فلسفه حجاب

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

سرشناسه : بیزوالی، غلامرضا، 1381-

عنوان و نام پديدآور : فلسفه حجاب/ نویسنده غلامرضا بیزوالی.

مشخصات نشر : اصفهان: نورالحیات، 1403.

مشخصات ظاهری : 262ص.

شابک : 978-622-5985-93-3

وضعیت فهرست نویسی : فاپا

یادداشت : کتابنامه:ص.247-262.

موضوع : حجاب

Hijab (Islamic clothing)

حجاب -- ایران

Hijab (Islamic clothing) -- Iran

حجاب -- جنبه‌های مذهبی -- اسلام

Hijab (Islamic clothing) -- Religious aspects -- Islam

رده بندی کنگره : BP230/17

رده بندی دیویی : 297/636

شماره کتابشناسی ملی : 9735251

اطلاعات رکورد کتابشناسی : فاپا

اشاره

بسم الله الرحمن الرحیم

فلسفه حجاب

غلامرضا بیزوالی

صفحه آرایی و حروف چینی

مهدی آقابابایی

انتشارات : نورالحیات

چاپ : اول . تابستان 1403شمسی

قطع : وزیری / 274 صفحه

شمارگان : 1000 نسخه

شابک : 3 - 93-5985-622-978

چکیده

حجاب اسلامي يكي از نشانه‌هاي زنان مسلمان مي‌باشد و اهميت آن به حدي است كه يكي از مصاديق معروف و جزء شعائر اسلامي قرار گرفته است بامطالعه درتاریخ به این نتیجه می رسیم که حجاب پیشینه ای کهن دارد و لزوم آن نه تنها در ميان مذاهب اسلامي، بلكه در همه اديان الهيوادوارمختلف تاریخ مورد اتفاق است.بابررسی های که درباره فلسفه حجاب صورت گرفته می شود به این نتیجه دست می یابیم که رعایت حجاب ازسوی بانوان دربرابرنامحرم نه تنهابرای خودفرددارای اثروفائده است بلکه آثاروفوائداجتماعی،اقتصادی،سیاسی وغیره برای جامعه رابه دنبال دارد.

وهمچنین از بررسي مبانی فقهی و حقوقی اهداف واختیارات حکومت اسلامی وادلّه عقلی وشرعی معلوم می گردد حكومت اسلامی که دین وارزش های اسلامی مبنای نظام آن راتشکل داده است نسبت به احكام اسلامي نمي‌تواند بي‌تفاوت باشد و هدایت وراهنمائی مردم به سوی کمال معنوی ازوظایف اساسی آن به شمارمی رود. برخورد با پديده ناهنجار بدحجابي به دو صورت فرهنگي و حقوقي از اختيارات دولت اسلامي است, در اين رساله تلاش شده است تا وظايف دولت اسلامي در دو بخش فرهنگي و حقوقي تبيين شود و در بخش حقوقي با بررسي دليل هاي گوناگون فقهي اختيار برخورد حقوقي و جزايي با پديده ناهنجار بدحجابي براي دولت اسلامي به اثبات رسد.

افزون بر آن, دولت اسلامى مانند هر حكومتى مى تواند متخلفان از قوانين و مقررات را (چه بدان آن امر اعتقاد داشته باشند چه نداشته باشد)مجازات كند. بى حجابى و بدحجابى, رفتارى بر خلاف شرع و در حال حاضر برخلاف قوانين جمهورى اسلامى است. از اين رو, دولت مى تواند مرتكبان آن را مجازات و بدين وسيله از ارتكاب اين گناه و جرم علنى در جامعه جلوگيرى كند.

فهرست

مقدمه ..1

تبیین مسأله. 1

ضرورت وهدف.. 2

پیشینه تحقیق.. 3

پرسش های اصلی.. 4

فرضیه ها 5

ساختارتحقیق.. 6

فصل اوّل:مفهوم شناسی

ضرورت مفهوم شناسی... 8

مفهوم لغوي حجاب.. 9

مفهوم حجاب دراصطلاح فقه. 13

كاربرد قرآني واژه حجاب.. 15

كاربرد روايي واژه حجاب.. 19

مفهوم لغوی حكومت.. 22

مفهوم اصطلاحی حکومت.. 24

تعریف حکومت دینی.. 25

فصل دوّم : تاریخچه حجاب

حجاب درأدیان بزرگ الهی... 28

شریعت حضرت آدم. 29

شریعت حضرت ابراهیم. 30

شریعت زرتشت.. 31

شریعت یهود. 33

شریعت مسیحیت.. 37

شریعت اسلام. 42

حجاب درأدوارمختلف تاریخ. 49

پوشش زن در یونان وروم باستان. 50

پوشش زن درهندوستان. 52

پوشش زن در ایران باستان. 52

فصل سوّم: فلسفه حجاب و فوائد و آثار آن

تسلیم، بزرگترین فلسفه. 65

بُعد فردی حجاب : 67

1-حجاب برگرفته از فطرت انسان. 67

2-حجاب و طهارت قلب.. 69

3-ارزش واقعی زن. 71

4- حجاب و مصونیت.. 73

بُعد خانوادگی حجاب.. 77

1- تحکیم بنیاد خانواده. 77

2- سلامت نسل آینده. 83

3- حجاب رافع بد گمانی.. 85

بُعد اجتماعی حجاب.. 86

1- استواری اجتماعی... 86

2- آرامش روانی جامعه. 87

3- پیشرفت کار و تولید. 89

4- پیشرفت علمی و شکوفایی فکری جامعه. 93

5 - زمینه حضور سالم زن در جامعه. 95

بُعد اقتصادی،سیاسی حجاب: 97

1- سدی در برابر فرهنگ مصرفی و مد پرستی.. 97

2 - حجاب نماد اساسی فرهنگ اسلامی.. 99

فصل چهارم: اهداف واختیارات حکومت اسلامى

مبنای اوّل:نسبت حکومت اسلامی وایجاد زمینه رشد کمال معنوی.. 106

مبنای دوّم: مسئولیت حکومت اسلامی درقبال امر به معروف و نهی از منکر. 111

اول. مسئولیت حکومت اسلامی در برابر اصل امر به معروف و نهی از منکر در قرآن 113

دوم: مسئولیت حکومت اسلامی در برابر اصل امر به معروف و نهی از منکر دراحادیث 115

مبنای سوّم: قلمرو اختیارات ولی فقیه. 120

مبنای چهارم: وظیفه ای حکومت اسلامی در رابطه با اجرای احکام دینی ومقررات اسلامی 124

محدوده حدودوتعزیرات.. 129

قوانین جزایی جمهوری اسلامی.. 138

مبنای پنجم: مسئولیت حکومت اسلامی درقبال حفظ شعائر. 140

ادلّه براین قاعده. 141

مبنای ششم: نقش حکومت اسلامی درحوزه خصوصی واجتماعی... 145

مبنای هفتم: وظیفه حکومت اسلامی در تأمين امنيت اجتماعي و سلامت رواني جامعه 149

1-مبارزه بافسادوفحشاء. 149

2-حق کرامت انسانی.. 153

3-تأمین حقوق مذهبی.. 157

4-تأمین حقوق عمومی.. 161

فصل پنجم: ادلّه مسئولیت واختیارات حکومت اسلامی درجلوگیری ازبی حجابی

مفهوم الزام. 169

حكومت و الزام. 170

قلمروالزام حكومت.. 171

حكومت ديني و الزام. 172

الزام حكومتي و حجاب.. 173

الزام حجاب از دیدگاه امام خمینی(ره) 174

ادلّه دسته اوّل. 178

دلیل اوّل:رابطه هدایت جامعه به سوی کمال ومسئله حجاب.. 178

دلیل دوّم:رابطه امربه معروف ونهی ازمنکرباحجاب.. 182

دلیل سوّم:ولی فقیه والزام حجاب.. 186

دلیل چهارم:رابطه اجرای احکام وحجاب.. 187

دلیل پنجم:رابطه حفظ شعائروحجاب.. 189

دلیل ششم:رابطه حوزه خصوصی واجتماعی باحجاب.. 191

دلیل هفتم:رابطه تأمین امنیّت اجتماعی وحجاب.. 194

ادلّه دسته دوّم. 197

دلیل اوّل:سیره معصومین(ع) 197

دلیل دوّم:سيره عقلا.. 200

دلیل سوّم:حجاب وقانون. 200

دلیل چهارم:حجاب وحق الناس... 204

دلیل پنجم:الغاي خصوصيت از موارد منصوص... 208

دلیل ششم:قیاس اولويت احكام الزامي از احكام غير الزامي.. 209

دلیل هفتم:قیاس اولويت احكام توصلي از احكام تعبدي.. 210

دلیل هشتم:قیاس اولويت احكام اجتماعي از وظايف شخصي.... 211

دلیل نهم:قياس مساوات.. 212

دلیل دهم:قاعده لطف... 213

فصل ششم: مدل بهینه پیاده‌سازی حجاب درجامعه

قانون گسترش راهكارهاي اجرايي عفاف و حجاب.. 216

سياست‌ها و راهكارها 218

وظايف تخصصي دستگاه‌هاي قانونگذار و اجرايي.. 219

نقدعملکرددستگاه هادررابطه باقانون. 220

اولویت بندی اجرای قانون دردستگاه های دولتی.. 226

مرکزامورزنان وخانواده. 226

وزارت آموزش وپرورش ووزارت علوم،تحقیقات وفناوری‌دانشگاه ها مراکز موزش عالی 229

سازمان صداوسیما 236

وزارت کشور. 240

وزارت بازرگانی.. 241

مجلس شورای اسلامی.. 242

نیروی انتظامی وقوه قضائیه. 243

نتيجه گيري ..246

فهرست منابع ..248

مقدمه

تبیین مسأله

یکی ازمهم ترین مفاهیم دینی که بحث ازآن همواره موردتوجّه محافل مختلف فرهنگی واجتماعی بوده است، مسأله پوشش وحجاب است. رعايت پوشش و حجاب براى زنان از ضروريات اسلامى است و هيچ يك از پيروان مذاهب اسلامى در ضرورت آن ترديدى ندارند و هيچ عالم اسلامى نيز ترك آن را جايز نمى داند؛ زيرا دستور صريح قرآن است و هيچ توجيه و تأويلى در آن راه ندارد. پرسش اين نوشته آن است كه آيا حكومت، در راستاى ترويج اين حكم الهى, حق و وظيفه اى دارد يا نه؟ آيا اساساً حكومت مى تواند در امورى از اين قبيل كه به نظر بعضى, جنبه شخصى دارد, دخالت كند و رعايت پوشش را الزامى سازد؟ چنان چه برخى از زنان مسلمان به اين تكليف الهى عمل نكنند و به پوشش اسلامى بى اعتنا باشند, آيا حكومت مى تواند آنان را باکیفروتعزیرمجبور كند كه حجاب را رعايت كنند؟ اگر چنين حقى دارد, دليل و مستند آن چيست؟

بحث را به صورتى كلى و در قالب وظيفه و اختيار حكومت ها در جوامع گوناگون مى توان دنبال كرد, ولى براى پرهيز از درازگويى و رسيدن به نتايجى مشخص, ملموس و كاربردى, بحث را در جامعه اسلامى, متمركز و وظيفه و اختيار دولت اسلامى را در اين زمينه تجزيه و تحليل مى كنيم.

در نظام دینی، دولت و حکومت از ظرفیت های خوبی در این زمینه برخوردار است.دراین نوشته کوشش شده است تادرحدّتوان،وظیفه حکومت اسلامی درمسأله حجاب تبین شود.

ضرورت وهدف

گسترش پدیده بدحجابی درجامعه مابه ویژه دردودهه گذشته،سازمان ها، نهادها و مراکز فرهنگی، اجتماعی، قضایی، انتظامی و... را به چاره اندیشی برای مهاراین ناهنجاری اجتماعی ومقابله بارشدوگسترش آن واداشته است.دراین میان هردستگاه وسازمانی بانگاه خاص خودبه این موضوع پرداخته وبه جنبه ای ازجنبه های مختلف آن توجّه کرده است بااین حال،به نظرمی رسددراین سالها به جنبه فقهی_حقوقی این موضوع، به ویژه درحوزه حدوداختیارات ومسئولیت حکومت اسلامی درزمینه پوشش بانوان کم ترپرداخته شده است،درحالی که این بحث مبنایی وبنیادی است ومی توانددیگرمباحث راتحت الشعاع خودقراردهد.بااین وصف بایدتوجّه داشتتازمانی که مبانی فقهی_حقوقی مسئولیت هاواختیارات حکومت اسلامی درزمینه گسترش فرهنگ حجاب وعفاف ومقابله بابدحجابی تبین نشودونظام اسلامی بابرنامه ای جامع به این موضوع نپردازد،دیگراقدامات،آثارچندان گسترده ودیرپایی نخواهدداشت.

هدف این تحقیق آن است که تلاش می شودبااستنادبه دلائل عقلی ونقلی رابطه بین حکومت اسلامی ومسأله حجاب رااثبات نموده ومسئولیت واختیارات حکومت اسلامی دراین زمینه رابیان نماید و باارائه پاسخ های درخور،راه برای تعامل بیشتر نهادهای فرهنگی و اجرایی کشور به منظور رسیدن به راه کارهای اجرایی مناسب، فراهم آید. این مهم بابررسی وتحلیل مبانی اهداف واختیارات حکومت اسلامی وادلّه عقلی ونقلی دراین زمینه امکان پذیراست.

پیشینه تحقیق

در منابع وکتب فقهی به صورت مستقل درمبحث صلاة ونکاح درباره حجاب وحدودآن بحث شده است وهمچنین درباره حکومت اسلامی به صورت مستقل دربرخی ازکتاب های فقهی به ویژه درقرن های اخیر بحث های پراکنده ای شده است.امّابحث تلفیقی بین حکومت وحجاب به طور خاص ودرجای خاص ازکتاب های فقهی صورت نگرفته،وسابقه متن فقهی ندارد.

ازجمله مباحث مطرح شده در حوزه حکومت وحجاب،بحث اجتماعی بودن ولزوم دخالت حکومت دراجرای احکام آن است تقریباًبعدازانقلاب اسلامی کم کم پژوهش های دراین زمینه صورت گرفت.قدیمی ترین کاری که دیده شده دراوایل دهه60سخنرانی درتهران مربوط به آقای سیدمحمدعلی ایازی تحت عنوان« قلمرو اجرای شریعت در حکومت دینی »ایرادشده که بعداًبه عنوان یک کتاب رقعی کوچک به چاپ رسیده است.درآنجااین بحث مطرح شده است که آیاحجاب،الزامی ازناحیه حکومت داردیاندارد؟بعدازآن نیزپایان نامه ها ومقالات معدودی دراین رابطه نگاشته شده ازجمله پایان نامه ای تحت عنوان«مبانی فقهی نهادینه سازی شعائردینی مطالعه موردی حجاب درجمهوری اسلامی ایران»مربوط به مهران شباهنگ دانشجوی کارشناسی ارشددانشگاه امام صادق(ع)که درسال1388دفاع شده است.وهمچنین پایان نامه ای تحت عنوان«بررسی فقهی حجاب به مثابه یک الزام حکومتی»مربوط به نرگس سادات مقدس دانشجوی کارشناسی ارشددانشگاه فردوسی مشهدکه درسال1389دفاع شده است.ونیزمقالاتی کهدراین زمینه نوشته شده به عنوان نمونه می توان این مواردرانام برد« مبانی مسئولیت حکومت اسلامی در ترویج حجاب :

حسنعلی علی اکبریان »،« پژوهشي در الزام حكومتي حكم حجاب: داوود مهدوي زادگان »،« مسئله حجاب ووظایف دولت اسلامی: علی اکبرکلانتری »و...

همچنین ازجمله مجموعه های که دراین زمینه می توان نام بردمجموعه ای تحت عنوان«حجاب مسئولیت هاواختیارات دولت اسلامی»است که توسط پژوهشگاه علوم وفرهنگ اسلامی دفترتبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم وباکوشش حجة الاسلام ابراهیم شفیعی سروستانی درسال 1387تهیه وگردآوری شده است.این کتاب درسه جلدبه چاپ رسیده است .جلداوّل شامل مقالات فقهی وحقوقی،جلددوّم شامل مقالات فرهنگی واجتماعی وجلدسوّم شامل دیدارها،گفت وگوهاوسخنرانی هااست.

این پژوهش هاهرچنددرانجام تحقیق کمک بسیاری کردندلیکن طوری نبود که ماراازانجام کندوکاودراین زمینه بی نیازکنند. چراکه دراین تحقیق ها،مبانی اختیارات حکومت اسلامی وهمچنین ادلّه الزام حجاب ازسوی حکومت اسلامی به صورت ناقص ومحدوداشاره شده وماسعی کردیم دراین نوشتارآنهاراکامل ومفصّل مطرح کنیم.

پرسش های اصلی

درسده اخیر موضوع پوشش زنان همواره موردتوجّه جوامع اسلامی،اندیشمندان ودولت هابوده است.پیرامون این موضوع مسائل مختلفی مطرح می شود.ازاین میان،چگونگی مواجهه حکومت باموضوع حجاب،مسأله مهم وبحث برانگیزی است.پرسش های اساسی واصلی که این نوشتاردرصددپاسخگویی اجمالی به آن مي‌باشد عبارت است از:

آيا حکومت اسلامي نسبت به پوشش و حجاب افراد در جامعه وظيفه و مسئوليتي دارد؟ و اگر اشخاصي آن را رعايت نکنند حکومت مي‌تواند آنها را ملزم به رعايت آن کند دليل و مستند آن چيست؟

فرضیه ها

دراین مسأله فرضیه های براساس دیدگاه های مختلف مطرح شده است:

فرضيه اصلي:

حجاب حکم حکومتی واجتماعی است و حکومت اسلامی موظّف به دخالت واجرای حکم آن است.

فرضيه‌هاي فرعي:

1.وضعیت پوشش زنان و دختران ونیز روابط آنان با مردان در کشور، می تواند یک ناهنجاروحتی تهدیدیدی بزرگ برضداستقلال وقدرت دفاعی کشور محسوب شود.

2.باگذشت زمان و اجراء نشدن قانون حجاب، مخالفان گستاخ تر می شوند و هر روز با مدل های جدیدتر و تنوع بیشتر، خود را به عریانی نزدیک می کنند.

3.برای جلوگیری از پدیده بدحجابی و ترویج حجاب در جامعه در کنار فعالیت های آموزشی و فرهنگی بایدازنیروی بازدارنده قهری نیزاستفاده کرد.

در نوشتارحاضردرحدّتوان کوشش شده تا فرضیه های مذکورتثبیت شود.

باتوجّه به اینکه هر نوشته ای ممکن است دارای نقص هایی باشد بی گمان نوشتار حاضر از این امر مستثنی نیست و علی رغم کوشش فراوان درانجام این پژوهش،

اذعان می کنیم که هنوز در این موضوع، پرسش های فراوانی وجود دارد که باید به آن هاپاسخ داد.

ساختارتحقیق

این نوشتار شامل چکیده، کلیدواژه، مقدمه، متن اصلی و نتیجه گیری می باشد. متن اصلی دربردارنده شش فصل است.

فصل اوّل درباره تعریف لغوی واصطلاحی واژه های حجاب و حکومت می باشد.

فصل دوّم به بیان تاریخچه حجاب درادیان بزرگ الهی وادوارمختلف تاریخ پرداخته ایم.

فصل سوّم به فلسفه وآثارحجاب اختصاص داده ایم.

فصل چهارم درباره مبانی،اهداف واختیارات حکومت اسلامی می باشد.دراین فصل هفت مبنارامطرح وبه اثبات رساندیم.

فصل پنجم درباره ادلّه مسئولیت واختارات حکومت اسلامی درجلوگیری ازبدحجابی است،که دراین فصل دودسته ادلّه که جمعاً17دلیل می باشندرامطرح کرده ایم.

فصل ششم درباره مدل بهینه پیاده سازی حجاب درجامعه است.دراین فصل «قانون گسترش راهکارهای اجرایی عفاف وحجاب»که برای دستگاه های مختلف دولتی وظایفی رامشخص کرده بررسی کرده وعملکردبعضی ازدستگاه ها در این زمینه را نقد و در نهایت راهکارهای برای بهبودی حجاب درجامعه ارائه داده ایم.

فصل اوّل:مفهوم شناسی

اشاره

ضرورت مفهوم شناسی

برای محققان روشن است که درمباحث نظری، مفهوم شناسی ازاهمیت بالای برخوردار است؛چرا كه گاه كثرت استعمال واژه‌اي موجب غفلت از حقيقت آن شده و بروز مناقشات بي‌پايه در آن زمينه را باعث مي‌گردد؛ لذا شايسته و بايسته آن است كه چيستي آن ،مورد مداقه عالمانه و بررسي موشكافانه قرار گيرد تا روشن شود كه حد و مرز آن مفهوم تا كجاست و دايره مصاديق آن تا چه اندازه مي‌باشد.

مسأله ديگري كه شناسايي دقيق يك واژه را قبل از ورود به بحث از آن ايجاب مي‌نمايد، پرهيز از مغالطه است؛ چه بسامغالطات بسیاری دراین گونه علوم به دلیل مبهم بودن،اشتراک لفظی،یاتشابهات لفظی ومعنایی رخ داده ومی دهد.چرا كه گاه يك لفظ چندين معناي مختلف و حتي متضاد دارد كه بايد معلوم گردد كدام معناي آن لفظ مراد گوينده يا نويسنده است. موارد بسياري را مي‌توان نشان داد كه عدم تبيين و تدقيق مبادي تصوري يك بحث، موجب شكل‌گيري مشاجرات و منازعات وسيع و دامنه‌داري در جامعه شده است كه چه بسا اگر در بادي امر چهارچوب مفاهيم آن به صورتي واضح و متمايز تشريح مي‌گرديد، چنين بحثي از اساس در‌نمي‌گرفت.

ازجمله مفاهيم ديني كه بحث از آن همواره مورد توجه محافل مختلف فرهنگي، اجتماعي وسياسي ما بوده است، مفهوم «حکومت»و«حجاب» مي‌باشد. كاربرد و استفاده از اين مفاهیم چه نزد طبقه فرهيخته و نخبة جامعه و چه طبقه متوسط به حدي است كه كمتر كسي را مي‌توان يافت كه تصوري از اين واژه هادر ذهن نداشته باشد يا مراد از آن را نداند.

امّابااین حال لازم است قبل ازواردشدن دربحث،مفهوم واژه حجاب وحکومت رابه طوردقیق وعلمی تعریف کنیم. بنابراین اينكه معناي دقيق اين واژه ها چيست و

حدود و ثغور آن تا كجاست، امري است كه بحث از آن نه تنها پرفايده و روشنگرانه است، بلكه براي ورود به مباحث جدي در اين باب لازم و ضروري به نظر مي‌رسد.

بديهي است كه ارائه تصويري روشن از چنين مفاهیمي، به مثابه نوري است كه زواياي تاريك بحث را روشن نموده و از بسياري از سوءتفاهم‌ها كه آب قضاوت را گل‌آلود كرده و مي‌كند، جلوگيري خواهد كرد.(1)

مفهوم لغوي حجاب

كلمه «حجاب» مصدر از ريشه (ح ج ب) واژه عربی است،اهل لغت و زبان شناسان عرب برای آن، دو معنای اصلی بر شمرده اند:

1.حجاب، به مفهوم مانع وحایل میان دو چیز است، خواه آن دو چیز از امور مادی واشیای محسوس باشد ویا از امور معنوی و غیر محسوس.

راغب چنین می گوید: «الحجب والحجاب المنع من الوصول»(2)حجب و حجاب به معنای منع از وصول و رسیدن دو چیز به همدیگر است.

صاحب مقائیس اللغه نیز می آورد: «حجب اصل واحد وهو المنع،یقال حجبته عن کذا ای منعته»(3)حجب

دارای یک معنای اصلی است وآن منع است. گفته می شود: حجبته ،یعنی؛ منع کردم اورا.


1) . ر.ک عامري ،وحيده، مقاله «پویشی درمعناومفهوم حجاب» فصلنامه كتاب زنان ،نسخه شماره 36، ص1 ،تهران،زمستان1386ش.

2) .اصفهانى، حسين بن محمد راغب، مفردات ألفاظ القرآن، ص219، دار العلم - الدار الشامية، لبنان - سوريه، اول، 1412 ه ق.

3) ابو الحسين، احمد بن فارس بن زكريا، معجم مقائيس اللغة،ج2،ص143 ، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم، قم - ايران، اول، 1404 ه ق.

همچنین در مصباح آمده است: «حجبه حجبا من باب قتل: منعه ومنه قیل للستر حجاب لانه یمنع المشاهده وقیل للبواب حاجب لانه یمنع من الدخول و الاصل فی الحجاب، جسم حائل بین جسدین وقد استعمل فی المعانی فقیل:« العجزحجاب بین الانسان و مراده» و«المعصیه حجاب بین العبد و ربّه.»(1)

حَجَبَ به معنای منع است و از همین رو به پوشش حجاب گفته می شود زیرا پوشش مانع از مشاهده می شود و به دربان حاجب گفته می شود چون مانع و بازدارنده از ورود دیگران است. اصل معنای حجاب، جسمی است که بین دوجسد حائل می شود و گاه بر امور معنوی نیز به کار می رود؛ از این رو گفته شده است: «عجز» حجاب میان انسان و مراد اوست و «معصیت» حجاب بین بنده و پرورد گار اوست.

صاحب مجمع البحرین چنین می گوید: «الحجاب كلّ ما حالَ بين شيئين»(2)هر آنچه ميان دو چيز حائل شود، حجاب است.

فراهدی گوید: «الحجاب ما حجب به شيءٌ عن شيء»(3)حجاب آن چيزي است كه به واسطه آن چيزي از چيزي در حجاب قرار گيرد.

2. حجاب به معنای ستر وپوشش

صحاح اللغه معنای پوشش را برای حجاب یاد آور شده وگفته است: «الحجاب الستر وحجاب الجوف ما یحجب بین الفوأد و سایره»(4)حجاب یعنی پوشش وحجاب درون انسان، یعنی آن چه که بین قلب وسایرآن حائل می شود.


1) فيومى، احمد بن محمد مقرى، المصباح المنير في غريب الشرح الكبير للرافعي، ج2،ص121، منشورات دار الرضي، قم - ايران، اول، ه ق.

2) .طريحي، فخرالدين: «مجمع البحرين»، تهران، مكتبة المرتضوية، 1375. طريحي، 1375: ج2، ص34.

3) . فراهيدي، خليل بن احمد: «كتاب العين»، قم، دارالهجره، 1405ق. فراهيدي، 1405ق: ج3، ص86.

4) .جوهرى، اسماعيل بن حماد، الصحاح - تاج اللغة و صحاح العربية، ج1،ص107، دار العلم للملايين، بيروت - لبنان، اول، 1410 ه ق.

چنان که ابن منظور نیز در لسان العرب، حجاب را به معنای ستر دانسته وگفته است: «الحجاب الستر...حجبه: ستره وامرأه محجوبه قد سترت بستر»(1)حجاب به معنای ستر و پوشش است؛ «حجبه» یعنی آن را پوشانید، زن محجوب، زنی است که پوشیده باشد.

طریحی می افزاید: «اصل الحجاب الستر الحائل بين الرائي و المرئي»(2)

حجاب پوششی است كه ميان بيننده و آنچه مي‌بيند، حائل مي‌شود.

درتاج العروس نيز مي نويسند : « حَجَبهُ يَحْجُبُه حَجْباً و حِجاباً: سَتَرَهُ، كحَجّبَهُ، و قَدِ احْتَجَبَ و تحَجَّبَ إِذا اكْتَنَّ من وَرَاءِ الحِجَابِ و امرأَةٌ محْجُوبَةٌ، و مُحَجَّبةٌ للمُبالَغَةِ، قَدْ سُتِرتْ بِسِتْرٍ »(3)حجاب

به معناي ستر و پوشش است،گفته می شودحجاب کردوقتی که درپشت پرده مخفی شود وقتي گفته مي شود إمراة محجوبه براي مبالغه است يعني شدت پوشيده بودن زن را مي رساندکه باپوششی پوشیده شده است.

حاصل آنكه جستجو در كتب لغت و تأمل در تعاريف واژه حجاب حاكي از آن است كه در معناي لغوي حجاب دو مفهوم قابل تمايز از هم وجود دارد؛ مفهوم اول، جدا كردن دو چيز، مرز گذاشتن ميان آنها و فاصله انداختن بين دو امر مي‌باشد كه اين معنا از واژه‌هاي حائل، مانع و حاجز مستفاد است. مفهوم دوم، پنهان كردن،


1) .ابن منظور، ابو الفضل، جمال الدين، محمد بن مكرم، لسان العرب، ج1،ص297، دار الفكر للطباعة و النشر و التوزيع - دار صادر، بيروت - لبنان، سوم، 1414 ه ق.

2) . طريحي، فخرالدين: «مجمع البحرين ، 1375: ج، ص 34

3) .واسطى، زبيدى، حنفى، محب الدين، سيد محمد مرتضى حسينى، تاج العروس من جواهر القاموس،ج1،ص404، دار الفكر للطباعة و النشر و التوزيع، بيروت - لبنان، اول، 1414 ه ق.

پوشاندن و از مقابل ديده افراد خارج كردن است كه اين معنا از كلمه «ستر» و مانند آن قابل استفاده مي‌باشد

درتعیین این که از میان این دو معنا کدام یک اصلی ویا هر دو معنا در عرض یکدیگر معانی اصلی به شمار می آید، نظرمؤلف «التحقیق فی کلمات القرآن» نزدیکتر به صواب و نیز جامع ترین دیدگاه ها در بیان سایر خصوصیات معنای حجاب می باشدایشان می فرمایند:«ان الحجاب هوالحائل الحاجز المانع عن تلاقی شیئین او أثرهما سواء کانا مادیین او معنویین او مختلفین و سواء کان الحاجب مادیا او معنویا» (1)

حجاب در اصل به معنای مانع از تلاقی دو چیز یا اثرآن دو است؛ چه هر دو چیز مادی باشند یا معنوی، یا یکی مادی و دیگری معنوی و نیز بدون تفاوت از این ناحیه که آن مانع وحجاب، شیء مادی باشد یا امر معنوی پس حجاب دراصل به معنای پرده وحائل است واگرهم درمعنای پوشش استفاده می شود از آن جهت است که پرده وسيله پوشش است، و شايد بتوان گفت كه به حسب اصل لغت هر پوششى حجاب نيست، آن پوشش حجاب ناميده مى‌شود كه از طريق پشت پرده واقع شدن صورت گيرد.(2)


1) مصطفوى، حسن، التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج2،ص167، مركز الكتاب للترجمة و النشر، تهران - ايران، اول، 1402 ه ق.

2) .ر.ک مطهری ،مرتضی،آثارشهيدمطهري،ج19،مسئله حجاب،ص429.

مفهوم حجاب دراصطلاح فقه

اشاره

حجاب درکاربرد فقهی و اصطلاح فقیهان، قلمرو کوچکتر و معنای محدودتری دارد و مقصود از آن پوشش ویژه ای برای زنان است که مانع و بازدارنده نگاه نامحرمان به او و یا مانع انگیزش تمایل جنسی مردان باشد.

فقها در تعريف حجاب گفته‌اند: «الحجاب ما تلبسه المرأة من الثياب لستر العورة عن الأجانب»(1)حجاب

لباسي است كه زن براي حفظ عورت از اجانب مي‌پوشد.

از آنجا كه وظيفه فقه تبيين احكام الهي و حدود آنهاست، در كتب فقيهان مسلمان حدود پوشش زن (يا حجاب) چنين تعيين شده است:«واجب است زن تمام بدن خود به جز صورت و دستها تامچ رااز غیرشوهرومحارم خودبپوشاند»(2)

نتيجه بحث آنكه، حجاب در فقه به معناي پوشش خاص زنان است كه همه بدن را به جز صورت و دو دست از نامحرمان بپوشاند كه حكم آن در شرع مقدس اسلام «وجوب» است.

اما نكته‌اي كه هنگام جستجوي واژه حجاب در آثار فقيهان ديني به چشم مي‌خورد آن است كه فقها (چه در كتب عربي و چه فارسي) از لفظ حجاب استفاده نكرده‌اند؛ بلكه بيشتر واژه «ستر» را به كار برده‌اند و احكام آن را ذيل مباحث ديگر عنوان كرده و باب مستقلي بدان اختصاص نداده‌اند. مثلاً بعضي در «كتاب الصلاة» و در بحث از اين مسأله كه هنگام نماز پوشش بايد چگونه باشد، فصلي با عنوان «في


1) . قلعه‌چي محمّد رواس،قنيبي حامد صادق ،معجم لغة الفقهاء، ذيل واژه حجاب ،دار النفائس- بيروت سنة 1408 ه- 1988 م.

2) . «يجب سترالمرأة تمام بدنها عمن عدا الزوج و المح-ارم إلّا الوجه و الكفين مع عدم التلذّذ و الريبة»یزدی،سيد محمّد كاظم العروة الوثقى ، با حواشى عده‌اى از اعلام، ج1، ص 392،انتشارات اسلامى، قم، 1417 ه..

الستر و الساتر» گشوده و در آن ضمن بحث از نحوه پوشش حين صلاة، از پوشش زن نزد نامحرم هم سخن گفته و حد آن را بیان نموده اند.(1)

بعضي ديگر در احكام نكاح و ذيل عنوان «احكام نگاه كردن»، حدود پوشش زنان را مطرح كرده‌اند.(2)

بنابراین واژه حجاب از الفاظي است كه استعمال آن نسبتاً جديد است وپیشینه چندانی ندارد ؛ چنانكه برخی ازمحققان معاصرچون شهیدمطهری براین مطلب تأکیدمی کنندومی فرمایند:

«استعمال كلمه حجاب در مورد پوشش زن يك اصطلاح نسبتا جديد است. در قديم ومخصوصا در اصطلاح فقها كلمه ستر كه به معنى پوشش است به كار رفته است. فقها چه در كتاب الصلوة و چه در كتاب النكاح كه متعرض اين مطلب شده‌اند كلمه ستر را به كاربرده‌اند نه كلمه حجاب را .»(3)

از مجموع اين كلمات مي توان چنين نتيجه گرفت كه واژه حجاب گرچه در لغت به معناي پرده و حايل استعمال شده و شايد پوشش زن را به اعتبار پشت پرده واقع شدنش حجاب ناميده اند ، اما بطور مسلم ، امروزه به ويژه در معناي مصطلح واژه حجاب براي زنان پوشاندن تمام بدن به جز صورت و دو دست از نامحرم و براي مردان پوشاندن عورتين و مواضعي است كه ديدن آن براي زنان ايجاد ربيه مي كند .


1) . ر.ک همان.

2) . ر.ك. خميني، روح الله،رسالة توضيح‌المسائل، ص364، مركز نشر فرهنگي رجاء، 1366 .

3) . آثارشهيدمطهري،ج19،مسئله حجاب،ص429؛دهخداه علی اکبر،لغت نامه،ج5،ماده حجاب7640،موسسه انتشارات وچاپ دانشگاه تهران،بهار1373ش.

نكته بسيار مهمي كه نبايد آن را از نظر دور داشت آن است كه حجاب در دنياي امروزي و با مختصات جديد بار معنايي وسيعي را در خود جاي داده و در واقع به نماد اسلامي و شاخص و تمايز زن مسلمان از ديگر افراد بدل گرديده است؛ نه اينكه صرفاً حكمي شرعي در كنار ديگر احكام ديني باشد. اين امر اهميت حجاب و لزوم پرداختن به آن را بيش از پيش ايجاب مي‌نمايد.

كاربرد قرآني واژه حجاب

دانستيم كه ريشه لغوي حجاب، حائل و مانع ميان دو چيز است امّا فقها آن را در معناي پوشش خاص زنان به كار برده‌اند. حال مسأله آن است كه لفظ حجاب در قرآن به چه معنايي استعمال شده است؟ آيا در معناي لغوي به كار رفته است یابه معنای فقهی استعمال شده است؟ و اگر معناي لغوي اين واژه مراد بوده، حجاب در معناي فقهي آن (يعني پوشش خاص زنان) كه فهم عرف را نيز شامل مي‌شود، در چه آيه‌اي و با چه بيان و الفاظي مطرح گرديده است؟

در قرآن كريم در مجموع كلمه حجاب در هفت مورد به كار رفته كه بايد ديد در هر كدام به چه معني و مفهومي استفاده شده است تا مقصود حاصل آيد.

1- خداوند در سوره اعراف، ضمن بيان سرگذشت بهشتيان و دوزخيان مي‌فرمايد: )وَبَيْنَهُمَا حِجَابٌ وَعَلَى الأَعْرَافِ رِجَالٌ يَعْرِفُونَ كُلاًّ بِسِيمَاهُمْ وَنَادَوْاْ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ أَن سَلاَمٌ عَلَيْكُمْ لَمْ يَدْخُلُوهَا وَهُمْ يَطْمَعُونَ( (1)در روز جزا ميان بهشتيان و دوزخيان حجاب و حائلي است كه به وسيله آن، اين دو گروه از همديگر متمايز و جدا مي شوند. مفسران بر اين باورند كه «اين حجاب از اين جهت حجاب خوانده


1) . اعراف،46.

شده كه حائلي است ميان دو طائفه اهل دوزخ و بهشت، نه از اين جهت كه مانند حجاب‌هاي دنيا پارچه‌اي باشد كه از نخ بافته شده و بين بهشت و جهنم آويزان شده باشد»(1)

2- در سوره إسراء به پيامبر (ص) خطاب شده كه هنگام قرائت قرآن ميان او و مردم مشرك كه به آخرت ايمان ندارند، پرده‌اي پوشيده قرار داده مي‌شود: )وَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرآنَ جَعَلْنَا بَيْنَكَ وَبَيْنَ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ حِجَابًا مَّسْتُورًا وَ إذا قرأتَ القرآنَ جعلنا بينك و بين الذين لايؤمنون بالآخرة حجاباً مستورا((2)روشن است كه م-راد از «حجاب مستور» در اين آيه از قرآن پرده پوشيده مي‌باشد.(3)3- در داستان حضرت مريم نيز از واژه حجاب استفاده شده است:) فَاتَّخَذَتْ مِن دُونِهِمْ حِجَابًا فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا...((4)حضرت مريم حجابي ميان خود و ديگران افكند تا خلوتگاهش از هر نظر كامل شده و از اهل خويش پوشيده باشد.

4- در آيه‌اي ديگر از زنان پيامبر خواسته شده كه اگر چيزي مي‌خواهند از پشت پرده آن را بخواهند:) وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاء حِجَابٍ( (5)در اين آيه نيز


1) . طباطبايي، سيدمحمد حسين،الميزان في تفسير القرآن، ج8، ص 152، ترجمه سيد محمد باقر موسوي همداني، قم، جامعه مدرسين حوزه علميه، 1363.

2) . إسراء، 45.

3) . طبرسي، ابوعلي فضل بن حسن،مجمع‌البيان، ج14، ص 144، ترجمه احمد بهشتي و ديگران، تهران، انتشارات فراهاني، 1350.

4) . مريم،17.

5) . احزاب، 53.

كه به «آيه حجاب» معروف است معناي لغوي حجاب يعني پرده مدنظر است و به هيچ وجه به حجاب شرعي زنان و حكم آنان ربطي ندارد.(1)

5- قرآن در آيه ديگري در داستان حضرت سليمان غروب خورشيد را اين‌طور توصيف مى‌كند )حَتَّى تَوَارَتْ بِالْحِجَابِ( (2)يعنى تا آن وقتى كه خورشيد در پشت پرده مخفى شد.

6- خداي سبحان از زبان كافران كه مي‌كوشيدند تا پيامبر را از دعوتش مأيوس نمايند نقل مي‌كند كه به رسول اكرم (ص) گفتند:) وفی ءَاذانِنَاوَقرٌوَمِن بَینِنَاوَبَینِکَ حِجَابٌ( (3)ميان ما و تو حجابي است كه مانع از پذيرش سخن تو مي‌گردد. روشن است كه در اين آيه، حجاب يا مانع ظاهري مدنظر نيست، بلكه حجاب باطني و معنوي مراد مي‌باشد. در حجاب باطني، سخن از در و ديوار و قرب و بعد زماني يا زميني مطرح نيست؛ ولي وصف ذميمي جلوي ديدن يا شنيدن انسان را مي‌گيرد و آن ديد و شنيدن باطني در اثر آن رذيلت، محجوب مي‌شود.(4)

7- در سوره شوري، روش‌هاي سخن گفتن خداوند با بشر، سه راه ذكر شده است؛ وحي، تكلم از پشت حجاب و ارسال رسل: )وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْيًا أَوْ مِن وَرَاء حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا...((5)مفسران در تفسير عبارت «من وراء


1) . طبرسي، ابوعلي فضل بن حسن،مجمع‌البيان، ج4، ص365.

2) . ص، 32.

3) . فصلت،5.

4) . جوادي آملي، عبدالله«تفسير موضوعي قرآن كريم، مبادي اخلاق در قرآن» ج10، ص200، قم، مركز نشر إسراء، 1379.

5) . شوري، 51.

حجاب» گفته‌اند: «شخص مخاطب كلام احديت رامي‌شنود ولي نمي‌تواند او را ببيند، مانند اينكه خداوند با موسي تك-لم م-ي‌ف-رمود»(1)

ملاحظه گرديد كه در قرآن در همه مواردي كه از واژه حجاب استفاده شده، معناي لغوي آن كه همان پرده، حائل و سدّ ميان دو چيز است، منظور نظر بوده (اعم از اينكه اين حائل، مادي و ظاهري باشد و يا باطني و معنوي) و در هيچ موردي واژه حجاب در معناي پوشش زن (كاربرد فقهي آن) به كار نرفته است.

امّابعضی ازآیات قرآن وجودداردکه پوشش وحجاب رادرغالب واژه هاواصطلاحات دیگربیان کرده است.درذیل به بعضی ازآنها اشاره می کنیم.

1-(وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَرِهِنَّ وَ يحَْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ لْيَضْرِبْنَ بخُِمُرِهِنَّ عَلىَ جُيُوبهِِنَّ وَ لَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَ...)(2)

خداى تعالى از اين حكم آنچه را كه ظاهر است استثناء كرده. و در روايت آمده كه مقصود از آنچه ظاهر است صورت و دو كف دست و قدمها مى‌باشد

كلمه«خمر» به دو ضمه- جمع خمار است، و«خمار»آن جامه‌اى است كه زن سر خود را با آن مى‌پيچد، و زايد آن را به سينه‌اش آويزان مى‌كند. و كلمه«جيوب»جمع جيب- به فتح جيم و سكون ياء است كه معنايش معروف است، و مراد از جيوب، سينه‌ها است، و معنايش اين است كه به زنان دستور بده تا اطراف مقنعه‌ها را به سينه‌هاى خود انداخته، آن را بپوشانند.(3)


1) . ح-سيني م-وسوي، محمدكريم،كشف الحقائق عن نكت الآيات و الدقائق، ج3، ص 245، تهران، 1396ق.

2) . نور،31.

3) . طباطبايي، سيدمحمد حسين،الميزان في تفسير القرآن، ج15 ص 156،ترجمه سيد محمد باقر موسوي همداني، قم، جامعه مدرسين حوزه علميه، 1363.

2-(يَأَيهَُّا النَّبىِ‌ُّ قُل لّأَِزْوَاجِكَ وَ بَنَاتِكَ وَ نِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيهِْنَّ مِن جَلَبِيبِهِنَّ)(1)

كلمه «جلابيب» جمع جلباب است، و آن جامه‌اى است سرتاسرى كه تمامى بدن رامى‌پوشاند، و يا روسرى مخصوصى است كه صورت و سر را ساتر مى‌شود، و منظور از جمله«پيش بكشند مقدارى از جلباب خود را»،اين است كه آن را طورى بپوشند كه زير گلو و سينه‌هايشان در انظار ناظرين پيدا نباشد.(2)

خلاصه كلام آنكه لفظ حجاب در قرآن به معناي لغوي آن استفاده شده و حجاب شرعي در قالب تعابير ديگري تبيين و تشريح گرديده است.

كاربرد روايي واژه حجاب

علاوه بر آيات قرآني، در روايات متعددي نيز كلمه حجاب و مشتقات آن به كار رفته است. در بعضي از آنها معناي لغوي حجاب (پرده و مانع) مراد است. مثلاً در بيان اميرالمؤمنين (ع) آمده است: «بينكم و بين الموعظة حجابٌ من الغرّة»(3)علت اينكه موعظه در شما اثر نمي‌كند، آن است كه مانع و پرده‌اي از جنس غرور ميان شما و موعظه فاصله انداخته است.

درجای دیگردر دستورى كه امير المؤمنين عليه السلام به مالك اشتر نوشته است مى‌فرمايد: «فلا تطوّلنّ احتجابك عن رعيّتک»(4)یعنی در ميان مردم باش، كمتر خود را در اندرون خانه خود از مردم پنهان كن حاجب و دربان تو را از مردم جدا نكند،


1) .احزاب59.

2) . طباطبايي، سيدمحمد حسين،الميزان في تفسير القرآن، ج‌16، ص: 510،ترجمه سيد محمد باقر موسوي همداني.

3) . نهج‌البلاغه، حكمت 282.

4) . همان، نامه 53.

بلكه خودت را در معرض ملاقات و تماس مردم قرار بده تا ضعيفان و بيچارگان بتوانند نيازمندى‌ها و شكايات خود را به گوش تو برسانند و تو نيز از جريان امور بى‌اطلاع نمانى.

در دسته‌اي ديگر از روايات، حجاب در اصطلاح عرفاني آن استعمال گرديده است. براي مثال در حديث معروفي آمده است: «إنَّ لله سبعين ألف حجاب من نورٍ و ظلمةٍ»(1)خداي متعال هفتاد هزار حجاب از نور و ظلمت دارد. به مقتضاي اين حديث، عرفاي بزرگ به بحث از حجاب‌هاي نوراني و ظلماني پرداخته تا پس از معرفي و شناخت اين حجاب‌ها به خرق و كنار زدن آنها اقدام نمايند.

در بيان امام سجاد (ع) نيز در قالب دعا به حجاب‌هاي نوراني و لزوم كنار زدن آنها اشاره زيبايي شده است: «و اَنِر ابصارَ قلوبنا بضياء نظرها إليك حتي تخرقَ ابصار القلوب حُجُبَ النور»(2)(پروردگارا)ودیده های دلمانرابه نورتوجهشان به سوی خودروشن گردان تادیده های دل پرده های نورراپاره کند.بنابراین بادقت وتأمل در ميان انبوهي از روايات كه واژه حجاب در آنها به كار رفته، به ندرت روايتي كه در آن اصطلاح فقهي حجاب مدنظر باشد، به چشم مي‌خورد.

امّابامراجعه به منابع روایی شیعه واهل سنت پی می بریم که بحث پوشش وحجاب درغالب عبارت های دیگری مطرح شده است که به چندنمونه درادامه اشاره می شود.


1) . مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، مصحح: جمعى از محققان ،بحارالانوار، ج 55، ص45، دار إحياء التراث العربي، دوم، بيروت،1403 ق.

2) . قمی،شیخ عباس،مفاتیح الجنان،مناجات شعبانيه.

1-«عن مسعدة بن زياد، قال: سمعت جعفراً و سئل عمّا تظهر المرأة من زينتها، قال: الوجه والكفّين»

مسعده گويد: ازامام صادق- عليه السلام- در مورد اين كه چه زينت هايى را زن مى‌تواند(دربرابرنامحرم)ظاهر سازد؟ شنيدم كه فرمود: دست و صورت.(1)

2-شیخ صدوق به سند خود از امام صادق(علیه السلام) و آن حضرت از پدران خود از رسول خدا(صلی الله علیه وآله) نقل می کنند که آن حضرت فرمود:

«روا نیست زنی که به دوران عادت ماهانه بلوغ رسیده موی جلوی سر و گیسوان خود را آشکار کند.»(2)

3- «مارواه أبو داود في السنن عن عائشة، انها قالت: دخلت أسماء بنت أبى بكر على النبى و عليها ثياب رقاق؛ فأعرض عنها النبى (ص) وقال: يا أسماء! إن المرأة إذا بلغت المحيض لم يصلح أن يرى منها إلا هذا و هذا و أشار إلى وجهه و كفيّه»(3)

عائشه گويد: اسما دختر ابوبكر با لباس نازكى برپيامبر وارد شد و پيامبر از او روى گرداند و فرمود: اى اسما! زمانى كه زن به سن عادت ماهانه رسيد و بالغ شد، درست نيست بدن او ديده شود؛ مگر اين و اين؛ و حضرت به دست و صورت اشاره كرد.

بنابراین بحث پوشش وحجاب باتعابیرمختلف غیرازواژه حجاب درجوامع روایی شیعه واهل سنت آمده است.


1) . حرّ عاملى، محمد بن حسن ،وسائل الشيعه، ج 14 ص 146، ب 109، مقدمات نكاح، ح 5.

2) . صدوق، محمّد بن على بن بابويه،من لا يحضره الفقيه‌ج 3، ص 467; کلینی،محمدبن یعقوب، الكافي ، ج 5، ص 520.

3) . سجستانی،سلیمان بن اشعث،سنن ابی داود، ج 2، ص 270،تحقیق: سعید محمد لحّام .

مفهوم لغوی حكومت

صاحب مفردات الفاظ قرآن درباره معنای لغوی حکومت می فرماید:«حَكَمَ أصله: منع منعا لإصلاح، و منه سميت اللّجام: حَكَمَة الدابّة، فقيل: حكمته و حَكَمْتُ الدّابة: منعتها بالحكمة، و أَحْكَمْتُهَا: جعلت لها حكمة، و كذلك: حكمت السفيه و أحكمته،...و الحُكْم بالشي‌ء: أن تقضي بأنّه كذا، وقوله تعالی )وَإِذَا حَكَمْتُم بَيْنَ النَّاسِ أَن تَحْكُمُواْ بِالْعَدْلِ »(1)، «يَحْكُمُ بِهِ ذَوَا عَدْلٍ مِّنكُمْ((2)»(3)

حَکَمَ به معنای منع است. منعی برای اصلاح،به همین جهت به افسارچهارپا «حکمة الدابة» گفته می شود، چون آن افسار چهارپارانگه می دارد.وگفته می شود «حکمت السفیه»زمانی که مانع شخص سفیه شوی،...و«الحُکم بالشی»یعنی اینکه قضاوت کنی که چنین است...مثل قول خدای متعال که می فرماید:«وچون حاکم بین مردم شویدبه عدالت داوری کنید»ویادرجای دیگرمی فرماید:« دومؤمن عادل حکم کنند»

درمعجم المغائیس اللغه آمده است:

«حکم:الحاء و الكاف و الميم أصلٌ واحد، و هو المنْع. و أوّل ذلك الحُكم، و هو المَنْع من الظُّلْم. و سمّيَتْ حَكَمة الدابّة لأنها تمنعُها يقال حَكَمْت الدّابةَ و أحْكَمتها. و يقال: حكَمت السَّفيهَ و أحكمتُه، إذا أخذتَ على يديه.»(4)


1) . النساء، 58.

2) . المائدة، 95.

3) . اصفهانى، حسين بن محمد راغب، مفردات ألفاظ القرآن، ص 248، دار العلم - الدار الشامية، لبنان - سوريه، اول، 1412 ه ق.

4) . ابو الحسين، احمد بن فارس بن زكريا، معجم مقائيس اللغة؛ ج‌2، ص 91.

حکم به معنای منع است.وآن منع ازظلم است،به افسارچهارپا«حکمة الدابة»گفته می شود،چون آن افسار چهارپارانگه می دارد.وگفته می شود«حکمت السفیه»زمانی که مانع شخص سفیه شوی

درمصباح المنیرآمده است:

«الحُكْمُ: الْقَضاءُ و أَصْلُهُ الْمَنْعُ يقالُ (حَكَمْتُ) عَلَيْهِ بِكَذَا إِذَا مَنَعْتَهُ مِنْ خِلَافِه فَلَمْ يَقْدِرْ عَلَى الْخُرُوجِ مِنْ ذَلِكَ و (حَكَمْتُ) بَيْنَ الْقَومِ فَصَلْتُ بَيْنَهُمْ»(1)

حکم به معنای داوری کردن واصلش به معنای منع کردن است.گفته میشود«حکمت علیه بکذا»زمانی که اوراازخلافش منع کنی واوقادرنباشدآن راترک کند.«حکمت بین القوم»یعنی بین قوم داوری کردم.

درفرهنگ ابجدی آمده است:

«الحکم:مص،- ج أَحْكَام: عهده‌دار شدن امور ادارى كشور، داورى، قضاوت، نوع حكومت؛ «الحُكْمُ الجمهوري»: حكومت جمهورى؛ «الحُكْمُ النيابيّ»: حكومت پارلمانى؛ «الحُكْمُ المُطْلق»: حكومت استبدادى،ديكتاتورى؛ «الحُكْمُ الذَّاتِيّ»: حكومتِ خود مختارى كه با قوانين خود امور را اداره كند «الحُكْمُ الوَجَاهِيّ»: حكم حضورى كه هر دو طرف حاضر باشند؛ «الحُكْمُ الغِيَابِيّ»: حكم غيابى كه در حق كسى صادر مى‌شود كه در دادگاه حضور نداشته باشد؛ «فى حُكْم»: مساوى، مانند؛ «هو في حُكْمِ العَدم»: او در حكم عدم است؛ «أصبَحَ فى حُكْمِ المُقرّر»: مقرر گرديد؛ «بِحُكْم»»(2)


1) . فيومى، احمد بن محمد مقرى، المصباح المنير في غريب الشرح الكبير للرافعي؛ ج‌2، ص: 145.

2) . بستاني، فواد افرام، فرهنگ ابجدي الفبائي عربي - فارسي: ترجمه المنجد الابجدي، متن، ص 22،مترجم رضامهيار ،انتشارات اسلامي، تهران،1370ش.

وهمچنین فرموده است: «الحُكُومَة مص،حکومت،دولت،دستگاههای دولتی»(1)

بنابراین بادقت درکتب لغت به این نتیجه می رسیم که واژه حکومت ازلحاظ لغوی دراصل به معنای منع است امّادرمعنای قضاوت وداوری وهمچنین اداره اموره کشور نیز استعمال می شود.

مفهوم اصطلاحی حکومت

معنای مختلفی برای حکومت بیان شده بنابرتعریف مشهورمرادازحکومت سازمان اجرایی درون دولت است وبه مجموعه ای ازافراد ،مناصب وارگانها اطلاق می شودکه دست اندرکارتنظیم واداره امورجامعه هستند.(2)

دراین تعریف حکومت شامل تمام مناصب وقوای اداره کننده جامعه است گاهی به قوه مجریه درمقابل سایرقوانیزحکومت گفته می شودوبرخی نیزحکومت ودولت رامرادف هم دانسته اندامّااکثر دانشمندان علوم سیاسی،حکومت راسازمان اجرایی دولت می دانند،درحالی که دولت شامل اجتماع مردم،سرزمین، حکومت،وحاکمیت است؛ و حکومت فقط گروه گردانندگان ومدیران راشامل می شود.(3)

یاطبق تعریف دیگرحکومت به معنای هیأت حاکمه است که مجموعه سازمان هاونهادهای موجوددرقدرت سیاسی حاکم برجامعه رادربرمی گیرد.(4)


1) . همان.

2) .نصرتی،علی اصغر،نظام سیاسی اسلام، ص46،قم،حاجر،دوم،1384ش.

3) .کلایمر رودی،کارتون ودیگران،آشنای باعلم سیاست، ص39و40،ترجمه بهرام ملکوتی،تهران،امیرکبیر،دوم1351ش .

4) .واعظی احمد،حکومت اسلامی،ص29انتشارات مرکزمدیریت حوزه علمیه قم چاپ دوم زمستان 81.

بنابراین دریک جمع بندی کلی می توان گفت حکومت دراصطلاح عبارت است ازقوه اجرائیه وگرداننده یک کشوراست.

تعریف حکومت دینی

حکومت دینی،حکومتی است که مرجعیت همه جانبه دین خاصی رادرعرصه سیاست واداره جامعه پذیرفته است؛یعنی دولت ونهادهای مختلف آن، خود را در برابرآموزه هاوتعالیم دین ومذهب خاصی متعهدمیدانندو سعی می کنند در تدابیر و تصمیمات ووضع قوانین وشیوه سلوک بامردم ونوع معیشت وتنظیم انحای روابط اجتماعی، دغدغه دین داشته باشدودرهمه این شؤون حکومتی ازتعالیم دینی الهام بگیرند وآن هارابادین موزون وهماهنگ کنند. (1)

درنظام عقیدتی اسلام،حکومت دینی،حکومتی است که تمامی ارکان آن براساس دین شکل گرفته،وقوانین ومقررات اجرای آن برگرفته ازاحکام دینی باشد،(2)ونیزآراومنویّات شخص حاکم درامرحکومت دخالت نداشته،بلکه شخصیت حقوقی اوست که درچارچوب قوانین الهی،ودرراستای مصالح عمومی حکومت می کند. درحکومت دینی تمرکزقدرت دست هیچ کس نبوده وحاکم،تنهامجری قوانین الهی است؛(3)زیرادرجهان بینی اسلامی،این فقط خدای متعال است که صلاحیت قانون گذاری دارد.حاکم،درقوانین موضوعه واحکام ثانوی نیزدرچارچوب قوانین الهی حکم صادرمی کند.دربرخی ازتعابیر،حکومت دینی به معنای حکومت دینداران آمده


1) .همان ص30و31.

2) . خمینی روح الله،کتاب البیع ج2ص464،مؤسسه نشراسلامی،چاپ پنجم،شعبان 1415.

3) .همان ص 461.

است. بنابراین دیدگاه،رعایت قوانین اسلامی ازمشخصه های حکومت دینی نخواهد بود؛ بلکه تنهاوجودشهروندان متدیّن درصدق حکومت دینی،کافی است.(1)

بنابراین منظورماازحکومت که دراین نوشته ازآن نام بردیم،حکومت اسلامی است وآن حکومتی است که هم قدرت وهم قوانین آن موردتأییداسلام می باشدو تمامی ارکان آن براساس دین شکل گرفته وقوانین ومقررات اجرایی آن برگرفته ازاحکام دینی می باشد.


1) .مرادی علی اصغروفروتن اباصلت ،واژه نامه فقه سیاسی ص85و86 ، مرکزفقهی ائمّه اطهار(ع)اوّل،1389ه.ش.

فصل دوّم:تاریخچه حجاب

اشاره

بنابر گواهی متون تاریخی، در اکثر قریب به اتفاق ملت ها و آیین های جهان، حجاب در بین زنان معمول بوده است؛ هر چند در طول تاریخ، فراز و نشیب های زیادی را طی کرده و گاهی با اعمال سلیقه حاکمان، تشدید یا تخفیف یافته است، ولی هیچگاه بطور کامل از بین نرفته است. مورّخان به ندرت از اقوام بدوی که زنان آنها دارای پوشش مناسب نبوده ویا به صورت برهنه در اجتماع ظاهر می شدند، یاد می کنند.

مادراینجاتاریخچه پوشش وحجاب برای زنان رادردومحورأدیان بزرگ الهی وأدوارمختلف تاریخی بررسی می کنیم.

حجاب درأدیان بزرگ الهی

اشاره

پوشش و عفاف از آن جهت كه يك امر فطرى است و براى حيات اجتماعى انسان ضرورت دارد، در اديان و مذاهب الهى داراى جايگاه خاصى است. تمام اديان آسمانى، حجاب و پوشش را بر زن واجب و لازم شمرده‌اند و جامعه بشرى را به سوى آن فراخوانده‌اند؛ زيرا حيا و لزوم پوشش به طور طبيعى در نهاد زنان به وديعت نهاده شده و احكام و دستورهاى اديان الهى هماهنگ و همسو با فطرت انسانى تشريع شده است.

بنابراین ازجمله اموري كه مورد توجه خاص همه اديان الهي بوده، مسأله «پوشش زنان يا حجاب» است؛ به‌طوريكه در سيرة زنان مقدس آنها، علاوه بر عفت‌پيشگي و منزه از خطا بودن، پوشش كاملي ديده مي‌شود كه زنان مومن اين اديان، هنوز در زي آن مي‌باشند. هرچند كه بعضي از پيروان كنوني بدان پايبندي كافي نشان نمي‌دهند.

شریعت حضرت آدم

اولین انسان های که پابرزمین گذاشتند حضرت آدم وحوّابودندکه خداوندآنهارادربهشت خودجای داده بودوازنعمت های بی پایان بهشتی بهرمندساخت امّاشیطان آنهاراترغیب به خوردن میوه درخت ممنوعه کردبعدازخوردن میوه پوشش خودراازدست دادندپس بلافاصله خودرابابرگ درختان پوشانیدند.

درقرآن کریم درموردداستان حضرت آدم وحوّاچنین آمده است:

«وآنگاه آدم وحوا ازآن درخت ممنوعه چشیدند پوشش خود را ازدست داده (عورتشان آشکار گردید ) وبه سرعت بابرگ درختان بهشتی خودرا پوشاندند . »(1)درآیه ای دیگرمی فرماید:« اى فرزندان آدم! شيطان شما را نفريبد، آن چنان كه پدر و مادر شما را از بهشت بيرون ساخت و لباس آنان را از اندامشان بيرون كرد، تا عورت آنها را به آنها نشان دهد. »(2)

طبق آیه ی شریفه قرآن کریم :حضرت آدم وحوا قبل از چشیدن درخت ممنوعه دارای لباس بوده اند اما باخوردن ازآن درخت (براثراغوای شیطان ) لباس خود را ازدست دادند که بلافاصله به پوشاندن خود اقدام کردند .این احساس شرم از برهنگی حتی بدون حضور ناظر بیگانه وسرعت در پوشاندن خودبوسیله برگ ها (ولوبه طور موقت ) ازآن جهت که تحت هیچ آموزشی یافرمانی ازجانب خداوند یافرشته وحی یاتذکر هریک به دیگری صورت گرفته است ثابت می کند نخستین انسانها به طور فطری به پوشش گرایش داشته ودرواقع تاریخ حجاب باتاریخ خلقت


1) .«فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْءَاتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَقِ الْجَنَّةِ» .اعراف ،22.

2) . «يا بَنِي آدَمَ لا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطانُ كَما أَخْرَجَ أَبَوَيْكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ يَنْزِعُ عَنْهُما لِباسَهُما لِيُرِيَهُما سَوْآتِهِما»اهمان،27.

انسانها آغاز شده است. روایتی که ذیل آیه مذکور وارد شده است برداشت فوق راتأکید می کند :

ابن عباس می گوید«آدم (ع)پس ازیک توقف کوتاه دربهشت که نصف روز ازروزهای آخرت بوده به کوه «نوذ» در کشور هند وحوّابه «جده» فرود آمد (پس از پایان هجران ومفارقتی که به وصال منتهی می شد )برهنه وعریان بودند خداوند امر کرد یکی از هشت جفت قوچی که ازبهشت به ایشان عطا کرده بودذبح کنند سپس حوّاپشم آن رارشت بادست یاری آدم (ع)ازتابیده های آن یک جامعه بلند (جبّه)(1)برای آدم ویک پیراهن وروسری جهت حوّابافته شد بدین وسیله بدن انسانهای نخستین پوشیده گرددید واز برهنگی وشرمندگی آن نجات یافتند»(2)

شریعت حضرت ابراهیم

درآئین مقدس حضرت ابراهیم (ع مسأله پوشش زنان وحجاب حائزاهمیت بوده است چنانکه عباراتي در تورات و نيز كتب انبياء وجود دارد كه رواج استفاده از حجاب سر و اندام و حتي صورت با روبند يا برقع را در قوم حضرت ابراهيم (ع) نشان مي‌دهد؛ چنان‌كه آمده است:

در نقل ماجراي ازدواج اسحاق (پسر ابراهيم (ع) با رفقه يا به زبان لاتين ربكا) در سفر پيدايش آمده است: «رفقه چشمان خود را بلند كرد و اسحاق را ديد و از شتر فرود آمد، زيرا كه از خادم پرسيد، اين مرد كيست كه درصحرا به استقبال ما مي‌آيد و خادم گفت آقاي من است، پس برقع خود را گرفته خود را پوشانيد»(3)


1) .جامعه بلند وفراخی که برروی لباسهای زیرین می پوشند.

2) . ابن سعد، محمدبن سعد، طبقات، ج1،ص49،مترجم محمودمهدوي دامغاني، فرهنگ و انديشه،تهران،1374ش.

3) . تورات،سفر پيدايش،باب24فقره65-64.

