ghaemiyeh.com
سرشناسه: جمالی، عبدالرضا، 1335 -
عنوان و نام پدید آور: انتظار پویا: «نگاهی به وظایف و فضایل منتظران راستین»/ عبدالرضا جمالی.
مشخصات ناشر: بیرجند : پیامبر رحمت، 1399.
مشخصات ظاهری: 240 ص.؛ 14 (علیه السلام) 21سم.
شابک: 38000 تومان 978-600-974706-1
وضعیت فهرستنویسی: فیپا.
یادداشت: کتابنامه: ص. 237.
عنوان دیگر: نگاهی به وظایف و فضایل منتظران راستین.
موضوع: مهدویت - انتظار.
موضوع: Mahdism - *Waiting
موضوع: محمدبن حسن
(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، امام دوازدهم، 255ق -.
موضوع: Muhammad ibn Hasan, Imam XII
موضوع: محمدبن حسن (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، امام دوازدهم، 255ق. - غیبت.
موضوع: Muhammad ibn Hasan, Imam XII - Occultation
رده بندی کنگره:
BP224/4
رده بندی دیویی: 297/462
شماره کتابشناسی: 6243653
انتظار پویا
«نگاهی به وظایف و فضایل منتظران راستین»
نويسنده: ... عبدالرضا جمالی
ناشر: ... انتشارات پیامبر رحمت
چاپ: ... مبین
صفحهآرا: ... احمد مؤتمنی
ناظر علمی: ... رضا صفایی
تیراژ: ... 200 نسخه
نوبت چاپ: ... اول / پاییز 1399
قيمت: ... 38000 تومان
شابک: 1-6-97470-600-978
مرکز پخش:
بيرجند، سجادشهر، شهيد ماژاني 1، پلاک 4، همراه: 09122526576 09194511476
بسم الله الرحمن الرحیم
انتظار پویا
«نگاهی به وظایف و فضایل منتظران راستین»
عبدالرضا جمالی
اَلْحَمْدُ للهِ الَّذى جَعَلْنا مِنَ الْمُتِمَسِّكِينَ بِوِلايَةِ اَميرَالْمُؤْمِنينَ والْاَئِمَّةِ المَعْصُومِین عَلَيْهِمُ السَّلامُ. اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمّدٍ وَآلِ مُحَمّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ.
اللّهُمَّ كُنْ لِوَليِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ، فى هذِهِ السَّاعَةِ، وَفى كُلِّ ساعَةٍ، وَلِيّاً وَحافِظاً، وَقآئِداً وَناصِراً، وَدَليلاً وَعَيْناً، حَتّى تُسْكِنَهُ اَرْضَكَ طَوْعاً، وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً.
وَامْنُنْ عَلَيْنا بِرِضاهُ وَهَبْ لَنا رَأْفَتَهُ وَرَحْمَتَهُ وَدُعائهُ وَخَيْرَهُ ما نَنالُ بِهِ سَعَةً مِنْ رَحْمَتِكَ وَفَوْزاً عِنْدَكَ.
آمِينَ يا رَبَّ الْعالَمينَ.
مقدمه ... 13
بخش اوّل: شناخت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ... 17
اهمیت و ضرورت شناخت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) .. 17
ارزش شناخت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ... 19
نهی شدید از انکار امامت امام زمان (علیه السلام) ... 20
راههای شناخت امام (علیه السلام) ... 22
الف: نصّ ... 22
ب: کرامت ... 23
ج: آراستگی و کمالات ... 26
د: علم فراگیر و نامحدود ... 28
ﮬ: تحلیل ... 29
یکم: مهروزی به امام ... 31
دوم: ایمنی از گمراهی ... 34
سوم: نجات از مرگ جاهلی ... 35
حاصل سخن ... 37
الف: پالایش محبت و معرفت ... 37
ب: ورود به تجلیگاه معرفت و محبت ... 39
بخش دوم: علل و اسرار غیبت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ... 43
یکم: قلمرو چرایی غیبت ... 43
دوم: رازی از رازهای پنهان خداوند ... 44
سوم: دلایل و فلسفه غیبت ... 45
1- ترس از قتل ... 45
2- آزمایش و ناب کردن مردم ... 47
3- آزادی از بیعت طاغوتها ... 49
4- تأدیب انسانها ... 51
5- آزمودن همۀ حکومتها ... 52
6- اجرای سنّتهای پیامبران (علیهم السلام) ... 53
7- بیرون آمدن ودیعههای خدا ... 55
8- آمادگی پذیرش ... 55
9- روگردانی بشر از همه مکتبها ... 59
چهارم: آشکار شدن راز غیبت امام مهدی
(عجل الله تعالی فرجه الشریف) .. 60
پنجم: تحلیل حکمت غیبت امام زمان
(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ... 62
بخش سوم: فواید و برکات امام غایب ... 67
یکم: فواید امام غایب ... 67
1- بقای نظام جهان ... 68
2- بقای نظام زمین ... 69
3- فرودآمدن انواع نعمتها ... 70
4- امان اهل زمین ... 71
5- نگهبانی از دین خدا ... 72
6- خودسازی و تربیت ... 75
7- پناگاه علمی و فکری ... 76
8- واسطۀ فیوضات الهی ... 78
9- امیدبخشی ... 80
10- باران رحمت الهی ... 82
11- یاری برخی نیازمندان ... 83
12- هدایت باطنی و نفوذ روحانی ... 85
دوم: خورشید پشت ابر ... 87
سوم: پاسخ برخی اشکالات ... 90
اشکال اوّل: حکیمانه نبودن خلقت امام غایب ... 90
اشکال دوم: عدم اتمام حجت ... 92
اشکال سوم: کفایت نواب از امام غایب ... 93
بخش چهارم: قطعی بودن ظهور مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ... 97
آیه اوّل: «وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ ... » ... 98
آیه دوم: «وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ ... » ... 99
آیه سوم: «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا ... » ... 100
آیه چهارم: «وَلِكُلٍّ وِجْهَةٌ ... » ... 103
آیه پنجم: «هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ ... » ... 105
آیه ششم: «وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى ... » ... 106
آیه هفتم: «بَقِيَّةُ اللّهِ خَيْرٌ لَّكُمْ» ... 108
آیه هشتم: «وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللّهِ ... » ... 109
آیه نهم: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ ... » ... 110
آیه دهم: «وَالْعَصْر ... » ... 112
آیه یازدهم: « ... وَفَتْحٌ قَرِيبٌ ... » ... 114
آیه دوازدهم: « ... وَيَمْحُ اللَّهُ الْبَاطِلَ وَيُحِقُّ الْحَقَّ ... » ... 114
بخش پنجم: انتظار پویا در فرهنگ شیعه ... 117
1- مفهومشناسی انتظار فرج ... 117
الف: لغوی ... 117
ب: اصطلاحی ... 117
2- جایگاه انتظار در فرهنگ شیعه ... 118
یکم: انتظار فرج به معنای عام ... 119
1- عبادت و بندگی ... 119
2- برترین عبادت ... 120
3- برترین عمل صالح ... 120
4- محبوبترین عمل نزد خدا ... 121
5- فرج بودن خود فرج ... 122
6- برترین جهاد ... 123
دوم: انتظار فرج به معنای خاص ... 124
3- انواع انتظار ... 126
یکم: انتظار ویرانگر ... 126
دوم: انتظار سازنده ... 128
4- انتظار در مکتب اهلبیت (علیهم السلام) ... 131
5- بنیانهای اساسی انتظار ... 133
یکم: قانع نبودن از وضع موجود ... 133
دوم: امید و حرکت به وضع مطلوب ... 133
سوم: آگاهی از عدم حضور امام زمان
(عجل الله تعالی فرجه الشریف) 134
چهارم: درک نیاز به وجود امام حاضر ... 135
پنجم: یقین به ظهور امام غایب ... 136
ششم: دوستداشتن ظهور امام زمان
(عجل الله تعالی فرجه الشریف) 137
هفتم: نزدیک دانستن ظهور حضرت مهدی
(عجل الله تعالی فرجه الشریف) 139
6- انتظار پویا ... 139
یکم: گسترش امیدهای واقعی ... 140
دوم: ایجاد وحدت و همگرایی ... 141
سوم: مراقبت بر اعمال و رفتار ... 142
چهارم: خودسازی ... 143
پنجم: خودیاری اجتماعی ... 145
ششم: منحلنشدن در فساد محیط ... 146
هفتم: احساس حضور امام ... 147
7- آسیبشناسی انتظار پویا ... 149
بخش ششم: فضایل منتظران راستین ... 155
یکم: فضایل منتظران راستین ... 155
اولیای خدایند ... 155
جهادگر در رکاب پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) ... 156
شهید در رکاب پیامبر (صلی الله علیه و آله) ... 157
جنگجوی سپاه امام مهدی (علیه السلام) ... 158
برترین مردم همه روزگاران ... 160
حاضر در خیمه امام زمان
(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ... 160
پاداش روزهدارِ شبزندهدار ... 161
گرامیترین امّت و رفیق پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) 162
دارای پاداش هزار شهید ... 163
حشر با اهلبیت (علیهم السلام) ... 164
دوم: راز فضایل شگفتانگیز ... 165
الف: انتظار، حلقه اتصال شیعه با امام معصوم
(علیه السلام) 165
ب: انتظار، معیار ارزش انسانها ... 166
ج: انتظار، عامل پویایی و سازندگی ... 167
د: ارزش انتظار و کرامت منتظَر ... 168
ﮬ: انتظار، عالیترین اندیشه ... 169
بخش هفتم: نگاهی به وظایف منتظران راستین ... 173
وظایف منتظران حقیقی ... 173
یکم: وظایف عام ... 174
شناخت امام هر زمان ... 174
پایداری در محبت اهلبیت (علیهم السلام) ... 175
پروامداری ... 178
پیروی از دستورهای امامان (علیهم السلام) ... 179
یاری ضعفا و فقیران ... 180
دوم: وظایف خاص ... 183
1- تولی و تبری ... 183
2- شکیبایی بر مشکلات دوران غیبت ... 184
3- دعا برای فرج امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ... 185
4- آمادهباش دائمی ... 186
5- تحکیم پیوند با مقام ولایت ... 188
6- دوستداران امام غایب و منتظران امام قائم ... 190
7- عجله نکردن در امر فرج ... 191
8- حفظ نظام اسلامی با تمام توان ... 193
9- حمایت همهجانبه از رهبر فرزانه انقلاب (حفظه الله) 194
10- یاری خواهی از حق تعالی ... 196
الف: دعای غریق ... 196
ب: دعای معرفت ... 197
ج: دعای عهد ... 198
11- ارتباط با امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ... 201
12- اخلاص ... 203
13- برخی وظایف دیگر ... 204
بخش هشتم: شعاع خورشید ... 209
ویژگیهای دوران غیبت کبرا ... 209
نیابت عام در دوران غیبت کبرا ... 210
اصلِ مترقّی ولایت فقیه ... 212
حکومت از نگاه آموزههای اسلامی ... 214
الف: تشکیل حکومت مهمترین وظیفه ... 214
ب: پندار واگذاری حکومت به عصر ظهور ... 215
مژده حکومت صالحان ... 217
آینۀ انقلاب مهدوی ... 218
جلوهای از ولایت امام زمان
(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ... 219
حماسۀ خمینی کبیر (قدس سره) ... 221
رسالت جهانی خمینی کبیر (قدس سره) ... 222
برترین اهداف انقلاب اسلامی ... 224
جهان و درک ظهور مهدی موعود
(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ... 225
دینداران و درک واقعی انقلاب اسلامی ... 227
عصر ظهور مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ... 229
ویژگیهای حکومت حضرت مهدی
(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در یک نگاه 231
کتابنامه ... 237
اندیشۀ مهدویّت باور سترگی است که ریشه در اعماق تاریخ دارد، جریان خروشان این تفکر در بستر ادیان و مذاهب و فرهنگ بشری، انبوهی از آگاهیها، آرمانها، افسانهها و تخیلات را فراهم آورده است. در این معرکه تشخیص حق از باطل، ضرورتی اجتنابناپذیر است.
پیروزی انقلاب اسلامی در ایران به رهبری امام خمینی (قدس سره) طوفانی را در اندیشهها و نگرشهای عصر حاضر بوجود آورد. این انقلاب که ریشه در گذشته و انقلاب عاشورا و نگاهی به آینده و انقلاب جهانی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دارد، مکتبهای بشری را با نیرومندی تمام به چالش کشید و آرمانهای تازهای را در برابر دیدگان قرار داد. از پیامدهای این چالش، توجه جدّی در سطح بینالملل به موضوع مهدویّت و آموزههای دینی اسلام و دیگر ادیان توحیدی در این زمینه بود. این توجه، بیش از پیش، ضرورت تبیین و بازشناسی این اندیشه را پدیدار ساخته است.
آری، سخن از یگانه رشتۀ اتصال ما زمینیان با آسمان وآسمانیان است. سخن از درخشانترین ستارۀ جمع امامان، زیباترین عالمیان در این عصر و زمان و طاووس محفل بهشتیان است. سخن از واپسین ابرمرد آسمانی و فرجامین ذخیرۀ الاهی، آن امام یگانه، میراثدار خونی
جاودانه و صاحب انتقامی قاطعانه است. سخن از عصارۀ انبیاء و خلاصۀ اوصیاء، آن گلعذار خوشمنظر، پور زهرا و حیدر، و آن امام غریب منتظر است.
باور داشت موعود و منجی که در آموزههای اسلام با عنوان «مهدویت» مطرح شده، اعتقاد به وجود ساحل نجاتی است که انسانهای گرفتار را به آیندهای روشن و سرشار از امید و آرامش نوید میدهد. ایمان به مهدویّت، باورمندی و ایمان به ذخیرۀ آخرین هستی، ثمرۀ تمامی رسالتها، منبع همه کمالات، سرچشمۀ همۀ خوبیها و خیرات و جلوهگاه تمام نیکیها و زیبائیها است. پذیرش مهدویّت، گشودن چشماندازی زیبا به جهان آینده، امیدی لذّتبخش، به آیندۀ روزگار و رویکردی جدّی و نویدبخش به انسان و آینده انسانی است.
البته دشمنان اعتقاد و تفکر مهدویّت، همواره تلاش کردهاند تا با القای یأس و ناامیدی در دل مردم و یا پراکندن شبهات، آن را از ذهن پاک سازند و یا مفاهیم این اعتقاد امیدآفرین را تحریف کنند. از اینرو لازم است در برابر این تلاش دشمنان، با استواری در جهت اعتقاد و تبیین حقیقت مهدویّت حرکت کنیم. این پژوهش در همین راستا بهانجام رسیده است. کتاب حاضر در هشت بخش تدوین و تنظیم گردیده است:
بخش اوّل: درباره موضوع مهم و اساسی درباره مهدویت و شناخت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، ارزش و اهمیت معرفت، راههای شناخت و رهآورد بسیار ارزشمند معرفت به امام و آخرین حجّت الاهی است.
بخش دوم: به علل و اسرار غیبت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و هنگامه آشکاری آن راز پرداخته است.
بخش سوم: فواید و برکات امام غایب و تشبیه آن حضرت به خورشید پشت ابر تبیین مینماید.
بخش چهارم: به قطعی بودن ظهور مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از نگاه آیات وحی اختصاص یافته است.
بخش پنجم: به معرفی انتظار پویا، جایگاه، انواع و بنیانهای اساسی و فواید انتظار پویا در فرهنگ شیعه میپردازد.
بخش ششم و هفتم: برخی از مهمترین فضایل و وظایف خاص و عام منتظران راستین در فرهنگ مترقی شیعه در آینه وحی و حدیث باهم مرور مینمائیم.
بخش هشتم: ویژگیهای دوران غیبت، نیابت عام و اصل مترقی ولایت فقیه، حکومت از نگاه آموزههای اسلامی، برترین اهداف انقلاب اسلامی، پیوند عصر خمینی کبیر با عصر ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را به خوانندگان گرامیبشارت میدهد. به امید آن روز.
این پژوهش با نام «انتظار پویا» تقدیم دوستداران و منتظران راستین آن یار سفر کرده میگردد. امید است این تلاش اندک، مقبول حق تعالی و رضایت آخرین حجّت الاهی قرار گرفته برای پیروان و رهروان آن حضرت مفید و راهگشا باشد. انشاء الله.
و توفیق از خداوند است
عبد الرضا جمالی
هدف از آفرینش، عبادت وبندگی خداوند متعال است، و اساس و پایه بندگی، شناخت اوست. عالیترین تبلور و مصداق این معرفت، شناخت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و اوصیای برحق اوست. از اینرو یکی از وظایف مهم بندگان در مقابل پروردگار عالم، شناخت آن وجود مقدّس است. این معرفت زمانی به کمال میرسد که پیامبران خداوند تبارک و تعالی به ویژه پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله) را به خوبی شناخته باشند. این مهم نیز حاصل نگردد، مگر با شناخت اوصیای به حق آن گرامی (صلی الله علیه و آله) به خصوص آخرین حجت الهی یعنی وجود مبارک امام زمان ارواح العالمین لتراب مقدمه الفدا و عجل الله تعالی فرجه الشریف.(1)این حقیقت در بیانات راهبردی پیشوایان دین اینگونه بازتاب یافته است.برای نمونه:
1- امام حسین (علیه السلام) در این رابطه فرمودند:
1) . درسنامه مهدویت، ج 1، ص117.
یا اَیُهَا النّٰاسُ اِنَّ اللهَ جَلَّ ذِکْرُهُ ما خَلَقَ الْعِبادَ اِلَّا لِیَعْرِفُوهُ، فَاِذا عَرَفُوهُ عَبَدُوهُ، فَاِذا عَبَدوُهُ اِستَغْنُوا بِعِبادَتِهِ عَن عِبادَةِ مٰا سِواهُ؛
«ای مردم، همانا خداوند متعال بندگان را نیافرید، مگر برای آنکه او را بشناسند. پس در آن هنگام که او را شناختند، او را بندگی خواهند کرد، و آن هنگام که او را بندگی کردند، با عبادت او از بندگی غیر او بینیاز میشوند».
شخصی پرسید: ای پسر رسول خدا، پدر و مادرم بفدایت، معنای شناخت خدا چیست؟ سالار شهیدان فرمودند: مَعْرِفَةُ اَهْلِ کُلِّ زمانٍ اِمامَهُمُ الَّذِی یَجِبُ عَلَیْهِمْ طاعَتُهُ.
«معرفت خدا عبارت است از این که اهل هر زمانی، امامی را که اطاعتش بر آنان واجب است، بشناسند».(1)
2- افزون بر آن، امام امیرالمؤمنین (علیه السلام) درباره این حقیقت فرمودند:
... وَ اِنَّ الْاَئِمَةُ قوُّامُ اللهِ عَلیٰ خَلْقِهِ وَ عُرَفاؤُهُ عَلیٰ عِبادِهِ وَ لٰا یَدْخُلُ الْجَنَّةَ اِلّا مَنْ عَرَفَهُمْ وَ عَرَفُوهُ وَ لا یَدْخُلُ النّارَ اِلا مَنْ اَنْکَرَهُمْ؛(2)
«پیشوایان مدیران الهی بر مردمند و رؤسای بندگان او هستند، هیچ کس وارد بهشت نمیشود مگر آنکه آنها را بشناسد وآنها او را بشناسند و کسی وارد دوزخ نگردد، مگر کسی که آنها را انکار کند و آنان او را انکار کنند».
3- امام صادق (علیه السلام) درباره اهمیت و ضرورت شناخت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فرمودند:
«امام خود را بشناس، پس هنگامی که امام خود را شناختی، هیچ
آسیبی به تو نخواهد رسید. از اینکه امر ظهور جلو بیفتد یا اینکه عقب بیفتد. هرکس امام خود را شناخت و آنگاه پیش از آنکه صاحبالامر قیام کند از دنیا رفت، بسان کسی است که در سپاه آن حضرت حضور پیدا کرده است. نه، بلکه بسان کسی است که زیر پرچم ایشان حاضر شده باشد ... »(1)
بنابر آنچه بیان شد، شناخت امام از شناخت خدا جدا نیست بلکه یکی از ابعاد آن است. از طرفی امامت نقش اساسی در حفظ نظام و کمال بشر و قرب خدا دارد و اطاعت امر امام از نظر شرع و عقل واجب است، از اینرو در وجوب شناخت امام از نگاه عقل و شرع هیچگونه تردیدی نیست.
معرفت و شناختن آخرین حجت الهی، یعنی امام زمان (علیه السلام) ، از فضیلت والایی برخوردار است. برای نمونه:
1- امام صادق (علیه السلام) دراینباره فرمودند:
«خداوند (عزّ و جلّ) به واسطۀ پیشوایان هدایت از اهلبیت پیامبر ما، دین خود را آشکار گردانید و راه راستش را روشن ساخت و درونِ چشمههای دانشش را گشود. پس هریک از امّت محمّد (صلی الله علیه و آله) که حقّ واجب امامش را شناخت، طعم شیرین ایمانش را چشید و شکوه زیباییِ اسلامش را دانست، چراکه خدای تبارک و تعالی، امام را به عنوان نشانی برای خَلقِ خویش نهاد و او را حجّتی بر اهل مواد و جهانش قرار
1) . الغیبه، نعمانی، ص329؛ کافی، ج1، ص371.
داد ... آنچه نزد خداست، جز از طریق اسباب او به دست نمیآید، و خداوند، کردارهای بندگان را جز با شناخت او (امام) نمیپذیرد».(1)
2- زراره میگوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که فرمود:
اِعْرِفْ اِمامَكَ، فَاِنَّكَ اِذا عَرَفْتَهُ لَمْ یَضُرَّكَ تَقَدَّمَ هٰذَا الْاَمْرُ اَوْ تَأَخَّرَ؛
«امامت را بشناس که چون او را شناختی، تقدّم و تأخّر این امر (ظهور) زیانی به تو نمیرساند».(2)
«هرکس بمیرد و بیعت امامی برگردنش نباشد، به مرگجاهلی مرده است، و مردم عذری ندارند، تا آنکه امام خود را بشناسند، پس هرکس درحالی از دنیا برود که آشنا (و معتقد به) امامت باشد، پیش و پس افتادن این امر (ظهور)، به او زیانی نمیرساند و همانند کسی است که با قائم (علیه السلام) در خیمۀ او باشد». ایشان سپس لختی درنگ کرد و آنگاه فرمود: «نه، بلکه همانند کسی است که در رکاب او بجنگد». سپس فرمود: «نه، بلکه به خدا سوگند، همانند کسی است که در رکاب پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) شهید شود».(3)
عدم شناخت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و انکار امامت آن حضرت به مثابه انکار تمام امامان (علیهم السلام) بوده و سبب مرگ جاهلی میگردد. این حقیقت در بیانات روشنگرانه پیشوایان اینگونه بازتاب یافته است:
1- موسیبن جعفر بن وهب بغدادی میگوید: شنیدم که امام حسن عسکری (علیه السلام) میفرماید:
«گویی میبینم که پس از من در جانشین من اختلاف کردهاید. به هوش باشید کسی که امامان پس از پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) را بپذیرد، امّا فرزند مرا انکار کند،مانند کسی است که همه پیامبران و فرستادگان او را بپذیرد، ولی نبوّت پیامبر خدا را انکار کند، و منکِرِ پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) مانند کسی است که همۀ پیامبران خدا را انکار کرده باشد، زیرا اطاعت آخرین ما، مانند اطاعت از اولین ما، و انکار آخرین ما، مانند انکار اولین ماست. هان، فرزندم غیبتی دارد که مردم در آن به تردید میافتند، مگر آن که خدای (عزّ و جلّ) او را نگهدارد».(1)
2- افزون بر آن، امام صادق (علیه السلام) فرمودند: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:
«هرکس قائم از فرزندان مرا در روزگار غیبتش انکار کند و در همان حال بمیرد، به مرگ جاهلی مرده است».(2)
بنابر آنچه بیان شد، «ضرورت شناخت امام عصر»، فراتر از یک مسئله فردی است. و تنها این نیست که اگر یک مسلمان، امام زمان خود را شناخت، مسلمان واقعی نیست و در گمراهی است، بلکه مسأله مهمتری که این حدیث هشدار میدهد این است که در عصر علم که با بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله) آغاز شد، تنها در صورتی تداوم میتواند یابد که شناخت یاد شده وجود داشته باشد.
بدیگر سخن، امامت پشتوانه و ضامن تداوم عصر علم و اسلام
راستین است و بدون این پشتوانه، جامعه اسلامی به جاهلیت پیش از اسلام بازگشت خواهد کرد.(1)
یکی از آموزههای ممتاز فرهنگ آفتابگون اسلام، شناخت امام واجبالاطاعه میباشد. مهمترین راههای شناخت امام به قرار زیر است:
«نص»، یعنی تعیین و تصریح پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) که مفادش خبر دادن از نصب الهی و یا نصب امام به امر خداوند تبارک و تعالی است. در نوع اوّل نصب بدون واسطه انجام شده و فعل الهی است و نصّ پیامبر (صلی الله علیه و آله) ، خبر دادن از آن است. در نوع دوم، فعل الهی است که با واسطه پیامبر (صلی الله علیه و آله) که به امر خدا انجام میشود و استناد به او، مانند استناد افعال ملائکه به خداوند است.(2)
ضرورت نصب امام از سوی خداوند دلیلهایی دارد از جمله:
یکم) به فرموده قرآن، حاکم مطلق بر همه چیز خداوند است و همه باید تنها از او اطاعت کنند. بدیهی است که این حاکمیت از سوی خداوند به هرکس که شایسته بداند داده میشود. بنابراین همانگونه که پیامبر به وسیله خدا برگزیده میشود، امام نیز با تعیین الاهی، بر مردم ولایت دارد.
دوم) برای امام، ویژگیهایی مثل علم، عصمت، کمالات اخلاقی و ... آنهم در مرتبه عالی آن ضروری است. یافتن و شناختن کسی که دارای این ویژگی و صفات باشد، تنها به وسیله خداوند که دانای آشکار و پنهان انسانهاست، امکان دارد. همانگونه که خداوند تبارک و تعالی در قرآن کریم به ابراهیم (علیه السلام) میفرماید: «إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا»؛(1)من تو را پیشوا و امام مردم قرار دادم.
ظهور کرامت بدست کسی که مدعی امامت باشد، دلیل بر صدق ادعای اوست. به بیان برخی از بزرگان، دلیل بر نصّ ونصب اواز جانب خداوند تبارک و تعالی است؛ در این مسأله دو دیدگاه وجود دارد: یکی اینکه کرامت مستقلاً دلیل بر امامت است ودیگری اینکه دلیل اصلی، نصب و نصّ پیامبر (صلیالله علیه و آله) یا امام قبل است و کرامت، دلیل بر نصب است. اگر نصّ مفقود باشد و کرامت باشد، «کرامت» دلالت میکند که نصّ بر صاحب کرامت بوده ولی به دست ما نرسیده است.(2)در این جا برای نمونه دو کرامت بیان مینمائیم:
کرامت 1: آخوند ملّا فتحعلی سلطان آبادی از والد مرحومش نقل فرموده که: وقتی، والد مرحوم با جمعی از زوّار به کربلای مُعلیٰ مشرّف شده و منزلی که در آن سکنا نموده بودند، دور از حرم مطهّر بود. از عادت آن مرحوم، این بودکه در حرم مطهّر میماند تا آنکه یکی از همراهان او آمده، او را به منزل میبُرد. اتفاقاً شبی از شبها، همراهان
هرکدام به اعتماد دیگری که والد را از حرم با خود میآورد، به سراغ والد نرفته بودند و ایشان تا وقتِ بستن حرم در آنجا مشرّف بوده، پس از بیرون آمدن از آنجا در صحن سرگردان بود که ناگاه دید مردی به زیّ اعراب در نزدش حاضر شد و به اسم، او را ندا فرمود و گفت: «ای فلان! دوست داری تو را به منزلت برسانم؟». پس دست مرا گرفت و از صحن بیرون آمد. باخود گفتم: من مردی غریب هستم و این عرب را نمیشناسم و با من مقداری پول هست. نمیدانم که این مرد عرب مرا کجا میبرد! در این فکر بودم که ناگاه آن مردعرب ایستاد و فرمود: «این منزل توست» و حال آنکه ازصحن مقدّس تا آنجا چند قدمی بیش نیامده بودیم وگویا منزل ما به صحن متصل بود. پس رفقا و همراهان مرا به نامهایشان و اسم شهرهایشان ندا کرد. پس رفقای من با عجله از منزل بیرون آمدند و چون در را گشودند، فی الفور گفتم: این مرد را که با من است، ملاحظه کنید و نگاه دارید. ولی رفقای من کسی را ندیدند. پس در طُرُق و شوارع متفرق شدند، و از او تجسّس نمودند، امّا ابداً اثری از او نیافتند.(1)
کرامت 2: آیة الله مرتضی حائری یزدی، فرزند مؤسس حوزه علمیه قم درباره معجزهای در شفا یافتن همسرش با توسل به امام عصر ارواحنا فداه، چنین نقل کرده است:
روز دوشنبه هجدهم ماه صفر از سال 1397 قمری، مشکل مهمّی پیش آمد که سخت، مرا و صدها نفر دیگر را نگران نمود، یعنی همسر این جانب (محمّد متّقی همدانی) در اثر غم و اندوه و گریه و زاریِ دو
1) . نجم الثاقت، ص418، حکایت 86.
ساله از داغ دو جوان خود که در یک لحظه، در کوههای شمیران جان سپردند، در این روز مبتلا به سکته ناقص شدند. البته طبق دستور دکترها به معالجه و مداوا مشغول شدیم، ولی نتیجهای بدست نیامد. تا شب جمعه 22 ماه صفر یعنی چهار روز بعد از حادثه، ساعت یازده به غرفه خود رفتم تا استراحت کنم. پس از تلاوت چند آیه از کلام الله و خواندن دعایی ... ازخداوند خواستم که امام زمان حجة بن الحسن صلوات الله علیه و علی ابائه المعصومین، را اجازه فرماید که بداد ما برسد ... با دلی پر از اندوه و چشمی گریان به خواب رفتم. ساعت چهار بعد از نیمۀ شب طبق معمول بیدار شدم. ناگاه احساس کردم از اتاق پایین که مریض سکته کرده در آنجا بود صدای همهمه میآید. سروصدا قدری بیشتر شد و ساکت شدند و ساعت پنج و نیم که آن روزها اوّل اذان صبح بود. به قصد وضو آمدم پایین ناگهان دیدم صبیّۀ بزرگم غرق در شادی و سرور است. تا مرا دید گفت: آقا مژده بدهم به شما؟ گفتم: چه خبر است ... گفت: بشارت، مادرم را شفا دادند! گفتم: کی شفا داد؟ گفت: مادرم چهار ساعت بعد از نیمه شب با صدای بلند و شتاب و اضطراب، ما را بیدار کرد. و با فریاد میگفت: «برخیزید آقا را بدرقه کنید، برخیزید آقا را بدرقه کنید». بلند میشود و میبیند که تا اینها از خواب برخیزند، آقا رفته، خودش که چهار روز بود نمیتوانست حرکت کند، از جا میپرد ودنبال آقا تا دم در حیاط میرود.
دخترش که مراقب حال مادر بود، بر اثر صدای مادر که «آقا را بدرقه کنید!» بیدار شده بود، دنبال مادر تا دم در حیاط میرود، دم در حیاط مریضه به خود میآید: ولی نمیتواند باور کند که خودش تا اینجا آمده. از دخترش زهرا میپرسد که: زهرا! من خواب میبینم یا
بیدارم؟ دخترش پاسخ میدهد که مادرجان تو را شفا دادند،آقا کجا بود که میگفتی آقا را بدرقه کنید؟ ما کسی را ندیدیم!
مادر میگوید: آقای بزرگواری که درزیّ اهل علم، سیّد عالی قدری که خیلی جوان نبود، پیر هم نبود، به بالین من آمد. قرمود: «برخیز! خدا تو را شفا داده». گفتم: نمیتوانم برخیزم. با لحنی تندتر فرمود: «شفا یافتید، برخیزید». من از مهابت آن بزرگوار برخاستم. فرمود: ... و چون خواست از اتاق بیرون رود، من شما را صدا زدم که او را بدرقه کنید، ولی دیدم شما دیر جنبیدید، خودم از جا برخاستم و دنبال آقا رفتم.
الحمد لله پس از این توجه و عنایت، حال مریضه، فوراً بهبود یافت. چشم راستش که در اثر سکته، غبار آورده بود، برطرف شد. پس از چهار روز که میل به غذا نکرده بود، در همان لحظه گفت: گرسنهام، برای من غذا بیاورید. یک لیوان شیر که در منزل بود، به او دادند. با کمال میل تناول نمود. رنگ رویش جا آمد و در اثر فرمان قائم (علیه السلام) که: «گریه نکن غم اندوه از دلش برطرف شد.(1)
اخلاق و رفتار و سبک زندگی و علم و دانش، یکی از راههای شناخت امام، برای کسانی است که اهل تشخیص باشند و بتوانند از اخلاق، سلوک، گفتار و برخوردهای گوناگون،صاحب این مقام را بشناسند.(2)
در این رابطه امام رضا (علیه السلام) بیان جامع و زیبایی دارند، میفرماید:
«آنها نادانی کردند(1)... مگر مردم مقام و منزلت امام را در میان امّت میدانند تا روا باشد که به اختیار و انتخاب ایشان واگذار شود؟!
همانا امامت، قدرش والاتر و شأنش بزرگتر و منزلتش عالیتر و مکانش رفیعتر و عمقش ژرفتر از آن است که مردم با عقل خود به آن برسند یا با رأی خود آن را دریابند ... همانا امامت، مقامی است که خدای (عزّ و جلّ) ، بعد از رتبه نبوّت و خلّت (مقام خلیفة اللّهی) در مرتبه سوم به (ابراهیم (علیه السلام) اختصاص داد ... امامت خلافت خدا و خلافت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و مقام امیرالمؤمنین (علیه السلام) و میراث حسن و حسین’ است. به راستی که امامت زمام دین و مایه نظام مسلمین و صلاح دنیا و عزّت مؤمنان است ... کامل شدن نماز، روزه، حج و جهاد ... و نیز حفظ مرزها به سبب امام (و پذیرش ولایت) است.
امام، حلال خدا را حلال و حرام خدا را حرام میکند و حدودالهی را به پا میدارد و از دین خدا حمایت کرده و با حکمت و موعظه نیکو و دلیل رسا به راه پروردگار دعوت میکند. امام مانند خورشید طلوعکننده است که نورش عالم را فرا میگیرد و خودش در افق است، به گونهای که دستها و دیدگان به او نرسد. امام، ماه تابان، چراغ فروزان، نور درخشان و ستاره راهنما در شدت تاریکیها و در راههای شهرها و کویرها در گرداب دریاها (و نجاتدهنده از انواع فتنهها و نادانیها) است. امام، انیس همراه و پدر مهربان و برادر تنی و مادر نیکوکار به فرزند کوچک و پناهگاه بندگان در مصیبتهای بزرگ است.
1) . کسانی در امر امامت اختلاف کردند و گمان کردند که امامت امری انتخابی است.
امام، کسی است که از گناهان پاک و از عیبها برکنار است. او به دانش مخصوص و به خویشتنداری و حلم نشانهدار است ...
امام، یگانه روزگار خویش است و کسی به (ساحت) او نزدیک نمیشود و هیچ دانشمندی با او برابر نمیگردد. نه کسی جای او را میگیرد و نه برای او مثل و مانند یافت میشود ... پس کیست که بتواند امام را بشناسد و یا انتخاب امام برای او ممکن باشد؟! هیهات هیهات!(1)
در اینجا خردها گُم گشته و عقلها سرگردان و حیران گردیده است. دیدهها بینور، بزرگان کوچک، حکیمان متحیّر ... و سخن دانان درماندهاند از اینکه بتوانند یکی از شؤون یا فضیلتهای امام را توصیف کنند و آنان همگی به عجز و ناتوانی اعتراف میکنند ... (2)
امام سِمَت پیشوایی و رهبری مردم را بر عهده دارد، لازم است دین را در تمامی زوایای خود بشناسد و به قوانین آن آگاهی کامل داشته باشد، و نیز با دانستن تفسیر آیات قرآن و احاطه کامل به سنّت پیامبر (صلی الله علیه و آله) به تبیین معارف دین پرداخته و به همه سؤالات مردم در موضوعات مختلف پاسخ دهد و آنها را به بهترین شیوه راهنمایی کند. بدیهی است که چنین مرجع علمی میتواند مورد اعتماد و تکیهگاه تودههای مردم قرار گیرد، و چنین پشتوانۀ علمی به واسطه اتصال به علم الهی میتواند وجود داشته باشد، به همین دلیل است که شیعه معتقد است علم امامان و جانشینان واقعی پیامبر (صلی الله علیه و آله) برگرفته از علم بیکران خدایی
است. این حقیقت در بیان راهبردی و آموزنده امام علی (علیه السلام) اینگونه شاهد هستیم. میفرماید:
«امام آگاهترین فرد به حلال و حرام خدا و احکام گوناگون واوامر و نواهی او و هر آنچه مردم نیازمند هستند».(1)
افزون بر آن امام صادق (علیه السلام) درباره فراگیری علم خویش فرمودند:
«به خدا سوگند من کتاب خدا را، از آغاز تا پایانش، چنان میدانم که گویی در مشت من است. خبر آسمان و زمین و گذشته و آینده در قرآن موجود است. خداوند (عزّ و جلّ) فرموده است: «وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ»؛(2)بیان هر چیز در قرآن هست.(3)
براستی با شناخت همین چند ویژگی، قدم بلندی در راه شناخت امام برداشته میشود، و آنگاه نوبت به اطاعت و فرمانبرداری میرسد.
نکته: یکی از راههای شناخت امام، مراجعه به متن ارزشمند و عالیمرتبه «زیارت جامعه کبیره» است که به حق اوصاف بلندی از امام در آن ذکر شده است و یک دوره کامل امامشناسی است.
امامت زمام امور دین، نظام مسلمین، صلاح دنیا و عزّت مؤمنان است. امامت، بنیاد بالنده و فرع نمایان اسلام است. تمامیت نماز، زکات، روزه، حجّ، جهاد، تقسیم عادلانه سرمایههای عمومی، اجرای احکام و حدود شرعی، پاسداری از مرزهای مملکت اسلامی، با امام تحقق میپذیرد.
امام، بسان خورشیدی است که با نور خود، جهان را روشن میسازد و کسی را به بلندای آن دسترسی نیست. امام، آب گوارایی است که تشنگان هدایت را سیراب میسازد. امام، دلالتکنندۀ به هدایت و رهاننده از گمراهی است. امام، چونان آتشی بر بلندی است که هم راه را به رهروان نشان میدهد و هم به کسانی که از او گرمی بخواهند، گرما میبخشد و هرکس از او جدا شود نابود میگردد.
امام، امین خداوند در میان مردم و حجّت پروردگار بر بندگان و جانشین او در جهان است، امام، ما را بسوی خداوند فرا میخواند و از حرمتهای الهی پاسداری میکند.
امام، از گناهان پاکیزه، از عیبها وارسته و از علم و حلم ویژه برخوردار است.
امام، یگانه دوران و عصر خویش است. در دانش و فضیلتهای انسانی بینظیر و مانند ندارد. او فضیلت دانش رااز کسی نیاموخته است، بلکه خداوند بخشنده، به او ارزانی داشته است.(1)
به راستی اگر فقط همین چند ویژگی را که در اینجا بیان شده خوب
1) . درسنامۀ مهدویت، ج2، ص224 و 225.
متوجه شویم، قدم بلندی در راه شناخت امام برداشتهایم. آنگاه نوبت اطاعت و فرمانبرداری فرا میرسد.(1)
صدای سُمّ سمند سپید میآید *** یلی که سینۀ ظلمت دریده، میآید
گرفته بیرَق تابان عشق را بر دوش *** کسی که دوش به دوش سپید میآید
طلوع برکۀ خورشید تابناک دل است *** ستارهای که از آفاق دیده میآید
بهار آمده با کاروان لاله به باغ *** ز دشت ژاله، گل نودمیده میآید
به سوی قلّۀ بیانتهای بیداری *** پرندهای که به خون پرکشیده میآید
در آن کران که بُوَد خون عاشقان، جوشان *** شهید عشق سر از تن بریده میآید
به پاسداری آیین آسمانی ما *** گزیدهای که خدا برگزیده میآید(2)
یکی از آثار ارزشمندِ شناخت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، دوستی و محبت به آن
1) . کاملترین متن امامشناسی، زیارت معتبر و ارزشمندی است که از وجود مقدّس امام هادی (علیه السلام) به ما رسیده و نام آن، زیارت (جامعه کبیره) است. بزرگترین زیارتی که با آن، همۀ معصومان (علیهم السلام) ، را باهم زیارت میکنیم، این زیارت مورد توجه و علاقۀ همۀ بزرگان و عالمان دین است.
2) . یار غایب از نظر ص201، سروده نصرالله مردانی. دانشنامۀ امام مهدی (علیه السلام) ، ج1، ص216.
بزرگوار است. این شناخت هرچه بیشتر و دقیقتر و عمیقتر باشد، محبت و دوستی نیز افزونتر و خالصتر میگردد. و هرقدر محبّت افزونتر شود، نشان از وجود سنخیت با آن انوار مقدس است. این همسنخیتی نیز هر قدر افزایش یابد، نشان از تقرّب به ذات اقدس الهی دارد، و این والاترین کمال است.(1)از آنجایی که پیشوایان معصوم (علیهم السلام) به نظام والای امام و امامت شناختی کامل دارند، وقتی سخن از امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) پیش میآید، در نهایت بزرگداشت و عظمت از او یاد میکنند برای نمونه:
1- رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) ، آنگاه که سخن از آخرین وصی خود به میان میآورد، در نهایت احترام از زیباترین واژگان محبّت استفاده نموده و میفرماید:
بَاَبی وَ اُمِّی سَمِیی وَ شَبِیهِی وَ شَبِیهُ مُوسَی بْنِ عِمرانَ عَلَیْهِ جُیوُبُ النُّورِ؛
«پدر و مادرم فدایش باد که او همنام من و شبیه من و شبیه موسی بن عمران است که بر او نورهایی احاطه دارد».(2)
2- امام امیرالمؤمنین (علیه السلام) دراینباره فرمودند:
«شما همواره به اهل بیت پیامبرتان نگاه کنید، اگر آنان ساکت شدند و در خانه نشستند، شما نیز سکوت کرده و به زمین بچسبید و اگر از شما یاری خواستند، به یاری آنان بشتابید. خدای متعال به دست مردی از ما اهلبیت ناگهان فرج عنایت خواهد کرد. (بِاَبی ابْنُ خِیرَةِ الْاِماءِ) پدرم فدای او باد که فرزند بهترین کنیزان است»(3).
همان گرامی (علیه السلام) دراینباره فرمودند: «آه، و اشاره به قلب مبارک خود نمودند چقدر مشتاقم او را ببینم».(1)
3- ابوحمزه ثمالی میگوید: روزی نزد امام باقر (علیه السلام) بودم که فرمود:
«ای ابا حمزه یکی از امور یقینی که خداوند آن را حتمی ساخته است، قیام قائم ما اهلبیت است و اگر کسی در آنچه میگویم تردید کند، خداوند را در حالی ملاقات خواهد کرد کهبه او کافر شده و انکارکننده است. سپس فرمود: پدر و مادرم فدای او که همنام من و همکنیه من است و هفتمین فرد پس از من میباشد».(2)
4- خلادین صفار میگوید: از امام صادق (علیه السلام) سؤال شد: آیا قائم بدنیا آمده است؟ حضرت (علیه السلام) فرمودند:
لا وَ لَوْ اَدْرَکْتُهُ لَخَدَمْتُهُ اَیّامَ حَیاتی؛
خیر، اگر او را درک کردم، در ایام زندگیام خدمتگزار او خواهم بود.(3)
همان گرامی (علیه السلام) نیز فرمودند: «بدرستی اگر من آن روز را درک کردم، جانم را برای صاحب این امر نگه میدارم».(4)
5- افزون بر آن، امام رضا (علیه السلام) درباره حضرت امام عصر (علیه السلام) فرمودند:
«پدر و مادرم فدای تو که همنام جدّم و شبیه من و شبیه موسی بن عمرانی ... »(5)
زراره میگوید: خدمت امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: فدای تو شوم، اگر زمان غیبت حضرت ولی عصر را عجل الله تعالی فرجه، درک کردم، به چه چیز عمل کنم؟ حضرت
(علیه السلام) فرمودند: «ای زراره، اگر درک کردی آن زمان پس ملازم شو به خواندن این دعا:
اَللّٰهُمَّ عَرِّفْنی نَفْسَكَ فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنی نَفْسَكَ لَمْ اَعْرِفْ نَبِیَّكَ، اَللّٰهُمَّ عَرِّفْنی رَسُولَكَ فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفنی رَسُولَكَ لَمْ اَعْرِفْ حُجَّتَكَ، اَللَّهُمَّ عَرِّفنی حُجَّتَكَ فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفنی حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینی.
