علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 59

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

نام کتاب: علم مفاهیم شناسی در قرآن جلد 59

تحقیق و تالیف : رسول ملکیان اصفهانی - 1400 ش

ناشر دیجیتالی: مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان

1- سرمايه

1- اهميت سرمايه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 5 - 11

11 - ثروت بايد براى رشد اقتصادى جامعه به كار گرفته شود .

اموالكم الّتى جعل اللّه لكم قياماً

از اينكه خداوند مال را براى برپايى جامعه قرار داده و به همين جهت پرداخت آن را به سفيهان منع كرده، معلوم مى شود كه ثروتها بايد در جهت رشد اقتصادى، كه قوام جامعه به آن بستگى دارد، به كار گرفته شود.

2- تباهى سرمايه خود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 20 - 10،11

10 - ايمان نياوردن اهل كتاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، ناشى از تباه كردن جانهايشان است.

الذين ءاتينهم الكتب يعرفونه . .. الذين خسروا أنفسهم فهم لا يؤمنون

11 - آنان كه سرمايه جان به خسارت از كف داده اند، رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) را انكار مى كنند.

الذين خسروا أنفسهم فهم لا يؤمنون

3- تباهى سرمايه عمر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 12 - 17،18،19

17 - آنان كه سرمايه جان را به خسارت از كف داده اند، منكر قيامت هستند.

ليجمعنكم إلى يوم القيمة . .. الذين خسروا أنفسهم فهم لا يؤمنون

متعلق «لا يؤمنون»، با توجه به جمله «ليجمعنكم إلى يوم القيامة» قيامت مى تواند باشد.

18 - تباه كردن سرمايه وجودى خود زيانكارى و زمينه انكار معارف دين است.

ليجمعنكم إلى يوم القيمة . .. الذين خسروا أنفسهم فهم لا يؤمنون

19 - كافران به معاد و رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) ، زيانكار، تباه كننده خويش و محروم از رحمت الهى

و لقد استهزىء برسل . .. كتب على نفسه الرحمة ... الذين خسروا أنفسهم فهم لا يؤمنون

با توجّه به اينكه رحمت الهى فراگير است، ممكن است زيان كافران به جهت محروم ساختن خود از دريافت رحمت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 31 - 14

14 - زندگى منهاى دين و اعتقاد به قيامت زيانبار و تباهگر سرمايه عمر آدمى است.

قد خسر الذين كذبوا بلقاء اللّه . .. يحسرتنا على ما فرطنا فيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 53 - 9

9 - منكران قرآن با بى اعتنايى به معارف آن ، تباه كننده سرمايه عر خويش هستند .

قد خسروا أنفسهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 178 - 5،7

5 - گمراه شدگان به دست خدا ، زيانكار و تباه كننده سرمايه عمر خويشند .

من يضلل فأولئك هم الخسرون

7 - تكذيب آيات الهى موجب زيان و ضايع كردن سرمايه عمر است .

من يضلل فأولئك هم الخسرون

از مصاديق مورد نظر براى گمراهان، به قرينه آيه قبل، تكذيب كنندگان آيات الهى هستند.

4- سرمايه اخروى انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 89 - 1

1 - قلب سليم ، تنها سرمايه ثمربخش براى انسان در قيامت

يوم لاينفع . .. إلاّ من أتى اللّه بقلب سليم

5- سرمايه انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 86 - 1

1 - سراى آخرت و نعمت هاى آن ، سرمايه انسان ها در قبال ايمان و عمل به كتاب هاى آسمانى است .

أولئك الذين اشتروا الحيوة الدنيا بالأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 22 - 6

6 - عمل نيك ، سرمايه و مددكار دنيوى و اُخروى انسان

حبطت اعمالهم فى الدّنيا و الاخرة و ما لهم من ناصرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 116 - 7

7 - اموال و فرزندان ( پشتوانه مالى و نيروى انسانى ) ، مهمترين سرمايه مادى بشر

انّ الذين كفروا لن تغنى عنهم اموالهم و لا اولادهم

با وجود اينكه هيچ چيز توان كفايت از خدا را ندارد، نام بردن از مال و اولاد، دلالت بر ويژگى و اهميت خاص آن دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 177 - 3

3 - ايمان به خداوند ، سرمايه سعادت بخشِ انسان

انّ الّذين اشتروا الكفر بالايمان . .. لهم عذاب اليم

زيرا مى فرمايد برخى كفر را به بهاى ايمان خريدند و از دست دادن اين بها، موجب گرفتارى به عذاب است. لذا ايمان، سرمايه اى فرض شده كه از دست دادن آن موجب عذاب دردناكى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 180 - 4،5،23،25

4 - داده هاى الهى ( امكانات مادى و معنوى ) به انسان ها ، فضل خداوند و از ملك اوست .