ازاین بیان روشن می شود که پوشش زن در مقابل نامحرم درشریعت حضرت ابراهیم (ع)وجود داشته است زیرا(رفقه) دختر(بئوئیل)درمقابل اسحاق که بااونامحرم بود ازشترپیاده شد وخودراپوشاندتاچشم اسحاق به اونیفتد.

همچنین درجای دیگرازتورات در مورد عروس يهودا (پسر يعقوب پسر اسحاق پسر ابراهيم (ع)) آمده است: «پس رخت بيوگي را از خويشتن بيرون كرده و برقعي بر روي كشيده و خود را در چ-ادري پ-وشي-ده و ب-ه دروازه عي-ن-ايم ك-ه در راه تمنه است، نشست»(1)

در اين عبارات نيز از روبنده و چادر استفاده شده كه نشانگر رواج آن‌ها در ميان بانوان این آئین است.

بازدرجای دیگرازتوارت واردشده است که «ابی ملک پادشاه فلسطین برای نقاب ساره وجهی پرداخت وخود حضرت نیز اقداماتی برای پوشاندن ساره نمود»(2)

شریعت زرتشت

نقاشی های موجود وتصاویر بدست آمده ازدوران قدیم بیانگراین موضوع است که زرتشتیان درطول تاریخ پوشش کاملی داشته اند که این پوشش برای آقایان کلاه ولباس بلند وشلوار بوده است وبرای خانم ها نیز چارقد بوده است که سرآنها رامی پوشانیده است وگاهی به جای چارقد ازپوششی به نام (لچک)(3)استفاده می کردندکه


1) . همان،باب 38،فقره15-14.

2) . همان ،باب22فقره16.

3) . پارچه ی مربع که زنان هردوگوشه ی آنرا روی هم می انداختند وبه شکل مثلث درمی آمد وازآن برای پوشاندن موی سرخود استفاده می کردند .

تاسالیان قبل نیز درمیان زنان روستایی شهر های جنوبی استان کرمان مرسوم بوده است(1)

ویل دورانت درتصویری که ازپوشش زنان در زمان زرتشت ارائه می کند چنین می گوید :

« درزمان زرتشت پیغمبر، زنان همان گونه که عادت پیشینیان بود منزلتی عالی داشتند وباکمال آزادی وباروی گشاده درمیان مردم رفت وآمد می کردند وصاحب ملک وزمین می شدند ودرآن تصرفات مالکانه داشتندپس ازداریوش ،مقام زن مخصوصاًدرمیان طبقه ی ثروتمند تنزل پیداکرد.زنان طبقات بالای اجتماع جرأت نداشتند که جزءدرتخت روان روپوش دار ازخانه بیرون بیایند هرگزبه آنان اجازه داده نمی شد که آشکارا بامردان آمدورفت کنند.زنان شوهردار حق نداشتند هیچ مردی راولو پدر یابرادرشان باشد ببینند .درنقش هایی که ازایران باستان برجامانده است ،هیچ صورت زن دیده نمی شود ونامی ازایشان به نظر نمی رسد»(2)

به نظرمی رسد آنچه ویل دورانت آن راتنزّل موقعیت زنان (تشدید حجاب اززمان داریوش)می خواند تفاوتی است بین زنان طبقه اشراف ودیگر زنان پدیدآمد زیرازنان اشراف علاوه برچادر وچارقدی که همه ی زنان ایرانی برسرمی کردند درخارج ازمنزل ازروبند (برقع)یامحملهای پرده دار استفاده می کردند این نوع پوشش نه تنها به دلیل تنزل موقعیت زنان نبوده است بلکه نشانگر تشخص ومنزلت اجتماعی آنان به شمار می رفته است .

در کتاب «حقوق زن در اسلام واروپا »آمده است :


1) . حمزه، عباس، حجاب درادیان الهی ،ص138 .

2) . ویل دورانت ،تاریخ تمدن ،ج1ص552.

«درکیش آریایی ،زنان محترم محجوب بوده اند ،زنان محترم ایرانی برای حفظ حیثیت طبقه ی ممتازوایجاد حدودی که آنها رااززنان عادی وطبقه ی چهارم امتیاز دهدصورت خودرا می پوشاندند وگیسوان خود راپنهان نگه می داشتند .زنان عادی ظاهراًگیسوان خودرابلندنگاه نمی داشتند وشایدعلت این بوده که چون اغلب زنان طبقه ی نازله بایستی کارمی کردند ودرازی گیسوان مانع چابکی آنها می شده است بلند نگه داشتن گیسوان مخصوص زنان بزرگان بوده است همچنین محجوب بودن (پوشش صورت)زنان اشراف اختصاص داشته است»(1)

یکی دیگر از نویسندگان می‌نویسد: «روسری بانوان زرتشتی پارچه‌ای رنگین و با نقش و نگار و به طول حدود سه متر و نیم و عرض یک متر بود که مانند بانوان بختیاری روی کلاهک می‌گذاشتند و با دستمال روی آن را می‌بستند.»(2)

شریعت یهود

درکتاب مقدس یهودیان مواردمتعددی یافت می شود که به طورصریح ویاضمنی،حجاب وپوشش زن ومسایل مربوط به آن مورد تاکیدقرارگرفته است.دربرخی ازآنهالفظ چادروبرقع كه به معناى روپوش صورت است بهکاررفته است که نشانگرکیفیت پوشش زنان آن عصرمی باشد.اینک به پاره ای ازآنهااشاره می گردد.

تورات تشبه مرد و زن به يكديگر را نهى نموده، مى‌گويد:«متاع مرد بر زن نباشد و مرد لباس زن را نپوشد؛ زيرا هر كه اين را كند، مكروه «يَهْوَه»خداى تو ست.»(3)


1) صدر،حسن،حقوق زن دراسلام واروپا ، ص57،انتشارات جاویدان ،چاپ هفتم ،سال 1357.

2) . محمدی آشتیانی ،علی ، حجاب در ادیان الهی، ص 91،اشراق، 1373..

3) . تورات، سفر تثنيه، باب 22، فقره 5.

درجای دیگربه زناني كه حدود الهي را رعايت نكرده و از قوانين شرعي سرپيچي مي‌كنند، نسبت به نزول عذاب هشدار داده شده است. در كتاب اشعياي نبي كه هشدارهاي الهي به قوم بني‌اسرائيل بيان شده، در مورد زنان گنهكار يهود آمده است: «خداوند مي‌گويد از اين جهت كه دختران صهيون(1)(زنان يهود) متكبرند و با گردن افراشته و غمزات چشم راه مي‌روند و به ناز مي‌خرامند و به پايهاي خويش خلخال‌ها را به صدا درمي‌آورند، بنابراين خداوند فرق سر دختران صهيون را كل خواهد ساخت و ...»(2)

درسفرتثنیه چنین می خوانیم:«بُوعز(مردي از بني‌اسرائيل خطاب به روت - عروس نعومي - از زنان بني اسرائيل) گفت زنهارکسی نفهمدکه این زن به خرمن آمده است وگفت چادری که برتواست بیاوروبگیر.پس آن رابگرفت و اوشش کیل جوپیمودبرآن گذارد وبه شهررفت»(3)

درکتاب غزل های سلیمان چنین آمده است: «اینک توزیباهستی ای محبوبۀ من اینک توزیباهستی وچشمانت ازپشت برقع مثل چشمان کبوتراست.»(4)

همانطورکه اگرملاحظه کنیم در اين عبارتها از روبنده و چادر استفاده شده كه نشانگر رواج آن‌ها در ميان بني‌اسرائيل است و بر سنت و سيرة خاندان انبياء بني‌اسرائيل در اين باب دلالت دارد.


1) . نام كوهي در اورشليم.

2) . تورات، كتاب اشعياء نبى، باب سوم، فقره 16 – 18.

3) . تورات،سفرتثنیه،باب 22،فقره5.

4) . همان،کتاب غزل های سلیمان،باب4،فقره1.

دراصول اخلاقی «تلمود»(1)که یکی ازکتاب های مهم دینی ودرحقیقت فقه مدوّن وآیین نامه زندگی یهودیان است براي حضور زن در اجتماع شرايط خاصي ذكر شده كه عدم توجه به آن موجب بطلان ازدواج آنها خواهد شد:«زناني كه در موارد زير به رفتار و كردار آنها اشاره مي‌شود، ازدواجشان باطل است و مبلغ كتوبا (مهريه) به ايشان تعلق نمي‌گيرد: زني كه از اجراي قوانين يهود سرپيچي مي‌كند و في‌المثل بدون پوشانيدن سر خود به ميان مردان مي‌رود، در كوچه و بازار، پشم مي‌ريسد و با هر مردي از روي سبكسري به گفتگو مي‌پردازد. زني كه در حضور شوهر خود به وال-دين او دشنام مي‌ده-د و زن بلند صدا كه در خانه با شوهر خود به صداي بلند درباره امور زناشوئي صحبت مي‌كند و هم-ساي-گان او م-ي‌ش-ن-ون-د كه چه مي‌گويد»(2)

ویل دورانت می‌گوید: «در طول قرون وسطا، یهودیان همچنان نسوان خویش را با البسه فاخر می‌آراستند. لکن به آن ها اجازه نمی دادند که با سر عریان به میان مردم بروند. نپوشاندن موی سر خلافی بود که مرتکب را مستوجب طلاق می‌ساخت. از جمله تعالیم شرعی یکی آن بود که مرد یهودی نباید در حضور زنی که موی سرش هویداست، دست به دعا به درگاه خدا بردارد.»(3)


1) . تلمود(Talmud) هم‌ريشه با تلميذ و به معناي تحصيل و مخفف «تلمود تورا» است.تلمودعبارت است از تفاسير متون تورات كه طي قرون اوليه ميلادي، توسط دانشمندان طراز اول يهود صورت پذيرفته است و نيز مجموعه فقه مدون و آيين‌نامه زندگي يهوديان مي‌باشد.

2) . ویل دورانت ،تاریخ تمدن، ج 12ص 30به نقل ازتلمود، ميشنا كتوبوت: 7/6.

3) . همان، ص 62.

او در توصیف زنان یهود می‌گوید: «زندگی جنسی آنان علی رغم تعدّد زوجات، به طرز شایان توجه، منزّه از خطایا بود. زنان آنان، دوشیزگان محجوب، همسرانی ساعی، مادرانی پُرزا، و امین بودند و از آنجا که زود وصلت می‌کردند، فحشا به حداقل تخفیف پیدا می‌کرد.»(1)

داستان حضرت موسی(ع)ودختران حضرت شعیب(ع)گواه روشنی بروجودحجاب دربین زنان یهوداست.

شعيب به يكى از دخترانش گفت: او(موسی) را پيش من بياوريد، از اين رو يكى از آنها پيش موسى برگشت چنان كه قرآن مى‌فرمايد: «يكى از آنها به رسم زنان با شرم و حيا نزد موسى آمد. »(2)

برخى گفته‌اند: صورت خود را به آستينش پوشيده بود. برخى گفته‌اند: خوش نداشت كه جلو مردى راه برود و با مردى تكلم كند، برخى گفته‌اند: يعنى از بيراهه مى‌رفت (سفارش پدر را گفت) موسى در پى دختر براه افتاد، در بين راه متوجّه شد كه باد لباس دختر را به بدنش مى‌چسباند و اندام او را نمايان مى‌سازد (از آن جا كهعصمت و عفّت موسى اجازه ديدن چنين منظره‌اى را نمى‌داد) به دختر گفت: تو از پشت سر من بيا و با گفتارت مرا راهنمايى كن(3)

؛وجوامع الجامع، ج‌4، ص: 521، ترجمه احمد اميري، مشهد، 1374ش.


1) . همان.

2) .«فَجَاءتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِي عَلَى اسْتِحْيَاء» قصص،25

3) . طبرسي، ابوعلي فضل بن حسن،مجمع‌البيان، ج‌18، ص، 183، ترجمه احمد بهشتي و ديگران، تهران، انتشارات فراهاني، 1350 .

شریعت مسیحیت

آیات انجیل کتاب مقدس مسیحیان،دستورات دینی پاپ هاوکاردینال هاکه ازطرف کلیسالازم الاجراءشمرده می شد،گواهی مورّخان وهمچنین سیره عملی زنان مسیحی ازصدراوّل تااواخرقرن هیجدهم ونوزده هم نیزدلالت بروجودحجاب درشریعت مسیحیت می کند.

انجيل در موارد فراوان، بر وجوب حجاب و پوشش تأكيد و پيروانش را به تنزّه از اِعمال شهوت و عفاف فراخوانده است؛

دررساله پولس درمورد لزوم آراستگى به حيا و كنار نهادن آرايش ظاهرى چنين آمده است:«همچنين زنان خويشتن را بيارايند به لباس مزين به حيا و پرهيز، نه به زلف‌ها و طلا و مرواريد و رخت گرانبها، بلكه چنان كه زناني مي‌شايد كه دعوي دين‌داري كنند به اعمال صال-ح-ه»(1)

پولس در جای دیگردررساله خود به قدنتیان در مورد ضرورت پوشش سر براي زنان هنگام نيايش تصریح می کند: «امّامی خواهیم شمابدانیدکه سرهرمرد،مسیح وسرزن مرد،وسرمسیح خدا.هرمردی که سرپوشیده عبادت وندبه می کندسرخودرارسوامی نمایدامّاهرزنی که سربرهنه دعایاندبه کندسرخودرارسوامی سازدکه چنین است که تراشیده شود.زیرااگرزن نمی پوشدموی سررابچیندواگرچیدن یاتراشیدن به جهت بی حرمتی است بپوشاند...ازاین جهت زن باید پوشش برسرداشته باشدبسبب فرشتگان،آیاشایسته است زن ناپوشیده خداراعبادت کند.»(2)


1) . انجیل،رساله اول پولس به تيموتائوس،باب2،فقره9-15.

2) . همان، باب11، آیه 3تا14.

بعضي مسيحيان از عبارت فوق، پوشش سر را تنها هنگام دعا مستند مي‌دانند، ولي سيره عملي مسيحيان درصدر مسيحيت مؤيد رعايت حجاب زنان مسيحي در اجتماعات مي‌باشد كه خواهد آمد.

در رساله پطرس رسول در مورد نحوه پوشش و آرايش زنان مسيحي آمده است: «و شما را زينت ظاهري نباشد، از بافتن موي و متحلي شدن به طلا و پوشش لباس، بلكه انسانيت قلبي در لباس غيرفساد، روح حلیم و آرامكه نزد خدا گرانبهاست، زيرا بدين گونه زنان مقدس در سابق نيز كه متوكل به خدا بودند، خويشتن را زينت (باطني) مي‌كردند»(1)

پطرس در اين كلام به دو نكته «نداشتن زينت ظاهري» و «استفاده از لباس غيرفساد» در باب نحوه پوشش اشاره كرده كه هر دو، مخصوص زنان مقدس و مؤمن است.

دکترحکیم الهی استاددانشگاه لندن درکتاب«زن وآزادی»پس ازتشریح وضعیت زن نزداروپایان درموردحکم پوشش وحجاب زن درمسیحیت می گوید:

«در دستورات ديني پاپ‌ها و بزرگان صدر مسيحيت در باب لزوم رعايت عفاف و حجاب نكات مختلفي آمده است. در سيره بزرگان صدر مسيحيت و قرون وسطي نيز توجه به رعايت عفت و حجاب وجود داشته و لذا عموم زنان مسيحي بدان عامل بوده‌اند. تنها از قرن سيزده و سپس رنسانس است كه تحولات عقيدتي و اجتماعي منجر به كاهش رعايت آن مي‌شود. به طوري كه ترتولين(2)(متولد160م) در رساله


1) . همان، رساله پطرس رسول، باب سوم، فقره 1 – 6.

2) . Tertullian.

مشهورش به نام «درباره حجاب باكره‌ها»(1)مي‌نويسد: «زنان جوان، حجاب‌هايتان را در كوچه و خيابان مي‌پوشيد. بنابراين شما بايد آنها را در كليسا بپوشيد و شما وقتي در ميان نامحرمان هستيد حجاب داريد، پس در ميان برادرانتان (ديني) نيز حجاب داشته باشيد»»(2)

ایشان همچنین می نویسد:«درشمّه‌ای از عقاید کلمنت و ترتولیان ، دو مرجع و اسقف بزرگ مسیحیت، آمده است: زن باید کاملا در حجاب و پوشیده باشد، الاّ اینکه در خانه خود باشد; زیرا فقط لباسی که او را می‌پوشاند، می‌تواند از خیره شدن چشم ها به سوی او مانع گردد. زن نباید صورت خود را عریان ارائه دهد تا دیگران را با نگاه کردن به صورتش وادار به گناه کند. برای زن مؤمن عیسوی در نظر خداوند، پسندیده نیست که به زیور آراسته گردد و حتی زیبایی طبیعی آن باید با اختفا و فراموشی آن، از بین برده شود; زیرا برای بینندگان خطرناک است»(3)

همچنین درجای دیگربه نقل از، دائرة المعارف لاروس در مورد سيره عملى زنان مسيحى مى‌گويد: «دين مسيحى، براى زن، خِمار را باقى نهاد؛وقتى وارد اروپا شد، آن را نيكو شمرد. زن‌ها در كوچه و وقت نماز، خمار داشتند. در قرون وسطى، خصوصاً قرن نهم، خمار رواج داشت. آستين خمار، شانه زن را پوشيده، تقريباً به زمين مى‌رسيد. اين عادت تا قرن سيزدهم باقى بود.»(4)


1) . On The Veiling of Virgin.

2) .الهی، حکیم، زن و آزادي و ضرب‌المثلهاي ملل راجع به زنان ،ص53.

3) . [5]همان.

4) . همان، ص 65.

ویل دورانت در مورد سیره عملی زنان مسیحی می‌نویسد: «خوانین اصیل، پیراهن کتانی طویلی به سر می‌کردند و بر روی آن جامه درازی که حاشیه‌ای از خز داشت و تا روی پا می‌آمد و روی آن نیم تنه‌ای می‌پوشیدند که در خلوت از بدن آویزان بود و جلو اغیار با بند محکم به بدن می‌چسبید؛ زیرا کلیه خوانین طبقات عالیه اشتیاق عجیبی داشتند که اندامشان باریک باشد.»(1)

ويل دورانت همچنین درجای دیگر در مورد سيره عملى زنان مسيحى چنين مى‌نويسد: «ساق پاى زنان چيزى نبود كه در ملأ عام و يا رايگان به چشم خورد.... البسه بانوان در مجالس تورنه، موضوع مهمّى براى روحانيون بود كه كاردينال‌ها، درازى جامه‌هاى خواتين را معيّن مى‌كردند. هنگامى كه كشيشان چادر و روبند را يكى از اركان اخلاقيات عيسوى دانستند، به دستور زن‌ها، چادرها را از مشمش ظريف و حرير زربفت ساختند...»(2)

جرجی زیدان، نویسنده ودانشمند مسیحی، می‌گوید: «اگر مقصود از حجاب پوشانیدن تن و بدن است، این وضع قبل از اسلام و حتی پیش از ظهور مسیح معمول بوده است و دیانت مسیح هم تغییر در آن نداده است.»(3)

در کتاب پوشاک ایرانیان باستان آمده است: «مادام دیولافوآ، که در حدود 80 سال پیش به ایران آمده، و با ارامنه تماس گرفته، می‌نویسد: زنان ارمنی لباس‌های ابریشمی بر تن دارند که به شکل پیراهن بلندی است و دارای کمربندی نقره‌ای می‌باشد که با هنرمندی زرگری شده و تقریباً بر روی ران آن ها افتاده است. این


1) . [2] ویل دورانت،تاریخ تمدن، ج 13، ص 498-500 با تصرّف.

2) . همان، با اندكى تصرف و تلخيص.

3) . جرجی زیدان، تاریخ تمدن اسلامی، ترجمه علی جواهرالکلام، ص 942.

لباس نسبتاً آراسته است و ترکیب خوبی دارد، اما یک چیز از آراستگی و قشنگی آن می‌کاهد و آن اینکه قسمت زیرین صورت را با پارچه سفید ضخیمی می‌پوشانند و به واسطه فشار دایم آن، صورت بد ترکیب می‌شود. این روبند را زنان ارمنی در موقع بیرون رفتن از خانه به قسمت زیرین می‌بندند و چون شوهر اختیار کردند در خانه نیز باید آن رادائماً به صورت داشته باشند. روپوشی هم از ململ یا چلوار سفید بر روی لباس دارند که در موقع رفتن به کوچه و کلیسا می‌پوشند.»(1)

تصویرهایی که از پوشاک مسیحیان و مردم اروپا انتشار یافته است، به وضوح نشان می‌دهد که حجاب در بین زنان کاملا رعایت می‌شده است. در کتاب «پوشاک اقوام مختلف» که پوشاک اقوام مختلف جهان ازعهدباستان تاقرن بیستم رابه صورت مصوّرارائه کرده برخی از تصاویر مربوط به زنان مسیحی ازقرن های گذشته آورده شده که همگی دارای لباسی بلند و پوششی کامل می‌باشند.(2)

حضرت مريم بانوي مقدس عالم مسيحيت و الگوي زنان مسيحي پوشش سراسري كه از صدر مسيحيت تا اوايل رنسانس همواره در شمايل‌هاي او به تصوير كشيده شده، مؤيد اين مطلب است. حتي پس از رنسانس با وجود فضاي غيرمذهبي كه بر همة شئون فرهنگي غرب سايه افكند، باز هم با پوشش سر خصوصاً با شنل نيلي رنگ ديده مي‌شود كه اين امر حكايت از رعايت حجاب با استفاده از پوشش سراسري براي سر و اندام در سيره مسيحيت دارد.


1) . ر.ک: ديولافوا، ژن، سفرنامه مادام ديولافوا ايران و کلده داراي 336 کليشه، مترجم علي محمد فره‌وشي، ، ص 221،انتشارات کتابفروشي خيام،تهران،1361ش.

2) . براون، اشنايدر،پوشش اقوام مختلف (مصور) ، مترجم يوسف كيوان شكوهي،،ص116، انتشارات كارگاه هنر، تهران، 1361؛ محمدی آشنایی ،علی ، حجاب در ادیان الهی ،ص137.

لباس پوشیده زنان راهبه حتی دراین زمان که ازحجاب کاملی برخودارهستندنیزیکی دیگرازنشانه های این است که دردین مسیحیت حجاب برای زنان عیسوی وجودداشته است.

شریعت اسلام

همان طور كه در همه اديان الهي حفظ عفاف وحجاب به عنوان يك فضيلت اخلاقي و اجتماعي در پاسخ به نداي طبيعت و فطرت مورد تاكيد قرار گرفته، در اسلام هم، که آخرین آیین الهی وبالطبع کاملترین دین است عفاف و حجاب ورعایت روابط محرم و نامحرم براي زن و مرد مسلمان از اهميت خاصي برخوردار است تا جايي كه حجاب زن در برابر مردان بيگانه از ضروريات دين شمرده شده است.

حجاب درقرآن کریم

درقرآن کریم،آیاتی چندبه طورصریح درموردوجوب حجاب وحدّوکیفیت آن نازل شده است که به آنهااشاره می شود. اهمّ اين آيات از اين قرار است:

درسوره نورطی آیه مفصلی چنین آمده است:«و به زنان با ایمان بگو دیدگان خود را [از هر نامحرمی] فرو بندند و پاکدامنی ورزند و زیورهای خود را آشکار نگردانند مگر آن چه طبعاً از آن پیداست، و باید روسری خود را بر گردن خویش [فرو] اندازند و زیورهایشان را جز برای شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان [همکیش] خود یا کنیزانشان یا خدمت کاران مرد که [از زن ]بی نیازند یا کودکانی که بر عورت های زنان وقوف حاصل نکرده اند آشکار نکنند و پاهای خود را [به گونه ای به زمین

]نکوبند تا آنچه از زینت شان نهفته می دارند معلوم گردد. ای مؤمنان!همگی [از مرد و زن ]به درگاه خدا توبه کنید امید که رستگار شوید. »(1)

ضرورت پوشيدن خمار ازاین آيه شريفه استفاده مي شود كه مي فرمايد: ) وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ ( «روسري هاي خود را بر سينه خود افكنند (تا گردن و سينه با آن پوشيده شود»

راغب ذيل واژه خمار مي نويسد:

«اصل الخمر ستر الشيء و يقال لما يستر به خمار و لكن الخمار صار في التعارف اسما لما تغطي الامرائه رأسها»(2)خمار در اصل به معناي پوشاندن چيزي است و در اصطلاح پارچه اي كه زن سرش را با آن مي پوشاند اطلاق مي شود.

در لسان العرب مي خوانيم:

«و الخمار للمرأه، و هو النصيف و قيل: الخمار ما تغطي به المرأه رأسها»(3)خمار براي زن است و آن دستاري است كه زن سرش را با آن مي پوشاند.

بنابراين مي توان گفت كه «خمار» به معناي چارقد و مقنعه است و از آن جهت به آن خمار مي گويند كه سر را مي پوشاند، امّا نكته اي كه قابل توجه است اين


1) . «وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُوْلِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» نور،31.

2) . اصفهانى، حسين بن محمد راغب، مفردات ألفاظ القرآن ،ص210.

3) . ابن منظور، ابو الفضل، جمال الدين، محمد بن مكرم، لسان العرب ج4،ص257.

است كه كاركرد مقنعه فقط پوشاندن سر نيست؛ بلكه بايد گريبان را نيز بپوشاند و اين معنا از كلمه «جيوب» فهميده مي شود .صاحب «التحقيق» در تعريف «جيوب» آورده است:

«ماينفتح علي النحر، والجمع اجياب و جيوب و جابه يجوبه»(1)يعني قسمتي از پيراهن كه براي داخل شدن سر به آن باز مي باشد، پس جيب به معناي گريبان است.

گزارش های تاریخی حاکی از آن است که مسلمانان بعد از نزول این آیات، رویه متفاوتی را پیش گرفتند و با شنیدن این آیات به ضرورت ایجاد تغییرات و دگرگونی هایی در چگونگی پوشش زنان پی بردند و به همین دلیل بعد از نزول این آیات، زنان با پوشش های متفاوتی در اجتماع حاضر می شدند. مثلا طبری در تفسیر خود آورده است:

عائشه همسرپیامبراکرم(ص)می گوید:«رحمت خدا بر زنان مهاجر پیشگام باد که هنگامی که خداوند فرمان حجاب را نازل فرمود، ضخیم ترین پوشش های پشمین خود را برش داده و با آن سر و گردن خود را پوشاندند. »(2)

در کلام دیگری آمده است که نزد عایشه از برتری زنان قریش سخن به میان آمد. او گفت زنان قریش صاحبان فضیلت اند اما به خدا قسم من در پای بندی به کتاب خدا و ایمان به قرآن کسی را برتر از زنان انصار ندیدم. وقتی آیه «ولیضربنّ


1) مصطفوى، حسن، التحقيق في كلمات القرآن الكريم،ج2،ص157.

2) عن عائشه زوج النبی(صلی الله علیه وآله) انّها قالت« یرحم الله النساء المهاجرات الأُوَل لَمَّا أنزل اللّه: (وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُيُوبِهِنَ) شققن أكْنف مُرُوطهنَّ فاخْتَمَرْن بها طبری، محمد، جامع البیان فی تاویل القرآن ،ج9ص305؛ زمخشرى، محمود بن عمر، الفايق في غريب الحديث، ج‌3 ؛ ص174، دارالكتب العلمية - بيروت، چاپ: اول، 1417ق.

بخمرهنّ علی جیوبهنّ» نازل شد و مردان این آیه را در خانه ها بر زنان خود خواندند، بعد از آن هر یک از آن زنان با لباس خود، سر و کناره های صورتش را می پوشاند. آنان وقتی صبح پشت سر رسول خدا به نماز ایستادند سر و گردن خود را پوشانده بودند به گونه ای که خیال می کردی بر سر آن ها کلاغ نشسته است.(1)

درسوره احزاب می خوانیم:

«اي پيامبر به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو چادرهاي خود را بر خويش نزديك كنند، اين كار براي اينكه شناخته شوند و مورد آزار و اذيت قرار نگيرند بهتر است، (اگر خطا و كوتاهي از آنها سر زده توبه كنند) خداوند همواره آمرزنده و رحيم است. »(2)درتعریف کلمه «جلباب» گفته شده جامه اي است سرتاسري كه تمامي بدن را مي پوشاند . (3)

ابن منظور ذيل «جلباب» چنين مي آورد:

«ثوب اوسع من الخمار، دون الرداء، تغطي به المرأه رأسها و صدرها»(4)«لباسي بزرگتر از خمار (روسري) كه غير از رداء است و زن سر و سينه‌اش را با آن مي‌پوشاند.»

در قاموس المحيط آمده است:


1) . سیوطی، جلال الدین، الدر المنثور،ج5،ص42؛ زمخشرى محمودبن عمر،الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل ،ذیل آیه 31نور.

2) . «يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لأزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا »احزاب،59.

3) . طباطبايي، سيدمحمد حسين،الميزان في تفسير القرآن، ترجمه سيد محمد باقر موسوي همداني ،ج16،ص364.

4) . ابن منظور، ابو الفضل، جمال الدين، محمد بن مكرم، لسان العرب ،ج1،ص272.

«جلباب كسرداب و ثوب واسع للمرأة دون الملحفه او ما تغطي به ثيابها من فوق كالملحفه او هو خمار» (1)جلباب به غير از ملحفه بلكه مثل آن است و مانند «خمار» روي لباسهاي ديگر پوشيده مي‌شود.

جلباب در ملل و نحل مختلف مصاديق گوناگوني پيدا مي كند، امّا آن چيز كه در همه مشترك است، پوشش اندام و برجستگي هاي بدن است و بيانگر يك نوع پوشش سرتاسري است كه در ايران به آن چادر گفته مي شود و به عنوان حجاب برتر ياد مي شود.

سیوطی به سند خود از ام سلمه نقل می کند:« که بعد از نزول آیه «یدنین علیهن من جلابیبهن» زنان انصار از منازلشان با پوشش های مشکی خارج می شدند به گونه ای که به نظر می رسید بر سر ایشان کلاغی نشسته است. ».(2)به گفته سیوطی این گزارش ذیل آیه «ولیضربن بخمرهن» از سوره نور نیز در جوامع روایی متعددی نقل شده است

شواهد روایی

شواهد روایی متعددی نیز گویای این نکته اند که حجاب در زمان رسول خدا واجب شد و آن جناب با کسانی که خود را با وضعیت جدید وفق نداده بودند و هنوز از پوشش مرسوم گذشته استفاده می کردند برخورد می کرد و تذکر می داد.درادامه به چندمورداشاره می کنیم.

عایشه می گوید: «دختر عبدالله بن طفیل که برادر مادری من بود در حالی که زینت کرده بود به خانه ام آمد. در همان هنگام پیامبر(صلی الله علیه وآله)نیز وارد


1) . فيروزآبادي، محمد بن يعقوب، القاموس المحيط، حاشيه‌نويس نصرهوريني ،ج1،ص49.

2) . سیوطی، جلال الدین، الدر المنثور،ج5،ص42.

شد و هنگامی که او را دید از او روی برگرداند.گفتم یا رسول الله این دختر، بردار زاده من و خردسال است! پس پیامبر فرمود:هنگامی که زن به دوران عادت ماهانه رسید بر او جایز نیست که جز روی خود موضع دیگری را نمایان کند. »(1)

در گزارش دیگری نیز عایشه می گوید:« که اسماء دختر ابی بکر در حالی که پوششی نازک بر تن داشت بر پیامبر(صلی الله علیه وآله)وارد شد. پیامبر(صلی الله علیه وآله)از وی روی گرداند و به وی فرمود: ای اسماء! وقتی زن به سنی رسید که عادت ماهانه برای او اتفاق می افتد جایز نیست که جز صورت و دست وی تا قدری بالای مچ در معرض دید دیگران قرار گیرد.»(2)

در روایاتی از سوی رسول خدا(صلی الله علیه وآله) محدوده حجاب بیان شده است. به عنوان نمونه در روایتی آمده است« نمایان ساختن تمام بدن برای زوج رواست و سر و گردن را می توان در برابر پسر و برادر آشکار کرد، اما در برابر نا محرم باید از چهار پوشش استفاده کرد: پیراهن (درع)، روسری (خمار)، پوششی وسیع تر از روسری که بر روی سینه می افتد (جلباب) و چادر (ازار)»(3)

شیخ صدوق به سند خود از امام صادق(علیه السلام) و آن حضرت از پدران خود از رسول خدا(صلی الله علیه‌وآله) نقل می کنند که آن حضرت فرمود:


1) . «قالت عائشة دخلت علی ابنه أخی لامی عبدالله بن طفیل مزینه فدخل النبی(صلی الله علیه وآله) فأعرض فقالت عائشه یا رسول االله إنّها ابنه أخی و جاریة: فقال: اذا عرکت المرأة لم یحلّ لها أن تظهر إلاّ وجهها» طبری، محمد، جامع البیان فی تاویل القرآن ،ج9،ص305.

2) . سجستانی،سلیمان بن اشعث،سنن ابی داود ،ج2،ص383.

3) . «عن النبی(صلی الله علیه وآله) قال للزوج ما تحت الدرع وللابن والاخ ما فوق الدرع ولغیر ذی محرم أربعه أثواب درع وخمار وجلباب وإزار» طبرسي، ابوعلي فضل بن حسن،مجمع‌البيان، ج 7، ص 271.

«روا نیست زنی که به دوران عادت ماهانه بلوغ رسیده موی جلوی سر و گیسوان خود را آشکار کند.»(1)

در روایت دیگری آمده است که برای پیامبر(صلی الله علیه وآله) چند قواره پارچه آوردند. پیامبرقواره ای را به یکی از یاران خود داد و به او فرمود:«این را دو قسمت کن: قسمتی را برای خود جامه کن وقسمت دیگر آن را به همسرت بده تا برای خود روسری کند. بعد به وی فرمود: به همسرت بگو برای این پارچه آستری فراهم کند تا بدن وی از زیر آن نمایان نباشد.»(2)هم چنین در روایتی آمده است که پیامبر(صلی الله علیه وآله) با جابر بن عبدالله انصاری به خانه فاطمه((علیها‌السلام)) رفتند. پیامبر اجازه ورود خواست و فرمود من و کسی که همراه من است وارد شویم. فاطمه فرمود: روسری بر سر ندارم پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرمود: قسمت اضافه روپوش خود را بر سر خود بگیر و بعد پیامبر(صلی الله علیه وآله) و جابر بر حضرت زهرا وارد شدند.(3)

امام رضا(ع)درروایتی فرمود:«زن لازم نیست موی خودراازپسربچه بپوشاندتااینکه وی بالغ گردد. »(4)

این روایت دلالت داردکه برزن هاواجب است موهایشان راازپسرهاپس ازاینکه به سن بلوغ رسیدندبپوشانند.


1) . صدوق، محمّد بن على بن بابويه،من لا يحضره الفقيه‌ج 3، ص 467; کلینی،محمدبن یعقوب، الكافي ، ج 5، ص 520.

2) . سجستانی،سلیمان بن اشعث،سنن ابی داود ،ج2،ص271.

3) . کلینی،محمدبن یعقوب، الكافي ،ج5،ص528.

4) . «لاتغطی المرأۀرأسهامن الغلام حتی یبلغ »حرّ عاملى، محمد بن حسن، وسائل الشيعة ،ج14،ص169،ح3.

یعنی بالملازمه زن باید هنگام بلوغ پسرها پوشش داشته باشد

حضرت علی (علیه السلام )فرمودند:روزی به اتفاق فاطمه (سلام الله علیها)خدمت پیامبر(صل الله وعلیه وآله )شرفیاب شدیم رسول خدارادیدم که به شدت گریه می کنند عرض کردم«پدرومادرم فدایت باد چراگریه می کنید؟» فرمودند:«علی جان شبی که به معراج رفتم زنانی ازامتم رادیدم که به شدت عذاب می شدندبه خاطر شدت عذاب آنان می گریم»وکیفیت عذاب هریک راتشریع فرمودند. آنگاه فاطمه (سلام الله علیها)عرضه داشت «ای محبوب ونور چشمانم مرااز گناه این زنان آگاه گردان» پیامبرپاسخ چنین فرمود:«اما آن زنی راکه باموی سر به دیوار جهنم آویزان کرده بودند زنی بودکه مویش راازنامحرم نمی پوشاند»(1)

باملاحظه وبررسی آیات وروایات مذکوربه این نتیجه می رسیم که مسأله عفاف و حجاب در اين آيين، امري لازم و ضروري بوده و از جايگاه خاصي برخوردار است؛ چرا كه هم در آيات و هم روايات بزرگان دين بر ضرورت رعايت عفاف و حفظ حجاب تأكيد شده و مردان و زنان به‌طور جداگانه به داشتن عفاف در ابعاد مختلف زندگي فرا خوانده شده‌اند.

حجاب درأدوارمختلف تاریخ

اشاره

علاوه براینکه حجاب رابرای زنان ازطریق ادیان الهی ثابت کردیم باملاحظه پوشش بانوان درادوارمختلف تاریخی درملل مختلف به بررسی حجاب دربین آنهامی پردازیم.


1) .محمدی ری شهری،محمد، میزان الحکمه،ج9،ص96.

پوشش زن در یونان وروم باستان

جواهر لعل نهرو نخست وزير فقيد هند در كتاب«نگاهى به تاريخ جهان»ضمن ستايش از تمدن اسلامى به تغييراتى كه بعدها پيدا شد اشاره مى‌كند و از آن جمله مى‌گويد:

«اما عربها نيز بر اثر موفقيتها تدريجاً بيش از پيش رسمى را كه دردوامپراطورى مجاورشان يعنى امپراطورى روم شرقى و امپراطورى ايران وجودداشت اقتباس كردند. عربها امپراطورى روم را شكست دادند و به امپراطورى ايران پايان بخشيدند. اما خودشان هم گرفتار عادات و آداب ناپسند اين امپراطوريهاگشتند. به قرارى كه نقل شده است مخصوصاً بر اثر نفوذ امپراطورى قسطنطنيه وايران بود كه رسم جدايى زنان از مردان وپرده‌نشينى ايشان در ميان عربها رواج پيدا كرد. تدريجاً سيستم «حرم» آغاز گرديد و مردها و زنها از هم جدا گشتند.»(1)

شهیدمطهری پس ازنقل سخنان جواهر لعل نهرو می فرماید:از سخنان نهرو برمى‌آيد كه روميان نيز (شايد تحت تأثير قوم يهود) حجاب داشته‌اند و رسم حرم‌سرادارى نيز از روم و ايران به دربار خلفاى اسلامى راه يافت،اين نكته را ديگران نيز تأييد كرده‌اند.(2)

درکتاب دائرة المعارف لاروس درباره پوشش زنان یونان باستان نوشته شده: «زنان یونانی دردوره های گذشته ،صورت واندامشان راتاروی پا می پوشاندند . این پوشش که شفاف وبسیارزیبا بود،درجزایر«کورس وامر جوس» ودیگر جزایر ساخته


1) . مطهری، مرتضی،آثارشهید مطهری،مسئله حجاب ،ج19،ص390 به نقل ازکتاب نگاهى به تاريخ جهان،ج1،ص328.

2) . همان.

می شد.زنان«فینیقی»نیزدارای پوششی قرمز بودند. سخن درباره ی حجاب درلابلای کلمات قدیمی ترین مؤلفین یونانی نیز به چشم می خورد؛حتی «بنیلوب» (همسر پادشاه عولیس فرمانروای ایتاک)نیز باحجاب بوده است. زنان رومانی ازحجاب شدیدتری برخوردار بودند،به طوری که وقتی از خانه خارج می شدند باچادری بلند تمام بدن راتاروی پاهامی پوشاندند وچیزی ازبرآمدگی های بدن مشخص نمی شد.»(1)

ویل دورانت یکی ازتاریخ نویسان غربی نیز شواهد زیادی دال بروجود حجاب دربین زنان یونان وروم باستان آورده است اودرباره «الهه عفت» که یکی از خدایان یونان باستان است می گوید :««آرتمیس »الهه عفت استوعالی ترین نمونه (والگو برای)دختران جوان به شمار می آید دارای بدن نیرومند وورزیده وچابک به زیور وعفت وتقوا آراسته است.»(2)

این مورخ درجای دیگر می گوید «زنان فقط درصورتی می توانند خویشان ودوستان خود راملاقات کنند ودرجشنهای مذهبی وتماشاخانه هاحضوریابند که کاملاًدرحجاب باشند»(3)

همچنین ازقول یکی ازفلاسفه یونان باستان ،درباره شدت پوشش زن نقل می کند «نام یک زن پاک دامن رانیز چون شخص اوباید درخانه پنهان داشت.»(4)


1) .محمدی آشنایی، علی، حجاب در ادیان الهی ، ص 22و26،به نقل ازوجدي، محمد فريد، دائرةالمعارف القرن الرابع عشر، العشرين؛ قاموس عام مطول للغه العربيه ، ج 3 ص 335 .

2) . ویل دورانت، تاریخ تمدن ،ص 520.

3) .همان ص 340.

4) .همان.

پوشش زن درهندوستان

شهیدمطهری درباره حجاب زنان درهندمی فرماید:«در هند نيز حجاب سخت و شديدى حكمفرما بوده است ولى درست روشن نيست كه قبل از نفوذ اسلام در هند وجود داشته است و يا بعدها پس از نفوذ اسلام در هند رواج يافته است و هندوان غير مسلمان تحت تأثير مسلمانان ومخصوصاً مسلمانان ايرانى حجاب زن را پذيرفته‌اند. آنچه مسلّم است اين است كه حجاب هندى نيز نظير حجاب ايران باستان سخت و شديد بوده است.

ولى اگر تمايل به رياضت و ترك لذت را يكى از علل پديد آمدن حجاب بدانيم بايد قبول كنيم كه هندازقديمترين ايام حجاب را پذيرفته است، زيرا هند از مراكز قديم رياضت و پليد شمردن لذات مادى بوده است.»(1)

پوشش زن در ایران باستان

دوره مادها

سندهای محکمی وجود دارد که مارابه نوع پوشاک بانوان این دوره راهنمای می کند در کتاب «پوشاک باستانی ایرانیان» آمده: «اصلی که باید در نظر داشت، این است که طبق نقوش برجسته و مجسمه های ما قبل میلاد، پوشاک زنان آن دوره (مادها) از لحاظ شکل (با کمی تفاوت) با پوشاک مردان یکسان است.»(2)


1) . مطهری، مرتضی،آثارشهید مطهری، مسئله حجاب ج19،ص391.

2) . ضیاءپور، جليل، پوشاک باستاني ايرانيان از کهن‌ترين زمان تا پايان شاهنشاهي ساسانيان ، ص 51؛ وپوشاک زنان ایران ازکهن ترین زمان تاآغاز شاهنشاهی پهلوی، ص53؛ آقاحسین شیرازی، ابوالقاسم،پوشاک زنان ایران ازآغاز تابه امروز ،ص 48 ،انتشارات اوستا مراهانی ،چاپ اول، بهار1382 .

وی در ادامه برای توضیح نقوش بر جای مانده می نویسد: «مرد و زن به واسطه اختلافی که میان پوشش سرشان وجود دارد، از هم تمیز داده می شوند. به نظر می رسد که زنان پوششی نیز روی سر خود گذارده اند و از زیر آن گیسوهای بلندشان نمایان است.»(1)

دوره پارس ها (هخامنشیان)

پارس ها از نظر لباس همانند مادها بودند. در مورد پوشاک خاص زنان این دوره آمده است: «از روی برخی نقوش مانده از آن زمان، به زنان بومی برمی خوریم که پوششی جالب دارند. پیراهن آنان پوششی ساده و بلند یا دارای راسته چین و آستین کوتاه است. به زنان دیگر آن دوره نیز برمی خوریم که از پهلو به اسب سوارند. اینان چادری مستطیل بر روی همه لباس خود افکنده و در زیر آن، یک پیراهن با دامن بلند و در زیر آن نیز، پیراهن بلند دیگری تا به مچ پا نمایان است.»(2)

دوره اشکانی ها (پارتها)

در این دوره نیز همانند گذشته، حجاب زنان ایرانی کامل بوده است. در این باره چنین می خوانیم: «لباس زنان اشکانی پیراهنی بلند تا روی زمین، گشاد، پرچین، آستین دار و یقه راست بوده است. پیراهن دیگری داشته اند که روی اولی می پوشیدند و قد این یکی نسبت به اولی کوتاه و ضمناً یقه باز بوده است. روی این دو پیراهن چادری سرمی کردند.»(3)


1) . ضیاءپور، جلیل،همان، ص 54؛ وهمان ،ص 56 ؛آقاحسین شیرازی، ابوالقاسم ،همان ،ص 49 .

2) . ضیاءپور ،جلیل،همان ، ص 75و76 وهمان ،ص 64؛آقاحسین شیرازی ، ابوالقاسم ،همان،ص54و55.

3) . ضیاءپور ،جلیل،همان ، ص194و همان ،ص 81؛آقاحسین شیرازی ، ابوالقاسم ،همان،ص62.

در جای دیگر آمده است: «چادر زنان اشکانی به رنگ های شاد و ارغوانی و یا سفید بوده است. گوشه چادر در زیر یک تخته فلزی بیضی منقوش یا دکمه که به وسیله زنجیری به گردن افکنده شده، بند است. این چادر به نحوی روی سر می افتاده که عمامه (نوعی کلاه زنانه) را در قسمت عقب و پهلوها می پوشانیده است.»(1)

دوره ساسانیان

زنان در این دوره که احکام دینی زرتشتیان در کشور اعمال می شده است، همچنان دارای حجاب کامل بودند. در مورد پوشاک زنان چنین آمدهاست: «چادر که از دوره های پیش مورد استفاده بانوان ایران بوده است، در این دوره نیز به صورت مختلف مورد استعمال قرارمی گرفته است.»(2)

حجاب زنان در این دوره چنان اهمیتی داشت که «حتی لباس هنرپیشگان زن، مانند لباس های بلند سایر بانوان، تا پشت پا کشیده شده است.»(3)

همچنین در این دوره پوشاندن صورت با نقاب نیز در میان زنان ایرانی وجود داشته‌است. در این باره ماجرایی در تاریخ نقل شده‌است که در اینجا آن را می‌آوریم:

هنگامی که سه تن از دختران کسری، پادشاه ساسانی، را با ثروت فراوانی از اموال، برای عمر آوردند، شاهزادگان ایرانی را در برابر عمر در حالی که با پوشش و نقاب، خود را پوشانده بودند، ایستاندند، خلیفه دستور داد، با آوازی بلند بر آنان فریاد کشند که: پوشش از چهره برگیرید تا مسلمانان آنها را ببینند و خریداران پول بیشتری به پای آنها بریزند. دوشیزگان ایرانی از برهنه کردن صورت خودداری کردند


1) . ضیاءپور ،جلیل،همان ، ص197و همان ،ص 96؛آقاحسین شیرازی ، ابوالقاسم ،همان،ص69.

2) . ضیاء پور، جلیل، پوشاک زنان ایرانی، ص114.

3) . سامی ،علی ، تمدن ساسانی، ج1، ص 186.

و مشت بر سینه نماینده عمر زدند و آنان را از خود دور ساختند. خلیفه خشمناک شد و خواست با تازیانه آنان را بیازارد، در حالیکه شاهزادگان ایرانی می گریستند. حضرت علی(علیه السلام) به عمر فرمودند: در رفتارت مدارا کن؛ از پیغمبر خدا(صلی الله علیه وآله) شنیدم که می فرمود : «بزرگ و شریف هر قومی را که خوار و فقیر شده، گرامی بدارید». عمر پس از شنیدن فرمایش حضرت علی (علیه السلام) آتش خشمش فرو نشست. سپس حضرت اضافه کرد: «با دختران ملوک نباید معامله دختران بازاری (کنیزان) کرد.»(1)

دوره سلطه ی عباسیان (آغازصدر اسلام)

درباره لباس وپوشش زنان دراین دوره آمده است:زنان درشکل ظاهری لباس(چون چادر ومقنعه وغیره)ازرنگ سیاه استفاده می کردند ودربرخی ازکتاب هانیز ازبُرنُس(2)سراسری که تمام بدن رادربرمی گرفت به عنوان پوشش رویی زنان سخن به میان آمده است.(3)

دوره سامانیان

ازبررسی نوشته های مورّخان وبه ویژه نقوش بسیاراندک که ازآن دوران برجای مانده است می توان تاحدی اطلاعاتی درموردپوشش زنان دراین دوره به دست آورد


1) . محمدی آشنایی ، علی ،حجاب درادیان الهی ،ص91؛ الشافعي، علي بن برهان‌الدين الحلبي،السیرة الحلبیه ، ج 2، ص 234.

2) . بُرنُس درقدیم به معنای شب کلاه بوده است ودرزمان های متأخرتربه معنای روپوش بلند وکلاه داراست.

3) .رنج دوست ،شبنم،تاریخ لباس ایران،ص72.

ازمقنعه های سرخ وسیاه که ظاهراًحاشیه دوزی ونواردوزی شده بودبرای حجاب استفاده می شد.همچنین از ازار،گونه ای چادرسراسری که تمامی بدن آنان رامی پوشاندبرای حجاب خودبهره می گرفتند.(1)

دوره دیلمیان

لباس زنان دیلمی تفاوتی بالباس زنان ایران همان دوره درنواحی خراسان وسیستان یاعراق وبغدادنداشت. چادرزنان دیلمی سیاه بود وباپارچه ی نازک ابریشمی (قصب)روی چهره ی خودرامی پوشاندند.گاه برزنان نیز «خرقه تصوف» می پوشاندند.(2)

دوره غزنویان ،سلجوقیان ،خوارزمشاهیان:

ازجمله پوششی که می توان برای زنان دراین دوره نام بردمقنعه وچادراست این نوع سرپوش به جز آنکه تمامی سررامی پوشاندمعمولاًگاه پیشانی وچانه ودهان رانیزپنهان می کرد.این نوع مقنعه درست مانند این بود که دنباله آویخته ی عمامه ای رابالابیاورند وازنیمه ی پائینی صورت بگذارندوآن رابه گوشه دیگرسروصل کنند. معمولاًروی این مقنعه ودرپیشانی نواری بسته می شد. نوع دیگری ازاین مغنعه تقریباًهمچون چادری هم سررامی پوشاندوهم ادامه ی آن شانه ها وتقریباًتمامی بدن راپنهان می کرد.البته دراین سرپوش ،تمامی صورت مشخص وآشکار بود . این سرپوش ها اکثراًبه رنگ سفید یاسبز وگاهی نیز قرمز بودند گاهی نیز این مقنعه رابه


1) .همان،ص83.

2) .همان ،ص 86.

دورسروشانه ها می پیچاندندکه نوعی ازآن رابرسرپیرزنی که وارد مسجد می شود تاباعالم روحانی گفتگو کندمی شناسیم.(1)

دوره ایلخانیان (مغولها)

زنان دراین دوره ازانواع کلاه ،چارقد،روسری سه گوش (لچک)نوار،عرق چین ،روسری توری،روبندوچادربرای پوشش ،سروبدن استفاده می کردند.کلاویخو درسفر نامه خود در مورد زنان در عهد مغول می نویسد «جامه زنان در خیابان عبارت است از پارچه سفید که سراپای رامی پوشاند و نقابی از موی اسب بر چهره می افکند تا هیچ کس آنان را نشناسند.

خاتون بزرگ به چهره نقابی نازک و سفید داشت برروی سرش چیزی شبیه کلاهخود قرار داشت که از پارچه قرمز تهیه شده بود و در کنار آن برروی شانه ها یش افتاده بود.قسمت پشت کلاه بلند و با مروارید های گرانبها آرایش شده بود علاوه برآن گرداگرد آن با سنگهای گرانبها و لعل و بدخشان و فیروزه و غیر تزئین یافته بود.»(2)

دوره تیموریان

بنابر گزارش سیاحان اروپایی،دراین دوره ازتاریخ زنان حاضر در ملأ عام مستور در پوششی سفید (چادر سفید)بودند که صورتشان در پشت توری سیاهی بافته شده از موی اسب (پیچه)مخفی بود.نوع دیگری از روبنده که طی این دوران پوشیده می شد نقابی کوچک و سفید بود که تنها دهان و چانه رامی پوشانید(دهن بند)(3)


1) .همان ،ص 96.

2) .همان ،ص 121 – 123 به نقل ازسفرنامه کلاویخو.

3) .همان ،ص 128.

دوره صفویان

یافتن پوشاک بانوان (در عصر صفوی)از روی نوشته های سیاحان زیادی مقدور است.

شاردن و قارونیه دو سیاح مشهور فرانسوی ،که هر دو زمان شاه عباس دوم و شاه سلیمان را درک کرده اند درباره پوشاک بانوان این عصر مطالبی دارند.مخصوصاً شاردن فصلی مبسوط در این باره نوشته و در حین تشریع پوشاک مردان به برخی از پوشاک بانوان چنین اشاره می کند :

« (بانوان) سر خویش را کاملا ًمی پوشاندند و روی آن چار قدی دارند که به شانه ها یشان می رسد( و گلو و سینه شان را در جلو می پوشاند)وقتی که می خواهند از خانه بیرون بروند حجاب بلند و سفیدی می پوشند(که صورت و بدن شان رامی پوشاند)

لذا در مجموع می توان گفت : که زنان چهار حجاب دارند دو تا در خانه به سرمی کنند و دو تای دیگر در هنگام خروج از خانه روی آنها می ا فزایند.

حجاب اولی ، روسری است (که تا پشت بدن آویزان است)حجاب دومی ، چار قداست (که از زیر چانه می گذرد و سینه رامی پوشاند)

حجاب سومی ، حجاب سفید و بلندی است (که تمام بدن را مستور می کند)

حجاب چهارمی ، دستمالی است که بر روی صورت می نهند و مخصوص مساجد است و شبکه ای در مقابل چشمان دارد(که برای دیدن از ورای آن تعبیه شده است)»(1)


1) . شاردن، ژان، سفرنامه شواليه شاردن فرانسوي ،ج 2، ص 805،ترجمه اقبال یغمایی ،انتشارات توس ،چاپ اول ،تهران ، 1374.

قارونیه نیز می نویسد :

« زنان خود را در ایران به احدی غیر از شوهر خود نشان نمی دهند . وقتی به حمام عمومی می روند ، در چادری سر تا پای خود را مستور می نمایند که فقط در محازات چشم ،دو سوراخ دارد که پیش پای خود را می توانند ببینند و این کار یعنی به حمام عمومی رفتن ،مخصوص فقرا و طبقه ی سوم است»(1)

آدام اولئاریوس در سفر نامه ی خود می نویسد :

«زنان موقعی که از خانه خارج می شوند ،چهره خود را نشان مردان نمی دهند .بلکه چادر سفیدی روی سر می اندازند که تمام بدن آنها را تا مچ پا می پوشاند و فقط در جلوی صورت ، شکاف کوچکی دارد که از آن شکاف به زحمت جلوی خود را می توانند ببینند.»(2)

در سفرنامه ی برادران شرلی آمده است :

« زن ها (ایرانی) در مجموع ، زیبا هستند ،چادر و روبند برسردارند به طوری که آفتاب ، هیچ وقت بر صورت آنها نمی تابد . زن ها همانند مردها شلوار و جوراب مخمل گلی می پوشند.»(3)

دوره های ا فشاریه ، زندیه ، قاجاریه

جلیل ضیاء پور به نقل از سرهنگ «گاسپار دروویل»که در شروع دوره ی قاجاریه در سال 1812 میلادی مطابق با 1212 هجری قمری به ایران مسافرت کرده بود می نویسد هنوز پوشاک عهد زندیه مرسوم و متداول بود . او درباره ی


1) . آقا حسین شیرازی ، ابوالقاسم ،پوشاک زنان ایران ازآغاز تاامروز ، ص 198به نقل از سفرنامه ی قارونیه ص627.

2) .همان،ص 197 به نقل از سفرنامه آدام اولئاریوس ص 644.

3) .همان،ص 182 به نقل از سفرنامه برادران شرلی ص 92.

پوشاک بانوان چنین می نویسد «زنان ایرانی ،کفش هایمخمل های گلدوزی شده و مزین به طلا و ابریشم به پا می کنند . آنها به هنگام خروج از خانه ، خود را در چادر می پوشاندند . (چادر، از قماش نخی سفید دوخته می شود و دامن آن گرد است)چادر را به وسیله ی قیطان بر سر و گردن نگاه می دارند و صورت را نیز با پارچه ای به نام «روبند» می پوشاندند . روبند ها پارچه ی نخی چهار گوشه ای است که با دو قلاب کوچک در بالای پیشانی به دستاربند می شود . در میان روبند شکاف افقی درازی است که آن را توری دوزی می کنند . بانوان از پشت این شکاف ،محیط خارج را تماشا می کنند.»(1)

در زمان محمد شاه قاجار « اوژن فلاند »در این باره می نویسد :

«زنان ایرانی از منزل ، کم خارج می شوند در کوچه ها هم چادری که سر تا پایشان را مستور می کند می پوشند و غیرممکن است کسی صورت آنها را ببیند.به روی سر،پارچه ی سفیدی می اندازند که در مقابل چشمان ، چندین شبکه دارد وبا آن است که جلوی خود را می بینند و غیر ممکن است بگذارند چشم نامحرمی به صورتشان افتد ساق پا را در شلواری گشاد به نام چاقچور می نمایند ، کفششان یک نوع پاپوش زرد یا سبزی است که نوکش برگشته و پاشنه اش باریک می باشد.»(2)

پوشیدا ماساهارو،سفیر ژاپن در دربار ناصرالدین شاه قاجار می نویسد :

«زنها چادر بر سرمی کردند که از سر تا پایشان را می پوشاندند و فقط چشم ها از پشت روبند توری که زیرچادر به صورت انداخته بودند ،پنجره ای به بیرون داشت


1) . همان ،ص208 -210؛ ضیاء پور ،جلیل، پوشاک زنان ایران ازکهن ترین زمان تاآغاز شاهنشاهی پهلوی ، ، ص 179 -181 به نقل از سفرنامه گاسپار دروویل ص 56 -57.

2) . آقا حسین شیرازی، ابوالقاسم ،همان ، ص 242به نقل از سفرنامه ا و ژن فلاند ن ص 67 -68 .

در خیابان که به زنهای ایرانی می رسیدیم آنها چشم از ما بر می گرداندند و رویشان را سخت می گرفتند. در چند ماهی که ما اینجا بودیم هرگز زنی رویش را به ما ننمود و نتواستم صورت زن ها را بی حجاب و چادر ببینم.در این وضع ،زشت یا زیبا و جوان یا پیر بودن زن ها را از روی رنگ و حالت دستهایشان که شاداب یا چروکیده است ،قیاس و ارزیابی می کردیم.»(1)

دوره پهلوی

در اوایل زمان رضا شاه، «بلوشر» درباره ی حجاب زنان درآغاز حکومت رضاشاه پیش از آنکه دستور کشف حجاب را بدهد می نویسد:« همنشینی و معاشرت با ایرانیان این نقیصه را داشت که زنان شان خانه نشین بودند .زنان هنوز چادر های خود را بر سر داشتند . . . چادر پوششی است اغلب به رنگ سیاه که سراسر بدن و سرانجام قسمت اعظم صورت را نیز از نگاه مردان پوشیده می دارد.تنها و تنها یک زن بود که جر أ ت می کرد در ضیافت های شام در سفارتخانه ها بدون چادر حاضر شود و آن هم فقط مشروط به اینکه منحصراً اروپایی ها شرکت داشته باشند و از ایرانیان دعوتی به عمل نیاید.این زن ،خانم ناصر الملک بیوه ی نایب السلطنه پیشین کشور بود.»(2)

دوره جمهوری اسلامی

بعدازپیروزی انقلاب اسلامی ایران در تابستان 1358 کلیه ی خانم ها به لحاظ شرعی و قانونی ملزم به رعایت حجاب اسلامی شدند لذا لباسهای جدیدی به شکل


1) .همان ،ص 274 به نقل از سفر نامه بو شید ا ما سا ها رو ص 176.

2) .همان ،ص 333 - 334 به نقل از سفرنامه بلوشر ص 180.

شلوار ، ما نتو و مغنعه به سرعت تولید و در دسترس خانم ها قرار گرفت و البته آن گروه از خانم ها که از قبل حجاب را رعایت می کردند از همان لباس های پیشین که شامل مغنعه و چادر و پوشش کامل بود استفاده کردند.البته به تدریج و در سالهای بعد انواع مانتو و روسری های گوناگون هم تولید و در دسترس خانم ها و دختر خانم ها قرار دارد که البته اگر،آرایش زیاد و عدم رعایت حجاب توأم باشد مورد اعتراض قرار می گیرد.(1)

بانگاه به سیرتاریخی حجاب وپوشش زن ها درادیان الهی ودوره های مختلف تاریخ تاامروزبه این نتیجه می رسیم که اگرچه پوشش بانوان دردوره های مختلف تاریخ متفاوت ومتنوع بوده امّابااین حال اکثرزن هادرطی تاریخ ازپوشش مناسب وحجاب استفاده می کرده اند.


1) . یاوری، حسین و حکا ک باشی،سارا،مختصری درباره تاریخ تحولات لباس و پوشاک در ایران ص 101.

فصل سوّم:فلسفه حجاب و فوائد و آثار آن

اشاره

کلمه فلسفه درلغت عبارت است از: حكمت، شناخت مبادى و علل اوّليه اشياء.(1)دراصطلاح عرفی عبارت است از:بررسی علل و عوامل پیدایش یک حادثه یا یک مسئله و فوائد ی که بر آن مترتب است . به عبارت دیگر چرایی و چگونگی یک مسأله را عرفاً فلسفه می گویند.(2)

بنابراین فلسفه حجاب یعنی بررسی آن دسته از علل و عواملی که حجاب را برای انسان ضروری می سازد و بیان فوائد که برآن مترتیب است . به عبارت دیگر فلسفه حجاب یعنی چرایی و چگونگی حجاب ، یعنی چرا حجاب در اسلام تشریع شده است و مسلمانان به رعایت آن ملزم گردیده اندو فوائد آن چیست؟(3)

از جمله سؤالاتی که برخی از افراد می پرسند ، این است که فلسفه حجاب برای زنان چیست ؟

چنین سؤالی می تواند دو جنبه داشته باشد:عده ای به قصد رسیدن به حقایق و برخی دیگر به نیت اعتراض و وارد کردن اشکال سؤال می کنند . در این قسمت از بحث ، به فلسفه حجاب می پردازیم و اینکه چرا زنان مسلمان باید حجاب را رعایت کنند؟

رعایت حجاب نه تنها برای خود زن ارزش می آفریند و فوائد فردی دارد بلکه برای خانواده ، اجتماع و . . . نیز آثار و فوائد فراوان به دنبال دارد . همان طور که رعایت آن به عنوان یک امر ضروری می تواند مفید باشد ، عدم رعایت آن نیز پیامد هایی منفی را به همراه دارد .


1) . بستانى، فؤاد افرام ، فرهنگ ابجدى، ص671،ترجمه رضامهیار، انتشارات اسلامي - تهران، چاپ: دوم، 1375ش.

2) . فتحي، عباس ،فلسفه ی حجاب از دیدگاه قرآن به تأکید بر روان شنا سی مرد وزن ، ص 108.

3) . همان.

البته قبل ازاینکه واردبحث ازآثاروفوائدحجاب شویم ذکریک نکته لازم است وآن این است که تمام احکام الهی ویابالاترازآن اصل شریعت هابه خاطریک هدف بسیاربزرگ تشریع شده اندوآن عبارت است ازاطاعت وتسلیم دربرابرحکیم مطلق ومادراینجابه این مطلب به طورخلاصه ابتدائاًاشاره ای می کنیم.

تسلیم، بزرگترین فلسفه

ما وقتی به زندگی روزانه خود می نگریم ، می بینیم هنگامی که مثلاً بیمار می شویم و به دکتر مراجعه می کنیم دکتر نسخه ای مرکب از چند دارو برای ما می نویسد ما بدون اینکه از خصوصیات داروها سؤال کنیم دستورات او را مورد عمل قرار می دهیم ، چون به علم و دانش و تخصصاو در رشته طب معتقدیم و می دانیم که او جز معالجه و بهبود ما منظور دیگری ندارد.