«خدایا، خودت را بمن بشناسان که اگر خود را به من نشناسانی، پیامبرت را نمیشناسم. خدایا رسول خود را به من بشناسان که اگر رسول خود را بمن نشناسانی، حجّت تو را نمیشناسم، خدایا، حجّت خود را بمن بشناسان که اگر حجّت خود را بمن نشناسانی، از دین خود گمراه میشوم».(1)
افزون بر آن، امام صادق (علیه السلام) خطاب به عبدالله بن سنان میفرماید:
«زود است برسد به شما شبههای، پس باقی میمانید بدون امام و راهنمایی، از این شبهه نجات پیدا نمیکند، مگر کسی که دعای غریق را بخواند.
عبدالله بن سنان میگوید: عرض کردم: دعای غریق چیست؟ حضرت (علیه السلام) فرمود: میخوانی: یا اللهُ یا رَحمانُ یا رَحیمٌ،یا مُقَلِبَ الْقُلوبِ ثَبِتْ قَلْبی عَلیٰ دِینِكَ.
1) . کافی، ج2، ص342.
ای خدا، ای مهربان، ای بخشنده، ای دگرگونکننده قلبها، دل مرا بر دین خود (و لزوم پیروی از آن) ثابت بدار.
عبدالله بن سنان میگوید: گفتم: «یا مُقلبَ القلوب وَ الْاَبْصارِ، ثَبِّت قَلْبی عَلیٰ دِینِكَ». ای دگرگونکننده قلبها و دیدهها، قلب مرا بر دین خودت استوار کن.
پس حضرت (علیه السلام) فرمودند: «همانا خداوند بلندمرتبه، دگرگونکنندۀ قلبها و دیدهها میباشد، ولی تو آنطور که من میخوانم، بخوان، یعنی به این صورت: یٰا مُقَلِبَ الْقُلوبِ ثَبِّتْ قَلْبی عَلیٰ دِینِكَ».(1)
بنابر آنچه بیان شد، در دوران غیبت کبری، که دوران حیرت و سرگردانی است، یکی از وظائف مهم شیعه، شناخت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. از اینرو امام صادق (علیه السلام) از لفظ (ملازم شو) استفاده فرمودند. ثمره این معرفت موجب ایمنی و ثبات قدم در دین اسلام ناب محمّدی (صلی الله علیه و آله) میگردد.
یکی دیگر از دستاوردهای مهم معرفت به امام زمان (عجل اللهتعالی فرجه الشریف) ، نجات یافتن از مرگ دوران جاهلیت است. در روایات فراوانی وارد شده که «هرکس از دنیا برود و امام زمان خود را نشناسد، به مرگ جاهلی از دنیا رفته است» این روایت در مورد شناخت و معرفت تمامی ائمه (علیهم السلام) صادق است. امّا در خصوص حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) روایاتی وارد شده است. برای نمونه:
1) . مهج الدعوات، ص396.
محمد بن عثمان عمری میگوید: از پدرم شنیدم که میگفت: من در حضور ابو محمد حسن بن علی (علیه السلام) بودم. از آن حضرت دربارۀ این خبر (که زمین تا روز قیامت از حجّت خداوند بر خلقش خالی نیست و هرکس بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلی مرده است) پرسیده شد. فرمود: اِنَّ هٰذا حَقٌّ کَما اَنَّ النَّهارَ حَقٌّ «به راستی که این درست است، چنانچه روز درست است». به او عرض شد: ای فرزند رسول خدا، حجّت و امام بعد از شما کیست؟ فرمود: «اِبْنی مُحَمَّدٌ وَ هُوَ الْامامُ وَ الْحُجَّةُ بَعْدی مَنْ ماتَ وَ لَمْ یَعْرِفْهُ مٰاتَ مِیتَةً جاهِلِیَةً»؛ پسرم محمّد، او امام و حجّت بعد از من است. هرکس بمیرد و او را نشناسد، به مرگ جاهلی مرده است. آنگاه فرمود: «آگاه باشید برای او غیبتی است که نادانان در آن سرگردان میشوند و اهل باطل در آن هلاک میگردند و کسانی که برای آن، وقت معین کنند، دروغ میگویند. سپس خروج میکند و گویا به پرچمهای سپیدیمینگرم که بر بالای سر او در نجف در اهتزاز است».(1)
بنابر آنچه بیان شد، مرگ جاهلی، یعنی مردن بدون شناخت خدا و رسول او (صلی الله علیه و آله) . کسی که امام زمان خود را نشناسد درواقع از گمراهی زمان جاهلیت که خدا و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را نمیشناختند، خارج نشده است. بنابراین کسی که معرفت خدا و رسول او، به معرفت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) منتهی نشود برای او فایدهای نخواهد داشت و او را دیندار نمیکند.(2)
پس شناخت و پیروی از اهلبیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) ، نه از باب تعبّد، بلکه، حکم عقل انسان است. چراکه انسان خداشناس راهی بسوی خدا ندارد، مگر از طریقی که خودِ خداوند قرار داده است. جز از این راه نمیتواند از رضا و خشم الهی آگاه شود. مراجعه مردم به ائمه اطهار (علیهم السلام) از باب مراجعه نادان به دانا میباشد. این یک حکم عقلی است، همچنان که عاقل در امور مادی و دنیوی خود، به دانا و متخصصِ آن مراجعه میکند، در امور معنوی وغیرمادی نیز عقل همینگونه حکم میکند.(1)
وجود انسان را میتوان به هرمی تشبیه کرد که از قاعده آغاز میشود و به سوی نقطهی پیش میرود. در قاعده این هرم شناختها و محبّتهای فراوانی وجود دارد، از محبّتها، محبّت پدر و مادر، همسر، استاد، دوست وهمسایه و محبت همه کسانی که به او احسانی کردهاند یا امری را به او آموختهاند و از شناختها نیز علوم گوناگون دینی همچون فقه، اصول، عقاید، اخلاق و عرفان گرفته تا هر رشتۀ علمی که بتواند در جهت کمال به انسان کمک کند، این شناختها و محبّتهای فراوان در سطح قاعدۀ وجود آدمی، گسترده و پخش است.
در سیر و سلوک بسوی کمال، باید از قاعده آغاز کرد ولی باید
1) . معرفت امام عصر (علیه السلام) ، ص111.
بسوی رأس هرم که همان محبّت و شناخت خداست، پیش رفت، طبیعی است که آدمی در ابتدا پدر و مادر خویش را دوست میدارد و به خویشان و دوستان محبّت میورزد، امّا باید اینها پالایش شود اگر محبّتهایی با محبّت خدا و اولیای خدا در تنافی و تضاد است باید حذف شود و دوستانی را باید برگزید کهکمالاتشان بر جهات منفی آنها برتری داشته باشد، دوستانی که در راه محبّت خدا و اولیای الهی گام برمیدارند.
اگر دوستان و خویشانی داریم که رفتار غالبشان با رفتار اولیاء خدا نمیسازد، رشته دوستی و محبت با ایشان باید قطع شود. خدای متعال دراینباره میفرماید:
«قُلْ إِن كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَآؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُم مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُواْ حَتَّى يَأْتِيَ اللّهُ بِأَمْرِهِ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ»؛(1)
«بگو اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و طائفه شما و اموالی که بدست آوردهاید و تجارتی که از کسادشدنش میترسید و خانههایی که به آن علاقه دارید در نظرتان از خدا و رسول او و جهاد در راهش محبوبتر است در انتظار باشید که خداوند عذابش را بر شما فرود آورد و خداوند گروه فاسقان را هدایت نمیکند».
دل انسان جایگاه محبّت و دوستی است، پروردگار عالم بیش از یک قلب برای هیچکس قرار نداده است: چنانچه میفرماید: «مَّا جَعَلَ اللَّهُ
1) . توبه، آیه23.
لِرَجُلٍ مِّن قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ»؛(1)یعنی خداوند برای هیچکس دو دلدر درونش نیافریده. و از طرفی میدانیم قرار دادن دو مظروف در یک ظرف موجب فساد هردو میگردد. حُبّ الهی مانند خورشید درخشان و حبّ دنیا مانند شب ظلمانی است. اهلبیت (علیهم السلام) نیز خودشان قلبی فارغ از هرچیز و مالامال از عشق به خدا را از او طلب میکردند. «اِلهی فاجْعَلْنا مِمَّنْ ... فَرَّغْتَ فُؤادَهُ لِحُبّك»؛(2)خدایا ما را قرار ده از زمره کسانی که ... دلش را برای محبّتت فارغ کردی. این محبّتهای گوناگون که در قاعده وجود دارد باید باید بسوی وحدت پیش رود تا در یک نقطه بهم برسند، نقطهای که حتّی در آن محبّت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و اولیای الهی نیز اصالت خود رااز دست میدهند، در آن مقام رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و خاندان طاهرینش (علیهم السلام) را نیز از این جهت دوست میداریم که برگزیدگان خدا و بندگان صالح و شایسته او هستند به آنها عشق میورزیم چون وجودشان شعاعی از وجود خداست، اصالت فقط برای خداست. چنانچه میفرماید: «قُلِ اللّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ»؛(3)بگو خدا سپس بقیه را واگذار.
وقتی میشنویم که وجود مقدس امامان (علیهم السلام) ، گذشت و شجاعت، جود و احسان و لطف و رأفت را به همهمردم از دوست و دشمن ارزانی داشتهاند دلهایمان پر میزند و بوجود چنین امامانی افتخار میکنیم. آری وجود اهلبیت (علیهم السلام) تجلیگاه تمام اسما و صفات الاهی و بهترین
ورودگاه به جایگاه معرفت خدا هستند. ورودگاه و مجرائی مطمئن که میتواند خداجویان را از میانبرترین راه و در کوتاهترین زمان به خداوند برساند. «مَن اَرٰادَ اللهُ بَدَءَبِکُمْ». «هرکس خداشناسی و خداپرستی را اراده نماید از شما آغاز میکند».(1)
آری، نهایت لطف خداوند در حقّ بندگانش را تماشا کن که عزیزترین بندگانش را برای امثال ما که معرفتمان ضعیف است، آفریده تا جمال و جلال الاهی را در معرض درک و شناخت ما قرار دهد تا بدین وسیله ما هم بتوانیم راه بسوی خداوند که محبوب حقیقی است پیدا کنیم. بدین ترتیب هرچه تمسّک ما به گفتار و کردار و رفتار اهلبیت (علیهم السلام) بیشتر باشد در مسیر معرفت و عبودیت خداوند متعال پیشتر رفتهایم و اهلبیت (علیهم السلام) و در زمان ما وجود مبارک امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که بالاترین عاشقان خدا هستند و فقط رضایت خداوند را میطلبد از ما خشنودترند. و رضایت خداوند هم این است که بندگانش بیشتر با او آشنا شده و به او نزدیکتر شوند».(2).
بنابراین معرفت و شناخت خدا و عشقورزی با محبوب واقعی و بعد از آن دوستی و محبت با اولیای الهی و قرین نمودن آن با اطاعت و پیروی از امر و نهی خاندان عصمت و طهارت (علیهم السلام) که نشانگر دوستی واقعی و صادقانه است، عشقورزی به اوج خود خواهد رسید. محبّت و عشق صادقانه دارای آثار و برکات شگفت و حیرتآوری در دنیا و آخرت خواهد بود که عقلها مبهوت میگردد.(3)
ای آخرین خلیفه یزدانی *** مسند نشین مجلس والایی
تو ره نمای راه خداوندی *** تو حافظ شریعت غرّایی
مهر سپهر مکرمت و فضلی *** دریای جود و معدن اعطایی
بر کاینات، سیّد و سالاری *** بر کردکار، آیت کبرایی
هم شرع را رواج متاع استی *** هم کفر را کسادیِ کالایی
بازآ که از فراق تو بیتابیم *** ما را نمانده حال شکیبایی
عالم گرفته زندقه و الحاد *** دیگر نمانده، گاه مدارایی
آوازه عدالت و آزادی *** اسم است و هیچ نیست مسمّایی
محصول اجتماع بشر امروز *** جهل است و ظلم و کینه و خودرایی
از بهر جنگ و فتنه و خونریزی *** هر روز میکنند صفآرایی
منشور سازمان ملل، حرف است *** چون نیستش حقیقت ومبنایی
تا کی به مال و جان بشر دارند *** این سفلهگان، حکومت آقایی
بازآ شها برای خدا بازآی *** بر چشم ما ز لطف، بنه پایی
ای خوش دمی که پرده براندازی *** عالم ز عدل و داد بیارایی
چشم امید ما سوی تو باز است *** ای شهسوار عرصه هیجایی
«لطفی» به مدح تو است به عجز اندر *** دارد اگرچه طبع گهر زایی(1)
1) . صافی نامه و فیض ایزدی ص23. دانشنامه مهدوی (علیه السلام) ، ج10، ص187. سروده ملا محمدجواد صافی گلپایگانی.
بحث از چراییها و سبب پنهان زیستی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) یکی از موضوعاتی است که همواره مورد توجه علاقهمندان به مباحث مهدویت بوده است. امّا آنچه قبل از آن میبایست موردنظر قرار گیرد، اینکه فلسفه و علل غیبت امام فرع بر پذیرش امامت ایشان است، بنابراین این بحث، فقط برای کسانی به طور کامل مفید خواهد بود که اصل امامت آن امام همام را پذیرفته باشند، همانگونه که امامت ایشان فرع بر وجود آن حضرت است و کسی که اعتقاد به زنده بودن ایشان نداشته باشد، سخن از امامت برای وی بیحاصل و اتلاف وقت به شمار میآید. امّا افرادی که هم به امامت آن حضرت باور دارند و هم به زنده بودن او، بررسی علل غیبت میتواند باور ایشان را درباره حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) استوارتر کند. اگرچه آنها در برابر اراده الهی در پنهان زیستی حضرت مهدی (عجل الله تعالیفرجه الشریف) ، به طور کامل تسلیم بوده و معتقدند تمام کارهای خداوند از روی حکمت است.(1)
1) . درسنامۀ مهدویت، ج2، ص46.
همواره در ذهن جستجوگر انسان این پرسش مطرح است که حکمتِ غیبت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) چیست و چرا چنین رخدادی پدید آمده است؟
در پاسخ به این پرسش که از همان ابتدای مطرحشدن مهدویت از سوی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و پیشوایان معصوم (علیهم السلام) همواره مورد توجه بوده است، برخی از حکمتها و اسرار این رویداد مهم، با بهرهگیری از کلام راهبردی معصومان (علیهم السلام) به قرار زیر است:
نخستین نکتهای که درباره پنهان زیستی امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به چشم میخورد این است که به طور قطع از اسرار خداوند است. رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) درباره این حقیقت اینگونه میفرماید:
1- یٰا جٰابِرُ اِنَّ هٰذَا الْاَمْرُ مِنْ اَمْرِ اللهِ (عزّ و جلّ) وَ سِرٌّ مِنْ اَسْرارِ اللهِ عِلْمُهُ مَطْوِیٌّعَن عِباد اللهِ اِیّاكَ وَ الشَّكَّ فِیهِ فَاِنَّ الشَّكَّ فی اَمْرِ اللهِ (عزّ و جلّ) کُفْرٌ.(1)
«ای جابر، همانا این امر، امری است از امر خداوندی و سرّی است از سِرّ خدا که بر بندگان او پوشیده است. پس برحذر باش که دچار تردید نشوی. همانا شک دربارۀ خدا کفر است».
2- عبدالله بن فضل هاشمی میگوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که فرمود:
«برای صاحب این امر، ناگزیر غیبتی که هر باطلجویی در آن به شک میافتد». گفتم: فدای شما شوم، برای چه؟ فرمود: «به سبب امری
1) . کمالالدین و تمام النعمه، ج1، ص287.
که ما اجازه نداریم آن را هویدا کنیم ... ای پسر فضل، این امر، امری است که از امرهای الهی و رازی از رازهای خدا و غیبی از غیبهای پروردگار است و زمانی که میدانیم خداوند بزرگمرتبه حکیم است، تصدیق میکنیم که همۀ کارهای او از روی حکمت است، گرچه علت آن کارها بر ما روشن نباشد».(1)
3- افزون بر آن، احمد بن اسحاق میگوید: بر امام حسن عسکری (علیه السلام) وارد شدم و میخواستم از جانشین پس از وی پرسش کنم. آن حضرت (علیه السلام) سخن آغاز کرد و فرمود: «یٰا اَحْمَدَبْنَ اِسْحاقَ هٰذَا الْاَمْرُ مِنْ اَمْرِ اللهِ و سِرٌّ مِن سِرِّ اللهِ وَغَیْبٌ مِنْ غَیْب اللهِ ... »؛(2)ای احمد بن اسحاق، این امر، امری از امر الهی و سرّی از سرّ ربوبی و غیبی از غیب پروردگار است ... .
بنابر آنچه بیان شد «بیگمان این حکمت، اساسیترین دلیل بر این رخداد بزرگ است، امّا از آنجا که برخی شیعیان، همواره این پرسش را مطرح میکردند، در سخنان پیشوایان معصوم (علیهم السلام) به برخی از حکمتهای ظاهری غیبت آن حضرت نیز اشاره شده است، از اینرو بدانها نیز میپردازیم».
یکی از اموری که از نظر عقل و شرع بر همۀ انسانها واجب است، دوری جستن از ضررها و حفظ خویشتن از نابودی است، مگر در
مواردی که پروردگار متعال اجازه فرموده است. مانند جهاد در راه خداوند متعال. در بررسی روایات مربوط به غیبت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) درمییابیم یکی از حکمتهای ظاهری پنهان زیستی آن حضرت (علیه السلام) ، در امان ماندن حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از گزندبدخواهان و ستمگران است.(1)این حکمت غیبت در بیانات هدایتگر پیشوایان معصوم (علیهم السلام) اینگونه شاهدیم:
امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
إنَّ لِلْقائِمِ غَیْبَةٌ قَبْلَ اَنْ یَقومَ اِنَّهُ یَخافُ وَ اَوْمَأَ اِلٰی بَطنِهِ یَعنی القَتل.(2)
«همانا برای قائم، پیش از آن که قیام فرماید، غیبتی است، چراکه در هراس است. و حضرت اشاره به شکم خود کرد، یعنی بیم کشته شدن دارد».
«البته این بدان معنا نیست که آن حضرت (علیه السلام) ، از شهادت و کشته شدن در راه خدا هراس دارد، بلکه آن حضرت، چون آخرین ذخیره الهی در زمین است و آن حاکمیت فراگیر و جهانی که در تمام ادیان وعده داده شده است، فقط به دست او تحقق مییابد. بنابراین بر خداوند است که به هر وسیلۀ ممکن، او را تا روز موعود حفاظت نماید و حکمت الهی نیز بر پنهان زیستی او تعلق گرفته است».(3)
افزون بر آن، آیة الله جوادی آملی (حفظه الله) درباره هراس آن حضرت (علیه السلام) از کشته شدن میفرماید:
«این ترس نه از سر ضعف نفس بلکه عین تدبیر و نهایت شجاعت است
و عمل به آن واجب، بویژه آن ذات مبارک، آخرین ذخیرۀ الهیاست و همین سبب امتیاز ایشان از دیگر معصومان (علیهم السلام) است، چراکه سایر ائمه (علیهم السلام) چون شهید میشدند، حجّت و معصوم دیگری در زمین قیام میکرد، امّا وجود مقدس امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آخرین حجّت معصوم الهی است».(1)
از شمار اسرار غیبت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، یکی هم امتحان الهی برای مردم است. «یکی از سنّتهای خداوند، آزمایش انسانها و گزینش انسانهای موفق است. ازاینرو صحنۀ زندگی همواره صحنۀ آزمایش، تا انسانها در پرتو باورهای صحیح، و انجام دستورهای الاهی و شکیبایی در برابر ناملایمات، تربیت یافته و به کمال برسند. این حکمت پنهانزیستی امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در بیانات روشنگرانۀ امامان معصوم (علیهم السلام) اینگونه بازتاب یافته است: برای نمونه:
1- جابر جعفی میگوید: به امام باقر (علیه السلام) عرض کردم: فرج شما چه هنگام خواهد بود؟
حضرت فرمودند:
«هَیْهاتَ هَیْهاتَ لا یَکُونُ فَرَجُنا حَتّٰی تُغَرْبَلُوا ثُمَّ تُغَرْبَلوُا ثُمَّ تُغَرْبَلوُا یَقُولُهٰا ثَلاثاً حَتّٰی یَذهَبَ الْکَدِرُ وَ یَبْقَی الصَّفْوُ.(2).
هیهات، هیهات فرج ما نمیرسد، تا زمانی که شما غربال شوید (و سهبار تکرار کرد)، تا خداوند ناخالصیها را محو و نابود کند و آنچه خالص و زلال است باقی نهد».
2- علی بن جعفر از برادرش امام کاظم (علیه السلام) روایت کرده که فرمود:
«هرگاه پنجمین پیشوا از سلاله هفتمین پیشوا ناپدید شود، پس خدا را خدا را مواظب باشید، در حفظ دین و آئین خود. در نظر داشته باشید، هیچکس شما را از دینتان جدا نسازد. فرزندم صاحب الامر، ناگزیر دارای غیبتی خواهد بود، تا کسی که به این امر قائل است از آن بازگردد. همانا آن، آزمایشی از جانب خدا است که خداوند خلق خود را به وسیلۀ آن میآزماید».(1)
3- افزون بر آن، کسانی که در شرایط سخت دوران غیبت ایمان خود را به خوبی حفظ کنند، پرهیزگار باشند و در ولایتمداری ثابتقدم باشند، نزد پروردگار ارزش والایی دارند. ازاینرو پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) خطاب به امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرماید:
«یا عَلی اَعْجَبُ النّاسِ اِیماناً وَ اَعظَمَهُمْ یَقِیناً قَوْمٌ یَکُونُونَ فی آخِرِ الزَّمانِ لَمْ یَلْحَقوا النَّبی وَ حُجِبَ عَنْهُمُ الْحُجَّةُ فَآمِنُوا بِسَوادٍ عَلَی الْبَیاضٍ ... .
ای علی، بدان شگفتآورترین مردم در ایمان و بزرگترین آنان در یقین کسانیاند که در پایان دوران، با آنکه پیامبر خود را درک نکردهاند و از امام خود در پردهاند به نوشتهای سیاه بر صفحهای سفید ایمان میآورند».(2)
بنابراین، آزمودن مردم، یکی از دلایل غیبت است ازاینرو امام رضا (علیه السلام) فرمود: «آنچه را به سوی آن گردن کشیدهاید، واقع
نمیشود، تا آنکه از هم متمایز و خالص شوید که در این صورت جز اندکی از شما باقی نمیماند». سپس آیه شریفه «الم * أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُوا أَن يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ»؛ آیا مردمان گمان کردهاند که همینکه بگویند: «ایمان آوردهایم»، به حال خودشان رها میشوند و آزموده نمیشوند؟!» را تلاوت فرمود.(1)
یکی دیگر از اسرار غیبت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، در امان بودن از بیعت با طاغوتهای زمان است. این حقیقت، در بیابات راهبردی پیشوایان معصوم (علیهم السلام) اینگونه شاهدیم:
1- امیرمؤمنان علی (علیه السلام) دراینباره میفرماید:
اِنَّ الْقائِمَ مِنّٰا اِذا قامَ لَمْ تَکُنْ لِاَحَدٍ فی عُنُقِهِ بَیْعَةٌ فَلِذالِكَ تُخْفیٰ وِلادَتُهُ وَ یَغیبُشَخْصُهُ.(2)
«همانا قائم از ما اهلبیت، هنگامی که قیام میکند، بیعت احدی برگردن ندارد و به همین علت است که ولادتش پنهان نگه داشته میشود و شخص او غایب است».
2- امام حسن مجتبی (علیه السلام) ، آن هنگام که به جهت مصالح اسلام و مسلمین تن به مصالحه با معاویه داد و مردم زبان به ملامت حضرتش گشودند، چنین فرمود:
«آیا ندانستید که هیچ یک از ما نیست، مگر اینکه بیعت با ستمگری برگردن او قرار میگیرد، جز قائم که عیسی بن مریم پشت سرش نماز
میگذارد. پس به درستی که خداوند تبارک و تعالی، ولادتش را پنهان و شخصش را مخفی میسازد، تا آنگاه که قیام میکند، بیعت هیچکس برگردنش نباشد».(1)
3- افزون بر آن، اسحاق بن یعقوب در نامهاش که به دست دومین نائب خاص حضرت ولیعصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) محمدبن عثمان عمری (رحمه الله) به آن حضرت رساند، در ضمن سؤالات خویش از حکمت غیبت پرسید و آن حضرت پاسخ فرمود: امّا در خصوص غیبت، بدان که خدای سبحان میفرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَسْأَلُواْ عَنْ أَشْيَاء إِن تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ»؛ ای اهل ایمان، از اموری نپرسید که چون هویدا گرددند، اندوهگین و ناراحتمیشوید.(2)بدانید که هرکدام از پدران من، بیعت یکی از طاغوتهای زمان خویش برگردن داشتند، ولی من هنگامی که قیام میکنم، بیعت هیچ یک از گردنکشان و طاغوتهای زمان برگردن ندارم».(3)
بنابر آنچه بیان شد، روایات فوق افزون بر آن که یکی از اسرار غیبت آن وجود مبارک را بیان میکند، «نشان میدهد که حضرتش در زمان ظهور، تمام طاغوتهای زمان خویش را به اسلام ناب فرا میخواند و اگر استنکار یا استکبار ورزند، با آنان مبارزه میکند و بر سر احکام الهی با کسی مداهنه و سازش روا نمیدارد و این رهایی، خود از برکات غیبت آن حضرت است، وگرنه هیچ امام معصومی از بیعت با خلفای ستم اموی، مروانی و عباسی خشنود نبوده است».(4)
از شمارِ علل غیبت، یکی هم ادبکردن انسانها است. «چراکه بیشتر آنها در زمان حیات و حضور امامان پیشین، آنگونه که شایسته بود از ایشان استفاده و حمایت نکردند. افزون بر آن، گاهی با برخوردهای ناشایستِ خود، باعثمحروم شدن جامعه بشری از فیض آنها شدند».(1)این حقیقت تلخ در بیانات راهبردی معصومان
(علیهم السلام) اینگونه بازتاب یافته است:
1- امیرمؤمنان علی (علیه السلام) دراینباره فرمودند:
« ... وَ اعْلَمُوا اَنَّ الْاَرْضَ لا تَخْلوُا مِنْ حُجَّةِ اللهِ وَ لَکِنَّ اللهَ سَیُعْمی خَلْقَهُ مِنْها بِظُلْمِهِمْ وَ جَوْرِهِمْ وَ اِسْرافِهِمْ عَلیٰ اَنْفُسِهِمْ ... .(2)
آگاه باشید زمین از حجّت خدا خالی نمیماند، ولی خداوند به دلیل ستمپیشگی و زیادهروی انسانها، آنان را از وجود حجّت خود محروم میکند».
2- امام باقر (علیه السلام) دراینباره فرمودند:
« ... وَ اَنْتُمْ قَوْمٌ تُحِبُّونا بِقُلوُبِکُمْ وَ یُخالِفُ ذالِكَ فِعْلُکُمْ وَ اللهِ مٰا یَسْتَوِی اخْتِلافُ اَصْحابِكَ وَ لِهٰذا اُسِرَّ عَلیٰ صٰاحِبِکُمْ ... (3)
شما مردمی هستید که با دل، ما را دوست میدارید، ولی عمل شما با این محبت، ناسازگار است. به خدا سوگند! اختلاف اصحاب پدید نمیآید و به همین دلیل صاحب شما از دست شما گرفته میشود ... ».
بنابر آنچه گذشت، غیبت آخرین ذخیره الهی نماد خشم خداوند بر اهل زمین است که با چراغهای هدایت به گونهایناشایست برخورد کردهاند. ازاینرو امام باقر (علیه السلام) در نامهای که به محمد بن فرج نوشتهاند، فرمودند: «در آن هنگام که خداوند بر بندگانش خشمگین شود، ما را از همسایگی آنان دور سازد».(1)
از شمار اسرار غیبت و حکمتهای آن، یکی هم آزمونی الهی برای حکمرانان از همۀ خاندانهاست، تا پس از مشاهدۀ سیره حکومتی اهلبیت (علیهم السلام) مدعی نشوند که اگر ما هم حاکم میشدیم، به عدالت حکومت میکردیم. ازاینرو حکومت اهلبیت (علیهم السلام) آخرین حکومت است. این آزمون، در بیانات راهگشای امامان معصوم (علیهم السلام) اینگونه بیان گردیده است:
مٰا یَکونُ هٰذَا الْاَمْرُ حَتّٰی لا یَبْقیٰ صِنْفٌ مِنَ النّاسِ اِلّٰا وَ قَدْ وُلّوا عَلَی النّاسِ، حَتّٰی لا یَقولَ قائِلٌ: اِنّٰا لَوْ وُلّیِنا لَعَدَلَنا، ثُمَّ یَقُومُ الْقائِمُ بِالْحَقِّ وَالْعَدْلِ.
«این امر (قیام) روی نمیدهد، تا آنکه هیچ گروهی از مردم نماند، جز آنکه بر مردم حکومت کنند، برای اینکه کسی نگوید: اگر ما حاکم میشدیم، عدالت میورزیدیم! سپس قائم به حق و عدالت قیام میکند».(2)
افزون بر آن، امام باقر (علیه السلام) دراینباره فرمودند:
«دُولَتُنا آخِرُ الدُّوَلِ، وَلَنْ یَبقیٰ اَهْلُ بَیْتِ لَهُمْ دوُلَةً اِلّٰا مَلَکُوا قَبلَنا، لِئَلّا یَقوُلوُا اِذا رَأَوْا سِیرَتَنٰا: اِذا مَلَکنا سِرْنا مِثلَ سِیرَةِ وَ هُوَ قَوْلُ اللهِ (عزّ و جلّ) : «وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ»؛(1)
دولت ما، آخرین دولت است و هیچ خاندانی نمیماند، جز آنکه پیش از ما به حکومت میرسد، تا آن وقتی روش حکومتداری ما را دیدند، نگویند: اگر ما هم به حکومت میرسیدیم، مانند اینها حکومت میکردیم! و این، همان سخن خدای (عزّ و جلّ) است که فرمود: وَ فرجام، از آن پرهیزگاران است».(2)
بنابر آنچه بیان گردید، واگذاری حکمرانی و امکانات حکومتی و فرصت زمانی آن، از سوی خدای متعال به اقوام و افراد و خاندانها، همه از روی آزمایش و اتمام حجّت میباشد. آنان نیز در برابر همۀ نعمتهای الهی باید پاسخگو باشند. از سوی دیگر، مردم جهان انواع حکومتهای مدّعی عدالت، آزادی و حقوق بشر را بیازمایند و عملاً به این نتیجه برسند که جز رهبری الهی خاندان رسالت نمیتواند عدالت را در جهان برقرار سازد.
از برخی روایات استفاده میشود که یکی از دلایل غیبت امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، جاری شدن سنتهای پیامبران گذشته درباره حضرتش میباشد. ازاینرو امام صادق (علیه السلام) دراینباره فرمودند:
اِنَّ لِلْقائِمِ مِنّا غَیْبَةً یَطولُ اَمَدُها، فَقُلْتَ لَهُ، یَابنَ رَسُولِ اللهِ، وَ لِمَ ذالِكَ؟ قالَ: لِأَنَّ اللهَ (عزّ و جلّ) اَبیٰ اِلّٰا اَنْ تَجْرِیَ فِیهِ سُنَنُ الْاَنْبِیاءِ (علیهم السلام) فی غَیبَاتِهِم، وَ اِنَّهُ لا بُدَّ لَهُ، یا سَدیرُ، مِنِ اسْتِیفاءِ مُدَدِ غَیَباتِهِمْ، قالَ اللهُ تَعالیٰ: «لَتَرْكَبُنَّ طَبَقًا عَن طَبَقٍ»(1)اَیْ سُنَنَ مَنْ کانَ قَبلِکُمْ.
«قائم ما، غیبتی دور و دراز دارد. به ایشان گفتم: ای فرزند پیامبر خدا، برای چه؟ فرمود: «زیرا خداوند اراده کرده است که سنتهای مربوط به غایب شدن پیامبران، درباره قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بیاستثنا اجرا شود. و (ای سدیر)، گریزی نیست جز اینکه تمام دورۀ غیبت آنان جاری شود. خداوند متعال میفرماید: (شما همۀ حالتها را پشت سر میگذارید)، یعنی سنّتهای پیشینیان، دربارۀ شما جاری خواهد شد».(2)
افزون بر آن، ابوبصیر میگوید: شنیدم از امام صادق (علیه السلام) که میفرماید: «هرچه از سنّتهای مربوط بهغایبشدن پیامبران هست، در قائم ما اهلبیت نیز واقع میشود. به همانگونه و بیهیچ تفاوتی». گفتم: ای فرزند پیامبر خدا، قائم شما کیست؟ فرمود: «ای ابوبصیر! او پنجمین نسل فرزندم موسی است. او فرزند سرور کنیزان است و چنان غیبتی دارد که باطلگرایان در آن تردید میکنند. سپس خدای (عزّ و جلّ) ، او را ظاهر میکند و مشرق و مغرب زمین را به دست او فتح مینماید و روح خدا، عیسی بن مریم، فرود میآید و پشت سرش نماز میگزارد و زمین به نور پروردگارش منوّر میگردد، و هیچ جایی در زمین باقی نمیماند که جز خدا را در آن میپرستند، مگر آنکه به پرستش خداوند، روی میآورند،
و دین به طور کامل، از آنِ خداست، هرچند مشرکان را ناخوش آید».(1)
متولد شدن فرزندانی که خدای متعال در صلب کافران و منافقان به ودیعت نهاده است. یکی دیگر از حکمتهای غیبت امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. این حکمت، در آینه برخی روایات اینگونه مشاهده میشود. برای نمونه:
محمدبن ابی عمیر میگوید: به امام صادق (علیه السلام) گفتم: چرا امیرمؤمنان، علی (علیه السلام) ، از همان آغاز بامخالفانش نجنگید؟ فرمود: «به خاطر آیهای در کتاب خدای متعال: «لَوْ تَزَيَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا»؛ اگر مؤمنان از کافران جدا میشدند، کافران آنها را به عذابی دردناک، عذاب میکردیم.(2)گفتم: مقصود از جدایی آنها چیست؟
فرمود: «مؤمنانی که در صلب برخی کافران به ودیعت نهاده شده بودند. و قائم، همینگونه است. ظهور نمیکند تا ودیعههای خداوند (عزّ و جلّ) (از صلب پدرانشان) بیرون آیند (متولد شوند). پس چون قیام کند، بر دشمنان خدا چیره میشود و آنها را میکشد».(3)
(4) برای تحقق یک انقلاب همهجانبه در سطح جهان، تنها وجود یک رهبر شایسته کافی نیست، بلکه آمادگی عمومی نیز لازم است و
متأسفانه دنیا هنوز آمادۀ پذیرش حکومت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نشده است ... در توضیح مطلب فوق باید بگوئیم:
اولاً): باید توجه داشت که برنامۀ قیام و انقلاب حضرتمهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) همانند برنامۀ قیام همۀ پیامبران الهی، از راه بهرهگیری از وسایل و اسباب طبیعی انجام میگیرد و هیچگاه اعجاز اساس آن را تشکیل نمیدهد. معجزات جنبه استثنایی دارند و در روند برنامههای اصلاحی رهبر آسمانی، جز در موارد استثنایی دخالت نخواهد داشت. به همین دلیل، همۀ انبیاء از سلاح روز، تربیت افراد لایق، مشورتهای لازم، طرح نقشههای مؤثر، تاکتیکهای نظامی حسابشده و خلاصه فراهم ساختن هرگونه امکانات مادی و معنوی برای پیشبرد اهداف خود استفاده میکردند و در انتظار معجزه نبودند ... بنابراین اجرای حکومت حق و عدالت در سطح جهان نیز باید با بهرهگیری از وسایل مادی و معنوی لازم تحقق پذیرد و اعجاز تنها در موارد استثنایی است ... حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، آئین و مذهب جدیدی را نمیآورد، بلکه او طرحهای انقلابی اجرا نشدۀ الهی را به مورد اجرا میگذارد، رسالت او تنها ابلاغ، انذار، تعلیم، تربیت، توصیه و تذکر نیست، بلکه اجرای همۀ اصولی است که در سایۀ حکومت علم و ایمان، به ظلم و ستم و تبعیض پایان میبخشد. مسلماً اجرای این طرح بدون آمادگیهای لازم ممکن نیست.
ثانیا): با توجه به مطالب فوق، حداقل چند نوع آمادگی لازم است تا آن حضرت ظهور کند و طرح حکومت حق و عدل را ارائه نماید وگرنه بدون چنین آمادگی، ظهور امام مثمر به ثمر نخواهد بود، یعنی همانند اجداد طاهرینش (علیهم السلام) موفق به اجرای طرحهای خود نخواهد شد. برخی از مهمترینآنها به قرار زیر است:
الف) آمادگی روانی: مردم جهان باید به قدر کافی تلخی این وضع نابسامان و بیعدالتیها را درک کنند. باید نارسایی و ضعف قوانین بشری را برای اجرای عدالت اجتماعی را لمس کنند. باید این حقیقت را بیابند که تنها در سایۀ اصول و پیوندهای مادی و ضمانت اجرایی موجود و مقررات خودساخته انسانها مشکل جهان حل نمیشود، بلکه مشکلات هرروز متراکمتر و به گونه کلاف سردرگمی پیچیدهتر میشود. مردم جهان باید احساس کنند که بحرانهای کنونی زائیدۀ نظامات کنونی است و این نظامات از حلّ بحرانها عاجزند. باید درک کنند که برای رسیدن به هدف بزرگ، اصول و نظامهایی تازه لازم است که متکی به ارزشهای انسانی، ایمان، عواطف بشری و اخلاق باشد، نه تنها بر اصول خشک و بیروح و نارسای مادی.
مردم جهان باید بفهمند پیشرفت تکنولوژی، به معنای پیشرفت بشریت و تأمینکنندۀ خوشبختی و سعادت آنان نیست، بلکه تکنولوژی پیشرفته در صورتی ضامن سعادت ونیکبختی میباشد که زیر چتر یک سلسله اصول معنوی و انسانی استوار گردد، وگرنه همانگونه که بارها دیده و تجربه کردهایم، بلا آفرین بوده و مایه ویرانگری است. و بطور خلاصه، مردم جهان باید تشنه شوند و تا تشنه نشوند، به سراغ آب حیاتنمیروند.
ب) آمادگی فرهنگی و صنعتی: بر هیچ عاقلی پوشیده نیست که گردآوردن تمام مردم جهان در زیر یک پرچم، و کوتاه ساختن دست زورمندان و قلدران، و گستردن تعلیم و تربیت در آخرین حد امکان ودر همۀ سطوح، و تفهیم کامل این مسأله که اختلاف زبان، نژاد، منطقه جغرافیایی و مانند اینها، دلیل بر این نیست که مردم جهان نتوانند همانند
برادران در یک خانواده، زندگی کنند و در صلح و برادری و عدالت زیست نمایند. بههرحال فراهم ساختن یک اقتصاد سالم و کافی برای همۀ انسانها، نیاز به رشد فرهنگی و بالارفتن سطح دانش بشری از یک سو و تکامل وسایل صنعتی از سوی دیگر دارد، وسایلی که بتواند پیوند سریع و نزدیک و دائمی میان تمام مردم نقاط جهان برقرار سازد، که آنهم بدون گذشت زمان ممکن نیست ...
از روایاتی که سبک زندگی مردم جهان را در عصر قیام حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ترسیم مینماید، استفاده میشود که پیشرفت تکنولوژی و صنعت، بویژه صنایع حمل و نقل وارتباطی، در آن عصر چنان خواهد بود که قارههای بزرگ جهان عملاً به صورت چند شهر نزدیک به هم درمیآیند و شرق و غرب حتی حکم یک خانه را پیدا میکنند و مشکل زمان و مکان بطور کلی حل میشود.
ج) آمادگی ارتش انقلابی: سرانجام، لازم است گروهیهرچند که در اقلیت باشند، در این جهان پرورش یابند که هسته اصلی ارتش انقلابی آن مصلح بزرگ را تشکیل دهند ... باید افرادی شجاع، فوقالعاده آگاه، دلسوز، فداکار و جانباز برای این کار تربیت شوند، هرچند نسلهایی برای این منظور یکی پس از دیگری بگذرد تا ذخایر اصلی آشکار شود و عناصر اصلی انقلاب فراهم آید، که این نیز زمان میخواهد.(1)
بنابر آنچه گذشت، «از فیض حکومت صالحان، گرچه از سوی مبدأ فیاض بیگذران مقدمات مانع ندارد، قابلها فاقد استعداد لازم برای دریافت جمعی فیض و تابع شرایط و مقدمات لازماند، به گونهای که تا
1) . حکومت جهانی مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، ص212 - 217 با تلخیص.
آن شرایط و مقدمات در بستر زمان فراهم نیاید، نمیتوانند به این فیض برسند از شرایط اساسی استقرار حکومت صالحان، پرورش انسانهای صالح و ایجاد آمادگی در مردم برای پذیرش حکومت عادلانه جهانی است که غیبت امام معصوم عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) برای تحقق این شرایط است.(1)
بره-م زنید ی-اران این ب-زم بیصفا را *** مجلس صفا ندارد، بییار مجلس آرا
بیشاهدی و شمعی هرگز مباد جمعی *** بیلاله شور نَبود مرغان خوش نوارا(2)
«آدمی هنگامی به حکومت الاهی دل میبندد که از همۀ مکتبها و ایدئولوژیها مأیوس شده باشد و بفهمد که هیچیک از آنها کارآیی لازم راندارند. کسانی میگفتند: به سراغ مکتبهای شرقی میرویم و آن را میآزمائیم، ولی از آن مکتبها پاسخی نگرفتند. امروزه نیز لیبرالها ادّعا میکنند که ما میتوانیم جامعه را اداره کنیم.ببینید امریکا، آلمان، و دیگر کشورهای لیبرال چه وضعیتی دارند، امنیت خانوادگی و امنیت مدارس آنها در چه حدّی است. تفکر دموکراسی لیبرال نیز آزمایش خود را پس دهد تا بشر بفهمد که این مکتبها سعادتآفرین نیستند. تا آن هنگام که انسان برای پذیرش حکومت خدا آماده شود، ممکن است دهها مکتب دیگر مانند کمونیسم و فاشیست نیز مطرح شوند، همۀ این مکتبها و حکومتها باید جولان دهند و آزمایش شوند، تا بشر
حکومت الاهی را بپذیرد. خداوند تبارک و تعالی از این مطلب آگاه بود و از باب لطف و رحمت خود، برای آن روز امام دوازدهم را ذخیره کرد. در اینجا این پرسش پیش میآید که مگر خدا نمیتوانست در دوران گذشته کسانی را بیافریند تا حکومت الاهی را برپا کنند؟! خدا میتوانست این کار را انجام دهد، ولی سنّت الاهی بر این نیست که همیشه مجاری عادی وطبیعی جامعه را برهم زند و برخلاف جریان عمل کند.»(1)
بنابر آنچه بیان شد، کار خدا مجرایی دارد که براساس مصالح انسان تنظیم شده است. اصل و هدف آفرینش انسان بر این است که جامعه اسلامی، نظامی عادی داشته باشد تا زمینهای برای انتخاب انسانها پدید آید.
همانگونه که قبلاً بیان شد، اساس حکمت غیبت امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، رازی از رازهای خداوند دانسته شده است، و از طرفی عصر ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، عصر آشکار شدن حقایق است، از روایات میآموزیم که حکمتهای اساسی غیبت آن حضرت، پس از ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آشکار خواهد شد. ازاینرو عبدالله بن فضل هاشمی میگوید: شنیدم امام صادق فرمودند: «صاحب این امر (قیام)، غیبتی ناگزیر دارد که هر باطلگرایی در آن به تردید میافتد». گفتم: فدایت شوم، چرا؟. فرمود: «بهخاطر چیزی که اجازه ندادهاند برای شما آشکارش کنیم». گفتم: پس حکمت غیبتش چیست؟ فرمود:
1) . آفتاب ولایت، ص205 و 206.
«وَجْهُ الْحِکمَةِ فی غَیْبَتِهِ، وَجْهُ الْحُکْمَةِ فی غَیبَاتِ مَنْ تَقَدَّمَهُ مِن حُجَجِ الله تَعالیٰ ذِکْرُهُ، اِنَّ وَجْهُ الْحِکْمَةِ فی ذالِكَ لا یَنْکَشِفُ اِلّٰا بَعْدَ ظُهوُرِهِ، کَما لا یَنکَشِفُ وَجْهُ الْحِکْمَةِ لِما اَتاهُ الْخِض-رُ (علیه السلام) مِن خَرْقِ السَّفینَةِ، وَ قَتلِ الْغُلامِ، وَ اِقامَةِ الْجِدارِ لِمُوسی (علیه السلام) اِلّا وَقْتَ اِفْتِراقِها».(1)
«حکمت غیبتش، همان حکمت غیبت حجّتهای پیشین خدای متعال است. حکمت این کار، جز پس از ظهورش، آشکار نمیشود، همانگونه که حکمت سوراخ کردن کشتی و کشتن جوان و بنا کردن دیوار از سوی خضر (علیه السلام) برای موسی (علیه السلام) تا هنگام جداییشان، آشکار نشد ... ».
