۱۰۸ و ج ۱۹ ح ۱۱۲ ، نظم المتآثر من الحديث المتواتر : ص ۲۳۱ .
2) .الاعتقادات ، صدوق : ص ۷۹ .
بهشت و دوزخ ، اكنون آفريده شده اند . براى اين مطلب ، روايت ها رسيده است و پيروان شريعت و صاحبان آثار ، بر آن اتّفاق دارند . (1)اين سخن ، نشان مى دهد كه مخالفان اين نظريّه ، به قدرى اندك اند كه مخالفت آنها ، به ادّعاى اجماع مسلمانان بر وجود داشتن كنونىِ بهشت و دوزخ ، ضررى نمى رساند . دليل كسانى كه معتقدند كه بهشت و دوزخ ، بالفعل وجود دارند ، آيات و احاديثى هستند كه بر وجود داشتن كنونىِ بهشت و دوزخ ، دلالت دارند كه در اين جا اجمالاً به آنها اشاره مى كنيم :
ادله وجود فعلى بهشت و دوزخبسيارى از آيات قرآن ، ظهور در وجود داشتن كنونىِ بهشت و دوزخ دارند كه به نمونه هايى از آنها اشاره مى كنيم :
۱ . آياتى از سوره نجم «وَ لَقَدْ رَءَاهُ نَزْلَةً أُخْرَى * عِندَ سِدْرَةِ الْمُنتَهَى * عِندَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى * إِذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ مَا يَغْشَى . (2)و قطعا [پيامبر] بار ديگر ، او (جبرئيل) را ديد ، نزديك آخرين درخت سِدر ، در همان جا كه بهشت مأواست ، هنگامى كه درخت سدر را آنچه مى پوشاند ، احاطه كرده بود» . اين آيه به روشنى دلالت دارد كه «بهشت مأوا» وجود دارد و پيامبر صلى الله عليه و آله در معراج خود ، جبرئيل را در نزديكى آن ، ديده است .
.
گفتنى است در باره اين كه بهشتِ مورد اشاره در اين آيه ، بهشت برزخى است يا بهشت جاويد ، اختلاف نظر وجود دارد ؛ ليكن چنان كه شمارى از محقّقان گفته اند (1)و به قرينه ساير آياتى كه كلمه «جنّة المأوى» در آنها به كار رفته ، (2)ظاهرا مقصود از «جنّة المأوى» در اين جا نيز بهشت جاويد است .
۲ . آيه اى از سوره آل عمران «وَسَارِعُواْ إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَـوَ تُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ . (3)و به سوى آمرزشى از جانب پروردگارتان و بهشتى بشتابيد كه پهناى آن ، آسمان ها و زمين است و براى پرهيزگاران ، آماده شده است» . اين آيه و آيه ۳۱ سوره حديد ، بر آماده بودن بهشت براى پرهيزگاران ، دلالت دارند .
۳ . آيه اى ديگر از سوره آل عمران «وَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِى أُعِدَّتْ لِلْكَـفِرِينَ . (4)و از آتشى كه براى كافران آماده شده است ، بپرهيزيد» . اين آيه و آيه ۲۴ سوره بقره نيز بر آماده بودن دوزخ براى كيفر مجرمان ،
.
1) .مانند : شيخ طبرسى در مجمع البيان (ج ۹ ص ۲۶۵) و علّامه طباطبايى در الميزان فى تفسير القرآن (ج ۱۸ ص ۳۷۵) .
2) .«أَمَّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّــلِحَـتِ فَلَهُمْ جَنَّـتُ الْمَأْوَى نُزُلًا بِمَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ» (سجده : آيه ۱۹) «وَ أَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى * فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِىَ الْمَأْوَى» (نازعات : آيه ۴۰ ـ ۴۱) .
3) .آل عمران : آيه ۱۳۳ .
4) .آل عمران : آيه ۱۳۱ .
دلالت دارند . (1)
۴ . احاديث دالّه بر وجود فعلى بهشت و دوزخافزون بر احاديث بسيارى كه ظهور در وجود داشتن كنونىِ بهشت و دوزخ دارند و به دليل تواتر معنوى ، صدور اجمالى آنها قطعى است ، در فصل دوم ، احاديثى آمده كه به وجود داشتن كنونى آنها تصريح شده ، چنان كه در حديثى با سند صحيح از امام رضا عليه السلام نقل شده كه پيامبر صلى الله عليه و آله در معراج ، وارد بهشت گرديده و دوزخ را ديده است و نيز تأكيد شده است كه كسى كه آفرينش بهشت و دوزخ را نپذيرد ، پيامبر را تكذيب كرده و بر ما دروغ بسته است . (2)
نظريّه دوم : بهشت و دوزخ ، در آينده آفريده مى شونداين نظريّه كه بهشت و دوزخ ، در آينده آفريده مى شوند ، طرفداران فراوانى ندارد و گزارش شده كه در ميان اهل سنّت ، تنها معتزله و خوارج و گروهى از زيديّه ، آن را پذيرفته اند . شيخ مفيد رحمه الله ، پس از ادّعاى اجماع بر نظريّه نخست ، مى گويد : معتزله و خوارج و گروهى از زيديّه با اين نظر ، مخالفت كرده اند و بيشتر آنها ، گمان كرده اند كه آنچه ما در باره آفرينش بهشت و دوزخ يادآور شديم ، صرفا ممكن است ، نه لازم ، و در مورد احاديث رسيده ، سكوت كرده اند . بقيّه آنها نيز به محال بودن آفرينش بهشت و دوزخ ، نظر داده اند . (3)
.
علّامه حلّى رحمه الله در باره ابو على جُبّايى و ابو الحسين بَصرى و ابو الحسن اشعرى نقل كرده است كه آنها بر اين نظرند كه بهشت و دوزخ ، اكنون آفريده شده اند و از ابو هاشم جُبّايى و قاضى عبد الجبّار بن احمد رازى ، خلاف آن را نقل كرده است . (1)در ميان اماميه ، اين نظريّه به سيّد رضى رحمه الله نسبت داده شده است . وى در كتاب حقائق التأويل آورده است : علما در اين كه بهشت و دوزخ ، آيا اكنون آفريده شده اند يا پس از مرگ بندگان ، آفريده مى شوند ، اختلاف نظر دارند . گروهى از آنان مى گويند : «آنها اكنون آفريده شده اند» و گروه ديگر مى گويند : «فقط بهشت ، آفريده شده است» . نظر درست ، اين است كه آنها بعدا آفريده مى شوند . (2)علّامه مجلسى رحمه الله در اين باره مى فرمايد : بدان كه ايمان به بهشت و دوزخ ، آن گونه كه در آيات و احاديثْ وارد شده است ، بدون تأويل در آنها ، از ضروريات دين است و منكِران و تأويل كنندگان (از جمله فيلسوفان) ، خارج از دين اند . البته در مورد آفرينش بالفعل بهشت و دوزخ ، همه مسلمانان ، اتّفاق نظر دارند ، بجز گروهى از معتزله كه مى گويند در قيامت ، آفريده مى شوند . اين ، در حالى است كه آيات و احاديث متواتر ، گفتار آنها را رد مى كند و رأى آنها را ناچيز مى شمارد . ظاهرا هيچ يك از اماميه ، اين نظرِ سست را قبول ندارد ، جز آنچه به سيّد رضى ، نسبت داده شده است . (3)
.
دليل نظريّه دومكسانى كه معتقدند بهشت و دوزخ ، هنوز آفريده نشده اند ، براى اثبات مدّعاى خود ، به دو دليل استدلال كرده اند :
۱ . ناپايدارى جهاندليل نخست قائلان نظريّه دوم ، اين است كه بهشت و دوزخ اخروى ، هميشگى اند ، در صورتى كه آنچه در اين جهان است ، فانى و ناپايدار است . سيد رضى رحمه الله در اين باره مى گويد : ديدگاه درست ، اين است كه آنها بعدا آفريده مى شوند و از مواردى كه بر آن استدلال مى شود ، سخن خداى بلندمرتبه در باره بهشت است كه : «أُكُلُهَا دَآئِمٌ وَ ظِـلُّهَا ؛ (1)خوراكى ها و سايه اش ، پايدارند» . از طرفى نيز دليل وجود دارد بر اين كه هر پديده كنونى ، به ناچار ، نابود مى شود . (2)وقتى اين دو دليل را در كنار هم بگذاريم ، نتيجه اين مى شود كه بهشت و دوزخ ، آفريده نشده اند . (3)البته به اين دليل ، جواب هاى متعدّدى داده شده است كه عبارت اند از : اوّلاً : ميان دوام نعمت بهشت و وجود داشتن كنونىِ بهشت ، ملازمه عقلى وجود دارد ؛ زيرا مى توان گفت كه دوام نعمت بهشت ، پيش از ورود بهشتيان به بهشت را نيز شامل مى شود . ثانيا : مقصود از فناى اشياى اين جهان ، نابودى مطلق آنها نيست ؛ بلكه
.
مقصود ، نابودى ذاتى آنهاست . ثالثا : مى توان گفت كه مقصود از آيه «كُلُّ شَىْ ءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ» ، انتقال همه موجودات اين جهان در آينده به جهان ديگر است . بنا بر اين ، بهشت و دوزخ اخروى ، تخصّصا از مدلول آيه ياد شده ، خارج اند .
۲ . منافات داشتنِ فعليت بهشت و دوزخ ، با حكمتاستدلال ديگر قائلان به نظريّه دوم ، اين است كه ايجاد بهشت و دوزخ ، پيش از قيامت ، كارى بيهوده و بر خلاف حكمت است ؛ زيرا پيش از روز جزا ، كسى وارد بهشت و دوزخ نمى شود . بنا بر اين ، آفرينش بهشت ، پيش از فرا رسيدن آخرت ، درست مانند ساختن خانه يا زندان براى كسانى است كه هزاران سال بعد ، به دنيا مى آيند . از هشاميه نقل شده كه گفته اند : بهشت و دوزخ ، آفريده نشده اند ؛ زيرا وقتى كسى نباشد كه سود و زيان آنها را ببَرد ، بهره اى در وجود آنها نخواهد بود . (1)پاسخ اين سخن ، آن است كه : اوّلاً : عقل ، بدون احاطه به اسرار خلقت نمى تواند بيهوده بودن يا حكمت داشتن چيزى را كشف كند . از اين رو ، خالى بودن بهشت و دوزخ پيش از قيامت ، نمى تواند دليلى بر بيهوده بودن آفرينش آنها باشد . ثانيا : اگر بهشت و دوزخ را معلول عمل انسان بدانيم ، چون ميان عمل و جزا، رابطه تكوينى برقرار است ، حكمت وجود داشتن آنها معلوم مى گردد .
.
1) .ر . ك : الملل و النحل : ج ۱ ص ۷۲ .
نظريّه سوم : بهشت و دوزخ ، هم آفريده شده اند و هم آفريده نشده اندبر اساس اين نظريّه ، بهشت و دوزخ ، اكنون ، به يك معنا وجود دارند و به يك معنا وجود ندارند : بهشت و دوزخ ، اكنون هستند ، از اين جهت كه زمينه پديد آمدن آنها در اين جهان ، در وجود همه انسان ها بالفعل هست ، و اكنون نيستند ، از اين جهت كه علّت پديد آمدن بهشت و دوزخ ، كارهاى نيك و بد انسان است كه به تدريج در طول زندگى از او صادر مى گردد . بنا بر اين ، قبل از انجام شدن كار به وسيله انسان هاى مكلّف ، بهشت و دوزخى وجود ندارد . صدر المتألّهين در تبيين اين نظريّه مى گويد : مردم در اين كه دوزخ ، اكنون آفريده شده يا آفريده نشده است ، اختلاف نظر دارند و اختلافشان در مورد دوزخ ، مشهور است ، چنان كه در باره بهشت ، چنين اختلافى هست . امّا ديدگاه ما ، پيروان كشف و عرفان ، اين است كه هر دو [از جهتى] آفريده شده اند و [از جهتى] آفريده نشده اند . اين كه مى گوييم آفريده شده اند ، مانند مردى است كه خانه اى بنا مى كند و فقط ديوارهاى اطراف آن را مى سازد . فقط ديوار دارد ؛ ولى به آن خانه گفته مى شود ، چنان كه وقتى وارد آن مى شوى ، چيزى جز ديوارهايى كه در فضا و روى زمين برپا شده اند ، نمى بينى . بعد از آن ، طبق نياز ساكنان آن ، اتاق ها و غرفه ها و پرده ها و راهروها و انبارها و آنچه نياز است در آن باشد ، ايجاد مى گردد . دوزخ ، خانه اى است كه حرارت آن ، هواى سوزان است و سوخت آن ، جز انسان ها و سنگ هايى كه خدا به حساب مى آمدند ، نيست . و جن ، شعله آن است . خداى بلندمرتبه مى فرمايد : «هيزم آن ، مردم و سنگ است» (1)و
.
1) .بقره : آيه ۲۴ .
مى فرمايد : «در واقع ، شما و آنچه غير از خدا مى پرستيد ، هيمه دوزخيد» (1)و مى فرمايد : «پس ، آنها و گم راهان ، در آن افكنده مى شوند و [نيز] همه سپاهيان ابليس» (2)و در آن ، وسايل و ابزارها با اعمال جِنّيان و انسان ها كه داخل آن مى شوند ، پديدار مى گردد . (3)گفتنى است كه اين نظريّه ، مبتنى بر اين اساس است كه بهشت و دوزخ ، وجود مستقلى از انسان ندارند ، چنان كه صدر المتألّهين ، خود ، به اين مطلب ، تصريح كرده است : و دانستى كه بهشت مؤمن و دوزخ كافر ، امرى خارج از نفْس [انسان] نيست . پس اين كه [بهشت و دوزخ ،] امروز آماده اند ، مربوط به نفْس انسان است ، گرچه انسان از آن ، در پرده است [و آن را درك نمى كند] . (4)گفتنى است كه ظاهر و بلكه صريح آيات قرآن و احاديث اسلامى ، بر وجود بالفعل و مستقلّ بهشت و دوزخ و در عين حال ، مرتبط بودن آن با عمل انسان ، دلالت دارد (5)و در اين گونه مسائل كه عقل براى رسيدن به حقيقت ، راهى ندارد ، اعتقاد به آنچه قرآن و حديث مى گويند ، ضرورى است .
.
۲ / ۳مَكانُ الجَنَّةِالكتاب«وَ فِى السَّمَاءِ رِزْقُكُمْ وَ مَا تُوعَدُونَ» . (1)
«وَ لَقَدْ رَءَاهُ نَزْلَةً أُخْرَى* عِندَ سِدْرَةِ الْمُنتَهَى * عِندَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى» . (2)
الحديث۶۳۷۷.الكافى ( ـ به نقل از صفوان جمّال ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إنَّ الجَنَّةَ فِي السَّماءِ ، وإنَّ النّارَ فِي الأَرضِ . (3)۶۳۸۱.الإمام عليّ عليه السلام :عنه صلى الله عليه و آله :إنَّ أرواحَ المُؤمِنينَ فِي السَّماءِ السّابِعَةِ ، يَنظُرونَ إلى مَنازِلِهِم فِي الجَنَّةِ . (4)۶۳۸۰.الإمام عليّ عليه السلام :بحار الأنوارـ في ذِكرِ مَسائِلِ عَبدِ اللّهِ بنِ سَلامٍ الَّتي سَأَلَ عَنها رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله ـ: ... قالَ : فَأَخبِرني عَنِ الجَنَّةِ ، أينَ هِيَ ؟ قالَ [ صلى الله عليه و آله ] : فِي السَّماءِ السّابِعَةِ ، وَالنّارُ في تُخومِ الأَرضِ السُّفلى . قالَ : صَدَقتَ يا مُحَمَّدُ . (5)۶۳۷۹.الإمام عليّ عليه السلام :الإمام عليّ عليه السلامـ لَمّا قَدِمَ يَهودِيّانِ أخَوانِ وسَأَلاهُ : أينَ تَكونُ الجَنَّةُ ؟ وأينَ تَكونُ النّارُ ؟ ـ: أمَّا الجَنَّةُ فَفِي السَّماءِ ، وأمَّا النّارُ فَفِي الأَرضِ . (6).
1) .الذاريات : ۲۲ .
2) .النجم : ۱۳ ـ ۱۵ .
3) .المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۶۱۳ ح ۸۶۹۸ عن عبد اللّه بن سلام ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۵۹ ح ۳۹۲۶۰ نقلاً عن الديلمي ؛ التبيان في تفسير القرآن : ج ۸ ص ۴۹۸ عن الحسن من دون إسناد إلى أحدٍ من أهل البيت عليهم السلام .
4) .تاريخ أصبهان : ج ۱ ص ۲۰۳ الرقم ۲۸۱ ، الفردوس : ج ۱ ص ۲۳۷ ح ۹۱۳ كلاهما عن أبي هريرة ، كنز العمّال : ج ۱۵ ص ۶۷۶ ح ۴۲۶۸۹ .
5) .بحار الأنوار : ج ۶۰ ص ۲۵۷ .
6) .الخصال : ص ۵۹۷ ح ۱ ، إرشاد القلوب : ص ۳۱۷ كلاهما عن ابن عباس ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۲۸۶ ح ۱۳ .
۲ / ۳جايگاه بهشتقرآن« و روزىِ شما و آنچه وعده داده شده ايد ، در آسمان است » .
« و قطعا [پيامبر] بار ديگر ، او (جبرئيل) را ديد ، نزديك آخرين درخت سِدر ، در همان جا كه بهشتِ مأواست » .
حديث۶۳۷۲.امام على عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بهشت ، در آسمان است و دوزخ ، در زمين .۶۳۷۱.امام على عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :ارواح مؤمنان در آسمان هفتم ، به منزل هاى خود در بهشت مى نگرند .۶۳۷۰.امام على عليه السلام :بحار الأنوارـ در بيان پرسش هاى عبد اللّه بن سلام از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ: [ عبد اللّه ]گفت : به من بگو : بهشت در كجاست ؟
فرمود : «در آسمان هفتم ، و دوزخ در مرزهاى زمينِ هفتم است» .
عبد اللّه گفت : درست گفتى ، اى محمّد !۶۳۶۹.امام على عليه السلام :امام على عليه السلامـ در پاسخ به دو برادر يهودى كه نزد ايشان آمدند و پرسيدند : بهشت و دوزخ در كجا قرار دارند؟ ـ: بهشت ، در آسمان است و دوزخ ، در زمين .
.
۶۳۶۸.امام على عليه السلام :عنه عليه السلامـ لِلجاثَليقِ (1)وقَد سَأَلَهُ عَنِ الجَنَّةِ أ فِي الدُّنيا هِيَ أم فِي الآخِرَةِ؟ وأينَ الآخِرَةُ مِنَ الدُّنيا ؟ ـ: الدُّنيا فِي الآخِرَةِ وَالآخِرَةُ مُحيطَةٌ بِالدُّنيا ، إذ كانَتِ النُّقلَةُ مِنَ الحَياةِ إلَى المَوتِ ظاهِرَةً ، وكانَتِ الآخِرَةُ هِيَ دارُ الحَيَوانِ لَو كانوا يَعلَمونَ ؛ وذلِكَ أنَّ الدُّنيا نُقلَةٌ وَالآخِرَةَ حَياةٌ ومُقامٌ ، مَثَلُ ذلِكَ كَالنّائِمِ ؛ وذلِكَ أنَّ الجِسمَ يَنامُ ، وَالرّوحَ لا تَنامُ ، والبَدَنَ يَموتُ وَالرّوحَ لا تَموتُ (2)، قالَ اللّهُ عز و جل : «وَ إِنَّ الدَّارَ الْاخِرَةَ لَهِىَ الْحَيَوَانُ لَوْ كَانُواْ يَعْلَمُونَ» (3).
وَالدُّنيا رَسمُ الآخِرَةِ وَالآخِرَةُ رَسمُ الدُّنيا (4)، ولَيسَ الدُّنيا الآخِرَةَ ولَا الآخِرَةُ الدُّنيا . إذا فارَقَ الرُّوحُ الجِسمَ يَرجِعُ كُلُّ واحِدٍ مِنهُما إلى ما مِنهُ بَدَأَ وما مِنهُ خُلِقَ ، وكَذلِكَ الجَنَّةُ وَالنّارُ فِي الدُّنيا مَوجودَةٌ وفِي الآخِرَةِ ؛ لِأَنَّ العَبدَ إذا ماتَ صارَ في دارٍ مِنَ الأَرضِ ؛ إمّا رَوضَةٍ مِن رِياضِ الجَنَّةِ ، وإمّا بُقعَةٍ مِن بِقاعِ النّارِ ، وروحُهُ إلى أحَدِ دارَينِ ؛ إمّا في دارِ نَعيمٍ مُقيمٍ لا يَموتُ فيها ، وإمّا في دارِ عَذابٍ أليمٍ لايَموتُ فيها ، وَالرَّسمُ لِمَن عَقَلَ مَوجودٌ واضِحٌ ، وقَد قالَ اللّهُ عز و جل : «كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينَ * لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ * ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَيْنَ الْيَقِينِ * ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَـئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ» (5)وعَنِ الكافِرينَ ، فَقالَ : إنَّهُم كانوا في شُغُلٍ عَن ذِكري ، وكانوا لا يَستَطيعونَ سَمعا (6)، ولَو عَلِمَ الإِنسانُ ما هُوَ فيهِ ماتَ خَوفا مِنَ المَوتِ ، ومَن نَجا فَبِفَضلِ اليَقينِ . (7).
1) .الجَاثَلِيق: رئيس النصارى في بلاد الإسلام (مجمع البحرين : ج ۱ ص ۲۷۰ «الجاثليق») .
2) .في المصدر : «يموت» ، والتصويب من بحار الأنوار .
3) .العنكبوت : ۶۴ .
4) .الرسم : تمثيل الشيء يطلق على ما يقابل الحقيقة كقول الشاعر : «أرى ودّكم رسما وودّي حقيقة» والظاهر أنّ المراد أنّ الدنيا تمثيل الآخرة والآخرة تمثيل الدنيا ، فيكون مثل قوله سبحانه وتعالى : «وَ أُتُواْ بِهِ مُتَشَـبِهًا» (البقرة : ۲۵) .
5) .التكاثر : ۵ ـ ۸ .
6) .إشارة إلى الآية : ۱۰۱ من سورة الكهف .
7) .إرشاد القلوب : ص ۳۰۹ عن سلمان ، بحار الأنوار : ج ۳۰ ص ۷۲ ح ۱ .
۶۳۷۶.الإمام عليّ عليه السلام :امام على عليه السلامـ در پاسخ جاثليق (1)كه پرسيد : آيا بهشت در همين دنياست ، يا در آخرت است؟ و آخرت در كجاى دنياست؟ ـ: دنيا در [دل ]آخرت است و آخرت ، محيط بر دنياست ؛ چرا كه انتقال از زندگى به مرگ ، آشكار است و در واقع ، اين آخرت است كه سراى زندگانى است . اى كاش مردم مى دانستند كه دنيا گذرگاه است و آخرت ، زندگى و اقامتگاه! حكايت آن ، حكايت شخص خفته است : جسم مى خوابد ؛ امّا روح نمى خوابد . [همين طور ]بدن مى ميرد ؛ امّا روح نمى ميرد . خداوند عز و جل مى فرمايد : «و سراى آخرت ، سراى زندگانى است . اى كاش مى دانستند!» .
دنيا نمادِ (مثالِ) آخرت است و آخرت ، نماد دنياست . نه دنيا ، [خودِ ]آخرت است و نه آخرت ، دنياست . هر گاه روح از بدن جدا شود ، هر يك از آن دو ، به آن جايى كه از آن شروع شده و آفريده شده است ، باز مى گردد .
بهشت و دوزخ نيز ، هم در دنيا موجودند و هم در آخرت ؛ چرا كه بنده ، هر گاه بميرد ، به خانه اى در زمين مى رود كه يا باغى از باغ هاى بهشت است و يا سرزمينى از سرزمين هاى دوزخ ، و روحش به يكى از دو سراى مى رود : يا به سراى پرنعمتِ مانا كه در آن نمى ميرد و يا به سراى عذابى دردناك كه در آن [نيز ]نمى ميرد . تمثيل (تشابه ميان دنيا و آخرت) ، براى كسى كه خردمند است ، موجود و آشكار است . خداوند عز و جل مى فرمايد : «هرگز چنين نيست! اگر علم اليقين داريد ، به يقين ، دوزخ را مى بينيد . سپس آن را قطعا به عين اليقين در مى يابيد . سپس در همان روز است كه از نعمت[هاى زمين] پرسيده خواهيد شد» .
و در باره كافران مى فرمايد : «آنان از ياد من غافل بودند و توانايى شنيدن [حق را] نداشتند». (2)اگر انسان مى دانست كه پس از مرگ ، چه خبر است ، از ترسِ مرگ مى مُرد ، و هر كس نجات يابد ، به بركت يقين است . .
سخنى در باره مكان بهشتپيش از هر گونه توضيح در باره مكان بهشت ، دو نكته قابل توجّه است : اوّل ، اين كه : بهشت مانند دوزخ ـ بر اساس آنچه گذشت ـ ، آفريده شده است . (1)دوم ، اين كه : وسعت بهشت ، به اندازه وسعت همه آسمان ها و زمين است . (2)اكنون اين مسئله قابل طرح است كه چنين چيزى كه گستره و بزرگى آن با گستره آسمان ها و زمين برابرى مى كند و هم اكنون وجود دارد ، كجاست؟ و چنين موجود بزرگى ، اگر مادّى است ، چرا با ابزار علمى ، قابل رؤيت نيست؟
مكان بهشت برزخىدر پاسخ اين سؤال مى توان گفت كه آنچه از ظاهر قرآن و احاديث در اين باره استنباط مى شود ، اين است كه بهشت برزخى ، در باطن همين جهان مادّه است. طبق احاديث ، ارواح نيكوكاران پس از مرگ ، در قالب مثالى در باغى از باغ هاى بهشت، متنعّم اند و ارواح تبهكاران در گودالى از گودال هاى دوزخ ،
.
معذّب اند . (1)اينگونه روايات به روشنى دلالت دارد كه عالم برزخ (شامل بهشت ودوزخ برزخى) ، در باطن جهان مادّى ، و البتّه موقّتى و تا روز قيامت است.
سه نظريّه در باره مكان بهشتدر مورد مكان بهشت جاويد ـ كه جايگاه ابدى نيكوكاران است ـ ، سه نظر وجود دارد :
۱ . آسمانعدّه اى بر اين باورند كه بهشت جاويد ، در آسمان قرار دارد ؛ زيرا قرآن در گزارش معراج پيامبر صلى الله عليه و آله مى فرمايد : «وَ لَقَدْ رَءَاهُ نَزْلَةً أُخْرَى * عِندَ سِدْرَةِ الْمُنتَهَى * عِندَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى . (2)و قطعا [پيامبر] بار ديگر ، او (جبرئيل) را ديد ، نزديك آخرين درخت سدر ، در همان جا كه بهشتِ مأواست» . يعنى بهشتِ مأوا ، همان بهشت جاويد است (3)كه نزديك آخرين درخت سِدر ، در بالاترين نقطه آسمان قرار دارد. همچنين در آيه اى ديگر است كه : «وَ فِى السَّمَآءِ رِزْقُكُمْ وَ مَا تُوعَدُونَ . (4)
.
1) .ر . ك : ص ۳۵ (فصل يكم : معانى بهشت در قرآن / بهشت برزخ) .
2) .نجم : آيه ۱۳ ـ ۱۵ .
3) .گفتنى است كه برخى ، بهشت مأوا را به بهشت برزخى يا بهشت آدم ، تفسير كرده اند ؛ ولى با توجّه به آيه : «أَمَّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّــلِحَـتِ فَلَهُمْ جَنَّـتُ الْمَأْوَى نُزُلَا بِمَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ» (سجده : آيه ۱۹) و آيه : «فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِىَ الْمَأْوَى» (نازعات : آيه ۴۱) ، ظاهرا اين آيه نيز به بهشت جاويد ، اشاره دارد . بسيارى از بزرگان اهل تفسير ، همين نظريّه را پذيرفته اند (ر . ك : مجمع البيان : ج ۹ ص ۲۶۵ ، الميزان فى تفسير القرآن : ج ۱۸ ص ۲۷۵) .
4) .ذاريات : آيه ۲۲ .
و روزىِ شما و آنچه به آن وعده داده مى شويد ، در آسمان است» . بسيارى از مفسّران ، معتقدند كه «ما توعدون» ، همان بهشت جاويدان است كه خداوند ، آن را به انسان هاى شايسته وعده داده است . (1)همچنين در احاديثى ، تصريح شده است كه بهشت ، در آسمان است (2)و بر اين اساس ، عده اى به طور مطلق مى گويند كه بهشت ، در آسمان قرار دارد ؛ اما موقعيّت آن را در آسمان هاى هفتگانه مشخص نكرده اند . (3)از آن ميان ، برخى معتقدند كه بهشت در آسمان چهارم است ، (4)برخى مى گويند در آسمان ششم است ، (5)و برخى بر اين باورند كه بهشت در آسمان هفتم (6)قرار گرفته است .
۲. بى نيازى بهشت از مكانبرخى بر اين باورند كه اصولاً بهشت و دوزخى جدا از انسان ، وجود ندارد ؛ بلكه بهشت ، معلول ملكات فاضله و دوزخ ، پديد آمده از ملكات رذيله است . بنا بر اين ، بهشت ، نه مادّى است و نه جدا از انسان و به همين جهت ، نيازى به مكان
.
1) .ر . ك : الميزان فى تفسير القرآن : ج ۸ ص ۱۱۵ و ج ۱۸ ص ۳۷۵ ، الأقسام فى القرآن الكريم : ص ۴۲ ، تفسير البغوى : ج ۱ ص ۳۵۱ ، تفسير فخر الرازى : ج ۲۸ ص ۲۰۸ ، تفسير ابن كثير : ج ۴ ص ۲۵۱ ، البرهان ، زركشى : ج ۴ ص ۸ .
2) .ر. ك : ص ۶۷ ح ۳۵ و ۳۷ ـ ۳۸ .
3) .ر . ك : تفسير مجاهد : ج ۲ ص ۶۱۸ ، شرح صحيح مسلم ، نووى : ج ۲ ص ۲۲۳ ، شرح نهج البلاغة ، ابن ابى الحديد : ج ۱۰ ص ۱۲۰ ، الميزان فى تفسير القرآن : ج ۱ ص ۱۳۹ ، شرح اُصول الكافى ، ملّا صالح مازندرانى : ج ۸ ص ۱۲۴ ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۶۴ ح ۱۰۷ ، التبيان فى تفسير القرآن : ج ۴ ص ۴۳۸ ، تفسير البغوى : ج ۱ ص ۳۵۱ .
4) .ر . ك : فيض القدير : ج ۳ ص ۴۷۶ ، التبيان فى تفسير القرآن : ج ۹ ص ۳۸۵ ، زاد المسير : ج ۵ ص ۱۶۸ .
5) .ر . ك : فيض القدير : ج ۳ ص ۴۷۸ .
6) .ر . ك : فيض القدير : ج ۳ ص ۴۷۶ ، بحار الأنوار : ج ۵۷ ص ۲۵۷ ، التخويف من النار : ص ۶۷ ، زاد المسير : ج ۵ ص ۱۶۸ ، تفسير الفخر الرازى : ج ۱۹ ص ۲۳۵ .
مادّى مستقل ندارد. صدر المتألّهين در اين باره مى گويد : آگاه باش كه هر خوش بختى از خوش بختان ، در عالم آخرت ، مملكتى بزرگ و پهناور دارد و جهانى فراتر و گسترده تر از هر چه در آسمان ها و زمين هاست . البتّه آن مملكت ، بيرون از ذات او نيست ؛ بلكه همه مملكت و داشته ها و خادمان و ملازمان و بوستان ها و درختان و حوريان و غلامانش ، جملگى قائم به اويند و او نگهدار آنها و ايجاد كننده آنها به فرمان خداى بلندمرتبه و به قدرت اوست . وجود اشياى اخروى ، هر چند مشابه صورت هايى است كه انسان در خواب مى بيند و يا در برخى رؤياها ديده مى شوند ، (1)امّا كاملاً و حقيقتا با آنها متفاوت است . جهت مشابهت آنها ، اين است كه هر يك از اين صورت ها به گونه اى هستند كه موضوع هيولا و مكان و جهات موادّ امور ياد شده نيستند و ميان صورت هاى متعدّد آنها ، تزاحمى نيست و هيچ چيزى از آن دو نوع صورت ، در اين عالم ، مزاحم زمان و مكان ديگرى نيست . انسان خوابيده ، اى بسا افلاك عظيم و بيابان هاى وسيع دور دستى را مى بيند ، همانند چيزى كه شخص بيدار در اين عالم مى بيند . افلاك با اين كه در عالم خارج ، تغاير عددى دارند ، امّا عرصه را بر همديگر تنگ نمى كنند و مزاحم يكديگر نيستند . همين طور است آنچه انسان ، پس از مرگ و در عالم قبر مى بيند كه تزاحم و جا تنگ كردن براى يكديگر ميان او و آن اجسام نيست . مرده ، در قبر خود ، چيزهايى را مى بيند كه اگر آنها از اجرام دنيوى بودند ، قبر ، گنجايش آنها را نداشت . امّا تفاوت آنها ، به اين است كه صورت هايى كه در نشئه آخرت هستند ،
.
1) .بخصوص به روش شيخ اشراق (شهروردى) كه صورت هاى مرآتى را موجودات عالم مثال و صورت هاى اخروى را شبيه صورت مرآتى مى داند ، به شرط اين كه قائم به ذات باشد و نه قائم به آينه ، و نيز به روح زنده متعلق باشد و نه به شبح بى روح .
جوهر قوى ، وجود شديد و اثر دردمندانه يا لذّتبخش زيادى دارند . موجودات آن نشئه ، قوى تر ، شديدتر و داراى وجودى برتر و توانمندتر از موجودات اين عالم اند ، تا چه رسد به صورت هاى رؤيايى و مرآتى . نسبت نشئه آخرت به دنيا ، همانند نسبت نشئه بيدارى به نشئه خواب است . چنان كه در اين سخن پيامبر صلى الله عليه و آله آمده است : «مردم ، خواب اند و هنگامى كه مى ميرند ، بيدار مى شوند» . (1)اين نظريّه ، بر خلاف ظاهر همه آيات و احاديثى است كه بر معاد جسمانى و ثواب و عقاب مادّى ، دلالت دارند.
۳. باطن جهاننظريّه سوم ، اين است كه بهشت و دوزخ ، مادّى و داراى حقيقتى مستقل از وجود انسان اند ، هم اكنون ، وجود خارجى دارند و مكان آنها در همين جهان است و به گستره آسمان ها و زمين اند ؛ ولى با چشم ظاهر ، قابل رؤيت نيستند . بيان اين نظريّه ، چنين است : بهشت و دوزخ ، هر دو در درون و باطن همين جهان قرار دارد و حجابهاى عالم دنيا مانع از مشاهده آنها مى شود ولى اولياء اللّه مى توانند آن را ببينند ، و پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله نيز به هنگام معراج كه از هياهوى مردم اين جهان دور بود با چشم ملكوتى خود توانست گوشه اى از بهشت را در جهان بالا مشاهده كند، حتى براى اولياء خدا ممكن است در جذبه هاى خاص معنوى در روى زمين نيز گهگاه آن را ببينند! تعبير «وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةُ بِالْكَـفِرِينَ ؛ (2)همانا دوزخ به كافران ، احاطه دارد» و
.
«إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِى نَعِيمٍ * وَ إِنَّ الْفُجَّارَ لَفِى جَحِيمٍ؛ (1)به درستى كه نيكان در بهشت اند و همانا بدكاران ، در دوزخ اند» و نيز «كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينَ * لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ ؛ (2)هرگز چنين نيست ! اگر شما علم اليقين داشتيد ، دوزخ را مى ديديد» ، ممكن است اشاره به همين معنا باشد . از يك جهت مى توان وجود بهشت را در باطن اين جهان ، تشبيه به وجود گلاب در گُل كرد . درست است كه هم گلاب ، مادّى است و هم گل ؛ ولى مانعى ندارد كه يكى در ديگرى پنهان باشد و با هيچ چشمى مشاهده نشود . تشبيهى ديگر نيز براى نزديك ساختن اين مطلب به ذهن مى توان بيان كرد كه پيش تر هم به آن ، اشاره اى داشتيم و آن ، اين كه : در همين جهان مادّه ، اشياى زيادى وجود دارند كه در شرايط عادى ، براى ما قابل درك و احساس نيستند و بسيارى از آنها در باطن مادّى اين جهان ، قرار دارند . مثلاً در زمان واحد ، امواج متعدّدى از فرستنده هاى راديويى و تلويزيونى جهان ، در فضا پخش مى شوند و گاه از طريق ماهواره ها به تمام دنيا مى رسند . در هر خانه اى ، انواعى از اين امواج وجود دارد ؛ ولى هيچ كس آنها را احساس نمى كند . بعضى از فرستنده ها ، صداهاى دل نشين و روح پرور ، و بعضى ديگر ، آژيرهاى خطر و صداهاى هول انگيز و نفرت زا پخش مى كنند . همچنين بعضى از فرستنده هاى تلويزيونى ، صحنه هاى زيبا و دل انگيز و مناظرى روح پرور و نشاط آور نشان مى دهند ، در حالى كه امواج ديگر ، صحنه هاى جنگ و خونريزى و ويرانى و آتش سوزى و جنايت را پخش مى كنند . تمام اين صحنه ها و تصويرها و صداهاى مختلف ، در همين دنياى مادّى و در همين فضاى اطراف ما وجود دارند و در واقع ، بهشت و دوزخ كوچكى در درون اين جهان ، ساخته اند .
.
بعضى از مردم ، امواج دستگاه هاى گيرنده خود را صداهاى زيبا و نغمه هاى دل پذير و صحنه ها و منظره هاى جالب و روح پرور قرار مى دهند ، در حالى كه بعضى ديگر ، گيرنده هاى خود را اختيارا يا به حكم اجبار ، با صداها و صحنه هاى ضد آن منطبق مى سازند . گروه اوّل ، در عالمى لذّت بخش ، و گروه دوم ، در جهانى شكنجه آور به سر مى برند و اينها همه در حالى است كه جهان ما ، جهانى است مادّى و اين امور ، همه در دل اين جهان مادّى ، نهفته شده است . اشتباه نشود ! هرگز نمى گوييم كه بهشت و دوزخ ، عينا چنين اند ؛ بلكه تنها مى گوييم : چه مانعى دارد كه در عمق اين جهان ، عالَم يا عوالم ديگرى باشد ؛ ولى ما در شرايط كنونى به هيچ وجه نتوانيم از آن آگاه شويم (چون در ميان ما و آن عالَم يا عوالم ، حجاب هاى متعدّدى قرار دارد ، هرچند كسانى كه توانايى كنار زدن اين حجاب ها را داشته باشند ، چه بسا در همين جهان نيز آن عوالم را ببينند) ؟! دقّت كنيد . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در سفر آسمانى خود ، در آن جا كه غوغاى عالم مادّه ، كمتر و عوامل سرگرم كننده ، ضعيف تر و جلوه هاى جلال و جمال خدا بيشتر بود ، پرده ها را كنار زد و در همان جا گوشه هايى از اين دو عالم (بهشت و دوزخ) را كه در باطن و درون اين جهان بود ، مشاهده كرد . البتّه اين ، بِدان معنا نيست كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله يا ساير اولياء اللّه نمى توانند در روى زمين ، بهشت يا دوزخ را ببينند ؛ بلكه چنان كه از برخى احاديث بر مى آيد ، اين مشاهده ، گاهى در زمين هم اتّفاق افتاده است . در حديثى كه راوندى در الخرائج آورده است ، مى خوانيم : در آستانه عاشورا هنگامى كه اصحاب و ياران حسين عليه السلام به ايشان ، اعلام وفادارى كامل نمودند و از ترك ميدان كربلا و نقض بيعت ، سر باز زدند ، امام عليه السلام براى آنان دعاى خير كرد و پرده ها را از جلو چشمان آنها كنار زد و آنان ، آنچه را كه خداوند از
.
نعمت هاى بهشتى به آنان بخشيده بود ، با چشم خويش ديدند و امام عليه السلام منازل و جايگاه هايشان را به آنها نشان داد (1). (2)گفتنى است كه حديثى از امام على عليه السلام در پاسخ جاثليق ، نقل شده كه مؤيّد اين نظريّه است ، با اين تفاوت كه ايشان دنيا را در دل آخرت و آخرت را محيط بر دنيا معرّفى مى نمايد . روايت ، اين گونه است كه جاثليق از امام على عليه السلام در باره بهشت مى پرسد : «آيا بهشت در همين دنياست ، يا در آخرت است؟ » و ايشان مى فرمايد : الدُّنيا فى الآخِرَةِ وَ الآخِرَةُ مُحيطَةٌ بِالدُّنيا . (3)دنيا در [دل] آخرت است و آخرت ، محيط بر دنياست . بنابر اين ، هر چند دليل قاطع و روشنى كه مكان بهشت جاويد را به طور دقيق مشخّص كند ، در دست نيست ؛ ولى ظاهرا نظريّه سوم ، به واقع ، نزديك تر است . بر اساس اين نظريّه ، بهشت برزخى ، بخش كوچكى از بهشت جاويد است كه در اختيار صالحان قرار مى گيرد ؛ امّا پس از رستاخيز ، آنان به جايگاه اصلى و دائمى ، منتقل مى گردند ، و همچنين است دوزخ برزخى . گفتنى است كه اين برداشت ، با احاديث ثواب و عقاب در برزخ ، كاملاً هماهنگ است .
.
الفصل الثالث : أسماء الجنّة۳ / ۱الجَنَّةُالكتاب«إِنَّ الَّذِينَ قَالُواْ رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَـمُواْ تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَـائِكَةُ أَلَّا تَخَافُواْ وَ لَا تَحْزَنُواْ وَ أَبْشِرُواْ بِالْجَنَّةِ الَّتِى كُنتُمْ تُوعَدُونَ» . (1)
«كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَإِنَّمَا تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ الْقِيَـمَةِ فَمَن زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَأُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فَازَ وَمَا الْحَيَوةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَـعُ الْغُرُورِ» . (2)
«تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَمَن يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّـتٍ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَـرُ خَــلِدِينَ فِيهَا وَذَ لِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ» . (3)
«إِنَّ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّــلِحَـتِ وَأَخْبَتُواْ إِلَى رَبِّهِمْ أُوْلَـائِكَ أَصْحَـبُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَــلِدُونَ» . (4)
«وَ أَمَّا الَّذِينَ سُعِدُواْ فَفِى الْجَنَّةِ خَــلِدِينَ فِيهَا مَادَامَتِ السَّمَـوَ تُ وَ الْأَرْضُ إِلَّا مَا شَاءَ رَبُّكَ عَطَـاءً غَيْرَ مَجْذُوذٍ» . (5)
«وَ أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ» . (6)
«مَنْ عَمِلَ سَيِّئَةً فَلَا يُجْزَى إِلَّا مِثْلَهَا وَ مَنْ عَمِلَ صَــلِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُوْلَـائِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ يُرْزَقُونَ فِيهَا بِغَيْرِ حِسَابٍ» . (7)
.
فصل سوم: نام هاى بهشت۳ / ۱بهشتقرآن« كسانى كه گفتند : پروردگار ما ، خداى يكتاست ، سپس [ بر آن ، ] ايستادگى كردند ، فرشتگان بر ايشان فرود مى آيند كه : نترسيد و اندوهگين مباشيد و بشارتتان باد بهشتى كه وعده داده مى شديد! » .
« هر جاندارى ، چشنده مرگ است و همانا روز رستاخيز ، پاداش هايتان به طور كامل به شما داده مى شود . پس هر كه از آتش به دورش دارند و او را به بهشت در آورند ، قطعا كامياب شده است ، و زندگى دنيا ، جز مايه فريب نيست » .
«اينها احكام خدا هستند و هر كس ، از خدا و پيامبر او اطاعت كند ، وى را به باغ هايى در مى آورد كه از زير آنها ، نهرها روان اند و در آن ، جاودانه اند و اين ، همان كاميابى بزرگ است» .
« كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده اند و در برابر پروردگارشان خضوع كردند ، ايشان اهل بهشت اند و در آن ، جاودانه خواهند بود » .
« و امّا كسانى كه نيك بخت شده اند ، در بهشت اند و تا آسمان ها و زمين بر جايند ، در آن جاودانه اند ، مگر آنچه پروردگارت بخواهد ، كه اين بخششى است كه بُريدنى نيست » .
« و بهشت براى پرهيزگاران ، نزديك مى گردد » .
« هر كه بدى كند ، جز به مانندِ آن ، كيفر نمى يابد و هر كه كار شايسته كند ، مرد باشد يا زن ، در حالى كه ايمان داشته باشد ، آنان داخل بهشت مى شوند و در آن جا ، بى حساب ، روزى داده مى شوند » .
.
الحديث۶۳۵۷.عنه عليه السلام :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :توضَعُ المَوازينُ يَومَ القِيامَةِ ، فَتوزَنُ الحَسَناتُ وَالسَّيِّئاتُ ، فَمَن رَجَحَت حَسَناتُهُ عَلى سَيِّئاتِهِ مِثقالَ صُؤابَةٍ (1)دَخَلَ الجَنَّةَ ، ومَن رَجَحَت سَيِّئاتُهُ عَلى حَسَناتِهِ مِثقالَ صُؤابَةٍ دَخَلَ النّارَ . (2)۶۳۵۶.عنه عليه السلام :عنه صلى الله عليه و آله :إنَّ اللّهَ خَلَقَ الجَنَّةَ وخَلَقَ النّارَ ، فَخَلَقَ لِهذِهِ أهلاً ولِهذِهِ أهلاً . (3)۶۳۵۵.عنه عليه السلام :الإمام عليّ عليه السلام :كَفى بِالجَنَّةِ ثَوابا ونَوالاً (4)، وَكَفى بِالنّارِ عِقابا ووَبالاً (5). (6).
1) .الصؤابة : بيضة البرغوث والقمل ، والصواب من الذهب : الدقاق (المحيط في اللغة : ج ۸ ص ۲۰۵ «صأب») .
2) .تفسير القرطبي : ج ۷ ص ۲۱۱ ، تاريخ دمشق : ج ۱۴ ص ۳۱۳ ح ۳۵۸۵ كلاهما عن جابر بن عبد اللّه ، فتح الباري : ج ۱۳ ص ۵۳۹ عن جابر من دون إسناد إليه صلى الله عليه و آله وفيه «حبّة» بدل «صؤابة» في الموضعين ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۳۸۳ ح ۳۹۰۲۵ .
3) .صحيح مسلم : ج ۴ ص ۲۰۵۰ ح ۳۰ ، صحيح ابن حبّان : ج ۱ ص ۳۴۸ ح ۱۳۸ ، المعجم الأوسط : ج ۵ ص ۶ ح ۴۵۱۵ كلّها عن عائشة ، كنز العمّال : ج ۱ ص ۱۱۴ ح ۵۳۴ .
4) .النَّوال : العطاء (لسان العرب : ج ۱۱ ص ۶۸۳ «نول») .
5) .الوَبال : الشدّة والثقل (القاموس المحيط : ج ۴ ص ۶۳ «وبل») .
6) .نهج البلاغة : الخطبة ۸۳ ، تحف العقول : ص ۲۳۶ عن الإمام الحسن عليه السلام وليس فيه «ونوالاً» ، بحار الأنوار : ج ۷۷ ص ۴۲۷ ح ۴۴ ؛ حلية الأولياء : ج ۱ ص ۷۹ عن ابن عجلان عن جعفر بن محمّد عن أبيه عن جدّه عليهم السلام ، تذكرة الخواص : ص ۱۳۲ وليس فيهما «ونوالاً» ، دستور معالم الحكم : ص ۵۸ وفيه «ونكالاً» بدل «ووبالاً» .
حديث۶۳۵۳.عنه عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :روز رستاخيز ، ترازوها نصب مى شوند و خوبى ها و بدى ها وزن مى گردند . هر كس خوبى هايش به وزن رِشكى ( تخم شپشى ) از بدى هايش سنگين تر باشد ، به بهشت مى رود و هر كس بدى هايش به وزن رِشكى ، از خوبى هايش سنگين تر باشد ، به دوزخ مى رود .۶۳۵۲.عنه عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خداوند ، بهشت و دوزخ را آفريد و براى هر يك از آن دو نيز اهلى آفريد .۶۳۵۱.الإمام عليّ عليه السلام :امام على عليه السلام :بهترين پاداش و دهِش ، بهشت است و بدترين كيفر و رنج ، آتش . .
۶۳۵۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :الجَنَّةُ غايَةُ السّابِقينَ ، النّارُ غايَةُ المُفَرِّطينَ . (1)۶۳۴۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در نقل نكته اى كه در صحيفه موسى عليه السلام بود ) عنه عليه السلام :الجَنَّةُ جَزاءُ كُلِّ مُؤمِنٍ مُحسِنٍ . (2)۶۳۴۸.امام على عليه السلام :عنه عليه السلام :إنَّ اللّهَ جَعَلَ مُحَمَّدا صلى الله عليه و آله عَلَما لِلسّاعَةِ ، ومُبَشِّرا بِالجَنَّةِ ، ومُنذِرا بِالعُقوبَةِ . (3)۶۳۴۷.امام على عليه السلام :عنه عليه السلام :لَقَد حَمَلتُكُم عَلَى الطَّريقِ الواضِحِ الَّتي لا يَهلِكُ عَلَيها إلّا هالِكٌ ، مَنِ استَقامَ فَإِلَى الجَنَّةِ ، ومَن زَلَّ فَإِلَى النّارِ . (4)۶۳۴۶.امام على عليه السلام :الإمام الحسين عليه السلامـ لَمّا رَمى عُمَرُ بنُ سَعدٍ مُعَسكَرَ الحُسَينِ عليه السلام بِالسِّهامِ ـ: قوموا أيُّهَا الكِرامُ إلَى المَوتِ الَّذي لا بُدَّ مِنهُ ، فَإِنَّ هذِهِ السِّهامَ رُسُلُ القَومِ إلَيكُم ، فَوَاللّهِ ما بَينَكُم وبَينَ الجَنَّةِ وَالنّارِ إلَا المَوتُ ، يُعبَرُ بِهؤُلاءِ إلى جِنانِهِم ، وبِهؤُلاءِ إلى نيرانِهِم . (5)۶۳۵۰.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام زين العابدين عليه السلامـ فِي المُناجاةِ ـ: أسأَلُكَ بِحَقِّكَ الواجِبِ عَلى جَميعِ خَلقِكَ لَما طَهَّرتَني مِنَ الآفاتِ ، وعافَيتَني مِن اِقتِرافِ الآثامِ ، بِتَوبَةٍ مِنكَ عَلَيَّ ، ونَظرَةٍ مِنكَ إلَيَّ تَرضى بِها عَنّي ، وحُبابَتِكَ لي بِنِعمَةٍ مَوصولَةٍ ، بِكَرامَةٍ تَبلُغُ بي شُرَفَ الجَنَّةِ ، ومُرافَقَةَ مُحَمَّدٍ وأهلِ بَيتِهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيهِ وعَلَيهِم ، آمينَ رَبَّ العالَمينَ . (6)۶۳۴۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ في بَيانِ ما كانَ في صَحيفَةِ موسى عليه السلام ) عنه عليه السلامـ فِي الدُّعاءِ ـ: اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وآلِهِ ، وأفرِشني مِهادَ كَرامَتِكَ ، وأورِدني مَشارِعَ رَحمَتِكَ ، وأحلِلني بُحبوحَةَ جَنَّتِكَ . (7).
1) .نهج البلاغة : الخطبة ۱۵۷ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۳۰ ح ۴۹۲ و ۴۹۳ .
2) .غرر الحكم : ح ۱۴۲۱ .
3) .نهج البلاغة : الخطبة ۱۶۰ ، مكارم الأخلاق : ج ۱ ص ۳۸ من دون إسناد إلى أحدٍ من أهل البيت عليهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۱۶ ص ۲۸۵ ح ۱۳۶ .
4) .نهج البلاغة : الخطبة ۱۱۹ ، بحار الأنوار : ج ۳۴ ص ۹۷ ح ۹۴۲ .
5) .صحيفة الحسين : ص ۳۰۸ ح ۲۱ .
6) .بحار الأنوار : ج ۹۴ ص ۱۳۳ ح ۱۹ نقلاً عن الكتاب العتيق الغروي .
7) .الصحيفة السجّادية : ص ۱۵۵ الدعاء ۴۱ .
۶۳۴۸.عنه عليه السلام :امام على عليه السلام :بهشت ، هدفِ پيشتازان است و دوزخ ، خطّ پايان فروماندگان .۶۳۴۷.عنه عليه السلام :امام على عليه السلام :بهشت ، پاداش هر مؤمن نيكوكارى است .۶۳۴۶.الإمام عليّ عليه السلام :امام على عليه السلام :خداوند ، محمّد صلى الله عليه و آله را نشانه [ قريب الوقوع بودن ] قيامت ، و بشارت دهنده به بهشت و بيم دهنده از كيفر ، قرار داد .۶۳۴۵.مسند ابن حنبل ( ـ به نقل از ابو العلاء بن شخير : يكى از بنى سُليم ) امام على عليه السلام :من ، شما را به راه روشن بردم ؛ راهى كه روندگانش نابود نمى شوند ، مگر آن كه نابود شدنى باشد . هر كس [ در اين راه ، ] پايدارى ورزد ، به سوى بهشت مى رود و هر كس بلغزد ، روانه آتش مى شود .۶۳۴۴.مصباح الشريعة ( ـ در آنچه به امام صادق عليه السلام نسبت داده است ) امام حسين عليه السلامـ آن گاه كه عمر بن سعد به سوى اردوگاه امام عليه السلام تيراندازى كرد ـ: اى بزرگواران ! پيش به سوى مرگى كه از آن ، گريزى نيست و اين تيرها فرستادگان آن جماعت به سوى شمايند . به خدا سوگند كه ميان شما و بهشت و دوزخ ، جز مرگ ، مانعى نيست . اينان به سوى بهشتشان بُرده مى شوند و آنان به سوى دوزخشان .۶۳۴۳.امام على عليه السلام :امام زين العابدين عليه السلامـ در مناجات ـ: [ بار خدايا !] به حقّى كه بر گردن همه آفريدگانت دارى ، از تو مى خواهم كه مرا از آفت ها پاك گردانى و از مرتكب شدن گناهان ، بركنارم دارى ، با رويكردى از سوى تو به من ، و نگاهى از جانب تو بر من ، كه با آن از من ، خشنود شوى و با نعمت هاى پياپى ات ، مرا مورد محبّتت قرار دهى ، و چنان كرامتى ارزانى ام دارى كه مرا به افتخارِ بهشت و همنشينى با محمّد و خاندان او ـ كه درود خدا بر او و ايشان باد ـ نايل گردانى ، آمين ، اى پروردگار جهانيان !۶۳۴۲.امام على عليه السلام :امام زين العابدين عليه السلامـ در دعا ـ: بار خدايا ! بر محمّد و دودمان او ، درود فرست و مرا بر فرش هاى كرامتت بنشان و به آبشخورهاى رحمتت در آور و در وسط بهشتت جايم ده . .
۶۳۴۱.امام على عليه السلام :الأمالي للمفيد عن داوود بن فرقد :سَمِعتُ أبا عَبدِ اللّهِ جَعفَرَ بنَ مُحَمَّدٍ ـ صَلَواتُ اللّهِ عَلَيهِما ـ يَقولُ : إنَّ العَمَلَ الصّالِحَ لَيَذهَبُ إلَى الجَنَّةِ فَيُمَهِّدُ لِصاحِبِهِ ، كَما يَبعَثُ الرَّجُلُ غُلامَهُ فَيَفرِشُ لَهُ . ثُمَّ قَرَأَ : «وأمّا الَّذين آمَنوا وعَمِلُوا الصّالِحاتِ فَلِأَنفُسِهِم يَمهَدونَ» (1)
. (2)۳ / ۲جَنَّةُ النَّعيمِالكتاب«وَ اجْعَلْنِى مِن وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ * وَ اغْفِرْ لِأَبِى إِنَّهُ كَانَ مِنَ الضَّالِّينَ ». (3)
«فَأَمَّا إِن كَانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ * فَرَوْحٌ وَ رَيْحَانٌ وَ جَنَّتُ نَعِيمٍ * وَ أَمَّا إِن كَانَ مِنْ أَصْحَـبِ الْيَمِينِ * فَسَلَـمٌ لَّكَ مِنْ أَصْحَـبِ الْيَمِينِ ». (4)
«الْمُلْكُ يَوْمَـئِذٍ لِّلَّهِ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فَالَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّــلِحَـتِ فِى جَنَّـتِ النَّعِيمِ * وَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَ كَذَّبُواْ بِئَايَـتِنَا فَأُوْلَـائِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ ». (5)
«إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّـتِ النَّعِيمِ ». (6)
«إِنَّ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّــلِحَـتِ يَهْدِيهِمْ رَبُّهُم بِإِيمَـنِهِمْ تَجْرِى مِن تَحْتِهِمُ الْأَنْهَـرُ فِى جَنَّـتِ النَّعِيمِ ». (7)
«إِنَّ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّــلِحَـتِ لَهُمْ جَنَّـتُ النَّعِيمِ ». (8)
.
1) .هذا المضمون اقتبسه الإمام عليه السلام من الآية ۴۴ من سورة الروم .
2) .الأمالي للمفيد : ص ۱۹۵ ح ۲۶ ، الزهد للحسين بن سعيد : ص ۸۲ ح ۴۷ وفيه «فيسهّل» بدل «فيمهّد» ، عدّة الداعي : ص ۲۱۷ كلّها عن داوود بن فرقد ، المقنع : ص ۳۰۰ من دون إسناد إلى أحدٍ من أهل البيت عليهم السلام ، مجمع البيان : ج ۸ ص ۴۸۱ عن منصور بن حازم والثلاثة الأخيرة نحوه ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۹۷ ح ۱۸۹ .
3) .الشعراء : ۸۵ ـ ۸۶ .
4) .الواقعة : ۸۸ ـ ۹۱.
5) .الحج : ۵۶ ـ ۵۷ .
6) .القلم : ۳۴.
7) .يونس : ۹.
8) .لقمان : ۸ وراجع : المائدة : ۶۵ ؛ التوبة : ۲۱ ؛ يونس : ۹ ؛ الحجّ : ۵۶ ؛ الشعراء : ۸۵ ؛ لقمان : ۸ ؛ الصافات : ۴۳ ؛ الطور : ۱۷ ؛ الواقعة : ۱۲، ۸۹ ؛ القلم : ۳۴ ؛ المعارج : ۳۸ ؛ الانفطار : ۱۳ ؛ المطفِّفين : ۲۲ ؛ الإنسان : ۲۰.
۶۳۳۹.الإمام عليّ عليه السلام :الأمالى ، مفيدـ به نقل از داوود بن فرقد ـ: از امام صادق ـ كه درودهاى خدا بر او باد ـ شنيدم كه مى فرمايد : «كار نيك به بهشت مى رود و [همه چيز را ]براى صاحب خود ، آماده مى كند ، همان طور كه كسى غلامش را مى فرستد و برايش فرش مى گستراند» .
سپس امام عليه السلام خواند : « و امّا كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده اند ، براى خودشان آماده مى كنند » . (1)۳ / ۲بهشت پُر نعمتقرآن«و مرا از وارثان بهشتِ پُر نعمت گردان و پدرم را بيامرز كه او از گم راهان بود».
«و امّا اگر از مقربّان باشد ، در آسايش و راحت و بهشتِ پُر نعمت خواهد بود ، و امّا اگر از صاحبان دستِ راست باشد ، پس از صاحبان دست راست ، بر تو سلام باد ! ».
«در آن روز ، پادشاهى ، از آنِ خداست . ميان آنان ، داورى مى كند و [ در نتيجه ]كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده اند ، در بهشت هاى پُر نعمت خواهند بود و كسانى كه كفر ورزيده و آيات ما را دروغ شمرده اند ، برايشان عذابى خوار كننده خواهد بود».
«همانا براى پرهيزگاران در نزد پروردگارشان ، بهشت هاى پُر نعمت است».
«همانا كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده اند ، پروردگارشان به سبب ايمانشان ، آنان را هدايت مى كند و در بهشت هاى پُر نعمت كه در آنها جويبارها روان اند ، خواهند بود».
«كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده اند ، برايشان بهشت هاى پُر ناز و نعمت است».
.
1) .مضمون آيه ۴۴ از سوره روم .
الحديث۶۳۳۲.امام صادق عليه السلام :الإمام زين العابدين عليه السلامـ فِي الدُّعاءِ ـ: يا ذَا العِزَّةِ وَالسُّلْطانِ ، وَالقُوَّةِ وَالبُرْهانِ ، أَجِرْنا مِنْ عَذابِكَ الأَلِيمِ ، وَاجْعَلْنا مِنْ سُكّانِ دارِ النَّعِيمِ ، يا أَرْحَمَ الرّاحِمِينَ . (1)۶۳۳۱.امام على عليه السلام :عنه عليه السلامـ فِي الدُّعاءِ ـ: اَللَّهُمَّ إِنَّكَ خَلَقْتَ جَنَّةً لِمَنْ أَطاعَكَ ، وَأَعْدَدْتَ فِيها مِنَ النَّعِيمِ المُقِيمِ ما لا يَخْطُرُ عَلى القُلُوبِ ، وَوَصَفْتَها بِأَحْسَنِ الصِّفَةِ فِي كِتابِكَ ، وَشَوَّقْتَ إِلَيها عِبادَكَ ، وَأَمَرْتَ بِالمُسابَقَةِ إِلَيْها ، وَأَخْبَرْتَ عَنْ سُكّانِها وَما فِيها مِنْ حُورٍ عينٍ كَأَنَّهُنَّ بَيضٌ مَكْنُونٌ ، وَوِلْدانٍ كَاللُّؤْلُؤِ المَنْثُورِ ، وَفاكِهَةٍ وَنَخْلٍ وَرُمّانٍ ، وَجَنّاتٍ مِنْ أَعْنابٍ ، وَأَنْهارٍ مِنْ طَيِّبِ الشَّرابِ ، وَسُنْدُسٍ وَاِسْتَبْرَقٍ ، وَسَلْسَبِيلٍ وَرَحِيقٍ مَخْتُومٍ ، وَأَسْوِرَةٍ مِنْ فِضَّةٍ ، وَشَرابٍ طَهُورٍ ، وَمُلْكٍ كَبِيرٍ ، وَقُلْتَ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ تَبارَكْتَ وَتَعالَيْتَ : «فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَّا أُخْفِىَ لَهُم مِّن قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزَاءً بِمَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ » (2)
. (3)۳ / ۳الفِردَوسُالكتاب«أُوْلَـائِكَ هُمُ الْوَ رِثُونَ * الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيهَا خَــلِدُونَ» . (4)
«إِنَّ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّــلِحَـتِ كَانَتْ لَهُمْ جَنَّـتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلًا * خَــلِدِينَ فِيهَا لَا يَبْغُونَ عَنْهَا حِوَلًا» . (5)
.
حديث۶۳۱۷.امام صادق عليه السلام :امام زين العابدين عليه السلامـ در دعا ـ: اى خداوند قدرت و سلطنت و نيرو و برهان ! ما را از عذاب دردناكت در پناه خويش بدار و از ساكنان سراى پُر نعمت ، قرارمان ده ، اى مهربان ترينِ مهربانان!۶۳۱۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام زين العابدين عليه السلامـ در دعا ـ: بار خدايا ! تو براى كسى كه فرمانت بَرَد ، بهشتى آفريدى و در آن ، چنان نعمت هاى ماندگارى فراهم آوردى كه هيچ كس تصوّرش را هم نمى كند ، و آن بهشت را در كتابت به نيكوترين شكل ، وصف نمودى و بندگانت را به آن ، تشويق كردى و آنان را به پيشى گرفتن به سوى آن ، فرمان دادى و از ساكنان آن و آنچه در آن بهشت است ، خبر دادى ؛ از : سيه چشمانى كه [ از سيمين بَرى ] چونان تخم شترمرغ ، [ زير پَر ]پنهان اند ، و پسركانى كه گويى مرواريدهاى پراكنده اند ، و ميوه ها و خرمابُنان و انار ، و باغ هاى انگور ، و جويبارانى از نوشيدنىِ پاك ، و جامه هاى ابريشمى و ديباى ستبر ، و [ چشمه ] سَلسَبيل و باده نابِ سر به مُهر ، و دستبندهاى سيمين ، و شراب پاك ، و سلطنتى بزرگ ، و در پىِ اين همه ـ اى بلندمرتبه والا ـ فرمودى : «هيچ كس نمى داند چه مايه هاى شادمانى ، به پاداش آنچه انجام مى دادند ، براى آنان پنهان شده است» .۳ / ۳فردوسقرآن« آنان اند كه خود ، وارثان اند ؛ همانان كه فردوس را به ارث مى برند و در آن ، جاودان مى مانند » .
« و كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده اند ، بهشت هاى فردوس ، جايگاه پذيرايى از آنان است . جاودانه در آنها خواهند بود و درخواست انتقال از آنها نمى كنند » .
.
الحديث۶۳۲۲.عنه عليه السلام :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :سَلُوا اللّهَ الفِردَوسَ ، فَإِنَّها سُرَّةُ الجَنَّةِ . (1)۶۳۲۳.عنه عليه السلام :عنه صلى الله عليه و آله :الفِردَوسُ سَيِّدُ الجِنانِ . (2)۶۳۲۴.عنه عليه السلام :عنه صلى الله عليه و آله :جَنَّةُ الفِردَوسِ هِيَ رَبوَةُ (3)الجَنَّةِ العُليَا الَّتي هِيَ أَوسَطُها وأحسَنُها . (4)۶۳۲۵.الإمام الصادق عليه السلام :الإمام عليّ عليه السلام :يَقولُ الرَّبُّ تَبارَكَ وَتَعالى لِمَلائِكَتِهِ : يا مَلائِكَتِي ، انظُروا إِلى عَبدي أحيا لَيلَةً ابتِغاءَ مَرضاتي ، أسكِنوهُ الفِردَوسَ ، ولَهُ فيها مِئَةُ ألفِ مَدينَةٍ ، في كُلِّ مَدينَةٍ جَميعُ ما تَشتَهِي الأَنفُسُ وَتَلَذُّ الأَعيُنُ وَلم يَخطُر عَلى بالٍ ، سِوى ما أعدَدتُ لَهُ مِنَ الكَرامَةِ وَالمَزيدِ وَالقُربَةِ . (5)راجع : ص ۳۸ (الفصل الأوّل : معاني الجنّة في القرآن / جنّة الآخرة) .
۳ / ۴دارُ السَّلامِالكتاب«وَ اللَّهُ يَدْعُواْ إِلَى دَارِ السَّلَـمِ وَ يَهْدِى مَن يَشَاءُ إِلَى صِرَ طٍ مُّسْتَقِيمٍ ». (6)
«لَهُمْ دَارُ السَّلَـمِ عِندَ رَبِّهِمْ وَهُوَ وَلِيُّهُم بِمَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ». (7)
.
1) .المستدرك على الصحيحين : ج ۲ ص ۴۰۲ ح ۳۴۰۲ ، المعجم الكبير : ج ۸ ص ۲۴۶ ح ۷۹۶۶ ، الدرّ المنثور : ج ۵ ص ۴۶۷ نقلاً عن الطبراني وابن مردويه وكلّها عن أبي اُمامة ، كنز العمّال : ج ۲ ص ۷۳ ح ۳۱۸۴.
2) .تأويل الآيات الظاهرة : ج ۲ ص ۸۷۰ ح ۷ عن سلمان الفارسي ، بحار الأنوار : ج ۴۰ ص ۵۴ ح ۸۹ .
3) .الرَّبْوَة : ـ بالفتح والضمّ ـ ما ارتفع من الأرض (النهاية : ج ۲ ص ۱۹۲ «ربا»).
4) .المعجم الكبير : ج ۷ ص ۲۱۳ ح ۶۸۸۵ ، مسند الشاميّين : ج ۴ ص ۳۱ ح ۲۶۵۰ ، تفسير الطبري : ج ۹ الجزء ۱۶ ص ۳۸ ، تفسير ابن كثير : ج ۵ ص ۱۹۹ والثلاثة الأخيرة نحوه وكلّها عن سمرة بن جندب ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۵۳ ح ۳۹۲۲۹.
5) .كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۱ ص ۴۷۶ ح ۱۳۷۴ ، ثواب الأعمال : ص ۶۷ ح ۱ ، الأمالي للصدوق : ص ۳۶۸ ح ۴۵۹ كلّها عن جابر بن إسماعيل عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلام ، روضة الواعظين : ص ۳۵۱ عن الإمام الصادق عنه عليهماالسلام ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۸۶ ح ۱۵۱ .
6) .يونس : ۲۵.
7) .الأنعام : ۱۲۷.
حديث۶۳۲۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :فردوس را از خدا بخواهيد ؛ چرا كه بهترين جاى بهشت است .۶۳۲۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :فردوس ، آقاى بهشت هاست .۶۳۲۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بهشتِ فردوس ، در مرتفع ترين زمين بهشت ـ كه بهترين و زيباترين جاى بهشت است ـ ، قرار دارد .۶۳۲۹.الإمام عليّ عليه السلام :امام على عليه السلام :خداوند بزرگ و والا ، به فرشتگان مى فرمايد : «اى فرشتگان من ! ببينيد كه بنده ام يك شب را براى جلب خشنودى من به بيدارى و عبادت گذرانده است . او را در فردوس ، اسكان دهيد . در آن جا براى او صد هزار شهر است كه در هر شهرى ، آنچه دل ها هوس مى كنند و چشم ها از آن لذّت مى برند و بر هيچ ذهنى خطور نكرده است ، هست ، و اينها غير از كرامت و افزونى و مقام قُربى است كه برايش آماده ساخته ام» .ر . ك : ص ۳۹ (فصل يكم : معانى بهشت در قرآن / بهشتِ آخرت) .
۳ / ۴سراى سلامتقرآن«و خداوند ، به سراى سلامت ، فرا مى خوانَد و هر كه را بخواهد ، به راه راست ، هدايت مى كند».
«براى آنان نزد پروردگارشان ، سراى سلامت است و به [ پاداش ] آنچه انجام مى دادند ، او يارشان خواهد بود».
.
الحديث۶۴۹۲.عنه صلى الله عليه و آله :المستدرك على الصحيحين عن سعيد بن أبي هلال :سَمِعْتُ أَبا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيِ بْنِ الحُسَيْنِ عليه السلام وَتَلا هَذِهِ الآيَةَ : «وَ اللَّهُ يَدْعُواْ إِلَى دَارِ السَّلَـمِ وَ يَهْدِى مَن يَشَاءُ إِلَى صِرَ طٍ مُّسْتَقِيمٍ » فَقالَ : حَدَّثَنِي جابِرُ بْنُ عَبْدِ اللّهِ قَالَ : خَرَجَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَوْما، فَقالَ : إِنِّي رَأَيْتُ فِي المَنامِ كَأَنَّ جِبْرِيلَ عِنْدَ رَأْسِي وَمِيكائِيلَ عِنْدَ رِجْلِي ، يَقُولُ أَحَدُهُما لِصاحِبِهِ : اِضْرِبْ لَهُ مَثَلاً. فَقالَ : اِسْمَعْ سَمِعَتْ اُذُنُكَ وَاعْقِلْ عَقَلَ قَلْبُكَ! إِنَّما مَثَلُكَ وَمَثَلُ اُمَّتِكَ كَمَثَلِ مَلِكٍ اِتَّخَذَ دارا، ثُمَّ بَنى فيها بَيْتا ، ثُمَّ جَعَلَ فِيها مَأْدُبَةً ، ثُمَّ بَعَثَ رَسُولاً يَدْعُو النّاسَ إِلى طَعامِهِمْ ، فَمِنْهُمْ مَنْ أَجابَ الرَّسُولَ وَمِنْهُم مَنْ تَرَكَ . فَاللّهُ هُوَ المَلِكُ ، وَالدّارُ الإِسْلامُ ، وَالْبَيْتُ الجَنَّةُ ، وَأَنْتَ يا مُحَمَّدُ الرَّسُولُ ؛ مَنْ أَجابَكَ دَخَلَ الإِسْلامَ ، وَمَنْ دَخَلَ الإِسْلامَ دَخَلَ الجَنَّةَ ، وَمَنْ دَخَلَ الجَنَّةَ أَكَلَ مِنْها . (1)۶۴۹۳.عنه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إِذا كانَ يَوْمُ القِيامَةِ حَشَرَ اللّهُ الخَلائِقَ ، نادى مُنادٍ : لِيقُمْ أَهْلُ الفَضْلِ! فَيَقُومُ فِئامٌ (2)مِنَ النّاسِ، فَتَسْتَقْبِلُهُم المَلائِكَةُ يُبَشِّرُونَهُم بِالجَنَّةِ ، وَيَقُولُونَ : ما فَضْلُكُم هذَا الَّذِي تَدْخُلُونَ بِهِ الجَنَّةَ قَبْلَ الحِسابِ؟ فَيَقُولُونَ : كُنّا نَعْفُو عَمَّنْ ظَلَمَنا، وَنَصِلُ مَنْ قَطَعَنا ، وَنَحْلُمُ إِذا جُهِلَ عَلَيْنا . فَيُقالُ لَهُم : اُدْخُلُوا الجَنَّةَ ، فَنِعْمَ أَجْرُ العامِلِينَ .
ثُمَّ يُنادِي مُنادٍ : لِيَقُمْ أَهْلُ الصَّبْرِ! فَيَقُومُ فِئامٌ مِنَ النّاسِ ، فَتَسْتَقْبِلُهُم المَلائِكَةُ يُبَشِّرُونَهُم بِالجَنَّةِ وَيَقُولُونَ : ما صَبْرُكُم هذَا الَّذِي تَدْخُلُونَ بِهِ الجَنَّةَ قَبْلَ الحِسابِ؟ فَيَقُولُونَ : كُنّا نُصبِّرُ أَنْفُسَنا عَلى طاعَةِ اللّهِ وَنَصْبِرُ عَنْ مَعاصِي اللّهِ . فَيُقالُ لَهُم : اُدْخُلُوا الجَنَّةَ فَنِعْمَ أَجْرُ العامِلِينَ .
ثُمَّ يُنادِي مُنادٍ : لِيَقُمْ جِيرانُ اللّهِ فِي دارِ السَّلامِ! فَيَقُومُ فِئامٌ مِنَ النّاسِ ، فَتَسْتَقْبِلُهُم المَلائِكَةُ يُبَشِّرونَهُم بِالجَنَّةِ ، وَيَقُولُونَ : ما فَضْلُكُم هذَا الَّذِي جاوَرْتُمْ بِهِ اللّهَ فِي دارِ السَّلامِ؟ فَيَقُولُونَ : كُنّا نَتَحابُّ فِي اللّهِ ، وَنَتَزاوَرُ فِي اللّهِ ، وَنَتَواصَلُ فِي اللّهِ ، وَنَتَباذَلُ فِي اللّهِ . فَيُقالُ لَهُم : ادْخُلُوا الجَنَّةَ فَأَنتُم جِيرانُ اللّهِ فِي دارِ السَّلامِ . (3).
1) .المستدرك على الصحيحين : ج ۲ ص ۳۶۹ ح ۳۲۹۹ ، سنن الترمذي : ج ۵ ص ۱۴۵ ح ۲۸۶۰ عن سعيد بن أبي هلال عن جابر بن عبد اللّه وفيه «مائدة» بدل «مأدبة» ، كنز العمّال : ج ۱ ص ۶۹ ح ۲۶۴.
2) .الفِئام : الجماعة من الناس لا واحد له من لفظه (القاموس المحيط : ج ۴ ص ۱۵۸ «فأم»).
3) .دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۳۲۵ ح ۱۲۲۶ عن الإمام الصادق عن أبيه عن جدّه عليهم السلام ، تاريخ اليعقوبي : ج ۲ ص ۳۰۳ ، كشف الغمّة : ج ۲ ص ۳۱۵ ؛ البداية والنهاية : ج ۹ ص ۱۱۴ كلّها عن الإمام زين العابدين عليه السلام نحوه .
حديث۶۴۹۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :المستدرك على الصحيحينـ به نقل از سعيد بن ابى هلال ـ: از ابو جعفر امام باقر عليه السلام شنيدم كه اين آيه را تلاوت كرد : «و خداوند ، به سراى سلامت ، فرا مى خواند و هر كه را بخواهد ، به راه راست ، هدايت مى كند» .
سپس فرمود : «جابر بن عبد اللّه برايم نقل كرد كه : روزى پيامبر خدا بيرون آمد و فرمود : خواب ديدم كه جبرئيل ، بالاى سر من و ميكائيل ، پايين پاى من است و يكى از آن دو به ديگرى مى گويد : برايش مثالى بزن .
او گفت : بشنو . گوشت شنوا باد ! و در ياب ، دلت در يابنده باد! حكايت تو و امّتت ، همچون حكايت پادشاهى است كه سرايى را بگيرد و در آن سرا ، اتاقى بسازد و در آن اتاق ، خوانى بگسترد . سپس فرستاده اى بفرستد تا مردمان را به خوراكشان فرا خواند . پس شمارى از ايشان ، دعوت فرستاده را مى پذيرند و شمارى نمى پذيرند . خداوند ، همان پادشاه است و آن سرا ، اسلام است و آن خانه ، بهشت و تو ـ اى محمّد ـ ، آن فرستاده اى . هر كه دعوت تو را پاسخ دهد ، به اسلام در مى آيد ، و هر كه به اسلام در آيد ، به بهشت مى رود ، و هر كه به بهشت رود ، از [ خوان ] آن مى خورد » .۶۴۹۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :چون روز رستاخيز شود ، خداوند ، آفريدگان را گِرد مى آورد و بانگ دهنده اى ندا مى دهد كه : بخشايشگران ، برخيزند!
پس ، گروهى از مردم ، بر مى خيزند و فرشتگان ، به پيشوازشان مى روند و آنان را به بهشت ، مژده مى دهند و مى گويند : اين بخشايشگرىِ شما چه بوده كه به سبب آن ، پيش از حسابرسى ، به بهشت مى رويد؟
آنها مى گويند : ما چنان بوديم كه از هر كه بر ما ستم مى كرد ، گذشت مى كرديم و به هر كه از ما مى بُريد ، مى پيوستيم و با هر كه به ما نادانى روا مى داشت [و گستاخى مى نمود] ، بردبارى مى ورزيديم .
پس ، بديشان گفته مى شود : به بهشت در آييد ، كه چه نيكوست مزد عمل كنندگا ن !
سپس ، ندا دهنده اى ندا مى دهد كه : اهل شكيبايى ، برخيزند! پس ، گروهى از مردم ، بر مى خيزند و فرشتگان ، به پيشوازشان مى روند و آنان را به بهشت ، مژده مى دهند و مى گويند : اين شكيبايى شما ، چه بوده كه به سبب آن ، پيش از حسابرسى ، به بهشت مى رويد؟
آنها مى گويند : خويشتن را بر طاعت خدا به شكيب وامى داشتيم و در ترك معاصى خدا ، شكيبايى مى ورزيديم .
پس بديشان گفته مى شود : به بهشت در آييد ، كه چه نيكوست مزد عمل كنندگان !
سپس ، ندا دهنده اى ندا مى دهد كه : همسايگان خدا در سراى سلامت برخيزند! پس ، گروهى از مردم بر مى خيزند و فرشتگان ، به پيشوازشان مى روند و آنها را به بهشت ، مژده مى دهند و مى گويند : اين امتياز شما ، چه بوده كه به سبب آن ، در سراى سلامت ، همسايه خدا گشته ايد؟
آنها مى گويند : ما براى خدا يكديگر را دوست مى داشتيم و براى خدا به ديدار يكديگر مى رفتيم و براى خدا با يكديگر رابطه داشتيم و براى خدا به يكديگر بخشش مى نموديم .
پس ، بديشان گفته مى شود : به بهشت در آييد كه شما ، همسايگان خدا در سراى سلامت هستيد ! .
۶۴۹۴.الترغيب والترهيب عن أنس عن رسول اللّه صلى الله علالإمام عليّ عليه السلام :اِعْمَلُوا رَحِمَكُم اللّهُ عَلى أَعلامٍ بَيِّنَةٍ ، فَالطَّرِيقُ نَهجٌ (1)يَدعُو إِلى دارِ السَّلامِ ، وأَنتُم فِي دارِ مُستَعتَبٍ (2)
عَلى مَهَلٍ وَفَراغٍ . (3)۶۴۹۵.الإمام عليّ عليه السلام : ( ـ مِن وَصِيَّتِهِ لِلحَسَنَينِ عليهماالسلام بَعدَ ) الإمام الباقر عليه السلامـ فِي قَولِ اللّهِ عز و جل : «وَ اللَّهُ يَدْعُواْ إِلَى دَارِ السَّلَـمِ» ـ: إِنَّ السَّلامَ هُو اللّهُ عز و جل ، وَدارَهُ الَّتِي خَلَقَها لِأَولِيائِهِ الجَنَّةُ . (4)۶۴۹۶.قصص الأنبياء عن ابن عبّاس :الإمام الصادق عليه السلامـ فِي دُعاءِ يَومِ الجُمُعَةِ ـ: اَللَّهمَّ أَنتَ السَّلامُ ومِنكَ السَّلامُ ، أَسأَلُكَ يا ذَا الجَلالِ والإِكرامِ فَكاكَ رَقَبَتِي مِن النارِ ، وَأَن تُسكِنَنِي دارَ السَّلامِ . (5)۳ / ۵دارُ المُتَّقينَالكتاب«وَ قِيلَ لِلَّذِينَ اتَّقَوْاْ مَاذَا أَنزَلَ رَبُّكُمْ قَالُواْ خَيْرًا لِّلَّذِينَ أَحْسَنُواْ فِى هَـذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ وَ لَدَارُ الْاخِرَةِ خَيْرٌ وَ لَنِعْمَ دَارُ الْمُتَّقِينَ * جَنَّـتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا تَجْرِى مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَـرُ لَهُمْ فِيهَا مَا يَشَاءُونَ كَذَ لِكَ يَجْزِى اللَّهُ الْمُتَّقِينَ ». (6)
.
1) .النَهْج : الطريق الواضح (مجمع البحرين : ج ۳ ص ۱۸۳۹ «نهج»).
2) .دار مُسْتَعْتب : دار جزاء لا دار عمل، واستعتب : طلب أن يُرضى عنه (النهاية : ج ۳ ص ۱۷۵ «عتب»).
3) .نهج البلاغة : الخطبة ۹۴ ؛ بحار الأنوار : ج ۷۱ ص ۱۹۰ ح ۵۶ .
4) .معاني الأخبار : ص ۱۷۷ ح ۲ عن العلاء بن عبد الكريم.
5) .مصباح المتهجّد : ص ۳۳۵ ، الدروع الواقية : ص ۱۵۴ ، بحار الأنوار : ج ۹۷ ص ۱۷۷.
6) .النحل : ۳۰ ـ ۳۱.
۶۴۹۷.الاحتجاج :امام على عليه السلام :خدايتان رحمت كند ! با توجّه به نشانه هاى آشكار [ حق ] ، عمل كنيد ؛ چرا كه اين راه (اسلام) ، راه روشنى است كه به سراى سلامت مى خوانَد و شما هم هنوز در سرايى هستيد كه فرصت و فراغت آن را داريد تا خشنودى پروردگارتان را به دست آوريد.۶۴۹۸.الإمام عليّ عليه السلام :امام باقر عليه السلامـ در باره سخن خداوند عز و جل : «و خداوند ، به سراى سلام ، فرا مى خوانَد» ـ: سلام ، خداست و سراى او كه آن را براى دوستانش آفريده ، بهشت است.۶۴۹۹.عنه عليه السلام :امام صادق عليه السلامـ در دعاى روز جمعه ـ: بار خدايا! تويى سلام و از توست سلام . از تو مى خواهم ـ اى پروردگار صاحب شُكوه و ارجمندى ـ كه مرا از آتش بِرَهانى و در سراى سلامت ، اسكانم دهى .۳ / ۵سراى پرهيزگارانقرآن«و به كسانى كه پرهيزگارى كردند ، گفته مى شود : «پروردگارتان ، چه فرو فرستاد؟» . مى گويند : خوبى . براى كسانى كه در اين دنيا نيكى كرده اند ، [ پاداش ]نيكويى است و قطعا سراى آخرت ، بهتر است و چه نيكوست سراى پرهيزگاران ! بهشت هاى دست نخورده كه وارد آنها مى شوند . در پاى آن بهشت ها ، جويبارها روان اند . در آن جا ، هر چه بخواهند ، براى آنان [ فراهم ]است . خدا ، اين چنين به پرهيزگاران ، پاداش مى دهد» .
.
الحديث۶۵۰۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلام :الدُّنيا دارُ الأَشقِياءِ . الجَنَّةُ دارُ الأَتقِياءِ . (1)۳ / ۶دارُ المُـقامَـةِالكتاب«وَ قَالُواْ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنَا لَغَفُورٌ شَكُورٌ * الَّذِى أَحَلَّنَا دَارَ الْمُقَامَةِ مِن فَضْلِهِ لَا يَمَسُّنَا فِيهَا نَصَبٌ وَ لَا يَمَسُّنَا فِيهَا لُغُوبٌ ». (2)
الحديث۶۵۰۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلام :اِتَّقُوا اللّهَ تَقِيَّةَ مَن سَمِعَ فَخَشَعَ! ... وَاستَظهَرَ (3)زادا لِيَومِ رَحِيلِهِ ، وَوَجهِ سَبِيلِهِ ، وَحالِ حاجَتِهِ ، وَمَوطِنِ فاقَتِهِ ، وَقَدَّمَ أَمامَهُ لِدارِ مُقامِهِ . (4)۶۵۰۶.الإمام عليّ عليه السلام :الإمام زين العابدين عليه السلام :اَلحَمدُ للّهِِ عَلى ما عَرَّفَنا مِن نَفسِهِ ، وَأَلهَمَنا مِن شُكرِهِ ... حَمدا نُعتَقُ بِهِ مِن أَلِيمِ نارِ اللّهِ إِلى كَرِيمِ جِوارِ اللّهِ ، حَمدا نُزاحِمُ به مَلائِكَتَهُ المُقَرَّبِينَ ، ونُضامُّ (5)بِهِ أَنبِياءَهُ المُرسَلِينَ في دارِ المُقامَةِ الَّتِي لا تَزُولُ ، ومَحَلِّ كَرامَتِهِ الَّتِي لا تَحُولُ . (6).
1) .غرر الحكم : ح ۴۳۷ و ح ۴۳۸ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۳۳ ح ۶۰۰ و ۶۰۱ .
2) .فاطر : ۳۴ ـ ۳۵.
3) .اسْتَظْهَرَ : احتاط في الأمر وبالغ في حفظه وإصلاحه (مجمع البحرين : ج ۲ ص ۱۱۴۹ «ظهر»).
4) .نهج البلاغة : الخطبة ۸۳ ، تحف العقول : ص ۲۱۰ ، بحار الأنوار : ج ۷۷ ص ۴۳۸ ح ۴۸ ؛ دستور معالم الحكم : ص ۵۳ وليس فيها صدره .
5) .تَضامَّ القوم : إذا انضمّ بعضهم إلى بعض (لسان العرب : ج ۱۲ ص ۳۵۸ «ضمم»).
6) .الصحيفة السجّاديّة : ص ۲۰ الدعاء ۱ ؛ ينابيع المودّة : ج ۳ ص ۴۱۲ .
حديث۶۵۰۸.عنه عليه السلام :امام على عليه السلام :دنيا ، سراى شوربختان است و بهشت ، سراى پرهيزگاران.۳ / ۶سراى ماندگارىقرآن«و گفتند : ستايش ، خدايى را كه اندوه را از ما بُرد ، كه پروردگار ما ، آمرزگارى سپاس گزار است ؛ همو كه ما را به لطف خويش در سراى ماندگارى ، جاى داد ؛ سرايى كه در آن ، نه رنجى به ما مى رسد و نه درماندگى اى گريبانگير ما مى شود » ».
حديث۶۵۰۸.امام على عليه السلام :امام على عليه السلام :از خدا پروا داريد ، همچون پروادارىِ كسى كه [ پند را ] شنيد و به جان خريد ... و براى روز كوچيدنش ، و راه سفرش ، و گاهِ نيازش ، و جاى تنگ دستى اش ، كوله بارى از توشه فراهم آورد و پيشاپيش ، براى سراى ماندگارى اش [ كردار نيك ]فرستاد.۶۵۰۹.امام على عليه السلام ( ـ در بيان حديث معراج پيامبر صلى الله عليه و آله ـ ) امام زين العابدين عليه السلام :ستايش ، خداى را كه خويشتن را به ما شناسانْد و سپاس گزارى اش را به ما الهام فرمود ... ؛ ستايشى كه به سبب آن ، از آتش دردناك او بِرَهيم و در پناه كريمانه خدا بيارميم ؛ ستايشى كه به سبب آن ، با فرشتگان مقرّب او همنشين شويم و در سراى ماندگارىِ جاويدان و جايگاه كرامت پايدار او با پيامبران فرستاده اش ، يك جا گِرد آييم.
.
۶۵۱۰.عنه عليه السلام :عنه عليه السلامـ فِي الدُّعاءِ ـ: اَللَّهمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ ، وَاجعَلِني وَجَمِيعَ إِخوانِي بِكَ مُؤمِنِينَ ، وَعلى الإِسلامِ ثابِتِينَ ... وَلِلجَنَّةِ طالِبِينَ ، وَلِلفِردَوسِ وارِثِينَ ، وَمِن ثِيابِ السُّندُسِ وَالاِستَبرَقِ لابِسِينَ ، وَعَلى الأَرائِكِ مُتَّكِئِينَ ، وَبِالتِّيجانِ المُكَلَّلَةِ بِالدُّرِّ وَاليَواقِيتِ وَالزَّبَرجَدِ مُتَوَّجِينَ ، وَلِلوِلدانِ المُخَلَّدِينَ مُستَخدَمِينَ ، وَبِأَكوابٍ وَأَبارِيقَ وَكَأسٍ مِن مَعِينٍ شارِبينَ ، وَمِن الحُورِ العِينِ مُزَوَّجِينَ ، وَفِي نَعِيمِ الجَنَّةِ مُقِيمِينَ ، وَفِي دارِ المُقامَةِ خالِدِينَ ، لايَمَسُّهُم فِيها نَصَبٌ (1)وَما هُم مِنها بِمُخرَجِينَ . (2)۳ / ۷دارُ الأمنِالكتاب«إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِى مَقَامٍ أَمِينٍ * فِى جَنَّـتٍ وَ عُيُونٍ . . . يَدْعُونَ فِيهَا بِكُلِّ فَـكِهَةٍ ءَامِنِينَ ». (3)
«إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِى جَنَّـتٍ وَعُيُونٍ * ادْخُلُوهَا بِسَلَـمٍ ءَامِنِينَ * وَ نَزَعْنَا مَا فِى صُدُورِهِم مِّنْ غِلٍّ إِخْوَ نًا عَلَى سُرُرٍ مُّتَقَـبِلِينَ * لَا يَمَسُّهُمْ فِيهَا نَصَبٌ وَ مَا هُم مِّنْهَا بِمُخْرَجِينَ». (4)
الحديث۶۵۱۲.امام على عليه السلام :الإمام عليّ عليه السلام :كُونُوا مِن أَهلِ الحَقِّ تُعرَفُوا بِهِ وَتَتَعارَفُوا عَلَيهِ ، فَإِنَّ اللّهَ خَلَقَ الخَلقَ بِقُدرَتِهِ ... وَجَعَلَ ثَوابَ أَهلِ طاعَتِهِ النَّضرَةَ (5)
فِي وَجهِهِ ، فِي دارِ الأَمنِ وَالخُلدِ الَّذِي لا يَرُوعُ (6)أَهلُهُ . (7).
1) .النَصَبُ : التَعَبْ (النهاية : ج ۵ ص ۶۲ «نصب»).
2) .بحار الأنوار : ج ۹۴ ص ۱۲۳ ح ۱۹ نقلاً عن الكتاب العتيق الغروي .
3) .الدّخان : ۵۱ و ۵۲ و ۵۵ .
4) .الحِجر : ۴۵ ـ ۴۸ .
5) .نَضَرَهُ ونَضَّره : من النضارة؛ وهي حُسن الوجه والبريق (النهاية : ج ۵ ص ۷۱ «نضر»).
6) .في المصدر: «يورع» ، والتصويب من بحار الأنوار .
7) .كتاب سليم بن قيس : ج ۲ ص ۷۱۶ ح ۱۷ ، بحار الأنوار : ج ۳۴ ص ۲۶۳ ح ۱۰۰۶.
۶۵۱۳.امام على عليه السلام :امام زين العابدين عليه السلامـ در دعاـ: بار خدايا ! بر محمّد و دودمان محمّد ، درود فرست و مرا و همه برادرانم را باورمند به خودت ، قرار ده ، و پا بر جا در اسلام ... و جوياى بهشت ، و وارث فردوس ؛ آنان كه جامه هاى پرنيان نازك و ديباى سِتَبر مى پوشند و بر تخت ها[ ى بهشتى ] تكيه مى زنند ، و تاج هاى مرواريد و ياقوت و زِبَرجد بر سر دارند ، و پسركان جاويدان ، خدمتشان مى كنند ، و با جام ها و اِبريق ها و پياله اى از باده ناب مى نوشند ، و با سيه چشمان ، ازدواج مى كنند ، و در ناز و نعمت بهشت ، ماندگارند ، و در سراى ماندگارى جاويدان اند ، و در آن جا هيچ خستگى اى بديشان نمى رسد ، و هرگز از آن جا بيرون برده نمى شوند.۳ / ۷سراى امنيّتقرآن«به راستى ، پرهيزگاران ، در جايگاهى امن و آسوده اند . در بوستان ها و كنار چشمه سارها ... . در آن جا هر ميوه اى را [ كه بخواهند ،] آسوده خاطر مى طلبند».
«به راستى كه پرهيزگاران ، در بوستان ها و كنار چشمه سارهايند . به آنها در آييد ، با سلامت و امنيّت . و آنچه از كينه در سينه هاى آنان است ، بر مى كَنيم . برادرانه ، بر تخت هايى ، رو به روى يكديگرند . نه رنجى در آن جا به ايشان مى رسد و نه از آن جا بيرون رانده مى شوند ».
حديث۶۵۲۰.عنه عليه السلام :امام على عليه السلام :اهل حق باشيد تا بِدان شناخته شويد و با آن ، يكديگر را بشناسيد ؛ زيرا خداوند ، آفريدگان را به قدرت خويش بيافريد ... و پاداش فرمان بُردارانش را خرّمى روىِ آنان قرار داد ، در سراى امنيّت و جاويدان كه ساكنان آن ، هرگز نمى هراسند .
.
۶۵۲۱.عنه عليه السلام :عنه عليه السلام :الجَنَّةُ دارُ الأَمانِ . (1)۶۵۲۲.عنه عليه السلام :عنه عليه السلام :ما ضَرَّ إِخوانَنا الَّذِينَ سُفِكَت دِماؤُهُم ـ وَهُم بِصِفِّينَ ـ أَن لا يَكُونُوا اليَومَ أَحياءً؟ يُسِيغُونَ الغُصَصَ، وَيَشرَبُونَ الرَّنْقَ! (2)قَد ـ وَاللّهِ ـ لَقُوا اللّهَ فَوَفّاهُم اُجُورَهُم ، وَأَحَلَّهُم دارَ الأَمنِ بَعدَ خَوفِهِم . (3)۶۵۲۳.الإمام عليّ عليه السلام :عنه عليه السلام :إِذا آمَنتَ بِاللّهِ وَاتَّقَيتَ مَحارِمَهُ أَحَلَّكَ دارَ الأَمانِ ، وَإِذا أَرضَيتَهُ تَغَمَّدَكَ بِالرِّضوانِ . (4)۶۵۱۵.امام على عليه السلام :عنه عليه السلام : «وَ سِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْاْ رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرًا» (5)قَد أُمِنَ العِقابُ ، وَانقَطَعَ العِتابُ ، وَزُحزِحُوا عَن النّارِ ، وَاطمَأَنَّت بِهِم الدارُ ، وَرَضُوا المَثوَى وَالقَرارَ . (6)۶۵۱۶.امام على عليه السلام :الإمام الصادق عليه السلام إِنَّ الناسَ يَعبُدُونَ اللّهَ عز و جل عَلى ثَلاثَةِ أَوجُهٍ :فَطَبَقَةٌ يَعبُدُونَهُ رَغبةً فِي ثَوابِهِ فَتِلكَ عِبادَةُ الحُرَصاءِ ؛ وَهُوَ الطَّمَعُ ، وَآخَرُونَ يَعبُدُونَهُ خَوفا مِن النارِ فَتِلكَ عِبادَةُ العَبِيدِ ؛ وهِي رَهبَةٌ ، وَلكِنِّي أَعبُدُهُ حُبّا لَهُ عز و جل فَتِلكَ عِبادَةُ الكِرامِ ؛ وَهُوَ الأَمنُ ، لِقَولِهِ عز و جل : «وَ هُم مِّن فَزَعٍ يَوْمَـئِذٍ ءَامِنُونَ» (7)، «قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِى يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ» (8)، فَمَن أَحَبَّ اللّهَ عز و جل أَحَبَّهُ اللّهُ ، وَمَن أَحَبَّهُ اللّهُ عز و جلكانَ مِن الآمِنِينَ . (9).
1) .غرر الحكم : ح ۳۹۷ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۱۸ ح ۱۹.
2) .الرَّنْق : الكَدِر (لسان العرب : ج ۱۰ ص ۱۲۷ «رنق»).
3) .نهج البلاغة : الخطبة ۱۸۲ ، بحار الأنوار : ج ۳۴ ص ۱۲۷ ح ۹۵۳.
4) .غرر الحكم: ح ۴۱۴۶.
5) .الزمر : ۷۳.
6) .عيون الحكم والمواعظ: ص ۵۰۷ ح ۹۲۹۴.
7) .النمل : ۸۹ .
8) .آل عمران : ۳۱ .
9) .علل الشرائع : ص ۱۲ ح ۸ ، الخصال : ص ۱۸۸ ح ۲۵۹ ، الأمالي للصدوق : ص ۹۱ ح ۶۵ كلّها عن يونس بن ظبيان ، روضة الواعظين : ص ۴۵۶ ، بحار الأنوار : ج ۷۰ ص ۱۸ ح ۹ .
۶۵۱۷.مصباح الشريعة ( ـ در آنچه به امام صادق عليه السلام نسبت داده است ) امام على عليه السلام :بهشت ، سراى امنيّت است.۶۵۱۸.امام على عليه السلام :امام على عليه السلام :برادران ما را كه خون هايشان در صفّين ريخته شد ، چه گزند كه امروز ، زنده نباشند ، كه غصّه بخورند و آب هاى تيره بنوشند ؟ ! به خدا سوگند كه آنان ، به ديدار خدا شتافتند و خداوند ، مزدشان را كامل عطايشان فرمود و آنان را كه [ در اين دنيا ] بيم داشتند ، در سراى امنيّت جاى داد .۶۵۱۹.امام على عليه السلام :امام على عليه السلام :اگر به خدا ايمان آورى و از حرام هايش پرهيز كنى ، تو را در سراى امنيّت جاى مى دهد ، و اگر او را خشنود گردانى ، تو را غرق در خشنودى مى گردانَد .۶۵۲۰.امام على عليه السلام :امام على عليه السلام : «و كسانى كه از پروردگار خويش پروا كردند ، گروه گروه ، به سوى بهشت برده مى شوند» ، در حالى كه از كيفر ، در امان اند و سرزنش نمى شوند و از آتش ، دور داشته مى شوند و در سرا[ ى جاويدان ] آرام مى گيرند و از جايگاه و آرامگاه [ هميشگى خود ،] خشنودند .۶۵۲۱.امام على عليه السلام :امام صادق عليه السلام :مردم ، خداوند عز و جل را بر سه گونه مى پرستند : گروهى ، او را براى پاداشش مى پرستند كه اين ، پرستشِ آزمندان است و آزمندى است . گروهى ديگر ، او را از بيم آتش مى پرستند كه اين ، پرستشِ بندگان است و ترسيدن است ؛ ليكن من ، او را از سرِ عشق به او مى پرستم كه اين ، پرستش جوان مردان است و امنيّت است ؛ چرا كه او عز و جل مى فرمايد : «و آنان در آن روز ، از ترس در امان اند» . «بگو : اگر خدا را دوست مى داريد ، از من پيروى كنيد تا خدا نيز شما را دوست بدارد و گناهانتان را بيامرزد» . پس ، هر كه خداى عز و جل را دوست بدارد ، خدا نيز او را دوست مى دارد و هر كه خداى عز و جلدوستش بدارد ، از آسوده خاطران خواهد بود . .
۳ / ۸دارُ الكَرامَةِالكتاب«إِن تَجْتَنِبُواْ كَبَائِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَنُدْخِلْكُم مُّدْخَلاً كَرِيمًا ». (1)
«أُوْلَـائِكَ فِى جَنَّـتٍ مُّكْرَمُونَ ». (2)
الحديث۶۵۲۸.عنه عليه السلام :الإمام عليّ عليه السلام :اِعلَمُوا أَنَّهُ مَن يَتَّقِ اللّهَ يَجعَل لَهُ مَخرَجا مِن الفِتَنِ وَنُورا مِن الظُّلَمِ ، ويُخَلِّدُهُ فِيما اشتَهَت نَفسُهُ ، وَيُنزِلُهُ مَنزِلَ الكَرامَةِ عِندَهُ ، فِي دارٍ اصطَنَعَها لِنَفسِهِ ؛ ظِلُّها عَرشُهُ ، وَنُورُها بَهجَتُهُ ، وَزُوّارُها مَلائِكَتُهُ ، وَرُفَقاؤُها رُسُلُهُ ... . (3)۶۵۲۹.عنه عليه السلام :الإمام زين العابدين عليه السلامـ فِي مُناجاةٍ لَهُ ـ: اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ ، وَاجعَلنا مِن الَّذِينَ ... ظَفِروا بِحَبلِ النَّجاةِ ، وَعُروَةِ السَّلامَةِ ، وَالمُقامِ فِي دارِ الكَرامَةِ . (4)۶۵۳۰.الإمام عليّ عليه السلام :الإمام الباقر عليه السلام :إِنَّ الرَّبَّ تَبارَكَ وَتَعالَى يَقُولُ : اُدخُلُوا الجَنَّةَ بِرَحمَتِي ، وَانجُوا مِن النارِ بِعَفوِي ، وَتَقَسَّمُوا الجَنَّةَ بِأَعمالِكُم ، فَوَعِزَّتِي لَاُنزِلَنَّكُم دارَ الخُلُودِ وَدارَ الكَرامَةِ . (5).
۳ / ۸سراى كرامتقرآن«اگر از گناهان بزرگى كه از آنها نهى شده ايد ، دورى گزينيد ، بدى هاى شما را از شما مى زداييم و شما را در جايگاهى ارجمند ، در مى آوريم».
«آنان اند كه در بهشت هايى ، گرامى خواهند بود».
حديث۶۵۳۰.امام على عليه السلام :امام على عليه السلام :بدانيد كه هر كس از خدا پروا بدارد ، خداوند براى او ، راه برونْ رفتى از فتنه ها و روشنايى در تاريكى ها قرار مى دهد و او را در جايى كه خواستِ اوست ، جاويدان مى گرداند و او را در جايگاهى گرامى به نزد خويش جاى مى دهد ؛ در سرايى كه آن را براى خويش برگزيده ، و سايه آن ، عرش اوست ، و روشنايى اش شادمانى او ، و ديدار كنندگانش فرشتگان او ، و رفيقانش پيامبران او ... .۶۵۳۱.عنه عليه السلام :امام زين العابدين عليه السلامـ در يكى از مناجاتهايش ـ: بار خدايا ! بر محمّد و دودمان محمّد درود فرست و ما را از كسانى قرار ده كه ... به ريسمان نجات ، و دستگيره سلامت ، و اقامت در سراى كرامت (گراميداشت) ، دست يافتند.۶۵۳۲.مصباح الشريعة ( ـ فيما نَسَبَهُ إلَى الإِمامِ الصّادِقِ عليه السل ) امام باقر عليه السلام :پروردگارِ بزرگ و والا مى فرمايد : «با رحمت من ، به بهشت در آييد و با گذشت من ، از آتش برَهيد و با اعمالتان ، بهشت را قسمت كنيد ، كه به عزّتم سوگند ، قطعا شما را در سراى جاودانگى و سراى كرامت (گراميداشت) ، جاى خواهم داد .
.
۶۵۳۳.الإمام الصادق عليه السلام ( ـ لِمُحَمَّدِ بنِ النُّعمانِ ـ ) الإمام الصادق عليه السلامـ فِي الدُّعاءِ بَعدَ صَلاةِ الظُّهرِ ـ: اَللَّهُمَّ إِنِّي أَسأَلُكَ الظَّفَرَ وَالسَّلامَةَ ، وَالحُلُولَ بِدارِ الكَرامَةِ . (1).
1) .مصباح المتهجّد : ص ۶۵ ح ۱۰۱ ، المصباح للكفعمي : ص ۴۶ ، فلاح السائل : ص ۳۲۱ ح ۲۱۵ كلّها عن معاوية بن عمّار ، بحار الأنوار : ج ۸۶ ص ۷۱ ح ۵ .
۶۵۳۴.الإمام عليّ عليه السلام :امام صادق عليه السلامـ در دعاى بعد از نماز ظهر ـ: بار خدايا ! پيروزى و سلامت و اقامت در سراى كرامت (گراميداشت) را از تو درخواست مى كنم. .
الفصل الرابع : مواصفات الجنّة۴ / ۱سَعَةُ الجَنَّةِالكتاب«سَابِقُواْ إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا كَعَرْضِ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِينَ ءَامَنُواْ بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ ذَ لِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ ». (1)
«وَسَارِعُواْ إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَـوَ تُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ ». (2)
«وَ إِذَا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيمًا وَ مُلْكًا كَبِيرًا ». (3)
الحديث۶۵۳۶.امام على عليه السلام :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :قُومُوا إِلى جَنَّةٍ عَرضُها السَّماواتُ وَالأَرضُ . (4).
فصل چهارم: ويژگى هاى بهشت۴ / ۱گستردگى بهشتقرآن«بر يكديگر ، پيشى بجوييد به سوى آمرزشى از جانب پروردگارتان و بهشتى كه پهنايش ، چون پهناى آسمان و زمين است و براى كسانى آماده شده است كه به خدا و پيامبرانش ، ايمان آورده اند . اين ، فضل خداست . به هر كس كه بخواهد ، آن را مى دهد و خداوند ، صاحب فضل بزرگ است».
«بشتابيد به سوى آمرزشى از جانب پروردگارتان و بهشتى كه پهنايش ، آسمان ها و زمين است و براى پرهيزگاران ، آماده شده است».
«و چون بِدان جا بنگرى ، [ سرزمينى از ] نعمت و پادشاهىِ بزرگ مى بينى».
حديث۶۵۳۹.امام على عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيش به سوى بهشتى كه پهنه اش آسمان ها و زمين است.
.
۶۵۴۰.مصباح الشريعة ( ـ در آنچه به امام صادق عليه السلام نسبت داده است ) عنه صلى الله عليه و آله :إِذا اُدخِلَ المُؤمِنُ إِلى مَنازِلِهِ فِي الجَنَّةِ وَوُضِعَ عَلى رَأسِهِ تاجُ المُلكِ وَالكَرامَةِ ، أُلبِسَ حُلَلَ الذَّهَبِ وَالفِضَّةِ وَالياقُوتِ وَالدُّرِّ المَنظُومِ فِي الإِكلِيلِ تَحتَ التّاجِ ، قالَ : وَأُلبِسَ سَبعِينَ حُلَّةَ حَرِيرٍ بِأَلوانٍ مُختَلِفَةٍ وَضُرُوبٍ مُختَلِفَةٍ ، مَنسُوجَةً بِالذَّهَبِ وَالفِضَّةِ وَاللُّؤلُؤِ وَالياقُوتِ الأَحمَرِ ، فَذلِكَ قَولُهُ عز و جل : «يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ وَ لُؤْلُؤًا وَ لِبَاسُهُمْ فِيهَا حَرِيرٌ» (1)فَإِذا جَلَسَ المُؤمِنُ عَلى سَرِيرِهِ اهتَزَّ سَرِيرُهُ فَرَحا ، فَإِذا استَقَرَّ لِوَلِيِّ اللّهِ جَلَّ وَعَزَّ مَنازِلُهُ فِي الجِنانِ استَأذَنَ عَلَيهِ المَلَكُ المُوَكَّلُ بِجِنانِهِ لِيُهَنِّئَهُ بِكَرامَةِ اللّهِ عز و جل إِيّاهُ ، فَيَقُولُ لَهُ خُدّامُ المُؤمِنِ مِن الوُصَفاءِ وَالوَصائِفِ : مَكانَكَ ، فَإِنَّ وَلِيَّ اللّهِ قَد اتَّكَأَ عَلى أَرِيكَتِهِ وَزَوجَتُهُ الحَوراءُ تَهَيَّأُ له فَاصبِر لِوَلِيِّ اللّهِ .
قالَ : فَتَخرُجُ عَلَيهِ زَوجَتُهُ الحَوراءُ مِن خَيمةٍ لها تَمشِي مُقبِلَةً وَحَولَها وَصائِفُها، وَعَلَيها سَبعُونَ حُلَّةً مَنسُوجَةً بِالياقُوتِ وَاللُّؤلُؤِ وَالزَّبَرجَدِ وَهِيَ مِن مِسكٍ وَعَنبَرٍ، وَعَلَى رَأسِها تاجُ الكَرامَةِ ، وَعَلَيها نَعلانِ مِن ذَهَبٍ مُكَلَّلَتانِ بِالياقُوتِ وَاللُّؤلُؤِ شِراكُهُما (2)ياقُوتٌ أَحمَرُ ، فَإِذا دَنَت مِن وَلِيِّ اللّهِ فَهَمَّ أَن يَقُومَ إِلَيها شَوقا، فَتَقُولُ لَه : يا وَلِيَّ اللّهِ لَيسَ هَذا يَومَ تَعَبٍ وَلا نَصَبٍ فَلا تَقُم أَنا لَكَ وَأَنتَ لِي ، قالَ : فَيَعتَنِقانِ مِقدارَ خَمسِمِائَةِ عامٍ مِن أَعوامِ الدُّنيا لا يَمَلُّها وَلا تَمَلُّهُ .
قالَ : فَإِذا فَتَرَ بَعضَ الفُتُورِ مِن غَيرِ مَلالَةٍ ، نَظَرَ إِلى عُنُقِها فَإِذا عَلَيها قَلائِدُ مِن قَصَبٍ مِن ياقُوتٍ أَحمَرَ وَسَطُها لَوحٌ صَفحَتُهُ دُرَّةٌ مَكتُوبٌ فِيها : أَنتَ يا وَلِيَّ اللّهِ حَبِيبِي وَأَنا الحَوراءُ حَبِيبَتُكَ ، إِلَيكَ تَناهَت نَفسِي وَإِلَيَّ تَناهَت نَفسُكَ .
ثُمَّ يَبعَثُ اللّهُ إِلى أَلفِ مَلَكٍ يُهَنِّئُونَهُ بِالجَنَّةِ وَيُزَوِّجُونَهُ بِالحَوراءِ ، قالَ : فَيَنتَهُونَ إِلى أَوَّلِ بابٍ مِن جِنانِهِ ، فَيَقُولُونَ لِلمَلَكِ المُوَكَّلِ بِأَبوابِ جِنانِهِ : استَأذِن لَنا عَلى وَلِيِّ اللّهِ فَإِنَّ اللّهَ بَعَثَنا إِلَيهِ نُهَنِّئُهُ ، فَيَقُولُ لَهُم المَلَكُ : حَتَّى أَقُولَ لِلحاجِبِ فَيُعلِمَهُ بِمَكانِكُم ، قالَ : فَيَدخُلُ المَلَكُ إِلى الحاجِبِ وَبَينَهُ وَبَينَ الحاجِبِ ثَلاثُ جِنانٍ ، حَتَّى يَنتَهِيَ إِلى أَوَّلِ بابٍ ، فَيَقُولُ لِلحاجِبِ : إِنَّ عَلَى بابِ العَرصَةِ أَلفَ مَلَكٍ أَرسَلَهُم رَبُّ العالَمِينَ تَبارَكَ وَتَعالى لِيُهَنِّئُوا وَلِيَّ اللّهِ قَد سَأَلُونِي أَن آذَنَ لَهُم عَلَيهِ.
فَيَقُولُ الحاجِبُ : إِنَّهُ لَيَعظُمُ عَلَيَّ أَن أَستَأذِنَ لِأَحَدٍ عَلى وَلِيِّ اللّهِ وَهُوَ مَعَ زَوجَتِهِ الحَوراءِ . قالَ : وَبَينَ الحاجِبِ وَبَينَ وَلِيِّ اللّهِ جَنَّتانِ ، قالَ: فَيَدخُلُ الحاجِبُ إِلى القَيِّمِ فَيَقُولُ لَه : إِنَّ عَلى بابِ العَرصَةِ (3)أَلفَ مَلَكٍ أَرسَلَهُم رَبُّ العِزَّةِ يُهَنِّئُونَ وَلِيَّ اللّهِ فَاستَأذِن لَهُم ؛ فَيَتَقَدَّمُ القَيِّمُ إِلَى الخُدّامِ فَيَقُولُ لَهُم: إِنَّ رُسُلَ الجَبّارِ عَلى بابِ العَرصَةِ وَهُم أَلفُ مَلَكٍ أَرسَلَهُم اللّهُ يُهَنِّئُونَ وَلِيَّ اللّهِ فَأَعلَمُوهُ بِمَكانِهِم ، قالَ : فَيُعلِمُونَهُ فَيُؤذَنُ لِلمَلائِكَةِ فَيَدخُلُونَ عَلى وَلِيِّ اللّهِ وَهُوَ فِي الغُرفَةِ وَلَها أَلفُ بابٍ ، وَعَلى كُلِّ بابٍ مِن أَبوابِها مَلَكٌ مُوَكَّلٌ بِهِ ، فَإِذا أُذِنَ لِلمَلائِكَةِ بِالدُّخُولِ عَلى وَلِيِّ اللّهِ فَتَحَ كُلُّ مَلَكٍ بابَهُ المُوَكَّلَ بِهِ قالَ : فَيُدخِلُ القَيِّمُ كُلَّ مَلَكٍ مِن بابٍ مِن أَبوابِ الغُرفَةِ ، قالَ : فَيُبَلِّغُونَهُ رِسالَةَ الجَبّارِ جَلَّ وَعَزَّ ، وَذلِكَ قَولُ اللّهِ تَعالى : «وَالْمَلَـائِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِم مِّن كُلِّ بَابٍ» مِن أَبوابِ الغُرفَةِ «سَلَـمٌ عَلَيْكُم» (4)إِلى آخِرِ الآيةِ .
قالَ : وذلِكَ قَولُهُ جَلَّ وَعَزَّ : «وَ إِذَا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيمًا وَ مُلْكًا كَبِيرًا» (5)يَعنِي بِذلِكَ وَلِيَّ اللّهِ وَما هُوَ فِيهِ مِن الكَرامَةِ وَالنَّعِيمِ وَالمُلكِ العَظِيمِ الكَبِيرِ ، إِنَّ المَلائِكَةَ مِن رُسُلِ اللّهِ عَزَّ ذِكرُهُ يَستَأذِنُونَ [فِي الدُّخُولِ ]عَلَيهِ فَلا يَدخُلُونَ عَلَيهِ إِلّا بِإِذنِهِ ، فَلِذلِكَ المُلكُ العَظِيمُ الكَبِيرُ . (6).
1) .الحجّ : ۲۳ .
2) .الشِّراكُ : أحد سُيور النَّعلِ التي تكون على وجهها (النهاية : ج ۲ ص ۴۶۷ «شرك») .
3) .عَرَصَة: كلّ موضع واسع لا بناء فيه (النهاية: ج ۳ ص ۲۰۸ «عرص»).
4) .الرعد : ۲۳ ـ ۲۴ .
5) .الإنسان : ۲۰ .
6) .الكافي : ج ۸ ص ۹۷ ح ۶۹ ، تفسير القمّي : ج ۲ ص ۲۴۷ ، تأويل الآيات الظاهرة : ج ۲ ص ۷۴۴ ح ۳ كلّها عن محمّد بن إسحاق المدني عن الإمام الباقر عليه السلام ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۲۸ ح ۲۹.
۶۵۴۱.امام على عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :آن گاه كه مؤمن را به جايگاه هايش در بهشت در مى آورند و تاج شاهى و بزرگى بر سرش مى گذارند ، جامه هايى از زر و سيم و ياقوت ، بر او مى پوشانند و پايه تاجش به رشته هاى دُر و گوهر ، مزيّن است . نيز هفتاد جامه پرنيان ، با رنگ هاى گوناگون و انواع مختلف كه به زر و سيم و مرواريد و ياقوت سرخ ، بافته شده اند ، بر تن او مى كنند . اين ، همان سخن خداى عز و جل است كه : «در آن جا با دستبندهايى از طلا و مرواريد ، آراسته مى شوند و لباس هايشان در آن جا ، از پرنيان است» .
و چون مؤمن بر تخت خويش بنشيند ، تختش از شادمانى مى لرزد ، و چون ولىّ خداوند عز و جل در جايگاه هاى خود در بهشت ها ، استقرار يابد ، فرشته گماشته بر بهشت هايش ، اجازه ورود مى خواهد تا اين كرامتى را كه خداى عز و جل به او بخشيده است ، به وى تبريك گويد ؛ امّا خدمت گزاران مؤمن ، از غلامان و كنيزان ، به او مى گويند : بمان ؛ چرا كه ولىّ خدا ، بر تخت خويش ، تكيه زده و همسرِ حورى او ، در حال آماده ساختن خويش براى اوست . منتظر ولىّ خدا بمان.
پس ، همسر حورى او ، از خرگاهش به سوى وى بيرون مى آيد ، در حالى كه كنيزان خدمتكارش ، گِرداگرد وى را گرفته اند و لباسى بافته از ياقوت و مرواريد و زِبَرجَد و مُشك و عنبر ، بر تن دارد و تاج كرامت ، بر سرِ اوست و كفش هايش از طلا و مزيّن به ياقوت و مرواريد است و بندهاى آنها از ياقوت سرخ . نزديكِ ولىّ خدا كه مى رسد ، او از شوق مى خواهد برايش بلند شود ؛ ولى حورى مى گويد : اى ولىّ خدا ! امروز ، ديگر روز رنج و زحمت نيست . پس بر مخيز . من ، از آنِ تو هستم و تو ، از آنِ منى . آن گاه ، به اندازه پانصد سال از سال هاى دنيا ، يكديگر را در آغوش مى كِشند ، بى آن كه از يكديگر سير و خسته شوند.
پس از آن كه اندكى سست شد ، آن هم نه از سرِ سيرى و خستگى ، نگاهش به گردن حورى مى افتد . گردنبندهايى بر گردن او از ياقوت سرخ مى بيند كه در وسط آن ، لوحى است و صفحه آن لوح ، درّى است و بر آن ، نوشته شده است : تو ـ اى ولىّ خدا ـ معشوق منى و منِ حورى ، معشوق تو ام ، و من و تو به هم رسيديم.
سپس ، خداوند به هزار فرشته ، پيغام مى دهد كه بهشت را به او تهنيت بگويند و آن حورى را به ازدواج او در آورند . آن فرشتگان ، به نخستين در از بهشت هاى او مى رسند و به فرشته گماشته بر درهاى بهشت هايش مى گويند : از ولىّ خدا ، براى ما اجازه ورود بخواه ؛ زيرا خداوند ، ما را نزد او فرستاده است تا به وى ، شادباش بگوييم .
فرشته به آنان مى گويد : بايد به دربان بگويم تا آمدن شما را به اطّلاع او برساند .
پس ، آن فرشته به نزد دربان ـ كه از او تا دربان ، سه بهشت فاصله است ـ ، مى رود . چون به نخستين در رسيد ، به دربان مى گويد : بر درگاه ، هزار فرشته اند كه پروردگار بزرگ و بلندمرتبه جهانيان ، آنان را براى شادباش گويى به ولىّ خدا ، فرستاده است . از من خواسته اند كه برايشان ، اجازه ورود بخواهم.
دربان مى گويد : مرا ياراى آن نيست كه وقتى ولىّ خدا با همسر حورىِ خويش است ، از او براى كسى اجازه ورود بطلبم .
ميان دربان تا ولىّ خدا ، دو بهشت ، فاصله است . پس ، دربان به نزد پيشكار مى رود و مى گويد : به درگاه ، هزار فرشته اند كه پروردگار عزّت ، آنان را براى شادباش گويى به ولىّ خدا ، فرستاده است . براى ايشان ، اجازه ورود بخواه .
پيشكار ، به نزد خدمتكاران مى رود و مى گويد : فرستادگان [ خداى ] جبّار ، بر درگاه اند . آنان ، هزار فرشته اند كه خداوند ، آنان را براى شادباش گويى به ولىّ خدا ، فرستاده است . آمدنشان را به اطّلاع او برسانيد .
آنان به اطّلاع او مى رسانند . در اين هنگام ، به فرشتگان ، اجازه ورود داده مى شود و آنها بر ولىّ خدا ـ كه در بالاخانه است و هزار در دارد و بر هر درى از درهايش فرشته اى گماشته شده است ـ ، وارد مى شوند . چون اجازه ورود بر ولىّ خدا به فرشتگان داده مى شود ، هر فرشته اى ، درى را كه بر آن گماشته شده است ، مى گشايد و پيشكار ، هر فرشته اى را از درى از درهاى بالاخانه ، داخل مى كند و آن فرشتگان ، پيام [ خداى ] جبّار عز و جل را به او ، ابلاغ مى كنند . اين ، همان سخن خداى بلندمرتبه است كه : «و فرشتگان ، بر آنان ، وارد مى شوند از هر درى» از درهاى بالاخانه [ و مى گويند : ] «درود بر شما ! » تا آخر آيه.
و نيز اين سخن خداى عز و جل است كه : «و چون بِدان جا بنگرى ، [ سرزمينى از ] نعمت و پادشاهىِ بزرگ مى بينى» . مقصود ، ولىّ خدا و احترام و نعمت و پادشاهىِ بزرگ و شكوهمندى است كه او از آن برخوردار است . فرشتگانِ فرستاده خداى بزرگ ، از او اجازه ورود مى طلبند و تا اجازه ندهد ، بر او وارد نمى شوند . اين است آن پادشاهىِ بزرگ و شكوهمند. .
. .
. .
۶۵۴۲.امام على عليه السلام :عنه صلى الله عليه و آله :إِنَّ أَدنَى أَهلِ الجَنَّةِ مَنزِلَةً الَّذِي يَركَبُ فِي أَلفِ أَلفٍ مِن خَدَمَةٍ مِن الوِلدانِ المُخَلَّدِينَ ، عَلى خَيلٍ مِن ياقُوتٍ أَحمَرَ لَها أَجنِحَةٌ مِن ذَهَبٍ «وَ إِذَا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيمًا وَ مُلْكًا كَبِيرًا » . (1)۶۵۴۳.امام باقر عليه السلام :الدرّ المنثور عن عكرمة :دَخَلَ عُمَرُ بنُ الخَطَّابِ عَلى رَسُولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله وَهُوَ راقِدٌ عَلى حَصِيرٍ مِن جَرِيدٍ قَد أَثَّرَ فِي جَنبِهِ ، فَبَكى عُمَرُ ، فَقالَ : ما يُبكِيكَ؟ فَقالَ : ذَكَرتُ كِسرَى وَمُلكَهُ ، وقَيصَرَ ومُلكَهُ ، وَصاحِبَ الحَبَشَةِ وَمُلكَهُ ، وَأَنتَ رَسُولُ اللّهِ عَلى حَصِيرٍ مِن جَرِيدٍ .
فَقالَ : أَما تَرضَى أَنَّ لَهُم الدُّنيا وَلَنا الآخِرَةَ ؛ فَأَنزَلَ اللّهُ : «وَ إِذَا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيمًا وَ مُلْكًا كَبِيرًا » . (2)۶۵۴۴.الإمام عليّ عليه السلام :المستدرك على الصّحيحين عن أبي هريرة :جاءَ رَجُلٌ إِلى النَّبِيِ صلى الله عليه و آله فَقالَ : يا مُحَمَّدُ ، أَرَأَيتَ جَنَّةً عَرضُها السَّمواتُ وَالأَرضُ ، فَأَينَ النارُ؟ قالَ : أَرَأَيتَ اللَّيلَ الَّذِي قَد أَلبَسَ كُلَّ شَيءٍ فَأَينَ جُعِلَ النَّهارُ؟ قالَ: اَللّهُ أَعلَمُ ، قالَ : كَذلِكَ اللّهُ يَفعَلُ ما يَشاءُ . (3)۶۵۴۵.الإمام عليّ عليه السلام :الإمام الباقر عليه السلام :قَدِمَ أُسقُفُ نَجرانَ عَلى عُمَرَ بنِ الخَطَّابِ ، فَقالَ : يا أَمِيرَ المُؤمِنِينَ ، إِنَّ أَرضَنا بارِدَةٌ سَدِيدَةُ (4)المَؤُونَةِ لا تَحمِلُ الجيشَ ، وَأَنا ضامِنٌ لِخَراجِ أَرضِي أَحمِلُهُ إِلَيكَ فِي كُلِّ عامٍ كَمَلاً ، فَكانَ يقدمُ هُو بِالمالِ بِنَفسِهِ ، وَمَعَهُ أَعوانٌ لَهُ حَتَّى يُوفِيَهُ بَيتَ المالِ ، وَيَكتُبَ لَه عُمَرُ البَراءَةَ .
قالَ : فَقَدِمَ الأُسقُفُ ذاتَ عامٍ ، وَكانَ شَيخا جَمِيلاً فَدَعاهُ عُمَرُ إِلى اللّهِ ، وَإِلى دِينِ رَسُولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ، وَأَنشَأَ يَذكُرُ فَضلَ الإِسلامِ وَما يَصِيرُ إِلَيهِ المُسلِمُونَ مِن النَّعِيمِ وَالكَرامَةِ .
فَقالَ لَهُ الاُسقُفُ : يا عُمَرُ ، أَنتُم تَقرَؤُونَ فِي كِتابِكُم أَنَّ للّهِِ جَنَّةً عَرضُها كَعَرضِ السَّماءِ وَالأَرضِ ، فَأَينَ تَكُونُ النارُ؟ قالَ : فَسَكَتَ عُمَرُ ، وَنَكّسَ رَأسَهُ ، فَقالَ أَمِيرُ المُؤمِنِينَ عليه السلام ، وَكانَ حاضِرا : أَجِب هَذا النَّصرانِيَّ ، فَقالَ لَهُ عُمَرُ : بَل أَجِبهُ أَنتَ .
فَقالَ عليه السلام لَه : يا أُسقُفَ نَجرانَ أَنا أُجِيبُكَ ، أَرَأَيتَ إِذا جاءَ النَّهارُ أَينَ يَكُونُ اللَّيلُ ، وَإِذا جاءَ اللَّيلُ أَينَ يَكُونُ النَّهارُ؟
فَقالَ الاُسقُفُ : ما كُنتُ أَرَى أَنَّ أَحدا يُجِيبُنِي عَن هَذِهِ المَسأَلَةِ . (5).
1) .الدرّ المنثور : ج ۸ ص ۳۷۶ نقلاً عن ابن وهب عن الحسن البصري .
2) .الدرّ المنثور : ج ۸ ص ۳۷۷ نقلاً عن عبد بن حميد وابن المنذر وراجع : الطبقات الكبرى : ج ۱ ص ۴۶۶ .
3) .المستدرك على الصحيحين : ج ۱ ص ۹۲ ح ۱۰۳ ،صحيح ابن حبّان : ج ۱ ص ۳۰۶ ح ۱۰۳ ، مسند إسحاق بن راهويه : ج ۱ ص ۳۹۹ ح ۴۳۷ ، تفسير ابن كثير : ج ۲ ص ۹۹ كلّها نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۰ ص ۳۷۳ ح ۲۹۸۶۱ .
4) .يُسدّد : أي يقتصد فلا يغلو ولا يسرف (النهاية : ج ۲ ص ۳۵۲ «سدد») .
5) .خصائص الأئمّة : ص ۹۰، الفضائل : ص ۱۲۶ عن أنس نحوه ، بحار الأنوار : ج ۱۰ ص ۵۸ ح ۳ .
۶۵۴۶.عنه عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :دونْ پايه ترين فرد اهل بهشت ، هنگامى كه مى رود ، بر اسبى از ياقوت سرخ كه بال هايى از طلا دارد ، مى نشيند و هزار هزار خدمتكار ، از پسركان جاويدان ، او را همراهى مى كنند «و چون بِدان جا بنگرى ، [ سرزمينى از ]نعمت و پادشاهىِ بزرگ مى بينى» .۶۵۴۷.الإمام الرضا عليه السلام :الدُرّ المنثورـ به نقل از عِكرِمه ـ: عمر بن خطّاب ، بر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله وارد شد . ديد كه ايشان ، بر بوريايى از برگ درخت خرما ، آرميده و بوريا بر پهلوى ايشان ، رد انداخته است . عمر ، گريه اش گرفت . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «چرا گريه مى كنى؟» .
عمر گفت : به ياد كسرا و قيصر و پادشاه حبشه و سلطنت آنها افتادم ، در حالى كه تو ، پيامبر خدا هستى و بر بوريايى از برگ درخت خرما ، آرميده اى !
فرمود : «آيا نمى پسندى كه براى ايشان ، دنيا باشد و براى ما ، آخرت ؟».
پس خداوند ، اين آيه را فرو فرستاد : «و چون بِدان جا بنگرى ، [ سرزمينى از ]نعمت و پادشاهىِ بزرگ مى بينى» .۶۵۴۸.الإمام عليّ عليه السلام :المستدرك على الصحيحينـ به نقل از ابو هُرَيره ـ: مردى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت : اى محمّد! اگر بهشت ، پهنايش آسمان ها و زمين است ، پس دوزخ كجاست؟
فرمود : «وقتى شب ، همه جا را فرو مى پوشانَد ، روز در كجا قرار داده مى شود؟ » .
مرد گفت : خداوند ، داناتر است .
فرمود : «اين چنين ، خداوند ، آنچه را بخواهد ، انجام مى دهد» .۶۵۴۹.عنه عليه السلام :امام باقر عليه السلام :اُسقف نجران ، به نزد عمر بن خطّاب آمد و گفت : اى امير مؤمنان ! سرزمين ما ، سردسير و پُر رنج و مشقّت است و سپاهيان ، در آن جا تاب نمى آورند و من ، خود ، خراجِ سرزمينم را ضمانت مى كنم و هر ساله ، آن را به طور كامل ، برايت مى آورم .
[از آن پس ،] او خود ، شخصا به همراه يارانش خراج را مى آورد و تحويل بيت المال مى داد و عمر ، به او رسيد مى داد.
يك سال اسقف ـ كه پيرمردى زيبا بود ـ ، آمد . عمر ، او را به خدا و دين پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرا خواند و از امتيازهاى اسلام و نعمت و كرامتى كه [ در آخرت ] در انتظار مسلمانان است ، برايش گفت.
اسقف به او گفت : اى عمر ! شما در كتابتان مى خوانيد كه خداوند ، بهشتى دارد كه پهنايش ، همچون پهناى آسمان و زمين است . پس دوزخ ، كجا جاى دارد؟
عمر ، خاموش مانْد و سرش را پايين انداخت . امير مؤمنان [ على ] عليه السلام كه در آن جا حاضر بود ، فرمود : «پاسخ اين نصرانى را بده» .
عمر گفت : تو ، پاسخ او را بده.
امير مؤمنان عليه السلام به او فرمود : «اى اسقف نجران ! من پاسخت را مى دهم . به من بگو كه هر گاه روز در مى آيد ، شب كجاست ؟ و چون شب مى شود ، روز كجاست؟» .
اسقف گفت : فكر نمى كردم كه كسى پاسخ اين سؤال مرا بدهد. .
۶۵۵۰.الإمام عليّ عليه السلام :المناقب لابن شهر آشوب عن السدي :كُنتُ عِندَ عُمَرَ بنِ الخَطّابِ إِذ أَقبَلَ كَعبُ بنُ الأَشرَفِ وَمالِكُ بنُ الصَّيفِيِّ وَحَيُّ بنُ أَخطَبَ ، فَقالُوا : إِنَّ فِي كِتابِكُم : «وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَـوَ تُ وَالْأَرْضُ» إِذا كانَ سَعَةُ جَنَّةٍ واحِدَةٍ كَسَبعِ سَماواتٍ وَسَبعِ أَرَضِينَ ، فَالجِنانُ كُلُّها يَومَ القِيامَةِ أَينَ تَكُونُ؟ فَقالَ عُمَرُ : لا أَعلَمُ .
فَبَينَماهُم فِي ذلِكَ إِذ دَخَلَ عَلِيٌ عليه السلام ، فَقالَ : فِي أَيِ شَيءٍ أَنتُم؟ فَالتَفَتَ اليَهُودِيُّ وَذَكَرَ المَسأَلَةَ ، فَقالَ عليه السلام لَهُم : خَبِّرُونِي أَنَّ النَّهارَ إِذا أَقبَلَ اللَّيلُ أَينَ يَكُونُ، وَاللَّيلَ إِذا أَقبَلَ النَّهارُ أَينَ يَكُونُ؟
فَقالَ لَهُ : فِي عِلمِ اللّهِ يَكُونُ ، قالَ عَلِيٌ عليه السلام : كَذلِكَ الجِنانُ تَكُونُ فِي عِلمِ اللّهِ ، فَجاءَ عَلِيٌ عليه السلام إِلَى النَّبِيِ صلى الله عليه و آله وَأَخبَرَهُ بِذلِكَ ، فَنَزَلَ : «فَسْئَلُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ » (1). (2).
۶۵۵۱.عنه عليه السلام :المناقب ، ابن شهرآشوبـ به نقل از سُدّى ـ: نزد عمر بن خطّاب بودم كه كعب بن اشرف و مالك بن صَيفى و حىّ بن اَخطب آمدند و گفتند : در كتاب شما آمده است : «و بهشتى كه پهناى آن ، آسمان ها و زمين است» . اگر گستره يك بهشت ، به اندازه هفت آسمان و هفت زمين است ، پس تمام بهشت ها ، در روز رستاخيز ، كجايند؟
عمر گفت : نمى دانم.
در اين هنگام ، على عليه السلام وارد شد . فرمود : «شما در باره چه ، سخن مى گوييد؟ » .
مرد يهودى ، رو به امام عليه السلام كرد و سؤال را پرسيد . ايشان فرمود : «به من بگوييد كه چون روز در مى آيد ، شب كجاست؟ و شب كه مى آيد ، روز كجاست؟» .
مرد يهودى گفت : اين ، در علم خداست .
على عليه السلام فرمود : «بهشت ها نيز در علم خدايند» .
سپس على عليه السلام نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و موضوع را به ايشان گفت . در اين هنگام ، اين آيه نازل شد : «پس اگر نمى دانيد ، از اهل ذكر بپرسيد» . .
۶۵۴۴.امام على عليه السلام :الإمام عليّ عليه السلام :إِن كُنتُم راغِبِينَ لا مَحالَةَ ، فَارغَبُوا فِي جَنَّةٍ عَرضُها السَّماواتُ والأَرضُ . (1)۶۵۴۵.امام على عليه السلام :تفسير العيّاشي عن الإمام الصادق عليه السلامـ فِي قَولِ اللّهِ عز و جل : «وَسَارِعُواْ إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَـوَ تُ وَالْأَرْضُ» (2)ـ: إِذا وَضَعُوها كَذا ـ وَبَسَطَ يَدَيهِ إِحداهُما مَعَ الاُخرَى ـ . (3)۶۵۴۶.امام على عليه السلام :معاني الأخبار عن عبّاس بن يزيد :قُلتُ لِأَبِي عَبدِ اللّهِ عليه السلام ـ وَكُنتُ جالِسا عِندَهُ ذاتَ يَومٍ ـ : أَخبِرنِي عَن قَولِ اللّهِ عز و جل : «وَ إِذَا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيمًا وَ مُلْكًا كَبِيرًا » ما هَذا المُلكُ الَّذِي كَبَّرَهُ اللّهُ حَتّى سَمّاهُ كَبِيرا؟
قالَ : فَقالَ لِي : إِذا أَدخَلَ اللّهُ أَهلَ الجَنَّةِ الجَنَّةَ أَرسَلَ رَسُولاً إِلى وَلِيٍ مِن أَولِيائِهِ فَيَجِدُ الحَجَبَةَ عَلى بابِهِ ، فَيَقُولُ لَه : قِف حَتَّى نَستَأذِنَ لَكَ ، فَما يَصِلُ إِلَيهِ رَسُولُ رَبِّهِ إِلّا بِإِذنٍ ، فَهُوَ قَولُهُ عز و جل : «وَ إِذَا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيمًا وَ مُلْكًا كَبِيرًا » (4). (5).
1) .غرر الحكم : ح ۳۷۳۶ ؛ عيون الحكم والمواعظ : ص ۱۶۳ ح ۳۴۶۹.
2) .آل عمران : ۱۳۳.
3) .تفسير العيّاشي : ج ۱ ص ۱۹۸ ح ۱۴۲ ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۳۹ ح ۵۴ .
4) .الإنسان : ۲۰ .
5) .معاني الأخبار : ص ۲۱۰ ح ۱ ، فضائل الشيعة : ص ۷۷ ح ۴۴ ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۹۷ ح ۱۸۸ ، وراجع : التبيان في تفسير القرآن : ج ۱۰ ص ۲۱۵ و تفسير القمّي : ج ۲ ص ۲۴۸ .
۶۵۴۷.امام رضا عليه السلام :امام على عليه السلام :اگر آرزومند هستيد ، كه حتما هستيد ، بهشتى را آرزو كنيد كه پهنه آن ، آسمان ها و زمين است.۶۵۴۸.امام على عليه السلام :تفسير العيّاشىـ در باره اين سخن خداى عز و جل : «و بشتابيد به سوى آمرزشى از جانب پروردگارتان و بهشتى كه پهنه آن ، آسمان ها و زمين است» ـ: امام صادق عليه السلام فرمود : «آن گاه كه آنها را اين گونه قرار دهند» و دو دستش را با هم ، پهن كرد .۶۵۴۹.امام على عليه السلام :معانى الأخبارـ به نقل از عبّاس بن يزيد ـ: يك روز كه نزد امام صادق عليه السلام نشسته بودم، به ايشان گفتم : مرا به اين سخن خداى عز و جل آگاه كن كه : «و چون بِدان جا بنگرى ، [ سرزمينى از ] نعمت و پادشاهىِ بزرگ مى بينى» . اين پادشاهى اى كه خداوند ، آن را وسيع قرار داده ، چندان كه آن را بزرگ ناميده است ، چيست؟
امام عليه السلام به من فرمود : «آن گاه كه خداوند ، بهشتيان را به بهشت در مى آورد ، فرستاده اى به سوى دوستى از دوستانش مى فرستد و او بر درگاهش دربانانى مى بيند . به او مى گويند : بمان ، تا برايت ، اجازه بگيريم . بدين سان ، فرستاده پروردگارش [ هم ] جز با اجازه وى به حضورش نمى رسد . اين است سخن او عز و جلكه : «و چون بِدان جا بنگرى ، نعمت و پادشاهىِ بزرگ مى بينى» . .
۴ / ۲أَرضُ الجَنَّةِ۶۵۵۲.عنه عليه السلام :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :أَرْضُ الْجنَّةِ بَيْضَاءُ ، عَرْصَتُهَا صُخُورُ الْكَافُورِ، وَقَدْ أَحَاطَ بِهِ المِسْكُ مِثْلَ كُسْبَانِ الرَّمْلِ أَنْهَارٌ مُطَّرِدَةٌ، فَيَجْتَمِعُ فيِهَا أَهْلُ الْجَنَّةِ أَدْنَاهُمْ وَآخِرُهُمْ فَيَتَعارَفُونَ، فَيَبْعَثُ اللّهُ رِيحَ الرّحمَةِ فَتَهِيجُ عَلَيْهِمْ رِيحُ المِسْكِ، فَيَرْجِعُ الرَّجُلُ إِلَى زَوْجَتِهِ وَقَدِ ازْدَادَ حُسْنا وَطِيبا، فَتَقُولُ لَهُ : لَقَدْ خَرَجْتَ مِنْ عِنْدي وَأَنَا بِكَ مُعْجِبَةٌ وَأَنَا بِكَ الآنَ أَشَدُّ إعْجَابا. (1)۶۵۵۳.الإمام الباقر عليه السلام :عنه صلى الله عليه و آله :إِنَّ فِي الجَنَّةِ لَمَراغا (2)مِن مِسكٍ ، مِثلَ مَراغِ دَوابِّكُم فِي الدُّنيا . (3)۶۵۵۲.امام على عليه السلام :صحيح مسلم عن أبي سعيد :إِنَّ ابنَ صَيّادٍ سَأَلَ النَّبِيَ صلى الله عليه و آله عَن تُربَةِ الجَنَّةِ؟ فَقالَ : دَرمَكَةٌ (4)بَيضاءُ ، مِسكٌ خالِصٌ . (5)۶۵۵۳.امام باقر عليه السلام :الإمام الباقر عليه السلام :أَرضُ الجَنَّةِ رُخامُها (6)فِضَّةٌ ، وَتُرابُها الوَرسُ (7)وَالزَّعفَرانُ ، وكَنسُها المِسكُ ، ورَضراضُها (8)الدُّرُّ وَالياقُوتُ . (9).
1) .الترغيب والترهيب : ج ۴ ص ۵۱۴ ح ۳۴ ، الدرّ المنثور : ج ۱ ص ۹۲ نقلاً عن ابن أبي الدنيا وكلاهما عن أبي هريرة.
2) .مَرَاغ : الموضع الذي يُتَمَرَّغ فيه، والتمرّغ : التَقلّب في التراب (النهاية : ج ۴ ص ۳۲۰ «مرغ») .
3) .تاريخ أصبهان : ج ۱ ص ۱۵۲ الرقم ۱۱۸ عن سهل بن سعد ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۵۵ ح ۳۹۲۴۰.
4) .الدَّرْمَكة : التراب الرقيق (لسان العرب : ج ۱۰ ص ۴۲۳ «درمك»).
5) .صحيح مسلم : ج ۴ ص ۲۲۴۳ ح ۹۳ ، مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۸۶ ح ۱۱۳۸۹ ، المصنّف لابن أبي شيبة : ج ۸ ص ۶۷ ح ۳ ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۶۰ ح ۳۹۲۶۴ .
6) .الرُخام : حَجَر أبيض رِخْو (الصحاح : ج ۵ ص ۱۹۳۰ «رخم»).
7) .الوَرْس : نبت أصفر يُصبغ به (النهاية : ج ۵ ص ۱۷۳ «ورس»).
8) .الرَضْرَاض : الحصى الصغار (النهاية : ج ۲ ص ۲۲۹ «رضرض»).
9) .الاختصاص : ص ۳۵۷ عن جابر ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۲۱۸ ح ۲۰۹.
۴ / ۲زمين بهشت۶۵۵۶.الإمام الصادق عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :زمين بهشت ، سفيد است و عرصه اش ، صخره هاى كافور . مُشك ، به سان تپّه هاى شن ، آن را در ميان گرفته است و جويبارهاى بسيار در آن ، روان اند . بهشتيان ، از دور و نزديك ، در آن جا گِرد هم مى آيند و با يكديگر ، آشنا مى شوند . سپس خداوند ، بادِ رحمت را مى وزاند و بوى مُشك ، در آنان مى پيچد .
آن گاه ، مرد در حالى كه بسى زيباتر و خوش بوتر گشته است ، به نزد همسر خويش باز مى گردد و همسرش به او مى گويد : از نزد من كه رفتى ، برايم خواستنى بودى و اكنون ، بسى خواستنى تر شده اى.۶۵۵۷.الإمام الحسين عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در بهشت ، بسترى از مُشك وجود دارد ، همانند غلْتگاه سُتوران شما در دنيا.۶۵۵۸.الإمام الصادق عليه السلام :صحيح مسلمـ به نقل از ابو سعيد ـ: ابن صيّاد ، از پيامبر صلى الله عليه و آله در باره خاك بهشت پرسيد . ايشان فرمود : «خاكى نرم و سفيد و مُشكى ناب است» .۶۵۵۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام باقر عليه السلام :زمين بهشت ، سنگ هاى مرمرش ، نقره است و خاكش ، وَرس (اسپَرَك) و زعفران است و خاكروبه اش ، مُشك است و سنگ ريزه هايش ، دُر و ياقوت اند .
.
۴ / ۳بنايةُ الجَنَّةِ۶۵۵۷.امام حسين عليه السلام :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إِنَّ اللّهَ عز و جل أَحَاطَ حَائِطَ الجَنَّةِ لَبِنَةً مِنْ ذَهَبٍ وَلَبِنَةً مِنْ فِضَّةٍ، ثُمَّ شَقَّقَ فِيهَا الأَنْهَارَ، وَغَرَسَ فِيهَا الأَشْجَارَ ، فَلَمَّا نَظَرَ المَلائِكَةُ إِلَى حُسْنِهَا وزَهرِها قَالَتْ : طُوبَاكِ في مَنَازِلِ المُلوكِ . (1)۶۵۵۸.امام صادق عليه السلام :عنه صلى الله عليه و آله :إِنَّ حائِطَ الجَنَّةِ لَبِنَةٌ مِن ذَهَبٍ وَلَبِنَةٌ مِن فِضَّةٍ ، وَقاعُ الجَنَّةِ ذَهَبٌ ، وَرُضاضُها (2)اللُّؤلُّؤُ ، وَطِينُها مِسكٌ ، وَتُرابُها الزَّعفَرانُ ، وَخلالُ ذَلِكَ سِدرٌ مَخضُودٌ ، وَطَلحٌ مَنضُودٌ ، وَظِلٌّ مَمدُودٌ ، وَماءٌ مَسكُوبٌ . (3)۶۵۵۹.الإمام الباقر عليه السلام :الإمام عليّ عليه السلامـ لِلأَحنَفِ بنِ قَيسٍ ـ: لَعَلَّكَ يا أَحنَفُ شَغَلَكَ نَظَرُكَ فِي وَجهِ واحِدَةٍ (4)، تُبدِي الأَسقامَ بِغاضِرَةِ وَجهِها ، وَدارٍ قَد أُشغِلتَ بِنَقشِ رَواقِها (5)، وَسُتُورٍ قَد عَلَّقتَها، وَالرِّيحُ وَالآجامُ مُوَكَّلَةٌ بِثَمَرِها، وَلَيسَت دارُكَ هَذِهِ دارَ البَقاءِ ، فَأَحمَتكَ الدّارُ (6)الَّتِي خَلَقَها اللّهُ سُبحانَهُ مِن لُؤلُؤَةٍ بَيضَاءَ ، فَشَقَّقَ فِيها أَنهارَها، وَغَرَسَ فِيها أَشجارَها، وَأَظلَلَ عَلَيها بِالنَّضجِ مِن أَثمارِها، وَكَبَسَها بِالعَواتِقِ (7)مِن حُورِها، ثُمَّ أَسكَنَها أَولِياءَهُ وَأَهلَ طاعَتِهِ .
فَلَو رَأَيتَهُم يا أَحنَفُ وَقَد قَدِمُوا عَلى زِياداتِ رَبِّهِم سُبحانَهُ ، فَإِذا ضَرَبَت جَنائِبُهُم صَوَّتَت رَواحِلُهُم بِأَصواتٍ لَم يَسمَعِ السَّامِعُونَ بِأَحسَنَ مِنها، وَأَظَلَّتهُم غَمامَةٌ فَأَمطَرَت عَلَيهِمُ المِسكَ وَالرّادِنَ (8)، وَصَهَلَت خُيُولُها بَينَ أَغراسِ تِلكَ الجِنانِ ، وَتَخَلَّلَت بِهِم نُوقُهُم بَينَ كُثُبِ الزَّعفَرانِ ، وَيَتَطامَنُ تَحتَ أَقدامِهِمُ اللُّؤلُؤُ وَالمَرجانُ ، وَاستَقبَلَتهُم قَهارِمَتُها (9)بِمَنابِرِ الرَّيحانِ ، وَهاجَت لَهُم رِيحٌ مِن قِبَلِ العَرشِ فَنَثَرَت عَلَيهِم الياسَمِينَ والأُقحُوانَ ، وَذَهَبُوا إِلَى بابِها فَيَفتَحُ لَهُمُ البابَ «رِضوانُ»، ثُمَّ يَسجُدُونَ للّهِِ فِي فِناءِ الجِنانِ .
فَقالَ لَهُمُ الجَبَّارُ : اِرفَعُوا رُؤُوسَكم، فَإِنِّي قَد رَفَعتُ عَنكُم مَؤُونَةَ العِبادَةِ ، وَأَسكَنتُكُم جَنَّةَ الرِّضوانِ . (10).
1) .البعث والنشور : ص ۱۸۱ ح ۲۶۱ ، الترغيب والترهيب : ج ۴ ص ۵۱۳ ح ۳۲ ، الدرّ المنثور : ج ۱ ص ۹۲ نقلاً عن البزّار والطبراني وابن مردويه وكلّها عن أبي سعيد الخدري .
2) .رضاضُه : كِساره، قِطَعُه (لسان العرب : ج ۷ ص ۱۵۴ «رضض»).
3) .الدرّ المنثور : ج ۸ ص ۱۳ نقلاً عن ابن مردويه عن أبي هريرة.
4) .في وجه واحدة : أي دار واحدة ـ دار الدنيا أو دار الآخرة ـ (بحار الأنوار : ج ۶۸ ص ۱۷۴) .
5) .الرِّواق : مُقدّم البيت (لسان العرب : ج ۱۰ ص ۱۳۳ «روق»).
6) .أحمتك الدار : أي منعتك دار الدنيا عن دار الآخرة (بحار الأنوار : ج ۶۸ ص ۱۷۴) .
7) .العَواتِق : جمع عاتقة، وهي الشابّة أوّل ما تدرك (النهاية : ج ۳ ص ۱۷۸ «عتق»).
8) .الرّادِن : الزعفران (المحيط في اللغة : ج ۹ ص ۲۸۷ «ردن»).
9) .القهرمان : الخازن والحافظ لما تحت يده (النهاية : ج ۴ ص ۱۲۹ «قهرم»).
10) .صفات الشيعة : ص ۱۲۱ ح ۶۳ عن محمّد بن الحنفيّة ، بحار الأنوار : ج ۷ ص ۲۲۰ ح ۱۳۲ .
۴ / ۳ساختمان بهشت۶۵۶۲.الإمام عليّ عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خداى عز و جل ، ديوار بهشت را با خشتى از طلا و خشتى از نقره ساخت . سپس جويبارهايى را از دل آن ، درآورد و درختكارى كرد . چون فرشتگان ، زيبايى و خرّمىِ آن را ديدند ، گفتند : خوشا به حالت در ميان منزلگاه هاى پادشاهان !۶۵۶۳.عنه عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :ديوار بهشت ، يك خشتش از طلاست و خشت ديگرش از نقره . دشت بهشت ، طلاست و خُرده سنگ هايش ، مرواريد است و گِل آن ، مُشك و خاكش ، زعفران است و در آن ، درختان كُنار بى خار است و نيز درخت هاى موز با ميوه هاى خوشه خوشه بر هم چيده ، و سايه اى گسترده و پايدار ، و آبى ريزان.۶۵۶۴.عنه عليه السلام :امام على عليه السلامـ به اَحنَف بن قيس ـ: اى اَحنَف ! شايد نگاهت به روى يكى ( دنيا ) ـ كه با وجود خرّمى چهره اش ، بيمارى ها را پديدار مى سازد ـ و سرايى كه نقش و نگار ايوانش و پرده هايى كه آويخته اى و باد و آفتاب ، بر ميوه آن گماشته شده اند ، مشغولت كرده اند ، تو را سرگرم ساخته است ، در حالى كه اين سراى تو ، سراى ماندن نيست و تو را از سرايى باز داشته است كه خداوند سبحان ، آن را از مرواريد سپيد آفريد و جويبارها در آن ، روان ساخت و درخت ها در آن كاشت و با ميوه هاى رسيده اش ، بر آن سايه افكند و از دختركان سيه چشم نورسيده ، آكنده اش داشت و سپس دوستان خود و اهل طاعتش را در آن ، جاى داد.
پس ، اگر آنها را ببينى ـ اى احنف ـ ، بر دهِش هاى فزاينده پروردگار پاكشان وارد گشته اند و اسبانشان مى تازند و شترهايشان ، آوازهايى سر مى دهند كه شنوندگان ، زيباتر از آن را نشنيده اند ، و ابرى بر آنان سايه افكنده كه مُشك و زعفران ، بر ايشان مى بارد ، و اسب هايشان ميان درختان آن بهشت ها ، شيهه مى كِشند ، و شترهايشان در ميان پشته هاى زعفران ، آنان را سِير مى دهند ، و بر روى مرواريد و مرجان ، قدم بر مى دارند ، و پيشكاران ( / خدمتكاران ) بهشت ، با منبرهايى از گل هاى خوش بو به استقبالشان مى آيند ، و از سوى عرش ، بادى بر ايشان مى وزد و بر سر و روى آنان ، ياسمن و گل بابونه مى افشانَد ، و چون به درِ بهشت مى رسند ، رضوان (1)در را برايشان مى گشايد . آن گاه ، در آستان باغ هاى بهشت براى خداوند ، به سجده مى افتند.
[ خداى ] جبّار ، خطاب به ايشان مى فرمايد : «سرهايتان را برداريد ؛ چرا كه [ امروز ، ] رنج و زحمتِ عبادت را از شما برداشتم و در بهشت رضوان ، سُكنايتان دادم ».
.
1) .رضوان : فرشته دربان بهشت .
۴ / ۴أَبوابُ الجَنَّةِالكتاب«جَنَّـتِ عَدْنٍ مُّفَتَّحَةً لَّهُمُ الْأَبْوَ بُ ». (1)
«وَ سِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْاْ رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرًا حَتَّى إِذَا جَاءُوهَا وَ فُتِحَتْ أَبْوَ بُهَا وَ قَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا سَلَـمٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَــلِدِينَ ». (2)
.
۴ / ۴درهاى بهشتقرآن«بهشت هاى جاويدان كه درهاى آنها ، برايشان گشوده است».
«و كسانى كه از پروردگارشان پروا داشتند ، گروه گروه ، به سوى بهشت ، سوق داده مى شوند تا بِدان رسند و درهاى آن ، گشوده گردد و نگهبانان آن به ايشان گويند : درود بر شما ! خوش آمديد ! در آن ، در آييد [ و ] جاودانه [ بمانيد ] » .
.
الحديث۶۵۶۵.امام على عليه السلام :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :لِلجَنَّةِ ثَمانِيةُ أَبوابٍ . (1)۶۵۶۶.امام باقر عليه السلام :عنه صلى الله عليه و آله :إِنَّ لَها [الجَنَّةِ] ثَمانِيَةَ أَبوابٍ ، وَلِجَهَنَّمَ سَبعَةَ أَبوابٍ ، وَبَعضُها أَفضَلُ مِن بَعضٍ . (2)۶۵۶۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :إِنَّ الجَنَّةَ لَها ثَمانِيَةُ أَبوابٍ ، ما مِنهُنَّ بابانِ إِلَا وَبَينَهُما مَسِيرَةُ الراكِبِ سَبعِينَ عاما. (3)۶۵۶۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :ما بَينَ مِصراعَينِ (4)مِن مَصارِيعِ الجَنَّةِ مَسِيرَةُ أَربَعِينَ عاما. (5)۶۵۶۹.امام باقر عليه السلام :عنه صلى الله عليه و آله :بابُ اُمَّتِي الَّذِي يَدخُلُونَ مِنهُ الجَنَّةَ عَرضُهُ مَسِيرَةُ الراكِبِ الجَوادِ ثلاثا، ثُمَّ إِنَّهُم لَيُضغَطُونَ عَلَيهِ حَتّى تَكادُ مَناكِبُهُم تَزُولُ . (6).
1) .سنن الدارمي : ج ۲ ص ۷۸۹ ح ۲۷۱۴ عن عبد اللّه ، صحيح البخاري : ج ۳ ص ۱۱۸۸ ح ۳۰۸۴ وفيه «في الجنّة ...» ، السنن الكبرى : ج ۴ ص ۵۰۲ ح ۸۵۱۲ كلاهما عن سهل بن سعد ، مسند ابن حنبل : ج ۷ ص ۱۱۲ ح ۱۹۴۵۴ عن عمر بن عنبسة ، كنز العمّال : ج ۱ ص ۳۰۰ ح ۱۴۳۳ نقلاً عن ابن مردويه ؛ الخصال : ص ۴۰۸ ح ۶ عن محمّد بن فضيل الرزقي عن الإمام الصادق عن أبيه عن جدّه عن الإمام عليّ عليهم السلام ، ثواب الأعمال : ص ۷۹ ح ۴ عن أبي سعيد الخدري ، الأمالي للصدوق : ص ۱۲۳ ح ۱۱۳ عن أنس ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۲۸۹ ح ۲۷ .
2) .مسند ابن حنبل : ج ۶ ص ۲۰۵ ح ۱۷۶۷۳ ، السنن الكبرى : ج ۹ ص ۲۷۶ ح ۸۵۲۳ كلاهما عن عتبة بن عبد السلمي ، الطبقات الكبرى : ج ۷ ص ۴۳۰ عن عتبة بن عمرو السلمي نحوه ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۷۵۸ ح ۸۲۷۳ .
3) .المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۶۰۷ ح ۸۶۸۳ ، المعجم الكبير : ج ۱۹ ص ۲۱۳ ح ۴۷۷ كلاهما عن لقيط بن عامر .
4) .مصراعا الباب : بابان منصوبان ينضمّان جميعا، مدخلها في الوسط من المصراعين (لسان العرب : ج ۸ ص ۱۹۹ «صرع»).
5) .مسند ابن حنبل : ج ۷ ص ۲۳۶ ح ۲۰۰۴۵ ، حلية الأولياء : ج ۶ ص ۲۰۵ وفيه «سبعين» بدل «أربعين» وكلاهما عن حكيم بن معاوية عن أبيه ، الزهد لابن المبارك : ص ۵۳۵ ح ۱۵۲۸ عن الحسن نحوه .
6) .سنن الترمذي : ج ۴ ص ۶۸۴ ح ۲۵۴۸ ، مشكاة المصابيح : ج ۳ ص ۹۲ ح ۵۶۴۵ وفيه «المجوِّد» بدل «الجواد» وكلاهما عن سالم بن عبد اللّه عن أبيه ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۷۲ ح ۳۹۳۱۱.
حديث۶۵۷۱.عنه عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بهشت ، هشت در دارد.۶۵۷۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بهشت ، هشت در دارد و دوزخ ، هفت در . برخى از اين درها[ ى بهشت ] بر برخى ديگر ، برترى دارند.۶۵۷۰.امام على عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بهشت ، هشت در دارد و فاصله هر در تا در ديگر ، هفتاد سال راه است كه سواره مى پيمايد.۶۵۷۱.امام على عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :فاصله ميان دو لنگه يك در از درهاى بهشت ، چهل سال راه است.۶۵۷۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :درى كه امّت من از آن وارد بهشت مى شوند ، پهنايش به مسافت سه [ روز يا سال ] راهى است كه شخص سوار بر اسبِ تيزتك بپيمايد . سپس بر آن در ، چنان فشار داده مى شوند كه چيزى نمانده شانه هايشان كَنده شود. .
۶۵۷۳.عنه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :مَن أَنفَقَ زَوجَينِ فِي سَبِيلِ اللّهِ نُودِيَ مِن أَبوابِ الجَنَّةِ : يا عَبدَ اللّهِ هذا خَيرٌ، فَمَن كَانَ مِن أَهلِ الصَّلاةِ دُعِيَ مِن بابِ الصَّلاةِ ، وَمَن كانَ مِن أَهلِ الجِهادِ دُعِيَ مِن بابِ الجِهادِ ، وَمَن كانَ مِن أَهلِ الصِّيامِ دُعِيَ مِن بابِ الرَّيّانِ ، وَمَن كانَ مِن أَهلِ الصَّدَقَةِ دُعِيَ مِن بابِ الصَّدَقَةِ . (1)۶۵۷۴.عنه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :لِلجَنَّةِ بابٌ يُقالُ لَها : الرَّيّانُ، لا يُفتَحُ ذَلِكَ إِلى يَومِ القِيامَةِ ، ثُمَّ يُفتَحُ لِلصّائِمِينَ وَالصّائِماتِ مِن اُمَّةِ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله ، ثُمَّ يُنادِي رِضوانُ خازِنُ الجَنَّةِ : يا اُمَّةَ مُحَمَّدٍ ، هَلُمُّوا إِلى الرَّيّانِ . فَتَدخُلُ اُمَّتِي فِي ذَلِكَ البابِ إِلى الجَنَّةِ . (2)۶۵۷۵.الإمام الصادق عليه السلام :عنه صلى الله عليه و آله :لِلصّائِمِينَ بابٌ فِي الجَنَّةِ يُقالُ لَهُ : الرَّيّانُ، لا يَدخُلُ مِنهُ أَحَدٌ غَيرُهُم، فَإِذا دَخَلَ آخِرُهُم أُغلِقَ، فَمَن دَخَلَ مِنهُ شَرِبَ، وَمَن شَرِبَ لَم يَظْمَأ أَبَدا. (3)۶۵۷۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :لِكُلِّ أَهلِ عَمَلٍ بابٌ مِن أَبوابِ الجَنَّةِ يُدعَونَ بِذَلِكَ العَمَلِ ، وَلِأَهلِ الصِّيامِ بابٌ يُدعَونَ مِنهُ يُقالُ لَهُ : الرَّيّانُ. (4)۶۵۷۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :إِنَّ أَبوابَ الجَنَّةِ تَحتَ ظِلالِ السُّيُوفِ . (5)۶۵۷۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :لِلجَنَّةِ بابٌ يُقالُ لَهُ: بابُ المُجاهِدِينَ ، يَمضُونَ إِلَيهِ، فَإِذا هُوَ مَفتُوحٌ وَهُم مُتَقَلِّدُونَ بِسُيُوفِهِم، وَالجَمعُ فِي المَوقِفِ، وَالمَلائِكَةُ تُرَحِّبُ بِهِم. (6).
1) .صحيح البخاري : ج ۲ ص ۶۷۱ ح ۱۷۹۸ ، صحيح مسلم : ج ۲ ص ۷۱۱ ح ۸۵ ، سنن الترمذي : ج ۵ ص ۶۱۴ ح ۳۶۷۴ ، سنن النسائي : ج ۴ ص ۱۶۹ ، مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۹۳ ح ۷۶۳۷ كلّها عن أبي هريرة نحوه.
2) .ثواب الأعمال : ص ۹۶ ح ۱۲ ، الأمالي للصدوق : ص ۱۰۶ ح ۷۹ كلاهما عن ابن عبّاس ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۸۵ ح ۱۴۷ ؛ تاريخ أصبهان : ج ۲ ص ۲۳۹ الرقم ۱۵۶۰ ، كنز العمّال : ج ۸ ص ۴۵۸ ح ۲۳۶۵۰ نقلاً عن ابن النجّار وكلاهما عن ابن مسعود وفيهما «للجنّة باب يقال له الريّان، يدخله الصائمون».
3) .سنن النسائي : ج ۴ ص ۱۶۸ ، مسند أبي يعلى : ج ۶ ص ۴۹۶ ح ۷۴۹۱ ، مسند ابن حنبل : ج ۸ ص ۴۳۵ ح ۲۲۹۰۵ نحوه وكلّها عن سهل بن سعد ، كنز العمّال : ج ۸ ص ۴۴۶ ح ۲۳۵۸۰.
4) .مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۴۶۱ ح ۹۸۰۷ ، المصنّف لابن أبي شيبة : ج ۷ ص ۴۷۷ ح ۴۳ نحوه وكلاهما عن أبي هريرة.
5) .صحيح مسلم : ج ۳ ص ۱۵۱۱ ح ۱۴۶ ، سنن الترمذي : ج ۴ ص ۱۸۶ ح ۱۶۵۹ ، مسند ابن حنبل : ج ۷ ص ۱۳۳ ح ۱۹۵۵۵ كلّها عن أبي موسى الأشعري ، صحيح البخاري : ج ۳ ص ۱۰۳۷ ح ۲۶۶۳ ، سنن أبي داوود : ج ۳ ص ۴۲ ح ۲۶۳۱ كلاهما عن عبد اللّه بن أبي أوفى وليس فيهما «أبواب».
6) .الكافي : ج ۵ ص ۲ ح ۲ عن السكوني عن الإمام الصادق عليه السلام ، تهذيب الأحكام : ج ۶ ص ۱۲۳ ح ۲۱۳ عن وهب عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلام عنه صلى الله عليه و آله وفيه «تزجر» بدل «ترحّب بهم» ، ثواب الأعمال : ص ۲۲۵ ح ۲ ، الأمالي للصدوق : ص ۶۷۳ ح ۹۰۶ كلاهما عن وهب عن الإمام الصادق عن أبيه عن جدّه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله نحوه ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۸۶ ح ۱۵۳.
۶۵۷۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس يك جفت (1)در راه خدا انفاق كند ، از [ همه ] درهاى بهشت به او ندا داده مى شود كه : «اى بنده خدا ! اين در ، خوب است !»، در حالى كه كسى كه اهل نماز باشد ، از درِ نماز ، فرا خوانده مى شود ، كسى كه اهل جهاد باشد ، از درِ جهاد ، فرا خوانده مى شود ، كسى كه اهل روزه باشد ، از درِ سيراب ، فرا خوانده مى شود ، و كسى كه اهل صدقه باشد ، از درِ صدقه فرا خوانده مى شود.۶۵۷۵.امام صادق عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بهشت ، درى دارد كه به آن ، «سيراب» گفته مى شود . اين در ، تا روز قيامت ، باز نمى شود . سپس [ در آن روز ] به روى مردان و زنان امّت محمّد كه اهل روزه دارى بوده اند ، گشوده مى گردد و رضوان ، نگهبان بهشت ، بانگ مى زند : «اى امّت محمّد ! به سوى سيراب آييد» و امّت من ، از آن در ، داخل بهشت مى شوند.۶۵۷۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در بهشت ، درى ويژه روزه داران است كه به آن ، سيراب مى گويند . از اين در ، كسى جز آنها وارد نمى شود و آخرين نفرشان كه وارد شد ، آن در ، بسته مى شود . پس ، هر كه از آن در بيايد ، مى آشامد و هر كه بياشاميد ، ديگر هرگز تشنه نمى شود .۶۵۷۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :براى اهل هر عملى ، درى ويژه در بهشت هست كه با آن عمل ، خوانده مى شوند . براى اهل روزه ، درى است كه از آن در ، [ به داخل بهشت ] فرا خوانده مى شوند و به آن ، «سيراب» گفته مى شود.۶۵۷۸.المُوطّأ عن عطاء بن يسار :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :درهاى بهشت ، زير سايه هاى شمشيرهايند .۶۵۷۹.عيسى عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بهشت ، درى دارد كه به آن ، «درِ مجاهدان» مى گويند . مجاهدان به جانب آن در ، روانه مى شوند . ناگهان در باز مى گردد و مجاهدان ، در حالى كه شمشيرهايشان را حمايل كرده اند و جمعيت [ هنوز ] در توقّفگاه است ، وارد مى شوند و فرشتگان به آنان خوشامد مى گويند. .
1) .ظاهرا مقصود اين است كه در انفاق سخت گيرى نكند اگر مى تواند دو درهم دهد ، يك درهم ندهد ، اگر مى تواند دو دينار دهد ، يكى ندهد ، اگر مى تواند دو شتر بدهد ، يكى ندهد و از اين قبيل .
۶۵۷۸.الموطّأ ( ـ به نقل از عطاء بن يسار ـ ) عنه صلى الله عليه و آله :جاهِدُوا فِي سَبِيلِ اللّهِ ، فَإِنَّ الجِهادَ فِي سَبيلِ اللّهِ تَبارَكَ وَتَعالى بابٌ مِن أَبوابِ الجَنَّةِ، يُنجِي اللّهُ تَبارَكَ وَتَعالَى بِهِ مِن الهَمِّ وَالغَمِّ. (1)۶۵۷۹.عيسى عليه السلام :الإمام عليّ عليه السلام :إِنَّ الجِهادَ بابٌ مِن أَبوابِ الجَنَّةِ ، فَتَحَهُ اللّهُ لِخاصَّةِ أَولِيائِهِ. (2)۶۵۸۰.الإمام عليّ عليه السلام :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :لَمّا عُرِجَ بِي إِلَى السَّماءِ رَأَيتُ عَلى بابِ الجَنَّةِ مَكتُوبا : لا إِله إِلَا اللّهُ ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّهِ ، عَلِيٌ حَبِيبُ اللّهِ ، اَلحَسَنُ وَالحُسَينُ صَفوَةُ اللّهِ ، فاطِمَةُ أَمَةُ اللّهِ ، عَلى باغِضِهِم لَعنَةُ اللّهِ . (3)۶۵۸۱.الإمام الباقر عليه السلام :عنه صلى الله عليه و آله :مَكتُوبٌ عَلى بابِ الجَنَّةِ : لا إِله إِلَا اللّهُ ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّهِ ، عَلِيٌ أَخُو رَسُولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ، قَبلَ أَن يَخلُقَ اللّهُ السَّماواتِ وَالأَرضَ بِأَلفَي عامٍ . (4)۶۵۸۲.الإمام الكاظم عليه السلام :عنه صلى الله عليه و آله :آتِي بابَ الجَنَّةِ يَومَ القِيامَةِ فَأَستَفتِحُ ، فَيَقُولُ الخازِنُ : مَن أَنتَ؟ فَأَقُولُ :
مُحَمَّدٌ . فَيَقُولُ : بِكَ اُمِرتُ ، لا أَفتَحُ لِأَحَدٍ قَبلَكَ . (5).
1) .مسند ابن حنبل : ج ۸ ص ۳۹۵ ح ۲۲۷۴۳ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۲ ص ۸۴ ح ۲۴۰۴ ، السنن الكبرى : ج ۹ ص ۱۷۶ ح ۱۸۲۱۹ كلّها عن عبادة بن الصامت ، المعجم الأوسط : ج ۸ ص ۱۸۱ ح ۸۳۳۴ عن أبي اُمامة وكلّها نحوه ؛ عوالي اللآلي : ج ۱ ص ۸۸ ح ۲۰ عن عبادة بن الصامت نحوه.
2) .الكافي : ج ۵ ص ۴ ح ۶ عن أبي عبد الرحمن السلمي ، نهج البلاغة : الخطبة ۲۷ ، معاني الأخبار : ص ۳۰۹ ح ۱ ، بحار الأنوار : ج ۱۰۰ ص ۷ ح ۲.
3) .الأمالي للطوسي : ص ۳۵۵ ح ۷۳۷ ، الطرائف : ص ۶۴ ح ۶۵ ، الفضائل : ص ۷۱ نحوه ، إرشاد القلوب : ص ۲۳۴ كلّها عن ابن عبّاس ، بحار الأنوار : ج ۴۳ ص ۳۰۳ ح ۶۵ نقلاً عن كشف الغمّة.
4) .الخصال : ص ۶۳۸ ح ۱۱ ، الأمالي للصدوق : ص ۱۳۴ ح ۱۲۸ كلاهما عن جابر ، روضة الواعظين : ص ۱۲۴ ، الثاقب في المناقب : ص ۱۱۸ ح ۱۱۲ ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۳۱ ح ۳۴ ؛ فضائل الصحابة لابن حنبل : ج ۲ ص ۶۶۹ ح ۱۱۴۰ وليس فيه «لا إله إلّا اللّه » و «الأرض» ، حلية الأولياء : ج ۷ ص ۲۵۶ ، المناقب للخوارزمي : ص ۱۴۴ ح ۱۶۸ ، كنز العمّال : ج ۱۱ ص ۶۲۴ ح ۳۳۰۴۳ نقلاً عن الطبراني في الأوسط والخطيب البغدادي كلّها عن جابر .
5) .صحيح مسلم : ج ۱ ص ۱۸۸ ح ۳۳۳ ، مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۲۷۴ ح ۱۲۴۰۰ كلاهما عن أنس ، الزهد لابن المبارك (الملحقات) : ص ۱۱۹ ح ۴۰۰ عن ثابت ، كنز العمّال : ج ۱۱ ص ۴۰۵ ح ۳۱۸۹۰ ؛ الأمالي للطوسي : ص ۳۹۵ ح ۸۷۵ عن أنس ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۹۵ ح ۱۷۹.
۶۵۸۰.امام على عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در راه خدا جهاد كنيد ؛ چرا كه جهاد در راه خداى بزرگ و والا ، درى از درهاى بهشت است و خداوند بزرگ و والا ، به سبب آن از اندوه و غم ، رهايى مى بخشد .۶۵۸۱.امام باقر عليه السلام :امام على عليه السلام :جهاد ، درى از درهاى بهشت است كه خداوند ، آن را براى دوستان ويژه اش گشوده است.۶۵۸۲.امام كاظم عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :زمانى كه به معراج برده شدم ، بر درِ بهشت ديدم كه نوشته است : معبودى جز خدا نيست . محمّد ، فرستاده خداست . على ، محبوب خداست . حسن و حسين ، برگزيده خدايند . فاطمه كنيز خداست . لعنت خدا بر دشمنان آنها !» .۶۵۸۳.الإمام عليّ عليه السلام ( ـ في بَيانِ ثَمَراتِ العِلمِ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :دو هزار سال پيش از آن كه خدا آسمان ها و زمين را بيافريند ، بر درِ بهشت ، نوشته شده بود : معبودى جز خداى يكتا نيست . محمّد ، فرستاده خداست . على ، برادرِ فرستاده خداست» .۶۵۸۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در روز قيامت ، من بر درِ بهشت مى روم و مى گويم : «در را باز كنيد» . نگهبان مى گويد : تو كيستى؟ من مى گويم : «محمّد» . پس ، نگهبان مى گويد : فرمان دارم كه براى تو بگشايم و پيش از تو ، [آن را] براى هيچ كس باز نمى كنم. .
۶۵۸۳.امام على عليه السلام ( ـ در بيان فايده هاى دانش ـ ) عنه صلى الله عليه و آله :أَلا إِنَّما الحُسَينُ بابٌ مِن أَبوابِ الجَنَّةِ ، مَن عاداهُ حَرَّمَ اللّهُ عَلَيهِ رائِحَةَ الجَنَّةِ . (1)۶۵۸۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الكاظم عليه السلام :إِنَّ عَلِيّا عليه السلام بابٌ مِن أَبوابِ الجَنَّةِ ، فَمَن دَخَلَ بابَهُ كانَ مُؤمِنا، وَمَن خَرَجَ مِن بابِهِ كانَ كافِرا، وَمَن لَم يَدخُل فِيهِ وَلَم يَخرُج مِنهُ كانَ فِي الطَّبَقَةِ الَّتِي للّهِِ فِيهِمُ المَشِيئَةُ . (2)۶۵۸۵.الإمام عليّ عليه السلام :سنن الترمذي عن قيس بن سعد بن عبادة :مَرَّ بِيَ النَّبِيُ صلى الله عليه و آله وَقَد صَلَّيتُ ، فَضَرَبَنِي بِرِجلِهِ وَقالَ : أَلا أَدُلُّكَ عَلى بابٍ مِن أَبوابِ الجَنَّةِ؟ قلتُ : بَلَى! قالَ : لا حَولَ وَلا قُوَّةَ إِلَا بِاللّهِ . (3)۶۵۸۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :لِلجَنَّةِ ثَمانِيةُ أَبوابٍ ؛ سَبعَةٌ مُغلَقَةٌ ، وَبابٌ مَفتُوحٌ لِلتَّوبَةِ حَتَّى تَطلُعَ الشَّمسُ مِن نَحوِهِ . (4)۶۵۸۷.الكافي عن عليّ بن سويد :عنه صلى الله عليه و آله :إِنَّ لِلجَنَّةِ بابا يُقالُ لَهُ : بابُ المَعرُوفِ ، لا يَدخُلُهُ إِلَا أَهلُ المَعرُوفِ . (5).
1) .مئة منقبة : ص ۴۴ ح ۴ عن عبد اللّه بن عمر ، بحار الأنوار : ج ۳۵ ص ۴۰۵ ح ۲۸ ؛ مقتل الحسين للخوارزمي : ج ۱ ص ۱۴۵ عن عبد اللّه وفيه «عائده» بدل «عاداه».
2) .الكافي : ج ۲ ص ۳۸۹ ح ۲۱ عن موسى بن بكير ، بحار الأنوار : ج ۳۲ ص ۳۲۴ ح ۳۰۰.
3) .سنن الترمذي : ج ۵ ص ۵۷۱ ح ۳۵۸۱ ، مسند ابن حنبل : ج ۵ ص ۲۷۴ ح ۱۵۴۸۰ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۳۲۳ ح ۷۷۸۷ ، كنز العمّال : ج ۱ ص ۴۵۴ ح ۱۹۵۲.
4) .المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۲۹۰ ح ۷۶۷۱ ، المعجم الكبير : ج ۱۰ ص ۲۰۶ ح ۱۰۴۷۹ ، مسند أبي يعلى : ج ۵ ص ۲۴ ح ۴۹۹۱ كلّها عن عبد اللّه بن مسعود ، كنز العمّال : ج ۴ ص ۲۱۱ ح ۱۰۱۹۶.
5) .قرب الإسناد : ص ۱۲۰ ح ۴۲۰ عن الحسين بن علوان عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلام ، الكافي : ج ۴ ص ۳۰ ح ۴ وزاد في ذيله «وأهل المعروف في الدنيا هم أهل المعروف في الآخرة» ، الزهد للحسين بن سعيد : ص ۳۲ ح ۸۲ كلاهما عن إسحاق بن عمّار عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۹۷ ح ۱۹۱.
۶۵۸۸.الإمام عليّ عليه السلام ( ـ في وَصفِ المُتَّقينَ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :آگاه باشيد كه حسين ، درى از درهاى بهشت است . هر كه با او دشمنى كند ، خداوند ، بوى بهشت را بر وى حرام مى گرداند.۶۵۸۵.امام على عليه السلام :امام كاظم عليه السلام :على ، درى از درهاى بهشت است . پس ، هر كه از درِ او وارد شود ، مؤمن است و هر كه از درِ او بيرون رود ، كافر است و هر كه از آن ، نه وارد شود و نه بيرون رود ، در آن طبقه اى است كه تصميم در باره آنها ، با خداست.۶۵۸۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :سنن الترمذىـ به نقل از قيس بن سعد بن عباده ـ: من نمازم را خوانده بودم كه پيامبر صلى الله عليه و آله بر من گذشت و با پايش به من زد و فرمود : «آيا تو را به درى از درهاى بهشت ، راه نمايى نكنم؟»
گفتم : البتّه!
فرمود : «[ ذكرِ ] لا حَول و لا قوّة إلّا باللّه (هيچ اراده و قدرتى نيست ، مگر از جانب خداوند يكتا)» .۶۵۸۷.الكافى ( ـ به نقل از على بن سويد ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بهشت ، هشت در دارد : هفت در ، بسته است و يك در (1)براى توبه باز است ، تا آن گاه كه خورشيد از جانب آن طلوع كند [ و در اين هنگام ، باب توبه بسته مى شود ].۶۵۸۸.امام على عليه السلام ( ـ در وصف پرهيزگاران ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بهشت ، درى دارد كه به آن «درِ نيكى» مى گويند و تنها اهل نيكى كردن ، از آن [ به بهشت ] وارد مى شوند . .
1) .در بسيارى از منابع ، «و يك در از جانب مغرب» آمده است .
۶۵۸۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :إِنَّ لِلجَنَّةِ بابا يُقالُ لَهُ : المَعرُوفُ ، لا يَدخُلُهُ إِلّا مَن اصطَنَعَ المَعرُوفَ فِي الحَياةِ الدُّنيا . (1)۶۵۹۰.الإمام عليّ عليه السلام ( ـ في وَصفِ المُتَّقينَ ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إِنَّ الجَنَّةَ لَبِنَةٌ مِن ذَهَبٍ وَلَبِنَةٌ مِن فِضَّةٍ وَلَبِنَةٌ مِن ياقُوتٍ ، وَمِلاطُها المِسكُ الأَذفَرُ ، وَشُرَفُها الياقُوتُ الأَحمَرُ وَالأَخضَرُ وَالأَصفَرُ ، وَأَبوابُها مُختَلِفَةٌ ؛ بابُ الرَّحمَةِ مِن ياقُوتَةٍ حَمراءَ ... .
أَمّا الصَّبرُ ، فَبابٌ صَغِيرٌ مِصراعٌ واحِدٌ مِن ياقُوتَةٍ حَمراءَ لا حَلَقَ لَهُ .
وَأَمّا بابُ الشُّكرِ ، فَإِنَّهُ مِن ياقُوتَةٍ بَيضاءَ لَها مِصراعانِ مَسيرَةُ ما بَينَهُما خَمسُمِئَةِ عامٍ ، لَهُ ضَجِيجٌ وَحَنِينٌ ، يَقُولُ : اَللَّهمَّ جِئنِي بِأَهلِي . يُنطِقُهُ ذُو الجَلالِ وَالإِكرامِ .
وَأَمّا بابُ البَلاءِ ، مِن ياقُوتَةٍ صَفراءَ لَهُ مِصراعٌ واحِدٌ ما أَقَلَّ مَن يَدخُلُ مِنهُ .
فَأَمّا البابُ الأَعظَمُ فَيَدخُلُ مِنهُ العِبادُ الصالِحُونَ ؛ وَهُم أَهلُ الزُّهدِ وَالوَرَعِ ، وَالراغِبُونَ إِلَى اللّهِ تَعالَى وَتَقَدَّسَ ، المُستَأنِسُونَ بِهِ ، فَإِذا دَخَلُوا الجَنَّةَ يَسِيرُونَ عَلى نَهرَينِ فِي مَصافَّ (2)فِي سُفُنِ الياقُوتِ ، مَجادِيفُها اللُّؤلُؤُ ، فِيها مَلائِكَةٌ مِن نُورٍ ، عَلَيهِم ثِيابٌ شَدِيدَةٌ خُضرَتُها، يَسِيرُونَ عَلَى حافَتَي ذَلِكَ النَّهرِ ، وَاسمُ ذَلِكَ النَّهرِ : جَنَّةُ المَأوى ، وَجَنَّةُ عَدنٍ وَهِي وَسَطُ الجِنانِ ، وَسُورُها ياقُوتٌ أَحمَرُ ، وَحِصاؤُها اللُّؤلُؤُ . (3)۶۵۹۱.عنه عليه السلام ( ـ في وَصفِ المُتَّقينَ ـ ) الإمام الحسين عليه السلام عن النزّال بن سبرة عن الإمام عليٍّ عليه السلام :قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : إِذا كانَ يَومُ القِيامَةِ وَفَرَغَ اللّهُ مِن حِسابِ الخَلائِقِ ، دَفَعَ الخالِقُ عز و جلمَفاتِيحَ الجَنَّةِ وَالنّارِ إِلَيَ، فَأَدفَعُها إِلَيكَ ، فَيَقُولُ لَكَ : اُحكُم .
قالَ عَلِيٌ عليه السلام : وَاللّهِ إِنَّ لِلجَنَّةِ إِحدَى وَسَبعِينَ بابا، يَدخُلُ مِن سَبعِينَ مِنها شِيعَتِي وَأَهلُ بَيتِي ، وَمِن بابٍ واحِدٍ سائِرُ النّاسِ ! (4).
1) .الكافي : ج ۲ ص ۱۹۵ ح ۱۰ عن أبي بصير ، بحار الأنوار : ج ۷۴ ص ۳۲۸ ح ۹۹.
2) .في كتاب من لا يحضره الفقيه : «ماءٍ صافٍ» بدل «مصافّ» .
3) .روضة الواعظين : ص ۵۵۳ ، كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۱ ص ۲۹۵ ح ۹۰۵ ، الأمالي للصدوق : ص ۲۸۱ ح ۳۱۰ كلاهما عن بلال نحوه ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۱۶ ح ۱.
4) .الأمالي للطوسي : ص ۳۶۸ ح ۷۸۴ عن عليّ بن عليّ بن رزين عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام ، المناقب لابن شهر آشوب : ج ۲ ص ۱۵۵ عن الإمام عليّ عليه السلام وفيه ذيله من «إنّ للجنّة ...» ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۳۹ ح ۵۵ .
۶۵۹۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ في جُملَةِ خَبرٍ طَويلٍ ومَسائِلَ كَثيرَةٍ سَأَ ) امام صادق عليه السلام :بهشت ، درى دارد كه به آن ، «نيكى» مى گويند و جز كسى كه در زندگى دنيا ، نيكى كرده باشد ، از آن در وارد نمى شود.۶۵۹۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ في خَبرٍ طَويلٍ ومَسائِلَ كَثيرَةٍ سَأَلَهُ عَن ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بهشت ، يك خشتش از طلاست و خشتى از نقره و خشتى ديگر از ياقوت ، و ملاطش مشك تيزبوى است ، و كنگره هايش ياقوت سرخ و سبز و زرد ، و درهايش گوناگون اند :
درِ رحمت ، از ياقوت سرخ است ... .
درِ صبر ، درِ كوچكى است از ياقوت سرخ كه يك لنگه دارد و حلقه ندارد.
درِ شُكر ، از ياقوت سفيد است و دو لنگه دارد كه فاصله ميان آنها ، پانصد سال راه است . و آن ، فرياد و ناله دارد و مى گويد : «بارخدايا ! اهل مرا برايم بياور». [پروردگارِ] باشكوه و بزرگوار ، آن را به سخن مى آورد.
درِ بلا ، از ياقوت زرد است و يك لنگه دارد . كسانى كه از آن وارد مى شوند ، بسيار اندك اند.
امّا بزرگ ترين در ، بندگان شايسته ، از اين در وارد مى شوند ؛ يعنى اهل زهد و پارسايى ، و مشتاقان خداى بلندمرتبه و پاك و انس گيرندگان با او . اينان چون به بهشت وارد مى شوند ، سوار بر كشتى هايى از ياقوت كه پاروهايشان مرواريد است و فرشتگانى از نور در آنهايند ، دو رودخانه را صف در صف (1)مى پيمايند و جامه هايى سبز پررنگ بر تن دارند و در دو كرانه آن رودخانه گردش مى كنند . نام آن رودخانه ، «بهشت مأوا» است ، و بهشت عَدن ، در ميان بهشت هاست و پارويش ياقوت سرخ و ريگ هايش مرواريد است.۶۵۸۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام حسين عليه السلامـ به نقل از نزّال بن سبره ، از امام على عليه السلام ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «چون روز قيامت شود و خدا از حسابرسى خلايق فارغ گردد ، آفريدگار توانا و بزرگ ، كليدهاى بهشت و دوزخ را به من مى دهد و من آنها را به تو مى دهم ، و خدا به تو مى فرمايد : حكم كن » .
على عليه السلام فرمود : به خدا سوگند ، بهشت هفتاد و يك دارد كه شيعيان من و خاندانم ، از هفتاد درِ آن و بقيّه مردم ، از يك در ، وارد مى شوند . .
1) .در كتاب من لايحضره الفقيه ، به جاى «مَصافّ (صف در صف)» ، «ماءٍ صافٍ (با آبى زلال)» آمده است .
۶۵۹۰.امام على عليه السلام ( ـ در وصف پرهيزگاران ـ ) الإمام عليّ عليه السلام :إِنَّ لِلجَنَّةِ ثَمانِيَةَ أَبوابٍ : بابٌ يَدخُلُ مِنهُ النَبِيُّونَ وَالصِّدِّيقُونَ ، وَبابٌ يَدخُلُ مِنهُ الشُّهَداءُ وَالصّالِحُونَ ، وَخَمسَةُ أَبوابٍ يَدخُلُ مِنها شِيعَتُنا وَمُحِبُّونا، فَلا أَزالُ واقِفا عَلَى الصِّراطِ أَدعُو وَأَقُولُ : رَبِّ سَلِّم شِيعَتِي وَمُحِبِّيَّ وَأَنصارِي وَمَن تَوَلَانِي فِي دارِ الدُّنيا .
فَإِذا النِّداءُ مِن بُطنانِ العَرشِ : قَد اُجِيبَت دَعوَتُكَ ، وَشُفِّعتَ فِي شِيعَتِكَ ، وَيَشفَعُ كُلُّ رَجُلٍ مِن شِيعَتِي وَمَن تَوَلَانِي وَنَصَرَنِي وَحارَبَ مَن حارَبَنِي بِفِعلٍ أَو قَولٍ فِي سَبعِينَ أَلفَا مِن جِيرانِهِ وَأَقرِبائِهِ ، وَبابٌ يَدخُلُ مِنهُ سائِرُ المُسلِمِينَ مِمَّن شَهِدَ أَن لا إِله إِلَا اللّهُ ، وَلَم يَكُن فِي قَلبِهِ مِقدارُ ذَرَّةٍ مِن بُغضِنا أَهلَ البَيتِ . (1)۶۵۹۱.امام على عليه السلام ( ـ در وصف پرهيزگاران ـ ) الإمام الباقر عليه السلام :أَحسِنُوا الظَّنَّ بِاللّهِ ، وَاعلَمُوا أَنَّ لِلجَنَّةِ ثَمانِيَةَ أَبوابٍ ، عَرضُ كُلِّ بابٍ مِنها مَسِيرَةُ أَربَعِينَ سَنَةً . (2)۶۵۹۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در حديثى طولانى و در ميان مسائل بسيارى كه شمعون ) تنبيه الخواطر :رَوَى بَعضُهُم أَنَّهُ صَلَواتُ اللّهِ عَلَيهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ قالَ : أَدِيمُوا قَرعَ بابِ الجَنَّةِ يُفتَح لَكُم . قُلتُ : وَكَيفَ نُدِيمُ قَرعَ بابِ الجَنَّةِ؟ قالَ : بِالجُوعِ وَالظَماءِ . (3).
1) .الخصال : ص ۴۰۸ ح ۶ عن محمّد بن الفضيل الرزقي عن الإمام الصادق عن أبيه عن جدّه عليهم السلام ، نوادر الأخبار : ص ۳۷۲ ح ۳ ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۳۹ ح ۱۹.
2) .الخصال : ص ۴۰۸ ح ۷ عن جابر الجعفي ، المحجّة البيضاء : ج ۸ ص ۳۷۸ وفيه «أربعمئة» بدل «أربعين» ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۳۱ ح ۳۲.
3) .تنبيه الخواطر : ج ۱ ص ۱۰۱ ، المحجّة البيضاء : ج ۵ ص ۱۴۹ ، عوالي اللآلي : ج ۱ ص ۳۲۵ ح ۶۷ عن عائشة نحوه.
۶۵۹۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در حديثى طولانى و در ميان مسائل بسيارى كه شمعون ) امام على عليه السلام :بهشت ، هشت در دارد : از يك در ، پيامبران و صدّيقان وارد مى شوند و از يك در ، شهيدان و صالحان ، و از پنج در ، شيعيان و دوستداران ما ، و من پيوسته بر صراط ايستاده ام و دعا مى كنم و مى گويم : «پروردگارا ! شيعيان و دوستداران و طرفداران مرا و كسانى را كه در سراى دنيا ولايت مرا داشتند ، به سلامت دار!» .
در اين هنگام ، از اعماق عرش ندا مى آيد كه : دعاى تو ، اجابت و شفاعت تو در حقّ شيعيانت پذيرفته شد . پس ، هر مردى از شيعيان و پيروان و طرفداران من و هر كسى كه با كردار يا گفتارش با دشمنان من جنگيده باشد ، براى هفتاد هزار نفر از همسايگان و نزديكانش شفاعت مى كند.
و از درِ هشتم ، ديگر مسلمانان كه به يگانگى خدا گواهى داده و در دلشان به اندازه ذرّه اى بغض نسبت به ما خاندان وجود نداشته است ، وارد مى شوند.۶۵۹۴.الإمام الصادق عليه السلام :امام باقر عليه السلام :به خدا گمان نيك بريد و بدانيد كه بهشت ، هشت در دارد كه پهناى هر درِ آن ، به اندازه چهل سال راه است.۶۵۹۵.الإمام عليّ عليه السلام :تنبيه الخواطر :يكى از اصحاب ، روايت كرد كه : ايشان (پيامبر) ـ كه درودها و سلام خدا بر او و خاندانش باد ـ فرمود : «درِ بهشت را پيوسته بكوبيد تا [ سرانجام ] به رويتان باز شود» .
گفتم : چگونه درِ بهشت را پيوسته بكوبيم؟
فرمود : «با گرسنگى و تشنگى كشيدن (روزه گرفتن)» . .
۴ / ۵خِيامُ الجَنَّةِالكتاب«حُورٌ مَّقْصُورَ تٌ فِى الْخِيَامِ ». (1)
الحديث۶۵۹۷.امام على عليه السلام :تفسير الطّبري عن الضّحّاك :كانَ ابنُ مَسعُودٍ يُحَدِّثُ عَن نَبِيِّ اللّهِ صلى الله عليه و آله أَنَّهُ قالَ : «هِي الدُّرُّ المُجَوَّفُ» ؛ يَعنِي الخِيامَ فِي قَولِهِ : «حُورٌ مَّقْصُورَ تٌ فِى الْخِيَامِ » . (2)۶۵۹۸.الكافي عن إبراهيم بن عبد الحميد :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :فِي الجَنَّةِ خَيمَةٌ مِن لُؤلُؤَةٍ مُجَوَّفَةٍ ، عَرضُها سِتُّونَ مِيلاً، فِي كُلِّ زاوِيَةٍ مِنها أَهلٌ ، ما يَرَونَ الآخَرِينَ ، يَطُوفُ عَلَيهِمُ المُؤمِنُ . (3)۶۵۹۹.جامع الأخبار :الكافي عن الحلبيّ :سَأَلتُ أَبا عبدِ اللّهِ عليه السلام عَن قَولِ اللّهِ عز و جل : «فِيهِنَّ خَيْرَ تٌ حِسَانٌ » (4)قالَ : هُنَّ صَوالِحُ المُؤمِناتِ العارِفاتِ ، قُلتُ : «حُورٌ مَّقْصُورَ تٌ فِى الْخِيَامِ » ؟ قالَ : الحُورُ : هُنَّ البِيضُ المَضمُوماتُ المُخَدَّراتُ فِي خِيامِ الدُّرِّ وَالياقُوتِ وَالمَرجانِ ، لِكُلِّ خَيمَةٍ أَربَعَةُ أَبوابٍ ، عَلى كُلِّ بابٍ سَبعُونَ كاعِبا (5)حُجّابا لَهُنَّ، وَيَأتِيهِنَّ فِي كُلِّ يَومٍ كَرامَةٌ مِنَ اللّهِ عَزَّ ذِكرُهُ ( لِ ) يُبَشِّرَ اللّهُ عز و جل بِهِنَّ المُؤمِنِينَ . (6).
1) .الرحمن : ۷۲.
2) .تفسير الطبري : ج ۱۳ الجزء ۲۷ ص ۱۶۲ ، تفسير ابن أبي حاتم : ج ۱۰ ص ۳۳۲۸ ح ۱۸۷۶۲ .
3) .صحيح مسلم : ج ۴ ص ۲۱۸۲ ح ۲۴ ، مسند ابن حنبل : ج ۷ ص ۱۶۲ ح ۱۹۷۰۱ ، صحيح البخاري : ج ۴ ص ۱۸۴۹ ح ۴۵۹۸ وفيه «المؤمنون» بدل «المؤمن» ، سنن الدارمي : ج ۲ ص ۷۹۴ ح ۲۷۲۸ نحوه وكلّها عن عبد اللّه بن قيس ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۵۸ ح ۳۹۲۵۷.
4) .الرحمن : ۷۰.
5) .الكاعِب : المرأة حين يبدو ثديها لِلنهود (النهاية : ج ۴ ص ۱۷۹ «كعب»).
6) .الكافي : ج ۸ ص ۱۵۶ ح ۱۴۷ ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۶۱ ح ۱۰۰.
۴ / ۵سراپرده هاى بهشتقرآن«سيه چشمانى پرده نشين در سراپرده ها».
حديث۶۶۰۲.عنه عليه السلام :تفسير الطبرىـ به نقل از ضحّاك ـ: ابن مسعود از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله حديث مى كرد كه ايشان در باره سراپرده ها در آيه : «سيه چشمانى پرده نشين در سراپرده ها» ، فرمود : «همان دُرهاى ميان تهى اند» .۶۶۰۳.عنه عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در بهشت ، سراپرده اى از مرواريد ميان تهى است كه پهناى آن ، شصت ميل است و در هر گوشه اى از آن ، كسانى [در اختيار مؤمن] هستند كه گروه ديگر را نمى بينند ! و مؤمن بر گرداگرد آنان مى چرخد . (1)۶۶۰۴.عنه عليه السلام :الكافىـ به نقل از حلبى ـ: از امام صادق عليه السلام در باره اين سخن خداى عز و جل : «در آن جا [ زنانى ] نكوخوى و نكو رويند» پرسيدم .
فرمود : «آنان صالح و مؤمن و خداشناس اند» .
گفتم : «سيه چشمانى پرده نشين در سراپرده ها» [چيست؟]
فرمود : «سيه چشمان ، دختركانِ سيمين برِ جمع شده و نگهدارى شده در سراپرده هايى از دُر و ياقوت و مرجان اند . هر سراپرده اى ، چهار در دارد و بر هر درى ، هفتاد دخترك نورسيده نارپستان ، دربانى آنان مى كنند و در هر روز ، كرامتى از جانب خداى عز و جل نزدشان مى آيد تا خداوند با آنان به مؤمنان ، مژده دهد .
.
1) .مقصود ، آميزش است.
۴ / ۶غُرَفُ الجَنَّةِالكتاب«وَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّــلِحَـتِ لَنُبَوِّئَنَّهُم مِّنَ الْجَنَّةِ غُرَفًا تَجْرِى مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَـرُ خَــلِدِينَ فِيهَا نِعْمَ أَجْرُ الْعَـمِلِينَ ». (1)
«لَـكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْاْ رَبَّهُمْ لَهُمْ غُرَفٌ مِّن فَوْقِهَا غُرَفٌ مَّبْنِيَّةٌ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَـرُ وَعْدَ اللَّهِ لَا يُخْلِفُ اللَّهُ الْمِيعَادَ ». (2)
الحديث۶۶۰۳.امام على عليه السلام :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إِنَّ أَهلَ الجَنَّةِ لَيَتَراءَونَ (3)الغُرَفَ فِي الجَنَّةِ ، كَما تَتَراءَونَ الكَوكَبَ فِي السَّماءِ . (4)۶۶۰۴.امام على عليه السلام :عنه صلى الله عليه و آله :إِنَّ أَهلَ الجَنَّةِ لَيَتَراءَونَ أَهلَ الغُرَفِ مِن فَوقِهِم ، كَما تَتَراءَونَ الكَوكَبَ الدُّرِّيَ الغابِرَ فِي الاُفُقِ مِن المَشرِقِ أَو المَغرِبِ ، لِتَفاضُلِ ما بَينَهُم . (5)۶۶۰۵.امام على عليه السلام :سنن الترمذي عن أبي هريرة عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إِنَّ أَهلَ الجَنَّةِ لَيَتَراءَونَ فِي الغُرفَةِ كَما تَتَراءَونَ الكَوكَبَ الشَّرقِيَ أَو الكَوكَبَ الغَرِبيَ الغارِبَ فِي الاُفُقِ وَالطَّالِعَ فِي تَفاضُلِ الدَّرَجاتِ ، فَقالُوا : يا رَسُولَ اللّهِ ، اُولَئِكَ النَّبِيُّونَ؟ قالَ : بَلى، وَالَّذِي نَفسِي بِيَدِهِ! وَأَقوامٌ آمَنُوا بِاللّهِ وَرَسُولِهِ ، وَصَدَّقُوا المُرسَلِينَ . (6).
1) .العنكبوت : ۵۸ .
2) .الزمر : ۲۰.
3) .لَيَتَراءَون : أي يَنظُرون ويَرَوْن (النهاية : ج ۲ ص ۱۷۷ «رأى»).
4) .صحيح البخاري : ج ۵ ص ۲۳۹۹ ح ۶۱۸۸ ، صحيح مسلم : ج ۴ ص ۲۱۷۷ ح ۱۰ ، سنن الدارمي : ج ۲ ص ۷۹۳ ح ۲۷۲۶ ، مسند أبي يعلى : ج ۶ ص ۴۹۶ ح ۷۴۹۰ كلّها عن سهل بن سعد نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۷۵ ح ۳۹۳۲۲.
5) .صحيح البخاري : ج ۳ ص ۱۱۸۸ ح ۳۰۸۳ ، صحيح مسلم : ج ۴ ص ۲۱۷۷ ح ۲۸۳۱ كلاهما عن أبي سعيد الخدري ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۷۵ ح ۳۹۳۲۳ ؛ المحجّة البيضاء : ج ۸ ص ۳۶۸ وليس فيه «الدرّي».
6) .سنن الترمذي : ج ۴ ص ۶۹۰ ح ۲۵۵۶ ، مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۲۳۴ ح ۸۴۳۱ نحوه ، الزهد لابن المبارك (الملحقات) : ص ۱۲۶ ح ۴۱۸ وفيه «قال : لا ، بل والذي نفسي بيده أقوام . . .» بدل «قال : بلى ، والذي نفسي بيده ، وأقوام . . .» وكلّها عن أبي هريرة ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۹۳ ح ۳۹۳۹۸.
۴ / ۶بالاخانه هاى بهشتقرآن«و كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده اند ، قطعا آنان را در بالاخانه هايى از بهشت جاى مى دهيم كه از زير آنها ، جوى ها روان اند ، در حالى كه در آنها جاودان خواهند بود . چه نيكوست پاداش عمل كنندگان !».
«ليكن كسانى كه از پروردگارشان پروا داشتند ، برايشان بالاخانه هايى است كه بالاى آنها ، بالاخانه هايى [ديگر] ، بنا شده است . جوى ها از زير آنها روان اند . وعده خداست . خدا خلف وعده نمى كند».
حديث۶۶۱۲.الإمام الصادق عليه السلام عن آبائه عليهم السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اهل بهشت ، بالاخانه هاى بهشتى را مى بينند چنان كه شما ستاره را در آسمان مى بينيد.۶۶۱۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اهل بهشت ، ساكنان بالاخانه ها[ ى بهشت ] را بر فراز خود ، مى بينند چنان كه شما ، ستاره درخشانِ ايستاده در افق مشرق يا مغرب را مى بينيد ، به خاطر تفاوتى كه ميان آنان است.۶۶۰۹.امام على عليه السلام :سنن الترمذىـ به نقل از ابو هُرَيره ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «اهل بهشت ، بالاخانه هاى بهشت را مى بينند آن گونه كه شما ، ستاره شرقى يا ستاره غربى را در حال غروب يا طلوع در افق مى بينيد ، به خاطر تفاوت درجاتى كه ميان آنان است» .
اصحاب گفتند : اى پيامبر خدا ! آنان ( غرفه نشينان ) ، پيامبران اند؟
فرمود : «آرى . سوگند به آن كه جانم در دست اوست ، آنها و نيز مردمانى كه به خدا و پيامبرش ايمان آوردند و پيامبران را تصديق كردند» .
.
۶۶۱۰.امام على عليه السلام :الإمام عليّ عليه السلام :قالَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : إِنَّ فِي الجَنَّةِ لَغُرَفا يُرى ظُهُورُها مِن بُطُونِها ، وَبُطُونُها مِن ظُهُورِها . فَقامَ إِلَيهِ أَعرابِيٌ فَقالَ : لِمَن هِيَ يا رَسُولَ اللّهِ؟ قالَ : لِمَن أَطابَ الكَلامَ ، وَأَطعَمَ الطَّعامَ ، وَأَدامَ الصِّيامَ ، وَصَلَّى للّهِِ بِاللَّيلِ وَالنّاسُ نِيامٌ . (1)۶۶۱۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصّادق عن آبائه عن الإمام عليٍ عليهم السلام: قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : إِنَّ فِي الجَنَّةِ غُرَفا يُرى ظاهِرُها مِن باطِنِها ، وَباطِنُها مِن ظاهِرِها، يَسكُنُها مِن اُمَّتِي مَن أَطابَ الكَلامَ ، وَأَطعَمَ الطَّعامَ ، وَأَفشَى السَّلامَ ، وَأَدامَ الصِّيامَ ، وَصَلَّى بِاللَّيلِ وَالنّاسُ نِيامٌ .
فقالَ عَلِيٌ عليه السلام : يا رَسُولَ اللّهِ ، وَمَن يُطِيقُ هَذا مِن اُمَّتِكَ؟ فَقالَ صلى الله عليه و آله : يا عَلِيُ، أَوَما تَدرِي ما إِطابَةُ الكَلامِ؟ مَن قالَ إِذا أَصبَحَ وَأَمسَى : «سُبحانَ اللّهِ وَالحَمدُ للّهِِ وَلا إِله إِلَا اللّهُ وَاللّهُ أَكبَرُ» عَشرَ مَرّاتٍ .
وَإِطعامُ الطَّعامِ نَفَقَةُ الرَّجُلِ عَلى عِيالِهِ .
وَأَمّا إِدامَةُ الصِّيامِ فَهُوَ أَن يَصُومَ الرَّجُلُ شَهرَ رَمَضانَ وَثَلاثَةَ أَيّامٍ فِي كُلِّ شَهرٍ يُكتَبُ لَهُ صَومَ الدَّهرِ .
وَأَمّا الصَّلاةُ بِاللَّيلِ وَالنّاسُ نِيامٌ ، فَمَن صَلَّى المَغرِبَ وَصَلاةَ العِشاءِ الآخِرَةِ وَصَلاةَ الغَداةِ فِي المَسجِدِ فِي جَماعَةٍ فَكَأَنَّما أَحيا اللَّيلَ كُلَّهُ .
وَإِفشاءُ السَّلامِ أَن لا يَبخَلَ بِالسَّلامِ عَلى أَحَدٍ مِن المُسلِمِينَ . (2).
1) .سنن الترمذي : ج ۴ ص ۶۷۳ ح ۲۵۲۷ عن النعمان بن سعد ، مسند ابن حنبل : ج ۸ ص ۴۴۹ ح ۲۲۹۶۸ عن أبي مالك الأشعري عنه صلى الله عليه و آله نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۶ ص ۲۴۰ ح ۴۴۳۰۶.
2) .معاني الأخبار : ص ۲۵۱ ح ۱ ، الأمالي للصدوق : ص ۴۰۷ ح ۵۲۴ وليس فيه «وأدام الصيام» و «أمّا إدامة الصيام» إلى «صوم الدهر» وكلاهما عن أبي بصير ، بحار الأنوار : ج ۶۹ ص ۳۶۹ ح ۸۰۹ .
۶۶۱۲.امام صادق عليه السلام ( ـ به نقل از پدرانش عليهم السلام ـ ) امام على عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «در بهشت ، بالاخانه هايى است كه بيرون آنها از درونشان ، و درونشان از بيرونشان ، ديده مى شود» .
باديه نشينى برخاست و گفت : اين بالاخانه ها ، از آنِ چه كسانى است ، اى پيامبر خدا ؟
فرمود : «از آنِ كسى كه سخنِ خوش بگويد ، و اِطعام كند ، و پيوسته روزه بدارد ، و شب هنگام كه مردمْ خفته اند ، او براى خدا نماز بگزارد ».۶۶۱۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلامـ به نقل از پدرانش ، از امام على عليه السلام ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «در بهشت ، بالاخانه هايى است كه بيرون آنها از درونشان ، و درونشان از بيرون آنها ديده مى شود . كسانى از امّت من ، در اين بالاخانه ها ساكن خواهند شد كه سخنِ خوش بگويند و اِطعام كنند و به همگان ، سلام گويند و پيوسته روزه بدارند و شب هنگام كه مردمْ خواب اند ، نماز بگزارند» .
گفتم : اى پيامبر خدا ! چه كس از امّت تو ، طاقت اين كارها را دارد ؟
فرمود : «اى على! مگر نمى دانى كه سخنِ خوش چيست؟ كسى كه هر صبح و شام ، ده مرتبه بگويد : پاكا خدا ! ستايش ، خداى را . معبودى جز خداى يكتا نيست . خداوند ، بزرگ تر است .
و اِطعام كردن ، آن است كه مرد ، خرجىِ خانواده اش را بدهد.
و پيوسته روزه گرفتن ، آن است كه انسان ، ماه رمضان و سه روز از هر ماه را روزه بگيرد . اينها برايش [ به مثابه ]روزه مادام العمر ، نوشته مى شود.
و امّا نماز گزاردن در شب ، هنگامى كه مردمانْ خفته اند : كسى كه نماز مغرب و نماز عشا و نماز صبح را در مسجد با جماعت بخواند ، چنان است كه تمام شب را به عبادت ، گذرانده باشد .
سلام كردن بر همگان نيز آن است كه از سلام كردن بر هيچ مسلمانى ، دريغ نورزد» . .
۶۶۱۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :حلية الأولياء عن جابر بن عبد اللّه :خَرَجَ عَلَينا رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله ذاتَ يَومٍ فَقالَ : أَلا اُخبِرُكُم بِغُرَفِ أَهلِ الجَنَّةِ؟ قُلنا : بَلى بِأَبِينا وَأُمِّنا يا رَسُولَ اللّهِ .
قالَ : إِنَّ فِي الجَنَّةِ غُرَفا مِن أَلوانِ الجَواهِرِ ، يُرى ظَاهِرُها مِن باطِنِها وَباطِنُها مِن ظاهِرِها، فِيها مِن النَّعِيمِ وَالثَّوابِ وَالكَرامَةِ ما لا اُذُنٌ سَمِعَت وَلا عَينٌ رَأَت.
فَقُلنا : بِأَبِينا أَنتَ وَأُمِّنا يا رَسُولَ اللّهِ ، لِمَن تِلكَ؟
فَقالَ : لِمَن أَفشَى السَّلامَ ، وَأَدامَ الصِّيامَ ، وَأَطعَمَ الطَّعامَ ، وَصَلَّى وَالنَّاسُ نِيامٌ .
فَقُلتُ : بِأَبِينا أَنتَ وَأُمِّنا يا رَسُولَ اللّهِ ، وَمَن يُطِيقَ ذَلِكَ؟
فَقالَ : مِن أُمَّتِي مَن يُطِيقُ ذَلِكَ ، وَسَأُخبِرُكُم عَمَّن يُطِيقُ ذَلِكَ : مَن لَقِيَ أَخاهُ المُسلِمَ فَسَلَّمَ عَلَيهِ فَرَدَّ عليه السلام فَقَد أَفشَى السَّلامَ ، وَمَن أَطعَمَ أَهلَهُ وَعِيالَهُ مِن الطَّعامِ حَتَّى يُشبِعَهُم فَقَد أَطعَمَ الطَّعامَ ، وَمَن صامَ رَمَضانَ وَمِن كُلِّ شَهرٍ ثَلاثَةَ أَيّامٍ فَقَد أَدامَ الصِّيامَ ، وَمَن صَلَّى العِشاءَ الآخِرَةَ وَالغَداةَ فِي جَماعَةٍ فَقَد صَلَّى وَالنَّاسُ نِيامٌ ؛ اليَهودُ (1)والنَّصارَى وَالمَجُوسُ . (2)۴ / ۷عُيُونُ الجَنَّةِالكتاب«إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِن كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا * عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا عِبَادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَهَا تَفْجِيرًا ». (3)
«إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِى نَعِيمٍ * عَلَى الْأَرَائِكِ يَنظُرُونَ * تَعْرِفُ فِى وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ * يُسْقَوْنَ مِن رَّحِيقٍ مَّخْتُومٍ * خِتَـمُهُ مِسْكٌ وَ فِى ذَ لِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَـفِسُونَ * وَ مِزَاجُهُ مِن تَسْنِيمٍ * عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ ». (4)
«إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِى ظِـلَـلٍ وَ عُيُونٍ * وَ فَوَ كِهَ مِمَّا يَشْتَهُونَ * كُلُواْ وَ اشْرَبُواْ هَنِيئا بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ * إِنَّا كَذَ لِكَ نَجْزِى الْمُحْسِنِينَ ». (5)
«عَيْنًا فِيهَا تُسَمَّى سَلْسَبِيلاً ». (6)
«فِيهَا عَيْنٌ جَارِيَةٌ ». (7)
«إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِى جَنَّـتٍ وَعُيُونٍ ». (8)
.
۶۶۱۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :حلية الأولياءـ به نقل از جابر بن عبد اللّه ـ: روزى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به ميان ما آمد و فرمود : «آيا شما را از بالاخانه هاى بهشتيان ، خبر ندهم؟» .
گفتيم : چرا . پدر و مادرمان به فدايت ، اى پيامبر خدا !
فرمود : «در بهشت ، بالاخانه هايى از گوهرهاى رنگارنگ ، وجود دارد كه بيرون آنها از درونشان ، و درونشان از بيرونشان ، ديده مى شود و در آنها ، چنان نعمت و پاداش و كرامتى است كه هيچ گوشى نشنيده و هيچ چشمى نديده است» .
گفتيم : پدر و مادرمان به فدايت ، اى پيامبر خدا ! اينها براى چه كسانى است؟
فرمود : «براى كسى كه سلام را انتشار دهد و پيوسته روزه بدارد و اِطعام كند و زمانى كه مردم در خواب اند ، او به نماز بپردازد» .
گفتيم : پدر و مادرمان به فدايت ، اى پيامبر خدا ! چه كسى از پسِ اين كارها بر مى آيد؟
فرمود : «در ميان امّت من ، هستند كسانى كه از پسِ اين كارها بر مى آيند ، و من به شما خبر مى دهم كه چه كسى توان آنها را دارد : كسى كه به برادر مسلمانش بر خورَد و به او سلام كند و جواب سلامش را بدهد ، سلام را انتشار داده است ، و كسى كه خانواده و عائله اش را غذا دهد تا جايى كه آنها را سير گردانَد ، اِطعام كرده است ، و كسى كه رمضان را و سه روز از هر ماه را روزه بگيرد ، پيوسته روزه گرفته است ، و كسى كه نماز عشا و صبح را با جماعت بخواند ، در زمانى كه مردم ، [ يعنى : ] يهود و نصارا و مَجوس ، خوابيده اند ، نماز گزارده است» .۴ / ۷چشمه هاى بهشتقرآن«همانا نيكان ، از جامى مى نوشند كه آميزه اى از كافور دارد ؛ چشمه اى كه بندگان خدا از آن مى نوشند و آن را [ به دلخواه خويش ]جارى مى سازند».
«همانا نيكان ، در نعمت اند ، [و نشسته] بر تخت ها مى نگرند . طراوت نعمت را در چهره هايشان مى يابى . از باده اى مُهر شده ، نوشانيده مى شوند كه مُهرش مُشك است ـ و در اين [ نعمت ها ] مشتاقان ، بايد بر يكديگر پيشى بگيرند ـ و آميخته با [ آب چشمه ]تسنيم است ؛ چشمه اى كه مقرّبان ، از آن مى نوشند».
«همانا پرهيزگاران ، در سايه ساران و [كنارِ] چشمه ساران اند و ميوه هايى از هر آنچه خواهند [ ، مهياست] . به پاداش آنچه مى كرديد ، بخوريد و بنوشيد . گوارايتان باد ! ما اين گونه ، نيكوكاران را پاداش مى دهيم».
«چشمه اى در آن جا ، كه سَلسَبيل ناميده مى شود».
«در آن جا ، چشمه اى روان است».
«همانا پرهيزگاران ، در بهشت ها و [كنارِ] چشمه ساران اند».
.
الحديث۶۶۲۴.امام زين العابدين عليه السلام ( ـ در دعا ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله :أَربَعُ عُيُونٍ فِي الجَنَّةِ : عَينانِ تَجرِيانِ مِن تَحتِ العَرشِ ؛ إِحداهُما الَّتِي ذَكَرَ اللّهُ : «يُفَجِّرُونَهَا تَفْجِيرًا » ، وَالاُخرَى الزَّنجَبِيلُ ، وَالاُخرَيانِ نَضَّاخَتانِ (1)مِن فَوقِ العَرشِ ؛ إِحداهُما الَّتِي ذَكَرَ اللّهُ : «عَينا فِيها تُسَمَّى سَلْسَبِيلاً » ، وَالاُخرَى «التَّسنِيمُ» (2). (3)۶۶۲۵.عنه عليه السلام ( ـ في دُعائِهِ يَومَ الخَميسِ ـ ) عنه صلى الله عليه و آله :إِنَّ فِي الفِردَوسِ لَعَينا أَحلَى مِنَ الشَّهدِ ، وَأَليَنَ مِن الزُّبدَ ، وَأَبرَدَ مِن الثَّلجِ ، وَأَطيَبَ مِنَ المِسكِ ، فِيها طِينَةٌ خَلَقَنا اللّهُ عز و جل مِنها وَخَلَقَ مِنها شِيعَتَنا ، فَمَن لَم يَكُن مِن تِلكَ الطِّينَةِ فَلَيسَ مِنّا وَلا مِن شِيعَتِنا ، وَهِيَ المِيثاقُ الَّذِي أَخَذَ اللّهُ عز و جل عَلَيهِ وَلايَةَ عَلِيِ بنِ أَبِي طالِبٍ عليه السلام . (4).
1) .عَيْنٌ نَضّاخَة : أي كثيرة الماء فوّارة (النهاية : ج ۵ ص ۷۱ «نضخ»).
2) .التسنيم : عين في الجنّة، رفيعة القدر (مفردات ألفاظ القرآن : ص ۴۲۹ «سنم»).
3) .تفسير القرطبي : ج ۱۹ ص ۱۲۷ ، الدرّ المنثور : ج ۸ ص ۳۷۵ كلاهما نقلاً عن الحكيم الترمذي في نوادر الاُصول عن الحسن .
4) .الأمالي للطوسي : ص ۳۰۸ ح ۶۲۰ ، بشارة المصطفى : ص ۲۰۷ كلاهما عن الإمام الصادق عن أبيه عن جدّه عليهم السلام ، أعلام الدين : ص ۱۴۴ ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۷۳ ح ۱۱۷.
حديث۶۶۲۷.عنه عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در بهشت ، چهار چشمه است : دو چشمه از زير عرش ، جارى مى شوند كه يكى از آنها ، همان است كه خدا فرموده : «و آن را [ به دلخواه خويش ]جارى مى سازند» .
و ديگرى ، «زَنجَبيل» است . دو چشمه ديگر نيز از فراز عرش مى جوشند كه يكى از آنها ، همان است كه خداوند فرموده : «چشمه اى است در آن جا ، كه سَلسَبيل ناميده مى شود» و ديگرى ، «تسنيم» است.۶۶۲۸.عنه عليه السلام ( ـ مِن دُعائِهِ فِي الصَّباحِ وَالمَساءِ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در فردوس (پرديس) ، چشمه اى است شيرين تر از شهد ، نرم تر از خامه ، خُنَك تر از برف ، و خوش بوتر از مُشك . در آن ، گِلى است كه خداى عز و جل ، ما و پيروان ما را از آن آفريد . بنا بر اين ، هر كه از آن گِل نباشد ، از ما و از پيروان ما نيست . آن ، همان پيمانى است كه خداى عز و جل در باره ولايت على بن ابى طالب ، گرفت. .
۶۶۲۹.عنه عليه السلام :الإمام عليّ عليه السلامـ فِي قَولِهِ تَعالى : «نَضْرَةَ النَّعِيمِ » ـ: هِيَ عَينٌ فِي الجَنَّةِ ، يَتَوَضَّؤُونَ مِنها وَيَغتَسِلُونَ ، فَتَجرِي عَلَيهِم نَضرَةُ النَّعِيمِ . (1)۶۶۲۵.امام زين العابدين عليه السلام ( ـ در دعاى روز پنجشنبه ـ ) الزهد للحسن بن سعيد عن محمّد بن مسلم :سَأَلتُ أَبا عَبدِ اللّهِ عليه السلام عَنِ الجَهَنَّمِيِّينَ ، فَقالَ : كانَ أَبُو جَعفَرٍ عليه السلام يَقُولُ : يَخرُجُونَ مِنها فَيُنتَهَى بِهِم إِلى عَينٍ عِندَ بابِ الجَنَّةِ تُسَمَّى : عَينَ الحَيَوانِ ، فَيُنضَحُ عَلَيهِم مِن مائِها، فَيَنبُتُونَ كَما يَنبُتُ الزَّرعُ لُحومُهُم وَجُلُودُهُم وَشُعُورُهُم. (2)۶۶۲۶.امام زين العابدين عليه السلام :الاختصاص عن عبد اللّه بن سنان :سَأَلتُ أَبا عبدِ اللّهِ عليه السلام عَنِ الحَوضِ ، فَقالَ لِي : هُو حَوضُ ما بَينَ بُصرى (3)إِلى صَنعاءَ ، أَتُحِبُّ أَن تَراهُ؟ فَقُلتُ لَهُ : نَعَم ، قالَ : فَأَخَذَ بِيَدِي وَأَخرَجَنِي إِلى ظَهرِ المَدِينَةِ ، ثُمَّ ضَرَبَ بِرِجلِهِ ، فَنَظَرتُ إِلى نَهرٍ يَجرِي مِن جانِبِهِ هذا ماءٌ أَبيَضُ مِنَ الثَّلجِ ، وَمِن جانِبِهِ هذا لَبَنٌ أَبيَضُ مِنَ الثَّلجِ ، وَفِي وَسَطِهِ خَمرٌ أَحسَنُ مِنَ الياقُوتِ ، فَما رَأَيتُ شَيئا أَحسَنَ مِن تِلكَ الخَمرِ بَينَ اللَّبَنِ وَالماءِ!
فَقُلتُ لَهُ : جُعِلتُ فِداكَ، مِن أَينَ يَخرُجُ هذا؟ وَمِن أَينَ مَجراهُ؟ فَقالَ : هذِهِ العُيُونُ الَّتِي ذَكَرَها اللّهُ فِي كِتابِهِ أَنهارٌ فِي الجَنَّةِ : عَينٌ مِن ماءٍ ، وَعَينٌ مِن لَبَنٍ ، وَعَينٌ مِن خَمرٍ ، يَجرِي فِي هَذا النَّهرِ .
وَرَأَيتُ حافَّتَيهِ عَلَيهِما شَجَرٌ فِيهِنَّ جَوارٍ مُعَلَّقاتٌ بِرُؤُوسِهِنَّ ، ما رَأَيتُ شَيئا أَحسَنَ مِنهُنَّ ، وَبِأَيدِيهِنَّ آنِيَةٌ ما رَأَيتُ أَحسَنَ مِنها لَيسَت مِن آنِيَةِ الدُّنيا . (4).
1) .الدرّ المنثور : ج ۸ ص ۴۵۱ ، كنز العمّال : ج ۲ ص ۵۴۸ ح ۴۶۹۶ كلاهما نقلاً عن ابن المنذر .
2) .الزهد للحسين بن سعيد : ص ۹۵ ح ۲۵۶ عن محمّد بن مسلم ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۳۶۰ ح ۲۹.
3) .بُصْرى : موضع بالشام من أعمال دمشق (معجم البلدان : ج ۱ ص ۴۴۱).
4) .الاختصاص : ص ۳۲۱ ، بصائر الدرجات : ص ۴۰۳ ح ۳ نحوه ، بحار الأنوار : ج ۲۵ ص ۳۸۱ ح ۳۵.
۶۶۲۷.امام زين العابدين عليه السلام :امام على عليه السلامـ در باره اين سخن خداى بلندمرتبه : «طراوت نعمت» ـ: آن ، چشمه اى است در بهشت كه از آن ، وضو مى گيرند و غسل مى كنند . پس طراوت نعمت ، بر آنان جارى مى شود .۶۶۲۸.امام زين العابدين عليه السلام ( ـ از دعايش در صبح و شام ـ ) الزهد ، حسين بن سعيدـ به نقل از محمّد بن مسلم ـ: از امام صادق عليه السلام در باره دوزخيان پرسيدم . فرمود : «[ پدرم ]باقر عليه السلام مى فرمود : از دوزخ ، بيرون مى آيند و به كنار چشمه اى بر درِ بهشت ، به نام چشمه زندگانى ، بُرده مى شوند و از آب آن ، بر آنان مى پاشند و گوشت و پوست و موهايشان ، همچنان كه كِشته مى رويد مى رويد» .۶۶۲۹.امام زين العابدين عليه السلام :الاختصاصـ به نقل از عبد اللّه بن سِنان ـ: از امام صادق عليه السلام در باره حوض [ كوثر ]پرسيدم . به من فرمود : «حوضى است از بُصرا (1)تا صنعا . دوست دارى آن را ببينى ؟» . گفتم : آرى .
پس دستم را گرفت و مرا به پشت مدينه برد . سپس با پايش به زمين زد و من ، رودى را ديدم كه از اين كنارش ، آبى سفيدتر از برف ، روان بود و از آن كنارش ، شيرى سفيدتر از برف ، و در وسطش ، باده اى خوش رنگ تر از ياقوت ، به طورى كه هرگز ، چيزى خوش رنگ تر از آن باده در وسط شير و آب ، نديده بودم» .
به امام عليه السلام گفتم : قربانت گردم ! اين نهر ، از كجا سرچشمه مى گيرد و از كجا جارى مى شود؟ فرمود : «اين چشمه هايى كه خداوند در كتابش از آنها ياد كرده ، نهرهايى در بهشت اند : چشمه اى از آب ، چشمه اى از شير ، و چشمه اى از باده ، كه در اين نهر ، جريان مى يابند» .
در دو كرانه نهر ، درختانى ديدم و بر آنها ، دختركانى به سرهايشان آويزان بودند كه زيباتر از آنها در عمرم نديده بودم و در دست هايشان ، ظرف هايى بود در نهايتِ زيبايى كه از نوع ظرف هاى دنيا نبودند . .
1) .جايى است در شام ، از توابع دمشق.
۶۶۳۰.عنه عليه السلام :الإمام الصادق عليه السلامـ فِي قولِهِ تَعالى: «وَ مِزَاجُه مِن تَسْنِيمٍ » ـ: أَشرَفُ شَرابِ أَهلِ الجَنَّةِ يَأتِيهِم فِي عالِي تَسنِيمٍ ؛ وَهِيَ عَينٌ يَشرَبُ بِها المُقَرَّبُونَ ، وَالمُقَرَّبُونَ : آلُ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله . (1)۶۶۳۱.عنه عليه السلام :عنه عليه السلامـ فِي الدُّعاءِ ـ: اَللَّهُمَّ بِرَحمَتِكَ فِي الصّالِحِينَ فَأَدخِلنا ، وَفِي عِلِّيِّينَ فَارفَعنا ، وَبِكَأسٍ مِن مَعِينٍ مِن عَينٍ سَلسَبِيلٍ فَاسقِنا ، وَمِنَ الحُورِ العِينِ بِرَحمَتِكَ فَزَوِّجنا . (2)۴ / ۸أَنهارُ الجَنَّةِالكتاب«مَّثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِى وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فِيهَا أَنْهَـرٌ مِّن مَّاءٍ غَيْرِ ءَاسِنٍ وَ أَنْهَـرٌ مِّن لَّبَنٍ لَّمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ وَ أَنْهَـرٌ مِّنْ خَمْرٍ لَّذَّةٍ لِّلشَّـرِبِينَ وَ أَنْهَـرٌ مِّنْ عَسَلٍ مُّصَفًّى وَ لَهُمْ فِيهَا مِن كُلِّ الثَّمَرَ تِ وَ مَغْفِرَةٌ مِّن رَّبِّهِمْ كَمَنْ هُوَ خَــلِدٌ فِى النَّارِ وَ سُقُواْ مَاءً حَمِيمًا فَقَطَّعَ أَمْعَاءَهُمْ ». (3)
الحديث۶۶۳۳.امام زين العابدين عليه السلام :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إِنَّ فِي الجَنَّةِ بَحرُ الماءِ ، وَبَحرُ العَسَلِ ، وَبَحرُ اللَّبَنِ ، وَبَحرُ الخَمرِ ، ثُمَّ تَشَقَّقُ الأَنهارُ بَعدُ . (4).
1) .تفسير القمّي : ج ۲ ص ۴۱۱ ، بحار الأنوار : ج ۲۴ ص ۶ ح ۱۸.
2) .الإقبال : ج ۱ ص ۲۲۴ عن أبي بصير ، مصباح المتهجّد : ص ۶۲ ح ۷۱ وليس فيه «عين» ، بحار الأنوار : ج ۹۸ ص ۱۱۷ ح ۳.
3) .محمّد : ۱۵ وراجع : البقرة : ۲۵ ؛ آل عمران : ۱۵، ۱۳۶، ۱۹۵، ۱۹۸ ؛ النساء : ۱۳، ۵۷ ، ۱۲۲ ؛ المائدة : ۱۲، ۸۵ ، ۱۱۹ ؛ الأعراف : ۴۳ ؛ التوبة : ۷۲، ۸۹ ، ۱۰۰ ؛ الرعد : ۳۵ ؛ إبراهيم : ۲۳ ؛ النحل : ۳۱ ؛ طه : ۷۶ ؛ الحجّ : ۱۴، ۲۳ ؛ الفرقان : ۱۰ ؛ العنكبوت : ۵۸ ؛ الزمر : ۲۰ ؛ محمّد : ۱۲ ؛ الفتح : ۵ و ۱۷ ؛ القمر : ۵۴ ؛ الحديد : ۱۲ ؛ المجادلة : ۲۲ ؛ الصفّ : ۱۲ ؛ الطلاق : ۱۱ ؛ التحريم : ۸ ؛ البروج : ۱۱ ؛ البيّنة : ۸ .
4) .سنن الترمذي : ج ۴ ص ۶۹۹ ح ۲۵۷۱ ، مسند ابن حنبل : ج ۷ ص ۲۴۲ ح ۲۰۰۷۲ ، سنن الدارمي : ج ۲ ص ۷۹۴ ح ۲۷۳۱ وليس فيه «بحر الماء» ، المعجم الكبير : ج ۱۹ ص ۴۲۴ ح ۱۰۳۲ ، حلية الأولياء : ج ۶ ص ۲۰۵ كلّها عن حكيم بن معاوية عن أبيه نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۵۵ ح ۳۹۲۳۹.
۶۶۳۴.عنه عليه السلام :امام صادق عليه السلامـ در باره اين سخن خداى بلندمرتبه : «و آميخته با تسنيم است» ـ: بهترين نوشيدنىِ بهشتيان ، از بلنداى تسنيم ، برايشان مى آيد . تسنيم ، چشمه اى است كه مقرّبان ، از آن مى نوشند ، و مقرّبان ، همان خاندان محمّد صلى الله عليه و آله هستند .۶۶۳۵.الإمام الباقر عليه السلام :امام صادق عليه السلامـ در دعا ـ: بار خدايا ! به رحمت خود ، ما را در زمره شايستگان ، در آور و به درجات عالى ، بالا ببر و با پياله هايى از باده ناب از چشمه سَلسَبيل ، بر ما بنوشان ، و به رحمت خود ، از سيه چشمان بهشتى ، به همسرى ما در آور» .۴ / ۸جويبارهاى بهشتقرآن«مَثَل بهشتى كه به پرهيزگاران ، وعده داده شده ، [ چونان باغى است كه ] در آن ، جويبارهايى است از آبى كه [ رنگ و بو و مزه اش ] برنگشته است و جويبارهايى از شيرى كه مزه اش دگرگون نمى شود ، و جويبارهايى از باده اى لذيذ براى نوشندگان ، و جويبارهايى از انگبين ناب ، و در آن جا ، از هر گونه ميوه اى براى آنان [ فراهم ]است و [ از همه بالاتر ]آمرزش پروردگار آنهاست . [ آيا چنين كسى در چنين باغى دل انگيز ] مانند كسى است كه جاودانه در آتش است ـ و آبى جوشان به خوردشان داده مى شود تا روده هايشان را از هم فرو پاشد ـ ؟».
حديث۶۶۳۷.امام صادق عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در بهشت ، درياى آب و درياى انگبين و درياى شير و درياى باده هست . آن گاه ، نهرها جارى مى گردند.
.
۶۶۳۸.عنه عليه السلام :عنه صلى الله عليه و آلهـ لَمّا سُئِلَ عَن أَنهارِ الجَنَّةِ : كَم عَرضُ كُلِّ نَهرٍ مِنها؟ ـ: عَرضُ كُلِّ نَهرٍ مَسِيرَةُ خَمسِمِئَةِ عامٍ ، يَدُورُ تَحتَ القُصُورِ وَالحُجُبِ ، تَتَغَنَّى أَمواجُهُ ، وَتُسَبِّحُ وَتَطرَبُ فِي الجَنَّةِ كَما يَطرَبُ النَّاسُ فِي الدُّنيا. (1)۶۶۳۹.عنه عليه السلام :بحار الأنوار عن ابن عبّاسـ فِي خَبَرٍ طَوِيلٍ يَذكُرُ فِيهِ مَسائِلَ سَأَلَها عَبدُ اللّهِ بنُ سَلامٍ رَسُولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله ـ: فَأَخبِرنِي عَن أَنهارِ الجَنَّةِ ما هِيَ؟ قالَ : يَابنَ سَلامٍ ، لَبَنٌ لَم يَتَغَيَّر طَعمُهُ ، وَخَمرٌ ، وَعَسَلٌ مُصَفًّى ، وَماءٌ غَيرُ آسِنٍ .
قالَ : صَدَقتَ يا مُحَمَّدُ ، فَجامِدَةٌ هِيَ أَم جارِيَةٌ؟ قالَ : بَل جارِيَةٌ بَينَ أَشجارِها. قالَ : فَهَل تَنقُصُ أَم تَزِيدُ؟ قالَ : لا يَابنَ سَلامٍ ، قالَ : فَهَل لِذلِكَ مَثَلٌ فِي الدُّنيا؟ قالَ : نَعَم، قالَ : وَما هُوَ؟ قالَ : يَابنَ سَلامٍ ، اُنظُر إِلَى البِحارِ تُمطِرُ فِيها السَّماءُ وَتَمُدُّها الأَنهارُ مِنَ الأَرضِ فَلا تَزِيدُ وَلا تَنقُصُ .
قالَ : صِفْ لِي أَنهارَ الجَنَّةِ . قالَ : يَابنَ سَلامٍ ، فِي الجَنَّةِ نَهرٌ يُقالُ لَهُ : الكَوثَرُ ، رائِحَتُهُ أَطيَبُ مِن رائِحَةِ المِسكِ الأَذفَرِ (2)وَالعَنبَرِ ، حَصاهُ الدُّرُّ وَالياقُوتُ ، عَلَيهِ خِتامٌ مِن اللُّؤلُؤِ الأَبيَضِ ، وَهُوَ مَنزِلُ أَولِياءِ اللّهِ تَعالَى . (3)۶۶۴۰.عنه عليه السلام :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :أَنهارُ الجَنَّةِ تَخرُجُ مِن تَحتِ تِلالِ ـ أَو مِن تَحتِ جِبالِ ـ مِسكٍ . (4).
1) .جامع الأخبار : ص ۳۴۸ ح ۹۵۹ ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۴۶ ح ۷۱.
2) .الأذْفَر : طيّب الريح (النهاية : ج ۲ ص ۱۶۱ «ذفر»).
3) .بحار الأنوار : ج ۶۰ ص ۲۵۵ عن ابن عبّاس وراجع : مسند ابن حنبل : ج ۵ ص ۴۷۵ ح ۱۶۲۰۶ والمستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۶۰۷ ح ۸۶۸۳ .
4) .صحيح ابن حبّان : ج ۱۶ ص ۴۲۳ ح ۷۴۰۸ ، البعث والنشور : ص ۱۸۳ ح ۲۶۶ ، تفسير ابن أبي حاتم : ج ۱ ص ۶۵ ح ۲۵۲ ، تفسير ابن كثير : ج ۱ ص ۹۰ ، تاريخ دمشق : ج ۴۰ ص ۴۱۳ ح ۸۱۳۴ كلّها عن أبي هريرة ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۶۴۵ ح ۳۹۷۷۲.
۶۶۴۱.عنه عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در پاسخ اين سؤال از جويبارهاى بهشت كه : پهناى هر يك از جويبارهاى آن ، چه قدر است؟ ـ: پهناى هر جويبارى ، پانصد سال راه است . هر نهر ، از ميان كاخ ها و پرده ها ( / موانع ) ، پيچ و تاب خوران مى گذرد و امواجش ، نغمه سر مى دهند و تسبيح مى گويند و در بهشت ، سرخوشى مى كنند ، چنان كه مردم در دنيا ، سرخوشى مى نمايند .۶۶۳۸.امام صادق عليه السلام :بحار الأنوارـ به نقل از ابن عبّاس ، در حديثى طولانى كه در آن از مسائلى كه عبد اللّه بن سلام از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پرسيد ، ياد مى كند ـ: مرا از جويبارهاى بهشت ، خبر ده كه آنها چيستند؟ فرمود : «اى پسر سلام! شيرى كه مزه اش هرگز تغيير نمى كند ، و باده اى ، و انگبينى ناب ، و آبى كه رنگ و مزه اش دگرگون نمى گردد» .
ابن سلام گفت : درست گفتى ، اى محمّد ! آيا اين جويبارها ، جامدند يا روان؟ فرمود : «در ميان درختان بهشت ، روان اند» . ابن سلام گفت : آيا اين جويبارها ، كاستى و فزونى مى يابند؟ فرمود : «نه ، اى پسر سلام !» . گفت : آيا برايشان ، نمونه اى در دنيا هست؟ فرمود : «آرى» . گفت : چه چيز؟ فرمود : «اى پسر سلام! به درياها بنگر . در آنها از آسمان ، باران مى بارد و از زمين نيز رودها به آنها مى ريزند ؛ امّا آب درياها ، كم و زياد نمى شود» .
ابن سلام گفت : جويبارهاى بهشت را برايم توصيف كن . فرمود : «اى پسر سلام! در بهشت ، جويبارى است كه به آن ، كوثر مى گويند . بويش خوش تر از بوى مُشك تيزبو و عنبر است ، ريگ هايش دُر و ياقوت اند ، و با مرواريدى سفيد ، مُهر شده است . آن ، منزلگاه دوستان خداى بلندمرتبه است » .۶۶۳۹.امام صادق عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :جويبارهاى بهشت ، از زير تپّه هاى ( / از زير كوه هاى ) مُشك ، بيرون مى آيند . .
۶۶۴۰.امام صادق عليه السلام :عنه صلى الله عليه و آله :إِنَّ أَنهارَ الجَنَّةِ تَجرِي فِي غَيرِ اُخدُودٍ ، أَشَدَّ بَياضا مِنَ الثَّلجِ ، وَأَحلَى مِنَ العَسَلِ ، وَأَليَنُ مِنَ الزُّبدِ ، طِينُ النَّهرِ مِسكٌ أَذفَرُ ، وَحَصاهُ الدُّرُّ وَالياقُوتُ ، تَجرِي فِي عُيُونِهِ وَأَنهارِهِ حَيثُ يَشتَهِي وَيُرِيدُ فِي جَنّاتِهِ وَلِيُ اللّهِ ، فَلَو أَضافَ مَن فِي الدُّنيا مِنَ الجِنِّ وَالإِنسِ لَأَوسَعَهُم طَعاما وَشَرابا وَحَلالاً وَحُلِيّا، لا يَنقُصُهُ مِن ذَلِكَ شَيءٌ . (1)۶۶۴۱.امام صادق عليه السلام :حلية الأولياء عن أنس عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله :لَعَلَّكُم تَظُنُّونَ أَنَّ أَنهارَ الجَنَّةِ أُخدُودٌ فِي الأَرضِ ، لا وَاللّهِ إِنَّها لَسائِحَةٌ عَلَى وَجهِ الأَرضِ ، حافَتاها خِيامُ اللُّؤلُؤِ ، وَطِينُها المِسكُ الأَذفَرُ . قُلتُ : يا رَسُولَ اللّهِ ، وَما الأَذفَرُ؟ قالَ : الَّذِي لا خِلطَ مَعَهُ . (2)۶۶۴۲.الإمام الكاظم عليه السلام :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إِنَّ فِي الجَنَّةِ نَهرا يُقالُ لَهُ : رَجَبٌ ، أَشَدُّ بَياضا مِنَ اللَّبَنِ وَأَحلَى مِنَ العَسَلِ ، مَن صامَ مِن رَجَبٍ يَوما سَقاهُ اللّهُ مِن ذَلِكَ النَّهرِ . (3)۶۶۴۳.الإمام الرضا عليه السلام :الإمام الكاظم عليه السلام :رَجَبٌ نَهرٌ فِي الجَنَّةِ ، أَشَدُّ بَياضا مِنَ اللَّبَنِ وَأَحلَى مِنَ العَسَلِ ، مَن صامَ يَوما مِن رَجَبٍ سَقاهُ اللّهُ مِن ذَلِكَ النَّهرِ . (4)۶۶۴۴.الإمام المهديّ عليه السلام :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الكَوثَرُ نَهرٌ فِي الجَنَّةِ ، حافَّتاهُ مِن ذَهَبٍ ، وَمَجراهُ عَلَى الدُّرِّ وَالياقُوتِ ، تُربَتُهُ أَطيَبُ مِنَ المِسكِ ، وَماؤُهُ أَحلَى مِنَ العَسَلِ وَأَبيَضُ مِنَ الثَّلجِ . (5).
1) .الاختصاص : ص ۳۵۷ عن جابر عن الإمام الباقر عليه السلام ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۲۱۹ ح ۲۱۱.
2) .حلية الأولياء : ج ۶ ص ۲۰۵ ، الدرّ المنثور : ج ۱ ص ۹۵ نقلاً عن ابن مردويه و أبي نعيم والضياء المقدسي ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۶۳ ح ۳۹۲۷۷.
3) .شعب الإيمان : ج ۳ ص ۳۶۷ ح ۳۸۰۰، الجامع الصغير : ج ۱ ص ۳۵۵ ح ۲۳۲۶ نقلاً عن الشيرازي في الألقاب وكلاهما عن أنس .
4) .تهذيب الأحكام : ج ۴ ص ۳۰۶ ح ۹۲۴ ، كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۲ ص ۹۲ ح ۱۸۲۱ ، المقنعة : ص ۳۷۲ كلاهما عن الإمام الصادق عليه السلام نحوه ، ثواب الأعمال : ص ۷۸ ح ۲ عن المبارك بن زيد ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۷۵ ح ۱۲۶.
5) .سنن الترمذي : ج ۵ ص ۴۵۰ ح ۳۳۶۱ ، سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۱۴۵۰ ح ۴۳۳۴ ، سنن الدارمي : ج ۲ ص ۷۹۵ ح ۲۷۳۲ ، مسند ابن حنبل : ج ۲ ص ۵۴۷ ح ۶۴۸۶ كلّها عن ابن عمر والثلاثة الأخيرة نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۲۳ ح ۳۹۱۴۶.
۶۶۴۲.امام كاظم عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :جويبارهاى بهشت ، در شيارها جارى نيستند و از برف ، سفيدتر ، و از عسل ، شيرين تر ، و از خامه ، نرم ترند . گِل جويبار ، مُشكى ناب است و ريگ هايش ، دُر و ياقوت اند ، و در چشمه ها و جويبارهايش ، تا هر كجا كه ولىّ خدا بخواهد و اراده كند ، روان مى شوند . اگر اهل دنيا را ، از جن و انس ، ميهمان كند ، مى تواند به همه آنها ، خوراك و نوشيدنى بدهد و بر همه آنان ، جامه و زيور بپوشانَد ، بى آن كه چيزى از او كم شود.۶۶۴۳.امام رضا عليه السلام :حلية الأولياءـ به نقل از اَنَس ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «شايد شما خيال مى كنيد كه جويبارهاى بهشت ، شكاف هايى در زمين هستند . نه ، به خدا ! آنها بر روى زمين روان اند ، دو كرانه آنها ، سراپرده هاى مرواريدند و گِل آنها ، مُشك اَذفَر است .
گفتم : اى پيامبر خدا ! اَذفَر چيست؟
فرمود : «ناب».۶۶۴۴.امام مهدى عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در بهشت ، نهرى است كه به آن ، «رجب» مى گويند و سفيدتر از شير و شيرين تر از عسل است . هر كس يك روز از ماه رجب ، روزه بگيرد ، خداوند از آن نهر به او مى نوشانَد.۶۶۴۵.الإمام عليّ عليه السلام :امام كاظم عليه السلام :رجب ، نهرى است در بهشت كه سفيدتر از شير و شيرين تر از عسل است . هر كس يك روز از ماه رجب را روزه بگيرد ، خداوند از آن نهر به او مى نوشانَد.۶۶۴۶.عنه عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :كوثر ، نهرى است در بهشت كه دو كرانه آن از طلاست و بسترش دُر و ياقوت ، و خاكش خوش بوتر از مُشك ، و آبش شيرين تر از عسل و سفيدتر از برف است . .
۶۶۴۷.عنه عليه السلام ( ـ فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ ـ ) عنه صلى الله عليه و آله :بَينَما أَنا أَسِيرُ فِي الجَنَّةِ ، إِذا أَنا بِنَهرٍ ، حافَتاهُ قِبابُ الدُّرِّ المُجَوَّفِ ، قُلتُ : ما هَذا يا جِبرِيلُ؟ قالَ : هَذا الكَوثَرُ الَّذِي أَعطاكَ رَبُّكَ . فَإِذا طِينُهُ ـ أَو طِيبُهُ (1)ـ مِسكٌ أَذفَرُ . (2)۶۶۴۵.امام على عليه السلام :عنه صلى الله عليه و آله :أَكبَرُ أَنهارِ الجَنَّةِ الكَوثَرُ ، تَنبُتُ الكَواعِبُ الأَترابُ (3)عَلَيهِ ، يَزُورُهُ أَولِياءُ اللّهِ يَومَ القِيامَةِ . (4)۶۶۴۶.امام على عليه السلام :عنه صلى الله عليه و آله :لَمّا اُسرِيَ بِي رَأَيتُ فِي الجَنَّةِ نَهرا أَبيَضَ مِنَ اللَّبَنِ ، وَأَحلَى مِنَ العَسَلِ ، وَأَشَدَّ استِقامةً مِنَ السَّهمِ ؛ فِيهِ أَبارِيقُ عَدَدَ النُّجُومِ ، عَلَى شاطِئِهِ قِبابُ الياقُوتِ الأَحمَرِ وَالدُّرِّ الأَبيَضِ . (5)۶۶۴۷.امام على عليه السلام ( ـ در حكمت هاى منسوب به او ـ ) الإمام الصادق عليه السلام :إِنَّ فِي الجَنَّةِ نَهرا حافَتاهُ حُورٌ نابِتاتٌ ، فَإِذا مَرَّ المُؤمِنُ بِإِحداهُنَّ فَأَعجبَتَهُ اقتَلَعَها، فَأَنبَتَ اللّهُ عز و جلمَكانَها . (6).
1) .الترديد من هدبة بن خالد أحد رواة الحديث.
2) .صحيح البخاري : ج ۵ ص ۲۴۰۶ ح ۶۲۱۰ ، مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۳۸۲ ح ۱۲۹۸۸ ، سنن الترمذي : ج ۵ ص ۴۴۹ ح ۳۳۶۰ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۱ ص ۱۵۲ ح ۲۶۶ كلّها عن أنس والثلاثة الأخيرة نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۲۵ ح ۳۹۱۵۳.
3) .أتراب : أي لِدات تُنشَأن معا تشبيها في التساوي والتماثل بالترائب التي هي ضلوع الصدر (مفردات ألفاظ القرآن : ص ۱۶۵ «ترب»).
4) .جامع الأخبار : ص ۳۴۸ ح ۹۶۰ ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۴۷ ح ۷۲.
5) .المحاسن : ج ۱ ص ۲۸۸ ح ۵۶۹ عن الحارث بن محمّد عمّن حدّثه عن الإمام الباقر والإمام الصادق عليهماالسلام ، تأويل الآيات الظاهرة : ج ۲ ص ۴۴۱ عن الحارث بن محمّد عن الإمام الصادق عن الإمام الباقر عليهماالسلام ، نوادر الأخبار : ص ۳۸۲ ح ۱ ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۳۸ ح ۵۰ .
6) .الكافي : ج ۸ ص ۲۳۱ ح ۲۹۹ ، تفسير القمّي : ج ۲ ص ۸۲ نحوه وكلاهما عن أبي بصير ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۶۲ ح ۱۰۲.
۶۶۴۸.عنه عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :همچنان كه در بهشت مى گشتم ، به نهرى رسيدم كه در دو كرانه اش ، سراپرده هايى از دُرّ ميان تهى بود . گفتم : «اين چيست ، جبرئيل؟ » .
گفت : اين ، همان كوثر است كه پروردگارت به تو عطا فرموده است .