اکنون که این مقدمه روشن شد می گوییم: احکام و مقررات دینی هم نسخه ها یی است که پیامبران الهی و پیشوایان دین از طرف خدا ، برای بشر آورده ا ند تا سعادت و خوشبختی آنان را از هر جهت تأمین نمایند بدیهی است وقتی که ما اعتقاد داشته باشیم که این احکام از علم بی پایان خدا سرچشمه گرفته ، و به حکمت و لطف و مهربانی خدا ایمان داشته باشیم ونیز بدانیم که پیامبر خدا ، در تبلیغ و رساندن احکام به هیچ نحو گرفتار خطا و لغز شی نمی شوند ؛ یعنی به معصوم بودن آنها معتقد باشیم در این صورت با کمال جدیت و بدون هیچ اضطراب در عمل کردن به دستورات دینی می کوشیم و هیچ احتیاج و نیازی برای خود نمی بینیم که از خصوصیات فلسفه احکام و مقرراتی که قرار داده شده است سؤال نماییم زیرا می دانیم که خدا دانشی بی آغاز و انجام دارد و هر چه مقرر کرده است به خیر و صلاح

ما بوده و انبیا ی الهی در بیان احکام اشتباهی نکرده اند . البته ما نمی گوییم کسی نباید از فلسفه احکام سوال کند و یا نباید به دنبال تحقیق و جستجو برآید زیرا شکی نیست که هر کس این حق را دارد که با تمام وسایل ممکن برای آگاهی از اسرار احکام و قوانین دینی بکوشد ولی نباید هرگز انتظار داشته باشیم که با معلومات محدود بشری به تمام جزئیات اسرار و فلسفه احکام دست یابیم زیرا این احکام از مبدأی سرچشمه گرفته است که تمام علوم و دانش های وسیع امروز در برابر علم او حکم قطره در برابر اقیانوس هم ندارد.

بنابرین اگر ما تمام کوشش ها ی لازم را برای آگاهی از فلسفه یک حکم به کار بردیم ولی مطلب قابل توجهی به دست نیا و ر دیم ، هرگز نمی توانیم آن حکم را نادیده بگیریم چون ما مصلحت آن را درک نکنیم غیر از آن است که مصلحتی نداشته است.(1)

بنابراین ، دستور های خدا و احکام شرع ، دارای فلسفه و دلیل است ، ولی لازم نیست در تمام احکام و فرمان های الهی ، در پی یافتن دلیل اقتصادی ، بهداشتی ، و علمی آن باشیم . مسلمان ،باید در برابر فرمان وحی ، تسلیم باشد و این روحیه ی تسلیم و پذیرش ،کمال آدمی است و برخی از دستور ها برای آزمودن روح تسلیم و بندگی است .فرمان خداوند به حضرت ابراهیم ،برای قربانی کردن حضرت اسماعیل ،نمونه ای از آن است و نشانهکمال بندگی است؛آنگونه که همیشه در راه رفتن ،مقصود ما رسیدن به جای نیست ، بلکه گاهی خود «راه رفتن» هدف است ،مثل راهپیمایی یا پیاده روی برای ورزش یا دویدن در مسابقه ،که هدف خود دویدن


1) .مؤسسه در راه حق ،فلسفه احکام ص 4 – 9.

است نه رسیدن به جایی ،در دستور های عبادی و احکام الهی هم ،گاهی هدف ،تسلیم و پذیرش دستور .تمرین برای جلب رضایت معبود و اطاعت محض از آفریدگار است حجاب اسلامی هم یکی از احکام و دستورات خدای متعال است که بر بانوان در مقابل نا محرم واجب کرده است و ما باید به عنوان یک مسلمان در مقابل این حکم الهی تسلیم باشیم و به این نسخه شفا بخش عمل نماییم.

پس ازبیان این مطلب اینک نگاهی کوتاه به فوائد و آثار رعایت حجاب و پیامد های بی حجابی وبدحجابی می اندازیم وجواب سؤالهای فوق را در موارد ذیل بررسی می نماییم .

بُعد فردی حجاب :

1-حجاب برگرفته از فطرت انسان

توجه به داستان حضرت آدم و حوّا که قبلاً به آن اشاره شد فطری بودن پوشش را اثبات می کند . همان طور که بیان کردیم طبق آیات شریفه قرآن کریم ، حضرت آدم و حوّا قبل از چشیدن درخت ممنوعه دارای لباس بوده اند اما با خوردن از آن درخت ممنوعه لباس خود را از دست دادند که بلافاصله به پوشاندن خود اقدام نمودند . این احساس شرم از برهنگی حتی بدون حضور ناظر بیگانه و سرعت در پوشاندن خود به وسیله برگها از آن جهت که تحت هیچ آموزش یا فرمانی از جانب خداوند یا فرشته وحی و یا تذکر هر یک به دیگری ، صورت گرفته است بیانگر فطری بودن پوشش در انسان است و اثبات می کند نخستین انسانها به طور فطری بدان گرایش داشته ا ند .(1)


1) . محمدی آشنایی ،علی،حجاب در ادیان الهی ،ص 16 و18.

برخی از زیست شنا سان به وجود نوعی احساس حیا و خجلت در جنس ماده اشاره می کنند و منشأ حشمت و حجاب زنان را نیز همان احساس حیا می دانند.

دکتر فخری فیزیولوژیست مصری چنین می گوید:

«ریشه و مبدأ حشمت ، همان احساس حیا و خجلت است ،زیرا انسان از آن جهت که از چیزی احساس حیا می کند ، از ظهور آن نزد دیگر مردمانحشمت می ور زد و از همین احساس حیا ، حشمت (پوشاندن و حجاب) سرچشمه می گیرد»(1)

برخی از روانشناسان نیز در تأیید این مطلب که «حجاب و پوشش زن ، فطری است » از وجود «حیا» در نماد انسان نام می برند که به دو صورت «باز دارنده و هدایت کننده» ایفای نقش می کند . بدین سان از نظر آنان «حیا » تعدیل کننده ی غرایز ،و ضامن اجرای بسیاری از قوانین اجتماعی – اخلاقی است .

مو د و دی در این باره می نویسد:

«غریزه حیا در انسان ، غریزه ای طبیعی است . در حجم انسان اعضا و اجزایی وجود دارد که خداوند متعال او را به پوشش و اختفای آنها برانگیخته است و همچنین تمایل موجب شده است که انسان از همان ابتدا و برای جسم خود نوعی لباس انتخاب کند.»(2)

از آنجا که انسان موجودی است اجتماعی یا به تعبیر دیگر «مدنی بالطبع » می باشد، برخی، با نگاه جامعه شناسانانه به عفت و حجاب زن نگریسته و آن را ازاین زاویه مورد بررسی قرار داده اند . برخی از جامعه شنا سان حجاب و پوشش زن را مقتضای طبیعی جامعه ی بشری معرفی کرده اند.


1) . همان، ص26 به نقل از: ا لمرأة و فلسفة التناسلیات ، فخری ، ص 278.

2) . مودودی ، ابوالاعلی ،الحجاب ، ص 140 ، دارالفکر ،اوّل،بیروت،1425ق-2005م.

مونتسکیو به عنوان یک جامعه شناس در کتاب«روح القوانین » می نویسد:

«قوانین طبیعت حکم می کند زن خود دار باشد . زیرا مرد ، با تهوّر آفریده شده است وزن ، نیروی خود دادی بیشتری دارد. بنابرین ، تضادّ بین آنها را می توان با حجاب از بین برد و براساس همین اصل ، تمام ملل جهان معتقدند که زنان باید حیا و حجاب داشته باشند»(1)

2-حجاب و طهارت قلب

از جمله فوائد و آثار اصلی و اساسی حجاب که سعادت ابدی را در پی دارد سلامت قلب و طهارت روح است . اسلام به وسیله حجاب می خواهد سعادتمند ی بشر را تضمین کند . انسان دارای دو بعد جسمانی و روحانی است . هدف از آفرینش انسان امتحان شدن ، عبادت کردن و کمال یافتن است .با توجه به اینکه اوامر و نواحی براساس مصالح و مفاسد واقعی است.یقیناً در رسیدن به سعادت و کمال ابدی مؤثر است.مراعات پوششتعیین شده در دین وسیله ای ضروری است تا انسان بتواند روح خود را پاک و نورانی نگه دارد و به تعالی برسد.

از سوی دیگر عدم رعایت حجاب لازم ، مانع رسیدن به هدف و سعادت بشر می شود و روح را ظلمانی می کند. حجاب باعث می شود که زن کمتر دچار لغزش و گناه گردد. و به دنبال آن زن و به طور کلی جامعه بیشتر می تواند مراتب معنوی و انسانی را طی نماید براین اساس رهبر معظم انقلاب فرمود:

«ما که این قدر به حجاب مقید هستیم به این دلیل است که حفظ حجاب به زن کمک می کند تا بتواند به آن رتبه ی معنوی عالی خویش برسد و گرفتار لغزش گاه


1) . محمدی آشنایی ، علی ، حجاب در ادیان الهی ، ص 37 به نقل از منتسکیو، کتاب روح القوانین، ترجمه علی اکبر مهتدی، ص 325 .

ها ی بسیار لغزنده ای که سر راهش قرار دارد نشود و درست نقطه مقابل این فرهنگ را می بینیم که امروز حاکم بر اروپاست.»(1)

تنها چیزی که در آخرت مایه نجات انسان ها ست قلب سلیم و دل طاهر است و بس. چنانکه آیه شریفه می فرماید: «در روز قیامت مال و فرزند و هیچ چیز دیگری بجز قلب سالم و پاک سود بخش نخواهد بود. »(2)

و پاک بودن و پاک ماندن دل ،در گرو پاکی اعمال است و یکی از اعمال پاک و مؤثر در طهارت قلب ،مسئله ی حجاب است که در قرآن کریم بارها به زبان های مختلف به این اثر حجاب و پرهیز از اختلاط با نا محرم اشاره شده است مثلاً در سوره ی احزاب به مؤمنین دستور می دهد: «هنگامی که از همسران پیامبر چیزی طلب می کنید از پس پرده ازآنهابخواهید زیرا این امر در طهارت دل های شما و پاکی قلب های آنان مؤثر است . »(3)

یعنی رعایت حریم محرم و نا محرم و پرهیز از اختلاط بی حساب و کتاب با نامحرمان برای حفظ طهارت قلب شما و فرصت ندادن به شیطان برای وسوسه گری است و آنچه که در قیامت باعث نجات سعادت است فقط و فقط قلب سلیمی است که در پرتو اعمال صالح و مطابق با دستورات الهی به دست می آید.(4)


1) . محمدی نیا،اسدالله،فلسفه حجاب آثار حجاب از نظر علوم اجتماعی روانشناسی ودانشمندان جهان ،ص 16 و17 ، انتشارات سبط اکبر ،چاپ اول ،زمستان 1383.

2) . «يَوْمَ لَا يَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ »«إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ» شعراء،88و89.

3) . «وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاء حِجَابٍ ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ »احزاب ،53.

4) . سعيدي، رضا، فلسفه حجاب (بررسي آثار و فوائد حجاب اسلامي)،ص 73 و74 .

3-ارزش واقعی زن

در واقع عفت و حیا و حجاب زن تدبیری است که او با نوعی الهام ،برای گرانبها کردن خود و حفظ موقعیت اش در برابر مرد به کار می برد ،زیرا زن با هوش فطری و حس مخصوص خود درک کرده که از نظر جسمی با مرد برابر نیست و اگر بخواهد با وی دست و پنجه نرم کند از زور بازوی مرد بر نمی آید . از طرفی ،زن ضعف مرد را در همان نیازی یافته که خداوند حکیم در وجود مردان نهاده است .زن خوب می داند که خداوند او را مظهر معشوقیّت قرار داده است . بر همین اساس ،زن با عفت و حجاب بهتر می تواند مرد را مجذوب خود کند و با متانت و وقار بر احترام خویش بیفزاید.

اما هنگامی که جامعه ،زن رابااندام عریان جستجو کند ،طبیعی است که روز به روز تقاضای آرایش بیشتر وخود نمایی افزون تری را از او دارد.وقتی زن از طریق جاذبه ی جنسی وسیله تبلیغ کالا،تزیین اتاق انتظار و عاملی برای جلب جهان گردان و سیاحّان و مانند اینها قرار گیرد ؛در چنین جامعه ای ،شخصیت زن تا سر حد عروسک یا یک کالای بی ارزش دیگر سقوط می کند و ارزش های والای انسانی اوبه کلی به دست فراموشی سپرده می شود .(1)

وقتی که زن مقام و موقعیت خود را در برابر مردونقطه ضعف مرد را در برابر خود بداند دراین صورت همانطور که بامتوسل به زیور و خود آرائی و تجمل می تواند قلب مرد را تصاحب کند ،می تواندبامتوسل به دور نگه داشتن خود از دسترس


1) . محمدی نیا، اسدالله ،فلسفه حجاب آثار حجاب از نظر علوم اجتماعی ،روانشناسی ودانشمندان جهان ، ص 25 و26.

مرد ارزش خودرابالاببرد.زن نباید خود را رایگان کند بلکه بایست آتش عشق و طلب او را تیز تر کند و در نتیجه مقام موقعیت خود را بالا ببرد .

اسلام زن را تشویق کرده است که از این وسیله استفاده کند . اسلام مخصوصاً تأکید کرده است که زن هر اندازه متین و باوقار و عفیف تر حرکت کند و خود را در معرض نمایش برای مرد نگذارد بر احترامش افزوده می شود.(1)

امام خمینی (رحمة الله علیه) در توضیح نگرش غربی به زن به عنوان یک کالا ،تعبیر زیبایی دارند:«در خصوص زنان ،اسلام هیچ گاه مخالف آزادی آنها نبوده است . به عکس ،اسلام با مفهوم (زن شیء شده)و به عنوان شیء ، مخالفت کرده است و شرافت و حیثیت وی را به وی بازگردانده است»(2)

خانم فاطمه دولان استاد مسلمان انگلیسی زبان در ایران می گوید :«من به عنوان کسی که در کشور غربی زندگی کرده است می فهمم که فلسفه ی حجاب چیست !وجود حجاب باعث می شود که زن ارزش خود را از حد یک کالای تجاری و یا وسیله ای برای بهره دهی بیشتر ،بالا ببرد وهم خود برای خویش ارزش قائل باشد وهم جامعه را وادار به احترام کند. »(3)


1) . مطهری ،مرتضی ،مسئله حجاب ،ص 70 و95 ،انتشارات صدرا ،چاپ 42 پاییز 1374.

2) . رضایی،اصغرو علی پورباغبان نژاد، یوسف،حجاب آزادی یا اسارت ؟،ص 142 انتشارات احرار تبریز چاپ اول بهار 1383 .

3) . اکبری ، محمد رضا ،تحلیل نووعملی از حجاب در عصر حاضر، ص 12 و13 ، انتشارات شهید حسین فهمیده ،چاپ اول سال 1376.

4- حجاب و مصونیت

یکی از فلسفه ای که برای حجاب در قرآن ذکر شده ،حفظ بانوان محترم از آزار و اذیت افراد بی سر و پایی است که در همه ی جوامع کم و بیش وجود دارند از این نظر حجاب نوعی مصونیت است نه محدودیت و همان گونه که گل های زیبا و خوش رنگ و بو باید در حصار قرار بگیرند تا از دستبرد کودکان بازی گوش در امان بمانند زنان نیز باید گلبرگ های وجود خود را در پوشش های مناسب قرار دهند تا از نیش و نوش نگاه نا مردان و نامحرمان دور بماند. حجاب برای زن یک دژ است ، یک سنگر است ،یک حریم است ،جایگاهی است که زن درآن امنیت و آرامش خود را می یابد و جان و وجدان و عفت او محفوظ می ماند .حجاب برای زن نقش دفاعی دارد.زن در پشت سنگر حجاب محفوظ می ماند از خطرات و آفات برکنار مانده و موجبی برای رشد و تعالی و زمینه ای برای سازندگی او پدید می آید .

قرآن کریم در سوره ی احزاب ،فلسفه ی حجاب را مدنظر قرارداده و می فرماید:

«ای پیامبر به همسران و دخترانت و به زنان مؤمنین بگو که چادر های (جلباب) خویش را به خود نزدیک کنند و همچون زنان عفیف خود را بپوشانند تا به (عفت و پاک دامنی )شناخته شوند و مورد اذیت و آزار قرار نگیرند و خدا آمرزنده و مهربان است . »(1)

حجاب برای حفظ جان زن لازم است .بی حجابی گذشته از آنکه عرض و ناموس زن را در معرض و تعرض ناگهانی بیگانگان قرار می دهد ،چه بسا موجب


1) . «يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَن يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا »احزاب، 59.

خطرات جانی برای آنها هم می شود.اغلب زنانی که صرف نظر از دخالت انگیزه های سیاسی، مورد تجاوز قرار گرفته و در اثر مقاومت برای پوشاندن اثر جرم ،کشته شده و یا خود کشی کرده اند ، معمولاً از کسانی بوده اند که مراقب رفتار و حرکات و حالات (حجاب)خود نبودند.(1)

بی حجابی و آرایش ،غریزه ی جنسی را تحریک و طوفانی می سازد.این تحریک و تهیج نه تنها کنترل و هدایت غریزه آتشین جنسی را مشکل می سازد بلکه مردان را به کانون خطر جدی برای زنانی که با خود نمایی آنها را تحریک نموده اند تبدیل می کند و امنیت فردی آنان را بر هم می زند. آمار وحشت برانگیز تجاوز عنف در غرب گویای این واقعیت است که فرهنگ بی حجابی و آرایش بیشترین ضرر را متوجه زنان ساخته زندگی آنان را با اضطراب مورد تجاوز قرار گرفتن،همراه ساخته است.(2)

درباره اینکه حجاب باعث مصونیت وبی حجابی باعث به خطرافتادن افراددرجامعه می شوداگراستغراءکنیم مواردمتعددی وجودداردومادراینجابه یک نمونه اشاره می کنیم.

حجة الاسلام داوودنژادمشاورفرهنگی دانشگاهای اصفهان می گویدساعت حدود 5 عصر بود و من داخل اتاق مشاوره دانشگاه نشسته بودم كه ناگهان يك دختر خانمي مانتويي با ظاهري بسيار نامناسب وارد اتاق من شد گفت:«حاج آقا من يك سؤال شرعي دارم آيا دختران مي توانند براي امنيت خود اسلحه همراه خودشان


1) . سعیدی ، رضا ،فلسفه حجاب بررسی آثار وفوائد حجاب ، ص 29 ؛ هاشمی رکاوندی ، سید مجتبی ،مقدمه ای بر روانشناسی زن ،(با نگرشی علمی واسلامی) ،ص 198 انتشارات شفق ،چاپ اول ،بهار 1370.

2) . خدمتگذار ، ملیحه ،فلسفه حجاب ،ص 64.

داشته باشند؟»من كه از تعجب نمي دانستم چه بگويم تمركز گرفتم و با تامل گفتم:«منظورت را واضح تر بگو»

آن دختر خانم گفت:«حاج آقا راستش را بخواهيد من هر روز يك اسلحه رزمي امثال چاقو و ... با خودم دارم ولي مي خواهم يك كلت كمري تهيه كنم!»گفتم : «آخه چرا؟»گفت : «حاج آقا من بعضي وقتها كه تا ساعت 9 يا 10 شب كلاس دارم وقتي به منزل برگردم نزديك ساعت 11 شب مي شود براي همين وقتي از دانشگاه به طرف خانه مي روم در پياده رو كه پسرها اذيت مي كنند و متلك مي گويند وقتي منتظر تاكسي مي شوم ماشين هاي مدل بالابوق مي زنند و اذيت مي كنند ! حاج آقا بخدا شايد وضعظاهريم به نظر شما بدباشد ولي من اهل خلاف و رابطه هاي نامشروع نيستم من فقط دلم مي خواهد خوش تيپ باشم !»

من هم بدون مكث گفتم : «خوب از نظر دين هيچ طوري نيست شما اسلحه دفاعي داشته باشيد اصلا همه دختران براي دفاع از خود بايد نوعي اسلحه حمل نمايند ولي نه هر سلاحي يك نوع سلاح است كه خيلي هم قدرت تخريب و دفاعي بالايي دارد»

بنده ي خدا كه منتظر موضع مخالف من بود با اين حرفهاي من داشت شاخ در مي آورد براي همين خيلي زود گفت: «چي؟ چه؟ چه اسلحه ايي مجاز است؟ اسمش چيه؟»

من كه ديدم بدجوري عجله دارد گفتم :«اگر بگويم قول مي دهي يك هفته استفاده كني اگر جواب نداد ديگر استفاده نكني»بنده خدا خيلي هیجان زده شده بود گفت: «قول مي دم استفاده کنم »

گفتم : «اسم آن سلاح بي خطر و بسيار كار آمد چادر است! شما يك هفته استفاده كنيد ببينيد اگر كسي مزاحم شما شد ديگر هيچ وقت به طرفش نرويد!»

با تعجب مثل كسي كه ناگهان همه انرژي او كاهش پيدا كرده باشد گفت: «چادر! آخه چادر...»

گفتم : «ديگه آخه ندارد يك هفته هم هيچ اتفاقي نمي افتد»با حالت نيمه نااميدي تشكر كرد و رفت.

مدت حدود يكي دو ماه از جريان گذشت و من به كلي فراموش كرده بودم تا اينكه روزي يك خانم محجبه به اتاق من آمد سلام كرد گفت : «حاج آقا مي شناسي؟»من هم هرچه فكر كردم به ياد نياوردم براي همين گفتم : «ببخشيد شما را نمي شناسم»گفت: «من همان دختري هستم كه اسلحه به من دادي تا همراه خودم حمل كنم حالا هم كه مي بينيد مثل يك بچه ي خوب، سلاح چادر حمل مي كنم هرچند هنوز درست و حسابي چادري نشده ام! ولي مادرم خيلي دعاتون كرده چونكه هر روز بخاطر چادر نپوشيدن من در خانه دعوا داشتيم .راستش حاج آقا خانواده ما مخصوصا مادرم چادري هست و اهل مجالس مذهبي ولي من فرزند ناخلف شده بودم كه حالا به قول مادرم سر به راه شدم»

من هم كه حيرت زده شده بودم گفتم : « خوب برايم تعريف كنيدچه شد كه چادري بودن را ادامه دادي؟»

مكثي كرد شروع به گفتن جريان كرد: « راستش حاج آقا وقتي از اتاق شما رفتم خيلي درباره حرفهاي شما با ترديد فكر كردم ولي تصميم گرفتمامتحان كنم براي همين چند روزي وقت برگشتن از دانشگاه بطوري كه همكلاسي ها متوجه نشوند مخفيانه چادر مي پوشيدم ولي از وقتي كه چادر بر سر مي كنم ساعت 10 و يا 11

شب هم كه از دانشگاه بر مي گردم نه پسري به من متلك مي گويد نه ماشين مزاحم بوق مي زند

راستش را بخواهيد بدانيد هيچ وقت فكر نمي كردم دخترهاي چادري اين همه امنيت دارند! و اين همه خيالشان از بابت مزاحم هاي خياباني راحت است. الان هم مدتها است كه دائم با چادر رفت و آمد مي كنم و از كسي هم خجالت نمي كشم.(1)

بُعد خانوادگی حجاب

1- تحکیم بنیاد خانواده

اشاره

از دیگر فلسفه ها و فوائدحجاب اسلامی تأثیر آن در استحکام و تداوم هسته اصلی جامعه یعنی خانواده است .

رابطه ی حجاب و تأثیر آن در حفظ بنیاد خانواده و یا اثری که بد حجابی و بی حجابی در تزلزل و نابودی ساختار خانواده دارد را از دو بعد می توان بررسی کرد .

1- تأثیر بی حجابی در کاهش ازدواج2-اثر بی حجابی در افزایش طلاق

بی حجابی و کاهش ازدواج

در ذهن خود ،وضعیت جوانان در کشور های مقید به ارزشهای اخلاقی را تصور کنید. از زمانی که جوانان به سن بلوغ می رسد و هوس تشکیل خانواده می کند تا زمانی که بتواند خانواده ای تشکیل دهد ،یک دوره انتظار توأم با عفت و پاک دامنی را باید پشت سر بگذارد و همین صبر و عفاف زمینه ساز عشق پاکی است که لازمه تداوم زندگی مشترک است.برای اینگونه جوانان ازدواج یک آرزوی شیرین و گران


1) .سایت اخباردانشگاه ها،آیتی ستwww.itsat.in ، 200 11-08-04.

قیمت است که چون با سختی و انتظار و هزینه بسیار به دست می آید ارزش و قیمت بالایی دارد.

برای جوانان مقید به اصول اخلاقی،ازدواج پایان انتظار و آغاز زندگی جدید و تازه ای است و همین تازگی بر جذابیت و دوام بیشتر زندگی مشترک آینده می افزاید .

اما در جوامع غربی طبق آمارها کمتر دختر و پسری تا سن ازدواج رسمی پاک می ماند،اساساً ازدواج ارزش و اهمیت خود را از دست می دهد .جوانانی که با افراد مختلفی رابطه ای ناروا داشته و دارد دیگر ازدواجبرایش امر تازه ای نیست و تنها پایان انتظارش نمی باشد بلکه آغاز یک زندگی پر تکلیف و هزینه است .ازدواج برای این گونه افراد تشکیل خانواده نیست بلکه ایجاد یک زندان با اعمال شاقه است ، چرا که نه تازگی دارد و نه ارزان و کم هزینه است .لذا این گونه افراد روبه عشق آزاد می آورند و ترجیح می دهند به جای تن دادن به سختی ها و درد سر های تشکیل خانواده ،از بازار آزاد و حرم سرای عمومی جامعه بهره ببرند.

ویل دورانت درباره بنای نوین ازدواج و عشق آزاد و تأثیر آن در کاهش ازدواج می نویسد:

« در این روزگار خود بینی و خود پرستی نظر دیگری پیدا شده است که به همان اندازه افراطی است ولی دلپذیر تر است و چه نام خوشایندی دارد عشق آزاد ! این راه حل مسأله زناشویی سال به سال مقبول تر می گردد.قاضی لندسی گزارش می

دهد که از سال 1921 تا سال 1922 اجازه های ازدواج 25% کمتر شده است و علت آن را افزایش روابط نا مشروع می داند.»(1)

و همچنین طبق یک گزارش ، هشت هزار دختر هندوستان به سبب عدم توانایی در ازدواج خود کشی کردند.(2)

و همان گونه که قبلاً گفتیم در جوامع اسلامی اغلب این انحرافات ریشه در یک نگاه نا بجا داشته و اکثر این هم آغوشی ها از همدوش های روشنفکر مآبانه منشأ می گیرد و اگر حجاب و حدود محرم و نا محرم رعایت شود یقیناً بسیاری از این مسائل اتفاق نمی افتد و به ساختار خانواده صدمه نمی خورد .

شهید مطهری در این باره می فرمایند :« فلسفه ی پوشش و منع کامیابی جنسی از غیر همسر مشروع ، از نظر اجتماع خانوادگی این است که همسر قانونی از لحاظ روانی عامل خوشبخت کردن او به شمار برود ،در حالی که در سیستم آزادی کامیابی ، همسر قانونی از لحاظ روانی یک نفر رقیب و مزاحم و زندانبان به شمار می رود و در نتیجه کانون خانوادگی براساس دشمنی و نفرت پایه گذاری می شود در حالی که اختصاص یافتن استمتاعات و التذاذ های جنسی به محیط خانوادگی و در کادر ازدواج مشروع ، پیوندزن و شوهر را محکم می سازد و موجب اتصال بیشتر زوجین به یکدیگر می شود.»(3)


1) . سعیدی، رضا، فلسفه حجاب بررسی اثار و فوائد حجاب اسلامی ، ص 41 به نقل از ویل دورانت،لذات فلسفه ، ص172 .

2) . محمدی نیا ، اسد الله ،فلسفه حجاب آثار حجاب از نظر علوم اجتماعی ، روانشناسی و دانشمندان جهان ، ص 18 به نقل از رادیو جمهوری اسلامی ایران 7 / 6 / 68 .

3) . مطهری، مرتضی ، مسئله حجاب ص 89 با کمی تصرف .

بی حجابی و افزایش طلاق

از سوی دیگر بی حجابی و اختلاط افراطی دختر و پسرنه تنها میل آنها به زندگی مشترک و تشکیل خانواده را کاهش می دهد بلکه بسیاری از اوقات خانواده های تشکیل شده را نیز متلاشی می کند در صورتی که کمی تدبیر و دور اندیشی و اندکی تسلیم و تواضع در برابر احکام دینی و رعایت حجاب الهی حفاظ و حصار مناسبی است برای یک عمر زندگی سالم و بی دغدغه (البته به شرط فراهم بودن سایر عوامل ، یعنی حجاب برای سعادت و دوام خانواده ها شرط لازم است نه کافی)

همان گونه که گفتیم حجاب یکی از لوازم تحکیم بنیاد خانواده ها است و آنچه مسلم است بدون رعایت حجاب الهی ، اساس خانواده سست و متزلزل خواهد شد و زندگی ها ی مشترک ، ابتدا به جهنم مشترک زن و مرد تبدیل می شوند و پس از مدتی سوختن و ساختن ،به جدایی همسران از یکدیگر خواهد انجامید در حالی که همه مشکلات غالباً از یک نگاه ساده شروع می شود و زمینه ساز این نگاه نیز پوشش نامناسب و معاشرت بی حد و مرز با افراد نا محرم است . و اگر در جامعه ای نگاه کردن و خود را در معرض نگاه دیگران به نمایش گذاشتن کاملاً آزاد باشد ، هوی و هوس نیز آزادتر جولان داده و شیاطین جنی و انسی نیز آسان تر مرد وزن را به سوی عشق های تازه تری می کشانند و عشق قبلی و خانواده قدیمی را بی رنگ جلوه داده و جزئی ترین مسائل زندگی را به بهانه های مناسبی برای طلاق و رهایی از معشوق گذشته و رفتن به دنبال عشق جدید تری تبدیل می کند .

آمارهای قطعی و مستند نشان می دهد که با افزایش برهنگی و بی حجابی در جهان ،طلاق و از هم گسیختگی زندگی زناشویی به طور مداوم بالا رفته است لذا آمار طلاق در پر ادعا ترین کشور های مدعی ایجاد دموکراسی و تمدن هر روز بیشتر می شود.

شبکه تلویزیون «سی إ ن إ ن » در گزارشی از وضعیت کنونی خانواده ها در آمریکا گفت :

« طی سال گذشته 16270 مرد آمریکایی خانواده هایشان را بی اطلاع گذاشتند و رفتند استمداد زنان از پلیس فدرال آمریکا، تنها منجر به بازگرداندن هفت هزار نفر از شوهران گریز پا به خانواده هایشان گشتهاست . دلایل این عده برای گریز از خانه ،سلطه جویی،خرج تراشی،سبک سری همسر ،پشیمانی ازدواج ،شیطنت فرزندان،مزاحمت مادرزن ،میل به تجرد و عشق به زن دیگر عنوان شده است.

بین سالهای 1968 - 1992 در آمریکا هشت هزار نفر از همسرانشان جدا شدند که فرانسه،آلمان ،سوئد،ایتالیا و انگلستان نیز با فاصله کمی به دنبال آمریکا هستند.برآورد مؤسسات بین المللی و پیگیری امور خانوادگی نشان می دهد که از هر سیزده ازدواج در آمریکا،یکی به مرحله طلاق کشیده می شود و همین امر باعث می شود که کودکان را نا پدری ها و نامادری ها آزار دهند حتی به دست آنها کشته شوند.»(1)

استاد حداد عادل درباره رابطه طلاق و بی حجابی در کتاب فرهنگ برهنگی وبرهنگی فرهنگی می نویسد:


1) .روزنامه ی کیهان ،7 / 4 / 1371.

« بی بند و باری در پوشش ، بی بند و باری در تحریک است و بی بند و باری در تحریک،بنیاد خانواده را متلاشی می کند.غریزه ی جنسی یکی از علل مهم ازدواج وبه وجود آمدن خانواده است اما پس از ازدواج هر چه زمان می گذرد نقش غریزه ی جنسی در حفظ و دوام خانواده کمتر می شود و به جای آن نقش ،تفاهم و وفا داری در بقای خانواده بیشتر می شود . اینجا باید گفت که بی لباسی، عریانی و خود نمایی ،آفت زندگی خانوادگی است و در یک کلام بی حجابی ریشه ی درخت خانواده را می خشکاند . چنانکه دیدیم نه تنها در اسلام بلکه در همه ی مرام های اجتماعی جهان این نتیجه حاصل شده است که خانواده باید دلبسته و وفادار یکدیگر باشند تا آشیان دلپذیری برای یکدیگر بنا کنند وبا تربیت آنها ،آینده ی جامعه ی خویش را ترسیم کنند اما در جامعه ای که برهنگی برآن حاکم است هر زن و مردی همواره در حال مقایسه است.مقایسه ی آنچه دارد با آنچه ندارد و آنچه ریشه خانواده را می سوزاند این است که این مقایسه آتش هوس را در زن و شوهر و مخصوصاً در وجود شوهر دامن می زند . زنی که بیست یا سی سال در کنار همسر خود زندگی کرده و با مشکلات زندگی جنگیده و در غم و شادی او شریک بوده است ،پیداست که اندک اندک بهار چهره اش ، شگفتگی خود را از دست می دهد و روی در خزان می گزارد .در چنین حالی که سخت محتاج عشق و مهربانی و وفاداری همسر خویش است ،ناگهان زن جوان تری از راه می رسد و در کوچه و بازار ،اداره و مدرسه ،با پوشش نامناسب خود ،به همسر او فرصت مقایسه می دهد و این مقدمهای می شود برای ویرانی اساس خانواده و بر باد رفتن امید زنی که جوانی خود را بر باد داده است .

و همه خواهران جوان می دانند که هیچ جوانی نیست که به میان سالی و پیری نرسد و لابد می دانند که اگر امروز آنان جوان و باطراوت اند در فردای بی طراوتی آنان ،باز هم جوانانی هستند که بتوانند برای خانواده فردای آنها همان خطری را ایجاد کنند که خود آنان امروز برای خانواده ها ایجاد می کنند .»(1)

2- سلامت نسل آینده

گفتیم که بی بند و باری در پوشش باعث تحریک و سست شدن بنیاد خانواده ها است و از جمله اموری که رعایت حجاب در جامعه واجب می کند،حقی است که نسل آینده و فرزندان و کودکان خرد سال امروز بر ما دارند.

درست است هر انسانی حق دارد نوع پوشش و حدود آن را باسلیقه ی شخصی خود انتخاب کند اما این آزادی تا آنجاست که به حقوق سایرین به خصوص نونهالان نسل آینده صدمه ای وارد نیاید البته در نظر یک زن مؤمن بالاتر از هر حقی،حقوق الهی است و در هر انتخابی ، قبل از هر چیز،

دستور دین الهی و رضایت خداوند متعال را مد نظر قرار می دهد . اما جدای از بحث دینی و حقوق الهی کدام انسان منصفی به خود حق می دهد که برای خوش گذرانی موقت خویش پایه و اساس خانواده هارا به لرزه در آورد و آشیانه های امن کودکان بی گناه را ویران کند .

آن دختری که زیبایی ها و جمال خود را در کوچه و بازار در معرض تماشای دیگران قرار می دهد اگر چه با دلی پاک و بدون هیچ نیت سویی به دنبال کار خویش برود اما خواسته یا نا خواسته دل دیگران را نیز با خود می برد و بسیار اند


1) . حداد عادل ، غلامعلي ، فرهنگ برهنگي و برهنگي فرهنگي ، ص 69.

کسانی که با یک دیدن ،دل و دین خود را می بازند و نسبت به زن و فرزند خویش بی مهر و علاقه می شوند و کانون گرم خانواده به جهنم خالی از مهر و عاطفه بدل می شود و طبعاً کودکانی که هرگز طعم محبت و مهربانی را نچشیده اند به موجوداتی قسی القلب و عاری از عواطف انسانی بدل می شوند که دیر یا زود منشأ فساد و جنایات مختلف در جامعه خواهند بود و قساوت های انباشته در وجود خود را به طرق مختلف نثار دیگران خواهند کرد و ریشه ی همه ی این فساد ها بهجلوه گری زنان و خارج شدن از حدود الهی بر می گردد هرچند که چشم های بی بند و بار مردان نیز گناه کمتری از این بانوان نداشته و ندارد.

به جا است که آمارهای کشور های متمدن و رها شده از قید حجاب را بنگریم تا کمی محتاط تر حرکت کنیم و در شکستن حریم ها وزیر پا گذاشتن حدود الهی روشنفکرانه تر از روشنفکران امروزی قدم بر داریم و از ارائه ی تحلیل های شتاب آلود پرهیز کنیم .شکی نیست که یکی از آثار بی حجابی ،بی بند و باری و روابط نامشروع در یک ابعاد وسیع است .چنانکه در دنیای غرب به خوبی دیده می شود و آثار نکبت بار روابط نامشروع بر کسی پوشیده نیست . یکی از آن آثار آلوده شدن نسل ، به دنبال آن کورتاژ و سقط جنین و فرزندان نامشروع و غیر قانونی است که متأسفانه بر اثر عدم رعایت عفت و پوشش اسلامی ،این آثار روز به روز در دنیا روبه افزایش است و چنانکه آمار نشان می دهد ،این موضوع در کشور هایی که پوشش اسلامی رعایت نمی شود به مراتب بیشتر از کشور هایی است که پوشش اسلامی رعایت می گردد.

نشریه ی ریدرز دایجست سپتامبر96 می نویسد:

« هر ساله 350 هزار نوجوان آمریکایی در سنین 15 تا19 سال از طریق نامشروع باردار می شوند و بچه می آورند و براساس تحقیقات مؤسسه ی تربیتی واشنگتن دی - سی ، بیش از 50 % این دختران در دوره ی دبیرستان پدرشان را به علت طلاق از دست داده و یک چهارم این افراد خلاف کار اصلاً پدرشان را ندیده اند . و از سوی دیگر فقط 40 % این دختران خطا کار در آینده موفق به ازدواج می شوند که البته طلاق در اینها دوبرابر سایرین گزارش شده است.»(1)

و قطعاً بسیاری از این انحرافات و اتفاقات ناگوار با رعایت حجاب و پوشش مناسب و نگه داشتن حریم کافی بین زنان و مردان نا محرم قابل پیشگیری بوده اند.

3- حجاب رافع بد گمانی

یکی از فلسفه های حجاب د ر بحث خانواده ایجاد آرامش خاطر و رفع بد گمانی از همسر است هیچ چیز برای مردان بهتر از آرامش خاطر نیست به خصوص آرامش خاطر در رابطه با ناموس اگر مردی در رابطه با زن خود بد گمان باشد او دیگر آسایش ندارد و پیوسته ظن و بد گمانی او را رنجو آزار می دهد وقتی همسر او با پوشش نامناسب از خانه خارج می شود به ذهن مرد این مطلب خطور می کند همسرم که با لباس نا مناسب از خانه خارج می شود لابد برای کسی غیر از من چنین لباسی پوشیده و می خواهد برای دیگران خود نمایی و خود آرایی کند و این حالت کانون گرم خانواده را به سردی تبدیل می کند .اگر نگوییم سبب طلاق و جدایی این زن و شوهر می شود حد اقل باعث سلب آسایش و آرامش از مرد در مرتبه اول سپس سلب آرامش از خانواده در مرتبه دوم می شود. اینجاست که باید


1) . سعیدی،رضا، فلسفه حجاب بررسی آثار و فوائد حجاب اسلامی ، ص 70 به نقل از نشریه صبح ، آبان 75 .

حجاب را مایه خاطر مرد ان دانست. چنانچه امیر المؤمنین علی (علیه السلام)در این رابطه بیانی دارد که به فرزندش امام حسن مجتبی (علیه السلام) می فرمایند:

«سختی حجاب برای زن و مرد بهتر از تلخی بد گمانی است. »(1)

بُعد اجتماعی حجاب

1- استواری اجتماعی

کشیده شدن خواهش های جنسی از محیط خانه به اجتماع نیروی کار و فعالیت اجتماع را ضعیف می کند.برعکس آنچه که مخالفین حجاب خرده گیری کرده اندو گفته اند : « حجاب موجب فلج کردن نیروی نیمی از افراد اجتماع است»بی حجابی و ترویج روابط جنسی آزاد موجب فلج کردن نیروی اجتماع است.وقتی که جوان ما در محیط تحصیل و کار به خاطر گرفتار شدن در هوا و هوس ها نتواند به خوبی تحصیل کند و به کسب علم و تجربه بپردازد ، در آینده هیچ گونه کمکی که نمی تواند به اجتماع بکند بلکه ضرر هایی را هم به اجتماع می زند و پایه های اجتماع را سست می کند.حقیقت این است که وضع بی حجابی رسوا گری که در بین ملت ما است از مختصات جامعه ای سرمایه دارای غربی می باشد و یکی از نتایج سوء پول پرستی ها و شهوت رانی های سرمایه داران غرب است.یکی از طرق و وسایلی است که آنها برای تحذیر و بی حس کردن اجتماعات انسانی و در آوردن آنها به صورت مصرف کننده ی اجباری کالاهای خودشان به کار می برند.


1) . «شدة الحجاب خیر لکَ و لهنَّ مِنَ الارتیاب» كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‌5 ، ص338.

این است که زن مسلمان به بهانه ی «تجدد» و«تقدم»و«مقتضیات زمان»هر روز و هر ساعت با وسایلی که در دنیای سرمایه داری تهیه می شود خود را در معرض نمایش می گذارند تا بتواند مصرف کننده ی لایقیبرای کارخانه های اروپا باشد.(1)اهداف و مقاصد آنها را ازجمله در مورد وابستگی،فروپاشی اقتصاد جامعه ، گرفتن فعالیت از جوانان و در یک کلام از بین بردن پایه های اجتماع عملی سازد.آری حفظ حجاب سدی در جلو این اهداف و در نتیجه عاملی برای استواری اجتماع می گردد.

2- آرامش روانی جامعه

یکی از فلسفه های اصلی حجاب ایجاد آرامش روانی و امنیت روحی در جامعه است.حجاب ،حریمی میان زنان و مردان نا محرم است . بی تردید اگر زنان باحجاب و پوشش مناسب در جامعه حضور یابند خود و خانواده و دیگر افراد جامعه از آرامش روانی برخوردار خواهند بود اما اگر زنان در جامعه به صورت تحریک آمیز حضور یابند از آنجا که ارضای غریزه ی جنسی در تمامی موارد دلخواه ، ممکن نیست،باعث کوفتگی اعصاب آنها و ایجاد هیجان های بیمار گونه عصبی می شود و گاه سرچشمه امراض روانی می شود.زیرا غریزه ی جنسی نیرومند و چون اسبی سرکش است که هر چه بیشتر اطاعت شود و افسارش رها تر گردد ،سرکش تر می شود و یا همچون آتشی است که هرچه به آن بیشتر هیزم بدهند شعله ور تر می شود.


1) . مطهری،مرتضی ،مساله حجاب ،ص 92-94.

علاوه براین همسران یا اعضای خانواده این زنان بی حجاب ( به ویژه اگر دارای عرق مذهبی باشند)که دائماً با نگاه های هوس آلود دیگران به همسر یا دختر و خواهر خود مواجه هستند،دچار فشارهای روانی می گردد زیرا نگاه های هوس آلود همانند نیش زهرآگین،روح آنان را آزار می دهد و نه تنها نمی توانند به این عمل اعتراض کنند بلکه در برخی از موارد مجبور اند علی رغم فطرت انسانی و اعتقادات مذهبی خود،با سکوت،این عمل را تأیید و یا خود نسبت به تهیه ی آن لباس ها و کفش های مبتذل که توجه دیگران را جلب می نماید اقدام کنند .همچنین بی حجابی و پیروی از مد و آرایش موجب می شود که زنان دیگر که قادر به تهیه ی آن نوع لباس و کفش نیستند نیز دچار فشارهای روانی گردند و تعادل روحی خود را از دست بدهند این التهابات و هیجان ها ،بیماریها و اختلالات روحی و جسمی فراوانی را به دنبال خواهد داشت.(1)

امنیت و آرامش در ابعاد مختلف زندگی از حقوق مسلم همه شهروندان بوده و هیچ کس حق ندارد با بهانه های مختلف موجبات سلب آسایش دیگران را فراهم کند.و در نکوهش مردم آزاری و ایجاد مزاحمت برای دیگران،همه ی مکاتب و مذاهب اتفاق نظر دارند اما افراد مادی نگر و دنیا زده هستندکه آسایش و آرامش دو گیتی را فقط در امور مادی می دانند درحالی که آزار های روحی و معنوی و توهین به اعتقادات و مقدسات دیگران بسیار زشت تر از سایر آزار ها است.

این مطلب را با بیان یک مثال روشن تر کنیم :مثلاً چند نفر داخل یک اتاق یا یک اتومبیل نشسته اندو یک نفر سیگاری وارد می شود شروع به سیگار کشیدن می


1) . محمدی آشنایی،علی ،حجاب در ادیان الهی ،ص 191 و192.

کند و فضای آنجا را آلوده می کند آیا دیگران حق ندارند به این شخص که حقوق آنها را زیر پا گذاشته و فضای آنجا را آلوده کرده اعتراض کنند.گمان می کنم افراطی ترین طرفداران دموکراسی و آزادی هم حق را به این فرد مردم آزار نمی دهند.

همان گونه که هیچ فردی حق ندارد مثلا ًبا سیگار کشیدن فضا و محیط تعدادی از افراد جامعه را آلوده کند و موجب آزار آنها شودهمچنین هیچ فردی حق ندارد با پوشیدن لباس های نامناسب و رعایت نکردن حجاب و حریم دیگران از خود تصویری به نمایش بگذارد که صدمات روحی و روانی به جامعه زده و باعث آزار سایرین شود چون رعایت نکردن شئونات اسلامی مانند حجاب به ویژه در جوامع دینی مانند جمهوری اسلامی ایران که دین رسمی آن اسلام مبین و مذهب آن تشیع واصل انقلاب بر پایه ی ارزش های اسلامی بنا نهاده شده است ،توهین به اعتقادات و ارزشهای آنها می باشد.انقلاب و نظامی که خون های پاکی برای دست یابی و حفظ آن برروی زمین ریخته شد.جوان هایی که برای این آرمان ها شهید ،مفقودالاثر یا جانباز شدند.فرزندان و زنانی که به همین خاطر از داشتن نعمت پدر و همسر محروم شدند.

3- پیشرفت کار و تولید

با وجودی که یکی از آثار مفید و سودمند حجاب اسلامی افزایش نیروی کار جامعه است اما اغلب غرب زده های قدیمی و جدید ،نعل وارونه زده و مدعی اند که پوشش بانوان از عوامل اصلی عقب ماندگی و انحطاط کشور های اسلامی و باعث فلج نیمی از نیروی جامعه است ،اینان عریانی را عامل مهم عروج به قله های پیشرفت و تمدن بشری می شمرند .

البته اگر مراد ایشان از حجاب آن باشد که طالبان و بعضی از کشورهایی اسلامی به نمایش گذاشته اندو حقیقتاً زنان را از هر گونه کار و تلاشی محروم کرده ا ند ،ما نیز موافق ایم که چنین حجابی مانع پیشرفت است اما همه میدانیم که طالبان و تفکرات طالبانی نسبت به زنان که در بعضی از کشور های اسلامی رواج دارد نه تنها مورد انتقاد مدعیان دموکراسی نیستبلکه حتی کشور های استعمار گر با حمایت های پنهان و آشکار خود از این گونه دولت های منحط می کوشند چهره ی اسلام را مخدوش جلوه دهند .

اما اگر فارغ از سیاسی کارها متداول و با نگاهی بی طرف به مساله حجاب بنگریم ،آیا حجاب اسلامی که در آیات و روایات آمده مانع تحرک و فعالیت زنان است ؟ آیا پوشش زن مانع حضور او در اجتماع است ؟ آیا اسلام طرفدار نگهداری زنان در صندوق خانه ها و ممانعت از تحصیل و تلاش آنهاست ؟

در پاسخ به این سوال ها باید به چند نکته اشاره کرد:

اولاً در نظام فقهی و حقوقی اسلام که همه ی زنان را دعوت به پوشش کامل شرعی می نماید ، اصولاً هیچ اکراه و اجباری حتی برای کار کردن در خانه وجود ندارد ،تا چه رسد که زنان به انجام کارهای خارج از محیط خانه مجبور باشند .بعلاوه وقتی بنا باشد زن با کار کردن در خارج خانه عفت و امنیت روانی و سلامت عصبی خود و جامعه را به خطر اندازد،طبیعی است که اسلام چنین شغل هایی را برای زن ،حرام می داند.در نظام تربیتی اسلام ، اساساً ارزش و منزلت زن بر مبنای کارائی و کفایت عاطفی و تربیتی او سنجیده می شوند نه براساس کفایت و ارزش قوای عضلانی و عقلانی که در مرتبه دوم ارزش گذاری قرار دارد.به عبارت دیگر اسلام مهمترین کار تولیدی و خدماتی زن را تولید نسل انسانی و خدمت به رشد و

تربیت نوزاد و تامین نیاز های عاطفی و جنسی مردان می داند ، که این کار با ارزش ترین نوع کارهاست.

اسلام با هر نوع اجبار و ا کراه زن بر انجام کار دیگری غیر از کارها ی مقدس فوق ، مخالف بوده و هرگز اجازه نمی دهد که زن علی رغم میل باطنی خود وادار به کار شود ،زیرا این نوع کارکردن زن در واقع نوعی استثمار تلقی می شود روح دیانت حقه الهی از آن بیزار است از طرفی معمولاً انجام تمام یا عمده امور خانگی برعهده زن قرار دارد ،در نتیجه اگر بنا باشد زن در خارج از محیط خانه نیز به اشتغال بپردازد،نه تنها از انجام موفق وظایف خطیر خانگی می ماند بلکه او را دچار فشار عصبی و خستگی و کوفتگی شدید می سازد و تاب و طاقت او را سلب می کند که این خود بدترین شکل ستم و اجحاف به زن می باشد.آمارها و مصاحبه هایی که از زنان شاغل در آمریکا و اروپا توسط موسسه آمار اروپا بدست آمده نشان می دهد که قریب 80 % آنان بشدت از زندگی خود ناراضی بوده و همواره اساس بد بختی و خستگی شدید روانی و عصبی می کنند ، حتی وقتی از برخی از آنها سوال شد آیا اگر پس از مرگ دوباره متولد شدند دوست دارندزن باشند یا مرد؟اکثر آنها جواب دادند دوست دارند مرد باشند و دلیل آن را فشار شدید مشاغل خارج از محیط خانه می دانستند که بر مسئولیت ها خانگی آنها اضافه شده بود.

ثانیاًبرعکس ادعای مخالفین حجاب ، اگر زنان بنا به دلایل و ضرورت ها یی مجبور شوند در خارج از محیط خانه هم به کار اشتغال ورزند ،با حفظ و رعایت حجاب بهتر می توانند کار کنند.اگر حجاب به معنای واقعی خود رعایت شود ،هرگز چنین پوشش مانع کار و تولید نمی شود،اما وقتی زن فاقد حجاب و پوشش متناسب باشد،بطور ناخواسته در جامعه به میدان رقابت و چشم وهم چشمی و تجمل و خود

آرائی کشانده می شود و سعی می کند هر روز بهتر و جذاب تر از گذشته به آرایش سر و روی خود پرداخته و لباس ها ی جدید تر بپوشد طبیعی است زنی که برای آراستن ظواهر خویش مجبور می شود ساعتها وقت و مبالغی از پول خود را به هدر دهد،هرگز راضی نمی شود دست به کارهای فیزیکی و تولیدی در محیط خارج خانه بزند.به همین جهت در ممالکی که فرهنگ غربی بر زوایای زندگی مردم آن سایه افکنده به سهولت می توان به مقایسه ی زنانی که در پایان وقت کار از یک کارخانه و یک اداره ی خدماتی خارج می شوند پرداخت.

معمولاً زنانی که از کارخانه خارج می شوند ،دارای حجاب معمولی و ساده و سر و روی بدون آرایش می باشند و از دست زدن به هر کار تولیدی برای تأمین آب و نان خود ابایی ندارند ولی زنانی که از اداره خارج می شوند و به اصطلاح کارمند پشت میز نشین می باشند معمولاً دارای لباس های ملوّن و چهره های بزگ کرده و آرایش های غلیظ هستند و ملاحظه ی ظاهر آنها نشان می دهد که آنان نه تنها اهل کارهای فیزیکی و تولیدی نیستند بلکه اساساً اشتغال به آن امور را برای خود کسر شأن دانسته و مضر به جمال و نظافت ظاهری خود می دانند.(1)

به نظر شما آیا به کوچه و بازار کشاندن دختران آرایش کرده بازده کاری جامعه را بالا می برد یا بالعکس بسیاری از مردان را نیز فلج کرده و به انحراف می کشاند ؟! به تعبیر شهید مطهری :«آیا اگر مردی در خیابان و بازار و اداره و کارخانه و غیره با قیافه های محرک و مهیج زنان آرایشکرده دائماً مواجه باشد بهتر سر گرم کار و فعالیت می شود که یا در محیطی که با چنین مناظری روبه رو نشود؟»(2)


1) . منتسکیو شارل لوئی دوکسوندا ،روح القوانین ،مترجم علی اکبر مهتدی ص 226،انتشارات امیرکبیر،تهران ،1362.

2) . مطهری ، مرتضی ،مساله حجاب ص 93.

زنان بی حجاب که بیشتر اوقات شان صرف خود آرایی می شود و هزینه های هنگفتی را خرج لوازم آرایش و لباس های مد روز و مجالس مبتذل می کنند بازده کار و تولید جامعه را بالا می برند یا مثلاً زنان ساده وبا صفای شهری و روستایی که با حفظ حجاب ساعت ها ی متمادی به همسران خود کمک کرده و تولیدات مختلفی را نصیب کشور می کنند.

4- پیشرفت علمی و شکوفایی فکری جامعه

حجاب برای پیشرفت علمی و ترقیات فکری جامعه لازم است ، عدم تأمین صحیح و به موقع غریزه جنسی در مردان ، بزرگ ترین مشکل روانی بوده و مانع تفکر و خلاقیت و ابتکار در آنها می باشد ،در نتیجه هر چه مناظر شهوت انگیز در جامعه بیشتر باشد به همان میزان مشکلات روانی و عقب ماندگی فکری و فرهنگی بیشتر خواهد شد،پس بهتر است بگوییم :عدم رعایت حجاب و پوشش صحیح نه تنها محیط خانه و خانواده را آلوده می کند بلکه بر سرنوشت یک کشور و یک مملکت هم تأثیر سوء می گذارد.

منتسکیو می گوید : « از دست رفتن عفت زنان به قدری تأثیرات بد و معایب و نواقص تولید می کند و روح مردم را فاسد می سازد که اگر کشور دچار آن شود بدبختی زیادی از آن ناشی می گردد، به همین جهت قانون گذاران همواره عفت را به زنان توصیه می کنند و از آنها وقار و رعایت موازین اخلاقی توقع دارند.»(1)

البته لازم به تذکر است ،که اصولاً پیشرفت های علمی و صنعتی غرب حاصل زحمات بیدریغ طبقات علمی آن می باشد که عموماً از هرزگی های جنسی پرهیز


1) . هاشمی رکاوندی، سید مجتبی، مقدمه ای بر روانشناسی زن ، ص 199 ،به نقل از اعجاز روانکاوی ص152.

می کنند ،زیرا قانون خلقت حکم می کند همانطور که عدم تأمین نیازها ی غریزی به ویژه غریزه ی جنسی مانع بزرگی در مسیر رشد و تعالی انسان است ، هرزگی جنسی و بی بند و باری اخلاقی هم مانع عظیمی در راه پیشرفت فکر و اندیشه است ،چنانکه مطالعه احوال و زندگی دانشمندان تاریخ و دانشمندان غربی گواهی روشن براین واقعیت می باشد حتی«زیگمونه فروید»دانشمند روانکاو و معروف با آنکه همه ی فعالیت ها و تظاهرات روحی و رفتاری انسان را معلول تمایلات وا پس زده جنسی میداند اذعان دارد که آزاد نهادن غریزه جنسی موجب هرز رفتن قوای فکری و استعداد های روحی انسان می شود.(1)

اسلام عزیز از چهارده قرن قبل ،تحصیل علم را بر زن و مرد مسلمان واجب نمود و پیامبر اکرم (صل الله و علیه و آله)فرمود:«بر هر زن و مرد مسلمانی تحصیل دانش واجب است»(2)در رشد و تکامل روحی و معنوی تفاوتی بین زن و مرد نیست و براساس همین تعالیم دینی بود که زینب کبری (سلام الله علیها)در مدینه کلاس تفسیر قرآن داشت و به زنان مسلمان قرآن می آموخت و بسیاری دیگر از زنان مسلمان به تحصیل دانش می پرداختند و در طول تاریخ گذشته از خود کتب و آثار علمی به جا گذاشته اند.

اما آیا لازمه تحصیل علم و دانش ، بی حجابی و اختلاط زن و مرد است؟

به تعبیر استاد شهید مرتضی مطهری :« آیا اگر پسر و دختر در محیط جداگانه ای تحصیل کنند و یا فرضاً در یک محیط درس بخوانند ولی دختران بدن خود را


1) .همان.

2) . « طلب العلم فریضة علی کل مسلم ومسلمة» منسوب به جعفربن محمد عليه السلام، امام ششم عليه السلام، مصباح الشريعة، ص: 13، اعلمى - بيروت، چاپ: اول، 1400ق.

بپوشانند و هیچ گونه آرایشی نداشته باشند بهتر درس می خوانند و فکر می کنند و به سخن استاد گوش می دهند یا وقتی کنار هر پسری یک دختر آرایش کرده وبا پوشش نامناسب نشسته باشد.»(1)

5 - زمینه حضور سالم زن در جامعه

عده ای از مردم گمان می کنند که پوشش و حجاب اسلامی به خاطر قید و بند ها دست و پا گیری که دارد،امکان فعالیت و حضور نیرومندانه و متعادل در جامعه را از زن می گیرد ، زیرا این امر زنان را از اختلاط با مردان و پیوستن به متن جامعه باز می دارد و بدین ترتیب تأثیر منفی بر حضور زن در آفرینش نمود های تمدن انسانی دارد.

در پاسخ به این امر باید گفته شود که پوشش و حجاب زن طبق متون دینی و سیره پیشوایان دینی به این معنا نیست که مانع فعالیت های اجتماعی زن و زندانی کردن او در جامعه باشد . قرآن عفت دختران شعیب را در حالی که چوپانی می کردند و در بین مردان حضور داشتند و به کارهایی ازجمله ،آب دادن به گوسفندان می پرداختند بیان می کند .(2)

و از همه بهتر سخنرانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)در بین مردم در دفاع از حقوق چپاول شده خویش و سخنرانی دختر گرامی شان حضرت زینب (سلام الله علیها)در مجلس یزید در بر ملا کردن چهره حکومت ، نشان از آن است که اسلام مخالف حضور زن در جامعه نیست بلکه خواهان حضور سالم زن در جامعه می باشد. به طور حتمی می توان گفت که خود حجاب و پوشش عاملی است


1) . مطهری، مرتضی، مساله حجاب ،ص 93.

2) .ر. ک : آیات 23-25 سوره قصص.

که زن می خواهد که در جامعه فعالیت داشته باشد و گرنه، اگر اسلام به خانه نشینی و در خانه ماندن زن معتقد می بود ، دیگر نیازی به این همه تأکید آیات و روایات در زمینه پوشش نداشت و این تأکیدات امری بیهوده به شمار می رفت . چرا که زن در داخل خانه و نزد محرم های خود که نیاز به پوشش کامل ندارد پس ما پوشش اسلامی را عامل باز دارنده زن از ایفای نقش شایسته اش نمی دانیم ،بلکه بیان می کنیم که جمعیت بزرگی از زنان در جامعه زندگی می کنند که برای برآوردن نیاز های فرهنگی ،معنوی ،سیاسی ،اجتماعی خود نیاز به نیروهای آگاه فعال و فرهنگی از جنس خودشان دارند تا از این راه بتوانند به تکالیف و مسئولیت های اسلامی شان در مسیر زندگی عمل کنند.دور نگه داشتن زن از این دگرگونی منجر به وجود آمدن جامعه ای می شود که زنان از عقب ماندگی فرهنگی و اجتماعی و سیاسی برخوردار هستند.(1)

اسلام با در نظر گرفتن ابعاد مادی و معنوی زن و تأثیر اعمال و رفتاروی در سعادت ابدی او و دیگران،مقرراتی را برای حضور زن در اجتماع وضع کرده است این مقررات علاوه بر حمایت از زنان در بعد مادی و بهینه سازی روابط اجتماعی آنان ، حافظ منافع معنوی و کرامت انسانی آنها می باشد و بی توجهی به این مقررات پیامد های جبران ناپذیر برای زنان و جامعه ی انسانی به دنبال خواهد داشت.


1) . فضل الله ،محمد حسیین ،اسلام ، زن وجستاری تازه ،ترجمه مجید مرادی ، ص 40 ، مرکز نشر و انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم ، چاپ دوم ، 1384.

بُعد اقتصادی،سیاسی حجاب:

1- سدی در برابر فرهنگ مصرفی و مد پرستی

نظام سرمایه داری غرب برای ایجاد بازار بیشتر و به دست آوردن مواد اولیه ی ارزانتر و در نتیجه تحمیل سود بیشتر نیاز به گسترش هرچه بیشتر بازار مصرف دارد .و از این رو همه روزه با کمک دانشمندان علوم مختلف و مطالعه بر روی حالات درونی بشر به ایجاد یک سری نیاز های کاذب در افرادی می پردازد و خود در صدد پاسخگویی آن بر می آید.از جمله ی ایننیازها خود آرایی است که به اصطلاح نصف جامعه را به آرایش و زیبایی و تجمل گرایی مشغول می دارد و نصف دیگر جامعه راهم متوجه به این گروه مشغول می کند و در نتیجه جامعه ای می سازد که علاوه بر اینکه تولید کننده نیست مصرف گرا می باشد. (1)

بسیاری از مردم مخصوصاً بعضی از بانوان به محض دیدن جنس جدید در بازار تمایل به خریدن آن پیدا می کنند ، گرچه نمونه قدیمی از این کالا را داشته باشند.با اینکه متنوع بودن اشیاء موضوعی است که هر انسان دوست دارد ، و این از فطرت و سرشت او سر چشمه می گیرد. همانطوری که خداوند سبحان جهان طبیعت و تمام مخلوقات عالم را بر همین اساس خلق نموده است لکن مستکبرین و افراد سود جو از این خصلت بشر سوء استفاده کرده ، وبا گسترش فرهنگ مصرفی و مد سازی در


1) . رزاقی،احمد ،عوامل فساد وبد حجابی وشیوه های مقابله با آن ص 199 و200 ، سازمان تبلیغات اسلامی ، معاونت پژوهشی ، تهران 1371 .

بین مردم و توزیع لوازم آرایشی و زیبایی اقتصاد و سرمایه ی کلانی را از کشور خارج می کنند.(1)

توبه لیست واردات کالاهای تزیینی و لوازم آرایش و آمارهای سر به فلک کشیده واردات این اجناس که در سالها ی اخیر ایران را بعد از عربستان بزرگترین وارد کننده این اجناس به شمار آورده بالاترین خطر اقتصادی برای کشور محسوب می شود و زنگ خطر را برای همه ی ما به صدا درمی آورد .باشد که به هوش آییم واز سرازیر شدن منابع اقتصادی خود به جیب سرمایه داران غرب جلوگیری نماییم.

یکی از آثار والا و ارزشمند حجاب مخصوصاً چادر،از بین بردن فرهنگ مصرفی که ارمغان غرب است می باشد.و باعث راکد و بی رونق شدن بازارهای رنگین آنها می شود . طبق همین اصل ، استکبار تلاش می کند با حیله های مختلف و غیر مستقیم به حجاب ضربه وارد کند ، زیرا آنان می خواهند این سد و سنگر نرم و نخی ولی مستحکم را بشکنند ، تا چرخ کارخانجات مد سازی ، ریسندگی و بافندگی و لباس های رنگین زنان ،ساخت لوازم زینت آلات ، لوازم آرایش و تولیدات انواع رنگها و . . . را به چرخش در آورند .تا بتوانند نیاز های میلیون ها زن که خود استکبار باعث آن شده تأمین نمایند.(2)

رهبر معظم انقلاب دراین باره می فرمایند:« من به خانم های جوان و خانم های خانه دار مسلمان سفارش می کنم به دنبال این تبلیغ مصرف گرایی که غرب مثل خوره به جان جوامع دنیا و جوامع کشور های در حال توسعه و کشور های روبه


1) . محمدی نیا، اسدالله، فلسفه حجاب آثار حجاب از نظر علوم اجتماعی ، روانشناسی و دانشمندان جهان، ص 27 و28.

2) .همان ، ص 28 و29.

رشد از جمله کشور ما انداخته است نروند مصرف در حد لازم خوب است نه در حد اسراف.»(1)

2 - حجاب نماد اساسی فرهنگ اسلامی

از دیگر فلسفه ها و فوایدی که برای حجاب می توان بر شمرد ، منعی است که حجاب در مقابل نفوذ فرهنگ های بیگانه و پیشروی استعمار گران دارد و دقیقاً به همین دلیل است که سرمایه گذاری وسیعی از سوی جهانخواران برای کوبیدن حجاب اسلامی انجام شده است .