بنابر آنچه بیان شده پرسش و جستجوی بیش از حدّ، درباره فلسفه و اسرار غیبت امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، کاری غیرلازم است. زیرا این امر، امر خداست و چون اعتقاد داریم کار خدا از روی علم و حکمت است، باید در برابر آن تسلیم باشیم. به امید آنکه هنگام آشکار شدن حقایق و اسرار غیبت، توفیق حضور در محضر آن امام همام را داشته باشیم.
ای که بینور جمالت نیست عالم را فروغی *** تا به کی در ظلّ امر غیبت کبرا، نهانی
پرده بردار از رخ و ما مردگان را جان ببخشا *** ای که قلب عالم امکانی و جان جهانی
تا به کی این کافران نوشند خون اهل ایمان *** چند این گرگان کنند این گوسفندان را شبانی
تا به کی این ناکسان باشند بر ما حکمرانان *** تا کی این دزدان کنند این بیکسان را پاسبانی
1) . علل الشرایع، ص245؛ کمال الدین، ص481؛ الاحتجاج، ج2، ص303.
تا به کی برما روا باشد جفای انگلیسی *** آن که در ظلم و ستم، فرد است و او را نیست ثانی
آن که از حرصش، نصیب عالمی شد تنگدستی *** آن که بر آیات حق رفت از خطایش آنچه دانی
خوار کن شاها، تو او را در جهان تا صبح محشر *** آن که میزد در بسیط ارض، کوس کامرانی
تا بدانند از خداوند جهان، این دادخواهی *** تا بینند از شه اسلامیان، این حکمرانی
حوزه علمیّه قم در عَلَم فرما به عالَم *** تا کند فُلک نجات مسلمین را بادبانی(1)
(2) تحقق فلسفه اجتماعی امامت و رهبری، بیتردید در گرو حضور امام و رهبر در جامعه است. ازاینرو در غیبت طولانی امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) این سؤال پیش میآید که، حکمت غیبت او چیست؟ پاسخ دقیق به این سؤال دراین پژوهش از اهمیت ویژهای برخوردار است. ازاینرو میگوئیم:
هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ(1)
«اوست که پیامبر خویش را با هدایت و دین حقّ روانه کرد تا آن را بر همۀ اینها چیره کند».
افزون بر آن، به صراحت اعلام میکند که خداوند متعال در کتاب زبور، به امام وعده داده که روزی، صالحین به زمین حکومت خواهند کرد:
وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَالصَّالِحُونَ(2)
«و در زبور، پس از ذکر نوشتیم که زمین را بندگان صالحم به ارث برند».
مسأله مهم این است که فراگیر شدن اسلام در جهان، آیا بصورت اعجاز است یا فراهم شدن زمینههای لازم در جامعۀ بشری؟
إِنَّ اللّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ؛(3)
«خداوند، سرنوشت هیچ قومی (و ملّتی) را تغییر نمیدهد، مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است، تغییر دهند».
بنابراین فراگیر شدن اسلام در جهان و حاکمیت ارزشهای دینی بر
جامعه، بیش از هرچیز، بر اراده و انتخاب مردم استوار است.
اگر خداوند میخواست اسلام را از طریق اعجاز و اجبار، جهانی شود، در عصر نبوّت خاتم انبیا حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله) چنین میشد. امّا اینگونه نخواسته و نمیخواهد؛ میفرماید:
وَلَوْ شَاء رَبُّكَ لآمَنَ مَن فِي الأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا أَفَأَنتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُواْ مُؤْمِنِينَ(1)
«و اگر پروردگار تو میخواست، تمام کسانی که روی زمین هستند، همگی (به اجبار) ایمان میآوردند. آیا تو میخواهی مردم را مجبور سازی که ایمان آورند؟!»
بر این اساس، برای فراگیر شدن ارزشهای دینی در جهان، خواست مردم و فراهم بودن زمینه سیاسی و اجتماعی، لازم و ضروری است. امّا باید توجه داشت که بهرهگیری از این زمینه و رسیدن به حکومت جهانی اسلام بدون رهبری نیرومند و الهی که از هر جهت بتواند بر جهان حکومت کند و پاسخگوی نیازهای جامعه بشری جهانی باشد، ممکن است؟
1) . یونس، آیه99.
اجتماعی را در جهان برقرار نماید. امّا همانگونه که بیان شد،تحقق اهداف فوق از روی آگاهی و اختیار مردم است نه اجبار و اعجاز.
با عنایت به نکاتی که بیان شد، میتوان گفت: احتمال قوی، آن است که اصلیترین حکمت غیبت امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، فراهم نبودن زمینه سیاسی اجتماعی برای جهانی شدن اسلام است و این حکمت، تنها هنگام ظهور او برای عموم مردم قابل فهم است. چنانچه امام صادق (علیه السلام) در تبیین حکمت غیبت میفرماید: «حکمت این کار، جز پس از ظهورش، آشکار نمیشود. همانگونه که حکمت سوراخکردن کشتی، کشتن جوان و بناکردن دیوار از سوی حضرت خضر (علیه السلام) برای موسی، تا هنگام جداییشان آشکار نشد».(1)و سایر آنچه درباره حکمت غیبت امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در احادیث اسلامی آمده (و ما در عناوین پیش به آن اشاره نمودیم) به گونهای به این حکمت باز میگردد و یا مطالبی است که به تناسب فهم مخاطب، بیان شده است.
با تأمل در حکمت غیبت امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) روشن میشود که مسئولیت پیروان اسلام و منتظران راستین، در جهت زمینهسازی برای جهانی شدن این آئین، بسیار سنگین است. آنچه دربارۀ آزموده شدن مردم در دوران غیبت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آمده، میتواند اشاره بهمسئولیت سنگین مسلمانان، بویژه پیروان امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در ایّام غیبت او باشد. دراینباره در بیان مفهوم انتظار پویا و وظایف منتظران راستین و حقیقی، توضیحات لازم ارائه خواهد شد.(2)
من روز و شب، ظهور تو را آه میکشم *** در آسمان، عبور تو را آه میکشم
میپرسمت ز روز و بیابان و کوه و دشت *** من پاسخ ظهور تو را آه میکشم
پیداتری از آن که ببینم تو را به چشم *** در محضرت، حضور تو را آه میکشم
میخوانمت به نام و نمیدانمت هنوز *** من فرصت مرور تو راه آه میکشم
گاهی غم فراق تو را گریه میکنم *** گاهی وصال دور تو را آه میکشم
وقتی نمیرسم به خیال وصال تو *** من هم دل صبور تو را آه میکشم
از این فصول پر ز حقارت دلم گرفت *** من فصل پُر غرور تو را آه میکشم
موعود عشق! مهر جهانتاب آخرین *** بر من بتاب، نور تو را آه میکشم (1)
1) . یار غایب از نظر، ص340؛ دانشنامۀ امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، ج10، ص199. (سروده رضا اسماعیلی)
افزون بر هزارسال است که دست جامعه بشری از دامن پرتوهای ظاهری آخرین پیشوای آسمانی کوتاه است. همزمان با اعلام غیبت آخرین پیشوای معصوم (علیه السلام) ، برخی این پرسش را مطرح میکردند که امامی که غایب است چه فایدهای دارد؟ ازاینرو روایات فراوانی به روشنی تمام، به این پرسش پاسخ دادهاند.
این سؤال به طور عمده از طرف کسانی مطرح شد که آگاهی چندانی از جایگاه امامت نداشتند. البته با بررسی شؤون امام معصوم (علیه السلام) و اینکه چه مقدار از آن با غیبت و پنهانزیستی معطل میماند، میتوان پاسخ این پرسش را تکمیل کرد. تردیدی نیست که آخرین حجّت الهی در پردۀ غیبت است. حال به هر دلیل که امام غایب شده باشد، بخشی از فلسفه وجودی او در هالۀ پنهان زیستی قرار میگیرد و مردم از او محروم میشوند و آن، بخش مباشرت او در هدایت ظاهری وتشکیل حکومت و اجرای عدالت است، ولی هدایت معنوی و باواسطۀ او به وسیلۀ نمایندگان او برای بیان احکام و اجرای حکومت و عدالت به
حال خود باقی است، همانگونه که در زمان ظهورش گاهی هدایت یا ولایت و فرماندهی بخشی را به نخبگان خود واگذار مینماید و مردم از آنان بهرهمند میشوند، در زمان غیبت نیز این نمایندگی ادامه دارد و کار نمایندگان، کار امام معصوم است، چه که آنها از جانب او نصب شدهاند.(1)برخی از مهمترین فواید و برکات وجود مبارک امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در دوران غیبت باهم مرور مینمائیم:
از شمار فواید و برکات امام معصوم (علیه السلام) ، یکی این است که وجود او سبب بقای جهان هستی میشود. در حدیث صحیح و معتبر، امام صادق (علیه السلام) از خدای متعال نقل میکند که میفرماید:
لَوْ لَمْ یَکُن مِنْ خَلْقی فِی الْاَرضِ فِیما بَیْنَ الْمَش-رِقِ وَ الْمَغْرِبِ اِلّٰا مُؤمِنٌ واحِدٌ مَعَ اِمامٍ عادلٍ، لَاَسْتَغْنَیْتُ بِعِبادَ تِهِما عَنْ جَمِیعِ مٰا خَلَقْتُ فی اَرْضی، وَ لَقامَتْ سَبْعُ سَماوٰاتٍ وَ اَرَضِینَ بِهِما.(2)
«اگر در سراسر زمین، از مشرق تا مغرب، جز یک مؤمن بایک پیشوای عادل دادگر نبود، من با آن دو، از همۀ آنچه در زمینم آفریدهام، بینیازی میجستم، و به برکت آن دو هفت آسمان و زمین برپا میشوند».
علاوه بر آن، امام باقر (علیه السلام) دراینباره فرمود:
«مٰا خَلَقْتُ الدُّنیا، مُنْذُ خَلَقَ السَّمواتِ وَ الْاَرْضَ، مِنْ اِمامٍ عَدلٍ، اِلیٰ اَنْ تَقومَ السّاعَةُ، حُجَّةً لِلّهِ فِیها عَلیٰ خَلْقِهِ.
دنیا از آن روزی که خدا آسمان و زمین را آفریده، از امامی عادل، خالی نمانده است، تا آنکه قیامت برپا شود، او حجّت خدا بر آفریدگانش در زمین است».(1)
این سخن بدین معناست که وجود امام و انسان کامل، نه تنها برای تداوم زمین ضروری است بلکه قوام نظام جهان ماده، وابسته به وجود اوست.
از نظر شیعه و براساس تعالیم دینی، امام معصوم (علیه السلام) ، واسطه فیضرسانی پروردگار به همۀ پدیدههای جهان آفرینش است. او در نظام هستی محور و مدار است و بدون وجود او، عالَم و آدم، جن و ملک، و حیوان و جمادی باقی نمیماند. از امام صادق (علیه السلام) درباره این حقیقتسؤال شد:
آیا زمین بدون امام باقی میماند؟ حضرت فرمود: لَوْ بَقِیتَ الْاَرضُ بِغَیْرِ اِمامٍ سٰاعَةً لَساخَتْ. «اگر زمین بدون امام باشد، درهم فرو ریزد».(2)
افزون بر آن، در احادیث معتبر و صحیح از اهلبیت (علیهم السلام) تصریح شده که بدون امام ظاهر و یا باطن، نظام زمین از هم فرومیپاشد. امام باقر (علیه السلام) دراینباره فرمودند:
«لا تَبْقیٰ الْأَرضِ بِغَیْرِ اِمامٍ ظاهِرٍ اَوْ باطِنٍ.
زمین بدون امام آشکار یا نهان، باقی نمیماند».(3)
بنابراین، بقای زمین و آرامش آن که همچون گاهوارهای مهد پرورش انسان و سایر آفریدههاست، به برکت وجود مبارک امام معصوم و آخرین ذخیره الهی است.
یکی دیگر از برکات وجود امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، فرود آمدن انواع نعمتها به واسطه وجود اهلبیت (علیهم السلام) است. از بیانات معصومین (علیهم السلام)استفاده میشود که وجود امامان در گسترۀ عالم به عنوان واسطهای برای هر نعمت و فیضی از ناحیۀ پروردگار به هر موجود کوچک و بزرگ است.
شیخ صدوق از امام علی (علیه السلام) روایت کرده که پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) در پاسخ این پرسش که امامان پس از او کیستند؟ ضمن اشاره به عدد آنها که عدد ماههاست، دست بر سر امام علی (علیه السلام) گذاشت و فرمود:
اَوَّلُهُمْ هٰذا وَ آخِرُهُمْ الْمَهدِیُّ ... بِهِمْ یَحْفَظُ اللهُ (عزّ و جلّ) دِینَهُ، وَ بِهِمْ یَعْمَرُ بِلادَهُ، وَ بِهِمْ یَرْزُقُ عِبادَهُ، وَ بِهِمْ یُنَزِّلُ الْقَطْرَ مِنَ السّماءِ، وَ بِهِمْ یُخْرِجُ بَرَکاتِ الْاَرْضِ، هٰؤُلاءِ اَصْفِیایی وَ خُلَفایی، وَ اَئِمَةُ الْمُسْلِمینَ وَ مَوالِی الْمُؤمِنینَ.
«نخستین ایشان، این و آخرین آنان، مهدی است ... خدای (عزّ و جلّ) دینش را با آنان حفظ میکند و سرزمینهایش را به دست آنان آباد میسازد و بندگانش را با آنها روزی میدهد، به خاطر آنان، باران از آسمان فرو میفرستد، و برکات زمین را بیرون میکشد. آنان برگزیدگان و جانشینان مناند، و امام مسلمانان و اختیارداران مؤمنان هستند.(1)
1) . کمالالدین، ص259؛ بحارالانوار، ج36، ص253.
از آنچه بیان شد، میآموزیم که یکی از نقشهای انسان کاملو امام معصوم و از جمله آنها امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، برخورداری انسانها از انواع نعمتها و برکات الهیاند.
یکی دیگر از برکات امام معصوم (علیه السلام) این است که اهل زمین به برکت وجود مبارک او، در امان بسر میبرند. از اینرو در روایات فراوانی تأکید شده که اهلبیت (علیهم السلام) امان اهل زمینند، همانگونه که ستارگان، امان اهل آسمان هستند، و اگر روزی زمین از خاندان رسالت خالی شود، مردم هلاک خواهند شد. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) درباره این حقیقت میفرماید:
مَثَلُ اَهْلَ بَیْتی، کَمَثَلِ نُجومُ السَّماء، فَهُمْ اَمانٌ لِاَهْلِ الْاَرْضِ کَما اَنَّ النُّجومَ اَمانٌ لِاَهلِ السَّماء، فَاِذا ذَهَبْتِ النُّجومُ طَویتِ السَّماءُ وَ اِذا ذَهَبَ اَهْلَ بَیْتی خَرَبْتَ الْاَرضَ و هَلَكَ الْعِباد.
اهلبیت من، همانند ستارگان آسماناند. آنان برای اهل زمین، مایۀ اماناند، چنانکه ستارگان، مایۀ امان آسمانیان هستند. همانگونه که وقتی ستارگان از بین میروند، آسمان درهم پیچیده میشود، هنگامی که اهلبیت من از بین بروند، زمین ویران، و مردم نابود میشوند.(1)
از امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) روایت شده کهفرمودند:
وَ اِنّی لَامانٌ لِاَهْلِ الْاَرضِ کَما اَنَّ النُّجُومُ اَمانٌ لِاَهلِ السَّماءِ.(2)
«من امان زمینیان هستم، همانگونه که ستارگان، امان آسمانیان هستند».
افزون بر آن، جابر جعفی میگوید: به امام باقر (علیه السلام) گفتم: به چه دلیل به پیامبر و امام نیاز است؟ امام (علیه السلام) در پاسخ فرمود: «برای اینکه جهان سالم بماند، زیرا هرگاه، پیامبر یا امامی در زمین باشد، خداوند (عزّ و جلّ) عذاب را از اهل آن دور میکند». خدای (عزّ و جلّ) فرمود: (و خدا درحالیکه تو میان آنانی، ایشان را از عذاب نمیکند). و پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «ستارگان امان اهل آسماناند و اهلبیت من، امان اهل زمینند. چون ستارگان بروند، ناخوشیها بر آسمانیان درمیآید وچون اهلبیتم بروند، ناخوشیهای زمینیان بر آنان فرود میآید».(1)
هر جامعهای برای حفظ تشکیلات خود و ادامۀ راه تا رسیدن به مقصد موردنظر، نیاز به وجود رهبری آگاه دارد تا اجتماع، تحتنظر و فرماندهی او در مسیر صحیح، حرکت کند.
امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) گرچه در غیبت است ولی وجود او عامل جدّی برای حفظ مکتب تشیّع است. او با آگاهی کامل از توطئههای دشمنان، به شیوههای مختلف مرزهای فکری شیعیان را پاسداری میکند و آنگاه که دشمن فریبکار با وسیلهها و ابزارهای گوناگون، اصول مکتب و اعتقادات مردم را نشانه میگیرد، با هدایت و ارشاد عالمان و برگزیدگان، راههای نفوذ او را میبندد. برای نمونه: عنایت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به شیعیان بحرین از زبان علامّه مجلسی (رحمه الله) میخوانیم:
حکایت: در زمان گذشته، فرمانروایی ناصبی بر کشور بحرین حکومت میکرد، وزیر او دشمنی شدیدی با شیعه داشت. روزی وزیر بر
1) . عللالشرایع، ص123؛ بحارالانوار، ج23، ص19.
فرمانروا وارد شد و اناری را بدست او داد، که بصورت طبیعی این واژهها بر پوست آن نقش بسته بود: «لا اله الا الله، محمد رسول الله، و ابو بکر و عمر و عثمان و علی خلفاءِ رسول الله». فرمانروا با دیدن آن بسیار شگفتزده شد و به وزیر گفت: این، نشانهای آشکار و دلیلی نیرومند بر بطلان مذهب تشیّع است، نظر تو درباره شیعیان بحرین چیست؟
وزیر گفت: به نظر من باید آنان را حاضر کنیم و این نشانه را به آنان نشان دهیم. اگر پذیرفتند که از مذهب خود دست برمیدارند وگرنه آنان را میان سه چیز مخیر میکنیم: 1) پاسخی قانع کننده بیاورند. 2) یا جزیه بدهند. 3) و یا اینکهمردانشان را میکشیم و زنان و فرزندانشان را اسیر میکنیم و اموالشان را به غنیمت میبریم.
فرمانروا رأی او را پذیرفت و دانشمندان و علماءِ شیعه را به نزد خود فراخواند. آنگاه انار را به آنان نشان داد و سه شرط فوق را به آنان پیشنهاد داد.
دانشمندان شیعه، سه روز از او مهلت خواستند. آنان پس از گفتگو و تبادل نظر فراوان به این نتیجه رسیدند که از میان خود، دهنفر از صالحان و پرهیزگاران بحرین را برگزینند. آنگاه از میان آن دهنفر، سهنفر را انتخاب نمودند. به یکی از آن سه نفر گفتند: تو امشب به صحرا برو و به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) استغاثه کن و از او، راه رهایی از این مصیبت را بپرس، زیرا او امام و صاحب ماست. آن مرد چنین کرد ولی موفّق، به زیارت حضرت نشد. شب دوم نیز نفر دوم را فرستادند. او نیز پاسخی دریافت نکرد. شب آخر، نفر سوم را که محمدبن عیسی نام داشت فرستادند. او به صحرا رفت و با گریه و زاری از حضرت درخواست کمک کرد. چون آخر شب شد، شنید مردی خطاب به او میگوید: ای محمدبن عیسی!
چرا تو را به این حال میبینم و چرا به سوی بیابان آمدهای؟ محمدبن عیسی از آن مرد خواست که او را به حال خود واگذارد. او فرمود: ای محمد بن عیسی، منم صاحب الزمان. حاجت خود را بازگو! محمدبن عیسی گفت: اگر تو صاحب الزمانی، داستان مرا میدانی و به گفتن نیاز نیست. فرمود:راست میگویی. تو به دلیل آن مصیبتی که بر شما وارد شده است، به اینجا آمدهای. عرض کرد: آری میدانید چه بر سر ما آمده و شما امام و پناه ما هستید. آن حضرت فرمود: ای محمدبن عیسی! در خانهیِ آن وزیر لعنة الله علیه، درخت اناری است. هنگامی که درخت انار تازه آورده بود، او از گِل قالبی به شکل انار ساخت. آن را نصف کرد و در میان آن این جملات را نوشت. سپس قالب را روی انار که کوچک بوده گذاشت و آن را بست. چون انار درمیان آن قالب بزرگ شد، آن واژهها بر روی انار نقش بست! فردا نزد فرمانروا میروی و به او میگویی که من پاسخ را در خانه وزیر میدهم. چون به خانه وزیر رفتید، پیش از وزیر به فلان اتاق برو! کیسهای سفید خواهی یافت که قالب گِلی در آن است. آن را به فرمانروا نشان بده. نشانۀ دیگر اینکه به فرمانروا بگو: که معجزۀ دیگر ما این است که چون انار را دو نیم کنید، جز دود و خاکستر چیزی در آن نیست.
محمدبن عیسی از این سخنان بسیار شادمان شد و به نزد شیعیان بازگشت. روز دیگر، آنان پیش فرمانروا رفتند و هرچه امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فرموده بود، آشکار گشت. فرمانروای بحرین با دیدن این معجزه به تشیّع گروید و دستور داد وزیر حیلهگر را به قتل رساندند.(1)
1) . بحارالانوار، ج52، ص178.
یکی دیگر از برکات وجود امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، تربیت فرد و جامعه است. از روایات اسلامی به دست میآید که در دوران غیبت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در زمانهای معینی، اعمال انسانها به آن حضرت عرضه میشود. این باور در ایجاد پروای الهی و خویشتنداری بر انجام کارها، نقش بسیار مهم و اساسی دارد.(1).
عبدالله بن ابان زیّات که نزد حضرت رضا (علیه السلام) از جایگاه خوبی برخوردار بود، از آن حضرت درخواست کرد برای او و اهلبیتش دعا کند. حضرت (علیه السلام) فرمود:
اَوَلَسْتُ اَفْعَلُ وَاللهِ اِنَّ اَعْمالَکُمْ لَتُعْرَضَ عَلَیَّ فی کُلِّ یَوْمٍ وَ لَیْلَةٍ
«مگر چنین نمیکنم؟ به خدا سوگند اعمال شما در هر روز و شب بر من عرضه میشود».
عبدالله بن ابان گفت: از این فرمایش حضرت شگفتزده شدم، حضرت در پاسخ فرمود:
«مگر کتاب خدای (عزّ و جلّ) را نخواندهای که فرمود: «وَقُلِ اعْمَلُواْ فَسَيَرَى اللّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ»(2)؟ و قال: هُوَ وَ اللهِ عَلیُّ بْنُ اَبی طالِب (علیه السلام) .
«و بگو هرکار میخواهید انجام دهید، پس به یقین خداوند، پیامبرش و مؤمنان عملتان را میبینند»؟ فرمود: به خدا سوگند! مقصود از او (مؤمن) علی بن ابی طالب است.(3)
بنابر آنچه بیان شد، اعمال مردم به نظر امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) میرسد. و آن بزرگوار از پس پرده غیبت شاهد و ناظر کارها است. این حقیقت اثر تربیتی بزرگی دارد و شیعیان را به اصلاح کارهای خود وامیدارد و از اینکه در برابر حجّت خداو امام خوبیها به زشتیها و گناهان آلوده شوند باز میدارد. البته هر اندازه توجه انسان به آن معدن صفا و پاکی بیشتر باشد، آئینه دل و جانش، صفای بیشتری مییابد و این روشنی و زلالی در گفتار و رفتار او آشکارتر میگردد.
پیشوایان معصوم (علیهم السلام) ، معلّمان و مربّیان اصلی جامعه هستند و مردم، همواره از سرچشمۀ زلال معارف ناب آن بزرگواران بهرهها بردهاند. در زمان غیبت نیز، اگرچه دسترسی مستقیم و استفاده همهجانبه از محضر امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ممکن نیست، ولی آن معدن علوم الهی به راههای مختلف، گره از مشکلات علمی و فکری شیعیان بازمیکند. در دوره غیبت صغری، بسیاری از سؤالات مردم و علماء از طریق نامههای امام که به توقیعات مشهور است پاسخ داده میشد.(1)برای نمونه:
1- امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در جواب نامۀ اسحاق بن یعقوب و سؤالهای او نوشته است: «خداوند تو را هدایت کند و ثابتقدم بدارد، اما اینکه دربارۀ منکران از خاندان و عموزادگان سؤال کردی، بدان که بین خدا و هیچکس خویشاوندی نیست و کسی که مرا انکار کند از من نیست و عاقبت او همانند پسر نوح است ... و اما اموالی که برای ما فرستادی از
1) . ر.ک: کمال الدین و تمام النعمه، ج2، ص235 - 286.
آنرو میپذیرم که پاکیزه و طاهر است ... و کسی که اموال ما را حلال شمرده و آن را بخورد همانا آتش خورده است ... و چگونگی استفاده از من، ماننده بهرهمندی از خورشید پشت ابر است و من امان مردم روی زمین هستم، همانطوری که ستارگان امان اهل آسمان هستند. و از اموری که سودی برایتان ندارد پرسش نکنید و خود را در آموختن آنچه از شما نخواستهاند به زحمت نیاندازید و برای تعجیل فرج بسیار دعا کنید که همان فرج شماست. سلام بر تو ای اسحاق بن یعقوب و سلام بر هر کسی که پیرو هدایت است».(1).
2- میر علّام یکی از شاگردان مقدس اردبیلی،(2)چنین میگوید:
نیمه شبی در نجف اشرف در صحن مطهر حضرت علی (علیه السلام) بودم ناگاه شخصی را دیدم که به سمت حرم میرود، به سوی او رفتم چون نزدیک شدم، دیدم که شیخ و استاد ملا احمد مقدس اردبیلی است. خود را از او پنهان کردم. نزدیک حرم شد درحالیکه در بسته بود، ناگاه دیدم در گشوده شد و داخل حرم گردید! و پس از مدتی کوتاه از حرم خارج شد، و به سمت کوفه متوجه گردید. به دنبال او روانه شدم به طوری که مرا نمیدید تا آنکه داخل مسجد کوفه گردید و در نزد محرابی که امیرالمؤمنین (علیه السلام) در آن ضربت زدند قرار گرفت و مدتی در آنجا درنگ کرد. سپس برگشت و از مسجد بیرون رفت و به سمت نجف متوجه گردید من همچنان دنبال او بودم تا آنکه به مسجد حنانه رسید، ناگاه بدون اختیار سرفهام گرفت، چون صدای مرا شنید برگشت و نگاهی به
من کرد و مرا شناخت. فرمود: میر علام هستی؟ گفتم: آری! گفت: اینجا چه میکنی؟ گفتم: از آن زمان که داخل حرم حضرت علی (علیه السلام) شدی تا حال با شما هستم. شما را به حق این قبر قسم میدهم که سرّ این واقعه را که امشب ازشما مشاهده کردم به من خبر دهید! فرمود: به شرط آنکه تا من زنده هستم آن را به کسی نگویی! چون به او اطمینان دادم فرمود: گاهی برخی مسائل بر من مشکل میشود، برای حل آن به امیرالمؤمنین (علیه السلام) متوسل میشوم. امشب نیز مسألهای برای من مشکل شد و در آن فکر میکردم، ناگاه به دلم افتاد که باز خدمت آن حضرت روم و سؤال کنم. چون به حرم مطهّر رسیدم چنان که دیدی درِ بسته بر من گشوده شد. پس داخل شده و به خدا نالیدم که جواب از حضرت دریابم، ناگاه از قبر مطهر ندایی شنیدم که فرمود: به مسجد کوفه برو و از قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) سؤال کن زیرا که او امام زمان توست. پس به نزد محراب (مسجد کوفه) آمدم و از آن بزرگوار سؤال کرده و جواب شنیدم و اکنون به منزل خود میروم.(1)
یکی از آموزههای قطعی معارف اسلامی این است که، امام (اعم از انبیا و اوصیای آنان) از آغاز آفرینش انسان تا پایان جهان، واسطۀ فیض الهی و مجری مقدّرات اوست. از اینرو، همه ساله در شب قدر، ملائکه و روح به محضر امام شرفیاب میگردند. این برکت وجودی امام معصوم (علیه السلام) در آینۀ کلام پیشوایان دین اینگونه شاهدیم: رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) دراینباره فرمودند:
1) . بحارالانوار، ج52، ص174.
آمِنوا بِلَیْلَةِ الْقَدْرِ، اِنَّما تَکونُ لِعَلِیِّ بْنِ اَبی طالِبٍ وَ لِوُلْدِهِ الْاَحَدَ عَشَرَ مِنْ بَعْدِی.(1)
«به شب قدر، ایمان آورید. آن شب، پس از من از آن علی بن ابیطالب و فرزندان یازدهگانۀ اوست».(2)
افزون بر آن، امام علی (علیه السلام) درباره این حقیقت به ابن عباس فرمودند:
اِنَّ لَیْلَة الْقَدْرِ فی کُلِّ سَنَةٍ، وَ اِنَّهُ یَنْزِلُ فی تِلْكَ اللَّیْلَةِ اَمْرُ السَّنَةِ، وَ لِذالِكَ الْاَمْرِ وُلاةُ بَعْدَ رَسوُلِ اللهِ (صلی الله علیه و آله) ، فَقالَ اِبن عباسٍ: مَنْ هُمْ؟ قالَ: اَنَا وَ اَحَدَ عَشَرَ مِنْ صُلْبی اَئِمَةٌ مُحَدِّثُونَ.
امیرمؤمنان (علیه السلام) به ابن عباس فرمود: «شب قدر در هر سال هست. در آن شب، برنامۀ سال فرود میآید و پس از پیامبر خدا، آن برنامه را عهدهدارانی است». ابن عباس گفت: آنان کیانند؟ فرمود: «من و یازده نفر از نسل من، پیشوایانی محدِّث [که از عالم غیب با آنان سخته گفته میشود]».
بنابر آنچه بیان شد، امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) واسطۀ فیض خداوند تبارک و تعالی بر انسانها هستند و مقدّرات سال آنها در شب قدر توسط ملائکه و روح تحویلامام هر زمان داده میشود، چنانچه در تفسیر قمّی در تبیین آیه 4 سوره قدر آمده: فرشتگان و روحالقدس بر امام زمان فرود میآیند و آنچه از این کارها نوشتهاند، به وی تحویل میدهند.(3)
بدون شکّ باور به امام غایب (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، سبب امیدواری مسلمانان به آینده روشن میشود. این امیدواری، از بزرگترین اسباب موفقیّت و پیشرفت است. جامعه شیعی، طبق باور خویش به وجود امام شاهد و زنده، همواره منتظر ظهور آن حضرت است. اگرچه او را در میان خود نمیبیند، امّا خود را یگانه و جدا از او نمیداند. باری، امام پنهان، همواره مراقب حال و وضع شیعیان است و همین مسأله باعث میشود، پیروانشان به امید لطف و عنایت حضرتش، برای رسیدن به وضع مطلوب جهانی تلاش کند. به بیان دیگر، امام (علیه السلام) (اگرچه غایب) نقطه اتکایی است که پیروان خود را در ورطههای نابودی و ناامیدی در حمایت و پناه خود میگیرد و بسان پناهگاهی مطمئن پیروان خود را به تلاش و کوشش در راه رشد و تعالی وامیدارد. بنابراین، حالت امید و انتظار بهآینده از فواید دیگری است که بر وجود آن حضرت مترتب است. بدون تردید جامعهای که به پیشوای زنده، اگرچه غایب، معتقد است، همواره از فروافتادن در ناامیدی در امان خواهد بود، و شکی نیست جامعهای که دچار ناامیدی شده رو به انحطاط خواهد رفت. امروزه جامعه شیعی، استواری، پویایی و شادابی خود را مرهون این باورمندی میداند که از فواید آن امام پنهان به حساب میآید.
افزون بر آنچه بیان شد، اوضاع نابسامان جهان و سیل بنیانکن ستم و بیداد، خیرخواهان بشریّت را نگران کرده است، به گونهای که ممکن است گاهی در اصل قابلیت اصلاح بشر تردید کنند. در این صورت، یگانه روزنۀ امیدی که برای بشر باز میماند، و یگانه بارقۀ
امیدی که در این جهان ظلمتزده، امیدآفرینی میکند، همان انتظار فرج و فرا رسیدن عصر سراسر عدلِ حکومت توحید و اجرای دستورات الهی است.(1)
همه هست آرزویم که به بینم از تو رویی *** چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی
به کسی جمال خود را ننمودهای و بینم *** همه جا به هر زبانی بُوَد از تو گفتگویی
غم و در و رنج و محنت، همه مستعدّ قتلم *** تو ببُر سر از تن من، ببر از میانه گویی
همه خوش دل این که مطرب بزند به تار چنگی *** من از آن خوش که چنگی بزنم به تار مویی
چه شود که راه یابد سوی آب تشنه کامی؟ *** چه شود که کام جوید ز لب تو کامجویی؟
شود این که از ترحّم، دمی از سحاب رحمت *** من خشک لب هم آخر ز تو تر کنم گلویی
بشکست اگر دل من به فدای چشم مستت *** سر خمّ می سلامت شکند اگر سبویی
همه موسم تفرّج به چمن روند و صحرا *** تو قدم به چشم من نه، بنشین کنار جویی
نه به باغ ره دهندم که گلی بکام بویم *** نه دماغ این که از گل شنوم به کام، بویی
1) . درسنامۀ مهدویت، ج2، ص62 و 63.
ز چه شیخ پاکدل سوی مسجدم بخواند *** رُخ شیخ و سجدهگاهی سرِ ما و خاک کویی
نظری به سوی «رضوانی» دَردمند مسکین *** که به جز درت امیدش نبود به هیچ سویی(1)
بدون شک امام معصوم (علیه السلام) از هر پدری و مادری مهربانتر است و در همهحال، خوبی بندگان خدا، بویژه مؤمنان را میخواهد، ازاینرو برای موفقیّت آنها و نیز دوری از مصیبتها و مشکلات از آنها دعا میکند. موعود بزرگ جهانیان و قبلۀ آمال مسلمانان و محبوب دلهای شیعیان، همواره بر حال مردم نظر دارد و غیبت آن خورشید مهربانی، مانع از آن نیست که پرتو زندگیبخش و نشاطآفرین خود را بر جانهای مشتاق نتاباند و آنها را بر خوان کرم و بزرگواری خویش، مهمان نکند. آن ماه منیر دوستی و مهرورزی، پیوسته غمخوار شیعیان و دستگیر مددجویان آستان حضرتش بوده است. گاهی بر بالین بیماران حاضر گردیده و دست شفابخش خویش را مرهم زخمهای آنها قرار داده است و زمانی دیگر، به گمشدگان در بیابانها عنایت فرموده و واماندگان در وادی تنهایی و بیکسی را یار و یاور و راهنما گشته است و در لحظههای سرد ناامیدی، دلهای منتظر را گرمی امید بخشیده است. او که باران رحمت الهی است، در همهحال، بر کویر تفتیده جانها باریده و با دعای خیر خود برای شیعیان، سبزی و خرّمی را به ارمغان آورده
1) . خوشههای طلایی، ص201؛ دانشنامۀ مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، ج10، ص183 - 185.
است. آن سجّادهنشین آستان حضرت دوست، دستهایخویش را گشوده و برای من و شما اینچنین خواسته است:(1)
«یا نُور النُّورِ، یا مُدَبِّرَ الْاُمُورِ، یٰا بٰاعِثَ مَن فِی الْقُبُورِ، صَلِّ عَلیٰ مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّدْ وَ اجْعَلْ لی وَ لِشیعَتی مِنَ الضَّیْقِ فَرَجاً، وَ مِنَ الْهَمِّ مَخْرَجاً وَ اَوْسِعْ لَنَا الْمَنْهَجَ وَ اطْلِقْ لَنا مِنْ عِندَكَ مٰا یُفَرِّجُ وَ افْعَلْ بِنا مٰا اَنْتَ اَهْلَهُ یا کَریم.(2)
ای روشنایی نور، ای تدبیرکنندۀ کارها، ای زنده کنندۀ مردگان، بر محمد و خاندان او درود فرست و برای من و شیعیان من در تنگناها گشایشی قرار ده و از غم و اندوه راه چارهای باز کن، و راه هدایت را بر ما وسعت بخش و راهی که در آن گشایش ماست به روی ما بگشا، و آنچنان که تو شایستۀ آن هستی با ما رفتار کن».
از شمار برکات وجود امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) یکی هم، یاری استمدادکنندگان است. این یاری گاهی توسط خود، گاهی هم از سوی ملازمان و اولیای آن حضرت صورت میگیرد، یا در هنگام ملاقات و یا با ارادۀ آن امام همام انجام میگردد. بدون تردید، انسانهای بسیاری که دچار مشکلات و سختیها بودهاند از طریق توسل و استمدادجویی به ساحت مقدّس آن حضرت (علیه السلام) نجات یافتهاند. این حقیقت در کلام خود آن حضرت (علیه السلام) اینگونه بیان گردیدهاست:
طبق نقل مرحوم طبرسی از سوی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نوشته و توقیعی
که برای شیخ مفید صادر شده است که در آن نکتههای ارزشمندی دربارۀ فایدۀ یادشده است. آنجا میخوانیم:
«اِنّا غَیْرُ مُهْمِلینَ لِمُراعٰاتِکُمْ وَ لا ناسینَ لِذِکْرِکُمْ وَ لَوْلا ذالِكَ لَنَزَلَ بِکُمُ الأَوَاءُ وَ اصْطَلَمَکُمُ الْاَعْداءُ فَاتَّقُوا اللهَ جَلَّ جَلالَهُ ... (1)
ما در رعایت احوال شما کوتاهی نمیکنیم و شما را فراموش نمینمائیم. اگر اینچنین نبود، شرّ و بدی بر شما نازل میشد و دشمنان بر شما چیره میگشتند، پس تقوای الهی پیشه کنید ... ».
حکایت: شیخ علی اکبر طهرانی ساکن مشهد مقدّس، برای شیخ علی اکبر نهاوندی در خانۀ ایشان در سامرّا در ربع آخر سدۀ چهاردهم حکایت کرده است: خبر داد شیخ عالم متّقی، شیخ محمد تقی تربتی که از اکابر فضلا و علمای اخلاق و از تلامذۀ علّامه رشتی میرزا حبیب الله و مجاز از ایشان بود، فرمود: خبرداد ما را بعض از سادات مریدین متدیّنین از تلامذۀ من از اهل تربت و گفت: در وقت مراجعت حقیر از زیارت عتبات عالیات، خارج شدم از خانقین و با یکی از طلّاب، پیاده عقب قافله رو به قصرشیرین میرفتیم و من از شدت عطش و تعب از راه رفتن عاجز شدم و با زحمت زیاد خود را به قافلهرساندیم. دیدیم قافله را دزدها غارت کردهاند و اموالشان را بردهاند و بعضی مجروح در بیابان افتادهاند و محملها شکسته است و روی زمین افتاده است. من و رفیقم به کناری رفتیم و بر تلّی بالا رفتیم در حالت نهایت ترس، ناگاه، سیّد جلیلی را دیدیم که باماست و بعد از ادای تحیّت در بین ما، هفتدانه خرمای زاهدی به من داد و فرمود: «چهار عدد آنها را خودت
1) . الاحتجاج، ج2، ص495.
بخور و سه دانه آن را به شیخ بده». چون خرماها را خوردیم، عطش ما رفع شد، سپس فرمود: «این دعا را بخوانید به جهت نجات و حفظ از شرّ دزدها: اللهم اِنی اخافك و اخاف ممّن یخافك و اعوذ بك ممّن لا یخافك؛ خدایا، بدرستی که من از تو میترسم و از هرکس که از تو میترسد در هراسم، و پناه میبرم به تو از هر کسی که از تو نمیترسد».
و راه میرفتیم با آن سیّد و نرفتیم مگر مقدار کمی. پس ناگاه اشاره کرد و فرمود: «این منزل است». پس نظر کردیم دیدیم که منزل، پایین آن تلّ است و چون وارد شدیم، خواب ما را فرا گرفت، از شدّت تعبی که گم شده بودیم و ملتفت آنچه برای ما اتفاق افتاده بود، نبودیم. چون بیدار شدیم، متنبّه به قضیه شدیم و برای ما روشن شد که ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بوده است.(1).
از شمار فواید و برکات وجود امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، در زمان غیبت، کادرسازی و هدایت نیروهای مستعد برای قیام و انقلاب جهانی خویش از طریق هدایت باطنی و قلبی است.
امام و حجّت خدا وظیفه رهبری و هدایت مردم را به عهده دارد و در تلاش است افرادی که آماده دریافت نور هدایت او هستند، راهنمایی کند. برای انجام این مأموریت الهی، گاهی آشکارا و بیپرده، با انسانها ارتباط برقرار میکند و با گفتار و کردار زندگیساز خود، راه سعادت و بهروزی آنها را نشان میدهد، و زمانی دیگر با استفاده از قدرت ولایت
1) . العبقری الحسان فی احوال مولانا صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، ج1، ص117؛ دانشنامۀ امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، ج5، ص164.
خود که نیرویی غیبی و الهی است در درون قلبها اثر میگذارد و با توجهی ویژه و عنایتی خاص، دلهای آماده را مایل به خوبیها و زیباییها میکند و راه رشد و کمال آنها را هموار میسازد. در این بخش به حضور ظاهری امام و ارتباط مستقیم با او نیازی نیست، بلکه هدایتها از راههای درونی و ارتباطات قبلی انجام میگیرد.(1)این فایدۀ مهم امام و حجّت خدا، در کلام شیوای امام علی (علیه السلام) اینگونه میخوانیم میفرمایند:
«خداوندا، جز این نیست که باید حجّتی از سوی تو در زمین باشد تا خلق را به سوی آئین تو رهنمون گردد ... و اگر وجود ظاهری او پنهان از مردم باشد، ولی بیشک تعالیم و آداب او در دلهای مؤمنین پراکنده است و آنها براساس آن عمل میکنند».(2)
افزون بر آن، در فرازی از زیارت روز جمعۀ آن حضرت میخوانیم:
اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا نُورَ اللهِ الَّذِی یَهْتَدِی بِهِ الْمُهتَدونَ، وَ یُفَرَّجُ بِهِ عَنِ الْمُؤمِنینَ(3)
«سلام بر تو ای نور خدا که راهجویان بدان راهنمایی و هدایت شوند و به وسیلۀ او از کار مؤمنان گشایش شود».
بنابر آنچه بیان شد، امام غایب از طریق همین هدایتها به کار نیروسازی برای قیام و انقلاب جهانی، همّت میگمارد. و آنان که شایستگیهای لازم را دارا باشند تحت تربیت ویژه امام، برای حضور در رکاب آن حضرت آماده میشوند و این یکی از برنامههای امام غایب (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است که به برکت وجود او انجام میشود.
در برخی روایات، برکات وجود امام غایب را به برکات خورشید پشت ابر تشبیه شده است که، به انواع برکات عام وجود امام اشاره دارند. برای نمونه:
1- جابر بن عبدالله انصاری از پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) پرسید: آیا شیعیان در زمان غیبت قائم از وجود مبارک او بهرهمند میشوند؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله) در پاسخ فرمودند:
«اَیْ وَ الَّذِی بَعَثَنی بِالنُّبُوَةِ اِنَّهُمْ یَسْتَضِیئُون بِنُورِهِ وَ یَنْتَفِعونَ بِوِلایَتِهِ فی غَیبَتِهِ کَانْتِفاعِ النّاسِ بِالشَّمسِ وَ اِنْ تَجَلَّلَها سَحابٌ. یا جابِرُ، هَذا مِن مَکنُونِ سِرِّاللهِ وَ مَخْزونِ عِلْمِهِ. فَاکْتُمْهُ اِلّا عَنْ اَهْلِهِ.(1)
آری، سوگند به خدایی که مرا به نبوّت برانگیخت! آنان در غیبت او، از نورش روشنایی میگیرند و از ولایت او، بهرهمند میشوند، همانند بهرهمندی مردم از خورشید، اگرچه ابرها چهرۀ آن را بپوشانند. ای جابر! این از اسرار پوشیدۀ خداوند و از علوم ذخیره شده او است. آن را مخفی کن، مگر از اهلش».
2- سلیمان بن اعمش از امام صادق (علیه السلام) و او از امام باقر (علیه السلام) و او از امام سجاد (علیه السلام) نقل کرده که فرمود: «زمین از آفرینش آدم تاکنون و تا همیشه تاریخ، از حجّت خدا خالی نخواهد بود، خواه حجّت حق، آشکار و ظاهر و شناخته شده باشد یا بنا به مصلحتی، نهان و پوشیده. تا رستاخیز نیز چنین خواهد بود که اگر جز این باشد، خداییگانه
1) . کمال الدین، ج1، ص253.
پرستیده نمیشود». سلیمان میگوید: گفتم: سرورم، مردم چگونه از امام غایب بهرهمند میشوند؟ حضرت فرمود: «همانگونه که از خورشید زمانی که ابرها آن را میپوشاند، بهره میبرند».(1)
3- افزون بر آن، در توقیع مبارکی که از سوی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) برای اسحاق بن یعقوب صادر شده است آمده: ... وَ اَمّا وَجْهُ الْاِنْتِفاعِ بِی فِی غَیْبی فَکَالْاِنتِفاعِ بِالشَّمْسِ اِذا غَیَّبَتْها عَنِ الْاَبْصارِ السَّحابُ ... ؛(2)
« ... وَ اما چگونگی بهرهمندی از من در عصر غیبتم، درست همانند بهرهمندی، از خورشید است، هنگامی که ابرها آن را از چشمها بپوشاند ... ».