ديدم گِل آن ( / بوى آن) ، (1)مُشك ناب است.۶۶۴۹.عنه عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بزرگ ترين نهر بهشت ، «كوثر» است . دختركان نورسيده همسال ، بر آن مى رويند . دوستان خدا ، در روز قيامت ، به ديدن آن مى روند.۶۶۵۰.الإمام زين العابدين عليه السلام ( ـ في الدعاء ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :شبى كه به معراج بُرده شدم ، در بهشت ، نهرى ديدم كه از شير ، سفيدتر و از شَهْد ، شيرين تر و از تير ، راست تر بود و در كنار آن ، آب دستانى به شمارِ ستارگان وجود داشت و بر ساحلش ، گنبدهايى از ياقوت سرخ و دُرّ سفيد بود.۶۶۵۱.سعد السعود نقلاً عن الزبور :امام صادق عليه السلام :در بهشت ، نهرى است كه در دو كرانه آن ، حور العين روييده اند و هر گاه مؤمن بر يكى از آنها بگذرد و پسندش افتد ، او را بر مى كند و خداوند عز و جلبه جايش يكى ديگر مى روياند. .
1) .ترديد از هدبة بن خالد ، يكى از راويان اين حديث است.
۴ / ۹أَشجارُ الجَنَّةِالكتاب«وَ أَصْحَـبُ الْيَمِينِ مَا أَصْحَـبُ الْيَمِينِ * فِى سِدْرٍ مَّخْضُودٍ * وَ طَـلْحٍ مَّنضُودٍ * وَ ظِـلٍّ مَّمْدُودٍ * وَ مَاءٍ مَّسْكُوبٍ * وَ فَـكِهَةٍ كَثِيرَةٍ * لَا مَقْطُوعَةٍ وَ لَا مَمْنُوعَةٍ ». (1)
الحديث۶۶۵۳.عنه عليه السلام :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :ما فِي الجَنَّةِ شَجَرَةٌ إِلَا وَساقُها مِن ذَهَبٍ . (2)۶۶۵۴.سعد السعود نقلاً عن الزبور :شرح الأخبار عن سلمان :وَرَدتُ عَلى رَسُولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله وَهُوَ عَلى رَأسِ رَكِيٍ (3)، فَقالَ لِي : ... يا سَلمانُ ، إِنَّهُ مَن سَبَّحَ اللّهَ تَسبِيحَةً ، أَو هَلَّلَهُ تَهلِيلَةً ، أَو كَبَّرَهُ تَكبِيرَةً ، أَو حَمَّدَهُ تَحمِيدَةً ، غَرَسَ اللّهُ عز و جل لَهُ بِها شَجَرَةً فِي الجَنَّةِ ؛ أَصلُها مِن ذَهَبٍ ، وَفَرعُها مِنَ اللُّؤلُؤِ ، مُكَلَّلَةً بِالياقُوتِ ، ثَمَرُها كَثَديِ الأَبكارِ ، أَحلَى مِنَ الشَّهدِ ، وَأَليَنُ مِنَ الزُّبدِ ، كُلَّما جُنِيَ مِنها شَيءٌ عادَ مَكانَهُ مِثلُهُ . (4)۶۶۵۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إِنَّ نَخلَ الجَنَّةِ جُذُوعُها ذَهَبٌ أَحمَرُ ، وَكَرَبُها زَبَرجَدٌ أَخضَرُ ، وَشَمارِيخُها (5)دُرٌّ أَبيَضُ ، وَسَعَفُها حُلَلٌ خُضرٌ ، وَرُطَبُها أَشَدُّ بَياضا مِنَ الفِضَّةِ ، وَأَحلَى مِنَ العَسَلِ ، وَأَليَنُ مِنَ الزُّبدِ ، لَيسَ فِيهِ عَجَمٌ (6)، طُولُ العَذقِ اِثنا عَشَرَ ذِراعا ، مَنضُودَةٌ مِن أَعلاهُ إِلى أَسفَلِهِ ، لا يُؤخَذُ مِنهُ شَيءٌ إِلّا أَعادَهُ اللّهُ كَما كانَ ، وَذَلِكَ قَولُ اللّهِ : «لَا مَقْطُوعَةٍ وَ لَا مَمْنُوعَةٍ » وَإِنَّ رُطَبَها لَأَمثالُ القِلالِ (7)، وَمَوزَها وَرُمّانَها أَمثالُ الدُّلِيِّ (8)، وَأَمشاطَهُم وَمَجامِرَهُم الدُّرُّ . (9).
1) .الواقعة : ۲۷ ـ ۳۳.
2) .سنن الترمذي : ج ۴ ص ۶۷۱ ح ۲۵۲۵ عن أبي هريرة ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۵۶ ح ۳۹۲۴۷ ؛ روضة الواعظين : ص ۵۵۴ .
3) .الرَكيّ : البئر ، وجمعها ركايا (النهاية : ج ۲ ص ۲۶۱ «ركا»).
4) .شرح الأخبار : ج ۱ ص ۱۷۸ ح ۱۳۹ ، المعجم الكبير : ج ۶ ص ۲۶۶ ح ۶۱۶۷ ، كنز العمّال : ج ۱ ص ۴۷۴ ح ۲۰۵۹ .
5) .الشِّمْراخ : كلّ غصن من أغصان العِذق، وهو الذي عليه البُسر (النهاية : ج ۲ ص ۵۰۰ «شمرخ»).
6) .العَجَمُ : النوى (النهاية : ج ۳ ص ۱۸۷ «عجم»).
7) .القُلَّة : الحُبّ العظيم [الجرَّة] والجمع قِلال (النهاية : ج ۴ ص ۱۰۴ «قلل»).
8) .الدَلْو : معروفة، التي يُستقى بها، والجمع : دِلاء ودُلّي (لسان العرب : ج ۱۴ ص ۲۶۴ «دلا»).
9) .الاختصاص : ص ۳۵۷ عن جابر عن الإمام الباقر عليه السلام ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۲۱۹ ح ۲۱۲ وراجع : المستدرك على الصحيحين : ج ۲ ص ۵۱۷ ح ۳۷۷۶ و الفردوس : ج ۴ ص ۲۸۸ ح ۶۸۵۰ .
۴ / ۹درخت هاى بهشتقرآن«و دست راستى ها ؛ دست راستى ها كدام اند؟ در [ زير ] درختان كُنار بى خار ، و درخت هاى موز كه ميوهايشان خوشه خوشه روى هم چيده است ، و سايه اى گسترده ، و آبى ريزان ، و ميوه اى فراوان ، نه بريده و نه ممنوع».
حديث۶۶۵۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در بهشت ، هيچ درختى نيست ، مگر آن كه تنه اش از طلاست.۶۶۵۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :شرح الأخبارـ به نقل از سلمان ـ: بر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله كه بر سر چاهى بود ، وارد شدم . به من فرمود : « ... اى سلمان! هر كس خدا را يك بار تسبيح گويد ، يا يك لا إله إلّا اللّه بگويد ، يا يك اللّه أكبر بگويد ، يا يك بار حمد او را بگويد ، خداوند عز و جل به ازاى آن ، يك درخت در بهشت برايش مى كارد كه ريشه اش از طلاست و تنه اش از مرواريد و مزيّن به ياقوت است و ميوه اش مانند پستان دختران است و از شهد ، شيرين تر و از خامه نرم تر است . هر ميوه اى كه از آن چيده شود ، به جايش ميوه اى ديگر در مى آيد» .۶۶۵۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :نخل هاى بهشت ، تنه هايشان زر سرخ ، زيرشاخه هايشان زبرجد سبز ، سرشاخه هايشان دُرّ سفيد ، شاخه هايشان حلّه هاى سبز ، و رطب هايشان سفيدتر از سيم و شيرين تر از انگبين و نرم تر از خامه است و هسته ندارد . طول خوشه ، دوازده گز است كه از بالا به پايين چيده شده اند و هر خوشه اى كه از آن برگرفته شود ، خداوند ، آن را به حال اوّلش باز مى گرداند و اين ، همان سخن خداست كه : «نه بريده و نه ممنوع» . رطب هايش به اندازه خُمره است و موز و انارش ، به اندازه دَلْو و شانه ها و عودسوزهايش دُرند.
.
۶۶۵۸.عنه صلى الله عليه و آله :المستدرك على الصَّحيحين عن أبي امامة :أَقبَلَ أَعرابِيٌ يَوما فَقالَ : يا رَسُولَ اللّهِ ، لَقَد ذَكَرَ اللّهُ فِي القُرآنِ شَجَرَةً مُؤذِيَةً ، وَما كُنتُ أَرى أَنَّ فِي الجَنَّةِ شَجَرَةً تُؤذِي صاحِبَها .
فَقالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : وَما هِيَ؟
قالَ : السِّدرُ ، فَإِنَّ لَها شَوكا!
فَقالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : «فِى سِدْرٍ مَّخْضُودٍ » ؛ يَخضِدُ (1)اللّهُ شَوكَهُ ، فَيَجعَلُ مَكانَ كُلِّ شَوكَةٍ ثَمَرَةً ، فَإِنَّها تُنبِتُ ثَمَرا تُفتَقُ الثَّمَرَةُ مَعَها عَن اثنَينِ وَسَبعِينَ لَونا ، ما مِنها لَونٌ يُشبِهُ الآخَرَ . (2)۴ / ۱۰شَجَرَةُ طُوبى۶۶۶۱.عنه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :طُوبى شَجَرَةٌ تَخرُجُ مِن جَنَّةِ عَدنٍ ، غَرَسَها رَبُّنا بِيَدِهِ . (3).
1) .خَضَدْتُ الشَجَرَ : قطعتُ شَوكه، فهو خَضِيد ومَخضود (لسان العرب : ج ۳ ص ۱۶۳ «خضد»).
2) .المستدرك على الصحيحين : ج ۲ ص ۵۱۸ ح ۳۷۷۸ ، البعث والنشور : ص ۱۸۷ ح ۲۷۶ ، الزهد لابن المبارك (الملحقات) : ص ۷۴ ح ۲۶۳ ، كنز العمّال : ج ۲ ص ۴۵ ح ۳۰۵۳ وراجع : المعجم الكبير : ج ۱۷ ص ۱۳۰ ح ۳۱۸.
3) .الكافي : ج ۲ ص ۲۰۱ ح ۳ ، المحاسن : ج ۲ ص ۱۵۲ ح ۱۴۰۸ ، تفسير العيّاشي : ج ۲ ص ۲۱۲ ح ۴۷ كلّها عن أبي حمزة عن الإمام الباقر عليه السلام وفي الأخيرين من دون إسناد إلى النبيّ صلى الله عليه و آله ، ثواب الأعمال : ص ۱۶۵ ح ۱ عن عليّ بن أبي عليّ اللهبي عن الإمام الصادق عليه السلام وكلّها نحوه ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۴۳ ح ۶۳ .
۶۶۵۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :المستدرك على الصحيحينـ به نقل از ابو اُمامه ـ: روزى باديه نشينى آمد و گفت : اى پيامبر خدا ! خداوند در قرآن از درختِ صدمه زننده اى ياد كرده است ، در حالى كه من گمان نمى كنم در بهشت ، درختى باشد كه به صاحبش آسيب برساند !
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «چه درختى؟» .
گفت : كُنار ؛ زيرا خاردار است .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : « «در [ زير ] درختان كُنار بى خار» . خدا خارهاى آن را قطع مى كند و به جاى هر خارى ، ميوه اى مى گذارد . اين درخت ، ميوه اى مى دهد با هفتاد و دو رنگ كه هيچ رنگى از آن ، شبيه ديگرى نيست».۴ / ۱۰درخت طوبا۶۶۶۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :طوبا ، درختى است كه از بهشت جاويدان مى رويد و آن را پروردگار ما با دست خود كاشته است.
.
۶۶۶۲.عنه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :مَا مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ يَدْخُلُ الجَنَّةَ إلّا اُنْطُلِقَ بِهِ إِلَى طُوبى، فَتُفْتَحُ لَهُ أَكْمامُهَا، فَيَأْخُذُ مِنْ أَيِ ذلِكَ شَاءَ، إِنْ شَاءَ أَبْيَضَ وَإِنْ شَاءَ أَحْمَرَ وَإِنْ شَاءَ أَصْفَرَ وَإِنْ شَاءَ أَسْوَدَ، مِثْلَ شَقَائِقِ النُّعْمَانِ (1)وَأَرَقَّ وَأَحْسَنَ . (2)۶۶۶۳.عنه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آلهـ فِي وَصفِ شَجَرَةِ طُوبى ـ: هِيَ شَجَرَةٌ غَرَسَها اللّهُ عز و جل ، وَنَفَخَ فِيها مِن رُوحِهِ ، وإنّ أَغصانَها لَتُرى مِن وَراءِ سُورِ الجَنَّةِ ، تَنبُتُ بِالحُلِيِ وَالحُلَلِ ، مُتَدَلِّيَةً عَلَى أَفواهِهِم . (3)۶۶۶۴.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الباقر عليه السلام عن رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ فِي قَولِ اللّهِ تَبارَكَ وَتَعالَى : «طُوبَى لَهُمْ وَ حُسْنُ مَئابٍ » (4)ـ: يَعنِي وَحُسنَ مَرجِعٍ ، فَأَمّا طُوبى فَإِنَّها شَجَرَةٌ فِي الجَنَّةِ ، ساقُها فِي دارِ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله ، وَلَو أَنَّ طائِرا طارَ مِن ساقِها لَم يَبلُغ فَرعَها حَتَّى يَقتُلَهُ الهَرَمُ ، عَلى كُلِّ وَرَقَةٍ مِنها مَلَكٌ يَذكُرُ اللّهَ ، وَلَيسَ فِي الجَنَّةِ دارٌ إِلّا وَفِيها غُصنٌ مِن أَغصانِها ، وَإِنَّ أَغصانَها لَتُرى مِن وَراءِ سُورِ الجَنَّةِ ، تَحمِلُ لَهُم ما يَشاؤُونَ مِن حُلِيِّها وَحُلَلِها وَثِمارِها، لا يُؤخَذُ مِنها شَيءٌ إِلّا أَعادَهُ اللّهُ كَما كانَ ، بِأَنَّهُم كَسَبُوا طَيِّبا وَأَنفَقُوا قَصدا ، وَقَدَّمُوا فَضلاً فَقَد أَفلَحُوا وَأَنجَحُوا. (5)۶۶۶۵.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام :سُئِلَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَن طُوبى ، فَقالَ : شَجَرَةٌ أَصلُها فِي دارِي ، وَفَرعُها عَلى أَهلِ الجَنَّةِ . ثُمَّ سُئِلَ عَنها مَرَّةً اُخرى ، فَقالَ : فِي دارِ عَلِيٍ عليه السلام ، فَقِيلَ فِي ذَلِكَ ، فَقالَ : إِنَّ دارِي وَدارَ عَلِيٍ فِي الجَنَّةِ بِمكانٍ واحِدٍ . (6).
1) .شَقائِقُ النُعْمان : نبت واحدتها شَقيقَة، سمّيت بذلك لحمرتها (لسان العرب : ج ۱۰ ص ۱۸۱ «شقق»).
2) .تفسير ابن كثير : ج ۴ ص ۳۷۸ عن أبي اُمامة ، الدرّ المنثور : ج ۴ ص ۶۴۴ نقلاً عن ابن أبي شيبة في صفة الجنّة وابن أبي حاتم عن أبي اُمامة.
3) .التوحيد : ص ۲۳۷ ح ۲ عن الأصبغ بن نباتة عن الإمام عليّ عليه السلام ، معاني الأخبار : ص ۴۶ ح ۲ ، الخصال : ص ۳۳۲ ح ۳۰ عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله بزيادة «والثمار» بعد «والحُلل» ، العمدة : ص ۳۵۰ ح ۶۷۳ عن معاوية بن قرّة عن أبيه نحوه ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۷۸ ح ۱۳۲ ؛ تفسير الطبري : ج ۸ الجزء ۱۳ ص ۱۴۹ ، تفسير القرطبي : ج ۹ ص ۳۱۷ كلاهما عن معاوية بن قرّة عن أبيه نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۵۷ ح ۳۹۲۵۲ نقلاً عن ابن مردويه عن ابن عبّاس .
4) .الرعد : ۲۹.
5) .الاختصاص : ص ۳۵۸ عن جابر عن الإمام الباقر عليه السلام ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۲۱۹ ح ۲۱۳.
6) .مجمع البيان : ج ۶ ص ۴۴۸ ، العمدة : ص ۳۵۱ ح ۶۷۶ عن جابر عن الإمام الباقر عليه السلام ، المناقب لابن شهرآشوب : ج ۳ ص ۲۳۴ كلاهما نحوه ، تفسير فرات : ص ۲۰۹ ح ۲۸۰ و ح ۲۸۱ عن محمّد بن أحمد عن الإمام الباقر عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله نحوه ، بحار الأنوار : ج ۳۶ ص ۷۰ ح ۱۷ نقلاً عن الطرائف .
۶۶۶۶.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هيچ يك از شما نيست كه وارد بهشت شود ، مگر آن كه او را به نزد طوبا مى برند و غلاف هاى شكوفه هاى آن برايش باز مى شوند و او از هر كدام آنها كه خواست ، بر مى گيرد ، سفيد بخواهد يا سرخ يا زرد يا سياه ، مانند گل شقايق نعمان ؛ بلكه لطيف تر و زيباتر.۶۶۶۷.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در توصيف درخت طوبا ـ: درختى است كه خداوند عز و جل آن را كاشته و از جان خود در آن دميده است و شاخه هايش از پشت ديوار بهشت ، ديده مى شوند و زيور و حُلّه به بار مى نشاند كه در برابر دهان آنان ( بهشتيان ) آويزان اند.۶۶۶۸.عنه صلى الله عليه و آله :امام باقر عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در باره اين سخن خداى بزرگ و والا : «طُوبَى لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآبٍ» فرمود : يعنى : خوش بازگشتگاهى است ! طوبا ، درختى است در بهشت كه تنه آن ، در خانه محمّد صلى الله عليه و آله است و اگر پرنده اى از روى تنه آن به پرواز در آيد ، به شاخه آن نمى رسد تا از پيرى بميرد . بر هر برگى از آن ، فرشته اى است كه ذكر خدا مى گويد . در بهشت ، سرايى نيست ، مگر اين كه شاخه اى از طوبا در آن است و شاخه هايش از پشت ديوار بهشت ، ديده مى شوند . بر شاخه هاى طوبا ، هر زيور و جامه و ميوه اى كه بخواهند ، هست و هر چه از آنها برگرفته شود ، خداوند ، آن را به حال اوّلش باز مى گرداند و اين ، پاداش بهشتيان است ، از آن رو كه حلال به دست آوردند و به اعتدال خرج كردند و اضافى آن را بخشيدند ، پس كامياب و رستگار شدند.۶۶۶۹.عنه صلى الله عليه و آله :امام كاظم عليه السلامـ به نقل از پدرانش عليهم السلام ـ: از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در باره طوبا سؤال شد . فرمود : «درختى است كه ريشه آن ، ، در خانه من است و شاخه هايش بر سر بهشتيان» .
دوباره در باره آن از ايشان سؤال شد . فرمود : «در خانه على است» .
علّت را جويا شدند . فرمود : «خانه من و خانه على در بهشت ، در يك مكان است». .
۶۶۶۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلام :طُوبى شَجَرَةٌ فِي الجَنَّةِ ، أَصلُها فِي دارِ النَّبِيِ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله ، وَلَيسَ مِن مُؤمِنٍ إِلّا وَفِي دارِهِ غُصنٌ مِنها ، لا يَخطُرُ عَلى قَلبِهِ شَهوَةُ شَيءٍ إِلّا أَتاهُ بِهِ ذَلِكَ ، وَلَو أَنَّ راكِبا مُجِدّا سارَ فِي ظِلِّها مِئَةَ عامٍ ما خَرَجَ مِنهُ ، وَلَو طارَ مِن أَسفَلِها غُرابٌ ما بَلَغَ أَعلاها حَتَّى يَسقُطَ هَرَما . أَلا فَفِي هَذا فَارغَبُوا . (1)۶۶۶۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :طُوبى شَجَرَةٌ فِي الجَنَّةِ فِي دارِ أَمِيرِ المُؤمِنِينَ عليه السلام ، وَلَيسَ أَحَدٌ مِن شِيعَتِهِ إِلّا وَفِي دارِهِ غُصنٌ مِن أَغصانِها وَوَرَقَةٌ مِن أَوراقِها ، يَستَظِلُّ تَحتَها أُمَّةٌ مِنَ الأُمَمِ . (2)۶۶۶۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :كانَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يُكثِرُ تَقبِيلَ فاطِمَةَ عليهاالسلام ، فَأَنكَرَت ذَلِكَ عائِشَةُ ، فَقالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : يا عائِشَةُ ، إِنِّي لَمّا أُسرِيَ بِي إِلى السَّماءِ دَخَلتُ الجَنَّةَ فَأَدنانِي جَبرَئِيلُ مِن شَجَرَةِ طُوبى ، وَناوَلَنِي مِن ثِمارِها ، فَأَكَلتُ ، فَحَوَّلَ اللّهُ ذَلِكَ ماءً فِي ظَهرِي ، فَلَمّا هَبَطتُ إِلَى الأَرضِ واقَعتُ خَدِيجَةَ ، فَحَمَلَت بِفاطِمَةَ ، فَما قَبَّلتُها قَطُّ إِلّا وَجَدتُ رائِحَةَ شَجَرَةِ طُوبى مِنها . (3).
1) .الكافي : ج ۲ ص ۲۳۹ ح ۳۰ عن أبي بصير عن الإمام الصادق عليه السلام ، الأمالي للصدوق : ص ۲۹۰ ح ۳۲۳ عن أبي بصير عن الإمام الصادق عن آبائه عن الإمام عليّ عليهم السلام ، الخصال : ص ۴۸۳ ح ۵۶ ، تفسير العيّاشي : ج ۲ ص ۲۱۳ ح ۵۰ كلاهما عن أبي بصير عن الإمام الباقر عن الإمام عليّ عليهماالسلام ، مشكاة الأنوار : ص ۱۵۹ ح ۴۰۲ كلّها نحوه ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۱۷ ح ۲.
2) .تفسير القمّي : ج ۱ ص ۳۶۵ عن أبي عبيدة ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۲۰ ح ۹.
3) .تفسير القمّي : ج ۱ ص ۳۶۵ عن أبي عبيدة ، تفسير العيّاشي : ج ۲ ص ۲۱۲ ح ۴۶ عن أبان بن تغلب نحوه ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۲۰ ح ۱۰.
۶۶۶۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :طوبا ، درختى است در بهشت كه ريشه آن ، در خانه پيامبر ما محمّد صلى الله عليه و آله است و هيچ مؤمنى نيست ، مگر اين كه شاخه اى از آن درخت ، در خانه اوست و دلش هر چيزى را هوس كند ، آن درخت برايش مى آورد و اگر سوارى چابك ، صد سال در سايه آن راه بپيمايد ، از آن خارج نمى شود و اگر از پايين آن ، كلاغى پرواز كند ، به بلندايش نمى رسد تا آن كه از پيرى به زير افتد . هان! پس براى اين نعمت بكوشيد.۶۶۶۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :طوبا ، درختى است در بهشت در خانه امير مؤمنان عليه السلام ، و در خانه هر يك از شيعيان او نيز شاخه اى از شاخه هاى اين درخت و برگى از برگ هاى آن هست و در زير آن ، يك امّت ، سايه مى گيرد.۶۶۶۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ، فاطمه عليهاالسلام را زياد مى بوسيد . عايشه به اين كار ، خرده گرفت . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «اى عايشه ! شبى كه به آسمان بُرده شدم ، به بهشت وارد شدم . جبرئيل ، مرا به نزديك درخت طوبا برد و از ميوه هاى آن به من داد و من خوردم و خداوند ، آن را به نطفه اى در پشت من تبديل كرد . چون به زمين فرود آمدم ، با خديجه هم بستر شدم و او فاطمه را حامله شد . از اين رو ، هر وقت فاطمه را مى بوسم ، بوى درخت طوبا را از او استشمام مى كنم» . .
۶۶۶۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الخصال عن عامر بن واثلة :كُنتُ فِي البَيتِ يَومَ الشُّورى ، فَسَمِعتُ عَلِيّا عليه السلام وَهُوَ يَقُولُ : ... نَشَدتُّكُم بِاللّهِ هَل فِيكُم أَحَدٌ قالَ لَهُ رَسُولُ اللّهِ كَما قالَ لِي : «إِنَّ طُوبى شَجَرَةٌ فِي الجَنَّةِ ، أَصلُها فِي دارِ عَلِيٍ ، لَيسَ مِن مُؤمِنٍ إِلّا وَفِي مَنزِلِهِ غُصنٌ مِن أَغصانِها» غَيرِي؟ قالُوا : اَللَّهُمَّ لا . (1)۶۶۶۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :كمال الدّين عن أبي بصير :قالَ الصَّادِقُ عليه السلام : طُوبى لِمَن تَمَسَّكَ بِأَمرِنا فِي غَيبَةِ قائِمِنا ، فَلَم يَزِغْ قَلبُهُ بَعدَ الهِدايَةِ .
فَقُلتُ لَهُ : جُعِلتُ فِداكَ وَما طُوبى؟
قالَ : شَجَرَةٌ فِي الجَنَّةِ ، أَصلُها فِي دارِ عَلِيِ بنِ أَبِي طالِبٍ عليه السلام ، وَلَيسَ مِن مُؤمِنٍ إِلّا وَفِي دارِهِ غُصنٌ مِن أَغصانِها ، وَذَلِكَ قَولُ اللّهِ عز و جل : «طُوبَى لَهُمْ وَ حُسْنُ مَئابٍ » . (2)۶۶۷۰.الإمام عليّ عليه السلام :الإمام الصادق عليه السلام :إِنَّ المُؤمِنَ إِذا لَقِيَ أَخاهُ وَتَصافَحا (3)لَم تَزَلِ الذُّنُوبُ تَتَحاتُّ (4)عَنهُما ماداما مُتَصافِحَينِ كَتَحاتِّ الوَرَقِ عَنِ الشَّجَرِ ، فَإِذا افتَرَقا قالَ مَلَكاهُما : جَزاكُما اللّهُ خَيرا عَن أَنفُسِكُما ، فَإِنِ التَزَمَ كُلُّ واحِدٍ مِنهُما صاحِبَهُ ناداهُما مُنادٍ : طُوبى لَكُما وَحُسنُ مَآبٍ . وَطُوبى شَجَرَةٌ فِي الجَنَّةِ ، أَصلُها فِي دارِ أَميرِ المُؤمِنِينَ ، وَفَرعُها فِي مَنازِلِ أَهلِ الجَنَّةِ ، فَإِذا افتَرَقا ناداهُما مَلَكانِ كَرِيمانِ : أَبشِرا يا وَلِيَّيِ اللّهِ بِكَرامَةِ اللّهِ وَالجَنَّةُ مِن وَرائِكُما. (5)۶۶۷۱.عنه عليه السلام :الدرّ المنثور عن فرقد السّبخيِ :أَوحَى اللّهُ إِلى عِيسَى بنِ مَريَمَ عليه السلام فِي الإِنجِيلِ : يا عِيسَى ، جِدَّ فِي أَمرِي وَلا تَهزُل ، وَاسمَع قَولِي وَأَطِع أَمرِي . يَابنَ البِكرِ البَتُولِ ، إِنِّي خَلَقتُكَ مِن غَيرِ فَحلٍ ، وَجَعَلتُكَ وَأُمَّكَ آيةً لِلعالَمِينَ ، فَإِيّايَ فَاعبُد ، وَعَلَيَ فَتَوَكَّل ، وَخُذِ الكِتابَ بِقُوَّةٍ .
قالَ عِيسى عليه السلام : أَي رَبِّ ، أَيَّ كِتابٍ آخُذُ بِقُوَّةٍ ؟ قالَ: خُذ كِتابَ الإِنجِيلِ بِقُوَّةٍ ، فَفَسِّرهُ لِأَهلِ السريانِيَّةِ ، وَأَخبِرهُم إِنِّي أَنا اللّهُ لا إِله إِلّا أَنَا ، الحَيُ القَيُّومُ ، البَديِعُ الدّائِمُ ، الَّذِي لا زَوالَ لَهُ ، فَآمِنُوا بِاللّهِ وَرَسُولِهِ النَّبِيِ الَّذِي يَكُونُ فِي آخِرِ الزَّمانِ ، فَصَدِّقُوهُ وَاتَّبِعُوهُ ، صاحِبِ الجَمَلِ وَالمِدرَعَةِ وَالهِراوَةِ وَالتّاجِ ، الأَنجَلِ (6)العَينِ ، المَقرُونِ الحاجِبَينِ ، صاحِبِ الكِساءِ ، الَّذِي إِنَّما نَسلُهُ مِنَ المُبارَكَةِ ـ يَعنِي خَدِيجَةَ ـ .
يا عِيسَى ، لَها بَيتٌ مِن لُؤلُؤٍ مِن قَصَبٍ مُوصَلٍ بِالذَّهَبِ ، لا يُسمَعُ فِيهِ أَذًى وَلا نَصَبٌ ، لَها ابنَةٌ ـ يَعنِي فاطِمَةَ ـ وَلَها ابنانِ فَيُستَشهَدانِ ـ يَعنِي الحَسَنَ وَالحُسَينَ عليهماالسلام ـ طُوبى لِمَن سَمِعَ كَلامَهُ ، وَأَدرَكَ زَمانَهُ ، وَشَهِدَ أَيّامَهُ .
قالَ عِيسَى عليه السلام : يا رَبِّ وَما طُوبى؟
قالَ : شَجَرَةٌ فِي الجَنَّةِ ، أَنا غَرَستُها بِيَدِي ، وَأَسكَنتُها مَلائِكَتِي ، أَصلُها مِن رِضوانَ ، وَماؤُها مِن تَسنِيمٍ . (7).
1) .الخصال : ص ۵۵۸ ح ۳۱ ، بحار الأنوار : ج ۳۱ ص ۳۲۰ ح ۱ .
2) .كمال الدين : ص ۳۵۸ ح ۵۵ ، معاني الأخبار : ص ۱۱۲ ح ۱ ، بحار الأنوار : ج ۵۲ ص ۱۲۳ ح ۶ .
3) .في المصدر : «فصافحا» والتصويب من بحار الأنوار .
4) .تحاتَّت : أي تساقطت (النهاية : ج ۱ ص ۳۳۷ «حتَّ»).
5) .تفسير العيّاشي : ج ۲ ص ۲۱۲ ح ۴۹ عن أبي بصير ، بحار الأنوار : ج ۷۶ ص ۴۱ ح ۴۱.
6) .عَيْنٌ نَجْلاء : أي واسعة (النهاية : ج ۵ ص ۲۳ «نجل»).
7) .الدرّ المنثور : ج ۴ ص ۶۴۴ نقلاً عن ابن أبي حاتم ، البداية والنهاية : ج ۲ ص ۷۸ و ص ۷۹ عن أبي هريرة نحوه ؛ كمال الدين : ج ۱ ص ۱۵۹ ح ۱۸ عن حمّاد بن عبد اللّه بن سليمان ، الأمالي للصدوق : ص ۳۴۵ ح ۴۱۸ عن عبد اللّه بن سليمان ، إعلام الورى : ص ۲۱ كلّها نحوه ، بحار الأنوار : ج ۱۶ ص ۱۴۴ ح ۱.
۶۶۷۲.عنه عليه السلام :الخصالـ به نقل از عامر بن واثله ـ: روز شورا ، من در خانه[ ى خدا ] بودم . صداى على عليه السلام را شنيدم كه مى فرمود : «... شما را به خدا سوگند مى دهم كه آيا در ميان شما كسى جز من هست كه پيامبر خدا در باره او همچون من ، فرموده باشد : طوبا ، درختى است در بهشت كه ريشه آن ، در خانه على است و هيچ مؤمنى نيست ، مگر اين كه شاخه اى از شاخه هاى آن ، در خانه اوست ؟» .
گفتند : نه ، به خدا!۶۶۷۳.عنه عليه السلام :كمال الدينـ به نقل از ابو بصير ـ: امام صادق عليه السلام فرمود : «طوبا ، از آنِ كسى است كه در غيبت قائم ما ، در راه ما استوار بماند و دلش پس از آن كه هدايت گشته است ، به گم راهى نيفتد » .
گفتم : فدايت شوم ! طوبا چيست؟
فرمود : «درختى بهشتى است كه ريشه اش در خانه على بن ابى طالب عليه السلام است و در خانه هر مؤمنى نيز شاخه اى از آن وجود دارد و اين ، همان سخن خداى عز و جلاست كه : «طوبا براى ايشان است و چه خوش بازگشتگاهى است ! » » .۶۶۷۴.عنه عليه السلام :امام صادق عليه السلام :مؤمن ، هر گاه به برادرش برسد و با هم دست دهند ، تا زمانى كه دست در دست يكديگر دارند ، گناهانشان همانند ريختن برگ درخت ، فرو مى ريزد و آن گاه كه از هم جدا شوند ، دو فرشته آنها مى گويند : «خداوند به شما دو تن ، سزاى نيك دهد !» . پس اگر يكديگر را در آغوش كشند ، منادى اى ندا مى دهد كه : «طوبا براى شماست و چه خوش بازگشتگاهى است !» ـ و طوبا ، درختى است در بهشت كه ريشه اش در خانه امير مؤمنان عليه السلام و شاخه هايش در منازل بهشتيان است ـ و چون از هم جدا شوند ، دو فرشته گرامى به آنان ندا مى دهند كه : «مژده باد شما دو دوست خدا را به كرامت خدا ! بهشت ، پيش روى شماست ! ».۶۶۷۵.عنه عليه السلام :الدرّ المنثورـ به نقل از فرقد سبخى ـ: خداوند در انجيل به عيسى بن مريم عليه السلام وحى فرمود كه : «اى عيسى! در كار من ، جدّى باش و آن را به شوخى مگير و سخنم را بشنو و فرمانم را اطاعت كن . اى پسر آن باكره پاك دامن! من تو را بدون پدر آفريدم و تو و مادرت را نشانه اى [ از قدرت خويش ] براى جهانيان قرار دادم . پس فقط مرا بندگى كن و بر من توكّل نماى و كتاب را با قدرت بگير» .
عيسى عليه السلام گفت : اى پروردگار من ! كدام كتاب را با قدرت بگيرم ؟ فرمود : «كتاب انجيل را با نيرو بگير و آن را براى سريانيان ، بيان كن و آنان را آگاه گردان كه منم خداى يگانه و معبودى جز من نيست ، زنده پايدارم و نوآفرين و پاينده اى هستم كه هرگز از ميان نمى رود .
پس [به آنان بگو :] به خدا و فرستاده او ، پيامبرى كه در آخرزمان مى آيد ، ايمان آوريد و او را تصديق كنيد و از او پيروى نماييد ؛ از همان صاحب اُشتر و زره و چوب دستى و تاج ، درشت چشمِ ابرو پيوسته ، صاحب كسا ؛ همو كه نسلش از بانويى خجسته است» يعنى خديجه .
[و افزود :] «اى عيسى! براى او خانه اى است از مرواريد آبدارِ پيوند خورده به طلا ، كه در آن ، هيچ گزند و رنجى نمى رسد ، و يك دختر دارد» يعنى فاطمه عليهاالسلام«و براى آن دختر ، دو پسر است كه هر دو به شهادت مى رسند» يعنى حسن و حسين عليهماالسلام . «طوبا ، از آنِ كسى كه سخن او را بشنود و زمانش را دريابد و در روزگار او به سر برد !» .
عيسى عليه السلام گفت : پروردگارا ! طوبا چيست؟
فرمود: «درختى است در بهشت كه من با دستان خويش ، آن را كاشته ام و فرشتگانم را در آن ، سُكنا داده ام . ريشه اش از رضوان است و آبش از [ چشمه ]تسنيم» . .
۴ / ۱۱ظِلالُ الجَنَّةِالكتاب«إِنَّ أَصْحَـبَ الْجَنَّةِ الْيَوْمَ فِى شُغُلٍ فَـكِهُونَ * هُمْ وَ أَزْوَ جُهُمْ فِى ظِـلَـلٍ عَلَى الْأَرَائِكِ مُتَّكِئونَ * لَهُمْ فِيهَا فَـكِهَةٌ وَ لَهُم مَّا يَدَّعُونَ * سَلَـمٌ قَوْلًا مِّن رَّبٍّ رَّحِيمٍ ». (1)
«مَّتَّكِئينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ لَا يَرَوْنَ فِيهَا شَمْسًا وَ لَا زَمْهَرِيرًا * وَ دَانِيَةً عَلَيْهِمْ ظِـلَــلُهَا وَ ذُلِّلَتْ قُطُوفُهَا تَذْلِيلاً ». (2)
.
۴ / ۱۱سايه هاى بهشتقرآن«در آن روز [قيامت] ، اهل بهشت ، كار و بارى خوش در پيش دارند . آنها با همسرانشان در زير سايه ها بر تخت ها تكيه مى زنند . در آن جا براى آنها [ هر گونه ] ميوه و هر چه دلشان بخواهد ، است . از جانب پروردگارى مهربان ، [ به آنان ] سلام گفته مى شود».
«در آن جا بر تخت ها تكيه مى زنند . در آن جا نه آفتابى مى بينند و نه سرمايى . و سايه هاى آنها (درختان) به آنان نزديك است و ميوه هاى آنها [ براى چيدن ] ، رام».
.
الحديث۶۶۷۸.امام على عليه السلام :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إِنَّ فِي الجَنَّةِ لَشَجَرَةً يَسِيرُ الرّاكِبُ فِي ظِلِّها مِائَةَ سَنَةٍ ، وَاقرَؤُوا إِن شِئتُم «وَ ظِـلٍّ مَّمْدُودٍ » (1). (2)۶۶۷۹.عنه عليه السلام :عنه صلى الله عليه و آلهـ فِي وَصفِ سِدرَةِ المُنتَهى ـ: يَسِيرُ الرّاكِبُ فِي الفَنَنِ (3)مِنها مِائَةَ سَنَةٍ ، يَستَظِلُّ بِالفَنَنِ مِنها مِئَةُ راكِبٍ ، فِيها فِراشٌ مِن ذَهَبِ . (4)۶۶۸۰.عنه عليه السلام :عنه صلى الله عليه و آلهـ فِي أَحوالِ أَهلِ الجَنَّةِ ـ: يَتَنَعَّمُونَ فِي جَنّاتِهِم فِي ظِلٍّ مَمدُودٍ فِي مِثلِ ما بَينَ طُلُوعِ الفَجرِ إِلى طُلُوعِ الشَّمسِ . (5)۶۶۸۱.عنه عليه السلام :المناقب لابن شهر آشوبـ فِي خَبَرِ الرّاهِبِ الَّذِي سَأَلَ الإِمامَ الكاظِمَ عليه السلام عَن بَعضِ الأُمُورِ ـ: قالَ [الرَّاهِبُ] : وَفِي الجَنَّةِ ظِلٌّ مَمدُودٌ؟
فَقالَ عليه السلام : الوَقتُ الَّذِي قَبلَ طُلُوعِ الشَّمسِ كُلُّها ظِلٌّ مَمدُودٌ ، قَولُهُ : «أَلَمْ تَرَ إِلَى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّـلَّ» (6). (7).
1) .الواقعة : ۳۰.
2) .صحيح البخاري : ج ۳ ص ۱۱۸۷ ح ۳۰۸۰ ، سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۱۴۵۰ ح ۴۳۳۵ ، سنن الدارمي : ج ۲ ص ۷۹۵ ح ۲۷۳۳ كلّها عن أبي هريرة ، صحيح مسلم : ج ۴ ص ۲۱۷۶ ح ۲۸۲۷ عن سهل بن سعد وفيه صدره إلى «سنة» ، سنن الترمذي : ج ۵ ص ۴۰۰ ح ۳۲۹۳ عن أنس وراجع : الإقبال : ج ۱ ص ۳۴۵ .
3) .الفَنَن : الغُصنُ الغَضُّ الوَرَقِ (مفردات ألفاظ القرآن : ص ۶۴۵ «فنن»).
4) .المستدرك على الصحيحين : ج ۲ ص ۵۱۰ ح ۳۷۴۸ ، سنن الترمذي : ج ۴ ص ۶۸۰ ح ۲۵۴۱ ، تفسير الطبري : ج ۱۳ الجزء ۲۷ ص ۵۴ كلاهما نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۶۲ ح ۳۹۲۷۱.
5) .الكافي : ج ۸ ص ۹۹ ح ۶۹ ، تأويل الآيات الظاهرة : ج ۲ ص ۷۴۷ ح ۳ كلاهما عن محمّد بن إسحاق المدني عن الإمام الباقر عليه السلام وراجع : تفسير القمّي : ج ۲ ص ۱۱۵ .
6) .الفرقان : ۴۵.
7) .المناقب لابن شهرآشوب : ج ۴ ص ۳۱۱ ، بحار الأنوار : ج ۴۸ ص ۱۰۵ ح ۸ .
حديث۶۶۸۳.الإمام الحسين عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در بهشت ، درختى است كه سواره ، صد سال در سايه آن ، راه مى پيمايد . اگر خواستيد آن را در قرآن بخوانيد [ ، آن جاست كه مى گويد ] : «و در سايه اى كشيده » .۶۶۸۴.الإمام زين العابدين عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در توصيف «سِدرةُ المُنتهى (آخرين درخت سدر)» ـ: سواره ، صد سال در [ سايه ] شاخه آن ، راه مى پيمايد و صد سوار در سايه شاخه آن جاى مى گيرند و در آن ، فرشى از طلاست.۶۸۰۵.عنه عليه السلام ( ـ في دُعائِهِ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در احوال بهشتيان ـ: در باغ هاى خويش ، در سايه اى كه به اندازه طلوع سپيده تا طلوع آفتابْ كشيده است ، خوش و خرّم مى زيَند.۶۸۰۴.عنه عليه السلام ( ـ في كِتابِهِ لِلأَشتَرِ حينَ وَلّاهُ عَلى مِصرَ ) المناقب ، ابن شهرآشوبـ در گزارش از راهبى كه در باره برخى چيزها از امام كاظم عليه السلام پرسيد ـ: راهب گفت : آيا سايه اى گسترده ، در بهشت است؟
فرمود : «زمان پيش از طلوع آفتاب ، همه اش سايه گسترده است . خداوند مى فرمايد : «آيا نديده اى كه پروردگارت چگونه سايه را گسترده است؟» » . .
۴ / ۱۲ثِمارُ الجَنَّةِالكتاب«وَ بَشِّرِ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّــلِحَـتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّـتٍ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَـرُ كُلَّمَا رُزِقُواْ مِنْهَا مِن ثَمَرَةٍ رِّزْقًا قَالُواْ هَـذَا الَّذِى رُزِقْنَا مِن قَبْلُ وَ أُتُواْ بِهِ مُتَشَـبِهًا وَ لَهُمْ فِيهَا أَزْوَ جٌ مُّطَهَّرَةٌ وَ هُمْ فِيهَا خَــلِدُونَ ». (1)
«فَأَمَّا مَنْ أُوتِىَ كِتَـبَهُ بِيَمِينِهِ فَيَقُولُ هَاؤُمُ اقْرَءُواْ كِتَـبِيَهْ * إِنِّى ظَنَنتُ أَنِّى مُلَـقٍ حِسَابِيَهْ * فَهُوَ فِى عِيشَةٍ رَّاضِيَةٍ * فِى جَنَّةٍ عَالِيَةٍ * قُطُوفُهَا دَانِيَةٌ * كُلُواْ وَ اشْرَبُواْ هَنِيئا بِمَا أَسْلَفْتُمْ فِى الْأَيَّامِ الْخَالِيَةِ ». (2)
الحديث۶۸۰۲.الإمام عليّ عليه السلام ( ـ في خُطبَتِهِ ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ فِي وَصفِ ثِمارِ الجَنَّةِ ـ: وَالَّذِي نَفسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ! إِنَّ الحَبَّةَ ـ يَعنِي الرُّمّانَ ـ فِي الجَنَّةِ لَتَسقُطُ فَتَستُرُ الخادِمَ مِن المَخدُومِ عظما، وَالثِّمارُ كَثَديِ الأَبكارِ ، أَليَنُ مِنَ الزُّبدِ ، وَأَحلَى مِنَ الشَّهدِ . (3)۶۸۰۱.عنه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آلهـ فِي ذِكرِ ما يَلقَاهُ المُؤمِنُ عِندَ دُخُولِهِ الجَنَّةَ ـ: يَدخُلُ فَإِذا هُوَ بِسِماطَينِ مِن شَجَرٍ ، أَغصانُها اللُّؤلُؤُ ، وَفُرُوعُها الحُلِيُّ والحُلَلُ ، ثِمارُها مِثلُ ثَديِ الجَوارِي الأَبكارِ . (4).
1) .البقرة : ۲۵.
2) .الحاقّة : ۱۹ ـ ۲۴ وراجع : المؤمنون : ۱۹ ؛ يس : ۵۷ ؛ الصافّات : ۴۲ ؛ ص : ۵۱ ؛ الزخرف : ۷۳ ؛ الدّخان : ۵۵ ؛ محمّد : ۱۵ ؛ الطور : ۲۲ ؛ الرحمن : ۱۱، ۵۲، ۶۸ ؛ الواقعة : ۲۰ ، ۳۲ ؛ الإنسان : ۱۴ ؛ المرسلات : ۴۲.
3) .الفردوس : ج ۴ ص ۳۶۳ ح ۷۰۴۸ عن ابن عبّاس .
4) .الاختصاص : ص ۳۵۰ ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۲۱۲ ح ۲۰۵.
۴ / ۱۲ميوه هاى بهشتقرآن«و كسانى را كه ايمان آورده و كارهاى درست انجام داده اند ، مژده ده كه ايشان را باغ هايى است كه در آنها جوى ها روان اند . هر گاه ميوه اى از آنها روزىِ ايشان شود ، مى گويند : «اين ، همان است كه پيش از اين ، روزىِ ما بوده است» و مانند آن نعمت ها براى آنان آورده مى شود و در آن جا همسرانى پاكيزه خواهند داشت و در آن جا جاودانه مى مانند».
«امّا كسى كه كارنامه اش به دست راستش داده شود ، مى گويد : «بياييد و كتابم را بخوانيد . من يقين داشتم كه به حساب خود مى رسم» . پس ، او در يك زندگىِ خوش است ؛ در بهشتى برين كه ميوه هايش در دسترس است . بخوريد و بنوشيد ، گوارايتان باد ، به پاداش آنچه در روزهاى گذشته انجام داديد ! ».
حديث۶۷۹۴.امام على عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در توصيف ميوه هاى بهشت ـ: سوگند به آن كه جان محمّد در دست اوست ، دانه ـ يعنى انار ـ در بهشت [ از درخت ] مى افتد و چندان درشت است كه ميان خدمتكار و آقايش حايل مى گردد . ميوه هايش [ نيز ]به بزرگى پستان دوشيزگان است و نرم تر از مَسكه و شيرين تر از انگبين.۶۷۹۳.امام على عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در بيان آنچه مؤمن هنگام ورودش به بهشت مى يابد ـ: داخل [ بهشت ] مى شود و با دو رديف درخت مواجه مى گردد كه تركه هايشان مرواريد است و شاخه هايشان جواهرات و حُلّه ، و ميوه هايشان مانند پستا دختران باكره.
.
۶۷۹۸.عنه عليه السلام :المنتخب من مسند عبد بن حميدٍ عن عمر بن الخطّاب :جاءَ أُناسٌ مِنَ اليَهُودِ إِلى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله فَقالُوا : يا مُحَمَّدُ ، أَفِي الجَنَّةِ فاكِهَةٌ؟ قالَ : نَعَم ، فِيها فاكِهَةٌ وَنَخلٌ وَرُمّانٌ . قالَ : أَفَيَأكُلُونَ كَما يَأْكُلُونَ فِي الدُّنيا؟ قالَ : نَعَم وَأَضعافٌ ، قالَ : أَفَيَقضُونَ الحَوائِجَ؟ قالَ : لا، وَلِكنَّهُم يَعرَقُونَ وَيَرشَحُونَ ، فَيَذهَبُ اللّهُ بِما فِي بُطُونِهِم مِن أَذًى . (1)۶۷۹۷.الإمام عليّ عليه السلام ( ـ في خُطبَتِهِ ـ ) تفسير الطّبري عن قتادةـ فِي قَولِهِ تَعالى : «وَ جَنَى الْجَنَّتَيْنِ دَانٍ » (2)ـ: ثِمارُهُم [أَي أَهلِ الجَنَّةِ ]دانِيَةٌ ، لا يَرُدُّ أَيدِيَهُم عَنهُ بُعدٌ وَلا شَوكٌ ، ذكر لنا أَنَّ نَبِيَ اللّهِ صلى الله عليه و آله قالَ : وَالَّذِي نَفسِي بِيَدِهِ لا يَقطَعُ رَجُلٌ ثَمَرَةً مِنَ الجَنَّةِ فَتَصِلَ إِلى فِيهِ حَتَّى يُبَدِّلَ اللّهُ مَكانَها خَيرا مِنها . (3)۶۷۹۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :لا يَنزِعُ رَجُلٌ مِن أَهلِ الجَنَّةِ مِن ثَمَرِها شَيئا إِلّا أَخلَفَ اللّهُ مَكانَها مِثلَها . (4)۴ / ۱۳فُرُشُ الجَنَّةِالكتاب«وَ فُرُشٍ مَّرْفُوعَةٍ ». (5)
«مُتَّكِئينَ عَلَى فُرُشٍ بَطَـائِنُهَا مِنْ إِسْتَبْرَقٍ وَ جَنَى الْجَنَّتَيْنِ دَانٍ * فَبِأَىِّ ءَالَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ». (6)
.
1) .المنتخب من مسند عبد بن حميد : ص ۴۳ ح ۳۵ ، الدرّ المنثور : ج ۷ ص ۷۱۶ نقلاً عن الحارث بن أبي اُسامة وابن مردويه ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۶۴۷ ح ۳۹۷۷۵.
2) .الرحمن : ۵۴ .
3) .تفسير الطبري : ج ۱۳ الجزء ۲۷ ص ۱۴۹ ، الدرّ المنثور : ج ۷ ص ۷۱۰ نقلاً عن عبد بن حميد.
4) .المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۴۹۷ ح ۸۳۹۰ ، تفسير الثعلبي : ج ۸ ص ۳۴۴ ، الدرّ المنثور : ج ۱ ص ۹۷ نقلاً عن البزّار وفيهما «مثلاها» بدل «مثلها» وكلّها عن ثوبان .
5) .الواقعة : ۳۴.
6) .الرحمن : ۵۴ ـ ۵۵ .
۶۷۹۰.امام على عليه السلام :المنتخب من مسند عبد بن حميدـ به نقل از عمر بن خطّاب ـ: جمعى از يهود ، نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمدند و گفتند : اى محمّد! آيا در بهشت ، ميوه هست ؟
فرمود : «آرى . در آن جا ميوه و خرمابن و انار هست » .
[ يكى از آنان ] گفت : آيا همچنان كه در دنيا مى خورند ، در آن جا هم مى خورند ؟ فرمود : «آرى ، و چندين برابر» .
گفت : آيا قضاى حاجت هم مى كنند ؟ فرمود : «نه ؛ بلكه بدنشان عرق و ترشّح مى كند و از اين طريق ، خداوند ، فضولات شكم آنها را دفع مى كند» .۶۷۸۹.امام صادق عليه السلام :تفسير الطبرىـ به نقل از قتاده ، ـدر باره اين سخن خداى بلندمرتبه : « و چيدن ميوه آن دو باغ ، در دسترس است» ـ : ميوه هاى اهل بهشت ، به آنها نزديك است و هيچ فاصله و يا خارى ، مانع دست هاى آنان از آن ميوه ها نمى شود . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «سوگند به آن كه جانم در دست اوست ، هر ميوه اى كه كسى از بهشت مى چيند ، هنوز به دهان او نرسيده ، خداوند ، بهتر از آن را جايگزينش مى سازد» .۶۷۸۸.امام على عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هيچ مردى از بهشتيان ، چيزى از ميوه هاى آن را نمى چيند ، مگر آن كه خداوند ، مانندش را جايگزين آن مى كند.۴ / ۱۳فرش هاى بهشتقرآن«و فرش هايى گسترده » . (1)
«بر فرش هايى كه آستر آنها از ابريشم ستبر است ، تكيه مى زنند و چيدن [ ميوه ]آن دو باغ ، در دسترس است . پس ، كدام يك از نعمت هاى پروردگارتان را منكريد؟».
.
1) .بعضى مترجمان قرآن كريم ، اين آيه را چنين ترجمه كرده اند : «و همخوابگانى بلند بالا» . ادامه آيه چنين است : «ما آنان را پديد آورده ايم پديد آوردنى ، و ايشان را دوشيزه گردانيديم ، شوى دوستِ همسال ، براى ياران راست» .
الحديث۶۷۸۹.الإمام الصادق عليه السلام :رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ فِي قَولِهِ تَعالى : «وَ فُرُشٍ مَّرْفُوعَةٍ » ـ: اِرتِفاعُها لَكَما بَينَ السَّماءِ وَالأَرضِ مَسِيرَةُ خَمسِمِائَةِ سَنَةٍ . (1)۶۷۸۸.عنه عليه السلام :المعجم الكبير عن أبي امامة :سُئِلَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَنِ الفُرُشِ المَرفُوعَةِ فَقالَ : لَو طُرِحَ فِراشٌ مِن أَعلاها لَهَوَى إِلى قَرارِها مِائَةَ خَرِيفٍ . (2)۴ / ۱۴سُرُرُ الجَنَّةِالكتاب«فِيهَا سُرُرٌ مَّرْفُوعَةٌ ». (3)
«هُمْ وَ أَزْوَ جُهُمْ فِى ظِـلَـلٍ عَلَى الْأَرَائِكِ مُتَّكِئونَ ». (4)
«وَ نَزَعْنَا مَا فِى صُدُورِهِم مِّنْ غِلٍّ إِخْوَ نًا عَلَى سُرُرٍ مُّتَقَـبِلِينَ ». (5)
الحديث۶۷۸۰.لقمان ( ـ به پسرش ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله :السُّرُرُ المَرفُوعَةُ عَرضُها فَرسَخٌ فِي طُولِ مِيلٍ فِي السَّماءِ ، عَلَيهِ سَبعُونَ فِراشا كَقَدرِ سَبعِينَ غُرفَةً ، بَعضُها فَوقَ بَعضٍ . (6).
1) .سنن الترمذي : ج ۴ ص ۶۷۹ ح ۲۵۴۰ ، مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۱۵۱ ح ۱۱۷۱۹ ، صحيح ابن حبّان : ج ۱۶ ص ۴۱۸ ح ۷۴۰۵ ، تفسير الطبري : ج ۱۳ الجزء ۲۷ ص ۱۸۵ كلّها عن أبي سعيد الخدري والثلاثة الأخيرة نحوه ، كنز العمّال : ج ۲ ص ۴۴ ح ۳۰۵۱.
2) .المعجم الكبير : ج ۸ ص ۲۴۳ ح ۷۹۴۷ ، الدرّ المنثور : ج ۸ ص ۱۵ نقلاً عن ابن مردويه ، كنز العمّال : ج ۲ ص ۴۵ ح ۳۰۵۲.
3) .الغاشية : ۱۳.
4) .يس : ۵۶ .
5) .الحجر : ۴۷.
6) .الفردوس : ج ۲ ص ۳۴۴ ح ۳۵۵۸ عن ابن عبّاس ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۶۵۱ ح ۳۹۷۸۱ عن ابن مردويه عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله نحوه.
حديث۶۷۷۸.امام على عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در باره اين سخن خداى بلندمرتبه : «و فرش هايى گسترده » ـ : گستردگى آنها به اندازه فاصله آسمان و زمين است ، به مسافت پانصد سال راه.۶۷۷۷.امام على عليه السلام :المعجم الكبير ـ به نقل از ابو اُمامه ـ :از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در باره «فرش هاى گسترده» سؤال شد . فرمود : «اگر يك فرش از سرِ آن انداخته شود ، بعد از صد پاييز (1)به انتهاى آن مى رسد ».۴ / ۱۴تخت هاى بهشتقرآن«در آن ، تخت هايى بلند است».
«آنان و همسرانشان در سايه ها بر تخت ها تكيه زده اند».
«و هر كينه اى را از دل هايشان بر مى كنيم ؛ برادرانى كه بر تخت هايى رو به روى هم اند».
حديث۶۷۷۷.عنه عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :تخت هاى بلند ، عرضشان يك فرسخ است ، با بلنداى يك ميل در آسمان و بر روى هر تختى ، هفتاد فرش است به اندازه هفتاد اتاق كه بعضى از آنها بر روى هم افتاده اند .
.
1) .كلمه «خريف» كه در متن عربىِ حديث آمده است ، يعنى : پاييز ، سال ، هفتاد سال ، چهل سال.
۶۷۷۶.امام على عليه السلام :الإمام الباقر عليه السلامـ فِي قَولِهِ تَعالى : «فِى ظِـلَـلٍ عَلَى الْأَرَائِكِ مُتَّكِئونَ » ـ: الأَرائِكُ : السُّرُرُ عَلَيها الحِجالُ (1). (2)۴ / ۱۵أَوانِي الجَنَّةِالكتاب«يُطَافُ عَلَيْهِم بِصِحَافٍ مِّن ذَهَبٍ وَ أَكْوَابٍ وَ فِيهَا مَا تَشْتَهِيهِ الْأَنفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ وَ أَنتُمْ فِيهَا خَــلِدُونَ». (3)
«وَ يُطَافُ عَلَيْهِم بِئانِيَةٍ مِّن فِضَّةٍ وَ أَكْوَابٍ كَانَتْ قَوَارِيرَا * قَوَارِيرَاْ مِن فِضَّةٍ قَدَّرُوهَا تَقْدِيرًا ». (4)
الحديث۶۷۷۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن شَرِبَ الخَمرَ فِي الدُّنيا لَم يَشرَبهُ فِي الآخِرَةِ ، وَمَن شَرِبَ فِي آنِيَةِ الذَّهَبِ وَالفِضَّةِ فِي الدُّنيا لَم يَشْرَب بِها فِي الآخِرَةِ . (5)۶۷۷۲.امام صادق عليه السلام :الإمام الصادق عليه السلام :يَنفُذُ البَصَرُ فِي فِضَّةِ الجَنَّةِ كَما يَنفُذُ فِي الزُّجاجِ . (6)راجع : ص ۱۹۸ (حليّ أهل الجنّة) .
.
1) .الحِجَال : واحدها الحَجَلَة ؛ بيت كالقبّة يُستر بالثياب وتكون له أزرار كبار (النهاية : ج ۱ ص ۳۴۶ «حجل»).
2) .تفسير القمّي : ج ۲ ص ۲۱۶ عن أبي الجارود ، الاختصاص : ص ۳۵۷ نحوه ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۲۴ ح ۲۱ ؛ تفسير الطبري : ج ۹ الجزء ۱۵ ص ۲۴۳ ، الزهد لهنّاد : ج ۱ ص ۷۹ ح ۷۴ كلاهما عن مجاهد من دون إسناد إلى أحدٍ من أهل البيت عليهم السلام .
3) .الزخرف : ۷۱.
4) .الإنسان : ۱۵ و ۱۶.
5) .المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۱۵۷ ح ۷۲۱۶ ، السنن الكبرى للنسائي : ج ۴ ص ۱۹۵ ح ۶۸۶۹ ، مسند الشاميّين : ج ۲ ص ۲۱۹ ح ۱۲۲۰ نحوه وكلّها عن أبي هريرة ، كنز العمّال : ج ۱۵ ص ۳۲۱ ح ۴۱۲۲۴.
6) .مجمع البيان : ج ۱۰ ص ۶۲۱ ، تفسير القمّي : ج ۲ ص ۳۹۹ من دون إسناد إلى أحدٍ من أهل البيت عليهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۱۱.
۶۷۷۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام باقر عليه السلامـ در باره اين سخن خداى بلندمرتبه: «در سايه ها ، بر اريكه ها تكيه زده اند» : اريكه ها ، تخت هايى هستند كه بر روى آنها ، حجله نصب شده است .۴ / ۱۵ظرف هاى بهشتقرآن«سينى هايى از طلا و جام هايى ، بر گرد آنان ، گردانده مى شود و در آن جا ، آنچه دل ها هوس آن كنند ، و ديدگان را خوش آيد [ ، هست ] و شما در آن جاويدانيد».
«و ظرف هاى سيمين و جام هاى بلورين ، بر گرد آنان ، گردانده مى شود ؛ جام هايى از سيم كه درست به اندازه ، آنها را از كار در آورده اند».
حديث۶۷۶۸.الإمام عليّ عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس در دنيا باده بنوشد ، در آخرت آن را نخواهد نوشيد و هر كس در دنيا در ظرف هاى زرّين و سيمين بياشامد ، در آخرت با آنها نخواهد آشاميد.۶۷۶۷.امام على عليه السلام :امام صادق عليه السلام :نگاه ، از [ ظروف ] نقره بهشت ، چنان عبور مى كند كه از شيشه عبور مى كند .ر . ك : ص ۱۹۹ (زيورهاى بهشتيان) .
.
۴ / ۱۶خَدَمُ الجَنَّةِالكتاب«وَ يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَ نٌ مُّخَلَّدُونَ إِذَا رَأَيْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤًا مَّنثُورًا ». (1)
الحديث۶۷۶۵.عنه عليه السلام :مجمع البيانـ فِي ذَيلِ قَولِهِ تَعالى : «وَيَطُوفُ عَلَيْهِمْ غِلْمَانٌ لَّهُمْ كَأَنَّهُمْ لُؤْلُؤٌ مَّكْنُونٌ » (2)ـ: عَنِ الحَسَنِ أَنَّهُ قالَ : قِيلَ : يا رَسُولِ اللّهِ ، اَلخادِمُ كَاللُّؤلُؤِ فَكَيفَ المَخدُومُ؟ فَقالَ : وَالَّذِي نَفسِي بِيَدِهِ! إِنَّ فَضلَ المَخدُومِ عَلَى الخادِمِ كَفَضلِ القَمَرِ لَيلَةَ البَدرِ عَلَى سائِرِ الكَواكِبِ . (3)۶۷۶۴.الإمام عليّ عليه السلام :الإمام عليٍّ عليه السلامـ فِي قَولِهِ تَعالى : «وَ يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَ نٌ مُّخَلَّدُونَ» ـ: إِنَّهُم أَولادُ أَهلِ الدُّنيا ، لَم يَكُن لَهُم حَسَناتٌ فَيُثابُوا عَلَيها ، وَلا سَيِّئاتٌ فَيُعاقَبُوا عَلَيها ، فَأُنزِلُوا هَذِهِ المَنزِلَةَ . (4)۴ / ۱۷مَركُوبُ الجَنَّةِ۶۷۶۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إِنَّ أَهلَ الجَنَّةِ يَتَزاوَرُونَ عَلَى النَّجائِبِ (5)، بيض كَأَنَّهُنَّ الياقُوتُ ، وَلَيسَ فِي الجَنَّةِ شَيءٌ مِنَ البَهائِمِ إِلّا الإِبِلُ وَالطَّيرُ . (6).
1) .الإنسان : ۱۹ وراجع : الطور : ۲۴ و الواقعة : ۱۷.
2) .الطور : ۲۴.
3) .مجمع البيان : ج ۹ ص ۲۵۱ ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۰۲ ؛ تفسير الطبري : ج ۱۳ الجزء ۲۷ ص ۲۹ عن قتادة.
4) .مجمع البيان : ج ۹ ص ۳۲۷ ، تأويل الآيات الظاهرة : ج ۲ ص ۷۴۲ ، بحار الأنوار : ج ۵ ص ۲۹۱ ح ۵ .
5) .النَجِيْبُ : الفاضل من كلّ حيوان (لسان العرب : ج ۱ ص ۷۴۸ «نجب»).
6) .المعجم الكبير : ج ۴ ص ۱۷۹ ح ۴۰۶۹ عن أبي أيّوب ، الزهد لابن المبارك : ص ۵۵۱ ح ۱۵۷۹ عن عطاء نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۷۵ ح ۳۹۳۲۴.
۴ / ۱۶خدمتكاران بهشتقرآن«و بر گِرد آنان ، پسرانى جاودانى مى گردند . چون آنها را ببينى ، گويى كه مرواريدهايى پراكنده اند».
حديث۶۷۵۸.امام على عليه السلام :مجمع البيانـ در ذيل اين سخن خداى بلندمرتبه : «براى [ خدمتكارى ] آنان ، پسرانى اند كه بر گِردشان مى گردند . گويا مرواريدى اند كه [ در صدف ]نهفته است» ـ: از حسن (1)روايت شده است كه : به پيامبر خدا صلى الله عليه و آله گفته شد : اى پيامبر خدا ! وقتى خدمتكار به سانِ مرواريد است ، پس مخدوم (ارباب) ، چگونه است؟
فرمود : «سوگند به آن كه جانم در دست اوست ، برترى مخدوم بر خدمتكار ، همچون برترى ماه شب چهارده بر ديگر ستارگان است» .۶۷۵۷.امام على عليه السلام :امام على عليه السلامـ در باره اين سخنِ خداى بلندمرتبه : «و بر گِرد آنان ، پسرانى جاودانه مى گردند» ـ: آنان ، فرزندان مردم دنيايند كه نه كار نيكى داشته اند تا براى آن ، پاداش داده شوند و نه گناهى كرده اند تا براى آن ، مجازات شوند . از اين رو ، اين جايگاه به آنها داده شده است.۴ / ۱۷مَركب بهشت۶۷۵۴.امام على عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بهشتيان ، يكديگر را سوار بر ماده اُشتران نژاده سفيدى كه به ياقوت مى مانند ، ديدار مى كنند . در بهشت ، حيوانى جز اُشتر و پرنده نيست .
.
1) .منظور ، امام حسن عليه السلام يا حسن بَصْرى است .
۶۷۵۹.عنه عليه السلام :عنه صلى الله عليه و آله :يَتَزاوَرُ أَهلُ الجَنَّةِ عَلَى نُوقٍ عَلَيها الحَشايا ، فَيَزُورُ أَهلُ عِلِّيِّينَ مَن أَسفَلُ مِنهُم ، وَلا يَزُورُ مَن أَسفَلُ مِنهُم أَهلَ عِلِّيِّينَ إِلَا المُتَحابِّينَ فِي اللّهِ ، فَإِنَّهُم يَتَزاوَرُونَ مِنَ الجَنَّةِ حَيثُ شاؤُوا . (1)۶۷۵۸.الإمام عليّ عليه السلام :سنن الترمذي عن أبي أيّوب :أَتَى النَّبِيَ صلى الله عليه و آله أَعرابِيٌ، فَقالَ : يا رَسُولَ اللّهِ ، إِنِّي أُحِبُّ الخَيلَ ، أَفِي الجَنَّةِ خَيلٌ؟ قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : إِن أُدخِلتَ الجَنَّةَ أُتِيتَ بِفَرَسٍ مِن ياقُوتَةٍ ، لَهُ جَناحانِ ، فَحُمِلتَ عَلَيهِ ، ثُمَّ طارَ بِكَ حَيثُ شِئتَ . (2)۶۷۵۷.الإمام عليّ عليه السلام :رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ لِعَلِيٍ عليه السلام فِي فَضلِ شِيعَتِهِ ـ: إِنَّهُم لَيُخرَجُونَ يَومَ القِيامَةِ مِن قُبُورِهِم وَهُم يَقُولُونَ : لا إِله إِلّا اللّهُ ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّهِ ، عَلِيُ بنُ أَبِي طالِبٍ حُجَّةُ اللّهِ . فَيُؤتَونَ بِحُلَلٍ خُضرٍ مِنَ الجَنَّةِ ، وَأَكالِيلَ (3)مِنَ الجَنَّةِ ، وَتِيجانٍ مِنَ الجَنَّةِ ، وَنَجائِبَ مِنَ الجَنَّةِ ، فَيُبلس كُلُّ واحِدٍ مِنهُم حُلَّةً خَضراءَ ، وَيُوضَعُ عَلى رَأسِهِ تاجُ المُلكِ وَإِكلِيلُ الكَرامَةِ ، ثُمَّ يُركَبُونَ النَّجائِبَ فَتَطِيرُ بِهِم إِلى الجَنَّةِ . (4)۶۷۵۶.عنه عليه السلام :مسند ابن حنبل عن النّعمان بن سعد :كُنّا جُلُوسا عِندَ عَلِيٍ عليه السلام ، فَقَرَأَ هَذِهِ الآيَةَ : «يَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقِينَ إِلَى الرَّحْمَـنِ وَفْدًا » (5)قالَ : لا وَاللّهِ ، ما عَلى أَرجُلِهِم يُحشَرُونَ! وَلا يُحشَرُ الوَفدُ عَلى أَرجُلِهِم ، وَلَكِن بِنُوقٍ لَم يَرَ الخَلائِقُ مِثلَها ، عَلَيها رَحائِلُ (6)مِن ذَهَبٍ ، فَيُركَبُونَ عَلَيها حَتَّى يَضرِبُوا أَبوابَ الجَنَّةِ . (7).
1) .المعجم الكبير : ج ۸ ص ۲۴۰ ح ۷۹۳۶ عن أبي اُمامة ، كنز العمّال : ج ۹ ص ۲۰ ح ۲۴۷۲۳.
2) .سنن الترمذي : ج ۴ ص ۶۸۲ ح ۲۵۴۴ ، تهذيب الكمال : ج ۳۰ ص ۴۰۴ الرقم ۶۶۶۳ ، مسند ابن حنبل : ج ۹ ص ۱۷ ح ۲۳۰۴۳ عن بريدة ، تفسير الطبري : ج ۱۳ الجزء ۲۵ ص ۹۷ عن ابن سابط وكلاهما نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۷۰ ح ۳۹۲۹۹ ؛ الغارات : ج ۱ ص ۲۴۲ عن الإمام عليّ عليه السلام نحوه ، بحار الأنوار : ج ۳۳ ص ۵۴۷ .
3) .الإكْلِيْل : شبه عصابة مُزيّنَة بالجواهر، ويسمّى التاج إكليلاً، والجمع أكاليل (لسان العرب : ج ۱۱ ص ۵۹۵ «كلل»).
4) .كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۴ ص ۴۱۲ ح ۵۸۹۶ عن زيد بن عليّ عن أبيه الإمام زين العابدين عن آبائه عليهم السلام ، تأويل الآيات الظاهرة : ج ۱ ص ۱۴۲ ح ۲۲ عن الإمام زين العابدين عن آبائه عليهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۶۸ ص ۱۴۰ ح ۸۲ .
5) .مريم : ۸۵ .
6) .الرِحَالَةُ : سَرْجٌ من جلودٍ ليس فيه خشب، والجمع : الرحائل (الصحاح : ج ۴ ص ۱۷۰۷ «رحل»).
7) .مسند ابن حنبل : ج ۱ ص ۳۲۶ ح ۱۳۳۲ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۶۰۹ ح ۸۶۸۸ نحوه ، تفسير ابن كثير : ج ۵ ص ۲۵۹ ، كنز العمّال : ج ۲ ص ۴۶۵ ح ۴۵۰۶ ؛ مجمع البيان : ج ۶ ص ۸۲۰ نحوه.
۶۷۵۵.عنه عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بهشتيان ، سوار بر ماده اُشترانى كه بر پشت آنها تُشك نهاده شده است ، به ديدار يكديگر مى روند . بالانشينان بهشت ، به ديدن پايين تر از خود مى روند ؛ ولى كسانى كه پايين تر از آنهايند ، نمى توانند به ديدار بالانشينان بروند ، مگر آنان كه به خاطر خدا ، يكديگر را دوست مى داشته اند . اينان در هر جاى بهشت كه بخواهند ، يكديگر را ديدار مى كنند.۶۷۵۴.عنه عليه السلام :سنن الترمذىـ به نقل از ابو ايّوب ـ: باديه نشينى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت : اى پيامبر خدا ! من اسب ، دوست دارم . آيا در بهشت ، اسب هم هست ؟
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «اگر به بهشت بُرده شوى ، اسبى از ياقوت برايت مى آورند كه دو بال دارد و تو را بر آن سوار مى كنند . آن اسب ، تو را به هر كجا كه بخواهى ، پرواز مى دهد» .۶۷۵۳.امام على عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به امام على عليه السلام در باره مقام شيعيان او ـ: آنان در روز رستاخيز ، در حالى كه زبانشان به ذكر «لا إله إلّا اللّه ، محمّدٌ رسولُ اللّه ، علىُّ بن أبى طالب حجّةُ اللّه » گوياست ، از گورهايشان بيرون مى آيند . پس برايشان حلّه هاى سبز بهشتى و پيشانى بندهاى جواهرنشان بهشتى و تاج هاى بهشتى ، و ماده اُشتران نژاده بهشتى آورده مى شود . آن گاه بر تن هر يك از آنان ، حلّه اى سبز مى پوشانند و تاج شاهى و پيشانى بندِ بزرگى بر سرش مى نهند و سپس بر ماده اُشتران نژاده ، سوارشان مى كنند و در بهشت به پرواز در مى آيند.۶۷۵۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مسند ابن حنبلـ به نقل از نعمان بن سعد ـ: نزد على عليه السلام نشسته بوديم كه اين آيه را خواند : «روزى را [ياد كن ]كه پرهيزگاران را به سوى [ خداى ] رحمان ، گروه گروه ، محشور مى كنيم» و فرمود : «نه ، به خدا ! آنان ، پياده محشور نمى شوند . گروه ها پياده محشور نمى شوند ؛ بلكه سوار بر ماده اُشتران ـ كه خلايق ، نظير آنها را نديده اند و بر پُشت آنها جهازهايى از طلاست ـ ، محشور مى شوند . پس بر اينها نشانده مى شوند تا آن كه درهاى بهشت را مى زنند» . .
۶۷۵۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلامـ فِي قَولِ اللّهِ تَعالَى : «يَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقِينَ إِلَى الرَّحْمَـنِ وَفْدًا » ـ: يُحشَرُونَ عَلَى النَّجائِبِ . (1)۴ / ۱۸بَهائِمُ الجَنَّةِ۶۷۴۸.امام على عليه السلام :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :اِستَفرِهوا (2)ضَحاياكُم ، فَإِنَّها مَطاياكُم عَلَى الصِّراطِ . (3)۶۷۵۳.الإمام عليّ عليه السلام :عنه صلى الله عليه و آله :اِستَوصوا بِالمِعزى خَيرا ؛ فَإِنَّها مالٌ رَقيقٌ ، وهُوَ فِي الجَنَّةِ . (4)۶۷۵۲.عنه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :الشّاةُ مِن دَوابِّ الجَنَّةِ . (5).
1) .المحاسن : ج ۱ ص ۲۸۷ ح ۵۶۷ عن حمّاد بن عثمان وغيره ، بحار الأنوار : ج ۷ ص ۱۸۴ ح ۳۴.
2) .استفرِهوا ضحاياكم : أي استكرموها (مجمع البحرين : ج ۳ ص ۱۳۹۰ «فره») .
3) .كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۲ ص ۲۱۳ ح ۲۱۹۰ ، علل الشرائع : ص ۴۳۸ ح ۱ عن موسى بن ابراهيم عن الإمام الكاظم عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله ، بحار الأنوار : ج ۷ ص ۲۷۶ ؛ تفسير القرطبي : ج ۱۵ ص ۱۱۱ ، الكشّاف : ج ۳ ص ۳۰۷ وفيهما «استشرفوا» بدل «استفرهوا» ، الفردوس : ج ۱ ص ۸۵ ح ۲۶۸ عن أبي هريرة ، كنز العمّال : ج ۵ ص ۸۸ ح ۱۲۱۷۷ .
4) .المعجم الكبير : ج ۱۱ ص ۹۰ ح ۱۱۲۰۱ ، تاريخ أصبهان : ج ۲ ص ۳۰۴ الرقم ۱۸۰۶ كلاهما عن ابن عباس ، كنز العمّال : ج ۱۲ ص ۳۲۶ ح ۳۵۲۳۵ ؛ عوالي اللآلي : ج ۱ ص ۶۴ ح ۱۰۴ .
5) .سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۷۷۳ ح ۲۳۰۶ ، تفسير القرطبي : ج ۴ ص ۳۵ كلاهما عن ابن عمر ، تاريخ بغداد : ج ۷ ص ۴۳۵ الرقم ۴۰۱۳ عن ابن عباس ، كنز العمّال : ج ۱۲ ص ۳۲۴ ح ۳۵۲۲۵ ؛ مكارم الأخلاق : ج ۱ ص ۲۸۰ ح ۸۶۲ .
۶۷۵۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلامـ در باره اين سخن خداى بلندمرتبه : «روزى را [ياد كن] كه پرهيزگاران را به سوى [ خداى ] رحمان ، گروه گروه ، محشور مى كنيم» ـ: سوار بر شترانى نژاده ، وارد محشر مى شوند .۴ / ۱۸حيوانات بهشت۶۷۴۸.الإمام عليّ عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :قربانى هاى خود را چاق و چالاك انتخاب كنيد ؛ چرا كه آنها مركب هاى شما براى گذر از صراط اند .۶۷۴۷.امام صادق عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :با بز ، خوش رفتار باشيد ؛ چرا كه حيوانى ظريف است و جايگاهش بهشت است .۶۷۴۶.امام صادق عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :گوسفند ، از حيوانات بهشت است .
.
۶۷۴۵.امام على عليه السلام :عنه صلى الله عليه و آله :خُيولُ الغُزاةِ فِي الدُّنيا خُيولُهُم فِي الجَنَّةِ . (1)۶۷۴۴.امام على عليه السلام :عنه صلى الله عليه و آله :ما مِن بَعيرٍ يوقَفُ عَلَيهِ مَوقِفُ عَرَفَةَ سَبعَ حِجَجٍ ، إلّا جَعَلَهُ اللّهُ مِن نَعَمِ الجَنَّةِ ، وبارَكَ في نَسلِهِ . (2)۶۷۴۳.امام على عليه السلام :عنه صلى الله عليه و آله :إنَّهُ لَيسَ مِن دابَّةٍ عُرِّفَ بِها خَمسَ وَقفاتٍ (3)، إلّا كانَت مِن نَعَمِ الجَنَّةِ . (4)۶۷۴۲.امام على عليه السلام :الإمام الصادق عليه السلام :أيُّ بَعيرٍ حُجَّ عَلَيهِ ثَلاثَ سِنينَ ، يُجعَلُ مِن نَعَمِ الجَنَّةِ . (5).
1) .الكافي : ج ۵ ص ۳ ح ۳ عن السكوني عن الإمام الصادق عليه السلام ، ثواب الأعمال : ص ۲۲۵ ح ۴ عن السكوني عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، الأمالي للصدوق : ص ۶۷۳ ح ۹۰۸ عن اسماعيل بن مسلم السكوني عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلام عنه صلى الله عليه و آله ، النوادر للراوندي : ص ۱۲۱ ح ۱۳۴ عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، بحارالأنوار : ج ۱۰۰ ص ۹ ح ۸ .
2) .ثواب الأعمال : ص ۷۴ ح ۱ عن يونس بن يعقوب عن الإمام الصادق عن الإمام زين العابدين عليهماالسلام ، المحاسن : ج ۲ ص ۴۷۹ ح ۲۶۶۲ عن الإمام الصادق عن الإمام زين العابدين عليهماالسلام عنه صلى الله عليه و آله ، بحار الأنوار : ج ۴۶ ص ۷۰ ح ۴۶ .
3) .أي موقف عرفة .
4) .المحاسن : ج ۲ ص ۴۷۹ ح ۲۶۶۳ عن محمّد بن مرازم عن أبيه و ح ۲۶۶۴ عن أحمد بن محمّد بن خالد البرقي ، كلاهما عن الإمام الصادق عليه السلام وفيه «روى بعضهم وقف بها ثلاث وقفات» بدل «عرف بها خمس وقفات» ، بحار الأنوار : ج ۶۴ ص ۲۰۷ ح ۱۰ .
5) .كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۲ ص ۲۹۳ ح ۲۴۹۵ ، الخصال : ص ۱۱۸ ح ۱۰۲ عن عيسى بن حمزة ، بحار الأنوار : ج ۷ ص ۲۷۶ .
۶۷۴۱.امام على عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اسب هاى جنگجويان در دنيا ، اسب هاى آنها در بهشت اند .۶۷۴۷.عنه عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هيچ شترى نيست كه هفت حج در مَوقِف عَرَفه با آن وقوف شود ، مگر اين كه خداوند ، آن را از چارپايان بهشت مى گرداند و به نسل آن ، بركت مى دهد .۶۷۴۶.الإمام الصادق عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هيچ چارپايى نيست كه با آن ، پنج مرتبه در عرفه وقوف شود ، مگر آن كه از چارپايان بهشت خواهد بود .۶۷۴۵.عنه عليه السلام :امام صادق عليه السلام :هر شترى كه سه سال با او به حج بروند ، از چارپايان بهشت قرار داده مى شود . .
. .
توضيحى در باره شرط بهشتى شدن مَركب حج گزاردر احاديثى كه ملاحظه شد ، يكى مى گويد : شترى كه هفت بار با آن حج انجام شود ، در شمار حيوانات بهشتى خواهد بود ، ديگرى مى گويد : شترى كه سه بار با آن حج انجام گردد ، از حيوانات بهشتى مى گردد و در حديث سوم ، هر حيوانى كه پنج بار با آن حج شود ، از حيوانات بهشتى دانسته شده است . گفتنى است كه از نظر سند ، تنها حديث سوم ، صحيح است . از اين رو ، حديث اول و دوم نمى توانند معارض آن محسوب شوند ؛ ولى اگر فرض كنيم كه هر سه حديث از اهل بيت عليهم السلام صادر شده باشند ، براى جمع ميان آنها ، اين گونه مى توان گفت كه همه چارپايانى كه پنج بار مَركب حُجّاج واقع شوند ، بهشتى مى گردند ؛ امّا شتر ، اين خصوصيت را دارد كه با سه بار مركب شدن در سفر حج ، بهشتى مى گردد و اگر شترى هفت بار در سفر حج ، مركب قرار گيرد ، علاوه بر اين كه خودش بهشتى مى گردد ، نسلش هم بركت مى يابد . بررسى بنيادى در باره حشر حيوانات ، در مبحث معاد ، خواهد آمد ، إن شاء اللّه !
.
۴ / ۱۹أَسواقُ الجَنَّةِ۶۷۴۰.امام على عليه السلام :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إِنَّ فِي الجَنَّةِ لَسُوقا يَأْتُونَها كُلَّ جُمُعَةٍ، فَتهُبُّ رِيحُ الشِّمالِ، فَتَحْثُو فِي وُجُوهِهِمْ وَثِيَابِهِمْ، فَيَزْدادُونَ حُسْنا وَجَمالاً، فَيَرْجِعُونَ إلى أَهْليهِمْ وَقَدِ ازْدَادُوا حُسْنا وَجَمالاً، فَيَقُولُ لَهُمْ أَهْلُوهُمْ : وَاللّهِ لَقَدِ ازْدَدْتُمْ بَعْدَنَا حُسْنا وَجَمالاً! فَيَقُولُونَ : وَأَنْتُمْ وَاللّهِ لَقَدِ ازْدَدْتُمْ بَعْدَنا حُسْنا وَجَمالاً . (1)۶۷۳۹.امام صادق عليه السلام :عنه صلى الله عليه و آله :إنَّ فِي الجَنَّةِ سُوقا ما فِيها بَيعٌ وَلا شِراءٌ، إِلّا الصُّوَرُ مِن النِّساءِ وَالرِّجالِ ، فَإِذا اشتَهى الرَّجُلُ ، صُورَةً دَخَلَ فِيها، وَإِنَّ فِيها لَمَجْمَعا لِلحُورِ العِينِ ، يَرفَعنَ أَصواتا لَم يَرَ الخَلائِقُ مِثلَها، يَقُلنَ : «نَحنُ الخالِداتُ فَلا نَبِيدُ ، وَنَحْنُ الرّاضِياتُ فَلا نَسخَطُ ، وَنَحنُ النّاعِماتُ فَلا نَبأَسُ ، فَطُوبى لِمَن كانَ لنا وَكُنّا لَهُ » . (2)۶۷۳۸.فاطمه عليهاالسلام :عنه صلى الله عليه و آله :إِنَّ فِي الجَنَّةِ أَسواقا، لا شِراءَ فِيها وَلا بَيعَ ، يَجتَمِعُونَ فِيها حَلَقا حَلَقا ، يَتَذاكَرُونَ كَيفَ كانَتِ الدُّنيا ، وَكَيفَ كانَت عِبادَةُ الرَّبِّ ، وَكَيفَ كانَ فُقَراءُ الدُّنيا وَأَغنِياؤُها ، وَكَيفَ كانَ المَوتُ ، وَكَيفَ صِرنا بَعدَ طُولِ البِلى (3)إِلَى الجَنَّةِ! (4).
1) .صحيح مسلم : ج ۴ ص ۲۱۷۸ ح ۱۳ ، مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۵۶۷ ح ۱۴۰۳۷ ، تاريخ دمشق ج ۴۱ ص ۳۲۷ ح ۸۲۸۸ كلّها عن أنس ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۷۸ ح ۳۹۳۳۶.
2) .مسند ابن حنبل : ج ۱ ص ۳۲۹ ح ۱۳۴۲ ، الزهد لابن المبارك : ص ۵۲۳ ح ۱۴۸۷ كلاهما عن النعمان بن سعد ، الفردوس : ج ۱ ص ۲۱۹ ح ۸۳۸ وليس فيه ذيله ، «وإنّ فيها لمجمعا ...» وكلّها عن الإمام عليّ عليه السلام ، كنز العمّال : ج ۱۶ ص ۹۶ ح ۴۴۰۵۲ ؛ جامع الأخبار : ص ۴۹۴ ح ۱۳۷۴ عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۴۸ ح ۷۶.
3) .البِلَى : بَلِيَ الشيء بِلىً وهو بالٍ، والبلاء لغة في البِلى (المحيط في اللغة : ج ۱۰ ص ۳۵۳ «بلى»).
4) .تنبيه الغافلين : ص ۸۳ ح ۷۰.
۴ / ۱۹بازارهاى بهشت۶۷۳۹.الإمام الصادق عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در بهشت ، بازارى است كه هر جمعه به آن جا مى روند . آن گاه باد شمال ، وزيدن مى گيرد و بر چهره ها و جامه هاى آنان مى خورد و بر زيبايى و جمالشان افزوده مى شود ، و چون زيباتر و قشنگ تر از گذشته به نزد خانواده هاى خويش باز مى گردند ، خانواده شان به آنها مى گويند : «به خدا كه بعد از [ رفتن از نزد ]ما ، زيباتر و قشنگ تر شده ايد! » و آنها مى گويند : به خدا كه شما هم بعد از رفتن ما قشنگ تر و زيباتر شده ايد!۶۷۳۸.فاطمة عليهاالسلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در بهشت ، بازارى است كه در آن ، خريد و فروشى نيست ؛ بلكه تمثال هايى از زنان و مردان است و هر گاه مردْ تمثالى بخواهد ، به آن بازار مى رود . در آن جا انجمنى از حور العين است ـ كه خلايق ، نظير آنها را نديده اند ـ كه فرياد مى زنند و مى گويند : «ما جاودانگانى هستيم كه هرگز از بين نمى رويم . ما هماره خوش حاليم و هرگز ناراحت نمى شويم . ما نازپروردگانى هستيم كه هرگز گَرد بينوايى بر ما نمى نشيند . پس خوشا به حال كسى كه از آنِ ما باشد و ما از آنِ او باشيم ! ».۶۷۳۷.عنه عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در بهشت ، بازارهايى است ، امّا نه براى خريد و فروش ؛ بلكه بهشتيان در آنها گروه گروه گرد هم مى نشينند و با يكديگر سخن مى گويند ، از اين كه دنيا چگونه بود و چگونه پروردگار را عبادت مى كردند و تهى دستان و توانگران دنيا ، چگونه بودند و مُردن چگونه بود و چگونه بعد از آن كه مدّت ها بدنشان پوسيده شده بود ، به بهشت آمدند.
.
۴ / ۲۰طَعامُ أَهلِ الجَنَّةِالكتاب«مَّثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِى وُعِدَ الْمُتَّقُونَ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَـرُ أُكُلُهَا دَائِمٌ وَ ظِـلُّهَا تِلْكَ عُقْبَى الَّذِينَ اتَّقَواْ وَّ عُقْبَى الْكَـفِرِينَ النَّارُ ». (1)
الحديث۶۷۳۴.الإمام الباقر والإمام الصادق عليهماالسلام :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إِنَّكَ لَتَنظُرُ إِلى الطَّائِرِ فِي الجَنَّةِ فَتَشتَهِيهِ ، فَيَخِرُّ مَشوِيّا بَينَ يَدَيكَ . (2)۶۷۳۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :إِنَّ الرَّجُلَ لَيَشتَهِي الطَّيرَ فِي الجَنَّةِ فَيَجِيءُ مِثلَ البُختِيِ (3)حَتَّى يَقَعَ عَلَى خِوانِهِ ، لَم يُصِبهُ دُخانٌ ، وَلَم تَمَسَّهُ نارٌ ، فَيَأكُلُ مِنهُ حَتَّى يَشبَعَ ، ثُمَّ يَطِيرُ . (4)۶۷۳۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :أَمّا أَوَّلُ طَعامٍ يَأكُلُهُ أَهلُ الجَنَّةِ فَزِيادَةُ كَبِدِ الحُوتِ . (5)۶۷۳۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :صحيح مسلم عن جابر عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إِنَّ أَهلَ الجَنَّةِ يَأكُلُونَ فِيها وَيَشرَبُونَ ، وَلا يَتفِلُونَ (6)
وَلا يَبُولُونَ وَلا يَتَغَوَّطُونَ وَلا يَمتَخِطُونَ .
قالُوا : فَما بالُ الطَّعامِ؟ قالَ : جُشاءٌ (7)وَرَشحٌ كَرَشحِ المِسكِ ، يُلهَمُونَ التَّسبِيحَ وَالتَّحمِيدَ ، كَما تُلهَمُونَ النَّفَسَ . (8).
1) .الرعد : ۳۵.
2) .الزهد لابن المبارك : ص ۵۱۰ ح ۱۴۵۲ ، البعث والنشور : ص ۲۰۶ ح ۳۱۸ ، مسند البزّار : ج ۵ ص ۴۰۱ ح ۲۰۳۲ وفيه «فيجيء» بدل «فيخرّ» ، الدرّ المنثور : ج ۷ ص ۳۹۱ نقلاً عن ابن أبي الدنيا وابن المنذر وكلّها عن ابن مسعود.
3) .البُخْتيّ : الذَّكَرُ من الجمال وهي طوال الأعناق (النهاية : ج ۱ ص ۱۰۱ «بخت»).
4) .الدرّ المنثور : ج ۷ ص ۳۹۱ نقلاً عن ابن أبي الدنيا عن ميمونة.
5) .صحيح البخاري : ج ۳ ص ۱۴۳۳ ح ۳۷۲۳ ، مسند الطيالسي : ص ۲۷۳ ح ۲۰۵۱ ، حلية الأولياء : ج ۶ ص ۲۵۲ كلّها عن أنس ، المعجم الكبير : ج ۸ ص ۳۲۲ ح ۸۲۰۸ عن طارق بن شهاب نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۷۱ ح ۳۹۳۰۳ ؛ علل الشرائع : ص ۹۵ ح ۳ عن أنس ، الاحتجاج : ج ۱ ص ۱۱۴ عن ثوبان ، المناقب لابن شهرآشوب : ج ۴ ص ۳۵۵ عن أبي إسحاق الموصلى عن الإمام الرضا عليه السلام وكلاهما نحوه ، بحار الأنوار : ج ۹ ص ۲۹۳ ح ۴.
6) .تَفَلَ : بَصَقَ، والتَفْلُ والتُفال : البصاق (لسان العرب : ج ۱۱ ص ۷۷ «تفل»).
7) .التَجَشَّؤ : تنفّس المعدة عند الامتلاء، تجشّأت : تنفّسَت، والاسم الجُشاء (لسان العرب : ج ۱ ص ۴۸ «جشأ»).
8) .صحيح مسلم : ج ۴ ص ۲۱۸۰ ح ۲۸۳۵ ، مسند ابن حنبل : ج ۵ ص ۵۵ ح ۱۴۴۰۸ ، سنن الدارمي : ج ۲ ص ۷۹۲ ح ۲۷۲۳ ، تاريخ بغداد : ج ۱۳ ص ۱۹۷ الرقم ۷۱۷۵ كلّها نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۶۹ ح ۳۹۲۹۴ .
۴ / ۲۰خوراك بهشتيانقرآن«وصف بهشتى كه به پرهيزگاران وعده داده شده ، [ اين است كه ] از زير [ درختانِ ]آن نهرها روان اند [ و ] ميوه و سايه اش پايدار است . اين است فرجام كسانى كه پرهيزگارى كرده اند و فرجام كافران ، آتش است».
حديث۶۷۳۲.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در بهشت ، پرنده اى را مى بينى و هوس آن مى كنى . بلافاصله برشته شده در برابرت مى افتد !۶۷۳۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :انسان در بهشت ، هوس [ گوشت ] پرنده اى مى كند . آن پرنده به سرعتِ شتر خراسانى (1)مى آيد و بر سفره او مى افتد ، بدون آن كه دود و آتشى به آن رسيده باشد . او از آن مى خورد و چون سير شد ، دوباره آن پرنده پرواز مى كند !۶۷۳۰.الأمالي للمفيد عن سلمان الفارسي :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :نخستين غذايى كه بهشتيان مى خورند ، زياده جگر ماهى است.۶۷۲۹.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ لِعَلِيٍّ عليه السلام ـ ) صحيح مسلمـ به نقل از جابر ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «بهشتيان ، در بهشت مى خورند و مى نوشند ؛ ولى نه آب دهان مى اندازند ، نه ادرار و نه مدفوع مى كنند و نه ترشّحات بينى دارند» .
گفتند : پس غذا چه مى شود؟
فرمود : «آروغ مى شود و تراوشى مانند تراوش مُشك . به آنها تسبيح و تحميد الهام مى شود ، همان گونه كه نفَس به آنها داده مى شود» .
.
1) .شترانى نر با گردنى بلند و سرعت زياد .
۶۷۲۸.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ لِعَلِيٍّ عليه السلام ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ لَمّا سَأَلَهُ عبدُ اللّهِ بنُ سَلامٍ : أَخبِرنِي عَن أَهلِ الجَنَّةِ يَأكُلُونَ وَيَشرَبُونَ وَلا يَتَغَوَّطُونَ وَلا يَبُولُونَ؟ ـ: نَعَم يَابنَ سَلامٍ ، مَثَلُهُم فِي الدُّنيا كَمَثَلِ الجَنِينِ فِي بَطنِ أُمِّهِ ، يَأكُلُ مِمّا تَأكُلُ أُمُّهُ ، وَيَشْرَبُ مِمّا تَشرَبُهُ ، وَلا يَبُولُ وَلا يَتَغَوَّطُ ، وَلَو راثَ فِي بَطنِها وَبالَ لَانشَقَّ بَطنُها . (1)۶۷۲۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام الباقر عليه السلامـ لَمّا سَأَلَهُ النَّصرانِيُ : أَخبِرنِي عَن أَهلِ الجَنَّةِ كَيفَ صارُوا يَأكُلُونَ وَلا يَتَغَوَّطُون ، أَعطِنِي مَثَلَهُم فِي الدُّنيا؟ ـ: هَذا الجَنِينُ فِي بَطنِ أُمِّهِ ، يَأكُلُ مِمّا تَأكُلُ أُمُّهُ وَلا يَتَغَوَّطُ ! (2)۴ / ۲۱شَرابُ أَهلِ الجَنَّةِالكتاب«يُطَافُ عَلَيْهِم بِكَأْسٍ مِّن مَّعِينٍ * بَيْضَاءَ لَذَّةٍ لِّلشَّـرِبِينَ * لَا فِيهَا غَوْلٌ وَ لَا هُمْ عَنْهَا يُنزَفُونَ». (3)
«وَ يُسْقَوْنَ فِيهَا كَأْسًا كَانَ مِزَاجُهَا زَنجَبِيلاً». (4)
«وَ سَقَـاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا». (5)
«إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِن كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا». (6)
.
1) .بحار الأنوار : ج ۶۰ ص ۲۵۵ نقلاً عن بعض الكتب القديمة عن ابن عبّاس .
2) .الكافي : ج ۸ ص ۱۲۳ ح ۹۴ ، تفسير القمّي : ج ۱ ص ۹۹ كلاهما عن عمر بن عبد اللّه الثقفي ، بحار الأنوار : ج ۶۰ ص ۲۵۵ وراجع : الخرائج والجرائح : ج ۱ ص ۲۹۲ ح ۲۵.
3) .الصافّات : ۴۵ ـ ۴۷.
4) .الإنسان : ۱۷.
5) .الإنسان : ۲۱.
6) .الإنسان : ۵ .
۶۷۲۶.الإمام الصادق عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در پاسخ اين سؤال عبد اللّه بن سلام كه : به من خبر دهيد كه اهل بهشت ، چگونه مى خورند و مى آشامند ؛ امّا مدفوع و ادرار ، دفع نمى كنند ـ: آرى ، اى پسر سلام ! نمونه آنها در دنيا ، جنين در شكم مادرش است كه از آنچه مادرش مى خورد و مى آشامد ، او هم مى خورد و مى آشامد ؛ امّا ادرار و مدفوع نمى كند ، كه اگر در شكم مادرش ادرار و مدفوع مى كرد ، شكم مادرش پاره مى شد.۶۷۲۵.عنه عليه السلام :امام باقر عليه السلام ـ در پاسخ اين پرسش نصرانى كه گفت :به من بگو كه چگونه اهل بهشت ، با آن كه غذا مى خورند ، چيزى دفع نمى كنند . نمونه آنها را در دنيا برايم باز گو ـ : اين جنينى كه در شكم مادرش است . از غذايى كه مادرش مى خورد ، او هم مى خورد ؛ امّا مدفوع نمى كند .۴ / ۲۱نوشيدنى بهشتيانقرآن«جامى از باده ناب ، بر گردشان گردانده مى شود ؛ [ باده اى ]سخت سپيد كه به نوشندگان ، لذّتى [ خاص ] مى دهد . نه در آن ، فساد عقل است و نه ايشان از آن به بدمستى مى افتند».
«و در آن جا از جامى كه آميزه زنجبيل دارد ، به آنها مى نوشانند».
«و پروردگارشان شرابى پاك كننده به آنان مى نوشاند».
«همانا نيكان از جامى مى نوشند كه آميزه اى از كافور دارد».
.
الحديث۶۷۱۶.امام صادق عليه السلام :رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ فِي قَولِهِ تَعالَى : «وَ مِزَاجُهُو مِن تَسْنِيمٍ» (1)ـ: هُوَ أَشرَفُ شَرابٍ فِي الجَنَّةِ يَشرَبُهُ مُحَمَّدٌ وَآلُ مُحَمَّدٍ ، وَهُمُ المُقَرَّبُونَ السَّابِقُونَ : رسولُ اللّهِ وَعَلِيُ بنُ أَبِي طالِبٍ وَالأَئِمَّةُ وَفاطِمَةُ وَخَدِيجَةُ ـ صَلَواتُ اللّهِ عَلَيهِم وَعَلى ذُرِّيَّتِهُمُ الَّذِين اتَّبَعُوهُم بِإِيمانٍ ـ يَتَسَنَّمُ عَلَيهِم مِن أَعالِي دُورِهِم . (2)۶۷۱۵.امام على عليه السلام :عنه صلى الله عليه و آله :إِنَّ عَلِيّا أَوَّلُ مَن يَشرَبُ مِنَ السَّلسَبِيلِ وَالزَّنجَبِيلِ ... وَإِنَّ لِعَلِيٍ وَشِيعَتِهِ مِنَ اللّهِ مَكانا يَغبِطُهُ بِهِ الأَوَّلُونَ وَالآخِرُونَ . (3)۶۷۱۴.امام على عليه السلام :علل الشرائع عن عبد اللّه بن مرّة عن ثوبان :إِنَّ يَهُودِيّا جاءَ إِلَى النَّبِيِ صلى الله عليه و آله فَقالَ لَهُ : يا مُحَمَّدُ ، أَسأَلُكَ فَتُخبِرُنِي! فَرَكَزَهُ (4)ثَوبانُ بِرِجلِهِ وَقالَ لَهُ : قُل يا رَسُولَ اللّهِ! فَقالَ : لا أَدعُوهُ إِلّا بِما سَمّاهُ أَهلُهُ . فَقالَ : أَرَأَيتَ قولَهُ عز و جل : «يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَ السَّمَـوَ تُ» (5)أَينَ النّاسُ يَومَئِذٍ؟ قالَ : فِي الظُّلمَةِ دُونَ المَحشَرِ ، قالَ : فَما أَوَّلُ ما يَأكُلُ أَهلُ الجَنَّةِ إِذا دَخَلُوها؟ قالَ : كَبِدُ الحُوتِ ، قالَ : فَما شَرابُهُم عَلى أَثَرِ ذَلِكَ؟ قالَ : السَّلسَبِيلُ . قالَ : صَدَقتَ . (6).
1) .المطفّفين : ۲۷.
2) .تأويل الآيات الظاهرة : ج ۲ ص ۷۷۷ ح ۱۰ عن أبي حمزة عن الإمام الباقر عن أبيه عليهماالسلام عن جابر ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۵۰ ح ۸۵ وراجع : تفسير القمّي : ج ۲ ص ۴۱۱ .
3) .الخصال : ص ۵۸۳ ح ۷ ، الأمالي للصدوق : ص ۷۵۶ ح ۱۰۱۹ وفيه «مقاما يغبطهم» بدل «مكانا يغبطه» وكلاهما عن ابن عبّاس ، المناقب لابن شهرآشوب : ج ۳ ص ۲۳۲ ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۳ ح ۲.
4) .كذا في المصدر ، وفي الاحتجاج : «فركضه». وأصل الرَّكض : الضرب بالرجل والإصابة بها (النهاية : ج ۲ ص ۲۵۹ «ركض»).
5) .إبراهيم : ۴۸.
6) .علل الشرائع : ص ۹۶ ح ۵ ، الاحتجاج : ج ۱ ص ۱۱۴ ح ۳۰ ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۷۳ ح ۱۱۹.
حديث۶۷۱۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در باره اين سخن خداى بلندمرتبه : «و آميزه اش از تسنيم است» ـ: آن ، بهترين نوشيدنى بهشت است و محمّد و خاندان محمّد ، آن را مى آشامند و ايشان اند آن مقرّبانِ پيشتاز : پيامبر خدا و على بن ابى طالب و امامان و فاطمه و خديجه ـ كه درودهاى خدا بر ايشان باد و بر فرزندان ايشان كه با ايمان از آنان پيروى كردند ـ اين نوشيدنى ، از فراز خانه شان برايشان فرو مى ريزد.۶۷۱۷.الإمام الكاظم عليه السلام ( ـ في بَيانِ جُنودِ العَقلِ وَالجَهلِ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :على ، نخستين كسى است كه از سلسبيل و زنجبيل مى نوشد ... . على و شيعيان او ، چنان مقامى در نزد خداوند دارند كه همه جهانيان بر آن غبطه مى خورند.۶۷۱۶.الإمام الصادق عليه السلام :علل الشرائعـ به نقل از عبد اللّه بن مُرّه ـ: مردى يهودى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت : اى محمّد ! پرسش هايى از تو دارم . پاسخ آنها را به من بگو .
ثوبان با پايش بر او زد و گفت : بگو : اى پيامبر خدا !
يهودى گفت : من او را جز با همان نامى كه خانواده اش بر او نهاده اند ، نمى خوانم .
آن گاه گفت : خداوند عز و جل گفته است : «روزى كه زمين به غير اين زمين ، و آسمان ها [ به غير اين آسمان ها ] تبديل مى شوند» ، در آن روز ، مردم كجايند ؟
فرمود : «در تاريكىِ پيش از محشر » .
گفت : نخستين چيزى كه اهل بهشت پس از ورود به آن مى خورند ، چيست؟
فرمود : «كبد ماهى » .
گفت : در پى آن ، چه مى نوشند؟
فرمود : «سلسبيل » .
گفت : درست گفتى. .
۶۷۱۵.عنه عليه السلام :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :سَيِّدُ شَرابِ الجَنَّةِ الماءُ . (1)۶۷۱۴.الإمام عليّ عليه السلام :الإمام الباقر عليه السلام :تَسنِيمٌ أَشرَفُ شَرابٍ فِي الجَنَّةِ ، يَشرَبُهُ مُحَمَّدٌ وَآلُ مُحَمَّدٍ صِرفا ، وَيُمزَجُ لِأَصحابِ اليَمِينِ وَلِسائِرِ أَهلِ الجَنَّةِ . (2)۶۷۱۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلامـ فِي تَفسِيرِ قَولِهِ تَعالى : «وَ سَقَـاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا» ـ: يُطَهِّرُهُم عَن كُلِّ شَيءٍ سِوىَ اللّهِ ، إِذ لا طاهِرَ مِن تَدَنُّسٍ بِشَيءٍ مِنَ الأَكوانِ إِلّا اللّهُ . (3)۴ / ۲۲ثيابُ أهلِ الجَنَّةِالكتاب«جَنَّـتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ وَ لُؤْلُؤًا وَلِبَاسُهُمْ فِيهَا حَرِيرٌ». (4)
«عَــلِيَهُمْ ثِيَابُ سُندُسٍ خُضْرٌ وَ إِسْتَبْرَقٌ وَ حُلُّواْ أَسَاوِرَ مِن فِضَّةٍ». (5)
«إِنَّ اللَّهَ يُدْخِلُ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّــلِحَـتِ جَنَّـتٍ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَـرُ يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ وَ لُؤْلُؤًا وَ لِبَاسُهُمْ فِيهَا حَرِيرٌ». (6)
.
1) .الكافي : ج ۶ ص ۳۸۰ ح ۴ ، المحاسن : ج ۲ ص ۳۹۵ ح ۲۳۷۸ كلاهما عن الإمام الصادق عليه السلام ، مكارم الأخلاق : ج ۱ ص ۳۳۶ ح ۱۰۸۲ عن الإمام الصادق عليه السلام ، كامل الزيارات : ص ۱۰۶ ح ۹۹ عن عيسى بن عبد اللّه بن محمّد بن عمر بن عليّ بن أبي طالب عن أبيه عن جدّه عن الإمام عليّ عليه السلام وفيه «الماء سيّد شراب الدنيا والآخرة» ، بحار الأنوار : ج ۶۶ ص ۴۵۴ ح ۳۲.
2) .تأويل الآيات الظاهرة : ج ۲ ص ۷۷۹ ح ۱۲ ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۵۰ ح ۸۶ .
3) .مجمع البيان : ج ۱۰ ص ۶۲۳ ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۱۳.
4) .فاطر : ۳۳.
5) .الإنسان : ۲۱.
6) .الحجّ : ۲۳.
۶۷۱۰.الإمام الباقر عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بهترين نوشيدنى بهشت ، آب است.۶۷۰۹.امام زين العابدين عليه السلام :امام باقر عليه السلام :تسنيم ، عالى ترين نوشيدنى بهشت است . محمّد و خاندان محمّد ، خالص آن را مى آشامند و براى دست راستى ها و ديگر بهشتيان ، آميخته مى شود.۶۷۰۸.امام على عليه السلام :امام صادق عليه السلامـ در تفسير اين سخن خداى بلندمرتبه : «و پروردگارشان به آنان نوشيدنىِ پاك كننده مى نوشاند» ـ: آنان را از هر چيزى جز خدا پاك [ و خالص ]مى گرداند ؛ زيرا جز خدا هيچ موجودى نيست كه از آلودگى به چيزى از طبايع ، پاك باشد.۴ / ۲۲جامه هاى بهشتيانقرآن«باغ هايى جاويدان كه بهشتيان وارد آنها مى شوند و در آن جا به دستبندهايى از طلا و مرواريد ، آراسته مى شوند و لباسشان در آن جا پرنيان است».
«بهشتيان را جامه هاى ابريشمىِ سبز و ديباى ستبر ، در بَر است و زيور آنان ، دستبندهاى سيمين است».
«خدا كسانى را كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده اند ، در باغ هايى كه در آنها جويبارها روان است ، در مى آورد . در آن جا با دستبندهايى از طلا و مرواريد ، آراسته مى شوند و لباسشان در آن جا از پرنيان است».
.
الحديث۶۷۰۸.عنه عليه السلام :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن لَبِسَ الحَرِيرَ فِي الدُّنيا فَلَن يَلبَسهُ فِي الآخِرَةِ . (1)۶۷۰۷.عنه عليه السلام :عنه صلى الله عليه و آله :لَو أَنَّ ثَوبا مِن ثِيابِ أَهلِ الجَنَّةِ نُشِرَ اليَومَ فِي الدُّنيا لَصَعِقَ مَن يَنظُرُ إِلَيهِ وَما حَمَلَتهُ أَبصارُهُم! (2)۶۷۰۶.عنه عليه السلام :مسند ابن حنبل عن عبد اللّه بن عمرو بن العاص :قامَ رَجُلٌ فَقالَ : يا رَسُولَ اللّهِ! أَرَأَيتَ ثِيابَ أَهلِ الجَنَّةِ ، أَتُنسَجُ نَسجا أَم تَشَقَّقُ مِن ثَمَرِ الجَنَّةِ؟ قالَ : فَكَأَنَّ القَومَ تَعَجَّبُوا مِن مَسأَلَةِ الأَعرابِيِ! فَقالَ : ما تَعجَبُونَ مِن جاهِلٍ يَسأَلُ عالِما! قالَ : فَسَكَتَ هُنَيَّةً ، ثُمَّ قالَ : أَينَ السّائِلُ عَن ثِيابِ الجَنَّةِ؟ قالَ : أَنا. قالَ : لا ، بَل تَشَقَّقُ مِن ثَمَرِ الجَنَّةِ . (3)۶۷۰۵.عنه عليه السلام :المعجم الأوسط عن جابر :جاءَ أَعرابِيٌّ إِلى رَسُولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ، فَقالَ : يا رَسُولَ اللّهِ ، ثِيابُنا فِي الجَنَّةِ نَنسَجُها بِأَيدِينا ؟ قالَ : فَضَحِكَ القَومُ ، فَقالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : بِمَ تَضحَكُونَ ؟ مِن جاهِلٍ يَسأَلُ عالِما ؟ لا يا أَعرابِيُّ ، وَلَكِنَّها تَشَقَّقُ عَنها ثَمَراتُ الجَنَّةِ . (4).
1) .صحيح البخاري : ج ۵ ص ۲۱۹۴ ح ۵۴۹۴ ، صحيح مسلم : ج ۳ ص ۱۶۴۵ ح ۲۱ ، سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۱۱۸۷ ح ۳۵۸۸ ، صحيح ابن حبّان : ج ۱۲ ص ۲۵۲ ح ۵۴۳۵ كلّها عن أنس ، سنن الترمذي : ج ۵ ص ۱۲۲ ح ۲۸۱۷ عن عمر ، المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۱۵۷ ح ۷۲۱۶ عن أبي هريرة ، كنز العمّال : ج ۱۵ ص ۳۲۱ ح ۴۱۲۲۴ .
2) .الأمالي للطوسي : ص ۵۳۳ ح ۱۱۶۲ ، مكارم الأخلاق : ج ۲ ص ۳۷۱ ح ۲۶۶۱ ، تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۵۸ ، أعلام الدين : ص ۱۹۶ كلّها عن أبي ذرّ ، عدّة الداعي : ص ۹۹ نحوه ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۹۱ ح ۱۶۸ .
3) .مسند ابن حنبل : ج ۲ ص ۶۴۷ ح ۶۹۰۷ ، السنن الكبرى للنسائي : ج ۳ ص ۴۴۱ ح ۵۸۷۲ ، التاريخ الكبير : ج ۳ ص ۱۱۲ ، تفسير القرطبي : ج ۱۰ ص ۳۹۷ كلّها نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۹۲ ح ۳۹۳۹۰.
4) .المعجم الأوسط : ج ۲ ص ۳۵۴ ح ۲۲۱۳ ، المعجم الصغير : ج ۱ ص ۴۷ ، مسند أبي يعلى : ج ۲ ص ۳۹۸ ح ۲۰۴۲ ، الزهد لابن المبارك (الملحقات) : ص ۷۵ ح ۲۶۴ نحوه ، المطالب العالية : ج ۴ ص ۴۰۲ ح ۴۶۸۲ .
حديث۶۷۰۳.الإمام عليّ عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :كسى كه در دنيا پرنيان بپوشد ، در آخرت هرگز آن را نخواهد پوشيد.۶۷۰۲.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اگر امروز جامه اى از جامه هاى بهشتيان در دنيا باز شود ، كسانى كه آن را ببينند ، از هوش مى روند و چشمانشان ديدن آن را تاب نمى آورد .۶۷۰۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ به على عليه السلام ـ ) مسند ابن حنبلـ به نقل از عبد اللّه بن عمرو بن عاص ـ: مردى برخاست و گفت : اى پيامبر خدا ! آيا جامه هاى اهل بهشت ، بافتنى اند يا از ميوه هاى بهشت ، پديد مى آيند ؟
گويا حاضران از سؤال مرد باديه نشين تعجّب كردند . پس گفت : گويا از نادانى كه سؤال عالمانه مى كند ، تعجّب نموديد!
پيامبر صلى الله عليه و آله اندكى سكوت كرد و سپس فرمود : «كجاست آن كه از جامه هاى بهشت پرسيد؟» .
مرد گفت : منم .
فرمود : «نه ؛ بلكه از ميوه هاى بهشت ، پديد مى آيند» .۶۷۰۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :المعجم الأوسطـ به نقل از جابر ـ: باديه نشينى خدمت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آمد و گفت : اى پيامبر خدا ! جامه هايمان را در بهشت با دست خود مى بافيم؟
حاضران خنديدند .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «به چه مى خنديد؟ از نادانى كه عالمانه مى پرسد؟ نه ـ اى اعرابى ـ ؛ بلكه از آن جامه ها ميوه هاى بهشت ، ساخته مى شوند» . .
۶۶۹۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مسند ابن حنبل عن أبي سعيد الخدري عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله :طُوبى لِمَن رَآنِي وَآمَنَ بِي ، ثُمَّ طُوبى ثُمَّ طُوبى ثُمَّ طُوبى لِمَن آمَنَ بِي وَلَم يَرَنِي . قالَ لَهُ رَجُلٌ : وَما طُوبى؟ قالَ : شَجَرَةٌ فِي الجَنَّةِ مَسِيرَةَ مِئَةِ عامٍ ، ثيِابُ أَهلِ الجَنَّةِ تَخرُجُ مِن أَكمامِها . (1)۶۶۹۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلامـ فِي قَولِهِ تَعالَى : «عَــلِيَهُمْ ثِيَابُ سُندُسٍ» ـ: تَعلُوهُمُ الثِّيابُ فَيَلبَسُونَها . (2)۴ / ۲۳حُليُّ أَهلِ الجَنَّةِالكتاب«أُوْلَـائِكَ لَهُمْ جَنَّـتُ عَدْنٍ تَجْرِى مِن تَحْتِهِمُ الْأَنْهَـرُ يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ وَ يَلْبَسُونَ ثِيَابًا خُضْرًا مِّن سُندُسٍ وَ إِسْتَبْرَقٍ مُّتَّكِئينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ نِعْمَ الثَّوَابُ وَحَسُنَتْ مُرْتَفَقًا». (3)
الحديث۶۶۸۶.الإمام الصادق عليه السلام :رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ فِي وَصفِ أَهلِ الجَنَّةِ ـ: إِنَّ عَلَيهِمُ التِّيجانَ ، إِنَّ أَدنَى لُؤلُؤَةٍ مِنها لَتُضِيءُ ما بَينَ المَشرِقِ وَالمَغرِبِ . (4).
1) .مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۱۴۱ ح ۱۱۶۷۳ ، صحيح ابن حبّان : ج ۱۶ ص ۴۲۹ ح ۷۴۱۳ ، تفسير الطبري : ج ۸ الجزء ۱۳ ص ۱۴۹ وليس فيهما صدره إلى «لم يرني» ، مسند أبي يعلى : ج ۲ ص ۱۲۹ ح ۱۳۶۹ ، تاريخ بغداد : ج ۴ ص ۹۱ ، تفسير ابن كثير : ج ۴ ص ۳۷۷ ، كنز العمّال : ج ۱۱ ص ۵۳۵ ح ۳۲۵۰۰.
2) .مجمع البيان : ج ۱۰ ص ۶۲۳ ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۱۳.
3) .الكهف : ۳۱.
4) .سنن الترمذي : ج ۴ ص ۶۹۵ ح ۲۵۶۲ ، مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۱۵۰ ح ۱۱۷۱۵ ، صحيح ابن حبّان : ج ۱۶ ص ۴۱۰ ح ۷۳۹۷ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۲ ص ۴۶۲ ح ۳۵۹۴ ، مسند أبي يعلى : ج ۲ ص ۱۳۳ ح ۱۳۸۱ ، الزهد لابن المبارك (الملحقات) : ص ۶۸ ح ۲۳۶ ، تفسير الطبري : ج ۱۳ الجزء ۲۶ ص ۱۷۶ كلّها عن أبي سعيد الخدري ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۷۸ ح ۳۹۳۳۵.
۶۶۷۹.امام على عليه السلام :مسند ابن حنبلـ به نقل از ابو سعيد خُدرى ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «طوبا ، از آنِ كسى باد كه مرا ديد و به من ايمان آورد ، و طوبا و طوبا و طوبا ، از آنِ كسى باد كه مرا نديد و به من ايمان آورد !» .
مردى گفت : طوبا چيست؟
فرمود : «درختى است در بهشت به مسافت صد سال راه ، و جامه هاى بهشتيان از كاسه گُل هاى آن بيرون مى آيند» .۶۶۸۰.امام على عليه السلام :امام صادق عليه السلامـ در باره اين سخن خداى بلندمرتبه : «جامه هاى ابريشمى در برِ ايشان است» ـ: اين جامه ها بر فراز سر بهشتيان مى آيند و بهشتيان ، آنها را مى پوشند.۴ / ۲۳زيورهاى بهشتيانقرآن«آنان اند كه بهشت هاى جاويدان به ايشان اختصاص دارد كه در آنها جويبارها روان است . آن جا با دستبندهايى از طلا آراسته مى شوند و جامه هايى سبز از پرنيانِ نازك و ابريشمِ ستبر مى پوشند . در آن جا بر تخت ها تكيه مى زنند . چه خوش پاداشى و چه نيكو تكيه گاهى!».
حديث۶۶۸۶.امام صادق عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در وصف بهشتيان ـ: بر سر آنان ، تاج هايى است كه [ درخشش ]پست ترين مرواريدِ آنها از مشرق تا مغرب را روشن مى سازد.
.
۶۶۸۷.عنه عليه السلام :عنه صلى الله عليه و آله :لَو أَنَّ مَا يُقِلُّ ظُفرٌ مِمّا فِي الجَنَّةِ بَدا لَتَزَخرَفَت لَهُ ما بَينَ خَوافِقِ (1)السَّماواتِ وَالأَرضِ ، وَلَو أَنَّ رَجُلاً مِن أَهلِ الجَنَّةِ اطَّلَعَ فَبَدا أَساوِرُهُ لَطَمَسَ ضَوءَ (2)الشَّمسِ كَما تَطمِسُ الشَّمسُ ضَوءَ النُّجُومِ . (3)۶۶۸۸.عنه عليه السلام :تفسير ابن كثير عن أبي امامة :إِنَّ رَسُولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله حَدَّثَهُم وَذَكَر حُلِيَّ أَهلِ الجَنَّةِ ، فَقالَ : مُسَوَّرُونَ بِالذَّهَبِ وَالفِضَّةِ ، مُكَلَّلَةٌ بِالدُّرِّ ، وَعَلَيهِم أَكالِيلُ مِن دُرٍّ وَياقُوتٍ مُتواصِلَةٍ ، وَعَلَيهِم تاجٌ كَتاجِ المُلُوكِ ، شَبابٌ ، جُردٌ ، مُردٌ ، مُكَحَّلُونَ . (4)۶۶۸۹.عنه عليه السلام :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :تَبلُغُ حِليَةُ أَهلِ الجَنَّةِ مَبلَغَ الوَضُوءِ . (5)۶۶۹۰.عنه عليه السلام :الإمام الصادق عليه السلام :إِنَّ المُؤمِنَ لَيَتَنَعَّمُ بِتَسبِيحِ الحُلِيِّ عَلَيهِ فِي الجَنَّةِ ، فِي كُلِّ مَفصِلٍ مِنَ المُؤمِنِ فِي الجَنَّةِ ثَلاثَةُ أَساوِرَ مِن ذَهَبٍ وَفِضَّةٍ وَلُؤلُؤٍ . (6)۴ / ۲۴أَزواجُ أَهلِ الجَنَّةِالكتاب«وَ لَهُمْ فِيهَا أَزْوَ جٌ مُّطَهَّرَةٌ». (7)
«إِنَّـا أَنشَأْنَـهُنَّ إِنشَاءً * فَجَعَلْنَـهُنَّ أَبْكَارًا * عُرُبًا أَتْرَابًا». (8)
«فِيهِنَّ قَـصِرَ تُ الطَّرْفِ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَ لَا جَانٌّ». (9)
.
1) .الخافقان : المشرق والمغرب، وقيل : طرفا السماء والأرض (لسان العرب : ج ۱۰ ص ۸۳ «خفق»).
2) .في الزهد لابن المبارك : «لطمس ضوؤه ضوءَ الشمس» .
3) .سنن الترمذي : ج ۴ ص ۶۷۸ ح ۲۵۳۸ ، مسند ابن حنبل : ج ۱ ص ۳۵۷ ح ۱۴۴۹ ، المعجم الأوسط : ج ۸ ص ۳۶۳ ح ۸۸۸۰ ، الزهد لابن المبارك (الملحقات) : ص ۱۲۶ ح ۴۱۶ كلّها عن سعد بن أبي وقّاص ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۸۰ ح ۳۹۳۴۳.
4) .تفسير ابن كثير : ج ۶ ص ۵۳۷ ، الدرّ المنثور : ج ۷ ص ۲۶ كلاهما نقلاً عن ابن أبي حاتم.
5) .صحيح ابن حبّان : ج ۳ ص ۳۲۰ ح ۱۰۴۵ ، مسند أبي يعلى : ج ۵ ص ۴۴۴ ح ۶۱۷۴ ، صحيح مسلم : ج ۱ ص ۲۱۹ ح ۴۰ ، المصنّف لابن أبي شيبة : ج ۱ ص ۷۴ ح ۴ كلاهما نحوه وكلّها عن أبي هريرة ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۸۹ ح ۳۹۳۷۹.
6) .ربيع الأبرار : ج ۴ ص ۲۶ ، إحقاق الحقّ : ج ۱۲ ص ۲۷۳.
7) .البقرة : ۲۵.
8) .الواقعة : ۳۵ ـ ۳۷ وراجع : الصافّات : ۴۸ و ۴۹ ، الدّخان : ۵۴ ، الطور : ۲۰ ، الرحمن : ۵۸، ۷۰، ۷۲، ۷۶ ؛ الواقعة : ۲۲ ـ ۲۳.
9) .الرحمن : ۵۶ .
۶۶۹۲.الإمام الكاظم عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اگر به اندازه سر ناخنى از آنچه در بهشت است ، [ در دنيا ]آشكار گردد ، كران تا كران [ يا شرق تا غربِ ] آسمان ها و زمين از آن مزّين مى شود ، و اگر مردى از بهشتيان [ به دنيا ] سَرَك كشد و دستبندهايش نمايان گردد ، [ روشنايى درخششِ آن ، ] نور خورشيد را محو مى سازد ، چنان كه خورشيد ، نور ستارگان را محو مى سازد.۶۶۹۳.الإمام الرضا عليه السلام :تفسير ابن كثيرـ به نقل از ابو اُمامه ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله براى آنان سخن گفت و از زيورهاى بهشتيان ياد كرد و فرمود : «دستبندهايشان از زر و سيم و مرواريدنشان است . بر سرهايشان حلقه هايى از دُر و ياقوتِ به هم پيوسته و تاج هايى چون تاج شاهان است . جوانانى هستند با رخسارها و بدن هايى صاف و عارى از مو ، و چشمانى سرمه كشيده» .۶۶۹۴.عنه عليه السلام ( ـ فِي الفِقهِ المَنسوبِ إلَيهِ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :زيور بهشتيان [ در دست هايشان ] ، تا جايگاه وضويشان ( آرنج ) مى رسد.۶۶۹۵.الإمام الصادق عليه السلام :امام صادق عليه السلام :مؤمن در بهشت ، از زيورهاى تسبيحگو برخوردار است . در هر بندى از [ بدن ] مؤمن در بهشت ، سه دستبند طلا و نقره و مرواريد قرار دارد.۴ / ۲۴همسران بهشتيانقرآن«و ايشان را در آن جا ، همسران پاك است».
«ما ايشان را پديد آورديم پديد آوردنى . پس ايشان را دوشيزه قرار داديم شوى دوست همسال».
«در آن [ باغ ها ، دلبرانى ] فروهشته نگاه اند كه دست هيچ اِنس و جنّى پيش از ايشان به آنها نرسيده است».
.
الحديث۶۶۹۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ فِي قَولِهِ تَعالى : «وَ لَهُمْ فِيهَا أَزْوَ جٌ مُّطَهَّرَةٌ» قالَ ـ: مِنَ الحَيضِ وَالغائِطِ وَالنُّخامَةِ (1)وَالبُزاقِ . (2)۶۸۰۶.الإمام الحسين عليه السلام :عنه صلى الله عليه و آله :خُلِقَ الحُورُ العِينُ مِن تَسبِيحِ المَلائِكَةِ ، فَلَيسَ فِيهِنَّ أَذًى ، قالَ اللّهُ عز و جل : «إِنَّـا أَنشَأْنَـهُنَّ إِنشَاءً * فَجَعَلْنَـهُنَّ أَبْكَارًا * عُرُبًا» عَوَاشِقَ لِأَزواجِهِنَّ «أَتْرَابًا» . (3)۶۸۰۷.الإمام زين العابدين عليه السلام ( ـ في دُعائِهِ ـ ) عنه صلى الله عليه و آلهـ فِي قَولِهِ تَعالى : «فِيهِنَّ خَيْرَ تٌ حِسَانٌ» (4)ـ: خَيراتُ الأَخلاقِ ، حِسانُ الوُجُوهِ . (5)۶۸۰۸.عنه عليه السلام ( ـ في دُعائِهِ ـ ) عنه صلى الله عليه و آلهـ فِي قَولِهِ تَعالى : «إِنَّـا أَنشَأْنَـهُنَّ إِنشَاءً» ـ: إِنَّ مِن المُنشَآتِ الَّتِي كُنَّ فِي الدُّنيا عَجائِزَ عُمشا (6)رُمصا . (7).
1) .النُخَامَة : البَزْقة التي تخرج من أقصى الحَلْق (النهاية : ج ۵ ص ۳۴ «نخم»).
2) .الدرّ المنثور : ج ۱ ص ۹۷ نقلاً عن الحاكم و ابن مردويه ، تفسير ابن كثير : ج ۱ ص ۹۲ وفيه «النخاعة» بدل «النخامة» وكلاهما عن أبي سعيد الخدري وراجع : تفسير الطبري : ج ۱ ص ۱۷۵ و ۱۷۶ و بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۳۹ ح ۵۲ .
3) .تفسير الثعلبي : ج ۹ ص ۲۱۱ ، الفردوس : ج ۲ ص ۱۹۲ ح ۲۹۵۵ كلاهما عن عائشة ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۵۱۹ ح ۳۹۴۶۸.
4) .الرحمن : ۷۰.
5) .المعجم الكبير : ج ۲۳ ص ۳۶۸ ح ۸۷۰ ، المعجم الأوسط : ج ۳ ص ۲۷۸ ح ۳۱۴۱ ، تفسير الثعلبي : ج ۹ ص ۱۹۵ ، الفردوس : ج ۳ ص ۱۵۴ ح ۴۴۱۷ ، تفسير الطبري : ج ۱۳ الجزء ۲۷ ص ۱۵۸ كلّها عن اُمّ سلمة ، كنز العمّال : ج ۲ ص ۴۳ ح ۳۰۴۶ ؛ مجمع البيان : ج ۹ ص ۳۱۹ ، الاختصاص : ص ۳۵۲ كلاهما عن اُمّ سلمة ، التبيان في تفسير القرآن : ج ۹ ص ۴۸۴ من دون إسنادٍ إلى أحدٍ من أهل البيت عليهم السلام ، بحار الأنوار : ج۸ ص۱۰۶.
6) .العَمَش : أن لا تزال العين تسيل الدمع ولا يكاد الأعمش يبصر بها (لسان العرب : ج ۶ ص ۳۲۰ «عمش»).
7) .سنن الترمذي : ج ۵ ص ۴۰۲ ح ۳۲۹۶ ، الزهد لهنّاد : ج ۱ ص ۵۷ ح ۲۱ ، تفسير الطبري : ج ۱۳ الجزء ۲۷ ص ۱۸۵ ، الدرّ المنثور : ج ۸ ص ۱۵ نقلاً عن الفريابيّ وابن المنذر وابن مردويه وكلّها عن أنس ، كنز العمّال : ج ۲ ص ۱۱ ح ۲۹۲۸.
حديث۶۸۰۴.امام على عليه السلام ( ـ در نامه اش به اَشتر نخعى، آن گاه كه او را والى ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در باره اين سخن خداى بلندمرتبه : «و ايشان را در آن جا ، همسران پاك است» ـ: [ پاك ] از حيض و مدفوع و خلط حلق و آب دهان.۶۸۰۵.امام على عليه السلام ( ـ در دعايش ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :حور العين از تسبيح فرشتگان ، آفريده شده اند . بنا بر اين ، در آنان ، اذيّتى وجود ندارد . خداى عز و جلفرموده است : «ما ايشان را پديد آورديم پديد آوردنى . پس ، ايشان را دوشيزگانى شوهردوست » : عاشق شوهرانشان «و همسال قرار داديم» .۶۸۰۶.امام حسين عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در باره اين سخن خداى بلندمرتبه كه : «در آن جا زنانى خوب و نيكويند» ـ: خوب در اخلاق ، نيكو در رخسار.۶۸۰۷.امام زين العابدين عليه السلام ( ـ در دعايش ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در باره اين سخن خداى بلندمرتبه : «ما ايشان را پديد آورديم پديد آوردنى» ـ: برخى از اين دختركانِ پديد آورده شده ، همان زنانى هستند كه در دنيا پير و فرتوت بوده اند و از چشمانشان هميشه چرك مى آمده است. .
۶۸۰۸.امام زين العابدين عليه السلام ( ـ در دعايش ـ ) عنه صلى الله عليه و آله :الكَواعِبُ : الفَتَياتُ النَّواهِدُ ، أَترابا : المُستَوِياتُ القَدُّ عَلى مِيلادٍ واحِدٍ وَسِنٍّ واحِدٍ . (1)۶۸۰۹.امام زين العابدين عليه السلام :عنه صلى الله عليه و آله :إِنَّ أهلَ الجَنَّةِ إِذا جامَعُوا نِساءَهُم عادُوا أَبكارا. (2)۶۸۱۰.عنه عليه السلام ( ـ في دُعائِهِ ـ ) عنه صلى الله عليه و آله :إِنَّ أَزواجَ أَهلِ الجَنَّةِ لَيُغَنِّينَ أَزواجَهُنَّ بِأَحسَنِ أَصواتٍ «ما» سَمِعَها أَحَدٌ قَطُّ . (3)۶۸۱۱.عنه عليه السلام :عنه صلى الله عليه و آله :إِنَّ الحُورَ فِي الجَنَّةِ يَتَغَنَّينَ يَقُلْنَ :
نَحنُ الحُورُ الحِسانُهُدِينا لِأَزواجٍ كِرامٍ(4)۶۸۱۲.عنه عليه السلام :عنه صلى الله عليه و آله :إِنَّ فِي الجَنَّةِ لَمُجتَمَعا لِلحُورِ العِينِ يَرفَعنَ بِأَصواتٍ لَم يَسمَعِ الخَلائِقُ مِثلَها . قالَ : يَقُلنَ : «نَحنُ الخالِداتُ فَلا نَبِيدُ ، وَنَحنُ النّاعِماتُ فَلا نَبْأَسُ ، وَنَحنُ الرّاضِياتُ فَلا نَسخَطُ ، طُوبى لِمَن كانَ لَنا وَكُنّا لَهُ» . (5).
1) .الفردوس : ج ۳ ص ۳۱۱ ح ۴۹۳۶ عن اُمّ سلمة ؛ تفسير القمّي : ج ۲ ص ۴۰۲ عن أبي الجارود عن الإمام الباقر عليه السلام وليس فيه ذيله من «أترابا . . .» .
2) .المعجم الصغير : ج ۱ ص ۹۱ ، تاريخ بغداد : ج ۶ ص ۵۳ ح ۳۰۷۹ ، الفردوس : ج ۱ ص ۴۰۹ ح ۱۶۵۱ ، العظمة : ص ۲۰۹ ح ۵۸۵ كلّها عن أبي سعيد الخدري ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۷۰ ح ۳۹۲۹۶.
3) .المعجم الأوسط : ج ۵ ص ۱۴۹ ح ۴۹۱۷ ، المعجم الصغير : ج ۱ ص ۲۶۰ كلاهما عن ابن عمر ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۵۱۸ ح ۳۹۴۶۲.
4) .المعجم الأوسط : ج ۶ ص ۳۱۲ ح ۶۴۹۷ ، التاريخ الكبير : ج ۷ ص ۱۶ الرقم ۷۰ ، تفسير ابن كثير : ج ۸ ص ۱۲ ، الدرّ المنثور : ج ۷ ص ۷۲۰ نقلاً عن ابن أبي شيبة وابن مردويه والثلاثة الأخيرة نحوه وكلّها عن أنس ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۵۱۸ ح ۳۹۴۶۰ .
5) .سنن الترمذي : ج ۴ ص ۶۹۶ ح ۲۵۶۴ ، مسند ابن حنبل : ج ۱ ص ۳۲۹ ح ۱۳۴۲ ، المصنّف لابن أبي شيبة : ج ۸ ص ۶۹ ح ۱۸ نحوه ، تفسير ابن كثير : ج ۸ ص ۱۲ وكلّها عن النعمان بن سعد عن الإمام عليّ عليه السلام ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۵۱۸ ح ۳۹۴۶۱ ؛ جامع الأخبار : ص ۴۹۵ ح ۱۳۷۴ عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۴۸ ح ۷۶.
۶۸۱۳.عنه عليه السلام ( ـ في دُعائِهِ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :«الكَواعب» يعنى : دختركان نورسيده نارپستان . «أَترابا» يعنى : هم قد و هم سال.۶۸۱۴.الإمام عليّ عليه السلام ( ـ في دُعائِهِ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اهل بهشت هر گاه با زنانشان نزديكى كنند ، دوباره باكره مى شوند.۶۸۱۵.الإمام الباقر عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :همسران بهشتيان براى شوهرانشان با خوش ترين صداهايى كه هيچ كس هرگز آنها را نشنيده است ، آواز مى خوانند.۶۸۱۶.الإمام المهديّ عليه السلام ( ـ في دُعائِهِ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :حوريان بهشتى ، آواز مى خوانند و مى گويند:
ما سيه چشمان خوب روى
به شوهرانى ارجمند ، هديه گشته ايم .۶۸۱۰.امام زين العابدين عليه السلام ( ـ در دعايش ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در بهشت ، انجمنى از حور العين است كه با آوازهايى كه خلايق ، نظير آنها را نشنيده اند ، مى خوانند و مى گويند : «ما جاودانگانيم و هرگز نابود نمى شويم . ما نازپروردگانيم و هرگز به درويشى نمى افتيم . ما همواره شادمانيم و هرگز ناشادمان نمى گرديم . خوشا به حال كسى كه از آنِ ماست و ما از آنِ اوييم !» . .
۶۸۱۱.امام زين العابدين عليه السلام :عنه صلى الله عليه و آله :لَو أَنَّ حُورا أَطلَعَت إِصبَعا مِن أَصابِعِها ، لَوَجَدَ رِيحَها كُلُّ ذِي رُوحٍ . (1)۶۸۱۲.امام زين العابدين عليه السلام :عنه صلى الله عليه و آله :لَو أَنَّ امرَأَةً مِن أَهلِ الجَنَّةِ اطَّلَعَت إِلَى أَهلِ الأَرضِ لَأَضاءَت ما بَينَهُما، وَلَمَلَأَتهُ رِيحا، وَلَنَصِيفُها (2)عَلى رَأسِها خَيرٌ مِن الدُّنيا وَما فِيها. (3)۶۸۱۳.امام زين العابدين عليه السلام ( ـ در دعايش ـ ) عنه صلى الله عليه و آله :لَو أَنَّ امرَأَةً مِن نِساءِ أَهلِ الجَنَّةِ اطَّلَعَت مِن سَماءِ الدُّنيا فِي لَيلَةٍ ظَلماءَ لَأَضاءَت لَها الأَرضُ أَفضَلَ مِمّا يُضِيءُ القَمَرُ لَيلَةَ البَدرِ ، وَلَوَجَدَ رِيحَ نَشرِها جَمِيعُ أَهلِ الأَرضِ . (4)۶۸۱۴.امام على عليه السلام ( ـ در دعايش ـ ) عنه صلى الله عليه و آله :لَو أَنَّ امرَأَةً مِن أَهلِ الجَنَّةِ أَشرَفَت إِلَى أَهلِ الأَرضِ لَمَلَأَتِ الأَرضَ رِيحَ مِسكٍ ، وَلَأَذهَبَت ضَوءَ الشَّمسِ وَالقَمَرِ . (5)۶۸۱۵.امام باقر عليه السلام :عنه صلى الله عليه و آله :نِساءُ أَهلِ الجَنَّةِ يُرى مُخُّ سُوقِهِنَّ مِن وَراءِ اللَّحمِ . (6).
1) .المعجم الكبير : ج ۶ ص ۵۹ ح ۵۵۱۱ ، حلية الأولياء : ج ۱ ص ۲۴۷ ، تاريخ دمشق : ج ۲۱ ص ۱۴۷ ح ۴۷۵۲ كلّها عن سعيد بن عامر ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۵۱۹ ح ۳۹۴۶۹.
2) .النصيفُ : هو الخِمار، وقيل : المِعْجَر (النهاية : ج ۵ ص ۶۶ «نصف»).
3) .صحيح البخاري : ج ۳ ص ۱۰۲۹ ح ۲۶۴۳ ، سنن الترمذي : ج ۴ ص ۱۸۲ ح ۱۶۵۱ ، مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۲۸۳ ح ۱۲۴۳۹ ، صحيح ابن حبّان : ج ۱۶ ص ۴۱۳ ح ۷۳۹۹ ، مسند أبي يعلى : ج ۴ ص ۴۵ ح ۳۷۶۳ كلّها عن أنس والأربعة الأخيرة نحوه ، كنز العمّال : ج ۴ ص ۳۰۴ ح ۱۰۶۱۶ .
4) .الأمالي للطوسي : ص ۵۳۳ ح ۱۱۶۲ ، مكارم الأخلاق : ج ۲ ص ۳۷۱ ح ۲۶۶۱ كلاهما عن أبي ذرّ ، بحار الأنوار : ج ۷۷ ص ۸۲ ح ۳ .
5) .المعجم الكبير : ج ۶ ص ۵۹ ح ۵۵۱۲ ، الزهد لابن المبارك : ص ۷۷ ح ۲۲۶ ، تاريخ دمشق : ج ۲۱ ص ۱۴۵ كلّها عن سعيد بن عامر بن حذيم ، المصنّف لابن أبي شيبة : ج ۸ ص ۷۹ ح ۶۹ عن الحسن وليس فيه ذيله ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۷۳ ح ۳۹۳۱۵.
6) .مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۴۰۲ ح ۹۴۴۳ ، الدرّ المنثور : ج ۷ ص ۷۱۳ نقلاً عن عبد بن حميد وكلاهما عن أبي هريرة ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۶۴ ح ۳۹۲۷۹.
۶۸۱۶.امام مهدى عليه السلام ( ـ در دعايش ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اگر حورى ، انگشتى از انگشتانش را نمايان سازد ، هر جاندارى بوى خوش آن را حس خواهد كرد.۶۸۱۷.الإمام زين العابدين عليه السلام ( ـ في دُعائِهِ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اگر زنى از بهشتيان براى زمينيان نمايان گردد ، از آسمان تا زمين را روشن مى كند و عالم را آكنده از بوى [ خوش خود ] مى سازد . چارقد سر او از دنيا و هر آنچه در دنياست ، بهتر است.۶۸۱۸.عنه عليه السلام ( ـ في دُعائِهِ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اگر زنى از زنان اهل بهشت ، در شبى تار در آسمان دنيا نمايان شود ، زمين از آن روشن مى گردد ، بيشتر از روشن شدنش به وسيله ماه شب چهارده ، و همه اهل زمين ، بوى خوش او را حس مى كنند.۶۸۱۹.عنه عليه السلام ( ـ في دُعائِهِ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اگر زنى از بهشتيان بر مردم زمين نمايان شود ، زمين را از بوى مشك مى آكنَد و نور خورشيد و ماه را محو مى سازد.۶۸۲۰.الإمام الرضا عليه السلام ( ـ في دُعائِهِ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :زنان بهشتى ، مغز ساق هايشان از پشت گوشت ، ديده مى شود. .
۶۸۲۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ في مَكارِمِ الأَخلاقِ ـ ) عنه صلى الله عليه و آله :إِنَّ الرَّجُلَ لَيَتَّكِئُ فِي الجَنَّةِ سَبعِينَ سَنَةً قَبلَ أَن يَتَحَوَّلَ ، ثُمَّ تَأتِيهِ امرَأَةٌ فَتَضرِبُ عَلى مَنكِبَيهِ ، فَيَنظُرُ وَجهُهُ فِي خَدِّها أَصفى مِنَ المِرآةِ ، وَإِنَّ أَدْنى لُؤلُؤَةٍ عَلَيها تُضِيءُ ما بَينَ المَشرِقِ وَالمَغرِبِ ، فَتُسَلِّمُ عَلَيهِ فَيَرُدُّ السَّلامَ ، وَيَسأَلُها : مَن أَنتِ؟ وَتَقُولُ : أَنا مِن المَزِيدِ ، وَإِنَّهُ لَيَكُونُ عَلَيها سَبعُونَ ثَوبا أَدناها مِثلُ النُّعمانِ مِن طُوبى ، فَيَنفُذُها بَصَرُهُ ، حَتَّى يَرى مُخَّ ساقِها مِن وَراءِ ذَلِكَ ، وَإِنَّ عَلَيها مِنَ التِّيجانِ ، إِنَّ أَدنى لُؤلُؤَةٍ فِيها لَتُضِيءُ ما بَينَ المَشرِقِ وَالمَغرِبِ . (1)۶۸۱۷.امام زين العابدين عليه السلام ( ـ در دعايش ـ ) عنه صلى الله عليه و آلهـ فِي قَولِهِ تَعالى : «كَأَنَّهُنَّ الْيَاقُوتُ وَ الْمَرْجَانُ» (2)ـ: يَنظُرُ إِلى وَجهِهِ فِي خَدِّها أَصفى مِنَ المِرآةِ ، وَإِنَّ أَدنى لُؤلُؤَةٍ عَلَيها لَتُضِيءُ ما بَينَ المَشرِقِ وَالمَغرِبِ ، وَإِنَّها يَكُونُ عَلَيها سَبعُونَ ثَوبا يَنفُذُها بَصَرُهُ حَتَّى يَرى مُخَّ ساقِها مِن وَراءِ ذَلِكَ . (3)۶۸۱۸.امام زين العابدين عليه السلام ( ـ در دعايش ـ ) عنه صلى الله عليه و آله :إِنَّ المَرأَةَ مِن نِساءِ أَهلِ الجَنَّةِ لَيُرى بَياضُ ساقِها مِن وَراءِ سَبعِينَ حُلَّةً حَتَّى يُرى مُخُّها ، وَذَلِكَ بِأَنَّ اللّهَ يَقُولُ : «كَأَنَّهُنَّ الْيَاقُوتُ وَ الْمَرْجَانُ» فَأَمّا الياقُوتُ فَإِنَّهُ حَجَرٌ لَو أَدخَلتَ فِيهِ سِلكا ثُمَّ استَصفَيتَهُ لَرَأَيتَهُ مِن وَرائِهِ . (4)۶۸۱۹.امام زين العابدين عليه السلام ( ـ در دعايش ـ ) سنن الترمذي عن أنس عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله :يُعطَى المُؤمِنُ فِي الجَنَّةِ قُوَّةَ كَذا وَكَذا مِنَ الجِماعِ . قِيلَ : يا رَسولَ اللّهِ ، أَوَمَن يُطِيقُ ذَلِكَ؟ قالَ : يُعطَى قُوَّةَ مِائَةٍ . (5).
1) .مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۱۵۰ ح ۱۱۷۱۵ ، مسند أبي يعلى : ج ۲ ص ۱۳۲ ح ۱۳۸۱ ، تفسير الطبري : ج ۱۳ الجزء ۲۶ ص ۱۷۶ ، تفسير ابن كثير : ج ۷ ص ۳۸۵ كلّها عن أبي سعيد الخدري ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۸۳ ح ۳۹۳۵۶.
2) .الرحمن : ۵۸ .
3) .المستدرك على الصحيحين : ج ۲ ص ۵۱۷ ح ۳۷۷۴ ، البعث والنشور : ص ۲۱۵ ح ۳۳۹ ، الدرّ المنثور : ج ۷ ص ۷۱۲ نقلاً عن أحمد وابن حبّان وكلّها عن أبي سعيد الخدري ، كنز العمّال : ج ۲ ص ۴۳ ح ۳۰۴۷.
4) .سنن الترمذي : ج ۴ ص ۶۷۶ ح ۲۵۳۳ ، صحيح ابن حبّان : ج ۱۶ ص ۴۰۸ ح ۷۳۹۶ نحوه ، تفسير الطبري : ج ۱۳ الجزء ۲۷ ص ۱۵۲ ، تفسير ابن كثير : ج ۷ ص ۴۷۹ ، العظمة : ص ۲۰۹ ح ۵۸۶ نحوه وكلّها عن عبد اللّه بن مسعود ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۷۷ ح ۳۹۳۳۰.
5) .سنن الترمذي : ج ۴ ص ۶۷۷ ح ۲۵۳۶ ، صحيح ابن حبّان : ج ۱۶ ص ۴۱۳ ح ۷۴۰۰ ، موارد الظمآن : ص ۶۵۵ ح ۲۶۳۵ كلاهما نحوه وراجع : مسند ابن حنبل : ج ۷ ص ۷۶ ح ۱۹۲۸۹ وسنن الدارمي : ج ۲ ص ۷۹۱ ح ۲۷۲۱ والمعجم الكبير : ج ۵ ص ۱۷۸ ح ۵۰۰۹ وكنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۸۴ ح ۳۹۳۶۱ والاختصاص : ص ۳۵۸ و بحارالأنوار : ج ۸ ص ۱۰۲.
۶۸۲۰.امام رضا عليه السلام ( ـ در دعايش ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مرد ، در بهشت ، هفتاد سال تكيه مى دهد ، بدون آن كه صورتش را به طرفى برگرداند . سپس زنى نزد او مى آيد و به شانه اش مى زند و او صورتش را به طرف چهره آن زن ـ كه از آينه صاف تر است و كوچك ترين مرواريدش از مشرق تا مغرب را روشن مى سازد ـ ، بر مى گرداند . زن به او سلام مى كند و او جواب سلامش را مى دهد و مى پرسد : تو كيستى؟
او مى گويد : من از فزونى ام (1).
بر تن آن زن ، هفتاد جامه از درخت طوبا پوشانده شده كه كمترين آنها ، مانند شقايق نعمان است . پس نگاه مرد از آنها نفوذ مى كند تا جايى كه از پشت آنها مغز ساق او را مى بيند . نيز تاج هايى بر سر دارد كه كوچك ترين مرواريد آنها ، از مشرق تا مغرب را روشن مى كند .۶۸۲۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ درباره فضايل اخلاقى ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در باره اين سخن خداى بلندمرتبه : «گويا ياقوت و مرجان اند» ـ: به گونه او ( حورى ) مى نگرد كه از آينه صاف تر است و پست ترين مرواريدى كه بر اوست ، از مشرق تا مغرب را روشن مى كند . نيز هفتاد جامه بر تن اوست كه نگاهش از آنها عبور مى كند ، به طورى كه از پشت آنها مغز ساق او را مى بيند.۶۸۲۲.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ مِن وَصِيَّةٍ طَويلَةٍ أوصى بِها أبا ذَرٍّ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :زن بهشتى ، سپيدىِ ساقش از پس هفتاد جامه نمايان است ، به طورى كه مغزِ [ ساقِ پاى ] او ديده مى شود . دليلش اين است كه خداوند مى فرمايد : «گويا ياقوت و مرجان اند» . ياقوت ، سنگى است كه اگر رشته نخى را داخل آن قرار دهى و سپس آن را صيقل دهى ، آن نخ ديده مى شود.۶۸۲۳.الإمام عليّ عليه السلام :سنن الترمذىـ به نقل از اَنَس ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «در بهشت به مؤمن ، فلان و بهمان اندازه نيروى مجامعت داده مى شود» .
يكى گفت : اى پيامبر خدا ! آيا كسى توان آن را دارد؟
فرمود : «نيروى صد [ مرد ] به او داده مى شود» . .
1) .واژه «مَزيد» در متن عربى ، اشاره است به اين سخن خداى عز و جل كه : «وَ لَدَيْنَا مَزِيدٌ» و «لِّلَّذِينَ أَحْسَنُواْ الْحُسْنَى وَ زِيَادَةٌ» ، يا اشاره است به روز جمعه كه از آن به «يوم المزيد» تعبير شده است.
۶۸۲۴.الإمام عليّ عليه السلام :المعجم الكبير عن ام سلمة :قُلتُ : يا رَسُولَ اللّهِ ، أَخبِرنِي عَن قَولِ اللّهِ : «وَ حُورٌ عِينٌ» (1)؟ قالَ : حُورٌ بِيضٌ عِينٌ ضِخامُ العُيُونِ شُقرُ الجَرداء بِمَنزِلَةِ جَناحِ النُّسُورِ .
قُلتُ : يا رَسُولَ اللّهِ ، أَخبِرنِي عَن قَولِهِ : «كَأَنَّهُمْ لُؤْلُؤٌ مَّكْنُونٌ» (2)؟ قالَ : صَفاؤُهُنَّ صَفاءُ الدُّرِّ فِي الأَصدافِ الَّتِي لَم تَمَسَّهُ الأَيدِي .
قُلتُ : يا رَسُولَ اللّهِ ، أَخبِرنِي عَن قَولِهِ : «فِيهِنَّ خَيْرَ تٌ حِسَانٌ» ؟ قالَ : خَيراتُ الأَخلاقِ ، حِسانُ الوُجُوهِ .
قُلتُ : يا رَسُولَ اللّهِ ، أَخبِرنِي عَن قَولِهِ : «كَأَنَّهُنَّ بَيْضٌ مَّكْنُونٌ» (3)؟ قالَ : رِقَّتُهُنَّ كَرِقَّةِ الجِلدِ الَّذِي رَأَيتِ فِي داخِلِ البَيضَةِ مِمّا يَلِي القِشرَ وَهُوَ الغِرقِئُ .
قُلتُ : يا رَسُولَ اللّهِ ، أَخبِرني عَن قَولِهِ : «عُرُبًا أَتْرَابًا» ؟ قالَ : هُنَّ اللَّواتِي قُبِضنَ فِي دارِ الدُّنيا عَجائِزَ ، رُمصَا (4)شُمطَا (5)، خَلَقَهُنَّ اللّهُ بَعدَ الكِبَرِ فَجَعَلَهُنَّ عَذارى عُرُبا مُتَعَشَّقاتٍ مُحَبَّباتٍ ، أَترابا عَلى مِيلادٍ واحِدٍ .
قُلتُ : يا رَسُولَ اللّهِ ، أَنِساءُ الدُّنيا أَفضَلُ أَمِ الحُورُ العِينُ؟ قالَ : بَل نِساءُ الدُّنيا أَفضَلُ مِنَ الحُورِ العِينِ كَفَضلِ الظِهارَةِ عَلَى البِطانَةِ .
قُلتُ : يا رَسُولَ اللّهِ ، وَبِما ذاكَ؟ قَالَ : بِصَلاتِهِنَّ وَصِيامِهِنَّ وَعِبادَتِهِنَّ اللّهَ ، أَلبَسَ اللّهُ وُجُوهَهُنَّ النُّورَ ، وَأَجسادَهُنَّ الحَرِيرَ ، بِيضَ الأَلوانِ ، خُضرَ الثِّيابِ ، صَفراءَ الحُلِيِّ ، مَجامِرُهُنَّ الدُّرُّ، وَأَمشاطُهُنَّ الذَّهَبُ ، يَقُلنَ : «أَلا نَحنُ الخالِداتُ فَلا نَمُوتُ أَبَدا ، وَنَحنُ النّاعِماتُ فَلا نَبْأَسُ أَبَدا ، وَنَحنُ المُقِيماتُ فَلا نَظعَنُ أَبَدا، أَلا وَنَحنُ الرّاضِياتُ فَلا نَسخَطُ أَبَدا ، طُوبى لِمَن كُنَّا لَهُ وَكانَ لَنا» .
قُلتُ : يا رَسُولَ اللّهِ ، اَلمَرأَةُ مِنّا تَتَزَوَّجُ زَوجَينِ وَالثَّلاثَةَ وَالأَربَعَةَ ثُمَّ تَمُوتُ فَتَدخُلُ الجَنَّةَ وَيَدخُلُونَ مَعَها مَن يَكُونُ زَوجُها؟ قَالَ : يا اُمَّ سَلَمَةَ ، إِنَّها تَخَيَّرُ فَتَختارُ أَحسَنَهم خُلُقا ، فَتَقُولُ : أَي رَبِّ إِنَّ هَذا كانَ أَحسَنَهُم مَعِي خُلُقا فِي دارِ الدُّنيا فَزَوِّجنِيهِ . يا اُمَّ سَلَمَةَ ، ذَهَبَ حُسنُ الخُلُقِ بِخَيرِ الدُّنيا وَالآخِرَةِ . (6).
1) .الواقعة : ۲۲.
2) .الطور : ۲۴ .
3) .الصافّات : ۴۹.
4) .الرَّمَص : هو البياض الذي تقطعه العين ويجتمع في زوايا الأجفان (لسان العرب : ج ۷ ص ۴۳ «رمص»).
5) .الشَّمَطْ : بياض شعر الرأس يخالط سواده (الصّحاح : ج ۳ ص ۱۱۳۸ «شمط»).
6) .المعجم الكبير : ج ۲۳ ص ۳۶۷ ح ۸۷۰ ، المعجم الأوسط : ج ۳ ص ۲۷۸ ح ۳۱۴۱ ، تفسير ابن كثير : ج ۸ ص ۱۰ ، الدرّ المنثور : ج ۷ ص ۷۲۰ نقلاً عن ابن جرير وابن مردويه نحوه ، كنز العمّال : ج ۲ ص ۴۳ ح ۳۰۴۶.
۶۸۲۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در وصيّتى طولانى به ابو ذر ـ ) المعجم الكبيرـ به نقل از اُمّ سلمه ـ: گفتم : اى پيامبر خدا ! مرا از اين سخن خداوند ، آگاه فرما : «وَ حُورٌ عِينٌ» .
فرمود : «سيه چشمانى هستند سيمين بر ، درشت چشم ، موبور مانند پر عقاب» .
گفتم : اى پيامبر خدا ! مرا از اين سخن او آگاه فرما : «گويى مرواريدى نهفته اند» .
فرمود : «به شفافيّت دُر در صدف اند كه هيچ دستى به آنها نرسيده است» .
گفتم : اى پيامبر خدا ! مرا از اين سخن او آگاه فرما : «در آن جا زنانى خوب و نيكويند» .
فرمود : «خوب در اخلاق و نيكو در رخسارند» .
گفتم : اى پيامبر خدا ! مرا از اين سخن او آگاه فرما : «گويى تخم مرغ زير پَرند» .
فرمود : «نازكى آنها ، به نازكى پوستى است كه در زير پوسته تخم مرغ مى بينى ؛ يعنى همان پوست نازكى كه بر روى سفيده تخم مرغ كشيده شده است» .
گفتم : اى پيامبر خدا ! مرا از اين سخن او آگاه فرما : «شوى دوستانى همسال» .
فرمود : «آنان ، همان زنانى هستند كه وقتى از دنيا رفته اند ، پير و فرتوت بوده اند و چشمانشان چرك مى داده و موى سرشان به سفيدى مى زده است . خداوند ، آنان را پس از پيرى ، باز آفريد و آنان را دوشيزگانى شوى دوست و عاشق پيشه و دوست داشتنى و هم سن و سال ، قرار داد» .
گفتم : اى پيامبر خدا ! آيا زنان دنيا برترند ، يا حور العين؟
فرمود : «زنان دنيا برتر از حور العين اند ، همانند برترى رويه بر آستر» .
گفتم : اى پيامبر خدا ! اين برترى ، به سبب چيست؟
فرمود : «به سبب نماز و روزه و عبادت خدا . خداوند بر چهره هاى آنان نور و بر تن هايشان پرنيان قرار داده است . بدن هاى سفيد و جامه هاى سبز و زيورهاى زرد دارند . موهايشان مرواريد [ گونه ] است و شانه هاى سرشان طلاست و مى گويند : هان! ما جاودانگانيم و هرگز نمى ميريم . ما نازپروردگانيم و هرگز گرد بينوايى بر ما نمى نشيند . ما ماندگارانيم و هرگز رخت بر نمى بنديم . هان! ما هماره شادمانيم و هرگز ناراحتى نداريم . خوشا آن كه ما از آنِ او باشيم و او از آنِ ما باشد ! » .
گفتم : اى پيامبر خدا ! از ما زنان ، كسانى هستند كه دو ، سه و چهار بار ازدواج مى كنند و سپس مى ميرند و به بهشت مى روند و شوهرانشان نيز به بهشت مى روند . كدام يك از آنها [ در بهشت ] ، شوهر او خواهد بود؟
فرمود : «اى اُمّ سلمه! او را در انتخاب ، آزاد مى گذارند و او خوش اخلاق ترين آنان را انتخاب مى كند و مى گويد : پروردگارا ! اين يكى در دنيا با من خوش اخلاق تر بود . پس ، اكنون او را به همسرى من در آور . اُمّ سلمه! اخلاق خوش ، خير دنيا و آخرت را به همراه دارد» . .
۶۸۲۳.امام على عليه السلام :الإمام الصادق عليه السلام :ـ أَو لَأَماتَت أَهلَ الدُّنيا (1)ـلَو أَنَّ حُورا مِن حُورِ الجَنَّةِ أَشرَفَت عَلى أَهلِ الدُّنيا وَأَبدَت ذُؤَابَةً مِن ذَوائِبِها لَأَمتَنَ (لَأَفتَنَ) أَهلَ الدُّنيا وَإِنَّ المُصَلِّيَ لِيُصَلِّي ، فَإِذا لَم يَسأَل رَبَّهُ أَن يُزَوِّجَهُ مِن الحُورِ العِينِ قُلنَ : ما أَزهَدَ هذا فِينا! (2)۶۸۲۴.امام على عليه السلام :عنه عليه السلام :الخَيرَاُت الحِسانُ مِن نِساءِ أَهلِ الدُّنيا ، وَهُنَّ أَجمَلُ مِنَ الحُورِ العِينِ . (3).
۶۸۲۵.عنه عليه السلام :امام صادق عليه السلام :اگر حورى از حوريان بهشتى بر اهل دنيا سَرَك كشد و زلفى از زلف هاى او نمايان گردد ، اهل دنيا قالب تهى مى كنند (اهل دنيا را فريفته مى سازد) . نمازگزار ، نماز مى خواند و اگر [ در نمازش ] از پروردگارش درخواست نكند كه از حوريان بهشتى به همسرى اش در آورد ، حوريان مى گويند : اين چه قدر به ما بى اعتناست !۶۸۲۶.عنه عليه السلام :امام صادق عليه السلام :نيك خويان خوب روى [ كه در قرآن آمده ] ، از زنان دنيا هستند . آنان از حورالعين ، زيباترند. .
۶۸۲۷.الإمام الصادق عليه السلام :الكافي عن جميل بن درّاج :قَالَ أَبُو عَبدِ اللّهِ عليه السلام : ما تَلَذَّذَ النّاسُ فِي الدُّنيا وَالآخِرَةِ بِلَذَّةٍ أَكثَرَ لَهُم مِن لَذَّةِ النِّساءِ ، وَهُوَ قَولُ اللّهِ عز و جل : «زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَ تِ مِنَ النِّسَاءِ وَالْبَنِينَ ...» (1)إِلى آخِرِ الآيَةِ .
ثُمَّ قَالَ : وَإِنَّ أَهلَ الجَنَّةِ ما يَتَلَذَّذُونَ بِشَيءٍ مِنَ الجَنَّةِ أَشهى عِندَهُم مِنَ النِّكاحِ ؛ لا طَعامٍ وَلا شَرابٍ . (2)۶۸۲۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مجمع البيان عن أبي بصير :قُلتُ لَهُ [أَي لِلإِمامِ الصّادِقِ عليه السلام ] : جُعِلتُ فِداكَ ، أَخبِرنِي عَنِ الرَّجُلِ المُؤمِنِ تَكُونُ [لَهُ] (3)امرَأَةٌ مُؤمِنَةٌ يَدخُلانِ الجَنَّةَ يَتَزَوَّجُ أَحَدُهُما الآخَرَ؟ فَقالَ : يا أَبا مُحَمَّدٍ، إِنَّ اللّهَ حَكَمٌ عَدلٌ ، إِذا كانَ هُو أَفضَلَ مِنها خَيَّرَهُ ؛ فَإِنِ اختارَها كانَت مِن أَزواجِهِ ، وَإِن كانَت هِي خَيرا مِنهُ خَيَّرَها ؛ فَإِنِ اختارَتهُ كانَ زَوجا لَها . (4)۴ / ۲۵جَمالُ أَهلِ الجَنَّةِالكتاب«إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِى نَعِيمٍ * عَلَى الْأَرَائِكِ يَنظُرُونَ * تَعْرِفُ فِى وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ * يُسْقَوْنَ مِن رَّحِيقٍ مَّخْتُومٍ * خِتَـمُهُ مِسْكٌ وَ فِى ذَ لِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَـفِسُونَ». (5)
«وُجُوهٌ يَوْمَـئِذٍ نَّاضِرَةٌ * إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ». (6)
«وُجُوهٌ يَوْمَـئِذٍ مُّسْفِرَةٌ * ضَاحِكَةٌ مُّسْتَبْشِرَةٌ * وَ وُجُوهٌ يَوْمَـئِذٍ عَلَيْهَا غَبَرَةٌ * تَرْهَقُهَا قَتَرَةٌ * أُوْلَـائِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ». (7)
«وُجُوهٌ يَوْمَـئِذٍ نَّاعِمَةٌ * لِّسَعْيِهَا رَاضِيَةٌ * فِى جَنَّةٍ عَالِيَةٍ». (8)
.
1) .آل عمران : ۱۴.
2) .الكافي : ج ۵ ص ۳۲۱ ح ۱۰ ، تفسير العيّاشي : ج ۱ ص ۱۶۴ ح ۱۰ كلاهما عن جميل بن درّاج ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۳۹ ح ۵۳ .
3) .ما بين المعقوفين سقط من المصدر، وأثبتناه من بحار الأنوار.
4) .مجمع البيان : ج ۹ ص ۳۱۸ ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۰۵ كلاهما نقلاً عن العيّاشي .
5) .المطفّفين : ۲۲ ـ ۲۶.
6) .القيامة : ۲۲ ـ ۲۳.
7) .عبس : ۳۸ ـ ۴۲.
8) .الغاشية : ۸ ـ ۱۰.
۶۸۳۰.كامل الزيارات ( ـ به نقل از عبد اللّه بن ميمون قدّاح ـ ) الكافىـ به نقل از جميل بن دَرّاج ـ: امام صادق عليه السلام فرمود : «مردم در دنيا و آخرت ، لذّتى بالاتر از لذّت زن نمى چشند و اين ، همان سخن خداى عز و جل است كه : «براى مردم آراسته شده است دوست داشتنِ خواستنى ها ، از زنان و پسران و ... » » تا آخر آيه .
سپس فرمود : «بهشتيان به اندازه اى كه از نكاحْ لذّت مى برند ، از هيچ چيزِ بهشت لذّت نمى برند ، نه از خوراكى هايش و نه از نوشيدنى هايش» .۶۸۳۱.الإمام عليّ عليه السلام :مجمع البيانـ به نقل از ابو بصير ـ: به ايشان (امام صادق عليه السلام ) گفتم : فدايت شوم ! مرد مؤمن ، زنى مؤمن دارد و هر دو به بهشت مى روند . آيا در آن جا نيز با هم ازدواج مى كنند؟
فرمود : «اى ابو محمّد! خداوند ، داورى دادگر است . اگر آن مرد از همسرش بهتر بوده است ، او را مخيّر مى كند و چنانچه آن مرد مؤمن ، همان همسرش را انتخاب كرد ، او نيز يكى از همسرانش مى شود ، و اگر همسرش از او بهتر بوده ، او را مخيّر مى سازد و اگر آن زن ، همان مرد را انتخاب كرد ، او شوهرش خواهد بود» .۴ / ۲۵زيبايى بهشتيانقرآن«به راستى كه نيكوكاران ، در ناز و نعمت اند . بر تخت هايى ، نشسته مى نگرند . از چهره هايشان طراوت نعمت را در مى يابى . از باده اى مُهر شده نوشانيده مى شوند . باده اى كه مُهر آن ، مُشك است ، و در اين نعمت ها ، مشتاقان بايد بر يكديگر پيشى بگيرند».
«در آن روز ، چهره هايى شاداب اند . به پروردگار خود ، مى نگرند ».
«در آن روز ، چهره هايى درخشان و خندان و شاداب اند و در آن روز ، چهره هايى هستند كه بر آنها غبار نشسته و آنها را تاريكى پوشانده است . آنان ، همان كافران بدكارند».
«در آن روز ، چهره هايى شاداب اند . از كوشش خود ، خشنودند . در بهشتى برين اند».
.
الحديث۶۸۳۶.الإمام الصادق عليه السلام ( ـ في قَولِهِ : {Q} «فَأَنذَرْتُكُمْ نَارًا تَلَظّ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله :وَالَّذِي أَنزَلَ الكِتابَ عَلى مُحَمَّدٍ! إِنَّ أَهلَ الجَنَّةِ لَيَزدادُونَ جَمالاً وَحُسنا كَما يَزدادُونَ فِي الدُّنيا قَباحَةً وَهَرَما . (1)۶۸۳۵.امام على عليه السلام :عنه صلى الله عليه و آله :يُبعَثُ أَهلُ الجَنَّةِ عَلى صُورَةِ آدَمَ فِي مِيلادِ ثَلاثٍ وَثَلاثِينَ سَنَةً مُردا، مُكَحَّلِينَ ، ثُمَّ يُذهَبُ بِهِم إِلى شَجَرَةٍ فِي الجَنَّةِ فَيُكسَونَ مِنها ، لا تَبلَى ثِيابُهُم ، وَلا يَفنى شَبابُهُم . (2)۶۸۳۶.امام صادق عليه السلام ( ـ درباره اين سخن خدا : {Q} «پس، شما را به آتشى كه ) عنه صلى الله عليه و آله :مَن ماتَ مِن أَهلِ الجَنَّةِ مِن صَغِيرٍ أَو كَبِيرٍ دُونَ (3)أَبناءِ ثَلاثِينَ فِي الجَنَّةِ ، لا يَزِيدُونَ عَلَيها أَبَدا ، وَكَذلِكَ أَهلُ النّارِ . (4)۶۸۳۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :يَدخُلُ أَهلُ الجَنَّةِ الجَنَّةَ جُردا، مُردا، بِيضا، جِعادا (5)، مُكَحَّلِينَ ، أَبناءَ ثَلاثٍ وَثلاثِينَ ، عَلى خَلقِ آدَمَ سِتُّونَ ذِراعا فِي عَرضِ سَبعِ أَذرُعٍ . (6).
1) .روضة الواعظين : ص ۵۵۴ ؛ المصنّف لابن أبي شيبة : ج ۸ ص ۷۵ ح ۵۲ عن أبي هريرة من دون إسنادٍ إلى النبيّ صلى الله عليه و آله .
2) .حلية الأولياء : ج ۳ ص ۵۶ تفسير ابن كثير : ج ۸ ص ۱۴ كلاهما عن أنس ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۹۰ ح ۳۹۳۸۳.
3) .كذا في المصدر، وفي الزهد لابن المبارك : «يُردّون»، وهو الأنسب للسياق .
4) .سنن الترمذي : ج ۴ ص ۶۹۵ ح ۲۵۶۲ ، الزهد لابن المبارك (الملحقات) : ص ۱۲۸ ح ۴۲۲ كلاهما عن أبي سعيد الخدري ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۸۰ ح ۳۹۳۴۴.
5) .الجَعْدُ إذا ذهب به مذهب المدح فله معنيان مستحبّان : أحدهما : أن يكون معصوب الجوارح، شديد الأسر والخلق، غير مسترخٍ ولا مضطرب. والثاني : أن يكون شعره جَعْدا غير سَبط (تاج العروس : ج ۴ ص ۳۹۱ «جعد»).
6) .مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۱۵۱ ح ۷۹۳۸ ، المعجم الأوسط : ج ۵ ص ۳۱۸ ح ۵۴۲۲ ، المصنّف لابن أبي شيبة : ج ۸ ص ۷۵ ح ۵۳ ، تفسير الثعلبي : ج ۹ ص ۲۰۹ ح ۱۹۳ ، تفسير ابن كثير : ج ۸ ص ۱۳ كلّها عن أبي هريرة ، الطبقات الكبرى : ج ۱ ص ۳۲ عن سعيد بن المسيّب وليس فيه «بيضا» ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۹۰ ح ۳۹۳۸۱.
حديث۶۸۳۹.الإمام عليّ عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :سوگند به آن كه كتاب (قرآن) را بر محمّد فرو فرستاد ، اهل بهشت پيوسته بر حُسن و زيبايى شان افزوده مى شود ، همچنان كه در دنيا پيوسته زشت تر و پيرتر مى شوند.۶۸۴۰.عنه عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اهل بهشت ، در حالى برانگيخته مى شوند كه به صورت آدمى سى و سه ساله اند ، صورت هايشان از مو پيراسته است و چشمانى سرمه كشيده دارند . سپس آنان را به نزد درختى در بهشت مى برند و از آن درخت بر ايشان جامه مى پوشانند . جامه هايشان هرگز كهنه نمى شود و جوانى شان هيچ گاه از بين نمى رود.۶۸۴۱.عنه عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس كه بهشتى باشد و بميرد ، كوچك باشد يا بزرگ ، در بهشت ، سى ساله خواهد بود و هرگز بر سنّ او افزوده نخواهد شد . اهل دوزخ نيز همين گونه اند .۶۸۴۲.عنه عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اهل بهشت ، در حالى به بهشت وارد مى شوند كه بدن ها و صورت هايى عارى از مو دارند ، سيمين بَرند ، موهاى سرشان پُر چين و شكن است ، چشمانى سرمه كشيده دارند ، سى و سه ساله اند ، در هيئت آدمى هستند كه شصت گز قامت و هفت گز پهنا دارد. .
۶۸۳۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :المناقب لابن شهر آشوب :قالَت عَجُوزٌ مِنَ الأَنصارِ لِلنَّبِيِ صلى الله عليه و آله : اُدعُ لِي بِالجَنَّةِ ، فَقالَ : إِنَّ الجَنَّةَ لا يَدخُلُها العُجُزُ . فَبَكَتِ المَرأَةُ ، فَضَحِكَ النَّبِيُ صلى الله عليه و آله وَقالَ : أَما سَمِعتِ قَولَ اللّهِ تَعالى : «إِنَّـا أَنشَأْنَـهُنَّ إِنشَاءً * فَجَعَلْنَـهُنَّ أَبْكَارًا» (1)؟! (2)۶۸۳۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إِنَّ أَهلَ الجَنَّةِ شُبّانٌ جُردٌ مُردٌ ، لَيسَ لَهُم شَعرٌ إِلّا فِي الرَّأسِ وَالحاجِبَينِ وَأَهدابِ العَينَينِ ، يَعنِي لَيسَ لَهُم شَعرُ عانَةٍ وَلا إِبطٍ ، عَلى طُولِ آدَمَ ، سِتُّونَ ذِراعا، وَعَلى مَولِدِ عَيسَى بنِ مَريَمَ ثَلاثَةً وَثَلاثِينَ سَنَةً ، بِيضُ الأَلوانِ ، خُضرُ الثِّيابِ ، يَضَعُ أَحَدُهُم مائِدَةً بَينَ يَدَيهِ ، فَيُقبِلُ طائِرٌ ، فَيَقُولُ : يا وَلِيَ اللّهِ ، أَما إِنِّي قَد شَرِبتُ مِن عَينِ السَّلسَبِيلِ ، وَرَعَيتُ مِن رِياضِ الجَنَّةِ تَحتَ العَرشِ ، وَأَكَلتُ مِن ثِمارِ كَذا، طَعمُ أَحَدِ الجانِبَينِ مَطبُوخٌ ، وَطَعمُ الجانِبِ الآخَرِ مَشوِيٌّ ، فَيَأكُلُ مِنها ما شاءَ اللّهُ . وَعَلَى الوَلِيِ سَبعُونَ حُلَّةً ، لَيسَ فِيها حُلَّةٌ عَلى لَونِ آخَرَ ، فِي أَصابِعِهِم عَشَرَةُ خَواتِيمَ ، مَكتُوبٌ عَلَى الأَوَّلِ : «سَلَـمٌ عَلَيْكُم بِمَا صَبَرْتُمْ» (3)، وَمَكتُوبٌ فِي الثّانِي : «ادْخُلُوهَا بِسَلَـمٍ ءَامِنِينَ» ، (4)وَفِي الثّالِثِ : «وَ تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِى أُورِثْتُمُوهَا بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ» (5)، وَفِي الرّابِعِ : رُفِعَت عَنكُمُ الأَحزانُ وَالهُمُومُ ، وَفِي الخامِسِ : أَلبَسناكُمُ الحُلِيَّ وَالحُلَلَ ، وَفِي السّادِسِ : زَوَّجناكُمُ الحُورَ العِينَ ، وَفِي السّابِعِ : «وَ فِيهَا مَا تَشْتَهِيهِ الْأَنفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ وَ أَنتُمْ فِيهَا خَــلِدُونَ» (6)، وَفِي الثّامِنِ : رافَقتُمُ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ ، وَفِي التّاسِعِ : صِرتُم شُبّانا لا تهرمون، وَفِي العاشِرِ : سَكَنتُم فِي جِوارِ مَن لا يُؤذِي الجِيرانَ . (7).
1) .الواقعة : ۳۵ ـ ۳۶.
2) .المناقب لابن شهرآشوب : ج ۱ ص ۱۴۸ ، بحار الأنوار : ج ۱۶ ص ۲۹۵ ح ۱ ؛ المعجم الأوسط : ج ۵ ص ۳۵۷ ح ۵۵۴۵ ، تاريخ أصبهان : ج ۲ ص ۱۰۷ الرقم ۱۲۳۲ كلاهما عن عائشة ، تفسير ابن كثير : ج ۸ ص ۹ ، البداية والنهاية : ج ۶ ص ۴۸ كلاهما عن الحسن وكلّها نحوه.
3) .الرعد : ۲۴.
4) .الحِجْر : ۴۶.
5) .الزخرف : ۷۲.
6) .الزخرف : ۷۱.
7) .تنبيه الغافلين : ص ۸۰ ح ۶۸ عن ابن عبّاس .
۶۸۳۹.امام على عليه السلام :المناقب ، ابن شهرآشوب :پيرزنى از انصار به پيامبر صلى الله عليه و آله گفت : برايم دعا كن كه به بهشت بروم .
فرمود : «پيرزنان به بهشت نمى روند» .
پيرزن گريست . پيامبر صلى الله عليه و آله خنديد و فرمود : «مگر نشنيده اى كه خداى بلندمرتبه مى فرمايد : «ما ايشان را پديد آورديم پديد آوردنى . پس آنان را دوشيزگان قرار داديم» ؟» .۶۸۴۰.امام على عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بهشتيان ، جوانانى هستند با پيكرها و چهره هايى عارى از مو و تنها موى بدن آنها ، موى سر است و ابروان و مژگان ؛ يعنى در زهار و زير بغل آنها ، مويى نيست . به قامت آدمى شصت گزند و به سنّ عيسى بن مريم ، سى و سه ساله . بدن هايى سپيد دارند و جامه هايى سبز .
در برابر هر يك از آنان ، سفره اى پهن مى شود و پرنده اى مى آيد و مى گويد : اى ولىّ خدا ! من از چشمه سلسبيل نوشيده ام و در باغ هاى بهشت ، زير عرش ، دانه بر چيده ام و از فلان ميوه ها خورده ام . يك طرف [ آن پرنده ] ، طعم پخته دارد و طرف ديگر ، طعم بريانى . پس ، او از [ گوشت ] آن پرنده ، آنچه مى خواهد ، تناول مى كند .
بر ولىّ [ خدا ] ، هفتاد جامه پوشانده شده كه رنگ هر يك از آنها متفاوت با ديگرى است ، و در انگشتانشان ده انگشترى است كه بر اوّلى نوشته شده است : «درود بر شما كه شكيبايى كرديد ! » . بر دومى نوشته شده است : «با سلامت و ايمنى به آن جا در آييد» ، و بر سومى : «اين است آن بهشتى كه به پاداش كارهايى كه مى كرديد ، ميراث گرفتيد» ، و بر چهارمى : «غم و اندوه ها از شما برداشته شده است» ، و بر پنجمى : «زيورها و جامه ها بر شما پوشانديم» ، و بر ششمى : «سيه چشمان بهشتى را به همسرى شما در آورديم» ، و بر هفتمى : «و در آن جاست آنچه دل ها آن را بخواهند و ديدگان ، لذّت برند و شما در آن ، جاودانيد» ، و بر هشتمى : «با پيامبران و صدّيقان ، همنشين گشته ايد» ، و بر نُهمى : «جوانانى گشته ايد كه هرگز پير نمى شويد» ، و بر دهمى : «در همسايگى كسى ساكن شده ايد كه همسايگان را نمى آزارد» . .
۶۸۴۱.امام على عليه السلام :الإمام الباقر عليه السلام :إِنَّ أَهلَ الجَنَّةِ جُردٌ ، مُردٌ ، مُكَحَّلِينَ ، مُكَلَّلِينَ ، مُطَوَّقِينَ ، مُسَوَّرِينَ ، مُخَتَّمِينَ ، ناعِمِينَ ، مَحبُورِينَ ، مُكرَمِينَ . (1)راجع : ص ۵۶۴ (الفصل الخامس عشر : نظام الجنة / صفة أوّل زمرة يدخلون الجنّة) .
۴ / ۲۶إِلحاق ذُرِّيَّةِ أَهلِ الجَنَّةِ بِهِمالكتاب«وَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ اتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُم بِإِيمَـنٍ أَلْحَقْنَا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ». (2)
«وَ الَّذِينَ صَبَرُواْ ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ وَ أَقَامُواْ الصَّلَوةَ وَ أَنفَقُواْ مِمَّا رَزَقْنَـهُمْ سِرًّا وَ عَلَانِيَةً وَ يَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُوْلَـائِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ * جَنَّـتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا وَ مَن صَلَحَ مِنْ ءَابَائِهِمْ وَ أَزْوَ جِهِمْ وَ ذُرِّيَّـتِهِمْ وَالْمَلَـائِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِم مِّن كُلِّ بَابٍ * سَلَـمٌ عَلَيْكُم بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ». (3)
.
۶۸۴۸.عنه عليه السلام :امام باقر عليه السلام :بهشتيان ، بدن ها و صورت هايشان عارى از موست ، چشمانى سرمه كشيده دارند ، تاج بر سر ، طوق بر گردن ، دستبند در دست ، و انگشترى در انگشتان خويش دارند . راحت اند ، شادان اند ، گرامى اند.ر . ك : ص ۵۶۵ (فصل پانزدهم : نظام بهشت / ويژگى نخستين گروه وارد شونده به بهشت) .
۴ / ۲۶ملحق ساختن فرزندان اهل بهشت به آنانقرآن«و كسانى كه ايمان آورده اند و فرزندانشان آنها را در ايمان پيروى كرده اند ، فرزندانشان را به آنان ملحق خواهيم كرد».
«و كسانى كه براى طلب خشنودى پروردگارشان شكيبايى كردند و نماز برپا داشتند و از آنچه روزى شان داديم ، نهان و آشكارا انفاق كردند و بدى را با نيكى دفع مى كنند ، ايشان راست فرجام خوشِ سراى باقى ؛ همان بهشت هاى جاويدان كه آنان با پدرانشان و همسرانشان و فرزندانشان كه درستكارند ، در آن داخل مى شوند و فرشتگان از هر درى بر آنان در مى آيند [ و به آنان مى گويند : ] «درود بر شما كه شكيبايى كرديد !» . به راستى ، چه نيكوست فرجام آن سراى ! ».
.
الحديث۶۸۴۹.امام صادق عليه السلام :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إِذا دَخَلَ الرَّجُلُ الجَنَّةَ سَأَلَ عَن أَبَوَيهِ وَزَوجَتِهِ وَوُلدِهِ ، فَيُقالُ لَهُ : إِنَّهُم لَم يَبلُغُوا دَرَجَتَكَ وَعَمَلَكَ ، فَيَقُولُ : يا رَبِّ قَد عَمِلتُ لِي وَلَهُم! فَيُؤمَرُ بِإِلحاقِهِم . (1)۶۸۵۰.الإمام عليّ عليه السلام :الإمام الصادق عليه السلام :إِذا كانَ المُؤمِنُ يُحاسَبُ تَنتَظِرُهُ أَزواجُهُ عَلَى عَتَباتِ الأَبوابِ كَما يَنتَظِرُونَ أَزواجَهُنَّ فِي الدُّنيا مِن عِندِ العَتَبَةِ ، قالَ : فَيَجِيءُ الرَّسُولُ فَيُبَشِّرُهُنَّ ، فَيَقُولُ : قَد وَاللّهِ انقَلَبَ فُلانٌ مِنَ الحِسابِ ، قالَ : فَيَقُلنَ : بِاللّهِ؟ فَيَقُولُ : قَد وَاللّهِ لَقَد رَأَيتُهُ انقَلَبَ مِنَ الحِسابِ ، قالَ : فَإِذا جاءَهُنَّ قُلنَ : مَرحبا وَأَهلاً، ما أَهلُكَ الَّذِينَ كُنتَ عِندَهُم فِي الدُّنيا بِأَحَقَّ بِكَ مِنّا . (2)۴ / ۲۷الغِناءُ لِأَهلِ الجَنَّةِ۶۸۵۳.عنه عليه السلام :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إِنَّ الحُورَ العِينَ فِي الجَنَّةِ يُغَنِّينَ . (3)۶۸۵۴.عنه عليه السلام :الدرّ المنثور عن أبي هريرة :قالَ رَجُلٌ : يا رَسُولَ اللّهِ ، إِنِّي رَجُلٌ حُبِّبَ إِلَيَ الصَّوتُ الحَسَنُ ، فَهَل فِي الجَنَّةِ صَوتٌ حَسَنٌ؟ فَقالَ : إِي وَالَّذِي نَفسِي بِيَدِهِ! إِنَّ اللّهَ يُوحِي إِلى شَجَرَةٍ فِي الجَنَّةِ أَن أَسمِعِي عِبادِيَ الَّذِينَ اشتَغَلُوا بِعِبادَتِي وَذِكرِي عَن عَزفِ البَرابِطِ وَالمَزامِيرِ ، فَتَرفَعُ بِصَوتٍ لَم يَسمَعِ الخَلائِقُ بِمِثلِهِ مِن تَسبِيحِ الرَّبِّ وَتَقدِيسِهِ . (4).
1) .المعجم الكبير : ج ۱۱ ص ۳۴۹ ح ۱۲۲۴۸ ، المعجم الصغير : ج ۱ ص ۲۲۹ ، تفسير الثعلبي : ج ۹ ص ۱۲۸ ح ۱۰۷ ، تفسير ابن كثير : ج ۷ ص ۴۰۸ كلّها عن ابن عبّاس ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۷۸ ح ۳۹۳۳۳.
2) .الزهد للحسين بن سعيد : ص ۹۱ ح ۲۴۴ عن أبي بصير ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۹۷ ح ۱۹۲.
3) .التاريخ الكبير : ج ۷ ص ۱۶ الرقم ۷۰ ، المعجم الأوسط : ج ۶ ص ۳۱۲ ح ۶۴۹۷ ، تفسير ابن كثير : ج ۸ ص ۱۲ كلّها عن أنس .
4) .الدرّ المنثور : ج ۶ ص ۴۸۷ نقلاً عن الحكيم الترمذي في نوادر الاُصول ، تفسير الثعلبي : ج ۷ ص ۲۹۶ ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۸۹ ح ۳۹۳۷۷ ؛ مجمع البيان : ج ۸ ص ۴۶۷ ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۹۶ ح ۱۸۴.
حديث۶۸۵۶.عنه عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :زمانى كه مرد وارد بهشت مى شود ، از پدر و مادرش و همسرش و فرزندانش پرس و جو مى كند . به او گفته مى شود : آنها به درجه و عمل تو نرسيدند .
مى گويد : پروردگارا ! من براى خودم و براى آنها كار كرده ام!
پس ، دستور داده مى شود كه آنها را به او ملحق سازند.۶۸۵۷.الإمام عليّ عليه السلام :امام صادق عليه السلام :زمانى كه مؤمن حسابرسى مى شود ، همسرانِ [ بهشتىِ ] او بر آستان درها[ ى بهشت ] منتظر او هستند ، همچنان كه در دنيا همسرانشان بر درگاه ، منتظر آنها مى ايستند . پس پيغام رسان مى آيد و به آنان مژده مى دهد و مى گويد : «به خدا كه فلانى از حسابرسى ، باز گشت ! » .
آنها مى گويند : تو را به خدا؟
او مى گويد : به خدا سوگند كه خودم ديدم از حسابرسى بازگشت .
چون مؤمن نزد همسرانش مى آيد ، مى گويند : خوش آمدى ! آن خانواده اى كه در دنيا نزد ايشان بودى ، سزاوارتر از ما به تو نيستند.۴ / ۲۷آوازخوانى براى بهشتيان۶۸۵۱.امام على عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :حوريان ، در بهشت ، آوازمى خوانند.۶۸۵۲.امام على عليه السلام :الدرّ المنثورـ به نقل از ابو هريره ـ: مردى گفت : اى پيامبر خدا ! من مردى هستم كه آواز خوش را دوست مى دارم . آيا در بهشت ، آواز خوش هست؟
فرمود : «آرى ، سوگند به آن كه جانم در دست اوست . خداوند به درختى از درختان بهشت ، وحى مى فرمايد كه : براى بندگانم كه پرداختن به عبادت و ذكر من ، آنان را از نواختن عود و نى باز داشته بود ، آواز بخوان و آن درخت ، با چنان آوازى به تسبيح و تقديس پروردگار مى پردازد كه خلايق ، مانند آن را نشنيده اند» .
.
۶۸۵۳.امام على عليه السلام :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :ما مِن عَبدٍ يَدخُلُ الجَنَّةَ إِلّا وَيَجلِسُ عِندَ رَأسِهِ وَعِندَ رِجلَيهِ ثِنتانِ مِنَ الحُورِ العِينِ ، تُغَنِّيانِهِ بِأَحسَنِ صَوتٍ سَمِعَهُ الإِنسُ وَالجِنُّ ، وَلَيسَ بِمِزمارِ الشَّيطانِ ، وَلَكِن بِتَمجِيدِ اللّهِ وَتَقدِيسِهِ . (1)۶۸۵۴.امام على عليه السلام :عنه صلى الله عليه و آله :إِنَّ فِي الجَنَّةِ شَجَرَةً جُذُوعُها مِن ذَهَبٍ ، وَفُرُوعُها مِن زَبَرجَدٍ وَلُؤلُؤٍ ، فَتَهُبُّ لَها رِيحٌ فَتَصطَفِقُ ، فَما سَمِعَ السّامِعُونَ بِصَوتِ شَيءٍ قَطُّ أَلَذَّ مِنْهُ. (2)۶۸۵۵.امام على عليه السلام :تفسير القمِّي عن عاصم بن حميد عن الإمام الصّادق عليه السلام ، قال :... قُلتُ : جُعِلتُ فِداكَ ، هَل فِي الجَنَّةِ غِناءٌ؟ قالَ : إِنَّ فِي الجَنَّةِ شَجَرَةً يُأمَرُ رِياحُها فَتَهُبُّ ، فَتَضرِبُ تِلكَ الشَّجَرَةُ بِأَصواتٍ لَم يَسمَعِ الخَلائِقُ مِثلَها حُسنا ـ ثُمَّ قالَ : ـ هذا عِوَضٌ لِمَن تَرَكَ السَّماعَ لِلغِناءِ فِي الدُّنيا مِن مَخافَةِ اللّهِ . (3)۶۸۵۶.امام على عليه السلام :الإمام الرضا عليه السلام :مَن نَزَّهَ نَفسَهُ عَنِ الغِناءِ فَإِنَّ فِي الجَنَّةِ شَجَرَةً يَأمُرُ اللّهُ عز و جلالرِّياحَ أَن تُحَرِّكَها ، فَيَسمَعُ لَها صوتا لَم يَسمَع بِمِثلِهِ ، وَمَن لَم يَتَنَزَّه عَنهُ لَم يَسمَعهُ . (4)۴ / ۲۸فيها ما تَشتَهِيهِ الأَنفُسُ وَتَلَذُّ الأَعيُنُالكتاب«ادْخُلُواْ الْجَنَّةَ أَنتُمْ وَ أَزْوَ جُكُمْ تُحْبَرُونَ * يُطَافُ عَلَيْهِم بِصِحَافٍ مِّن ذَهَبٍ وَ أَكْوَابٍ وَ فِيهَا مَا تَشْتَهِيهِ الْأَنفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ وَ أَنتُمْ فِيهَا خَــلِدُونَ». (5)
«جَنَّـتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا تَجْرِى مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَـرُ لَهُمْ فِيهَا مَا يَشَاءُونَ كَذَ لِكَ يَجْزِى اللَّهُ الْمُتَّقِينَ». (6)
«إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُم مِّنَّا الْحُسْنَى أُوْلَـائِكَ عَنْهَا مُبْعَدُونَ * لَا يَسْمَعُونَ حَسِيسَهَا وَ هُمْ فِى مَا اشْتَهَتْ أَنفُسُهُمْ خَــلِدُونَ». (7)
«هَـذَا ذِكْرٌ وَ إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ لَحُسْنَ مَئابٍ * جَنَّـتِ عَدْنٍ مُّفَتَّحَةً لَّهُمُ الْأَبْوَ بُ * مُتَّكِئينَ فِيهَا يَدْعُونَ فِيهَا بِفَـكِهَةٍ كَثِيرَةٍ وَ شَرَابٍ * وَ عِندَهُمْ قَـصِرَ تُ الطَّرْفِ أَتْرَابٌ * هَـذَا مَا تُوعَدُونَ لِيَوْمِ الْحِسَابِ * إِنَّ هَـذَا لَرِزْقُنَا مَا لَهُ مِن نَّفَادٍ». (8)
«إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِى مَقَامٍ أَمِينٍ * فِى جَنَّـتٍ وَ عُيُونٍ * يَلْبَسُونَ مِن سُندُسٍ وَ إِسْتَبْرَقٍ مُّتَقَـبِلِينَ * كَذَ لِكَ وَ زَوَّجْنَـهُم بِحُورٍ عِينٍ * يَدْعُونَ فِيهَا بِكُلِّ فَـكِهَةٍ ءَامِنِينَ * لَا يَذُوقُونَ فِيهَا الْمَوْتَ إِلَّا الْمَوْتَةَ الْأُولَى وَوَقَاهُمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ * فَضْلاً مِّن رَّبِّكَ ذَ لِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ». (9)
«وَ السَّـبِقُونَ السَّـبِقُونَ * أُوْلَـائِكَ الْمُقَرَّبُونَ * فِى جَنَّـتِ النَّعِيمِ * ثُـلَّةٌ مِّنَ الْأَوَّلِينَ * وَقَلِيلٌ مِّنَ الْاخِرِينَ * عَلَى سُرُرٍ مَّوْضُونَةٍ * مُّتَّكِئينَ عَلَيْهَا مُتَقَـبِلِينَ». (10)
«إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِى جَنَّـتٍ وَ نَعِيمٍ * فَـكِهِينَ بِمَا ءَاتَـاهُمْ رَبُّهُمْ وَ وَقَـاهُمْ رَبُّهُمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ * كُلُواْ وَ اشْرَبُواْ هَنِيئا بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ * مُتَّكِئينَ عَلَى سُرُرٍ مَّصْفُوفَةٍ وَ زَوَّجْنَـهُم بِحُورٍ عِينٍ * وَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ اتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُم بِإِيمَـنٍ أَلْحَقْنَا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ مَا أَلَتْنَـهُم مِّنْ عَمَلِهِم مِّن شَىْ ءٍ كُلُّ امْرِىءٍ بِمَا كَسَبَ رَهِينٌ * وَ أَمْدَدْنَـهُم بِفَـكِهَةٍ وَ لَحْمٍ مِّمَّا يَشْتَهُونَ * يَتَنَـزَعُونَ فِيهَا كَأْسًا لَا لَغْوٌ فِيهَا وَ لَا تَأْثِيمٌ * وَيَطُوفُ عَلَيْهِمْ غِلْمَانٌ لَّهُمْ كَأَنَّهُمْ لُؤْلُؤٌ مَّكْنُونٌ». (11)
«وَ جَزَاهُم بِمَا صَبَرُواْ جَنَّةً وَ حَرِيرًا * مَّتَّكِئينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ لَا يَرَوْنَ فِيهَا شَمْسًا وَ لَا زَمْهَرِيرًا * وَ دَانِيَةً عَلَيْهِمْ ظِـلَــلُهَا وَ ذُلِّلَتْ قُطُوفُهَا تَذْلِيلاً * وَ يُطَافُ عَلَيْهِم بِئانِيَةٍ مِّن فِضَّةٍ وَ أَكْوَابٍ كَانَتْ قَوَارِيرَا * قَوَارِيرَاْ مِن فِضَّةٍ قَدَّرُوهَا تَقْدِيرًا * وَ يُسْقَوْنَ فِيهَا كَأْسًا كَانَ مِزَاجُهَا زَنجَبِيلاً * عَيْنًا فِيهَا تُسَمَّى سَلْسَبِيلاً * وَ يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَ نٌ مُّخَلَّدُونَ إِذَا رَأَيْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤًا مَّنثُورًا * وَ إِذَا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيمًا وَ مُلْكًا كَبِيرًا * عَــلِيَهُمْ ثِيَابُ سُندُسٍ خُضْرٌ وَ إِسْتَبْرَقٌ وَ حُلُّواْ أَسَاوِرَ مِن فِضَّةٍ وَ سَقَـاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا * إِنَّ هَـذَا كَانَ لَكُمْ جَزَاءً وَ كَانَ سَعْيُكُم مَّشْكُورًا». (12)
«وُجُوهٌ يَوْمَـئِذٍ نَّاعِمَةٌ * لِّسَعْيِهَا رَاضِيَةٌ * فِى جَنَّةٍ عَالِيَةٍ * لَا تَسْمَعُ فِيهَا لَـغِيَةً * فِيهَا عَيْنٌ جَارِيَةٌ * فِيهَا سُرُرٌ مَّرْفُوعَةٌ * وَ أَكْوَابٌ مَّوْضُوعَةٌ * وَ نَمَارِقُ مَصْفُوفَةٌ * وَ زَرَابِىُّ مَبْثُوثَةٌ». (13)
«فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَسَاءَلُونَ * قَالَ قَائِلٌ مِّنْهُمْ إِنِّى كَانَ لِى قَرِينٌ * يَقُولُ أَءِنَّكَ لَمِنَ الْمُصَدِّقِينَ * أَءِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَ عِظَـمًا أَءِنَّا لَمَدِينُونَ * قَالَ هَلْ أَنتُم مُّطَّـلِعُونَ * فَاطَّـلَعَ فَرَءَاهُ فِى سَوَاءِ الْجَحِيمِ * قَالَ تَاللَّهِ إِن كِدتَّ لَتُرْدِينِ * وَ لَوْلَا نِعْمَةُ رَبِّى لَكُنتُ مِنَ الْمُحْضَرِينَ * أَفَمَا نَحْنُ بِمَيِّتِينَ * إِلَّا مَوْتَتَنَا الْأُولَى وَ مَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ * إِنَّ هَـذَا لَهُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ * لِمِثْلِ هَـذَا فَلْيَعْمَلِ الْعَـمِلُونَ». (14)
.
1) .مجمع البيان : ج ۸ ص ۴۶۷ عن أبي اُمامة ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۹۵ ح ۱۸۱ ، المعجم الكبير : ج ۸ ص ۹۵ ح ۷۴۷۸ وفيه «نساء» بدل «ثنتان» ، مسند الشاميّين : ج ۲ ص ۴۲۳ ح ۱۶۱۸ ، تاريخ دمشق : ج ۱۶ ص ۲۹۵ ح ۳۹۳۳ كلّها عن أبي اُمامة ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۸۸ ح ۳۹۳۷۴.
2) .الترغيب والترهيب : ج ۴ ص ۵۲۳ ح ۶۲ عن أبي هريرة.
3) .تفسير القمّي : ج ۲ ص ۱۷۰ ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۲۷ ح ۲۷.
4) .الكافي : ج ۶ ص ۴۳۴ ح ۱۹ عن ياسر الخادم.
5) .الزخرف : ۷۰ ـ ۷۱.
6) .النحل : ۳۱.
7) .الأنبياء : ۱۰۱ ـ ۱۰۲.
8) .ص : ۴۹ ـ ۵۴ .
9) .الدّخان : ۵۱ ـ ۵۷ .
10) .الواقعة : ۱۰ ـ ۱۶.
11) .الطور : ۱۷ ـ ۲۴.
12) .الإنسان : ۱۲ ـ ۲۲.
13) .الغاشية : ۸ ـ ۱۶.
14) .الصافّات : ۵۰ ـ ۶۱ .
۶۸۶۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر بنده اى كه وارد بهشت شود ، بر بالين او و در پايين پايش ، دو حورى مى نشينند و با خوش ترين صدا برايش آواز مى خوانند ، چنان كه جن و انس ، آن را مى شنوند . آن ، ساز و آواز شيطان نيست ؛ بلكه تمجيد و تقديس خداست.۶۸۶۶.الإمام عليّ عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در بهشت ، درختى است كه تنه اش از طلا و شاخه هايش از زبرجد و مرواريد است . بر اين درخت ، بادى وزيدن مى گيرد و چنان صدايى از آن بر مى خيزد كه شنوندگان هرگز صدايى لذّت بخش تر از آن نشنيده اند.۶۸۶۴.امام على عليه السلام :تفسير القمّىـ به نقل از عاصم بن حميد ـ: به امام صادق صلى الله عليه و آله گفتم : قربانت گردم ! آيا در بهشت ، آوازخوانى هست ؟
فرمود : «در بهشت ، درختى است كه به بادها دستور داده مى شود و وزيدن مى گيرند . پس آن درخت ، آهنگى مى زند كه خلايق ، آهنگى به زيبايىِ آن نشنيده اند» .
سپس فرمود : «اين عوض براى كسى است كه در دنيا از ترس خداوند ، گوش كردن به آوازخوانى را ترك كرده است» .۶۸۶۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام رضا عليه السلام :هر كس خود را از غنا دور كند ، در بهشت ، درختى هست كه خداوند عز و جل دستور مى دهد بادها آن را به حركت در مى آورند و آوازى از آن به گوش مى رسد كه تا كنون همانند آن را نشنيده است . هر كه از غنا دورى نكند ، آن را نمى شنود.۴ / ۲۸هر آنچه دل بخواهد و ديده از آن لذّت ببَرَد ، در بهشت هستقرآن«شما با همسرانتان شادمان به بهشت وارد شويد . سينى هايى از زر و جام هايى در برابر آنان مى گردانند و در آن جا ، آنچه دل ها آن را بخواهند و ديدگان را خوش آيد ، هست و شما در آن ، جاويدانيد».
«بهشت هاى دست نخورده اى كه وارد آنها مى شوند ، جوى ها در زير آنها روان اند . در آنها آنچه بخواهند ، برايشان هست . اين گونه ، خدا پرهيزگاران را پاداش مى دهد» .
«بى گمان ، كسانى كه پيش تر ، از جانب ما به آنان وعده نيكو داده شده است ، از آن (آتش) دور داشته خواهند شد . صداى آن را نمى شنوند ، و آنان در ميان آنچه دل هايشان بخواهد ، جاودان اند».
«اين ، يادكردى است ، و قطعا براى پرهيزگاران ، فرجامى نيك است : باغ هاى هميشگى ، در حالى كه درهاى آنها برايشان گشوده است . در آن جا تكيه مى زنند و ميوه هاى فراوان و نوشيدنى در آن جا طلب مى كنند و نزدشان [ دلبرانِ ]فروهشته نگاه همسال اند . اين است آنچه براى روز حساب به شما وعده داده مى شد . [ مى گويند : ] در حقيقت ، اين ، روزىِ ماست و آن را پايانى نيست».
«همانا پرهيزگاران در جايگاهى امن و آسوده اند ، در بوستان ها و [كنار] چشمه سارها . پرنيان نازك و ديباى ستبر مى پوشند و برابر هم نشسته اند . چنين [ خواهد بود ] و آنها را با حوريان درشت چشم ، همسر مى گردانيم . در آن جا هر ميوه اى را [ كه بخواهند ، ]آسوده خاطر مى طلبند . جز مرگِ نخستين در آن جا ، مرگ نخواهند چشيد و خدا آنها را از عذاب دوزخ نگاه مى دارد . اين ، بخششى است از جانب پروردگار تو . اين است همان كاميابى بزرگ».
«و پيشى گيرندگان ، پيشى گيرندگان ، آنان اند همان مقرّبان [ خدا ] ، در باغستان هاى پُر نعمت ؛ گروهى از پيشينيان و اندكى از آيندگان[ اند ] ، بر تخت هايى جواهرنشان كه روبه روى هم بر آنها تكيه داده اند».
«پرهيزگاران در بهشت ها و در ناز و نعمت اند . به آنچه پروردگارشان به آنان داده ، دل شادند و پروردگارشان ، آنان را از عذاب دوزخ ، مصون داشته است . به پاداش آنچه به جاى مى آورديد ، بخوريد و بنوشيد . گوارايتان باد ! بر تخت هايى رديف هم ، تكيه زده اند و حوريان درشت چشم را همسر آنان گردانيده ايم . و كسانى كه گرويده اند و فرزندانشان آنها را در ايمان پيروى كرده اند ، فرزندانشان را به آنان ملحق خواهيم كرد و چيزى را از كارهايشان نمى كاهيم . هر كسى در گرو دستاورد خويش است . با [ هر نوع ]ميوه و گوشتى كه دلخواه آنهاست ، آنان را مدد مى كنيم . در آن جا ، جامى از دست هم مى ربايند كه در آن ، نه زياده گويى است و نه گناه . و براى [ خدمتكارى ]آنان ، پسرانى هستند كه بر گردشان مى گردند . گويا آنها مرواريدى اند كه [ در صدف ، ] نهفته است».
«و [خداوند] به پاس آن كه صبر كردند ، بهشت و پرنيان را به آنان پاداش داد . در آن [ بهشت ] ، بر تخت ها تكيه مى زنند . در آن ، نه آفتابى مى بينند و نه سرمايى ، و سايه ها به آنان نزديك است و ميوه هايش [ براى چيدن ] ، رام ، و ظروف سيمين و جام هاى بلورين ، بر گِرد آنان گردانده مى شود ؛ جام هايى از سيم كه آنها را درست به اندازه از كار در آورده اند . و در آن جا از جامى كه آميزه زنجبيل دارد ، به آنان مى نوشانند ، از چشمه اى در آن جا كه سلسبيل ناميده مى شود . و بر گرد آنان ، پسرانى جاودانى مى گردند . چون آنها را ببينى ، گويى كه مرواريدهايى پراكنده اند و چون بِدان جا بنگرى ، نعمتى و سلطنتى بزرگ مى بينى . در بَر آنان (بهشتيان) ، جامه هاى ابريشمى سبز و ديبايى ستبر است و پيرايه آنان ، دستبندهاى سيمين است و پروردگارشان باده اى پاك كننده به آنان مى نوشاند . اين [ پاداش ] ، براى شماست و كوشش شما مقبول افتاده است».
«در آن روز ، چهره هايى شاداب اند . از كوشش خود ، خشنودند . در بهشت برين اند . سخن بيهوده اى در آن جا نمى شنوند . در آن ، چشمه اى روان است . تخت هايى بلند در آن جاست ، و قدح هايى نهاده شده ، و بالش هايى پهلوى هم چيده ، و فرش هايى [ زربفت ]گسترده».
«پس برخى شان به برخى روى مى كنند و از همديگر پرس و جو مى نمايند . گوينده اى از آنان ، مى گويد : «راستى ، من [ در دنيا ]همنشينى داشتم كه مى گفت : آيا تو واقعا از باور دارندگانى؟ آيا وقتى مُرديم و خاك و [ مشتى ]استخوان شديم ، آيا واقعا جزا مى يابيم؟ مى پرسد : «آيا شما اطّلاع داريد [ كجاست ]؟» . پس اطّلاع مى يابد و او را در ميان آتش مى بيند و مى گويد : «به خدا سوگند ، چيزى نمانده بود كه تو مرا به هلاكت اندازى و اگر رحمت پروردگارم نبود ، هر آينه من نيز از احضار شدگان بودم . آيا ديگر روى مرگ را نمى بينيم ، جز همان مرگ نخستين خود؟ و ما هرگز عذاب نخواهيم شد؟ راستى كه اين ، همان كاميابى بزرگ است » . براى چنين پاداشى ، كوشندگان بايد بكوشند».
.
. .
. .
الحديث۶۸۷۶.عنه عليه السلام :سنن الترمذي عن سليمان بن يزيد عن أبيه :إِنَّ رَجُلاً سَأَلَ النَّبِيَ صلى الله عليه و آله فَقالَ : يا رَسُولَ اللّهِ ، هَل فِي الجَنَّةِ مِن خَيلٍ؟ قالَ : إِنِ اللّهُ أَدخَلَكَ الجَنَّةَ ، فَلا تَشاءُ أَن تُحمَلَ فِيها عَلَى فَرَسٍ مِن ياقُوتَةٍ حَمراءَ ، يَطِيرُ بِكَ فِي الجَنَّةِ حَيثُ شِئتَ!
قالَ : وَسَأَلَهُ رَجُلٌ فَقالَ : يا رَسُولِ اللّهِ ، هَل فِي الجَنَّةِ مِن إِبِلٍ؟ قالَ : فَلَم يَقُل لَهُ مِثلَ ما قالَ لِصاحِبِهِ . قالَ : إِنْ يُدخِلكَ اللّهُ الجَنَّةَ يَكُن لَكَ فِيها ما اشتَهَت نَفسُكَ وَلَذَّت عَينُكَ . (1).
1) .سنن الترمذي : ج ۴ ص ۶۸۱ ح ۲۵۴۳ ، مسند ابن حنبل : ج ۹ ص ۱۷ ح ۲۳۰۴۳ عن بريدة ، المعجم الأوسط : ج ۵ ص ۱۸۵ ح ۵۰۲۳ ، مسند الطيالسي : ص ۱۰۸ ح ۸۰۶ كلاهما عن سليمان بن بريدة عن أبيه ، المصنّف لابن أبي شيبة : ج ۸ ص ۷۲ ح ۳۸ عن بريدة وكلّها نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۶۴۸ ح ۳۹۷۷۶ .
حديث۶۸۷۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :سنن الترمذىـ به نقل از سليمان بن يزيد ، از پدرش ـ: مردى از پيامبر صلى الله عليه و آله سؤال كرد و گفت : اى پيامبر خدا ! آيا در بهشت ، اسب هم هست ؟
فرمود : «اگر خدا تو را به بهشت وارد كند ، نمى خواهى كه در آن جا بر اسبى از ياقوت سرخ سوارت كنند و با آن در بهشت ، هر جا كه مى خواهى ، پرواز كنى ؟» .
مرد ديگرى پرسيد : اى پيامبر خدا ! آيا در بهشت ، شتر هم هست؟
پيامبر صلى الله عليه و آله پاسخى را كه به اوّلى داده بود ، به او نداد ؛ بلكه فرمود : «اگر خدا تو را به بهشت وارد كند ، در آن جا آنچه دلت بخواهد و ديده لذّت مى برد ، برايت خواهد بود» . .
۶۸۷۲.امام على عليه السلام ( ـ در نامه اش به مالك اَشتر، هنگامى كه او را والى ) تفسير ابن كثير عن أبي هريرة :إِنَّ أَبا أُمامَةَ حَدَّثَ أَنَّ رَسُولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله حَدَّثَهُم وَذَكَر الجَنَّةَ ، فَقالَ : وَالَّذِي نَفسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ! لَيَأخُذَنَّ أَحَدُكُم اللُّقمَةَ فَيَجعَلُها فِي فِيهِ ، ثُمَّ يَخطُرُ عَلى بالِهِ طَعامٌ آخَرُ ، فَيَتَحَوَّلُ الطَّعامُ الَّذِي فِي فِيهِ عَلَى الَّذِي اشتَهى . ثُمَّ قَرَأَ : «وَ فِيهَا مَا تَشْتَهِيهِ الْأَنفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ وَ أَنتُمْ فِيهَا خَــلِدُونَ » (1). (2)۶۸۷۳.امام على عليه السلام :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إِذا اشتَهى المُؤمِنُ الوَلَدَ فِي الجَنَّةِ كانَ حَملُهُ وَوَضعُهُ وَسِنُّهُ فِي ساعَةٍ واحِدَةٍ كَما يَشتَهِي . (3)۶۸۷۴.امام على عليه السلام :عنه صلى الله عليه و آله :أَهلُ الجَنَّةِ رَشحُهُمُ المِسكُ ، وَوَقُودُهُمُ الألُوَّةُ (4). (5).
1) .الزخرف : ۷۱.
2) .تفسير ابن كثير : ج ۷ ص ۲۲۵ ، الدرّ المنثور : ج ۷ ص ۳۹۱ نقلاً عن ابن أبي حاتم.
3) .مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۲۱ ح ۱۱۰۶۳ ، سنن الترمذي : ج ۴ ص ۶۹۵ ح ۲۵۶۳ ، سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۱۴۵۲ ح ۴۳۳۸ وليس فيه «وسنّه» ، سنن الدارمي : ج ۲ ص ۷۹۴ ح ۲۷۲۹ ، صحيح ابن حبّان : ج ۱۶ ص ۴۱۷ ح ۷۴۰۴ وفيه «وشبابه» بدل «وسنّه» وكلّها عن أبي سعيد الخدري ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۷۶ ح ۳۹۳۲۶ .
4) .عُوْدُ الأَلُوَّةٍ : أجودْ ما يُتبَخَّر به (المحيط في اللغة : ج ۱۰ ص ۳۷۳ «ألو»).
5) .مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۲۷۶ ح ۸۶۸۸ عن أبي هريرة.
۶۸۷۵.امام على عليه السلام :تفسير ابن كثيرـ به نقل از ابو هريره ـ: ابو اُمامه روايت كرد كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله برايشان از بهشت ياد كرد و فرمود : «سوگند به آن كه جان محمّد در دست اوست ، هر يك از شما لقمه را بر مى دارد و در دهانش مى گذارد و سپس آرزوى خوراك ديگرى مى كند . پس در دم ، همان لقمه اى كه در دهان اوست ، به خوراكى كه هوس كرده است ، تبديل مى شود» .
پيامبر صلى الله عليه و آله سپس اين آيه را خواند : «و در آن جا ، آنچه دل ها آن را بخواهند و ديدگان را خوش آيد ، هست و شما در آن ، جاويدانيد» .۶۸۷۶.امام على عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر گاه مؤمن در بهشتْ هوس فرزند كند ، در همان دم ، باردارى و زايمان فرزند دلخواهش ، در همان سنّى كه او مى خواهد ، صورت مى پذيرد.۶۸۷۷.امام زين العابدين عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بهشتيان ، عرقشان مُشك است و سوختشان اَلاويه . (1).
1) .اَلاويه : بهترين نوع چوب عود كه با آن ، بخور مى كنند.
۶۸۷۸.الإمام الصادق عليه السلام :عنه صلى الله عليه و آله :مَن يَدخُل الجَنَّةَ يُنعَم لا يَبأَسُ ، لا تَبلى ثِيابُهُ ، وَلا يَفنى شَبابُهُ . (1)۶۸۷۹.الإمام الرضا عليه السلام ( ـ في دُعائِهِ ـ ) عنه صلى الله عليه و آله :إِذا استَقَرَّ أَهلُ الجَنَّةِ فِي الجَنَّةِ اشتاقَ الإِخوانُ إِلَى الإِخوانِ ، فَيَسِيرُ سَرِيرُ ذا إِلى سَرِيرِ ذا فَيَلتَقِيانِ ، فَيَتَحَدَّثانِ ما كانَ بَينَهُما فِي دارِ الدُّنيا ، ويَقولُ : يا أَخِي ، تَذكُرُ يَومَ كَذا كُنّا فِي دارِ الدُّنيا فِي مَجلِسِ كَذا ، فَدَعَونا اللّهَ فَغَفَرَ لَنا . (2)۶۸۸۰.تحف العقول ( ـ في مُناجاةِ اللّه ِ عز و جللِموسى عليه السلام ـ ) سنن الدّارميّ عن زيد بن أرقم :قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : إِنَّ الرَّجُلَ مِن أَهلِ الجَنَّةِ لَيُعطَى قُوَّةَ مِئَةِ رَجُلٍ ، فِي الأَكلِ وَالشُّربِ وَالجِماعِ وَالشَّهوَةِ .
فَقالَ رَجُلٌ مِنَ اليَهُودِ : إِنَّ الَّذِي يَأكُلُ وَيَشرَبُ تَكُونُ مِنهُ الحاجَةُ؟ فَقالَ : يُفِيضُ مِن جِلدِهِ عَرَقٌ ، فَإِذا بَطنُهُ قَد ضَمَرَ . (3)۶۸۸۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مسند ابن حنبل عن زيد بن أرقم :أَتى النَّبِيَ صلى الله عليه و آله رَجُلٌ مِنَ اليَهُودِ فَقالَ : يا أَبا القاسِمِ ، أَلَستَ تَزعَمُ أَنَّ أَهلَ الجَنَّةِ يَأكُلُونَ فِيها وَيَشرَبُونَ؟ وَقالَ لِأَصحابِهِ : إِن أَقَرَّ لِي بِهَذِهِ خَصَمتُهُ .
قالَ : فَقالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : بَلى ، وَالَّذِي نَفسِي بِيَدِهِ! إِنَّ أَحَدَهُم لَيُعطَى قُوَّةَ مِئَةِ رَجُلٍ فِي المَطعَمِ وَالمَشرَبِ وَالشَّهوَةِ وَالجِماعِ .
قالَ : فَقالَ لَهُ اليَهُودِيُ : فَإِنَّ الَّذِي يَأكُلُ وَيَشرَبُ تَكُونُ لَهُ الحاجَةُ؟ قالَ : فَقالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : حاجَةُ أَحَدِهِم عَرَقٌ يُفِيضُ مِن جُلُودِهِم مِثلَ رِيحِ المِسكِ ، فَإِذا البَطنُ قَد ضَمَرَ . (4).
1) .صحيح مسلم : ج ۴ ص ۲۱۸۱ ح ۲۱ ، مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۳۰۱ ح ۸۸۳۵ ، مسند أبي يعلى : ج ۶ ص ۵۲ ح ۶۳۹۷ ، مسند إسحاق بن راهويه : ج ۱ ص ۱۱۹ ح ۳۶ ، المعجم الأوسط : ج ۸ ص ۲۵۸ ح ۸۵۶۶ كلّها عن أبي هريرة ، المصنّف لابن أبي شيبة : ج ۸ ص ۶۷ ح ۲ عن ابن عمر وكلاهما نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۷۴ ح ۳۹۳۱۸ ؛ بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۴۷ ح ۷۴ نقلاً عن جامع الأخبار.
2) .حلية الأولياء : ج ۸ ص ۴۹ ، تاريخ دمشق : ج ۲۱ ص ۱۷۰ ح ۴۷۶۰ ، الدرّ المنثور : ج ۷ ص ۶۳۴ نقلاً عن البزّار نحوه وكلّها عن أنس ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۶۷ ح ۳۹۲۸۵.
3) .سنن الدارمي : ج ۲ ص ۷۹۱ ح ۲۷۲۱ ، مسند ابن حنبل : ج ۷ ص ۸۴ ح ۱۹۳۳۳ ، المعجم الكبير : ج ۵ ص ۱۷۸ ح ۵۰۰۶ ، المصنّف لابن أبي شيبة : ج ۸ ص ۷۳ ح ۴۱ ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۶۸ ح ۳۹۲۹۰ .
4) .مسند ابن حنبل : ج ۷ ص ۷۶ ح ۱۹۲۸۹ ، الزهد لابن المبارك : ص ۵۱۲ ح ۱۴۵۹ ، المعجم الكبير : ج ۵ ص ۱۷۸ ح ۵۰۰۸ نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۸۴ ح ۳۹۳۵۹ ؛ تنبيه الخواطر : ج ۱ ص ۳۵۸ عن جابر ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۴۹ ح ۸۲ .
۶۸۸۲.الإمام زين العابدين عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :كسى كه به بهشت وارد شود ، همواره برخوردار است و هرگز بينوا نمى شود ، جامه هايش كهنه نمى شوند و جوانى اش از بين نمى رود.۶۸۸۳.الإمام الصادق عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :چون بهشتيان در بهشت استقرار يابند ، برادرانْ مشتاق ديدار يكديگر مى شوند . پس ، تخت اين يكى به سوى تخت ديگرى حركت مى كند و آن دو با هم ديدار مى كنند و از آنچه در سراى دنيا ميانشان گذشته است ، سخن مى گويند و يكى مى گويد : برادرم ! يادت مى آيد كه فلان روز ، در سراى دنيا در فلان مجلس بوديم و دعا كرديم و خدا ما را آمرزيد ؟۶۸۷۸.امام صادق عليه السلام :سنن الدارمىـ به نقل از زيد بن ارقم ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «در بهشت به مرد ، نيروى صد مرد در خوردن و آشاميدن و جِماع و شهوت داده مى شود» .
مردى از يهود گفت : كسى كه مى خورد و مى آشامد ، به قضاى حاجت نياز ندارد ؟
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «از پوست او عرق مى ريزد و شكمش خالى مى شود» .۶۸۷۹.امام رضا عليه السلام ( ـ در دعايش ـ ) مسند ابن حنبلـ به نقل از زيد بن ارقم ـ: مردى از يهود ، نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت : اى ابو القاسم ! آيا نه اين است كه مى گويى بهشتيان مى خورند و مى آشامند؟ و به دوستانش گفت : اگر به اين اقرار كند ، او را محكوم مى كنم.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «چرا ! سوگند به آن كه جانم در دست اوست ، به هر يك از آنان ، نيروى صد مرد در خوردن و آشاميدن و شهوت و جِماع داده مى شود» .
يهودى گفت : كسى كه مى خورد و مى آشامد ، قضاى حاجت نمى كند؟
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «قضاى حاجت هر يك از آنها ، عرق مشك فشانى است كه از پوستش مى تراود و شكمش فرو مى نشيند». .
۶۸۸۰.تحف العقول ( ـ در نجواى خداوند با موسى عليه السلام ـ ) الإمام عليّ عليه السلام :قالَ رَجُلٌ : يا رَسُولَ اللّهِ ، إِنِّي أُحِبُّ الخَيلَ ؛ أَفِي الجَنَّةِ خَيلٌ؟ قالَ : نَعَم ، وَالَّذِي نَفسِي بِيَدِهِ! إِنَّ فِيها خَيلاً مِن ياقُوتٍ أَحمَرَ ، عَلَيها يُركَبُونَ فَتَدِفُّ (1)بِهِم خِلالَ وَرَقِ الجَنَّةِ .
قالَ رَجُلٌ : يا رَسُولَ اللّهِ ، إِنِّي يُعجِبُنِي الصَّوتُ الحَسَنُ ؛ أَفِي الجَنَّةِ الصَّوتُ الحَسَنُ؟ قالَ : نَعَم، وَالَّذِي نَفسِي بِيَدِهِ! إِنَّ اللّهَ لَيَأمُرُ لِمَن أَحَبَّ ذَلِكَ مِنهُم بِشَجَرٍ يُسمِعُهُ صَوتا بِالتَّسبِيحِ ، ما سَمِعَتِ الآذانُ بِأَحسَنَ مِنهُ قَطُّ .
قالَ رَجُلٌ : يا رَسُولَ اللّهِ ، إِنِّي أُحِبُّ الإِبِلَ ؛ أَفِي الجَنَّةِ إِبِلٌ؟ قالَ : نَعَم ، وَالَّذِي نَفسِي بِيَدِهِ! إِنَّ فِيها نَجائِبَ مِن ياقُوتٍ أَحمَرَ ، عَلَيها رِحالُ الذَّهَبِ ، قَد أُلحِفَت بِنَمارِقِ الدِّيباجِ ، يُركَبُونَ فَتَزُفُّ (2)بِهِم خِلالَ وَرَقِ الجَنَّةِ .
وَإِنَّ فِيها صُوَرَ رِجالٍ وَنِساءٍ يَركَبُونَ مَراكِبَ أَهلِ الجَنَّةِ ، فَإِذا أَعجَبَ أَحَدَهُمُ الصُّورَةُ قالَ : اِجعَل صُورَتِي مِثلَ هَذِهِ الصُّورَةِ ؛ فَيَجعَلُ صُورَتَهُ عَلَيها ، وَإِذا أَعجَبَتهُ صُورَةُ المَرأَةِ قالَ : رَبِّ اجعَل صُورَةَ فُلانَةَ ـ زَوجَتِهِ ـ مِثلَ هَذِهِ الصُّورَةِ ؛ فَيَرجِعُ وَقَد صارَت صُورَةُ زَوجَتِهِ عَلَى مَا اشتَهى . (3)۶۸۸۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام زين العابدين عليه السلام :مَن طَلَبَ الغِنى وَالأَموالَ وَالسَّعَةَ فِي الدُّنيا فَإِنَّما يَطلُبُ ذَلِكَ لِلرّاحَةِ ، وَالرّاحَةُ لَم تُخلَق فِي الدُّنيا وَلا لِأَهلِ الدُّنيا ، إِنَّما خُلِقَتِ الرّاحَةُ فِي الجَنَّةِ وَلِأَهلِ الجَنَّةِ . (4)راجع : ص ۱۷۶ (مركوب الجنّة) .
.
۶۸۸۳.امام صادق عليه السلام :امام على عليه السلام :مردى گفت : اى پيامبر خدا ! من به اسب علاقه دارم . آيا در بهشت هم اسب هست؟
فرمود : «آرى ، سوگند به آن كه جانم در دست اوست . در آن جا اسبانى از ياقوت سرخ هستند كه [ بهشتيان ] بر آنها نشانده مى شوند و آن اسب ها آنان را در ميان برگ هاى بهشت ، به آرامى مى گردانند» .
مرد ديگرى گفت : اى پيامبر خدا ! من آواز خوش را دوست دارم . آيا در بهشت ، آواز خوش هم هست؟
فرمود : «آرى ، سوگند به آن كه جانم در دست اوست . خداوند براى هر يك از بهشتيان كه آواز خوش را دوست دارد ، به درختى فرمان مى دهد كه آواز تسبيح برايش سر دهد ؛ آوازى كه گوش ها هرگز خوش تر از آن را نشنيده اند» .
مرد ديگرى گفت : اى پيامبر خدا ! من شتر دوست دارم . آيا در بهشت ، شتر هم هست ؟
فرمود : «آرى ، سوگند به آن كه جانم در دست اوست . در آن جا اشتران نژاده اى از ياقوت سرخ اند كه جهاز طلا بر آنهاست و با بالشتك هاى ديبا پوشانده شده اند و بهشتيان بر آنها نشانده مى شوند و در لا به لاى برگ هاى بهشت مى تازند.
در بهشت ، تصاويرى از مردان و زنان هست كه بر مركب هاى بهشتى سوارند و چون يكى از بهشتيان از تصويرى خوشش آيد ، مى گويد : خدايا ! صورت مرا مانند اين صورت بگردان و خداوند ، صورتش را مانند آن مى گرداند ، و چون تصوير زنى را بپسندد ، مى گويد : پروردگارا ! صورت فلانى [ يعنى همسرم ]را مانند اين صورت بگردان و چون [ به منزل خود ] بر مى گردد ، مى بيند كه صورت همسرش به مانند همان صورت دلخواهش شده است» .۶۸۸۴.عنه عليه السلام :امام زين العابدين عليه السلام :كسى كه در دنيا در پى توانگرى و ثروت و رفاه است ، در حقيقت ، آنها را براى آسايش مى جويد ، حال آن كه آسايش ، در دنيا و براى اهل دنيا آفريده نشده است ؛ بلكه آسايش ، در بهشت است و براى بهشتيان ، خلق شده است.ر . ك : ص ۱۷۷ (مركب بهشت) .
.
۴ / ۲۹أَطيَبُ شَيءٍ فِي الجَنَّةِأ ـ رِضوانُ اللّهِ سُبحانَهُالكتاب«وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَـتِ جَنَّـتٍ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا الأَْنْهَـرُ خَــلِدِينَ فِيهَا وَمَسَـكِنَ طَيِّبَةً فِى جَنَّـتِ عَدْنٍ وَرِضْوَ نٌ مِّنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذَ لِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ». (1)
الحديث۶۸۸۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :لَنَعِيمُ أَهلِ الجَنَّةِ بِرِضوانِ اللّهِ عَنهُم أَفضَلُ مِن نَعِيمِهِم بِما فِي الجِنانِ . (2)۶۸۸۸.امام على عليه السلام :عنه صلى الله عليه و آله :إِذا دَخَلَ أَهلُ الجَنَّةِ الجَنَّةَ يَقُولُ اللّهِ عز و جل : هَل تَشتَهُونَ شَيئا فَأَزِيدَكُم؟ فَيَقُولُونَ : رَبَّنا وَما فَوقَ مَا أَعطَيتنَا؟ يَقُولُ : رِضوانِي أَكبَرُ . (3)۶۸۸۹.عنه عليه السلام :عنه صلى الله عليه و آله :إِنَّ اللّهَ يَقُولُ لِأَهلِ الجَنَّةِ : يا أَهلَ الجَنَّةِ! يَقُولُونَ : لَبَّيكَ رَبَّنا وَسَعدَيكَ ، فَيَقُولُ : هَل رَضِيتُم؟ فَيَقُولُونَ : وَما لَنا لَا نَرضى وَقَد أَعطَيتَنا ما لَم تُعطِ أَحَدا مِن خَلقِكَ! فَيَقُولُ : أَنا أُعطِيكُم أَفضَلَ مِن ذَلِكَ ، قالُوا : يا رَبِّ! وَأَيُ شَيءٍ أَفضَلُ مِن ذَلِكَ؟ قالَ : أُحِلُّ عَلَيكُم رِضوانِي ، فَلا أَسخَطُ عَلَيكُم بَعدَهُ أَبَدا . (4).
1) .التوبة : ۷۲.
2) .الدرّ المنثور : ج ۴ ص ۲۳۸ نقلاً عن ابن أبي حاتم عن أبي عبد الملك الجهني .
3) .المستدرك على الصحيحين : ج ۱ ص ۱۵۶ ح ۲۷۶ المعجم الأوسط : ج ۹ ص ۲۶ ح ۹۰۲۵ نحوه ، تاريخ أصبهان : ج ۱ ص ۳۳۵ الرقم ۶۰۶ ، تفسير ابن كثير : ج ۴ ص ۱۱۸ كلّها عن جابر ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۷۸ ح ۳۹۳۳۲.
4) .صحيح البخاري : ج ۵ ص ۲۳۹۸ ح ۶۱۸۳ ، صحيح مسلم : ج ۴ ص ۲۱۷۶ ح ۹ ، سنن الترمذي : ج ۴ ص ۶۸۹ ح ۲۵۵۵ ، مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۱۷۵ ح ۱۱۸۳۵ كلّها عن أبي سعيد الخدري ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۶۷ ح ۳۹۲۸۷.
۴ / ۲۹بهترين چيز در بهشتالف ـ خشنودى خداى سبحانقرآن«خدا به مردان و زنان مؤمن ، بهشت هايى را وعده داده كه در آنها جويبارها روان است و در آنها جاويدان اند ، و [ نيز ] سراهايى پاكيزه را در بهشت هاى جاودان ، و [ البتّه ] خشنودى خدا ، بزرگ تر است . اين است همان كاميابى بزرگ».
حديث۶۸۹۰.امام على عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :نعمت خشنودى خداوند از اهل بهشت ، از تمام نعمت هاى بهشتى ، برتر است .۶۸۹۱.امام على عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر گاه بهشتيان به بهشت وارد شوند ، خداى عز و جل مى فرمايد : «آيا چيزى مى خواهيد كه برايتان اضافه كنم؟» .
بهشتيان مى گويند : پروردگارا ! بالاتر از آنچه به ما عطا فرموده اى ، چيست؟
خداوند مى فرمايد : «خشنودى من ، بزرگ تر است» .۶۸۹۲.امام على عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خدا به اهل بهشت مى فرمايد : «اى اهل بهشت!» و آنها مى گويند : گوش به فرمانيم ـ اى پروردگار ما ـ و در خدمتيم .
خدا مى فرمايد : «آيا خشنود شديد؟» .
بهشتيان مى گويند : چرا خشنود نباشيم ، در حالى كه به ما چيزى عطا كرده اى كه به هيچ كدام از آفريدگانت نداده اى!
خدا مى فرمايد : «از اين برتر به شما عطا مى كنم ! » .
مى گويند : پروردگارا ! از اينها برتر چيست؟
مى فرمايد : «خشنودى ام را بر شما فرود مى آورم و از آن پس ، هرگز بر شما خشم نخواهم گرفت» .
.
۶۸۹۳.امام صادق عليه السلام :الغارات عن عباية :كَتَبَ عَلِيٌ عليه السلام إِلى مُحَمَّدِ [بنِ أَبِي بَكرٍ ]وَأَهلِ مِصرَ : ... إِنَّ أَهلَ الجَنَّةِ يَزُورُونَ الجَبّارَ كُلَّ جُمُعَةٍ ، فَيَكُونُ أَقرَبُهُم مِنهُ عَلى مَنابِرَ مِن نُورٍ ، وَالَّذِينَ يَلُونَهُم عَلَى مَنابِرَ مِن ياقُوتٍ ، وَالَّذِينَ يَلُونَهُم عَلَى مَنابِرَ مِن زَبَرجَدٍ ، وَالَّذِينَ يَلُونَهُم عَلَى مَنابِرَ مِن مِسكٍ ، فَبَينا هُم كَذلِكَ يَنظُرُونَ إِلى نُورِ اللّهِ جَلَّ جَلالُهُ وَيَنظُرُ اللّهُ فِي وُجُوهِهِم ، إِذا أَقبَلَت سَحابَةٌ تَغشاهُم فَتُمطِرُ عَلَيهِم مِنَ النِّعمَةِ وَاللَّذَّةِ وَالسُّرُورِ وَالبَهجَةِ ما لا يَعلَمُهُ إِلَا اللّهُ سُبحانَهُ . ثُمَّ قالَ : بَلى إِنَّ مَعَ هَذا ما هُوَ أَفضَلُ مِنهُ ؛ رِضوانُ اللّهِ الأَكبَرُ . (1)۶۸۹۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلامـ فِي قَولِهِ عز و جل : «رَبَّنَا ءَاتِنَا فِى الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِى الْاخِرَةِ حَسَنَةً » (2)ـ: رِضوانُ اللّهِ وَالجَنَّةُ فِي الآخِرَةِ ، وَالمَعاشُ وَحُسنُ الخُلُقِ فِي الدُّنيا . (3)تنبيه الغافلين :رُوِيَ فِي خَبَرٍ أَنَّ اللّهَ تَعالى يَقُولُ لِمَلائِكَتِهِ : أَطعِمُوا أَولِيائِي ، فَيُؤتى بِأَلوانِ الأَطِعِمَةِ ، فَيَجِدُونَ لِكُلِّ لُقمَةٍ لَذَّةً غَيرَ ما يَجِدُونَ لِلأُخرى ، فَإِذا فَرَغُوا مِنَ الطَّعامِ ، يَقُولُ اللّهِ تَعالى : اِسقُوا عِبادِي ، فَيُؤتى بِأَشرِبَةٍ ، فَيَجِدُونَ لِكُلِّ شَربَةٍ لَذَّةً بِخِلافِ الأُخرى ، فَإِذا فَرَغُوا يَقُولُ اللّهِ تَعالى لَهُم : أَنَا رَبُّكُم ، قَد صَدَقتُكُم وَعدِي ، فَاسأَلُونِي أُعطِكُم ، قالُوا : رَبَّنا نَسأَلُكَ رِضوانَكَ ـ مَرَّتَينِ أَو ثَلاثا ـ فَيَقُولُ تَعالى : رَضِيتُ عَنكُم ، وَلَدَيَ المَزِيدُ . اليَومَ أُكرِمُكُم بِكَرامَةٍ أَعظَمَ مِن ذَلِكَ كُلِّهِ ، فَيُكشَفُ الحِجابُ ، فَيَنظُرُونَ إِلَيهِ ما شاءَ اللّهُ ، فَيَخِرُّونَ لَهُ سُجَّدا ، فَكانُوا فِي السُّجُودِ ما شاءَ اللّهُ .
ثُمَّ يَقُولُ لَهُم : اِرفَعُوا رُؤُوسَكُم ، لَيسَ هَذا مَوضِعَ عِبادَةٍ ، فَيَنسَونَ كُلَّ نِعمَةٍ كانُوا فِيها ، وَيَكُونُ النَّظَرُ إِلَيهِ أَحَبَّ إِلَيهِم مِن جَمِيعِ النِّعَمِ ، ثُمَّ يَرجِعُونَ ، فَتَهِيجُ رِيحٌ مِن تَحتِ العَرشِ ، عَلَى تَلٍّ مِن مِسكٍ أَبيَضَ ، فَيَنثُرُ ذَلِكَ عَلَى رُؤُوسِهِم ، وَنَواصِي خُيُولِهِم ، فَإِذا رَجَعُوا إِلى أَهلِيهِم تَراهم أَزواجُهُم فِي الحُسنِ وَالبَهاءِ أَفضَلَ مِمّا تَرَكُوهُنَّ ، فَيَقُولُ لَهُم أَزواجُهُم : إِنَّكُم قَد رَجَعتُم عَلَى أَحسَنَ ما كُنتُم . (4).
1) .الغارات : ج ۱ ص ۲۴۳ ، بحار الأنوار : ج ۳۳ ص ۵۴۷ ؛ شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد : ج ۶ ص ۷۰ نحوه .
2) .البقرة : ۲۰۱.
3) .الكافي : ج ۵ ص ۷۱ ح ۲ ، تهذيب الأحكام : ج ۶ ص ۳۲۷ ح ۹۰۰ ، كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۳ ص ۱۵۶ ح ۳۵۶۶ ، معاني الأخبار : ص ۱۷۴ ح ۱ وفيهما بزيادة «والسعة في الرزق» قبل «والمعاش ...» وكلّها عن جميل بن صالح ، بحار الأنوار : ج ۷۱ ص ۳۸۳ ح ۱۸ .
4) .تنبيه الغافلين : ص ۷۸ ح ۶۵ .
الغاراتـ به نقل از عبايه ـ: على عليه السلام به محمّد [ بن ابى بكر ] و مردم مصر نوشت : «... بهشتيان هر آدينه به ديدار پادشاه عالم مى روند . آنان كه به او نزديك ترند ، بر منبرهايى از نور مى نشينند و كسانى كه در مرتبه بعد از آنها قرار دارند ، بر منبرهايى از ياقوت ، و كسان بعد از آنها بر منبرهايى از زبرجد ، و مرتبه پايين تر از اينها بر منبرهايى از مُشك مى نشينند . در همان حال كه نشسته اند و به نور خداى عز و جلمى نگرند و خداوند به چهره آنان مى نگرد ، به ناگاه ، ابرى مى آيد و بر فراز سرشان مى ايستد و چندان نعمت و لذّت و شادمانى و سرخوشى بر آنان فرو مى بارد كه تنها خداى سبحان مى داند و بس» .
سپس فرمود : «آرى ، با اين همه ، چيزى هست كه از اين هم برتر است : خشنودى بزرگِ خدا».امام صادق عليه السلامـ در باره اين سخن خداى عز و جل : «پروردگارا ! در دنيا به ما نيكى دِه و در آخرت نيز نيكى دِه» ـ: [ يعنى ]خشنودى خدا و بهشت در آخرت ، و معاش و اخلاق خوش در دنيا.تنبيه الغافلين :در خبرى آمده است كه خداى بلندمرتبه ، به فرشتگانش مى فرمايد : «از دوستانم پذيرايى كنيد» .
پس خوراكى هاى رنگارنگ آورده مى شود و دوستان خدا از هر لقمه اى لذّتى متفاوت با لقمه ديگر مى برند و چون از خوردنْ دست مى كشند ، خداى بلندمرتبه مى فرمايد : «به بندگانم بنوشانيد» .
پس نوشيدنى هايى آورده مى شود و آنان از هر نوشيدنى ، لذّتى متفاوت با ديگرى مى برند و چون از نوشيدنْ دست مى كشند ، خداى بلندمرتبه به ايشان مى فرمايد : «منم پروردگار شما . به وعده ام با شما عمل كردم . پس اينك از من بخواهيد تا به شما عطا كنم» .
دوستان خدا دو يا سه بار مى گويند : پروردگارا ! خشنودى ات را از تو مى خواهيم .
پس خداى بلندمرتبه مى فرمايد : «از شما خشنود شدم و افزون بر اين هم دارم . امروز ، شما را به كرامتى بزرگ تر از همه اينها مفتخر مى سازم» .
آن گاه پرده كنار زده مى شود و آنان تا آن گاه كه خدا بخواهد ، به او مى نگرند . سپس برايش به خاك مى افتند و تا آن گاه كه خدا بخواهد ، همچنان در سجده خواهند بود .
سپس به آنان مى فرمايد : «سرهايتان را بلند كنيد . اين جا ، جاى عبادت نيست» . پس هر نعمتى را كه در آن به سر مى بردند ، از ياد مى برند و نگريستن به او ، برايشان از همه نعمت ها خوش تر است . سپس بر مى گردند و از زير عرش ، بادى بر تپّه اى از مشك سفيد ، وزيدن مى گيرد و آن را بر سر آنها و پيشانى اسبانشان مى پاشد ، و چون به نزد كسان خويش باز گردند ، همسرانشان آنان را زيباتر و نورانى تر از زمانى مى بينند كه تركشان كرده بودند . پس همسرانشان به آنان مى گويند : زيباتر از آنچه بوديد ، باز گشته ايد ! .
ب ـ مَحَبَّةُ اللّهِالإمام عليّ عليه السلام :إِنَّ أَطيَبَ شَيءٍ فِي الجَنَّةِ وَأَلَذَّهُ حُبُّ اللّهِ ، وَالحُبُّ [فِي] اللّهِ ، وَالحَمدُ للّهِِ . قالَ اللّهُ عز و جل : «وَ ءَاخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَــلَمِينَ » (1)وَذَلِكَ أَنَّهُم إِذا عايَنُوا ما فِي الجَنَّةِ مِن النَّعِيمِ هاجَتِ المَحَبَّةُ فِي قُلُوبِهِم ، فَيُنادُونَ عِندَ ذَلِكَ : أَنِ الحَمدُ للّهِِ رَبِّ العالَمِينَ . (2)قال:تفسير العياشي عن ثوير عن الإمام زين العابدين عليه السلام :إِذا صارَ أَهلُ الجَنَّةِ فِي الجَنَّةِ ، وَدَخَلَ وَلِيُ اللّهِ إِلى جَنّاتِهِ وَمَساكِنِهِ ، وَاتَّكَأَ كُلُّ مُؤمِنٍ مِنهُم عَلى أَرِيكَتِهِ ، حَفَّتهُ خُدّامُهُ ، وَتَهَدَّلَت عَلَيهِ الثِّمارُ ، وَتَفَجَّرَت حَولَهُ العُيُونُ ، وَجَرَت مِن تَحتِهِ الأَنهارُ ، وَبُسِطَت لَهُ الزَّرابِيُ ، وَصُفِّفَت له النَّمارِقُ ، وَأَتَتهُ الخُدّامُ بِما شاءَت شَهوَتُهُ مِن قَبلِ أَن يَسأَلَهُم ذَلِكَ .
قالَ : وَيَخرُجُ عَلَيهِمُ الحُورُ العِينُ مِنَ الجِنانِ ، فَيَمكُثُونَ بِذَلِكَ ما شاءَ اللّهُ . ثُمَّ إِنَّ الجَبّارَ يُشرِفُ عَلَيهِم فَيَقُولُ لَهُم : أَولِيائِي وَأَهلَ طاعَتِي وَسُكَّانَ جَنَّتِي فِي جِوارِي ، أَلا هَلُ أُنَبِّئُكُم بِخَيرٍ مِمّا أَنتُم فِيهِ؟ فَيَقُولُونَ : رَبَّنا وَأَيُ شَيءٍ خَيرٌ مِمّا نَحنُ فِيهِ! نَحنُ فِيما اشتَهَت أَنفُسُنا وَلَذَّت أَعيُنُنا مِنَ النِّعَمِ فِي جِوارِ الكَرِيمِ .
قالَ : فَيَعُودُ عَلَيهِمُ القَولُ ، فَيَقُولُونَ : رَبَّنا نَعَم ، فَأتِنا بِخَيرٍ مِمّا نَحنُ فِيهِ ، فَيَقُولُ لَهُم : تَبارَكَ وَتَعالى : رِضايَ عَنكُم وَمَحَبَّتِي لَكُم خَيرٌ وَأَعظَمُ مِمّا أَنتُم فِيهِ ، قالَ : فَيَقُولُونَ : نَعَم يا رَبَّنا ، رِضاكَ عَنّا وَمَحَبَّتُكَ لَنا خَيرٌ لَنا وَأَطيَبُ لِأَنفُسِنا.
ثُمَّ قَرَأَ عَلِيُ بنُ الحُسَينِ عليه السلام هَذِهِ الآيَةَ : «وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَـتِ جَنَّـتٍ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا الأَْنْهَـرُ خَــلِدِينَ فِيهَا وَمَسَـكِنَ طَيِّبَةً فِى جَنَّـتِ عَدْنٍ وَرِضْوَ نٌ مِّنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذَ لِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ» (3). (4).
ب ـ محبّت خداو از آن جمله است، نيز حديثى است كه ثقة الاسلام -امام على عليه السلام :بهترين و لذّتبخش ترين چيز در بهشت ، محبّت خدا و محبّت به خاطر خدا و ستايش خداست . خداى عز و جل فرموده است : «و واپسين دعايشان ، اين است كه : ستايش ، خداى را كه پروردگار جهانيان است» ؛ زيرا آن گاه كه چشمشان به نعمت هاى بهشت مى افتد ، عشق و محبّت در دل هايشان برانگيخته مى شود و در اين هنگام ، بانگ بر مى آورند كه : ستايش ، از آنِ خداست كه پروردگار جهانيان است.تفسير العيّاشىـ به نقل از ثوير ـ: امام زين العابدين عليه السلام فرمود : «چون بهشتيان به بهشت داخل شود و دوست خدا به باغستان ها و سكونتگاه هايش وارد شود و هر مؤمنى بر تخت خويش تكيه زند ، خدمتكارانش او را در ميان مى گيرند و ميوه ها به طرفش آويزان مى شوند و چشمه سارها در پيرامونش جوشيدن مى گيرند و جويبارها در زير پايش روان مى شوند و فرش هاى زربافت برايش گسترده مى شوند و پشتى ها برايش چيده مى شوند و خدمتكاران ، آنچه را هوس كند ، پيش از آن كه از آنان بخواهد ، براى او مى آورند .
و حوريان از بهشت ها به سوى او مى آيند و مدّتى دراز در نزدش مى مانند . سپس پادشاه عالم به آنان نزديك مى گردد و به آنان مى فرمايد : اى دوستان و فرمان برداران من و اى كسانى كه در بهشت من ، در جوار من آرميده ايد! آيا شما را به بهتر از اين وضع كه داريد ، خبر دهم؟ .
دوستان خدا مى گويند : اى پروردگار ما ! بهتر از اين وضع كه داريم ، چيست ؟ ما از هر نعمتى كه دلمان بخواهد و ديدگانمان از آن لذّت برد ، برخورداريم و در جوار پروردگار كريم ، به سر مى بريم.
خداوند ، دوباره سخن خويش را تكرار مى كند و آنها مى گويند : آرى ، اى پروردگار ! بهتر از اين وضع كه داريم ، به ما عطا فرما .
پس خداى بزرگ و والا ، به ايشان مى فرمايد : خشنودىِ من از شما و محبّتم به شما ، بهتر و بالاتر از اين وضعى است كه در آنيد .
آنان مى گويند : درست است ، اى پروردگار ! خشنودىِ تو از ما و محبتّت به ما ، براى ما بهتر و خوش تر است» .
امام زين العابدين عليه السلام سپس اين آيه را تلاوت نمود : «خدا به مردان و زنان مؤمن ، بهشت هايى را وعده داده كه در آنها جويبارها روان است و در آنها جاويدان اند ، و [ نيز ]سراهايى پاكيزه را در بهشت هاى جاودان ، و [ البتّه ] خشنودى خدا ، بزرگ تر است . اين است همان كاميابى بزرگ» .
.
ج ـ لِقاءُ اللّهِالكتاب«لَهُم مَّا يَشَاءُونَ فِيهَا وَ لَدَيْنَا مَزِيدٌ». (1)
الحديثرسول اللّه صلى الله عليه و آله : «وَ لَدَيْنَا مَزِيدٌ» تَجَلَّى لَهُمُ الرَّبُّ عز و جل . (2)عنه صلى الله عليه و آله :إِذا دَخَلَ أَهلُ الجَنَّةِ الجَنَّةَ يَقُولُ اللّهُ تَبارَكَ وَتَعالى : تُرِيدُونَ شَيئا أَزِيدُكُم؟ فَيَقُولُونَ : أَلَم تُبَيِّض وُجُوهَنا؟ أَلَم تُدخِلنَا الجَنَّةَ وَتُنَجِّنا مِنَ النَّارِ؟ قالَ : فَيُكشَفُ الحِجابُ ، فَما أُعطُوا شَيئا أَحَبَّ إِلَيهِم مِنَ النَّظَرِ إِلى رَبِّهِم عز و جل . (3).
1) .ق : ۳۵.
2) .الفردوس : ج ۴ ص ۴۰۶ ح ۷۱۸۰ عن الإمام عليّ عليه السلام ، الدرّ المنثور : ج ۷ ص ۶۰۵ نقلاً عن البزّار وابن المنذر وابن أبي حاتم وابن مردويه واللالكائي في السُنّة والبيهقي في البعث والنشور عن أنس ، كنز العمّال : ج ۲ ص ۵۱۰ ح ۴۶۱۵.
3) .صحيح مسلم : ج ۱ ص ۱۶۳ ح ۲۹۷ ، سنن الترمذي : ج ۴ ص ۶۸۷ ح ۲۵۵۲ ، سنن ابن ماجة : ج ۱ ص ۶۷ ح ۱۸۷ ، مسند ابن حنبل : ج ۶ ص ۵۰۴ ح ۱۸۹۵۷ و ح ۱۸۹۵۸ كلّها عن صهيب ، تفسير الطبري : ج ۷ الجزء ۱۱ ص ۱۰۶ عن عبد الرحمن بن مهدي وكلّها نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۴۷ ح ۳۹۲۰۴.
ج ـ ديدار خداقرآن«هر چه بخواهند ، در آن جا دارند و پيش ما ، فزون تر [ هم ] هست».
حديثو ايضاً در فقيه روايت كرده كه حضرت صادق(ع) فرمود:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : «و پيش ما ، فزون تر [هم] هست» . آن ، تجلّى پروردگار عز و جل براى آنان است .پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :چون بهشتيان به بهشت وارد شوند ، خداى بزرگ و والا مى فرمايد : «مى خواهيد كه برايتان اضافه كنم؟» .