راستی این همه حساسیت مجامع بین المللی و جوامع اروپایی برای چیست ؟ و آن همه تلاش برای به انزوا کشاندن حکم حجاب اسلامی به چه منظور است؟ظاهراً دشمنان اسلام یکی از سنگر های اصلی حفظ فرهنگ اسلامی را تعصب مسلمین نسبت به سنت های دینی به خصوص حجاب بانوان می دانند.آنها به خوبی می دانند که تا بانوان را از حصار حجاب بیرون نکشند و به عروسک های بی اراده و اسیر غرایز خو د بدل نسازند ،نمی توانند از آنها در جهت منافع خود استفاده ی ابزاری ببرند و نیک می دانند که تا زنها را در دست نگیرند امکان موفقیت و نفوذ شان در مردان و سایر قسمت های جوامع اسلامی بسیار ضعیف است . استعمار گران از این تأثیر گذاری زن بر جنس مخالف همواره سوء استفاده ها کردند وبا به فساد کشیدن زن، سعی بر فساد مردان داشته اند . اولین قدمی را که استعمار گران برای نیل به اهداف خود برداشته اند بی حجاب کردن زنها بوده است .

فرانتس فانون نویسنده و روشنفکر معروف می گوید:


1) . خامنه‌اي، سیدعلي، فرهنگ و تهاجم فرهنگي(پيامها و سخنرانيها) سازمان مدارک فرهنگي انقلاب اسلامي،تهران،1373 ،ص 259 .

« اولین اقدام ضد فرهنگی که فرانسه در الجزایر صورت داد تلاش برای از بین بردن حجاب بود و در این کار موفق شد و هرچه بدن زن الجزایری را بیشتر عریان کرد ،چنگال استعمارگر بیشتر به حلقوم الجزایری فرو رفت اما مجددا ًزن الجزایری شخصیت خود را باز یافت و مبارزه علیه مطامع استعمار نیز آغاز گردید»(1)مستر همفرر جاسوس کهنه کار انگلیسی که معتقد بود باید حجاب از زن مسلمان گرفته شود می گوید :

« پس از آنکه زنان را از چادر و عبا بیرون آوردیم باید جوانان را تحریک کنیم که دنبال آنان بیفتند تا فساد در میان مسلمانان رواج یابد و برای پیشبرد این نقشه لازم است اول زنان غیر مسلمان را از حجاب بیرون آوریم تا زنان مسلمان از آنان یاد بگیرند.»(2)

استعمار گران می دانند که باوجود چادر نمی توان استقلال یک ملت را در هم شکست آنها می دانند که این پوشش دینی ، بار فرهنگی عمیق ، پیام استقلال و آزادی می باشد و چادر سد راه ابتذال فرهنگی غرب است آری ، امروز همه دشمنان اسلام با این موضوع و آرمان اسلامی به عنوان یک نماد اساسی برای دین اسلام و به خصوص انقلاب اسلامی ایران و همچنین به عنوان رمز هویت ممالک اسلامی و موجب استحکام آنها نگاه می کنند و بهتر از خودمان می دانند که چگونه تضعیف آن هویت اسلامی و حتی سیاسی و اقتصادی کشورهای اسلامی را به خطر انداخته و آنها را نفوذ پذیر کرده اند .


1) . اکبری ، محمد رضا ،حجاب در عصر ما ،ص 127 .

2) .همان.

ریون کرکت صهیونیسم و مسئول سابق شبکه جاسوسی سیا در ایران چنین می گوید:

« چادر نمادی است که وجود انقلاب را در سر هر چهار راه به نمایش می گذارد . باچادر می توان این احساس را پدید آورد که انقلاب اسلامی هنوز زنده و پویا و جاوید است .»(1)

اما افسوس که این نماد اسلامی و انقلابی و این شعار مهم اسلامی را که دشمنان نتوانسته اند با زور نابود کنند عده ای از روی هوا و هوس و منافع شخصی آنرا نابود می کنند .برای انهدام یک فرهنگ و به زانو درآوردن یک ملت ،همیشه حمله ی مستقیم یا تهاجم نظامی لازم نیست بلکه استعمار نو و جهان خوران مدرن با روش های پیشرفته و سلاح های نا مرئی بدون ریختن یک قطره خون یا شلیک یک موشک با شعار آزادی وبا پرچم حقوق بشر ، کشور های اسلامی را به خاک مذلت می نشانند و از انجام احکام اسلامی باز میدارند زیرا شعار آزادی آن هم از نوع غربی اش یک هدف و آرمان انسانی نیست بلکه وسیله ای برای به تسلیم کشاندن کشور های اسلامی است .

به قول جلال آل احمد در کتاب غرب زدگی :« از واجبات غرب زدگی یا مستلزمات آن ،آزادی دادن به زنان است .»(2)چرا که تا زنان از سنگر حجاب بیرون نیایند، هدف تیرهای استعمار گران و مد سازان و شکارچیان مختلف قرار نمی گیرند و تا زنان تسلیم فرهنگ بیگانه نشوند شکستن مقاومت سایر افراد جامعه کار آسانی


1) . احمدی جلفایی، حمید،چهل حدیث پیرامون حجاب و عفت زنان،ص 12 ،آستانه ی مقدس قم ،انتشارات زائر ، قم چاپ دوم ،1382.

2) . سعیدی ، رضا ،فلسفه حجاب ، ص 81 به نقل از کتاب غرب زدگی،ص83.

نخواهد بود زیرا زنان در جامعه نقش محوری خاصی دارد.از یک سو مردان و همسران خود را می توانند تحت تأثیر خواسته های خویش قرار دهند و از سوی دیگر فرزندان و نسل آینده را می توانند مطابق با امیال و آرمان های خویش پرورش دهند حال تصور کنید یک چنین فرد مهم و اثر گذار،به موجودی بی بند بار و در بند امیال بیگانگان تبدیل شود .ناگفته پیداست که کل جامعه خواسته یا نا خواسته ، دیر یا زود ،بازیچه ی فرهنگ های وارداتی شده و از ارزش های اصیل خود فاصله خواهد گرفت.

فرانتس فانون درباره ی سیاست اشغالگران فرانسوی برای درهم کوبیدن مقاومت مردم الجزایر و نفوذ در فرهنگ آنان می نویسد :

« مسئولین حکومتی بعد از هر موفقیت ثبت شده بیشتر معتقد می شوند که زن الجزایری تکیه گاهی است برای نفوذ غربیان در جامعه ی بومی ، هر چادری که دور انداخته می شود افق جدیدی را که تا آن هنگام بر استعمارگر ممنوع بود در برابر او می گشاید و بدن الجزایری عریان شده را تماماً به او نشان می دهد پس از دیدن هر چهره ی بی حجاب ، امید های حمله و رشد اشغال گر ده برابر می شود .هر بار که یک زن الجزایری کشف حجاب کند با این عمل خودش در واقع وجود جامعه الجزایر را به سیستم دفاعی سست بنیاد و باز ومتلاشی به اشغالگر اعلام می دارد هر چادری که می افتد ، هر بدنی که از فشار سنتی چادر رها می شود ،هر چهره که به نگاه حسور و ناآرام اشغالگر عرضه می شود برگردان این معنا است که الجزایر به انکار وجود خویشتن آغاز کرده و هتک ناموس را از جانب اشغالگر پذیرفته است با هر چادری که رها می شود گویی جامعه الجزایری خویشتن را به مکتب ارباب

تسلیم کرده و تصمیم می گیرد تحت رهبر و انقیاد اشغالگر ،عادت و رسوم خویش را تغییر دهد .»(1)

با ملاحظه بررسی فلسفه حجاب درابعادگوناگون فردی،خانواده گی، اجتماعی، سیاسی به این نتیجه می رسیم که رعایت حجاب ازسوی بانوانثمرات وفوائد زیادی در ابعاد مختلفِ مذکور رابه دنبال داردودرطرف مقابل بی حجابی وبدحجابی پیامدهای گوناگون درپی داردوهمچنین بادقت درمطالب مذکورمی توان ادعی کرد پاسخ مناسبی درقبال این سوال هاکه فلسفه حجاب چیست؟چرابایدزن هاحجاب را رعایت کنند؟ وسوالات دیگرازاین قبیل،می باشد.


1) .همان،ص 82و83به نقل از: فرانتس فانون، تحليلي از زندگي جامعه‌شناس انقلابي الجزاير، ترجمه‌ی دکتر تابنده، ص 44 .

فصل چهارم:اهداف واختیارات حکومت اسلامى

اشاره

در عصر حاضر حکومت‌ها امکانات وسیعی برای اعمال سلطه دارند. از این رو، در زمینه‌های مختلف اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و تربيتي می‌توانند نقشي مؤثر ایفا کنند. حکومت‌ها می‌توانند در انديشه‌ها، گرایش‌ها، ارزش‌ها و شیوه‌ی زندگی و نوع نگرش انسان به خود، جامعه و جهان تأثیر چشم گیر بگذارند.

با این حال، مسأله‌ي مهم اين است که هدف از تشکيل حکومت چيست و همين مسأله از جنبه‌ي ديگر به اين پرسش باز مي‌گردد که حکومت نسبت به افرادجامعه چه وظايفي را به عهده دارد؟

آيا هدف حکومت تنها حفظ نظم و امنيت و تأمين رفاه مادي مردم است یا اين که حکومت‌ها به عنوان قدرت برتر و نیروی مسلط وظيفه‌ي هدايت و محافظت از ارزش‌ها را نيز به عهده دارند؟ در اين بحث دو فرضيه مطرح است: فرضيه نخست اهداف حکومت را اعم از تأمين نيازهاي مادي انسان مي‌داند؛ بر اين اساس، دخالت نهادهای حکومتي در تقویت ارزش‌ها معقول و موجه است. فرضيه‌ي ديگر اين است که بايد موضع حکومت در برابر مقوله‌هاي اررزشي و تعيين خير و سعادت، بی طرفی کامل باشد.

با اندكى تأمل در اهداف حکومت اسلامى و بررسى تفاوت آن با حکومت هاى ديگر, اعتراف خواهيم كرد كه حکومت اسلامى در اين زمينه, تكليفى اساسى برعهده دارد.

با توجه به اين که انسان، داراي دو بعد روحي و معنوي است و پس از انقضاي مرحله حيات دنيوي مرحله‌ي مهمتر که حيات اخروي است در پي مي‌آيد، از اين رو، بايد، تنظيم حيات و تدبير زندگي او به صورتي باشد که بتواند رفتار او را در حوزه‌ي فردي و جمعي به گونه‌ي سامان دهد که سعادت و کمال دنيوي و اخروي او

را تضمين و تأمين کند. از اين رو، حکومت وظيفه‌ي هدايت و پاسداري از ارزش‌ها و هنجارهاي مقرون به حقيقت را دارد. وظيفه‌ی حکومت به تنظيم امور اجتماعي و تأمين امنيت در راستاي بهبود حيات مادي و رفاه اقتصادي محدود نمي‌شود. ترويج ارزش‌ها و اجراي احکام و قوانين ديني و صيانت از حدود الهي به لحاظ نقش آن‌ها در سعادت ابدي انسان از وظايف عمده و غايت قصواي حکومت اسلامی است.

اسلام بر اساس بینش خاص خود نسبت به انسان - که وی را دارای دو بعد مادی و معنوی می‌داند - اهداف معنوی را دنبال می‌کند و در واقع از نظر اسلام اهداف مادی تنها به عنوان مقدمه‌ای برای رسیدن به اهدافمعنوی مطرحند. زیرا در جهان‌بینی اسلامی دنیا به منزله پل و گذرگاهی به سوی آخرت و یا مزرعه‌ای جهت کشت برای آخرت است.(1)

براین اساس مادراینجابه چندموردازمبانی اهداف ووظایف حکومت اسلامی ازلحاظ بعدمادی ومعنوی انسان اشاره می کنیم.

مبنای اوّل:نسبت حکومت اسلامی وایجاد زمینه رشد کمال معنوی

فلسفه امامت و رهبرى در فرهنگ اسلامى كه حكومت يكى از شئون آن به شمار مى رود, هدايت و ارشاد مردم به كمال هاى اخلاقى و معنوى است.

در نگاه مكتب اسلام،انسان براى رسيدن به كمال آفريده شده و همه چيز براى حركت او به سوى كمال و سعادت فراهم گشته است. حكومت نيز فرصت و ابزارى براى رساندن انسان به كمال است. حکومت به دليل قدرت, اختيار و امكاناتى كه


1) .«إنما الدنیا قنطرة، أیها الناس إنّما الدنیا دار مجاز» مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحارالانوار،ج 70،ص 93و134؛ محمدی ری شهری، میزان الحکمة، ج 3، ص 603.

دارد, در اين زمينه داراى مسئوليت است زيرا بدون حضور فعال حكومت, امور اجتماع سامان نمى يابد و كمال آدمى كه در پرتو زندگى جمعى تحقق يافتنى است, حاصل نمى شود. ممكن است در فرض نبود حکومت اسلامى نيز عده اى به صورت شخصى پله هاى كمال و ترقى را بپيمايند و بدون اتكا به حمايت دولت, به رشد فكرى و معنوى برسند, هم چنان كه نمونه هاى فراوانى در طول تاريخ وجود دارد, ولى عموم مردم بدون برخوردارى از چنين فرصت و زمينه اى و بدون حمايت حكومت نمى توانند به قله هاى كمال برسند و استعدادهاى نهفته درون خود را به فعليت برسانند.

مهمترين تفاوت بين نگرش نظريه حکومت اسلامی وغیراسلامی اين است که در ديدگاه‌هاي حکومت های غیراسلامی مقوله‌ي خير، سعادت و هدايت امري فردي و خارج از قلمرو حکومت است؛ اما از ديدگاه اسلام یکی ازاهداف اصلي و اساسي حکومت فراهم ساختن زمينه‌ي هدايت و وصول به سعادت و کمال نهايي انسان است.

اسلام با اجبار و تحمیل کسی را ملزم به قبول باورهای دینی نمی‌کند، بلکه مي‌خواهد موانعي که بر سر راه هدايت و ايمان قرار دارد، برداشته شود تا زمينه‌ي ايمان آگاهانه و آزادانه افراد فراهم شود. در عین حال، تنها هدف حکومت اسلامی تأمین آزادي يا برابری نیست، سعادت جویی و کمال گرایی از اهداف نهایی و ارزش‌هاي غایي حکومت اسلامی است. از اینرو، ساختار جامعه و شرایط سیاسی و فرهنگی باید به گونه‌ای باشد که در عین تأمين آزادی‌های مشروع زمینه‌ي رشد و کمال او را فراهم سازد. اسلام ترویج عقاید باطل را که مانع رسیدن انسان‌ها به حقیقت می‌شود و رفتارهای شهوت آمیز و خلاف عفت را که سد راه ترقی معنوی

می‌شود، نمی‌پذیرد. اسلام حکومت را برای رشد و تعالی همه جانبه انسان می‌خواهد که هم شامل کمال و رفاه مادی و هم کمال معنوی و سعادت اخروی است.(1)با توجه به مباني اسلام که خدا محوري و آخرت باوري است، مي‌توان گفت از نظر اسلام در هنگام تزاحم آزادي با کمال و سعادت اخروی، خير و سعادت اخروي مقدم است.(2)

قرآن كريم درآغاز سوره ي ابراهيم ( عليه السلام) ،هدف نزول قرآن را كه همان هدف والاي رسالت و غرض اصيل حكومت اسلامي مي باشد، چنين ترسيم مي نمايد:

«قرآن كتابي است كه ما آن را به سوي تو فرو فرستاديم تا مردم را ازهرتيرگي و تاريكي برهاني و آنان را به نور برساني»(3)

هدف والاي رسالت و نزول وحي كه همان حكومت الهي است، نوراني نمودن جامعه ي انساني است وانسانِ نوراني، ازگزند تيرگي هوا و آسيب تاريكي هوس مصون، واز وسوسه و دسيسه ومغالطه، محفوظ خواهد بود وچنين انساني ازجهت انديشه، ازتباهي توهم و تخيّل و هرگونه مغالطه آزاد است واز جهت عمل، ازآلودگي هرگونه شهوت و غضب پاك مي باشد. بنابراين، هدف مهم تأسيس نظام اسلاميِ مبتني بر وحي و نبوت ، همانا رسیدن به کمال وسعادت وخليف-ﺓ الله شدن انسان است.


1) . ر.ک:ورعی،سیدجواد،مقاله«مبانی مسئولیت دولت اسلامی درزمینه حجاب بانوان»حجاب مسئولیت هاواختیارات دولت اسلامی،ج 1،ص 103،پژوهشکده فقه وحقوق به کوشش شفیعی سروستانی،ابراهیم ،پژوهشگاه علوم وفرهنگ اسلامی،اوّل،تابستان1387.

2) . «قُلْ مَتَاعُ الدَّنْيَا قَلِيلٌ وَالآخِرَةُ خَيْرٌ لِّمَنِ اتَّقَى »نساء، 77.

3) . «الَر كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ»ابراهیم،1.

همانطورکه بیان شدتعليم و تربيت نفوس، تاديب انسان هابه آداب الهي و اخلاق صالح و بر حذر داشتن آنها از اخلاق زشت و رذيله،یکی از اهداف حکومت اسلامی است چنان که قرآن کریم درآیه شریفه زیرتعلیم وتربیت رایکی ازاهداف بعثت پيامبراکرم(ص)برشمرده است.

«خداوند بر مومنان منت نهاد (و نعمت بزرگي بخشيد) هنگامي که در ميان آن ها پيامبري از خودشان برانگيخت، که آيات او را بر آن هابخواند،آن ها را پاک کند و کتاب و حکمت بياموزد، البته پيش از آن در گمراهي آشکار بودند.» (1)

جامعه ي آن روز، دختران را زنده به گور مي کردند، ارزش هاي ناپسند اخلاقي و نژادي بر آنان حاکم بود و ستم پيشگي و تجاوز به محرومان خصلت آنان شده بود، اما پيامبر اسلام با خواندن آيات دلنشين خدا و تبيين معارف زلال، آنان را رام کرد و با تعليم حکمت، مبناي اخلاق صحيح را به آنان آموزش داد.

آن حضرت علاوه بر اين که خود شخصا به تربيت و تزکيه، نفوس و تهذيب اخلاق حسنه مي پرداخت، در اعزام حاکمان منصوب از قبلش نيز به اين هدف اجتماعي توصيه مي فرمودچنان كه وقتی پيامبر اكرم (ص) معاذ بن جبل را [به عنوان فرماندار] به يمن فرستاد در وصيتى [دستورالعملى] به وى چنین فرمود:

«اي معاذ! به آن ها کتاب خدا و قرآن را تعليم بده و آنان را به اخلاق صالحه مودب کن. »(2)


1) . «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلىَ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ يَتْلُواْ عَلَيهِْمْ ءَايَاتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِن كاَنُواْ مِن قَبْلُ لَفِى ضَلَالٍ مُّبِينٍ» آل عمران،164.

2) . « يا معاذ! علّمهم كتاب اللّه، و أحسن أدبهم على الأخلاق الصالحه...» ابن شعبه، حسن بن على،تحف العقول،مترجم احمدجنتی، 25.

اساسا يکي از فلسفه هاي بعثت نبوت پيامبر اسلام، اتمام اخلاق صالحه و حسنه است. پيامبراکرم فرمود:

«من مبعوث شدم تا اخلاق صالح و زيبا را به بشريت تعليم کنم. »(1)

همچنین امير المؤمنين - عليه السلام - تعليم و تربيت را از حقوق مردم بر حاکم بر شمرده است:

«مردم مرا برشما حقي است و شما را بر من حقي. بر من است که خير خواهي را از شما دريغ ندارم و حقي را که از بيت المال داريد، کاملاً بپردازم و شما را تعليم دهم تا نادان نمانيد و آداب آموزم تا بدانيد؛ اما حق من بر شما اين است که به بيعت من وفا کنيد، در نهان و آشکار خير خواهي را ادا کنيد. چون شما را بخوانم بياييد و چون فرمان دهم بپذيريد.»(2)و نيز فرموده است: «بر امام است که بر اهل ولايت خويش حدود اسلام و ايمان را تعليم دهد.»(3)

همچنین امير بيان حضرت علی - علیه السلام - فرموده است: «کمال سعادت، تلاش کردن در صلاح امور همگان و تربيت جمهور است».(4)


1) . « بعثت لاتمم مکارم الاخلاق»کلینی،محمدبن یعقوب، الكافي ،ج 1ص420.

2) . «يا ايها الناس إن لي عليکم حقاّ و لکم علي حق. فأما حقکم علي فالنصيحة لکم و توفير فيئکم عليکم و تعليمکم کيلا تجهلوا و تأديبکم کيما تعلموا. و أما حقي عليکم فالوفاء بالبيعة و النصيحة في المشهد و المغيب و الأجابة حين أدعوکم و الطاعة حين آمرکم» نهج البلاغة خطبه 34.

3) . «و علي الامام أن يعلم أهل ولايته حدود الإسلام و الإيمان» آمدي، عبد الواحد،شرح غرر الحکم، ج4، ص318.

4) .«من کمال السعادة، السعي في صلاح الجمهور» همان، ج6، ص30.

و نيز از سخنان آن حضرت در وظايف حاکم است: «همانا بر امام نيست جز آنچه که از امر پروردگار به عهد‌ه‌ي او گذاشته شده اشت: کوتاهي نکردن در موعظه و کوشيدن در نصيحت».(1)

مولا امیر المؤمنین - علیه السلام - در باره‌ی انجام وظايف خود نسبت به هدايت و ارشاد مردم فرموده است:

«رايت ايمان را ميان شما پا برجا کردم و شما را با مرزهاي حلال و حرام آگاه ساختم. به سبب عدالت خود لباس عافيت بر تنتان کردم و با گفتار و کردار خويش معروف را ميان شما گستردم و با خوي خود شما را نشان دادم که اخلاق برگزيده چيست.(2)»

مبنای دوّم: مسئولیت حکومت اسلامی درقبال امر به معروف و نهی از منکر

اشاره

آیا حکومت اسلامی وظیفه امر به معروف و نهی از منکر دارد؟ آیا حکومت اسلامی نسبت به آن مسئولیتی دارد؟

تردیدی نیست این حکم اوّلاچنان که از مستندات و نصوص آن به خوبی پیداست، با شرایطی که در فقه آمده همچون نماز و روزه بر تمام مکلفان واجب است.

از سوی دیگر، از آنجا كه یکی ازوظایف حكومت ديني اجراي شريعت اسلامي است؛ لذا نمي‌توان حكومت اسلامي را به گونه‌اي فرض كرد كه نسبت به رواج


1) . «إنه ليس علي الامام إلا ما حمّل من أمر ربه: الإبلاغ في الموعظة و الاجتهاد في النصيحة» نهج البلاغة، خطبه 105.

2) .«قد رکزت فيکم راية الايمان و وقفتکم علي حدود الحلال و الحرام و ألبستکم العافية من عدلي و فرشتکم المعروف من قولي و فعلي و أريتکم کرائم الأخلاق من نفسي»نهج البلاغه، خطبه 87.

منكرات و ترك معروفات خنثي باشد و هيچ گونه مسئوليتي احساس نكند. چنان كه سيرة حكومتي رسول خدا (ص) و حضرت علي (ع) بر امر به معروف و نهي از منكر بوده است.

لذاادله ویژه ای تأکید می کندکه یکی از مسئولیت های حکومت اسلامی امر به معروف و نهی از منکر است. اساسا طبق گفته بسیاری از فقهابرخی از مراتب امر و نهی به ویژه با وجود حکومت اسلامی و بسط ید حاکم اسلامی، جزء شئون آن به شمار می رود. چنان که یکی از ادله وجوب تشکیل حکومت اسلامی همین اطلاق و گستره وجوب امر به معروف و نهی از منکر است. یکی به این معنا که خودِ حکومت عدل یک «معروف» بسیار بزرگ است و حکومت «جور» «منکری» آشکار می باشد. دیگر به این معنا که امر به معروف و نهی از منکر هر چند منوط به بسط ید و قدرت است اما چنان که برخی فقها نیز تأکید کرده اند «قدرت» شرط واجب است نه وجوب. از این رو بر مسلمانان فرض است حکومت عادله را بر پا کنند تا قدرت اقامه معروف و دفع منکر را در سایه آن داشته باشند.(1)اینک به بررسی آیات و روایاتي می‌پردازیم که مسئولیت دولت را در این زمینه بازگو می‌کند:


1) . ر.ک:مرتضوی،سیدضیاء،مقاله«درآمدی برمبانی کلی فقهی حجاب ومسئولیت دولت اسلامی»حجاب مسئولیت هاواختیارات دولت اسلامی،ج 1،ص65،پژوهشکده فقه وحقوق به کوشش شفیعی سروستانی،ابراهیم ،پژوهشگاه علوم وفرهنگ اسلامی،اوّل،تابستان1387.

اول. مسئولیت حکومت اسلامی در برابر اصل امر به معروف و نهی از منکر در قرآن

1.«کسانی که یاری‌گر خداوند هستند، آنهایی هستند که هرگاه به ایشان در روی زمین توانایی بدهیم، نماز را استوار می‌دارند. زکات را می‌پردازند و به معروف فرا می‌خوانند و از منکر باز می‌دارند و پایان هر کاری به دست خداوند است. »(1)

توان‌مندی وتوانا سازی در قالبهای دیگر به جز صورت دولت وحکومت ممکن بوده وعملی نیز شده است. با توجه به مجموع وظایف و اعمالی که برای گروه به قدرت رسیده دراین آیه برشمرده شده است؛ قلمرو این اعمال قدرت؛ یعنی «الارض» که یکی از عناصر کلیدی، شکل گیری دولت است ومعانی بیان شده در آیات پیش وپس ازآن، به نظر می‌رسد که حکومت ودولت، گزینش بسیارمناسبی برای انجام چنین رسالتهایی باشد. به عبارت دیگر درمیان مجموعه‌های قدرت داده شده نهاد حکومت و دولت از مصداق‌های حتمی آن است.2.«باید برخی از شما مسلمانان، آدمیان را به خیر وخوبی‌ها فراخوانند واز پلیدی وبدکاری بازدارد. همین گروه که هدایت‌گر جامعه هستند در کمال رستگاری و پیروزی خواهند بود. »(2)

چنانکه مفسران و زبان شناسان نیز گفته‌اند «من» در آیه تبعیضیه است. بنابراین، مجموعه خاصی از جامعه، مامور به انجام این رسالت سنگین و حیاتی هستند. آن مجموعه نیز باید ویژگی‌هایی داشته باشد که دستور، متوجه آنها شده است وگرنه


1) . «الَّذِينَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ»حج،41.

2) . «وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» آل عمران،104.

سخن و دستور بیهوده خواهد بود. با توجه به اهمیت و سنگینی این وظیفه و نیز پیامدهای اجتماعی آن، باید این دسته خاص، از توانایی‌هایی مثل قدرت،دانایی، شجاعت، امکانات، مشروعیت قانونی و مانند آن برخوردار باشند، خرد انسانی ما را به این واقعیت رهنمون می‌سازد. در اين میان، مجموعه‌ها و نهادهایی که از مجموعه توانایی‌های نام برده، بیش‌تر و بهتر از دیگران برخوردارند و برای عملیاتی کردن آن، پشتوانه‌ی اجرایی و قانونی نیز دارند، باید از حکومت اسلامی نام ببریم.چراکه حکومت اسلامی شرایط مذکور را دارا می باشد.

3.«آنانی که از پیامبر امیّ که حقانیتش در تورات و انجیل بازگو شده است پیروی می‌کنند، آنان را به خوبی و نیکی فرا می‌خواند و از زشتی باز می‌دارد و امور پاکیزه و پاک کننده را بر ایشان حلال و پلیدی و پلید کننده را بر آنها حرام کرده است و بارسنگینی و زنجیرهای باز دارنده را از آنها بر می‌دارد. »(1)

این آیه کریمه می‌رساند که:

الف) امر به معروف و نهی از منکر و فراهم آوردن فضا، کالاها و خدمات سالم و سلامت‌زا در کنار آزادي و توانمند‌سازی افراد جامعه و جلوگیری از گسترش اضداد آن از وظایف پیامبر است.

ب) این امور جزء کار ویژه رهبری و مدیریت جامعه است.

ج) در جامعه دینی گروهی که به نمایندگی از پیامبر رسالت رهبری و مدیریت جامعه را به عهده می‌گیرند، همانا مجموعه حکومت دینی است که چنین مسئولیت‌هايی دارد.


1) . «الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِندَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَآئِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلاَلَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ» اعراف،157.

دوم: مسئولیت حکومت اسلامی در برابر اصل امر به معروف و نهی از منکر دراحادیث

1.

«از امام صادق علیه السلام پرسیده شد: آیا فریضه امر به معروف و نهی از منکر بر همگان واجب است حضرت فرمود: خیر. گفتند: چرا؟ حضرت فرمود: این کار بر آنانی که قدرت و علم دارند و اعمال حاکمیت می‌توانند و مورد فرمانبرداری قرار می‌گیرند واجب است، نه ضعیفان که راه به جایی نمی‌برند. »(1)

2.

امام رضا علیه السّلام به مامون نامه نوشت و فرمود: «اسلام خالص توحید است و همچنين فرمود: امر به معروف و نهی از منکر در صورتی که قدرت وتوانایی فراهم باشد و ترس بر جان نباشد واجب هستند. »(2)

در این دو روایات ویژگی‌ها و شرایط ویژه‌ای برای امر به معروف ونهی ازمنکر بیان شده است که همه بازتاب یک واقعیت هستند که همانا توانمندی و قدرت است، بنابراین مجموعه‌های توانمند شایستگی بیشتر برای اجرای هنجارهای خاص مانند امر به معروف ونهی از منکر دارند وحکومت و دولت در جامعه دینی، مصداق شاخص و اثر‌گذار این توانایی‌ها است. یکی از مصداقهای بارزعمل به این دستور دولت و حکومت اسلامی می باشد،که باقدرت حاکمیت خود،امربه معروف ونهی ازمنکررادرهرسه مراتب آن درجامعه اجراوعملی می کند.


1) . «سئل الامام الصادق علیه السلام عن الامر بالمعروف والنهی عن المنکر اواجب علی الامة جمیعا؟ فقال: لا. قیل ولم؟ قال: انما هو علی القوی المطاع العالم بالمعروف من المنکر لاعلی الضعفاءالذین لایهتدون سبیله» کلینی،محمدبن یعقوب ،کافی،ج 5،ص59.

2) . «عن الفضل بن شاذان عن الرضا علیه السلام انه کتب الی المأمون: محض الاسلام شهاده ان لا اله الاالله... الی ان قال... والامر بالمعروف والنهی عن المنکر واجبان اذا امکن ولم یکن خیفة علی النفس» حرّ عاملى، محمد بن حسن ،تفصيل وسائل الشيعة إلى تحصيل مسائل الشريعة ،ج16،ص129.

3-جابر از امام محمدباقر علیه السلام روایت می‌کند که فرمود:

«هماناامربه معروف ونهی ازمنکرراه پیامبران وروش صالحان است واجب بزرگی است که به وسیله آن واجبات دیگربرپامی شودمذهب هادرایمنی به سرمی برندکسب هاحلال می شودوظلم هاازبین می رودزمین هاآبادمی شود ودادازدشمنان گرفته می شودوکارهاسامان می گیردپس باقلب هایتان انکارکنیدوبازبان هایتان نهی کنیدوبرپیشانیشان داغ بزنیدودرراه خداازملامت هیچ ملامت گری نهراسید. »(1)امام باقر(ع)دراین روایت به هرسه مرحله امربه معروف ونهی ازمنکراشاره می کنندومارابه اجرای آنهاامرمی کنندامّانکته قابل توجّه این است که گروهی از هنجارها و بخشی از فعالیت‌های نظارتی در راستای اجتماعی سازی به توانایی و ظرفیت بالای عملیاتی نیازمند است که در غیر این صورت نمود عینی و اجرایی پیدا نمی‌کنند. از سوی دیگر چون نهاد دولت در جامعه از شمار نهادهایی است که از ظرفیت و توانایی بالايی بهره‌مند است به طور طبیعی این مسئولیت به آن معطوف می‌گردد.

چنانکه بامراجعه به کتب فقهی روشن می شودکه امربه معروف ونهی ازمنکربویژه مرتبه اقدام عملي اين فريضة شرعي بر عهدة حاكم اسلامي گذارده شده است. نظر برخی فقیهان نیز در این موضوع همین است.

صاحب جواهر در کتاب ارزشمند و گران سنگش، امر به معروف ونهی از منکر را از وظایف و مسئولیت‌های نظام حکومتی می‌داند که در وجود امام بازتاب می‌یابد


1) . «ان‌الامر بالمعروف والنهی عن‌المنکر سبیل‌الانبیاء ومنهاج‌الصالحین فریضة عظیمة بها تقام الفرائض و تأمن المذاهب وتحل المکاسب وترد المظالم وتعمر الارض و ینتصف من الاعداء ویستقیم الامر فانکروا بقلوبکم والفظوا بالسنتکم وصکوابها جباههم ولا تخافوا فی الله لومه لائم.» کلینی،محمدبن یعقوب ،الکافی ،ج9،ص483.

این رسالت را بدان جهت متوجه نظام حکومتی می‌بیند که از توان‌مندی برخوردار است، بنابراین و جوبش را مشروط به بسط الید (قدرت) بودن مقام امامت ونظام حکومتی می‌سازد:

«شان چنین است بامبسوط الیدبودن حاکم اسلامی آنچه که براوواجب است جمیع افراد امر به معروف است که ازجمله آنهاجهادوجنگ بامفسدین وبرپایی حدودوتعزیرات وردمظالم عامه وخاصه وغیرآنهاازچیزهای که فقط به وسیله امام (ع)برپامی شود. »(1)

بنابراین دراینکه امربه معروف ونهی ازمنکردرمرحله سوم برعهده حکومت اسلامی است شکی نیست اگر تردیدی هم باشد، در این است که امر و نهی اگر نیازمند ضرب و جرح و قتل باشد، آیا بر عموم مکلفان بدون نظر امام(ع) یا حاکم جایز است یا وظیفه آنان حداکثر امر و نهی زبانی است، اما وظیفه حکومت عام است و شامل همه مراتب آن می شود که بسته به شرایط باید عمل کند.

بسياري از فقهاي شيعه اقدام عملي امر به معروف و نهي از منكر در عصر غيبت را مشروط به اذن ولي فقيه جامع‌الشرايط مي‌دانند.مرحوم صاحب جواهر بعد از نقل قائلين به هر دو نظر (شرط اذن و عدم آن)؛ نظر اشتراط اذن امام (ع) يا مأذون از جانب معصوم (ع) در عصر غيبت- فقيه جامع‌الشرايط- را تقويت نموده است:


1) . «انه مع بسط یده الواجب علیه جمیع افراد الامر بالمعروف التی منها الجهاد وقتال البغاة واقامة الحدود والتعزیرات ورد المظالم العامة والخاصة وغیر ذلک مما لایقوم به الا الامام علیه السلام»نجفى، صاحب الجواهر، محمد حسن،جواهر الكلام في شرح شرائع الإسلام، ،ج21،ص383.

«بهرحال پس اگر(امربه معروف ونهی ازمنکر)منجربه جرح وقتل شودآیابازهم واجب است؟یک قولی گفته بله بازهم واجب است وقول دیگری گفته جایزنیست مگربااذن امام (ع)بلکه درمسالک این قول رامشهورتردانسته ودرمجمع البرهان آن رامشهوردانسته ودرکتاب اقتصادآمده: ظاهراز(کلمات)علماءامامیه این است که این مرحله ازامربه معروف ونهی ازمنکرجایزنیست مگربرای ائمه (ع)یابرای کسی که ازطرف امام(ع)اذن داشته باشدواین قول مشهورتراست به خاطراصلی(حفظ نفس)که سالم مانده ازمعارضه بااطلاقات(امربه معروف ونهی ازمنکر)چون آن اطلاقات انصراف به غیراین اصل دارد. »(1)

امام خميني (ره) نيز اين نظر را پذيرفته و مي‌فرمايند:

«اگر انكار منكر به گونه‌اي است كه منجر به جراحت يا قتل شود؛ چنين انكاري جايز نيست، مگر با اذن امام معصوم (ع) يا در عصر غيبت با اذن فقيه جامع‌الشرايط كه جانشين امام معصوم (ع) مي‌باشد. »(2)

اقدام عملي افراد براي امر به معروف و نهي از منكر، در حكومت اسلامي مبتني بر ولايت فقيه بدون اذن حكومتي، مشروع و معقول نيست. زيرا فتواي فقها مبني بر لزوم اخذ اذن از فقيه جامع‌الشرايط، مربوط به زماني است كه حاكم جور بر مسند قدرت باشد؛ اما اگر فقيه جامع‌الشرايط حاكم باشد؛ به طريق اُولي، هر گونه اقدام


1) . «وکیف کان فلو افتقر الي الجراح او القتل هل يجب؟ قيل نعم يجب و قيل لايجوز الا بإذن الامام عليه السلام بل في المسالك هو اشهر: بل في مجمع البرهان هو المشهور بل عن الاقتصاد الظاهر من شيوخنا الاماميه أن هذا الجنس من الانكار لايكون الا للائمة عليهم السلام او لمن يأذن له الامام عليه السلام فيه و هو الأشهر للأصل السالم عن معارضه الاطلاق؟ المنصرف الي غير ذلك» همان.

2) . «لوكان الانكار موجباً للج-ر الي الجراح او القتل، فلا يجوز الا باذن الامام (ع) علي الاقوي و قام في هذا الزمان الفقيه الجامع للشرايط مقامه مع حصول الشرايط»خميني، روح الله،تحرير الوسيله ،ج1،ص376.

عملي براي امر به معروف و نهي از منكر مشروط به اذن ولي فقيه مي‌باشد. زيرا قدرت اجرايي شريعت اسلامي در دست وليّ فقيه است و ديگري در انجام آن مجاز نيست. بنابراين با فرض تحقق حكومت اسلامي، علاوه بر اينكه دو فريضة امر به معروف و نهي از منكر، تكليف شرعي آحاد جامعه است؛ وظيفه حكومتي نيز مي‌باشد.بر اساس همین مستندات است که برخی در برشماری وظایف حاکم اسلامی از منظر فقه از جمله نوشته اند:

« امر به معروف و نهى از منكر به مفهوم وسيع آن، يعنى سعى در اشاعه و گسترش گفتار و كردار نيك و مبارزه با انواع كارهاى زشت و ظلم و فساد. »(1)

مبنای سوّم: قلمرو اختیارات ولی فقیه

آیااختیارات وولایتی که برای امام معصوم(ع)درزمان حضورامام(ع)ثابت است درزمان غیبت امام برای ولی فقیه نیزثابت است؟بسیارروشن است که چنان چه پاسخ این پرسش رامنفی بدانیم وبپذیریم ولی فقیه چنین اختیاری ندارد، دیگرجایی برای بحث وبررسی باقی نمی ماند.

امّابامقداری دقت وتأمل درمی یابیم،گرچه ولايت در زمان حضور امام (ع) اختصاص به امام معصوم (ع) دارد، ولى با توجه به دلائل فراوان وروشن که این


1) . «الامر بالمعروف و النهی عن المنکر بمفهومهما الوسیع، اعنی السعی فی اشاعة المعروف و بسطه، و مکافحة انواع المنکر و الظلم و الفساد.»منتظرى ، حسينعلى ،دراسات في ولاية الفقيه و فقه الدولة الإسلامية ، ج2،ص22، نشر تفكر، قم - ايران، دوم، 1409 ه ق.

نوشتارگنجایش آن راندارد(1)اين ولايت در زمان غيبت به فقيه عادل ارجاع و تفويض شده است.بنابراین همان اختیارات وولایتی که امام معصوم(ع)دارندولی فقیه جامع الشرائط هم دارامی باشد.

بامراجعه به کتب فقهای معاصر(2)به ویژه آثاربنیان گذارجمهوری اسلامی ایران امام خمینی (ره) به این نتیجه می رسیم که ولی فقیه وحاکم اسلامی چنین اختیاراتی دارد.

امام خمینی(ره)درباره قلمروی اختیارات ولی فقیه می فرماید:

«اگرفردلایقی که دارای این دوخصلت (علم به قانون وعدالت)باشدبه پاخاست وتشکیل حکومت دادهمان ولایتی راکه حضرت رسول(ص)درامراداره جامعه داشت دارامی باشدوبرهمه مردم لازم است که ازاواطاعت کنند.این توهم که اختیارات حکومتی رسول اکرم(ص)بیشترازحضرت امیر(ع)بود،یااختیارات حکومتی حضرت امیر(ع)بیش ازفقیه است،باطل وغلط است.البته فضایل حضرت رسول(ص)بیش ازهمه عالم است وبعدازایشان فضایل حضرت امیر(ع)ازهمه بیشتراست.لکن زیادی فضایل معنوی اختیارات حکومتیراافزایش نمی دهد.همان اختیارات وولایتی که حضرت رسول ودیگرائمه صلوات الله علیهم درتدارک وبسیج سپا،تعیین ولات واستانداران،گرفتن مالیات وصرف آن درمصالح مسلمانان داشتند،خداوندهمان اختیارات رابرای حکومت فعلی قرارداده است منتهاشخص معینی نیست روی عنوان«عالم عادل»است.»(3)


1) .برای مطالعه بیشتررحوع شودملا احمد نراقى، عوائد الايام، ص 187؛ مير فتاح مراغى، العناوين، 2/ 571؛ امام خمينى، كتاب البيع، 2/ 467.

2) .همان..

3) . خمینی،روح الله،ولایت فقیه(حکومت اسلامی)مؤسسه تنظیم ونشرآثارامام خمینی چاپ دهم پاییز1379.

سؤال دیگری که مطرح است این است آیامنظورمعتقدان به ولایت مطلقه فقیه تنهاولایت مطلقه درمحدوده لوازم حکومت است وشامل امورشخصی نمی شودیامرادازاطلاق ولایت فقیه،اطلاق درامورشخصی واجتماعی نیز هست؛یعنی ولی فقیه چنان چه مصلحت حکومت رادرگروتصّرف درامورکاملاًفردی بداند،اختیارچنین تصرّفی رادارد؟

درپاسخ به این پرسش بایدگفت ازجمله اختیارات ولی فقیه ولایت تصرف است.منظور از ولايت تصرف آن است كه ولى فقيه بتواند در شرائطى كه مصلحت اسلام و مسلمين ايجاب مى‌كند كسى را به انجام یاترک كارى وادار نمايد. به عبارت دیگرولایت تصرف عبارت است از سلطۀ تصرف در خصوص نفوس و اموال ديگران، همانگونه كه شخص بر نفس و مال خود ولايت داردبلکه اولی به تصرف درامورمؤمنان است.(1)

اين نوع ولايت از اختيارات حكومت و لازمۀ كشوردارى و ايفاى وظائف كلى دولت است يكى از مظاهر اين نوع ولايت، بسيج اجبارى نيروها در زمان جنگ و تهديدهاى نظامى،تغییر احکام بنابراقتضای مصلحت جامعه ، مسئلۀ مالياتهاو...می باشد

بى‌شك امام معصوم داراى چنين ولايتى است و منشأ آن، صفات اختصاصى امام (ع) نيست. بلكه اين مسئوليتهاى وسيع امامت است كه داشتن چنين اختياراتى را ايجاب مى‌كند.


1) . «النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ» احزاب،6 .

به تعبير ديگر، ادارۀ كشور و اين نوع اختيارات، دو امر متلازم، و دومى مقدمۀ انجام و تحقق اولى است، و بدون آن امكان حكومت و ادارۀ سياسى صحيح جامعه امكان‌پذير نيست.

مفهوم اين مطلب آن نيست كه حكومت مى‌تواند هر طور كه بخواهد در مال و جان مردم تصرف نمايد. بلكه در حقيقت اين نوع ولايت يك اقتدار شأنى و تقديرى است كه اعمال آن منوط به مصلحت است.در اينجا بايد متذكر شد كه ولايت تصرف بر اساس مصلحت را نبايد با احكام ثانوى و ضرورى كه در شرائط اضطرار يا حرج يا ضرر پيش مى‌آيد، اشتباه نمود.

زيرا منظور از ولايت تصرف آن است كه ولى فقيه حتى در شرائطى كه اضطرار و حرج و ضرر هم ايجاب نمى‌كند، بتواند بنابر مصلحت پيشرفت اسلام و مسلمين مردم را الزام به كارى و يا پرداخت مالياتى بنمايد(1)

مانند روايات وارده از اميرالمؤمنين (ع) در بارۀ وضع زكات در خصوص اسب؛

به روايت محمد بن مسلم و زراره در سندى تام، امام صادق و امام باقر (ع) فرموده‌اند:

«اميرالمؤمنين (ع) بر اسبان چرنده زكات وضع كرد؛ زكات سالانۀ هر رأس اسب سوارى دو دينار و هر رأس اسب باركش يك دينار. »(2)


1) . زنجانى، عباس على عميد، فقه سياسى (عميد)، ج‌2، ص: 360، انتشارات امير كبير، تهران - ايران، چهارم، 1421 ه ق.

2) . «وضع اميرالمؤمنين (ع) على العتاق الراعية فى كل فرس فى كل عام دينارين وجعل على البراذين ديناراً» حرّ عاملى، محمد بن حسن، تفصيل وسائل الشيعة إلى تحصيل مسائل الشريعة ، ج 6، ب 16، مما تجب فيه الزكاة، ح 1، ص 51..

گفته شده وضعيت اسب و اسب دارى جورى بود كه امير المؤمنين به حسب مصلحت آن زمان، از اختياراتى كه به عنوان يك ولىّ امر وحاکم اسلامی داشتند استفاده كردند و زكات اسب را وضع كردندپس بااینکه اسب ازجمله حیواناتی که زکات برآنهاواجب می شود،نیست امّاامیرالمؤمنین به عنوان ولیّ امرحق داردآن طورکه به مصلحت اجتماع می بیندبه عنوان حکم حکومتی برآن زکات وضع کند.ممكن است زمان ديگرى مشابه زمان ايشان باشد كه باز زكات اسب واجب شود، و ممكن است تغيير كند و زكات اسب واجب نباشد.

مقام معظم رهبری(دام ظله)درپی استفتایی که درزمینه قلمروی اختیارات ولی فقیه ازایشان شده بودمی فرماید:

«حاكم مسلمانان پس از اين كه وظيفۀ خطير رهبرى را طبق موازين شرعى به عهده گرفت، بايد در هر مورد كه لازم بداند تصميمات مقتضى بر اساس فقه اسلامى اتخاذ كند و دستورات لازم را صادر نمايد. تصميمات و اختيارات ولى فقيه در مواردى كه مربوط به مصالح عمومى اسلام و مسلمين است، در صورت تعارض با اراده و اختيار آحاد مردم، بر اختيارات و تصميمات آحاد امّت مقدّم و حاكم است»(1)

مبنای چهارم: وظیفه ای حکومت اسلامی در رابطه با اجرای احکام دینی ومقررات اسلامی

اشاره

از ديگر اهداف حکومت اسلامي اجراي حدود و احکام الهي است. بسياري از احکام اسلامي نياز به قدرت اجرايي دارد. اجراي احکام کيفري اسلام، مانند حدود، ديات، قصاص و نيز فريضه‌ي والاي جهاد با دشمنان دين و دفاع از سرزمين و


1) . خامنه‌اى، سيد على حسينى،اجوبةالاستفتائات(فارسی) ص13.

حقوق مسلمانان، بدون وجود حکومت و نيروي اجرايي بااقتدار ميسّر نيست. امر به معروف و نهي از منکر در برخي مراتب آن نيز نيازمند قدرت اجرايي است. از اين رو، از اهداف حکومت اسلامي اجراي احکام و تطبيق حدود الهي است كه از آيات, روايات و سيره پيشوايان دينى برداشت مى شود.

خداونددرقرآن کریم می فرماید:

«واين کتاب (قرآن) را به حق بر تو نازل کرديم در حالي که کتب پيشين را تصديق مي کند و حافظ و نگهبان آن هاست؛ پس بر طبق احکامي که خدا نازل کرده، در ميان آن ها حکم کن و از هوي و هوس هاي آنان پيروي نکن و از احکام الهي روي مگردان. »(1)

یکی ازاهداف حکومت پيامبر (ص) اجراي احکام، قوانين و مقررات اسلامي است. آن حضرت با آوردن بهترين مقررات زندگي، تمام توانش را در پياده کردن آن ها به کار برد. قضاوتش بر اساس ما انزل الله و امر و نهيش بر معيار وحي استوار بود.

پيامبر اسلام طبق دستور خداونددرآیه شریفه وظيفه دارد تا بر اساس قوانين نازله در بعد حقوق کيفري، عمومي و خصوصي حکم نمايدوجامعه رابه سوی سعادت هدایت کند.

درجای دیگرقرآن كريم, ويژگى مؤمنان مقاوم و يارى كننده دين خدا را به هنگام برخوردارى از قدرت و حاكميت, (اقامه نماز), (پرداخت زكات) و (امربه معروف و نهى از منكر) مى داندو مي‌فرمايد:


1) . «وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ عَمَّا جَاءكَ مِنَ الْحَقِّ... وَاحْذَرْهُمْ أَن يَفْتِنُوكَ عَن بَعْضِ مَا أَنزَلَ» مائده،49-48.

«مؤمنان کساني اند که اگر آنان را در زمين قدرت دهيم، نماز را بپا دارند و امر به معروف و نهي از منکر نمايند و سرانجام کارها به دست خدا است. »(1)بديهى است كه ذكر دو مورد از احكام اساسى اسلام تنها به عنوان نمونه هايى از احكام عبادى, اجتماعى و اقتصادى است و به اين دو مورد منحصر نمى شود. پس برقرارى احكام دين از اهداف مؤمنان هنگام برخوردارى از قدرت و حاكميت به شمار مى رود.

بنابراين، زمينه سازي صحيح و معقول براي دين داري و بندگي خدا و اقامه‌ي نماز وظيفه‌اي است که خداوند به عهده‌ي جامعه سياسي ديني به خصوص حکومت اسلامي گذاشته است. البته معناي اجراي حدود الهي، اجبار و اکراه به پذيرش عقايد و احکام اسلامي نيست؛ مقدم بر همه، وظيفه‌ي زعماي دين دعوت حکيمانه و فعاليت فکري و فرهنگي است. دستور خداوند حکيم اين است:

[مردم را] به سوي راه پروردگارت از طريق حکمت و موعظه نيک و جدال به نيکوترين روش بخوان.»(2)

با اذعان به لزوم،بلکه اولويت روش فرهنگي براي ترويج دين داري، در برخي شرايط براي اجراي احکام و ارزش‌هاي الهي، صيانت از حقوق معنوي مردم و حفظ ارزش‌هاي الهي ضروري است که دست فساد انگيزان از تعرض به ساحت اَعراض و نواميس و باورهاي اخلاقي و ديني کوتاه شود. براي اين کار چاره‌ي جز دخالت حکومت و استفاده از قدرت نيست.


1) . «الَّذِينَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ»حج،41.

2) . «ادْعُ إِلِى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ» نحل،125.

در وصیت پیامبر اکرم(ص) به معاذ بن جبل، در وقتی که او را به یمن می فرستاد، از جمله آمده است:

«امر اسلام را کاملاً، چه کوچک و چه بزرگ، آشکار ساز. »(1)

به نظر می رسد با توجه به مسئولیت کلی معاذ به عنوان نماینده پیامبر(ص) مقصود حضرت فقط بیان احکام نیست.

امام علی - علیه السلام - می‌فرماید:

«بر امام واجب نیست جز آن چه را که خدا [به آن] امر فرماید و آن، کوتاهی نکردن در پند و نصیحت، تلاش در خیر خواهی، زنده نگهداشتن سنت پیامبر(ص)، اجراي حدود الهی بر مجرمان، رساندن سهم های بیت المال به طبقات مردم است. »(2)طبق این بیان، امام از جانب خداوند مأموریت دارد که علاوه بر هدایت و راهنمایی جامعه احکام الهی را اجرا کند و در توزیع و تقسیم امکانات عدالت را اجرا نماید.

درجای دیگراميرمؤمنان على(ع), فلسفه پذيرش حكومت را (آشكار ساختن نشانه هاى دين خدا) و (اصلاح سرزمين هاى اسلامى) مى داند كه در پرتو آن, ستم ديدگان امنيت يابند و حدود تعطيل شده الهى اقامه شود

«خدايا تو خود آگاهي که آن چه انجام داديم، رقابت براي کسب قدرت و طلب مال دنيا نبود، بلکه مي‌خواهيم نشانه‌هاي دين را باز گردانيم و امور شهرها را به


1) . «و اَظْهِر امرَ الاسلام کلّه صغیره و کبیره»مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى ،بحارالانوار،ج74،ص130.

2) . «إنه ليس علي الامام إلا ما حمّل من امر ربه: الابلاغ في الموعظة و الاجتهاد في النصيحة و الاحياء للسنة و اقامة الحدود علي مستحقيها و اصدار السهمان علي اهلها»نهج البلاغة، با ترجمه فيض الاسلام، خطبه 104، ص 311.

سامان رسانيم، تا بندگان ستمديده ات در امان باشند و بخش‌هاي وامانده از حدود تو اجرا شود.»(1)

در برخی نصوص، «اقامه سنت» در ردیف وظایف حاکم آمده است. مانند این جمله امیرالمؤمنین(ع) خطاب به عثمان:

«بدان که برترین بندگان خدا در پیشگاه او پیشوای عادلی است که هدایت شده و هدایت کرده است. سنت شناخته شده را به پا داشته و بدعت ناشناخته را از میان برده است. »(2)

در روایت معروف فضل بن شاذان از حضرت رضا(ع) در بیان فلسفه حکومت و پاسخ به این پرسش که چرا «اولی الامر» قرار داده شدند و دستور اطاعت از آن صادر شده است، می فرماید: به علل زیادی از جمله اینکه:

«مردم چون در چارچوبی مشخص، محدود شده اند و دستور یافته اند از آن چارچوب نگذرند، چون مایه فساد آنان است، این امر پا بر جا و شدنی نبود مگر اینکه خداوند فرد امینی را در باره آن بر آنان بگمارد (تا) وی آنان را از تعدّی و ورود در آنچه بر آنان ممنوع کرده باز دارد؛ زیرا اگر موضوع چنین نبود، کسانی بودند که حاضر نبودند خوشی و سود خود را به علت فاسد شدن دیگری رها کنند.


1) . «اللهم انک تعلم أنه لم يکن الذي کان منا منافسة في سلطان و لا التماس شيء من فضول الحطام و لکن لنرد المعالم من دينک و نظهر الاصلاح في بلادک فيأمن المظلومون من عبادک و تقام المعطلة من حدودک.»نهج البلاغة، ترجمه فيض الاسلام، خطبه131، ص 151.

2) . «فاعلم ان افضل عباد اللّه عند اللّه امام عادل هُدی و هَدی؛ فاقام سنة معلومة و امات بدعة مجهولة»همان،خطبه164،ص235.

از این رو خداوند سرپرستی را بر آنان قرار داد تا ایشان را از فساد باز دارد و حدود و احکام را در میان شان به پا دارد. »(1)وهمچنین امام رضاع (ع) ازوظایف امام راکه حاکم درحکومت اسلامی است اقامه حدودالهی بیان می کنندومی فرماید:

«محافظت از حلال و حرام الهي، اجراي حدود، دفاع از دين خدا، دعوت مردم به راه بندگي خدا از طريق حکمت، اندرز نيک و گفتگو به بهترين وجه (جدال احسن)، از وظايف امام به عنوان حاکم جامعه است.»(2)

محدوده حدودوتعزیرات

تردیدی نیست که اجرای حدود و تعزیرات در اصل در حوزه مسئولیت حاکم اسلامی است. پرسش این است که محدوده حدود و تعزیرات چیست؟

اگر این اصل به عنوان یک قاعده اثبات شود که مسئولیت و اختیار حاکم در اجرای حدود و تعزیرات، محدود به آنچه در ادله خاص و مصادیق مشخص آمده نیست، بلکه ارتکاب هر گناهی مایه تعزیر و تأدیب است، در این صورت هرگناهانی ولوصغیره نیز به عنوان ترک واجب یا فعل حرام در محدوده تعزیرات حکومت قرار


1) . «ان الخلق لما وقفوا علی حدّ محدود و امروا ان لا یتعدوا ذلک الحدّ لما فیه من فسادهم لم یکن یثبت ذلک و لا یقوم الاّ بان یجعل علیهم فیه امینا یمنعهم من التعدّی و الدخول فی ما حظر علیهم، لانه لو لم یکن ذلک کذلک لکان احد لا یترک لذّته و منفعته لفساد غیره فجعل علیهم قیّما یمنعهم من الفساد و یقیم فیهم الحدود و الاحکام»مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى ،بحارالانوار،ج23،ص32؛ ابن بابويه، محمد بن على،عیون أخبارالرضا(ع)،ج2ص100.

2) . «و الامام يحل حلال الله و يحرم حرام الله و يقيم حدود الله و يذب عن دين الله و يدعو إلي سبيل ربه بالحکمة و الموعظة‌الحسنة و الحجة‌البالغة»کلینی،محمدبن یعقوب ،الکافي،ج1، ص 200، باب نادر جامع في فضل الامام و صفاته ح1.

می گیرد. و همانند سایر مواردی که حدّ خاصی برای آن ذکر شده مرتکب آن بر اساس تشخیص حاکم تعزیر می گردد.

براى استدلال بر این مطلب دلايل زير دلالت دارند:

الف: سيره رسول اكرم (ص) و على (ع)که نقل شده آن دو بزرگوار درکوچه وبازارباتازیانه راه می رفتند اگرخلافی رامشاهده می کردندآنهاراتنبیه می کردندالبته مصادیق آنهازیادهستندولی چون این نوشته گنجایش نداردمابه ذکردومورداکتفامی کنیم

در خبر ابن ابى يعفور از حضرت صادق (ع) آمده است:

«مردى پيش رسول خدا (ص) آمد و گفت يا رسول اللّه من به مردى گفتم كه براى خاطر خدا كمكى به من بكن و او پنج تازيانه بمن زد، حضرت پنج تازيانه ديگر به او مى‌زنند. و مى‌فرمايند برو با صورت پست خودت گدائى كن.» (1)[يعنى چرا با نام شريف خداوند گدائى مى‌كنى؟]

در حديث حبابة الوالبية آمده است كه گفت:«حضرت امير (ع) را در بين ضابطين نظامى ديدم، شلاقى دو شقه در دست داشت و با آن فروشندگان ماهى‌هاى بى‌فلس و حرام و مارماهى و ماهى خاردار را تنبيه مى‌كرد. »(2)


1) . «جاء رجل الى النبى (ص) فقال: يا رسول اللّه انى سالت رجلا بوجه اللّه فضربنى خمسة اسواط؟ فضربه النبى (ص) خمسة اسواط اخرى و قال: سل بوجهك اللئيم»حرّ عاملى، محمد بن حسن ،تفصيل وسائل الشيعة إلى تحصيل مسائل الشريعة ،ج 18،ص577، ابواب بقيه الحدود و التعزيرات، ح1.

2) . «رايت امير المؤمنين (ع) فى شرطة الخميس و معه درة لها سبابتان يضرب بها بيّاعى الجرّى و المارماهى و الزمّار.» همان،ج16ص332 ابواب اطعمه محرمه، باب 9، حديث 3.

ب:دسته‌اى از روايات وجود دارند كه شيخ حرّ عاملى آنها را در كتاب وسائل‌الشيعه تحت عنوان «بَابُ أَنَّ كُلَّ مَن خَالَفَ الشَّرعَ فَعَلَيهِ حَدٌّ أَو تَعزِير» قرار داده است و متضمن اين مفهوم عام‌اند «خداوند براى هر چيزى حدّى گذاشته و براى كسى كه از آن حد تجاوز كند، حدّى قرار داده است».

به عنوان نمونه صحيحه داوود بن فرقد وى از امام صادق (ع) و آن حضرت از پيامبر (ص) نقل كرده‌اند

«داوود بن فرقد مى‌گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه مى‌فرمايد: ياران رسول خدا (ص) به سعد بن عباده گفتند: اگر ببينى شخص بيگانه روى شكم همسرت، است چه مى‌كنى؟ سعد گفت: با شمشير ضربه‌اى به او مى‌زنم. در اين هنگام رسول خدا وارد شد و پرسيد: اى سعد، قضيه چيست؟ سعد پاسخ داد: اينها از من مى‌پرسند كه اگر مرد بيگانه اى را روى شكم همسرت ببينى، چه مى‌كنى كه در جواب گفتم: با شمشير ضربه اى به او مى‌زنم. در اين هنگام رسول خدا فرمود: پس شهادت چهار نفر در اثبات زنا چه مى‌شود؟ سعد پرسيد: آيا بعد از اينكه با چشمانم ديدم و خداوند نيز به انجام اين فعل آگاه است، شهادت چهار نفر لازم است؟ پیامبر(ص)فرمودن:بله، حتى بعد از آنكه با چشمانت ديده باشى و خدا هم به آن آگاه باشد.خداوند براى هر چيزى حدى و براى كسى كه از آن حد تجاوزكند نيز حدى قرار داده است. »(1)


1) .«قَالَ: سَمِعتُ أَبَا عَبدِ اللَّهِ (ع) يَقُولُ: إِنَّ أَصْحَابَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) قَالُوا لِسَعْدِ بْنِ عُبَادَةَأَرَأَيتَ لَو وَجَدتَ عَلَى بَطنِ امرَأَتِكَ رَجُلًا مَا كُنتَ صَانِعاً بِهِ؟ قَالَ:كُنتُ أَضرِبُهُ بِالسَّيفِ، قَالَ: فَخَرَجَ رَسُولُ اللَّه (ص) فَقَالَ: مَا ذَا يَا سَعدُ فَقَالَ: سَعدٌ: قَالُوا لَو وَجَدتَ عَلَى بَطنِ امرَأَتِكَ رَجُلًا مَا كُنتَ صَانِعاً بِهِ؟ فَقُلتُ: أَضرِبُهُ بِالسَّيفِ، فَقَالَ: يَا سَعدُ فَكَيفَ بِالأربَعَةِ الشُّهُودِ؟ فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ (ص) بَعدَ رَأيِ عَينِي وَ عِلمِ اللَّهِ أَن قَدفَعَلَ قَالَ: إِى وَ اللَّهِ بَعدَ رَأيِ عَينِكَ وَ عِلمِ اللَّهِ أَن قَد فَعَلَ إِنَّ اللَّهَ قَد جَعَلَ لِكُلِّ شَي‌ءٍ حَدّاً وَ جَعَلَ لِمَن تَعَدَّى ذَلِكَ الحَدَّ حَدّاً» همان ، ج‌28، باب 2،ص14.

واضح است كه منظور از «حد» در اين روايت، اعم از حد اصطلاحى است، زيرا حد مصطلح جز در مواردى خاص تعيين و ثابت نشده است.وهمچنین حد در جمله (جعل لمن تعدي ذلك الحد حداً), دوبار تكرار شده است و نمي توان گفت دو كلمه (حد) در يك جمله به يك معناست, بلكهحد اول (ذلك الحد), آن چارچوب و حكم شرعي است و حد دوم (حداً) كيفر تجاوز از آن چارچوب است.

لذااستدلال به اين فقره از روايت منوط به آن است كه عبارت اين گونه معنا شود: «خداوند متعال براى هر چيزى حكمى قرار داد و براى كسى كه از آن حكم تجاوز كند، مجازاتى مقرر داشت»؛ يعنى اوّلًا منظور از «جعل» جعل در مقام تشريع باشد، ثانياً، مراد از حد در ابتداى عبارت قانون يا حكم و در انتهاى عبارت مجازات اعم از حد مصطلح و تعزير باشد. به عبارت ديگر، خداوند براى هر كس كه از حكم شرعى تجاوز (معصيت) كند، مجازاتى قرار داده است.

درنتیجه معناى عبارت ذيل روايت با توجه به مصداق مطرح شده، چنين است: خداوند براى اثبات زنا، حكم و مقرراتى دارد كه بايستى به وسيله چهار شاهد ثابت شود: (انَّ اللَّهَ قَد جَعَلَ لِكُلِّ شَي‌ء حَدّاً) و براى كسى كه در اثبات زنا از اين حكم تجاوز كند و به جاى آنكه با چهار شاهد آن را اثبات كند، با استناد به علم خود زانى را مجازات كند، به دليل تجاوز از حكم الهى مجازات مى‌شود (جَعَلَ لِمَن‌تَعَدَّى ذَلِكَ الحَدَّ حَدّاً).