و لا يحسبنّ الّذين يبخلون بما اتيهم اللّه من فضله

5 - توجّه به از جانب خدا بودن دارايى ها ، آسان كننده انفاق و بخشش و بيانگر زشتى و شناعت بخلورزى

و لا يحسبنّ الّذين يبخلون بما اتيهم اللّه من فضله

تذكّر خداوند به اينكه داراييهاى شما، فضلى از جانب اوست (بما آتيهم اللّه من فضله)، براى اين هدف است كه انفاق را بر آدمى آسان كند و زشتى بخل را بر او آشكار سازد.

23 - دارايى هاى انسان از آن خداست و به او باز خواهد گشت .

بما اتيهم اللّه من فضله . .. و للّه ميراث السّموات و الارض

25 - توجّه به خارج شدن تمام دارايى ها از دست انسان ، مايه شناخت زشتى بخل و ترك انفاق

و لا يحسبنّ الّذين يبخلون . .. و للّه ميراث السّموات و الارض

جمله «و للّه ميراث السّموات . .. »، بيانگر اين نكته است كه اموال از دست شما خارج و به خدا باز خواهد گشت. بنابراين چرا انفاق نمى كنيد و خود را از ثواب و پاداش انفاق محروم مى سازيد؟

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 103 - 5

5- اَعمال آدمى ، در سراى دنيا ، دست مايه و سرمايه اصلى او است .

الأخسرين أعملاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 104 - 5

5- سعى و تلاش آدمى در دنيا ، سرمايه اصلى او است .

الأخسرين أعملاً . الذين ضلّ سعيهم فى الحيوة الدنيا

6- سرمايه بخيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 180 - 12،13

12 - دارايى هاى بخيلان در قيامت ، به صورت طوقى به گردنشان آويخته خواهد شد .

سيطوّقون ما بخلوا به يوم القيمة

13 - آويخته شدن دارايى هاى بخيلان در قيامت بر گردن آنان ، تبلور شرّ و زيان بخلورزى ايشان

بل هو شرّ لهم سيطوّقون ما بخلوا به يوم القيمة

جمله «سيطوّقون ما بخلوا . .. »، تفسير كلمه «شرّ» است: يعنى به دوش كشى تمام داراييها در قيامت شرّى است كه دامنگير بخيلان خواهد شد. برداشت فوق بر اين اساس است كه معناى ظاهرى «سيطوّقون ... » مراد باشد.

7- سرمايه عمر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 178 - 6

6 - هدايت يافتگان عمر خويش را تباه نكرده و از آن بهره مند بوده اند .

من يهد اللّه فهو المهتدى

از جمله «فأولئك هم الخسرون» - كه درباره گمراهان بيان شد - مى توان فهميد كه جمله اى مانند «و أولئك هم الرابحون براى هدايت يافتگان در تقدير است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 45 - 10

10 - از كف دادن سرمايه هاى وجودى ، بزرگ ترين زيان آدمى در زندگى است .

إنّ الخسرين الذين خسروا أنفسهم

8- ناپايدارى سرمايه گذارى مادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 42 - 7

7- سرمايه گذارى ها و هزينه هاى مادّى ، در معرض فنا و نابودى است .

و أُحيط بثمره فأصبح يقلّب كفّيه على ما أنفق فيها

چنان چه داستان دو باغ، تمثيل و سمبليك باشد، در اين صورت، مرد ثروت مند مغرور، سمبل كسانى است كه صِرفاً با اغراض مادّى و هدف دانستن دنيا و متاع هاى آن، به تلاش پرداخته، ولى در نهايت، بر زحمت و رنج خود تأسف مى خورند; چرا كه در فرجام كار، تمامى آن را بر باد رفته مى يابند.

سرمايه گذارى

2- سرمستى

1- آثار سرمستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 72 - 9

9- سرمستى و غفلت ، مانع پذيرفتن نصيحت و خيرانديشى ناصحان

لعمرك إنهم لفى سكرتهم يعمهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 73 - 5

5- سرمستى و غفلت ، از عوامل گرفتار شدن اقوام به عذاب الهى

إنهم لفى سكرتهم يعمهون . فأخذتهم الصيحة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 58 - 6

6 - سرمستى و غرور ناشى از نعمت و رفاه فراوان ، از عوامل هلاكت جوامع بشرى است .

و كم أهلكنا من قرية بطرت معيشتها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 81 - 10

10 - طغيان ، سرمستى ، فسادانگيزى ، فخرفروشى و خودنمايى ، از عوامل هلاكت و نابودى

إنّ قرون . .. فبغى ... لاتفرح ... و لاتبغ الفساد ... فخرج على قومه فى زينته ...