یقیناً این تشبیه از روی حکمت بوده است. ازاینرو اندیشمندان شیعه نکتههای ارزشمندی درباره آن، یادآور شدهاند. برخی از آنها به قرار زیر است:
یکم) خورشید، در منظومۀ شمسی محور و مرکز است. امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیز در منظومۀ زندگی انسانها محور و اساس است.
دوم) خورشید، در مجموعۀ هستی دارای فواید بیشماریاست که فقط یکی از آنها نورافشانی است. امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیز در نظام آفرینش دارای فواید بیشماری است که فقط اندکی از آن، وابسته به آشکاری اوست.
سوم) ابر، فقط چهره خورشید را بر زمینیها میپوشاند، ولی هرگز زمین را تاریک نمیکند. پرده غیبت نیز فقط انسانها را از دیدار مستقیم
حضرت محروم میکند و هرگز مانعی بر نورافشانی او بر مردمان نخواهد بود.
چهارم) ابری شدن از عوارض زمین و زمینیان است نه خورشید، غیبت نیز نتیجۀ رفتار ناشایست انسانهاست.
پنجم) ابر، فقط برای کسانی مانع است که زیر آن باشند. اگر کسی بر جاذبه زمین غالب شد و از ابرها بالا رفت، دیگر ابر مانع او نخواهد بود. در غیبت نیز اگر کسی بر جاذبههای دنیایی چیره و غالب شد و آنسان که شایسته است، تعالی یافت، ممکن است از پرده غیبت فراتر رفته به دیدار آن خورشید پنهان نایل شود.
ششم) در بهرهمندی از خورشید، میان افرادی که خورشید را باور کردهاند با افرادی که منکر او هستند تفاوتی نیست. در بهرهمندی از فواید تکوینی امام نیز بین منکر و قائل به امام فرقی نیست.
هفتم) فقط مردمی در انتظار راستین کنار رفتن ابرها به سرمیبرند که به فواید خورشید آگاهی کامل دارند. در دوران غیبت نیز معرفت به امام، باعث حقیقیتر شدن انتظار میشود.
هشتم) فقط انسانهای نابینا از نورافشانی خورشید محرومند، همانگونه که فقط انسانهای کوردل، منکر نور وجود پیشوای معصوم و از آن بیبهره هستند.
نهم) میزان بهرهمندی موجودات از آفتاب عالمتاب در زمانی که چیزی حایل نباشد بیشتر و کاملتر است، امّا این بدان معنا نیست که وجود پرده بر روی خورشید، تمام یا بیشتر بهرهمندیها را از بین ببرد، بلکه مانع، فقط برخی از فواید را از میان برده یا کم میکند.
دهم) وجود امام در پس پرده غیبت، به همان میزان مفیداست که
وجود او در زندانهای حاکمان ستمگر دارای فایده بود. البته بین زندان غیبت و زندان حاکمان مستبد، تفاوتهای فراوانی است، ولی هر دو به نوعی مانع رسیدن فیض کامل امام به عالم وجود و انسانها میشوند.
فشرده سخن اینکه مسألۀ غیبت، فلسفه ضرورت وجود امام معصوم (علیه السلام) را نقض نمیکند، زیرا امام معصوم درحال غیبت وجود دارد و فواید او هم به دیگران میرسد. فقط بخشی از فواید او است که در اثر تقصیر خود مردم در حالغیبت به آنان نمیرسد، ولی وجود او حجّت بر همگان تمام کرده است و این، خود مردم هستند که میبایست با ایجاد آمادگی شرایط برای ظهور آن حضرت فراهم کنند.(1)
بعضی اشکال کردهاند که شیعه امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را کسی میداند که در آینده برای اصلاح دنیا و برپاداشتن عدل و داد ظهور کند. پس امام، امام آینده است نه امام زمان! درحالیکه اگر خدا بخواهد کسی را برای اصلاح جهان بشری برانگیزد و در آینده به وسیله او جهان را از نور و عدالت پر کند، چه حاجت داشته که از هزار سال پیش کسی را ذخیره برای قرنهای بعد نماید؟ مگر نمیتوانسته (نعوذبالله) که در وقت لازم چنین انسان و پیشوایی را بوجود آورد؟(2)
پاسخ: علّامه طباطبایی (رحمه الله) میفرماید:
نگاه برخاسته از براهین عقلی و نقلی شیعه به امامت به گونهای است که هیچ زمانی را از وجود او خالی نمیداند، و این تهمت ناروایی است که کسی بگوید شیعه امامت را بهمعنای بسط عدل و داد گرفته است. بلکه شیعه یکی از وظایف امام را اجرای عدالت و هدایت ظاهری بشر میدانند و لذا در ظهور امام غایب به بسط عدل و دادش میباشند، و هرگز امامت را در این معنا خلاصه نمیکنند.(1)
بعلاوه لازمه قدرت مطلقه و توانایی خدای متعال این است که هم کار تدریجی و مهلتدار و هم کار دفعی و فوری و بیمهلت انجام دهد ... آنگاه باید گفت که اشکال، مشترک الورود است و این نویسنده انگشت روی هر پدیدهای بگذارد و به هر موجودی اشاره کند، همه آفریده و مخلوق خدایند و تکوّن هر موجود مفروضی چون تدریجی است با قدرت مطلقه خدا نمیسازد. چرا خدا آسمان ها و زمین را در شش روز آفرید نه یک لحظه؟ چرا تکوّن نبات و حیوان تحقق تدریجی دارد نه یک لحظه؟ چرا نطفه انسان در نُه ماه انسان تام میشود نه در یک لحظه؟ چرا انواع معادن که انسان امروز به استخراج آنها توانا شده و میکند، در هزارها سال قبل در شکم خاک برای بشر امروز ذخیره شده؟ درحالیکه میفرماید: هر آنچه را که در زمین هست برای شما آفرید.(2)و(3)
اشکال دیگری که در این زمینه کردهاند این است که خداوند امام را برای اتمام حجت بر انسانها میفرستد، درحالیکه امام غائب نمیتواند اتمام حجت محسوب شود، زیرا وی در اختیار مردم نیست تا حجت بر مردم تمام شود. لذا مردم گمراه میتوانند در روز قیامت، غیبت امام را عذر گمراهی خود قرارداده و به خداوند اعتراض کنند.(1)
پاسخ: علّامه طباطبایی (رحمه الله) میفرماید: اولین جواب به این اشکال این است که اتمام حجت به معنای ارتباط مستقیم و رودررو با حجت خدا نیست. بلکه در بسیاری از زمانها، مبلغین ونمایندگان انبیاء و حجتهای الهی، معارف را به مردم میرسانده و حجت را بر آنان تمام میکردهاند، و به طور کلی سیره پیامبران نیز چنین بوده است.
با این بیان روشن میشود که غیبت امام نمیتواند به معنای عدم اتمام حجت بر مردم باشد، بلکه هرکس به هر اندازه که از راه آثار امام و از طریق نواب خاص و عام به حقیقت پی ببرد، حجت بر او تمام است و کسانی که به هیچ وجه معارف الهی به آنها نرسیده و از این امور محروم بودهاند و توان دستیابی بهآن را نیز نداشتهاند، در جرگه مستضعَفین خواهند بود که خداوند درباره آنها فرموده است: «إِلاَّ الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ لاَ يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَلاَ يَهْتَدُونَ سَبِيلاً»؛(2)مگر مردان و زنان و بچگانی که حیلهای نمییابند و به راهی هدایت نمیپذیرند.(3)
بعلاوه اگر امروز امت اسلامی دسترسی به امام معصوم ندارد، تقصیر خود اوست؛ زیرا این امت اسلامی بود که به سوءِ اختیارش و با اعمال زشتی که انجام داد و امروز هم ادامه دارد، خود را از امام معصوم بیبهره کرد، و این محرومیت مستند به خدا و رسول نیست، تا گفته شود با غیبت امام حجت تمام نمیشود. این گفتار مثال این میماند که امتی پیامبر خود را به دست خود بکشند، آنگاه به درگاه خدا عذر بخواهد، که اگر به دستور تو و پیامبرت عمل نکردم برای این بود که پیامبرت در بین ما نبود و نمیتوانستیم از او اطاعت کنیم.(1)
از آنجا که شیعه معتقد است که در زمان غیبت، کلام و فتاوای فقهاء و محدثین حجت است و مردم موظفند به آنهامراجعه کنند، لذا با وجود حجیّت قول فقهاء و محدثین نیازی به وجود و امامت امام غایب نیست.(2)
پاسخ: جواب این اشکال این است که خود حجّیت قول فقهاء و محدثین که در روایات است، متوقف به وجود امام است وگرنه امام همان محدث و فقیه بود.(3)توضیح اینکه به اعتقاد شیعه، فقهای عادل در عصر غیبت، حجتهای امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بر مردم میباشند، چنانکه امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) حجت خدا بر آنان میباشد. چنانچه خود حضرت فرمود: وَ اَمَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَةُ فَارْجِعُوا فِیهَا اِلَی رُوَاةِ حَدِیثِنا فَاِنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیْکُمْ وَ اَنَا حُجَّةُ اللهِ
عَلَیْهِمْ؛ در پیشآمدها به روات و علمای احادیث مراجعه کنید، زیرا آنها حجت من بر شما، وَ من حجت خدا بر آنها میباشم.(1)
بنابراین، حجت بودن فقهاء در عصر غیبت، در طول حجت بودن امام معصوم (علیه السلام) است و نه در عرض آن. یعنی امام معصوم و موجود حجت اصلی ما و فقهای عادل حجتهای بدلی و فرعیاند. و روشن است که فرع مبتنی براصل میباشد و معنا ندارد که جایگزین آن شود.(2)
عکس تو را به صفحه پندارمیکشم *** عمری بود که حسرت دیدار میکشم
بر صفحۀ سیاه خیالم جمال توست *** یا ماه را به لوح شب تار میکشم
تا نقش بارگاه تو افتد به دیدهام *** گردن به حسرت از پس دیدار میکشم
جویم اگر به رهگذری، خاک پای تو *** چون سرمهای به دیدۀ خونبار میکشم
لذت برم به راه تو ای گل ز نیشها *** نوش است اگر منّت صد خار میکشم
صحبت بدون یاد تو لذّت نمیدهد *** زین روی، پای ز مجلس اغیار میکشم
یکبار اگر نگاه محبت به من کنی *** فریاد شوق از دل، صدبار میکشم
بودم پی گناه و تو چون سایه برسرم *** عمری بود خجالت این کار میکشم
جای گنه به دوش دلم کی بود «حسان» *** تا بار حسرت و غم دلدار میکشم(1)
1) . یار غایب از نظر، ص72 (سروده حبیب چایچیان).
اندیشه «مهدویت» در اسلام ریشه قرآنی دارد و این کتاب آسمانی، با قاطعیت تمام، پیروزی نهایی «حقّ» بر «باطل» را به تمامی انسانها نوید داده است. قرآن دربارۀ ظهور و قیام حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به صورت کلی بحث کرده و بشارت به تشکیل حکومت عدل جهانی و پیروزی صالحان داده است. مفسران شیعه و برخی از مفسران اهل سنّت، اینگونه آیات را به استناد روایات اهلبیت (علیهم السلام) و نظرات دانشمندان اسلامی، مربوط به حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دانستهاند.(1)
برخی از اندیشوران در پژوهش قرآنی خویش بیش از دویست آیه از قرآن کریم را بررسی نموده که تفسیراً و تأویلاً یا اَتم و اکمل مصداق آن، حضرت بقیة الله (عجل الله تعالی فرجه الشریف)میباشد و اکثر دانشمندان شیعه و سنی آن را نقل نمودهاند.(2)
در این بخش برخی از آیات وحی که صراحت بیشتری دربارۀ امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و قیام او دارد بیان مینمائیم:
خدای متعال در قرآن میفرماید:
«وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ»؛(1)
«و همانا، در زبور پس از ذکر نوشتیم که زمین را بندگان شایستۀ من، به ارث خواهند برد».
در تفسیر آیه شریفه از امام باقر (علیه السلام) نقل شده است:
هُمْ آلُ مُحَمَّدِ یَبْعَثُ اللهُ مَهْدِیَهُمْ بَعْدَ جَهْدِهِمْ فَیَعِزُّهُمْ وَ یَذِلُّ عَدُوَّهُمْ.(2)
«این بندگان صالح، همانا آل محمّد هستند که خداوند مهدی آنان را پس از کوشش ایشان مبعوث میکند. پس ایشان را عزّت داده، دشمنانشان را ذلیل خواهد کرد».
نکات مهم آیه:
با توجه به اضافه شدن بندگان به خدا در آیه شریفه، ایمان و توحید آنان روشن میشود و با توجه به کلمه «صالحون»، همۀ شایستگیها به ذهن میآید مانند: عمل و تقوا، علم و آگاهی، قدرت و قوت، تدبیر و نظم و درک اجتماعی
هنگامی که بندگان باایمان، این شایستگیها را برای خود فراهم سازند، خداوند نیز یاری میکند تا آنان بر مستکبران غلبه یابند، دستهای آلودۀشان را از حکومت بر روی زمین کوتاه کنند و دارندۀ میراث آنها گردند.
بنابراین، تنها «استضعاف» دلیل بر پیروزی بر دشمنان و حکومت بر روی زمین نیست، بلکه وجود ایمان و کسب شایستگیها بایسته است و مستضعفان جهان تا زمانی که این دو اصل را زنده نکنند، به حکومت روی زمین نخواهند رسید.(1)
باید دانست تمام این حکومتها، برخلاف جهت آفرینش و قوانین جهان خلقت است و آنچه با آن هماهنگ است، همان حکومت صالحان باایمان است. نظام آفرینش، دلیل روشنی بر پذیرش یک نظام صحیح اجتماعی در آینده است و اینهمان چیزی است که از آیه یاد شده و احادیث مربوط به قیام مصلح بزرگ جهانی استفاده میشود.(2)
خدای متعال میفرماید:
«وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ»؛(3)
و خواستیم بر کسانی که در آن سرزمین فرودست شده بودند، منّت نهیم و آنان را پیشوایان (مردم) گردانیم و ایشان را وارثان زمین کنیم.
نکات مهم آیه:
اینکه سرانجام، جهان از آنِ شایستگان خواهد شد.
آیه یادشده، هرگز از یک برنامۀ موضعی و خصوصی مربوط به بنیاسرائیل سخن نمیگوید، بلکه بیانگر یک قانون کلی برای همۀ عصرها و قرنهاست. این بشارتی در زمینه پیروزی حق بر باطل و ایمان بر کفر است. نمونه کاملترآن حکومت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) و یاران آن حضرت بعد از ظهور اسلام بود.
گستردهترین نمونه آن نیز، ظهور حکومت حق و عدالت در تمام کره زمین به دست حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) خواهد بود.
این آیه از جمله آیاتی که به روشنی تمام، بشارت به «ظهور» چنین حکومتی میدهد. ازاینرو اهلبیت (علیهم السلام) در تفسیر آن به ظهور بزرگ اشاره کردهاند. از امام علی (علیه السلام) در نهجالبلاغه آمده است:
لِتَعطِفَنَّ الدُّنیا عَلَیْنا بَعْدَ شِماسِهَا عَطْفَ الضَّ-رُوسِ عَلَى وَلَدِهَا وَ تَلَا عَقِيبَ ذالِكَ «وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ»؛(1)
دنیا پس از چموشی و سرکشی، همچون شتری که از دادن شیر به دوشندهاش خودداری میکند و برای بچهاش نگهمیدارد، به ما روی میآورد ... سپس آیه (و نرید ان نمن ... ) را تلاوت فرمود.
خدای متعال میفرماید:
«وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الْأَرْضِ
1) . نهجالبلاغه، سیّدرضی (قدس سره) ، ص506.
كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَ-ضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا وَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ»؛(1)
«خدا به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند، وعده داده است که حتماً آنان را در این سرزمین، جانشین (خود) قرار دهد. همانگونه که کسانی را که پیش از آنان بودند، جانشین (خود) قرار داد. و آن دینی را که برایشان پسندیده است، به سودشان مستقر کند و بیمشان را به ایمنی مبدّل گرداند، تا مرا عبادت کنند و چیزی را با من شریک نگردانند و هرکس پس از آن به کفر گراید، آنانند که نافرمانند».
نکات مهم آیه:
آیه شریفه فوق، نشانگر این است که خداوند به گروهی از مسلمانان صالح و مؤمن، سه نوید داده است: اوّل: جانشینی و حکومت روی زمین. دوم: نشر آیین حق به طور اساسی و ریشهای در جهان. سوم: از میان رفتن اسباب ترس و ناامنی. در نتیجه مردم در این دوران با نهایت آزادی، خدا را میپرستند، فرمانهای او را گردن مینهند، هیچ شریک و شبیهی برای او قائل نمیشوند و توحید خالص را در همه جا میگسترانند.
در این آیه خداوند وعده حکومت روی زمین، برتری دین و آیین و امنیت کامل را به گروهی از مؤمنان صالح داده است. اما در اینکه منظور از گروه چه کسانیاند، میان مفسران گفتوگو است. برخی آن را اشاره به حکومت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) میدانند که شرق و غرب جهان، در زیر
1) . نور، آیه55.
لوای حکومت آن حضرت قرار میگیرد، آیین حق در همهجا نفوذ میکند، ناامنی و خوف و جنگ از صفحه زمین برچیده میشود و عبادت خالی از شرک، برای جهانیان تحقق مییابد.(1)
به علاوه شأن نزول آیه نیز نشان میدهد که حداقل نمونهای از این حکومت در عصر پیامبر (صلی الله علیه و آله) برای مسلمانان (هرچند در اواخر عمر آن حضرت) حاصل شده است. گفتنی است ثمرۀ تمامی کوششهای پیامبران و تبلیغات مستمر و پیگیر آنان و نمونه کامل حاکمیت توحید و امنیت کامل و عبادت، در زمانی تحقق مییابد که حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ظهور میکند.(2)
همانگونه که بیان شد این تفسیرها، به معنای انحصار و مصداق آیه شریفه نیست، بلکه بیان مصداق کامل آن است. ابوبصیر از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده است: آن حضرت (علیه السلام) ذیل آیه شریفه چنین فرمودند: «نَزَلَتْ فِیالْقائِمِ وَ اَصْحابِه؛(3)این آیه درباره قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و اصحاب ایشان نازل شده است».
علامه طباطبایی (رحمه الله) دراینباره مینویسد: «این مجتمع طیّب و طاهر با صفاتی که از فضیلت و قداست دارد، هرگز تاکنون در این دنیا منعقد نشده و دنیا از روزی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) مبعوث به رسالت گشته تاکنون، چنین جامعهای به خود ندیده است. ناگزیر اگر مصداقی پیدا کند، در روزگار حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) خواهد بود. چون اخباری که از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در خصوصیات آن حضرت وارد شده، از تشکیل چنین
جامعهای خبر میدهد. البته این در صورتی است که روی سخن در ایه را متوجه مجتمع صالح بدانیم نه تنها حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ».(1)
بنابر آنچه بیان شد، این آیه شریفه به روشنی دلالت بر ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و تشکیل حکومت الهی در آینده میکند.
خدای متعال میفرماید:
«وَلِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيهَا فَاسْتَبِقُواْ الْخَيْرَاتِ أَيْنَ مَا تَكُونُواْ يَأْتِ بِكُمُ اللّهُ جَمِيعًا إِنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»؛(3)
و برای هر کسی قبلهای است که وی روی خود را به آن سوی میگرداند، پس در کارهای نیک بر یکدیگر پیشی بگیرید. هرکجا که باشید، خداوند همگی شما را (بسوی خود باز) میآورد، در حقیقت، خدا بر همه چیز تواناست.
نکتههای مهم آیه:
«یَعْنی اَصحابَ الْقائِمِ الثَّلاثَ مِائَةِ وَ الْبَضْعَةَ عَشَرَ رَجُلاً قالَ و هُمْ وَ اللهِ الْاُمَّةُ الْمَعدُودَةُ قالَ یَجْتَمِعُونَ وَ اللهِ فِی ساعَةٍ واحِدَةٍ قَزَعٌ کَقَزَعِ الْخرِیفِ.(1)
منظور اصحاب امام قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است که سیصد و چند نفرند. به خدا سوگند! منظور از «امت معدوده» آنان هستند. به خدا سوگند! در یک ساعت همگی جمع میشوند، همچون پارههای ابر پاییزی که بر اثر تندباد، جمع و متراکم میگردد».
این تفسیر از مفاهیم بطون آیه است. چراکه طبق روایات، آیات قرآن گاهی معانی متعددی دارد که یک معنا ظاهری و عمومی است و دیگری مفهوم درونی و به اصطلاح بطن آیه است که جز پیامبر (صلی الله علیه و آله) و کسانی که خدا بخواهد، از آن آگاه نیستند.(3)
از منظر این روایات، خدایی که قدرت دارد ذرات پراکنده خاک انسانها را در قیامت، از نقاط مختلف جهان جمعآوری کند، به آسانی میتواند یاران مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را در یک روز و یک ساعت، برای برافروختن نخستین جرقههای انقلاب و تأسیس حکومت عدل جهانی و پایان دادن به ظلم و ستم، گرد آورد.(1)
علامه طباطبایی (رحمه الله) در ذیل آیه فوق مینویسد: «در اخبار فراوانی از طریق شیعه، نقل شده است: این آیه درباره اصحاب قائم آل محمّد (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است و از بعضی استفاده میشود که: این از باب تطبیق و جری است».(2)
خدای متعال میفرماید:
«هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ»؛(3)
«او کسی است که رسولش را با هدایت و آئین حق فرستاد، تا آن را بر همۀ آیینها غالب گرداند، هرچند مشرکان کراهتداشته باشند».
نکتههای مهم آیه:
احکام آن است که با واقع و حق انطباق دارد. بر این اساس، معنای آیه این است: خدا آن کسی است که رسول خود محمّد (صلی الله علیه و آله) را با هدایت و با دینی که فطرت و حقیقت آفرینش منطبق است، فرستاده تا آن را بر سایر ادیان غلبه دهد، هرچند مشرکان نخواهند و ناراحت شوند.(1)
ابی بصیر از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده که آن حضرت در تفسیر آیه «هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ ... » فرمود: به خدا سوگند هنوز تأویل این آیه نازل نشده و نخواهد شد، تا آنکه قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) خروج کند، وقتی او خروج کرد دیگر هیچ کافر، به خدا و منکر امامی باقی نمیماند، مگر اینکه از خروج آن جناب ناراحت میشود، حتی اگر کافری در دل سنگی پنهان شود، آن سنگ میگوید: ای مؤمن! در دل من کافری پنهان است، مرا بشکن و او را به قتل برسان.(2)
افزون بر آن، سماعه از امام صادق (علیه السلام) نقل میکند که حضرت درباره این آیه فرمود: «زمانی که قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) خروج میکند، هیچ مشرک و کافری نیست مگر اینکه از خروج او ناراحت میشود».(3)
بنابر آنچه بیان گردید، روشن میشود که بستر تحقق این آیه زمان ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) خواهد بود.
خدای متعال میفرماید:
«وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلّه»؛(1)
«و با آنان بجنگید تا زمانی که دیگر فتنهای نباشد، و تمامی دین برای خدا گردد».
نکتههای مهم آیه:
مرحوم طبرسی در تفسیر مجمع البیان در ذیل آیۀ کریمۀ فوق گفته است: زراره و غیر او از ابی عبدالله (علیه السلام) روایت کردهاند که آن حضرت فرمود: «هنوز تأویل این آیه تحقق نیافته، وقتی قائم ما (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قیام نماید، آنهایی که او رادرک میکنند، خیلی زود تأویل این آیه را خواهند دید. و البته دین محمد (صلی الله علیه و آله) به مرحلهای خواهد رسید که شبی برسد و مشرکی بر روی زمین باقی نماند».(2)
علاوه بر آن، عیاشی حدیثی طولانی از امام باقر (علیه السلام) درباره ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و اتفاقات آن زمان نقل میکند که در بخشی از آن آمده است:
« ... هیچ سرزمینی نمیماند مگر اینکه ندای توحید و اقرار به رسالت پیامبر در آن طنینافکن میشود. در آن زمان امام جزیه قبول نمیکند، درحالیکه در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) گرفته میشد و این تأویل قول خداوند است که میفرماید: «وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلّه» مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و اصحابش آنقدر جهاد میکنند تا همه موحّد شوند و هیچکس به خدا شرک نورزد.(3)
بنابر آنچه بیان شد، اهداف و معارف آیه شریفه مذکور تنها بعد از ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) محقق خواهدشد.
خدای سبحان میفرماید:
«بَقِيَّةُ اللّهِ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ وَمَا أَنَاْ عَلَيْكُم بِحَفِيظٍ»؛(1)
«اگر مؤمن باشید، باقیمانده خدا برای شما بهتر است و من بر شما نگهبان نیستم».
نکتههای مهم آیه:
امام باقر (علیه السلام) دراینباره فرمودند:
وَ اَوَّلُ مٰا یَنطِقُ بِهِ هَذِهِ الْآیهُ «بَقِيَّةُ اللّهِ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ وَمَا أَنَاْ عَلَيْكُم بِحَفِيظٍ» ثُمَّ یَقولُ: اَنَا بَقیةُ اللهِ فی اَرْضِهِ؛(2)
نخستین سخنی که مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) پس از قیام خود میگوید، این آیه است: «بقیت الله خیر لکم اِن کنتم مؤمنین». سپس میفرماید: «منم بقیة الله روی زمین».
«بقیة الله» محسوب میشود. بر این اساس تمام پیامبران الهی و پیشوایان بزرگ بقیة الله هستند. تمام رهبران راستین نیز که پس از مبارزه با یک دشمن سرسخت برای یک قوم و ملت باقی میمانند، از این نظر بقیّهاند.(1)
خدای رحمان میفرماید:
«وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللّهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ»؛(3)
«روزهای خدا را به آنان یادآوری کن، که در این یادآوری، نشانههایی برای هر صبورِ شکرگزاری است».
نکتههای مهم آیه:
امام باقر (علیه السلام) و امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «ایام الله سه روز است: روزی که قائم ظهور میکند و روز رجعت و روز قیامت».(4)
علّامه طباطبایی (رحمه الله) بعد از ذکر حدیث فوق میگوید: مراد در این روایات بیان بعضی از مصادیق روشن ایام الله است، نه اینکه ایام منحصر به همان سه روز باشد ... هریک از این روزها یکی از مصادیق ایام الله است و هر روایت درصدد بیان بخشی از آنهاست.(1)
افزون بر آن، علّامه (رحمه الله) در توضیح ایام الله بیان میکند که شکی نیست مراد از «ایام» ایام مخصوصی است، و نسبت دادن ایام مخصوص به خدا با اینکه همۀ ایام و همۀ موجودات از خداست، حتماً به خاطر حوادثی است که در آن ایام مخصوص به وجود آمده و امر خدای تعالی را ظاهر ساخته است ... مانند ایامی که قوم نوح و عاد و ثمود در آن ایام به هلاکت رسیدند، چون اینگونه ایام، ایامی هستند که قهر و غلبه الهی در آن ظاهر گشته و عزّت خدایی، خودنمایی کردهاست. و مانند روزی که حضرت نوح (علیه السلام) و یارانش از کشتی بیرون آمدند و مشمول سلام و برکات خدا شدند. و روزی که ابراهیم (علیه السلام) از آتش نجات یافت و امثال اینها.(2)
بنابر آنچه بیان شد، یکی از روزهای خداوند که در این آیه، خداوند نسبت به یادآوری آن سفارش میکنند، روزگار ظهور حق و آمدن امام غایب (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است.
خدای متعال میفرماید:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ»؛(1)
«ای کسانی که ایمان آوردهاید هرکس از شما مرتد شود، پس به زودی خدا مردمی را میآورد که خدا دوستشان دارد و آنها خدا را دوست دارند، اینها در برابر مؤمنین متواضع و در برابر کافران مقتدرند، و در راه خدا جهاد میکنند و از ملامتهیچ ملامتگری پروا ندارند، این فضلی از جانب خداست که به هرکس بخواهد و صلاح بداند میدهد، و خدا وسعتبخش و بسیار داناست».
نکتههای مهم آیه:
مرحوم علّامه طباطبایی (رحمه الله) ، این آیه را ناظر به دعوت مبتنی بر حق و نهضتی دینی میداند که در آینده بنابر امر الهی صورت میپذیرد. و تصریح میکند که این آیه خبر از دوران ظهور امام غایب (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و خصوصیات آن و سیطرۀ کامل اسلام بر جهان میدهد.
این آیه در حقیقت یک پیشگویی غیبی است که از آن خبر میدهد. و میگوید: خدای سبحان در مقابل تلوّن و دو چهرهگی مردمِ سست ایمان و صدمههایی که از ناحیه آنان خورده، و در ازای اینکه اینان محبت غیر خدا را بر محبت خدا ترجیح دادند، و عزّت را از ناحیه غیرخدا طلب کردند، و نیز در مقابل اینکه در امر جهاد در راه خدا سهلانگاری نموده و از ملامتها ترسیدند، به زودی قومی را خواهد آورد که آنها را دوست میدارد و آن قوم نیز خدا
1) . مائده، آیه54.
را دوست میدارند، مردمی که در برابر مؤمنین خاضع و ذلیل و در مقابل کفار شدید و شکستناپذیرند، مردمی که در راه خدا جهاد میکنند و از ملامت هیچ ملامتگری پروانمییابند.(1)
«صاحب این امر، هم خودش محفوظ است و هم این امر برایش محفوظ میماند، اگر تمامی مردم از بین بروند خدای تعالی اصحاب او را خواهد آورد و آنان کسانی هستند که خدای تعالی درباره آنان فرموده«فَسَوْفَ يَأْتِي اللّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ».(3)
بنابر آنچه بیان گردید، روشن میشود که این آیه دوران شکوفایی دین حق را نوید میدهد، دورانی که با ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، اسلام در سراسر جهان به طور کامل غلبه خواهد کرد، و بر سراسر گیتی حکومت خواهد نمود.(4)
خدای متعال میفرماید:
«وَالْعَصْرِ * إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُ-سْرٍ * إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ»؛(1)
«سوگند به عصر، که انسانها همه در خسران و زیانند، مگر افرادی که ایمان آورده و اعمال صالح انجام دادهاند، و یکدیگر را به حق سفارش کرده و به صبر توصیه نمودهاند».
نکتههای مهم سوره:
علامه طباطبایی (رحمه الله) در تفسیر این آیات، در تبیین مقصود از «العصر»، پس از اینکه بیان میکند که با توجه به مضمون دو آیه بعد، مناسبتر آن است که منظور از عصر، عصر ظهور رسول خدا (صلی الله علیه و آله) باشد، که عصر طلوع اسلام بر افق مجتمع بشری و ظهور و غلبه حق بر باطل است، به ذکر دیگر دیدگاهها میپردازد.
یکی از آنها قولی است که مقصود از «عصر» را زمان ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و سیطره اسلام در آخر الزمان میداند. ایشان دراینباره میگوید: «در بعضی از روایات آمده که منظور، عصر ظهور مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است که در آن عصر حق بر باطل به طورکامل غلبه کند».(2)
مفضل بن عمیر میگوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره قول خداوند که میفرماید: «وَالْعَصْرِ * إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ» سؤال کردم، امام پاسخ داد: «مقصود از عصر، عصر خروج قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) میباشد».(3)
بنابر آنچه بیان گردید، به این نتیجه میرسیم که مراد از عصر که خداوند تبارک و تعالی به آن قسم یاد کرده است، دوران ظهور آخرین
حجت الهی یعنی امام زمان ارواحنا له الفدا میباشد، و این آیات شریف خبر حتمی ظهور آن منجی را به بشریت بشارت میدهد.
از شمار آیاتی که دلالت بر ظهور مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دارد، آیه سیزدهم سوره مبارکه صف میباشد. خداوند تبارک و تعالی میفرماید:
«وَأُخْرَى تُحِبُّونَهَا نَصْرٌ مِّنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِيبٌ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ»(1)
«و سود دیگر این تجارت که مورد علاقه شماست، نصرتی از جانب خدا و فتحی نزدیک است و تو ای پیامبر، مؤمنان رابشارت بده».
علامه طباطبایی (رحمه الله) در تفسیر ارزشمند المیزان ذیل آیه مبارکه فوق روایتی را ذکر میکند. ایشان از علی بن ابراهیم قمی نقل میکند که امام معصوم (علیه السلام) دربارۀ «وَأُخْرَى تُحِبُّونَهَا نَصْرٌ مِّنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِيبٌ» فرموده است: «یعنی فِی الدُّنیا بِفَتْحِ الْقائِمِ (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ». مقصود فتح امام قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است.(2)
خدای متعال میفرماید:
«وَيَمْحُ اللَّهُ الْبَاطِلَ وَيُحِقُّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ»؛(3)
«و خدا باطل را از بین برده و حق را به وسیله کلماتش احقاق میکند، همانا او دانا به نهفتههای در سینهها میباشد».
نکتههای مهم آیه:
تعبیر به مضارع (یمحو: محو میکند، وَ یُحقُّ: ثابت میکند) برای این است که بر استمرار دلالت کند و بفهماند مسأله محو باطل و احقاق حق سنتی است که خدای متعال آن را با کلمات خود جاری میسازد. و منظور از «کلمات» همانوحی است که خدای تعالی به انبیایش تفهیم میکند.
در تفسیر قمی روایتی از امام باقر (علیه السلام) آمده که در قسمت پایانی آن آمده است: «وَيَمْحُ اللَّهُ الْبَاطِلَ» یعنی خدا باطل را هرچه هم صورت حق به جانبی داشته باشد، باطل نشان میدهد. و حق را با کلماتش احقاق و اثبات میکند. و منظور از «کلماته» ائمه (علیهم السلام) و قائم آل محمد (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هستند.(1)
باتوجه به اینکه آیه گویای سنت دائمی الهی برای احقاق حق میباشد، و از طرفی براساس روایت ذکر شده، این موضوع بدست ائمه اطهار (علیهم السلام) و از جمله امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) انجام میگیرد، لذا آیه شریفه وعدهای است که خبر از اثبات حق و احقاق آن در زمان حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) میدهد.(2)
مفسرین گرانقدر آیات فراوان دیگری را بر دوران ظهور مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تفسیر نمودهاند. امّا بنای این پژوهش بر اختصار است، لذا به همین مقدار بسنده نمودیم.
صبحی دگر میآید ای شب زندهداران *** از قلههای پر غبار روزگاران
از بیکرانِ سبز اقیانوس غیبت *** میآید او تا ساحل چشم انتظاران
آید به گوش از آسمان این است مهدی *** خیزد خروش از تشنگان، این است باران
از بیشهزارِ عطرهای تازه آید *** چون سرخْ گل بر اسب رهوار بهاران
آهنگ میدان تا کند او، بازماند *** در گردِ راهش مرکب چابکسواران
آیینۀ آیینِ حق ای صبح موعود! *** ماییم سیمای تو را آیینه داران
دیگر قرارِ بیتو ماندن نیست در دل *** کی میشود روشن به رویت چشم یاران(1)
1) . سیمای مهدی موعود در آینه شعر فارسی، ص396؛ دانشنامۀ امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، ج10، ص205 (سروده سیّد حسن حسینی).
«انتظار در لغت به معنای چشمداشت و چشمبراه بودن است.
امّا در اصطلاح، به معنای چشم بهراه بودن برای ظهور واپسین ذخیره الهی و آمادهشدن برای یاری او در برپایی حکومت عدل و قسط در سراسر جهان است.
«فرج» به معنای گشایش است. انتظار فرج برخاسته از فطرت کمالجوی بشری است. اگرچه عوامل دیگری میتواند منشأ انتظار باشد.
شهید مطهری رضوان الله تعالی علیه دراینباره میگوید:
«امید و آرزوی تحقق این نوید کلیِ جهانی انسانی، در زبان روایات اسلامی، «انتظار فرج» خوانده شده و عبادت، بلکه افضل عبادات شمرده شده است. اصل «انتظار فرج» از یکاصل کلی اسلامی و قرآنی
دیگر استنتاج میشود و آن اصل «حرمت یأس از رَوْح الله» است. مردم مؤمن به عنایات الهی، هرگز در هیچ شرایطی امید خویش را از دست نمیدهند و تسلیم یأس و ناامیدی و بیهودهگرایی نمیگردند. چیزی که هست این انتظار و این عدم یأس از رَوْح الله، در مورد یک عنایت عمومی و بشری است نه شخصی و گروهی، و بعلاوه توأم است با نویدهای خاص و مشخص که به آن قطعیت داده است».(1)
شادابی و پویایی بشر در طول زندگی فردی و اجتماعی، مرهون نعمت «امید» و «انتظار» است. اگر انسان به آینده امیدی نداشته باشد، زندگی برایش مفهوم چندانی ندارد. آنچه انسان را به زندگی امیدوار میکند و آن را جاذبهدار میسازد و نگرانیها را برای او آسان مینماید، انتظار و امید به آیندهای روشن و رشدآفرین است که در آن به تمام نیازهای روحی و جسمی او به طور کامل پاسخ داده شود. آدمی در پرتو همین انتظار و امید، رنجها و گرفتاریها را تحمّل میکند و با کشتی امید و آرزو در دریای متلاطم و طوفانزای زندگی، به سیر خود ادامه میدهد. شیعه، با بهرهگیری از آموزههای اهلبیت (علیهم السلام) ، این امید و انتظار به آینده را در متعالیترین نوع خود، فرا راه انسانهای آزاداندیش و آزادیخواه قرار دادهاست.(2)
امید به آیندهای روشن و نیکو و یا «انتظار فرج»، یکی از مفاهیم پرتکرار در احادیث است. زندگی همواره با مشکلات و سختیهاست و
به صبر و پایداری همراه با امید به آینده درخشان نیاز دارد تا شادابی و نشاطِ روح و روان را سبب شود. در یک بررسی کوتاه، روایاتی که در آنها، موضوع «انتظار» بیان شده به دو دسته کلی تقسیم میشوند:
در این معنا، آموزههای دینی بر آن است تا افزون بر بیان فضیلت «گشایش عمومی» و امید به آینده، و سوق انسانها به این عرصه، نومیدی را نیز مورد نکوهش قرار داده، از ورود جوامع بشری به آن جلوگیری مینماید. از طرفی اهتمام آموزههای دینی و اسلامی در بیان مفهومِ عامِ انتظار و امید، تا بدان حد بوده که از آن با بلندترین عنوانها یاد نموده و ارزشهای شگفتآوری برای آن ذکر کردهاند. برخی از مهمترین آنها باهم مرور میکنیم:
یکی از آموزههای روشن قرآن و بیانات راهبردی اهلبیت (علیهم السلام) ، این است که هدف از آفرینش، بندگی خداوند تبارک و تعالی است. خدای متعال در قرآن میفرماید:«وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ»؛(1)من جن و انس را نیافریدم، جز اینکه مرا پرستش کنند.
رسول گرامی اسلام حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله) ، یکی از جلوههای این بندگی را انتظار گشایش در امورات زندگی فردی و اجتماعی دانسته، میفرماید: «اِنْتِظارُ الْفَرَجِ عِبادَةٌ»؛(2)انتظار فرج عبادت است.
افزون بر آن، امام علی (علیه السلام) دراینباره فرمودند:
اَلْعِبادَةُ اِنْتِظارُ الْفَرَجِ بِالصَّبْرِ؛(1)
«عبادت، انتظار فرج همراه با شکیبایی است».
از نگاه معارف اسلام، برخی عبادتها بر برخی دیگر برتری دارند، ازاینرو انجام آنها مورد تأکید بیشتری شدهاست. علاوه بر آن که از پاداش بیشتری برخوردار بوده و در سازندگی معنوی انسان، تأثیر افزونتری دارد. انتظار فرج یکی از آنهاست. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دراینباره فرمودند:
اَفْضَلُ الْعِبادَةِ اِنْتِظارُ الْفَرَجِ؛(2)
«برترین عبادت، انتظار فرج است».
افزون بر آن، امام کاظم (علیه السلام) دراینباره فرمودند:
اَفْضَلُ الْعِبادَةِ بَعْدَ الْمَعْرفَةِ، اِنتِظارُ الْفَرَجِ؛(3)
«پس از معرفت، برترین عبادت انتظار فرج است».
بنابر آنچه گذشت، امید به آینده روشن و گشایش عمومی، از برترین نِماد عبادت پروردگار عالم شمرده شده است.
گاهی انتظار فرج، برترین اعمال صالح امّت پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله) معرفی
شده است برای نمونه: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دراینباره فرمودند:
اَفْضَلُ اَعْمالِ اُمَّتی اِنتِظارُ الْفَرَجِ مِنَ اللهِ (عزّ و جلّ) .(1)
«برترین کارهای امّت من، انتظار فرج از جانب خدا است».
امام صادق (علیه السلام) دراینباره فرمودند:
پدرم از جدّم از پدرانش برایم گفت که امیرمؤمنان (علیه السلام) در مجلسی، چهارصد باب علم که دین و دنیای مسلمانان را سامان میبخشد، به یارانش آموخت. فرمود: اَفْضَلُ اَعْمالِ المَرْءِ اِنتِظارُ الْفَرَجِ مِنَ اللهِ (عزّ و جلّ) ؛(2)برترین اعمال انسان، انتظار فرج از جانب خداوند (عزّ و جلّ) است.
افزون بر آن امام علی (علیه السلام) درباره انسان گرفتار فرمودند:
اَفْضَلُ ما یَعْمَلُهُ الْمُمْتَحَنُ اِنتِظارُ الْفَرَجِ؛(3)
«برترین کاری که فرد گرفتار بلا میکند، انتظار فرج است».
براین اساس، امیدواری به فضل و کرم خداوند تبارک و تعالی برای گشایش در امورات زندگی و رفع گرفتاریها، بازشدن گرهها و سامان یافتن زندگی مطلوب و رسیدن به آرزوهای عقلانی از برترین اعمال صالح امّت اسلامی است. از برترین انتظارها، فرج سراسر نور و سعادت مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است که جهان را به نور خویش و عدالتش روشن و منوّر فرماید.
از شمار برکات انتظار فرج، یکی هم این است که آن عملنزد
خداوند جزء محبوبترین اعمال است. برای نمونه امام علی (علیه السلام) دراینباره فرمودند:
«اِنتَظِر والْفَرَجَ و لا تیأسُوا مِنْ رَوْحِ اللهِ، فَاِنَّ اَحَبَ الْاَعْمالِ اِلَی اللهِ (عزّ و جلّ) ، اِنتِظارِ الْفَرَجِ مٰادامَ عَلَیْهِ الْعَبْدُ الْمُؤْمِنُ؛(1)
انتظار فرج بکشید و از نسیم رحمت الهی ناامید نشوید، زیرا که محبوبترین عمل نزد خداوند (عزّ و جلّ) ، انتظار فرج است تا آنگاه که بندۀ باایمان بر آن حالت باشد».
حکایت: عبدالله بن بکر مرادی میگوید: امام کاظم (علیه السلام) از پدرش، از جدّش، از امام زینالعابدین (علیه السلام) از پدرش: روزی امیرمؤمنان (علیه السلام) با یارانش نشسته بود و آنها را برای جنگ آماده میساخت که پیرمردی که سفر، رنگ چهرهاش را دگرگون نموده بود، نزدش آمد و گفت: ... کدام عمل نزد خدای (عزّ و جلّ) محبوبتر است؟ علی (علیه السلام) فرمود: «انتظار فرج».(2)
امروزه، از نظر دانش روانشناسی ثابت شده است که، امید داشتن، نقش بسیار مهمی در رفتارهای اجتماعی دارد. به بیاندیگر، انتظار آینده روشن و درخشان، باعث میشود زندگی کنونی انسان نیز از روشنایی و پویایی برخوردار شود. بازتاب این حقیقت در برخی روایات، اینگونه شاهد هستیم:
امام سجاد (علیه السلام) دراینباره فرمودند:
«اِنْتِظارُ الْفَرَجِ مِنْ اَعْظَمِ الْفَرَجِ؛(1)
انتظار گشایش، خود از بزرگترین گشایشهاست».
افزون بر آن، حسن بن جهم میگوید: از امام کاظم یا امام رضا (علیه السلام) از چیزی درباره فرج پرسیدم: فرمود: «اَلَسْتَ تَعْلَمَ اَنَّ اِنتِظارَ الْفَرَجِ مِنَ الْفَرَجِ؟»؛ مگر نمیدانی که انتظار فرج، خود فرج است؟ گفتم: نمیدانم، مگر شما به من بیاموزی. فرمود: «نَعَمْ، اِنتِظارُ الْفَرَجِ مِنَ الْفَرَج»؛ آری، انتظار فرج، خود فرج است.(2)
بنابراین، اگر منتظر راستین، با رعایت شرایط و آداب حقیقی آن در انتظار گشایش باشد، گویا به فرج رسیده است.