ج:الغاى خصوصيت از روايات خاص

در مراجعه به كتب روايى به طيف وسيعى از گناهان در ابواب مختلف فقهى برمى‌خوريم كه ائمه (ع) خصوصاً در زمان حكومت امير مؤمنان (ع)، حكم به تعزير مرتكبان كرده‌اند. دامنه اين گناهان اعم از صغيره يا كبيره، حق الله يا حق الناس، و حوزه عمومى يا خصوصى ترين شئون فردى و شخصى است.

بعضى از اين موارد از اين قراراند: خود ارضايى(استمنا)(1)، برهنه خوابيدن دو نفر در زير يك روانداز(2)، بوسيدن پسربچه ازروى شهوت(3)، نزديكى با همسر روزه دار(4)، نزديكى با همسر در زمان حيض(5)، تعزير زنى كه لمس كننده خود را دفع نمى‌كند(6)، نزديكى با حيوان(7)، دشنام (السبّ) (8)، ناسزا گفتن (الهجاء)(9)، اذيت مسلمان(10)، كنايه زدن به زن مؤمن(11)، بردنآبرو (هتك)(12)، حقير شمردن (استخفاف)(13)، قصه سرا


1) . همان، ج 18، باب 3 از ابواب نكاح البهائم، ح 1 و 2.

2) . همان، باب 10 از ابواب حد الزنا، حد 1، 4، 5، 7، 9، 10، 22- 25.

3) . همان، ج 18، ص 422، باب 4 از ابواب حد اللواط، ح 1.

4) . همان، ج 7، باب 12 از ابواب مايمسك عنه الصائم، ح 1.

5) . همان، ج 2، باب 28 از ابواب الحيض، ح 6.

6) . همان، ج 18، باب 48 از ابواب حد الزنا، حد 1.

7) . نورى، ميرزا حسين، مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج 18، باب 1 از ابواب نكاح البهائم، ح 2؛ حرّ عاملى، محمد بن حسن، وسائل الشيعة ، ج 18، باب 1 از ابواب نكاح البهائم، ح 4.

8) . همان، ج 18، باب 19 از ابواب حد القذف، ح 1.

9) . همان، ج 8، از ابواب احكام العشره، ح 5.

10) . همان، باب 24 از ابواب حد القذف، ح 1.

11) . همان، ج 18، باب 19 از ابواب حد القذف، ح 2.

12) .همان.

13) . همان، ح 3.

(به دروغ)(1)، شهادت كذب(2)، روزه خوارى(3)، كسى كه بدهى خود را نمى‌پردازد(4)، كسى كه موى همسرش را تراشيده(5)، تعزير قاتلى‌كه قصاص نشده است(6)، مولايى كه نه بنده اش را آزاد مى‌كند و نه نفقه مى‌دهد(7)،

ممسك في القتل(8)، ناظر قتل و ممسك(9)، امانتدار بازار كه خيانت كند(10)، اختلاس كننده و خيانت كننده و سارق غنايم و سرقة الاجير(11)،

قاتل عبد(12)، فروشنده ماهى هاى حرام گوشت و ...(13)، معترضان به مال يتيم و خائنان در امانت(14)، كسى كه به مجرم چيزى ياد بدهد كه عليه مسلمان به كار بندد(15)، الطرار (جيب بر)(16)، المستلب(دزد)(17)، حيله گر (شعبده


1) . همان، ج 18، باب 4 از ابواب بقيه الحدود، ح 1.

2) . همان، باب 11 از ابواب بقيه الحدود، ح 1.

3) . همان، ج 7، باب 2 از ابواب احكام شهر رمضان، ح 1.

4) . كلينى، ابو جعفر محمد بن يعقوب، الكافي، ج 5، ص 102، ح 1.

5) . حرّ عاملى، محمد بن حسن، وسائل الشيعة ، ج 18، باب 28 از ابواب ديات الاعضاء، ح 1؛ نورى، ميرزا حسين، مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج 18، باب 28 از ابواب ديات الاعضاء، ح 3.

6) . همان، ج 19، باب 12 از ابواب القصاص في النفس، ح 6.

7) . همان، ج 15، باب 11 از ابواب الايلاء، ح 3 و 1.

8) . كلينى، ابو جعفر محمد بن يعقوب، الكافى، ج 7، ص 287، ح 1؛ نورى، ميرزا حسين، مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج 18، باب 15 از ابواب القصاص في النفس، ح 3.

9) . همان، ج 18، باب 15 از ابواب القصاص في النفس، ح 3.

10) . همان، ج 17، باب 24 از ابواب كيفيت الحكم، ح 5.

11) . حرّ عاملى، محمد بن حسن، وسائل الشيعة ، ج 18، باب 14 از ابواب حد السرقه، ح 2.

12) . همان، ج 19، باب 37 از ابواب القصاص في النفس، ح 5.

13) . همان، باب 9 از ابواب الاطعمة المحرمة، ح 3.

14) . همان، باب 11 از ابواب كيفية الحكم، ح 2.

15) . نورى، ميرزا حسين، مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل ، ج 17، باب 24 از ابواب كيفية الحكم، ح 5.

16) . همان، ج 18، باب 13 از ابواب حد السرقه، ح 2.

17) . همان، ح 1.

باز)، نبش قبر كننده(1)، كسى كه به گناه مستوجب حد كمتر از چهار بار اقرار كند(2)، كسى كه در مسجد الحرام عمداً مرتكب حدث شود و ....(3)چنين تكثر و تنوع وسيعى از همه انواع گناه وجود خصوصيتى به جز معصيت‌بودن را براى لزوم تعزير از نظر عقلا منتفى مى‌سازد و الغاى خصوصيت از اين گونه روايات، دليل ديگرى بر قاعده مزبور را رقم مى‌زند.

بر خاطر همین ادلّه است که فقها در بسیاری از فروع باب تعزیر به رغم اینکه دلیل ویژه ای ندارد، مسئله تعزیر را پیش کشیده و دست حاکم را باز گذاشته اند تا بر اساس نوع جرم و گناه و تشخیص خود، گناهکار را کیفر دهد.

از جمله فقیه متقدم ابوالصلاح حلبی به صورت کلی نوشته است: «هر کس به گونه ای ناروا و حرام، بخورد، یا بیاشامد، یا بفروشد، یا بخرد، یا بیاموزد، یا آموزش دهد، یا نگاه کند، یا راه رود، یا یورش برد، یا گوش فرا دهد، یا اجاره دهد، یا اجاره کند، یا فرمان دهد یا باز دارد، تعزیر می شود. »(4)

شيخ طوسى در اواخر كتاب اشربه مبسوط مى‌نويسد: «هر كس معصيتى مرتكب گردد كه حدى براى آن معصيت تعيين نشده باشد تعزير مى‌شود، مثل كسى كه مالى


1) . همان، ح 4.

2) . فاضل لنكرانى، محمد، التفصيل الشريعة في شرح تحرير الوسيله ، ص 417.

3) . حرّ عاملى، محمد بن حسن، وسائل الشيعة ، ج 19، باب 6 از ابواب بقيه الحدود، ح 1.

4) .«یعزّر مَنْ أَکَلَ او شَرِبَ او باعَ او ابتاع او تعلّم او علّم او نظر او سعی او بطش او اصغی او آجر او استأجر او اَمَرَ او نهی علی وجه قبیح»ابو الصلاح تقى الدين بن نجم الدين، الکافی فی الفقه،ص419،ناشرکتابخانه امام امیرالمؤمنین(ع)تاریخ نشر1403ه ق،چاپ اوّل،اصفهان.

به اندازه نصاب(1)را از محلى بدون حفاظ و يا مالى كمتر از حد نصاب را از مكانى با حفاظ سرقت كند، يا با زنى نامحرم بدون دخول وطى كند، يا‌او را ببوسد، يا به كسى دشنام داده يا او را مورد ضرب قرار دهد، در اينگونه موارد امام، آن فرد را تعزير مى‌كند»(2)

علامه حلّى مى‌نويسد: «هر كس فعل حرامى را مرتكب شده، يا واجبى را ترك كند بر امام است كه به هر اندازه صلاح مى‌داند تا جايى كه به اندازه «حد» نرسد او را تعزير كند، در مورد آزاد كمتر از حد آزاد و در مورد برده كمتر از حد برده»(3)

محقق در باب حدود از كتاب شرايع می نویسد: «هر كس مرتكب فعل حرامى شد يا از امر واجبى سرباز زد، بر امام است كه او را تعزير كند و تعزير در مورد چنين فردى نبايد به اندازه حدود تعيين شده شرعى باشد وتشخيص مقدار آن بر عهده شخص امام است. بنابراين نبايد تعزير فرد آزاد به اندازه حد فرد آزاد و تعزير برده به ميزان حد برده برسد»(4)

در جواهر نيز که شرح برشرایع است آمده است: «در مورد حكم فوق از نظر نص و فتوا، هيچ اشكال و اختلاف نظرى بين علما وجود ندارد»(5)


1) . نصاب دزدى براى اقامه حد، يك چهارم دينار است. يعنى چهار نخود و نيم طلاى سكه‌دار. يا معادل آن در قيمت.

2) . طوسى، ابو جعفر، محمد بن حسن، مصحح: سيد محمد تقى كشفى،المبسوط فی فقه الامامیه ،ج8،ص69.

3) . حلّى، علامه، حسن بن يوسف بن مطهر اسدى، مصحح: ابراهيم بهادرى،تحریرالاحکام الشرعیه علی مذهب الامامیه ،ج5،ص398.

4) . حلّى، نجم الدين جعفر بن حسن ،شرایع الاسلام فی مسائل الحرام والحلال،ج4،ص155.

5) . نجفى، صاحب الجواهر، محمد حسن، مصحح: عباس قوچانى- على آخوندى،جواهر الكلام في شرح شرائع الإسلام،ج 41ص 448.

ابن ادریس حلی می فرماید: «استحقاق يافتن تعزير به سبب اخلال در هر واجب ويا انجام هر عمل قبيحى است كه در شرع براى آن حدى مشخص نشده است. »(1)

مرحوم مراغی می فرماید: «هرمعصییتی که درشرع درباره اوحدی واردنشده پس بایدتعزیرشود. »(2)

صاحب وسائل می فرماید: «هرعملی که برخلاف شرع باشدبایدفاعل آن حدیاتعزیرشود. »(3)

مرحوم آیةالله خویی می فرماید: «تعزیربرای هرعمل حرامی است. »(4)

امام خمينى (ره) مى‌فرمايد: «اگر كسى مرتكب چيزى از محرمات بشود كه در شرع برايش حدّ مقرر نشده است، در صورت علم به حرمت، تعزير مى‌گردد، چه آن عمل حرام كبيره باشد، چه صغيره. »(5)

در كتاب معالم القربه آمده است: «تعزير، مجازاتى است كه اجراى آن اختصاص به امام يا نايب او دارد، و در غير موارد حدود شرعى و تاديب جارى مى‌گردد.دليل بر جواز تعزير روايتى است از پيامبر (ص) كه فرمود:«اگر پيه خرما و خرما كه بر درخت است، سرقت شود دست سارق نبايد قطع گردد اما اگر خرما چيده شود و به


1) . «و هو [التعزير] مستحق للإخلال بكلّ واجب و إيثار (اتيان)» حلّى، ابن ادريس، محمد بن منصور بن احمد، السرائر الحاوى لتحرير الفتاوى، ج 3، ص 535..

2) . «كلّ ما لم يرد فيه حد من الشرع من المعاصى ففيه التعزير»مراغى، سيد مير عبد الفتاح بن على حسينى، العناوين الفقهية،ج 2، ص 27.

3) . «كلّ من خالف الشرع فعليه حدّ أو تعزير»حرّ عاملى، محمد بن حسن بن على، تفصيل وسائل الشيعة إلى تحصيل مسائل الشريعة، ج 18، ص 309.

4) . «التعزير لكلّ محرم»خويى، سيد ابو القاسم موسوى، مبانى تكملة المنهاج ،ج، ص 55.

5) . «لو ارتكب شيئاً من المحرمات غير ما قرّر الشارع فيه حداً عالماً بتحريمها لا مستحلًا عزّر، سواء كانت المحرمات من الكبائر أو الصغائر»خمينى، سيد روح اللَّه موسوى، تحرير الوسيلة، ج 2، ص 482.

صورت خرمن درآيد و بهاى آن به ميزان يك سپر باشد، در آن صورت اگر سرقت شود دست سارق قطع مى‌گردد، و در غير اين صورت بهاى خرماى سرقت شده از سارق اخذمى‌شود و به عنوان مجازات چند ضربه شلاق به او مى‌زنند»(1)و هر كس مرتكب معصيتى گردد كه حد و كفاره‌اى براى آن مشخص نشده (مانند وطى زن نامحرم بدون دخول در فرج، يا سرقت مالى كمتر از حد نصاب، يا متهم كردن فردى به غير زنا، يا جنايتى كه منجر به قصاص نمى‌گردد، يا گواهى دروغ و معاصى ديگرى از اين قبيل) تعزير مى‌شود اجراى تعزير توسط خلفاى راشدين هم روايت شده است، و چون خداوند تنبيه زن ناشزه را جايز شمرده، از اينرو ما ساير معاصى را بنابر صلاحديد امام يا نائب او بر اين مورد قياس مى‌كنيم»(2)

بر اساس همین مستندات است که برخی فقهادر برشماری وظایف حاکم اسلامی از منظر فقه از جمله نوشته اند: «اقامه سنتهاى حسنه و ميراندن بدعتها، و دفاع از دين و حفظ اصول و فروع و معارف دين از تغيير و تأويل و زياد و كم شدن. »(3)

ماوردى در احكام السلطانيه مى‌نويسد:«وظايف عمومى جامعه كه بر حاكم مسلمانان واجب است ده چيز است:

(ازجمله آنها)اقامه و اجراى حدود [حد شراب، زنا، قتل و ...] تا محرمات الهى از پرده‌درى مصون و حقوق بندگان خداوند از اتلاف و نابودى محفوظ بماند.»(4)


1) . «لا قطع فى ثمر و لا كثر حتى يؤويه الجرين فاذا آواه الجرين و بلغ ثمنه ثمن المجنّ ففيه القطع و ان كان دون ذلك ففيه غرم مثله و جلدات نكالا.»

2) . ابن اخوه، محمد بن محمد، معالم القربة في احکام الحسبة ،190- 191باب پنجاهم.

3) . «اقامة السنة و اماتة البدع، و الذبّ عن دین اللّه و حفظ الشرائع و السنن عن التغییر و التأویل و الزیادة و النقصان.»منتظرى، حسينعلى ، دراسات في ولاية الفقيه و فقه الدولة الإسلامية ، ج2،ص22، نشر تفكر، قم - ايران، دوم، 1409 ه ق.

4) . ماوردي، علي بن محمد، الاحکام السلطانيه و الولايات الدينيه ،ص 15.

قوانین جزایی جمهوری اسلامی

على رغم آنكه بسيارى از حقوق دانان معتقدند با استناد به اصل قانونى بودن جرم و مجازات، دادگاه‌ها فقط در صورتى مى‌توانند عمل و رفتارى را جرم بدانند و مجرم را مجازات كنند كه اوّلًا رفتار مذكور صراحتاً قوه مقننه و طبق قانون مدوّن قابل اجرا آن را جرم شناخته باشد و ثانياً مجازات آن نيز مشخص باشد، «لكن در سياست جنايى جمهورى اسلامى ايران که پیاده سازی احکام اسلامی ازمنابع اسلامی است علاوه بر اعمال و رفتار جرم انگارى شده توسط قانون‌گذار [به طور خاص و صريح]، محرّمات شرعى [به طور عام] قابل تعقيب و كيفر دانسته شده‌اند».به عبارت ديگر، جرم به معناى حقوقى آن در سيستم جزايى جمهورى اسلامى ايران داراى دو ملاك است:

1.

با استناد به ماده 2 قانون مجازات اسلامى، «هر فعل يا ترك فعلى كه در قانون براى آن مجازات تعيين شده باشد، جرم است».

2.

با استناد به اصل 167 قانون اساسى(1)و مواد 214 قانون آيين دادرسى كيفرى (مصوب 1378)(2)و دلالت صريح ماده 638 قانون مجازات اسلامى(مصوب 1375)(3)


1) . اصل 167 قانون اساسى: «قاضى موظف است كوشش كند حكم هر دعوا را در قوانين مدونه بيابد و اگر نيابد، با استناد به منابع معتبر اسلامى يا فتاواى معتبرحكم قضيه را صادر كند و نمى‌تواند به بهانه سكوت يا نقص يا اجمال ياتعارض قوانين مدونه از رسيدگى به دعوا و صدور حكم امتناع ورزد».

2) . ماده 214 قانون آيين دادرسى كيفرى: «رأى دادگاه بايد مستدل و موجه بوده و مستند به مواد قانون و اصولى باشد كه براساس آن صادر شده است. دادگاه مكلف است حكم هر قضيه را در قوانين مدون بيابد و اگر قانونى در خصوص مورد نباشد با استناد به منابع فقهى معتبر يافتاوى معتبر حكم قضيه را صادر نمايد و دادگاه‌ها نمى‌توانند به بهانه سكوت يا نقص يا اجمال يا تعارض يا ابهام قوانين مدون از رسيدگى به شكايات و دعاوى و صدور حكم امتناع ورزند».

3) . در ماده 638 ق.م.ا. آمده است: «هركس علناً در انظار و اماكن عمومي و معابر تظاهر به عمل حرامي نمايد علاوه بر كيفر عمل، به حبس از ده روز تا دو ماه يا تا 74 ضربه شلاق محكوم مي‌گردد و در صورتي كه مرتكب عملي شود كه نفس آن عمل داراي كيفر نمي‌باشد، ولي عفت عمومي را جريحه‌دار نمايد، فقط به حبس از ده روز تا دو ماه يا تا 74 ضربه شلاق محكوم خواهد شد».

و بر طبق قاعده مشهورِ جزايىِ «التعزير في كلّ معصية»، كليه معاصى نيز قابل مجازات هستند.

بنابراین مبدأ و منشأ اين قوانين عبارت است از قول مشهور بين فقها به اينكه هر معصيتى، اعم از فعل حرام و ترك واجب، چنانچه فاقد مجازات مصرح و معين در شرع باشد، مستوجب تعزير است. بر اين مبنا قانون‌گذار در ماده 214 قانون آيين دادرسى كيفرى قاضى را مكلف ساخته است

در مواردى كه قوانين مدونه راجع به عملى كه موضوع دعواست، بيانى نيامده و جرم انگارى صورت نگرفته، اما با استناد به منابع يا فتاواى معتبر فقهى عمل حرام مى‌باشد، حكم به مجازات تعزيرى صادر كند. همچنین متن ماده 638 قانون مجازات اسلامى كاملًا صريح در اين معناست که هركس علناً در انظار و اماكن عمومى و معابر تظاهر به عمل حرامى نمايد، علاوه بر كيفر عمل، به حبس از ده روز تا دو ماه يا تا 74 ضربه شلاق محكوم مى‌گردد.(1)

مبنای پنجم: مسئولیت حکومت اسلامی درقبال حفظ شعائر

يكي ديگر از وظايف حاكم اسلامي، تلاش براي برپايي اموري است كه شعائر دین به شمار مي‌رود. حكومت بايد براي احياي آن برنامه‌ريزي نموده وباکسانی که


1) . ر.ک، كدخدايى،محمد رضا، مقاله «بررسى فقهى و حقوقى قاعده التعزيرفي كلّ معصية»، مجله فقه اهل بيت عليهم السلام (فارسى) ش 54، ص 91، مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامى بر مذهب اهل بيت عليهم السلام، قم - ايران، اول، ه ق.

شعائررابه ویژه درجامعه اسلامی کوچک می شمارندبرخوردکند. چرا كه آنها از شعائر عمومي مسلمين بوده و سستي مردم باعث فرام-وشي و به حاش-يه رفتن آنها خ-واهد ش-د.(1)

شعائر: جمع«شعيره» بمعنى علامت و نشانه است(2)بنابراین هرچیزی که نشانه دین باشدشعائرالله خواهدبود مقصود از نشانه ،نشانه وجود خدا نیست زیرا همه عالم نشانه وجود اوست بلکه مقصود نمادها و نشانه های دین اوست. از مصادیق شعائر در اسلام به معنای خاص می توان حج و مناسک آن را نام برد و به معنای اعم در برگیرنده نمادها و تجلیاتی بیرونی همچون اذان و اقامه و عزاداری و ... می باشد . جعل شعائر اولا به دست شرع می باشد اما در جاهایی که شارع مقدس در معنای معینی تصرف نمی کند بدین مفهوم است که شارع ، تطبیق موضوعات و مصادیق آن را بر عهده عرف و عقلا و متشرعه سپرده است.

حرمت اهانت به محترمات در دین و رجحان تعظیم آنها در كتب قواعد فقه در قالب قاعده «حرمة اهانه المحترمات»(3)تحت عنوان تعظيم شعائر اسلامي بيان گرديده است، یعنی تمام چیزهای که دردین محترم هستندودرنزدخدای متعال دارای شأن ومنزلت هستند.البته مراتب آنهامتفاوت است.پس مرادازقاعده این است که


1) .ر.ک:فاضل، محمد هادی،مقاله« بررسی لزوم و حدود حجاب در فقه اهل تسنن »مجله کتاب زنان،ص40،پاییز 1386 - شماره 37.

2) . قرشى، سيد على اكبر، قاموس قرآن، ج4،ص44، ماده شعر،دار الكتب الإسلامية، تهران - ايران، ششم، 1412 ه ق.

3) . ر.ک بجنوردى، سيد حسن بن آقا بزرگ موسوى، القواعد الفقهية (للبجنوردي، السيد حسن)، ج5،ص291، نشر الهادي، قم - ايران، اول، 1419 ه ق.

هرآنچه نزدخدای متعال حرمت داشته باشندودردین دارای شأنی باشندهتک آنها جایزنیست وتحقیرواهانت به آنهاحرام است.

ادلّه براین قاعده

1.آیات

آیاتی که درباره تعظیم وبزرگداشت آنچه نزدخداوندمحترم است نازل شده

1.«این است(سخن حق)وهرکس اموری راکه خداحرمت نهاده بزرگ بشماردالبته مقامش نزدخدابهترخواهدبود»(1)2.«اين است (سخن حق) و هر كس شعائر (دين) خدا را بزرگ و محترم دارد اين از صفت دلهاى با تقواست»(2)

3.«اى اهل ايمان، حرمت شعائر خدا را نگه داريد»(3)

این آیات شریفه هم بروجوب تعظیم شعائروهم حرمت اهانت به آنهادلالت داردچون امربه تعظیم، ظاهردروجوب داردوزمانی که واجب باشدپس ترک آن حرام است چون امر به شئ اقتضای نهی ازضدعام دارد.

این نکته قابل توجّه است که اگرچه آیات شریفه فوق درباره مناسک حج نازل شده اندامّاباتوجه به اینکه مرادازحُرُمات وشعائرمطلق است لذاشامل تمام شعائرمی شوندواین آیات ازباب تطبق کلی بربعضی مصادیق است.


1) . «ذَلِكَ وَمَن يُعَظِّمْ حُرُمَاتِ اللَّهِ فَهُوَ خَيْرٌ لَّهُ»حج،30.

2) .«ذَلِكَ وَمَن يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوبِ» حج،32.

3) .« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تُحِلُّواْ شَعَآئِرَ»مائده،2.

2.اخبار

الف:روایاتی که دلالت برحرمت اهانت بعضی ازصغرویات این قاعده دارندمانندحرمت اهانت به مؤمن(1)،کعبه(2)،مسجدالحرام(3)،قرآن(4)،رسول الله(5)و... مثل این روایت ازامام صادق (ع)که می فرماید:

«هرکس به دوستان من اهانت کندقطعابامااعلان جنگ کرده است. »(6)

ب: بازامام صادق (ع)درروایت دیگری فرمود:

« هروقت رمی جمره انجام دادی سپس قربانیت رابخراگرشترباشدیاگاوواگرآنهانبودیک قوچ بگیرواگرآن هم نبودیک گوسفندبگیرواگرآن راهم پیدانکردی هرچه توانستی بگیروشعائرالله رابرپاکن»(7)


1) . کلینی،محمدبن یعقوب ،الکافی،ج 2، ص 351، باب من أذى المسلمين و احتقرهم، ح 3، 5 و 7؛ حرّ عاملى، محمد بن حسن ،تفصيل وسائل الشيعة إلى تحصيل مسائل الشريعة ،ج 8، ص 588، أبواب أحكام العشرة، باب 146،ح 2«من أهان لي وليّا فقد أرصد لمحاربتي».

2) . کلینی،محمدبن یعقوب ،همان ج 4، ص 211، باب حجّ إبراهيم و إسماعيل و بنائهما البيت، ح 18.

3) . همان ، ج 2، ص 26، باب ان الايمان يشرك الإسلام.، ح 4؛ حرّ عاملى، محمد بن حسن ،تفصيل وسائل الشيعة إلى تحصيل مسائل الشريعة ج 18، ص 579، أبواب بقيّة الحدود و التعزيرات، باب 6، ح 1.

4) . کلینی،محمدبن یعقوب ،همان، ج 7، ص 259، باب حدّ المرتد، ح 21؛ طوسى، ابو جعفر، محمد بن حسن، تهذيب الأحكام‌ج 10، ص 141، ح 560، باب حدّ المرتد و المرتدّة، ح 21؛ حرّ عاملى، محمد بن حسن ،همان،ج 18، ص 554، أبواب حدّ المرتدّ، باب 7، ح 1.

5) .همان.

6) . «مَنْ أَهَانَ لِي وَلِيّاً فَقَدْ بَارَزَنِي بِالْمُحَارَبَةِ وَ دَعَانِي إِلَيْهَا»کلینی،محمدبن یعقوب،همان ،ج 1،کتاب توحید،باب نوادر، ص 144، ح6؛ حرّ عاملى، محمد بن حسن همان، ج 8، ص 588، أبواب أحكام العشرة، باب 146، ح 1.

7) . «إذا رميت الجمرة فاشتر هديك إنّ كان من البدن أو من البقرة، و إلّا فاجعل كبشا سمينا فحلا، و إن لم تجد فما وجد من الضأن، فان لم تجد فما تيسّر عليك، و عظّم شعائر اللّه»کلینی،محمدبن یعقوب،همان ، ج 4، ص 491، باب ما يستحب من الهدى و ما يجوزونه و ما لا يجوز، ح 14؛ حرّ عاملى، محمد بن حسن همان ج 10، ص 98، أبواب الذبح، باب 8، ح 4.

این روایت نیزاگرچه مربوط به مناسک حج است امابه خاطراطلاق شعائرشامل تمام شعائرالله می شود

3.اجماع

اجماع برحرمت هتک آنچه مورداحترام خداوندمتعال وازشعائردین محسوب می شوند.مثلافقهاءبرحرمت نجس کردن مسجد وهمچنین داخل کردن نجاست مسریه درمسجد اعای اجماع کرده اندوتعلیل آورده اندبراینکه چون نجاست کردن مسجدباعث هتک مسجدمی شودکانّه علماءحرمت هتک مسجدرامفروغ عنه گرفته اند

معلوم است که اتفاق علماءبرحرمت هتک به خاطرخصوصیت درمساجدنیست بلکه به خاطراین است که مساجدازشعائردین هستند.(1)

4.حکم عقل

حکم عقل به قبیح بودن اهانت وکوچک شمردن آنچه نزدمولی محترم ودارای شأن است چون هتک حرمت شعائردین به هتک حرمت خداوندمتعال بازمی گرددواین چیزی است که عقل آن راقبیح می داندوآن رامستحق مذمت وعقاب می داندواستحقاق مذمت وعقاب ازلوازم فعل حرام یاترک واجب است که آن هم حرام است پس هرعملی که موجب استحقاق عقاب شودلامحاله ازآن کشف می شودکه حرام است واین به خاطر برهان انّ یعنی کشف شدن علت ازوجودمعلول است به


1) . ر.ک:بجنوردى، سيد حسن بن آقا بزرگ موسوى، القواعد الفقهية (للبجنوردي، السيد حسن)، ج5،ص291-301، نشر الهادي، قم - ايران، اول، 1419 ه ق

عبارت دیگراگرعقل به قبح یک شئ حکم کندپس باتوجه به قاعده ملازمت ازآن،حرمت آن شئ کشف می شود.(1)

بر اساس همین مستندات است که برخی در برشماری وظایف حاکم اسلامی از منظر فقه از جمله نوشته اند:

«اقامه فرائض و شعائر الهى از قبيل نماز و حج و ... و تربيت مردم بر اساس اخلاق نيكو و پسنديده. »(2)

مبنای ششم: نقش حکومت اسلامی درحوزه خصوصی واجتماعی

احکام اسلامی را از یک نظر می توان به دو دسته احکام فردی و احکام اجتماعی تقسیم نمود. احکام فردی احکامی هستند که به درون یک فرد واردشده و رفتارووجدان فرد را مورد خطاب قرار می دهند اما در مقابل احکام اجتماعی احکامی هستند که هم ممکن است بر فرد وارد شود (مانند لزوم راستگویی، عدم غیبت و تجسس و غیره ) و هم ممکن است بر اجتماع وارد شود (مانند اجرای حدود زنا و دزدی،جهاد و مقابله با دشمنان و غیره ).اسلام بر این باور است که انسان با اجرای احکام فردی خود را به رستگاری در دنیا و آخرت خواهد رساند.(3)این احکام از این نظر فردی هستند که تداخلی را برای دیگران ایجاد نمی کنند.اجرای این احکام نه به سود دیگران است و نه به زیان آنها. نمونه بارز این احکام نماز، عبادت، خواندن قرآن و ایمان و احکامی از این دست دانست.یک فرد


1) . همان.

2) . « اقامة فرائض اللّه و شعائره من الصلاة و الحج و غیرهما، و تأدیب الناس علی الاخلاق الفاضلة»منتظرى، حسينعلى ، دراسات في ولاية الفقيه و فقه الدولة الإسلامية ، ج2،ص22، نشر تفكر، قم - ايران، دوم، 1409 ه ق.

3) .اعراف،170.

با نماز خواندنش به خود سود می رساند و با نماز نخواندنش به کسی زیانی وارد نخواهد کرد.فرد با نماز صحیح و واقعی خواندن در این دنیا و دنیای آخرت رستگار خواهد شد.(1)

در مقابل، احکام اجتماعی احکامی هستند که انسان اگر آنها را اجرا نکند علاوه بر دنیا و آخرت خود ممکن است دنیا و آخرت دیگران را تحت تاثیر منفی قرار دهد.به عنوان نمونه وقتی فردی دروغ می گوید هم به خود زیان می رساند چرا که پس از مدتی اعتبار اجتماعی خود را از دست می دهد و هم به دیگران که فریبشان داده یا حقوقشان را پایمال کرده زیان می رساند.(2)

دربيان علت اين موضوع به روايتي ازپيامبر(ص)توجه مي كنيم كه فرمودند:

«همانا اگر فردی گناه و کار نادرستی را پنهانی انجام دهد، زیان تنها متوجه فاعل آن می شود. هنگامی که آن خلاف را آشکارا انجام دهد و مردم در مقابلش سکوت اختیار کنند و برای بازداری از آن کاری نکنند، همگان آسیب می بینند. »(3)

لذا هرگاه گناه ومعصیت علنی شودوشخص آن راآشکاراودرانظارعمومی انجام دهدحکومت اسلامی باتوجّه به آثارسوئی که آن عمل براجتماع داردبافاعل آن برخوردمی کندومانع ترویج وگسترش آن می شود.


1) . هود ،114و طه ،132.

2) .ر.ک:امامت،امیر،مقاله« کنکاشی در باب حجاب: اجبار یا مدارا »سایت اینترنتیhttp://www.mypardis.com يکشنبه 19 ارديبهشت 1389.

3) . « ان المعصیة اذا عمل بها العبد سرا لم یضر الا عاملها فاذا عمل بها علانیة و لم یغیر علیه أضرت بالعامّه...»حرّ عاملى، محمد بن حسن ،وسائل الشیعه،ج11،ص407،باب4(باب انکارالعامه علی الخاصه)،ح1.

چنانکه پس از ارتکاب گناه توسط یکی از مسلمانان و اجرای حدّ بر او، پیامبر اکرم(ص) بنا بر نقل طی سخنانی فرمود:

«کسی که مرتکب چیزی از این آلودگی ها شد به ستر الهی بپوشاند چرا که هر کس در مقابل ما بایستد و آشکارا عصیان کند - یا عصیان خود را آشکار سازد - حدّ الهی را بر او جاری خواهیم ساخت. »(1)

در این روایت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم خطاب به مردم می فرمایند تا زمانی که فساد و فحشاء علنی نگشته است ، حکومت مانع نخواهد شد بلکه فقط به درگاه حضرت حق توبه نمایند ولی در صورتی که فساد علنی شد حکومت که رئیس آن پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم می باشد می فرمایند: در صورت علنی شدن گناه با آن مبارزه و حد الهی را جاری خواهیم نمود.

همچنین درروایتی که ازامام باقر وصادق(ع)نقل شده که فرمودند:

«امام علی(ع)افرادآزاد،برده،نصرانی ویهودی که شراب یاآب کشمش مست کننده می خوردندهرکدام راهشتادتازیانه می زدندسؤال شدچرایهودی ونصرانی؟فرمودآنهاحق ندارنددرملع عام تظاهربه شراب خواری کنندبلکه داخل خانه هایشان بخورند. »(2)


1) . «من اصاب من هذه القاذورات شیئا فلیستتر عنّا بستر اللّه فانه من یبدی لنا صفحته نقم علیه حد اللّه»مجلسی محمدباقر،بحارالانوار،ج69،ص254،باب114(الکذب وروایته وسماعه).

2) . «كَانَ عَلِيٌّ (ع) يَضْرِبُ فِي الْخَمْرِ وَ النَّبِيذِ ثَمَانِينَ الْحُرَّ وَ الْعَبْدَ وَ الْيَهُودِيَّ وَ النَّصْرَانِيَّ قُلْتُ وَ مَا شَأْنُ الْيَهُودِيِّ وَ النَّصْرَانِيِّ قَالَ لَيْسَ لَهُمْ أَنْ يُظْهِرُوا شُرْبَهُ يَكُونُ ذَلِكَ فِي بُيُوتِهِمْ.»کلینی ،محمدبن یعقوب ،الكافي (ط - الإسلامية) ، ج‌7 ،ص 215 ، باب ما يجب فيه الحد في الشراب.

طبق این روایت امیرالمؤمنین بریهودی ونصرانی حدشراب راجاری می کردندواین به خاطرعلنی بودن وپی آمدهای اجتماعی آن گناه بوده است.

از این روایات، می توان نکاتی برداشت کرد که بدین قرارند:

1.

مسئولیت های اجتماعی، حقوق و مصالح عمومی، محدودیت هایی را برای حقوق و آزادی های فردی پدید می آورد.

2.

این اعمال محدودیت برابر با اسقاط و سلب حقوق آزادی های فردی نیست، بلکه ایجاد تعادل و توازن میان مسئولیت های اجتماعی، حقوق و مصالح همگانی با حقوق و آزادی های فردی در حوزه عمومی و اجتماعی قرار دارد.

3.

ایجاد چنین تعادل و توازنی برای رسیدن و تداوم نظم و امنیت عمومی وایجادجامعه سالم اسلامی، لازم و حیاتی است.4. هرچند در این مورد همه مسئول هستند، ولی دولت و حکومت به دلیل توانایی هایی که در اختیار دارد که از همه مهم تر، نمایندگی مردم و ملت است، بیش و پیش از دیگران باید اقدامات پیش گیرانه را در حوزه عمومی اعمال کند.

بنابراین بین حقوق فردی وحقوق عمومی تفاوت های وجودداردکه نمی توان همه آنهارابه طورمساوی درنظرگرفت ودرباره آنهااظهارنظرکردچنانکه حقوق عمومی وحقوق فردی هرکدام دارایی ویژگی های منحصربه فردی می باشدکه دراینجابه آنهااشاره می شود:

1.

حقوق عمومی قابل گذشت، سازش و اسقاط از سوی فرد نیست.

2.

منافع، سود و امتیازهای حقوق عمومی به همگان می رسد و به فرد از آن نظر که زیرمجموعه همگان قرار می گیرد، تعلق پیدا می کند، نه از نظر فردی.

3.

حقوق عمومی وابسته به همگان است، نه فرد و گروه خاص.

در مقابل، حقوق فردی یا خصوصی، وابسته به فرد به عنوان فرد است. و او حق اسقاط، سازش و پس گرفتن دارد.

بنابراین اگرگناه علنی شدودرملأ عام صورت گرفت وحقوق عمومی واجتماعی راتحت الشعاع خودقراردادحکومت حق داردبرای جلوگیری ازترویج آن گناه وآثارسوءرواج آن خطاکارراتعزیرکندومانع گسترش آن شود.

رعایت حقوق عمومی واجتماعی درهنگام تعارض باحق فردی آن قدربااهمّیت است ،افرادی مثل «جان استوارت میل»که پدرلیبرالیسم لقب گرفته است وازاوّلین کسانی است که به تبین محدوده حقوق فردی وخصوصی پرداخت، معتقداست تنهامنظوری که به خاطرآن،دولت می تواند اراده خویش رابه صورت مشروع برهریک ازافرادتحمیل کندوآزادی افرادرامحدودکند،زمانی است که می خواهدمانع زیان رساندن به دیگران شوداومی گوید:

«هرنوع عملی که بدون علت مشروعی موجب آسیب دیدن دیگران شود،رواست که توسط عقایدعمومی ودرمواردشدیدتر،بادخالت قانون ممنوع شود.آزادی فردبایدمحدودبه آن باشدکه به دیگران آسیب نرساند...اگرفردموجب ضررمسلّم به دیگری یااجتماع شود،بایدمجازات شودوآزادی اومحدودگردد»(1)


1) .جان استوارت میل،درباره آزادی،ترجمه محمودصناعی،ص129و305.

مبنای هفتم: وظیفه حکومت اسلامی در تأمين امنيت اجتماعي و سلامت رواني جامعه

اشاره

جلوگیری از نقض حقوق آدمیان و حمایت و کمک به تأمین و تنظیم آن ها از مهم ترین وظایف و کارکردهای دولت و حکومت است. که رسیدن به آن،به مجموعه ای از عملیات و اقداماتی بستگی دارد که در ادامه بیان می شوند.

1-مبارزه بافسادوفحشاء

اشاره

یکی از کارویژه های دولت برای حفظ و تقویت نظم اجتماعی و امنیت عمومی، مبارزه با انواع فحشا و فساد است. فساد و فحشا، رفتارهای بسیار متغیر و سیالی هستند که به تبع شرایط، اوضاع و فرهنگ ها هم متفاوت می شوند و هم به صورت های تازه ای، زایش و رویش می یابند. قدر متیقن در این برآیند آن است که نظم اجتماعی و امنیت عمومی را به شدت آسیب پذیر می سازد و آدمیان و جامعه بشری در حالت هنجاری و منطقی حرکت شان از آن دوری می گزینند.(1)

در نظم و جامعه دینی، آلودگی های جنسیتی و اخلاقی وازجمله آنها بی حجابی از گونه های فساد و فحشا به شمار می آیند. پس دولت در چارچوب قانون و با توجه به خاستگاه و نیازمندی های نظم دینی جامعه، مسئول جلوگیری از گسترش یافتن فساد و فحشا درجامعه می باشد.


1) . ر.ک:مصباح، سیدحسین همایون،مقاله« مبانی مسئولیت دولت درایجادشرایط مطلوب حجاب وعفاف درجامعه » حجاب مسئولیت هاواختیارات دولت اسلامی،ج 1،ص157،پژوهشکده فقه وحقوق به کوشش شفیعی سروستانی،ابراهیم ،پژوهشگاه علوم وفرهنگ اسلامی،اوّل،تابستان1387 .

الف-مبارزه با فساد و فحشا در قرآن
1. «و چون به ولایت و حکومت رسند، در جامعه و زمین فساد می کنند و دارایی و نسل انسانی را از بین می برند. خداوند، فساد را دوست ندارد. »(1)

خداوند در این آیه شریفه، از عملکرد ویرانگر و فسادزای دولت و حکومت انتقاد و آن را محکوم می کند. براساس مفهوم این آیه شریفه، آبادانی روحی و جسمی جامعه، مبارزه با فساد و حمایت از تلاش سازنده افراد از شمار وظایف و عمل کردهای خواسته شده از دولت است که پاک دامنی و پوشش را در همین زمینه می توان دانست.2.«هماناخدا(خلق را)فرمان به عدل واحسان می دهدوبه بذل وعطاءخویشاوندان امرمی کندوازافعال زشت ومنکروظلم نهی می کند. »(2)

در این آیه شریفه، خداوند، انجام برخی رفتارها را از انسان طلبیده و از پاره ای دیگر بازداشته است. روشن است که برخی از این رفتارها چون عدالت گستری، بازداری از فحشا و تجاوز بدون توانایی های لازم و حرکت جمعی سازمانی یافته عملی نمی شوند. بنابراین، نهادهایی که از این ظرفیت برخوردار هستند، در خط مقدم این مسئولیت قرار دارند. طبیعی است که دولت یکی از مهم ترین آن هاست.

به این ترتیب، براساس آیات یادشده، گسترش و زایش شرایط سالم و مطلوب پاک دامنی عمومی، پوشش و با حیا زیستن را باید از مسئولیت های دولت و حکومت به ویژه در نظم و جامعه دینی دانست.


1) . «وَإِذَا تَوَلَّى سَعَى فِي الأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيِهَا وَيُهْلِكَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الفَسَادَ»بقره،205.

2) . «إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ وَإِيتَاء ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ» نحل،90.

ب-مبارزه با فساد و فحشا در حدیث
1. فضل بن شاذان وقتی از امام رضا(ع) در مورد علل و حکمت دولت و حکومت و ضرورت اطاعت از آن می پرسد، امام در پاسخ می فرماید:

«(ضرورت اطاعت ازحکومت )دلایل گوناگونی داردازجمله آنهااینکه مردم چون در چارچوبی مشخص، محدود شده اند و دستور یافته اند از آن چارچوب نگذرند، چون مایه فساد آنان است، این امر پا بر جا و شدنی نبود مگر اینکه خداوند فرد امینی را در باره آن بر آنان بگمارد (تا) وی آنان را از تعدّی و ورود در آنچه بر آنان ممنوع کرده باز دارد؛ زیرا اگر موضوع چنین نبود، کسانی بودند که حاضر نبودند خوشی و سود خود را به علت فاسد شدن دیگری رها کنند. از این رو خداوند سرپرستی را بر آنان قرار داد تا ایشان را از فساد باز دارد و حدود و احکام را در میان شان به پا دارد. »(1)

امام در این روایت، علل زیادی را برای ضرورت دولت و حکومت برمی شمرد و از میان آن ها به عواملی می پردازد که بازنمود کارویژه و وظیفه دولت هستند.

الف) دولت، امانت دار مردم است و مهم ترین امانت همانا سرنوشت و حیات آدمیان است.


1) . «لعلل کثیرة: منها: ان الخلق لما وقفوا علی حد محدود و امروا ان لایتعدوا ذلک لما فیه من فسادهم لم یکن یثبت ذلک و لایقوم الا بأن یجعل علیهم فیه امینا یمنعهم من التعدی و الدخول فیها حظر علیهم لانه لولم یکن ذلک کذلک لکان احد لایترک لذته و منفعته لفساد غیره فجعل علیهم قیما یمنعهم من الفساد و یقیم فیهم الحدود والاحکام...»مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى ،بحارالانوار،ج23،ص32؛ ابن بابويه، محمد بن على(صدوق)عیون أخبارالرضا(ع)،ج2ص100.

ب) این امانت هنگامی حفظ و حمایت می شود که به حقوق، حیثیت و شخصیت انسان ها احترام گذارده و از به فساد کشاندن و نفوذ عواملی که به پاک دامنی و عفت آدمیان آسیب می رساند، بازداری شود. این کار ممکن نیست، مگر این که محدودیت های قانونی و معقولی بر رفتار و کردار انسان ها در زندگی اجتماعی اعمال شود و با نظارت و کنترل آن ها زمینه زندگی سالم و صالحی برای همگان فراهم آید. گسترش پاک دامنی، عفت و پوشش، زمینه ساز این زندگی سالم است. پس دولت در کنار دیگر نهادها مانند سیاست گذاران فرهنگی و مراجع دینی، مسئولیت و رسالت ویژه ای در این مورد دارد.

2. امام صادق(ع) از پدرانش نقل می کند که پیامبر بزرگوار اسلام و در یکی از سفارش هایش به علی(ع) می فرماید:

«ای علی، بدترین مردم کسی است که انسان ها به خاطر در امان ماندن از آسیب کردار زشت و ناروایش، او را تکریم و احترام کنند. »(1)

پیداست که وصایای پیامبر به علی(ع) به منزله شرح وظایف و دستور عملی برای ساختن و اداره جامعه است. قدر مسلم این است که در جامعه دینی، فساد و فحشا نباید به هنجار تبدیل شود و افراد و نهادهایی که توانایی اصلاح گری دارند، در خط مقدم مسئولیت قرار دارند که دولت یکی از آن ها است.

3. مالک از زید بن اسلم از پیامبر اکرم(ص) روایت کرده است که فرمود:

«ای مردم! وقت آن رسیده است که از حدود خداوند دست بازدارید و آن ها را محترم شمرید. هرکس مرتکب رفتار ناشایست شده است، با ستاریت خداوند، آن ها


1) . « يَا عَلِيُّ شَرُّ النَّاسِ مَنْ أَكْرَمَهُ النَّاسُ اتِّقَاءَ شَرِّه»مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى همان،ج74،باب3،ص46.

را بپوشاند، ولی کسی که به آشکارا گناه کند، دستورهای کتاب خداوند را بر وی جاری خواهیم کرد. »(1)

بنابراین فرمایش، وظیفه و رسالت حکومت در جامعه دینی آن است که از پیدایش هرگونه رفتار ناشایسته و ناسالم در حوزه عمومی و جامعه جلوگیری شود و در صورتی که چنین رفتارهایی پنهانی انجام بگیرد و نمود اجتماعی نداشته باشد، دولت مسئولیت مستقیمی ندارد. از سوی دیگر، بی حجابی، رفتار خلاف اخلاق و عفت عمومی هنگامی که آشکارا در سطحجامعه عمومیت پیدا کند، رفتار ناشایسته و آلوده کننده و خلاف دستورهای دینی است. دولت نیز باید اقدام لازم را برای کنترل آن انجام بدهد.

2-حق کرامت انسانی

هر انسانی به صرف انسان بودن از این حق کرامت بهره مند است لازمه کمک به تأمین این حق، ممنوعیت هرگونه تجاوز، بی حرمتی و زیر سئوال بردن شخصیت انسانی است. بنابراین، هرگونه رفتار (به معنای عام) که به پاک سازی اجتماعی، پاک زیستن و پاک دامنی، حجب و حیای عمومی آسیب برساند، از مصداق تجاوز و بی حرمتی خواهد بود. جلوگیری از آلوده سازی و حمایت و کمک به پاک دامنی اجتماعی نیز در دامنه مسئولیت حکومت قرار دارد. چون بی حجابی به ویژه در نظم


1) .«ایها الناس، قد آن لکم ان تنتهوا عن حدود الله من اصاب من هذه القاذروات شیئا فلیستتر عنا بستر الله فانه من یبد لنا صفحته نقم علیه کتاب الله»همان،ج69،باب114،ص254.

دینی نشانه ورود بی عفتی و آلوده سازی عمومی است، باید با روش های منطقی و تدریجی، محدود و مهار گردد.(1)

در قرآن کریم می خوانیم:

«و بندگان خداى رحمان كسانى‌اند كه روى زمين به نرمى گام برمى‌دارند و چون نادانان ايشان را طرف خطاب قرار دهند به ملايمت پاسخ مى‌دهند»(2)

این آیه، یکی از ویژگی های انسان ها را بازگو می کند که در مناسبات جمعی، صفت رحمانیت خداوند را باز می تابانند. واکنش اینان (عباد الرحمان) هرگاه با بدرفتاری و تندگفتاری دیگران روبه رو شوند، در فراگرد تعامل رفتار و گفتاری است که به سلامت و سعادت آن ها (جاهلون) می انجامد. این گونه برخورد عبادالرحمن در راستای اجتماعی سازی هنجارها، خودداری از بی حرمتی و از ارزش انداختن دیگران و حمایت از حق کرامت و کمک به گسترش پاک زیستی و صیانت از شخصیت انسانی انسان ها است.

براساس مفهوم این آیه و آیات دیگر، همه موظف به حمایت و تأمین این حقوق هستیم و این مسئولیت در دولت سنگین تر است. فلسفه وجودی دولت، حفظ نظم و امنیت اجتماعی است که زمینه تأمین حقوق نیز در این راستا می گنجد.

در نامه امير المؤمنين (ع) به مالك اشتر نخعى آمده است:


1) . ر.ک:مصباح، سیدحسین همایون،مقاله« مبانی مسئولیت دولت درایجادشرایط مطلوب حجاب وعفاف درجامعه » حجاب مسئولیت هاواختیارات دولت اسلامی،ج 1،ص157،پژوهشکده فقه وحقوق به کوشش شفیعی سروستانی،ابراهیم ،پژوهشگاه علوم وفرهنگ اسلامی،اوّل،تابستان1387.

2) . «وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا» فرقان،63.

«دلت را از رحمت به رعيت و محبت و لطف به آنان سرشار گردان، و همانند حيوان درنده‌اى عليه آنان نباش كه خوردن آنان را غنيمت شمارى! زيرا آنان دو دسته‌اند: يا برادر توهستند در دين و يا همانند تو هستند در خلقت.»(1)

پس بر حاكم مسلمانان واجب است كه نسبت به رعيت و افرادى كه در محدوده حكومت او هستند با لطف و محبت و مهربانى رفتار كند اگر چه مسلمان هم نباشند، و بر مسلمانان واجب است كه با اخلاق و رفتار اسلامى- انسانى خود هر انسانى را مجذوب خود كنند اگر چه كافر باشد.

در روایات، با توجه به حقوق نام برده، به دولت اجازه و دستور داده شده است تا در مواردی که به این حقوق انسان ها به ویژه بانوان تجاوز صورت می گیرد؛ چون این کار به آلودگی اجتماعی دامن می زند، رسیدگی کند.

در روایت صحیحه ابی بصیر می گوید شنیدم که امام باقر(ع) می فرماید:

«هر کسی زنی نزدش هست، ولی پوشاکی را که عورت او را پنهان سازد، برایش فراهم نمی سازد و خوراک به اندازه ای که ادامه حیاتش را تأمین و تقویت ببخشد، به او نمی دهد، در این حالت بر رهبر جامعه لازم است تا میان آن دو جدایی افکند و حق زن را بستاند. »(2)

در صحیحه محمد بن سنان می گوید که از امام صادق(ع) شنیدم در مورد مردی می فرمود:


1) . «واشعر قلبك الرحمة للرعية و المحبة لهم و اللطف بهم، و لا تكونّن عليهم سبعا ضاريا تغتنم اكلهم، فانهم صنفان: اما اخ لك فى الدين او نظير لك فى الخلق.»نهج البلاغة،نامه 53.

2) . «من کانت عنده امرأة فلم یکسها ما یواری عورتها و یطعمها ما یقیم صلبها کان حقا علی الامام ان یفرق بینهما»صدوق، محمّد بن على بن بابويه،من لایحضره الفقیه، ج3،ص141.

«مردی خواست به زنی تجاوز کند. در این هنگام، زن به سوی آن مرد متجاوز سنگ انداخت که بر اثر آن مرد جان باخت. از نظر قانونی، هیچ حکم و مجازاتی برای زن وجود ندارد و اگر چنین حادثه و مرد متجاوزی را به رهبر جامعه تحویل می دادند، خونش را حلال و مهدور می کرد. »(1)

از این دو روایت چنین برداشت می شودکه دولت مسئولیت دارد تا از هرگونه رفتار و هنجارهایی که به کرامت، شخصیت و پاک زیستی افراد به ویژه قشر ضعیف جامعه؛ یعنی زنان آسیب وارد می کند و زمینه بی عفتی آن ها را فراهم می سازد، جلوگیری کند.کمک دولت به تأمین حقوق اجتماعی در منابع حقوقی و قانونی مانند اسنادهای بین المللی بازتاب گسترده ای دارد و اختیارات و مسئولیت های اجرایی و حمایتی از حقوق جنسیتی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، آموزشی، بهداشتی، مالی زنان، به دولت ها تفویض شده است. در کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان که در شش بخش و 30 ماده در 18 دسامبر 1979 میلادی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به تصویب رسید، از دولت ها خواسته شده است که تلاش عملی و حمایتی لازم را در این زمینه انجام بدهند. در ماده 6، بخش 1 این کنوانسیون نیز آمده است:

«دولت های عضو باید به هر نوع اقدام مقتضی از جمله وضع قانون دست بزنند تا از هرگونه معامله بر روی زنان و بهره برداری از فحشای آن ها جلوگیری کنند.»(2)


1) .«فی رجل اراد امرأة علی نفسها حراما فرمته بحجر اصابت منه مقتلا. قال(ع) لیس علیها شی ء فیما بینها و بین الله عزوجل و ان قدمت الی امام عادل اهدر دمه.»همان،ج4،ص103.

2) . کنوانسیون رفع هر گونه تبعیض علیه زنان، مصوب 18 دسامبر 1979 میلادی (مطابق با 28/9/1358 شمسی) مجمع عمومی سازمان ملل متحد، وب سایت پیام آفتاب، کد خبر : 323، www.payam-aftab.com.

هدف از یادآوری این اسناد تنها بیان این واقعیت است که مسئولیت و اقدامات عملی دولت در حمایت از حقوق زنان و پاس داری از حرمت و پاک دامنی آن ها، پدیده ای خلاف عقل، عرف و حقوق نیست. بدیهی است دامنه، موارد، موضوع ها و سازوکارهای ورود دولت به این موضوع، با توجه به نظم حاکم بر هر جامعه، متفاوت خواهد بود.

3-تأمین حقوق مذهبی

اسلام درباره رعایت حقوق مذهبی تک تک افرادجامعه اهمّیت فراوانی قائل است وبه هیچ وجه اجازه نمی دهدحقوق مذهبی آنهاحتی غیرمسلمانهاواقلیتهای مذهبی نادیده گرفته شود.وقتی به آیات وروایات وسیره معصومین (ع)رجوع می کنیم مصادیق فراوانی از مدارا كردن با اقلیتهای مذهبی،رعایت حقوق آنهاونيكى و احسان به آنان به چشم می خورد.

در راستای تأمین و حمایت حقوق مذهبی در نظام اسلامی خداوند درقرآن کریم می فرماید:

«با کسانی که با شما (مسلمان ها) به خاطر دین جنگ نمی کنند و شما را از وطن بیرون نکردند، با آن ها به نیکویی و عدالت رفتار کنید. »(1)همچنین درجای دیگرقرآن می فرماید:

«با اهل كتاب جز به صورت نيكو مجادله مكن، مگر كسانى از آنان كه ستمگرند. »(2)


1) . «لَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُم مِّن دِيَارِكُمْ أَن تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ » ممتحنه،8.

2) . «وَ لَا تجَُدِلُواْ أَهْلَ الْكِتَابِ إِلَّا بِالَّتىِ هِىَ أَحْسَنُ إِلَّا الَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنْهُم»عنکبوت،46.

لازمه احسان وعدالت ورزی نیز احترام به حقوق آن هاست که از حقوق مذهبی شان به شمار می رود.

پیامبر اعظم نیز در دوران حکومت در مدینه و در پیمان های خویش، از حقوق مذهبی پیروان ادیان دیگر حمایت می کرد. در اين جا مناسب است برخى از عهدنامه‌هاى پيامبر اكرم (ص) با پیروان ادیان يادآور شويم و پژوهش گسترده در اين موضوع را به كتابهاى مفصل كه در اين زمينه نگاشته شده واگذار نمائيم:

1- عهدنامه‌اى كه پيامبر اكرم (ص) بين اهل مدينه نگاشت:

پس از آنكه پيامبر (ص) به يثرب- مدينه- وارد شد يك عهدنامه و پيمان سياسى در بين آنان به امضاء رساند كه ضمن آن روابط انسانى و حقوق متقابل بين مردم مدينه از مسلمانان و يهود و ديگران مشخص شده است. اين عهدنامه بعنوان قانون اساسى دولت اسلامى كه آن حضرت در مدينه تأسيس فرمود بشمار مى‌آيد.

در سيره ابن هشام آمده است: «ابن اسحاق گويد: پيامبر خدا (ص) عهدنامه‌اى بين مهاجرين و انصار و يهود مدينه نوشت و يهوديان را بر دين و اموال خود باقى گذاشت و شرايطى را به نفع و شرايطى را عليه آنان در آن گنجانيد»(1)

2- امان‌نامه آن حضرت براى يهود بنى عاديا از تيماء:

بسم الله الرحمن الرحيم

«اين نامه‌اى است از محمد فرستاده خدا براى بنى عاديا: آنان در پناه اسلامند و در مقابل بايد جزيه بپردازند، هيچ گونه ظلم و تجاوز و بيرون راندن از وطن در كار


1) . ابن هشام، عبدالملک بن هشام، سيره ابن هشام ،ج2،ص 147- 150؛ حميدالله، محمد، مجموعة الوثائق السياسية في العهد النبوي و الخلافة الراشدة ،نامه شماره 1،ص 59- 62.

نيست، براى هميشه تا شب و روز باقى است اين عهدنامه برقرار است، اين را خالد بن سعيد كتابت كرد»(1)

3-نامه آن حضرت به ابو الحارث بن علقمه اسقف نجران:

بسم الله الرحمن الرحيم

«از محمد پيامبر به اسقف ابى الحارث و ساير اسقف‌ها و كاهنهاى نجران و راهبهاى آنان و كسانى كه از آنان پيروى مى‌كنند.

هر آنچه در اختيار آنان است چه كم و چه زياد از صومعه و كليسا و ديرهايشان، همه در اختيار آنان و در پناه خدا و رسول خداست.هيچ اسقفى از اسقفيت خويش و هيچ راهبى از رهبانيّت خويش و هيچ كاهنى از كهانت خويش عوض نمى‌شود. و هيچ حقى از حقوق آنان ضايع نمى‌گردد، و حاكميت آنان محفوظ است، و آنچه را دارند از آنان گرفته نمى‌شود. [و اينان هميشه در پناه خدا و رسول خدا هستند] تا زمانى كه به راه نيكى روند و آنچه را با آنان صلح شده به نيكى بپذيرند، نه ستم بپذيرند و نه ستم كنند.»(2)

لا يغيّر اسقف من اسقفيته، و لا راهب من رهبانيته، و لا كاهن من كهانته، و لا يغير حق من حقوقهم و لا سلطانهم، و لا شي‌ء مما كانوا عليه. [على ذلك جوار الله و رسوله ابدا] ما نصحوا و اصطلحوا فيما عليهم غير مثقلين بظلم و لا ظالمين.» همان،نامه شماره 95 ،ص179.

امروز کم تر نظامی وجود دارد که حقوق مذهبی را نادیده انگارد و دولت را موظف به حمایت از آن نداند. در اسنادهای بین المللی و منابع حقوقی و قانونی نظام


1) . بسم الله الرحمن الرحيم‌هذا كتاب من محمد رسول الله لبنى عاديا: ان لهم الذمة و عليهم الجزية، و لا عداء و لا جلاء، الليل مدّ و النهار شدّ، و كتب خالد بن سعيد.» همان ،نامه شماره 19،ص98.

2) . بسم الله الرحمن الرحيم‌من محمد النبى، الى الاسقف ابى الحارث، و اساقفة نجران و كهنتهم، و من تبعهم، و رهبانهم:ان لهم ما تحت ايديهم من قليل و كثير، من بيعهم و صلواتهم و رهبانيتهم، و جوار الله و رسوله.

های لیبرال نیز دولت ها را موظف به اقدامات حمایتی از این حق دانسته اند که بیش تر شامل حق آزادی عقیده، تغییر مذهب، آموزش های مذهبی، رفتارهای دینی و دست رسی به اطلاعات مذهبی و نشر آن ها از طریق رسانه ها می شود. البته محدودیت هایی نیز در چارچوب قانون و نظام حاکم در نظر گرفته شده است. برای نمونه در پروتکل شماره 1ماده 2کنوانسیون حقوق بشر اروپایی آمده است:

«دولت باید به حقوق والدین از طریق تأمین حقوقی چون آموزش و پرورش هم نوا با باورهای راسخ مذهبی و فلسفی آن ها احترام بگذارد.»(1)

نیک می دانیم که هیچ مذهبی به ویژه ادیان توحیدی و آسمانی خواهان برهنگی و بی عفتی نیستند، بلکه پوشش، عفت و پاک دامنی از آموزه های اصیل آن ها به شمار می رود. بنابراین، حمایت از حقوق مذهبی برابر است با احترام گذاشتن به چنین آموزه ها و باورهای اساسی. این مسئولیت و رسالت در جوامعی که دین، مبنا و هدف نظم آن جامعه را می سازد، پردامنه می گردد. از این رو، در چنین جوامعی، مسئولیت دولت برایگسترش پیش زمینه ها و ساختارهایی که به زایش و بالندگی عملیاتی هنجار پوشش و پاک دامنی بیانجامد سنگین و پررنگ تر است

4-تأمین حقوق عمومی

یکی از کارهای ویژه دولت و حکومت که دامنه ورود و نفوذش را به امور اجتماعی ترسیم می کند، حفظ و تأمین نظم اجتماعی و امنیت عمومی است، به گونه ای که اگر دولتی از پس این مهم برنیاید، مشروعیت ملی و بین المللی نخواهد داشت. در واقع، فلسفه وجودی هر دولتی، به دو مقوله وابسته است.


1) . کنوانسیون رفع هر گونه تبعیض علیه زنان، مصوب 18 دسامبر 1979 میلادی (مطابق با 28/9/1358 شمسی) مجمع عمومی سازمان ملل متحد، وب سایت پیام آفتاب، کد خبر : 323، www.payam-aftab.com.

یکی این که هر نظامی بر پایه شماری از باورها و ارزش ها استوار است که بقا و دوام آن نظام در گرو حفظ و حمایت از آن ارزش ها و باورها است. دیگر این که کلیدی ترین سازه و عامل نظم در هر جامعه ای همانا نظم اجتماعی و امنیت عمومی است

شايد امنيت حداقل چيزي ا‌ست كه مردم از حكومت خواستارند. اگر حكومت نتواند براي مردم امنيت برقرار كند، ديگر چه توجيهي براي اطاعت از آن باقي مي‌ماند. بلكه اساساً هر حكومتي براي حفظ پايه‌هاي خود، چاره‌اي از برقراري امنيت ندارد.(1)حضرت علي (ع) مي‌فرمايد:

«مردم براي دفع دشمنان خود و حفظ امنيت چاره‌اي از حكومت ندارند؛ حتي اگر امير آنان شر باشد تا چه رسد به اينكه آن امير نيكوكردار باشد»(2)

امیرالمؤمنین علی(ع)دربیان وظایف حاکم اسلامی اینچنین می فرماید:

«بار خدايا تو مى‌دانى كه آنچه ما بدنبال آن هستيم بخاطر علاقه به سلطنت و يا چنگ افكندن به چيزى از حطام دنيا نيست، بلكه بدان جهت است كه دين تو را به جامعه بازگردانيم و اصلاح را در شهرهاى تو آشكار نمائيم، تا بندگان ستمديده تو امنيت يابند و حدود اجراء نشده تو به اجراء درآيد. »(3)


1) . ر.ک:مصباح، سیدحسین همایون،مقاله« مبانی مسئولیت دولت درایجادشرایط مطلوب حجاب وعفاف درجامعه » حجاب مسئولیت هاواختیارات دولت اسلامی،ج 1،ص157،پژوهشکده فقه وحقوق به کوشش شفیعی سروستانی،ابراهیم ،پژوهشگاه علوم وفرهنگ اسلامی،اوّل،تابستان1387.

2) .نهج البلاغه،خطبه40.

3) . «الهم انك تعلم انه لم يكن الذي كان منّا منافسة فى سلطان، و لا التماس شيئى من فضول الحطام و لكن لنردّ المعالم من دينك و نظهر الاصلاح فى بلادك فيأمن المظلومون من عبادك و تقام المعطّلة من حدودك»همان، خطبه 131.