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه خداوند پس از برشمردن تعدادى از اوصاف ناپسند قارون، مسأله نابودى وى را مطرح فرمود. اين نكته مى رساند كه اوصاف ياد شده در نابودى وى مؤثر بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 75 - 3

3 - افراط در شادمانى و زندگى سرمستانه ، زمينه ساز غفلت از حقايق و معارف الهى و انكار و تكذيب آنها

الذين كذّبوا بالكتب . .. ذلكم بما كنتم تفرحون فى الأرض بغير الحقّ و بما كنتم تم

برداشت ياد شده بر اين اساس استوار است كه مشار اليه «ذلكم» تكذيب كافران باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 76 - 7

7 - تكبر ، غرور و سرمستى ، عامل جاى گرفتن دائمى در دوزخ

جهنّم خلدين فيها فبئس مثوَى المتكبّرين

توصيف كافران دوزخى به «متكبران»، بيانگر اين حقيقت است كه آنچه موجب دوزخى شدن آنان مى شود، وجود صفت تكبر، غرور و سر مستى آنان در زندگى دنيايى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 45 - 2،3

2 - گذراندن زندگى دنيا همراه با بى پروايى ، سرمست شدن به ثروت و مكنت و بى رحمى و آدم كشى ، درپى دارنده قطعى عذاب هولناك دوزخ

فى سموم و حميم . .. إنّهم كانوا قبل ذلك مترفين

3 - سرمستى ، خوش گذرانى و فرو رفتن در ناز و نعمت ، از عوامل مهم دوزخى شدن « اصحاب شمال »

و أصحب الشمال . .. إنّهم كانوا قبل ذلك مترفين

2- آثار سرمستى اقوام پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 58 - 3

3 - سرمستى و غرور ، عامل هلاكت جوامع پيشين

و كم أهلكنا من قرية بطرت معيشتها

«بطر» (مصدر «بطرت») به غرور و طغيان - كه آدمى بر اثر فراوانى نعمت دچار آن شود - گفته مى شود. بنابراين «بطرت معيشتها»; يعنى، «طغت فى معيشتها» (در زندگى اش طغيان كرد). گفتنى است كه عبارت «بطرت معيشتها» وصف و مفيد تعليل است; يعنى، جوامع گذشته بدان جهت به هلاكت رسيدند كه گرفتار سرمستى و غرور بودند.

3- آثار سرمستى قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 153 - 3

3 - سرمستى ، رفاه زدگى ، اسراف گرى و فسادانگيزى ثموديان ، مانع درك آنان از مفاهيم بلند و آسمانى پيام صالح ( ع )

قالواإنّما أنت من المسحّرين

بيان رفاه مندى، اسراف گرى و فسادانگيزى ثموديان، پيش از ذكر موضع گيرى آنان در مقابل صالح(ع)، مى تواند نشان دهنده اين حقيقت باشد كه آنچه سبب شد، ثموديان مفاهيم مهم معرفتى صالح(ع) را، كلماتى جنون آميز، بيهوده و گزاف به شمار آوردند و او را فردى افسون شده بخوانند; اين بود كه آنان گرفتار غرور، سرمستى، اسراف و فسادگرى شده بودند.

4- آثار سرمستى قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 72 - 6

6- سرمستى ، تحيّر و بصيرت نداشتن قوم لوط ، مانع هدايت پذيرى از رهنمود هاى حضرت لوط ( ع ) بود .

و اتقوا الله و لاتخزون . .. لعمرك إنهم لفى سكرتهم يعمهون

«سكرة» به معناى از بين رفتن و از كار افتادن عقل است و «عمه» به معناى تردد ناشى از تحير در امور است. بنابراين مقصود از جمله «لفى سكرتهم يعمهون» سرمستى و متحير بودن و از دست دادن بصيرت در امور است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 73 - 4

4- سرمستى و غفلت ، از عوامل گرفتار شدن قوم لوط به عذاب الهى

إنهم لفى سكرتهم يعمهون . فأخذتهم الصيحة

5- آثار سرمستى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 75 - 1

1 - شادمانى ناحق و سر مستى گسترده در جامعه از سوى كافران و مشركان ، سبب گرفتار شدن آنان به انواع عذاب ها در قيامت

ذلكم بما كنتم تفرحون فى الأرض بغير الحقّ و بما كنتم تمرحون

«با» در «بما كنتم» براى سببيت است. «فرح» (مصدر «تفرحون») به معناى سرور و شادمانى است و «مرح» (مصدر «تمرحون») به معناى سرور و شادمانى افراطى و بيش از حد است آن گونه كه سبب غرور و سر مستى مى گردد. گفتنى است در اين برداشت ، مشار اليه «ذلكم» عذاب هاى ياد شده در آيات پيشين، دانسته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 8 - 6

6 - سرخوشى و هواپرستى كافران در دنيا ، درپى دارنده دشوارى هاى ديرپاى قيامت

و اتّبعوا أهواءهم . .. يقول الكفرون هذا يوم عسر

«عسر» (صفت مشبهه) دال بر ثبات و دوام وصف است.

6- آثار سرمستى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 75 - 1

1 - شادمانى ناحق و سر مستى گسترده در جامعه از سوى كافران و مشركان ، سبب گرفتار شدن آنان به انواع عذاب ها در قيامت

ذلكم بما كنتم تفرحون فى الأرض بغير الحقّ و بما كنتم تمرحون

«با» در «بما كنتم» براى سببيت است. «فرح» (مصدر «تفرحون») به معناى سرور و شادمانى است و «مرح» (مصدر «تمرحون») به معناى سرور و شادمانى افراطى و بيش از حد است آن گونه كه سبب غرور و سر مستى مى گردد. گفتنى است در اين برداشت ، مشار اليه «ذلكم» عذاب هاى ياد شده در آيات پيشين، دانسته شده است.