از شمار آموزههای ممتاز اسلام، یکی هم این است که «انتظار فرج» جهاد در راه خدا و یکی از مهمترین رفتارهایفردی و گروهی مسلمانان میباشد. این حقیقت در آینه وحی و کلام راهبردی معصومین (علیهم السلام) اینگونه بازتاب یافته است:
رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) ، برترین جهاد بودن انتظار فرج را اینگونه بیان فرموده است:
«اَفْضَلُ جِهادِ اُمَّتی اِنتظارُ الْفَرَجِ؛(3)
برترین جهاد امت من، انتظار فرج است».
در مقابل آموزهٔ یادشده، یأس و ناامیدی از رحمت پروردگار عالم، به شدّت مذمت شده و در شمار گناهان بزرگ، به حساب آمده است.
در این معنا، انتظار به معنای چشمبراه بودن آیندهای با تمام ویژگیهای یک جامعه، مورد رضایت خداوندی است که یگانه مصداق آن دوران حاکمیت آخرین ذخیرۀ الاهی، وجود مقدس حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. این حقیقت در بیانات راهبردی و امیدآفرین پیشوایان دین اینگونه بازتاب یافته است. برای نمونه:
« ... و التَّسْلِیمُ لِاَمْرِنا وَ الْوَرَعُ وَ التَّواضُعُ و انْتِظارُ قائِمِنا ... ؛(1)
... و تسلیم امر ما، پرهیزگاری و فروتنی و انتظار کشیدن قائم ما ... »
«عَلَیْکُمْ بِالتَسلِیمَ و الرَّدِّ اِلَیْنا وَ انْتِظارِ اَمْرِنا وَ اَمْرِکُمْ وَ فَرَجِنا وَ فَرَجِکُمْ؛(2)
بر شما باد به تسلیم و رَد امور به ما و انتظار امر ما و امر خودتان و فرج ما و فرج خودتان».
درباره کسی که دارای ولایت پیشوایان و انتظار ظهور حکومت حقّ را میکشد و در این حال از دنیا میرود؟
حضرت (علیه السلام) در پاسخ فرمودند:
«او همانند کسی است که با حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در خیمه او باشد. سپس کمی سکوت کرد و فرمود: مانند کسی است که با پیامبر (صلی الله علیه و آله) درمبارزاتش همراه بوده است».(1)
بنابراین، انتظار ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نه فقط رسیدن به جامعه ایدهآل و موعود است، بلکه خود نیز موضوعیت دارد، بدان معنا که اگر کسی در انتظار راستین و پویا بسر برد، تفاوتی ندارد که به مورد انتظار خویش برسد یا دست نیاید.
این نکته ضروری است بیان گردد که، جایگاه ارزشمند انتظار فرج امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در فرهنگ متعالی شیعه، این است که از ارکان دین، حساب آورده شده است. این حقیقت در کلام نورانی امام باقر (علیه السلام) اینگونه شاهدیم:
اسماعیل جعفی میگوید: مردی بر امام باقر (علیه السلام) وارد شد که دفتری همراه داشت. اما باقر (علیه السلام) به او فرمود: «این دفتر گفتگو کنندهای است که به پرسش از دینی برآمده که عمل با آن پذیرفته میشود».
مرد گفت: خدا رحمتت کند، این همان است که میخواهم. امام باقر (علیه السلام) فرمود: «گواهی دادن به یگانگی و بیهمتایی خدایی که جز او معبودی نیست و این که محمّد، بنده و فرستاده اوست و به آنچه از نزد خدا آمده، اقرار داشته باشی و نیز ولایت ما اهلبیت (علیهم السلام) و بیزاری از
1) . محاسن برقی، ج1، ص173؛ بحارالانوار، ج52، ص125.
دشمنان ما و تسلیم در برابر فرمان ما و پارسائی و فروتنی، «وَ انْتِظارُ قائِمِنا، فَاِنَّ لَنا دَوْلَةً اِذا شاءَ اللهُ جاءَ بِها»؛(1)و انتظار کشیدن برای قائم ما، که بیگمان، برای ما دولتی است که چون خدا بخواهد، آن را آورد.
شهید مطهّری (قدس سره) میگوید: «انتظار فرج دو گونه است: انتظاری که سازنده است، تحرک بخش است، تعهدآور است، عبادت بلکه با فضیلتترین عبات است، و انتظاری که ویرانگر است، بازدارنده است، فلجکننده است و نوعی «اباحیگری» محسوب میشود. و این دو نوع انتظار معلول دو نوع برداشت از ظهور عظیم تاریخی مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است و این دو نوع برداشت به نوبه خود از دو نوع بینش دربارۀ تحولات تاریخ ناشی میشود.(2)اکنون به تشریح این دو نوع انتظار میپردازیم:
شهید مطهّری رضوان الله تعالی علیه دراینباره میگوید: برداشت قشری مردم از مهدویّت و قیام و انقلاب مهدی موعود این است که صرفاً ماهیت انفجاری دارد، فقط و فقط از گسترش و اشاعه و رواج ظلمها، تبعیضها، اختناقها، حقکشیها وتباهیها ناشی میشود. آنگاه که صلاح به نقطه صفر برسد، حق و حقیقت طرفداری نداشته باشد، باطل یکهتاز میدان گردد، جز نیروی باطل نیرویی حکومت نکند، فرد
صالحی در جهان یافت نشود، این انفجار رخ میدهد و دست غیب برای نجات حقیقت (نه اهل حقیقت) زیرا حقیقت طرفداری ندارد از آستین بیرون میآید.
در این صورت هر اصلاحی محکوم است، زیرا هر اصلاح یک نقطه روشن است. تا در صحنهٔ اجتماع نقطۀ روشنی هست دست غیب ظاهر نمیشود. برعکس، هر گناه و فساد، هر ظلم و هر تبعیض و هر حقکشی، هر پلیدی به حکم این مقدمۀ صلاح کلی است و انفجار را قریب الوقوع میکند، رواست. زیرا هدفها وسیلههای نامشروع را مشروع میکند. پس بهترین کمک به تسریع در ظهور و بهترین مشکل انتظار، ترویج فساد است. اینجاست که گناه هم فال است و هم تماشا، هم لذّت و کامجویی است و هم کمک به انقلاب مقدس نهایی. آری:
در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد *** ط-اعت از دست نی-ای-د گنهی باید کرد
این گروه طبعاً به مصلحان و مجاهدان و آمران به معروف و ناهیان از منکر با نوعی بغض و عداوت مینگرند، زیرا آنان را از تأخیراندازان ظهور و قیام مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجهالشریف) میشمارند.
بنابر آنچه بیان شد، این نوع برداشت از ظهور و قیام مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و این نوع انتظار و فرج که منجر به نوعی تعطیل در حدود و مقررات اسلامی میشود، نوعی «اباحیگری» باید شمرد، به هیچ وجه با موازین اسلامی و قرآنی سازگاری ندارد.(1)
1) . قیام و انقلاب مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، ص54.
از برخی آیات استفاده میشود که ظهور مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) حلقهای است از حلقات مبارزۀ اهل حقّ و اهل باطل که به پیروزی نهایی اهل حقّ منتهی میشود. سهیم بودن یک فرد در این سعادت موقوف به این است که آن فرد عملاً در گروه اهل حقّ باشد.
1- مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مظهر نویدی است که به اهل ایمان و عمل صالح داده شده است، مظهر پیروزی نهایی اهل ایمان است. خدای متعال در قرآن میفرماید:
«وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِيشَيْئًا ... »؛ (1)
«خداوند به مؤمنان و شایستهکاران وعده داده است که آنان را جانشینان زمین قرار دهد، همچنان که پیشینیان را قرار داد، دینی که برای آنها آن را پسندیده است مستقرّ سازد، دوران خوف، آنان را تبدیل به دوران امنیت نماید (دشمنان آنان را نابود سازد) بدون ترس و واهمه خدای خویش را بپرستند و اطاعت غیر خدا را گردن ننهند و چیزی را در عبادت یا اطاعت شریک حقّ نسازند».
2- ظهور مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) منّتی است بر مستضعفان و خوارشمردهگان، و وسیلهای است برای پیشوا و مقتداشدن آنان، و مقدمهای است برای وراثت و خلافت الهی آنان در زمین. خدای متعال دراینباره میفرماید:
1) . نور، آیه55.
«وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ»؛(1)
«ما اراده کردهایم تا بر مستضعفان زمین نعمت دهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم».
افزون بر آن علامّه شهید مطهری (رحمه الله) میفرماید:
در روایات اسلامی سخن از گروه زبده است که بهمحض ظهور امام به آن حضرت ملحق میشوند. بدیهی است که این گروه ابتدا به ساکن خلق نمیشوند ... معلوم میشود در عین اشاعه و رواج فساد، زمینههایی عالی وجود دارد که چنین گروه زبده را پرورش میدهد. این خود میرساند که نه تنها حقّ و حقیقت به صفر نرسیده است، بلکه فرضاً اگر اهل حقّ از نظر کمیّت قابل توجه نباشند، از نظر کیفیت ارزندهترین اهل ایماناند و در ردیف یاران سیدالشهدا (علیه السلام) .
از نظر روایات اسلامی، در مقدمه قیام و ظهور امام، یک سلسله قیامهای دیگر از طرف اهل حقّ صورت میگیرد. (مثل قیام یمانی) این جریانها نیز ابتدا به ساکن و بدون زمینه قبلی رخ نمیدهد.
در برخی روایات اسلامی سخن از دولتی است از اهل حقّ است که تا قیام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ادامه پیدا میکند.
استنباط شخصیتها از مجموع آیات و اخبار و احادیث مهدوی این نبوده که جناح حق و عدل و ایمان یکسره درهم بشکند و نابود شود و اثری از صالحان و متقیان باقی نماند تا دولت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ظاهر شود،
1) . قصص، آیه85.
بلکه آن را به صورت پیروزی جناح صلاح و عدل و تقوا بر جناح فساد و ظلم و بیبندباری تلقی کردهاند.
از غم دوست در این میکده فریاد کشم *** دادرس نیست که در هجر رخش داد کشم
داد و بیداد که در محفل ما رندی نیست *** که بَرش شِکوه برم، داد ز بیداد کشم
شادیم داد، غمم داد و جفا داد و وفا *** با صفا منّت آن را که به من داد، کشم
عاشقم، عاشق روی تو، نه چیز دگری *** بار هجران و وصالت به دل شاد کشم
در غمت، ای گل وحشیِ من ای خسرو من *** جور مجنون ببرم، تیشۀ فرهاد کشم
مردم از زندگیِ بی تو که با من هستی *** طرفه سرّی است که باید برِ استاد کشم
سالها میگذرد، حادثهها میآید *** انتظار فرج از نیمۀ خرداد کشم(2)
«ظهور منجی آخرالزمان، اندیشهای جهانی است که بشر را بر محور انتظار گرد میآورد. فارغ از آنچه دیگران به عنوان منجی بدان امید بستهاند، امّت اسلامی براساس آموزههای نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) مصداق منحصر منجی آخر الزمان را وجود مبارک مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) میداند. امّا در میان همین امّت، گروهی درس مهدویت را در مکتب نورانی عترت پیامبر اسلام آموختهاند و دستهای علم را از غیر اهلش گرفته و به باوری ابتر راه یافتهاند.
انتظار پیروان اهلبیت عصمت و طهارت با انتظار دیگران تفاوتی عمیق دارد، چون فرقه ناجیه در انتظار طلوع خورشیدِ موجودِ مستور است و دیگران منتظر ستاره معدوم. به اعتقاد راسخ ما، مهدی موعود، موجود است، امّا در پندار دیگران فقط موعود است نه موجود.
دلا خود را در آیینه، تو کژ بینی هر آیینه *** تو کژ باشی نه آیینه، تو خود را راست کن اوّل
یکی میرفت در چاهی، چو در چَه دید او ماهی *** مَه گردون ندا کردش من این سویم، تو لا تعجل
مَجو مه را در این پستی که نبود در عدم هستی *** نروید نیشکر هرگز، چو کارد آدمی حنظل(1)
در تبیین معنی حقیقی انتظار در مکتب اهلبیت (علیهم السلام) ، روایات فراوانی
1) . دیوان شمس تبریزی، ص501.
هست، از جمله روایتی که ابوبصیر از حضرت صادق (علیه السلام) چنین نقل میکند:
لِیُعَدَنَّ اَحَدُکُم لِخُروجِ الْقائِمِ وَ لَوْ سَهماً ... ؛(1)
«هرکس از شما خودش را مهیا سازد که برای ظهور قائم اگرچه با تیری باشد».
بر این اساس، آنکه بخواهد به واقع منتظر وجود مبارک آن حضرت باشد، لازم است خویشتن را مهیا سازد، اگرچه با آماده کردن یک تیر باشد.(2)
تلاش منتظران راستین در عرصههای نظامی، امنیتی، علمی، خودسازی، عبادی و فرهنگی امری ضروری و اجتنابناپذیر است. از طرفی عرصه فرهنگ، اساسیترین عرصههایی است که در زمینهسازی ظهور شمس مهدوی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مؤثر است. امام باقر (علیه السلام)فرمودند: «رَحِمَ اللهُ عَبْداً اَحْیا اَمْرَنا»؛(3)خدا رحمت کند کسی را که امر ما را زنده نماید.
این سخن نورانی جلوهای از انتظار حقیقی را در عرصه فرهنگ به نمایش میگذارد. تلاش منتظران حقیقی حضرت بقیة الله (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در این عرصه میباید بر آن معطوف شود که معارف قرآن و عترت (علیهم السلام) را احیا و منتشر سازند. و خویشتن را در محدودۀ اوامر ایشان منحصر سازد.
افزون بر آن، رهبر فرزانه و حکیم انقلاب اسلامی امام خامنهای میفرماید:
«انتظار فرج بدین معناست که، باید خودمان را برای سربازی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آماده کنیم».(1)
ارکان انتظار پویا به اختصار به قرار زیر است:
بدون تردید وضع موجود در عصر غیبت، دارای کاستیهای فراوانی است که هر انسان آگاه، بصیر و کمالطلب را ناراضی خواهد کرد، این کاستیها بطور عمده از عدم حضور ظاهری امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ناشی میگردد.
در فرهنگ شیعه، آخرین پیشوای معصوم به دلایلی که برخی از آنها بر ما پوشیده است، غایب شده است. این پنهان بودن باعث شده است جامعه بشری از فواید ظاهری آن امام معصوم (علیه السلام) محروم گردد. یک منتظر راستین، کسی است که نه تنها به سبب محروم بودن خود از حضور ظاهری امام، از وضع موجود راضی نیست، که محروم بودن جامعه بشری از نعمت حضور ظاهری امام (علیه السلام) نیز او را آزار میدهد. او برخود لازم میداند و تلاش میکند همۀ عواملی که باعث غیبت آن حضرت شده است را به اندازه توان خویش برطرف نموده و زمینهساز ظهور منجی عالم بشریت یعنی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) باشد.
انسان، به دلیل دارا بودن ظرفیتهای فراوان، همواره در جهت رشد
1) . ولادت با سعادت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، نیمه شعبان 30/7/1381، مصلای تهران، سایت مقام معظم رهبری: www.khamenei.ir .
معنوی و فکری خود در تلاش است. او در انتظار، در پی رسیدن به روزگاری است که زمینهها و شرایط دست بدست هم داده، تمام قوههای او در جهت رشد و تعالی به فعلیت برسد. ازسوی دیگر، شکی نیست که غیبت آخرین پیشوای معصوم و حجت الهی، باعث میشود برخی از راههای کمال بر انسان و جامعه بسته شود. در انتظار، امید به دستیابی وضع بهتر، مؤلفۀ اساسی است که انسان را از رکود و خمودگی برحذر میدارد و او را به تلاش در راه رسیدن به وضع مطلوب وا میدارد. در این صورت، اگر به دلایلی به وضع مطلوب هم نرسید، به دلیل اهتمام و سعی او، خداوند پاداش کسانی را که آن مرحله را درک میکنند به او خواهد داد. این امیدواری، ناگزیر مراحلی دارد که برخی از آنها به قرار زیر است:(1)
بسیاری از مواقع، انسان در زندگی کمبودی دارد، امّا به سبب آنکه به آن کمبود آگاهی ندارد، هرگز در پی رفع آن کمبود هم نمیرود و هرگز برای جبران آن کاستی از خود تلاشی نشان نمیدهد، پس در نخستین مرحله انتظار، میبایست آگاه شد که حجّت الهی در پرده غیبت است.(2)این حقیقت در روایاتی، پس از بیان اصل غیبت، به طولانی بودن آن تصریح شده است. برای نمونه:
امام علی (علیه السلام) فرمودند:
«لِلْقائِمِ مِنّٰا غَیْبَةً اَمَدُها طَویلٌ؛(1)
برای قائم ما غیبتی است که مدت آن طولانی خواهد شد».
افزون بر آن، امام جواد (علیه السلام) در پاسخ این پرسش که چرا حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را منتظَر نامند؟ فرمود:
اِنَّ لَهُ غَیبَةً یَکْثُرُ اَیّامُها وَ یَطولُ اَمَدُها فَیَنْتَظِرُ خُرُوجُهُ الْمُخلِصُونَ؛(2)
«همانا برای او غیبتی است که روزهای آن فراوان و مدت آن طولانی خواهد شد، پس افرادی که دارای اخلاص باشند منتظر ظهور او خواهند بود.»
ممکن است در عصر غیبت و پنهان زیستی امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، کسی به غیبت آن حضرت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، آگاهی داشته باشد، امّا هرگز به این معرفت و دیدگاه نرسیده است که جامعه بشری نیازمند چنین رهبری الهی است. به بیان دیگر، رکن پیشین وجود دارد، امّا فرد و اجتماع هرگز به آن حجّت الهی احساس نیاز پیدا نکرده است. او و اجتماع انسانی بر آن باورند که چه نیازی به امام معصوم دارند، درحالیکه زندگی خویش را سپری میکنند.
بنابر آنچه بیان شد، چنین مردمی هرگز نمیتوانند انتظار ظهور حضرتش را در درون خود و جامعه ایجاد کنند. در مقابل، هرکس احساس نیاز بیشتری به حضور و ظهور امام را در درون خویش شاهد
باشد، به همان نسبت روحیه انتظار در او بیشتر است.(1)بیان این مطلب ضروری است که
«امام» به عنوان انسان کامل، الگوی جامعی است در همه ابعاد انسانی و بشر نیاز جدّی به چنین نمونهای دارد که با دستگیری و هدایت او، آنگونه که در شأن کمال انسانی است تربیت گردد و در پرتو راهنماییهای این مربّی آسمانی از انحرافها و دامهای شیطانهای بیرون و نفس سرکش خود محفوظ بماند. از مطالب بالا روشن میشود که نیاز مردم به امام معصوم حاضر یک نیاز حیاتی است و برخی از وظایف امام به شرح زیر است: 1) رهبری و اداره امور جامعه (تشکیل حکومت). 2) حفظ دین و آئین پیامبر از تحریف و بیان صریح معارف قرآن. 3) تزکیه و تهذیب نفوس و هدایت معنوی مردم.(2)
شکی نیست کسانی که به ظهور امام غایب یقین ندارند، درانتظار نیز نخواهند بود، بلکه انتظار برای آنها معنا و مفهومی ندارد. همانگونه که میلیاردها انسان امروزه درحالی زندگی خود را سپری میکنند که هرگز در انتظار راستین آمدن چنین انسانی نیستند، چون به آمدن چنین شخصیتی باور قطعی ندارند.
در مقابل، هر قدر آگاهی و یقین به ظهور امام (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بیشتر و عمیقتر باشد، انتظارش به آن بیشتر است. اگر شک و تردیدی در اصول وقوع آن داشته باشد یا اعتقادش به آن سست و ضعیف باشد، انتظارش هم به
همان اندازه ضعیف و سست خواهد بود و چه بسا به صفر برسد.
پیشوایان معصوم (علیهم السلام) با درنظر گرفتن این پایۀ اساسی در انتظار حقیقی و پویا، همواره در سخنان نورانی و راهبردی خود، باور قطعی به ظهور آخرین حجّت الهی را تقویت کرده، از هرگونه ناامیدی، مردم را پرهیز میدارند.(1)
برای نمونه: رسول گرامی اسلام حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله) دراینباره فرمودند:
«قیامت برپا نمیشود، تا اینکه قیامکنندهای به حقّ از خاندان ما قیام کند و این، هنگامی است که خداوند بر او اجازه فرماید. هرکس از او پیروی کند، نجات مییابد و هرکس از اوسرپیچد، هلاک خواهد شد».(2)
افزون بر آن، در فرهنگ نیایشی اسلام به ما آموختهاند که از خداوند تبارک و تعالی، یقین به ظهور حضرت (علیه السلام) را بخواهیم:
«اَللّٰهُمَّ وَ لا تَسْلُبْنَا الْیَقینَ لِطُولِ الْاَمَدِ فی غَیبَتهِ، وَ انقِطاعِ خَبَرِهِ عَنّا وَ لا تُنسِنا ذِکْرَهُ وَ انْتِظارَهُ وَ الْاِیمانِ بِهِ، وَ قَوّةَ الْیَقینِ فی ظُهورِهِ ... ؛(3)
خدایا از ما مگیر یقین به طولانی شدن زمان غیبتش را و مُنقطعشدن خبرش را از ما، و از یاد ما مبر آن بزرگوار را، و همچنین انتظار آمدنش و ایمان به او قوّت یقین در ظهورش را ... ».
کسانی که به ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) معتقدند و وقوع آن را نزدیک
میبینند، هرقدر ظهور مهدی موعود را بیشتر دوست بدارند، انتظارش هم بیشتر خواهند بود. و اگر آن را خوش نداشته باشند، انتظار او هم سست و ضعیف خواهد شد. این دوستداشتن فقط زمانی به وجود میآید که مؤمنان، تصویرروشنی از زمان ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) داشته باشند، تا اینکه نه فقط از آن نهراسند، بلکه برای وقوعش لحظهشماری کنند.
با کمال تأسف باید اذعان کنیم که تصویرسازی دوران ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) همواره از افراط و تفریط در امان نمانده است. گاهی دوران حکومت آن حضرت را سختترین و تلخترین دوران یاد میکنند، و گاهی آن دوران را دوران رفاه و آسایش و تنپروری معرفی مینمایند که بدون تردید، هردو تصویر، زیانهای خود را در باور جامعه گذاشته و میگذارد.(1)
از سوی دیگر دوستداشتن ظهور آن یگانه هستی، به مهرورزی به خود آن حضرت (علیه السلام) ارتباط دارد. این را باید بدانیم که وجود مبارک رحمة للعالمین حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله) از جانب رَب العالمین، به عشقورزی به ساحت قدسی او و محبانش مأمور شده است: خدای متعال میفرماید:
«یٰا مُحَمَّد! اَحْبِبْهُ فَاِنّی اُحِبُّهُ وَ اُحِبُّ مَنْ یُحِبُّهُ.(2)
ای محمّد! او را دوست بدار، همانا من او را و دوستداران او را دوست میدارم».
از اینرو عشقورزی به ساحت قدسی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، امری است الهی که با ظهورش باید پیوند برقرار نمود.
اگرچه انتظار با مؤلفههای یادشده تحقق مییابد. امّا نزدیک دانستن ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بر شدّت انتظار میافزاید و آمادگی فرد و جامعه را افزایش میدهد. نزدیک دانستن ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، سبب میشود توجه به آن حضرت (علیه السلام) بیشتر گردد و مشکلات دوران غیبت را آسان نموده و تحت الشعاع قرار گیرد و تمام رفتار مردم در راستای رضایت و خشنودی آن حضرت (علیه السلام) سامان گیرد. این حقیقت در فرهنگ نیایشی اسلام اینگونه به منتظران حقیقی آن حضرت (علیه السلام) بشارت داده شده است:
در دعای عهد که تأکید فراوان شده، هر روز صبح با امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تجدید عهد و پیمان نمائیم چنین آمده است:
«خدایا بگشا این اندوه و غم را از این امّت به حضور امام زمان و شتاب کن برای ما در ظهور آن جناب «اِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ بَعیداً وَ نریٰهُ قَرِیباً بِرَحْمَتِكَ یٰا اَرْحَمَ الراحمینَ» که اینان ظهورش را دورپندارند ولی ما آن را نزدیک میبینیم به رحمتت ای مهربانترین مهربانان».(1)
اگر فرد و جامعهای به تمام شرایط و بنیانهای حقیقی پدیده انتظار
1) . مصباح الزائر، ص455. بحارالانوار، ج99، ص111.
عمل نمود، آثار و برکات فراوان فردی، اجتماعی و تربیتی در پی خواهد داشت. برخی از مهمترین آنها به قرار زیر است:
انسان برای تداوم زندگی و تحمّل دشواریهای آن در عصر غیبت، به انگیزهای نیرومند نیاز دارد. آیندهای که به مراتب عالیتر، زیباتر و بهتر از امروز باشد، پاسخگوی این نیازمندی انسان و جامعۀ انسانی است. این حقیقت در بیانات راهبردی و بشارتی معصومان (علیهم السلام) به روشنی بیان گردیده و بر پیروان راستین مکتب اهلبیت (علیهم السلام) کاملاً روشن است، نهتنها بر دوستداران این امر محرز بوده، بلکه بر بیگانگان هم آشکار است.
حکایت:
یکی از نویسندگان معاصر دربارۀ امیدبخشی این اعتقاد، میگوید: در یک جلسه هفتگی که با یک استاد فرانسوی محقّق در تشیع (هانری کربن) تشکیل میشد، از او سؤال شد: آیا راست است که بعد از جنگ، بازگشت محسوس در اروپا به معنویت و دینداری پیدا شده است؟
پاسخ داد: کاتولیکها خیلی فعالیت میکنند، ولی فایده ندارد. مسیحیت دین پیشین و مرده است و پاسخ سؤال روز و انتظارات آینده را نمیتواند بدهد. اسلام با آنکه دین تازهتری است، برای اهل تسنن که پا از زمان پیامبر جلو نگذاشتهاند، با خاتمیت باب معنویت و تربیت بسته میشود و ناظر به آینده نیست. فقط اقلیت «شیعه» هستند که با
اعتقاد و انتظار امام غایب، امیدوارانه به آیندۀ دنیا و دارای روح و دل، زندهاند و مسائل فلسفی و مشکلات زندگی را با نظر و اعتقاد و امید دیگری مطرح میکنند. شیعه نه فقط برای آینده، مهرۀ معجزهآسایی در چنته دارد، بلکه در گذشته نیز مایههای افتخار و اتکای فراوانی دارد، پیشرویش علی (علیه السلام) است که مادر دهر، مانند او نزائیده و نخواهد زائید».(1)
بنابراین، با باورمندی و التزام عملی به انتظار پویا، شیعههرگز امیدش تبدیل به یأس نشده و نخواهد شد تا دولت یار را در آغوش گیرد. ان شاء الله
عصر او عصر نبوغ ریشههاست *** عصر پُر شبنمترین اندیشههاست
قرن او قرن سلام و معبد است *** عشق در دوران او صددرصد است(2)
انتظار افزون بر آثار فردی، دارای آثار اجتماعی فراوانی است. مهمترین آن میتوان به وحدت، انسجام و همدلی بین منتظران نام برد. این همدلی، سبب توجه به هدف مشترکی است که در مسأله انتظار بروشنی تمام در چشمانداز آن، قابل رؤیت است.
در آینه وحی میخوانیم که خدای متعال میفرماید:
«وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ»؛(1)
«و همگی به ریسمان خدا (و هرگونه وسیلۀ وحدت الهی) چنگ بزنید و پراکنده نشوید».
«امروزه ثابت شده است افرادی که در پی هدفی مشترک هستند، از عملکردی مشابه برخوردارند، به گونهای کههمگرایی در آنها در مقایسه با جوامع دیگر، بیشتر به چشم میخورد. در جامعه شیعی، انتظار ظهور مردی از سلاله پاک رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) باعث شده است تمام پیروان این آرمان مقدس، از همدلی بسیار خوبی برخوردار باشند».(2)
ما معتقدیم که امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از کارهای امّت، بویژه شیعیان آگاه است. این حقیقت در بیان نورانی خود حضرت (علیه السلام) اینگونه شاهدیم: حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فرمودند: «همانا همیشه بر احوال و اخبار شما آگاهیم و چیزی از شما بر ما پوشیده نیست».(3)
طبق برخی روایات، تمام کارهای ما، هر هفته یکبار، یا دو روز، و طبق برخی روایات هر روز، و مطابق روایاتی، هر صبح بر امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) عرضه میشود.
آیت الله مصباح (حفظه الله) دراینباره میفرماید:
«وضع مردم در برابر امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ممکن است اینگونه باشد. یک مرحله از عرض اعمال در هر صبح و هر شام انجام گیرد. کارهایی
که مردم شب انجام دادهاند، صبح، خدمت حضرت ولیعصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) عرضه میشود و و کارهایی که از صبح تا شب انجام دادهاند، شب به حضور آن بزرگوار ارائه میشود. در مرحلهای دیگر، مجموع کارهای هفتگی را در روز دوشنبه و چهارشنبه به حضور امام (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تقدیم میدارند و سرانجام در شب قدر تمام مقدّرات مردم بر وجود مقدس ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) عرضه میشود ... حال اگر توجه داشته باشیم که تمام اعمال که انجام میدهیم، هر صبح و شام یا هر هفته خدمت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ارائه میشود. تأثیر بسیار والایی در سازندگی ما خواهد داشت ... هیچیک از ما دوست نداریم امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) کارهای ناشایست یا کمارزش از ما مشاهده کند، اگر به چنین حقیقتی توجه داشته باشیم همواره میکوشیم کاری نکنیم که دل مولایمان از ما برنجد، چراکه رنجش قلب مقدس او، رنجش قلب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ، و قهر و عذاب الهی را در پی دارد.(1)
بنابراین، مهدی باوری و انتظار ظهور آن حضرت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) کشیدن، باعث میشود که فرد و جامعه مراقب اعمال و رفتار و کردار، ریز و درشت خود باشند. مبادا هنگام عرض اعمال بر آن حضرت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، موجبشرمندگی ما و رنجش قلب مبارک امام (عجل الله تعالی فرجه الشریف) گردد.
کسی که انتظار قیام یک مصلح جهانی را میکشد، درواقع، انتظار یک انقلاب و دگرگونی و تحولی را دارد که وسیعترین و اساسیترین انقلابهای انسانی در طول تاریخ بشر است. انقلابی سیاسی، فرهنگی،
1) . آفتاب ولایت، ص167 - 169 با تلخیص.
اخلاقی، اقتصادی، امنیتی، عمومی و همگانی که تمام شئون زندگی انسانها را شامل میشود.
کسی که انتظار چنان انقلاب و تحوّل و دگرگونی را میکشد، باید خودساخته و آماده باشد. زیرا چنین تحول و انقلابی، قبل از هرچیز، نیازمند به عناصر آماده و باارزش انسانی است که بتواند بار سنگین چنان اصلاحات وسیعی را در جهان بدوش بکشد. نکته مهم اینجاست که، منتظر واقعی برای چنین برنامه مهمی هرگز نمیتواند نقش تماشاچی را داشته باشد، بلکه حتما باید در صف موافقان قرار گیرد. ایمان به نتایج و عاقبت این تحول، هرگز به او اجازه نمیدهد که در صف مخالفان باشد و قرارگرفتن در صف موافقان نیاز به داشتن اعمال پاک و روحی پاکتر و برخورداری از شهامت و آگاهی کافی دارد. من اگر ناپاک و آلودهام، چگونه میتوانم در انتظار تحول و انقلابی باشم که شعله آن دامان مرا میگیرد؟ انتظاریک مصلح جهانی به معنای آمادهباش کامل فکری، اخلاقی، مادی و معنوی برای اصلاح همۀ جهان است. فکر کنید این آمادهباش چقدر سازندگی دارد.
بنابر آنچه بیان شد، برای تحقّق بخشیدن به چنین انقلاب جهانی، مردانی بسیار بزرگ و مصمم، نیرومند، شکستناپذیر، فوقالعاده پاک و بلندنظر، کاملاً آماده و دارای بینش عمیق لازم است و خودسازی برای چنین هدفی مستلزم بهکار بستن عمیقترین برنامههای اخلاقی، فکری و اجتماعی است. این است معنای انتظار واقعی، آیا هیچکس میتواند بگوید چنین انتظاری سازنده نیست؟.(1)
1) . حکومت جهانی مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، ص100 با تلخیص.
افزون بر آن، رهبر فرزانه و حکیم انقلاب اسلامی امام خامنهای (حفظه الله) میفرماید:
«بزرگترین وظیفه منتظران امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) این است که از لحاظ معنوی، اخلاقی، علمی، پیوندهای دینی، اعتقادی و عاطفی با مؤمنین و همچنین برای پنجه افکندن با زورگویان خود را آماده کنند».(1)
منتظران راستین، نباید تنها به خویشتن بپردازند، بلکه باید مراقب حال یکدیگر باشند و علاوه بر اصلاح خویش، در اصلاح دیگران نیز بکوشند. زیرا برنامۀ عظیم و سنگینی که انتظارش را میکشند، یک برنامه فردی نیست بلکه برنامهای است که تمام عناصر تحول باید در آن شرکت جوید، باید کار به صورت دستهجمعی و همگانی باشد، کوششها و تلاشها باید هماهنگ شود و عمق و وسعت یابد. این هماهنگی و تلاشها باید به عظمت همان برنامۀ انقلاب جهانی باشد که انتظار آن را دارند.
در یک میدان مبارزۀ وسیع و دستهجمعی، هیچ فردی نمیتواند از حال دیگران غافل بماند. بلکه موظف است هر نقطه ضعفی را که در هر کجا میبیند اصلاح کند، هر موضع آسیبپذیری را ترمیم نماید، و هر قسمت ضعف و ناتوانی را تقویت کند، زیرا بدون شرکت فعالانه و هماهنگ تمام مبارزین، پیاده کردن چنان برنامهای امکانپذیر نیست.
1) . ولادت با سعادت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، نیمه شعبان 30/7/1381، مصلای تهران، سایت مقام معظم رهبری: www.khamenei.ir .
بنابر آنچه گذشت، منتظران واقعی علاوه بر اینکه در اصلاح خویشتن میکوشند، وظیفه خود میدانند که دیگران را اصلاح کنند. این است اثر سازنده دیگر انتظار قیام یک مصلح جهانی و فلسفه آن همه افتخارات و فضیلتها که برای منتظرانراستین شمرده شده است.(1)
خدای متعال در قرآن میفرماید:
«تَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى»؛(2)
همواره در راه نیکی و پرهیزگاری به یکدیگر کمک کنید.
«از شمار آثار و برکات انتظار پویا و سازنده، حل نشدن در فساد اجتماع و عدم تسلیم در برابر آلودگیهاست. توضیح اینکه، هنگامی که فساد فراگیر میشود و اکثریت و یا جمع کثیری را به آلودگی میکشاند، گاهی افراد پاک در یک بنبست سخت روانی قرار میگیرند، بنبستی که از یأس از اصلاحات سرچشمه میگیرد ... تنها چیزی که میتواند در آنها روح امید بدمد و به مقاومت و خویشتنداری دعوت کند و نگذارد در محیط فاسد حل شوند، امید به اصلاح نهایی است، تنها در این صورت است که آنها دست از تلاش و کوشش برای حفظ پاکی خود و حتی برای اصلاح دیگران برنخواهند داشت.
به همین دلیل امید را همواره میتوان به عنوان یک عامل مؤثر تربیتی در مورد افراد فاسد شناخت، همچنین افراد صالحی که در
محیطهای فاسد گرفتارند، بدون امید (به فردائی بهتر) نمیتوانند خویشتن را حفظ کنند.
بنابر آنچه بیان شد، انتظار ظهور مصلح که هرقدر دنیا فاسدتر میشود، امید ظهورش بیشتر میگردد، اثر فزاینده روانی در معتقدان به وجود میآورد و آنها را در برابر امواج نیرومند فساد بیمه میکند، آنها نه تنها با گسترش فساد محیط، مأیوستر نمیشوند، بلکه به مقتضای:
وعدۀ وصل چون شود نزدیک *** آتش عشق تیزتر گردد
وصول هدف را دربرابر خویشتن میبینند و کوششهایشان را برای مبارزه با فساد و حفظ خویشتن با شوق و عشق افزونتری دنبال مینمایند».(1)
«یکی دیگر از آثار غیرقابل تردید در انتظار راستین، احساس حضور در محضر آن امام غایب و احساس حضور آن امام همام در زندگی است. یک منتظر راستین، همواره بر این باور است که تمام رفتار و اعمال او در محضر آن امام پنهان است و این خود در اصلاح رفتار وی بسیار مؤثر است. این مهم نه فقط به اصلاح فرد منجر میشود که رفتهرفته به اصلاح و سلامت اخلاقی جامعه میانجامد که خود ریشه درزمینهسازی ظهور، نقشی بس مهم و انکارناپذیر خواهد داشت».(2)
افزون بر آن، منتظران حقیقی وظیفه دارند مراقب حال یکدیگر نیز باشند و علاوه بر اصلاح خویش، در اصلاح دیگران نیز بکوشند،زیرا برنامه عظیم و سنگین که منتظر آن هستند، یک برنامه فردی نیست. آری، همانگونه که عالم محضر خداست، محضر ولی الله الاعظم امام زمان ارواح العالمین له الفدا، نیز هست. انتظار پویا و حقیقی این ثمره معنوی و ارزشمند را دارد که انسان همیشه خودش را در محضر امامش میداند و او را در تمام ابعاد زندگی فردی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و غیره شاهد و ناظر میداند.
برای نمونه:
امام خامنهای (حفظه الله) در آستانه انتخابات ریاست جمهوری اسلامی سال 1396 فرمودند:
«امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ناظر است و میبیند انتخابات شما را».(1)
افزون بر آن، این آموزۀ مهم سازندگی فردی و اجتماعی، در آینه وحی به منتظران حقیقی اینگونه هشدار داده شده است.میفرماید:
«قُلِ اعْمَلُواْ فَسَيَرَى اللّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ»؛(2)
ای پیامبر بگو: «عمل کنید! خداوند و رسول او و مؤمنان، اعمال شما را میبینند».
بر این اساس، عالَم محضر خدا، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و اهلبیت (علیهم السلام) است و ما در تمام احوالات خود در محضر امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هستیم.
چه زیباست روی تو در خواب دیدن *** فروغ نگاه تو در آب دیدن
چه زیباست رخسار خورشیدی تو *** پس از پردهداری مهتاب دیدن
چه زیباست در چشمۀ نور، چشمت *** شکوفایی روشن ناب دیدن
چه زیباست دور از شکوه حضورت *** نگاه تو در چشم احباب دیدن
چه زیباست تصویر روحانی تو *** به یکباره در پیکر قاب دیدن
چه زیباست در خلوت دل نشستن *** جلال تو دور از تب و تاب دیدن
چه زیباست در جستجوی عطشناک *** لب عاشقان تو سیراب دیدن
چه زیباست در چشم دریایی تو *** نگاه خروشان گرداب دیدن
چه زیباست در اقتدای نمازم *** تو را در تجلّای محراب دیدن
چه زیباست گرپاگذاری به چشمم *** نشستن کناری و سیلاب دیدن(1)
شناخت آسیبها و آفات مهدی باوری، یکی از وظایف مهم هر
1) . خوشههای طلایی، ص177 (سروده عباس براتیپور).
منتظری است، تا در پرتو آن به خرافهزدایی پرداخته و به تصحیح اعتقاد خویش در این زمینه مبادرت نماید. برخی انتظار را در قرنطینه و به مثابه اطاق انتظار گرفتهاند که باید تنها نشست و منتظر ماند تا نوبت اقدام شود.(1)
امام خمینی (قدس سره) دراینباره میفرماید:
«بعضیها انتظار فرج را به این میدانند که در مسجد یا حسینیه بنشینند و دعا کنند و فرج امام را از خدا بخواهند. دیگرغیر از این کاری از ایشان برنمیآید و به فکر این هم که یک کاری بکنند نبودند ... یک دسته دیگر بودند که انتظار فرج را میگفتند به این است که ما کار نداشته باشیم به اینکه در جهان چه میگذرد، ما تکلیف خودمان را عمل میکنیم. یک دستهای میگفتند که خوب باید عالَم پر از معصیت شود تا حضرت بیاید. ما نهی از منکر نکنیم، امر به معروف هم نکنیم. تا مردم هر کاری میخواهند بکنند. گناهان زیاد بشود و فرج نزدیک بشود. یک دستهای از این بالاتر بودند، میگفتند: باید دامن زد به گناهها، دعوت کرد مردم را به گناه، تا دنیا پر از جور و ظلم بشود و حضرت تشریف بیاورند، یک دسته دیگر بودند که میگفتند هر حکومتی اگر زمان غیبت محقق بشود این حکومت باطل است و برخلاف اسلام است».(2)
انتظار یعنی چشم به راهی، نگرانی، امید به آینده، امیدی که باعث حرکت، پویایی، اقدام و آمادگی شود. کدام آدم عاقل در حال غرق شدن به انتظار نجات غریق مینشیند تا غرق نشود؟! بلکه حداکثر تلاش خود
را در نجات از آب میکند تا نجات غریق برسد. کدام خردمندی در حال آتشسوزی صبر میکند تا خود و خانوادهاش بسوزد تا آتشنشان برسد؟! حداکثر سعی را در خانه میکند تا مأموران برسند. کدام انسانی در سرمای زمستان به امید گرمیتابستان میلرزد؟! حتماً با وسیلهای خود را گرم میکند تا گرمای اصلی برسد. کدام انسانی با رفتن برق، در تاریکی مینشیند تا روشنایی بازگردد؟! حتماً شمعی، چراغی اضطراری روشن میکند.
در روایات و متون دینی هم بر این نکته تأکید شده است.
در حدیثی آمده است که، یکی از ویژگیهای یاران مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) این است که:
وَ یُوَطِّئونَ لِلْمَهْدِی سُلْطانَهُ؛(1)برای حکومت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) زمینهسازی میکنند.
انتظار نه احترام است نه اعتراض، نه گوشهگیری است نه امید ذهنی و ایستا. انتظار عقیدهای است پویا. یعنی حضور در صحنه عملی و زمینهسازی عینی و دگرگونی ریشهای، منتظر باید آمادگی فکری، روحی و عملی داشته باشد. برخی ناشیانه در این زمینه به روایاتی استناد کردهاند که گسترش ظلم و فساد را در آستانه ظهور مطرح کردهاند، اینان توجه نداشتهاند که فراگیری ظلم و فساد، توصیف زمان ظهور است نه شرط آن.(2)
در فرهنگ روایی اسلام، وظیفه منتظران، آمادگی و برنامهریزی و هدفمندی در ابعاد مختلف جهت زمینهسازی ظهور ذکر شده است. برای
نمونه: جابر میگوید: من وعدهای پس از انجام مناسک حج،برای خداحافظی خدمت امام باقر (علیه السلام) رسیدیم. ما به امام عرض کردیم ما را سفارش کنید، امام باقر (علیه السلام) فرمودند: «باید نیرومندان شما به ناتوانان کمک کنند و توانگران به مستمندان برسند. هریک از شما باید همانطور که خیرخواه خود است، خیرخواه برادر دینیاش باشد. اسرار ما را مخفی و حفظ کنید، مردم را بر سر ما نشورانید. در امر ما و آنچه از ما رسید، دقّت و تأمل کنید، هریک از دستورات ما با قرآن موافق بود، بگیرید و آنچه مخالف بود، ردّ کنید. اگر امری مورد شبهه واقع شد دربارۀ آن درنگ و توقف کنید و آن را به ما واگذار کنید تا برای شما آنگونه که شرح آن را میدانیم شرح دهیم. اگر چنین بودید و همانطور که سفارش میکنیم، عمل کرده و راه دیگری نرفتید، هریک از شما قبل از ظهور قائم ما از دنیا برود، شهید به شمار خواهد آمد، در صورتی که قائم ما را درک کند و در رکاب او شهید شود، اجر دو شهید دارد و هرکس در رکاب ما یکی از دشمنان را بکشد، اجر و پاداش بیست شهید دارد».(1)
شبها ستاره میشُمُرم ز انتظار صبح *** بر یاد مهر روی تو ای شهریار صبح
با ماه و اختران، شب هجران نشستهایم *** تا کاروان، بشارتی آرد ز یار صبح
روزی سرآید این شب هجران، تو شاد باش *** وز پردۀ فلک به درآید نگار صبح
1) . بحارالانوار، ج52، ص123.
بر عاشقی که مژده برند از شب وصال *** مرغ خیال او پَرَد از شاخسار صبح
پروانه و من و دل و شمع و شب فراق *** سوزیم ز اشتیاق تو در انتظار صبح
مرغان گلستان همه با سوزوساز عشق *** نالند خوش به یاد تو ای گلعذار صبح
ترسم شب فراق کَشَد به روز حشر *** چون دست عشق داده سپهر، اختیار صبح
با چشم اشکبار و دل آتشین چون شمع *** بشتاب «الهی» از پی یار و دیار صبح(1)
1) . خوشههای طلایی، سروده مهدی الهی قمشهای، ص92؛ دانشنامۀ مهدویت، ج10، ص177.