بهشتيان مى گويند : آيا ما را روسپيد نساختى؟ آيا ما را وارد بهشت ننمودى و از آتش ، نجاتمان ندادى؟
در اين هنگام ، پرده كنار زده مى شود . پس چيزى به آنان داده نشده كه برايشان خوش تر و محبوب تر از نگريستن به پروردگار بزرگ و توانايشان باشد.
.
۱.عن عبداللّه بن الفضل الهاشمي، قال: كنت عند الصادقعنه صلى الله عليه و آلهـ فِي قَولِهِ تَعالى : «لِّلَّذِينَ أَحْسَنُواْ الْحُسْنَى وَ زِيَادَةٌ» (1)ـ: الحُسنى : الجَنَّةُ ، وَالزِّيادَةُ : النَّظَرُ إِلى وَجهِ اللّهِ . (2)۲.عن زياد بن أبي الحلال، قال:عنه صلى الله عليه و آلهـ فِي قَولِهِ تَعالى : «وُجُوهٌ يَوْمَـئِذٍ نَّاضِرَةٌ * إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ» (3)ـ :يَنظُرُونَ إِلى رَبِّهِم بِلا كَيفِيَّةٍ ، وَلا حَدٍّ مَحدُودٍ ، وَلا صِفَةٍ مَعلُومَةٍ . (4)۳.عن أبي محمّد حسن بن علي الثاني(ع)، قال:سنن ابن ماجة عن جابر بن عبد اللّه :قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : بَينا أَهلُ الجَنَّةِ فِي نَعِيمِهِم إِذ سَطَعَ لَهُم نُورٌ فَرَفَعُوا رُؤُوسَهُم ، فَإِذا الرَّبُّ قَد أَشرَفَ عَلَيهِم مِن فَوقِهِم ، فَقالَ : اَلسَّلامُ عَلَيكُم يا أَهلَ الجَنَّةِ . وَذَلِكَ قَولُ اللّهِ : «سَلَـمٌ قَوْلًا مِّن رَّبٍّ رَّحِيمٍ » . (5)
قالَ : فَيَنظُرُ إِلَيهِم وَيَنظُرُونَ إِلَيهِ ، فَلا يَلتَفِتُونَ إِلى شَيءٍ مِنَ النَّعِيمِ ما دامُوا يَنظُرُونَ إِلَيهِ حَتّى يَحتَجِبَ عَنهُم وَيَبقى نُورُهُ وَبَرَكَتُهُ عَلَيهِم فِي دِيارِهِم . (6).
1) .يونس : ۲۶.
2) .حلية الأولياء : ج ۵ ص ۲۰۴ ، مسند الشاميّين : ج ۳ ص ۳۰۳ ح ۲۳۳۰ ، تاريخ أصبهان : ج ۲ ص ۲۹۵ الرقم ۱۷۸۰ ، تفسير ابن كثير : ج ۴ ص ۱۹۹ وليس في الثلاثة الأخيرة «الحسنى : الجنّة» وكلّها عن كعب بن عجرة ، تاريخ بغداد : ج ۹ ص ۱۴۰ الرقم ۴۷۵۵ عن أنس ، تفسير الطبري : ج ۷ الجزء ۱۱ ص ۱۰۵ عن أبي موسى الأشعري ، كنز العمّال : ج ۲ ص ۴۳۲ ح ۴۴۲۲ ؛ تفسير القمّي : ج ۱ ص ۳۱۱ عن أبي الجارود عن الإمام الباقر عليه السلام نحوه.
3) .القيامة : ۲۲ و ۲۳.
4) .الدرّ المنثور : ج ۸ ص ۳۵۰ نقلاً عن ابن مردويه عن أنس .
5) .يس : ۵۸ .
6) .سنن ابن ماجة : ج ۱ ص ۶۵ ح ۱۸۴ ، الدرّ المنثور : ج ۷ ص ۶۵ نقلاً عن ابن أبي الدنيا في صفة الجنّة والبزّار وابن أبي حاتم والآجري في الرؤية وابن مردويه ، كنز العمّال : ج ۲ ص ۳۸ ح ۳۰۳۲ وراجع : حلية الأولياء : ج ۶ ص ۲۰۸.
۴.عن زياد بن أبى الحلال، قال:پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در باره اين سخن خداى بلندمرتبه : «براى كسانى كه نيكويى مى كنند ، نيكى است و افزون تر» ـ: «نيكويى» ، بهشت است و «افزون تر» ، ديدن روى خدا.۵.عن أبي جميلة، عن جابر الجعفي، قال:پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در باره اين سخن خداى بلندمرتبه : «چهره هايى در آن روز ، خرّم اند . به پروردگار خويش مى نگرند» ـ: به پروردگار خويش مى نگرند ، بى آن كه او را چگونگى باشد ، يا محدوديّتى ، و يا صفتى خاص .۶.عن جابر بن يزيد، قال:سنن ابن ماجةـ به نقل از جابر بن عبد اللّه ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «در حالى كه بهشتيان ، غرق در نعمت خويش اند ، به ناگاه ، نورى برايشان درخشيدن مى گيرد . سرهايشان را بلند مى كنند و پروردگار را مى بينند كه از فراز سرشان بر آنان مشرف شده است و مى فرمايد : درود بر شما ، اى بهشتيان ! . اين ، همان سخن خداست كه : «درودى كه از جانب پروردگارى مهربان به آنان گفته مى شود» » .
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «پس خدا به آنان مى نگرد و آنان به خدا مى نگرند و تا زمانى كه غرق در نگريستن به او هستند ، به چيزى از نعمت ها توجّه ندارند ، تا آن كه از آنان پنهان مى شود ؛ ولى نور و بركت او براى آنان در خانه هايشان باقى مى ماند» . .
۷.عن أبى جعفر(ع) ، قال:رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إِنَّ أَفضَلَهُم ـ يَعنِي أَهلَ الجَنَّةِ ـ مَنزِلَةً لَيَنظُرُ فِي وَجهِ اللّهِ تَعالى كُلَّ يَومٍ مَرَّتَينِ . (1)قد روى شيخنا الصدوق بإسناده إلى إسماعيل بن مهران،عنه صلى الله عليه و آله :إِنَّ أَرفَعَ أَهلِ الجَنَّةِ دَرَجَةً : مََن يَنظُرُ إِلى وَجهِ رَبِّهِ غُدوَةً وَعَشِيّا. (2)سنن الترمذي عن ابن عمر :قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : إِنَّ أَدنَى أَهلِ الجَنَّةِ مَنزِلَةً لَمَن يَنظُرُ إِلى جِنانِهِ وَأَزواجِهِ وَخَدَمِهِ وَسُرُرِهِ مَسِيرَةَ أَلفِ سَنَةٍ ، وَأَكرَمَهُم عَلَى اللّهِ مَن يَنظُرُ إِلى وَجهِهِ غُدوَةً وَعَشِيّةً. ثُمَّ قَرَأَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : «وُجُوهٌ يَوْمَـئِذٍ نَّاضِرَةٌ * إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ» . (3)كفاية الأثر عن هشام [بن الحكم] :كُنتُ عِندَ الصّادِقِ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّدٍ عليه السلام إِذ دَخَلَ عَلَيهِ مُعاوِيَةُ بنُ وَهبٍ وَعَبدُ المَلِكِ بنُ أَعيَنَ ، فَقالَ لَهُ مُعاوِيَةُ بنُ وَهبٍ : يَابنَ رَسُولِ اللّهِ ، ما تَقُولُ فِي الخَبَرِ الَّذِي رُوِيَ أَنَّ رَسُولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله رَأَى رَبَّهُ ، عَلَى أَيِ صُورَةٍ رَآهُ؟ وَعَنِ الحَدِيثِ الَّذِي رَوَوهُ أَنَّ المُؤمِنِينَ يَرَونَ رَبَّهُم فِي الجَنَّةِ عَلَى أَيِ صُورَةٍ يَرَونَهُ؟
فَتَبَسَّمَ عليه السلام ثُمَّ قالَ : يا مُعاوِيَةُ ، ما أَقبَحَ بِالرَّجُلِ يَأتِي عَلَيهِ سَبعُونَ سَنَةً أَو ثَمانُونَ سَنَةَ يَعِيشُ فِي مُلكِ اللّهِ وَيَأكُلُ مِن نِعَمِهِ لا يَعرِفُ اللّهَ حَقَّ مَعرِفَتِهِ؟!
ثُمَّ قالَ عليه السلام : يا مُعاوِيَةُ ، إِنَّ مُحَمَّدا صلى الله عليه و آله لَم يَرَ رَبَّهُ تَبارَكَ وَتَعالى بِمُشاهَدَةِ العِيانِ ، وَإِنّ الرُّؤيَةَ عَلَى وَجهَينِ : رُؤيَةُ القَلبِ وَرُؤيَةُ البَصَرِ ، فَمَن عَنى بِرُؤيَةِ القَلبِ فَهُوَ مُصِيبٌ ، وَمَن عَنى بِرُؤيَةِ البَصَرِ فَقَد كَفَرَ بِاللّهِ وَبِآياتِهِ ؛ لِقَولِ رَسُولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله : مَن شَبَّهَ اللّهَ بِخَلقِهِ فَقَد كَفَرَ . (4).
1) .مسند ابن حنبل : ج ۲ ص ۲۲۷ ح ۴۶۲۳ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۲ ص ۵۵۳ ح ۳۸۸۰ ، تفسير ابن كثير : ج ۸ ص ۳۰۵ كلّها عن ابن عمر ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۶۵ ح ۳۹۲۸۱.
2) .الفردوس : ج ۱ ص ۲۱۷ ح ۸۳۳ عن ابن عمر.
3) .سنن الترمذي : ج ۵ ص ۴۳۱ ح ۳۳۳۰ ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۹۳ ح ۳۹۳۹۷.
4) .كفاية الأثر : ص ۲۵۶ ، بحار الأنوار : ج ۴ ص ۵۴ ح ۳۴.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بامنزلت ترين آنان (اهل بهشت) ، روزى دو بار به روى خداى بلندمرتبه ، نظر مى كنند.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بلندپايه ترينِ اهل بهشت ، كسى است كه هر بام و شام ، به روى پروردگارش نظر مى كند.سنن الترمذىـ به نقل از ابن عمر ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «دون پايه ترينِ اهل بهشت ، چنان است كه باغستان ها و همسران و خدمتكاران و تخت هاى خود را از فاصله هزار سال مى بيند ، و گرامى ترينِ آنان نزد خدا ، هر بام و شام ، به روى او (خدا) نظر مى كند» .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله سپس اين آيات را خواند : «چهره هايى در آن روز ، خرّم اند . به پروردگار خويش مى نگرند» .كفاية الأثرـ به نقل از هشام [ بن حكم ] ـ: در محضر امام صادق عليه السلام بودم كه معاوية بن وَهْب و عبد الملك بن اَعيَن وارد شدند . معاوية بن وَهب به ايشان گفت : اى فرزند پيامبر خدا ! در باره اين خبرى كه روايت شده است و مى گويد كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پروردگارش را ديد ، چه مى فرماييد ؟ در چه صورتى ، او را ديد؟ و نيز در باره حديثى كه روايت كرده اند كه مؤمنان ، پروردگار خود را در بهشت مى بينند ، او را در چه صورتى مى بينند؟
ايشان لبخندى زد و سپس فرمود : «اى معاويه! چه قدر زشت است براى مردى كه هفتاد يا هشتاد سال از عمرش مى گذرد و در مُلك خدا زندگى مى كند و از نعمت هايش مى خورد ؛ امّا او را چنان كه بايد ، نمى شناسد!» .
آن گاه افزود : «اى معاويه! محمّد صلى الله عليه و آله ، پروردگار بزرگ و والايش را با چشم سر نديد . ديدن ، دو گونه است : ديدن با دل و ديدن با چشم . بنا بر اين ، كسى كه [آن را ]ديدن با دل بداند ، او به راه صواب رفته ، و كسى كه بگويد مقصود ، ديدن با چشم سر است ، به خدا و آيات او ، كافر گشته است ؛ زيرا پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرموده است : هر كس خدا را به مخلوقش تشبيه كند ، كافر است » . .
الفصل الخامس: الأوصاف السلبية في الجنة۵ / ۱التَّكليفُالكتاب«الَّذِى أَحَلَّنَا دَارَ الْمُقَامَةِ مِن فَضْلِهِ لَا يَمَسُّنَا فِيهَا نَصَبٌ وَ لَا يَمَسُّنَا فِيهَا لُغُوبٌ» . (1)
«لَا يَمَسُّهُمْ فِيهَا نَصَبٌ وَ مَا هُم مِّنْهَا بِمُخْرَجِينَ » . (2)
«ادْخُلُواْ الْجَنَّةَ أَنتُمْ وَ أَزْوَ جُكُمْ تُحْبَرُونَ * يُطَافُ عَلَيْهِم بِصِحَافٍ مِّن ذَهَبٍ وَ أَكْوَابٍ وَ فِيهَا مَا تَشْتَهِيهِ الْأَنفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ وَ أَنتُمْ فِيهَا خَــلِدُونَ» . (3)
«جَنَّـتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا تَجْرِى مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَـرُ لَهُمْ فِيهَا مَا يَشَاءُونَ كَذَ لِكَ يَجْزِى اللَّهُ الْمُتَّقِينَ» . (4)
الحديثرسول اللّه صلى الله عليه و آله :هذِهِ الدُّنيا قَدِ ارتَحَلَت مُدبِرَةً ، وهذِهِ الآخِرَةُ قَدِ ارتَحَلَت مُقبِلَةً ،ولِكُلِّ واحِدَةٍ مِنهُما بَنونَ؛ فَإِنِ استَطَعتُم أن تَكونوا مِن أبناءِ الآخِرَةِ ولا تَكونوا مِن أبناءِ الدُّنيا فَافعَلوا؛ فَإِنَّكُمُ اليَومَ في دارِ عَمَلٍ ولا حِسابَ ، وأنتُم غَدا في دارِ حِسابٍ ولا عَمَلَ . (5).
1) .فاطر : ۳۵.
2) .الحِجْر : ۴۸.
3) .الزخرف : ۷۰ ـ ۷۱.
4) .النحل : ۳۱.
5) .الخصال : ص ۵۱ ح ۶۲ عن جابر بن عبداللّه ، الكافي: ج ۸ ص ۵۸ ح ۲۱ عن سليم بن قيس عن الإمام عليّ عليه السلام ، الأمالي للمفيد : ص ۹۳ ح ۱ عن حبّة العرني عن الإمام عليّ عليه السلام ، نهج البلاغة : الخطبة ۴۲ عن الإمام عليّ عليه السلام كلّها نحوه ، بحار الأنوار: ج ۷۷ ص ۱۱۷ ح ۱۳ ؛ المصنّف لابن أبي شيبة: ج ۸ ص ۱۵۵ ح ۱ عن الإمام عليّ عليه السلام ، تاريخ دمشق: ج ۴۲ ص ۴۹۴ عن أبي عبد الرحمن السلمي عن الإمام عليّ عليه السلام ، شُعب الإيمان: ج ۷ ص ۳۷۰ ح ۱۰۶۱۶ عن جابر بن عبداللّه نحوه ، كنز العمّال: ج ۳ ص ۸۱۹ ح ۸۸۵۶ .
فصل پنجم: آنچه در بهشت نيست۵ / ۱تكليفقرآن« همان [ خدايى ] كه به فضل خويش ، ما را در سراى ابدى ، جاى داد . در اين جا رنجى به ما نمى رسد و در اين جا درماندگى ، به ما دست نمى دهد » .
« در آن جا ، نه رنجى به آنان مى رسد و نه از آن جا بيرون رانده مى شوند » .
« شما با همسرانتان ، شادمان به بهشت وارد شويد . سينى هايى از زر و جام هايى در برابر آنان مى گردانند و در آن جا ، آنچه دل ها آن را بخواهند و ديدگان را خوش آيد ، هست و شما در آن ، جاويدانيد » .
« بهشت هاى دست نخورده اى كه وارد آنها مى شوند . جوى ها از زير آنها روان اند . در آنها آنچه بخواهند ، برايشان هست . اين گونه ، خدا پرهيزگاران را پاداش مى دهد » .
حديثپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اين دنيا ، پشت كرده است و مى رود و اين آخرت ، روى كُنان در حال آمدن است ، و براى هر يك از آن دو ، فرزندانى است . پس اگر توانستيد كه از فرزندان آخرت باشيد و از فرزندان دنيا نباشيد ، چنين كنيد ؛ چرا كه شما امروز در سراى عمل هستيد و حسابرسى در كار نيست ، و فردا در سراى حسابرسى خواهيد بود و عملى نخواهد بود .
.
عنه صلى الله عليه و آله :قالَ أخي عيسى عليه السلام : مَعاشِرَ الحَوارِيّينَ ، اِحذَرُوا الدُّنيا لا تَسحَركُم ، لَهِيَ ـ وَاللّهِ ـ أشَدُّ سِحرا مِن هاروتَ وماروتَ . وَاعلَموا أنَّ الدُّنيا مُدبِرَةٌ وَالآخِرَةَ مُقبِلَةٌ ، وإنَّ لِكُلِّ واحِدٍ مِنهُما بَنينَ ، فَكونوا مِن أبناءِ الآخِرَةِ دونَ بَنِي الدُّنيا ؛ فَإِنَّ اليَومَ عَمَلٌ ولا حِسابَ ، وغَدا الحِسابُ ولا عَمَلَ . (1)عنه صلى الله عليه و آله :ألا وإنَّكُم في يَومِ عَملٍ ولا حِسابَ فيهِ ، ويوشَكُ أن تَكونوا في يَومِ حِسابٍ لَيس فيهِ عَمَلٌ . (2)الإمام عليّ عليه السلام :فِي الآخِرَةِ حِسابٌ ولا عَمَلَ . (3)حديث الكافى اين گونه است:عنه عليه السلام :إنَّ اليَومَ عَمَلٌ ولا حِسابَ ، وإنَّ غَدا حِسابٌ ولا عَمَلَ . (4).
1) .الدرّ المنثور : ج ۱ ص ۲۴۴ نقلاً عن الخطيب عن ابن عمر .
2) .أعلام الدين : ص ۳۴۵ ح ۳۹ عن أبي هريرة ، مسكّن الفؤاد : ص ۲۶ عن الإمام عليّ عليه السلام نحوه ، بحار الأنوار : ج ۷۷ ص ۱۸۸ ح ۳۹ ؛ قصر الأمل لابن أبي الدنيا : ص ۲۷ ح ۳ عن عليّ بن أبي حنظلة عن أبيه عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله ، كنز العمّال : ج ۱۶ ص ۱۳۸ ح ۴۴۱۶۷ .
3) .غرر الحكم : ح ۶۴۹۵ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۳۵۴ ح ۵۹۷۷ .
4) .الكافي : ج ۸ ص ۵۸ ح ۲۱ عن سليم بن قيس الهلالي ، نهج البلاغة : الخطبة ۴۲ ، الإرشاد : ج ۱ ص ۲۳۶ ، بحار الأنوار : ج ۷۷ ص ۲۹۶ ح ۴ ؛ صحيح البخاري : ج ۵ ص ۲۳۵۹ ، المصنّف لابن أبي شيبة : ج ۸ ص ۱۵۵ ح ۱ ، تاريخ دمشق : ج ۴۲ ص ۴۹۴ عن أبي عبد الرحمن السلمي ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۸۱۹ ح ۸۸۵۶ .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :برادرم عيسى عليه السلام گفت : «اى گروه حواريان! به هوش باشيد كه دنيا شما را افسون نكند . به خدا سوگند كه دنيا افسونگرتر از هاروت و ماروت است . بدانيد كه دنيا رفتنى است و آخرت ، آمدنى ، و براى هر يك از آن دو ، فرزندانى است . پس شما ، از فرزندان آخرت باشيد ، نه فرزندان دنيا ؛ زيرا امروز ، روز عمل است ، نه حسابرسى ، و فردا روز حسابرسى است ، نه عمل» .۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :آگاه باشيد كه شما در روز عمل هستيد و حسابرسى ، در آن نيست و به زودى ، در روزى خواهيد بود كه در آن ، حسابرسى است و عمل ، در كار نيست .۲.امام على عليه السلام :در آخرت ، حسابرسى است و عمل ، در كار نيست .۳.امام على عليه السلام :امروز ، روز عمل است ، نه حسابرسى ، و فردا ، روز حسابرسى است ، نه عمل . .
الإمام الصادق عليه السلام :إنَّ للّهِِ كَرامَةً في عِبادِهِ المُؤمِنينَ في كُلِّ يَومِ جُمُعَةٍ ، فَإِذا كانَ يَومُ الجُمُعَةِ بَعَثَ اللّهُ إلَى المُؤمِنينَ مَلَكسٌ مَعَهُ حُلَّتانِ ، فَيَنتَهي إلى بابِ الجَنَّةِ فَيَقولُ : استَأذِنوا لي عَلى فُلانٍ ، فَيُقالُ لَهُ : هذا رَسولُ رَبِّكَ عَلَى البابِ .
فَيَقولُ لِأَزواجِهِ : أيَّ شَيءٍ تَرَينَ عَلَيَّ أحسَنَ ؟ فَيَقُلنَ : يا سَيِّدَنا ، وَالَّذي أباحَكَ الجَنَّةَ! ما رَأَينا عَلَيكَ شَيئا أحسَنَ مِن هذا ؛ قَد بَعَثَ إلَيكَ رَبُّكَ . فَيَتَّزِرُ بِواحِدَةٍ ويَتَعَطَّفُ بِالاُخرى . فَلا يَمُرُّ بِشَيءٍ إلّا أضاءَ لَهُ ، حَتّى يَنتَهِيَ إلَى المَوعِدِ ، فَإِذَا اجتَمَعوا تَجَلّى لَهُمُ الرَّبُّ تَبارَكَ وتَعالى ، فَإِذا نَظَروا إلَيهِ ـ أي إلى رَحمَتِهِ ـ خَرّوا سُجَّدا .
فَيَقولُ : عِبادي ، اِرفَعوا رُؤوسَكُم! لَيسَ هذا يَومَ سُجودٍ ولا عِبادَةٍ ، قَد رَفَعتُ عَنكُمُ المُؤنَةَ . فَيَقولونَ : يا رَبِّ ، وأيُّ شَيءٍ أفضَلُ مِمّا أعطَيتَنا ؟! أعطَيتَنا الجَنَّةَ . فَيَقولُ : لَكُم مِثلُ ما في أيديكُم سَبعينَ ضِعفا . (1)۵ / ۲النَّصَبُ والتَّعَبُالكتاب«الَّذِى أَحَلَّنَا دَارَ الْمُقَامَةِ مِن فَضْلِهِ لَا يَمَسُّنَا فِيهَا نَصَبٌ وَ لَا يَمَسُّنَا فِيهَا لُغُوبٌ ». (2)
«لَا يَمَسُّهُمْ فِيهَا نَصَبٌ وَ مَا هُم مِّنْهَا بِمُخْرَجِينَ ». (3)
الحديثالإمام عليّ عليه السلام :بادِرُوا بِأَعمالِكُم تَكُونُوا مَعَ جِيرانِ اللّهِ فِي دارِهِ ، رافَقَ بِهِم رُسُلَهُ ، وَأَزارَهُم مَلائِكَتَهُ ، وَأَكرَمَ أَسماعَهُم أَن تَسمَعَ حَسِيسَ نارٍ أَبَدا ، وَصانَ أَجسادَهُم أَن تَلقى لُغُوبا (4)وَنَصَبا «ذَ لِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ » (5). (6).
امام صادق عليه السلام :خداوند در هر روز جمعه به بندگان مؤمنش لطفى مى كند . چون روز جمعه مى شود ، خداوند ، فرشته اى را با دو جامه نزد مؤمنان مى فرستد . آن فرشته به درِ بهشت مى رسد و مى گويد : از فلانى برايم اجازه ورود بگيريد .
به آن كس گفته مى شود : فرستاده پروردگارت ، بر دَر است .
آن مؤمن به همسرانش مى گويد : چه چيزى را برايم زيباتر مى بينيد؟
همسرانش مى گويند : اى آقاى ما ! سوگند به آن كه بهشت را بر تو روا ساخت ، چيزى زيباتر از اين كه پروردگارت براى تو فرستاده است ، برايت نمى شناسيم .
پس ، يكى از آن دو جامه را به كمر خود مى بندد و ديگرى را بر دوش خويش مى اندازد ، و بر هر چه مى گذرد ، آن را روشن مى سازد ، تا آن كه به وعده گاه مى رسد و چون جمع شدند ، پروردگار بزرگ و والا ، بر آنان تجلّى مى يابد و همين كه او را ـ يعنى رحمت او را ـ مى بينند ، به سجده مى افتند .
خداوند مى فرمايد : «اى بندگان من ! سرهايتان را بلند كنيد . اينك ، روز سجده و عبادت نيست . رنج تكليف را از شما برداشتم» .
مؤمنان مى گويند : پروردگارا ! چه چيز ، برتر از آن چيزى است كه به ما داده اى ، كه بهشت را به ما عطا كرده اى ؟
خداوند نيز مى فرمايد : «هفتاد برابر آنچه داريد ، برايتان باد!» .۵ / ۲رنج و خستگىقرآن«همان خدايى كه به فضل خويش ، ما را در سراى ابدى ، جاى داد . در آن جا رنجى به ما نمى رسد و در آن جا خستگى به ما نمى رسد».
«در آن جا رنجى به ايشان نمى رسد و از آن جا بيرون برده نمى شوند».
حديث۱.الامام الصادق (ع):امام على عليه السلام :در عمل خويش بكوشيد تا با همسايگان خدا در سراى او باشيد ، كه خدا پيامبرانش را با آنان همنشين قرار داده و فرشتگانش را به زيارت آنان فرستاده و گوش هايشان را از اين كه صداى آتشى را بشنوند ، بركنار داشته و بدن هايشان را از اين كه خستگى و رنجى را احساس كنند ، مصون داشت است . «اين ، فضل خداست كه آن را به هر كه بخواهد ، مى دهد و خدا صاحب فضل بزرگ است» .
.
امام صادق(ع) فرمود:الإمام زين العابدين عليه السلامـ فِي الدُّعاءِ ـ: اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ ، وَاجعَلِني وجَميعَ إِخواني بِكَ مُؤمِنينَ ، وعَلَى الإِسلامِ ثابِتينَ ... ولِلجَنَّةِ طالِبينَ ، ولِلفِردَوسِ وارِثينَ ، ومِن ثِيابِ السُّندُسِ وَالاِستَبرَقِ لابِسينَ ، وعَلَى الأَرائِكِ مُتَّكِئينَ ، وبِالتّيجانِ المُكَلَّلَةِ بِالدُّرِّ وَاليَواقِيتِ وَالزَّبَرجَدِ مُتَوَّجينَ ، ولِلوِلدانِ المُخَلَّدينَ مُستَخدِمينَ ، وبِأَكوابٍ وأبارِيقَ وكَأسٍ مِن مَعينٍ شارِبينَ ، ومِنَ الحورِ العينِ مُزَوَّجينَ ، وفي نَعيمِ الجَنَّةِ مُقيمينَ ، وفي دارِ المُقامَةِ خالِدينَ ، لايَمَسُّهُم فيها نَصَبٌ (1)وما هُم مِنها بِمُخرَجينَ . (2)۲.الإمام الصادق (ع):الإمام العسكريّ عليه السلامـ فِي التَّفسِيرِ المَنسُوبِ إِلَيهِ ، فِي قَولِهِ تَعالى : «فَكُلُوا مِنْهَا حَيْثُ شِئْتُمْ رَغَدًا» (3)ـ: واسِعا بِلا تَعَبٍ . (4)۵ / ۳الخَوفُ وَالحُزنُالكتاب«أَهَـؤُلَاءِ الَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لَا يَنَالُهُمُ اللَّهُ بِرَحْمَةٍ ادْخُلُواْ الْجَنَّةَ لَاخَوْفٌ عَلَيْكُمْ وَلَا أَنتُمْ تَحْزَنُونَ ». (5)
«وَ قَالُواْ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنَا لَغَفُورٌ شَكُورٌ ». (6)
«لَا يَحْزُنُهُمُ الْفَزَعُ الْأَكْبَرُ وَ تَتَلَقَّـاهُمُ الْمَلَـائِكَةُ هَـذَا يَوْمُكُمُ الَّذِى كُنتُمْ تُوعَدُونَ ». (7)
.
1) .النَصَبُ : التَعَبْ (النهاية : ج ۵ ص ۶۲ «نصب»).
2) .بحار الأنوار : ج ۹۴ ص ۱۲۳ ح ۱۹ نقلاً عن الكتاب العتيق الغروي .
3) .البقرة : ۵۸ .
4) .التفسير المنسوب إلى الإمام العسكري عليه السلام : ص ۲۶۰ ح ۱۲۷ و ص ۲۲۱ ح ۱۰۳ نحوه ، تأويل الآيات الظاهرة : ج ۱ ص ۴۵ ح ۲۰ ، بحار الأنوار : ج ۱۳ ص ۱۸۳ ح ۱۹.
5) .الأعراف : ۴۹.
6) .فاطر : ۳۴.
7) .الأنبياء : ۱۰۳.
امام زين العابدين عليه السلامـ در دعا ـ: بار خدايا ! بر محمّد و خاندان محمّد ، درود فرست و مرا و همه برادرانم را مؤمن به خودت قرار ده ، و نيز پايدار بر اسلام ... و خواهان بهشت ، و از وارثان فردوس كه جامه هايى از ابريشم نازك و ستبر ، بر تن مى كنند و بر تخت ها تكيه مى زنند و تاج هاى مزيّن به دُر و ياقوت و زبرجد ، بر سر مى نهند و فرزندانى جاويدان به آنان خدمت مى كنند و با جام ها و ابريق ها و پياله ها ، از چشمه اى روان مى نوشند و با سيه چشمان بهشتى ، ازدواج مى كنند و در نعمت هاى بهشت ، غوطه ورند و در سراىِ ماندگارى ، جاويدان اند و در آن جا نه [خستگى و ]رنجى احساس مى كنند و نه از آن جا اخراج مى شوند .۶.امام عسكرى عليه السلامـ در تفسير منسوب به ايشان ، در باره اين سخن خداى بزرگ : «از هر كجاى آن كه خواستيد ، فراوان بخوريد» ـ: يعنى گسترده و بدون خستگى.۵ / ۳بيم و اندوهقرآن«آيا اينان ، همان كسانى نبودند كه سوگند ياد مى كرديد خدا آنان را به رحمتى نخواهد رسانيد؟ [ اينك ] به بهشت وارد شويد . نه بيمى بر شماست و نه اندوهگين مى شويد».
«و گفتند : ستايش ، خدايى را كه اندوه از ما ببُرد . به راستى كه پروردگار ما ، آمرزگار و قدردان است».
«آن هراس بزرگ ، آنان را اندوهگين نمى كند و فرشتگان از ايشان استقبال مى كنند [ و به آنان مى گويند : ] «اين ، همان روزى است كه به شما وعده مى دادند » ».
.
الحديثاز امام صادق(ع) درباره آفرينش حوا سؤال شد و به آنالإمام الباقر عليه السلامـ فِي قَولِهِ تَبارَكَ وَتَعالى : «وَ قَالُواْ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنَا لَغَفُورٌ شَكُورٌ » ـ: الحَزَنُ : ما أَصابَهُم فِي الدُّنيا مِنَ الخَوفِ وَالشِّدَّةِ . (1)عن عمرو بن ابى المقدام عن ابيه قال سألت ابا جعفر(رسول اللّه صلى الله عليه و آله :يَمحُو اللّهُ عز و جل مِن قُلُوبِ أَهلِ الجَنَّةِ ذِكرَ الآباءِ وَالأُمَّهاتِ وَالإِخوانِ وَالمَعارِفِ مِمَّنِ استَوجَبَ النّارَ ، فَلا يَذكُرُونَهُم أَبَدا . (2)۵ / ۴الأمراضُ الرّوحِيَّةُالكتاب«وَنَزَعْنَا مَا فِى صُدُورِهِم مِّنْ غِلٍّ تَجْرِى مِن تَحْتِهِمُ الأَْنْهَـرُ وَقَالُواْ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى هَدَانَا لِهَـذَا وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِىَ لَوْلَا أَنْ هَدَانَا اللَّهُ لَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ وَنُودُواْ أَن تِلْكُمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوهَا بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ» . (3)
«وَ نَزَعْنَا مَا فِى صُدُورِهِم مِّنْ غِلٍّ إِخْوَ نًا عَلَى سُرُرٍ مُّتَقَـبِلِينَ» . (4)
«فِى جَنَّةٍ عَالِيَةٍ * لَا تَسْمَعُ فِيهَا لَـغِيَةً» . (5)
.
حديث۵.امام باقر عليه السلامـ در باره اين سخن خداى بلندمرتبه : «و گفتند : ستايش ، خدايى را كه اندوه از ما ببُرد . به راستى كه پروردگار ما ، آمرزگار و قدردان است» ـ: اندوه ، همان ترس و سختى هايى است كه در دنيا به آنان مى رسيده است.۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خداوند عز و جل ، ياد پدران و مادران و برادران و آشنايانى را كه دوزخى شده اند ، از دل هاى بهشتيان مى زدايد و آنان ديگر هرگز به ياد آنها نمى افتند.۵ / ۴بيمارى هاى روحىقرآن« و هر گونه كينه اى را از سينه هايشان مى زداييم . از زير [ قصرهاى ] آنان ، نهرها جارى اند . و مى گويند : «ستايش ، خدايى را كه ما را بِدين ، هدايت نمود و اگر خدا ما را هدايت نمى كرد ، ما خود ، هدايت نمى يافتيم . در حقيقت ، فرستادگان پروردگار ما ، حق را آوردند» . و به آنان ، ندا داده مى شود كه : اين ، همان بهشتى است كه آن را به [ پاداش ]آنچه انجام مى داديد ، ميراث يافته ايد » .
« آنچه كينه در سينه هاى آنان است ، بر مى كَنيم . برادرانه بر تخت هايى ، رو به روى يكديگر نشسته اند » .
« در بهشتى برين اند . سخنى بيهوده در آن نمى شنوند » .
.
الحديث۱۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :يُحبَسُ أَهلُ الجَنَّةِ بَعدَما يَجوزونَ الصِّراطَ حَتّى يُؤخَذَ لِبَعضِهِم مِن بَعضٍ ظُلاماتُهُم فِي الدُّنيا ، ويَدخُلونَ الجَنَّةَ ولَيسَ في قُلوبِ بَعضِهِم عَلى بَعضِهِم غِلٌّ . (1)۱۵.عنه صلى الله عليه و آلهـ في حَديثٍ يَصِفُ فيهِ كَيفِيَّةَ حَشرِ المُتَّقينَ يَومَ القِيامَةِ ـ: وإذا عِندَ بابِ الجَنَّةِ شَجَرَةٌ يَنبُعُ مِن أصلِها عَينانِ ، فَيَشرَبونَ مِن إحدَى العَينَينِ ، فَإِذا بَلَغَ الشَّرابُ الصَّدرَ أَخرَجَ اللّهُ ما في صُدورِهِم مِن غِلٍّ أو حَسَدٍ أو بَغيٍ ، وذلِكَ قَولُ اللّهِ تَعالى : «وَ نَزَعْنَا مَا فِى صُدُورِهِم مِّنْ غِلٍّ إِخْوَ نًا عَلَى سُرُرٍ مُّتَقَـبِلِينَ » (2)، فَلَمَّا انتَهَى الشَّرابُ إِلَى البَطنِ طَهَّرَهُم مِن دَنَسِ الدُّنيا وَقَذَرِها، وَذلِكَ قَولُ اللّهِ تَعالَى : «وَ سَقَـاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا » ، ثُمَّ اغتَسَلوا مِنَ الاُخرى فَجَرَت عَلَيهِم نَضرَةُ النَّعيمِ ، فَلا تَشعَثُ أَبدانُهُم وَلا تَغَيَّرُ أَلوانُهُم أَبَدا . (3)۱۶.عنه صلى الله عليه و آله :أوَّلُ زُمرَةٍ تَلِجُ الجَنَّةَ صورَتُهُم عَلى صورَةِ القَمَرِ لَيلَةَ البَدرِ ، لا يَبصُقونَ فيها ولا يَمتَخِطونَ ولا يَتَغَوَّطونَ ، آنِيَتُهُم فيهَا الذَّهَبُ ، أمشاطُهُم مِنَ الذَّهَبِ وَالفِضَّةِ ، ومَجامِرُهُمُ الأُلُوَّةُ (4)، ورَشحُهُمُ المِسكُ ، ولِكُلِّ واحِدٍ مِنهُم زَوجَتانِ يُرى مُخُّ سوقِهِما مِن وَراءِ اللَّحمِ مِنَ الحُسنِ ، لَا اختِلافَ بَينَهُم ولا تَباغُضَ ، قُلوبُهُم قَلبُ رَجُلٍ واحِدٍ ، يُسَبِّحونَ اللّهَ بُكرَةً وَعَشِيّا . (5).
1) .فتح الباري : ج ۱۱ ص ۳۹۹ ، الزهد لابن المبارك : ص ۴۹۹ ح ۱۴۱۹ نحوه ، الدرّ المنثور : ج ۵ ص ۸۴ نقلاً عن ابن أبي حاتم عن الحسن .
2) .الحجر : ۴۷.
3) .كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۶۵۰ ح ۳۹۷۸۱ نقلاً عن ابن مردويه عن النزّال بن سبرة عن الإمام عليّ عليه السلام .
4) .الألُوّة : هو العود الذي يُتبخّر به (النهاية : ج ۱ ص ۶۳ «ألى»).
5) .صحيح البخاري : ج ۳ ص ۱۱۸۵ ح ۳۰۷۳ ، صحيح مسلم : ج ۴ ص ۲۱۸۰ ح ۱۷ ، سنن الترمذي : ج ۴ ص ۶۷۸ ح ۲۵۳۷ ، صحيح ابن حبّان : ج ۱۶ ص ۴۶۳ ح ۷۴۳۶ ، مسند الشاميّين : ج ۱ ص ۹۲ ح ۱۳۲ نحوه وكلّها عن أبي هريرة ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۸۷ ح ۳۹۳۷۱.
حديث۱۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بهشتيان را ، پس از گذشتن از صراط ، نگه مى دارند تا تقاصِ ستم هايى كه در دنيا به يكديگر كرده اند ، از آنها گرفته شود و با دل هايى خالى از كينه نسبت به هم ، وارد بهشت شوند .۱۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در حديثى كه در آن ، چگونگى محشور شدن پرهيزگاران را در قيامت ، بيان مى كند ـ: بر درِ بهشت ، با درختى رو به رو مى شوند كه از پاى آن ، دو چشمه مى جوشد : از يك چشمه اش مى نوشند و به محض آن كه نوشيدنى به سينه شان رسيد ، خداوند ، هر آنچه كينه و حسادت و بدخواهى در سينه هاى آنهاست ، همه را بيرون مى برد . اين است سخن خداى بلندمرتبه : «و آنچه كينه در سينه هاى آنان است ، بر مى كَنيم . برادرانه بر تخت هايى ، رو به روى يكديگر نشسته اند» .
و نوشيدنى چون به معده رسد ، آنان را از آلودگى ها و نجاست هاى دنيا پاك مى گرداند . اين است سخن خداى بلندمرتبه : « و پروردگارشان نوشيدنى اى پاك كننده به آنان نوشانيد» .
سپس خود را در چشمه ديگر ، شستشو مى دهند و خرّمى ، نعمت وجودشان را فرا مى گيرد و ديگر ، نه بدن هايشان كثيف مى شود و نه رنگشان هرگز تغيير مى كند .پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :نخستين گروهى كه وارد بهشت مى شوند ، صورت هايشان مانند ماه شب چهارده مى درخشد . در بهشت ، نه آب دهان مى اندازند و نه ترشّحات بينى و نه قضاى حاجت دارند . ظرف هايشان در آن جا ، طلاست و شانه هاى سرشان ، از طلا و نقره و بخوردان هايشان ، عود و عرقشان مُشك است . هر يك از ايشان ، دو همسر دارد كه از شدّت زيبايى ، مغز ساق آنها از پشت گوشت ، ديده مى شود .
هيچ ناسازى و نفرتى ميان ايشان (بهشتيان) نيست و همگى يك دل اند و بام و شام ، خداوند را به پاكى مى ستايند . .
۲۰.الإمام عليّ عليه السلامـ في أحوالِ المُتَّقينَ ـ: اِنتَحَوا (1)دارَ السَّلامِ الَّتي مَن دَخَلَها كانَ آمِنا مِنَ الرَّيبِ وَالأَحزانِ . (2)۵ / ۵الأَمراضُ الجِسمِيَّةُ۲۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : «وَنُودُواْ أَن تِلْكُمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوهَا» (3)نودُوا أن صِحّوا فَلا تَسقَموا ، وَادخُلوا فَلا تَموتُوا، وَانعَمُوا فَلا تَبأَسوا . (4)۲۴.عنه صلى الله عليه و آله :يُنادي مُنادٍ : إِنَّ لَكُم أَن تَحيَوا فَلا تَموتوا أبَدا، وإِنَّ لَكُم أن تَصِحّوا فَلا تَسقَمُوا أبَدا، وَإنَّ لَكُم أن تَشِبّوا فَلا تَهرَموا أبَدا ، وَإِنَّ لَكُم أَن تَنعَموا فَلا تَبأَسوا أبَدا ، فَذلِكَ قَولُهُ تَعالى : «وَ تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِى أُورِثْتُمُوهَا بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ » (5). (6)۲۵.عنه صلى الله عليه و آلهـ في ذِكرِ ما يَلقَى المُؤمِنُ عِندَ دُخولِهِ الجَنَّةَ ـ: فَيَدخُلُ فَإِذا هُوَ بِشَجَرَةٍ ذاتِ ظِلٍّ مَمدودٍ ، وماءٍ مَسكوبٍ ، وثِمارٍ مُهدَلَةٍ تُسَمّى رِضوانَ ، يَخرُجُ مِن ساقِها عَينانِ تَجرِيانِ ، فَيَنطَلِقُ إِلى إِحداهُما وكُلَّما مَرَّ بِذَلِكَ فَيَغتَسِلُ مِنها، فَيَخرُجُ وعَلَيهِ نَضرَةُ النَّعيمِ ، ثُمَّ يَشرَبُ مِنَ الاُخرى ، فَلا تَكُن في بَطنِهِ مَغصٌ وَلا مَرَضٌ وَلا داءٌ أبَدا ، وَذلِكَ قَولُهُ تَعالى : «وَ سَقَـاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا » (7). (8).
1) .انْتَحى : عرض له وقصده (النهاية : ج ۵ ص ۳۰ «نحا»).
2) .صفات الشيعة : ص ۱۲۱ ح ۶۳ عن محمّد بن الحنفيّة ، بحار الأنوار : ج ۷ ص ۲۲۰ ح ۱۳۲.
3) .الأعراف : ۴۳.
4) .الفردوس : ج ۴ ص ۴۱۴ ح ۷۲۰۵ عن أبي هريرة ، سنن الدارمي : ج ۲ ص ۷۹۱ ح ۲۷۲۰ عن أبي سعيد الخدري وأبي هريرة نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۱۷ ح ۳۹۴۵۶.
5) .الزخرف : ۷۲.
6) .سنن الترمذي : ج ۵ ص ۳۷۴ ح ۳۳۴۶ ، صحيح مسلم : ج ۴ ص ۲۱۸۲ ح ۲۲ نحوه ، مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۱۹۰ ح ۱۱۹۰۵ ، تاريخ دمشق : ج ۵۳ ص ۱۰۹ ح ۱۱۱۹۰ كلّها عن أبي سعيد الخدري وأبي هريرة ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۵۱۷ ح ۳۹۴۵۶.
7) .الإنسان : ۲۱.
8) .الاختصاص : ص ۳۵۰ عن عوف بن عبد اللّه الأزدي عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۲۱۲ ح ۲۰۵ وراجع : تفسير الطبري : ج ۵ الجزء ۸ ص ۱۸۳ والدرّ المنثور : ج ۳ ص ۴۵۷.
۲۶.امام على عليه السلامـ در احوال پرهيزگاران ـ: آهنگ سراى سلامت كردند ؛ سرايى كه هر كس به آن وارد شود ، از نگرانى و اندوه ها در امان است.۵ / ۵بيمارى هاى جسمىعن ابى جعفر(ع) قال:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : «و به آنان ندا مى رسد كه : اين است همان بهشتى كه ميراث يافته ايد» . به آنان ندا مى رسد كه : «همواره تن درست باشيد و بيمار نشويد . داخل شويد و هرگز نميريد ، و همواره در ناز و نعمت باشيد و بينوا نگرديد» .پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :آواز دهنده اى آواز مى دهد كه : «حقّ شماست كه زنده بمانيد و هرگز نميريد . حقّ شماست كه سالم باشيد و هرگز بيمار نشويد . حقّ شماست كه جوان باشيد و هرگز پير نشويد . و حقّ شماست كه در ناز و نعمت باشيد و هرگز به بينوايى نيفتيد » . اين ، سخن خداى بلندمرتبه است كه : «و اين است همان بهشتى كه به پاداش كارهايى كه مى كرديد ، ميراث يافته ايد» .پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در بيان آنچه مؤمن ، هنگام ورودش به بهشت مى بيند ـ: پس وارد مى شود و ناگهان به درختى با سايه اى گسترده و آبى ريزان و ميوه هاى آويزان ، به نام رضوان ، بر مى خورد كه از تنه آن ، دو چشمه جارى است .
به سوى يكى از آن دو چشمه مى رود و خود را در آن ، مى شويد و چون بيرون مى آيد ، سرشار از طراوت است . سپس از چشمه ديگر مى نوشد و از آن پس ، هرگز قولنج و مرض و دردى در شكم او پديد نمى آيد . اين ، همان سخن خداى بلندمرتبه است كه : «و پروردگارشان به آنان نوشيدنى اى پاك كننده نوشانيد» .
.
المصنف لابن أبي شيبة عن عاصم بن ضمرة :سَمِعتُ عَلِيّا يَقولُ : «وَ سِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْاْ رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرًا» (1)حَتّى إذَا انتَهَوا إلى بابٍ مِن أبوابِ الجَنَّةِ وَجَدوا عِندَ بابِها شَجَرَةً تَخرُجُ مِن تَحتِ ساقِها عَينانِ ، فَيَأتونَ إحداهُما كَأَنَّما اُمِروا بِها ، فَيَتَطَهَّرونَ فيها ، فَتَجري عَلَيهِم نَضرَةُ النَّعيمِ .
قالَ: فَلاتَتَغَيَّرُ أبشارُهُم بَعدَها أبَدا، ولا تَشعَثُ شُعورُهُم بَعدَها أبَدا، كَأَنَّما دُهِنوا. قالَ: ثُمَّ يَعمِدون إلَى الاُخرى فَيَشرَبونَ مِنها، فَتُذهِبُ ما في بُطونِهِم مِن أذىً وقَذىً. (2)الإمام عليّ عليه السلام :نَظَرَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله إِلَى امرَأَةٍ رَمصاءَ العَينَينِ ، فَقالَ : أما إنَّهُ لا يَدخُلُ الجَنَّةَ رَمصاءُ العَينَينِ . فَبَكَت، وقالَت : يا رَسولَ اللّهِ ، وَإنّي لَفِي النّارِ؟ فَقالَ : لا ، ولكِن لا تَدخُلينَ الجَنَّةَ عَلى مِثلِ صورَتِكِ هذِهِ .
ثُمَّ قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : لا يَدخُلُ الجَنَّةَ الأَعوَرُ وَالأَعمى . عَلى هَذَا المَعنى . (3)۵ / ۶الحَرُّ وَالبَردُالكتاب«وَ جَزَاهُم بِمَا صَبَرُواْ جَنَّةً وَ حَرِيرًا * مَّتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ لَا يَرَوْنَ فِيهَا شَمْسًا وَ لَا زَمْهَرِيرًا» . (4)
.
1) .الزمر : ۷۳ .
2) .المصنف لإبن أبي شيبة : ج ۸ ص ۷۴ ح ۵۱ ، تفسير ابن كثير : ج ۷ ص ۱۱۴ ، مسند ابن الجعد : ص ۳۷۴ ح ۲۵۶۹ ، الدر المنثور : ج ۷ ص ۲۶۳ .
3) .النوادر للراوندي : ص ۱۰۷ ح ۸۴ ، الجعفريّات : ص ۱۹۱ كلاهما عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۱۶ ص ۲۹۹ ح ۴.
4) .الإنسان : ۱۲ ـ ۱۳ .
المصنّف ، ابن ابى شيبهـ به نقل از عاصم بن ضمره ـ: از على عليه السلام شنيدم كه مى فرمايد : « «پرهيزگاران را گروه گروه به سوى بهشت سوق مى دهند» ، تا اين كه به درى از درهاى بهشت مى رسند . در آن جا درختى را مى يابند كه از پايين آن ، دو چشمه مى جوشد . به سوى يكى از آنها مى روند و خود را در آن مى شويند و طراوت بهشت ، آنها را فرا مى گيرد . پس از آن ، هرگز پوست هاى آنها تغيير نمى كند و موهايشان ژوليده نمى شود ، گويا روغن زده اند .
سپس آهنگ چشمه ديگر مى كنند و از آن مى نوشند . آن گاه آنچه از نجاست و پليدى در دل هاى آنهاست ، از بين مى رود» .امام على عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله زنى چركين چشم را ديد . فرمود : «زنانِ چركين چشم ، به بهشت نمى روند» .
زن گريست و گفت : اى پبامبر خدا ! پس من به جهنّم مى روم ؟
فرمود : «نه ؛ بلكه با چنين چهره اى كه دارى ، وارد بهشت نمى شوى» .
سپس فرمود : «يكْ چشم و كور نيز به بهشت نمى روند» ، به همين معنا [ كه گفته شد ] .۵ / ۶گرما و سرماقرآن« و به پاس آن كه صبر كردند ، بهشت و پرنيان را به آنان پاداش داد . در آن (بهشت) ، بر تخت ها تكيه مى زنند . در آن جا نه آفتابى مى بينند و نه سرمايى» .
.
الحديثرسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ في صِفَةِ الجَنَّةِ ـ: عَلى بابِ الجَنَّةِ شَجَرَةٌ ، إنَّ الوَرَقَةَ مِنها لَيَستَظِلُّ تَحتَها ألفُ رَجُلٍ مِنَ النّاسِ ، وَعَن يَمينِ الشَّجَرَةِ عَينٌ مُطَهِّرَةٌ مُزَكِّيَةٌ ، قالَ : فَيُسقَونَ مِنها شَربَةً ، فَيُطَهِّرُ اللّهُ بِها قُلوبَهُم مِنَ الحَسَدِ ، ويُسقِطُ عَن أبشارِهِمُ الشَّعرَ ، وَذلِكَ قَولُ اللّهِ عز و جل : «وَ سَقَـاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا » مِن تِلكَ العَينِ المُطَهِّرَةِ .
قالَ : ثُمَّ يَنصَرِفونَ إِلى عَينٍ اُخرى عَن يَسارِ الشَّجَرَةِ ، فَيَغتَسِلونَ فيها ، وهِيَ عَينُ الحَياةِ ، فَلا يَموتُونَ أبَدا .
قالَ : ثُمَّ يوقَفُ بِهِم قُدّامَ العَرشِ ، وقَد سَلِموا مِنَ الآفاتِ وَالأَسقامِ وَالحَرِّ وَالبَردِ أبَدا . (1)عنه صلى الله عليه و آله :الجَنَّةُ لَبِنَةٌ مِن ذَهَبٍ ولَبِنَةٌ مِن فِضَّةٍ ، حَصباؤُها الياقوتُ وَالزُّمُرُّدُ ، مِلاطُهَا (2)المِسكُ الأَذفَرُ ، تُرابُها الزَّعفَرانُ ، أنهارُها جارِيَةٌ ، ثِمارُها مُتَدَلِّيَةٌ ، وأطيارُها مُرِنَّةٌ ، لَيسَ فيها شَمسٌ ولا زَمهَريرٌ ، لِكُلِّ رَجُلٍ مِن أهلِها ألفُ حورٍ (3)، يَمكُثُ مَعَ الحَوراءِ مِن حورِها ألفَ عامٍ ، لا تَمَلُّهُ وَلا يَمَلُّها . (4).
1) .الكافي : ج ۸ ص ۹۶ ح ۶۹ عن محمّد بن إسحاق المدني عن الإمام الباقر عليه السلام ، تفسير القمّي : ج ۲ ص ۵۴ وفيه «مئة ألف» بدل «ألف» ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۵۷ ح ۹۸.
2) .المِلاطُ : الطِّين الذي يُجعَلُ بَينَ سافَي البِناء (النهاية : ج ۴ ص ۳۵۷ «ملط») .
3) .حُوْر : جمع أحْوَر وحَوْراء، والحَوَر : ظهور قليل من البياض في العين من بين السواد، وذلك نهاية الحُسن من العين (مفردات ألفاظ القرآن : ص ۲۶۲ «حور»).
4) .مسند زيد : ص ۴۱۷ عن الإمام زين العابدين عن أبيه عن جدّه عليهم السلام ، تفسير فرات : ص ۵۹۴ ح ۷۶۰ عن سلمان عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله نحوه ؛ بحار الأنوار : ج ۲۱ ص ۸۶ ح ۹.
حديثپيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در توصيف بهشت ـ: بر درِ بهشت ، درختى است كه در سايه هر برگ آن ، هزار نفر از مردم جا مى گيرند . در سمت راست درخت ، چشمه اى پاك و پاك كننده قرار دارد . جرعه اى از آن را مى نوشند و به واسطه آن ، خداوند ، دل هايشان را از حسد ، پاك مى سازد و مو از پوست بدنشان مى ريزد . اين ، همان سخن خداوند عز و جل است كه : « و پروردگارشان نوشيدنى اى پاك كننده به آنان نوشانيد » از همان چشمه پاك .
سپس به سوى چشمه اى ديگر در سمت چپِ درخت مى روند و خود را در آن مى شويند . اين چشمه ، چشمه زندگانى است . بنا بر اين ، ديگر هرگز نمى ميرند .
سپس آنان را در پيش عرشْ نگه مى دارند ، در حالى كه براى هميشه از آفت ها و بيمارى ها و گرما و سرما مصون شده اند .پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بهشت ، يك خشتش از طلاست و يك خشتش از نقره . ريگ هايش ياقوت و زمرّد است . ملاطش مشكِ تند و خاكش زعفران است . جوى هايش روان ، ميوه هايش آويزان و مرغانش آوازخوان اند . در آن جا نه آفتابى هست و نه سرماى سوزناكى . براى هر مردى از اهالى بهشت ، هزار حورى است كه با هر حورى ، هزار سال به سر مى بَرد ، بى آن كه از يكديگر خسته و دل زده شوند . .
۵ / ۷النَّومُرسول اللّه صلى الله عليه و آله :النَّومُ أَخُو المَوتِ ، وَلا يَمُوتُ أَهلُ الجَنَّةِ . (1)المعجم الأوسط عن جابر بن عبد اللّه :سُئِلَ نَبِيُ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَقِيلَ : يا رَسُولَ اللّهِ ، أَيَنامُ أَهلُ الجَنَّةِ؟ فَقالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : النَّومُ أَخُو المَوتِ ، وَأَهلُ الجَنَّةِ لا يَنامُونَ . (2)۵ / ۸البَولُ وَالغائِطُاميرالمومنين(ع) در وصف برخى از صحابه پيامبر(ص) مىرسول اللّه صلى الله عليه و آله :أَوَّلُ زُمرَةٍ تَدخُلُ الجَنَّةَ مِن أُمَّتِي عَلَى صُورَةِ القَمَرِ لَيلَةَ البَدرِ ، ثُمَّ الَّذِينَ يَلُونَهُم عَلَى أَشَدِّ نَجمٍ فِي السَّماءِ إِضاءَةً ، ثُمَّ هُم بَعدَ ذَلِكَ مَنازِلَ . لا يَتَغَوَّطُونَ وَلا يَبُولُونَ وَلا يَمتَخِطُونَ وَلا يَبزُقُونَ ، أَمشاطُهُمُ الذَّهَبُ ، وَمَجامِرُهُمُ الأُ لُوَّةُ ، وَرَشحُهُمُ المِسكُ . أَخلاقُهُم عَلى خُلُق رَجُلٍ واحِدٍ ، عَلى طُولِ أَبِيهِم آدَمَ سِتُّونَ ذِراعا. (3)راجع : ص ۵۶۴ (الفصل الخامس عشر : نظام الجنة / صفة أوّل زمرة تدخل الجنّة) .
.
1) .شعب الإيمان : ج ۴ ص ۱۸۳ ح ۴۷۴۵ ، البعث والنشور : ص ۲۵۷ ح ۴۴۲ ، المعجم الأوسط : ج ۸ ص ۳۴۲ ح ۸۸۱۶ ، تفسير القرطبي : ج ۱۵ ص ۲۶۱ كلاهما نحوه وكلّها عن جابر ، الزهد لابن حنبل : ص ۱۵ عن محمّد بن المنكدر ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۷۵ ح ۳۹۳۲۱.
2) .المعجم الأوسط : ج ۱ ص ۲۸۲ ح ۹۱۹ ، تفسير ابن كثير : ج ۷ ص ۲۴۷ ، الدرّ المنثور : ج ۷ ص ۴۲۱ نقلاً عن البزّار وابن مردويه والبيهقي في البعث.
3) .صحيح مسلم : ج ۴ ص ۲۱۷۹ ح ۱۶ ، المصنّف لابن أبي شيبة : ج ۸ ص ۷۳ ح ۴۳ ، صحيح البخاري : ج ۳ ص ۱۲۱۰ ح ۳۱۴۹ ، سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۱۴۴۹ ح ۴۳۳۳ ، صحيح ابن حبّان : ج ۱۶ ص ۴۶۵ ح ۷۴۳۷ والثلاثة الأخيرة نحوه و كلّها عن أبي هريرة ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۷۷ ح ۳۹۳۳۱.
۵ / ۷خوابپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خواب ، برادر مرگ است و اهل بهشت نمى ميرند.المعجم الأوسطـ به نقل از جابر بن عبد اللّه ـ: از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله سؤال شد : اى پيامبر خدا ! آيا بهشتيان مى خوابند؟
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «خواب ، برادر مرگ است . بهشتيان نمى خوابند» .۵ / ۸ادرار و مدفوعحمزه و محمد فرزندان حمران بن اعين گويند:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :نخستين گروه از امّت من ، به صورت ماه شب چهارده ، وارد بهشت مى شوند . گروه بعد از آنها به صورت درخشان ترين ستاره آسمان وارد مى شوند و سپس هر گروهى ، به ترتيب منزلتى كه دارند .
اهل بهشت ، نه مدفوع و ادرار مى كنند و نه آب بينى و دهان مى اندازند . شانه هايشان طلا و بُخورشان اَلاويه ( عود هندى ) و عرقشان مُشك است . خُلق و خوهاشان يكسان است (1)و به قامت پدرشان آدم ، شصت گزند .ر . ك : ص ۵۶۵ (فصل پانزدهم : نظام بهشت / ويژگى نخستين گروه وارد شونده به بهشت) .
.
1) .در دل هايشان هيچ كينه و دشمنى اى نسبت به يكديگر نيست و همگى همدل اند.
۵ / ۹الهَرَمُرسول اللّه صلى الله عليه و آله :أهلُ الجَنَّةِ جُردٌ (1)، مُردٌ (2)، كُحلٌ، لا يَفنى شَبابُهُم ، ولا تَبلى ثِيابُهم. (3)عنه صلى الله عليه و آله :يَدخُلُ أهلُ الجَنَّةِ الجَنَّةَ جُردا، مُردا، مُكَحَّلينَ ، أَبناءَ ثَلاثينَ أَو ثَلاثٍ وثَلاثينَ سَنَةً . (4)سنن الترمذي عن أبي هريرة :قُلنا [لِرَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ]: الجَنَّةُ ما بِناؤُها؟ قالَ صلى الله عليه و آله : لَبِنَةٌ مِن فِضَّةٍ ولَبِنَةٌ مِن ذَهَبٍ ، ومِلاطُهَا المِسكُ الأَذفَرُ ، وَحَصباؤُهَا اللُّؤلُؤُ وَالياقوتُ ، وتُربَتُهَا الزَّعفَرانُ ، مَن دَخَلَها يُنَعَّمُ ولا يَيأَسُ ، ويَخلُدُ وَلا يَموتُ ، لا تَبلى ثِيابُهُم ولا يَفنى شَبابُهُم . (5)الإمام عليّ عليه السلام :أبصَرَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله امرَأَةً عَجوزَةً دَرداءَ (6)، فَقالَ : أما إنَّهُ لا تَدخُلُ الجَنَّةَ عَجوزٌ دَرداءُ ، فَبَكَت . فَقالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : ما يُبكيكِ؟ فَقالَت : يا رَسولَ اللّهِ ، إِنّي دَرداءُ! فَضَحِكَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَقالَ : لا تَدخُلينَ الجَنَّةَ عَلى حالِكِ . (7).
1) .الأَجْرَدُ : الذي ليس على بدنه شعر (النهاية : ج ۱ ص ۲۵۶ «جرد»).
2) .الأَمْرَدُ : الشاب الذي بلغ خروج لحيته وطرّ شاربه ولم تَبدُ لحيته (لسان العرب : ج ۳ ص ۴۰۱ «مرد»).
3) .سنن الترمذي : ج ۴ ص ۶۷۹ ح ۲۵۳۹ ، سنن الدارمي : ج ۲ ص ۷۹۲ ح ۲۷۲۲ كلاهما عن أبي هريرة ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۷۱ ح ۳۹۳۰۱.
4) .سنن الترمذي : ج ۴ ص ۶۸۲ ح ۲۵۴۵ ، مسند ابن حنبل : ج ۸ ص ۲۵۸ ح ۲۲۱۶۷ و ص ۲۳۷ ح ۲۲۰۸۵ ، تفسير الطبري : ج ۱۲ الجزء ۲۴ ص ۳۲ والثلاثة الأخيرة نحوه وكلّها عن معاذ بن جبل ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۷۷ ح ۳۹۳۲۹.
5) .سنن الترمذي : ج ۴ ص ۶۷۲ ح ۲۵۲۶ ، مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۱۷۱ ح ۸۰۴۹ ، سنن الدارمي : ج ۲ ص ۷۸۹ ح ۲۷۱۷ ، صحيح ابن حبّان : ج ۱۶ ص ۳۹۶ ح ۷۳۸۷ كلّها نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۵۱ ح ۳۹۲۲۵ ؛ جامع الأخبار : ص ۴۹۴ ح ۱۳۷۱ نحوه ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۴۷ ح ۷۴.
6) .الدَرَدُ : سقوط الأسنان (النهاية : ج ۲ ص ۱۱۲ «درد»).
7) .النوادر للراوندي : ص ۱۰۷ ح ۸۳ ، الجعفريّات : ص ۱۹۱ كلاهما عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۱۶ ص ۲۹۸ ح ۳.
۵ / ۹پيرىمعاوية بن عمّار گويد:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بهشتيان ، بدنى بى مو و صورتى بى مو و چشمانى سرمه كشيده دارند . جوانى شان از بين نمى رود و جامه هايشان فرسوده نمى شود .قال رسول اللّه(ص):پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بهشتيان در حالى وارد بهشت مى شوند كه بدن هايى بى مو و صورتى بى مو و چشمانى سرمه كشيده دارند و سنّ سى يا سى و سه سال دارند .پيامبر خدا سه بار فرمود:سنن الترمذىـ به نقل از ابو هريره ـ: [ به پيامبر خدا ] گفتيم : بهشت از چه ساخته شده است؟
فرمود : «خشتى از نقره و خشتى از طلاست ، ملاطش مُشك تند است و ريگ هايش مرواريد و ياقوت اند و خاكش زعفران است . هر كه به آن وارد شود ، همواره برخوردار خواهد بود و روى بينوايى نمى بيند ، جاودانه خواهد بود و هرگز نمى ميرد ، جامه هايش كهنه نمى شوند و جوانى اش از بين نمى رود» .امام على عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پيرزنى بى دندان ديد . فرمود : «بدان كه هيچ پيرزن بى دندانى ، وارد بهشت نمى شود» .
پيرزن گريست . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «چرا گريه مى كنى ؟» .
گفت : اى پيامبر خدا ! من هم دندان ندارم !
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله خنديد و فرمود : «تو اين گونه (پير و بى دندان) ، وارد بهشت نمى شوى» .
.
۵ / ۱۰المَوتُرسول اللّه صلى الله عليه و آله :يَدخُلُ أهلُ الجَنَّةِ الجَنَّةَ وأهلُ النّارِ النّارَ ، ثُمَّ يَقومُ مُؤَذِّنٌ بَينَهُم : يا أهلَ النّارِ! لا مَوتَ ، ويا أهلَ الجَنَّةِ! لا مَوتَ ، خُلودٌ . (1)عنه صلى الله عليه و آله :يُقالُ لِأَهلِ الجَنَّةِ : يا أهلَ الجَنَّةِ! خُلودٌ لا مَوتَ ، ولِأَهلِ النّارِ : يا أهلَ النّارِ! خُلودٌ لا مَوتَ . (2)عنه صلى الله عليه و آله :إذا صارَ أهلُ الجَنَّةِ إِلَى الجَنَّةِ وأهلُ النّارِ إلَى النّارِ ، جيءَ بِالمَوتِ حَتّى يُجعَلَ بَينَ الجَنَّةِ وَالنّارِ ، ثُمَّ يُذبَحُ ، ثُمَّ يُنادي مُنادٍ : يا أهلَ الجَنَّةِ! لا مَوتَ ، وَيا أهلَ النّارِ! لا مَوتَ ؛ فَيَزدادُ أهلُ الجَنَّةِ فَرَحا إِلى فَرَحِهِم ، ويَزدادُ أهلُ النّارِ حُزنا إِلى حُزنِهِم . (3)صحيح البخاريّ عن أبي سعيد الخدريّ :قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : يُؤتى بِالمَوتِ كَهَيئَةِ كَبشٍ أملَحَ ، فَيُنادي مُنادٍ : يا أهلَ الجَنَّةِ! فَيَشرَئِبّونَ ويَنظُرُونَ ، فَيَقولُ : هَل تَعرِفونَ هذا؟ فَيَقولونَ : نَعَم ، هذَا المَوتُ ، وكُلُّهُم قَد رَآهُ . ثُمَّ يُنادي : يا أهلَ النّارِ! فَيَشرَئِبّونَ ويَنظُرونَ ، فَيَقولُ : هَل تَعرِفونَ هذا؟ فَيَقولونَ : نَعَم هذَا المَوتُ ، وكُلُّهُم قَد رَآهُ ، فَيُذبَحُ . ثُمَّ يَقولُ : يا أهلَ الجَنَّةِ! خُلودٌ فَلا مَوتَ ، ويا أهلَ النّارِ! خُلودٌ فَلا مَوتَ . ثُمَّ قَرَأَ : «وَ أَنذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِىَ الْأَمْرُ وَ هُمْ فِى غَفْلَةٍ » (4). (5).
1) .صحيح البخاري : ج ۵ ص ۲۳۹۶ ح ۶۱۷۸ عن ابن عمر ، صحيح مسلم : ج ۴ ص ۲۱۸۹ ح ۴۲ عن عبد اللّه نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۵۱۷ ح ۳۹۴۵۹ وراجع : سنن الترمذي : ج ۴ ص ۶۹۲ ح ۲۵۵۷ وسنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۱۴۴۷ ح ۴۳۲۷ .
2) .صحيح البخاري : ج ۵ ص ۲۳۹۷ ح ۶۱۷۹ عن أبي هريرة و ص ۲۳۹۶ ح ۶۱۷۸ عن ابن عمر نحوه ، صحيح مسلم : ج ۴ ص ۲۱۸۸ ح ۴۰ عن أبي سعيد الخدري ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۵۱۶ ح ۳۹۴۵۵ ؛ تفسير القمّي : ج ۲ ص ۵۰ عن أبي ولّاد الحنّاط عن الإمام الصادق عليه السلام ، مجمع البيان : ج ۶ ص ۷۹۵ عن أبي سعيد الخدري .
3) .صحيح البخاري : ج ۵ ص ۲۳۹۷ ح ۶۱۸۲ ، صحيح مسلم : ج ۴ ص ۲۱۸۹ ح ۴۳ ، مسند ابن حنبل : ج ۲ ص ۴۶۷ ح ۶۰۲۹ ، صحيح ابن حبّان : ج ۱۶ ص ۵۱۵ ح ۷۴۷۴ ، المعجم الكبير : ج ۱۲ ص ۲۷۵ ح ۱۳۳۳۷ ، مسند أبي يعلى : ج ۵ ص ۲۳۱ ح ۵۵۶۰ ، تاريخ دمشق : ج ۴۵ ص ۳۲۴ ح ۹۹۰۰ كلّها عن ابن عمر ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۵۱۵ ح ۳۹۴۵۰ .
4) .مريم : ۳۹.
5) .صحيح البخاري : ج ۴ ص ۱۷۶۰ ح ۴۴۵۳ ، صحيح مسلم : ج ۴ ص ۲۱۸۸ ح ۴۰ ، مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۲۱ ح ۱۱۰۶۶ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۱ ص ۱۵۶ ح ۲۷۸ عن أبي هريرة ، المعجم الكبير : ج ۱۲ ص ۲۷۷ ح ۱۳۳۴۶ عن ابن عمر ، مسند أبي يعلى : ج ۲ ص ۶۰ ح ۱۱۷۰ كلّها نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۵۱۷ ح ۳۹۴۷۵.
۵ / ۱۰مرگپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بهشتيان ، داخل بهشت و دوزخيان ، داخل دوزخ مى شوند . سپس آواز دهنده اى در ميان آنان بر مى خيزد [ و صدا مى زند ] كه : «اى دوزخيان ! مرگى در كار نيست ، و اى بهشتيان ! مرگى در ميان نيست ، جاودانگى است» .امام صادق(ع) درباره عبداللّه بن ابى يعفور فرمود:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :به اهل بهشت گفته مى شود : «اى اهل بهشت ! جاودانگى است و از مرگ ، خبرى نيست» . به اهل دوزخ نيز گفته مى شود : «اى اهل دوزخ ! جاودانگى است و از مرگ ، خبرى نيست» .پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :چون بهشتيان به بهشت و دوزخيان به دوزخ رفتند ، مرگ را مى آورند و آن را در ميان بهشت و دوزخ قرار مى دهند و آن را ذبح مى كنند . سپس آواز دهنده اى آواز مى دهد : «هلا ـ اى بهشتيان ـ ديگر از مرگ ، خبرى نيست ، و هان ـ اى دوزخيان ـ مرگى در كار نيست !» .
پس به شادىِ بهشتيان ، افزوده مى شود و اندوه دوزخيان ، افزون مى گردد .روى ابوتراب الرويانى قال:صحيح البخارىـ به نقل از ابو سعيد خُدرى ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «مرگ را در شكل قوچى سياه و سفيد مى آورند و منادى اى ندا مى دهد كه : اى اهل بهشت !
بهشتيان ، همگى گردن مى كشند و نگاه مى كنند . منادى مى گويد : آيا اين را مى شناسيد ؟
مى گويند : آرى . اين ، مرگ است . و همه آنها آن را ديده اند .
سپس ندا مى دهد كه : اى اهل دوزخ !
دوزخيان ، همگى گردن مى كشند و نگاه مى كنند . منادى مى گويد : آيا اين را مى شناسيد ؟
مى گويند : آرى . اين ، مرگ است . و همه آنها آن را ديده اند .
در اين هنگام ، آن قوچ را سر مى برند . سپس منادى مى گويد : اى اهل بهشت ! از اين پس ، جاودانگى است و مرگى در كار نيست ، و اى اهل دوزخ ! از اين پس ، جاودانگى است و مرگى در كار نيست» .
پيامبر صلى الله عليه و آله سپس اين آيه را خواند : «و آنان را از روز حسرت ، بيم ده ، آن گاه كه داورى انجام مى گيرد ، حال آن كه آنها در غفلت اند» .
.
ابو حماد رازى گويد: در سرّ من رأى به خدمت امام هارسول اللّه صلى الله عليه و آله :يُجاءُ بِالمَوتِ يَومَ القِيامَةِ في صورَةِ كَبشٍ أملَحَ ، فَيوقَفُ بَينَ الجَنَّةِ وَالنّارِ ، فَيَعرِفُهُ هؤُلاءِ ويَعرِفُهُ هؤُلاءِ ، فَيَقولُ أهلُ النّارِ : اللّهُمَّ سَلِّطهُ عَلَينا ؛ ويَقولُ أهلُ الجَنَّةِ : اللَّهُمَّ إنَّكَ قَضَيتَ أن لا نَذوقَ فيهَا المَوتَ إِلَا المَوتَةَ الأُولى ، فَيُذبَحُ بَينَهُما ، فَيَيأَسُ أهلُ النّارِ مِنَ المَوتِ ، ويَأمَنُ أهلُ الجَنَّةِ مِنَ المَوتِ . (1)عنه صلى الله عليه و آله :إذا أدخَلَ اللّهُ تَعالى أهلَ الجَنَّةِ الجَنَّةَ وأهلَ النّارِ النّارَ ، أُتِيَ بِالمَوتِ مُلَبَّبا ، فَيوقَفُ عَلَى السّورِ الَّذي بَينَ أَهلِ الجَنَّةِ وأهلِ النّارِ ، ثُمَّ يُقالُ : يا أهلَ الجَنَّةِ ! فَيَطَّلِعونَ خائِفينَ . ثُمَّ يُقالُ : يا أهلَ النّارِ ! فَيَطَّلِعونَ مُستَبشِرينَ يَرجونَ الشَّفاعَةَ . فَيُقالُ لِأَهلِ الجَنَّةِ وأَهلِ النّارِ : هَل تَعرِفونَ هذا؟ فَيَقولونَ هؤُلاءِ وهؤُلاءِ : قَد عَرَفناهُ! هُوَ المَوتُ الَّذي وُكِّلَ بِنا . فَيُذبَحُ ذَبحا عَلَى السّورِ الَّذي بَينَ الجَنَّةِ وَالنّارِ ، ثُمَّ يُقالُ : يا أَهلَ الجَنَّةِ خُلودٌ لا مَوتَ ، وَيا أَهلَ النّارِ خُلودٌ لا مَوتَ . (2)بحار الأنوار عن ابن عبّاس عن رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ في جَوابِ مَسائِلِ عَبدِ اللّهِ بنِ سَلامٍ لَمّا سَأَلَهُ : أخبِرني ما يَصنَعُ اللّهُ بِالمَوتِ؟ ـ: يَابنَ سَلامٍ ، إذَا استَوى أهلُ الجَنَّةِ فِي الجَنَّةِ وَأهلُ النّارِ فِي النّارِ ، أُتِيَ بِالمَوتِ كَأَنَّهُ كَبشٌ أَملَحُ ، فَيوقَفُ بَينَ الجَنَّةِ وَالنّارِ ، فَيُقالُ لِأَهلِ الجَنَّةِ : يا أولِياءَ اللّهِ هذَا المَوتُ ، أَتَعرِفونَهُ؟ فَيَقولونَ : نَعَم ، فَيَقولونَ لَهُم : نَذبَحُهُ؟ فَيَقولونَ : نَعَم يا مَلائِكَةَ رَبِّنا ، اِذبَحوهُ حَتّى لا يَكونَ مَوتٌ أبَدا . فَيَقولونَ لِأَهلِ النّارِ : يا أعداءَ اللّهِ! هذَا المَوتُ هَل تَعرِفُونَهُ؟ فَيَقولونَ : نَعَم ، فَتَقولُ المَلائِكَةُ : نَذبَحُهُ؟ فَيَقولونَ : يا مَلائِكَةَ رَبِّنا لا تَذبَحوهُ وَدَعوهُ لَعَلَّ اللّهَ يَقضي عَلَينا بِالمَوتِ فَنَستَريحَ .
قالَ النَّبِيُ صلى الله عليه و آله : وَيُذبَحُ المَوتُ بَينَ الجَنَّةِ وَالنّارِ ؛ فَيَيأَسُ أهلُ النّارِ مِنَ الخُروجِ مِنها ، وَتَطمَئِنُّ قُلوبُ أهلِ الجَنَّةِ لِلخُلودِ فيها . فَعِندي لَكَ أن تُسلِمَ ! قالَ : صَدَقتَ يا مُحَمَّدُ . (3).
عبدالعزيز بن المهتدى گويد:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :روز قيامت ، مرگ را در شكل قوچى سياه و سفيد مى آورند و ميان بهشت و دوزخ نگاه مى دارند . بهشتيان و دوزخيان ، آن را مى شناسند . دوزخيان مى گويند : «بار خدايا ! آن را بر ما مسلّط گردان» و بهشتيان مى گويند : «بار خدايا ! تو حكم كردى كه در اين جا ، جز همان مُردن نخست ، مرگ را نچشيم» .
پس ، آن را ميان بهشت و دوزخ ، ذبح مى كنند . اهل دوزخ از مردن ، نوميد مى شوند و اهل بهشت از مردن ، ايمن مى گردند .پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :چون خداى بلندمرتبه ، بهشتيان را به بهشت و دوزخيان را به دوزخ داخل نمود ، مرگ را كشان كشان مى آورند و آن را بر روى ديوارى كه ميان اهل بهشت و اهل دوزخ است ، نگه مى دارند . سپس گفته مى شود : «اى اهل بهشت !» و بهشتيان ، هراسان گردن مى كشند .
آن گاه گفته مى شود : «اى اهل دوزخ !» و دوزخيان با خوش حالى و به اميد شفاعت ، گردن مى كشند .
پس به اهل بهشت و اهل دوزخ گفته مى شود : «آيا اين را مى شناسيد؟» .
هر دو گروه مى گويند : آرى ، او را مى شناسيم . او ، همان مرگ است كه بر ما گماشته شده بود.
در اين هنگام ، آن را بر روى ديوارى كه ميان بهشت و دوزخ است ، سر مى بُرند . سپس گفته مى شود : «اى بهشتيان ! [ از اين پس ، ]جاودانگى است و مرگى در كار نيست ، و اى دوزخيان ! [ از اين پس ، ] جاودانگى است و مرگى در كار نيست» .بحار الأنوارـ به نقل از ابن عبّاس ، در بيان پاسخ پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به پرسش عبد اللّه بن سلام كه پرسيد : به من بگو كه خداوند با مرگ ، چه مى كند ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «اى پسر سلام ! آن گاه كه بهشتيان در بهشت و دوزخيان در دوزخ ، مستقر مى شوند ، مرگ را با صورت قوچى سياه و سفيد مى آورند و آن را ميان بهشت و دوزخ نگه مى دارند . سپس [ فرشتگان ] به اهل بهشت مى گويند : اى دوستان خدا ! اين ، مرگ است . آيا آن را مى شناسيد ؟
مى گويند : آرى .
به آنان مى گويند : آن را ذبح كنيم ؟
بهشتيان مى گويند : آرى ـ اى فرشتگان پروردگار ما ـ ذبحش كنيد تا ديگر هرگز مرگى نباشد .
سپس به اهل دوزخ مى گويند : اى دشمنان خدا ! اين ، مرگ است . آيا آن را مى شناسيد ؟
مى گويند : آرى .
فرشتگان مى گويند : آن را ذبح كنيم؟
دوزخيان مى گويند : اى فرشتگان پروردگار ما ! ذبحش نكنيد و رهايش سازيد . شايد خداوند ، مرگ را بر ما حكم كند و آسوده شويم» .
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «مرگ را در ميان بهشت و دوزخ ، سر مى بُرند . پس ، اهل دوزخ از خارج شدن از آن (دوزخ) ، قطع اميد مى كنند و دل هاى اهل بهشت به جاودانگى در آن (بهشت) ، مطمئن مى شود . اينك ، به نظرم بايد مسلمان شوى» .
عبد اللّه بن سلام گفت : راست گفتى ، اى محمّد ! .
رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إذا كانَ يَومُ القِيامَةِ أُتِيَ بِالمَوتِ كَالكَبشِ الأَملَحِ ، فَيوقَفُ بَينَ الجَنَّةِ وَالنّارِ فَيُذبَحُ وَهُم يَنظُرونَ ، فَلَو أنَّ أحَدا ماتَ فَرَحا لَماتَ أهلُ الجَنَّةِ ، ولَو أنَّ أحَدا ماتَ حُزنا لَماتَ أهلُ النّارِ . (1)الزّهد للحسين بن سعيد عن أبي بصيرـ لا أعلَمُهُ ذَكَرَهُ إلّا عَن أبي جَعفَرٍ عليه السلام ـ: قالَ : إذا أدخَلَ اللّهُ أهلَ الجَنَّةِ الجَنَّةَ وأهلَ النّارِ النّارَ ، جيءَ بِالمَوتِ في صورَةِ كَبشٍ حَتّى يوقَفَ بَينَ الجَنَّةِ وَالنّارِ ، قالَ : ثُمَّ يُنادي مُنادٍ يُسمِعُ أهلَ الدّارَينِ جَميعا : يا أهلَ الجَنَّةِ يا أهلَ النّارِ ، فَإذا سَمِعُوا الصَّوتَ أقبَلوا ، قالَ : فَيُقالُ لَهُم : أتَدرونَ ما هذا؟ هذا هُوَ المَوتُ الَّذي كُنتُم تَخافونَ مِنهُ فِي الدُّنيا ، قالَ : فَيَقولُ أهلُ الجَنَّةِ : اللّهُمَّ لا تُدخِلِ المَوتَ عَلَينا ، قالَ : ويَقولُ أهلُ النّارِ : اللّهُمَّ أدخِلِ المَوتَ عَلَينا . قالَ : ثُمَّ يُذبَحُ كَما تُذبَحُ الشّاةُ .
قالَ : ثُمَّ يُنادي مُنادٍ : لا مَوتَ أبَدا ، أيقِنُوا بِالخُلودِ ، قالَ : فَيَفرَحُ أهلُ الجَنَّةِ فَرَحا لَو كانَ أحَدٌ يَومَئِذٍ يَموتُ مِن فَرَحٍ لَماتوا . قالَ : ثُمَّ قَرَأَ هذِهِ الآيَةَ : «أَفَمَا نَحْنُ بِمَيِّتِينَ * إِلَّا مَوْتَتَنَا الْأُولَى وَ مَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ * إِنَّ هَـذَا لَهُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ * لِمِثْلِ هَـذَا فَلْيَعْمَلِ الْعَـمِلُونَ » (2)، قالَ : ويَشهَقُ أهلُ النّارِ شَهقَةً لَو كانَ أحَدٌ يَموتُ مِن شَهيقٍ لَماتوا ، وهُوَ قَولُ اللّهِ عز و جل : «وَ أَنذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِىَ الْأَمْرُ» (3). (4).
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :چون روز قيامت شود ، مرگ را در شكل قوچى سياه و سفيد مى آورند و آن را ميان بهشت و دوزخ ، نگاه مى دارند و آن را در برابر چشم اهل بهشت و دوزخ ، سر مى بُرند . اگر قرار بود [در آن روز ،] كسى از شادى بميرد ، قطعا بهشتيان مى مُردند و اگر قرار بود كسى از اندوه بميرد ، حتما دوزخيان مى مُردند .الزهد ، حسين بن سعيد :يادم نمى آيد كه ابو بصير ، آن را جز از امام باقر عليه السلام نقل كرده باشد كه فرمود : «آن گاه كه خداوند ، بهشتيان را به بهشت و دوزخيان را به دوزخ مى برد ، مرگ را به صورت قوچى مى آورند و آن را ميان بهشت و دوزخ ، نگاه مى دارند . سپس آواز دهنده اى با صدايى كه همه اهل بهشت و اهل جهنّم بشنوند ، بانگ مى زند : اى اهل بهشت و اى اهل دوزخ !
با شنيدن صدا ، همه به طرف آن ، رو مى كنند . پس به آنها گفته مى شود : آيا مى دانيد كه اين چيست؟ اين ، همان مرگى است كه در دنيا از آن مى ترسيديد .
اهل بهشت مى گويند : بار خدايا ! مرگ را نزد ما مياور .
اهل دوزخ نيز مى گويند : بار خدايا ! مرگ را نزد ما بياور .
در اين هنگام ، آن (مرگ) را مانند گوسفند ، سر مى بُرند .
سپس آواز دهنده اى آواز مى دهد كه : ديگر ، مرگى نيست . به جاودانگى ، يقين كنيد .
پس بهشتيان ، چنان خوش حال مى شوند كه اگر قرار بود كسى در آن روز از خوش حالى بميرد ، قطعا آنان مى مُردند» .
سپس اين آيه را تلاوت كرد : «آيا ديگر روى مرگ را نمى بينيم ، جز همان مرگ نخستين خود را ؟! و ما هرگز عذاب نخواهيم شد؟! به راستى كه اين ، همان كاميابى بزرگ است . براى چنين [ پاداشى ] بايد كوشندگان بكوشند» و [ فرمود: ] «دوزخيان ، چنان ناله اى سر مى دهند كه اگر قرار بود كسى از ناله بميرد ، قطعا آنان مى مُردند . اين است [ معناى ]سخن خداوند عز و جلكه : «آنان را از روز حسرت ، بيم ده ، آن گاه كه كار ، تمام مى شود» ». .
در روايت ديگرى از حضرت عبدالعظيم(ع) از امام هادى(تفسير القمّي عن أبي ولّاد الحنّاط عن الإمام الصّادق عليه السلام ، قال :سُئِلَ عَن قَولِهِ : «وَ أَنذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ» قالَ : يُنادي مُنادٍ مِن عِندِ اللّهِ ـ وذلِكَ بَعدَما صارَ أهلُ الجَنَّةِ فِي الجَنَّةِ وَأهلُ النّارِ فِي النّارِ ـ : يا أهلَ الجَنَّةِ ويا أهلَ النّارِ! هَل تَعرِفونَ المَوتَ في صورَةٍ مِنَ الصُّوَرِ؟ فَيَقولونَ : لا، فَيُؤتى بِالمَوتِ في صورَةِ كَبشٍ أملَحَ ، فَيوقَفُ بَينَ الجَنَّةِ وَالنّارِ ، ثُمَّ يُنادَونَ جَميعا : أشرِفوا وَانظُروا إلَى المَوتِ ، فَيُشرِفونَ ، ثُمَّ يَأمُرُ اللّهُ بِهِ فَيُذبَحُ، ثُمَّ يُقالُ : يا أهلَ الجَنَّةِ! خُلودٌ فَلا مَوتَ أبَدا ، ويا أهلَ النّارِ! خُلودٌ فَلا مَوتَ أبَدا . (1)معاني الأخبار عن ابن عبّاس :دارُ السَّلامِ الجَنَّةُ ، وأهلُها لَهُمُ السَّلامَةُ مِن جَميعِ الآفاتِ وَالعاهاتِ وَالأمراضِ وَالأسقامِ ، وَلَهُمُ السَّلامَةُ مِنَ الهَرَمِ وَالمَوتِ وَتَغَيُّرِ الأَحوالِ عَلَيهِم ، وهُمُ المُكرَمونَ الَّذينَ لا يُهانونَ أبَدا ، وَهُمُ الأَعِزّاءُ الَّذينَ لا يَذِلّونَ أبدا ، وهُمُ الأَغنِياءُ الَّذينَ لا يَفتَقِرونَ أبَدا، وهُمُ السُّعَداءُ الَّذينَ لا يَشقَونَ أبَدا ، وهُمُ الفَرِحونَ المُستَبشِرونَ الَّذينَ لا يَغتَمّونَ ولا يَهتَمّونَ أبَدا ، وهُمُ الأَحياءُ الَّذينَ لا يَموتونَ أبَدا، فَهُم في قُصورِ الدُّرِّ وَالمَرجانِ ، أبوابُها مُشرَعَةٌ إلى عَرشِ الرَّحمنِ ، «وَالمَلائِكَةُ يَدخُلونَ عَلَيهِم مِن كُلِّ بابٍ ؛ سَلامٌ عَلَيكُم بِما صَبَرتُم فَنِعمَ عُقبَى الدّارِ» (2). (3).
تفسير القمّىـ به نقل از ابو ولّاد حنّاط ـ: از امام صادق عليه السلام در باره اين سخن خداوند : «آنان را از روز حسرت ، بيم ده» سؤال شد . فرمود : «پس از آن كه بهشتيان به بهشت و دوزخيان به دوزخ رفتند ، ندا دهنده اى از جانب خداوند ، ندا مى دهد كه : اى اهل بهشت و اى اهل دوزخ ! آيا مرگ را در چهره اى از چهره ها مى شناسيد ؟
آنها مى گويند : نه .
پس ، مرگ را در چهره قوچى سياه و سفيد مى آورند و آن را ميان بهشت و دوزخ ، نگاه مى دارند . سپس به همه آنها ندا مى شود كه : اينك بالا بيابيد و مرگ را تماشا كنيد .
آنان ، بالا مى آيند . سپس خداوند دستور مى دهد كه آن را ذبح كنند . آن گاه گفته مى شود : اى بهشتيان ! [ از اين پس ، ] جاودانگى است و هرگز مرگى نيست ، و اى دوزخيان! [ از اين پس ،] جاودانگى است و هرگز مرگى نيست» .به همان سند از داوود بن فرقد، از عبدالأعلى مولى آمعانى الأخبارـ به نقل از ابن عبّاس ـ: سراى سلامت ، بهشت است . اهل آن ، از همه آفت ها و گزندها و بيمارى ها و ناخوشى ها مصون اند . آنان از پيرى و مرگ و دگرگونىِ حالات ، در امان اند و همواره گرامى اند و هرگز اهانت نمى بينند ، پيوسته عزيزند و هرگز خوار نمى شوند ، هميشه توانگرند و هيچ گاه فقير نمى شوند ، همواره خوش بخت اند و هرگز روى بدبختى را نمى بينند ، پيوسته شاد و خوش حال اند و هرگز غمگين و اندوهناك نمى شوند ، و هماره زنده اند و هرگز نمى ميرند . در كاخ هايى از دُر و مرجان اند كه درهاى آنها رو به عرش خداى رحمان است «و فرشتگان از هر درى بر آنها وارد مى شوند [ و مى گويند : ]«درود بر شما كه شكيبايى كرديد ! پس چه نيكوست فرجام اين سراى !» » . .
۵ / ۱۱تِلكَ الأَوصافُالإمام عليّ عليه السلامـ في كِتابِهِ إلى أهلِ مِصرَ ، بَعدَ ذِكرِهِ لِلنّارِ وأوصافِها ـ: اِعلَموا يا عِبادَ اللّهِ ، أنَّ مَعَ هذا رَحمَةَ اللّهِ الَّتي لا تَعجِزُ عَنِ العِبادِ ، «جَنَّةٌ عَرضُها كَعَرضِ السَّماءِ والأَرضِ» ، «أُعِدَّت لِلمُتَّقينَ» ، خَيرٌ لا يَكونُ مَعَها شَرٌّ أبَدا ، لَذّاتُها لا تُمَلُّ، وَمُجتَمَعُها لا يَتَفَرَّقُ ، سُكّانُها قَد جاوَرُوا الرَّحمنَ ، وقامَ بَينَ أيديهِمُ الغِلمانُ ، بِصِحافٍ مِنَ الذَّهَبِ فيهَا الفاكِهَةُ وَالرَّيحانُ . (1)عنه عليه السلام :أمّا أهلُ الطّاعَةِ فَأثابَهُم بِجِوارِهِ ، وَخَلَّدَهُم في دارِهِ ، حَيثُ لا يَظعَنُ النُّزّالُ ، ولا تَتَغَيَّرُ بِهِمُ الحالُ ، ولا تَنوبُهُمُ الأَفزاعُ ، ولا تَنالُهُمُ الأَسقامُ ، ولا تَعرِضُ لَهُمُ الأَخطارُ ، ولا تُشخِصُهُمُ الأَسفارُ . (2)عنه عليه السلامـ في صِفَةِ الجَنَّةِ ـ: دَرَجاتٌ مُتفاضِلاتٌ ، ومَنازِلُ مُتَفاوِتاتٌ ، لا يَنقَطِعُ نَعيمُها ، ولا يَظعَنُ (3)مُقيمُها ، وَلا يَهرَمُ خالِدُها ، وَلا يَبأَسُ (4)ساكِنُها . (5)عنه عليه السلام :الجَنَّةُ الَّتي أعَدَّهَا اللّهُ تَعالى لِلمُؤمِنينَ خَطّافَةٌ لِأَبصارِ النّاظِرينَ ، فيها دَرَجاتٌ مُتفاضِلاتٌ ، ومَنازِلُ مُتَعالِياتٌ ، لا يَبيدُ نَعيمُها، ولا يَضمَحِلُّ حُبورُها (6)، ولا
يَنقَطِعُ سُرورُها ، ولا يَظعَنُ مُقيمُها ، ولا يَهرَمُ خالِدُها ، ولا يَبأَسُ ساكِنُها .
أمِنَ سُكّانُها مِنَ المَوتِ فَلا يَخافونَ ، صَفا لَهُمُ العَيشُ ، ودامَت لَهُمُ النِّعمَةُ ، في أنهارٍ مِن ماءٍ غَيرِ آسِنٍ (7)وأنهارٍ مِن لَبَنٍ لَم يَتَغَيَّر طَعمُهُ ، وأنهارٍ مِن خَمرٍ لَذَّةٍ لِلشّارِبِينَ ، وأنهارٍ مِن عَسَلٍ مُصَفّىً ، ولَهُم فيها مِن كُلِّ الثَّمَراتِ ، ومَغفِرَةٌ مِن رَبِّهِم ، عَلى فُرُشٍ مَنضودَةٍ ، وأزواجٌ مُطَهَّرَةٌ ، وحورٌ عينٌ كَأَنَّهُنَّ اللُّؤلُؤُ المَكنونُ ، وفاكِهَةٌ كَثيرَةٌ لا مَقطوعَةٌ ولا مَمنوعَةٌ ، والمَلائِكَةُ يَدخلونَ عَلَيهِم مِن كُلِّ بابٍ ، سَلامٌ عَلَيكُم بِما صَبَرتُم فَنِعمَ عُقبَى الدّارِ . (8).
1) .الأمالي للمفيد : ص ۲۶۶ ح ۳ ، الأمالي للطوسي : ص ۲۹ ح ۳۱ كلاهما عن أبي إسحاق الهمداني ، بحار الأنوار : ج ۳۳ ص ۵۴۷ .
2) .نهج البلاغة : الخطبة ۱۰۹ ، بحار الأنوار : ج ۷ ص ۱۱۴ ح ۴۹.
3) .ظَعَن : ذهبَ وسار (لسان العرب : ج ۱۳ ص ۲۷۰ «ظعن»).
4) .بئِسَ يَبأسُ : افتقر واشتدّت حاجته (النهاية : ج ۱ ص ۸۹ «بأس») .
5) .نهج البلاغة : الخطبة ۸۵ ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۶۲ ح ۱۰۳.
6) .الحُبور : النِعمة وَسِعة العيش والسرور (النهاية : ج ۱ ص ۳۲۷ «حبر»).
7) .ماءٌ آسِن : إذا تغيّر ريحه تغيّرا مُنكرا (مفردات ألفاظ القرآن : ص ۷۶ «أسن»).
8) .مطالب السؤول : ص ۵۵ ، بحار الأنوار : ج ۷۸ ص ۳۰ ح ۹۷.
۵ / ۱۱و اين چند چيزامام على عليه السلامـ در نامه اش به مردم مصر ، بعد از بيان دوزخ و اوصاف آن ـ: بدانيد ـ اى بندگان خدا ـ كه در كنار اين [ عذاب ها ] ، رحمت خدا قرار دارد كه گنجايش همه بندگان را دارد : «بهشتى كه پهنه آن ، مانند پهنه آسمان و زمين است» و «براى پرهيزگاران ، آماده شده است» . سراسر ، خوبى است و هرگز بدى اى با آن نيست و لذّت هايش ملال آور نيستند و جمع آن ، به جدايى نمى انجامد . ساكنانش همسايه خداى مهربان اند و پسركان ، با سينى هاى زرّينِ پر از ميوه و ريحان ، در برابر آنان به خدمت ايستاده اند .حضرت رضا(ع) خطاب به عبدالعظيم:امام على عليه السلام :فرمان برداران را با جاى دادن در جوار خويش ، پاداش داد و آنان را در سراى خود ، جاويدان ساخت ؛ سرايى كه رخت افكنان در آن ، هرگز نمى كوچند و حالاتشان دگرگون نمى گردد ، و وحشت ها به سراغشان نمى آيد و بيمارى ها به آنان نمى رسد و دست خوش خطرها نمى شوند و بار سفر از جايى به جايى بر نمى بندند .قال الامام الرضا(ع):امام على عليه السلامـ در توصيف بهشت ـ: بهشت ، درجات مختلف و منزل هاى متفاوتى دارد ، نعمت هايش قطع نمى شوند و اقامت كننده در آن ، هيچ گاه نمى كوچد و جاويدان در آن ، هرگز پير نمى شود و ساكنِ آن ، به بينوايى نمى افتد .از امام سجاد(ع) نقل است:امام على عليه السلام :بهشتى كه خداوند بزرگ ، براى مؤمنانْ آماده ساخته است ، چشم بينندگان را خيره مى سازد . در آن ، درجاتى است يكى برتر از ديگرى و منزل هايى است يكى بالاتر از ديگرى . نعمت هايش از بين نمى رود ، خوشى هايش به سر نمى آيد ، شادى هايش قطع نمى شود ، اقامت كننده در آن نمى كوچد ، جاويدان در آن ، پير نمى شود و ساكنِ آن ، دچار بينوايى نمى گردد .
ساكنان آن ، از مرگ ، در امان اند . بنا بر اين ، نمى ترسند . زندگى به كام آنهاست و نعمت برايشان پايدار است : جويبارهايى از آبى تغييرناپذير ؛ جويبارهايى از شير كه طعم آن ، دگرگون نمى شود ؛ جويبارهايى از باده كه نوشندگان از آن ، لذّت مى برند ؛ و جويبارهايى از انگبين ناب «و در آن جا از هر گونه ميوه اى ، براى آنان هست و [ از همه بالاتر ] آمرزش پروردگارشان است » . بر فرش هاى رديف شده اند «و همسرانى پاك دارند» ؛ «حوريانى چشم درشت» چون مرواريد نهان در صدف ، و ميوه هاى فراوان كه نه بُريده مى شوند و نه ممنوع اند . «فرشتگان از هر درى بر آنان وارد مى شوند [ و مى گويند : ] «درود بر شما كه شكيبايى كرديد ! پس چه نيكوست فرجام آن سراى !» » .
.
قال اميرالمؤمنين(ع):الإمام الباقر عليه السلام :إنَّ أهلَ الجَنَّةِ يَحيَونَ فَلا يَموتونَ أبَدا، ويَستَيقِظونَ فَلا يَنامونَ أبَدا ، ويَستَغنونَ فَلا يَفتَقِرونَ أبَدا ، ويَفرَحونَ فَلا يَحزَنونَ أبَدا ، ويَضحَكونَ ولا يَبكونَ أبَدا ، ويُكرَمونَ فَلا يُهانونَ أبَدا ، ويَفكَهونَ ولا يَقطِبونَ أبَدا ، ويُحبَرونَ وَيُسَرّونَ أبَدا ، ويَأكُلونَ فَلا يَجوعونَ أبَدا ، ويَروَونَ فَلا يَظمَؤونَ أبَدا، وَيُكسَونَ فَلا يَعرَونَ أبَدا، وَيَركَبونَ ويَتَزاوَرونَ أبَدا ، يُسَلِّمُ عَلَيهِمُ الوِلدانُ المُخَلَّدونَ أبَدا، بِأيديهِم أباريقُ الفِضَّةِ وآنِيَةُ الذَّهَبِ أبَدا ، مُتَّكِئينَ عَلى سُرُرٍ أبَدا، عَلَى الأَرائِكِ يَنظُرونَ أبَدا ، تَأتيهِمُ التَّحِيَّةُ وَالتَّسليمُ مِنَ اللّهِ أبَدا ، نَسأَلُ اللّهَ الجَنَّةَ بِرَحمَتِهِ ، إِنَّهُ عَلى كُلِّ شَيءٍ قَدِيرٌ . (1)از قول امام على(ع) فرمود:الإمام المهديّ عليه السلامـ لَمّا سُئِلَ عَنِ التَّوالُدِ فِي الجَنَّةِ ـ: إنَّ الجَنَّةَ لا حَملَ فيها لِلنِّساءِ وَلا وِلادَةَ ، ولا طَمثَ وَلا نِفاسَ ، وَلا شَقاءَ بِالطُّفُولِيَّةِ ، وفيها ما تَشتَهِي الأَنفُسُ وَتَلَذُّ الأَعيُنُ ، كَما قالَ سُبحانَهُ . فَإِذَا اشتَهَى المُؤمِنُ وَلَدا خَلَقَهُ اللّهُ بِغَيرِ حَملٍ وَلا وِلادَةٍ عَلَى الصّورَةِ الَّتي يُرِيدُ ، كَما خَلَقَ آدَمَ عِبرَةً . (2).
امام باقر عليه السلام :اهل بهشت ، هماره زنده اند و هرگز نمى ميرند ، هماره بيدارند و هرگز نمى خوابند ، هماره توانگرند و هرگز نادار نمى شوند ، هماره شادند و هرگز اندوهگين نمى شوند ، هماره خندان اند و هرگز نمى گريند ، هماره ارجمندند و هرگز اهانت نمى بينند ، هماره گشاده رويند و هرگز اخم نمى كنند ، هماره خوش حال و مسرورند ، مى خورند و هرگز گرسنه نمى شوند ، مى نوشند و هرگز تشنه نمى شوند ، هماره جامه بر تن دارند و هرگز برهنه نيستند ، هماره سوار مى شوند و به ديدار هم مى روند ، هماره پسرانى جاودانه ـ كه در دستشان هماره ابريق هايى از نقره و ظرف هايى از طلاست ـ برايشان درود مى فرستند ، هماره بر تخت ها نشسته و بر اريكه ها تكيه زده اند و به يكديگر مى نگرند ، و هماره از جانب خداوند ، بر ايشان درود و سلام فرستاده مى شود .
از خداوند ، بهشت را درخواست مى كنيم ، به حقّ رحمتش ، كه او بر هر چيزى تواناست .حضرت عبدالعظيم از حضرت امام جواد(ع) درخواست حديثامام مهدى عليه السلامـ در پاسخ سؤال از زاد و ولد در بهشت ـ: در بهشت ، زنان ، نه باردار مى شوند ، نه مى زايند ، نه حيض مى بينند ، نه نِفاس مى شوند و نه زحمت بچّه دارى را تحمّل مى كنند ؛ بلكه در آن جا ـ همان گونه كه خداوند سبحان فرموده ـ ، آنچه دل ها هوس مى كنند و چشم ها [ از ديدنش ] لذّت مى برند ، هست . پس هر گاه مؤمن ، هوس فرزندى كند ، خداوند ، آن را ، بدون آن كه باردارى يا زايمانى در كار باشد ، به همان شكلى كه مى خواهد ، مى آفريند ، چنان كه آدم را ، نمونه آفريد . .
الفصل السادس: الحثّ على طلب الجنّة۶ / ۱قِيمَةُ الجَنَّةِالكتاب«فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَّا أُخْفِىَ لَهُم مِّن قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزَاءً بِمَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ». (1)
«أَصْحَـبُ الْجَنَّةِ يَوْمَـئِذٍ خَيْرٌ مُّسْتَقَرًّا وَ أَحْسَنُ مَقِيلاً ». (2)
«وَسَارِعُواْ إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَـوَ تُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ» . (3)
: آل عمران : ۱۹۸ ، المائدة : ۱۱۹ ، التوبة : ۷۲ ، الرعد : ۳۵ ، النحل : ۳۲ ، الكهف : ۱۰۷ ، مريم : ۶۳ ، الفرقان : ۱۵ ، الزمر : ۷۳ ، غافر : ۴۰ ، الحديد : ۲۱ ، القمر : ۵۴ ـ ۵۵ ، الانسان : ۲۰ .
الحديثنيز حضرت رسول(ص) مى فرمايد:رسول اللّه صلى الله عليه و آله :قالَ اللّهُ تَعالى : أَعدَدتُ لِعِبادِيَ الصّالِحِينَ : ما لا عَينٌ رَأَت ، وَلا أُذُنٌ سَمِعَت ، وَلا خَطَرَ عَلى قَلبِ بَشَرٍ . (4).
1) .السجدة : ۱۷.
2) .الفرقان : ۲۴.
3) .آل عمران : ۱۳۳ .
4) .صحيح البخاري : ج ۳ ص ۱۱۸۵ ح ۳۰۷۲ ، صحيح مسلم : ج ۴ ص ۲۱۷۴ ح ۲ ، سنن الترمذي : ج ۵ ص ۴۰۰ ح۳۲۹۲ وج۵ ص۳۴۶ ح۳۱۹۷، سنن ابن ماجة: ج۲ ص۱۴۴۷ ح ۴۳۲۸، سنن الدارمي: ج۲ ص۷۹۲ ح۲۷۲۴، صحيح ابن حبّان : ج ۲ ص ۹۱ ح ۳۶۹ ، السنن الكبرى للنسائي : ج ۶ ص ۳۱۷ ح ۱۱۰۸۵ ، مسند أبي يعلى : ج ۵ ص ۴۷۱ ح ۶۲۴۷ كلّها عن أبي هريرة ، كنز العمّال : ج ۱۵ ص ۷۷۸ ح ۴۳۰۶۹ ؛ عدّة الداعي : ص ۹۹ ، عوالي اللآلي : ج ۴ ص ۱۰۱ ح ۱۴۸ كلاهما من دون إسنادٍ إلى النبيّ صلى الله عليه و آله ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۹۱ ح ۱۶۸ وزاد في آخر بعضها «مِصداقُ ذَلِكَ فِي كِتابِ اللّه ِ : «فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَّا أُخْفِىَ لَهُم مِّن قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزَاءَ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ» » .
فصل ششم: تشويق به طلبيدن بهشت۶ / ۱ارزش بهشتقرآن«پس هيچ كس نمى داند چه چيزهايى از آنچه روشنى بخش ديدگان است ، به پاداش آنچه انجام مى داده اند ، براى آنان پنهان شده است».
«در آن روز ، جايگاه اهل بهشت ، بهتر و استراحتگاهشان نيكوتر است».
«بشتابيد به سوى آمرزشى كه از جانب پروردگارتان است و بهشتى كه پهناى آن ، آسمان ها و زمين است و براى پرهيزگاران ، آماده گرديده است» .
ر . ك : آل عمران : آيه ۱۹۸ ، مائده : آيه ۱۱۹ ، توبه : آيه ۷۲ ، رعد : آيه ۳۵ ، نحل : آيه ۳۲ ، كهف : آيه ۱۰۷ ، مريم : آيه ۶۳ ، فرقان : آيه ۱۵ ، زمر : آيه ۷۳ ، غافر : آيه ۴۰ ، حديد : آيه ۲۱۱ ، قمر : آيه ۵۴ ـ ۵۵ انسان : آيه ۲۰ .
حديث۲.عن أبيه، عن سعد، عن ابن أبي الخطّاب، عن محمّد بنپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خداى بلندمرتبه فرمود : «براى بندگان شايسته ام ، چيزهايى آماده كرده ام كه نه هيچ چشمى ديده ، و نه هيچ گوشى شنيده ، و نه بر دل بشرى گذر كرده است » . (1)
.
1) .در برخى مصادر ، در پايان اين حديث ، جمله زير نيز وجود دارد : «شاهدش هم در كتاب خدا اين است : «پس هيچ كس نمى داند كه چه چيزهايى از آنچه روشنى بخش ديدگان است ، به پاداش آنچه انجام مى داده اند ، براى آنان پنهان شده است» » .
۳.عن جعفر بن أحمد بن أيّوب، عن صفوان، عن عمرو بن حرعنه صلى الله عليه و آله :يَقُولُ اللّهِ تَعالى : أَعدَدتُ لِعِبادِيَ الصّالِحِينَ : ما لاعَينٌ رَأَت ، وَلا أُذُنٌ سَمِعَت ، وَلا خَطَرَ عَلى قَلبِ بَشَرٍ ، ذُخرا (1)، بَلْهَ (2)ما اُطِّلِعتُم عَلَيهِ . (3)۴.عن جعفر بن أحمد، عن جعفر بن بشير، عن أبي سلمة الجعنه صلى الله عليه و آله :مَن دَخَلَ الجَنَّةَ يَنعَمُ لا يَبؤَسُ ، لا تَبلى ثِيابُهُ ، وَلا يَفنى شَبابُهُ ، وَلَهُ فِي الجَنَّةِ ما لاعَينٌ رَأَت ، وَلا أُذُنٌ سَمِعَت ، وَلا خَطَرَ عَلى قَلبِ بَشَرٍ . (4)۵.عن جعفر بن أحمد بن الحسين، عن داود، عن يوسف قال:صحيح مسلم عن سهل بن سعد السّاعدي :شَهِدَتُ مِن رَسُولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله مَجلِسا وَصَفَ فِيهِ الجَنَّةَ حَتّى اِنتَهى ، ثُمَّ قالَ صلى الله عليه و آله فِي آخِرِ حَدِيثِهِ : فِيها ما لا عَينٌ رَأَت ، وَلا أُذُنٌ سَمِعَت ، وَلا خَطَرَ عَلى قَلبِ بَشَرٍ . ثُمَّ اقتَرَأَ هذِهِ الآيَةَ : «تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَ طَمَعًا وَ مِمَّا رَزَقْنَـهُمْ يُنفِقُونَ * فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَّا أُخْفِىَ لَهُم مِّن قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزَاءً بِمَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ » (5). (6).
1) .ذَخرتُ الشيء أذخره ذخرا : ادَّخرتُه (الصحاح : ج ۲ ص ۶۶۲ «ذخر») .
2) .بَلْهَ ما اطّلعتُم عليه : دع ما اطّلعتم عليه من نعيم الجنّة وعرفتموه من لذّاتها (النهاية : ج ۱ ص ۱۵۵ «بله») .
3) .صحيح البخاري : ج ۴ ص ۱۷۹۴ ح ۴۵۰۲ ، صحيح مسلم : ج ۴ ص ۲۱۷۴ ح ۳ و ۴ ، مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۴۹۶ ح ۱۰۰۲۴ ، تفسير ابن كثير : ج ۶ ص ۳۶۷ كلّها عن أبي هريرة ؛ مجمع البيان : ج ۸ ص ۵۱۸ وليس فيه «ذخرا» ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۹۲ .
4) .سنن الدارمي : ج ۲ ص ۷۸۹ ح ۲۷۱۵ ، مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۳۰۱ ح ۸۸۳۵ ، مسند أبي يعلى : ج ۶ ص ۵۲ ح ۶۳۹۷ ، الزهد لابن المبارك : ص ۵۱۲ ح ۱۴۵۶ ، مسند إسحاق بن راهويه : ج ۱ ص ۱۱۹ ح ۳۶ كلّها عن أبي هريرة والأربعة الأخيرة نحوه.
5) .السجدة : ۱۶ و ۱۷.
6) .صحيح مسلم : ج ۴ ص ۲۱۷۵ ح ۵ ، مسند ابن حنبل : ج ۸ ص ۴۳۲ ح ۲۲۸۸۹ ، رياض الصالحين : ص ۶۹۴ .
۶.عن جعفر و فضالة، عن أبان، عن الحسن بن زياد العطّاپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خداى بلندمرتبه مى فرمايد : «براى بندگان شايسته ام ، چيزهايى آماده كرده ام كه نه چشمى ديده ، و نه گوشى شنيده ، و نه بر دل بشرى گذشته است . اينها اندوخته اند و بجز آن چيزهايى هستند كه از آنها آگاه شده ايد» .۷.عن أبي الجارود قال:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :كسى كه وارد بهشت شود ، همواره در ناز و نعمت خواهد بود و هرگز دچار بينوايى نمى شود ، جامه هايش كهنه نمى گردند ، جوانى اش از بين نمى رود و برايش در بهشت ، چيزهايى است كه هيچ چشمى نديده و هيچ گوشى نشنيده و بر قلب بشرى گذر نكرده است.ابن موسى و الورّاق معاً، عن الصوفيّ ّ، عن الرّوياصحيح مسلمـ به نقل از سهل بن سعد ساعدى ـ: در يكى از مجلس هاى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله حاضر بودم و ايشان در آن مجلس از اوصاف بهشت مى گفت تا آن كه توصيفش به پايان رسيد . سپس در پايان سخنش فرمود : «در آن جا چيزهايى هست كه نه هيچ چشمى ديده ، و نه هيچ گوشى شنيده ، و نه بر دل بشرى گذر كرده است» .
پيامبر صلى الله عليه و آله آن گاه ، اين آيه را خواند : «پهلوهايشان از بسترها فاصله گرفته ، پروردگارشان را به بيم و اميد مى خوانند و از آنچه روزى شان كرده ايم ، انفاق مى كنند . پس هيچ كس نمى داند كه چه چيزهايى از آنچه روشنى بخش ديدگان است ، به پاداش كارهايى كه انجام مى داده اند ، برايشان اندوخته شده است» . .
عبدالعظيم حسنى فرمود:رسول اللّه صلى الله عليه و آله :سَأَلَ مُوسى رَبَّهُ : ما أَدنى أَهلِ الجَنَّةِ مَنزِلةً؟ قالَ : ... .
قالَ : رَبِّ! فَأَعلاهُم مَنزِلَةً؟ قالَ: أُولَئِكَ الَّذِينَ أَرَدتُ ، غَرَستُ كَرامَتَهُم بِيَدِي ، وَخَتَمتُ عَلَيها ، فَلَم تَرَ عَينٌ ، وَلَم تَسمَع أُذُنٌ ، وَلم يَخطُر عَلى قَلبِ بَشَرٍ . قالَ : وَمِصداقهُ فِي كِتابِ اللّهِ عز و جل : «فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَّا أُخْفِىَ لَهُم مِّن قُرَّةِ أَعْيُنٍ » . (1)۱.عنه صلى الله عليه و آله :لَيسَ فِي الجَنَّةِ شَيءٌ مِمّا فِي الدُّنيا إِلّا الأَسماءُ . (2)۲.عنه صلى الله عليه و آله :لَقابُ قَوسِ (3)أَحَدِكُم فِي الجَنَّةِ خَيرٌ مِمّا طَلَعَت عَلَيهِ الشَّمسُ أَو تَغرُبُ . (4)۳.صحيح البخاري عن أنس عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله :لَقابُ قَوسِ أَحَدِكُم مِنَ الجَنَّةِ أَو مَوضِعُ قِيدٍ ـ يَعنِي سَوطَهُ ـ خَيرٌ مِنَ الدُّنيا وَما فِيها . (5)۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :لَقِيدُ سَوطِ أَحَدِكُم مِنَ الجَنَّةِ خَيرٌ مِمّا بَينَ السَّماءِ وَالأَرضِ . (6).
1) .صحيح مسلم : ج ۱ ص ۱۷۶ ح ۳۱۲ ، صحيح ابن حبّان : ج ۱۴ ص ۹۹ ح ۶۲۱۶ ، مسند الحميدي : ج ۲ ص ۳۳۶ ح ۷۶۱ ، حلية الأولياء : ج ۷ ص ۳۱۱ تفسير الطبري : ج ۱۱ الجزء ۲۱ ص ۱۰۴ كلّها عن المغيرة بن شعبة والأربعة الأخيرة نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۵۰۵ ح ۳۹۴۲۳ .
2) .كنز العمّال : ج۱۴ ص۴۵۴ ح۳۹۲۳۷ نقلاً عن الضياء عن ابن عبّاس ، تفسير الطبري : ج ۱ الجزء ۱ ص۱۷۴ ، تفسير ابن كثير : ج ۱ ص ۹۱ كلاهما عن ابن عبّاس من دون إسنادٍ إلى أحدٍ من أهل البيت عليهم السلام نحوه .
3) .قابُ قَوسٍ : أي مقداره (النهاية : ج ۴ ص ۱۱۸ «قوب»).
4) .صحيح البخاري : ج ۳ ص ۱۱۸۷ ح ۳۰۸۰ و ص ۱۰۲۹ ح ۲۶۴۰ ، مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۵۳۰ ح ۱۰۲۶۴ بزيادة «أو سوطِ» بعد «قوس» ، رياض الصالحين : ص ۶۹۴ وليس في الثلاثة الأخيرة «أحدكم» وكلّها عن أبي هريرة ، كنز العمّال : ج ۴ ص ۳۰۴ ح ۱۰۶۱۵ .
5) .صحيح البخاري : ج ۳ ص ۱۰۲۹ ح ۲۶۴۳ ، سنن الترمذي : ج ۴ ص ۱۸۱ ح ۱۶۵۱ ، مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۲۸۳ ح ۱۲۴۳۹ ، صحيح ابن حبّان : ج ۱۶ ص ۴۱۱ ح ۷۳۹۸ كلّها عن أنس نحوه ، كنز العمّال : ج ۴ ص ۳۰۴ ح ۱۰۶۱۶ ؛ تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۲۷۵ عن زياد بن حارثة بن مسلمة نحوه.
6) .مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۱۹۲ ح ۸۱۷۳ ، صحيح ابن حبّان : ج ۱۴ ص ۲۸ ح ۶۱۵۸ ، مسند أبي يعلى : ج ۶ ص ۱۵ ح ۶۲۸۶ ، المصنّف لعبد الرزّاق : ج ۱۱ ص ۴۲۰ ح ۲۰۸۸۵ ، المعجم الأوسط : ج ۸ ص ۸۵ ح ۸۰۴۲ نحوه وكلّها عن أبي هريرة ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۵۶ ح ۳۹۲۴۴.
۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :موسى از پروردگارش پرسيد : دون پايه ترينِ بهشتيان كيست؟
فرمود : ... .
گفت : پروردگارا ! بلندپايه ترينِ آنان ، چه كسى است؟
فرمود : «كسانى كه من خواسته ام [ و آنان را برگزيده ام ] . كرامتشان (بهشت) را با دست خود كاشتم و بر آن ، مُهر نهادم . پس ، [ آن را ] هيچ چشمى نديده ، و هيچ گوشى نشنيده ، و بر دل هيچ بشرى گذر نكرده است» .
شاهدش هم در كتاب خداى عز و جل ، اين آيه است : «پس هيچ كس نمى داند كه چه چيزهايى از آنچه روشنى بخش ديدگان است ، براى آنان ، پنهان شده است» .۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در بهشت ، چيزى از آنچه در دنياست ، وجود ندارد مگر نام ها . (1)حدّثنا علي بن عبداللّه الورّاق قال:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مقدار طول يك كمان از جايى (سهمى) كه هر يك از شما در بهشت دارد ، بهتر از همه چيزهايى است كه خورشيد بر آنها طلوع يا غروب مى كند.عبدالعظيم حسنى از حضرت رضا و او از پدران گرامى اشصحيح البخارىـ به نقل از اَنَس ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «به يقين ، مقدار يك طول كمان يا يك تازيانه از جايى (سهمى) كه هر يك از شما در بهشت دارد ، ارزشش بيشتر است از دنيا و هر آنچه در دنياست».عن أحمد بن أبي عبداللّه البرقي، عن عبدالعظيم بن عپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :[حتّى] بند تازيانه هر يك از شما در بهشت ، برتر است از آنچه مابين آسمان و زمين است. .
1) .يعنى نعمت هاى خدا در دنيا با نعمت هاى او در بهشت ، تنها در نام ، شباهت و اشتراك دارند و مصاديق آنها قابل قياس با يكديگر نيستند .
عمر بن يزيد گويد: حضرت صادق (ع) فرمود:عنه صلى الله عليه و آله :مَوضِعُ سَوطٍ فِي الجَنَّةِ خَيرٌ مِنَ الدُّنيا وَما فِيها . (1)محمّد بن يعقوب، عن محمّد بن يحيى، عن أحمد بن محمّعنه صلى الله عليه و آله :لَشِبرٌ فِي الجَنَّةِ خَيرٌ مِنَ الأَرضِ وَما عَلَيها (الدُّنيا وَما فِيها) . (2)ابو بصير گويد:عنه صلى الله عليه و آله :إِنَّ العَبدَ لَيُعطى عَلى بابِ الجَنَّةِ ما يَكادُ فُؤادُهُ يَطِيرُ لَولا أَنَّ اللّهَ بَعَثَ مَلَكا لِيَشُدَّ فُؤادَهُ . (3)حدثنا عبداللّه، حدثنى ابى، حدثنا محمّد بن جعفر، حعنه صلى الله عليه و آله :إِنَّ مِن نَعِيمِ أَهلِ الجَنَّةِ أَنَّهُم يَتَزاوَرُونَ عَلى المَطايا وَالنُّجُبِ ، وَإِنَّهُم يُؤتَونَ فِي يَومِ الجُمُعَةِ بِخَيلٍ مُسَوَّمَةٍ مُلجَمَةٍ لا تَرُوثُ وَلا تَبُولُ ، فَيَركَبُونَها حَتّى يَنتَهُوا حَيثُ شاءَ اللّهُ ، فَيَأتِيهِم مِثل السَّحابَةِ فِيها ما لا عَينٌ رَأَت وَلا أُذُنٌ سَمِعَت ، فَيَقُولُونَ : أَمطِرِي عَلَينا ، فَما تَزالُ تُمطِرُ عَلَيهِم حَتّى يَنتَهِيَ ذَلِكَ فَوقَ أَمانِيِّهِم .
ثُمَّ يَبعَثُ اللّهُ رِيحا غَيرَ مُؤذِيَةٍ فَتَنسِفُ كُثبانا مِن مِسكٍ عَلى أَيمانِهِم وَعَلى شَمائِلِهِم ، فَيَأخُذُ ذَلِكَ المِسكُ فِي نَواصِي خُيُولِهِم ، وَفِي مَعارِفِها (4)، وَفِي رُؤُوسِها ، وَلِكُلِّ رَجلٍ مِنهم جُمَّةٌ (5)عَلى ما اشتَهَت نَفسُهُ ، فَيَتَعَلَّقُ ذَلِكَ المِسكُ فِي تِلكَ الجِمامِ وَفِي الخَيلِ وَفِيما سِوى ذَلِكَ مِنَ الثِّيابِ .
ثُمَّ يُقبِلُونَ حَتّى يَنتَهُوا إِلى ما شاءَ اللّهُ ، فَإِذا المَرأَةُ تُنادِي بَعضَ أُولَئِكَ : يا عَبدَ اللّهِ! أَما لَكَ فِينا حاجَةٌ؟ فَيَقُولُ : مَا أَنتِ ، وَمَن أَنتِ؟ فَتَقُولُ : أَنا زَوجَتُكَ . فَيَقُولُ : ما كُنتُ عَلِمتُ مَكانَكِ! فَتَقُولُ المَرأَةُ : أَوَ ما تَعلَمُ أَنَّ اللّهَ قالَ : «فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَّا أُخْفِىَ لَهُم مِّن قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزَاءً بِمَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ » فَيَقُولُ : بَلى وَرَبِّي . فَلَعَلَّهُ يَشغَلُ عَنها بَعدَ ذلِكَ المَوقِفِ مِقدارَ أَربَعِينَ خَرِيفا ، لا يَلتَفِتُ وَلا يَعُودُ ، ما يَشغَلُهُ عَنها إِلّا ما هُوَ فِيهِ مِنَ النَّعِيمِ وَالكَرامَةِ . (6).
1) .صحيح البخاري : ج ۳ ص ۱۱۸۷ ح ۳۰۷۸ ، سنن الترمذي : ج ۴ ص ۱۸۰ ح ۱۶۴۸ ، سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۱۴۴۸ ح ۴۳۳۰ ، مسند ابن حنبل : ج ۸ ص ۴۲۵ ح ۲۲۸۶۱ كلّها عن سهل بن سعد الساعدي ، سنن الدارمي : ج ۲ ص ۷۸۹ ح ۲۷۱۶ عن أبي هريرة وزاد فيه «أحدكم» بعد «سوط» ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۵۶ ح ۳۹۲۴۵.
2) .سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۱۴۴۸ ح ۴۳۲۹ ، المصنّف لابن أبي شيبة : ج ۸ ص ۷۹ ح ۷۰ ، الزهد لهنّاد : ج ۱ ص ۵۰ ح ۵ كلّها عن أبي سعيد الخدري ، حلية الأولياء : ج ۴ ص ۱۰۸ عن ابن مسعود ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۵۶ ح ۳۹۲۴۳ ؛ مجمع البيان : ج ۵ ص ۴۱۲ عن أبي سعيد الخدري ، جامع الأخبار : ص ۴۹۵ ح ۱۳۷۵ نحوه ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۴۸ ح ۷۷ .
3) .كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۸۶ ح ۳۹۳۶۵ نقلاً عن الديلمي عن أنس.
4) .المَعرَفَة : مَنبِت عُرف الفَرس (لسان العرب : ج ۹ ص ۲۴۱ «عرف»).
5) .الجُمّة من شعر الرأس : ما سقط على المنكبين (النهاية : ج ۱ ص ۳۰۰ «جمم»).
6) .الزهد لابن المبارك (الملحقات) : ص ۶۹ ح ۲۳۹ ، الترغيب والترهيب : ج ۴ ص ۵۴۲ ح ۱۱۴ نحوه وكلاهما عن شفي بن ماتع .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :[حتّى] جايگاه يك تازيانه در بهشت ، از دنيا و هر آنچه در دنياست ، بهتر است.۱.و روى الفضيل عن أبي عبداللّه(ع) قال:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :يك وجب از بهشت ، از زمين و آنچه بر روى آن است (از دنيا و آنچه در آن است ) ، بهتر است.فضيل گويد:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :همانا به بنده در [همان] درِ بهشت ، چيزى داده مى شود كه نزديك است دلش از جا كنده شود ، اگر خداوند ، فرشته اى را نفرستد تا دل او را قوى گرداند .۲.و باسناده (الصدوق) عن عمار الساباطى، عن ابى عبدالپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :يكى از نعمت هاى اهل بهشت ، اين است كه سوار بر مركب ها و اشتران نژاده ، به ديدار يكديگر مى روند ، و هر آدينه روز ، اسب هاى نشان دارِ لگام زده كه نه سرگين دارند و نه پيشاب ، آورده مى شوند و بر آنها مى نشينند و هر جا كه بخواهند ، مى روند . آن گاه ابرمانندى بر فرازشان آشكار مى شود كه نه چشمى مانند آن را ديده و نه گوشى شنيده است . به آن مى گويند : «بر ما ببار» و آن ابرمانند ، پيوسته بر ايشان مى بارد تا جايى كه از آرزوهايشان فراتر مى رود.
سپس خداوند ، بادى بى آزار بر مى انگيزد و تپّه هايى از مُشك را در سمت راست و سمت چپ آنان افشان مى سازد و آن مُشك ، در كاكُل و يال ها و سرهاى اسبانشان جاى مى گيرد ، و نيز براى هر مردى از آنان كه گيسوانى دارد ، آن سان كه او مى خواهد . و آن مُشك در آن گيسوان و در آن اسب ها و در جامه ها مى پيچد .
سپس مى آيند تا به آن جا مى رسند كه خدا مى خواهد . در اين هنگام ، زنى يكى از ايشان را صدا مى زند كه : اى بنده خدا! آيا تو را با ما كارى نيست؟
او مى گويد : چيستى تو ؟ كيستى تو؟
زن مى گويد : من ، همسر تو هستم .
مرد مى گويد : از وجود تو آگاه نبودم!
زن مى گويد : آيا نمى دانى كه خدا فرموده است : «هيچ كس نمى داند كه چه چيزهايى از آنچه روشنى بخش ديدگان است ، به پاداش كارهايى كه مى كرده اند ، براى آنان پنهان شده است» ؟
مى گويد : چرا ، به پروردگارم سوگند .
و شايد بعد از آن نيز به اندازه چهل سال از آن زن ، غافل بماند و نه به طرف او نگاه كند و نه برگردد ، و آنچه او را از وى غافل مى گرداند ، غرق شدنش در نعمت ها و كرامت ها[ ى خداوند ] است. .
امام صادق(ع) فرمود:سنن ابن ماجة عن اسامة بن زيد :قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله ذاتَ يَومٍ لِأَصحابِهِ : أَلا مُشَمِّرٌ (1)لِلجَنَّةِ؟ فَإِنَّ الجَنَّةَ لا خَطَرَ لَها ، هِيَ وَرَبِّ الكَعبَةِ نُورٌ يَتَلَألَأُ ، وَرَيحانَةٌ تَهتَزُّ ، وَقَصرٌ مَشِيدٌ ، وَنَهرٌ مُطَّرِدٌ (2)، وَفاكِهَةٌ كَثِيرَةٌ نَضِيجَةٌ ، وَزَوجَةٌ حَسناءُ جَمِيلَةٌ ، وَحُلَلٌ كَثِيرَةٌ ، فِي مَقامٍ أَبَدا، فِي حَبرةٍ (3)وَنَضرَةٍ ، فِي دُورٍ عالِيَةٍ ، سَلِيمَةٍ بَهِيَّةٍ .
قالُوا : نَحنُ المُشَمِّرُونَ لَها يا رَسُولَ اللّهِ ، قالَ : قُولُوا : إِن شاءَ اللّهُ . ثُمَّ ذَكَرَ الجِهادَ وَحَضَّ عَلَيهِ . (4)۱.حدثنا أبو يوسف محمّد بن احمد الرقى، حدثنا محمّد برسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ فِي صِفَةِ الجَنَّةِ ـ: لا شِبهَ لَها ، هِيَ وَرَبِّ الكَعبَةِ رَيحانَةٌ تَهتَزٌّ ، وَنُورٌ يَتَلَألَأُ ، وَنَهرٌ مُطَّرِدٌ ، وَزَوجَةٌ لا تَمُوتُ ، فِي خُلُودٍ وَنَعمَةٍ ، فِي مَقامٍ أَمِينٍ . (5)معاوية بن جاهمة گويد:الإمام عليّ عليه السلام :اَلجَنَّةُ أَفضَلُ غايَةٍ . (6).
1) .تَشَمّر : تهيّأ، والتَشْمير : هو الجدّ فيه والاجتهاد (لسان العرب : ج ۴ ص ۴۲۸ «شمر»).
2) .يَطَّرِد : يجري (النهاية : ج ۳ ص ۱۱۷ «طرد»).
3) .الحَبْرة : النعمة وسعة العيش (النهاية : ج ۱ ص ۳۲۷ «حبر»).
4) .سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۱۴۴۸ ح ۴۳۳۲ ، صحيح ابن حبّان : ج ۱۶ ص ۳۸۹ ح ۷۳۸۱ ، مسند الشاميّين : ج ۲ ص ۳۲۲ ح ۱۴۲۱ ، الفردوس : ج ۱ ص ۱۳۹ ح ۴۹۳ كلّها عن اُسامة بن زيد ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۵۲ ح ۳۹۲۲۷.
5) .تاريخ بغداد : ج ۴ ص ۲۵۲ الرقم ۱۹۸۲ عن ابن عبّاس .
6) .غرر الحكم : ح ۱۰۲۴.
۲.سنن ابن ماجةـ به نقل از اُسامة بن زيد ـ: يك روز ، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به يارانش فرمود : «آيا كسى هست كه براى بهشت ، كمر همّت بر بندد ؛ چرا كه بهشت ، بديل و نظير ندارد ؟ به خداوند كعبه سوگند كه بهشت ، يك پارچه نور است و مى درخشد و گلزارى است كه پيچ و تاب مى خورد ، و كاخ هايى افراشته است ، و جويبارهايى روان ، و ميوه هايى فراوان و رسيده ، و همسرانى نيكو و زيبا ، و جامه هاى بسيار ، در جايگاهى جاويدان ، همراه با ناز و نعمت و خرّمى ، در خانه هايى بلندجايگاه ، امن و باشُكوه » .
ياران گفتند : ما براى آن ، دامن همّت به كمر مى زنيم ، اى پيامبر خدا !
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «بگوييد : اگر خدا بخواهد» و سپس از جهاد گفت و بِدان برانگيخت.پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در توصيف بهشت ـ: مانند ندارد . به خداوند كعبه سوگند كه بهشت ، گلزارى است در پيچ و تاب ، و نورى است درخشان ، و جويبارى است روان ، و همسرى كه هرگز نمى ميرد و سراى جاودانگى و نعمت و آسايش و امنيت است.۳.عن انس عن النبى(ص):امام على عليه السلام :بهشت ، برترين هدف است. .
عنه عليه السلام :اَلجَنَّةُ خَيرُ مَآلٍ ، وَالنّارُ شَرُّ مَقِيلٍ . (1)راجع : ص ۲۹۸ (الشوق إلى الجنّة) .
۶ / ۲دُخولُ الجَنَّةِ رَخيصٌعمر گويد:الإمام عليّ عليه السلام :دُخُولُ الجَنَّةِ رَخِيصٌ ، وَدُخُولُ النّارِ غالٍ. (2)۶.الإمام الرضا عليه السلام :إِنَّ سِلعَةَ اللّهِ رَخِيصَةٌ ، فَاشتَرُوها قَبلَ أَن تَغلُوَ . (3)عيسى عليه السلام :اَلنَّومُ عَلَى الحَصِيرِ وَأَكلُ خُبزِ الشَّعِيرِ ، فِي طَلَبِ الفِردَوسِ يَسِيرٌ . (4)۶ / ۳ذِكرُ الجَنَّةِ۸.عن ابن عباس، عن النبى(ص):رسول اللّه صلى الله عليه و آله :لا تَنسَوُا العَظِيمَينِ : اَلجَنَّةَ وَالنّارَ . (5)پيامبر فرمود:الإمام زين العابدين عليه السلام :إِنَّ الحَسَنَ بنَ عَلِيِ بنِ أَبِي طالِبٍ عليه السلام . . . كانَ إِذا قامَ فِي صَلاتِهِ تَرتَعِدُ فَرائِصُهُ (6)بَينَ يَدَي رَبِّهِ عز و جل، وَكانَ إِذا ذَكَرَ الجَنَّةَ وَالنّارَ اِضطَرَبَ اضطِرابَ السَّلِيمِ (7)، وَسَأَلَ اللّهَ تَعالى الجَنَّةَ ، وَتَعَوَّذَ بِهِ مِنَ النّارِ . (8).
1) .غرر الحكم : ح ۱۷۶۵ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۵۳ ح ۱۳۷۱.
2) .كنز الفوائد : ج ۱ ص ۲۷۹ ، بحار الأنوار : ج ۷۸ ص ۹۰ ح ۹۵.
3) .فضائل الأشهر الثلاثة : ص ۱۱۶ ح ۱۱۱ و ص ۵۵ ح ۳۳.
4) .تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۲۳۰ ، بحار الأنوار : ج ۱۴ ص ۳۳۰ ح ۶۴ ؛ تاريخ دمشق : ج ۴۷ ص ۴۴۴ ، البداية والنهاية : ج ۲ ص ۹۰ كلاهما عن مالك بن دينار عن عيسى عليه السلام نحوه .
5) .التاريخ الكبير : ج ۱ ص ۴۱۷ الرقم ۱۳۳۴ ، المطالب العالية : ج ۳ ص ۲۱۹ ح ۳۳۰۹ نحوه وكلاهما عن عبداللّه بن عمر.
6) .الفَريصَة : عَصَب الرقبة وعروقها، أي ترجف من الخوف ، والجمع : فَريص و فرائِص (النهاية : ج ۳ ص ۴۳۱ «فرص»).
7) .السَليمْ : اللديغ، إنّما سمّي سليما تفاؤلاً بالسلامة (النهاية : ج ۲ ص ۳۹۶ «سلم»).
8) .الأمالي للصدوق : ص ۲۴۴ ح ۲۶۲ ، عدّة الداعي : ص ۱۳۹ كلاهما عن المفضّل بن عمر عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلام ، بحار الأنوار : ج ۴۳ ص ۳۳۱ ح ۱.
۱.امام على عليه السلام :بهشت ، بهترين فرجام است و دوزخ ، بدترين توقّفگاه.ر . ك : ص ۲۹۹ (شوق به بهشت) .
۶ / ۲ورود به بهشت ، ارزان است۳.امام على عليه السلام :ورود به بهشت ، ارزان است و ورود به دوزخ ، گران .امام رضا عليه السلام :كالاى خدا ارزان است . پس ، پيش از آن كه گران شود ، آن را بخريد.۱.عن على بن ابراهيم، عن ابيه، عن ابن أبى عمير، عن هعيسى عليه السلام :خفتن بر بوريا و خوردن نان جوين ، براى طلبيدن بهشت ، آسان است.۶ / ۳به ياد بهشت بودنرسول خدا فرمود:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :دو امر بزرگ را از ياد نبريد : بهشت و دوزخ را.۱.محمّد بن على بن الحسين فى الأمالى، عن محمّد بن الامام زين العابدين عليه السلام :حسن بن على بن ابى طالب عليه السلام ... هر گاه به نماز مى ايستاد ، بدنش در پيشگاه پروردگارش به لرزه مى افتاد و هر گاه از بهشت و دوزخ ياد مى كرد ، مانند مارگزيده به خود مى لرزيد و از خداى بزرگ ، بهشت مى طلبيد و از آتش به او پناه مى برد.
.
۲.فى حديث الحولاء العطارة بالسند المتقدم فى أبواب االإمام الباقر عليه السلام :اُذكُرُوا مِن عَظَمَةِ اللّهِ ما شِئتُم ، وَلا تَذكُرُونَ مِنهُ شَيئا إِلّا وَهِيَ أَعظَمُ مِنهُ . وَاذكُرُوا مِنَ النّارِ ما شِئتُم ، وَلا تَذكُرُونَ مِنها شَيئا إِلّا وَهِيَ أَشَدُّ مِنهُ . وَاذكُرُوا مِنَ الجَنَّةِ ما شِئتُم ، وَلا تَذكُرُونَ مِنها شَيئا إِلّا وَهِيَ أَفضَلُ . (1)رسول خدا فرمود:الإمام الصادق عليه السلام :حَقُّ التِّلاوَةِ الوُقُوفُ عِندَ ذِكرِ الجَنَّةِ وَالنّارِ ، يَسأَلُ فِي الأُولى ، وَيَستَجِيرُ مِنَ الأُخرى. (2)۳.و عن سعيد بن جبير عن ابن عمر احسبه رفعه، عن النبىسعد السعود :أَوحَى اللّهُ عز و جل إِلى داوودَ عليه السلام : يا أَيُّها الغَفُولُ ! ما تَصنَعُ بِدُنيا يَدخُلُها الرَّجُلُ صَحِيحا وَيَرجِعُ سَقِيما وَيَخرُجُ فَيَحيا حَياتَهُ فَيُكَبَّلُ بِالحَدِيدِ وَالأَغلالِ وَيَخرُجُ الرَّجُلُ صَحِيحا فَيُرَدُّ قَتِيلاً .
وَيْحَكُم! لَو رَأَيتُمُ الجَنَّةَ وَما أَعدَدتُ فِيها لِأَولِيائِي مِنَ النَّعِيمِ لَما ذُقتُم دَواءَها لِشَهوَةٍ (3).
أَينَ المُشتاقُونَ إِلى لَذِيدِ (4)الطَّعامِ وَالشَّرابِ؟ أَينَ الَّذِينَ جَعَلُوا مَعَ الضِّحكِ بُكاءً؟ أَينَ الَّذِينَ هَجَمُوا عَلى مَساجِدِي فِي الصَّيفِ وَالشِّتاءِ؟ (5).
1) .سير أعلام النبلاء : ج ۴ ص ۴۰۶ تاريخ دمشق : ج ۵۴ ص ۲۸۲ نحوه وكلاهما عن المنهال بن عمرو.
2) .التبيان في تفسير القرآن : ج ۱ ص ۴۴۲ ، تفسير العيّاشي : ج ۱ ص ۵۷ ح ۸۴ عن أبي بصير وليس فيه ذيله من «يسأل ...» ، مجمع البيان : ج ۱ ص ۳۷۵ وفيه «يستعيذ» بدل «يستجير» ، تفسير جوامع الجامع : ج ۱ ص ۷۶ ، بحار الأنوار : ج ۹۲ ص ۲۱۴ ح ۱۲.
3) .هكذا في الطبعة المعتمدة ، والظاهر أنّ الصواب : «لَماذقتم ذوقا بشهوة» ، كما في بعض النسخ (راجع : هامش بحار الأنوار : ج ۱۴ ص ۴۵) .
4) .في المصدر : «إلى أزيد» ، والتصويب من بحار الأنوار .
5) .سعد السعود : ص ۴۸ ، بحار الأنوار : ج ۱۴ ص ۴۵.
رسول خدا فرمود:امام باقر عليه السلام :از بزرگى خدا ، هر چه خواستيد ، ياد كنيد ؛ امّا هر چه از آن ياد كنيد ، باز بزرگى خدا ، بزرگ تر از آن است ، و از آتش دوزخ ، هر چه خواستيد ، بگوييد ؛ ولى هر چه از آن بگوييد ، باز آتش دوزخ ، سخت تر از آن است ، و از بهشت ، هر چه خواستيد ، بگوييد ؛ امّا هر چه از آن بگوييد ، باز بهشت ، برتر از آن است.۴.امام صادق عليه السلام :حقّ تلاوت [ قرآن ] ، آن است كه هنگام ياد شدن از بهشت و دوزخ ، درنگ شود . اوّلى را طلب كند و از دومى به خدا پناه برَد.سعد السعود :خداى عز و جل به داوود عليه السلام وحى فرمود كه : «اى بى خبر! از دنيا چه مى خواهى كه آدمى ، تن درست به آن وارد مى شود و بيمار باز مى گردد و بيرون مى رود و به زندگى خود ادامه مى دهد و به كُنده و زنجير بسته مى شود ، و آدمى سالم [از خانه ]بيرون مى رود و كشته باز مى گردد؟
واى بر شما! اگر بهشت و نعمت هايى را كه در آن براى دوستانم آماده ساخته ام ، ديده بوديد ، هرگز طعم شهوتى را نمى چشيديد.
كجايند مشتاقانِ خوردنى ها و نوشيدنى هاى لذيد؟ كجايند آنان كه در كنار خنده ، گريه كردند؟ كجايند آنان كه در تابستان و زمستان ، به مسجدهاى من هجوم آوردند؟» . .
و روى عبدالعظيم بن عبداللّه الحسني عن سهل بن سعد،مصباح الشَّريعةـ فِيما نَسَبَهُ إِلى الإِمامِ الصّادِقِ عليه السلام ـرُوِيَ أَنَّ يَحيَى بنِ زَكَرِيّا عليه السلام كانَ يُفَكِّرُ فِي طُولِ اللَّيلِ فِي أَمرِ الجَنَّةِ وَالنّارِ ، فَيَسهَرُ لَيلَتَهُ وَلا يَأخُذُهُ النَّومُ ، ثُمَّ يَقُولُ عِندَ الصَّباحِ : اَللَّهُمَّ أَينَ المَفَرُّ ، وَأَينَ المُستَقَرُّ؟ اَللَّهُمَّ إِلَيكَ . (1)۶ / ۴الغَفلَةُ عَن الجَنَّةِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :ما رَأَيتُ مِثلَ النّارِ نامَ هارِبُها ، وَلا مِثلَ الجَنَّةِ نامَ طالِبُها . (2)عنه صلى الله عليه و آله :لا تَخدَعَنَّكُم زَخارِفُ دُنيا دَنِيَّةٍ ، عن مَراتِبِ جَنّاتٍ عَلِيَّةٍ . (3)عنه صلى الله عليه و آله :مَن خافَ أَدلَجَ (4)، وَمَن أَدلَجَ بَلَغَ المَنزِلَ ، أَلا إِنَّ سِلعَةَ اللّهِ غالِيَةٌ ، أَلا إِنَّ سِلعَةَ اللّهِ الجَنَّةُ . (5)عنه صلى الله عليه و آله :إِذا صَلَّى العَبدُ وَلَم يَسأَلِ اللّهَ تَعالى الجَنَّةَ وَلَم يَستَعِذهُ مِنَ النّارِ ، قالَتِ المَلائِكَةُ : أَغفَلَ العَظِيمَتَينِ الجَنَّةَ وَالنّارَ . (6)پيامبر(ص) درباره امام حسين مى فرمايد:الإمام عليّ عليه السلام :أَلا وَإِنِّي لَم أَرَ كَالجَنَّةِ نامَ طالِبُها ، وَلا كَالنّارِ نامَ هارِبُها . أَلا وَإِنَّهُ مَن لا يَنفَعُهُ الحَقُّ يَضُرُّهُ الباطِلُ . (7).
1) .مصباح الشريعة : ص ۴۶۲ ح ۸۴ ، بحار الأنوار : ج ۷۱ ص ۲۶۶ ح ۸ .
2) .سنن الترمذي : ج ۱۴ ص ۷۱۵ ح ۲۶۰۱ ، الزهد لابن المبارك : ص ۹ ح ۲۷ ، مسند الشهاب : ج ۲ ص ۱۴ ح ۷۹۱ كلّها عن أبي هريرة ، المعجم الأوسط : ج ۲ ص ۱۷۷ ح ۱۶۳۸ عن أنس ، كنز العمّال : ج ۱۵ ص ۷۷۳ ح ۴۳۰۳۹ ؛ الأمالي للطوسي : ص ۵۲۶ ح ۱۱۶۲ ، تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۵۲ كلاهما عن أبي ذرّ.
3) .أعلام الدين : ص ۳۴۰ عن أبي أيّوب الأنصاري ، بحار الأنوار : ج ۷۷ ص ۱۸۳ ح ۱۰.
4) .أَدْلَجَ القَوم: إذا ساروا الّليل كلّه (لسان العرب : ج ۲ ص ۲۷۲ «دلج»).
5) .سنن الترمذي : ج ۴ ص ۶۳۳ ح ۲۴۵۰ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۳۴۳ ح ۷۸۵۱ وفيه «الغالية» بدل «الجنّة» ، المنتخب من مسند عبد بن حميد : ص ۴۲۵ ح ۱۴۶۰ ، مشكاة المصابيح : ج ۲ ص ۶۹۰ ح ۵۳۴۸ ، تفسير ابن كثير : ج ۷ ص ۴۸۱ كلّها عن أبي هريرة ، حلية الأولياء : ج ۸ ص ۳۷۷ عن اُبيّ بن كعب ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۱۴۲ ح ۵۸۸۵ ؛ تنبيه الخواطر : ج ۱ ص ۲۷۹ .
6) .الجعفريّات : ص ۴۲ عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام ، مستدرك الوسائل : ج ۵ ص ۶۵ ح ۵۳۷۰ .
7) .نهج البلاغة : الخطبة ۲۸ ، الإرشاد : ج ۱ ص ۲۳۶ وفيه «اليقين» بدل «الحقّ» و«الشكّ» بدل «الباطل» ، تحف العقول : ص ۱۵۲ ، بحار الأنوار : ج ۷۷ ص ۲۹۳.
مصباح الشريعةـ در آنچه به امام صادق عليه السلام نسبت داده شده است ـ: روايت شده است كه يحيى بن زكريّا عليه السلام در طول شب ، در باره بهشت و دوزخ مى انديشيد و به خاطر اين دو ، شب هايش را بيدار مى ماند و خوابش نمى گرفت ، و چون صبح مى شد ، مى گفت : بار خدايا ! به كجا مى توان گريخت؟ و در كجا آرام مى توان گرفت؟ بار خدايا ! به تو.۶ / ۴غفلت از بهشتپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :نديدم چيزى چون دوزخ كه گريزانِ از آن ، خفته باشد ، و نه چون بهشت كه جوينده اش در خواب ، فرو رفته باشد !پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مبادا زرق و برق فريبنده دنيا ، شما را از درجات بهشت هاى بلندجايگاه ، غافل كند !پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :آن كه ترسيد ، همه شب ، ره پوييد و آن كه همه شب ره پوييد ، به منزل مقصود رسيد . آگاه باشيد كه كالاى خدا گران است . آگاه باشيد كه كالاى خدا بهشت است.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر گاه بنده نماز بخواند و از خداى بلندمرتبه ، بهشت را نخواهد و از آتش دوزخ به او پناه نبرد ، فرشتگان مى گويند : «دو چيز بزرگ ، بهشت و دوزخ را از ياد برد ! » .امام على عليه السلام :هان! من نديده ام چيزى را كه چون بهشت ، جوينده اش خفته باشد ، و نه چون دوزخ كه گريزانِ از آن ، در خواب ، فرو رفته باشد . بدانيد كه هر كه حق ، سودش نرساند ، باطل ، زيانش مى رساند.
.
و در روايت ديگر از حضرت صادق(ع) روايت كرده كه رسوعنه عليه السلام :اَلمَغبُونُ مَن باعَ جَنَّةً عَلِيَّةً بِمَعصِيَةٍ دَنِيَّةٍ . (1)و باز كلينى به سند صحيح روايت كرده است از ابراهيمعنه عليه السلام :إِنَّ مَن باعَ نَفسَهُ بِغَيرِ الجَنَّةِ فَقَد عَظُمَت عَلَيهِ المِحنَةُ . (2)عنه عليه السلام :مَن باعَ نَفسَهُ بِغَيرِ نَعِيمِ الجَنَّةِ فَقَد ظَلَمَها . (3)الإمام الكاظم عليه السلام :أَما إِنَّ أَبدانَكُم لَيسَ لَها ثَمَنٌ إِلّا الجَنَّةُ ، فَلا تَبِيعُوها بِغَيرِها! (4)۶ / ۵الشَّوقُ إِلَى الجَنَّةِ۲.تفسير ابن كثير عن ابن زيد :إِنَّ رَسُولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله قَرَأَ هذِهِ السُّورَةَ : «هَلْ أَتَى عَلَى الْاءِنسَـنِ حِينٌ مِّنَ الدَّهْرِ» (5)وَقَد أُنزِلَت عَلَيهِ وَعِندَهُ رَجُلٌ أَسوَدُ ، فَلَمّا بَلَغَ صِفَةَ الجِنانِ زفر زفرةً ، فَخَرَجَت نَفسُهُ ، فَقالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : أَخرَجَ نَفسَ صاحِبِكُم ـ أَو قالَ : أَخِيكُم ـ الشَّوقُ إِلَى الجَنَّةِ . (6)۳.المعجم الكبير عن عبد اللّه بن عمر :جاءَ رَجُلٌ مِنَ الحَبَشَةِ إِلى رَسُولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَسأَلُهُ ، فَقالَ النَّبِيُ صلى الله عليه و آله : «سَلْ وَاستَفهِم» فَقالَ : يا رَسُولَ اللّهِ ، فُضِّلتُم عَلَينا بِالصُّوَرِ وَالأَلوانِ وَالنُّبُوَّةِ ، أَفَرَأَيتَ إِن آمَنتُ بِمِثلِ ما آمَنتَ بِهِ ، وَعَمِلتُ مِثلَ ما عَمِلتَ بِهِ ، إِنِّي لَكائِنٌ مَعَكَ فِي الجَنَّةِ؟
قالَ : نَعَم .
ثُمَّ قالَ النَّبِيُ صلى الله عليه و آله : وَالَّذِي نَفسِي بِيَدِهِ! إِنَّه لَيُرى بَياضُ الأَسوَدِ فِي الجَنَّةِ مِن مَسِيرَةِ أَلفِ عامٍ .
ثُمَّ قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : مَن قالَ : «لا إِلهَ إِلَا اللّهُ» كانَ لَهُ بِها عَهدٌ عِندَ اللّهِ ، وَمَن قالَ : «سُبحانَ اللّهِ وَبِحَمدِهِ» ، كُتِبَت لَهُ مِئَةُ أَلفِ حَسَنَةٍ وَأَربَعَةٌ وَعِشرُونَ أَلفَ حَسَنَةٍ . فَقالَ رَجُلٌ : كَيفَ يهلكُ بَعدَ هَذا يا رَسُولَ اللّهِ؟ فَقالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : إِنَّ الرَّجُلَ لَيَأتِي يَومَ القِيامَةِ بِالعَمَلِ ، وَلَو وُضِعَ عَلَى جَبَلٍ لا تُقِلُّهُ ، فَتَقُومُ النِّعمَةُ مِن نِعَمِ اللّهِ فَيَكادُ أَن يَستَنفِدَ ذَلِكَ كُلَّهُ إِلّا أَن يَتَطاوَلَ اللّهُ بِرَحمَتِهِ ، وَنَزَلَت هَذِهِ السُّورَةُ : «هَلْ أَتَى عَلَى الْاءِنسَـنِ حِينٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُن شَيْئا مَّذْكُورًا » إِلى قَولِهِ : «وَ مُلْكًا كَبِيرًا » . (7)
قالَ الحَبَشِيُ : وَإِنَّ عَينَيَ لَتَرَيانِ ماتَرى عَيناكَ فِي الجَنَّةِ؟ فَقالَ النَّبِيُ صلى الله عليه و آله : نَعَم ، فَاستَبكى حَتَّى فاضَت نَفسُهُ . قالَ ابنُ عُمَرَ : لَقَد رَأَيتُ رَسُولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله يُدلِيهِ فِي حُفرَتِهِ بِيَدِهِ . (8).
1) .غرر الحكم: ح ۱۳۵۲ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۹۸ ح ۲۲۶۸ نحوه.
2) .غرر الحكم : ح ۳۴۷۴ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۱۵۰ ح ۳۳۰۹.
3) .غرر الحكم : ح ۹۱۶۴ .
4) .الكافي : ج ۱ ص ۱۹ ح ۱۲ ، تحف العقول : ص ۳۸۹ كلاهما عن هشام بن الحكم ، تنبيه الخواطر : ج ۱ ص۶۵ عن محمّد بن الحنفيّة من دون إسنادٍ إلى أحدٍ من أهل البيت عليهم السلام نحوه ، بحار الأنوار : ج ۷۸ ص ۳۰۳ ح ۱ .
5) .الإنسان : ۱.
6) .تفسير ابن كثير : ج ۸ ص ۳۱۰ ، الدرّ المنثور : ج ۸ ص ۳۶۶ نقلاً عن ابن وهب .
7) .الإنسان : ۱ ـ ۲۰.
8) .المعجم الكبير : ج ۱۲ ص ۳۳۳ ح ۱۳۵۹۵ ، حلية الأولياء : ج ۳ ص ۳۱۹ ، تفسير ابن كثير : ج ۸ ص ۳۱۸ ، المعجم الأوسط : ج ۲ ص ۱۶۲ ح ۱۵۸۱ ، تفسير القرطبي : ج ۱۹ ص ۱۴۸ ، سير أعلام النبلاء : ج ۷ ص ۳۲۰ عن ابن عبّاس والثلاثة الأخيرة نحوه .
۴.امام على عليه السلام :زيان ديده ، كسى است كه بهشت برينى را به گناهى پست بفروشد.امام على عليه السلام :كسى كه خويشتن را به غير بهشت بفروشد ، به رنج بزرگ در مى افتد.۵.امام على عليه السلام :كسى كه خود را به غير از ناز و نعمت بهشت بفروشد ، به خويشتن ستم كرده است.۶.امام كاظم عليه السلام :بدانيد كه اين پيكرهاى شما ، بهايى جز بهشت ندارند . پس ، آنها را به جز بهشت نفروشيد.۶ / ۵شوق به بهشت۹.تفسير ابن كثيرـ به نقل از ابن زيد ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله سوره دهر را كه بر او نازل شد ، خواند . در نزد ايشان ، مردى سياه بود . چون به وصف بهشت رسيد ، آن مرد ، ناله اى كرد و جان داد . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «شوق بهشت ، جان يارتان را گرفت» يا فرمود : «جان برادرتان را» .۱۰.المعجم الكبيرـ به نقل از عبد اللّه بن عمر ـ: مردى از حبشه به خدمت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آمد تا پرسش هايى كند . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «بپرس و جويا شو» .
مرد گفت : اى پيامبر خدا ! شما در صورت ها و رنگ ها و نبوّت ، بر ما امتياز داريد . آيا اگر من به آنچه تو بِدان ايمان آورده اى ، ايمان آورم و مانند كارهايى كه تو مى كنى ، انجام دهم ، در بهشت با تو خواهم بود؟
فرمود : «آرى» .
سپس پيامبر صلى الله عليه و آله ادامه داد : «سوگند به آن كه جانم در دست اوست ، سفيدىِ سياه پوست در بهشت ، از مسافت هزار سال راه ، ديده مى شود» .
سپس فرمود : «هر كس بگويد : معبودى جز خداى يكتا نيست ، به واسطه آن برايش در نزد خداوند ، پيمانى است ، و هر كس بگويد : پاكا خدا و ستايش ، او را ! ، برايش صد و بيست و چهار هزار ثواب نوشته مى شود» .
مردى گفت : اى پيامبر خدا ! با چنين وضعى ، ديگر چگونه هلاك شود ؟!
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «آدمى ، روز قيامت ، آن قدر عمل مى آورد كه اگر بر كوهى نهاده شود ، كوهْ آن را بر نمى تابد . پس يك نعمت از نعمت هاى خدا بر مى خيزد و نزديك است كه همه آن اعمال را از بين ببرد ؛ امّا خداوند به رحمت خود ، به دادِ آنها مى رسد» .
و اين سوره نازل شد : «آيا برهه اى از روزگار بر انسان گذشت كه چيزى در خورِ ياد شدن نبود ؟» تا «و سلطنتى بزرگ» .
مرد حبشى گفت : چشمان من ، آنچه را كه چشمان تو در بهشت مى بيند ، مى بيند ؟
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «آرى» .
در اين هنگام ، مرد حبشى چندان گريست كه جان به جان آفرين تسليم كرد . من خود ديدم كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله با دست خويش او را در قبرش نهاد.
.
۱۱.الإمام عليّ عليه السلام :شَوِّقُوا أَنفُسَكُم إِلى نَعِيمِ الجَنَّةِ ، تُحِبُّوا المَوتَ وَتَمقُتُوا الحَياةَ . (1)۱۲.عنه عليه السلامـ فِي صِفَةِ الجَنَّةِ ـ: فَلَو رَمَيتَ بِبَصَرِ قَلبِكَ نَحوَ ما يُوصَفُ لَكَ مِنها لَعَزَفَت (2)نَفسُكَ عَن بَدائِعِ ما أُخرِجَ إِلَى الدُّنيا مِن شَهَواتِها وَلَذَّاتِها ، وَزَخارِفِ مَناظِرِها ، وَلَذَهِلَت بِالفِكرِ فِي اصطِفاقِ أَشجارٍ غُيِّبَت عُرُوقُها فِي كُثبانِ المِسكِ عَلى سَواحِلِ أَنهارِها ، وَفِي تَعلِيقِ كَبائِسِ اللُّؤلُؤِ الرَّطبِ فِي عَسالِيجِها (3)وَأَفنانِها ، وَطُلُوعِ تِلكَ الثِّمارِ مُختَلِفَةً فِي غُلُفِ أَكمامِها (4)، تُجنى مِن غَيرِ تَكَلُّفٍ فَتَأتِي عَلى مُنيَةِ مُجتَنِيها، وَيُطافُ عَلى نُزّالِها فِي أَفنِيَةِ قُصُورِها بِالأَعسالِ المُصَفَّقَةِ ، وَالخُمُورِ المُرَوَّقَةِ .
قَومٌ لَم تَزَلِ الكَرامَةُ تَتَمادى بِهِم حَتّى حَلُّوا دارَ القَرارِ ، وَأَمِنُوا نُقلَةَ الأَسفارِ ، فَلَو شَغَلتَ قَلبَكَ أَيُّها المُستَمِعُ بِالوُصُولِ إِلى ما يَهجُمُ عَلَيكَ مِن تِلكَ المَناظِرِ المُونِقَةِ (5)، لَزَهَقَت نَفسُكَ شَوقا إِلَيها ، وَلَتَحَمَّلتَ مِن مَجلِسِي هَذا إِلى مُجاوَرَةِ أَهلِ القُبُورِ استِعجالاً بِها ، جَعَلَنا اللّهُ وَإِيّاكُم مِمَّن سَعى بِقَلبِهِ إِلى مَنازِلِ الأَبرارِ بِرَحمَتِهِ! (6).
1) .غرر الحكم : ح ۵۷۷۹ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۲۹۷ ح ۵۳۰۴ .
2) .عَزَفَت نفسي عن الدنيا: أي عافتها وكرهتها (النهاية : ج ۳ ص ۲۳۰ «عزف»).
3) .عساليجها : أغصانها (النهاية : ج ۳ ص ۲۳۸ «عسلج»).
4) .أكْمام : جمع كِمْ وهو غلاف الثمر والحبّ قبل أن يظهر (النهاية : ج ۴ ص ۲۰۰ «كمم») .
5) .الأَنَقَ : حُسْن المنظر وإعجابه إيّاك (لسان العرب : ج ۱۰ ص ۱۰ «أنق»).
6) .نهج البلاغة : الخطبة ۱۶۵ ، تنبيه الخواطر : ج ۱ ص ۶۸ وليس فيه ذيله من «فلو شغلت قلبك ...» ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۶۲ ح ۱۰۴.
۱۳.امام على عليه السلام :جان هايتان را به نعمت هاى بهشت ، مشتاق سازيد تا اين كه مرگ را دوست بداريد و از زندگى بيزار باشيد.۱۴.امام على عليه السلامـ در وصف بهشت ـ: اگر به آنچه از بهشت براى تو وصف مى شود ، با چشم دلت نظر افكنى ، بى گمان ، نفْس تو از خواهش ها و خوشى هاى دل انگيزى كه در دنيا پديد آورده شده ، و زيبايى هاى مناظر آن ، روى گردان خواهد شد ، و انديشه ات در صداى بر هم خوردن شاخسار درختانى متحيّر خواهد شد كه در كنار جويبارهاى بهشت در تپّه هايى از مُشك ، ريشه دوانيده اند و در خوشه هاى مرواريد تر و تازه اى كه بر شاخه هاى نازك و ستبر ، آويزان اند ، و در بر آمدن آن ميوه هاى گوناگون رنگارنگ از غلاف هاى شكوفه هايشان كه بى رنج ، چيده مى شوند و هر سان كه چيننده اش آرزو كند ، در دسترسش قرار مى گيرند . و براى بهشتيان در آستان كاخ هايشان ، عسل هاى مصفّا و باده هاى ناب ، گردانده مى شود.
بهشتيان ، مردمانى هستند كه كرامت [ خداوند ] ، پيوسته آنان را در بر مى گيرد تا آن كه در سراى ماندگارى فرود آيند و از نقل و انتقال سفرها آسوده گردند . پس تو ـ اى شنونده ـ ، اگر دل خويش را در رسيدن به آن مناظر زيبا و شگفت انگيز كه ناگهان بر تو هجوم مى آورند ، مشغول دارى ، از شوق آنها قالب تهى خواهى كرد و از همين مجلس من ، به همسايگىِ خفتگان در گورها ، رخت بر خواهى بست تا هر چه زودتر به آن مناظر ، دست يابى . خداوند به رحمت خويش ، ما و شما را از كسانى قرار دهد كه با دل خويش براى رسيدن به منزل هاى نيكوكاران مى كوشند. .
۱۵.عنه عليه السلام :سُبحانَكَ خالِقا وَمَعبُودا بِحُسنِ بَلائِكَ عِندَ خَلقِكَ . خَلَقتَ دارا وَجَعَلتَ فِيها مَأدُبةً : مَشرَبا وَمَطعَما وَأَزواجا وَخَدَما وَقُصُورا وَأَنهارا وَزُرُوعا وَثِمارا. ثُمَّ أَرسَلتَ داعِيا يَدعُو إِلَيها . فَلا الدّاعِيَ أَجابُوا ، وَلا فِيما رَغَّبتَ رَغِبُوا ، وَلا إِلى ما شَوَّقتَ إِلَيهِ اشتاقُوا . (1)... عن رسول اللّه(ص):عنه عليه السلامـ فِي صِفَةِ المُتَّقِينَ ـ: لَولا الأَجَلُ الَّذِي كَتَبَ اللّهُ عَلَيهِم لَم تَستَقِرَّ أَرواحُهُم فِي أَجسادِهِم طَرفَةَ عَينٍ ، شَوقا إِلَى الثَّوابِ ، وَخَوفا مِنَ العِقابِ . (2).
امام على عليه السلام :زِهى ، آفريدگار و معبودى كه به آفريدگان خويش ، نيكى ها كرده اى! سرايى را آفريدى و در آن ، سفره اى از نوشيدنى و خوردنى و زنان و خدمتكاران و كاخ ها و جويبارها و كشت ها و ميوه ها گستردى . سپس دعوتگرى را فرستادى تا به سوى آن بخواند ؛ امّا مردمان ، دعوت او را نپذيرفتند و به نعمت هايى كه ترغيبشان نمودى ، رغبت نشان ندادند و به آنچه تشويقشان كردى ، مشتاق نگشتند.امام على عليه السلامـ در توصيف پرهيزگاران ـ: اگر نبود اَجَلى كه خداوند براى آنان نوشته است ، از شوق پاداش و ترس از كيفر ، جان هايشان چشم بر هم زدنى در كالبدهايشان نمى مانْد . .
الإمام الباقر عليه السلام :سُئِلَ أَمِيرُ المُؤمِنِينَ عليه السلام عَنِ الإِيمانِ ، فَقالَ: إِنَّ اللّهَ عز و جل جَعَلَ الإِيمانَ عَلى أَربَعِ دَعائِمَ : عَلَى الصَّبرِ وَاليَقِينِ وَالعَدلِ وَالجِهادِ ، فَالصَّبرُ مِن ذَلِكَ عَلى أَربَعِ شُعَبٍ : عَلَى الشَّوقِ وَالإِشفاقِ وَالزُّهدِ وَالتَّرَقُّبِ ، فَمَنِ اشتاقَ إِلَى الجَنَّةِ سَلا (1)عَنِ الشَّهواتِ ، وَمَن أَشفَقَ مِنَ النّارِ رَجَعَ عَنِ المُحَرَّماتِ ، وَمَن زَهِدَ فِي الدُّنيا هانَت عَلَيهِ المُصِيباتُ ، وَمَن راقَبَ المَوتَ سارَعَ إِلَى الخَيراتِ . (2)الكافي عنهم عليهم السلام :فِيما وَعَظَ اللّهُ عز و جل بِهِ عِيسى عليه السلام : ... يَابنَ مَريَمَ ، لَو رَأَت عَينُكَ ما أَعدَدتُ لِأَولِيائِيَ الصّالِحِينَ ، ذابَ قَلبُكَ وَزَهَقَت نَفسُكَ شَوقا إِليَهِ ، فَلَيسَ كَدارِ الآخِرَةِ دارٌ تَجاوَرَ فِيها الطَّيِّبُونَ ، وَيَدخُلُ عَلَيهِم فِيها المَلائِكَةُ المُقَرَّبُونَ ، وَهُم مِمّا يَأتِي يَومَ القِيامَةِ مِن أَهوالِها آمِنُونَ ، دارٌ لا يَتَغَيَّرُ فِيها النَّعِيمُ وَلا يَزُولُ عَن أَهلِها .
يَابنَ مَريَمَ ، نافِسْ فِيها مَعَ المُتَنافِسِينَ ، فَإِنَّها أُمنِيَّةُ المُتَمَنِّينَ ، حَسَنَةُ المَنظَرِ . طُوبى لَكَ يَابنَ مَريَمَ إِن كُنتَ لَها مِنَ العامِلِينَ ، مَعَ آبائِكَ آدَمَ وَإِبراهِيمَ ، فِي جَنَّاتٍ وَنَعِيمٍ ، لا تَبغِي بِها بَدَلاً وَلا تَحوِيلاً ، كَذلِكَ أَفعَلُ بِالمُتَّقِينَ . (3)۶ / ۶تَمَثُّلُ الجَنَّةِصحيح البخاري عن أنس :صَلَّى لَنا النَّبِيُ صلى الله عليه و آله ثُمَّ رَقِيَ المِنبَرَ ، فَأَشارَ بِيَدَيهِ قِبَلَ قِبلَةِ المَسجِدِ ، ثُمَّ قالَ : لَقَد رَأَيتُ الآنَ مُنذُ صَلَّيتُ لَكُم الصَّلاةَ الجَنَّةَ وَالنّارَ ، مُمَثَّلَتَينِ فِي قِبلَةِ هَذا الجِدارِ ، فَلَم أَرَ كَاليَومِ فِي الخَيرِ وَالشَّرِّ ـ ثَلاثا ـ . (4).
1) .سلوتُ عنه : صَبَرتُ عنه (مجمع البحرين : ج ۲ ص ۸۷۴ «سلا») .
2) .الكافي : ج ۲ ص ۵۰ ح ۱ عن جابر ، نهج البلاغة : الحكمة ۳۱ ، الأمالي للمفيد : ص ۲۷۷ ح ۳ عن قبيصة بن جابر الأسدي ، الخصال: ص ۲۳۱ ح ۷۴ عن الأصبغ بن نباتة ، تحف العقول : ص ۱۶۴ كلّها من دون إسنادٍ إلى الإمام الباقر عليه السلام ، بحار الأنوار : ج ۶۸ ص ۳۴۸ ح ۱۷ .
3) .الكافي : ج ۸ ص ۱۳۱ ـ ۱۳۵ ح ۱۰۳ عن عليّ بن أسباط ، تحف العقول : ص ۴۹۷ ، بحار الأنوار : ج ۱۴ ص ۲۹۳.
4) .صحيح البخاري : ج ۱ ص ۲۶۱ ح ۷۱۶ و ج ۵ ص ۲۳۷۴ ح ۶۱۰۳ نحوه ، مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۵۱۵ ح ۱۳۷۲۰ ، كنز العمّال : ج ۱۱ ص ۴۱۰ ح ۳۱۹۱۸ .
امام باقر عليه السلام :از امير مؤمنان عليه السلام در باره ايمان پرسيدند . فرمود : «خداى عز و جل ، ايمان را بر چهارپايه نهاد : بر شكيب و يقين و داد و جهاد . شكيب نيز بر چهار شاخه است : شوق و ترس و زهد و انتظار . كسى كه مشتاق بهشت باشد ، در برابر شهوت ها شكيبايى مى كند . كسى كه از آتش بترسد ، از حرام ها دست مى دارد . كسى كه به دنيا زهد ورزد ، [ سختى ها و ] مصيبت ها بر او آسان مى شوند ، و كسى كه منتظر مرگ باشد ، در كارهاى نيك مى كوشد» .الكافىـ به نقل از اهل بيت عليهم السلام ـ: از اندرزهاى خداى عز و جل به عيسى عليه السلام اين بود كه : «... اى پسر مريم! اگر ديدگانت آنچه را كه براى دوستان شايسته ام آماده ساخته ام ، مى ديد ، از شوق ، دلت آب مى شد و جانت به لب مى آمد . هيچ سرايى ، چون سراى آخرت نيست . در آن جا همه پاكان جمع اند و فرشتگان مقرّب ، بر آنان وارد مى شوند و از هراس هاى قيامت ، در امان اند . سرايى است كه در آن ، نعمت ها به غير نعمت ، بدل نمى شوند و از اهل آن سراى ، زوال نمى يابند .
اى پسر مريم! براى چنين سرايى ، با ديگر كوشندگان ، به شوقْ در كوش ، كه آن ، آرزوى آرزومندان است و خوش منظر است . خوشا به حال تو ـ اى پسر مريم ـ ، اگر از عمل كنندگان براى آن باشى ، همراه با پدرانت ، آدم و ابراهيم ، در بهشت ها و نعمت هايى كه هرگز جايگزين و تغييرى براى آنها نخواهى خواست ! من با پرهيزگاران ، چنين مى كنم» .۶ / ۶مجسّم شدن بهشتصحيح البخارىـ به نقل از اَنَس ـ: با پيامبر صلى الله عليه و آله نماز جماعت خوانديم . سپس ايشان بر منبر رفت و با دستانش به سوى قبله مسجد اشاره كرد و آن گاه فرمود : «از آن گاه كه با شما نماز خواندم ، تاكنون ، بهشت و دوزخ را مى بينم كه در پهنه اين ديوار ، مجسّم شده اند . تا كنون روزى چنين ، در نيكى و بدى ، نديده ام» و اين را سه بار فرمود .
.
صحيح مسلم عن أنس :بَلَغَ رَسُولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَن أَصحابِهِ شَيءٌ ، فَخَطَبَ فَقالَ : عُرِضَت عَلَيَ الجَنَّةُ وَالنّارُ ، فَلَم أَرَ كَاليَومِ فِي الخَيرِ وَالشَّرِّ ، وَلَو تَعلَمُونَ ما أَعلَمُ لَضَحِكتُم قَلِيلاً وَلَبَكَيتُم كَثِيرا .
قالَ : فَما أَتى عَلى أَصحابِ رَسُولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَومٌ أَشَدُّ مِنهُ . قالَ : غَطَّوا رُؤُوسَهُم وَلَهُم خَنِينٌ (1). (2).
صحيح مسلمـ به نقل از اَنَس ـ: به پيامبر خدا صلى الله عليه و آله از يارانش چيزى رسيد . پس به خطبه ايستاد و فرمود : «بهشت و دوزخ بر من نمايان شدند . روزى چنين در نيك و بد ، نديده بودم . اگر آنچه را من مى دانم ، شما مى دانستيد ، هر آينه كمتر مى خنديديد و بيشتر مى گريستيد» .
بر ياران پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ، روزى سخت تر از آن روز نگذشت . آنان سرهايشان را پوشاندند و هق هق كنان گريستند. .
الفصل السابع: مبادئ دخول الجنّة۷ / ۱رَحمَةُ اللّهِالكتاب«وَأَمَّا الَّذِينَ ابْيَضَّتْ وُجُوهُهُمْ فَفِى رَحْمَةِ اللَّهِ هُمْ فِيهَا خَــلِدُونَ». (1)
«يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُم بِرَحْمَةٍ مِّنْهُ وَرِضْوَ نٍ وَجَنَّـتٍ لَّهُمْ فِيهَا نَعِيمٌ مُّقِيمٌ * خَــلِدِينَ فِيهَآ أَبَدًا إِنَّ اللَّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ». (2)
«وَ لَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ فِى الدُّنْيَا وَالْأَخِرَةِ لَمَسَّكُمْ فِى مَآ أَفَضْتُمْ فِيهِ عَذَابٌ عَظِيمٌ». (3)
الحديثرسول اللّه صلى الله عليه و آله :لا يَدخُلُ الجَنَّةَ رَجُلٌ إِلّا بِرَحمَةِ اللّهِ عز و جل . (4).
1) .آل عمران : ۱۰۷ .
2) .التوبة : ۲۱ .
3) .النور : ۱۴ .
4) .الاعتقادات : ص ۶۹ ، بحار الأنوار : ج ۷ ص ۲۵۱ ح ۹ ؛ صحيح البخاري : ج ۵ ص ۲۳۷۳ ح ۶۱۰۲ عن عائشة ، مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۱۰۴ ح ۱۱۴۸۶ ، المنتخب من مسند عبد بن حميد : ص ۲۸۱ ح ۸۹۲ ، مسند ابن الجعد : ص ۲۹۵ ح ۲۰۰۳ والثلاثة الأخير عن أبي سعيد الخدري وكلّها نحوه ، كنز العمّال : ج ۴ ص ۲۵۴ ح ۱۰۴۰۷ .
فصل هفتم: عوامل بهشتى شدن۷ / ۱رحمت خداقرآن«و امّا آنان كه رخسارهايشان سپيد است ، در رحمت خدايند و در آن ، جاويدان اند ».
«پروردگارشان ، آنان را به رحمتى از جانب خويش ، و خشنودى و باغ هايى كه در آنها نعمت هايى پايدار دارند ، مژده مى دهد . در آنها جاودانه و هميشگى خواهند بود . خداست كه نزد او ، پاداشى بزرگ است».
«و اگر فضل خدا و رحمت او در دنيا و آخرت بر شما نبود ، قطعا به عنوان آنچه در آن به دخالت پرداختيد ، به شما عذابى بزرگ مى رسيد».
حديثامام صادق(ع) فرمود:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هيچ كس به بهشت نمى رود ، مگر با رحمت خداى عز و جل .
.
صحيح مسلم عن أبي هريرة :إِنَّ النَّبِيَ صلى الله عليه و آله قالَ : ما مِن أَحَدٍ يُدخِلُهُ عَمَلُهُ الجَنَّةَ . فَقِيلَ : وَلا أَنتَ ، يا رَسُولَ اللّهِ ؟ قالَ : وَلا أَنَا ، إِلَا أَن يَتَغَمَّدَنِي رَبِّي بِرَحمَةٍ . (1)رسول اللّه صلى الله عليه و آله :قالَ اللّهُ تَبارَكَ وَتَعالى : لا يَتَّكِلُ العامِلُونَ عَلَى أَعمالِهِمُ الَّتِي يَعمَلُونَها لِثَوابِي ، فَإِنَّهُم لَوِ اجتَهَدُوا وَأَتعَبُوا أَنفُسَهُم (أَعمارَهُم) فِي عِبادَتي ، كانُوا مُقَصِّرِينَ غَيرَ بالِغِينَ فِي عِبادَتِهِم كُنهَ عِبادَتِي فِيما يَطلُبُونَ عِندِي مِن كَرامَتِي ، وَالنَّعِيمِ فِي جَنّاتِي ، وَرَفِيعِ الدَّرجاتِ العُلى فِي جِوارِي ، وَلَكِن بِرَحمَتِي فَليَثِقُوا، وَفَضلِي فَليَرجُوا ، وَإِلى حُسنِ الظَّنِّ بِي فَليَطمَئِنُّوا ، فَإِنَّ رَحمَتِي عِندَ ذَلِكَ تُدرِكُهُم ، وَمَنِّي يُبَلِّغُهُم رِضوانِي ، وَمَغفِرَتِي تُلبِسُهُم عَفوِي ، فَإِنِّي أَنا اللّهُ الرَّحمنُ الرَّحِيمُ وَبِذَلِكَ تَسَمَّيتُ . (2)عنه صلى الله عليه و آله :تَحاجَّتِ الجَنَّةُ وَالنّارُ ، فَقالَتِ النّارُ : أُوثِرتُ بِالمُتَكَبِّرِينَ وَالمُتَجَبِّرِينَ . وَقالَتِ الجَنَّةُ : ما لِي لا يَدخُلُنِي إِلّا ضُعَفاءُ النّاسِ وَسَقَطُهُم (3)؟! قالَ اللّهُ تَبارَكَ وَتَعالى لِلجَنَّةِ : أَنتِ رَحمَتِي ؛ أَرحَمُ بِكِ مَن أَشاءُ مِن عِبادِي ، وَقالَ لِلنّارِ : إِنَّما أَنتِ عَذابِي ؛ أُعَذِّبُ بِكِ مَن أَشاءُ مِن عِبادِي ، وَلِكُلِّ واحِدَةٍ مِنهُما مَلَؤُها . (4)عنه صلى الله عليه و آله :إِنَّ اللّهَ تَعالى خَلَقَ الرَّحمَةَ يَومَ خَلَقَها مِئَةَ رَحمَةٍ ، فَأَمسَكَ عِندَهُ تِسعا وَتِسعِينَ رَحمَةً وَأَرسَلَ فِي خَلقِهِ كُلِّهِم رَحمَةً واحِدَةً ، فَلَو يَعلَمُ الكافِرُ بِكُلِّ الَّذِي عِندَ اللّهِ مِنَ الرَّحمَةِ لَم يَيأَس مِنَ الجَنَّةِ ، وَلَو يَعلَمُ المُؤمِنُ بِكُلِّ الَّذِي عِندَ اللّهِ مِنَ العَذابِ لَم يَأمَن مِنَ النّارِ . (5).
1) .صحيح مسلم : ج ۴ ص ۲۱۶۹ ح ۷۲ ، مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۲۱۷ ح ۸۳۳۸ ، المعجم الكبير : ج ۷ ص ۳۰۹ ح ۷۲۲۱ عن شريك بن طارق ، كنز العمّال : ج ۱ ص ۲۵۳ ح ۱۲۷۷ ؛ الأمالي للسيّد المرتضى : ج ۲ ص ۲۰ ، بحار الأنوار : ج ۷ ص ۱۱ .
2) .الكافي : ج ۲ ص ۷۱ ح ۱ ، الأمالي للطوسي : ص ۲۱۲ ح ۳۶۸ ، كنز الفوائد : ج ۱ ص ۲۲۳ ، التمحيص : ص ۵۷ ح ۱۱۵ كلّها عن أبي عبيدة الحذّاء عن الإمام الباقر عليه السلام ، عدّة الداعي : ص ۲۲۳ ، مشكاة الأنوار : ص ۵۴۰ ح ۱۸۱۳ كلاهما عن الإمام الباقر عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله وكلّها نحوه ، بحار الأنوار : ج ۷۰ ص ۳۸۵ ح ۴۵.
3) .سَقَطُهُم : أراذِلُهم وأدْوانُهم (النهاية : ج ۲ ص ۳۷۸ «سقط»).
4) .صحيح البخاري : ج ۴ ص ۱۸۳۶ ح ۴۵۶۹ و ج ۶ ص ۲۷۱۱ ح ۷۰۱۱ ، صحيح مسلم : ج ۴ ص ۲۱۸۶ ح ۳۴ ، مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۱۱۰ ح ۷۷۲۲ ، الأدب المفرد : ص ۱۶۸ ح ۵۵۴ كلّها عن أبي هريرة والأربعة الأخيرة نحوه وراجع : سنن الترمذي : ج ۴ ص ۶۹۴ ح ۲۵۶۱.
5) .صحيح البخاري : ج ۵ ص ۲۳۷۴ ح ۶۱۰۴ ، المعجم الأوسط : ج ۵ ص ۷۴ ح ۴۷۱۱ كلاهما عن أبي هريرة ، كنز العمّال : ج ۴ ص ۲۵۱ ح ۱۰۳۹۲ .
صحيح مسلمـ به نقل از ابو هريره ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «هيچ كس نيست كه كردارش او را به بهشت برد» .
گفته شد : حتّى شما ، اى پيامبر خدا؟
فرمود : «حتّى من ، مگر آن كه رحمت پروردگارم مرا در بر گيرد» .۱.قال الرضا(ع):پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خداى بزرگ و والا فرمود : «آنان كه براى پاداش من كار مى كنند ، نبايد به كردارهاى خويش تكيه كنند ؛ زيرا اگر همه عمرشان را در عبادت من بكوشند و خويشتن را به زحمت اندازند ، باز تقصير كرده اند و در عبادتشان به عمق بندگى من ، و كرامت من و نعمت هاى باغ هاى بهشتم و درجات بلند در جوارم كه از من مى طلبند ، نمى رسند ؛ بلكه تنها به رحمت من بايد اعتماد كنند و به فضل من ، اميد داشته باشند و به گمان نيك داشتن به من ، دل ببندند . در اين صورت است كه رحمتم به ايشان مى رسد ، و لطفم ، آنان را به خشنودى ام مى رساند ، و آمرزشم جامه گذشتم را بر ايشان مى پوشاند ؛ چرا كه من خداى مهرگستر مهربانم و بدين ناميده شده ام» .۲.عن الباقر(ع) قال:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بهشت و دوزخ با يكديگر به گفتگو پرداختند . دوزخ گفت : من به بزرگان و پادشاهان ، اختصاص داده شده ام .
بهشت گفت : من چه ، كه جز مردمان بينوا و فرودست ، واردم نمى شوند؟!
خداى بزرگ و والا ، به بهشت فرمود : «تو رحمت من هستى . با تو بر هر كس از بندگانم كه بخواهم ، رحم مى آورم» و به دوزخ فرمود : «تو عذاب من هستى . با تو هر يك از بندگانم را كه بخواهم ، عذاب مى كنم» .
هر دوى آنها پُر مى شوند .۳.قلت لأبى جعفر(ع):پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خداى بلندمرتبه ، روزى كه رحمت را آفريد ، آن را صد رحمت آفريد . پس نود و نُه رحمت را نزد خود نگه داشت و يك رحمت را براى همه مخلوقاتش فرستاد . بنا بر اين ، اگر كافر از همه رحمتى كه نزد خداست ، آگاه بود ، از بهشتْ نوميد نمى شد و اگر مؤمن از همه عذابى كه نزد خداست ، آگاه بود ، خود را از آتشْ در امان نمى پنداشت . .
عنه صلى الله عليه و آله :سُبحانَ الَّذِي فِي الجَنَّةِ رَحمَتُهُ . (1)الإمام عليّ عليه السلام :تَاللّهِ لَوِ انماثَت (2)قُلُوبُكُمُ انمِياثا ، وَسالَت مِن رَهبَةِ اللّهِ عُيُونُكُم دَما ، ثُمَّ عُمِّرتُم عُمُرَ الدُّنيا عَلَى أَفضَلِ اجتِهادٍ وَعَمَلٍ ، ما جَزَت أَعمالُكُم حَقَّ نِعمَةِ اللّهِ عَلَيكُم ، وَلا استَحقَقتُمُ الجَنَّةَ بِسِوى رَحمَةِ اللّهِ وَمَنِّهِ عَلَيكُم . (3)الإمام زين العابدين عليه السلامـ مِن دُعائِهِ فِي الشُّكرِ ـ: فَسُبحانَكَ! ما أَبْيَنَ كَرَمَكَ فِي مُعامَلَةِ مَن أَطاعَكَ أَو عَصاكَ ... وَلَو كافَأتَ المُطِيعَ عَلى ما أَنتَ تَوَلَّيتَهُ لَأَوشَكَ أَن يَفقِدَ ثَوابَكَ ، وَأَن تَزُولَ عَنهُ نِعمَتُكَ ، وَلَكِنَّكَ بِكَرَمِكَ جازَيتَهُ عَلَى المُدَّةِ القَصِيرَةِ الفانِيَةِ بِالمُدَّةِ الطَّوِيلَةِ الخالِدَةِ ، وَعَلَى الغايَةِ القَرِيبَةِ الزّائِلَةِ بِالغايَةِ المَدِيدَةِ الباقِيَةِ . (4)الإمام الباقر عليه السلام :إِنَّ الرَّبَّ تَبارَكَ وَتَعالى يَقُولُ : اُدخُلُوا الجَنَّةَ بِرَحمَتِي ، وَانجُوا مِنَ النّارِ بِعَفوِي ، وَتَقَسَّمُوا الجَنَّةَ بِأَعمالِكُم ، فَوَعِزَّتِي لَأُنزِلَنَّكُم دارَ الخُلُودِ وَدارَ الكَرامَةِ .
فَإِذا دَخَلُوها صارُوا عَلى طُولِ آدَمَ سِتِّينَ ذِراعا ، وَعَلى مَلَدِ (5)عِيسَى ثَلاثا وَثَلاثِينَ سَنَةً ، وَعَلى لِسانِ مُحَمَّدٍ العَرَبِيَّةِ ، وَعَلى صُورَةِ يُوسُفَ فِي الحُسنِ ، ثُمَّ يَعلُو وُجُوهَهُمُ النُّورُ ، وَعَلى قَلبِ أَيُّوبَ فِي السَّلامَةِ مِن الغِلِّ . (6).
1) .الإقبال : ج ۲ ص ۵۶ عن ابن مسعود ، المصباح للكفعمي : ص ۸۷۶ ، الدروع الواقية : ص ۱۱۲ عن الإمام الصادق عليه السلام ، البلد الأمين : ص ۶۱ عن الإمام العسكري عليه السلام نحوه ، بحار الأنوار : ج ۸۶ ص ۱۷۶ ح ۴۵ ؛ الدعاء للطبراني : ص ۲۷۴ ح ۸۷۶ ، المعجم الكبير : ج ۱۰ ص ۲۲۸ ح ۱۰۵۵۴ ، المصنّف لابن أبي شيبة : ج ۷ ص ۱۳۳ ح ۱ كلّها عن ابن مسعود ، كنز العمّال : ج ۵ ص ۷۵ ح ۱۲۱۱۱.
2) .مَاثَ المِلحَ في الماء : أذَابَهُ ، وكذلك الطين، وَقَد انْمَاثَ (لسان العرب : ج ۲ ص ۱۹۲ «ميث») .
3) .مصباح المتهجّد : ص ۶۶۴ ح ۷۳۰ عن عبد اللّه بن جندب عن أبيه ، فتح الأبواب : ص ۱۶۹ ، بحار الأنوار : ج ۹۱ ص ۱۰۰ ح ۴ وراجع : كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۱ ص ۵۲۰ ح ۱۴۸۴.
4) .الصحيفة السجّاديّة : ص ۱۴۴ الدعاء ۳۷ ، المصباح للكفعمي : ص ۵۴۵ .
5) .المَلَدْ : الشَبابُ ونَعْمَتُه (لسان العرب : ج ۳ ص ۴۱۰ «ملد»).
6) .الاختصاص : ص ۳۵۶ عن جابر ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۲۱۸ ح ۲۰۷.
... ثم قال لى رسول اللّه(ص):پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پاكا خدايى كه رحمتش در بهشت است !... فامّا ما اقلت:امام على عليه السلام :به خدا سوگند كه اگر دل هايتان يكسره آب شود و از ترس خدا چشمانتان خون ببارد ، سپس به اندازه عمر دنيا عمر كنيد و در همه عمر ، برترين كار و كوشش را به جاى آوريد ، كارهاى شما حقّ نعمت هايى را كه خدا به شما ارزانى داشته ، ادا نمى كند و سزاوار بهشت نمى شويد ، جز با رحمت خدا و نعمتش بر شما .امام زين العابدين عليه السلامـ از دعاى ايشان در شكرگزارى ـ: پاكا تو! وه كه چه آشكار است بزرگوارى تو در رفتار با آن كه فرمانت مى برد يا نافرمانى ات مى كند ... ! اگر فرمان بردار را به مقتضاى كردارش ـ كه تو خود ، عهده دار آن بوده اى ـ پاداش مى دادى ، ديرى نمى پاييد كه پاداشِ تو را از دست مى داد و نعمت تو از او زايل مى گشت ؛ ليكن تو به بزرگوارى خويش ، در برابر عمرى كوتاه و فانى [ كه عبادتت كرد ] ، عمرى دراز و جاويدان ، و به ازاى مقصدى نزديك و به سرآمدنى ، مقصدى گسترده و ماندگار ، پاداشش دادى.۱.عبد الواحد آمُدي در غرر الحكم از امام على حديثى آامام باقر عليه السلام :پروردگار بزرگ و والا ، مى فرمايد : «با رحمت من ، به بهشت وارد شويد و با بخشايش من ، از آتش برهيد و با كردارهايتان ، بهشت را قسمت كنيد . به عزّتم سوگند كه شما را در سراى جاودانگى و خانه كرامت ، جاى مى دهم» .
و آن گاه كه به بهشت وارد مى شوند ، به قامتِ آدمى شصت گزند و چونان عيسى ، سى و سه ساله اند و به زبان محمّد ، عربى ، سخن مى گويند و به زيبايىِ يوسف اند . آن گاه نور ، چهره هايشان را فرو مى گيرد ، در حالى كه دل هايشان چونان دل ايّوب ، از كينه صاف است . .
۷ / ۲العَقلُ۳.سليمان بن ابراهيم قندوزى حنفى(م ۱۲۲۰ق) پس از نقلرسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ فِي وَصِيَّتِهِ لِعَلِيٍ عليه السلام ـ: اَلعَقلُ مَا اكتُسِبَت بِهِ الجَنَّةُ ، وطُلِبَ بِهِ رِضَى الرَّحمنِ . (1)۴.مستدرك سفينة البحار و إحقاق الحقّ از ابن عبّاس ازعنه صلى الله عليه و آله :كَم مِن عاقِلٍ عَقَلَ عَنِ اللّهِ أَمرَهُ ، وهُوَ حَقيرٌ عِندَ النّاسِ ذَميمُ المَنظَرِ يَنجُو غَدا! وكَم مِن ظَرِيفِ اللِّسانِ جَميلِ المَنظَرِ عِندَ النّاسِ يَهلِكُ غَدا فِي القِيامَةِ! (2)امام على(ع) شبى دستم را گرفت و به سوى بقيع برد، فربيع الأبرار عن أنس :قِيلَ : يا رَسُولَ اللّهِ، الرَّجُلُ يَكُونُ حَسَنَ العَقلِ كَثِيرَ الذُّنُوبِ؟ قالَ : ما مِن آدَمِيٍ إلّا ولَهُ ذُنُوبٌ وَخَطايا يَقتَرِفُها، فَمَن كانَت سَجِيَّتُهُ العَقلَ وغَرِيزَتُهُ اليَقينَ لَم تَضُرُّهُ ذُنوبُهُ. قيلَ : كَيفَ ذلِكَ يا رَسُولَ اللّهِ؟ قالَ : لِأَنَّهُ كُلَّما أخطَأَ لَم يَلبَث أَن تَدارَكَ ذلِكَ بِتَوبَةٍ وَنَدامَةٍ عَلى ما كانَ مِنهُ، فَيَمحُو ذُنُوبَهُ، ويَبقى لَهُ فَضلٌ يَدخُلُ بِهِ الجَنَّة. (3).
1) .كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۴ ص ۳۶۹ ح ۵۷۶۲ عن حمّاد بن عمرو وأنس بن محمّد عن أبيه جميعا عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، مكارم الأخلاق : ج ۲ ص ۳۳۲ ح ۲۶۵۶ عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، تنبيه الخواطر : ج ۱ ص ۱ ، بحار الأنوار : ج ۷۷ ص ۵۹ ح ۳.
2) .الأمالي للطوسي : ص ۳۹۳ ح ۸۶۸ عن ابن عمر ، تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۱۷۲ ، بحار الأنوار : ج ۷۰ ص ۲۹۰ ح ۲۶ ؛ ذيل تاريخ بغداد : ج ۵ ص ۴۵ الرقم ۱۱۵۶ ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۱۵۴ ح ۵۹۴۰ نقلاً عن شعب الإيمان و كلاهما عن ابن عمر .
3) .ربيع الأبرار : ج ۳ ص ۱۳۷ ، شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد : ج ۲۰ ص ۴۰ ؛ تنبيه الخواطر : ج ۱ ص ۶۲ وليس فيه ذيله .
۷ / ۲خِرَد۷.سليمان بن ابراهيم حنفى از امام حسين(ع):پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در سفارش هايش به امام على عليه السلام ـ: خِرَد ، آن چيزى است كه با آن ، بهشت به دست مى آيد و به آن ، خشنودى خداى مهربان ، طلب مى شود.۸.سليمان بن ابراهيم حنفى مى گويد:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اى بسا خردمندِ خداشناسى كه در نزد مردم ، خُرد و زشت روى است ؛ امّا فردا[ ى قيامت ] نجات مى يابد! و اى بسا شيرين گفتار خوب روى در نزد مردم كه فرداى قيامت ، هلاك مى شود!۱.ربيع الأبرارـ به نقل از اَنَس ـ: گفته شد : اى پيامبر خدا ! آيا مى شود كه مردى خوش خِرَد ، امّا پرگناه باشد؟
فرمود : «هيچ آدمى نيست ، مگر آن كه مرتكب گناه و خطا مى شود . پس ، آن كه سرشتى با خِرَد و نهادى توأم با يقين داشته باشد ، گناهانش به او گزندى نمى رسانند» .
گفته شد : چگونه ، اى پيامبر خدا؟
فرمود : «زيرا هر بار كه گناهى كند ، بى درنگ ، با توبه و پشيمانى از كردارش ، آن را جبران مى كند . پس گناهش پاك مى شود و برايش فضيلتى مى ماند كه به سبب آن به بهشت مى رود» .
.
۱.الإمام عليّ عليه السلام :لَقَد سَبَقَ إلى جَنّاتِ عَدنٍ أَقوامٌ ما كانُوا أَكثَرَ النّاسِ لا صَوما ولا صَلاةً ولا حَجّا وَلا اعتِمارا، وَلكِنَّهُم عَقَلوا عَنِ اللّهِ مَواعِظَهُ. (1)۱.بخشى از خطبه اول امام على(ع) موسوم به «في اخلاص االإمام الصادق عليه السلام :مَن كانَ عاقِلاً خُتِمَ لَهُ بِالجَنَّةِ إِن شاءَ اللّهُ. (2)۲.بخشى از سخنان امام صادق(ع) تحت عنوان «صفة الخروجالكافي عن محمّد بن عبد الجبّار عن بعض أصحابنا رفعه إلى الإمام الصّادق عليه السلام :قُلتُ لَهُ : مَا العَقلُ؟ قالَ : ما عُبِدَ بِهِ الرَّحمنُ وَاكتُسِبَ بِهِ الجِنانُ. قالَ : قُلتُ : فَالَّذي كانَ فِي مُعاويَةَ؟ فَقالَ : تِلكَ النَّكراءُ، تِلكَ الشَّيطَنَةُ، وَهِيَ شَبيهَةٌ بِالعَقلِ وَلَيسَت بِالعَقلِ. (3)۷ / ۳العِلمُ وَالحِكمَةُرسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن أَحَبَّ العِلمَ وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ. (4)۱.امام على(ع) در عهدنامه مالك اشتر:عنه صلى الله عليه و آله :إِذا كانَ يَومُ القِيامَةِ جَمَعَ اللّهُ العُلَماءَ فَقالَ : إِنِّي لَم أَستَودِع حِكمَتِي قُلُوبَكُم وَأَنا أُرِيدُ أَن أُعَذِّبَكُم ، اُدخُلُوا الجَنَّةَ . (5)عنه صلى الله عليه و آله :مَن سَلَكَ طَرِيقا يَطلُبُ فِيهِ عِلما سَلَكَ اللّهُ بِهِ طَرِيقا إِلى الجَنَّةِ . (6).
1) .تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۲۱۳ ؛ الفردوس : ج ۴ ص ۳۶۰ ح ۷۰۳۵ ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۱۴۹ ح ۵۹۱۶ .
2) .ثواب الأعمال : ص ۲۹ ح ۱ عن الفضل بن عثمان ، بحار الأنوار : ج ۱ ص ۹۱ ح ۱۹.
3) .الكافي : ج ۱ ص ۱۱ ح ۳ ، معاني الأخبار : ص ۲۳۹ ح ۱ ، المحاسن : ج ۱ ص ۳۱۰ ح ۶۱۳ ، بحار الأنوار : ج ۱ ص ۱۱۶ ح ۸ .
4) .جامع الأخبار : ص ۱۱۰ ح ۱۹۵ عن الإمام عليّ عليه السلام ، بحار الأنوار : ج ۱ ص ۱۷۸ ح ۶۰ .
5) .كنز العمّال : ج ۱۰ ص ۱۷۲ ح ۲۸۸۹۴ نقلاً عن تاريخ ابن عساكر عن أبي اُمامة وواثلة ، تفسير الآلوسي : ج ۲۸ ص ۲۹ عن ابن مسعود نحوه .
6) .الكافي : ج ۱ ص ۳۴ ح ۱ عن القدّاح عن الإمام الصادق عليه السلام ، الأمالي للصدوق : ص ۱۱۶ ح ۹۹ عن عبد اللّه بن ميمون عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، بحار الأنوار : ج ۱ ص ۱۶۴ ح ۲ ؛ سنن ابي داوود : ج ۳ ص ۳۱۷ ح ۳۶۴۱ ، مسند ابن حنبل : ج ۸ ص ۱۶۷ ح ۲۱۷۷۴ كلاهما عن أبي الدرداء ، كنز العمّال : ج ۱۰ ص ۱۴۶ ح ۲۸۷۴۶.
امام على عليه السلام :كسانى به سوى بهشت هاى جاويدان شتافتند كه نه در روزه و نه در نماز و نه در حج و نه در عمره ، بالاترينِ مردم نبودند ؛ بلكه اندرزهاى خدا را به گوش خِرَد نيوشيدند .۲.سخنان امام صادق(ع) در «صفة الخروج من الايمان»:امام صادق عليه السلام :كسى كه خردمند باشد ، به خواست خدا ، عاقبت به بهشت مى رود .الكافىـ به نقل از محمّد بن عبد الجبّار ، از يكى از شيعيان ، در حديثى كه سند آن را به امام صادق عليه السلام رسانده است ـ: به امام صادق عليه السلام گفتم : خِرَد چيست؟
فرمود : «آن چيزى كه خداى مهربان ، بِدان عبادت و بهشت به دست آورده مى شود» .
گفتم : پس آنچه در معاويه بود [ ، چه بود ]؟
فرمود : «آن ، خباثت است . آن ، شيطنت است . آن ، شبيه خِرَد است ؛ امّا خِرَد نيست» .۷ / ۳دانش و فرزانگىپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس دوستدار دانش باشد ، بهشت بر او واجب مى شود.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :چون روز قيامت شود ، خداوند ، دانشمندان را گرد مى آورد و مى فرمايد : «من حكمت (فرزانگى) خويش را در دل هاى شما ننهادم كه بخواهم عذابتان كنم . به بهشت وارد شويد» .۴.سخنان امام صادق(ع)، نثر الدرر:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس براى طلب دانشى گام در راهى نهد ، خداوند ، او را به بهشت مى برد .
.
عنه صلى الله عليه و آله :مَن سَلَكَ طَرِيقا يَلتَمِسُ فِيهِ عِلما سَهَّلَ اللّهُ لَهُ بِهِ طَرِيقا إِلى الجَنَّةِ . (1)عنه صلى الله عليه و آله :ما مِن رَجلٍ يَعلَمُ كَلِمَةً أَو كَلِمَتَينِ أَو ثَلاثا أَو أَربعا أَو خَمسا ، مِمّا فَرَضَ اللّهُ عز و جلفَيَتَعَلَّمُهُنَّ وَيُعَلِّمُهُنَّ إِلّا دَخَلَ الجَنَّةَ . (2)۵.سخنان امام حسن عسكرى(ع)، قصار ۲:عنه صلى الله عليه و آله :مَن حَفِظَ عَلى أُمَّتِي أَربَعِينَ حَدِيثا يَنفَعُهُمُ اللّهُ عز و جلبِها ، قِيلَ لَهُ : أُدخُل مِن أَيِ أَبوابِ الجَنَّةِ شِئتَ . (3)عنه صلى الله عليه و آله :مَن أَدّى إِلى اُمَّتِي حَدِيثا يُقامُ بِهِ سُنَّةٌ أَو يُثلَمُ بِهِ بِدعَةٌ ، فَلَهُ الجَنَّةُ . (4)عنه صلى الله عليه و آله :تَعَلَّمُوا العِلمَ فَإِنَّ تَعَلُّمَهُ حَسَنَةٌ، وَمُدارَسَتَهُ تَسبِيحٌ، وَالبَحثُ عَنهُ جِهادٌ، وتَعلِيمَهُ مَن لا يَعلَمُهُ صَدَقَةٌ، وَبَذلَهُ لِأَهلِهِ قُربَةٌ، لِأَنَّهُ مَعَالِمُ الحَلالِ وَالحَرامِ، وَسالِكٌ بِطالِبِهِ سَبِيلَ الجَنَّةِ، وَهوَ أَنِيسٌ فِي الوَحشَةِ، وصاحِبٌ فِي الوَحدَةِ، وَدَلِيلٌ عَلَى السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ، وَسِلاحٌ عَلَى الأَعدَاءِ، وَزَينٌ لِلأَخِلَاءِ، يَرفَعُ اللّهُ بِهِ أَقواما يَجَعلُهُم فِي الخَيرِ أئِمَّةً يُقتَدى بِهِم، تُرمَقُ أعمالُهُم، وتُقتَبَسُ آثارُهُم، وَتَرغَبُ المَلائِكَةُ فِي خُلَّتِهِم، يَمسَحونَهُم في صَلاتِهِم بِأَجنِحَتِهِم، ويَستَغفِرُ لَهُم كُلُّ شَيءٍ حَتَّى حِيتَانُ البُحُورِ وَهَوامُّها، وَسِباعُ البَرِّ وَأَنعامُها، لِأَنَّ العِلمَ حَياةُ القُلوبِ، وَنُورُ الأَبصارِ مِنَ العَمى، وَقُوَّةُ الأَبدَانِ مِنَ الضَّعفِ، يُنزِلُ اللّهُ حامِلَهُ مَنازِلَ الأَخيارِ، وَيَمنَحُهُ مَجالِسَ الأَبرارِ فِي الدُّنيا وَالآخِرَةِ، بِالعِلمِ يُطاعُ اللّهُ وَيُعبَدُ، وَبِالعِلمِ يُعرَفُ اللّهُ ويُؤخَذُ، وَبِالعِلمِ تُوصَلُ الأَرحَامُ، وبِهِ يُعرَفُ الحَلالُ وَالحَرامُ، وَالعِلمُ إِمامُ العَمَلِ وَالعَمَلُ تابِعُهُ، يُلهِمُهُ اللّهُ السُّعَداءَ وَيَحرِمُهُ الأَشقِياءَ. (5).
1) .صحيح مسلم : ج ۴ ص ۲۰۷۴ ح ۳۸ ، سنن الترمذي : ج ۵ ص ۲۸ ح ۲۶۴۶ ، سنن الدارمي : ج ۱ ص ۱۰۵ ح ۳۵۰ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۱ ص ۱۶۵ ح ۳۰۰ ، سنن ابي داوود : ج ۳ ص ۳۱۷ ح ۳۶۴۳ كلّها عن أبي هريرة ، سنن ابن ماجة : ج ۱ ص ۸۱ ح ۲۲۳ عن أبي الدرداء وكلاهما نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۰ ص ۱۳۹ ح ۲۸۶۹۹ ؛ منية المريد : ص ۱۰۴.
2) .حلية الأولياء : ج ۲ ص ۱۵۹ ، فتح الباري : ج ۱ ص ۲۱۵ ، تاريخ دمشق : ج ۶۷ ص ۳۲۹ ح ۱۳۶۱۱ ، كنز العمّال : ج ۱۰ ص ۱۶۶ ح ۲۸۸۶۱ نقلاً عن ابن النجّار وكلّها عن أبي هريرة.
3) .حلية الأولياء : ج ۴ ص ۱۸۹ عن عبد اللّه بن مسعود ، كنز العمّال : ج ۱۰ ص ۲۲۵ ح ۲۹۱۸۶.
4) .منية المريد : ص ۳۷۱ ، جامع الأخبار : ص ۵۱۱ ح ۱۴۳۰ نحوه ، بحار الأنوار : ج ۲ ص ۱۵۲ ح ۴۳ ؛ حلية الأولياء : ج ۱۰ ص ۴۴ عن ابن عبّاس ، كنز العمّال : ج ۱۰ ص ۱۵۸ ح ۲۸۸۱۵.
5) .الخصال : ص ۵۲۲ ح ۱۲ عن الإمام عليّ عليه السلام ، تحف العقول : ص ۲۸ ، الأمالي للصدوق : ص ۷۱۳ ح ۹۸۲ عن الأصبغ بن نباتة عن الإمام عليّ عليه السلام ، روضة الواعظين : ص ۱۳ عن الإمام عليّ عليه السلام وكلّها نحوه ، بحار الأنوار : ج ۱ ص ۱۶۶ ح ۷ .
حدثنا محمد بن موسى بن المتوكل - رحمه اللّه - قال:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس براى جستجوى دانشى گام در راهى نهد ، خداوند بِدان وسيله راه بهشت را برايش هموار مى كند .يونس بن ظبيان گويد كه حضرت صادق(ع) فرمودپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هيچ مردى نيست كه يك كلمه يا دو كلمه يا سه يا چهار و يا پنج كلمه از آنچه خداى عز و جلواجب كرده است ، بداند و آنها را بياموزد و به ديگران آموزش دهد ، مگر آن كه به بهشت مى رود .پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس چهل حديث براى امّت من نگهدارى كند كه خداوند به واسطه آنها امّتم را سود رساند ، به او گفته مى شود : از هر درِ بهشت كه مى خواهى ، وارد شو.اين حديث با سند صحيح در تفسير على بن ابراهيم آمدهپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس به امّتم حديثى برساند كه با آن ، سنّتى برپا شود يا بدعتى در هم شكسته شود ، جايش بهشت است .پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :دانش بياموزيد ؛ چرا كه آموختن دانش ، كار نيك است و مباحثه اش ، تسبيح [ خدا ] و جستجو كردن آن ، جهاد و آموختنش به كسى كه آن را نمى داند ، صدقه و بخشيدنش به اهل آن ، مايه نزديكى [ به خدا ] ؛ زيرا دانش ، وسيله شناخت حلال و حرام است و جوينده خود را به راه بهشت مى برد و همدم بى كسى و يار تنهايى و راه نما در خوشى و ناخوشى ، و حربه اى در برابر دشمنان ، و زيور دوستان است .
خداوند به سبب دانش ، مردمانى را بالا مى برد و آنان را در خوبى ها پيشوا قرار مى دهد و ديگران به آنان اقتدا مى كنند و به كارهاى آنان مى نگرند و از رفتارشان الگو مى گيرند و فرشتگان به دوستى با آنان مشتاق مى شوند و در نمازشان بال هاى خود را بر سر ايشان مى كشند و همه موجودات ، حتّى ماهيان و خزندگان درياها و درندگان و چرندگان بيابان ، برايشان آمرزش مى طلبند ؛ چرا كه دانش ، مايه حيات دل ها ، و روشنايى ديدگان در برابر كورى ، و نيروى بدن ها در برابر ناتوانى است . خداوند ، دارنده دانش را در دنيا و آخرت در جايگاه خوبان جاى مى دهد و مجالست با نيكان را ارزانى اش مى دارد .
در سايه دانش است كه خدا فرمانبرى و بندگى مى شود و با دانش است كه خدا شناخته و دريافت مى شود . با دانش است كه صله ارحام مى شود . با دانش است كه حلال و حرام ، شناخته مى شوند . دانش ، راهبر كردار است و كردار ، پيرو آن است . خداوند ، دانش را به نيك بختان عطا كند و شوربختان را از آن ، محروم سازد ! .
عنه صلى الله عليه و آله :طَلَبُ العِلمِ فَرِيضَةٌ عَلى كُلِّ مُسلِمٍ، فَاطلُبُوا العِلمَ في مَظَانِّهِ (1)، وَاقتَبِسُوهُ مِن أَهلِهِ، فَإِنَّ تَعَلَّمَهُ للّهِِ حَسَنَةٌ، وطَلَبَهُ عِبادَةٌ، والمُذاكَرَةَ فِيهِ تَسبيحٌ، وَالعَمَلَ بِهِ جِهادٌ، وتَعلِيمَهُ مَن لا يَعلَمُهُ صَدَقَةٌ، وبَذَلَهُ لِأَهلِهِ قُربَةٌ إلَى اللّهِ تَعالى، لِأَنَّهُ مَعالِمُ الحَلالِ وَالحَرامِ، وَمَنارُ سُبُلِ الجَنَّةِ، والمُؤنِسُ فِي الوَحشَةِ، وَالصَّاحِبُ فِي الغُربَةِ وَالوَحدَةِ، وَالمُحَدِّثُ فِي الخَلوَةِ، وَالدَّلِيلُ فِي السَّرّاءِ وَالضَّرّاءِ، والسِّلاحُ عَلَى الأَعدَاءِ، وَالزَّينُ عِندَ الأَخِلَاءِ.
يَرفَعُ إلَيهِ أَقوَاما فَيَجعَلُهُم فِي الخَيرِ قادَةً، تُقتبَسُ آثارُهُم، ويُهتَدى بِفِعالِهِم، وَيُنتَهى إِلى آرائِهِم، تَرغَبُ المَلائِكَةُ في خُلَّتِهِم، وَبِأَجنِحَتِها تَمَسُّهُم، وَفي صَلاتِها تُبارِكُ عَلَيهِم، يَستَغفِرُ لَهُم كُلُّ رَطبٍ ويابِسٍ ، حَتّى حِيتَانُ البَحرِ وَهَوامُّهُ، وَسِباعُ البَرِّ وَأنعَامُهُ.
إِنَّ العِلمَ حَياةُ القُلُوبِ مِنَ الجَهلِ، وَضِياءُ الأَبصارِ مِنَ الظُّلمَةِ، وَقُوَّةُ الأَبدانِ مِنَ الضَّعفِ، يَبلُغُ بِالعَبدِ مَنازِلَ الأَخيارِ، ومَجالِسَ الأَبرارِ، وَالدَّرَجاتِ العُلى فِي الدُّنيا وَالآخِرَةِ، اَلذِّكرُ فِيهِ يَعدِلُ بِالصِّيامِ، وَمُدارَسَتُهُ بِالقِيامِ، بِهِ يُطاعُ الرَّبُّ ويُعبَدُ، وبِهِ تُوصَلُ الأَرحامُ، ويُعرَفُ الحَلالُ مِنَ الحَرامِ، اَلعِلمُ إمامُ العَمَلِ وَالعَمَلُ تابِعُهُ، يُلهَمُ بِهِ السُّعَداءُ ، وَيُحرَمُهُ الأَشقِياءُ، فَطُوبى لِمَن لَم يَحرِمهُ اللّهُ مِنهُ حَظَّهُ. (2).
1) .المَظانُّ : جمع مَظِنّة ، وهي موضعُ الشيء ومَعدِنُه (النهاية : ج ۳ ص ۱۶۴ «ظنن») .
2) .الأمالي للطوسي : ص ۴۸۸ ح ۱۰۶۹ ، عدّة الداعي : ص ۶۳ كلاهما عن محمّد بن عليّ بن الحسين بن زيد عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام ، منية المريد : ص ۱۰۸ عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، بحار الأنوار : ج ۱ ص ۱۷۱ ح ۲۴.
۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :فراگيرى دانش ، وظيفه هر مسلمانى است . پس دانش را در جايگاه هاى آن بجوييد و آن را از اهلش فرا گيريد ؛ چرا كه آموختن دانش براى خدا ، كار نيك است و كوشش [براى فراگيرىِ] آن ، عبادت و گفتگو در باره آن ، تسبيح و به كار بستنش ، جهاد و آموختنش به كسى كه آن را نمى داند ، صدقه و بخشيدن آن به اهلش ، مايه نزديكى به خداى بزرگ ؛ زيرا دانش ، وسيله شناخت حلال و حرام است و مناره هاى راه هاى بهشت ، و مونس در بى كسى ، و يار در غربت و تنهايى ، و هم سخن در خلوت ، و راه نما در خوشى و ناخوشى ، و سلاح در برابر دشمنان و مايه آراستگى در نزد دوستان.
خداوند ، مردمانى را به سبب دانش ، بالا مى برد و آنان را در خوبى ها پيشوا قرار مى دهد ، به طورى كه آثارشان اقتباس مى شود و از كردارشان تقليد مى گردد و به آرايشان مراجعه مى شود . فرشتگان به دوستى آنان ، راغب مى شوند و با بال هايشان آنها را نوازش مى دهند و در نمازشان برايشان طلب بركت مى كنند . هر تر و خشكى براى آنها آمرزش مى طلبد ، حتّى ماهيان و خزندگان دريا و درندگان و چرندگان بيابان.
دانش ، مايه حيات دل ها در برابر نادانى ، و روشنايى ديدگان در برابر تاريكى ، و نيروى بدن ها در برابر ناتوانى است و بنده را به جايگاه خوبان و مجالس نيكان و درجات بلند در دنيا و آخرت مى رساند . سخن گفتن در باره آن ، همسنگ روزه گرفتن است و مباحثه آن ، برابر با شب زنده دارى . با دانش است كه پروردگار ، فرمان بردارى و بندگى مى شود و با دانش است كه صله ارحام به جا آورده مى شود و حلال از حرام شناخته مى شود . دانش ، پيشواى كردار است و كردار ، پيرو آن . به نيك بختان عطا مى شود و تيره بختان ، از آن ، محروم مى شوند . پس خوشا به حال كسى كه خداوند ، او را از بهره اش از دانش محروم نسازد ! .
الإمام عليّ عليه السلام :مَنْ جُمِعَ فيهِ سِتَّ خِصالٍ ما يَدَعُ لِلجَنَّةِ مَطلَبا، ولا عَنِ النَّارِ مَهرَبا : مَنْ عَرَفَ اللّهُ فَأَطاعَهُ، وعَرَفَ الشَّيطانَ فَعَصاهُ، وعَرَفَ الحَقَّ فَاتَّبَعَهُ، وَعَرَفَ الباطِلَ فَاتَّقاهُ، وعَرَفَ الدُّنيا فَرَفَضَها، وَعَرَفَ الآخِرَةَ فَطَلَبَها. (1)۷ / ۴كَلِمَةُ التَّوحِيدِ مَعَ شُرُوطِهاأ ـ التوحيد ثمن الجنّةرسول اللّه صلى الله عليه و آله :اَلتَّوحِيدُ ثَمَنُ الجَنَّةِ. (2)۴.عنه صلى الله عليه و آله :ثَمَنُ الجَنَّةِ : لا إِلهَ إِلّا اللّهُ . (3)الإمام الصادق عليه السلام :ثَمَنُ الجَنَّةِ : لا إِلهَ إِلّا اللّهُ وَاللّهُ أَكبَرُ . (4)۵.عنه عليه السلام :قَولُ «لا إِلهَ إِلّا اللّهُ» ثَمَنُ الجَنَّةِ . (5).
1) .تنبيه الخواطر : ج ۱ ص ۱۳۵ ، جامع الأخبار : ص ۲۹۶ ح ۸۰۶ ؛ إحياء علوم الدين : ج ۳ ص ۳۰۴ ، شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد : ج ۲۰ ص ۲۶۴ ح ۸۸ .
2) .الأمالي للطوسي : ص ۵۷۰ ح ۱۱۷۸ ، الأمالي للشجري : ج ۱ ص ۴۱ كلاهما عن محمّد بن عليّ بن الحسين بن زيد عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۳ ص ۳ ح ۳ ؛ الفردوس : ج ۲ ص ۷۴ ح ۲۴۱۵ عن أنس .
3) .ثواب الأعمال : ص ۱۶ ح ۴ ، أعلام الدين : ص ۳۵۶ ، بحار الأنوار : ج ۹۳ ص ۲۰۱ ح ۳۳ ؛ تاريخ بغداد : ج ۷۰ ص ۸۷ الرقم ۳۵۲۳ عن الحسن من دون إسنادٍ إليه صلى الله عليه و آله ، الفردوس : ج ۲ ص ۱۰۳ ح ۲۵۴۸ عن أنس .
4) .الكافي : ج ۲ ص ۵۱۷ ح ۱ عن يعقوب القمّي ، المحجّة البيضاء : ج ۲ ص ۲۷۳.
5) .التوحيد : ص ۲۱ ح ۱۳ ، ثواب الأعمال : ص ۱۸ ح ۱۲ كلاهما عن عبيدة بن زرارة ، مكارم الأخلاق : ج ۲ ص ۸۳ ح ۲۲۱۵ ، بحار الأنوار : ج ۹۳ ص ۱۹۶ ح ۱۵.
امام على عليه السلام :هر كس شش ويژگى در او جمع شده باشد ، تمام راه هاى رسيدن به بهشت و گريز از آتش را به دست آورده است : كسى كه خدا را بشناسد و از او فرمان بَرَد ، و شيطان را بشناسد و نافرمانى اش كند ، و حق را بشناسد و از آن پيروى كند، و باطل را بشناسد و از آن دورى كند ، و دنيا را بشناسد و به دورش افكند ، و آخرت را بشناسد و در طلب آن بر آيد.۷ / ۴شعارِ توحيد ، با شروط آنالف ـ توحيد ، بهاى بهشت استپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :توحيد ، بهاى بهشت است.۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بهاى بهشت ، «لا إله إلّا اللّه » است.امام صادق عليه السلام :بهاى بهشت ، «لا إله إلّا اللّه » و «اللّه أكبر» است .۹.امام صادق عليه السلام :گفتارِ «لا إله إلّا اللّه » ، بهاى بهشت است.
.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله :ما جَزاءُ مَن أَنعَمَ اللّهُ عز و جل عَلَيهِ بِالتَّوحِيدِ إِلّا الجَنَّةُ . (1)۱۰.الإمام عليّ عليه السلامـ فِي قَولِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ : «هَلْ جَزَاءُ الْاءِحْسَـنِ إِلَّا الْاءِحْسَـنُ » (2)ـ: سَمِعتُ رَسُولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقُولُ : إِنَّ اللّهَ عز و جل قالَ : ما جَزاءُ مَن أَنعَمتُ عَلَيهِ بِالتَّوحِيدِ إِلَا الجَنَّةُ . (3)رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن ماتَ وَهُوَ يَعلَمُ أَنَّه لا إِلهَ إِلّا اللّهُ دَخَلَ الجَنَّةَ . (4)۱۱.عنه صلى الله عليه و آله :مَن خُتِمَ لَهُ بِلا إلهَ إلَا اللّهُ ، وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ . (5)عنه صلى الله عليه و آله :يَقُولُ اللّهُ جَلَّ جَلالُهُ : «لا إِلهَ إِلّا اللّهُ» حِصنِي ، فَمَن دَخَلَهُ أَمِنَ مِن عَذابِي . (6)۱۲.عنه صلى الله عليه و آله :حَدَّثَنِي جَبرَئِيلُ سَيِّدُ المَلائِكَةِ قالَ : قالَ اللّهُ سَيِّدُ السّاداتِ عز و جل : إِنِّي أَنا اللّهُ لا إِلهَ إِلّا أَنَا ، فَمَن أَقَرَّ لِي بِالتَّوحِيدِ دَخَلَ حِصنِي ، وَمَن دَخَلَ حِصنِي أَمِنَ مِن عَذابِي . (7).
1) .التوحيد : ص ۲۲ ح ۱۷ ، مشكاة الأنوار : ص ۳۷ ح ۲ كلاهما عن أحمد بن عبد اللّه الجويباري عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام ، جامع الأخبار : ص ۳۹ ح ۳۰ ، بحار الأنوار : ج ۳ ص ۵ ح ۱۲ ؛ كنز العمّال : ج ۱ ص ۳۰۱ ح ۱۴۳۷ نقلاً عن ابن النجّار عن أنس .
2) .الرحمن : ۶۰ .
3) .التوحيد : ص ۲۸ ح ۲۹ ، الأمالي للطوسي : ص ۴۲۹ ح ۹۶۰ ، الأمالي للصدوق : ص ۴۷۰ ح ۶۲۸ ، الجعفريّات : ص ۱۷۶ كلّها عن إسماعيل عن أبيه الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۰۵ ؛ شعب الإيمان : ج ۱ ص ۳۷۲ ح ۴۲۷ عن ابن عمر عنه صلى الله عليه و آله ، تاريخ أصبهان : ج ۱ ص ۲۸۰ الرقم ۴۶۸ عن أنس عنه صلى الله عليه و آله وكلاهما نحوه ، كنز العمّال : ج ۲ ص ۴۳ ح ۳۰۴۸ .
4) .صحيح مسلم : ج ۱ ص ۵۵ ح ۴۳ ، مسند ابن حنبل : ج ۱ ص ۱۵۰ ح ۴۹۸ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۱ ص ۱۴۴ ح ۲۴۲ ، المصنّف لابن أبي شيبة : ج ۳ ص ۱۲۶ ح ۱۲ ، موارد الظمآن : ص ۳۱ ح ۶ ، الأسماء والصفات : ج ۱ ص ۲۴۲ ح ۱۷۴ كلّها عن عثمان ، كنز العمّال : ج ۱ ص ۴۶ ح ۱۲۳.
5) .مستدرك الوسائل : ج ۵ ص ۳۶۵ ح ۶۰۹۸ نقلاً عن لبّ اللباب .
6) .التوحيد : ص ۲۴ ح ۲۱ عن أحمد بن عبّاس الطائي عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام ، عيون أخبار الرضا : ج ۲ ص ۱۳۴ ح ۲ ، الأمالي للطوسي : ص ۲۷۹ ح ۵۳۶ كلاهما عن أحمد بن عامر الطائي عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، جامع الأحاديث للقمّي : ص ۱۳۱ عن عليّ بن صدقة الرقّي عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، بحار الأنوار : ج ۳ ص ۶ ح ۱۴ ؛ تاريخ دمشق : ج ۵ ص ۴۶۲ عن القاسم الطائي عن أبيه عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، كنز العمّال : ج ۱ ص ۵۲ ح ۱۵۸.
7) .عيون أخبار الرضا عليه السلام : ج ۲ ص ۱۳۵ ح ۳ عن أحمد بن محمّد بن إبراهيم بن هاشم عن الإمام العسكري عن آبائه عليهم السلام ، كشف الغمّة : ج ۳ ص ۱۹۴ عن البلاذري عن الإمام العسكري عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، جامع الأحاديث للقمّي : ص ۲۷۲ عن أحمد بن محمّد بن إبراهيم بن هاشم عن الإمام المهدي عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، بحار الأنوار : ج ۳ ص ۱۰ ح ۲۲ ؛ كنز العمّال : ج ۱ ص ۴۷ ح ۱۲۷ نقلاً عن الشيرازي عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پاداش كسى كه خداوند عز و جل نعمت توحيد را به او ارزانى داشته است ، چيزى جز بهشت نيست.۱۳.امام على عليه السلامـ در باره اين سخن خداى عز و جل : «آيا سزاى نيكى ، جز نيكى است؟» ـ: از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مى فرمايد : «خداى عز و جل فرمود : پاداش كسى كه نعمت توحيد را به او داده ام ، جز بهشت نيست» .پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :كسى كه بميرد و بداند معبودى جز خداى يكتا نيست ، به بهشت مى رود.۱۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس پايان زندگى اش به «لا إله إلّا اللّه » ختم شود ، بهشت بر او واجب مى شود .پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خداوند عز و جل مى فرمايد : «لا إله إلّا اللّه ، دژ من است . پس هر كه به آن وارد شود ، از عذاب من ايمن است» .۱۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مهتر فرشتگان ، جبرئيل ، برايم حديث كرد و گفت : مهترِ مهتران ، خداى عز و جل ، فرمود : «منم من ، خدا . معبودى جز من نيست . پس هر كه به يگانگى من اقرار كند ، به دژ من وارد شده است و هر كس به دژ من وارد شود ، از عذابم در امان است» . .
عنه صلى الله عليه و آله :وَالَّذِي بَعَثَنِي بِالحَقِّ بَشِيرا! لا يُعَذِّبُ اللّهُ بِالنّارِ مُوحِّدا أَبَدا ، وَإِنَّ أَهلَ التَّوحِيدِ لَيَشفَعُونَ فَيُشَفَّعُونَ . (1)۱۶.عنه صلى الله عليه و آله :مَن ماتَ وَهُوَ يَعلَمُ أَنَّ اللّهَ حَقٌّ دَخَلَ الجَنَّةَ . (2)عنه صلى الله عليه و آله :مَن قالَ «لا إِلهَ إِلّا اللّهُ» مُوقِنا بِها دَخَلَ الجَنَّةَ . (3)۱۷.عنه صلى الله عليه و آله :مَن كانَ آخِرُ كَلامِهِ «لا إِلهَ إِلّا اللّهُ» دَخَل الجَنَّةَ . (4)عنه صلى الله عليه و آله :لَقِّنُوا مَوتاكُم «لا إِلهَ إِلّا اللّهُ» فَإِنَّ مَن كانَ آخِرُ كَلامِهِ «لا إِله إِلّا اللّهُ» دَخَلَ الجَنَّةَ . (5)۱۸.عنه صلى الله عليه و آله :مَن قالَ «لا إله إلَا اللّهُ» غُرِسَت لَهُ شَجَرَةٌ فِي الجَنَّةِ مِن ياقوتَةٍ حَمراءَ ، مَنبتُها في مِسكٍ أبيَضَ ، أحلى مِنَ العَسَلِ ، وأشَدُّ بَياضا مِنَ الثَّلجِ ، وأطيَبُ ريحا مِنَ المِسكِ ، فيها ثِمارٌ أمثالُ ثَديِ الأَبكارِ ، تَعلو عَن سَبعينَ حُلَّةً . (6).
1) .التوحيد : ص ۲۹ ح ۳۱ ، الأمالي للصدوق : ص ۳۷۲ ح ۴۶۹ كلاهما عن ابن عبّاس ، روضة الواعظين : ص ۵۱ ، بحار الأنوار : ج ۳ ص ۱ ح ۱.
2) .التوحيد : ص ۲۹ ح ۳۰ عن عثمان ، بحار الأنوار : ج ۳ ص ۱۰ ح ۲۰ ؛ كنز العمّال : ج ۱ ص ۸۳ ح ۳۴۷ نقلاً عن أبي يعلى عن عثمان.
3) .تاريخ بغداد : ج ۴ ص ۲۲ الرقم ۱۶۱۹ ، المعجم الأوسط : ج ۱ ص ۲۳۸ ح ۷۷۸ ، مسند أبي يعلى : ج ۵ ص ۴۵۲ ح ۶۱۹۴ كلّها عن أبي هريرة ، كنز العمّال : ج ۱ ص ۶۲ ح ۲۱۸ نقلاً عن المعجم الكبير عن معاذ.
4) .سنن ابي داوود : ج ۳ ص ۱۹۰ ح ۳۱۱۶ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۱ ص ۵۰۳ ح ۱۲۹۹ ، المعجم الكبير : ج ۲۰ ص۱۱۲ ح ۲۲۱ ، شعب الإيمان : ج ۱ ص ۱۰۸ ح ۹۴ ، مسند ابن حنبل : ج ۸ ص ۲۶۶ ح ۲۲۱۸۸ وفيه «وجبت له» بدل «دخل» وكلّها عن معاذ بن جبل ، كنز العمّال : ج ۱ ص ۴۱۸ ح ۱۷۸۰.
5) .كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۱ ص ۱۳۲ ح ۳۴۵ ، ثواب الأعمال : ص ۲۳۲ ح ۱ ، الأمالي للصدوق : ص ۶۳۳ ح ۸۴۸ كلاهما عن إسحاق بن عمّار عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، الدعوات : ص ۲۵۰ ح ۷۰۳ ، بحار الأنوار : ج ۹۳ ص ۱۹۹ ح ۲۶ ؛ صحيح ابن حبّان : ج ۷ ص ۲۷۲ ح ۳۰۰۴ عن أبي هريرة ، المعجم الكبير : ج ۱۲ ص ۱۹۷ ح ۱۳۰۲۴ عن ابن عبّاس وكلاهما نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۵ ص ۵۵۸ ح ۴۲۱۶۴.
6) .الكافي : ج ۲ ص ۵۱۷ ح ۲ ، ثواب الأعمال : ص ۱۶ ح ۵ ، المحاسن : ج ۱ ص ۹۸ ح ۶۷ ، بحار الأنوار : ج ۹۳ ص ۲۰۱ ح ۳۴ .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :سوگند به آن كه مرا به حق ، نويد دهنده فرستاد ، خداوند ، هيچ يكتاپرستى را هرگز ( / براى ابد ) با آتش ، عذاب نمى كند . اهل يكتاپرستى ، شفاعت مى كنند و شفاعتشان پذيرفته مى شود.۱۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس در حالى بميرد كه معتقد باشد خدا حقيقت دارد ، به بهشت مى رود.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس «لا إله إلّا اللّه » بگويد و به آن يقين داشته باشد ، به بهشت مى رود.۲۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :كسى كه آخرين سخنش ، «لا إله إلّا اللّه » باشد ، به بهشت مى رود.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :[ گفتنِ ] «لا إله إلّا اللّه » را به مردگانتان [ به هنگام جان دادن ] ، تلقين كنيد ؛ زيرا كسى كه آخرين گفته اش «لا إله إلّا اللّه » باشد ، به بهشت مى رود.۲۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس «لا إله إلّا اللّه » بگويد ، برايش درختى از ياقوت سرخ در بهشت كاشته مى شود كه ريشه اش در مشك سفيدى است ، شيرين تر از عسل و سفيدتر از برف و خوش بوتر از مشك . ميوه هايى همانند پستان هاى دختركانِ باكره دارد كه از هفتاد حلّه برترند . .
الدعوات عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله :لَقِّنوا مَوتاكُم «لا إلهَ إلَا اللّهُ» ، فَإِنَّ مَن كانَ آخِرُ كلامِهِ «لا إلهَ إلَا اللّهُ» دَخَلَ الجَنَّةَ .
قيلَ : يا رَسولَ اللّهِ ، إنَّ شَدائِدَ المَوتِ وسَكَراتِهِ تَشغَلُنا عَن ذلِكَ .
فَنَزَلَ فِي الحالِ جَبرَئيلُ عليه السلام وقالَ : يا مُحَمَّدُ ، قُل لَهُم حَتّى يَقولُوا الآنَ فِي الصِّحَّةِ «لا إله إلّاَ اللّهُ» ، عُدَّةً لِذلِكَ الوَقتِ . (1)۲۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ في قَولِ اللّهِ عَزَّ وجَلَّ «وَ مَا كُنتَ بِجَانِبِ الطُّورِ إِذْ نَادَيْنَا» : كَتَبَ اللّهُ عَزَّ وجَلَّ كِتابا ... ثُمَّ نادى : يا اُمَّةَ مُحَمَّدٍ! إنَّ رَحمَتي سَبَقَت غَضَبي ، أعطَيتُكُم قَبلَ أن تَسأَلوني ، وغَفَرتُ لَكُم قَبلَ أن تَستَغفِروني ، فَمَن لَقِيَني مِنكُم يَشهَدُ أن لا إلهَ إلّا أنا ، وأنَّ مُحَمَّدا عَبدي ورَسولي ، أدخَلتُهُ الجَنَّةَ بِرَحمَتي . (2)عنه صلى الله عليه و آله :مَن ماتَ يَشهَدُ أَن لا إِلهَ إِلّا اللّهُ وَحدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ دَخَلَ الجَنَّةَ . (3).
1) .الدعوات : ص ۲۵۰ ح ۷۰۳ ، كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۱ ص ۱۳۲ ح ۳۴۵ ، ثواب الأعمال : ص ۲۳۲ ح ۱ ، الأمالي للصدوق : ص ۶۳۳ ح ۸۴۸ كلاهما عن إسحاق بن عمّار عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام وليس في الثلاثة الأخيره ذيله من «قيل ...» ، بحار الأنوار : ج ۸۱ ص ۲۴۱ ح ۲۶ .
2) .ثواب الأعمال : ص ۲۵ ح ۲ ، أعلام الدين : ص ۳۵۸ كلاهما عن سهل بن سعد الأنصاري ، بحار الأنوار : ج ۳ ص ۱۲ ح ۲۴ ، تفسير الثعلبي : ج ۷ ص ۲۵۲ ح ۱۳۲ عن سهل بن سعد الأنصاري .
3) .التوحيد : ص ۲۰ ح ۸ ، ثواب الأعمال : ص ۱۵ ح ۲ ، جامع الأخبار : ص ۱۳۴ ح ۲۷۴ وليس فيهما «وحده لا شريك له» وكلّها عن جابر بن عبد اللّه الأنصاري ، بحار الأنوار : ج ۳ ص ۵ ح ۱۰ ؛ مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۲۶۳ ح ۱۲۳۳۴ ، المعجم الصغير : ج ۱ ص ۲۵۹ ، حلية الأولياء : ج ۷ ص ۱۷۴ كلاهما نحوه وكلّها عن أنس ، المعجم الكبير : ج ۴ ص ۱۷۰ ح ۴۰۴۱ عن أبي أيّوب الأنصاري وليس فيها «وحده لا شريك له» ، كنز العمّال : ج ۱ ص ۵۵ ح ۱۷۲ .
۲۳.الدعوات :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «به مردگانتان [ به هنگام مُردنشان ] لا إله إلّا اللّه تلقين كنيد ، كه هر كس آخرين حرفش لا إله إلّا اللّه باشد ، وارد بهشت مى شود» .
گفته شد : اى پيامبر خدا ! سختى و فشار مرگ ، ما را از ذكر «لا إله إلّا اللّه » باز مى دارد .
همان جا جبرئيل فرود آمد و گفت : اى محمّد ! به ايشان بگو كه از همين حالا و در تن درستى ، «لا إله إلّا اللّه » بگويند براى آماده شدن براى آن لحظه .پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در باره اين سخن خداى عز و جل : «و تو در كنار طور نبودى كه ما ندا در داديم» ـ: خداوند عز و جلنامه اى را نوشت و آن گاه ندا در داد كه : «اى امّت محمّد ! رحمت من بر خشمم پيشى دارد . پيش از آن كه بخواهيد ، به شما دادم و پيش از آن كه آمرزش بطلبيد ، شما را آمرزيدم . هر كس از شما مرا ملاقات كند و گواهى بدهد كه معبودى جز من نيست و محمّد ، بنده و فرستاده من است ، به رحمت خودم ، او را وارد بهشت مى كنم» .۲۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس بميرد ، در حالى كه شهادت مى دهد معبودى جز خداى يگانه بى نياز نيست ، به بهشت مى رود. .
عنه صلى الله عليه و آله :أَتانِي جِبرِيلُ فَبَشَّرَنِي أَنَّهُ مَن ماتَ لا يُشرِكُ بِاللّهِ شَيئا دَخَلَ الجَنَّةَ . (1)۲۵.عنه صلى الله عليه و آله :أشهَدُ أن لا إلهَ إلَا اللّهُ ، وأنَّ مُحَمَّدا عَبدُهُ ورَسولُهُ ، وَالَّذي نَفسي بِيَدِهِ لا يَقولُها أحَدٌ إلّا حَرَّمَهُ اللّهُ عَلَى النّارِ . (2)مستدرك الوسائل عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن كانَ آخِرُ كَلامِهِ «لا إلهَ إلَا اللّهُ» دَخَلَ الجَنَّةَ . قيلَ : فَإِن قالَها في حَياتِهِ ؟ قالَ : تِلكَ أوجَبُ وأوجَبُ . (3)۲۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :رَأَيتُ البارِحَةَ عَجَبا! رَأَيتُ رَجُلاً مِن اُمَّتِي انتَهى إلى أبوابِ الجَنَّةِ ، فَغُلِّقَتِ الأَبوابُ دونَهُ ، فَجاءَتهُ شَهادَةُ أن لا إلهَ إلَا اللّهُ فَفُتِحَت لَهُ الأَبوابُ واُدخِلَ الجَنَّةَ . (4)عنه صلى الله عليه و آله :مَن كانَ آخِرُ كَلامِهِ الشَّهادَتَينِ دَخَلَ الجَنَّةَ . (5)۲۷.التوحيد عن أبي حرب بن زيد بن خالد الجهني :أشهَدُ عَلى أبي زَيدِ بنِ خالِدٍ لَسَمِعتُهُ يَقولُ : أرسَلَني رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَقالَ لي : بَشِّرِ النّاسَ أنَّهُ مَن قالَ : «لا إلهَ إلَا اللّهُ وَحدَهُ لا شَريكَ لَهُ» فَلَهُ الجَنَّةُ . (6)الكافي عن أبان بن تغلب عن الإمام الصادق عليه السلام ، قال :يا أبانُ ، إذا قَدِمتَ الكوفَةَ فَاروِ هذَا الحَديثَ : «مَن شَهِدَ أن لا إلهَ إلَا اللّهُ مُخلِصا ، وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ» .
قالَ : قُلتُ لَهُ : إنَّهُ يَأتيني مِن كُلِّ صِنفٍ مِنَ الأَصنافِ ، أفَأَروي لَهُم هذَا الحَديثَ ؟! قالَ : نَعَم ، يا أبانُ ، إنَّهُ إذا كانَ يَومُ القِيامَةِ ، وجَمَعَ اللّهُ الأَوَّلينَ وَالآخِرينَ ، فَتُسلَبُ «لا إلهَ إلَا اللّهُ» مِنهُم ، إلّا مَن كانَ عَلى هذَا الأَمرِ . (7).
1) .صحيح البخاري : ج ۶ ص ۲۷۲۱ ح ۷۰۴۹ ، سنن الترمذي : ج ۵ ص ۲۷ ح ۲۶۴۴ ، صحيح مسلم : ج ۱ ص ۹۴ ح ۱۵۳ بزيادة «من اُمّتك» بعد «مات» ، السنن الكبرى : ج ۱۰ ص ۳۲۰ ح ۲۰۷۷۱ كلّها عن أبي ذرّ ، مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۱۵۸ ح ۱۱۷۵۱ عن أبي سعيد الخدري وليس فيهما صدره ، كنز العمّال : ج ۱ ص ۶۸ ح ۲۵۹ ؛ التوحيد : ص ۲۶ ح ۲۴ ، مشكاة الأنوار : ص ۳۸ ح ۳ كلاهما عن أبي ذرّ ، منية المريد : ص ۳۶۶ عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله وليس فيها صدره ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۳۷۱.
2) .الأمالي للطوسي : ص ۲۶۰ ح ۴۷۱ عن عبد الرحمن بن أبي عمرة ، المناقب لابن شهر آشوب : ج ۱ ص ۱۰۲ نحوه ، بحار الأنوار : ج ۹۳ ص ۱۹۹ ح ۲۸ ؛ صحيح البخاري : ج ۱ ص ۶۰ ح ۱۲۸ عن أنس نحوه ، كنز العمّال : ج ۱ ص ۴۶ ح ۱۲۵ .
3) .مستدرك الوسائل : ج ۵ ص ۳۶۵ ح ۶۰۹۸ نقلاً عن لبّ اللباب .
4) .مستدرك الوسائل : ج ۵ ص ۳۶۵ ح ۶۰۹۸ نقلاً عن لبّ اللباب .
5) .أبو طالب حامي الرسول وناصره : ص ۱۷۲ .
6) .التوحيد : ص ۲۲ ح ۱۵ ، بحار الأنوار : ج ۹۳ ص ۱۹۶ ح ۱۷ .
7) .الكافي : ج ۲ ص ۵۲۰ ح ۱ ، المحاسن : ج ۱ ص ۱۰۱ ح ۷۴ وص ۲۸۹ ح ۵۷۱ ، بحار الأنوار : ج ۳ ص ۱۲ ح ۲۵ .
۲۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :جبرئيل نزد من آمد و مژده ام داد كه : هر كس بميرد ، در حالى كه چيزى را شريك خدا قرار نداده باشد ، به بهشت مى رود.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :[جمله] «گواهى مى دهم كه هيچ معبودى جز خداى يكتا نيست و محمّد ، بنده و فرستاده اوست» ـ سوگند به آن كه جانم در دست اوست ـ ، كسى آن را نمى گويد ، مگر اين كه خداوند ، آتش را بر او حرام مى كند .۲۹.مستدرك الوسائل :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «هر كه آخرين سخنش لا إله إلّا اللّه باشد ، وارد بهشت مى شود» .
گفته شد : اگر كسى آن را در زمان زنده بودنش بگويد [ ، چه ] ؟
فرمود : «اين ، لازم تر و لازم تر است» .پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :صبحگاهان ، چيز شگفتى ديدم . مردى از امّتم را ديدم كه به درهاى بهشت رسيد و درها به رويش بسته شدند . گواهى به «لا إله إلّا اللّه » آمد . پس درها به رويش باز شدند و او را وارد بهشت كردند .۳۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس آخرين سخنش ، دو شهادت ( شهادت به يگانگى خدا و رسالت من ) باشد ، وارد بهشت مى شود .التوحيدـ به نقل از ابو حرب بن زيد بن خالد جهنى ـ: پيش پدرم ، زيد بن خالد بودم كه شنيدم مى گفت : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مرا فرستاد و به من فرمود : «به مردم مژده بده كه هر كس لا إله إلّا اللّهُ وَحدهُ لا شريك له ؛ معبودى جز خدا نيست ، تنها و بى انباز است بگويد ، پاداشش بهشت است ».۳۱.الكافىـ به نقل از ابان بن تَغلِب ـ: امام صادق عليه السلام فرمود : «اى ابان ! هر گاه به كوفه رفتى ، اين حديث را روايت كن : هر كس خالصانه گواهى دهد كه معبودى جز خداى يكتا نيست ، بهشت براى او قطعى است » .
به ايشان گفتم : از هر گروه و صنفى پيش من مى آيند . آيا براى همه آنها اين حديث را روايت كنم ؟
فرمود : «آرى . اى ابان ! هر گاه قيامت شود و خدا پيشينيان و پسينيان را گرد آورد ، لا إله إلّا اللّه از آنها گرفته مى شود ، مگر از كسانى كه معتقد به اين امر (ولايت) باشند» . .
المحاسن عن أبان بن تغلب عن الإمام الصادق عليه السلام :إذا كانَ يَومُ القِيامَةِ نادى مُنادٍ : مَن شَهِدَ أن لا إلهَ إلَا اللّهُ ، فَليَدخُلِ الجَنَّةِ . قالَ : قُلتُ : فَعَلامَ تَخاصُمُ النّاسِ إذا كانَ مَن شَهِدَ أن لا إلهَ إلَا اللّهُ دَخَلَ الجَنَّةَ ؟! فَقالَ : إنَّهُ إذا كانَ يَومُ القِيامَةِ نَسوها . (1)راجع : ص ۴۹۰ (الفصل الثاني عشر : مفاتيح الجنّة / التوحيد) .
ب ـ شرطية الصدق۳۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن ماتَ وَهُوَ يَشهَدُ أَن لا إِلهَ إِلّا اللّهُ ، وَأَنَّ مُحَمَّدا رَسُولُ اللّهِ ، صادِقا مِن قَلبِهِ دَخَلَ الجَنَّةَ . (2)عنه صلى الله عليه و آله :مَن شَهِدَ أَن لا إِلهَ إِلّا اللّهُ يُصَدِّقُ قَلبُهُ لِسانَهُ ، دَخَلَ مِن أَيِ أَبوابِ الجَنَّةِ شاءَ . (3)۳۴.عنه صلى الله عليه و آله :أَشهَدُ عِندَ اللّهِ لا يَمُوتُ عَبدٌ شَهِدَ أَن لا إِلهَ إِلّا اللّهُ ، وَأَنَّ مُحَمَّدا رَسُولُ اللّهِ ، صادِقا مِن قَلبِهِ ، ثُمَّ يُسَدِّدُ إِلّا سَلَكَ فِي الجَنَّةِ . (4).
1) .المحاسن : ج ۱ ص ۲۸۹ ح ۵۷۰ ، بحار الأنوار : ج ۳ ص ۱۲ ح ۲۶ .
2) .مسند ابن حنبل : ج ۸ ص ۲۳۳ ح ۲۲۰۶۴ عن معاذ ، كنز العمّال : ج ۱ ص ۶۲ ح ۲۱۷.
3) .مسند أبي يعلى : ج ۱ ص ۶۸ ح ۶۷ ، المطالب العالية : ج ۳ ص ۴۸ ح ۲۸۴۳ كلاهما عن أبي بكر ، كنز العمّال : ج ۱ ص ۶۰ ح ۲۰۰.
4) .مسند ابن حنبل : ج ۵ ص ۴۰۸ ح ۱۶۲۱۸ ، المعجم الكبير : ج ۵ ص ۵۱ ح ۴۵۵۸ كلاهما عن رفاعة الجهني ، حلية الأولياء : ج ۶ ص ۲۸۶ عن رفاعة عن أبيه (عرابة) الجهني ، كنز العمّال : ج ۱ ص ۴۹ ح ۱۴۱.
المحاسنـ به نقل از ابان بن تغلب ـ: امام صادق عليه السلام فرمود : «هر گاه قيامت شود ، ندا دهنده اى ندا در مى دهد : هر كس گواهى دهد كه معبودى جز خداى يكتا نيست ، وارد بهشت مى شود» .
گفتم : وقتى چنين است كه هر كس گواهى دهد كه معبودى جز خدا نيست ، وارد بهشت مى شود ، پس ستيز مردم با يكديگر بر سر چيست ؟
فرمود : «وقتى قيامت شود ، آن را فراموش مى كنند» .ر . ك : ص ۴۹۱ (فصل دوازدهم : كليدهاى بهشت / يكتاپرستى) .
ب ـ شرط صداقت۳۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس در حالى بميرد كه صادقانه و از قلبش گواهى دهد كه معبوى جز خداى يكتا نيست و محمّد ، فرستاده خداست ، به بهشت مى رود .پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس شهادت دهد كه معبودى جز خداى يكتا نيست و دلش هم زبان او را تصديق كند (به آنچه مى گويد ، قلبا باور داشته باشد ) ، از هر در بهشت كه بخواهد ، وارد مى شود.۳۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در نزد خدا گواهى مى دهم كه هر بنده اى از صميم دل گواهى دهد كه «معبودى جز خدا نيست و محمّد ، فرستاده خداست» و سپس در مسير درست [ و اعتدال ] حركت كند ، بى گمان به بهشت مى رود.
.