7- آثار سرمستى مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 58 - 5

5 - غرور و سرمستى ، ريشه بهانه جويى هاى مشركان عصر بعثت

و كم أهلكنا من قرية بطرت معيشتها

با توجه به ارتباط اين آيه با آيات پيشين - كه درباره بهانه جويى هاى مشركان مكه است - برداشت ياد شده استفاده مى شود.

8- اجتناب از سرمستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 18 - 5،6

5 - لقمان به پسرش سفارش كرد كه از سرمستى كردن در زمين ، پرهيز كند .

و لاتمش فى الأرض مرحًا

6 - انسان ، نبايد حركت خويش را براساس خوشى و سرمستى سامان دهد .

و لاتمش فى الأرض مرحًا

بنابراين احتمال كه «مرح» مفعولٌ له براى فعل «تمش» باشد، معناى ياد شده را مى رساند.

9- راه رفتن با سرمستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 18 - 4،14

4 - بايد از راه رفتن به صورت سرمست و شادمانه افراطى ، پرهيز كرد .

و لاتمش فى الأرض مرحًا

«مرح» در لغت به معناى «شدت خوش حالى» است و نصب آن، به خاطر حال بودن اش است.

14 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « و لاتمش فى الأرض مرحاً » أى بالعظمة ;

از امام باقر(ع) درباره آيه «و لاتمش فى الأرض مرحاً» روايت شده كه: يعنى، با جلال و جبروت در زمين راه نرو».

10- زمينه سرمستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 76 - 14

14 - برخوردارى از مال و ثروت فراوان ، زمينه ساز غرور و سرمستى است .

و ءاتينه من الكنوز . .. إذ قال له قومه لاتفرح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 48 - 9

9 - غفلت از سرچشمه اصلى نعمت ها ( خداوند ) امرى ناشايست و زمينه ساز غرور و سرمستى است .

و إنّا إذا أذقنا الإنسن منّا رحمة فرح بها

با توجه به تكرار ضمير «نا»، مى توان استفاده كرد كه خداوند غفلت و فراموشى از مبدأ اصلى نعمت ها را، مورد سرزنش قرار داده است.

11- ساجدان و سرمستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 62 - 5

5 - اهل سجده و عبادت به درگاه خداوند ، مبرا از سرمستى ، غرور و لهو

و تضحكون و لاتبكون . و أنتم سمدون . فاسجدوا للّه واعبدوا

از اين كه در آيات پايانى سوره، سرمستى و لغوگرايى، قطب مخالف سجده و عبادت معرفى شده است، مطلب بالا استفاده مى شود.

12- سرمستى اصحاب شمال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 45 - 1،3

1 - اصحاب شمال ، مجموعه اى از انسان هاى بى پروا ، متنعمان سرمست و جباران ( انسان هاى بى رحم و آدم كش )

إنّهم كانوا قبل ذلك مترفين

«مترف» (مفرد «مترفين») در معانى زير به كار مى رود: الف) انسان يله و رهايى كه بدون هيچ مانعى هرچه دلش بخواهد انجام مى دهد (بى پروا); ب) كسى كه تنعم و رفاه او را سرمست كرده باشد; ج) جبار و ستمگر (قاموس المحيط).

3 - سرمستى ، خوش گذرانى و فرو رفتن در ناز و نعمت ، از عوامل مهم دوزخى شدن « اصحاب شمال »

و أصحب الشمال . .. إنّهم كانوا قبل ذلك مترفين

13- سرمستى در رفاه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 50 - 7

7 - نااميدى و منفى بافى مفرط در سختى ها و سرخوشى مستانه در آسايش ، دو خصلت ناشايست و همگن

و إن مسّه الشرّ فيئوس قنوط . و لئن أذقنه رحمة منّا من بعد ضرّاء مسّته ليقولنّ ه

14- سرمستى قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 149 - 3

3 - سرخوشى و سرمستى ثموديان در خانه هاى كوهستانى خويش

و تنحتون من الجبال بيوتًا فرهين

«فارهين» مى تواند از مصدر«فره» (نشاط و سرخوشى) مشتق شده باشد. گفتنى است كه «فارهين» بنابراين احتمال، صفت براى «بيوتاً» و به تقدير «فارهين فيها» است; يعنى، خانه هايى كه در آن مست و سرخوشيد.

15- سرمستى قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 72 - 1،3

1- سوگند مؤكد خداوند به جان پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر اينكه قوم لوط مردمانى سرمست و متحير و به دور از هرگونه بصيرت و روشن بينى بودند .

لعمرك إنهم لفى سكرتهم يعمهون

برداشت فوق بنابراين مبناست كه مخاطب جمله «لعمرك» - به قرينه آيات 49 و51 پيش از شروع داستان ابراهيم(ع) و لوط(ع) (نبّىء عبادى . .. و نبّئهم ...) - پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) باشد.

3- سوگند خداوند به جان لوط ( ع ) بر اينكه قوم او مردمى سرمست و متحيرند .