یکی از آموزههای ارزنده و راهبردی معصومان (علیهم السلام) ، بیان جایگاه و منزلت و فضائل منتظران راستین امام زمان حضرت مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، میباشد، منزلت و مقام والایی که جای شگفتی و تعجب است. و این سؤال برای انسان بوجود میآورد که چگونه ممکن است چنین ارزشهای والایی برای منتظران باشد. برخی از فضایل و برتریهای منتظران راستین به قرار زیر است:
از شمار فضایل منتظران حقیقی این است که از جمله دوستان خدای متعال هستند که هیچگونه حزن و اندوهی در دنیا و آخرت ندارند. امام صادق (علیه السلام) دراینباره فرمودند: درباره قول خداوند (عزّ و جلّ) که فرمودند: «يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آيَاتِ رَبِّكَ لاَ يَنفَعُ نَفْسًا إِيمَانُهَا لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِن قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمَانِهَا خَيْرًا» یَعْنی خُروجَالْقائِمِ الْمُنتَظَرِ مِنّٰا؛ آن روز که برخی از نشانههای خدایت در میرسند، ایمان کسی که پیشتر ایمان نیاورده و یا درحال
ایمانش کار نیکی نکرده است، سودی نمیبخشد. خروج قائم ماست که انتظارش را میکشند.
سپس حضرت فرمود: ای ابا بصیر، «طُوبیٰ لِشیعَةِ قائِمِنا لِظُهُورِهِ فی غَیْبَتِهِ وَ الْمُطِیعیِنَ لَهُ فی ظُهُورِهِ، اوُلٰئكَ اَوْلِیِاءُ اللهِ الَّذِینَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمِ وَ لا هُمْ یَحْزَنونَ»؛(1)خوشا به حال پیروان قائم ما که در روزگار غیبت او انتظارش را میکشند و در روزگار ظهورش فرمانش را میبرند، آنان اولیای خدایند که نه بیمی بر آنها است و نه اندوهگین میشوند.
از شریفترین انسانها، میتوان مجاهدان در راه خدا به حساب آورد، این ارزش عالی آنگاه به مرتبۀ کمال خود میرسد که این مجاهدت در رکاب و جوار انسان کامل و رسول گرامی اسلام و خاتم پیامبران حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) باشد. یکی از فضایل ارزشمند منتظران راستین امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) این است که آنان مانند کسانی هستند که در رکاب پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) به جهاد در راه خدا برخاستهاند. این منزلت ویژه در بیانات راهبردی پیشوایاناینگونه شاهدیم:
امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
«مَنْ ماتَ مُنتَظِراً لِهَذا الْاَمْرِ کانَ کَمَن کانَ مَعَ الْقائِمِ فی فُسْطاطِهِ، لا بَلْ کانَ کَالضّارِبِ بَیْنَ یَدَیْ رَسُولِ الله (صلی الله علیه و آله) بِالسَّیْفِ؛(2)
هرکس درحال انتظار این امر بمیرد، مانند کسی است که همراه قائم و
در خیمه اوست، بلکه مانند شمشیرزن پیش روی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است».
افزون بر آن، ابوخالد کابلی میگوید: امام زینالعابدین (علیه السلام) فرمودند:
«سپس غیبت ولیّ خداوند (عزّ و جلّ) ، دوازدهمین وصیّ پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) و امامان پس از او، استمرار مییابد. ای ابوخالد، آنان که در آن روزگار غیبت او، امامتش را باور داشته و ظهورش را منتظر باشند، از مردم هر روزگار برترند، زیرا خداوند تبارک و تعالی، چنان عقل و فهم و معرفتی به آنان داده که غیبت برای آنان بهسان مشاهده است و آنان را در آن روزگار، مانند جهادگرانی قرار داده است که پیش روی پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) با شمشیر میجنگند. آنان مخلصان حقیقی، شیعیان راستین ما ودعوتگران به دین خدا در پیدا و نهان هستند».(1)
منزلت و مقام ارزشمند دیگر برای منتظران راستین امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) این است که مانند شهیدان در رکاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) میباشند. این منزلت نیکو در بیانات نورانی معصومین (علیهم السلام) اینگونه شاهدیم:
1- امام صادق (علیه السلام) دراینباره فرمودند:
مَنْ ماتَ مِنْكُمْ وَ هُوَ مُنْتَظِرٌ لِهٰذَا الْأَمرِ كَمَنْ هُوَ القائِمِ في فُسْطاطِهِ، قال: ثُمَّ مَكَثَ هُنَيْئَةً ثُمَّ قال: لا بَلْ كَمَنْ قارَعَ مَعَهُ بِسَيْفِهِ، ثُمَّ قالَ: لا وَ اللهِ اِلّا كَمَنِ اسْتُشْهِدَ مَعَ رَسُولِ اللهِ (صلی الله علیه و آله) ؛(2)
«هریک از شما چشمبراه این امر بمیرد، مانند کسی است که همراه قائم
در خیمه اوست». سپس اندکی درنگ کرد و فرمود: «نه، بلکه مانند شمشیرزن همراه اوست». سپس فرمود: «نه! به خدا سوگند، مانند کسی است که در رکاب پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) شهید شده است».
حکایت: حسین بن ابی حمزه از پدرش میگوید: به امام صادق (علیه السلام) گفتم: فدایت شوم، سنّم زیاد و استخوانمنازک و اجلم نزدیک شده است و میترسم که پیش از رسیدن این امر (ظهور و قیام) بمیرم. فرمود: «ای ابو حمزه، آیا (بیم تو از این نیست که) شهید را تنها کشته (در میدان جنگ) میبینی؟». گفتم: آری، فدایت شوم. امام (علیه السلام) فرمود: «ای ابو حمزه! هرکس به ما ایمان بیاورد و گفته ما را تصدیق کند و امر ما را انتظار کشد، مانند کسی است که زیر پرچم قائم و بلکه به خدا سوگند، زیر پرچم پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) کشته میشود».(1)
از شمار فضایل منتظران راستین، یکی هم این است که مانند رزمندۀ مجاهد و شمشیرزن در سپاه امام مهدی (علیه السلام) است. این مقام ممتاز در آینه روایات اینگونه بازتاب یافته است. عبدالحمید باسطی میگوید: به امام باقر (علیه السلام) گفتم: خدایت به سامان دارد، ما کار و بازارمان را در انتظار این امر، رها کردهایم، تا آنجا که نزدیک است برخی از ما دست گدایی دراز کند.
امام (علیه السلام) فرمود: «ای عبدالحمید! آیا چنین میبینی کسی که خود را وقف خدا کرده است، خداوند برای او گشایشی نمیگذارد؟ به خدا
1) . تأویل الایات الظاهره، ج2،ص665؛ بحارالانوار، ج27، ص138.
سوگند، چنین نیست! خداوند برایش گشایشی میگذارد. خداوند، بندهای را که امر ما را زنده میکند، میآمرزد».
گفتم: خدایت به سامان آورد، فرقه مرجئه(1)میگویند: ما از این باور، زیانی نمیکنیم و هنگامی که قائم ظهور کند، ما و شما یکسان خواهیم بود.
فرمود: «ای عبدالحمید، راست گفتهاند. هرکس توبه کند، خداوند به سوی او بازمیگردد و هرکس در نهان، دورویی کند، خداوند بینیاش را به خاک میمالد و هرکس امر ما را افشا کند، خداوند، خونش را میریزد. خداوند، آنان را بهخاطر اسلام ذبح میکند، همانگونه که قصّاب، گوسفند را ذبح میکند. گفتم: پس در آن روز ما با این مردم یکسان هستیم؟
فرمود: «نه شما آن روز، فرادستان و حاکمان زمین هستید و جز این، در دین ما جایی ندارد».
گفتم: اگر قبل از اینکه قائم را درک کنم، بمیرم چه میشود؟ فرمود: «اگر کسی از میان شما بگوید: اگر قائم را درک کردم، یاریاش میدهم، مانند شمشیرزن در رکاب اوست و شهادت در رکاب او، دو شهادت است: یکی شهادت به خاطر کشته شدن و یکی به خاطر ایمان و قصد یاری نمودن امام (علیه السلام)».(2)
1) . مرجئه، فرقهای از مسلمانان هستند که معتقدند خدای متعال، عذاب گناهکاران را به تأخیر میاندازد. اما محتمل است مقصود از «مرجئه» در اینجا کسانی باشند که امام علی (علیه السلام) را متأخّر و پس از سه خلیفۀ دیگر میدانند و آنگاه در امتداد ایشان، مانند شیعه هستند. (دانشنامۀ امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، ج5، ص351).
2) . الکافی، ج8، ص37؛ المحاسن، ج1، ص277.
از برخی بیانات روشنگرانه و هدایتگر معصومان (علیهم السلام) ، چنین استفاده میشود که شرایط ویژهای بر مردم عصر انتظار حاکم است. ازاینرو، منتظران راستین در این عصر و زمان، از جایگاه بسیار ارزشمندی برخوردارند. برای نمونه امام سجاد (علیه السلام) دراینباره میفرماید:
«اِنَّ اَهْلَ زَمانِ غَیْبَتِهِ وَ الْقائِلینَ بِامامَتِهِ وَ الْمُنتَظرِینَ لِظُهُورِهِ (عجل الله تعالی فرجه الشریف) اَفْضَلَ مِنْ اَهْلِ کُلِّ زَمانٍ لِاَنَّ اللهَ تَعالیٰ ذِکْرَهُ اَعْطاهُمْ مِنَ الْعُقولِ وَ الْاَفْهامِ وَ الْمَعْرِفَةِ مٰا صٰارَتْ بِهِ الْغَیْبَةُ عَنهُمْ بِمَنْزِلَةِ الْمُشاهِدَةِ ... ؛(1)
مردم زمان غیبت آن امام که به امامت او معتقد و منتظر ظهور او هستند، از مردم هر زمانی برترند، زیرا خداوند عقل و فهم و معرفتی به آنها داده است که غیبت نزد آنان بمنزله مشاهده است ... .»
بنابر آنچه بیان گردید، رفتار انسانها براساس آموزههایدینی، دارای اعتبار و ارزش متفاوتی است. از نگاه آیات و روایات معصومین (علیهم السلام) برترین انسانها کسانی هستند که با رفتار و کردار خود اسباب رضایت و خشنودی پروردگار جهانیان را فراهم میآورند. منتظران راستین ظهور آخرین حجّت خدا یعنی امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) موجبات رضایت و خشنودی خداوند را فراهم میآورند.
یکی از مهمترین آرزوهای تمام خوبان عالم، حضور در دورانی
1) . کمالالدین و تمام النعمه، ج1، ص319.
است که در آن اثری از فساد، بیداد و تباهی نباشد. این فضیلت، آنگاه به کمال خود میرسد که در زمان ظهور در نزدیکترین موضع به رهبر قیام جهانی، یعنی در جایگاه فرماندهی که همانا خیمه آن حضرت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است، حاضر باشد. این حقیقت در بیانات ارزشمند و بشارتی پیشوایان دین (علیهم السلام) اینگونه شاهدیم: امام صادق (علیه السلام) در وصف منتظران حقیقی و راستین که زمان ظهور را درک نمیکنند.
میفرماید:
«مَنْ ماتَ مِنکُمْ عَلٰی هٰذَا الْاَمْرِ مُنْتَظِراً کانَ کَمَنْ هُوَ فِی الْفُسطاطِالَّذِی لِلْقائِم؛(1)
هرکس از شما از دنیا برود، درحالیکه بر منتظر این امر (ظهور) است، مانند کسی است که در خیمهگاه آن حضرت است».
افزون بر آن، امام باقر (علیه السلام) فرمودند:
«آنکه در حال انتظار امر ما بمیرد، از اینکه در میان سراپردۀ مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و لشکرش نمرده، زیان نکرده است».(2)
یکی از آموزههای روشن اسلام به پیروان خویش این است که، از برترین عبادتها نماز و روزه میباشد. از طرفی یکی از پاداشهای ارزشمند منتظران پویا و حقیقی که روزگار خویش را در انتظار سپری میکنند، این معرفی شده که، مانند کسی هستند که در حال نماز و روزه
میباشند. این پاداش عظیم در بیانات راهبردی و امیدوارکننده پیشوایان دین اینگونه بازتاب یافته است. برای نمونه:
امام باقر (علیه السلام) دراینباره فرمودند:
« ... وَ اعْلَمُوا اَنَّ الْمُنْتَظِرَ لِهٰذَا الْاَمْرِ لَهُ مِثْلُ اَجْرِ الصّٰائِمِ الْقائِمِ؛(1)
و آگاه باشید، همانا پاداش منتظر این امر (ظهور) مانند پاداش روزهدارِ شب زندهدار است ... ».
بنابراین، از سر صدق و راستی انتظار کشیدن و آمادگیهای لازم برای یاری امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، در خود بوجود آوردن، مانند کسی که ایام دهر و عمر خویش در روزهداری و شبزندهداری سپری میکند، پاداش دارد.
از توفیقهای بیمانند، آن است که کسی در جایگاهی نزدیکِ برترین انسانها قرار گیرد. در میان انسانها چه کسی شریفتر از رسول گرامی اسلام حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله) ، که اشرف پیامبران الهی و محبوبترین موجودات نزد خداوند تبارک و تعالی است. حال، کسی که در عصر انتظار، آنگونه که شایسته و بایسته است زندگی کند، گرامیترین امّت پیامبر و در جوار آن بزرگوار خواهد بود.(2)
این منزلت والا در کلام نورانی امام باقر (علیه السلام) اینگونه نظارهگر هستیم:
امام باقر (علیه السلام) فرمودند: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند:
«طوُبیٰ لِمَنْ اَدرَكَ قائِم اَهلِ بَیْتی وَ هُوَ یَأتَمُّ بِهِ فی غَیْبَتِهِ قَبلَ قِیامِهِ، وَ یَتَوَّلیٰ اَوْلیاءَهُ و یُعادِی اَعداءَهُ، ذالِكَ مِنْ رُفَقایی وَ ذَوی مَوَدَّتی، وَ اَکْرَمُ اُمَّتی عَلَیَّ یَوْمَ القِیامَةِ؛(1)
خوشا بحال کسی که قائم خاندان ما را درک کند، درحالیکه قبل از قیامش و در روزگار غیبت او، او را امام خود گرفته است و با دوستان او دوستی و با دشمنان او، دشمنی ورزیده، که چنین کسی، از همراهان و دوستان من و گرامیترین امّتم نزد من در روز قیامت خواهد بود.
سرانجام آنچه شگفتی انسان را به اوج میرساند، آن است که منتظران راستین که ثابتقدم بر ولایت اهلبیت (علیهم السلام) باشند، پاداشی برتر از هزار شهید از شهیدان صدر اسلام را دارند. این فضیلت والا و بینظیر در کلام نورانی و امیدآفرین امام سجاد (علیه السلام) اینگونه بشارت داده شده است:
فرمودند: «مَنْ ثَبَتَ عَلیٰ مُوالاتِنا فی غَیْبَةِ قائِمِنا اَعْطاهُ اللهُ (عزّ و جلّ) اَجْرَ اَلْفَ شَهِیدٍ مِنْ شُهَداءِ بَدْرٍ وَ اُحُدٍ»؛(2)هرکس بر دوستی ما در دوران غیبت ما ثابتقدم و استوار بماند، خداوند (عزّ و جلّ) پاداش هزار شهید ازشهدای بَدر و اُحد به او ارزانی میفرماید.
آری، منتظران حقیقی که اوصاف و کمالات بایسته و شایسته آن را در خود فراهم نمودند و از سویی وظایف خویش را در حد توان به نحو
احسن انجام میدهند، پاداش فوق را از سوی خدای متعال دریافت میدارند. نه هر کسی که ادعای انتظار را دارد.
از شمار فضایل و مناقب انتظار پویا و منتظران راستین ظهور مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، و صابران دوران سخت غیبت، این است که فردای قیامت در زمرۀ اهلبیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) محشور میگردند.
این منزلت ممتاز و شگفتانگیز، در آینه کلام پیشوایان دین، اینگونه بازتاب یافته است. امام صادق (علیه السلام) دراینباره فرمودند:
اَلا تَعْلَمُ اَنَّ مَنِ انْتَظَرَ اَمْرَنا، وَ صَبَرَ عَلٰی مٰا یَریٰ مِنَ الْاَذیٰ وَ الْخَوْفِ، هُوَ غَداً فی زُمْرَتِنٰا؛(1)
آیا نمیدانی کسی که چشمبراه امر ما باشد و بر آزار و هراسی که میبیند، شکیبایی ورزد، فردای قیامت در زمرۀ ما خواهد بود.
امروزه در دنیا شاهدیم که از سوی دشمنان اسلام و بشریّت، چه ظلمها و جنایتهایی درباره مسلمانان بویژه شیعیان اعمال میشود، صبورانه با اینگونه آزارها و اذیتها روبرو شدن، و بر دینداری پای فشردن، و بر ولایت معصومان بویژه آخرین ذخیره الهی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ثابتقدم بودن، کاری بس دشوار و طاقتفرساست. امّا کسانی که با یاری خداوند تبارک و تعالی این مسیر دشوار را به سلامتی بپیمایند از فضیلت فوق برخوردارند. ازاینرو امام حسین (علیه السلام) فرمودند:
1) . الکافی، ج8، ص36؛ بحارالانوار، ج52، ص256.
اَما اِنَّ الصّٰابِرَ فی غَیْبَتِهِ عَلَی الْاَذیٰ و التَّکذِیبِ بِمَنزِلَةِ الْمُجاهِدِ بِالسَّیْفِ بَیْنَ یَدَیْ رَسُولِ الله (صلی الله علیه و آله) ؛(1)
اما شکیبا بر اذیت و تکذیب در غیبت او، مانند مجاهدی است که با شمشیر در رکاب پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) با دشمنان مبارزه کند.»
یک سؤال مطرح میشود، و آن این است که، چرا برای منتظران راستین این همه فضیلت والا و پاداش عظیم قرار داده شده است؟ در پاسخ به این پرسش باید به چند نکته اساسی توجهداشته باشیم:
چنانکه میدانید «ولایت» و «امامت» رکن اساسی مکتب تشیّع است و اعتقاد به ضرورت وجود حجّت خدا در هر عصر و زمان، از مهمترین نقاط تمایز این مکتب از دیگر مکتبهاست. از دیدگاه شیعه، پذیرش ولایت معصومان (علیهم السلام) و به طور کلّی تسلیم برابر امام و حجت عصر، سرآمد همۀ فضیلتها و شرط اساسی قبول همۀ اعمال عبادی است. باتوجه به این نکات درمییابیم که «انتظار» در زمان غیبت و عدم حضور ظاهری امام در جامعه به نوعی اعلام پذیرش ولایت و امامت واپسین امام از سلسله امامان شیعه است و همین انتظار سبب میشود ارتباط قلبی و معنوی، حفظ شود و آنها در همۀ اعصار از فیض وجود امامشان برخوردار باشند.(2)
درباره وجود حجّت خدا در تمام اعصار و زمانها، امام صادق (علیه السلام) چنین فرمودند:
«سوگند به خدا، از زمانی که خداوند روح آدم ابوالبشر را قبض فرموده است، زمین بدون رهبر و امامی که (مردم) بوسیله او بسوی خدا هدایت شوند، رها نشده است و این برایاتمام حجّت بر بندگان باشد. بحکم خداوند، هرکس آن امام را ترک نموده و واگذارد هلاک شود، و هرکس ملتزم شود، رستگار گردد».(1)
امیدها و آرزوی واقعی انسانها، معیار خوبی برای سنجش میزان رشد، کمال و تعالی آنها است. تا آنجا که برخی میگویند: «بگو چه آرزویی داری تا بگویم کیستی». آرزوهای بلند، متعالی و ارزشمند از کمال روح و رشد شخصیت انسانها و بلندای همّت آنها حکایت میکند. به عکس آرزوهای خُرد، حقیر و بیارزش از بیهمّتی و رشد نیافتگی افراد نشان دارد.
همّت بلند دار که مردان روزگار *** از همّت بلند به جایی رسیدهاند
بنابراین، چون انسان منتظر، برترین و ارزشمندترین امیدها و آرزوهای ممکن را داراست، بهطور طبیعی از بهترین و والاترین ارزشها نیز برخوردار است.(2)
آری، آنی که در پی آنی.
حکایت: یکی از شاگردان شیخ رجبعلی خیاط (رحمه الله)میگوید: روزی در خدمت ایشان بودیم و راجع به فرج امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، و خصوصیات انتظار صحبت بود. فرمودند:
«پینهدوزی بود در شهر ری، ظاهراً بنام امام علی، ترک زبان، عیال و اولادی نداشت. مسکن او هم ظاهراً در همان دکانش بود، حالات فوقالعادهای از او نقل نمودهاند. خواستهای جز فرج آقا در وجودش نبود. وصیت کرد بعد از مرگ او را در پای کوه بیبی شهربانو (در حوالی شهرری) دفن کنند. هروقت به قبر ایشان توجّه کردم، دیدم امام (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آنجاست».(1)
انتظار راستین و حقیقی، نقش مهمی در سازندگی، پویایی و اصلاح فرد و جامعه در زمان غیبت دارد. اگر انسان منتظر، به وظایفی که برای او شمرده شده است عمل کند، به الگوی مطلوبِ انسانهای دیندار دستیافته و از جایگاه و مرتبۀ والایی برخوردار میشود.
به عبارت دیگر، انسان مُنتظر با رعایت همۀ شرایط انتظار، به همان شأن و منزلتی که مورد انتظار دین اسلام است، رسیدهو به بالاترین نقطه کمال میرسد.(2)
ازاینرو برخی از فرزانگان به شاگردان خود اینگونه سفارش انتظار فرج مولایمان امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را مینمودند:
«با همۀ وجود در انتظار ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) باش و حال انتظار را با مشیّت حقّ همراه کن».(1)
منتظران را به لب آمد نفس *** ای شه خوبان تو بفریاد رس
«ارج انتظار به کرامت منتظَر است و حرمت ترقّب به مقدار تأثیر مترقّب، چون ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قلمرو تأثیر او، اعم از معارف بود و نبود و مسائل باید و نباید است و منطقه وساطت وی، اعم از انسان و غیر انسان است و نصاب توانمندی او در این است که گسترۀ به ظلم و جور آلوده زمین را، به پهنۀ پاک قسط و عدل بَدَل میکند و جهنّم سوزان نظام سلطه را که مایه پرشدن عرصه حیات بشر از غبار ستم و دود طغیان است، با دست انتقام الهی خاموش و آرمان شهربهشتگونه را که لبریز از برابری و برادری و میانهروی است، تأسیس میکند، بنابراین منطقه انتظار مترصدان حضرتش که جهانآرای واقعی است مایه وسعت بشریت است، زیرا همگان خواه ناخواه به امید طلوع چنین خورشیدی، بیصبرانه به سر میبرند».(2)
معرفتِ قدیم را، بُعد حجاب کی شود؟ *** گرچه به شخص غایبی، در نظری مقابلم
آخِرِ قصد من تویی، غایت جهد و آرزو *** تا نرسم، ز دامنت دست امید نگسلم(1)
بنابراین، ارزش و منزلت انتظار، به میزان استقرار دولت کریمۀ اهلبیت (علیهم السلام) و اجرای عدالت در سراسر گیتی بدست قدرتمند حجّت خداست، که با برچیدن همۀ ظلمها و جنایتها محقّق میگردد.
اکنون همه دانشمندان آگاه میدانند که فکر و اندیشۀ انسان، در حیات و زندگی او بسیار مؤثر است. اندیشههای منفی، انسان را یک فرد منفی بارمیآورد و اندیشههای مثبت،شخصیتی سازنده و مفید برای انسان به ارمغان میآورد. «اندیشههای کوتاه»، آدمی را محدود به زمین و زمان معینی میسازد و «اندیشههای بلند»، انسان را برفراز اعصار و زمانها قرار داده و سرزمینهای دیگر تحت تأثیر افکار و اندیشههای او قرار میدهد.
در زمینه تکامل انسان، چه فکری میتواند از اندیشه در پیرامون تکامل جهان هستی و نجات همۀ انسانها، کاملتر و مثبتتر باشد؟ و چه اندیشهای میتواند بهتر از اندیشیدن درباره عصر ظهور و تکامل جهانی، انسان را به تکامل برساند؟ ... کسی که میتواند فکر و اندیشۀ خویش را گسترش داده و دربارۀ پیشرفت عالم هستی بیندیشد، اگر
1) . کلیات سعدی، ص644، غزلیات شماره 406.
فقط برای ترقّی خود و خانوادهاش بیندیشد، آیا در افکار کوتاه غوطهور نشده و به اندیشههای کوچک نپرداخته است؟.
چرا انسانی که میتواند بر اساس راهنمائیهای حیاتبخش خاندان وحی (علیهم السلام) درباره نجات عالم هستی بیندیشد و فکر خود را در راه پیشرفت و تکامل مردم سراسر جهان پرورش دهد، از آنها غفلت ورزیده و تنها به فکر نجات خویشتن باشد؟(1)
حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) دراینباره میفرماید:«اَبْلُغُ ما تَسْتَدِرُّ بِهِ الرَّحْمَةِ اَنْ تُضمَرَ لِجَمیع النّاسِ الرَّحْمَةِ؛(2)
رسانندهترین (و مؤثرترین) چیزی که رحمت الهی به وسیله آن جاری میشود، این است که رحمت برای همۀ مردم در خاطر داشته شود.»
بنابر آنچه بیان شد، منتظران راستین دارای عالیترین اندیشه بوده و در فکر نجات همۀ مردم جهان هستند و آن را در ظهور حضرت مهدی ارواحنا فداه و در دولت کریمه اهلبیت (علیهم السلام) آرزومندند.
ازاینرو دارای برترین مقامها و عظیمترین پاداشها از سوی خدای متعال میباشند.
مردم دیده، به هر سو نگراناند هنوز *** چشم در راه، تو صاحبنظراناند هنوز
لالهها، شعلهکش از سینهٔ داغند به دشت *** در غمت، همدم آتش جگراناند هنوز
از سراپردهٔ غیبت خبری باز فرست *** که خبر یافتگان، بیخبراناند هنوز
آتشی را بزن آبی به رُخ سوختگان *** که صدفسُوز جهان، بدگهراناند هنوز
«پرده بردار که بیگانه نبیند آن روی» *** غافل از آینه، این بیبصراناند هنوز
رهروان، در سفر بادیه حیران تو اَند *** با تو آن عهد که بستند، برآناند هنوز
ذرّهها، در طلب طلعت رویت، با مهر *** همعنان تاخته، چون نوسفراناند هنوز
سحرآموختگاناند، که بارایت صبح *** مشعلافروز شب بیسحراناند هنوز
طاقت از دست شد، ای مردمک دیده، دمی *** پرده بگشای، که مردم نگراناند هنوز(1)
1) . خوشههای طلایی، ص151، سرودهٔ مشفق کاشانی.
کسی که منتظر و چشمبراه ظهور و قیام جهانی نجاتدهندۀ بزرگ و موعود امّتها است، بابسته است از نظر عملی، فکری و اعتقادی نیز انتظار و آمادگی خود را نشان دهد. تنها با لقلقۀ زبان و ادعای چشم به راه بودن، نمیتوان خود را منتظر واقعی دانست.
بعد از مرحله نخست «انتظار پویا و سازنده»، باور به وجود منجی و اعتقاد به ظهور او و برپاداشت انقلاب جهانی بدست او میباشد. سپس نوبت به اصلاح و همسوسازی رفتارها، گفتارها و پندارها با این اعتقاد و باور است. وقتی انسان حقیقتاً منتظر کسی باشد، تمام رفتارها و سکناتش نشان از منتظر بودن او دارد. بعنوان مثال: اگر منتظر مهمان باشد، حتماً خانه را تمیز و مرتب میکند، وسایل پذیرایی را آماده میکند و با لباس مرتب و چهرهای شاداب، در انتظار میماند. چنین کسی میتواند ادعا کند که منتظر میهمان است. امّا اگر نهخانه را مرتب و نه وسایل پذیرایی را آماده نموده است و نه لباس مرتب و تمیزی پوشیده و نه اصلاً به فکر میهمان بوده است، اگر ادعا کند که در انتظار
میهمان است. همه او را ریشخند کرده و بر گزافهگویی او خواهند خندید!!
لاف عشق و گله از یار زهی لاف دروغ *** عشق بازان چنین، مستحق هجرانند(1)
درباره وظایف منتظران حقیقی، مطالب فراوانی بیان شده است، امّا به نحو اختصار میتوان گفت که وظایف انسانها در این دوران به دو دسته کلی تقسیم میگردد: وظایف عام و خاص.
این وظایف، در سخنان معصومان (علیهم السلام) در شمار تکالیف عصر غیبت یادشده است، امّا ویژه این دوران نیست و لازم است که در همۀ زمانها انجام شود. شاید ذکر آنها در شمار وظایف دوران غیبت، برای تأکید بیشتر بوده است. برخی از این وظایف بدین قرار است:
یکی از آموزههای اسلامی برای پیروان، در هر عصر و زمان بویژه شناخت و معرفت امام آن زمان است. این آموزه مهم، در بیانات راهبردی پیشوایان اینگونه شاهدیم:
امام صادق (علیه السلام) خطاب به فضیل فرمود:
«اِعْرِفْ اِمامَكَ فَاِنَّكَ اِذا عَرَفْتَ لَمْ یَضُرَّكَ تَقَدَّمَ هَذَا الْاَمْرُ اَوْ تَأخَّرَ؛(2)
امام خود را بشناس که اگر امام خود را شناختی، دیر و زودشدن این امر (ظهور)، آسیبی به تو نخواهد زد ... » .
علاوه بر آن، امیرمؤمنان علی (علیه السلام) دراینباره فرمودند:
« ... وَ اِنَّمَا الْاَئِمَّةُ قُوَّامُ اللهِ عَلیٰ خَلْقِهِ وَ عُرَفاءُهُ عَلیٰ عِبادِهِ وَ لا یَدْخُلُ الْجَنَّةَ اِلّٰا مَن عَرَفَهُمْ وَ عَرَفُوهُ وَ لا یَدْخُلُ النّارَ اِلّٰا مَن اَنْکَرَهُمْ ... ؛(1)
پیشوایان، مدیران الهی بر مردمند و رؤسای بندگان اویند. هیچکس جز کسی که آنها را بشناسد و آنها نیز او را بشناسند وارد بهشت نخواهد شد و جز کسی که آنها را انکار کند و آنها نیز او را انکار کنند، داخل دوزخ نگردد ... ».
بنابر آنچه بیان گردید، از روایات معصومین (علیهم السلام)به روشنی استفاده میشود که همۀ فضیلتها و ارزشها در بندگی خدای متعال، به داشتن معرفت امام و ملتزم شدن به آن برمیگردد، بهطوری که اگر کسی این اکسیر گرانقدر را در اختیار داشته باشد، از نگاه آنچه مطلوب خداوند متعال است، هیچ کمبودی ندارد.(2)
(3) یکی از وظایف مهم ما در هر عصر و زمان، محبت و مهرورزی با اهلبیت پیامبر (صلی الله علیه و آله) در جایگاه دوستان خداوند است. این مهم در دوران غیبت و پنهان زیستی امام، از اهمیت بیشتری برخوردار است. ازاینرو
در بیانات راهبردی و هدایتگر پیشوایان (علیهم السلام) ، سفارش اکید شده است که بر محبّت آن انوار مقدّس پایدار باشیم.
این نکته نیز قابل دقت است که بدانیم، مهرورزی به ذوات مقدس معصومین (علیهم السلام) ، امر پروردگار متعال است. سالها پیش از آنکه حضرت، زندگی دنیایی خود را آغاز کند، انسانهای پاک به او ابراز محبت کردهاند. برای نمونه:
«بِاَبی وَ اُمّی سَمِیی وَ شَبِیهی وَ شَبِیهِ موُسَی بْنِ عِمران عَلَیْهِ جُیوبُ النُّورِ ... ؛(1)
پدر ومادرم فدایش باد! که او همنام من و شبیه من و شبیه موسی بن عمران است که بر او نورهایی احاطه دارد ... .
«به اهلبیت پیامبرتان بنگرید، اگر آنها ساکت شدند و در خانه نشستند، شما نیز سکوت کرده و به زمین بچسبید، و اگر از شما یاری خواستند، به یاری آنها بشتابید، که البته خدای متعال، بدست مردی از ما اهلبیت، گشایش میبخشد. پدرم فدای او باد! که فرزند بهترین کنیزان است».(2)
« ... اَمَا اِنّی لَوْ اَدْرَکْتُ ذالِكَ لَاَبْقَیْتُ نَفْسی لِصاحِبِ هَذَا الْاَمْرِ؛(1)به درستی اگر من آن روز را درک میکردم، جانم را برای صاحب این امر نگه میداشتم».
افزون بر آن، همان گرامی (علیه السلام) در پاسخ به سؤال خلّادبن صفّار که از حضرتش سؤال کرد: آیا قائم به دنیا آمده است؟ فرمودند:
«لا وَ لَوْ اَدْرَکْتَهُ لَخَدَمْتَهُ اَیامَ حَیاتی؛(2)
نه، اگر او را درک کنم، روزهای زندگیام خدمتگزار او خواهم بود».
بنابر آنچه بیان شد، به خوبی میآموزیم که یکی از وظایف مهم و ارزشمند در دوران غیبت، مهرورزی خالصانه و پایدار به ساحت مقدس امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است.
تو آبیتر از آسمانی، تو را دوست دارم *** گلآویز این بوستانی، تو را دوست دارم
چو عطر هوسناک گلهای وحشی در این دشت *** همیشه روانی، روانی، تو را دوست دارم
تو با لحظههای قشنگ سحر میزنی موج *** به دریایی از زندگانی، تو را دوست دارم
از آن سوی دیوارهای بلند جنونی *** مرا همدل و همزبانی، تو را دوست دارم
دعا میکنم تا بیایی به ویرانۀ من *** گل مهربانی نشانی، تو را دوست دارم
همینقدر میدانم از تو که مانند خورشید *** جلودار این کاروانی، تو را دوست دارم
تو زیباترینهای احساس را میشناسی *** تو این باغ را باغبانی، تو را دوست دارم
بهاریترین صبح من ای طلوع درخشان *** تو مثل خدا جاودانی، تو را دوست دارم(1)
پروای الهی، در همۀ زمانها لازم و واجب است. امّا در دوران غیبت به دلیل شرایط خاص، اهمیّت بیشتری دارد، چراکه در این دوران عوامل فراوانی دست به دست هم داده تا انسانها را به بیراهه کشانده گمراه سازند.
ابوبصیر از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده است که روزی فرمود:
«آیا شما را باخبر نکنم از چیزی که خداوند (عزّ و جلّ) از بندگانش عملی را قبول نمینماید مگر به آن چیز؟» ابوبصیر گوید: گفتم: آری. فرمود: «شهادت به لا اله الا الله و این که محمّد بندۀ خدا و رسول اوست و اقرار به آنچه خداوند امر فرموده و ولایت ما و برائت از دشمنان ما یعنی امامان بالخصوص و تسلیم آنانبودن و ورع و اجتهاد و طمأنینه و انتظار قائم داشتن، سپس فرمود:
1) . دانشنامۀ امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، ج10، ص221؛ یار غایب از نظر، ص116 (سروده سیمین دخت وحیدی).
اِنَّ لَنا دُولَةٌ یَجی اللهُ بِها اِذا شاءَ مَنْ سَرَّ اَنْ یَکونَ مِن اَصْحابِ الْقائِمِ فَلْیَنْتَظِرْ وَلْیَعْمَلْ بِالْوَرَعِ وَ مَحاسِنِ الْاَخلاقِ وَ هُوَ مُنتَظِرٌ، فَاِنْ ماتَ وَ قامَ الْقائِمُ بَعْدَهُ کانَ لَهُ مِنَ الْاَجْرِ مِثلَ اَجرِ مَن اَدْرَکَهُ فَجَدّوا وَ انْتَظِروا هَنِیئاً لَکُمْ اَیَّتُها الْعِصابَةُ الْمَرحُومَةٌ.
برای ما دولتی است که خداوند آن را هرگاه که خواهد میآورد. هرکس مسرور و شادمان میشود که از یاران قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) باشد، پس میبایست پرهیزگار بوده، و به محاسن اخلاق عمل کند، درحالیکه منتظر است، پس اگر از دنیا برود و پس از او، قائم قیام کند، پاداشی مانند کسی دارد که قائم را درک نماید، خواهد داشت، پس کوشش کنید و منتظر باشید، گوارایتان باد ای گروه مورد رحمت الهی واقعی شده.(1)
از آنجا که تمام امامان (علیهم السلام) نور واحدند، دستورها و فرمودههای ایشان نیز یک هدف را دنبال مینماید، بنابراین، پیروی از هرکدام، اطاعت از همۀ آنان است. درزمانی که یکی از آنها در دسترس نیست، فرامین دیگران چراغ راه هدایت است. این حقیقت در بیانات نورانی آن ذوات مقدّس اینگونه شاهدیم. برای نمونه:
امام صادق (علیه السلام) در پاسخ کسی که گفت: شنیدهایم که صاحب امر غایب خواهد شد، پس چه کنیم؟ فرمود: «چنگ بزنید به آنچه (از پیشوایان قبل) در دستتان است، تا اینکه امر بر شما آشکار شود».(2)
یونس بن عبدالرحمان گوید: بر موسی بن جعفر (علیه السلام) وارد شدم و گفتم: ای فرزند رسول خدا، آیا شما قائم هستید؟ فرمود: «من قائم به حق هستم، ولی قائمی که زمین را از دشمنان خدا پاک سازد و آن را از عدل و داد سرشار سازد همچنان که پر از ظلم و جور شده باشد، او پنجمین از فرزندان من است. او را غیبتی طولانی است، زیرا از نفس خود میهراسد و گروههایی در آن غیبت، مرتد شده و گروههایی دیگر در آن ثابتقدم خواهند بود. خوشا به حال شیعیان ما، که در غیبت قائم ما به رشته ما چنگ زنند و بر دوستی ما و بیزاری از دشمنان ما ثابتقدم هستند. آنها از ما و ما از آنهائیم. آنها ما را به امامت و ما نیز آنان را به شیعه بودن پذیرفتهایم، پس خوشا بر احوال آنها! به خدا سوگند، آنان درروز رستاخیز همدرجه ما هستند».(1)
افزون بر آن، زراره میگوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: «زمانی بر مردم بیاید که امامشان از آنها غایب گردد». زراره گوید به حضرت عرض کردم در آن زمان مردم چه کنند؟ فرمود: «یَتَمَسَّکُونَ بِالْاَمْرِ الَّذِی هُمْ عَلَیْهِ حَتّی یَتَبَیَّنَ لَهُمْ»؛ بر امری که هستند (دینشان) تمسک جویند تا برای آنها آشکار شود.(2)
از شمار وظایف شیعیان در تمام دورانها و عصرها، دستگیری و رفع نیاز فقرا و نیازمندان است. این نیازمندیها گاهی اقتصادی، و گاهی فرهنگی، و گاهی معنوی، و گاهی بصیرت سیاسی است. امّا در
دوران غیبت امام که شرایط ویژهای بر مردم جاری است، از اهمیت بیشتری برخوردار بوده و پاداش فراوانی خواهد داشت.
امام باقر (علیه السلام) دراینباره فرمودند:
«هر آینه باید قوی شما یاری و کمک نماید ضعیفتان را، و باید عطوفت و مهربانی نماید ثروتمندان شما بر فقیرتان، وخیرخواهی نماید فرد برای برادر دینی خود ... پس اگر شخص در این حال از دنیا رفت، پیش از آنکه قائم ظهور کند، شهید از دنیا رفته است».(1)
افزون بر آن، امام صادق (علیه السلام) وظایف شیعیان و منتظران راستین را در رابطه با برادران مسلمان خود چنین معرفی میفرماید:
«دوست بدار برای برادر مسلمانت آنچه برای خود دست میداری، از خشمگین کردن برادر مسلمان دوری کنی و آنچه را که مورد رضایتش است، انجام دهی و اوامرش را اطاعت کنی، چشم و راهنما و آئینۀ او باشی و ... وقتی چنین کنی، دوستی خود را، به دوستی او و دوستی او را به دوستی خودت پیوند دادهای».(2)
بنابر آنچه بیان گردید، یاران و منتظران راستین امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) باید کاملاً خود را وظیفهشناس و پایبند به اسلام و متعهد ومسئول بدانند و همواره مراقب احوال و کارهای خود بوده و در رعایت حقوق همکیشان خویش و دستگیری آنها کوشا باشند و از انحرافات دوری جسته و به خدا پناه ببرند و مو به مو احکام اسلام را عمل کنند تا شایستگی سربازی آن حضرت را پیدا کنند.
افزون بر آن، رهبر فرزانه و حکیم انقلاب اسلامی امام خامنهای (حفظه الله) دراینباره فرمودند:
«بزرگترین وظیفه منتظران امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، این است که از لحاظ معنوی، اخلاقی، علمی و پیوندهای دینی، اعتقادی و عاطفی با مؤمنین و همچنین برای پنجهافکندن با زورگویان خود را آماده کنند».(1)
آتشی افتاده بر جانم، نمیدانم چرا *** خسته و سردرگریبانم، نمیدانم چرا
روز و شب با یاد او در خلوت تنهاییام *** غم سرود درد میخوانم، نمیدانم چرا
همچو مجنونی ز شوق دیدن دلدار خود *** ساکن دشت و بیابانم، نمیدانم چرا
گر شبی آید به بالین من از راه وفا *** همچنان محتاج درمانم، نمیدانم چرا
مینشیند مرغ دل بر شاخسار انتظار *** تشنه دیدار جانانم، نمیدانم چرا
یوسف گمگشته را مانم ز دهر روزگار *** گه به چاه و گه به زندانم، نمیدانم چرا
بیرخ زیبای او در بند غم زندانیام *** تا سحر از دیده گریانم، نمیدانم چرا
یا روم صحرا به صحرا همرهِ بادِ صبا *** یا که سرگردان و حیرانم، نمیدانم چرا
1) . ولادت با سعادت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، نیمه شعبان 30/7/1381، مصلای تهران، سایت مقام معظم رهبری: www.khamenei.ir .
قطرهام گه در کنار برکهای افتادهام *** گه چنان سیلی خروشانم، نمیدانم چرا
ناله از نای دل بشکسته میآید برون *** روزو شب در آه افغانم، نمیدانم چرا
راز خود را با شما اینگونه میگوید «صبا» *** آتشی افتاده بر جانم، نمیدانم چرا(1)
علاوه بر وظایف بیانشدۀ قبل، منتظران راستین، وظایفی دارند که به نوعی با دوران غیبت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در ارتباط است. برخی از مهمترین آن وظایف باهم مرور مینمائیم:
یکی از وظایف منتظران راستین، دوستی با دوستان حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، و دشمنی با دشمنان آن حضرت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. این آموزه، از روایات روشنگر پیشوایان بخوبی استفاده میشود. گرچه تولی و تبریدر همه زمانها و اعصار امری لازم است ولی در دوران پنهان زیستی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تأکید بیشتری شده است. برای نمونه:
طوُبیٰ لِمَنْ اَدرَكَ قائِمَ اَهلِ بَیْتی وَ هُوَ یَأتَمُّ بِهِ فی غَیْبَتِهِ قَبْلَ قِیامِهِ وَ یَتَوَّلیٰ اَوْلیاءَهُ وَ یُعادِی اَعداءَهُ، ذالِكَ مَنْ رُفَقایی وَ ذَوی مَوَدَّتی وَ اَکْرَمُ اُمَّتی عَلَیَّ یَوْمَ القِیامَةِ؛(2)
خوشا بر احوال کسی که قائم اهلبیت مرا درک کندو در غیبت و پیش از قیامش پیرو او باشد، [دوستانش را دوست بدارد و با دشمنانش دشمن باشد]، چنین کسی در روز قیامت، از رفقا و دوستان من و گرامیترین امت من خواهد بود.
از شمار آموزههای مهم اسلام، صبر بر سختیها و مشکلات و مصایب در زندگی است. امّا این آموزه در دوران غیبت از اهمیت ویژهای برخوردار است. عبدالله بن سنان از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند:
سَیَأْتِی قَوْمٌ مِنْ بَعْدِكُمْ الرَّجُلُ الْوَاحِدُ مِنْهُمْ لَهُ أَجْرُ خَمْسِینَ مِنْكُمْ. قَالُوا: یَا رَسُولَ اللَّهِ نَحْنُ كُنَّا مَعَكَ بِبَدْرٍ وَ أُحُدٍ وَ حُنَیْنٍ وَ نَزَلَ فِینَا الْقُرْآنُ. فَقالَ: إِنَّكُمْ لَوْ تحْمِلُوا لِمٰا حُمِّلُوا لَمْ تَصْبِرُوا صَبْرَهُمْ؛(1)
پس از سپری شدن دوران شما، مردمی بر سر کار خواهند آمد که هر فرد آنان، پاداش پنجاه تن از شما را داراست». عرض کردند: ای رسول خدا! ما در جنگ بدر و اُحُد و حُنین در رکاب شما جنگیدیم ودرباره ما آیاتی از قرآن نازل شد. فرمود: «اگر شما آنچه آنان تحمل کردند، متحمل شوید، از صبر و شکیبایی آنان برخوردار نخواهید بود».