مسند ابن حنبل عن أبي موسى :أَتَيتُ النَّبِيَ صلى الله عليه و آله وَمَعِي نَفَرٌ مِن قَومِي ، فَقالَ : أَبشِرُوا وَبَشِّرُوا مَنْ وَراءَكُم أَنَّهُ مَن شَهِدَ أَن لا إِلهَ إِلّا اللّهُ صادقا بِها دَخَلَ الجَنَّةَ . (1)۳۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :«لا إِلهَ إِلّا اللّهُ» تَمنَعُ العَبدَ مِن سَخَطِ اللّهِ ما لَم يُؤثِرُوا مَنفَعَةَ دُنياهُم عَلى دِينِهِم ، فَإِذا فَعَلُوا ذلِكَ ـ ثُمَّ قالَ : «لا إِلهَ إِلّا اللّهُ» ـ قالَ اللّهُ : كَذَبتُم . (2)ج ـ شرطية الإخلاص۳۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إِنِّي لَأَرجُو أَن لا يَمُوتَ أَحَدٌ يَشهَدُ أَن لا إِلهَ إِلّا اللّهُ مُخلِصا مِن قَلبِهِ ، فَيُعَذِّبَهُ اللّهُ عز و جل . (3)عنه صلى الله عليه و آله عن جبريل عليه السلام :قالَ اللّهُ عز و جل : إِنِّي أَنا اللّهُ لا إِلهَ إِلّا أَنَا فَاعبُدُونِي ، مَن جاءَني مِنكُم بِشَهادَةِ أَن لا إِلهَ إِلّا اللّهُ بِالإِخلاصِ دَخَلَ فِي حِصنِي ، وَمَن دَخَلَ فِي حِصنِي أَمِنَ مِن عَذابِي . (4)۴۰.التوحيد عن عبد السَّلام بن صالح أبي الصَّلت الهرويّ :كُنتُ مَعَ عَلِيِ بنِ مُوسَى الرِّضا عليه السلام حِينَ رَحَلَ مِن نَيسابُورَ وَهُوَ راكِبٌ بَغلَةً شَهباءَ ، فَإِذا مُحَمَّدُ بنُ رافِعٍ وَأَحمَدُ بنُ حَربٍ وَيَحيَى بنُ يَحيى وَإِسحاقُ بنُ راهَوَيهِ وَعِدَّةٌ مِن أَهلِ العِلمِ قَد تَعَلَّقُوا بِلِجامِ بَغلَتِهِ فِي المَرْبَعَةِ (5)، فَقالُوا : بِحَقِّ آبائِكَ المُطَهَّرِينَ ، حَدِّثنا بِحَدِيثٍ قَد سَمِعتَهُ مِن أَبِيكَ ، فَأَخرَجَ رَأسَهُ مِنَ العَمَّارِيَّةِ (6)وَعَلَيهِ مِطرَفُ (7)خَزٍّ ذُو وَجهَينِ وَقالَ : حَدَّثَنِي أَبِيَ العَبدُ الصّالِحُ مُوسَى بنُ جَعفَرٍ ، قالَ : حَدَّثَنِي أَبِيَ الصّادِقُ جَعفَرُ بنُ مُحَمَّدٍ ، قالَ : حَدَّثَنِي أَبِي أَبُو جَعفَرٍ مُحَمَّدُ بُن عَلِيٍ باقِرُ عِلمِ الأَنبِياءِ ، قالَ : حَدَّثَنِي أَبِي عَلِيُ بنُ الحُسَينِ سَيِّدُ العابِدِينَ ، قالَ : حَدَّثَنِي أَبِي سَيِّدُ شَبابِ أَهلِ الجَنَّةِ الحُسَينُ ، قالَ : حَدَّثَنِي أَبِي عَلِيُ بنُ أَبِي طالِبٍ عليهم السلام ، قالَ : سَمِعتُ النَّبِيُ صلى الله عليه و آله يَقُولُ : قالَ اللّهُ جَلَّ جَلالُهُ : إِنِّي أَنا اللّهُ لا إِلهَ إِلّا أَنَا فَاعبُدُونِي ، مَن جاءَ مِنكُم بِشَهادَةِ أَن لا إِلهَ إِلّا اللّهُ بِالإِخلاصِ دَخَلَ فِي حِصنِي ، وَمَن دَخَلَ فِي حِصنِي أَمِنَ مِن عَذابِي . (8).
1) .مسند ابن حنبل : ج ۷ ص ۱۴۴ ح ۱۹۶۱۴ و ص ۱۶۳ ح ۱۹۷۰۹ نحوه ، كنز العمّال : ج ۱ ص ۴۷ ح ۱۳۱.
2) .مسند أبي يعلى : ج ۴ ص ۱۲۴ ح ۴۰۲۱ ، المطالب العالية : ج ۳ ص ۲۰۸ ح ۳۲۷۴ وليس فيه «منفعة» ، شعب الإيمان : ج ۷ ص ۳۳۷ ح ۱۰۴۹۷ كلّها عن أنس ، نوادر الاُصول : ج ۲ ص ۷۳ كلاهما نحوه ، كنز العمّال : ج ۱ ص ۶۲ ح ۲۲۱.
3) .تاريخ بغداد : ج ۵ ص ۲۵۰ الرقم ۲۷۳۶ عن عبد اللّه بن عمر ، كنز العمّال : ج ۱ ص ۵۱ ح ۱۵۴.
4) .حلية الأولياء : ج ۳ ص ۱۹۲ ، كنز العمّال : ج ۱ ص ۲۹۶ ح ۱۴۲۲ نقلاً عن ابن عساكر ؛ كشف الغمّة : ج ۲ ص ۳۴۷ كلّها عن أبي الصلت الهروي عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام .
5) .المَرْبَع : مَنْزِلُ القوم في الربيع خاصّة (الصحاح : ج ۳ ص ۱۲۱۲ «ربع») .
6) .العمّاريّة : الكجاوة كأنّه نسبة إلى الاسم (المصباح المنير : ص ۴۲۹ «عمر»).
7) .المِطْرَفُ : الثوب الذي في طرفيه عَلَمان (النهاية : ج ۳ ص ۱۲۱ «طرف»).
8) .التوحيد : ص ۲۴ ح ۲۲ ، عيون أخبار الرضا عليه السلام : ج ۲ ص ۱۳۴ ح ۱ ، بحار الأنوار : ج ۳ ص ۶ ح ۱۵ ؛ تاريخ دمشق : ج ۴۸ ص ۳۶۶ ح ۱۰۴۵۷ نحوه .
مسند ابن حنبلـ به نقل از ابو موسى ـ: با عدّه اى از قوم خود به نزد پيامبر صلى الله عليه و آله رفتيم كه فرمود : «بشارت باد شما را و بشارت دهيد ديگر مردمانتان را كه هر كس صادقانه شهادت دهد كه معبودى جز خداى يكتا نيست ، به بهشت مى رود !» .۴۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :«لا إله إلّا اللّه » ، بنده را از خشم خدا در امان مى دارد ، تا زمانى كه منفعت دنيايشان را بر دينشان ترجيح ندهند ؛ ولى اگر چنين كردند و سپس گفتند : «لا إله إلّا اللّه » ، خداوند مى فرمايد : دروغ مى گوييد.ج ـ شرط اخلاص۴۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس بميرد ، در حالى كه با خلوص دل ، گواهى دهد كه معبودى جز خداى يكتا نيست ، اميدوارم كه خداوند عز و جل او را عذاب نكند.۴۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به نقل از جبرئيل عليه السلام ـ: خداى عز و جل فرمود : «منم من ، خدا . معبودى جز من نيست . پس مرا بندگى كنيد . هر يك از شما كه با گواهىِ خالصانه به اين كه معبودى جز خداى يكتا نيست ، نزد من آيد ، به دژ من وارد شده است و هر كس به دژ من وارد شود ، از عذابم در امان است» .التوحيدـ به نقل از عبد السلام بن صالح ، ابو صَلت هَرَوى ـ: زمانى كه امام رضا عليه السلام از نيشابور كوچ كرد ، من همراه ايشان بودم و بر ماده استرى خاكسترى سوار بود . ديدم كه محمّد بن رافع و احمد بن حرب و يحيى بن يحيى و اسحاق بن راهويه و عدّه اى از عالمان ، در بهارْ محلّه ، لگام استر ايشان را گرفتند و گفتند : تو را به حقّ پدران پاكت ، حديثى از پدر بزرگوارت براى ما باز گوى .
امام عليه السلام سرش را از كجاوه برون آورد . رداى دورويى از جنس خز با حاشيه هاى نگارين بر تن داشت . فرمود : «پدرم ، آن بنده نيك ، موسى بن جعفر ، برايم حديث كرد و گفت : پدرم جعفر بن محمّدِ صادق برايم حديث كرد و گفت : پدرم ابو جعفر ، محمّد بن على ، شكافنده دانش پيامبران ، برايم حديث كرد و گفت : پدرم على بن الحسين ، سالار عبادت پيشگان ، برايم حديث كرد و گفت : پدرم حسين ، آقاى جوانان بهشتى ، برايم حديث كرد و گفت : پدرم على بن ابى طالب عليه السلام برايم حديث كرد و گفت : از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيدم كه مى فرمايد : خداى عز و جل فرمود : منم من ، خدا . معبودى جز من نيست . پس مرا بندگى كنيد . هر يك از شما خالصانه گواهى دهد كه معبودى جز خداى يكتا نيست ، به دژ من وارد شده است و هر كس به دژ من وارد شود ، از عذابم ايمن خواهد بود » .
.
۴۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إِنّ «لا إِلهَ إِلّا اللّهُ» كَلِمَةٌ عَظِيمَةٌ كَرِيمَةٌ عَلَى اللّهِ عز و جل ، مََن قالَها مُخلِصا استَوجَبَ الجَنَّةَ ، وَمَن قالَها كاذِبا عَصَمَت مالَهُ وَدَمهُ ، وَكانَ مَصِيرُهُ إِلى النّارِ . (1)د ـ علامة الإخلاص اجتناب المحارم۴۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن قالَ «لا إِلهَ إِلّا اللّهُ» مُخلِصا دَخَلَ الجَنَّةَ ، وَإِخلاصُهُ أَن تَحجُزَهُ «لا إِلهَ إِلّا اللّه » عَمّا حَرَّمَ اللّهُ عز و جل . (2).
1) .التوحيد : ص ۲۳ ح ۱۸ عن أحمد بن عبد اللّه الجويباري عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۳ ص ۵ ح ۱۳ ؛ كنز العمّال : ج ۱ ص ۶۲ ح ۲۲۰ نقلاً عن ابن النجّار عن أنس وفيه «مسيره» بدل «مصيره» وراجع : الأمالي للشجري : ج ۱ ص ۲۵.
2) .التوحيد : ص ۲۸ ح ۲۷ ، معاني الأخبار : ص ۳۷۰ ح ۲ ، ثواب الأعمال : ص ۲۰ ح ۳ ، مكارم الأخلاق : ج ۲ ص ۸۳ ح ۲۲۱۸ كلّها عن زيد بن أرقم ، فلاح السائل : ص ۲۲۴ ح ۱۲۵ عن محمّد بن أبي عمير عن الإمام الصادق عليه السلام ؛ المعجم الكبير : ج ۵ ص ۱۹۷ ح ۵۰۷۴ ، حلية الأولياء : ج ۹ ص ۲۵۴ كلاهما عن زيد بن أرقم ، تاريخ بغداد : ج ۱۲ ص ۶۴ الرقم ۶۴۵۵ عن أنس ، كنز العمّال : ج ۱ ص ۶۱ ح ۲۰۵.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :«لا إله إلّا اللّه » ، شعارِ بزرگ و ارجمندى در نزد خداى عز و جل است . هر كه آن را از سرِ اخلاص بگويد ، سزاوار بهشت مى شود و هر كه به دروغ [ و بدون اعتقاد ، ] آن را بگويد ، مال و جانش را مصون مى دارد ؛ امّا سرانجامش آتش خواهد بود .د ـ نشانه اخلاص ، دورى كردن از حرام هاستپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس با اخلاص «لا إله إلّا اللّه » بگويد ، به بهشت مى رود ، و اخلاصش اين است كه «لا إله إلّا اللّه » ، او را از ارتكاب آنچه خداى عز و جل حرام كرده است ، باز دارد.
.
۴۷.ثواب الأعمال عن أبي هريرة و عبد اللّه بن عبّاس :قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : يا أَيُّها النّاسُ ، إِنَّهُ مَن لَقِيَ اللّهَ عز و جليَشهَدُ أَن لا إِلهَ إِلّا اللّهُ مُخلِصا لَم يَخلِط مَعَها غَيرَها ، دَخَلَ الجَنَّةَ . فَقامَ عَِليُ بنُ أَبِي طالِبٍ عليه السلام فَقالَ : يا رَسُولَ اللّهِ بِأَبِي أَنتَ وَأُمِّي ، كَيفَ يَقُولُها مُخلِصا لا يَخلِط مَعَها غَيرَها؟ فَسِّرْ لَنا هذا حَتَّى نَعرِفَهُ .
فَقالَ : نَعَم ؛ حِرصا عَلَى الدُّنيا ، وَجَمعا لَها مِن غَيرِ حِلِّها ، وَرِضىً بِها ، وَأَقوامٌ يَقُولُونَ أَقاوِيلَ الأَخيارِ وَيَعمَلُونَ عَمَلَ الجَبابِرَةِ وَالفُجَّارِ . فَمَن لَقِيَ اللّهَ عز و جلوَلَيسَ فِيهِ شَيءٌ مِن هذِهِ الخِصالِ وَهُوَ يَقُولُ : «لا إِلهَ إِلّا اللّهُ» فَلَهُ الجَنَّةُ ، فَإِن أَخَذَ الدُّنيا وَتَرَكَ الآخِرَةَ فَلَهُ النّارُ . (1)رسول اللّه صلى الله عليه و آله :ما قالَ عَبدٌ «لا إِلهَ إِلّا اللّهُ» قَطُّ مُخلِصا إِلّا فُتِحَت لَهُ أَبوابُ السَّماءِ ، حَتّى تُفضِيَ (2)إِلَى العَرشِ ما اجتَنَبَ الكَبائِرَ . (3)۴۸.عنه صلى الله عليه و آله :مَن قالَ : «لا إِلهَ إِلّا اللّهُ» لا يَتَّخِذُها جُنَّةً (4)لِشَيءٍ مِنَ الكَبائِرِ يَرتَكِبُهُ فَهُوَ مِن أَهلِ الجَنَّةِ جَزما. (5)سنن سعيد بن منصور عن مجاهد :قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله حِينَ خَرَجَ إِلى تَبُوكَ : لا يَخرُج مَعَنا إِلّا مُقَوٍّ (6). فَخَرَجَ رَجُلٌ عَلى بَكرٍ لَهُ صَعبٍ ، فَوَقَصَ (7)بِهِ فَماتَ ، فَقالَ النّاسُ : اَلشَّهِيدُ الشَّهِيدُ! فَأَمَرَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله بِلالاً يُنادِي : أَلا لا تَدخُلُ الجَنَّةَ إِلّا نَفسٌ مُؤمِنَةٌ ، وَلا يَدخُلُها عاصٍ . (8).
1) .ثواب الأعمال : ص ۳۳۱ ح ۱ ، بحار الأنوار : ج ۷۶ ص ۳۶۰ ح ۳۰ وراجع : نوادر الاُصول : ج ۱ ص ۴۷ وشعب الإيمان : ج ۷ ص ۳۳۸ ح ۴۹۹ وكنز العمّال : ج ۱ ص ۵۰ ح ۱۴۶.
2) .أفْضى : أي وصل إليه (لسان العرب : ج ۱۵ ص ۱۵۷ «فضا»).
3) .سنن الترمذي : ج ۵ ص ۵۷۵ ح ۳۵۹۰ ، مشكاة المصابيح : ج ۱ ص ۷۱۱ ح ۲۳۱۴ ، الدرّ المنثور : ج ۷ ص ۴۹۳ نقلاً عن ابن مردويه وليس فيه «ما اجتنب الكبائر» وكلّها عن أبي هريرة ، كنز العمّال : ج ۱ ص ۴۲۳ ح ۱۸۱۵.
4) .الجُنَّةُ : الوِقَايَةُ (النهاية : ج ۱ ص ۳۰۸ «جنن»).
5) .معجم السفر : ص ۴۴۸ ح ۱۵۳۱ .
6) .مُقَوٍ : أي ذو دابّةٍ قويّة (النهاية : ج ۴ ص ۱۲۷ «قوا»).
7) .وَقَصَتْ به : رَمَت به فَدَقّت عُنُقَه (المصباح المنير : ص ۶۶۸ «وقص»).
8) .سنن سعيد بن منصور : ج ۲ ص ۱۹۴ ح ۲۴۹۴ ، المصنّف لعبد الرزّاق : ج ۵ ص ۱۷۷ ح ۹۲۹۴ و ص ۲۷۰ ح ۹۵۷۳ كلاهما نحوه ، الدرّ المنثور : ج ۶ ص ۲۳۲.
۴۹.ثواب الأعمالـ به نقل از ابو هريره و عبد اللّه بن عبّاس ـ: پيامبر خدا فرمود : «اى مردم! هر كس خداى عز و جلرا در حالى ديدار كند كه از سرِ اخلاص ، گواهى دهد كه معبودى جز خداى يكتا نيست و اين اخلاصش را آميخته به چيزى نگرداند ، به بهشت مى رود» .
على بن ابى طالب برخاست و گفت : اى پيامبر خدا ! پدر و مادرم به فدايت ! چگونه آن را با اخلاص بگويد و چيزى با آن نياميزد؟ اين را برايمان بيان نما تا بدانيم.
فرمود : «باشد . آزمندى به دنيا ، و گرد آوردن آن از ناروا ، و خرسندى نسبت به آن . مردمانى هستند كه سخنان نيكان را مى گويند ؛ امّا چون ستمگران و تباهكاران ، رفتار مى كنند . پس هر كه خداى عز و جل را ديدار كند و چيزى از اين خصلت ها در او نباشد و بگويد : لا إله إلّا اللّه ، به بهشت مى رود ، و اگر دنيا را گرفت و آخرت را رها كرد ، دوزخى خواهد بود» .پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هيچ بنده اى هرگز از روى اخلاص ، «لا إله إلّا اللّه » نمى گويد ، مگر آن كه درهاى آسمان به رويش باز مى شوند تا آن كه اين كلمه به عرش رسد ، البتّه تا آن گاه كه از گناهان بزرگ ، دورى كرده باشد.۵۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس بگويد : «لا إله إلّا اللّه » و آن را سپرى براى ارتكاب چيزى از گناهان بزرگ قرار ندهد ، قطعا اهل بهشت است.سنن سعيد بن منصورـ به نقل از مجاهد ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله زمانى كه ره سپار تبوك شد ، فرمود : «فقط كسى با ما بيايد كه مركبى نيرومند دارد» .
مردى سوار بر اشترى جوان و سركش ، ره سپار شد . اشتر ، او را زمين زد و گردنش شكست و مُرد . مردم گفتند : شهيد! شهيد!
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به بلال فرمود كه بانگ زند : «بدانيد كه تنها انسان مؤمن ، به بهشت مى رود و نافرمان ، وارد آن نمى شود». .
ه ـ علامة الإخلاص طاعة اللّه ورسوله وولاية أهل البيت عليهم السلامالأمالي للطوسي عن جابر بن عبد اللّه الأنصاريِ :جاءَ أَعرابِيٌ إِلَى النَّبِيِ صلى الله عليه و آله فَقالَ : يا رَسُولَ اللّهِ ، هَل لِلجَنَّةِ مِن ثَمَنٍ؟ قالَ : نَعَم. قالَ : ما ثَمَنُها؟ قالَ : «لا إِلَهَ إِلّا اللّهُ» يَقُولُها العَبدُ الصّالِحُ مُخلِصا بِها . قالَ : وَما إِخلاصُها؟ قال : اَلعَمَلُ بِما بُعِثتُ بِهِ فِي حَقِّهِ وَحُبُّ أَهلِ بَيتِي. قالَ : وَحُبُّ أَهلِ بَيتِكِ لَمِن حَقِّها؟ قالَ : أَجَل إِنَّ حُبَّهُم لَأَعظَمُ حَقِّها . (1)۵۲.التوحيد عن إسحاق بن راهويه :لَمّا وافَى أَبُو الحَسَنِ الرِّضا عليه السلام بِنَيسابُورَ وَأَرادَ أَن يَخرُجَ مِنها إِلى المَأمُونِ ، اجتَمَعَ إِلَيهِ أَصحابُ الحَدِيثِ فَقالُوا لَهُ : يَابنَ رَسُولِ اللّهِ ، تَرحَلُ عَنّا وَلا تُحَدِّثُنا بِحَدِيثٍ فَنَستَفِيدَهُ مِنكَ؟ وَكانَ قَد قَعَدَ فِي العَمّارِيَّةِ فَأَطلَعَ رَأسَهُ ، وَقالَ : سَمِعتُ أَبِي مُوسَى بنَ جَعفرٍ يَقُولُ : سَمِعتُ أَبِي جَعفَر بنَ مُحَمَّدٍ يَقُولُ : سَمِعتُ أَبِي مُحَمَّدَ بنَ عَلِيٍ يَقُولُ : سَمِعُت أَبِي عَلِيَ بنَ الحُسَينِ يَقُولُ : سَمِعتُ أَبِي الحُسَينَ بنَ عَلِيِ بنِ أَبِي طالِبٍ يَقُولُ : سَمِعتُ أَبِي أَمِيرَ المُؤمِنِينَ عَلِيَّ بنَ أَبِي طالِبٍ عليهم السلام يَقُولُ : سَمِعتُ رَسُولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقُولُ : سَمِعتُ جَبرَئِيلَ عليه السلام يَقُولُ : سَمِعتُ اللّهَ جَلَّ جَلالُهُ يَقُولُ : «لا إِلهَ إِلّا اللّهُ» حِصنِي ، فَمَن دَخَلَ حِصنِي أَمِنَ مِن عَذابِي .
قالَ : فَلَمّا مَرَّتِ الرّاحِلَةُ نادانا : بِشُرُوطِها وَأَنا مِن شُرُوطِها . (2).
ه ـ نشانه اخلاص ، فرمانبرى از خدا و پيامبر او و ولايت اهل بيت عليهم السلام است۵۳.الأمالى ، طوسىـ به نقل از جابر بن عبد اللّه انصارى ـ: باديه نشينى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت : اى پيامبر خدا ! آيا بهشت ، بهايى دارد [كه بايد آن را پرداخت] ؟
فرمود : «آرى» .
گفت : بهايش چيست؟
فرمود : « ذكر لا إله إلّا اللّه كه بنده درستكار ، از سرِ اخلاص بگويد» .
گفت : اخلاصش چيست؟
فرمود : «به كار بستن آنچه من برايش فرستاده شده ام با شرايطش ، و دوست داشتن اهل بيت من» .
باديه نشين گفت : دوست داشتن اهل بيت تو ، از شرايط آن است؟
فرمود : «آرى ؛ دوست داشتن آنان ، بزرگ ترين شرط آن است» .التوحيدـ به نقل از اسحاق بن راهويه ـ: چون امام رضا عليه السلام به نيشابور رسيد و خواست از آن جا به سوى مأمون روانه شود ، اهل حديث ، نزد ايشان گرد آمدند و گفتند : اى فرزند پيامبر خدا ! از نزد ما مى رويد و حديثى برايمان نمى گوييد كه از شما بهره مند شويم؟
امام عليه السلام كه در كجاوه نشسته بود ، سرش را بيرون آورد و فرمود : «از پدرم موسى بن جعفر شنيدم كه مى فرمايد : از پدرم جعفر بن محمّد شنيدم كه مى فرمايد : از پدرم محمّد بن على شنيدم كه مى فرمايد : از پدرم على بن الحسين شنيدم كه مى فرمايد : از پدرم حسين بن على بن ابى طالب شنيدم كه مى فرمايد : از پدرم امير مؤمنان على بن ابى طالب شنيدم كه مى فرمايد : از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مى فرمايد : از جبرئيل شنيدم كه مى فرمايد : از خداوند عز و جلشنيدم كه مى فرمايد : لا إله إلّا اللّه ، دژ من است . پس هر كه به دژ من وارد شود ، از عذابم در امان خواهد بود » .
چون اُشتر حركت كرد ، امام عليه السلام صدا زد : «البتّه با شرط هايش ، و من ، يكى از شرط هاى آن هستم».
.
۵۴.الأمالي للطوسي عن أبي الصّلت الهرويّ عن الإمام الرّضا عن آبائه عليهم السلامعن رسول اللّه صلى الله عليه و آله : أَخبَرَنِي جَبرَئِيلُ الرُّوحُ الأَمِينُ عَنِ اللّهِ ـ تَقَدَّسَت أَسماؤُهُ وَجَلَّ وَجهُهُ ـ قالَ : إِنِّي أَنا اللّهُ لا إِلهَ إِلّا أَنا وَحدِي ، عِبادِي فَاعبُدُونِي ، وَليَعلَم مَن لَقِيَنِي مِنكُم بِشَهادَةِ أَن لا إِلهَ إِلّا اللّهُ مُخلِصا بِها ، إِنَّه قَد دَخَلَ حِصنِي ، وَمَن دَخَلَ حِصنِي أَمِنَ عَذابِي .
قالُوا : يَابنَ رَسُولِ اللّهِ ، وَما إِخلاصُ الشَّهادَةِ للّهِِ؟ قالَ : طَاعَةُ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَوَلايَةُ أَهلِ بَيتِهِ عليهم السلام . (1)عوالي اللآلي :رُوِيَ أَنَّ الرِّضا عليه السلام لَمّا تَوَجَّهَ مِن خُراسانَ مُنصَرِفا إِلَى الحِجازِ فِي قَدمَتِهِ الأُولى حَضَرَهُ جَماعَةُ العُلَماءِ وَالفُضَلاءِ مِن أَهلِ خُراسانَ وَغَيرِهِم وَكانَ قَد رَكِبَ فِي العَمّارِيَّةِ ، فَاحتَوَلُوهُ وَقالُوا : يَابنَ رَسُولِ اللّهِ أَتُفارِقُنا وَلا تُفِيدُنا مِن عِلمِكَ شَيئا؟ أَلا تُحَدِّثُنا بِحَدِيثٍ نَنتَفِعُ بِهِ فِي دِينِنا؟ فَأَطلَعَ عليه السلام رَأسَهُ مِنَ العَمّارِيَّةِ حَتّى أَشرَفَ عَلَيهِم ، وَقالَ : حَدَّثَني أَبِي عَن أَبِيهِ عَن جَدِّهِ رَسُولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله أَنَّهُ قالَ : إِنَّ اللّهَ عز و جليَقُولُ : الإِيمانُ حِصنِي ، وَمَن دَخَلَ حِصنِي أَمِنَ مِن عَذابِي . وَمَن قالَ : «لا إِلهَ إِلّا اللّهُ» مُخلِصا دَخَلَ الجَنَّةَ .
ثُمَّ ضَرَبَ راحِلَتَهُ وَسارَ قَلِيلاً وَالنّاسُ خَلفَهُ ، ثُمَّ التَفَتَ إِلَيهِم ، ثُمَّ قالَ : بِشَرطِها وَشُرُوطِها وَأَنا مِن شُرُوطِها . (2)۷ / ۵الإِيمانُ وَالعَمَلُ الصّالِحُالكتاب«وَمَن يَعْمَلْ مِنَ الصَّــلِحَـتِ مِن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُوْلَـائِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَلَا يُظْـلَمُونَ نَقِيرًا ». (3)
.
۵۷.الأمالى ، طوسىـ به نقل از ابو صَلت هَرَوى ، از امام رضا ، از پدرانش عليهم السلام ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «جبرئيل ، روح الأمين ، از جانب خداوند ـ كه نام هايش پاك و رويش بِشكوه است ـ به من خبر داد كه فرمود : منم خدا . معبودى جز منِ يگانه نيست . بندگانم ! پس مرا بندگى كنيد . هر يك از شما بداند كه چنانچه مرا با شهادت خالصانه لا إله إلّا اللّه ، ديدار كند ، به دژ من وارد شده است و هر كه به دژ من وارد شود ، از عذابم در امان خواهد بود » .
گفتند : اى فرزند پيامبر خدا ! نشانه اخلاص در شهادت دادن به يگانگى خدا چيست؟
فرمود : «فرمان بردن از خدا و پيامبر او و ولايت اهل بيتش » .عوالى اللآلى : روايت شده است كه امام رضا عليه السلام چون در سفر نخستش ، (1)عازم بازگشت از خراسان به حجاز شد ، جماعت علما و فضلاى خراسان و غير خراسان ، نزد ايشانـ كه در كجاوه سوار بود ـ رفتند و ايشان را در ميان گرفتند و گفتند : اى فرزند پيامبر خدا ! آيا ما را ترك مى گويى و از دانش خود ، بهره اى به ما نمى رسانى؟ آيا حديثى براى ما نمى گويى كه در دين خويش ، از آن سود بريم؟
امام عليه السلام سرش را از كجاوه بيرون آورد ، چندان كه بر آنان مشرف شد و فرمود : «پدرم از پدرش از جدّش پيامبر خدا صلى الله عليه و آله برايم حديث كرد كه فرمود : خداى عز و جلمى فرمايد : ايمان ، دژ من است و هر كس وارد دژ من شود ، از عذابم ايمن خواهد بود ، و هر كس با اخلاص ، لا إله إلّا اللّه بگويد ، به بهشت مى رود » .
آن گاه امام عليه السلام اشترش را هى زد و اندكى حركت نمود و مردم ، پشت سر او حركت مى كردند . سپس رو به آنان كرد و فرمود : «البتّه با شرط و شروط آن ، و من از شرط هاى آن هستم» .۷ / ۵ايمان و كردار نيكقرآن«و هر كس ، از مرد يا زن ، كارهاى نيك كند و مؤمن هم باشد ، آنان به بهشت مى روند و به قدر گودى پشتِ هسته خرمايى هم به آنان ستم نخواهد شد».
.
1) .از روايت ، چنين پيداست كه امام رضا عليه السلام دو سفر به خراسان داشته و چندين بار از نيشابور ، عبور كرده است.
الحديثرسول اللّه صلى الله عليه و آله :بَخٍ بَخٍ لِخَمسٍ! مَن لَقِيَ اللّهَ مُستَيقِنا بِهِنَّ دَخَلَ الجَنَّةَ : يُؤمِنُ بِاللّهِ ، وَاليَومِ الآخِرِ ، وَبِالجَنَّةِ وَالنّارِ ، وَالبَعثِ بَعدَ المَوتِ ، وَالحِسابِ . (1)۶۱.عنه صلى الله عليه و آله :وَالَّذِي نَفسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ! مامِن عَبدٍ يُؤمِنُ بِاللّهِ وَاليَومِ الآخِرِ ثُمَّ يُسَدِّدُ (2)إِلّا سَلَكَ فِي الجَنَّةِ . (3)عنه صلى الله عليه و آلهـ لِعَبدِ اللّهِ بنِ سَلامٍ لَمّا قالَ لَهُ : أَخبِرنِي عَن أَهلِ الجَنَّةِ يَدخُلُونَ فِيها بِالإِسلامِ أَو بِالإِيمانِ أَو بِالعَمَلِ؟ ـ: مِنهُم مَن يَدخُلُ بِالثَّلاثَةِ ؛ يَكُونُ مُسلِما مُؤمِنا عامِلاً فَيَدخُلُ الجَنَّةَ بِثَلاثَةِ أَعمالٍ .
أَو يَكُونُ نَصرانِيّا أَو يَهُودِيّا أَو مَجُوسِيّا فَيُسلِمُ بَينَ الصَّلاتَينِ ، وَيُؤمِنُ بِاللّهِ ، وَيَخلَعُ الكُفرَ مِن قَلبِهِ ، فَيَمُوتُ عَلى مَكانِهِ وَلَم يُخَلِّف مِنَ الأَعمالِ شَيئا فَيَكُونُ مِن أَهلِ الجَنَّةِ ، فَذَلِكَ إِيمانٌ بِلا عَمَلٍ .
وَيَكُونُ يَهُودِيّا أَو نَصرانِيّا يَتَصَدَّقُ وَيُنفِقُ فِي غَيرِ ذاتِ اللّهِ ، فَهُوَ عَلَى الكُفرِ وَالضَّلالَةِ ، يَعبُدُ المَخلُوقَ مِن دُونِ الخالِقِ ، فَإِذا ماتَ عَلى دِينِهِ كانَ فَوقَ عَمَلِهِ فِي النّارِ يَومَ القِيامَةِ ، لِأَنَّ اللّهَ لا يَتَقَبَّلُ إِلّا مِنَ المُتَّقِينَ . (4).
1) .مسند ابن حنبل : ج ۵ ص ۳۲۰ ح ۱۵۶۶۲ و ج ۶ ص ۳۱۱ ح ۱۸۰۹۸ ، تفسير ابن كثير : ج ۵ ص ۱۵۹ ، كنز العمّال : ج ۱۵ ص ۸۸۶ ح ۴۳۵۱۰.
2) .يُسَدِّد : أي يَقتصِد، فلا يَغلو ولا يُسرف (النهاية : ج ۲ ص ۳۵۲ «سدد»).
3) .مسند ابن حنبل : ج ۵ ص ۴۷۹ ح ۱۶۲۱۶ ، صحيح ابن حبّان : ج ۱ ص ۴۴۵ ح ۲۱۲ وليس فيه «واليوم الآخر» وكلاهما عن أبي بكر ، سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۱۴۳۲ ح ۴۲۸۵ ، المعجم الكبير : ج ۵ ص ۵۰ ح ۴۵۵۷ كلاهما عن رفاعة الجهني نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۰ ص ۴۷۷ ح ۳۰۱۴۷.
4) .الاختصاص : ص ۴۳ ، بحار الأنوار : ج ۹ ص ۳۳۷ ح ۲۰ .
حديثپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بَه بَه از پنج چيز كه هر كس با يقين به آنها خداوند را ديدار كند ، به بهشت مى رود : ايمان به خدا و روز قيامت ، و بهشت و دوزخ ، و زنده شدن پس از مرگ ، و حسابرسى.۶۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :سوگند به آن كه جان محمّد در دست اوست ، هر بنده اى كه به خدا و آخرت ، ايمان بياورد و سپس راه درست را در پيش گيرد ، بى گمان به بهشت مى رود.پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در پاسخ به عبد اللّه بن سلام كه گفت : مرا از اهل بهشت خبر دهيد كه آيا با اسلام ، به بهشت مى روند ، يا با ايمان ، يا با عمل ـ: از آنان ، يكى به واسطه هر سه اينها به بهشت مى رود : هم مسلمان است ، هم مؤمن و هم اهل عمل . پس با سه كار ، به بهشت مى رود.
يا اين كه نصرانى يا يهودى و يا مجوسى است و مابين دو نماز ، مسلمان مى شود و به خدا ايمان مى آورد و كفر را از دلش مى كَند و در همان جا مى ميرد ، در حالى كه چيزى از اعمال را به جا نياورده است . چنين كسى اهل بهشت است ، و اين ، ايمان بدون عمل است.
ديگرى ، يهودى يا نصرانى است كه صدقه مى دهد و انفاق مى كند ؛ امّا نه براى خدا . چنين كسى در كفر و گم راهى است . او مخلوق را به جاى خالق مى پرستد . چنين كسى اگر بر همان دينش بميرد ، روز قيامت بر فراز عملش در آتش خواهد بود ؛ چرا كه خداوند ، [ اعمال را ] تنها از پرهيزگاران مى پذيرد. .
۶۴.عنه صلى الله عليه و آله :يُوضَعُ المِيزانُ يَومَ القِيامَةِ ، فَتُوزَنُ الحَسَناتُ وَالسَّيِّئاتُ ، فَمَن رَجَحَت حَسَناتُهُ مِثقالَ صُؤَابَةٍ (1)دَخَلَ الجَنَّةَ ، وَمَن رَجَحَت سَيِّئاتُهُ عَلى حَسَناتِهِ مِثقالَ صُؤَابَةٍ دَخَلَ النّارَ . (2)عنه صلى الله عليه و آله :يَقُولُ اللّهُ : يا آدَمُ ! قَد جَعَلتُكَ حَكَما بَينِي وَبَينَ ذُرِّيَّتِكَ ، قُم عِندَ المِيزانِ فَانظُر ما يُرفَعُ إِلَيكَ مِن أَعمالِهِم ، فَمَن رَجَحَ مِنهُم خَيرُهُ عَلى شَرِّهِ مِثقالَ ذَرَّةٍ فَلَهُ الجَنَّةُ ، حَتَّى تَعلَمَ أَنِّي لا أُدخِلُ مِنهُمُ النّارَ إِلّا ظالِما . (3)۶۵.الإمام عليّ عليه السلام :عَلَيكُم بِإِخلاصِ الإِيمانِ ، فَإِنَّهُ السَّبِيلُ إِلَى الجَنَّةِ ، وَالنَّجاةُ مِنَ النّارِ . (4)عنه عليه السلام :ثَمَنُ الجَنَّةِ العَمَلُ الصّالِحُ . (5)۶۶.عنه عليه السلام :عَلَيكَ بِصالِحِ العَمَلِ ، فَإِنَّهُ الزّادُ إِلَى الجَنَّةِ . (6)عنه عليه السلام :بِالعَمَلِ تَحصُلُ الجَنَّةُ لا بِالأَمَلِ . (7)۶۷.عنه عليه السلام :لَن يَفُوزَ بِالجَنَّةِ إِلّا السّاعِي لَها . (8).
1) .الصؤابة : بيضة البرغوث والقمل ، والصؤاب من الذهب : الدقاق (المحيط في اللغة : ج ۸ ص ۲۰۵ «صأب») .
2) .تاريخ دمشق : ج ۱۴ ص ۳۱۳ ح ۳۵۸۵ ، تفسير القرطبي : ج ۷ ص ۲۱۱ ، فتح الباري : ج ۱۳ ص ۵۳۹ وفيه «مثقال حبّة خردل» في كلا الموضعين ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۳۸۳ ح ۳۹۰۲۵ نقلاً عن ابن عساكر ، الدرّ المنثور : ج ۳ ص ۴۱۹ نقلاً عن أبي الشيخ وليس فيه «مثقال صؤابة» في كلا الموضعين وكلّها عن جابر بن عبد اللّه الأنصاريّ .
3) .المعجم الصغير : ج ۲ ص ۳۱ ، نوادر الاُصول : ج ۲ ص ۷ ، تاريخ دمشق : ج ۷ ص ۴۵۴ ح ۲۰۵۲ كلّها عن أبي هريرة ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۶۴۴ ح ۳۹۷۶۸ .
4) .غرر الحكم : ح ۶۱۶۷ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۳۴۲ ح ۵۸۴۵ .
5) .غرر الحكم : ح ۴۶۹۸ .
6) .غرر الحكم : ح ۶۱۰۷ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۳۳۵ ح ۵۷۳۲ .
7) .غرر الحكم : ح ۴۲۹۷ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۱۸۹ ح ۳۸۸۹ وفيه «بحُسن العمل ...» .
8) .غرر الحكم : ح ۷۴۰۳ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۴۰۷ ح ۶۸۸۷ .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :روز قيامت ، ترازو[ ى اعمال ] را نصب و خوبى ها و بدى ها را وزن مى كنند . پس هر كه خوبى هايش به اندازه تخم شپشى [ از بدى هايش ]سنگين تر باشد ، به بهشت مى رود و هر كس بدى هايش به اندازه تخم شپشى از خوبى هايش سنگين تر باشد ، به دوزخ مى رود .۶۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خدا مى فرمايد : «اى آدم! من تو را ميان خودم و فرزندانت داور قرار مى دهم . كنار ترازو بِايست و بنگر كه كدام كفه اعمال آنها ، به طرف تو بالا مى آيد . هر يك از آنها كه خوبى هايش به وزن ذرّه اى بر بدى هايش سنگينى كرد ، بهشتى است ؛ تا بدانى كه من ، تنها آن كس از ايشان را به آتش مى برم كه [ به خودش ] ستم كرده است» .امام على عليه السلام :ايمان را خالص گردانيد ، كه اين ، راه رسيدن به بهشت و رهيدن از آتش است .۶۹.امام على عليه السلام :بهاى بهشت ، كردار نيك است.امام على عليه السلام :بر تو باد كردار نيك ؛ چرا كه ره توشه بهشت است.۷۰.امام على عليه السلام :بهشت ، با تلاش به دست مى آيد ، نه با آرزو.امام على عليه السلام :هرگز به بهشت دست نمى يابد ، مگر آن كه برايش بكوشد. .
۷۱.عنه عليه السلام :لا تَحصُلُ الجَنَّةُ بِالتَّمَنِّي . (1)عنه عليه السلام :طَلَبُ الجَنَّةِ بِلا عَمَلٍ حُمقٌ . (2)۷۲.عنه عليه السلام :اِعمَلُوا لِلجَنَّةِ عَمَلَها ؛ فَإِنَّ الدُّنيا لَم تُخلَق لَكُم دارَ مُقامٍ بَل خُلِقَت لَكُم مَجازا (3)، لِتَزَوَّدُوا مِنها الأَعمالَ إِلى دارِ قَرارٍ . (4)عنه عليه السلام :مَن أَقرَبُ إِلَى الجَنَّةِ مِن عامِلِها ؟ وَمَن أَقرَبُ إِلَى النّارِ مِن عامِلِها ؟ (5)۷۳.عنه عليه السلام :اَلجَنَّةُ جَزاءُ المُطِيعِ . (6)الأمالي للمفيد عن داوود بن فرقد :سَمِعتُ أَبا عبدِ اللّهِ جَعفَرَ بنَ مُحَمَّدٍ ـ صَلَواتُ اللّهِ عَلَيهِما ـ يَقُولُ :
إِنَّ العَمَلَ الصّالِحَ لَيَذهَبُ إِلَى الجَنَّةِ فَيُمَهِّدُ لِصاحِبِهِ كَما يَبعَثُ الرَّجُلُ غُلامَهُ فَيَفرُشُ لَهُ . ثُمَّ قَرَأَ : «وَأَمّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ فَلِأَنفُسِهِم يَمهَدُونَ» (7). (8)۷۴.الإمام الصادق عليه السلام :يَأتِي يَومَ القِيامَةِ شَيءٌ مِثلَ الكُبَّةِ (9)فَيَدفَعُ فِي ظَهرِ المُؤمِنِ ، فَيُدخِلُهُ الجَنَّةَ . فَيُقالُ : هَذا البَرُّ . (10).
1) .غرر الحكم : ح ۱۰۵۶۶ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۵۳۳ ح ۹۷۳۳ .
2) .غرر الحكم : ح ۵۹۹۱ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۳۱۷ ح ۵۵۳۱ .
3) .مَجَازا : أي طَريقا ومسلكا (الصحاح : ج ۳ ص ۸۷۱ «جوز») .
4) .نهج البلاغة : الخطبة ۱۳۲ .
5) .نهج البلاغة : الكتاب ۲۷ ، الأمالي للمفيد : ص ۲۶۳ ح ۳ ، معاني الأخبار : ص ۲۶۳ ح ۳ ، الأمالي للطوسي : ص ۲۷ ح ۳۱ والثلاثة الأخيرة عن أبي إسحاق الهمداني ، الغارات : ج ۱ ص ۲۳۷ عن عباية ، تحف العقول : ص ۱۷۸ وفيه «أهلها» بدل «عاملها» في الموضع الثاني ، بحار الأنوار : ج ۳۳ ص ۵۸۱ ح ۷۲۶ .
6) .غرر الحكم : ح ۴۱۷ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۳۳ ح ۶۰۷ .
7) .هذا المضمون اقتبسه الإمام عليه السلام من الآية ۴۴ من سورة الروم .
8) .الأمالي للمفيد : ص ۱۹۵ ح ۲۶ ، الزهد للحسين بن سعيد : ص ۲۱ ح ۴۶ وفيه «فيسهّل» بدل «فيمهّد» ، عدّة الداعي : ص ۲۱۷ كلّها عن داوود بن فرقد ، مجمع البيان : ج ۸ ص ۴۸۱ عن منصور بن حازم وكلاهما نحوه ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۹۷ ح ۱۸۹ .
9) .مثل الكُبّة : أي الدَّفْعة والصدمة ، أو مثل كُبّة الغزل في الصغر أو مثل البعير في الكبر (بحار الأنوار : ج ۷۴ ص ۴۴) .
10) .الكافي : ج ۲ ص ۱۵۸ ح ۳ عن سيف ، بحار الأنوار : ج ۷۴ ص ۴۴ ح ۴ .
امام على عليه السلام :بهشت با آرزو به دست نمى آيد.۷۵.امام على عليه السلام :طلبيدن بهشت بدون عمل ، حماقت است.امام على عليه السلام :براى بهشت ، كار كنيد ؛ چرا كه دنيا براى اقامت دائمىِ شما آفريده نشده است ؛ بلكه برايتان گذرگاهى آفريده شده تا از آن براى اقامتگاهتان توشه عمل برداريد.۷۶.امام على عليه السلام :چه كسى به بهشت ، نزديك تر از عمل كننده براى آن است؟ و چه كسى به دوزخ ، نزديك تر از عمل كننده براى آن است ؟امام على عليه السلام :بهشت ، پاداشِ فرمان برداران است.۷۷.الأمالى ، مفيدـ به نقل از داوود بن فرقد ـ: از امام صادق عليه السلام شنيدم كه مى فرمايد: «كردار نيك ، [ پيشاپيش ]به بهشت مى رود و براى صاحب خود ، تدارك مى بيند ، چنان كه شخص ، غلام خود را جلوتر مى فرستد و او برايش فرش مى گستراند» .
ايشان ، سپس خواند : «و كسانى كه ايمان آورده و كارهاى نيك كرده اند ، براى خودشان آماده مى كنند» . (1)امام صادق عليه السلام :در روز قيامت ، چيزى شبيه گلوله نخ مى آيد و به پشت مؤمن مى زند و او را داخل بهشت مى كند . پس گفته مى شود : «اين ، همان نيكى (2)است». .
۷ / ۶وَلايَةُ أَهلِ البَيتِ عليهم السلامرسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن كانَ آخِرُ كَلامِهِ الصَّلاةَ عَلَيَّ وعَلى عَلِيٍّ دَخَلَ الجَنَّةَ . (1)
عنه صلى الله عليه و آله :اَلحَسَنُ وَالحُسَينُ اِبنايَ ، مَن أَحَبَّهُما أَحَبَّني ، وَمَن أَحَبَّني أَحَبَّهُ اللّهُ ، وَمَن أَحَبَّهُ اللّهُ أَدخَلَهُ الجَنَّةَ ، وَمَن أَبغَضَهُما أَبغَضَنِي ، وَمَن أَبغَضَني أَبغَضَهُ اللّهُ ، وَمَن أَبغَضَهُ اللّهُ أَدخَلَهُ النّارَ . (2)
رسول اللّه صلى الله عليه و آله :اِلزَمُوا مَوَدَّتَنا أَهلَ البَيتِ ، فَإِنَّهُ مَن لَقِيَ اللّهَ عز و جل وَهُوَ يُحِبُّنا دَخَلَ الجَنَّةَ بِشَفاعَتِنا ، وَالَّذِي نَفسِي بِيَدِهِ! لا يَنتَفِعُ عَبدٌ بِعَمَلِهِ إِلّا بِمَعرِفَتِهِ بِحَقِّنا . (3)
الإمام عليّ عليه السلام :إِنَّما الأَئِمَّةُ قُوّامُ اللّهِ عَلى خَلقِهِ ، وَعُرَفاؤُهُ عَلى عِبادِهِ ، وَلا يَدخُلُ الجَنَّةَ إِلّا مَن عَرَفَهُم وَعَرَفُوهُ ، وَلا يَدخُلُ النّارَ إِلّا مَن أَنكَرَهُم وَأَنكَرُوهُ . (4)
الإمام الباقر عليه السلام :نَحنُ السِّراجُ لِمَنِ استَضاءَ بِنا ، وَنَحنُ السَّبِيلُ لِمَنِ اقتَدى بِنا ، وَنَحنُ الهُداةُ إِلَى الجَنَّةِ ، وَنَحنُ عُرى الإِسلامِ ، وَنَحنُ الجُسُورُ وَالقَناطِرُ ، مَن مَضى عَلَيها لَم يُسبَق وَمَن تَخَلَّفَ عَنها مُحِقَ (5). (6)
.
1) .عيون أخبار الرضا عليه السلام : ج ۲ ص ۶۴ ح ۲۷۳ عن الحسن بن عبد اللّه بن محمّد الرازي التميمي ، وسائل الشيعة : ج ۴ ص ۱۲۱۶ ح ۹۱۱۰ .
2) .المستدرك على الصحيحين : ج ۳ ص ۱۸۱ ح ۴۷۷۶ عن سلمان ، كنز العمّال : ج ۱۲ ص ۱۲۰ ح ۳۴۲۸۶ ؛ إعلام الورى : ج ۱ ص ۴۳۲ عن سلمان .
3) .الأمالي للمفيد : ص ۱۳ ح ۱ ، المحاسن : ج ۱ ص ۱۳۵ ح ۱۶۹ كلاهما عن ابن أبي ليلى عن الإمام الحسين عليه السلام ، الأمالي للطوسي : ص ۱۸۷ ح ۳۱۴ ، المناقب للكوفي : ج ۲ ص ۱۰۰ ح ۵۸۷ كلاهما عن أبي ليلى عن الإمام الحسين عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله ، شرح الأخبار : ج ۱ ص ۴۴۵ ح ۱۲۰ عن الإمام الحسن عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله ، بحار الأنوار : ج ۲۷ ص ۱۰۱ ح ۶۳ ؛ المعجم الأوسط : ج ۲ ص ۳۶۰ ح ۲۲۳۰ عن الإمام الحسن عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله .
4) .نهج البلاغة : الخطبة ۱۵۲ ، غرر الحكم : ح ۳۹۱۱ ، تفسير نور الثقلين : ج ۲ ص ۳۳ ح ۱۲۹ نقلاً عن كشف المحجّة نحوه ، بحار الأنوار : ج ۲۴ ص ۲۵۵ ح ۲۰.
5) .المَحْقُ : النقص والمحو والإبطال (النهاية : ج ۴ ص ۳۰۳ «محق») .
6) .كمال الدين : ص ۲۰۶ ح ۲۰ ، الأمالي للطوسي : ص ۶۵۴ ح ۱۳۵۴ ، بصائر الدرجات : ص ۶۳ ح ۱۰ ، المناقب لابن شهرآشوب : ج ۴ ص ۲۰۷ كلّها عن خيثمة الجعفي ، بحار الأنوار : ج ۲۶ ص ۲۴۸ ح ۱۸.
۷ / ۶ولايت اهل بيت عليهم السلامپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس آخرين سخنش ، صلوات بر من و بر على باشد ، وارد بهشت مى شود .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :حسن و حسين ، فرزندان من اند . هر كه آن دو را دوست بدارد ، مرا دوست داشته است و هر كه مرا دوست بدارد ، خدا او را دوست مى دارد و هر كه خدا دوستش بدارد ، او را به بهشت مى برد ، و هر كه آن دو را دشمن بدارد ، مرا دشمن داشته است و هر كه مرا دشمن بدارد ، خدا او را دشمن مى دارد و هر كه خدا دشمنش بدارد ، او را به دوزخ مى برد .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :به دوستى با ما خاندان ، چنگ زنيد ؛ زيرا هر كس خداى عز و جل را در حالى ديدار كند كه ما را دوست دارد ، با شفاعت ما به بهشت مى رود . سوگند به آن كه جانم در دست اوست ، هيچ بنده اى از كردار خود بهره مند نمى شود ، مگر با اعتقاد داشتن به حقّانيت ما.
امام على عليه السلام :امامان ، در حقيقت ، سرپرستان خدا بر خلق او ، و پيشكاران او در ميان بندگانش هستند . به بهشت نمى رود ، مگر كسى كه آنها را بشناسد و آنان او را بشناسند ، و به دوزخ نمى رود ، مگر كسى كه ايشان را انكار كند و ايشان او را انكار كنند.
امام باقر عليه السلام :ما براى كسى كه از ما روشنى بجويد ، چراغيم . ما براى آن كه از ما پيروى كند ، راهيم . ما راه نمايان به سوى بهشتيم . ما دستگيره هاى اسلاميم . ما پُل و گذرگاهيم ، كه هر كس بر آن بگذرد ، عقب نمى ماند و هر كس بر آن نگذرد ، نابود مى شود.
.
الإمام الصادق عليه السلامـ فِي وَصِيَّتِهِ لِعَبدِ اللّهِ بنِ جُندَبٍ ـ: يَابنَ جُندَبٍ ، لا تَقُل فِي المُذنِبِينَ مِن أَهلِ دَعوَتِكُم إِلّا خَيرا ، وَاستَكِينُوا إِلَى اللّهِ فِي تَوفِيقِهِم ، وَسَلُوا التَّوبَةَ لَهُم ، فَكُلُّ مَن قَصَدَنا وَوالانا وَلَم يُوالِ عَدُوَّنا وَقالَ ما يَعلَمُ ، وَسَكَتَ عَمّا لا يَعلَمُ أَو أَشكَلَ عَلَيهِ ، فَهُوَ فِي الجَنَّةِ . (1)
عنه عليه السلام :مَن أَقامَ فَرائِضَ اللّهِ ، وَاجتَنَبَ مَحارِمَ اللّهِ ، وَأَحسَنَ الوَلايَةَ لِأَهلِ بَيتِ نَبِيِ اللّهِ ، وَتَبَرَّأَ مِن أَعداءِ اللّهِ عز و جل ، فَليَدخُل مِن أَيِّ أَبوابِ الجَنَّةِ الثَّمانِيَةِ شاءَ . (2)
عنه عليه السلام :بَينا رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله فِي سَفَرٍ إِذ نَزَلَ فَسَجَدَ خَمسَ سَجَداتٍ ، فَلَمّا رَكِبَ قالَ لَهُ بَعضُ أَصحابِهِ : رَأَيناكَ يا رَسُولَ اللّهِ صَنَعتَ ما لَم تَكُن تَصنَعُهُ؟ قالَ : نَعَم ، أَتانِي جَبرَئِيلُ عليه السلام فَبَشَّرَنِي أَنَّ عَلِيّا فِي الجَنَّةِ ، فَسَجَدتُ شُكرا للّهِِ تَعالى ، فَلَمّا رَفَعتُ رَأسِي قالَ : وَفاطِمَةُ فِي الجَنَّةِ ، فَسَجَدتُ شُكرا للّهِِ تَعالى ، فَلَمّا رَفَعتُ رَأسِي قالَ : وَالحَسَنُ وَالحُسَينُ سَيِّدا شَبابِ أَهلِ الجَنَّةِ ، فَسَجَدتُ شُكرا للّهِِ تَعالى ، فَلَمّا رَفَعتُ رَأسِي قالَ : وَمَن يُحِبُّهُم فِي الجَنَّةِ ، فَسَجَدتُ للّهِِ تَعالى شُكرا، فَلَمّا رَفَعتُ رَأسِي قالَ : وَمَن يُحِبُّ مَن يُحِبُّهُم فِي الجَنَّةِ ، فَسَجَدتُ شُكرا للّهِِ تَعالى. (3)
.
امام صادق عليه السلامـ در سفارش به عبد اللّه بن جُندَب ـ: اى پسر جُندَب! در باره گنهكاران همكيشتان ، جز خوب مگو ، و از خدا براى آنان ، تقاضاى توفيق كنيد و درخواست توبه نماييد ؛ زيرا هر كه به سوى ما بيايد و دوست ما باشد و دوستدار دشمن ما نباشد و چيزى را بگويد كه مى داند و از آنچه نمى داند يا فهميدنش براى او مشكل است ، دم فرو بندد ، در بهشت است.
امام صادق عليه السلام :هر كس واجبات خدا را به جا آورَد و از حرام هاى خدا دورى كند و ولايت اهل بيت پيامبر خدا را به خوبى داشته باشد و از دشمنان خدا برائت جويد ، از هر درى از هشت درِ بهشت كه بخواهد ، وارد مى شود.
امام صادق عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در يكى از سفرهايش ، ناگاه از مركب خود ، پايين آمد و پنج بار سجده كرد . چون سوار شد ، يكى از يارانش گفت : اى پيامبر خدا ! ما كارى از شما ديديم كه پيش تر چنان نكرده بوديد؟ فرمود : «آرى . جبرئيل عليه السلام نزدم آمد و مرا مژده داد كه على ، اهل بهشت است . من هم براى خداى بزرگ ، سجده شكر به جا آوردم . چون سرم را از سجده برداشتم ، جبرئيل گفت : فاطمه هم اهل بهشت است . پس دوباره براى خداى بزرگ ، سجده شكر به جا آوردم . چون سرم را برداشتم ، گفت : حسن و حسين هم سَرور جوانان اهل بهشت اند . باز براى خداى بزرگ ، سجده شكر به جا آوردم . چون سرم را برداشتم ، گفت : هر كس هم كه ايشان را دوست داشته باشد ، اهل بهشت است . من باز براى خداى بزرگ ، سجده شكر به جا آوردم ، و چون سرم را برداشتم ، گفت : هر كس دوستدار آنان را دوست بدارد نيز اهل بهشت است . پس براى خداى بزرگ ، سجده شكر ديگرى به جا آوردم» .
.
الكافي عن صباح بن سيّابة عن الإمام الصّادق عليه السلام :إِنَّ الرَّجُلَ لَيُحِبُّكُم وَما يَدرِي ما تَقُولُونَ فَيُدخِلُهُ اللّهُ عز و جل الجَنَّةَ ، وَإِنَّ الرَّجُلَ لَيُبغِضُكُم وَما يَدرِي ما تَقُولُونَ فَيُدخِلُهُ اللّهُ عز و جل النّارَ ، وَإِنَّ الرَّجُلَ مِنكُم لَتُملَأُ صَحِيفَتُهُ مِن غَيرِ عَمَلٍ ، قُلتُ : وَكَيَف يَكُونُ ذَلِكَ؟ قالَ : يَمُرُّ بِالقَومِ يَنالُونَ مِنّا ، فَإِذا رَأَوهُ قالَ بَعضُهُم لِبَعضٍ : كُفُّوا ، فَإِنَّ هَذا الرَّجُلَ مِن شِيعَتِهِم ، وَيَمُرُّ بِهِمُ الرَّجُلُ مِن شِيعَتِنا فَيَهمِزُونَهُ وَيَقُولُونَ فِيهِ ، فَيَكتُبُ اللّهُ لَهُ بِذلِكَ حَسَناتٍ حَتّى يَملَأَ صَحِيفَتَهُ مِن غَيرِ عَمَلٍ . (1)
ع : أهل البيت عليهم السلام في الكتاب والسنّة : (القسم الثامن : حقوق أهل البيت عليهم السلام ) و(القسم التاسع : حبّ أهل البيت عليهم السلام ) .
۷ / ۷أَداءُ الفَرائِضِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :سِتٌّ مَن عَمِلَ بِواحِدَةٍ مِنهُنَّ جادَلَت عَنهُ يَومَ القِيامَةِ حَتّى تُدخِلَهُ الجَنَّةَ ؛ تَقُولُ : أَي رَبِّ قَد كانَ يَعمَلُ بِي فِي الدُّنيا : اَلصَّلاةُ ، وَالزَّكاةُ ، وَالحَجُّ ، وَالصِّيامُ ، وَأَداءُ الأَمانَةِ ، وَصِلَةُ الرَّحِمِ . (2)
عنه صلى الله عليه و آله :أَيُّها النّاسُ! إِنَّهُ لا نَبِيَ بَعدِي ، وَلا أُمَّةَ بَعدَكُم ، أَلا فَاعبُدُوا رَبَّكُم ، وَصَلُّوا خَمسَكُم ، وَصُومُوا شَهرَكُم ، وَحُجُّوا بَيتَ رَبِّكُم ، وَأَدُّوا زَكاةَ أَموالِكُم طَيِّبةً بِها أَنفُسُكُم ، وَأَطِيعُوا وَلَاةَ أَمرِكُم ، تَدخُلُوا جَنَّةَ رَبِّكُم . (3)
.
1) .الكافي : ج ۸ ص ۳۱۵ ح ۴۹۵ ، معاني الأخبار : ص ۳۹۲ ح ۴۰ وفيه «فينهزونه» بدل «فيهمزونه» ، فضائل الشيعة : ص ۷۵ ح ۳۹ وليس فيه «كفّوا» وفيه «فيرمونه» بدل «فيهمزونه» ، بحار الأنوار : ج ۲۷ ص ۱۳۶ ح ۱۳۶.
2) .الأمالي للمفيد : ص ۲۲۷ ح ۵ ، الأمالي للطوسي : ص ۱۰ ح ۱۱ كلاهما عن أبي اُمامة ، بحار الأنوار : ج ۶۸ ص ۳۷۸ ح ۲۶.
3) .الخصال : ص ۳۲۲ ح ۶ عن أبي اُمامة ، بحار الأنوار : ج ۸۲ ص ۲۰۶ ح ۱۱ ؛ المعجم الكبير : ج ۸ ص ۱۱۵ ح ۷۵۳۵ ، مسند الشاميّين : ج ۱ ص ۳۱۰ ح ۵۴۳ ، السنّة لابن أبي عاصم : ص ۴۹۱ ح ۱۰۶۱ ، تاريخ دمشق : ج ۲۴ ص ۵۱ ح ۵۱۵۶ كلّها عن أبي اُمامة نحوه ، كنز العمّال : ج ۵ ص ۲۹۴ ح ۱۲۹۲۲ و ۱۲۹۲۳ .
الكافىـ به نقل از صباح بن سيّابه ـ: امام صادق عليه السلام فرمود : «شخصى شما [ شيعيان ] را دوست دارد ، بدون آن كه بداند شما چه مى گوييد [ و چه اعتقاداتى داريد ] . خداوند عز و جل چنين شخصى را به بهشت مى برد . شخصى شما را دشمن مى دارد ، بدون آن كه بداند شما چه مى گوييد . خداوند عز و جل ، چنين شخصى را به دوزخ مى برد . نيز شخصى از شما نامه اعمالش پُر است ، بدون آن كه عملى انجام داده باشد» . گفتم : چگونه چنين مى شود؟ فرمود : «بر عدّه اى مى گذرد كه از ما بدگويى مى كنند ؛ امّا همين كه او را مى بينند ، به يكديگر مى گويند : ساكت شويد ؛ زيرا اين مرد ، از شيعيان آنهاست . يا شخصى از شيعيان ما ، بر آنها مى گذرد و آنها به او پوزخند مى زنند و در باره اش حرف مى زنند و خداوند در برابر آن ، براى او آن قدر ثواب مى نويسد كه كارنامه اش پر مى شود ، بدون آن كه عملى انجام داده باشد».
ر . ك : اهل البيت عليهم السلام در قرآن و حديث : (بخش هشتم : حقوق اهل بيت عليهم السلام ) و (بخش نهم : دوستى اهل بيت عليهم السلام ) .
۷ / ۷به جا آوردن واجباتپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :شش چيز است كه هر كس به يكى از آنها عمل كند ، آن چيز در روز قيامت از او دفاع مى كند تا آن كه او را وارد بهشت كند . آن چيز [ در دفاع از او ]مى گويد : «اى پروردگار من! اين شخص در دنيا به من عمل مى كرد» . [ آن شش چيز ، عبارت اند از : ] نماز ، زكات ، حج ، روزه ، امانتدارى و صله رحم.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اى مردم! پس از من ، پيامبرى نيست و پس از شما ، امّتى نيست . هان! پروردگارتان را بندگى كنيد و نمازهاى پنجگانه خود را به جا آوريد و ماه رمضان را روزه بگيريد و حجّ خانه خدايتان را بگزاريد و زكات اموالتان را با رضايت خاطر بپردازيد و از زمامدارانتان فرمان بريد تا به بهشت پروردگارتان وارد شويد.
.
عنه صلى الله عليه و آله :اِتَّقُوا اللّهَ رَبَّكُم، وَصَلُّوا خَمسَكُم ، وَصُومُوا شَهرَكُم ، وَأَدُّوا زَكاةَ أَموالِكُم ، وَأَطِيعُوا ذا أَمرِكُم ، تَدخُلُوا جَنَّةَ رَبِّكُم . (1)
عنه صلى الله عليه و آله :خَمسٌ مَن جاءَ بِهِنَّ مَعَ إِيمانٍ دَخَلَ الجَنَّةَ : مَن حافَظَ عَلَى الصَّلَواتِ الخَمسِ ؛ عَلى وُضُوئِهِنَّ وَرُكُوعِهِنَّ وَسُجُودِهِنَّ وَمَواقِيتِهِنَّ ، وَصامَ رَمَضانَ ، وَحَجَّ البَيتَ إِنِ استَطَاعَ إِلَيهِ سَبِيلاً ، وَأَعطَى الزَّكاةَ طَيِّبَةً بِها نَفسُهُ ، وَأَدَّى الأَمانَةَ . (2)
عنه صلى الله عليه و آله :إِنَّ رَبَّكُم عز و جل يَقُولُ : مَن صَلَّى الصَّلاةَ لِوَقتِها وَحافَظَ عَلَيها وَلَم يُضَيِّعها استِخفافا بِحَقِّها ، فَلَهُ عَلَيَ عَهدٌ أَنْ أُدخِلَهُ الجَنَّةَ . (3)
عنه صلى الله عليه و آله :إِذا صَلَّتِ المَرأَةُ خَمسَها، وَصامَت شَهرَها ، وَحَفِظَت فَرجَها ، وَأَطاعَت زَوجَها ، قِيلَ لَها : اُدخُلِي الجَنَّةَ مِن أَيِ أَبوابِ الجَنَّةِ شِئتِ . (4)
.
1) .سنن الترمذي : ج ۲ ص ۵۱۶ ح ۶۱۶ ، مسند ابن حنبل : ج ۸ ص ۲۷۴ ح ۲۲۲۲۳ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۱ ص ۵۲ ح ۱۹ وفيهما «اعبدوا» بدل «اتّقوا اللّه » ، صحيح ابن حبّان : ج ۱۰ ص ۴۲۶ ح ۴۵۶۳ ، تاريخ دمشق : ج ۴۸ ص ۲۵۶ ح ۱۰۴۲۱ كلاهما نحوه وكلّها عن أبي اُمامة ، كنز العمّال : ج ۱ ص ۳۳ ح ۴۶.
2) .سنن ابي داوود : ج ۱ ص ۱۱۶ ح ۴۲۹ ، المعجم الصغير : ج ۲ ص ۵ ، تفسير الطبري : ج ۱۲ الجزء ۲۲ ص ۵۵ ، تفسير ابن كثير : ج ۶ ص ۴۷۹ كلّها عن أبي الدرداء والثلاثة الأخيرة نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۵ ص ۸۸۷ ح ۴۳۵۱۳ ؛ عوالي اللآلي : ج ۱ ص ۸۴ ح ۹ عن أبي الدرداء .
3) .مسند ابن حنبل : ج ۶ ص ۳۲۵ ح ۱۸۱۵۵ ، المعجم الكبير : ج ۱۹ ص ۱۴۲ ح ۳۱۱ و ح ۳۱۴ نحوه ، المعجم الأوسط : ج ۵ ص ۹۲ ح ۴۷۶۴ وكلّها عن كعب بن عجرة ، كنز العمّال : ج ۷ ص ۳۱۱ ح ۱۹۰۳۱.
4) .مسند ابن حنبل : ج ۱ ص ۴۰۶ ح ۱۶۶۱ عن عبد الرحمن بن عوف ، صحيح ابن حبّان : ج ۹ ص ۴۷۱ ح ۴۱۶۳ ، المعجم الأوسط : ج ۵ ص ۳۴ ح ۴۵۹۸ كلاهما عن أبي هريرة ، حلية الأولياء : ج ۶ ص ۳۰۸ عن أنس وكلّها نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۶ ص ۴۰۶ ح ۴۵۱۲۶.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :از خداوند ، پروردگارتان ، پروا داريد و نمازهاى پنجگانه تان را به جا آوريد و ماه رمضان را روزه بگيريد و زكات اموالتان را بپردازيد و از فرمان روايتان فرمان بريد تا به بهشت پروردگارتان وارد شويد .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پنج چيز است كه هر كس آنها را با ايمان به جا آورد ، به بهشت مى رود : كسى كه نمازهاى پنجگانه را با وضو و ركوع و سجود و در اوقاتشان ، به جا آورد و ماه رمضان را روزه بگيرد و در صورت استطاعت ، حجّ خانه خدا بگزارد و با رضايت خاطر ، زكات بپردازد و امانت را به صاحبش بازگرداند.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پروردگارتان عز و جل مى فرمايد : «هر كس نماز را در وقتش بخواند و از نماز ، مراقبت نمايد و از سرِ بى اعتنايى در حقّ آن ، فروگذارش نكند ، به او پيمان مى دهم كه او را به بهشت ببرم» .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر گاه زن ، نمازهاى پنجگانه اش را بخواند و رمضان را روزه بگيرد و دامنش را پاك نگه بدارد و از شوهرش اطاعت كند ، به او گفته مى شود : «از هر درِ بهشت كه خواستى ، وارد بهشت شو».
.
صحيح البخاري عن أبي هريرة :إِنَّ أَعرابِيّا أَتَى النَّبِيَ صلى الله عليه و آله فَقالَ : دُلَّنِي عَلى عَمَلٍ إِذا عَمِلتُهُ دَخَلتُ الجَنَّةَ . قالَ : تَعبُدُ اللّهَ لا تُشرِكُ بِهِ شَيئا ، وَتُقِيمُ الصَّلاةَ المَكتُوبَةَ ، وَتُؤَدِّي الزَّكاةَ المَفرُوضَةَ ، وَتَصُومُ رَمَضانَ . قالَ : وَالَّذِي نَفسِي بِيَدِهِ! لا أَزِيدُ عَلى هَذا . فَلَمّا وَلَّى ، قالَ النَّبِيُ صلى الله عليه و آله : مَن سَرَّهُ أَن يَنظُرُ إِلى رَجُلٍ مِن أَهلِ الجَنَّةِ فَليَنظُر إِلى هَذا . (1)
مسند ابن حنبل عن المغيرة بن عبد اللّه عن أبيه :قُلتُ : يا رَسُولَ اللّهِ ، حَدِّثني ـ أَو خَبِّرني ـ بِعَمَلٍ يُقَرِّبُنِي إِلَى الجَنَّةِ وَيُباعِدُنِي مِنَ النّارِ ، قالَ : أَوَ ذَلِكَ أَعمَلَكَ ـ أَو أَنصَبَكَ ـ ؟ قالَ : قُلتُ : نَعَم، قالَ : فَاعقِل إِذا ـ أَوِ افهَم ـ : تَعبُدُ اللّهَ لا تُشرِكُ بِهِ شَيئا ، وَتُقِيمُ الصَّلاةَ ، وَتُؤتِي الزَّكاةَ ، وَتَصُومُ رَمَضانَ ، وَتَحُجُّ البَيتَ ، وَتَأتِي إِلَى النّاسِ ما تُحِبُّ أَن يُؤتى إِلَيكَ ، وَتَكرَهُ لِلنّاسِ ما تَكرَهُ أَن يُؤتى إِلَيكَ . خَلِّ زِمامَ الناقَةِ ـ أَو خِطامَها ـ . (2)
سنن الترمذي عن معاذ بن جبل :كُنتُ مَعَ النَّبِيِ صلى الله عليه و آله فِي سَفَرٍ فَأَصبَحتُ يَوما قَرِيبا مِنهُ وَنَحنُ نَسِيرُ ، فَقُلتُ : يا رَسُولَ اللّهِ ، أَخِبِرنِي بِعَمَلٍ يُدخِلُنِي الجَنَّةَ وَيُباعِدُنِي مِنَ النّارِ ، قالَ : لَقَد سَأَلتَني عَن عَظِيمٍ ، وَإِنَّهُ لَيَسِيرٌ عَلى مَن يَسَّرَهُ اللّهُ عَلَيهِ ، تَعبُدُ اللّهَ وَ لا تُشرِكُ بِهِ شَيئا، وَتُقِيمُ الصَّلاةَ ، وَتُؤتِي الزَّكاةَ ، وَتَصُومُ رَمَضَانَ ، وَتَحُجُّ البَيتَ . (3)
.
1) .صحيح البخاري : ج ۲ ص ۵۰۶ ح ۱۳۳۳ ، صحيح مسلم : ج ۱ ص ۴۴ ح ۱۵ ، مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۲۴۸ ح ۸۵۲۳ ، السنن الكبرى : ج ۴ ص ۱۴۱ ح ۷۲۳۷ ، صحيح ابن خزيمة : ج ۴ ص ۱۲ كلاهما نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۵ ص ۹۴۴ ح ۴۳۶۲۹ .
2) .مسند ابن حنبل : ج ۹ ص ۵۵ ح ۲۳۲۲۴ و ج ۵ ص ۶۰۶ ح ۱۶۷۰۵ عن المغيرة بن سعد عن أبيه أو عمّه ، الطبقات الكبرى : ج ۶ ص ۵۶ كلاهما نحوه وراجع : المعجم الكبير : ج ۶ ص ۴۹ ح ۵۴۷۸ و اُسد الغابة : ج ۲ ص ۴۱۷ الرقم ۱۹۶۲ .
3) .سنن الترمذي : ج ۵ ص ۱۱ ح ۲۶۱۶ ، سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۱۳۱۴ ح ۳۹۷۳ ، مسند ابن حنبل : ج ۸ ص ۲۳۵ ح ۲۲۰۷۷ ، المعجم الكبير : ج ۲۰ ص ۱۳۱ ح ۲۶۶ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۲ ص ۴۴۷ ح ۳۵۴۸ ، حلية الأولياء : ج ۴ ص ۳۷۶ كلاهما نحوه.
صحيح البخارىـ به نقل از ابو هريره ـ: عربى باديه نشين نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت : مرا به عملى راه نمايى كن كه وقتى آن را به جا آوردم ، به بهشت روم . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «خدا را مى پرستى و چيزى را شريكش نمى گردانى و نماز واجب را مى خوانى و زكات واجب را مى پردازى و رمضان را روزه مى گيرى» . باديه نشين گفت : سوگند به آن كه جانم در دست اوست ، بيش از اينها كارى نمى كنم . و چون باز مى گشت ، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «هر كه دوست دارد مردى از اهل بهشت را ببيند ، به اين مرد بنگرد » .
مسند ابن حنبلـ به نقل از مغيرة بن عبد اللّه ، از پدرش ـ: گفتم : اى پيامبر خدا ! به من از عملى بگو ـ يا خبر ده ـ كه به بهشت ، نزديكم سازد و از آتش ، دورم گرداند . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «آيا به آن ، عمل مى كنى؟» . گفتم : آرى . فرمود : «پس ، گوش كن : خدا را مى پرستى و هيچ چيز را شريك او نمى گردانى ، نماز را بر پا مى دارى ، زكات مى پردازى ، رمضان را روزه مى گيرى ، حجّ خانه خدا را به جا مى آورى ، با مردم ، چنان رفتار مى كنى كه دوست دارى با تو رفتار شود و با مردم ، چنان نمى كنى كه دوست ندارى با تو شود . حال ، زمام ـ يا مهار ـ ناقه را رها كن [ و بگذار شترم برود ] » .
سنن الترمذىـ به نقل از معاذ بن جبل ـ: در سفرى با پيامبر صلى الله عليه و آله بودم . روزى به ايشان نزديك شدم و در كنار هم حركت مى كرديم . من گفتم : اى پيامبر خدا ! مرا از عملى خبر ده كه مرا به بهشت بَرَد و از آتش ، دورم گردانَد . فرمود : «در باره مطلب بزرگى پرسيدى و اين ، براى كسى كه خدا آن را بر او آسان گرداند ، آسان خواهد بود : خدا را مى پرستى و چيزى را شريكش قرار نمى دهى ، نماز را بر پا مى دارى ، زكات مى پردازى ، رمضان را روزه مى گيرى و حجّ خانه خدا را به جا مى آورى» .
.
مسند ابن حنبل عن ابن عبّاس :إِنَّ ضَمامَ بنَ ثَعلَبَةَ أَخا بَنِي سَعدٍ بنِ بكرٍ لَمّا أَسلَمَ سَأَلَ رَسُولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَن فَرائِضِ الإِسلامِ مِنَ الصَّلاةِ وَغَيرِها ، فَعَدَّ عَلَيهِ الصَّلَواتِ الخَمسَ لَم يَزِد عَلَيهِنَّ ، ثُمَّ الزَّكاةَ ، ثُمَّ صِيامَ رَمَضانَ ، ثُمَّ حَجَّ البَيتِ ، ثُمَّ أَعلَمَهُ ما حَرَّمَ اللّهُ عَلَيهِ . فَلَمّا فَرَغَ قالَ : أَشهَدُ أَن لا إِله إِلّا اللّهُ ، وَأَشهَدُ أَنَّكَ رَسُولُ اللّهِ ، وَسَأَفعَلُ ما أَمَرتَني بِهِ ، لا أَزِيدُ وَلا أَنقُصُ ، قالَ : ثُمَّ وَلَّى . فَقالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : إِن يَصدُق ذُو العَقِيصَتَينِ يَدخُلِ الجَنَّةَ . (1)
صحيح مسلم عن أبي أيُّوب :جاءَ رَجُلٌ إِلى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله فَقالَ : دُلَّني عَلى عَمَلٍ أَعمَلُهُ يُدنِينِي مِنَ الجَنَّةِ وَيُباعِدُنِي مِنَ النّارِ . قالَ : تَعبُدُ اللّهَ لا تُشرِكُ بِهِ شَيئا ، وَتُقِيمُ الصَّلاةُ ، وَتُؤتِي الزَّكاةَ ، وَتَصِلُ ذا رَحِمِكَ . فَلَمّا أَدبَرَ قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : إِن تَمَسَّكَ بِما أُمِرَ بِهِ دَخَلَ الجَنَّةَ . (2)
مسند الطيالسي عن عبادة بن الصامت :أَشهَدُ أَنّي سَمِعتُ رَسُولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقُولُ : أَتانِي جَبرَئِيلُ ـ صَلَّى اللّهُ عَلَيهِ وَسَلَّمَ ـ مِن عِندِ اللّهِ ـ تَبارَكَ وَتَعالى ـ فَقالَ : يا مُحَمَّدُ ، إِنَّ اللّهَ عز و جل قالَ لَكَ : إِنِّي قَد فَرَضتُ عَلى أُمَّتِكَ خَمسَ صَلَواتٍ ، مَن وافاهُنَّ عَلى وُضُوئِهِنَّ وَمَواقِيتِهِنَّ وَسُجُودِهِنَّ فَإِنَّ لَهُ عِندَكَ بِهِنَّ عَهدَ أَن أُدخِلَهُ بِهِنَّ الجَنَّةَ ، وَمَن لَقِيَني قَد أَنقَصَ مِن ذَلِكَ شَيئا ـ أَو كَلِمةً نَسِيتُها (3)ـ فَلَيسَ لَهُ عِندَكَ عَهدٌ ، إِن شِئتُ عَذَّبتُهُ وَإِن شِئتُ رَحِمتُهُ . (4)
.
1) .مسند ابن حنبل : ج ۱ ص ۵۳۹ ح ۲۲۵۴ ، سنن الدارمي : ج ۱ ص ۱۷۵ ح ۶۵۷ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۳ ص ۵۵ ح ۴۳۸۰ ، المعجم الكبير : ج ۸ ص ۳۰۵ ح ۸۱۴۹ ، الاستيعاب : ج ۲ ص ۳۰۵ الرقم ۱۲۷۰ كلّها نحوه ، البداية والنهاية : ج ۵ ص ۶۱ .
2) .صحيح مسلم : ج ۱ ص ۴۳ ح ۱۴ ، سنن النسائي : ج ۱ ص ۲۳۴ ، مسند ابن حنبل : ج ۹ ص ۱۳۹ ح ۲۳۵۹۷ كلاهما نحوه ، حلية الأولياء : ج ۴ ص ۳۷۴ ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۷۶۶ ح ۸۶۹۵ .
3) .ما بين الشارحتين من كلام الراوي .
4) .مسند الطيالسي : ص ۷۸ ح ۵۷۳ ، حلية الأولياء : ج ۵ ص ۱۲۶ نحوه ، كنز العمّال : ج ۷ ص ۲۸۱ ح ۱۸۸۸۰.
مسند ابن حنبلـ به نقل از ابن عبّاس ـ: ضَمام بن ثعلبه از قبيله بنى سعد بن بكر ، زمانى كه اسلام آورد ، از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در باره فريضه هاى اسلام چون نماز و جز آن ، پرسيد . ايشان نمازهاى پنجگانه را برايش بر شمرد و بر آنها چيزى نيفزود . سپس از زكات نام برد و سپس از روزه رمضان و سپس از حجّ خانه خدا . آن گاه چيزهايى را كه خداوند بر او حرام ساخته است ، به آگاهى اش رساند . سخنان ايشان كه تمام شد ، ضَمام گفت : گواهى مى دهم كه معبودى جز خداى يكتا نيست و گواهى مى دهم كه تو فرستاده خدا هستى . آنچه را به من فرمودى ، انجام خواهم داد ، نه بيشتر و نه كمتر . و رفت. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «اگر دو گيسدار ( ضَمام ) راست بگويد ، وارد بهشت مى شود» .
صحيح مسلمـ به نقل از ابو ايّوب ـ: مردى خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت : مرا به عملى راه نمايى فرما كه آن را به جا آورم و مرا به بهشت ، نزديك و از دوزخ ، دور گرداند . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «خدا را مى پرستى و چيزى را شريك او نمى گردانى ، نماز را برپا مى دارى ، زكات مى پردازى و صله رحم به جا مى آورى» . چون آن مرد رفت ، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «اگر آنچه را كه به او دستور داده شد ، به جا آورَد ، به بهشت مى رود» .
مسند الطيالسىـ به نقل از عبادة بن صامت ـ: گواهى مى دهم كه شنيدم پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مى فرمايد : «جبرئيل ـ كه درود و سلام خدا بر او باد ـ از نزد خداى بزرگ و والا ، نزد من آمد و گفت : اى محمّد! خداوند عز و جل به تو فرمود : من بر امّت تو ، پنج نماز ، واجب نمودم . هر كه آنها را با وضوى آنها و در اوقاتشان و با سجودشان به جا آورد ، به او تعهّد بده كه من به واسطه آنها او را به بهشت مى برم ، و اگر به ديدارم آمد ، در حالى كه چيزى (1)از اينها را كاسته بود ، تو هيچ تعهّدى نسبت به او ندارى . اگر خواستم ، عذابش مى كنم و اگر خواستم ، او را مى بخشم ».
.
1) .راوى حديث (عبادة بن صامت) ، در اين جا مى گويد : يا شايد كلمه ديگرى [ به همين معنا ]فرمود كه من فراموش كرده ام .
سنن النِّسائي عن أبي أيُّوب الأنصاريِّ :قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : مَن جاءَ يَعبُدُ اللّهَ وَلا يُشرِكُ بِهِ شَيئا، وَيُقِيمُ الصَّلاةَ ، وَيُؤتِي الزَّكاةَ ، وَيَجتَنِبُ الكَبائِرَ ، كانَ لَهُ الجَنَّةُ . فَسَأَلُوهُ عَنِ الكَبائِرِ ، فَقالَ : الإِشراكُ بِاللّهِ ، وَقَتلُ النَّفسِ المُسلِمَةِ ، وَالفِرارُ يَومَ الزَّحفِ . (1)
الإمام الباقر عليه السلام :أَما تَرضَونَ أَن تُقِيمُوا الصَّلاةَ ، وَتُؤتُوا الزَّكاةَ ، وَتَكُفُّوا أَلسِنَتَكُم ، وَتَدخُلُوا الجَنَّةَ . (2)
عنه عليه السلام :عَشرٌ مَن لَقِيَ اللّهَ عز و جل بِهِنَّ دَخَلَ الجَنَّةَ : شَهادَةُ أَن لا إِله إِلّا اللّهُ ، وَأَنَّ مُحَمَّدا رَسُولُ اللّهِ ، وَالإِقرارُ بِما جاءَ مِن عِندِ اللّهِ عز و جل ، وَإِقامُ الصَّلاةِ ، وَإِيتاءُ الزَّكاةِ ، وَصَومُ شَهرِ رَمَضانَ ، وَحِجُّ البَيتِ ، وَالوَلايَةُ لِأَولِياءِ اللّهِ ، وَالبَراءَةُ مِن أَعداءِ اللّهِ ، وَاجتِنابُ كُلِّ مُسكِرٍ . (3)
كتاب من لا يحضره الفقيه :قالَ سُلَيمانُ بنُ خالِدٍ لِلصّادِقِ عليه السلام : جُعِلتُ فِداكَ ، أَخبِرنِي عَنِ الفَرائِضِ الَّتِي فَرَضَ اللّهُ عز و جل عَلَى العِبادِ ما هِيَ؟ قالَ : شَهادَةُ أَن لا إِلهَ إِلّا اللّهُ ، وَأَنَّ مُحَمَّدا رَسُولُ اللّهِ ، وَإِقامُ الصَّلَواتِ الخَمسِ ، وَإِيتاءُ الزَّكاةِ ، وَحَجُّ البَيتِ ، وَصِيامُ شَهرِ رَمَضانَ ، وَالوَلايَةُ ، فَمَن أَقامَهُنَّ وَسَدَّدَ وَقارَبَ ، وَاجتَنَبَ كُلَّ مُنكَرٍ دَخَلَ الجَنَّةَ . (4)
.
1) .سنن النسائي : ج ۷ ص ۸۸ ، مسند ابن حنبل : ج ۹ ص ۱۳۱ ح ۲۳۵۶۱ بزيادة «ويصوم رمضان» بعد «الزكاة» ، المستدرك على الصحيحين : ج ۱ ص ۷۴ ح ۶۰ نحوه ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۵۴۳ ح ۷۸۱۶.
2) .الكافي : ج ۸ ص ۲۸۹ ح ۴۳۴ عن الفضيل ، تأويل الآيات الظاهرة : ج ۲ ص ۷۰۳ ح ۳ عن الفضيل عن الإمام الصادق عليه السلام ، المحاسن : ج ۱ ص ۲۶۸ ح ۵۱۹ ، أعلام الدين : ص ۲۳۴ كلاهما عن مالك بن أعين الجهني عن الإمام الصادق عليه السلام ، شرح الأخبار : ج ۳ ص ۴۳۸ ح ۱۲۹۶ عن حمّاد بن أعين الجهني عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحار الأنوار : ج ۷۱ ص ۲۸۳ ح ۳۷.
3) .الخصال : ص ۴۳۲ ح ۱۵ ، ثواب الأعمال : ص ۳۰ ح ۱ ، المحاسن : ج ۱ ص ۷۷ ح ۳۸ ، بشارة المصطفى : ص ۲۶۹ كلّها عن الفضيل بن يسار ، بحار الأنوار : ج ۶۸ ص ۳۷۷ ح ۲۴.
4) .كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۱ ص ۲۰۴ ح ۶۱۲ ، المحاسن : ج ۱ ص ۴۵۲ ح ۱۰۴۱ ، بحار الأنوار : ج ۶۸ ص ۳۸۶ ح ۳۶.
سنن النسائىـ به نقل از ابو ايّوب انصارى ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «هر كس خدا را بپرستد و چيزى را شريك او قرار ندهد و نماز را به جا آورد و زكات بپردازد و از گناهان بزرگ دورى كند ، بهشتى خواهد بود» . از ايشان در باره گناهان بزرگ پرسيدند . فرمود : «شرك آوردن به خدا ، كشتن انسان مسلمان و گريختن از جهاد» .
امام باقر عليه السلام :آيا خشنود نيستيد كه نماز بخوانيد و زكات بدهيد و زبان هايتان را نگه داريد و [ در عوض ، ] به بهشت برويد ؟
امام باقر عليه السلام :ده چيز است كه هر كس با آنها خداى عز و جل را ديدار كند ، به بهشت مى رود : گواهى دادن به اين كه معبودى جز خداى يكتا نيست و اين كه محمّد ، فرستاده خداست ، و اقرار كردن به آنچه او از نزد خداى عز و جل آورده است ، و به جا آوردن نماز ، و پرداخت زكات ، و گرفتن روزه ماه رمضان ، و حجّ خانه خدا ، و دوستى با دوستان خدا ، و بيزارى از دشمنان خدا ، و دورى كردن از هر مستى آورى.
كتاب من لايحضره الفقيه :سليمان بن خالد به امام صادق عليه السلام گفت : فدايت شوم ! فرايضى كه خداوند عز و جل بر عهده بندگان نهاده است ، چيستند ؟ فرمود : «گواهى دادن به اين كه معبودى جز خداى يكتا نيست و محمّد ، پيامبر خداست ، و به جا آوردن نمازهاى پنجگانه و دادن زكات و حجّ خانه خدا و روزه ماه رمضان و ولايت . پس ، هر كس اين فرايض را به جا آورد و راه راست و درست را در پيش گيرد و از هر منكَرى دورى كند ، به بهشت مى رود» .
.
الإمام الصادق عليه السلام :إِذا صَلَّتِ المَرأَةُ خَمسا، وَصامَت شَهرا، وَأَطاعَت زَوجَها ، وَعَرَفَت حَقَّ عَلِيٍ عليه السلام ، فَلتَدخُل مِن أَيِ أَبوابِ الجَنَّةِ شاءَت . (1)
راجع : ص ۳۴۰ (الفصل السابع / كلمة التوحيد مع شروطها / علامة الاخلاص ، طاعة اللّه و رسوله وولاية أهل البيت عليهم السلام ) .
۷ / ۸اِجتِنابُ المَحارِمِالكتاب«تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِى نُورِثُ مِنْ عِبَادِنَا مَن كَانَ تَقِيًّا ». (2)
«إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِى جَنَّـتٍ وَ نَهَرٍ * فِى مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِيكٍ مُّقْتَدِرٍ ». (3)
«لَـكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْاْ رَبَّهُمْ لَهُمْ جَنَّـتٌ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَـرُ خَــلِدِينَ فِيهَا نُزُلًا مِّنْ عِندِ اللَّهِ وَمَا عِندَ اللَّهِ خَيْرٌ لِّلْأَبْرَارِ ». (4)
«وَ أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ ». (5)
.
امام صادق عليه السلام :هر گاه زن ، نمازهاى پنجگانه را بخواند و يك ماه [ رمضان ] را روزه بگيرد و از شوهرش اطاعت كند و حقّ على عليه السلام را بشناسد ، از هر درِ بهشت كه بخواهد ، وارد مى شود.
ر . ك : ص ۳۴۱ (فصل هفتم / شعار توحيد ، با شروط آن / نشانه اخلاص ، فرمانبرى از خدا و پيامبر او و ولايت اهل بيت عليهم السلام است) .
۷ / ۸دورى از حرام هاقرآن«اين ، همان بهشتى است كه به هر يك از بندگان ما كه پرهيزگار باشند ، به ميراث مى دهيم».
«به راستى كه پرهيزگاران ، در ميان باغ ها و نهرها در قرارگاه صدق ، نزد پادشاهى توانايند».
«ولى كسانى كه پرواى پروردگارشان را پيشه ساخته اند ، باغ هايى خواهند داشت كه در آنها جويبارها روان است ، [ و ] در آن ، جاودانه مى مانند . [ اين ، ] پذيرايى از جانب خداست و آنچه نزد خداست ، براى نيكان ، بهتر است».
«و [ آن روز ، ] بهشت براى پرهيزگاران ، نزديك مى گردد».
.
الحديثرسول اللّه صلى الله عليه و آله :أَكثَرُ ما تَلِجُ بِهِ أُمَّتِي الجَنَّةَ تَقوَى اللّهِ وَحُسنُ الخُلُقِ . (1)
سنن الترمذي عن أبي هريرة :سُئِلَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَن أَكثَرِ ما يُدْخِلُ النّاسَ الجَنَّةَ ، فَقالَ : تَقوَى اللّهِ وَحُسنُ الخُلْقِ . (2)
رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَنِ اجتَنَبَ مِن الرِّجالِ أَربعا فُتِحَت أَبوابُ الجَنَّةِ يَدخُلُ مِن أَيِّها شاءَ : الدِّماءَ وَالأَموالَ وَالفُرُوجَ وَالأَشرِبَةَ . (3)
عنه صلى الله عليه و آله :أَيُّما امرَأَةٍ اتَّقَت رَبَّها ، وَحَفِظَت فَرجَها ، وَأَطاعَت زَوجَها ، فُتِحَ لَها ثَمانِيةُ أَبوابٍ مِنَ الجَنَّةِ فَقِيلَ لَها : ادخُلي مِن حَيثُ شِئتِ . (4)
عنه صلى الله عليه و آله :مَن وُقِيَ شَرَّ لَقْلَقِهِ (5)وَقَبْقَبِهِ (6)وَذَبْذَبِهِ (7)فَقَد وَجَبَ لَهُ الجَنَّةُ . (8)
.
1) .الكافي : ج ۲ ص ۱۰۰ ح ۶ عن السكوني عن الإمام الصادق عليه السلام ، مشكاة الأنوار : ص ۳۹۲ ح ۱۲۸۵ عن الإمام الصادق عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله ، الجعفريّات : ص ۱۵۰ عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، الاختصاص : ص ۲۲۸ ، الخصال : ص ۷۸ ح ۱۲۶ عن أبي هريرة نحوه ، بحار الأنوار : ج ۷۰ ص ۲۸۸ ح ۲۰ ؛ مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۳۴۷ ح ۹۱۰۷ عن أبي هريرة وفيه «الإنسان» بدل «اُمّتي» ، كنز العمّال : ج ۱۶ ص ۱۰۳ ح ۴۴۰۷۱.
2) .سنن الترمذي : ج ۴ ص ۳۶۳ ح ۲۰۰۴ ، سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۱۴۱۸ ح ۴۲۴۶ ، الأدب المفرد : ص ۹۶ ح ۲۹۴ ، صحيح ابن حبّان : ج ۲ ص ۲۲۴ ح ۴۷۶ ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۶۹۸ ح ۸۴۹۸ ؛ صحيفة الإمام الرضا عليه السلام : ص ۲۳۰ ح ۱۲۳ عن أحمد بن عامر الطائي عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، بحار الأنوار : ج ۷۱ ص ۲۷۳ ح ۲۰.
3) .تاريخ جرجان : ص ۳۶۹ الرقم ۶۰۴ ، كنز العمّال : ج ۱۵ ص ۸۶۰ ح ۴۳۴۲۴ نقلاً عن مسند البزّار نحوه وكلاهما عن أنس .
4) .المعجم الأوسط : ج ۵ ص ۷۶ ح ۴۷۱۵ عن أبي هريرة ، الدرّ المنثور : ج ۷ ص ۲۶۶.
5) .اللَّقْلَقُ : اللِّسان (النهاية : ج ۴ ص ۲۶۵ «لقلق») .
6) .القَبْقَبُ : البَطن (النهاية : ج ۴ ص ۷ «قبقب») .
7) .الذَبْذَبُ : يعني الذَّكَرُ، سُمّي لِتَذَبْذُبه : أي حركته (النهاية : ج ۲ ص ۱۵۴ «ذبذب») .
8) .الفردوس : ج ۳ ص ۶۳۲ ح ۵۹۷۸ ، شعب الإيمان : ج ۴ ص ۳۶۱ ح ۵۴۰۹ وفيه «فقد وقي الشرّ كلّه» بدل «فقد وجب له الجنّة» وكلاهما عن أنس ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۵۵۳ ح ۷۸۷۲ ؛ شرح على مئة كلمة : ص ۱۴۷ وفيه «ضمنت» بدل «وجب» ، بحار الأنوار : ج ۶۶ ص ۳۱۵ ح ۷.
حديثپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بيشترين چيزى كه امّتم به سبب آن به بهشت مى روند ، پروامندى از خدا و اخلاق خوش است.
سنن الترمذىـ به نقل از ابو هريره ـ: از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در باره بيشترين چيزى كه مردم را به بهشت مى برد ، سؤال شد . فرمود : «پروامندى از خدا و خوش اخلاقى» .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر مردى كه از چهار چيز دورى كند ، درهاى بهشت ، باز مى شوند و او از هر درى كه خواست ، وارد مى شود : جان و مال و ناموس [مردم ]و مشروبات [ الكلى ].
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر زنى كه از پروردگارش بترسد و دامن خود را حفظ كند و از شوهرش فرمان بَرد ، هشت درِ بهشت برايش گشوده مى گردند و به او گفته مى شود : از هر درى كه خواستى ، داخل شو .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس از گزند زبان و شكم و شهوتش محفوظ بماند ، بهشت بر او واجب مى گردد.
.
عنه صلى الله عليه و آله :مَنِ اتَّقى مِن مَؤُونَةِ لَقلَقِهِ وَقَبقَبِهِ وَذَبذَبِهِ دَخَلَ الجَنَّةَ . (1)
عنه صلى الله عليه و آله :مَن حَفِظَ ما بَينَ فُقمَيهِ (2)وَرِجلَيهِ دَخَلَ الجَنَّةَ . (3)
عنه صلى الله عليه و آله :يا شَبابَ قُرَيشٍ ، لا تَزنُوا! أَلا مَن حَفِظَ فَرْجَهُ فَلَهُ الجَنَّةَ . (4)
عنه صلى الله عليه و آله :مَن حَفِظَ ما بَينَ لَحيَيهِ (5)وَرِجلَيهِ دَخَلَ الجَنَّةَ . (6)
عنه صلى الله عليه و آله :مَن وَقاهُ اللّهُ شَرَّ ما بَينَ لَحيَيهِ ، وَشَرَّ ما بَينَ رِجلَيهِ ، دَخَلَ الجَنَّةَ . (7)
الموطَّأ عن عطاء بن يسار :إِنَّ رَسُولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله قالَ : مَن وَقاهُ اللّهُ شَرَّ اثنَينِ وَلَجَ الجَنَّةَ . فَقالَ رَجُلٌ : يا رَسُولَ اللّهِ لا تُخبِرُنا؟ فَسَكَتَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله . ثُمَّ عادَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَقالَ مِثلَ مَقالَتِهِ الأُولى . فَقالَ لَهُ الرَّجُلُ : لا تُخبِرُنا يا رَسُولَ اللّهِ؟ فَسَكَتَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله . ثُمَّ قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله مِثلَ ذَلِكَ أَيضا . فَقالَ الرَّجُلُ : لا تُخبِرُنا يا رَسُولَ اللّهِ؟ ثُمَّ قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله مِثلَ ذَلِكَ أَيضا . ثُمَّ ذَهَبَ الرَّجُلُ يَقُولُ مِثلَ مَقالَتِهِ الأُولى فَأَسكَتَهُ رَجُلٌ إِلى جَنبِهِ ، فَقالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : مَن وَقاهُ اللّهُ شَرَّ اثنَينِ وَلَجَ الجَنَّةَ : ما بَينَ لِحيَيهِ وَما بَينَ رِجلَيهِ ، ما بَينَ لِحيَيهِ وَما بَينَ رِجلَيهِ ، ما بَينَ لِحيَيهِ وَما بَينَ رِجلَيهِ . (8)
.
1) .جامع الأخبار : ص ۲۴۸ ح ۶۳۹ و ح ۶۴۰ نحوه ، بحار الأنوار : ج ۷۱ ص ۲۸۷ ح ۴۲.
2) .الفُقْم ـ بالضمّ والفتح ـ اللَّحى، يريد من حفظ لسانه وفرجه (النهاية : ج ۳ ص ۴۶۵ «فقم») .
3) .المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۳۹۹ ح ۸۰۶۳ ، التاريخ الكبير : ج ۷ ص ۵۴ الرقم ۲۴۳ ، مسند ابن حنبل : ج ۷ ص ۱۳۷ ح ۱۹۵۷۶ نحوه وكلّها عن أبي موسى الأشعري ، المعجم الكبير : ج ۱ ص ۳۱۱ ح ۹۱۹ عن أبي رافع و ج ۶ ص ۱۹۰ ح ۵۹۶۰ عن سهل بن سعد وكلاهما نحوه ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۵۵۳ ح ۷۸۶۹ .
4) .المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۳۹۹ ح ۸۰۶۲ ، المعجم الكبير : ج ۱۲ ص ۱۲۸ ح ۱۲۷۷۶ ، المعجم الأوسط : ج ۷ ص ۶۱ ح ۶۸۵۰ السنّة لابن أبي عاصم : ص ۶۲۶ ح ۱۵۴۳ كلاهما نحوه وكلّها عن ابن عبّاس ، كنز العمّال : ج ۵ ص ۳۱۸ ح ۱۳۰۱۹ .
5) .اللّحْيَان : حائطا الفَم، وهما العظمان اللذان فيهما الأسنان من داخل الفم من كلّ ذي لَحْي (لسان العرب : ج ۱۵ ص ۲۴۳ «لحا») .
6) .المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۳۹۷ ح ۸۰۵۸ عن أبي هريرة ، حلية الأولياء : ج ۳ ص ۲۵۲ ، المعجم الكبير : ج ۶ ص ۱۹۰ ح ۵۹۶۰ نحوه وكلاهما عن سهل بن سعد ، كنز العمّال : ج ۱۵ ص ۸۰۶ ح ۴۳۲۰۳ ؛ الأمالي للطوسي : ص ۵۳۶ ح ۱۱۶۲ ، مكارم الأخلاق : ج ۲ ص ۳۷۸ ح ۲۶۶۱ كلاهما عن أبي ذرّ نحوه ، بحار الأنوار : ج ۷۷ ص ۸۸ ح ۳.
7) .سنن الترمذي : ج ۴ ص ۶۰۶ ح ۲۴۰۹ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۳۹۸ ح ۸۰۵۹ ، الأذكار المنتخبة : ص ۲۹۳ ، صحيح ابن حبّان : ج ۱۳ ص ۹ ح ۵۷۰۳ وفيه «وقي» بدل «وقاه اللّه » وكلّها عن أبي هريرة ، تفسير القرطبي : ج ۹ ص ۳۲۷ نحوه ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۵۵۳ ح ۷۸۷۱.
8) .الموطّأ : ج ۲ ص ۹۸۷ ح ۱۱ ، مسند ابن حنبل : ج ۹ ص ۳۵ ح ۲۳۱۲۷ نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۶ ص ۲۳ ح ۴۳۷۶۹ ؛ درر الأحاديث النبويّة : ص ۴۰.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس خود را از زبان و شكم و شهوتش نگه دارد ، به بهشت مى رود .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس آنچه را ميان دو فكّ او و دو پاى اوست (1)حفظ كند ، به بهشت مى رود.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اى جوانان قريش ! زنا نكنيد . بدانيد كه هر كس شهوت خود را نگه دارد ، بهشتى است.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس آنچه را ميان دو آرواره او و ميان دو پاى اوست ، نگه دارد ، به بهشت مى رود.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :كسى كه خداوند ، او را از شرّ آنچه ميان دو آرواره او و از شرّ آنچه ميان دو پاى اوست ، حفظ كند ، به بهشت مى رود.
الموطّأـ به نقل از عطاء بن يسار ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «هر كه خدا او را از شرّ دو چيز نگه دارد ، به بهشت وارد مى شود » . مردى گفت : اى پيامبر خدا ! به ما [ از آن دو چيز ،] خبر نمى دهى ؟ پيامبر خدا صلى الله عليه و آله چيزى نفرمود و دوباره همان سخنش را تكرار فرمود . آن مرد ، دوباره گفت : به ما خبر نمى دهى ، اى پيامبر خدا؟ پيامبر خدا صلى الله عليه و آله باز سكوت كرد و همان سخنش را باز گفت . آن مرد ، بار ديگر گفت : به ما خبر نمى دهى ، اى پيامبر خدا؟ پيامبر خدا صلى الله عليه و آله باز همان سخنش را تكرار فرمود و مرد ، باز همان سؤال را پرسيد . مردى كه در كنارش بود ، او را به سكوت خواند . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «هر كه خدا او را از شرّ دو چيز نگه دارد ، به بهشت وارد مى شود : آنچه ميان دو آرواره اوست و آنچه ميان دو پاى اوست . آنچه ميان دو آرواره اوست و آنچه ميان دو پاى اوست . آنچه ميان دو آرواره اوست و آنچه ميان دو پاى اوست» .
.
1) .مقصود ، گفتار و شهوت جنسى است .
الإمام علي عليه السلام :عِبادَ اللّهِ! أُوصِيكُم بِتَقوَى اللّهِ ... إِنَّ التَّقوى فِي اليَومِ الحِرزُ وَالجُنَّةُ ، وَفِي غَدٍ الطَّرِيقُ إِلَى الجَنَّةِ . (1)
عنه عليه السلام :عَلَيكُم بِلُزُومِ اليَقِينِ وَالتَّقوى ، فَإِنَّهُما يُبَلِّغانِكُم جَنَّةَ المَأوى . (2)
عنه عليه السلام :نالَ الجَنَّةَ مَنِ اتَّقى عَنِ المَحارِمِ . (3)
عنه عليه السلام :نَيلُ الجَنَّةِ بِالتَّنَزُّهِ عَنِ المَآثِمِ . (4)
عنه عليه السلام :إِنَّكَ لَن تَلِجَ الجَنَّةَ حَتّى تَزدَجِرَ (5)عَن غَيِّكَ ، وَتَنتَهِيَ وَتَرتَدِعَ عَن مَعاصِيكَ وَتَرعَوِيَ . (6)
الإمام الصادق عليه السلام :مَن تَرَكَ مُسكِرا مَخافَةً مِنَ اللّهِ عز و جل أَدخَلَهُ اللّهُ الجَنَّةَ ، وَسَقاهُ مِنَ الرَّحِيقِ المَختُومِ . (7)
تنبيه الخواطر :قالَ رَجُلٌ لِعِيسَى بنِ مَريَمَ عليه السلام : يا مُعَلِّمَ الخَيرِ ، دُلَّنِي عَلَى عَمَلٍ أَنالُ بِهِ الجَنَّةَ ، فَقالَ : اِتَّقِ اللّهَ فِي سِرِّكِ وَعَلانِيَتِكَ ، وَبَرِّ والِدَيكَ . (8)
راجع : ص ۳۳۶ (كلمة التوحيد مع شروطها / علامة الإخلاص اجتناب المحارم) .
.
1) .نهج البلاغة : الخطبة ۱۹۱ ، غرر الحكم : ح ۳۶۲۲ وليس فيه صدره .
2) .غرر الحكم : ح ۶۱۶۳ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۳۴۱ ح ۵۸۱۴ .
3) .غرر الحكم : ح ۹۹۵۴ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۴۹۷ ح ۹۱۶۲.
4) .غرر الحكم : ح ۹۹۵۳.
5) .ازْدَجَرَهُ : مَنَعَهُ وَنَهاهُ (القاموس المحيط : ج ۲ ص ۳۷ «زجر»).
6) .غرر الحكم : ح ۳۷۹۵ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۱۷۱ ح ۳۵۷۶.
7) .الكافي : ج ۶ ص ۴۰۴ ح ۱ عن عجلان أبي صالح ، وسائل الشيعة : ج ۱۷ ص ۲۵۴ ح ۳۱۹۸۵ .
8) .تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۲۴۸ ، مستدرك الوسائل : ج ۱۵ ص ۱۷۵ ح ۱۷۹۱۱ نقلاً عن كتاب الأخلاق لأبي القاسم الكوفي .
امام على عليه السلام :اى بندگان خدا! شما را به پروا از خدا سفارش مى كنم ... . پروامندى ، در امروز ، نگه دارنده و سپر است و در فردا راه به سوى بهشت.
امام على عليه السلام :به يقين و پرهيزگارى ، چنگ زنيد ؛ چرا كه اين دو ، شما را به بهشتِ مَأوا مى رسانند .
امام على عليه السلام :آن كه از حرام ها پرهيز كرد ، به بهشت رسيد .
امام على عليه السلام :رسيدن به بهشت ، در گرو دورى گزيدن از گناهان است.
امام على عليه السلام :تو هرگز به بهشت وارد نمى شوى ، تا آن كه از گم راهى ات دست بردارى و از گناهانت خوددارى كنى و باز ايستى.
امام صادق عليه السلام :هر كس مست كننده اى را از ترس خدا ترك كند ، خداوند ، او را به بهشت مى بَرد و از باده نابِ سر به مُهر [ بهشتى ] ، به او مى نوشاند .
تنبيه الخواطر :مردى به عيسى بن مريم عليه السلام گفت : اى آموزگار خوبى! مرا به كارى راه نمايى فرما كه با آن به بهشت برسم . عيسى عليه السلام فرمود : «در نهان و آشكارت از خدا بترس و به پدر و مادرت نيكى كن» .
ر . ك : ص ۳۳۷ (شعارِ توحيد ، با شروط آن / نشانه اخلاص ، دورى كردن از حرام هاست) .
.
۷ / ۹تَجَشُّمُ المَكارِهِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :حُفَّتِ ۱ الجَنَّةُ بِالمَكارِهِ ، وَحُفَّتِ النّارُ بِالشَّهَواتِ . (1)
عنه صلى الله عليه و آله :حُجِبَتِ النّارُ بِالشَّهَواتِ ، وَحُجِبَتِ الجَنَّةُ بِالمَكارِهِ . (2)
.
1) .صحيح مسلم : ج ۴ ص ۲۱۷۴ ح ۱ ، سنن الترمذي : ج ۴ ص ۶۹۳ ح ۲۵۵۹ ، سنن الدارمي : ج ۲ ص ۷۹۶ ح ۲۷۳۷ ، مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۳۰۸ ح ۱۲۵۶۰ كلّها عن أنس ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۳۳۲ ح ۶۸۰۵ ؛ نهج البلاغة : الخطبة ۱۷۶ نحوه ، تنبيه الخواطر : ج ۱ ص ۱۹۰ ، روضة الواعظين : ص ۴۶۱ ، بحار الأنوار : ج ۷۰ ص ۷۸ ح ۱۲ .
2) .صحيح البخاري : ج ۵ ص ۲۳۸۰ ح ۶۱۲۲ ، مشكاة المصابيح : ج ۲ ص ۶۴۹ ح ۵۱۶۰ ، فتح الباري : ج ۱۱ ص ۳۲۰ ح ۶۴۸۷ كلّها عن أبي هريرة ، شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد : ج ۱۰ ص ۱۷ ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۳۳۱ ح ۶۸۰۴ .
۷ / ۹تحمّل ناملايماتپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بهشت ، با ناملايمات ، احاطه شده است و دوزخ با شهوات ، در ميان گرفته شده است . ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :آتش [ دوزخ ] با پرده شهوات ، پوشانده شده است و بهشت ، با پرده ناملايمات.
.
عنه صلى الله عليه و آله :أَلا إِنَّ عَمَلَ الجَنَّةِ حَزنٌ بِرَبوَةٍ ، أَلا إِنَّ عَمَلَ النّارِ سَهلٌ بِسَهوَةٍ (1). (2)
عنه صلى الله عليه و آله :إِنَّ الجَنَّةَ حُزنَةٌ حُفَّت بِالمَكارِهِ ، وَإِنَّ النّارَ حُفَّت بِالهَوى . أَلا وَمَن كُشِفَ لَهُ بابُ كَربٍ أَشفى (3)عَلَى الجَنَّةِ ، وَمَن كُشِفَ لَهُ بابُ هَوًى أَشفَى عَلَى النّارِ . (4)
عنه صلى الله عليه و آله :يا قَومِ اطلُبُوا الجَنَّةَ جَهدَكُم ، وَاهرَبُوا مِنَ النّارِ جَهدَكُم! فَإِنَّ الجَنَّةَ لا يَنامُ طالِبُها وَإِنَّ النّارَ لا يَنامُ هارِبُها . أَلا إِنَّ الآخِرَةَ اليَومَ مُحَفَّفَةٌ بِالمَكارِهِ . أَلا وَإِنَّ الدُّنيا مُحَفَّفَةٌ بِالشَّهَواتِ . (5)
عنه صلى الله عليه و آله :لَمّا خَلَقَ اللّهُ الجَنَّةَ وَالنّارَ أَرسَلَ جِبرِيلَ إِلَى الجَنَّةِ فَقالَ : اُنظُر إِلَيها وَإِلى ما أَعدَدتُ لِأَهلِها فِيها . قالَ : فَجاءَها وَنَظَرَ إِلَيها وَإِلى ما أَعَدَّ اللّهُ لِأَهلِها فِيها ، قالَ : فَرَجَعَ إِلَيهِ ، قالَ : فَوَعِزَّتِكَ لا يَسمَعُ بِها أَحَدٌ إِلّا دَخَلَها! فَأَمَرَ بِها فَحُفَّت بِالمَكارِهِ ، فَقالَ : ارجِع إِلَيها فَانظُر إِلى ما أَعدَدتُ لِأَهلِها فِيها، قالَ : فَرَجَعَ إِلَيها فَإِذا هِيَ قَد حُفَّت بِالمَكارِهِ ، فَرَجَعَ إِلَيهِ فَقالَ : وَعِزَّتِكَ لَقَد خِفتُ أَلّا يَدخُلَها أَحَدٌ! قالَ : اذهَب إِلى النّارِ فَانظُر إِلَيها وَإِلى ما أَعدَدتُ لِأَهلِها فِيها، فَإِذا هِيَ يَركَبُ بَعضُها بَعضا، فَرَجَعَ إِلَيهِ فَقالَ : وَعِزَّتِكَ لا يَسمَعُ بِها أَحَدٌ فَيَدخُلَها! فَأَمَرَ بِها فَحُفَّت بِالشَّهَواتِ ، فَقالَ : ارجِع إِلَيها ، فَرَجَعَ إِلَيها فَقالَ : وَعِزَّتِكَ لَقَد خَشِيتُ أَلّا يَنجُوَ مِنها أَحَدٌ إِلّا دَخَلَها . (6)
.
1) .قال الشريف الرضيّ ـ رحمة اللّه عليه ـ في المجازات النبويّة بعد أن ذكر الحديث : ... فجعل ـ عليه الصلاة والسلام ـ عمل الجنّة كالحزن من الأرض ؛ وهو ما غلظ منها، لأنّه يصعب تجشّمه ، فكذلك عمل الجنّة يشقّ تكلّفه، وزاد ـ عليه الصلاة والسلام ـ الكلام إيضاحا بقوله : حزن بربوة، فلم يرضَ بأن جعله حزنا حتّى جعله بربوة ؛ وهي الأكمة العالية، ليكون تجشّمه أشقّ، وتكلّفه أصعب، ولم يرضَ ـ عليه الصلاة والسلام ـ بأن جعل عمل النار سهلاً وهو ضدّ الحزن، حتّى جعله بسهوة ليكون أخفّ على فاعله وأهون على عامله .
2) .المجازات النبويّة : ص ۳۶۴ ح ۲۸۲ ؛ مسند ابن حنبل : ج ۱ ص ۷۰۰ ح ۳۰۱۷ عن ابن عبّاس بزيادة «ثلاثا» بعد «بربوة» ، شعب الإيمان : ج ۲ ص ۱۷۰ ح ۴۶۱ ، الطبقات الكبرى : ج ۷ ص ۴۲۳ وفيه «بشقوة» بدل «بسهوة» وكلاهما عن أبي البجير ، كنز العمّال : ج ۱۵ ص ۸۸۳ ح ۴۳۵۰۲.
3) .أشْفى : أي أشْرَفَ (النهاية : ج ۲ ص ۴۸۹ «شفا») .
4) .اُسد الغابة : ج ۶ ص ۴۰۴ الرقم ۶۵۸۰ ، تاريخ دمشق : ج ۳۲ ص ۱۳ عن إسحاق بن بشر القرشي نحوه .
5) .المعجم الكبير : ج ۱۹ ص ۲۰۰ ح ۴۹۹ ، المعجم الأوسط : ج ۴ ص ۷۳ ح ۳۶۴۳ وليس فيه ذيله من «ألا إن الآخرة . . .» وكلاهما عن كليب بن حزن ، اُسد الغابة : ج ۴ ص ۴۷۰ الرقم ۴۴۹۸ عن كليب بن جزيّ ، كنز العمّال : ج ۱۵ ص ۹۳۱ ح ۴۳۵۹۷ .
6) .سنن الترمذي : ج ۴ ص ۶۹۳ ح ۲۵۶۰ ، سنن النسائي : ج ۷ ص ۳ ، مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۲۲۹ ح ۸۴۰۶ ، مسند أبي يعلى : ج ۵ ص ۳۵۶ ح ۵۹۱۴ وكلّها عن أبي هريرة والثلاثة الأخيرة نحوه.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :آگاه باشيد كه كارِ بهشت [ همچون ] زمين درشت و ناهموار است . آگاه باشيد كه كارِ دوزخ [ همچون ]زمين نرم و هموار است. (1)
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بهشت ، كوه درشتى است كه با ناملايمات ، در ميان گرفته شده است و دوزخ را هوس ها احاطه كرده اند . آگاه باشيد كه هر كس درِ رنجى برايش باز شود ، به بهشتْ نزديك شده است و هر كس درِ هوسى برايش گشوده شود ، به دوزخْ نزديك شده است .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اى قوم من! تا مى توانيد در طلب بهشت بر آييد و با تمام توان ، از آتش بگريزيد ، كه جوينده بهشت و گريزنده از آتش ، خواب ندارند . بدانيد كه آخرت ، امروز ، پوشيده در ناملايمات است . بدانيد كه دنيا احاطه شده در شهوات است.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :چون خدا بهشت و دوزخ را آفريد ، جبرئيل را به سوى بهشت فرستاد و فرمود : «به آن و آنچه در آن براى اهلش آماده ساخته ام ، بنگر» . جبرئيل به بهشت آمد و به آن و آنچه خدا در آن براى اهلش آماده ساخته بود ، نگريست . پس باز گشت و گفت : به عزّتت سوگند كه هر كس آوازه آن را بشنود ، وارد آن مى شود! خداوند ، دستور داد و ناملايمات ، بهشت را در ميان گرفتند . پس فرمود : «حال باز گرد و آنچه را در آن جا براى اهلش آماده ساخته ام ، تماشا كن» . جبرئيل به سوى بهشت باز گشت و ديد كه پوشيده از ناملايمات شده است . نزد خداوند باز آمد و گفت : به عزّتت سوگند كه مى ترسم هيچ كس وارد آن نشود! خداوند به او فرمود : «به دوزخ برو و به آن و آنچه در آن براى اهلش آماده ساخته ام ، بنگر» . [جبرئيل آمد و ديد كه ] آن ، طبقات مختلفى دارد . به نزد خدا باز گشت و گفت : به عزّتت سوگند كه هر كس وصف آن را بشنود ، وارد آن نخواهد شد! پس خداوند ، دستور داد و شهوت ها آن را در ميان گرفتند . آن گاه به جبرئيل فرمود : «حال به سوى دوزخ باز گرد» . جبرئيل باز گشت و گفت : به عزّتت سوگند كه مى ترسم هيچ كس از آن نَرَهد ؛ بلكه همگان دوزخى شوند !
.
1) .سيّد رضى رحمه الله در المجازات النبويّة ، پس از ذكر حديث ، نوشته است : ... اين كه پيامبر صلى الله عليه و آله ، كار بهشت را همانند زمين حَزن ـ يعنى سخت و ناملايم ـ معرّفى كرده ، از اين روست كه همان گونه كه زمين ناملايم ، سخت است ، كار براى بهشت هم سخت و دشوار است . و ايشان ـ كه درود و سلام بر او باد ـ براى توضيح ، افزوده : «حَزنٌ بِرَبوَةٍ (ناملايم ناهموار) » و به ناملايم تنها اكتفا نكرده و ناهموار را هم افزوده است و ناهموار ، تپّه بلند است . و از اين روست كه تحمّل آن ، سخت تر است و پيمودنش دشوارتر . در مقابل ، در كار جهنّم نيز به «سَهل (آسانى) » اكتفا نكرده و «سَهوَة (هموار) » را هم اضافه كرده تا روشن كند كه راه آن ، آسان است و براى انجام دهنده آن سبُك .
الإمام عليٌ عليه السلام :بِالمَكارِهِ تُنالُ الجَنَّةُ . (1)
عنه عليه السلامـ مِن كَلامٍ لَهُ خاطَبَ بِهِ أَهلَ البَصرَةِ ـ: فَمَنِ استَطاعَ عِندَ ذَلِكَ أَن يَعتَقِلَ نَفسَهُ عَلَى اللّهِ عز و جل فَليَفعَل، فَإِن أَطَعتُمُونِي فَإِنِّي حامِلُكُم إِن شاءَ اللّهُ عَلى سَبِيلِ الجَنَّةِ ، وَإِن كانَ ذا مَشَقَّةٍ شَدِيدَةٍ وَمَذاقَةٍ (2)مَرِيرَةٍ . (3)
عنه عليه السلامـ مِن خُطبَةٍ لَهُ يُبَيِّنُ فِيها فَضلَ القُرآنِ ـ: اِنتَفِعُوا بِبَيانِ اللّهِ ، وَاتَّعِظُوا بِمَواعِظِ اللّهِ ، وَاقبَلُوا نَصِيحَةَ اللّهِ ، فَإِنَّ اللّهَ قَد أَعذَرَ إِلَيكُم بِالجَلِيَّةِ ، وَاتَّخَذَ عَلَيكُمُ الحُجَّةَ ، وَبَيَّنَ لَكُم مَحابَّهُ مِنَ الأَعمالِ ، وَمَكارِهَهُ مِنها ، لِتَتَّبِعُوا هذِهِ ، وَتَجتَنِبُوا هذِهِ ، فَإِنَّ رَسُولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله كانَ يَقُولُ : «إِنَّ الجَنَّةَ حُفَّت بِالمَكارِهِ ، وَإِنَّ النّارَ حُفَّت بِالشَّهَواتِ» . وَاعلَمُوا أَنَّهُ ما مِن طاعَةِ اللّهِ شَيءٌ إِلّا يَأتِي فَي كُرهٍ ، وَما مِن مَعصِيَةِ اللّهِ شَيءٌ إِلّا يَأتِي فِي شَهوَةٍ . فَرَحِمَ اللّهُ امرَءا نَزَعَ عَن شَهوَتِهِ ، وَقَمَعَ هَوى نَفسِهِ ، فَإِنَّ هذِهِ النَّفسَ أَبعَدُ شَيءٍ مَنزَعا، وَإِنَّها لا تَزالُ تَنزِعُ إِلى مَعصِيَةٍ فِي هَوىً. (4)
الإمام الباقر عليه السلام :اَلجَنَّةُ مَحفُوفَةٌ بِالمَكَارِهِ وَالصَّبرِ ، فَمَن صَبَرَ عَلَى المَكارِهِ فِي الدُّنيا دَخَلَ الجَنَّةَ . وَجَهَنَّمُ مَحفُوفَةٌ بِاللَّذَّاتِ وَالشَّهَواتِ ، فَمَن أَعطَى نَفسَهُ لَذَّتَها وَشَهوَتَها دَخَلَ النَّارَ . (5)
.
1) .غرر الحكم : ح ۴۲۰۴ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۱۸۷ ح ۳۸۲۲.
2) .المَذاق : طعمُ الشيء (لسان العرب : ج ۱۰ ص ۱۱۱ «ذوق») .
3) .نهج البلاغة : الخطبة ۱۵۶ ، بحار الأنوار : ج ۳۲ ص ۲۴۰ ح ۱۹۱ .
4) .نهج البلاغة : الخطبة ۱۷۶ ، أعلام الدين : ص ۱۰۵ ، بحار الأنوار : ج ۲ ص ۱۸۰ ح ۱ .
5) .الكافي : ج ۲ ص ۸۹ ح ۷ عن حمزة بن حمران ، مسكّن الفؤاد : ص ۵۱ ، بحار الأنوار : ج ۷۱ ص ۷۲ ح ۴.
امام على عليه السلام :با ناملايمات است كه بهشت به دست مى آيد.
امام على عليه السلامـ از سخنان ايشان به مردم بصره ـ: پس در آن هنگام (وقوع فتنه ها) ، هر كس كه مى تواند خويشتن را بر طاعت خداى عز و جل بِدارد ، چنان كند . اگر شما از من فرمان بريد ، هر آينه من ، شما را به خواست خدا ، به راه بهشت مى برم ، هر چند كه راهى سراسر دشوارى و تلخكامى است.
امام على عليه السلامـ از سخنرانى ايشان در بيان ارزش قرآن ـ: از گفتار خدا سود بريد ، و اندرزهاى خدا را به گوش گيريد ، و پند خدا را پذيرا شويد ؛ زيرا خداوند با دلايل آشكار ، حجّت را بر شما تمام كرده و هر گونه بهانه اى را از شما گرفته و كارهايى را كه خوشايند و ناخوشايند اوست ، برايتان بيان كرده است تا از آنها پيروى كنيد و از اينها دورى ورزيد ؛ چرا كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مى فرمود : «بهشت را ناخوشايندها در ميان گرفته اند و دوزخ را خوشايندها احاطه كرده اند». بدانيد كه چيزى از طاعت خدا نيست ، مگر آن كه با بى ميلى انجام مى پذيرد ، و چيزى از معصيت خدا نيست ، مگر آن كه با ميل صورت مى پذيرد . پس ، خداى رحمت كند آن كسى را كه از اميال خويش دست بردارد و هواى نفْس خود را سركوب كند ؛ زيرا اين نفْس ، به سختى ، دست بر مى دارد و پيوسته به نافرمانى و هوس ، شوق دارد.
امام باقر عليه السلام :بهشت ، پيچيده در ناملايمات و شكيبايى [ بر آنها ] است . پس هر كه در دنيا بر ناملايمات بشكيبد ، به بهشت مى رود ؛ و دوزخ ، پيچيده در خوشى ها و خواهش هاست . پس هر كه خوشى و خواهش نفس را برآورده كند ، به دوزخ مى رود.
.
۷ / ۱۰مكارم الأخلاق ومحاسن الأعمالأ ـ الصَّبرالكتاب«أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُم مَّثَلُ الَّذِينَ خَلَوْاْ مِن قَبْلِكُم مَّسَّتْهُمُ الْبَأْسَاءُ وَالضَّرَّاءُ وَزُلْزِلُواْ حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ ءَامَنُواْ مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ ». (1)
«وَ الَّذِينَ صَبَرُواْ ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ وَ أَقَامُواْ الصَّلَوةَ وَ أَنفَقُواْ مِمَّا رَزَقْنَـهُمْ سِرًّا وَ عَلَانِيَةً وَ يَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُوْلَـائِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ * جَنَّـتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا وَ مَن صَلَحَ مِنْ ءَابَائِهِمْ وَ أَزْوَ جِهِمْ وَ ذُرِّيَّـتِهِمْ وَالْمَلَـائِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِم مِّن كُلِّ بَابٍ * سَلَـمٌ عَلَيْكُم بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ ». (2)
الحديثالإمام الباقر عليه السلامـ فِي قَولِهِ تَعالى : «أُوْلَـائِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُواْ» (3)ـ: اَلغُرفَةُ : الجَنَّةُ ، بِما صَبَرُوا عَلَى الفَقرِ فِي دارِ الدُّنيا. (4)
.
۷ / ۱۰خوى هاى والا و كردارهاى نيكوالف ـ شكيبايىقرآن«آيا پنداشتيد كه به بهشت مى رويد ، در حالى كه آنچه بر پيشينيان شما آمد ، هنوز بر شما نيامده است؟ به آنان ، سختى و زيان رسيد و به تكان در آمدند ، تا جايى كه پيامبر و كسانى كه با وى ايمان آورده بودند ، گفتند : يارى خدا ، كِى خواهد بود؟ ! هان! يارى خدا نزديك است».
«و كسانى كه براى طلب خشنودى پروردگارشان شكيبايى كردند و نماز گزاردند و از آنچه روزى شان نموديم ، نهان و آشكارا انفاق كردند و بدى را با نيكى دور مى كنند ، ايشان اند كه فرجامِ خوشِ آن سراى ، از آنِ ايشان خواهد بود ؛ همان بهشت هاى جاودانى كه آنان با پدرانشان و همسرانشان و فرزندانشان كه درستكارند ، به آنها وارد مى شوند و فرشتگان از هر درى بر آنان وارد مى شوند [ و به آنان مى گويند : ] «درود بر شما كه شكيبايى كرديد !» . راستى چه نيكوست فرجام آن سراى ! ».
حديثامام باقر عليه السلامـ در باره اين سخن خداى بلندمرتبه : «اينان اند كه به پاس آن كه شكيبايى كردند ، غرفه پاداش خواهند يافت» ـ: «غرفه» يعنى بهشت ، كه به پاس آن كه در دنيا در برابر فقر ، شكيبايى ورزيدند ، پاداش خواهند گرفت .
.
عنه عليه السلام :اَلجَنَّةُ مَحفُوفَةٌ بِالمَكارِهِ وَالصَّبرِ ، فَمَن صَبَرَ عَلَى المَكارِهِ فِي الدُّنيا دَخَلَ الجَنَّةَ ، وَجَهَنَّمُ مَحفُوفَةٌ بِاللَّذّاتِ وَالشَّهَواتِ ، فَمَن أَعطى نَفسَهُ لَذَّتَها وَشَهوَتَها دَخَلَ النّارَ . (1)
الإمام الصادق عليه السلام :إِنَّ طائِفَةً مِنَ المَلائِكَةِ عابُوا وُلدَ آدَمَ فِي اللَّذّاتِ وَالشَّهَواتِ ، أَعنِي لَكُمُ الحَلالَ لَيسَ الحَرامَ ، قالَ : فَأَنِفَ اللّهُ لِلمُؤمِنِينَ مِن وُلدِ آدَمَ مِن تَعيِيرِ المَلائِكَةِ لَهُم ، قالَ : فَأَلقَى اللّهُ فِي هِمَمِ أُولَئِكَ المَلائِكَةِ اللَّذّاتِ وَالشَّهَواتِ كَي لا يَعِيبُوا المُؤمِنِينَ . قالَ : فَلَمّا أَحَسُّوا ذَلِكَ مِن هِمَمِهِم عَجُّوا إِلَى اللّهِ مِن ذَلِكَ ، فَقالُوا : رَبَّنا عَفوَكَ عَفوَكَ ، رُدَّنا إِلى ما خَلَقتَنا لَهُ ، وَأَجبَرتَنا عَلَيهِ ، فَإِنّا نَخافُ أَن نَصِيرَ فِي أَمرٍ مَرِيجٍ . (2)قالَ : فَنَزَعَ اللّهُ ذَلِكَ مِن هِمَمِهِم ، قالَ : فَإِذا كانَ يَومُ القِيامَةِ وَصارَ أَهلُ الجَنَّةِ فِي الجَنَّةِ ، استَأذَنَ أُولَئِكَ المَلائِكَةُ عَلَى أَهلِ الجَنَّةِ ، فَيُؤذَنُ لَهُم ، فَيَدخُلُونَ عَلَيهِم فَيُسَلِّمُونَ عَلَيهِم، وَيَقُولُونَ لَهُم : «سَلَـمٌ عَلَيْكُم بِمَا صَبَرْتُمْ» فِي الدُّنيا عَنِ اللَّذّاتِ وَالشَّهَواتِ الحَلالِ . (3)
تاريخ اليعقوبيـ فِي ذِكرِ المَأثُورِ عَنِ الإِمامِ الصّادِقِ عليه السلام ـ: قالَ : خَلَّتانِ مَن لَزِمَهُما دَخَلَ الجَنَّةَ ، فَقِيلَ : وَما هُما؟ قالَ : اِحتِمالُ ماتَكرَهُ إِذا أَحَبَّهُ اللّهُ ، وَتَركُ ما تُحِبُّ إِذا كَرِهَهُ اللّهُ . فَقِيلَ لَهُ : مَن يُطِيقُ ذَلِكَ؟ فَقالَ : مَن هَرَبَ مِنَ النّارِ إِلَى الجَنَّةِ . (4)
الإمام الرضا عليه السلام :مَن سَأَلَ اللّهَ الجَنَّةَ وَلَم يَصبِر عَلَى الشَّدائِدِ ، فَقَدِ استَهزَأَ بِنَفسِهِ . (5)
.
1) .الكافي : ج ۲ ص ۸۹ ح ۷ عن حمزة بن حمران ، مسكّن الفؤاد : ص ۵۱ ، بحار الأنوار : ج ۷۱ ص ۷۲ ح ۴.
2) .المَرِيْج : المُلتوي الأعْوَج، الملتبس عليهم (لسان العرب : ج ۲ ص ۳۶۵ «مرج»).
3) .تفسير العيّاشي : ج ۲ ص ۲۱۱ ح ۴۲ عن أبي ولّاد ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۴۱ ح ۵۹ .
4) .تاريخ اليعقوبي : ج ۲ ص ۳۸۲.
5) .كنز الفوائد : ج ۱ ص ۳۳۰ ، تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۱۱۰ ، بحار الأنوار : ج ۷۸ ص ۳۵۶ ح ۱۱.
امام باقر عليه السلام :بهشت ، پيچيده در ناملايمات و شكيبايى است . پس هر كه در دنيا بر ناملايمات بشكيبد ، به بهشت مى رود . دوزخ نيز پيچيده در خوشى ها و خواهش هاى نفسانى است . پس هر كه خوشى و خواهش نفْس را برآورده سازد ، به دوزخ مى رود.
امام صادق عليه السلام :گروهى از فرشتگان بر فرزندان آدم به خاطر كامجويى ها و خواهش هاى نفسانى ، خرده گرفتند . مقصودم حلال آنهاست ، نه حرامشان . خداوند را از نكوهش فرشتگان نسبت به فرزندان مؤمن آدم ، عار آمد . پس در دل هاى آن فرشتگان ، كامجويى ها و خواهش هاى نفْسانى افكند تا ديگر بر مؤمنان ، خرده نگيرند. فرشتگان ، چون چنين چيزى را در وجود خود احساس كردند ، از آن به درگاه خدا ناليدند و گفتند : خداوندا ! ما را ببخش . ما را ببخش و ما را به همان چيزى كه براى آن آفريدى و بر آن مجبورمان ساختى ، باز گردان ؛ چرا كه مى ترسيم به كج راهه در اُفتيم. پس خداوند ، كامجويى و خواهش را از دل هايشان بر كند . چون روز قيامت شود و بهشتيان به بهشت روند ، آن فرشتگان از بهشتيان اجازه ورود مى خواهند و به آنها اجازه داده مى شود . پس بر ايشان وارد مى شوند و سلام مى دهند و به ايشان مى گويند : «سلام بر شما كه شكيبايى كرديد» در دنيا در برابر خوشى ها و خواهش هاى نفسانى حلال !
تاريخ اليعقوبى :امام صادق عليه السلام فرمود : «دو خصلت است كه هر كس به آنها چنگ زند ، به بهشت مى رود» . پرسيدند : آن دو چيست؟ فرمود : «تحمّل آنچه تو خوش ندارى ؛ امّا خداوند ، آن را خوش مى دارد ، و ترك آنچه تو خوش مى دارى ؛ امّا خداوند ، آن را خوش نمى دارد» . به ايشان گفته شد : چه كسى طاقت اين كار را دارد؟ فرمود : «كسى كه از دوزخ به بهشت مى گريزد» .
امام رضا عليه السلام :كسى كه از خدا بهشت بخواهد ، ولى بر سختى ها نشكيبد ، خود را ريشخند كرده است.
.
ب ـ مُخالَفَةُ الهَوىالكتاب«وَ أَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى * فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِىَ الْمَأْوَى» . (1)
الحديثرسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَنِ اشتاقَ إِلَى الجَنَّةِ سَلا (2)عَنِ الشَّهَواتِ ، وَمَن أَشفَقَ مِنَ النّارِ رَجَعَ عَنِ المُحَرَّماتِ . (3)
عنه صلى الله عليه و آله :أَنتُمُ اليَومَ فِي المِضمارِ (4)، وَغَدا فِي السِّباقِ . فَالسَّبَقُ الجَنَّةُ ، وَالغايَةُ النّارُ . (5)
الإمام عليّ عليه السلام :أَلا وَإِنَّ المِضمارَ اليَومَ ، وَالسِّباقَ غَدا . أَلا وَإِنَّ السُّبقَةَ الجَنَّةُ ، وَالغايَةَ النّارُ . (6)
.
1) .النازعات : ۴۰ و ۴۱ .
2) .سَلَيْتُ فلانا : أي أبغَضْتُه وتركته (لسان العرب : ج ۱۴ ص ۳۹۵ «سلا») .
3) .حلية الأولياء : ج ۱ ص ۷۴ عن خلاس بن عمرو عن الإمام عليّ عليه السلام ، المناقب للخوارزمي : ص ۳۷۲ ح ۳۹۰ عن العلاء بن عبد الرحمن عن الإمام عليّ عليه السلام ، كنز العمّال : ج ۱ ص ۲۸۶ ح ۱۳۸۹ ؛ الكافي : ج ۲ ص ۱۳۲ ح ۱۵ عن أبي حمزة عن الإمام الباقر عن الإمام زين العابدين عليهماالسلام ، نهج البلاغة : الحكمة ۳۱ عن الإمام علي عليه السلام ، الخصال : ص ۲۳۱ ح ۷۴ عن الأصبغ بن نباتة عن الإمام علي عليه السلام ، الأمالي للمفيد : ص ۲۷۷ ح ۳ ، الأمالي للطوسي : ص ۳۷ ح ۴۰ كلاهما عن قبيصة بن جابر الأسدي عن الإمام عليّ عليه السلام ، بحار الأنوار : ج ۷۲ ص ۸۹ ح ۱ .
4) .في المصدر : «المضار» ، وما أثبتناه هو الصحيح . والمِضْمار : الموضع الذي تضمّر فيه الخيل ، وهو أن يُظاهَر عليها بالعلف حتّى تسمن ، ثم لا تعلف إلّا قوتا لتخفّ (النهاية : ج ۳ ص ۹۹ «ضمر») .
5) .كنز العمّال : ج ۱۵ ص ۷۹۴ ح ۴۳۱۵۳ نقلاً عن ابن لآل في مكارم الأخلاق عن جابر وراجع : المعجم الأوسط : ج ۳ ص ۳۰۷ ح ۳۲۴۱ .
6) .كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۱ ص ۵۱۶ ح ۱۴۸۲ ، نهج البلاغة : الخطبة ۲۸ ، الإرشاد : ج ۱ ص ۲۳۵ ، خصائص الأئمّة عليهم السلام : ص ۹۶ نحوه ، مصباح المتهجّد : ص ۶۶۱ ح ۷۲۸ عن جندب بن عبد اللّه الأزدي عن أبيه ، بحار الأنوار : ج ۷۷ ص ۲۹۴ ح ۲ ؛ المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۶۵۱ ح ۸۸۰۰ ، المصنّف لابن أبي شيبة : ج ۸ ص ۲۰۰ ح ۱ كلاهما عن أبي عبد الرحمن السلمي من دون إسنادٍ إلى أحدٍ من أهل البيت عليهم السلام ، تاريخ دمشق : ج ۴۲ ص ۴۹۷ عن أوفى بن دلهم والثلاثة الأخيرة نحوه ، مطالب السؤول : ص ۵۱ ، كنز العمّال : ج ۱۶ ص ۲۰۳ ح ۴۴۲۲۵ .
ب ـ مخالفت با هوسقرآن«و امّا آن كه از مقام پروردگارش بترسد و نفس را از هوس باز دارد ، بهشت ، جايگاه اوست».
حديثپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :كسى كه مشتاق بهشت است ، از خواهش هاى نفسانى دست بر مى دارد و كسى كه از دوزخ بترسد ، از حرام ها روى مى گرداند.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :شما امروز در آمادگاهيد (1)و فردا در مسابقه . جايزه ، بهشت است و خطّ پايان ، آتش.
امام على عليه السلام :آگاه باشيد كه امروز ، گاهِ آماده شدن است و فردا ، گاهِ مسابقه . آگاه باشيد كه جايزه ، بهشت است و خطّ پايان ، دوزخ.
.
1) .در متن عربى ، واژه «مِضمار» آمده كه جايى است كه در آن ، اسب را براى مسابقه آماده مى كنند.
عنه عليه السلام :جِهادُ النَّفسِ ثَمَنُ الجَنَّةِ ، فَمَن جاهَدَها مَلَكَها ، وَهِيَ أَكرَمُ ثَوابِ اللّهِ لِمَن عَرَفَها . (1)
عنه عليه السلام :لَن يَحُوزَ الجَنَّةَ إِلّا مَن جاهَدَ نَفسَهُ . (2)
عنه عليه السلام :ظَفِرَ بِجَنَّةِ المَأوى مَن غَلَبَ الهَوى . (3)
عنه عليه السلام :ظَفِرَ بِجَنَّةِ المَأوى مَن أَعرَضَ عَن شَهَواتِ الدُّنيا . (4)
الإمام الصادق عليه السلام :ما كانَ عَبدٌ لِيَحبِسَ نَفسَهُ عَلَى اللّهِ إِلّا أَدخَلَهُ الجَنَّةَ . (5)
ج ـ الجِهادُ بِالمالِ وَالنَّفسِالكتاب«يَـأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى تِجَـرَةٍ تُنجِيكُم مِّنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ * تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَتُجَـهِدُونَ فِى سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَ لِكُمْ وَ أَنفُسِكُمْ ذَ لِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ * يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ يُدْخِلْكُمْ جَنَّـتٍ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَـرُ وَ مَسَـكِنَ طَيِّبَةً فِى جَنَّـتِ عَدْنٍ ذَ لِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ» . (6)
«إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَ أَمْوَ لَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَـتِلُونَ فِى سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَ يُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِى التَّوْرَاةِ وَ الْاءِنجِيلِ وَ الْقُرْءَانِ وَ مَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُواْ بِبَيْعِكُمُ الَّذِى بَايَعْتُم بِهِ وَ ذَ لِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ» . (7)
«أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جَـهَدُواْ مِنكُمْ وَيَعْلَمَ الصَّـبِرِينَ» . (8)
.
1) .غرر الحكم : ح ۴۷۶۳ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۱۰۷ ح ۲۳۶۹ و ص ۲۲۳ ح ۴۳۳۶ .
2) .غرر الحكم : ح ۷۴۲۱ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۴۰۷ ح ۶۸۸۵ .
3) .غرر الحكم : ح ۶۰۵۳ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۳۲۴ ح ۵۶۰۷ .
4) .غرر الحكم : ح ۶۰۶۵ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۳۲۳ ح ۵۵۷۳ وفيه «زخارف» بدل «شهوات» .
5) .الأمالي للمفيد : ص ۳۵۰ ح ۵ ، الأمالي للطوسي : ص ۱۲۲ ح ۱۸۹ كلاهما عن أبي الحسن العبدي ، مشكاة الأنوار : ص ۴۴۹ ح ۱۵۰۷ ، بحار الأنوار : ج ۷۰ ص ۷۱ ح ۱۹ .
6) .الصفّ : ۱۰ ـ ۱۲ .
7) .التوبة : ۱۱۱ .
8) .آل عمران : ۱۴۲ .
امام على عليه السلام :جهاد با نفْس ، بهاى بهشت است . پس هر كه با آن (نفْس) جهاد كند ، بهشت را مالك مى شود و اين ، ارجمندترين پاداش خداست براى كسى كه [ قدر و قيمت ] آن را بشناسد.
امام على عليه السلام :هرگز مالك بهشت نمى شود ، مگر كسى كه با نفسش مبارزه كند.
امام على عليه السلام :بهشت جاويدان را آن كس به دست آورْد كه بر هوس ، چيره آمد.
امام على عليه السلام :بهشت جاويدان را كسى به دست آورْد كه از خواهش هاى دنيوى روى گرداند.
امام صادق عليه السلام :هيچ بنده اى نيست كه خويشتن را وقف خدا كند ، مگر اين كه خداوند او را به بهشت درمى آورد.
ج ـ جهاد مالى و جانىقرآن«اى كسانى كه ايمان آورده ايد! آيا شما را به تجارتى راه بنمايم كه شما را از عذابى دردناك مى رهاند؟ به خدا و فرستاده او مى گرويد و در راه خدا با مال و جانتان جهاد مى كنيد . اين ، براى شما بهتر است ، اگر بدانيد . [اگر چنين كنيد ، خداوند] گناهانتان را بر شما مى بخشايد و شما را در بهشت هايى كه در آنها جويبارها روان است و در سراهايى خوش ، در بهشت هاى هميشگى در مى آورد . اين است كاميابى بزرگ».
«به درستى كه خدا از مؤمنان ، جان و مالشان را خريده است ، به ازاى اين كه بهشت براى آنان باشد ؛ همان كسانى كه در راه خدا مى جنگند و مى كُشند و كشته مى شوند ، [ و اين ] به عنوان وعده حقّى در تورات و انجيل و قرآن ، بر عهده اوست ، و چه كسى از خدا به عهد خويش ، وفادارتر است ؟! پس به اين معامله اى كه با او كرده ايد ، شادمان باشيد و اين ، همان كاميابى بزرگ است».
«آيا پنداشتيد كه به بهشت مى رويد ، بى آن كه خداوند ، مجاهدان و شكيبايانِ شما را معلوم بدارد؟».
.
الحديثرسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن قاتَلَ فِي سَبِيلِ اللّهِ مِن رَجُلٍ مُسلِمٍ فُواقَ (1)ناقَةٍ وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ . (2)
عنه صلى الله عليه و آله :مَن آتاهُ اللّهُ جَمالاً وَمالاً ، فَعَفَّ فِي جَمالِهِ وَبَذَلَ مِن مالِهِ دَخَلَ الجَنَّةَ . (3)
عنه صلى الله عليه و آله :اَلخَيرُ كُلُّهُ فِي السَّيفِ وَتَحتَ ظِلِّ السَّيفِ ، وَلا يُقِيمُ النّاسَ إِلّا السَّيفُ ، وَالسُّيُوفُ مَقالِيدُ الجَنَّةِ وَالنّارِ . (4)
الإمام عليّ عليه السلام :اَلجَنَّةُ تَحتَ أَطرافِ العَوالِي . (5)
د ـ الزُّهدُرسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن عُرِضَت لَهُ الدُّنيا وَالآخِرَةُ فَأَخَذَ الآخِرَةَ وَتَرَكَ الدُّنيا فَلَهُ الجَنَّةُ ، وَإِن أَخَذَ الدُّنيا وَتَرَكَ الآخِرَةَ فَلَهُ النّارُ . (6)
.
1) .فُواق ناقة : هو ما بين الحَلْبتين من الراحة (النهاية : ج ۳ ص ۴۷۹ «فوق») .
2) .سنن الترمذي : ج ۴ ص ۱۸۵ ح ۱۶۵۷ ، سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۹۳۳ ح ۲۷۹۲ ، سنن النسائي : ج ۶ ص ۲۵ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۲ ص ۸۷ ح ۲۴۱۰ ، سنن ابي داوود : ج ۳ ص ۲۱ ح ۲۵۴۱ ، سنن الدارمي : ج ۲ ص ۶۴۶ ح ۲۳۰۵ ، مسند ابن حنبل : ج ۸ ص ۲۴۳ ح ۲۲۱۱۱ وليس في الثلاثة الأخيرة «من رجلٍ مسلم» وكلّها عن معاذ بن جبل ، كنز العمّال : ج ۴ ص ۲۹۳ ح ۱۰۵۵۶ .
3) .مشكاة الأنوار : ص ۲۹۸ ح ۹۱۶ .
4) .الكافي : ج ۵ ص ۲ ح ۱ ، تهذيب الأحكام : ج ۶ ص ۱۲۲ ح ۲۱۱ ، ثواب الأعمال : ص ۲۲۵ ح ۵ كلّها عن عمر بن أبان عن الإمام الصادق عليه السلام ، الأمالي للصدوق : ص ۶۷۴ ح ۹۰۹ عن عمر بن أبان عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، مشكاة الأنوار : ص ۲۶۹ ح ۸۰۲ عن الإمام الصادق عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله ، بحار الأنوار : ج ۱۰۰ ص ۹ ح ۱۰ .
5) .نهج البلاغة : الخطبة ۱۲۴ ، الاختصاص : ص ۱۳ عن عمّار بن ياسر من دون إسنادٍ اليه عليه السلام نحوه ، بحار الأنوار : ج ۱۰۰ ص ۴۱ ح ۴۶ ؛ الطبقات الكبرى : ج ۳ ص ۲۵۸ ، تاريخ دمشق : ج ۴۳ ص ۴۶۵ كلاهما عن عمّار بن ياسر من دون إسنادٍ إليه عليه السلام .
6) .تاريخ دمشق : ج ۶۵ ص ۳۲۳ ح ۱۳۲۸۹ عن أبي هريرة وابن عبّاس ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۲۲۷ ح ۶۲۷۶ .
حديثپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر مرد مسلمانى كه به اندازه فاصله دو بار دوشيدن شتر (1)در راه خدا بجنگد ، بهشت بر او واجب مى شود .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس كه خداوند به او زيبايى و ثروتى دهد و او در زيبايى اش پاك دامنى ورزد و از ثروتش ببخشد ، به بهشت مى رود.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خوبى ، سراسر در شمشير و زير سايه شمشير است و مردم را چيزى جز شمشير ، راست نمى كند . شمشيرها كليدهاى بهشت و دوزخ اند.
امام على عليه السلام :بهشت ، زير نوك نيزه هاست.
د ـ زهدورزىپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس دنيا و آخرت برايش پيش آيد و او آخرت را بگيرد و دنيا را بگذارد ، بهشتى است و اگر دنيا را بگيرد و آخرت را بگذارد ، دوزخى است .
.
1) .كنايه از زمان اندك است.
الإمام عليّ عليه السلام :ثَمَنُ الجَنَّةِ الزُّهدُ فِي الدُّنيا. (1)
عنه عليه السلام :طَلاقُ الدُّنيا مَهرُ الجَنَّةِ . (2)
الإمام الصادق عليه السلام :لا يَجمَعُ اللّهُ لِمُؤمِنٍ الوَرَعَ وَالزُّهدَ فِي الدُّنيا إِلّا رَجَوتُ لَهُ الجَنَّةَ . (3)
هـ ـ السَّماحَةُرسول اللّه صلى الله عليه و آله :دَخَلَ رَجُلٌ الجَنَّةَ بِسَماحَتِهِ قاضِيا وَمُتَقاضِيا. (4)
و ـ حُسنُ السَّرِيرَةِالإمام عليّ عليه السلام :لا يَفُوزُ بِالجَنَّةِ إِلّا مَن حَسُنَت سَرِيرَتُهُ ، وَخَلُصَت نِيَّتُهُ . (5)
عنه عليه السلام :إِنَّ اللّهَ سُبحانَهُ يُدخِلُ بِصِدقِ النِّيَّةِ وَالسَّرِيرَةِ الصّالِحَةِ مَن يَشاءُ مِن عِبادِهِ الجَنَّةَ . (6)
.
1) .غرر الحكم : ح ۴۷۰۰ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۲۱۸ ح ۴۲۷۲.
2) .غرر الحكم : ح ۵۹۸۹ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۳۱۷ ح ۵۵۳۲ .
3) .الأمالي للمفيد : ص ۱۴۹ ح ۷ ، ثواب الأعمال : ص ۱۶۳ ح ۱ كلاهما عن إبراهيم الكرخي ، أعلام الدين : ص ۳۹۰ نحوه ، بحار الأنوار : ج ۷۰ ص ۳۰۷ ح ۳۲.
4) .مسند ابن حنبل : ج ۲ ص ۶۶۲ ح ۶۹۸۱ ، مجمع الزوائد : ج ۴ ص ۱۳۰ ح ۶۳۱۱ كلاهما عن عبد اللّه بن عمرو.
5) .غرر الحكم : ح ۱۰۸۶۸ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۵۳۵ ح ۹۸۰۶.
6) .نهج البلاغة : الحكمة ۴۲ ، وقعة صفّين : ص ۵۲۹ عن عبد الرحمن بن جندب وليس فيه «من يشاء» ، الأمالي للطوسي : ص ۶۰۲ ح ۱۲۴۵ عن عبد العظيم بن عبد اللّه الحسني عن الإمام الجواد عن آبائه عنه عليهم السلام نحوه ، تفسير العيّاشي : ج ۲ ص ۱۰۴ ح ۹۹ عن عبد الرحمن بن حرب ، مكارم الأخلاق : ج ۲ ص ۱۷۴ ح ۲۴۳۶ وفيهما «جمّا» بدل «من يشاء» ، بحار الأنوار : ج ۷۱ ص ۳۶۷ ح ۱۶ ؛ تاريخ الطبري : ج ۵ ص ۶۰ عن عبد الرحمن بن جندب عن أبيه وفيه «عالما جمّا» بدل «من يشاء».
امام على عليه السلام :بهاى بهشت ، پشت كردن به دنياست.
امام على عليه السلام :طلاق دادن دنيا ، كابين بهشت است.
امام صادق عليه السلام :خداوند ، پارسايى و زهدورزى در دنيا را در هيچ مؤمنى گرد نمى آورد ، مگر آن كه برايش اميد بهشت دارم.
ه ـ گذشتپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مردى به سبب آن كه در قرض دادن و پس گرفتن قرض ، گذشت داشت ، به بهشت رفت.
و ـ نيكويى نهادامام على عليه السلام :به بهشت دست نمى يابد ، مگر آن كه نيكو نهاد (خوش قلب) و پاك نيّت باشد.
امام على عليه السلام :خداوندِ منزّه ، به سبب درستىِ نيّت و نهاد پاك ، هر يك از بندگانش را كه بخواهد ، به بهشت مى برد.
.
ز ـ حُسنُ الخُلُقِرسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ لَمّا سُئِلَ عَن أَكثَرِ ما يَلِجُ النّاسُ بِهِ الجَنَّةَ ، قالَ ـ: حُسنُ الخُلُقِ . (1)
الكافي عن فضيل :قالَ (2): صَنائِعُ المَعرُوفِ وَحُسنُ البِشرِ يُكسِبانِ المَحَبَّةَ وَيُدخِلانِ الجَنَّةَ ، وَالبُخلُ وَعُبُوسُ الوَجهِ يُبعِدانِ مِنَ اللّهِ وَيُدخِلانِ النّارَ . (3)
ح ـ كَظمُ الغَيظِالمعجم الأوسط عن أبي الدَّرداء :قُلتُ : يا رَسُولَ اللّهِ ، دُلَّنِي عَلى عَمَلٍ يُدخِلُنِي الجَنَّةَ ، قالَ : لا تَغضَب وَلَكَ الجَنَّةُ . (4)
السُّنن الكبرى عن أبي سعيد الخدري :جاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِيِ صلى الله عليه و آله فَقالَ : يا رَسُولَ اللّهِ ، عَلِّمنِي عَمَلاً أَدخُلُ بِهِ الجَنَّةَ وَأَقلِل، لَعَلِّي أَعقِل! قالَ : لا تَغضَب . (5)
ط ـ سَترُ العَيبِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :لا يَرَى امرُؤٌ مِن أَخِيهِ عَورَةً فَيَستُرُها إِلّا سَتَرَهُ اللّهُ وَأَدخَلَهُ الجَنَّةَ . (6)
.
1) .مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۱۴۳ ح ۷۹۱۲ ، مسند الطيالسي : ص ۳۲۴ ح ۲۴۷۴ وفيه «تقوى اللّه وحسن الخلق» وكلاهما عن أبي هريرة .
2) .الظاهر أنّه مضمر، والضمير في «قال» راجع إلى الباقر أو الصادق عليهماالسلام ، وكأنّه سقط من النسّاخ أو الرواة. وصنايع المعروف : الإحسان إلى الغير بما يعرف حسنه شرعا وعقلاً، وكأنّ الإضافة للبيان (مرآة العقول : ج ۸ ص ۱۷۹).
3) .الكافي : ج ۲ ص ۱۰۳ ح ۵ ، مستدرك الوسائل : ج ۱۲ ص ۳۴۴ ح ۲۲ نقلاً عن كتاب الأخلاق لأبي القاسم الكوفي نحوه ، بحار الأنوار : ج ۷۴ ص ۱۷۲ ح ۴۰.
4) .المعجم الأوسط : ج ۳ ص ۲۵ ح ۲۳۵۳ ، تاريخ أصبهان : ج ۱ ص ۱۵۴ الرقم ۱۲۱ عن عبد الرحمن بن دلهم ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۵۲۱ ح ۷۷۱۰.
5) .السنن الكبرى : ج ۱۰ ص ۱۸۱ ح ۲۰۲۸۰ ؛ منية المريد : ص ۳۲۰ عن أبي الدرداء وليس فيه «وأقلل لعليّ أعقل» ، بحار الأنوار : ج ۷۳ ص ۲۶۴ ح ۸ .
6) .المعجم الكبير : ج ۱۷ ص ۲۸۸ ح ۷۹۵ عن عتبة بن عامر ، المنتخب من مسند عبد بن حميد : ص ۲۷۹ ح ۸۸۵ ، المطالب العالية : ج ۲ ص ۳۹۶ ح ۲۵۶۳ كلاهما عن أبي سعيد الخدري وليس فيهما «ستره اللّه » ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۲۵۱ ح ۶۳۹۷ .
ز ـ نيكويى اخلاقپيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در پاسخ اين سؤال كه : بيشترين چيزى كه مردم به سبب آن به بهشت مى روند ، چيست؟ ـ: نيكويى اخلاق .
الكافىـ به نقل از فضيل ـ: فرمود (1): «نيكوكارى و خوش رويى ، محبّت مى آورند و به بهشت مى برند ، و بخل و ترش رويى ، از خدا دور مى گردانند و به دوزخ مى برند» .
ح ـ فرو خوردن خشمالمعجم الأوسطـ به نقل از ابو دَرداء ـ: گفتم : اى پيامبر خدا ! مرا به كارى راه نمايى فرما كه مرا به بهشت ببرد . فرمود : «خشم مگير . بهشت ، از آنِ تو خواهد بود» .
السنن الكبرىـ به نقل از ابو سعيد خُدرى ـ: مردى خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت : اى پيامبر خدا ! به من عملى را بياموز كه با آن به بهشت روم . مختصر باشد تا بفهمم ! فرمود : «خشم مگير» .
ط ـ عيبپوشىپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس از برادرش عيبى ببيند و آن را بپوشاند ، بى گمان ، خداوند نيز براى او پرده پوشى مى كند و او را به بهشت مى برد .
.
1) .مقصود ، امام باقر عليه السلام يا امام صادق عليه السلام است.
ي ـ ذِكرُ القَبرِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :ذِكرُ القَبرِ يُقَرِّبُكُم مِنَ الجَنَّةِ . (1)
ك ـ حُسنُ الظَّنِّ بِاللّهِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :لا يَمُوتَنَّ أَحَدُكُم حَتّى يُحسِنَ ظَنَّهُ بِاللّهِ عز و جل، فَإِنَّ حُسنَ الظَّنِّ بِاللّهِ ثَمَنُ الجَنَّةِ . (2)
الإمام عليّ عليه السلام :مَن حَسُنَ ظَنُّهُ بِاللّهِ فازَ بِالجَنَّةِ . (3)
الإمام الصادق عليه السلام :يُؤتى بِعَبدٍ يَومَ القِيامَةِ ظالِمٍ لِنَفسِهِ ، فَيَقُولُ اللّهُ تَعالى لَهُ : أَلَم آمُركَ بِطاعَتِي؟ أَلَم أَنهَكَ عَن مَعصِيَتِي ؟ فَيَقُولُ : بَلى يا رَبِّ ، وَلَكِن غَلَبَت عَلَيَ شَهوَتِي ، فَإِن تُعَذِّبْني فَبِذَنبِي ، لَم تَظلِمنِي . فَيَأمُرُ اللّهُ بِهِ إِلَى النّارِ ، فَيَقُولُ : ما كانَ هذا ظَنِّي بِكَ ، فَيَقُولُ : ما كانَ ظَنُّكَ بِي؟ قالَ : كانَ ظَنِّي بِكَ أَحسَنَ الظَّنِّ . فَيَأمُرُ اللّهُ بِهِ إِلَى الجَنَّةِ . فَيَقُولُ اللّهُ تَبارَكَ وَتَعالى : لَقَد نَفَعَكَ حُسنُ ظَنِّكَ بِيَ السَّاعَةَ . (4)
عنه عليه السلام :قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : إِنَّ آخِرَ عَبدٍ يُؤمَرُ بِهِ إِلَى النَّارِ ، فَإِذا أُمِرَ بِهِ التَفَتَ ، فَيَقُولُ الجَبّارُ : رُدُّوهُ ، فَيَرُدُّونَهُ ، فَيَقُولُ لَهُ : لِمَ التَفَتَّ إِلَيَ؟ فَيَقُولُ : يا رَبِّ ، لَم يَكُن ظَنِّي بِكَ هَذا! فَيَقُولُ : وَما كانَ ظَنُّكَ بِي؟ فَيَقُولُ : يا رَبِّ كانَ ظَنِّي بِكَ أَن تَغفِرَ لِي خَطِيئَتِي، وَتُسكِنَنِي جَنَّتَكَ . قالَ : فَيَقُولُ الجَبّارُ : يا مَلائِكَتِي، لا وَعِزَّتِي وَجَلالِي وَآلائِي وَعُلُوِّي وَارتِفاعِ مَكانِي! ما ظَنَّ بِي عَبدِي ساعَةً مِن خَيرٍ قَطُّ ، وَلَو ظَنَّ بِي ساعَةً مِن خَيرٍ ما رَوَّعتُهُ بِالنّارِ . أَجِيزُوا لَهُ كَذِبَهُ ، فَأَدخِلُوهُ الجَنَّةَ . ثُمَّ قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : لَيسَ مِن عَبدٍ يَظُنُّ بِاللّهِ خَيرا إِلّا كانَ عِندَ ظَنِّهِ بِهِ ، وَذَلِكَ قَولُهُ : «وَ ذَ لِكُمْ ظَنُّكُمُ الَّذِى ظَنَنتُم بِرَبِّكُمْ أَرْدَاكُمْ فَأَصْبَحْتُم مِّنَ الْخَـسِرِينَ » (5). (6)
.
1) .كنز العمّال : ج ۱۵ ص ۸۶۴ ح ۴۳۴۳۸ و ص ۹۱۸ ح ۴۳۵۸۴ كلاهما نقلاً عن الديلمي عن معاذ.
2) .الأمالي للطوسي : ص ۳۷۹ ح ۸۱۴ عن أنس ، مشكاة الأنوار : ص ۷۸ ح ۱۵۲ ، جامع الأخبار : ص ۲۶۴ ح ۷۱۵ ، روضة الواعظين : ص ۵۵۱ كلّها نحوه ، بحار الأنوار : ج ۷۰ ص ۳۸۵ ح ۴۶ ؛ تاريخ بغداد : ج ۱ ص ۳۹۶ ، تاريخ دمشق : ج ۱۳ ص ۴۰۸ ح ۳۳۳۷ كلاهما عن أنس ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۱۳۷ ح ۵۸۶۱ .
3) .غرر الحكم : ح ۸۸۴۰ و ح ۸۴۵۷ وليس فيه «باللّه » ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۴۳۵ ح ۷۵۲۷ وفيه «أحسن» بدل «حَسن».
4) .المحاسن : ج ۱ ص ۹۴ ح ۵۵ عن عليّ بن رئاب ، نوادر الأخبار : ص ۳۵۰ ح ۳ وفيه «منعك» بدل «نفعك» ، بحار الأنوار : ج ۷ ص ۲۸۸ ح ۴.
5) .فصّلت : ۲۳.
6) .تفسير القمّي : ج ۲ ص ۲۶۴ ، ثواب الأعمال : ص ۲۰۶ ح ۱ من دون إسنادٍ إليه صلى الله عليه و آله ، الزهد للحسين بن سعيد : ص ۹۷ ح ۲۶۲ كلاهما نحوه وكلّها عن عبد الرحمن بن الحجّاج ، بحار الأنوار : ج ۷۰ ص ۳۸۴ ح ۴۲ وراجع : الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا عليه السلام : ص ۳۶۱.
ى ـ ياد كردن گورپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :ياد كردن گور ، شما را به بهشت ، نزديك مى گرداند.
ك ـ گمان نيك داشتن به خداپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر يك از شما بكوشد تا با گمان نيك به خداى عز و جل ، از دنيا برود ؛ چرا كه گمان نيك داشتن به خداوند ، بهاى بهشت است.
امام على عليه السلام :هر كس به خدا گمان نيك داشته باشد ، به بهشت دست مى يابد.
امام صادق عليه السلام :روز قيامت ، بنده اى را كه به خويشتن ستم كرده است ، مى آورند و خداى بلندمرتبه به او مى فرمايد : «آيا فرمانت ندادم كه از من اطاعت كنى؟ آيا تو را از نافرمانى ام نهى نكردم؟» . او مى گويد : چرا ، اى پروردگار من ؛ امّا شهوتم بر من چيره آمد . پس اگر مرا عذاب كنى ، به سبب گناه خود من است و تو به من ستم نكرده اى . خداوند ، دستور دهد كه او را به دوزخ برند . بنده مى گويد : گمان من به تو ، اين نبود ! خداوند مى فرمايد : «گمان تو به من ، چه بود؟» بنده مى گويد : نيكوترين گمان را به تو داشتم . پس خداوند ، دستور مى دهد كه او را به بهشت ببرند و مى فرمايد : «گمان نيك تو به من ، اكنون به دادت رسيد».
امام صادق عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «آخرين بنده اى را كه دستور داده مى شود به دوزخ ببرند ، صورتش را به طرف خدا بر مى گرداند . پادشاه عالم مى فرمايد : او را برگردانيد . او را بر مى گردانند . به او مى فرمايد : چرا صورتت را به سوى من گرداندى؟ مى گويد : خداوندا ! گمانم به تو ، چنين نبود! خداوند مى فرمايد : گمانت به من ، چه بود؟ مى گويد : خداوندا ! گمانم به تو ، اين بود كه گناهم را مى آمرزى و مرا در بهشت جاى مى دهى . پادشاه عالم مى فرمايد : اى فرشتگان من! نه ! به عزّت و جلالم و به نعمت هايم و به والايىِ مقام و بلندىِ جايگاهم سوگند كه اين بنده ام هرگز لحظه اى به من گمان نيك نداشته است و اگر لحظه اى گمان نيك مى داشت ، او را به آتش نمى ترساندم . دروغش را راست پنداريد و او را به بهشت ببريد» . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله سپس فرمود : «هيچ بنده اى نيست كه به خدا گمان نيك بَرَد ، مگر آن كه مطابق گمانش به او ، با وى رفتار مى شود . اين ، سخن خود اوست كه : «و همين گمانتان كه در باره پروردگارتان برديد ، شما را هلاك كرد و از زيانكاران شديد» ».
.
ل ـ الإِنصافُ فِي مُعاشَرَةِ النّاسِالكافي عن أبي البلاد رفعه :جاءَ أَعرابِيٌّ إِلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله وَهُوَ يُرِيدُ بَعضَ غَزَواتِهِ ، فَأَخَذَ بِغَرزِ راحِلَتِهِ ، فقَالَ : يا رَسُولَ اللّهِ ، عَلِّمنِي عَمَلاً أَدخُلُ بِهِ الجَنَّةَ . فَقالَ : ما أَحبَبتَ أَن يَأتِيَهُ النّاسُ إِلَيكَ فَأْتِهِ إِلَيهِم ، وَما كَرِهتَ أَن يَأتِيَهُ النّاسُ إِلَيكَ فَلاتَأتِهِ إِلَيهِم . خَلِّ سَبِيلَ الرّاحِلَةِ . (1)
مسند ابن حنبل عن خالد بن عبد اللّه القسريِّ :حَدَّثَنِي أَبِي عَن جَدِّي أَنَّهُ قالَ : قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : أَتُحِبُّ الجَنَّةَ ؟ قالَ : قُلتُ : نَعَم ، قالَ : فَأَحِبَّ لِأَخِيكَ ما تُحِبُّ لِنَفسِكَ . (2)
رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن سَرَّهُ أَن يُزُحزَحَ عَنِ النّارِ وَيَدخُلَ الجَنَّةَ ، فَلتُدرِكهُ مَوتَتُهُ وَهُو يُؤمِنُ بِاللّهِ وَاليَومِ الآخِرِ ، وَليَأتِ إِلَى النّاسِ الَّذِي يُحِبُّ أَن يَأتُوا إِلَيهِ . (3)
.
1) .الكافي : ج ۲ ص ۱۴۶ ح ۱۰ ، الزهد للحسين بن سعيد : ص ۲۱ ح ۴۵ ، مستطرفات السرائر : ص ۱۵۲ ح ۳ ، مشكاة الأنوار : ص ۳۱۹ ح ۱۰۰۹ ، بحار الأنوار : ج ۷۵ ص ۳۶ ح ۳۱ .
2) .مسند ابن حنبل : ج ۵ ص ۵۹۴ ح ۱۶۶۵۵ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۱۸۶ ح ۷۳۱۳ وزاد فيه «المسلم» بعد «لأخيك» ، تاريخ دمشق : ج ۱۶ ص ۱۳۶ ح ۳۸۷۰ وفيه «لأحد المسلمين» بدل «أخيك» وج ۳۳ ص ۳۷۲ ح ۶۸۹۸ ، كنز العمّال : ج ۱۵ ص ۷۹۳ ح ۴۳۱۴۷ .
3) .سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۱۳۰۷ ح ۳۹۵۶ ، صحيح مسلم : ج ۳ ص ۱۴۷۳ ح ۴۶ ، سنن النسائي : ج ۷ ص ۱۵۳ ، السنن الكبرى : ج ۸ ص ۲۹۲ ح ۱۶۶۹۲ ، مسند ابن حنبل : ج ۲ ص ۵۵۶ ح ۶۵۱۳ كلّها عن عبد اللّه بن عمرو بن العاص والأربعة الأخيرة نحوه ، كنز العمّال : ج ۶ ص ۵۳ ح ۱۴۸۱۳ .
ل ـ انصاف داشتن در معاشرت با مردمالكافىـ به نقل از ابو البلاد ، در حديثى كه سند آن را به پيامبر صلى الله عليه و آله رسانده است ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله آماده رفتن به يكى از جنگ ها بود كه باديه نشينى آمد و ركاب اشتر ايشان را گرفت و گفت : اى پيامبر خدا ! به من كارى بياموز كه با انجام دادن آن به بهشت بروم . فرمود : «هر رفتارى كه دوست دارى مردم با تو بكنند ، تو با آنان همان كن و هر رفتارى كه خوش ندارى مردم با تو انجام دهند ، تو نيز با آنان چنان مكن . راه را بر شتر بگشاى» .
مسند ابن حنبلـ به نقل از خالد بن عبد اللّه قسرى ـ: پدرم از جدّم برايم حديث كرد كه : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «آيا بهشت را دوست دارى؟» . گفتم : آرى . فرمود : «پس آنچه را براى خود دوست دارى ، براى برادرت نيز دوست بدار» .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس خوش دارد كه از آتشْ دور داشته شود و به بهشت وارد شود ، بايد مرگ در حالى به سراغش بيايد كه به خدا و روز قيامت ايمان دارد و با مردم نيز آن گونه رفتار كند كه دوست دارد آنان با او رفتار كنند.
.
عنه صلى الله عليه و آله :مَن سَرَّهُ أَن يُزَحزَحَ عَنِ النّارِ وَيَدخُلَ الجَنَّةَ فَلتَأتِهِ مَنِيَّتُهُ وَهُوَ يَشهَدُ أَن لا إِلهَ إِلّا اللّهُ ، وَأَنَّ مُحَمَّدا عَبدُهُ وَرَسُولُهُ ، وَيَأتِي إِلَى النّاسِ ما يُحِبُّ أَن يُؤتى إِلَيهِ . (1)
م ـ خِدمَةُ العِيالِرسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ لِعَلِيٍّ عليه السلام ـ: يا عَلِيُّ ، مَن لَم يَأنَف مِن خِدمَةِ العِيالِ دَخَلَ الجَنَّةَ بِغَيرِ حِسابٍ . يا عَلِيُّ ، خِدمَةُ العِيالِ كَفّارَةٌ لِلكَبائِرِ ، وَتُطفِئُ غَضَبَ الرَّبِّ ، وَمُهُورُ حُورِ العِينِ ، وَتَزِيدُ فِي الحَسَناتِ وَالدَّرَجاتِ . يا عَلِيُّ ، لا يَخدُمُ العِيالَ إِلّا صِدِّيقٌ أَو شَهِيدٌ أَو رَجُلٌ يُرِيدُ اللّهُ بِهِ خَيرَ الدُّنيا وَالآخِرَةِ . (2)
ن ـ الإِحسانُ إِلَى البَناتِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن عالَ ثَلاثَ بَناتٍ ، فَأَدَّبَهُنَّ وَزَوَّجَهُنَّ وَأَحسَنَ إِلَيهِنَّ ، فَلَهُ الجَنَّةُ . (3)
.
1) .المعجم الأوسط : ج ۵ ص ۸۴ ح ۴۷۴۱ ، مسند الشاميّين : ج ۱ ص ۳۵۴ ح ۶۱۳ ، المصنّف لابن أبي شيبة : ج ۸ ص ۵۹۰ ح ۱ ، تاريخ أصبهان : ج ۲ ص ۲۳ الرقم ۹۷۶ ، حلية الأولياء : ج ۴ ص ۱۲۲ كلّها عن عبد اللّه بن عمرو والأربعة الأخيرة نحوه ، كنز العمّال : ج ۱ ص ۵۸ ح ۱۸۸ ؛ مجمع البيان : ج ۳ ص ۲۱ وفيه «يحبّ أن يأتي» بدل «يأتي» .
2) .جامع الأخبار : ص ۲۷۵ ح ۷۵۱ عن الإمام عليّ عليه السلام ، بحار الأنوار : ج ۱۰۴ ص ۱۳۲ ح ۱ .
3) .سنن ابي داوود : ج ۴ ص ۳۳۸ ح ۵۱۴۷ ، مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۱۹۳ ح ۱۱۹۲۴ كلاهما عن أبي سعيد الخدري وفيه «رحمهنّ» بدل «زوّجهنّ» ، المصنّف لابن أبي شيبة : ج ۶ ص ۱۰۳ ح ۱ عن جابر بن عبد اللّه نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۶ ص ۴۴۹ ح ۴۵۳۷۳ .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس خوش دارد كه از آتش دوزخ به دور داشته شود و به بهشت برود ، بايد در حالى مرگ ، او را در رسد كه گواهى مى دهد معبودى جز خداى يگانه نيست و محمّد ، بنده و فرستاده اوست ، و نيز با مردم آن كند كه دوست دارد با او چنان شود.
م ـ خدمت به خانوادهپيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به امام على عليه السلام ـ: اى على! كسى كه از خدمت كردن به خانواده عارش نيايد ، بدون حسابرسى به بهشت وارد مى شود . اى على! خدمت به خانواده ، زداينده گناهان بزرگ است ، خشم پروردگار را فرو مى نشاند ، كابين سيه چشمان بهشتى است و بر حَسَنات و درجات مى افزايد . اى على! به خانواده خدمت نمى كند ، مگر صدّيق يا شهيد يا مردى كه خدا برايش خير دنيا و آخرت را مى خواهد.
ن ـ نيكى كردن به دخترانپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس سه دختر داشته باشد و آنها را تربيت كند و شوهر دهد و به ايشان نيكى كند ، بهشتى است .
.
س ـ تَكَفُّلُ الأَيتامِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن كَفى يَتِيما فِي نَفَقَتِهِ بِمالِهِ حَتَّى يَستَغنِيَ ، وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ اَلبَتَّةَ . (1)
عنه صلى الله عليه و آله :إِنَّ اليَتِيمَ إِذا بَكى اهتَزَّ لَهُ العَرشُ ، فَيَقُولُ الرَّبُّ تَبارَكَ وَتَعالى : مَن هَذا الَّذِي أَبكى عَبدِي ! اَلَّذِي سَلَبتُهُ أَبَوَيهِ فِي صِغَرِهِ ؟! فَوَعِزَّتِي وَجَلالِي لا يُسكِتُهُ أَحَدٌ إِلّا أَوجَبتُ لَهُ الجَنَّةَ . (2)
عنه صلى الله عليه و آله :مَن ضَمَّ يَتِيما بَينَ المُسلِمِينَ فِي طَعامِهِ وَشَرابِهِ حَتَّى يَستَغنِيَ عَنهُ وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ اَلبَتَّةَ ، وَمَن أَدرَكَ والِدَيهِ أَو أَحَدَهُما ثُمَّ لَم يَبَرَّهُما ثُمَّ دَخَلَ النّارَ فَأَبعَدَهُ اللّهُ ، وَأَيُّما مُسلِمٍ أَعتَقَ رَقَبةً مُسلِمَةً كانَت فَكاكَهُ مِنَ النّارِ . (3)
عنه صلى الله عليه و آله :مَن ضَمَّ يَتِيما لَهُ أَو لِغَيرِهِ حَتّى يُغنِيَهُ اللّهُ عَنهُ وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ . (4)
عنه صلى الله عليه و آله :مَن ضَمَّ يَتِيما بَينَ أَبَوَينِ مُسلِمَينِ إِلى طَعامِهِ وَشَرابِهِ حَتّى يَستَغنِيَ عَنهُ وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ اَلبَتَّةَ ، وَمَن أَعتَقَ امْرأً مُسلِما كانَ فَكاكَهُ مِنَ النّارِ ؛ يُجزي بِكُلِّ عُضوٍ مِنهُ عُضوا مِنهُ مِنَ النّارِ . (5)
.
1) .كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۴ ص ۳۷۲ ح ۵۷۶۲ ، مستطرفات السرائر : ص ۱۱۹ ح ۱ كلاهما عن حمّاد بن عمرو وأنس بن محمّد عن أبيه عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، مكارم الأخلاق : ج ۲ ص ۳۳۵ ح ۲۶۵۶ عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، تهذيب الأحكام : ج ۹ ص ۱۷۷ ح ۷۱۴ عن سليم بن قيس عن الإمام عليّ عليه السلام ، تحف العقول : ص ۱۹۸ عن الإمام عليّ عليه السلام وكلاهما نحوه ، بحار الأنوار : ج ۷۷ ص ۵۸ ح ۳ .
2) .ثواب الأعمال : ص ۲۳۷ ح ۱ عن أبي مريم الأنصاري ، كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۱ ص ۱۸۸ ح ۵۷۳ ، الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا عليه السلام : ص ۱۷۲ عن العالم عليه السلام ، مجمع البيان : ج ۱۰ ص ۷۶۷ عن عمر نحوه ، بحار الأنوار : ج ۸۲ ص ۸۰ ح ۱۶ .
3) .مسند أبي يعلى : ج ۱ ص ۴۳۳ ح ۹۲۲ ، مسند الطيالسي : ص ۱۸۷ ح ۱۳۲۲ ، تاريخ دمشق : ج ۴۱ ص ۴۸۶ ح ۸۳۴۱ كلّها عن أبي مالك أو ابن مالك ، مسند ابن حنبل : ج ۷ ص ۲۸ ح ۱۹۰۵۲ عن مالك بن عمرو القشيري نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۵ ص ۸۵۴ ح ۴۳۳۹۷ .
4) .المعجم الأوسط : ج ۵ ص ۲۹۰ ح ۵۳۴۵ عن عديّ بن حاتم ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۱۶۹ ح ۶۰۰۰ ؛ مشكاة الأنوار : ص ۲۹۱ ح ۸۸۲ وفيه «بين أبوين مسلمين» بدل «له أو لغيره» .
5) .مسند ابن حنبل : ج ۷ ص ۲۷ ح ۱۹۰۴۷ ، تفسير ابن كثير : ج ۵ ص ۶۲ كلاهما عن مالك بن الحارث ، المعجم الكبير : ج ۱۹ ص ۳۰۰ ح ۶۷۰ عن مالك بن عمرو .
س ـ سرپرستى يتيمانپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس مخارج يتيمى را از مال خود به عهده گيرد تا او بى نياز شود ، البتّه بهشت بر او واجب مى گردد.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر گاه يتيم بگريد ، عرش از گريه او به لرزه در مى آيد و پروردگار بزرگ و والا مى فرمايد : «كيست آن كه بنده مرا كه در خُردى ، پدر و مادرش را از او گرفتم ، گرياند؟ به عزّت و جلالم سوگند كه هر كس او را ساكت كند ، بهشت را بر وى واجب مى گردانم» .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس يتيم مسلمانى را آب و غذا دهد تا آن گاه كه او از وى بى نياز شود ، البتّه بهشت برايش واجب مى گردد . هر كس پدر و مادر خود يا يكى از آن دو را در يابد و به آنها نيكى نكند و به دوزخ رود ، خدا او را [ از رحمتش ]دور مى كند . هر مسلمانى بنده اى مسلمان را آزاد كند ، اين ، مايه آزادى او از آتش دوزخ مى شود .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس يتيمى از خود يا ديگران را سرپرستى كند تا خداوند ، آن يتيم را از او بى نياز گرداند ، بهشت برايش واجب مى شود.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس يتيمى را كه پدر و مادرش مسلمان بوده اند ، آب و غذا دهد تا آن گاه كه وى از او بى نياز گردد ، البتّه بهشت برايش واجب مى شود و هر كس مرد مسلمانى را آزاد كند ، اين ، سبب آزادى او از آتش دوزخ مى شود و به ازاى هر عضوى از آن شخص [كه آزاد مى شود] ، عضوى از او از آتش مى رهد.
.
عنه صلى الله عليه و آله :مَن ضَمَّ يَتِيما بَينَ أَبَوَيهِ فَلَهُ الجَنَّةُ اَلبَتَّةَ . (1)
ع ـ إِطعامُ المَساكِينَرسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن أَطعَمَ مِسكِينا للّهِِ عز و جل دَخَلَ الجَنَّةَ . (2)
الإمام الباقر عليه السلام :لَمّا كَلَّمَ اللّهُ مُوسَى بنَ عِمرانَ عليه السلام ، قالَ مُوسى : ... إِلهِي ، ما جَزاءُ مَن أَطعَمَ مِسكِينا ابتِغاءَ وَجهِكَ ؟ قالَ : يا مُوسى ، آمُرُ مُنادِيا يُنادِي يَومَ القِيامَةِ عَلى رُؤُوسِ الخَلائِقِ : فُلانُ بنُ فُلانٍ مِن عُتَقاءِ اللّهِ مِنَ النّارِ . (3)
المحاسن عن معمَّر بن خلّاد :كانَ أَبُو الحَسَنِ الرِّضا عليه السلام إِذا أَكَلَ أُتِيَ بِصَحفَةٍ ، فَتُوضَعُ قُربَ مائِدَتِهِ ، فَيَعمِدُ إِلى أَطيَبِ الطَّعامِ مِمّا يُؤتى بِهِ ، فَيَأخُذُ مِن كُلِّ شَيءٍ شَيئا ، فَيُوضَعُ فِي تِلكَ الصَّحفَةِ ، ثُمَّ يَأمُرُ بِها لِلمَساكِينِ ، ثُمَّ يَتلُو هَذِهِ الآيَةَ : «فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ» (4)، ثُمَّ يَقُولُ : عَلِمَ اللّهُ عز و جل أَن لَيسَ كُلُّ إِنسانٍ يَقدِرُ عَلى عِتقِ رَقَبَةٍ ، فَجَعَلَ لَهُم سَبِيلاً إِلَى الجَنَّةِ بِإِطعامِ الطَّعامِ . (5)
.
1) .مسند ابن حنبل : ج ۷ ص ۲۸ ح ۱۹۰۴۸ عن عمرو بن مالك أو مالك بن عمرو ، المعجم الكبير : ج ۱۹ ص ۳۰۰ ح ۶۶۹ عن مالك بن عمرو نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۰ ص ۳۱۷ ح ۲۹۵۸۳ وراجع : الدرّ المنثور : ج ۲ ص ۵۲۸ و ۵۲۹ .
2) .تاريخ دمشق : ج ۴۳ ص ۵۶۷ ح ۹۴۱۴ عن حذيفة بن اليمان ، كنز العمّال : ج ۱۶ ص ۲۲۸ ح ۴۴۲۶۶ .
3) .فضائل الأشهر الثلاثة : ص ۸۸ ح ۶۸ عن زياد بن المنذر ، الأمالي للصدوق : ص ۲۷۶ ح ۳۰۷ عن عبد العظيم بن عبد اللّه الحسني عن الإمام الهادي عليه السلام ، بحار الأنوار : ج ۶۹ ص ۳۸۳ ح ۴۶ .
4) .البلد : ۱۱ .
5) .المحاسن : ج ۲ ص ۱۵۱ ح ۱۴۰۴ ، الكافي : ج ۴ ص ۵۲ ح ۱۲ وليس فيه «بإطعام الطعام» ، بحار الأنوار : ج ۴۹ ص ۹۷ ح ۱۱ .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس يتيمى را كه پدر و مادرش را از دست داده ، سرپرستى كند ، قطعا اهل بهشت خواهد بود .
ع ـ اِطعام مستمندانپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس مستمندى را به خاطر خداوند عز و جل غذا دهد ، به بهشت مى رود .
امام باقر عليه السلام :آن گاه كه خدا با موسى بن عمران عليه السلام سخن گفت ، موسى گفت : ... بار خدايا ! پاداش كسى كه به خاطر تو مستمندى را غذا دهد ، چيست؟ فرمود : «اى موسى! در روز رستاخيز به آوازگرى فرمان مى دهم كه در برابر همگان آواز سردهد : كه فلان پسر فلان ، از آزادشدگان خدا از آتش است» .
المحاسنـ به نقل از معمّر بن خلّاد ـ: امام رضا عليه السلام هر گاه غذا مى خورد ، سينى اى مى آوردند و كنار سفره اش مى نهادند . ايشان به طرف لذيذترين غذاهايى كه آورده شده بود ، دست مى برد و از هر چيزى مقدارى بر مى داشت و در آن سينى مى گذاشت و سپس دستور مى داد كه آنها را به مستمندان بدهند و آن گاه ، اين آيه را مى خواند : « و نخواست از گردنه بالا رود» . سپس مى فرمود : «خداوند عز و جلمى دانست كه هر انسانى قادر نيست برده اى آزاد كند . از اين رو با [ امر به ] اطعام كردن ، راهى به سوى بهشت براى آنان قرار داد» .
.
ف ـ إِطعامُ المُؤمِنِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن أَطعَمَ مَرِيضا شَهوَتَهُ أَطعَمَهُ اللّهُ عز و جل مِن ثِمارِ الجَنَّةِ . (1)
عنه صلى الله عليه و آله :مَن أَطعَمَ مِسكِينا فِي يَومِ سَغَبٍ (2)حَتّى يُشبِعَهُ ، أَدخَلَهُ اللّهُ عز و جليَومَ القِيامَةِ مِن بابٍ مِن أَبوابِ الجَنَّةِ لا يَدخُلُ فِيها إِلّا مَن عَمِلَ مِثلَ ما عَمِلَهُ . (3)
عنه صلى الله عليه و آله :مَن أَطعَمَ كَبِدا جائِعا ، أَطعَمَهُ اللّهُ مِن أَطيَبِ طَعامِ الجَنَّةِ يَومَ القِيامَةِ . (4)
عنه صلى الله عليه و آله :مَن أَطعَمَ مُؤمِنا حَتّى يُشبِعَهُ مِن سَغَبٍ ، أَدخَلَهُ اللّهُ بابا مِن أَبوابِ الجَنَّةِ لا يَدخُلُهُ إِلّا مَن كانَ مِثلَهُ . (5)
عنه صلى الله عليه و آله :مَن أَطعَمَ مُؤمِنا مِن جُوعٍ أَطعَمَهُ اللّهُ تَعالى مِن ثِمارِ الجَنَّةِ ، وَمَن سَقاهُ مِن ظَمَا?سَقاهُ اللّهُ مِنَ الرَّحِيقِ المَختُومِ . (6)
الإمام الصادق عليه السلام :ما أَرى شَيئا يَعدِلُ زِيارَةَ المُؤمِنِ إِلّا إِطعامَهُ ، وَحَقٌّ عَلَى اللّهِ أَن يُطعِمَ مَن أَطعَمَ مُؤمِنا مِن طَعامِ الجَنَّةِ . (7)
.
1) .المعجم الكبير : ج ۶ ص ۲۴۱ ح ۶۱۰۷ عن سلمان ، كنز العمّال : ج ۱۵ ص ۷۹۱ ح ۴۳۱۳۱ نقلاً عن أبي الشيخ وحلية الأولياء عن أبي سعيد الخدري ؛ الدعوات : ص ۲۳۰ ح ۶۳۹ ، بحار الأنوار : ج ۸۱ ص ۲۲۴ ح ۳۲ .
2) .سَغِبَ سَغَبا : جاعَ ، والمسغَبَة : المجاعة . وقيل : لا يكون السَّغب إلّا الجوع مع التعب (المصباح المنير : ص ۲۷۸ «سغب») .
3) .الفردوس : ج ۳ ص ۵۷۷ ح ۵۸۰۸ عن جابر .
4) .تاريخ دمشق : ج ۲۷ ص ۲۴۱ ح ۵۷۹۸ ، كنز العمّال : ج ۶ ص ۴۲۴ ح ۱۶۳۷۵ نقلاً عن الديلمي وكلاهما عن عبد اللّه .
5) .المعجم الكبير : ج ۲۰ ص ۸۵ ح ۱۶۲ ، مسند الشاميّين : ج ۳ ص ۲۵۹ ح ۲۲۰۸ كلاهما عن معاذ بن جبل ، كنز العمّال : ج ۶ ص ۴۲۴ ح ۱۶۳۷۴ .
6) .مصادقة الإخوان : ص ۱۴۵ ح ۱ عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، الكافي : ج ۲ ص ۲۰۱ ح ۵ ، الأمالي للمفيد : ص ۹ ح ۵ ، ثواب الأعمال : ص ۱۶۴ ح ۲ كلّها عن أبي حمزة عن الإمام زين العابدين عليه السلام ، المؤمن : ص ۶۳ ح ۱۶۱ عن الإمام زين العابدين عليه السلام ، قرب الإسناد : ص ۱۲۰ ح ۴۲۲ عن الحسين بن علوان عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلام عنه صلى الله عليه و آله ، بحار الأنوار : ج ۶۹ ص ۳۸۲ ح ۴۴ .
7) .الكافي : ج ۲ ص ۲۰۳ ح ۱۷ عن أبي شبل ، بحار الأنوار : ج ۷۴ ص ۳۷۸ ح ۷۹ .
ف ـ اطعام مؤمنپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس به بيمارى ، آنچه را كه او دلش هوس كرده است بخوراند ، خداوند عز و جل از ميوه هاى بهشت به او خواهد خوراند.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس در روزگار قحطى ، مستمندى را سير كند ، خداوند عز و جلدر روز قيامت ، او را از درى وارد بهشت مى كند كه تنها كسى از آن در وارد مى شود كه كارى همانند او كرده باشد.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس جگر گرسنه اى را غذا دهد ، خداوند در روز قيامت ، از بهترين غذاهاى بهشت به او مى خوراند.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس مؤمنى را غذا دهد تا آن كه از گرسنگى سيرش كند ، خداوند ، او را از آن درى وارد بهشت مى كند كه تنها امثال او از آن در وارد مى شوند.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس مؤمن گرسنه اى را غذا دهد ، خداى بلندمرتبه از ميوه هاى بهشت به او مى خوراند و هر كس مؤمن تشنه اى را آب دهد ، خداوند از شراب ناب و سر به مُهر [ بهشتى ] ، به او مى نوشاند.
امام صادق عليه السلام :من كارى را كه با ديدار با مؤمن برابرى كند ، نمى شناسم ، مگر اطعام كردن او را ، و بر خداست كه به كسى كه مؤمنى را اطعام كند ، از خوراك بهشت بخوراند.
.
المحاسن عن ابن القدّاح عن الإمام الصّادق عليه السلام :مِن مُوجِباتِ الجَنَّةِ وَالمَغفِرَةِ إِطعامُ الطَّعامِ اَلسَّغبانَ . ثُمَّ تَلا قَولَ اللّهِ عز و جل : «أَوْ إِطْعَـمٌ فِى يَوْمٍ ذِى مَسْغَبَةٍ * يَتِيمًا ذَا مَقْرَبَةٍ * أَوْ مِسْكِينًا ذَا مَتْرَبَةٍ * ثُمَّ كَانَ مِنَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ» (1). (2)
الإمام الصادق عليه السلام :مَن أَطعَمَ عَشَرَةً مِنَ المُسلِمِينَ ، أَوجَبَ اللّهُ لَهُ الجَنَّةَ . (3)
عنه عليه السلام :ما مِن مُؤمِنٍ يُطعِمُ مُؤمِنا شُبعةً مِن طَعامٍ إِلّا أَطعَمَهُ اللّهُ مِن طَعامِ الجَنَّةِ ، وَلا سَقاهُ رَيَّهُ إِلّا سَقاهُ اللّهُ مِنَ الرَّحِيقِ المَختُومِ . (4)
ص ـ قَضاءُ حاجَةِ المُسلِمِ وَإِدخالُ السُّرُورِ عَلَيهِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن عالَ بَيتا مِنَ المُسلِمِينَ فَلَهُ الجَنَّةُ . (5)
عنه صلى الله عليه و آله :مَن مَشى مَعَ أَخِيهِ فِي حاجَةٍ فَناصَحَهُ فِيها ، جَعَلَ اللّهُ بَينَهُ وَبَينَ النّارِ يَومَ القِيامَةِ سَبعَةَ (6)خَنادِقَ ، بَينَ الخَندَقِ وَالخَندَقِ كَما بَينَ السَّماءِ وَالأَرضِ . (7)
عنه صلى الله عليه و آله :إِنَّ للّهِِ عِبادا يَفزَعُ إِلَيهِمُ النّاسُ فِي حَوائِجِهِم ، أُولَئِكَ هُمُ الآمِنُونَ مِن عَذابِ اللّهِ يَومَ القِيامَةِ . (8)
.
1) .البلد : ۱۴ ـ ۱۷ .
2) .المحاسن : ج ۲ ص ۱۴۵ ح ۱۳۸۱ ، الكافي : ج ۲ ص ۲۰۱ ح ۶ ، ثواب الأعمال : ص ۱۶۵ ح ۱ كلاهما نحوه ، بحار الأنوار : ج ۷۴ ص ۳۶۱ ح ۱۱ .
3) .المحاسن : ج ۲ ص ۱۵۷ ح ۱۴۲۷ عن حسين بن عليّ ، بحار الأنوار : ج ۷۴ ص ۳۶۷ ح ۵۰ .
4) .المحاسن : ج ۲ ص ۱۵۲ ح ۱۴۰۷ عن أبي حمزة الثمالي ، بحار الأنوار : ج ۷۴ ص ۳۶۶ ح ۴۳ .
5) .عوالي اللآلي : ج ۳ ص ۲۸۳ ح ۱۶ .
6) .في المصدر : «سبع» ، والصواب ما أثبتناه .
7) .قضاء الحوائج لابن أبي الدنيا : ص ۴۶ ح ۳۵ ، حلية الأولياء : ج ۸ ص ۲۰۰ كلاهما عن ابن عبّاس ، كنز العمّال : ج ۶ ص ۴۴۶ ح ۱۶۴۷۳ ؛ عوالي اللآلي : ج ۱ ص ۳۷۵ ح ۹۴ .
8) .تحف العقول : ص ۵۲ ، بحار الأنوار : ج ۷۷ ص ۱۵۷ ح ۱۳۴ ؛ المعجم الكبير : ج ۱۲ ص ۲۷۴ ح ۱۳۳۳۴ ، مسند الشهاب : ج ۲ ص ۱۱۸ ح ۱۰۰۷ ، حلية الأولياء : ج ۳ ص ۲۲۵ كلّها عن ابن عمر نحوه ، كنز العمّال : ج ۶ ص ۳۵۰ ح ۱۶۰۰۷ .
المحاسنـ به نقل از ابن قدّاح ـ: امام صادق عليه السلام فرمود : «از چيزهايى كه موجب بهشت و آمرزش مى شود ، سير كردن گرسنه است» و سپس اين سخن خداى عز و جلرا تلاوت كرد : «يا در روز گرسنگى ، طعام دادن به يتيمى خويشاوند يا مستمندى خاك نشين است . علاوه بر اين ، از زمره كسانى است كه گرويده اند» .
امام صادق عليه السلام :هر كس ده مسلمان را اطعام كند ، خداوند ، بهشت را برايش واجب مى گرداند.
امام صادق عليه السلام :هر مؤمنى كه يك مؤمن گرسنه را غذا دهد ، خداوند از خوراك بهشت به او مى خوراند ، و هر گاه به مؤمن تشنه اى آب دهد ، خداوند از شراب ناب و سر به مُهر [بهشتى] ، به او مى نوشاند.
ص ـ بر آوردن نياز مؤمن و شاد كردن اوپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس خانواده مسلمانى را سرپرستى كند ، بهشتى است.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس براى حاجت برادرش او را همراهى كند و صادقانه در رفع حاجت او بكوشد ، خداوند در روز قيامت ، ميان وى و آتش دوزخ ، هفت خندق قرار مى دهد كه فاصله هر خندق با ديگرى به فاصله آسمان تا زمين است.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خداوند ، بندگانى دارد كه مردم در حاجت هايشان به آنها پناه مى برند . اينان در روز قيامت ، از عذاب خدا ايمن اند .
.
عنه صلى الله عليه و آله :مَن شَفَعَ لِأَخِيهِ شَفاعَةً طَلَبَها إِلَيهِ ، نَظَرَ اللّهُ عز و جل إِلَيهِ ، وَكانَ حَقّا عَلَى اللّهِ أَلّا يُعَذِّبَهُ أَبَدا . (1)
عنه صلى الله عليه و آله :مَن أَدخَلَ عَلى مُؤمِنٍ سُرُورا فَقَد سَرَّنِي ، وَمَن سَرَّنِي فَقَدِ اتَّخَذَ عِندَ اللّهِ عَهدا ، وَمَنِ اتَّخَذَ عِندَ اللّهِ عَهدا فَلَن تَمَسَّهُ النّارُ أَبَدا . (2)
عنه صلى الله عليه و آله :مَن أَدخَلَ عَلى أَهلِ بَيتٍ مِنَ المُسلِمِينَ سُرُورا ، لَم يَرضَ اللّهُ لَهُ ثَوابا دُونَ الجَنَّةِ . (3)
الإمام عليّ عليه السلام :إِنَّ الجَنَّةَ لَتُساقُ (4)إِلى مَن سَعى لِأَخِيهِ المُؤمِنِ فِي قَضاءِ حَوائِجِهِ لِيُصلِحَ شَأنَهُ عَلى يَدَيهِ ، فَاستَبِقُوا النِّعَمَ بِذَلِكَ ، فَإِنَّ اللّهَ الكَرِيمَ يَسأَلُ الرَّجُلَ عَن جاهِهِ وَما بَذَلَهُ كَما يَسأَلُهُ عَن مالِهِ فِيمَ أَنفَقَهُ . (5)
الإمام الباقر عليه السلام :إِنَّ المُؤمِنَ لَتَرِدُ عَلَيهِ الحاجَةُ لِأَخِيهِ فَلا تَكُونُ عِندَهُ فَيَهتَمُّ بِها قَلبُهُ ، فَيُدخِلُهُ اللّهُ تَبارَكَ وَتَعالى بِهَمِّهِ الجَنَّةَ . (6)
.
1) .ثواب الأعمال : ص ۳۴۴ ح ۱ عن أبي هريرة وعبد اللّه بن عبّاس ، بحار الأنوار : ج ۷۶ ص ۳۷۱ ح ۳۰ .
2) .سير أعلام النبلاء : ج ۸ ص ۵۴۳ ، الدرّ المنثور : ج ۵ ص ۵۴۲ نقلاً عن ابن مردويه ، كنز العمّال : ج ۶ ص ۴۳۱ ح ۱۶۴۱۱ نقلاً عن الدارقطني في الإفراد وأبي الشيخ في كتاب الثواب وكلّها عن ابن عبّاس .
3) .المعجم الأوسط : ج ۷ ص ۲۸۹ ح ۷۵۱۹ ، المعجم الصغير : ج ۲ ص ۵۱ ، تاريخ أصبهان : ج ۱ ص ۱۶۴ الرقم ۱۴۸ كلّها عن عائشة .
4) .في كنز العمّال : «تشتاق» .
5) .تاريخ بغداد : ج ۳ ص ۱۱۷ الرقم ۱۱۳۴ عن الحسن بن سعد عن أبيه ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۷۸۱ ح ۸۷۳۷ .
6) .الكافي : ج ۲ ص ۱۹۶ ح ۱۴ عن عبد اللّه بن محمّد الجعفي ، بحار الأنوار : ج ۷۴ ص ۳۳۱ ح ۱۰۴ .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس براى برادرش وساطتى كند كه آن را از او خواسته است ، خداوند عز و جل به او نظر مى كند و بر خداست كه هرگز عذابش نكند.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس مؤمنى را شاد كند ، مرا شاد كرده است و هر كس مرا شاد كند ، از خدا پيمانى ستانده است و هر كس از خدا پيمانى بستاند ، هرگز آتش دوزخ به او نمى رسد .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس به خانواده اى از مسلمانان شادى اى رساند ، خداوند براى او به پاداشى كمتر از بهشت ، رضايت نمى دهد.
امام على عليه السلام :كسى كه براى بر آوردن نيازهاى برادر مؤمنش بكوشد تا با دست خود ، گرفتارى او را برطرف كند ، بهشت به سويش سوق داده مى شود . پس با اين كار به سوى نعمت ها بشتابيد ؛ زيرا خداوند كريم ، همان گونه كه از شخص در باره دارايى اش مى پرسد كه آن را در چه راهى خرج كرده ، در باره منزلت اجتماعىِ او و ديگر چيزهايى كه به او بخشيده است نيز مى پرسد .
امام باقر عليه السلام :مؤمن ، حاجتى از برادرش به نزدش آورده مى شود و او چيزى ندارد تا آن را برآورده سازد ؛ ولى دلش بِدان اهتمام مى ورزد . خداى بزرگ و والا ، به خاطر همين اهتمامش ، او را به بهشت مى برد.
.
الإمام الصادق عليه السلام :مَن سَعى لِأَخِيهِ المُؤمِنِ فِي حاجَةٍ مِن حَوائِجِ الدُّنيا ، قَضَى اللّهُ عز و جللَهُ بِها سَبعِينَ حاجَةً مِن حَوائِجِ الآخِرَةِ ، أَيسَرُها أَن يُزَحزِحَهُ عَنِ النّارِ . (1)
عنه عليه السلام :ما مِن مُؤمِنٍ بَذَلَ جاهَهُ لِأَخِيهِ المُؤمِنِ إِلّا حَرَّمَ اللّهُ وَجهَهُ عَلَى النّارِ ، وَلَم يَمَسَّهُ قَتَرٌ وَلا ذِلَّةٌ يَومَ القِيامَةِ . (2)
رجال النجاشي عن محمّد بن إسماعيل بن بزيع عن الإمام الرضا عليه السلام :إنَّ للّهِِ تَعالى بِأَبوابِ الظّالِمينَ مَن نَوَّرَ اللّهُ لَهُ البُرهانَ ، ومَكَّنَ لَهُ فِي البِلادِ ، لِيَدفَعَ بِهِم عَن أولِيائِهِ ، ويُصلِحَ اللّهُ بِهِم اُمورَ المُسلِمينَ ، إلَيهِم مَلجأُ المُؤمِنِ مِن الضُّرِّ ، وإلَيهِم يَفزَعُ ذُوالحاجَةِ مِن شيعَتِنا ، وبِهِم يُؤَمِّنُ اللّهُ رَوعَةَ المُؤمِنِ في دارِ الظَّلَمَةِ ، اُولِئكَ المُؤمِنونَ حَقّا ، اُولِئكَ اُمَناءُ اللّهِ في أرضِهِ ، اُولئِكَ نورٌ في رَعِيَّتِهِم يَومَ القِيامَةِ ، ويَزهَرُ نورُهُم لاِ?هلِ السَّماواتِ كَما تَزهَرُ الكَواكِبُ الدُّرِّيَّةُ لِأَهلِ الأَرضِ ، اولئِكَ مِن نورِهِم يَومَ القِيامَةِ تُضيءُ مِنهُمُ القِيامَةُ ، خُلِقوا وَاللّهِ لِلجَنَّةِ ، وخُلِقَتِ الجَنَّةُ لَهُم ، فَهَنيئا لَهُم ، ما عَلى أحَدِكُم أن لَو شاءَ لَنالَ هذا كُلَّهُ . قالَ : قُلتُ : بِماذا جَعَلَنِيَ اللّهُ فِداكَ؟ قالَ عليه السلام : يَكونُ مَعَهُم فَيَسُرُّنا بِإِدخالِ السُّرورِ عَلَى المُؤمِنينَ مِن شيعَتِنا ، فَكُن مِنهُم يا مُحَمَّدُ . (3)
ق ـ زِيارَةُ الإِخوانِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن زارَ أَخاهُ فِي اللّهِ كانَ حَقّا عَلَى اللّهِ إِكرامُهُ ، وَإِذا أَكرَمَ اللّهُ تَعالى عَبدا أَدخَلَهُ الجَنَّةَ . (4)
.
امام صادق عليه السلام :هر كس براى بر آورده شدن حاجتى از حاجت هاى دنيوى برادر مؤمنش بكوشد ، خداوند عز و جلبه ازاى آن ، هفتاد حاجت از حاجت هاى اخروى را برايش برآورده مى سازد كه كمترين آنها ، دور داشتن او از آتش دوزخ است.
امام صادق عليه السلام :هيچ مؤمنى نيست كه از موقعيت خود براى [ حلّ مشكل ] برادر مؤمنش استفاده كند ، مگر آن كه خداوند ، روى او را بر آتش حرام مى گرداند و در روز قيامت ، گرد خوارى بر او نمى نشيند .
رجال النجاشىـ به نقل از محمّد بن اسماعيل بن بزيع ـ: امام رضا عليه السلام فرمود : «خداى بلندمرتبه ، در دستگاه ستمگران ، كسانى را دارد كه برهانش را براى آنها روشن كرده و در شهرها برايشان جايگاهى فراهم كرده تا به وسيله آنها از دوستانش دفاع كند و امور مسلمانان را به وسيله آنها اصلاح نمايد . پناهگاه مؤمن در هر سختى ، آنهايند و رويكرد شيعيان نيازمند ما ، به سمت آنهاست . خداوند در خانه ستمگران ، به وسيله آنان ، وحشت مؤمن را برطرف مى كند . آنان حقيقتا مؤمن اند و امينان خدا در زمينش هستند . آنان ، در قيامت ، نورى در ميان مردمشان اند و نورشان براى آسمانيان مى درخشد ، همان گونه كه ستارگان درخشان براى زمينيان مى درخشند . روز قيامت ، از نور آنان ، قيامت روشن مى شود . به خدا ، آنها براى بهشت آفريده شدند و بهشت براى آنان آفريده شد . گوارايشان باد ! هر يك از شما مى تواند ، اگر بخواهد ، همه اين [ثوابها] را به دست آورد » . گفتم : چگونه ، فدايت گردم ؟ فرمود : «با آنها [ستمگران] باشد و [در عين حال] ما را با خوش حال كردن شيعيان مؤمن ، خوش حال كند . پس از آنان باش ، اى محمّد !» .
ق ـ ديدار برادرانپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس به خاطر خدا به ديدن برادر خود رود ، بر خداست كه او را گرامى بدارد و خداى بلندمرتبه ، هر بنده اى را كه گرامى بدارد ، به بهشت مى برد.
.
عنه صلى الله عليه و آله :إِذا زارَ أَحَدُكُم أَخاهُ فَأَلقى لَهُ شَيئا يَقِيهِ مِنَ التُّرابِ ، وَقاهُ اللّهُ عَذابَ النّارِ . (1)
الإمام الباقر والإمام الصّادق عليهماالسلام :أَيُّما مُؤمِنٍ خَرَجَ إِلى أَخِيهِ يَزُورُهُ عارِفا بِحَقِّهِ ، كَتَبَ اللّهُ لَهُ بِكُلِّ خُطوَةٍ حَسَنَةً ، وَمُحِيَت عَنهُ سَيِّئَةٌ ، وَرُفِعَت لَهُ دَرَجَةٌ ، وَإِذا طَرَقَ البابَ فُتِحَت لَهُ أَبوابُ السَّماءِ ، فَإِذا التَقَيا وَتَصافَحا وَتَعانَقا أَقبَلَ اللّهُ عَلَيهِما بِوَجهِهِ ، ثُمَّ باهى بِهِما المَلائِكَةَ ، فَيَقُولُ : انظُرُوا إِلى عَبدَيَّ تَزاوَرا وَتَحابّا فِيَّ ! حَقٌّ عَلَيَّ أَلّا أُعَذِّبَهُما بِالنّارِ بَعدَ هَذا المَوقِفِ . (2)
الإمام الصادق عليه السلام :مَن زارَ أَخاهُ فِي اللّهِ قالَ اللّهُ عز و جل : إِيّايَ زُرتَ وَثَوابُكَ عَلَيَّ ، وَلَستُ أَرضى لَكَ ثَوابا دُونَ الجَنَّةِ . (3)
ر ـ قِيامُ اللَّيلِرسول اللّه صلى الله عليه و آله ـ فِي وَصِيَّتِهِ لِأَبِي ذَرٍّ ـ :يا أَبا ذَرٍّ ، اِحفَظ وَصِيَّةَ نَبِيِّكَ : مَن خُتِمَ لَهُ بِقِيامِ اللَّيلِ ثُمَّ ماتَ فَلَهُ الجَنَّةُ . (4)
ش ـ الصِّيامُ تَطَوُّعارسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن صامَ يَوما تَطَوُّعا أَدخَلَهُ اللّهُ عز و جل الجَنَّةَ . (5)
عنه صلى الله عليه و آله :مَن صامَ يَوما تَطَوُّعا لَم يَطَّلِع عَلَيهِ أَحَدٌ ، لَم يَرضَ اللّهُ لَهُ بِثَوابٍ دُونَ الجَنَّةِ . (6)
.
1) .المعجم الكبير : ج ۶ ص ۲۷۱ ح ۶۱۸۸ عن سلمان الفارسيّ ، كنز العمّال : ج ۹ ص ۲۶ ح ۲۴۷۵۷ .
2) .الكافي : ج ۲ ص ۱۸۴ ح ۱ عن عبد اللّه بن محمّد الجعفيّ ، بحار الأنوار : ج ۷۶ ص ۳۴ ح ۳۲ .
3) .الكافي : ج ۲ ص ۱۷۶ ح ۴ عن الحصين ، بحار الأنوار : ج ۷۴ ص ۳۴۵ ح ۴ .
4) .تهذيب الأحكام : ج ۲ ص ۱۲۲ ح ۴۶۵ ، كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۱ ص ۴۷۴ ح ۱۳۷۳ .
5) .كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۲ ص ۸۶ ح ۱۸۰۱ عن الإمام عليّ عليه السلام ، ثواب الأعمال : ص ۷۷ ح ۱ عن طلحة بن زيد عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، بحار الأنوار : ج ۹۶ ص ۲۵۳ ح ۲۳ .
6) .تاريخ بغداد : ج ۱ ص ۲۷۸ الرقم ۱۱۸ عن سهل بن سعد ، كنز العمّال : ج ۸ ص ۴۴۹ ح ۲۳۶۰۱ .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر گاه يكى از شما برادرش را ديدار كرد و بر او چيزى افكند كه از گرد و خاكْ نگاهش بدارد ، خداوند ، او را از عذاب آتش ، نگاه مى دارد.
امام باقر و امام صادق عليهماالسلام :هر مؤمنى كه براى ديدار برادرش بيرون رود ، در حالى كه حقّ او را مى شناسد ، خداوند در برابر هر قدمى ، يك ثواب برايش مى نويسد و يك گناه از او مى زدايد ، و چون درِ خانه اش را بكوبد ، درهاى آسمان برايش باز مى شوند ، و چون به هم رسند و دست دهند و معانقه كنند ، خداوند به آنها روى مى آورد . سپس به آن دو ، بر فرشتگان مى بالد و مى فرمايد : «دو بنده مرا كه به خاطر من با يكديگر ديدار و مهربانى كردند ، تماشا كنيد ! بر من است كه پس از اين صحنه ، آن دو را به آتش ، عذاب نكنم».
امام صادق عليه السلام :هر كس براى خدا از برادرش ديدار كند ، خداى عز و جل مى فرمايد : «تو از من ديدار كردى و پاداش تو بر عهده من است ، و من به پاداش كمتر از بهشت ، برايت رضايت نمى دهم» .
ر ـ شب زنده دارىپيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در سفارش به ابو ذر ـ: اى ابو ذر! سفارش پيامبرت را نگه دار : كسى كه عمرش به شب زنده دارى ختم شود و بميرد ، بهشتى است.
ش ـ روزه مستحبّىپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس يك روز ، داوطلبانه روزه بگيرد ، خداوند عز و جل او را به بهشت مى برد.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس يك روز داوطلبانه روزه بگيرد و كسى از آن با خبر نشود ، خداوند برايش به پاداشى كمتر از بهشت ، رضايت نمى دهد .
.
ت ـ قِيادَةُ الأَعمىرسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن قادَ أَعمى أَربَعِينَ خُطوَةً وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ . (1)
ث ـ إِماطَةُ الأَذى عَنِ الطَّرِيقِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن أَماطَ أَذىً عَن طَرِيقِ المُسلِمِينَ كُتِبَ لَهُ حَسَنَةٌ ، وَمَن تُقُبِّلَت لَهُ حَسَنَةٌ دَخَلَ الجَنَّةَ . (2)
خ ـ رَدُّ عادِيةِ ماءٍ أَو نارٍرسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن رَدَّ عَن قَومٍ مِنَ المُسلِمِينَ عادِيَةَ (3)ماءٍ أو نارا ، وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ . (4)
ذ ـ بِناءُ المَسجِدِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن بَنى للّهِِ مَسجِدا ، أُدخِلَ الجَنَّةَ . (5)
.
1) .المعجم الكبير : ج ۱۲ ص ۲۷۱ ح ۱۳۳۲۲ ، شعب الإيمان : ج ۶ ص ۱۰۹ ح ۷۶۲۸ ، مسند أبي يعلي : ج ۵ ص ۲۴۳ ح ۵۵۸۷ ، تاريخ دمشق : ج ۴۳ ص ۹۰ ح ۹۱۰۶ كلّها عن ابن عمر ، كنز العمّال : ج ۱۵ ص ۷۷۵ ح ۴۳۰۴۸ .
2) .الأدب المفرد : ص ۱۸۰ ح ۵۹۳ ، المعجم الكبير : ج ۲۰ ص ۲۱۷ ح ۵۰۲ ، تهذيب الكمال : ج ۸ ص ۳۳۴ الرقم ۱۷۲۶ كلّها عن معقل بن يسار (المزني) ، مسند ابن حنبل : ج ۱۰ ص ۴۱۶ ح ۲۷۵۴۹ ، المعجم الأوسط : ج ۱ ص ۱۴ ح ۳۲ كلاهما عن أبي الدرداء نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۵ ص ۷۸۲ ح ۴۳۰۹۰ .
3) .عاديةُ فُلان : أي ظُلمه وشرَّه (الصحاح : ج ۶ ص ۲۴۲۲ «عدا») .
4) .الكافي : ج ۲ ص ۱۶۴ ح ۸ عن عمر بن عليّ بن الحسين عن أبيه الإمام زين العابدين عليه السلام و ج ۵ ص ۵۵ ح ۳ عن فطر بن خليفة عن الإمام الباقر عن أبيه عن الإمام عليّ عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، مشكاة الأنوار : ص ۳۱۹ ح ۱۰۱۲ ، بحار الأنوار : ج ۷۴ ص ۳۴۰ ح ۱۲۳ .
5) .كنز العمّال : ج ۷ ص ۶۵۴ ح ۲۰۷۶۰ نقلاً عن المعجم الكبير عن عمرو بن عبسة .
ت ـ دستگيرى از نابيناپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس نابينايى را چهل قدم راه بَرَد ، بهشت بر او واجب مى شود.
ث ـ كنار زدن شى ء مزاحم از راهپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس شى ء مزاحمى (1)را از راه مسلمانان كنار زند ، يك حسنه برايش نوشته مى شود و هر كس يك حسنه از او پذيرفته شود ، به بهشت مى رود.
خ ـ دفع گزند آب يا آتشپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس گزند آب يا آتشى را از عدّه اى مسلمان دور سازد ، بهشت بر او واجب مى شود.
ذ ـ ساختن مسجدپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس براى خدا مسجدى بسازد ، به بهشت برده مى شود.
.
1) .از قبيل : سنگ ، نجاست و يا هر چيزى كه به مسلمانى آسيب برساند.
عنه صلى الله عليه و آله :مَن بَنى مَسجِدا للّهِِ كَمَفحَصِ قَطاةٍ (1)أَو أَصغَرَ ، بَنَى اللّهُ لَهُ بَيتا فِي الجَنَّةِ . (2)
عنه صلى الله عليه و آله :مَن بَنى للّهِِ مَسجِدا ، فَإِنَّ اللّهَ يَبنِي لَهُ بَيتا أَوسَعَ مِنهُ فِي الجَنَّةِ . (3)
عنه صلى الله عليه و آله :مَن بَنى للّهِِ مَسجِدا لِيُذكَرَ اللّهُ عز و جل فِيهِ ، بَنَى اللّهُ لَهُ بَيتا فِي الجَنَّةِ . (4)
عنه صلى الله عليه و آله :مَن بَنى للّهِِ مَسجِدا صَغِيرا كانَ أَو كَبِيرا ، بَنَى اللّهُ لَهُ بَيتا فِي الجَنَّةِ . (5)
عنه صلى الله عليه و آله :مَن بَنى للّهِِ مَسجِدا ، بَنَى اللّهُ لَهُ مِثلَهُ فِي الجَنَّةِ . (6)
عنه صلى الله عليه و آله :مَن بَنى للّهِِ مَسجِدا ، بَنَى اللّهُ لَهُ قَصرا فِي الجَنَّةِ مِن دُرٍّ وَياقُوتٍ وَزَبَرجَدٍ . (7)
.
1) .المفحَص : مفعَل من الفَحص ، كالاُفحوص ، واُفحوص القطاة : موضِعُها الذي تجثم فيه وتبيض ، كأنّها تفحَص عنه التراب ؛ أي تكشفه ، والفحص : البحث والكشف (النهاية : ج ۳ ص ۴۱۵ «فحص») .
2) .سنن ابن ماجة : ج ۱ ص ۲۴۴ ح ۷۳۸ عن جابر بن عبد اللّه ، مسند ابن حنبل : ج ۱ ص ۵۱۹ ح ۲۱۵۷ عن ابن عبّاس ، صحيح ابن حبّان : ج ۴ ص ۴۹۰ ح ۱۶۱۰ المعجم الصغير : ج ۲ ص ۱۲۰ كلاهما عن أبي ذرّ وكلّها نحوه ، كنز العمّال : ج ۷ ص ۶۵۰ ح ۲۰۷۳۲ ؛ كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۱ ص ۲۳۵ ح ۷۰۳ عن الإمام الباقر عليه السلام ، الأمالي للطوسي : ص ۱۸۳ ح ۳۰۶ عن أبي قلابة ، عوالي اللآلي : ج ۲ ص ۳۰ ح ۷۵ كلّها نحوه ، بحار الأنوار : ج ۷۷ ص ۱۲۰ ح ۲۰ .
3) .مسند ابن حنبل : ج ۱۰ ص ۴۴۵ ح ۲۷۶۸۳ عن أسماء بنت يزيد ، المعجم الكبير : ج ۸ ص ۲۲۵ ح ۷۸۸۹ عن أبي اُمامة و ج ۲۲ ص ۸۹ عن واثلة بن الأسقع وفيه «أفضل منه» بدل «أوسع منه» ، كنز العمّال : ج ۷ ص ۶۵۰ ح ۲۰۷۳۴ .
4) .مسند ابن حنبل : ج ۷ ص ۱۱۳ ح ۱۹۴۵۷ ، السنن الكبرى للنسائي : ج ۱ ص ۲۵۵ ح ۷۶۷ ، مسند الشاميّين : ج ۲ ص ۱۸۸ ح ۱۱۶۲ ، تفسير ابن كثير : ج ۸ ص ۴۲۹ كلّها عن عمرو بن عبسة ، سنن ابن ماجة : ج ۱ ص ۲۴۳ ح ۷۳۵ عن عمر بن الخطّاب نحوه .
5) .سنن الترمذي : ج ۲ ص ۱۳۵ ح ۳۱۹ ، مسند أبي يعلى : ج ۷ ص ۲۷۷ ح ۴۲۹۸ ، التاريخ الكبير : ج ۵ ص ۳۳۰ ح ۱۰۴۷ كلّها عن أنس ، كنز العمّال : ج ۷ ص ۶۵۰ ح ۲۰۷۳۳ .
6) .سنن الترمذي : ج ۲ ص ۱۳۴ ح ۳۱۸ ، سنن الدارمي : ج ۱ ص ۳۴۴ ح ۱۳۶۴ ، سنن ابن ماجة : ج ۱ ص ۲۴۳ ح ۷۳۶ كلّها عن عثمان ، مسند ابن حنبل : ج ۱۰ ص ۴۴۵ ح ۲۷۶۸۳ عن أسماء بنت يزيد نحوه ، كنز العمّال : ج ۷ ص ۶۴۹ ح ۲۰۷۲۸ ؛ مسند زيد : ص ۱۵۴ عن الإمام زين العابدين عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله وفيه «بيتا» بدل «مثله» .
7) .كنز العمّال : ج ۷ ص ۶۵۴ ح ۲۰۷۵۵ نقلاً عن ابن النجّار عن أنس .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس براى خدا مسجدى [ حتّى ] به اندازه آشيانه يك مرغ سنگخواره يا كوچك تر بسازد ، خداوند در بهشت براى او خانه اى مى سازد.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس براى خدا مسجدى بنا كند ، خداوند براى او در بهشت ، خانه اى وسيع تر از آن مسجد بنا مى كند.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس براى خدا مسجدى بسازد كه در آن ، ياد خداى عز و جل شود ، خداوند در بهشت ، خانه اى براى او مى سازد.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كه براى خدا مسجدى بسازد ، كوچك باشد يا بزرگ ، خداوند در بهشت براى او خانه اى مى سازد.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كه براى خدا مسجدى بسازد ، خداوند همانند آن را در بهشت براى او مى سازد.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كه براى خدا مسجدى بسازد ، خداوند برايش در بهشت ، قصرى از مرواريد و ياقوت و زبرجد مى سازد.
.
ض ـ التَّأذِينُعنه صلى الله عليه و آله :مَن أَذَّنَ فِي مِصرٍ مِن أَمصارِ المُسلِمِينَ سَنَةً ، وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ . (1)
عنه صلى الله عليه و آله :يُعجَبُ رَبُّكُم مِن راعِي غَنَمٍ فِي رَأسِ شَظِيَّةٍ (2)بِجَبَلٍ يُؤَذِّنُ بِالصَّلاةِ وَيُصَلِّي ، فَيَقُولُ اللّهُ عز و جل : اُنظُرُوا إِلى عَبدِي هَذا يُؤَذِّنُ وَيُقِيمُ الصَّلاةَ ، يَخافُ مِنِّي ، فَقَد غَفَرتُ لِعَبدِي وَأَدخَلتُهُ الجَنَّةَ . (3)
ظ ـ الاِستِرجاعُ عِندَ المُصيبَةِالإمام الصادق عليه السلام :مَن أُلهِمَ الاِستِرجاعَ عِندَ المُصيبَةِ ، وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ . (4)
غ ـ زِيارَةُ قُبُورِ أَهلِ البَيتِ عليهم السلامرسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن أَتانِي زائِرا وَجَبَت لَهُ شَفاعَتِي ، وَمَن وَجَبَت لَهُ شَفاعَتِي وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ . (5)
الإمام الصادق عليه السلام :بَينا الحَسَنُ بنُ عَلِيٍّ عليه السلام ذاتَ يَومٍ فِي حَجرِ رَسُولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله إِذ رَفَعَ رَأسَهُ فَقالَ : يا أَبَه ، ما لِمَن زارَكَ بَعدَ مَوتِكَ ؟ قالَ : يا بُنَيَّ ، مَن أَتانِي زائِرا بَعدَ مَوتِي فَلَهُ الجَنَّةُ ، وَمَن أَتى أَباكَ زائِرا بَعدَ مَوتِهِ فَلَهُ الجَنَّةُ ، وَمَن أَتى أَخاكَ زائِرا بَعدَ مَوتِهِ فَلَهُ الجَنَّةُ ، وَمَن أَتاكَ زائِرا بَعدَ مَوتِكَ فَلَهُ الجَنَّةُ . (6)
.
1) .تهذيب الأحكام : ج ۲ ص ۲۸۳ ح ۱۱۲۶ ، ثواب الأعمال : ص ۵۲ ح ۱ كلاهما عن معاوية بن وهب عن الإمام الصادق عليه السلام ، كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۱ ص ۲۸۵ ح ۸۸۱ ، بحار الأنوار : ج ۸۴ ص ۱۴۷ ح ۴۰ .
2) .الشَظِيَّةُ : قِطعَةٌ مُرتَفِعَةٌ في رَأسِ الجَبَل (النهاية : ج ۲ ص ۴۷۶ «شظى») .
3) .سنن ابي داوود : ج ۲ ص ۴ ح ۱۲۰۳ ، سنن النسائي : ج ۲ ص ۲۰ ، مسند ابن حنبل : ج ۶ ص ۱۴۷ ح ۱۷۴۴۷ ، السنن الكبرى : ج ۱ ص ۵۹۶ ح ۱۹۰۵ نحوه ، تفسير القرطبي : ج ۱۰ ص ۳۶۲ كلّها عن عقبة بن عامر ، كنز العمّال : ج ۷ ص ۲۹۴ ح ۱۸۹۴۸ .
4) .ثواب الأعمال : ص ۲۳۵ ح ۲ عن سيف بن عميرة ، بحار الأنوار : ج ۸۲ ص ۱۲۸ ح ۲ .
5) .الكافي : ج ۴ ص ۵۴۸ ح ۵ عن أبي حجر الأسلمي عن الإمام الصادق عليه السلام ، تهذيب الأحكام : ج ۶ ص ۴ ح ۵ ، المزار الكبير : ص ۳۳ ح ۵ كلاهما عن أبي يحيى الأسلمي عن الإمام الصادق عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله ، كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۲ ص ۵۶۵ ح ۳۱۵۷ ، علل الشرائع : ص ۴۶۰ ح ۷ كلاهما عن إبراهيم بن أبي حجر الأسلمي عن الإمام الصادق عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله ، بحار الأنوار : ج ۱۰۰ ص ۱۴۰ ح ۵ .
6) .تهذيب الأحكام : ج ۶ ص ۲۰ ح ۴۴ عن عبد اللّه بن سنان ، المقنعة : ص ۴۶۵ ح ۱۰ عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، كامل الزيارات : ص ۳۹ ح ۱ عن عبد اللّه بن سنان وفيه «الحسين بن عليّ عليه السلام » بدل «الحسن بن عليّ عليه السلام » ، المناقب لابن شهر آشوب : ج ۴ ص ۴۶ وليس فيه «ومن أتى أخاك زائرا بعد موته فله الجنّة» ، روضة الواعظين : ص ۱۸۶ ، بحار الأنوار : ج ۱۰۰ ص ۱۴۲ ح ۱۶ .
ض ـ اذان گفتنپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس در شهرى از شهرهاى مسلمانان ، يك سال اذان بگويد ، بهشت بر او واجب مى شود.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پروردگار شما را خوش مى آيد از آن گوسپندچرانى كه بر قلّه كوهى اذان مى گويد و نماز مى گزارد . پس خداوند عز و جل مى فرمايد : «اين بنده ام را كه اذان مى گويد و نماز مى گزارد ، تماشا كنيد . او از من مى ترسد . بنده ام را آمرزيدم و او را به بهشت وارد ساختم» .
ظ ـ اِنّا للّه گفتن به هنگام مصيبتامام صادق عليه السلام :هر كه در هنگام مصيبت ، گفتن استرجاع (إ نّا للّه و إنّا إليه راجعون) به او الهام شود ، بهشت بر او واجب مى گردد .
غ ـ زيارت قبور اهل بيت عليهم السلامپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس به زيارت من بيايد ، سزاوار شفاعتم مى شود و كسى كه سزاوار شفاعت من شود ، سزاوار بهشت مى گردد.
امام صادق عليه السلام :روزى حسن بن على عليهماالسلام بر زانوى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نشسته بود كه سرش را بلند كرد و گفت : پدر جان ! پاداش كسى كه پس از وفات شما به زيارتتان بيايد ، چيست؟ فرمود : «پسرم ! هر كس پس از وفاتم به زيارت من بيايد ، پاداشش بهشت است ، و هر كس پدر تو را پس از وفاتش زيارت كند ، پاداشش بهشت است ، و هر كس برادرت را پس از وفاتش زيارت كند ، پاداشش بهشت است ، و هر كس تو را پس از وفاتت زيارت كند ، پاداشش بهشت است» .
.
يا ـ اَلحِرصُ عَلَى الجَنَّةِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :لا يَدخُلُ الجَنَّةَ إِلّا حَرِيصٌ عَلَيها. (1)
عنه صلى الله عليه و آله :مَن بَكى عَلَى الجَنَّةِ دَخَلَ الجَنَّةَ ، وَمَن بَكى عَلَى الدُّنيا دَخَلَ النّارَ . (2)
يب ـ طَلَبُ الجَنَّةِالكتاب«وَ اجْعَل لِّى لِسَانَ صِدْقٍ فِى الْاخِرِينَ * وَ اجْعَلْنِى مِن وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ» . (3)
الحديثرسول اللّه صلى الله عليه و آله :يَقُولُ اللّهُ تَعالى : اُنظُرُوا فِي دِيوانِ عَبدِي ، فَمَن رَأَيتُمُوهُ سَأَلَنِيَ الجَنَّةَ أَعطَيتُهُ ، وَمَنِ استَعاذَنِي مِنَ النّارِ أَعَذتُهُ . (4)
الإمام عليّ عليه السلامـ فِي مُناجاتِهِ ـ: إِلهي أَنتَ دَلَلتَنِي عَلى سُؤالِ الجَنَّةِ قَبلَ مَعرِفَتِها ، فَأَقبَلَتِ النَّفسُ بَعدَ العِرفانِ عَلى مَسأَلَتِها . أَفَتَدُلُّ عَلى خَيرِكَ السُّؤَّالَ ثُمَّ تَمنَعُهُم النَّوالَ (5)، وَأَنتَ الكَرِيمُ المَحمُودُ فِي كُلِّ ما تَصنَعُهُ ، يا ذَاالجَلالِ وَالإِكرامِ . (6)
.
1) .الفردوس : ج ۵ ص ۱۰۶ ح ۷۶۱۷ عن أنس .
2) .النوادر للراوندي : ص ۱۰۷ ح ۸۵ ، الجعفريّات : ص ۱۹۲ وفيه «فعل على النار» بدل «بكى على الدنيا» وكلاهما عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۹۳ ص ۳۳۳ ح ۲۳.
3) .الشعراء : ۸۴ و ۸۵ .
4) .حلية الأولياء : ج ۶ ص ۱۷۵ ، الفردوس : ج ۵ ص ۲۴۵ ح ۸۰۸۵ كلاهما عن أنس ، كنز العمّال : ج ۲ ص ۶۹ ح ۳۱۶۴ .
5) .النَّوال : العَطَاء (لسان العرب : ج ۱۱ ص ۶۸۳ «نول») .
6) .البلد الأمين : ص ۳۱۵ ، المصباح للكفعمي : ص ۴۹۲ كلاهما عن الإمام العسكري عن آبائه عليهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۹۴ ص ۱۰۵ ح ۱۴ .
يا ـ آزمندى به بهشتپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :به بهشت نمى رود ، مگر كسى كه آزمند به آن باشد.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس براى بهشت بگريد ، به بهشت مى رود و هر كه براى دنيا بگريد ، به دوزخ مى رود.
يب ـ جوياى بهشت بودنقرآن«و برايم در ميان آيندگان ، نامى نيك قرار ده و مرا از وارثان بهشتِ پرنعمت گردان».
حديثپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خداى بلندمرتبه مى فرمايد : «به ديوان بنده ام بنگريد . هر كه را ديديد كه از من بهشت خواسته است ، به او مى دهم و هر كه از آتش به من پناه برده ، او را پناه مى دهم» .
امام على عليه السلامـ در مناجاتش ـ: معبود من! تو مرا پيش از آن كه بهشت را بشناسم ، به درخواست كردن آن راه نمايى كردى و نفْس ، پس از شناخت ، به درخواستِ آن روى آورد . پس آيا مى شود تو درخواست كنندگان را به خير و نعمت ، راه نمايى كنى و سپس آنان را از دَهِش ، محروم سازى؟ در حالى كه تو كريمى و همه كارهايت پسنديده و نيكوست ، اى صاحب شُكوه و كرامت !
.
عنه عليه السلامـ فِي دُعاءِ يَومِ الخَمِيسِ ـ: اللَّهُمَّ ... أَدرِجنِي دَرَجَ مَن أَوجَبتَ لَهُ حُلُولَ دارِ كَرامَتِكَ مَعَ أَصفِيائِكَ وَأَهلِ اختِصاصِكَ بِجَزِيلِ مَواهِبِكَ ، فِي دَرَجاتِ جَنّاتِكَ ، مَعَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِم مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَداءِ وَالصّالِحِينَ ، وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقا . (1)
الكافي عن زرارة :قالَ أَبُو جَعفَرٍ عليه السلام : لا تَنسَوا المُوجِبَتَينِ ـ أَو قالَ : عَلَيكُم بِالمُوجِبِتَينِ ـ فِي دُبُرِ كُلِّ صَلاةٍ ، قُلتُ : وَما المُوجِبَتانِ ؟ قالَ : تَسأَلُ اللّهَ الجَنَّةَ ، وَتَعَوَّذُ بِاللّهِ مِن النّارِ . (2)
الإمام الصادق عليه السلامـ فِي الدُّعاءِ ـ: يا ذَا الجَلالِ وَالإِكرامِ ، أَوجِب لِيَ الجَنَّةَ الَّتِي حَشوُها رَحمَتُكَ ، وَسُكّانُها مَلائِكَتُكَ . (3)
يج ـ تلك الخصالالكتاب«قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ * الَّذِينَ هُمْ فِى صَلَاتِهِمْ خَـشِعُونَ * وَ الَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ * وَ الَّذِينَ هُمْ لِلزَّكَوةِ فَـعِلُونَ * وَ الَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَـفِظُونَ * إِلَّا عَلَى أَزْوَ جِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَـنُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ * فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذَ لِكَ فَأُوْلَـائِكَ هُمُ الْعَادُونَ * وَ الَّذِينَ هُمْ لِأَمَـنَـتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ رَ عُونَ * وَ الَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَوَ تِهِمْ يُحَافِظُونَ * أُوْلَـائِكَ هُمُ الْوَ رِثُونَ * الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيهَا خَــلِدُونَ». (4)
.
1) .البلد الأمين : ص ۱۳۷ ، جمال الاُسبوع : ص ۸۳ من دون إسنادٍ إلى أحدٍ من أهل البيت عليهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۹۰ ص ۲۰۸ ح ۳۵ .
2) .الكافي : ج ۳ ص ۳۴۳ ح ۱۹ ، تهذيب الأحكام : ج ۲ ص ۱۰۸ ح ۴۰۸ ، معاني الأخبار : ص ۱۸۳ ح ۱ ، بحار الأنوار : ج ۸۶ ص ۲۶ ح ۲۸ .
3) .مُهج الدعوات : ص ۲۶۴ ، بحار الأنوار : ج ۹۴ ص ۳۸۲ .
4) .المؤمنون : ۱ ـ ۱۱.
امام على عليه السلامـ در دعاى روز پنجشنبه ـ: بار خدايا ! ... مرا به سانِ كسى كه اقامت در كرامت خانه ات را برايش واجب ساختى ، در درجات بهشت هايت جاى ده ، همراه با برگزيدگانت و كسانى كه به بخشش هاى فراوانت اختصاصشان داده اى ، و همراه با كسانى كه به آنان نعمت داده اى ، يعنى پيامبران و صدّيقان و شهيدان و صالحان ، كه نيكو همنشينانى هستند .
الكافىـ به نقل از زراره ـ: امام باقر عليه السلام فرمود : «دو موجِب را در پى هر نماز ، فراموش نكنيد» يا فرمود : «بر شما باد دو موجِب» . گفتم : دو موجِب چيست؟ فرمود : «درخواست بهشت از خدا و پناه بردن به خدا از آتش ».
امام صادق عليه السلامـ در دعا ـ: اى پروردگار بِشْكوه و گرامى ! بهشت را كه درونش رحمت توست و ساكنانش فرشتگانت اند ، برايم واجب گردان.
يج ـ و اين چند عاملقرآن«به راستى كه مؤمنان ، رستگار شدند ؛ همانان كه در نمازشان خاشع اند ، و آنان كه از بيهوده ، روى گردان اند ، و آنان كه زكات مى پردازند ، و كسانى كه دامن خويش نگه مى دارند ، مگر از همسرانشان يا كنيزانى كه به دست آورده اند ، كه در اين صورت ، بر آنان نكوهشى نيست ـ پس هر كه فراتر از اين بجويد ، آنان از حد درگذرندگان اند ـ ، و آنان كه امانت ها و پيمان خود را رعايت مى كنند ، و آنان كه بر نمازهايشان مواظبت مى نمايند . آنان وارثان اند ؛ همانان كه بهشت را به ارث مى برند و در آن جاويدان اند».
.
الحديثسنن الترمذي عن عمر :قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : أُنزِلَ عَلَيَ عَشرُ آياتٍ ، مَن أَقامَهُنَّ دَخَلَ الجَنَّةَ ، ثُمَّ قَرَأَ : «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ» حَتّى خَتَمَ عَشرَ آياتٍ. (1)
رسول اللّه صلى الله عليه و آله :أَلا أَدُلُّكُم عَلى أَهلِ الجَنَّةِ؟ كُلُّ ضَعِيفٍ مُتَضَعَّفٍ (2)، لَو أَقسَمَ عَلَى اللّهِ لَأَبَّرَهُ! وَأَهلُ النّارِ كُلُّ جَوّاظٍ (3)عُتُلٍّ (4)مُستَكبِرٍ . (5)
الأمالي عن أبي ذرٍّ :قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : يا أَبا ذَرٍّ ، أَلا أُخبِرُكَ بِأَهلِ الجَنَّةِ؟ قُلتُ : بَلى يا رَسُولَ اللّهِ ، قالَ : كُلُّ أَشعَثَ أَغبَرَ ذِي طِمرَينِ لا يُؤبَهُ بِهِ ، لَو أَقسَمَ عَلَى اللّهِ لَأَبَرَّهُ . (6)
.
1) .سنن الترمذي : ج ۵ ص ۳۲۶ ح ۳۱۷۳ ، السنن الكبرى للنسائي : ج ۱ ص ۴۵۰ ح ۱۴۳۹ ، مسند ابن حنبل : ج ۱ ص ۸۱ ح ۲۲۳ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۲ ص ۴۲۶ ح ۳۴۷۹ ، المصنّف لعبد الرزّاق : ج ۳ ص ۳۸۳ ح ۶۰۳۸ ، كنز العمّال : ج ۲ ص ۳۰۶ ح ۴۰۷۰ .
2) .المتضعّف : الذي يتضعَّفُه الناس ويتجبّرون عليه في الدنيا للفقر (النهاية : ج ۳ ص ۸۸ «ضعف»).
3) .الجوّاظ : المتكبّر الجافي (لسان العرب : ج ۷ ص ۴۳۹ «جوظ»).
4) .العُتُلّ : الشديد الجافي والفظّ الغليظ من الناس (النهاية : ج ۳ ص ۱۸۰ «عتل»).
5) .صحيح البخاري : ج ۶ ص ۲۴۵۲ ح ۶۲۸۱ ، صحيح مسلم : ج ۴ ص ۲۱۹۰ ح ۴۶ ، سنن الترمذي : ج ۴ ص ۷۱۷ ح ۲۶۰۵ ، سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۱۳۷۸ ح ۴۱۱۶ كلّها عن حارثة بن وهب والثلاثة الأخيرة نحوه ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۱۵۳ ح ۵۹۳۴ ؛ تنبيه الخواطر : ج ۱ ص ۱۸۲ وفيه «متعفّف» بدل «متضعّف» وليس فيه «عتلّ».
6) .الأمالي للطوسي : ص ۵۳۹ ح ۱۱۶۲ ، مكارم الأخلاق : ج ۲ ص ۳۸۱ ح ۲۶۶۱ ، تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۶۶ ، أعلام الدين : ص ۲۰۴ ، بحار الأنوار : ج ۷۷ ص ۹۱ ح ۳.
حديثسنن الترمذىـ به نقل از عمر ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «ده آيه بر من نازل شده كه هر كس آنها را به كار بندد ، به بهشت مى رود» و سپس خواند : «به راستى كه مؤمنان ، رستگار شدند» تا پايان ده آيه.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :آيا شما را به اهل بهشت راه نمايى نكنم؟ هر ناتوان مستضعفى كه اگر خدا را سوگند دهد ، خداوند ، دعايش را مستجاب مى كند . و اهل دوزخ ، عبارت اند از هر گردن فراز درشت خوى مستكبرى.
الأمالى ، طوسىـ به نقل از ابو ذر ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «اى ابو ذر! آيا تو را از اهل بهشت خبر ندهم؟» . گفتم : چرا ، اى پيامبر خدا ! فرمود : «هر ژوليده گرد گرفته ژنده پوشى كه كسى به او بها نمى دهد ؛ امّا اگر خدا را سوگند دهد ، خداوند ، دعايش را مستجاب مى كند» .
.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إِنَّ أَهلَ الجَنَّةِ كُلُّ أَشعَثَ أَغبَرَ ذِي طِمرَينِ لا يُؤبَهُ لَهُ ، الَّذِينَ إِذا استَأذَنُوا عَلَى الأُمَراءِ لَم يُؤذَن لَهُم ، وَإِذا خَطَبُوا النِّساءَ لَم يُنكَحُوا ، وَإِذا قالُوا لَم يُنصَت لَهُم ، حَوائِجُ أَحَدِهِم يَتَجَلجَلُ (1)فِي صَدرِهِ ، لَو قُسِّمَ نُورُهُ يَومَ القِيامَةِ عَلَى النَّاسِ لَوَسِعَهُم . (2)
تاريخ بغداد عن أنس :قالَ رَجُلٌ : يا رَسُولَ اللّهِ ، مَن أَهلُ الجَنَّةِ؟ قالَ : كُلُّ هَيِّنٍ لَيِّنٍ سَهلٍ قَرِيبٍ . (3)
الإمام عليّ عليه السلام :إِنَّ أَهلَ الجَنَّةِ كُلُّ مُؤمِنٍ هَيِّنٍ لَيِّنٍ . (4)
رسول اللّه صلى الله عليه و آله :أَلا أُخبِرُكُم بِمَن يَحرُمُ عَلَى النّارِ ، أَو بِمَن تَحرُمُ عَلَيهِ النّارُ؟ عَلى كُلِّ قَرِيبٍ هَيِّنٍ سَهلٍ . (5)
عنه صلى الله عليه و آله :حُرِّمَ عَلَى النّارِ كُلُّ هَيِّنٍ لَيِّنٍ سَهلٍ ، قَرِيبٍ مِنَ النّاسِ . (6)
المنتخب من مسند عبد بن حميد عن أبي هريرة :قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : وَالَّذِي نَفسِي بِيَدِهِ! لا يَدخُلُ الجَنَّةَ إِلّا رَحِيمٌ . قُلنا : كُلُّنا رَحِيمٌ يا رَسُولَ اللّهِ . قالَ : لَيسَتِ الرَّحمَةُ أَن يَرحَمَ أَحَدُكُم خاصَّتَهُ حَتّى يَرحَمَ العامَّةَ وَيَتَوَجَّعَ لِلعامَّةِ . (7)
.
1) .يَتَجَلْجَلُ : يَتَحَرّكُ، والجلجلة : الحركة مع الصوت (لسان العرب : ج ۱۱ ص ۱۲۱ «جلل»).
2) .تنبيه الخواطر : ج ۱ ص ۱۸۲ ، إحياء علوم الدين : ج ۳ ص ۴۰۶ عن أبي هريرة نحوه وراجع : أعلام الدين : ص ۲۷۶.
3) .تاريخ بغداد : ج ۴ ص ۱۷۵ الرقم ۱۸۵۷ ، المعجم الصغير : ج ۱ ص ۳۶ عن جابر بن عبد اللّه نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۵ ص ۸۴۹ ح ۴۳۳۷۵.
4) .غرر الحكم : ح ۳۴۰۰ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۱۴۹ ح ۳۲۷۳.
5) .سنن الترمذي : ج ۴ ص ۶۵۴ ح ۲۴۸۸ ، المعجم الكبير : ج ۱۰ ص ۲۳۱ ح ۱۰۵۶۲ وليس فيه «أو بمن تحرم عليه النار» ، مشكاة المصابيح : ج ۲ ص ۶۳۰ ح ۵۰۸۴ كلّها عن عبد اللّه بن مسعود ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۱۶ ح ۵۲۲۱ .
6) .مسند ابن حنبل : ج ۲ ص ۹۰ ح ۳۹۳۸ عن ابن مسعود ، المعجم الكبير : ج ۲۰ ص ۳۵۲ ح ۸۳۲ عن محمّد بن معيقيب عن أبيه نحوه ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۱۲ ح ۵۱۹۵ .
7) .المنتخب من مسند عبد بن حميد : ص ۴۲۴ ح ۱۴۵۴ ، مجمع الزوائد : ج ۸ ص ۲۸۳ ح ۱۳۴۷۷ نقلاً عن مسند البزّار عن ابن عمر نحوه .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اهل بهشت ، هر ژوليده گرد گرفته ژنده پوشى است كه كسى به او اهمّيت نمى دهد ؛ همان كسانى كه هر گاه از فرمان روايان اجازه[ى ورود ]بخواهند ، به آنان اجازه نمى دهند و هر گاه از زنى خواستگارى كنند ، جواب رد مى شنوند و هر گاه سخن بگويند ، كسى به سخنشان گوش نمى دهد . نيازهايشان در سينه هايشان بى قرارى مى كند . اگر در روز رستاخيز ، نور يكى از آنها در ميان مردم تقسيم شود ، به همه آنها مى رسد .
تاريخ بغدادـ به نقل از اَنَس ـ: مردى گفت : اى پيامبر خدا ! چه كسى اهل بهشت است؟ فرمود : «هر شخص ساده و نرم و آرام و خون گرم (خودمانى)» .
امام على عليه السلام :همانا اهل بهشت ، هر مؤمن نرم و ملايمى است.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :آيا شما را از كسى آگاه كنم كه بر آتش حرام است ، يا كسى كه آتش بر او حرام است؟ بر هر شخص خون گرم ساده و ملايمى .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر شخص ساده و نرم و ملايم و خون گرم با مردم ، بر آتش ، حرام شده است .
المنتخب من مسند عبد بن حُمَيدـ به نقل از ابو هريره ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «سوگند به آن كه جانم در دست اوست ، به بهشت نمى رود ، مگر مهربان» . گفتيم : همه ما مهربانيم ، اى پيامبر خدا ! فرمود : «مهربانى ، اين نيست كه فردى از شما با نزديكانش مهربان باشد ؛ [بلكه] آن است كه با همه مهربان باشد و با همگان همدردى كند» .
.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن أَصبَحَ صائِما، مَن عادَ مَرِيضا، مَن شَيَّعَ جَنازَةً ، مَن جَمَعَهُنَّ فِي يَومٍ دَخَلَ الجَنَّةَ . (1)
تاريخ بغداد عن أبي مسلم عن رَجُلٍ مِن أَصحابِ رَسُولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله :قُلتُ : يا رَسُولَ اللّهِ ، عَلِّمنِي عَمَلاً أَدخُل بِهِ الجَنَّةَ . قالَ : أَحَيَّةٌ والِدَتُكَ؟ فَبَرَّها فَتَكونَ قَرِيبا مِنَ الجَنَّةِ . قُلتُ : لَيسَ لِي والِدَةٌ! قالَ : فَأَطعِمِ الطَّعامَ ، وَأَطِبِ الكَلامَ . (2)
رسول اللّه صلى الله عليه و آله :يُمَكِّنُكُم مِنَ الجَنَّةِ طِيبُ الكَلامِ ، وَإِطعامُ الطَّعامِ ، وَقَد قالَ اللّهُ تَعالى : «وَ قُولُواْ لِلنَّاسِ حُسْنًا» (3). (4)
سنن الترمذي عن أبي سعيد الخدريّ :قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : مَن أَكَلَ طَيِّبا، وَعَمِلَ فِي سُنَّةٍ ، وَأَمِنَ النّاسُ بَوائِقَهُ (5)، دَخَلَ الجَنَّةَ . فَقالَ رَجُلٌ : يا رَسُولَ اللّهِ ، إِنَّ هَذا اليَومَ فِي النّاسِ لَكَثِيرٌ! قالَ : وَسَيَكُونُ فِي قُرُونٍ بَعدِي . (6)
.
1) .المعجم الكبير : ج ۱۱ ص ۱۱۶ ح ۱۱۳۰۰ عن ابن عبّاس ، تاريخ دمشق : ج ۳۰ ص ۹۷ ح ۶۰۹۹ عن أنس نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۵ ص ۸۴۵ ح ۴۳۳۶۲ .
2) .تاريخ بغداد : ج ۴ ص ۵۵ الرقم ۱۶۶۵ ، اُسد الغابة : ج ۶ ص ۲۸۴ الرقم ۶۲۵۵ ، كنز العمّال : ج ۱۶ ص ۴۷۲ ح ۴۵۵۰۳.
3) .البقرة : ۸۳ .
4) .تنبيه الخواطر : ج ۱ ص ۱۱۰ ؛ إحياء علوم الدين : ج ۳ ص ۱۷۹ ، المعجم الأوسط : ج ۵ ص ۲۸۴ ح ۵۳۲۵ عن جابر وليس فيه ذيله .
5) .بَوَائِقُه : أي غَوَائِلُه وشُرُورُه (النهاية : ج ۱ ص ۱۶۲ «بوق»).
6) .سنن الترمذي : ج ۴ ص ۶۶۹ ح ۲۵۲۰ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۱۱۷ ح ۷۰۷۳ ، المعجم الأوسط : ج ۴ ص ۲۵ ح ۳۵۲۰ ، شعب الإيمان : ج ۵ ص ۵۴ ح ۵۷۵۲ ، كنز العمّال : ج ۱۵ ص ۸۴۶ ح ۴۳۳۶۵ ؛ تنبيه الخواطر : ج ۱ ص ۸ .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :كسى كه روزه بگيرد ، كسى كه از بيمارى عيادت كند ، كسى كه جنازه اى را تشييع كند ، كسى كه همه اينها را در يك روز انجام دهد ، به بهشت مى رود.