بازدرجای دیگرامير المؤمنين (ع) پس از شنيدن شبيخون سربازان معاويه به شهر انبار و تعرض به زنان مسلمان و اهل ذمه مى‌فرمايد:«به من خبر رسيده كه يكى از آنان بر يك زن مسلمان و ديگرى بر يك زن معاهد كه در پناه اسلام است وارد شده و خلخال و گردنبند و گوشواره او را ربوده است و هيچ چيز جز داد و فرياد و كمك خواهى زن، مانع وى نبوده است، آنگاه آنان با دست پر [از اموال مردم] آنجا را ترك گفته‌اند. نه به يكى از آن سربازان خدشه‌اى وارد شده و نه براى پيشگيرى از آنان خونى ريخته شده است، پس اگر يك مرد مسلمان پس از اين ماجرا از تاسف جان خود را از دست بدهد سرزنشى بر وى نيست بلكه به نظر من با چنين حادثه‌اى مردن سزاوارتر است.»(1)

هرحكومتي بر مبناي تعريفي كه از امنيت دارد، قلمرو آن را تعيين نموده و به وظيفه امنيتي خود عمل مي‌نمايد. در حكومت‌هاي سكولار، عرض و آبرو افراد در چتر امنيتي قرار نمي‌گيرد، اين نوع حكومت‌ها خود را موظف به برقراري امنيت ناموسي نمي‌دانند. بي‌حجابي از نگاه حكومت سكولار عامل ناامني به شمار نمي‌آيد. در تعريفي كه از حريم شخصيتي افراد شده، جايي براي عرض و ناموس گنجانده نشده است. چنين حكومتي دغدغة فقدان ناموس افراد را ندارد تا امنيت نواميس مردم را جدي بگيرد.

امّادر آموزه‌هاي ديني عرض و ناموس همانند جان و مال افراد اهميت دارد؛ بلكه اهميت آن بيشتر است. امر به «غض بصر» و «حفظ فروج» در قرآن كريم


1) . و لقد بلغنى ان الرجل منهم كان يدخل على المراة المسلمة و الاخرى المعاهدة فينتزع حجلها و قلبها و قلائدها و رعاثها، ما تمنع منه الا بالاسترجاع و الاسترحام، ثم انصرفوا وافرين، ما نال رجلا منهم كلم و لا اريق لهم دم، فلو ان امرا مسلما مات من بعد هذا اسفا ما كان به ملوما بل كان به عندي جديرا.» نهج البلاغة، فيض،ص 95، خطبه 27.

(نور، 30) دلالت بر حرمت عرض و ناموس زنان و مردان مؤمن دارد. زنان و مردان ديندار همان گونه كه براي جان و مال خود حريمي قائلند و همواره نگران تجاوز به اين حريم هستند، براي عرض و آبروي خود نيز حريمي قائلند. عرض و ناموس جزئي از حريم شخصيتي انسان تلقي مي‌شود. پس هر گونه تعرض به آن تجاوز به حريم شخصيتي است.اگرمثلاًإنسان به مسافرتى برود و عيالش تنها بماند وظيفۀ حاكم است كه از تعدّى دزدها و أفرادى كه نظر سوء دارند جلوگيرى كند. گماشتن نیروی انتظامی براى همين جهت است كه آنها همانطور كه از جان و مال إنسان پاسدارى مى‌كنند، از ناموس إنسان هم پاسدارى كنند. بر عهدۀ حاكم مسلمان است كه نگذارد ناموس مرد مسلمان به محل هاومکان های برود كه مورد تعدّى واقع شود، يا مظنون به تعدّى باشد.هر نظامی بر محور مجموعه ای از باورها و ارزش های پایه حرکت می کند که بر ساخته از همان ها نیز هست. از سوی دیگر، چنین باورها و ارزش هایی مشمول و مستلزم یک دسته از احکام و هنجارهایی است که از آن ها نمی توان چشم پوشی کرد.بنابراین، دولت ناگزیر از حمایت و توسعه چنان باورها و ارزش ها و به تبع این دو، احکام و هنجارهای برآمده از آن ها می باشد. در غیر این، هم بستگی و انسجام اجتماعی به گسست و بی نظمی اجتماعی تبدیل شده که پی آمدهای ویران گری برای مردم به وجود می آورد و دولت در مقابل همه مسئول می باشد؛ چون حفظ و توسعه هم بستگی اجتماعی و سیاسی... از شمار وظایف و کار ویژه دولت و حکومت می باشد.

روشن است در جامعه دینی که باورهای دینی در مبانی و اهداف نظم آن نقش مهمی دارد و پایه های نظام حاکم بر آن را می سازد، دولت مسئول پاس داری از آن

باورها و ایجاد شرایط مطلوب برای بالندگی و گسترش چنین باورهایی است. این مسئولیت می طلبد تا دولت هرگونه رفتار و هنجارهایی را که به این باورها آسیب می رساند، محدود و مهار سازد و از عمومیت یافتن آن جلوگیری کند.

بدون تردید، دولت و حکومت بیش ترین مسئولیت و رسالت را در ایجاد چنین تعادلی دارد که این وظیفه را در فرآیند قانون گذاری و قضایی و سیاست های انتظامی با حمایت از حقوق عمومی، مصالح اجتماعی و مسئولیت های اجتماعی در مقابل حقوق فردی دنبال می کند. در بیش تر نظم های اجتماعی حتی فردگراترین آن ها، سلامت و پاکیزگی محیط زیست و خودداری از آلودگی آن، آسایش و آرامش عمومی و امنیت همگانی از مسئولیت های اجتماعی به شمار می روند که می توانند برای برخی حقوق فردی حتی آزادی رفتار، محدودیت هایی ایجاد کنند. هیچ کسی حق ندارد با استفاده از حق آزادی، مواد سمی، آلوده کننده وخطرناک و حتی زباله های خانگی را در گذرگاه ها،تفریح گاه ها، مراکز آموزش عمومی و مانند آن پخش کند و قانون جلو این فرد را خواهد گرفت.

امنیت روانی - روحی، سلامت اخلاقی و معنوی جامعه به ویژه در نظام دینی از شمار مسئولیت های اجتماعی است که رفتارها و هنجارهای آسیب رسان به آن ها را محدود و دولت را موظف به حمایت و توسعه چنین مسئولیت هایی می کند. نظام دینی، دولت و حکومت را به توسعه شرایط مطلوب تأمین و حمایت از پاکدامنی و پوشش فرامی خواند؛ یعنی مبنایحقوقی و فقهی را برای مسئولیت حکومت در این حوزه به ویژه چنین هنجارهایی فراهم می سازد.(1)


1) . رک:تهرانى، سيد محمد حسين حسينى، ولايت فقيه در حكومت اسلام، ج4 ،ص215، انتشارات علامه طباطبايى، مشهد - ايران، دوم، 1421 ه ق.

برخی ازفقهابرای حاکم اسلامی درحکومت اسلامی پانزده وظیفه رابیان کرده اندکه ازجمله بحث امنیت مسلمانان است.

1- حفظ نظام و انسجام بخشيدن به امور مسلمانان و حراست از مرزها و دفاع از مسلمين و جنگ با شورشگران و كسانى كه با مسلمانان سر جنگ دارند.

2- انجام اصلاحات در كشور و ايجاد امنيت در راهها و شهرها(1)

تقريبا مشابه همين وظايف با الهام گرفتن از آيات و روايات، در اصل سوم قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران به هنگام تعيين وظايف دولت اسلامى آمده است كه بجاست بدان نيز توجه شود:

«اصل سوم: دولت جمهورى اسلامى ايران موظف است براى نيل به اهداف مذكور در اصل دوم [پايه‌ها و اصول جهان‌بينى قانون اساسى]، همه امكانات خود را براى امور زير بكار برد:

14- تأمين حقوق همه‌جانبه افراد از زن و مرد و ايجاد امنيت قضائى عادلانه براى همه و تساوى عموم در برابر قانون

پس بنابراین یکی ازوظایف حکومت اسلامی نسبت به افرادجامعه حفظ امنیت و مصونیت آنهامی باشدبه طوری که حتی اگر فردی یاافرادی بی مبالات باشند و خودشان را در معرض خطرقراربدهندحکومت اسلامی بایدآنهارامتنبّه کند و اگر ترتیب اثر ندادند باآنهابرخوردقانونی نماید.


1) . منتظرى نجف‌آبادى، حسينعلى ،مبانى فقهى حكومت اسلامى، ج4،ص61 ، مترجم: صلواتى، محمود و شكورى، ابو ال، مؤسسه كيهان، قم - ايران، اول، 1409 ه ق.

فصل پنجم:ادلّه مسئولیت واختیارات حکومت اسلامی درجلوگیری ازبی حجابی

اشاره

پيرامون موضوع حجاب و پوشش زنان مسائل مختلفي طرح مي‌شود. از اين ميان، چگونگي مواجهه حكومت با موضوع حجاب، مسأله مهم و بحث‌برانگيزي است. آيا حكومت مي‌تواند زنان را ملزم به رعايت حجاب نمايد؟ آيا توجيهي از سوي حكومت براي الزام مردم به حفظ پوشش متصور است؟ يا آنكه چنين الزام حكومتي اساساً مردود است و هيچ عنوان و دليلي كه حكومت با تكيه بر آن بتواند مردم را به رعايت حجاب الزام كند، وجود ندارد.

مسأله الزام حكومت به موضوعي مانند حجاب، در تحليل عام دربردارنده دو پرسش اساسي است كه يك پرسش عام و كلي و پرسش ديگر خاص و جزئي است. در پرسش كلي، قطع نظر از هر موضوع خاصي، مسأله الزام حكومت مورد بحث قرار مي‌گيرد و از درستي نفس الزام حكومت بحث مي‌شود. آيا اساساً حكومت‌ها مجاز به الزام فرد و جامعه به انجام يا ترك هر امري هستند يا خير؟ اما در پرسش خاص، با فرض درستي الزام حكومت، سخن در درستي تعلّق چنين حكمي به موضوعات خاص است. پرسش اول از آن حيث كه كلي است، مربوط به فلسفه سياسي است كه البته در كنار پاسخ‌هاي عقلي به مسأله عمومي الزام حكومت، پاسخ‌هاي ديني يا توجيه ديني نيز مطرح است. به ويژه كه حكومت ديني با اين مسأله مواجه است كه آيا از منظر شارع مقدس، حاكم اسلامي مي‌تواند مردم را به انجام يا ترك هر امري الزام نمايد يا هيچ مستند ديني براي چنين الزامي وجود ندارد. اما پرسش دوم مصداقي است؛ يعني از آن حيث كه مسأله عام و كلي الزام حكومت بر موضوعي خاص و معين تعلّق يافته است، پرسش مصداقي و جزئي مطرح مي‌شود. پژوهشگر بايد با تأمل و تدبر در منابع اصلي اجتهاد نموده و حكم چگونگي الزام حكومت به موضوع معين را استنباط نمايد.

بديهي است كه اگر پاسخ به پرسش اول منفي باشد، پاسخ پرسش دوم نيز معلوم مي‌گردد؛ زيرا نمي‌توان از طرفي قائل شد كه هرگونه الزام حكومتي به دليل عقلي و ديني ممنوع است و از سوي ديگر، الزام حكومت به فلان موضوع خاص را مشروع دانست؛ مگر آنكه الزام حكومت به اين موضوع خاص استثنايي تلقي شود كه در آن صورت، بايد توجيه روشني براي چنين استثنايي ارائه كرد. بنابراين، در پاسخ به پرسش اول روشن مي‌گردد كه اصل و عمومات دليل عقلي و شرعي بر الزام يا عدم الزام حكومت است. اگر در موضوعي خاص (پرسش دوم) به پاسخي خلاف آن اصل كلي يا حكم عام دست يافتيم، بايد براي حكم خاص دلايل عقلي و شرعي محكمي اقامه كرد؛ زيرا حكم عام پيش تر استحكام عقلي و شرعي يافته و اين حكمخاص است كه براي استثناي خود از تحت حكم عام بايد دليل محكم اقامه نمايد. بر اين اساس بحث را در دو محور پي خواهيم گرفت كه در قست اول (هر چند به اجمال) استنباط حكم كلي و عام به دست آيد و در بحث دوم، حكم خاص الزام حكومت بر رعايت حجاب از سوي مردم روشن مي‌شود.(1)

مفهوم الزام

الزام مفهومي عام و فراگير است و هر فردي، حتي در تنهايي هايش با آن درگير مي‌باشد. امور بسياري در زندگي روزمرّه مردم وجود دارد كه آنان را ناخودآگاه به موضوع الزام سوق مي‌دهد، بي‌آنكه التفات مستقيمي به آن داشته باشند. قبض آب يا برق به ما گوشزد مي‌كند كه در ازاي مصرف آب و برق بايد مقدار معيني پول پرداخت كرد. با ديدن تابلويي مانند «محل فروش بليط» درمي‌يابيم كه براي ورود به


1) . ر.ک مهدوی زادگان،داود،مقاله«پژوهشی درالزام حکومتی حکم حجاب»مجله کتاب زنان،شماره36،تابستان1386.

مكاني خاص يا استفاده از وسيله نقليه، ملزم به خريد بليط هستيم. در سر چهارراه با ديدن چراغ قرمز اتومبيل خود را متوقف مي‌كنيم. به هنگام خروج از كشور ملزم به تهيه گذرنامه هستيم. بنابراين، هر يك از ما در زندگي روزمرّه با مقوله الزام درگيريم و چنين نيست كه فقط محافل علمي با آن درگير باشند.

فراگير بودن الزام بر گستردگيِ دامنه آن دلالت دارد. چنين نيست كه موضوع الزام به حوزه معيني مربوط باشد. در حوزه‌هاي اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و امنيتي نيز وضع به همين منوال است. هر يك از ما در تعامل با جامعه و محيط اجتماعيِ خود الزامات خاصي را احساس مي‌كنيم كه ممكن است هيچگونه رنگ و بوي سياسي هم نداشته باشد. كنش‌هاي فرهنگي و اقتصادي ما نيز چنين است. هيچ‌يك از آنها عاري از الزامات معيني نمي‌باشد.

اكنون مي‌توان با درك عميق‌تري پرسش اصلي گفتار حاضر را طرح كرد. آيا حكومت از آن دسته امور الزام‌آور است؟ آيا حكومت مقتضي الزام است يا خير؟(1)

حكومت و الزام

اقتضاي حكومت بر الزامِ اتباع خود، امري بديهي و كاملاً آشكار است. بداهت آن از صِرفِ تصور معناي حكومت روشن است؛ يعني براي اثبات اقتضاي الزام نيازي به ارائه استدلال نيست تا تصديق شود؛ بلكه حكومتحامل مفهوم الزام است. نمي‌توان حاكميتي را تصور كرد كه اتباعش هيچ‌گونه الزامي نسبت به فرامين و خواسته‌هاي آن احساس نكنند. در حكومت حكم و فرمان به انجام يا ترك كاري از سوي تمام يا بعضي از اتباع ،حكومت است. هر جا حكم و فرمان باشد، اقتضاي


1) . همان.

لزوم تبعيت از آن نيز وجود دارد. پاداش يا كيفر اتباع توسط كارگزار حكومت به دليل ثبوت چنين اقتضايي است. اگر حكومت اقتضاي الزام را نمي‌داشت، پاداش و كيفر به ذهن تبادر نمي‌شد.(1)

قلمروالزام حكومت

اكنون پرسش از قلمرو الزام حكومتي پيش مي‌آيد. آيا قلمرو الزام برابر با قلمرو اختيارات حكومت است يا آنكه محدودتر است؟ آيا مي‌توان جايي را فرض كرد كه جزء اختيارات حكومتي باشد، ولي متعلّق الزام نباشد؟ پاسخ آن است كه چنين فرضي ناممكن است. نمي‌توان تصور كرد كه دامنه اختيارات حكومتي گسترده‌تر از دامنه الزام آن حكومت باشد. مثلاً از سويي كارگزار حكومت موظف به أخذ ماليات از مردم باشد و از سوي ديگر الزام مردم به پرداخت ماليات ممنوع باشد؛ زيرا گفته شد كه حكومت بر مفهوم الزام دلالت ذاتي دارد. مفهوم الزام هميشه و همه جا همراه با حكومت است. بنابراين، قلمرو الزام برابر با دامنه اختيارات حكومتي است. نمي‌توان كارگزار حكومتي را به انجام كاري تكليف كرد كه حق الزام ديگران براي تحقق تكليف حكومتي را نداشته باشد. دامنه اختيارات حكومت تا هر جا پيش رود، الزام حكومتي تا آنجا نيز پيش مي‌رود. بنابراين، مخالفت صحيح با الزام حكومتي عبارت از مخالفت با اصل اختيارات حكومتي است نه با خود الزام. اگر با الزام حكومتي به موضوعي خاص مخالف هستيم، نمي‌توان ضمن پذيرش اختيارات حكومت در آن موضوع خاص، مخالف الزام حكومتي باشيم، بلكه بايد از اساس با چنين اختياراتي مخالف بود.(2)


1) .همان.

2) .همان.

حكومت ديني و الزام

حکومت دینی هم ماننددیگرحکومت هاحق داردمردم رانسبت به قوانین وقواعددینی مجبوروملزم کندچنانکه وقتی به آموزه های دینی مراجعه می کنیم مواردمتعددی رادراین زمینه مشاهده می کنیم. در ادامه به نمونه‌هايي مبني بر الزام شرعي و حكومتي مسلمين اشاره مي‌شود:قرآن كريم خطاب به مسلمانان درباره اجراي حكم زن ومرد زناكار تأكيد بر سخت‌گيري و عدم رأفت و دلسوزي دارد. مسلمان و غير مسلمان بودن در اجراي حكم دخالت ندارد:

«هریک اززن ومردزناکاررا100تازیانه بزنیدودرباره آنهادردین خدارأفت وترحّم رواندارید»(1)

پیامبراکرم(ص)درباره عده ای ازمسلمانان که برای نمازدرمسجدکندی می کردنند،فرمود:«عده ای برای نمازدرمسجدفراخوانده می شوند(وتأخیرمی کنند)چیزی نمانده که دستوردهیم مقداری هیزوم جمع آوری وبردرخانه آنهاگذاشته شودوآتشی افروخته شودوباخانه هایشان بسوزند.»(2)

اميرالمؤمنين (ع) می فرماید: «شكم باطل را مي‌شكافم تا حق از پهلوي آن بيرون آيد»(3)


1) . «الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا مِئَةَ جَلْدَةٍ وَلَا تَأْخُذْكُم بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ ...» نور،2.

2) . حرّ عاملى، محمد بن حسن، وسائل الشيعة،ج3،ص478،ح2.

3) . ابو عبد اللّه، محمّد بن محمّد بن نعمان حارثى عكبرى بغدادى، معروف به شيخ مفيد،الإرشاد، فصل 19 ،ص 238، ترجمه ساعدى؛ حكيمى، محمدرضا و حكيمى، محمد و حكيمى ،الحياة ، ترجمه احمد آرام ، ج‌2 ،ص 316 .

امام صادق (ع) فرموده‌اند: «اگر مردمان حج را تعطيل كردند، بر امام واجب است كه آنان را به گزاردن حج مجبور كند، خواه بخواهند و خواه نخواهند، زيرا اين خانه براي حج نهاده شده است»(1)

بادقت دراین آیات وروایت به این مطلب پی می بریم که درمواردمتعددمعصومین به عنوان حاکم اسلامی مسلمانان رانسبت به فرائض دینی الزام واجبارمی کردند.

بنابراين، هنگامي كه حاكم و كارگزار حكومتي به وظيفه خود عمل مي‌كند ولو اين عمل مستلزم الزام فرد يا جامعه باشد، به آن عمل «اجبار تكاليف ديني» گفته نمي‌شود. چنانكه جريمه كردن راننده متخلف توسط مأمور انتظامي به معناي اجبار و تحميل تكاليف حكومتي بر او نيست.(2)

الزام حكومتي و حجاب

حجاب يكي از دهها موضوع يا مصداقي است كه ممكن است متعلق الزام حكومتي واقع شود و پرسش اصلي دقيقاً همين است كه آيا بعد از فرض ثبوت الزام حكومت، حجاب اسلامي ممكن است متعلق آن قرار گيرد. آياحكومت اسلامي مي‌تواند جامعه را به رعايت حجاب اسلامي الزام نمايد؟ يا خير، دليلي براي الزام حكومت به رعايت حجاب اسلامي وجود ندارد.

در اين گفتار وجوب حجاب اسلامي مفروض است و پرداختن به ادلة اجتهادي و فقاهتي لزومي ندارد. مسأله اصلي اين گفتار، الزام حكومت اسلامي به واجب شرعي پوشش و حجاب اسلامي است. آيا حكومت اسلامي مي‌تواند مردم را به اين امر


1) . ابن بابويه، محمد بن على ،علل الشرائع ، ترجمه ذهنى تهرانى ، ج‌2 ص 281 ،باب صد و سى و سوم سر وضع و قرار داده شدن بيت الله الحرام .

2) . ر.ک مهدوی زادگان،داود،مقاله«پژوهشی درالزام حکومتی حکم حجاب»مجله کتاب زنان،شماره36،تابستان1386.

الزام نمايد يا خير؟ چنانكه در بخش اول به تفصيل گفته شد، قلمرو حكومت اسلامي همان قلمرو احكام و شريعت اسلامي است. شريعت و آيين محمدي (ص) تا هر جا كه دامن گسترانيده، قلمرو حكومت اسلامي نيز تا همانجا و به همان شكل و ترتيبي ا‌ست كه در شريعت اسلامي آمده است. وظيفة اصلي و اساسي حكومت اسلامي اجراي احكام و فرامين الهي در ميان بندگان خداوند است. حقوق مردم بر مبناي شريعت اسلامي معلوم مي‌گردد و حاكم اسلامي بر همان مبناي الهي موظف به حكمراني است. پس الزامات حكومت اسلامي مقتضاي احكام الهي ا‌ست.

بنابراين، حاكم اسلامي هرگز نمي‌تواند نسبت به واجبات و محرمات الهي از جمله وجوب رعايت پوشش اسلامي، بي‌تفاوت باشد. پوشش اسلامي بر هر مرد و زن مسلمان واجب و ترك آن حرام است. بر اين اساس حاكم اسلامي مي‌تواند جامعة مسلمان را به رعايت حجاب اسلامي دعوت و الزام نمايد. جامعه‌اي كه حكومت ديني را بر حكومت غيرديني و سكولار ترجيح داده است، انتظاري جز اين ندارد كه حكومت منتخب بر مبناي شريعت الهي و عرف متشرعه رفتار نمايد. ديني بودن حكومت را به وصف مي‌خواهد و نه به اسم.(1)

الزام حجاب از دیدگاه امام خمینی(ره)

بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی ، اجبار حجاب بانوان در اداره هاو سطح كشور را از اولویت های برنامه های فرهنگی نظام قرار دادند و ذره ای در این امر نرمش از خود نشان ندادند، چرا كه بی حجابی و بی


1) . همان.

بندوباری را به حق ترفند استعمار برای تخدیر و به نابودی كشیدن نسل كشورها می دانستند.

امام خميني (ره) پس از پيروزي انقلاب اسلامي و تاسيس نظام جمهوري اسلامي ايران در 16 اسفند 57 در جمع طلاب قم نارضايتي خود را از بي حجابي برخي زنان اعلام و خواستار رعايت حجاب اسلامي از سوي زنان شدند. ايشان اظهار داشتند:«زنان اسلامي بايد با حجاب اسلامي بيرون بيايند، نه اين که خودشان را بزک کنند. زن ها هنوز در ادارات با وضع پيشين کار مي کنند. زن ها بايد وضع خودشان را عوض کنند. به من گزارش داده اند که در وزارت خانه هاي ما زن ها لخت هستند و اين خلاف شرع است. زن ها مي توانند در کارهاي اجتماعي شرکت کنند ولي با حجاب اسلامي»(1)

امام (ره) پس از چند ماه در 11 تيرماه 58 درباره وضعيت سواحل شمالي کشور سخنان تندي بر زبان راندند و نشان دادند که در جمهوري اسلامي مظاهر بي بندوباري قابل تحمل نيست و بايد با آن مقابله شود.

ايشان در اين باره گفتند: «... اسلام نمي گذارد که لخت بروند توي اين درياها شنا کنند. پوست شان را مي کند!... که بعد از اين که مي رفتند زن و مرد در دريا، زن ها همان طور لخت مي آمدند توي شهر! مردم هم جرأت نمي کردند حرف بزنند. امروز اگر يک هم چون چيزي بشود، اين ها را ما خواهيم تکليف شان را معين کرد و دولت هم معين کرد. البته دولت (به) طوري که وزير کشور گفتند، گفتند ما جلويش


1) . خميني، روح الله،صحيفه نور،ج5،ص150.

را گرفتيم. اگر نگيرند، مردم مي گيرند. مگر مازندراني ها مي گذارند يا رشتي ها مي گذارند که باز کنار درياشان مثل آن وقت باشد؟ مگر بندر پهلوي ها (بندر انزلي) مرده اند که زن و مرد با هم در يک دريا بروند و مشغول عيش و عشرت بشوند! مگر مي گذارند اين ها را؟ تمدن هاي اين ها اين است. آزادي که آن ها مي خواهند همين. اين جور آزادي! بروند قمار بکنند و با هم لخت بشوند و با هم (سرگرم عيش و نوش) بشوند آزادي در حدود قانون است. اسلام از فسادها جلو گرفته. و همه آزادي ها را که مادون فساد باشد داده. آني که جلو گرفته فسادهاست که جلويش را گرفته است. و ما تا زنده هستيم، نمي گذاريم اين آزادي هايي که آن ها مي خواهند، تا آن اندازه اي که مي توانيم، آن آزادي ها تحقق پيدا کند.»(1)

اين روند ادامه داشت تا اين که امام(ره) با سخنراني 8 تيرماه 1359 خود به شدت از دولت و شوراي انقلاب به دليل وجود نشانه هاي رژيم طاغوت در ادارات گلايه کردند وبه مسئولان دولت وقت، برای جلوگیری از بی حجابی نهیب زدند: «الآن وزارتخانه‌ها- این را مى‌گویم كه به دولت برسد، آنطورى كه براى من نقل مى‌كنند- باز همان صورت زمان طاغوت را دارد. وزارتخانه اسلامى نباید در آن معصیت بشود. در وزارتخانه‌هاى اسلامى نباید زنهاى (بى حجاب) بیایند؛ زنها بروند اما با حجاب باشند.مانعى ندارد بروند؛ اما كار بكنند، لكن با حجاب شرعى باشند، با حفظ جهات شرعى باشند.»(2)


1) . همان، ج8، ص339.

2) . همان ج‌6 ،ص329.

اين امر نقطه عطفي در حرکت مبارزه با مظاهر بي حجابي و بي بند و باري به وجود آورد و بسياري از مراکز دولت به اين فرمان امام پاسخ مثبت دادند و 14 تيرماه همان سال به عنوان آخرين مهلت پاکسازي ادارات تعيين شد.

اين تلاش ها سرانجام به جايي رسيد که در ماده 638قانون مجازات اسلامي مصوب سال 1362 بي حجابي جرم و مستوجب مجازات تعزير دانسته و گفته شد:

«هركس علناً در انظار و اماكن عمومي و معابر تظاهر به عمل حرامي نمايد علاوه بر كيفر عمل، به حبس از ده روز تا دو ماه يا تا 74 ضربه شلاق محكوم مي‌گردد و در صورتي كه مرتكب عملي شود كه نفس آن عمل داراي كيفر نمي‌باشد، ولي عفت عمومي را جريحه‌دار نمايد، فقط به حبس از ده روز تا دو ماه يا تا 74 ضربه شلاق محكوم خواهد شد.

تبصره: زناني كه بدون حجاب شرعي در معابر وانظار عمومي ظاهر شوند، به حبس از ده روز تا دو ماه يا از پنجاه هزار تا پانصد هزار ريال جزاي نقدي محكوم خواهند شد.»

ازمطالب یادشده به این نتیجه می رسیم که تعلق گرفتن الزام واجباربه مسئله حجاب امری ممکن است وباعقل وشرع مخالفت نداردوحالادرصددآن هستیم که بادلائل عقلی وشرعی ثابت کنیم که آیاحکومت اسلامی می تواندباخانم های بی حجاب وبدحجاب درجامعه برخوردوآنهاراملزم به حجاب کند؟لازم به ذکراست که مادراینجابه دودسته ادلّه اشاره می کنیم،دسته اوّل ادلّه ای هستندکه براساس استنتاج ماازمبانی،اهداف واختیارات حکومت اسلامی که درفصل چهارم اختیارکردیم می باشد.ودسته دوّم نیزازدونوع ادلّه تشکیل شده اندبرخی مستندات دینی هستندکه به شکل بحث های اجتهادی وفقاهتی می باشندوبعضی مستندات اجتماعی هستندکه به شکل

تحلیل های اجتماعی می باشدما درادامه به آنهااشاره خواهیم کرد. امّاابتداءاًادلّه دسته اوّل رابیان می کنیم.

ادلّه دسته اوّل

دلیل اوّل:رابطه هدایت جامعه به سوی کمال ومسئله حجاب

بيان شد که مهمترين تفاوت بين نگرش نظريه پردازان غربی به حکومت و نگرش اسلام، اين است که در ديدگاه صاحب نظران غربی مقوله‌ي خير، سعادت و هدايت امري فردي و خارج از قلمرو حکومت است؛ اما از ديدگاه اسلام هدف اصلي و اساسي حکومت فراهم ساختن زمينه‌ي هدايت و وصول به سعادت و کمال نهايي انسان است.

حکومت اسلامی باایجادفضای رشدوتعالی اخلاقی وازبین بردن مظاهرفسادوبی بندباری وبی حجابی زمینه رسیدن به کمال رابرای افرادجامعه فراهم می سازد.

اختلاط نداشتن زن و مرد نامحرم كه به شرط رعايت حجاب, عملى مى شود, شرط لازم براى رشد اخلاقى و معنوى شهروندان به شمار مى رود. چنان كه تجربه نشان داده است, اختلاط زن و مرد كه معمولاً در رعايت نكردن پوشش و كشف حجاب ريشه دارد, مفاسد فراوانى مانند: چشم چرانى, خيانت به همسر, هتك حرمت ناموس مسلمانان, از هم پاشيدن كانون خانواده ها, افزايش آمار طلاق, قتل و جنايت را در پى دارد. اما حفظ آن براي زنان نقش بزرگي در پاكي اخلاق، اصالت و هويت فرهنگي ملي و نشان دادن شخصيت و حريم عفاف داشته و موجب تكامل جامعه و رسيدن آن به مراتب عالي انساني و اخلاقي مي‌گردد.

صاحب نظران اسلامى در دوره هاى مختلف, در راستاى دفاع از فرهنگ حجاب, آسيب ها و پى آمدهاى بى حجابى را برشمرده اند. افت تحصيلى در مراكز آموزشى مختلط, انحطاط اخلاقى, افزايش جنايت هاى جنسى, از هم پاشيدن خانواده ها, تراكم كار پليس و دستگاه قضايى, افزايش مصرف مشروبات الكلى و مواد مخدر, افزايش مصرف لوازم آرايشى و ده ها عارضه ديگر را در همين زمينه مى توان نام برد.

از آيه شريفه)َلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ((1)یعنی زنان زینت خودراجزبرای شوهران خودآشکارنسازند

برمى آيد كه فلسفه حجاب زنان, آشكار نشدن زيبايى هاى زن براى غير محارم است كه معمولاً تحريك آميز است و شهوت مردان نامحرم را برمى انگيزد. هدف اسلام محدود كردن كام جويى جنسى به حريم خانه و خانواده است و ضرورت رعايت پوشش را از اين زاويه نيز مى توان تحليل وارزيابى كرد. در اسلام, ازدواج و تشكيل خانواده به منظور بقاى نسل پاك و پاكيزه ارزش فراوانى دارد و به منزله تكميل نيمى از دين است. هم چنين بر رعايت حقوق پدر و مادر تأكيد شده است و طلاق, ناپسند خوانده مى شود. نگاه به نامحرم و اختلاط زن و مرد بيگانه نيز حرام شمرده شده و«رعايت پوشش» براى تحقق ارزش هاى اين مكتب و جلوگيرى از پى آمدهاى ناگوار و رواج ضد ارزش ها الزامى است.

بدين ترتيب, بايد به خاطر داشت پى آمدهاى منفى كشف حجاب و رعايت نكردن پوشش گريبان گير همه افراد اجتماع مى شود. از اين رو, نمى تواند جنبه


1) .نور،31.

فردى و شخصى داشته و رعايت كردن يا نكردن آن به انتخاب شخص واگذار شده باشد. افزون بر آن, چون حكومت اسلامى نسبت به رشد و تعالى اخلاقى شهروندان بى اعتنا نيست و در اين زمينه مسئول است, وظيفه دارد شرايط و زمينه هاى آن را نيز فراهم سازد كه رعايت پوشش در اجتماع از جمله عوامل مهم در اين عرصه به شمار مى رود.

از اين رو, حكومت وظيفه دارد در جهت گسترش فرهنگ حجاب و عفاف, سياست گذارى و برنامه ريزى كند و با به اجرا گذاشتن آن ها, جامعه را به سوى رعايت پوشش رهنمون سازد. هم چنين آنان را كه با التزام عملى خود به احكام دين, زمينه رشد و تعالى مردم را فراهم مى كنند, تشويق كند. در اين صورت, رعايت حجاب, «ارزش» و رعايت نكردن آن, «ضد ارزش» است. زنان باحجاب و عفيف نيز «محترم و مورد تكريم» دولت مردان قرار خواهند گرفت. در مقابل, زنان بى حجاب و بدحجاب از احترام و قداستى كه يك زن باحجاب از آن برخوردار است, محروم مى شوند; زيرا در فرهنگ اسلامى, معيار ارزش و كرامت انسانى, «رعايت حدود و تقواى الهى» است.

پس كسانى كه حريم الهى را شكسته و امر و نهى او را زير پا نهاده اند و به خود و افراد جامعه آسيب مى رسانند و با اين كار, زمينه انحراف اخلاقى جوانان و نوجوانان را فراهم مى سازند و حقوق ديگران را كه خداوند به آنان عطا كرده است, رعايت نمى كنند, با كسانى كه حريم الهى را پاس مى دارند و حقوق اجتماعى شهروندان را رعايت مى كنند و پاس دار سلامت اخلاقى جامعه هستند, يك سان نخواهند بود. وحکومت اسلامی باتوجه به اینکه مسئولیت ایجادفضای رشداخلاقی درجامعه رابرعهده داردوظیفه داردباکسانی که بارعایت نکردن حجاب این

فضاراازبین می برندبرخوردکند.وبه هیچ وجه این رفتاردولت رانبایدحمل برتحمیل وخشونت کرد به راستي چرا استفاده از قدرت در راه تأمين سعادت دنيوي را نبايدحمل بر كارهاي خشونت‌آميز كرد، ولي چنين برداشتي در راه تأمين سعادت اخروي را روا مي‌داريم. چرا الزام حكومت به بستن كمربند ايمني به هنگام رانندگي حمل بر عمل خشونت‌بار نمي‌شود؛ ليكن اگر حكومت مردم را براي تأمين سعادت اخروي به انجام تكاليف شرعي الزام كند، خشونت‌بار تلقي مي‌شود. اگر الزام حكومتي براي تأمين سعادت دنيوي مي‌تواند مشروع باشد، براي تأمين سعادت اخروي به طريق

اولي چنين ظرفيتي را دارد. زيرا سعادت اخروي مهم‌تر از سعادت دنيوي است. بگوجهان آخرت برای هرکس که خداترس باشدبهترازدنیاست.(1)

از اين زاويه, دولت اسلامى مى تواند با سياست ها و برنامه هاى متنوع, زمينه گسترش فرهنگ حجاب را فراهم آورد. بر اساس اصل سوم قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران كه خبرگان ملت و فقيهان و حقوق دانان در سال 1358 تدوين كرده اند, دولت موظف شده است براى رسيدن به اهداف مندرج در اصل دوم, همه امكانات خود را براى امور شانزده گانه مندرج در اين اصل به كار گيرد كه امر اول« ايجاد محيط مساعد براى رشد فضايل اخلاقى بر اساس ايمان و تقوا و مبارزه با كليه مظاهر فساد و تباهی» است. هم چنين بر اساس اصل دهم, «خانواده, واحد بنيادى جامعه اسلامی» شمرده شده است كه«همه قوانين و مقررات و برنامه ريزى هاى مربوط بايد در جهت آسان كردن تشكيل خانواده, پاس دارى از قداست آن و استوارى روابط خانوادگى بر پايه حقوق و اخلاق اسلامى باشد.»


1) . « مَتَاعُ الدَّنْيَا قَلِيلٌ وَالآخِرَةُ خَيْرٌ لِّمَنِ اتَّقَى» نساء،77.

اين اهداف با كشف حجاب, بهتر تأمين مى شود يا با رعايت حجاب؟ بر اساس اصل بيست و يكم قانون اساسى نيز«دولت موظف است حقوق زن را در تمام جهات با رعايت موازين اسلامى تضمين نمايد» و به«ايجاد زمينه مساعد براى رشد شخصيت زن و احياى حقوق مادى و معنوى او» بپردازد. آيا رعايت پوشش اسلامى در اجتماع, زمينه بهتر و مساعدترى را براى رشد شخصيت زن و احياى حقوق او فراهم مى سازد يا كشف حجاب؟ هم چنين بر اساس اصل بيست و دوم قانون اساسی«حيثيت, جان, مال, حقوق, مسكن و شغل اشخاص از تعرض مصون است, مگر در مواردى كه قانون تجويز كند» آيا زن مسلمان در پوشش اسلامى بيش تر مصونيت دارد و حيثيتش تأمين مى گردد يا بدون حجاب؟بنابراین به این نتیجه می رسیم که حکومت اسلامی طبق دستورات شرع وقانون وظیفه داردباکسانی که بابدحجابی،بی حجابی وبی بندباری فضای رشداخلاقی جامعه رامخدوش می کنندبرخوردکند.(1)

دلیل دوّم:رابطه امربه معروف ونهی ازمنکرباحجاب

حکومت اسلامی باستی در همه زمینه ها تلاش نماید تا به سمت عمل به احکام اسلام وداشتن جامعه اسلامی پیش برود بی شک یکی از مصداق های بارز جامعه اسلامی خالی بودن از مظاهر فساد و فحشاء است. در این میان وظیفه حکومت اسلامی و دولت در این جهت بسیار خطیر می باشد. در بحث های گذشته،ما با استناد به قرآن کریم و روایات معتبر وظایف دولت اسلامی را نسبت به امر به معروف


1) . ر.ک:ورعی،سیدجواد،مقاله«مبانی مسئولیت دولت اسلامی درزمینه حجاب بانوان»حجاب مسئولیت هاواختیارات دولت اسلامی،ج 1،ص 103،پژوهشکده فقه وحقوق به کوشش شفیعی سروستانی،ابراهیم ،پژوهشگاه علوم وفرهنگ اسلامی،اوّل،تابستان1387.

و نهی از منکربه ویژه مرحله سوم ثابت کردیم(1)لذا دولت مصداق بارز و شاخص در بحث امر به معروف و نهی از منکر می باشد.

مفاهیمی مانند«معروف» و «منکر» از نظر مصداق بسیار سیال و متنوع است و به همین دلیل آنها را در یک هنجار و رفتار ویژه نمی‌توان خلاصه کرد. وحی و خرد انسانی نیز در تولید و تشخیص مصداق‌های آن مفاهیم فعّال است بنابراین، پوشش و حجاب، پاکدامنی و عفت عمومی به ویژه در نظام دینی از هنجارها و رفتارهايی هستند که به روشنی معروف را بازتاب می‌دهندو بدون تردید، عفت و پاکدامنی عمومی و صورت خاص آن؛ یعنی حجاب زنان از مصداق‌های معروف و در شمار عملیات سالم‌سازی جامعه دینی است.در مقابل، بی‌حجابی، بی عفتی وناپاکی در جامعه دینی، بازتاب منکرند.

از جمله وظایف حکومت اسلامی این است که از هرگونه رفتار و هنجاری که به سلامت جنسی و جسمی، پاک دامنی عمومی و بهزیستی همگانی می انجامد، حمایت کند و زمینه های لازم را برای گسترش آن ها فراهم آورد. در مقابل، از رفتارهایی که به اخلاق و عفت عمومی آسیب می رسانند، جلوگیری کند. بی حجابی یا بدحجابی به ویژه از سوی بانوان هرگاه به مثابه هنجارها و رفتارهای آشکار اجتماعی درآید، به اخلاق و عفت عمومی آسیب می رساند و امنيت رواني جامعه را به خطر مي اندازندو هنجارهای بازدارنده و منفی در نظام دینی به شمار می آیند. دولت مسئولیتو اختیار دارد تا از عمومی شدن چنین رفتارهایی بازداری کند؛ چون در برابر سلامت و عفت عمومی مسئول است.


1) . .ر.ک همین نوشتارفصل چهارم بخش حکومت اسلامی ونسبت آن باامر به معروف و نهی از منکر.

به عبارت دیگرحجاب به عنوان فريضه و معروف شرعي قطعاً امر به معروف است. امر به معروف و نهي از منكر نيز جزو وظيفة عام حكومت اسلامي مي‌باشد. پس حكومت مي‌تواند زنان مسلمان را امر به حجاب اسلامي، به عنوان معروف شرعي و نهي از بدحجابي و بي‌حجابي، به عنوان منكر نمايد.

بنابراین یکی از وظایف دولت اسلامی سالم سازی جامعه از ناهنجاری های اجتماعی و مبارزه با مظاهر علنی گناه که از مصادیق آن بی حجابی و بد حجابی است،می باشد درغیراین صورت آن جامعه به طرف بی دینی ونابودی سوق پیدامی کندچنان که قرآن کریم می فرماید:

« و اگر خدا شر بعضی از مردم را به وسیله بعضی دیگر دفع نکند، همانا صومعه‌ها و دیرها و کنشت‌ها و مسجدهایی که در آن یاد خدا بسیار می‌رود، همه ویران می‌شود و هر که خدا را یاری کند، خدا او را یاری می‌کند.»(1)

با توجه به مفهوم این آیه با وجود نظام و حکومت، از نابودی نهاد‌ها، باورها و ارزش‌های دینی در جامعه جلوگیری می‌شود و به تعبیر دیگر حقوق فرهنگی افراد تأمین می‌گردد.بدون تردید در یک نظام دینی بخشی از این حقوق نهادها و باور‌ها همان پاک دامنی و پوشش در حوزه عمومی هستند. بنابراین دولت و حکومت می‌تواند ساز و کار کارآمدی برای تأمین تعادل و حقوق فرهنگی مردم از جمله حجاب و عفاف باشد.

با توجه به دستوری که در آیه شریفه آمده است، به این نتیجه می‌رسیم که دولت وحکومت در زمینه‌ي فرهنگ سازی و توسعه و تولید پیش زمینه‌های مناسب پاک


1) .« الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِن دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَن يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيرًا وَلَيَنصُرَنَّ» حج،40.

زیستن و پوشش داشتن افراد به ویژه خانم‌ها، مسئولیت و اختیارات قانونی و شرعی دارد.

با توجه به وظیفه شرعی امر به معروف و نهی از منکر برای حکومت، شکی نیست که حکم شرعی حجاب در جامعه نیز در محدوده این وظیفه قرار می گیرد، چرا که پای بندی به آن یک معروف شرعی مسلّم و ترک آن «منکر» است. و محدوده این وظیفه نیز در عرصه عمومی شامل تمام مواردی است که این حکم در اصل وجود دارد و یا مایه فساد و یا بی اعتنایی دیگران باشد، از این رو، بر اساس همین وظیفه، حکومت اسلامیمی تواند و باید غیر مسلمانان را نیز در حدّی که لازم و مصلحت باشد به رعایت آن وا دارد.(1)

برهمین اساس است که وظایف دولت در مبارزه با بد حجابی و ترویج فرهنگ عفاف و حجاب در قانون هم تصریح شده است.جنانکه در ماده 638قانون مجازات اسلامي مصوب سال 1362وهمچنین در قانون راهکارهای اجرایی گسترش فرهنگ عفاف و حجاب مصوب 13 دی ماه 1384 شورای عالی انقلاب فرهنگی وظایف دولت و دستگاه های دولتی در مورد این مهم آمده است.

نکته مهم دیگر آن است که پرده دری و گسترش بدحجابی یا بی حجابی و ناپاکی از سوی مردان نیز ممنوع است و دولت در این زمینه باید اقدامات پیش گیرانه را به کار بندد.


1) . ر.ک مهدوی زادگان،داود،مقاله«پژوهشی درالزام حکومتی حکم حجاب»مجله کتاب زنان،شماره36،تابستان1386.

به يقين، اگر دولت اسلامي در اين مرحله، جدي تر و هدف مندتر از گذشته کار کند، بناي فرهنگي كشوربيش ازپيش موردحراست قرار مي گيرد در غير اين صورت رو به ويراني شتاب پیدامی کند.

دلیل سوّم:ولی فقیه والزام حجاب

پرسش دیگری که درمسئله وظیفه حکومت اسلامی درقبال پوشش زنان مطرح می شود،این است که آیاولی فقیه-که بنابرنظریه ولایت فقیه،درعصرغیبت،حاکم اسلامی است-اختیارداردحجاب راالزامی کند؟برای داوری دراین امربایداین نکته بررسی شودکه آیامنظورمعتقدان به ولایت مطلقه فقیه تنهاولایت مطلقه درمحدوده لوازم حکومت است وشامل امورشخصی نمی شودیامرادازاطلاق ولایت فقیه،اطلاق درامورشخصی واجتماعی نیز هست؛یعنی ولی فقیه چنان چه مصلحت حکومت رادرگروتصّرف درامورکاملاًفردی بداند،اختیارچنین تصرّفی رادارد؟

قبلاًثابت کردیم که ولايت فقيه در ادامه ولايت پيامبر و امامان معصوم است وهمان اختیارات وولایتی که معصومین دارندولی فقیه جامع الشرائط هم دارد.(1)از آن جا كه فقيه, مسئول اجراى احكام اسلامى است. و حجاب يكى از اين احكام به شمار مى رود, وظيفه دارد قوانينى تدوين كند كه مردم را به حجاب ملزم كند و در صورتى كه آن قانون اجرا نشد, خطاكاران را مجازات كند. بنابراين, طبيعى ترين اختيار ولى فقيه, حق قانون گذارى و اجراى قوانين براى تحقق احكام اسلامى در جامعه است. پوشش و الزام برآن هم جزو اين احكام است كه نه تنها جايز است


1) ..ر.ک همین نوشتار،فصل چهارم،بحثِ حکومت اسلامی واختیارات ولی فقیه.

بلكه لازم است در جامعه عملى شود و حاكم اسلامى اين اختيار را دارد تا براى متخلفان آن, مجازاتى تعيين كند.

اگرهم گفته شودحجاب یک امرشخصی است پس ازحوزه اختیارات حاکم اسلامی خارج است درپاسخ گفته می شودبرفرض قبول کنیم حجاب یک حکم کاملا فردی وشخصی است امّاهنگامی که حاکم اسلامی وولی فقیه احساس کندکه بی حجابی فضای سالم جامعه راآلوده می کندوزمینه فسادوبه گناه کشیدن جوانان رافراهم می کنددراینجاولی فقیه حق داردبه خاطرمصلحت جامعه قوانینی وضع کندکه باافرادبی حجاب وبدحجاب برخوردشودومتخلفین رامجازات کنند.

دلیل چهارم:رابطه اجرای احکام وحجاب

تردیدی نیست که بر اساس مستندات فراوان و ادله و شواهد بی شمار، حاکم اسلامی اجمالاً در برابر امور دنیا و آخرت مردم مسئولیت دارد. اجرای احکام و فرایض دینی و حتی سنت های اسلامی یکی از محورهای کلی است که در این متون ذکر شده است. حجاب اسلامی یکی از مصادیق آشکار این مسئولیت عمومی است.

در این محورها فرقی میان حکم حجاب و سایر احکام شرعی نیست و بسته به اهمیت حکم، حاکم اسلامی در اهتمام به آن و اقامه عملی آن مسئولیت دارد.

ترديدي نيست که بي حيايي و بدحجابي خلاف شرع ويك جرم اخلاقي واجتماعيست. وهر جرمي هم طبق قانون وشرع الهي وقانون مدني نظام اسلامي حد و تعزير داردو مخالفت عملي باهر دستورديني ازجمله مسئله حجاب وعفاف كه هم واجبي فردي وهم اجتماعي ازابعادشرعي وعرفي است از مصاديق خلاف شرع وجرم وتخلف محسوب مي شود و حاکم اسلامي حق دارددرآن دخالت كرده

ومتخلفان را کيفرنمايد.چراكه رفتارهايي كه درعرصه هاي عمومي رخ مي دهد ازهنجارها يا ناهنجاريها باتوجه به عوارض وفراخورهاي اجتماعي آن درحوزه اختيارات و مسئوليتهاي دولت اسلامي قرار دارد.

بنابراین شکی نیست که اجرای حدود و تعزیرات در اصل در حوزه مسئولیت حاکم اسلامی است. وهمه اذعان دارند که این دست امور در حوزه اختیارات و مسئولیت های حکومت است. چون ثابت شد که مسئولیت و اختیار حاکم در اجرای حدود و تعزیرات، محدود به آنچه در ادله خاص و مصادیق مشخص آمده نیست، بلکه ارتکاب هر گناهی مایه تعزیر و تأدیباست(1)، در این صورت «ترک حجاب شرعی» نیز به عنوان ترک واجب یا فعل حرام در محدوده تعزیرات حکومت قرار می گیرد. و همانند سایر مواردی که حدّ و تعزیر خاصی برای آن ذکر شده مرتکب آن بر اساس تشخیص حاکم تعزیر می گردد.لذاطبق یک قیاس منطقی می توان چنین نتیجه گیری کرد

اگر وظيفه حكومت اسلامى در برابر اجراى احكام اسلام را كبراى يك استدلال و وجوب حجاب را صغراى آن قرار دهيم, نتيجه مى گيريم كه اجراى حكم وجوب حجاب از وظايف حكومت اسلامى است.

بر این اساس حکومت اسلامی مسئولیت دارد با کسانی که حجاب اسلامی رارعایت نمی کنندوباپوشش نامناسب درانظارعمومی حاضرمی شوندبرخوردکند. مانند بسیاری از موارد دیگر که حاکم وظیفه برخورد با متخلفان را دارد.چون به هر


1) . ر.ک همین نوشتارفصل چهارم بخش اجرای احکام.

حال وظیفه جلوگیری از گناه، هر چند با تعزیر بر عهده حکومت اسلامی گذاشته شده است.

دلیل پنجم:رابطه حفظ شعائروحجاب

برخی ازمظاهردین مانندحجاب بانوان امروزه يكي از شعائر مسلمانان در سراسر جهان و علامت مسلماني، به شمار مي‌آيد و به همين دليل در برخي از كشورها نسبت به آن حساسيت، وجود داشته و مسأله روز آنها مي‌باشد؛ تا آن جا كه در این كشورهامانعي براي مردم مسلمان از برقراري نماز جماعت در مساجد نيست، ولي ورود زنان محجبه به مدارس، دانشگاه‌ها و مراكز دولتي ممنوع است، زيرا حجاب به عنوان يكي از شعائر ديانت به حساب می آید پس حكومت با اين ملاك نيز مي‌تواند در برابر موانع این شعائرمقاومت نموده و از بي‌حجابي جلوگيري نمايد.(1)

بنابراین می توان طبق مقدمات زیرنتیجه گیری کرد

•

اصل حجاب یکی از مسلّمات دین است. این امری قطعی است.

•

این اصل، یکی از شعائردین و نشانه های جامعه اسلامی به شمار می رود.

•

حفظ شعائر و جلوگیری از اهانت به مقدسات یکی از واجبات شرعی می باشدودرزمان برپایی حکومت اسلامی به عهده حکومت اسلامی می باشد

•

پس جلوگیری ازبی حجابی وبدحجابی برعهده حکومت اسلامی می باشدبه خاطراهمیت حفظ شعائر به ویژه درعصرحاضراست که مقام معظم رهبری(مدظله العالی) می فرماید:

«دوچيز بايستي در کنار هم، روزبه‌روز قويتر در کشور تحقق پيدا کند:


1) .ر.ک:ساقی،طلعت،مقاله« جايگاه فقهي، حقوقي جرم اهانت به مقدسات اسلام » فصلنامه فقه و تاريخ تمدن ، سال پنجم، شماره19.

اول، حفظ آثار و شعاير و ظواهر و نماي اسلامي جامعه است . اين، خيلي مهم است . دشمنان سعي مي‌کنند که اين حرفها را بمباران تبليغاتي کنند؛ ليکن گوش به حرف دشمن ندهيد . دشمن، دشمن است . ظواهر اسلامي جامعه بايد حفظ بشود . اين جامعه، جامعه‌ي اسلامي نمونه است . زنان بايد مواظب باشند . مردان بايد مواظب باشند...»(1)

یکی ازارگانهای دولتی که درجمهوری اسلامی وظیفه مقابله وبرخوردباقانون شکنان وکسانی که نسبت به شعائردینی دهن کجی می کنندداردنیروی پلیس است.وپلیس باتوجه به وظایف محوّله به ایشان بایدبااین افرادبرخورد بکند.

حضرت آيت‌الله مصباح يزدي، در ديدار با جمعي از فرماندهان و مديران ناجافرمود:

«در نظام جمهوري اسلامي و کشوري که مبتني بر ارزش‌ها و باورهاي ديني می باشد، حفظ شعائر و ارزش‌ها قانون است و مخالفت با آن تخلف از قانون مي‌باشد و وظيفه پليس برخورد با قانون‌شکنان است. در بخش حفظ عفت و اخلاق عمومي، در هر کشور، سنني که وجود دارد، جزء اخلاق و عفتشان است، در يک کشور اسلامي که مبتني بر ارزش‌هاست، طبق تعريفي که براي پليس بيان شد، پليس بايد حافظ اين ارزش‌ها باشد، و جايي که به ارزش‌ها و شعائر اهانت مي‌شود، بايد برخورد کند.


1) . پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی (بیانات در ديدار اقشار مختلف مردم) 1369/03/02 http://farsi.khamenei.ir/index.html.

در انقلاب اسلامي، حفظ شعائر اسلامي و ارزش‌هاي ديني به عنوان يک قانون شمرده مي‌شود و همگان وظيفه دارند تا اين قانون را در هر شرايط عمل کنند و پليس نيز وظيفه دارد اين ارزش‌ها را حفظ کند. هزاران شهيد از جان و خون خود خرج کردند تا اسلام و ارزش‌هاي آن در اين کشور برقرار گردد و ما بايد توجه داشته باشيم چه عواملي در اجرايينشدن اين شعائر و بي‌توجهي به آن دخيل هستند و اين نقص و بي‌توجهي را از جامعه دور کنيم.»(1)

دلیل ششم:رابطه حوزه خصوصی واجتماعی باحجاب

آيا حكم حجاب، حكمى فردى است يا اجتماعى؟

برخي بر اساس همين تقسيم بندي با الزام حكومتي حكم حجاب مخالفت كرده‌اند. زيرا به زعم آنان مسأله حجاب مربوط به حوزه خصوصي بوده و حكومت نمي‌تواند در آن حوزه دخالت نمايد.

بر اساس پیام هشت ماده ای امام خمینی (ره)که همه مستند به احکام و ادله شرعی است به ویژه بند 6 آن، ورود به حریم «خصوصی» افراد جرم و گناه است و بدون اجازه جایز نیست. بنابراین مسئله حجاب و بی حجابی وقتی در حوزه خصوصی افراد باشد، خارج از نظارت و دخالت حکومت است. اما در سطح جامعه و بیرون از حوزه خصوصی وضعیت متفاوتی دارد.

بنابراین اجمالاً می پذیریم که حکومت اسلامی دست کم اولاً و بالذات حق دخالت در حوزه خصوصی افراد ندارد، حتی اگر بداند گناهی شخصی اتفاق افتاده یا


1) . پایگاه اطلاع رسانی آثارحضرت آیة الله مصباح یزدی،سخنرانی درجمع فرماندهان ومدیران ناجا خبر شماره : 472: 27/09/1390، http://mesbahyazdi.ir.

در حال وقوع است. مثلاً می داند در یک جمع خانوادگی بدون اینکه مفسده ای اجتماعی و عمومی داشته باشد و بی آنکه جنبه علنی پیدا کند، افرادی وظیفه حجاب اسلامی را رعایت نکرده و بی حجاب در جمع حاضر شده اند. اما آیا «حکم حجاب» امر خصوصی است که کاملاً در حوزه امور شخصی قرار می گیرد؟

به نظر مي‌رسد كه فردي دانستن حكم حجاب مورد ترديد بوده و اجتماعي بودن آن به ذهن نزديك‌تر مي‌باشد. زيرا يكي از وجوه اختلاف ميان حكم فردي و حكم اجتماعي در ملاحظة فرد يا جمع است. هرگاه تشريع حكمي صرفاً با ملاحظه فرد صورت گيرد، حكم فردي است. اما اگر در تشريع حكم، تعامل فرد با ديگران لحاظ شود؛ حكم اجتماعي مي‌باشد. حجاب، با ملاحظه تعامل فرد با خودش تشريع نشده؛ زيرا اگر چنين بود زن مسلمان بايد در تنهايي حجاب را رعايت مي‌نمود. در حالي كه حجاب اسلامي در تعامل با ديگران معنا پيدا مي‌كند. مسأله مَحرميت با ملاحظه ديگري معنادار مي‌شود، بدين جهت «مَحرم» بودن فرد با خودش به لحاظ فقهي معنا ندارد.قرآن کریم درسوره مبارکه نورآیه شریفه 31به زنان مؤمنه دستورمی دهد: زنان مومنه- علاوه بر غض بصر و حفظ فروج- بايد سرپوش‌هاي خود را بر گريبان انداخته زيور آلات خود را تنها براي محرمان آشكار نمايند در اين آيات، امر پوشش زن مسلمان و فرو كاستن ديدگان به جهت ديگران است. به طوري كه اگر ملاحظه ديگري نبود؛ چنين حكمي صادر نمي‌شد.

بى شك حجاب، مصلحت دارنده آن را تأمين مى كند, ولى اين بدان معنا نيست كه براى ديگران خالى از مصلحت است. اگر زنان در جامعه با پوشش اسلامى ظاهر شوند، يكى از زمينه هاى تحريك جنسى در جامعه كنترل مى شود و بدين وسيله،

سلامت روانى و اخلاقى و دينى جامعه از اين جهت تأمين مى گردد. در واقع بى حجابى مانع سلامت جامعه است و حجاب اين مانع را بر مى دارد و اين، مصلحت اجتماعى انكارناپذيرى است. پس حجاب هم مصلحت فردى دارد و هم مصلحت اجتماعى. حكمى كه مصلحت اجتماعى دارد، حكم اجتماعى خواهد بود، گر چه مصلت فردى ديگرى نيز داشته باشد.

بنابراين وقتي حكم حجاب با ملاحظه ديگري وضع شود، تفسير آن به فردي بودن باطل است؛ زيرا حجاب در محيط جمعي معنادار است. حكومت اسلامي موظف است، روابط اجتماعي را بر مبناي آيين شرعي يا عرفي تنظيم نمايد. حكم اجتماعي حجاب براي تنظيم رابطه شرعي ميان زنان مسلمان و مردان اجنبي تشريع شده؛ حال اگر زن مسلماني نخواهد رابطه خود با مردان نامحرم را بر مبناي شريعت اسلامي تنظيم نمايد؛ حكومت اسلامي مي‌تواند وي را در محيط عمومي ملزم به رعايت حجاب اسلامي نمايد.

برفرض حجاب و بی حجابی حتی اگر امری شخصی باشد اما وقتی خارج از حوزه خصوصی قرار می گیرد، موضوع برای دخالت و مسئولیت حکومت می شود؛ درست مانند برخی مقررات رانندگی که بی توجهی به آن تنها به ضرر شخص خواهد بود اما مأموران حکومت حق جلوگیری از آن را دارند. مانند کلاه یا کمربند ایمنی.

نتیجه می گیریم جامعه دینی باید برای توسعه و تولید پیش زمینه های هنجارهایی چون پاک دامنی، پاک زیستی، حجاب و حیای افراد و جامعه پیش گام شود و از رفتارهایی که به آلودگی های اخلاقی، جنسیتی و بی حجابی دامن می زنند، جلوگیری کند. چون این کارها معصیت اجتماعی هستند و پی آمدهای تخریبی فراوانی دارند، سکوت در مقابل آن ها جایزنیست. و کسانی که حجاب راجزءحوزه

خصوصی افرادمی دانندودخالت دولت رادراین زمینه منع می کنندسخت دراشتباه اند.(1)

دلیل هفتم:رابطه تأمین امنیّت اجتماعی وحجاب

قبلاًاشاره شدکه يكي از حقوق مردم در جامعه،حق برخورداي از امنيت و آرامش است. وهمچنین اشاره شدکه امنيت، پديده تك بعدي نيست كه صرفاً به امنيت نظامي يا اقتصادي يا سياسي منحصر شود، بلكه پديده اي چند بعدي است كه امنيت و آرامش فكري، رواني و عقيدتي افراد را هم دربرمي گيرد. بنابراين در جامعه اي كه اكثريت مردم، باورها و هنجارهاي ديني خاصي را پذيرفته اند، رفتار مخالف با هنجارهاي مقبول، امنيت و آرامش رواني و فكري جامعه را بر هم مي زند و حقي از حقوق اكثريت را تضييع مي كند. در اين صورت، وظيفه دولت، تأمين و پاس داري از اين حق مردم خواهد بود. بي ترديد، حجاب و عفاف، يكي از هنجارهاي الزامي ديني است كه ترك آن موجب اختلال امنيت فكري، اعتقادي و رواني اكثريت جامعه مسلمان مي شود.

از اين رو، حكومت اسلامي كه كارگزار شريعت اسلامي است، برخلاف حكومت‌هاي سكولار، هرگز نمي‌تواند نسبت به حراست و امنيت اين جنبه از حريم شخصي مسلمانان بي‌تفاوت بماند. زيرا حجاب اسلامي سپر و حافظ هر گونه تعرض سوء به زن مسلمان است و حاكم اسلامي هم از تعرض به اين واجب شرعي (حجاب


1) . ر.ک:علی اکبریان،حسن علی،مقاله«مبانی مسئولیت حکومت اسلامی درترویج حجاب»حجاب مسئولیت هاواختیارات دولت اسلامی،ج 1،ص 25،پژوهشکده فقه وحقوق به کوشش شفیعی سروستانی،ابراهیم ،پژوهشگاه علوم وفرهنگ اسلامی،اوّل،تابستان1387.

اسلامي) حراست مي‌كند؛ يعني شرايط امنيتي حفظ پوشش و حجاب اسلامي را فراهم مي‌سازد. پس وظيفه اولي در حراست از حريم شخصي با خود زن مسلمان است. او با رعايت حجاب اسلامي از حريم شخصيت ديني خود حراست مي‌كند. در رتبة بعد، حكومت موظف به حراست و برقراري امنيت براي حجاب اسلامي است. به عبارت ديگر، حكومت اسلامي از حجاب زن مسلمان حراست مي‌كند تا تعرضي به حريم شخصيتي او نشود. بلكه وظيفة حكومت اسلامي از باب مقدمة واجب است. تأمين شرايط براي تمكن زنان مسلمان از رعايت حجاب اسلامي، جنبة مقدميت دارد و از اين باب بر حكومت اسلامي تكليف مي‌شود.

پس، اگر زن مسلماني مايل به رعايت حجاب اسلامي نباشد، حاكم اسلامي از هر دو جنبة مقدميت و ذي‌المقدمه بودن مي‌تواند او را به رعايتحجاب اسلامي ملزم نمايد؛ زيرا از سويي عدم رعايت حجاب اسلامي اسباب ناامني براي خود وي خواهد شد.

قرآن کریم می فرماید:«ای پیامبربه زنان ودختران خودوزنان مؤمن بگو:چادرهایشان رابپوشندتابه عفت وپاکدامنی شناخته شوندوازاذیت وآزاروتعرّض (هوسرانان)دراَمان باشند...»(1)

هنگامی که شخص هوس باز وتبهکاری باخودروی خود درخیابانهاپرسه می زندودنبال یک خانمی می گرددتااوراسوارکندوبه مکان خلوتی ببردتابه مقاصدشوم خودبرسداین شخص معمولاًجلوی پای خانم های باحجاب نگه نمی داردوبرای آنهابوق نمی زندبلکه دنبال یک خانمی می گرددکه ازلحاظ ظاهری بد حجاب


1) .احزاب،59.