لعمرك إنهم لفى سكرتهم يعمهون

برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه جمله «لعمرك . ..» ادامه سخنان ملائكه خطاب به حضرت لوط(ع) باشد.

16- سرمستى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 61 - 1

1 - كافران ، گرفتار غفلت ، تكبر و سرمستى

و أنتم سمدون

«سُمود» در معانى «سهو» (غافل سازنده انسان از كارهاى مهم و سرنوشت ساز) و بالا گرفتن سر از روى خودبزرگ بينى و غرور به كار مى رود.

17- سرمستى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 202 - 3

3 - فرا رسيدن عذاب الهى بر مجرمان ، در حال سرمستى و غفلت آنان

فيأتيهم بغتة و هم لايشعرون

18- عابدان و سرمستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 62 - 5

5 - اهل سجده و عبادت به درگاه خداوند ، مبرا از سرمستى ، غرور و لهو

و تضحكون و لاتبكون . و أنتم سمدون . فاسجدوا للّه واعبدوا

از اين كه در آيات پايانى سوره، سرمستى و لغوگرايى، قطب مخالف سجده و عبادت معرفى شده است، مطلب بالا استفاده مى شود.

19- عوامل رفع سرمستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 203 - 2

2 - كيفر دردناك الهى ، زداينده غفلت و سرمستى مجرمان

فيأتيهم بغتة و هم لايشعرون . فيقولوا هل نحن منظرون

20- موانع سرمستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 60 - 2

2 - توجه به انذار هاى الهى و واقعيت قيامت ، مايه نگرانى انسان و پرهيز از سرخوشى ها

أفمن هذا الحديث تعجبون . و تضحكون و لاتبكون

لحن توبيخى آيه شريفه، مى رساند كه توجه به حقانيت معاد و مفاهيم وحى، مقتضى اين است كه آدمى، بر فرجام خويش

گريان و اندوهناك باشد; نه سرمست و خندان.

21- مؤمنان و سرمستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 60 - 3

3 - مؤمنان راستين ، دور از سرمستى ، و گريان و اندوهناك در برابر انذار هاى الهى

و تضحكون و لاتبكون

از توبيخ كافران به خاطر سرمستى و سرخوشى، استفاده مى شود كه مؤمنان - بر خلاف ايشان - از خوف انذارهاى الهى، گريان و از سرمستى ها به دوراند.

22- ناپسندى سرمستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 50 - 7

7 - نااميدى و منفى بافى مفرط در سختى ها و سرخوشى مستانه در آسايش ، دو خصلت ناشايست و همگن

و إن مسّه الشرّ فيئوس قنوط . و لئن أذقنه رحمة منّا من بعد ضرّاء مسّته ليقولنّ ه

سرمستان

23- عبرت ناپذيرى سرمستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 37 - 7

7 - نشانه هاى عبرت آموز الهى بر پهنه زمين ، بى تأثير در مردمان غافل و سرمست *

ءاية للذين يخافون العذاب الأليم

اختصاص يافتن «آية» به «للذين يخافون. ..»، بيانگر اين حقيقت است كه اگر مايه هاى ابتدايى معرفت، در درون فرد وجود نداشته باشد و او در غفلت و سرخوشى فرو رفته باشد، از آيات الهى ره به مقصد و مقصود نخواهد برد.

24- محروميت سرمستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 76 - 16

16 - انسان هاى مغرور و سرمست ، محروم از لطف و محبت خداوند

إنّ اللّه لايحبّ الفرحين

3- سرنوشت

1- آثار مطالعه سرنوشت اقوام پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 44 - 3

3 - سير در سرزمين ها و مطالعه در سرگذشت پيشينيان ، مايه عبرت و درس آموز است .

أوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم

2- انبيا و سرنوشت انسانها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 36 - 4

4- وحى و اِخبار خداوند ، طريق آگاهى پيامبران به امور غيبى و سرنوشت انسانها

أُوحى إلى نوح أنه لن يؤمن من قومك إلاّ من قد ءامن

3- انذار از سرنوشت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 39 - 12

12- لزوم انذار و بيدارساختن مردم از غفلت درباره سرنوشت اخروى خويش

و أنذرهم . .. و هم فى غفلة

4- اهميت سرنوشت اقوام پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 3 - 2

2- خداوند ، بيانگر سرگذشت پيشينيان براى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

نحن نقصّ عليك أحسن القصص

«قصّ» (مصدر نقص) به معناى بيان كردن و بازگو كردن است. «قَصَص» به معناى بيان كردن و نيز به معناى داستان و چيزى است كه بازگو مى شود.

5- اهميت سرنوشت فرزند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 35 - 12

12- دعا براى فرزندان و توجه به سرنوشت اخروى و ديانت و سعادت آنان ، امرى مهم و ارزشمند است .