تاريخ بغدادـ به نقل از ابو مسلم ، از مردى از اصحاب پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ: گفتم : اى پيامبر خدا ! به من عملى بياموز كه به سبب آن ، به بهشت روم. فرمود : «آيا مادرت زنده است؟ به او نيكى كن تا به بهشت نزديك باشى» . گفتم : من مادر ندارم. فرمود : «پس اطعام كن و سخن نيكو بگو» .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :گفتار خوش و اطعام كردن ، [دسترس به] بهشت را براى شما ميسّر مى سازد . خداى بلندمرتبه فرموده است : «و با مردم ، نيكو سخن بگوييد» .
سنن الترمذىـ به نقل از ابو سعيد خُدرى ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «هر كه حلال بخورد و به سنّت ، عمل كند و مردم از شرّ او در امان باشند ، به بهشت مى رود» . مردى گفت : اى پيامبر خدا ! اين ، امروز در مردم ، بسيار است! فرمود : «در نسل هاى پس از من هم خواهد بود».
.
الزهد لابن المبارك عن الحسن :قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : كُلُّكُم يُحِبُّ أَن يَدخُلَ الجَنَّةَ؟ قالُوا : نَعَم يا رَسُولَ اللّهِ ، قالَ : فَاقصُرُوا مِنَ الأَمَلِ ، وَثَبِّتُوا آجالَكُم بَينَ أَبصارِكُم ، وَاستَحيُوا مِنَ اللّهِ حَقَّ الحَياءِ . قالُوا : يا رَسُولَ اللّهِ ، كُلُّنا نَستَحِي مِنَ اللّهِ! قالَ : لَيسَ كَذلِكَ الحَياءُ مِن اللّهِ ، وَلَكِنَّ الحَياءَ مِنَ اللّهِ أَن لا تَنسَوُا المَقابِرَ وَالبِلى ، وَأَن لا تَنسَوُا الجَوفَ وَما وَعى ، وَأَن لا تَنسَوُا الرَّأسَ وَما احتَوى ، وَمَن يَشتَهِي كَرامَةَ الآخِرَةِ يَدَع زِينَةَ الدُّنيا ، هُنالِكَ استَحيى العَبدُ مِنَ اللّهِ ، وَهُنالِكَ أَصابَ وَلايَةَ اللّهِ عز و جل . (1)
الأمالي للطوسي عن أبي ذرٍّ :قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : يا أَبا ذَرٍّ ، أَتُحِبُّ أَن تَدخُلَ الجَنَّةَ؟ قُلتُ : نَعَم ، فِداكَ أَبِي . قالَ صلى الله عليه و آله : فَاقصُر مِنَ الأَمَلِ ، وَاجعَلِ المَوتَ نُصبَ عَينَيكَ ، وَاستَحِ مِنَ اللّهِ حَقَّ الحَياءِ . قالَ : قُلتُ : يا رَسُولَ اللّهِ ، كُلُّنا نَستَحِي مِنَ اللّهِ! قالَ : لَيسَ كَذلِكَ الحَياء ، وَلَكِنَّ الحياءَ مِنَ اللّهِ أَن لا تَنسَى المَقابِرَ وَالبِلى ، وَالجَوفَ وَما وَعى ، وَالرَّأسَ وَما حَوى. (2)
.
1) .الزهد لابن المبارك : ص ۱۰۷ ح ۳۱۷ ، حلية الأولياء : ج ۸ ص ۱۸۵ نحوه ، إحياء علوم الدين : ج ۴ ص ۶۶۰ وفيه صدره إلى «حقّ الحياء» ، كنز العمّال : ج ۱۵ ص ۹۳۸ ح ۴۳۶۱۱ ؛ تنبيه الخواطر : ج ۱ ص ۲۷۲ وفيه صدره إلى «حقّ الحياء».
2) .الأمالي للطوسي : ص ۵۳۴ ح ۱۱۶۲ ، مكارم الأخلاق : ج ۲ ص ۳۷۲ ح ۲۶۶۱ ، تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۵۹ ، أعلام الدين : ص ۱۹۷ ، بحار الأنوار : ج ۷۷ ص ۸۳ ح ۳.
الزهد ، ابن مباركـ به نقل از حسن ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «همه شما دوست داريد كه به بهشت برويد؟» . گفتند : آرى ، اى پيامبر خدا ! فرمود : «پس آرزو را كوتاه كنيد و مرگتان را در برابر ديدگان خود قرار دهيد و از خدا ، چنان كه بايد ، شرم بداريد». گفتند : اى پيامبر خدا ! همه ما از خدا شرم داريم . فرمود : «شرم داشتن از خدا ، نه چنين است ؛ بلكه شرم از خدا ، آن است كه گورها و پوسيده شدن را از ياد نبريد و نه شكم و آنچه را در آن جاى مى دهيد ، و نه سر و آنچه را در آن است ، از ياد نبريد . (1)كسى كه نعمت آخرت را مى خواهد ، زينت دنيا را وا مى نهد . اين جاست كه به راستى ، بنده از خدا شرم كرده است و اين جاست كه به ولايت خداوند عز و جل دست يافته است» .
الأمالى ، طوسىـ به نقل از ابو ذر ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «اى ابو ذر! آيا دوست دارى به بهشت بروى؟» . گفتم : آرى ، پدرم به فدايت ! فرمود : «پس ، آرزو كوتاه كن و مرگ را فرا چشم خود بدار و از خدا چنان كه بايد ، شرم كن». گفتم : اى پيامبر خدا ! همه ما از خدا شرم داريم . فرمود : «نه اين شرم ؛ بلكه شرم از خدا ، آن است كه گورستان و پوسيده شدن را ، و شكم و آنچه را در خود جاى مى دهد ، و سر و آنچه را در بر مى گيرد ، از ياد نبرى» .
.
1) .يعنى : مراقب خوراك و فكر و نيّت خود باشيد . حلال بخوريد و پاك بينديشيد.
دعائم الإسلام عن أبي ذرٍّ :كُنتُ عِندَ رَسُولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله فِي مَرَضِهِ الَّذِي قُبِضَ فِيهِ ، فَقالَ : اُدنُ مِنِّي يا أَباذَرٍّ أَستَنِد إِلَيكَ ، فَدَنَوتُ فَاستَنَدَ إِلى صَدرِي إِلى أَن دَخَلَ عَلِيٌ، فَقالَ لِي : قُم يا أَباذَرٍّ ؛ فَإِنَّ عَلِيّا أَحَقُّ بِهَذا مِنكَ . فَجَلَسَ عَلِيٌ فَأَسنَدَهُ إِلى صَدرِهِ ، ثُمَّ قالَ لِي : ها هُنا بَينَ يَدَيَ ، فَجَلَستُ بَينَ يَدَيهِ ، فَقالَ لِي : اِعقِدْ بِيَدِكَ ؛ مَن خُتِمَ لَهُ بِشَهادَةِ أَن لا إِلهَ إِلّا اللّهُ دَخَلَ الجَنَّةَ ، وَمَن خُتِمَ لَهُ بِإِطعامِ مِسكِينٍ دَخَلَ الجَنَّةَ ، وَمَن خُتِمَ لَهُ بِحَجَّةٍ دَخَلَ الجَنَّةَ ، وَمَن خُتِمَ لَهُ بِعُمرَةٍ دَخَلَ الجَنَّةَ ، وَمَن خُتِمَ لَهُ بِجِهادٍ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلَو قَدرَ فُواقِ ناقَةٍ دَخَلَ الجَنَّةَ . (1)
رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن خَتَمَ اللّهُ (بِهِ) بِصَومِ يَومٍ أَرادَ بِهِ اللّهَ تَعالَى أَدخَلَهُ اللّهُ الجَنَّةَ ، وَمَن أَطعَمَ جائِعا أَرادَ بِهِ اللّهَ تَعالَى أَدخَلَهُ اللّهُ الجَنَّةَ ، وَمَن كَسا عارِيا أَرادَ بِهِ اللّهَ أَدخَلَهُ اللّهُ الجَنَّةَ . (2)
عنه صلى الله عليه و آله :يا حُذَيفَةُ ، مَن خُتِمَ لَهُ بِشَهادَةِ أَن لا إِلهَ إِلّا اللّهُ صادِقا دَخَلَ الجَنَّةَ . يا حُذَيفَةُ ، وَمَن خُتِمَ لَهُ بِصَومِ يَومٍ يَبتَغِي بِهِ وَجهَ اللّهِ دَخَلَ الجَنَّةَ . يا حُذَيفَةُ ، مَن خُتِمَ لَهُ عِندَ المَوتِ بِإِطعامِ مِسكِينٍ يَبتَغِي بِهِ وَجهَ اللّهِ دَخَلَ الجَنَّةَ . (3)
عنه صلى الله عليه و آله :يا أَيُّها النّاسُ! أَفشُوا السَّلامَ ، وَأَطعِمُوا الطَّعامَ ، وَصِلُوا الأَرحامَ ، وَصَلُّوا بِاللَّيلِ وَالنّاسُ نِيامٌ ، تَدخُلُوا الجَنَّةَ بِسَلامٍ . (4)
.
1) .دعائم الإسلام : ج ۱ ص ۲۱۹ ، الجعفريّات : ص ۲۱۲ نحوه ، بحار الأنوار : ج ۸۲ ص ۱۶۷ ح ۲.
2) .تاريخ دمشق : ج ۱۲ ص ۲۷۰ ح ۲۹۴۳ عن حذيفة ، كنز العمّال : ج ۱۶ ص ۲۳۳ ح ۴۲۲۷۹.
3) .الأسماء والصفات : ج ۲ ص ۸۶ ح ۶۵۲ عن حذيفة ، الدرّ المنثور : ج ۷ ص ۴۹۴.
4) .سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۱۰۸۳ ح ۳۲۵۱ ، سنن الدارمي : ج ۱ ص ۳۶۳ ح ۱۴۳۲ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۳ ص ۱۴ ح ۴۲۸۳ ، السنن الكبرى : ج ۲ ص ۷۰۶ ح ۴۶۴۷ كلّها عن عبد اللّه بن سلام ، مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۱۵۱ ح ۷۹۳۷ نحوه .
دعائم الإسلامـ به نقل از ابو ذر ـ: در بيمارى اى كه به فوت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله انجاميد ، در محضر ايشان بودم . فرمود : «نزديك من بيا ـ اى ابو ذر ـ تا به تو تكيه دهم» . من نزديك رفتم . پيامبر صلى الله عليه و آله بر سينه ام تكيه داد تا آن كه على عليه السلام وارد شد . پيامبر صلى الله عليه و آله به من فرمود : «برخيز ـ اى ابو ذر ـ ؛ چرا كه على به اين كار از تو سزاوارتر است» . پس ، على عليه السلام نشست و پيامبر صلى الله عليه و آله را به سينه خود ، تكيه داد . آن گاه پيامبر صلى الله عليه و آله به من فرمود : «اين جا ، رو به روى من [ بنشين ]» ، و من ، رو به روى ايشان نشستم . ايشان به من فرمود : «با دستت بشمار . هر كه عمرش (ديوان عملش) به شهادت لا إله إلّا اللّه ختم شود ، به بهشت مى رود . هر كه عمرش به غذا دادن به مستمندى ختم شود ، به بهشت مى رود . هر كه عمرش به حج ختم شود ، به بهشت مى رود . هر كه عمرش به عُمره ختم شود ، به بهشت مى رود . هر كه عمرش به جهاد در راه خدا ـ اگرچه به اندازه فاصله دو دوشيدن شتر باشد ـ ، ختم شود ، به بهشت مى رود» .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس خداوند ، عمر ( ديوان عمل ) او را با روزه اى كه نيّتش از آنِ خداى بلندمرتبه باشد ، ختم كند ، او را به بهشت مى برد ، و هر كس گرسنه اى را سير كند و نيّتش از آنِ خداى بلندمرتبه باشد ، خداوند ، او را به بهشت مى برد ، و هر كس برهنه اى را بپوشاند و نيّتش از آنِ خدا باشد ، خداوند ، او را به بهشت مى برد.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اى حذيفه! هر كس عمرش با شهادت راستين «لا إله إلّا اللّه » پايان پذيرد ، به بهشت مى رود . اى حذيفه ! هر كس عمرش به روزه اى كه براى جلب توجّه خدا گرفته باشد ، پايان پذيرد ، به بهشت مى رود . اى حذيفه! هر كس عمرش با غذا دادن به مستمندى براى رضاى خداوند ختم شود ، به بهشت مى رود.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اى مردم! سلام كردن را رواج دهيد و مردم را اطعام كنيد و صله ارحام به جا آوريد و شب ، هنگامى كه مردم غنوده اند ، نماز بخوانيد تا به سلامت ، وارد بهشت شويد.
.
عنه صلى الله عليه و آله :اُعبُدُوا الرَّحمنَ ، وَأَطعِمُوا الطَّعامَ ، وَأَفشُوا السَّلامَ ، تَدخُلُوا الجَنَّةَ بِسَلامٍ . (1)
الإمام عليّ عليه السلام :صاحِبِ الحُكَماءَ ، وَجالِسِ الحُلَماءَ ، وَأَعرِض عَنِ الدُّنيا ، تَسكُن جَنَّةَ المَأوى . (2)
عنه عليه السلام :لا تَغضَبُوا وَلا تُغضِبُوا ، أَفشُوا السَّلامَ ، وَأَطِيبُوا الكَلامَ ، وَصَلُّوا بِاللَّيلِ وَالنّاسُ نِيامٌ ، تَدخُلُوا الجَنَّةَ بِسَلامٍ . (3)
الإمام زين العابدين عليه السلام :إِذا كانَ يَومُ القِيامَةِ جَمَعَ اللّهُ تَبارَكَ وَتَعالى الأَوَّلِينَ وَالآخِرِينَ فِي صَعِيدٍ واحِدٍ ، ثُمَّ يُنادِي مُنادٍ : أَينَ أَهلُ الفَضلِ؟ قالَ : فَيَقُومُ عُنُقٌ (4)مِنَ النّاسِ ، فَتَلَقَّاهُمُ المَلائِكَةُ ، فَيَقُولُونَ : وَما كانَ فَضلُكُم؟ فَيَقُولُونَ : كُنَّا نَصِلُ مَن قَطَعَنا، وَنُعطِي مَن حَرَمَنا ، وَنَعفُو عَمَّن ظَلَمَنا . قالَ : فَيُقالُ لَهُم : صَدَقتُم اُدخُلُوا الجَنَّةَ . (5)
الإمام الصادق عليه السلام :جَمَعَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله بَنِي عَبدِ المُطَّلِب، فَقالَ : يا بَنِي عَبدِ المُطَّلِب، أَفشُوا السَّلامَ ، وَصِلُوا الأَرحامَ ، وَتَهَجَّدُوا وَالنّاسُ نِيامٌ ، وَأَطعِمُوا الطَّعامَ ، وَأَطِيبُوا الكَلامَ ، تَدخُلُوا الجَنَّةَ بِسلامٍ . (6)
.
1) .سنن الترمذي : ج ۴ ص ۲۸۷ ح ۱۸۵۵ ، الأدب المفرد : ص ۲۹۱ ح ۹۸۱ سنن الدارمي : ج ۱ ص ۵۴۲ ح ۲۰۰۸ ، مسند ابن حنبل : ج ۲ ص ۵۷۷ ح ۶۵۹۸ ، صحيح ابن حبّان : ج ۲ ص ۲۴۲ ح ۴۸۹ كلّها عن عبد اللّه بن عمرو وفي الأربعة الأخيرة «الجنان» بدل «الجنّة بسلام» ، كنز العمّال : ج ۱۵ ص ۸۲۶ ح ۴۳۲۸۵ .
2) .غرر الحكم : ح ۵۸۳۸ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۳۰۱ ح ۵۳۴۵ .
3) .الكافي : ج ۲ ص ۶۴۵ ح ۷ عن ابن القدّاح عن الإمام الصادق عليه السلام ، مشكاة الأنوار : ص ۳۴۵ ح ۱۱۰۵ عن الإمام الباقر عليه السلام وفيه «كان عليّ عليه السلام يقول : . . .» ، تحف العقول : ص ۲۰۴ وليس فيه ذيله من «وصلّوا . . .» .
4) .عُنُقٌ : جَمَاعَة (النهاية : ج ۳ ص ۳۱۰ «عنق»).
5) .الكافي : ج ۲ ص ۱۰۷ ح ۴ ، الزهد للحسين بن سعيد : ص ۹۳ ح ۲۵۰ كلاهما عن أبي حمزة الثمالي ، بحار الأنوار : ج ۷۱ ص ۴۰۰ ح ۴.
6) .المحاسن : ج ۲ ص ۱۴۲ ح ۱۳۶۷ عن سماعة بن مهران ، تاريخ اليعقوبي : ج ۲ ص ۹۲ ، دعائم الإسلام : ج ۱ ص ۲۱۱ نحوه ، بحار الأنوار : ج ۷۴ ص ۳۶۰ ح ۵ .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خداى مهربان را بپرستيد ، اطعام كنيد و سلام كردن را رواج دهيد تا به سلامت به بهشت وارد شويد .
امام على عليه السلام :با دانايان ، يار شو و با بردباران ( / خردمندان ) همنشينى كن و از دنيا روى بگردان تا در بهشت مَأوا ، سُكنا گزينى.
امام على عليه السلام :خشمگين نشويد و خشمگين مسازيد ، سلام كردن را رواج دهيد ، سخن خوش بگوييد و شب ، هنگامى كه مردم خفته اند ، نماز بخوانيد تا به سلامت به بهشت وارد شويد .
امام زين العابدين عليه السلام :چون روز قيامت شود ، خداى بزرگ و والا ، اوّلين و آخرين انسان ها را در يك بيابان ، گرد مى آورد . سپس آواز دهنده اى آواز مى دهد كه : اهل بخشش كجايند؟ پس ، گروهى از مردم بر مى خيزند . فرشتگان به استقبالشان مى روند و مى گويند : بخشش شما ، چه بوده است ؟ مى گويند : ما با كسى كه از ما مى بُريد ، پيوند برقرار مى كرديم و به كسى كه از ما دريغ مى ورزيد ، عطا مى كرديم و از كسى كه به ما ستم مى كرد ، گذشت مى كرديم . پس به ايشان گفته مى شود : راست گفتيد . به بهشت وارد شويد .
امام صادق عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ، فرزندان عبد المطّلب را جمع كرد و سپس فرمود : «اى فرزندان عبد المطّلب! سلام كردن را رواج دهيد و صله رحم به جا آوريد و شب كه مردم خفته اند ، به عبادت بپردازيد و اطعام كنيد و سخن خوش بگوييد تا به سلامت ، وارد بهشت شويد» .
.
عنه عليه السلام :مَن لَم يَغتَب فَلَهُ الجَنَّةُ ، وَمَن لَم يَغضَب فَلَهُ الجَنَّةُ ، وَمَن لَم يَحسُد فَلَهُ الجَنَّةُ . (1)
كنز العمّال عن عبد الرحمن بن عبد اللّه بن عتبة بن مسعود :قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : إِنَّ مِنَ الصَّدَقَةِ أَن تُعتِقَ النَّسَمَةَ ، وَتَفُكَّ الرَّقَبَةَ . قالَ قائِلٌ : أَوَلَيسَتا واحِدَةً؟ قالَ : لا، عِتقُها أَن تُعتِقَها، وَفَكاكُها أَن تُعِينَ فِي ثَمَنِها. قالَ : أَفَرَأَيتَ إِن لَم أَستَطِع ذَلِكَ؟ قالَ : تُطعِمُ جائِعا، أَو تَسقِي ظَمآنا. قالَ : فَإِن لَم أَستَطِع؟ قالَ : تَأمُرُ بِالمَعرُوفِ وَتَنهى عَنِ المُنكَرِ . قالَ : فَإِن لَم أَستَطِع؟ قالَ : مِنحَةٌ (2)وَكُوفٌ، (3)وَعَطفَةٌ عَلى ذِي رَحِمٍ . قالَ : فَإِن لَم أَستَطِع؟ قالَ : تَكُفُّ عَنِ النّاسِ أَذاكَ . (4)
مسند ابن حنبل عن البراء بن عازب :جاءَ أَعرابِيٌ إِلَى النَّبِيِ صلى الله عليه و آله فَقالَ : يا رَسُولَ اللّهِ ، عَلِّمنِي عَمَلاً يُدخِلُنِي الجَنَّةَ ، فَقالَ : لَئِن كُنتَ أَقصَرتَ الخُطبَةَ لَقَد أَعرَضتَ المَسأَلَةَ ؛ أَعتِقِ النَّسَمَةَ وَفُكَّ الرَّقَبَةَ . فَقالَ : يا رَسُولَ اللّهِ ، أَوَلَيسَتا بِواحِدَةٍ ؟ قالَ : لا، إِنَّ عِتقَ النَّسَمَةِ أَن تَفَرَّدَ بِعِتقِها، وَفَكَّ الرَّقَبَةِ أَن تُعِينَ فِي عِتقِها. وَالمِنحَةُ الوَكُوفُ ، وَالفَيءُ عَلى ذِي الرَّحِمِ الظّالِمِ ، فَإِن لَم تُطِق ذَلِكَ فَأَطعِمِ الجائِعَ ، وَاسقِ الظَّمآنَ ، وَأْمُر بِالمَعرُوفِ ، وَانهَ عَنِ المُنكَرِ ، فَإِن لَم تُطِق ذَلِكَ ، فَكُفَّ لِسانَكَ إِلّا مِنَ الخَيرِ . (5)
.
1) .جامع الأخبار : ص ۴۵۳ ح ۱۲۷۶ ، بحار الأنوار : ج ۷۳ ص ۲۶۵ ح ۱۵.
2) .المِنْحَة ـ هنا ـ : أن يعطيه ناقةً أو شاةً ينتفع بلبنها ويُعيدها (النهاية : ج ۴ ص ۳۶۴ «منح»).
3) .الوكوف : غزيرة اللبن (النهاية : ج ۵ ص ۲۲۰ «وكف»).
4) .كنز العمّال : ج ۶ ص ۴۳۷ ح ۱۶۴۳۰ نقلاً عن مكارم الأخلاق للخرائطي .
5) .مسند ابن حنبل : ج ۶ ص ۴۳۶ ح ۱۸۶۷۰ ، الأدب المفرد : ص ۳۴ ح ۶۹ ، صحيح ابن حبّان : ج ۲ ص ۹۸ ح ۳۷۴ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۲ ص ۲۳۶ ح ۲۸۶۱ ، السنن الكبرى : ج ۱۰ ص ۴۶۱ ح ۲۱۳۱۳ كلّها نحوه ، كنز العمّال : ج ۶ ص ۴۳۸ ح ۱۶۴۳۱ ؛ مجمع البيان : ج ۱۰ ص ۷۵۰ وراجع : تنبيه الخواطر : ج ۱ ص ۱۰۵.
امام صادق عليه السلام :كسى كه غيبت نكند ، به بهشت مى رود . كسى كه خشم نگيرد ، به بهشت مى رود و كسى كه حسادت نورزد ، به بهشت مى رود.
كنز العمّالـ به نقل از عبد الرحمان بن عبد اللّه بن عتبة بن مسعود ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «از صدقه ، آن است كه جان ، آزاد كنى و گردن ، باز كنى» . گوينده اى گفت : آيا اين دو ، يكى نيستند؟ فرمود : «نه . اوّلى ، آزاد كردن بنده است و دومى ، كمك كردن در پرداخت بهاى [ آزاد كردن ] اوست» . گوينده گفت : اگر نتوانستم اين كارها را انجام دهم ، چه كنم ؟ فرمود : «گرسنه اى را سير مى كنى ، يا تشنه اى را آب مى دهى» . گوينده گفت : اگر نتوانستم؟ فرمود : «امر به معروف و نهى از منكر مى كنى» . گفت : اگر نتوانستم؟ فرمود : «عاريت دادن حيوانى پرشير (1)و مهرورزى با يك خويشاوند [، صدقه توست]». گفت : اگر باز هم نتوانستم؟ فرمود : «آزار خويش را از مردم باز مى دارى» . (2)
مسند ابن حنبلـ به نقل از براء بن عازب ـ: باديه نشينى خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت : اى پيامبر خدا ! كارى به من بياموز كه مرا به بهشت بَرَد . فرمود : «سؤالى كوتاه ، ولى مهم پرسيدى . جان ، آزاد كن و گردن بگشاى» . باديه نشين گفت : اى پيامبر خدا ! مگر اين دو ، يكى نيستند ؟ فرمود : «نه . آزاد كردن جان ، آن است كه خودت به تنهايى ، بنده اى را آزاد كنى و گشودن گردن ، آن است كه در آزاد كردن بنده ، كمك [ مالى ]نمايى. نيز حيوانى پرشير را عاريت بده و به خويشاوند ستمگر ، نيكى كن . اگر توان اينها را نداشتى ، گرسنه اى را غذا و تشنه اى را آب بده و امر به معروف و نهى از منكر كن و اگر توان اين كارها را هم نداشتى ، زبانت را جز از خوبى فرو بند » .
.
صحيح مسلم عن جابر :أَتَى النَّبِيَ صلى الله عليه و آله النُّعمانُ بنُ قَوقَلٍ فَقالَ : يا رَسُولَ اللّهِ ، أَرَأَيتَ إِذ صَلَّيتُ المَكتُوبَةَ ، وَحَرَّمتُ الحَرامَ ، وَأَحلَلتُ الحَلالَ ، أَأَدخُلُ الجَنَّةَ؟ فَقالَ النَّبِيُ صلى الله عليه و آله : نَعَم. (1)
تاريخ دمشق عن أبي هريرة :سَمِعتُ رَسُولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقُولُ : أَلا نُحَدِّثُكُم بِما يُدخِلُكُمُ الجَنَّةَ؟ قالُوا : بَلى ، قالَ : ضَربٌ بِالسَّيفِ ، وَطَعامُ الضَّيفِ ، وَاهتِمامٌ بِمَواقِيتِ الصَّلاةِ ، وَإِسباغُ الطُّهُورِ فِي اللَّيلَةِ القَرَّةِ (2)، وَإِطعامُ الطَّعامِ عَلى حُبِّهِ . (3)
المعجم الكبير عن كعب بن عجرة :قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : أَلا أُخبِرُكُم بِرِجالِكُم مِن أَهلِ الجَنَّةِ؟ قالُوا : بَلى يا رَسُولَ اللّهِ ، قالَ : النَّبِيُ فِي الجَنَّةِ ، وَالشَّهِيدُ فِي الجَنَّةِ ، وَالصِّدِّيقُ فِي الجَنَّةِ ، وَالمَولُودُ فِي الجَنَّةِ ، وَالرُّجُلُ يَزُورُ أَخاهُ فِي جانِبِ المِصرِ فِي الجَنَّةِ . أَلا أُخبِرُكُم بِنِسائِكُم مِن أَهلِ الجَنَّةِ؟ قالُوا : بَلى يا رَسُولَ اللّهِ ، قالَ : الوَدُودُ الوَلُودُ ، الَّتِي إِن ظَلَمَت أَو ظُلِمَت قالَت : هَذِهِ ناصِيَتِي بِيَدِكَ ، لا أَذُوقُ غَمضا (4)حَتّى تَرضى . (5)
.
1) .صحيح مسلم : ج ۱ ص ۴۴ ح ۱۶ ، السنن الكبرى : ج ۱۰ ص ۱۵ ح ۱۹۷۰۵ ، مسند أبي يعلى : ج ۲ ص ۳۶۷ ح ۱۹۳۶ ، مسند ابن حنبل : ج ۵ ص ۱۱۸ ح ۱۴۷۵۳ ، المعجم الأوسط : ج ۸ ص ۲۸ ح ۷۸۶۰ كلاهما نحوه.
2) .لَيلَةٌ قَرَّة : أي باردة (النهاية : ج ۴ ص ۳۸ «قرر»).
3) .تاريخ دمشق : ج ۳۷ ص ۲۹۱ ح ۷۴۹۷ ، كنز العمّال : ج ۱۵ ص ۸۸۴ ح ۴۳۵۰۴ .
4) .يقال : مَا اكْتَحَلْتُ غُمْضَا : أي ما نُمت، وما اغتَمَضَتْ عيناي (الصحاح : ج ۳ ص ۱۰۹۶ «غمض»).
5) .المعجم الكبير : ج ۱۹ ص ۱۴۰ ح ۳۰۷ ، المعجم الأوسط : ج ۶ ص ۱۱ ح ۵۶۴۸ ، تاريخ دمشق : ج ۵ ص ۳۶۱ ح ۱۲۹۰ عن ابن عبّاس وكلاهما نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۵ ص ۸۸۴ ح ۴۳۵۰۵.
صحيح مسلمـ به نقل از جابر ـ: نعمان بن قَوقَل نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت : اى پيامبر خدا ! آيا اگر نمازهاى واجب را بخوانم و حرام و حلال را رعايت كنم ، به بهشت مى روم؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «آرى» .
تاريخ دمشقـ به نقل از ابو هريره ـ: از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مى فرمايد : «آيا از آنچه شما را به بهشت مى برد ، برايتان نگويم؟» . ياران گفتند : چرا . فرمود : «شمشير زدن [ در راه خدا ] ، پذيرايى از ميهمان ، اهتمام ورزيدن به اوقات نماز ، وضوى كامل گرفتن در شب سرد و اطعام كردن به عشق خدا» .
المعجم الكبيرـ به نقل از كعب بن عُجره ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «آيا شما را از مردان بهشتى تان خبر ندهم؟» . گفتند : چرا ، اى پيامبر خدا ! فرمود : «پيامبر در بهشت است ، شهيد در بهشت است ، صدّيق (راستْ دين) در بهشت است ، نوزاد در بهشت است ، و مردى كه در گوشه شهر به ديدار برادرش مى رود ، در بهشت است. آيا شما را از زنان بهشتى تان خبر ندهم؟» . گفتند : چرا ، اى پيامبر خدا ! فرمود : «زن مهربان زايايى كه هر گاه ستم كند ، يا به او ستم شود ، [ به شوهرش ] مى گويد : اختيارم در كف توست ، مزه خواب را نمى چشم تا از من راضى شوى» .
.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله :يَكفِيكُم مِنَ العِظَةِ ذِكرُ المَوتِ ، وَيَكفِيكُم مِنَ التَّفَكُّرِ ذِكرُ الآخِرَةِ ، وَيَكفِيكُم مِنَ العِبادَةِ الوَرَعُ ، وَيَكفِيكُم مِنَ الاستِغفارِ تَركُ الذُّنُوبِ ، وَيَكفِيكُم مِنَ الدُّعاءِ النَّصِيحَةُ . مَن كانَ فِيهِ مِن هَذِهِ الخِصالِ واحِدَةٌ دَخَلَ الجَنَّةَ مَعَ أَوَّلِ زُمرَةٍ مِنَ الأَنبِياءِ . (1)
السّنن الكبرى عن كدير الضبيّ :إِنَّ رَجُلاً أَعرابِيّا أَتَى رَسُولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَقالَ : أَخبِرنِي بِعَمَلٍ يُقَرِّبُنِي مِن طاعَتِهِ وَيُباعِدُنِي مِنَ النّارِ ، قالَ : أَوَهُما أعمَلَتاكَ (2)؟ قالَ : نَعَم، قالَ : تَقُولُ العَدلَ ، وَتُعطِي الفَضلَ . قالَ : وَاللّهِ ما أَستَطِيعُ أَن أَقُولَ العَدْلَ كُلَّ ساعَةٍ ، وَما أَستَطِيعُ أَن أُعطِيَ فَضلَ مالِي! قالَ : فَتُطعِمُ الطَّعامَ ، وَتُفشِي السَّلامَ . قالَ : هَذِهِ أَيضا شَدِيدَةٌ! قالَ : فَهَل لَكَ إِبِلٌ؟ قالَ : نَعَم ، قالَ : فَانظُر بَعِيرا مِن إِبِلِكَ وَسِقاءً ثُمَّ اعمِد إِلى أَهلِ أَبياتٍ لا يَشرَبُونَ الماءَ إِلّا غِبّا (3)فَاسقِهِم ، فَلَعَلَّكَ أَن لا يَهلِكَ بَعِيرُكَ ، وَلا يَنخَرِقَ سقاؤُكَ حَتّى تَجِبَ لَكَ الجَنَّةُ . قالَ : فَانطَلَقَ الأَعرابِيُ يُكَبِّرُ . قالَ : فَما انخَرَقَ سقاؤُهُ ، وَلا هَلَكَ بَعِيرُهُ حَتَّى قُتِلَ شَهِيدا. (4)
الإمام الصادق عليه السلام :قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله لِرَجُلٍ أَتاهُ : أَلا أَدُلُّكَ عَلى أَمرٍ يُدخِلُكَ اللّهُ بِهِ الجَنَّةَ؟ قالَ : بَلى يا رَسُولَ اللّهِ . قالَ : أَنِل مِمّا أَنالَكَ اللّهُ . قالَ : فَإِن كُنتُ أَحوَجَ مِمَّن أُنِيلُهُ؟ قالَ : فَانصُرِ المَظلُومَ . قالَ : وَإِن كُنتُ أَضعَفَ مِمَّن أَنصُرُهُ؟ قالَ : فَاصنَع لِلأَخرَقِ (5)ـ يَعنِي أَشِر عَلَيهِ ـ . قالَ : فَإِن كُنتُ أَخرَقَ مِمَّن أَصنَعُ لَهُ؟ قالَ : فاصمت لِسانَكَ إِلّا مِن خَيرٍ ؛ أَما يَسُرُّكَ أَن تَكُونَ فِيكَ خَصلَةٌ مِن هَذِهِ الخِصالِ تَجُرّكَ إِلَى الجَنَّةِ؟ (6)
.
1) .جامع الأخبار : ص ۳۵۹ ح ۱۰۰۰ ؛ الفردوس : ج ۵ ص ۵۴۳ ح ۹۰۳۸ عن أسماء وفيه «النفل» بدل «التفكّر».
2) .أعمَلَ ذِهنَهُ : إذا دبَّرَهُ بِفَهمِه (تاج العروس : ج ۱۵ ص ۵۲۲ «عمل») .
3) .الغِبُّ : من أوراد الإبل ، أن تَرِدَ الماء يوما وتَدَعَهُ يوما (النهاية : ج ۳ ص ۳۳۶ «غبب») .
4) .السنن الكبرى : ج ۴ ص ۳۱۲ ح ۷۸۰۹ ، المعجم الكبير : ج ۱۹ ص ۱۸۸ ح ۴۲۲ ، المصنّف لعبد الرزّاق : ج ۱۰ ص ۴۵۶ ح ۱۹۶۹۱ ، حلية الأولياء : ج ۴ ص ۳۴۶ عن كريز الضبّي .
5) .الأخرق : الجاهل بما يجب أن يعمله ولم يكن في يديه صنعة يكتسب بها (النهاية : ج ۲ ص ۲۶ «خرق»).
6) .الكافي : ج ۲ ص ۱۱۳ ح ۵ ، تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۱۸۹ كلاهما عن هشام بن سالم ، بحار الأنوار : ج ۷۱ ص ۲۹۶ ح ۶۹ .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بهترين اندرز برايتان ياد مرگ است . بهترين تفكّر برايتان به ياد آخرت بودن است . بهترين عبادت برايتان پارسايى است . بهترين استغفار برايتان ترك گناه است و بهترين دعا برايتان خيرخواهى است . كسى كه از اين خصلت ها در او باشد ، با نخستين گروه از پيامبران به بهشت وارد خواهد شد .
السنن الكبرىـ به نقل از كدير ضَبّى ـ: مردى بيابان نشين نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آمد و گفت : مرا از كارى خبر ده كه به طاعت خدا نزديكم كند و از آتش ، دورم گرداند . فرمود : «آيا اين دو ، ذهنت را به خود مشغول ساخته اند ؟» . باديه نشين گفت : آرى . فرمود : «حق را بگو و افزون [ دارايى ات ] را ببخش» . مرد گفت : به خدا سوگند كه نمى توانم هر لحظه حق بگويم و نمى توانم فزونىِ دارايى ام را ببخشم! فرمود : «پس ، اطعام كن و به همگان سلام ده» . مرد گفت : اينها نيز دشوارند . فرمود : «آيا شتر دارى؟» . مرد گفت : آرى . فرمود : «شترى از شترهايت را با مَشكى بردار و به ميان چادرنشينانى برو كه يك روز در ميان ، آب مى نوشند و به آنها آب بنوشان . اميد كه شترت نميرد و مَشكت پاره نشود تا اين كه بهشت بر تو واجب گردد». مرد بيابان نشين ، تكبيرگويان رفت. مَشك او پاره نشد و شترش نمُرد تا آن كه به شهادت رسيد.
امام صادق عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به مردى كه نزد ايشان آمد ، فرمود : «آيا تو را به كارى راه نمايى نكنم كه خداوند به سبب آن ، تو را به بهشت بَرَد؟» . مرد گفت : چرا ، اى پيامبر خدا! فرمود : «از آنچه خدا به تو بخشيده است ، ببخش» . مرد گفت : اگر خودم از كسى كه به او مى بخشم ، محتاج تر بودم؟ فرمود : «ستم ديده اى را يارى رسان» . گفت : اگر خودم از كسى كه يارى اش مى رسانم ، ناتوان تر بودم؟ فرمود : «به آن كه حرفه اى نمى داند ، مهارتى بياموز ؛ يعنى كارى يادش بده [كه بتواند نان در بياورد]» . گفت : اگر خودم از او ناآشناتر بودم؟ فرمود : «زبانت را جز از خوبى فرو بند . آيا دوست ندارى كه يكى از اين خصلت ها در تو باشد و تو را به بهشت بكشاند؟» .
.
السّنن الكبرى عن شعبة :أَتى رَجُلٌ النَّبِيَ صلى الله عليه و آله فَقالَ : يا رَسُولَ اللّهِ ، أَخبِرنِي بِعَمَلٍ يُدخِلُنِي الجَنَّةَ . قالَ : قُلِ العَدلَ وَأَعطِ الفَضلَ . قالَ : فَإِن لَم أُطِق ذَاكَ؟ قالَ : فَأَطعِمِ الطَّعامَ وَأَفشِ السَّلامَ . قالَ : فإِن لَم أُطِق ذَاكَ ـ أَو أَستَطِع ذَاكَ ـ ؟ قالَ : فَهَل لَكَ مِن إِبِلٍ؟ قالَ : نَعَم ، [قالَ :] (1)فَانظُر بَعِيرا مِن إِبِلِكَ وَسِقاءً وَانظُر أَهلَ بَيتٍ لا يَشرَبُونَ الماءَ إِلّا غِبّا فَاسقِهِم، فَإِنَّكَ لَعَلَّكَ أَن لا يَنفُقَ (2)بَعِيرُكَ وَلا يَنخَرِقَ سِقاؤُكَ حَتّى تَجِبَ لَكَ الجَنَّةُ . (3)
الإمام الصادق عليه السلام :مَن أَرادَ أَن يُدخِلَهُ اللّهُ عز و جل فِي رَحمَتِهِ ، وَيُسكِنَهُ جَنَّتَهُ ، فَليُحَسِّن خُلُقَهُ ، وَليُعطِ النَّصَفَةَ مِن نَفسِهِ ، وَليَرحَمِ اليَتِيمَ ، وَليُعِنِ الضَّعِيفَ ، وَليَتَواضَع للّهِِ الَّذِي خَلَقَهُ . (4)
.
1) .ما بين المعقوفين إضافة منّا يقتضيها السياق وقد سقطت من المصدر.
2) .نَفَقَ : ماتَ (لسان العرب : ج ۱۰ ص ۳۵۷ «نفق»).
3) .السنن الكبرى : ج ۱۰ ص ۲۶۷ ح ۲۰۵۹۳ ، مسند الطيالسي : ص ۱۹۴ ح ۱۳۶۱ ، اُسد الغابة : ج ۴ ص ۴۳۸ الرقم ۴۴۳۹ ، تاريخ بغداد : ج ۱۳ ص ۴۵۶ الرقم ۷۳۰۳ كلّها عن كدير الضبّي .
4) .الأمالي للصدوق : ص ۴۷۳ ح ۶۳۶ ، الأمالي للطوسي : ص ۴۳۲ ح ۹۶۸ نحوه وكلاهما عن عليّ بن ميمون الصائغ، روضة الواعظين : ص ۴۱۳ ، بحار الأنوار : ج ۶۹ ص ۳۷۰ ح ۱۲.
السنن الكبرىـ به نقل از شعبه ـ: مردى خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت : اى پيامبر خدا ! مرا از كارى خبر ده كه مرا به بهشت بَرد . فرمود : «حق را بگو و زيادى [ مال خود ] را ببخش» . مرد گفت : اگر از عهده اين كارها بر نيامدم؟ فرمود : «خوراك بخوران و به همگان سلام كن» . گفت : اگر نتوانستم؟ فرمود : «آيا شتر دارى؟» . گفت : آرى . فرمود : «شترت را با مَشكى بردار و ببين چه خانواده اى ، يك روز در ميان ، آب دارند . به آنها آب بده . در اين صورت ، اميد است كه شترت نميرد و مَشكت پاره نشود تا آن كه بهشت بر تو واجب شود» .
امام صادق عليه السلام :هر كه مى خواهد خداوند عز و جل او را در رحمت خويش وارد كند و در بهشت خود ، جاى دهد ، بايد اخلاقش را نيكو گرداند و انصاف ، پيشه كند و بر يتيم ، رحم آورد و به ناتوان ، يارى رساند و در برابر خدايى كه او را آفريده است ، فروتن باشد .
.
عنه عليه السلام :لا تَجتَمِعُ الرَّغبَةُ وَالرَّهبَةُ فِي قَلبٍ إِلَا وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ ، فَإِذا صَلَّيتَ فَأَقبِل بِقَلبِكَ عَلَى اللّهِ عز و جل ، فَإِنَّهُ لَيسَ مِن عَبدٍ مُؤمِنٍ يُقبِلُ بِقَلبِهِ عَلَى اللّهِ عز و جلفِي صَلاتِهِ وَدُعائِهِ إِلّا أَقبَلَ اللّهُ عز و جلعَلَيهِ بِقُلُوبِ المُؤمِنِينَ إِلَيهِ ، وَأَيَّدَهُ مَعَ مَوَدَّتِهِم إِيّاهُ بِالجَنَّةِ . (1)
عنه عليه السلام :إِيّاكُم وَالكَسَلَ! إِنَّ رَبَّكُم رَحِيمٌ ، يَشكُرُ القَلِيلَ ، إِنَّ الرَّجُلَ لَيُصَلِّي الرَّكعَتَينِ تَطَوُّعا يُرِيدُ بِهِما وَجهَ اللّهِ فَيُدخِلُهُ اللّهُ بِهِما الجَنَّةَ ، وَإِنَّهُ لَيَتَصَدَّقُ بِالدِّرهَمِ تَطَوُّعا يُرِيدُ بِهِ وَجهَ اللّهِ فَيُدخِلُهُ اللّهُ بِهِ الجَنَّةَ ، وَإِنَّهُ لَيَصُومُ اليَومَ تَطَوُّعا يُرِيدُ بِهِ وَجهَ اللّهِ فَيُدخِلُهُ اللّهُ بِهِ الجَنَّةَ . (2)
معدن الجواهر :قالَ الصّادِقُ عليه السلام لِسُفيانَ الثَّورِيِ : يا سُفيانُ ، خَصلَتانِ مَن لَزِمَهُما دَخَلَ الجَنَّةَ ، قالَ : وَما هُما يَابنَ رَسُولِ اللّهِ؟ قالَ : احتِمالُ ما يَكرَهُ إِذا أَحَبَّهُ اللّهُ ، وَتَركُ ما يُحِبُّ إِذا أَبغَضَهُ اللّهُ ، فَاعمَل بِهِما وَأَنا شَرِيكُكَ . (3)
الإمام عليّ عليه السلام :قالَ رَجُلٌ لِلنَّبِيِ صلى الله عليه و آله : يا رَسُولَ اللّهِ ، عَلِّمنِي عَمَلاً لا يُحالُ بَينَهُ وَبَينَ الجَنَّةِ . قالَ : لا تَغضَب وَلا تَسأَلِ النّاسَ شَيئا ، وَارضَ لِلنّاسِ ما تَرضى لِنَفسِكَ . فقالَ : يا رَسُولَ اللّهِ زِدنِي . قالَ : إِذا صَلَّيتَ العَصرَ فَاستَغفِرِ اللّهَ سَبعا وَسَبعِينَ مَرَّةً ، يَحُطَّ عَنكَ عَمَلَ سَبعٍ وَسَبعِينَ سَنَةً . قالَ : ما لِي سَبعٌ وَسَبعُونَ سَنَةً! فَقالَ لَهُ رَسُولُ اللّهِ : اِعمَلها لَكَ وَلِأَبِيكَ . قالَ : ما لِي وَلِأَبِي سَبعٌ وَسَبعُونَ سَنَةً! فَقالَ لَهُ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : اِجعَلها لَكَ وَلِأَبِيكَ وَلِأُمِّكَ وَلِقَرابَتِكَ . (4)
.
1) .كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۱ ص ۲۰۹ ح ۶۳۲ ، بحار الأنوار : ج ۸۴ ص ۲۶۰ ح ۵۹ نقلاً عن أسرار الصلاة للشهيد الثاني .
2) .تهذيب الأحكام : ج ۲ ص ۲۳۸ ح ۹۴۱ ، ثواب الأعمال : ص ۶۲ ح ۱ كلاهما عن إسماعيل بن يسار ، كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۱ ص ۲۰۹ ح ۶۳۱ ، بحار الأنوار : ج ۸۲ ص ۲۱۶ ح ۳۱.
3) .معدن الجواهر : ص ۲۷ ، تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۱۰۹.
4) .الأمالي للطوسي : ص ۵۰۷ ح ۱۱۱۰ عن محمّد بن فضيل الصيرفي عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۷۷ ص ۱۲۳ ح ۲۶.
امام صادق عليه السلام :اميد و بيم ، در هيچ دلى جمع نمى شوند ، مگر آن كه بهشت برايش واجب مى گردد . هر گاه نماز مى خوانى ، با دلت به خداى عز و جل رو كن ؛ زيرا هيچ بنده مؤمنى نيست كه در نماز و دعاى خود ، با دلش به خداوند عز و جلرو كند ، مگر آن كه خداوند ، دل هاى مؤمنان را متوجّه او مى سازد و علاوه بر محبّت آنان نسبت به او ، بهشت را نيز پشتوانه اش مى گرداند .
امام صادق عليه السلام :از تنبلى بپرهيزيد! پروردگار شما ، مهربان است و از اندك ، سپاس گزارى مى كند . آدمى ، دو ركعت نماز مستحبّى براى رضاى خدا مى خواند و خداوند به واسطه همان دو ركعت ، او را به بهشت مى برد . يك درهم صدقه مستحبّى براى رضاى خدا مى دهد و خداوند به سبب همان يك درهم ، او را به بهشت مى برد . يك روز روزه مستحبّى براى رضاى خدا مى گيرد و خداوند به خاطر همان يك روز ، او را به بهشت مى برد.
معدن الجواهر :امام صادق عليه السلام به سفيان ثورى فرمود : «اى سفيان! دو كار است كه هر كس رعايت كند ، به بهشت مى رود » . گفت : آن دو چيست ، اى فرزند پيامبر خدا؟ فرمود : «به جا آوردن آنچه خوش ندارد ؛ ولى خدا آن را دوست مى دارد ، و ترك آنچه دوست دارد ؛ امّا خدا آن را خوش نمى دارد . اين دو كار را بكن و من هم شريك تو هستم» .
امام على عليه السلام :مردى به پيامبر صلى الله عليه و آله گفت : اى پيامبر خدا ! به من عملى بياموز كه ميان آن و بهشت ، چيزى مانع نشود . فرمود : «خشم مگير و از مردم ، چيزى مخواه و براى مردم ، چيزى را پسند كه براى خودت مى پسندى» . مرد گفت : بيشتر بفرماييد ، اى پيامبر خدا ! فرمود : «چون نماز عصر را گزاردى ، هفتاد و هفت مرتبه از خدا طلب آمرزش كن ، كه گناه هفتاد و هفت سال از تو مى ريزد » . مرد گفت : من ، هفتاد و هفت سال گناه ندارم! پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : « [ آن استغفارها را ]براى خودت و پدرت قرار ده» . مرد گفت : من و پدرم نيز هفتاد و هفت سال گناه نداريم! پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «آنها را براى خودت و پدر و مادرت و خويشاوندانت قرار بده ».
.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله :ثَلاثٌ مَن لَقِيَ اللّهَ عز و جل بِهِنَّ دَخَلَ الجَنَّةَ مِن أَيِ بابٍ شاءَ : مَن حَسُنَ خُلقُهُ ، وَخَشِيَ اللّهَ فِي المَغِيبِ وَالمَحضَرِ ، وَتَرَكَ المِراءَ (1)وَإِن كانَ مُحِقّا. (2)
المستدرك على الصحيحين عن أبي هريرة :قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : ثَلاثٌ مَن كُنَّ فِيهِ حاسَبَهُ اللّهُ حِسابا يَسِيرا وَ أَدخَلَهُ الجَنَّةَ بِرَحمَتِهِ . قالُوا : لمَن يا رَسُولَ اللّهِ؟ قالَ : تُعطِي مَن حَرَمَكَ ، وَتَعفُو عَمَّن ظَلَمَكَ ، وَتَصِلُ مَن قَطَعَكَ . قالَ : فَإِذا فَعَلتُ ذَلِكَ فَما لِي يا رَسُولَ اللّهِ؟ قالَ : أَن تُحاسَبَ حِسابا يَسِيرا، وَيُدخِلَكَ اللّهُ الجَنَّةَ بِرَحمَتِهِ . (3)
رسول اللّه صلى الله عليه و آله :ثَلاثٌ مَن كُنَّ فِيهِ سَتَرَ اللّهُ عَلَيهِ كَنَفَهُ (4)، وَأَدخَلَهُ جَنَّتَهُ : رِفقٌ بِالضَّعِيفِ ، وَشَفَقَةٌ عَلَى الوالِدَينِ ، وَإِحسانٌ إِلَى المَملُوكِ . (5)
عنه صلى الله عليه و آله :أَهلُ الجَنَّةِ ثَلاثَةٌ : ذُو سُلطانٍ مُقسِطٌ مُتَصَدِّقٌ مُوَفَّقٌ ، وَرَجُلٌ رَحِيمٌ رَقِيق القَلبِ لِكُلِّ ذِي قُربى وَمُسلِمٍ ، وَعَفِيفٌ مُتَعَفِّفٌ ذُو عِيالٍ . (6)
.
1) .المِراء : الجِدال (النهاية : ج ۴ ص ۳۲۲ «مرا») .
2) .الكافي : ج ۲ ص ۳۰۰ ح ۲ عن مسعدة بن صدقة عن الإمام الصادق عليه السلام ، منية المريد : ص ۳۱۶ ، بحار الأنوار : ج ۷۳ ص ۳۹۹ ح ۵ .
3) .المستدرك على الصحيحين : ج ۲ ص ۵۶۳ ح ۳۹۱۲ ، السنن الكبرى : ج ۱۰ ص ۳۹۹ ح ۲۱۰۹۲ ، المعجم الأوسط : ج ۵ ص ۱۹۶ ح ۵۰۶۴ نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۵ ص ۸۰۸ ح ۴۳۲۱۵.
4) .الكَنَفُ : الجَانِبُ والنَاحِيَةُ، أي يرحمه ويلطف عليه (النهاية : ج ۴ ص ۲۰۵ «كنف»).
5) .سنن الترمذي : ج ۴ ص ۶۵۶ ح ۲۴۹۴ عن جابر ، كنز العمّال : ج ۱۵ ص ۸۰۸ ح ۴۳۲۱۳.
6) .صحيح مسلم : ج ۴ ص ۲۱۹۸ ح ۶۳ ، مسند ابن حنبل : ج ۶ ص ۱۵۷ ح ۱۷۴۹۱ وفيه «متصدّق» بدل «متعفّف» ، حلية الأولياء : ج ۲ ص ۱۶ الرقم ۱۰۹ كلّها عن عياض بن حمار ، المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۹۹ ح ۷۰۰۵ عن عياض بن حماد وفيها «فقير» بدل «ذو عيال» وليس فيه «متعفّف» ، كنز العمّال : ج ۱۶ ص ۱۰۱ ح ۴۴۰۶۱.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :سه چيز است كه هر كس با آنها خداوند عز و جل را ديدار كند ، از هر درِ بهشت كه مى خواهد ، وارد مى شود : كسى كه اخلاقش نيكو باشد ، و در نهان و آشكار از خدا بترسد ، و بگو مگو كردن [در بحث] را رها كند ، اگرچه حق با او باشد.
المستدرك على الصحيحينـ به نقل از ابو هريره ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «سه خصلت است كه در هر كه باشد ، خداوند از او حسابرسىِ آسانى به عمل مى آورد و به رحمت خويش ، او را به بهشت مى بَرد» . گفتند : آنها چيستند ، اى پيامبر خدا؟ فرمود : «به كسى كه از تو دريغ كرده است ، عطا كنى ، از كسى كه به تو ستم كرده است ، در گذرى و با كسى كه از تو بريده است ، پيوند برقرار كنى» . گفتـ[ م ] : اگر اين كارها را انجام دهم ، چه پاداشى دارم ، اى پيامبر خدا؟ فرمود : «اين كه حسابرسىِ آسانى از تو مى شود و خداوند به رحمت خويش ، تو را به بهشت مى بَرَد» .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :سه خصلت است كه هر كس آنها را داشته باشد ، خداوند ، او را در پناه خود مى گيرد و او را به بهشت مى بَرَد : مدارا با ناتوان ، مهربانى به پدر و مادر ، و نيكى كردن به غلام.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اهل بهشت ، سه دسته اند : فرمان رواى دادگرِ صدقه دهنده توفيق يافته ، مرد مهربان دلْ رحْم نسبت به هر خويشاوند و مسلمانى ، و عيالوارِ خويشتندار آبرودار. (1)
.
1) .مقصود ، شخصى است كه عيالوار و نيازمند است ؛ امّا آبرودارى و مناعت (بلند طبعى) به خرج مى دهد و از دست دراز كردن پيش اين و آن ، خوددارى مى ورزد .
الإمام الصادق عليه السلام :ثَلاثٌ مَن أَتى اللّهَ بِواحِدَةٍ مِنهُنَّ أَوجَبَ اللّهُ لَهُ الجَنَّةَ : الإِنفاقُ مِن إِقتارٍ (1)، وَالبِشرُ لِجَمِيعِ العالَمِ ، وَالإِنصافُ مِن نَفسِهِ . (2)
رسول اللّه صلى الله عليه و آله :أَربَعٌ مَن جَمَعَهُنَّ فِي يَومٍ دَخَلَ الجَنَّةَ : مَن أَصبَحَ صائِما ، وَأَعطى سائِلاً ، وَعادَ مَرِيضا ، وَشَيَّعَ جَنازَةً . (3)
عنه صلى الله عليه و آله :مَن سَلِمَ مِن أُمَّتِي مِن أَربَعِ خِصالٍ فَلَهُ الجَنَّةُ : مِنَ الدُّخُولِ فِي الدُّنيا ، وَاتِّباعِ الهَوى ، وَشَهوَةِ البَطنِ ، وَشَهوَةِ الفَرجِ . وَمَن سَلِمَ مِن نِساءِ أُمَّتِي مِن أَربَعِ خِصالٍ فَلَها الجَنَّةُ : إِذا حَفِظَت (مَا) بَينَ رِجلَيها ، وَأَطاعَت زَوجَها، وَصَلَّت خَمسَها، وَصامَت شَهرَها. (4)
عنه صلى الله عليه و آله :أَربَعٌ مَن كُنَّ فِيهِ نَشَرَ اللّهُ عَلَيهِ كنفه، وَأَدخَلَهُ الجَنَّةَ فِي رَحمَتِهِ : حُسنُ الخُلُقِ يَعِيشُ بِهِ فِي النّاسِ ، وَرِفقٌ بِالمَكرُوبِ ، وَشَفَقَةٌ عَلَى الوالِدَينِ ، وَإِحسانٌ إِلَى المَملُوكِ . (5)
.
1) .الإقْتار : التَضْيِيق على الإنسان في الرزق (النهاية : ج ۴ ص ۱۲ «قتر»).
2) .الكافي : ج ۲ ص ۱۰۳ ح ۲ عن سماعة بن مهران ، مشكاة الأنوار : ص ۳۱۵ ح ۹۹۲ ، تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۱۸۸ ، دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۳۲۹ ح ۱۲۴۲ نحوه ، بحار الأنوار : ج ۷۴ ص ۱۶۹ ح ۳۷.
3) .نثر الدر : ج ۱ ص ۲۵۰.
4) .الخصال : ص ۲۲۳ ح ۵۴ عن الحسين بن زيد بن عليّ عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحار الأنوار : ج ۱۰۴ ص ۱۰۷ ح ۲.
5) .الخصال : ص ۲۲۵ ح ۵۷ عن عبد اللّه بن ميمون عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلام ، بحار الأنوار : ج ۷۴ ص ۷۱ ح ۵۱ .
امام صادق عليه السلام :سه كار است كه هر كس يكى از آنها را انجام دهد ، خداوند ، بهشت را بر او واجب مى كند : انفاق كردن در تنگ دستى ، خوش رويى با همه عالم و انصاف داشتن.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :چهار كار است كه هر كس همه آنها را در يك روز انجام دهد ، به بهشت مى رود : كسى كه صبح خود را با روزه دارى آغاز كند و به نيازمند ، عطا كند و از بيمارى عيادت نمايد و جنازه اى را تشييع كند.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر يك از [مَردان] امّت من كه از چهار چيز به سلامت ماند ، بهشت دارد : وارد شدن به دنيا ، پيروى از هوس ، شهوت شكم و شهوت جنسى . و هر يك از زنان امّت من كه از چهار چيز به سلامت ماند ، بهشت دارد : هر گاه دامن خود را حفظ كند ، از شوهرش فرمان بَرَد ، نمازهاى پنجگانه اش را بخواند و ماهش را روزه بگيرد.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :چهار چيز است كه در هر كس وجود داشته باشد ، خداوند ، سايه حمايت خود را بر او مى گستراند و به رحمت خود ، او را به بهشت مى بَرَد : اخلاق خوش كه با آن در ميان مردم زندگى كند ، ملاطفت با غم ديده ، مهربانى با پدر و مادر ، و نيكى كردن به غلام.
.
عنه صلى الله عليه و آله :أَربَعٌ مَن كُنَّ فِيهِ نَشَرَ اللّهُ تَعالى عَلَيهِ رَحمَتَهُ ، وَأَدخَلَهُ الجَنَّةَ : مَن آوى مِسكِينا ، وَرَحِمَ الضَّعِيفَ ، وَرفق بِالمَملُوكِ ، وَأَنفَقَ عَلَى الوالِدَينِ . (1)
عنه صلى الله عليه و آله :أَربَعٌ مَن كُنَّ فِيهِ كَتَبَهُ اللّهُ مِن أَهلِ الجَنَّةِ : مَن كانَ عِصمَتُهُ شَهادَةَ أَن لا إِله إِلّا اللّهُ وَأَنِّي مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّهِ ، وَمَن إِذا أَنعَمَ اللّهُ عَلَيهِ بِنِعمَةٍ قالَ : الحَمدُ للّهِِ ، وَمَن إِذا أَصابَ ذَنبا قالَ : أَستَغفِرُ اللّهَ ، وَمَن إِذا أَصابَتهُ مُصِيبَةٌ قالَ : إِنّا للّهِِ وَإِنّا إِلَيهِ راجِعُونَ . (2)
الإمام عليّ عليه السلامـ فِي ذِكرِ حَدِيثِ مِعراجِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ـ: قالَ اللّهُ تَعالى : ... يا أَحمَدُ ، وَعِزَّتِي وَجَلالِي! ما مِن عَبدٍ ضَمِنَ لِي بِأَربَعِ خِصالٍ إِلّا أَدخَلتُهُ الجَنَّةَ : يَطوِي لِسانَهُ فَلا يَفتَحُهُ إِلّا بِما يَعنِيهِ ، وَيَحفَظُ قَلبَهُ مِنَ الوَسواسِ ، وَيَحفَظُ عِلمِي وَنَظَرِي إِلَيهِ ، وَيَكُونُ قُرَّةُ عَينَيهِ الجُوعَ . (3)
عنه عليه السلامـ فِي الحِكَمِ المَنسُوبَةِ إِلَيهِ ـ: أَربَعَةٌ تَدعُو إِلَى الجَنَّةِ : كِتمانُ المُصِيبَةِ ، وَكِتمانُ الصَّدَقَةِ ، وَبِرُّ الوالِدَينِ ، وَالإِكثارُ مِن قَولِ لا إِلهَ إِلّا اللّهُ . (4)
الإمام الصادق عليه السلام :مَن يَضمَنُ أَربَعَةً بِأَربَعَةِ أَبياتٍ فِي الجَنَّةِ؟ أَنفِق وَلا تَخَفَ فَقرا، وَأَنصِفِ النّاسَ مِن نَفسِكَ، وَأَفشِ السَّلامَ فِي العالَمِ ، وَاترُكِ المِراءَ وَإِن كُنتَ مُحِقّا. (5)
.
1) .كنز العمّال : ج ۱۵ ص ۸۵۸ ح ۴۳۴۱۵ نقلاً عن الحكيم الترمذي في نوادر الاُصول : ج ۲ ص ۳۰۳ و في الطبعة التي بأيدينا «أدخله في محبّته» بدل «أدخله الجنّة» عن أبي هريرة.
2) .الأمالي للمفيد : ص ۷۶ ح ۱ عن عليّ بن جعفر عن أخيه الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام ، تفسير العيّاشي : ج ۱ ص ۶۹ ح ۱۲۷ عن السكوني عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، مكارم الأخلاق : ج ۲ ص ۷۶ ح ۲۱۸۸ ، جامع الأخبار : ص ۱۳۴ ح ۲۷۲ كلاهما عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، دعائم الإسلام : ج ۱ ص ۲۲۳ وليس فيها «وإنّي محمّد رسول اللّه » ، بحار الأنوار : ج ۶۹ ص ۳۹۶ ح ۸۲ .
3) .إرشاد القلوب : ص ۱۹۹ ـ ۲۰۰ ، بحار الأنوار : ج ۷۷ ص ۲۲ ح ۶ .
4) .شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد : ج ۲۰ ص ۲۷۶ ح ۱۹۲.
5) .الكافي : ج ۴ ص ۴۴ ح ۱۰ و ج ۲ ص ۱۴۴ ح ۲ ، كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۲ ص ۶۲ ح ۱۷۱۱ ، الخصال : ص ۲۲۳ ح ۵۲ ، المحاسن : ج ۱ ص ۷۰ ح ۲۲ كلّها عن معاوية بن وهب ، بحار الأنوار : ج ۷۶ ص ۴ ح ۹.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :چهار چيز است كه هر كس آنها را دارا باشد ، خداى بلندمرتبه ، رحمت خود را بر او مى گستراند و او را به بهشت وارد مى كند : كسى كه مستمندى را سرپناه دهد و بر ناتوان رحم آورد و با غلام ، ملاطفت ورزد و به پدر و مادر ، انفاق كند.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :چهار چيز است كه در هر كس باشد ، خداوند ، او را از بهشتيان مى نويسد : آن كس كه [ذكرِ] محافظش شهادت دادن به اين باشد كه معبودى جز خداى يكتا نيست و من محمّد ، فرستاده خدا هستم ، و آن كس كه هر گاه خداوند ، نعمتى به او مى بخشد ، «الحمد للّه » بگويد ، و آن كس كه هر گاه گناهى مى كند ، «أستغفر اللّه » بگويد ، و آن كس كه هر گاه مصيبتى به او مى رسد ، «إنّا للّه و إنّا إليه راجعون» بگويد .
امام على عليه السلامـ در ياد كرد از حديث معراج پيامبر صلى الله عليه و آله ـ: خداى بلندمرتبه فرمود : « ... اى احمد! به عزّت و جلالم سوگند ، هيچ بنده اى نيست كه انجام چهار كار را برايم ضمانت كند ، مگر آن كه او را به بهشت درمى آورم : زبان در كام پيچد و آن را جز به سخنان سودمند نگشايد ، دلش را از وسوسه نگه دارد ، مراقب آگاهى و نگاه من به خود باشد ، و نور چشمش گرسنگى كشيدن ( روزه دارى ) باشد» .
امام على عليه السلامـ در حكمت هاى منسوب به ايشان ـ: چهار كارند كه به بهشت مى برند : پنهان داشتن مصيبت ، پنهانى دادن صدقه ، خوش رفتارى با پدر و مادر ، و بسيار گفتن جمله «لا إله إلّا اللّه » .
امام صادق عليه السلام :كيست كه چهار كار را به ازاى چهار خانه در بهشت ، متعهّد شود ؟ انفاق كن و از فقر نترس ، با مردم انصاف داشته باش ، به همه سلام كن ، و مجادله كردن را رها كن هر چند حق با تو باشد.
.
عنه عليه السلام :إِنَّ لِأَهلِ الجَنَّةِ أَربَعَ عَلاماتٍ : وَجهٌ مُنبَسِطٌ ، وَلِسانٌ لَطِيفٌ ، وَقَلبٌ رَحِيمٌ ، وَيَدٌ مُعطِيَةٌ. (1)
عنه عليه السلام :مَن رُزِقَ مِن أَربَعَةِ خِصالٍ واحِدَةً دَخَلَ الجَنَّةَ : بِرُّ الوالِدَينِ ، أَو صِلَةُ الرَّحِمِ ، أَو حُسنُ الجِوارِ ، أَو حُسنُ الخُلُقِ . (2)
رسول اللّه صلى الله عليه و آله :خَمسٌ لا يَجتَمِعنَ إِلّا فِي مُؤمِنٍ حَقّا يُوجِبُ اللّهُ لَهُ بِهِنَّ الجَنَّةَ : النُّورُ فِي القَلبِ ، وَالفِقهُ فِي الإِسلامِ ، وَالوَرَعُ فِي الدِّينِ ، وَالمَوَدَّةُ فِي النّاسِ ، وَحُسْنُ السَّمتِ (3)فِي الوَجهِ . (4)
عنه صلى الله عليه و آله :خَمسٌ مَن عَمِلَهُنَّ فِي يَومٍ كَتَبَهُ اللّهُ مِن أَهلِ الجَنَّةِ : مَن عادَ مَرِيضا، وَشَهِدَ جَنازةً، وَصامَ يَوما، وَراحَ يَومَ (5)الجُمُعَةِ ، وَأَعتَقَ رَقَبَةً . (6)
عنه صلى الله عليه و آله :خَمسٌ مَن أَتَى اللّهَ عز و جل بِهِنَّ أَو بِواحِدَةٍ مِنهُنَّ أَوجَبَ لَهُ الجَنَّةَ : مَن سَقى هامةً صادِيَةً (7)، أَو أَطعَمَ كَبِدا هافِيَةً (8)، أَو كَسا جِلدَةً عارِيةً ، أَو حَمَلَ قَدَما حافِيَةً ، أَو أَعتَقَ رَقَبَةً عانِيَةً (9). (10)
.
1) .تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۹۱ عن عبد اللّه بن سنان ، إرشاد القلوب : ص ۱۷۳ بزيادة «فصيح» بعد «لسان» ، الاختصاص : ص ۳۳۵ عن بعض الحكماء من دون إسنادٍ إلى أحدٍ من أهل البيت عليهم السلام .
2) .جامع الأخبار : ص ۲۸۷ ح ۷۷۳.
3) .السَّمْتُ : أي الهيئة الحَسنة (النهاية : ج ۲ ص ۳۹۷ «سمت»).
4) .كنز الفوائد : ج ۲ ص ۱۰ ، أعلام الدين : ص ۱۴۴ ، معدن الجواهر : ص ۴۹ ، بحار الأنوار : ج ۱ ص ۲۱۹ ح ۴۹.
5) .في مسند أبي يعلى وكنز العمّال : «إلى» بدل «يوم».
6) .صحيح ابن حبّان : ج ۷ ص ۶ ح ۲۷۷۱ ، مسند أبي يعلى : ج ۲ ص ۱۴ ح ۱۰۴۰ نحوه وكلاهما عن أبي سعيد الخدري ، كنز العمّال : ج ۱۵ ص ۸۸۷ ح ۴۳۵۱۴.
7) .الصَّدَى : شِدّةُ العَطَش (لسان العرب : ج ۱۴ ص ۴۵۳ «صدا»).
8) .الهَفُو : الجُوع، ورجل هافٍ : جائع (لسان العرب : ج ۱۵ ص ۳۶۳ «هفا»).
9) .العَانِي : الأسير (النهاية : ج ۳ ص ۳۱۴ «عنا»).
10) .نثر الدر : ج ۱ ص ۱۵۹ ، نزهة الناظر : ص ۱۳ ح ۱۸ ، أعلام الدين : ص ۲۹۴ ، تاريخ اليعقوبي : ج ۲ ص ۹۲ وفيه «أربع» بدل «خمس» وليس فيه «أو حمل قدما حافية» ، المحاسن : ج ۱ ص ۴۵۸ ح ۱۰۶۰ عن الإمام الصادق عليه السلام نحوه ، بحار الأنوار : ج ۷۴ ص ۳۶۹ ح ۵۹ ؛ شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد : ج ۱۶ ص ۸۶ .
امام صادق عليه السلام :اهل بهشت ، چهار نشانه دارند : روى گشاده ، زبان خوش ، دل مهربان و دستِ دهنده.
امام صادق عليه السلام :كسى كه يكى از اين چهار كار روزى اش شود ، به بهشت مى رود : نيكى كردن به پدر و مادر ، يا صله رحم ، يا خوش رفتارى با همسايه و يا اخلاق خوش.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پنج چيزند كه جز در مؤمن حقيقى جمع نمى شوند و خداوند به سبب آنها بهشت را بر او واجب مى گرداند : نورانيت دل ، فهم اسلام ، پارسايى در دين ، دوستى با مردم ، و سيماى خوش.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پنج كار است كه هر كس آنها را در يك روز انجام دهد ، خداوند ، او را در زمره بهشتيان مى نويسد : كسى كه بيمارى را عيادت كند و جنازه اى را تشييع نمايد و آن روز را روزه بگيرد و در نماز جمعه حضور يابد و بنده اى را آزاد كند.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پنج كار است كه هر كس همه آنها يا يكى از آنها را به نزد خداوند عز و جلبَرَد ، خداوند ، بهشت را بر او واجب مى گرداند : كسى كه تن تشنه اى را سيراب كند ، يا شكم گرسنه اى را غذا دهد ، يا پوست برهنه اى را بپوشاند ، يا پاى برهنه اى را سوار كند ، يا گردن اسيرى را آزاد كند.
.
عنه صلى الله عليه و آله :عَلامَةُ أَهلِ الجَنَّةِ فِي سَبعِ خِصالٍ : يَعفُو عَمَّن ظَلَمَهُ ، وَيُحسِنُ إِلى مَن أَساءَ إِلَيهِ ، وَيُعطِي لِمَن حَرَمَهُ ، إِن أُعطِيَ شَكَرَ ، وَإِنِ ابتُلِيَ صَبَرَ ، وَإِن قالَ صَدَقَ ، فَهُوَ يَمشِي بَينَ النّاسِ كَحَيٍ بَينَ الأَمواتِ . (1)
عنه صلى الله عليه و آله :أَربَعُونَ خَصلَةً ؛ أَعلاهُنَّ مَنِيحَةُ (2)العَنزِ ، ما من عامِلٍ يَعمَلُ بِخَصلَةٍ مِنها رَجاءَ ثَوابِها وَتَصدِيقَ مَوعُودِها إِلّا أَدخَلَهُ اللّهُ بِها الجَنَّةَ . (3)
.
1) .الفردوس : ج ۳ ص ۵۴ ح ۴۱۴۳ عن البراء بن عازب.
2) .المَنِيحَةُ : مِنْحَةُ اللبن، كالناقة أو الشاة، تعطيها غيرك يحتلبها ثمّ يردّها عليك (الصحاح : ج ۱ ص ۴۰۸ «منح»).
3) .صحيح البخاري : ج ۲ ص ۹۲۷ ح ۲۴۸۸ ، سنن ابي داوود : ج ۲ ص ۱۳۰ ح ۱۶۸۳ ، مسند ابن حنبل : ج ۲ ص ۶۳۴ ح ۶۸۶۹ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۲۶۲ ح ۷۵۷۸ ، السنن الكبرى : ج ۴ ص ۳۰۹ ح ۷۷۹۹ كلّها عن عبد اللّه بن عمرو ، كنز العمّال : ج ۶ ص ۴۱۶ ح ۱۶۳۳۱.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :نشانه بهشتيان ، هفت چيز است : كسى را كه به او ستم مى كند ، مى بخشد ؛ به كسى كه به او بدى مى كند ، نيكى مى نمايد ؛ به كسى كه از او مضايقه مى كند ، عطا مى نمايد ؛ اگر به او [ از جانب خداوند ] چيزى داده شود ، شكر مى گزارد ؛ اگر گرفتار شود ، شكيبايى مى ورزد ؛ و هر گاه سخن بگويد ، راست مى گويد . او در ميان مردم ، به سانِ زنده اى در ميان مردگان ، راه مى رود.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :چهل كارند كه بالاترينِ آنها ، عاريت دادن بز [ به نيازمند براى استفاده موقّت از شير آن ]است . هر كس به اميد ثواب آنها و از سر تصديق وعده پاداش آنها ، به يكى از آنها عمل كند ، بى گمان ، خداوند به سبب آن ، او را به بهشت مى بَرَد.
.
الفصل الثامن : رياض الجنّة۸ / ۱مَجالِسُ العِلمِالمعجم الكبير عن ابن عبّاس :قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : إِذا مَرَرتُم بِرِياضِ الجَنَّةِ فَارتَعُوا ، قِيلَ : يا رَسُولَ اللّهِ وَما رِياضُ الجَنَّةِ؟ قالَ : مَجالِسُ العِلمِ . (1)
رسول اللّه صلى الله عليه و آله :أَلا فَاغتَنِمُوا مَجلِسَ العُلَماءِ ؛ فَإِنَّها رَوضَةٌ مِن رِياضِ الجَنَّةِ . (2)
۸ / ۲مَجالِسُ الذِّكرِكتاب من لا يحضره الفقيه :قالَ نَبِيُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : بادِرُوا إِلى رِياضِ الجَنَّةِ . قالُوا : يا رَسُولَ اللّهِ ، وَما رِياضُ الجَنَّةِ؟ قالَ : حَلَقُ الذِّكرِ . (3)
.
1) .المعجم الكبير : ج ۱۱ ص ۷۸ ح ۱۱۱۵۸ ، كنز العمّال : ج ۱۰ ص ۱۳۸ ح ۲۸۶۹۵ ، الأمالي للشجري : ج ۱ ص ۶۱ .
2) .جامع الأخبار : ص ۱۱۱ ح ۱۹۶ عن أبي هريرة.
3) .كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۴ ص ۴۰۹ ح ۵۸۸۸ ، معاني الأخبار : ص ۳۲۱ ح ۱ عن عليّ بن الحسن عن أبيه الإمام الحسن عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله ، الأمالي للصدوق : ص ۴۴۴ ح ۵۹۲ عن الحسين بن عليّ عن عليّ بن الحسين عن الإمام الحسين عن الإمام عليّ عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، مكارم الأخلاق : ج ۲ ص ۸۵ ح ۲۲۲۹ عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله ، بحار الأنوار : ج ۹۳ ص ۱۵۶ ح ۲۰.
فصل هشتم: باغ هاى بهشت۸ / ۱مجالس علمالمعجم الكبيرـ به نقل از ابن عبّاس ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «هر گاه بر باغ هاى بهشت گذشتيد ، بچريد» . گفته شد : اى پيامبر خدا ! باغ هاى بهشت چيستند ؟ فرمود : «مجالس علم» .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هان! مجلس هاى دانشمندان را مغتنم شماريد ؛ چرا كه باغى از باغ هاى بهشت اند.
۸ / ۲مجالس ذكر خداكتاب من لايحضره الفقيه :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «به سوى باغ هاى بهشت بشتابيد» . گفتند : باغ هاى بهشت چيستند ، اى پيامبر خدا؟ فرمود : «حلقه هاى ذكر».
.
سنن الترمذي عن أنس بن مالك عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إِذا مَرَرتُم بِرِياضِ الجَنَّةِ فَارتَعُوا. قالَ : وَما رِياضُ الجَنَّةِ؟ قالَ : حَلَقُ الذِّكرِ . (1)
المستدرك على الصحيحين عن جابر بن عبد اللّه :خَرَجَ عَلَينا النَّبِيُ صلى الله عليه و آله فَقالَ : يا أَيُّها النّاسُ! إِنَّ للّهِِ سَرايا (2)مِنَ المَلائِكَةِ ، تحلّ وَتَقِفُ عَلى مَجالِسِ الذِّكرِ فِي الأَرضِ ، فَارتَعُوا فِي رِياضِ الجَنَّةِ . قالُوا : وَأَينَ رِياضُ الجَنَّةِ؟ قالَ : مَجالِسُ الذِّكرِ ، فَاغدُوا وَرُوحُوا فِي ذِكرِ اللّهِ وَذَكِّرُوهُ أَنفُسَكُم . (3)
۸ / ۳المَساجِدُسنن الترمذي عن أبي هريرة :قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : إِذا مَرَرتُم بِرِياضِ الجَنَّةِ فَارتَعُوا. قُلتُ : يا رَسُولَ اللّهِ ، وَما رِياضُ الجَنَّةِ؟ قالَ : المَساجِدُ، قِيلَ : وَما الرَّتعُ يا رَسُولَ اللّهِ؟ قالَ : سُبحانَ اللّهِ وَالحَمدُ للّهِِ وَلا إِلهَ إِلّا اللّهُ ، وَاللّهُ أَكبَرُ . (4)
۸ / ۴ما بَينَ مِنبَر النَّبِيِّ وَبَيتِهِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :ما بَينَ مِنبَرِي وَبُيُوتِي رَوضَةٌ مِن رِياضِ الجَنَّةِ ، وَمِنبَرِي عَلى تُرعَةٍ (5)مِن تُرَعِ الجَنَّةِ . (6)
.
1) .سنن الترمذي : ج ۵ ص ۵۳۲ ح ۳۵۱۰ ، مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۳۰۲ ح ۱۲۵۲۵ ، شعب الإيمان : ج ۱ ص ۳۹۸ ح ۵۲۹ ، كنز العمّال : ج ۱ ص ۴۳۷ ح ۱۸۸۵ ؛ منية المريد : ص ۱۰۶ ، تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۲۳۴ وفيه «مجالس» بدل «حَلَق» ، بحار الأنوار : ج ۱ ص ۲۰۵ ح ۳۴.
2) .السَّرَايا : جمع سَرِيَّة ؛ وهي طائفة من الجيش يبلغ أقصاها أربعمئة (النهاية : ج ۲ ص ۳۶۳ «سرى»).
3) .المستدرك على الصحيحين : ج ۱ ص ۶۷۲ ح ۱۸۲۰ ، مسند أبي يعلى : ج ۲ ص ۳۴۵ ح ۱۸۶۰ ، شعب الإيمان : ج ۱ ص ۳۹۸ ح ۵۲۸ ، كنز العمّال : ج ۱ ص ۴۳۷ ح ۱۸۸۲ ؛ عدّة الداعي : ص ۲۳۸ ، أعلام الدين : ص ۲۷۵ ، إرشاد القلوب : ص ۶۰ كلّها نحوه ، بحار الأنوار : ج ۹۳ ص ۱۶۳ ح ۴۲.
4) .سنن الترمذي : ج ۵ ص ۵۳۲ ح ۳۵۰۹ ، مشكاة المصابيح : ج ۱ ص ۲۲۷ ح ۷۲۹ ، كنز العمّال : ج ۷ ص ۶۵۱ ح ۲۰۷۳۹.
5) .التُّرعة : الباب، كأنّه قال : منبري على باب من أبواب الجنّة. وقيل : التُّرعة في الحديث : الدَّرَجة. وقيل : الرَّوضة (لسان العرب : ج ۸ ص ۳۳ «ترع»).
6) .الكافي : ج ۴ ص ۵۵۶ ح ۱۰ ، تهذيب الأحكام : ج ۶ ص ۷ ح ۱۳ وفيه «بيتي» بدل «بيوتي» وكلاهما عن جميل بن درّاج عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحار الأنوار : ج ۱۰۰ ص ۱۴۶ ح ۴ ؛ مسند ابن حنبل : ج ۵ ص ۲۰۰ ح ۱۵۱۸۹ عن جابر بن عبد اللّه وفيه «إلى حجرتي» بدل «وبيوتي» ، مسند أبي يعلى : ج ۱ ص ۹۱ ح ۱۱۳ عن أبي بكر وفيه «بيتي» بدل «بيوتي» ، كنز العمّال : ج ۱۲ ص ۲۶۱ ح ۳۴۹۵۵.
سنن الترمذىـ به نقل از اَنَس بن مالك ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «هر گاه بر باغ هاى بهشت گذر كرديد ، به چَرا بپردازيد ». گفتـ[ م ] باغ هاى بهشت چيستند ؟ فرمود : «انجمن هاى ذكر» .
المستدرك على الصحيحينـ به نقل از جابر بن عبد اللّه ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله به ميان ما آمد و فرمود : «اى مردم! خداوند ، گردان هايى از فرشتگان دارد كه در مجالس ذكر زمينيان ، فرود مى آيند و مى مانند . پس در باغ هاى بهشت بچريد» . گفتند : باغ هاى بهشت ، كدام اند؟ فرمود : «مجالس ذكر . پس ، صبح و شام ، به ياد خدا بپردازيد و آن را به خويشتن يادآورى كنيد».
۸ / ۳مسجدهاسنن الترمذىـ به نقل از ابو هريره ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «هر گاه به باغ هاى بهشت برخورديد ، بچريد» . گفتم : اى پيامبر خدا ! باغ هاى بهشت چيستند؟ فرمود : «مسجدها» . گفته شد : چريدن در آنها چيست ، اى پيامبر خدا؟ فرمود : «[ذكرِ] سبحان اللّه و الحمد للّه و لا إله إلّا اللّه و اللّه أكبر».
۸ / ۴ميان منبر و خانه پيامبر صلى الله عليه و آلهپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :ميان منبرم و خانه هايم، (1)باغى از باغ هاى بهشت است و منبرم بر روى دريچه اى از دريچه هاى بهشت ، قرار دارد.
.
1) .مقصود، فاصله ميان منبر پيامبر صلى الله عليه و آله در مسجد النبى و خانه ايشان در گوشه مسجد است. گفتنى است خانه پيامبر صلى الله عليه و آله در زمان حيات ايشان، داراى چند اتاق مستقل بود كه چند تن از همسران ايشان ، در آنها زندگى مى كردند.
الكافي عن أبي بكر الحضرميّ :قالَ أَبُو عَبدِ اللّهِ عليه السلام : قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : ما بَينَ بَيتِي وَمِنبَرِي رَوضَةٌ مِن رِياضِ الجَنَّةِ ، وَمِنبَرِي عَلى تُرعَةٍ مِن تُرَعِ الجَنَّةِ ، وَقَوائِمُ مِنبَرِي رُبَّت (1)فِي الجَنَّةِ . قالَ : قُلتُ : هِي رَوضَةٌ اليَومَ؟ قالَ : نَعَم، إِنَّهُ لَو كُشِفَ الغِطاءُ لَرَأَيْتُمْ. (2)
كتاب من لا يحضره الفقيه :قالَ [رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله ] : مَا بَينَ قَبرِي وَمِنبَرِي رَوضَةٌ مِن رِياضِ الجَنَّةِ ، وَإِنَّ مِنبَرِي عَلى تُرعَةٍ مِن تُرَعِ الجَنَّةِ ـ قَوائِمُ المِنبَرِ رُبَّت فِي الجَنَّةِ . وَالتُّرعَةُ : هِيَ البابُ الصَّغِيرُ . (3)
رسول اللّه صلى الله عليه و آله :ما بَينَ بَيتِي وَمِنبَرِي رَوضَةٌ مِن رِياضِ الجَنَّةِ ، وَمِنبَرِي على حَوضِي . (4)
.
1) .قال العلّامة المجلسي قدس سره : ربّت ـ بالتشديد ـ : من التربية على بناء المفعول، أو بالتخفيف من الربو ؛ بمعنى النموّ والارتفاع، والأوّل أظهر (مرآة العقول : ج ۱۸ ص ۲۶۶) . وفي بعض النسخ : «رتب».
2) .الكافي : ج ۴ ص ۵۵۴ ح ۳ ، بحار الأنوار : ج ۱۰۰ ص ۱۴۶ ح ۱.
3) .كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۲ ص ۵۶۸ ح ۳۱۵۸ ، كامل الزيارات : ص ۵۱ ح ۲۸ عن معاوية بن عمّار عن الإمام الصادق عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله وفيه «رتب» بدل «ربّت» ، معاني الأخبار : ص ۲۶۷ ح ۱ عن ابن أبي عمير عن بعض أصحابنا عن الإمام الصادق عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله ، مصباح المتهجّد : ص ۷۱۰ ح ۷۹۰ وليس فيهما ذيله من «قوائم المنبر...» ، بحار الأنوار : ج ۱۰۰ ص ۱۵۱ ح ۱۹ ؛ تاريخ بغداد : ج ۱۱ ص ۲۲۸ الرقم ۵۹۶۱ عن جابر وليس فيه ذيله من «وإنّ منبري ...».
4) .صحيح البخاري : ج ۲ ص ۶۶۷ ح ۱۷۸۹ ، صحيح مسلم : ج ۲ ص ۱۰۱۱ ح ۵۰۲ كلاهما عن أبي هريرة ، مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۹ ح ۱۱۰۰۳ عن أبي هريرة و أبي سعيد الخدري ، كنز العمّال : ج ۱۲ ص ۲۵۹ ح ۳۴۹۴۴.
الكافىـ به نقل از ابوبكر حضرمى ـ: امام صادق عليه السلام فرمود : «پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : ميان خانه ام و منبرم، باغى از باغ هاى بهشت است و منبرم بر روى دريچه اى از دريچه هاى بهشت است و پايه هاى منبرم، در بهشت جاى دارند». گفتم : آن باغ، هم اينك وجود دارد؟ فرمود : «آرى . اگر پرده كنار رود، آن را مى بينيد».
كتاب من لايحضره الفقيه :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «ميان قبر من و منبرم، باغى از باغ هاى بهشت است و منبرم بر روى تُرعه اى (1)از تُرعه هاى بهشت، جاى دارد و پايه هاى منبر، در بهشت قرار گرفته است» . تُرعه ، به معناى دَريچه است.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :ميان خانه ام و منبرم، باغى از باغ هاى بهشت است و منبرم بر روى حوضم قرار گرفته است.
.
1) .در عربى ، واژه «تُرعه» به اين معانى آمده است : تنگه، دريچه، دريچه اى كه از كف بنا به جويبار يا آب راهه اى باز مى شود، درِ خانه ، بوستان در زمين بلند ، آب راهه ، راه رسيدن آب به باغ. همه اين معانى، در اين حديث نبوى، محتمل اند؛ ولى مترجم، معناى دوم و سوم را ترجيح داده است .
عنه صلى الله عليه و آله :ما بَينَ حُجرَتِي إِلى مِنبَرِي رَوضَةٌ مِن رِياضِ الجَنَّةِ ، وَحَوضِي عَلى تُرعَةٍ مِن تُرَعِ الجَنَّةِ . (1)
عنه صلى الله عليه و آله :مَن سَرَّهُ أَن يُصَلِّيَ فِي رَوضَةٍ مِن رِياضِ الجَنَّةِ فَليُصَلِّ بَينَ قَبرِي وَمِنبَرِي. (2)
عنه صلى الله عليه و آله :إِنَّ قَوائِمَ مِنبَرِي هذا رَواتِبُ فِي الجَنَّةِ. (3)
۸ / ۵مَوضِعُ قَبرِ الإمام الحُسَينِ عليه السلامالإمام الصادق عليه السلام :مَوضِعُ قَبرِ الحُسَينِ عليه السلام مُنذُ يَومٍ دُفِنَ فِيهِ رَوضَةٌ مِن رِياضِ الجَنَّةِ . (4)
عنه عليه السلام :مَوضِعُ قَبرِ الحُسَينِ عليه السلام تُرعَةٌ مِن تُرَعِ الجَنَّةِ . (5)
۸ / ۶الكُوفَةُالإمام عليّ عليه السلام :اُدخُل إِلى جامِعِ الكُوفَةِ مِن البابِ الأَعظَمِ ، فَإِنَّهُ رَوضَةٌ مِن رِياضِ الجَنَّةِ . (6)
.
1) .تاريخ بغداد : ج ۳ ص ۳۶۰ الرقم ۱۴۷۱ عن جابر.
2) .الفردوس : ج ۳ ص ۵۳۸ ح ۵۶۷۶ عن عبد اللّه بن لبيد ، كنز العمّال : ج ۱۲ ص ۲۶۰ ح ۳۴۹۵۰.
3) .سنن النسائي : ج ۲ ص ۳۶ ، مسند ابن حنبل : ج ۱۰ ص ۱۷۱ ح ۲۶۵۳۸ ، السنن الكبرى : ج ۵ ص ۴۰۷ ح ۱۰۲۹۰ ، حلية الأولياء : ج ۷ ص ۲۴۸ كلّها عن اُمّ سلمة ، المستدرك على الصحيحين : ج ۳ ص ۶۱۲ ح ۶۲۶۸ عن أبي واقد الليثي ، كنز العمّال : ج ۱۲ ص ۵۰۶ ح ۳۵۶۵۲.
4) .كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۲ ص ۶۰۰ ح ۳۲۰۷ ، ثواب الأعمال : ص ۱۲۰ ح ۴۳ ، كامل الزيارات : ص ۴۵۶ ح ۶۹۱ كلّها عن إسحاق بن عمّار ، بحار الأنوار : ج ۱۰۱ ص ۱۱۱ ح ۲۳.
5) .كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۲ ص ۶۰۰ ح ۳۲۰۸ ، ثواب الأعمال : ص ۱۲۰ ح ۴۳ ، كامل الزيارات : ص ۴۵۶ ح ۱ كلاهما عن إسحاق بن عمّار ، بحار الأنوار : ج ۱۰۱ ص ۱۱۱ ح ۲۳.
6) .المزار للشهيد الأوّل : ص ۲۲۹ ، المزار للمشهدي : ص ۱۶۱ ، بحار الأنوار : ج ۱۰۰ ص ۴۰۹ ح ۶۷ .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :ميان اتاقم و منبرم، باغى از باغ هاى بهشت است و حوضم بالاى دريچه اى از دريچه هاى بهشت، جاى دارد.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كه خوش دارد در باغى از باغ هاى بهشتْ نماز بگزارد ، ميان قبر و منبر من نماز بخواند.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پايه هاى اين منبر من ، ريشه در بهشت دارند.
۸ / ۵جايگاه قبر امام حسين عليه السلامامام صادق عليه السلام :جايگاه قبر حسين عليه السلام از زمانى كه در آن به خاك سپرده شد ، به باغى از باغ هاى بهشت تبديل شد.
امام صادق عليه السلام :جايگاه قبر حسين عليه السلام ، دريچه اى از دريچه هاى بهشت است.
۸ / ۶كوفهامام على عليه السلام :به مسجد كوفه از درِ بزرگ وارد شو ؛ چرا كه اين مسجد، باغى از باغ هاى بهشت است.
.
الإمام الباقر عليه السلام :مَسجِدُ كُوفانَ رَوضَةٌ مِن رِياضِ الجَنَّةِ. (1)
الإمام الصادق عليه السلام :نِعْمَ المَسجِدُ مَسجِدُ الكُوفَةِ ، صَلَّى فِيهِ أَلفُ نَبِيٍ، وَأَلفُ وَصِيٍ، وَمِنهُ فارَ التَّنُّورُ ، وَفِيهِ نُجِرَتِ السَّفِينَةُ ، مَيمَنَتُهُ رِضوانُ اللّهِ ، وَوَسَطُهُ رَوضَةٌ مِن رِياضِ الجَنَّةِ ، وَمَيسَرَتُهُ مَكرٌ (2). (3)
عنه عليه السلام :الكُوفَةُ رَوضَةٌ مِن رِياضِ الجَنَّةِ ، فِيها قَبرُ نُوحٍ وَإِبراهِيمَ عليهماالسلام ، وَقُبُورُ ثَلاثِمِئَةِ نَبِيٍ وَسَبعِينَ نَبِيّا، وَسِتِّمِئَةِ وَصِيٍ، وَقَبرُ سَيِّدِ الأَوصِياءِ أَمِيرِ المُؤمِنِينَ عليه السلام . (4)
الكافي عن هارون بن خارجة :قالَ لِي أَبُو عَبدِ اللّهِ عليه السلام : يا هارُونَ بنَ خارِجَةَ ، كَم بَينَكَ وَبَينَ مَسجِدِ الكُوفَةِ ، يَكُونُ مِيلاً؟ قُلتُ : لا، قالَ : فَتُصَلِّي فِيهِ الصَّلَواتِ كُلَّها؟ قُلتُ : لا، فَقالَ : أَما لَو كُنتُ بِحَضرَتِهِ لَرَجَوتُ أَن لا تَفُوتَنِي فِيهِ صَلاةٌ ، وَتَدرِي ما فَضلُ ذَلِكَ المَوضِعِ؟ ما مِن عَبدٍ صالِحٍ وَلا نَبِيٍ إِلّا وَقَد صَلَّى فِي مَسجِدِ كُوفانَ ، حَتَّى إِنَّ رَسُولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله لَمّا أَسرى اللّهُ بِهِ قالَ لَهُ جَبرَئِيلُ عليه السلام : تَدرِي أَينَ أَنتَ يا رَسُولَ اللّهِ السَّاعَةَ؟ أَنتَ مُقابِلُ مَسجِدِ كُوفانَ . قالَ : فَاستَأذِن لِي رَبِّي حَتَّى آتِيَهُ فَأُصَلِّيَ فِيهِ رَكعَتَينِ ، فَاستَأذَنَ اللّهَ عز و جل فَأَذِنَ لَهُ . وَإِنَّ مَيمَنَتَهُ لَرَوضَةٌ مِن رِياضِ الجَنَّةِ ، وَإِنَّ وَسَطَهُ لَرَوضَةٌ مِن رِياضِ الجَنَّةِ ، وَإِنَّ مُؤَخَّرَهُ لَرَوضَةٌ مِن رِياضِ الجَنَّةِ ، وَإِنَّ الصَّلاةَ المَكتُوبَةَ فِيهِ لَتَعدِلُ أَلفَ صَلاةٍ ، وَإِنَّ النّافِلَةَ فِيهِ لَتَعدِلُ خَمسَمِئَةِ صَلاةٍ ، وَإِنَّ الجُلُوسَ فِيهِ بِغَيرِ تلاوَةٍ وَلا ذِكرٍ لَعِبادَةٌ ، وَلَو عَلِمَ النَّاسُ ما فِيهِ لَأَتَوهُ وَلَو حَبْوا (5). (6)
.
1) .الكافي : ج ۳ ص ۴۹۳ ح ۹ ، تهذيب الأحكام : ج ۳ ص ۲۵۲ ح ۶۹۱ ، المزار للمشهدي : ص ۱۲۵ ح ۶ كلّها عن أبي عبيده ، روضة الواعظين : ص ۴۵۰ ، بحار الأنوار : ج ۱۰۰ ص ۳۸۹ ح ۱۳.
2) .ميسرته مَكْر : قيل كانت السوق إلى جانبه الأيسر، وفيها يقع المكر والخداع (النهاية : ج ۴ ص ۳۴۹ «مكر»).
3) .الكافي : ج ۳ ص ۴۹۲ ح ۳ ، كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۱ ص ۲۳۱ ح ۶۹۳ ، ثواب الأعمال : ص ۵۰ ح ۱ كلّها عن أبي بصير ، بحار الأنوار : ج ۱۰۰ ص ۳۹۷ ح ۳۷.
4) .فرحة الغري : ص ۶۹ عن أبي اُسامة ، بحار الأنوار : ج ۱۰۰ ص ۴۰۵ ح ۶۱ .
5) .الحَبْو : أن يمشي على يديه وركبتيه أو اُسْته (النهاية : ج ۱ ص ۳۳۶ «حبا»).
6) .الكافي : ج ۳ ص ۴۹۰ ح ۱ ، تهذيب الأحكام : ج ۳ ص ۲۵۰ ح ۶۸۸ ، كامل الزيارات : ص ۷۲ ح ۶۳ ، المحاسن : ج ۱ ص ۱۲۸ ح ۱۴۹ وليس فيه ذيله من «وإنّ الجلوس ...» ، بحار الأنوار : ج ۱۰۰ ص ۳۹۸ ح ۳۹.
امام باقر عليه السلام :مسجد كوفان (كوفه)، باغى از باغ هاى بهشت است.
امام صادق عليه السلام :نيكو مسجدى است مسجد كوفه! هزار پيامبر و هزار وصى، در آن ، نماز خوانده اند، تنور [زمان توفان نوح] در محلّ آن جوشيد و كشتى [نوح ]در آن جا ساخته شد . سمت راست آن، رضوان خداست ، وسطش باغى از باغ هاى بهشت است و سمت چپش فريب است . (1)
امام صادق عليه السلام :كوفه، باغى از باغ هاى بهشت است . قبر نوح و ابراهيم و قبر سيصد و هفتاد پيامبر و ششصد وصى ، و قبر سالار اوصيا ، امير مؤمنان عليه السلام ، در آن است .
الكافىـ به نقل از هارون بن خارجه ـ: امام صادق عليه السلام به من فرمود : «اى هارون بن خارجه! تا مسجد كوفه، چه قدر فاصله دارى ؟ يك ميل مى شود؟». گفتم : خير . فرمود : «پس همه نمازها را در آن مى خوانى؟». گفتم : خير . فرمود : «بدان كه اگر من در كنار آن بودم، اميد داشتم كه حتّى يك نمازم از آن مسجد فوت نشود . آيا مى دانى آن جا چه فضيلتى دارد؟ هيچ بنده شايسته و هيچ پيامبرى نبوده، مگر اين كه در مسجد كوفه نماز خوانده است . حتّى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در شبى كه خداوند، او را به معراج برد ، جبرئيل به او گفت : مى دانى تو اكنون كجا هستى، اى پيامبر خدا؟ تو در برابر مسجد كوفه اى ! پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : پس، از پروردگارم برايم اجازه بگير كه به آن بروم و در آن جا دو ركعت نماز بخوانم . و جبرئيل از خداوند، اجازه گرفت و خدا هم به او اجازه داد. سمت راست آن، باغى از باغ هاى بهشت است ، وسطش باغى از باغ هاى بهشت است و عقب آن نيز باغى از باغ هاى بهشت است . يك نماز واجب در آن، با هزار نماز ، برابرى مى كند و يك نماز مستحبّى در آن، با پانصد نماز، همسنگ است . نشستن در آن [حتّى] بدون تلاوت [قرآن] و گفتن ذكر، خود ، عبادت است . اگر مردم مى دانستند كه چه ثواب هايى در اين مسجد است، خود را به آن مى رساندند، حتّى با خزيدن» .
.
1) .گفته مى شود كه بازار كوفه در سمت چپ اين مسجد بوده است و فريب هم در بازار ، صورت مى گيرد.
۸ / ۷الحَوامِيمُرسول اللّه صلى الله عليه و آله :اَلحَوامِيمُ رَوضَةٌ مِن رِياضِ الجَنَّةِ . (1)
عنه صلى الله عليه و آله :لِكُلِّ شَجَرَةٍ ثَمَرا، وَإِنَّ ثَمَراتِ القُرآنِ ذَواتُ «حم» مِن رَوضاتٍ مُخصِباتٍ مُعشِباتٍ مُتجاوِراتٍ، فَمَن أَحَبَّ أَن يَرتَعَ فِي رِياضِ الجَنَّةِ فَليَقرَأ الحَوامِيمَ . (2)
عنه صلى الله عليه و آله :مَن أَحَبَّ أَن يَرتَعَ فِي رِياضِ الجَنَّةِ ، فَليَقرَأ الحَوَامِيمَ فِي صَلاةِ اللَّيلِ . (3)
۸ / ۸مَرَضُ المُؤمِنِالإمام عليّ عليه السلام :وُعِكَ (4)أَبُو ذَرٍّ ، فَأَتَيتُ رَسُولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَقُلتُ : يا رَسُولَ اللّهِ ، إِنَّ أَبا ذَرٍّ قَد وُعِكَ ، فَقالَ : اِمضِ بِنا إِلَيهِ نَعُودُهُ ، فَمَضَينا إِلَيهِ جَمِيعا، فَلَمّا جَلَسنا قالَ لَهُ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : كَيفَ أَصبَحتَ يا أَبا ذَرٍّ؟ قالَ : أَصبَحتُ وَعِكا يا رَسُولَ اللّهِ ، فَقالَ : أَصبَحتَ فِي رَوضَةٍ مِن رِياضِ الجَنَّةِ ، قَدِ انغَمَستَ فِي ماءِ الحَيَوانِ ، وَقَد غَفَرَ اللّهُ لَكَ ما تَقَدَّمَ مِن ذَنبِكَ ، فَأَبشِر يا أَباذَرٍّ . (5)
راجع : ص ۴۸۶ (الفصل الحادي عشر : كنوز الجنّة / تلك الخصال) .
.
1) .الفردوس : ج ۲ ص ۱۶۰ ح ۲۸۱۶ ، الدرّ المنثور : ج ۷ ص ۲۶۹ ، كنز العمّال : ج ۱ ص ۵۸۰ ح ۲۶۲۳ كلاهما نقلاً عن ابن مردويه وكلّها عن سمرة بن جندب ؛ بحار الأنوار : ج ۹۲ ص ۳۰۲ ح ۲ .
2) .الدرّ المنثور : ج ۷ ص ۲۶۹ نقلاً عن ابن الضريس عن إسحاق بن عبد اللّه ؛ بحار الأنوار : ج ۹۲ ص ۳۰۲ ح ۲ .
3) .مجمع البيان : ج ۸ ص ۷۹۷ عن أبي بريدة الأسلمي ، كنز العمّال : ج ۱ ص ۵۹۲ ح ۲۶۹۶ نقلاً عن أبي نعيم عن ابن عبّاس نحوه .
4) .الوَعْك : الحُمّى وقيل : ألَمُها (لسان العرب : ج ۱۰ ص ۵۱۴ «وعك»).
5) .الدعوات : ص ۱۶۷ ح ۴۶۷ ، بحار الأنوار : ج ۲۲ ص ۴۳۴ ح ۴۸.
۸ / ۷«حا ميم»هاپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :«حا ميم»ها ، (1)باغ هايى از باغ هاى بهشت اند.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر درختى ميوه اى دارد و ميوه هاى قرآن، سوره هاى «حا ميم»دار هستند كه باغ هايى سرسبز و پُر گل و گياه و به هم چسبيده اند . پس هر كه دوست دارد در باغ هاى بهشتْ خوش بگذراند ، «حا ميم»ها را بخواند.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس دوست دارد در باغ هاى بهشت به گردش بپردازد ، «حا ميم»ها را در نماز شب بخواند.
۸ / ۸بيمارى مؤمنامام على عليه السلام :ابو ذر ، ناخوش احوال شد . من نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله رفتم و گفتم : اى پيامبر خدا ! ابو ذر، ناخوش شده است . فرمود : «ما را نزد او ببر تا عيادتش كنيم» . همگى نزد ابو ذر رفتيم . چون نشستيم ، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به او فرمود : «حالت چگونه است، اى ابو ذر؟». گفت: ناخوش احوالم، اى پيامبر خدا ! فرمود : «در باغى از باغ هاى بهشت، قرار گرفته اى و در آب زندگانى، فرو رفته اى و خداوند، گناهان گذشته تو را آمرزيده است . پس خوش باش، اى ابو ذر!» .
ر . ك : ص ۴۸۷ (فصل يازدهم : گنج هاى بهشت / و اين چند خصلت) .
.
1) .مقصود، سوره هايى از قرآن هستند كه با «حـم» آغاز مى شوند.
۸ / ۹زِيارَةُ الإِخوانِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن زارَ أَخاهُ المُؤمِنَ خاضَ فِي رِياضِ الجَنَّةِ حَتَّى يَرجِعَ . (1)
.
1) .المعجم الكبير : ج ۸ ص ۶۷ ح ۷۳۸۹ عن صفوان بن عسّال .
۸ / ۹ديدار برادرانپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس به ديدن برادرش برود ، در باغ هاى بهشت، قدم نهاده است تا آن گاه كه برگردد.
.
الفصل التاسع : غراس الجنّة۹ / ۱التَّهلِيلُرسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن قالَ : «لا إِلهَ إِلّا اللّهُ» غُرِسَت لَهُ شَجَرَةٌ فِي الجَنَّةِ ، مِن ياقُوتَةٍ حَمراءَ ، مَنبتها فِي مِسكٍ أَبيَضَ ، أَحلَى مِنَ العَسَلِ ، وَأَشَدُّ بَياضا مِنَ الثَّلجِ ، وَأَطيَبُ رِيحا مِنَ المِسكِ ، فِيها أَمثالُ ثَديِ الأَبكارِ ، تَعلُو عَن سَبعِينَ حُلَّةً . (1)
۹ / ۲التَّسبِيحُرسول اللّه صلى الله عليه و آله :الجَنَّةُ قِيعانٌ (2)، وغِراسُها : سُبحانَ رَبِّيَ العَظِيمِ وَبِحَمدِهِ . (3)
عنه صلى الله عليه و آله :مَن قالَ : «سُبحانَ اللّهِ العَظِيمِ» نَبَتَ لَهُ غَرسٌ فِي الجَنَّةِ . (4)
.
1) .الكافي : ج ۲ ص ۵۱۷ ح ۲ ، ثواب الأعمال : ص ۱۶ ح ۵ بزيادة «ثمار» بعد «فيها» ، المحاسن : ج ۱ ص ۹۸ ح ۶۷ وفيهما «تفلق» بدل «تعلو» ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۸۳ ح ۱۴۶.
2) .القاع : أرض واسعة سهلة مطمئنّة ، لا حزونة فيها ولا ارتفاع (لسان العرب : ج ۸ ص ۳۰۴ «قوع»).
3) .عوالي اللآلي : ج ۴ ص ۸ ح ۱۰.
4) .مسند ابن حنبل : ج ۵ ص ۳۱۴ ح ۱۵۶۴۵ عن سهل عن أبيه ، المعجم الكبير : ج ۲۰ ص ۱۹۸ ح ۴۴۵ عن معاذ بن أنس وفيه «بني» بدل «نبت» ، كنز العمّال : ج ۱ ص ۴۷۴ ح ۲۰۶۰.
فصل نهم: نهال هاى بهشت۹ / ۱لا إله إلّا اللّهپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس «لا إله إلّا اللّه » بگويد ، درختى از ياقوت سرخ در بهشت برايش نشانده مى شود كه ريشه اش در مُشك سفيد است و [ميوه اش ]از شهد، شيرين تر و از برف ، سفيدتر و از مُشك ، خوش بوتر است ، و در آن، مانند نارپستان هاى دوشيزگان است كه از زير هفتاد پيراهن، بر آمده اند.
۹ / ۲سبحان اللّهپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بهشت ، سراسر ، دشت است و نهال هاى آن ، «سبحان ربّى العظيم و بحمده» است.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس «سبحان اللّه العظيم» بگويد، برايش يك نهال در بهشت مى رويد.
.
عنه صلى الله عليه و آله :ما مِن مُؤمِنٍ وَلا مُؤمِنَةٍ إِلَا وَلَهُ وَكِيلٌ فِي الجَنَّةِ ، إِن قَرَأَ القُرآنَ بَنى لَهُ القُصُورَ ، وَإِن سَبَّحَ غَرَسَ لَهُ الأَشجارَ ، وَإِن كَفَّ كَفَّ . (1)
۹ / ۳التَّسبِيحاتُ الأَربَعَةُالإمام الباقر عليه السلام :مَرَّ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله بِرَجُلٍ يَغرِسُ غَرسا فِي حائِطٍ (2)لَهُ، فَوَقَفَ لَهُ وَقالَ : أَلا أَدُلُّكَ عَلى غَرسٍ أَثبَتَ أَصلاً ، وَأَسرَعَ إِيناعا ، وَأَطيَبَ ثَمَرا وَأَبقى؟ قالَ : بَلى فَدُلَّنِي يا رَسُولَ اللّهِ ! فَقالَ : إِذا أَصبَحتَ وَأَمسَيتَ ، فَقُل : «سُبحانَ اللّهِ وَالحَمدُ للّهِِ وَلا إِلهَ إِلّا اللّهُ وَاللّهُ أَكبَرُ» فَإِنَّ لَكَ إِن قُلتَهُ بِكُلِّ تَسبِيحَةٍ عَشرَ شَجَراتٍ فِي الجَنَّةِ مِن أَنواعِ الفاكِهَةِ ، وَهُنَّ مِنَ الباقِياتِ الصّالِحاتِ . فَقالَ الرَّجُلُ : فَإِنِّي أُشهِدُكَ يا رَسُولَ اللّهِ أَنَّ حائِطِي هذا صَدَقَةٌ مَقبُوضَةٌ عَلى فُقَراءِ المُسلِمِينَ أَهلِ الصَّدَقَةِ . فَأَنزَلَ اللّهُ عز و جل آياتٍ مِنَ القُرآنِ «فَأَمَّا مَنْ أَعْطَى وَ اتَّقَى * وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنَى * فَسَنُيَسِّرُه لِلْيُسْرَى» (3). (4)
.
1) .الفردوس : ج ۴ ص ۲۷ ح ۶۰۸۰ عن أنس ، كنز العمّال : ج ۱ ص ۵۴۹ ح ۲۴۵۸.
2) .الحَائِط : البستان من النخيل إذا كان عليه حائط (النهاية : ج ۱ ص ۴۶۲ «حوط»).
3) .الليل : ۵ ـ ۷.
4) .الكافي : ج ۲ ص ۵۰۶ ح ۴ ، المحاسن : ج ۱ ص ۱۰۷ ح ۹۲ كلاهما عن ضريس الكناسي ، الأمالي للصدوق : ص ۲۷۰ ح ۲۹۸ عن ضريس الكناسي عن الإمام الباقر عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله وكلاهما نحوه ، بحار الأنوار : ج ۹۳ ص ۱۶۷ ح ۲.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هيچ مرد يا زن مؤمنى نيست، مگر آن كه در بهشت، كارگزارى دارد . اگر قرآن بخواند، آن كارگزار برايش كاخ مى سازد و اگر تسبيح بگويد، برايش درخت مى كارد و اگر باز ايستد، او نيز باز مى ايستد.
۹ / ۳تسبيحات چهارگانهامام باقر عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بر مردى گذر كرد كه در باغش نهال مى كاشت . نزد او ايستاد و فرمود : «آيا تو را به نهال هايى راه نمايى نكنم كه ريشه هايشان استوارترند و زودتر به بار مى نشينند و ميوه هايشان لذيذتر و ماندگارترند؟». گفت : چرا ، راه نمايى ام كنيد، اى پيامبر خدا! فرمود : «هر بام و شام بگو : سبحان اللّه و الحمد للّه و لا إله إلّا اللّه و اللّه أكبر؛ زيرا به ازاى هر تسبيحى كه بگويى، ده درخت از انواع ميوه ها در بهشت برايت خواهد بود ، و اينهايند ماندگاران نيك». مرد گفت : پس من، شما را گواه مى گيرمـ اى پيامبر خدا ـكه اين باغم را وقف مسلمانان تهى دست كه مستحقّ صدقه اند، قرار دادم. در اين هنگام ، خداوند عز و جل آياتى از قرآن را فرو فرستاد : «امّا آن كه بخشيد و پرهيزگارى كرد و [پاداش] نيكوتر را تصديق نمود ، زودا كه او را به سوى گشايش، ره نمون شويم» .
.
عنه عليه السلام :قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : مَن قالَ : «سُبحانَ اللّهِ» غَرَسَ اللّهُ لَهُ بِها شَجَرَةً فِي الجَنَّةِ ، وَمَن قالَ «اَلحَمدُ للّهِِ» غَرَسَ اللّهُ لَهُ بِها شَجَرَةً فِي الجَنَّةِ ، وَمَن قالَ : «لا إِلهَ إِلّا اللّهُ» غَرَسَ اللّهُ لَهُ بِها شَجَرَةً فِي الجَنَّةِ ، وَمَن قالَ : «اَللّهُ أَكبَرُ» غَرَسَ اللّهُ لَهُ بِها شَجَرَةً فِي الجَنَّةِ . فَقالَ رَجُلٌ مِن قُرَيشٍ : يا رَسُولَ اللّهِ ، إِنَّ شَجَرَنا فِي الجَنَّةِ لَكَثِيرٌ! قالَ : نَعَم، وَلَكِن إِيّاكُم أَن تُرسِلُوا عَلَيها نِيرانا فَتُحرِقُوها، وَذَلِكَ أَنَّ اللّهَ عز و جل يَقُولُ : «يَـأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ أَطِيعُواْ اللَّهَ وَ أَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَ لَا تُبْطِـلُواْ أَعْمَــلَكُمْ» (1). (2)
تنبيه الخواطر عن أبي هريرة :مَرَّ عَلَيَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله وَمَعِي أَغراسٌ ، فَقالَ : هَل أَدُلُّكُم عَلى أَغراسٍ أَفضَلَ مِنها؟ قُلْ : «سُبحانَ اللّهِ وَالحَمدُ للّهِِ وَلا إِلهَ إِلَا اللّهُ وَاللّهُ أَكبَرُ» فَلَيسَ مِنها كَلِمَةٌ تَقُولُها إِلّا غَرَسَ اللّهُ لَكَ بِها شَجَرَةً فِي الجَنَّةِ . (3)
رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن قالَ : «سُبحانَ اللّهِ وَالحَمدُ للّهِِ وَلا إِلهَ إِلّا اللّهُ وَاللّهُ أَكبَرُ» غَرَسَ اللّهُ لَهُ بِكُلِّ واحِدَةٍ مِنهُنَّ شَجَرَةً فِي الجَنَّةِ . (4)
عنه صلى الله عليه و آله :لَقِيتُ إِبراهِيمَ لَيلَةَ أُسرِيَ بِي فَقالَ : يا مُحَمَّدُ ، أَقرِئ أُمَّتَكَ مِنِّي السَّلامَ وَأَخبِرهُم أَنَّ الجَنَّةَ طَيِّبَةُ التُربَةِ ، عَذبَةُ الماءِ ، وَأَنَّها قِيعانٌ ، وَأَنَّ غِراسَها : «سُبحانَ اللّهِ وَالحَمدُ للّهِِ وَلا إِلهَ إِلّا اللّهُ وَاللّهُ أَكبَرُ» . (5)
راجع : ص ۴۷۶ (الفصل العاشر : نفقة بناء الجنّة / التسبيحات الأربعة) .
.
1) .محمّد : ۳۳.
2) .ثواب الأعمال : ص ۲۶ ح ۳ عن أبي الجارود ، الأمالي للصدوق : ص ۷۰۵ ح ۹۶۸ عن أبي الجارود عن الإمام الصادق عن أبيه عن جدّه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، عدّة الداعي : ص ۲۴۸ عن الإمام الصادق عن أبيه عن جدّه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۸۶ ح ۱۵۴.
3) .تنبيه الخواطر : ج ۱ ص ۶۸ .
4) .المعجم الأوسط : ج ۸ ص ۲۲۶ ح ۸۴۷۵ ، التاريخ الكبير : ج ۶ ص ۴۲۷ ح ۲۸۷۶ كلاهما عن ابن عبّاس .
5) .سنن الترمذي : ج ۵ ص ۵۱۰ ح ۳۴۶۲ ، مشكاة المصابيح : ج ۱ ص ۷۱۱ ح ۲۳۱۵ ، الأذكار المنتخبة : ص ۲۵ ، تاريخ بغداد : ج ۲ ص ۲۹۲ الرقم ۷۷۶ بزيادة «ولا حول ولا قوّة إلّا باللّه » في آخره وكلّها عن ابن مسعود ، كنز العمّال : ج ۱ ص ۴۶۰ ح ۱۹۸۹.
امام باقر عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «هر كس سبحان اللّه بگويد، خداوند در برابر آن، يك درخت در بهشت برايش مى كارد ، و هر كس الحمد للّه بگويد، خداوند به ازاى آن، يك درخت در بهشت برايش مى كارد ، و هر كس لا إله إلّا اللّه بگويد، خداوند به ازاى آن، يك درخت در بهشت برايش مى كارد ، و هر كس اللّه أكبر بگويد، خداوند به ازاى آن، يك درخت در بهشت برايش مى كارد». مردى قريشى گفت : اى پيامبر خدا ! درخت هاى ما در بهشت، فراوان اند! فرمود : «آرى ؛ امّا مواظب باشيد كه آتشى نفرستيد و همه آنها را بسوزانيد ؛ چرا كه خداى عز و جل مى فرمايد : «اى كسانى كه ايمان آورده ايد ! از خدا و از پيامبر، فرمان بريد و اعمالتان را از بين نبريد» .
تنبيه الخواطرـ به نقل از ابو هريره ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به من بر خورد و من چند نهال با خود داشتم . فرمود : «آيا شما را به نهال هايى بهتر از اينها راه نمايى نكنم؟ بگو : سبحان اللّه و الحمد للّه و لا إله إلّا اللّه و اللّه أكبر ؛ زيرا هر كلمه اى از اينها را كه بگويى، خداوند به ازاى آن، درختى در بهشت برايت مى نشاند».
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس «سبحان اللّه و الحمد للّه و لا إله إلّا اللّه و اللّه أكبر» بگويد، خداوند به ازاى هر يك از آنها، برايش يك درخت در بهشت مى كارد.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :شبى كه به معراج برده شدم ، به ابراهيم عليه السلام بر خوردم . گفت : اى محمّد ! سلام مرا به امّتت برسان و به ايشان بگو كه بهشت، خاكى خوش و آبى شيرين دارد و سراسر، دشت است و درخت هايش ، «سبحان اللّه و الحمد للّه و لا إله إلّا اللّه و اللّه أكبر» است.
ر . ك : ص ۴۷۷ (فصل دهم : هزنيه ساخت بهشت / تسبيحات چهارگانه) .
.
۹ / ۴اَلحَوقَلَةُرسول اللّه صلى الله عليه و آله :أَكثِرُوا مِن غَرسِ الجَنَّةِ ، فَإِنَّهُ عَذبٌ ماؤُها، طَيِّبٌ تُرابُها ، فَأَكثِرُوا مِن غِراسِها : «لا حَولَ وَلا قُوَّةَ إِلّا بِاللّهِ» . (1)
راجع : ص ۴۸۰ (الفصل الحادى عشر : كنوز الجنّة / الحوقلة) .
.
1) .المعجم الكبير : ج ۱۲ ص ۲۷۹ ح ۱۳۳۵۴ ، كتاب الدعاء : ص ۴۷۴ ح ۱۶۵۸ كلاهما عن ابن عمر ، كنز العمّال : ج ۱ ص ۴۵۴ ح ۱۹۵۹.
۹ / ۴لا حَولَ و لا قُوّةَ إلّا باللّهپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در بهشت، نهال بسيار بكاريد ؛ زيرا آبش شيرين و خاكش حاصلخيز است . پس ، نهال «لا حَولَ و لا قُوّةَ إلّا باللّه » را در آن، زياد بكاريد.
ر . ك : ص ۴۸۱ (فصل يازدهم : گنج هاى بهشت / لا حول ولا قوّة إلّا باللّه ) .
.
الفصل العاشر : نفقة بناء الجنّة۱۰ / ۱التَّسبِيحاتُ الأَربَعَةُرسول اللّه صلى الله عليه و آله :لَمّا أُسرِيَ بِي إِلَى السَّماءِ دَخَلتُ الجَنَّةُ ، فَرَأَيتُ فِيها قِيعانا يَقَقا (1)مِن مِسكٍ ، وَرَأَيتُ فِيها مَلائِكَةً يَبنُونَ لَبِنَةً مِن ذَهَبٍ وَلَبِنَةً مِن فِضَّةٍ، وَرُبَّما أَمسَكُوا ، فَقُلتُ لَهُم : ما لَكُم رُبَّما بَنَيتُم وَرُبَّما أَمسَكتُم؟ قالُوا : حَتَّى تَأتِيَنا النَّفَقَةُ. قُلتُ : وَما نَفَقَتُكُم؟ قالُوا : قَولُ المُؤمِنِ : «سُبحانَ [اللّهِ] (2)وَالحَمدُ للّهِِ وَلا إِلهَ إِلّا اللّهُ وَاللّهُ أَكبَرُ»، فَإِذا قالَهُنَّ بَنَينا، وَإِذا سَكَتَ وَأَمسَكَ أَمسَكنا . (3)
۱۰ / ۲مُلازَمَةُ المَسجِدِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن كانَ القُرآنُ حَدِيثَهُ وَالمَسجِدُ بَيتَهُ ، بَنَى اللّهُ لَهُ بَيتا فِي الجَنَّةِ . (4)
راجع : ص ۴۱۲ (الفصل السابع: مكارم الأخلاق و محاسن الأعمال / بناء المسجد) .
.
1) .اليَقَقُ : شَديدُ البَياض، ناصِعُه (لسان العرب : ج ۱۰ ص ۳۸۷ «يقق»).
2) .سقط ما بين المعقوفين من المصدر.
3) .الأمالي للطوسي : ص ۴۷۴ ح ۱۰۳۵ ، عدّة الداعي : ص ۲۴۹ كلاهما عن حمّاد بن عثمان عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، تفسير القمّي : ج ۲ ص ۵۳ عن جميل عن الإمام الصادق عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله وفيه «يَقَق» بدل «يققا من مسك» ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۲۳ ح ۱۹.
4) .تهذيب الأحكام : ج ۳ ص ۲۵۵ ح ۷۰۷ عن السكوني عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلام ، ثواب الأعمال : ص ۴۷ ح ۱ ، الأمالي للصدوق : ص ۵۹۱ ح ۸۱۹ كلاهما عن السكوني عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، دعائم الإسلام : ج ۱ ص ۱۴۸ ، بحار الأنوار : ج ۸۳ ص ۳۸۵ ح ۶۲ .
فصل دهم: هزينه ساخت بهشت۱۰ / ۱تسبيحات چهارگانهپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :شبى كه به آسمان برده شدم ، به بهشت وارد شدم . در آن جا سرزمينى مُشكين ديدم و در آن جا ديدم كه فرشتگانى، خشتى از زر و خشتى از سيم بر هم مى گذارند و گاه، دست از كار مى كشند . به آنان گفتم : چرا گاهى مى سازيد و گاهى باز مى ايستيد؟ گفتند : تا خرجى به ما برسد . گفتم : «خرجى تان چيست؟ گفتند : اين سخن مؤمن : «سبحان اللّه و الحمد للّه و لا إله إلّا اللّه و اللّه أكبر» . هر گاه اين را بگويد، ما شروع به ساختن مى كنيم و هر گاه ساكت شود و نگويد، ما نيز دست نگه مى داريم.
۱۰ / ۲رفيق مسجد بودنپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :كسى كه قرآن، سخن او و مسجد، خانه اش باشد ، خداوند برايش خانه اى در بهشت مى سازد .
ر . ك : ص ۴۱۳ (فصل هفتم / خوى هاى والا و كردارهاى نيكو / ساختن مسجد) .
.
۱۰ / ۳اَلإِخاءُ فِي اللّهِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن جَدَّدَ أَخا فِي الإِسلامِ بَنَى اللّهُ لَهُ بُرجا فِي الجَنَّةِ مِن جَوهَرَةٍ . (1)
الإمام الرضا عليه السلام :مَن استَفادَ أَخا فِي اللّهِ فَقَدِ استَفادَ بَيتا فِي الجَنَّةِ . (2)
۱۰ / ۴إِنشاءُ الشِّعرِ فِي أَهلِ البَيتِ عليهم السلامالإمام الصادق عليه السلام :مَن قالَ فِينا بَيتَ شِعرٍ بَنَى اللّهُ تَعالى لَهُ بَيتا فِي الجَنَّةِ . (3)
۱۰ / ۵أَربَعُ خِصالٍرسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ فِي وَصِيَّتِهِ لِعَلِيٍ عليه السلام ـ: أَربَعٌ مَن كُنَّ فِيهِ بَنَى اللّهُ تَعالَى لَهُ بَيتا فِي الجَنَّةِ : مَن آوَى اليَتِيمَ ، وَرَحِمَ الضَّعِيفَ ، وَأَشفَقَ عَلى والِدَيهِ ، ورَفَقَ بِمَملُوكِهِ . (4)
.
1) .الاختصاص : ص ۲۲۸ ، بحار الأنوار : ج ۷۵ ص ۲۶۰ ح ۵۶ .
2) .الأمالي للمفيد : ص ۳۱۶ ح ۸ ، الأمالي للطوسي : ص ۸۴ ح ۱۲۴ كلاهما عن داوود بن سليمان الغازي ، ثواب الأعمال : ص ۱۸۲ ح ۱ عن محمّد بن زيد ، بحار الأنوار : ج ۷۴ ص ۲۷۶ ح ۴.
3) .عيون أخبار الرضا عليه السلام : ج ۱ ص ۷ ح ۱ ، بشارة المصطفى : ص ۲۰۸ كلاهما عن عبد اللّه بن الفضل الهاشمي ، بحار الأنوار : ج ۲۶ ص ۲۳۱ ح ۳.
4) .كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۴ ص ۳۵۸ ح ۵۷۶۲ عن حمّاد بن عمرو و أنس بن محمّد عن أبيه جميعا عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، الخصال : ص ۲۲۳ ح ۵۳ ، ثواب الأعمال : ص ۱۶۱ ح ۱ كلاهما عن أبي حمزة الثمالي عن الإمام الباقر عليه السلام ، بحار الأنوار : ج ۷۴ ص ۷۱ ح ۵۱ وراجع : الأمالي للمفيد : ص ۱۶۷ ح ۱.
۱۰ / ۳برادرى كردن براى خداپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس برادرى جديد در اسلام بگيرد، خداوند برايش در بهشت، برجى از جواهر بنا مى كند.
امام رضا عليه السلام :هر كس براى خدا برادرى بگيرد ، خانه اى در بهشت گرفته است.
۱۰ / ۴شعرسرايى در باره اهل بيت عليهم السلامامام صادق عليه السلام :هر كس در باره ما يك بيت شعر بگويد، خداى بلندمرتبه برايش يك خانه در بهشت مى سازد.
۱۰ / ۵و اين چهار خصلتپيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در سفارش به امام على عليه السلام ـ: چهار خصلت است كه در هر كس باشد، خداى بلندمرتبه برايش خانه اى در بهشت مى سازد : كسى كه يتيم را پناه دهد ، و به ناتوان رحم آورد ، و با پدر و مادرش مهربان باشد و با غلامش نرمى كند.
.
الفصل الحادي عشر : كنوز الجنّة۱۱ / ۱الحوقلةسنن ابن ماجة عن أبي ذرّ :قالَ لِي رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : أَلا أَدُلُّكَ عَلى كَنزٍ مِن كُنُوزِ الجَنَّةِ؟ قُلتُ : بَلى يا رَسُولَ اللّهِ ، قالَ : لا حَولَ وَلا قُوَّةَ إِلّا بِاللّهِ . (1)
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ لِأَبِي مُوسَى الأَشعَرِي ـ: يا عَبدَ اللّهِ بنَ قَيسٍ ، أَلا أُعَلِّمُكَ كَلِمَةً هِي مِن كُنُوزِ الجَنَّةِ؟ لا حَولَ وَلا قُوَّةَ إِلّا بِاللّهِ . (2)
عنه صلى الله عليه و آله :أَكْثِرْ مِنْ قَولِ «لَا حَولَ وَلا قُوَّةَ إِلّا بِاللّهِ» فَإِنَّها كَنزٌ مِن كُنُوزِ الجَنَّةِ . (3)
.
1) .سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۱۲۵۶ ح ۳۸۲۵ ، مسند ابن حنبل : ج ۸ ص ۶۷ ح ۲۱۳۵۶ ، حلية الأولياء : ج ۳ ص ۶۶ ، الزهد لابن المبارك : ص ۳۹۶ ح ۱۱۲۲ عن أبي موسى الأشعري ، كنز العمّال : ج ۱ ص ۴۵۵ ح ۱۹۶۴.
2) .صحيح البخاري : ج ۶ ص ۲۴۳۷ ح ۶۲۳۶ ، صحيح مسلم : ج ۴ ص ۲۰۷۷ ح ۴۵ ، سنن ابي داوود : ج ۲ ص ۸۷ ح ۱۵۲۶ ، سنن الترمذي : ج ۵ ص ۴۵۷ ح ۳۳۷۴ ، سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۱۲۵۶ ح ۳۸۲۴ كلّها عن أبي موسى الأشعري ، كنز العمّال : ج ۱ ص ۴۵۶ ح ۱۹۶۶.
3) .سنن الترمذي : ج ۵ ص ۵۸۰ ح ۳۶۰۱ ، مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۲۳۱ ح ۸۴۱۴ كلاهما عن أبي هريرة ، المعجم الكبير : ج ۴ ص ۱۳۳ ح ۳۹۰۰ عن أبي أيّوب ، كنز العمّال : ج ۱ ص ۴۵۴ ح ۱۹۵۷ ؛ المحاسن : ج ۱ ص ۷۵ ح ۳۴ بزيادة «العليّ العظيم» بعد «إلّا باللّه » ، بشارة المصطفى : ص ۲۲۲ كلاهما عن سلمان ، بحار الأنوار : ج ۷۷ ص ۱۲۹ ح ۳۵.
فصل يازدهم: گنج هاى بهشت۱۱ / ۱لا حَولَ و لا قُوّةَ إلّا باللّهسنن ابن ماجةـ به نقل از ابو ذر ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به من فرمود : «آيا تو را به گنجى از گنج هاى بهشت، راه نمايى نكنم؟». گفتم : چرا ، اى پيامبر خدا ! فرمود : «لا حَولَ و لا قُوّةَ إلّا باللّه ؛ هيچ نيرو و توانى جز از سوى خداوند نيست» .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به ابو موسى اشعرى ـ: اى عبد اللّه بن قيس ! آيا جمله اى را به تو نياموزم كه از گنج هاى بهشت است؟ لا حَولَ و لا قُوّةَ إلّا باللّه .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :جمله «لا حَولَ و لا قُوّةَ إلّا باللّه » را زياد بگو ؛ چرا كه از گنج هاى بهشت است.
.
مسند ابن حنبل عن أبي هريرة :قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : أَلا أَدُلُّكَ عَلى كَنزٍ مِنْ كُنُوزِ الجَنَّةِ؟ قُلتُ : بَلى ، قَالَ : «لا حَولَ ولا قُوَّةَ إِلّا بِاللّهِ» ـ قالَ : أَحْسَبُه قَالَ : ـ يَقُولُ اللّهُ عز و جل : أسْلَمَ عَبْدي وَاسْتَسْلَمَ . (1)
رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن تَظاهَرَتْ عَلَيهِ النِّعَمُ فَلْيَقُلْ : «اَلحَمْدُ للّهِِ رَبِّ العالَمينِ»، ومَن أَلَحَّ عَلَيهِ الفَقرُ فَلْيُكثِرْ مِن قَولِ : «لا حَولَ وَلا قُوَّةَ إِلّا بِاللّهِ العَلِيِ العَظِيمِ» فَإِنَّه كَنزٌ مِن كُنُوزِ الجَنَّةِ ، وَفِيهِ شِفاءٌ مِن إِثنَينِ وَسَبعِينَ داءً أَدناها اَلهَمُّ . (2)
عنه صلى الله عليه و آله :قَولُ «لا حَولَ وَلا قُوَّةَ إِلاّ بِاللّهِ العَلِيِ العَظِيمِ» كَنزٌ مِن كُنُوزِ الجَنَّةِ ، وَهِيَ شِفاءٌ مِن تِسعَةٍ وَتِسعِينَ داءً أَدناهُ الهَمُّ . (3)
المحاسن عن الحسن البصريّ :كُنتُ مَعَ أَبِي جَعفَرٍ عليه السلام بِمِنى وَقَد ماتَ رَجُلٌ مِن قُرَيش، فَقالَ : يا أَبا سَعيدٍ ، قُم بِنا إِلى جِنازَتِهِ ، فَلَمّا دَخَلنا المَقابِرَ قالَ : أَلا اُخبِرُكُم بِخَمسِ خِصالٍ هِيَ مِن البِرِّ ، وَالبِرُّ يَدعُو إِلَى الجَنَّةِ؟ قُلتُ : بَلى ، قالَ : إِخفاءُ المُصِيبَةِ وَكِتمانُها، وَالصَّدَقَةُ تُعطِيها بِيَمِينِكَ لا تَعلَمُ بِها شِمالُكَ ، وَبِرُّ الوالِدَينِ ؛ فَإِنَّ بِرَّهُما للّهِِ رِضا، وَالإِكثارُ مِن قَوْلِ : «لا حَولَ وَلا قُوَّةَ إِلّا بِاللّهِ العَلِيِ العَظِيمِ» فَإِنَّه مِن كُنُوزِ الجَنَّةِ ، وَالحُبُّ لِمُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَيهِ وَ عَلَيهِم أَجمَعِينَ . (4)
.
1) .مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۶۰۶ ح ۱۰۷۴۱ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۱ ص ۷۱ ح ۵۴ نحوه ، مسند إسحاق بن راهويه : ج ۱ ص ۲۸۰ ح ۲۵۲ ، كنز العمّال : ج ۱ ص ۴۵۳ ح ۱۹۵۱.
2) .الأمالي للصدوق : ص ۶۵۱ ح ۸۸۵ عن محمّد بن جعفر عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، روضة الواعظين : ص ۵۱۹ ، بحار الأنوار : ج ۹۳ ص ۱۸۶ ح ۶ .
3) .الجعفريّات : ص ۱۸۸ ، النوادر للراوندي : ص ۹۴ ح ۳۸ كلاهما عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام ، دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۳۳۱ ح ۱۲۴۹ وليس فيه «العليّ العظيم» وفيه «أوّلها» بدل «أدناه» ، بحار الأنوار : ج ۹۳ ص ۲۷۴ ح ۱ ؛ المعجم الأوسط : ج ۱ ص ۲۸۹ ح ۹۴۳ ، كنز العمّال : ج ۱ ص ۴۵۶ ح ۱۹۷۰ نقلاً عن ميسرة بن عليّ في مشيخته نحوه وكلاهما عن بهز بن حكيم عن أبيه عن جدّه.
4) .المحاسن : ج ۱ ص ۷۲ ح ۲۷ ، بحار الأنوار : ج ۹۳ ص ۱۸۸ ح ۱۷.
مسند ابن حنبلـ به نقل از ابو هريره ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «آيا تو را به گنجى از گنج هاى بهشت، راه نمايى نكنم؟». گفتم : چرا . فرمود : «لا حَولَ و لا قُوّةَ إلّا باللّه ». گمان مى كنم كه فرمود : «خداوند عز و جل مى فرمايد : بنده ام گردن نهاد و تسليم شد».
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس پياپى به او نعمت رسيد ، «الحمدُ للّهِ رَبِّ العالمين؛ ستايش، از آن خداوند جهانيان است» بگويد و هر كس فقر بر او فشار آورد ، جمله «لا حَولَ و لا قُوّةَ إلّا باللّه العلىّ العظيم» را زياد بگويد ؛ چرا كه گنجى از گنج هاى بهشت است و هفتاد و دو درد را شفا مى بخشد كه كمترين آنها، نگرانى است.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :جمله «لا حَولَ و لا قُوّةَ إلّا باللّه العلىّ العظيم»، گنجى از گنج هاى بهشت است و نود و نُه درد را شفا مى بخشد كه كمترين آنها، اندوه است .
المحاسنـ به نقل از حسن بصرى ـ: با امام باقر عليه السلام در مِنا بودم كه مردى از قريش در گذشت . فرمود : «اى ابو سعيد! برخيز كه نزد جنازه او برويم» . چون به گورستان وارد شديم ، فرمود : «آيا شما را به پنج كارى خبر ندهم كه از شمار طاعت اند ـ و طاعت ، به بهشت مى كشاند ـ ؟». من گفتم : چرا . فرمود : «پنهان داشتن و كتمان مصيبت ؛ صدقه دادن با دست راست، چنان كه دست چپت از آن آگاه نشود ؛ اطاعت از پدر و مادر ، كه اطاعت از آنان، مورد پسند خداوند است ؛ بسيار گفتن جمله «لا حَولَ و لا قُوّةَ إلّا باللّه العلىّ العظيم» ؛ چرا كه [اين جمله] از گنج هاى بهشت است ؛ و دوست داشتن محمّد و خاندان محمّد ـ كه درود خدا بر او و بر ايشان ، همگى ، باد ـ ».
.
۱۱ / ۲التَّسبيحاترسول اللّه صلى الله عليه و آله :قُلْ : «سُبحانَ اللّهِ ، وَالحَمدُ للّهِِ ، وَلا إِلهَ إِلَا اللّهُ ، وَاللّهُ أَكبَرُ ، وَلا حَولَ وَلا قُوَّةَ إِلّا بِاللّهِ» ؛ فَإِنَّهُنَّ الباقِياتُ الصّالِحاتُ ، وَهُنَّ يَحطُطنَ الخَطايا كَما تَحُطُّ الشَّجَرَةُ وَرَقَها ، وَهِيَ مِن كُنُوزِ الجَنَّةِ . (1)
عنه صلى الله عليه و آله :أَلا اُعَلِّمُكُم خَمسَ كَلِماتٍ؟ خَفِيفاتٍ عَلَى اللِّسانِ ، ثَقِيلاتٍ فِي المِيزانِ ، يُرضِينَ الرَّحْمنَ ، وَيَطْرُدنَ الشَّيطانَ ، وَهُنَّ مِن كُنُوزِ الجَنَّةِ ، وَمِن تَحتِ العَرشِ ، وَهُنَّ الباقِياتُ الصّالِحاتُ؟ قالُوا : بَلى يا رَسُولَ اللّهِ! فَقالَ صلى الله عليه و آله : قُولُوا : سُبحانَ اللّهِ وَالحَمدُ للّهِ وَلا إِلهَ إلّا اللّهُ واللّهُ أَكبَرُ ، وَلا حَولَ وَلا قُوَّةَ إِلّا بِاللّهِ الَعَليِ العَظيمِ . (2)
۱۱ / ۳فاتِحَةُ الكِتابِتفسير العياشيّ عن محمّد بن مسلم :سَأَلتُ أَبا عَبدِ اللّهِ عليه السلام عَن قَولِ اللّهِ عز و جل : «وَ لَقَدْ ءَاتَيْنَـكَ سَبْعًا مِّنَ الْمَثَانِى وَ الْقُرْءَانَ الْعَظِيمَ» (3)فَقالَ : فاتِحَةُ الكِتابِ ؛ يُثَنّى فِيهَا القَولُ . قالَ : قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : إِنَّ اللّهَ مَنَّ عَلَيَ بِفاتِحَةِ الكِتابِ مِن كَنزِ الجَنَّةِ . (4)
.
1) .كنز العمّال : ج ۱۵ ص ۹۵۴ ح ۴۳۶۶۵ نقلاً عن المعجم الكبير وابن مردويه عن أبي الدرداء وراجع : تفسير الطبري : ج ۹ الجزء ۱۶ ص ۱۲۰ وتاريخ دمشق : ج ۴۷ ص ۱۵۰ وتفسير القرطبي : ج ۱۰ ص ۴۱۵ .
2) .عدّة الداعي : ص ۲۴۷ ، بحار الأنوار : ج ۹۳ ص ۱۷۵ ح ۲۲.
3) .الحجر : ۸۷ .
4) .تفسير العيّاشي : ج ۱ ص ۲۲ ح ۱۷ ، مجمع البيان : ج ۱ ص ۱۰۹ ، بحار الأنوار : ج ۹۲ ص ۲۳۸ ح ۴۰.
۱۱ / ۲تسبيحاتپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بگو : «سبحان اللّه و الحمد للّه و لا إله إلّا اللّه و اللّه أكبر و لا حَولَ و لا قُوّةَ إلّا باللّه ؛ پاك است خدا . ستايش، از آنِ خداست . معبودى جز خدا نيست . خدا، بزرگ ترين است، و هيچ توان و نيرويى جز از سوى خدا نيست»؛ چرا كه اينها باقيات صالحات اند ، گناهان را همچون برگ درخت مى ريزند و از گنج هاى بهشت اند.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :آيا پنج كلمه به شما نياموزم كه بر زبان، سبُك ، ولى در ترازو[ى اعمال] سنگين اند و خداى مهربان را خشنود مى سازند و شيطان را مى رانند و از گنج هاى بهشت اند و در زير عرش اند و باقيات الصالحات اند؟». گفتند : چرا ، اى پيامبر خدا ! فرمود : «بگوييد : سبحان اللّه و الحمد للّه و لا إله إلّا اللّه و اللّه أكبر و لا حَولَ و لا قُوّةَ إلّا باللّه العلىّ العظيم».
۱۱ / ۳فاتحة الكتابتفسير العيّاشىـ به نقل از محمّد بن مسلم ـ: از امام صادق عليه السلام در باره اين سخن خداى عز و جل : «و ما به تو هفت دوگان و قرآن بزرگ را داديم» پرسيدم . فرمود : «[مقصود، ]فاتحة الكتاب است كه در آن ، گفته ها دو به دو اند». پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «خداوند با فاتحة الكتاب ـ كه از گنج بهشت است ـ بر من منّت نهاد».
.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله :فاتِحَةُ الكِتابِ اُنزِلَت مِن كَنزٍ تَحتَ العَرشِ . (1)
۱۱ / ۴اِنتِظارُ الصَّلاةِ بَعدَ الصَّلاةِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :اِنتِظارُ الصَّلاةِ بَعدَ الصَّلاةِ كَنزٌ مِن كُنوزِ الجَنَّةِ . (2)
راجع : ص ۴۹۰ (الفصل الثاني عشر : مفاتيح الجنة / الصلاة) .
۱۱ / ۵الصَّبرُرسول اللّه صلى الله عليه و آله :الصَّبرُ كَنزٌ مِن كُنُوزِ الجَنِّةِ . (3)
راجِع : ص ۴۹۰ (الفصل الثاني عشر : مفاتيح الجنة / الصبر) .
۱۱ / ۶تِلكَ الخِصالُرسول اللّه صلى الله عليه و آله :أَربَعَةٌ مِن كَنزِ الجَنَّةِ : إِخفاءُ الصَّدَقَةِ ، وَكِتمانُ المُصِيبَةِ ، وَصِلَةُ الرَّحِمِ ، وَقَولُ : لا حَولَ وَلا قُوَّةَ إِلّا بِاللّهِ . (4)
عنه صلى الله عليه و آله :أَربَعٌ مِن كُنُوزِ الجَنَّةِ : كِتمانُ الفاقَةِ ، وَكِتمانُ الصَّدَقَةِ ، وَكِتمانُ المُصِيبَةِ ، وَكِتمانُ الوَجَعِ . (5)
.
1) .كنز العمّال : ج ۱ ص ۵۵۷ ح ۲۵۰۱ نقلاً عن ابن راهويه عن الإمام عليّ عليه السلام ، المعجم الكبير : ج ۲۰ ص ۲۲۶ ح ۵۲۵ عن معقل بن يسار ، الفردوس : ج ۴ ص ۲۷۷ ح ۶۸۱۶ ، أسباب نزول القرآن : ص ۲۲ ح ۲۰ كلاهما عن الإمام عليّ عليه السلام وكلّها نحوه.
2) .تهذيب الأحكام : ج ۲ ص ۲۳۷ ح ۹۳۷ عن عبد اللّه الهاشمي عن أبيه عن الإمام عليّ عليه السلام .
3) .مسكّن الفؤاد : ص ۴۷ عن جابر ، بحار الأنوار : ج ۸۲ ص ۱۳۷ ح ۲۲ ، إحياء علوم الدين : ج ۴ ص ۹۱.
4) .تاريخ بغداد : ج ۳ ص ۱۸۶ الرقم ۱۲۲۵ عن الحارث بن عليّ ، كنز العمّال : ج ۱۵ ص ۸۵۹ ح ۴۳۴۲۰.
5) .الدعوات : ص ۱۶۴ ح ۴۵۲ ، بحار الأنوار : ج ۸۱ ص ۲۰۸ ح ۲۳.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :فاتحة الكتاب، از گنجى در زير عرش، نازل شد.
۱۱ / ۴انتظار كشيدن براى نماز، پس از هر نمازپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :انتظار كشيدن براى نماز [بعدى] پس از هر نماز ، گنجى از گنج هاى بهشت است.
ر . ك : ص ۴۹۱ (فصل دوازدهم : كليدهاى بهشت / نماز) .
۱۱ / ۵شكيبايىپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :شكيبايى ، گنجى از گنج هاى بهشت است.
ر . ك : ص ۴۹۱ (فصل دوازدهم : كليدهاى بهشت / شكيبايى) .
۱۱ / ۶و اين چند خصلتپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :چهار چيز، از گنج هاى بهشت اند : پنهانى دادن صدقه ، پنهان داشتن مصيبت ، صله رحم و ذكر «لا حَولَ و لا قُوّةَ إلّا باللّه ».
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :چهار چيز، از گنج هاى بهشت اند : نهان داشتن نادارى ، نهانى دادن صدقه ، نهان داشتن مصيبت و نهان داشتن بيمارى .
.
الإمام عليّ عليه السلام :مِن كُنُوزِ الجَنَّةِ : البِرُّ ، وَإِخفاءُ العَمَلِ ، وَالصَّبرُ عَلَى الرَّزايا ، وَكِتمانُ المَصائِبِ . (1)
عنه عليه السلام :ثَلاثٌ مِن كُنُوزِ الجَنَّةِ : كِتمانُ الصَّدَقَةِ، وَكِتمانُ المُصِيبَةِ ، وَكِتمانُ المَرَضِ . (2)
.
امام على عليه السلام :نيكوكارى ، پنهان كردن عمل ، شكيبايى در برابر مصيبت ها و پوشيده داشتن گرفتارى ها، از گنج هاى بهشت اند.
امام على عليه السلام :سه چيز، از گنج هاى بهشت اند : پنهانى دادن صدقه ، پنهان داشتن مصيبت و پنهان داشتن بيمارى.
.
الفصل الثاني عشر : مفاتيح الجنّة۱۲ / ۱التّوحيدُرسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَفاتِيحُ الجَنَّةِ شَهادَةُ أَن لا إِلهَ إِلّا اللّهُ . (1)
۱۲ / ۲الصَّبْرُالإمام عليّ عليه السلام :مِفتاحُ الجَنَّةِ الصَّبرُ . (2)
۱۲ / ۳الصَّلاةُرسول اللّه صلى الله عليه و آله :مِفتاحُ الجَنَّةِ الصَّلاةُ ، وَمِفتاحُ الصَّلاةِ الوُضُوءُ . (3)
.
1) .مسند ابن حنبل: ج ۸ ص۲۵۷ ح ۲۲۱۶۳، مشكاة المصابيح: ج ۱ ص۱۹ ح ۴۰، تفسير ابن كثير: ج ۷ ص ۱۱۲ نحوه وكلّها عن معاذ بن جبل ، كنز العمّال : ج ۱ ص ۴۲۵ ح ۱۸۲۵ ؛ المجازات النبويّة : ص ۲۲۷ ح ۱۸۲ ، المناقب لابن شهر آشوب : ج ۴ ص ۳۱۲ عن الإمام الكاظم عليه السلام نحوه ، بحار الأنوار : ج ۴۸ ص ۱۰۵ ح ۸ .
2) .مطالب السؤول : ص ۵۵ ، بحار الأنوار : ج ۷۸ ص ۹ ح ۶۵ .
3) .سنن الترمذي : ج ۱ ص ۱۰ ح ۴ ، المعجم الأوسط : ج ۴ ص ۳۳۶ ح ۴۳۶۴ كلاهما عن جابر ، عوالي اللآلي : ج ۱ ص ۳۲۲ ح ۵۶ وليس فيه ذيله ، كنز العمّال : ج ۲ ص ۶۲ ح ۳۱۱۶.
فصل دوازدهم: كليدهاى بهشت۱۲ / ۱يكتاپرستىپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :كليدهاى بهشت ، گواهى دادن به يگانگى خدا هستند .
۱۲ / ۲شكيبايىامام على عليه السلام :كليد بهشت ، شكيبايى است.
۱۲ / ۳نمازپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :كليد بهشت، نماز است و كليد نماز، وضوست.
.
۱۲ / ۴الجِهادُرسول اللّه صلى الله عليه و آله :السُّيُوفُ مَفاتِيحُ الجَنَّةِ . (1)
.
1) .المستدرك على الصحيحين : ج ۳ ص ۵۶۴ ح ۶۰۸۶ ، تاريخ دمشق : ج ۶۵ ص ۲۲۰ ، الفردوس : ج ۲ ص ۳۴۴ ح ۳۵۵۶ كلّها عن يزيد بن شجرة ، كنز العمّال : ج ۴ ص ۲۹۸ ح ۱۰۵۸۰ ؛ مستدرك الوسائل : ج ۱۱ ص ۱۳ ح ۱۲۲۹۳ نقلاً عن القطب الراوندي في لبّ اللباب .
۱۲ / ۴جهادپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :شمشيرها ، كليدهاى بهشت اند.
.
الفصل الثالث عشر : من ضمنت له الجنّة۱۳ / ۱مَن ضَمِنَ اللّهُ لَهُ الجَنَّةَالكتاب«تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِى نُورِثُ مِنْ عِبَادِنَا مَن كَانَ تَقِيًّا» . (1)
«وَمَن يَعْمَلْ مِنَ الصَّــلِحَـتِ مِن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُوْلَـائِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَلَا يُظْـلَمُونَ نَقِيرًا» . (2)
«إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَ أَمْوَ لَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَـتِلُونَ فِى سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَ يُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِى التَّوْرَاةِ وَ الْاءِنجِيلِ وَ الْقُرْءَانِ وَ مَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُواْ بِبَيْعِكُمُ الَّذِى بَايَعْتُم بِهِ وَ ذَ لِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ» . (3)
الحديثالإمام عليّ عليه السلامـ في ذِكرِ حَديثِ مِعراجِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ـ: قالَ اللّهُ تَعالى : ... يا أحمَدُ ، وعِزَّتي وجَلالي ، ما مِن عَبدٍ ضَمِنَ لي بِأَربَعِ خِصالٍ إلّا أدخَلتُهُ الجَنَّةَ : يَطوي لِسانَهُ فَلا يَفتَحُهُ إلّا بِما يُعينُهُ ، ويَحفَظُ قَلبَهُ مِنَ الوَسواسِ ، ويَحفَظُ عِلمي ونَظَري إلَيهِ ، ويَكونُ قُرَّةُ عَينَيهِ الجوع . يا أحمَدُ ، لَو ذُقتَ حَلاوَةَ الجوعِ وَالصَّمتِ وَالخَلَوةِ ، وما وَرِثوا مِنها! قالَ : يا رَبِّ ، ما ميراثُ الجوعِ؟ قالَ : الحِكمَةُ ، وحِفظُ القَلبِ ، وَالتَّقَرُّبُ إلَيَّ، وَالحُزنُ الدّائِمُ ، وخِفَّةُ المَؤونَةِ بَينَ النّاسِ ، وقَولُ الحَقِّ ، ولا يُبالي عاشَ بِيُسرٍ أو بِعُسرٍ . يا أحمَدُ ، هَل تَدري بِأَيِّ وَقتٍ يَتَقَرَّبُ العَبدُ إلَيَّ؟ [قالَ : لا يا رَبِّ] (4)، قالَ : إذا كانَ جائِعا ، أو ساجِدا ... . يا أحمَدُ ، إنَّ العَبدَ إذا جاعَ بَطنُهُ وحَفِظَ لِسانَهُ ، عَلَّمتُهُ الحِكمَةَ ، وإن كانَ كافِرا تَكونُ حِكمَتُهُ حُجَّةً عَلَيهِ ووَبالاً . (5)
.
فصل سيزدهم: كسانى كه بهشت برايشان ضمانت شده است۱۳ / ۱كسانى كه خدا بهشت را برايشان ضمانت كرده استقرآن«اين، همان بهشتى است كه به هر يك از بندگان ما كه پرهيزگار باشند، به ميراث مى دهيم».
«و هر كس ، از مرد يا زن ، كار نيك كند و مؤمن هم باشد ، اينان به بهشت مى روند و به قدر ارزنى ستم نمى بينند».
«خدا از مؤمنان ، جان و مالشان را خريده است، به بهاى اين كه بهشت براى آنان باشد؛ همان كسانى كه در راه خدا مى جنگند و مى كُشند و كشته مى شوند . اين به عنوان وعده حقّى در تورات و انجيل و قرآن، بر عهده اوست و چه كسى از خدا به عهد خويش، وفادارتر است؟ پس به اين معامله اى كه با او كرده ايد، شادمان باشيد و اين، همان كاميابى بزرگ است».
حديثامام على عليه السلامـ در يادكرد از حديث معراج پيامبر صلى الله عليه و آله ـ: خداى بلندمرتبه فرمود : «اى احمد ! به عزّت و جلالم سوگند، هيچ بنده اى نيست كه چهار كار را به من تعهّد دهد، مگر آن كه او را به بهشت مى برم : زبانش را فرو بندد و آن را جز به آنچه برايش سودمند است، نگشايد ؛ دلش را از وسوسه نگه دارد ؛ مراقب كردار خود و نگاه من به خود باشد ؛ و نور چشمش ، گرسنگى كشيدن (روزه دارى) باشد . اى احمد! اگر شيرينىِ گرسنگى و خاموشى و تنهايى و آنچه را از اينها به ارث برده اند، مى چشيدى!». پيامبر صلى الله عليه و آله گفت : پروردگارا ! ميراث گرسنگى چيست؟ فرمود : «فرزانگى و نگهداشت دل و نزديك شدن به من و اندوه هميشگى و سبُكبار بودن در ميان مردم و گفتن حق و باكى نداشته باشد كه در آسانى به سر بَرد، يا در دشوارى . اى احمد! آيا مى دانى كه چه هنگام، بنده به من نزديك مى شود؟». پيامبر صلى الله عليه و آله گفت : نه، اى پروردگار ! فرمود : «آن گاه كه گرسنه باشد ، يا در سجده باشد ... . اى احمد! بنده، هر گاه شكمش گرسنه باشد و زبانش را نگه دارد ، به او حكمت مى آموزم و اگر كافر بود ، حكمتش حجّت بر ضدّ او و وبالش خواهد بود».
.
۱۳ / ۲مَن ضَمِنَ لَهُ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله الجَنَّةَرسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن يَضْمَنُ لي ما بَينَ لَحْيَيْهِ وَما بَينَ رِجْلَيْه أضْمَنُ لَه الجَنَّةَ . (1)
عنه صلى الله عليه و آله :مَن تَوَكَّلَ لِي ما بَينَ رِجلَيهِ وَما بَينَ لَحْيَيْهِ تَوَكَّلتُ لَهُ بِالجَنَّةِ . (2)
.
1) .صحيح البخاري : ج ۵ ص ۲۳۷۶ ح ۶۱۰۹ ، السنن الكبرى : ج ۸ ص ۲۸۷ ح ۱۶۶۷۱ ، مشكاة المصابيح : ج ۲ ص ۵۷۷ ح ۴۸۱۲ كلّها عن سهل بن سعد ، شعب الإيمان : ج ۴ ص ۲۳۶ ح ۴۹۱۵ عن جابر ، كنز العمّال : ج ۱۵ ص ۸۰۶ ح ۴۳۲۰۵ ؛ معاني الأخبار : ص ۴۱۱ ح ۹۹ عن أبي هريرة وفيه «ضمنت» بدل «أضمن» ، بحار الأنوار : ج ۷۱ ص ۲۷۲ ح ۱۸.
2) .صحيح البخاري : ج ۶ ص ۲۴۹۷ ح ۶۴۲۲ ، مسند ابن حنبل : ج ۸ ص ۴۳۱ ح ۲۲۸۸۶ ، صحيح ابن حبّان : ج ۱۳ ص ۸ ح ۵۷۰۱ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۳۹۹ ح ۸۰۶۵ ، سنن الترمذي : ج ۴ ص ۶۰۶ ح ۲۴۰۸ نحوه وكلّها عن سهل بن سعد ، كنز العمّال : ج ۱۵ ص ۸۰۶ ح ۴۳۲۰۲.
۱۳ / ۲كسانى كه پيامبر صلى الله عليه و آله بهشت را برايشان ضمانت كرده استپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس به من تضمين دهد كه زبان و دامنش را نگه مى دارد، من بهشت را برايش ضمانت مى كنم.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس حفظ دامن و زبانش را به من تضمين دهد، من بهشت را برايش ضمانت مى كنم.
.
حلية الأولياء عن عبد اللّه بن مسعود :قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : مَن ضَبَطَ هذا ـ وَأَشارَ إِلى لِسانِهِ ـ وَهذا ـ وَأَشارَ إِلَى بَطنِهِ ـ ضَمِنتُ لَهُ الجَنَّةَ . (1)
سنن ابن ماجة عن عبد الرّحمن بن يزيد :قالَ ثَوبانُ : قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : مَن يَتَقَبَّلُ لِي بِواحِدَةٍ وَأَتَقَبَّلُ لَهُ بِالجَنَّةِ؟ قُلتُ : أَنَا ، قالَ : لا تَسأَلِ النّاسَ شَيئا . قالَ [عَبدُ الرَّحمنِ] : فَكانَ ثَوبانُ يَقَعُ سَوطُهُ وَهُوَ راكِبٌ ، فَلا يَقُولُ لِأَحَدٍ : ناوِلنِيهِ ، حَتّى يَنزِلَ فَيَأخُذَهُ . (2)
الإمام الصادق عليه السلام :جاءَت فَخِذٌ مِن الأَنصارِ إِلى رَسُولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ، فَسَلَّمُوا عَلَيهِ ، فَرَدَّ عَلَيهِمُ السَّلامَ ، فَقالُوا : يا رَسُولَ اللّهِ ، لَنا إِلَيكَ حاجَةٌ ، فَقالَ : هاتُوا حاجَتَكَم ، قالُوا : إِنَّها حاجَةٌ عَظِيمَةٌ ، فَقالَ : هاتُوها ما هِيَ؟ قالُوا : تَضَمَّن لَنا عَلَى رَبِّكَ الجَنَّةَ! قالَ : فَنَكَسَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله رَأسَهُ ثُمَّ نَكَتَ فِي الأَرضِ ، ثُمَّ رَفَعَ رَأسَهُ فَقالَ : أَفعَلُ ذلِكَ بِكُم عَلى أَن لا تَسْأَلُوا أَحَدا شَيئا. (3)
عنه عليه السلام :إِنَّ قَوما أَتَوا رَسُولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَقالُوا : يا رَسُولَ اللّهِ ، اِضمَن لَنا عَلى رَبِّكَ الجَنَّةَ! قالَ : فَقالَ : عَلى أَن تُعِينُونِي بِطُولِ السُّجُودِ ، قالُوا : نَعَم يا رَسُولَ اللّهِ . فَضَمِنَ لَهُمُ الجَنَّةَ . قالَ : فَبَلَغَ ذلِكَ قَوما مِنَ الأَنصارِ ، فَأَتَوهُ فَقَالُوا : يا رَسُولَ اللّهِ ، اِضمَن لَنَا الجَنَّةَ! قالَ : عَلى أَن لا تَسأَلُوا أَحَدا شيئا، قالُوا : نَعَم يا رَسُولَ اللّهِ . قالَ : فَضَمِنَ لَهُمُ الجَنَّةَ . فَكانَ الرَّجُلُ مِنهُم يَسْقُطُ سَوطُهُ وَهُوَ عَلى دابَّتِهِ ، فَيَنزِلُ حَتّى يَتَناوَلَهُ ، كَراهِيَةَ أَن يَسأَلَ أَحَدا شيئا، وَإِن كانَ الرَجُلُ لَيَنَقَطعُ شِسعُهُ (4)فَيَكرَهُ أَن يَطلُبَ مِن أَحَدٍ شِسعا. (5)
.
1) .حلية الأولياء : ج ۹ ص ۳۲۵ ، تاريخ دمشق : ج ۵۸ ص ۲۸۱ ح ۱۲۱۱۵ ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۵۵۷ ح ۷۸۹۴.
2) .سنن ابن ماجة : ج ۱ ص ۵۸۸ ح ۱۸۳۷ ، مسند ابن حنبل : ج ۸ ص ۳۲۴ ح ۲۲۴۴۸ ، السنن الكبرى : ج ۴ ص ۳۳۰ ح ۷۸۷۵ ، حلية الأولياء : ج ۱ ص ۱۸۱ ، كنز العمّال : ج ۶ ص ۴۹۶ ح ۱۶۶۹۶ وراجع : سنن ابي داوود : ج ۲ ص ۱۲۱ ح ۱۶۴۳ و تنبيه الخواطر : ج ۱ ص ۴۵ .
3) .الكافي : ج ۴ ص ۲۱ ح ۵ عن أبي بصير ، كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۲ ص ۷۱ ح ۱۷۵۸ من دون إسنادٍ إلى الإمام الصادق عليه السلام ، بحار الأنوار : ج ۲۲ ص ۱۲۹ ح ۱۰۴.
4) .الشِّسْع : أحد سيور النعل ؛ وهو الذي يدخل بين الإصبعين (لسان العرب : ج ۸ ص ۱۸۰ «شسع»).
5) .الأمالي للطوسي : ص ۶۶۴ ح ۱۳۸۹ ، تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۷۹ كلاهما عن هشام، بحار الأنوار : ج ۹۶ ص ۱۵۷ ح ۳۴.
حلية الأولياءـ به نقل از عبد اللّه بن مسعود ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «هر كس اين (به زبانش اشاره فرمود) و اين را (به شكمش اشاره فرمود) نگه دارد، بهشت را برايش ضمانت مى كنم».
سنن ابن ماجةـ به نقل از عبد الرحمان بن يزيد ـ: ثوبان گفت : پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «كيست كه يك چيز را براى من متعهّد شود و من، بهشت را برايش تعهّد كنم؟». گفتم : من . فرمود : «از مردم چيزى مخواه» . از آن پس، ثوبان اگر سواره بود و تازيانه اش مى افتاد، به هيچ كس نمى گفت : تازيانه ام را بده . بلكه خودش پياده مى شد و آن را بر مى داشت.
امام صادق عليه السلام :طايفه اى از انصار، نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آمدند و بر ايشان سلام گفتند و ايشان پاسخ سلامشان را داد . آنها گفتند : اى پيامبر خدا ! با شما حاجتى داريم . فرمود : «حاجتتان را بگوييد» . گفتند : حاجت بزرگى است ! فرمود : «آن را بگوييد . آن چيست؟». گفتند : بهشت را نزد پروردگارت براى ما ضمانت كن. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله سرش را پايين انداخت و لختى [متفكّرانه] به زمين، خيره شد . سپس سرش را بلند كرد و فرمود : «اين كار را برايتان مى كنم، به شرط آن كه شما نيز از هيچ كس چيزى نخواهيد».
امام صادق عليه السلام :گروهى نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آمدند و گفتند : «اى پيامبر خدا ! بهشت را برايمان نزد پروردگارت ضمانت كن». فرمود : «به شرط آن كه شما نيز با سجده طولانى، مرا كمك كنيد» . گفتند : قبول است، اى پيامبر خدا ! پيامبر صلى الله عليه و آله نيز بهشت را برايشان ضمانت كرد. اين خبر به گوش گروهى از انصار رسيد . آنها نيز نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمدند و گفتند : اى پيامبر خدا ! بهشت را براى ما ضمانت كن. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «به شرط آن كه از كسى چيزى نخواهيد» . گفتند : قبول است، اى پيامبر خدا ! آن گاه پيامبر صلى الله عليه و آله بهشت را برايشان ضمانت كرد . از آن پس ، هر گاه مردى از آنان بر چارپايش سوار بود و شلّاقش مى افتاد، خودش پياده مى شد و آن را بر مى داشت ؛ چون دوست نداشت از كسى چيزى بخواهد ، و اگر بند كفش يكى از آنان پاره مى شد، دوست نداشت از كسى، بند كفشى بخواهد.
.
كنز الفوائدـ في ذِكرِ غَزوَةِ الخَندَقِ ـ: رُوِيَ فِي الحَديثِ أنَّهُ لَمّا أتَتِ الأَحزابُ وحاصَرَتِ المَدينَةَ بِضعا وعِشرينَ لَيلَةً ، طافَ المُشرِكونَ بِالخَندَقِ فَلَم يَكُن مِنهُم مَن يَقدَمُ عَلَيهِ غَيرَ عَمرِو بنِ عَبدِ وَدٍّ ، فَإِنَّهُ ضَرَبَ فَرَسَهُ فَعَبَرَ بِهِ عَرضَهُ ، و حَصَلَ في حَيِّزِ المَدينَةِ ، فَأَخَذَ يَرتَجِزُ في مَمَرِّهِ ومَجيئِهِ عَلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ويُنادي بِالبِرازِ ، ولا يُجيبُهُ أحَدٌ! فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله لِأَصحابِهِ وهُم مُطيفونَ بِهِ : أيُّكُم يَبرُزُ إلى عَمرٍو ، أضمَنُ لَهُ عَلَى اللّهِ الجَنَّةَ؟ فَلَم يُجِبُه مِنهُم أحَدٌ ؛ هَيبَةً لِعَمروٍ وَ استعظاما لِأَمرِهِ . فَقامَ عَلِيُّ بنُ أبي طالِبٍ عليه السلام ، فَقالَ لَهُ : اِجلِس . ونادى أصحابَهُ دَفعَةً اُخرى ، فَلَم يَقُم مِنهُم أحَدٌ ، وَالقَومُ ناكِسوا رُؤوسِهِم . فَقامَ عَلِيُّ بنُ أبي طالِبٍ عليه السلام ، فَأَمَرَهُ بِالجُلوسِ . ونادى الثّالِثَةَ ، فَلَمّا لَم يُجِبهُ أحَدٌ سِواهُ ، استَدناهُ و عَمَّمَهُ بِيَدِهِ ، وأمَرَهُ بِالبُروزِ إلى عَدُوِّهِ . فَتَقَدَّمَ إلَيهِ ، ورَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقولُ : بَرَزَ الإيمانُ كُلُّهُ إلى الشِّركِ كُلِّهِ . (1)
عوالي اللآلي :رُوِيَ عَنهُ صلى الله عليه و آله : مَن أَقامَ الصَّلَواتِ الخَمسَ وَاجتَنَبَ الكَبائِرَ السَّبعَ ، نُودِيَ يَومَ القِيامَةِ يَدخُلُ الجَنَّةَ مِن أَيِ بابٍ شاءَ . فَقالَ رَجُلٌ لِلرّاوِي : الكَبائِرُ السَبعُ سَمِعتَهُنَّ مِن رَسُولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ؟ قالَ : نَعَم؛ الشِركُ بِاللّهِ ، وَعُقُوقُ الوالِدَينِ ، وَقَذفُ المُحصَناتِ ، وَالقَتلُ ، وَالفِرارُ مِنَ الزَّحفِ ، وَأَكلُ مالِ اليَتِيمِ ، وَالزِّنا . (2)
.
كنز الفوائد :در جنگ خندق ، مشركان، بيست شب ، خندق را در ميان گرفته بودند و كسى از آنان از خندق عبور نكرد، بجز عمرو بن عبدِ وَد كه اسبش را هى زد و از خندق گذشت و در طرف مدينه قرار گرفت. او به سوى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مى رفت و مى آمد و رجز مى خواند و مبارز مى طلبيد؛ امّا كسى جوابش را نمى داد . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به يارانش كه گرداگردش را گرفته بودند ، فرمود : «كدام يك از شما به جنگ عمرو مى رود و من در نزد خداوند، بهشت را برايش ضمانت مى كنم؟» . هيچ يك از آنان از ترس عمرو ، جواب پيامبر صلى الله عليه و آله را نداد . على بن ابى طالب عليه السلام برخاست . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «بنشين» . پيامبر صلى الله عليه و آله بار ديگر از يارانش خواست ؛ امّا اين بار نيز كسى بر نخاست و همگى سرهايشان را به زير انداخته بودند . دوباره على بن ابى طالب عليه السلام برخاست و باز پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود كه بنشيند . پيامبر صلى الله عليه و آله بار سوم به يارانش فرمود و اين بار نيز جز على عليه السلام ، كسى اجابت نكرد . پس ، پيامبر صلى الله عليه و آله او را به نزديك خود، فرا خواند و با دست خويش، دستار بر سرش نهاد و فرمود كه به جنگ دشمنش برود و على عليه السلام به سوى او رفت ، و پيامبر خدا صلى الله عليه و آله [هميشه ، در نقل آن واقعه] مى فرمود : «همه ايمان به مبارزه با همه شرك رفت».
عوالى اللآلى :از پيامبر صلى الله عليه و آله روايت شده است كه : «هر كس نمازهاى پنجگانه را به جا آورد و از گناهان هفتگانه دورى كند ، روز قيامت به او گفته مى شود كه از هر درِ بهشت كه مى خواهد، وارد آن شود». مردى به راوى گفت : آن گناهان هفتگانه را از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شنيدى كه چيستند؟ راوى گفت : آرى ؛ شرك به خدا ، آزردن پدر و مادر ، تهمت زدن به زنان پاك دامن ، قتل ، فرار از ميدان جهاد ، خوردن مال يتيم و زنا.
.
تاريخ دمشق عن أبي هريرة :قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : مَن صامَ يوما مِن رَمَضانَ فَسَلِمَ مِن ثَلاثٍ ضَمِنتُ لَهُ الجَنَّةَ . فَقالَ أَبُو عُبَيْدَةَ بنُ الجَرّاحِ : يا رَسُولَ اللّهِ ، أَعَلى ما فِيهِ سِوَى الثَّلاثَةِ؟ قالَ : عَلى ما فِيهِ سِوَى الثَّلاثَةِ : لِسانِه، وَبَطنِهِ ، وَفَرْجِهِ . (1)
رسول اللّه صلى الله عليه و آله :اِبنَ آدَمَ! اُكفُل لِي بِثَلاثٍ ، أَكفُلُ لَكَ بِالجَنَّةِ : إِن قَنَعتَ بِما رَزَقَكَ اللّهُ فَأَنتَ أَغنَى النّاسِ ، وَإِنِ انتَهَيتَ عَمّا حَرَّمَ اللّهُ فَأَنتَ أَربَحُ النّاسِ ، وَإِن عَمِلتَ بِما فَرَضَ اللّهُ عَلَيكَ فَأَنتَ أَوفَرُ النّاسِ . (2)
الخصال عن تميم الدّاري :قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : مَن يَضمَنُ لِي خَمسا أَضمَنُ لَهُ الجَنَّةَ ، قِيلَ : وَما هِيَ يا رَسُولَ اللّهِ؟ قالَ : النَّصِيحَةُ للّهِِ عز و جل ، وَالنَّصِيحَةُ لِرَسُولِهِ ، وَالنَّصِيحَةُ لِكِتابِ اللّهِ ، وَالنَّصِيحَةُ لِدِينِ اللّهِ ، وَالنَّصِيحَةُ لِجَماعَةِ المُسلِمِينَ . (3)
رسول اللّه صلى الله عليه و آله :اِضمَنُوا لِي سِتَّةً أَضمَن لَكُمُ الجَنَّةَ : لا تَظلِمُوا عِندَ قِسمَةِ مَوارِيثِكُم ، وَلا تَغلُوا غَنائِمَكُم ، وَلا تَجتَنِبُوا عَن قِتالِ عَدُوِّكُم ، وَامنَعُوا ظالِمَكُم مِن مَظلُومِكُم ، وَأَنصِفُوا النّاسَ مِن أَنفُسِكُم ، وَلا تَحمِلُوا عَلَى اللّهِ ذُنُوبَكُم . (4)
.
1) .تاريخ دمشق : ج ۵۴ ص ۱۶۶ ح ۱۱۴۲۳ ، كنز العمّال : ج ۸ ص ۵۸۵ ح ۲۴۲۷۹ .
2) .تيسير المطالب : ص ۳۷۶ عن الأصبغ بن نباتة عن الإمام الحسن عليه السلام .
3) .الخصال : ص ۲۹۴ ح ۶۰ ، مشكاة الأنوار : ص ۵۳۳ ح ۱۷۸۶ ، روضة الواعظين : ص ۴۶۴ وليس فيهما «قيل : وما هي يا رسول اللّه ؟» ، بحار الأنوار : ج ۷۵ ص ۶۵ ح ۱.
4) .تيسير المطالب : ص ۳۹۵ ، المعجم الكبير : ج ۸ ص ۲۸۲ ح ۸۰۸۲ نحوه وكلاهما عن أبي اُمامة ، كنز العمّال : ج ۱۵ ص ۸۹۳ ح ۴۳۵۳۳.
تاريخ دمشقـ به نقل از ابو هريره ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «هر كس يك روز از رمضان را روزه بگيرد و از سه چيز به سلامت ماند ، بهشت را برايش ضمانت مى كنم». ابو عبيده جرّاح گفت : اى پيامبر خدا! اگرچه هر عيب ديگرى داشته باشد؟ فرمود : «اگر چه هر عيب ديگرى داشته باشد . آن سه عبارت اند از : زبان و شكم و شهوت».
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اى پسر آدم! سه چيز را برايم بر عهده گير تا بهشت را برايت بر عهده بگيرم : اگر به آنچه خدا روزىِ تو كرده است، خرسند باشى ، تو بى نيازترينِ مردمانى . اگر از آنچه خدا حرام كرده است، خوددارى ورزى ، تو بَرَنده ترينِ مردمانى و اگر به آنچه خدا بر تو واجب گردانيده است، عمل كنى، تو داراترينِ مردمانى.
الخصالـ به نقل از تميمِ دارى ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «هر كس پنج چيز را برايم ضمانت كند، من بهشت را برايش ضمانت مى كنم» . گفته شد : اى پيامبر خدا ! آن پنج چيز ، كدام اند؟ فرمود : «يك دلى با خداوند عز و جل ، يك دلى با پيامبر او ، يك دلى با كتاب خدا ، يك دلى با دين خدا و يك دلى با جامعه مسلمانان».
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :شش كار را برايم تعهّد كنيد، من بهشت را برايتان متعهّد مى شوم : در هنگام تقسيم ميراثتان ، ستم روا مداريد ، به غنايمتان دستبرد نزنيد ، از جنگيدن با دشمنتان دورى نكنيد ، ستمگرتان را از ستم ديده تان باز داريد ، با مردم، انصاف بورزيد و گناهانتان را به گردن خدا نيندازيد.
.
المعجم الأوسط عن أبي هريرة عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله :أَنَّه قالَ لِمَن حَولَهُ مِن اُمَّتِهِ : اُكفُلُوا لِي بِسِتِّ خِصالٍ وَأَكفُلُ لَكُم بِالجَنَّةِ . قُلتُ : ما هِيَ يا رَسُولَ اللّهِ؟ قالَ : الصَّلاةُ ، وَالزَّكاةُ ، وَالأَمانَةُ ، وَالفَرْجُ ، وَالبَطنُ وَاللِّسانُ . (1)
رسول اللّه صلى الله عليه و آله :اِضمَنُوا لِي سِتّا مِن أَنفُسِكُم أَضمَن لَكُمُ الجَنَّةَ : اُصدُقُوا إِذا حَدَّثتُم ، وَأَوفُوا إِذا وَعَدتُم ، وَأَدُّوا إِذا ائتُمِنتُم ، وَاحفَظُوا فُرُوجَكُم ، وَغُضُّوا أَبصارَكُم ، وَكُفُّوا أَيدِيَكُم . (2)
عنه صلى الله عليه و آله :تَقَبَّلُوا لِي سِتّا أَتَقَبَّلْ لَكُمُ الجَنَّةَ : إِذا حَدَّثتُم فَلا تَكذِبُوا ، وَإِذا وَعَدتُم فَلا تُخلِفُوا ، وَإِذا ائتُمِنتُم فَلا تَخُونُوا ، وَغُضُّوا أَبصارَكُم ، وَاحفَظُوا فُرُوجَكُم ، وَكُفُّوا أَيدِيَكُم وَأَرجُلَكُم عَن الحَرامِ ، تَدخُلُوا جَنَّةَ رَبِّكُم . (3)
عنه صلى الله عليه و آله :أَنَا زَعِيمٌ بِبَيتٍ فِي رَبَضِ الجَنَّةِ (4)لِمَن تَرَكَ المِراءَ (5)وَإِن كانَ مُحِقّا ، وَبِبَيتٍ فِي وَسَطِ الجَنَّةِ لِمَن تَرَكَ الكِذْبَ وَإِن كانَ مازِحا ، وَبِبَيتٍ فِي أَعلى الجَنَّةِ لِمَن حَسُن خُلقُه . (6)
.
1) .المعجم الأوسط : ج ۵ ص ۱۵۴ ح ۴۹۲۵ و ج ۸ ص ۲۶۸ ح ۸۵۹۹ ، كنز العمّال : ج ۱۵ ص ۸۹۳ ح ۴۳۵۳۰.
2) .مسند ابن حنبل : ج ۸ ص ۴۱۲ ح ۲۲۸۲۱ ، صحيح ابن حبّان : ج ۱ ص ۵۰۶ ح ۲۷۱ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۳۹۹ ح ۸۰۶۶ كلّها عن عبادة بن الصامت ، كنز العمّال : ج ۱۵ ص ۸۹۳ ح ۴۳۵۳۱ .
3) .تنبيه الغافلين : ص ۴۷۱ ح ۷۳۳ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۴۰۰ ح ۸۰۶۷ ، شعب الإيمان : ج ۴ ص ۷۸ ح ۴۳۵۵ كلاهما نحوه ؛ الخصال : ص ۳۲۱ ح ۵ كلّها عن أنس، مشكاة الأنوار : ص ۳۰۱ ح ۹۳۳ روضة الواعظين : ص ۵۱۳ وفي الثلاثة الأخيرة «وألسنتكم» بدل «وأرجلكم عن الحرام، تدخلوا جنّة ربّكم» .
4) .رَبَضُ الجَنَّة : ما حولها خارجا عنها، تشبيها بالأبنية التي تكون حول المدن (النهاية : ج ۲ ص ۱۸۵ «ربض»).
5) .المِراء : الجدال (النهاية : ج ۴ ص ۳۲۲ «مرا»).
6) .سنن ابي داوود : ج ۴ ص ۲۵۳ ح ۴۸۰۰ ، السنن الكبرى : ج ۱۰ ص ۴۲۰ ح ۲۱۱۷۶ كلاهما عن أبي اُمامة ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۶۴۲ ح ۸۲۹۹ ؛ الخصال : ص ۱۴۴ ح ۱۷۰ عن جبلة الإفريقي نحوه ، بحار الأنوار : ج ۷۱ ص ۳۸۸ ح ۳۹ وراجع : سنن الترمذي : ج ۴ ص ۳۵۸ ح ۱۹۹۳ وسنن ابن ماجة : ج ۱ ص ۱۹ ح ۵۱ .
المعجم الأوسطـ به نقل از ابو هريره ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به كسانى از امّتش كه پيرامون او بودند ، فرمود : «[نگهدارى از ]شش چيز را براى من متعهّد شويد ، من بهشت را برايتان متعهّد مى شوم» . من گفتم : آنها چيستند، اى پيامبر خدا؟ فرمود : «نماز ، زكات ، امانت ، دامن ، شكم و زبان».
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :شش كار را برايم ضمانت دهيد ، من بهشت را برايتان ضمانت مى كنم : هر گاه سخن گفتيد ، راست بگوييد ؛ هر گاه وعده داديد، وفا كنيد ؛ هر گاه امانتى به شما سپرده شد، آن را به صاحبش باز گردانيد ؛ دامن خود را پاك نگه داريد ؛ چشمانتان را [از حرام] فرو بنديد ؛ و دست هايتان را [از حرام و ستم] باز داريد .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :شش چيز را براى من تقبّل كنيد، من بهشت را براى شما تقبّل مى كنم : هر گاه سخن گفتيد، دروغ نگوييد ؛ هر گاه وعده داديد، خُلف وعده نكنيد ؛ هر گاه امانتى به شما سپرده شد، خيانت نكنيد ؛ چشمانتان را [از حرام ]فرو بنديد ؛ دامن خويش را حفظ كنيد ؛ و دست و پاى خود را از حرام نگه داريد تا به بهشت پروردگارتان وارد شويد .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :من براى كسى كه از مجادله دست بردارد، اگرچه حق با او باشد ، خانه اى را در حومه (پايين) بهشت ، ضمانت مى كنم ، و براى كسى كه از دروغ گفتن، حتّى به شوخى، خوددارى كند، خانه اى را در وسط بهشت ، ضمانت مى كنم ، و براى كسى كه خوش اخلاق باشد، خانه اى را در بالاى بهشت ، ضمانت مى كنم .
.
عنه صلى الله عليه و آله :أَنَا زَعِيمٌ ـ وَالزَّعِيمُ الحَمِيلُ (1)ـ لِمَن آمَنَ بِي وَأَسلَمَ وَهاجَرَ ، بِبَيتٍ فِي رَبَضِ الجَنَّةِ وَبِبَيتٍ فِي وَسَطِ الجَنَّةِ . وَأَنَا زَعِيمٌ لِمَن آمَنَ بِي وَأَسلَمَ وَجاهَدَ فِي سَبِيلِ اللّهِ، بِبَيتٍ فِي رَبَضِ الجَنَّةِ وَبِبَيتٍ فِي وَسَطِ الجَنَّةِ وَبِبَيتٍ فِي أَعلى غُرَفِ الجَنَّةِ . مَن فَعَلَ ذلِكَ فَلَم يَدَع لِلخَيرِ مَطلَبا وَلا مِنَ الشَّرِّ مَهرَبا يَمُوتُ حَيثُ شاءَ أَن يَمُوتَ . (2)
عنه صلى الله عليه و آله :مَن يَضمَنُ لِي أَربَعا بِأربَعَةِ أَبياتٍ فِي الجَنَّةِ؟ أَنفِقْ وَلا تَخَف فَقرا، وَأَنصِفِ النّاسَ مِن نَفسِكَ ، وَأَفشِ السَّلامَ فِي العالَم ، وَاترُكِ المِراءَ وَإِن كُنتَ مُحِقّا. (3)
۱۳ / ۳مَن ضَمِنَ لَهُ الإمامُ عَلِيٌّ عليه السلام الجَنَّةَالإمام عليّ عليه السلام :ضَمِنتُ لِسِتَّةٍ الجَنَّةَ : رَجُلٌ خَرَجَ بِصَدَقَةٍ فَماتَ فَلَهُ الجَنَّةُ ، وَرَجُلٌ خَرَجَ يَعُودُ مَرِيضا فَماتَ فَلَهُ الجَنَّةُ، وَرَجُلٌ خَرَجَ مُجاهِدا فِي سَبِيلِ اللّهِ فَماتَ فَلَهُ الجَنَّةُ ، وَرَجُلٌ خَرَجَ حاجّا فَماتَ فَلَهُ الجَنَّةُ ، وَرَجُلٌ خَرَجَ إِلَى الجُمُعَةِ فَماتَ فَلَهُ الجَنَّةُ ، وَرَجُلٌ خَرَجَ فِي جِنازَةٍ رَجُلٍ مُسلِمٍ فَماتَ فَلَهُ الجَنَّةُ . (4)
.
1) .الحَمِيْل : الكَفِيل (النهاية : ج ۱ ص ۴۴۲ «حمل»). قال ابن حبّان : الزعيم لغة أهل المدينة، والحميل لغة أهل المصر، والكفيل لغة أهل العراق ويشبه أن يكون قوله «والزعيم الحميل» من قول ابن وهب [أحد رواة الخبر ]اُدرج في الخبر (هامش المصدر).
2) .سنن النسائي : ج ۶ ص ۲۱ ، صحيح ابن حبّان : ج ۱۰ ص ۴۸۰ ح ۴۶۱۹ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۲ ص ۸۱ ح ۲۳۹۱ ، السنن الكبرى : ج ۶ ص ۱۱۹ ح ۱۱۳۹۴ كلاهما نحوه وكلّها عن فضالة بن عبيد ، كنز العمّال : ج ۱ ص ۷۰ ح ۲۷۴.
3) .الزهد للحسين بن سعيد : ص ۴ ح ۳ عن معاوية بن وهب عن الإمام الصادق عليه السلام ، الكافي : ج ۲ ص ۱۴۴ ح ۲ ، الخصال : ص ۲۲۳ ح ۵۲ ، المحاسن : ج ۱ ص ۷۰ ح ۲۲ والثلاثة الأخيرة عن معاوية بن وهب عن الإمام الصادق عليه السلام من دون إسنادٍ إلى النبيّ صلى الله عليه و آله ، كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۲ ص ۶۲ ح ۱۷۱۱ عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحار الأنوار : ج ۶۹ ص ۳۹۰ ح ۶۱ .
4) .كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۱ ص ۱۴۰ ح ۳۸۴.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :من براى كسى كه به من ايمان آورد و مسلمان شود و هجرت كند، خانه اى را در حومه (پايين) بهشت و خانه اى را در وسط بهشت ، ضمانت مى كنم ، و براى كسى كه به من ايمان آورد و مسلمان شود و در راه خدا جهاد كند، خانه اى را در حومه بهشت و خانه اى را در وسط بهشت و خانه اى را در بالاترين بالاخانه هاى بهشت، ضمانت مى كنم . كسى كه چنين كند ، جايى براى طلب خوبى ها و گريز از بدى ها فرو نگذاشته است . بميرد، هر جا كه خواست بميرد . (1)
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :كيست كه چهار كار را به من ضمانت دهد تا در برابر آنها، من چهار خانه در بهشت برايش ضمانت كنم؟ انفاق كن و از دچار شدن به فقر، بيم مدار ؛ با مردم به انصاف، رفتار كن ؛ سلام گفتن را در عالم، رواج بده ؛ و مجادله را وا گذار، اگرچه تو بر حق باشى.
۱۳ / ۳كسانى كه امام على عليه السلام بهشت را برايشان ضمانت كرده استامام على عليه السلام :من بهشت را براى شش كس ضمانت مى كنم : مردى كه براى دادن صدقه اى [واجب يا مستحبّى] بيرون رود [تا آنان را به اهلش برساند] و [در راه ]بميرد، بهشتى است ؛ مردى كه براى عيادت بيمارى بيرون رود و بميرد، بهشتى است ؛ مردى كه براى جهاد در راه خدا بيرون رود و بميرد ، بهشتى است؛ مردى كه براى حج بيرون رود و بميرد ، بهشتى است ؛ مردى كه براى شركت در نماز جمعه بيرون رود و بميرد، بهشتى است ؛ و مردى كه براى تشييع جنازه مرد مسلمانى بيرون رود و بميرد، بهشتى است.
.
1) .ظاهرا مراد، اين است كه چنين شخصى هر آنچه خوبى است، به دست آورده و از هر آنچه بدى است، رهيده است و ديگر مهم نيست كه در چه جايى بميرد ؛ در هجرت يا در ميدان جهاد.
۱۳ / ۴مَن ضَمِنَ لَهُ الإمامُ الباقِرُ عليه السلام الجَنَّةَالخرائج والجرائح عن أبي بصير :حَدَّثَني عَلِيُّ بنُ دَرّاجٍ عِندَ المَوتِ أنَّهُ دَخَلَ عَلى أبي جَعفَرٍ عليه السلام وقالَ : إنَّ المُختارَ استَعمَلَني عَلى بَعضِ أعمالِهِ وأصبَتُ مالاً فَذَهَبَ بَعضُهُ وأكَلتُ وأعطَيتُ بَعضا ، فَأنا اُحِبُّ أن تَجعَلَني في حِلٍّ مِن ذلِكَ . قالَ : أنتَ مِنهُ في حِلٍّ . فَقُلتُ : وإنَّ فُلانا حَدَّثَني أنَّهُ سَأَلَ الحَسَنَ بنَ عَلِيِّ عليه السلام أن يُقطِعَنا أرضا فِي الرَّجعَةِ ، فَقالَ لَهُ الحَسَنُ عليه السلام : أنا أصنَعُ بِكَ ما هُوَ خَيرٌ مِن ذلِكَ : أضمَنُ لَكَ الجَنَّةَ عَلَيَّ وعَلى آبائي . فَهَل كانَ هذا؟ قالَ : نَعَم . فَقُلتُ لِأَبي جَعفَرٍ عليه السلام عِندَ ذلِكَ : اِضمَن لِيَ الجَنَّةَ ـ عَلَيكَ وعَلى آبائِكَ السَّلامُ ـ كَما ضَمِنَ الحَسَنُ عليه السلام لِفُلانٍ؟ قالَ : نَعَم . قالَ أبو بَصيرٍ : حَدَّثَني هُوَ بِهذا ثُمَّ ماتَ ، وما حَدَّثتُ بِهذا أحَدا . ثُمَّ خَرَجتُ ودَخَلتُ المَدينَةَ ، فَدَخَلتُ عَلى أبي جَعفَرٍ عليه السلام ، فَلَمّا نَظَرَ إلَيَّ قالَ : ماتَ عَلِيٌّ ؟ قُلتُ : نَعَم ورَحِمَهُ اللّهُ . فَقالَ : حَدَّثَكَ كَذا وكَذا ، فَلَم يَدَع شَيئا مِمّا حَدَّثَني عَلِيا إلّا حَدَّثَني بِهِ . فَقُلتُ : وَاللّهِ ما كانَ عِندي حينَ حَدَّثَني هُوَ بِهذا أحَدٌ ولا خَرَجَ مِنّي إلى أحَدٍ ، فَمِن أينَ عَلِمتَ هذا؟! فَغَمَزَ فَخِذي بِيَدِهِ فَقالَ هيه ، هيه! اُسكُتِ الآنَ . (1)
۱۳ / ۵مَن ضَمِنَ لَهُ الإمامُ الصّادِقُ عليه السلام الجَنَّةَالإمام الصادق عليه السلام :مَن يَضمَن لي أربَعَةً بِأَربَعَةِ أبياتٍ فِي الجَنَّةِ؟ أنفِق ولا تَخَف فَقراً، وأفشِ السَّلامَ فِي العالَمِ، وَاترُكِ المِراءَ وإن كُنتَ مُحِقّا، وأنصِفِ النّاسَ مِن نَفسِكَ . (2)
.
۱۳ / ۴كسانى كه امام باقر عليه السلام بهشت را برايشان ضمانت كرده استالخرائج و الجرائحـ به نقل از ابو بصير ـ: على بن دَرّاج در حال احتضار برايم نقل كرد كه بر امام باقر عليه السلام وارد شده و گفته : مختار، مرا براى انجام دادن برخى كارهايش گماشت و من مالى را به دست آوردم . مقدارى از آن از دست رفت ، مقدارى را خودم برداشتم و مصرف كردم و مقدارى را هم بخشيدم . مايلم كه آن را برايم حلال كنيد . فرمود : «حلالت باشد» . [ابن درّاج گفت:] گفتم : فلانى برايم روايت كرد كه از امام حسن عليه السلام خواسته كه زمينى را در رَجعه به ما واگذار نمايد و امام حسن عليه السلام به او فرموده : «من برايت بهتر از اين را انجام مى دهم . بهشت را برايت ضمانت مى كنم . بر عهده من و پدرانم باشد !» . آيا چنين چيزى بوده ؟ فرمود : «آرى» . اين جا بود كه به امام باقر عليه السلام گفتم: آيا شما هم براى من، بهشت را تضمين مى كنى ـ سلام بر تو و بر پدرانت ـ ، همان طور كه امام حسن عليه السلام براى فلانى تضمين كرد ؟ فرمود : «آرى» . على بن درّاج اين را به من گفت و مُرد و من هم اين خبر را به كسى نگفتم . سپس رفتم و وارد مدينه شدم و خدمت امام باقر عليه السلام رسيدم. وقتى به من نگاه انداخت، فرمود: «على مُرد ؟». گفتم : آرى . خدا رحمتش كند! فرمود : «فلان و بهمان مطلب را به تو گفت» و از آنچه على بن درّاج به من گفته بود ، چيزى را فروگذار نكرد، مگر اين كه به من فرمود . گفتم : به خدا سوگند ، آن هنگام كه على اين حرف ها را به من گفت، هيچ كس نزد من نبود و از ناحيه من هم به كسى گفته نشده است. پس شما از كجا اينها را فهميدى ؟». ايشان ران مرا با دستش فشار داد و فرمود : «خاموش ، خاموش! اكنون ساكت باش» .
۱۳ / ۵كسانى كه امام صادق عليه السلام بهشت را برايشان ضمانت كرده استامام صادق عليه السلام :چه كسى چهار چيز را به من تضمين مى دهد تا من چهار خانه در بهشت را براى او تضمين كنم؟ انفاق كن و از تنگ دستى مترس ؛ به همه در هر كجا سلام كن ؛ مجادله كردن را رها كن، اگر چه حق به جانب تو باشد ؛ و با مردم، انصاف داشته باش.
.
مشكاة الأنوار عن عبد الملك النوفلي :دَخَلتُ عَلى أبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام قالَ: أبلِغ مَوالِيَّ عَنِّي السَّلامَ وأخبِرهُم أنّي أضمَنُ لَهُمُ الجَنَّةَ ما خلا سَبعا: مُدمِنُ خَمرٍ أو مَيسِرٍ، أو رادٌّ عَلى مُؤمِنٍ ، أو مُستَكبِرٌ عَلى مُؤمِنٍ، أو مَنَعَ مُؤمِنا مِن حاجَةٍ، أو مَن أتاهُ مُؤمِنٌ في حاجَةٍ فَلَم يَقضِها لَهُ، أو مَن خَطَبَ إلَيهِ مُؤمِنٌ فَلَم يُزَوِّجهُ . قالَ: قُلتُ: لا وَاللّهِ، لا يَرِدُ عَلَيَّ أحَدٌ مِمَّن وَحَّدَ اللّهَ بِكَمالِهِ كائِنا مَن كانَ فَأَخلى بَينَهُ وبَينَ مالي، فَقالَ : صَدَقتَ، إنَّكَ صِدّيقٌ قَدِ امتَحَنَ اللّهُ قَلبَكَ لِلتَّسليمِ وَالإيمانِ . (1)
فضائل الشيعة عن محمّد بن حمران عن الإمام الصّادق عليه السلام ، قالَ [محمّد] :خَرَجتُ أنا وأبي ذاتَ يَومٍ إلَى المَسجِدِ ، فَإِذا هُوَ بِأُناسٍ مِن أصحابِهِ بَينَ القَبرِ وَالمِنبَرِ ، قالَ : فَدَنا مِنهُم وسَلَّمَ عَلَيهِم وقالَ : إنّي وَاللّهِ لَأُحِبُّ ريحَكُم وأرواحَكُم فَأعينونا عَلى ذلِكَ بِوَرَعٍ وَاجتِهادٍ. وَاعلَموا أنَّ وَلايَتَنا لاتُنالُ الّا بِالوَرَعِ وَالاِجتِهادِ مَنِ ائتَمَّ مِنكُم بِقَومٍ فَليَعمَل بِعَمَلِهِم . أنتُم شيعَةُ اللّهِ وأنتُم أنصارُ اللّهِ ، وأنتُمُ السّابقونَ الأَوَّلونَ ، وَالسّابِقونَ الآخِرونَ ، وَالسّابِقونَ فِي الدُّنيا إلى مَحَبَّتِنا ، وَالسّابِقونَ فِي الآخِرَةِ إلَى الجَنَّةِ : ضَمِنتُ لَكُمُ الجَنَّةَ بِضَمانِ اللّهِ عَزَّوجَلَّ وضَمانِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله وأنتُمُ الطَّيِّبونَ ونِساؤُكُمُ الطَّيِّباتُ ، كُلُّ مُؤمِنَةٍ حَوراءُ ، وكُلُّ مُؤمِنٍ صِدّيقٌ . (2)
.
مشكاة الأنوارـ به نقل از عبد الملك نَوفَلى ـ: خدمت امام صادق عليه السلام رسيدم . به من فرمود : «از من به دوستدارانم سلام برسان و به ايشان بگو كه: من بهشت را برايشان ضمانت مى كنم، مگر براى هفت نفر : شرابخوار ، يا قمارباز ، يا آن كه مؤمنى را رد كند ، يا آن كه بر مؤمنى بزرگى فروشد ، يا آن كه مؤمنى را از حاجتى محروم سازد ، يا آن كه مؤمنى حاجتى نزد او آورَد و او حاجتش را برآورده نسازد ، يا آن كه مؤمنى دخترش را از او خواستگارى كند و او موافقت نكند» . من گفتم : به خدا سوگند ، هر مؤمنى كه موحّد كامل باشد و [براى حاجتى] نزد من آيد ، هر كس كه باشد ، دست او را در اموالم كاملاً باز مى گذارم . فرمود : «درست مى گويى . تو، مؤمن راستينى هستى كه خداوند، دلت را براى تسليم و ايمان، خالص گردانيده است».
فضائل الشيعةـ به نقل از محمّد بن حمران ـ: روزى، من و پدرم به مسجد رفتيم . گروهى از ياران امام صادق عليه السلام را ديديم كه ميان قبر و منبر [پيامبر صلى الله عليه و آله ] ، گرد آمده اند . امام عليه السلام به نزديك ايشان رفت و سلام گفت. و فرمود : «به خدا سوگند كه من بوى شما و جان هاى شما را دوست مى دارم . پس با پارسايى و كوشايى، ما را در [ادامه ]اين امر، كمك رسانيد و بدانيد كه ولايت ما، جز با پارسايى و كوشايى [در طاعت و عبادت] به دست نمى آيد . هر يك از شما به قومى اقتدا كند ، بايد به كردار آنها عمل نمايد . شما شيعه خدا هستيد . شما ياران خدا هستيد . شما اوّلين پيشتازان و آخرين پيشتازان هستيد . در دنيا به سوى محبّت ما و در آخرت به سوى بهشت، پيشى گرفته ايد . من با ضمانت خداوند عز و جل و ضمانت پيامبر صلى الله عليه و آله ، بهشت را براى شما ضمانت مى كنم . (1)شما پاك هستيد و زنانتان نيز پاك اند . هر زن مؤمنى، يك حور العين است و هر مرد مؤمنى، صدّيق (2)است».
.
1) .يعنى : به سبب آن كه خداوند و پيامبر صلى الله عليه و آله بهشت را براى شما ضمانت كرده اند ، يا از جانب خدا و به فرمان او بهشت را برايتان ضمانت مى كنم . احتمال هم دارد كه «با» در متن عربى حديث به معناى «مَعَ» باشد ، يعنى: همراه با ضمانت خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله ، من نيز برايتان ضمانت مى كنم.
2) .صدّيق : موحّد راستين . كسى كه كردارش، گفتارش را تصديق مى كند و كسى كه در همه كارهايش، ظاهر و باطنش يكسان است.
الفصل الرابع عشر : موانع دخول الجنّةالكتاب«لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ وَقَالَ الْمَسِيحُ يَـبَنِى إِسْرَ ءِيلَ اعْبُدُواْ اللَّهَ رَبِّى وَرَبَّكُمْ إِنَّهُ مَن يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَمَأْوَاهُ النَّارُ وَمَا لِلظَّــلِمِينَ مِنْ أَنصَارٍ ». (1)
«إِنَّ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِئايَـتِنَا وَاسْتَكْبَرُواْ عَنْهَا لَا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوَ بُ السَّمَاءِ وَلَا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ فِى سَمِّ الْخِيَاطِ وَكَذَ لِكَ نَجْزِى الْمُجْرِمِينَ ». (2)
الحديثرسول اللّه صلى الله عليه و آله :أَلا كُلُّكُم يَدخُلُ الجَنَّةَ! إِلّا مَن شَرَدَ عَلَى اللّهِ شِرادَ البَعِيرِ (3)عَلَى أَهلِهِ . (4)
صحيح البخاري عن أبي هريرة عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله :كُلُّ أُمَّتِي يَدخُلُونَ الجَنَّةَ إِلَا مَن أَبى، قالُوا: يا رَسُولَ اللّهِ ، وَمَن يَأبى؟! قالَ : مَن أَطاعَنِي دَخَلَ الجَنَّةَ ، وَمَن عَصانِي فَقَد أَبى . (5)
.
1) .المائدة : ۷۲.
2) .الأعراف : ۴۰.
3) .شَرَد البعير شِرادا : إذا نَفَر وذهب في الأرض (النهاية : ج ۲ ص ۴۵۷ «شرد»).
4) .مسند ابن حنبل : ج ۸ ص ۲۸۸ ح ۲۲۲۸۹ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۱ ص ۱۲۳ ح ۱۸۴ ، المعجم الأوسط : ج ۳ ص ۲۸۱ ح ۳۱۴۹ ، اُسد الغابة : ج ۲ ص ۱۴۶ الرقم ۱۴۰۵ ، تاريخ دمشق : ج ۱۶ ص ۳۰۳ ح ۳۹۳۷ ، المصنّف لابن أبي شيبة : ج ۸ ص ۱۹۱ ح ۲ نحوه وكلّها عن أبي اُمامة الباهلي ، كنز العمّال : ج ۴ ص ۲۱۵ ح ۱۰۲۲۱ ؛ المجازات النبويّة : ص ۴۲۵ ح ۳۴۳.
5) .صحيح البخاري : ج ۶ ص ۲۶۵۵ ح ۶۸۵۱ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۲۷۵ ح ۷۶۲۶ ، صحيح ابن حبّان : ج ۱ ص ۱۹۶ ح ۱۷ عن أبي سعيد الخدري نحوه ، تاريخ دمشق : ج ۴۹ ص ۱۵۲ ح ۱۰۵۱۳ ، كنز العمّال : ج ۴ ص ۲۱۵ ح ۱۰۲۱۹ وراجع : مسند إسحاق بن راهويه : ج ۱ ص ۳۸۰ ح ۴۰۴ .
فصل چهاردهم: موانع ورود به بهشتقرآن«كسانى كه گفتند : «خدا همان مسيح پسر مريم است» ، قطعا كافر شدند ، حال آن كه مسيح ، خود ، مى گفت : اى بنى اسرائيل ! خدا را كه پروردگار من و شماست ، بندگى كنيد ، كه هر كس به خدا شرك آورد ، قطعا خدا بهشت را بر او حرام ساخته و جايگاهش آتش است ، و ستمكاران ، ياورانى ندارند ».
«كسانى كه آيات ما را دروغ شمردند و در [ پذيرفتن ] آنها تكبّر ورزيدند ، درهاى آسمان را برايشان نمى گشايند و در بهشت وارد نمى شوند ، مگر آن كه شتر (1)در سوراخ سوزنْ داخل شود ، و بدين سان ، بزهكاران را سزا مى دهيم».
حديثپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هان! همه شما به بهشت مى رويد ، بجز كسى كه از خدا فرارى باشد ، آن سان كه اشتر از صاحبش فرارى مى گردد.
صحيح البخارىـ به نقل از ابو هريره ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «همه امّتم به بهشت مى روند ، مگر كسى كه خود ، سر باز زند» . گفتند : اى پيامبر خدا ! كيست كه [ از رفتن به بهشت ] سر باز زند؟! فرمود : «كسى كه از من فرمان بَرَد ، به بهشت مى رود و كسى كه از من نافرمانى كند ، در واقع ، سر باز زده است» .
.
1) .«جَمَل» كه در اصل عربىِ آيه به كار رفته ، هم به معناى شتر و هم به معناى طناب كِشتى است . و در هر صورت ، اشاره به اين است كه كسانى كه آيات الهى را تكذيب مى كنند و از پذيرفتن ايمان كبر مى ورزند ، امكان ندارد به بهشت داخل شوند .
رسول اللّه صلى الله عليه و آله :لَن يَدخُلَ الجَنَّةَ عَبدٌ فِي قَلبِهِ مِثقالُ حَبَّةٍ مِن خَردَلٍ مِن كِبرٍ . (1)
عنه صلى الله عليه و آله :لا يَدخُلُ الجَنَّةَ جَسَدٌ غُذِّيَ بِحَرامٍ . (2)
عنه صلى الله عليه و آله :اَلجَنَّةُ حَرامٌ عَلى كُلِّ فاحِشٍ أَن يَدخُلَها . (3)
عنه صلى الله عليه و آله :إِنَّ اللّهَ حَرَّمَ الجَنَّةَ عَلى كُلِّ فَحّاشٍ بَذِيٍّ ، قَلِيلِ الحَياءِ ، لا يُبالِي ما قالَ وَلا ما قِيلَ لَهُ ، فَإِنَّكَ إِن فَتَّشتَهُ لَم تَجِدهُ إِلّا لِغَيَّةٍ (4)أَو شِركِ شَيطانٍ . (5)
.
1) .معاني الأخبار : ص ۲۴۱ ح ۱ عن عبد اللّه بن طلحة عن الإمام الصادق عليه السلام و ح ۲ عن محمّد بن مسلم عن أحدهما عليهماالسلام ، الكافي : ج ۲ ص ۳۱۰ ح ۶ عن زرارة عن الإمام الباقر والإمام الصادق عليهماالسلام نحوه ، بحار الأنوار : ج ۷۳ ص ۲۳۵ ح ۳۸ ؛ سنن الترمذي : ج ۴ ص ۳۶۰ ح ۱۹۹۸ ، سنن ابي داوود: ج ۴ ص ۵۹ ح ۴۰۹۱ ، سنن ابن ماجة : ج ۱ ص ۲۲ ح ۵۹ كلّها عن عبد اللّه ، المستدرك على الصحيحين : ج ۳ ص ۴۷۰ ح ۵۷۵۷ عن عبد اللّه بن سلام ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۵۳۴ ح ۷۷۷۴.
2) .مسند أبي يعلى : ج ۱ ص ۷۵ ح ۷۸ و ۷۹ ، المنتخب من مسند عبد بن حميد : ص ۳۰ ح ۸۳ نحوه ، المعجم الأوسط : ج ۶ ص ۱۱۳ ح ۵۹۶۱ ، مشكاة المصابيح : ج ۲ ص ۷۹ ح ۲۷۸۷ تاريخ دمشق : ج ۳۷ ص ۲۱۶ ح ۷۴۶۱ كلّها عن أبي بكر ، كنز العمّال : ج ۴ ص ۱۶ ح ۹۲۷۶.
3) .الصمت و حفظ اللسان لابن أبي الدنيا : ص ۱۷۹ ح ۳۲۲ ، إحياء علوم الدين : ج ۳ ص ۱۸۱ ، الفردوس : ج ۲ ص ۱۱۵ ح ۲۶۰۶ كلاهما عن عبد اللّه بن عمرو ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۵۹۸ ح ۸۰۸۵ .
4) .أي مُلغىً، والظاهر المراد به المخلوق من الزنا (مجمع البحرين : ج ۳ ص ۱۶۳۷ «لغا»).
5) .الكافي : ج ۲ ص ۳۲۳ ح ۳ ، تفسير العيّاشي : ج ۲ ص ۲۹۹ ح ۱۰۵ كتاب سُليم بن قيس : ج ۲ ص ۹۵۶ ح ۸۹ كلّها عن سليم بن قيس عن الإمام عليّ عليه السلام ، الزهد للحسين بن سعيد : ص ۷ ح ۱۲ عن سليمان بن قيس عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله ، تحف العقول: ص ۴۴ نحوه ، بحار الأنوار: ج ۷۹ ص ۱۱۲ ح ۱۰.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بنده اى كه در دلش به وزن يك دانه خردل تكبّر باشد ، هرگز وارد بهشت نخواهد شد.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بدنى كه با حرام تغذيه شده باشد ، به بهشت نمى رود.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :وارد شدن افراد بدزبانِ زشتگو به بهشت ، ممنوع است.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خداوند ، بهشت را بر هر زشتگوى بدزبانِ بى حيايى كه باكى ندارد چه مى گويد و چه به او گفته مى شود ، حرام [ و ممنوع ] كرده است ؛ زيرا اگر در باره چنين كسى بررسى كنى ، خواهى ديد كه يا سرِ راهى [ با نطفه حرام ] است و يا شيطان در نطفه اش شريك شده است.
.
عنه صلى الله عليه و آله :يا كَعبَ بنَ عُجرَةَ! إِنَّهُ لَن يَدخُلَ الجَنَّةَ لَحمٌ نَبَتَ مِن سُحتٍ (1). (2)
عنه صلى الله عليه و آله :مَنِ ادَّعى إِلى غَيرِ أَبِيهِ وَهُوَ يَعلَمُ أَنَّهُ غَيرُ أَبِيهِ فَالجَنَّةُ عَلَيهِ حَرامٌ . (3)
الإمام الصادق عليه السلام :حُرِّمَتِ الجَنَّةُ عَلى الدَّيُّوثِ (4). (5)
رسول اللّه صلى الله عليه و آله :لا يَدخُلُ الجَنَّةَ قاطِعٌ . (6)
عنه صلى الله عليه و آله :اَلجَنَّةُ حَرامٌ عَلى عاقِّ والِدَيهِ . (7)
.
1) .السُحْتُ : الحَرامُ الذي لا يَحلُّ كَسبُه (النهاية : ج ۲ ص ۳۴۵ «سحت»).
2) .سنن الدارمي : ج ۲ ص ۷۷۴ ح ۲۶۷۴ ، مسند ابن حنبل : ج ۵ ص ۶۴ ح ۱۴۴۴۸ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۴۶۹ ح ۸۳۰۲ كلّها عن جابر بن عبد اللّه ، صحيح ابن حبّان : ج ۱۲ ص ۳۷۸ ح ۵۵۶۷ وفي الثلاثة الأخيرة بزيادة «النار أولى به» في آخره ، المعجم الكبير : ج ۱۹ ص ۱۰۶ ح ۲۱۲ نحوه وكلاهما عن كعب بن عجرة ، كنز العمّال : ج ۶ ص ۷۲ ح ۱۴۸۹۳ .
3) .صحيح البخاري : ج ۶ ص ۲۴۸۵ ح ۶۳۸۵ عن سعد و ج ۴ ص ۱۵۷۲ ح ۴۰۷۱ نحوه ، صحيح مسلم : ج ۱ ص ۸۰ ح ۱۱۵ ، سنن ابي داوود : ج ۴ ص ۳۳۰ ح ۵۱۱۳ ، سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۸۷۰ ح ۲۶۱۰ ، مسند ابن حنبل : ج ۱ ص ۳۶۸ ح ۱۴۹۷ كلّها عن سعد وأبي بكرة وح ۱۴۹۹ عن سعد بن مالك نحوه ، كنز العمّال : ج ۶ ص ۱۹۱ ح ۱۵۳۰۴.
4) .الدّيّوثُ : وهو القوّادُ على أهله ، والذي لا يَغارُ على أهله (تاج العروس : ج ۳ ص ۲۱۳ «ديث») .
5) .الكافي : ج ۵ ص ۵۳۷ ح ۸ عن عبد اللّه بن ميمون القدّاح ، ثواب الأعمال : ص ۲۶۲ ح ۳ ، مسائل عليّ بن جعفر : ص ۳۴۹ ح ۸۶۳ كلاهما عن عليّ بن جعفر عن الإمام الكاظم عليه السلام نحوه ، بحار الأنوار : ج ۷۹ ص ۱۱۴ ح ۴.
6) .صحيح البخاري : ج ۵ ص ۲۲۳۱ ح ۵۶۳۸ ، صحيح مسلم : ج ۴ ص ۱۹۸۱ ح ۱۹ ، سنن ابي داوود : ج ۲ ص ۱۳۳ ح ۱۶۹۶ وفيهما «قاطع رَحِم» ، مسند ابن حنبل : ج ۵ ص ۶۱۵ ح ۱۶۷۳۲ ، السنن الكبرى : ج ۷ ص ۴۲ ح ۱۳۲۱۸ ، المعجم الكبير : ج ۲ ص ۱۱۸ ح ۱۵۱۱ كلّها عن جبير بن مطعم ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۳۶۹ ح ۶۹۸۸ ؛ جامع الأحاديث للقمّي : ص ۲۸۳ عن جبير بن مطعم.
7) .تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۱۱۸ ، الخصال : ص ۴۳۶ ح ۲۳ ، عوالي اللآلي : ج ۱ ص ۱۸۴ ح ۲۵۳ كلاهما نحوه ، بحار الأنوار : ج ۵ ص ۱۱ ح ۱۶ ؛ السنن الكبرى للنسائي : ج ۳ ص ۱۷۵ ح ۴۹۱۶ ، مسند ابن حنبل : ج ۲ ص ۶۴۴ ح ۶۸۹۹ كلاهما عن عبد اللّه بن عمرو نحوه ، الدرّ المنثور : ج ۵ ص ۲۶۶ .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اى كعب بن عُجره! گوشتى كه از حرام روييده باشد ، هرگز وارد بهشت نمى شود.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس خود را به غير پدرش نسبت دهد ، با آن كه مى داند او پدرش نيست ، بهشت بر او حرام مى گردد .
امام صادق عليه السلام :بهشت بر شخص بى غيرت ، حرام است.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بُرنده[ ى پيوند خويشاوندى ] به بهشت نمى رود.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بهشت بر كسى كه از پدر و مادرش نافرمانى كند ، حرام است.
.
عنه صلى الله عليه و آله :لا يَدخُلُ الجَنَّةَ قَتّاتٌ (1). (2)
عنه صلى الله عليه و آله :لا يَدخُلُ الجَنَّةَ ... الظَّلُومُ لِلنّاسِ . (3)
الإمام عليّ عليه السلام :إِيّاكَ وَالجَورَ! فَإِنَّ الجائِرَ لا يَرِيحُ (4)رائِحَةَ الجَنَّةِ . (5)
رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إِذا خَلَصَ المُؤمِنُونَ مِن النّارِ حُبِسُوا بِقَنطَرَةٍ بَينَ الجَنَّةِ وَالنّارِ ، فَيَتَقاصُّونَ مَظالِمَ كانَت بَينَهُم فِي الدُّنيا حَتَّى إِذا نُقُّوا وَهُذِّبُوا أُذِنَ لَهُم بِدُخُولِ الجَنَّةِ . فَوَالَّذِي نَفسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ ! لَأَحَدُهُم بِمَسكَنِهِ فِي الجَنَّةِ أَدَلُّ بِمَنزِلِهِ كانَ فِي الدُّنيا . (6)
عنه صلى الله عليه و آله :ما مِن عَبدٍ يَستَرعِيهِ اللّهُ رَعِيَّةً، فَلَم يُحِطها بِنُصحِهِ، إِلّا لَم يَجِد رائِحَةَ الجَنَّةِ. (7)
عنه صلى الله عليه و آله :ما مِن عَبدٍ يَستَرعِيهِ اللّهُ رَعِيَّةً يَمُوتُ يَومَ يَمُوتُ وَهُوَ غاشٌّ لِرَعِيَّتِهِ ، إِلَا حَرَّمَ اللّهُ عَلَيهِ الجَنَّةَ . (8)
.
1) .هو النمّام، وقيل: النمّام: الذي يكون مع القوم يتحدّثون فيَنُمّ عليهم، والقَتّات: الذي يتسمّع على القوم وهم لا يعلمون ثمّ يَنِمّ (النهاية : ج ۴ ص ۱۱ «قتت»).
2) .كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۴ ص ۷ ح ۴۹۶۸ عن حسين بن زيد عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، الأمالي للطوسي : ص ۳۸۳ ح ۸۲۵ عن حذيفة ، بحار الأنوار : ج ۷۵ ص ۲۶۵ ح ۸ ؛ صحيح البخاري : ج ۵ ص ۲۲۵۰ ح ۵۷۰۹ ، صحيح مسلم : ج ۱ ص ۱۰۱ ح ۱۶۹ ، سنن ابي داوود : ج ۴ ص ۲۶۸ ح ۴۸۷۱ ، سنن الترمذي : ج ۴ ص ۳۷۵ ح ۲۰۲۶ كلّها عن حذيفة ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۶۵۵ ح ۸۳۵۰ .
3) .كنز العمّال : ج ۱۶ ص ۱۷ ح ۴۳۷۴۴ نقلاً عن مسند ابن حنبل عن عبد الرحمن بن غنم .
4) .لم يَرَحْ رائِحَةَ الجَنّة: أي لم يشمّ ريحها (النهاية: ج ۲ ص ۲۷۲ «روح»).
5) .غرر الحكم : ح ۲۶۷۰ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۹۵ ح ۲۱۹۵ وفيه «يشمّ» بدل «يريح».
6) .صحيح البخاري : ج ۲ ص ۸۶۱ ح ۲۳۰۸ ، مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۲۸ ح ۱۱۰۹۵ نحوه ، صحيح ابن حبّان : ج ۱۶ ص ۴۶۱ ح ۷۴۳۴ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۲ ص ۳۸۵ ح ۳۳۴۹ ، مسند أبي يعلى : ج ۲ ص ۶۴ ح ۱۱۸۱ كلّها عن أبي سعيد الخدري ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۳۷۰ ح ۳۸۹۷۸.
7) .صحيح البخاري : ج ۶ ص ۲۶۱۴ ح ۶۷۳۱ عن معقل بن يسار ، مسند الشهاب : ج ۲ ص ۲۱ ح ۸۰۴ ، كنز العمّال : ج ۶ ص ۳۳ ح ۱۴۷۲۶ نقلاً عن ابن عساكر وكلاهما عن عبد الرحمن بن سمرة نحوه.
8) .صحيح مسلم : ج ۱ ص ۱۲۵ ح ۲۲۷ ، سنن الدارمي : ج ۲ ص ۷۸۰ ح ۲۶۹۳ ، السنن الكبرى : ج ۹ ص ۷۱ ح ۱۷۹۰۲ ، شعب الإيمان : ج ۶ ص ۱۳ ح ۷۳۶۲ كلّها عن معقل بن يسار ، كنز العمّال : ج ۶ ص ۲۵ ح ۱۴۶۸۵ ، تاريخ دمشق : ج ۳۷ ص ۴۴۹ ح ۷۵۶۲ ، مسند ابن الجعد : ص ۴۵۸ ح ۳۱۴۰ ، مسند ابن حنبل : ج ۷ ص ۲۸۴ ح ۲۰۳۱۳ ، المعجم الكبير : ج ۲۰ ص ۲۰۷ ح ۴۷۴ .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خبرچين ، به بهشت نمى رود.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :كسى كه به مردم ستم كند ، به بهشت نمى رود.
امام على عليه السلام :از ستم كردن بپرهيز ؛ زيرا ستمكار ، بوى بهشت را استشمام نمى كند .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :چون مؤمنان از آتش بِرَهَند ، آنان را بر روى پُلى ميان بهشت و دوزخ ، نگاه مى دارند و آنان براى ستم هايى كه در دنيا به يكديگر كرده اند ، از هم تقاص مى كشند و آن گاه كه [ از آلودگى ستم خويش ] پاك و پيراسته شدند ، اجازه مى يابند كه به بهشت وارد شوند . سوگند به آن كه جان محمّد در دست اوست ، هر يك از آنان ، راه خانه خود را در بهشت ، بهتر از راه خانه اى كه در دنيا داشته است ، مى شناسد.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر بنده اى كه خداوند ، او را سرپرست عدّه اى قرار دهد ، امّا او نسبت به آنان خيرخواهى نكند ، قطعا بوى بهشت به مشامش نخواهد خورد.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر بنده اى كه خداوند ، او را سرپرست عدّه اى قرار دهد و او در روزى كه مى ميرد ، در حالى بميرد كه نسبت به زيردستانش ناخالصى كرده باشد ، قطعا خداوند ، بهشت را بر او حرام مى گرداند .
.
عنه صلى الله عليه و آله :لا يَدخُلُ الجَنَّةَ مَن لا يَأمَنُ جارُهُ بَوائِقَهُ (1). (2)
عنه صلى الله عليه و آلهـ فِي ذِكرِ ما خَصَّ اللّهُ تَعالى بِهِ أَهلَ البَيتِ عليهم السلام ـ: لَمّا أُسرِيَ بِي إِلَى السَّماءِ أَوحى إِلَيَّ رَبِّي جَلَّ جَلالُهُ فَقالَ : ... يا مُحَمَّدُ ، لَو أَنَّ عَبدا عَبَدَنِي حَتّى يَنقَطِعَ وَيَصِيرَ كَالشَّنِّ (3)البالِي ، ثُمَّ أَتانِي جاحِدا لِوَلايَتِهِم، فَما أَسكَنتُهُ جَنَّتِي، وَلا أَظلَلتُهُ تَحتَ عَرشِي . (4)
عنه صلى الله عليه و آله :حُرِّمَتِ الجَنَّةُ عَلى مَن ظَلَمَ أَهلَ بَيتِي ، وَعَلى مَن قاتَلَهُم ، وَعَلَى المُعِينِ عَلَيهِم ، وَعَلَى مَن سَبَّهُم «أُوْلَـائِكَ لَا خَلَـقَ لَهُمْ فِى الْأَخِرَةِ وَلَا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلَا يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَـمَةِ وَلَا يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ » (5). (6)
عنه صلى الله عليه و آله :مَن صَلَّى عَلَيَ وَلَم يُصَلِّ عَلى آلِي لَم يَجِد رِيحَ الجَنَّةِ ، وَإِنَّ رِيحَها لَيُوجَدُ مِن مَسِيرَةِ خَمسِمِئَةِ عامٍ . (7)
.
1) .بَوَائِقُه: أي غوائله وشروره (النهاية: ج ۱ ص ۱۶۲ «بوق»).
2) .صحيح مسلم : ج ۱ ص ۶۸ ح ۷۳ ، مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۳۰۷ ح ۸۸۶۴ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۱ ص ۵۴ ح ۲۱ ، الفردوس : ج ۵ ص ۱۰۸ ح ۷۶۲۳ كلّها عن أبي هريرة ، المعجم الكبير : ج ۱۰ ص ۲۲۷ ح ۱۰۵۵۳ عن عبد اللّه ، كنز العمّال : ج ۹ ص ۵۴ ح ۲۴۹۰۸ ؛ جامع الأحاديث للقمّي : ص ۲۸۱ عن عبد الرحمن بن صخر وراجع : الأمالي للصدوق : ص ۵۱۴ ح ۷۰۷.
3) .الشِّنَان: الأسقِيَة الخَلِقَة ، واحدها شَنّ (النهاية: ج ۲ ص ۵۰۶ «شنن»).
4) .كمال الدين : ص ۲۵۲ ح ۲ ، عيون أخبار الرضا عليه السلام : ج ۱ ص ۵۸ ح ۲۷ كلاهما عن المفضّل بن عمر عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۳۶ ص ۲۴۵ ح ۵۸ وراجع : مئة منقبة : ص ۶۳ و تفسير فرات : ص ۷۴ ح ۴۷.
5) .آل عمران : ۷۷.
6) .عيون أخبار الرضا عليه السلام : ج ۲ ص ۳۴ ح ۶۵ ، صحيفة الإمام الرضا عليه السلام : ص ۹۹ ح ۳۹ عن أحمد بن عامر الطائي عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام ، الأمالي للطوسي : ص ۱۶۴ ح ۲۷۲ عن داوود بن سليمان عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، كشف الغمّة : ج ۲ ص ۱۵ عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، جامع الأخبار : ص ۴۵۶ ح ۱۲۸۴ ، روضة الواعظين : ص ۳۰۰ ، بحار الأنوار : ج ۲۷ ص ۲۲۲ ح ۱۰.
7) .الأمالي للصدوق : ص ۲۶۷ ح ۲۹۱ عن أبان بن تغلب عن الإمام الباقر عن آبائه عليهم السلام و ص ۴۶۲ ح ۶۱۶ ، الأمالي للطوسي : ص ۴۲۴ ح ۹۴۸ كلاهما عن عبد اللّه بن الحسن عن أبيه عن جدّه عنه صلى الله عليه و آله ، روضة الواعظين : ص ۳۵۴ ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۸۶ ح ۱۵۰.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :كسى كه همسايه اش ( / پناهنده اش ) از گزند او در امان نباشد ، به بهشت نمى رود.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در بيان امتيازاتى كه خداى بلندمرتبه به اهل بيت عليهم السلام اختصاص داده است ـ: شبى كه به آسمان ( معراج ) برده شدم ، پروردگارم عز و جل به من وحى كرد و فرمود : « ... اى محمّد! اگر بنده اى ، چندان مرا عبادت كند كه از هم بگسلد و مانند مَشك پوسيده شود، امّا با انكار ولايت ايشان ( اهل بيت ) نزد من آيد، هرگز او را در بهشتم جاى نمى دهم و در زير سايه عرشم در نمى آورم» .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بهشت ، حرام شده است بر كسى كه به اهل بيتم ستم كند ، يا كسى كه با آنان بجنگد ، يا بر ضدّ آنان كمك رساند و يا كسى كه به ايشان ناسزا گويد . «چنين كسانى را در آخرت ، بهره اى نيست و خدا روز قيامت با آنان سخن نمى گويد و به ايشان نمى نگرد و پاكشان نمى گرداند ، و عذابى دردناك خواهند داشت» .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كه بر من صلوات فرستد و بر خاندان من صلوات نفرستد ، بوى بهشت را نخواهد يافت ، در حالى كه بوى آن از فاصله پانصد سال [ راه ] ، احساس مى شود.
.
عنه صلى الله عليه و آله :لا يَدخُلُ الجَنَّةَ صاحِبُ مَكسٍ (1). (2)
عنه صلى الله عليه و آله :مَن قَتَلَ مُعاهِدا لَم يَرَح رائِحَةَ الجَنَّةِ ، وَإِنَّ رِيحَها تُوجَدُ مِن مَسِيرَةِ أَربَعِينَ عاما. (3)
عنه صلى الله عليه و آله :مَن قَتَلَ مُعاهِدا فِي غَيرِ كُنهِهِ (4)حَرَّمَ اللّهُ عَلَيهِ الجَنَّةَ . (5)
عنه صلى الله عليه و آله :لا يَدخُلُ الجَنَّةَ سَيِءُ المَلَكَةِ . (6)
عنه صلى الله عليه و آله :خَلَقَ اللّهُ جَنَّةِ عَدنٍ بِيَدِهِ ، وَدَلّى فِيها ثِمارَها، وَشَقَّ فِيها أَنهارَها. ثُمَّ نَظَرَ إِلَيها فَقالَ : «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ» (7)قالَ : وَعِزَّتِي لا يُجاوِرُنِي فِيكِ بَخِيلٌ . (8)
عنه صلى الله عليه و آله :أَقسَمَ اللّهُ تَعالى بِعِزَّتِهِ وَعَظَمَتِهِ وَجَلالِهِ! لا يُدخِلُ الجَنَّةَ بَخِيلاً وَلا شَحِيحا (9). (10)
.
1) .المَكس: الضريبة التي يأخذها الماكِس ؛ وهو العشّار (النهاية: ج ۴ ص ۳۴۹ «مكس»).
2) .سنن ابي داوود : ج ۳ ص ۱۳۲ ح ۲۹۳۷ ، سنن الدارمي : ج ۱ ص ۴۲۱ ح ۱۶۲۰ ، مسند ابن حنبل : ج ۶ ص ۱۱۸ ح ۱۷۲۹۵ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۱ ص ۵۶۲ ح ۱۴۶۹ كلّها عن عقبة بن عامر ، الفردوس : ج ۵ ص ۱۰۸ ح ۷۶۲۶ عن أبي هريرة ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۵۰۴ ح ۷۶۳۲ .
3) .صحيح البخاري : ج ۳ ص ۱۱۵۵ ح ۲۹۹۵ ، سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۸۹۶ ح ۲۶۸۶ ، سنن النسائي : ج ۸ ص۲۵ ، السنن الكبرى : ج ۸ ص ۲۲۹ ح ۱۶۴۸۲ كلّها عن عبد اللّه بن عمرو ، صحيح ابن حبّان : ج ۱۶ ص ۳۹۲ ح ۷۳۸۳ عن أبي بكرة وفيه «خمسمئة» بدل «أربعين» ، كنز العمّال : ج ۴ ص ۳۶۲ ح ۱۰۹۱۴ .
4) .يعني مَن قتلَهُ في غير وقته أو غاية أمره الذي يجوز فيه قتله (النهاية: ج ۴ ص ۲۰۶ «كنه»).
5) .سنن ابي داوود : ج ۳ ص ۸۳ ح ۲۷۶۰ ، سنن الدارمي : ج ۲ ص ۶۸۵ ح ۲۴۰۹ ، سنن النسائي : ج ۸ ص ۲۴ ، مسند ابن حنبل : ج ۷ ص ۳۰۵ ح ۲۰۳۹۹ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۲ ص ۱۵۵ ح ۲۶۳۱ ، السنن الكبرى : ج ۹ ص ۳۸۶ ح ۱۸۸۴۹ كلّها عن أبي بكرة ، كنز العمّال : ج ۴ ص ۳۶۳ ح ۱۰۹۱۵.
6) .سنن الترمذي : ج ۴ ص ۳۳۴ ح ۱۹۴۶ ، سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۱۲۱۷ ح ۳۶۹۱ ، مسند ابن حنبل : ج ۱ ص ۲۶ ح ۳۱ ، المعجم الأوسط : ج ۹ ص ۱۲۴ ح ۹۳۱۲ ، مسند أبي يعلى : ج ۱ ص ۸۲ ح ۹۱ كلّها عن أبي بكر ، المصنّف لعبد الرزّاق : ج ۱۱ ص ۴۵۶ ح ۲۰۹۹۳ عن مرة الطيّب ، كنز العمّال : ج ۹ ص ۱۹۶ ح ۲۵۶۴۵ ؛ عوالى اللآلي : ج ۱ ص ۲۷۱ ح ۸۶ .
7) .المؤمنون : ۱.
8) .المعجم الكبير : ج ۱۲ ص ۱۱۴ ح ۱۲۷۲۳ المعجم الأوسط : ج ۵ ص ۳۴۹ ح ۵۵۱۸ ، تفسير ابن كثير : ج ۵ ص ۴۵۵ كلّها عن ابن عبّاس ، الزهد للحسين بن سعيد : ص ۱۰۲ ح ۲۷۷ من دون إسنادٍ إليه صلى الله عليه و آله نحوه ، بحارالأنوار : ج ۸ ص ۱۹۸ ح ۱۹۷.
9) .الشُحُّ: أشدُّ البُخل، وهو أبلغ في المنع من البخل، وقيل : هو البخل مع الحرص (النهاية : ج ۲ ص ۴۴۸ «شحح»).
10) .تنبيه الخواطر : ج ۱ ص ۱۷۲ ؛ البخلاء : ص ۵۵ عن أبي شجرة نحوه ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۴۵۲ ح ۷۴۰۷ .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :باجگير ، به بهشت نمى رود.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :ـ كه از فاصله چهل سال راه ، به مشام مى رسد ـكسى كه مُعاهِدى (1)را بكشد ، بوى بهشت را استشمام نخواهد كرد.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس مُعاهدى را بى جهت (2)بكشد ، خدا بهشت را بر او حرام مى گرداند.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بدمَنِش ، به بهشت نمى رود.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خداوند ، بهشت عَدْن (دست نخورده) را با دست خود آفريد و ميوه هايش را آويزان كرد و جويبارهايش را روان ساخت . سپس به آن ، نگاه كرد و فرمود : « « به راستى كه مؤمنان ، رستگار شدند» » و فرمود : «به عزّتم سوگند كه هيچ بخيلى ، همسايه من در تو نخواهد شد» .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خداى بلندمرتبه ، به عزّت و عظمت و جلالش سوگند خورده است كه هيچ بخيل و آزمندى را وارد بهشت نكند .
.
عنه صلى الله عليه و آله :إِنَّ الجَنَّةَ تَكَلَّمَت وَقالَت : إِنِّي حَرامٌ عَلى كُلِّ بَخِيلٍ وَمُراءٍ. (1)
عنه صلى الله عليه و آله :أَلا أُخبِرُكُم بِشَيءٍ أَمَرَ بِهِ نُوحٌ عليه السلام اِبنَهُ؟ إِنَّ نُوحا قالَ لاِبنِهِ : ... يا بُنَيَّ وَأَنهاكَ عَن أَمرَينِ : لا تُشرِك بِاللّهِ! فَإِنَّهُ مَن أَشرَكَ بِاللّهِ فَقَد حَرَّمَ اللّهُ عَلَيهِ الجَنَّةَ ، وَأَنهاكَ عَنِ الكِبرِ! فَإِنَّ أَحَدا لا يَدخُلُ الجَنَّةَ وَفِي قَلبِهِ مِثقالُ حَبَّةٍ مِن خَردَلٍ مِن كِبرٍ . (2)
عنه صلى الله عليه و آله :إِنَّ اللّهَ تَبارَكَ وَتَعالى بَنَى الفِردَوسَ بِيَدِهِ ، وَحَظَرَهُ عَلى كُلِّ مُشرِكٍ ، وَكُلِّ مُدمِنِ الخَمرِ سِكِّيرٍ . (3)
كتاب من لا يحضره الفقيه :قال [رسول اللّه ] صلى الله عليه و آله : إِنَّ الجَنَّةَ لَتُوجَدُ رِيحُها مِن مَسِيرَةِ خَمسِمِئَةِ عامٍ ، وَلا يَجِدُها عاقٌّ وَلا دَيُّوثٌ . قِيلَ : يا رَسُولَ اللّهِ ، وَما الدَّيُّوثُ؟ قالَ : الَّذِي تَزنِي امرَأَتُهُ وَهُوَ يَعلَمُ بِها . (4)
سنن أبي داوود عن حارثة بن وهب :قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : لا يَدخُلُ الجَنَّةَ الجَوّاظُ ، وَلا الجَعظَرِيُ . قالَ : وَالجَوّاظُ : الغَلِيظُ الفَظُّ . (5)
.
1) .بحار الأنوار : ج ۷۲ ص ۳۰۵ ح ۵۲ نقلاً عن كتاب أسرار الصلاة .
2) .جامع الأحاديث للقمّي : ص ۲۸۵ عن جابر بن عبد اللّه ، مستدرك الوسائل : ج ۱۲ ص ۳۴ ح ۱۳۴۴۳ ؛ المنتخب من مسند عبد بن حميد : ص ۳۴۸ ح ۱۱۵۱ ، تاريخ دمشق : ج ۶۲ ص ۲۸۳ ح ۱۲۸۲۰ كلاهما عن جابر بن عبد اللّه ، كنز العمّال : ج ۱۶ ص ۱۰۶ ح ۴۴۰۷۷ .
3) .شعب الإيمان : ج ۵ ص ۱۱ ح ۵۵۹۰ ، حلية الأولياء : ج ۳ ص ۹۵ ، تاريخ دمشق : ج ۵۳ ص ۳۰۶ ح ۱۱۲۶۱ ، الفردوس : ج ۱ ص ۱۶۴ ح ۶۰۳ كلّها عن أنس ، كنز العمّال : ج ۵ ص ۳۴۹ ح ۱۳۱۸۵ ؛ جامع الأحاديث للقمّي : ص ۲۸۶ عن أنس .
4) .كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۳ ص ۴۴۴ ح ۴۵۴۲ ، الخصال : ص ۳۷ ح ۱۵ عن جابر عن الإمام الباقر عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله ، روضة الواعظين : ص ۴۰۱ عن الإمام الباقر عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله ، بحار الأنوار : ج ۷۹ ص ۱۱۴ ح ۱ وراجع : مسند ابن حنبل : ج ۲ ص ۳۵۱ ح ۵۳۷۲ .
5) .سنن ابي داوود : ج ۴ ص ۲۵۳ ح ۴۸۰۱ ، المنتخب من مسند عبد بن حميد : ص ۱۷۴ ح ۴۸۰ ، المصنّف لابن أبي شيبة : ج ۶ ص ۸۹ ح ۹ ، مسند أبي يعلى : ج ۲ ص ۱۷۲ ح ۱۴۷۲ ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۴۴۲ ح ۷۳۵۸ ؛ مجمع البيان : ج ۱۰ ص ۵۰۲ عن شدّاد بن أوس نحوه .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بهشت به سخن در آمد و گفت : من بر هر بخيل و رياكارى ، ممنوعم .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :آيا شما را خبر ندهم از چيزى كه نوح ، پسرش را بِدان فرمان داد؟ نوح به پسرش گفت : « ... پسرم! تو را از دو كار ، نهى مى كنم : به خدا شرك مَوَرز ؛ زيرا كسى كه به خدا شرك ورزد ، خداوند ، بهشت را بر او حرام مى گرداند . و تو را از تكبّر ، نهى مى كنم ؛ زيرا كسى كه به اندازه يك دانه خردل ، در دلش تكبّر باشد ، وارد بهشت نمى شود» .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خداى بزرگ و والا ، فردوس را با دست خود ساخت و آن را بر هر مشرك و هر شرابخوار دائم الخمرى قدغن كرد.
كتاب من لايحضره الفقيه :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «بوى بهشت ، از مسافت پانصد سال راه ، به مشام مى رسد ؛ امّا چنين بويى را نافرمان بردار از پدر و مادر و دَيّوث ، استشمام نمى كنند» . گفته شد : اى پيامبر خدا ! ديّوث كيست؟ فرمود : «مردى است كه همسرش زنا مى دهد و او از آن آگاه است [ و اهمّيت نمى دهد ] » .
سنن أبى داوودـ به نقل از حارثة بن وهب ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «درشت خوى بداخلاق ، به بهشت نمى رود» .
.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله :لا يَدخُلُ الجَنَّةَ جَبّارٌ ، وَلا بَخِيلٌ ، وَلا سَيِءُ المَلَكَةِ . (1)
عنه صلى الله عليه و آله :يَقُولُ اللّهُ عز و جل : حُرِّمَتِ الجَنَّةُ عَلَى المَنّانِ ، وَالبَخِيلِ ، وَالقَتّاتِ ـ وَهُوَ النَّمّامُ ـ . (2)
الإمام الصادق عليه السلام :لا يَدخُلُ الجَنَّةَ سافِكُ الدَّمِ ، وَلا شارِبُ الخَمرِ ، وَلا مَشّاءٌ بِنَمِيمٍ . (3)
رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن ماتَ وَهُوَ بَرِيءٌ مِن ثَلاثٍ : الكِبْرِ ، وَالغُلُولِ (4)، وَالدَّينِ ، دَخَلَ الجَنَّةَ . (5)
عنه صلى الله عليه و آله :اَلجَنَّةُ طَيِّبَةٌ ، طَيَّبَها اللّهُ وَطَيَّبَ رِيحَها ، يُوجَدُ رِيحُها مِن مَسِيرَةِ أَلفَي عامٍ ، وَلا يَجِدُ رِيحَ الجَنَّةِ عاقٌّ ، وَلا قاطِعُ رَحِمٍ ، وَلا مُرخِي الإِزارِ خُيَلاءَ (6). (7)
.
1) .تنبيه الخواطر : ج ۱ ص ۱۹۸ ؛ إحياء علوم الدين : ج ۳ ص ۴۹۱ ، كنز العمّال : ج ۱۶ ص ۶۴ ح ۴۳۹۵۵ .
2) .كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۴ ص ۱۷ ح ۴۹۶۸ ، الأمالي للصدوق : ص ۵۱۷ ح ۷۰۷ كلاهما عن الحسين بن زيد عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، مكارم الأخلاق : ج ۲ ص ۳۱۷ ، بحار الأنوار : ج ۷۳ ص ۳۰۱ ح ۶ .
3) .الكافي : ج ۷ ص ۲۷۳ ح ۱۱ ، الخصال : ص ۱۸۰ ح ۲۴۴ ، ثواب الأعمال : ص ۲۶۲ ح ۱ ، روضة الواعظين : ص ۵۰۸ كلّها نحوه ، بحار الأنوار : ج ۷۵ ص ۲۶۵ ح ۱۱.
4) .الغُلُول : الخِيانة في المَغنم والسِرقَة من الغنيمة قبل القِسمة (النهاية : ج ۳ ص ۳۸۰ «غلل»).
5) .سنن الترمذي : ج ۴ ص ۱۳۸ ح ۱۵۷۲ ، سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۸۰۶ ح ۲۴۱۲ ، مسند ابن حنبل : ج ۸ ص ۳۲۲ ح ۲۲۴۳۲ ، سنن الدارمي : ج ۲ ص ۷۱۴ ح ۲۴۹۴ وفيها «فارق الروح والجسد» بدل «مات» ، المستدرك على الصحيحين : ج ۲ ص ۳۱ ح ۲۲۱۸ كلّها عن ثوبان ، كنز العمّال : ج ۱۵ ص ۸۲۱ ح ۴۳۲۶۱.
6) .الخُيَلاء ـ بالضمّ والكسر ـ : الكِبْر والعُجْب (لسان العرب : ج ۱۱ ص ۲۲۸ «خيل»).
7) .الكافي : ج ۶ ص ۵۰ ح ۶ ، تهذيب الأحكام : ج ۸ ص ۱۱۳ ح ۳۹۰ ، مستطرفات السرائر : ص ۸۵ ح ۳۰ كلّها عن يونس بن رباط عن الإمام الصادق عليه السلام .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هيچ متكبّر و بخيل و بدسيرتى ، به بهشت نمى رود.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خداى عز و جل مى فرمايد : «بهشت بر شخص منّت گذار و بخيل و خبرچين ، حرام شده است».
امام صادق عليه السلام :خونريز و شرابخوار و سخن چين ، به بهشت نمى روند.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس بميرد و از سه چيز : تكبّر و دست بردن در غنايم و بدهكارى پاك باشد ، به بهشت مى رود.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بهشت ، خوش جايى است ! خداوند ، آن را خوش و خوش بو قرار داده است و بويش از مسافت دو هزار سال راه ، به مشام مى رسد ؛ امّا كسى كه از پدر و مادرش نافرمانى كند و كسى كه با خويشاوندش قطع رابطه كند و كسى كه از روى تكبّر ، دامن كشان راه رود ، بوى بهشت را استشمام نمى كنند.
.
عنه صلى الله عليه و آله :لا يَدخُلُ الجَنَّةَ خَبٌّ (1)، وَلا مَنّانٌ ، وَلا بَخِيلٌ . (2)
عنه صلى الله عليه و آله :لا يَدخُلُ الجَنَّةَ عاقٌّ ، وَلا مُدمِنُ خَمرٍ ، وَلا مُكَذِّبٌ بِقَدَرٍ . (3)
عنه صلى الله عليه و آله :لا يَدخُلُ الجَنَّةَ مَنّانٌ ، وَلا عاقٌّ، وَلا مُدمِنُ خَمرٍ . (4)
عنه صلى الله عليه و آله :لا يَدخُلُ الجَنَّةَ مِسكِينٌ مُستَكبِرٌ ، وَلا شَيخٌ زانٍ ، وَلا مَنّانٌ عَلَى اللّهِ بِعَمَلِهِ . (5)
عنه صلى الله عليه و آله :لا يَدخُلُ الجَنَّةَ الجَوّاظُ ، وَالجَعظَرِيُ ، وَالعُتُلُّ الزَّنِيمُ . (6)
مجمع البيان عن شدّاد بن أوس :قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : لا يَدخُلُ الجَنَّةَ جَوّاظٌ ، وَلا جَعظَرِيٌ، وَلا عُتُلٌّ زَنِيمٌ . قُلتُ : فَما الجَوّاظُ؟ قالَ : كُلُّ جَمّاعٍ مَنّاعٍ . قُلتُ : فَما الجَعظَرِيُ؟ قالَ : الفَظُّ الغَلِيظُ . قُلتُ : فَما العُتُلُّ الزَّنِيمُ؟ قالَ : كُلُّ رَحِيبِ الجَوفِ ، سَيِءِ الخُلُقِ ، أَكُولٌ ، شَرُوبٌ ، غَشُومٌ ، ظَلُومٌ ، زَنِيمٌ . (7)
.
1) .الخَبّ : الخدّاع، وهو الذي يسعى بين الناس بالفساد (النهاية : ج ۲ ص ۴ «خبب»).
2) .سنن الترمذي : ج ۴ ص ۳۴۳ ح ۱۹۶۳ ، مسند ابن حنبل : ج ۱ ص ۲۷ ح ۳۲ ، مسند أبي يعلى : ج ۱ ص ۸۱ ح ۹۰ وفيهما بزيادة «ولا سيّء الملكة» وكلّها عن أبي بكر ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۵۴۶ ح ۷۸۲۶ .
3) .مسند ابن حنبل : ج ۱۰ ص ۴۱۶ ح ۲۷۵۵۴ ، مسند الشاميّين : ج ۳ ص ۲۶۱ ح ۲۲۱۲ ، تفسير ابن كثير : ج ۱ ص ۴۷۰ وفيهما بزيادة «ولا منّان» بعد «عاقّ» ، السنّة لابن أبي عاصم : ص ۱۴۱ ح ۳۲۱ ، تاريخ دمشق : ج ۵۶ ص ۱۳۵ ح ۱۱۸۰۵ بزيادة «ولا مؤمن بسحر» بعد «عاقّ» وكلّها عن أبي الدرداء ، مسند الطيالسي : ص ۱۵۴ ح ۱۱۳۱ عن أبي اُمامة وفيه «ولا منّان» بدل «ولا مدمن خمر» ، كنز العمّال : ج ۱۶ ص ۵۴ ح ۴۳۹۰۹.
4) .سنن النسائي : ج ۸ ص ۳۱۸ ، سنن الدارمي : ج ۱ ص ۵۴۷ ح ۲۰۱۹ صحيح ابن حبّان : ج ۸ ص ۱۷۶ ح ۳۳۸۳ ، المعجم الأوسط : ج ۳ ص ۱۹ ح ۲۳۳۵ كلّها عن عبد اللّه بن عمرو ، مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۸۸ ح ۱۱۳۹۸ عن أبي سعيد الخدري وليس فيه «خمر» ، كنز العمّال : ج ۱۶ ص ۴۰ ح ۴۳۸۴۵ ؛ جامع الأحاديث للقمّي : ص ۲۸۳ عن أبي سعيد الخدري .
5) .التاريخ الكبير : ج ۸ ص ۸۲ الرقم ۲۲۵۵ ، تاريخ دمشق : ج ۴ ص ۲۸۵ ح ۱۰۵۰ ، اُسد الغابة : ج ۵ ص ۲۸۶ الرقم ۵۱۷۸ ، الفردوس : ج ۵ ص ۱۰۶ ح ۷۶۱۸ ، كنز العمّال : ج ۱۶ ص ۵۴ ح ۴۳۹۰۶ نقلاً عن الطبراني وابن مندة وكلّها عن نافع مولى رسول اللّه صلى الله عليه و آله .
6) .مسند ابن حنبل : ج ۶ ص ۲۹۰ ح ۱۸۰۱۵ عن عبدالرحمن بن غنم ، الفردوس : ج ۵ ص ۱۰۶ ح ۷۶۱۶ عن ابن عبّاس بزيادة «الأثيم» بعد «العتلّ» ، كنز العمّال : ج ۱۶ ص ۱۷ ح ۴۳۷۴۴.
7) .مجمع البيان : ج ۱۰ ص ۵۰۲ ؛ تفسير ابن كثير : ج ۸ ص ۲۱۹ عن عبد الرحمن بن غنم ، تفسير القرطبي : ج ۱۸ ص ۲۳۳ عن ابن مسعود وكلاهما نحوه .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :حيله گر و منّت گذار و بخيل ، به بهشت نمى روند.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :نافرمان از پدر و مادر و دائم الخمر و بى اعتقاد به تقدير ، به بهشت نمى روند.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :منّت گذار و نافرمان از پدر و مادر و باده گسار ، به بهشت نمى روند.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مسكينِ متكبّر و پيرِ زناكار ، و كسى كه با عمل خود ، بر خدا منّت مى گذارد ، به بهشت نمى روند.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :متكبّر و بداخلاق و درشت خوى فرومايه ، به بهشت نمى روند.
مجمع البيانـ به نقل از شدّاد بن اوس ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «جَوّاظ و جَعظَرى و عُتُلّ زَنيم ، به بهشت نمى روند» . پرسيدم : جَوّاظ ، چه كسى است؟ فرمود : «هر مالدار بسيار خسيس» . پرسيدم : جَعظَرى ، چه كسى است؟ فرمود : «درشت خوى بى رحم» . پرسيدم : عُتُلّ زَنيم ، چه كسى است ؟ فرمود : «هر شكم فراخِ بدخوى پرخور پرنوش بى رحم ستمگر ناكس».
.