باشدچون تصورایشان این است که خانم بدحجاب چون ازلحاظ اعتقادات دینی ضعیف است پس احتمال بیشتری داردکه به خواسته ایشان جواب مثبت بدهدلذاخانم های بی حجاب بیشترازخانم های باحجاب درمعرزآزارواذیت افرادتبهکارهستند

و از سوي ديگر عدم رعايت حجاب اسلامي زمينة سوء براي ساير زنان مسلمان محجبه خواهد شد، زيرا با رواج اين امر از سوي زناني كه به اين ساحت شخصيتي خود اهميت نمي‌دهند، زمينه عادي شدن تعرض و هتك حرمت به زنان عفيفة محجبه فراهم مي‌شود. افراد شرور مزاحم در چنين وضعيتي هيچ فرقي ميان زنان با حجاب و بي‌حجاب نمي‌گذارند.وهمچنین ازطرف دیگررواج چنین وضعیتی درجامع دینی واسلامی امنيت و آرامش فكري، رواني و عقيدتي افراد متدین ودینداررابه هم می زند. پس، از باب رفع اين وضعيت و تأمين شرايط امن براي زن مسلمان، الزام زنان غيرمقيد به رعايت حجاب اسلامي ضرورت دارد. ممكن است راننده‌اي براي حفظ جان خود از خطر اهميت ندهد؛ ولي اين بي‌توجهي مي‌تواند براي ديگران خطرساز باشد. پس از باب تأمين امنيت جاني ديگران، بايد فرد خاطي را ملزم به بستن كمربند ايمني كرد. اين مسأله از راه قاعدة فقهي «لاضرر و لاضرار» نيز قابل توجيه است كه در جاي ديگر بايد بدان پرداخت.

از مطالب بيان شده به خوبي رابطه حجاب و امنيّت اجتماعي، آشكار مي گردد و نمايان مي شود كه اسلام، جهت حفظ امنيت اجتماعي، طرفدار حجاب بيشتر و حداكثر بانوان، به ويژه زنان و دختران جوان در بيرون از منزل و در مواجهه با نامحرم است. وهمچنین چون بی حجابی باعث به خطرافتادن آبرووحتی جان افرادبی حجاب وبدحجاب می شودوازطرفی یکیازوظائف ومسئولیت های حکومت اسلامی حفظ افرادجامعه است باتوجه به این مبنا می تواندافرادبی حجاب

وبدحجاب رابرای حفظ مصونیت آنهاازگزندحوادث ملزم به رعایت حجاب کندواگرخانمی به صورت بی حجاب ازخانه خارج شدپلیس می تواندبرای حفظ جان وآبروی اوبااوبرخوردکندوازورودایشان با این وضعیت به اجتماع جلوگیری کند.

تااینجاادلّه دسته اوّل که براساس اتخاذمبانی اهداف واختیارات حکومت اسلامی بودبیان شدامّاازاینجابه بعدادلّه دسته دوّم که مشتمل برپاره ای ازادلّه اجتهادی وتحلیل های اجتماعی می باشد،بیان می شود.(1)

ادلّه دسته دوّم

دلیل اوّل:سیره معصومین(ع)

در میان متون روایی و تاریخی پاره ای موارد را می یابیم که نشان می دهد پیامبر اکرم(ص) و امیرالمؤمنین علی(ع) از موضع حکومت در باره چگونگی حضور زنان یا مردان در اجتماع موضع گیری و دخالت کرده اند. و این امر اختصاص به آن دو بزرگوار نیز نداشته است. چند نمونه را بازگو می کنیم.

1-پیامبر گرامی اسلام هنگامی که عمرو بن حزم رابه عنوان والی نجران در یمن منصوب کرد، شرح وظایفی برای او نگاشت. پیامبر در بخشی از این آیین نامه کاری، او را مسئول پاک دامنی و حجاب مردم می داند و از او می خواهد به اقدامات عملی در این زمینه همت گمارد:


1) . ر.ک:ضیائی فر،سعید،مقاله«مبانی اختیارات نظام اسلامی درزمینه جلوگیری ازبی حجابی»حجاب مسئولیت هاواختیارات دولت اسلامی،ج 1،ص 121،پژوهشکده فقه وحقوق به کوشش شفیعی سروستانی،ابراهیم ،پژوهشگاه علوم وفرهنگ اسلامی،اوّل،تابستان1387.

«و مردم را از این که لباس کوچکی بپوشند که عورتشان آشکار شود، بازدارد و از این که کسی موهایش را پشت سرش انباشته کند، نهی کند. »(1)

این فرمایش که در واقع، وظایف دولت را نیز بازگو می کند، با صراحت، گسترش حجاب و عفاف را از کار ویژه های دولت می داند.

2- پیامبراکرم(ص)درایام حج ازعرفات بازمی گشتندوفضل بن عباس پسر عموی پیامبر(ص) که جوان بود پشت سر حضرت نشسته بود، يك عرب بيابان‌نشين كه خواهرش نیزهمراهش بود با پيامبر مواجه شد. اعرابى شروع كرد به پرسش از رسول خدا،فضل بن عباس به آن زن چشم دوخت.پیامبر(ص) که این صحنه را دید با دست چهره او را به سوی دیگر برگرداند. وی دوباره از آن سو، نگاه به زن را دنبال کرد! پیامبر(ص) نیز دوباره چهره او را برگرداند و او را عملاً از این کار بازداشت.(2)

در روایتی امام صادق(ع) به نقل از پدر خویش حضرت باقر(ع) فرموده است:«در مدینه دو مرد بودند که به مردی دیگر، در حالی که رسول خدا(ص) می شنید گفتند: وقتی طائف را - ان شاءاللّه - فتح کردید، بر تو باد که سراغ دختر غیلان از قبیله بنی ثقیف بروی؟ چرا که چنین و چنان است (و اوصاف آن زن را که در روایت آمده برشمردند.) پیامبر(ص) فرمود: شما را جزء مردانی می بینم که در پی


1) . «وینهی الناس ان یحتسب احد فی ثوب واحد یفضی بفرجه الی السماء و ینهی ان یعقص احد شعر رأسه فی قفاه.» احمدی میانجی علی،مکاتیب الرسول(ص)ج2ص،527،ایران قم،دارالحدیث،سال1419ق،چاپ اوّل؛ ابن هشام، عبدالملک بن هشام، سيره ابن هشام ج 4، ص241.

2) . بروجردى، آقا حسين عده اى از فضلاء، منابع فقه شيعه (ترجمه جامع أحاديث الشيعة)، ج25،،ص599، انتشارات فرهنگ سبز - تهران، چاپ: اول، 1386 ق.

زنانند. و دستور داد آن دو را به مکانی که «عرایا» خوانده می شد تبعید کنند. آنان (در دوره تبعید) هر جمعه (به مدینه می آمدند) و خرید می کردند.»(1)

3-امیرالمؤمنین(ع)می فرماید:

«ای عراقیان! باخبر شده ام که زنان تان در راه، با مردان برخورد می کنند؛ آیا شرم نمی کنید! »(2)

4-حضرت در روایت دیگر می فرماید:

«آیا شرم نمی کنید و به غیرت نمی آیید، که زنان تان راهیِ بازارها و مغازه ها می شوند و با افراد بی دین برخورد می کنند! »(3)

سیاق خطاب حضرت نشان می دهد که از جایگاه حکومت چنین سرزنشی را متوجه سهل انگاری عراقیان کرده است و نه امر به معروف و نهی از منکر شخصی. خطاب کلی به عراقیان و گزارش دادن به حضرت گویای این نکته است. کما اینکه وقتی حضرت در حالی که حاکم است، آن هم با این لحن، خطابی را متوجه جامعه می کند، اصل این است که از موضع حاکمیت است و نه صرف بیان حکم شرعی یا وظیفه شخصی امر به معروف و نهی از منکر، همانند هر فرد دیگر. البته چنان که گذشت یکی از وظایف حاکم و حکومت نیز امر به معروف و نهی از منکر است.


1) .همان،ص617.

2) . «یا اهل العراق! نبّئت انّ نسائکم یدافعن الرجال فی الطریق اما تستحیون»حرّ عاملى، محمد بن حسن، وسائل الشيعة ،ج‌20 ، 235ص132 ،باب كراهة خروج النساء و اختلاطهن بالرجال؛کلینی محمدبن یعقوب،الكافي (ط - الإسلامية) ، ج‌5 ، 537 .

3) . «اما تستحیون و لا تغارون، نساؤکم یخرجن الی الاسواق و یزاحمن العلوج» حرّ عاملى، محمد بن حسن ،همان ،ص 236 باب كراهة خروج النساء و اختلاطهن بالرجال ؛ کلینی محمدبن یعقوب ،همان ،ص 535.

دلیل دوّم:سيره عقلا

رعايت نكردن پوشش اسلامي، ناهنجاري اجتماعي است كه به تحريك جنسي جامعه دامن مي‌زند و آثار سوئي مانند فساد اخلاقي به دنبال خواهد داشت. از اين رو عقلا در جايي كه رفتاري موجب به هم خوردن اخلاق و نظم اجتماعي شود، از حق جامعه دفاع و بر استيفاي مصالح ايستادگي مي‌كنند و از آن جا كه هر مجتمعي براي حفظ انتظام خويش بر پايه ارزش‌هاي خود قانون تصويب مي‌كند و براي تحقق اهداف به مجازات متخلفان روي مي‌آورد، جامعه اسلامي نيز بر اساس همين اصل مي‌تواند براي متخلفان از دستور شرع مجازات تعيين كند و چون براي تخلف از حجاب در شرع حدي تعيين نشده، حكومت اسلامي مي‌تواند بر اساس مصالح جامعه مجازات و تعزير تعيين كند. اين روش عقلايي است و از سوي شارع نيز رد نشده؛ لذا مي‌تواند مبناي عمل قرار گيرد.(1)

دلیل سوّم:حجاب وقانون

در هر جامعه سالم و متمدنی مجموعه قوانینی حاکم می شود که به تناسب باور ها و عقائد افراد یا نخبگان آن جامعه، خاستگاه وضع آن قوانین متفاوت است؛ مثلا در یک جامعه قوانین کشور بر پایه نظام و اندیشه لیبرالی بنا می شود و در جامعه دیگر بر پایه نظام و اندیشه سوسیالیستی. خاستگاه این نظام ها هر چه باشد و بر هر اندیشه ای استوار باشد - خواه درست یا غلط - وقتی به مرحله قوانین حکومتی آن جامعه رسیدیم، بحث الزام و اجبار در اجرای قانون، امری بدیهی و معقول است چرا که قوانین، هنجارهایی هستند که توسط حکومتها به عنوان اصولی که شهروندان می


1) . ر.ک:ایازی،محمدعلی،مقاله«بررسی الزام حجاب درحکومت دینی»مجله کتاب زنان،شماره36،تابستان1386.

بایست از آنها پیروی کنند تعریف و ارائه می شود. و هر شیوه رفتاری که قانون را نقض کند جرم محسوب می شود و حکومت علیه کسانی که از قوانین پیروی نمی کنند از ضمانتهای اجرایی رسمی استفاده می کند. ونپذیرفتن قانون به معنای حذف ضمانت اجرای قانون است و قانونی که ضمانت اجرا نداشته باشد نتیجتا با بی قانونی و هرج و مرج تفاوتی ندارد.

مثال عرفی آن که مورد قبول و فهم همگان باشد را در قوانین راهنمائی و رانندگی می توان مشاهده کرد؛ مثلا در ایران قانون اینگونه وضع شده که اتومبیلها از سمت راست حرکت می کنند؛ به هر دلیلی - خواه درست یا غلط- قانونگذار این سیستم را وضع کرده و به مرحله اجرا گذاشته است و پلیس راهنمائی و رانندگی ضامن اجرای آن بوده و با متخلفین برخورد می کند.

اکنون تصور کنید گروهی بیایند و بگویند ما در انگلستان دیده ایم که اتومبیلها از سمت چپ حرکت می کنند، خیلی هم خوب است ما می خواهیم آزاد باشیم و طبق آن عمل کنیم چرا ما را اجبار می کنید ؟ اگر ما برای حل این مشکل اجتماعی، و رعایت حقوق شهروندی این گروه، این سوال را مطرح کنیم که آیا با اجباری بودن حرکت از سمت راست موافقید یا مخالف ؟ بعد هم به فرض نتیجه این بشود که باید هرکس آزاد باشد هر که خواست از راست حرکت کند و هر که خواست از چپ ! هرگز به نتیجه مطلوبی دست نمیابیم و اساسا طرح این سوال به این نحو غلط است. تا زمانی که قانون این کشور حرکت از سمت راست است، اجبار در اجرای آن درست است و موافقت یا مخالفت گروه های اجتماعی نمی تواند در آن نقشی داشته باشد. به هزار و یک دلیل هم که ثابت کنم حرکت از سمت چپ بهتر است و من آنرا می پذیرم و می پسندم، اگر تخلف کنم و بخواهم به رای و نظر و پسند خودم عمل

کنم با من برخورد می شود و بعنوان مجرم باز خواست می شوم جریمه می شوم و اگر تمرد کنم محرومیتهای اجتماعی متعددی گریبانگیر من خواهد شد.

حال اگر خاستگاه قوانین جامعه ای، نظام و اندیشه اسلامی باشد و بر این اساس قوانین آن کشور تنظیم و تصویب شود، از لحاظ ضمانت اجرا، و الزام و اجبار در اجرای آن، با سایر قوانین تفاوتی ندارد، و اِعمال ابزار اجبار در اجرای این قوانین نیز امری بدیهی و معقول خواهد بود.

اگر بحث حجاب را در این مرحله نگاه کنیم که بعنوان یک قانون در حکومت اسلامی تصویب و ابلاغ شده است(1)، اجبار در اجرای آن امری معقول بلکه لازم است. زیرا اجبار در اینجا به معنای پایبندی و اصرار بر اجرای قانون است و مخالفت با اجرای قانون، نظری نیست که در میان افراد عاقل و فهمیده طرفدار داشته باشد. اینجا بحث اندیشه و ایمان نیست. این قانون - خواه درست باشد یا غلط - در این مرحله، باید اجرا شود.

بله ممکن است کسی در مبانی این حکم اشکال داشته باشد که مثلا به فلان دلیل قانون رعایت حجاب در بستر عمومی جامعه از نظر عقلی با اندیشه سالم مطابق نیست، و یا از نظر ایمانی دلیلی بر مشروعیت آننداریم، در اینجا اجبار و االزام معنا ندارد و هر کسی باید بتواند نظرات خود را با قانونگذار (قوه مقننه) در میان بگذارد و او را متقاعد کند که این قانون را تغییر دهد. قانونگذار باید توجیه شود که قانون رعایت حجاب باشد یا نباشد ؟ معقول است یا نیست ؟ فایده دارد یا ندارد ؟ خوب


1) .تبصرهِ ماده 638قانون مجازات اسلامي مصوب سال 1362« زناني كه بدون حجاب شرعي در معابر وانظار عمومي ظاهر شوند، به حبس از ده روز تا دو ماه .يا از پنجاه هزار تا پانصد هزار ريال جزاي نقدي محكوم خواهند شد».

است یا بد ؟؛ ولی تا زمانی که قانون رعایت حجاب وجود داشت، الزام در اجرای آن باید وجود داشته باشد.

چنانکه درقانون راهنمایی ورانندگی می توانم برای مخالفت با این قانون با قانونگذار تماس بگیرم و دلایل خود مبنی بر غلط بودن حرکت از سمت راست را ارائه کنم و مبانی عقلی و منطقی قانون او را زیر سوال ببرم و او را متقاعد کنم که قانونش نقص دارد. اگر قانون تغییر کرد آن وقت من می توانم به هدف خود برسم؛ تازه در اینجا نیز الزام و اجبار بر اجرای این قانون جدید حکمفرما است و این بار خودم طرفدار و مدافع این اجبار هستم !.

پس در امر حجاب باید توجه داشت که دو بحث وجود دارد: یکی اینکه اصل حجاب خوب است یا نه ؟ در اینجا اجبار محلی ندارد. باید بحث کرد و به نتیجه رسید و تصویب کرد که باشد یا نباشد. و دیگر اینکه الزام به رعایت قانون حجاب خوب است یا نه ؟ در اینجا مفاهیم الزام و اجبار مفاهیمی جدائی ناپذیر از مفهوم قانون هستند و سوال از خوب و بد آن سوال غلطی است.(1)

مقام معظم رهبری از همین زاویه به مسئله پوشش نگریسته است وافرادجامعه راموظف به رعایت قانون ومقررات می داندوهمچنین نهادهای مسئول را موظف می داند که با اقدامات پیش گیرانه مثل ممنوعیت قانونی تولید کالاهای مبتذل و ضد حجاب، فضای سالم را برای توسعه فرهنگ عفت و حیا در جامعه فراهم سازند. ایشان می فرماید:


1) .ر.ک: بنی سعید، سید محمد جواد،مقاله« حجاب اجباری»سایت اینترنتی،5/4/1390،www.makarm.ir.

«همه کسانی که در جامعه اسلامی زندگی می کنند، موظف هستند که اصول دین و جامعه و مقررات این جامعه را رعایت کنند. و این یک مقررات و قانون است و این قانون با همه جوانب و اطرافش از قبیل ممنوعیت تولید و عرضه کالاهای ضد حجاب است، مثل لباس های مبتذل وامثال این ها باید در مجلس شورای اسلامی تصویب و به مورد اجرا گذاشته شود و پشتوانه اجرایی این قانون هم همان کار فرهنگی است.»(1)

اگر حجاب بر اساس مبانی و خاستگاه قوانین حکومت موجود، خوب بود و قانون شد و به تصویب رسید، دیگر جائی برای بحث نمی ماند که الزام به آن خوب است یا نه ؟ اگر قانون است الزام و اجبار همراه آن است خواه بپسندم یا نپسندم .

دلیل چهارم:حجاب وحق الناس

افرادجامعه به سه گروه تقسیم می شوندگروه کمی از افراد هستند که از اراده قوی و ایمان قلبی محکمی برخوردارند و تحت هر شرایطی ملتزم به قانون و شرع می مانند و جو جوامع پیرامون تاثیری در آنان نمی گذارد؛ و در طرف مقابل نیز گروه کمی هستند که بنای لا ابالی گری دارند و خوی سرکشی و تمرد از هنجارهای قانون و شرع در نهادشان نهفته است. بین این دو طیف، اکثریت مردم تابع وضع موجودند ! ( همه اینجورین دیگه، ما هم .... این مد شده دیگه، ما هم ... خب تو فروشگاه ها اینا رو میفروشن دیگه، ما هم ... جو گیر می شویم ما هم ! )


1) . پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی (بيانات در جلسه پرسش و پاسخ مديران مسئول و سر دبيران نشريات دانشجويی) 1377/12/04 http://farsi.khamenei.ir/index.html.

سوال اینجاست که چرا باید وضع موجود را کسانی شکل بدهند که از گروه دوم اند در حالیکه ابزار قانون و شرع مدافع گروه اول است؟ چرا باید فرزند زن مسلمان در محیط مدرسه کم کم از اینکه مادرش چادر به سر می کند خجالت بکشد.؟! چرا اکثریت معمولی جامعه به رنگ اقلیت آلوده در بیایند، و کم کم آلودگی گروههای کجرو بعنوان هنجار شناخته شود ؟! چرا اقلیت متخلف از قانون و شرع هنجار سازی کنند ؟!

آنچه مسلم است همه هنجارهای اجتماعی با ضمانتهای اجرائی - خواه رسمی یا غیر رسمی- همراه هستند که از آن هنجارها در مقابل کجروی برخی افراد یا گروهها حمایت می کنند؛

بی تردید در هر جامعه ای متولیان تربیت اجتماعی و مسئولین اجرای قانون، باید این بستر را ایجاد کنند که جو عمومی جامعه یا همان وضع موجود، مشوّق و محرک افراد به سمت همرنگی با گروه اول و تبعیت از قانون و هنجارهای صحیح اجتماعی باشد، و گروه دوم خود را در انزوا و مطرود حس کند .بی حجابی دامن زدن و توسعه دادن قوه شهوت است، و تحریک و ارضای بی حد و مرز این قوه ( و یا خفه کردن آن در همه حال ) آنرا یاغی و سرکش می کند و نتیجه آن می شود که قوه عقل انسان را آلوده می کند و شخص را از طی مسیر کمال باز می دارد.

آن خانمی که خود را آرایش می کند و به خیابان می آید و زیبائی های اندام خود را به نمایش می گذارد باید بداند که چهره او محرک شهوت جنس مخالف است؛ تحریک شهوت دیگری تجاوز به حق اوست؛ کسی حق دارد دیگری را تحریک کند که بعد بتواند به تحریک او پاسخ دهد.

خب، حالا فرض می کنیم شما خانم محترم 10 نفر ؛ 100 نفر را با چهره خودت، با اندام خودت، با موهای خودت تحریک کردی، یعنی در وجودشان هوس ایجاد کردی؛ تیپ زدی دلبری کردی ! و میل به خود را در آنها ایجاد کردی؛ ( این حالت برای او طبیعی است، او نمی تواند منظره مهیج ببیند و تحریک نشود؛ اما تو می توانی خود را بپوشانی ) دو حالت بیشتر ندارد، یا اینکه باید به همه پاسخ دهی !!، اینکه می شود روسپی گری؛ و گمان نمی رود همه اینهائی که بی حجاب وبدحجاب بیرون می آیند، اینگونه کسانی باشند. ( به استثنائات کاری نداریم ) اکثرا انسانند، با خانواده اند، با نجابتند؛ بعضا متدین اند، اهل خدا و نماز هم ممکن است باشند. اگر نمی توانی و نباید پاسخ دهی؛ پس حق نداری تحریک کنی، و به حریم شخصی دیگران تجاوز کنی. این حق مردان است؛ نمی شود به آنها گفت چشم بسته راه بروید اما به زنان می شود گفت زیبائیهای خود را بپوشانید؛ و زینت خود را ظاهر نکنید.

به بيان ديگر, هر مردى كه با ديدن يك زن بى حجاب، به هر يك از مراتب گمراهى جنسى دچار و حرامى انجام دهد، آن زن به او ستم كرده است. هم چنين هر زن باحجابى كه با ديدن يك زن بى حجاب، قبح بى حجابى در نظرش شكسته شود و حجاب خود را رها كند، آن زن به او ستم كرده است. البته در اين موارد، ستم او از وزر آنان نمى كاهد.حکومت اسلامی که یکی ازاهداف آن ظلم ستیزی ومبازه باظلم است این حق راداردکه یک فضای درجامعه ایجادکندتابه کسی ظلم وستم

نشودوباکسانی که بابی عفتی وبی حجابی به دیگران ستم می کنندواسباب آزارواذیت دیگران رافراهم می کنندبرخوردکند.حتی اگرلازم باشدآنهاراتعزیرکند.(1)در بعضى از روايات مانند روايتى كه كلينى از سماعه نقل مى‌كند آمده‌است: «شخصى خطاب به يكى از مؤمنان گفته بود: در خواب با مادرت محتلم شدم حكم آن از اميرمؤمنان على (ع) پرسيده شد؛ فرمود: اگر بخواهيم به خاطر اين مورد او را مجازات كنيم، بايد سايه او را حد بزنيم، ولى او را تعزير مى‌كنم تا ديگر مسلمانان را اذيت نكند.»(2)

با تنقيح مناط مذكور در روايت (تعزير به خاطر اذيت ديگرى)، مى‌توان نتيجه گرفت هر معصيتى كه زمينه آزار واذيت مؤمنى را ايجاد كند، قابل تعزير است وحکومت بایدباآن برخوردکند.بنابراین بی حجابی وبدحجابی نیزچون باعث اذیت دیگران وستم کردن به افرادجامعه است،حکومت می تواندباشدت باآن برخوردکند.

اکنون که بر اساس مبانی قوانین حکومت اسلامی، حجاب قانون حکومت اسلامی است، و بعنوان هنجاری برتر شناخته می شود - گذشته از اینکه امروز به عنوان سمبل زن مسلمان در تمام دنیا شناخته شده است – بر متفکران و اندیشمندان علوم اجتماعی (جامعه شناسی، روانشناسی، و ... ) لازم است که بنشینند و راهکارهای ارائه ضمانتهای اجرائی مثبت (پاداش افراد همنوا) و منفی (تنبیه افراد کجرو) کارآمد در این زمینه را بصورت عالمانه بررسی و تدوین کنند، و متولیان فرهنگی و قضائی جامعه خود را ملزم به پیگیری آن بدانند. ترویج ضمانتهای اجرائی غیر رسمی به


1) . ر.ک: بنی سعید، سید محمد جواد،مقاله« حجاب اجباری»سایت اینترنتی،5/4/1390،www.makarm.ir.

2) .کلینی محمدبن یعقوب، الكافي ، ج‌7 ،ص 263 ، باب النوادر ،چاپ دارالکتب الإسلامية،تهران،سال چاپ1407ه،چاپ چهارم.

عهده مراکز فرهنگی جامعه اعم از تئاتر، سینما، فرهنگسراها، مدارس، دانشگاهها، و رسانه های دیداری و شنیداری مختلف است؛ و ترویج ضمانتهای اجرائی رسمی را پلیس امنیت اخلاقی می تواند به عهده بگیردوباافرادبی حجاب برخوردکندوآنهاراملزم کنندتاحقوق افرادجامعه رارعایت کنند.

دلیل پنجم:الغاي خصوصيت از موارد منصوص

در روايات, براي برخي از گناهان در عرصه هاي گوناگون تعزير ذكر شده است. برخي از آن ها صرفاً حق الله است, نظير خودارضايي(1)و پاره اي از آن ها حق الناس است, نظير هجو(2)و دشنام(3)و چشم اندازي به خانه ديگران(4). برخي از آن ها گناهان كبيره است و برخي ديگر گناهان صغيره,نظير خوابيدن دو هم جنس زير يك پوشش يا لحاف(5)يا اجتماع زن و مرد نامحرم در يك خانه(6). برخي از آن ها گناهاني است كه موجب اختلال نظام جامعه مي شود, نظير احتكار(7)، اختلاس(8),رباخواري(9)و شهادت دروغ(10). برخي از آن ها نيز گناهاني صرفاً فردي


1) . حرّ عاملى، محمد بن حسن، وسائل الشيعة ،ج 18، باب 3 از ابواب نكاح البهائم، ح 1 و 2.

2) . همان,ج28 ،ص 204, ح 5.

3) . همان, ص 202 - 203, ح 1-4.

4) . همان, ج 29, ص 66, ح 2.

5) . همان, ج 28, ص 84, ح 1.

6) . همان, ص 145, ح 1 و 2.

7) . مغربى، ابو حنيفه، نعمان بن محمد تميمى،دعائم الاسلام, ج 2, ص 36.

8) . حر عاملي, محمد بن حسن ،وسائل الشيعة, ص 268, ج 1 - 2, 4 و 6..

9) . همان, ص 371, ح 2.

10) . همان, ص 376, ح 1 و 2.

است, مانند: نزديكي با همسر در حال عادت ماهيانه(1)يا در حال روزه(2)، خودارضايي(3), خوردن خون يا مردار(4).

از امثال اين روايات, نتيجه گرفته مي شود كه آنچه ملاك جواز تعزير است وحکومت اسلامی می تواندعاملین آنهارامجازات کند, گناه و معصيت است و هيچ گناهي خصوصيتي ندارد, نه كبيره بودن, نه وابسته بودن به حق الناس و نه اختلال نظام جامعه.بنابراین باالغای خصوصیت ازمواردمنصوص دراین روایات حکومت اسلامی می تواندبابی حجابی وبدحجابی به عنوان یک گناه ومعصیت برخوردکندوچنین افرادی راکیفردهد.(5)

دلیل ششم:قیاس اولويت احكام الزامي از احكام غير الزامي

در شريعت, برخي احكام غير الزامي وجود دارد كه اگر مردم آن ها را اجرا نكنند, دولت مشروع اسلامي مي تواند مردم را به اجراي آن ها الزام كند, بلكه بر اساس برخي روايات, دولت اسلامي مي تواند براي تحقق برخی از احكام غير الزامي, با مردمي كه بدان عمل نمي كنند, وارد جنگ شود. احكام استحبابي نظير


1) . همان, ص 377, ح 1 و 2.

2) . همان, ح 1.

3) . همان, 363, ح 1 - 3..

4) . همان, ص 371, ح 2 و 3.

5) . ر.ک:ضیائی فر،سعید،مقاله«مبانی اختیارات نظام اسلامی درزمینه جلوگیری ازبی حجابی»حجاب مسئولیت هاواختیارات دولت اسلامی،ج 1،ص 121،پژوهشکده فقه وحقوق به کوشش شفیعی سروستانی،ابراهیم ،پژوهشگاه علوم وفرهنگ اسلامی،اوّل،تابستان1387.

زيارت پيامبر گرامي اسلام(1)، اذان(2), نمازجماعت(3), زيارات امامان معصوم(4)و نماز عيد (بنا بر اين قول كه مستحب است)(5)و احكام مكروه نظير قصه گويي در مسجد(6)است. بنابراين, هنگامي كه دولت اسلامي حق دارد بر حكم غيرالزامي (مستحب, مكروه, مباح) تعزير كند, به طريق اولويت بايد گفت دولت اسلامي حق دارد بر حكم واجب مثل حجاب الزام كند.(7)

دلیل هفتم:قیاس اولويت احكام توصلي از احكام تعبدي

در برخی از احكام, قصد قربت, شرط است. بدين معنا كه انجام آن ها در صورتي صحيح است كه به قصد تقرب به خداوند ايتان شود كه به آن ها تعبدي مي گويند, نظير حج و در مقابل, قصد قربت, شرط صحت برخي از اعمال نيست كه به آن ها توصلي مي گويند, نظير حجاب.


1) .برای نمونه درروایتی ازامام صادق(ع)نقل شده است:«لوترکوازیارةالنبی(ص)لکان علی الوالی اَن یجبرهم علی المقام عنده،فان لم یکن لهم اموال انفق علیهم من بیت المال المسلمین»همان،ج11،ص24؛بروجردی سیدحسین،جامع احادیث الشیعه،ج12،ص233.

2) .مجلسی محمدباقر،بحارالانوار،ج81،ص128.

3) .حرعاملی، محمد بن حسن ،وسائل الشیعه،ج5ص195وج8ص292؛مجلسی محمدباقر،بحارالانوار،ج88،ص8؛بروجردی سیدحسین،جامع احادیث الشیعه،ج4،ص443.

4) .مجلسی محمدباقر،بحارالانوار،ج86،ص36وج101،ص1؛ عاملى، شهيد اول، محمد بن مكى، مصحح: سيد عبد الهادى حكيم،القواعدوالفوائد ،ج1،ص340.

5) . حلّى، محقق، نجم الدين، جعفر بن حسن، المعتبر في شرح المختصر،ج2،ص309؛ حلّى، علامه، حسن بن يوسف بن مطهر اسدى، تذكرة الفقهاء ،ج4،ص122.

6) .کلینی،محمدبن یعقوب،الکافی،ج7،ص263؛ طوسى، ابو جعفر، محمد بن حسن، تهذيب الأحكام،ج10،ص149.

7) . ر.ک:ضیائی فر،سعید،مقاله«مبانی اختیارات نظام اسلامی درزمینه جلوگیری ازبی حجابی»حجاب مسئولیت هاواختیارات دولت اسلامی،ج 1،ص 121،پژوهشکده فقه وحقوق به کوشش شفیعی سروستانی،ابراهیم ،پژوهشگاه علوم وفرهنگ اسلامی،اوّل،تابستان1387.

در روايات معتبر آمده است كه اگر مردم به حج نروند بر دولت اسلامي واجب است كه مردم را بر حج رفتن الزام كند.(1)هم چنين در روايات معتبر آمده است كه پيامبر براي كساني كه در نماز جماعت حاضر نمي شدند, كيفر تعيين كرد و بدين صورت بر انجام واجب تعبدي الزام كرد.(2)هنگامي كه دولت مشروع اسلامي حق دارد مردم را بر انجام واجبي تعبدي, نظير حج, نماز و… الزام كند, به طريق اولي حق خواهد داشت بر انجام واجب توصلي نظير حجاب الزام كند.(3)

دلیل هشتم:قیاس اولويت احكام اجتماعي از وظايف شخصي

در شريعت, بعضی از وظايف وجود دارد كه اگر مردم نسبت به آن ها كوتاهي كنند و مسئوليت خود را نسبت به آن ها به خوبي انجام ندهند, بر دولت اسلامي لازم است كه مردم را بر انجام مسئوليت شان الزام كند, نظير وظيفه رسيدگي مالك چارپايان نسبت به آب و غذاي آن ها(4), وظيفه رسيدگي مالك ساختمان نسبت به حفظ و مرمت آن(5), وظيفه رسيدگي كشاورز به باغ و مزرعه(6)و وظيفه خويشاوندان


1) .کلینی، محمدبن یعقوب همان،ج4،ص272؛ طوسى، ابو جعفر، محمد بن حسن،همان،ج5،ص22؛حرعاملی، محمد بن حسن ،وسائل الشیعه،ج11،ص23و24.

2) . طوسى، ابو جعفر، محمد بن حسن،تهذیب الاحکام،ج3،ص266و753؛حرعاملی، محمد بن حسن ،همان،ج5،ص195وج8،ص292و293.

3) . ر.ک:ضیائی فر،سعید،مقاله«مبانی اختیارات نظام اسلامی درزمینه جلوگیری ازبی حجابی»حجاب مسئولیت هاواختیارات دولت اسلامی،ج 1،ص 121،پژوهشکده فقه وحقوق به کوشش شفیعی سروستانی،ابراهیم ،پژوهشگاه علوم وفرهنگ اسلامی،اوّل،تابستان1387.

4) . حلّى، محقق، نجم الدين، جعفر بن حسن، المختصر النافع في فقه الإمامية،ص196.

5) . اصفهانى، فاضل هندى، محمد بن حسن،كشف اللثام و الإبهام عن قواعد الأحكام،ج7،ص613؛ عاملى، شهيد ثانى، زين الدين بن على، شارح: سلطان العلماء، حسن بن محمد، الروضة البهية في شرح اللمعة الدمشقية ،ج5،ص486.

6) . حلّى، علامه، حسن بن يوسف بن مطهر اسدى، مصحح: ابراهيم بهادرى،تحریرالاحکام الشرعیه علی مذهب الامامیه ،ج14،ص46.

نسبت به كودك پيدا شده(1). اگر دولت اسلامي حق دارد كه مالكان يادشده را به انجام وظايف خصوصي و شخصي شان الزام كند, به طريق اولي حق خواهد داشت نسبت به احكامي كه پي آمد اجتماعي بيشتري دارند,مانندحجاب الزام كند.(2)

دلیل نهم:قياس مساوات

در روايات, برخي از گناهان سبب تعزير دانسته شده وحاکم اسلامی آنهارامجازات کرده كه حداكثر مفسده آن در حد بی حجابي وبدحجابی وباآن مساوی است, گناهاني نظير: خودارضايي(3),خوابيدن دو مرد زير يك پوشش يا لحاف(4), خوابيدن دو زن زير يك پوشش و لحاف(5), بوسيدن هم جنس از روي شهوت(6)و...

بنابراين, هنگامي كه گناهي نظير خوابيدن دو هم جنس (دو زن يا دو مرد زير يك پوشش) سبب تعزير مي شودوحکومت اسلامی حق


1) .فقهافرموده اند:اگرکودکی پیداشدکه پدرومادریااجدادش مرده اند،خویشاوندان کودک حق دارندکودک راازدست کسی که وی راپیداکرده بگیرندوحضانت وی رابرعهده گیرنده واگروظیفه حضانت رابه خوبی انجام ندهند،حاکم می تواندآنان رابروظیفه شان اجبارکند. خمینی،روح الله، (ره)،تحریرالوسیله،ج2،ص233و234؛ سيستانى، سيد على حسينى،منهاج الصالحین ،ج2،ص233.

2) . ر.ک:ضیائی فر،سعید،مقاله«مبانی اختیارات نظام اسلامی درزمینه جلوگیری ازبی حجابی»حجاب مسئولیت هاواختیارات دولت اسلامی،ج 1،ص 121،پژوهشکده فقه وحقوق به کوشش شفیعی سروستانی،ابراهیم ،پژوهشگاه علوم وفرهنگ اسلامی،اوّل،تابستان1387.

3) . حرعاملی، محمد بن حسن, وسائل الشيعة, ج 28, ص 363.

4) . همان، باب 10 از ابواب حد الزنا، حد 1، 4، 5، 7، 9، 10، 22- 25.

5) .همان،ح1.

6) . همان، ص 422، باب 4 از ابواب حد اللواط، ح 1.

داردباآنهابرخوردکندوآنهاراکیفردهد, بی حجابی وبدحجابي نیز دست كم همانند آن (قياس مساوات) موجب ثبوت جواز كيفر مي گردد..(1)

دلیل دهم:قاعده لطف

(قاعده لطف) يكي از قواعد كلامي مذهب اماميه قاعده لطف است.(2)براساس اين قاعده, همان گونه كه مقتضاي لطف، رحمت و خيرخواهي خداوند, بيان دستورها و احكام الهي با بعثت پيامبران و نصب امامان است, مقتضاي لطف الهي, زمينه سازي براي انجام واجبات و ترك محرمات است.(3)براساس اين قاعده, بر دولت اسلامي لازم است كه با تدبير حكيمانه و برنامه ريزي سنجيده, به بسترسازي و ايجاد شرايط لازم براي عمل به اين دستور الهي و هنجار اخلاقي بپردازد. همان گونه كه مقتضاي اين لطف, دعوت به حجاب و عفاف و حتي پيش گيري از تظاهر به بدحجابي است, دولت به مقتضاي قاعده لطف مي تواند براي جلوگيري از بدحجابي و بي عفتي, قوانيني, وضع و براي تخلف آن مجازات تعيين كند تا بدين وسيله مردم را به طاعت, نزديك و از معصيت دور سازد.

روشن است كه اين دليل مبتني بر لزوم آخرين مرتبه لطف است. برخي لطف را در حد بيان احكام و دستورهاي الهي لازم دانسته اند و برخي فراتر از آن,


1) . ر.ک:ضیائی فر،سعید،مقاله«مبانی اختیارات نظام اسلامی درزمینه جلوگیری ازبی حجابی»حجاب مسئولیت هاواختیارات دولت اسلامی،ج 1،ص 121،پژوهشکده فقه وحقوق به کوشش شفیعی سروستانی،ابراهیم ،پژوهشگاه علوم وفرهنگ اسلامی،اوّل،تابستان1387.

2) . ضيائي‌فر، سعيد، جايگاه مباني كلامي در اجتهاد, ص 243.

3) . همان, صص 266 و 267.

لطف را در حد زمينه سازي براي انجام دستورهاي الهي, لازم شمرده و برخي فراتر از آن, لطف را در حد جعل احكام كيفري هم لازم دانسته اند و اين دليل مبتني بر لزوم لطف در مرتبه اخير است. به نظر نگارنده, دليل لطف اين توان را دارد كه حد اخير را هم ثابت كند, گرچه ميان مراتب لطف از نظر عقلي ترتيب وجود دارد. براي نمونه, تا لطف به شكل زمينه سازي فرهنگي, كارآيي دارد, نوبت به لطف در حد جعل كيفر نمي رسد.(1)

به اعتقاد نگارنده, دلالت اکثر دليل های پيشين بر حق الزام دولت بر حجاب تمام است. ممكن است فقيهي در برخي از اين ادله مناقشه اي داشتهباشد, ولي بدون ترديد, مجموع اين دليل ها, فقيه را مشرف بر قطع نسبت به حكم شرعي مي كند.


1) . ر.ک:ضیائی فر،سعید،مقاله«مبانی اختیارات نظام اسلامی درزمینه جلوگیری ازبی حجابی»حجاب مسئولیت هاواختیارات دولت اسلامی،ج 1،ص121،پژوهشکده فقه وحقوق به کوشش شفیعی سروستانی،ابراهیم ،پژوهشگاه علوم وفرهنگ اسلامی،اوّل،تابستان1387.

فصل ششم:مدل بهینه پیاده‌سازی حجاب درجامعه

اشاره

قانون گسترش راهكارهاي اجرايي عفاف و حجاب

با وجودی که قوانین و آیین‌نامه‌های خیلی خوبی در زمینه ترویج حجاب و عفاف صادر شده امّابااین وجودهنوزگام موّثری دراین زمینه برداشته نشده است. ازجمله این قوانین«قانون گسترش راهكارهاي اجرايي عفاف و حجاب»مصوّب جلسه 427 مورخ 13 دي 1384 که به تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي رسيد.

قانون ياد شده در طراحي سياستها و راهكارها و نيز تعيين وظايف تخصصي دستگاههاي مربوط به قوه مقننه،قضائیه و مجريه يك قانون كامل و يك بسته جامع است.

قانوني كه در سياست ها و راهكارهاي خود در اولويت قرار دادن موضوع حجاب و عفاف در برنامه هاي دستگاه هاي اجرايي كشور براي مقابله با روند فزاينده بدحجابي، ابلاغ روش هاي اجرايي و تعيين ضوابط و هنجارهاي روشن در مورد نوع لباس و پوشش افراد در بخش هاي رسمي و اداري كشور را در خود جاي داده است. البته در كنار اين موارد مي توان به سياست نظارت بر رعايت حريم حجاب و عفاف در سازمان هاي دولتي و عمومي و نظارت و تأكيد بر ضرورت رعايت سادگي و پوشش و فرم هاي اسلامي و حضور ساده و بي آرايش در محيط كار به دليل تأثير منفي بر مراجعان، همچنين تعريف استانداردهاي فرهنگي مناسب براي ترويج فرهنگ عفاف منطبق با فرهنگ ديني و ملي اشاره كرد. ناگفته نماند در ديگر بندهاي قانون عفاف و حجاب به وضع قوانين و مقررات لازم براي اصلاح وضعيت پوشش

در جامعه اشاره شده است، يعني همان خلأيي كه سال ها است جامعه از آن رنج مي برد.

به همين علت گسترش و تقويت مراجع قانوني براي ترويج پوشش اسلامي در جامعه ، رفع اشكالات قانوني در نحوه توليد، توزيع و عرضه پوشاك داخلي و خارجي، ارزيابي دقيق از اجراي طرح ها توسط دستگاه هاي فرهنگي، انتظامي و قضايي براي مقابله با مظاهر بدحجابي و يافتن راهكارهاي مناسب توسط كميته توسعه و ترويج فرهنگ عفاف و نظارت و ارزيابي عملكرد رسانه ها - خصوصاً صدا و سيما - در ارتباط با الگوهاي تبليغي آنها و تأثير آن در جامعه جزء بندهاي اصلي اين قانون تعريف شده است.قانون راهكارهاي اجرايي گسترش فرهنگ عفاف و حجاب شامل بند هاي متعددي است كه درصورت اجراي آنها از سوي دستگاه ها و نهادها شاهد گام بلندي در حوزه ترويج عفاف و حجاب در كشور خواهيم بود .

در اين قانون تقريبا براي 23 وزارت خانه،سازمان و نهاد دولتي وظايفي تعيين شده است كه هركدام از آنها بايد در حوزه عفاف و حجاب به وظايف خويش عمل كنند. ابتدائاًمسئول اجراومحوراصلی این قانون وزارت فرهنگ وارشاداسلامی بودامّادرسال86این مسئولیت به وزارت کشورواگذارشد.

این قانون دارای یک مقدمه ومتن اصلی است ومتن اصلی دارای دوبخش می باشدبخش اوّل سیاست هاوراهکارهای کلی وبخش دوّم وظایف تخصصی دستگاهای قانون گذارواجرای است.

دربخش اوّل،وظایف وراهکارهای کلی برای سازمان‌هاي دولتي و عمومي در16موردبیان شده که درذیل اشاره می شود.

سياست‌ها و راهكارها

1- در اولويت قرار دادن موضوع حجاب و عفاف در برنامه‌هاي دستگاه‌هاي اجرايي كشور براي مقابله با روند فزاينده بدحجابي.

2- ابلاغ روش‌هاي اجرايي و تعيين ضوابط و هنجارهاي روشن در مورد نوع لباس و پوشش افراد در بخش‌هاي رسمي و اداري كشور.

3- نظارت بر رعايت حريم حجاب و عفاف در سازمان‌هاي دولتي و عمومي و نظارت و تأكيد بر ضرورت رعايت سادگي و پوشش و فرم‌هاي اسلامي و حضور ساده و بي‌آرايش در محيط كار به دليل تأثير منفي بر مراجعان.

4- تعريف استانداردهاي فرهنگي مناسب براي ترويج فرهنگ عفاف منطبق با فرهنگ ديني و ملي و فراهم كردن زمينه‌هاي لازم براي ترويج الگوهاي مناسب پوشش اسلامي توسط نهادهاي الگو ده.

5- ايجاد مراكز و مؤسسات متعدد با هدف الگوسازي، ارائه مدل‌هاي مناسب و متنوع و ايجاد رقابت سالم در زمينه بين افراد.

6- وضع قوانين و مقررات لازم براي اصلاح وضعيت پوشش در جامعه.

7- گسترش و تقويت مراجع قانوني براي ترويج پوشش اسلامي در جامعه.8- اصالت بخشي به فرهنگ عفاف از طريق محصولات متنوع فرهنگي، هنري متناسب.

9- رعايت حجاب و حفظ شئون اسلامي از سوي مديران، مسئولان حكومتي و خانواده‌هاي آنان و تدوين شاخص‌هايي در اين زمينه براي گزينش مديران.

10- رفع اشكالات قانوني در نحوه توليد، توزيع و عرضه پوشاك داخلي و خارجي.

11- پيگيري نحوه اجراي طرح گسترش فرهنگ عفاف به صورت مستمر در جلسات شوراي فرهنگ عمومي استان‌ها و ارائه گزارش‌هاي منظم به وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي (رئيس كميته).

12- ارزيابي دقيق از اجراي طرح‌ها توسط دستگاه‌هاي فرهنگي، انتظامي و قضايي براي مقابله با مظاهر بدحجابي و يافتن راهكارهاي مناسب توسط كميته توسعه و ترويج فرهنگ عفاف.

13- نظارت و ارزيابي عملكرد رسانه‌ها - خصوصاً صدا و سيما - در ارتباط با الگوهاي تبليغي آنها و تأثير آن در جامعه.

14- احياي سنت حسنه «امر به معروف و نهي از منكر» درمورد حجاب و عفاف.

15- فراهم كردن زمينه‌هاي لازم براي تهيه كتب، نشريات و توليدات علمي - فرهنگي به منظور ترويج فرهنگ عفاف و پاسخگويي به شبهات موجود در مورد آن.

16- انجام سياست‌هاي تشويقي درباره مديران و كارگزاراني كه در محيط كار خود اصول عفاف و پوشش اسلامي را رعايت مي‌كنند.

وظايف تخصصي دستگاه‌هاي قانونگذار و اجرايي

امّادربخش دوّم وظایف تخصصی دستگاه های قانون گذارواجرای به صورت تفکیکی برای هردستگاه کم وزیادبنابروسعت وگسترش حیطه ای مدیریتی آنهابیان

شده است،که جمعاً310وظیفه می باشدمابه صورت اجمال آن وظایف رابیان می کنیم.

وزارت فرهنگ وارشاداسلامی21وظیفه،وزارت بازرگانی 13وظیفه،سازمان صداوسیما31وظیفه،نیروی انتظامی21وظیفه،سازمان ملی جوانان وسازمان تربیت بدنی که الآن درهم اغدام شده وتبدیل به وزارت ورزش وجوانان شده 32وظیفه،سازمان تبلیغات اسلامی12وظیفه،وزارت آموزش وپرورش21وظیفه،وزارت اموراقتصادی ودارای5وظیفه،وزارتعلوم،تحقیقات وفناوری-دانشگاه هاومراکزآموزش عالی17وظیفه،مرکزامورزنان وخانواده6وظیفه،شهرداری ها10وظیفه،وزارت بهداشت،درمان وآموزش پزشکی17وظیفه،ستاداحیای امربه معروف ونهی ازمنکر11وظیفه،سازمان بهزیستی5وظیفه،وزارت امورخارجه10وظیفه،وزارت کارواموراجتماعی5وظیفه،مجلس شورای اسلامی7وظیفه،وزارت کشور11وظیفه،سازمان مدیریت وبرنامه ریزی9وظیفه،قوه قضایه5وظیفه،وزارت مسکن وشهرسازی ووزارت راه وترابری وزارت ارتباطات وفناوری اطلاعات که الآن درهم ادغام شده وتبدیل به وزارت راه وشهرسازی شده24وظیفه،سازمان میراث فرهنگی وگردشگری 11وظیفه،نیروی مقاومت بسیج6وظیفه،

نقدعملکرددستگاه هادررابطه باقانون

اما تا به امروز و پس از گذشت حدودچند سال، تقريبا بخش عمده و اصلي اين قانون اجرايي نشده است و البته وضعيت عفاف و حجاب و گسترش روزافزون مظاهر بد حجابي و حتي بي حجابي و بي عفتي در سطح جامعه، خود بهترين گواه

بر اين است كه حركت موثّروخاصي در راستاي گسترش عفاف و حجاب در طول اين سال ها از سوي دستگاه هاي مختلف صورت نگرفته و 23 دستگاه و ارگان دولتي و غيردولتي كه در قانون مذكور، وظايف روشني بر آنها تكليف شده از اجراي مسئوليت هاي قانوني خود در اين خصوص شانه خالي كرده اند.

به نظر مي‌رسد دولت و مجلس وقویه قضائیه در اجراي دقيق آن كوتاهي‌هايي دارند.

با گذشت یک دوره نسبتا طولاني نگاهي به عملكرد دستگاه‌هاي متولّي در اين قانون ضعف هايي را در اين رابطه نشان مي دهد لذا ضروري است تا روند اجراي اين مصوبه توسط دستگاهای اجرايي و نهادهای مسئول و موانع اجتماعي و فرهنگي پيش روي آن مورد بازنگري و شايد تجديد نظر جدي قرار گيرد.

ابزارهاي مناسب تبليغاتي و اطلاع رساني در جامعه امروز عبارتند از : سينما ، تلويزيون ، اينترنت و مطبوعات.

آیا الان جهت گیری صدا و سیما جهت گیری مناسبی است یا خیر؟ آيا در فيلم ها و سريال هايي که از سينماها و رسانه ملي ما پخش مي شوند، بازيگران و هنرمندان داراي پوشش مناسب ملي و اسلامي هستند؟ این را باید شورای سیاست گذاری صدا و سیما، بررسی کنند. ما واقعاً در صدا وسیما به سمت ارائه الگوهای فرهنگ دینی وبومی پیش می رویم یا پوششی که آنجا استفاده می کنیم پوششی است که متأثر از رسانه های بیگانه و منطبق بر مدهایی است که هر روز اشاعه داده می شود؟

هر محصولي براي بازاريابي به تبليغات فراوان و طولاني مدت نياز دارد و حجاب نيز به عنوان يک محصول فرهنگي از اين قاعده ، بيرون نيست و بايد براي ترويج صحيح آن ، تبليغات فراوان و شبانه روزي مستمر صورت گيرد.

نگاهي به حجم تبليغات موجود در صدا و سيما ، نشان مي دهد که براي حجاب به اندازه يک هزارم تبليغات فعلي بانک هاي گوناگون ، همراه اول و ايرانسل ، تلاشي صورت نگرفته است .

رسانه با تأثیرگذاری فوق العاده خویش می تواند در تربیت و تهذیب اخلاق عمومی و حتی اصلاح نابسامانی های اجتماعی قدم بردارد. متأسفانه با گذشت سی سال از پیروزی انقلاب اسلامی، هنوز رسانه ملی نتوانسته است که جوابگوی افکار اسلامی مردم باشد. مسئولین و دست اندرکاران رسانه به تلویزیون به عنوان یک سرگرمی نگاه کرده، غافل از آن که معمار کبیر انقلاب از صدا و سیما به عنوان یک مرکز تربیتی آموزشی نام برده است.(1)

يکي ديگر از ابزارهاي تبليغات که هنوز هم تاثيرگذار مي باشد ، عنصر سينما است . جدی‌ترین انتقادی که به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وارد است، ورود نکردن فرهنگ عفاف و حجاب به سینما است.چه آنکه انتشار عکس‌هایی از حاشیه جشن‌ها و جشنواره‌ها از زنان بازیگر و حضور کمرنگ حجاب بر پرده نقره‌ای گویای این واقعیت است.

سينماي ايران ، پس از پيروزي انقلاب اسلامي ، متأسفانه نتوانسته به طوررضایت بخش در مسير انقلاب و مردم قرار گيرد و حالتي مردمي پيدا کند. در سال هاي اخير ، حجاب از سوي سينما ، با صراحت عملاً بارها مورد هجوم قرار گرفته است.


1) . سعادتمند، رسول ،مطبوعات و رسانه ها از دیدگاه امام خمینی(ره)، ص 146.

با روانه شدن فيلم هاي ساخته شده در سينما به سوي منازل شهروندان از طريق ويدئوکلوپ ها ، قدرت تاثيرگذاري منفي و مخرب سينما رو به افزايش گذاشت و متاسفانه اين مسئله بسيار مهم و حساس از ديد مسئولين فرهنگي کشور ، پنهان ماند يا با سهل انگاري نسبت به آن مواجه شدند.در اين قانون وزارت كشور به عنوان يكي از اصلي و محوري ترين ارگان‌هاي مسئول و پاسخگو در مورد اجراي اين مصوبه شناخته شده و مسئول مستقيم نظارت در مورد امر عفاف و حجاب به دستور رييس جمهور است كه بايد بر رعايت عفاف و حجاب در ساير ارگان‌ها هم نظارت داشته باشد.

لذااجرای آن بخش از امر به معروف و نهی از منکر که مستلزم اعمال قانون است، وظیفه و مسئولیت وزارت کشور است درحالیکه این دستگاه در انجام این وظیفه کوتاهی و قصور کرده است. و باید در این باره مسئول و پاسخگو باشد.

یکی دیگرازدستگاه های مسئول،مجلس شورای اسلامی است.بایدمجلس از ظرفيت‌های خود برای اجرای قانون حجاب و عفاف استفاده كند.چراکه مجلس دارای ظرفيت‌های بسياری برای نظارت بر اجرای قانون حجاب و عفاف می باشد.

همچنین وزارت بازرگانی بایدنظارتش رابرتولید،توزیع وواردات پوشاک بیشترکندوقتی به بازارهاوفروشگاه های لباس وپوشاک سرمی زنیم متأسفانه مشاهده می کنیم لباسهاي مردانه و زنانه مبتذل تركيه‌اي در فروشگاه‌ها توزيع می شودو توليد كنندگان نيز لباسهاي زننده بي‌حجابي را توليد مي‌كنند.

در این میان همچنین نمی‌توان از کم‌کاری وزارتخانه‌هایی مثل آموزش و پرورش، علوم ، فرهنگ و ارشاد اسلامی ، ورزش وجوانان و مرکزامورزنان وخانواده ریاست جمهوری به‌راحتی چشم‌پوشی کرد.

از آنجا که مظاهر بدپوششی در میان گروه سنی جوانان بیش از سایر گروه‌های سنی است، وزارت آموزش و پرورش، وزارت علوم و سازمان ملی جوانان باید در این زمینه فعال‌تر از دیگران باشند. وظیفه اصلی آموزش و پرورش در میان کودکان و نوجوانان نهادینه کردن فرهنگ عفاف و حجاب است که هنوز اقدام جدی در این زمینه صورت نگرفته است.

پس از انقلاب اسلامي، مدارس تلاش نمودند دانش‌آموزان را به تبعيت و پيروي از معيارها و الگوهاي ديني و مذهبي، مانند نوع پوشش، برپايي آداب و مناسك ديني و ... الزام نمايند و در اين راه دچار افراط‌هايي نيز شدند. مانند الزام دانش آموزان دختر به داشتن و رعايت پوشش در مدارسي كه افراد نامحرم در آن رفت و آمد ندارند يا ممنوع نمودن پوشيدن نوع خاصي از لباس يا شلوار براي دانش آموزان. در اين راستا واضح است كهنبود مربيان و مشاورين آموزش ديده و آشنا با روحيات و خلقيات دانش آموزان، يكي از معضلات مدارس و نظام‌هاي آموزشي ما در گذشته و امروز بوده و هست.

وزارت علوم نیز تنها به آیین‌نامه انضباطی نوع پوشش در محیط دانشگاه و در بعضی موارد کنترل لباس دانشجویان در هنگام ورود به دانشگاه اکتفا کرده است و خبری از اقدامات فرهنگی در این زمینه نیست. درباره سازمان ملی جوانان قانون سال 1384 و وزارت ورزش و جوانان کنونی هم وضع بر همین منوال است.

مرکز امور زنان ریاست جمهوری به‌عنوان مهم‌ترین نهاد اجرایی کشور در حوزه زنان هم بیشتر درگیر طرح‌هایی است که همچنان در کم و کیف آن‌ها نقد و نظر وجود دارد. گویا طرح‌های مثل دورکاری زنان، استفاده از تعطیلی پنج‌شنبه‌ها برای خانم‌ها،

بازنشستگی پیش از موعد برای آن‌ها و بیمه زنان خانه دار بیشتر از فعالیت‌های این مرکز در امر ترویج فرهنگ حجاب و عفاف از ارزش خبری برخوردارند.

دررابطه بانیروی انتظامی هم بایدگفته شودچرا پليس خودروهاي پر سرعت را جريمه مي‌كند امّا نسبت به زناني که کشف حجاب کرده‌اند و در جاده‌ها تردد مي‌كنند بي‌تفاوت است؟ وهمچنین نسبت به خانم های که خودرابزک می کنندودرخیابان هاجولان می دهنداقدامی انجام نمی دهداگرچه درهرروزتعدادانگشت شماری افرادبدحجاب دستگیرمی شوندامّااین کافی نیست یکی دیگرازانتقادهای که به نیروی انتظامی وارداست این است که هنوز نیروی انتظامی نتواسته به بند 1 وظایف خود در این قانون که «اعلام حدود و ضوابط قانونی عفاف و ملاک‌های بدحجابی در جامعه به‌منظور تشخیص مصادیق آن» است، جامه عمل بپوشاند و برخورد سلیقه‌ای با مصادیق بدحجابی یکی از نقدهای همیشگی به نیروی انتظامی در اجرای قانون عفاف و حجاب است.

اين قانون كه هم قضايي، هم انتظامي و هم فرهنگي است اگر اجرا مي‌شد وضعيت حجاب چنين نمي‌شد،اگر اين قانون دقيق عمل مي‌شد، امروز در جامعه شاهد برخي مظاهر بدحجابي و دهن كجي به يك حكم ضروري دين و قرآن نبوديم. مسئله حجاب و رعايت آن يك حكم ديني است. اگر در جمهوري اسلامي اين حريم شكسته شود به حكم خدا تعرض شده و نوعي دهن كجي به اسلاميت نظام است.

شورای عالی انقلاب فرهنگی برای اجرای این قانون هیچ خلأقدرت اجرای نداردچراکه رئيس شوراي عالي انقلاب فرهنگي رئيس جمهور است.رؤساي قواي مقننه و قضائيه از اعضاي دائمي شوراي عالي انقلاب فرهنگي هستند. رؤساي نهادهاي فرهنگي و اجتماعي، رؤساي

كميسيونهاي فرهنگي، آموزش و تحقيقات مجلس عضو دائمي اين شورا هستند.

لذا اين شورا از پشتوانه‌اي محكم در عرصه عمل و اجرا برخوردار است. اين پرسش مطرح است كه چرا كار را به اينجا رساندند كه مصوبات قانون عفاف و حجاب امروز بر زمين مانده است.

به نظر مي رسد كه اجراي دقيق اين قانون مي توانست بخش عمده اي از چالش هاي فرهنگي در كشور را مرتفع سازد اما متاسفانه به دليل برخي از قصورها و همچنين نبود اراده براي اجراي اين قانون همچنان كشور دچار ناهنجاري هاي جدي در حوزه عفاف و حجاب است.

اولویت بندی اجرای قانون دردستگاه های دولتی

پیشنهادی که ماداریم این است که باتوجه به اهمیت بیشتربعضی ازدستگاه های دولتی درزمینه اجرای این قانون به خاطربرخورداری ازبرخی ازاولویت ها،لازم است این دستگاه هاپیش قدم شوندوبرای اجرای سریعتروموّثرتراین قانون،دراین دستگاه هاسرمایه گذاری بیشتری صورت گیردتاانشاءشاهدگسترش روزافزون عفاف وحجاب درجامعه باشیم.

مرکزامورزنان وخانواده

خانواده به عنوان يكي از نهادهاي اوليه و مهمترین بخش جامعه بشري، در طول زمان‌هاي مختلف، داراي كاركردها و وظايف مختلف و متفاوتي مانند توليد نسل، حفاظت از افراد، تربيت و پرورش كودكان و... بوده است. خانواده به عنوان يك نهاد، نخستين منبع يادگيري اجتماعي كودك است. اعضاي خانواده، با انجام و

اجراي مراسم و آداب ديني، به نحو مؤثري رفتار كودك خود را تحت‌تأثير قرار داده و اعتقادات و احكام و شعائر ديني را به او منتقل مي‌سازند.

اين خصوصيت در تمامي جوامع و نظام‌هاي اجتماعي - ديني و غير ديني - صدق مي‌كند؛ تنها ممكن است شدت و ضعف آن كم و زياد گردد.

خانواده در توسعه و رشد اعتقادات مذهبي كودك و شكل دادن شخصيت مذهبي وي نقش برجسته‌اي دارد.

پیامبراکرم(ص)درباره اهمّیت ،نقش ومسئولیت خانواده بویژه مهمترین عناصرتأثیرگذاردرخانواده یعنی والدین می فرمایند:«مردنگهبان خانواده خویش است ودرمقابل آنهامسئول است،زن نیزنگهبان خانواده،شوهروفرزندان است ودربرابرآنهامسئول است.بدانیدهمه شمانگهبانیدوهمه شمادربرابرکسانی که مأمورنگهبانی آنهاهستید،مسئولید »(1)

همچنین پیامبررحمت(ص)درجای دیگردرباره اهمیت تربیت خانواده نسبت به فرزندمی فرماید:«یعنی فرزندانتان راگرامی بداریدوآنان راخوب تربیت کنید که به وسیله این تربیت آمرزیده می شوید. »(2)

خ-انواده بر زندگي كودك به ويژه در سال‌هايي كه «خودِ مذهبي كودك» در حال رشد و شكل‌گيري است، نقش تقريباً انحصاري دارد و معمولاً در گرايشات و تفكراتي كه كودك در مراحل اوليه رشد كس-ب مي‌كند مانند اعتقاد به امور غير


1) . «والرجل راع علی اهل بیته وهومسئول عنهم،فالمرأة راعیة علی اهل بیت بعلهاوولده وهی مسئوله عنهم،ألافکلکم راع وکلکم مسئول عن رعیته »ورام بن أبي فراس، مسعود بن عيسى- عطايى، محمد رضا، مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ، ترجمه تنبيه الخواطر 1/6.

2) . «أکرمواأولادکم وأحسنواآدابهم یُغفرلکم» محمدی ری شهری،محمد، دانش‌نامه میزان الحکمه ،ج1،ص100.

مادي، ان-جام مراس-م و مناس-ك و… نهاد خ-انواده در ايجاد و اس-تق-رار آن‌ها نقش اساسي دارد. «فرويد» به عنوان یک روان تحلیلگر صاحب مکتب در اين مورد بيان م-ي‌دارد كه مف-هوم خ-دا و ارتب-اط ف-رد با خ-دا، س-خت تح-ت تأث-ير رابطه خ-ود با وال-دين در ك-ودكي است(1)

همچنین می گوید:کودک ازوالدین ودیگربزرگ ترهاسلسله ای ازارزش هاواخلاقیات عرف وجامعه رافرامی گیرد.این ارزش هاواخلاقیات به تدریج دروجودکودک درونی ونهادینه می شوند؛به گونه ای که به سختی ازاوانفکاک می پذیرد،بلکه ازاین نیزبالاتر،دارایی وجدان فردمی گردند.(2)

والدين و اعضاي خانواده، نقش بسيار مهم و حسّاسي در آشنايي كودك و نوجوان با معنا و مفهوم حجاب دارند. والدين، به‌خصوص مادر و پدر، با عمل به ارزش‌ها، قواعد و الگوهاي ديني و مذهبي نقش مثبتي در به تصويركشيدن ذهنيت مثبت كودك و نوجوان از اين قواعد و الگوها دارند. تحقيقات متفاوت نشان داده است كه دينداري والدين و پاي‌بندي ايشان به انجام اعمال ديني و مذهبي، تأثير مثبت و بالايي در گرايشات ديني نوجوانان و جوانان و رعايت ارزش‌هاي ديني توسط آنان دارد.وقتي والدين، به يك ارزش يا هنجار ديني و اجتماعي اعتقاد داشته باشند و آن‌ها را در رفتار و اعمال خود به كارگيرند، فرزندان آن خانواده هم با آن ارزش و هنجار آشناشده و آن را در زندگي و رفتارهاي خود به‌كار مي‌گيرند؛ براي


1) . شکرکن ،حسین ودیگران ،مکتب های روان شناسی ونقدآن،ج1،ص298،سمت،تهران،1377؛رهنمایی،،سیداحمد،درآمدی برفلسفه تعلیم وتربیت، ص 186،انتشارات مؤسسه آموزشی وپژوهشی امام خمینی(ره)،قم،اول،پاییز1387.