و إذ قال إبرهيم ربّ . .. اجنبنى و بنىّ أن نعبد الأصنام

6- برادران يوسف و سرنوشت يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 15 - 4

4- برادران يوسف تا قبل از بردن او به صحرا ، نسبت به سرنوشت او به نظر قطعى نرسيده بودند . *

فلما ذهبوا به و أجمعوا

«اجماع» (مصدر أجمعوا) به معناى اتفاق نظر و عقيده و نيز به معناى تصميم گرفتن و مهيّاى انجام كارى شدن است. برداشت فوق ، ناظر به معناى نخست است.

7- تحقيق در سرنوشت اقوام پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 92 - 10

10 - خداوند ، مردم را به تحقيق در سرگذشت عبرت انگيز اقوام و ملل پيشين ترغيب مى كند .

لتكون لمن خلفك ءاية و إن كثيراً من الناس عن ءايتنا لغفلون

8- تذكر سرنوشت پيشينيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 74 - 5

5 - توجه دادن مردم به نعمت هاى الهى و سرنوشت پيشينيان ، از روش هاى تبليغى صالح ( ع ) براى گرايش دادن آنان به پرستش خداى يگانه

و اذكروا إذ جعلكم خلفاء . .. فاذكروا ءالاء اللّه

9- تعيين سرنوشت در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 39 - 6

6- قيامت ، روز فيصله امور و تعيين سرنوشت قطعى انسان

إذ قضى الأمر

ممكن است مقصود از «الأمر» حكم قطعى و تعيين بهشتى و يا دوزخى بودن مردم باشد در اين صورت «قضى الأمر» ناظر به صدور احكام قطعى و گذشتن از آن مرحله است.

10- تفكر در سرنوشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 176 - 19

19 - واداشتن آدمى به تفكر در فرجام و سرنوشت خويش ، از اهداف داستان هاى قرآن است .

فاقصص القصص لعلهم يتفكرون

11- تقدير سرنوشت انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 44 - 6

6 - انسان در تحقق سرنوشت خويش مؤثر است ; هر چند از سوى خداوند مقدّر شده باشد .

إذ يريكموهم إذالتقيتم . .. ليقضى اللّه أمرا كان مفعولا

تمهيداتى از قبيل رؤياى پيامبر(صلی الله علیه و آله)، كم جلوه دادن هر يك از دو سپاه در نظر ديگرى و مانند آنها، كه به منظور ترغيب طرفين به رويارويى است، نشان مى دهد كه تحقق جنگ بدر از اختيار طرفين خارج نبوده و امكان تخلف داشته است. جمله «و لو أريكهم كثيرا ... » در آيه قبل نيز اين معنا را تأييد مى كند. و اگر آن امر مقدر، يعنى تحقق جنگ بدر، از اختيار طرفين جنگ خارج بود، نيازى به اين تمهيدات ترغيب كننده نداشت.

12- حاكم سرنوشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 30 - 3

3 - لحظه مرگ ، لحظه بروز ناتوانى كامل انسان و حاكميت تام خداوند بر سرنوشت او

إلى ربّك يومئذ المساق

از آن جايى كه قيامت روز حساب و مجازات است، سوق دادن انسان به درگاه خداوند در آن روز، مى تواند نشانگر اين حقيقت

باشد كه سرنوشت انسان ها (بهشتى يا جهنمى شدن آنان)، در آن تعيين خواهد شد.

13- ذكر سرنوشت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 112 - 9

9- توجه به داستان پيامبران و سرنوشت اقوام مؤمن و كافر ايشان ، وادار كننده انسان به استقامت وپايدارى بر توحيد و پرستش خدا

فاستقم كما أُمرت

برداشت فوق ، بر اين اساس است كه جمله «فاستقم . ..» بر داستان اقوام گذشته - كه در آيات پيشين از آن سخن رفته است - تفريع شده باشد.

14- ذكر سرنوشت مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 112 - 9

9- توجه به داستان پيامبران و سرنوشت اقوام مؤمن و كافر ايشان ، وادار كننده انسان به استقامت وپايدارى بر توحيد و پرستش خدا

فاستقم كما أُمرت

برداشت فوق ، بر اين اساس است كه جمله «فاستقم . ..» بر داستان اقوام گذشته - كه در آيات پيشين از آن سخن رفته است - تفريع شده باشد.

15- سرنوشت اقوام پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 98 - 1

1 - سرگذشت اقوام تكذيب كننده پيشين ، شاهد صدق اين ادعاست كه محكومان به عذاب استيصال ، توفيق ايمان آوردن را تا لحظه وقوع عذاب از دست خواهند داد .