الدّرّ المنثور عن عبد الرّحمن بن غنم :إِنَّ رَسُولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله قالَ : لا يَدخُلُ الجَنَّةَ جَوّاظٌ ، وَلا جَعظَرِيٌ ، وَلا العُتُلُّ الزَّنِيمُ . فَقالَ لَهُ رَجُلٌ مِنَ المُسلِمِينَ : ما الجَوّاظُ وَالجَعظَرِيُ وَالعُتُلُّ الزَّنِيمُ؟ فَقالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : أَمّا الجَوّاظُ : فَالَّذِي جَمَعَ وَمَنَعَ ، تَدعُوهُ لَظى (1)، نَزّاعَةً لِلشَّوى (2). وَأَمّا الجَعظَرِيُ : فَالفَظُّ الغَلِيظُ ، قالَ اللّهُ : «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ» . (3)وَأَمّا العُتُلُّ الزَّنِيمُ : فَشَدِيدُ الخُلُقِ ، رَحِيبُ الجَوفِ ، مُصَحَّحٌ شَرُوبٌ ، واجِدٌ لِلطَّعامِ وَالشَّرابِ ، ظَلُومٌ لِلنّاسِ . (4)
الإمام عليّ عليه السلام :أَوصانِي رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله حِينَ زَوَّجَنِي فاطِمَةَ ، فَقالَ : إِيّاكَ وَالكَذِبَ! ـ إِلى أَن قالَ ـ : وَاحذَرِ الغِيبَةَ وَالنَّمِيمَةَ! فَإِنَّ الغِيبَةَ تُفَطِّرُ الصّائِمَ ، وَالنَّمِيمَةَ تُوجِبُ عَذابَ القَبرِ ، وَالمُغتاب هُوَ المَحجُوبُ عَنِ الجَنَّةِ . (5)
الإمام الباقر عليه السلام :مُحَرَّمَةٌ الجَنَّةُ عَلَى القَتّاتِينَ المَشّائِينَ بِالنَّمِيمَةِ. (6)
.
1) .لَظى : اسم من أسماء النار (النهاية : ج ۴ ص ۲۵۲ «لظا») . وراجع : القسم الثاني : أسماء جهنّم / لظى .
2) .الشَّوى : جِلد الرأس، وقيل : أطراف البدن كالرأس واليد والرجل (النهاية : ج ۲ ص ۵۱۱ «شوى»).
3) .آل عمران : ۱۵۹.
4) .الدرّ المنثور : ج ۸ ص ۲۴۷ نقلاً عن أحمد و عبد بن حميد وابن أبي حاتم وابن مردويه وابن عساكر ، تفسير القرطبي : ج ۱۸ ص ۲۳۳ عن ابن مسعود نحوه .
5) .مستدرك الوسائل : ج ۹ ص ۱۲۵ ح ۱۰۴۳۴ نقلاً عن لبّ اللباب ، بحار الأنوار : ج ۷۷ ص ۶۷ ح ۶ نقلاً عن تحف العقول .
6) .الكافي : ج ۲ ص ۳۶۹ ح ۲ عن محمّد بن قيس ، تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۲۰۹ وفيه «الفتّانين» بدل «القتّاتين» ، بحار الأنوار : ج ۷۵ ص ۲۶۷ ح ۱۸.
الدرّ المنثورـ به نقل از عبد الرحمان بن غنم ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «جَوّاظ و جَعظَرى و عُتُلّ زنيم ، به بهشت نمى روند» . مردى از مسلمانان گفت : جَوّاظ و جَعظَرى و عُتُلّ زنيم چيستند؟ پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «جَوّاظ ، كسى است كه گرد مى آورد و دريغ مى ورزد . زبانه آتش ، او را فرا مى خواند ؛ همان آتشى كه پوست از سر مى كَنَد . جَعظَرى ، تندخوى سخت دل است . خدا فرمود : «پس به رحمتى از جانب خدا بود كه با آنان نرم خو شدى ، و اگر تندخو و سخت دل بودى ، قطعا از پيرامونت پراكنده مى شدند» . و عُتُلّ زنيم ، يعنى درشت خوى شكم فراخ تن درست پرآشامِ برخوردار از خوراك و نوشاك ، و ستمگر به مردم» .
امام على عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله زمانى كه فاطمه را به همسرى ام در آورد ، به من سفارش كرد و فرمود : «از دروغ بپرهيز» تا آن كه فرمود : «و از غيبت و سخن چينى ، دورى كن ؛ زيرا غيبت ، روزه را باطل مى كند و سخن چينى ، سبب عذاب قبر مى شود ، و غيبت كننده ، از بهشت ، محروم است».
امام باقر عليه السلام :بهشت بر خبركشان (1)و سخن چينان ، حرام شده است.
.
1) .واژه «قَتّات» در متن عربى ، به معناى سخن چين يا كسى است كه دزدكى به صحبت هاى مردم گوش مى دهد ، خواه آن را به ديگران منتقل كند يا نكند و يا كسى است كه سخنان مردم را گوش مى كند و آن را به دشمنشان اطّلاع مى دهد (لسان العرب).
رسول اللّه صلى الله عليه و آله :لا يَدخُلُ الجَنَّةَ بَخِيلٌ ، وَلا خَبٌّ ، وَلا خائِنٌ ، وَلا سَيِءُ المَلَكَةِ . (1)
عنه صلى الله عليه و آله :لا تَحِلُّ الدَّرَجاتُ العُلى لِلعاقِّ ، وَلا لِلزّانِي ، وَلا لِلبَخِيلِ ، وَلا لِلحَسُودِ . (2)
عنه صلى الله عليه و آله :لا يَدخُلُ الجَنَّةَ مُدمِنُ خَمرٍ ، وَلا قاطِعُ رَحِمٍ ، وَلا وَلَدُ زِنَيةٍ ، وَلا عاقُّ والِدَيهِ ، وَلا مَن أَتى ذاتَ مَحرَمٍ . (3)
عنه صلى الله عليه و آله :إِيّاكُم وَعُقُوقَ الوالِدَينِ ؛ فَإِنَّ رِيحَ الجَنَّةِ تُوجَدُ مِن مَسِيرَةِ أَلفِ عامٍ ، وَلا يَجِدُها عاقٌّ ، وَلا قاطِعُ رَحِمٍ ، وَلا شَيخٌ زانٍ ، وَلا جارٌّ إِزارَهُ خُيَلاءَ ، إِنَّما الكِبرِياءُ للّهِِ رَبِّ العالَمِينَ . (4)
عنه صلى الله عليه و آله :لا يَدخُلُ الجَنَّةَ بَخِيلٌ ، وَلا خَبٌّ ، وَلا خائِنٌ ، وَلا سَيِءُ المَلَكَةِ ، وَلا خَبّالٌ (5)، وَلا مَنّانٌ . (6)
عنه صلى الله عليه و آله :أَلا وَإِنَّ اللّهَ عز و جل حَرَّمَ عَلَى المَنّانِ ، وَالمُختالِ ، وَالقَتّاتِ ، وَمُدمِنِ الخَمرِ ، وَالجَوّاظِ ، وَالجَعظَرِيِ ، وَالعُتُلِّ الزَّنِيمِ ، الجَنَّةَ . (7)
.
1) .مسند ابن حنبل : ج ۱ ص ۲۰ ح ۱۳ ، تاريخ دمشق : ج ۱۴ ص ۲۶۵ ح ۳۵۵۱ كلاهما عن أبي بكر، كنز العمّال : ج ۱۶ ص ۶۴ ح ۴۳۹۵۵ .
2) .الفردوس : ج ۵ ص ۱۱۴ ح ۷۶۵۰ عن معاذ بن جبل.
3) .شعب الإيمان : ج ۶ ص ۱۹۲ ح ۷۸۷۶ ، السنن الكبرى للنسائي : ج ۳ ص ۱۷۵ ح ۴۹۱۶ نحوه وكلاهما عن عبد اللّه بن عمرو، المصنّف لعبد الرزّاق : ج ۷ ص ۱۹۹ ح ۱۲۷۷۱ عن مجاهد ، حلية الأولياء : ج ۴ ص ۷۲ عن ابن عبّاس وكلاهما نحوه ، كنز العمّال : ج ۵ ص ۳۱۹ ح ۱۳۰۲۴ ؛ جامع الأحاديث للقمّي : ص ۲۸۳ عن أبي سعيد الخدري نحوه .
4) .الكافي : ج ۲ ص ۳۴۹ ح ۶ عن محمّد بن فرات عن الإمام الباقر عليه السلام ، مشكاة الأنوار : ج ۲۸۱ ح ۸۴۴ عن الإمام الباقر عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله جامع الأحاديث للقمّي : ص ۲۸۳ عن جابر بن عبد اللّه ، بحار الأنوار : ج ۷۴ ص ۶۲ ح ۲۷ ؛ المعجم الأوسط : ج ۶ ص ۱۸ ح ۵۶۶۴ عن جابر بن عبد اللّه ، تاريخ دمشق : ج ۱۸ ص ۸۱ ح ۴۱۹۱ عن الحارث عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله ، كنز العمّال : ج ۱۶ ص ۷۷ ح ۴۴۰۰۰ .
5) .كذا في المصدر، وفي هامشه : في بعض النسخ «ختّار»، و في بعضها «جبّار».
6) .تنبيه الخواطر : ج ۱ ص ۱۷۱ ، إحياء علوم الدين : ج ۳ ص ۳۷۲ وفيه «ولا جبّار» بدل «ولا خبّال» .
7) .ثواب الأعمال : ص ۳۴۲ ح ۱ عن عبد اللّه بن عبّاس وأبي هريرة ، أعلام الدين : ص ۴۲۲ عن عبد اللّه بن عباس وفيه «الحريص» بدل «الجوّاظ» ، بحار الأنوار : ج ۷۶ ص ۳۶۹ ح ۳۰.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بخيل و حيله گر و خيانتكار و بدسرشت ، به بهشت نمى روند .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :درجات بالا[ ى بهشت ] بر فرزند ناخلف و بر زناكار و بخيل و حسود ، روا نيست.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :باده گسار و كسى كه با خويشاوند ، قطع رابطه كند و زنازاده و فرزندى كه با پدر و مادرش بدرفتارى كند و كسى كه با مَحرم ، زنا كند ، به بهشت نمى روند.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :ـ كه از هزار سال راه به مشام مى رسد ـاز نافرمانى پدر و مادر بپرهيزيد ؛ زيرا فرزند نافرمان از پدر و مادر ، و كسى كه از خويشاوندان ببُرد ، و پيرمرد زناكار ، و كسى كه متكبّرانه راه رود ، بوى بهشت را ، استشمام نمى كنند . كبريا تنها از آنِ خداست كه پروردگار جهانيان است .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بخيل و فريبكار و خيانتكار و بدسيرت و متكبّر و منّت گذار ، به بهشت نمى روند.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :آگاه باشيد كه خداوند عز و جل ، بهشت را بر منّت گذار و متكبّر و سخن چين و باده گسار و ددمنش و درشت خو ، و سنگ دل فرومايه ، حرام كرده است.
.
عنه صلى الله عليه و آله :قالَ اللّهُ جَلَّ جَلالُهُ : وَعِزَّتِي وَجَلالِي! لا يَدخُلُها [الجَنَّةَ] مُدمِنُ خَمرٍ ، وَلا نَمّامٌ ، وَلا دَيُّوثٌ ، وَلا شُرطِيٌ ، وَلا مُخَنَّثٌ ، وَلا نَبّاشٌ ، وَلا عَشّارٌ ، وَلا قاطِعُ رَحِمٍ ، وَلا قَدَرِيٌ . (1)
معاني الأخبار عن جابر عن الإمام الباقر عليه السلام :قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : «أَخبَرَنِي جَبرَئِيلُ عليه السلام أَنَّ رِيحَ الجَنَّةِ يُوجَدُ مِن مَسِيرَةِ أَلفِ عامٍ ، ما يَجِدُها عاقٌّ ، وَلا قاطِعُ رَحِمٍ ، وَلا شَيخٌ زانٍ ، وَلا جارٌّ إِزارَهُ خُيَلاءَ ، وَلا فَتّانٌ ، وَلا مَنّانٌ ، وَلا جَعظَرِيٌّ» . قالَ : قُلتُ : فَما الجَعظَرِيُ؟ قالَ : الَّذِي لا يَشبَعُ مِنَ الدُّنيا . (2)
الإمام الصّادق عن آبائه عليهم السلام: قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : لَمّا خَلَقَ اللّهُ جَنَّةَ عَدنٍ خَلَقَ لَبِنَها مِن ذَهَبٍ يَتَلَألَأُ ، وَمِسكٍ مَدُوفٍ (3)، ثُمَّ أَمَرَها فَاهتَزَّت وَنَطَقَت ، فَقالَت : أَنتَ اللّهُ لا إِلهَ إِلّا أَنتَ الحَيُ القَيُّومُ ، فَطُوبى لِمَن قُدِّرَ لَهُ دُخُولِي! قالَ اللّهُ تَعالى : وَعِزَّتِي وَجَلالِي وَارتِفاعِ مَكانِي! لا يَدخُلُكِ مُدمِنُ خَمرٍ ، وَلا مُصِرٌّ عَلى رِبا ، وَلا فَتّانٌ ؛ وَهُوَ النَّمّامُ ، وَلا دَيُّوثٌ ؛ وَهُوَ الَّذِي لا يَغارُ وَيُجتَمَعُ فِي بَيتِهِ عَلَى الفُجُورِ ، وَلا قَلَاعٌ ؛ وَهُوَ الَّذِي يَسعى بِالنّاسِ عِندَ السُّلطانِ لِيُهلِكَهُم ، وَلا جَيُّوفٌ ؛ وَهُوَ النَّبّاشُ ، وَلا خَتّارٌ ؛ وَهُوَ الَّذِي لا يُوفِي بِالعَهدِ . (4)
.
1) .كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۴ ص ۳۵۶ ح ۵۷۶۲ عن أنس بن محمّد عن أبيه وحمّاد بن عمر جميعا عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، مكارم الأخلاق : ج ۲ ص ۳۲۲ ح ۲۶۵۶ عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، جامع الأخبار : ص ۴۲۶ ح ۱۱۸۸ ، بحار الأنوار : ج ۷۷ ص ۴۹ ح ۳.
2) .معاني الأخبار : ص ۳۳۰ ح ۱ ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۹۳ ح ۱۷۴.
3) .مَدُوف : أي مخلوط وممزوج (مجمع البحرين : ج ۱ ص ۶۲۰ «دوف»).
4) .النوادر للراوندي : ص ۱۲۹ ح ۱۵۸ عن الإمام الكاظم عليه السلام ، دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۹۴ عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله نحوه ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۹۹ ح ۲۰۱.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خداوند عز و جل فرمود : «به عزّت و جلالم سوگند كه هيچ باده گسار و سخن چين و ديّوث و گزمه و اُبنه اى و كفن دزد و باجگير و بُرنده از خويشاوند و قَدَرى مذهبى ، به بهشت نمى رود» .
معانى الأخبارـ به نقل از جابر ، از امام باقر عليه السلام ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «جبرئيل عليه السلام به من خبر داد كه بوى بهشت از فاصله هزار سال راه به مشام مى رسد ؛ ولى فرزندِ ناخلف و كسى كه از خويشاوند بِبُرد و پيرمرد زناكار و كسى كه متكبّرانه راه رود و فتنه انگيز و منّت گذار و جَعظَرى ، آن را نمى يابند» . من گفتم : جَعظَرى چيست؟ فرمود : «كسى كه از دنيا سير نمى شود».
امام صادق عليه السلامـ به نقل از پدرانش عليهم السلام ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «چون خداوند ، بهشت عدن را آفريد ، خشت آن را از طلاى درخشان و مُشك آميخته خلق كرد . سپس به آن فرمان داد و بهشت عدن ، تكان خورد و به سخن آمد و گفت : تويى خدا . معبودى نيست جز تو زنده جاويدان . خوشا به حال كسى كه وارد شدن به من برايش مقدّر شده باشد! . خداى بلندمرتبه فرمود : به عزّت و جلالم و بلندى جايگاهم ، سوگند كه باده گسار و رباخوار و فتنه انگيز ـ يعنى سخن چين ـ و ديّوث ـ يعنى كسى كه در خانه اش زنا مى شود و او غيرت به خرج نمى دهد ـ و قَلّاع ـ يعنى كسى كه نزد سلطان از مردم ، سعايت مى كند تا آنها را از بين ببرد ـ و جَيّوف ـ يعنى كفن دزد ـ و خَتّار ـ يعنى كسى كه به پيمان ، وفا نمى كند ـ ، به تو قدم نخواهند گذاشت» .
.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله :لا يَدخُلُ الجَنَّةَ مُدمِنُ خَمرٍ ، وَلا سِكِّيرٌ ، وَلا عاقٌّ ، وَلا شَدِيدُ السَّوادِ (1)، وَلا دَيُّوثٌ ، وَلا قَلّاعٌ ؛ وَهُوَ الشُّرطِيُ ، وَلا زَنُّوقٌ ؛ وَهُو الخُنثى ، وَلا خَيُّوفٌ ؛ وَهُوَ النَّبّاشُ ، وَلا عَشّارٌ ، وَلا قاطِعُ رَحِمٍ ، وَلا قَدَرِيٌ . (2)
عنه صلى الله عليه و آله :إِنَّ اللّهَ عز و جل لَمّا خَلَقَ الجَنَّةَ ... فَقَالَ لَها : تَكَلَّمِي! فَقالَت : لا إِلهَ إِلّا أَنتَ الحَيُّ القَيُّومُ قَد سَعِدَ مَن يَدخُلُنِي . فَقالَ عز و جل : بِعِزَّتِي وَعَظَمَتِي وَجَلالِي وَارتِفاعِي! لا يَدخُلُها مُدمِنُ خَمرٍ ، وَلا سِكِّيرٌ ، وَلا قَتّاتٌ ؛ وَهُو النَّمّامُ ، وَلا دَيُّوثٌ ؛ وَهُوَ القَلطَبانُ ، وَلا قَلَاعٌ ؛ وَهُوَ الشُّرطِيُّ، وَلا زَنُّوقٌ ؛ وَهُوَ الخُنثى، وَلا خَيُّوفٌ ؛ وَهُوَ النَّبّاشُ ، وَلا عَشّارٌ ، وَلا قاطِعُ رَحِمٍ ، وَلا قَدَرِيٌ (3). (4)
عنه صلى الله عليه و آله :تَحرُمُ الجَنَّةُ عَلى ثَلاثَةٍ : عَلَى المَنّانِ ، وَعَلَى المُغتابِ ، وَعَلى مُدمِنِ الخَمرِ . (5)
الإمام عليّ عليه السلام :تَحرُمُ الجَنَّةُ عَلى ثَلاثَةٍ : اَلنَّمّامِ ، وَالقَتّالِ (6)، وَعَلى مُدمِنِ الخَمرِ. (7)
رسول اللّه صلى الله عليه و آله :ثَلاثَةٌ لا يَدخُلُونَ الجَنَّةَ : اَلعاقُّ بِوالِدَيهِ ، وَالدَّيُّوثُ ، وَرَجِلَةُ (8)النِّساءِ . (9)
.
1) .قال الصدوق : يعني بشديد السواد الذي لا يبيّض شيء من شعر رأسه ولا من شعر لحيته مع كبر السن ، ويسمّى الغربيب.
2) .الخصال : ص ۴۳۶ ح ۲۳ ، بحار الأنوار : ج ۵ ص ۱۰ ح ۱۶.
3) .في الحديث ذكر القَدَريّة ، وهم المنسوبون إلى القَدَر، ويزعمون أنّ كلّ عبدٍ خالقُ فعله. و في الحديث «لا يدخل الجنّة قَدَريّ» وهو الذي يقول : لا يكون ما شاء اللّه ، ويكون ما شاء الشيطان (مجمع البحرين : ج ۳ ص ۱۴۴۸ «قدر»).
4) .الخصال : ص ۴۳۶ ح ۲۲ عن الحسين بن زيد عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۳۲ ح ۳۶.
5) .الزهد للحسين بن سعيد : ص ۹ ح ۱۷ عن زيد بن عليّ عن آبائه عليهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۷۵ ص ۲۶۰ ح ۶۱ .
6) .كذا، والظاهر كما في سائر الأحاديث «القتّات»، وهو هنا بمعنى الكذّاب أو الساعي إلى السلطان (هامش المصدر).
7) .ثواب الأعمال : ص ۲۶۲ ح ۲ عن زيد بن عليّ عن آبائه عليهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۷۹ ص ۱۳۸ ح ۳۸ .
8) .الرَّجِلَة من النساء : المترجّلة، والمترجّلات : اللّاتي يتشبّهن بالرِّجال في زيّهم وهيأتهم (النهاية : ج ۲ ص ۲۰۳ «رجل»).
9) .المستدرك على الصحيحين : ج ۱ ص ۱۴۴ ح ۲۴۴ ، السنن الكبرى : ج ۱۰ ص ۳۸۲ ح ۲۱۰۲۵ كلاهما عن عبد اللّه بن عمر ، الفردوس : ج ۵ ص ۱۰۷ ح ۷۶۲۱ عن ابن عبّاس ، كنز العمّال : ج ۱۶ ص ۳۲ ح ۴۳۸۰۷ وراجع : مسند ابن حنبل : ج ۲ ص ۴۹۶ ح ۶۱۸۸ و شعب الإيمان : ج ۶ ص ۱۹۲ ح ۷۸۷۷.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :شرابخوار و دائم الخَمر و نافرمان از پدر و مادر و پير مومشكى (1)و ديّوث و قلّاع يا همان گزمه ، و زَنّوق يا همان اُبنه اى ، و خَيّوف يا همان كفن دزد ، و باجگير و خويشاوندگُسَل و قَدَرى مذهب ، به بهشت نمى روند.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خداوند عز و جل چون بهشت را آفريد ... ، به آن فرمود : «سخن بگو» و بهشت گفت : معبودى جز تو زنده جاويدان نيست . خوش بخت ، كسى كه به من وارد شود ! خداوند عز و جل فرمود : «به عزّت و عظمت و جلالم و بلندى جايگاهم ، سوگند كه شرابخوار و دائم الخمر و قَتّات يا همان سخن چين ، و ديّوث يا همان قَلتَبان ، و قَلّاع يا همان گزمه ، و زَنّوق يا همان اُبنه اى ، و خَيّوف يا همان كفن دزد ، و باجگير و كسى كه پيوند خويشى مى بُرد ، و قَدَرى مذهب ، به بهشت در نمى روند» .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بهشت بر سه كس ، حرام است : بر منّت گذار و بر غيبت كننده و بر مى گسار.
امام على عليه السلام :بهشت بر سه كس ، حرام است : سخن چين و قاتل و بر مى گسار.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :سه كس اند كه وارد بهشت نمى شوند : بدرفتار با پدر و مادر ، ديّوث و زن مردنما.
.
1) .كسى كه با وجود پيرى و سال خوردگى ، موى سر و ريشش را سياه رنگ مى كند .
عنه صلى الله عليه و آله :ثَلاثَةٌ لا يَدخُلُونَ الجَنَّةَ : اَلعاقُّ لِوالِدَيهِ ، وَالمُدمِنُ عَلَى الخَمرِ ، وَالمَنّانُ بِما أَعطَى. (1)
عنه صلى الله عليه و آله :ثَلاثَةٌ لا يَدخُلُونَ الجَنَّةَ : مُدمِنُ خَمرٍ ، وَقاطِعُ رَحِمٍ ، وَمُصَدِّقٌ بِالسِّحرِ . (2)
الإمام الصادق عليه السلام :حُرِّمَتِ الجَنَّةُ عَلى ثَلاثَةٍ : مُدمِنِ الخَمرِ ، وَعابِدِ وَثَنٍ ، وَعَدُوِّ آلِ مُحَمَّدٍ ، وَمَن شَرِبَ الخَمرَ فَماتَ بَعدَما شَرِبَها بِأَربَعِينَ يَوما لَقِي اللّهَ عز و جلكَعابِدِ وَثَنٍ . (3)
رسول اللّه صلى الله عليه و آله :ثَلاثَةٌ لا يَرِيحُونَ رائِحَةَ الجَنَّةِ : رَجُلٌ ادَّعى إِلى غَيرِ أَبِيهِ ، وَرُجُلٌ كَذَبَ عَلَيَ، وَرَجُلٌ كَذَبَ عَلى عَينَيهِ . (4)
الإمام الصادق عليه السلام :إِنَّ اللّهَ تَبارَكَ وَتَعالى آلى عَلى نَفسِهِ أَن لا يُسكِنَ جَنَّتَهُ أَصنافا ثَلاثَةً : رادٌّ عَلَى اللّهِ عز و جل ، أَو رادٌّ عَلى إِمامٍ هُدىً ، أو مَن حَبَسَ حَقَّ امرِئٍ مُؤمِنٍ . (5)
.
1) .سنن النسائي : ج ۵ ص ۸۰ و ص ۸۱ عن سالم بن عبد اللّه عن أبيه ، سنن الدارمي : ج ۱ ص ۵۴۷ ح ۲۰۱۹ عن عبد اللّه بن عمرو نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۶ ص ۳۴ ح ۴۳۸۱۹ ؛ قرب الإسناد : ص ۸۲ ح ۲۶۷ عن مسعدة بن زياد عن الإمام الصادق عليه السلام نحوه ، بحار الأنوار : ج ۷۴ ص ۷۴ ح ۶۳ ، وراجع : عوالي اللآلي : ج ۱ ص ۱۸۴ ح ۲۵۳.
2) .مسند ابن حنبل : ج ۷ ص ۱۳۹ ح ۱۹۵۸۶ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۱۶۳ ح ۷۲۳۴ ، صحيح ابن حبّان : ج ۱۲ ص ۱۶۵ ح ۵۳۴۶ كلّها عن أبي موسى الأشعري ، كنز العمّال : ج ۱۶ ص ۳۱ ح ۴۳۸۰۶ ؛ معاني الأخبار : ص ۳۳۰ ح ۱ عن أبي موسى الأشعري وفيه «مدمن سحر» بدل «مصدّق بالسحر».
3) .دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۱۳۱ ح ۴۶۰ ، بحار الأنوار : ج ۶۶ ص ۴۹۴ ح ۴۱.
4) .تاريخ دمشق : ج ۸ ص ۲۶۵ ح ۲۱۹۷ ، الفردوس : ج ۲ ص ۹۵ ح ۲۵۰۷ ، كنز العمّال : ج ۱۶ ص ۳۲ ح ۴۳۸۰۹ نقلاً عن الخطيب وكلّها عن أبي هريرة وراجع : المعجم الكبير : ج ۱ ص ۲۱۷ ح ۵۹۱ .
5) .الخصال : ص ۱۵۱ ح ۱۸۵ عن أبي هارون المكفوف ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۳۵۷ ح ۱۶.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :سه كس اند كه وارد بهشت نمى شوند : بدرفتار با پدر و مادر ، دائم الخمر و كسى كه براى آنچه مى دهد ، منّت مى گذارد.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :سه كس به بهشت نمى روند : مى گسار و كسى كه پيوند خويشى ببُرد و تصديق كننده جادو .
امام صادق عليه السلام :بهشت بر سه كس ، حرام شده است : دائم الخمر و بت پرست و دشمن خاندان محمّد صلى الله عليه و آله . كسى كه شراب بنوشد و چهل روز پس از نوشيدن آن بميرد ، همچون بت پرست ، خداى عز و جل را ديدار مى كند.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :سه كس ، بوى بهشت را نمى شنوند : مردى كه خودش را به غير پدرش نسبت دهد ، مردى كه بر من دروغ بندد و مردى كه به چشمانش دروغ بگويد .
امام صادق عليه السلام :خداى بزرگ و والا ، با خويش عهد كرده است كه سه گروه را در بهشت خود ، جاى ندهد : انكار كننده خدا ، انكار كننده پيشواى هدايت ، و كسى كه حقّ انسان مؤمنى را از وى باز دارد .
.
عنه عليه السلام :أَربَعَةٌ لا يَدخُلُونَ الجَنَّةَ : اَلكاهِنُ (1)، وَالمُنافِقُ ، وَمُدمِنُ الخَمرِ ، وَالقَتّاتُ ؛ وَهُوَ النَّمّامُ . (2)
رسول اللّه صلى الله عليه و آله :أَربَعَةٌ حَقَّ عَلَى اللّهِ أَن لا يُدخِلَهُمُ الجَنَّةَ وَلا يُذِيقَهُم نَعِيمَها : مُدمِنُ الخَمرِ ، وَآكِلُ الرِّبا ، وَآكِلُ مالِ اليَتِيمِ بِغَيرِ حَقٍّ ، وَالعاقُّ لِوالِدَيهِ . (3)
عنه صلى الله عليه و آله :لَمّا خَلَقَ اللّهُ تَعالى الجَنَّةَ ، قالَ لَها : تَكَلَّمِي، قالَت : سَعِدَ مَن دَخَلَنِي، فَقالَ الجَبّارُ جَلَّ وَعَلا : وَعِزَّتِي وَجَلالِي! لا يَسكُنُ فيكَ ثَمانِيَةُ نَفَرٍ مِنَ النّاسِ : مُدمِنُ خَمرٍ ، وَلا مُصِرٌّ عَلَى الزِّنا، وَلا نَمّامٌ ، وَلا دَيُّوثٌ ، وَهُوَ القَرطَبانُ ، وَلا الشُّرطِيُّ ، وَلا المُخَنَّثُ ، وَلا قاطِعُ الرَّحِمِ ، وَلا الَّذِي يَقُولُ : عَلَيَ عَهدُ اللّهِ إِن لَم أَفعَل كَذا وَكَذا ثُمَّ لَم يَفِ بِهِ . ۴
.
1) .الكَاهِن : الذي يتعاطى الخبر عن الكائِنات في مستقبل الزمان، ويدّعي معرفة الأسرار (النهاية : ج ۴ ص ۲۱۴ «كهن»).
2) .الأمالي للصدوق : ص ۴۸۹ ح ۶۶۳ عن أبي سعيد هاشم، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۳۵۷ ح ۱۵.
3) .المستدرك على الصحيحين : ج ۲ ص ۴۳ ح ۲۲۶۰ ، شعب الإيمان : ج ۴ ص ۳۹۷ ح ۵۵۳۰ كلاهما عن أبي هريرة ، كنز العمّال : ج ۱۶ ص ۶۷ ح ۴۳۹۶۶.
امام صادق عليه السلام :چهار كس اند كه به بهشت نمى روند : كاهن ، (1)منافق ، باده گسار و سخن چين.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :چهار كس اند كه بر خداست آنان را به بهشت ، داخل نگرداند و نعمت هاى آن را به آنان نچشاند : باده گسار ، رباخوار ، به ناحق خورنده مال يتيم ، و نافرمان بردار از پدر و مادر خويش.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خداى بلندمرتبه ، چون بهشت را آفريد ، به آن فرمود : «سخن بگو» . بهشت گفت : خوش بخت ، كسى است كه وارد من شود . پادشاهِ بزرگ و بلندمرتبه[ى عالم] فرمود : «به عزّت و جلالم ، سوگند كه هشت دسته از مردم ، ساكن [ آن ] نمى شوند : باده گسار ، كسى كه بر زنا مداومت ورزد ، سخن چين ، ديّوث ، گزمه ، مرد اُبنه ، كسى كه پيوند خويشاوندى بِبُرد ، و كسى كه بگويد : مديون خدا باشم ، اگر چنين و چنان نكنم و به عهدش وفا نكند» .
.
1) .كاهن ، كسى است كه از آنچه در آينده اتّفاق مى افتد ، خبر دهد و ادّعا كند كه نسبت به اسرار و رموز آفرينش ، آگاهى دارد .
الفصل الخامس عشر : نِظامُ الجَنَّةِ۱۵ / ۱جَوازُ الجَنَّةِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :لا يَدخُلُ الجَنَّةَ أَحَدٌ إِلّا بِجَوازٍ : بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحِيمِ ، هَذا كِتابٌ مِنَ اللّهِ لِفُلانِ بنِ فُلانٍ ، أَدخِلُوهُ جَنَّةً عالِيَةً ، قُطُوفُها دانِيَةٌ . (1)
عنه صلى الله عليه و آلهـ فِي أَحوالِ المُؤمِنِ يَومَ القِيامَةِ ـ: فَإِذا انتَهى إِلى بابِ الجَنَّةِ قِيلَ لَهُ : هاتِ الجَوازَ ، قالَ : هَذا جَوازِي مَكتُوبٌ فِيهِ : بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحِيمِ ، هذا جَوازُ جائِزٍ مِنَ اللّهِ العَزِيزِ الحَكِيمِ لِفُلانِ بنِ فُلانٍ مِن رَبِّ العالَمِينَ . فَيُنادِي مُنادٍ يُسمِعُ أَهلَ الجَمعِ كُلَّهُم : أَلا إِنَّ فُلانَ بنَ فُلانٍ قَد سَعِدَ سَعادَةً لا يَشقى بَعدَها أَبَدا. (2)
عنه صلى الله عليه و آله :عَلِيٌ يَومَ القِيامَةِ عَلَى الحَوضِ ، لا يَدخُلُ الجَنَّةَ إِلَا مَن جاءَ بِجَوازٍ مِن عَلِيِ بنِ أَبِي طالِبٍ عليه السلام . (3)
.
1) .المعجم الكبير : ج ۶ ص ۲۷۲ ح ۶۱۹۱ ، المعجم الأوسط : ج ۳ ص ۲۲۴ ح ۲۹۸۷ ، تاريخ بغداد : ج ۷ ص ۹۵ الرقم ۳۵۳۳ ، تفسير ابن كثير : ج ۸ ص ۲۴۲ كلّها عن سلمان ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۸۲ ح ۳۹۳۵۳ ؛ مجمع البيان : ج ۱۰ ص ۵۲۱ ، أعلام الدين : ص ۱۴۸ كلاهما عن سلمان ، بحار الأنوار : ج ۷ ص ۸۳ .
2) .الاختصاص : ص ۳۵۰ عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۲۱۲ ح ۲۰۵.
3) .المناقب لابن المغازلي : ص ۱۱۹ ح ۱۵۶ ، كشف اليقين : ص ۳۲۰ ح ۳۷۸ ، العمدة : ص ۳۷۳ ح ۷۳۴ و ص ۳۰۰ ح ۵۰۲ كلّها عن ابن عبّاس ، الصراط المستقيم : ج ۱ ص ۲۰۰ ، التفسير المنسوب إلى الإمام العسكري عليه السلام : ص ۴۴۱ نحوه ، بحار الأنوار : ج ۲۷ ص ۱۴۲ ح ۱۵۲.
فصل پانزدهم: نظام بهشت۱۵ / ۱پروانه ورود به بهشتپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هيچ كس وارد بهشت نمى شود ، مگر با اين پروانه (مجوّز) عبور : «به نام خداى مهرگستر مهربان . اين ، نامه اى است از خدا براى فلان ، پسر فلان . او را وارد بهشتى برين كنيد كه ميوه هايش در دسترس است» .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در احوال مؤمن در روز رستاخيز ـ: چون بر درِ بهشت رسد ، به او گفته مى شود : پروانه ات (جَواز ورودت) را نشان بده . او مى گويد : اين ، پروانه ام است . و در آن ، نوشته است : «به نام خداى مهرگستر مهربان . اين ، پروانه اى تأييد شده از سوى خداوند توانا و داناست ، براى فلان پسر فلان ، از جانب پروردگار جهانيان» . پس آواز دهنده اى ، چنان كه همه جمعيت بشنوند ، آواز مى دهد كه : بدانيد فلان پسر فلان ، به چنان سعادتى دست يافته كه از اين پس ، هرگز دچار نگون بختى نمى شود.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در روز قيامت ، على ، نگهبان حوض است و كسى وارد بهشت نمى شود ، مگر اين كه پروانه عبورى از جانب على بن ابى طالب بياورد.
.
۱۵ / ۲تَحِيَّةُ الجَنَّةِالكتاب«تَحِيَّتُهُمْ يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ سَلَـمٌ وَ أَعَدَّ لَهُمْ أَجْرًا كَرِيمًا ». (1)
«وَ أُدْخِلَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّــلِحَـتِ جَنَّـتٍ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَـرُ خَــلِدِينَ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ تَحِيَّتُهُمْ فِيهَا سَلَـمٌ ». (2)
«ادْخُلُوهَا بِسَلَـمٍ ءَامِنِينَ ». (3)
«وَ قَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا سَلَـمٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَــلِدِينَ ». (4)
«إِنَّ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّــلِحَـتِ يَهْدِيهِمْ رَبُّهُم بِإِيمَـنِهِمْ تَجْرِى مِن تَحْتِهِمُ الْأَنْهَـرُ فِى جَنَّـتِ النَّعِيمِ * دَعْوَاهُمْ فِيهَا سُبْحَـنَكَ اللَّهُمَّ وَ تَحِيَّتُهُمْ فِيهَا سَلَـمٌ وَ ءَاخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَــلَمِينَ ». (5)
«وَنَزَعْنَا مَا فِى صُدُورِهِم مِّنْ غِلٍّ تَجْرِى مِن تَحْتِهِمُ الأَْنْهَـرُ وَقَالُواْ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى هَدَانَا لِهَـذَا وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِىَ لَوْلَا أَنْ هَدَانَا اللَّهُ لَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ وَنُودُواْ أَن تِلْكُمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوهَا بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ». (6)
«إِنَّ أَصْحَـبَ الْجَنَّةِ الْيَوْمَ فِى شُغُلٍ فَـكِهُونَ * هُمْ وَ أَزْوَ جُهُمْ فِى ظِـلَـلٍ عَلَى الْأَرَائِكِ مُتَّكِئونَ * لَهُمْ فِيهَا فَـكِهَةٌ وَ لَهُم مَّا يَدَّعُونَ * سَلَـمٌ قَوْلًا مِّن رَّبٍّ رَّحِيمٍ ». (7)
.
۱۵ / ۲درود بهشتقرآن«درودشان ، در روزى كه ديدارش مى كنند ، سلام است ، و براى آنان ، پاداشى نيكو آماده كرده است».
«و كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده اند ، وارد بهشت هايى گرديده مى شوند كه در آنها جويبارها روان است كه به اذن پروردگارشان در آن جا جاودانه به سر مى برند و درودشان در آن جا سلام است».
«با سلامت و ايمنى ، به آن جا وارد شويد».
«و نگهبانان آن ، به ايشان مى گويند : سلام بر شما ! خوش آمديد ! به آن ، جاودانه وارد شويد ».
«كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده اند ، پروردگارشان به پاس ايمانشان ، آنان را به باغ هاى پر نعمت كه در آنها نهرها روان اند ، هدايت مى كند . دعايشان در آن جا «منزّهى تو ، اى خدا!» ، و درودشان در آن جا سلام است و پايان دعايشان ، اين است كه : «ستايش ، خداى را كه پروردگار جهانيان است !» ».
«و هر گونه كينه اى را از دل هايشان مى زداييم . از زير پاهايشان ، نهرهايى جارى است و مى گويند : «ستايش ، خدايى را كه ما را بدين ، ره نمون شد و اگر خدا ما را راه نمايى نمى كرد ، ما خود ، هدايت نمى يافتيم . در حقيقت ، فرستادگان پروردگار ما ، حق را آوردند» . و به آنان ندا داده مى شود كه : اين ، همان بهشتى است كه آن را به پاداش آنچه انجام مى داديد ، ميراث يافته ايد».
«در اين روز ، اهل بهشت ، كار و بارى خوش در پيش دارند . آنها با همسرانشان در زير سايه ها بر تخت ها تكيه مى زنند . در آن جا براى آنها هر گونه ميوه و هر چه دلشان بخواهد ، هست . از جانب پروردگارى مهربان ، [ به آنان ] سلام گفته مى شود».
.
الحديثرسول اللّه صلى الله عليه و آله :إِذا قالَ العَبدُ : «سُبحانَ اللّهِ» سَبَّحَ مَعَهُ ما دُونَ العَرشِ ، فَيُعطى قائِلُها عَشرَ أَمثالِها . وَإِذا قالَ : «الحَمدُ للّهِِ» أَنعَمَ اللّهُ عَلَيهِ بِنِعَمِ الدُّنيا مَوصُولاً بِنِعَمِ الآخِرَةِ ، وَهِيَ الكَلِمَةُ الَّتِي يَقُولُها أَهلُ الجَنَّةِ إِذا دَخَلُوها، وَيَنقَطِعُ الكَلامُ الَّذِي يَقُولُونَهُ فِي الدُّنيا ما خَلا «اَلحَمدُ للّهِِ» ، وَذَلِكَ قَولُهُ تَعالى : «دَعْوَاهُمْ فِيهَا سُبْحَـنَكَ اللَّهُمَّ وَ تَحِيَّتُهُمْ فِيهَا سَلَـمٌ وَ ءَاخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَــلَمِينَ » . (1)
المعجم الكبير عن محمّد بن جعفر بن الزبير:بَينا عُمَرُ بنُ الخَطَّابِ بِالمَدِينَةِ فِي نَفَرٍ مِنَ المُسلِمِينَ يَتَذاكَرُونَ يَومَ بَدرٍ وَما أَكرَمَهُمُ اللّهُ بِهِ وَما أَراهُم مِن عَدُوِّهِم ، إِذ نَظَرَ إِلى عُمَيرِ بنِ وَهبٍ قَد أَناخَ بِبابِ المَسجِدِ مُتَوَشِّحَ السَّيفِ ، فَقالَ : هذا الكَلبُ عَدُوُّ اللّهِ عُمَيرُ بنُ وَهبٍ ما جاءَ إِلّا لِشَرٍّ ، هذا الَّذِي حَرَّشَ بَينَنا وَ حَزَرَنا (2)لِلقَومِ يَومَ بَدرٍ . ثُمَّ دَخَلَ عُمَرَ عَلى رَسُولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ، فَقالَ : يا رَسُولَ اللّهِ ، هذا عَدُوُّ اللّهِ عُمَيرُ بنُ وَهبٍ ، قَد جاءَ مُتَوَشِّحَ السَّيفِ ، قالَ : فَأَدخِلهُ فَأَقبَلَ عُمَرَ حَتّى أَخَذَ بِحِمالَةِ سَيفِهِ فِي عُنُقِهِ فَلَبَّبَهُ بِها (3)، وَقالَ عُمَرُ لِرِجالٍ مِمَّن كانَ مَعَهُ مِنَ الأَنصارِ : اُدخُلُوا عَلى رَسُولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَاجلِسُوا عِندَهُ ، وَاحذَرُوا هَذا الكَلبَ عَلَيهِ ، فَإِنَّهُ غَيرُ مَأمُونٍ . ثُمَّ دَخَلَ بِهِ عَلى رَسُولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله وَعُمَرُ آخِذٌ بِحِمالَةِ سَيفِهِ . فَقالَ : أَرسِلهُ يا عُمَرُ . اُدنُ يا عُمَيرُ ، فَدَنا فَقالَ : أَنعِمُوا صَباحا ـ وَكانَت تَحِيَّةَ أَهلِ الجاهِلِيَّةِ بَينَهُم ـ فَقالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : قَد أَكرَمَنا اللّهُ بِتَحِيَّةٍ خَيرٍ مِن تَحِيَّتِكَ يا عُمَيرُ ، اَلسَّلامُ تَحِيَّةُ أَهلِ الجَنَّةِ . (4)
.
1) .علل الشرائع : ص ۲۵۱ ح ۸ عن الحسن بن عبد اللّه عن آبائه عن الإمام الحسن عليه السلام ، الأمالي للصدوق : ص ۲۵۵ ح ۲۷۹ عن الحسن بن عبد اللّه عن أبيه عن الإمام الحسن عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله ، الاختصاص : ص ۳۴ عن الحسين بن عبد اللّه عن أبيه عن جدّه عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، بحار الأنوار : ج ۹ ص ۲۹۵ ح ۵ .
2) .الحَزْرُ : التقدير والخَرصُ ، حَزَرتُ الشيء : قَدَّرتُه (مجمع البحرين : ج ۱ ص ۳۹۶ «حزر») .
3) .لَبَبْتَ الرَّجُلَ: إذا جَعَلْتَ في عنقه ثوبا أو غيره وجررته به (النهاية : ج ۴ ص ۲۲۳ «لبب»).
4) .المعجم الكبير : ج ۱۷ ص ۵۸ ح ۱۱۸ ، السيرة النبويّة لابن هشام : ج ۲ ص ۳۱۷ ، تاريخ الطبري : ج ۲ ص ۴۷۳ ، اُسد الغابة : ج ۴ ص ۲۸۸ الرقم ۴۰۹۶ ، شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد : ج ۱۴ ص ۱۵۴ كلّها نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۳ ص ۵۶۴ ح ۳۷۴۵۵ ؛ بحار الأنوار : ج ۱۹ ص ۳۲۶ ح ۸۲ نقلاً عن الكازروني في المنتقى وفيه ذيله من «أنعموا صباحا ...».
حديثپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر گاه بنده «سبحان اللّه » بگويد ، هر آنچه زير عرش است ، هم صدا با او تسبيح مى گويد و به گوينده اش ، ده برابر پاداش داده مى شود ؛ و هر گاه «الحمد للّه » بگويد ، خداوند ، نعمت هاى دنيا را به او ارزانى مى دارد و آنها را به نعمت هاى آخرت وصل مى كند . «الحمد للّه » ، گفته اى است كه اهل بهشت ، هر گاه وارد آن شدند ، مى گويند و هر گونه سخنى كه در دنيا مى گويند ، قطع مى شود ، بجز «الحمد للّه » و اين ، همان سخن خداى بلندمرتبه است كه : «دعايشان در آن جا «منزّهى تو ، اى خدا ! » ، و درودشان در آن جا سلام است و پايان دعايشان ، اين است كه : «ستايش ، خداى را كه پروردگار جهانيان است » .
المعجم الكبيرـ به نقل از محمّد بن جعفر بن زبير ـ: عمر بن خطّاب ، در مدينه با گروهى از مسلمانان در باره جنگ بدر و لطف و عناياتى كه خداوند در آن روز به آنان نمود و بلايى كه بر سر دشمنشان آورد ، سخن مى گفتند كه ديد عُمَير بن وَهْب ، در حالى كه شمشيرى را حمايل بسته است ، شترش را جلوى در مسجد ، خوابانيد . عمر بن خطّاب گفت : اين سگ ، دشمن خدا ، عمير بن وهب ، جز براى شر نيامده است ! او همان كسى است كه ميان ما آشوب افكنْد و در روز بدر ، شمار ما را براى دشمن تخمين زد . عمر ، سپس نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله رفت و گفت : اى پيامبر خدا ! آن دشمن خدا ، عمير بن وهب ، با شمشيرِ حمايل كرده بر گردن ، آمده است . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «او را به داخل بياور» . عمر رفت و دَوال شمشير او را از گردنش گرفت و كشان كشان برد و به مردانى از انصار كه همراهش بودند ، گفت : شما نزد پيامبر خدا برويد و كنارش بنشينيد و مواظب ايشان در برابر اين سگ باشيد ؛ زيرا به او ، اطمينانى نيست ! آن گاه او را در حالى كه دوال شمشيرش را همچنان گرفته بود ، نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله برد . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «رهايش كن ، اى عمر ! نزديك بيا ، عُمَير!» . عُمَير ، نزديك رفت و گفت : روز ، خوش ! (اين ، درود مردم جاهليت به يكديگر بود ) . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «اى عمير ! خداوند به ما درودى بهتر از اين درود تو ، ارزانى داشته است . سلام ، درود بهشتيان است» .
.
تفسير القمّي:كانَ أَصحابُ رَسُولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَأتُونَ رَسُولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَيَسأَلُونَهُ أَن يَسأَلَ اللّهَ لَهُم ، وَكانُوا يَسأَلُونَهُ ما لا يَحِلُّ لَهُم ، فَأَنزَلَ اللّهُ : «وَ يَتَنَـجَوْنَ بِالْاءِثْمِ وَالْعُدْوَ نِ وَ مَعْصِيَتِ الرَّسُولِ» . وَقَولُهُم لَهُ إِذا أَتَوهُ : أَنعِم صَباحا وَأنَعِم مَساءً ؛ وَهِيَ تَحِيَّةُ أَهلِ الجاهِلِيَّةِ ، فَأَنزَلَ اللّهُ : «وَ إِذَا جَاءُوكَ حَيَّوْكَ بِمَا لَمْ يُحَيِّكَ بِهِ اللَّهُ » (1)فَقالَ لَهُم رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : وَقَد أَبدَلَنا اللّهُ بِخَيرٍ مِن ذَلِكَ تَحِيَّةِ أَهلِ الجَنَّةِ : «السَّلامُ عَلَيكُم». (2)
الإمام الباقر عليه السلام :خَطَبَ أَمِيرُ المُؤمِنِينَ عليه السلام فَقالَ : ... جَعَلَ اللّهُ العاقِبَةَ لِلتَّقوى ، وَالجَنَّةَ لِأَهلِها مَأوىً ، دُعاؤُهُم فِيها أَحسَنُ الدُّعاءِ : «سُبحانَكَ اللَّهُمَّ» ، دَعاهُمُ المَولى عَلى ما آتاهُم «وَ ءَاخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَــلَمِينَ » . (3)
الإمام عليّ عليه السلامـ فِي ذِكرِ أَحوالِ أَهلِ الجَنَّةِ ـ: يَجِيؤُونَ فَيَدخُلُونَ ، فَإِذا أَساسُ (4)بُيُوتِهِم مِن جَندَلِ (5)اللُّؤلُؤ ، وَسُرُرٍ مَرفُوعَةٍ وَأَكوابٍ مَوضُوعَةٍ وَنَمارِقَ مَصفُوفَةٍ وَزَرابِيَ مَبثُوثَةٍ ، وَلَولا أَنَّ اللّهَ تَعالى قَدَّرَها لَهُم لَالتَمَعَت أَبصارهُم بِما يَرَونَ ، وَيُعانِقُونَ الأَزواجَ ، وَيَعقدون عَلَى السُّرُرِ وَيَقُولُونَ : «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى هَدَانَا لِهَـذَا» (6). (7)
.
1) .المجادلة : ۸ .
2) .تفسير القمّي : ج ۲ ص ۳۵۵ ، بحار الأنوار : ج ۱۷ ص ۲۸ ح ۴.
3) .الكافي : ج ۸ ص ۱۷۳ ح ۱۹۳ عن جابر ، بحار الأنوار : ج ۷۷ ص ۳۵۰ ح ۳۰.
4) .فى المصدر: «أسلس»، والتصويب من بحار الأنوار .
5) .الجَنْدَل : الحجارة (لسان العرب : ج ۱۱ ص ۱۲۸ «جندل»).
6) .الأعراف : ۴۳.
7) .مجمع البيان : ج ۱۰ ص ۷۲۷ عن عاصم بن ضمرة ، بحار الأنوار : ج ۷ ص ۱۷۰ ؛ المصنّف لابن أبي شيبة : ج ۸ ص ۷۵ ح ۵۱ ، مسند ابن الجعد : ص ۳۷۴ ح ۲۵۶۹ كلاهما عن عاصم بن ضمرة ، تفسير الطبري : ج ۱۲ الجزء ۲۴ ص ۳۵ عن الحارث وكلّها نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۶۴۶ ح ۳۹۷۷۴ .
۵۷.المناقب للخوارزمي عن محمّد بن حبيب البغدادي صاحب ( ـ في بَيانِ صِفاتِهِ عليه السلام ـ ) تفسير القمّى :ياران پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ، خدمت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مى آمدند و از ايشان مى خواستند كه از خداوند برايشان بخواهد و چيزهايى مى خواستند كه برايشان روا نبود . پس خداوند ، اين آيه را فرو فرستاد : «و با همديگر به گناه و تعدّى و سرپيچى از پيامبر ، محرمانه گفتگو مى كنند» .
درود آنان در هنگام ورود بر پيامبر صلى الله عليه و آله ، اين بود : روز ، خوش ! شب ، خوش ! و اين ، درود اهل جاهليت بود . پس خداوند ، نازل كرد : «و چون به نزد تو مى آيند ، تو را بدانچه خدا به آن [ شيوه ] درود نگفته ، درود مى گويند» . پس پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به ايشان فرمود : «خداوند به جاى اين درود ، درودى بهتر به ما ارزانى داشته است ؛ همان درود اهل بهشت را : سلامٌ عليكم ».۵۶.وقعة صفّين :امام باقر عليه السلام :امير مؤمنان عليه السلام به سخنرانى پرداخت و فرمود : «... خدا فرجام را از آنِ پرهيزگارى قرار داد و بهشت را خانه پرهيزگاران . دعايشان در آن جا بهترين دعاست : «منزّهى تو ، اى خدا ! » . دعايشان در پيشگاه مولاست ، براى آنچه [ از نعمت بهشت ] به ايشان داده است : «و پايان دعايشان ، اين است كه : ستايش ، خداى را كه پروردگار جهانيان است !» » .۵۵.الطبقات الكبرى عن رزام بن سعد الضبّي :امام على عليه السلامـ در بيان احوال بهشتيان ـ: مى آيند و وارد [ بهشت ] مى شوند و خانه هاى خود را مى بينند كه پايه هاى آنها از سنگ مرواريد است ، و تخت هايى برپا شده ، و جام هايى نهاده و بالش هايى در كنار هم چيده ، و فرش هايى گسترده شده . [ چنان باشُكوه و خيره كننده اند كه ] اگر نبود اين كه خداوند بلندمرتبه ، آنها را برايشان مقدّر كرده است ، چشمانشان از آنچه مى ديدند ، كور مى شد . با همسران معانقه مى كنند و بر تخت ها مى نشينند و مى گويند : «ستايش ، خداى را كه ما را به اينها ره نمون شد» . .
۵۴.مقاتل الطالبيّين عن داوود بن عبد الجبّار عن أبي إالإمام عليّ عليه السلام :أَلا وَ إِنَّ التَّقوى مَطايا ذُلُلٍ حُمِلَ عَلَيها أَهلُها ، وَأُعطُوا أَزِمَّتَها ، فَأَورَدَتهُمُ الجَنَّةَ ، وَفَتَحَت لَهُم أَبوابَها ، وَوَجَدُوا رِيحَها وَطِيبَها ، وَقِيلَ لَهُم : اُدخُلُوها بِسَلامٍ آمِنِينَ . (1)۵۳.فضائل الصحابة عن أبي إسحاق :تفسير العيّاشي عن زيد الشّحّام عن الإمام الصّادق عليه السلام ، قال :سَأَلتُهُ عَنِ التَّسبِيحِ ، فَقالَ : هُو اسمٌ مِن أَسماءِ اللّهِ ، وَدَعوى أَهلِ الجَنَّةِ . (2)۱۵ / ۳أَوَّلُ مَن يَدخُلُ الجَنَّةَأ ـ مُحَمَّدٌ وَأَهلُ بَيتِهِ عليهم السلام۴۹.الغارات عن قدامة بن عتّاب :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الجَنَّةُ مُحَرَّمَةٌ عَلَى الأَنبِياءِ حَتَّى أَدخُلَها ، وَمُحَرَّمَةٌ عَلَى الأُمَمِ كُلِّها حَتّى تَدخُلَها شِيعَتُنا أَهلَ البَيتِ . (3).
1) .الكافي : ج ۸ ص ۶۷ ح ۲۳ ، نهج البلاغة : الخطبة ۱۶ ، خصائص الأئمّة عليهم السلام : ص ۱۱۴ وفيهما صدره إلى «فأوردتهم الجنّة» ، شرح الأخبار: ج ۱ ص ۳۷۲ ح ۳۱۶ نحوه ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۸۳ ح ۱۴۵ وراجع : مطالب السؤول : ص ۲۸.
2) .تفسير العيّاشي : ج ۲ ص ۱۲۰ ح ۹ ، بحار الأنوار : ج ۹۳ ص ۱۸۳ ح ۲۲.
3) .الأمالي للمفيد: ص ۷۴ ح ۸ ، الاختصاص : ص ۳۵۶ كلاهما عن جابر بن يزيد عن الإمام الباقر عليه السلام ، الخصال : ص ۵۷۴ ح ۱ عن مكحول عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله ، المناقب لابن شهرآشوب : ج ۳ ص ۲۲۹ عن جابر بن عبد اللّه وكلاهما نحوه ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۴۳ ح ۶۵ ؛ المعجم الأوسط : ج ۱ ص ۲۸۹ ح ۹۴۲ عن عمر بن الخطاب نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۱ ص ۴۱۶ ح ۳۱۹۵۳ .
۴۸.الطبقات الكبرى عن إسحاق بن عبد اللّه بن أبي فروةامام على عليه السلام :بدانيد كه پرهيزگارى ، [ همچون ] مركبى رام است كه پرهيزگاران را بر آن نشانده اند و افسارش را به دست آنان داده اند و اين مركب ، آنها را به بهشت مى رساند و درهاى بهشت را برايشان مى گشايد و باد و بوى خوش بهشت ، به مشامشان مى خورد و به آنان گفته مى شود : به سلامت و ايمنى ، وارد شويد.۴۷.تاج العروس :تفسير العيّاشىـ به نقل از زيد شحّام ـ: از امام صادق عليه السلام در باره ذكر «تسبيح» پرسيدم . فرمود : «آن ، نامى از نام هاى خدا ، و دعاى اهل بهشت است» .۱۵ / ۳نخستين كسانى كه به بهشت ، وارد مى شوندالف ـ محمّد صلى الله عليه و آله و خاندانش۴۳.الكافي عن عليّ بن أبي حمزة :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بهشت بر پيامبران ، حرام است تا آن كه نخست ، من داخل شوم ، و نيز بر همه امّت ها حرام است تا آن كه نخست ، پيروان ما خاندان ، به آن داخل شوند.
.
۴۲.تاريخ دمشق عن أنس بن مالك :عنه صلى الله عليه و آله :إِنِّي لَأَوَّلُ النّاسِ تَنشَقُّ الأَرضُ عَن جُمجُمَتِي يَومَ القِيامَةِ وَلا فَخرَ ، وَأُعطى لِواءَ الحَمدِ وَلا فَخرِ ، وَأَنا سَيِّدُ النّاسِ يَومَ القِيامَةِ وَلا فَخرَ ، وَأَنا أَوَّلُ مَن يَدخُلُ الجَنَّةَ يَومَ القِيامَةِ وَلا فَخرَ . (1)۴۱.تذكرة الخواصّ :الإمام عليّ عليه السلام :أَخبَرَنِي رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله أَنَّ أَوَّلَ مَن يَدخُلُ الجَنَّةَ أَنا وَفاطِمَةُ وَالحَسَنُ وَالحُسَينُ . قُلتُ : يا رَسُولَ اللّهِ ، فَمُحِبُّونا؟ قالَ : مِن وَرائِكُم . (2)۴۰.علل الشرائع عن ابن عمر :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :يا عَلِيُ ، إِنَّ أَوَّلَ أَربَعَةٍ يَدخُلُونَ الجَنَّةَ : أَنا وَأَنتَ وَالحَسَنُ وَالحُسَينُ ، وَذُرِّيَّتُنا خَلفَ ظُهُورِنا، وَأَحِبّاؤُنا خَلفَ ذُرِّيَّتِنا ، وَأَشياعُنا عَن أَيمانِنا وَشَمائِلِنا . (3)۳۹.صحيح البخاري عن أبي حازم :شرح الأخبار عن سلمان :لَمّا انصَرَفَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله مِن غَزوَةِ بَنِي المُصطَلَقِ تَقَدَّمَ فِي مُقَدِّمَةِ النّاسِ ... ثُمَّ قالَ : يَأتِيكُمُ السّاعَةَ مِن هَذِهِ الشُّعبَةِ ـ وَأَشارَ بِيَدِهِ إِلى بَعضِ الشِّعابِ ـ رَجُلٌ أَشبَهُ النّاسِ بِالمَسِيحِ ، وَهُوَ أَفضَلُ النّاسِ بَعدِي يَومَ القِيامَةِ ، وَأَوَّلُ مَن يَدخُلُ الجَنَّةَ . فَجَعَلنا نَنظُرُ إِلى الشِّعبِ ، فَكانَ أَوَّلُ مَن طَلَعَ مِنهُ عَلِيُ بنُ أَبِي طالِبٍ عليه السلام . (4).
1) .سنن الدارمي : ج ۱ ص ۳۱ ح ۵۲ ، مسند أبي يعلى : ج ۴ ص ۲۲۳ ح ۴۲۸۹ ، السنن الكبرى للنسائي : ج ۴ ص ۴۰۱ ح ۷۶۹۰ كلاهما نحوه وكلّها عن أنس ، مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۲۸۹ ح ۱۲۴۷۱ عن عمرو بن أنس ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۰۴ ح ۳۹۰۸۹.
2) .المستدرك على الصحيحين : ج ۳ ص ۱۶۴ ح ۴۷۲۳ عن عاصم بن ضمرة ، ذخائر العقبى : ص ۲۱۴ ، كنز العمّال : ج ۱۲ ص ۹۸ ح ۳۴۱۶۶ ؛ بشارة المصطفى : ص ۴۶ عن عاصم بن ضمرة وفيه «أنا وأنت وفاطمة ...» ، بحار الأنوار : ج ۶۸ ص ۱۲۷ ح ۵۶ .
3) .الإرشاد : ج ۱ ص ۴۳ ، الخصال : ص ۲۵۴ ح ۱۲۸ نحوه ، العمدة : ص ۵۰ كلّها عن زيد بن عليّ عن آبائه عن الإمام عليّ عليهم السلام ، شرح الأخبار: ج ۳ ص ۴۵۰ ح ۱۳۱۹ عن أبي رافع عنه صلى الله عليه و آله ، روضة الواعظين : ص ۱۷۵ عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله ، بحار الأنوار : ج ۶۸ ص ۳۲ ح ۶۷ ؛ المعجم الكبير : ج ۱ ص ۳۱۹ ح ۹۵۰ وفيه «أزواجنا» بدل «أحبّاؤنا» ، كنز العمّال : ج ۱۲ ص ۱۰۴ ح ۳۴۲۰۵ نقلاً عن ابن عساكر وكلاهما عن أبي رافع وراجع : بشارة المصطفى: ص ۲۴۳.
4) .شرح الأخبار : ج ۲ ص ۴۶۶ ح ۸۱۹ .
۳۸.صحيح مسلم عن أبي حازم عن سهل بن سعد :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :فخرفروشى نباشد ! من ، نخستين انسانى هستم كه در روز رستاخيز ، زمين از روى جمجمه ام كنار مى رود . فخرفروشى نباشد ! پرچم ستايش (لواءُ الحمد) به من داده مى شود . فخرفروشى نباشد ! من ، آقاى مردمان در روز رستاخيز هستم . فخرفروشى نباشد ! من ، نخستين كسى هستم كه در روز رستاخيز ، وارد بهشت مى شوم.۳۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ أ نَّهُ كانَ يَقولُ ـ ) امام على عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به من خبر داد كه نخستين كسانى كه وارد بهشت مى شوند ، من هستم و فاطمه و حسن و حسين .
گفتم : پس دوستداران ما چه ، اى پيامبر خدا؟
فرمود : «پشت سر شما [ وارد مى شوند ] » .۳۶.المعجم الأوسط عن أبي الطفيل :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اى على! نخستين چهار نفرى كه وارد بهشت مى شوند ، من هستم و تو و حسن و حسين ، و فرزندان ما در پى ما و دوستدارانمان در پى فرزندان ما ، و شيعيانمان از سمت راست و چپ ما [ وارد مى شوند ].۳۵.مسند ابن حنبل عن عمّار بن ياسر :شرح الأخبارـ به نقل از سلمان ـ: چون پيامبر خدا صلى الله عليه و آله از غزوه بنى مصطلق باز گشت ، پيشاپيشِ پيش قراولان حركت كرد ... . سپس با دستش يكى از درّه ها را نشان داد و فرمود : «هم اينك از اين درّه مردى پيدا مى شود كه مانندترينِ مردمان به مسيح است و در روز قيامت ، برترينِ مردمان پس از من است و نخستين كسى است كه وارد بهشت مى شود» .
ما شروع به نگاه كردن به سوى آن درّه كرديم و نخستين كسى كه از آن نمايان شد ، على بن ابى طالب عليه السلام بود. .
۳۴.الطبقات الكبرى ( ـ في ذِكرِ غَزوَةِ ذِي العُشَيرَةِ ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ لِعَلِيٍ عليه السلام ـ: أَنتَ أَوَّلُ مَن يَدخُلُ الجَنَّةَ ، وَبِيَدِكَ لِوائِي وَهُوَ لِواءُ الحَمدِ ، وَهُوَ سَبعُونَ شِقَّةً ، الشِّقَّةُ مِنهُ أَوسَعُ مِنَ الشَّمسِ وَالقَمَرِ . (1)۳۳.عنه عليه السلام :عنه صلى الله عليه و آله :إِنَّ عَلِيَ بنَ أَبِي طالِبٍ لَصاحِبُ لِوائِي فِي الآخِرَةِ كَما كانَ صاحِبَ لِوائِي فِي الدُّنيا ، وَإِنَّهُ أَوَّلُ مَن يَدخُلُ الجَنَّةَ لِأَنَّهُ يَقدُمُنِي وَبِيَدِهِ لِوائِي ، تَحتَهُ آدَمُ وَمَن دُونَهُ مِنَ الأَنبِياءِ . (2)۳۲.الإمام عليّ عليه السلام :مئة منقبة عن جابر بن عبد اللّه الأنصاريّ :سَمِعتُ رَسُولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقُولُ : أَوَّلُ مَن يَدخُلُ الجَنَّةَ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ عَلِيُ بنُ أَبِيطالِبٍ .
فَقامَ إِلَيهِ أَبُو دُجانَةَ وَقالَ : يا رَسُولَ اللّهِ ، أَلَم تُخبِرنا عَنِ اللّهِ تَعالى أَنَّهُ أَخبَرَكَ أَنَّ الجَنَّةَ مُحَرَّمَةٌ عَلَى الأَنبِياءِ حَتّى تَدخُلَها أَنتَ ، وَعَلَى الأُمَمِ حَتّى تَدخُلَها أُمَّتُكَ ؟ قالَ : بَلى ، وَلَكِن أَما عَلِمتَ أَنَّ حامِلَ لِواءِ القَومِ أَمامَهُم ، وَعَلِيَ بنَ أَبِي طالِبٍ حامِلُ لِواءِ الحَمدِ يَومَ القِيامَةِ بَينَ يَدَيَ ، وَهُوَ صاحِبُ رايَتِي ، فَيَدخُلُ الجَنَّةَ قَبلِي ، فَإِنَّ العَلَمَ مَعَهُ وَأَنا عَلى أَثَرِهِ . (3)۳۱.شرح نهج البلاغة :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :أَوَّلُ شَخصٍ يَدخُلُ الجَنَّةَ فاطِمَةُ . (4).
1) .عيون أخبار الرضا عليه السلام : ج ۱ ص ۳۰۴ ح ۶۳ عن إبراهيم بن أبي محمود عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام ، بشارة المصطفى : ص ۱۲۶ عن إسماعيل بن رزين ابن أخي دعبل الخزاعي عن أبيه عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۴ ح ۴ وراجع : الخصال : ص ۵۸۳ ح ۷ والأمالي للصدوق : ص ۷۵۶ ح ۱۰۱۹ و روضة الواعظين : ص ۱۲۳ .
2) .الأمالي للصدوق : ص ۳۵۴ ح ۴۳۲ عن المفضّل بن عمر عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، علل الشرائع : ص ۱۷۳ ح ۱ عن الحسين بن علىّ عن أبيه الإمام زين العابدين عن آبائه عليهم السلام نحوه ، بحار الأنوار : ج ۳۸ ص ۹۹ ح ۱۸.
3) .مئة منقبة : ص ۱۰۴ ، شرح الأخبار : ج ۲ ص ۴۷۲ ح ۸۲۹ عن ابن عبّاس ، المناقب لابن شهر آشوب: ج ۳ ص ۲۲۹ ، تفسير فرات : ص ۴۵۶ ح ۵۹۷ ، كشف الغمّة : ج ۱ ص ۳۲۱ ، تأويل الآيات الظاهرة : ج ۲ ص ۶۲۹ ح ۲ كلّها نحوه ، بحار الأنوار : ج ۳۹ ص ۲۱۴ ح ۵ ؛ المناقب للخوارزمى : ص ۳۱۷ ح ۳۱۹ نحوه .
4) .المناقب لابن شهرآشوب : ج ۳ ص ۳۲۹ عن أبي هريرة ، بحار الأنوار : ج ۳۷ ص ۷۰ ، الفردوس : ج ۱ ص ۳۸ ح ۸۱ بزيادة «عَلَيّ» بعد «يدخل» ، الفصول المهمّة : ص ۱۴۳ كلاهما عن أبي هريرة ، كنز العمّال : ج ۱۲ ص ۱۱۰ ح ۳۴۲۳۴ نقلاً عن ابن ميمون في كتاب فضائل عليّ عليه السلام والرافعي عن أبي يزيد المدني .
۳۰.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به امام على عليه السلام ـ: تو نخستين كسى هستى كه وارد بهشت مى شود ، در حالى كه پرچم من ، يعنى پرچم حمد ، در دست توست . آن پرچم ، هفتاد تكّه دارد و هر تكّه آن بزرگ تر از خورشيد و ماه است.۲۹.الإمام عليّ عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :على بن ابى طالب ، پرچمدار من در آخرت است ، چنان كه پرچمدار من در دنيا بوده است . او نخستين كسى است كه وارد بهشت مى شود ؛ چون پيش قراول و پرچمدار من است و آدم و ديگر پيامبران ، در زير پرچم او هستند.۲۸.الإمام زين العابدين عليه السلام :مئة منقبةـ به نقل از جابر بن عبد اللّه انصارى ـ: از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مى فرمايد : «نخستين كسى از پيامبران و صدّيقان كه وارد بهشت مى شود ، على بن ابى طالب است» .
ابو دُجانه برخاست و گفت : اى پيامبر خدا ! مگر شما از جانب خداى بلندمرتبه ، به ما خبر نداديد كه او به شما خبر داد : بهشت بر پيامبران ، حرام است تا آن كه نخست ، شما وارد آن شويد ، و بر امّت ها نيز حرام است تا آن كه نخست ، امّت شما وارد شوند؟
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «چرا ؛ امّا مگر نمى دانى كه پرچمدار يك گروه ، پيشاپيش آنان است ؟ على بن ابى طالب ، در روز قيامت ، حمل كننده پرچم حمد در پيشاپيش من است . او علمدار من است . بنا بر اين ، پيش از من ، وارد بهشت مى شود ؛ زيرا عَلَم با اوست و من در پى او خواهم بود» .۲۷.ينابيع المودّة عن العبّاس بن عبد المطّلب :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :نخستين شخصى كه وارد بهشت مى شود ، فاطمه است. .
۲۶.علل الشرائع عن فاطمة بنت أسد :عنه صلى الله عليه و آله :أَوَّلُ شَخصٍ يَدخُلُ عَلَيَّ الجَنَّةَ فاطِمَةُ بِنتُ مُحَمَّدٍ ، وَمَثَلُها فِي هذِهِ الأُمَّةِ مَثَلُ مَريَمَ فِي بَنِي إِسرائِيلَ . (1)۲۵.ديوان السيّد الحميري ( ـ مِن قَصيدَةٍ لَهُ في وِلادَةِ أميرِ المُؤمِنينَ ) الإمام الصادق عليه السلام :اللَّهُمَّ اجعَل مُحَمَّدا أَوَّلَ قارِعٍ لِبابِ الجَنَّةِ ، وَأَوَّلَ داخِلٍ ، وَأَوَّلَ شافِعٍ ، وَأَوَّلَ مُشَفَّعٍ . (2)ب ـ الحَمّادُونَ۲۳.الإمام الباقر عن الإمام زين العابدين عليهماالسلامرسول اللّه صلى الله عليه و آله :أَوَّلَ مَن يُدعى إِلَى الجَنَّةِ الحَمّادُونَ ؛ الَّذِينَ يَحمَدُونَ اللّهَ عَلَى السَّرّاءِ وَالضَّرّاءِ . (3)ج ـ اَلشُّهَداءُ۲۱.الإرشاد :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عَرَضَ عَلَيَ أَوَّلُ ثَلاثَةٍ يَدخُلُونَ الجَنَّةَ : شَهِيدٌ ، وَعَفِيفٌ مُتَعَفِّفٌ ، وَعَبدٌ أَحسَنَ عِبادَةَ اللّهِ وَنَصَحَ لِمَوالِيهِ . (4).
1) .دلائل النبوّة لأبي نعيم : ص ۶۶ ح ۲۷ ، الفردوس : ج ۱ ص ۳۸ ح ۸۱ كلاهما عن أبي هريرة ، كنز العمّال : ج ۱۲ ص ۱۱۰ ح ۳۴۲۳۴ نقلاً عن أحمد بن ميمون في كتاب فضائل عليّ عليه السلام والرافعي عن أبي يزيد المدني ؛ بحار الأنوار : ج ۳۷ ص ۷۰ .
2) .مصباح المتهجّد : ص ۳۹۳ ح ۵۱۷ ، جمال الاُسبوع : ص ۲۹۴ عن مهران ، المصباح للكفعمي : ص ۵۷۱ ، بحار الأنوار : ج ۹۰ ص ۸۷ ح ۳.
3) .المعجم الكبير : ج ۱۲ ص ۱۵ ح ۱۲۳۴۵ ، المعجم الأوسط : ج ۳ ص ۲۴۰ ح ۳۰۳۳ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۱ ص ۶۸۱ ح ۱۸۵۱ ، شعب الإيمان : ج ۴ ص ۱۱۵ ح ۴۴۸۳ وليس فيهما «الحمّادون» ، حلية الأولياء : ج ۵ ص ۶۹ كلّها عن ابن عبّاس ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۲۵۴ ح ۶۴۱۰ ؛ مكارم الأخلاق : ج ۲ ص ۷۷ ح ۲۱۹۳ ، بحار الأنوار : ج ۹۳ ص ۲۱۵ ح ۱۸.
4) .سنن الترمذي : ج ۴ ص ۱۷۶ ح ۱۶۴۲ ، مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۴۱۲ ح ۹۴۹۷ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۱ ص ۵۴۴ ح ۱۴۲۹ ، صحيح ابن حبّان : ج ۱۰ ص ۱۵۱ ح ۴۳۱۲ كلّها عن أبي هريرة والثلاثة الأخيرة نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۵ ص ۸۲۰ ح ۴۳۲۶۰ ؛ صحيفة الإمام الرضا عليه السلام : ص ۸۳ ح ۸ نحوه ، بحار الأنوار : ج ۶۹ ص ۳۹۳ ح ۷۵ .
۲۰.روضة الواعظين عن جابر بن عبد اللّه الأنصاري :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :نخستين شخصى كه در بهشت بر من وارد مى شود ، فاطمه دخت محمّد است . حكايت او در اين امّت ، حكايت مريم در ميان بنى اسرائيل است.۱۹.المستدرك على الصحيحين :امام صادق عليه السلام :بار خدايا ! محمّد را نخستين كوبنده درِ بهشت ، و نخستين داخل شونده ، و نخستين شفاعت كننده ، و نخستين شفاعت شده قرار بده .ب ـ ستايشگران۱۷.الإمام عليّ عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :نخستين كسانى كه به بهشت فرا خوانده مى شوند ، ستايشگران اند ؛ همانان كه خداوند را در خوشى و ناخوشى ، ستايش مى گويند.ج ـ شهيدان۱۵.المناقب لابن شهر آشوب :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :نخستين سه نفرى كه وارد بهشت مى شوند ، به من نمايانده شدند : شهيد ، پاك دامن خويشتندار ، و بنده اى كه [ هم ] خداوند را نيكو عبادت كرده و [ هم ] براى صاحبان خود ، خيرخواه بوده است.
.
د ـ أَهلُ المَعرُوفِ۱۳.إيمان أبي طالب عن الحسن بن جمهور العمي يرفعه :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :أَوَّلُ مَن يَدخُلُ الجَنَّةَ المَعرُوفُ وَأَهلُهُ ، وَأَوَّلُ مَن يَرِدُ عَلَيَ الحَوضَ . (1)ه ـ الفُقَراءُ المُهاجِرُونَ۱۱.الفصول المختارة ( ـ في ذِكرِ ما جَرى في شِعبِ أبي طالِبٍ ـ ) صحيح مسلم عن ثوبان مولى النّبيّ صلى الله عليه و آله :كُنتُ قائِما عِندَ رَسُولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ، فَجاءَ حِبرٌ (2)مِن أَحبارِ اليَهُودِ ... فَقالَ : جِئتُ أَسأَلُكَ ! ... فَقالَ : سَل، فَقالَ اليَهُودِيُ : أَينَ يَكُونُ النّاسُ يَومَ تُبَدَّلُ الأَرضُ غَيرَ الأَرضِ وَالسَّماواتُ؟ فَقالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : هُم فِي الظّلمَةِ دُونَ الجِسرِ . قالَ : فَمَن أَوَّلُ النّاسِ إِجازَةً؟ قالَ : فُقَراءُ المُهاجِرِينَ . (3)۱۰.إيمان أبي طالب عن ضوء بن صلصال :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إِنَّ أَوَّلَ ثُلَّةٍ تَدخُلُ الجَنَّةَ الفُقَراءُ المُهاجِرُونَ ، الَّذِينَ تُتَّقى بِهِمُ المَكارِهُ . إِذا أُمِرُوا سَمِعُوا وَأَطاعُوا، وَإِن كانَت لِرَجُلٍ مِنهُم حاجَةٌ إِلَى السُّلطانِ لَم تُقضَ لَهُ حَتّى يَمُوتَ وَهِيَ فِي صَدرِهِ ، وَإِنَّ اللّهَ تَعالى يَدعُو يَومَ القِيامَةِ الجَنَّةَ فَتَأتِي بِزُخرُفِها وَرِيِّها فَيَقُولُ : أَينَ عِبادِيَ الَّذِينَ قاتَلُوا فِي سَبِيلِ اللّهِ ، وَقُتِلُوا وَأُوذُوا فِي سَبِيلِي ، وَجاهَدُوا فِي سَبِيلِي؟! اُدخُلُوا الجَنَّةَ . فَيَدخُلُونَها بِغَيرِ حِسابٍ وَلا عَذابٍ ، فَتَأتِي المَلائِكَةُ فَيَقُولُونَ : رَبَّنا نَحنُ نُسَبِّحُ لَكَ اللَّيلَ وَالنَّهارُ وَنُقَدِّسُ لَكَ ، مَن هَؤُلاءِ الَّذِينَ آثَرتَهُم عَلَينا؟ فَيَقُولُ الرَّبُّ تَبارَكَ وَتَعالى : هؤُلاءِ الَّذِينَ قاتَلُوا فِي سَبِيلِي ، وَأُوذُوا فِي سَبِيلِي .
فَتَدخُلُ عَلَيهِمُ المَلائِكَةُ مِن كُلِّ بابٍ «سَلَـمٌ عَلَيْكُم بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ » (4). (5).
1) .الكافي : ج ۴ ص ۲۸ ح ۱۱ عن عبد اللّه بن الوليد عن الإمام الباقر عليه السلام ، كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۲ ص ۵۴ ح ۱۶۸۰ ، مكارم الأخلاق : ج ۱ ص ۲۹۴ ح ۹۱۳ ، الجعفريّات : ص ۱۵۲ عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله وليس فيه ذيله ، عوالي اللآلي : ج ۱ ص ۳۷۷ ح ۱۱۰ ؛ كنز العمّال : ج ۶ ص ۴۳۹ ح ۱۶۴۴۲ نقلاً عن أبي الشيخ في الثواب نحوه .
2) .حِبْر و حَبْر: العَالِم (لسان العرب : ج ۴ ص ۱۵۷ «حبر»).
3) .صحيح مسلم : ج ۱ ص ۲۵۲ ح ۳۱۵ ، صحيح ابن حبّان : ج ۱۶ ص ۴۴۰ ح ۷۴۲۲ ، صحيح ابن خزيمة : ج ۱ ص ۱۱۶ ح ۲۳۲ ، السنن الكبرى : ج ۱ ص ۲۶۱ ح ۷۹۸ ، المعجم الكبير : ج ۲ ص ۹۳ ح ۱۴۱۴ ، حلية الأولياء : ج ۱ ص ۳۵۱ .
4) .الرعد : ۲۴.
5) .المستدرك على الصحيحين : ج ۲ ص ۸۱ ح ۲۳۹۳ ، شعب الإيمان : ج ۴ ص ۲۸ ح ۴۲۵۹ ، تفسير الطبري : ج ۳ الجزء ۴ ص ۲۱۶ ، تفسير ابن كثير : ج ۴ ص ۳۷۳ وفي الثلاثة الأخيرة «وزينتها» بدل «وريّها» ، الفردوس : ج ۱ ص ۳۷ ح ۷۳ وفيه صدره إلى «وهي في صدره» وكلّها عن عبد اللّه بن عمرو ، كنز العمّال : ج ۶ ص ۴۸۰ ح ۱۶۶۳۵.
د ـ اهل نيكى۸.شرح نهج البلاغة :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :نخستين كسى كه وارد بهشت مى شود ، نيكى و اهل آن است و آن ، نخستين كسى است كه در كنار حوض بر من وارد مى شود .ه ـ تهى دستان مهاجر۱۰۵.به نقل از معمر بن خلاّد و جماعتى گفتند :صحيح مسلمـ به نقل از ثوبان ، غلام آزاد شده پيامبر صلى الله عليه و آله ـ: نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ايستاده بودم كه يكى از علماى يهود آمد ... و گفت : آمده ام كه از تو سؤال كنم ... !
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «سؤال كن» .
يهودى گفت : روزى كه زمين و آسمان به زمين و آسمانى ديگر مبدّل مى شوند ، مردم در كجايند؟
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «آنان در تاريكىِ زير پل [ صراط ] هستند» .
يهودى گفت : نخستين مردمانى كه عبور مى كنند ، كيان اند؟
فرمود : «مهاجران تهى دست» .۱۰۵.حدّثنا علي بن أحمد بن محمّد بن عمران الدقاق رضى اپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :نخستين گروهى كه وارد بهشت مى شوند ، تهى دستانِ مهاجرند ؛ همانان كه سپر بلاهايند و هر گاه فرمان داده شوند ، مى شنوند و اطاعت مى كنند ، و اگر فردى از آنان را به سلطان نيازى افتد ، نيازش برآورده نمى شود تا آن كه بميرد و آن نياز ، همچنان در سينه او باشد .
در روز قيامت ، خداى بلندمرتبه بهشت را فرا مى خواند و بهشت با زيورها و نعمت هايش مى آيد . خداوند مى فرمايد : «كجايند آن بندگان من كه در راه خدا جنگيدند و در راه من ، كشته شدند و رنج كشيدند ، و در راه من ، جهاد كردند؟! به بهشت وارد شويد» و آنان بدون حسابرسى و چشيدن عذابى ، وارد آن مى شوند .
پس فرشتگان مى آيند و مى گويند : پروردگارا ! ما شب و روز ، تو را تسبيح و تقديس مى گوييم . اينان كيستند كه بر ما ترجيحشان دادى؟
خداوندِ بزرگ و والا مى فرمايد : «اينان ، كسانى هستند كه در راه من جنگيدند و در راه من ، رنج و آزار ديدند» .
پس ، فرشتگان از هر درى بر ايشان وارد مى شوند [و مى گويند :] «سلام بر شما كه شكيبايى كرديد ! پس چه نيكوست فرجام [ اين ] سراى !» .
.
۱۰۴... . از امام عسكرى عليه السلام شنيدم كه مى فرمودمسند ابن حنبل عن عبد اللّه بن عمرو بن العاصي عن رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ أَنَّهُ قالَ ـ: هَل تَدرُونَ أَوَّلَ مَن يَدخُلُ الجَنَّةَ مِن خَلقِ اللّهِ؟ قالُوا : اللّهُ وَرَسُولِهِ أَعلَمُ ، قالَ : أَوَّلُ مَن يَدخُلُ الجَنَّةَ مِن خَلقِ اللّهِ الفُقَراءُ وَالمُهاجِرُونَ ، الَّذِينَ تُسَدُّ بِهِمُ الثُّغُورُ ، وَيُتَّقى بِهِمُ المَكارِهُ ، وَيَمُوتُ أَحَدُهُم وَحاجَتُهُ فِي صَدرِهِ لا يَستَطِيعُ لَها قَضاءً. فَيَقُولُ اللّهُ عز و جللِمَن يَشاءُ مِن مَلائِكَتِهِ : اِيتُوهُم فَحَيُّوهُم ، فَتَقُولُ المَلائِكَةُ : نَحنُ سُكّانُ سَمائِكَ وَخِيَرَتُكَ مِن خَلقِكَ ، أَفَتَأمُرُنا أَن نَأتِيَ هؤُلاءِ فَنُسَلِّمَ عَلَيهِم؟ قالَ : إِنَّهُم كانُوا عِبادا يَعبُدُونِّي لا يُشرِكُونَ بِي شَيئا ، وَتُسَدُّ بِهِمُ الثُّغُورُ ، وَيُتَّقى بِهِمُ المَكارِهُ ، وَيَمُوتُ أَحَدُهُم وَحاجَتُهُ فِي صَدرِهِ لا يَستَطِيعُ لَها قَضاءً .
قالَ : فَتَأتِيهِمُ المَلائِكَةُ عِندَ ذلِكَ فَيَدخُلُونَ عَلَيهِم مِن كُلِّ بابٍ : «سَلَـمٌ عَلَيْكُم بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ » . (1)و ـ الفُقَراءُ الرّاضُونَ۱۰۴.حدّثنا علي بن أحمد بن محمّد رضى الله عنه قال :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :أَوَّلُ مَن يَقرَعُ بابَ الجَنَّةِ مِن أُمَّتِي فُقَراؤُهُم ، وَأَكثَرُ أَهلِ الجَنَّةِ ضُعَفاؤُهُم ، وَأَوَّلُ مَن يُساقُ إِلَى النّارِ مِن أُمَّتِي يَومَ القِيامَةِ : (الأَقماعُ) (2)الَّذِينَ إِذا أَكَلُوا لَم يَشبَعُوا ، وَإِذا جَمَعُوا استَغنَوا، إِنَّما هِمَّتُهُمُ الدُّنيا . (3).
1) .مسند ابن حنبل : ج ۲ ص ۵۷۲ ح ۶۵۸۱ ، صحيح ابن حبّان : ج ۱۶ ص ۴۳۸ ح ۷۴۲۱ وفيه «سماواتك» بدل «سمائك» ، المنتخب من مسند عبد بن حميد : ص ۱۳۸ ح ۳۵۲ ، حلية الأولياء : ج ۱ ص ۳۴۷ نحوه ، تفسير ابن كثير : ج ۴ ص ۳۷۳ ، كنز العمّال : ج ۶ ص ۴۸۱ ح ۱۶۶۳۶.
2) .الأقماع : جمع قِمَع ؛ وهو الإناء الذي يُترك في رؤوس الظروف لِتُملأ بالمائعات من الأشربة والأدهان. أي كأنّ ما يأكلونه ويجمعونه يمرّ بهم مجتازا غير ثابت فيهم ولا باقٍ عندهم (النهاية : ج ۴ ص ۱۰۹ «قمع»).
3) .الفردوس : ج ۱ ص ۲۵ ح ۳۴ عن أنس.
۹۴.حدّثنا صالح بن عيسى بن أحمد بن محمّد العجلي قال :مسند ابن حنبلـ به نقل از عبد اللّه بن عمرو بن عاصى ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «آيا مى دانيد نخستين كسانى كه از خلق خدا وارد بهشت مى شوند ، كيستند؟» .
گفتند : خدا و پيامبرش داناترند .
فرمود : «نخستين كسانى كه از خلق خدا كه وارد بهشت مى شوند ، تهى دستان و مهاجران اند ؛ همانان كه به واسطه ايشان ، مرزها حمايت ، و بلاها و ناملايمات ، دفع مى شوند ، و هر يك از آنها مى ميرد و حاجتش در سينه اش مى ماند و نمى تواند آن را برآورده سازد .
پس ، خداى عز و جل به هر شمار از فرشتگانش كه مى خواهد ، مى فرمايد : نزد ايشان برويد و درودشان بگوييد .
فرشتگان مى گويند : ما ساكنان آسمان تو و برگزيدگان تو از ميان آفريدگانت هستيم . آيا به ما دستور مى دهى كه نزد آنان برويم و سلامشان كنيم؟
خداوند مى فرمايد : آنان ، بندگانى بودند كه مرا مى پرستيدند و هيچ چيزى را شريك من نمى گردانيدند . به واسطه آنها مرزها نگهدارى ، و بلاها و ناملايمات ، دفع مى شدند ، و هر يك از آنها مى مُرد و حاجتش را همچنان در سينه اش داشت و نمى توانست آن را برآورده سازد .
در اين هنگام ، فرشتگان ، نزد ايشان مى روند و از هر درى بر آنان وارد مى شوند [و مى گويند :] «سلام بر شما كه شكيبايى كرديد ! پس چه نيكوست فرجام [ اين ]سراى !» .و ـ تهى دستان قانع۹۳.حدّثنا علي بن أحمد بن موسى الدقّاق رضى الله عنه قپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :نخستين گروه از امّتم كه درِ بهشت را مى زنند ، تهى دستانِ آنان اند و بيشترين اهل بهشت را مستضعفان آنان ، تشكيل مى دهند ، و نخستين گروه از امّت من كه در روز قيامت به سوى دوزخ رانده مى شوند ، قيف صفتان اند ؛ (1)همانان كه هر چه مى خورند ، سير نمى شوند و هر چه گرد مى آورند ، بى نياز نمى شوند . تمام همّ و غم ايشان ، دنياست.
.
1) .يعنى مانند قيف اند و چيزى را در خود نگه نمى دارند ؛ بلكه به داخل ظرف ، رد مى كنند . اينان هر چه مى خورند و جمع مى كنند ، گويى از آنها عبور مى كند و در آنان نمى ماند و اشباعشان نمى كند .
۹۲.ابو خالد كابلى گويد :الزّهد لابن المبارك عن سعيد بن المسيّب :جاءَ رَجُلٌ إِلَى رَسُولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَقالَ : ... مَن أَوَّلُ النّاسِ يَدخُلُ الجَنَّةَ؟ قالَ : الفُقَراءُ يَسبِقُونَ النّاسَ إِلَى الجَنَّةِ ، فَيَخرُجُ إِلَيهِم مِنها مَلائِكَةٌ فَيَقُولُونَ : اِرجِعُوا إِلى الحِسابِ ، فَيَقُولُونَ : عَلى ما نُحاسَبُ؟! وَاللّهِ ما أُفِيضَت عَلَينا مِنَ الأَموالِ فِي الدُّنيا فَنَقبِضَ فِيها وَنَبسُطَ ، وَما كُنّا أُمَراءَ نَعدِلُ وَنَجُورُ . (1)۹۲.حدّثنا علي بن عبداللّه الورّاق قال :تنبيه الخواطر :فِي الوَحيِ القَدِيمِ : هَل تَدرُونَ أَوَّلَ مَن يَدخُلُ الجَنَّةَ؟ اَلفُقَراءُ الرّاضُونَ . (2)ز ـ المُؤَذِّنُونَ۹۰.عبدالعظيم حسنى از حضرت جواد عليه السلام و او از آأخبار مكّة للفاكهي عن جابر بن عبد اللّه :سُئِلَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : مَن أَوَّلُ مَن يَدخُلُ الجَنَّةَ؟ قالَ صلى الله عليه و آله : الأَنبِياءُ ، وَالشُّهَداءُ ، وَالمُؤَذِّنُونَ ؛ مُؤَذِّنُو الكَعبَةِ ، وَمُؤَذِّنُو بَيتِ المَقدِسِ ، وَمُؤَذِّنُو مَسجِدِي ، ثُمَّ سائِرُ النّاسِ عَلى قَدرِ أَعمالِهِم. (3)ح ـ التّاجِرُ الصَّدُوقُ۹۰.حدّثنا محمّد بن أحمد الشيباني رضى الله عنه قال :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :أَوَّلُ مَن يَدخُلُ الجَنَّةَ التّاجِرُ الصَّدُوقُ . (4).
1) .الزهد لابن المبارك (الملحقات): ص ۸۰ ح ۲۸۳ ، حلية الأولياء : ج ۸ ص ۱۴۳ وراجع : مكارم الأخلاق : ج ۲ ص ۳۶۹ ح ۲۶۶۱ وعدّة الداعي : ص ۱۰۵ وأعلام الدين : ص ۱۹۵ .
2) .تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۱۱۵.
3) .أخبار مكّة للفاكهي : ج ۲ ص ۱۳۴ ح ۱۳۰۵ ، شعب الإيمان : ج ۳ ص ۱۲۱ ح ۳۰۶۴ نحوه ، كنز العمّال : ج ۷ ص ۶۸۹ ح ۲۰۹۳۷ .
4) .المصنّف لابن أبي شيبة : ج ۸ ص ۳۶۱ ح ۳۱۱ عن أبي ذرّ ، كنز العمّال : ج ۴ ص ۱۱ ح ۹۲۴۵.
۸۹.على بن هاشم از پدرش از حضرت باقر عليه السلام روايالزهد ، ابن مباركـ به نقل از سعيد بن مسيّب ـ: مردى نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آمد و گفت : ... نخستين مردمانى كه به بهشت وارد مى شوند ، چه كسانى هستند؟
فرمود : «تهى دستان ، از ديگر مردمان ، به سوى بهشت ، سبقت مى گيرند . پس فرشتگان از بهشت ، بيرون مى آيند و مى گويند : براى حسابرسى برگرديد .
آنان مى گويند : براى چه چيزى ، حسابرسى شويم؟! به خدا سوگند كه از مال دنيا چيزى به ما داده نشد تا جمع و خرج كنيم و فرمان روا هم نبوديم تا دادگرى و بيدادگرى كرده باشيم » .۸۸.سليمان بن حفص مروزى گويد :تنبيه الخواطر :در وحى ديرين ، آمده است كه : آيا مى دانيد نخستين كسانى كه وارد بهشت مى شوند ، كيان اند؟ تهى دستان راضى.ز ـ مؤذّنان۸۹.الحسين بن علي العلوي ، عن سهل بن جمهور ، عن عبدالأخبار مكّة ، فاكهىـ به نقل از جابر بن عبد اللّه ـ: از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پرسيده شد : چه كسى پيش از همه ، وارد بهشت مى شود؟
فرمود : «پيامبران ، شهيدان ، مؤذّنان : مؤذّنان كعبه ، مؤذّنان بيت المقدّس و مؤذّنان مسجد من . سپس ديگر مردمان بر حسب اعمالشان» .ح ـ بازرگان راستگو۸۷.عن عبدالعظيم ابن عبداللّه قال :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :نخستين كسى كه وارد بهشت مى شود ، بازرگان راستگوست.
.
ط ـ العَبدُ الأَسوَدُ۸۵.عبدالعظيم حسنى از حضرت جواد عليه السلام روايت كردرسول اللّه صلى الله عليه و آله :إِنَّ أَوَّلَ النّاسِ يَدخُلُ الجَنَّةَ يَومَ القِيامَةِ العَبدُ الأَسوَدُ . (1)۱۵ / ۴صِفَةُ أَوَّلِ زُمرَةٍ يَدخُلُونَ الجَنَّةَ۷۲.محمد بن يعقوب كلينى از برخى كسان از عبدالعظيم بنرسول اللّه صلى الله عليه و آله :إِنَّ أَوَّلَ زُمرَةٍ يَدخُلُونَ الجَنَّةَ يَومَ القِيامَةِ ضَوءُ وُجُوهِهِم عَلى مِثلِ ضَوءِ القَمَرِ لَيلَةَ البَدرِ ، وَالزُّمرَةُ الثّانِيةُ عَلى مِثلِ أَحسَنِ كَوكَبٍ دُرِّيٍ فِي السَّماءِ ، لِكُلِّ رَجُلٍ مِنهُم زَوجَتانِ ، عَلى كُلِّ زَوجَةٍ سَبعُونَ حُلَّةً ، يُرى مُخُّ ساقِها مِن وَرائِها . (2)۷۱.عبدالعظيم حسنى گويد :سنن الدارمي عن أبي هريرة :قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : إِنَّ أَوَّلَ زُمرَةٍ يَدخُلُونَ الجَنَّةَ مِن أُمَّتِي عَلى صُورَةِ القَمَرِ لَيلَةَ البَدرِ ، ثُمَّ الَّذِينَ يَلُونَهُم عَلى أَحسَنِ كَوكَبٍ إِضاءَةً فِي السَّماءِ .
فَقامَ عُكاشَةُ فَقالَ : يا رَسُولَ اللّهِ ، اُدعُ اللّهَ أَن يَجعَلَنِي مِنهُم . فَقالَ : اَللَّهُمَّ اجعَلهُ مِنهُم . ثُمَّ قامَ رَجُلٌ آخَرُ فَقالَ : يا رَسُولَ اللّهِ ، اُدعُ اللّهَ أَن يَجعَلَنِي مِنهُم . فَقالَ : سَبَقَكَ بِها عُكاشَةُ . (3).
1) .تفسير الطبري : ج ۱۱ الجزء ۱۹ ص ۱۴ ، تفسير ابن كثير : ج ۶ ص ۱۲۰ ، البداية والنهاية : ج ۱ ص ۲۲۸ ، الدرّ المنثور : ج ۶ ص ۲۵۷ نقلاً عن ابن إسحاق وكلّها عن محمّد بن كعب القرظي .
2) .سنن الترمذي : ج ۴ ص ۶۷۷ ح ۲۵۳۵ ، المصنّف لابن أبي شيبة : ج ۸ ص ۷۸ ح ۶۴ كلاهما عن أبي سعيد الخدري ، مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۸ ح ۷۱۵۵ ، صحيح ابن حبّان : ج ۱۶ ص ۴۳۶ ح ۷۴۲۰ كلاهما عن أبي هريرة نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۷۱ ح ۳۹۳۰۲ وراجع : صحيح البخاري : ج ۳ ص ۱۱۸۶ ح ۳۰۷۴ و سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۱۴۴۹ ح ۴۳۳۳ .
3) .سنن الدارمي : ج ۲ ص ۷۹۰ ح ۲۷۱۹ ، مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۵۷۰ ح ۱۰۵۲۹ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۳ ص ۲۵۳ ح ۵۰۱۰ ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۸۷ ح ۳۹۳۷۰.
ط ـ برده سياه۷۲.حدّثنا محمّد بن يعقوب الكليني ، عن بعض رجاله ، عنپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :نخستين انسانى كه در روز قيامت وارد بهشت مى شود ، برده سياه است .۱۵ / ۴ويژگى نخستين گروه وارد شونده به بهشت۷۰.حدّثنا علي بن أحمد بن عمران الدقّاق رضى الله عنهپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :نخستين گروهى كه در روز قيامت ، وارد بهشت مى شوند ، نور چهره هايشان همچون نور ماه شب چهارده است ، و گروه دوم ، مانند زيباترين ستاره درخشان در آسمان اند . هر مردى از ايشان دو همسر دارد و بر هر همسرى ، هفتاد جامه پوشيده است كه مغز ساق او از پشت آنها ديده مى شود.۶۹.عبدالعظيم حسنى گفت :سنن الدارمىـ به نقل از ابو هريره ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «نخستين گروه از امّت من كه وارد بهشت مى شوند ، مانند ماه شب چهارده مى درخشند ، و كسانى كه پس از آنان وارد مى شوند ، چونان درخشان ترين اختر آسمان اند» .
عُكاشه برخاست و گفت : اى پيامبر خدا ! دعا كن كه خداوند ، مرا از ايشان قرار دهد .
فرمود : «بار خدايا! او را از ايشان قرار ده» .
مرد ديگرى برخاست و گفت : اى پيامبر ! دعا كن كه خداوند ، مرا نيز از ايشان قرار دهد .
فرمود : «عُكاشه در آن ، از تو سبقت گرفت» .
.
۱۵ / ۵مَن يَدخُلُ الجَنَّةَ بِغَيرِ حِسابٍ۵۱.جابر از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده كه آن جنرسول اللّه صلى الله عليه و آله :إِذا كانَ يَومُ القِيامَةِ جَمَعَ اللّهُ الخَلائِقَ فِي صَعِيدٍ (1)واحِدٍ ، وَيُنادِي مُنادٍ مِن عِندِ اللّهِ ، يُسمِعُ آخِرَهُم كَما يُسمِعُ أَوَّلَهم ، يَقُولُ : أَينَ أَهلُ الصَّبرِ؟ فَيَقُومُ عُنُقٌ مِنَ النّاسِ ، فَتَستَقبِلُهُم زُمرَةٌ مِنَ المَلائِكَةِ ، فَيَقُولُونَ لَهُم : ما كانَ صَبرُكُم هذا الَّذِي صَبَرتُم؟ فَيَقُولُونَ : صَبَّرنا أَنفُسَنا عَلى طاعَةِ اللّهِ ، وَصَبَّرناها عَن مَعصِيَةِ اللّهِ . قالَ : فَيُنادِي مُنادٍ مِن عِندِ اللّهِ : صَدَقَ عِبادِي ، خَلُّوا سَبِيلَهُم لِيَدخُلُوا الجَنَّةَ بِغَيرِ حِسابٍ .
قالَ : ثُمَّ يُنادِي مُنادٍ آخَرَ ، يُسمِعُ آخِرَهُم كَما يُسمِعُ أَوَّلَهُم ، فَيَقُولُ : أَينَ أَهلُ الفَضلِ؟ فَيَقُومُ عُنُقٌ مِنَ النّاسِ ، فَتَستَقبِلُهُم زُمرَةٌ مِنَ المَلائِكَةِ ، فَيَقُولُونَ : ما فَضلُكُم هذا الَّذِي نُودِيتُم بِهِ؟ فَيَقُولُونَ : كُنّا يُجهَلُ عَلَينا فِي الدُّنيا فَنَحتَمِلُ، وَيُساءُ إِلَينا فَنَعفُو. قالَ : فَيُنادِي مُنادٍ مِن عِندِ اللّهِ تَعالى : صَدَقَ عِبادِي ، خَلُّوا سَبِيلَهُم لِيَدخُلُوا الجَنَّةَ بِغَيرِ حِسابٍ .
قالَ : ثُمَّ يُنادِي مُنادٍ مِن عِندِ اللّهِ عز و جل ، يُسمِعُ آخِرَهُم كَما يُسمِعُ أَوَّلَهُم ، فَيَقُولُ : أَينَ جِيرانُ اللّهِ جَلَّ جَلالُهُ فِي دارِهِ؟ فَيَقُومُ عُنُقٌ مِنَ النّاسِ ، فَتَستَقبِلُهُم زُمرَةٌ مِنَ المَلائِكَةِ ، فَيَقُولُونَ لَهُم : ماذا كانَ عَمَلُكُم فِي دارِ الدُّنيا فَصِرتُم بِهِ اليَومَ جِيرانَ اللّهِ تَعالى فِي دارِهِ؟ فَيَقُولُونَ : كُنّا نَتَحابُّ فِي اللّهِ عز و جل وَنَتَباذَلُ فِي اللّهِ ، وَنَتَوازَرُ فِي اللّهِ ، فَيُنادِي مُنادٍ مِن عِندِ اللّهِ : صَدَقَ عِبادِي ، خَلُّوا سَبِيلَهُم لِيَنطَلِقُوا إِلى جِوارِ اللّهِ فِي الجَنَّةِ بِغَيرِ حِسابٍ . قالَ: فَيَنطَلِقُونَ إِلَى الجَنَّةِ بِغَيرِ حِسابٍ . (2)راجع : ص ۵۹۴ (الفصل السادس عشر : درجات الجنّة / اصناف درجات الجنة) .
.
۱۵ / ۵كسانى كه بدون حسابرسى ، به بهشت مى روند۳۸.ابراهيم بن ابى محمود گويد :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :چون روز قيامت شود ، خداوند ، خلايق را در فلاتى پهناور گرد مى آورد و آواز دهنده اى از جانب خدا با صدايى كه همگان ، يكسان آن را مى شنوند ، بانگ مى زند كه : اهل شكيبايى ، كجايند؟
پس ، شمارى از مردم بر مى خيزند . گروهى از فرشتگان ، جلو آنان را مى گيرند و مى گويند : اين ، شكيبايى اى كه شما نشان داده ايد ، چه بوده است؟
آنان مى گويند : ما خويشتن را بر طاعت خدا و خوددارى از معصيت او ، به شكيبايى وا داشتيم .
در اين هنگام ، آواز دهنده اى از جانب خدا بانگ مى زند كه : «بندگانم ، راست مى گويند . راه را بر آنان بگشاييد تا بدون حسابرسى ، وارد بهشت شوند».
سپس آواز دهنده ديگرى از جانب خدا با صدايى كه همگان ، يكسان آن را مى شنوند ، بانگ مى زند كه : اهل بزرگوارى ، كجايند ؟
پس ، شمارى از مردم بر مى خيزند . گروهى از فرشتگان ، راه را بر ايشان مى گيرند و مى گويند : اين بزرگوارىِ شما كه در باره آن بانگ زده شديد ، چه بوده است؟
مى گويند : ما در دنيا چنان بوديم كه هر گاه به ما نادانى و اهانتى مى شد ، تحمّل مى كرديم و هر گاه به ما بدى مى شد ، گذشت مى كرديم .
در اين هنگام ، آواز دهنده اى از جانب خداى بلندمرتبه ، بانگ مى زند كه : «بندگانم راست مى گويند . راه را بر آنان بگشاييد تا بدون حسابرسى ، وارد بهشت شوند» .
باز ، آواز دهنده اى از جانب خداى عز و جل با صدايى كه همگان آن را يكسان مى شنوند ، بانگ مى زند كه : همسايگان خانه خداوند بزرگ ، كجايند ؟
پس ، شمارى از مردم بر مى خيزند . گروهى از فرشتگان ، راه را بر ايشان مى گيرند و مى گويند : عمل شما در سراى دنيا چه بوده كه به سبب آن ، امروز ، همسايگان خانه خداى بلندمرتبه شده ايد؟
آنان مى گويند : ما براى خداوند عز و جل ، يكديگر را دوست مى داشتيم ، براى خدا به يكديگر بخشش مى كرديم ، و براى خدا به همديگر كمك مى نموديم .
در اين هنگام ، آواز دهنده اى از جانب خدا بانگ مى زند كه : «بندگانم راست مى گويند . راه را بر آنان بگشاييد تا بدون حسابرسى ، به همسايگى خدا در بهشت روند» و آنان بدون حسابرسى ، به بهشت مى روند.ر . ك : ص ۵۹۵ (فصل شانزدهم : درجات بهشت / انواع درجات بهشت) .
.
۱۵ / ۶مَن يَدخُلُ الجَنَّةَ سِرّا۲۱.امام باقر عليه السلام درباره قول خداى عزّ وجل :الإمام الصادق عليه السلام :إِذا كانَ يَومُ القِيامَةِ نَظَرَ رِضوانُ خازِنُ الجِنانِ إِلى قَومٍ لَم يَمُرُّوا بِهِ ، فَيَقُولُ : مَن أَنتُم؟ وَمِن أَينَ دَخَلتُم؟ يَقُولُونَ : إِيّاكَ عَنّا ، فَإِنّا قَومٌ عَبَدَنا اللّهَ سِرّا فَأَدخَلَنا اللّهُ الجَنَّةَ سِرّا. (1)۱۵ / ۷آخِرُ مَن يَدخُلُ الجَنَّةَ مِنَ الأَنبِياءِ۱۸.حضرت باقر عليه السلام درباره آيه شريفه {Q} « وَأَرسول اللّه صلى الله عليه و آله :يَدخُلُ سُلَيمانُ الجَنَّةَ بَعدَ دُخُولِ الأَنبِياءِ بِأَربَعِينَ عاما ؛ لِلسَّبَبِ الَّذِي أَعطاهُ اللّهُ عز و جل . (2)۲۱.أحمد بن مهران ، عن عبدالعظيم ابن عبداللّه الحسنيالإمام الصادق عليه السلام :آخِرُ مَن يَدخُلُ الجَنَّةَ مِنَ النَّبِيِّينَ سُلَيمانُ بنُ داوُودَ عليه السلام ؛ وَذَلِكَ لِما أُعطِيَ فِي الدُّنيا . (3)۱۵ / ۸ما رُوىَ في آخِرِ مَن يَدخُلُ الجَنَّةَ مِنَ النَّاسِ (4)۱۷.يحيى بن سالم از حضرت صادق عليه السلام روايت كردهصحيح مسلم عن عبد اللّه بن مسعود :قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : إِنِّي لَأَعلَمُ آخِرَ أَهلِ النّارِ خُرُوجا مِنها ، وَآخِرَ أَهلِ الجَنَّةِ دُخُولاً الجَنَّةَ ؛ رَجُلٌ يَخرُجُ مِن النّارِ حَبوا (5)، فَيَقُولُ اللّهُ تَبارَكَ وَتَعالى لَهُ : اِذهَب فَادخُلِ الجَنَّةَ ، فَيَأتِيها فَيُخَيَّلُ إِلَيهِ أَنَّها مَلأى ، فَيَرجِعُ فَيَقُولُ : يا رَبِّ وَجَدتُها مَلأى! فَيَقُولُ اللّهُ تَبارَكَ وَتَعالى لَهُ : اِذهَب فَادخُلِ الجَنَّةِ . قالَ : فَيَأتِيها فَيُخَيَّلُ إِلَيهِ أَنَّها مَلأى . فَيَرجِعُ فَيَقُولُ : يا رَبِّ وَجَدتُها مَلأى! فَيَقُولُ اللّهُ لَهُ : اذهَب فَادخُلِ الجَنَّةَ ، فَإِنَّ لَكَ مِثلَ الدُّنيا وَعَشرَةَ أَمثالِها ـ أَو : إِنَّ لَكَ عَشرَةَ أَمثالِ الدُّنيا ـ قالَ : فَيَقُولُ : أَتَسخَرُبِي (أَو : أَتَضحَكُ بِي) ۶ وَأَنتَ المَلِكُ؟
قالَ : لَقَد رَأَيتُ رَسُولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله ضَحِكَ حَتّى بَدَت نَواجِذُهُ . (6).
1) .فلاح السائل : ص ۹۲ ح ۲۷ عن صفوان الجمّال ، بحار الأنوار : ج ۷۵ ص ۴۱۱ ح ۶۰ .
2) .الفردوس : ج ۵ ص ۵۰۷ ح ۸۹۰۸ و ص ۵۰۸ ح ۸۹۱۴ كلاهما عن أنس.
3) .مستطرفات السرائر : ص ۴۱ ح ۷ عن زرارة ، التمحيص : ص ۴۹ ح ۸۰ عن عبد اللّه بن سنان ، بحار الأنوار : ج ۱۴ ص ۷۴ ح ۱۶.
4) .جدير بالذكر أن هذه الروايات و ان وردت في المصادر المعتبرة لأهل السنة إلّا أنّها ـ في نظرنا ـ ضعيفة سندا و متنا و تستحق التأمل .
5) .الحَبْو : أن يمشي على يديه وركبتيه أو استه (النهاية : ج ۱ ص ۳۳۶ «حبا»).
6) .صحيح مسلم : ج ۱ ص ۱۷۳ ح ۳۰۸ ، سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۱۴۵۲ ح ۴۳۳۹ ، مسند ابن حنبل : ج ۲ ص ۱۸۵ ح ۴۳۹۱ نحوه ، صحيح ابن حبّان : ج ۱۶ ص ۵۱۷ ح ۷۴۷۵ ، مسند أبي يعلى : ج ۵ ص ۷۵ ح ۵۱۱۷ ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۵۰۴ ح ۳۹۴۲۲ وراجع : صحيح البخاري : ج ۶ ص ۲۷۲۸ ح ۷۰۷۳ والمعجم الكبير : ج ۱۰ ص ۱۶۵ ح ۱۰۳۳۹ والمصنّف لابن أبي شيبة : ج ۸ ص ۷۸ ح ۶۳ .
۱۵ / ۶كسانى كه پنهانى ، وارد بهشت مى شوند۱۸.أحمد بن مهران ، عن عبدالعظيم ابن عبداللّه الحسنيامام صادق عليه السلام :چون روز قيامت شود ، رضوان ، نگهبان باغ هاى بهشت ، شمارى را مى بيند كه از برابر او نگذشته اند . مى گويد : شما كيستيد؟ و از كجا آمده ايد؟
مى گويند : با ما كارى نداشته باش . ما گروهى هستيم كه خدا را نهانى عبادت كرديم و خدا هم ما را نهانى به بهشت در آورْد .۱۵ / ۷آخرين پيامبرى كه وارد بهشت مى شود۱۵.وبهذا الإسناد عن عبدالعظيم ابن عبداللّه الحسني قاپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :سليمان ، چهل سال بعد از ورود پيامبران ، وارد بهشت مى شود و اين به سبب سلطنتى است كه خداوند عز و جل [ در دنيا ] به او عطا كرد.۱۴.ابراهيم بن ابى محمود گويد :امام صادق عليه السلام :آخرين كس از پيامبران كه وارد بهشت مى شود ، سليمان بن داوود است و اين ، به سبب چيزى است كه در دنيا به او داده شد.۱۵ / ۸احاديثى در باره آخرين كس از مردم كه وارد بهشت مى شود (1)۱۴.حدّثنا محمّد بن أحمد السناني قال :صحيح مسلمـ به نقل از عبد اللّه بن مسعود ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «من مى دانم آخرين دوزخى اى كه از دوزخ ، بيرون مى آيد و آخرين بهشتى اى كه وارد بهشت مى شود ، چه كسى است : مردى كه چهار دست و پا از آتش بيرون مى رود . پس خداى بزرگ و والا ، به او مى فرمايد : برو و وارد بهشت شو .
او خود را به بهشت مى رساند ؛ امّا به نظرش مى رسد كه پُر است . از اين رو ، باز مى گردد و مى گويد : پروردگارا ! بهشت ، پُر بود!
خداى بزرگ و والا ، به او مى فرمايد : برو و وارد بهشت شو .
او مى رود و باز بهشت به نظرش پُر مى آيد . دوباره بر مى گردد و مى گويد : پروردگارا ! بهشت ، پُر بود!
خدا به او مى فرمايد : برو و وارد بهشت شو . براى تو به اندازه دنيا و بلكه ده برابر آن ، جا هست ـ يا : براى تو ده برابر دنيا ، جا هست ـ .
او مى گويد : مرا دست مى اندازى يا مرا ريشخند مى كنى ، در حالى كه تو پادشاهى؟!» .
ديدم پيامبر خدا صلى الله عليه و آله چنان خنديد كه دندان هاى آسيايش نمايان شد .
.
1) .گفتنى است اين احاديث ، در مصادر اهل سنّت آمده اند ، ولى از نظر ما سند و متن آنها بسيار ضعيف و قابل تأمّل است .
۱۳.حدّثنا محمّد بن أحمد الشيباني رضى الله عنه قال :صحيح مسلم عن أبي ذرّ :قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : إِنِّي لَأَعلَمُ آخِرَ أَهلِ الجَنَّةِ دُخُولاً الجَنَّةَ وَآخِرَ أَهلِ النّارِ خُرُوجا مِنها ؛ رَجُلٌ يُؤتى بِهِ يَومَ القِيامَةِ فَيُقالُ : اعرِضُوا عَلَيهِ صِغارَ ذُنُوبِهِ وَارفَعُوا عَنهُ كِبارَها ، فَتُعرَضُ عَلَيهِ صِغارُ ذُنُوبِهِ ، فَيُقالُ : عَمِلتَ يَومَ كَذا وَكَذا ، كَذا وَكَذا ، وَعَمِلتَ يَومَ كَذا وَكَذا ، كَذا وَكَذا .
فَيَقُولُ : نَعَم . لا يَستَطِيعُ أَن يُنكِرَ ، وَهُوَ مُشفِقٌ مِن كِبارِ ذُنُوبِهِ أَن تُعرَضَ عَلَيهِ .
فَيُقالُ لَهُ : فَإِنَّ لَكَ مَكانَ كُلِّ سَيِّئَةٍ حَسَنَةً .
فَيَقُولُ : رَبِّ ! قَد عَمِلتُ أَشياءَ لا أَراها ها هُنا!!
فَلَقَد رَأَيتُ رَسُولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله ضَحِكَ حَتّى بَدَت نَواجِذُهُ . (1).
1) .صحيح مسلم : ج ۱ ص ۱۷۷ ح ۳۱۴ ، سنن الترمذي : ج ۴ ص ۷۱۳ ح ۲۵۹۶ ، مسند ابن حنبل : ج ۸ ص ۱۱۵ ح ۲۱۵۴۸ ، صحيح ابن حبّان : ج ۱۶ ص ۳۷۵ ح ۷۳۷۵ كلّها نحوه ، السنن الكبرى : ج ۱۰ ص ۳۲۰ ح ۲۰۷۷۲ وراجع : عوالي اللآلي : ج ۱ ص ۱۲۴ ح ۵۶ .
۱۲.أحمد بن مهران ، عن عبدالعظيم ابن عبداللّه ، عن محصحيح مسلمـ به نقل از ابو ذر ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «من آخرين بهشتى اى را كه وارد بهشت مى شود و آخرين دوزخى اى را كه از دوزخ خارج مى شود ، مى دانم كيست ؟ مردى است كه در روز قيامت ، او را مى آورند و گفته مى شود : گناهان كوچكش را به او نشان دهيد و گناهان بزرگش را از وى پنهان داريد .
پس گناهان كوچكش به او نشان داده مى شوند و گفته مى شود : تو در روز فلان و بهمان ، چنين و چنان كردى و در روز فلان و بهمان ، چنين و چنان كردى .
او مى گويد : بله . و نمى تواند انكار كند. او بيمناك است كه گناهان بزرگش بر او عرضه شوند ؛ امّا به او گفته مى شود : اينك به جاى هر يك گناه ، يك ثواب داده مى شوى.
او مى گويد : پروردگارا ! من كارهايى [ زشت ] كرده ام كه آنها را در اين جا نمى بينم!» .
ديدم پيامبر خدا صلى الله عليه و آله چنان خنديد كه دندان هاى آسيايش نمايان شد . .
۱۱.مالك جهنى گفت :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :آخِرُ مَن يَدخُلُ الجَنَّةَ رَجُلٌ ، فَهُوَ يَمشِي مَرَّةً وَيَكبُو مَرَّةً وَتَسفَعُهُ (1)النّارُ مَرَّةً ، فَإِذا ما جاوَزَها التَفَتَ إِلَيها ، فَقالَ : تَبارَكَ الَّذِي نَجّانِي مِنكِ ، لَقَد أَعطانِيَ اللّهُ شَيئا ما أَعطاهُ أَحدا مِنَ الأَوَّلِينَ وَالآخِرِينَ . فَتُرفَعُ لَهُ شَجَرَةٌ ، فَيَقُولُ : أَي رَبِّ! أَدنِنِي مِن هذِهِ الشَّجَرَةِ فَلِأَستَظِلَّ بِظِلِّها وَأَشرَبَ مِن مائِها ، فَيَقُولُ اللّهُ عز و جل : يابنَ آدَمَ! لَعَلِّي إِن أَعطَيتُكَها سَأَلتَنِي غَيرَها؟ فَيَقُولُ : لا يا رَبِّ! وَيُعاهِدُهُ أَن لا يَسأَلَهُ غَيرَها ، وَرَبُّهُ يُعذِرُهُ لِأَنَّهُ يَرى ما لا صَبرَ لَهُ عَلَيهِ ، فَيُدنِيهِ مِنها، فَيَستَظِلُّ بِظِلِّها وَيَشرَبُ مِن مائِها .
ثُمَّ تُرفَعُ لَهُ شَجَرَةٌ هِيَ أَحسَنُ مِنَ الأُولى ، فَيَقُولُ : أَي رَبِّ! أَدنِنِي مِن هذِهِ لِأَشرَبَ مِن مائِها وَأَستَظِلَّ بِظِلِّها، لا أَسأَلُكَ غَيرَها ، فَيَقُولُ : يَابنَ آدَمَ! أَلَم تُعاهِدنِي أَن لا تَسأَلَنِي غَيرَها؟ فَيَقُولُ : لَعَلِّي إِن أَدنَيتُكَ مِنها تَسأَلُنِي غَيرَها؟ فَيُعاهِدُهُ أَن لا يَسأَلَهُ غَيرَها ، وَرَبُّهُ يُعذِرُهُ لِأَنَّهُ يَرى ما لا صَبرَ لَهُ عَلَيهِ ، فَيُدنِيهِ مِنها ، فَيَستَظِلُّ بِظِلِّها وَيَشرَبُ مِن مائِها .
ثُمَّ تُرفَعُ لَهُ شَجَرَةٌ عِندَ بابِ الجَنَّةِ هِيَ أَحسَنُ مِنَ الأُولَيَينِ ، فَيَقُولُ : أَي رَبِّ! أَدنِنِي مِن هذِهِ لِأَستَظِلَّ بِظِلِّها وَأَشرَبَ مِن مائِها ، لا أَسأَلُكَ غَيرَها ، فَيَقُولُ : يَابنَ آدَمَ! أَلَم تُعاهِدنِي أَن لا تَسأَلِني غَيرَها؟ قالَ : بَلى يا رَبِّ! هذِهِ لا أَسأَلُكَ غَيرَها ، وَرَبُّهُ يُعذِرُهُ لِأَنَّهُ يَرى ما لا صَبرَ لَهُ عَلَيها ، فَيُدنِيهِ مِنها .
فَإِذا أَدناهُ مِنها، فَيَسمَعُ أَصواتَ أَهلِ الجَنِّةِ ، فَيَقُولُ : أَي رَبِّ! أَدخِلنِيها ، فَيَقُولُ : يَابنَ آدَمَ! ما يَصرِينِي مِنكَ (2)؟ أَيُرضِيكَ أَن أُعطِيَكَ الدُّنيا وَمِثلَها مَعَها؟ قالَ : يا رَبِّ! أَتَستَهزِئُ مِنّي وَأَنتَ رَبُّ العالَمِينَ؟! (3).
1) .سَفَعَتْه النار : لَفَحته لفحا يسيرا فغيّرت لون بشرته وسوّدته (لسان العرب : ج ۸ ص ۱۵۷ «سفع»).
2) .ما يَصريني منك : أي ما يَقطعُ مَسْألَتك ويمنعك من سؤالي (النهاية : ج ۳ ص ۲۷ «صرا»).
3) .صحيح مسلم : ج ۱ ص ۱۷۴ ح ۳۱۰ ، مسند ابن حنبل : ج ۲ ص ۸۱ ح ۳۸۹۹ ، المعجم الكبير : ج ۱۵ ص ۹ ح ۹۷۷۵ كلاهما نحوه وكلّها عن عبد اللّه بن مسعود ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۵۰۰ ح ۳۹۴۱۸.
۱۰.ابو بصير گويد :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :آخرين كسى كه وارد بهشت مى شود ، مردى است كه افتان و خيزان مى رود و گاه ، آتش بر چهره او مى زند و آن را سياه مى كند ، و چون از آن گذشت ، به طرف آن ، نگاهى مى اندازد و مى گويد : بزرگ است آن كه مرا از تو ( آتش دوزخ ) رهانيد ! خدا چيزى به من داد كه به هيچ يك از اوّلين و آخرينِ انسان ها نداده است .
در اين هنگام ، درختى در نظرش ظاهر مى شود . مى گويد : پروردگارا ! مرا به آن درخت ، نزديك گردان تا در سايه آن ، آرام گيرم و از آبش بنوشم.
خداوند عز و جل مى فرمايد : «اى پسر آدم! اگر خواسته ات را بر آورم ، چيز ديگرى از من درخواست نمى كنى؟» .
مى گويد : نه ، اى پروردگار ! و قول مى دهد كه درخواست ديگرى از او نكند ؛ امّا پروردگارش او را معذور مى دارد ؛ چون چيز ديگرى را مى بيند كه [ دلش آن را مى خواهد و ]در برابرش ياراى شكيبايى ندارد . پس خداوند ، او را به آن درخت ، نزديك مى گرداند و او در سايه اش مى آرمد و از آبش مى نوشد.
در اين هنگام ، درختى زيباتر از درخت اوّلى در نظرش ظاهر مى شود . او مى گويد : پروردگارا ! مرا به اين درخت ، نزديك گردان تا از آب آن بنوشم و در سايه اش بيارمم . جز اين هم چيز ديگرى از تو نخواهم خواست .
خداوند مى فرمايد : «اى پسر آدم! مگر به من قول ندادى كه درخواست ديگرى از من ننمايى؟» و سپس مى فرمايد : «اگر تو را نزديكش بردم ، درخواست ديگرى از من نخواهى كرد؟» .
او عهد مى بندد كه درخواست ديگرى نكند ؛ امّا باز پروردگارش او را معذور مى دارد ؛ زيرا چيزى را مى بيند كه در برابرش طاقت شكيبايى ندارد . پس خداوند ، او را به آن درخت ، نزديك مى گرداند و او در سايه اش مى آرمد و از آبش مى نوشد .
ديگر بار ، درختى زيباتر از آن دو درخت قبلى ، جلو درِ بهشت در نظرش ظاهر مى شود و او مى گويد : پروردگارا! مرا به اين درخت نزديك گردان تا در سايه اش بيارمم و از آب آن بنوشم . جز اين هم چيز ديگرى از تو نخواهم خواست .
خدا مى فرمايد : «اى پسر آدم! مگر به من وعده ندادى كه چيز ديگرى از من نخواهى؟».
مى گويد : آرى ، پروردگارا! اين [را مى خواهم] و جز اين، درخواستى نخواهم كرد .
پروردگارش او را معذور مى دارد ؛ زيرا وى چيزى را مى بيند كه در برابرش ، توان
شكيبايى ندارد . پس خداوند ، او را به آن درخت ، نزديك مى گرداند . پس چون او را به آن نزديك ساخت ، وى صداى بهشتيان را مى شنود . او مى گويد : پروردگارا ! مرا داخل آن ( بهشت ) گردان .
خدا مى فرمايد : «اى پسر آدم! چه چيزى خواسته تو را از من تمام مى كند؟ دنيا و مانند آن را به تو بدهم ، راضى ات مى كند؟» .
او مى گويد : پروردگارا! مرا مسخره مى كنى ، در حالى كه تو پروردگار جهانيانى؟! .
۹.مالك جهنى گويد :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :حَدَّثَنِي جَبرَئِيلُ وَهُوَ يَتَبَسَّمُ ، قالَ : آخِرُ مَن يَدخُلُ الجَنَّةَ يُقالُ لَهُ : مُرَّ عَلَى الصِّراطِ ، فَتَزِلُّ قَدَمُهُ وَيَتَعَلَّقُ بِالأُخرى ، وَتَزِلُّ رُكبَتُهُ وَيَتَعَلَّقُ بِالأُخرى ، وَتَزِلُّ يَدُهُ وَيَتَعَلَّقُ بِالأُخرى ، وَالنّارُ تَرمِيهِ بِشَرَرِها وَتَلدَغُهُ بِلَهَبِها ، كُلَّما أَصابَهُ شَيءٌ مِنها ضَرَبَ بِيَدَيهِ عَلَيهِ وَقالَ : اخسَأ، حَتّى يَخرُجَ مِنها بِرَحمَةِ اللّهِ عز و جل . (1)۱۱.أحمد ، عن عبدالعظيم ، عن ابن اُذينة ، عن مالك الجعنه صلى الله عليه و آله :آخِرُ مَن يَدخُلُ الجَنَّةَ رَجُلٌ مِن جُهَينَةَ ، فَيَقُولُ أَهلُ الجَنَّةِ : عِندَ جُهَينَةَ الخَبَرُ اليَقِينُ ، سَلُوهُ ، هَل بَقِيَ مِنَ الخَلائِقِ أَحَدٌ يُعَذَّبُ؟ فَيَقُولُ : لا. (2)۱۰.أحمد بن مهران ، عن عبدالعظيم الحسني ، عن علي بن أتنبيه الغافلين عن عبد اللّه بن مسعود :يَمُرُّ رَجُلٌ، وَهُوَ آخِرُ أَهلِ الجَنَّةِ دُخُولاً ، فَإِذا جازَ الصِّراطَ رُفِعَ لَه بابٌ مِنَ الجَنَّةِ ، فَلا يَدرِي أَلَهُ فِي الجَنَّةِ مَقعَدٌ! فَإِذا نَظَرَ إِلَيها قالَ : رَبِّ أَنزِلنِي هاهُنا ، فَيَقُولُ لَهُ : فَلَعَلَّكَ إِن أَنزَلتُكَ هُنا تَسأَلُنِى غَيرَهُ؟ فَيَقُولُ : لا وَعِزَّتِكَ! فَيُنزِلُهُ .
ثُمَّ يُرفَعُ لَهُ فِي الجَنَّةِ مَنازِلُ ، فَيَتَحاقَرُ إِلَيهِ ما أُعطِيَ مِمّا يَرى ، فَيَقُولُ : رَبِّ أَنزِلنِي هُناكَ ، فَيَقُولُ : فَلَعَلَّكَ إِن أَنزَلتُكَ هاهُنا أَن تَسأَلَنِي غَيرَهُ؟ فَيَقُولُ : لا وَعِزَّتِكَ! فَيُنزِلُهُ .
ثُمَّ يُرفَعُ لَهُ فِي الجَنَّةِ حَتّى الرّابِعَةِ ، فَإِذا كانَتِ الرّابِعَةُ ، رُفِعَ لَهُ ، فَيَتَحاقَرُ إِلَيهِ كُلُّ شَيءٍ أُعطِيَ ، فَيَسكُتُ ، فَلا يَسأَلُ شَيئا، فَيَقُولُ لَهُ : أَلا تَسأَلُ؟ فَيَقُولُ : سَأَلتُ حَتَّى استَحيَيتُ! فَيَقُولُ اللّهُ تَعالى : لَكَ مِثلُ الدُّنيا وَعَشرَةُ أَمثالِها . فَهذا أَوضَعُ أَهلِ الجَنَّةِ مَنزِلاً .
قالَ عَبدُ اللّهِ بنُ مَسعُودٍ : كانَ النَّبِيُ صلى الله عليه و آله لا يَتَحَدَّثُ بِذَلِكَ إِلّا ضَحِكَ حَتّى بَدَت نَواجِذُهُ . (3).
۸.امام باقر عليه السلام فرمود :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :جبرئيل ، تبسّم كنان به من گفت : به آخرين كسى كه وارد بهشت مى شود ، گفته مى شود : از صراط بگذر . پس ، يك پايش مى لغزد و به پاى ديگرش مى آويزد . يك زانويش مى لغزد و به زانوى ديگرش مى آويزد ، و يك دستش مى لغزد و به دست ديگرش مى آويزد ، و آتش با شراره هاى خود بر او مى زند و با شعله هايش او را مى گزد . هر گاه چيزى از آتش به او مى خورد ، با دستش بر آن مى زند و مى گويد : «دور شو» تا آن كه به لطف و رحمت خداوند عز و جل ، از آن بيرون مى رود.۷.عبدالعظيم حسنى از امام جواد عليه السلام نقل مى كنپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :آخرين كسى كه وارد بهشت مى شود ، مردى از جُهَينه است . پس اهل بهشت مى گويند : «خبر يقينى ، نزد جُهَينه است . از او بپرسيد كه : آيا از خلايق ، كسى مانده است كه عذاب شود؟» و او مى گويد : نه.۶.زيد شحّام گويد :تنبيه الغافلينـ به نقل از عبد اللّه بن مسعود ـ: [ پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : ]مردى كه آخرين وارد شونده به بهشت است ، عبور مى كند . از صراط كه گذشت ، درى از بهشت براى او بالا مى رود ، و او نمى داند كه آيا در بهشت برايش جاى نشستن هست يا نه ! چشمش كه به بهشت مى افتد ، مى گويد : پروردگارا ! مرا در همين جا منزل ده . خدا به او مى فرمايد : «اگر تو را در اين جا جاى دهم ، شايد جز آن را از من بخواهى!» . او مى گويد : نه ، به عزّتت سوگند!
پس خداوند ، او را در آن بهشت ، منزل مى دهد. آن گاه ، منزل هاى ديگر در بهشت برايش نمايان مى شود ، و آنچه به او داده شده است ، در برابر آنچه مى بيند ، به نظرش حقير مى آيد . مى گويد : پروردگارا ! مرا در آن جا منزل ده .
خدا مى فرمايد : «اگر تو را در آن جا منزل دهم ، شايد كه جز آنها را از من درخواست كنى !» . او مى گويد : نه ، به عزّتت سوگند!
و خداوند ، او را در آن جا منزل مى دهد. سپس منزل هاى ديگرى در بهشت برايش نمايان مى شوند ، تا مرتبه چهارم . در مرتبه چهارم كه برايش نمايان مى شوند ، همه آنچه به او داده شده است ، در نظرش حقير مى آيد ؛ امّا سكوت مى كند و چيزى درخواست نمى كند . خداوند به او مى فرمايد : «چرا درخواست نمى كنى؟» .
مى گويد : چندان درخواست كردم كه ديگر خجالت مى كشم!
خداوند بزرگ مى فرمايد : «به اندازه دنيا و ده برابر آن ، از آنِ تو باد» .
اين است وضع دون پايه ترينِ اهل بهشت.
پيامبر صلى الله عليه و آله هر گاه اين مطلب را مى فرمود ، مى خنديد ، چندان كه دندان هاى آسيايش نمايان مى شد . .
۹.أحمد بن مهران ، عن عبدالعظيم ابن عبداللّه الحسنيعنه صلى الله عليه و آله :إِذا خلصَ المُؤمِنُونَ مِنَ النَّارِ ، حُبِسُوا بِقَنطَرَةٍ بَينَ الجَنَّةِ وَالنّارِ ، فَيُتَقاصُّونَ مَظالِمَ كانَت بَينَهُم فِي الدُّنيا ، حَتّى إِذا نُقّوا وَهُذِّبُوا ، أُذِنَ لَهُم بِدُخُولِ الجَنَّةِ ، فَوَالَّذِي نَفسُ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله بِيَدِهِ ، لَأَحَدُهُم بِمَسكَنِهِ فِي الجَنَّةِ أَدَلُّ بِمَنزِلِهِ كانَ فِي الدُّنيا . (1)۸.أحمد بن مهران، عن عبدالعظيم ، عن بكار ، عن جابر ،المعجم الكبير عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إِنَّ آخِرَ رَجُلٍ يَدخُلُ الجَنَّةَ رَجُلٌ يَتَقَلَّبُ عَلَى الصِّراطِ ظَهرا لِبَطنٍ ، كَالغُلامِ يَضرِبُهُ أَبُوهُ وَهُوَ يَفِرُّ مِنهُ يَعجِزُ عَنهُ عَمَلُهُ أَن يَسعى ، فَيَقُولُ : يا رَبِّ بَلِّغ بِيَ الجَنَّةَ وَنَجِّنِي مِنَ النّارِ!
فَيُوحِي اللّهُ تَعالَى إِلَيهِ : عَبدِي ، إِن أَنا نَجَّيتُكَ مِنَ النّارِ وَأَدخَلتُكَ الجَنَّةَ أَتَعتَرِفُ لِى بِذُنُوبِكَ وَخَطاياكَ؟ فَيَقُولُ العَبدُ : نَعَم يا رَبِّ ، وَعِزَّتِكَ وَجَلالِكَ لَئِن تُنَجِّيَنِي مِنَ النّارِ لَأَعتَرِفَنَّ لَكَ بِذُنُوبِي وَخَطايايَ! فَيَجُوزُ الجِسرَ ، وَيَقُولُ العَبدُ فِيما بَينَهُ وَبَينَ نَفسِهِ : لَئِن اعتَرَفتُ لَهُ بِذُنُوبِي وَخَطايايَ لَيَرُدُّنِي إِلَى النّارِ .
فَيُوحِي اللّهُ إِلَيهِ : عَبدِي اِعتَرِف لِي بِذُنُوبِكَ وَخَطاياكَ أَغفِرْها لَكَ وَأُدخِلْكَ الجَنَّةَ ، فَيَقُولُ العَبدُ : لا وَعِزَّتِكَ ، ما أَذنَبتُ ذَنبا قَطُّ وَلا أَخطَأتُ خَطِيئةً قَطُّ!
فَيُوحِي اللّهُ إِلَيهِ : عَبدِي إِنَّ لِي عَلَيكَ بَيِّنَةً، فَيَلتَفِتُ العَبدُ يَمِينا وَشِمالاً فَلا يَرى أَحَدا، فَيَقُولُ : يا رَبِّ أَرِنِي بَيِّنَتَكَ؟ فَيَستَنطِقُ اللّهُ جِلدَهُ بِالمُحَقَّراتِ ، فَإِذا رَأَى ذَلِكَ العَبدُ يَقُولُ : يا رَبِّ عِندِي وَعِزَّتِكَ العَظائِمُ المُضمَراتُ .
فَيُوحِي اللّهُ عز و جل إِلَيهِ : عَبدِي أَنا أَعرَفُ بِها مِنكَ ، اعتَرِف لِي بِها أَغفِرْها لَكَ وَأُدخِلْكَ الجَنَّةَ ، فَيَعتَرِفُ العَبدُ بِذُنُوبِهِ فَيَدخُلُ الجَنَّةَ . ثمَّ ضَحِكَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله حَتّى بَدَت نَواجِذُهُ ، يَقُولُ : «هذا أَدنى أَهلِ الجَنَّةِ مَنزِلَةً ، فَكَيفَ بِالَّذِي فَوقَهُ؟!». (2).
۷.حدّثنا محمّد بن موسى قال :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :آن گاه كه مؤمنان از دوزخ خلاص مى شوند ، آنان را بر پلى ميان بهشت و دوزخ نگه مى دارند و تقاص ستم هايى را كه به يكديگر كرده اند ، از هم مى ستانند و چون پاك و پيراسته شدند ، به آنان اجازه ورود به بهشت داده مى شود . سوگند به آن كه جان محمّد در دست اوست ، هر يك از آنان به منزلى كه در بهشت دارد ، بيش از منزلى كه در دنيا داشته است ، مى نازد.۵.حسين بن مياح از كسى نقل مى كند كه گفت :المعجم الكبير :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «آخرين مردى كه وارد بهشت مى شود ، مردى است كه بر صراط به پشت و رو غلْت مى خورد ، همانند پسربچّه اى كه پدرش او را مى زند و او از وى مى گريزد ، و اعمالش نمى گذارد كه بدَوَد . پس مى گويد : پروردگارا ! مرا به بهشت برسان و از آتش ، نجاتم بخش !
خداى بلندمرتبه به او وحى مى كند كه : اى بنده ام! اگر تو را از آتش برَهانم و وارد بهشت نمايم ، در برابرم به گناهان و لغزش هايت اعتراف مى كنى ؟
بنده مى گويد : بله ، اى خداوند ! به عزّت و جلالت ، سوگند كه اگر مرا از آتش برَهانى ، در برابرت به گناهان و لغزش هايم اعتراف مى كنم .
پس ، از پل مى گذرد . او با خودش مى گويد : اگر به گناهان و لغزش هايم اعتراف كنم ، مرا به آتش باز مى گرداند.
پس خداوند به او وحى مى كند كه : بنده ام! به گناهان و خطاهايت اعتراف كن تا آنها را بر تو ببخشايم و تو را وارد بهشت نمايم .
بنده مى گويد : نه ، به عزّتت سوگند ! من هرگز گناهى نكرده ام و هيچ خطايى از من سر نزده است .
خداوند به او وحى مى فرمايد كه : بنده من! من بر ضدّ تو شاهد دارم .
بنده به راست و چپش مى نگرد و كسى را نمى بيند . مى گويد : پروردگارا ! شاهدت را به من نشان بده .
خداوند ، پوست او را به سخن در مى آورد و پوستش از گناهان كوچك او مى گويد . بنده چون اين را مى بيند ، مى گويد : اى پروردگار ! به عزّتت سوگند كه گناهان بزرگِ پوشيده اى دارم !
خداوند عز و جل به او وحى مى فرمايد كه : بنده ام! من از خودت به آنها آگاه ترم . به آنها اعتراف كن تا آنها را بر تو ببخشايم و تو را به بهشت ببرم .
پس ، بنده به گناهانش اعتراف مى كند و وارد بهشت مى شود» .
در اين هنگام ، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله خنديد ، چنان كه دندان هاى آسيايش نمايان شد و فرمود : «اين است وضع كم منزلت ترين فرد اهل بهشت . حال ، چگونه است وضع آن كه بالاتر از او است؟!» . .
۱۵ / ۹خُلُودُ أَهلِ الجَنَّةِالكتاب«وَ سِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْاْ رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرًا حَتَّى إِذَا جَاءُوهَا وَ فُتِحَتْ أَبْوَ بُهَا وَ قَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا سَلَـمٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَــلِدِينَ * وَ قَالُواْ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى صَدَقَنَا وَعْدَهُ وَ أَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَيْثُ نَشَاءُ فَنِعْمَ أَجْرُ الْعَـمِلِينَ ». (1)
«إِنَّ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّــلِحَـتِ كَانَتْ لَهُمْ جَنَّـتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلًا * خَــلِدِينَ فِيهَا لَا يَبْغُونَ عَنْهَا حِوَلًا ». (2)
«يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُم بِرَحْمَةٍ مِّنْهُ وَرِضْوَ نٍ وَجَنَّـتٍ لَّهُمْ فِيهَا نَعِيمٌ مُّقِيمٌ * خَــلِدِينَ فِيهَا أَبَدًا إِنَّ اللَّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ ». (3)
الحديث۲.أحمد بن مهران ، عن عبدالعظيم بن عبداللّه الحسني ،رسول اللّه صلى الله عليه و آله :لَو قِيلَ لِأَهلِ النّارِ : إِنَّكُم ماكِثُونَ فِي النّارِ عَدَدَ كُلِّ حَصاةٍ فِي الدُّنيا لَفَرِحُوا بِها ، وَلَو قِيلَ لِأَهلِ الجَنَّةِ : إِنَّكُم ماكِثُونَ فِي الجَنَّةِ عَدَدَ كُلِّ حَصاةٍ فِي الدُّنيا لَحَزِنُوا ، وَلَكِن جُعِلَ لَهُم الأَبَدُ . (4).
۱۵ / ۹جاودانگى بهشتيانقرآن«و كسانى كه از پروردگارشان پروا داشته اند، گروه گروه به سوى بهشت ، سوق داده مى شوند ، تا بِدان رسند و درهاى آن ، گشوده گردد و نگهبانان آن ، به ايشان سلام گويند : «سلام بر شما ! خوش آمديد ! به آن ، جاودانه وارد شويد» و [ايشان ]گويند : ستايش ، خدايى را كه وعده اش را بر ما راست گردانيد و سرزمين [ بهشت ] را به ما ميراث داد . از هر جاى آن باغ كه بخواهيم ، جاى بر مى گزينيم . چه نيك است پاداش عمل كنندگان ! ».
«كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده اند ، باغ هاى فردوس ، جايگاه پذيرايى آنان است . جاودانه در آن خواهند بود و در آن جا درخواست انتقال نمى كنند».
«پروردگارشان آنان را از جانب خود ، به رحمت و خشنودى و باغ هايى كه در آنها نعمت هايى پايدار دارند ، مژده مى دهد . جاودانه در آنها خواهند بود . در حقيقت ، خداست كه نزد او پاداشى بزرگ است».
حديثپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اگر به اهل دوزخ گفته شود : شما به شمار ريگ هاى دنيا در آتش خواهيد ماند ، از آن خوش حال مى شوند ، و اگر به اهل بهشت گفته شود : شما به شمار ريگ هاى دنيا در بهشت ، ماندگار خواهيد بود ، اندوهگين مى شوند ؛ امّا جاودانگى براى آنها رقم خورده است.
.
عنه صلى الله عليه و آله :إِذا دَخَلَ أَهلُ الجَنَّةِ الجَنَّةَ وَأَهلُ النّارِ النّارَ ، قالَ اللّهُ تَعالى : يا أَهلَ الجَنَّةِ ، كَم لَبِثتُم فِي الأَرضِ عَدَدَ سِنِينَ؟ قالُوا : لَبِثنا يَوما أَو بَعضَ يَومٍ . قالَ : نِعْمَ ما اتَّجَرتُم فِي يَومٍ أَو بَعضِ يَومٍ ، رَحمَتِي وَرِضوانِي وَجَنَّتِي ، اُمكُثُوا فِيها خالِدِينَ مُخَلَّدِينَ . ثُمَّ يَقُولُ لِأَهلِ النّارِ : كَم لَبِثتُم فِي الأَرضِ عَدَدَ سِنِينَ؟ قالُوا : لَبِثنا يَوما أَو بَعضَ يَومٍ . فَيَقُولُ : بِئسَ ما اتَّجَرتُم فِي يَومٍ أَو بَعضِ يَومٍ سَخَطِي وَمَعصِيَتِي وَنارِي اُمكُثُوا فِيها خالِدِينَ . (1)
عنه صلى الله عليه و آله :كُلُّ نَِعيمٍ زائِلٌ إِلّا نَعِيمَ أَهلِ الجَنَّةِ ، وَكُلُّ هَمٍّ مُنقَطِعٌ إِلّا هُمَّ أَهلِ النّارِ . (2)
الإمام عليّ عليه السلام :لِكُلِّ شَيءٍ مِنَ الآخِرَةِ خُلُودٌ وَبَقاءٌ . (3)
عنه عليه السلام :اَلدُّنيا أَمَدٌ (4)، الآخِرَةُ أَبَدٌ . (5)
.
1) .حلية الأولياء : ج ۵ ص ۱۳۲ الرقم ۳۱۲ ، تفسير ابن كثير: ج ۵ ص ۴۹۳ ، اُسد الغابة : ج ۱ ص ۳۴۴ الرقم ۳۵۰ كلّها عن أيفع بن عبد الكلاعي ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۸۵ ح ۳۹۳۶۳.
2) .كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۷۳ ح ۳۹۳۱۴ نقلاً عن ابن لآل و ج ۱۵ ص ۷۹۹ ح ۴۳۱۷۰ نقلاً عن ابن أبي الدنيا وابن عساكر كلاهما عن أنس و ج ۶ ص ۵۹۷ ح ۱۷۰۴۷ نقلاً عن النرسي في قضاء الحوائج عن ابن عمر عن الإمام عليّ عليه السلام .
3) .غرر الحكم: ح ۷۲۹۸ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۴۰۲ ح ۶۷۸۳ .
4) .الأمَدُ : نهاية البُلوغِ (مجمع البحرين : ج ۱ ص ۶۸ «أمد») .
5) .غرر الحكم : ح ۴.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :آن گاه كه بهشتيان به بهشت و دوزخيان به دوزخ وارد مى شوند ، خداى متعال مى فرمايد : «اى اهل بهشت! شما در زمين [ دنيا ] ، چند سال درنگ داشتيد؟» . مى گويند : يك روز يا پاره اى از روز ، درنگ داشتيم. خدا مى فرمايد : «چه خوب تجارتى كرديد در يك روز يا پاره اى از روز ! رحمت و خشنودى و بهشت را كسب كرديد . جاويدان و ابدى ، در آن بمانيد» . سپس به اهل دوزخ مى فرمايد : «شما چند سال در زمين ، درنگ كرديد؟» . مى گويند : يك روز يا پاره اى از روز ، درنگ داشتيم. خدا مى فرمايد : «چه بد تجارتى كرديد در يك روز يا پاره اى از روز ! خشم و نافرمانى و آتش مرا كسب كرديد . جاودانه در آن بمانيد» .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر نعمتى زايل شدنى است ، مگر نعمت اهل بهشت ، و هر اندوهى به سر آمدنى است ، جز اندوه اهل دوزخ.
امام على عليه السلام :هر چيز آخرت ، جاويدان و ماندنى است.
امام على عليه السلام :دنيا موقّت است . آخرت ، ابدى است.
.
عنه عليه السلام :وَفدُ الجَنَّةِ أَبَدا مُنَعَّمونَ . (1)
عنه عليه السلام :وارِدُ الجَنَّةِ مُخَلَّدُ النَّعماءِ . (2)
عنه عليه السلامـ فِي قَولِهِ تَعالى : «وَ سِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْاْ رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرًا» (3)ـ: قَد أُمِنَ العَذابُ ، وَانقَطَعَ العِتابُ ، وَزُحزِحُوا عَنِ النّارِ ، وَاطمَأَنَّت بِهِمُ الدّارُ ، وَرَضُوا المَثوى وَالقَرارَ . الَّذِينَ كانَت أَعمالُهُم فِي الدُّنيا زاكِيَةً ، وَأَعيُنُهُم باكِيَةً ، وَكانَ لَيلُهُم فِي دُنياهُم نَهارا ؛ تَخَشُّعا وَاستِغفارا، وَكانَ نَهارُهُم لَيلاً ؛ تَوَحُّشا وَانقِطاعا، فَجَعَلَ اللّهُ لَهُمُ الجَنَّةَ مَآبا ، وَالجَزاءَ ثَوابا، وَكانُوا أَحَقَّ بِها وَأَهلَها ، فِي مُلكٍ دائِمٍ ، وَنَعِيمٍ قائِمٍ . (4)
عنه عليه السلامـ في وَصف أهل الجَنَّة ـ: ثُمَّ انتَهَوا إِلى خَزَنَةِ الجَنَّةِ ، فَقالُوا : «سَلَـمٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَــلِدِينَ » (5). ثُمَّ تَلَقّاهُمُ الوِلْدانُ يَطُوفُونَ بِهِم كَما يُطِيفُ أَهل الدُّنيا بِالحَمِيمِ (6)، فَيَقُولُونَ : أَبشِر بِما أَعَدَّ اللّهُ لَكَ مِنَ الكَرامَةِ . ثُمَّ يَنطِقُ غُلامٌ مِن أُولئِكَ الوِلدانِ إِلى بَعضِ أَزواجِهِ مِنَ الحُورِ العِينِ ، فَيَقُولُ : قَد جاءَ فُلانٌ ـ بِاسمِهِ الَّذِي يُدعى بِهِ فِي الدُّنيا ـ فَتَقُولُ : أَنتَ رَأَيتَهُ؟ فَيَقُولُ : أَنَا رَأيتُهُ ، فَيَستخِفُّها الفَرَحُ حَتّى تَقُومَ عَلى أُسكُفَّةِ (7)بابِها . فَإِذا انتَهى إِلى مَنزِلِهِ نَظَرَ شَيئا مِن أَساسِ بُنيانِهِ فَإِذا جَندَلُ اللُّؤلُوَ?فَوقَهُ أَخضَرُ وَأَصفَرُ وَأَحمَرُ مِن كُلِّ لَونٍ . ثُمَّ رَفَعَ رَأسَهُ فَنَظَرَ إِلى سَقفِهِ فَإِذا مِثلُ البَرقِ ، وَلَولا أَنَّ اللّهَ تَعالى قَدَّرَ أَنَّهُ لا أَلَمَ لَذَهَبَ بِبَصَرِهِ . ثُمَّ طَأطَأَ بِرَأسِهِ فَنَظَرَ إِلى أَزواجِهِ «وَ أَكْوَابٌ مَّوْضُوعَةٌ * وَ نَمَارِقُ مَصْفُوفَةٌ * وَ زَرَابِىُّ مَبْثُوثَةٌ » (8)، فَنَظَرَ إِلى تِلكَ النِّعمَةِ ، ثُمَّ اتَّكَأَ عَلى أَرِيكَةٍ مِن أَرِيكَتِهِ ، ثُمَّ قالَ : «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى هَدَانَا لِهَـذَا وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِىَ لَوْلَا أَنْ هَدَانَا اللَّهُ ...» . (9)ثُمَّ يُنادِى مُنادٍ : تَحيَونَ وَلا تَمُوتُونَ أَبَدا ، وَتُقِيمُونَ فَلا تَظعَنُونَ أَبَدا ، وَتَصِحُّونَ فَلا تَمرَضُونَ أَبَدا . (10)
.
1) .غرر الحكم : ح ۱۰۱۱۳ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۵۰۵ ح ۹۲۶۸.
2) .غرر الحكم : ح ۱۰۱۱۵ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۵۰۵ ح ۹۲۷۰.
3) .الزمر: ۷۳.
4) .نهج البلاغة : الخطبة ۱۹۰ ، بحار الأنوار : ج ۷ ص ۲۰۷ ح ۹۵.
5) .الزمر : ۷۳.
6) .الحَمِيْم : القَريب المُشْفِق (مفردات ألفاظ القرآن : ص ۲۵۵ «حمم»).
7) .الاسكفة : عَتَبَةُ الباب التي يُوطأ عليها (لسان العرب : ج ۹ ص ۱۵۶ «سكف»).
8) .الغاشية : ۱۴ ـ ۱۶.
9) .الأعراف : ۴۳.
10) .الدرّ المنثور : ج ۷ ص ۲۶۳ نقلاً عن ابن المبارك في الزهد وعبد الرزّاق وابن أبي شيبة وابن راهويه وعبد بن حميد وابن أبي الدنيا في صفة الجنّة والبيهقي في البعث والضياء في المختارة ، تفسير ابن كثير : ج ۷ ص ۱۱۴ ، تفسير ابن أبي حاتم : ج ۱۰ ص ۳۲۶۲ ح ۱۸۴۱۳ كلاهما عن عاصم بن ضمرة نحوه .
امام على عليه السلام :وارد شوندگان به بهشت ، تا ابد در نعمت اند.
امام على عليه السلام :وارد شونده به بهشت ، از نعمت هاى جاويدان ، برخوردار است.
امام على عليه السلامـ در باره اين سخن خداى متعال : «و كسانى كه از پروردگارشان پروا داشته اند ، گروه گروه به سوى بهشت ، سوق داده مى شوند» ـ: نه عذابى در كار است و نه عتابى . از آتش ، دور داشته شده اند و در سراى بهشت ، آرام گرفته اند و به اين خانه و كاشانه خرسندند . اينان ، كسانى هستند كه كردارهايشان در دنيا ، پاك و چشمانشان گريان بوده و شب هايشان از خاكسارى نمودن و آمرزشى خواهى [ در پيشگاه خدا ] ، روز بوده و روزهايشان از تنهايى و بريدن [ از خلق ] ، شب بوده است . از اين روى ، خداوند ، بهشت را كاشانه آنان و جزاى اعمالشان را پاداش [ خود ] ، قرار داد و بدينها سزاوارترين بودند و شايسته آن بودند ، در مُلكى مانا ، و نعمتى پايا .
امام على عليه السلامـ در توصيف اهل بهشت ـ: آن گاه به جانب نگهبانان بهشت مى روند و آنان مى گويند : «سلام بر شما ! خوش آمديد ! به بهشت ، جاودانه وارد شويد» . سپس فرزندان به ديدارشان مى آيند و بر گِردشان مى چرخند ، آن گونه كه مردم دنيا بر گرد عزيزى مى چرخند . فرزندان مى گويند : «بشارت باد تو را به كرامتى كه خدا برايت آماده ساخته است ! » . آن گاه پسركى از ميان آن فرزندان ، به حورى اى از همسرانِ او مى گويد : «فلانى آمده است» و نام او را كه در دنيا به آن خوانده مى شده است ، مى برد . آن حورى مى گويد : تو خود ، او را ديدى؟ مى گويد : آرى ، خودم ديدمش . حورى ، شادى كنان مى دود و بر درگاه بهشت مى ايستد. چون [ آن بهشتى ] به منزل خود مى رسد ، چشمش به قسمتى از پى ساختمانش مى افتد . سنگ هايى از مرواريد را مى بيند كه روى آن ، مرواريدهاى سبز و زرد و سرخ ، از هر رنگ ، قرار گرفته است . سپس سرش را بلند مى كند و سقف آن را مى بيند كه چون برق مى درخشد ، و اگر نبود كه خداى متعال ، مقدّر كرده است كه [ در بهشت ، ] درد و رنجى نباشد ، [ از برق آن ، ] كور مى شد . آن گاه پايين را مى نگرد و همسرانش «وقدح هايى نهاده و بالش هايى پهلوى هم چيده و فرش هايى زربفت گسترده» را مى بيند . به آن نعمت ها مى نگرد و سپس بر تختى از تخت هايش تكيه مى زند و مى گويد : «ستايش ، خدايى را كه ما را به اين ، ره نمون شد و اگر خدا ره نمونمان نمى شد ، ما خود ، هدايت نمى شديم ...» . در اين هنگام ، منادى اى ندا مى دهد كه : [ از اين پس ] زندگى مى كنيد و هرگز نخواهيد مُرد . ماندگاريد و هرگز نخواهيد كوچيد ، و تن درست خواهيد بود و هرگز بيمار نخواهيد شد.
.
الإمام الصادق عليه السلامـ فِي قَولِهِ تَعالى : «خَــلِدِينَ فِيهَا لَا يَبْغُونَ عَنْهَا حِوَلًا » (1)ـ: «خَــلِدِينَ فِيهَا» : لا يَخرُجُونَ مِنها، وَ «لَا يَبْغُونَ عَنْهَا حِوَلًا » : قالَ : لا يُرِيدُونَ بِها بَدَلاً . (2)
الكافي عن أبي هاشم عن الإمام الصّادق عليه السلام :إِنَّما خُلِّدَ أَهلُ النّارِ فِي النّارِ لِأَنَّ نِيّاتِهِم كانَت فِي الدُّنيا أَن لَو خُلِّدُوا فِيها أَن يَعصُوا اللّهَ أَبَدا ، وَإِنَّما خُلِّدَ أَهلُ الجَنَّةِ فِي الجَنَّةِ لِأَنَّ نِيّاتِهِم كانَت فِي الدُّنيا أَن لَو بَقُوا فِيها أَن يُطِيعُوا اللّهَ أَبَدا ، فَبِالنِّيّاتِ خُلِّدَ هَؤُلاءِ ، وَهؤُلاءِ . ثُمَّ تَلا قَولَهُ تَعالى : «قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ » (3)، قالَ : عَلى نِيَّتِهِ . (4)
.
امام صادق عليه السلامـ در باره اين سخن خداى متعال : «جاودانه در آن خواهند بود . از آن جا درخواست انتقال نمى كنند» ـ: «جاودانه در آن خواهند بود» ، يعنى هيچ گاه از بهشت ، خارج نمى شوند و «از آن جا درخواست انتقال نمى كنند» ، يعنى عوض آن ، چيزى نمى خواهند .
الكافىـ به نقل از ابو هاشم ـ: امام صادق عليه السلام فرمود : «دوزخيان از آن روى در دوزخ ، جاويدان اند كه در دنيا نيّتشان آن بود كه اگر در دنيا جاويدان بمانند ، تا ابد ، خدا را نافرمانى كنند و بهشتيان نيز از آن روى در بهشت ، جاويدان اند كه در دنيا نيّتشان آن بود كه اگر در دنيا جاويدان بمانند ، تا ابد ، خدا را فرمان برند . پس به سبب نيّت هاست كه آنان و اينان جاويدان اند» . ايشان سپس اين سخن خداى متعال را تلاوت نمود : «بگو : هر كس بر حسب شاكله خويش عمل مى كند» و فرمود : «يعنى بر حسب نيّت خويش» .
.
۱۵ / ۱۰وِراثَةُ أَهلِ الجَنَّةِالكتاب«وَ تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِى أُورِثْتُمُوهَا بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ». (1)
راجع : مريم : ۶۳ ، الأعراف : ۴۳ ، المؤمنون : ۱۰ و ۱۱ ، الشعراء : ۸۵ ، الزمر : ۷۴ .
الحديثرسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ فِي ذِكرِ أَحوالِ أَهلِ الجَنَّةِ ـ: يُنادِي مُنادٍ: إِنَّ لَكُم أَن تَصِحُّوا فَلا تَسقَمُوا أَبَدا ، وَإِنَّ لَكُم أَن تَحيَوا فَلا تَمُوتُوا أَبَدا ، وَإِنَّ لَكُم أَن تَشُبُّوا فَلا تَهرَمُوا أَبَدا ، وَإِنَّ لَكُم أَن تَنعَمُوا فَلا تَبأَسُوا أَبَدا ، فَذلِكَ قَولُهُ عز و جل : «وَنُودُواْ أَن تِلْكُمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوهَا بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ » (2). (3)
عنه صلى الله عليه و آله :ما مِنكُم مِن أَحَدٍ إِلّا لَهُ مَنزِلانِ : مَنزِلٌ فِي الجَنَّةِ وَمَنزِلٌ فِي النّارِ . فَإِذا ماتَ فَدَخَلَ النّارَ وَرِثَ أَهلُ الجَنَّةِ مَنزِلَهُ ، فَذلِكَ قَولُهُ تَعالى : «أُوْلَـائِكَ هُمُ الْوَ رِثُونَ » (4). (5)
عنه صلى الله عليه و آله :ما مِن أَحَدٍ إِلَا وَلَهُ مَنزِلٌ فِي الجَنَّةِ وَمَنزِلٌ فِي النّارِ . فَالكافِرُ يَرِثُ المُؤمِنَ مَنزِلَهُ مِن النّارِ ، وَالمُؤمِنُ يَرِثُ الكافِرَ مَنزِلَهُ مِنَ الجَنَّةِ . وَذلِكَ قَولُهُ تَعالى : «وَ تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِى أُورِثْتُمُوهَا بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ » . (6)
.
1) .الزخرف : ۷۲ .
2) .الأعراف : ۴۳.
3) .صحيح مسلم : ج ۴ ص ۲۱۸۲ ح ۲۲ ، سنن الترمذي : ج ۵ ص ۳۷۴ ح ۳۲۴۶ ، مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۲۰۳ ح ۸۲۶۵ ، المعجم الصغير : ج ۱ ص ۷۹ ، المنتخب من مسند عبد بن حميد : ص ۲۹۳ ح ۹۴۲ ، تاريخ دمشق : ج ۵۳ ص ۱۰۹ ح ۱۱۱۹۰ كلّها عن أبي هريرة وأبي سعيد الخدري ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۹۲ ح ۳۹۳۹۴ .
4) .المؤمنون : ۱۰.
5) .سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۱۴۵۳ ح ۴۳۴۱ ، تفسير الطبري : ج ۱۰ الجزء ۱۸ ص ۶ ، تفسير ابن كثير : ج ۵ ص ۴۵۹ كلّها عن أبي هريرة ، كنز العمّال : ج ۲ ص ۸ ح ۲۹۱۳ ؛ التبيان في تفسير القرآن : ج ۷ ص ۳۵۱ ، مجمع البيان : ج ۷ ص ۱۵۹ وليس فيه ذيله ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۹۱.
6) .تفسير ابن كثير : ج ۷ ص ۲۲۶ ، الدرّ المنثور : ج ۷ ص ۳۹۴ نقلاً عن ابن أبي حاتم وابن مردويه وكلاهما عن أبي هريرة.
۱۵ / ۱۰وراثت بهشتيانقرآن«و اين است همان بهشتى كه به [ پاداش ] آنچه عمل مى كرديد ، ميراث يافته ايد ».
ر . ك : مريم : آيه ۶۳ ، اعراف : آيه ۴۳ ، مؤمنون : آيه ۱۰ ـ ۱۱ ، شعرا : آيه ۸۵ ، زمر : آيه ۷۴ .
حديثپيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در بيان احوال بهشتيان ـ: منادى اى ندا مى دهد : حقّ شماست كه تن درست بمانيد و هرگز بيمار نشويد ، و حقّ شماست كه زنده بمانيد و هرگز نميريد ، و حقّ شماست كه همواره جوان باشيد و هرگز پير نشويد ، و حقّ شماست كه همواره برخوردار باشيد و هرگز فقير نشويد . اين همان سخن خدا عز و جل است كه : «و به ايشان ندا داده مى شود كه : اين ، همان بهشتى است كه آن را به پاداش آنچه انجام مى داديد ، ميراث يافته ايد» .
۱۹۸.الإمام عليّ عليه السلام ( ـ في فَتحِ خَيبَرَ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هيچ يك از شما نيست ، مگر آن كه دو منزل دارد : منزلى در بهشت و منزلى در دوزخ . پس هر گاه بميرد و [چنانچه] به دوزخ رود ، بهشتيان ، وارث منزل [ بهشتىِ ]او مى شوند . اين ، همان سخن خداى متعال است كه : «ايشان اند همان وارثان» .۱۹۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ في يَومِ فَتحِ خَيبَرَ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هيچ كس نيست ، مگر آن كه منزلى در بهشت دارد و منزلى در دوزخ . كافر ، وارث منزل دوزخىِ مؤمن مى شود و مؤمن ، وارث منزل بهشتىِ كافر . اين، همان سخن خداى متعال است كه : «و اين ، همان بهشتى است كه به [پاداش] آنچه انجام مى داديد ، ميراث يافته ايد» .
.
۱۹۶.الإمام عليّ عليه السلام :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :ما مِن عَبدٍ إِلّا وَلَهُ بَيتانِ : بَيتٌ فِي الجَنَّةِ وَبَيتٌ فِي النّارِ . فَأَمّا المُؤمِنُ فَيُبنى لَهُ بَيتُهُ فِي الجَنَّةِ وَيُهدَمُ بَيتُهُ فِي النّارِ ، وَأَمّا الكافِرُ فَيُهدَمُ بَيتُهُ فِي الجَنَّةِ وَيُبنى بَيتُهُ فِي النّارِ . (1)۱۹۵.صحيح البخاري عن البراء بن عازب :الإمام زين العابدينـ فِي الدُّعاءِ ـ: اَللَّهُمَّ ... اجعَلنا مِن عِبادِكَ الصّالِحِينَ ، «الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيهَا خَــلِدُونَ» (2). (3)۱۹۴.الإرشاد عن فايد مولى عبد اللّه بن سالم :الإمام الباقر عليه السلامـ فِي قَولِهِ تَعالى : «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى صَدَقَنَا وَعْدَه وَ أَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَيْثُ نَشَاءُ» (4)
ـ: يَعنِي أَرضَ الجَنَّةِ . (5)۱۹۳.شرح نهج البلاغة عن أبي بكر بن عيّاش :الإمام الصادق عليه السلام :ما خَلَقَ اللّهُ خَلقا إِلَا جَعَلَ لَهُ فِي الجَنَّةِ مَنزِلاً وَفِي النّارِ مَنزِلاً ، فَإِذا سَكَنَ أَهلُ الجَنَّةِ الجَنَّةَ وَأَهلُ النّارِ النّارَ نادَى مُنادٍ : يا أَهلَ الجَنَّةِ أَشرِفُوا ، فَيُشرِفُونَ عَلَى النّارِ ، وَتُرفَعُ لَهُم مَنازِلُهُم فِي النّارِ ، ثُمَّ يُقالُ لَهُم : هذِهِ مَنازِلُكُمُ الَّتِي لَو عَصَيتُم رَبَّكُم دَخَلتُمُوها . فَلَو أَنَّ أَحَدا ماتَ فَرَحا لَماتَ أَهلُ الجَنَّةِ ذلِكَ اليَومَ فَرَحا بِما صُرِفَ عَنهُم مِنَ العَذابِ . ثُمَّ يُنادَونَ : يا مَعاشِرَ أَهلِ النّارِ! ارفَعُوا رُؤُوسَكُم فَانظُرُوا إِلى مَنازِلِكُم فِي الجَنَّةِ ، فَيَرفَعُونَ رُؤُوسَهُم فَيَنظُرُونَ إِلى مَنازِلِهِم فِي الجَنَّةِ وَما فِيها مِنَ النَّعِيمِ ، فَيُقالُ لَهُم : هذِهِ مَنازِلُكُمُ الَّتِى لَو أَطَعتُم رَبَّكُم دَخَلتُمُوها. قالَ : فَلَو أَنَّ أَحَدا ماتَ حُزْنا لَماتَ أَهلُ النّارِ ذَلِكَ اليَومَ حُزْنا، فَيُورَثُ هؤُلاءِ مَنازِلَ هؤُلاءِ ، وَهؤُلاءِ مَنازِلَ هؤُلاءِ ، وَذَلِكَ قولُ اللّهُ تَعالى : «أُوْلَـائِكَ هُمُ الْوَ رِثُونَ * الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيهَا خَــلِدُونَ » (6). (7).
1) .الفردوس : ج ۴ ص ۱۳ ح ۶۰۳۷ عن أبي سعيد الخدري ، تفسير الطبري : ج ۱۰ الجزء ۱۸ ص ۶ ، تفسير ابن كثير : ج ۵ ص ۴۵۹ كلاهما عن مجاهد نحوه ، كنز العمّال: ج ۱۴ ص ۴۹۶ ح ۳۹۴۰۵.
2) .المؤمنون : ۱۱ .
3) .الصحيفة السجاّدية : ص ۱۶۹ الدعاء ۴۴ ، مصباح المتهجّد : ص ۶۱۰ ح ۶۹۵ ، المصباح للكفعمي : ص ۸۱۰ .
4) .الزمر : ۷۴.
5) .تفسير القمّي : ج ۲ ص ۲۵۴ عن أبي الجارود ، مجمع البيان : ج ۸ ص ۷۹۶ ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۲۵ ح ۲۵.
6) .المؤمنون : ۱۰ ـ ۱۱.
7) .ثواب الأعمال : ص ۳۰۷ ح ۱ ، تفسير القمّي : ج ۲ ص ۸۹ عن أبي بصير ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۲۸۷ ح ۱۹.
۱۹۲.المستدرك على الصحيحين :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هيچ بنده اى نيست ، مگر آن كه دو خانه دارد : خانه اى در بهشت و خانه اى در دوزخ . مؤمن ، خانه اش در بهشت ، ساخته مى شود و خانه دوزخش ويران مى گردد و كافر ، خانه اش در بهشت ، ويران مى گردد و خانه دوزخش ساخته مى شود.۱۹۱.عنه صلى الله عليه و آله :امام زين العابدين عليه السلامـ در دعا ـ: بار خدايا ! ... ما را از بندگان شايسته ات قرار ده ؛ «همانان كه فردوس را به ارث مى برند و در آن ، جاويدان اند» .۱۹۰.عنه صلى الله عليه و آله :امام باقر عليه السلامـ در باره اين سخن خداى متعال : « ستايش ، خدايى را كه وعده اش به ما را تحقّق بخشيد و سرزمين را به ما ميراث داد . در هر جاى بهشت كه بخواهيم ، جاى مى گزينيم» ـ: مقصود [از سرزمين] ، سرزمين بهشت است.۱۸۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ عِندَ مُبارَزَةِ الإِمامِ عَلِيٍّ عليه السلام ع ) امام صادق عليه السلام :خداوند ، هيچ مخلوقى نيافريد ، مگر آن كه براى او منزلى در بهشت و منزلى در دوزخ قرار داد . پس چون اهل بهشت در بهشت و اهل دوزخ در دوزخ جاى گيرند ، منادى اى بانگ مى زند كه : «اى اهل بهشت! بنگريد» . بهشتيان به دوزخ مى نگرند و منزل هايشان در دوزخ برايشان بالا آورده مى شود . سپس به ايشان گفته مى شود : «اينها منزل هاى شما بود كه اگر پروردگارتان را نافرمانى مى كرديد ، به آنها وارد مى شديد» . پس اگر بنا بود كسى از خوش حالى بميرد ، بهشتيان در آن روز از خوش حالىِ اين كه عذاب از ايشان برطرف شده است ، مى مُردند .
آن گاه [ به دوزخيان ] ندا مى شود كه : «اى گروه هاى دوزخى! سرهايتان را بلند كنيد و به منزل هاى خود در بهشت بنگريد » . دوزخيان ، سرهاى خود را بلند مى كنند و منزل هاى خود در بهشت و نعمت هاى آن را مى بينند . پس به ايشان گفته مى شود : «اينها منزل هاى شما بود كه اگر پروردگارتان را فرمان مى برديد ، به آنها وارد مى شديد» . پس اگر بنا بود كسى از اندوه بميرد ، دوزخيان در آن روز از اندوه مى مُردند .
آن گاه بهشتيان ، منزل هاى [ بهشتىِ ] دوزخيان را و دوزخيان ، منزل هاى [ دوزخىِ ]بهشتيان را به ارث مى برند . اين ، همان سخن خداى متعال است كه : «ايشان اند وارثان ؛ همانان كه فردوس را به ارث مى برند و در آن ، جاويدان اند» . .
. .
. .
الفصل السادس عشر : درجات الجنّة۱۶ / ۱تَفاضُلُ دَرَجاتِ الجَنَّةِالكتاب«وَ مَن يَأْتِهِ مُؤْمِنًا قَدْ عَمِلَ الصَّــلِحَـتِ فَأُوْلَـائِكَ لَهُمُ الدَّرَجَـتُ الْعُلَى * جَنَّـتُ عَدْنٍ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَـرُ خَــلِدِينَ فِيهَا وَ ذَ لِكَ جَزَاءُ مَن تَزَكَّى ». (1)
«انظُرْ كَيْفَ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَ لَلْاخِرَةُ أَكْبَرُ دَرَجَـتٍ وَ أَكْبَرُ تَفْضِيلاً ». (2)
الحديث۱۸۱.السيرة النبويّة ( ـ في ذِكرِ نُزولِ بَني قُرَيظَةَ عَلى حُكمِ سَعدِ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله :فِي الجَنَّةِ مِئَةُ دَرَجَةٍ ، ما بَينَ كُلِّ دَرَجَتَينِ كَما بَينَ السَّماءِ وَالأَرضِ ، وَالفِردَوسُ أَعلاها دَرَجَةً ، وَمِنها تُفَجَّرُ أَنهارُ الجَنَّةِ الأَربَعَةُ ، وَمِن فَوقِها يَكُونُ العَرشُ ، فَإِذا سَأَلتُمُ اللّهَ فَسَلُوهُ الفِردَوسَ . (3).
1) .طه : ۷۵ ـ ۷۶.
2) .الإسراء : ۲۱.
3) .سنن الترمذي : ج ۴ ص ۶۷۵ ح ۲۵۳۱ ، مسند ابن حنبل : ج ۸ ص ۴۰۸ ح ۲۲۸۰۲ و ص ۳۹۸ ح ۲۲۷۵۸ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۱ ص ۱۵۳ ح ۲۶۹ ، تفسير الطبري : ج ۹ الجزء ۱۶ ص ۳۷ وليس فيهما «ومن فوقها يكون العرش» وكلّها عن عبادة بن الصامت ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۵۳ ح ۳۹۲۳۰ وراجع : شرح الأخبار : ج ۱ ص ۳۲۷ ح ۲۹۹ .
فصل شانزدهم : درجات بهشت۱۶ / ۱تفاوت درجات بهشتقرآن« و هر كه با ايمان به نزد او رود ، در حالى كه كارهاى شايسته انجام داده باشد ، براى آنان درجات بالا خواهد بود ؛ بهشت هايى جاويدان كه در آنها جويبارها روان اند . جاودانه در آن مى مانند و اين ، پاداش كسى است كه به پاكى گرايد» .
« بنگر كه چگونه ما برخى از ايشان را بر برخى ديگر ، برترى داديم ، و قطعا درجات آخرت و برترى آن ، بزرگ تر است».
حديث۱۷۳.الإرشاد عن سعيد بن المسيّب :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در بهشت ، صد درجه است كه فاصله هر درجه با ديگرى ، به اندازه فاصله آسمان و زمين است ، و فردوس ، بالاترينِ آنهاست كه چهار نهر بهشت ، از آن جا سرچشمه مى گيرد و بالاى آن ، عرش است . پس هر گاه از خدا درخواستى كرديد ، فردوس را از او بخواهيد.
.
۱۷۲.المغازي عن الإمام عليّ عليه السلام :عنه صلى الله عليه و آله :فِي الجَنَّةِ مِئَةُ دَرَجَةٍ ، ما بَينَ كُلِّ دَرَجَتَينِ مِئَةُ عامٍ . (1)۱۷۱.الإمام عليّ عليه السلام ( ـ حينَما رَجَعَ مِن غَزوَةِ اُحُدٍ وأعطى فاطِمَةَ ) عنه صلى الله عليه و آله :إِنَّ بَينَ أَعلى أَهلِ الجَنَّةِ وَأَسفَلِهِم دَرَجَةً كَالنَّجمِ يُرى فِي مَشارِقِ الأَرضِ وَمَغارِبِها . (2)۱۷۰.الإرشاد :عنه صلى الله عليه و آله :إِنَّ فِي الجَنَّةِ مِئَةَ دَرَجَةٍ ، لَو أَنَّ العالَمِينَ اجتَمَعُوا فِي إِحداهُنَّ لَوَسِعَتهُم . (3)۱۶۹.تاريخ الطبري :عنه صلى الله عليه و آله :إِنَّ الرَّجُلَ مِن أَهلِ عِلِّيِّينَ لَيُشرِفُ عَلى أَهلِ الجَنَّةِ فَتُضِيءُ الجَنَّةُ لِوَجهِهِ كَأَنَّها كَوكَبٌ دُرِّيٌ. (4)۱۶۸.المناقب للخوارزمي عن أبي ذرّ عن الإمام عليّ عليه ( ـ لِلمُهاجِرينَ وَالأَنصارِ بَعدَ حُصولِ البَيعَة ) مجمع البيان :رُوِيَ أَنَّ ما بَينَ أَعلَى دَرجاتِ الجَنَّةِ وَأَسفَلِها ما بَينَ السَّماءِ وَالأَرضِ . (5)۱۶ / ۲أصنافُ دَرَجاتِ الجَنَّةِالكتاب«وَ السَّـبِقُونَ السَّـبِقُونَ * أُوْلَـلـءِكَ الْمُقَرَّبُونَ * فِى جَنَّـتِ النَّعِيمِ * ثُـلَّةٌ مِّنَ الْأَوَّلِينَ * وَقَلِيلٌ مِّنَ الْأَخِرِينَ * عَلَى سُرُرٍ مَّوْضُونَةٍ * مُّتَّكِئينَ عَلَيْهَا مُتَقَـبِلِينَ * يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَ نٌ مُّخَلَّدُونَ * بِأَكْوَابٍ وَ أَبَارِيقَ وَ كَأْسٍ مِّن مَّعِينٍ * لَا يُصَدَّعُونَ عَنْهَا وَلَا يُنزِفُونَ * وَ فَـكِهَةٍ مِّمَّا يَتَخَيَّرُونَ * وَ لَحْمِ طَيْرٍ مِّمَّا يَشْتَهُونَ * وَ حُورٌ عِينٌ * كَأَمْثَـلِ اللُّؤْلُوءِ الْمَكْنُونِ * جَزَاءً بِمَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ * لَا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَلَا تَأْثِيمًا * إِلَّا قِيلاً سَلَـمًا سَلَـمًا * وَ أَصْحَـبُ الْيَمِينِ مَا أَصْحَـبُ الْيَمِينِ * فِى سِدْرٍ مَّخْضُودٍ * وَ طَـلْحٍ مَّنضُودٍ * وَ ظِـلٍّ مَّمْدُودٍ * وَ مَاءٍ مَّسْكُوبٍ * وَ فَـكِهَةٍ كَثِيرَةٍ * لَا مَقْطُوعَةٍ وَ لَا مَمْنُوعَةٍ * وَ فُرُشٍ مَّرْفُوعَةٍ * إِنَّـا أَنشَأْنَـهُنَّ إِنشَاءً * فَجَعَلْنَـهُنَّ أَبْكَارًا * عُرُبًا أَتْرَابًا * لِّأَصْحَـبِ الْيَمِينِ * ثُلَّةٌ مِّنَ الْأَوَّلِينَ * وَ ثُلَّةٌ مِّنَ الْأَخِرِينَ ». (6)
«فَأَمَّا إِن كَانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ * فَرَوْحٌ وَ رَيْحَانٌ وَ جَنَّتُ نَعِيمٍ * وَ أَمَّا إِن كَانَ مِنْ أَصْحَـبِ الْيَمِينِ * فَسَلَـمٌ لَّكَ مِنْ أَصْحَـبِ الْيَمِينِ ». (7)
«إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِى نَعِيمٍ * عَلَى الْأَرَائِكِ يَنظُرُونَ * تَعْرِفُ فِى وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ * يُسْقَوْنَ مِن رَّحِيقٍ مَّخْتُومٍ * خِتَـمُهُ مِسْكٌ وَ فِى ذَ لِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَـفِسُونَ * وَ مِزَاجُهُ مِن تَسْنِيمٍ * عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ ». (8)
«ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَـبَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ وَ مِنْهُم مُّقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سَابِقُ بِالْخَيْرَ تِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذَ لِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ * جَنَّـتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ وَ لُؤْلُؤًا وَلِبَاسُهُمْ فِيهَا حَرِيرٌ * وَ قَالُواْ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنَا لَغَفُورٌ شَكُورٌ * الَّذِى أَحَلَّنَا دَارَ الْمُقَامَةِ مِن فَضْلِهِ لَا يَمَسُّنَا فِيهَا نَصَبٌ وَ لَا يَمَسُّنَا فِيهَا لُغُوبٌ ». (9)
.
1) .سنن الترمذي : ج ۴ ص ۶۷۴ ح ۲۵۲۹ ، مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۱۴۶ ح ۷۹۲۸ ، المعجم الأوسط : ج ۶ ص ۵۲ ح ۵۷۶۵ وفيه «مسيرة خمسمئة عام» وكلّها عن أبي هريرة ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۵۸ ح ۳۹۲۵۴.
2) .تفسير الطبري : ج ۹ الجزء ۱۵ ص ۶۱ ، الدرّ المنثور : ج ۵ ص ۲۵۶ ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۹۴ ح ۳۹۴۰۰ كلاهما عن ابن جرير وابن أبي حاتم وكلّها عن قتادة.
3) .سنن الترمذي : ج ۴ ص ۶۷۶ ح ۲۵۳۲ ، مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۵۸ ح ۱۱۲۳۶ ، مسند أبي يعلى : ج ۲ ص ۱۳۷ ح ۱۳۹۴ كلّها عن أبي سعيد الخدري ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۵۱ ح ۳۹۲۲۲.
4) .سنن ابي داوود : ج ۴ ص ۳۴ ح ۳۹۸۷ ، المعجم الأوسط : ج ۲ ص ۲۱۷ ح ۱۷۷۸ نحوه وكلاهما عن أبي سعيد الخدري ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۶۸ ح ۳۹۲۸۹.
5) .مجمع البيان : ج ۶ ص ۶۲۸ ، بحار الأنوار : ج ۶۹ ص ۱۵۵.
6) .الواقعة : ۱۰ ـ ۴۰.
7) .الواقعة : ۸۸ ـ ۹۱.
8) .المطفّفين : ۲۲ ـ ۲۸.
9) .فاطر : ۳۲ ـ ۳۵.
۱۶۰.تاريخ الطبري عن أبي رافع :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در بهشت ، صد درجه است و فاصله ميان هر دو درجه ، صد سال راه است.۱۵۹.المعجم الكبير عن أبي رافع :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :فاصله ميان بلندپايه ترين بهشتيان و دون پايه ترين آنها ، به مانند ستاره اى است كه در مشرق و مغرب زمين ديده مى شود.۱۵۸.المناقب لابن شهر آشوب عن زيد بن عليّ عن آبائه عليپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در بهشت ، صد درجه است كه اگر همه جهانيان در يكى از آنها جمع شوند ، گنجايش آنان را دارد.۱۵۷.السيرة النبويّة عن مسلمة بن علقمة المازني :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :فردى از اهل عِلّيّين به اهل بهشت مى نگرد . پس بهشت از [ نور ]چهره او ، مانند ستاره اى درخشان ، روشن مى شود.۱۵۶.الإرشاد عن ابن إسحاق :مجمع البيان :روايت شده است كه فاصله بالاترين درجه بهشت تا پايين ترين درجه آن ، به فاصله آسمان تا زمين است.۱۶ / ۲انواع درجات بهشتقرآن«و پيشى گيرندگانِ پيش گام ، ايشان اند مقرّبان [ خدا ] ، در بهشت هاى پُر ناز و نعمت . گروهى از پيشينيان و اندكى از پسينيان[اند] . بر تخت هايى جواهرنشان كه رو به روى هم ، بر آنها تكيه داده اند . بر گِردشان ، پسرانى جاويدان [ به خدمت ] مى گردند ، با جام ها و آبريزها و پياله هايى از باده ناب روان ـ كه نه از آن ، سردرد مى گيرند و نه بى خرد مى گردند ـ و ميوه ، از هر چه اختيار كنند و از گوشت پرنده ، هر چه بخواهند . و حوريان چشم درشت ، مِثل لؤلؤ نهان شده [ در ميان صدف ]اند . پاداشى است براى آنچه به جاى مى آوردند . در آن جا نه بيهوده اى مى شنوند و نه [ سخنى ]گناه آلود . سخنى جز سلام و درود نيست . و يارانِ راست ، چه ياران راستى! در [ زير ]درختان كُنار بى خار ، و درختان موز كه ميوه شان خوشه خوشه چيده شده اند ، و سايه اى كشيده و آبى ريزان و ميوه اى فراوان ـ كه نه تمام شدنى است و نه قدغن ـ ، و [با] همخوابگانى بلندبالا . ما آنان را پديد آورده ايم ، چه پديد آوردنى! و ايشان را دوشيزگانى قرار داديم شوى دوستِ همسال ، براى يارانِ راست ، كه گروهى از پيشينيان اند و گروهى از پسينيان».
«و امّا اگر از مقرّبان باشد ، [ در ] آسايش و راحت و بهشتِ پر نعمت است . و امّا اگر از ياران راست باشد ، از ياران راست ، بر تو سلام باد !».
«به راستى كه نيكان ، در ناز و نعمت اند . بر تخت ها [ نشسته و ] مى نگرند . در چهره هايشان طراوت نعمت را در مى يابى . از باده اى مهر شده ، نوشانيده مى شوند كه مُهر آن ، مُشك است ـ و در اين [ نعمت ها ] ، رقابت كنندگان بايد بر يكديگر پيشى بگيرند ـ و تركيبش از [ چشمه ]تسنيم است ؛ چشمه اى كه مقرّبان ، از آن مى نوشند».
«سپس اين كتاب را به آن بندگان خود كه برگزيده بوديم ، به ميراث داديم . پس برخى از ايشان بر خود ، ستمكارند و برخى از ايشان ، ميانه روند و برخى از آنان ، در كارهاى نيك ، به خواست خدا پيش گام اند و اين است فضل بزرگ . بهشت هاى عَدْنى (دست نخورده اى) كه به آنها وارد خواهند شد ، در آن جا با دستبندهايى از زر و مرواريد ، زيور مى يابند و در آن جا جامه شان پرنيان است ، و مى گويند : « ستايش ، خدايى را كه اندوه را از ما بزدود . به راستى كه پروردگار ما ، آمرزگار و حق شناس است ؛ همان خدايى كه به فضل خويش ، ما را در سرايى ابدى جاى داد كه در آن ، رنجى به ما نمى رسد و در آن ، درماندگى اى به ما دست نمى دهد » » .
.
الحديث۱۴۷.الإرشاد عن الزهري :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :ـ فِي قَولِهِ تَعالى : «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَـبَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ وَ مِنْهُم مُّقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَيْرَ تِ» قالَ ـ: هؤُلاءِ كُلُّهُم بِمَنزِلةٍ واحِدَةٍ ، وَكُلُّهُم فِي الجَنَّةِ . (1).
1) .سنن الترمذي : ج ۵ ص ۳۶۳ ح ۳۲۲۵ ، مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۱۵۷ ح ۱۱۷۴۵ ، مسند الطيالسي : ص ۲۹۶ ح ۲۲۳۶ ، كلّها عن أبي سعيد ، تاريخ بغداد : ج ۱۲ ص ۳۷۱ الرقم ۶۸۱۲ عن اُسامة بن زيد ، تحف العقول : ص ۴۲۵ عن الإمام الرضا عليه السلام ، دعائم الإسلام : ج ۱ ص ۲۳ و ليس في الخمسة الأخيرة «هؤلاء كلّهم بمنزلةٍ واحدة» .
حديث۱۴۵.الإرشاد :پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در باره اين سخن خداى متعال : «سپس اين كتاب را به آن بندگان خود كه برگزيده بوديم ، به ميراث داديم . پس برخى از ايشان بر خود ، ستمكارند و برخى از ايشان ، ميانه روند و برخى از ايشان ، در كارهاى نيك ، پيش گام اند » ـ: همه ايشان ، يك منزلت دارند و همگى شان در بهشت اند . .
۱۴۴.الإمام عليّ عليه السلام :عنه صلى الله عليه و آله :ـ فِي قَولِهِ عز و جل : «فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ وَ مِنْهُم مُّقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَيْرَ تِ» قالَ ـ: اَلسّابِقُ وَالمُقتَصِدُ يَدخُلانِ الجَنَّةَ بِغَيرِ حِسابٍ ، وَالظَّالِمُ لِنَفسِهِ يُحاسَبُ حِسابا يَسِيرا ثُمَّ يَدخُلُ الجَنَّةَ . (1)۱۴۳.المناقب لابن شهر آشوب :عنه صلى الله عليه و آله :يُبعَثُ النّاسُ ثَلاثَةَ أَصنافٍ ، وَذَلِكَ قَولُهُ تَعالى : «فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ وَ مِنْهُم مُّقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَيْرَ تِ» ، فَالسّابِقُ بِالخَيراتِ يَدخُلُ الجَنَّةَ بِغَيرِ حِسابٍ ، وَالمُقتَصِدُ يُحاسَبُ حِسابا يَسِيرا ، وَالظّالِمُ لِنَفسِهِ يَدخُلُ الجَنَّةَ بِرَحمَةِ اللّهِ عز و جل . (2)۱۴۲.السيرة النبويّة عن ابن إسحاق ( ـ في ذِكرِ أحداثِ مَعرَكَةِ بَدرٍ ـ ) مسند ابن حنبل عن أبي الدَّرداء :سَمِعتُ رَسُولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقُولُ : قالَ اللّهُ عز و جل : «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَـبَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ وَ مِنْهُم مُّقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَيْرَ تِ بِإِذْنِ اللَّهِ » ، فَأَمّا الَّذِينَ سَبَقُوا بِالخَيراتِ فَأُولئِكَ الَّذِينَ يَدخُلُونَ الجَنَّةَ بِغَيرِ حِسابٍ ، وَأَمّا الَّذِينَ اقتَصَدُوا فَأُولئكَ يُحاسَبُونَ حِسابا يَسِيرا ، وَأَمّا الَّذِينَ ظَلَمُوا أَنفُسَهُم فَأُولئكَ الَّذِينَ يُحبَسُونَ فِي طُولِ المَحشَرِ ، ثُمَّ هُمُ الَّذِينَ تَلافاهُمُ اللّهُ بِرَحمَتِهِ ، فَهُمُ الَّذِينَ يَقُولُونَ : «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنَا لَغَفُورٌ شَكُورٌ » (3). (4).
1) .المستدرك على الصحيحين : ج ۲ ص ۴۶۲ ح ۳۵۹۲ ، البعث والنشور : ص ۸۳ ح ۵۸ كلاهما عن أبي الدرداء ، كنز العمّال : ج ۲ ص ۴۸۷ ح ۴۵۶۷ .
2) .الفردوس : ج ۵ ص ۴۶۶ ح ۸۷۷۴ عن حذيفة ، كنز العمّال : ج ۲ ص ۴۸۶ ح ۴۵۶۶.
3) .فاطر : ۳۴.
4) .مسند ابن حنبل : ج ۸ ص ۱۷۰ ح ۲۱۷۸۶ ، تفسير ابن كثير : ج ۶ ص ۵۳۳ ، كنز العمّال : ج ۲ ص ۳۸ ح ۳۰۳۱ ؛ مجمع البيان : ج ۸ ص ۶۳۸ نحوه ، بحار الأنوار : ج ۲۳ ص ۲۱۳.
۱۴۱.الإمام زين العابدين عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در باره اين سخن خداى عز و جل : «پس برخى از ايشان بر خود ، ستمكارند و برخى از ايشان ، ميانه رو و برخى از ايشان ، در كارهاى نيك ، پيش گام اند » ـ: پيش گام و ميانه رو ، بدون حسابرسى به بهشت مى روند ؛ ولى ستمكار بر خويش ، مختصرى حسابرسى مى شود و سپس به بهشت مى رود.۱۴۰.الإمام عليّ عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مردم در سه گروه ، برانگيخته مى شوند و اين ، سخن خداى متعال است ، آن جا كه مى فرمايد : «پس برخى از ايشان بر خود ، ستمكارند و برخى از ايشان ، ميانه رو و برخى از ايشان ، در كارهاى نيك ، پيش گام اند» . پيش گام در كارهاى نيك ، بدون حسابرسى به بهشت مى رود . ميانه رو ، مختصرى حسابرسى مى شود و ستمكار بر خويش ، با لطف خداى عز و جل به بهشت مى رود.۱۳۹.المناقب لابن شهر آشوب عن محمّد ابن الحنفيّة :مسند ابن حنبلـ به نقل از ابو درداء ـ: از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مى فرمايد : «خداى عز و جل فرموده است : « سپس اين كتاب را به آن بندگان خود كه برگزيده بوديم ، به ميراث داديم . پس برخى از ايشان بر خود ، ستمكارند و برخى از ايشان ، ميانه روند و برخى از ايشان ، در كارهاى نيك ، به خواست خدا پيش گام اند» . كسانى كه در كارهاى نيك پيشى گرفته اند ، بدون حسابرسى وارد بهشت مى شوند . كسانى كه ميانه رو بوده اند ، مختصرى حسابرسى مى شوند و كسانى كه به خود ستم كرده اند ، در تمام مدّت محشر ، نگه داشته مى شوند و سپس خداوند به لطف خويش با آنان رفتار مى كند [ و آنان را به بهشت مى برد ] . اينان هستند كه مى گويند : «ستايش ، خدايى را كه اندوه از ما زدود . به راستى كه پروردگار ما ، آمرزگار و حق شناس است» . .
۱۳۸.فضائل الصحابة عن الحارث عن الإمام عليّ عليه السلاتفسير فرات عن أبي الدّرداء :سَمِعتُ رَسُولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله تَلا هذِهِ الآيَةَ : «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَـبَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِّنَفْسِه وَ مِنْهُم مُّقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَيْرَ تِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذَ لِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ * جَنَّـتُ عَدْنٍ» فَقالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : اَلسّابِقُ يَدخُلُ الجَنَّةَ بغَيرِ حِسابٍ ، وَالمُقتَصِدُ يُحاسَبُ حِسابا يَسِيرا ، وَالظّالِمُ لِنَفسِهِ يُحبَسُ فِي يَومٍ مِقدارُهُ خَمسِينَ أَلفَ سَنَةٍ ، حَتّى يَدخُلَ الحُزنُ فِي جَوفِهِ ، ثُمَّ يَرحَمُهُ فَيُدخِلُهُ الجَنَّةَ. (1)۱۶ / ۳ما يُوجِبُ تَفاضُلَ الدَّرَجاتِأ ـ المَعرِفَةُ۱۳۴.الطبقات الكبرى عن قتادة :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إِنَّما يَرتَفِعُ العِبادُ غَدا فِي الدَّرَجاتِ ، وَيُنالُونَ الزُّلفى (2)مِن رَبِّهِم عَلى قَدرِ عُقُولِهِم . (3)ب ـ العَمَلُ۱۳۲.الأمالي للطوسي عن اُمّ هانئ بنت أبي طالب :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إِنَّ رَجُلاً أُدْخِلَ الجَنَّةَ فَرَأى عَبدَهُ فَوقَ دَرَجَتِهِ ، فَقالَ : يا رَبِّ ، هذا عَبدِي فَوقَ دَرَجَتِي فِي الجَنَّةِ فَقالَ لَهُ : نَعَم ، جَزَيتُهُ بِعَمَلِهِ وَجَزَيتُكَ بِعَمَلِكَ . (4)۱۳۱.الطبقات الكبرى عن محمّد بن عمارة بن خزيمة بن ثابتعنه صلى الله عليه و آله :إِنَّ الدَّرَجَةَ فِي الجَنَّةِ فَوقَ الدَّرَجَةِ كَما بَينَ السَّماءِ وَالأَرضِ ، وَإِنَّ العَبدَ لَيَرفَعُ بَصَرَهُ فَيَلمَعُ لَهُ بَرقٌ يَكادُ يَخطَفُ بَصَرَهُ ، فَيَفزَعُ لِذلِكَ فَيَقُولُ : ما هذا؟ فَيُقالُ لَهُ : هذا نُورُ أَخِيكَ فُلانٍ ، فَيَقُولُ : أَخِي فُلانٍ! كُنّا نَعمَلُ فِي الدُّنيا جَمِيعا وَقَد فُضِّلَ عَلَيَ هكَذا! قالَ : فَيُقالُ لَهُ : إِنَّهُ كانَ أَفضَلَ مِنكَ عَمَلاً ، ثُمَّ يُجعَلُ فِي قَلبِهِ الرِّضى حَتّى يَرضى . (5).
1) .تفسير فرات : ص ۳۵۰ ح ۴۷۷ ، بحار الأنوار : ج ۷ ص ۱۹۹ ح ۷۵ .
2) .الزُّلْفى : الحَظْوَة (مفردات ألفاظ القرآن : ص ۳۸۲ «زلف»).
3) .تحف العقول : ص ۵۴ ، تفسير نور الثقلين : ج ۳ ص ۱۴۷ ح ۱۲۵ عن أنس ، بحار الأنوار : ج ۷۷ ص ۱۵۸ ح ۱۴۴.
4) .المعجم الأوسط : ج ۷ ص ۲۳۱ ح ۷۳۵۶ ، تاريخ بغداد : ج ۷ ص ۱۲۹ الرقم ۳۵۶۷ كلاهما عن أبي هريرة ، كنز العمّال : ج ۹ ص ۸۹ ح ۲۵۱۱۱.
5) .الزهد لابن المبارك : ص ۳۳ ح ۱۰۰ عن أبي المتوكّل الناجي ؛ الأمالي للطوسي : ص ۵۲۹ ح ۱۱۶۲ وفيه «فيفرح» بدل «فيفزع» ، مكارم الأخلاق : ج ۲ ص ۳۶۶ ح ۲۶۶۱ كلاهما عن أبي ذرّ ، بحار الأنوار : ج ۷۷ ص ۷۸ ح ۳.
۱۳۰.الأمالي للطوسي عن مجاهد :تفسير فراتـ به نقل از ابو درداء ـ: از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه اين آيه را تلاوت كرد : «سپس اين كتاب را به آن بندگان خود كه برگزيده بوديم ، به ميراث داديم . پس برخى از ايشان بر خود ، ستمكارند و برخى از ايشان ، ميانه روند و برخى از ايشان ، در كارهاى نيك ، به خواست خدا پيش گام اند . اين است فضل بزرگ . بهشت هاى عدن » و آن گاه فرمود : «پيش گام ، بدون حسابرسى به بهشت مى رود . از ميانه رو ، اندكى حسابرسى مى شود و ستمكار بر خويش را يك روز ـ كه مقدارش پنجاه هزار سال است ـ نگه مى دارند ، تا جايى كه اندوه ، وجودش را فرا مى گيرد . سپس خداوند بر او رحم مى آورد و او را به بهشت مى برد» .۱۶ / ۳آنچه موجب تفاوت درجات مى شودالف ـ شناخت۱۲۶.تاريخ الطبري:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :فرداى قيامت ، بندگان بر حسب اندازه خردهايشان ، به درجات دست مى يابند و به مقام قرب پروردگارشان نايل مى شوند.ب ـ كردار۱۲۴.المستدرك على الصحيحين عن ابن عبّاس :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مردى را به بهشت آوردند . بنده اش را ديد كه درجه اش از او بالاتر است . گفت : پروردگارا ! اين بنده من ، درجه اش در بهشت ، از من بالاتر است !
خداوند به او فرمود : «آرى . او را به كردارش پاداش داده ام و تو را هم به كردارت پاداش داده ام» .۱۲۳.الطبقات الكبرى عن عائشة وابن عبّاس وعائشة بنت قدا ( ـ دَخَلَ حَديثُ بَعضِهِم في حَديثِ بَعضٍ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :فاصله يك درجه در بهشت با درجه ديگر آن ، به اندازه فاصله ميان آسمان و زمين است . بنده نگاهش را به بالا مى دوزد و برقى براى او مى درخشد كه نزديك است چشمش را كور كند . از آن ، وحشت زده مى شود و مى گويد : اين چيست؟
به او گفته مى شود : «اين ، نور برادرت فلانى است» .
مى گويد : برادرم فلانى! ما هر دو در دنيا عمل [ نيك ] مى كرديم ؛ ولى اينك اين چنين بر من برترى داده شده است!
به او گفته مى شود : «او در عمل ، از تو برتر بود» . و آن گاه در دلش احساس رضايت نهاده مى شود تا خشنود گردد.
.
۱۲۲.الإمام عليّ عليه السلام :عنه صلى الله عليه و آله :يا أَبا ذَرٍّ ، إِنَّ اللّهَ جَلَّ ثَناؤُهُ لَيُدخِلُ قَوما الجَنَّةَ فَيُعطِيهِم حَتّى تَنتَهِيَ أَمانِيُّهُم ، وَفَوقَهُم قَومٌ فِي الدَّرَجاتِ العُلى ، فَإِذا نَظَرُوا إِلَيهِم عَرَفُوهُم ، فَيَقُولُونَ : رَبَّنا إِخوانُنا كُنّا مَعَهُم فِي الدُّنيا ، فَبِمَ فَضَّلتَهُم عَلَينا؟! فَيُقالُ : هَيهاتَ! إِنَّهُم كانُوا يَجُوعُونَ حِينَ تَشبَعُونَ، وَيَظمَؤُونَ حِينَ تَروَونَ،وَيَقُومُونَ حِينَ تَنامُونَ،وَيَشخَصُونَ (1)حِينَ تَخفِضُونَ (2). (3)۱۲۱.مسند ابن حنبل عن ابن عبّاس ( ـ فيقَولِهِ تَعالى: {Q} «وَإِذْ يَمْكُرُ بِكَ الّ ) عنه صلى الله عليه و آله :إِنَّ فِي الجَنَّةِ لَشَجَرَةً تُخرَجُ مِن أَعلاهَا الحُلَلُ ، وَمِن أَسفَلِها خَيلٌ بَلَقٌ (4)مِن ذَهَبٍ مُسَرَّجَةً ، مُلجَمةً بِالدُّرِّ وَالياقُوتِ ، لا تَرُوثُ وَلا تَبُولُ ، ذَواتُ أَجنِحَةٍ ، فَيَجلِسُ عَلَيها أَولِياءُ اللّهِ ، فَتَطِيرُ بِهِم حَيثُ شاؤُوا .
فَيَقُولُ الَّذِينَ أَسفَلَ مِنهُم : يا أَهلَ الجَنَّةِ ، ناصِفُونا. يا رَبِّ ما بَلَغَ بِهؤلاءِ هذِهِ الكَرامَةَ؟ فَقالَ اللّهُ تَعالى : إِنَّهُم كانُوا يَصُومُونَ وَكُنتُم تُفطِرُونَ ، وَكانُوا يَقُومُونَ اللَّيلَ وَكُنتُم تَنامُونَ، وَكانُوا يُنفِقُونَ وَكُنتُم تَبخَلُونَ ، وَكانُوا يُجاهِدُونَ العَدُوَّ وَكُنتُم تَجبُنُونَ. (5).
1) .الشُّخوص : السير من بلدٍ إلى بلد ، وشُخِصَ به : أتى إليه أمرٌ يُقلقه (لسان العرب : ج ۷ ص ۴۶ «شخص»).
2) .الخَفْض : الدِّعَة والسُّكونَ (النهاية : ج ۲ ص ۵۴ «خفض»).
3) .الأمالي للطوسي : ص ۵۲۸ ح ۱۱۶۲ ، مكارم الأخلاق : ج ۲ ص ۳۶۵ ح ۲۶۶۱ وفيه «حتى يملّوا» بدل «حتى تنتهي أمانيهم» و كلاهما عن أبي ذرّ ، بحار الأنوار : ج ۷۷ ص ۷۷ ح ۳ ؛ حلية الأولياء : ج ۴ ص ۲۴۷ عن عون بن عبد اللّه نحوه.
4) .البَلَقُ : سواد وبياض (الصحاح : ج ۴ ص ۱۴۵۱ «بلق»).
5) .تاريخ بغداد : ج ۱ ص ۲۶۶ الرقم ۱۰۰ عن زيد بن عليّ عن أبيه عن الإمام عليّ عليهماالسلام ، كنز العمّال : ج ۱۵ ص ۸۷۰ ح ۴۳۴۶۱ نقلاً عن أبي الشيخ في العظمة ؛ الأمالي للصدوق : ص ۳۶۶ ح ۴۵۷ ، الزهد للحسين بن سعيد : ص ۱۰۱ ح ۲۷۴ كلاهما عن زيد بن عليّ عن أبيه عن الإمام عليّ عليهم السلام نحوه ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۱۸ ح ۴ .
۱۲۰.الأمالي للطوسي عن ابن عبّاس :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اى ابو ذر! خداوند عز و جل گروهى را وارد بهشت مى كند و به آنان چندان عطا مى فرمايد كه آرزوهايشان تمام مى شود . بالاتر از آنها نيز گروهى ديگر در درجاتى عالى به سر مى برند . اين گروه ، چون آن گروه را مى بينند ، ايشان را مى شناسند . پس مى گويند : پروردگارا ! اينان ، همان برادران ما هستند كه در دنيا با هم بوديم . پس به چه سبب ، ايشان را بر ما برترى داده اى؟
گفته مى شود : هيهات! زمانى كه شما سير بوديد ، آنان گرسنه بودند . زمانى كه شما سيراب بوديد ، آنان تشنه بودند . زمانى كه شما مى خوابيديد ، آنان به عبادت مى پرداختند ، و زمانى كه شما در آسايش به سر مى بريد ، آنان در سختى بودند.۱۱۹.مجمع البيان ( ـ في ذِكرِ مَبيتِ عَلِيٍّ عليه السلام عَلى فِراشِ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در بهشت ، درختى است كه از بالاى آن ، جامه ها مى رويند و از پايينش ، اسب هاى ابلق با زين زرّين و لگام هايى از مرواريد و ياقوت ، كه نه سرگين مى كنند و نه ادرار . بال دارند و دوستان خدا بر آنها سوار مى شوند و در هر جاى بهشت كه آنان بخواهند ، به پرواز در مى آيند.
در اين هنگام ، كسانى كه پايين تر از ايشان اند ، مى گويند : اى بهشتيان! به ما هم سهمى دهيد . پروردگارا ! چه چيز ، ايشان را به اين منزلت رسانيد؟
خداى متعال مى فرمايد : «آنان روزه مى گرفتند و شما نمى گرفتيد . آنان شب را بيدار مى ماندند و شما مى خوابيديد . آنان انفاق مى كردند و شما بخل مى ورزيديد . آنان با دشمن ، جهاد مى كردند و شما مى ترسيديد» . .
۱۱۸.تاريخ اليعقوبي :الإمام الصادق عليه السلام :لا نَقُولُ دَرَجَةٌ واحِدَةٌ ، إِنَّ اللّهَ يَقُولُ : «دَرَجاتٌ بَعضُها فَوقَ بَعضٍ» (1)إِنَّما تَفاضُلُ القَومِ بِالأَعمالِ . (2)۱۱۷.الأمالي للطوسي عن أنس :مجمع البيان عن أبي بصير :قالَ الصّادِقُ عليه السلام : لا تَقُولَنَّ : اَلجَنَّةُ واحِدَةٌ ، إِنَّ اللّهَ يَقُولُ : «وَ مِن دُونِهِمَا جَنَّتَانِ» (3)، وَلا تَقُولَنَّ : دَرَجَةٌ واحِدَةٌ ، إِنَّ اللّهَ يَقُولُ : «دَرَجاتٌ بَعضُها فَوقَ بَعضٍ»، إِنَّما تَفاضُلُ القَومِ بِالأَعمالِ .
قالَ : وَقُلتُ لَهُ : إِنَّ المُؤمِنَينِ يَدخُلانِ الجَنَّةَ ، فَيَكُونُ أَحَدُهُما أَرفَعَ مَكانا مِنَ الآخَرِ ، فَيَشتَهِي أَن يَلقى صاحِبَهُ! قالَ : مَن كانَ فَوقَهُ فَلَهُ أَن يَهبِطَ ، وَمَن كانَ تَحَتُه لَم يَكُن لَهُ أَن يَصعَدَ ، لِأَنَّهُ لا يَبلُغُ ذَلِكَ المَكانَ ، وَلكِنَّهُم إِذا أَحَبُّوا ذَلِكَ وَاشتَهَوهُ اِلتَقَوا عَلَى الأَسِرَّةِ . (4)۱۶ / ۴دَرَجَةُ أَهلِ القَولِ وَدَرَجَةُ أَهلِ الفِعلِ۱۱۴.الإمام عليّ عليه السلام :الإمام الباقر عليه السلام :إِنَّ الجَنَّةَ دَرَجاتٌ : فَدَرَجَةُ أَهلِ الفِعلِ ؛ لا يُدرِكُها أَحَدٌ مِن أَهلِ القَولِ ، وَدَرَجَةُ أَهلِ القَولِ ؛ لا يُدرِكُها غَيرُهُم . (5)۱۶ / ۵سادَةُ أَهلِ الجَنَّةِ۱۱۱.عنه عليه السلام :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :نَحنُ بَنُو عَبدِ المُطَّلِبِ سادَةُ أَهلِ الجَنّةِ : رَسُولُ اللّهِ ، وَحَمزَةُ سَيِّدُ الشُّهَداءِ ، وَجَعفَرٌ ذُو الجَناحَينِ ، وَعَلِيٌ وَفاطِمَةُ وَالحَسَنُ وَالحُسَينُ وَالمَهدِيُ . (6).
1) .إشارة إلى الآية ۱۶۵ من سورة الأنعام.
2) .تفسير العيّاشي : ج ۱ ص ۳۸۸ ح ۱۴۷ عن أبي بصير ، مجمع البيان : ج ۹ ص ۳۱۸ ، بحار الأنوار : ج ۶۹ ص ۱۷۲ ح ۱۵ وراجع : الزهد للحسين بن سعيد : ص ۹۹ ح ۲۷۰.
3) .الرحمن : ۶۲ .
4) .مجمع البيان : ج ۹ ص ۳۱۸ ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۰۶.
5) .الكافي : ج ۸ ص ۲۲۸ ح ۲۸۹ عن أبي مريم.
6) .الأمالي للصدوق : ص ۵۶۲ ح ۷۵۷ ، روضة الواعظين : ص ۲۹۴ ، العمدة : ص ۲۸۱ ح ۴۵۵ ، بشارة المصطفى : ص ۲۱۲ وليس فيهما «والمهديّ» وكلّها عن أنس ، بحار الأنوار : ج ۲۲ ص ۱۴۹ ح ۱۴۲ نقلاً عن كتاب سليم بن قيس .
۱۱۰.الإمام عليّ عليه السلام :امام صادق عليه السلام :ما نمى گوييم كه [ بهشت ] فقط يك درجه دارد . خدا مى فرمايد : «درجاتى دارد ، يكى بالاى ديگرى» . (1)تفاوت [ درجات ] بهشتيان ، به سبب اعمال آنهاست.۱۰۹.مقاتل الطالبيّين عن الضحّاك المشرقي :مجمع البيان ـ به نقل از ابو بصير ـ :امام صادق عليه السلام فرمود : «هرگز نگوييد : بهشت ، يكى است . خدا مى فرمايد : « و پايين تر از آن دو ، دو بهشت ديگر است» و هرگز نگوييد : يك درجه است . خدا مى فرمايد كه درجاتى دارد ، يكى بالاى ديگرى . تفاوت بهشتيان ، در واقع ، به سبب اعمال آنهاست» .
به ايشان گفتم : دو مؤمن ، وارد بهشت مى شوند و يكى از آنها ، جايگاهى بالاتر از ديگرى دارد و او مى خواهد اين ديگرى را ديدار كند! [ديدارشان ، چگونه انجام مى شود ؟] .
فرمود : «آن كه بالاتر است ، مى تواند پايين بيايد ؛ امّا آن كه پايين تر است ، نمى تواند بالا برود ؛ زيرا به آن مكان نمى رسد . البتّه اگر دوست داشتند و خواستند همديگر را ملاقات كنند ، روى تخت ها ديدار مى كنند» .۱۶ / ۴درجه اهل گفتار و درجه اهل كردار۱۰۶.الإمام الصادق عليه السلام :امام باقر عليه السلام :بهشت ، درجاتى دارد . هيچ يك از اهل گفتار ، به درجه اهل كردار نمى رسد و ديگران به درجه اهل گفتار نيز نمى رسند.۱۶ / ۵سَروران اهل بهشت۱۰۳.شرح نهج البلاغة :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :ما فرزندان عبد المطّلب ، سَروران اهل بهشتيم : [ منِ ] پيامبر خدا و حمزه سيّد الشهدا و جعفرِ صاحبِ دو بال و على و فاطمه و حسن و حسين و مهدى .
.
1) .اشاره است به آيه ۱۶۵ از سوره انعام .
۱۰۲.ربيع الأبرار :عنه صلى الله عليه و آله :نَحنُ وُلدُ عَبدِ المُطَّلِبِ سادَةُ أَهلِ الجَنَّةِ : أَنا وَحَمزَةُ وَعَلِيٌ وَجَعفَرٌ وَالحَسَنُ وَالحُسَينُ وَالمَهدِيُ . (1)۱۰۱.نثر الدرّ :عنه صلى الله عليه و آله :اَلحَسَنُ وَالحُسَينُ سَيِّدا شَبابِ أَهلِ الجَنَّةِ . (2)۱۰۰.تاريخ دمشق عن الزهري :الإمام عليّ عليه السلام :سادَةُ أَهلِ الجَنَّةِ الأَسخِياءُ وَالمُتَّقُونَ . (3)۹۹.اُسد الغابة ( ـ في تَرجَمَةِ زَينَبَ عليهاالسلام ـ ) عنه عليه السلام :سادَةُ أَهلِ الجَنَّةِ الأَتقِياءُ الأَبرارُ . (4)۹۸.تهذيب الكمال :عنه عليه السلام :سادَةُ أَهلِ الجَنَّةِ المُخلِصُونَ . (5)۹۷.صحيح البخاري عن أبي موسى :عنه عليه السلام :مُلُوكُ الجَنَّةِ الأَتقِياءُ وَالمُخلِصُونَ. (6)۹۶.تهذيب الكمال ( ـ في تَرجَمَةِ أسماءَ بِنتِ عُمَيسٍ ـ ) الإمام الصادق عليه السلام :إِنَّ اللّهَ تَبارَكَ وَتَعالى كَفَّلَ إِبراهِيمَ وَسارَةَ أَطفالَ المُؤمِنِينَ ، يَغذُوانِهِم بِشَجَرَةٍ فِي الجَنَّةِ ، لَها أَخلافٌ (7)كَأَخلافِ البَقَرِ ، فِي قَصرٍ مِن دُرَّةٍ ، فَإِذا كانَ يَومُ القِيامَةِ أُلبِسُوا وَطُيِّبُوا وَأُهدُوا إِلى آبائِهِم ، فَهُم مُلُوكٌ فِي الجَنَّةِ مَعَ آبائِهِم ، وَهُوَ قَولُ اللّهِ عز و جل : «وَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ اتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُم بِإِيمَـنٍ أَلْحَقْنَا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ» (8). (9).
1) .سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۱۳۶۸ ح ۴۰۸۷ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۳ ص ۲۳۳ ح ۴۹۴۰ كلاهما عن أنس ، كنز العمّال : ج ۱۲ ص ۹۷ ح ۳۴۱۶۲ ؛ الغيبة للطوسي : ص ۱۸۳ ح ۱۴۲ ، العمدة : ص ۵۲ ح ۴۸ كلاهما عن أنس ، بحار الأنوار : ج ۲۶ ص ۲۶۱ ح ۴۰.
2) .سنن الترمذي : ج ۵ ص ۶۵۶ ح ۳۷۶۸ ، الفردوس : ج ۲ ص ۱۵۸ ح ۲۸۰۱ كلاهما عن أبي سعيد الخدري ، سنن ابن ماجة : ج ۱ ص ۴۴ ح ۱۱۸ عن ابن عمر ؛ الأمالي للطوسي : ص ۳۱۲ ح ۶۳۴ عن الحارث عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله ، بحار الأنوار : ج ۴۳ ص ۳۱۶.
3) .غرر الحكم : ح ۵۵۸۴ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۲۸۳ ح ۵۱۰۱ .
4) .غرر الحكم : ح ۵۵۹۹ .
5) .غرر الحكم : ح ۵۵۹۱ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۲۸۴ ح ۵۱۱۲ .
6) .غرر الحكم : ح ۹۸۱۷ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۴۸۷ ح ۹۰۰۱.
7) .الأخلاف : جمع خِلْف ـ بالكسر ـ : وهو الضَّرْع لكلّ ذات خُفٍّ وظِلف (النهاية : ج ۲ ص ۶۸ «خلف»).
8) .الطور : ۲۱.
9) .كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۳ ص ۴۹۰ ح ۴۷۳۲ ، التوحيد : ص ۳۹۳ ح ۶ وليس فيه ذيله ، عوالي اللآلي : ج ۳ ص ۲۸۷ ح ۳۳ كلّها عن الحلبي ، بحار الأنوار : ج ۵ ص ۲۹۳ ح ۱۸.
۹۵.اُسد الغابة ( ـ في تَرجَمَةِ اُمامَةِ بِنتِ أبِي العاصِ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :ما فرزندان عبد المطّلب ، سَروران اهل بهشتيم : من و حمزه و على و جعفر و حسن و حسين و مهدى.۹۴.المناقب لابن شهر آشوب :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :حسن و حسين ، سَرور جوانان اهل بهشت اند .۹۳.الإمام الباقر عليه السلام :امام على عليه السلام :سَروران اهل بهشت ، سخاوتمندان و پرهيزگاران اند .۹۲.الإمام عليّ عليه السلام ( ـ في ذِكرِ زَواجِهِ مِن فاطِمَةَ عليهاالسلام ـ ) امام على عليه السلام :سَروران اهل بهشت ، پرهيزگاران نيكوكارند .۹۱.كتاب من لا يحضره الفقيه عن جابر بن عبد اللّه الأن ( ـ في ذِكرِ زَواجِ فاطِمَةَ عليهاالسلام ـ ) امام على عليه السلام :سَروران اهل بهشت ، مردمان با اخلاص اند .۹۰.المصنّف عن ابن عبّاس :امام على عليه السلام :شهرياران بهشت ، پرهيزگاران و اخلاصمندان اند .۸۹.الإمام عليّ عليه السلام :امام صادق عليه السلام :خداوند بزرگ و والا ، ابراهيم و ساره را سرپرست كودكان اهل ايمان ، قرار داده است و آن دو ، آنها را با درختى در بهشت كه پستان هايى مانند پستان گاو دارد ، در قصرى از دُر ، تغذيه مى كنند و چون روز قيامت شود ، بر آنان لباس مى پوشانند و خوش بويشان مى سازند و آنان را به پدرانشان هديه مى كنند . اينان در بهشت با پدرانشان پادشاهى مى كنند . اين ، سخن خداى عز و جل است ، آن جا كه مى فرمايد : «و كسانى كه ايمان آورده اند و فرزندانشان آنان را در ايمانْ پيروى كرده اند ، فرزندانشان را به ايشان ملحق خواهيم كرد» . .
۱۶ / ۶عُرَفاءُ أَهلِ الجَنَّةِ۸۶.المعجم الأوسط عن جابر بن عبد اللّه :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :حَمَلَةُ القُرآنِ عُرَفاءُ أَهلِ الجَنَّةِ . (1)۸۵.الأمالي للطوسي :عنه صلى الله عليه و آله :حَمَلَةُ القُرآنِ عُرَفاءُ أَهلِ الجَنَّةِ ، وَالمُجتَهِدُونَ قُوّادُ أَهلِ الجَنَّةِ ، وَالرُّسُلُ سادَةُ أَهلِ الجَنَّةِ . (2)۸۴.تاريخ اليعقوبي ( ـ في ذِكرِ زَواجِ فاطِمَةَ عليهاالسلام ـ ) عنه صلى الله عليه و آله :اَلنَّبِيُّونَ وَالمُرسَلُونَ سادَةُ أَهلِ الجَنَّةِ ، وَالشُّهَداءُ قُوّادُ أَهلِ الجَنَّةِ ، وَحَمَلَةُ القُرآنِ عُرَفاءُ أَهلِ الجَنَّةِ . (3)۱۶ / ۷زِينَةُ الجَنَّةِ۸۱.السنن الكبرى عن مجاهد عن الإمام عليّ عليه السلامرسول اللّه صلى الله عليه و آله :إِنَّ الحَسَنَ وَالحُسَينَ شَنفا (4)العَرشِ ، وَإِنَّ الجَنَّةَ قالَت : يا رَبِّ ، أَسكَنتَنِي الضُّعَفاءَ وَالمَساكِينَ! فَقالَ اللّهُ لَها : أَلا تَرضَينَ أَنِّي زَيَّنتُ أَركانَك بِالحَسَنِ وَالحُسَينِ؟! قالَ : فَماسَت (5)
كَما تَمِيسُ العَرُوسُ فَرَحا . (6).
1) .معانيالأخبار: ص۳۲۳ ح۱، الخصال: ص۲۸ ح ۱۰۰ ، مجمع البيان : ج ۱ ص ۸۵ وزاد في آخره «يوم القيامة» وكلّها عن أبي سعيد الخدري ، بحار الأنوار : ج ۹۲ ص ۱۷۷ ح ۳ ؛ المعجم الكبير : ج ۳ ص ۱۳۲ ح ۲۸۹۹ عن سكينة عن أبيها الإمام الحسين عليه السلام وزاد في آخره «يوم القيامة»، كنز العمّال: ج ۱ ص۵۱۴ ح ۲۲۸۹.
2) .الكافي : ج ۲ ص ۶۰۶ ح ۱۱ عن السكوني عن الإمام الصادق عليه السلام ، النوادر للراوندي : ص ۱۳۷ ح ۱۸۰ ، الجعفريّات : ص ۷۶ كلاهما عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام ، دعائم الإسلام : ج ۱ ص ۳۴۳ وفيها «والمجاهدون في سبيل اللّه » بدل «والمجتهدون» ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۹۹ ح ۲۰۲ ؛ كنز العمّال : ج ۱ ص ۵۵۰ ح ۲۴۶۴ نقلاً عن ابن النجّار عن أبي هريرة.
3) .حلية الأولياء : ج ۶ ص ۶۵ ، تاريخ أصبهان : ج ۲ ص ۲۹۷ الرقم ۱۷۸۵ نحوه وكلاهما عن أبي هريرة ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۷۴ ح ۳۹۳۲۰ .
4) .الشَّنَفْ : الذي يُلبس في أعلى الاُذن، والذي في أسفلها القِرْط (لسان العرب : ج ۹ ص ۱۸۳ «شنف»).
5) .يَمِيْسُ : إذا تبختر في مشيه وتثنّى (النهاية : ج ۴ ص ۳۸۰ «ميس»).
6) .الإرشاد : ج ۲ ص ۱۲۷ ، إعلام الورى : ج ۱ ص ۴۳۲ ، بحار الأنوار : ج ۴۳ ص ۲۷۵ ح ۴۴.
۱۶ / ۶سردارانِ اهل بهشت۷۸.الإمام الصادق عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :حاملان قرآن ، سرداران (1)اهل بهشت اند.۷۷.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ لِفاطِمَةَ عليهاالسلام ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :حاملان قرآن ، سرداران اهل بهشت اند و كوشندگان ، (2)
هدايتگران اهل بهشت اند و پيامبران ، سَروران اهل بهشت اند.۷۶.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبران و فرستادگان ، سَروران اهل بهشت اند و شهيدان ، هدايتگران اهل بهشت اند و حاملان قرآن ، سرداران اهل بهشت اند.۱۶ / ۷زيور بهشت۷۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :حسن و حسين ، گوشواره هاى عرش اند . بهشت گفت : پروردگارا ! ناتوانان و مستمندان را در من سكنا دادى !
خداوند به او فرمود : «آيا خرسند نيستى كه اركان تو را با حسن و حسين ، زينت بخشيدم؟!» .
بهشت [ با شنيدن اين سخن ] از شادى چون عروس ، نازيد و خراميد.
.
1) .در متن عربى ، «عُرَفا» آمده كه جمع «عَريف» به معناى پايين تر از رئيس در قبيله ، كارگزار قوم ، نقيب ، سردار ، سالار ، خليفه يا مُبصر در مكتب خانه و مدرسه است . از ابن عبّاس در باره معناى «عرفاء» در همين حديث پرسيدند . گفت : يعنى آنان رؤساى اهل بهشت اند (النهاية : ج ۳ ص ۲۱۸) .
2) .يعنى كوشندگان در راه قرآن ، يا كوشندگان در عمل صالح و اطاعت از خداوند .
۷۲.الطبقات الكبرى عن عطاء :عنه صلى الله عليه و آله :لَمّا استَقَرَّ أَهلُ الجَنَّةِ فِي الجَنَّةِ قالَتِ الجَنَّةُ : يا رَبِّ! أَلَيسَ وَعَدتَنِي أَن تُزَيِّنَنِي بِرُكنَينِ مِن أَركانِكَ؟ قالَ : أَلَم أُزَيِّنكِ بِالحَسَنِ وَالحُسَينِ؟ قالَ : فَماسَتِ الجَنَّةُ مَيسا كَما تَمِيسُ العَرُوسَ . (1)۱۶ / ۸دَرَجَةُ النَّبِيِ وَأَهلِ بَيتِهِ عليهم السلام۶۹.شرح نهج البلاغة عن الفضل بن عبّاس :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :اَلوَسِيلَةُ دَرَجَةٌ عِندَ اللّهِ لَيسَ فَوقَها دَرَجَةٌ ، فَسَلُوا اللّهَ أَن يُؤتِيَنِي الوَسِيلَةَ . (2)۶۸.السيرة النبويّة عن ابن إسحاق :الإمام عليّ عليه السلام :قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : فِي الجَنَّةِ دَرَجَةٌ تُدعى الوَسِيلَةَ ، فَإِذا سَأَلتُمُ اللّهَ فَسَلُوا لِي الوَسِيلَةَ . قالُوا : يا رَسُولَ اللّهِ ، مَن يَسكُنُ مَعَكَ؟ قالَ : عَلِيٌ وَفاطِمَةُ وَالحَسَنُ وَالحُسَينُ . (3)۶۷.الإمام عليّ عليه السلام ( ـ في خُطبَتِهِ المُسَمّاةِ بِالقاصِعَةِ ـ ) إحقاق الحقّ عن عائشة :ما رَأَيتُ رَجُلاً قَطُّ أَحَبَّ إِلَى رَسُولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله مِن عَلِيٍ وَمِن فاطِمَةَ عليهماالسلام . قالَت فاطِمَةُ يَوما وَأَنا حاضِرَةٌ : فَدَتكَ نَفسِي يا رَسُولَ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيكَ ، أَيَ شَيءٍ رَأَيتَ لِي؟ فَقالَ : يا فاطِمَةُ ، أَنتِ خَيرُ النِّساءِ فِي البَرِيَّةِ ، وَأَنتِ أَهلُ الجَنَّةِ وأهلُها (4). قالَت : يا رسولَ اللّهِ ، فَما لِابنِ عَمِّكَ عَلِيٍ عليه السلام ؟ فَقالَ لَها : لا يُقاسُ بِهِ أَحَدٌ مِمَّن خَلَقَ اللّهُ . قالَت : وَالحَسَنُ وَالحُسَينُ؟ قالَ : هُما وَلَدايَ وَسِبطايَ وَرَيحانَتايَ أَيّامَ حَياتِي وَبَعدَ مَماتِي.
قالَت : فَبَينَما هُما فِي الحَدِيثِ إِذ أَتى عَلِيٌ عليه السلام فَقالَ لَهُ : فِداكَ أَبِي وَأُمِّي يا رَسُولَ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيكَ ، أَيَ شَيءٍ رَأَيتَ لِي؟ فَقالَ : يا عَلِيُ! أَنا وَأَنتَ وَفاطِمَةُ وَالحَسَنُ وَالحُسَينُ فِي غُرفَةٍ مِن دُرَّةٍ ، أَساسُها مِن رَحمَةٍ ، وَأَطرافُها مِن رِضوانٍ ، وَهِيَ تَحتَ عَرشِ اللّهِ . يا عَلِيُ ، بَينَكُم وَبَينَ نُورِ اللّهِ بابٌ ، فَتَنظُرُ إِلَيهِ وَيَنظُرُ إِلَيكَ ، وَعَلى رَأسِكَ تاجٌ مِن نُورٍ قَد أَضاءَ ما بَينَ المَشرِقِ وَالمَغرِبِ ، وَأَنتَ تَرفُلُ (5)فِي حُلَّةٍ مِن حُلَلٍ حُمرٍ وَردِيَّةٍ ، وَخُلِقتَ وَخَلَقَنِي رَبِّي وَخَلَقَ مُحِبِّينا مِن طِينَةٍ تَحتِ العَرشِ ، وَخَلَقَ مُبغِضِينا مِن طِينَةِ الخَبالِ (6). (7).
1) .تاريخ بغداد : ج ۲ ص ۲۳۸ الرقم ۶۹۷ ، تاريخ دمشق : ج ۱۳ ص ۲۲۸ ح ۳۲۳۶ ، المعجم الأوسط : ج ۱ ص ۱۰۸ ح ۳۳۷ نحوه وكلّها عن عقبة بن عامر ، كنز العمّال : ج ۱۲ ص ۱۲۱ ح ۳۴۲۹۰.
2) .مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۱۶۵ ح ۱۱۷۸۳ ، كنز العمّال : ج ۷ ص ۶۹۸ ح ۲۰۹۸۴ نقلاً عن ابن مردويه وكلاهما عن أبي سعيد الخدري .
3) .تفسير ابن كثير : ج ۳ ص ۹۸ عن الحارث ، كنز العمّال : ج ۱۲ ص ۱۰۳ ح ۳۴۱۹۵ نقلاً عن ابن مردويه ؛ بشارة المصطفى : ص ۲۷۰ عن الحارث نحوه .
4) .كذا في المصدر.
5) .رَفَلَ يَرفُل رَفْلاً : جرّ ذَيله وتَبَختر (لسان العرب : ج ۱۱ ص ۲۹۲ «رفل»).
6) .طينة الخَبَال : ما سال من جلود أهل النار (لسان العرب : ج ۱۱ ص ۱۹۸ «خبل»).
7) .إحقاق الحقّ : ج ۵ ص ۹۰ ح ۹۵ وراجع : الفضائل : ص ۱۴۲ و بحار الأنوار : ج ۳۷ ص ۷۸ ح ۴۷.
۶۶.المستدرك على الصحيحين عن مجاهد بن جبر أبي الحجّاجپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :چون بهشتيان در بهشت جاى گيرند ، بهشت مى گويد : پروردگارا ! مگر وعده ام ندادى كه مرا به دو ركن از اركانت زينت بخشى؟
خداوند مى فرمايد : «مگر تو را به حسن و حسين ، زينت نبخشيدم؟» .
پس ، بهشت ، همچون عروس ، مى نازد و مى خرامد.۱۶ / ۸درجه پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل بيت او۶۳.أنساب الأشراف :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :وسيله ، درجه اى است در نزد خدا كه بالاتر از آن ، درجه اى نيست . پس ، از خدا بخواهيد كه وسيله را به من عطا فرمايد.۶۲.شرح نهج البلاغة عن الحسين بن زيد بن عليّ بن الحسيامام على عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «در بهشت ، درجه اى است كه وسيله خوانده مى شود . پس هر گاه از خدا درخواست كرديد ، وسيله را براى من درخواست كنيد» .
گفتند : اى پيامبر خدا ! چه كسى با تو ساكن مى شود؟
فرمود : «على و فاطمه و حسن و حسين».۶۱.كشف اليقين عن يزيد بن قعنب :إحقاق الحقّ ـ به نقل از عايشه ـ :هرگز كسى را در نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ، محبوب تر از على و فاطمه نديدم . روزى فاطمه در حضور من ، به پيامبر صلى الله عليه و آله گفت : جانم به فدايت ، اى پيامبر خدا ! درود خدا بر تو ! نظرتان در باره من چيست؟
فرمود : «اى فاطمه ! تو بهترين زن عالم هستى . تو اهل بهشت و سزاوارِ آن هستى» .
فاطمه گفت : اى پيامبر خدا ! در باره پسرعمويت على ، چه؟
فرمود : «هيچ يك از خلق خدا با او قابل قياس نيست» .
فاطمه گفت : و حسن و حسين؟
فرمود : «آن دو ، در زندگى ام و پس از مرگم ، فرزندان و نوادگان من و دسته گل هاى من اند» .
در همين حال كه آن دو با هم سخن مى گفتند ، على آمد و به پيامبر صلى الله عليه و آله گفت : پدرم و مادرم به فدايت ، اى پيامبر خدا ! درود خدا بر تو باد ! نظرتان در باره من چيست؟
فرمود : «اى على! من و تو و فاطمه و حسن و حسين ، در غرفه اى از دُر هستيم كه پايه اش از رحمت است و ديوارهايش از رضوان ، و آن غرفه در زير عرش جاى دارد .
اى على! ميان شما و نور خدا ، دَرى است كه تو [ از آن ] به او ( خداوند ) مى نگرى و او [ از آن ] به تو مى نگرد ، و بر سَرت ، تاجى از نور است كه از مشرق تا مغرب را روشن مى كند ، و تو در جامه اى از جامه هاى سرخِ گل رنگ مى خرامى . پروردگارم ، تو و مرا و دوستان ما را از گِلى در زير عرش آفريده و دشمنان ما را از چركابه پوست دوزخيان ، خلق كرده است» .
.
۶۰.المناقب لابن شهر آشوب عن ابن إسحاق وابن شهاب :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إِذا كانَ يَومُ القِيامَةِ يَقعُدُ عليُ بنُ أَبِي طالِبٍ عَلَى الفِردَوسِ ؛ وَهُوَ جَبَلٌ قَد عَلا عَلَى الجَنَّةِ ، وَفَوقَهُ عَرشُ رَبِّ العالَمِينَ ، وَمِن سَفحِهِ تَتَفَجَّرُ أَنهارُ الجَنَّةِ ، وَتَتَفَرَّقُ فِي الجِنانِ ، وَهُو جالِسٌ عَلى كُرسِيٍ مِن نُورٍ ، يَجرِي بَينَ يَدَيهِ نَهرٌ مِنَ التَّسنِيمِ (1)، لا يَجُوزُ أَحَدٌ عَلَى الصِّراطِ إِلّا وَمَعَهُ بَراءَةٌ بِوَلايَتِهِ وَوَلايَةِ أَهلِ بَيتِهِ ، وَهُو مُشرِفٌ عَلَى الجَنَّةِ فَيَدخُلُها مُحِبُّوهُ ، وَمُشرِفٌ عَلَى النّارِ فَيَدخُلُها مُبغِضُوهُ . (2).
1) .التَّسنيم : قيل هو عين في الجنّة رفيعة القدر (مفردات ألفاظ القرآن : ص ۴۲۹ «سنم»).
2) .مئة منقبة : ص ۱۰۷ ، كشف الغمّة : ج ۱ ص ۱۰۳ ، المناقب لابن شهر آشوب : ج ۲ ص ۱۵۶ وليس فيه صدره إلى «الجنان» وكلّها عن عبد اللّه بن مسعود ، بحار الأنوار : ج ۲۷ ص ۱۱۶ ح ۹۳ ؛ المناقب للخوارزمي : ص ۷۱ ح ۴۸ ، فرائد السمطين : ج ۱ ص ۲۹۲ ح ۲۳۰ كلاهما عن عبد اللّه بن مسعود.
۵۹.نثر الدرّ :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :چون روز قيامت شود ، على بن ابى طالب بر فراز فردوس مى نشيند . فردوس ، كوهى است بر بلنداى بهشت كه بالاى آن ، عرش پروردگار جهانيان قرار دارد و از دامنه آن ، جويبارهاى بهشت ، سرچشمه مى گيرند و در باغ هاى بهشت ، پراكنده مى شوند . او بر تختى از نور مى نشيند و نهرى از تسنيم (1)در برابرش جارى است ، و هيچ كس از صراط نمى گذرد ، مگر آن كه جواز عبورى از ولايت او و ولايت اهل بيتش داشته باشد . او مُشْرف بر بهشت است و دوستانش وارد آن مى شوند . نيز بر آتش ، مُشرف است و دشمنانش وارد آن مى شوند. .
1) .تسنيم ، چشمه اى در بهشت است .
۵۸.تاريخ دمشق عن مُدرك :الإمام عليّ عليه السلام :قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : اِسأَلُوا اللّهَ تَعالى لِي الدَّرَجَةَ الوَسِيلَةَ مِن الجَنَّةِ . قِيلَ : يا رَسُولَ اللّهِ ، وَما الدَّرَجَةُ الوَسِيلَةُ مِنَ الجَنَّةِ؟ قالَ : هِي أَعلى دَرَجَةٍ فِي الجَنَّةِ ، لا يَنالُها إِلّا نَبِيٌ ، أَرجُو أَن أَكُونَ أَنا هُوَ . (1)۱۹۹.مجمع الزوائد عن ابن عبّاس :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :بَينَما أَنا أَسِيرُ فِي الجَنَّةِ ، إِذا أَنا بِنَهَرٍ، حافَتاهُ قُبابُ الدُّرِّ المُجَوَّفِ، قُلتُ : ما هذا يا جَبرَئِيلُ؟ قالَ : هذا الكَوثَرُ الَّذِي أَعطاكَ رَبُّكَ ، فَإِذا طِينُهُ ـ أَو طِيبُهُ ـ (2)مِسكٌ أَذفَرُ (3). (4)۲۰۰.مسند ابن حنبل عن أبي سعيد الخدريّ :عنه صلى الله عليه و آله :لَيسَ فِي جَنَّةِ عَدنٍ مَنزِلٌ أَشرَفَ وَلا أَفضَلَ وَلا أَقرَبَ إِلى عَرشِ رَبِّي مِن مَنزِلِي ، نَحنُ فِيهِ أَربَعَةَ عَشَرَ إِنسانا، أَنا، وَأَخِي عَلِيٌ وَهُوَ خَيرُهُم وَأَحَبُّهُم إِلَيَ ، وَفاطِمَةُ وَهِيَ سَيِّدَةُ نِساءِ أَهلِ الجَنَّةِ ، وَالحَسَنُ وَالحُسَينُ ، وَتِسعَةُ أَئِمَّةٍ مِن وُلدِ الحُسَينِ . فَنَحنُ فِيهِ أَربَعَةَ عَشَرَ إِنسانا فِي مَنزِلٍ واحِدٍ ، أَذهَبَ اللّهُ عَنّا الرِّجسَ وَطَهَّرَنا تَطهِيرا ، هُداةً مَهدِيِّينَ . (5)۲۰۱.الطبقات الكبرى :سنن الترمذي عن أبي هريرة :قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : سَلُوا اللّهَ لِي الوَسِيلَةَ ، قالُوا : يا رَسُولَ اللّهِ وَما الوَسِيلَةُ؟ قالَ : أَعلى دَرَجَةٍ فِي الجَنَّةِ ، لا يَنالُها إِلّا رَجُلٌ واحِدٌ ، أَرجُو أَن أَكُونَ أَنَا هُوَ . (6).
1) .مسند زيد : ص ۱۵۶ عن الإمام زين العابدين عن آبائه عليهم السلام ، جامع الأخبار : ص ۱۵۷ ح ۳۷۰ ، بحار الأنوار : ج ۹۴ ص ۶۵ ح ۵۲ .
2) .الشكّ من هُدبة ، أحد رواة الحديث.
3) .الأَذْفَر : أي طَيِّب الريح (النهاية : ج ۲ ص ۱۶۱ «ذفر»).
4) .صحيح البخاري : ج ۵ ص ۲۴۰۶ ح ۶۲۱۰ ، مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۳۸۲ ح ۱۲۹۸۸ وليس فيه «أو طيبه» ، المستدرك على الصحيحين : ج ۱ ص ۱۵۲ ح ۲۶۶ نحوه وكلّها عن أنس وراجع : سنن الترمذي : ج ۵ ص ۴۴۹ ح ۳۳۶۰ و ح ۳۳۵۹.
5) .كتاب سليم بن قيس : ج ۲ ص ۸۴۰ ح ۴۲ عن عبد اللّه بن جعفر بن أبي طالب ، بحار الأنوار : ج ۳۳ ص ۲۶۷ ح ۵۳۴ .
6) .سنن الترمذي : ج ۵ ص ۵۸۶ ح ۳۶۱۲ عن أبي هريرة و ح ۳۶۱۴ عن عبد اللّه بن عمر نحوه ، مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۲۹۲ ح ۸۷۷۸ بزيادة «صلّوا عليَ فإنّها زكاة لكم» في صدره و ص ۸۶ ح ۷۶۰۱ كلاهما عن أبي هريرة ، كنز العمّال : ج ۲ ص ۷۹ ح ۳۲۲۷.
۲۰۲.المغازي عن يعقوب بن عتبة :امام على عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «از خداوند متعال براى من ، درجه وسيله را در بهشت بخواهيد» .
گفته شد : اى پيامبر خدا ! درجه وسيله در بهشت چيست؟
فرمود : «بالاترين درجه بهشت است و تنها يك پيامبر به آن دست مى يابد ، كه اميدوارم من ، آن پيامبر باشم» .۲۰۳.المستدرك على الصحيحين عن جابر بن عبد اللّه :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در بهشت مى گشتم كه به نهرى رسيدم كه در دو كرانه آن ، گنبدخانه هايى از دُرّ ميان تهى بود . گفتم : اين چيست ، اى جبرئيل؟
گفت : اين ، همان كوثر است كه پروردگارت به تو عطا فرمود .
گِل آن نهر ـ يا عطر آن (1)ـ مشك تندبوى بود.۲۰۴.السيرة النبويّة لابن هشام عَن سُفيانَ بنِ فَروَةَپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در بهشت عَدن ، هيچ منزلى بهتر و برتر و به عرش پروردگار ، نزديك تر از منزل من نيست . در آن منزل ، چهارده نفر هستيم : من و برادرم على ـ كه بهترين و محبوب ترينِ آنان در نزد من است ـ ، و فاطمه ـ كه بانوى زنان بهشتى است ـ ، و حسن و حسين و نُه امام از نسل حسين . پس ما چهارده انسان هستيم در آن يك منزل ، كه خداوند ، پليدى را از ما زدوده و پاكِ پاكمان گردانيده است ، و همگى هدايتگرانى هدايت شده ايم.۲۰۵.الكامل في التاريخ عن بريدة الأسلمي :سنن الترمذى ـ به نقل از ابو هريره ـ :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «از خدا براى من ، وسيله را بخواهيد» .
گفتند : وسيله چيست ، اى پيامبر خدا؟
فرمود : «بالاترين درجه بهشت است و جز يك نفر به آن دست نمى يابد . اميدوارم كه من ، آن يك نفر باشم» . .
1) .ترديد ، از هُدبه (يكى از راويان حديث) است .
۲۰۶.صحيح البخاري عن سهل بن سعد :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :خَطِيبُ أَهلِ الجَنَّةِ أَنَا مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّهِ . (1)۲۰۷.صحيح مسلم عن أبي هريرة :الإمام عليّ عليه السلام :لِكُلِّ شَيءٍ ذِروَةٌ (2)، وَذِروَةُ الجَنَّةِ الفِردَوسُ ، وَهِيَ لِمُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ صَلَواتُ اللّهِ عَلَيهِ وَعَلَيهِم. (3)۲۰۸.صحيح البخاري عن سلمة :عنه عليه السلام :إِنَّ لِهذِهِ الأُمَّةِ اِثنَي عَشَرَ إِمامَ هُدًى مِن ذُرِيَّةِ نَبِيِّها ، وَهُم مِنِّي . وَأَمّا مَنزِلُ نَبِيِّنا فِي الجَنَّةِ فَفِي أَفضَلِها وَأَشرَفِها ؛ جَنَّةِ عَدنٍ ، وَأَمّا مَن مَعَهُ فِي مَنزِلِهِ فِيها فَهؤُلاءِ الاثنا عَشَرَ مِن ذُرِّيَّتِهِ ، وَأُمُّهُم وَجَدَّتُهُم وَأُمُّ أُمِّهِم وَذَرارِيُّهُم ؛ لا يَشرَكُهُم فِيها أَحَدٌ. (4)۲۰۹.صحيح مسلم عن سلمة :الإمام الصادق عليه السلامـ فِي خَبَرِ اليَهُودِيِ الَّذِي سَأَلَ أَمِيرَ المُؤمِنِينَ عليه السلام عَن بَعضِ المَسائِلِ ـ: قالَ [اليَهُودِيُ] : وَأَينَ يَسكُنُ نَبِيُّكُم مِنَ الجَنَّةِ؟ قالَ [ عليه السلام ] : فِي أَعلاها دَرَجَةً ، وَأَشرَفِها مَكانا ؛ فِي جَنّاتِ عَدنٍ. قالَ : صَدَقتَ وَاللّهِ! إِنَّهُ لَبِخَطِّ هارُونَ وَإِملاءِ مُوسى عليهماالسلام . (5)۲۱۰.الاستيعاب :الإمام عليّ عليه السلامـ فِي جَوابِهِ لِليَهُودِيِ لَمّا سَأَلَهُ عَن مَنزِلِ النَّبِيِ صلى الله عليه و آله أَينَ هُوَ مِنَ الجَنَّةِ؟ ـ: أَمّا مَنزِلُ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله مِنَ الجَنَّةِ فِي جَنَّةِ عَدنٍ ، وَهِيَ وَسَطُ الجِنانِ ، وَأَقرَبُها مِن عَرشِ الرَّحمنِ جَلَّ جَلالُهُ ... وَالَّذِينَ يَسكُنُونَ مَعَهُ فِي الجَنَّةِ هؤُلاءِ الأَئِمَّةُ الاِثنا عَشَرَ. (6).
1) .جامع الأخبار : ص ۳۴۸ ح ۹۶۱ ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۴۷ ح ۷۲.
2) .ذِرْوَةُ كلّ شيء : أعلاه (النهاية : ج ۲ ص ۱۵۹ «ذرا»).
3) .تأويل الآيات الظاهرة : ج ۱ ص ۲۹۸ ح ۱۱ عن الحارث ، بحار الأنوار : ج ۲۴ ص ۲۶۹ ح ۴۱ ؛ كنز العمّال : ج ۱۰ ص ۲۶۱ ح ۲۹۳۸۷ نقلاً عن المرهبي و ص ۳۰۹ ح ۲۹۵۴۶ نقلاً عن الجوهري وليس فيهما «وآل محمّد صلى الله عليه و آله ».
4) .الكافي : ج ۱ ص ۵۳۲ ح ۸ ، الغيبة للطوسي : ص ۱۵۳ ح ۱۱۳ ، إعلام الورى : ج ۲ ص ۱۶۸ ، المناقب لابن شهرآشوب : ج ۱ ص ۲۹۸ وليس فيه ذيله من «واُمّهم وجدّتهم ...» وكلّها عن أبي سعيد الخدري ، بحار الأنوار : ج ۳۶ ص ۳۸۱ ح ۸ .
5) .كمال الدين : ص ۳۰۱ ح ۸ ، الخصال : ص ۴۷۷ ح ۴۰ ، الاحتجاج : ج ۱ ص ۵۳۹ ح ۱۲۸ كلّها عن صالح بن عقبة عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۹۵ ح ۱۷۷.
6) .كمال الدين : ص ۲۹۶ ح ۳ عن أبي الطفيل عامر بن واثلة ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۸۹ ح ۱۶۱ .
۲۱۱.الإرشاد عن عبد الملك بن هشام ومحمّد بن إسحاق وغيرپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خطيب بهشتيان ، من ، محمّد پيامبر خدا ، هستم.۲۱۲.المغازي :امام على عليه السلام :هر چيزى را چكادى است و چكاد بهشت ، پرديس است و آن ، از آنِ محمّد و خاندان محمّد است . درودهاى خدا بر او و بر ايشان باد !۲۱۳.المغازي :امام على عليه السلام :اين امّت را دوازده راهبر از نسل پيامبرشان است و آنان از نژاد من اند . و منزل پيامبرِ ما در بهشت ، در بهترين و برترين جاى آن ، يعنى بهشت عَدْن ، است و همراهان او در آن منزل نيز همين دوازده امام از نسل او هستند ، به علاوه مادرشان و مادربزرگشان و مادر مادرشان و فرزندانشان . هيچ كس ديگر در آن منزل با ايشان همراه نيست .۲۱۴.الإرشاد :امام صادق عليه السلام ـ در داستان آن مرد يهودى كه از امير مؤمنان عليه السلام سؤالاتى كرد ـ :يهودى گفت : پيامبرِ شما در كجاى بهشت ، ساكن مى شود؟
فرمود : «در بالاترين درجه و ارجمندترين مكان آن ، در بهشت هاى عَدن» .
يهودى گفت : به خدا سوگند كه درست گفتى! اين مطلب با خطّ هارون و املاى موسى عليه السلام آمده است .۲۱۵.المصنّف عن جابر بن عبد اللّه :امام على عليه السلام ـ در پاسخش به آن مرد يهودى كه در باره منزل پيامبر صلى الله عليه و آله پرسيد كه :در كجاى بهشت است؟ ـ : منزل محمّد در بهشت ، در بهشتِ عدن است ، كه وسط ( / بهترين جاى) بهشت ها و نزديك ترينِ آنها به عرش خداى رحمان عز و جلاست ... و كسانى كه با او در بهشتْ ساكن اند ، همين امامان دوازده گانه اند. .