2) . همان.

مثال، اغلب والديني كه نماز مي‌خوانند فرزنداني دارند كه به اقامه نماز پاي‌بند بوده و آن را به جا مي‌آورند.(1)

بنابراین باتوجه به اهمّیت بالای نقش خانواده درتربیت فرزندان وهمچنین اثرگذاری درترویج عفاف وحجاب آنها،مسئولیت مرکزامورزنان وخانواده ودیگردستگاه های که برنهادخانواده تأثیرمستقیم یاغیرمستقیم دارندسخت ترخواهدبودودراین زمینه بایدتلاش خودرامضاعف کنند.

وزارت آموزش وپرورش ووزارت علوم،تحقیقات وفناوری‌دانشگاه ها مراکز موزش عالی

مراکز آموزشی از دیگر مراکزی است که نقش تعیین کننده در شخصیت و فرهنگ فرد و جامعه دارد. این مراکز باید در ترویج حجاب گام بلندی بردارند و در این مبارزه فرهنگی از توان و ظرفیت خویش خوب استفاده نمایند.

در جامعه ما فرد از 6سالگی وارد مرکز آموزشی شده و به طور متوسط 15الی 20سال از عمر خویش را در آن جا سپری می کنند. بنابراین، تأثیرپذیری افراد از این مراکز بالاست بخصوص که فرد بهترین دوران زندگی خویش را در آن جا می گذراند دوران تشکیل هویت فرد و شناخت مبانی فکری جامعه و خویش در نتیجه باید در این مرحله به تقویت ریشه های فکری دینی فرد همّت گماشت و او را از منجلاب بی هویتی و دین گریزی که نتیجه تبلیغات دشمنان اسلام است، رهانید.


1) .رک: زین آبادی مرتضی،مقاله «جامعه پذیری حجاب» كتاب زنان،نسخه شماره 38، تهران،زمستان1386ش.

مدرسه

وزارت آموزش وپرورش یکی ازدستگاه های است که دارای اولویت برای اجرای قانون عفاف وحجاب می باشد.چراکه اوّلاتعدادمخاطبان دراین وزارت خانه زیاداست چون بیش از12 ملیون دانش آموزازاوّل مهربه مدت 9ماه ودرهرشبانه روزحدود7ساعت درطول تقریباً12سال وقت خودرادرمدرسه می گذرانند.واین بهترین فرصت برای برنامه ریزی برای فرهنگ سازی عفاف وحجاب می باشد.

ثانیاباتوجه به این که گروهای سنی این مخاطبان کودکان ونوجوانان هستندواین گروهای سنی آمادگی بیشتری برای تربیت و آموزش رادارندومدرسه پس از خانواده مهم‌ترين نهادي است كه نقش عمده‌اي دريادگيري افراد، به‌خصوص كودكان و نوجوانان ايفا مي‌كند.درنتیجه تأثیرپذیری بیشتری برای فرهنگ سازی درباره عفاف وحجاب رادارامی باشندلذابهترین فرصت وموقعیت برای سرمایه گذاری روی این گروهای سنی به ویژه مقطع ابتدایی می باشد.

طبق تحقیقات،ثابت شده که75 درصد تأثیرپذیری تعلیم و تربیت در مقطع ابتدایی، 50 درصد در مقطع راهنمایی و 25 درصد در مقطع دبیرستان صورت می گیرد. لذا باید تربیت اساسی در دوران ابتدایی صورت گیرد.(1)

آمارهاوطرح های که در زمینه تعلیم وتربیت درباره این گروه سنی است به روشنی این مطلب راثابت می کند.به عنوان مثال ازجمله طرح های که دراین زمینه می توان اشاره کردطرح حجاب ریحانة النبی است.این طرح توسط مجموعه ای به نام مرکز تحقیقات و طرح‌های کاربردی حجاب ریحانة النبی(س)درسال های


1) . پایگاه خبری حجاب دوشنبه 28 /1/ 1391 کد مطلب : 13430 www.Hijabnews.co.

اخیراجراشده است.به گفته مدیراین مرکز، طرح مذکورتابه حال در7استان کشورودرمقطع ابتدایی درنقاط آسیب پذیرشهرهابه اجرادرآمده که حاصل آن نتایج وثمرات خیلی خوبی رابه دنبال داشته است.

حجت‌الاسلام محمدمهدی ابراهیم‌پور مدیر مرکز تحقیقات و طرح‌های کاربردی حجاب ریحانة النبی(س) درتوضیح این طرح فرمودند:

«طرح حجاب ریحانةالنبی در سال تحصیلی 90-91 در هفت شهر تهران، مشهد، ساری، ارومیه، اصفهان، شیراز و کاشان اجرا شد. این طرح در قالب سه محور آموزشی، فرهنگی و تبلیغی می باشد.در اجرای این طرح 114 مدرسه تحت پوشش قرار گرفتند و جمعیتی معادل 20 هزار و 999 نفر در این طرح شرکت داده شدند، همچنین تعداد پایه های تحصیلی در این طرح 659 پایه از بین پایه های سوم، چهارم و پنجم ابتدایی بود و نزدیک به 203 مربی نیز از بین خواهران طلبه حوزه های علمیه شهر های مذکور اجرای این طرح رابه عهده گرفتند.

قبل از اجرای این طرح از مجموع افراد شرکت داده شده، 1765 دانش آموز با حجاب کامل وجود داشت، که پس از اجرای این طرح این تعداد به 11 هزار و 12 نفر افزایش یافت.(یعنی حدوداً700درصدافزایش داشته است).»(1)بنابراین مدرسه و معلم نقش بسیار مهمی در تربیت و تهذیب کودک و نوجوانان به عهده دارند. در شکل گیری و تحصیل عادت، کیفیت معلومات، کسب ارزش ها از تأثیرگذاری بالایی برخوردارند. چه بسا خانواده هایی که فرزندان خود را براساس اخلاق اسلامی تربیت می کنند ولی پس از وارد شدن در محیط مدرسه دچار انحراف


1) . خبرگزاری مهر1391/04/21 www.mehrnews.com.

می شوند. از آن جایی که معمولا دانش آموزان، معلم خود را الگو و سرمشق خود قرار می دهند و از وی تقلید می کنند، باید در گزینش معلمان و نظارت بر آنان سعی وافر انجام داد. سازمان آموزش و پرورش باید با جذب معلّمان عفیف و با حجاب تبلیغ عملی حجاب را در مدارس داشته باشد. دختران بخصوص در دوران دبستان و راهنمایی به شدت سعی می کنند خود را از نظر ظاهری به معلّم خویش نزدیک کنند، معلّم متعهد به راحتی می تواند پوشش خویش را به دانش آموزان انتقال دهد و در راه ترویج حجاب گام بردارد.

اهتمام به مثبت نگری و زیباسازی فرهنگ حجاب در تألیف کتب درسی، اجرای مسابقات فرهنگی هنری علمی با موضوع حجاب، تجلیل از دختران ممتاز با حجاب، ترویج الگوهای اسلامی در پوشش دانش آموزان و کادر مدرسه، غنی سازی اوقات فراغت دانش آموزان، درنظرگرفتن امتیازات برای کسانی که پوشش اسلامی را رعایت می کنند... از جمله کارهایی است که سازمان آموزش و پرورش برای گسترش حجاب باید در برنامه کاری خویش قرار دهد.

بنابراین آشنا سازي فرد با مفهوم و معناي حجاب در مدارس، از سه طريق انجام مي‌گيرد:

الف) از طريق كتب و منابع درسي و برنامه‌هاي مذهبي.

ب) از طريق ارتباطات و تعاملات معلّم با دانش آموز.

ج) از طريق فضاي مدرسه، سازمان‌ها و گروه‌هاي موجود در مدرسه.

مراکزآموزش عالی

دانشگاه مرکز دیگر آموزشی است که فرد در ادامه تحصیلات خویش وارد آن می شود. دانشگاه ها از جمله مراکز حساس و مهمی هستند که در مصالح و مفاسد جامعه نقش تعیین کننده و موثری را ایفا می کنند. دانشگاه نقطه اساسی هر جامعه و کشوری است، اگر دانشگاه اصلاح شود آینده آن جامعه اصلاح خواهدشد. اگر دانشگاه فاسد بشود، سرنوشت آن جامعه فساداست چنانکه امام خمینی(ره)می فرمایند:«دانشگاه یک کشوری اگراصلاح شود،آن کشوراصلاح می شود.»(1)

محیط دانشگاه محیطی است جوان، پرانرژی و فعال، دانشجو به دنبال آن است که خود را نشان دهد، به خود می بالد، به دنبال افکار جدید می گردد. دراین مقطع اگر به وی خوراک علمی با چاشنی دینی تزریق شود او تبدیل به بهترین مبلغ دینی خواهدشد. از نیروی جوان و پرقدرت خویش نهایت استفاده را می کند تا دیگران را با خود همراه کند. از این رو مستکبرین جهانی به دانشگاه و دانشجو به چشم یک طعمه نگاه می کنند و از دانشجو برای رسیدن به اهداف شوم خویش استفاده می کنند.

دانشگاه از سویی پرورش شخصیت دینی دانشجویان را برعهده دارد و ازسویی دیگر پرورش نیروهای علمی و عملی آینده کشور را بر دوش خویش احساس می کند. به فسادکشیدن این جوانان، ترویج بی قیدی و بی مبالاتی نسبت به دین و بی عفتی و بدحجابی دانشجویان در واقع نیروی موثر و آینده ساز کشور را از بین می برد. نتیجه آن از بین رفتن کشور و انقلاب می شود.


1) . خمینی، روح الله،صحیفه نور،ج15،ص259.

دانشجویان به شدت از اساتید خویش الگو می گیرند. وقتی استادی با پوشش اسلامی در کلاس های درس حاضر شود و حرکات و رفتارهای مطابق دین از وی سر زند، دانشجویان به دین علاقه مند شده و به دستورات آن عمل می کنند. در این صورت دیگر حجاب برای دختران سخت نیست و آن را نشانه عقب ماندگی نمی دانند. به راحتی می توانند در برابر وسوسه های دوستان خویش مقاومت کنند و از حجاب خویش دفاع کنند. بنابراین، گزینش استاد متعهد و با پوشش مناسب گام موثری است بر ترویج حجاب در دانشگاه و در ادامه تاثیر آن در جامعه، که این مهم از وظایف وزارت علوم می باشد.

دانشگاه به عنوان مرکز پرورش نیروهای علمی و عملی کشور باید مسئولیت خطیر خویش را در رابطه با تهدیدات فرهنگی به خوبی اجرا نماید و راه نفوذ فرهنگ غرب را بگیرد. دانشگاه اسلامی، دانشگاهی است که دانشجویانی متفکر و مبارز در عرصه فرهنگی به جامعه تحویل دهد و آنان نگاهبانان فرهنگ و دین مردم و جامعه اسلامی باشند.درآموزه های دینی نسبت به آموزش وتربیت کودک،نوجوانان وجوانان واینکه این گروه های سنی تاثیرپذیری بیشتری دارند سفارشات فراوانی شده است. به تعدادای ازاین احادیث درذیل اشاره می کنیم:

1. رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمودند:

«هر كس در جوانى اش بياموزد، آموخته اش مانند نقش بر سنگ است و هر كس در بزرگ سالى بياموزد، مانند نوشتن بر روى آب است. »(1)


1) . «مَن تَعَلَّمَ فى شَبابِهِ كانَ بِمَنزِلَةِ الوَشمِ فِى الحَجَرِ وَ مَن تَعَلَّمَ وَ هُوَ كَبيرٌ كانَ بِمَنزِلَةِ الكِتابِ عَلى وَجهِ الماءِ»راوندي کاشاني، فضل‌الله بن علي، النوادر، مصحح، مترجم احمدصادقي اردستاني ، ص 132، ح 169.

2. رسول اكرم صلى الله عليه و آله همچنین فرمودند:

«به شما درباره جوانان به نيكى سفارش مى كنم چرا كه آنان نازك دل ترند، خداوند مرا اميد دهنده و بيم دهنده مبعوث كرد جوانان با من هم پيمان شدند و پير مردان به مخالفت با من برخاستند. »(1)

3. امام على عليه السلام فرمودند:

«دل نوجوان مانند زمين آماده است كه هر بذرى در آن افشانده شود، مى پذيرد. »(2)

4. امام صادق عليه السلام فرمودند:

«نوجوانان را درياب زيرا كه آنان سريع تر به كارهاى خير روى مى آورند. »(3)

5. امام صادق عليه السلام همچنین فرمودند:

«به آموختن حديث به نوجوانانتان پيش از آن كه منحرفين آنان را گمراه سازند، اقدام نمائيد. »(4)

6. امام صادق عليه السلام درجای دیگرفرمودند:

«هر جوان مؤمنى كه در جوانى قرآن تلاوت كند، قرآن با گوشت و خونش مى آميزد و خداوند عزّوجلّ او را با فرشتگان بزرگوار و نيك قرار مى دهد و قرآن نگهبان او در روز قيامت، خواهد بود. »(5)


1) . «اوصيكُم بِالشُّبّانِ خَيرا فَإِنَّهُم أَرَقُّ أَفئِدَةً إنَّ اللّه بَعَثَنى بَشيرا وَنَذيرا فَحالَفَنِى الشُّبّانُ وَخالَفَنِى الشُّيوخُ»قمی، شیخ عباس، سفينة البحار و مدينة الحکم و الاثار ، ج2، ص176.

2) . «إِنَّما قَلبُ الحَدَثِ كَالرضِ الخاليَةِ ما اُلقىَ فيها مِن شَىْ ءٍ قَبِلَتهُ»نهج البلاغه، نامه 31.

3) . «عَلَيكَ بِالحداثِ فَإنَّهُم أَسرَعُ إلى كُلِّ خَيرٍ»کلینی،محمدبن یعقوب، كافى، ج8، ص93، ح66.

4) . «بادِروا أَحداثَكُم بِالحَديثِ قَبلَ أَن تَسبِقَكُم إِلَيهِمُ المُرجِئَةِ»طوسى، ابو جعفر، محمد بن حسن، تهذيب الأحكام، ج8، ص111، ح30.

5) . «مَن قَرَاَ القُرآنَ وَ هُوَ شابٌّ مُؤمِنٌ اِختَلَطَ القُرآنُ بِلَحمِهِ وَ دَمِهِ وَ جَعَلَهُ اللّه عَزَّوَجَلَّ مَعَ السَّفَرَةِ الكِرامِ البَرَرَةِ، وَ كانَ القُرآنُ حَجيزا عَنهُ يَومَ القيامَةِ» کلینی،محمدبن یعقوب ،كافى، ج 2، ص 603، ح 4.

با مقداری تأمل دراحادیث مذکوربه این نتیجه می رسیم که این برهه ازعمرانسان که زمان کودکی،نوجوانی وجوانی است یک زمان طلایی وحساسی است. طبیعتاً باید مسئولین نظام به این گروه های سنی اهمیت بیشتری بدهندوروی این قشر از جامعه سرمایه گذاری بیشتری بکنندتاشاهدپیشرفت معنوی واخلاقی جامعه ازجمله ترویج عفاف و حجاب درجامعه باشیم.

سازمان صداوسیما

يكي ديگر از نهادهاي مهم كه نقش مؤثري در آشنا سازي فرد با مفهوم و معناي حجاب ایفا مي‌كند، وسايل ارتباط جمعي است كه با بخش زیادی از مردم سروكار داشته و وظيفه اطلاع‌رساني به آنان را بر عهده دارند.

رسانه جمهوری اسلامی ایران، به عنوان رسانه اسلامی و انقلابی از جایگاه ویژه ای برخوردار است. در قانون اساسی آمده است که وسایل ارتباط جمعی بایستی در جهت روند تکاملی انقلاب اسلامی و در خدمت اشاعه فرهنگ اسلامی باشد.(1)

عصر حاضر، عصر اطلاعات و ارتباطات به شمار می آید. رسانه های جمعی نقش تعیین کننده ای در هدایت افکار عمومی، تغییر محیط و فرهنگ جامعه به عهده دارند. از ميان اين وسايل، تلويزيون از سايرين مؤثرتر و با اهميت‌تر تلقي مي‌گردد. تلویزیون جزء رسانه هایی است که تقریبا در تمام منازل وجود دارد و اوقات زیادی از زندگی مردم را به خود اختصاص داده است. در دنیای امروز تلویزیون از قابلیت ها و توانمندی های ویژه ای برای جلب افکار و اذهان برخوردار است، از سویی در


1) . اصل صد و هفتاد و پنجم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران.

فعال سازی افکار و از سویی دیگر در تحذیر آن نقش مهمی ایفا می کند. از مهم ترین علل تاثیر فوق العاده آن، استفاده از قوه بینایی است که بر رفتار و تخیل و ذهن و تفکر مخاطب تاثیر می گذارد.

برخي مطالعات نشان داده‌اند كه افراد اطلاعات تصويري را 5 برابر بهتر از زماني كه همان اطلاعات به صورت متني در اختيار آنها قرار داده شده باشد، ياد مي‌گيرندو يك تصوير برابر با هزار كلمه است.(1)

دریک نظر سنجی ، بیش از 85 درصد مردم اعلام کرده بودند که اطلاعات و دانش خودشان را و در واقع نوع رفتاراجتماعی شان را از صدا و سیما می پذیرند.(2)بنابراین، این دستگاه یک دستگاه سرگرم کننده نیست، بلکه یک دستگاه آموزنده است و تمام دنیا از رادیو و تلویزیون برای آموزش استفاده می کنند. تمام برنامه های رادیو و تلویزیون باید با محتوایی آموزنده و اسلامی تهیه شود تا هدف اصلی رسانه انقلاب اسلامی تامین شود.

طبيعي است كه سهمي از پديده بدحجابي، به جهل و ناآگاهي بدحجاب ها باز مي گردد؛ به اين معني كه برخي از اين افراد، از معارف و تعاليم اسلامي بهره چنداني نبرده اند و نمي دانند كه حجاب اسلامي، داراي چه حدود و قيودي است. در تصور اينان، حجاب فعلي شان در تضاد با شريعت نيست.

بنابراین، رسانه باید در خدمت اسلام، انقلاب و مردم باشد و به نشر معارف دینی مذهبی بپردازد. لازم به ذکر است که رسانه های غربی در کشورهای اسلامی تلاش می کنند با ارائه برنامه های انحرافی و فسادانگیز، به خانه های مسلمانان راه یابند و


1) . www.archive.org، جمعه31// 1386 ساعت 19:47.

2) . سایت باشگاه اندیشه ،سه شنبه 7 /6/1391، کدمطلب www.bashgah.net42495:.

آنان را از اخلاق و ارزش های اسلامی رویگردان کنند. پس اولین هدف و مقصود رسانه، باید تبلیغ آموزه های اسلامی و ارزش های دینی باشد. اگر نشر و تعلیم اسلام به وسیله صدا و سیما در جامعه اسلامی انجام نگیرد، یقینا جامعه اسلامی در راه رسیدن به هدف اصلی خود که اسلامی شدن است، موثرترین ابزار را از دست داده است. باید از این ابزار به نحو احسن استفاده کرد و دین را وارد زندگی مردم کرد و بینشی عمیقانه از دین به آن ها ارائه کرد.

زیرا رسانه از نظر الگوسازی تأثیرات زیادی بر جامعه دارد و مردم سعی می کنند آنچه را که در تلویزیون می بینند، تقلید کنند. به همین دلیل باید هرگونه حالت و حرکتی از هنرمندان و بازیگران سینما مطابق با موازین شرعی باشد.صداوسيمايي كه بايدمظهر تمام نماي الگوي عملي ونظري زن ومردوجامعه اسلامي باشد متاسفانه شايدبه دلائلي قابل توجيه دركناربرنامه هاي خوبي هم كه داردبسياري از برنامه هاي تبليغياتي وفيلمهاي پرجنجا ل خانوادگي كه برخي بازيگران ومجريان وهنرمندان كم توجه باآن پوششهاي نامناسب ظاهرمي شونددرست راهي راولوناخواسته وازسرغفلت مي روند كه دشمنان عفاف وحياءمي خواهد و ميروند. ازطرفي وقتي فرهنگ سازان جامعه خود ازاخلاق و معنويت فاصله بگيرندو نسبت به مفاسداخلاقي وبي بندوباري درپوشش وحياء مردان وزنان بي تفاوت شوند،طبيعي است كه پيامد هايي چون بي توجهي مخاطبان نسبت به اينمسئله و بيگانه شدن نسل جوان نسبت به ارزشهاواعتقادات و فرهنگ غني اسلام حاصل می شود.

قابل ذکر است که تلویزیون در هر موردی که قصد فرهنگ سازی داشته، با تبلیغات فراوان آن را در جامعه نهادینه کرده است. در این راه از انواع و اقسام تبلیغات بهره برده تا به هدف خویش برسد. در این مورد می توان به عنوان مثال به

قوانین و مقررات راهنمایی و رانندگی اشاره کرد، که با تبلیغات گسترده ای که در این زمینه شد موجب آگاهی مردم و در نتیجه به کار بستن این قوانین شد.

این رسانه با داشتن مخاطبین زیاد و تاثیرگذار بر جامعه می توانند در نهادینه کردن حجاب موثر باشند.

بنابراین، اگر ما بخواهیم در راه تهذیب و اصلاح نابسامانی های حجاب در جامعه گام برداریم، باید رسانه ملی احساس مسئولیت انقلابی نماید و با تمام نیرو و قوای خویش وارد عرصه جهاد فرهنگی شود و با فرهنگ سازی، حجاب و پوشش اسلامی را جایگزین پوشش های نامناسب جامعه نماید. از صدا و سیما می توان به عنوان مرکز آموزشی یاد کرد که در راستای اصول انقلاب و اسلام گام برمی دارد. در این صورت جامعه به سوی جامعه متعالی اسلامی رهنمون خواهد شد و دست اجانب و دشمنان اسلام و انقلاب نیز کوتاه می شود. پس لازم است که هر چه سریع تر در سازمان صدا و سیما نهاد نظارت و ترویج حجاب تشکیل شده و با حداکثر نیروی خویش از بی بند و باری های حجاب جلوگیری نماید و در این هدف بزرگ فقط به رضایت باری تعالی و رهبر انقلاب و مردم فهیم و اسلامی بیاندیشد.

فرهنگ سازی در زمینه های پوشش و حجاب اسلامی، تولید برنامه های کارشناسی، گفتمان های علمی با حضور چهره های برجسته علمی و حوزوی که مورد اعتماد و محل رجوع جوانان می باشند، ترویج الگوهای مناسب حجاب در سریال ها و فیلم ها، استفاده از زنان تحصیلکرده ممتاز و متعهد و با حجاب در فیلم ها، نشان دادن اثرات منفی بدحجابی در زندگی اجتماعی و خانوادگی، نظارت بر تبلیغات برای جلوگیری از مصرف گرایی و تجمل پرستی، نظارت بر سبک لباس و چهره پردازی های مجریان و هنرمندان... از جمله کارهای عملی است که رسانه ملی

می تواند با انجام آنها به سوی نهادینه کردن حجاب در رسانه و در نتیجه در جامعه قدم بردارد.(1)

وزارت کشور

یکی دیگرازدستگاه های که دارای اولویت برای اجرای قانون عفاف وحجاب می باشد وزارت کشوراست. و وزارت کشور هم،متولی خوبی برای این موضوع بوده، امّاوقتی همین قانون به بدنه دولت رفته به درستی اجرا نشده است.در اين قانون وزارت كشور به عنوان يكي از اصلي و محوري ترين ارگان‌هاي مسئول و پاسخگو در مورد اجراي اين مصوبه شناخته شده و مسئول مستقيم نظارت در مورد امر عفاف و حجاب به دستور رئيس جمهور است كه بايد بر رعايت عفاف و حجاب در ساير ارگان‌ها هم نظارت داشته باشد.

وزارت کشورباتوجه به اینکه محوریت اجرای قانون نسبت به بقیه ارگان هارادارد می تواند این مشکل را به راحتی و با صدور بخش نامه ای جدید به دستگاه های تحت پوشش، مبنی بر لزوم رعایت پوشش اسلامی برای بانوان کارمند و برخورد جدی با مدیران و رئیسان متخلف حل نماید.

امروزه هم ،چون اکثر کارمندان را زن ها تشکیل می دهند. با ترویج حجاب در بین آن ها می توان ادعا کرد که یک سوم جامعه از پوشش مناسب برخوردار می باشند. واگرهم لازم شدمی توانندازلباس فرم استفاده کنندچراکه پوشیدن لباس اداری و فرم در بسیاری از کشورهای دنیا مرسوم است و به ذات مشکلی ندارد.


1) .رک: زین آبادی مرتضی،مقاله «جامعه پذیری حجاب» كتاب زنان،نسخه شماره 38، تهران،زمستان1386ش.

وزارت بازرگانی

وزارت بازرگانی نیزمی تواندیکی ازداستگاه های دارای اولویت برای اجرای قانون عفاف وحجاب باشدچراکه شَرَیان واردات وتولیدات دردست این وزارت خانه است. کسانی که در جریان تهیه لباس هستند، آنهایی که تولید داخل هستند مدلهای خودشان را از مدلهای بیگانه استفاده می کنند. و آنهایی هم که لباس را وارد می کنند باز لباسی را انتخاب می کنند که مد روز اروپا است.

این دستگاه می تواندبانظارت دقیق برواردات وتولیدات به ویژه کنترل،ساماندهی وهدایت مدولباس نقش اساسی درالبسه وپوشاک فروشگاه هاوبازارهاایفانماید.پس نتیجه این مدیریت افزایش وترویج لباس های مناسب وپوشیده درفروشگاه هاودرنهایت ترویج وگسترش حجاب درجامعه می باشد.

اگربخواهیم لباس مناسب وپوشیده بخریم باید ساعت هادرمغازه هادوربزنیم تابتوانیم یک لباس مناسب پیداکنیم چراکه اکثرلباس هانامناسب وبدپوشش هستند.

یااگرمایک مراجعه ای به فروشگاه هاوبازارهای لباس وپوشاک داشته باشیم ویادر خيابان به تماشاي ويترين فروشگاه هاي لباس بايستم به راحتي چنین جملاتی شنيده مي شوند؛«از مد افتاده اما هنوز خيلي ها مي پوشند، اين يكي مدش جديده اما من خوشم نمي ياد، واین یکی زود از مد مي افته، اين چيه پوشيدي؟ مده! اين 20ساله دمده شده. خب همينش مده ديگه! و...» این پديده اي كه خوب و بد بودنش مطلق نيست و گاه خوب است و گاه خيلي بد! هيچ چيز در «مد» ثبات ندارد جز تغيير، يك سال بنفش، سال ديگر قهوه اي، روزي لباس هاي كوتاه روز ديگر بلند! تغييري بي وقفه و اغلب نفس گير براي جيب هاي افراد مدگراي يك

جامعه كه گاه به شدت با عنصر زيبايي شناسي در تضاد است و گاه چنان در بي نظمي و شلختگي تعريف مي شود كه بيش از آنكه چشم نواز باشد، حال به هم زن است...به هر حال همه اينها شكلي از مد هستند تا برخي افراد به وسيله آن طبقه اجتماعي و هويت فردي خود را به نمايش بگذارند، هويتي كه گاهي در تاروپود همين مدهاي زمان دار تعريف مي شود.

افرادي وجود دارند كه از خود، اراده و شخصيتي ندارند و همچون مايعات كه در هر ظرفي ريخته شوند به شكل آن ظرف در مي آيند، داراي شخصيت سيال و متأثر از جامعه اند. دليلي كه اين عده براي نوع پوشش يا الگوهاي رفتاري خود ارايه مي كنند، تبعيت از جامعه و همرنگي با آن است.

اينان يا واهمه دارند مقابل برخي الگوهاي غيرارزشي رايج در جامعه مقاومت كنند- چون توان ايستادگي در مقابل تحقير ديگران را ندارند- يا اساساً هر نوع تحول اجتماعي را پيشرفت مي شمرند و علاقه دارند تا به همراه جامعه، مرتباً رنگ عوض كنند و نو به نو شوند.(1)

بنابراین اگردستگاه های مسئول دراین زمینه نظارت لازم راداشته باشندمی توانند سبب و عامل خیلی از بدحجابی هاراازبین ببرندوجلوی خیلی ازاین بد حجابی را بگیرند.

مجلس شورای اسلامی

مجلس شورای اسلامی هم یکی ازدستگاه های دارای اولویت دررابطه بااجرای قانون عفاف وحجاب است.مجلس بادووظیفه مهمِ قانون گذاری ونظارت براجرای


1) . سایت بوستان حجاب،سه شنبه 17 خرداد1390 http://khirnesa.blogfa.com.

قوانین از ظرفيت‌های خوبی برای اجرای قانون حجاب و عفاف برخورداراست خصوصاًاگرازظرفیت نظارت براجرای قانون عفاف وحجاب استفاده کنداین قانون دراجرای خودبه پیشرفت های شمگیری دست می یافت وبایدازظرفیت های دیده نشده مجلس دراین رابطه استفاده شود.

بنابراین مجلس از طريق كميسيون فرهنگی و يا اصل نود و يا شوراها می‌تواند پيگير اجرای قانون ورفع موانع ومشکلات موجودشود و بدون شك ظرفيت‌های نديده شده مجلس برای اجرای اين قانون بسيار است.

نیروی انتظامی وقوه قضائیه

در بحث الزام حجاب از سوي حکومت برخي چنين مي پندارند که دخالت دولت در امر حجاب و مبارزه با بدحجابی، از راه توسل به قانون و قوه الزام كننده, با كساني كه مقدار واجب حجاب را رعايت نمي كنند موجب عناد و جری شدن افراد و زمینه ساز هرج و مرج بیش تر خواهد شد، وهیچ ثمره ای برای بهبودی وضع حجاب به دنبال نخواهدداشت.لذابرای بهبودی امرحجاب ومبارزه بابدحجابی فقط بایدبه کارهای فرهنگی ، سخنراني و برگزاري همايش و ...بسنده کرد و مخالف جدي با اقدامات ارشادي و سلبي براي برخورد با مصاديق بدحجابي هستند. وقائلندنباید دولت، وارد این عرصه شود.

درپاسخ این افرادبایدگفت:اين که گفته مي شود در اصلاح وضعيت بدحجابی بايد فقط به کارهاي فرهنگي اکتفاکردراه حل صحیحی نمی باشدچراکه تجربه ثابت کرده است که کارهاي فرهنگي به تنهايي پاسخگو نيست و برخورد با مصاديق بدحجابي که خودآگاهانه در راستاي ترويج بدحجابي فعاليت مي کنند، واساساً تقيدي به

احكام و ارزش هاي ديني ندارند. بايد در کنار اقدامات فرهنگي قرار گيرد تا نتيجه و بازخورد مناسب داشته باشد. لذا بايد در کنار فعاليت‌هاي فرهنگي قانون جزايي نيز براي اين فسادهاي فرهنگي در نظر گرفته شود و پليس با قدرت براي اجراي آن تلاش کند و جامعه را به سمت احيا و اظهار هر چه بيشتر ظواهر ديني هدايت کند.ودرواقع می توان گفت:فعاليت فرهنگي همراه با قانون کشوري، دو بال براي رهايي از فساد فرهنگي است.چنان چه در قانون توسعه فرهنگ عفاف و حجاب نيز علاوه بر تعيين وظايف براي دستگاه ها و درراستاي کار فرهنگي، براي برخي از دستگاه ها نيز اقدامات سلبي تعيين شده است تا اثرگذاري لازم را داشته باشد.

واینکه می گویندبرخوردقانونی هیچ ثمره ای نداردوباعث جریح شدن بیشترافرادمی شودبایدگفت:مطلب

صحیحی نمی باشدچراکه آمارهاعکس این راثابت می کند.

فرمانده نیروی انتظامی سرداراحمدی مقدم (سه شنبه، 13 تیر 1391،درمجلس شورای اسلامی درپاسخ نمایندگان)با اعلام اینکه تنها 5 درصد از دستگیری های طرح امنیت اخلاقی تکراری هستند، گفت:

«بیش از 95 درصد افرادی که به مقر پلیس (برای بدحجابی)هدایت می شوند دیگر از سوی پلیس دستگیر نمی شوند که این موضوع نشان دهنده کارآمدی اجرای این طرح است.»(1)


1) . خبرگزاری مهر13/4/1391، www.mehrnews.com.

یابنده درتاریخ 3/4/1391باسرهنگ امینی رئیس پلیس امنیت اخلاقی خراسان رضوی که وظیفه شان برخوردبامفاسداخلاقی ازجمله برخوربابدحجابی وبی حجابی است مصاحبه ای داشتم ایشان فرمودنند:

«ازتعداد3000هزارخانم های بی حجاب وبدحجاب که درسال گذشته یعنی 1390دستگیرشده بودنندطبق آمارمافقط3الی5درصدبازگشت دوباره داشتند»

بنابراين به نظر مي رسد بايد علاوه بر کارهاي فرهنگي، تبليغ و الگوسازي و سخنراني بايد به موازات آن فيلترهايي براي تنگ شدن محدوده حضور و ظهور پديده بدحجابي در نظر گرفته شود.

نتيجه گيري

برآیند پویش در این جستار این شد که حکومت اسلامی در کنار دیگر وظایف واختیارت مهم خود، مسئولیت و رسالت اساسی در جهت گسترش و زایش شرایط و زمینه های سالم برای هنجار عفاف وحجاب وجلوگیری ازپدیده ومعضل بی حجابی وبدحجابی در رویه ها و لایه های اجتماعی دارد. و به روشنی پیداست که لزوم حفظ حجاب در عرصه عمومی در حوزه اختیارات و مسئولیت نظام اسلامی قرار دارد و هیچ تردیدی در آن نیست.

نظام اسلامي وظيفه دارد كه ابتدا همه ظرفيت ها و امكانات جامعه اسلامي را در اين زمينه شناسايي كند. سپس با هدف گذاري, سياست گذاري و برنامه ريزي صحيح و حساب شده, با معضل بدحجابی برخوردي جدی داشته باشد. از نظر فقهي و حقوقي, اين اختيار و حق براي دولت اسلامي ثابت است كه با اين پديده, برخورد حقوقي و قانوني داشته باشد و مجازاتي براي آن جعل كند. ادله گوناگوني در اين زمينه طرح و بررسي شد كه بسياري از آن ها از نظر فقهي و حقوقي, معتبر و قابل استناد هستند.

بنابراین ازمجموعه استدلالهای ذکرشده دراین نوشتاربه این نتیجه می رسیم که حکومت اسلامی درزمینه مبارزه باپدیده بی حجابی وبدحجابی نقش اساسی داردوبایدبابه کارگیری تمام قوی واستفاده ازتمام ظرفیت های موجوددراین رابطه گام های جدی برداردوباافرادبی حجاب وبدحجاب که باپوشش نامناسب خودفضای سالم جامعه راآلوده می کنندبرخوردکندوازطرف دیگرباسیاست گذاری هاوبرنامه

ریزی های دقیق وکارشناسی شده درترویج گسترش حجاب وعفاف درجامعه تلاش نماید.

به عبارت دیگربرای گسترش حجاب درسطح جامعه هم استفاده ازنیروی قهری مثل نیروی انتظامی وقوه قضائیه لازم است وهم انجام فعالیت های آموزشی ،تبلیغی وفرهنگی چراکه این دونوع حرکت درکنارهم ماننددوبال هستندکه می توانندکشوررا ازمعضل بی حجابی وبدحجابی رهای ببخشند.

ولاجرم دراين راستابايستي ميان نهادهاي ارشادي و اجرايي و فرهنگي وابسته به دولت يك نظم و مديريت وهم سويي خاصي همرا ه بانظارت مستقيم و قاطع وجود داشته باشد. وتمامي متوليان ودست اندرکاران كشوري ولشكري بايدازآگاهي وحساسيت کافي نسبت به اين موضوع برخوردار باشند. به طور یقین می توان گفت حجاب اسلامی جزو یکی ازهنجارهای اساسی جامعه اسلامی بلکه بالاترنمادنظام اسلامی به شمار ميرودلذابایدبيش از امور نظامي، سياسي و اجتماعي موردتوجه قرار گیرد وجاي آنرا داردكه بيش ازپيش به آن پرداخته شود.

بنابراين بامروري بر رويکردها وعملکرد مراکز حساس وتعيين کننده درزمينه هاي آموزشی وفرهنگي مثل آموزش و پرورش و صدا و سيما ومراکزاجرای مثل نیروی انتظامی به این نتیجه می رسیم که تابه حال اقدام اساسی درحوزه حجاب واجرای قوانین آن صورت نگرفته است. اين مسئله مهم واساسی به برنامه ريزي کوتامدت وبلندمدت وريشه اي نياز داردوتمامي نهادها وسازمان ها اعم از خصوصي و دولتي و همه شهروندان درآن بايدايفاءنقش كنند.وباريشه يابي صحيح وشناسايي وروديهاي فرهنگي و عوامل ويران گر وآسيبهاي مسير به برنامه اي صحيح وکارآمددست بيابند.

فهرست منابع

1.

قرآن

2.

نهج البلاغه

3.

آدام اولئاریوس، سفرنامه آدام اولئاريوس، حسین کردبچه، انتشارات شرکت کتاب براي همه،تهران،1369ش.

4.

آقاحسین شیرازی، ابوالقاسم،پوشاک زنان ایران ازآغاز تابه امروز،انتشارات اوستا مراهانی ،چاپ اول، بهار1382.

5.

آل احمد، جلال، غرب زدگي،انتشارات رواق، تهران،1356ش.

6.

آمدي، عبد الواحد، غرر الحكم و درر الكلم، ترجمه محمد خوانساري، تهران، 1366ش.

7.

ابن اخوه، محمد بن محمد، معالم القربة في احکام الحسبة، حاشيه‌نويس ابراهيم شمس‌الدين، دارالکتب العلميه، بيروت،1421ق.

8.

ابن ادريس حلّى، محمد بن منصور بن احمد، السرائر الحاوى لتحرير الفتاوى، مؤسسه النشر الاسلامی، قم، 1410ه ق.

9.

ابن سعد، محمدبن سعد، طبقات،مترجم محمودمهدوي دامغاني، فرهنگ و انديشه،تهران،1374ش.

10.

ابن شعبه، حسن بن على،تحف العقول،مترجم احمدجنتی، مؤسسه امير كبير، اول، تهران،1382 ش.

11.

ابن منظور، ابو الفضل، جمال الدين، محمد بن مكرم، لسان العرب، دار الفكر للطباعة و النشر و التوزيع - دار صادر، سوم،بيروت - لبنان، 1414 ه ق

12.

ابن هشام، عبدالملک بن هشام، سيره ابن هشام(السيرة النبوية) مصحح مصطفي سقاء وابراهيم ابياري و عبدالحفيظ شبلي، مطبعه مصطفي البابي الحلبي و اولاده، قاهره، 1355ق.

13.

ابو الحسين، احمد بن فارس بن زكريا، معجم مقائيس اللغة، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم، اول،قم - ايران، 1404 ه ق

14.

ابو عبد اللّه، محمّد بن محمّد بن نعمان حارثى عكبرى بغدادى، معروف به شيخ مفيد،الإرشاد ، ترجمه ساعدى ، كنگره جهانى هزاره شيخ مفيد- رحمة الله عليه، قم، چاپ اول 1413 ق.

15.

ابوالصلاح حلبی،تقى الدين بن نجم الدين،الکافی فی الفقه،کتابخانه امام امیرالمؤمنین(ع)، اوّل،اصفهان 1403ه ق

16.

احمدزاده،فاطمه،مقاله راهکارهای عملی گسترش حجاب،سایت روزنامه کیهان،3/8/1389، www.kayhannews.ir

17.

احمدی جلفایی، حمید،چهل حدیث پیرامون حجاب و عفت زنان ،آستانه ی مقدس قم ،انتشارات زائر،چاپ دوم ، قم ،1382.

18.

احمدی میانجی،علی،مکاتیب الرسول(ص) ،دارالحدیث، چاپ اوّل،ایران قم،سال1419ه ق.

19.

اصفهانى، حسين بن محمد راغب، مفردات ألفاظ القرآن،دار العلم - الدار الشامية، اول، لبنان - سوريه، 1412 ه ق.

20.

اصفهانى، فاضل هندى، محمد بن حسن، مصحح: گروه پژوهش دفتر انتشارات اسلامى، كشف اللثام و الإبهام عن قواعد الأحكام، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، اول، قم- ايران،1416 ه ق.

21.

اکبری،محمدرضا،تحلیل نووعملی از حجاب در عصر حاضر، انتشارات شهید حسین فهمیده ،چاپ اول،سال 1376.

22.

انجیل کتاب مقدس عهد جديد فارسي ،چاپخانه: مطبع خواجه دروغلن ، لندن،1882ق-1299م.

23.

بجنوردى، سيد حسن بن آقا بزرگ موسوى، القواعد الفقهية (للبجنوردي، السيد حسن)، نشر الهادي، قم - ايران، اول، 1419 ه ق.

24.

براون، اشنايدر،پوشش اقوام مختلف (مصور) ، مترجم يوسف كيوان شكوهي، انتشارات كارگاه هنر، تهران، 1361.

25.

بروجردى، آقا حسين عده اى از فضلاء، منابع فقه شيعه (ترجمه جامع أحاديث الشيعة)،انتشارات فرهنگ سبز،اول، تهران، 1386 ق.

26.

بستاني، فواد افرام، فرهنگ ابجدي الفبائي عربي - فارسي: ترجمه المنجد الابجدي، مترجم رضامهيار ،انتشارات اسلامي، تهران،1370ش.

27.

بلوشر، ويپرت فون،سفرنامه بلوشر،مترجم کیکاوس جهانداري، خوارزمي، تهران،1363ش.

28.

پارسا،طیبه،پوشش زن درگستره تاریخ،انتشارات أحسن الحدیث،چاپ سپهرقم،1377.

29.

پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی (بیانات در ديدار اقشار مختلف مردم) 1369/03/02 http://farsi.khamenei.ir/index.html

30.

پایگاه خبری حجاب دوشنبه 28 /1/ 1391 کد مطلب : 13430 www.Hijabnews.co

31.

پژوهشهای قرآنی،سال سیزدهم،شماره 51-52،چاپخانه دانشگاه فردوسی،1386.

32.

تاورنيه، ژان باتيستTavernier, Jean Baptiste ،سفرنامه تاورنيه، مترجم حمیدشیروانی،انتشارات نيلوفر، تهران،1383ش.

33.

تورات کتاب مقدس عهد عتيق، فارسي،مترجم قسيس اکسي، وليم کلن، لندن.

34.

تهرانى، سيد محمد حسين حسينى، ولايت فقيه در حكومت اسلام، انتشارات علامه طباطبايى، مشهد - ايران، دوم، 1421 ه ق.

35.

جان استيوارت ميل،درباره آزادی،ترجمه محمودصناعی، روشنگران و مطالعات زنان، تهران،1388ش.

36.

جرجی زیدان، تاریخ تمدن اسلامی، ترجمه علی جواهرالکلام، تهران ، امیر کبیر، 1352.

37.

جندزاير، ايرن ال ، فرانتس فانون، تحليلي از زندگي جامعه‌شناس انقلابي الجزاير، ترجمه عليرضامهاجري انتشارات اميد ، قم،بی تا.

38.

جوادي آملي، عبدالله«تفسير موضوعي قرآن كريم، مبادي اخلاق در قرآن» قم، مركز نشر إسراء، 1379.

39.

جوهرى، اسماعيل بن حماد، الصحاح - تاج اللغة و صحاح العربية ، دار العلم للملايين، اول، بيروت - لبنان، 1410 ه ق

40.

حجاب مسئولیت هاواختیارات دولت اسلامی،پژوهشکده فقه و حقوق به کوشش ابراهیم شفیعی سروستانی، پژوهشگاه علوم وفرهنگ اسلامی، اوّل، تابستان 1387.

41.

حداد عادل ، غلامعلي ، فرهنگ برهنگي و برهنگي فرهنگي ، چاپ سوم انتشارات سروش ،تهران، سال 1368 .

42.

حرّ عاملى، محمد بن حسن، وسائل الشيعة، مؤسسه آل البيت عليهم السلام، قم - ايران، اول، 1409 ه ق.

43.

ح-سيني م-وسوي، محمدكريم،كشف الحقائق عن نكت الآيات و الدقائق، تهران، 1396ق.

44.

حكيمى، محمدرضا و حكيمى، محمد و حكيمى ،الحياة ، ترجمه احمد آرام ، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، اول، تهران،1380 ش.

45.

حلّى، علامه، حسن بن يوسف بن مطهر اسدى، تذكرة الفقهاء( ط- القديمة)، مؤسسه آل البيت عليهم السلام، اول، قم- ايران،بی تا.

46.

حلّى، علامه، حسن بن يوسف بن مطهر اسدى، مصحح: ابراهيم بهادرى،تحریرالاحکام الشرعیه علی مذهب الامامیه، مؤسسه امام صادق عليه السلام، اول، قم- ايران،1420 ق.

47.

حلّى، محقق، نجم الدين، جعفر بن حسن، المختصر النافع في فقه الإمامية، مؤسسة المطبوعات الدينية، ششم، قم- ايران،1418 ه ق.

48.

حلّى، محقق، نجم الدين، جعفر بن حسن، مصحح: محمد على حيدرى- سيد مهدى شمس الدين- سيد ابو محمد مرتضوى- سيد على موسوى، المعتبر

في شرح المختصر، مؤسسه سيد الشهداء عليه السلام، اول، قم- ايران،1407 ه ق.

49.

حلّى، نجم الدين جعفر بن حسن ، مصحح: عبد الحسين محمد على بقال،شرایع الاسلام فی مسائل الحرام والحلال، مؤسسه اسماعيليان، دوم، قم- ايران،1408 ه ق.

50.

حمزه،عباس،حجاب درادیان الهی،یاقوت،قم،1385ش.

51.

حميدالله، محمد، مجموعة الوثائق السياسية في العهد النبوي و الخلافة الراشدة، مطبعة لجنة التاليف، القاهرة،1360ق.

52.

خامنه‌اى، سيد على حسينى،اجوبةالاستفتائات(فارسی) دفتر معظم له در قم، اول،1424 ه ق.

53.

خامنه‌اي، سیدعلي، فرهنگ و تهاجم فرهنگي(پيامها و سخنرانيها) سازمان مدارک فرهنگي انقلاب اسلامي،تهران،1373

54.

خبرگزاری مهر1391/04/21 www.mehrnews.com

55.

خدمتگذار، ملیحه، فلسفه حجاب ، مشهد، 1374ش بی نا.

56.

خميني، روح الله،تحرير الوسيله، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني (ره)، 1379.

57.

خميني، روح الله،رسالة توضيح‌المسائل، مركز نشر فرهنگي رجاء، 1366.

58.

خميني، روح الله،صحيفه نور، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني (ره)، 1380.

59.

خمینی،.وح الله،ولایت فقیه(حکومت اسلامی)مؤسسه تنظیم ونشرآثارامام خمینی چاپ دهم پاییز1379

60.

خمینی،روح الله،کتاب البیع ،مؤسسه نشراسلامی،چاپ پنجم،شعبان 1415

61.

خويى، سيد ابو القاسم موسوى، مبانى تكملة المنهاج، مطبعة الاداب، نجف،1975م.

62.

دورانت، ويليام جيمز Durant, William James،لذات فلسفه ، عباس زرياب خوئي، انديشه، تهران،1354ش.

63.

ديولافوا، ژن، سفرنامه مادام ديولافوا ايران و کلده داراي 336 کليشه، مترجم علي محمد فره‌وشي، انتشارات کتابفروشي خيام،تهران،1361ش.

64.

رادیو جمهوری اسلامی 7 / 6 / 68

65.

راوندي کاشاني، فضل‌الله بن علي، النوادر، مصحح، مترجم احمدصادقي اردستاني ،بنیاد فرهنگ اسلامي کوشانپور، تهران،1376ش.

66.

رحیمی، پریچهر،تاریخ پوشاک ایران،انتشارات دانشگاه هنر،1385.

67.

رزاقی، احمد، عوامل فساد وبد حجابی وشیوه های مقابله با آن ، سازمان تبلیغات اسلامی ، معاونت پژوهشی ، تهران 1371 ش.

68.

رضایی،اصغرو علی پور،باغبان نژاد، یوسف،حجاب آزادی یا اسارت ؟، انتشارات احرار،تبریز،چاپ اول،بهار 1383ه ش.

69.

رنج دوست،شبنم،تاریخ لباس ایران، مؤسسه انتشاراتی جمال هنر،اوّل،تهران،پاییز1387.

70.

روت ترمزویل کاکس،تاریخ لباس،ترجمه شیرین بزرگمهر،انتشارات توس،اوّل،تهران،1372ش.

71.

روزنامه ی کیهان،مدیرمسئول حسین شریعتمداری ،7 / 4 / 1371

72.

رهنمایی، سیداحمد،درآمدی برفلسفه تعلیم وتربیت،انتشارات مؤسسه آموزشی وپژوهشی امام خمینی(ره)،قم،اول،پاییز1387ش.

73.

زمخشرى محمودبن عمر،الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل، دار الكتاب العربي، بيروت، سوم، 1407 ق

74.

زمخشرى، محمود بن عمر، الفايق في غريب الحديث، دارالكتب العلمية - بيروت، چاپ: اول، 1417ق.

75.

زنجانى، عباس على عميد، فقه سياسى (عميد)،انتشارات امير كبير، تهران - ايران، چهارم، 1421 ه ق.

76.

زین آبادی مرتضی،مقاله «جامعه پذیری حجاب» كتاب زنان،نسخه شماره 38، تهران،زمستان1386ش.

77.

سامی ، علی ، تمدن ساسانی،سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت) مرکز تحقيق و توسعه علوم انساني،تهران،1388

78.

سایت اخباردانشگاه ها،آیتی ست 04/08/ 200 11، http://itsat10.in

79.

سایت باشگاه اندیشه ،سه شنبه 7 /6/1391، کدمطلب www.bashgah.net42495 :

80.

سجستانی،سلیمان بن اشعث،سنن ابی داود،تحقیق: سعید محمد لحّام، دارالفکر، بیروت، 1410ه.

81.

سعادتمند، رسول ،مطبوعات و رسانه ها از دیدگاه امام خمینی(ره)، انتشارات نسيم ، قم،1378ش.

82.

سعيدي، رضا، فلسفه حجاب (بررسي آثار و فوائد حجاب اسلامي)، انتشارات رهروان نور، تهران،1380ش.

83.

سيستانى، سيد على حسينى،منهاج الصالحین، دفتر حضرت آية الله سيستانى، پنجم، قم- ايران،1417 ه ق.

84.

سیوطی، جلال الدین، الدر المنثور، بیروت، دار الفکر، 1403 ق.

85.

شاردن، ژان، سفرنامه شواليه شاردن فرانسوي، قسمت شهراصفهان، مترجم اقبال یغمایی ،انتشارات توس، تهران، ،چاپ اول 1374،

86.

الشافعي، علي بن برهان‌الدين الحلبي،السیرة الحلبیه، مکتبه الاسلاميه،بیروت،بی تا

87.

شرلي، آنتوني،سفرنامه برادران شرلی،مترجم آوانس،گردآورنده علی دهباشی،نشربه دید،تهران،1378ش.

88.

ششهانی،سهیلا،تاریخچه پوشش سردرایران،مؤسسه انتشارات مدبّر،اوّل،1374.

89.

شکرکن ،حسین ودیگران،مکتب های روان شناسی ونقدآن، ،سمت، تهران،1377ش.

90.

صدر،حسن،حقوق زن دراسلام واروپا ،انتشارات جاویدان ،چاپ هفتم ،سال 1357.

91.

صدوق، محمّد بن على بن بابويه،عیون أخبارالرضا(ع)، نشر صدوق،ترجمه علی اکبرغفاری وحمیدرضامستفد، اول، تهران،1372 ش.

92.

صدوق، محمّد بن على بن بابويه،من لا يحضره الفقيه،دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، دوم، قم- ايران،1413 ه ق

93.

صدوق،ابن بابويه، محمد بن على ،علل الشرائع ، ترجمه ذهنى تهرانى، كتاب فروشى داورى، اول، قم،1385 ش / 1966 م.

94.

ضیاءپور، جليل، پوشاک باستاني ايرانيان از کهن‌ترين زمان تا پايان شاهنشاهي ساسانيان ، اداره کل هنرهاي زيباي کشور: اداره کل موزه‌ها و فرهنگ عامه، تهران،1343ش.

95.

ضياءپور، جليل، پوشاک زنان ایران ازکهن ترین زمان تاآغاز شاهنشاهی پهلوی ، وزارت فرهنگ و هنر ، تهران،1347ش.

96.

ضيائي‌فر، سعيد، جايگاه مباني كلامي در اجتهاد، بوستان کتاب قم، قم،1382ش.

97.

طباطبايي، سيدمحمد حسين،الميزان في تفسير القرآن، ترجمه سيد محمد باقر موسوي همداني، قم، جامعه مدرسين حوزه علميه، 1363.

98.

طبرسي، ابوعلي فضل بن حسن،مجمع‌البيان، ترجمه احمد بهشتي و ديگران، تهران، انتشارات فراهاني، 1350.

99.

طبرسي، فضل بن الحسن،جوامع الجامع، ترجمه احمد اميري، مشهد، 1374ش.

100.

طبری، محمد، جامع البیان فی تاویل القرآن، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1420 ق.

101.

طريحى، فخر الدين، مجمع البحرين،كتابفروشى مرتضوى، تهران - ايران، سوم، 1416 ه ق

102.

طوسى، ابوجعفر،محمد بن حسن،تهذيب الأحكام، دار الكتب الإسلامية، چهارم، تهران- ايران،1407 ه ق.

103.

طوسى، ابو جعفر، محمد بن حسن، مصحح: سيد محمد تقى كشفى،المبسوط فی فقه الامامیه، المكتبة المرتضوية لإحياء الآثار الجعفرية، سوم، تهران- ايران،1387 ق.

104.

عامري ،وحيده، مقاله «پویشی درمعناومفهوم حجاب» كتاب زنان ،نسخه شماره 36، تهران،زمستان1386ش.

105.

عاملى، شهيد اول، محمد بن مكى، مصحح: سيد عبد الهادى حكيم،القواعدوالفوائد، كتابفروشى مفيد، اول، قم- ايران،بی تا.

106.

عاملى، شهيد ثانى، زين الدين بن على، شارح: سلطان العلماء، حسن بن محمد، الروضة البهية في شرح اللمعة الدمشقية، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم، اول قم- ايران،1412 ه ق.

107.

فاضل لنكرانى، محمد، التفصيل الشريعة في شرح تحرير الوسيله، مؤسسه عروج، اول ،تهران- ايران،1419 ق.

108.

فتحي، عباس ،فلسفه ی حجاب از دیدگاه قرآن با تأکید بر روان شنا سی مرد وزن ،انتشارات رسانه تخصصي ، تهران،1389ش.

109.

فراهيدى، خليل بن احمد، كتاب العين،نشر هجرت، قم - ايران، دوم، 1410 ه ق

110.

فضل الله، محمد حسین،اسلام ، زن وجستاری تازه ، ترجمه مجید مرادی ، مرکز نشر و انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم ، چاپ دوم ، 1384ش.

111.

فلاندن، اوژن ناپلئون، سفرنامه اوژن فلاندن به ايران در سالهاي 1840 - 1841،مترجم حسین نورصادقي،ایران،1324

112.

فيروزآبادي، محمد بن يعقوب، القاموس المحيط، حاشيه‌نويس نصرهوريني، مطبعة الحسينية المصرية، قاهره،1330ق.

113.

فيومى، احمد بن محمد مقرى، المصباح المنير في غريب الشرح الكبير للرافعي، منشورات دار الرضي، اول، قم - ايران، ه ق

114.

قانون آيين دادرسى كيفرى،گردآورنده اسماعیل ساولاني، ميزان، تهران،1391ش.

115.

قانون اساسي (جمهوري اسلامي ايران)،گردآورنده حسن عابدزاده، مؤسسه علمي فرهنگي عابدزاده،1376.

116.

قانون مجازات اسلامي، دادگستري جمهوري اسلامي ايران،تهران،1375ش.

117.

قرائتی،محسن،انتشارات ستاداقامه نماز،نوزدهم،پاییز1380.

118.

قرشى، سيد على اكبر، قاموس قرآن ،دار الكتب الإسلامية، تهران - ايران، ششم، 1412 ه ق

119.

قلعه‌چي محمّد رواس،قنيبي حامد صادق ،معجم لغة الفقهاء،دار النفائس- بيروت سنة 1408 ه- 1988 م

120.

قمی، شیخ عباس، سفينة البحار و مدينة الحکم و الاثار ،کتاب فروشی جعفری،ترجمه محمدباقرساعدی،مشهد،بی تا.

121.

کلایمر رودی،کارتون ودیگران،آشنای باعلم سیاست،ترجمه بهرام ملکوتی،تهران،امیرکبیر،دوم1351ش.

122.

کلینی،محمدبن یعقوب، الكافي ،چاپ دارالکتب الإسلامية،تهران، چاپ چهارم ،سال چاپ1407ه.

123.

کنوانسیون رفع هر گونه تبعیض علیه زنان، مصوب 18 دسامبر 1979 میلادی (مطابق با 28/9/1358 شمسی) مجمع عمومی سازمان ملل متحد، وب سایت پیام آفتاب، کد خبر : 323، www.payam-aftab.com

124.

كدخدايى،محمد رضا، مقاله «بررسى فقهى و حقوقى قاعده التعزير في كلّ معصية» ، مجله فقه اهل بيت عليهم السلام (فارسى)، مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامى بر مذهب اهل بيت عليهم السلام ، قم - ايران، اول، ه ق

125.

گاسپار دروویل، ،سفر در ايران، مترجم، اعتمادمقدم، منوچهر،انتشارات شباويز، تهران،1364.

126.

گونسالس دکلاويخو،مترجم، رجب‌نيا، مسعود،سفرنامه کلاویخو، انتشارات بنگاه ترجمه ونشرکتاب،تهران،1344

127.

مؤسسه در راه حق ،فلسفه احکام ،انتشارات مؤسسه در راه حق،قم،بی تا.

128.

ماوردي، علي بن محمد، الاحکام السلطانيه و الولايات الدينيه، شرکه و مطبعه مصطفي البابي الحلبي، قاهره،1386.

129.

مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، مصحح: جمعى از محققان ،بحارالانوار، دار إحياء التراث العربي، دوم، بيروت،1403 ق.

130.

محمدی آشنایی ،علی ، حجاب در ادیان الهی، اشراق،اوّل،قم، زمستان1373.

131.

محمدی ری شهری،محمد، دانش‌نامه میزان الحکمه،مترجم حميدرضاشيخي، دارالحديث، قم، 1384ش.

132.

محمدی نیا،اسدالله،فلسفه حجاب آثار حجاب از نظر علوم اجتماعی روانشناسی ودانشمندان جهان، انتشارات سبط اکبر،چاپ اول ،زمستان 1383ه ش.

133.

مرادی،علی اصغروفروتن،اباصلت،واژه نامه فقه سیاسی، مرکزفقهی ائمّه اطهار(ع)اوّل،1389ه.ش.

134.

مراغى، سيد مير عبد الفتاح بن على حسينى، العناوين الفقهية، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، اول ،قم- ايران،1417 ه ق.

135.

مصطفوى، حسن، التحقيق في كلمات القرآن الكريم ، مركز الكتاب للترجمة و النشر، تهران - ايران، اول، 1402 ه ق

136.

مطهری ،مرتضی ،مسئله حجاب،انتشارات صدرا ،چاپ 42 پاییز 1374.

137.

مطهری، مرتضی،آثارشهید مطهری،مسئله حجاب،انتشارات صدرا ،چاپ سوّم،تهران، مرداد1381ه ش.

138.

مغربى، ابو حنيفه، نعمان بن محمد تميمى،دعائم الاسلام، مؤسسه آل البيت عليهم السلام، دوم، قم- ايران،1385 ه ق.

139.

منتسکیو شارل لوئی دوکسوندا ،روح القوانین ، ،مترجم علی اکبر مهتدی ،انتشارات امیرکبیر،تهران ،1362ش.

140.

منتظری حسنعلی،دراسات فی ولایة فقیه،دارالاسلامیه لبنان،چاپ دوّم،1409ه،1988م

141.

منتظرى نجف‌آبادى، حسينعلى،مبانى فقهى حكومت اسلامى ، مترجم محمودصلواتى و ابوال شكورى، مؤسسه كيهان، قم - ايران، اول، 1409 ه ق.

142.

منتظرى، حسينعلى، دراسات في ولاية الفقيه و فقه الدولة الإسلامية ، نشر تفكر، قم - ايران، دوم، 1409ه ق.

143.

منسوب به جعفربن محمد عليه السلام، امام ششم عليه السلام، مصباح الشريعة،اعلمى - بيروت، چاپ: اول، 1400ق

144.

منينگر، کارل، Menninger, Karl، اعجاز روانکاوی، ترجمه،مشفق همداني، بنگاه مطبوعاتي صفيعليشاه،1344ش.

145.

مودودي ،ابوالاعلی ،الحجاب ، دارالفکر ،اوّل،بیروت،1425ق-2005م.

146.

مهدوی زادگان، داوود، مقاله«پژوهشی درالزام حکومتی حکم حجاب» كتاب زنان، نسخه شماره 36، تهران، تابستان1386ش.

147.

مهدی زاده حسین، حجاب شناسی چالشها و کاوشهای جدید، انتشارات مرکزمدیریت حوزه علمیه قم، چاپ دوّم، تابستان1382.

148.

نجفى، صاحب الجواهر، محمدحسن، مصحح: عباس قوچانى- على آخوندى، جواهر الكلام في شرح شرائع الإسلام، دار إحياء التراث العربي، هفتم، بيروت- لبنان.

149.

نراقى، ملّا احمد بن محمد مهدى، عوائد الأيام في بيان قواعد الأحكام و مهمات مسائل الحلال و الحرام، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم، اول، قم- ايران،1417 ه ق.

150.

نصرتی،علی اصغر،نظام سیاسی اسلام،قم،حاجر،دوم،1384ش.

151.

نورى، حسين بن محمد تقى، مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، مؤسسة آل البيت عليهم السلام، اول، قم،1408 ق

152.

واسطى، زبيدى، حنفى، محب الدين، سيد محمد مرتضى حسينى، تاج العروس من جواهر القاموس، دار الفكر للطباعة و النشر و التوزيع، بيروت - لبنان، اول، 1414 ه ق

153.

واعظی احمد،حکومت اسلامی،انتشارات مرکزمدیریت حوزه علمیه قم،چاپ دوم،زمستان81.

154.

وجدي، محمد فريد، دائرةالمعارف القرن الرابع عشر، العشرين؛ قاموس عام مطول للغه العربيه، دارالمعروفه، الطبعه الثالثه، بيروت،1971م.

155.

وحیدی،محمد،فلسفه اسرارأحکام،انتشارات،عصمت،اوّل،قم،پاییز1381.

156.

ورام بن أبي فراس، مسعود بن عيسى- عطايى، محمد رضا، مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ، ترجمه تنبيه الخواطر، بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى، اول، مشهد،1369 ش.

157.

ویل دورانت، تاریخ تمدن، ترجمه ابوطالب صارمی و دیگران، چاپ سوم، تهران، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، 1371.

158.

هاشمی رکاوندی، سید مجتبی، مقدمه ای بر روانشناسی زن ،(با نگرشی علمی واسلامی ) ، انتشارات شفق ،چاپ اول ،بهار 1370ه ش.

159.

الهی، حکیم، زن و آزادي و ضرب‌المثلهاي ملل راجع به زنان، دفتر نشريات حکيم الهي،تهران. 1342ش.

160.

یاوری، حسین و حکا ک باشی،سارا،مختصری درباره تاریخ تحولات لباس و پوشاک در ایران، سيماي دانش،اوّل،تهران،1389ش.

161.

يزدى، سيد محمّد كاظم با حواشى عده‌اى از اعلام،العروة الوثقى ، انتشارات اسلامى، قم، 1417 ه.

162.

يوشيدا، ماساهارو، ،سفرنامه يوشيدا ماساهارو، نخستين فرستاده ژاپن به ايران دوره قاجار 98 - 1297 هجري قمري 81 - 1880 ميلادي، مترجم، هاشم رجب‌زاده، آستان قدس رضوي، موسسه چاپ و انتشارات، مشهد،1373.