افزون بر آن، عمربن ثابت گوید: حضرت سیّد العابدین و سیّد الساجدین (علیه السلام) فرمودند: «هرکس در غیبت قائم ما (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بر ولایت ما ثابت و پایدار بماند، خداوند او را پاداش هزار شهید مثل شهدای بدر و اُحُد عطا فرماید».(2)
امام حسین (علیه السلام) دراینباره فرمودند:
اَما اِنَّ الصّابِرَ فی غَیْبَتِهِ عَلَی الْاَذیٰ وَ التَّکْذِیبِ بِمَنزِلَةِ الْمُجاهِدِ بِالسَّیْفِ بَیْنَ یَدَی رَسُولِ اللهِ (صلی الله علیه و آله) ؛(1)
اما صبرکننده بر اذیت و تکذیب در غیبت او، بسان مجاهدیاست که با شمشیر در رکاب پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) با دشمنان مبارزه کند.
در فرهنگ اسلام، دعا و نیایش جایگاه ویژه و والایی دارد. یکی از مصادیق نیایش، رفع مشکلات و گرفتاریها از همۀ انسانهاست. از دیدگاه شیعه این اندیشه مهم محقق نمیشود، مگر با ظهور آخرین ذخیره خداوند (عزّ و جلّ) که از پس پرده غیبتش بیرون آید و جهان را بنور وجود خویش روشن و منوّر فرماید. ازاینرو در بیانات راهگشای معصومان (علیهم السلام) ، سفارش اکید شده است که برای فرج و گشایش دست به دعا برداریم. برای نمونه:
در بخشی از توقیع شریف خود حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فرمودند:
وَ اَکْثِروا الدُّعاء بِتَعجِیلِ الْفَرَج؛(2)
و برای تعجیل فرج بسیار دعا کنید.
«البته هرکس میداند که سفارش امام به درخواست و دعا، فقط مقصود اصلی کلمات و لقلقه زبان نیست، گرچه خواندن دعا هم ثواب مخصوصی دارد، بلکه منظور، توجه قلبی دائم به معنا و مفهوم این دعا و توجه به این
است که در دوره غیبت، امر دین و دینداری و اعتقاد صحیح به غیبت و امامت، کار دشواری است که فقط از آدم اهل یقین و با استقامت ساخته است. یگانه کسی که از دریای معرفت پروردگار چشیده باشد و به ملزم شناخت پیامبر و اهلبیت (علیهم السلام) دستی رسانده و از کجراههای گمراهی و سرگردانی پرهیز کرده باشد، سختیهای دورۀ غیبت را به آسانی تحمل خواهد کرد و ناباوریها، برایش به یقین مبدّل خواهد شد».(1)
آری، کسی که در انتظار آمدن مولای خود به سر میبرد، از خداوند تعجیل امر فرج او را درخواست خواهد کرد، بویژه آن که بداند با فرج و ظهور او زمینه هدایت، رشد و کمال جامعه بشری به طور کامل فراهم میشود.(2)افزون بر آن، دعا برای فرج فواید دیگری نیز به همراه دارد که برخی از آنها به قرار زیر است:
(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، که از آموزههای روایی اسلام استفاده میشود، آمادگی همیشگی برای امر فرج است. این تکلیف مهم در برخی روایات اینگونه بیان گردیده است. برای نمونه:
امام باقر (علیه السلام) ذیل آیه شریفه «اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ» فرمودند: اِصْبِرُوا عَلیٰ اَداءِ الْفَرائِضِ وَ صابِرُوا عُدُوَّکُمْ وَ رابِطُوا اِمامَکُمْ اَلْمُنتَظَر؛(1)بر انجام واجبات شکیبایی کنید ودر برابر دشمنان، یکدیگر را یاری نمائید و برای یاری پیشوای منتظر، همواره آمادگی خود را حفظ کنید.
برخلاف تصور برخی که «رابطوا» را بر ایجاد ارتباط و ملاقات با حضرت معنا کردهاند، این واژه به معنای آمادگی برای مبارزه است.(2)
از سخنان گرانمایه و نورانی معصومین (علیهم السلام) بدست میآید که، مرابطه بر دو گونه است:
گونه اوّل: آن است که گروهی از مسلمانان در مرزهای کشورهای اسلامی برای دفع دشمنان آماده باشند.
گونه دوم: آن است که مؤمنان درهرحال، منتظر فرج معصومان (علیهم السلام) باشند، و در تسلیم و اطاعت امر آنها و صبر بر طول زمان ظهور و فرج و در آنچه در حال استتار آنها و امر آنها است، ثابتقدم باشند، و در این حال،در حد امکان آماده باشند، عزم بر یاری ایشان در هنگام ظهور داشته باشند، و از نظر ظاهری و جسمی هم در امر آنها ثابتقدم باشند.(3)
امام صادق (علیه السلام) دراینباره فرمودند:
«هریک از شما برای ظهور قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ابزار جنگی فراهم کنید، اگرچه یک تیر باشد، امید است همین که کسی این نیّت را داشته باشد، حق تعالی او را از اصحاب و یاوران او قرار دهد».(4)
مقام معظم رهبری امام خامنه (حفظه الله) دراینباره فرمودند:
«ما مأمور به انتظاریم. انتظار یعنی آماده باش، انسان مؤمن و منتظر کسی است که در حال آمادهباش است ... امام ما و شما اگر امروز هم ظهور کرد، باید ما آماده باشیم».(1)
از شمار وظایف خاص منتظران راستین و واقعی، یکی هم حفظ و تقویت پیوند قلبی با امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)و تجدید دائمی عهد و پیمان است. این وظیفه مهم و اساسی در بیانات راهبردی پیشوایان هدایت، اینگونه بازتاب یافته است.
حضرت امام باقر (علیه السلام) درباره ثابتقدمان بر امر ولای-ت ف-رموده است:
«زمانی بر مردم آید که امامشان غیبت کند. خوشا بر افرادی که در آن زمان، بر امر ما ثابتقدم بمانند، کمترین ثوابی که برای آنها خواهد بود، این است که باری تعالی به آنها ندا کرده و فرماید: ای بندگان و ای کنیزان من! به نهان من ایمان آوردید و غیبت مرا تصدیق کردید، پس به ثواب نیکوی خود، شما را مژده میدهم. شما بندگان و کنیزان حقیقی من هستید. از شما میپذیرم و از شما درمیگذرم و برای شما میبخشم و به واسطه شما باران بر بندگان میبارم و بلا را از آنها بگردانم. و اگر شما نبودید، بر آنها عذاب میفرستادم ... ».(2)
شکی نیست که امامان معصوم (علیهم السلام) سخنی از نزد خود نمیگویند و آنچه در این سخن بدان اشاره فرمودهاند، برگرفته از علومی است که از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و آن حضرت از وحی الهی دریافت کردهاند، بنابراین جای هیچ شک و تردیدی نیست.(1).
بنابر آنچه بیان شد، یکی از کارهایی که این پیوند معنوی و وِلایی را تحکیم میبخشد، تجدید عهد هر روزه با آن یار سفرکرده میباشد. دراینباره سفارش شده در پگاه هر روز، زانوی ادب در مقابل ساحت مقدس آن امام همام بر زمین نهاده و به دستور امام صادق (علیه السلام) ، عهدنامه را نجوا نماید.
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «هرکس خدای متعال را چهل بامداد با این عهد بخواند، از یاران قائم ما خواهد بود، و اگر پیش از ظهورر بمیرد، خدای متعال، او را از قبرش بیرون میآورد و در برابر هر کلمۀ این دعا، هزار حسنه به او میدهد و هزار بدی از او محو میکند. متن آن این است: اَللّهُمَّ رَبَّ النّورِ الْعَظیم ... ».(2)
و دعای «اللهم کن لّولیك حجّة ابن الحسن ... » را در قنوت یا تعقیب نمازها زمزمه کنیم.
امروز امیرِ در میخانه تویی تو *** فریادرس نالۀ مستانه تویی تو
مرغِ دلِ ما را که به کس رام نگردد *** آرام تویی، دام تویی، دانه تویی تو
بیشک، ظهور امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و ایجاد حکومت عدل مهدوی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) با مبارزات فراوانی همراه خواهد بود. چراکه سردمداران کفر و طغیان به راحتی پیام عدالتگستر و حقمحور امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را برنتابیده و با حضرتش به جنگ خواهند پرداخت. بنابراین قیام حضرت با مجاهده و ایثار و نثار آغاز خواهد گشت.
در عصر غیبت کبری کسانی منتظر حقیقی آن حضرتاند که از سویی براساس «الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىَ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ»؛(1)کسانی که خدا را ایستاده و نشسته و درحالیکه بر پهلو خوابیدهاند، یاد میکنند و در اسرار آفرینش آسمانها و زمین میاندیشند.
اهل معرفت و فکر و ذکرند و با دعا و نیایش، خواست و اندیشه و راز و نیاز و انسی دارند. و از سوی دیگر براساس، «لِیَعُدَّنَّ اَحَدُکُمْ لِخُروُجِ الْقٰائِمِ وَ لَوْ سَهماً»؛ باید خود را برای یاری امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، اگرچه با آماده کردن یک تیر مهیا سازید(2)هماره آماده جهاد، شهادت، حماسه ایثار و نثارند.
زاهدان و عابدانی که پیوندی با جهاد و شهادت و مبارزه ندارند، خواسته یا نخواسته دوستدار امام غایب اند نه امام قائم، و چون آن حضرت ظهور کند، چنین افرادی اولین کسانیاند کهرخ برتابیده و دستورهای مبارزهآموز و سیرتهای مخاطرهآمیزش را نادرست
خواهند دانست. مطلوب اینان غایب آل محمّد (صلی الله علیه و آله) است نه قائم آل محمّد (صلی الله علیه و آله) .
آنان که در کنار زهد و پارسائی در عرصههای علمی و عملی اهل میدان جهاد، مبارزه وشهادتاند و خویشتن را برای یاری و حمایت امامشان (هرچند با آمادهکردن یک تیر) مهیا کردهاند و آماده دفاع از مرز دین و حریم قرآن و عترتاند و از غیر خدا نهراسیده و سلاح در کف، اهل زمزمه و مناجاتاند، منتظران راستین و مشتاقان قائم آل محمدند (صلی الله علیه و آله) ».(1)
از شمار وظایف منتظران راستین امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، یکی هم این است که اهل عجله و شتابزدگی نیستند، درعینحال که ظهور حضرتش را لحظهشماری مینمایند ولی تسلیم امر و قضاء الهی میباشند. ازاینرو امامان معصوم (علیهم السلام) پیروان خویش را از تندروی، شتابزدگی و عجله نمودن برحذر داشتهاند. برای نمونه:
کَذَبَ الْوَقّاتونَ، وَ هَلَكَ الْمُسْتَعْجِلونَ، وَ نَجَا الْمُسَلِّمون، وَ اِلَیْنا یَصِیرونَ؛
1) . امام مهدی موجود موعود، ص180 و 181.
وقت گذاران دروغ گفتند، و عجلهکنندگان هلاک شدند، و تسلیمشدگان نجات یافتند و بسوی ما رهسپارند.(1)
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) دراینباره فرمودند: «بِالصَّبْرِ یُتَوَقَّعُ الْفَرَجِ»؛ با شکیبایی، امید فرج میرود.(2)
فضل کاتب میگوید: نزد امام صادق (علیه السلام) بودم که نامهٔ ابومسلم آمد. امام (علیه السلام) فرمود: «نامۀ تو پاسخی ندارد. از نزد ما بیرون برو!». ما باهم مخفیانه و پنهان شروع به گفتگو کردیم که امام (علیه السلام) فرمود:
«ای فضل (علیه السلام) مخفیانه چه میگوئید؟ خداوندِ والا یاد به خاطر عجله بندگانش، عجله نمیکند، و جابهجا کردن یککوه از نابودی حکومتی که اَجَلش فرا نرسیده، آسانتر است».(3)
بنابر آنچه بیان شد، یکی از وظایف مهم منتظران راستین امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، شکیبایی بر امر ظهور و عجله ننمودن است. ازاینرو امام رضا (علیه السلام) فرمودند: «شکیبایی نمودن و انتظار فرج کشیدن، چه نیکوست! آیا سخن خدای (عزّ و جلّ) را نشنیدهای که فرمود: (و چشمبراه باشید که من نیز به همراه شما چشمبراهم) و (انتظار بکشید که من نیز با شما منتظرم)؟! پس شکیبا باشیدد که فرج، هنگام ناامیدی میرسد، و افراد پیش از شما، شکیباتر از شما بودند».(4)اگر حقیقت غیبت درک شود، و بدانیم حضور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در زمان غیبت، مانند خورشید پشت ابر منشاء اثر و نورانیت است و بدانیم ظهور از سنّتهای الهی است که با فراهم شدن
شرایط آن تحقق مییابد، هرگز در این امر شتاب نخواهیم کرد.
برای برپایی این نظام اسلامی فداکاریهای بسیاری انجام شده است. این نظام، ثمرۀ خونِ صدها هزار شهید دوران انقلاب و دفاع مقدس است. صدها هزار گل پرپر شده تا اینبوستان پدید آمده است. مطلب دیگر این است که اگر بخواهیم این نظام برقرار باشد، باید محور این نظام محفوظ بماند، باید مورد حمایت قرار گیرد، باید به او عشق ورزید و نباید از اطاعت او کوتاهی کرد. همه میدانند که برقراری این نظام اسلامی، مرهون زحمات امام راحل رضوان الله تعالی علیه است. اگر شخص امام خمینی (قدس سره) نبود، چنین انقلابی به پیروزی نمیرسید. شکّی نیست که حمایتهای همهجانبۀ مردم از امام، باعث برقراری و جاودان ماندن این نظام اسلامی شد. مگر میشود انسان به اسلام علاقهمند باشد، ولی به نظام اسلامی علاقهای نداشته باشد.(1)
نظام مقدس اسلامی، میوهای از درخت نبوت و امامت است. ما نمیدانیم چه نعمت بزرگی را در این جهان داریم. قدرت بزرگی همچون آمریکا را با عنایت الهی به زانو درآوردهایم تا جایی که به طور رسمی و عملی، با کمال فضاحت و رسوایی، برخلاف تمام قوانین بینالملل و با زیرپا گذاشتن عهدنامههایی که خودش امضاء کرده است، برای براندازی حکومت جمهوری اسلامی ایران سالانه مبالغ هنگفتی تصویب میکند. اگر انقلاب اسلامی ایران و نظام اسلامی آن برای آنان اهمیّتی نداشت،
1) . آفتاب ولایت، ص127 و 128.
هرگز حاضر به قبول این رسوایی نبودند. ازاینرو یکی ازوظایف مهم منتظران راستین انقلاب جهانی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، حفظ نظام جمهوری اسلامی ایران با تمام توان است که زمینه ظهور حضرت را با تفضّل خداوند تبارک و تعالی فراهم نماید. احتمال دارد مراد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) انقلاب اسلامی ایران باشد وقتی فرمودند: «یَخْرُجُ النّاسٌ مِنَ الْمَ-شْرِقِ، فَیُوَطّئونَ لِلْمَهدِیِّ، یَعْنی سُلْطانَهُ»؛ مردمی از شرق قیام میکنند و برای حکومت مهدی، زمینه را آماده میکنند.(1)
از شمار وظایف منتظران راستین امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، یکی هم حمایت و پشتیبانی کامل از نایب آن حضرت یعنی ولیفقیه و رهبر معظم انقلاب اسلامی است، در زمان غیبت کبری، قوای سهگانۀ کشور، نیروهای مسلح، احزاب، گروهها، سازمانها و همۀ مردم باید در خدمت نائب امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بوده و با تمام توان مجری دستورات و رهنمودهای ایشان باشند.
آیة الله مصباح (حفظه الله) دراینباره میفرماید:
«اگر امروز، امام در میان ما نیست، باید همان محبّت و ارادت و سرسپردگی را به جانشین او داشته باشیم که الحمد للهاین محبت و ارادت را داریم. خدا را شکر میکنیم که برای این دوران، کسی را ذخیره فرمود تا بتواند وظایف رهبری را به خوبی انجام دهد. ما باید برای سلامتی و توفیق او دعا کنیم، در خلوت و تاریکی شب، از خدا بخواهیم
1) . شرح الاخبار، ج3، ص365؛ بحارالانوار، ج51، ص87؛ دانشنامۀ امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، ج6، ص11.
حضرتش را برای رهبری عالَم اسلام حفظ کند. باید در عمل حامی و پشتیبان همهجانبۀ او باشیم و این ارادت را به رخ دشمنان او بکشیم و به دشمنان بگوییم: به کوری چشم شما که از هیچ توطئهای کوتاهی نکردید، ما همچنان متّحد هستیم و پشت سر رهبرمان ایستادهایم ... شهیدان ما وظیفۀ خود را انجام دادند و هماکنون ثمره ایثار و جهادشان را به دست من و شما سپردهاند، ما هستیم که باید دستاوردهای آنها را حفظ کنیم».(1)
وظیفه ما در این عصر این است که اهمیّتِ موقعیتِ خود را بشناسیم و بدانیم چه نعمت عظیمی داریم که شکرانه آن حمایت همهجانبه از رهبری نظام است ... اگر در گوشه و کنار، از کسانی خطاهایی سرزند و اگر قصورهایی هست، باید خیلی هوشیار و خردمند باشیم که این نقایص جزئی، نباید ما را درباره اصل و کلّ نظام سُست و محبتمان را کمرنگ کند. مگر در زمان حکومت پیامبر (صلی الله علیه و آله) و امیرمؤمنان (علیه السلام) نقص وجود نداشت ... علت مطلوب بودن آن نظام این بود که محورش علی (علیه السلام) بود. آیاصحیح است که به سبب خطاها، از حمایت حکومت علی (علیه السلام) دست برداریم؟ هیچکس نمیگوید در کشور ما هیچ اشتباهی رخ نمیدهد، هیچ ظلمی انجام نمیگیرد و هیچ خلاف شرعی صورت نمیگیرد. اما این نقصها را نباید به حساب اصل نظام و رهبری آن گذاشت. زیرا همه آگاهیم که رهبر معظم انقلاب دام عزّه نهایت جدّیت را برای اجرای احکام اسلام و عدالت بکار میبرد.(2)
یکی دیگر از وظایف منتظران راستین، یاریخواهی از خداوند تبارک و تعالی است. اگرچه یاری خواستن از حقتعالی در تمام دورانها و اعصار امری پسندیده و ضروری است، امّا در روزگار غیبت، این امر مهم از ضرورت بیشتری برخوردار است. برخی از آنها که در کلام راهبردی پیشوایان بر آنها تأکید بیشتری صورت گرفته بدین قرار است:
عبدالله بن سنان میگوید: من و پدرم بر امام صادق (علیه السلام) وارد شدیم. فرمود: «شما چگونه خواهید بود هنگامیکه در روزگاری قرار میگیرید که پیشوای هدایت را نمیبینید و نشانهای دیده نمیشود و تنها، کسی در آن روزگار نجات مییابد که دعای غریق را بخواند». پدرم به ایشان گفت: اگر این وضعیت در شب اتّفاق افتد، چه کنیم؟ فرمود: «تو به آن روزگار نمیرسی، امّا اگر چنین شد، همان که در دست دارید بچسبید تا کار برایتان روشن شود».(1)
عبدالله بن سنان در روایتی دیگر میگوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: «شبههای به شما میرسد و بدون نشانۀ قابل رؤیت و یا پیشوای هدایت میمانید و جز کسی که دعای غریق را بخواند، نجات نمییابد».
گفتم: دعای غریق چگونه است؟ فرمود: میگویی: «یا اللهُ یا رَحمانُ یا
1) . کمالالدین، ص348؛ الغیبه، نعمانی، ص159.
رَحیمُ، یا مُقَلِّبَ الْقُلوبِ، ثَبِّتْ قَلْبی عَلیٰ دِینِكَ ... »؛ ای خدا، ای مهرگستر، ای مهربان، ای دگرگونکنندۀ دلها، دلم را بر دینت استوار بدار.(1)
زراره نقل میکند: شنیدم از امام صادق (علیه السلام) که میفرماید: «جوان، پیش از قیامش غیبتی دارد». گفتم: چرا؟فرمود:«از جانش میترسد». سپس فرمود: «ای زراره، او کسی است که انتظارش را میکشند و او همان کسی است که در تولّدش شک میشود. برخی از آنها میگویند: پدرش بیجانشین درگذشت و برخی میگویند: هنوز در شکم مادرش است. برخی از آنها میگویند: او دو سال پیش از درگذشت پدرش بدنیا آمده و او همان است که انتظارش را میکشند جز آنکه خدای (عزّ و جلّ) دوست دارد شیعه را امتحان کند. این هنگام است که باطلاندیشان، شک میکنند، ای زراره». گفتم: فدایت شوم، اگر آن زمان را درک کردم، چه کار کنم؟
فرمود: ای زراره، هنگامی که آن زمان را درک کردی، این دعا را بخوان:
«اَللّٰهُمَّ عَرِّفْنی نَفْسَكَ، فَاِنَّكَ اَنْ لَمْ تُعَرِّفْنی نَفْسَكَ لَمْ اَعْرِفْ نَبِیَّكَ اَللّٰهُمَّ عَرِّفْنی رَسُولَكَ، فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنی رَسُولَكَ لَمْ اَعْرِفْ حُجَّتَكَ، اَللّٰهُمَّ عَرِّفْنی حُجَّتَكَ، فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنی حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَنْ دِينی»؛
خدایا، خودت را به من بشناسان، که اگر تو خودت را به من نشناسانی، پیامبرت را نمیشناسم. خدایا، فرستادهات را به من بشناسان، که اگر فرستادهات را به من نشناسانی، حجّتت را نمیشناسم. خدایا،
1) . همان، ص351؛ اعلام الوری، ج2، ص238.
حجّتت را به من بشناسان، که اگر حجّتت را به من نشناسانی، از دینم گمراه میشوم.(1)
برای امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دو دسته دعای عهد داریم. دسته نخست دربردارندۀ بیعت شیعه با امام و آمادگی آنان برای یاری امام است و دسته دوم به گونهای، عهد با خداوند در حفظ باورهای اساسی و ایمان به ارکان دین و استوارسازی آنها را طرح میکند که دعای اینجا از گونه دوم است.(2)
جابربن یزید جُعفی میگوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود: «هرکس این دعا را یکبار در عمرش بخواند، جزو بندگان خدا نوشته میشود و نامش را به دفتر قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) میبرند و چون قائم ما قیام کند، او را به نام خود و پدرش صدا میزند و این نوشته را به او میدهند و میگویند: این نوشته را بگیر، همان عهدی که با ما در دنیا بستی و این همان سخن خدای (عزّ و جلّ) است که: (مگر کسی که عهدی نزد خدای رحمان برگیرد).(3)این دعا را در حال طهارت بخوان. میگویی:
اَللّٰهُمَّ یا اِلهَ الْآلِهَةِ، یٰا واحِدُ یا اَحَدُ، یا آخِرَ الْاخِرینَ، یا قاهِرَ الْقاهِرینَ، یا عَلِیُّ یا عظیمُ، اَنتَ الْعَلِیُّ الْاَعلیٰ، عَلَوْتَ فَوْقَ کُلِّ عُلُوٍّ، هٰذا یا سَیِّدی عَهدی، وَ اَنْتَ مُنجِزُ وَعدِي، فَصِلْ یا مَوْلایَ عَهدِی، وَ اَنجِز وَعْدِی، آمَنْتُ بِکَ، اَسأَلُكَ بِحِجابِكَ الْعَرَبی، و بِحِجابِكَ الْعَجَمیِّ، وَ بِحِجابِكَ الْعِبرانِیِّ، وَ بِحِجابِك السُّریانِیِّ، وَ بِحِجابِكَ الرّومیِّ، وَ بِحِجابِكَ الْهِندِیِّ، وَ اَثبِتْ مَعْرِفَتَكَ بِالعِنایَةِ الْاولیٰ، فَاِنَّكَاَنْتَ اللهُ لا تُریٰ وَ اَنْتَ
بِالْمَنْظَرِ الْاَعلیٰ، وَ اَتَقَرَّبُ اِلَیْكَ بِرَسُولِكَ الْمُنذَرِ، وَ بعَلِیِّ اَمیرِالْمُؤمنینَ صَلواتُ اللهِ عَلَیهِ الْهادي، وَ بِالْحَسَنِ السَّیِّدِ وَ بِالحُسَینِ الشَّهیدِ سِبْطَي نَبِیِّكَ، وَ بِفاطِمَةِ الْبَتولِ، وَ بِعَلِیِّ بنِ الْحُسَینِ زَینِ الْعابِدینَ ذِي الثَفِناتِ، وَ مُحَمَّدِبنِ عَلِیِّ الْباقِرِ عَنْ عِلْمِكَ، وَ بِجَعفَرِ بنِ مُحَمّدِ الصّادِقِ الَّذی صَدَّقَ بمِیثاقِكَ وَ بِمِیعادِكَ، وَ موسیَ بنِ جَعْفرٍ الْحَصورِ الْقائِمِ بِعَهْدِكَ، وَ بِعَلیِّ بنِ مَوسیَ الرِّضا الرّاضی بِحُکْمِكَ، وَ بِمُحَمَّدبنِ عَلِیٍّ الْحِبرِ الْفاضِلِ المُرْتَضیٰ فِی الْمُؤمِنینَ، وَ بِعَلِیِّ بن مُحَمَّدٍ الْاَمِینِ الْمُؤتَمَنِ هادِی المُستَرْشِدِینَ، وَ بِالْحَسَنِ بنِ عَلِیٍّ الطّاهِرِ الزَّکِیِّ خَزانَةِ الوَصیِیّنَ، وَ اَتَقَرَّبُ اِلَیْكَ بالْاإمامِ الْقائِمِ الْعَدْلِ الْمُنتَظَرِ الْمَهدِیٍّ، اِمامِنا وَ ابنِ اِمامِنا، صَلَواتُ اللهِ عَلَیْهِمْ اَجمَعیِنَ، یا مَنْ جَلَّ فَعَظُمَ، وَ اَهْلُ ذالِكَ فَعَفا وَ رَحِمَ، یا مَن قَدَرَ فَلَطُفَ، اَشکُوا اِلَیكَ ضَعفی، وَ ما قَصُ-رَ عَنْهُ اَمَلی مِن تَوْحِیدِكَ وَ کُنهِ مَعْرِفَتِكَ، وَ اَتَوَّجَهُ اِلَیْكَ بِالتَّسمِیَةِ الْبَیْضاءِ، وَ بِالْوَحدانِیَّةِ الْکبریٰ، الَّتی قَصُرَ عَنْها مَن اَدْبَرَ وَ تَوَلّیٰ، وَ آمَنتُ بِحِجابِكَ الْاَعْظمِ، وَ بِکَلِماتِكَ التّامَةِ الْعُلیَا. اَلَّتی خَلَقتَ مِنها دارَ الْبَلاءِ، وَ اَحلَلْتَ مَنْ اَحْبَبتَ جَنَّةَ الْمَأویٰ، وَ اَمَنتُ بِالسّابِقینَ وَ الصِّدِیقینَ، وَ اَصْحابِ الْیَمینِ مِنَ الْمُؤمنِینَ، اَلَّذِینَ خَلَطوُا عَمَلاً صالِحاً وَ آخِرَ سَیِّئاً، اَلاّٰ تُوَلِّیَنی غَیْرَهُمْ، وَ لا تُفَرِّقْ بَینی وَ بَینَهُمْ غَداً اِذا قَدَّمتَ الرِّضا بِفَصلِ الْقَضاءِ وَ آمَنتُ بِسِرِّهِمْ وَ عَلانِیَتِهِمْ، وَ خواتِیمِ اَعْمالِهِمْ، فَاِنَّكَ تَخْتِمُ عَلَیْها اِذا شِئتَ. یا مَن اَتْحَفَنی بِالاِقرارِ بِالوَحدانیَّةِ، وَ حَباني بِمَعرِفَةِ الرُّبوبیَّةِ، وَ خَلَّصَنی مِنَ الشَّكِ وَ الْعَمیٰ، رَضیتُ بِكَ رَبّاً، وَ بِالْاَصْفِیاءِ حُجَجاً، وَ بِالمَحجُوبینَ اَنبِیاءَ، وَ بِالرُّسُلِ اَدِلَّاءَ، وَ بِالْمُتَّقینَ اُمَراءِ، وَ سامِعاً لَكَ مُطیعاً.
ای خدا، ای خدای خدایان، ای یگانه، ای یکتا، ای آخر آخران، ای چیره بر چیرگان، ای والا، ای بزرگ، تو والا ووالاترینی، از هر بالایی بالاتری، ای سرور من، این عهد من است و تو، انجامدهندۀ وعدهات به من هستی.
ای مولای من، مرا به عهدم برسان و وعده خود را به من عملی کن.
به تو ایمان آوردم، از تو به حقّ حجاب عربیات و به حجاب غیر عربیات و به حجاب عبریات و به حجاب سریانیات و به حجاب رومیات و به حجاب هندیات، درخواست میکنم که معرفتت را با نخستین عنایتت در من استوار بداری، که تو خدای نادیدنی هستی و در بالاترین دیدگاه قرار داری.
وَ (من) با فرستادۀ هشدار دهندهات، و با علی هدایتگر مؤمنان که درودهای خدا بر او باد، و با حسنِ سرور، و با حسین شهید، دو نوۀ پیامبرت، و با فاطمۀ بتول (از دنیا بریده) و با علی بن الحسین زیور عابدان و دارای پیشانی پینه بسته (از فراوانی سجده)، وَ محمدبن علی شکافندۀ علمت، و با جعفربن محمد صادق که بر پیمان و وعدهاش با تو پابرجا بود، و موسیبن جعفر خویشتندار در برابر خواستههایش و قیامکننده به عهدت، و با علیبن موسی الرضا، رضایتمند به حُکمت، و با محمدبن علی دانای فاضل و پسندیده میان مؤمنان، و با علیبن محمّد امانتدار مورد اعتماد و هدایتگر راهجویان، و با حسنبن علی پاک و پاکیزه و گنجور وصیّان، و به تو تقرّب میجویم، و نیز به امام قائم عادل منتظَر، مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ،امام ما و فرزند امام ما که درود خدا بر همۀ آنان باد، به تو تقرّب میجویم.
ای که شکوهمند و بزرگی، و شایسته شکوه و جلال و عفو و رحمت هستی، ای که قدرت دارد و لطف میکند، ناتوانیام را به تو شِکوه میکنم و نیز آنچه از آرزویم دربارۀ یگانگی و ژرفای شناختت نرسیدم، و با نامگذاری سپید (و نورانی) و بزرگترین وحدت که هرکه پشت کرد و رویگرداند، به آن نرسید، به تو روی میآورم. به بزرگترین حجاب و به والاترین کلمات کاملت، که سرای بلا را از آن آفریدی و کسی را که
دوست داشتی، در جنّة المأوی (بوستان سرا) جای دادی، ایمان آوردم و به پیشی گرفتگان و انسانهای راستین پایدار، (همان) مؤمنان قرارگیرنده در جرگۀ اصحاب یمین، که عملشان مخلوطی از شایسته و ناشایسته است، باور دارم. (از تو درخواست میکنم) که غیر ایشان را ولیّ من نکنی و فردا که رضایتت را بر حکم قضایت مقدّم میداری، میان من و ایشان جدایی نیندازی، که من به نهان و آشکارشان و فرجام کارهایشان ایمان دارم و تو هرگونه بخواهی، آن را به پایان میبری.
ای که اقرار به یگانیاش را تحفه راه من کرده و شناخت ربوبیّتش را به من هدیه نموده و مرا از شک و ندیدن، رهایی داده است، به صاحب اختیاری تو و به حجّت بودن برگزیدگان و به پیامبر بودن در حجاب ماندهها و به راهنما بودن فرستادههاو به امیر بودن پرهیزگاران، خشنود، و مطیع و گوش به فرمان تو هستم.(1)
آیة الله جوادی آملی (حفظه الله) دراینباره میفرماید:
ارتباط با مقام شامخ ولایت و اتصال روح و قلب انسان با امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) خویش، تنها راه رسیدن به حیات معقول و مطلوب است ... تشرف بیواسطه و مستقیم به محضر نورانی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، لیاقت و شایستگیهایی ویژه میخواهد، ازاینرو تنها اوحدی از موحدان به باریابی محضر مطهرش توفیق مییابند.
آنچه برای همگان ضروری و میسور است، ایجاد و حفظ ارتباط
1) . مهجالدعوات، ص398؛ بحارالانوار، ج95، ص337.
روحی و معنوی با آن حضرت است که در پرتو رعایت ادب حضور و ارتباط با آن حضرت تحصیل خواهد شد.
انجام دادن مستحبات و اعمال صالح به نیابت آن حضرت و اهدای ثواب آن به ارواح طیّب عترت طاهره (علیهم السلام) از بهترین راههایی است که میتواند ارتباط انسان با آن وجود مبارک را تأمین کند و بهترین حالت در چنین نیابتی، آن است که انسان در برابر عمل خویش از آن امام خواستهای نداشتهباشد، چراکه از قدر عملش میکاهد. چون خواسته ما به قدر ادراک ماست و ادراک ما بیشتر به حجاب تمنیّات ما محجوب است، مطلوب متوقّع ما نیز محدود خواهد بود. پس بهتر است که برابر این ادب، به پیشگاه آن حضرت چیز خاصی را پیشنهاد ندهیم، زیرا او از آن دسته است که «سَجِیَّتُهُمُ الْکَرَمْ»،(1)بنابراین شایسته آن است که در انتظار عطای او باشیم، چراکه آنچه آن حضرت به اقتضای سجیّه کریم خویش عطا میکند ماندنی است. البته این سخن بدان معنا نیست که اگر انسان مشکل خاصی دارد، با امام خویش درمیان نگذارد و از او نطلبد، بلکه مقصود آن است که در انجام دادن اعمال صالح به نیابت از آن حضرت، طلبی نداشته باشد و پیشنهادی ندهد تا آنان درخور خویش عطا کنند.
از دیگر آداب حسنه در ارتباط با امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ادب برخاستن به احترام نام مبارک ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است که در میان شیفتگان و پیروان خاندان عصمت (علیهم السلام) سنّتی دیرپاست.(2)
این زیارت، به تصریح برخی از عالمان، جامع و کاملترین و بهترین زیارتهای آن حضرت است و در همۀ اوقات میشود آن را خواند. سندهای این زیارت، صحیح و معتبر بوده و در مجامع مهم حدیثی و دعایی نقل شده است.(1)
یکی دیگر از وظایف منتظران راستین و پیروان حقیقی اهلبیت (علیهم السلام) ، خلوص نیّت در همه کارهاست. پاکسازی انگیزه از غیر خدا، اساس و بنیان همۀ فضایل انسانی است. خدای متعال میفرماید:
«فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ»؛(2)
«خداوند را بخوانید، درحالیکه تنها برای او در دین اخلاص میورزید، گرچه کافران را ناخوش آید».
در جای دیگر از زبان شیطان (دشمن حقیقی و آشکار انسان) میفرماید، تنها گروهی از اغوای و گمراهی شیطان درامان هستند، اهل اخلاصاند:
«قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ*إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ»؛(1)
شیطان گفت: «سوگند به عزت تو که همۀ آنها را گمراه میکنم مگر بندگان برگزیده و خالص شده تو از میان آنها».
افزون بر آن، امام علیبن موسی الرضا (علیه السلام) از پدرانش و ایشان از امیرالمؤمنین علیبن ابیطالب (علیه السلام) نقل کرده که آن حضرت به فرزندش حسین (علیه السلام) فرمود:
«نهمین از فرزندان تو ای حسین، کسی است که به حق قیام کند و دین را اظهار نماید و عدل را بگسترد، حسین (علیه السلام) میفرماید: عرض کردم: یا امیرالمؤمنین، چنین امری خواهد بود؟ فرمود: به آن کس که محمّد (صلی الله علیه و آله) را به نبوّت اختیار فرمود و او را بر همۀ مردم برگزید، آری خواهد بود. و لکن بعد از غیبت و حیرتی خواهد بود. «فَلا یَثْبَتُ فِیها عَلیٰ دِینِهِ اِلَّا الْمُخلِصُونَ الْمُباشِرونَ لِرُوح الْیَقینَ»؛ پس در دین استوار و ثابت نمیماند، مگر کسی که دارای اخلاص باشد و با روح یقین مباشر شده، و آنان کسانی هستند که خداوند (عزّ و جلّ) پیمان ولایت ما را از آنها گرفته و ایمان در قلب آنان نوشته شده و به روح الهی مؤید هستند.(2)
برخی از وظایف دیگر منتظران راستین امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، بصورت فهرستوار به قرار زیر است:
یاد امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بودن و مداومت بر آن.
دعا برای شناخت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و افزایش آن.
دعا برای سلامتی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) .
مداومت بر دعای فرج امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) .
توبه و ترک گناهانی که سبب تأخیر در امر فرج آن حضرت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) میشود.
زیارت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) .
توسل به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) .
هدیه ثواب نماز، تلاوت قران، صدقه و ... به آن حضرت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) .
آمادگی برای ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) .
اطاعت و پیروی از نایب امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) .
زمینهسازی برای آمدن امام زمان (عجل الله تعالی فرجهالشریف) .
رعایت ادب نسبت به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) .
اظهار علاقه و مهرورزی به آن حضرت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) .
ذکر فضایل و مناقب آن حضرت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) .
تشکیل جلسات مربوط به مهدویت و آن حضرت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) .
شرکت در مجالس و محافلی که بنام حضرت برگزار میگردد.
ترک توقیت و تعیین زمان برای فرج آن حضرت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) .
رعایت حقوق امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) .
احترام به منتسبین به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) .
توجه و تعظیم اماکن منتسب به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) .
رعایت حقوق برادران دینی.
ترک تسمیه.
قیام به هنگام نام مخصوص امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) .
دست برسر گذاشتن به هنگام شنیدن نام مخصوص امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) .
حفظ زبان به غیر از یاد خدا.
زیارت امام حسین (علیه السلام) از راه نزدیک و دور.
شرکت در مجالس سوگواری امام حسین (علیه السلام) و گریستن در مصایب آن حضرت.
صدقه دادن به نیابت آن حضرت و برای سلامتی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) .
زیارت مشاهد رسول اکرم و ائمه اطهار (علیهم السلام) به نیابت آن حضرت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) .
خوشحال کردن مؤمنین و دوستداران آن حضرت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) .(1)
مقام معظم رهبری امام خامنهای (حفظه الله) درباره وظایف منتظران راستین فرمودند:
«باید اهل عمل و اصلاح و صلاح باشیم که دل آن بزرگوار را شاد کنیم، علاوه بر وظایف فردی، وظایفی باید در اجتماع و منطقه و جهان باید انجام دهیم. این احتیاج به بصیرت و آگاهی دارد که بدانیم وظیفه ما چیست».(2)
دلم شکستی و جانم هنوز چشم به راهت *** شبی سیاهم و در آرزوی طلعت ماهت
در انتظار تو چشمم سپید گشت و غمی نیست *** اگر قبول تو افتد فدای چشم سیاهت
ز گرد راه برون آ که پیر دست به دیوار *** به اشک و آه یتیمان دویده بر سر راهت
بیا که ای رمد چشم عاشقان تو، ای شاه *** نمیرمد مگر از توتیای گرد سیاهت
بیا که جز تو سزاوار این کلاه و کمر نیست *** تویی که سوده کمربند کهکشان کلاهت
جمال چون تو به چشم نگاه پاک توان دید *** به روی چون منی الحق دریغ چشم و نگاهت
در انتظار تو میمیرم و در این دم آخر *** دلم خوش است که دیدم به خواب گاه به گاهت
اگر به باغ تو گل بر دمید من به دل خاک *** اجازتی که سری بر کنم به جای گیاهت
تنور سینه ما را ای آسمان به حذر باش *** که روی ماه سیه میکند به دوده آهت
کنون که میدمد از مغرب آفتاب نیابت *** چه کوههای سلاطین که میشود پَر کاهت
تویی که پشت و پناه جهادیان خدایی *** که سر جهاد تویی و خداست پشت و پناهت
خدا وبال جوانی نهد به گردن پیری *** تو «شهریار» خمیدی به زیر بار گناهت(1)
1) . یار غایب از نظر، ص101؛ دانشنامۀ امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، ج10، ص209 (سروده محمدحسین بهجت شهریار).
با پایان یافتن دوران «غیبت صغرا» در سال 329 قمری و رحلت چهارمین سفیر حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) «غیبت کبرا» آغاز شد که تا امروز ادامه داشته و تا فرارسیدن روز ظهور آن حضرت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیز ادامه دارد. برخی از ویژگیهای این غیبت که آن را از دوران نخست متفاوت میسازد، به قرار زیر است:
یکم) طولانی بودن و نامعین بودن مدّت این دوران: برخلاف دوران غیبت صغرا، این غیبت زمانی طولانی را دربر خواهد داشت.
دوم) نامشخص بودن پایان آن: دوره غیبت کبرا محدود نخواهد بود، پایان آن نامشخص است و جز خداوند تبارک و تعالی از آن آگاهی ندارد.
سوم) قطع ارتباط ظاهری با امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) : در این دوران مانند دوره غیبت صغرا، ارتباط ظاهریوجود نخواهد داشت.
چهارم) عام بودن نیابت در این دوران: برخلاف دوران غیبت صغرا که ارتباط مردم با آن حضرت، از راه نواب خاص صورت میگرفت، در
این دوران دیگر سفارت و نیابت خاص وجود ندارد و یگانه مرجع مردم نایبان عام آن حضرت هستند که با ملاکهایی که در روایات ذکر شده، قابل تشخیص است. در این دوران مجتهدان جامع الشرایط در جایگاه نیابت عام، وظیفه اداره جامعه را به عهده دارند.
پنجم) فراگیر شدن حاکمیت ظلم و جور: از ویژگیهای مهم این دوران، گسترش ستم است. که هرچه به گاه ظهور نزدیکتر میشود بر شدت آن افزوده میگردد.
ششم) شدید شدن آزمایش الهی: اگرچه از سنّتهای الهی در همۀ دورانها امتحان و آزمایش بندگان است، اما بدلیلهایی این امتحانها در دوران غیبت کبرا شدت بیشتری مییابد، به ویژه در آستانۀ ظهور، این آزمایشها جدّیتر میشود.
هفتم) نیابت عام در جایگاه یکی از ویژگیهای دوران غیبت کبرا، دارای اهمیت ویژهای میباشد».(1)
«پس از پایان دوران «غیبت صغرا» و نیابت خاص و با آغاز «غیبت کبرا»، هدایت شیعیان با عنوان «نیابت عام» از طرف حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) شکل گرفت، به این صورت که امام، ضابطهای کلی و صفات و مشخصاتی عام به دست داد که در هر عصر، فرد شاخصی که آن ضابطه (از هر جهت و در همۀ ابعاد) بر او صدق کند، نایب امام شناخته شود و به نیابت از او در امر دین و دنیا، سرپرست جامعه باشد،
1) . درسنامۀ مهدویت، ج2، ص237 و 238.
سخنش سخن امام و اطاعتش واجب و مخالفتش حرام خواهد بود».(1)
بازتاب اين حقيقت در بيانات راهبردی پيشوايان معصوم (علیهم السلام) اینگونه شاهدیم:
« ... وَ اَمَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَةُ فَارْجِعوا فِیها اِلیٰ رُواةِ حَدِیثنِا فَاِنَّهُمْ حُجَّتی عَلَیْکُمْ وَ اَنَا حُجَّةُ اللهِ عَلَیْهِمْ.(2)
... و اما در پیشامدهایی که رخ میدهد، باید به راویان اخبارما (دانشمندان علوم دینی) رجوع کنید، ایشان حجّت من بر شما هستند و من حجّت خدا بر آنانم».
این روایت، از روشنترین روایات بیان ولایت عام است. بیشتر افرادی که به این روایت تمسّک کردهاند، بیشتر به فقره دوم آن یعنی: «فانهم حجتی علیکم و انا حجة الله علیهم»، توجه داشتهاند.
خطر مرگ حفظ میکنند. اینها نزد خدای تبارک و تعالی برترین هستند».(1)
« ... وَ اَمّٰا مَنْ کانَ مِنَ الْفُقَهاءِ صٰائِناً لِنَفْسِهِ، حافِطاً لِدِینِهِ، مُخالِفاً لِهَواهُ، مُطِیعاً لِاَمْرِ مَوْلاهُ فَلِلْعَوامِ اَنْ یُقَلِّدوُهُ ... ؛(2)
... و اما هریک از فقیهان که بر نفس خود مسلط باشند، و دین خود را حفظ کند و با هوای نفس خود مخالفت ورزد و امر خدا را اطاعت کند، بر همگان واجب است که از او تقلید کنند».
بنابر آنچه بیان شد، همین نایبان عام حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هستند که در طول غیبت کبرا، دین مقدس اسلام را از انحراف حفظ نموده، مسایل مورد نیاز مسلمانان را بیان کردهاند و دلهای شیعیان را براساس باورهای درست، استوار ساختهاند. تمام موفقیّتها با مجاهدت و تلاش خستگیناپذیر محدثان و فقهای شیعه بوده که حیات و پویایی و شادابی تشیّع را تضمین نموده است.