إن الذين حقت عليهم كلمت ربك لايؤمنون . .. فلولا كانت قرية ءامنت فنفعها إيمنها

با توجه به ارتباط اين آيه با آيه قبل، جمله «فلولا كانت قرية آمنت»، مى تواند جواب براى شرط مقدر باشد و تقدير آن چنين مى شود: «إن كنت فى شك من هذا فلولا كانت . ..»; يعنى، اگر در اين مطلب (كسانى كه از سوى خداوند محكوم به عذاب استيصال شوند تا لحظه وقوع عذاب، ايمان نخواهند آورد) ترديد داريد، پس بگوييد: چرا و به چه دليل، اقوام تكذيب كننده پيشين تا لحظه وقوع عذاب ايمان نياوردند؟

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 37 - 1

1- سرنوشت قوم « تبّع » و اقوام قبل از آن ، پيامدار عبرت و هشدار براى مشركان مكه

أهم خير أم قوم تبّع و الذين من قبلهم

16- سرنوشت امت ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 33 - 9

9 - توبه و استغفار داراى اهميتى ويژه در نزد خداوند و داراى تأثيرى بسزا در سرنوشت امتها

و ما كان اللّه معذبهم و هم يستغفرون

17- سرنوشت انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 50 - 9

9 - عملكرد انسان داراى نقشى بسزا در چگونگى تدبير امور او از سوى خداوند

يسومونكم سوء العذاب . .. و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم. و إذ فرقنا بكم البحر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 187 - 18

18 - انسان و انتخاب او داراى نقشى بسزا در تحقق مقدرات الهى است .

و ابتغوا ما كتب اللّه لكم

فرمان الهى به انسانها، مبنى بر اينكه در پى دست يافتن به مقدرات الهى باشند (و ابتغوا ما كتب اللّه لكم) گوياى اين است كه: تحقق برخى از آنچه كه خداوند براى انسان مقدر كرده، مشروط به انتخاب و عملكرد او نيز هست; يعنى، انسان در تحقق آنها نقش دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 189 - 16

16 - اعمال و رفتار آدمى سازنده حقيقت و ماهيت اوست .

و لكن البر من اتقى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 223 - 7

7 - تأثير نحوه روابط زناشويى ، در سرنوشت نيك يا بد انسان

فاتوا حرثكم انى شئتم و قدّموا لانفسكم

به نظر مى رسد جمله «و قدّموا لانفسكم» به منزله تقييدى باشد براى اختيار و آزادى آدمى در آميزش ; يعنى زندگى

زناشويى در سرنوشت آدمى مؤثّر است; پس آن روشى را برگزينيد كه فرجامى نيك داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 112 - 13

13 - تأثير گرايش هاى اعتقادى و رفتارى انسان ها ، در سرنوشت آنان

ضربت عليهم الذّلّة . .. ذلك بانّهم كانوا يكفرون ... ذلك بما عصوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 173 - 18

18 - سرنوشت اخروى انسان در گرو موضعگيرى فكرى و عملى وى در دنيا

فاما الذين ءامنوا . .. و اما الذين استنكفوا و استكبروا فيعذبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 16 - 4

4 - انسان ، زمينه ساز هدايت ( سرنوشت ) خويش

يهدى . .. من اتبع رضونه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 80 - 12

12 - انسان خود تعيين كننده سرنوشت و فرجام خويش

قدمت لهم انفسهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 30 - 3

3 - گمراهى، سرنوشت گروهى از انسانهاست.

و فريقا حق عليهم الضللة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 137 - 14

14 - عملكرد انسان ها در تعيين سرنوشت آنان به دست خدا داراى ارزشى بسزاست .

و تمت كلمت ربك الحسنى على بنى إسرءيل بما صبروا

نكته فوق با توجه به بيان سبب يارى خدا، يعنى «بما صبروا»، برداشت شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 176 - 10

10 - انسان در عين حاكميت مشيت خدا بر وى ، در تعيين سرنوشت خويش دخيل است .

و لو شئنا لرفعنه بها و لكنه أخلد إلى الأرض

جمله «و لو شئنا . .. » مى رساند كه سرنوشت انسان با مشيت الهى رقم مى خورد. جمله «و لكنه ... » تعليل براى مفهوم جمله قبل است و دلالت مى كند كه مشيت الهى در تعيين سرنوشت انسان، منوط به عملكرد خود آدمى مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 70 - 19

19 - اختيار انسان و نقش خود وى در رقم زدن سرنوشت خويش

فما كان اللّه ليظلمهم و لكن كانوا أنفسهم يظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 83 - 11

11 - نقش اساسى برخى مواضع و عملكرد هاى نخستين انسان ، در عملكرد و مواضع آينده وى

لن تخرجوا معى . .. إنكم رضيتم بالقعود أول مرّة

تصريح به «أول مرّة» نقش داشتن عملكرد نخستين را در حركتهاى آينده انسان مى رساند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 27 - 10

10 - سرنوشت خوب و بد انسان در آخرت ، بستگى به عملكرد او دارد .

و الذين كسبوا السيئات . .. أولئك أصحب النار هم فيها خلدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 11 - 6

6- خداوند در پى تحوّل و تغيير در گرايش ها و رفتار هاى جوامع بشرى ، وضعيّت و سرنوشت آنان را تغيير مى دهد .

إن الله لايغير ما بقوم حتى يغيروا ما بأنفسهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 13 - 6

6- « عن محمدبن مسلم عن أبى جعفر و أبى عبدالله ( عليهماالسلام ) عن قوله : « و كلّ إنسان ألزمناه طائره فى عنقه » قال : قدره الذى قدر عليه ;

محمدبن مسلم از امام باقر و امام صادق - عليهماالسلام - درباره سخن خدا «و كلّ إنسان ألزمناه طائره فى عنقه» روايت كرده است كه فرمودند: كسى كه مى بايستى سرنوشت انسان را مقدر كند، تقدير كرده است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 59 - 8

8 - انسان ، خود تعيين كننده سرنوشت خويش است .