۲۱۶.مسند ابن حنبل عن أبي رافع مولى رسول اللّه صلى الل ( ـ في مَعرَكَةِ خَيبَرَ ـ ) عنه عليه السلامـ فِي خُطبَةٍ لَهُ ـ: يا أَيُّها النَّاسُ! إِنَّ فِي الجَنَّةِ لُؤلُؤَتَينِ : إِحداهُما بَيضاءُ وَالأُخرى صَفراءُ ، أمّا الصَّفراءُ فَإِنَّها إِلى بُطنانِ العَرشِ وَالمَقامُ المَحمُودُ مِن اللُّؤلُؤَةِ البَيضاءِ سَبعُونَ أَلفَ غُرفَةٍ ، كُلُّ بَيتٍ مِنها ثَلاثَةُ أَميالٍ ، وَغُرَفُها وَأَبوابُها وَأَسِرَّتُها وَكَأَنَّها مِن عِرقٍ واحِدٍ ، وَاسمُها الوَسِيلَةُ ، هِيَ لِمُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله وَأَهلِ بَيتِهِ . (1)۲۱۷.الأمالي للصدوق عن عبد اللّه بن عمرو بن العاص :عنه عليه السلامـ فِي خُطبَةِ الوَسِيلَةِ ـ: أَيُّها النّاسُ ، إِنَّ اللّهَ تَعالى وَعَدَ نَبِيَّهُ مُحَمَّدا صلى الله عليه و آله الوَسِيلَةَ ، وَوُعدُهُ الحَقُّ وَلَن يُخلِفَ اللّهُ وَعدَهُ . أَلا وَإِنَّ الوَسِيلَةَ عَلى دَرَجِ الجَنَّةِ ، وَذِروَةِ ذَوائِبِ الزُّلفَةِ ، وَنِهايَةِ غايَةِ الأُمنِيَّةِ ... قَد أَنافَت عَلى كُلِّ الجِنانِ ، وَرَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَومَئِذٍ قاعِدٌ عَلَيها، مُرتَدٍ بِرَيطَتَينِ (2): رَيطَةٍ مِن رحمَةِ اللّهِ ، وَرَيطَةٍ مِن نُورِ اللّهِ ، عَلَيهِ تاجُ النُّبُوَّةِ وَإِكلِيلُ (3)الرِّسالَةِ ، قَد أَشرَقَ بِنُورِهِ المَوقِفُ ، وَأَنا يَومَئِذٍ عَلَى الدَّرَجَةِ الرَّفِيعَةِ ، وَهِي دُونَ دَرَجَتِهِ. (4)۲۱۸.الإرشاد عن أبي عبد اللّه الجدلي :عنه عليه السلام :كانَ لِي عَشرٌ مِن رَسُولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله لَم يُعطَهُنَّ أَحَدٌ قَبلِي ، وَلا يُعطاهُنَّ أَحَدٌ بَعدِي ، قالَ لِي : يا عَلِيُ ، أَنتَ أَخِي فِي الدُّنيا وَالآخِرَةِ ، وَأَنتَ أَقرَبُ النّاسِ مِنِّي مَوقِفا يَومَ القِيامَةِ ، وَمَنزِلِي وَمَنزِلُكَ فِي الجَنَّةِ مُتَواجِهَينِ كَمَنزِلِ الأَخَوَينِ . . . . (5)۲۱۹.الإمام عليّ عليه السلام :الإمام الصادق عليه السلامـ فِي الدُّعاءِ عِندَ زِيارَةِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ـ: اَللَّهمَّ فَاجعَل صَلَواتِكَ وَصَلَواتِ مَلائِكَتِكَ المُقَرَّبِينَ ، وَعِبادِكَ الصّالِحِينَ وَأَنبِيائِكَ المُرسَلِينَ ، وَأَهلِ السَّماوَاتِ وَالأَرَضِينَ ، وَمَن سَبَّحَ لَكَ يا رَبَّ العالَمِينَ مِن الأَوَّلِينَ وَالآخِرِينَ ، عَلى مُحَمَّدٍ عَبدِكَ وَرَسُولِكَ وَنَبِيِّكَ وَأَمِينِكَ وَنَجِيبِكَ وَحَبِيبِكَ وَصَفِيِّكَ وَخاصَّتِكَ وَصَفوَتِكَ وَخِيَرَتِكَ مِن خَلقِكَ ، اَللَّهُمَّ أَعطِهِ الدَّرَجَةَ وَالوَسِيلَةَ مِنَ الجَنَّةِ ، وَابعَثهُ مَقاما مَحمُودا، يَغبِطُهُ بِهِ الأَوَّلُونَ وَالآخِرُونَ . (6).
1) .تفسير ابن كثير : ج ۳ ص ۹۸ عن عليّ بن الحسين الأزدي مولى سالم بن ثوبان ، إحقاق الحقّ : ج ۹ ص ۵۲۲ وراجع : شرح الأخبار : ج ۲ ص ۴۸۲ ح ۸۴۶ .
2) .الرِّيطَة : كُلّ ثوب رقيق ليّن (النهاية : ج ۲ ص ۲۸۹ «ريط»).
3) .الإكليل : شِبْه عِصابةٍ مُزَيّنة بالجوهر (النهاية : ج ۴ ص ۱۹۷ «كلل»).
4) .الكافي : ج ۸ ص ۲۴ ح ۴ عن جابر بن يزيد عن الإمام الباقر عليه السلام .
5) .الخصال : ص ۴۲۹ ح ۷ ، الأمالي للطوسي : ص ۱۳۷ ح ۲۲۲ ، الأمالي للصدوق : ص ۱۳۶ ح ۱۳۵ ، شرح الأخبار : ج ۲ ص ۵۴۱ ح ۵۲۸ ، بشارة المصطفى : ص ۱۲۸ كلّها عن زيد بن عليّ بن الحسين عن أبيه عن جدّه عليهماالسلام ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۸۵ ح ۱۴۸ وراجع : المناقب لابن شهر آشوب : ج ۲ ص ۱۵۴.
6) .الكافي : ج ۴ ص ۵۵۱ ح ۱ ، تهذيب الأحكام : ج ۶ ص ۵ ح ۸ نحوه وكلاهما عن معاوية بن عمّار ، بحار الأنوار : ج ۱۰۰ ص ۱۶۱ ح ۴۱ .
۲۲۰.عنه عليه السلام ( ـ في رِسالَتِهِ إلى سَهلِ بنِ حُنَيفٍ ـ ) امام على عليه السلام ـ در يكى از سخنرانى هايش ـ :اى مردم! در بهشت ، دو مرواريد است : يكى از آنها سفيد است و ديگرى زرد . مرواريد زرد ، تا دل عرش ، كشيده شده است ، و آن جايگاه ستودنى (مَقام محمود) ، در مرواريد سفيد است كه هفتاد هزار غرفه دارد و هر خانه اى از آن ، سه ميل است و غرفه ها و درها و تخت هايش گويى از يك جنس اند . نام آن [ جايگاه ستودنى ] ، وسيله است و متعلّق به محمّد صلى الله عليه و آله و خاندان اوست .۲۲۱.مشارق أنوار اليقين :امام على عليه السلام ـ در خطبه وسيله ـ :اى مردم ! خداى متعال به پيامبرش محمّد صلى الله عليه و آله ، وسيله را وعده داده است و وعده او راست است و خدا هرگز خلف وعده نمى كند . بدانيد كه وسيله ، بالاترين درجه بهشت و نوك كاكُل قرب به خدا و نقطه نهايى آرزوست ... و بالاتر از همه بهشت هاست .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در آن روز ، در آن مى نشيند ، در حالى كه دو جامه نرم و نازك بر تن دارد : جامه اى از رحمت خدا و جامه اى از نور خدا . تاج پيامبرى و پيشانى بند جواهرنشان رسالت ، بر سر اوست و نورش محشر را روشن كرده است . در آن روز ، من نيز بر درجه بلندى هستم ؛ ولى از درجه او پايين تر است.۲۲۲.تفسير الفخر الرازي :امام على عليه السلام :من ده چيز از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله دارم كه پيش از من به هيچ كس داده نشده اند و پس از من نيز به هيچ كس داده نخواهند شد . به من فرمود : «اى على! تو در دنيا و آخرت ، برادر من هستى . تو در روز قيامت ، نزديك ترين جايگاه را به من دارى و منزل من و منزل تو در بهشت ، رو به روى هم است . همانند منزل دو برادر ... » .۲۲۳.الإرشاد :امام صادق عليه السلام ـ در دعا به هنگام زيارت پيامبر صلى الله عليه و آله ـ :بار خدايا! درودهايت را و درودهاى فرشتگان مقرّبت و بندگان شايسته ات و پيامبران مُرسَلت و اهل آسمان ها و زمين را و درودهاى همه كسانى را كه تو را ـ اى پروردگار جهانيان ـ تسبيح گفته اند ، از اوّلين و آخرين مخلوقات ، بر محمّد ، بنده ات و فرستاده ات و پيامبرت و امينت و گزيده ات و محبوبت و دوست خالصت و بنده ويژه ات و منتخبت و برگزيده ات از ميان آفريدگانت ، قرار ده . بار خدايا! درجه و وسيله بهشت را به او عطا فرما و او را به چنان مقام پسنديده اى برسان كه اوّلين و آخرين (همه جهانيان) بر او غبطه خورند . .
۲۲۴.تذكرة الخواصّ :عنه عليه السلام :كانَ فِيما وَعَظَ اللّهُ عز و جل بِهِ عِيسَى بنَ مَريَمَ عليه السلام : ... ثُمَّ إِنِّي أُوصِيكَ يَابنَ مَريَمَ البِكرِ البَتُولِ بِسَيِّدِ المُرسَلِينَ وَحَبِيبِي مِنهُم ، أَحمَدُ ، صاحِبُ الجَمَلِ الأَحمَرِ ، وَالوَجهِ الأَقمَرِ ... لَهُ الكَوثَرُ وَالمَقامُ الأَكبَرُ مِن جَنّاتِ عَدنٍ ، يَعِيشُ أَكرَمَ مَعاشٍ ، وَيُقبَضُ شَهِيدا ، لَهُ حَوضٌ أَبعَدُ مِن مَكَّةَ إِلى مَطلَعِ الشَّمسِ ، مِن رَحِيقٍ مَختُومٍ ، فِيهِ آنِيَةٌ مِثلُ نُجُومِ السَّماءِ ، ماؤُهُ عَذبٌ ، فِيهِ مِن كُلِّ شَرابٍ وَطَعمُ كُلِّ ثِمارٍ فِي الجَنَّةِ ، مَن شَرِبَ مِنهُ شَربةً لَم يَظمَأ بَعدَها أَبَدا . (1)راجع : ص ۱۴۶ (الفصل الرابع : مواصفات الجنة / أنهار الجنّة) و ص ۱۵۴ (أشجار الجنّة) و ص ۱۹۰ (شراب أهل الجنّة) و ص ۵۵۰ (الفصل الخامس عشر : نظام الجنة / أوّل من يدخل الجنّة) .
۱۶ / ۹أَقرَبُ النَّاسِ دَرَجَةً إِلى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آلهأ ـ شِيعَةُ أَهلِ البَيتِ عليهم السلام۲۲۹.تاريخ اليعقوبي :الإمام عليّ عليه السلام :إِنَّ رَسُولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله أَخَذَ بِيَدِ حَسَنٍ وَحُسَينٍ فَقالَ : مَن أَحَبَّنِي وَأَحَبَّ هذَينِ وَأَباهُما وَأُمَّهُما كانَ مَعِي فِي دَرَجَتِي يَومَ القِيامَةِ . (2).
1) .الأمالي للصدوق : ص ۶۱۰ ـ ص ۶۱۲ ح ۸۴۲ عن أبي بصير ، الكافي : ج ۸ ص ۱۳۱ ـ ص ۱۳۹ ح ۱۰۳ عن عليّ بن أسباط ، عنهم عليهم السلام نحوه ، بحار الأنوار : ج ۱۴ ص ۲۹۷ ح ۱۴.
2) .سنن الترمذي : ج ۵ ص ۶۴۱ ح ۳۷۳۳ ، مسند ابن حنبل : ج ۱ ص ۱۶۸ ح ۵۷۶ ، فضائل الصحابة لابن حنبل : ج ۲ ص ۶۹۴ ح ۱۱۸۵ كلّها عن عليّ بن جعفر عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام ، كنز العمّال : ج ۱۲ ص ۹۷ ح ۳۴۱۶۱ ؛ العمدة : ص ۲۷۴ ح ۴۳۶ عن عليّ بن جعفر عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۴۳ ص ۲۸۰ ح ۴۸ .
۲۳۰.تاريخ الإسلام عن الواقديّ :امام صادق عليه السلام :از اندرزهاى خداى عز و جل به عيسى بن مريم عليه السلام اين بود كه : « ... و نيز تو را ـ اى پسر مريمِ باكره پارسا ـ سفارش مى كنم در باره سَرور پيامبران و محبوبم از ميان آنان ، يعنى احمد ؛ همان صاحب آن اُشتر سرخ موى و چهره نورانى ... كه كوثر و بزرگ ترين جايگاه را در بهشت هاى عدن دارد و در كمال ارجمندى زندگى مى كند و شهيد از دنيا مى رود . حوضى دارد كه وسيع تر از مكّه تا طلوعگاه خورشيد است . آب آن ، از باده سر به مُهر است و در آن ، ظرف هايى بلورين همانند ستارگان آسمان است . آبش شيرين و گواراست و در آن ، از هر نوشيدنى و مزه هر ميوه بهشتى هست . هر كس جرعه اى از آن بنوشد ، تا ابد تشنه نمى گردد.ر . ك : ص ۱۴۷ (فصل چهارم : ويژگى هاى بهشت / نهرهاى بهشت) و ص ۱۵۵ (درختهاى بهشت) و ص ۱۹۰ (نوشيدنى بهشتيان) و ص ۵۵۱ (فصل پانزدهم : نظام بهشت / نخستين كسانى كه به بهشت ، وارد مى شوند) .
۱۶ / ۹نزديك ترين مردم به پيامبر صلى الله عليه و آله از نظر درجهالف ـ شيعيان اهل بيت عليهم السلام۲۳۵.مسند أبي يعلى عن أنس :امام على عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله دست حسن و حسين را گرفت و فرمود : «هر كس مرا و اين دو را و پدر و مادر اين دو را دوست داشته باشد ، روز قيامت با من در يك درجه خواهد بود» .
.
۲۳۶.الإمام الصادق عليه السلام :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن أَحَبَّ عَلِيّا وَأَطاعَهُ فِي دارِ الدُّنيا وَرَدَ عَلَيَّ حَوضِي غَدا، وَكانَ مَعِي فِي دَرَجَتِي فِي الجَنَّةِ . وَمَن أَبغَضَ عَلِيّا فِي دارِ الدُّنيا وَعَصاهُ لَم أَرَهُ وَلَم يَرَنِي يَومَ القِيامَةِ ، وَاختُلِجَ (1)دُونِي، وَأُخِذَ بِهِ ذاتَ الشِّمالِ إِلَى النّارِ . (2)۲۳۷.الإرشاد ( ـ في ذِكرِ وقايِعِ ما بَعدَ غَزوَةِ حُنَينٍ ـ ) عنه صلى الله عليه و آله :فِي الجَنَّةِ ثَلاثُ دَرَجاتٍ ، وَفِي النّارِ ثَلاثُ دَرَكاتٍ : فَأَعلى دَرَجاتِ الجَنَّةِ لِمَن أَحَبَّنا بِقَلبِهِ وَنَصَرَنا بِلِسانِهِ وَيَدِهِ ، وَفِي الدَّرَجَةِ الثّانِيَةِ مَن أَحَبَّنا بِقَلبِهِ وَنَصَرَنا بِلِسانِهِ ، وَفِي الدَّرَجَةِ الثّالِثَةِ مَن أَحَبَّنا بِقَلبِهِ . وَفِي أَسفَلِ دَرْكٍ مِنَ النّارِ مَن أَبغَضَنا بِقَلبِهِ وَأَعانَ عَلَينا بِلِسانِهِ وَيَدِهِ ، وَفِي الدَّرْكِ الثّانِيَةِ مِنَ النّارِ مَن أَبغَضَنا بِقَلبِهِ وَأَعانَ عَلَينا بِلِسانِهِ ، وَفِي الدَّركِ الثّالِثَةِ مِنَ النّارِ مَن أَبغَضَنا بِقَلبِهِ . (3)۲۳۸.الطبقات الكبرى عن البراء بن عازب وزيد بن أرقم :الإمام عليّ عليه السلام :مَن أَحَبَّنا بِقَلبِهِ ، وَكانَ مَعَنا بِلِسانِهِ ، وَقاتَلَ عَدُوَّنا بِسَيفِهِ ، فَهُوَ مَعَنا فِي الجَنَّةِ فِي دَرَجَتِنا . (4)۲۳۹.تاريخ الطبري عن ابن إسحاق ( ـ في خُروجِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله إلى غَ ) عنه عليه السلام :مَن أَحَبَّنا بِقَلبِهِ ، وَأَعانَنا بِلِسانِهِ ، وَلَم يُقاتِل مَعَنا بِيَدِهِ ، فَهُو مَعَنا فِي الجَنَّةِ دُونَ دَرَجَتِنا . (5).
1) .اخْتَلَجَهُ : جَذَبَهُ وانتَزَعَهُ (الصحاح : ج ۱ ص ۳۱۱ «خلج»).
2) .الأمالي للصدوق : ص ۳۷۴ ح ۴۷۱ ، بشارة المصطفى : ص ۳۴ كلاهما عن ابن عبّاس ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۲۲ ح ۱۵.
3) .المحاسن : ج ۱ ص ۲۵۱ ح ۴۷۲ عن أبي حمزة الثمالي عن الإمام زين العابدين عليه السلام ، بحار الأنوار : ج ۲۷ ص ۹۳ ح ۵۳ و راجع : شرح الأخبار : ج ۳ ص ۴۴۸ ح ۱۳۱۳.
4) .غرر الحكم : ح ۸۱۴۶ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۴۴۳ ح ۷۷۴۳ وفيه «وأعاننا» بدل «وكان معنا» .
5) .غرر الحكم : ح ۸۱۴۷ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۴۴۳ ح ۷۷۴۴ نحوه .
۲۴۰.الإرشاد ( ـ في غَزوَةِ تَبوكَ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس على را در سراى دنيا دوست بدارد و از او اطاعت كند ، فردا در كنار حوضِ من بر من وارد مى شود و در بهشت ، هم درجه من است ، و هر كس على را در سراى دنيا دشمن بدارد و نافرمانى اش كند ، در روز قيامت ، نه من او را مى بينم و نه او مرا مى بيند . او از برابر من ربوده مى شود و او را از سمت چپ به دوزخ مى برند .۲۴۱.الإرشاد ( ـ في ذِكرِ وقايع ما بَعدَ غَزوَةِ حُنَينٍ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در بهشت ، سه درجه است و در دوزخ ، سه دَرَك . بالاترين درجه بهشت ، براى كسى است كه ما را قلبا دوست بدارد و با زبان و دستش يارى مان رساند . در درجه دوم ، كسى است كه قلبا ما را دوست بدارد و با زبانش يارى مان رساند و در درجه سوم ، كسى جاى دارد كه قلبا ما را دوست بدارد .
در پايين ترين دَرَك دوزخ نيز كسى جاى دارد كه قلبا ما را دشمن بدارد و با زبان و دستش بر ضدّ ما كمك كند . در دَرَك دوم دوزخ ، كسى است كه قلبا ما را دشمن بدارد و با زبانش بر ضدّ ما كمك كند و در دَرَك سوم دوزخ ، كسى است كه قلبا ما را دشمن بدارد.۲۴۲.الإمام الباقر عليه السلام :امام على عليه السلام :هر كس قلبا ما را دوست بدارد و با زبانش با ما باشد و با شمشيرش با دشمن ما بجنگد ، در بهشت با ما هم درجه است.۲۴۳.الطبقات الكبرى :امام على عليه السلام :هر كه قلبا ما را دوست بدارد و با زبانش يارى مان رساند ، امّا با دستش همراه ما نجنگد ، در بهشت با ماست ؛ امّا پايين تر از درجه ما . .
۲۴۴.الإمام عليّ عليه السلام :الإمام الحسن عليه السلام :مَن أَحَبَّنا بِقَلبِهِ وَنَصَرَنا بِيَدِهِ وَلِسانِهِ فَهُوَ مَعَنا فِي الغُرفَةِ الَّتِي نَحنُ فِيها ، وَمَن أَحَبَّنا بِقَلبِهِ وَنَصَرَنا بِلِسانِهِ فَهُو دُونَ ذَلِكَ بِدَرَجَةٍ ، وَمَن أَحَبَّنا بِقَلبِهِ وَكَفَّ بِيَدِهِ وَلِسانِهِ فَهُوَ فِي الجَنَّةِ . (1)۲۴۵.مسند ابن حنبل عن أنس بن مالك :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن سَرَّهُ أَن يَحيا حَياتِي وَيَمُوتَ مِيتَتِي وَيَدخُلَ جَنَّةَ عَدنٍ الَّتِي غَرَسَها رَبِّي عز و جل بِيَدِهِ ، فَليَتَوَلَّ عَلِيَ بنَ أَبِي طالِبٍ وَأَوصِياءَهُ ، فَهُمُ الأَولِياءُ وَالأَئِمَّةُ مِن بَعدِي ، أَعطاهُمُ اللّهُ عِلمِي وَفَهمِي ، وَهُم عِترَتِي مِن لَحمِي وَدَمِي ، إِلَى اللّهِ عز و جلأَشكُو مِن ظالِمِهِم مِن أُمَّتِي ، وَاللّهِ لَتَقتُلَنَّهُم أُمَّتِي! لا أَنالُهُم اللّهُ عز و جلشَفاعَتِي . (2)۲۴۶.فضائل الصحابة عن أنس بن مالك :عنه صلى الله عليه و آله :مَن سَرَّهُ أَن يَحيا حَياتِي وَيَمُوتَ مِيتَتي، وَيَدخُلَ الجَنَّةَ الَّتِي وَعَدَنِيها رَبِّي ، وَيَتَمَسَّكَ بِقَضِيبٍ غَرَسَهُ رَبِّي بِيَدِهِ ، فَليَتَوَلَّ عَلِيَ بنَ أَبِي طالِبٍ وَأَوصِياءَهُ مِن بَعدِهِ ، فَإِنَّهُم لا يُدخِلُونَكُم فِي بابِ ضَلالٍ ، وَلا يُخرِجُونَكُم مِن بابِ هُدًى ، فَلا تُعَلِّمُوهُم فَإِنَّهُم أَعلَمُ مِنكُم . (3)۲۴۷.خصائص أمير المؤمنين عن زيد بن يثيع عن الإمام عليّعنه صلى الله عليه و آله :مَن يُرِيدُ أَن يَحيا حَياتِي وَيَمُوتَ مَوتِي ، وَيَسكُنَ جَنَّةَ الخُلدِ الَّتِي وَعَدَنِي رَبِّي، فَليَتَوَلَّ عَلِيَ بنَ أَبِي طالِبٍ، فَإِنَّهُ لَن يُخرِجَكُم مِن هُدًى وَلَن يُدخِلَكُم فِي ضَلالَةٍ . (4).
1) .الأمالي للمفيد : ص ۳۳ ح ۸ عن أبي المقدام ، بحار الأنوار : ج ۲۷ ص ۱۰۱ ح ۶۴ و راجع : الخصال : ص ۶۲۹ ح ۱۰ و تحف العقول : ص ۱۱۹.
2) .الأمالي للشجري : ج ۱ ص ۱۳۶ عن ابن عبّاس ، الكافي : ج ۱ ص ۲۰۹ ح ۵ عن أبان بن تغلب عن الإمام الصادق عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله ، بصائر الدرجات : ص ۴۸ ح ۱ عن سعد بن طريف عن الإمام الباقر عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله ، بشارة المصطفى : ص ۱۹۱ ؛ حلية الأولياء : ج ۱ ص ۸۶ كلاهما عن ابن عبّاس وكلّها نحوه.
3) .الكافي : ج ۱ ص ۲۰۹ ح ۶ ، بصائر الدرجات : ص ۴۹ ح ۶ كلاهما عن جابر الجعفي عن الإمام الباقر عليه السلام ، الخصال: ص۵۵۸ ح ۳۱ عن عامر بن واثلة عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله نحوه، بحار الأنوار: ج۲۳ ص۱۳۸ ح ۸۴ .
4) .المستدرك على الصحيحين : ج ۳ ص ۱۳۹ ح ۴۶۴۲ عن زيد بن أرقم ، كنز العمّال : ج ۱۱ ص ۶۱۱ ح ۳۲۹۵۹ ؛ بشارة المصطفى : ص ۵۳ عن زيد بن مطرف بزيادة «وذرّيّته» بعد «عليّ بن أبي طالب عليه السلام » ، بحار الأنوار : ج ۲۷ ص ۱۰۶ ح ۷۶.
۲۴۸.مسند ابن حنبل عن زيد بن يثيع عن أبي بكر :امام حسن عليه السلام :هر كه ما را قلبا دوست بدارد و با دست و زبانش يارى مان رساند ، [ در بهشت ] با ما در يك غرفه است و هر كه ما را قلبا دوست بدارد و [ تنها ] با زبانش يارى مان رساند ، يك درجه پايين تر از آن خواهد بود و هر كه ما را قلبا دوست بدارد و دست و زبانش را از ما دريغ بدارد ، در بهشت خواهد بود .۲۴۹.المستدرك على الصحيحين عن جميع بن عمير الليثي :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كه دوست دارد مانند من زندگى كند و مانند من بميرد و به بهشت عدن ـ كه پروردگارم عز و جلبا دست خود ، درخت هاى آن را كاشته است ـ وارد شود ، بايد ولايت على بن ابى طالب و جانشينان او را بپذيرد ؛ زيرا آنان ، اوليا و پيشوايانِ پس از من هستند و خداوند ، دانش و فهم مرا به ايشان عطا فرموده است ، و آنان ، خانواده من و از گوشت و خون من هستند و به خدا شكايت مى كنم از آن كسان امّتم كه بر ايشان ستم مى كنند . به خدا سوگند كه امّتم ، آنان را مى كشند! خدا شفاعتم را به آنها نرساند !۲۵۰.الإرشاد :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كه خوش دارد كه چون من زندگى كند و چون من بميرد و در بهشتى كه پروردگارم آن را به من وعده داده است ، وارد شود و به شاخه اى كه پروردگارم آن را با دستِ خود كاشته است ، چنگ زند ، بايد ولايت على بن ابى طالب و جانشينان او را بپذيرد ؛ چرا كه آنان هيچ گاه شما را به گم راهى نمى كشانند و از راه راست ، بيرون نمى برند . شما به ايشان ياد ندهيد ؛ چرا كه آنها از شما داناترند.۲۵۱.تاريخ دمشق عن ابن عبّاس :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كه مى خواهد چون زندگى من زندگى كند و مانند مردن من بميرد و در بهشت جاويدانى كه پروردگارم به من وعده داده است ، سكنا گزيند ، ولايت على بن ابى طالب را بپذيرد ؛ چرا كه او هرگز شما را از راه به در نمى برد و هيچ گاه شما را در گم راهى نمى افكند. .
۲۵۲.تاريخ الطبري عن أبي إسحاق عن البراء بن عازب :عنه صلى الله عليه و آله :مَن أَحَبَّ أَن يَحيا حَياتِي وَيَمُوتَ مَوتَتِي ، وَيَسكُنَ جَنَّةَ الخُلدِ الَّتِي وَعَدَنِي رَبِّي ، فَإِنَّ رَبِّي عز و جل غَرَسَ قَصَباتِها بِيَدِهِ ، فَليَتَوَلَّ عَلِيَ بنَ أَبِي طالِبٍ ؛ فَإِنَّهُ لَن يُخرِجَكُم مِن هَديِي وَلَن يُدخِلَكُم فِي ضَلالَةٍ . (1)۲۵۳.الطبقات الكبرى :عنه صلى الله عليه و آله :ما نَظَرَ اللّهُ عز و جل إِلى وَلِيٍ لَهُ يُجهِدُ نَفسَهُ بِالطَّاعَةِ لِاءِمامِهِ وَالنَّصِيحَةِ إِلّا كانَ مَعَنا فِي الرَّفِيقِ الأَعلى . (2)۲۵۴.الإمام عليّ عليه السلام :عنه صلى الله عليه و آلهـ لِعَلِيٍ عليه السلام ـ: يا عَلِيُ، مَن زارَنِي فِي حَياتِي أَو بَعدَ مَوتِي ، أَو زارَكَ فِي حَياتِكَ أَو بَعدَ مَوتِكَ ، أَو زارَ ابنَيكَ فِي حَياتِهِما أَو بَعدَ مَوتِهِما ، ضَمِنتُ لَهُ يَومَ القِيامَةِ أَن أُخَلِّصَهُ مِن أَهوالِها وَشَدائِدِها حَتَّى أُصَيِّرَهُ مَعِي فِي دَرَجَتِي . (3)۲۵۵.عنه عليه السلام :الإمام عليّ عليه السلام :إِنَّ أَهلَ الجَنَّةِ لَيَنظُرُونَ إِلى مَنازِلِ شِيعَتِنا كَما يَنظُرُ الإِنسانُ إِلَى الكَواكِبِ فِي السَّماءِ . (4)۲۵۶.السيرة النبويّة عن أبي عمرو المدني :عنه عليه السلام :إِنَّ اللّهَ تَعالى اطَّلَعَ إِلَى الأَرضِ فَاختارَنا ، وَاختارَ لَنا شِيعَةً يَنصُرُونَنا ، وَيَفرَحُونَ لِفَرَحِنا ، وَيَحزَنُونَ لِحُزنِنا ، وَيَبذُلُونَ أَنفُسَهم وَأَموالَهُم فِينا ، فَأُولَئِكَ مِنّا وَإِلَينا ، وَهُم مَعَنا فِي الجِنانِ . (5).
1) .المعجم الكبير : ج ۵ ص ۱۹۴ ح ۵۰۶۷ عن زيد بن أرقم ، كنز العمّال : ج ۱۱ ص ۶۱۱ ح ۳۲۹۶۰ نقلاً عن مطيّر والبارودي وابن شاهين وابن مندة وفيه «فليتولّ عليّا وذرّيّته ...» ؛ بشارة المصطفى : ص ۱۸۸ ، المناقب للكوفي : ج ۱ ص ۴۲۶ ح ۳۳۲ كلاهما عن زيد بن أرقم ، بصائر الدرجات : ص ۵۱ ح ۱۱ عن الأصبغ بن نباتة عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله و ح ۱۳ عن زياد بن مطرّف ، المناقب لابن شهرآشوب : ج ۱ ص ۲۹۱ عن الإمام الحسين عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله وكلّها نحوه ، بحار الأنوار : ج ۲۳ ص ۱۳۷ ح ۸۰ .
2) .الكافي : ج ۱ ص ۴۰۴ ح ۳ عن بريد بن معاوية عن الإمام الباقر عليه السلام ، تهذيب الأحكام : ج ۴ ص ۹۷ ح ۲۷۴ عن بريد بن معاوية عن الإمام الصادق عن الإمام عليّ عليهماالسلام عنه صلى الله عليه و آله ، الغارات : ج ۱ ص ۱۳۰ عن عبد الرحمن بن سليمان عن الإمام الصادق عن الإمام عليّ عليهماالسلام عنه صلى الله عليه و آله نحوه ، بحار الأنوار : ج ۲۷ ص ۷۲ ح ۷.
3) .الكافي : ج ۴ ص ۵۷۹ ح ۲ ، كامل الزيارات : ص ۴۰ ح ۳ ، كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۲ ص ۵۷۸ ح ۳۱۶۴ ، بحار الأنوار : ج ۱۰۰ ص ۱۲۳ ح ۳۰ وراجع : عوالي اللآلي : ج ۴ ص ۸۳ ح ۹۲.
4) .الخصال : ص ۶۲۹ ح ۱۰ عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، تحف العقول : ص ۱۱۹ ، جامع الأخبار : ص ۴۹۵ ح ۱۳۷۷ وليس فيه «في السماء» ، غرر الحكم : ح ۳۵۱۴ نحوه ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۴۸ ح ۷۸.
5) .غرر الحكم : ح ۳۵۵۴ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۱۵۲ ح ۳۳۴۰.
۲۵۷.الإرشاد :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كه دوست دارد چون من زندگى كند و چون من بميرد و در بهشت جاويدانى كه پروردگارم به من وعده داده و نهال هاى آن را با دست خودش نشانده است ، سكنا گزيند ، پيرو ولايت على بن ابى طالب باشد ؛ چرا كه او هرگز شما را از راه من ، بيرون نمى برد و هرگز شما را به گم راهى نمى كشاند .۲۵۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خداوند عز و جل ، هر يك از دوستان خود را ببيند كه در اطاعت از امامش و يك دلى با او مى كوشد ، قطعا آن شخص در جايگاه برين[ بهشتى ]با ما خواهد بود.۲۵۹.الإمام الباقر عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ به امام على عليه السلام ـ :اى على! هر كه مرا در زندگى ام يا پس از مرگم زيارت كند ، يا تو را در زندگى ات يا پس از مرگت زيارت كند ، يا دو پسرت را در زمان حياتشان يا پس از مرگشان زيارت كند ، برايش ضمانت مى كنم كه در روز قيامت ، او را از هراس ها و سختى هاى آن ، نجات دهم و با خودم هم درجه اش گردانم.۲۶۰.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :اهل بهشت ، به جايگاه هاى شيعيان ما ، آن گونه مى نگرند كه انسان به ستارگان آسمان مى نگرد .۲۶۱.الإمام عليّ عليه السلام :امام على عليه السلام :خداوند متعال به زمين نگريست و ما را برگزيد ، و براى ما شيعيانى برگزيد كه ما را يارى مى رسانند و با شادى ما ، شاد مى شوند و با اندوه ما ، اندوهناك مى گردند و جان و مالشان را براى ما نثار مى كنند . آنان از ما هستند و به ما مراجعه مى كنند و در بهشت با مايند . .
ب ـ كافِلُ اليَتِيمِ۲۶۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :صحيح البخاري عن سهل بن سعد :قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : أَنا وَكافِلُ اليَتِيمِ فِي الجَنَّةِ هَكَذا . وَأَشارَ بِالسَّبّابَةِ وَالوُسطى ، وَفَرَّجَ بَينَهُما شَيئا . (1)ج ـ مَن لَهُ هذِهِ الخِصالُ۲۶۵.الإرشاد :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن قَلَّ مالُهُ ، وَكَثُرَ عِيالُهُ ، وَحَسُنَت صَلاتُهُ ، وَلَم يَغتَبِ المُسلِمِينَ ؛ جاءَ يَومَ القِيامَةِ وَهُوَ مَعِي كَهاتَينِ . (2)۲۶۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :اَلكبَائِرُ تِسعٌ : أَعظَمُهُنَّ إِشراكٌ بِاللّهِ ، وَقَتلُ نَفسِ مُؤمِنٍ ، وَأَكلُ الرِّبا ، وَأَكلُ مالِ اليَتِيمِ ، وَقَذفُ المُحصَنَةِ ، وَالفِرارُ مِن الزَّحفِ ، وَعُقُوقُ الوالِدَينِ ، وَالسِّحرُ ، وَاستِحلالُ البَيتِ الحَرامِ . مَن لَقِيَ اللّهَ وَهُوَ بَرِيءٌ مِنهُنَّ كانَ مَعِي فِي جَنَّةٍ مَصارِيعُها مِن ذَهَبٍ . (3)۲۶۷.عنه صلى الله عليه و آله :المستدرك على الصَّحيحين عن عبيد بن عمير ، عن أبيه :إِنَّ رَجُلاً سَأَلَهُ [أَي رَسُولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله ]فَقالَ : يا رَسُولَ اللّهِ ، ما الكَبائِرُ؟ فَقالَ : هِيَ تِسعٌ : اَلشِّركُ بِاللّهِ ، وَقَتلُ نَفسِ المُؤمِنِ بِغَيرِ حَقٍّ ، وَفِرارُ يَومِ الزَّحفِ ، وَأَكلُ مالِ اليَتِيمِ ، وَأَكلُ الرِّبا ، وَقَذفُ المُحصَنَةِ ، وَعُقُوقُ الوالِدَينِ المُسلِمَينِ ، وَاستِحلالُ البَيتِ الحَرامِ قِبلَتِكُم أَحياءً وَأَمواتا.
ثُمَّ قالَ : لا يَمُوتُ رَجُلٌ لَم يَعمَل هذِهِ الكَبائِرَ ، وَيُقِيمُ الصَّلاةَ وَيُؤتِي الزَّكاةَ إِلّا كانَ مَعَ النَّبِيِ صلى الله عليه و آله فِي دارٍ أَبوابُها مَصارِيعُ مِن ذَهَبٍ . (4).
1) .صحيح البخاري : ج ۵ ص ۲۰۳۲ ح ۴۹۹۸ ، سنن ابي داوود : ج ۴ ص ۳۳۸ ح ۵۱۵۰ ، سنن الترمذي : ج ۴ ص ۳۲۱ ح ۱۹۱۸ كلاهما نحوه ، مسند ابن حنبل : ج ۸ ص ۴۳۰ ح ۲۲۸۸۳ ، صحيح ابن حبّان : ج ۲ ص ۲۰۷ ح ۴۶۰ وليس فيه ذيله ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۱۷۵ ح ۶۰۲۵ .
2) .مسند أبي يعلى : ج ۱ ص ۴۶۳ ح ۹۸۶ ، المطالب العالية : ج ۳ ص ۱۶۷ ح ۳۱۵۵ ، تاريخ بغداد : ج ۱۱ ص ۲۵۹ الرقم ۶۰۱۷ كلّها عن أبي سعيد الخدري ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۴۰۰ ح ۷۱۴۲.
3) .السنن الكبرى : ج ۱۰ ص ۳۱۴ ح ۲۰۷۵۲ عن عمير ؛ كنز الفوائد : ج ۲ ص ۱۱ ، بحار الأنوار : ج ۷۷ ص ۱۷۰ ح ۷.
4) .المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۲۸۸ ح ۷۶۶۶ ، السنن الكبرى : ج ۳ ص ۵۷۳ ح ۶۷۲۳ ، المعجم الكبير : ج ۱۷ ص ۴۷ ح ۱۰۱ نحوه.
ب ـ سرپرست يتيم۲۶۹.عنه صلى الله عليه و آله :صحيح البخارى ـ به نقل از سهل بن سعد ـ :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «من و سرپرست يتيم ، در بهشت ، اين گونه هستيم» و انگشت نشانه و ميانه اش را نشان داد و آن دو را اندكى از هم باز نگه داشت.ج ـ دارنده اين ويژگى ها۲۷۱.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ في حَجَّةِ الوَداعِ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كه دارايى اش اندك و نانخورش بسيار و نمازش نيكو باشد و از مسلمانان ، غيبت نكند ، روز قيامت با من ، همانند اين دو [ انگشت در كنار هم ]است .۲۷۲.تاريخ دمشق عن عمرو ذو مرّ وسعيد بن وهب وعن زيد بنپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :گناهان بزرگ ، نُه تايند : بزرگ ترينِ آنها شرك آوردن به خداست ، و كشتن انسان مؤمن ، و رباخوارى ، و خوردن مال يتيم ، و تهمت زدن به زنان پاك دامن ، و گريختن از ميدان جنگ ، و نافرمانى از پدر و مادر ، و جادوگرى ، و شكستن حرمت خانه خدا . هر كس خداوند را پاك از اين گناهان ، ديدار كند ، با من در بهشتى خواهد بود كه لنگه هاى درِ آن ، از طلاست.۲۷۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :المستدرك على الصحيحين ـ به نقل از عُبَيد بن عُمَير ، از پدرش ـ :مردى از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پرسيد و گفت : اى پيامبر خدا ! گناهان بزرگ كدام اند؟
فرمود : «تعداد آنها نُه تاست : شرك به خدا ، به ناحق كشتن انسان مؤمن ، گريختن از ميدان جنگ ، خوردن مال يتيم ، رباخوارى ، تهمت زدن به زن پاك دامن ، نافرمانى از پدر و مادر مسلمان ، شكستن حرمت بيت الحرام كه قبله زنده و مرده شماست» .
سپس فرمود : «هر كس در حالى از دنيا برود كه اين گناهان بزرگ را مرتكب نشده باشد و نماز را به جا آورده و زكات را پرداخته باشد ، قطعا با پيامبر ، در سرايى خواهد بود كه درهاى آن ، لنگه هايش از طلاست» .
.
۲۷۴.عنه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن وَلِيَ شَيئا مِن أُمُورِ أُمَّتِي فَحَسُنَت سَرِيرَتُهُ لَهُم، رَزَقَهُ اللّهُ تَعالى الهَيبَةَ فِي قُلُوبِهِم، وَمَن بَسَطَ كَفَّهُ لَهُم بِالمَعرُوفِ رُزِقَ المَحَبَّةَ مِنهُم ، وَمَن كَفَّ يَدَهُ عَن أَموالِهِم وَقَى اللّهُ عز و جل مالَهُ ، وَمَن أَخَذَ لِلمَظلُومِ مِنَ الظّالِمِ كانَ مَعِي فِي الجَنَّةِ مُصاحِبا ، وَمَن كَثُرَ عَفوُهُ مُدَّ فِي عُمُرِهِ ، وَمَن عَمَّ عَدلُهُ نُصِرَ عَلى عَدُوِّهِ ، وَمَن خَرَجَ مِن ذُلِّ المَعصِيَةِ إِلى عِزِّ الطّاعَةِ ، آنَسَهُ اللّهُ عز و جل بِغَيرِ أَنِيسٍ ، وَأَعانَهُ بِغَيرِ مالٍ . (1)۲۷۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ في عَلِيٍّ عليه السلام ـ ) الإمام عليّ عليه السلام :جاءَ رَجُلٌ مِنَ الأَنصارِ إِلَى النَّبِيِ صلى الله عليه و آله فَقالَ : يا رَسُولَ اللّهِ ، ما أَستَطِيعُ فِراقَكَ وَإِنِّي لَأَدخُلُ مَنزِلِي فَأَذكُرُكَ فَأَترُكُ ضَيعَتِي ، وَأُقبِلُ حَتَّى أَنظُرَ إِلَيكَ حُبّا لَكَ ، فَذَكَرتُ إِذا كانَ يَومُ القِيامَةِ وَأُدخِلتَ الجَنَّةَ فَرُفِعتَ فِي أَعلى عِلِّيِّينَ ، فَكَيفَ لِي بِكَ يا نَبِيَ اللّهِ؟!
فَنَزَلَت : «وَمَن يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَـائِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِم مِّنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّــلِحِينَ وَحَسُنَ أُوْلَـائِكَ رَفِيقًا » (2)، فَدَعا النَّبِيُ صلى الله عليه و آله الرَّجُلَ ، فَقَرَأَها عَلَيهِ وَبَشَّرَهُ بِذلِكَ . (3).
1) .كنز الفوائد : ج ۱ ص ۱۳۵ ، أعلام الدين : ص ۳۱۵ عن الإمام العسكري عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله نحوه ، بحار الأنوار : ج ۷۵ ص ۳۵۹ ح ۷۴.
2) .النساء : ۶۹ .
3) .الأمالي للطوسي : ص ۶۲۱ ح ۱۲۸۰ عن عبد اللّه بن حسن عن أبيه وخاله عليّ بن الحسين عن الإمام الحسن والإمام الحسين عليهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۸۸ ح ۱۵۹ وراجع : المعجم الأوسط : ج ۱ ص ۱۵۳ ح ۴۷۷.
۲۷۶.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس عهده دار امرى از امور امّت من شود و باطنش نسبت به آنان نيكو باشد ، خداوند متعال ، هيبت او را در دل هايشان قرار مى دهد ، و هر كس دست نيكى به سوى آنان بگشايد ، محبّت آنان [ به او ] ، روزى اش مى شود ، و هر كس از تعدّى به اموال آنان ، دست نگه دارد ، خداوند عز و جل اموال او را نگه مى دارد ، و هر كس دادِ ستم ديده را از ستمگر بستاند ، در بهشت ، هم نشين من خواهد بود ، و كسى كه گذشتش زياد باشد ، عمرش دراز مى شود ، و هر كس دادگرى اش فراگير باشد ، بر دشمنش يارى داده شود ، و هر كس از خوارى گناه به عزّت طاعت در آيد ، خداوند عز و جل او را بى هيچ انيسى ، اُنس مى دهد و بى هيچ مالى كمك مى كند .۲۷۷.عنه صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :مردى از انصار ، خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت : اى پيامبر خدا ! من تاب جدايى از شما را ندارم ، چنان كه وقتى به منزلم مى روم ، به ياد شما مى افتم و خانه ام را رها مى كنم و مى آيم تا شما را ببينم ؛ چون دوستتان دارم . با خود گفتم : آن گاه كه روز قيامت شود و مرا به بهشت برند و شما را به اعلى علّيّين بالا برند ، چگونه با شما باشم ، اى پيامبر خدا !
پس ، اين آيه نازل شد : «و كسانى كه از خدا و پيامبر اطاعت كنند ، با كسانى خواهند بود كه خدا ايشان را گرامى داشته ؛ يعنى پيامبران و صدّيقان و شهيدان و شايستگان ، و آنان ، چه نيكو همدمانى اند !» .
پيامبر صلى الله عليه و آله آن مرد را فرا خواند و اين آيه را برايش خواند و بِدان نويدش داد. .
۲۷۸.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :إِن كُنتُم تُرِيدُونَ أَن تَكُونُوا مَعَنا يَومَ القِيامَةِ ، لا يَلعَنُ بَعضٌ بَعضا، فَاتَّقُوا اللّهَ وَأَطِيعُوا! فَإِنَّ اللّهَ يَقُولُ : «يَوْمَ نَدْعُواْ كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَـمِهِمْ» (1)
. (2)۲۷۹.المعجم الكبير عن ابن عبّاس :الأمالي للطوسي عن إبراهيم المخارقي :وَصَفتُ لِأَبِي عَبدِ اللّهِ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّدٍ عليه السلام دِينِي ، فَقُلتُ : أَشهَدُ أَن لا إِلهَ إِلَا اللّهُ وَحدَهُ لا شَريِكَ لَهُ ، وَأَنَّ مُحَمَّدا صلى الله عليه و آله رَسُولُ اللّهِ ، وَأَنَّ عَلِيّا إِمامُ عَدلٍ بَعدَهُ ، ثُمَّ الحَسَنُ وَالحُسَينُ ، ثُمَّ عَلِيُ بنُ الحُسَينِ ، ثُمَّ مُحَمَّدُ بنُ عَلِيٍ ، ثُمَّ أَنتَ .
فَقالَ : رَحِمَكَ اللّهُ . ثُمَّ قالَ : اِتَّقُوا اللّهَ ، اِتَّقُوا اللّهَ، اِتَّقُوا اللّهَ! عَلَيكُم بِالوَرَعِ ، وَصِدقِ الحَدِيثِ ، وَأَداءِ الأَمانَةِ ، وَعِفَّةِ البَطنِ وَالفَرْجِ ، تَكُونُوا مَعَنا بِالرَّفِيقِ الأَعلى . (3)۲۸۰.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ في عَلِيٍّ عليه السلام يَومَ غَديرِ خُمٍّ ـ ) الإمام الرضا عليه السلام :مَن تَذَكَّرَ مُصابَنا، وَبَكى لِما ارتُكِبَ مِنّا ، كانَ مَعَنا فِي دَرَجَتِنا يَومَ القِيامَةِ . (4)۲۸۱.تاريخ دمشق عن أبي ذرّ :عنه عليه السلامـ للرّيّان بن شبيب ـ: يَابنَ شَبِيبٍ! إِن سَرَّكَ أَن تَكُونَ مَعَنا فِي الدَّرَجاتِ العُلى مِنَ الجِنانِ ، فَاحزَن لِحُزنِنا وَافرَح لِفَرَحِنا ، وَعَلَيكَ بِوَلايَتِنا ؛ فَلَو أَنَّ رَجُلاً أَحَبَّ حَجَرا لَحَشَرَهُ اللّهُ عز و جل مَعَهُ يَومَ القِيامَةِ . (5).
1) .الإسراء : ۷۱.
2) .تفسير العيّاشي : ج ۲ ص ۳۰۵ ح ۱۲۶ عن محمّد بن حمران ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۴ ح ۱۸.
3) .الأمالي للطوسي : ص ۲۲۲ ح ۳۸۴ ، بشارة المصطفى : ص ۱۰۹ ، بحار الأنوار : ج ۶۹ ص ۳ ح ۳.
4) .الأمالي للصدوق : ص ۱۳۱ ح ۱۱۹ عن عليّ بن فضّال عن أبيه ، بحار الأنوار : ج ۴۴ ص ۲۷۸ ح ۱.
5) .عيون أخبار الرضا عليه السلام : ج ۱ ص ۳۰۰ ح ۵۸ ، الأمالي للصدوق : ص ۱۹۳ ح ۲۰۲ وفيه «تولّى» بدل «أحبّ» وكلاهما عن الريّان بن شبيب ، بحار الأنوار : ج ۴۴ ص ۲۸۶ ح ۲۳.
۲۲.وبهذا الإسناد ، عن عبدالعظيم ابن عبداللّه الحسنيامام صادق عليه السلام :اگر مى خواهيد كه در روز رستاخيز با ما باشيد ، يكديگر را لعنت نكنيد و از خدا بترسيد و [او را ]اطاعت كنيد ؛ چرا كه خداوند مى فرمايد : «روزى كه هر مردمى را با پيشوايشان فرا مى خوانيم» .۲۳.أحمد ، عن عبدالعظيم ، عن محمّد بن الفضيل ، عن أبيالأمالى ، طوسى ـ به نقل از ابراهيم مخارقى ـ :دينم را براى امام صادق عليه السلام بيان داشتم و چنين گفتم : گواهى مى دهم كه معبودى جز خداى يكتا نيست و يگانه و بى انباز است ، و گواهى مى دهم كه محمّد صلى الله عليه و آله ، فرستاده خداست و على ، پيشواى عادلِ پس از اوست و سپس حسن و حسين ، و سپس على بن الحسين و سپس محمّد بن على و سپس شما [ پيشواى حقّيد ].
فرمود : «رحمت خدا بر تو باد !» و سپس فرمود : «از خدا بترسيد ، از خدا بترسيد ، از خدا بترسيد! پارسايى و راستگويى و امانتدارى و پاكى شكم و دامن را پيشه كنيد ، تا در جايگاه برين ، با ما باشيد» .۲۴.أحمد ، عن عبدالعظيم ، عن هشام بن الحكم ، عن أبي عامام رضا عليه السلام :هر كس ياد مصيبت ما كند و براى آنچه بر سر ما آمده است ، بگريد ، روز قيامت با ما هم درجه خواهد بود .۲۲.امام باقر عليه السلام فرمود :امام رضا عليه السلام ـ به ريّان بن شبيب ـ :اى پسر شبيب! اگر اين ، تو را خوش حال مى كند كه در درجات بالاى بهشت با ما باشى ، پس با اندوه ما ، اندوهگين شو و با شادى مان شاد شو و دست از ولايت ما بر مدار ؛ زيرا اگر مردى [حتّى ]سنگى را دوست داشته باشد ، خداوند در روز قيامت ، او را با آن سنگ ، محشور مى نمايد. .
۱۶ / ۱۰مَن لَهُ دَرَجَةٌ خاصَّةٌ فِي الجَنَّةِأ ـ المُجاهِدُ۲۵.عبدالعظيم حسنى گفت :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :اَلجَنَّةُ مِئَةُ دَرَجَةٍ ، أَعَدَّها اللّهُ لِلمُجاهِدِينَ . (1)۲۶.حدّثنا محمّد بن موسى بن المتوكّل قال :عنه صلى الله عليه و آله :إِنَّ فِي الجَنَّةِ مِئَةَ دَرَجَةٍ ، أَعَدَّها اللّهُ لِلمُجاهِدِينَ فِي سَبِيلِ اللّهِ ، ما بَينَ الدَّرَجَتَينِ كَما بَينَ السَّماءِ وَالأَرضِ . فَإِذا سَأَلتُمُ اللّهَ فَاسأَلُوهُ الفِردَوسَ ، فَإِنَّه أَوسَطُ الجَنَّةِ ، وَأَعلَى الجَنَّةِ ـ أَراهُ ـ فَوقَهُ عَرشُ الرَّحمنِ ، وَمِنهُ تَفَجَّرُ أَنهارُ الجَنَّةِ . (2)۲۷.عن عبدالعظيم الحسني رضى الله عنه قال :المنتخب من مسند عبد بن حميد عن أبي سعيد الخدريّ :قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : مِئَةُ دَرَجَةٍ فِي الجَنَّةِ ، ما بَينَ كُلِّ دَرَجَتَينِ كَما بَينَ السَّماءِ وَالأَرضِ أَو أَبعَدَ . قُلتُ : بِأَبِي أَنتَ وَأُمِّي لِمَن؟ قالَ : لِلمُجاهِدِينَ فِي سَبِيلِ اللّهِ عز و جل . (3)۲۶.عبدالعظيم حسنى گويد :صحيح مسلم عن أبي عبد الرحمن الحبلّى عن أبي سعيد الخدريّ:أَنَّ رَسُولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله قالَ : يا أَبا سَعِيدٍ! مَن رَضِيَ بِاللّهِ رَبّا، وَبِالإِسلامِ دِينا ، وَبِمُحَمَّدٍ نَبِيّا، وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ .
فَعَجِبَ لَها أَبُو سَعِيدٍ ، فَقالَ : أَعِدها عَلَيَ يا رَسُولَ اللّهِ!
فَفَعَلَ ، ثُمَّ قالَ : وَأُخرى يُرفَعُ بِها العَبدُ مِئَةَ دَرَجَةٍ فِي الجَنَّةِ ، ما بَينَ كُلِّ دَرَجَتَينِ كَما بَينَ السَّماءِ وَالأَرضِ .
قالَ : وَما هِيَ يا رَسُولَ اللّهِ؟
قالَ : اَلجِهادُ فِي سَبِيلِ اللّهِ ، اَلجِهادُ فِي سَبِيلِ اللّهِ . (4).
1) .التاريخ الكبير : ج ۱ ص ۲۰۳ ح ۶۳۲ ، تاريخ دمشق : ج ۵۵ ص ۶۶ ح ۱۱۶۱۱ كلاهما عن أبي الدرداء ، كنز العمّال : ج ۴ ص ۳۱۰ ح ۱۰۶۴۵ .
2) .صحيح البخاري : ج ۳ ص ۱۰۲۸ ح ۲۶۳۷ و ج ۶ ص ۲۷۰۰ ح ۶۹۸۷ ، مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۲۳۳ ح ۸۴۲۷ ، السنن الكبرى : ج ۹ ص ۲۷ ح ۱۷۷۶۶ ، الزهد لابن المبارك : ص ۵۳۷ ح ۱۵۳۶ كلّها عن أبي هريرة ، كنز العمّال : ج ۴ ص ۲۸۸ ح ۱۰۵۳۵.
3) .المنتخب من مسند عبد بن حميد : ص ۲۸۸ ح ۹۲۲ ، مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۲۴۲ ح ۸۴۸۲ عن أبي هريرة نحوه ، كنز العمّال : ج ۱ ص ۳۰۵ ح ۱۴۴۹ نقلاً عن مسند أبي الدرداء.
4) .صحيح مسلم : ج ۳ ص ۱۵۰۱ ح ۱۱۶ ، سنن النسائي : ج ۶ ص ۱۹ ، السنن الكبرى : ج ۹ ص ۲۶۶ ح ۱۸۴۹۳ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۲ ص ۱۰۲ ح ۲۴۶۱ نحوه.
۱۶ / ۱۰كسانى كه در بهشت ، درجه ويژه دارندالف ـ مجاهد۲۹.حدّثنا المظفّر بن جعفر بن المظفّر العلوي قال :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بهشت ، صد درجه دارد كه خداوند ، آنها را براى مجاهدان ، آماده كرده است.۲۹.معاوية بن عمّار روايت كرده كه حضرت صادق عليه السلپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در بهشت ، صد درجه است كه خداوند ، آنها را براى مجاهدان در راه خدا ، آماده ساخته است ، و فاصله هر درجه با ديگرى ، به اندازه آسمان تا زمين است . پس هر گاه از خدا درخواست كرديد ، فردوس را از او بخواهيد ؛ چرا كه آن ، ميان بهشت و بالاترين نقطه بهشت است . [ تنها ] عرش خداى مهربان را بالاتر از آن مى بينم و نهرهاى بهشت از آن جا سرچشمه مى گيرند .۳۰.وعنه قال :المنتخب من مسند عبد بن حميد ـ به نقل از ابو سعيد خُدرى ـ :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «صد درجه در بهشت هست كه فاصله ميان هر دو درجه اى ، به اندازه فاصله ميان آسمان و زمين يا بيشتر است» .
گفتم : پدر و مادرم به فدايت ! اينها براى چه كسانى اند؟
فرمود : «براى مجاهدان در راه خدا».۳۱.حدّثنا محمّد بن أحمد الشيباني رضى الله عنه قال :صحيح مسلم ـ به نقل از ابو عبد الرحمان حُبُلّى ـ :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «اى ابو سعيد! هر كه خدا را پروردگار خود و اسلام را دين خود و محمّد را پيامبر خود بگيرد ، بهشت بر او واجب مى گردد» .
ابو سعيد [ از اين سخن ] به شگفت آمد و گفت : آن را برايم تكرار كنيد ، اى پيامبر خدا!
پيامبر صلى الله عليه و آله آن را تكرار كرد و سپس فرمود : «و يك چيز ديگر ، كه به سبب آن ، بنده صد درجه در بهشت ، بالا برده مى شود ، كه فاصله ميان هر دو درجه ، به اندازه آسمان تا زمين است» .
ابو سعيد گفت : آن چيست ، اى پيامبر خدا؟
فرمود : «جهاد در راه خدا ! جهاد در راه خدا!»
.
۳۲.أخبرنا محمّد بن محمّد قال :التاريخ الكبير عن عبد الرحمن بن غنم الأشعريِّ عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن أَقامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكاةَ ، وَماتَ لا يُشرِكُ بِاللّهِ شَيئا، فَإِنَّ حَقّا عَلَى اللّهِ عز و جليَغفِرُ لَهُ إِن هاجَرَ أَو ماتَ فِي مَولِدِهِ .
قالُوا : يا رَسُولَ اللّهِ ، أَلا نُبَشِّرُ بِها أَصحابَكَ؟
قالَ : دَعُوا النّاسَ فَليَعمَلُوا! فَإِنَّ فِي الجَنَّةِ مِئَةَ دَرَجَةٍ ، ما بَينَ كُلِّ دَرَجَتَينِ كَما بَينَ السَّماءِ وَالأَرضِ ، أَعَدَّها اللّهُ لِلمُجاهِدِينَ فِي سَبِيلِهِ . (1)ب ـ الشَّهِيدُ۳۱.عبدالعظيم حسنى گفت :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :اَلشُّهَداءُ عَلى بارِقِ نَهرٍ بِبابِ الجَنَّةِ فِي قُبَّةٍ خَضرَاءَ ، يَخرُجُ عَلَيهِم رِزقُهُم مِن الجَنَّةِ بُكرةً وَعَشِيّا. (2)ج ـ اَلمُتَحابُّونَ فِي اللّهِ۳۳.محمّد بن علي بن الحسين قال :كتاب الإخوان عن أبي هريرة :قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : إِنَّ فِي الجَنَّةِ عَمُودا مِن ذَهَبٍ ، عَلَيهِ مَدائِنُ مِن زَبَرجَدٍ ، تُضِيءُ لِأَهلِ الجَنَّةِ كَما يُضِيءُ الكَوكَبُ الدُّرِّيُّ فِي جَوِّ السَّماءِ .
قُلنا : يا رَسُولَ اللّهِ لِمَن هذا ؟
قالَ : لِلمُتَحابِّينَ فِي اللّهِ عز و جل . (3).
1) .التاريخ الكبير : ج ۷ ص ۱۲ ح ۵۳ ، السنن الكبرى للنسائي : ج ۳ ص ۱۵ ح ۴۳۴۰ ، مسند الشاميّين : ج ۲ ص ۲۰۹ ح ۱۲۰۰ ، تاريخ دمشق : ج ۵۲ ص ۱۳۵ كلّها عن أبي الدرداء نحوه .
2) .مسند ابن حنبل : ج ۱ ص ۵۷۱ ح ۲۳۹۰ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۲ ص ۸۴ ح ۲۴۰۳ ، صحيح ابن حبّان : ج ۱۰ ص ۵۱۵ ح ۴۶۵۸ ، المعجم الكبير : ج ۱۰ ص ۳۳۳ ح ۱۰۸۲۵ ، المصنّف لابن أبي شيبة : ج ۴ ص ۵۶۳ ح ۱۹ كلّها عن ابن عبّاس ، كنز العمّال : ج ۴ ص ۳۹۷ ح ۱۱۰۹۹.
3) .الإخوان لابن أبي الدنيا : ص ۹۷ ح ۱۱ ، كنز العمّال : ج ۹ ص ۱۶ ح ۲۴۷۰۸ نقلاً عن أبي الشيخ وكلاهما عن أبي هريرة ؛ الاختصاص : ص ۳۶۵ .
۳۳.عبداللّه بن محمّد بن جعفر از پدرش و او از جدش رواالتاريخ الكبير ـ به نقل از عبد الرحمان بن غنم اشعرى ـ :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «هر كس نماز بگزارد و زكات بپردازد و بدون شرك ورزى به خدا ، از دنيا برود ، بر خداى عز و جل است كه او را بيامرزد ، خواه هجرت كرده باشد يا در زادگاهش بميرد».
گفتند : اى پيامبر خدا ! آيا اين خبر خوش را به يارانتان بدهيم؟
فرمود : «بگذاريد مردم ، عمل كنند ؛ چرا كه در بهشت ، صد درجه است و ميان هر دو درجه ، به اندازه آسمان تا زمين ، فاصله است . خداوند ، اينها را براى مجاهدان در راهش ، آماده كرده است».ب ـ شهيد۳۵.محمّد بن الحسن الطوسي قال :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :شهيدان ، در كرانه نهرى بر درِ بهشت ، در برج و بارويى سبزرنگ به سر مى برند و روزىِ آنان ، هر بام و شام ، از بهشت برايشان بيرون مى آيد.ج ـ دوستى ورزان در راه خدا۳۵.عبدالعظيم حسنى روايت مى كند كه امام جواد عليه السكتاب الإخوان ـ به نقل از ابو هريره ـ :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «در بهشت ، ستونى از طلاست و بر روى آن ، شهرهايى از زبرجد بنا شده است كه براى اهل بهشت ، چنان مى درخشند كه ستاره تابناك در وسط آسمان مى درخشد» .
گفتيم : اى پيامبر خدا ! اينها براى چه كسى است؟
فرمود : «براى آنان كه براى خدا ، يكديگر را دوست مى دارند» .
.
۳۶.أخبرنا جماعة ، عن أبي المفضّل قال :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إِنَّ فِي الجَنَّةِ غُرَفا يُرى ظَواهِرُها مِن بَواطِنِها ، وَبَواطِنُها مِن ظَواهِرِها ، أَعَدَّها اللّهُ لِلمُتَحابِّينَ فِيهِ ، وَالمُتَزاوِرِينَ فِيهِ ، وَالمُتَباذِلِينَ فِيهِ . (1)۳۶.حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود :شعب الإيمان عن أبي هريرة :قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : إِنَّ فِي الجَنَّةِ لَعُمُدا مِن ياقوتٍ ، عَلَيها غُرَفٌ مِن زَبَرجَدٍ ، لَها أَبوابٌ مُفَتَّحَةٌ ، تُضِيءُ كَما يُضِيءُ الكَوكَبُ الدُّرِّيُّ .
قالُوا : يا رَسُولَ اللّهِ ، مَن يَسكُنُها؟
قالَ : اَلمُتَحابُّونَ فِي اللّهِ ، وَالمُتَجالِسُونَ فِي اللّهِ ، وَالمُتلاقُونَ فِي اللّهِ . (2)د ـ أَصحابُ البَلايا وَالهُمُومِ وَالأَسقامِ۲۸۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ في عَلِيٍّ عليه السلام ـ ) الدُّرُّ المنثور عن أنس :قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : إِنَّ فِي الجَنَّةِ لَغُرَفا ، لَيسَ فِيها مَغالِيقُ مِن فَوقِها ، وَلا عِمادٌ مِن تَحتِها . قِيلَ : يا رَسُولَ اللّهِ ، وَكَيفَ يَدخُلُها أَهلُها؟ قالَ : يَدخُلُونَها أَشباهَ الطَّيرِ . قِيلَ : يا رَسُولَ اللّهِ ، لِمَن هِيَ؟ قالَ : لِأَهلِ الأَسقامِ وَالأَوجاعِ وَالبَلوى . (3)۲۸۳.الإمام عليّ عليه السلام :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إِنَّ فِي الجَنَّةِ دَرَجةً لا يَنالُها إِلّا أَربابُ الهُمُومِ . (4).
1) .المعجم الأوسط : ج ۳ ص ۱۹۳ ح ۲۹۰۳ ، حلية الأولياء : ج ۶ ص ۲۰۵ كلاهما عن عبد اللّه بن بريدة عن أبيه .
2) .شعب الإيمان : ج ۶ ص ۴۸۷ ح ۹۰۰۲ ، مشكاة المصابيح : ج ۲ ص ۶۱۹ ح ۵۰۲۶ ، المطالب العالية : ج ۳ ص ۱۱ ح ۲۷۳۶ وفيه «المتباذلون» بدل «المتلاقون» ، كنز العمّال : ج ۹ ص ۵ ح ۲۴۶۵۱ نقلاً عن الإخوان لابن أبي الدنيا ؛ مستدرك الوسائل : ج ۱۲ ص ۲۲۲ ح ۱۳۹۳۶ نقلاً عن الأربعين للسيّد محيي الدين ابن أخي ابن زهرة وليس فيه «والمتجالسون في اللّه ».
3) .الدرّ المنثور : ج ۶ ص ۲۸۶ نقلاً عن زاهر بن طاهر الشحامي .
4) .الفردوس : ج ۱ ص ۲۱۹ ح ۸۴۰ عن أبي هريرة ، كنز العمّال : ج ۶ ص ۴۸۲ ح ۱۶۶۳۹.
۲۸۴.سنن ابن ماجة عن عبد الرحمن بن أبي ليلى :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در بهشت ، غرفه هايى است كه بيرون آنها از درونشان و درونشان از بيرونشان ديده مى شود . خداوند ، اين غرفه ها را براى كسانى كه براى او با يكديگر دوستى مى ورزند و كسانى كه با يكديگر ديد و بازديد مى كنند و كسانى كه به يكديگر بخشش مى نمايند ، آماده كرده است.۲۸۵.مسند البزّار عن أبي ليلى :شعب الإيمان ـ به نقل از ابو هريره ـ :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «در بهشت ، ستون هايى از ياقوت است كه غرفه هايى از زبرجد بر روى آنها بنا شده است . اين غرفه ها درهايى گشوده دارند كه همچون ستاره درخشان مى تابند».
ياران گفتند : اى پيامبر خدا ! چه كسانى در اين غرفه ها سكونت مى كنند؟
فرمود : «كسانى كه براى خدا با هم دوستى مى كنند و كسانى كه براى خدا همنشينى مى كنند و كسانى كه براى خدا ديد و بازديد مى كنند».د ـ غم ديدگان و گرفتاران و بيماران۴۰.مجالس الصدوق:الدرّ المنثور ـ به نقل از اَنَس ـ :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «در بهشت ، غرفه هايى است كه نه در بالاى آنها چفت و بستى ، قرار داده شده و نه در زيرشان ، ستونى است» .
گفته شد : اى پيامبر خدا ! چگونه صاحبانشان به آنها داخل مى شوند؟
فرمود : «مانند پرندگان ، داخل مى شوند» .
گفته شد : اى پيامبر خدا ! اين غرفه ها براى چه كسانى است؟
فرمود : «براى بيماران و دردمندان و گرفتاران».۴۱.مجالس الصدوق:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در بهشت ، درجه اى است كه جز گرفتاران ، كسى به آن دست نمى يابد.
.
۴۲.لى:عنه صلى الله عليه و آله :إِنَّ المُؤمِنَ إِذا قارَفَ الذُّنُوبَ وَابتُلِيَ بِها ، ابتُلِيَ بِالفَقرِ ، فَإِن كانَ فِي ذَلِكَ كَفَّارَةٌ لِذُنُوبِهِ وَإِلّا ابتُلِيَ بِالمَرَضِ ، فَإِن كانَ فِي ذَلِكَ كَفّارَةٌ لِذُنُوبِهِ وَإِلّا ابتُلِيَ بِالخَوفِ مِنَ السُّلطانِ يَطلُبُهُ ، فَإِن كانَ فِي ذَلِكَ كَفّارَةٌ لِذُنُوبِهِ وَإِلّا ضُيِّقَ عَلَيهِ عِندَ خُرُوجِ نَفسِهِ ، حَتّى يَلقاهُ وَما لَهُ مِن ذَنبٍ يَدَّعِيهِ عَلَيهِ ، فَيَأمُرُ بِهِ إِلَى الجَنَّةِ . (1)۴۳.لى:عنه صلى الله عليه و آله :قالَ اللّهُ تَعالى : ما مِن عَبدٍ (للّهِِ) (2)أُرِيدُ أَن أُدخِلَهُ الجَنَّةَ إِلّا ابتَلَيتُهُ فِي جَسَدِهِ ، فَإِن كانَ ذَلِكَ كَفّارَةٌ لِذُنُوبِهِ وَإِلّا سَلَّطتُ عَلَيهِ سُلطانا، فَإِن كانَ ذَلِكَ كَفّارَةً لِذُنُوبِِه وَإِلّا ضَيَّقتُ عَلَيهِ فِي رِزقِهِ ، فَإِن كانَ ذَلِكَ كَفّارَةً لِذُنُوبِهِ وَإِلّا شَدَّدتُ عَلَيهِ عِندَ المَوتِ ، حَتّى يَأتِيَنِي وَلا ذَنبَ لَهُ ، ثُمَّ أُدخِلُهُ الجَنَّةَ . (3)۴۴.لى:الإمام الباقر عليه السلام :دَخَلَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَلى خَدِيجَةَ حِينَ ماتَ القاسِمُ ابنُها وَهِيَ تَبكِي ، فَقالَ لَها : ما يُبكِيكِ ؟ فَقالَت : دَرَّت دُرَيرَةٌ فَبَكَيتُ ، فَقالَ : يا خَدِيجَةُ ، أَما تَرضَيْنَ إِذا كانَ يَومُ القِيامَةِ أَن تَجِيئِي إِلى بابِ الجَنَّةِ وَهُو قائِمٌ ، فَيَأخُذَ بِيَدِكِ فَيُدخِلَكِ الجَنَّةَ وَيُنزِلَكِ أَفضَلَها ، وَذَلِكِ لِكُلِّ مُؤمِنٍ ، إِنَّ اللّهَ عز و جلأَحكَمُ وَأَكرَمُ أَن يَسلُبَ المُؤمِنَ ثَمَرَةَ فُؤادِهِ ، ثُمَّ يُعَذِّبَهُ بَعدَها أَبَدا . (4).
1) .مشكاة الأنوار : ص ۱۷۵ ح ۴۵۲ ، جامع الأخبار : ص ۳۱۴ ح ۸۷۳ كلاهما عن أبي الجارود عن الإمام الباقر عن آبائه عليهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۶۷ ص ۲۳۷ ح ۵۴ .
2) .هكذا في المصدر، ولعلّها تصحيف «لي»، أو كونها زائدة ؛ إذ لا توجد في المصادر الاُخرى .
3) .التمحيص : ص ۳۸ ح ۳۶ عن منصور بن معاوية عن الإمام الصادق عليه السلام ، الكافي : ج ۲ ص ۴۴۶ ح ۱۰ عن معاوية بن وهب عن الإمام الصادق عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله وليس فيه من «وإلّا سلّطت على» إلى «كفّارة لذنوبه» في الموضع الثالث ، مشكاة الأنوار : ص ۵۰۴ ح ۱۶۸۹ عن الإمام الصادق عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله ، جامع الأخبار : ص ۳۱۱ ح ۸۶۲ وليس فيهما من «وإلّا سلّطت عليه» إلى «كفّارة لذنوبه» في الموضع الثاني ، بحار الأنوار : ج ۶ ص ۱۷۲ ح ۴۹.
4) .الكافي : ج ۳ ص ۲۱۸ ح ۲ ، مشكاة الأنوار : ص ۵۹ ح ۷۳ نحوه وكلاهما عن جابر ، بحار الأنوار : ج ۱۶ ص ۱۵ ح ۱۴.
۴۰.امام هادى عليه السلام فرمود:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مؤمن ، هر گاه به گناهان دست يازد و بدانها دچار شود ، به فقر دچار مى گردد و اگر اين ، كفّاره گناهانش نشد ، به بيمارى دچار مى گردد و اگر اين هم كفّاره گناهانش نشد ، به ترس و تعقيب از جانب حكومت دچار مى گردد و اگر اين نيز كفّاره گناهانش نشد ، هنگام جان دادن ، بر او سخت گرفته خواهد شد تا در حالى خداى را ديدار كند كه گناهى نداشته باشد تا به خاطر آن ، بازخواست شود . آن گاه [ خدا ] دستور مى دهد كه او را به بهشت برند.۴۱.امام هادى عليه السلام فرمود:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خداى متعال فرمود : «هيچ بنده خدايى (1)نيست كه بخواهم او را به بهشت ببرم ، مگر آن كه او را دچار رنج و گرفتارى جسمى مى كنم . اگر اين ، كفّاره گناهانش شد كه شد ، و گر نه حكمران را بر او مسلّط مى گردانم و اگر اين ، كفّاره گناهانش نشد ، در روزى اش بر او تنگ مى گيرم و اگر اين هم كفّاره گناهانش نشد ، هنگام مُردن بر او سخت مى گيرم تا آن كه بدون گناه ، نزد من آيد . سپس او را به بهشت مى برم» .۴۲.حضرت هادى عليه السلام فرمود:امام باقر عليه السلام :چون قاسم پسر خديجه از دنيا رفت ، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به نزد خديجه رفت و ديد او گريه مى كند . فرمود : «چرا گريه مى كنى؟» .
خديجه گفت : اشكم بى اختيار ، جارى شد و گريه ام گرفت .
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «اى خديجه ! آيا حاضر نيستى كه چون روز قيامت شود ، به درِ بهشت بيايى و او آن جا ايستاده باشد و دستت را بگيرد و تو را به بهشت بَرَد و تو را در بهترين مكان آن جاى دهد ؟ اين ، براى هر مؤمنى هست . خداى عز و جل ، حكيم تر و كريم تر از آن است كه از مؤمن ، ميوه دلش را بگيرد و سپس با اين حال ، او را براى هميشه عذاب كند» . .
1) .. در مأخذ ، «للّه » آمده است ؛ امّا شايد تصحيف شده « لى ( براى من ) » و يا زائد باشد ؛ چرا كه در منابع ديگر ، وجود ندارد.
۴۳.حضرت هادى عليه السلام فرمود:عنه عليه السلام :خَرَجَ مُوَسى عليه السلام فَمَرَّ بِرَجُلٍ مِن بَنِي إِسرائِيلَ ، فَذَهَبَ بِهِ حَتّى خَرَجَ إِلَى الطُّورِ ، فَقالَ لَهُ : اجلِس حَتّى أَجِيئَكَ ، وَخَطَّ عَلَيهِ خَطَّةً ، ثُمَّ رَفَعَ رَأسَهُ إِلَى السَّماءِ ، فَقالَ : اِستَودَعتُكَ صاحِبِي وَأَنتَ خَيرُ مُستَودَعٍ . ثُمَّ مَضى ، فَناجاهُ اللّهُ بِما أَحَبَّ أَن يُناجِيَهُ ، ثُمَّ انصَرَفَ نَحوَ صاحِبِهِ ، فَإِذا أَسَدٌ قَد وَثَبَ عَلَيهِ فَشَقَّ بَطنَهُ ، وَفَرَثَ لَحمَهُ ، وَشَرِبَ دَمَهُ ... .
فَرَفَعَ مُوسى رَأسَهُ فَقالَ : يا رَبِّ ، اِستَودَعتُكَهُ وَأَنتَ خَيرُ مُستَودَعٍ، فَسَلَّطتَ عَلَيهِ شَرَّ كِلابِكَ فَشَقَّ بَطنَهُ ، وَفَرَثَ لَحمَهُ ، وَشَرِبَ دَمَهُ!!
فَقِيلَ : يا مُوسى، إِنَّ صاحِبَكَ كانَت لَهُ مَنزِلَةٌ فِي الجَنَّةِ ، لَم يَكُن يَبلُغُها إِلّا بِما صَنَعتُ بِهِ . يا مُوسى اُنظُر ـ وَكَشَفَ لَهُ الغِطاءَ ـ فَنَظَرَ مُوسى ، فَإِذا بِمَنزِلٍ شَرِيفٍ ، فَقالَ : رَبِّ رَضِيتُ . (1)۴۴.حضرت هادى عليه السلام فرمود:الإمام الصادق عليه السلام :إِنَّ فِي الجَنَّةِ مَنزِلَةً ، لا يَبلُغُها عَبدٌ إِلّا بِالاِبتِلاءِ فِي جَسَدِهِ . (2)۴۵.لى:عنه عليه السلام :إِنَّ وَلِيَّنا لَيَرتَكِبُ ذُنُوبا يَستَحِقُّ (بِها) مِنَ اللّهِ العَذَابَ ، فَيَبتَلِيهِ اللّهُ فِي بَدَنِهِ بِالسَّقَمِ حَتّى يُمَحِّصَ عَنهُ الذُّنُوبَ ، فَإِن عافاهُ فِي بَدَنِهِ ابتَلاهُ فِي مالِهِ ، فَإِن عافاهُ فِي مالِهِ اِبتَلاهُ فِي وُلدِهِ ، فَإِن عافاهُ فِي وُلدِهِ ابتَلاهُ فِي أَهلِهِ ، فَإِن عافاهُ فِي أَهلِهِ ابتَلاهُ بِجارِ سَوءٍ يُؤذِيهِ ، فَإِن عافاهُ مِن بَوائِقِ (3)الدُّهُورِ شَدَّدَ عَلَيهِ خُرُوجَ نَفسِهِ ، حَتّى يَلقَى اللّهَ حِينَ يَلقاهُ وَهُو عَنهُ راضٍ قَد أَوجَبَ لَهُ الجَنَّةَ . (4)۴۶.لى:الخرائج والجرائح عن شعيب :دَخَلتُ عَلَيهِ [أَي عَلَى الصّادِقِ عليه السلام ] فَقالَ لِي : مَن كانَ زَمِيلُكَ؟ قُلتُ : الخَيِّرُ الفاضِلُ أَبُو مُوسَى النَّبّالُ . قالَ : اِستَوصِ بِهِ خَيرا، فَإِنَّ لَهُ عَلَيكَ حُقُوقا كَثِيرَةً : فَأَمّا أَوَّلُهُنَّ فَما أَنتَ عَلَيهِ مِن دِينِ اللّهِ ، وَحَقِّ الصُّحبَةِ . قُلتُ : لَو استَطَعتُ ما مَشى عَلَى الأَرضِ . قالَ : اِستَوصِ بِهِ خَيرا. قُلتُ : دُونَ هذا أَكتَفِي بِهِ مِنكَ .
قالَ : فَخَرَجنا حَتّى نَزَلنا مَنزِلاً فِي الطَّرِيقِ يُقالُ لَهُ : «ونقر» فَنَزَلناهُ ، وَأَمَرتُ الغِلمانَ أَن تُلقِيَ لِلإِبِلِ العَلَفَ ، وتَصنَع طَعاما، فَفَعَلُوا . وَنَظَرتُ إِلى أَبِي مُوسى وَمَعَهُ كُوزٌ مِن ماءٍ ، وَأَخَذَ طَرِيقَهُ لِلوُضُوءِ وَأَنا أَنظُرُ إِلَيهِ ، حَتّى هَبَطَ فِي وَهدَةٍ مِنَ الأَرضِ .
وأَدرَكَ الطَّعامُ ، فَقَالَ لِي الغِلمانُ : قَد أَدرَكَ الطَّعامُ ، تَتَغَدَّونَ؟ قُلتُ لَهُم : اُطلُبوا أَبا مُوسى ، فَإِنَّهُ أَخَذَ فِي هذَا الوَجهِ يَتَوَضَّأُ . فَطَلَبَهُ الغِلمانُ ، فَلَم يُصِيبُوهُ . فَقُلتُ لَهُم : اُطلُبُوا أَبا مُوسى ، وَأَعطَيتُ اللّهَ عَهدا أَن لا أَبرَحَ مِن مَوضِعِي الَّذِي أَنا فِيهِ ثَلاثَةَ أَيّامٍ أَطلُبُهُ ، حَتّى أُبلِيَ إِلَى اللّهِ عُذرا. فَاكتَرَيتُ الأَعرابَ فِي طَلَبِهِ ، وَجَعَلتُ لِمَن جاءَ بِهِ عَشَرَةَ آلافِ دِرهَمٍ ـ وَهِيَ دِيَتُهُ ـ فَانطَلَقَ الأَعرابُ فِي طَلَبِهِ ثَلاثَةَ أَيّامٍ ، فَلَمّا كانَ اليَومُ الرّابِعُ أَتانِيَ القَومُ آيِسُونَ مِنهُ ، فَقالُوا لِي : يا عَبدَ اللّهِ ، ما نَرى صاحِبَكَ إِلّا وَقَدِ اُختُطِفَ ، إِنَّ هذِهِ بِلادٌ مَحضُورَةٌ فُقِدَ فِيها غَيرُ واحِدٍ ، وَنَحنُ نَرى لَكَ أَن تَرتَحِلَ مِنها!
فَلَمّا قالُوا لِي هذِهِ المَقالَةَ ارتَحَلتُ ، حَتّى قَدِمنا الكُوفَةَ ، وَأَخبَرتُ أَهلَهُ بِقِصَّتِهِ .
وَخَرَجتُ مِن قابِلٍ ، حَتّى دَخَلتُ عَلى أَبِي عَبدِ اللّهِ عليه السلام . فَقالَ لِي : يا شُعَيبُ ، أَلَم آمُركَ أَن تَستَوصِيَ بِأَبِي مُوسَى النَّبّالِ خَيرا؟! قُلتُ : بَلى ، وَلكِن لَم أَذهَب حَيثُ ذَهَبَ .
فَقالَ : رَحِمَ اللّهُ أَبا مُوسى ، لَو رَأَيتَ مَنازِلَ أَبِي مُوسى فِي الجَنَّةِ لأَقَرَّ اللّهُ عَينَكَ . ثُمَّ قالَ : كانَت لِأَبِي مُوسى دَرَجَةٌ عِندَ اللّهِ ، لَم يَكُن يَنالُها إِلَا بِالَّذِي اُبتُلِيَ بِهِ . (5).
1) .مشكاة الأنوار : ص ۵۰۸ ح ۱۷۰۶ ، جامع الأخبار : ص ۳۱۲ ح ۸۶۷ ، بحار الأنوار : ج ۶۷ ص ۲۳۷ ح ۵۴ .
2) .الكافي : ج ۲ ص ۲۵۵ ح ۱۴ عن فضيل بن عثمان ، جامع الأخبار : ص ۳۱۲ ح ۸۶۶ ، بحار الأنوار : ج ۶۷ ص ۲۱۲ ح ۱۶.
3) .بَوائِقُهُ : أي غوائله وشروره (النهاية : ج ۱ ص ۱۶۲ «بوق») .
4) .التمحيص : ص ۳۹ ح ۳۸ عن عمر صاحب السابري ، بحار الأنوار : ج ۶۸ ص ۲۰۰ ح ۶ .
5) .الخرائج والجرائح : ج ۲ ص ۶۳۳ ح ۳۴ ، بحار الأنوار : ج ۴۷ ص ۱۰۵ ح ۱۳۳.
۴۷.حدّثنا علي بن أحمد رحمه الله قال :امام باقر عليه السلام :موسى عليه السلام بيرون رفت . در راه به مردى از بنى اسرائيل بر خورد و او را نيز با خود بُرد تا آن كه به جانب طور رفت . به آن مرد فرمود : «بنشين تا برگردم» و گرداگرد او خطّى كشيد . سپس سرش را به سوى آسمان بر داشت و گفت : «رفيقم را به تو سپردم و تو ، بهترين نگهدارى» و آن گاه رفت .
خداوند ، چندان كه خواست ، با موسى به نجوا پرداخت و پس از آن ، موسى به سوى رفيق خود باز گشت ؛ ولى ديد شيرى به او حمله برده و شكمش را دريده و گوشتش را خورده و خونش را آشاميده است ... .
موسى سر به آسمان بر داشت و گفت : «پروردگارا ! من او را به تو ـ كه بهترين امانتدارى ـ ، سپردم ؛ ولى تو بدترين درنده ات را بر او مسلّط ساختى و شكمش را دريد و گوشتش را خورد و خونش را آشاميد!» .
گفته شد : اى موسى! رفيق تو را در بهشت ، منزلتى بود كه جز با كارى كه با او كردم ، به آن منزلت دست نمى يافت . اى موسى! بنگر .
پرده براى موسى كنار رفت . موسى نگاه كرد و جايگاهى والا ديد . آن گاه گفت : «پروردگارا ! راضى شدم».۴۵.حضرت هادى عليه السلام فرمود:امام صادق عليه السلام :در بهشت ، منزلتى است كه هيچ بنده اى به آن نمى رسد ، مگر با رنجورى در جسمش.۴۶.حضرت هادى عليه السلام فرمودند:امام صادق عليه السلام :دوستدار ما ، مرتكب گناهانى مى شود كه به سبب آنها ، سزاوار عذاب خداوند مى گردد ؛ امّا خداوند ، او را به بيمارى در بدنش دچار مى سازد تا گناهانش را از او بزدايد و اگر بدنش را به سلامت داشت ، در دارايى اش براى او گرفتارى پيش مى آورد و اگر در دارايى اش او را بى گزند داشت ، در فرزندش براى او گرفتارى پيش مى آورد و اگر در فرزندش او را بى گزند داشت ، نسبت به همسرش براى او گرفتارى پيش مى آورد و اگر نسبت به همسرش او را بى گزند داشت ، به همسايه بد گرفتارش مى سازد تا به او آزار و اذيّت رساند و اگر او را از رنج و گزندهاى روزگار به سلامت داشت ، جان كندنش را بر او سخت مى گرداند تا وقتى خدا را ديدار مى كند ، خداوند از او راضى باشد و بهشت را بر او واجب كرده باشد.۴۷.سهل بن سعد گويد :الخرائج و الجرائح ـ به نقل از شعيب ـ :بر امام صادق عليه السلام وارد شدم . به من فرمود : «همسفرت كيست؟» . گفتم : نيك مرد فاضل ، ابو موسى نَبّال . فرمود : «هواى او را داشته باش ؛ زيرا حقوق بسيارى بر تو دارد و نخستينِ آنها ، اين است كه همكيش توست و حقّ همراهى دارد» . گفتم : اگر توانستم ، نخواهم گذاشت حتّى پياده راه برود . (1)
ايشان دوباره فرمود : «هواى او را داشته باش» . من گفتم : همان يك بار سفارش ، برايم كافى بود. ما راهى شديم تا آن كه در راه ، در منزلگاهى به نام «ونقر» فرود آمديم . به غلامان ، دستور دادم كه براى اُشتران ، علوفه بريزند و غذايى آماده كنند و چنين كردند . ديدم ابو موسى ، كوزه اى آب با خود بر داشت و براى وضو گرفتن ، دور شد و من همچنان به او مى نگريستم تا آن كه به مكانى پست رفت. غذا آماده شد و غلامان به من گفتند : غذا آماده است . مى خوريد؟ گفتم : در پى ابو موسى برويد . او از آن سوى رفت تا وضو بگيرد .
غلامان در پى او رفتند ؛ امّا پيدايش نكردند . به آنها گفتم : ابو موسى را بيابيد .
آن گاه با خدا عهد بستم كه تا سه روز در آن جا بمانم و دنبال او بگردم تا نزد خداوند ، معذور باشم . پس براى جستجوى او ، باديه نشينان را اجير كردم و گفتم : هر كس او را بياورد ، ده هزار درهم ـ كه ديه او بود ـ پاداش دارد . باديه نشينان ، سه روز در جستجوى ابو موسى بودند .
روز چهارم ، در حالى كه از يافتن او نوميد شده بودند ، نزد من آمدند و به من گفتند : اى بنده خدا ! به نظر ما ، رفيقت ربوده شده است . اين جا سرزمين اجنّه و شياطين است و تا كنون چندين نفر ناپديد گشته اند . به نظر ما تو نيز بايد از اين مكان بروى!
چون اين سخن را گفتند ، من به راه افتادم تا به كوفه رسيدم و داستان او را به خانواده اش گفتم . سال بعد ، عازم سفر شدم و خدمت امام صادق عليه السلام رسيدم . به من فرمود : «اى شعيب! مگر به تو نگفتم كه هواى ابو موسى نبّال را داشته باش؟!» .
گفتم : چرا ؛ امّا فكر نمى كردم اين بلا بر سرش بيايد.
فرمود : «خدا رحمت كند ابو موسى را ! اگر جايگاه ابو موسى را در بهشت مى ديدى ، قطعا شادمان مى شدى» و سپس فرمود : «ابو موسى نزد خدا درجه اى داشت كه جز با بلايى كه سرش آمد ، به آن ، نايل نمى شد» . .
1) .يعنى او را بر مركب خود يا حتّى بر دوش خود ، سوار خواهم كرد و نخواهم گذاشت كمترين رنجى در اين سفر به او برسد.
. .
. .
ه ـ أَهلُ الوَرَعِ۴۹.حدّثنا علي بن أحمد بن محمّد بن عمران الدقّاق ومحمالإمام الصّادق عليه السلام :فِيما ناجَى اللّهُ عز و جل بِهِ مُوسى عليه السلام : يا مُوسى، ما تَقَرَّبَ إِلَيَ المُتَقَرِّبُونَ بِمِثلِ الوَرَعِ عَن مَحارِمِي، فَإِنِّي أُبِيحُهُم جَنّاتِ عَدنٍ ، لا أُشرِكُ مَعَهم أَحَدا. (1)و ـ مُعَلِّمُ القُرآنِ۴۸.مفضل بن عمر گويد :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن تَعَلَّمَ القُرآنَ ، وَتَواضَعَ فِي العِلمِ ، وَعَلَّمَ عِبادَ اللّهِ وَهُوَ يُرِيدُ ما عِندَ اللّهِ ، لَم يَكُن فِي الجَنَّةِ أَحَدٌ أَعظَمَ ثَوابا مِنهُ وَلا أَعظَمَ مَنزِلَةً مِنهُ ، وَلَم يَكُن فِي الجَنَّةِ مَنزِلٌ وَلا دَرَجَةٌ رَفِيعَةٌ وَلا نَفِيسَةٌ إِلّا كانَ لَهُ فِيها أَوفَرُ النَّصِيبِ ، أَو أَشرَفُ المَنازِلِ . (2)ز ـ قارِئُ القُرآنِ۵۰.عبدالعظيم حسنى از حضرت رضا عليه السلام روايت كردهرسول اللّه صلى الله عليه و آله :إِنَّ عَدَدَ دَرَجِ الجَنَّةِ عَدَدُ آيِ القُرآنِ ، فَمَن دَخَلَ الجَنَّةَ مِمَّن قَرَأَ القُرآنَ لَم يَكُن فَوقَهُ أَحَدٌ. (3)۵۱.ابن المتوكل عن السعدآبادي عن البرقي عن عبدالعظيمعنه صلى الله عليه و آله :عَدَدُ دَرَجِ الجَنَّةِ عَدَدُ آيِ القُرآنِ ، فَإِذا دَخَلَ صاحِبُ القُرآنِ الجَنَّةَ قِيلَ لَهُ : اِرقَأ وَاقرَأ (4)لِكُلِّ آيَةٍ دَرَجَةٌ ، فَلا تكُونُ فَوقَ حافِظِ القُرآنِ دَرَجَةٌ . (5)۲۸۶.الغارات عن أبي إسحاق السبيعي :سنن الدّارمي عن بريدة :كُنتُ جالِسا عِندَ النَّبِيِ صلى الله عليه و آله فَسَمِعتُهُ يَقُولُ : ... إِنَّ القُرآنَ يَلقى صاحِبَهُ يَومَ القِيامَةِ حِينَ يَنشَقُّ عَنهُ القَبرُ كَالرَّجُلِ الشّاحِبِ ، فَيَقُولُ لَهُ : هَل تَعرِفُنِي؟ فَيَقُولُ : ما أَعرِفُكَ! فَيَقُولُ : أَنا صاحِبُكَ القُرآنُ ، الَّذِي أَظمَأتُكَ فِي الهَواجِرِ ، وَأَسهَرتُ لَيلَكَ ، وَإِنَّ كُلَّ تاجِرٍ مِن وَراءِ تِجارَتِهِ ، وَإِنَّكَ اليَومَ مِن وَراءِ كُلِّ تِجارَةٍ . فَيُعطَى المُلكَ بِيَمِينِهِ وَالخُلدَ بِشِمالِهِ ، وَيُوضَعُ عَلى رَأسِهِ تاجُ الوَقارِ ، وَيُكسى وَالِداهُ حُلَّتَينِ لا يَقُومُ لَهُما الدُّنيا . فَيَقُولانِ : بِمَ كُسِينا هذا؟ وَيُقالُ لَهُما : بِأَخذِ وَلَدِكُما القُرآنَ .
ثُمَّ يُقالُ لَهُ : اِقرَأ وَاصعَد فِي دَرَجِ الجَنَّةِ وَغُرَفِها ، فَهُوَ فِي صُعُودٍ ما دامَ يَقَرأُ ، هَذّا (6)كانَ أَو تَرتِيلاً. (7).
1) .الكافي : ج ۲ ص ۸۰ ح ۳ عن يونس عمّن ذكره ، مشكاة الأنوار : ص ۹۵ ح ۲۰۸ ، بحار الأنوار : ج ۷۱ ص ۲۰۴ ح ۸ .
2) .ثواب الأعمال : ص ۳۴۶ ح ۱ عن ابن عبّاس ، بحار الأنوار : ج ۷۶ ص ۳۷۳ ح ۳۰.
3) .كنز العمّال : ج ۱ ص ۵۱۲ ح ۲۲۷۲ نقلاً عن ابن مردويه و ح ۲۲۷۳ نقلاً عن البيهقي وكلاهما عن عائشة.
4) .لعلّ الصواب : «اقرأ وارقأ» كما في الدرّ المنثور .
5) .بحار الأنوار : ج ۹۲ ص ۲۲ ح ۲۲ نقلاً عن الإمامة والتبصرة عن موسى بن إسماعيل عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام ، الدرّ المنثور : ج ۸ ص ۴۵۰ نقلاً عن ابن الضريس عن اُمّ الدرداء من دون إسنادٍ إليه صلى الله عليه و آله نحوه .
6) .الهَذّ : الإسراع في القطع وفي القراءة (الصحاح : ج ۲ ص ۵۷۷ «هذذ»).
7) .سنن الدارمي : ج ۲ ص ۹۰۷ ح ۳۲۶۸ ، مسند ابن حنبل : ج ۹ ص ۹ ح ۲۳۰۱۱ وفيه «أهل الدنيا» بدل «الدنيا» ، كنز العمّال : ج ۱ ص ۵۷۱ ح ۲۵۷۸.
ه ـ پارسايان۲۸۸.عنه عليه السلام :امام صادق عليه السلام :از جمله نجواهاى خداوند عز و جل با موسى عليه السلام ، اين بود كه : «اى موسى! تقرّب جويان به من ، به چيزى چون پرهيز از حرام هايم ، به من نزديك نشده اند . من ، بهشت هاى ماندگار خود را بر آنان روا مى دارم و هيچ كس را شريكشان قرار نمى دهم».و ـ آموزگار قرآن۵۲.عبدالعظيم حسنى براى حضرت جواد عليه السلام نامه اىپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس قرآن را بياموزد و در [ آموختن ] علم ، فروتنى كند و براى رسيدن به پاداش الهى ، به بندگان خدا بياموزد ، در بهشت ، هيچ كس ثوابش از او بيشتر و منزلتش از او والاتر نخواهد بود و هيچ منزلت و درجه بالا و پُر ارجى در بهشت نيست ، مگر اين كه او از آن ، بيشترين بهره يا ارجمندترين منزلت را دارد .ز ـ قارى قرآن۵۴.سليمان بن جعفر جعفرى گويد :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :شمار درجه هاى بهشت ، به شمار آيات قرآن است . پس هر قارىِ قرآن كه وارد بهشت شود ، هيچ كس بالاتر از او نخواهد بود .۵۵.حدّثني أبي رحمه الله ، عن سعد بن عبداللّه وعبداللپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :شمار درجه هاى بهشت ، به شمار آيه هاى قرآن است . پس هر گاه هم نشين قرآن به بهشت وارد شود ، به او گفته مى شود : «بخوان و به ازاى هر آيه ، يك درجه بالا برو» و بالاتر از حافظ قرآن ، درجه اى نيست .۵۶.عدّة من أصحابنا ، عن أحمد بن محمّد بن خالد ، عن عسنن الدارمى ـ به نقل از بُرَيده ـ :نزد پيامبر صلى الله عليه و آله نشسته بودم كه شنيدم فرمود : « ... در روز قيامت ، هنگامى كه قارى قرآن ، همچون انسان رنگ پريده اى ، از قبر بيرون مى آيد ، قرآن نزد او مى رود و به او مى گويد : آيا مرا مى شناسى؟
او مى گويد : تو را نمى شناسم !
قرآن مى گويد : من دوست تو ، قرآن ، هستم ؛ همان كه باعث شدم در روزهاى داغ ، تشنگى بكشى و شب ها را به عبادت بگذرانى . هر تاجرى به دنبال [ سود ]تجارت خويش است و تو امروز ، جلودار هر تجارتى هستى [ و بيشترين سود را مى برى ] .
آن گاه ، پادشاهى را به دست راست او و جاودانگى را به دست چپش مى دهند و تاج وقار بر سرش مى نهند و بر پدر و مادرش نيز دو جامه[ ى بهشتى ]مى پوشانند كه دنيا با آن ، برابرى نمى كند . آن دو مى گويند : به چه سبب ، اين دو جامه بر ما پوشانيده شد؟
گفته مى شود : به سبب پيروى فرزندتان از قرآن.
سپس به او گفته مى شود : بخوان و از درجات و غرفه هاى بهشت ، بالا برو .
او تا زمانى كه بخواند ، پيوسته بالا مى رود ، خواه تند تند بخواند يا [ آهسته و ]با ترتيل» .
.
ح ـ أَصحابُ هذِهِ الخِصالِ۵۶.عبدالعظيم حسنى گويد :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إِنَّ فِي الجَنَّةِ دَرَجَةً ، لا يَنالُها إِلّا إِمامٌ عادِلٌ ، أَو ذُو رَحِمٍ وَصُولٌ ، أَو ذُو عِيالٍ صَبُورٌ . (1)۵۷.حدّثنا محمّد بن موسى المتوكّل رحمه الله قال :عنه صلى الله عليه و آله :إِنَّ فِي الجَنَّةِ دَرَجَةً لا يَبلُغُها إِلّا ثَلاثَةٌ : إِمامٌ عادِلٌ ، أَو ذُو رَحِمٍ وَصُولٌ ، أَو ذُو عِيالٍ صَبُورٌ ؛ لا يَمُنُّ عَلى أَهلِهِ بِما يُنفِقُ عَلَيهِم . (2)۵۸.وبهذا الإسناد ، عن عبدالعظيم ابن عبداللّه الحسنيعنه صلى الله عليه و آله :مَن تَرَكَ الكَذِبَ وَهُوَ باطِلٌ بُنِيَ لَهُ قَصرٌ فِي رَبَضِ (3)الجَنَّةِ ، وَمَن تَرَكَ المِراءَ وَهُوَ مُحِقٌّ بُنِيَ لَهُ فِي وَسَطِها ، وَمَن حَسُنَ خُلُقُهُ بُنِيَ لَهُ فِي أَعلاها . (4).
1) .الخصال : ص ۹۳ ح ۳۹ عن أبي بصير عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحار الأنوار : ج ۷۴ ص ۹۰ ح ۹.
2) .الفردوس : ج ۱ ص ۲۱۹ ح ۸۴۲ عن أبي هريرة ، كنز العمّال : ج ۱۵ ص ۸۳۴ ح ۴۳۳۱۴.
3) .رَبَض الجَنّة : ما حولها خارجا عنها تشبيها بالأبنية التي تكون حول المدن وتحت القِلاع (النهاية : ج ۲ ص ۱۸۵ «ربض»).
4) .سنن ابن ماجة : ج ۱ ص ۱۹ ح ۵۱ ، سنن الترمذي : ج ۴ ص ۳۵۸ ح ۱۹۹۳ وليس فيه «قصر» وكلاهما عن أنس ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۶۴۲ ح ۸۳۰۰ .
ح ـ صاحبان اين صفات۵۷.عمر بن يزيد گويد :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در بهشت ، درجه اى است كه به آن دست نمى يابد ، مگر پيشواى دادگر يا خويشاوندى كه صله رحم به جا آورد ، و يا عيالوار شكيبا .۵۸.ذريح گويد :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در بهشت ، درجه اى است كه به آن دست نمى يابد ، مگر سه كس : پيشواى دادگر ، يا خويشاوندى كه صله رحم به جا آورد ، يا عيالوار شكيبا كه براى آنچه خرج خانواده اش مى كند ، بر آنان منّت نگذارد.۵۹.يعقوب بن شعيب گويد :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس دروغ باطل را ترك كند ، برايش قصرى در حومه ( / پايين ) بهشت بنا مى شود ، و هر كس مجادله را ـ گرچه حق با او باشد ـ ترك كند ، برايش قصرى در وسط بهشت بنا مى شود ، و هر كس اخلاقش نيكو باشد ، برايش قصرى در بالاى بهشت بنا مى شود.
.
۶۰.ابن المتوكل عن السعدآبادي عن البرقي عن عبدالعظيمعنه صلى الله عليه و آله :مَن تَرَكَ المِراءَ وَهُوَ مُحِقٌّ بُنِيَ لَهُ بَيتٌ فِي أَعلَى الجَنَّةِ ، وَمَن تَرَكَ المِراءَ وَهُوَ مُبطِلٌ بُنِيَ لَهُ بَيتٌ فِي رَبَضِ الجَنَّةِ . (1)۶۱.حدّثنا محمّد بن موسى ، عن علي بن الحسن السعدآباديعنه صلى الله عليه و آله :أَربَعَةٌ فِي حَدِيقَةٍ قُدسِيَّةٍ فِي الجَنَّةِ : اَلمُعتَصِمُ بِلا إِلهَ إِلّا اللّهُ لا يَشُكُّ فِيها، وَمَن إِذا عَمِلَ حَسَنَةٌ سَرَّتهُ وَحَمِدَ اللّهَ عَلَيها، وَمَن إِذا عَمِلَ سَيِّئَةً ساءَتهُ وَاستَغفَرَ اللّهَ مِنها، وَإِذا أَصابَتهُ مُصِيبَةٌ قالَ : إِنّا للّهِِ وَإِنّا إِلَيهِ راجِعُونَ . (2)۶۲.عدّة من أصحابنا ، عن أحمد بن محمّد بن خالد ، عن اعنه صلى الله عليه و آله :أَربَعٌ مَن عَجِلَ لَهُنَّ (3)إِذا أَصبَحَ ، أَجرَى اللّهُ لَه نَهرا فِي الجَنَّةِ : مَن أَصبَحَ صائِما ، وَعادَ مَرِيضا، وَشَيَّعَ جِنازَةً ، وَتَصَدَّقَ عَلى مِسكِينٍ . (4)۶۰.حضرت باقر به محمّد بن مسلم فرمود :عنه صلى الله عليه و آله :مَن أَطعَمَ ثَلاثَةَ نَفَرٍ مِنَ المُسلِمِينَ أَطعَمَهُ اللّهُ مِن ثَلاثِ جِنانٍ فِي مَلَكُوتِ السَّماواتِ : الفِردَوسِ ، وَجَنَّةِ عَدنٍ ، وَطُوبى (وَ) شَجَرَةٍ تَخرُجُ مِن جَنَّةِ عَدنٍ غَرَسَها رَبُّنا بِيَدِهِ (5). (6)۶۱.عبدالعظيم حسنى از حضرت جواد از پدرش و او از جدّشالإمام الصّادق عن آبائه عليهم السلامعن الإمامِ عليّ عليه السلام : قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : لَمّا أُسرِيَ بِي إِلَى السَّماءِ دَخَلتُ الجَنَّةَ ، فَرَأَيتُ فِيها قَصرا مِن ياقُوتٍ أَحمَرَ ، يُرى باطِنُهُ مِن ظاهِرِهِ لِضِيائِهِ وَنُورِهِ ، وَفِيهِ قُبَّتانِ مِن دُرٍّ وَزَبَرجَدٍ ، فَقُلتُ : يا جَبرَئِيلُ ، لِمَن هذَا القَصرُ؟ قالَ : هذا لِمَن أَطابَ الكَلامَ ، وَأَدامَ الصِّيامَ ، وَأَطعَمَ الطَّعامَ ، وَتَهَجَّدَ بِاللَّيلِ وَالنّاسُ نِيامٌ .
قالَ عَلِيٌ عليه السلام : فَقُلتُ : يا رَسُولَ اللّهِ ، وَفِي أُمَّتِكَ مَن يُطِيقَ هذا؟
قالَ : أَتَدرِي ما إِطابَةُ الكَلامِ؟ فَقُلتُ : اَللّهُ وَرَسُولُهُ أَعلَمُ . قالَ : مَن قالَ : «سُبحانَ اللّهِ وَالحَمدُ للّهِِ وَلا إِلهَ إِلّا اللّهُ وَاللّهُ أَكبَرُ» .
أَتَدرِي ما إِدامَةُ الصِّيامِ؟ قُلتُ : اَللّهُ وَرَسُولُهُ أَعلَمُ . قالَ : مَن صامَ شَهرَ رَمَضانَ وَلَم يُفطِر مِنهُ يَوما .
أَتَدرِي ما إِطعامُ الطَّعامِ؟ قُلتُ : اَللّهُ وَرَسُولُهُ أَعلَمُ . قالَ : مَن طَلَبَ لِعِيالِهِ ما يَكُفُّ بِهِ وُجُوهَهُم عَنِ النّاسِ .
أَتَدرِي ما التَّهَجُّدُ بِاللَّيلِ وَالنّاسُ نِيامٌ؟ قُلتُ : اَللّهُ وَرَسُولُهُ أَعلَمُ . قالَ : مَن لَم يَنَم حَتّى يُصَلِّيَ العِشاءَ الآخِرَةَ وَالنّاسُ مِنَ اليَهُودِ وَالنَّصارى وَغَيرِهِم مِنَ المُشرِكِينَ نِيامٌ بَينَهُما. (7).
1) .منية المريد : ص ۱۷۰ ، تنبيه الخواطر : ج ۱ ص ۱۰۸ ، بحار الأنوار : ج ۲ ص ۱۳۸ ح ۵۱ ؛ إحياء علوم الدين : ج ۳ ص ۱۷۵۳.
2) .شعب الإيمان : ج ۵ ص ۳۷۲ ح ۶۹۹۵ ، الدرّ المنثور : ج ۲ ص ۳۲۷ كلاهما عن أبي هريرة.
3) .جاء هنا في هامش المصدر هكذا : «في هامش النسخة : من عمل بهنّ ـ ظ» .
4) .معدن الجواهر : ص ۳۹ ، تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۱۰۹.
5) .قال الفيض الكاشاني قدس سره : عدّ طوبى من الجنان لأنّ فيه من أنواع الثمار، «وشجرة» عطف على «ثلاث» ؛ يعني : أطعمه اللّه من ثلاث جنان ومن شجرة في إحداها غرسها اللّه بيده (الوافي : ج ۵ ص ۶۷۳).
6) .الكافي : ج ۲ ص ۲۰۰ ح ۳ عن أبي حمزة عن الإمام الباقر عليه السلام ، ثواب الأعمال : ص ۱۶۵ ح ۱ عن عليّ بن أبي عليّ اللهبي عن الإمام الصادق عليه السلام ، المحاسن : ج ۲ ص ۱۵۲ ح ۱۴۰۸ عن أبي حمزة عن الإمام الباقر عليه السلام وكلاهما نحوه ، بحار الأنوار : ج ۷۴ ص ۳۷۱ ح ۶۵ .
7) .الأمالي للطوسي : ص ۴۵۸ ح ۱۰۲۴ عن حمّاد بن عثمان عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، تفسير القمّي : ج ۱ ص ۲۱ عن حمّاد بن عثمان عن الإمام الصادق عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله نحوه ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۹۰ ح ۱۶۴.
۶۲.عبدالعظيم حسنى مرفوعاً روايت مى كند كه امام عليهپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس مجادله را در حالى كه حق با اوست ، رها كند ، خانه اى در بالاى بهشت برايش بنا مى شود ، و هر كس مجادله را در حالى كه حق با او نيست ، رها كند ، خانه اى در حومه بهشت برايش بنا مى شود .۶۳.الحسن بن علي العلوي ، عن سهل بن جمهور ، عن عبدالعپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :چهار نفرند كه در باغى قدسى در بهشت ، جاى دارند : كسى كه به «لا إله إلّا اللّه » چنگ زند و در آن شك نكند ، كسى كه هر گاه كار نيكى كند ، شادمانش مى سازد و خدا را بر آن سپاس مى گويد ، كسى كه هر گاه كار بدى انجام دهد ، او را ناراحت مى كند و از آن آمرزش مى خواهد ، و كسى كه هر گاه مصيبتى به او رسد ، مى گويد : « ما از آنِ خداييم و به سوى او باز مى گرديم » .۶۴.عدّة من أصحابنا ، عن أحمد بن أبي عبداللّه ، عن عبپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :چهار كار است كه هر كس چون صبح كند در آنها بشتابد ، خداوند ، نهرى در بهشت برايش روان مى سازد : كسى كه صبح را با روزه آغاز نمايد ، و بيمارى را عيادت كند و جنازه اى را تشييع كند و به فقيرى صدقه دهد.۶۵.وعنه قال :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كه سه نفر مسلمان را غذا دهد، خداوند ، او را از سه بهشت در ملكوت آسمان ها غذا مى دهد : فردوس (پرديس) ، بهشت عَدْن ، و طوبا ؛ و نيز از درختى كه در بهشت عَدن مى رويد و پروردگارمان آن را با دست خود نشانده است . (1)۶۳.عمرو بن جميع گويد :امام صادق عليه السلام ـ به نقل از پدرانش ، از امام على عليه السلام ـ :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «شبى كه به آسمان ( معراج ) برده شدم ، وارد بهشت گرديدم . در آن جا كاخى از ياقوت سرخ ديدم كه از فرط روشنايى و نورانيتش ، درون آن از بيرونش ديده مى شد و در آن ، دو سراپرده از دُر و زبرجد بود . گفتم : اى جبرئيل! اين كاخ براى كيست؟
گفت : اين براى كسى است كه سخن خوش بگويد و پيوسته روزه بدارد و اطعام كند و شب كه مردم خفته اند ، به عبادت بپردازد» .
گفتم : اى پيامبر خدا ! در ميان امّتت كيست كه از عهده اين كارها بر آيد؟
فرمود : «آيا مى دانى سخن خوش چيست؟» .
گفتم : خدا و پيامبرش داناترند .
فرمود : «گفتنِ سبحان اللّه و الحمد للّه و لا إله إلّا اللّه و اللّه أكبر . آيا مى دانى پيوسته روزه داشتن چيست؟» .
گفتم : خدا و پيامبرش داناترند .
فرمود : «كسى كه ماه رمضان را روزه بگيرد و [ حتّى ] يك روز از آن را نخورد . آيا مى دانى اطعام چيست؟» .
گفتم : خدا و پيامبرش داناترند .
فرمود : «كسى كه براى خانواده اش روزى كسب كند تا مانع رو انداختن آنان به مردم شود. آيا مى دانى عبادت در شب ، آن گاه كه مردم خفته اند ، چيست؟» .
گفتم : خدا و پيامبرش داناترند .
فرمود : «كسى كه نخوابد تا آن كه وقتى مردمان يعنى يهود و نصارا و مشركان مى خوابند ، او نماز خفتن را بخواند». .
1) .فيض كاشانى رحمه الله مى گويد : طوبا ، از جمله بهشت ها شمرده شده است ؛ چون در آن ، انواع ميوه هاست .
۶۴.بعضى از اصحاب از حضرت صادق عليه السلام روايت كردهالإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام: قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : إِنَّ فِي الجَنَّةِ غُرَفا يُرى ظاهِرُها مِن باطِنِها وَباطِنُها مِن ظاهِرِها ، يَسكُنُها مِن أُمَّتِي مَن أَطابَ الكَلامَ ، وَأَطعَمَ الطَّعامَ ، وَأَفشَى السَّلامَ ، وَأَدامَ الصِّيامَ ، وَصَلَّى بِاللَّيلِ وَالنّاسُ نِيامٌ .
فَقالَ عَلِيٌ عليه السلام : يا رَسُولَ اللّهِ ، وَمَن يُطِيقُ هذا مِن أُمَّتِكَ؟!
فقال صلى الله عليه و آله : يا عَلِيُ، أَوَما تَدرِي ما إِطابَةُ الكَلامِ؟ مَن قالَ إِذا أَصبَحَ وَأَمسى : «سُبحانَ اللّهِ وَالحَمدُ للّهِِ وَلا إِلهَ إِلّا اللّهُ وَاللّهُ أَكبَرُ» عَشرَ مَرّاتٍ . وَإِطعامُ الطَّعامِ : نَفَقَةُ الرَّجُلِ عَلى عِيالِهِ . وَأَمّا إِدامَةُ الصِّيامِ : فَهُوَ أَن يَصُومَ الرَّجُلُ شَهرَ رَمَضَانَ وَثَلاثَةَ أَيّامٍ فِي كُلِّ شَهرٍ يُكتَبُ لَه صَومُ الدَّهرِ . وَأَمّا الصَّلاةُ بِاللَّيلِ وَالنّاسُ نِيامٌ : فَمَن صَلَّى المَغرِبَ وَصَلاةَ العِشاءِ الآخِرَةِ وَصَلاةَ الغَداةِ فِي المَسجِدِ فِي جَماعَةٍ فَكَأَنَّما أَحيا اللَّيلََ كُلَّهُ . وَإِفشاءُ السَّلامِ : أَلّا يَبخَلَ بِالسَّلامِ عَلى أَحَدٍ مِنَ المُسلِمِينَ . (1).
1) .معاني الأخبار : ص ۲۵۱ ح ۱ ، الأمالي للصدوق : ص ۴۰۷ ح ۵۲۵ كلاهما عن أبي بصير ، روضة الواعظين : ص ۴۰۶ وليس فيهما مِن «وأمّا إدامة الصيام» إلى «صوم الدهر» ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۱۹ ح ۵ .
۶۵.حضرت امام حسين از پدر بزرگوارش اميرالمؤمنين عليهمامام صادق عليه السلام ـ به نقل از پدرانش عليهم السلام، از امام على عليه السلام ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «در بهشت ، غرفه هايى هستند كه بيرون آنها از درونشان و درون آنها از بيرونشان ديده مى شود . در اين غرفه ها آن كس از امّتم ساكن مى شود كه سخن خوش بگويد و اطعام كند و سلام را رواج دهد و پيوسته روزه بدارد و شب كه مردم خوابند ، نماز بخواند» .
گفتم : اى پيامبر خدا ! در ميان امّتت كيست كه از عهده اين كارها بر آيد ؟
فرمود : «اى على! آيا مى دانى سخن خوش چيست؟ كسى كه هر صبح و عصر ، ده مرتبه بگويد : سبحان اللّه و الحمد للّه و لا إله الّا اللّه و اللّه أكبر . اطعام كردن نيز خرجى دادن مرد به عائله اش است ، و پيوسته روزه داشتن ، اين است كه انسان ، ماه رمضان و سه روز از هر ماه را روزه بگيرد كه برايش روزه مادام العمر نوشته مى شود ، و نماز خواندن در شب در حالى كه مردم خفته اند ، اين است كه كسى نماز مغرب و نماز عشا و نماز صبح را در مسجد با جماعت بخواند و در اين صورت ، چنان است كه سرتاسر شب را به عبادت گذرانده است ، و رواج دادن سلام ، اين است كه از سلام كردن بر هيچ مسلمانى بخل نورزد». .
۶۶.حدّثنا علي بن عبداللّه الورّاق رضى الله عنه قال :الإمام الباقر عليه السلام :قالَ مُوسَى بنُ عِمرانَ : ... إِلهِي ، فَمَن يَنزِلُ دارَ القُدسِ عِندَكَ؟ قالَ : الَّذِينَ لا يَنظُرُ أَعيُنُهُم إِلَى الدُّنيا ، وَلا يُذِيعُونَ أَسرارَهُم فِي الدِّينِ ، وَلا يَأخُذُونَ عَلَى الحُكُومَةِ الرِّشا . اَلحَقُّ فِي قُلُوبِهِم ، وَالصِّدقُ عَلَى أَلسِنَتِهِم ، فَأُولئِكَ فِي سَترِي فِي الدُّنيا، وَفِي دارِ القُدسِ عِندِي فِي الآخِرَةِ . (1)۶۶.عبدالعظيم حسنى از حضرت رضا و او از آباء گرامش ازالإمام الباقر عليه السلام :إِنَّ للّهِِ عز و جل جَنَّةً لا يَدخُلُها إِلّا ثَلاثَةٌ : رَجُلٌ حَكَمَ عَلى نَفسِهِ بِالحَقِّ ، وَرَجُلٌ زارَ أَخاهُ المُؤمِنَ فِي اللّهِ ، وَرَجُلٌ آثَرَ أَخاهُ المُؤمِنَ فِي اللّهِ . (2)۱۶ / ۱۱ما رُوي في أَدنَى أَهلِ الجَنَّةِ دَرَجَةً (3)۶۷.ابراهيم بن ابى محمود گويد :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :وَالَّذِي نَفسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ! إِنَّ أَسفَلَ أَهلِ الجَنَّةِ وَأَخَسَّهم نَصِيبا لَيُعطى مِثلَ الدُّنيا وَعَشرَةَ أَمثالِها . (4)۲۹۰.الإمام عليّ عليه السلام :عنه صلى الله عليه و آله :يُعطى كُلُّ مُؤمِنٍ يَومَ القِيامَةِ مِنَ الجَنَّةِ مِثلَ الدُّنيا سَبعَ مَرّاتٍ . (5)۲۹۱.اُسد الغابة عن أبي رافع ( ـ في هِجرَةِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ـ ) مسند ابن حنبل عن ابن مسعود عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله :يَكُونُ قَومٌ فِي النّارِ ما شاءَ اللّهُ أَن يَكُونُوا ، ثُمَّ يَرحَمُهُمُ اللّهُ فَيُخرِجُهُم مِنها، فَيَكُونُونَ فِي أَدنَى الجَنَّةِ ، فَيَغتَسِلُونَ فِي نَهرٍ يُقالُ لَه : الحَيَوانُ ، يُسَمِّيهِم أَهلُ الجَنَّةِ : الجَهَنَّمِيُّونَ ، لَو ضافَ (6)أَحَدُهُم أَهلَ الدُّنيا لَفَرَشَهُم وَأَطعَمَهُم وَسَقاهُم وَلَحَفَهُم. وَلا أَظُنُّهُ إِلّا قالَ : وَلَزَوَّجَهُم . (7).
1) .الأمالي للمفيد : ص ۸۵ ح ۱ عن أبي حمزة الثمالي ، بحار الأنوار : ج ۶۹ ص ۲۷۸ ح ۱۳.
2) .الكافي : ج ۲ ص ۱۷۸ ح ۱۱ ، الخصال : ص ۱۳۱ ح ۱۳۶ ، تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۱۹۸ كلّها عن محمّد بن قيس ، مشكاة الأنوار : ص ۳۶۴ ح ۱۱۹۱ ، بحار الأنوار : ج ۷۴ ص ۳۴۸ ح ۱۱.
3) .جدير بالذكر أن أكثر روايات هذا الباب وردت في مصادر أهل السنّة وفي نظرنا ضعيفة سندا ومتنا وتستحقّ التأمّل .
4) .الفردوس : ج ۴ ص ۳۶۳ ح ۷۰۴۷ عن ابن عبّاس.
5) .عوالي اللآلي : ج ۴ ص ۱۰۱ ح ۱۴۶.
6) .في المصدر : «ضاعف» ، والصواب ما أثبتناه كما في مسند أبي يعلى وكنز العمّال، وهو الذي يقتضيه السياق .
7) .مسند ابن حنبل : ج ۲ ص ۱۷۲ ح ۴۳۳۷ ، مسند أبي يعلى : ج ۵ ص ۱۰ ح ۴۹۵۸ نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۵۱۴ ح ۳۹۴۴۸ وراجع : صحيح ابن حبّان : ج ۱۶ ص ۴۶۰ ح ۷۴۳۳ والزهد للحسين بن سعيد : ص ۹۶ ح ۲۶۰ و بحار الأنوار : ج ۸ ص ۳۶۱ ح ۳۳.
۲۹۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ يَومَ الأَحزابِ ـ ) امام باقر عليه السلام :موسى بن عمران گفت : ... بار خدايا! چه كسى در دار القدس تو ، ساكن خواهد شد؟
فرمود : «كسانى كه به دنيا چشم ندوخته اند و اسرار دينى خود را فاش نمى سازند و در داورى ، رشوه نمى ستانند . حق در دل هايشان است و راستگويى بر زبان هايشان . اينان در دنيا ، در پناه من اند و در آخرت ، در دار القدس من» .۲۹۳.شرح نهج البلاغة :امام باقر عليه السلام :خداوند عز و جل بهشتى دارد كه به آن ، جز سه كس وارد نمى شود : مردى كه به ضرر خود ، حق را بگويد ، مردى كه براى خدا به ديدار برادر مؤمن خود برود و مردى كه براى خدا برادر مؤمنش را بر خود ترجيح دهد.۱۶ / ۱۱احاديثى در باره دون پايه ترين بهشتيان (1)۲۹۶.الإمام عليّ عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :سوگند به آن كه جان محمّد در دست اوست ، به پايين ترين فرد اهل بهشت و كم بهره ترينِ آنها ، به اندازه دنيا و ده برابر دنيا عطا مى شود.۲۹۷.عنه عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در روز قيامت ، به هر مؤمنى ، از بهشت به اندازه هفت برابر دنيا داده مى شود.۲۹۸.عنه عليه السلام :مسند ابن حنبل ـ به نقل از ابن مسعود ـ :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «گروهى ، تا هر مدّت كه خدا بخواهد ، در دوزخ مى مانند . سپس خدا بر ايشان رحم مى كند و از آن جا بيرونشان مى آورد و در پايين ترين جاى بهشت ، جاى مى گيرند و خود را در نهرى به نام زندگانى ، شستشو مى دهند . اهل بهشت ، به آنان دوزخيان مى گويند . هر يك از اين افراد اگر همه مردم دنيا را ميهمان كند ، مى تواند براى آنان فرش بگستراند و به آنان غذا بدهد و به آنان بنوشاند و براى آنها روانداز فراهم كند» و به گمانم فرمود : «و به آنان زن دهد».
.
1) .گفتنى است بسيارى از روايات اين باب در منابع اهل سنّت آمده اند و از نظر ما سند و متن آنها ضعيف و قابل تأمّل است .
۲۹۹.تاريخ دمشق عن عبد اللّه بن الحارث :سنن الدارمي عن أبي هريرة :قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : إِنَّ أَدنَى أَهلِ الجَنَّةِ مَنزِلاً مَن يَتَمَنَّى عَلَى اللّهِ ، فَيُقالُ لَهُ : لَكَ ذَلِكَ وَمِثلُهُ مَعَهُ ، إِلّا أَنَّهُ يُلَقَّى (1): سَل كَذا وَكَذا، فَيُقالُ لَهُ : ذَلِكَ لَكَ وَمِثلُهُ مَعَهُ .
قالَ أَبُو سَعِيدٍ الخُدرِيُ : قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : فَيُقالُ لَهُ : ذَلِكَ لَكَ وَعَشرَةُ أَمثالِهِ . (2)۷۳.سليمان بن عبداللّه هاشمى گويد :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إِنَّ أَدنَى أَهلِ الجَنَّةِ مَنزِلَةً مَن يُنادِي الخادِمَ مِن خَدَمِهِ فَيُجِيبُهُ أَلفٌ ، كُلُّهُم : «لَبَّيكَ ، لَبَّيكَ» . (3)۷۴.أحمد بن مهران ، عن عبدالعظيم بن عبداللّه الحسني ،سنن الترمذي عن عبد اللّه بن عمر عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إِنَّ أَدنى أَهلِ الجَنَّةِ مَنزِلَةً لَمَن يَنظُرُ إِلى جِنانِهِ وَأَزواجِهِ وَنَعِيمِهِ وَخَدَمِهِ وَسُرُرِه مَسِيرَةَ أَلفِ سَنَةٍ ، وَأَكرَمَهُم عَلَى اللّهِ مَن يَنظُرُ إِلى وَجهِهِ غُدوَةً وَعَشِيّةً. ثُمَّ قَرَأَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : «وُجُوهٌ يَوْمَـئِذٍ نَّاضِرَةٌ * إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ » (4). (5)۷۵.حدّثنا محمّد بن علي ماجيلويه رضى الله عنه قال :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :أَدنَى أَهلِ الجَنَّةِ الَّذِي لَهُ ثَمانُونَ أَلفَ خادِمٍ ، وَاثنَتانِ وَسَبعُونَ زَوجَةً ، وَتُنصَبُ لَهُ قُبَّةٌ مِن لُؤلُؤٍ وَزَبَرجَدٍ وَياقُوتٍ ، كَما بَينَ الجابِيَةِ (6)إِلى صَنعاءَ . (7).
1) .وفي نسخة : «إلى أن يلقى» ، وفي بعض الاُصول : «إلّا أن يلقّن فيقول» ، والمعنى قريب ؛ أي يقال ويملى عليه ذلك ليقوله ويسأله (هامش المصدر).
2) .سنن الدارمي : ج ۲ ص ۷۹۲ ح ۲۷۲۵ ، مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۴۶۳ ح ۹۸۲۲ ، المصنّف لابن أبي شيبة : ج ۸ ص ۷۴ ح ۴۶ وفيهما «يُلقَّن» بدل «يُلقَّى» .
3) .تفسير القرطبي : ج ۱۷ ص ۶۹ ، الفردوس : ج ۱ ص ۲۱۷ ح ۸۳۱ كلاهما عن عائشة.
4) .القيامة : ۲۲ و ۲۳.
5) .سنن الترمذي : ج ۴ ص ۶۸۸ ح ۲۵۵۳ ، مسند أبي يعلى : ج ۵ ص ۲۷۶ ح ۵۶۸۶ ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۹۳ ح ۳۹۳۹۷ وراجع : مسند ابن حنبل : ج ۲ ص ۲۲۷ ح ۴۶۲۳ والمستدرك على الصحيحين : ج ۲ ص ۵۵۳ ح ۳۸۸۰ وحلية الأولياء : ج ۵ ص ۸۷ .
6) .الجابية : قرية من أعمال دمشق من ناحية الجولان (معجم البلدان : ج ۲ ص ۹۱).
7) .سنن الترمذي : ج ۴ ص ۶۹۵ ح ۲۵۶۲ ، مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۱۵۱ ح ۱۱۷۲۳ ، صحيح ابن حبّان : ج ۱۶ ص ۴۱۴ ح ۷۴۰۱ ، مسند أبي يعلى : ج ۲ ص ۱۳۸ ح ۱۴۰۰ كلّها عن أبي سعيد الخدري ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۷۶ ح ۳۹۳۲۷.
۷۶.حدّثني أبي رحمه الله ، عن سعد بن عبداللّه وعبداللسنن الدارمى ـ به نقل از ابو هريره ـ :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : « [ حتّى ] دون پايه ترينِ بهشتيان ، هر چه از خدا آرزو كند ، به او گفته مى شود : آنچه خواستى و دو برابر آن ، از آنِ تو . حتّى به او القا مى شود كه : فلان و بهمان چيز را هم بخواه . و [پس از درخواستش] به او گفته مى شود : آن نيز و دو برابرش ، از آنِ تو» .
ابو سعيد خُدرى گفت : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «به او گفته مى شود : آن و ده برابر آن ، از آنِ تو» .۷۴.ابو خالد كابلى گفت :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :فروپايه ترينِ اهل بهشت ، كسى است كه وقتى يكى از خدمتكارانش را فرا مى خواند ، هزار نفر جوابش را مى دهند و همگى مى گويند : «بله قربان ! بله قربان !» .۷۵.عبدالعظيم حسنى از حضرت جواد روايت كرده كه آن جنابسنن الترمذى ـ به نقل از عبد اللّه بن عمر ـ :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : « [ حتّى ]آن كه در بهشت ، كمترين منزلت را دارد ، به باغستان ها و همسران و نعمت ها و خدمتكاران و تخت هايش تا مسافت هزار سال راه مى نگرد ، و آن كه نزد خدا از همه گرامى تر است ، كسى است كه هر بام و شام به چهره او ( خداوند ) مى نگرد» .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله سپس اين آيات را خواند : « در آن روز ، چهره هايى خرّم اند . به پروردگارشان مى نگرند » .۷۷.حدّثنا أحمد بن محمّد الشيباني رضى الله عنه قال :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پست ترين فرد اهل بهشت ، هشتاد هزار خدمتكار و هفتاد و دو همسر دارد و برايش برج و بارو از مرواريد و زبرجد و ياقوت ، به اندازه از جابيه (1)تا صنعا برپا مى شود. .
1) .جابيه ، روستايى است از توابع دمشق در ناحيه جولان.
۷۸.عن محمّد بن يعقوب عن الحسن بن علي العلوي ، عن سهلعنه صلى الله عليه و آله :إِنَّ أَدنى أَهلِ الجَنَّةِ مَنزِلَةً لَرَجُلٌ لَهُ دارٌ مِن لُؤلُؤَةٍ واحِدَة ، مِنها غُرَفُها وَأَبوابُها . (1)۷۹.وحدّثني أبي رحمه الله ، عن سعد بن عبداللّه ، عن أعنه صلى الله عليه و آله :إِنَّ أَسفَلَ أَهلِ الجَنَّةِ أَجمَعِينَ دَرَجَةً لَمَن يَقُومُ عَلى رَأسِهِ عَشرَةُ آلافِ خادِمٍ ، بِيَدِ كُلِّ واحِدٍ مِنهُم صَحفَتانِ (2)، واحِدَةٌ مِن ذَهَبٍ وَالأُخرَى مِن فِضَّةٍ ، فِي كُلِّ واحِدَةٍ لَونٌ لَيسَ فِي الأُخرى مِثلُهُ ، يَأكُلُ مِن آخِرِها مِثلَ ما يَأكُلُ مِن أَوَّلِها ، يَجِدُ لِاخِرِها مِنَ الطَّيِّبِ وَاللَّذّةِ مِثلَ الَّذِي يَجِدُ لِأَوَّلِها، ثُمَّ يَكُونُ ذَلِكَ كَرِيحِ المِسكِ الأَذفَرِ ، لا يَبُولُونَ ، وَلا يَتَغَوَّطُونَ ، وَلا يَمتَخِطُونَ ، إِخوانا عَلى سُرُرٍ مُتَقابِلِينَ . (3)۸۰.حدّثنا محمّد بن موسى بن المتوكّل رضى الله عنه قالعنه صلى الله عليه و آله :إِنَّ أَدنَى أَهلِ الجَنَّةِ مَنزِلَةً لَمَن يُغدى عَلَيهِ وَيُراحُ بِعَشرَةِ آلافِ صَحفَةٍ ، فِي كُلِّ صَحفَةٍ (4)لَونٌ مِنَ الطَّعامِ لَهُ رائِحَةٌ وَطَعمٌ لَيسَ لِلآخَرِ .
وَإِنَّ الرَّجُلَ مِن أَهلِ الجَنَّةِ لَيَمُرُّ بِهِ الطَّائِرُ فَيَشتَهِيهِ فَيَخِرُّ بَينَ يَدَيهِ إِمّا طَبِيخا وَإِمّا مَشوِيّا، ما خَطَرَ بِبالِهِ مِن الشَّهوَةِ .
وَإِنَّ الرَّجُلَ مِن أَهلِ الجَنَّةِ لَيَكُونُ فِي جَنَّةٍ مِن جِنانِهِ بَينَ أَنواعِ الشَّجَرِ إِذ يَشتَهِي ثَمَرَةً مِن تِلكَ الثِّمارِ ، فَتَدَلّى إِلَيهِ ، فَيَأكُلُ مِنها ما أَرادَ .
وَلَو أَنَّ حُورِيّا مِن حُورِهِم بَرَزَت لِأَهلِ الأَرضِ لَأَعشَت ضَوءَ الشَّمسِ ، وَلَافتَتَنَ بِها أَهلُ الأَرضِ . (5).
1) .المصنّف لابن أبي شيبة : ج ۸ ص ۷۳ ح ۴۴ ، الزهد لهنّاد : ج ۱ ص ۱۰۴ ح ۱۲۶ ، حلية الأولياء : ج ۳ ص ۲۷۴ كلّها عن عبيد بن عمير ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۶۹ ح ۳۹۲۹۳.
2) .الصَحْفَة : إناء كالقَصْعَة المبسوطة ونحوها (النهاية : ج ۳ ص ۱۳ «صحف»).
3) .المعجم الأوسط : ج ۷ ص ۳۴۲ ح ۷۶۷۴ ، الزهد لابن المبارك : ص ۵۳۶ ح ۱۵۳۰ ، حلية الأولياء : ج ۶ ص ۱۷۵ وليس فيهما ذيله وكلّها عن أنس ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۸۲ ح ۳۹۳۵۴.
4) .في المصدر : «صفحة» في الموردين ، والصواب ما أثبتناه .
5) .مسند زيد : ص ۴۱۷ عن الإمام زين العابدين عن آبائه عليهم السلام .
۷۶.سدير صيرفى گويد :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :دون پايه ترين مرد اهل بهشت ، خانه اى دارد كه از مرواريدِ يك پارچه ساخته شده و غرفه ها و درهايش نيز از همان مرواريد است.۷۷.عبدالعظيم حسنى گفت :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :حتّى كسى كه درجه اش در بهشت از همه بهشتيان پايين تر است ، ده هزار خدمتكار در پيشگاهش مى ايستند و در دست هر يك از آنان ، دو سينى است : يكى از طلا و ديگرى از نقره ، و در هر يك ، رنگى ( خوراكى اى ) است متفاوت با ديگرى . آنچه از آخرين ظرف مى خورد ، همانند چيزى است كه از اوّلينِ آنها مى خورد و از آخرين آن ، همان طعم و لذّتى را مى چشد كه از اوّلين آنها چشيده است و سپس به بويى چونان بوى مشك تيز تبديل مى شوند . نه ادرار مى كنند ، نه مدفوع ، و نه آب بينى مى اندازند . برادروار بر تخت هايى رو در روى هم مى نشينند.۷۸.غياث بن ابراهيم از حضرت صادق عليه السلام روايت كرپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :حتّى براى دون پايه ترينِ اهل بهشت ، هر بام و شام ، ده هزار سينى مى آورند و در هر سينى ، رنگى از غذاست كه بو و طعمى متفاوت با ديگرى دارد.
شخص در بهشت ، چنان است كه پرنده اى بر او مى گذرد و او هوس آن را مى كند . در دَم ، آن پرنده به صورت پخته يا بريان شده ، به هر صورتى كه دل او خواسته باشد ، در برابرش مى افتد.
و شخص در بهشت ، چنان است كه در باغى از باغ هاى خود ، ميان درختان گوناگون ، گردش مى كند و دلش هوس ميوه اى از آن ميوه ها را مى كند . بلافاصله آن ميوه به او نزديك مى شود و او هر چه مى خواهد ، از آن مى خورد .
اگر حورى از حوريان بهشتى ، براى اهل زمين آشكار شود ، نور خورشيد را تار مى كند و زمينيان ، مفتون او مى شوند. .
۷۹.ابو سلمه گويد :عنه صلى الله عليه و آله :لَو أَنَّ أَدنَى أَهلِ الجَنَّةِ حِليَةً عَدَلَت حِليَتُهُ بِحِليَةِ أَهلِ الدُّنيا جَمِيعا ، لَكَانَ ما يُحَلِّيهِ اللّهُ بِهِ فِي الآخِرَةِ أَفضَلَ مِن حِليَةِ أَهلِ الدُّنيا جَمِيعا. (1)۸۱.حدّثني أبي رحمه الله ، عن سعد بن عبداللّه وعبداللعنه صلى الله عليه و آله :إِنَّ أَدنَى أَهلِ الجَنَّةِ مَنزِلَةً ، اَلَّذِي يَركَبُ فِي أَلفِ أَلفٍ مِن خَدَمِهِ مِنَ الوِلْدانِ المُخَلَّدِينَ ، عَلى خَيلٍ مِن ياقُوتٍ أَحمَرَ ، لَها أَجنِحَةٌ مِن ذَهَبٍ «إِذَا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيمًا وَ مُلْكًا كَبِيرًا » (2). (3)۸۲.حدّثنا محمّد بن موسى بن المتوكّل رحمه الله قال :عنه صلى الله عليه و آله :ـ وَلا أَعلَمُهُ إِلّا قالَ : مِن ذَهَبٍ ـإِنَّ أَدنَى أَهلِ الجَنَّةِ مَنزِلَةً (4)، إِنَّ لَهُ لَسَبعَ دَرَجاتٍ ، وَهُوَ عَلى السّادِسَةِ وَفَوقَهُ السّابِعَةُ ، وَإِنَّ لَهُ لَثَلاثَمِئَةِ خادِمٍ ، وَيُغدى عَلَيهِ وَيُراحُ كُلَّ يَومٍ ثَلاثُمِئَةِ صَحفَةٍ فِي كُلِّ صَحفَةٍ لَونٌ لَيسَ فِي الأُخرى ، وَإِنَّهُ لَيَلَذُّ أَوَّلُهُ كَما يَلَذُّ آخِرُهُ ، وَإِنَّهُ لَيَقُولُ : يا رَبِّ! لَو أَذِنتَ لِي لَأَطعَمتُ أَهلَ الجَنَّةِ وَسَقَيتُهُم ، لَم يَنقُص مِمّا عِندِي شَيءٌ ... . (5)۸۰.عبدالعظيم حسنى از حضرت جواد و او از پدرش روايت نمالزهد لابن المبارك عن المغيرة بن شعبة :قالَ مُوسى عليه السلام لِرَبِّهِ : يا رَبِّ أَيُ عِبادِكَ أَدنى عِندَكَ فِي الجَنَّةِ مَنزِلَةً؟
قالَ : عَبدٌ يَبقى فِي الدِّمنَةِ (6)بَعدَما يَدخُلُ أَهلُ الجَنَّةِ الجَنَّةَ ، وَأَهلُ النّارِ النّارَ ، فَيَقُولُ لَهُ رَبُّهُ : اُنظُر أَربَعَةَ مُلُوكٍ مِن مُلُوكِ الدُّنيا فَسَمِّ مِن مُلكِهِم ما اشتَهَت نَفسُكَ ، فَيَقُولُ : يا رَبِّ أَشتَهِي كَذا ، وَأَشتَهِي كَذا ، وَأَشتَهِي كَذا ، قالَ : فَسَمِّ مِن مُلكِهِم ما لَذَّت عَينُكَ ، فَيَقُول : يَلَذُّ عَينِي كَذا ، يَلَذُّ عَينِي كَذا ، قالَ : أَرَضِيتَ؟ قالَ : نَعَم ، قالَ : وَهُوَ لَكَ وَعَشرَةُ أَمثالِهِ .
قالَ مُوسى عليه السلام : رَبِّ هذا لِأَدنى مَن فِي الجَنَّةِ ، فَما لاِ?هلِ صَفوَتِكَ؟
قالَ : هذِهِ الَّتِي أَرَدتُ ، يا مُوسى! خَلَقتُ كَرامَتَهُم بِيَدِي ، وَعَمِلتُها وَخَتَمتُ عَلى خَزائِنِها ، وَفِيها ما لَم تَرَ عَينٌ وَلَم يَسمَع أُذُنٌ ، وَلَم يَخطُر عَلى قَلبِ أَحَدٍ مِن الخَلقِ . (7).
1) .المعجم الأوسط : ج ۸ ص ۳۶۲ ح ۸۸۷۸ ، البعث والنشور : ص ۱۹۸ ح ۳۰۲ ، تاريخ دمشق : ج ۴۰ ص ۴۱۳ ح ۸۱۳۴ ، كنز العمّال : ج ۵ ص ۳۵۷ ح ۱۳۲۲۰ وكلّها عن أبي هريرة.
2) .الإنسان : ۲۰.
3) .الدرّ المنثور : ج ۸ ص ۳۷۶ نقلاً عن ابن وهب عن الحسن البصري.
4) .يوجد هنا بياض في الأصل (هامش المصدر).
5) .مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۶۴۰ ح ۱۰۹۳۲ ، تفسير ابن كثير : ج ۷ ص ۲۲۶ كلاهما عن أبي هريرة.
6) .الدِمْنَة : الموضع الذي يلتبد فيه السرقين، وكذلك ما اختلط من البعر والطين (لسان العرب : ج ۱۳ ص ۱۵۸ «دمن»).
7) .الزهد لابن المبارك (الملحقات) : ص ۶۶ ح ۲۲۷.
۸۱.كثير بن شهاب حارثى گويد :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اگر كم زيورترينِ اهل بهشت ، زيورش با زيور همه اهل دنيا مقايسه شود ، زيورى كه خدا او را با آن در آخرتْ آراسته مى سازد ، از زيور همه اهل دنيا برتر خواهد آمد.۸۲.حسن بن عبداللّه گويد :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :حتّى دون پايه ترينِ اهل بهشت ، چنان است كه در ميان هزار هزار خدمتكار ، از پسركان جاويدان ، بر اسبانى از ياقوت سرخ كه بال هايى از طلا دارند ، مى نشيند . « هر گاه بنگرى ، آن جا نعمت مى بينى و سلطنتى باشُكوه را » .۸۳.حدّثنا علي بن أحمد بن موسى الدقّاق رضى الله عنه وپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :كم منزلت ترينِ اهل بهشت ، داراى هفت درجه ( /رتبه / پله ) است و او بر درجه ششم است و درجه هفتم ، بالاتر از اوست . سيصد خدمتكار دارد و هر بام و شام ، سيصد سينى طلا به حضورش آورده مى شود كه در هر سينى ، رنگى (خوراكى اى) متفاوت با ديگرى است ، و از اوّلين آنها ، همان اندازه لذّت مى برد كه از آخرينشان لذّت مى برد ، و مى گويد : پروردگارا ! اگر اجازه ام مى دادى ، همه اهل بهشت را خوراكى و نوشيدنى مى دادم ، بى آن كه از آنچه دارم ، چيزى كاسته شود ... .۸۳.عبدالعظيم حسنى فرمود :الزهد ، ابن مبارك ـ به نقل از مغيرة بن شُعبه ـ :موسى عليه السلام به پروردگارش گفت : پروردگارا ! كدام بنده ات در بهشت به نزد تو ، كم منزلت ترين است؟
فرمود : «بنده اى كه وقتى بهشتيان به بهشت و دوزخيان به دوزخ وارد مى شوند ، در ميان خرابه (دِمْنه) (1)مى ماند . پس ، پروردگارش به او مى گويد : چهار پادشاه از پادشاهان دنيا را در نظر بياور و از پادشاهىِ آنان ، آنچه دلت مى خواهد ، نام ببر . او مى گويد : پروردگارا ! فلان چيز و فلان چيز و فلان چيز را مى خواهم . خدا مى گويد : از پادشاهى آنان ، آنچه را ديده ات از آن لذّت مى بَرَد ، نام ببر . او مى گويد : ديده ام از فلان چيز و بهمان چيز ، لذّت مى برد . خدا مى گويد : راضى شدى ؟ مى گويد : آرى . خدا مى گويد : اينها و ده برابرشان ، از آنِ تو باد» .
موسى عليه السلام گفت : پروردگارا ! اين براى كم منزلت ترين فرد بهشتى است . پس براى برگزيدگانت چيست؟
فرمود : «براى آنان ، چيزهايى اراده كرده ام. (2)اى موسى! كرامت هاى آنان را من با دست خودم آفريده ام و آنها ( كرامت ها ) را به عمل آورده ام و بر خزانه هاى آنها مُهر زده ام . در آن خزانه ها چيزهايى است كه هيچ چشمى نديده و هيچ گوشى نشنيده و بر دل هيچ كدام از مخلوقات ، گذر نكرده است» . .
۸۴.حدّثنا محمّد بن أحمد السناني رضى الله عنه قال :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :سَأَلَ مُوسى رَبَّهُ : ما أَدنى أَهلِ الجَنَّةِ مَنزِلَةً؟ قالَ : هُوَ رَجُلٌ يَجِيءُ بَعدَما أُدخِلَ أَهلُ الجَنَّةِ الجَنَّةَ ، فَيُقالُ لَه : اُدخِلُ الجَنَّةَ ، فَيَقُولُ : أَيْ رَبِّ! كَيفَ وَقَد نَزَلَ النّاسُ مَنازِلَهُم وَأَخَذُوا أَخذاتِهِم؟ فَيُقالُ لَهُ : أَتَرضى أَن يَكُونَ لَكَ مِثلُ مُلكِ مَلِكٍ مِن مُلُوكِ الدُّنيا؟ فَيَقُولُ : رَضِيتُ ، رَبِّ! فَيَقُولُ : لَكَ ذَلِكَ وَمِثلُهُ وَمِثلُهُ وَمِثلُهُ وَمِثلُهُ . فَقالَ فِي الخامِسَةِ : رَضِيتُ ، رَبِّ! فَيَقُولُ : هذا لَكَ وَعَشرَةُ أَمثالِهِ ، وَلَكَ مَا اشتَهَت نَفسُكَ وَلَذَّت عَينُكَ . فَيَقُولُ : رَضِيتُ ، رَبِّ!
قالَ : رَبِّ! فَأَعلاهُم مَنزِلَةً؟ قالَ : أُولَئِكَ الَّذِينَ أَرَدتُ ، غَرَستُ كَرَامَتَهُم بِيَدِي ، وَخَتَمتُ عَلَيها ، فَلَم تَرَ عَينٌ وَلَم تَسمَع أُذُنٌ وَلَم يَخطُر عَلى قَلبِ بَشَرٍ. (1)۸۴.عبدالعظيم حسنى گويد :عنه صلى الله عليه و آله :إِنَّ أَدنى مَقعَدِ أَحَدِكُم مِنَ الجَنَّةِ أَن يَقُولَ لَهُ : تَمَنَّ ! فَيَتَمَنّى وَيَتَمَنّى ، فَيَقُولُ لَهُ : هَل تَمَنَّيتَ؟ فَيَقُولُ : نَعَم، فَيَقُولُ لَهُ : فَإِنَّ لَكَ ما تَمَنَّيتَ وَمِثلَهُ مَعَهُ . (2).
1) .صحيح مسلم : ج ۱ ص ۱۷۶ ح ۳۱۲ ، سنن الترمذي : ج ۵ ص ۳۴۷ ح ۳۱۹۸ ، صحيح ابن حبّان : ج ۱۶ ص ۴۴۶ ح ۷۴۲۶ وفيهما صدره إلى «ولذّت عينك» ، مسند الحميدي : ج ۲ ص ۳۳۵ ح ۷۶۱ ، تفسير الطبري : ج ۱۱ الجزء ۲۱ ص ۱۰۴ كلّها عن المغيرة بن شعبة ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۵۰۴ ح ۳۹۴۲۳.
2) .صحيح مسلم : ج ۱ ص ۱۶۷ ح ۳۰۱ ، مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۱۹۲ ح ۸۱۷۴ كلاهما عن أبي هريرة.
۳۰۰.كتاب سليم بن قيس عن المقداد :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :موسى از پروردگارش پرسيد : كم منزلت ترينِ اهل بهشت كيست؟ پروردگارش فرمود : «مردى كه پس از آن كه همه بهشتيان به بهشت برده شدند ، مى آيد و به او گفته مى شود : وارد بهشت شو . او مى گويد : اى پروردگار! چگونه وارد شوم ، در حالى كه مردم در منزل هاى خود فرود آمده اند و همه جا را گرفته اند؟ به او گفته مى شود : آيا راضى هستى كه همانند قلمرو پادشاهى از پادشاهان دنيا داشته باشى؟ او مى گويد : راضى ام ، پروردگارا ! خدا مى گويد : آن اندازه و مانند آن و مانند آن و مانند آن و مانند آن به تو دادم . و او در بار پنجم ، مى گويد : راضى شدم ، اى پروردگار ! خدا مى گويد : اين همه و ده برابر آن ، براى تو باشد . اصلاً هر چه دلت مى خواهد و ديده ات لذّت مى برد ، براى تو باشد . و او مى گويد : راضى شدم ، پروردگارا ! » .
موسى عليه السلام گفت : پروردگارا ! پس بامنزلت ترينِ آنان چگونه است؟ خداوند فرمود : «براى آنان من خود ، اراده كرده ام! بهشتِ آنان را با دست خود كاشته ام و بر آن مُهر زده ام . نه چشمى آن را ديده ونه گوشى شنيده و نه بر دل بشرى ، گذر كرده است» .۳۰۱.الإمام الصادق عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :[ حتّى ] آن يك از شما كه پايين ترين جايگاه را در بهشت دارد ، چنان است كه [ خداوند ] به او مى فرمايد : «آرزو كن! » و او آرزو مى كند و آرزو مى كند . پس به او مى فرمايد : «آرزو كردى؟» . مى گويد : آرى .
به او مى فرمايد : «آنچه آرزو كردى و مانند آن ، از آنِ تو باد» . .
۳۰۲.تاريخ دمشق عن ابن عبّاس :عنه صلى الله عليه و آله :إِنَّ أَدنى أَهلِ الجَنَّةِ مَنزِلَةً ، رَجُلٌ صَرَفَ اللّهُ وَجهَهُ عَنِ النّارِ قِبَلَ الجَنَّةِ ، وَمَثَّلَ لَهُ شَجَرَةً ذاتَ ظِلٍّ ، فَقالَ : أَيْ رَبِّ ، قَدِّمْنِي إِلى هذِهِ الشَّجَرَةِ فَأَكُونَ فِي ظَلِّها! فَقالَ اللّهُ : هَل عَسَيتَ إِن فَعَلتُ أَن تَسأَلَنِي غَيرَها؟ قالَ : لا وَعِزَّتِكَ! فَقَدَّمَهُ اللّهُ إِلَيها.
وَمَثَّلَ لَهُ شَجَرَةً ذاتَ ظِلٍّ وَثَمَرٍ ، فَقال : أَي رَبِّ ، قَدَّمَنِي إِلَى هذِهِ الشَّجَرَةِ أَكُونُ فِي ظِلِّها وَآكُلُ مِن ثَمَرِها! فَقالَ اللّهُ لَهُ : هَل عَسَيتَ إِن أَعطَيتُكَ ذلِكَ أَن تَسأَلَنِي غَيرَهُ؟ فَيَقُولُ : لا وَعِزَّتِكَ! فَيُقَدِّمُهُ اللّهُ إِلَيها.
فَتُمَثَّلُ لَهُ شَجَرَةٌ أُخرى ذاتُ ظِلٍّ وَثَمَرٍ وَماءٍ ، فَيَقُولُ : أَي رَبِّ ، قَدِّمنِي إِلى هذِهِ الشَّجَرَةِ أَكُونُ فِي ظِلِّها وَآكُلُ مِن ثَمَرِها وَأَشرَبُ مِن مائِها! فَيَقُولُ لَهُ : هَل عَسَيتَ إِن فَعَلتُ أَن تَسأَلَنِي غَيرَهُ؟ فَيَقُولُ : لا ، وَعِزَّتِكَ لا أَسأَ لُكَ غَيرَهُ! فَيُقَدِّمُهُ اللّهُ إِلَيها .
فَيَبرُزُ لَهُ بابُ الجَنَّةِ ، فَيَقُولُ : أَي رَبِّ ، قَدِّمنِي إِلى بابِ الجَنَّةِ فَأَكُونَ تَحتَ نِجافِ (1)الجَنَّةِ ، وَأَنظُرَ إِلى أَهلِها! فَيُقَدِّمُهُ اللّهُ إِلَيها فَيَرى أَهلَ الجَنَّةِ وَما فِيها، فَيَقُولُ : أَي رَبِّ ، أَدخِلنِي الجَنَّةَ! قال : فَيُدخِلُهُ اللّهُ الجَنَّةَ .
قالَ : فَإِذا أُدخِلَ الجَنَّةَ ، قالَ : هذا لِي ، قالَ : فَيَقُولُ اللّهُ عز و جللَهُ : تَمَنَّ، فَيَتَمَنّى ، وَُيَذكِّرُهُ اللّهُ : سَل مِن كَذا وَكَذا ، حَتّى إِذا انقَطَعَت بِهِ الأَمانِيُّ قالَ اللّهُ عز و جل : هُوَ لَكَ وَعَشرَةُ أَمثالِهِ .
قالَ : ثُمَّ يَدخُلُ الجَنَّةَ ، يَدخُلُ عَلَيهِ زَوجَتاهُ مِنَ الحُورِ العِينِ ، فَيَقُولانِ لَهُ : اَلحَمدُ للّهِِ الَّذِي أَحياكَ لَنا وَأَحيانا لَكَ . فَيَقُولُ : ما أُعطِيَ أَحَدٌ مِثلَ ما أُعطِيتُ . (2).
۳۰۳.الإرشاد :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :دون پايه ترينِ اهل بهشت ، كسى است كه خداوند ، روى او را از آتش به جانب بهشت گردانيده و درختى سايه دار برايش رويانيده است . پس مى گويد : اى پروردگار ! مرا به نزد اين درخت ببر تا در سايه اش باشم . خدا مى فرمايد : «اگر چنين كنم ، ممكن است چيز ديگرى از من بخواهى» . مى گويد : به عزّتت سوگند كه نمى خواهم .
پس خداوند ، او را نزد آن درخت مى بَرَد و [ سپس ] درخت ديگرى با سايه و ميوه برايش مجسّم مى گردد . او مى گويد : اى پروردگار ! مرا به نزد اين درخت ببر تا در سايه اش بيارَمَم و از ميوه اش بخورم . خداوند مى فرمايد : «اگر آن را به تو بدهم ، ممكن است چيز ديگرى از من بخواهى!» . مى گويد : به عزّتت سوگند كه نمى خواهم . پس خداوند ، او را به نزد آن درخت مى برد. باز درخت ديگرى با سايه و ميوه و آب برايش نمايان مى شود . او مى گويد : اى پروردگار ! مرا به نزد آن درخت ببر تا در سايه اش باشم و از ميوه اش بخورم و از آبش بنوشم .
خداوند مى فرمايد : «اگر چنين كنم ، شايد چيز ديگرى از من بخواهى !» .
مى گويد : نه ، به عزّتت سوگند كه چيز ديگرى از تو نمى خواهم .
پس خداوند ، او را به نزد آن مى برد. در اين هنگام ، درِ بهشت براى او نمايان مى شود . مى گويد : اى پروردگار! مرا به درِ بهشت ببر تا زير سر درِ بهشت باشم و به اهل آن بنگرم .
خداوند ، او را به آن جا مى برد و او اهل بهشت و آنچه را در آن است ، مى بيند و مى گويد : اى پروردگار ! مرا وارد بهشت گردان .
خداوند ، او را وارد بهشت مى كند.
چون وارد بهشت شد ، مى گويد : اين ، مال من !
خداوند عز و جل به او مى فرمايد : «آرزو كن» و خود ، به او يادآورى مى كند كه : «از فلان چيز و فلان چيز بخواه» ، تا اين كه چون آرزوهايش تمام شد ، خداى عز و جلمى فرمايد : «اينها و ده برابر اينها ، مالِ تو باشد» .
سپس وارد بهشت مى شود و دو همسرش از حور العين به نزدش مى روند و به او مى گويند : ستايش ، خداى را كه تو را براى ما و ما را براى تو ، زنده نگه داشت .
او مى گويد : نعمتى كه به من داده شده ، به هيچ كس داده نشده است. .
الفصل السابع عشر : المبشّرون بالجنّة۱۷ / ۱أَهلُ بَيتِ النَّبِيِ عليهم السلام۳۰۷.الإرشاد :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :وَسَطُ الجَنَّةِ لِي وَلِأَهلِ بَيتِي . (1)۳۰۸.الإمام عليّ عليه السلام :عنه صلى الله عليه و آله :إِنَّ فاطِمَةَ وَعَلِيّا وَالحَسَنَ وَالحُسَينَ فِي حَظِيرَةِ القُدسِ ، فِي قُبَّةٍ بَيضَاءَ ، سَقفُها عَرشُ الرَّحمنِ . (2)راجع : ص ۵۵۰ (الفصل الخامس عشر : نظام الجنة / اول من يدخل الجنة) و ص ۶۱۰ (الفصل السادس عشر : درجات الجنة / درجة النبى صلى الله عليه و آله واهل بيته) .
.
1) .عيون أخبار الرضا عليه السلام : ج ۲ ص ۶۸ ح ۳۱۴ عن الحسن بن عبد اللّه التميمي عن أبيه عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۷۸ ح ۱۳۱.
2) .تاريخ دمشق : ج ۱۳ ص ۲۲۹ ح ۳۲۳۹ ، المناقب للخوارزمي : ص ۳۰۳ ح ۲۹۸ كلاهما عن عمر بن الخطّاب ، كنز العمّال : ج ۱۲ ص ۹۸ ح ۳۴۱۶۷ ؛ بشارة المصطفى : ص ۴۸ نحوه ، كشف الغمّة : ج ۲ ص ۱۵۲ عن عمر ، بحار الأنوار : ج ۴۳ ص ۳۰۳ .
فصل هفدهم: نويد داده شدگان به بهشت۱۷ / ۱اهل بيت پيامبر صلى الله عليه و آله۳۱۳.الطبقات الكبرى عن عمر بن عليّ بن أبي طالب :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :وسط بهشت ، از آنِ من و اهل بيت من است.۳۱۴.تاريخ الطبري عن ابن إسحاق :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :فاطمه و على و حسن و حسين ، [در بهشت ،] در پَرچينِ پاكى ، در سراپرده اى سپيد كه سقف آن ، عرش خداى مهربان است ، جاى دارند.ر . ك : ص ۵۵۱ (فصل پانزدهم : نظام بهشت / نخستين كسانى كه به بهشت ، وارد مى شوند) و ص ۶۱۱ (فصل شانزدهم : درجات بهشت / درجه پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل بيت او) .
.
۱۷ / ۲عِدَّةٌ مِن أَصحابِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله۱ . أَبُو الدَّحداحِ (1)۹۴.عاصم بن بهدله گويد :تفسير القرطبي عن زيد بن أسلم :لَمّا نَزَلَ : «مَّن ذَا الَّذِى يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا» (2)قال أبُوالدَّحداحِ : فِداكَ أبي واُمّي يا رَسولَ اللّهِ! إنَّ اللّهَ يَستَقرِضُنا وهُوَ غَنِيٌّ عَنِ القَرضِ؟!
قالَ : نَعم ، يُريدُ أن يُدخِلَكُمُ الجَنَّةَ بِهِ . قالَ : فَإِنّي إن أقرَضتُ رَبّي قَرضا يَضمَن لي بِهِ ولِصَبِيَّتِي الدَّحداحَةَ (3)مَعِيَ الجَنَّةَ؟ قالَ : نَعَم .
قالَ : فَناوِلني يَدَكَ ، فَناوَلَهُ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَدَهُ . فَقالَ : إنَّ لي حَديقَتَينِ ؛ إحداهُما بِالسّافِلَةِ وَالاُخرى بِالعالِيَةِ ، وَاللّهِ! لا أملِكُ غَيرَهُما ، قَد جَعَلتُهُما قَرضا للّهِِ تَعالى .
قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : اِجعَل إحداهُما للّهِِ ، وَالاُخرى دَعها مَعيشَةً لَكَ ولِعِيالِكَ .
قالَ : فَأُشهِدُكَ يا رَسولَ اللّهِ ، أنّي قَد جَعَلتُ خَيرَهُما للّهِِ تَعالى ، وهُوَ حائِطٌ فيهِ سِتُّمِئَةِ نَخلَةٍ .
قالَ : إذا يَجزيكَ اللّهُ بِهِ الجَنَّةَ .
فَانطَلَقَ أبُو الدَّحداحِ حَتّى جاءَ أُمَّ الدَّحداحِ ، وهِيَ مَعَ صِبيانِها فِي الحَديقَةِ تَدورُ تَحتَ النَّخلِ ، فَأَنشَأَ يَقولُ :
هَداكِ رَبّي سُبُلَ الرَّشادإلى سَبيلِ الخَيرِ وَالسَّدادِ بِيني مِنَ الحائِطِ بِالودادِفَقَد مَضى قَرضا إلَى التَّنادِ(4)أقرَضتُهُ اللّهَ عَلَى اعتِماديبِالطَّوعِ لا مَنٍّ ولَا ارتِدادِ إلّا رَجاءَ الضِّعفِ فِي المَعادِفَارتَحِلي بِالنَّفسِ وَالأَولادِ وَالبِرّ لا شَكَّ فَخَيرُ زادِقَدَّمَهُ المَرءُ إلَى المَعادِ
قالَت أُمُّ الدَّحداحِ : رَبِحَ بَيعُكَ! بارَكَ اللّهُ لَكَ فيمَا اشتَرَيتَ .
ثُمَّ أجابَتهُ أُمُّ الدَّحداحِ وأنشَأَت تَقولُ :
بَشَّرَكَ اللّهُ بِخَيرٍ وفَرَحمِثلُكَ أدّى ما لَدَيهِ ونَصَح قَد مَتَّعَ اللّهُ عِيالي ومَنَحبِالعَجوَةِ (5)السَّوداءِ وَالزَّهوِ البَلَح وَالعَبدُ يَسعى ولَهُ ما قَد كَدَحطولَ اللَّيالي وعَلَيهِ مَا اجتَرَح
ثُمَّ أقبَلَت اُمُّ الدَّحداحِ عَلى صِبيانِها ، تُخرِجُ ما في أفواهِهِم وتَنفُضُ ما في أكمامِهِم ، حَتّى أفضَت إلَى الحائِطِ الآخَرِ .
فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله : كَم مِن عَذقٍ رداحٍ (6)، ودارٍ فَيّاحٍ ، لِأَبِي الدَّحداحِ . (7).
1) .أبو الدَّحداحِ ، ويُقالُ : أبوالدَّحداحَةِ ، فُلانُ بنُ الدَّحداحَةِ مَذكورٌ فِي الصَّحابَةِ ، لا أقِفُ عَلى اسمٍ ولا نَسَبٍ أكَثرَ مِن أنَّهُ مِنَ الأنصارِ ؛ حَليفٌ لَهُم . وقَد قيلَ : إنَّ أبا الدَّحداحِ هذا اسمُهُ ثابِتُ بنُ الدَّحداحِ ... (الاستيعاب : ج ۴ ص ۲۱۰ الرقم ۲۹۶۹ وراجع : اُسد الغابة : ج ۵ ص ۱۸۵ ، الإصابة : ج ۷ ص ۱۰۱) .
2) .البقرة : ۲۴۵ .
3) .كذا في المصدر ، وجاء في تفسير الثعلبي كما يلي : «قالَ : فَزَوجِي اُمُّ الدَّحدَاحِ مَعِي؟ قالَ : نَعَم . قال : الدَّحداحُ مَعِي؟ قالَ : نَعَم» ، وهو الأصحّ .
4) .يَومُ التَّناد : يوم القيامة (مجمع البحرين : ج ۳ ص ۱۷۶۵ «ندا») .
5) .العَجوَةُ : نوع من تمر المدينة (النهاية : ج ۳ ص ۱۸۸ «عجا») .
6) .رداح : أي ثقيل (النهاية : ج ۲ ص ۲۱۳ «ردح») .
7) .تفسير القرطبي : ج ۳ ص ۲۳۸ ، شعب الايمان : ج ۳ ص ۲۵۰ ح ۳۴۵۲ ، تفسير ابن كثير : ج ۸ ص ۴۰ كلاهما عن عبداللّه بن مسعود ، تفسير الطبري : ج ۲ الجزء الثاني ص ۵۹۳ ، تفسير الثعلبي : ج ۲ ص ۲۰۷ كلّها نحوه ، كنزالعمّال : ج ۲ ص ۳۵۴ ح ۴۲۲۴ .
۱۷ / ۲شمارى از ياران پيامبر صلى الله عليه و آله۱ . ابو دحداح (1)۹۷.الشريف أبو جعفر محمّد بن أحمد [ بن ] عيسى العلويجتفسير القرطبى ـ به نقل از زيد بن اسلم ـ :چون آيه «كيست كه به خدا قرضى نيكو دهد» نازل شد ، ابو دحداح گفت : پدر و مادرم به فدايت ، اى پيامبر خدا ! خدا از ما تقاضاى قرض مى كند ، در صورتى كه او از قرض كردن ، بى نياز است ؟
فرمود : «آرى . مى خواهد از اين طريق . شما را به بهشت ببرد» .
ابو دحداح گفت : پس اگر من به پروردگارم قرض بدهم ، در ازاى آن ، بهشت را براى من و دخترم دحداحه ، ضمانت مى كند ؟
فرمود : «آرى» .
ابو دحداح گفت : پس دستت را به من بده .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله دست خود را به او داد . ابو دحداح گفت : من دو باغ دارم : يكى در سافله ( پايين دست مدينه ) و ديگرى در عاليه ( بالا دست مدينه) و به خدا سوگند كه جز اين دو ، چيزى ندارم . اينها را هم به خداوند متعال ، قرض دادم .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «يكى را براى خدا قرار بده و ديگرى را براى گذرانِ زندگى خودت و عائله ات بگذار» .
ابو دحداح گفت : پس گواه باش ـ اى پيامبر خدا ـ كه من بهترينِ آن دو را براى خداوند متعال قرار دادم ، كه باغى است با ششصد خرمابُن .
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «خدا نيز به پاداش آن ، بهشت را به تو عطا مى فرمايد» .
ابو دحداح به راه افتاد و نزد اُمّ دحداح ـ كه با كودكانش در باغ ، زير درختان خرما مى گشت ـ رفت و شروع به خواندن اين اشعار كرد :
پروردگارم ، تو را به راه راست ، هدايت كند
به راه خير و درستى!
باغ را با عشق ، ترك كن ؛
چرا كه به قرضِ روزِ قيامت رفت .
آن را با اطمينان ، به خدا قرض دادم
داوطلبانه ، نه با منّت و نه باز گرفتنى
و فقط به اميد دستگيرى در معاد .
پس ، خود با فرزندانت ، آن را ترك كن .
نيكى ، بى گمان ، بهترين توشه است
كه آدمى به سوى معاد مى فرستد .
اُمّ دحداح گفت : سودايَت سودمند باد! خدا براى آنچه معامله كردى ، به تو بركت دهد !
آن گاه اُمّ دحداح ، در پاسخ ، اين ابيات را خواند :
خدا تو را به خير و شادمانى ، بشارت دهد!
چونان تو ، آنچه را كه دارد ، خالصانه مى بخشد .
خدا خانواده مرا بهره مند ساخته و
خرماى سياهِ عجوه و خرماى سبز كال بخشيده است .
بنده مى كوشد و براى اوست نتيجه كوشش هاى او
در طول شب ها ، و نيز هر گناهى كه مرتكب شود ، بر گردن اوست .
او اين ابيات را گفت . آن گاه به طرف كودكانش رفت و آنچه را در دهان هايشان بود ، بيرون آورد و آنچه را در آستين هايشان بود ، بر زمين ريخت و به باغ ديگر رفتند .
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «بسا خرمابُنان [ پُربار و ] سنگين و [ نيز ] سرايى وسيع كه [ در بهشت ] براى ابو دحداح است» .
.
1) .گفته مى شود : ابو دحداحه ، فلان بن دحداحه ، نامش جزء صحابه آمده ؛ ولى اطّلاعاتى بيش از اين كه او از انصار يا هم پيمان آنها بوده ، نيافتيم . گفته شده كه نام ابو دحداح ، ثابت بن دحداح است (الاستيعاب : ج ۴ ص ۲۱۰) .
. .
. .
۲ . أَبُو ذَرٍّ الغِفارِيُّ ۱۹۷.نافع غلام عائشه گويد :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :ما أَظَلَّتِ الخَضراءُ وَلا أَقَلَّتِ الغَبراءُ (1)عَلى ذِي لَهجَةٍ أَصدَقَ مِن أَبِي ذَرٍّ ، يَعِيشُ وَحدَهُ ، وَيَمُوتُ وَحدَهُ ، وَيُبعَثُ وَحدَهُ ، وَيَدخُلُ الجَنَّةَ وَحدَهُ . (2)۳ . أَبُو طالبٍ ۴۹۹.ومنها {Q} « فَأَبَى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلاَّ كُفُإيمان أبي طالب عن عبد الرحمن بن كثير :قُلتُ لِأَبِي عَبدِ اللّهِ عليه السلام إِنَّ النَّاسَ يَزعُمُونَ أَنَّ أَبا طالِبٍ فِي ضَحضاحٍ (3)مِن نارٍ! فَقالَ : كَذَبُوا ، ما بِهذا نَزَلَ جَبرَئِيلُ عَلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ؛
قُلتُ : وَ بِما نَزَلَ ؟ قالَ : أَتى جَبرَئِيلُ فِي بَعضِ ما كانَ عَلَيهِ فَقالَ : يا مُحَمَّدُ ، إِنَّ رَبَّكَ يُقرِؤُكَ السَّلامَ وَ يَقُولُ لَكَ : إِنَّ أَصحابَ الكَهفِ أَسَرُّوا الإِيمانَ وَأَظهَرُوا الشِّركَ ، فَآتاهُمُ اللّهُ أَجرَهُم مَرَّتَينِ ، وَإِنَّ أبا طالِبٍ أَسَرَّ الإِيمانَ وَأَظهَرَ الشِّركَ ، فَآتاهُ اللّهُ أَجرَهُ مَرَّتَينِ ، وَ ما خَرَجَ مِن الدُّنيا حَتّى أَتَتهُ البِشارَةُ مِنَ اللّهِ تَعالى بِالجَنَّةِ .
ثُمَّ قالَ عليه السلام : كَيفَ يَصِفُونَهُ بِهذا المَلاعِينُ وَقَد نَزَلَ جَبرَئِيلُ لَيلَةَ ماتَ أَبُو طالِبٍ فَقالَ : يا مُحَمَّدُ ، اُخرُج مِن مَكَّةَ فَمالَكَ بِها ناصِرٌ بَعدَ أَبِي طالِبٍ . (4).
1) .الغَبْراءُ : الأرضُ ، والخضراءُ : السماءُ ؛ لِلَونِهما (النهاية : ج ۳ ص ۳۳۷ «غبر») .
2) .رجال الكشيّ : ج ۱ ص ۹۸ ح ۴۸ ، روضة الواعظين : ص ۳۱۱ ، بحار الأنوار : ج ۲۲ ص ۳۹۸ ح ۴ .
3) .الضَّحْضَاح في الأصل : ما رَقّ من الماء على وجه الأرض ما يبلغ الكعبين ، فاستعاره للنار (النهاية : ج ۳ ص ۷۵ «ضحضح») .
4) .إيمان أبي طالب : ص ۸۳ ، بحار الأنوار : ج ۳۵ ص ۱۱۱ ح ۴۳ و راجع : الكافي : ج ۱ ص ۴۴۸ ح ۲۸ و معاني الأخبار : ص ۲۸۵ ح ۱ والأمالي للصدوق : ص ۷۱۲ ح ۹۸۱ .
۲ . ابو ذر غِفارى ۱۹۹.عبدالعظيم با سند خود از امام باقر عليه السلام نقلپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :آسمان ، بر گوينده اى راستگوتر از ابو ذر ، سايه نيفكنده و زمين ، راستگوتر از او را بر پشت خود ، حمل نكرده است . او ، تنها زندگى مى كند و تنها مى ميرد و تنها برانگيخته مى شود و تنها وارد بهشت مى شود.۳ . ابو طالب ۲۱۰۱.حدّثني جعفر بن أحمد بن سعيد الرازي ، عن بكر بن صاإيمان أبى طالب ـ به نقل از عبد الرحمان بن كثير ـ :به امام صادق عليه السلام گفتم : مردم ، مدّعى اند كه ابو طالب در بركه اى از آتش است .
فرمود : «دروغ مى گويند ! جبرئيل ، چنين چيزى را بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل نكرده است» .
گفتم : پس چه نازل كرده است؟
فرمود : «جبرئيل در يكى از نازل شدن هايش بر پيامبر صلى الله عليه و آله ، گفت : اى محمّد ! پروردگارت به تو سلام مى رساند و مى فرمايد : اصحاب كهف ، ايمان را نهان مى داشتند و به ظاهر ، شرك مى ورزيدند . پس خداوند به آنان دو بار مزد داد . ابو طالب نيز در باطن ، مؤمن بود و به ظاهر ، مشرك ، و خداوند به او هم دو بار مزد داد . او از دنيا نرفت تا آن كه از جانب خداى متعال برايش بشارت بهشت آمد».
سپس فرمود : «چگونه اين ملعون ها در باره او چنين مى گويند ، حال آن كه در شب وفات ابو طالب ، جبرئيل نازل شد و گفت : محمّد ! از مكّه برو ؛ زيرا بعد از ابو طالب ، ديگر در اين جا ياورى ندارى ؟!» .
.
۴ . بِلالٌ (1)۱۰۰.ابى عبداللّه عليه السلام :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :اِشتاقَتِ الجَنَّةُ إِلى ثَلاثَةٍ : إِلى عَلِيٍّ وَعَمّارٍ وَبِلالٍ . (2)۱۰۱... . به ابى عبداللّه عرض كردم :صحيح البخاري عن أبي هريرة :إِنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله قَالَ لِبِلالٍ عِندَ صَلاةِ الفَجرِ : يا بِلالُ ، حَدِّثنِي بِأَرجى عَمَلٍ عَمِلتَهُ فِي الإِسلامِ ، فَإنّي سَمِعتُ دَفَّ نَعلَيكَ بَينَ يَدَيَّ فِي الجَنَّةِ .
قَالَ : ما عَمِلتُ عَمَلاً أرجى عِندي : إِنِّي لَم أَتَطَهَّر طُهُورا فِي ساعَةِ لَيلٍ أو نَهارٍ ، إلّا صَلَّيتُ بِذلِكَ الطُّهُورِ ما كُتِبَ لِي أن أُصَلِّيَ . (3).
1) .هُوَ بِلالُ بنُ رَباحٍ مَولَى أَبِي بَكرٍ وَ يُكَنّى أَبا عَبدِ اللّه ِ ، وَكانَ مِن مُوَلَّدِي السُّراةِ ، وَاسمُ أُمِّهِ حَمامَةُ . هُوَ مِن الأوائِلِ الذينَ دَخَلُوا في الإسلامِ فَعَذّبَهُ قَومُهُ فَأَمَرَ النَّبيُّ بِشِرائِهِ وأعتَقَهُ ، وعُرِفَ بِمُؤَذِّنِ رَسولِ اللّه ِ صلى الله عليه و آله . شَهِدَ حُروبَ صَدرِ الإسلامِ ، وسافَرَ في عَهدِ عُمَرَ إلى الشّامِ وتُوُفِّيَ فيها سَنَةَ ۲۰ ه عَن عُمُرَ يُناهِز ال ۶۳ عامَا .
2) .تاريخ دمشق : ج ۱۰ ص ۴۵۱ ح ۲۶۳۶ ، سير أعلام النبلاء : ج ۱ ص ۳۵۵ ، تهذيب الكمال : ج ۳۳ ص ۳۰۷ الرقم ۷۳۵۶ ، شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد : ج ۱۰ ص ۱۰۴ كلّها عن أنس ، بحار الأنوار : ج ۳۱ ص ۲۰۲ .
3) .صحيح البخاري : ج ۱ ص ۳۸۶ ح ۱۰۹۸ ، مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۲۳۰ ح ۸۴۱۱ ، صحيح ابن حبّان : ج ۱۵ ص ۵۶۰ ح ۷۰۸۵ ، صحيح ابن خزيمة : ج ۲ ص ۲۱۳ ح ۱۲۰۸ ، مسند إسحاق بن راهويه : ج ۱ ص ۲۱۸ ح ۱۷۴ نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۱ ص ۶۵۷ ح ۳۳۱۷۵ .
۴ . بِلال (1)۱۰۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بهشت به سه كس ، مشتاق است ؛ به على و عمّار و بِلال .۳۱۹.عنه صلى الله عليه و آله :صحيح البخارى ـ به نقل از ابو هريره ـ :پيامبر صلى الله عليه و آله هنگام نماز صبح ، به بلال فرمود : «اى بلال ! برايم بگو كه به كدام عملى كه در مسلمانى ات كرده اى ، اميدوارترى ؛ زيرا من در بهشت ، صداى كفش هاى تو را خيلى نزديك به خودم در بهشت شنيدم» .
گفت : اميدبخش ترين عملى كه از نظر خودم انجام داده ام ، اين است كه در هيچ ساعتى از شب يا روز ، وضو نساختم ، مگر اين كه با آن وضو ، نمازى را كه بر من واجب شده بود ، خواندم.
.
1) .بلال بن رَباح ، غلام آزاد شده ابو بكر ، با كنيه ابو عبد اللّه ، و متولّد سُرات است . نام مادرش حَمامة بود . از نخستين كسانى بود كه به اسلام گرويد ؛ ولى قومش او را شكنجه مى دادند . پيامبر صلى الله عليه و آله دستور داد او را خريدند و آزاد شد . معروف به مؤذّن پيامبر صلى الله عليه و آله است . وى در جنگ هاى صدر اسلام ، شركت داشت و در زمان عمر ، به شام رفت و در همان جا در سال بيست هجرى در ۶۳ سالگى ، از دنيا رفت و به خاك سپرده شد .
۳۲۰.عنه صلى الله عليه و آله :مسند ابن حنبل عن ابن عبّاس :لَيلَةَ أُسرِيَ بِنَبِيِّ اللّهِ صلى الله عليه و آله وَدَخَلَ الجَنَّةَ ، فَسَمِعَ مِن جانِبِها وَجسا (1)، قالَ : يا جِبرِيلُ ، ما هذا؟ قالَ : بِلالٌ المُؤَذِّنُ . (2)۳۲۱.إثبات الوصيّة ( ـ في خَبرِ دَعوَةِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ) تهذيب الأحكام عن سليمان بن جعفر عن أبيه :دَخَلَ رَجُلٌ مِن أَهلِ الشّامِ عَلى أَبِي عَبدِ اللّهِ عليه السلام ، فَقالَ لَهُ ، إِنَّ أَوَّلَ مَن سَبَقَ إِلَى الجَنَّةِ بِلالٌ . قالَ : وَ لِمَ ؟ قالَ : لِأَنَّهُ أَوَّلُ مَن أَذَّنَ . (3)۵ . جَعفَرُ بنُ أَبِي طالِبٍ الطَّيّارُ (4)۳۲۳.الإمام الصادق عليه السلام :رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ لَمّا استُشهِدَ جَعفُر بنُ أَبِي طالِبٍ وَقُطِعَت يَداهُ فِي غَزوَةِ مُؤتَةَ ـ: إِنَّ اللّهَ عز و جلأَبدَلَهُ بِيَدَيهِ جَناحَينِ يَطِيرُ بِهِما فِي الجَنَّةِ حَيثُ شاءَ . (5)راجع : ص ۶۸۲ (زيد بن حارثة) .
.
1) .الوَجْسُ : الصوتُ الخفيّ ، وتَوَجّس بالشيء : أحسّ به فتسمّع له (النهاية : ج ۵ ص ۱۵۶ «وجس») .
2) .مسند ابن حنبل : ج ۱ ص ۵۵۳ ح ۲۳۲۴ ، تاريخ دمشق : ج ۱۰ ص ۴۵۷ ح ۲۶۵۱ ، كنز العمّال : ج ۱۱ ص ۶۵۳ ح ۳۳۱۶۳ .
3) .تهذيب الأحكام : ج ۲ ص ۲۸۴ ح ۱۱۳۳ ، بحار الأنوار : ج ۲۲ ص ۱۴۲ ح ۱۲۸ .
4) .هُوَ جَعفَرُ بنُ أبي طالِبٍ ـ عَمُّ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ـ أخُو الإمامِ عَلِيِّ عليه السلام . كُنيَتُهُ أبو عَبدِ اللّه ِ . آمَنَ بِالنَّبِيِّ صلى الله عليه و آله قَبلَ أن يُعلِنَ دَعوَتَهُ في دارِ الأرقَمِ ، وعِندَما تَحَمَّلَ المُسلِمونَ العَناءَ والأذىَ في مَكَّةَ هاجَرَ بَعضُهُم إلَى الحَبَشَةِ بِأَمرِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله وهاجَرَ مَعَهُم جَعفَرُ وتَوَلّى قِيادَتَهُم . وبَعدَما فَتَحَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله خَيبَرَ وهاجَرَ إلَى المَدينَةِ رَجَعَ جَعفَرُ مِنَ الحَبَشةِ . نَصَبَهُ النَّبِيُّ قائِدَا لِلجَيشِ في وَقعَةِ مُؤتَةَ بَعدَ استشهادِ زَيدِ بنِ الحارِثَةِ ، فاستُشهِدَ هُوَ أيضَا وكانَ لَهُ مِنَ العُمُرِ ۴۰ عَامَا (راجع : الإصابة : ج ۱ ص ۵۹۲ الرقم ۱۱۶۹ والطبقات الكبرى : ج ۴ ص ۳۴ و سير أعلام النبلاء : ج ۱ ص ۲۰۶ الرقم ۳۴) .
5) .الاستيعاب : ج ۱ ص ۳۱۳ الرقم ۳۳۱ ، ذخائر العقبى : ص ۳۶۰ كلاهما عن الزبير ، الأنساب : ج ۴ ص ۹۱ ؛ بحار الأنوار : ج ۲۲ ص ۲۷۶ ح ۲۵ .
۱۰۷.عبدالعظيم الحسني عن الصادق عليه السلام في خبر :مسند ابن حنبل ـ به نقل از ابن عبّاس ـ :شبى كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را به معراج بردند و ايشان وارد بهشت شد ، از گوشه آن زمزمه اى شنيد . فرمود : اى جبرئيل ! اين چيست؟» .
جبرئيل گفت : [ صداى ] بلالِ مؤذّن است .۱۰۶.ابراهيم علوى گويد :تهذيب الأحكام ـ به نقل از سليمان بن جعفر ، از پدرش ـ :مردى از اهالى شام بر امام صادق عليه السلام وارد شد و ايشان به او فرمود : «نخستين كسى كه به سوى بهشتْ پيشى گرفت ، بلال بود» .
مرد شامى پرسيد : چرا ؟
فرمود : «زيرا او نخستين كسى بود كه اذان گفت» .۵ . جعفر بن ابى طالب (جعفر طيّار) (1)۱۰۸.عن سهل بن زياد، عن عبدالعظيم الحسنى، عن اسحاق النپيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ پس از به شهادت رسيدن جعفر بن ابى طالب و قطع شدن دو دست او در جنگ موته ـ :خداوند عز و جلبه جاى دو دستش ، دو بال به او عطا فرمود كه با آنها در بهشت ، هر كجا كه بخواهد ، پرواز مى كند .ر . ك : ص ۶۸۳ (زيد بن حارثه) .
.
1) .جعفر ، فرزند ابو طالب ، عموى پيامبر صلى الله عليه و آله و برادر گرامى امام على عليه السلام است و كنيه اش ابو عبد اللّه است . وى قبل از آن كه پيامبر صلى الله عليه و آله دعوت خود را در خانه ارقم آشكار نمايد ، اسلام آورد و هنگامى كه زندگى براى مسلمانان در مكّه سخت شد و گروهى از مسلمانان به فرمان پيامبر صلى الله عليه و آله به حبشه هجرت كردند ، رهبرى آنها را به عهده داشت . او پس از هجرت پيامبر صلى الله عليه و آله از مكّه به مدينه ، هنگام فتح خيبر ، از حبشه باز گشت . پيامبر صلى الله عليه و آله او را در جنگ موته به عنوان فرمانده دوم جنگ (بعد از شهادت زيد بن حارثه) تعيين كردند كه در آن جنگ به شهادت رسيد و هنگام شهادت ، چهل سال داشت .
۶ . حارِثَةُ بنُ سُراقَةَ (1)۱۰۹... . به نقل از ابراهيم بن ابى محمود ، گفت :رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ لِأُمِّ حارِثَةَ وَقَد أُصِيبَ ابنُها يَومَ بَدرٍ ـ: يا أُمَّ حارِثَةَ! إِنَّها جَنَّةٌ فِي جَنَّةٍ ، وَإِنَّ ابنَكِ أَصابَ الفِردَوسَ الأَعلى ، وَالفِردَوسُ رَبوَةُ الجَنَّةِ وَأَوسَطُها وَأَفضَلُها . (2)۱۱۰.و في كتاب النبوة بالإسناد عن عبدالعظيم بن عبداللّشرح نهج البلاغة عن الواقديّ :أَصابَ حارِثَةَ بنَ سُراقَةَ وَهُو يَكرَعُ (3)فِي الحَوضِ سَهمٌ غَرَبٍ (4)مِنَ المُشرِكِينَ فَوَقَعَ فِي نَحرِهِ فَماتَ . . . فَلَمّا قَدِمَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله مِن بَدرٍ جاءَت أُمُّهُ إِلَيهِ ، فَقالَت : يا رَسُولَ اللّهِ! قَد عَرَفتَ مَوضِعَ حارِثَةَ فِي قَلبِي ، فَأَرَدتُ أَن أَبكِيَ عَلَيهِ ، ثُمَّ قُلتُ : لا أَفعَلُ حَتّى أَسأَلَ رَسُولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَنهُ ؛ فَإِن كانَ فِي الجَنَّةِ لَم أَبكِهِ ، وَإِن كانَ فِي النّارِ بَكَيتُهُ فَأَعوَلتُهُ .
فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله : هَبِلتِ ، أَجَنَّةٌ واحِدَةٌ! إِنَّها جِنانٌ كَثِيرَةٌ ، وَالَّذِي نَفسِي بِيَدِهِ إِنَّهُ لَفِي الفِردَوسِ الأَعلى .
قالَت : فَلا أَبكِي عَلَيهِ أَبَدا . (5).
1) .هُوَ حارِثَةُ بنُ سُراقَةَ بنِ الحارِثِ بنِ عَدِيِّ بنِ مالِكٍ ، وَأُمُّهُ أُمُّ حارِثَةَ اسمُها الرَّبِيعُ بِنتُ النَّضرِ ، وَهِيَ عَمَّةُ أَنَسِ بنِ مالِكِ بنِ النَّضرِ خادِمِ رَسُولِ اللّه ِ صلى الله عليه و آله ، شَهِدَ بَدرا مَعَ رَسُولِ اللّه ِ وَقُتِلَ يَومَئِذٍ شَهِيدا ، وَكانَ أَوَّلَ فارِسٍ استُشهِدَ (راجع : الطبقات الكبرى : ج ۳ ص ۵۱۰ و اُسد الغابة : ج ۱ ص ۶۵۰ الرقم ۹۹۳ و موسوعة حياة الصحابة : ج ۲ ص ۵۹۵ الرقم ۱۴۰۴)
2) .سنن الترمذي : ج ۵ ص ۳۲۷ ح ۳۱۷۴ ، مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۵۱۸ ح ۱۳۷۴۳ ، السنن الكبرى : ج ۹ ص ۲۸۱ ح ۱۸۵۴۰ ، صحيح البخاري : ج ۳ ص ۱۰۳۴ ح ۲۶۵۴ ، المعجم الكبير : ج ۲۴ ص ۲۶۳ ح ۶۶۵ ، المصنّف لابن أبي شيبة : ج ۸ ص ۴۸۱ ح ۶۱ وليس في الثلاثة الأخيرة ذيله من «والفردوس ربوة الجنّة . . .» وكلّها عن أنس ، كنز العمّال : ج ۱۱ ص ۶۷۰ ح ۳۳۲۴۱ .
3) .يَكْرَعُ المَاءَ : إذا تَنَاوَلَهُ بِفيهِ من موضعه من غير أن يشرب بكفّيه ولا بإناء (الصحاح : ج ۳ ص ۱۲۷۵ «كرع») .
4) .أصابَهُ سَهمُ غَرْبٍ وغَرَبٍ : إذا كان لا يدري مَن رماه (لسان العرب : ج ۱ ص ۶۴۱ «غرب») .
5) .شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد : ج ۱۴ ص ۱۴۷ ؛ بحار الأنوار : ج ۱۹ ص ۳۴۱ .
۶ . حارثة بن سُراقه (1)۱۱۲.و في الحسن بل الصحيح عن عبدالعظيم الحسني، عن أبيپيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ به مادر حارثه ، آن گاه كه فرزندش در جنگ بدر ، به شهادت رسيد ـ :اى اُمّ حارثه! در بهشت ، بهشتى ديگر است و فرزند تو ، در فردوس برين ، جاى گرفت و فردوس ، بلنداى بهشت و وسط آن و بهترين جاى آن است.۱۱۰.در كتاب النبوّة به سند عبدالعظيم الحسنى :شرح نهج البلاغة ـ به نقل از واقدى ـ :حارثة بن سُراقه مشغول آب خوردن با دهانش از آبگير بود كه تيرى از سوى مشركان آمد و بر گلويش نشست و جان داد ... . چون پيامبر خدا صلى الله عليه و آله از بدر باز گشت ، مادر حارثه نزد ايشان آمد و گفت : اى پيامبر خدا ! شما از جايگاه حارثه در قلبم آگاهى . من خواستم بر او گريه كنم ؛ ولى با خود گفتم : گريه نكنم تا از پيامبر خدا در باره اش بپرسم . اگر در بهشت بود ، بر او نگِريم و اگر در آتش بود ، بر او بگريم و ناله و فغان سر دهم .
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «اى داغ ديده ! مگر يك بهشت هست ؟! بهشت هاى بسيار وجود دارد و سوگند به آن كه جانم در دست اوست ، فرزند تو در فردوس برين است» .
مادرش گفت : پس هرگز بر او نخواهم گريست .
.
1) .حارثة بن سُراقة بن حارث بن عَدى بن مالك ، مادرش اُمّ حارثه ربيع دختر نضر ، همان عمّه اَنَس بن مالك بن نضر ، خدمتكار پيامبر خداست . حارثه در جنگ بدر با پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بود و در همان جنگ ، به شهادت رسيد . او نخستين سوار اسلام بود كه شهيد شد .
۷ . حَمزَةُ بنُ عَبدِ المُطَّلِبِ ۱۱۱۲... . به نقل از امام كاظم عليه السلام :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :دَخَلتُ الجَنَّةَ البارِحَةَ ، فَنَظَرتُ فِيها فَإِذا جَعفَرٌ يَطِيرُ مَعَ المَلائِكَةِ ، وَإِذا حَمزَةُ مُتَّكِئٌ عَلى سَرِيرٍ . (1)۱۱۳.كتاب المسلسلات:عنه صلى الله عليه و آله :ما فِي القِيامَةِ راكِبٌ غَيرُنا ، ونَحنُ أربَعَةٌ ... وعَمّي حَمزَةُ بنُ عَبدِ المُطَّلِبِ أسَدُ اللّهِ وأسَدُ رَسولِهِ سَيِّدُ الشُّهَداءِ ، عَلى ناقَتِيَ العَضباءَ . (2)۱۱۴.و أخبرنى عبدالحميد بن عبداللّه ، عن عمر بن الحسينالإمام الرضا عن آبائه عليهم السلامعن رسول اللّه صلى الله عليه و آله : يا عَلِيُّ ، لَيسَ فِي القِيامَةِ راكِبٌ غَيرَنا ونَحنُ أربَعةً ، فَقامَ إلَيهِ رَجُلٌ مِنَ الأنصارِ فَقالَ : فِداكَ أبي وأُمّي ، ومَن هُم؟
قالَ : أنا عَلى دابَّةِ اللّهِ البُراق ، وأخي صالِحُ عَلى ناقَةِ اللّهِ الَّتي عُقِرَت ، وعَمّي حَمزَةُ عَلى ناقَتي العَضبا ، وأخي عَلِيٌّ عَلى ناقَةِ مِن نوقِ الجَنَّةِ . (3).
1) .المستدرك على الصحيحين : ج ۳ ص ۲۱۷ ح ۴۸۹۰ و ص ۲۳۱ ح ۴۹۳۳ ، تهذيب الكمال : ج ۵ ص ۶۱ الرقم ۹۴۴ كلّها عن ابن عبّاس ، كنز العمّال : ج ۱۱ ص ۶۶۱ ح ۳۳۱۹۲ .
2) .الخصال : ص ۲۰۳ ح ۱۹ ، الأمالي للطوسي : ص ۲۵۸ ح ۴۶۶ ، اليقين : ص ۱۴۹ كلاهما نحوه وكلّها عن ابن عباس ، بحارالأنوار : ج ۷ ص ۲۳۳ ح ۴ ؛ تاريخ بغداد : ج ۱۳ ص ۱۲۳ الرقم ۷۱۰۶ ، تاريخ دمشق : ج ۴۲ ص ۳۲۶ ح ۸۸۸۷ كلاهما عن ابن عباس نحوه ، كنزالعمّال : ج ۱۳ ص ۱۵۳ ح ۳۶۴۷۸ .
3) .عيون أخبار الرضا عليه السلام : ج ۲ ص ۴۸ ح ۱۸۹ ، صحيفة الإمام الرضا عليه السلام : ص ۲۴۷ ح ۱۵۹ كلاهما عن أحمد بن عامر الطائي ، كفاية الأثر : ص ۱۰۰ عن زيد بن أرقم عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله ، المناقب لابن شهر آشوب : ج ۳ ص ۲۳۱ ، بحارالأنوار : ج ۳۶ ص ۳۱۹ ح ۱۷۱ .
۷ . حمزة بن عبد المطّلب (1)۱۱۳.از كتاب المسلسلات :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :ديشب ، وارد بهشت شدم و در آن نگريستم . جعفر را ديدم كه با فرشتگان در پرواز است و حمزه را ديدم كه بر تختى تكيه زده بود .۱۱۴... . محمّد بن على بن بابويه با سند خود نقل مى كندپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در قيامت ، سواره اى جز ما چهار نفر نيست : ... و عمويم حمزة بن عبد المطّلب ، شير خدا و شير پيامبر او و سالار شهيدان ، كه بر ناقه ام عَضبا ، سوار است .۱۱۶.المتهجد:امام رضا ـ به نقل از پدرانش ، از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ :اى على ! در قيامت ، سواره اى جز ما نيست و ما چهار نفريم» .
مردى از انصار برخاست و گفت : پدر و مادرم فداى تو ! آنان كيان اند؟
فرمود : «من بر مَركب خدا [يعنى] بُراق ، برادرم صالح بر شترِ پى شده خدا ، عمويم حمزه بر شتر تندرو من [يعنى ]عَضبا ، و برادرم على بر شترى از شتران بهشت» .
.
1) .حمزه ، شير خدا و شير پيامبر خدا ، و عمو و برادر رضاعى ايشان است . مادرش هاله دختر اُهَيب و كنيه اش ابو عُماره و ابو يَعلى بود. او در همان ابتداى بعثت ، ايمان آورد و از پيامبر صلى الله عليه و آله در مقابل رؤساى مشرك قريش ، حمايت كرد . در جنگ بدر ، پرچمدار بود و در جنگ اُحُد تا آخرين لحظه از پيامبر صلى الله عليه و آله دفاع كرد تا اين كه به دست غلام حبشى در ۵۹ سالگى به شهادت رسيد .
۸ . حَنظَلَةُ ۱۱۱۶... . امام جواد عليه السلام اين استعاذه را براى فررسول اللّه صلى الله عليه و آله :رَأَيتُ المَلائِكَةَ بَينَ السَّماءِ وَالأَرضِ تُغَسِّلُ حَنظَلَةَ بِماءِ المُزْنِ (1)فِي صِحافٍ مِن فِضَّةٍ . (2)۹ . زَيدُ بنُ حارِثَةَ ۴۱۱۸.عن عبدالعظيم بن عبداللّه الحسنى قال:المغازي عن عاصم بن عمر بن قتادة وعبد الجبّار بن عمارة :لَمّا التَقَى النّاسُ
بِمُؤتَةَ جَلَسَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَلَى المِنبَرِ وَكُشِفَ لَهُ ما بَينَهُ وَبَينَ الشّامِ ، فَهُوَ يَنظُرُ إِلى مُعتَرَكِهِم ، فَقالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : أَخَذَ الرّايَةَ زَيدُ بنُ حارِثَةَ ، فَجاءَهُ الشَّيطانُ فَحَبَّبَ إِلَيهِ الحَياةَ وَكَرَّهَ إِلَيهِ المَوتَ وَحَبَّبَ إِلَيهِ الدُّنيا! فَقالَ : اَلآنَ حِينَ استَحكَمَ الإِيمانُ فِي قُلُوبِ المُؤمِنِينَ تُحَبِّبُ إِلَيَّ الدُّنيا؟! فَمَضى قُدُما حَتَّى استُشهِدَ . فَصَلّى عَلَيهِ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله ، وَقالَ : استَغفِرُوا لَهُ فَقَد دَخَلَ الجَنَّةَ وَهُوَ يَسعى .
ثُمَّ أَخَذَ الرّايَةَ جَعفَرُ بنُ أَبِي طالِبٍ ، فَجاءَهُ الشَّيطانُ فَمَنّاهُ الحَياةَ وَكَرَّهَ إِلَيهِ المَوتَ وَمَنّاهُ الدُّنيا! فَقالَ : الآنَ حِينَ استَحكَمَ الإِيمانُ فِي قُلُوبِ المُؤمِنِينَ تُمَنِّينِي الدُّنيا ؟! ثُمَّ مَضى قُدُما حَتَّى استُشهِدَ . فَصَلّى عَلَيهِ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله وَدَعا لَهُ ، ثُمَّ قالَ : استَغفِرُوا لِأَخِيكُم فَإِنَّهُ شَهِيدٌ ، دَخَلَ الجَنَّةَ فَهُوَ يَطِيرُ فِي الجَنَّةِ بِجَناحَينِ مِن ياقُوتٍ حَيثُ يَشاءُ مِنَ الجَنَّةِ .
ثُمَّ أَخَذَ الرّايَةَ بَعدَهُ عَبدُ اللّهِ بنُ رَواحَةَ ، فَاستُشهِدَ وَدَخَلَ الجَنَّةَ مُعتَرِضا . فَشَقَّ ذلِكَ عَلَى الأَنصارِ ، فَقالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : أَصابَهُ الجِراحُ . قِيلَ : يا رَسُولَ اللّهِ ما اعتِراضُهُ ؟ قالَ : لَمَّا أَصابَتهُ الجِراحُ نَكَلَ (3)، فَعاتَبَ نَفسَهُ فَشَجُعَ ، فَاستُشهِدَ فَدَخَلَ الجَنَّةَ . فَسُرِّيَ عَن قَومِهِ . (4).
1) .المُزنَة : المَطْرَةُ ، والمُزن : السحاب عامّة ، وقيل : السحاب ذو الماء واحدته مُزنة (لسان العرب : ج ۱۳ ص ۴۰۶ «مزن») .
2) .كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۱ ص ۱۵۹ ح ۴۴۵ ، تفسير القمّي : ج ۱ ص ۱۱۸ وفيه «ذهب» بدل «فضّة» و ج ۲ ص ۱۱۰ ، بحار الأنوار : ج ۲۰ ص ۴۷ ح ۲ ؛ شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد : ج ۱۴ ص ۲۷۱ عن الواقدي ، تاريخ دمشق : ج ۲۷ ص ۴۲۴ و ليس فيه ذيله من «بماء المُزن . . .» ، كنز العمّال : ج ۱۱ ص ۶۷۴ ح ۳۳۲۵۷ نقلاً عن ابن سعد عن خزيمة بن ثابت .
3) .نَكَلَ : امتَنَعَ ، وترك الإقدام (النهاية : ج ۵ ص ۱۱۶ «نكل») .
4) .المغازي : ج ۲ ص ۷۶۱ ، البداية والنهاية : ج ۴ ص ۲۴۶ ؛ الثاقب في المناقب : ص ۱۰۱ ح ۹۴ عن ابن شهاب ، الدرجات الرفيعة : ص ۷۵ وراجع : الخرائج والجرائح : ج ۱ ص ۱۶۶ ح ۲۵۶ .
۸ . حنظله (1)۱۱۸.عبدالعظيم حسنى از امام صادق عليه السلام نقل مى كنپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :فرشتگان را در ميان آسمان و زمين ديدم كه حنظله را با آب ابرها در تشت هايى سيمين ، غسل مى دهند.۹ . زيد بن حارثه ۲۲.شرح نهج البلاغة :المغازى ـ به نقل از عاصم بن عمر بن قتاده و عبد الجبّار بن عماره ـ :چون سپاهيان [ اسلام و كفر ] در موته رو به رو شدند ، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بر منبر نشست و موانع ميان او و شام ، كنار زده شدند و ايشان به آوردگاه مى نگريست . آن گاه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «اكنون ، زيد بن حارثه پرچم را بر گرفت و شيطان به سراغش آمد و كوشيد كه زندگى را محبوب او و مرگ را منفورش گرداند و دنيا را نزدش دوست داشتنى سازد! زيد گفت : اينك كه ايمان در دل هاى مؤمنان ، استوار گشته ، مى كوشى تا دنيا را در نزدم محبوب گردانى؟! و پيش رفت تا به شهادت رسيد» .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بر او نماز خواند و فرمود : «برايش آمرزش بخواهيد كه او دوان دوان به بهشت وارد شد» .
سپس جعفر بن ابى طالب پرچم را بر گرفت و شيطان به سراغش رفت و كوشيد او را به زندگى آرزومند سازد و مرگ را در نظرش منفور گرداند و به دنيا نيز آرزومندش كند ؛ امّا او گفت : اينك كه ايمان در دل هاى مؤمنان ، استوار گشته است ، مى خواهى آرزوى دنيا را در دلم افكنى؟! و آن گاه پيش رفت ، تا آن كه به شهادت رسيد .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بر او نماز خواند و برايش دعا كرد و سپس فرمود : «براى برادرتان آمرزش بخواهيد ، كه او شهيد شد و به بهشت رفت و در بهشت با دو بال از ياقوت ، به هر جاى بهشت كه بخواهد ، پرواز مى كند» .
در پى او ، عبد اللّه بن رواحه پرچم را بر گرفت و او نيز به شهادت رسيد ؛ ولى با ترس و ترديد ، به بهشت رفت . اين امر بر انصار ، دشوار آمد . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «به او جراحت رسيد» .
گفته شد : اى پيامبر خدا ! چرا با ترس و ترديد؟
فرمود : «وقتى به او جراحت رسيد ، از پيشروى باز ايستاد ؛ امّا سپس خويشتن را سرزنش كرد و قوّت قلب گرفت تا آن كه شهيد شد و به بهشت وارد گشت» .
[ با اين سخنِ پيامبر صلى الله عليه و آله ] قوم او خوش حال شدند.
.
1) .پدر او ، ابو عامر معروف به راهب بود . وى از انصار قبيله اوس است كه بر خلاف پدرش اسلام آورد . در جنگ اُحُد شركت كرد و به شهادت رسيد . و چون جُنُب بود ، پيامبر صلى الله عليه و آله در باره او فرمود : «ملائكه او را غسل مى دهند» . از اين رو ، به «غسيل الملائكه» معروف شد .
. .
. .
۱۰ . سَلمانُ الفارسيُّ ۱۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إِنَّ الجَنَّةَ لَتَشتاقُ إِلى ثَلاثَةٍ : عَلِيٍّ وَعَمّارٍ وَسَلمانَ . (1)۵.كمال الدين عن الأصبغ بن نباتة : سَمِعتُ أميرَ المالإمام عليّ عليه السلامـ لِرَسُولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ـ: يا رَسُولَ اللّهِ إِنَّكَ قُلتَ : إِنَّ الجَنَّةَ لَتَشتاقُ إِلى ثَلاثَةٍ ، فَمَن هؤُلاءِ الثَّلاثَةُ ؟
قالَ : أَنتَ مِنهُم وَأَنتَ أَوَّلُهُم . وَسَلمانُ الفارِسِيُّ فَإِنَّهُ قَلِيلُ الكِبْرِ ، وَ هُو لَكَ ناصِحٌ فَاتَّخِذهُ لِنَفسِكَ . وَعَمّارُ بنُ ياسِرٍ شَهِدَ مَعَكَ مَشاهِدَ غَيرَ واحِدَةٍ ، لَيسَ مِنها إِلّا وَهُوَ فِيها ، كَثِيرٌ خَيرُهُ ، ضَوِيٌّ نُورُهُ ، عَظِيمٌ أَجرُهُ . (2)۶.الإمام الصادق عليه السلام :الإمام الحسين عليه السلام :أَتى جَبرَئِيلُ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله فَقالَ : . . . يا مُحَمَّدُ إِنَّ الجَنَّةَ لَتَشتاقُ إِلَى ثَلاثَةٍ مِن أَصحابِكَ . . . فَقالَ لَهُ عَلِيٌّ عليه السلام : . . . فَمَن هُم يا نَبِيَّ اللّهِ ؟ قالَ : أَنتَ مِنهُم يا عَلِيُّ ، وَعَمّارُ بنُ ياسِرٍ وَ سَيَشهَدُ مَعَكَ مَشاهِدَ بَيِّنٌ فَضلُها عَظِيمٌ خَيرُها ، وَسَلمانُ وَهُوَ مِنّا أَهلَ البَيتِ وَهُوَ ناصِحٌ فَاتَّخِذهُ لِنَفسِكَ . (3).
1) .سنن الترمذي : ج ۵ ص ۶۶۷ ح ۳۷۹۷ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۳ ص ۱۴۸ ح ۴۶۶۶ ، مسند أبي يعلى : ج ۳ ص ۱۸۶ ح ۲۷۷۲ كلّها عن أنس ، كنز العمّال : ج ۱۱ ص ۶۳۹ ح ۳۳۱۱۲ ؛ وقعة صفّين : ص ۳۲۳ عن الحسن ، شرح الأخبار : ج ۲ ص ۴۶۵ ح ۸۱۶ عن أنس ، بحار الأنوار : ج ۳۳ ص ۲۵ ح ۳۸۰ .
2) .رجال الكشيّ : ج ۱ ص ۱۳۷ ح ۵۸ عن بريدة الأسلمي ، روضة الواعظين : ص ۳۱۴ .
3) .مسند أبي يعلى : ج ۶ ص ۱۷۷ ح ۶۷۳۹ ، تاريخ دمشق : ج ۲۱ ص ۴۱۲ ح ۴۸۳۹ كلاهما عن سعد الاسكاف عن الإمام الباقر عن أبيه عليهماالسلام ، كنز العمّال : ج ۱۱ ص ۷۵۴ ح ۳۳۶۷۱ ؛ المناقب للكوفي : ج ۱ ص ۴۸۲ ح ۳۸۹ عن أنس نحوه .
۱۰ . سلمان فارسى (1)۳۲۵.الإمام الباقر عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بهشت به سه كس ، مشتاق است : على و عمّار و سلمان.۳۲۶.عنه عليه السلام :امام على عليه السلام :به پيامبر خدا صلى الله عليه و آله گفتم : اى پيامبر خدا ! شما فرمودى : بهشت به سه كس ، مشتاق است . اين سه كس كيان اند؟
فرمود : «تو يكى از آنان و اوّلينِ آنانى . و سلمان فارسى ؛ چرا كه او كم تكبّر است . او با تو يك دل است . پس او را براى خويش برگزين . و عمّار بن ياسر كه در صحنه هاى بسيارى ، تو را همراهى مى كند و هيچ كارزارى نيست ، مگر اين كه در آن با تو خواهد بود . خيرش بسيار و نورش تابان و پاداشش بزرگ است» .۳۲۷.الإمام الصادق عليه السلام :امام حسين عليه السلام :جبرئيل نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت : ... اى محمّد! بهشت به سه تن از ياران تو ، مشتاق است ... .
على عليه السلام فرمود : ... آنان كيان اند ، اى پيامبر خدا؟
فرمود : «تو يكى از آنان هستى ـ اى على ـ و عمّار بن ياسر كه به زودى در جنگ هايى ، تو را همراهى خواهد كرد كه ارزش آنها آشكار و خيرشان بسيار است ، و سلمان كه از ما خاندان است و با تو يك دل است . او را براى خودت برگزين» .
.
1) .ابو عبد اللّه ، سلمان فارسى ، يا سلمان محمّدى ، ايرانى بود . در رامهرمز ( شهرى مشهور در ناحيه خوزستان ) به دنيا آمد ؛ امّا اصالتا اصفهانى بود . او از صحابه جليل القدر پيامبر صلى الله عليه و آله بود . زمانى كه پيامبر خدا به مدينه آمد ، به خدمت ايشان رسيد و اسلام آورد . او در جنگ خندق شركت داشت و مسلمانان را با ارائه فنون جنگ ، يارى رساند . همو بود كه پيشنهاد حفر خندق را داد . سلمان در نهايت زهد مى زيست و از شيفتگان امام على و اهل بيت عليهم السلام بود . عمر ، او را بر مداين گماشت و نزديك به دويست و پنجاه سال زندگى كرد و در روزگار حكومت عمر يا عثمان ، در مداين در گذشت .
۳۲۸.الكامل في التاريخ :رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ لِعَلِيٍّ عليه السلام ـاَلجَنَّةُ تَشتاقُ إِلَيكَ وَإِلى عَمّارٍ وَإِلى سَلمانَ وَأَبِي ذَرٍّ وَالمِقدادِ . (1)۳۲۹.تاريخ الطبري :الاختصاص عن عيسى بن حمزة :قُلتُ لِأَبِي عَبدِ اللّهِ عليه السلام : اَلحَدِيثُ الَّذِي جاءَ فِي الأَربَعَةِ ؟ قالَ : وَما هُوَ ؟ قُلتُ : اَلأَربَعَةُ الَّتِي اشتاقَت إِلَيهِمُ الجَنَّةُ . قالَ : نَعَم ، مِنهُم سَلمانُ وَأَبُوذَرٍّ وَالمِقدادُ وَعَمّارٌ . قُلتُ : فَأَيُّهُم أَفضَلُ ؟ قالَ : سَلمانُ .
ثُمَّ أَطرَقَ ، ثُمَّ قالَ : عَلِمَ سَلمانُ عِلما لَو عَلِمَهُ أَبُوذَرٍّ كَفَرَ . (2)۱۱ . عَبدُ اللّهِ بنُ رَوَاحَةَ (3)۳۳۱.الإمام الباقر عليه السلام :السيرة النبويَّة لابن هشام عن ابن إسحاق :ـ فِيما بَلَغَنِي ـلَمّا أُصِيبَ القَومُ قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : أَخَذَ الرّايَةَ زَيدُ بنُ حارِثَةَ فَقاتَلَ بِها حَتّى قُتِلَ شَهِيدا ، ثُمَّ أَخَذَها جَعفَرٌ فَقاتَلَ بِها حَتّى قُتِلَ شَهِيدا ، ثُمَّ صَمَتَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله حَتّى تَغَيَّرَت وُجُوهُ الأَنصارِ وَظَنُّوا أَنَّهُ قَد كانَ فِي عَبدِ اللّهِ بنِ رَواحَةَ بَعضُ ما يَكرَهُونَ ، ثُمَّ قالَ : ثُمَّ أَخَذَها عَبدُ اللّهِ بنُ رَواحَةَ فَقاتَلَ حَتّى قُتِلَ شَهِيدا ، ثُمَّ قالَ : لَقَد رُفِعُوا إِلَيَّ فِي الجَنَّةِ فِيما يَرَى النّائِمُ عَلَى سُرُرٍ مِن ذَهَبٍ ، فَرَأَيتُ فِي سَرِيرِ عَبدِ اللّهِ بنِ رَواحَةَ ازْوِرارا عَن سَريرَيْ صاحِبَيهِ ، فَقُلتُ : عَمَّ هذا؟ فَقِيلَ لي : مَضَيا وَتَرَدَّدَ عَبدُ اللّهِ بَعضَ التَّرَدُّدِ ثُمَّ مَضى . (4).
1) .الخصال : ص ۳۰۳ ح ۸۰ ، عيون أخبار الرضا : ج ۲ ص ۶۷ ح ۳۰۶ كلاهما عن عبد اللّه بن محمّد بن عليّ بن العبّاس الرازي عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام ، روضة الواعظين : ص ۳۰۷ ، بحار الأنوار : ج ۲۲ ص ۳۲۵ ح ۲۲ ؛ شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد : ج ۱۰ ص ۱۰۴ عن أنس .
2) .الاختصاص : ص ۱۲ ، بحار الأنوار : ج ۲۲ ص ۳۴۶ ح ۶۰ .
3) .هُو عَبدُ اللّه ِ بنُ رَواحَةَ بنِ امرِىِ?القَيسِ الأَنصارِيّ ، وَأُمُّهُ كَبشةُ بِنتُ واقِدِ بنِ عَمرٍو ، وَكانَ يُكَنّى أَبا مُحَمَّدٍ وَيُقالُ أَبا رَواحَةَ ، أَحَدُ أَجِلاّءِ الصَّحابَةِ ، وَمِن شُعَراءِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله شَهِدَ غَزَواتِ النَّبِيِّ ، وَاستُشهِدَ يَومَ مُؤتَةَ سَنَةَ سَبعٍ (راجع : تاريخ دمشق : ج ۲۸ ص ۸۰ الرقم ۲۲۹۳) .
4) .السيرة النبويّة لابن هشام : ج ۴ ص ۲۴ ، تاريخ الإسلام للذهبي : ج ۲ ص ۴۸۶ ، اُسد الغابة : ج ۳ ص ۲۳۸ الرقم ۲۹۴۳ نحوه و ج ۱ ص ۵۴۳ الرقم ۷۵۹ ، تاريخ دمشق : ج ۲۸ ص ۱۲۰ ح ۵۸۸۷ ، كنز العمّال : ج ۱۰ ص ۳۸۶ ح ۲۹۹۱۶ .
۳۳۲.الإمام الصادق عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ به امام على عليه السلام ـ :بهشت به تو و به عمّار و به سلمان و ابو ذر و مقداد ، مشتاق است .۳۳۳.الإمام الباقر عليه السلام :الاختصاص ـ به نقل از عيسى بن حمزه ـ :به امام صادق عليه السلام گفتم : حديثى كه در باره چهار نفر آمده است [ تا چه حد ، صحّت دارد ] ؟
فرمود : «چه حديثى؟» .
گفتم : چهار نفرى كه بهشت ، مشتاق آنهاست .
فرمود : «درست است . از ايشان اند سلمان و ابو ذر و مقداد و عمّار» .
گفتم : كدام يك از آنان ، برتر است؟
فرمود : «سلمان» .
ايشان سپس مدّتى سرش را [ به تفكّر ] پايين انداخت و آن گاه فرمود : «سلمان ، دانشى را مى دانست كه اگر ابو ذر آن را مى دانست ، كافر مى شد» .۱۱ . عبد اللّه بن رَواحه (1)۳۳۵.عنه عليه السلام ( ـ في خَبَرِ وَفاةِ موسى عليه السلام ـ ) السيرة النبويّة ، ابن هشام ـ به نقل از ابو اسحاق ـ :چون آن عدّه به شهادت رسيدند ، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ تا آن جا كه به من رسيده است ـ فرمود : «زيد بن حارثه پرچم را بر گرفت و جنگيد ، تا آن كه به شهادت رسيد . سپس جعفر آن را بر گرفت و او نيز جنگيد تا به شهادت رسيد » .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله سپس خاموش شد تا جايى كه رنگ از چهره انصار بر گشت و گمان بردند كه براى عبد اللّه بن رواحه مسئله ناخوشايندى پيش آمده است . در اين هنگام ، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «سپس عبد اللّه بن رواحه پرچم را بر گرفت و جنگيد تا به شهادت رسيد» .
آن گاه فرمود : «آنان را در بهشت ، به من ، آن گونه كه شخص در خواب مى بيند ، بر تخت هايى از طلا نشان دادند . در تخت عبد اللّه بن رواحه نسبت به تخت هاى دو همرزمش انحرافى ديدم . پرسيدم : سببش چيست؟ به من گفته شد : آن دو [بى ترديد ، به جنگ ]رفتند ؛ ولى عبد اللّه ، نخست اندكى دچار ترديد شد و سپس ادامه داد» .
.
1) .عبد اللّه بن رواحة بن امرئ القيس انصارى ـ كه مادرش كبشه دختر واقد بن عمرو و كنيه اش ابو محمّد و به قولى ابو رواحه بود ـ ، يكى از صحابه جليل القدر و از شاعران پيامبر صلى الله عليه و آله است . وى در غزوات پيامبر صلى الله عليه و آله حضور داشت و در سال هفتم هجرت ، در جنگ موته به شهادت رسيد .
۱۲ . عَمّارُ بنُ ياسِرٍ ۱۳۳۷.تاريخ اليعقوبي :وقعة صفّين عن حبيب بن أبي ثابت :لَمّا بُنِيَ المَسجِدُ جَعَلَ عَمّارٌ يَحمِلُ حَجَرَينِ ، فَقالَ لَهُ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : «يا أَبا اليَقظانِ ، لا تَشقُقْ عَلى نَفسِكَ» . قالَ : يا رَسُولَ اللّهِ ، إِنِّي أُحِبُّ أَن أَعمَلَ فِي هذا المَسجِدِ .
قالَ : ثُمَّ مَسَحَ ظَهرَهُ ثُمَّ قالَ : إِنَّكَ مِن أَهلِ الجَنَّةِ ، تَقتُلُكَ الفِئَةُ الباغِيَةُ . (1)۳۳۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :المستدرك على الصّحيحين عن ابن إسحاق :كانَ عَمّارُ بنُ ياسِرٍ وَأَبُوهُ وَأُمُّهُ أَهلَ بَيتِ إِسلامٍ ، وَكانَ بَنُو مَخزُومٍ يُعَذِّبُونَهُم .
فَقالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : صَبرا يا آلَ ياسِرٍ ، فَإِنَّ مَوعِدَكُمُ الجَنَّةُ . (2)۳۳۹.عنه صلى الله عليه و آله :المستدرك على الصّحيحين عن جابر :إِنَّ رَسُولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله مَرَّ بِعَمّارٍ وَأَهلِهِ وَهُم يُعَذَّبُونَ . فَقالَ : أَبشِرُوا آلَ عَمّارٍ وَآلَ ياسِرٍ ، فَإِنَّ مَوعِدَكُمُ الجَنَّةُ . (3).
1) .وقعة صفّين : ص ۳۲۴ ، بحار الأنوار : ج ۳۳ ص ۲۵ ح ۳۸۰ .
2) .المستدرك على الصحيحين : ج ۳ ص ۴۳۲ ح ۵۶۴۶ ، المعجم الكبير : ج ۲۴ ص ۳۰۳ ح ۷۶۹ عن عثمان بن عفّان ، اُسد الغابة : ج ۷ ص ۱۵۲ الرقم : ۷۰۲۱ ، الإصابة : ج ۸ ص ۱۹۰ الرقم ۱۱۳۴۲ وكلّها نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۱ ص ۷۲۸ ح ۳۳۵۶۶ ؛ رجال الكشيّ : ج ۱ ص ۱۲۷ الرقم ۵۷ عن عمار بن ياسر وليس فيه صدره إلى «يعذبونهم» .
3) .المستدرك على الصحيحين : ج ۳ ص ۴۳۸ ح ۵۶۶۶ ، المعجم الأوسط : ج ۲ ص ۱۴۱ ح ۱۵۰۸ وليس فيه «آل عمار» ، دلائل النبوّة للبيهقي : ج ۲ ص ۲۸۲ ، تاريخ بغداد : ج ۱ ص ۱۵۰ الرقم ۶ ، تاريخ دمشق : ج ۴۳ ص ۳۶۰ ح ۹۲۲۱ كلاهما نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۳ ص ۵۲۹ ح ۳۷۳۷۱ ؛ إعلام الورى : ج ۱ ص ۱۲۲ ، بحار الأنوار : ج ۱۸ ص ۲۱۰ ح ۳۸ .
۱۲ . عمّار بن ياسر (1)۳۴۱.إثبات الوصيّة :وقعة صفّين ـ به نقل از حبيب بن ابى ثابت ـ :چون ساختن مسجد [ پيامبر صلى الله عليه و آله ]شروع شد ، عمّار دو تا دو تا ، سنگ حمل مى كرد . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به او فرمود : «اى ابو يَقظان ! خودت را اذيت مكن» .
گفت : اى پيامبر خدا ! دوست دارم كه در اين مسجد كار كنم !
پيامبر صلى الله عليه و آله ، دستى به پشت او كشيد و فرمود : «تو اهل بهشتى . تو را گروه متجاوز ، مى كشند» .۳۴۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :المستدرك على الصحيحين ـ به نقل از ابن اسحاق ـ :عمّار بن ياسر و پدر و مادرش ، يك خانواده مسلمان بودند و بنى مخزوم ، آنان را شكنجه مى كردند.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «شكيبا باشيد ـ اى خاندان ياسر ـ ؛ چرا كه وعده گاه شما ، بهشت است» .۳۴۳.المعجم الكبير عن سلمان :المستدرك على الصحيحين ـ به نقل از جابر ـ :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بر عمّار و خانواده اش كه شكنجه مى شدند ، گذشت . فرمود : «بشارت باد شما را ـ اى خاندان عمّار و اى خاندان ياسر ـ ؛ چرا كه وعده گاه شما ، بهشت است » .
.
1) .ابو يَقظان ، عمّار بن ياسر بن عامر مذحجى ، از پيش گامان در ايمان و هجرت بود و از همان نخستين روزهاى طلوع خورشيد اسلام ، همراه با پدر و مادرش از سوى مشركان ، شكنجه هاى بسيارى را تحمّل كرد . از ملازمان امير مؤمنان امام على عليه السلام بود . در روزگار عمر ، مدّتى والى كوفه شد . او از مخالفان عثمان بود و به دليل صراحت لهجه اش به فرمان وى تازيانه خورد . در جنگ جمل ، فرماندهى سواره نظام و در جنگ صفّين ، فرماندهى پياده نظام را داشت و در همين جنگ ، در حالى كه نود و سه سال از عمرش مى گذشت ، به شهادت رسيد .
۱۳ . المِقدادُ بنُ الأَسوَدِ (1)۳۴۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلام :قالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله : اَلجَنَّةُ تَشتاقُ إِلَيكَ ، وَإِلَى عَمّارٍ ، وَ(إِلى) سَلمانَ وَأَبِي ذَرٍّ وَالمِقدادِ . (2)۳۴۶.كفاية الأثر عن حذيفة بن اليمان :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إِنَّ الجَنَّةَ تَشتاقُ إِلى أَربَعَةٍ : عَلِيِّ بنِ أَبِي طالِبٍ وَعَمّارِ بنِ ياسِرٍ ، وَسَلمانَ الفارِسيِّ ، وَالمِقدادِ بنِ الأَسوَدِ . (3)۱۴ . يَزيدُ بنُ نُوَيرَةَ (4)۳۴۸.عنه عليه السلام :رجال الطوسي :يَزِيدُ بنُ نُوَيرَةَ ، قُتِلَ يَومَ النَّهرَوانِ ، وَهُوَ الَّذِي قالَ لَهُ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : مَن جاوَزَ هذا التَّلَّ فَلَهُ الجَنَّةُ . فَقالَ لِرَسُولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله : ما بَينِي وَ بَينَ الجَنَّةِ إِلَا التَّلُّ؟
فَقالَ لَهُ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : نَعَم ، فَضَرَبَ بِسَيفِهِ حَتّى جاوَزَهُ .
ثُمَّ قالَ ابنُ عَمٍّ لَهُ : إِن أَنا جاوَزتُ فَلِي مِثلُ ما لِابنِ عَمِّي؟
فَقالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : نَعَم ؛ فَمَضى حَتّى جاوَزَهُ ، ثُمَّ أَقبَلا يَختَصِمانِ فِي قَتِيلٍ قَتَلاهُ .
فَقالَ لَهُما رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : أَبشِرا فَكِلا كُما قَدِ استَوجَبا الجَنَّةَ . (5).
1) .هُو المِقدادُ بنُ عَمرِو بنِ ثَعلَبَةَ البَهراوِيُّ الكِندِيُّ ، المَعرُوفُ بِالمِقدادِ بنِ الأَسوَدِ ، كانَ مِن أَبطالِ الصَّحابَةِ ، شَهِدَ المَشاهِدَ كُلَّها ، وَهُوَ أَحَدُ الأَركانِ الأَربَعَةِ وَ كانَ مِنَ الأَصحابِ الخاصِّينَ للإمامِ عَلِيٍّ عليه السلام ، وَخالَفَ حُكُومةَ عُثمانَ ، وَتُوُفِّيَ سَنَةَ ۳۲ ه وَهُو فِي السَّبعِينَ مِن عُمُرِهِ (راجع : موسوعة الإمام عليّ بن أبي طالب عليه السلام : ج ۱۲ ص ۳۱۱ إلى ۳۱۴ و الإصابة : ج ۶ ص ۱۵۹ الرقم ۸۲۰۱ و حلية الأولياء : ج ۱ ص ۱۷۲ الرقم ۲۸ و الخصال : ص ۴۶۳ ح ۴ و الكامل في التاريخ : ج ۲ ص ۲۲۳ و الطبقات الكبرى : ج ۳ ص ۱۶۳) .
2) .الخصال : ص ۳۰۳ ح ۸۰ ، عيون أخبار الرضا : ج ۲ ، ص ۶۷ ح ۳۰۶ كلاهما عن عبد اللّه بن محمّد بن عليّ بن العباس الرازى عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام ، روضة الواعظين : ص ۳۰۷ ، بحار الأنوار : ج ۲۲ ص ۳۲۵ ح ۲۲ ؛ شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد : ج ۱۰ ص ۱۰۴ عن أنس .
3) .المعجم الكبير : ج ۶ ص ۲۱۵ ح ۶۰۴۵ ، تاريخ أصبهان : ج ۱ ص ۷۵ الرقم ۳ ، تاريخ دمشق : ج ۶۰ ص ۱۷۶ ح ۱۲۴۲۸ كلّها عن أنس ، شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد : ج ۷ ص ۲۹۶ ، كنز العمّال : ج ۱۱ ص ۷۵۴ ح ۳۳۶۷۳ .
4) .هُو يَزِيدُ بنُ نُوَيرَةَ بنِ الحارِثِ بنِ عَدِيٍّ الأَنصارِيُّ ، شَهِدَ أُحُدا وَقاتَلَ يَومَ النَّهرَوانِ ، وَكانَ أَوَّلَ قَتِيلٍ قُتِلَ مِن أَصحابِ عَلِيٍّ يَومَ النَّهرَوانِ (راجع : الإصابة : ج ۶ ص ۵۳۰ الرقم ۹۳۴۱ وموسوعة حياة الصحابة : ج ۷ ص ۳۸۷۰ الرقم ۸۲۹۴)
5) .رجال الطوسي : ص ۸۵ الرقم ۸۵۹ ، خلاصة الأقوال : ص ۲۹۵ ، تاريخ بغداد : ج ۱ ص ۲۰۴ الرقم ۴۴ ، الإصابة : ج ۶ ص ۵۳۱ الرقم ۹۳۴۱ كلاهما نحوه .
۱۳ . مقداد بن اسود (1)۳۵۰.عنه عليه السلام :امام على عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «بهشت به تو و به عمّار و به سلمان و ابو ذر و مقداد ، مشتاق است» .۳۵۱.عنه عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بهشت به چهار تن ، مشتاق است : على بن ابى طالب ، عمّار بن ياسر ، سلمان فارسى و مقداد بن اسود .۱۴ . يزيد بن نُوَيره (2)۳۵۳.عنه عليه السلام :رجال الطوسى :يزيد بن نويره ، در جنگ نهروان كشته شد . او همان كسى است كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به وى فرمود : «هر كس از اين پُشته بگذرد ، بهشتى است» .
او به پيامبر خدا صلى الله عليه و آله گفت : پس ميان من و بهشت ، جز اين پشته نيست ؟
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به او فرمود : «بله» .
او شمشير زد تا از آن پشته گذشت. آن گاه پسرعمويش گفت : من نيز اگر بگذرم ، آيا همچون پسرعمويم به بهشت مى روم ؟
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «بله» . او نيز رفت تا از پشته گذشت . سپس آن دو آمدند و در باره كسانى كه كشته بودند ، با يكديگر ستيزه مى كردند.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به آن دو فرمود : «دل خوش داريد ، كه هر دوى شما سزاوار بهشتيد» .
.
1) .مقداد بن عمرو بن ثعلبه بَهراوى كِندى معروف به مقداد بن اسود ، از پهلوانان صحابه بود و در همه جنگ هاى اسلام شركت داشت . او يكى از اركان چهارگانه و از ياران خاصّ امام على عليه السلام بود و با حكومت عثمان مخالفت ورزيد . وى در سال ۳۲ ق ، در هفتاد سالگى ، از دنيا رفت .
2) .يزيد بن نويرة بن حارث بن عَدىّ انصارى ، در جنگ اُحُد شركت داشت . او در جنگ نهروان نيز جنگيد و نخستين كس از ياران امام على عليه السلام بود كه در اين جنگ ، به شهادت رسيد .
۱۷ / ۳عِدَّةٌ مِن أَصحابِ الإِمامِ عَلِيٍّ عليه السلام۱ . اُوَيسٌ القَرَنِيُّ (1)۳۵۷.مروج الذهب عن محمّد بن أبي بكر ( ـ في كِتابِهِ إلى مُعاوِيَةَ ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله :يَدخُلُ الجَنَّةِ بِشَفاعَةِ اُوَيسٍ مِثلُ رَبِيعَةَ وَمُضَرَ . (2)۲ . جُندَبٌ الخَيرُ الأَزدِيُّ (3)۳۵۹.الفتوح عن مالك الأشتر :الإمام الباقر عليه السلام :شَهِدَ مَعَ عَلِيِّ بنِ أَبِي طالِبٍ عليه السلام مِنَ التّابِعِينَ ثَلاثَةُ نَفَرٍ بِصِفِّينَ ، شَهِدَ لَهُم رسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله بِالجَنَّةِ وَلَم يَرَهُم : أُوَيسٌ القَرَنِيُّ ، وَزَيدُ بنُ صُوحانَ العَبدِيُّ ،
وَجُندَبٌ الخَيرُ الأَزدِيُّ ، رَحمَةُ اللّهِ عَلَيهِم . (4).
1) .هُو أُوَيسُ بنُ عامِرِ بنِ جَزءٍ المُرادِيُّ القَرَنِيُّ ، أَسلَمَ عَلى عَهدِ النَّبِيِّ لكِنَّهُ ما رَآه ، وَكانَ فِي عِدادِ الزُّهّادِ المَشهُورِينَ ، وَكانَ نَصِبا فِي العِبادَةِ ، شَهِدَ مَعَ الإِمامِ أَمِيرِ المُؤمِنِينَ الجَمَلَ وَصِفِّينَ وَعاهَدَهُ عَلَى الشَّهادَةِ فِي صِفِّينَ ، وَفِيها نالَ ذَلِكَ الوِسامَ بِوَجهٍ مُدمى ، وَدُفِنَ هُناكَ (راجع : موسوعة الإمام عليّ بن أبي طالب عليه السلام : ج ۷ ص ۲۶۷) .
2) .سير أعلام النبلاء : ج ۴ ص ۳۱ عن عمر ، المستدرك على الصحيحين : ج ۳ ص ۴۵۸ ح ۵۷۲۱ ، المصنّف لابن أبي شيبة : ج ۷ ص ۵۳۹ ح ۱ كلاهما عن الحسن و فيهما «رجل من اُمّتي» بدل «اُويس» ولكنْ اُشير إليه في ذيل الحديث ، تاريخ دمشق : ج ۹ ص ۴۳۸ ح ۲۴۵۵ عن ابن عبّاس ، كنز العمّال : ج ۱۲ ص ۷۶ ح ۳۴۰۶۵ ؛ الفضائل : ص ۹۱ ، الإرشاد : ج ۱ ص ۳۱۶ عن ابن عبّاس عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله ، رجال الكشّي : ج ۱ ص ۳۱۶ ح ۱۵۶ عن الأصبغ بن نباتة عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله وليس فيهما «الجنّة» .
3) .هُو جُندَبُ بنُ كَعبِ بنِ عَبدِ اللّه ِ الأَزدِيُّ الغامِدِيُّ وَهُوَ جُندَبٌ الخَيرُ ، مِن أَصحابِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ، وَعَدَّهُ الطُّوسِيُّ فِي رِجالِهِ مِن أَصحابِ الإِمامِ عَلِيٍّ عليه السلام ، نَفاهُ عُثمانُ إِلَى الشَّامِ لِأَنَّهُ كانَ يَذكُرُ مَساوِئَ عُثمانَ ؛ شَهِدَ حُرُوبَ أَمِيرِ المُؤمِنِينَ كُلَّها (راجع : موسوعة الإمام عليّ بن أبي طالب عليه السلام : ج ۷ ص ۲۷۹) .
4) .الاختصاص : ص ۸۱ عن جابر الجعفي ، بحار الأنوار : ج ۳۲ ص ۶۱۸ ح ۴۸۴ ؛ تاريخ دمشق : ج ۱۹ ص ۴۴۲ عن جابر .
۱۷ / ۳شمارى از ياران امام على عليه السلام۱ . اُوَيس قَرَنى (1)۳۶۳.الإمام الصادق عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :با شفاعت اويس ، به اندازه [ دو قبيله ] ربيعه و مُضَر ، به بهشت مى روند .۲ . جُندَب الخير ازدى (2)۳۶۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ لَمّا أنزَلَ اللّه ُ تَبارَكَ وتَعالى {Q} «وَ أ ) امام باقر عليه السلام :از تابعيان ، سه كس با على بن ابى طالب عليه السلام در صفّين حاضر بودند كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ، به بهشتى بودنشان شهادت داد ، در حالى كه آنان را نديده بود : اويس قَرَنى ، زيد بن صوحان عبدى و جُندَب الخير ازدى . رحمت خدا بر ايشان باد !
.
1) .اويس بن عامر بن جَزء مرادى قَرَنى ، در روزگار پيامبر صلى الله عليه و آله اسلام آورد ؛ امّا موفّق به ديدار ايشان نشد . او در شمار زاهدان نامدار و در عبادت ، سختكوش بود . با امير مؤمنان امام على عليه السلام در جنگ جمل و صفّين حاضر بود و در صفّين بر سر پيمان خود با آن امام عليه السلام ، با رخسارى خونين به شهادت رسيد و در همان جا به خاك سپرده شد .
2) .جُندَب بن كعب بن عبد اللّه ازدى غامدى ، معروف به جُندَب الخير ، از ياران پيامبر صلى الله عليه و آله بود . شيخ طوسى ، در كتاب رجال خود ، او را از ياران امام على عليه السلام بر شمرده است . عثمان ، او را به شام تبعيد كرد ؛ زيرا از كجروى هاى وى ياد مى كرد . جندب ، در همه جنگ هاى امير مؤمنان عليه السلام حاضر بود .
۳ . رُشَيدٌ الهَجَريُّ (1)۳۶۷.عنه صلى الله عليه و آله :رجال الكشي عن أبي حيّان البجلي عن قنواء بنت رشيد الهجري :قُلتُ لَها : أَخبِرِينِي بِما سَمِعتِ مِن أَبِيكِ؟ قالَت : سَمِعتُ أَبِي يَقُولُ : أَخبَرَنِي أَمِيرُ المُؤمِنِينَ عليه السلام فَقالَ : يا رُشَيدُ ، كَيفَ صَبرُكَ إِذا أَرسَلَ إِلَيكَ دَعِيُّ بَنِي أُمَيَّةَ فَقَطَعَ يَدَيكَ وَرِجلَيكَ وَلِسانَكَ؟ قُلتُ : يا أَمِيرَ المُؤمِنِينَ ، آخِرُ ذَلِكَ إِلى الجَنَّةِ؟ فَقالَ : يا رُشَيدُ ، أَنتَ مَعِي فِي الدُّنيا وَالآخِرَةِ . (2)۴ . زَيدُ بنُ صُوحانَ (3)۳۶۹.الإمام عليّ عليه السلام ( ـ فِي احتِجاجِهِ مَعَ الخَوارِجِ ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن سَرَّهُ أَن يَنظُرَ إِلى رَجُلٍ يَسبِقُهُ بَعضُ أَعضائِهِ إِلَى الجَنَّةِ فَليَنظُر إِلى زَيدِ بنِ صُوحانَ . (4)راجع : ص ۶۹۴ (جندب الخير الأزديّ) .
.
1) .مِن أَصحابِ أَمِيرِ المُؤمِنِينَ الواعِينَ الرّاسِخِينَ ، كانَ الإِمامُ يُسَمِّيهِ «رُشَيدَ البَلايا» وَاختَرَقَت نَظرَتُهُ الثّاقِبَةُ النّافِذَةُ ما وَراءَ عالَمِ الشَّهادَةِ ، فَعُرِفَ بـِ «عالِمِ البَلايا وَالمَنايا» (راجع : موسوعة الإمام عليّ بن أبي طالب عليه السلام : ج ۷ ص ۳۰۹) .
2) .رجال الكشّي : ج ۱ ص ۲۹۰ ح ۱۳۱ ، الأمالي للطوسي : ص ۱۶۵ ح ۲۷۶ ، الاختصاص : ۷۷ ، بشارة المصطفى : ص ۹۳ كلّها عن أبي حسّان العجلي ، بحار الأنوار : ج ۷۵ ص ۴۳۳ ح ۹۵ .
3) .هُوَ زَيدُ بنُ صُوحانَ بنِ حُجرٍ العَبدِيُّ ، كانَ خَطِيبا شُجاعا ثابِتَ الخُطى ، وَكانَ مِنَ العُظَماءِ وَالزُّهّادِ وَالأَبدالِ وَمِن أَصحابِ أَمِيرِ المُؤمِنِينَ الأَوفِياءِ ، أَسلَمَ فِي عَهدِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله فَعُدَّ مِنَ الصَّحابَةِ ، وَلَهُ وفادةٌ عَلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ، كانَ لَهُ لِسانٌ ناطِقٌ بِالحَقِّ فَلَم يُطِق عُثمانُ وُجُودَهُ بِالكُوفَةِ فَنَفاهُ إِلَى الشّامِ ، اشتَرَكَ فِي حَربِ الجَمَلِ ، وَأُخبِرَ بِشَهادَتِهِ (راجع : موسوعة الإمام عليّ بن أبي طالب عليه السلام : ج ۷ ص ۳۳۲) .
4) .مسند أبي يعلى : ج ۱ ص ۲۶۷ ح ۵۰۷ ، دلائل النبوّة للبيهقي : ج ۶ ص ۴۱۷ ، تاريخ بغداد : ج ۸ ص ۴۴۰ الرقم ۴۵۴۹ ، تاريخ دمشق : ج ۱۹ ص ۴۳۴ ح ۴۵۴۱ كلّها عن عبد الرحمن بن مسعود العبدي عن الإمام عليّ عليه السلام ، كنز العمّال : ج ۱۱ ص ۶۸۵ ح ۳۳۳۰۹ .
۳ . رُشيد هَجَرى (1)۳۷۲.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ لِفاطِمَةَ عليهاالسلام ـ ) رجال الكشّى ـ به نقل از ابو حيّان بَجَلى ـ :به قنواء (دختر رُشَيد هَجَرى) گفتم : سخنى را كه از پدرت شنيده اى ، برايم باز گو .
گفت : از پدرم شنيدم كه مى گويد : امير مؤمنان عليه السلام به من خبر داد و فرمود : «اى رُشَيد ! شكيبايى تو چگونه خواهد بود ، آن گاه كه حرام زاده بنى اميّه تو را احضار كند و دست ها و پاها و زبانت را بِبُرد؟» .
گفتم : اى امير مؤمنان ! آيا پايانش بهشت است ؟
فرمود : «اى رُشَيد ! تو در دنيا و آخرت ، با من هستى» .۴ . زيد بن صوحان (2)۳۷۴.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كه دوست دارد مردى را ببيند كه پاره اى از اندام هاى او پيش از خودش به بهشت مى روند ، به زيد بن صوحان بنگرد .ر . ك : ص ۶۹۵ (جندب الخير ازدى) .
.
1) .رُشَيد هَجَرى ، از ياران آگاه و استوار امير مؤمنان عليه السلام بود و امام عليه السلام وى را «رشيد البلايا» مى ناميد . نگاه روشن بين و نافذ او از عالَم مادّه ، گذشته بود . از اين رو به «عالِم بلايا و منايا» معروف شده بود.
2) .زيد بن صوحان بن حُجر عبدى ، خطيبى شجاع و ثابت قدم و از بزرگان و زاهدان و اَبدال و از ياران وفادار امير مؤمنان عليه السلام بود . وى در عهد پيامبر صلى الله عليه و آله ، اسلام آورد و يك بار هم خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد . از اين رو ، در شمار صحابه شمرده شده است . او زبانى حقگو داشت . از اين رو ، عثمان ، بودن او را در كوفه تحمّل نكرد و وى را به شام ، تبعيد كرد . او در جنگ جمل ، شركت كرد و امام على عليه السلام خبر شهادتش را به او داد .
۵ . مُحَمَّدُ بنُ أَبِي بَكرٍ (1)۳۷۷.عنه عليه السلام :الإمام عليّ عليه السلامـ فِي كِتابِهِ إِلى أَهلِ مِصرَ وَمَحَمَّدِ بنِ أَبِي بَكرٍ ـ: أَحسِنُوا ـ أَهلَ مِصرَ ـ مُؤازَرَةَ مُحَمَّدٍ أَمِيرِكُم ، وَاثبُتُوا عَلى طاعَتِهِ ، تَرِدُوا حَوضَ نَبِيِّكُم . (2)۶ . مَيثَمٌ التَّمّارُ (3)۳۷۹.عنه عليه السلام :رجال الكشي عن ميثم النهرواني :دَعانِي أَمِيرُ المُؤمِنِينَ عليه السلام وَقال : كَيفَ أَنتَ يا مَيثمُ إِذا دَعاكَ دَعِيُّ بَنِي أُمَيَّةَ ابنُ دَعِيِّها عُبَيدُ اللّهِ بنُ زِيادٍ إِلَى البَراءَةِ مِنِّي ؟ فَقالَ : يا أَمِيرَ المُؤمِنِينَ ، أَنا وَاللّهِ لا أَبرَأُ مِنكَ ، قالَ : إِذا وَاللّهِ يَقتُلُكَ وَيَصلِبُكَ ، قُلتُ : أَصبِرُ فَذاكَ فِي اللّهِ قَلِيلٌ ، فَقالَ : يا مَيثمُ ، إِذا تَكُونَ مَعِي فِي دَرَجَتِي . (4).
1) .هُوَ مُحَمَّدُ بنُ عَبدِ اللّه ِ بنِ عُثمانَ وَهُو مُحَمَّدُ بنُ أَبِي بَكرِ بنِ أَبِي قُحافَةَ ، وَأُمُّهُ أَسماءُ بِنتُ عُمَيسٍ ، تَزَوَّجَها الإِمامُ أَمِيرُ المُؤمِنِينَ بَعدَ مَوتِ أَبِي بَكرٍ ، فَانتَقَلَت إِلَى بَيتِهِ مَعَ أَولادِها وَفِيهِم مُحَمَّدٌ ، وَنَشَأَ فِي حِجرِ الإِمامِ وَامتَزَجَت رُوحُهُ بِمَعرِفَةِ أَهلِ البَيتِ عليهم السلام . كانَ مُحمَّدٌ فِي مِصرَ أَيامَ حُكُومَةِ عُثمانَ ، وَكانَ إِلى جانِبِ الإِمامِ بَعدَ تَصَدِّيهِ لِلخِلافَةِ ، وَكانَ عَلى الرَّجّالَةِ فِي حَربِ الجَمَلِ . وَوَلاّهُ الإِمامُ عَلَى مِصرَ سَنَةَ ۳۶ ه ، وَلَمّا تَخاذَلَ أَصحابُ الإِمامِ عَن نُصرَتِهِ اغتَنَمَ مُعاوِيَةُ هذِهِ الفُرصَةَ وَاغتالَهُ ، وَاستَطاعَ أَن يُسَخِّرَ مِصرَ تَحتَ قُدرَتِهِ (راجع : موسوعة الإمام عليّ بن أبي طالب عليه السلام : ج ۷ ص ۴۸۲) .
2) .الأمالي للمفيد : ص ۲۶۹ ح ۳ ، الأمالي للطوسي : ص ۳۱ ح ۳۱ كلاهما عن أبي إسحاق الهمداني ، الغارات : ج ۱ ص ۲۵۰ ، بحار الأنوار : ج ۸۰ ص ۳۹۱ ح ۱۱ .
3) .هُو مَيثَمُ بنُ يَحيَى التَّمّارُ الأَسَدِيُّ أَبُو سالِمٍ ، مِن أَجِلّاءِ أَصحابِ أَمِيرِ المُؤمِنِينَ عليه السلام ، كانَ عَبدا لِامرَأَةٍ فَاشتَراهُ عَلِيٌّ عليه السلام وَأَعتَقَهُ ، نالَ مَنزِلَةً رَفِيعَةً مِنَ العِلمِ ، كانَ راسِخا عَلى طَرِيقِ الحَقِّ وَثابِتا فِي الدِّفاعِ عَنِ الوَلايَةِ ، قَتَلَهُ عُبَيدُ اللّه ِ بنُ زِيادٍ قَبلَ استِشهادِ الإِمامِ الحُسَينِ بِأَيّامٍ (راجع : موسوعة الإمام عليّ بن أبي طالب عليه السلام : ج ۷ ص ۵۰۶) .
4) .رجال الكشّي : ج ۱ ص ۲۹۵ ح ۱۳۹ ، رجال ابن داوود : ص ۳۵۶ الرقم ۱۶۹۳ ، خصائص الأئمة عليهم السلام : ص ۵۴ وليس فيه من «فقال : يا أمير المؤمنين» إلى «ويصلبك» ، الخرائج والجرائح : ج ۱ ص ۲۲۹ ح ۷۳ ، بحار الأنوار : ج ۴۲ ص ۱۳۰ ح ۱۳ .
۵ . محمّد بن ابى بكر (1)۳۸۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام ـ در نامه اش به مردم مصر و محمّد بن ابى بكر ـ :اى اهل مصر ! به محمّد ، اميرتان ، خوب كمك كنيد و در فرمانبرى از او ثابت قدم باشيد تا بر حوض پيامبرتان وارد شويد .۶ . ميثم تمّار (2)۳۸۳.عنه صلى الله عليه و آله :رجال الكشّى ـ به نقل از ميثم نهروانى ـ :امير مؤمنان عليه السلام مرا صدا زد و فرمود : «اى ميثم! چه خواهى كرد ، آن گاه كه دَعىّ (3)بنى اميّه ، فرزند دَعىّ آنها ، عبيد اللّه بن زياد ، از تو بخواهد كه از من بيزارى بجويى؟» .
گفت[م] : اى امير مؤمنان ! به خدا سوگند كه از تو بيزارى نخواهم جست .
فرمود : «در اين صورت ، به خدا سوگند كه تو را مى كشد و به دار مى آويزد !» .
گفتم : شكيبايى مى كنم ؛ چرا كه اين ، در راه خدا ناچيز است .
فرمود : «در اين صورت ، تو با من ، در درجه من ، خواهى بود» .
.
1) .محمّد بن عبد اللّه بن عثمان يا همان محمّد بن ابى بكر بن ابى قُحافه ، مادرش اسماء بنت عميس است . پس از مرگ ابو بكر ، امام على امير مؤمنان عليه السلام با اسماء ازدواج كرد و اسماء همراه با فرزندانش از جمله محمّد ، به خانه امام عليه السلام منتقل شد . از اين رو ، محمّد در دامن امام عليه السلام پرورش يافت و معرفت اهل بيت عليهم السلام با جان او در آميخت . محمّد در زمان حكومت عثمان در مصر بود و پس از آن كه امام على عليه السلام به خلافت رسيد ، جانب ايشان را گرفت و در جنگ جمل ، فرمانده پياده نظام بود . در سال ۳۶ ق ، از جانب امام عليه السلام به حكومت مصر گماشته شد و پس از آن كه ياران امام عليه السلام از يارى او دست كشيدند ، معاويه با سوء استفاده از اين فرصت ، وى را ناجوان مردانه به شهادت رساند و توانست مصر را تحت قدرت خود در آورد .
2) .ابو سالم ، ميثم بن يحيى تمّار اسدى ، از بزرگان اصحاب امير مؤمنان عليه السلام بود . او غلام يك زن بود كه امام على عليه السلام وى را خريد و آزاد نمود . ميثم به مرتبه بلندى از دانش ، دست يافت . در راه حق ، استوار و در دفاع از ولايت ، ثابت قدم بود . وى چند روز پيش از شهادت امام حسين عليه السلام ، به دست عبيد اللّه بن زياد ، كشته شد .
3) .دَعى : بى اصل و نَسَب ، آن كه نسبتش به پدرش قطعى نيست .