مسأله «ولایت فقیه» که پیشینۀ آن به آغاز فقه باز میگردد، یکی از مهمترین مسایل جامعه شیعی است. به گونهای که با اندیشۀ سیاسی پیروان مکتب اهلبیت (علیهم السلام) در عصر غیبت کبرا به ویژه دوران معاصر، گِره خورده است. از آنجا که در دوران معاصر بزرگترین تحوّل
اجتماعی در امّت اسلامی، به نام انقلاب اسلامی ایران براین باور سترگ بنا شده، بحث درباره آن امری ضروری است. از سوی دیگر، یگانه فریاد ظلمستیزی و مقابله با زیادهخواهی استکبار جهانی، برخاسته از تفکّر ارجمند و اصل مترقّی است که دشمنیهای فراوانی را از طرف ستمگران و استکبار جهانی در پی داشته است. این خود، اهمیت پرداختن به این بحث را دوچندان ساخته است.(1)
یکی از اندیشوران معاصر، دربارۀ چگونگی «نیابت عام» و بروز اندیشۀ «ولایت فقیه» چنین نوشته است:
«شیعیان تا زمانی که امیدی به تشکیل حکومت نداشتند، به طور ارتکازی و با الهام گرفتن از امثال روایات «عمربن حنظله» و «ابو خدیجه» و «توقیع صادره از ناحیه مقدسه»، نیازهای روزمره خود را با رجوع به فقهای بلاد برطرف میکردند و درواقع، فقهای واجد شرایط را «نوّاب عام حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) » میشمردند (در برابر «نواب خاص» در زمان غیبت صغرا)، ولی از هنگامی که بعضی از حُکام شیعه اقتداری یافتند، مسأله ولایت فقیه در زمان غیبت کبرا به صورت جدّیتری مطرح شد و با گسترش این مباحث در میان تودهها، حکام و سلاطین شیعه برای مشروع جلوهدادن حکومتشان کوشیدند موافقت فقهای بزرگ را بدست آورند و حتی گاهی رسماً از آنان اجازه میگرفتند و متقابلاً فقها هم این فرصتها را برای نشر معارف اسلامی و ترویج مذهب تشیّع مغتنم میشمردند، ولی ظاهراً در هیچ عصری، هیچ سلطانی حاضر به تحویل دادن قدرت به فقیه واجد شرایط نبوده، چنانکه هیچ
1) . درسنامۀ مهدویت، ج2، ص241.
فقیهی امیدی به دست یافتن به چنین قدرتی نداشته است و درواقع با پیروزی انقلاب اسلامی ایران بود که عملاً ولایت فقیه به معنای واقعی کلمه تحقق یافت و نیاز به بررسیهای دقیق دربارۀ مبانی و فروع آن آشکار گشت».(1)
مسئلۀ بسیار مهمّی که در اینجا مطرح است، این است که مهمترین وظیفه مسلمانان، بویژه پیروان اهلبیت (علیهم السلام) (منتظران راستین) در عصر غیبت امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) چیست؟ آیا آنان در این دوران، وظیفهای در جهت تأسیس حکومت اسلامی و اقامهٔ ارزشهای دینی ندارند؟ در پاسخ به این سؤال دو دیدگاه وجود دارد:
دیدگاه اوّل این است که مهمترین وظیفه مسلمانان بویژه پیروان اهلبیت (علیهم السلام) در روزگار غیبت، تأسیسحکومت است که افزون بر اقامۀ احکام و حدود الهی، برای حکومت جهانی امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیز زمینهسازی نماید ... زیرا برای زمینهسازی حکومت جهانی اهلبیت (علیهم السلام) ، امکانات در اختیار یک حکومت را نمیتوان با امکانات فردی که با صدها مانع سیاسی و اجتماعی روبروست، مقایسه کرد. بنابراین نقش بنیادین تشکیل حکومت برای زمینهسازی ظهور، غیرقابل انکار است.
نکتهای که در اینجا نباید مورد غفلت قرار گیرد، این است که
1) . فصل نامۀ حکومت اسلامی، مصباح یزدی، ش1، مقاله اختیارات ولی فقیه در خارج از مرزها.
امکانات تبلیغی به تنهایی برای ترویج معارف اهلبیت (علیهم السلام) و بسترسازی حکومت جهانی اسلام، کافی نیستند. بلکه همانطور که در رهنمودهای اهلبیت (علیهم السلام) آمده، تبلیغ عملی مدّعیان پیروی از اهلبیت (علیهم السلام) بویژه کارگزاران حکومتی که حکومت بنام آنان تأسیس میشود، نیز برای انتقال صحیح پیامهای فرهنگی خاندان رسالت، ضروری است. باید توجه داشت که اگر تبلیغ عملی، با تبلیغ رسانهای همراه نباشد، چهبسا تبلیغات رسانهای نتیجۀ معکوس دهند.
بنابر آنچه بیان شد، روشن میشود که مهمترین وظیفه پیروان اهلبیت (علیهم السلام) ، بلکه همۀ علاقهمندان به حکومت جهانی اسلام، مبارزه با زمامداران جبّار حاکم برجوامع اسلامی و تشکیل حکومتی مبتنی بر قوانین اسلامی و آرمانهای خاندان رسالت است. بزرگترین نظریهپرداز این دیدگاه امام خمینی (قدس سره) است که با رهبری او و مقاومت ملّت ایران و ایثار و فداکاری مجاهدان، طلسم حکومت دو هزاروپانصد سالۀ زورمداران بر کشور ایران را شکست و حکومتی بر پایه قوانین اسلامی در این کشور شکل گرفت.(1)
دیدگاه دوم، این است که تشکیل حکومت دینی و اجرای احکام اسلامی در جامعه، ویژۀ خاندان رسالت است، بدین معنا که پس از پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) و امام علی (علیه السلام) و مدّت کوتاهی از امامت امام حسن (علیه السلام) تا ظهور امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، اسلام هیچ برنامهای برای تشکیل حکومت و
1) . دانشنامه امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، ج6، ص22 - 19 با تلخیص.
اجرای حدود الهی ندارد، و مسلمانان و به طور خاص، پیروان اهلبیت (علیهم السلام) ، مکلّف به تلاش برای تشکیل حکومت دینی و اقامۀ ارزشهای الهی نیستند و تنها وظیفه آنان، انجام تکالیف فردی است. به عبارت دیگر، هرچند در مسائل حکومتی، تسلیم زورمداران و حتّی دشمنان اسلام باشند، حقّ مبارزه با آنان را ندارند(!) و در یک جمله، در دوران غیبتامام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، دین از سیاست جداست.(1)
امام خمینی (قدس سره) با اشاره به این دیدگاه و ردّ آن میفرماید:
«استکبار، وقتی که، از نابودی مطلق روحانیت و حوزهها مأیوس شد، دو راه را برای ضربه زدن انتخاب نمود: یکی راه ارعاب و زور، دیگری، راه خدعه و نفوذ. در قرن معاصر، وقتی حربۀ ارعاب و تهدید چندان کارگر نشد، راههای نفوذ تقویت گردید. اوّلین و مهمترین حرکت، القای شعار «جدایی دین از سیاست» است که متأسفانه این حربه در حوزۀ روحانیت تا اندازهای کارگر شده است. تا جایی که دخالت در سیاست، دون شأن فقیه و ورود به معرکۀ سیاسیّون، تهمت وابستگی به اجانب را به همراه میآورد ... ضربات روحانیت ناآگاه و آگاه وابسته، به مراتب کاریتر از اغیار بوده و هست.
در شروع مبارزات اسلامی، اگر میخواستی بگویی: شاه خائن است، بلافاصله جواب میشنیدی که شاه شیعه است! ترویج تفکّر «شاه سایۀ خداست» و یا «با گوشت و پوست نمیتوان در مقابل توپ و تانک ایستاد» و اینکه «ما مکلّف به جهاد و مبارزه نیستیم» و یا «جواب خون مقتولین را چه کسی میدهد»، و از همه شکنندهتر، شعار گمراهکننده
1) . همان مدرک، ص22.
«حکومت قبل از ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)باطل است» و هزاران «اِن قلت» دیگر، مشکلات بزرگ و جانفرسایی بودند که نمیشد با نصیحت و مبارزه منفی و تبلیغات، جلوی آنها را گرفت. تنها راه حل، مبارزه و ایثار خون بود».(1)
سؤالی که در اینجا باید پاسخ داده شود این است که در آستانه ظهور که همهجا را ظلم و تباهی فراگرفته، سربازان و یاران امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) چگونه و از کجا تأمین میشوند؟ آیا میتوان امیدی به پیدایش این همه فطرتگرای حقجو و این همه فدایی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) داشت؟
پاسخ: با کمال خرسندی و امیدواری و شادکامی پاسخ میدهیم آری، پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) و اهلبیت او (علیهم السلام) ، مژده چنین تحوّل عظیمی را در آستانه ظهور اینگونه دادهاند:
«یَخْرُجُ ناسٌ مِنَ الْمَشْرِقِ، فَیُوَطِّئونَ لِلْمَهدِیِّ، یَعنی سُلطانَهُ»؛(2)
مردمی از شرق، قیام میکنند و برای حکومت مهدی، زمینه را آماده میکنند.
کَاَنّی بِقَوْمٍ قَدْ خَرَجُوا بِالْمَشرِقِ یَطْلُبُونَهَ الْحَقَّ فَلا یُعْطَوْنَهُ، ثُم یَطلُبُونَهُ فَلا یُعطَوْنَهُ فَاِذا رَأَوْا ذالِكَ وَضَعُوا سُیُوفَهُمْ عَلیٰ عَوٰاتِقِهمْ، فَیُعْطَوْنَ مٰا سَأَلوُهُ فَلا
یَقْبَلونَهُ حَتّٰی یَقوموا، وَ لا یَدْفَعونَها اِلّا اِلی صاحِبِکُمْ، قَتَلاهُمْ شُهَداءُ، اَما اِنّی لَوْ اَدْرَکْتُ ذالِكَ لَاَسْتَبْقَیْتُ نَ-فْسی لِصاحِبِ هٰذالْاَمْرِ؛
«گویی میبینم گروهی را که در شرق در پی حقّ قیام میکنند، امّا آن را به ایشان نمیدهند. دوباره آن را میطلبند، ولی به آنها داده نمیشود. پس چون این وضعیت را میبینند، شمشیرهایشان را بر گردن خود مینهند. آنچه را خواسته بودند، به ایشان میدهند، اما دیگر آن را نمیپذیرند تا اینکه قیام میکنند و آن را جز به صاحبان نمیسپرند. کشتگان آنها شهیدند. هان، من اگر آن زمان را درک میکردم، خود را برای صاحب این امر، نگاه میداشتم».(1)
احتمال دارد مراد روایت انقلاب اسلامی ایران باشد و مژده حضرت بر انقلاب ما صدق کند.
سؤال: چگونه انقلاب مهدوی با یاران اندک تحولی عظیم و جهانی بوجود میآورد؟
پاسخ: «انقلاب اسلامی ایران در این حوزه، نمونه بسیارروشنی از امکان چنین خیزش و حرکتی عظیم است. چون انقلاب پرارج اسلامی به رهبری امام راحل (قدس سره) به خوبی روشن ساخت که با افرادی اندک میتوان خیزشی عمیق و حرکتی سترگ را ضد طاغوت و طغیان آغاز کرد و با بیدار کردن دلهای خفتۀ انسانها آنان را با خویش همراه ساخت و با برچیدن نظام طاغوت شاهد درخشش خورشید حکومت الهی و اسلامی بود.
1) . الغیبه، نعمانی، ص273؛ بحارالانوار، ج52، ص243.
پیرروشن دل و سفرکردۀ این انقلاب با دستی تهی از عوامل مادی امّا با باوری عمیق به نصرت الهی، چنان حرکتی عظیم را در سطح جهان آفرید که برخی نشریات خارجی در زمان تبعید آن بزرگوار به پاریس در زیر تصاویر او نوشتند: «این شخص تبعیدی شرق را به زحمت انداخت، و غرب را متحیر ساخت و جهان را به خویش مشغول ساخت».
حقیقت آن بود که نه تنها ایران و خاورمیانه، سراسر جهان بر محور نوک قلم او میگشت و از انوار پرتلألو بنان و بیان او روشنی میگرفت و در تپش و انقلاب بسر میبرد.
وقتی نمایندهای از نمایندگان امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) چون امام راحل (قدس سره) چنین قدرتی دارد، در تسخیر عالَم به دست با کفایت وجود مبارک ولی الله الاعظم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) با 313 شاگرد و ارادتمند (همچون امام راحل (قدس سره) ) جای شک و تردید نیست، هرچند دیگراننیز به اردوگاه یاران و اصحاب امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) خواهند پیوست ... انقلاب مهدی قلوب انسانها را دگرگون میکند و آنان را از خودخواهی به خداخواهی میرساند. سیاهی جهل و گمراهی را به روشنایی هدایت و علم میزداید و ترس و اضطراب را به شجاعت و ثبات بدل میسازد نمونهای از این تحول شگرف را در شکلگیری انقلاب اسلامی به رهبری امام (قدس سره) و پایمردی رزمندگان در هشتسال دفاع مقدس میتوان دید».(1)
یکی از اندیشمندان وارستۀ عصر ما دراینباره میگوید:
1) . امام مهدی موجود موعود، ص158 و 159 با تلخیص.
«خداوند رحمان، پس از هزار و اَندی سال، به ما شیعیان ایران توفیق داد تا در لوایِ رهبری مردی از تبار اهلبیت (علیهم السلام) این فکر مرتکز در اذهان عمومی شیعه را عینیت بخشیم و حکومتی را به نیابت از امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بنیان گذاریم. بندگانی خالص و از جان گذشته، آن رهبر الاهی را یاری کردند و با نثار جان و تمام هستیِ خویش، زمینهای را فراهم آوردند تا پس از قرنهای متمادی، این اصلِ اصیلِ شیعی تحقّق یابد. خداوند رحیم، چه نعمت بزرگی را بهشیعیان ایران عطا کرده است! من خود را حتی از شمارش برکات انقلاب اسلامی ایران ناتوان میدانم! ما این نعمت بزرگ را خیلی دستکم گرفته و از برکات بیشمار آن غافل ماندهایم! یکی از هزاران هزار برکات انقلاب اسلامی، رواج قرآن در جامعه است. اکنون در ایران اسلامی، صدها و هزاران نونهال حافظ کل یا حافظ چندین جزء قرآنند. بسیاری از نونهالان خواندن و نوشتن نمیدانند، امّا معانی آیات قرآن را میدانند و کلمه به کلمه به معانی آن اشاره میکنند. این وضعیت افتخارآمیز را با زمانی مقایسه کنید که در کلّ کشورمان، جز تعدادی معدود قاری که بتوانند قرآن را با لحنِ عربی صحیح بخوانند، وجود نداشت. امروز به لطف خدا و در پرتو حکومت اسلامی، در هر شهر و دیاری دهها حافظ قرآن داریم.
حکومت اسلامی ما با این همه برکات و نعمت، فقط تابش پرتوی از نورِ ولایت تشریعی وجود مقدّس حجت بن الحسن العسکری (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. حال اگر این خورشید درخشان طلوع کند و به طور کامل بر پهنه گیتی بتابد، چه بهشتی بر روی زمین ایجاد خواهد شد؟ اِن شاءَ الله آن روز به زودی خواهد آمد. از خداوند تبارک و تعالی میخواهیم که ما را زنده بدارد تا آن روز را درک کنیم و یا اگر از دنیا رفتیم، بار دیگر ما را زنده
کند تا چند روزی هم که شده آن دولت کریمه را مشاهده کرده، و به چشم خویش عزّت و اقتدار آن را ببینیم.
این آرزویی است که تمام مسلمانان و به ویژه شیعیان دارند».(1)
اَللّٰهُمَّ اِنْ حالَ بَیْنی وَ بَیْنَهُ الْمَوْتُ الَّذی جَعَلْتَهُ عَلیٰ عِبادِكَ حَتْماً مَقْضِیّاً فَاَخْرِجْنی مِنْ قَبْرِی مُؤتَزِراً کَفَنی شٰاهِراً سَیْفی مُجَرَّداً قناتی مُلَبِّیاً دَعْوَةَ الدّاعی فِی الْحاضِرِ وَ الْبادِی؛(2)
پروردگارا، اگر میان من و او مرگی که بر تمام بندگان قضای حتمی کردهای، جدایی انداخت، مرا از قبر برانگیزان، درحالیکه کفنم را دربر کردهام، شمشیرم را از نیام کشیدهام و دعوتش را که بر تمام مردم شهر و دیار عالم واجب است لبیک گفتهام.
چهارده قرن پس از هجرت تاریخساز حضرت خاتم الانبیاء (صلی الله علیه و آله) از مکّه معظمه به مدینه منوّره، با پیروزی انقلاب عظیم اسلامی در ایران، بزرگترین تحول جهانی در قرن به وقوع پیوست، و کنگرههای ظلمتکدۀ انزوا و مهجوریت دین و ایمان و یکتاپرستی در جهان معاصر به لرزه درآمد و خورشید اسلام از مغرب بر بشر معاصر طلوع کرد و نسیمی جانافروز و آسمانی از جانب عرش الهی بر جانهای خستۀ بندگان طالب حقّ، وزیدن گرفت و آنان را حیات وطراوتی دوباره بخشید.(3)
علّامه شهید مطهری رضوان الله تعالی علیه دراینباره میفرماید:
«چهارده قرن پس از بعثت پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) مردی از پرورشیافتگان مکتب او از مشرق زمین برخاست که در بندگی و حقگویی و حقجویی، خروش و استقامت بر آدم، نوح، ابراهیم، موسی و عیسی (علی نبینا و آله علیهم السلام) اقتدا نموده و بسان جدّش علیبن ابیطالب (علیه السلام) با اراده آهنین و پیامهای پرمغز و کلام نافذ خویش پردۀ تباهی و تاریکیها را درید و جبهۀ باطل را یکسره به میدان مبارزه طلبید و برای همیشه نام او، یاد او، روح گرمِ پر خروش او، اراده و عزم آهنین او، استقامت و شجاعت او، روشنبینی و ایمانجوشان او زبانزد خاص و عام است».(1)
حضرت امام خمینی (قدس سره) ، عبد صالح خداست که برای به انجام رساندن رسالت تاریخی خود با رهبری و هدایت انقلاب عظیم امّت خداجوی ایران اسلامی، زمینهساز انقلاب جهانی آخرین حجّت حقّ بر روی کرۀ خاکی گردید و جهانیانرا به ظهور حضرتش (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بشارت داد.(2)
یکی از ویژگیهای استثناییِ انقلاب اسلامی، آرمانهای الهی و اهداف متعالی آن است. چراکه امام بعنوان انسانی که قرار است آیندۀ بشر را بشارت دهد وارد صحنه جهان شدند، دورانی که در آن نه شرق حاکم خواهد بود و نه غرب.
رهبر فرزانه و حکیم انقلاب اسلامی امام خامنهای (حفظه الله) درباره اندیشه امام درباره جهانی بودن انقلاب میفرماید:
«یک نقطه دیگر از نقاط روشن خط امام، جهانی بودن نهضت است. امام نهضت را جهانی میدانست و این انقلاب را متعلق به همۀ ملتهای مسلمان، بلکه غیرمسلمان معرفی کرد. امام از این ابایی نداشت، این غیر از دخالت در امور کشورهاست، که ما نمیکنیم. این غیر از صادر کردن انقلاب به سبک استعمارگران دیروز است که ما این کار را نمیکنیم، اهلش هم نیستیم، این معنایش این است که بوی خوش این پدیدۀ رحمانی در دنیا پراکنده شود، و ملّتها بفهمند که وظیفهشان چیست، ملّتهای مسلمان بدانند که هویتشان چگونه است وکجاست؟».(1)
امام خمینی (قدس سره) ، ضمن تعریف و تفسیر ماهیت انقلاب اسلامی و ابعاد واقعی آن در چهارچوبی جهانی و خارج از محدودۀ مرزهای جغرافیایی ایران اسلامی، تحوّل باطنی انسان در پهنه کرۀ خاکی و رجعت دوباره بشر به مفاهیم معنوی و توحیدی و زمینهسازی برای انقلاب جهانی اسلام به پرچمداری حضرت حجّت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را مأموریت مهم و اصلی جریان توفندۀ انقلاب اسلامی دانستند. و دراینباره فرمودند: «ملّت عزیز و پیرو بر حقّ امام (علیه السلام) (سیّدالشّهدا (علیه السلام) ) با خون خود سلسلۀ ابلیس پهلوی را در قبرستان تاریخ دفن مینماید و پرچم اسلام را در پهنه کشور، بلکه در کشورها به اهتزار درمیآورد».(2)
همان گرامی (رحمه الله) در تعریف و ترسیم اهداف و آرمانهای جهانی انقلاب اسلامی فرمودند: «ما همه موظفیم که اسلام را در همه جای دنیا معرفی کنیم. من امیدوارم که ما بتوانیم پرچم جمهوری اسلامی را در همه جای دنیا برپا کنیم».(1)
تحولات جاری در عرصه بینالمللی و رویکرد دینی و معنوی بشر معاصر و امواج وسیع اسلامخواهی و بیداری اسلامی در جهان، به ویژه دنیای غرب، مؤید این واقعیت است که حضرت امام با رهبری بزرگترین انقلاب مردمی آغازگر عصر تجدید حیات دینی و معنوی بشر عصر حاضر گردیدند. عصری که به حق باید آن را عصر امام خمینی (قدس سره) نامید.(2)
بنیانگذار جمهوری اسلامی و رهبر بزرگوار انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (قدس سره) درباره برترین اهداف انقلاب اسلامی، اینگونه میفرماید:
«اسلام ابرقدرتها را به خاک مذلّت مینشاند. اسلام موانع بزرگ داخل و خارج محدوده خود را یکی پس از دیگری برطرف و سنگرهای کلیدی جهان را فتح خواهد کرد».(3)
همچنین میفرماید: «با صدور انقلابمان که در حقیقت صدور انقلاب راستین و بیان احکام محمّدی است، سیطره و ظلم جهانخواران را خاتمه میدهیم و به یاری خدا راه را برای ظهور منجی و مصلح کل
امامت مطلق حق امام زمان ارواحنا فداه هموار میکنیم».(1)
افزون بر آن، میفرمایند: «انقلاب ما محدود به ایران نیست، انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجّت ارواحنا فداه است که خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منّت نهد و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد».(2)
درحقیقت انقلاب اسلامی و عصر امام خمینی (قدس سره) ، آغازی بر پایان آخرین دوره از عصر جاهلیت مُدرن است.
بروس موژلیش استاد دانشگاه تکنولوژی ماساجوست امریکا و نویسنده کتاب «خمینی، مخفی» که در آن به تحلیل شخصیت امام به روش روانشناختی تاریخی میپردازد در این زمینه اعتراف میکند:
«امام خمینی رهبری است که مناسبترین زمان را برای فعالیتهای سیاسی خود انتخاب کرد و انقلاب اسلامی در پسِ خود «انقلابی پنهان» دارد که با رهبری امام بر تمام جهان سروری خواهد کرد».(3)
در این عصر و زمان، خورشید بختِ اقبال تمدن الحادی غرب روبه افول و غروب نموده و مردم جهان در تب و تابدرک موعود ارواحنا فداه، قرار گرفته است. از اینرو برای درک کامل رسالت تاریخی انقلاب اسلامی و حقیقت عصر امام خمینی (قدس سره) باید به سلاح بصیرت و صبر مجهّز شد. چراکه پرچم رسالت مبارزه با استکبار جهانی و زمینهسازی
ظهور امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بدون بصیرت، حکمت و صبر ممکن نیست.
امام علی (علیه السلام) دراینباره میفرماید:
«لا یَحْمِلُ هٰذَا الْعَلَمَ اِلّا اَهْلُ الْبَصَرِ وَ الصَّبْرِ وَ الْعِلْمِ بِمَواضِعِ الْحَقِّ؛(1)
این پرچم (مبارزه با باطل و استکبار جهانی و اسلام آمریکایی) را تنها کسانی میتوانند بر دوش بگیرند که اهل بینش و بصیرت و پایداری و آگاه به مواضع حق باشند.»
حضرت سید الشهدا (علیه السلام) در مقام نیایش بدرگاه خداوند متعال عرضه میدارد:
«اَللّٰهُمَّ فَارْجِعْنی اِلَیْكَ بِکِسْوَةِ الْاَنوارِ وَ هِدایَةِ الْاِسْتِبْصارِ؛(2)
خدایا ما را بسوی خود بازگردان درحالیکه منوّر به نور الهی باشیم و بهرهمند از هدایت ناشی از بصیرت گردیم».
امام خامنهای (حفظه الله) میفرماید:
«اوّل اهل بَصَر، کسانی که دید درستی دارند، بصیرت دارند،صحنه را میفهمند، بصیرت را روز به روز باید زیاد کرد، صحنههای داخلی را بشناسیم، بدانیم الان در داخل (کشور) چه دارد میگذرد، کجاها است که انسان گاهی حضور دشمن را احساس میکند، کجاها است که میتواند انسان در آنجا با خاطر جمع، با دل آرام حرکت بکند، بصیرت، جایگاه خودمان را در دنیا بشناسیم، ما کجائیم امروز؟ ... ملّت ما ملّت بزرگی است از امتحانهای بزرگ هم موفّق و سربلند بیرون آمده، کارهای بزرگی هم کرده، ... بصیرت این است که انسان بداند این حقایق را درک
کند، جایگاه خودش را جایگاه کشورش را، جایگاه ملّتش را، جایگاه منطق انقلاب را، جایگاه آن خط مستقیم و صراط مستقیمی که امام در کشور ترسیم کرد، جایگاه اینها را بداند، این بصیرت است».(1)
«از رنسانس به این سو که آخرین عصر جاهلیت بشر آغاز شده حیات تاریخی اقوام انسانی در سراسر سیاره به یکدیگر ارتباط پیدا کرده است تا ... اگر تحولی روی میدهد برای همۀ بشریت، یکجا اتفاق بیفتد. و اکنون تعبیر دهکدۀ جهانی نشان میدهد: آخر الزمان و عصر ظهور موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فرا رسیده است، چراکه آن تحول عظیم که بشر درانتظار آن است باید همۀ بشریت را شامل شود که خواهد شد».(2)
آری، همانگونه که امام خمینی (قدس سره) صدای شکسته شدن استخوانهای نظام کمونیستی را بگوش جان شنید و به امّت اسلامی بشارت داد، صاحبدلان صدای ریزش ساختمان پوسیدۀ نظام سرمایهداری غرب را میشنوند و به صاحبان بصیرت و مبارزه، مژده میدهند.
چشم باز کن که جان بینی *** آنچه نادیدنی است آن بینی
همهٔ دینداران بصیر، قادرند با نظر به حقیقت انقلاب اسلامی و رسالت جهانی و تاریخی آن به تحلیل و توضیح واقعیتِ اهداف انقلاب اسلامی و عصر امام خمینی (قدس سره) بپردازند.
«در این آخرین عصر جاهلیت بشر در حیثیت کلی وجود خویش از
آسمان معنوی هبوط خواهد کرد، که کرده است. و در همین عصر است که بشر در حیثیت کلی وجود خویش توبه خواهد کرد، که با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران که اُمُ القرای معنوی سیاره است این عصر نیز آغاز شده و میرود تا همۀ زمین و همۀ بشریت را فرا گیرد».(1).
«پروفسور یاووس اوسس»، تازه مسلمان آلمانی، از این دسته دینداران بیدار است که در تحلیل ابعاد مکنون انقلاب اسلامی و انقلاب امام خمینی (قدس سره) و غایت کبرای آن اظهار میدارد:
«من با توجه به حقایق آشکاری که در متن جوامع حکومتهای غربی میبینم و با توجه به الهاماتی که از اشارات و رهنمودهای پیامبرگونه امام خامنهای میگیرم، یقین دارم که قرن چهاردهم هجری، قرن امام خمینی (قدس سره) و امام خامنهای است، و این بزرگواران حکومت بر زمین را به دست صاحب الزمان ارواحنا فداه، مژده میدهند، تا بعد از این همه اعصار و قرون، به نام اهلبیت پیامبر (صلی الله علیه و آله) باشد».(2)
خمینی کبیر معمار انقلاب اسلامی از خداوند متعال می خواهد:
«خداوندا، بر ما منت بنه و انقلاب اسلامی، را مقدمۀ فرو ریختن کاخهای ستم جباران و افول ستاره عمر متجاوزان در سراسر جهان گردان.(3)
همان گرامی (قدس سره) فرمودند: «آینده روشن است و ما همه در انتظار رؤیت خورشیدیم».(4)
باید چشم حقیقتبین از خدا طلب کنیم تا آنچه را عقل سلیم با بهرهگیری از برهان و دلیل توان درک و تحلیل آن را دارد، با بصیرت و چشم دل هم شهود نمائیم، زیرا «دیده چون بینا شود، آنچه پنهان خواندهای پیدا شود». آنگاه به عیان خواهیم دید: عصر امام خمینی و عصر انقلاب اسلامی، عصر ظهور صغرای آخرین حجّت حقّ بر سیارۀ زمین و عصر تب و تاب مضاعف بشر برای درک ظهور کبرای حجة بن الحسن العسکری (عجل الله تعالی فرجه الشریف) میباشد.(1)
امام خمینی (قدس سره) دراینباره میفرمایند:
«دورنمای صدور انقلاب اسلامی را در جهان مستضعفان و مظلومان بیش از پیش میبینیم و جنبشی که از طرف مستضعفان و مظلومان جهان علیه مستکبران و زورمندان شروع شده و در حال گسترش است امیدبخش آتیه روشن است و وعده خداوند را نزدیک و نزدیکتر مینماید».(2)
همان گرامی (قدس سره) میفرماید:
«گویا جهان مهیا میشود برای طلوع آفتاب و لایت از افقمکّه معظّمه و کعبۀ آمال محرومان».(3)
افزون بر آن، امام خامنهای (حفظه الله) ، به مشتاقان و منتظران
دولت کریمۀ اهلبیت (علیهم السلام) نزدیکی ظهور خورشید ولایت را اینگونه مژده میدهند:
ما به زمان ظهور امام زمان ارواحنا فداه، این محبوب حقیقی انسانها نزدیک شدهایم.(1)
مژده ای دل که مسیحا نفسی میآید *** که ز انفاس خوشش بوی کسی میآید
اَللّٰهُمَّ اِنّا نَرْغَبُ اِلَیْكَ فی دُولَةٍ کَرِیمَةٍ تُعِزُّ بِهَا الْاِسْلامَ وَ اَهْلَهُ و تُذِلُ بِهَا النِّفاقَ وَ اَهْلَهُ ... (2)
«خدایا ما به تضرع و زاری بدرگاهت از تو خواستاریم دولتی گرامی را که بوسیلۀ آن اسلام و مسلمین را عزّت بخشی و نفاق و منافقین را منکوب سازی». آمین.
آه میکشم تو را، با تمام انتظار *** پُر شکوفه کن مرا، ای کرامت بهار
در رهت به انتظار، صف به صف نشستهاند *** کاروانی از شهید، کاروانی از بهار
ای بهار مهربان، در مسیر کاروان *** گل بپاش و گل بپاش، گل بکار و گل بکار
بر سرم نمیکشی، دست مهر اگر، مکش *** تشنۀ محبّتاند، لالههای داغدار
دسته دسته گم شدند، سهرههای بینشان *** تشنه تشنه سوختند، نخلهای روزهدار
میرسد بهار و من، بیشکوفهام هنوز *** آفتاب من بتاب، مهربان من ببار(1)
ویژگیها و خصوصیات حکومت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که تاریخ بشریت به سوی آن پیش میرود و همه چشم انتظار آن منجی عالَم هستند، با توجه به آیات و روایات از خاص و عام، به طور اجمال ذکر مینمائیم. به عبارت دیگر، وقتی آن حضرت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ظهورکرد حکومتش که تجسّم آرمانهای دیرینۀ بشریت مظلوم است، ویژگیهایی خواهد داشت که برخی از مهمترین آنها بدین قرار است:
حکومت او یک حکومت جهانی خواهد بود و شرق و غرب عالَم را فرا خواهد گرفت و او وارث روی زمین و حاکم عَلی الاطلاق خواهد بود.
حکومت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، براساس ایدئولوژی اسلامی خواهد بود و دین اسلام که همان دین مورد رضایت خداست، حاکم بر جهان خواهد بود و اسلام بر دیگر ادیان پیروز خواهد شد و شعار اسلام که همان شهادت به یگانگی خدا و نبوّت حضرت ختمی مرتبت محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله) است، همهجا سرداده خواهد شد.
قانون اساسی و پایههای اصلی حکومت جهانی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، قرآن کریم است.
1) . یار غایب از نظر، ص322؛ دانشنامۀ امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، ج10، ص213 (سروده علیرضا قزوه).
خوف و ناامنی از میان خواهد رفت و امنیّت و آرامش همهجا را فرا خواهد گرفت.
زمین پر از عدل و داد خواهد شد و عدالت اجتماعی اسلام در تمام ابعاد آن به مرحلۀ اجرا درخواهد آمد و در اثر آن زمین زنده خواهد شد.
برکتهای آسمان و زمین ظهور خواهد یافت و معادن و گنجینههای زمین به آسانی استخراج و در دسترس همۀ پیروانحضرت خواهد شد.
کشاورزی و زراعت رونق و شکوفایی بیسابقهای خواهد یافت و همه جای زمین سبز و خرّم خواهد شد و کشاورزان از کشت و زرع خود، چندبرابر سابق، محصول برداشت خواهند کرد.
وحدت کلمه بین همۀ طوائف به معنای حقیقی کلمه پیاده خواهد شد. و همه زیر اتحاد و هماهنگی کامل به سر میبرند.
علوم و صنایع پیشرفت خارقالعادهای خواهد داشت و عقول مردم به تکامل خواهد رسید و علم و دانش در میان مردم منتشر خواهد شد.
بلاد و شهرها آباد و توسعه خواهد یافت و جای ویرانی نخواهد ماند مگر آن که آباد شود و مردم در کمال راحتی و آسایش زندگی خواهند کرد.
مردم از رذائل اخلاقی مانند حسد، دروغ و کینه دور خواهند گشت و بسوی فضایل و معنویت حرکت میکنند، و دلهای همه پاک و پاکیزه خواهد شد.
بازار کسب و کار رونق فوقالعادهای خواهد گرفت و یک
اقتصاد سالم در جامعه پیاده خواهد شد که در روی زمین فقیری دیده نمیشود، و این در اثر ثروت فراوان و توزیع عادلانه آن خواهد بود.
آفات و بلیّات و امراض از گیاهان و مردم دور خواهدشد و بیماران شفا پیدا میکنند.
علم طبّ و بهداشت و درمان آنچنان پیشرفت خواهد کرد که در اثر آن، عمرهای مردم طولانی خواهد شد توام با سلامتی و عافیت.
در حکومت جهانی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) زبان بینالمللی و واحد، همان زبان قرآن یعنی عربی است که همه با آن آشنا خواهند شد.
بعد از نزول حضرت عیسی (علیه السلام) از آسمان و اقتدای او در نماز به حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) همۀ پیروان ادیان و کتب آسمانی به حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ایمان میآورند و هیچ کس باقی نمیماند مگر بر خاتمیت حضرت محمدبن عبدالله (صلی الله علیه و آله) و جانشینان برحقّ او اعتراف میکنند.
همۀ دانشمندان جهان از نقاط دور و نزدیک به خدمت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) میآیند، و او را در جمیع علوم داناتر از خود میبینند، علم و وجدان باعث اسلام آوردن آنها میشود.
آسمان و زمین برکات خود را بر مردم نازل میکنند و همه در زمان حکومت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) زندگانی خوشی خواهند داشت که هیچگاه سابقه در دنیا نداشته است.
حیوانات درنده و وحشی رام میشوند و به احدی از مردم آزار و آسیبی نمیرسانند و همه تحت فرمان حضرتهستند.
اصول شرافت و مردانگی و انسانیت رشد پیدا میکند و مردم به همدیگر مهربانی میکنند و همه یکی خواهند شد.
در حکومت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) حقّ هر کسی به او داده خواهد شد و به کسی ظلم و تعدّی نمیشود.
احکام الهی موبهمو اجرا خواهد شد و حکمی در حکومت جهانی آن حضرت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، از احکام قرآن و اسلام معطّل نخواهند ماند.
هیئت دولت در حکومت جهانی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، متشکّل از 313 نفر مرد و پنجاه زن خواهد بود و اینان اوامر و نواهی حضرت را اجرا میکنند و زیر نظر مستقیم او دنیا را اداره خواهند کرد.
همهٔ مشکلات و دشواریها، در برابر حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تسلیم و رام میگردد.
این انقلاب گرانقدر که ثمره مجاهدات خستگیناپذیر جوانان، پیران، زنان و مردان این سرزمین؛ به رهبری نائب امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است، هدفی جز زمینهسازی برای ظهور آن وجود مبارک ندارد. امّا باید دانست که این نظام مقدس وقتی زمینۀ ظهور بقیة الله (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را فراهم میآورد که فرهیختگان فرهنگی آن، جامۀ علم صحیح و کسوت عمل صالح را در پیروی از معارف الهی و احکام نورانی اسلام دربر کُنند و لباس کهنه و فرسودۀ دوران طغیان را برکَنند و نیز پیراهن مدرن جاهلیت نوین
را دربر نکنند، تا تجربه کارآمد جمهوریت را در محضر اسلام ناب، بیافراط و تفریط به جهانیان ارائه کنند.(1)
به دیگر سخن، جمهوری اسلامی ایران، در صورتی که بتواند در عمل، کارایی مکتب اهلبیت (علیهم السلام) را در زمینههای مختلف سیاسی، اقتصادی، نظامی، اجتماعی، امنیتی و بویژه در زمینه فرهنگی و سبک زندگی، در معرض دید جهانیان قرار دهد، بیتردید، نویددهندۀ ظهور امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و حاکمیت جهانی اسلام خواهد بود.(2).
شاید آن روز که میآیی *** من دگر با خاک دمسازم
خاک پایت را به زیر خاک ت*** وتیای چشم خود سازم
والسلام
الحمدلله رب العالمین
قرآن کریم، ترجمه آیة الله مکارم شیرازی، وترجمه علّامه طباطبایی (قدس سره)
نهجالبلاغه، ترجمه محمّد دشتی (رحمه الله) .
صحیفه سجّادیه، ترجمه استاد انصاریان و الهی قمشهای.
درسنامۀ مهدویت، سلیمیان، مرکز تخصصی مهدویت، ششم، 98 ش.
علل الشرایع، صدوق، مکتب الداوری، قم.
الغیبه، نعمانی، مکتبه الصدوق، تهران، 1397ﮬ.ق.
الکافی، کلینی، دارلکتب الاسلامیه، تهران، 1365ﮬ.ش. چهارجلدی.
بحارالانوار، مجلسی، منشورات کتابفروشی اسلامیه، تهران.
اعلامالدین، دیلمی، مؤسسه آل البیت (علیهم السلام) .
کمالالدین و اتمام النعمه، دو جلد، دارالکتب الاسلامیه، قم، 1395ﮬ.ق.
الغیبه، طوسی، مؤسسه معارف اسلامی، قم، 1411 ﮬ.ق.
دانشنامۀ امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، ریشهری، دارالحدیث، چاپ اوّل، 1393.
میزان الحکمه، ری شهری، دارالحدیث، 1386ش، چاپ هشتم.
کفایة الاثر، خزاز قمی، انتشارات بیدار، قم، 1401ﮬ.ق.
مهج الدعوات، سیدبن طاووس، دارالذخائر قم، چاپ اوّل، 1411ق.
پیرامون معرفت امام، صافی گلپایگانی، انتشارات حضرت معصومه÷، 1375ش.
امام مهدی موجود موعود، جوادی آملی، انتشارات اسراء، 1387ش، چاپ دوم.
مستدرک الوسایل، نوری، مؤسسه آلالبیت (علیهم السلام) ، قم، 1408 ﮬ.ق.
الارشاد، مفید، کنگره شیخ مفید، 1413ق.
اعلام الوری، طبرسی، دارالکتب الاسلامیه تهران.
الاحتجاج، طبرسی، نشر مرتضی، مشهد مقدس، 1403ق.
روضه الواعظین، فتّال نیشابوری، نشر رضی، قم.
الصراط المستقیم، عاملی، منشورات مکتبة مرتضویه.
حکومت جهانی مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، مکارم شیرازی، مدرسه امام علی (علیه السلام) ، قم، 1380ش.
دلایل الامامه، طبری، دارالذخائر، قم.
تفسیر القمّی، علی بن ابراهیم قمی، مطبعة النجف، 1387 ش.
نگین آفرینش، بالا دستیان، حائریپور، یوسفیان، انتشارات دانش، 1389ش، بیست و نهم.
منتخب الاثر، صافی گلپایگانی، مؤسسۀ سیّدة المعصومه÷، قم، 1419ﮬ.ق.
اثبات الهداه، حرّ عاملی، 3جلدی، دارالکتاب الاسلامیه، تهران، چاپ اوّل، بیتا.
جمال الاسبوع، سیدبن طاووس، انتشارات رضی قم.
لغتنامۀ دهخدا، دانشگاه تهران، 1373ش.
قیام و انقلاب مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، مطهری، انتشارات صدرا، قم، 1379ش.
امالی، طوسی، تحقیق مؤسسه بعثت قم، 1414ق، اوّل.
تحف العقول، حرانی، تحقیق غفاری، مؤسسۀ نشر قم، 1404ق.
عیون الحکم و المواعظ، الواسطی، تحقیق حسینی بیرجندی، قم، دارالحدیث، 1376ش، اوّل.
عیون اخبار الرضا (علیه السلام) ، صدوق، انتشارات جهان، التحقیق لاجوردی،
الخصال، صدوق، انتشارات جامعه مدرسین قم، 1403ﮬ.ق. چاپ دوم.
معانی الاخبار، صدوق، تحقیق غفاری، مؤسسۀ نشر اسلامی، 1361ش، اوّل.
رجال کشی، کشی، دانشگاه مشهد، مشهد، 1348ﮬ.ش.
محاسن برقی، دارالکتب الاسلامیه، قم، چاپ دوم، 1370ش.
مصباح الزائر، سیدبن طاووس، تحقیق مؤسسه آلالبیت (علیهم السلام) ، قم.
معجزه محبت اهلبیت (علیهم السلام) ، کریمخانی، عطریاس، 1389ش، اوّل
آفتاب ولایت، مصباح، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (قدس سره) ، 1384، چاپ چهارم.
سیمای آفتاب، طاهری، انتشارات زائر قم، چاپ هفتم، 1389ش.
گفتار رفیع، دکتر رفیعی، انتشارات نگارش قم، 1391ش، چهارم.
صحیفه نور، امام خمینی (قدس سره) ، مؤسسه تنظیم نشر آثار امام خمینی (قدس سره) ، قم، 1378ش، دهم.
کنزالعمّال، متقی الهندی، مؤسسه الرساله، بیروت.
معرفت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، شفیعی، انتشارات موعود عصر، 1385ش.
تأویل الایات الظاهره، حسینی، تحقیق مرسسۀ الامام المهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، قم.
آثار الصادقین، احسانبخش، انتشارات دارالعلم، قم، 1366ش، اوّل.
کیمیای محبت، ری شهری، دارالحدیث، 1379ش، ششم.
کلیات سعدی، 1379ش، چاپ دوم، تصحیح محمد فروغی.
دولت کریمه، مجتهدی سیستانی، انتشارات سیمای کوثر، 1387ش، چهارم
شرح غرر الحکم، محمد خوانساری، انتشارات دانشگاه تهران، 1343ش، سوم.
مهدی پیش از ظهور، رحیم کارگر، نشر معارف، 1387ش، دوم.
مکیال المکارم، موسوی اصفهانی، ترجمه قزوینی، دو جلدی، دفتر تحقیقات و انتشارات بدر، 1379ﮬ.ش.
بشارة المصطفی، طبرسی، انتشارات صدر نجف، 1383.
ظهور نور، سعادتپرور، ترجمه وزیریفرد، احیاء کتاب، تهران، 1380ش.
قرب الاسناد، حمیری قمی، انتشارات نینوا، تهران، بیتا.
شرح الاخبار، نعمان، مؤسسۀ نشر اسلامی قم.
نهضتهای صدساله اخیر، مطهّری (قدس سره) ، انتشارات صدرا،
عصر خمینی (قدس سره) ، حاجتی، بوستان کتاب، چهارم، 1382ش.
اقبال الاعمال، ابن طوسی، چاپ دوم، دارالکتب الاسلامیه، تهران. 1367ش
آغازی بر یک پایان، سیدمرتضی آوینی، مؤسسه فرهنگی هنری ایثارگران، 1273ش. اوّل.
مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی.
المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم، محمّد فواد عبدالباقی.
المنجد، سیّاح، انتشارات اسلام، 1382ش، چهارم.
آموزههای مهدویت در آثار علامه طباطبایی، امامی مبیدی، انتشارات توحید، 1393، اوّل.
المیزان، طباطبایی، انتشارات جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1374ش، اوّل.
بررسیهای اسلامی، علامه طباطبایی، بوستان کتاب قم، 1388ش، چاپ دوم.
ترجمه قرآن براساس المیزان، محمدرضا صفوی، آبنوس، قم، 1388ش، اوّل.
خوشههایی طلایی، محمدعلی مجاهدی، انتشارات مسجد مقدس جمکران، 1386ش، دوم.
یار غایب از نظر، محمدحجتی، انتشارات مسجد مقدس جمکران، 1386ش، اوّل.