۱۷ / ۴عِدَّةٌ مِن أَصحابِ الإِمامِ الحُسَينِ عليه السلام(شُهَداءُ كَربَلاءَ)۳۸۷.عنه عليه السلام :الإرشاد عن جويرية بن مسهر العبديِّ :لَمّا تَوَجَّهنا مَعَ أَمِيرِ المُؤمِنِينَ عَلِيِّ بنِ أَبِي طالِبٍ عليه السلام إِلى صِفِّينَ ، فَبَلَغنا طُفُوفَ كَربَلاءَ ، وَقَفَ عليه السلام ناحِيةً مِنَ العَسكَرِ ، ثُمَّ نَظَرَ يَمِينا وَشِمالاً وَاستَعبَرَ ثُمَّ قالَ : هذا ـ وَاللّهِ ـ مُناخُ رِكابِهِم وَمَوضِعُ مَنِيَّتِهِم .
فَقِيلَ لَهُ : يا أَمِيرَ المُؤمِنِينَ ، ما هذا المَوضِعُ ؟
قالَ : هذا كَربَلاءُ ، يُقتَلُ فِيهِ قَومٌ يَدخُلُونَ الجَنَّةَ بِغَيرِ حِسابٍ . ثُمَّ سارَ (1).۳۸۸.الخصال عن محمّد ابن الحنفيّة :الطَّبقات الكبرى (الطبقة الخامسة من الصحابة) عن أبي عبيد الضبي :دَخَلنا عَلى أَبِي هَرثَمٍ الضَّبِّيِّ حِينَ أَقبَلَ مِن صِفِّينَ ـ وَهُوَ مَعَ عَلِيٍّ ـ وَهُوَ جالِسٌ عَلى دُكّانٍ (2)، وَلَهُ امرَأَةٌ يُقالُ لَها : جرداءُ ، هِيَ أَشَدُّ حُبّا لِعَلِيٍّ وَأَشَدُّ لِقَولِهِ تَصدِيقا . فَجاءَت شاةٌ فَبَعَرَت ، فَقالَ : لَقَد ذَكَّرَنِي بَعرُ هذِهِ الشّاةِ حَدِيثا لِعَلِيٍّ .
قالُوا : وَما عِلمُ عَلِيٍّ عليه السلام بِهذا ؟
قالَ : أَقبَلنا مَرجِعَنا مِن صِفِّينَ فَنَزَلنا كَربَلاءَ ، فَصَلّى بِنا عَلِيٌّ عليه السلام صَلاةَ الفَجرِ بَينَ شَجَراتِ وَدَوحاتِ حَرْمَلٍ ، ثُمَّ أَخَذَ كَفّا مِن بَعرِ الغِزلانِ فَشَمَّهُ ، ثُمَّ قالَ : أَوْهِ ، أَوْهِ ، يُقتَلُ بِهذا الغائِطِ (3)قَومٌ يَدخُلُونَ الجَنَّةَ بِغَيرِ حِسابٍ .
قالَ : قالَت جرداءُ : وَما تُنكِرُ مِن هذا ؟! هُوَ أَعلَمُ بِما قالَ مِنكَ ، نادَت بِذَلِكَ
وَهِيَ فِي جَوفِ البَيتِ (4). .
1) .الإرشاد : ج ۱ ص ۳۳۲ وراجع : خصائص الأئمّة عليهم السلام : ص ۴۷ وقرب الإسناد : ص ۲۶ ح ۸۷ ووقعة صفّين : ص ۱۴۲ وكامل الزيارات : ص ۴۵۳ ح ۶۸۵ وذخائر العقبى : ص ۱۷۴ .
2) .الدُّكّان : الدكّة المبنيّة للجلوس عليها (لسان العرب : ج ۱۳ ص ۱۵۷) .
3) .الغائط : المتّسع من الأرض مع طمأنينة (لسان العرب : ج ۷ ص ۳۶۴) .
4) .الطبقات الكبرى (الطبقة الخامسة من الصحابة) : ج ۱ ص ۴۳۲ ح ۴۲۰ ، تاريخ دمشق : ج ۱۴ ص ۱۹۸ عن أبي عبد اللّه الضبّي ؛ شرح الأخبار : ج ۳ ص ۱۳۶ ح ۱۰۷۷ ، المناقب للكوفي : ج ۲ ص ۲۶ ح ۵۱۴ كلاهما نحوه وراجع : تهذيب التهذيب : ج ۱ ص ۵۹۰ الرقم ۱۵۷۷ ومقتل الحسين عليه السلام للخوارزمي : ج ۱ ص ۱۶۵ .
۱۷ / ۴شمارى از ياران امام حسين عليه السلامشهيدان كربلا۳۹۲.المعجم الأوسط عن أبي الطفيل :الاءرشاد ـ به نقل از جُوَيرية بن مسهر عبدى ـ :چون با امير مؤمنان على بن ابى طالب عليه السلام ره سپار صفّين شديم و به تپّه هاى كربلا رسيديم ، ايشان در كنار لشكر ايستاد . سپس به راست و چپ ، نگاهى كرد و اشك ريخت و آن گاه فرمود : «اين جا ـ به خدا سوگند ـ ، خُسبگاه اشتران آنان و قتلگاه ايشان است» .
يكى گفت : اى امير مؤمنان ! اين جا كجاست؟
فرمود : «اين جا كربلاست . در اين سرزمين ، جماعتى كشته خواهند شد كه بدون حسابرسى به بهشت مى روند» . اين را فرمود و حركت كرد .۳۹۳.تاريخ اليعقوبي ( ـ في ذِكرِ خِلافَةِ أميرِ المُؤمِنينَ عَلِيِّ بنِ ) الطبقات الكبرى (الطبقة الخامسة من الصحابة) ـ به نقل از ابو عُبَيد ضَبّى ـ :ما بر ابو هَرثَم ضَبّى ، پس از بازگشتش از صفّين ـ كه با على عليه السلام رفته بود ـ وارد شديم و او بر دكّانچه اى نشسته بود . او زنى به نام جرداء داشت كه سخت ، دوستدار على عليه السلام بود و به سخنانش اعتقاد بسيار داشت . در همين حين ، گوسفندى آمد و پشكل انداخت . ابو هرثم گفت : پشكل اين گوسفند ، مرا به ياد سخنى از على انداخت.
حاضران گفتند : على عليه السلام اين را از كجا مى داند؟
گفت : در بازگشت از صفّين ، در كربلا فرود آمديم . على عليه السلام نماز صبح را در درختزار حَرمَل با ما به جماعت خواند و سپس مُشتى پشكل آهو برداشت و آن را بو كرد و آن گاه فرمود : «آه! آه! در اين دشت ، مردمانى كشته خواهند شد كه بدون حسابرسى به بهشت مى روند».
جرداء از درون خانه داد زد كه : كجاى اين سخن را انكار مى كنى؟! او به آنچه فرموده ، از تو داناتر است.
.
۳۹۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :تاريخ دمشق عن هرثمة بن سلمى :خَرَجنا مَعَ عَلِيٍّ عليه السلام فِي بَعضِ غَزوِهِ ، فَسارَ حَتّى انتَهى إِلى كَربَلاءَ ، فَنَزَلَ إِلى شَجَرَةٍ فَصَلّى إِلَيها ، فَأَخَذَ تُربَةً مِنَ الأَرضِ فَشَمَّها ، ثُمَّ قالَ : واها لَكِ تُربَةً ! لَيُقتَلَنَّ بِكِ قَومٌ يَدخُلُونَ الجَنَّةَ بِغَيرِ حِسابٍ .
قالَ : فَقَفَلنا من غَزَواتِنا ، وَقُتِلَ عَلِيٌّ عليه السلام ، وَنَسِيتُ الحَدِيثَ .
قالَ : وَكُنتُ فِي الجَيشِ الَّذِينَ سارُوا إِلَى الحُسَينِ ، فَلَمَّا انتَهَيتُ إِلَيهِ نَظَرتُ إِلَى الشَّجَرَةِ فَذَكَرتُ الحَدِيثُ ، فَتَقَدَّمتُ عَلى فَرَسٍ لِي فَقُلتُ : أُبَشِّرُكَ ابنَ بِنتِ رَسُولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ، وَحَدَّثتُهُ الحَدِيثَ .
قالَ : مَعَنا أَو عَلَينا ؟
قُلتُ : لا مَعَكَ وَلا عَلَيكَ ، تَرَكتُ عِيالاً ، وَتَرَكتُ .
قالَ : إِمّا لا فَوَلِّ فِي الأَرضِ ، فَوَالَّذِي نَفسُ حُسَينٍ بِيَدِهِ لا يَشهَدُ قَتلَنا اليَومَ رَجُلٌ إِلَا دَخَلَ جَهَنَّمَ .
قالَ : فَانطَلَقتُ هارِبا مُوَلِّيا فِي الأَرضِ حَتّى خَفِيَ عَلَيَّ مَقتَلُهُ (1).۳۹۵.عنه صلى الله عليه و آله :وقعة صفِّين عن أبي عبيدة عن هرثمة بن سليم :غَزَونا مَعَ عَلِيِّ بنِ أَبِي طالِبٍ غَزوَةَ صِفِّينَ ، فَلَمّا نَزَلنا بِكَربَلاءَ صَلّى بِنا صَلاةً ، فَلَمّا سَلَّمَ رَفَعَ إِلَيهِ مِن تُربَتِها فَشَمَّها ، ثُمَّ قالَ :
واها لَكِ أَيَّتُها التُّربَةُ ، لِيُحشَرَنَّ مِنكِ قَومٌ يَدخُلُونَ الجَنَّةَ بِغَيرِ حِسابٍ .
فَلَمّا رَجَعَ هَرثَمَةُ مِن غَزوَتِهِ إِلَى امرَأَتِهِ ـ وَهِي جرداءُ بِنتُ سميرٍ ، وَكانَت شِيعةً لِعَلِيٍّ ـ فَقالَ لَها زَوجُها هَرثَمَةَ : أَلا أُعَجِّبُكِ مِن صَدِيقِكِ أَبِي الحَسَنِ ؟ لَمّا نَزَلنا كَربَلاءَ رَفَعَ إِلَيهِ مِن تُربَتِها فَشَمَّها وَقالَ : وَاها لَكِ يا تُربَةُ ، لَيُحشَرَنَّ مِنكِ قَومٌ يَدخُلُونَ الجَنَّةَ بِغَيرِ حِسابٍ ! وَما عِلمُهُ بِالغَيبِ ؟
فَقالَت : دَعنا مِنكَ أَيُّها الرَّجُلُ ، فَإِنَّ أَمِيرَ المُؤمِنِينَ لَم يَقُل إِلّا حقّا .
فَلَمّا بَعَثَ عُبَيدُ اللّهِ بنُ زِيادٍ البَعثَ الَّذِي بَعَثَهُ إِلَى الحُسَينِ بنِ عَلِيٍّ وَأَصحابِهِ ، قالَ : كُنتُ فِيهِم فِي الخَيلِ الَّتِي بَعَثَ إِلَيهِم ، فَلَمّا انتَهَيتُ إِلَى القَومِ وَحُسَينٍ وَأَصحابِهِ عَرَفتُ المَنزِلَ الَّذِي نَزَلَ بِنا عَلِيٌّ فِيهِ ، وَالبُقعَةَ الَّتِي رَفَعَ إِلَيهِ مِن تُرابِها ، وَالقَولَ الَّذِي قالَهُ ، فَكَرِهتُ مَسِيرِي ، فَأَقبَلتُ عَلى فَرَسِي حَتّى وَقَفتُ عَلَى الحُسَينِ ، فَسَلَّمتُ عَلَيهِ ، وَحَدَّثتُهُ بِالَّذِي سَمِعتُ مِن أَبِيهِ فِي هذا المَنزِلِ .
فَقالَ الحُسَينُ : مَعَنا أَنتَ أَو عَلَينا ؟
فَقُلتُ : يَابنَ رَسُولِ اللّهِ ، لا مَعَكَ وَلا عَلَيكَ ، تَرَكتُ أَهلِي وَولدِي أَخافُ عَلَيهِم مِنِ ابنِ زِيادٍ .
فَقالَ الحُسَينُ : فَوَلِّ هَربا حَتّى لا تَرى لَنا مَقتَلاً ، فَوَالَّذِي نَفسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ لا يَرى مَقتَلَنا اليَومَ رَجُلٌ وَلا يُغِيثُنا إِلَا أَدخَلَهُ اللّهُ النّارَ .
قالَ : فَأَقبَلتُ فِي الأَرضِ هارِبا حَتّى خَفِيَ عَلَيَّ مَقتَلُهُ (2). .
۳۹۶.الإمام الباقر عليه السلام ، عن جابر بن عبداللّه اتاريخ دمشق ـ به نقل از هرثمة بن سَلمى ـ :با على عليه السلام در يكى از جنگ هايش بيرون رفتيم . رفت و رفت تا به كربلا رسيد . در زير درختى پياده شد و نماز خواند . سپس قدرى خاك از زمين برداشت و آن را بوييد و آن گاه فرمود : «خوشا تو ، اى خاك! مردمانى در تو كشته خواهند شد كه بدون حسابرسى وارد بهشت مى شوند» .
از جنگ باز گشتيم و على عليه السلام كشته شد و اين حديث را فراموش كردم.
بعدها ، در سپاهى كه براى جنگ با حسين عليه السلام مى رفت ، شركت كردم . چون به آن سرزمين رسيدم ، چشمم به آن درخت افتاد و به ياد حديث افتادم . سوار بر اسبم به سوى حسين تاختم و گفتم : «تو را بشارت مى دهم ، اى فرزند دخت پيامبر خدا !» و آن سخن [ پدرش ] را برايش گفتم .
حسين عليه السلام فرمود : «با ما هستى ، يا بر ضدّ ما؟» .
گفتم : نه با تو هستم و نه بر ضدّ تو . من خانواده را رها كرده ام . من [ چه و چه خود را ] رها كرده ام .
حسين عليه السلام فرمود : «اگر با ما نيستى ، از اين سرزمين برو ؛ زيرا ـ سوگند به آن كه جان حسين در دست اوست ـ ، هر مردى كه امروز ، شاهد كشته شدن ما باشد ، قطعا به دوزخ مى رود» .
من از آن سرزمين ، گريزان رفتم تا آن كه قتلگاه او از نظرم ناپديد شد .۳۹۷.تاريخ اليعقوبي عن حسّان بن ثابت ( ـ فِي وَصفِ الإِمامِ عَلِيٍّ عليه السلام في أوائِ ) وقعة صفّين ـ به نقل از ابو عبيده ـ :هرثمة بن سليم گفت: با على بن ابى طالب عليه السلام به جنگ صفّين رفتيم . چون در كربلا فرود آمديم ، نماز را به جماعت با ما خواند . سلام كه داد ، قدرى از خاك آن جا را برداشت و بوييد و سپس فرمود: «زهى تو ، اى خاك! مردمانى از تو محشور خواهند شد كه بى حسابرسى به بهشت مى روند» .
چون هرثمه از جنگ به نزد همسرش جرداء دختر سمير ـ كه شيعه على عليه السلام بود ـ باز گشت ، به او گفت : آيا تو را از دوستت ابو الحسن شگفت زده نكنم؟ در كربلا كه فرود آمديم ، قدرى از خاك آن جا را برداشت و بوييد و گفت : «زهى تو ، اى خاك ! مردمانى از تو محشور خواهند شد كه بى حسابرسى به بهشت مى روند» . مگر او علم غيب دارد؟
همسرش گفت : دست بردار ، اى مرد! امير مؤمنان ، جز حق نگفته است.
[ هرثمه گفت : ] زمانى كه عبيد اللّه بن زياد ، لشكرى به سوى حسين بن على و يارانش فرستاد ، من نيز در جمع سوارانى بودم كه او گسيل داشت . چون به آن مردمان و حسين و يارانش رسيديم ، منزلگاهى را كه على عليه السلام ما را در آن جا فرود آورد و زمينى را كه از خاك آن برداشت ، شناختم و آن سخنى را كه گفته بود ، به ياد آوردم . پس ، از آمدنم ناراحت شدم و سوار بر اسبم نزد حسين رفتم و بر او سلام كردم و آنچه را از پدرش در اين منزلگاه شنيده بودم ، برايش باز گفتم.
حسين عليه السلام گفت : «تو با ما هستى ، يا بر ضدّ ما؟» .
گفتم : اى فرزند پيامبر خدا ! نه با تو هستم و نه بر ضدّ تو . زن و فرزندانم را رها كرده ام و آمده ام و از ابن زياد بر آنان مى ترسم.
حسين عليه السلام گفت : «پس بگريز و برو تا شاهد كشته شدن ما نباشى ؛ زيرا ـ سوگند به آن كه جان من در دست اوست ـ ، هر مردى كه امروز ، شاهد كشته شدن ما باشد و يارى مان نرساند ، خداوند ، او را در آتش مى افكند ».
هرثمه گفت : من از آن سرزمين گريختم تا جايى كه محلّ كشته شدن او از نظرم ناپديد شد. .
۳۹۸.تاريخ الطبري عن الفضل بن عبّاس :علل الشرائع عن ميثم التمّار :يا جَبَلةُ ، اِعلَمِي أَنَّ الحُسَينَ بنَ عَلِيٍّ عليه السلام سَيِّدُ الشُّهَداءِ يَومَ القِيامَةِ ، وَلِأَصحابِهِ عَلى سائِرِ الشُّهداءِ دَرَجَةٌ . (1).
1) .علل الشرائع : ص ۲۲۸ ح ۳ ، الأمالي للصدوق : ص ۱۹۰ ح ۱۹۸ ، بحار الأنوار : ج ۴۵ ص ۲۰۳ ح ۴ .
۳۹۹.شرح نهج البلاغة :علل الشرائع ـ به نقل از ميثم تمّار ـ :اى جَبَله ! بدان كه حسين بن على ، سالار شهيدان در روز قيامت است و ياران او نيز بر ديگر شهيدان ، برترى دارند. .
۴۰۰.الإمام عليّ عليه السلام ( ـ قالَ رَسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله ـ ) الأمالي للصدوق عن كعب الأحبار :إِنَّ فِي كِتابِنا : أَنَّ رَجُلاً مِن وُلدِ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله يُقتَلُ ، وَلا يَجِفُّ عَرَقُ دَوابِّ أَصحابِهِ حَتّى يَدخُلُوا الجَنَّةَ ، فَيُعانِقُوا الحُورَ العِينَ . (1)۴۰۱.تفسير العيّاشي عن جابر الجعفي :الإمام زين العابدين عليه السلام :كُنتُ مَعَ أَبِي اللَّيلَةَ الَّتِي قُتِلَ صَبِيحَتَها ، فَقالَ لِأَصحابِهِ : هذا اللَّيلَ فاتَّخِذُوهُ جَمَلاً فَإِنَّ القَومَ إِنَّما يُرِيدُونَنِي ، وَلَو قَتَلُونِي لَم يَلتَفِتُوا إِلَيكُم وَأَنتُم فِي حِلٍّ وَسَعَةٍ ، فَقالُوا : لا وَاللّهِ لا يَكُونُ هذا أَبَدا .
قالَ : إِنَّكُم تُقتَلُونَ غَدا كَذلِكَ لا يُفلَتُ مِنكُم رَجُلٌ .
قالُوا : اَلحَمدُ للّهِِ الَّذِي شَرَّفَنا بِالقَتلِ مَعَكَ . ثُمَّ دَعا وَقالَ لَهُم : اِرفَعُوا رُؤُوسَكُم وَانظُرُوا .
فَجَعَلُوا يَنظُرُونَ إِلى مَواضِعِهِم وَمَنازِلِهِم مِنَ الجَنَّةِ ، وَهُوَ يَقُولُ لَهُم :
هذا مَنزِلُك يَا فُلانُ ، وَهذا قَصرُكَ يا فُلانُ وَهذِهِ دَرَجَتُكَ يا فُلانُ ، فَكانَ الرَّجُلُ يَستَقبِلُ الرِّماحَ وَالسُّيُوفَ بِصَدرِهِ وَوَجهِهِ ، لِيَصِلَ إِلى مَنزِلِهِ مِنَ الجَنَّةِ . (2)۴۰۲.الإمام الصادق عليه السلام :عنه عليه السلام :لَمّا اشتَدَّ الأَمرُ بِالحُسَينِ بنِ عَلِيِّ بنِ أَبِي طالِبٍ عليهماالسلام ، نَظَرَ إِلَيهِ مَن كانَ مَعَهُ فَإِذا هُوَ بِخِلافِهِم ، لِأَنَّهُم كُلَّما اشتَدَّ الأَمرُ تَغَيَّرَت أَلوانُهُم ، وَارتَعَدَت فَرائِصُهُم (3)، وَوَجَبَت (4)قُلُوبُهُم ، وَكانَ الحُسَينُ عليه السلام وَبَعضُ مَن مَعَهُ مِن خَصائِصِهِ تُشرِقُ أَلوانُهُم وَتَهدَأُ جَوارِحُهُم ، وَتَسكُنُ نُفُوسُهُم . فَقالَ بَعضُهُم لِبَعضٍ : اُنظُرُوا لا يُبالِي بِالمَوتِ .
فَقالَ لَهُمُ الحُسَينُ عليه السلام : صَبرا بَنِي الكِرامِ ، فَما المَوتُ إِلّا قَنطَرَةٌ تَعبُرُ بِكُم عَنِ
البُؤسِ وَالضَّرّاءِ إِلَى الجِنانِ الواسِعَةِ وَالنَّعِيمِ الدّائِمَةِ ، فَأَيُّكُم يَكرَهُ أَن يَنتَقِلَ مِن سِجنٍ إِلى قَصرٍ ، وَما هُوَ لِأَعدائِكُم إِلَا كَمَن يَنتَقِلُ مِن قَصرٍ إِلى سِجنٍ وَعَذابٍ .
إِنَّ أَبِي حَدَّثَنِي ، عَن رَسُولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله : أَنَّ الدُّنيا سِجنُ المُؤمِنِ وَجَنَّةُ الكافِرِ ، وَالمَوتَ جِسرُ هؤُلاءِ إِلى جِنانِهِم ، وَجِسرُ هؤُلاءِ إِلى جَحِيمِهِم ، ما كَذَبتُ وَلا كُذِّبتُ . (5).
1) .الأمالي للصدوق : ص ۲۰۳ ح ۲۲۰ ، بحار الأنوار : ج ۴۴ ص ۲۲۴ ح ۲ .
2) .الخرائج والجرائح : ج ۲ ص ۸۴۷ ح ۶۲ عن أبي حمزة الثمالي ، بحار الأنوار : ج ۴۴ ص ۲۹۸ ح ۳ .
3) .الفرائص : عَصَبُ الرقبة وعروقها لأنّها تثور عند الغضب (النهاية : ج ۳ ص ۴۳۱ «فرص») .
4) .وَجَبَ القَلبُ : إذا خفق (النهاية : ج ۵ ص ۱۵۴ «وجب») .
5) .معاني الأخبار : ص ۲۸۸ ح ۳ ، الاعتقادات : ص ۵۲ من دون إسنادٍ إلى أحدٍ من أهل البيت عليهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۴۴ ص ۲۹۷ ح ۲ .
۴۰۳.الكافي عن الحسين بن أبي العلاء :الأمالى ، صدوق ـ به نقل از كعب الأحبار ـ :در كتاب هاى ما آمده است كه مردى از فرزندان محمّد ، پيامبر خدا ، كشته مى شود و عرق مركب هاى ياران او هنوز خشك نشده ، وارد بهشت مى شوند و حور العين را در آغوش مى كشند.۴۰۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ لِعَلِيٍّ عليه السلام ـ ) امام زين العابدين عليه السلام :شبى كه پدرم در فرداى آن ، كشته شد ، من با او بودم . به يارانش فرمود : «از تاريكى شب ، استفاده كنيد و برويد ؛ چرا كه اين جماعت ، تنها مرا مى خواهند و اگر مرا بكشند ، به شما كارى نخواهند داشت . شما آزاديد كه برويد» .
ياران گفتند : نه ، به خدا سوگند . اين كار هرگز چنين اتّفاق نخواهد افتاد .
[ پدرم به آنان ] فرمود : «فردا شما نيز كشته خواهيد شد و يك نفر هم از شما جان به در نخواهد برد» .
گفتند : ستايش ، خداى را كه افتخار كشته شدن در ركاب تو را به ما ارزانى داشته است !
پدرم دعا كرد و به ايشان فرمود : «سرهايتان را بلند كنيد و بنگريد».
آنان شروع به نگريستن به جايگاه و منازل خويش در بهشت كردند ، و پدرم به ايشان مى فرمود: «فلانى! اين ، منزل توست . فلانى! اين ، قصر توست . فلانى! اين ، درجه توست» .
پس ، هر يك از ايشان ، سينه و چهره خويش را به استقبال نيزه ها و شمشيرها مى برد تا به جايگاه خويش در بهشت برسد.۴۰۵.عنه صلى الله عليه و آله :امام زين العابدين عليه السلام :چون كار بر حسين بن على عليه السلام سخت شد ، يكى از كسانى كه با ايشان بود ، به او نگريست ، ديد كه برخلاف آنان است ؛ زيرا هر چه كار بر آنان سخت تر مى شد ، رنگ از رخسارشان بر مى گشت ، و بدن هايشان به لرزه و قلب هايشان به تپش مى افتاد ، در حالى كه حسين عليه السلام و برخى از ياران خاصّش ، رنگشان روشن و اندام هايشان آرام مى شد و دل هايشان قرار بيشترى مى يافت . آنان به يكديگر مى گفتند : بنگريد كه از مرگ ، باكى ندارد !
حسين عليه السلام به ايشان فرمود : «شكيبا باشيد ، اى بزرگ زادگان ؛ چرا كه مرگ ، چيزى نيست ، جز پلى كه شما را از بدبختى و رنج به بهشت هاى پهناور و نعمت هاى جاويدان ، مى رسانَد . كدام يك از شما خوش ندارد كه از زندان به كاخ رود ؟ ! براى دشمنانتان هم مرگ نيست ، مگر همچون كسى كه از كاخى به زندان و شكنجه گاهى رود . پدرم از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله برايم نقل كرد كه : دنيا زندان مؤمن و بهشت كافر است ، و مرگ براى آنان ، پلى به سوى بهشت هايشان است و براى اينان ، پلى به سوى دوزخشان . من ، هرگز دروغ نگفته ام و به دروغگويى هم متّهم نشده ام» . .
۴۰۶.عنه صلى الله عليه و آله :الأمالي للصدوق عن ثابت بن أبي صفيّة :نَظَرَ سَيِّدُ العابِدِينَ عَلِيُّ بنُ الحُسَينِ عليه السلام إِلى عُبَيدِ اللّهِ بنِ العَبّاسِ بنِ عَلِيِّ بنِ أَبِي طالِبٍ عليه السلام ، فَاستَعبَرَ ثُمَّ قالَ : ما مِن يَومٍ أَشَدَّ عَلَى رَسُولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله مِن يَومِ أُحُدٍ ، قُتِلَ فِيهِ عَمُّهُ حَمزَةُ بنُ عَبدِ المُطَّلِبِ أَسَدُ اللّهِ وَأَسَدُ رَسُولِهِ ، وَبَعدَهُ يَومُ مُؤتَةَ ، قُتِلَ فِيهِ ابنُ عَمِّهِ جَعفَرُ بنُ أَبِي طالِبٍ .
ثُمَّ قالَ عليه السلام : وَلا يَومَ كَيَومِ الحُسَينِ عليه السلام اِزدَلَفَ إِلَيهِ ثَلاثُونَ أَلفَ رَجُلٍ يَزعُمُونَ أَنَّهُم مِن هذِهِ الأُمَّةِ ، كُلٌّ يَتَقَرَّبُ إِلَى اللّهِ عَزَّ وَجَلَّ بِدَمِهِ ، وَهُوَ بِاللّهِ يُذَكِّرُهُم فَلا يَتَّعِظُونَ ، حَتّى قَتَلُوهُ بَغيا وَظُلما وَعُدوانا .
ثُمَّ قالَ عليه السلام : رَحِمَ اللّهُ العَبّاسَ! فَلَقَد آثَرَ وَأَبلى وَفَدى أَخاهُ بِنَفسِهِ حَتّى قُطِعَت يَداهُ ، فَأَبدَلَهُ اللّهُ عَزَّ وَجَلَّ بِهِما جَناحَينِ يَطِيرُ بِهِما مَعَ المَلائِكَةِ فِي الجَنَّةِ كَما جَعَلَ لِجَعفَرِ بنِ أَبِي طالِبٍ ، وَإِنَّ لِلعَبّاسِ عِندَ اللّهِ تَبارَكَ وَتَعالى مَنزِلَةً يَغبِطُهُ بِها جَمِيعُ الشُّهَداءِ يَومَ القِيامَةِ . (1)۴۰۷.عنه صلى الله عليه و آله :علل الشّرائع عن محمّد بن عمارة عن الإمام الصّادق عليه السلام :قُلتُ لَهُ : أَخبِرنِي عَن أَصحابِ
الحُسَينِ عليه السلام وَإِقدامِهِم عَلَى المَوتِ .
فَقالَ : إِنَّهُم كُشِفَ لَهُم الغِطاءُ حَتّى رَأَوا مَنازِلَهُم مِنَ الجَنَّةِ ، فَكانَ الرَّجُلُ مِنهُم يُقدِمُ عَلَى القَتلِ لِيُبادِرَ إِلَى حَوراءَ يُعانِقُها ، وَإِلى مَكانِهِ مِنَ الجَنَّةِ . (2).
۴۰۸.الأمالي للطوسي عن أنس :الأمالى ، صدوق ـ به نقل از ثابت بن ابى صفيّه ـ :سيّد العابدين ، على بن الحسين عليه السلام ، به عبيد اللّه بن عبّاس بن على بن ابى طالب عليه السلام نگريست و اشك ريخت . سپس فرمود : «هيچ روزى براى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله سخت تر از روز اُحُد نبود . در آن روز ، عمويش حمزة بن عبد المطّلب ، آن شير خدا و شير رسول او ، كشته شد . پس از آن روز ، روز موته است كه در آن ، پسر عموى ايشان ، جعفر بن ابى طالب ، كشته شد.
سپس فرمود : «و هيچ روزى چون روز حسين عليه السلام نيست . سى هزار مردك كه مدّعى بودند از اين امّت اند ، به سوى او آمدند و هر يك از آنان به قصد تقرّب به خداوند عز و جل مى خواست خون او را بريزد ، به طورى كه هر چه او از خدا برايشان مى گفت ، در گوش آنان فرو نمى رفت و سرانجام ، او را از روى سركشى و ستم و تجاوز كشتند» .
امام عليه السلام سپس فرمود : «خدا عبّاس را رحمت كند ! او ايثار كرد و جانبازى نمود و جان خويش را فداى برادرش كرد ، تا آن كه هر دو دستش قطع شد و خداوند عز و جلدر عوض آنها ، دو بال به او داد كه با آنها همراه با فرشتگان ، در بهشت پرواز مى كند ، همچنان كه به جعفر بن ابى طالب داد . عبّاس در نزد خداوندِ بزرگ و والا ، چنان منزلتى دارد كه در روز قيامت ، همه شهيدان به او غبطه مى خورند» .۴۰۹.إرشاد القلوب عن حذيفة :علل الشرائع ـ به نقل از محمّد بن عماره ـ :به امام صادق عليه السلام گفتم : مرا از ياران حسين عليه السلام و جانبازى هاى آنان ، خبر دهيد.
فرمود : «پرده براى آنان كنار زده شد ، به طورى كه جايگاه هاى خويش در بهشت را ديدند . از اين رو ، هر يك از ايشان به سوى كشته شدن مى شتافت تا هر چه زودتر حوريان بهشتى را در آغوش كشد و به جايگاه خود در بهشت نايل آيد» . .
۱۷ / ۵عِدَّةٌ مِن أَصحابِ الإِمامِ الباقِرِ عليه السلام۱ . أَبُو بَصِيرٍ المُراديُ ۱۴۱۳.خصائص أمير المؤمنين عن أبي إسحاق :الإمام الصادق عليه السلام :ما أَجِدُ أَحَدا أَحيا ذِكرَنا وَأَحادِيثَ أَبِي عليه السلام إِلّا زُرارَةُ ، وَأَبُو بَصِيرٍ المُرادِيُّ ، وَمُحَمَّدُ بنُ مُسلِمٍ ، وَبُرَيدُ بنُ مُعاوِيَةَ وَلَولا هؤُلاءِ ما كانَ أَحَدٌيَستَنبِطُ هُدًى ، هؤُلاءِ حُفّاظُ الدِّينِ ، وَأُمَناءُ أبِي عليه السلام عَلى حَلالِ اللّهِ وَحَرامِهِ ، وَهُمُ السّابِقُونَ إِلَينا فِي الدُّنيا وَفِي الآخِرَةِ . (1).
1) .رجال الكشّي : ج ۱ ص ۳۴۸ ح ۲۱۹ ، الاختصاص : ص ۶۶ كلاهما عن سليمان بن خالد الأقطع ، روضة الواعظين : ص ۳۱۸ ، وفيه «هذا» بدل «هدى» ، بحار الأنوار : ج ۴۷ ص ۳۹۰ ح ۱۱۲ .
۱۷ / ۵شمارى از ياران امام باقر عليه السلام۱ . ابو بصير مرادى ۱۴۱۷.عنه عليه السلام :امام صادق عليه السلام :من كسى را نمى شناسم كه نام و ياد ما را و احاديث پدرم را زنده نگه داشته باشد ، مگر زُراره و ابو بصير مُرادى و محمّد بن مسلم و بُرَيد بن معاويه . اگر اينها نبودند ، هيچ كس حكم درستى را استنباط نمى كرد . اينان ، نگهبانان دين و امينان پدر من بر حلال و حرام خدا هستند و پيشى گيرندگان به سوى ما در دنيا و آخرت اند .
.
۲ . أَبو بَصيرٍ المَكفُوفُ (1)۴۱۹.الإمام الباقر عليه السلام :الكافي عن أبي بصير :دَخَلتُ عَلى أَبِي جَعفَرٍ عليه السلام فَقُلتُ لَهُ : . . . تَقدِرُونَ عَلى أَن تُحيُوا المَوتى وَتُبرِؤُوا الأَكمَهَ وَالأَبرَصَ ؟ قالَ : نَعَم بِإِذنِ اللّهِ ، ثُمَّ قالَ لِي : اُدنُ مِنِّي يا أَبا مُحَمَّدٍ ، فَدَنَوتُ مِنهُ فَمَسَحَ عَلى وَجهِي وَعَلى عَينِي ، فَأَبصَرتُ الشَّمسَ وَالسَّماءَ وَالأَرضَ وَالبُيُوتَ ، وَكُلَّ شَيءٍ فِي البَلَدِ! ثُمَّ قالَ لِي : أَتُحِبُّ أَن تَكُونَ هكَذا وَلَكَ ما لِلنّاسِ وَعَلَيكَ ما عَلَيهِم يَومَ القِيامَةِ ، أَم تَعُودُ كَما كُنتَ وَلَكَ الجَنَّةُ خالِصا ؟ قُلتُ : أَعُودُ كَما كُنتُ ، فَمَسَحَ عَلى عَينِي فَعُدتُ كَما كُنتُ . (2)۳ . بُرَيدُ بنُ مُعاوِيَةَ (3)۴۲۱.المعجم الكبير عن عبد اللّه بن مسعود :الإمام الصادق عليه السلام :بَشِّرِ المُخبِتِينَ بِالجَنَّةِ : بُرَيدُ بنُ مُعاوِيَةَ العِجلِيُّ ، وَأَبُو بَصِيرٍ لَيثُ بنُ البختَرِيِّ (4)المُرادِيُّ ، وَمُحمَّدُ بنُ مُسلِمٍ ، وَزُرارَةُ ، أَربَعَةٌ نُجَباءُ أُمَناءُ اللّهِ عَلى حَلالِهِ وَحَرامِهِ ، لَولا هؤُلاءِ انقَطَعَت آثارُ النُّبُوَّةِ وَاندَرَسَت . (5).
1) .أَبو بَصِيرٍ الأَسَدِيُّ ، وَقِيلَ أَبو مُحَمَّدٍ ، ثِقَةٌ وَجِيهٌ ، رَوى عَن أَبِي جَعفَرٍ وَ أَبِي عَبدِ اللّه ِ عليهماالسلام ، ماتَ سَنَةَ خَمسِينَ وَمِئَةٍ (رجال النجاشي : ج ۲ ص ۴۱۱ الرقم ۱۱۸۸) .
2) .الكافي : ج ۱ ص ۴۷۰ ح ۳ ، دلائل الإمامة : ص ۲۲۶ ح ۱۵۳ ، بصائر الدرجات : ص ۲۶۹ ح ۱ بزيادة «دخلت على أبي عبد اللّه وأبي جعفر عليهماالسلام» في صدره ، الخرائج والجرائح : ج ۱ ص ۲۷۴ ح ۵ ، المناقب لابن شهر آشوب : ج ۴ ص ۱۸۴ كلّها نحوه ، بحار الأنوار : ج ۸۱ ص ۲۰۱ ح ۵۹ .
3) .أَبُو القاسِمِ العِجلِيُّ ، عَرَبِيٌّ يَروِي عَن أَبِي عَبدِ اللّه ِ وَأَبِي جَعفَرٍ ، وَماتَ فِي حَياةِ أَبِي عَبدِ اللّه ِ عليه السلام وَقِيلَ ماتَ فِي سَنَةِ مِئَةٍ وَخَمسِينَ ، وَجهٌ مِن وُجُوهِ أَصحابِنا وَفَقِيهٌ أَيضا ، لَهُ مَحَلٌّ عِندَ الأَئِمَّةِ عليهم السلام (راجع : رجال النجاشي : ج ۱ ص ۲۸۱ الرقم ۲۸۵ وخلاصة الأقوال : ص ۸۱ الرقم ۱۶۴) .
4) .في المصدر : «وأبو بصير بن ليث البختري» وهو تصحيف ، راجع : معجم رجال الحديث : ج ۱۴ ص ۱۴۱ .
5) .رجال الكشّي : ج ۱ ص ۳۹۸ ح ۲۸۶ ، خلاصة الأقوال : ص ۸۲ نحوه ، نقد الرجال : ص ۵۴ ، التحرير الطاووسي : ص ۲۳۰ الرقم ۳۴۸ وكلّها عن جميل بن درّاج .
۲ . ابو بصير مكفوف (1)۴۲۳.السنّة عن عبد اللّه بن مسعود :الكافى ـ به نقل از ابو بصير ـ :خدمت امام باقر عليه السلام رسيدم و گفتم : ... شما قادريد كه مرده را زنده كنيد و كور مادرزاد و پيس را شفا دهيد؟
فرمود : «آرى ، به خواست خدا» و سپس به من فرمود : «نزديك من بيا ، اى ابو محمّد !» .
من نزديك رفتم . ايشان دستى به چهره و چشمم كشيد و من آفتاب و آسمان و زمين و خانه ها و هر چه را در شهر بود ، ديدم . سپس فرمود : «آيا دوست دارى چنين باشى و در روز قيامت ، مانند بقيّه مردم با تو رفتار شود ، يا آن كه [ دوست دارى ] به حال نخست باز گردى و يكسره به بهشت روى؟» .
گفتم : به حال سابقم باز گردم .
ايشان دوباره دست به چشمم كشيد و من به حال سابقم باز گشتم.۳ . بُرَيد بن معاويه (2)۴۲۵.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :فروتنان را مژده بهشت بده : بُرَيد بن معاويه عِجلى و ابو بصير ليث بن بخترى مرادى و محمّد بن مسلم و زراره ؛ چهار انسان برگزيده و امينان خدا بر حلال و حرام او را . اگر اينان نبودند ، آثار نبوّت قطع مى شد و از بين مى رفت .
.
1) .ابو بصير اسدى و به قولى ابو محمّد ، راوى اى ثقه و معتبر است . وى از امام باقر عليه السلام و امام صادق عليه السلام روايت كرده است . او در سال يكصد و پنجاه هجرى ، در گذشت.
2) .ابو القاسم عِجلى ، عرب بود و از امام صادق عليه السلام و امام باقر عليه السلام روايت كرده است . او در زمان حيات امام صادق عليه السلام و به قولى در سال يكصد و پنجاه ، وفات يافت . از سرشناسان شيعه و فقيه بود و در نزد ائمّه عليهم السلام منزلت داشت .
۴ . زُرارَةُ (1)۴۲۷.الإمام عليّ عليه السلام :رجال الكشي عن زرارة :قال لي أبو عبد اللّه عليه السلام : يا زُرارَةُ ، إِنَّ اسمَكَ فِي أَسامِي أَهلِ الجَنَّةِ بِغَيرِ أَلِفٍ ، قُلتُ نَعَم جُعِلتُ فِداك اسمي عَبْد رَبَّه لكنّي لُقِّبتُ بِزُرارَة. (2)۴۲۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :إِنَّ أَصحابَ أَبِي كانُوا زَينا أَحياءً وَأَمواتا ؛ أَعنِي زُرارَةَ ، وَمُحَمَّدَ بنَ مُسلِمٍ ، وَمِنهُم لَيثٌ المُرادِيُّ ، وَبُرَيدٌ العِجلِيُّ ، وَهؤُلاءِ القَوّامُونَ بِالقِسطِ ، وَهؤُلاءِ «السَّـبِقُونَ السَّـبِقُونَ * أُوْلَـائِكَ الْمُقَرَّبُونَ» (3)۵ . مُحَمَّدُ بنُ مُسلِمٍ (4)راجع : ص ۷۱۰ (ابو بصير المرادي) وص ۷۱۲ (بريد بن معاوية) .
۱۷ / ۶عِدَّةٌ مِن أَصحابِ الإِمامِ الصّادِقِ عليه السلام۱ . حُمرانُ بنُ أَعيَنَ (5)۴۳۴.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ في عَلِيٍّ عليه السلام ـ ) الإمام الصادق عليه السلامـ فِي حُمرانَ بنِ أَعيَنَ ـ: إِنَّهُ رَجُلٌ مِن أَهلِ الجَنَّةِ . (6).
1) .هُو زُرارَةُ بنُ أَعيَنَ بنِ سَنسَنٍ مَولًى لِبَنِي عَبدِ اللّه ِ بنِ عَمرٍو ، شَيخٌ مِن أَصحابِنا فِي زَمانِهِ وَمُتَقَدِّمُهُم ، وَكانَ قارِئا فَقِيها مُتَكَلِّما شاعِرا أَدِيبا قَد اجتَمَعَت فِيهِ خِلالُ الفَضلِ وَالدِّينِ ، صادِقا فِيما يَرويِهِ . ماتَ سَنَةَ خَمسِينَ وَمِئَةٍ (راجع : رجال النجاشي : ج ۱ ص ۳۹۷ الرقم ۴۶۱ و خلاصة الأقوال : ص ۱۵۲ الرقم ۴۴۱ و نقد الرجال : ص ۱۳۶ و معجم رجال الحديث : ج ۷ ص ۲۱۸ الرقم ۴۶۶۲) .
2) .رجال الكشّي : ج ۱ ص ۳۴۵ ح ۲۰۸ عن زرارة . ۳ . الواقعة : ۱۰ و ۱۱ .
3) . . رجال الكشّي : ج ۱ ص ۳۹۹ ح ۲۸۷ عن داوود بن سرحان ، روضة الواعظين : ص ۳۱۸ نحوه ، وسائل الشيعة : ج ۱۸ ص ۱۰۶ ح ۳۳۴۲۵ .
4) .وَجهُ أَصحابِنا بِالكُوفَةِ، فَقِيهٌ وَرِعٌ، صَحِبَ أَبا جَعفَرٍ وَأَبا عَبدِاللّه ِ عليهماالسلاموَرَوى عَنهُما، وَكانَ مِن أَوثَقِ النّاسِ. ماتَ سَنَةَ خَمسِينَ وَمِئَةٍ (راجع: رجال النجاشي: ج ۲ ص۱۹۹ الرقم ۸۸۳ و خلاصة الأقوال : ص ۲۵۱ الرقم ۸۵۸).
5) .أَبُو الحَسَنِ الشَّيبانِيُّ بِالوِلاءِ الكُوفِيّ ، مِن ثِقاتِ مُحَدِّثِي الإِمامِيَّةِ ، كانَ مِمَّن تَشَرَّفَ بِلِقاءِ الإِمامِ السَّجّادِ عليه السلام ، وَقَرَأَ وَأَتقَنَ القُرآنَ عَلَى الإِمامِ الباقِرِ وَصارَ مِن كُبّارِ قُرّاءِ وَقتِهِ ، مَعَ تَبَحُّرِهِ فِي عُلُومِ النَّحوِ وَاللُّغَةِ وَالأَدَبِ ، وَكانَ شاعِرا بارِعا ، رَوى عَنِ الباقِرِ وَالصّادِقِ عَلَيهِما السَّلامُ ، وَتُوُفِّيَ سَنَةَ ۱۴۸ ه ، وقِيلَ حُدودَ سَنَةِ ۱۳۰ ه (راجع: اصحاب الإمام الصادق عليه السلام : ج ۱ ص ۴۷۶ و خلاصه الأقوال : ص ۱۳۴ الرقم ۳۶۱) .
6) .رجال الكشّي : ج ۱ ص ۴۱۲ الرقم ۳۰۴ ، الاختصاص : ص ۱۹۶ ، نقد الرجال : ص ۱۱۸ كلّها عن زياد بن مروان القندي ، بحار الأنوار : ج ۴۷ ص ۳۵۲ ح ۵۸ .
۴ . زُراره (1)۴۳۶.عنها عليهاالسلام :رجال الكشّى ـ به نقل از زرارة ـ :امام صادق عليه السلام به من فرمود : «اى زراره ! نام تو در [ فهرستِ ] نام هاى بهشتيان ، بدون الف آمده است» .
گفتم : بله ، فدايت گردم ! نام من «عبد ربّه» است ؛ ولى زراره لقبم داده اند .۴۳۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :اصحاب پدرم ، زنده و مرده شان ، زينت بودند . مقصودم ، زراره و محمّدبن مسلم اندوليث مرادى وبُرَيد عِجلى نيز از جمله ايشان اند. اينان برپا دارنده عدل بودند . اينان ، «پيشى گيرندگان نخست اند . ايشان ، مقرّبان [ درگاه الهى ]اند » .۵ . محمّد بن مسلم (2)ر . ك : ص ۷۱۱ (ابو بصير مرادى) و ص ۷۱۳ (بريد بن معاويه) .
۱۷ / ۶شمارى از ياران امام صادق عليه السلام۱ . حُمران بن اَعيَن (3)۴۴۳.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام ـ در باره حمران بن اَعيَن ـ :او مردى از اهل بهشت است.
.
1) .زرارة بن اَعيَن بن سَنسَن ، وابسته بنى عبد اللّه بن عمرو ، از بزرگان و جلوداران شيعه در زمان خود ، و مردى قارى ، فقيه ، متكلّم ، اديب و شاعر بود . مجموعه اى از فضايل و ديندارى بوده و در آنچه روايت كرده ، راستگوست . او در سال يكصد و پنجاه ، در گذشت.
2) .محمّد بن مسلم ، بزرگ شيعه در كوفه و فقيهى پارسا بود . از اصحاب امام باقر عليه السلام و امام صادق عليه السلام بوده و از هر دوى آن بزرگواران ، روايت كرده است . از موثّق ترين افراد به شمار مى رفت و در سال يكصد و پنجاه ، در گذشت.
3) .ابو الحسن كوفى وابسته شيبانى ، از محدّثان موثّق شيعه اماميّه است . از كسانى بود كه به افتخار ملاقات با امام زين العابدين عليه السلام نايل آمد و قرآن را نزد امام باقر عليه السلام خواند و آن را نيك آموخت و از بزرگان قُرّاء زمان خود شد . علاوه بر اين ، در علوم نحو و لغت و ادب نيز تبحّر داشت . او شاعرى چيره دست بود و از امام باقر عليه السلام و امام صادق عليه السلام روايت كرده است . حمران در سال ۱۴۸ ق ، و به قولى ، حدود سال ۱۳۰ ق ، در گذشت .
۴۴۴.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ في حِجَّةِ الوَداعِ ـ ) رجال الكشّي عن هشام بن الحكم عن الإمام الصّادق عليه السلام :سَمِعتُهُ يَقُولُ : حُمرانُ مُؤمِنٌ ، لا يَرتَدُّ أَبَدا .
ثُمَّ قال : نِعْمَ الشَّفِيعُ أَنا وَآبائِي لِحُمرانَ بنِ أَعيَنَ يَومَ القِيامَةِ ، نَأخُذُ بِيَدِهِ وَلا نُزايِلُهُ حَتّى نَدخُلَ الجَنَّةَ جَمِيعا . (1)۴۴۵.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ يَومَ الغَديرِ ـ ) رجال الكشّي عن بكير بن أعين :حَجَجتُ أَوَّلَ حِجَّةٍ فَصِرتُ إِلى مِنى ، فَسَأَلتُ عَن فُسطاطِ أَبِي عَبدِ اللّهِ عليه السلام ، فَدَخَلتُ عَلَيهِ ، فَرَأَيتُ فِي الفُسطاطِ جَماعَةً ، فَأَقبَلتُ أَنظُرُ فِي وُجُوهِهِم ، فَلَم أَرَهُ فِيهِم ، وَكانَ فِي ناحِيَةِ الفُسطاطِ يَحتَجِمُ .
فَقالَ : هَلُمَّ إِلَيَّ! ثُمَّ قالَ : يا غُلامُ ، أَمِن بَنِي أَعيَنَ أَنتَ ؟ قُلتُ : نَعَم جَعَلَنِيَ اللّهُ فِداكَ . قالَ : أَيُّهُم أَنتَ ؟ قُلتُ : أَنا بُكَيرُ بنُ أَعيَنَ ، قالَ لِي : ما فَعَلَ حُمرانُ ؟ قُلتُ : لَم يَحُجَّ العامَ عَلى شَوقٍ شَدِيدٍ مِنهُ إِلَيكَ ، وَهُوَ يَقرَأُ عَلَيكَ السَّلامَ ، فَقالَ : عَلَيكَ وَعَلَيهِ السَّلامُ ، حُمرانُ مُؤمِنٌ مِن أَهلِ الجَنَّةِ ، لا يَرتابُ أَبَدا ، لا وَاللّهِ لا وَاللّهِ ، لا تُخبِرهُ . (2)۲ . زَيدٌ الشَّحّامُ (3)۴۴۷.الإمام عليّ عليه السلام :رجال الكشّي عن زيد الشَحّام :دَخَلتُ عَلى أبي عَبدِاللّهِ عليه السلام فَقالَ لي : يا زَيدُ ، جَدِّدِ التَّوبَةَ ، وأحدِث عِبادَةً .
قالَ : قُلتُ : نُعِيَت إلَيَّ نَفسي؟
قالَ : فَقالَ لي : يا زَيدُ ، ما عِندَنا لَكَ خَيرٌ ، وأنتَ مِن شيعَتِنا ، إلَينَا الصِّراطُ ، وإلَينَا الميزانُ ، وإلَينا حِسابُ شيعَتِنا ، وَاللّهِ لَأَنا لَكُم أرحَمُ مِن أحَدِكُم بِنَفسِهِ . يا زَيدُ ، كَأَنّي أنظُرُ إلَيكَ في دَرَجَتِكَ مِنَ الجَنَّةِ ورَفيقُكَ فيهَا الحارِثُ بنُ المُغيرَةِ النَّصرِيُّ . (4).
1) .رجال الكشّي : ج ۲ ص ۴۱۸ الرقم ۳۱۴ ، الاختصاص : ص ۱۹۶ وليس فيه «مؤمن لا يرتدّ أبدا» ، بحار الأنوار : ج ۴۷ ص ۳۵۲ ح ۵۷ .
2) .رجال الكشّي : ج ۱ ص ۴۱۶ ح ۳۱۲ .
3) .قال النجاشي : زَيدُ بنُ يُونُسَ ، وقيلَ ابنُ موسى أبو اُسامَةَ الشَّحّامُ مَولى شَديدِ بنِ عَبدِالرَّحمنِ بنِ نَعيمٍ الأَزدِي الغامِدِي ، كُوفِيُّ ، رَوى عَن أبي عَبدِاللّه ِ وأبي الحَسَنِ عليهماالسلام ، وقالَ الشيخُ : زَيدُ الشَّحّامُ يُكَنّى أبا اُسامَةَ ، ثِقَةٌ ، وعَدَّهُ المُفيدُ مِن الأعلامِ الرُّؤَساء المَأخُوذِ عَنهُمُ الحَلالُ والحَرامُ والفُتيا والأحكامُ ، الَّذينَ لامَطعَنَ عَلَيهِم ولا طَريقَ إلى ذَمِّ واحِدٍ مِنهُم (راجع : معجم رجال الحديث : ج ۸ ص ۳۷۶) .
4) .رجال الكشي : ج ۲ ص ۱۶۲۸ ح ۶۱۹ ، بحارالأنوار : ج ۶۸ ص ۱۱۴ ح ۳۰ .
۴۴۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :رجال الكشّى ـ به نقل از هشام بن حكم ـ :شنيدم كه امام صادق عليه السلام مى فرمايد : «حمران ، مؤمن است و هرگز از ايمانش بر نمى گردد».
سپس فرمود : «من و پدرم ، شفيعان خوبى براى حمران بن اَعيَن در روز قيامت خواهيم بود . دستش را مى گيريم و او را رها نمى كنيم تا با هم وارد بهشت شويم ».۴۴۹.عنه صلى الله عليه و آله :رجال الكشّى ـ به نقل از بُكَير بن اَعيَن ـ :براى نخستين بار به حج رفتم . ره سپار مِنا شدم و سراغ خيمه امام صادق عليه السلام را گرفتم و وارد خيمه شدم . جماعتى در خيمه حضور داشتند . به چهره هايشان نگريستم . امام عليه السلام را در ميانشان نديدم . متوجّه شدم كه در گوشه چادر ، حجامت مى كند . فرمود : «نزد من بيا» و سپس فرمود : «اى جوان ! تو از فرزندان اَعيَن هستى؟» .
گفتم : بله ، خدا مرا فدايت كناد !
فرمود : «كدام يكى شان؟» . گفتم : بكير بن اعين هستم . فرمود : «حُمران چه مى كند؟» . گفتم : با آن كه بسيار مايل به ديدار شما بود ، امسال به حج نيامد ، و به شما سلام رساند . فرمود : «سلام بر هر دوى شما ! حمران ، مؤمنى اهل بهشت است . هرگز شك نمى كند . نه ، به خدا ! نه ، به خدا ! [ اين را ] به خودش مگو» .۲ . زيد شحّام ۱۴۵۱.الأمالي للصدوق عن ابن عبّاس :رجال الكشّى ـ به نقل از زيد شَحّام ـ :بر امام صادق عليه السلام وارد شدم . به من فرمود : «اى زيد ! توبه اى ديگر نما و عبادتى را به جا بياور» .
گفتم : آيا خبر مرگم را مى دهى؟
فرمود : «اى زيد ! آنچه در نزد ماست ، براى تو بهتر است و تو از شيعيان ما هستى . راه [آخرت] ، به سوى ماست و ميزان و حساب [اعمالِ] شيعيان ما ، بر عهده ماست . به خدا سوگند ، من به شما مهربان تر از شما به خودتان هستم . اى زيد ! گويا من به تو مى نگرم كه در جايگاه بهشتى ات به همراه حارث بن مغيره نصرى ، قرار گرفته اى» .۳ . عِلباء (1)
.
1) .علباء بن دَرّاع اسدى ، از اصحاب امام باقر عليه السلام و امام صادق عليه السلام و شيعه اى جليل القدر و ممدوح است . در روزگار امام صادق عليه السلام ، والى بنى اميّه در بحرين بود و در همان ايّام در گذشت.
۳ . عِلباءُ (1)۴۵۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ لِعَلِيٍّ عليه السلام ـ ) رجال الكشّي عن أبي بصير :إنَّ عِلباءَ الأَسَدِيَّ وُلِّيَ البَحرَينَ فَأَفادَ سَبعَمِئَةِ ألفِ دينارٍ ودَوابَّ ورَقيقا ، قالَ : فَحَمَلَ ذلِكَ كُلَّهُ حَتّى وَضَعَهُ بَينَ يَدَي أبي عَبدِاللّهِ عليه السلام ، ثُمَّ قالَ : إنّي وُلّيتُ البَحرَينَ لِبَني اُمَيَّةَ ، وأفَدتُ كَذا وكَذا ، وقَد حَمَلتُهُ كُلَّهُ إلَيكَ ، وعَلِمتُ أنَّ اللّهَ عز و جل لَم يَجعَل لَهُم مِن ذلِكَ شَيئا ، وأنَّهُ كُلَّهُ لَكَ .
فَقالَ لَهُ أبو عَبدِ اللّهِ عليه السلام : هاتِهِ! فَوَضَعَ بَينَ يَدَيهِ ، فَقالَ لَهُ : قَد قَبِلنا مِنكَ ، ووَهَبناهُ لَكَ ، وأحلَلناكَ مِنهُ ، وضَمِنّا لَكَ عَلَى اللّهِ الجَنَّةَ . (2)۴۵۵.صحيح مسلم عن سعيد بن المسيّب عن عامر بن سعد بن أبرجال الكشّي عن أبي بصير :دَخَلتُ عَلى أبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام فَقالَ لي : حَضَرتَ عِلباءَ عِندَ مَوتِهِ ؟ قالَ : قُلتُ : نَعَم ، وأخبَرَني أَنّكَ ضَمِنتَ لَهُ الجَنَّةَ وَسَأَلَنِي أَن أُذكِّرَكَ ذَلِكَ ، قالَ : صَدَقَ . قالَ : فَبَكَيتُ ثُمَّ قُلتُ : جُعِلتُ فِداكَ ، فَما لِي! ألَستُ كَبيرَ السِّنِّ الضَّعيفَ الضَّريرَ البَصيرَ المُنقَطِعَ إلَيكُم ؟ فَاضمَنها لي . قالَ : قَد فَعَلتُ . قالَ : قُلتُ : اِضمَنها عَلى آبائِكَ ـ وسَمَّيتُهُم واحدا واحدا ـ قالَ : قَد فَعَلتُ . قُلتُ : فَاضمَنها لي عَلى رَسُولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله . قالَ : قَد فَعَلتُ . قالَ : قُلتُ : فَاضمَنها لي عَلَى اللّهِ تَعالى . قالَ :
فَأَطرَقَ ، ثُمَّ قالَ : قَد فَعَلتُ . (3).
1) .عِلباءُ بنُ دَرّاعٍ الأَسَدِيُّ مِن أَصحابِ الإِمامِ الباقِرِ وَالإِمامِ الصّادِقِ عليهماالسلام إِمامِيٌّ جَلِيلُ القَدرِ مَمدُوحٌ ، كانَ والِيا عَلَى البَحرَينِ لِبَنِي أُمَيَّةَ فِي عَهدِ الإِمامِ الصّادِقِ عليه السلام ، وَماتَ فِي أَيّامِهِ (راجع : معجم رجال الحديث : ج ۱۱ ص ۱۷۹ الرقم ۷۷۹۱ و ج ۲ ص ۳۸۹ الرقم ۲۱۹۰) .
2) .رجال الكشي : ج ۲ ص ۴۵۳ ح ۳۵۲ ، بحارالأنوار : ج ۹۶ ص ۱۹۴ ح ۱۹ .
3) .رجال الكشّي : ج ۱ ص ۴۰۰ ح ۲۸۹ و ج ۲ ص ۴۵۳ ح ۳۵۱ ، نقد الرجال : ص ۲۲۳ فيهما «أبا جعفر عليه السلام » بدل «أبي عبد اللّه عليه السلام » .
۴۵۶.تاريخ دمشق عن عامر بن سعد :رجال الكشّى ـ به نقل از ابو بصير ـ :عِلباء اسدى، والى بحرين شد و مبلغ هفتصد هزار دينار و تعدادى چارپا و برده به دست آورد . همه اينها را بُرد و در برابر امام صادق عليه السلام گذاشت و گفت : من از سوى بنى اميّه ، والى بحرين شدم و فلان مقدار، ثروت به دست آورده ام و همه اش را خدمت شما آورده ام و مى دانم كه خداوند عز و جلهيچ مبلغى از آن را براى آنان روا ندانسته و همه اش براى شماست . امام صادق عليه السلام به او فرمود : «آنها را بياور» .
او آنها را آورد و در برابر ايشان قرار داد. امام عليه السلام به او فرمود : «از تو پذيرفتيم و به تو بخشيديم و برايت حلال كرديم و بهشت را از جانب خدا برايت ضامن شديم» .۴۵۷.تاريخ بغداد عن جابر :رجال الكشّى ـ به نقل از ابو بصير ـ :خدمت امام صادق عليه السلام رسيدم . به من فرمود : «هنگام درگذشت عِلباء ، تو حضور داشتى؟». گفتم : آرى . او به من گفت كه شما بهشت را برايش ضمانت كرده ايد و از من خواست كه اين مطلب را به شما بگويم . امام عليه السلام فرمود : «راست گفته است». من گريستم و گفتم : فدايت شوم ! پس منِ سال خورده ناتوانِ كورِ ارادتمند شما، چه؟ براى من هم ضمانت فرما . فرمود : «ضمانت كردم» . گفتم : به حقّ پدرانت ، آن را برايم ضمانت كن . آن گاه ، نام يكايك آن بزرگواران را بردم . فرمود : «ضمانت كردم» . گفتم : به حقّ پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آن را برايم ضمانت كن . فرمود : «ضمانت كردم» . گفتم : به حقّ خداى متعال، آن را برايم ضمانت كن .
آن گاه، امام عليه السلام مدّتى سرش را پايين انداخت و سپس فرمود : «ضمانت كردم».
.
۴۵۸.تاريخ بغداد عن سويد بن غفلة عن عمر بن الخطّاب :الاصول الستة عشر عن أبي بصير :دَخَلتُ عَلى عِلباءَ (هُوَ ابنُ دَرّاعٍ الأَسَدِيُّ) وهُوَ مَريضٌ ، فَقالَ : يا أبا بَصيرٍ ! شَعَرتُ أنَّ أبا جَعفَرٍ عليه السلام (1)قَد ضَمِنَ لِيَ الجَنَّةَ . قُلتُ : ضَمِنَ لَكَ الجَنَّةَ؟ قالَ : إي وَاللّهِ . فَانطَلَقتُ أنا بَعدَ ذلِكَ حَتّى دَخَلتُ عَلى أبي جَعفَرٍ عليه السلام ، فَقالَ لي أوَّلَ ما رَآني : وهَلَكَ عِلباءُ ؟ قالَ : قُلتُ : إي وَاللّهِ ، قالَ : فَما قالَ لَكَ ؟ قالَ : قُلتُ : أخبَرَني أنَّكَ ضَمِنتَ لَهُ الجَنَّةَ ، قالَ : صَدَقَ وَاللّهِ . (2)۴۵۹.تاريخ بغداد عن المهديّ العبّاسي :تهذيب الأحكام عن الحسين بن سعيد ، عن محمد بن أبي عمير عن الحكم بن علباء الأسدي :وُلِّيتُ البَحرينَ فَأَصَبتُ بِها مالاً كَثيرا ، فَأَنفَقتُ وَاشتَرَيتُ ضِياعا كَثيرَةً ، وَاشتَرَيتُ رَقيقا وَاُمَّهاتِ أولادٍ ، ووُلِدَ لي ، ثُمَّ خَرَجتُ إلى مَكَّةَ فَحَمَلتُ عِيالي واُمَّهاتِ أولادي ونِسائي ، وحَمَلتُ خُمسَ ذلِكَ المالِ ، فَدَخَلتُ عَلى أبي جَعفَرٍ عليه السلام فَقُلتُ لَهُ : إنّي وُلّيتُ البَحرَينَ فَأَصَبتُ بِها مالاً كَثيرا ، وَاشتَرَيتُ مَتاعا ، وَاشتَرَيتُ رَقيقا ، وَاشتَرَيتُ اُمَّهاتِ أولادٍ ، ووُلِدَ لي وأنفَقتُ ، وهذا خُمسُ ذلِكَ المالِ ، وهؤُلاءِ اُمَّهاتُ أولادي ونِسائي قَد أتَيتُكَ بِهِ .
فَقالَ : أما إنَّهُ كُلَّهُ لَنا ، وقَد قَبِلتُ ما جِئتَ بِهِ ، وقَد حَلَّلتُكَ مِن اُمَّهاتِ أولادِكَ
ونِسائِكَ وما أنفَقتَ ، وضَمِنتُ لَكَ عَلَيَّ وعَلى أبِيَ الجَنَّةَ . (3).
1) .الأحاديث المروية عن علباء ورد بعضها عن الإمام الصادق عليه السلام و بعضها عن الإمام الباقر عليه السلام و بعضها عن الحكم بن علباء عن الإمام الباقر عليه السلام وقد توفي علباء في زمن الإمام الصادق عليه السلام كما في كتب الرجال، وهذه الحادثة تتعلّق باحتضار علباء و عليه فروايتها عن الإمام الباقر عليه السلام خطأ والصحيح كونها عن الإمام الصادق عليه السلام كما أشار الى ذلك في معجم رجال الحديث ، كما ان ما ورد في الروايات عن الحكم بن علباء ـ كالخبر الآتي ـ هو تصحيف أيضا و صحيحه «الحكم عن علباء» كما صرح بذلك السيد الداماد. و عليه فتكرر الحادثة لعلباء أو لعلباء تارة ولابنه اخرى بعيد (راجع : معجم رجال الحديث : ج ۱۱ ص ۱۸۰ ـ ۱۸۱) .
2) .الاُصول الستة عشر : ص ۲۴۸ ح ۳۱۵ .
3) .تهذيب الأحكام : ج ۴ ص ۱۳۷ ح ۳۸۵ ، الاستبصار : ج ۲ ص ۵۸ ح ۱۹۰ ، وسائل الشيعة : ج ۴ ص ۳۶۸ ح ۱۲۶۴۰ .
۴۶۰.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الاُصول الستّة عشر ـ به نقل از ابو بصير ـ :بر عِلباء (فرزند دَرّاع اسدى) وارد شدم، در حالى كه بيمار بود . گفت : اى ابو بصير ! احساس كردم كه امام باقر عليه السلام (1)بهشت را برايم تضمين نمود .
گفتم : برايت بهشت را تضمين نمود ؟ گفت : آرى ، به خدا .
پس از آن ماجرا رفتم تا به خدمت امام باقر عليه السلام رسيدم . اوّلين چيزى كه پس از ديدن من فرمود، پرسيد : «عِلباء مُرد؟».
گفتم : آرى، به خدا . فرمود : «به تو چه گفت ؟».
گفتم : به من گفت كه شما بهشت را برايش تضمين كرده ايد .
فرمود : «به خدا سوگند ، راست گفته است» .۴۶۱.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ مُشيرا إلى عَلِيٍّ عليه السلام ـ ) تهذيب الأحكام ـ به نقل از حسين بن سعيد ، از محمّد بن ابى عمير ، از حكم بن عِلباء اسدى ـ :والى بحرين شدم و مال فراوانى به دست آوردم . مقدارى را انفاق كردم و املاك بسيارى خريدم و نيز تعدادى غلام و كنيز خريدم . يكى از كنيزانم برايم بچّه اى آورد . آن گاه به مكّه رفتم و عائله و كنيزان و زن هايم را هم با خود بردم و يك پنجمِ مالم را هم با خود بردم . خدمت امام باقر عليه السلام رسيدم و به ايشان گفتم : من والى بحرين شدم و مال فراوانى به دست آوردم . اجناسى خريدم و غلام و كنيز خريدم و يكى از كنيزانم برايم بچّه اى آورد . مقدارى را نيز انفاق كردم و اين هم يك پنجمِ مالم است و اينان، كنيزان و زنانم هستند كه خدمت شما آورده ام .
فرمود : «همه آنها مال ماست . هر چه آورده اى، مى پذيرم و كنيزان و زنانت و هر چه را بخشيده اى، حلال مى كنم . خودم و پدرم ، عهده دار مى شويم كه بهشت را برايت تضمين كنيم» .۴ . عيسى بن ابى منصور (2).
1) .در نقل هاى گوناگون اين حديث ، برخى امام صادق عليه السلام ، برخى امام باقر عليه السلام و برخى ديگر ، حكم بن علباء از امام باقر عليه السلام نقل كرده اند . بر اساس كتاب هاى رجال ، علباء ، در زمان امام صادق عليه السلام از دنيا رفته است و از آن جا كه اين قضيّه مربوط به حال احتضار علباء است ، نقل از امام باقر عليه السلام ، اشتباه است و بايد از امام صادق عليه السلام باشد ، چنان كه در معجم رجال الحديث (ج ۱۱ ص ۱۸۰ ـ ۱۸۱) به اين مطلب اشاره شده است . نيز آنچه در نقل ، «حكم بن علباء» آمده ، تصحيف «حكم عن علباء» است ، چنان كه مير داماد به آن تصريح كرده است . بنا بر اين ، تكرار اين واقعه براى علباء و يا اتّفاق آن ، هم براى خود علباء و هم براى فرزندش بعيد است .
2) .عيسى بن ابى منصور ، ابو صالح ، از موالى ، اهل كوفه ، از اصحاب امام صادق عليه السلام ، معروف به شَلَقان ، و از فضلا و نيكان بود . در مدح او ، احاديثى از امام صادق عليه السلام رسيده است .
۴ . عِيسَى بنُ أَبِي مَنصُورٍ (1)۴۶۴.الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلامرجال الكشّي عن إبراهيم بن عليّ :كانَ أَبُو عَبدِ اللّهِ عليه السلام إِذا رَأى عِيسَى بنِ أَبِي مَنصُورٍ قالَ : مَن أَحَبَّ أَن يَرى رَجُلاً مِن أَهلِ الجَنَّةِ فَليَنظُر إِلى هذا . (2)۵ . فَتَىً مِن كُتّابِ بَني أمَيَّةَ۴۶۶.فضائل الصحابة عن محدوج بن زيد :الكافي عن عليّ بن أبي حمزة :كانَ لي صَديقٌ مِن كُتّابِ بَني اُمُيَّةَ ، فَقالَ لي : اِستَأذِن لي عَلى أبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام ، فَاستَأذَنتُ لَهُ عَلَيهِ ، فَأَذِنَ لَهُ ، فَلَمّا أن دَخَلَ سَلَّمَ وجَلَسَ ، ثُمَّ قالَ: جُعِلتُ فِداكَ إنّي كُنتُ في ديوانِ هؤُلاءِ القَومِ فَأَصَبتُ مِن دُنياهُم مالاً كَثيرا وأغمَضتُ في مَطالِبِهِ؟
فَقالَ أبو عَبدِ اللّهِ عليه السلام : لَو لا أنَّ بَني اُمَيَّةَ وَجَدوا مَن يَكتُبُ لَهُم ويَجبي لَهُمُ الفَيءَ ويُقاتِلُ عَنهُم ويَشهَدُ جَماعَتَهُم لَمّا سَلَبونا حَقَّنا . ولَو تَرَكَهُمُ النّاسُ وما في أيديهِم ما وَجَدوا شَيئا إلّا ما وَقَعَ في أيديهِم .
قالَ: فَقالَ الفَتى: جُعِلتُ فِداكَ ، فَهَل لي مَخرجٌ مِنهُ؟ قالَ: إن قُلتُ لَكَ تَفعَلُ؟ قالَ: أفعَلُ، قالَ لَهُ: فَاخرُج مِن جَميعِ مَا اكتَسَبَت في ديوانِهِم فَمَن عَرَفتَ مِنهُم رَدَدتَ
عَلَيهِ مالَهُ ، ومَن لَم تَعرِف تَصَدَّقتَ بِهِ وأنَا أضمَنُ لَكَ عَلَى اللّهِ عَزَّوجَلَّ الجَنَّةَ .
قالَ: فَأَطرَقَ الفَتى رَأسَهُ طَويلاً ثُمَّ قالَ: قَد فَعَلتُ جُعِلتُ فِداكَ .
قالَ ابنُ أبي حَمزَةَ: فَرَجَعَ الفَتى مَعَنا إلَى الكوفَةِ فَما تَرَكَ شَيئا عَلى وَجهِ الأَرضِ الّا خَرَجَ مِنهُ حَتّى ثِيابَهُ الَّتي كانَت عَلى بَدَنِهِ . قالَ: فَقَسَّمتُ لَهُ قِسمَةً وَاشتَرَينا لَهُ ثِيابا وبَعَثنا إلَيهِ بِنَفَقَةٍ . قالَ: فَما أتى عَلَيهِ الّا أشهُرٌ قَلائِلُ حَتّى مَرِضَ ، فَكُنّا نَعودُهُ .
قالَ: فَدَخَلتُ عَلَيهِ يَوما وهُوَ فِي السّوقِ ، قالَ: فَفَتَحَ عَينَيهِ ثُمَّ قالَ لي: يا عَلِيُّ وَفى لي وَاللّهِ صاحِبُكَ . قالَ : ثُمَّ ماتَ ، فَتَوَلَّينا أمرَهُ ، فَخَرَجتُ حَتّى دَخَلتُ عَلى أبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام ، فَلَمّا نَظَرَ إلَيَّ قالَ: يا عَلِيُّ وَفَينا وَاللّهِ لِصاحِبِكَ! قالَ: فَقُلتُ: صَدَقتَ جُعِلتُ فِداكَ ، هكَذا وَاللّهِ قالَ لي عِندَ مَوتِهِ. (3).
1) .عِيسَى بنُ أَبِي مَنصُورٍ أَبُو صالِحٍ مَولَى كُوفِيٍّ مِن أَصحابِ الصّادِقِ عليه السلام ، المَعرُوفُ بِشَلَقانَ ، مِن الفُضَلاءِ وَالأَخيارِ ، وَرَدَ فِي مَدحِهِ رِواياتٌ عَنِ الإِمامِ الصّادِقِ عليه السلام (راجع : رجال الكشّي : ج ۲ ص ۶۲۲ و رجال الطوسي : ص ۲۵۸ الرقم ۵۵۶ و خلاصة الأقوال : ص ۲۱۵ الرقم ۷۰۶ و التحرير الطاووسي : ص ۲۰۰ الرقم ۲۹۷ و معجم رجال الحديث : ج ۱۳ ص ۱۷۶ الرقم ۹۱۵۱ و ص ۲۱۰ الرقم ۹۲۳۳) .
2) .رجال الكشّي : ج ۲ ص ۶۲۱ ح ۵۹۹ ، رجال ابن داوود : ص ۱۴۸ الرقم ۱۱۶۲ ، التحرير الطاووسي : ص ۲۰۰ الرقم ۲۹۷ ، نقد الرجال : ص ۲۶۰ .
3) .الكافي : ج ۵ ص ۱۰۶ ح ۴ ، تهذيب الأحكام : ج ۶ ص ۳۳۱ ح ۹۲۰ ، المناقب لابن شهرآشوب : ج ۴ ص ۲۴۰ ، بحار الأنوار : ج ۴۷ ص ۳۸۳ ح ۱۰۵ .
۴۶۷.الإمام عليّ عليه السلام :رجال الكشّى ـ به نقل از ابراهيم بن على ـ :امام صادق عليه السلام هر گاه عيسى بن ابى منصور را مى ديد ، مى فرمود : «هر كه دوست دارد مردى از اهل بهشت را ببيند ، به اين بنگرد » .۵ . جوانى از كاتبان بنى اميّه۴۶۹.تاريخ دمشق عن جابر بن عبد اللّه الأنصاري :الكافى ـ به نقل از على بن ابى حمزه ـ :دوستى داشتم كه از كاتبان بنى اميّه بود . به من گفت : از امام صادق عليه السلام برايم اجازه ملاقات بگير .
من از امام عليه السلام اجازه خواستم و ايشان اجازه داد . چون به حضور ايشان رسيد ، سلام كرد و نشست و سپس گفت : قربانت گردم ! من در ديوان اين جماعت، كار مى كردم و از دنياى آنان، به مال و منال فراوانى رسيده ام و براى به دست آوردن آن، چشم بر هم نهادم (به حلال و حرام توجّهى ننمودم) .
امام صادق عليه السلام فرمود : «اگر بنى اميّه كسى را نمى يافتند كه برايشان دبيرى كند و ماليات بگيرد و براى آنان بجنگد و در [نماز] جماعتشان حاضر شود، هرگز نمى توانستند حقّ ما را غصب كنند ! اگر مردم، آنها را با آنچه در دستشان است، تنها مى گذاشتند، چيزى جز همانچه در دستشان افتاده بود، نمى يافتند» .
آن مرد جوان گفت : قربانت گردم ! آيا راهى براى بيرون آمدن از اين [وضع ]برايم هست؟
فرمود : «اگر برايت بگويم، انجام مى دهى؟».
گفت : انجام مى دهم .
فرمود : «خودت را از تمام آنچه در ديوانِ آنها به دست آورده اى، خلاص كن . كسانى را كه مى شناسى، مالشان را به آنها باز گردان و كسانى را كه نمى شناسى، از طرفشان صدقه بده . در اين صورت ، من از طرف خداوند عز و جل ، بهشت را برايت ضمانت مى كنم» .
مرد جوان، مدّتى طولانى سرش را پايين انداخت [و به تأمّل پرداخت] . سپس گفت : قربانت گردم ! چنين مى كنم .
آن جوان با ما به كوفه باز گشت و خودش را از هر چه در عالم داشت، خلاص كرد ، حتّى از جامه اى كه بر تن داشت . من قسمتى برايش تعيين كردم (1)و جامه هايى برايش خريديم و با قدرى خرجى، نزد او فرستاديم . چند ماهى نگذشت كه او بيمار شد . ما به عيادتش مى رفتيم . روزى كه در حال جان كندن بود، من تنها در كنارش بودم . چشمانش را باز كرد و گفت : اى على ! به خدا سوگند كه آقايت به تعهّدش وفا كرد ! اين را گفت و مُرد و ما او را به خاك سپرديم .
من آمدم تا بر امام صادق عليه السلام وارد شدم . همين كه مرا ديد، فرمود : «اى على ! به خدا سوگند كه در باره دوستت به تعهّدمان وفا كرديم» .
من گفتم : درست است، فدايت شوم ! به خدا سوگند كه او نيز هنگام مرگش، همين را گفت.
.
1) .يعنى: برايش پولى جمع كردم .
۶ . الفُضَيلُ بنُ يَسارٍ (1)۴۷۱.تاريخ دمشق عن عبد اللّه بن جعفر :رجال الكشّي عن إبراهيم بن عبد اللّه :كانَ أَبُو عَبدِ اللّهِ عليه السلام إِذا رَأى الفُضَيلَ بنَ يَسارٍ قالَ : بَشِّرِ المُخبِتِينَ (2)، مَن أَحَبَّ أَن يَنظُرَ رَجُلاً مِن أَهلِ الجَنَّةِ فَليَنظُر إِلى هذا . (3).
1) .الفُضَيلُ بنُ يَسارٍ النَّهدِيُّ أَبُو القاسِمِ عَرَبِيٌّ بَصرِيٌّ صَمِيمٌ ثِقَةٌ ، رَوى عَن أَبِي جَعفَرٍ وَأَبِي عَبدِ اللّه ِ عليهماالسلاموَماتَ فِي أَيّامِهِ . وَهُوَ مِنَ الفُقَهاءِ الأَعلامِ وَالرُّؤَساءِ المَأخُوذِ مِنهُمُ الحَلالُ وَالحَرامُ وَالفُتيا وَالأَحكامُ . (راجع : معجم رجال الحديث : ج ۱۳ ص ۳۳۵ الرقم ۹۴۳۶) .
2) .المُخْبِتين : أي المُتَوَاضِعين (مفردات ألفاظ القرآن : ص ۲۷۲) .
3) .رجال الكشّي : ج ۲ ص ۴۷۲ ح ۳۷۷ .
۶ . فُضَيل بن يسار (1)۴۷۳.تاريخ دمشق عن جابر :رجال الكشّى ـ به نقل از ابراهيم بن عبد اللّه ـ :امام صادق عليه السلام هر گاه فضيل بن يسار را مى ديد ، مى فرمود : «فروتنان را بشارت باد ! هر كه دوست دارد مردى از اهل بهشت را ببيند ، به اين بنگرد» .
.
1) .ابو القاسم ، فُضَيل بن يسار نَهدى ، عرب و اصالتا بصرى و ثقه بود و در زمان امام صادق عليه السلام در گذشت . او از فقهاى برجسته و بزرگانى بود كه احكام حلال و حرام و فتوا از آنان گرفته مى شد . وى از امام باقر عليه السلام و امام صادق عليه السلام ، روايت كرده است .
۷ . مُعَلَّى بنُ خُنَيسٍ ۱۴۷۵.الطبقات الكبرى عن البراء بن عازب وزيد بن أرقم :رجال الكشّي عن إسماعيل بن جابر :دَخَلتُ عَلى أَبِي عَبدِ اللّهِ عليه السلام فَقالَ لِي : يا إِسماعِيلُ ، قُتِلَ المُعَلّى ؟ قُلتُ : نَعَم ، قالَ : أَما وَاللّهِ لَقَد دَخَلَ الجَنَّةَ . (1)۱۷ / ۷عِدَّةٌ مِن أَصحابِ الإِمامِ الكاظِمِ عليه السلام۱ . عَلِيُّ بنُ يَقطِينٍ ۳۴۷۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ لِاُمِّ سَلَمَةَ ـ ) رجال الكشّي عن عبد اللّه بن يحيى الكاهليّ :كُنتُ عِندَ أَبِي إِبراهِيمَ عليه السلام إِذ أَقبَلَ عَلِيُّ بنُ يَقطِينٍ فَالتَفَتَ أَبُو الحَسَنِ عليه السلام إِلى أَصحابِهِ ، فَقالَ : مَن سَرَّهُ أَن يَرى رَجُلاً مِن أَصحابِ رَسُولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَليَنظُر إِلى هذا المُقبِلِ ، فَقالَ لَهُ رَجُلٌ مِنَ القَومِ : هُو إِذا مِن أَهلِ الجَنَّةِ ؟ فَقالَ أَبُو الحَسَنِ عليه السلام : أَمّا أَنا فَأَشهَدُ أَنَّهُ مِن أَهلِ الجَنَّةِ . (2).
۷ . مُعَلّى بن خُنَيس (1)۴۸۱.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ لِاُمِّ سَلَمَةَ ـ ) رجال الكشّى ـ به نقل از اسماعيل بن جابر ـ :به حضور امام صادق عليه السلام رسيدم . به من فرمود : «اى اسماعيل ! مُعَلّى كشته شد؟» .
گفتم : آرى .
فرمود : «به خدا سوگند كه وارد بهشت شد » .۱۷ / ۷شمارى از ياران امام كاظم عليه السلام۱ . على بن يقطين (2)۴۸۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ في حَجَّةِ الوَداعِ ـ ) رجال الكشّى ـ به نقل از عبد اللّه بن يحيى كاهلى ـ :نزد امام كاظم عليه السلام بودم كه على بن يقطين از دور پيدا شد . امام كاظم عليه السلام رو به يارانش نمود و فرمود : «هر كه خوش دارد مردى از ياران پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را ببيند ، به اين كه مى آيد ، بنگرد» .
مردى از حاضران گفت : او اهل بهشت است ؟
امام كاظم عليه السلام فرمود : «من كه گواهى مى دهم از اهل بهشت است » .
.
1) .معلّى بن خنيس ، ابو عبد اللّه ، وابسته امام صادق عليه السلام و قبل از آن ، وابسته بنى اسد بود . وى اهل كوفه و بزّاز بود . در معجم رجال الحديث (ج ۱۳ ص ۳۳۵) آمده است : او مردى بزرگوار و از شيعيان خالص امام صادق عليه السلام بود . احاديث فراوانى در مدح او آمده كه برخى از آنها صحيح اند و در آنها تصريح شده كه او اهل بهشت است . منشأ سخنانى كه در تضعيف او گفته شده ، شهرت يافتنِ نسبت غلو به اوست .
2) .ابو الحسن على بن يقطين بن موسى بغدادى ، به سال ۱۲۴ ق ، در كوفه متولّد شد و وابسته بنى اسد بود و در بغداد ، ساكن شد . او نزد امام كاظم عليه السلام منزلت بسيارى داشت . در دستگاه حكومت ستمگر (عبّاسيان) كار مى كرد ؛ امّا معتقد به امامت بود . او به سال ۱۸۲ ق ، در روزگار امام كاظم عليه السلام در بغداد ، در گذشت.
۴۸۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ في مَعنى اُولِي الأَمرِ ـ ) رجال الكشّيّ عن زياد القنديّ عن علي بن يقطين :أَنَّ أَبا الحَسَنِ عليه السلام قَد ضَمِنَ لَهُ الجَنَّةَ . (1)۴۸۷.كمال الدين عن جابر بن عبد اللّه الأنصاري :رجال الكشّي عن عبد الرحمن بن الحجّاج :قُلتُ لِأَبِي الحَسَنِ عليه السلام : إِنَّ عَلِيَّ بنَ يَقطِينٍ أَرسَلَنِي إِلَيكَ بِرِسالَةٍ أَسأَلُكَ الدُّعاءَ لَهُ ، فَقالَ فِي أَمرِ الآخِرَةِ ؟ قُلتُ : نَعَم ، قالَ : فَوَضَعَ يَدَهُ عَلى صَدرِهِ ، ثُمَّ قالَ : ضَمِنتُ لِعَلِيِّ بنِ يَقطِينٍ أَلّا تَمَسَّهُ النّارُ أَبَدا . (2)۲ . هِشامُ بنُ الحَكَمِ (3)۴۸۹.الكافي عن سليم بن قيس :رجال الكشّي عن أسد بن أبي العلاء :كَتَبَ أَبُو الحَسَنِ الأَوَّلِ عليه السلام إِلى مَن وافَى المَوسِمَ مِن شِيعَتِهِ فِي بَعضِ السِّنِينَ فِي حاجَةٍ لَهُ ، فَما قامَ بِها غَيرُ هِشامِ بنِ الحَكَمِ . قالَ : فَإِذا هُوَ قَد كَتَبَ عليه السلام : جَعَلَ اللّهُ ثَوابَكَ الجَنَّةَ ـ يَعنِي هِشامَ بنَ الحَكَمِ ـ . (4)۱۷ / ۸عِدَّةٌ مِن أَصحابِ الإِمامِ الرِّضا عليه السلام۱ . صَفوانُ بنُ يَحيى (5)۴۹۳.الإمام الصادق عليه السلام :رجال الكشّي عن معمّر بن خلّاد :رَفَعتُ [إِلى الرِّضا عليه السلام ] ما خَرَجَ مِن غَلَّةِ إِسماعِيلَ بنِ
الخَطّابِ بِما أَوصى بِهِ إِلى صَفوانَ بنِ يَحيى ، فَقالَ : رَحِمَ اللّهُ إِسماعِيلَ بنِ الخَطّابِ بِما أَوصى بِهِ إِلى صَفوانَ بنِ يَحيى وَرَحِمَ صَفوانَ فَإِنَّهُما مِن حِزبِ آبائِي عليهم السلام ، وَمَن كانَ مِن حِزبِنا أَدخَلَهُ اللّهُ الجَنَّةَ . (6).
1) .رجال الكشّي : ج ۲ ص ۷۲۹ الرقم ۸۰۶ .
2) .رجال الكشّي : ج ۲ ص ۷۲۹ ح ۸۰۷ ، معجم رجال الحديث : ج ۱۲ ص ۲۲۹ الرقم ۳ .
3) .هِشامُ بنُ الحَكَمِ أَبُو مُحَمَّدٍ مَولى كِندَةَ ، مَولِدُه بِالكُوفَةِ وَمَنشَؤُهُ بِواسِطٍ وَتِجارَتُهُ بِبَغدادَ ، مِن أَصحابِ الصّادِقِ وَمِن خَواصِّ الكاظِمِ عليهماالسلام ، كانَ مِمَّن فَتَقَ الكَلامَ فِي الإِمامَةِ وَهَذَّبَ المَذهَبَ بِالنَّظَرِ ، وَكانَ حاذِقا بِصناعَةِ الكَلامِ وَكانَت لَهُ مُباحِثاتٌ كَثِيرَةٌ مَعَ المُخالِفِينَ فِي الأُصُولِ وَغَيرِها ، وَلَهُ مُصَنَّفاتٌ كَثِيرَةٌ ذَكَرَها أَصحابُ الرِّجالِ وَالتَّراجِمِ فِي كُتُبِهِم (راجع : رجال الكشّي : ج ۲ ص ۵۲۶ الرقم ۴۷۵ ورجال النجاشي : ج ۲ ص ۳۹۷ الرقم ۱۱۶۵ وخلاصة الأقوال : ص ۲۸۸ الرقم ۱۰۶۱ ونقد الرجال : ص ۳۶۸ ومعجم رجال الحديث : ج ۱۹ ص ۲۷۱ الرقم ۱۳۳۲۹) .
4) .رجال الكشّي : ج ۲ ص ۵۴۸ الرقم ۴۸۷ .
5) .صَفوانُ بنُ يَحيى أَبُو مُحَمَّدٍ البَجَلِيُّ بَيّاعُ السّابُرِيِّ (السابريّ : من أجود الثياب ، والسابريّ : ضرب من التمر . لسان العرب : ج ۴ ص ۳۴۲ «سبر») ، كُوفِيٌّ ثِقةٌ ثِقةٌ عَينٌ ، رَوى عَنِ الرِّضا وَكانَت لَه عِندَهُ مَنزِلَةٌ شَرِيفَةٌ ، كانَ مِن الوَرَعِ وَالعِبادَةِ عَلى ما لَم يَكُن عَلَيهِ أَحَدٌ مِن طَبَقَتِهِ ، ماتَ سَنَةَ عَشرٍ وَمِئَتَينِ (راجع : رجال النجاشي : ج ۱ ص ۴۳۹ الرقم ۵۲۲ والفهرست : ص ۱۴۵ الرقم ۳۵۶ ورجال ابن داوود : ص ۱۱۱ الرقم ۷۸۲ وخلاصة الأقوال : ص ۱۷۰ الرقم ۵۰۰ ونقد الرجال : ص ۱۷۳) .
6) .رجال الكشّي : ج ۲ ص ۷۹۲ الرقم ۹۶۱ .
۴۹۴.تفسير العيّاشي عن عمرو بن سعيد :رجال الكشّى ـ به نقل از زياد قندى، در باره على بن يقطين ـ :امام كاظم عليه السلام بهشت را برايش ضمانت كرد .۴۹۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ في وَصفِ عَلِيٍّ عليه السلام ـ ) رجال الكشّى ـ به نقل از عبد الرحمان بن حَجّاج ـ :به امام كاظم عليه السلام گفتم : على بن يقطين توسّط من، نامه اى فرستاد و تقاضا كرد كه برايش دعا كنيد . فرمود : «براى آخرتش؟». گفتم : آرى . ايشان دستش را بر سينه اش نهاد و سپس فرمود : «براى على بن يقطين ضمانت مى كنم كه هرگز آتش به او نرسد».۲ . هشام بن حَكَم (1)۴۹۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :رجال الكشّى ـ به نقل از اسد بن ابى العلاء ـ :امام كاظم عليه السلام در يكى از سال ها به گروهى از شيعيانش كه به موسم حج رفته بودند ، نامه اى نوشت كه براى ايشان كارى انجام دهند و آن كار را كسى غير از هشام بن حكم انجام نداد . امام عليه السلام نوشت : «خداوند ، پاداش تو را بهشت قرار دهد !» و منظورش هشام بن حكم بود .۱۷ / ۸شمارى از ياران امام رضا عليه السلام۱ . صفوان بن يحيى (2)۵۰۱.عنه صلى الله عليه و آله :رجال الكشّى ـ به نقل از مُعمَّر بن خلّاد ـ :آن مقدار از عايدى غلّه اسماعيل بن خطّاب را كه براى صفوان بن يحيى وصيّت كرده بود ، خدمت امام رضا عليه السلام بردم . فرمود : «خدا رحمت كند اسماعيل بن خطّاب را با اين وصيّتى كه براى صفوان بن يحيى كرده و نيز رحمت كند صفوان را ! هر دو ، شيعه پدران من بودند و هر كه شيعه ما باشد ، خداوند ، او را به بهشت مى برد» .
.
1) .ابو محمّد هشام بن حكم ، وابسته كِنده ، در كوفه به دنيا آمد ، در واسط ، نشو و نما يافت و در بغداد ، به تجارت مشغول گشت . از اصحاب امام صادق عليه السلام و از ياران خاصّ امام كاظم عليه السلام بود . از جمله كسانى بود كه باب گفتار در امامت را گشود و با مباحث نظرى ، اين مذهب را مهذّب ساخت . در علم كلام ، چيره دست بود و مباحثات فراوانى در باره عقايد و جز آن ، با مخالفان داشت . مصنّفات بسيارى دارد كه صاحبان كتب رجالى و تراجم ، از آنها در كتاب هاى خود ، ياد كرده اند .
2) .ابو محمّد صفوان بن يحيى بَجَلى سابُرى فروش (سابُرى يا شاپورى ، از مرغوب ترين پارچه ها و نيز نوعى خرماست) ، كوفى ، كاملاً موثّق و معتبر بوده است . از امام رضا عليه السلام روايت كرده و نزد ايشان منزلت والايى داشته است . در ورع و عبادت ، هيچ يك از افرادِ هم طبقه اش به پاى او نمى رسند . او در سال دويست و ده از دنيا رفت .
۲ . عَبدُ الرَّحمنِ بنِ الحَجّاجِ (1)۵۰۳.عنه صلى الله عليه و آله :رجال الكشّي عن أبي القاسم نصر بن الصباح :عَبدُ الرَّحمنِ بنُ الحَجّاجِ شَهِدَ لَهُ أَبُو الحَسَنِ عليه السلام بِالجَنَّةِ ، وَكانَ أَبُو عَبدِ اللّهِ عليه السلام يَقُولُ لِعَبدِ الرَّحمنِ : يا عَبدَ الرَّحمنِ ، كَلِّم أَهلَ المَدِينَةِ ، فَإِنِّي أُحِبُّ أَن يُرى فِي رِجالِ الشِّيعَةِ مِثلُكَ . (2)۳ . عَلِيُّ بنُ عُبَيدِ اللّهِ بنِ الحُسينِ بنِ عَلِيِّ بنِ الحُسَينِ عليهماالسلام (3)۵۰۵.عنه صلى الله عليه و آله :رجال الكشّيّ عن عليّ بن الحكم عن سليمان بن جعفر :قالَ لِي عَلِيُّ بنُ عُبَيدِ اللّهِ بنِ الحُسَينِ بنِ عَلِيِّ بنِ الحُسَينِ بنِ عَلِيِّ بنِ أَبِي طالِبٍ عليهم السلام : أَشتَهِي أَن أَدخُلَ عَلى أَبِي الحَسَنِ الرِّضا عليه السلام أُسَلِّم عَلَيهِ ، قُلتُ : فَما يَمنَعُكَ مِن ذلِكَ ؟ قالَ : الإِجلالُ وَالهَيبَةُ لَهُ ، وَأَتَّقِي عَلَيهِ .
قالَ : فَاعتَلَّ أَبُو الحَسَنِ عليه السلام عِلَّةً خَفِيفَةً وَقَد عادَهُ النّاسُ ، فَلَقِيتُ عَلِيَّ بنَ عُبَيدِ اللّهِ ،
فَقُلتُ : قَد جاءَكَ ما تُرِيدُ ، قَدِ اعتَلَّ أَبُو الحَسَنِ عليه السلام عِلَّةً خَفِيفَةً وَقَد عادَهُ النّاسُ ، فَإِن أَرَدتَ الدُّخُولَ عَلَيهِ فَاليَومَ .
قالَ : فَجاءَ إِلى أَبِي الحَسَنِ عليه السلام عائِدا ، فَلَقِيَهُ أَبُو الحَسَنِ عليه السلام بِكُلِّ ما يُحِبُّ مِن التَّكرِمَةِ وَالتَّعظِيمِ ، فَفَرِحَ بِذلِكَ عَلِيُّ بنُ عُبَيدِ اللّهِ فَرَحا شَدِيدا .
ثُمَّ مَرِضَ عَلِيُّ بنُ عُبَيدِ اللّهِ فَعادَهُ أَبُو الحَسَنِ عليه السلام وَأَنا مَعَهُ ، فَجَلَسَ حَتّى خَرَجَ مَن كانَ فِي البَيتِ . فَلَمّا خَرَجنا أَخبَرَتنِي مَولاةٌ لَنا أَنَّ أُمَّ سَلَمَةَ امرَأَةَ عَلِيِّ بنِ عُبَيدِ اللّهِ كانَت مِن وَراءِ السِّترِ ، تَنظُرُ إِلَيهِ [ عليه السلام ] ، فَلَمّا خَرَجَ خَرَجَت وَانكَبَّت عَلى المَوضِعِ الَّذِي كانَ أَبُو الحَسَنِ عليه السلام فِيهِ جالِسا تُقَبِّلُهُ وَتَتَمَسَّحُ بِهِ .
قالَ سُلَيمانُ : ثُمَّ دَخَلتُ عَلى عَلِيِّ بنِ عُبَيدِ اللّهِ ، فَأَخبَرَنِي بِما فَعَلَت أُمُّ سَلَمَةَ ، فَخَبَّرتُ بِهِ أَبا الحَسَنِ عليه السلام ، فَقالَ : يا سُلَيمانُ ، إِنَّ عَلِيَّ بنَ عُبَيدِ اللّهِ وَامرَأَتَهُ وَوُلدَهُ مِن أَهلِ الجَنَّةِ .
يا سُلَيمانَ ، إِنَّ وُلدَ عَلِيٍّ وَفاطِمَةَ عليهماالسلام إِذا عَرَّفَهُمُ اللّهُ هذا الأَمرَ لَم يَكُونُوا كَالنّاسِ . (4).
1) .عَبدُ الرَّحمنِ بنِ الحَجّاجِ البَجَلِيُّ مَولاهُم كُوفِيٌّ ، بَيّاعُ السّابُرِيِّ ، سَكَنَ بَغدادَ كانَ ثِقةً ثقةً ثَبتا وَجها ، كانَ وَكِيلاً لِأَبِي عَبدِ اللّه ِ ، وَماتَ فِي عَصرِ الإِمامِ الرِّضا عليهماالسلام عَلى وَلايَتِهِ (راجع : رجال النجاشي : ج ۲ ص ۴۹ الرقم ۶۲۸ و خلاصة الأقوال : ص ۲۰۴ الرقم ۶۵۰ و رجال ابن داوود : ص ۱۲۸ الرقم ۹۴۹ و نقد الرجال : ص ۱۸۴) .
2) .رجال الكشّي : ج ۲ ص ۷۴۱ الرقم ۸۳۰ ، نقد الرجال : ص ۱۸۵ ، بحار الأنوار : ج ۷۳ ص ۴۰۵ ، وراجع : التحرير الطاووسي : ص ۱۹۳ الرقم ۲۸۱ .
3) .كانَ مِن خَواصِّ الإِمامَينِ الكاظِمِ وَالرِّضا عليهماالسلام ، وَعادَهُ الإِمامُ الرِّضا عليه السلام حِينَ مَرَضِهِ ، وَفِيهِ حَدِيثٌ يَدُلُّ عَلى جَلالَتِهِ وَإِخلاصِهِ وَتَشَيُّعِهِ . كانَ أَزهَدَ آلِ أَبِي طالِبٍ وَأَعبَدَهم فِي زَمانِهِ ، وَلَهُ كِتابٌ فِي الحَجِّ يَروِيهِ كُلَّهُ عَنِ الإِمامِ مُوسَى بنِ جَعفَرٍ عليهماالسلام (راجع : رجال النجاشي : ج ۲ ص ۸۰ الرقم ۶۶۹ والتحرير الطاووسي : ص ۱۸۱ الرقم ۲۵۰ و نقد الرجال : ص ۲۳۹ و معجم رجال الحديث : ج ۱۲ ص ۸۷ الرقم ۸۳۰۱) .
4) .رجال الكشّي : ج ۲ ص ۸۵۶ الرقم ۱۱۰۹، الاختصاص: ص ۸۹ وليس فيه ذيله من «فلمّا خرجنا...»، خلاصة الأقوال : ص ۱۸۳ الرقم ۵۴۳ ، التحرير الطاووسي : ص ۱۸۱ الرقم ۲۵۰ ، بحار الأنوار : ج ۴۹ ص ۲۲۲ ح ۱۵ .
۲ . عبد الرحمان بن حَجّاج (1)۵۰۷.عنه صلى الله عليه و آله :رجال الكشّى ـ به نقل از ابو القاسم نصر بن صباح ـ :امام رضا عليه السلام به بهشتى بودن عبد الرحمان بن حَجّاج ، گواهى داد و امام صادق عليه السلام به عبد الرحمان مى فرمود : «اى عبد الرحمان! براى مردم مدينه ، سخن بگو ؛ زيرا من دوست دارم كه امثال تو در ميان مردان شيعه ديده شوند» .۳ . على بن عبيد اللّه بن حسين بن على بن الحسين عليه السلام (2)۵۰۹.الإمام عليّ عليه السلام :رجال الكشّى ـ به نقل از على بن حكم ، از سليمان بن جعفر ـ :على بن عبيد اللّه بن حسين بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب عليه السلام به من گفت : دلم مى خواهد براى عرض سلام ، خدمت امام الرضا عليه السلام برسم . من گفتم : پس چه چيز ، مانع تو از اين كار مى شود؟ گفت : شُكوه و هيبت ايشان . از ايشان مى ترسم.
يك بار كه امام رضا عليه السلام به بيمارى خفيفى دچار شد و مردم به عيادتش مى آمدند ، به على بن عبيد اللّه بر خوردم . به او گفتم : اكنون زمان آن چيزى كه مى خواهى ، رسيده است . امام رضا عليه السلام به اندك ناخوشى اى گرفتار شده است و مردم به عيادتش مى آيند . اگر مى خواهى به خدمتش برسى ، امروز وقت آن است.
على بن عبيد اللّه به عيادت امام رضا عليه السلام آمد . ايشان با او برخوردى در نهايت احترام و تكريم كرد و على بن عبيد اللّه از اين برخورد امام عليه السلام ، بسيار شادمان شد.
بعدها على بن عبيد اللّه بيمار شد و امام رضا عليه السلام به عيادتش رفت و من نيز با ايشان بودم . امام عليه السلام آن قدر نشست كه همه كسانى كه در اتاق بودند ، رفتند . چون ما هم رفتيم ، خانمى كه خدمتكار ما بود ، به ما گفت كه اُمّ سلمه ، همسر على بن عبيد اللّه ، از پشت پرده به امام عليه السلام نگاه مى كرد و امام عليه السلام كه بيرون رفت ، از پشت پرده در آمد و خود را بر جايى كه ايشان نشسته بود ، انداخت و شروع به بوسيدن آن و دست كشيدن بر آن كرد.
من بعد نزد على بن عبيد اللّه رفتم و او كارى را كه اُمّ سلمه كرده بود ، برايم گفت . من آن را براى امام رضا عليه السلام تعريف كردم . فرمود : «اى سليمان! على بن عبيد اللّه و همسر و فرزندانش ، اهل بهشت اند .
اى سليمان! فرزندان على و فاطمه ، هر گاه خداوند ، اين امر [ امامت و ولايت ] را به آنان بشناساند ، مانند ديگر مردمان نيستند» . (3)
.
1) .عبد الرحمان بن حَجّاج بَجَلى ، وابسته بَجَليان ، اهل كوفه و سابُرى فروش بود و در بغداد سكنا گزيد . كاملاً ثقه و مطمئن و موجّه بود و وكيل امام صادق عليه السلام بود . در روزگار امام رضا عليه السلام و با ولايت ايشان ، از دنيا رفت .
2) .از ياران خاصّ امام كاظم عليه السلام و امام رضا عليه السلام بود ، به طورى كه وقتى بيمار شد ، امام رضا عليه السلام شخصا به عيادتش رفت . حديثى در باره اش رسيده كه نشانگر مقام شامخ و اخلاص و تشيّع اوست . او زاهدترين و عابدترين فرد خاندان ابو طالب در روزگار خود بود . در باره حج ، كتابى دارد كه همه آن را از امام كاظم عليه السلام روايت كرده است .
3) .يعنى اگر به امامت و ولايت ما اعتقاد پيدا كنند ، با تمام وجود به آن عشق مى ورزند .
۴ . يُونُسُ بنُ عَبدِ الرحمنِ ۱۵۱۱.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ في يَومِ بَنِي النَّضيرِ ـ ) رجال الكشّي عن محمّد بن الحسن الواسطيّ وجعفر بن عيسى ومحمّد بن يونس :إِنَّ الرِّضا عليه السلام ضَمِنَ لِيُونُسَ الجَنَّةَ ثَلاثَ مَرّاتٍ . (1).
1) .رجال الكشّي : ج ۲ ص ۷۷۹ ح ۹۱۱ ، خلاصة الأقوال : ص ۲۹۷ الرقم ۱۱۰۳ ، التحرير الطاووسي : ص ۳۱۶ الرقم ۴۶۲ ، نقد الرجال : ص ۳۸۲ .
۴ . يونس بن عبد الرحمان ۱۵۱۳.الأمالي للطوسي عن حذيفة بن اليمان :رجال الكشّى ـ به نقل از محمّد بن حسن واسطى و جعفر بن عيسى و محمّد بن يونس ـ :امام رضا عليه السلام سه مرتبه بهشت را براى يونس ضمانت نمود .
.
۵۱۴.الإمام الصادق عليه السلام ( ـ في ذِكرِ مَن أنكَرَ عَلى أبي بَكرٍ فِعلَهُ وجُل ) رجال الكشّي عن جعفر بن عيسى اليقطينيّ ومحمّد بن الحسن :إِنَّ أَبا جَعفَرٍ عليه السلام ضَمِنَ لِيُونُسَ بنِ عَبدِ الرَّحمنِ الجَنَّةَ عَلى نَفسِهِ وَآبائِهِ عليهم السلام . (1)۵۱۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :رجال الكشّيّ عن يونس بن عبد الرحمن :إِنَّ أَبا الحَسَنِ عليه السلام ضَمِنَ لِيَ الجَنَّةَ مِنَ النّارِ . (2)۱۷ / ۹عِدَّةٌ مِن أَصحابِ الإِمامِ الجَوادِ عليه السلام۱ . إِبراهيمُ بنُ أَبِي مَحمُودٍ (3)۵۱۹.عنه صلى الله عليه و آله :رجال الكشّي عن إبراهيم بن أبي محمود :دَخَلتُ عَلى أَبِي جَعفَرٍ عليه السلام وَمَعِيَ كُتُبٌ إِلَيهِ مِن أَبِيهِ ، فَجَعَلَ يَقرَؤُها وَيَضَعُ كِتابا كَثِيرا عَلى عَينَيهِ ، وَيَقُولُ : خَطُّ أَبِي وَاللّهِ! وَيَبكِي حَتّى سالَت دُمُوعُهُ عَلى خَدَّيهِ .
فَقُلتُ لَهُ : جُعِلتُ فِداكَ ، قَد كانَ أَبُوكَ رُبَّما قالَ لِي فِي المَجلِسِ الواحِدِ مَرّاتٍ : أَسكَنَكَ اللّهُ الجَنَّةَ ، أَدخَلَكَ اللّهُ الجَنَّةَ . قالَ : فَقالَ : وَأَنا أَقُولُ : أَدخَلَكَ اللّهُ الجَنَّةَ ، فَقُلتُ : جُعِلتُ فِداكَ ، تَضمَنُ لِي عَلى رَبِّكَ أَن يُدخِلَنِي الجَنَّةَ ؟ قالَ : نَعَم ، قالَ : فَأَخَذتُ رِجلَهُ فَقَبَّلتُها . (4).
1) .رجال الكشّي : ج ۲ ص ۷۷۹ ح ۹۱۲ .
2) .رجال الكشّي : ج ۲ ص ۷۸۴ ح ۹۳۶ .
3) .إِبراهِيمُ بنُ أَبِي مَحمُودٍ الخُراسانيُّ ، ثِقَةٌ مَولى . رَوى عَنِ الرِّضا عليه السلام وَعاشَ بَعدَهُ ، وَقَعَ إِبراهيمُ بنُ أَبِي مَحمُودٍ فِي إسنادِ عِدَّةٍ مِن الرِّواياتِ تَبلُغُ اثنَينِ وَثَلاثِينَ مَورِدا (راجع : رجال النجاشي : ج ۱ ص ۱۰۷ ح ۴۲ ورجال الطوسي : ص ۳۵۱ الرقم ۵۲۰۴ وخلاصة الأقوال : ص ۴۷ الرقم ۳ والتحرير الطاووسي : ص ۳۳ الرقم ۱۰ ومعجم رجال الحديث : ج ۱ ص ۱۹۸ الرقم ۹۰) .
4) .رجال الكشّي : ج ۲ ص ۸۳۸ ح ۱۰۷۳ .
۵۲۰.الإمام الحسين عن الإمام عليّ عليهماالسلام :رجال الكشّى ـ به نقل از جعفر بن عيسى يقطينى و محمّد بن حسن ـ :امام جواد عليه السلام از جانب خود و پدرانش عليهم السلام ، بهشت را براى يونس بن عبد الرحمان ضمانت كرد.۵۲۱.الكافي عن جابر :رجال الكشّى ـ به نقل از يونس بن عبد الرحمان ـ :امام رضا عليه السلام رفتن به بهشت و نجات از آتش را برايم ضمانت كرد.۱۷ / ۹شمارى از ياران امام جواد عليه السلام۱ . ابراهيم بن ابى محمود (1)۵۲۵.عنه صلى الله عليه و آله :رجال الكشّى ـ به نقل از ابراهيم بن ابى محمود ـ :خدمت امام جواد عليه السلام رسيدم و با خود ، نامه هايى از پدرش براى ايشان داشتم . ايشان شروع به خواندن آنها كرد و هر نامه اى را بسيار بر ديده اش مى نهاد و مى فرمود : «به خدا كه خطّ پدرم است» و گريه مى كرد ، تا جايى كه اشك بر گونه هايش جارى مى شد.
من گفتم : فدايت شوم ! گاهى پدرتان در يك مجلس ، چندين بار [ به من ]مى فرمود : «خدا تو را در بهشت جاى دهد! خدا تو را به بهشت ببرد !» .
امام جواد عليه السلام فرمود : «من هم مى گويم : خدا تو را به بهشت ببرد !» .
گفتم : فدايت شوم ! برايم ضمانت مى كنى كه خدا مرا به بهشت ببرد؟
فرمود : «آرى» .
من پاى ايشان را گرفتم و بوسيدم.
.
1) .ابراهيم بن ابى محمود خراسانى ، راوى اى ثقه ، و از موالى بود . وى از امام رضا عليه السلام روايت كرده و پس از ايشان زنده بوده است . ابراهيم بن ابى محمود در اسناد شمارى از احاديث جاى دارد كه به ۳۲ مورد مى رسد .
۲ . عَلِيُّ بنُ مَهزِيارَ (1)۵۲۷.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الجواد عليه السلامـ فِي رِسالَتِهِ لِعَلِيِّ بنِ مَهزِيارَ ـ: بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحِيمِ ، يا عَلِيُّ أَحسَنَ اللّهُ جَزاكَ ، وَأَسكَنَكَ جَنَّتَهُ ، وَمَنَعَكَ مِنَ الخِزيِ فِي الدُّنيا وَالآخِرَةِ ، وَحَشَرَكَ اللّهُ مَعَنا .
يا عَلِيُّ ، قَد بَلَوتُكَ وَخَبَّرتُكَ فِي النَّصِيحَةِ وَالطّاعَةِ وَالخِدمَةِ ، وَالتَّوقِيرِ وَالقِيامِ بِما يَجِبُ عَلَيكَ ، فَلَو قُلتُ إِنِّي لَم أَرَ مِثلَكَ لَرَجَوتُ أَن أَكُونَ صادِقا . فَجَزاكَ اللّهُ جَنّاتِ الفِردَوسِ نُزُلاً، فَما خَفِيَ عَلَيَّ مَقامَكَ وَلا خِدمَتَكَ فِي الحَرِّ وَالبَردِ ، فِي اللَّيلِ وَالنَّهارِ، فَأَسأَلُ اللّهَ إِذا جَمَعَ الخَلائِقَ لِلقِيامَةِ أَن يَحبُوَكَ (2)
بِرَحمَةٍ تَغتَبِطُ بِها، إِنَّهُ سَمِيعُ الدُّعاءِ. (3)۱۷ / ۱۰عِدَّةٌ مِن أَصحابِ الإِمامِ الهادي عليه السلام۱ . أَيُّوبُ بنُ نُوحٍ (4)۵۳۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الغيبة للطّوسي عن عمرو بن سعيد المدائني :كُنتُ عِندَ أَبِي الحَسَنِ [الهادي]
العَسكَرِيّ عليه السلام بِصِريا (5)، إِذ دَخَلَ أَيُّوبُ بنُ نُوحٍ وَوَقَفَ قُدّامَهُ ، فَأَمَرَهُ بِشَيءٍ ، ثُمَّ انصَرَفَ ، وَالتَفَتَ إِلَيَّ أَبُو الحَسَنِ عليه السلام وَقالَ : يا عَمرُو ، إِن أَحبَبتَ أَن تَنظُرَ إِلى رَجُلٍ مِن أَهلِ الجَنَّةِ فَانظُر إِلى هذا . (6).
1) .عَلِيُّ بنُ مَهزِيارَ الأَهوازِيُّ دَورَقيُّ الأَصلِ ، كانَ أَبُوهُ نَصرانِيّا فَأَسلَمَ ، وَقَد قِيلَ : إِنَّ عَلِيّا أَيضا كانَ نَصرانيا وَأَسلَمَ وَهُوَ صَغِيرٌ ، وَمَنَّ اللّه ُ عَلَيهِ بِمَعرِفَةِ هذا الأَمرِ وَتَفَقُّهٍ ، وَرَوى عَن الإِمامَينِ الرِّضا وَأَبِي جَعفَرٍ عليهماالسلام ، وَاختُصَّ بِأَبِي جَعفَرٍ الثّانِي . كانَ ثِقةً فِي رِوايَتِهِ لا يُطعَنُ عَلَيهِ ، صَحِيحا فِي اعتِقادِهِ (راجع : رجال النجاشي : ج ۲ ص ۷۴ الرقم ۶۶۲ ورجال ابن داوود : ص ۱۴۲ الرقم ۱۰۹۱ وخلاصة الأقوال : ص ۱۷۵ الرقم ۵۱۷ ونقد الرجال : ص۲۴۴) .
2) .حَبَاهُ : أعْطاهُ ، والحِبَاء : العَطِيّة (النهاية : ج ۱ ص ۳۳۶ «حبا») .
3) .الغيبة للطوسي : ص ۳۴۹ ح ۳۰۶ عن الحسن بن شمّون ، بحار الأنوار : ج ۵۰ ص ۱۰۵ ح ۲۲ .
4) .أَيُّوبُ بنُ نُوحِ بنِ دَرّاجٍ النَّخَعِيُّ أَبُو الحُسَينِ ، كانَ وَكِيلاً لِأَبِي الحَسَنِ [الهادي ]العَسكَرِيِّ وَأَبِي مُحَمَّدٍ عليهماالسلام ، عَظِيمَ المَنزِلَةِ ، عِندَهُما مَأمُونا ، وَكانَ شَدِيدَ الوَرَعِ كَثِيرَ العِبادَةِ ، ثِقَةً فِي رِواياتِهِ (راجع : رجال النجاشي : ج ۱ ص ۲۵۵ الرقم ۲۵۲ ورجال ابن داوود : ص ۵۴ الرقم ۲۲۴ وخلاصة الأقوال : ص ۵۹ الرقم ۵۸ ونقد الرجال : ص ۵۲) .
5) .صِرْيا : قال ابن شهرآشوب في المناقب : ج ۴ ص ۳۸۲ : هي قرية أسّسها موسى بن جعفر عليهماالسلام على ثلاثة أميال من المدينة .
6) .الغيبة للطوسي : ص ۳۴۹ ح ۳۰۷ ، طرائف المقال : ج ۲ ص ۳۳۱ ، بحار الأنوار : ج ۵۰ ص ۲۲۰ ح ۷ .
۲ . على بن مهزيار (1)۵۳۳.الإمام الصادق عليه السلام ( ـ وسُئِلَ عَنِ القائِمِ عليه السلام يُسَلَّمُ عَل ) امام جواد عليه السلام ـ در نامه اش به على بن مهزيار ـ :به نام خداوند بخشاينده مهربان . اى على! خداوند به تو پاداش نيك عطا كند و تو را در بهشتش جاى دهد و در دنيا و آخرت ، از خوارى ، نگاهت دارد و با ما محشورت فرمايد !
اى على! من تو را در وفادارى و فرمان بردارى و خدمت گزارى و احترام گذاشتن [ به ما ] و انجام وظيفه امتحان و آزمايش كردم و اگر بگويم مانند تو را نديده ام ، اميدوارم كه راست گفته باشم . پس خداوند ، پذيرايى از تو را در باغ هاى فردوس قرار دهد ! جايگاه تو و خدمت گزارى ات در گرما و سرما و در شب و روز ، بر ما پوشيده نيست . از خدا مى خواهم كه چون خلايق را در قيامت گرد آورد ، چنان رحمتى به تو بخشد كه بِدان شادمان شوى ، كه او شنونده [ و اجابت كننده ]ى دعاست.۱۷ / ۱۰شمارى از ياران امام هادى عليه السلام۱ . ايّوب بن نوح (2)۵۳۷.عنه صلى الله عليه و آله :الغيبة ، طوسى ـ به نقل از عمرو بن سعيد مدائنى ـ :در صِريا (3)نزد امام هادى عليه السلام بودم كه ايّوب بن نوح وارد شد و در برابر ايشان ايستاد . امام عليه السلام به او دستورى داد و او رفت . ابو الحسن عليه السلام رو به من كرد و فرمود : «اى عمرو ! اگر دوست دارى به مردى از اهل بهشت بنگرى ، به اين بنگر » .
.
1) .على بن مهزيار اهوازى دَورَقى الأصل ، پدرش مسيحى بود و اسلام آورد . گفته شده كه خود على نيز مسيحى بود و در كودكى ، مسلمان شد و به لطف خدا به مذهب اماميه گرويد و فقيه شد . از امام رضا عليه السلام و امام جواد عليه السلام روايت كرده و از ياران خاصّ امام جواد عليه السلام به شمار مى آيد . در روايتش موثّق است و خرده اى بر او گرفته نمى شود . او از اعتقاد درستى برخوردار بوده است .
2) .ابو الحسين ايّوب بن نوح دَرّاج نخعى ، وكيل امام هادى عليه السلام و امام عسكرى عليه السلام بود و در نزد آن دو بزرگوار ، منزلتى والا داشت و امين به شمار مى رفت . مردى سخت پارسا و پرعبادت بود و در رواياتش ثقه است .
3) .به گفته ابن شهرآشوب در المناقب (ج ۴ ص ۳۸۲) ، قريه اى است كه امام كاظم عليه السلام آن را در سه ميلى مدينه ، تأسيس كرد.
۲ . جُنَيدٌ (1)۵۳۹.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ في عَلِيٍّ عليه السلام ـ ) رجال الكشّي عن محمّد بن عيسى بن عبيد :إِنَّ أَبا الحَسَنِ [الهادي ]العَسكَرِيَّ عليه السلام أَمَرَ بِقَتلِ فارِسِ بنِ حاتِمٍ القَزوِينِيِّ ، وَضَمِنَ لِمَن قَتَلَهُ الجَنَّةَ ، فَقَتَلَهُ جُنَيدٌ . (2)۱۷ / ۱۱رِجالٌ مِن أَهلِ الجَنَّةِ۵۴۲.الإمام الباقر عليه السلام :الدرّ المنثور عن عبد العزيز بن أبي رواد :بَلَغَنا أَنَّ رَجُلاً صَلّى مَعَ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ، فَلَمّا انصَرَفَ قالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله : هذا الرَّجُلُ مِن أَهلِ الجَنَّةِ .
قالَ عَبدُ اللّهِ بنُ عَمرٍو : فَأَتَيتُهُ فَقُلتُ : يا عَمّاه الضيافَةَ! قالَ : نَعَم ، فَإِذا لَهُ خَيمَةٌ وَشاةٌ وَنَخلٌ ، فَلَمّا أَمسى خَرَجَ مِن خَيمَتِهِ ، فَاحتَلَبَ العَنزَ ، وَاجتَنى لِي رُطَبا ثُمَّ وَضَعَهُ ، فَأَكَلتُ مَعَهُ ، فَباتَ نائِما وَبتُّ قائِما ، وَأَصبَحَ مُفطِرا وَأَصبَحتُ صائِما ، فَفَعَلَ ذَلِكَ ثَلاثَ لَيالٍ .
فَقُلتُ لَهُ : إِنَّ رَسُولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله قالَ فِيكَ : إِنَّكَ مِن أَهلِ الجَنَّةِ ، فَأَخبِرنِي ما عَمَلُكَ؟!
قالَ : فَائتِ الَّذِي أَخبَرَكَ حَتّى يُخبِرَكَ بِعَمَلِي .
فَأَتَيتُ رَسُولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله ، فَقالَ : ائتِهِ فَمُرهُ أَن يُخبِرَكَ . فَقُلتُ : إِنَّ رَسُولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَأمُرُكَ أَن تُخبِرَنِي ، قالَ : أَمّا الآنَ فَنَعَم ، فَقالَ : لَو كانَتِ الدُّنيا لِي فَأُخِذَتْ مِنِّي لَم أَحزَن عَلَيها ، وَلَو أُعطِيتُها لَم أَفرَح بِها ، وَأَبَيتُ وَلَيسَ فِي قَلبِي غِلٌّ عَلى أَحَدٍ .
قالَ عَبدُ اللّهِ : لَكِنِّي وَاللّهِ أَقُومُ اللَّيلَ وَأَصُومُ النَّهارَ ، وَلَو وُهِبَت لِي شاةٌ لَفَرِحتُ بِها ، وَلَو ذَهَبَت لَحَزِنتُ عَلَيها ، وَاللّهِ لَقَد فَضَّلَكَ اللّهُ عَلَينا فَضلاً بَيِّنا . (3).
1) .جُنَيدٌ قاتِلُ فارِسِ بنِ حاتِمٍ القَزوِينيِّ ، مِن أَصحابِ الهادي عليه السلام ، أَرسَلَ إِلَيهِ الإِمامُ يَأمُرُهُ بِقَتلِ هذا الرَّجُلِ ، لِأَنَّهُ كانَ فَتّانا وَيَدعُو إِلَى البِدعَةِ (راجع : رجال الكشّي : ج ۲ ص ۸۰۷ الرقم ۱۰۰۶ و المناقب لابن شهر آشوب : ج ۴ ص ۴۱۷ و معجم رجال الحديث : ج ۴ ص ۱۷۳ الرقم ۲۴۰۲) .
2) .رجال الكشّي : ج ۲ ص ۸۰۷ ح ۱۰۰۶ وراجع : التحرير الطاووسي (طبعة قم) : ص ۴۷۱ الرقم ۳۴۱ .
3) .الدرّ المنثور : ج ۸ ص ۱۱۴ نقلاً عن الحكيم الترمذي .
۲ . جُنَيد (1)۵۴۴.حلية الأولياء عن أنس بن مالك :رجال الكشّى ـ به نقل از محمّد بن عيسى بن عبيد ـ :امام هادى عليه السلام ، فرمان قتل فارس بن حاتم قزوينى را داد و براى كسى كه او را بكشد ، ضمانت بهشت كرد و جُنَيد ، او را كشت.۱۷ / ۱۱مردانى بهشتى۵۴۷.عنه صلى الله عليه و آله :الدرّ المنثور ـ به نقل از عبد العزيز بن ابى رواد ـ :شنيديم كه مردى با پيامبر صلى الله عليه و آله نماز خواند و چون رفت ، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «اين مرد ، بهشتى است» .
عبد اللّه بن عمرو گفت : من نزد آن مرد رفتم و گفتم : عمو جان ! ميهمان نمى خواهى؟ گفت : بفرما . او خيمه اى داشت و گوسفندى و خرمايى . غروب كه شد ، از خيمه اش خارج شد و بز را دوشيد و خرمايى برايم چيد و آنها را آورد و با هم خورديم . آن گاه او خوابيد و من به نماز ايستادم . صبح كه شد ، او روزه نداشت و من روزه داشتم . سه شب به همين منوال گذشت . من به او گفتم : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در باره تو فرموده است كه تو اهل بهشتى . به من بگو كه چه عملى انجام مى دهى [ كه اهل بهشت شده اى ] . گفت : نزد همان كسى كه به تو خبر داده است ، برو تا از عمل من نيز به تو خبر دهد.
من نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آمدم ؛ امّا به من فرمود : «نزد او برو و بگو كه خودش به تو بگويد» .
من آمدم و به او گفتم : پيامبر خدا مى فرمايد كه تو خودت به من بگويى .
گفت : حالا مى گويم . آن گاه گفت : اگر همه دنيا مال من باشد و از من گرفته شود ، برايش اندوهگين نمى شوم و نيز اگر همه دنيا به من داده شود ، شادمان نمى شوم ، و شب كه مى خوابم ، كينه هيچ كس در دلم نيست.
عبد اللّه گفت : امّا من ، به خدا سوگند كه شب را عبادت مى كنم و روز را روزه مى گيرم ؛ ولى اگر يك گوسفند به من داده شود ، خوش حال مى گرديم و اگر از دستم برود ، اندوهگين مى شوم . به خدا سوگند كه خداوند ، تو را بر ما برترىِ نمايانى داده است !
.
1) .جُنَيد ، از ياران امام هادى عليه السلام و امام عسكرى عليه السلام بود . او به فرمان امام هادى عليه السلام فارس بن حاتم قزوينى را كشت ؛ زيرا موجب فريب مردم شده بود و مردم را به بدعت فرا مى خواند .
۵۴۸.عنه صلى الله عليه و آله :مسند ابن حنبل عن أنس :كُنّا جُلُوسا مَعَ رَسُولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَقالَ : «يَطلُعُ عَلَيكُم الآنَ رَجُلٌ مِن أَهلِ الجَنَّةِ» فَطَلَعَ رَجُلٌ مِنَ الأَنصارِ ، تَنطُفُ (1)لِحيَتُهُ مِن وَضُوئِهِ ، قَد تَعَلَّقَ نَعلَيهِ فِي يَدِهِ الشِّمالِ . فَلَمّا كانَ الغَدُ قالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله مِثلَ ذَلِكَ ، فَطَلَعَ ذَلِكَ الرَّجُلُ مِثلَ المَرَّةِ الأُولى . فَلَمّا كانَ اليَومُ الثّالِثُ قالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله مِثلَ مَقالَتِهِ أَيضا ، فَطَلَعَ ذَلكَ الرَّجُلُ عَلى مِثلِ حالِهِ الأُولى .
فَلَمّا قامَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله تَبِعَهُ عَبدُ اللّهِ بنُ عَمرِو بنِ العاصِ ، فَقالَ : إِنِّي لاحَيتُ (2)أَبِي فَأَقسَمتُ أَن لا أَدخُلَ عَلَيهِ ثَلاثا ، فَإِن رَأَيتَ أَن تُؤوِيَنِي إِلَيكَ حَتَّى تَمضِيَ فَعَلتَ ، قالَ : نَعَم . . . وَكانَ عَبدُاللّهِ يُحَدِّثُ أَنَّهُ باتَ مَعَهُ تِلكَ اللَّيالِيَ الثَّلاثَ ، فَلَم يَرَهُ يَقُومُ مِن اللَّيلِ شَيئا غَيرَ أَنَّهُ إِذا تَعارَّ (3)وَتَقَلَّبَ عَلى فِراشِهِ ، ذَكَرَ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ وَكَبَّرَ حَتّى يَقُومَ لِصلاةِ الفَجرِ . قالَ عَبدُ اللّهِ : غَيرَ أَنِّي لَم أَسمَعهُ يَقُولُ إِلّا خَيرا .
فَلَمّا مَضَتِ الثَّلاثُ لَيالٍ ، وَكِدتُ أَن أَحتَقِرَ عَمَلَهُ ، قُلتُ : يا عَبدَ اللّهِ ، إِنِّي لَم يَكُن
بَينِي وَبَينَ أَبِي غَضَبٌ وَلا هُجرٌ ثَمَّ ، وَلكِن سَمِعتُ رَسُولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقُولُ لَكَ ثَلاثَ مِرارٍ : يَطلُعُ عَلَيكُم الآنَ رَجُلٌ مِن أَهلِ الجَنَّةِ ، فَطَلَعتَ أَنتَ الثَّلاثَ مِرارٍ ، فَأَرَدتُ أَن آوِيَ إِلَيكَ ، لِأَنظُرَ ما عَمَلُكَ فَأَقتَدِيَ بِهِ ، فَلَم أَرَكَ تَعمَلُ كَثِيرَ عَمَلٍ ، فَما الَّذِي بَلَغَ بِكَ ما قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله ؟ فَقالَ : ما هُوَ إِلّا ما رَأَيتَ . قالَ : فَلَمّا وَلِيتُ دَعانِي فَقالَ : ما هُوَ إِلّا ما رَأَيتَ غَيرَ أَنِّي لا أَجِدُ فِي نَفسِي لِأَحَدٍ مِنَ المُسلِمِينَ غِشّا ، وَلا أَحسُدُ أَحَدا عَلى خَيرٍ أَعطاهُ اللّهُ إِيّاهُ . فَقالَ عَبدُ اللّهِ : هذِهِ الَّتِي بَلَغَت بِكَ ، وَهِيَ الَّتِي لا نُطِيقُ . (4).
1) .تَنْطُفُ : تَقْطُرُ (النهاية : ج ۵ ص ۷۵ «نطف») .
2) .لَاحَيْتُ : نازَعْتُ (النهاية : ج ۴ ص ۲۴۳ «لحا») .
3) .تَعَارَّ : اسْتَيْقَظَ ، وقيل : تمطّى وأنَّ (النهاية : ج ۳ ص ۲۰۴ «عرر») .
4) .مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۳۳۲ ح ۱۲۶۹۷ ، السنن الكبرى للنسائي : ج ۶ ص ۲۱۵ ح ۱۰۶۹۹ ، الزهد لابن المبارك : ص ۲۴۱ ح ۶۹۴ ، المصنّف لعبد الرزّاق : ج ۱۱ ص ۲۸۷ ح ۲۰۵۵۹ ، المنتخب من مسند عبد بن حميد : ص ۳۵۱ ح ۱۱۵۹ كلّها نحوه ؛ تنبيه الخواطر : ج ۱ ص ۱۲۶ .
۵۴۹.عنه صلى الله عليه و آله :مسند ابن حنبل ـ به نقل از اَنَس ـ :با پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نشسته بوديم كه فرمود : «اينك ، مردى از اهل بهشت بر شما نمايان مى شود» . پس ، مردى از انصار نمايان شد ، در حالى كه آب وضو از ريشش مى چكيد و كفش هايش در دست چپش آويزان بود .
فرداى آن روز نيز پيامبر صلى الله عليه و آله همين را فرمود و دوباره ، همان مرد با همان وضع ، وارد شد . روز سوم باز پيامبر صلى الله عليه و آله همين را فرمود و ديگر بار ، همان مرد با همان حالت وارد شد.
چون پيامبر صلى الله عليه و آله برخاست ، عبد اللّه بن عمرو بن عاص ، به دنبال آن مرد رفت و گفت : من با پدرم دعوا كرده ام و سوگند خورده ام كه سه روز ، نزد او نروم . اگر ممكن است ، مرا نزد خود ، پناه ده تا اين سه روز بگذرد .
مرد گفت : باشد ... .
عبد اللّه مى گفت كه آن سه شب را نزد او به سر برده ؛ امّا نديده كه در اين مدّت ، شبى براى عبادت برخيزد ؛ بلكه تنها كارى كه از او ديده ، اين بوده كه وقتى بيدار مى شد و در بسترش مى غلتيد ، خداى عز و جل را ياد مى كرد و تكبير مى گفت ، تا آن كه براى نماز صبح بر مى خاست . عبد اللّه گفت : البته از زبان او ، جز سخن خير نشنيدم.
[ عبد اللّه گفت : ] چون سه شب گذشت و تقريبا عمل در خور توجّهى از او نديدم ، گفتم : اى بنده خدا ! ميان من و پدرم ، نه هيچ گونه دعوا و ناراحتى اى بود و نه قهرى وجود داشت ؛ بلكه چون از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه سه بار در باره تو فرمود : «اينك ، مردى بهشتى بر شما نمايان مى شود» و هر سه بار ، تو پيدا شدى ، خواستم نزد تو باشم تا ببينم كه چه عملى انجام مى دهى تا در آن به تو اقتدا كنم ؛ ولى نديدم عمل [ عبادى ]زيادى انجام دهى . به من بگو كه چه چيزى تو را به مقامى رسانده كه پيامبر خدا فرمود؟ مرد گفت : چيزى نيست ، جز همان كه ديدى .
عبد اللّه گفت : چون از نزد او رفتم ، مرا صدا زد و گفت : چيزى نبود ، جز همانچه ديدى ، منتها من در دلم ، هيچ گونه بدخواهى نسبت به هيچ مسلمانى نيست و نيز به هيچ كس در باره نعمتى كه خداوند به او داده است ، حسادت نمى ورزم .
عبد اللّه گفت : همين ، تو را به آن مرتبه رسانيده است ! اين ، چيزى است كه ما از عهده اش بر نمى آييم. .
۵۵۰.عنه صلى الله عليه و آله :المستدرك على الصّحيحين عن أنس :إِنَّ رَجُلاً أَسوَدَ أَتَى النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله فَقالَ : يا رَسُولَ اللّهِ ، إِنِّي رَجُلٌ أَسوَدُ ، مُنتِنُ الرِّيحِ ، قَبِيحُ الوَجهِ ، لا مالَ لِي ، فَإِن أَنا قاتَلتُ هؤُلاءِ حَتّى أُقتَلَ فَأَينَ أَنا ؟ قالَ : فِي الجَنَّةِ . فَقاتَلَ حَتّى قُتِلَ ، فَأَتاهُ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله فَقالَ :
قَد بَيَّضَ اللّهُ وَجهَكَ ، وَطَيَّبَ رِيحَكَ ، وَأَكثَرَ مالَكَ . وَقالَ لِهذا أَو لِغَيرِهِ : لَقَد رَأَيتُ زَوجَتَهُ مِنَ الحُورِالعِينِ نازَعَتهُ جُبَّةً لَهُ مِن صُوفٍ تَدخُلُ بَينَهُ وَبَينَ جُبَّتِهِ . (1)۵۵۱.عنه صلى الله عليه و آله :حلية الأولياء عن أبي هريرة :إِنَّهُ كانَ مَعَ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله رَجُلانِ : أَحَدُهما لا يَكادُ يُفارِقُهُ وَلا يعرَفُ لَهُ كَبِيرُ عَمَلٍ ، وَكانَ الآخَرُ لا يَكادُ يُرى وَلا يُعرَفُ لَهُ كَبِيرُ عَمَلٍ .
فَقالَ الَّذِي لا يَكادُ يُفارِقُهُ : يا رَسُولَ اللّهِ ، بِأَبِي وَأُمِّي ذَهَبَ المُصَلُّونَ بِالأَجرِ ـ بِأَجرِ الصَّلاةِ ـ وَالصّائِمُونَ بِأَجرِ الصِّيامِ ، فَذَكَرَ أَعمالَ الخَيرِ . فَقالَ : وَيحَكَ! ماذا عِندَكَ ؟ قالَ : لا وَالَّذِي بَعَثَكَ بِالحَقِّ إِلّا حُبُّ اللّهِ وَرَسُولِهِ . قالَ : لَكَ ما احتَسَبتَ ، وَأَنتَ مَعَ مَن أَحبَبتَ . قالَ : وَأَمّا الآخَرُ فَماتَ .
فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله ـ وَهُوَ فِي أَصحابِهِ ـ : هَل عَلِمتُم أَنَّ اللّهَ قَد أَدخَلَ فُلانا الجَنَّةَ ؟ فَعَجِبَ القَومُ أَنَّهُ كانَ لا يَكادُ يُرى ، فَقامَ بَعضُهُم إِلى أَهلِهِ فَسَأَلَ امرَأَتَهُ عَن عَمَلِهِ ، قَالَت : ما كانَ لَهُ كَبِيرُ عَمَلٍ إِلّا ما قَد رَأَيتُم ، غَيرَ أَنَّهُ قَد كانَت لَهُ خَصلَةٌ . قالُوا : وَما هِيَ ؟ قالَت : ما كانَ يَسمَعُ المُؤَذِّنَ مِن لَيلٍ وَلا نَهارٍ وَلا عَلى أَيِّ حالٍ إِلّا كانَ يَقُولُ : أَشهَدُ أَن لا إِلهَ إِلّا اللّهُ ، مِثلَ قَولِهِ : اُقِرُّ بِها وأُكَفِّرُ مَن أَباها ، قالَت : فَإِذا قالَ : أَشهَدُ أَنَّ مُحَمَّدا رَسُولُ اللّهِ ، قالَ : أَشهَدُ أَنَّ مُحَمَّدا رَسُولُ اللّهِ أُقِرُّ بِها وَأُكَفِّرُ مَن أَبى .
قالَ الرَّجُلُ : دَخَلَ الجَنَّةَ ، فَأَقبَلَ حَتّى إِذا كانَ مِنَ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ، وَهُوَ فِي أَصحابِهِ حَيثُ يُسمِعُهُ الصَّوتَ ، نادى النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله بِأَعلى صَوتِهِ : أَتَيتُ أَهلَ فُلانٍ فَسَأَلتُهُم عَن عَمَلِهِ فَأَخبَرُونِي بِكَذا وَكَذا ، قالَ الرَّجُلُ : أَشهَدُ أَنَّكَ رَسُولُ اللّهِ . قالَ : وَأَنا أَشهَدُ أَنِّي رَسُولُ اللّهِ . (2).
۵۵۲.تفسير القمّي ( ـ في قَولِهِ تَعالى : {Q} «فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِ ) المستدرك على الصحيحين ـ به نقل از اَنَس ـ :مرد سياه پوستى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت : اى پيامبر خدا ! من مردى سياه ، بدبو ، زشت رو و نادار هستم . اگر با اينان بجنگم تا كشته شوم ، جايگاهم كجاست؟
فرمود : «بهشت» . آن مرد جنگيد تا كشته شد . پيامبر صلى الله عليه و آله به بالينش آمد و فرمود : «خدا روى تو را سفيد ، و بويت را خوش گردانيد و دارايى بسيار به تو داد !» و در باره او يا ديگرى فرمود : «همسر حور العينِ او را ديدم كه رداى پشمىِ او را در آورد و ميان او و ردايش وارد شد » .۵۵۳.الإمام الرضا عليه السلام :حلية الأولياء ـ به نقل از ابو هريره ـ :دو مرد با پيامبر صلى الله عليه و آله بودند : يكى از آنان تقريبا از پيامبر صلى الله عليه و آله جدا نمى گشت و اعمال بزرگى هم از او مشاهده نمى شد ، و ديگرى تقريبا [ با پيامبر صلى الله عليه و آله ]ديده نمى شد و از او هم اعمال بزرگى مشاهده نمى گرديد.
آن كه همواره با پيامبر صلى الله عليه و آله بود ، گفت : اى پيامبر خدا ! پدر و مادرم به فدايت باد ! نمازگزاران ، مزد ـ يعنى مزد نماز ـ را و روزه گيران ، مزد روزه را از آنِ خود كردند . و كارهاى نيك را يكى يكى نام برد .
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «واى بر تو ! تو چه دارى؟» .
گفت : سوگند به آن كه تو را به حق برانگيخت ، جز محبّت به خدا و پيامبر او ، چيزى ندارم .
فرمود : «تو نيز پاداشى بر حسب نيّتت دارى و با كسى هستى كه دوستش مى دارى» .
آن ديگرى از دنيا رفت. پيامبر صلى الله عليه و آله در جمع يارانش فرمود : «آيا مى دانيد كه خداوند ، فلانى را به بهشت برد؟» . اصحاب ، تعجّب كردند ؛ زيرا آن مرد تقريبا در جمع صحابه ، ديده نمى شد . پس ، يكى از آنان به نزد كسان او رفت و از همسرش در باره عمل او پرسيد . همسرش گفت : او اعمال زيادى انجام نمى داد ، مگر همان اندازه كه خود ، شاهد بوديد ، منتها يك خصلت در او وجود داشت . [ حاضران ] گفتند : چه خصلتى؟
گفت : در هر وقت شب يا روز و در هر حال كه بانگ مؤذّن را مى شنيد ، مانند او مى گفت : أشهد أن لا إله إلّا اللّه . بدان اقرار دارم و آن كه را به آن اقرار نكند ، كافر مى شمارم . و چون مؤذّن مى گفت : «أشهد أنّ محمّدا رسول اللّه » ، او نيز مى گفت : أشهد أنّ محمّدا رسول اللّه . بِدان اقرار دارم و آن را كه به آن اقرار نكند ، كافر مى شمارم.
مرد [به همسر وى] گفت : او به بهشت رفت . سپس آمد و نزديك پيامبر صلى الله عليه و آله ـ كه در ميان يارانش نشسته بود ـ رسيد ، به طورى كه پيامبر صلى الله عليه و آله صدايش را بشنود . آن گاه با صداى بلند به پيامبر صلى الله عليه و آله گفت : نزد خانواده فلانى رفتم و از آنها در باره عمل او پرسيدم . به من چنين و چنان گفتند .
سپس مرد گفت : شهادت مى دهم كه تو پيامبر خدايى .
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «و من خود نيز شهادت مى دهم كه پيامبر خدا هستم» . .
۵۵۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام الصّادق عليه السلام :إِنَّ داوُودَ النَّبِيَّ عليه السلام قالَ : يا رَبِّ أَخبِرنِي بِقَرِينِي فِي الجَنَّةِ وَنَظِيرِي فِي مَنازِلي ، فَأَوحَى اللّهُ تَبارَكَ وَتَعالى إِلَيهِ أَنَّ ذلِكَ مَتّى أَبا يُونُسَ ، قالَ : فَاستَأذَنَ اللّهَ فِي زِيارَتِهِ فَأَذِنَ لَهُ ، فَخَرَجَ هُوَ وَسُلَيمانُ ابنُهُ حَتّى أَتَيا مَوضِعَهُ ، فَإِذا هُما بِبَيتٍ مِن سَعَفٍ ، فَقِيلَ لَهُما : هُوَ فِي السُّوقِ ، فَسَأَلا عَنهُ ، فَقِيلَ لَهُما : اُطلُباهُ فِي الحَطَّابِينَ ، فَسَأَلا عَنهُ ، فَقالَ لَهُما جَماعَةٌ مِنَ النّاسِ : نَنتَظِرُهُ الآنَ حَتّى يَجِيءَ ، فَجَلَسا يَنتَظِرانِهِ إِذ أَقبَلَ وَعَلى رَأسِهِ وِقرٌ (1)مِن حَطَبٍ ، فَقامَ إِلَيهِ النّاسُ فَأَلقى عَنهُ الحَطَبَ ، فَحَمِدَ اللّهَ وَقالَ : مَن يَشتَرِي طَيِّبا بِطَيِّبٍ ، فَساوَمَهُ واحِدٌ وَزادَهُ آخَرُ حَتّى باعَهُ مِن بَعضِهِم .
قالَ : فَسَلَّما عَلَيهِ ، فَقالَ : اِنطَلِقا بِنا إِلى المَنزِلِ وَاشتَرى طَعاما بِما كانَ مَعَهُ ، ثُمَّ
طَحَنَهُ وَعَجَنَهُ فِي نَقِيرٍ (2)لَهُ ، ثُمَّ أَجَّجَ نارا وَأَوقَدَها ، ثُمَّ جَعَلَ العَجِينَ فِي تِلكَ النّارِ وَجَلَسَ مَعَهُما يَتَحَدَّثُ .
ثُمَّ قالَ وَقَد نَضِجَت خَبِيزَتُهُ فَوَضَعَها فِي النَّقِيرِ فَلَفَّها وَذَرَّ عَلَيها مِلحا ووَضَعَ إِلى جَنبِهِ مِطهَرَةَ مَلِئٍ ماءً ، وَجَلَسَ عَلى رُكبَتَيهِ فَأَخَذَ لُقمَةً ، فَلَمّا رَفَعَها إِلى فِيهِ قالَ : بِسمِ اللّهِ ، فَلَمّا ازدَرَدَها (3)قالَ : الحَمدُ للّهِِ ، ثُمَّ فَعَلَ ذلِكَ بِأُخرى وَأُخرى ، ثُمَّ أَخَذَ الماءَ فَشَرِبَ مِنهُ ، فَذَكَرَ اسمَ اللّهِ ، فَلَمّا وَضَعَهُ قالَ : الحَمدُ للّهِِ يا رَبِّ ، مَن ذَا الَّذِي أَنعَمتَ عَلَيهِ وَأَولَيتَهُ مِثلَ ما أَولَيتَنِي ، قَد صَحَّحتَ بَصَرِي وَسَمعِي وَبَدَنِي وَقَوَّيتَنِي حَتّى ذَهَبتُ إِلى شَجَرٍ لَم أَغرِسهُ وَلَم أَهتَمَّ لِحِفظِهِ ، جَعَلتَهُ لِي رِزقا ، وَسُقتَ لِي مَن اشتَراهُ مِنِّي ، فَاشتَرَيتُ بِثَمَنِهِ طَعاما لَم أَزرَعْهُ ، وَسَخَّرتَ لِيَ النّارَ فَأَنضَجَتْهُ ، وَجَعَلْتَنِي آكِلَهُ بِشَهوَةٍ أَقوى بِها عَلى طاعَتِكَ ؛ فَلَكَ الحَمدُ ، قالَ : ثُمَّ بَكى ، فَقالَ داوودُ لِسُلَيمانَ : يا بُنَيَّ قُم فَانصَرِف بِنا ، فَإِنِّي لَم أَرَ عَبدا قَطُّ أَشكَرَ للّهِِ مِن هذا . صَلَّى اللّهُ عَلَيهِ وَعَلَيهِما . (4).
۵۵۵.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :داوودِ پيامبر عليه السلام گفت : پروردگارا ! مرا از همنشينم در بهشت و همتايم در جايگاه هاى بهشتى ام آگاه فرما .
خداى بزرگ و والا ، به او وحى فرمود كه : او متّى پدر يونس است .
پس داوود از خداوند ، اجازه خواست كه به ديدن او برود و خدا به او اجازه داد . داوود همراه پسرش سليمان رفت تا به محلّ متّى رسيدند . خانه اى ديدند كه از برگ درخت خرما ساخته شده بود . به آن دو گفته شد كه متّى در بازار است . در بازار ، سراغش را گرفتند . گفتند : او را در بازار هيزم فروشان بجوييد .
در آن جا سراغش را گرفتند . گروهى از مردم به آن دو گفتند : اينك منتظريم تا بيايد . داوود و سليمان نيز به انتظار او نشستند .
ناگاه متّى ـ كه بارى هيزم بر دوش داشت ـ ، آمد . مردم برايش برخاستند و او بار هيزم را زمين نهاد و خداى را شكر كرد و گفت : «كيست كه بار حلالى را به بهايى حلال بخرد؟» . يكى چانه زد و ديگرى قيمتى بالاتر گفت تا سرانجام ، بار هيزمش را به يكى از مشتريان فروخت.
داوود و سليمان بر او سلام گفتند . متّى گفت : «به منزل برويم» و با پولى كه داشت ، قدرى گندم خريد . سپس آن را آرد كرد و در ناوه اى (ظرفى) كه از تنه درخت خرما ساخته بود ، خمير كرد و آتشى برافروخت و خمير را روى آن گذاشت . آن گاه با آن دو ، به سخن گفتن نشست .
نانش كه آماده شد ، آن را در همان تغار نهاد و نمك بر آن پاشيد و ابريق آبى در كنارش نهاد و دوزانو نشست و لقمه اى برداشت . چون آن را به طرف دهانش برد ، گفت : «به نام خدا» و چون آن را بلعيد ، گفت : «ستايش ، خداى را» و با هر لقمه اى كه بر مى داشت ، همين كار را مى كرد .
سپس آب را برداشت و از آن نوشيد و نام خدا را برد و چون ابريق را گذاشت ، گفت : «ستايش ، خدا را . پروردگارا ! كيست كه به او نعمتى چون من داده باشى و به او چنين لطفى كرده باشى ؟ چشم و گوش و بدنم را سالم داشتى و نيرويم بخشيدى ، تا آن كه به نزديكى درختى رفتم كه خود ، آن را نكاشته بودم و در نگهدارى اش نكوشيده بودم و تو آن را روزىِ من قرار دادى و مشترىِ آن را برايم فرستادى . پس با پول آن ، گندمى خريدم كه خودم نكاشته بودم ، و آتشى را برايم مهار ساختى و من از آن گندم ، نانى پختم و اشتهاى خوردنش را در من نهادى تا با خوردنش بر طاعت تو توانا شوم . پس ستايش ، تو را» و سپس گريست .
داوود به سليمان گفت : پسرم ! برخيز تا برويم ، كه من هرگز بنده اى سپاس گزارتر از اين نديده ام .
درود خدا بر او و بر آن دو باد ! .
۵۵۶.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ لِعَلِيٍّ عليه السلام ـ ) الكافي عن الحكم بن عتيبة :بَينا أَنا مَعَ أَبِي جَعفَرٍ عليه السلام وَالبَيتُ غاصٌّ بِأَهلِهِ ، إِذ أَقبَلَ شَيخٌ يَتَوَكَّأُ عَلى عَنَزَةٍ (1)لَهُ حَتّى وَقَفَ عَلى بابِ البَيتِ ، فَقالَ : السَّلامُ عَلَيكَ يابنَ رَسُولِ اللّهِ وَرَحمَةُ اللّهِ وَبَرَكاتُهُ ، ثُمَّ سَكَتَ ، فَقالَ أَبُو جَعفَرٍ عليه السلام : وَعَلَيكَ السَّلامُ وَرَحمَةُ اللّهِ وَبَرَكاتُهُ ، ثُمَّ أَقبَلَ الشَّيخُ بِوَجهِهِ عَلى أَهلِ البَيتِ وَ قالَ : السَّلامُ عَلَيكُم ، ثُمَّ سَكَتَ ، حَتّى أَجابَهُ القَومُ جَمِيعا وَرَدُّوا عَلَيهِ السَّلامَ ، ثُمَّ أَقبَلَ بِوَجهِهِ عَلى أَبِي جَعفَرٍ عليه السلام ، ثُمَّ قالَ :
يابنَ رَسُولِ اللّهِ ، أَدنِنِي مِنكَ جَعَلَنِيَ اللّهُ فِداكَ ، فَوَ اللّهِ إِنِّي لَأُحِبُّكُم وَأُحِبُّ مَن يُحِبُّكُم! وَوَاللّهِ ما أُحِبُّكُم وَأُحِبُّ مَن يُحِبُّكُم لِطَمَعٍ فِي دُنيا! وَ(اللّهِ) إِنِّي لَأُبغِضُ عَدُوَّكُم وَأَبرَأُ مِنهُ ، وَوَاللّهِ ما أُبغِضُهُ وَأَبرَأُ مِنهُ لِوِترٍ كانَ بَينِي وَبَينَهُ ، وَاللّهِ إِنِّي لَأُحِلُّ حَلالَكُم وَأُحَرِّمُ حَرامَكُم ، وَأَنتَظِرُ أَمرَكُم ، فَهَل تَرجُو لِي جَعَلَنِيَ اللّهُ فِداكَ ؟
فَقالَ أَبُو جَعفَرٍ عليه السلام : إِلَيَّ إِلَيَّ ، حَتّى أَقعَدَهُ إِلى جَنبِهِ ، ثُمَّ قالَ : أَيُّها الشَّيخُ ، إِنَّ أَبِي عَلِيَّ بنَ الحُسَينِ عليهماالسلام أَتاهُ رَجُلٌ فَسَأَلَهُ عَن مِثلِ الَّذِي سَأَلتَنِي عَنهُ ، فَقالَ لَهُ أَبِي عليه السلام : إِن تَمُتْ تَرِدْ عَلى رَسُولِ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيهِ وَآلِهِ وَعَلى عَلِيٍّ وَالحَسَنِ وَالحُسَينِ وَعَلِيِّ بنِ الحُسَينِ ، وَيَثلَج قَلبُكَ ، وَيَبرُد فُؤادُكَ ، وَتَقَرَّ عَينُكَ ، وَتُستَقبَل بِالرَّوحِ وَالرَّيحانِ مَعَ الكِرامِ الكاتِبِينَ لَو قَد بَلَغَت نَفسُكَ هاهُنا ـ وَأَهوى بِيَدِهِ إِلى حَلقِهِ ـ وَإِن تَعِش تَرى ما يُقِرُّ اللّهُ بِهِ عَينَكَ ، وَتَكُونُ مَعَنا فِي السَّنامِ الأَعلى .
فقالَ الشَّيخُ : كَيفَ قُلتَ يا أَبا جَعفَرٍ ؟ فَأَعادَ عَلَيهِ الكَلامَ ، فَقالَ الشَّيخُ : اَللّهُ أَكبَرُ يا أَبا جَعفَرٍ ، إِن أَنا مِتُّ أَرِدُ عَلى رَسُولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله وَعَلى عَلِيٍّ وَالحَسَنِ وَالحُسَينِ وَعَلِيِّ بنِ الحُسَينِ عليهم السلام ، وَتَقَرُّ عَينِي ، وَيَثلَجُ قَلبِي ، وَيَبرُدُ فُؤادِي ، وَاُستَقبَلُ بِالرَّوحِ وَالرَّيحانِ مَعَ الكِرامِ الكاتِبِينَ لَو قَد بَلَغَت نَفسِي إِلى هاهُنا وَإِن أَعِش أَرى ما يُقِرُّ اللّهُ بِهِ عَينِي ، فَأَكُونُ مَعَكُم فِي السَّنامِ الأَعلى ؟!
ثُمَّ أَقبَلَ الشَّيخُ يَنتَحِبُ ، يَنشُجُ (2)هاهاها ، حَتّى لَصِقَ بِالأَرضِ ، وَأَقبَلَ أَهلُ البَيتِ يَنتَحِبُونَ وَيَنشُجُونَ لِما يَرَونَ مِن حالِ الشَّيخِ . وَأَقبَلَ أَبُو جَعفَرٍ عليه السلام يَمسَحُ بِإِصبَعِهِ الدُّمُوعَ مِن حَمالِيقِ (3)عَينَيهِ وَيَنفُضُها ، ثُمَّ رَفَعَ الشَّيخُ رَأسَهُ ، فَقالَ لِأَبِي جَعفَرٍ عليه السلام : يَابنَ رَسُولِ اللّهِ ، ناوِلنِي يَدَيكَ جَعَلَنِيَ اللّهُ فِداكَ ، فَناوَلَهُ يَدَهُ ، فَقَبَّلَها وَوَضَعَها عَلى عَينَيهِ
وَخَدِّهِ ، ثُمَّ حَسَرَ عَن بَطنِهِ وَصَدرِهِ فَوَضَعَ يَدَهُ عَلى بَطنِهِ وَصَدرِهِ ، ثُمَّ قامَ فَقالَ : اَلسَّلامُ عَلَيكُم .
وَأَقبَلَ أَبُو جَعفَرٍ عليه السلام يَنظُرُ فِي قَفاهُ وَهُوَ مُدبِرٌ ، ثُمَّ أَقبَلَ بِوَجهِهِ عَلى القَومِ ، فَقالَ : مَن أَحَبَّ أَن يَنظُرَ إِلى رَجُلٍ مِن أَهلِ الجَنَّةِ فَليَنظُر إِلى هذا .
فَقالَ الحَكَمُ بنُ عُتَيبَةَ : لَم أَرَ مَأتما قَطُّ يُشبِهُ ذلِكَ المَجلِسَ . (4).
1) .العَنَزَةُ : عصا في قدر نصف الرمح أو أكثر فيها سنان مثل سنان الرمح (لسان العرب : ج ۵ ص ۳۸۴ «عنز») .
2) .يَنْشُجُ : إذا غصّ بالبكاء في حلقه عند الفزعة (لسان العرب : ج ۲ ص ۳۷۸ «نشج») .
3) .الحَمَالِيق : هو ما غطتّه الأجفان من بياض المقلة (الصحاح : ج ۴ ص ۱۴۶۵ «حملق») .
4) .الكافي : ج ۸ ص ۷۶ ح ۳۰ ، بحار الأنوار : ج ۴۶ ص ۳۶۱ ح ۳ .
۵۵۷.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ بَعدَ انصِرافِهِ مِن حِجَّةِ الوَداعِ ـ ) الكافى ـ به نقل از حكم بن عتيبه ـ :در خدمت امام باقر عليه السلام بوديم و اتاق ، پر از جمعيت بود كه ناگاه مردى عصازنان (1)آمد و بر درِ اتاق ايستاد و گفت : سلام و رحمت و بركات خدا بر تو ، اى پسر پيامبر خدا ! و سپس خاموش ماند .
امام باقر عليه السلام فرمود : «و سلام و رحمت و بركات خدا بر تو باد !» .
پيرمرد ، آن گاه رو به حاضران در اتاق كرد و گفت : سلام بر شما ! و خاموش ماند ، تا آن كه اهل خانه همگى جواب سلام او را دادند .
پيرمرد ، سپس رو به امام باقر عليه السلام كرد و گفت : اى پسر پيامبر خدا ! خدا مرا فدايت گرداند ! مرا نزديك خودت بنشان ؛ زيرا ـ به خدا سوگند ـ من شما و دوستدار شما را دوست دارم . به خدا سوگند كه علاقه من به شما و دوستدارانتان ، براى چشمداشتى دنيوى نيست . به خدا سوگند كه من ، دشمن شما را دشمن مى دارم و از او بيزارم ، و به خدا سوگند كه اين نفرت و بيزارى من از او ، به خاطر اين نيست كه ميان من و او ، خونخواهى (پدركشتگى) است . به خدا سوگند كه من ، حلال شما را حلال و حرام شما را حرام مى شمارم و منتظرِ كارِ [ حكومت ] شما هستم . پس آيا برايم اميدوار [ به رستگارى و بهشت ]هستيد ـ فدايتان شوم ـ ؟
امام باقر عليه السلام فرمود : «نزديك بيا . نزديك بيا» ، تا اين كه او را در كنار خود نشانيد و سپس فرمود : «اى پير ! مردى نزد پدرم على بن الحسين عليه السلام آمد و مانند همين سؤالى كه تو از من كردى ، از ايشان پرسيد . پدرم به او فرمود : اگر [ با چنين حالتى ] بميرى ، بر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و بر على و حسن و حسين و على بن الحسين وارد خواهى شد و دلت شاد و جانت آرام و ديده ات روشن مى گردد ، و آن گاه كه جانت به اين جا رسد» و با دستش به گلويش اشاره كرد [ و افزود : ] «فرشتگان نويسنده[ى اعمال] با شادى و گُل به استقبالت مى آيند و اگر زنده بمانى ، آن مى بينى كه خداوند ، بِدان ، ديده ات را روشن مى گرداند و با ما در بلندترين جايگاه خواهى بود» .
پيرمرد گفت : چه فرمودى ، اى ابو جعفر ؟
امام عليه السلام سخنش را تكرار كرد .
پيرمرد گفت : اللّه اكبر ، اى ابو جعفر ! اگر بميرم ، بر پيامبر خدا و بر على و حسن و حسين و على بن الحسين وارد مى شوم و ديده ام روشن و دلم شاد مى گردد و جانم آرام مى گيرد و آن گاه كه جانم به اين جا ( گلويم ) رسد ، فرشتگان نويسنده[ى اعمال] با شادى و گُل به استقبالم مى آيند و اگر زنده ماندم ، آن مى بينم كه خداوند ، بِدان ، ديده ام را روشن مى گرداند و با شما در بلندترين جايگاه خواهم بود ؟!
آن گاه ، پيرمرد گريه اش گرفت و هاى هاى گريست ، چندان كه به زمين چسبيد . حاضران در اتاق نيز از حالت پيرمرد به گريه افتادند و شيون كردند . امام باقر عليه السلام با انگشتش اشك از چشمان او مى گرفت و به زمين مى ريخت . پيرمرد ، سپس سرش را بلند كرد و به امام باقر عليه السلام گفت : اى پسر پيامبر خدا ! فدايت شوم ! دستت را به من بده .
امام عليه السلام دستش را به او داد و پيرمرد ، آن را بوسيد و بر ديده و گونه اش نهاد و سپس شكم و سينه خود را برهنه ساخت و دست امام عليه السلام را بر شكم و سينه اش كشيد . آن گاه برخاست و خداحافظى كرد و رفت.
امام باقر عليه السلام به پيرمرد ـ كه باز مى گشت ـ نگريست . سپس رو به جمعيت كرد و فرمود : «هر كس دوست دارد كه به مردى از اهل بهشت بنگرد ، به اين پيرمرد بنگرد» .
هرگز مجلس اندوهى شبيه آن مجلس نديدم . .
1) .واژه «عَنزة» در متن عربى ، عصايى به اندازه نصف نيزه يا اندكى بزرگ تر است و سرى نيزه اى همانند خنجر دارد.
. .
. .
۵۵۸.عنه صلى الله عليه و آله :الكافي عن أبي بصير :كانَ لِي جارٌ يَتبَعُ السُّلطانَ فَأَصابَ مالاً ، فَأَعَدَّ قِيانا (1)وَكانَ يَجمَعُ الجَمِيعَ إِلَيهِ وَيَشرَبُ المُسكِرَ وَيُؤذِينِي فَشَكَوتُهُ إِلى نَفسِهِ غَيرَ مَرَّةٍ ، فَلَم يَنَتهِ ، فَلَمّا أَن أَلحَحتُ عَلَيهِ فَقالَ لِي : يا هذا ، أَنا رَجُلٌ مُبتَلىً وَأَنتَ رَجُلٌ مُعافًى ، فَلَو عَرَضتَنِي لِصاحِبِكَ رَجَوتُ اَ? يُنقِذَنِيَ اللّهُ بِكَ ، فَوَقَعَ ذَلِكَ لَهُ فِي قَلبِي ، فَلَمّا صِرتُ إِلى أَبِي عَبدِ اللّهِ عليه السلام ذَكَرتُ لَهُ حالَهُ ، فَقالَ لِي : إِذا رَجَعتَ إِلَى الكُوفَةِ سَيَأتِيكَ ، فَقُل لَهُ : يَقُولُ لَكَ جَعفَرُ بنُ مُحَمَّدٍ : دَع ما أَنتَ عَلَيهِ وَأَضمَنُ لَكَ عَلَى اللّهِ الجَنَّةَ .
فَلَمّا رَجَعتُ إِلى الكُوفَةِ أَتانِي فِيمَن أَتى ، فَاحتَبَستُهُ عِندِي حَتّى خَلا مَنزِلِي ، ثُمَّ قُلتُ لَهُ يا هذا ، إِنِّي ، ذَكَرتُكَ لِأَبِي عَبدِ اللّهِ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّدٍ الصّادِقِ عليهماالسلام فَقالَ لِي : إِذا رَجَعتَ إِلَى الكُوفَةِ سَيَأتِيكَ فَقُل لَهُ : يَقُولُ لَكَ جَعفَرُ بنُ مُحَمَّدٍ : دَع ما أَنتَ عَلَيهِ وَأَضمَنُ لَكَ عَلى اللّهِ الجَنَّةِ .
قال : فَبَكى ثُمَّ قالَ لِي : اللّهَ لَقَد قالَ لَكَ أَبُو عَبدِ اللّهِ هذا ؟ قالَ : فَحَلَفتُ لَهُ أَنَّهُ قَد قالَ لِي ما قُلتُ ، فَقالَ لِي : حَسبُكَ ، وَمَضى .
فَلَمّا كانَ بَعدَ أَيّامٍ بَعَثَ إِلَيَّ فَدَعانِي ، وَإِذا هُو خَلفَ دارِهِ عُريانٌ ، فَقالَ لِي : يا أَبا بَصِيرٍ ، لا وَاللّهِ ما بَقِيَ فِي مَنزِلِي شَيءٌ إِلّا وَقَد أَخرَجتُهُ وَأَنا كَما تَرى . قالَ : فَمَضَيتُ
إِلى إِخوانِنا فَجَمَعتُ لَهُ ما كَسَوتُهُ بِهِ ، ثُمَّ لَم تَأتِ عَلَيهِ أَيّامٌ يَسِيرَةٌ حَتَّى بَعَثَ إِلَيَّ أَنِّي عَلِيلٌ فَأتِنِي فَجَعلَتُ أَختَلِفُ إِلَيهِ وَأُعالِجُهُ حَتّى نَزَلَ بِهِ المَوتُ ، فَكُنتُ عِندَهُ جالِسا وَهُوَ يَجُودُ بِنَفسِهِ ، فَغُشِيَ عَلَيهِ غَشيةً ثُمَّ أَفاقَ فَقالَ لِي يا أَبا بَصِيرٍ ، قَد وَفَى صاحِبُكَ لَنا ، ثُمَ قُبِضَ رَحمَةُ اللّهِ عَلَيهِ .
فَلَمّا حَجَجتُ أَتَيتُ أَبا عَبدِ اللّهِ عليه السلام فَاستَأذَنتُ عَلَيهِ ، فَلَمّا دَخَلتُ قالَ لِي ابتِداءً مِن داخِلِ البَيتِ وَإِحدى رِجلَيَّ فِي الصَّحنِ وَالأُخرى فِي دِهلِيزِ دارِهِ : يا أَبا بَصِيرٍ ، قَد وَفَينا لِصاحِبِكَ . (2).
۵۵۹.الخصال عن سهل بن حنيف :الكافى ـ به نقل از ابو بصير ـ :همسايه اى داشتم كه در دستگاه حكومت ، كار مى كرد و از اين طريق ، ثروتى به دست آورده و كنيزكانى آوازه خوان خريده بود . همه را نزد خود جمع مى كرد و شراب مى خورد و باعث آزار و اذيّت من مى شد . بارها به خودِ او شكايت كردم ؛ امّا دست بر نداشت ، و چون اصرار كردم كه دست از كارهايش بردارد ، به من گفت : فلانى! من آدمى هستم كه [ در بند حكومت ، ] گرفتار آمده ام و تو از اين گرفتارى ، بر كنار و آسوده اى . اگر وضع مرا به آقايت بگويى ، اميدوارم كه خداوند به واسطه تو ، مرا هم نجات بخشد .
اين سخن او ، در دلم اثر كرد و چون به خدمت امام صادق عليه السلام رسيدم ، ماجراى او را به ايشان گفتم . فرمود : «چون به كوفه باز گشتى ، او نزد تو خواهد آمد . به او بگو : جعفر بن محمّد به تو مى گويد : كارى را كه دارى ، رها كن . من نيز از جانب خدا بهشت را برايت ضمانت مى كنم » .
چون به كوفه باز گشتم ، او از جمله كسانى بود كه به ديدارم آمد . او را نزد خود نگه داشتم تا اين كه منزلم خلوت شد . سپس به او گفتم : فلانى ! من حال تو را به امام صادق عليه السلام گفتم . ايشان به من فرمود : «چون به كوفه باز گشتى ، او نزد تو خواهد آمد . به او بگو : جعفر بن محمّد به تو مى گويد : كارى را كه دارى ، رها كن . من نيز از جانب خداوند ، بهشت را برايت ضمانت مى كنم » .
او گريست و گفت : عجب ! امام صادق به تو چنين گفت؟
من برايش سوگند ياد كردم كه آنچه را گفتم ، ايشان به من فرموده است . او گفت : بس است . و رفت .
چند روز بعد ، در پى من فرستاد و مرا خواست . چون رفتم ، ديدم كه پشت خانه اش برهنه نشسته است . به من گفت : اى ابو بصير! به خدا سوگند ، هر چه در منزل داشتم ، [ به صاحبانش و يا در راه خدا ] بدادم و اكنون چنانم كه مى بينى .
من نزد دوستانم رفتم و پوشاكى برايش جمع كردم و بر او پوشاندم . چند روز ، بيشتر نگذشته بود كه برايم پيغام فرستاد كه : من بيمارم . نزد من بيا .
من پيش او مى رفتم و به او رسيدگى مى كردم تا آن كه زمان مرگش فرا رسيد . من در كنارش نشسته بودم و او در حال جان دادن بود . از هوش رفت و دوباره به هوش آمد و گفت : اى ابو بصير! آقايت به وعده خود با ما وفا كرد . اين را گفت و به رحمت خدا پيوست .
به حج كه رفتم ، خدمت امام صادق عليه السلام رسيدم و اجازه شرفيابى خواستم . وارد كه شدم ، هنوز يك پايم در صحن خانه و پاى ديگرم در دالان آن بود كه امام عليه السلام از داخل اتاق فرمود : «اى ابو بصير ! ما به وعده خود به رفيقت وفا كرديم » . .
۱۷ / ۱۲نِساءٌ مِن أَهلِ الجَنَّةِ۵۶۲.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ لِعَلِيٍّ عليه السلام ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله :أَفضَلُ نِساءِ أَهلِ الجَنَّةِ أَربَعٌ : خَدِيجَةٌ بِنتُ خُوَيلِدٍ ، وَفاطِمَةُ بِنتُ مُحَمَّدٍ ، وَمَريَمُ بِنتُ عِمرانَ ، وَآسِيَةُ بِنتُ مُزاحِمٍ امرَأَةُ فِرعَونَ . (1)۵۶۳.عنه صلى الله عليه و آله :صحيح مسلم عن أبي هريرة :أَتَى جِبرِيلُ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله ، فَقالَ : يا رَسُولَ اللّهِ! هذِهِ خَدِيجَةُ قَد أَتَتكَ . . . وَبَشِّرها بِبَيتٍ فِي الجَنَّةِ مِن قَصَبٍ (2)لا صَخَبَ فِيهِ وَلا نَصَبَ . (3).
1) .الخصال : ص ۲۰۶ ح ۲۲ عن ابن عبّاس ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۷۸ ح ۱۳۳ ؛ مسند ابن حنبل : ج ۱ ص ۶۲۸ ح ۲۶۶۸ ، السنن الكبرى للنسائي : ج ۵ ص ۹۳ ح ۸۳۵۵ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۲ ص ۶۵۰ ح ۴۱۶۰ ، صحيح ابن حبّان : ج ۱۵ ص ۴۷۰ ح ۷۰۱۰ كلّها عن ابن عبّاس ، كنز العمّال : ج ۱۲ ص ۱۴۳ ح ۳۴۴۰۲ .
2) .القصب في هذا الحديث : لؤلؤ مجوّف واسع كالقصر المنيف ، والقصب من الجوهر : ما استطال منه في تجويف (النهاية : ج ۴ ص ۶۷ «قصب») .
3) .صحيح مسلم : ج ۴ ص ۱۸۸۷ ح ۷۱ ، صحيح البخاري : ج ۲ ص ۶۳۶ ح ۱۶۹۹ والثلاثة الأخيرة عن عبد اللّه بن أبي أوفي ، مسند ابن حنبل : ج ۷ ص ۵۰ ح ۱۹۱۵۰ و ص ۵۳ ح ۱۹۱۶۴ والثلاثة الأخيرة ، سنن الترمذي : ج ۵ ص ۷۰۲ ح ۳۸۷۶ عن عائشة وكلّها نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۳ ص ۶۹۲ ح ۳۷۷۶۸ ؛ شرح الأخبار : ج ۳ ص ۱۷ ح ۹۴۷ ، العمدة : ص ۳۹۴ ح ۷۹۰ عن عبد اللّه بن أبي أوفي نحوه ، بحار الأنوار : ج ۱۶ ص ۷ ح ۱۲ .
۱۷ / ۱۲زنانى بهشتى۵۶۶.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :برترين زنان اهل بهشت ، چهار نفرند : خديجه دُخت خُوَيلِد و فاطمه دُخت محمّد و مريم دُخت عمران و آسيه دخت مُزاحم ، همسر فرعون .۵۶۷.عنه صلى الله عليه و آله :صحيح مسلم ـ به نقل از ابو هريره ـ :جبرئيل ، نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت : اى پيامبر خدا ! خديجه دارد نزد تو مى آيد ... . او را به خانه اى در بهشت كه از مرواريد ، ساخته شده و در آن ، سر و صدا و رنجى نيست ، بشارت ده .
.
۵۶۸.عنه صلى الله عليه و آله :الخصال عن أبي بصير عن الإمام الباقر عليه السلام :سَمِعتُهُ يَقُولُ : رَحِمَ اللّهُ الأَخَواتِ مِن أَهلِ الجَنَّةِ ، فَسَمّاهُنَّ : أَسماءَ بِنتَ عُمَيسٍ الخَثعَمِيَّةَ وَكانَت تَحتَ جَعفَرِ بنِ أَبِي طالِبٍ عليه السلام ، وَسَلمى بِنتَ عُمَيسٍ الخَثعَمِيَّةَ وَكانَت تَحتَ حَمزَةَ ، وَخَمسٌ مِن بَنِي هِلالٍ : مَيمُونَةُ بِنتُ الحارِثِ كانَت تَحتَ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ، وَأُمُّ الفَضلِ عِندَ العَبّاسِ اسمُها هِندٌ ، وَالغُمَيصاءُ أُمُّ خالِدِ بنِ الوَلِيدِ ، وَعَزَّةُ كانَت فِي ثَقِيفٍ عِندَ الحَجّاجِ بنِ غلّاظٍ ، وَحميدَةُ وَلَم يَكُن لَها عَقِبٌ . (1)۵۶۹.عنه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن سَرَّهُ أَن يَتَزَوَّجَ امرَأَةً مِن أَهلِ الجَنَّةِ فَليَتَزَوَّج أُمَّ أَيمَنَ . (2)۵۷۰.عنه صلى الله عليه و آله :صحيح البخاري عن عطاء بن أبي رباح :قالَ لِي ابنُ عَبّاسٍ : أَلا أُرِيكَ امرَأَةً مِن أَهلِ الجَنَّةِ ؟ قُلتُ : بَلى ، قالَ : هذِهِ المَرأَةُ السَّوداءُ أَتَتِ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله فَقالَت : إِنِّي أُصرَعُ وَإِنِّي أَتَكَشَّفُ ، فَادعُ اللّهَ لِي ، قالَ : إِن شِئتِ صَبَرتِ وَلَكِ الجَنَّةُ ، وَإِن شِئتِ دَعَوتُ اللّهَ أَن يُعافِيَكِ . فَقالَت : أَصبِرُ ، فَقالَت : إِنِّي أَتَكَشَّفُ فادعُ اللّهَ أَن لا أَتَكَشَّفَ فَدَعا لَها . (3)۵۷۱.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلام :كانَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله إِذا سُئِلَ شَيئا فَإِذا أَرادَ أَن يَفعَلَهُ قالَ : نَعَم ، وَإِذا أَرادَ أَن لا يَفعَلَ سَكَتَ ، وَكانَ لا يَقُولُ لِشَيءٍ لا ، فَأَتاهُ أَعرابِيٌّ فَسَأَلَهُ فَسَكَتَ ، ثُمَّ سَأَلَهُ فَسَكَتَ ، ثُمَّ سَأَلَهُ فَسَكَتَ .
فَقالَ صلى الله عليه و آله كَهَيئَةِ المُستَرسِلِ : ما شِئتَ (يا أَعرابِيُّ) .
فَغَبَطناهُ وَقُلنا : الآنَ يَسأَلُ الجَنَّةَ !
فَقالَ الأَعرابِيُّ : أَسأَلُكَ راحِلَةً (وَ) رَحلَها وَزادا . قالَ صلى الله عليه و آله : لَكَ ذلِكَ . ثُمَّ قالَ صلى الله عليه و آله : كَم بَينَ مَسأَلَةِ الأَعرابِيِّ وَعَجُوزِ بَنِي إِسرائِيلَ! ثُمَّ قالَ : إِنَّ مُوسى عليه السلام لَمّا أُمِرَ أَن يَقطَعَ البَحرَ فَانتَهى إِلَيهِ وَضُرِبَت وُجُوهُ الدَّوابِّ فَرَجَعَت ، فَقالَ مُوسى : يا رَبِّ ما لِي ؟ قالَ : يا مُوسى ، إِنَّكَ عِندَ قَبرِ يُوسُفَ فَاحمِل عِظامَهُ ، وَقَدِ استَوى القَبرُ بِالأَرضِ ، فَسَأَلَ مُوسَى قَومَهُ : هَل يَدرِي أَحَدٌ مِنكُم أَينَ هُوَ ؟ قالُوا : عَجُوزُ بَنِي إِسرائِيلَ لَعَلَّها تَعلَمُ .
فَقالَ لَها : هَل تَعلَمِينَ ؟ قالَت : نَعَم ، قالَ : فَدُلِّينا عَلَيهِ ، قالَت : لا وَاللّهِ حَتّى تُعطِيَنِي ما أَسأَلُكَ .
قالَ : ذلِكَ (لَكِ) ، قالَت : فَإِنِّي أَسأَلُكَ أَن أَكُونَ مَعَكَ فِي الدَّرَجَةِ (الَّتِي تَكُونُ فِي) الجَنَّةِ ، (قالَ : سَلِي الجَنَّةَ) قالَت : لا وَاللّهِ إِلَا أَن أَكُونَ مَعَكَ ، فَجَعَلَ مُوسى (يُرادُّها) (4)فَأَوحَى اللّهُ (إِلَيهِ) : أَن أَعطِها ذَلِكَ فَإِنَّهُ لا يَنقُصُكَ ، فَأَعطاها ، وَدَلَّتهُ عَلَى القَبرِ ، فَأَخرَجَ العِظامَ وَجاوَزَ البَحرَ . (5).
1) .الخصال : ص ۳۶۳ ح ۵۵ عن أبي بصير ، بحار الأنوار : ج ۲۲ ص ۲۹۱ ح ۶۳ .
2) .الطبقات الكبرى : ج ۸ ص ۲۲۴ ، سير أعلام النبلاء : ج ۲ ص ۲۲۴ ، تاريخ دمشق : ج ۴ ص ۳۰۳ ح ۱۰۷۲ ، الإصابة : ج ۸ ص ۳۵۹ الرقم ۱۱۹۰۲ كلّها عن سفيان بن عينية ، كنز العمّال : ج ۱۲ ص ۱۴۶ ح ۳۳۴۱۶ .
3) .صحيح البخاري : ج ۵ ص ۲۱۴۰ ح ۵۳۲۸ ، صحيح مسلم : ج ۴ ص ۱۹۹۴ ح ۵۴ ، السنن الكبرى للنسائي : ج ۴ ص ۳۵۳ ح ۷۴۹۰ ، مسند ابن حنبل : ج ۱ ص ۷۴۲ ح ۳۲۴۰ ، الأدب المفرد : ص ۱۵۴ ح ۵۰۵ ، حلية الأولياء : ج ۶ ص ۱۸۰ .
4) .الرَّدّ : صَرْفُ الشيء ورَجعُه (لسان العرب : ج ۳ ص ۱۷۲ «ردد») .
5) .الدعوات : ص ۴۰ ح ۱۰۰ ، بحار الأنوار : ج ۲۲ ص ۲۹۴ ح ۵ ؛ المعجم الأوسط : ج ۷ ص ۳۷۵ ح ۷۷۶۷ عن حبّة العَرنيّ نحوه ، كنز العمّال : ج ۲ ص ۶۱۶ ح ۴۸۹۵ .
۵۷۲.عنه صلى الله عليه و آله :الخصال ـ به نقل از ابو بصير ـ :از امام باقر عليه السلام شنيدم كه مى فرمايد : «رحمت خدا بر خواهران بهشتى !» و آنان را چنين نام برد : اسماء خَثعَميّه دختر عُمَيس كه همسر جعفر بن ابى طالب بود ؛ سلمى خَثعَميّه دختر عُمَيس كه همسر حمزه بود ؛ و پنج زن از بنى هِلال : ميمونه دختر حارث كه همسر پيامبر صلى الله عليه و آله بود ، اُمّ فضل كه همسر عبّاس و نامش هند بود ، غُمَيصاء مادر خالد بن وليد ، عَزّه كه در ثقيف و همسر حَجّاج بن غلّاظ بود ، و حَميده كه فرزندى نداشت .۵۷۳.الإمام عليّ عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كه دوست دارد با زنى از اهل بهشت ازدواج كند ، با اُمّ اَيمَن ازدواج نمايد .۵۷۴.عنه عليه السلام :صحيح البخارى ـ به نقل از عطاء بن ابى رباح ـ :ابن عبّاس به من گفت : آيا زنى از اهل بهشت را به تو نشان ندهم؟
گفتم : چرا .
گفت : همين زن سياهى كه نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد . او [به پيامبر صلى الله عليه و آله ] گفت : من غش مى كنم و [ در هنگام غش كردن و افتادن ، ]بدنم نمايان مى شود . برايم دعا كن .
فرمود : «كدام را مى خواهى؟ اين وضع را تحمّل كنى و در عوض ، بهشت از آنِ تو باشد ، يا برايت دعا كنم و خدا شفايت بخشد ؟» .
گفت : تحمّل مى كنم . سپس گفت : بدنم نمايان مى شود . پس دعا كن كه بدنم نمايان نشود .
پيامبر صلى الله عليه و آله برايش دعا كرد .۵۷۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :عادت پيامبر صلى الله عليه و آله اين بود كه هر گاه از او چيزى خواسته مى شد ، چنانچه مى خواست آن را انجام دهد ، مى فرمود : «باشد» ، و چنانچه نمى خواست انجام دهد ، سكوت مى كرد ، و به هيچ خواهشى ، «نه» نمى گفت .
يك روز ، باديه نشينى نزد ايشان آمد و درخواستى كرد . ايشان سكوت كرد . دوباره خواست . ايشان باز سكوت كرد . سه باره خواست و پيامبر صلى الله عليه و آله باز هم سكوت كرد . پيامبر صلى الله عليه و آله سپس با حالتى خودمانى فرمود : «هر چه تو بخواهى ، اى باديه نشين !» .
ما به حال او غبطه خورديم و گفتيم : الآن ، بهشت را درخواست مى كند!
باديه نشين گفت : شترى با جهازش و مقدارى توشه مى خواهم .
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «به تو دادم» و سپس فرمود : «چه قدر فاصله است ميان درخواست اين باديه نشين و درخواست آن پيرزن بنى اسرائيل !» و در ادامه فرمود : «موسى عليه السلام چون فرمان يافت كه از دريا[ ى نيل ] بگذرد ، به كنار دريا رسيد ؛ ولى مركب ها از پيشروى خوددارى كردند و بر مى گشتند . موسى گفت : خدايا ! چه شده است؟
خداوند فرمود : اى موسى ! تو در محلّ قبر يوسف هستى . استخوان هاى او را با خودت ببر . قبر با خاك ، يكسان شده بود [ و براى همين ، موسى جاى آن را نمى دانست ] . موسى از قومش پرسيد : آيا كسى از شما جاى قبر او را مى داند؟
گفتند : پيرزنى بنى اسرائيلى هست كه شايد بداند . موسى به او گفت : تو مى دانى؟
گفت : آرى . موسى گفت : پس آن را نشانمان بده .
پيرزن گفت : نه به خدا ، مگر اين كه آنچه را از تو خواستم ، به من بدهى . موسى گفت : مى دهم . پيرزن گفت : از تو مى خواهم كه در بهشت با تو در همان درجه اى باشم كه تو خواهى بود . موسى گفت : [ تنها ] بهشت را بخواه .
پيرزن گفت : نه به خدا ! [ مى خواهم ] فقط با تو باشم .
موسى كوشيد كه او را از خواسته اش منصرف سازد ؛ امّا خدا به او وحى فرمود كه : قبول كن ؛ زيرا چيزى از تو كم نمى شود .
موسى قبول كرد و پيرزن ، او را به قبر ، راه نمايى كرد . موسى استخوان ها را در آورد و از دريا گذشت » . .
۵۷۶.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الباقر عليه السلام :إِنَّ رَسُولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله كانَ نَزَلَ عَلى رَجُلٍ بِالطائِفِ قَبلَ الإِسلامِ ، فَأَكرَمَهُ ، فَلَمّا أَن بَعَثَ اللّهُ مُحَمَّدا صلى الله عليه و آله إِلَى النّاسِ قِيلَ لِلرَّجُلِ : أَتَدرِي مَنِ الَّذِي أَرسَلَهُ اللّهُ عَزَّ وَجَلَّ إِلى النّاسِ ؟ قالَ : لا ، قالُوا لَهُ : هُوَ مُحَمَّدُ بنُ عَبدِ اللّهِ يَتِيمُ أَبِي طالِبٍ ، وَهُوَ الَّذِي كانَ نَزَلَ بِكَ بِالطائِفِ يَومَ كَذا وَكَذا فَأَكرَمتَهُ ، قالَ : فَقَدِمَ الرَّجُلُ عَلى رَسُولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَسَلَّمَ عَلَيهِ وَأَسلَمَ ، ثُمَّ قالَ لَهُ : أَتَعرِفُنِي يا رَسُولَ اللّهِ ؟ قالَ : وَمَن أَنتَ ؟ قالَ : أَنا رَبُّ المَنزِلِ الَّذِي نَزَلتَ بِهِ بِالطائِفِ فِي الجاهِلِيَّةِ يَومَ كَذا وَكَذا فَأَكرَمتُكَ ، فَقالَ لَهُ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : مَرحبا بِكَ سَل حاجَتَكَ ، فَقالَ : أَسأَلُكَ مِائَتَي شاةٍ بِرُعاتِها . فَأَمَرَ لَهُ
رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله بِما سَأَلَ . ثُمَّ قالَ لِأَصحابِهِ : ما كانَ عَلى هذا الرَّجُلِ أَن يَسأَلَنِي سُؤالَ عَجُوزِ بَنِي إِسرائِيلَ لِمُوسى عليه السلام ! فَقالُوا : وَما سَأَلَت عَجُوزُ بَنِي إِسرائِيلَ لِمُوسى ؟ فَقالَ :
إِنَّ اللّهَ عَزَّ ذِكرُهُ أَوحَى إِلى مُوسى أَنِ احمِل عِظامَ يُوسُفَ مِن مِصرَ قَبلَ أَن تَخرُجَ مِنها إِلى الأَرضِ المُقَدَّسَةِ بِالشّامِ ، فَسَأَلَ مُوسى عَن قَبرِ يُوسُفَ عليه السلام ، فَجاءَهُ شَيخٌ فَقالَ : إِن كانَ أَحَدٌ يَعرِفُ قَبرَهُ فَفُلانَةُ ، فَأَرسَلَ مُوسى عليه السلام إِلَيها ، فَلَمّا جاءَتهُ قالَ : تَعلَمِينَ مَوضِعَ قَبرِ يُوسُفَ عليه السلام ؟ قالَت : نَعَم ، قالَ : فَدُلِّينِي عَلَيهِ وَلَكِ ما سَأَلتِ ، قالَت لا أَدُلُّكَ عَلَيهِ إِلّا بِحُكمِي ، قالَ : فَلَكِ الجَنَّةُ ، قالَت : لا إِلاّ بِحُكمِي عَلَيكَ ، فَأَوحَى اللّهُ عَزَّ وَجَلَّ إِلى مُوسى : لا يَكبُرُ عَلَيكَ أَن تَجعَلَ لَها حُكمَها ، فَقالَ لَها مُوسى : فَلَكِ حُكمُكِ ، قالَت : فَإِنَّ حُكمِي أَن أَكُونَ مَعَكَ فِي دَرَجَتِكَ الَّتِي تَكُونُ فِيها يَومَ القِيامَةِ فِي الجَنَّةِ . فَقالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : ما كانَ عَلى هذا لَو سَأَلَنِي ما سَأَلَت عَجُوزُ بَنِي إِسرائِيلَ . (1).
1) .الكافي : ج ۸ ص ۱۵۵ ح ۱۴۴ عن يزيد الكناسي ، قرب الإسناد : ص ۵۸ ح ۱۸۸ عن صفوان الجمّال عن الإمام الصادق عليه السلام نحوه ، بحار الأنوار : ج ۲۲ ص ۲۹۲ ح ۱ ؛ المستدرك على الصحيحين : ج ۲ ص ۴۳۹ ح ۳۵۲۳ و ص ۶۲۴ ح ۴۰۸۸ كلاهما عن أبي موسى الأشعري نحوه .
۵۷۷.عنه صلى الله عليه و آله :امام باقر عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ، پيش از اسلام ، ميهمان مردى شد و او از ايشان با احترام ، پذيرايى كرد . پس از آن كه خداوند ، محمّد صلى الله عليه و آله را به سوى مردم فرستاد ، به آن مرد گفته شد : آيا مى دانى آن كسى كه خداوند عز و جل به سوى مردم فرستاده است ، كيست؟
گفت : نه .
گفتند : او محمّد بن عبد اللّه ، يتيم ابو طالب و همان كسى است كه در فلان و بهمان روز ، ميهمان تو شد و تو گرامى اش داشتى .
آن مرد ، نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آمد و سلام كرد و مسلمان شد و سپس گفت : مرا مى شناسى ، اى پيامبر خدا؟ فرمود : «تو كيستى؟» .
گفت : من صاحب همان منزلى هستم كه در جاهليت ، در فلان و بهمان روز ، وقتى به طائف آمدى ، وارد آن شدى و من با احترام ، از شما پذيرايى كردم .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «خوش آمدى ! حاجتت را بخواه ».
گفت : دويست گوسفند با چوپانان آنها مى خواهم .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله دستور داد آنچه را مى خواهد ، به او بدهند . آن گاه به يارانش فرمود : «اين مرد ، بينش آن را نداشت كه از من همان چيزى را بخواهد كه پيرزن بنى اسرائيلى از موسى عليه السلام خواست !» . ياران گفتند : پيرزن بنى اسرائيل از موسى چه خواست؟
فرمود : «خداوند عز و جل به موسى وحى فرمود كه : چون خواستى مصر را به سوى سرزمين مقدّس در شام ترك گويى ، استخوان هاى يوسف را هم از مصر با خود ببر .
موسى از قبر يوسف ، جويا شد .
پيرمردى آمد و گفت : اگر كسى جاى قبرش را بداند ، آن كس فلان پيرزن است .
موسى در پى او فرستاد . چون پيرزن آمد ، موسى به او گفت : تو جاى قبر يوسف را مى دانى؟ گفت : آرى .
موسى گفت : آن را به من نشان بده . هر چه بخواهى ، به تو مى دهم .
پيرزن گفت : آن را نشانت نمى دهم ، مگر اين كه هر چه را من مى گويم ، همان را به من بدهى .
موسى گفت : بهشت ، از آنِ تو باشد .
پيرزن گفت : نه ! من تعيين مى كنم .
خداوند عز و جل به موسى وحى فرمود كه : نگران مباش ! بگذار او تعيين كند .
موسى به پيرزن گفت : هر چه تو حكم كنى .
پيرزن گفت : حكم من ، اين است كه روز قيامت ، با تو در همان درجه اى باشم كه تو هستى» .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «اين مرد ، بينش آن را نداشت كه از من ، همان چيزى را بخواهد كه آن پيرزن بنى اسرائيلى خواست !» . .
۵۷۸.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ في عَلِيٍّ عليه السلام ـ ) الإمام الصادق عليه السلام :إِنَّ اللّهَ تَبارَكَ وَتَعالى أَوحى إِلى مُوسَى بنِ عِمرانَ عليه السلام أَن أَخرِج عِظامَ يُوسُفَ عليه السلام مِن مِصرَ وَ وَعَدَهُ طُلُوعَ القَمَرِ ، فَأَبطَأَ طُلُوعُ القَمَرِ عَلَيهِ ، فَسَأَلَ عَمَّن يَعلَمُ مَوضِعَهُ ، فَقِيلَ لَهُ : هاهُنا عَجُوزٌ تَعلَمُ عِلمَهُ ، فَبَعَثَ إِلَيها فَأُتِي بِعَجُوزٍ مُقعِدَةٍ عَمياءَ .
فَقالَ : تَعرِفِينَ قَبرَ يُوسُفَ عليه السلام ؟ قالَت نَعَم ، قالَ : فَأَخبِرِينِي بِمَوضِعِهِ . قالَت : لا أَفعَلُ حَتّى تُعطِيَني خِصالاً : تُطلِقُ رِجلِي ، وَتُعِيدُ إِلَيَّ بَصَرِي ، وَتَرُدُّ إِلَيَّ شَبابِي ،
وَتَجعَلُنِي مَعَكَ فِي الجَنَّةِ .
فَكَبُرَ ذلِكَ عَلى مُوسى ، فَأَوحَى اللّهُ عَزَّ وَجَلَّ إِلَيهِ : أَنَّما تُعطِي عَلَيَّ ، فَأَعطِها ما سَأَلَت .
فَفَعَلَ فَدَلَّتهُ عَلى قَبرِ يُوسُفَ عليه السلام ، فَاستَخرَجَهُ من شاطِئِ النَّيلِ فِي صُندُوقٍ مَرمَرٍ ، فَلَمّا أَخرَجَهُ طَلَعَ القَمَرُ فَحَمَلَهُ إِلَى الشّامِ . فَلِذلِكَ يَحمِلُ أَهلُ الكِتابِ مَوتاهُم إِلَى الشّامِ . (1).
1) .كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۱ ص ۱۹۳ ح ۵۹۴ ، الخصال : ص ۲۰۵ ح ۲۱ ، عيون أخبار الرضا عليه السلام : ج ۱ ص ۲۵۹ ح ۱۸ ، علل الشرائع : ص ۲۹۶ ح ۱ كلّها عن الحسن بن عليّ بن فضال عن أبي الحسن عليه السلام .
۵۷۹.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ في عَلِيٍّ عليه السلام ـ ) امام صادق عليه السلام :خداوندِ بزرگ و والا ، به موسى بن عمران عليه السلام وحى فرمود كه : «استخوان هاى يوسف عليه السلام را از مصر با خود ببر» و موعد آن را طلوع ماه ، تعيين نمود .
موسى طاقت نياورد كه تا طلوع ماه ، صبر كند و در جستجوى كسى بر آمد كه محلّ قبر را بداند . به او گفته شد : پيرزنى هست كه جايش را مى داند .
موسى در پى او فرستاد و پيرزنى زمينگير و نابينا را آوردند . موسى گفت : قبر يوسف را بلدى؟ گفت : آرى . موسى گفت : پس ، جاى آن را به من بگو .
پيرزن گفت : نمى گويم ، تا اين كه چند چيز را به من بدهى : پايم را خوب كنى ، بينايى ام را به من باز گردانى ، جوانى ام را دوباره به من بدهى و مرا در بهشت ، با خودت قرار دهى .
اينها بر موسى گران آمد . خداوند عز و جل بر او وحى فرمود كه : «آنچه مى دهى ، بر عهده من . پس هر چه خواست ، به او بده» .
موسى چنين كرد و پيرزن ، قبر يوسف عليه السلام را به او نشان داد . موسى ، جسد يوسف را كه در صندوقى مرمرين در ساحل نيل بود ، بيرون آورد . بيرون كه آورد ، ماه طلوع كرد و موسى آن را به شام ، انتقال داد . به همين دليل ، اهل كتاب ، مردگان خود را به شام مى برند . .
۵۸۰.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ لِعَلِيٍّ عليه السلام ـ ) الإمام الصادق عليه السلام :أَوحَى اللّهُ تَعالى إِلى داوُودَ عليه السلام أَنَّ خلادَةَ بِنتَ أَوسٍ بَشِّرها بِالجَنَّةِ وَأَعلِمها أَنَّها قَرِينَتُكَ فِي الجَنَّةِ .
فَانطَلَقَ إِلَيها فَقَرَعَ البابَ عَلَيها ، فَخَرَجَت وَقالَت : هَل نَزَلَ فِيَّ شَيءٌ ؟ قالَ : نَعَم ، قالَت : وَما هُوَ ؟ قالَ : إِنَّ اللّهَ تَعالى أَوحى إِلَيَّ وَأَخبَرَنِي أَنَّكِ قَرِينَتِي فِي الجَنَّةِ ، وَأَن أُبَشِّرَكِ بِالجَنَّةِ ، قالَت : أَوَ يَكُونُ اسمٌ وافَقَ اسمِي ؟ قالَ : إِنَّكِ لَأَنتِ هِيَ ، قالَت : يا نَبِيَّ اللّهِ ، ما أُكَذِّبُكَ وَلا وَاللّهِ ما أَعرِفُ مِن نَفسِي ما وَصَفتَنِي بِهِ !
قالَ داوُودُ : أَخبِرِينِي عَن ضَمِيرِكِ وَسَرِيرَتِكِ ، هُوَ ؟ قالَت : أَمّا هذا فَسَأُخبِرُكَ بِهِ ؛ أُخبِرُكَ أَنَّهُ لَم يُصِبنِي وَجَعٌ قَطُّ نَزَلَ بِي كائِنا ما كانَ ، وَلا نَزَلَ بِي ضُرٌّ وَحاجَةٌ وَجُوعٌ كائِنا ما كانَ إِلّا صَبَرتُ عَلَيهِ ، وَلَم أَسأَلِ اللّهَ كَشفَهُ عَنِّي حَتّى يُحَوِّلَهُ اللّهُ عَنِّي إِلَى العافِيَةِ وَالسَّعَةِ ، وَلَم أَطلُب بَدَلاً وَشَكَرتُ اللّهَ عَلَيها وَحَمِدتُهُ .
فَقالَ داوُودُ عليه السلام : فَبِهذا بَلَغتِ ما بَلَغتِ .
ثُمَّ قالَ أَبُو عَبدِ اللّهِ عليه السلام : وَهذا دِينُ اللّهِ الَّذِي ارتَضاهُ لِلصّالِحِينَ . (1).
1) .قصص الأنبياء للراوندي : ص ۲۰۶ ح ۲۶۸ ، مشكاة الأنوار : ص ۶۰ ح ۷۵ نحوه وكلاهما عن الحلبي ، بحار الأنوار : ج ۷۱ ص ۸۹ ح ۴۲ .
۵۸۱.كمال الدين عن عبد الرحمن بن سمرة :امام صادق عليه السلام :خداى متعال به داوود عليه السلام وحى فرمود كه : به خَلاده دختر اوس ، مژده بهشت بده و به آگاهى اش برسان كه او در بهشت ، همسر تو خواهد بود .
داوود به سوى او رفت و درِ خانه اش را كوبيد . خلاده بيرون آمد و گفت : آيا چيزى در باره ام نازل شده است؟
داوود گفت : «خداوند بلندمرتبه ، به من وحى فرمود و به من خبر داد كه تو همنشين من در بهشت خواهى بود و فرمود كه تو را به بهشت ، مژده دهم» .
خلاده گفت : شايد تشابه اسمى ميان من و كسى ديگر ، رخ داده است!
داوود گفت : «خودِ تو هستى» .
خلاده گفت : اى پيامبر خدا ! من تو را دروغگو نمى شمارم ؛ امّا به خدا سوگند ، در خود ، چنين سزامندى اى نمى يابم !
داوود گفت : «مرا از باطن و درونت خبر ده كه در آن ، چه مى گذرد» .
خلاده گفت : اين را به تو خبر مى دهم . من هرگز به هيچ دردى از هيچ نوعى ، مبتلا نشدم و هيچ گونه نياز و گرسنگى اى ، از هيچ گونه به من نرسيد ، مگر اين كه در برابرش شكيبايى كردم و از خداوند نخواستم كه آن را از من برطرف سازد تا آن كه او خود از من دورش گردانَد و عافيت و گشايش دهد ، و به جاى آن ، چيزى از خدا نخواستم و خدا را بر آن شكر گزاردم و ستايش نمودم .
داوود عليه السلام گفت : «پس با اين خصلت ، به آن مقام رسيده اى» .
اين ، همان دين خداست كه براى نيكان ، برگزيده و پسنديده است . .
۱۷ / ۱۳رَجُلٌ مِن أَهلِ الجَنَّةِ لَم يُصَلِّ قَطُّ!۵۸۴.عنه صلى الله عليه و آله :السّيرة النّبويّة لابن هشام :قالَ ابنُ إِسحاقَ : وَكانَ مِن حَدِيثِ الأَسوَدِ الرّاعِي فِيما بَلَغَنِي : أَنَّهُ أَتى رَسُولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله وَهُو مُحاصِرٌ لِبَعضِ حُصُونِ خَيبَر ، وَمَعَهُ غَنَمٌ له كانَ فِيها أَجِيرا لِرَجُلٍ مِن يَهُودَ ، فَقالَ : يا رَسُولَ اللّهِ ، اِعرِض عَلَيَّ الإِسلامَ ، فَعَرَضَهُ عَلَيهِ ، فَأَسلَمَ .
وَكانَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله لا يُحَقِّرُ أَحَدا أَن يَدعُوَهُ إِلَى الإِسلامِ ، وَيَعرِضَهُ عَلَيهِ ـ فَلمّا أَسلَمَ قالَ : يا رَسُولَ اللّهِ ، إِنِّي كُنتُ أَجِيرا لِصاحِبِ هذِهِ الغَنَمِ ، وَهِيَ أَمانَةٌ عِندِي ، فَكَيفَ أَصنَعُ بِها ؟
قال : اِضرِب فِي وُجوهِها ، فَإِنَّها سَتَرجِعُ إِلى رَبِّها ـ أَو كَما قالَ ـ فَقامَ الأَسوَدُ ، فَأَخَذَ حَفنَةً مِنَ الحَصى ، فَرَمى بِها فِي وُجُوهِها وَقالَ : ارجِعِي إِلى صاحِبِكِ فَوَ اللّهِ لا أَصحَبُكِ أَبَدا ، فَخَرَجَت مُجتَمِعَةً كَأَنَّ سائِقا يَسُوقُها ، حَتّى دَخَلَتِ الحِصنَ .
ثُمَّ تَقَدَّمَ إِلى ذَلِكَ الحِصنِ لِيُقاتِلَ مَعَ المُسلِمِينَ ، فَأَصابَهُ حَجَرٌ فَقَتَلَهُ ، وَما صَلّى للّهِِ صَلاةً قَطُّ ، فَأُتِيَ بِهِ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله ، فَوُضِعَ خَلفَهُ ، وَسُجِّيَ بِشَملَةٍ كانَت عَلَيهِ ، فَالتَفَتَ إِلَيهِ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله وَمَعَهُ نَفَرٌ مِن أَصحابِهِ ، ثُمَّ أَعرَضَ عَنهُ ، فَقالُوا : يا رَسُولَ اللّهِ ، لِمَ أَعرَضتَ عَنهُ ؟
قالَ : إِنَّ مَعَهُ الآنَ زَوْجَتَيهِ مِنَ الحُورِ العِينِ . (1)۵۸۵.عنه صلى الله عليه و آله :مسند ابن حنبل عن أبي هريرة كانَ يَقُولُ :حَدِّثُونِي عَن رَجُلٍ دَخَلَ الجَنَّةَ لَم يُصَلِّ
قَطُّ ، فَإِذا لَم يَعرِفهُ النّاسُ سَأَلُوهُ : مَن هُوَ ؟ فَيَقُولُ : أُصَيْرِمُ بَنِي عَبدِ الأَشهَلِ عَمرُو بنُ ثابِتِ بنِ وَقْشٍ .
قالَ الحُصَينُ : فَقُلتُ لِمَحمُودِ بنِ لُبَيدٍ : كَيفَ كانَ شَأنُ الأُصَيرِمِ ؟
قالَ : كانَ يَأبَى الإِسلامَ عَلى قَومِهِ ، فَلَمّا كانَ يَومُ أُحُدٍ وَخَرَجَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله إِلى أُحُدٍ بَدا لَهُ الإِسلامُ فَأَسلَمَ ، فَأَخَذَ سَيفَهُ فَغَدا حَتّى أَتَى القَومَ فَدَخَلَ فِي عُرضِ النّاسِ ، فَقَاتَلَ حَتّى أَثبَتَتهُ الجِراحَةُ .
قالَ فَبَينَما رِجالُ بَنِي عَبدِ الأَشهَلِ يَلتَمِسُونَ قَتلاهُم فِي المَعرَكَةِ إِذا هُم بِهِ ، فَقالُوا : وَاللّهِ إِنَّ هذِهِ لَلاُصَيرِمُ ، وَما جاءَ لَقَد تَرَكناهُ ، وَإِنَّهُ لَمُنكِرٌ هذا الحَدِيثَ! فَسَأَلُوهُ : ما جاءَ بِهِ ؟ قالُوا : ما جاءَ بِكَ يا عَمرُو ، أَحَدَبا (2)عَلى قَومِكَ ، أَو رَغبةً فِي الإِسلامِ ؟ قالَ : بَل رَغبَةً فِي الإِسلامِ ؛ آمَنتُ بِاللّهِ وَرَسُولِهِ وَأَسلَمتُ ، ثُمَّ أَخَذتُ سَيفِي فَغَدَوتُ مَعَ رَسُولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَقاتَلتُ حَتّى أَصابَنِي ما أَصابَنِي .
قالَ ثُمَّ لَم يَلبَث أَن ماتَ فِي أَيدِيهِم ، فَذَكَرُوهُ لِرَسُولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ، فَقالَ : إِنَّهُ لَمِن أَهلِ الجَنَّةِ . (3).
1) .السيرة النبويّة لابن هشام : ج ۳ ص ۳۵۸ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۲ ص ۱۴۸ ح ۲۶۰۹ ، السنن الكبرى : ج ۹ ص ۲۴۱ ح ۱۸۴۲۴ كلاهما عن جابر بن عبد اللّه نحوه ، اُسد الغابة : ج ۱ ص ۲۱۳ الرقم ۱۱۵ عن إسحاق بن يسار .
2) .حَدَبَ عليه : تَعَطّف عليه (الصحاح : ج ۱ ص ۱۰۸ «حدب») .
3) .مسند ابن حنبل : ج ۹ ص ۱۶۱ ح ۲۳۶۹۶ ، السيرة النبويّة لابن هشام : ج ۳ ص ۹۵ ، الإصابة : ج ۴ ص ۵۰۱ الرقم ۵۸۰۱ ، اُسد الغابة : ج ۴ ص ۱۹۰ الرقم ۳۸۸۱ نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۳ ص ۲۸۵ ح ۳۶۸۲۶ .
۱۷ / ۱۳مردى از اهل بهشت كه هرگز نماز نخواند !۵۸۸.تفسير العيّاشي عن بشير الدهّان عن الإمام الصادق عالسيرة النبويّة ، ابن هشام :ابن اسحاق مى گويد : داستان اَسوَد چوپان ، تا آن جا كه به من رسيده ، اين است كه وقتى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله يكى از قلعه هاى خيبر را در محاصره داشت ، او با گوسفندانش كه از آنِ مردى يهودى بود و او اجير وى بود ، نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت : اى پيامبر خدا ! اسلام را بر من عرضه كن .
پيامبر صلى الله عليه و آله آن را به او عرضه كرد و اَسوَد ، مسلمان شد . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله هيچ كس را كوچك تر از آن نمى شمرد كه به اسلام دعوتش كند و اسلام را بر او عرضه نمايد .
اَسوَد چون اسلام آورد ، گفت : اى پيامبر خدا ! من ، اجير صاحب اين گوسفندها هستم و اينها نزد من ، امانت اند . با اينها چه كنم؟
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «رويشان را برگردان . خودشان نزد صاحبشان خواهند رفت» و يا جمله اى شبيه اين .
اَسوَد برخاست و مشتى ريگ برداشت و به صورت گوسفندها پرتاب كرد و گفت : نزد صاحبتان باز گرديد ؛ چون به خدا سوگند كه ديگر با شما نخواهم آمد .
گوسفندها همگى با هم برگشتند ، چنان كه گويى كسى آنها را مى راند ، و وارد قلعه شدند .
اَسوَد سپس به سوى آن قلعه پيش رفت تا همراه مسلمانان بجنگد ، كه سنگى به او اصابت كرد و كشته شد . او حتّى يك نماز هم نخواند . پيكرش را نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آوردند و پشت سر ايشان نهادند و او را در همان ردايى كه بر تن داشت ، پيچيدند . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله كه با گروهى از يارانش بود ، به او نگاه كرد ؛ امّا صورتش را از او برگرداند . ياران گفتند : اى پيامبر خدا ! چرا از او روى گردانديد؟
فرمود : «اينك ، دو همسر حور العينش با او بودند» .۵۸۹.الإمام عليّ عليه السلام :مسند ابن حنبل :ابو هريره ، [اين جا و آن جا ، به مردم] مى گفت : به من بگوييد آن ، كدام مرد است كه هرگز نمازى نخوانْد؛ امّا به بهشت رفت . اگر مردم ، آن مرد را نمى شناختند ، مى گفتند : او كيست؟ و ابو هريره مى گفت : بينواى بنى عبد الأشهَل ، عمرو بن ثابت بن وَقْش .
حُصَين گفت : به محمود بن لُبَيد گفتم : داستان آن بينوا چه بوده است؟
گفت : او بر خلاف قومش از پذيرفتن اسلام ، خوددارى مى كرد . چون جنگ اُحُد شد و پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به اُحُد رفت ، علاقه به اسلام در دلش افتاد و مسلمان شد و شمشيرش را برداشت و رفت تا به مسلمانان رسيد و به ميان جمعيت رفت و جنگيد تا آن كه بر اثر جراحات از پا افتاد .
زمانى كه مردان بنى عبد الأشهَل در ميدان جنگ به دنبال كشتگان خود مى گشتند ، ناگهان به او برخوردند . گفتند : به خدا سوگند كه اين ، همان بينواست . او كه با ما نيامده بود!؟ اصلاً به اين سخن (قرآن و اسلام ) ، اعتقاد نداشت !؟ پس علّت آمدنش را از خودِ او پرسيدند و گفتند : چه باعث شد كه به اين جا بيايى ، اى عمرو ؟ دلسوزى براى قومت ، يا گرايش به اسلام ؟
گفت : گرايش به اسلام . من به خدا و پيامبر او ايمان آوردم و مسلمان شدم . سپس شمشيرم را برداشتم و با پيامبر خدا آمدم و جنگيدم تا به اين روز افتادم .
او لحظاتى بعد ، در دستان آنها جان داد . ماجرا را به پيامبر خدا صلى الله عليه و آله گفتند . فرمود : «او اهل بهشت است ».
.
۵۹۰.الدرّ المنثور عن أبي رافع :مسند ابن حنبل عن جرير بن عبد اللّه :خَرَجنا مَعَ رَسُولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ، فَلَمّا بَرَزنا مِنَ المَدِينَةِ إِذا راكِبٌ يُوضِعُ (1)نَحوَنا . فَقالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : كَأَنَّ هذا الراكِبَ إِيّاكُم يُرِيدُ ، قالَ : فَانتَهى الرَّجُلُ إِلَينا ، فَسَلَّمَ فَرَدَدنا عَلَيهِ . فَقالَ لَهُ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله : مِن أَينَ أَقبَلتَ ؟ قالَ : مِن أَهلِي وَوُلدِي وَعَشِيرَتِي ، قالَ : فَأَينَ تُرِيدُ ؟ قالَ : أُرِيدُ رَسُولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله . قالَ : فَقَد
أَصَبتَهُ ، قالَ : يا رَسُولَ اللّهِ ، عَلِّمنِي ما الإِيمانُ ؟ قالَ : تَشهَدُ أَن لا إِلهَ إِلّا اللّهُ وَأَنَّ مُحَمَّدا رَسُولُ اللّهِ ، وَتُقِيمُ الصَّلاةَ ، وَتَأتِي الزَّكاةَ ، وَتَصُومُ رَمَضانَ ، وَتَحُجُّ البَيتَ . قالَ : قَد أَقرَرتُ .
قالَ : ثُمَّ إِنَّ بَعِيرَهَُدَخَلت يَدُهُ فِي شَبَكَةِ جِرذانٍ ، فَهَوى بَعِيرُهُ وَهَوَى الرَّجُلُ فَوَقَعَ عَلى هامَتِهِ فَماتَ . فَقالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : عَلَيَّ بِالرَّجُلِ ، قالَ : فَوَثَبَ إِلَيهِ عَمّارُ بنُ ياسِرٍ وَحُذَيفَةُ فَأَقعَداهُ ، فَقالا : يا رَسُولَ اللّهِ قُبِضَ الرَّجُلُ ، قالَ : فَأَعرَضَ عَنهُما رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله ، ثُمَّ قالَ لَهُما رَسُولُ اللّهِ : أَما رَأَيتُما إِعراضِي عَنِ الرَّجُلَينِ ؟ فَإِنِّي رَأَيتُ مَلَكَينِ يَدُسّانِ فِي فِيهِ مِن ثِمارِ الجَنَّةِ ، فَعَلِمتُ أَنَّهُ ماتَ جائِعا .
ثُمَّ قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : هذا وَاللّهِ مِنَ الَّذِينَ قالَ اللّهُ عَزَّ وَجَلَّ : «الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَلَمْ يَلْبِسُواْ إِيمَـنَهُم بِظُـلْمٍ أُوْلَـائِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُم مُّهْتَدُونَ» (2).
قالَ : ثُمَّ قالَ : دُونَكُم أَخاكُم ، قالَ : فَاحتَمَلناهُ إِلَى الماءِ فَغَسَّلناهُ وَحَنَّطناهُ وَكَفَّنّاهُ وَحَمَلناهُ إِلَى القَبرِ ، قالَ : فَجاءَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله حَتّى جَلَسَ عَلَى شَفِيرِ القَبرِ . قالَ : فَقالَ : اِلحَدُوا وَلا تَشُقُّوا ، فَإِنَّ اللَّحدَ لَنا وَالشَّقَّ لِغَيرِنا . (3).
۵۹۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مسند ابن حنبل ـ به نقل از جرير بن عبد اللّه ـ :با پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ره سپار شديم و چون از مدينه بيرون رفتيم ، سوارى را ديديم كه به سوى ما مى تازد . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «گويا اين سوار با شما كار دارد» . آن مرد سوار ، به ما رسيد و سلام كرد . جواب سلامش را داديم . پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود : «از كجا مى آيى؟» .
گفت : از نزد زن و فرزند و عشيره ام . فرمود : «كجا مى روى؟» . گفت : نزد پيامبر خدا . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «درست آمده اى» .
مرد گفت : اى پيامبر خدا ! به من بياموز كه ايمان چيست؟ فرمود : «گواهى مى دهى كه خدايى جز خداى يكتا نيست و محمّد ، فرستاده خداست و نماز مى خوانى و زكات مى دهى و رمضان را روزه مى گيرى و حج مى گزارى» .
مرد گفت : اقرار كردم .
لختى بعد ، دست اُشترش در سوراخ موش صحرايى رفت و به سر به زمين افتاد و او نيز با سر به زمين خورد و مُرد . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «او را نزد من بياوريد» .
عمّار بن ياسر و حذيفه دويدند و او را بلند كردند . گفتند : اى پيامبر خدا ! مرده است .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله روى خود را از آن دو برگرداند و سپس به آن دو فرمود : «نديديد كه من از آن دو مرد ، روى گرداندم ؟ اين ، به خاطر آن بود كه ديدم دو فرشته ، از ميوه هاى بهشت در دهانش مى گذارند . پس دانستم كه او با شكم گرسنه مرده است ».
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله سپس فرمود : «به خدا سوگند ، او از كسانى است كه خداى عز و جلفرموده است : « كسانى كه ايمان آورده و ايمان خود را به شرك نيالوده اند ، آنان راست ايمنى و ايشان راه يافتگان اند » » .
آن گاه فرمود : «برادرتان را جمع كنيد» .
ما جنازه او را نزديك آب برديم و غسلش داديم و او را حنوط و كفن كرديم و به سوى قبر برديم . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آمد و كنار قبر نشست و فرمود : «لحد بِكنيد و شكاف نزنيد ؛ زيرا لحد ، مال ماست و شكاف ، مال غير ما» . (1).
1) .شكاف (شَق) ، شيارى است كه در زير ديواره جانب قبر ، كنده مى شود و ميّت در آن جا گذاشته مى شود و لَحَد حفره اى است نهرمانند كه در وسط قبر كنده مى شود با دو سكّومانند در دو جانب قبر كه پس از گذاشتن ميّت در داخل آن ، سنگ و امثال آن ، بر روى سكّوها گذاشته مى شود .
۱۷ / ۱۴أَكثَرُ أَهلِ الجَنَّةِالف ـ النِّساءُ۵۹۵.أنساب الأشراف عن ابن عبّاس :الإمام الصادق عليه السلام :أَكثَرُ أَهلِ الجَنَّةِ مِنَ المُستَضعَفِينَ النِّساءُ ، عَلِمَ اللّهُ عَزَّ وَجَلَّ ضَعفَهُنَّ فَرَحِمَهُنَّ . (1).
1) .كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۳ ص ۴۶۸ ح ۴۶۲۸ عن عمّار الساباطي ، مكارم الأخلاق : ج ۱ ص ۵۰۳ ح ۱۷۳۷ ، وسائل الشيعة : ج ۱۴ ص ۱۱۹ ح ۲۵۳۲۶ .
۱۷ / ۱۴بيشتر اهل بهشتالف ـ زنان۵۹۹.تذكرة الخواصّ عن أبي ذرّ الغفاري :امام صادق عليه السلام :بيشترِ اهل بهشت از مستضعفان (در دنيا) ، زنان هستند . خداوند عز و جل مى دانست كه آنها ناتوان اند و بر ايشان رحم آورد .
.
ب ـ الفُقَراءُ۶۰۱.الإمام الباقر عليه السلام :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :اِطَّلَعتُ فِي الجَنَّةِ فَرَأَيتُ أَكثَرَ أَهلِها الفُقَراءُ . (1)۶۰۲.عنه عليه السلام :عنه صلى الله عليه و آله :دَخَلتُ الجَنَّةَ فَوَجَدتُ أَكثَرَ أَهلِها وَسُكَّانِها المَساكِينَ . (2)۶۰۳.الإمام الصادق عليه السلام ( ـ في قَولِهِ تَعالى : {Q} «إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ ا ) عيسى عليه السلام :بِحَقٍّ أَقُولُ لَكُم ، إِنَّ أَكنافَ السَّماءِ لَخالِيَةٌ مِنَ الأَغنِياءِ ، وَلَدُخُولُ جَمَلٍ فِي سَمِّ (3)الخِياطِ أَيسَرُ مِن دُخُولِ غَنِيٍّ فِي الجَنَّةِ . (4)ج ـ المُتَغافِلُونَ عَن الشَّرِّ۶۰۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :دَخَلتُ الجَنَّةَ فَإِذا أَكثَرُ أَهلِها البُلْهُ . (5)۶۰۶.عنه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :أَكثَرُ أَهلِ الجَنَّةِ البُلْهُ ، وَأَهلُ عِلِيِّينَ ذَوُو الأَلبابِ . (6)۶۰۷.عنه صلى الله عليه و آله :معاني الأخبار عن مسعدة بن صدقة عن الإمام الصّادق عن آبائه عليهم السلام: قالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله :
دَخَلتُ الجَنَّةَ فَرَأَيتُ أَكثَرَ أَهلِها البُلْهَ ، قالَ : قُلتُ : ما البُلْهُ ؟ فَقالَ : اَلعامِلُ (7)فِي الخَيرِ ، اَلغافِلُ عَنِ الشَّرِّ ، الَّذِي يَصُومُ فِي كُلِّ شَهرٍ ثَلاثَةَ أَيّامٍ . (8).
1) .صحيح البخاري : ج ۳ ص ۱۱۸۴ ح ۳۰۶۹ عن عمران بن حصين ، صحيح مسلم : ج ۴ ص ۲۰۹۶ ح ۹۴ ، سنن الترمذي : ج ۴ ص ۷۱۵ ح ۲۶۰۲ كلاهما عن ابن عبّاس ، مسند ابن حنبل : ج ۲ ص ۵۸۲ ح ۶۶۲۲ عن عبد اللّه بن عمرو ، كنز العمّال : ج ۶ ص ۴۶۹ ح ۱۶۵۸۴ ؛ عدّة الداعي : ص ۱۱۳ ، بحار الأنوار : ج ۷۲ ص ۵۵ ح ۸۵ .
2) .مسند الشاميّين : ج ۳ ص ۳۱۹ ح ۲۳۹۷ ، مسند إسحاق بن راهوية : ج ۱ ص ۴۲۶ ح ۴۹۰ كلاهما عن أبي هريرة ، السنن الكبرى للنسائي : ج ۵ ص ۳۹۹ ح ۹۲۶۲ عن ابن عبّاس ، صحيح ابن حبّان : ج ۱۶ ص ۴۹۴ ح ۷۴۵۶ عن اُسامة بن زيد وكلاهما نحوه .
3) .السَّمُّ والسُّمُّ : كلّ ثقب ضيّق كخرق الاُبرة وثقب الاُذن والأنف (مفردات ألفاظ القرآن : ص ۴۳۴ «سمم») .
4) .عدّة الداعي : ص ۱۱۳ ، بحار الأنوار : ج ۷۲ ص ۵۵ ح ۸۵ ؛ الدرّ المنثور : ج ۲ ص ۲۰۳ نقلاً عن ابن حنبل عن وهب بن منبّه .
5) .تاريخ دمشق : ج ۴۳ ص ۵۳۳ ح ۹۳۹۲ عن جابر بن عبد اللّه ، تهذيب الكمال : ج ۲۶ ص ۱۱۸ عن عمر بن عبد العزيز نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۷۳ ح ۳۹۳۱۳ ، حقائق التأويل : ص ۲۴۷ ، العمدة : ص ۱۵۹ ، عوالي اللآلي : ج ۱ ص ۷۱ ح ۱۳۱ كلاهما نحوه .
6) .تاريخ اليعقوبي : ج ۲ ص ۱۰۲ .
7) .في بعض النسخ : العاقل في الخير (هامش المصدر) .
8) .معاني الأخبار : ص ۲۰۳ ح ۱ ، قرب الإسناد : ص ۷۵ ح ۲۴۳ ، بحار الأنوار : ج ۷۰ ص ۹ ح ۳ .
ب ـ تهى دستان۶۰۹.الأمالي للطوسي عن جابر بن عبد اللّه الأنصاري :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :به بهشت ، نگاهى افكندم و ديدم بيشتر جمعيت آن ، تهى دستان اند .۶۱۰.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :به بهشت ، وارد شدم و بيشتر جمعيت و ساكنان آن را مستمندان يافتم .۶۱۱.الخصال عن عامر بن واثلة عن الإمام عليّ عليه السلاعيسى عليه السلام :به حق به شما مى گويم : كرانه هاى آسمان از ثروتمندان ، تهى است . وارد شدن طناب در سوراخ سوزن ، آسان تر از وارد شدن يك ثروتمند به بهشت است .ج ـ ساده دلان۶۱۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :به بهشت ، وارد شدم و ديدم بيشتر اهل آن ، ساده دلان اند .۶۱۴.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بيشترِ اهل بهشت را ساده دلان تشكيل مى دهند ، و اهل بهشت هاى برين ، خردمندان اند .۶۱۵.عنه صلى الله عليه و آله :معانى الأخبارـ به نقل از مسعدة بن صدقه ، از امام صادق ، از پدرانش عليهم السلام ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «به بهشت ، وارد شدم و بيشترِ اهل آن را ساده دل ديدم» .
گفتم : ساده دل كيست؟
فرمود : «كسى كه در خوبى ، خردمند است و از بدى ، بى خبر . كسى كه در هر ماه ، سه روز را روزه مى گيرد» .
.
. .
. .
. .
پژوهشى در باره حديث «عَشَره مُبَشَّره» (1)بر پايه احاديث اين فصل ـ كه در منابع معتبر شيعه و اهل سنّت آمده اند ـ ، پيامبر خدا و اهل بيت آن بزرگوار ، به شمارى از پيروان خود ، مژده بهشت داده اند . در ارزيابى اجمالىِ اين احاديث مى توان گفت كه شمارى از آنها از خاندان رسالت ، صادر شده اند ؛ امّا براى اظهار نظر قطعى در مورد هر يك از آنها و به طور كلّى ، احاديثى كه بهشتى بودن فرد يا افرادى را پيشگويى كرده اند ، دو نكته بايد مورد توجّه قرار گيرد : نكته اوّل : ارزيابى سند و صحّت سندى احاديث ، به تنهايى ، آنها را از نظر صدور از معصوم ، قطعى نمى كند . خبرِ واحدِ صحيح السَّنَد ، تنها در صورتى مى تواند مورد اعتماد قرار گيرد كه شواهد و قرائنى دال بر مخالفت محتواى آن با ضروريات و بديهيات ، در كار نباشد . به عبارت ديگر ، صحّت اسناد حديث ، عامل انحصارى ارزيابى حديث در همه ابعاد نيست ؛ بلكه ارزيابى حديث بايد به گونه اى جامع انجام پذيرد تا نوعى وثوق به صدور آن ، فراهم آيد . نكته دوم : ارزيابى عملكرد افرادى كه بهشتى بودن آنان ، روايت شده ، خود ، معيارى است كه بيش از ارزيابى سند روايت ، مى تواند ما را بر صحّت آن روايت و سرنوشت نيكوى آن افراد ، راه نمايى نمايد ، بدين معنا كه اگر عملكرد كسى كه بهشتى معرّفى شده ، هماهنگ با كتاب خدا و سنّت بود ، قرينه روشنى بر صحّت گزارش و سرنوشت نيكوى اوست ؛ امّا اگر عملكرد وى بويژه در بخش پايانى عمر ، بر خلاف كتاب خدا و سنّت بود ، گواه قاطع و روشنى بر نادرست بودن گزارشى است كه او را بهشتى توصيف كرده است. با توجّه به اين دو نكته، در اين جا ارزيابى فشرده اى از حديثى كه در شمارى از منابع اهل سنّت در باره پيشگويى پيامبر صلى الله عليه و آله از بهشتى بودن ده نفر آمده و به حديث «عَشَره مُبَشَّره» معروف گرديده ، ارائه مى كنيم . گفتنى است كه حديثِ ياد شده ، تنها از دو تن از همين ده نفر ، نقل شده است : يكى عبد الرحمان بن عوف و ديگرى سعيد بن زيد .
.
1) .گفتنى است كه اين پژوهش با همكارى فاضل ارجمند جناب آقاى محمد كاظم رحمان ستايش تهيه گرديد .
متن حديث به روايت عبد الرحمان بن عوفاحمد بن حنبل در مسند خود ، از قتيبة بن سعيد ، از عبد العزيز بن محمّد دراوردى ، از عبد الرحمان بن حميد ، از پدرش ، از عبد الرحمان بن عوف صحابى ، گزارش كرده كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : ابو بكر و عمر و عثمان و على و طلحه و زبير و عبد الرحمان بن عوف و سعد بن ابى وقّاص و سعيد بن زيد و ابو عبيده جرّاح ، در بهشت اند . (1)
.
1) .مسند ابن حنبل : ج ۱ ص ۴۱۰ ح ۱۶۷۵ .
متن حديث به روايت سعيد بن زيدابو داوود ، از حفص بن عمر نمرى ، از شعبه ، از حُرّ بن صياح ، از عبد الرحمان بن اَخنَس ، نقل كرد كه : سعيد بن زيد صحابى ، گفت : از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيدم كه ده نفر ، در بهشت اند : پيامبر صلى الله عليه و آله ، ابو بكر ، عمر ، عثمان ، على ، طلحه ، زبير بن عَوّام ، سعد بن مالك و عبد الرحمان بن عوف . و اگر مى خواستم ، دهم را نام مى بردم . از وى پرسيدند : چه كسى است؟ ساكت شد و چون دوباره پرسيدند ، گفت : سعيد بن زيد . (1)
نكاتى در نقد حديث «عشره مبشَّره»در نقد و ارزيابى اين حديث ، به نكاتى مى رسيم كه نشان مى دهند اين حديث حتى بر پايه معيارهاى حديث شناسىِ اهل سنت ، فاقد اعتبار است . اين نكات ، عبارت اند از :
۱ . نقل نشدن آن به وسيله بخارى و مسلمنخستين نكته قابل تأمّل در مورد حديث «عشره مبشَّره» ، اين است كه اين حديث در مهم ترين كتب حديثىِ اهل سنّت ، يعنى : صحيح البخارى و صحيح مسلم ، نقل نشده است . با توجّه به اهمّيت اين حديث و موضوع آن ، اگر اين حديث از اعتبار لازم برخوردار بود ، قطعا مورد توجّه بخارى و مسلم قرار مى گرفت و در كتاب هايشان نقل مى شد . اين موضوع ، نشان مى دهد كه آنان اعتمادى به اين گزارش نداشته اند .
.
1) .سنن أبى داوود : ج ۴ ص ۲۱۲ ح ۴۶۴۹ .
۲ . اشكال سندى در روايت عبد الرحمان بن عوفعلاوه بر مسند ابن حنبل ، منابع ديگرى از اهل سنّت ، مانند : سنن الترمذى ، (1)مسند أبى يعلى ، (2)صحيح ابن حبّان ، (3)السنن الكبرى (4)و الآحاد و المثانى (5)به اسناد خود ، حديثِ ياد شده را از عبد الرحمان بن عوف ، نقل كرده اند ؛ ولى هيچ يك از سندها صحيح نيست . (6)افزون بر اين ، در اين اسانيد ، حديثِ ياد شده ، از حميد فرزند عبد الرحمان بن عوف ، نقل شده كه ولادتش سال ۳۲ هجرى بوده ، (7)در صورتى كه وفات پدرش در يكى از سال هاى ۳۱، ۳۲ و ۳۳ گزارش شده است . (8)بنا بر اين ، او پدرش را يا درك نكرده و يا در سنّ يك سالگى درك كرده است و بديهى است كه در اين سن ، امكان دريافت حديث وجود ندارد ، چنان كه روايت كودكى با اين سن ، به اتّفاقِ همه علما ، قابل قبول نيست . (9)
.
1) .سنن الترمذى : ج ۵ ص ۶۴۷ ح ۳۷۴۷ .
2) .مسند أبى يعلى : ج ۲ ص ۳۸۲ ح ۸۳۱ .
3) .صحيح ابن حبّان : ج ۱۵ ص ۴۶۳ ح ۷۰۰۲ .
4) .السنن الكبرى : ج ۵ ص ۵۶ ح ۸۱۹۴ .
5) .الآحاد و المثانى : ج ۱ ص ۱۸۲ ح ۲۳۲ .
6) .در سند روايت ، نام او ، «عبد العزيز بن محمّد بن عبيد الدراوردى» آمده است . در كتب رجالى اهل سنّت ، در باره او چنين آمده است : «عبد العزيز بن محمّد بن عبيد الدراوردى أبو محمّد المدنى ، كان ثقة كثير الحديث يغلط» (الطبقات الكبرى : ج ۵ ص ۴۲۴ ، تهذيب الكمال : ج ۱۸ ص ۱۸۷ الرقم ۳۴۷۰) . ابن حجر گفته است : «صدوق ، كان يحدّث من كتب غيره فيخطى» (تقريب التهذيب : ص ۶۱۵) . نسايى گفته است : «ليس بقوى و قال أبو زرعة : سيئ الحفظ» (تهذيب التهذيب : ج ۳ ص ۴۴۸ الرقم ۴۸۲۵) .ابو حاتم نيز گفته است : «لا يحتجّ به» (ميزان الاعتدال : ج ۲ ص ۶۳۴ الرقم ۵۱۲۵) .
7) .ر . ك : الغدير : ج ۱۰ ص ۱۲۲ .
8) .الاستيعاب : ج ۲ ص ۳۹۰ الرقم ۱۴۵۵ ، تهذيب الكمال : ج ۱۷ ص ۳۲۸ الرقم ۳۹۲۳ .
9) .ر . ك : تدريب الراوى : ص ۲۶۵ .
۳ . اشكالِ سندى در روايت سعيد بن زيدحديث «عشره مبشَّره» ، از دو راوى ، نقل شده كه يكى از آن دو ، سعيد بن زيد است كه خودش را در شمارِ ده بهشتىِ بشارت داده شده به بهشت ، آورده است . اين روايت به طرق مختلف زير ، از سعيد بن زيد ، نقل شده است : طريق اوّل : از عبد الرحمان بن اَخنس (1). (2)طريق دوم : از رياح بن حارث (3). (4)طريق سوم : از زياد بن علاقه (5). (6)طريق چهارم : از عبد الرحمان بن حميد (7). (8)طريق پنجم : از عبد اللّه بن ظالم (9). (10)طريق ششم : از ابو الطفيل (11). (12)چنين سندى با ويژگى هاى ذكر شده ، حديث را از حدّ واحد بودن و ترديد در صدور آن ، خارج نمى كند .
.
1) .سنن أبى داوود : ج ۴ ص ۲۱۲ ح ۴۶۴۹ .
2) .او خود در كتب جرح و تعديل ، مستور شمرده شده و راوى از او يعنى محمّد بن طلحه هم توسّط ابن معين و ديگران ، تضعيف شده است (ر . ك : فتح المغيث : ص ۱۳۵ ـ ۱۴۵ ، تهذيب التهذيب : ج ۵ ص ۱۴۴) .
3) .مسند ابن حنبل : ج ۱ ص ۳۹۷ ح ۱۶۲۹ .
4) .اين روايت ، از متفرّداتى است كه نوه او از وى نقل كرده است و مضمون آن به صورت مضطرب ، نقل شده است .
5) .المعجم الأوسط : ج ۴ ص ۳۳۹ ح ۴۳۷۴ .
6) .طريق اين روايت ، واحد است و زياد بن علاقه هم منحرف از اهل بيت عليهم السلام بوده است (ر . ك : تهذيب التهذيب : ج ۲ ص ۲۲۷ الرقم ۲۴۴۶) . همچنين حسن بن صالح ، ذم هاى بسيار دارد (ر . ك : تهذيب التهذيب : ج ۱ ص ۵۵۴ ـ ۵۵۶) .
7) .سنن الترمذى : ج ۵ ص ۶۴۷ ح ۳۷۴۷ .
8) .وى به تصريح نسايى ضعيف شمرده شده است (ر . ك : الضعفاء و المتروكون : ص ۲۳۶) .
9) .سنن أبى داوود : ج ۴ ص ۲۱۱ ح ۴۶۴۸ .
10) .«روى عن البخارى و صرّح النسائى و الدارقطنى بعدم صحّة الطريق» (الضعفاء الكبير : ج ۲ ص ۲۶۷ . نيز ، ر . ك : فضائل الصحابة ، نسايى : ص ۲۸ ، العلل ، دارقطنى : ج ۴ ص ۴۰۹) .
11) .المعجم الأوسط : ج ۲ ص ۲۸۹ ح ۲۰۰۹ .
12) .«هذا الطريق من منفردات رواته» (المعجم الأوسط : ج ۲ ص ۲۸۹ ـ ۲۹۰) و «محمّد بن بكير الحضرمى صاحب الغرائب» (تهذيب التهذيب : ج ۵ ص ۵۰ الرقم ۶۷۹۴) .
۴ . نقل نشدن آن به وسيله ساير افرادى كه بهشتى ناميده شده اندنكته ديگرى كه موجب تضعيف حديث «عشره مبشَّره» مى شود ، اين است كه بجز عبد الرحمان بن عوف و سعيد بن زيد ، ساير افرادى كه در اين حديث ، بهشتى معرّفى شده اند ، آن را از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل نكرده اند . همچنين اين سؤال ، مطرح است كه : چرا پيش از اين كه سعيد بن زيد ، اين حديث را در زمان عثمان از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل كند ، هيچ يك از آن نُه نفر ، به نفع خود به آن استناد نكرده است ؟ و چرا در جنگ جمل ، زبير در احتجاج با امام على عليه السلام آن را از سعيد بن زيد نقل كرده (1)، نه از پيامبر؟
۵ . عدم قبول شهادت متّهمبا عنايت به اين كه سند حديث «عشره مبشَّره» ، به عبد الرحمان بن عوف و سعيد بن زيد مى رسد و اين دو ، خود ، در شمار بشارت داده شدگان به بهشت در اين حديث اند ، شهادت آنها بر خوبىِ خود ـ هر چند در كنار ديگران ـ به اتّفاق علما ، قابل قبول نيست . (2)
۶ . اضطراب در متن حديثافزون بر ضعف اسناد حديث «عشره مبشَّره» ، اضطراب شديد متن آن ، قرينه اى ديگر بر عدم صدور حديثِ ياد شده است ؛ زيرا در برخى از گزارش ها نام پيامبر صلى الله عليه و آله در شمار بهشتيان آمده (3)و در برخى ديگر نيامده است . (4)همچنين در برخى گزارش ها به نقل از پيامبر صلى الله عليه و آله ، نام ده نفر ، ذكر شده (5)و در برخى ، نام افراد به وسيله سعيد بن زيد و پس از طرح كلّىِ موضوع ، ذكر شده است . (6)نيز در برخى از گزارش ها نام ابو عبيده جرّاح آمده (7)و در برخى نيامده است ؛ (8)بلكه در برخى گزارش ها ، تنها نام شش نفر ذكر شده است . ۹
.
1) .ر . ك : الإفصاح : ص ۷۱ ، تلخيص الشافى : ج ۳ ص ۲۴۱ .
2) .ر . ك : تدريب الراوى : ص ۲۶۵ . گفتنى است كه علما ، تمام شرايط شاهد را براى راوى هم معتبر شمرده اند و متّهم بودن راوى به تعريف از خودش ، يكى از موانع پذيرش روايت ، دانسته شده است . اجماع فقها در اين موضوع ، ثابت است (ر . ك : الفقه الإسلامى و أدلّته : ج ۸ ص ۶۰۴۱) .
3) .سنن أبى داوود : ج ۴ ص ۲۱۲ ح ۴۶۴۹ .
4) .سنن الترمذى : ج ۵ ص ۶۴۷ ح ۳۷۴۷ ، مسند ابن حنبل : ج ۱ ص ۴۱۰ ح ۱۶۷۵ .
5) .مسند ابن حنبل : ج ۱ ص ۳۹۸ ح ۱۶۳۱ .
6) .المعجم الأوسط : ج ۱ ص ۲۶۷ ح ۸۶۹ و ج ۲ ص ۲۸۹ ح ۲۰۰۹ .
7) .سنن أبى داوود : ج ۴ ص ۲۱۲ ح ۴۶۶۹ .
8) .الآحاد و المثانى : ج ۱ ص ۱۸۲ ح ۲۳۲ ، جزء ابن عاصم : ص ۸۰ .
۷ . تعارض با برخى از احاديثِ مورد قبول اهل سنّتبر پايه ديدگاه اهل سنّت ، حديث «عشره مبشَّره» با احاديث ديگرى كه مورد قبول آنهاست ، معارض است ، مانند : آنچه صحيح البخارى و ديگر كتب ستّه و غير آنها از سعد بن ابى وقّاص ـ كه خود ، يكى از ده بهشتىِ بشارت داده شده به بهشت است ـ نقل مى كنند كه وى مى گويد : نشنيدم پيامبر صلى الله عليه و آله براى كسى كه روى زمين راه مى رود ، بگويد از اهل بهشت است ، مگر براى عبد اللّه بن سلام . (1)به همين جهت ، بزرگان اهل سنّت ، در صدد توجيه اين تعارض بر آمده اند . (2)
.
1) .صحيح البخارى : ج ۳ ص ۱۳۸۷ ح ۳۶۰۱ ، صحيح مسلم : ج ۴ ص ۱۹۳۰ ح ۱۴۷ ، فضائل الصحابة ، نسايى : ص ۴۵ ح ۱۴۸ ، مسند ابن حنبل : ج ۱ ص ۳۵۸ ح ۱۴۵۳ ، السنن الكبرى : ج ۵ ص ۷۰ ح ۸۲۵۲ .
2) .از جمله : «إنّ سعدا كره تزكية نفسه لأنّه أحد العشرة» (فتح البارى : ج ۷ ص ۱۲۹) ، «إنّ نفى سماعه ذلك ، لا يدلّ على نفى البشارة لغيره» (شرح صحيح مسلم ، نووى : ج ۶ ص ۱۶۴) ، «أى البشارة وقعت حينما كان يمشى عبد اللّه بن سلام بخلاف بشارات غيره» (مرقاة المفاتيح : ج ۵ ص ۶۲۲) و «إنّ سعدا قال ذلك بعد موت المبشَّرين و لم يتأخّر إلّا سعدا و سعيدا» (فتح البارى : ج ۷ ص ۱۳۰) .
۸ . برخى شواهد تاريخى بر نادرستى حديثيكى از نكات بسيار مهم در ارزيابى حديث «عشره مبشَّره» ، اين است كه بسيار بعيد است كه سعيد بن زيد در دوران حيات پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ، اين حديث را از ايشان شنيده ، ولى آن را در دوران خليفه اوّل و دوم و سوم ، بازگو نكرده باشد . شاهد اين مطلب ، آن است كه خليفه اوّل در جريان سقيفه به آن استناد نكرد ، در صورتى كه به امورى كم اهمّيت تر از اين موضوع ، استناد نمود . همچنين اگر اين حديث ، صحّت داشت و در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شده بود ، هنگامى كه عثمان در محاصره قرار گرفت ، به آن استناد مى كرد و بسيارى از بزرگان مهاجر و انصار ، از جمله طلحه و زبير ـ كه طبق اين حديث ، خود ، جزو ده بهشتىِ بشارت داده شده به بهشت اند ـ اقدام به محاصره و قتل او نمى كردند ، و يا براى پيشگيرى از قتل وى ، به آن استناد مى شد ، در حالى كه در هيچ يك از مصادر تاريخى ، به چنين مواردى اشاره نشده است .
۹ . توجّه به عملكرد افراد بشارت داده شدههمان طور كه در آغاز اين گفتار گفتيم ، ارزيابى عملكرد افرادى كه بهشتى بودن آنها گزارش شده ، روشن ترين قرينه صحّت يا بطلان گزارش است . بر اين اساس ، با توجّه به عملكرد شمارى از كسانى كه در اين حديث ، بهشتى معرّفى شده اند ، قطعا نمى توان صحّت آن را تأييد كرد .
.
۱۰ . تكذيب حديث به وسيله امام على عليه السلامنكات ياد شده ، هنگامى كه در كنار گزارش امام على عليه السلام در جريان جنگ جمل ـ كه به شدّت ، حديث «عشره مبشَّره» را تكذيب فرمود ـ قرار مى گيرد ، هر پژوهشگر منطقى اى را به يقين مى رساند كه حديث «عشره مبشَّره» نادرست است . متن گزارش ، چنين است كه سُلَيم بن قيس مى گويد : هنگامى كه امير مؤمنان عليه السلام در جنگ جمل با اهل بصره برخورد كرد ، زبير را صدا زد كه : «به سوى من بيا» . زبير به همراه طلحه بيرون آمد . على عليه السلام به آنها فرمود : «شما دو تن و همه صاحبان دانش از خاندان محمّد ، و عايشه دختر ابو بكر ، مى دانيد كه همه اهل جمل ، بر زبان پيامبر صلى الله عليه و آله نفرين شده اند و ناكام ، كسى است كه دروغ بندد» . آن دو گفتند : چگونه نفرين شده ايم ، در حالى كه ما بدرى و بهشتى هستيم؟! على عليه السلام فرمود : «اگر يقين داشتم كه شما بهشتى هستيد ، هرگز جنگيدن با شما را روا نمى دانستم» . زبير گفت : آيا خبر سعيد بن عمرو را نشنيده اى كه از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيده كه مى فرمود : «ده نفر از قريش ، در بهشت اند»؟ على عليه السلام فرمود : «اين را شنيدم كه عثمان در زمان خلافتش حديث مى كرد» . زبير گفت : آيا آن را دروغ بستن بر پيامبر صلى الله عليه و آله مى دانى؟ على عليه السلام فرمود : «تو را از چيزى خبردار نمى كنم ، مگر آن كه نام آنها را ببرى» . زبير گفت : ابو بكر ، عمر ، عثمان ، طلحه ، زبير ، عبد الرحمان بن عوف ، سعد بن ابى وقّاص ، ابو عبيدة بن جرّاح و سعيد بن عمرو بن نفيل . على عليه السلام فرمود : «نُه نفر شمردى . پس دهمى كيست؟» . گفت : تو . على عليه السلام فرمود : «اقرار كردى كه من از اهل بهشتم ؛ ولى آنچه را در باره خود و يارانت ادّعا كردى ، من نمى پذيرم و منكِر آن هستم» . زبير گفت : آيا آن را دروغ بستن بر پيامبر صلى الله عليه و آله مى پندارى؟ فرمود : «دروغ نمى پندارم ؛ بلكه سوگند به خدا ، يقين دارم» و سپس فرمود : «سوگند به خدا ، برخى از افرادى را كه نام بردى ، در تابوتى در قسمتى از يك گودال در پايين ترين جاى جهنّم هستند . بر اين گودال ، سنگى است كه وقتى خدا مى خواهد آتش جهنّم را فروزان كند، اين سنگ را بر مى دارد . من ، اين را از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيدم. [اگر نمى پذيرى ، ]خدا تو را بر من پيروز كند و خونم را به دست تو بريزد ، وگرنه خدا مرا بر تو و يارانت پيروز كند و خون شما را به دست من بريزد و روح شما را زودتر به آتش برساند!» . آن گاه زبير باز گشت ، در حالى كه اشك مى ريخت . (1)
.
1) .الاحتجاج : ج ۱ ص ۳۷۶ ح ۷۰ ، بحار الأنوار : ج ۳۲ ص ۲۱۶ ذيل ح ۱۷۱ .
حديث «عشره مبشَّره» از نگاه علّامه امينىعلّامه عبد الحسين امينى رحمه الله در بخشى از نقد خود بر حديث «عشره مبشَّره» ، در باره سند اين حديث و انگيزه سعيد بن زيد از جعل آن ، مى نويسد : امّا سند روايت ، همان طور كه مى بينى ، به عبد الرحمان بن عوف و سعيد بن زيد ، منتهى مى شود و غير از اين دو ، كسى آن را روايت نكرده است و طريق عبد الرحمان ، منحصر است به عبد الرحمان بن حميد بن عبد الرحمان زُهْرى ، از پدرش [حميد بن عبد الرحمان بن عوف] ـ كه گاهى از عبد الرحمان بن عوف نقل مى كند و گاهى از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ و اين سند با توجّه به تاريخ درگذشت حميد بن عبد الرحمان [بن عوف] ، باطل و نادرست است . او صحابى نبوده ؛ بلكه تابعى بوده است و عبد الرحمان بن عوف را درك نكرده است؛ زيرا او در سال ۱۰۵ در هفتاد و سه سالگى از دنيا رفته است . پس او متولّد سال ۳۲ است كه مصادف با درگذشت [پدرش ]عبد الرحمان ، يا سالِ بعد از آن است و به همين جهت ، ابن حجر ، روايت
.
حميد از عمر و عثمان را با قاطعيت ، منقطع مى داند و عثمان ، بعد از عبد الرحمان بن عوف از دنيا رفته است . پس اين اِسناد ، صحيح نيست . بنا بر اين ، تنها ، طريق سعيد بن زيد مى ماند كه خودش جزئى از آن ده نفر است و چنان كه از آغاز حديث پيداست ، اين حديث را در زمان معاويه در كوفه نقل كرده است و تا آن زمان ـ كه دورانى آشفته بوده است ـ ، اين حديث از او شنيده و روايت نشده بود . پس [اين سؤال ، مطرح مى شود كه :] رمز تأخير اين صحابى در روايتِ اين حديث تا عصر معاويه و ياد نكردنش از آن در سال هاى متمادىِ دوران خلفاى راشد ، چيست؟ اين ، در حالى است كه او و ديگر صحابه ، بيشتر [از هر كس ديگرى] ، به مانند اين روايت براى تثبيت موقعيت خود و پاسداشت خون ها و حفظ حقوق در آن ايّامى كه با پراكندگى و اختلاف ، سياه شده بود ، نياز داشتند . پس گويا اين روايت فقط به سعيد بن زيد ، زمانى كه معاويه به سلطنت [بر عالم اسلام ]نشست ، الهام شد! من حدس قوى دارم كه سعيد بن زيد ، بعد از آن كه نتوانست دشنام هاى كينه توزان را به امير مؤمنان على عليه السلام تحمّل كند و در برابر آنها ايستادگى كرد و در برابر كسانى كه معاويه در كوفه گماشته بود ، موضع گرفت و از بيعت يزيد ، زمانى كه پدرش او را به ولايت عهدى گمارد ، سرپيچى كرد ، بر جان خود از تصميمات ناگوار معاويه ترسيد [كه متّهم به طرفدارى از على عليه السلام گردد] . از اين رو ، اين روايت را ساخت تا سپرى باشد در برابر اتّهام دوستى با على عليه السلام . در آن زمان ، به كسى كه به طرفدارى از على عليه السلام متّهم مى شد ، به گونه هاى مختلف آزار مى رساندند ، به زندانش مى انداختند ، شكنجه اش مى كردند و او را به قتل مى رساندند . بنا بر اين ، وى با ارمغان دادن بهشت به مخالفان على عليه السلام و بيعت شكنندگان با ايشان و قيام كنندگان بر ضدّ ايشان ، خليفه وقت را خشنود كرد . او [در اين حديث ،] سران را در يك رديف قرار داد و هيچ كس را در زمره آنها قرار نداد ، به گونه اى كه گويى بهشت ، تنها براى آنها آفريده شده است . وى هيچ كس از
.
دوستان و پيروان على عليه السلام را با آنها نام نبرد ، در حالى كه در ميان آنها بزرگانى از اهل بهشت مانند : سلمان ، ابو ذر ، عمّار و مقداد ، وجود دارند و به اين طريق ، مورد رضايت خليفه قرار گرفت . (1)
.
1) .الغدير : ج ۱۰ ص ۱۲۲ ـ ۱۲۳ .
فهرست تفصيلى .
. .
. .
. .
. .
. .
. .
. .
. .
. .
. .
. .
. .
. .