قد جاءتك ءايتى فكذّبت بها و استكبرت و كنت من الكفرين

18- سرنوشت انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 39 - 9

9 - سنت خداوند بر تعيين سرنوشت انسان ها در پرتو عملكرد خودشان ، با وجود قدرت او بر تعيين قطعى همه امور

إلا تنفروا يعذبكم . .. و لا تضروه شيئاً و اللّه على كل شىء قدير

خداوند، از يك سو مؤمنان را به جهاد بر مى انگيزد و از سوى ديگر بى نيازى خود را از عملكرد آنان اظهار مى كند و اين نشان دهنده سنت او بر نقش دادن به انسان در تعيين سرنوشت خويش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 4 - 6

6 - معاد ( رستاخيز ) سرنوشت حتمى تمامى انسانهاست .

إنه يبدؤا الخلق ثم يعيده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 8 - 4

4 - سرنوشت انسان ( سعادت و شقاوت اخروى ) در گرو اعمال و كردار اوست .

أولئك مأويهم النار بما كانوا يكسبون

19- سرنوشت اهل بصيرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 8 - 8

8 - انسان واقع بين ، خودشناس و بصير ، با انسان فاقد بصيرت و واقع نگرى ، از نظر سرنوشت و ارزشيابى برابر نيست .

أفمن زيّن له سوء عمله فرءاه حسنًا

«همزه» در «أفمن زيّن له. ..» استفهام انكارى و «من»، مبتدا است و خبر آن - به قرينه مقام «فإنّ اللّه يضلّ من يشاء» - جمله اى مقدر مانند «كمن ليس كذلك» يا «كمن هداه» مى باشد; يعنى، آيا كسى كه اعمالش براى وى زينت داده شود، مانند كسى است كه چنين نيست و راه هدايت را پيموده است؟

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 19 - 1

1 - انسان جاهل و كوردل با انسان عالم و روشن بين ، از نظر شخصيت و سرنوشت ، برابر و هم سنگ نيستند .

و ما يستوى الأعمى و البصير

واژه «أعمى» و «بصير» در آيه شريفه، كنايه از كوردلى و روشن بينى است.

20- سرنوشت اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 112 - 1،9

1 - ذلّتِ هميشگى اهل كتاب ( يهود ) ، سرنوشت محتوم آنان

ضُربت عليهم الذّلّة أين ما ثقفوا

9 - درماندگى و ناتوانى شديد اهل كتاب ( يهود ) ، سرنوشت محتوم آنان

و ضربت عليهم المسكنة

21- سرنوشت بنى نضير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 3 - 1

1 - تبعيد يهود بنى نضير از مدينه ، سرنوشتى تعيين شده از سوى خداوند براى آنان

و لولا أن كتب اللّه عليهم الجلاء لعذّبهم فى الدنيا

22- سرنوشت جاهلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 19 - 1

1 - انسان جاهل و كوردل با انسان عالم و روشن بين ، از نظر شخصيت و سرنوشت ، برابر و هم سنگ نيستند .

و ما يستوى الأعمى و البصير

واژه «أعمى» و «بصير» در آيه شريفه، كنايه از كوردلى و روشن بينى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 9 - 12

12 - اهل دانش و معرفت با جاهلان و نادانان ، از نظر شخصيت و سرنوشت يكسان نيستند .

قل هل يستوى الذين يعلمون و الذين لايعلمون

23- سرنوشت خانواده ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 45 - 14

14 - تأثير منفى و زيانبار گمراهان و ستمكاران ، بر سرنوشت خود و خانواده خويش

خسروا أنفسهم و أهليهم

24- سرنوشت خانواده گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 45 - 14

14 - تأثير منفى و زيانبار گمراهان و ستمكاران ، بر سرنوشت خود و خانواده خويش

خسروا أنفسهم و أهليهم

25- سرنوشت شوم سنگدلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 22 - 12

12 - سنگدلان غافل از خدا ، دچار سرنوشتى دردآور

فويل للقسية قلوبهم من ذكر اللّه

واژه «ويل» براى تفجيع و تحسّر است و در جايى به كار مى رود كه حادثه دردآورى پيش آمده و يا در شرف وقوع باشد.

26- سرنوشت شوم كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 57 - 6

6 - فرجام و سرنوشت كافران ، فرجام و سرنوشتى بد و ناخوشايند

الذين كفروا . .. مأويهم النار و لبئس المصير

27- سرنوشت شوم مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 6 - 16

16 - مشركان ، داراى سرنوشتى سخت و ناگوار

و ويل للمشركين

28- سرنوشت ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 45 - 14

14 - تأثير منفى و زيانبار گمراهان و ستمكاران ، بر سرنوشت خود و خانواده خويش

خسروا أنفسهم و أهليهم

29- سرنوشت علما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 19 - 1

1 - انسان جاهل و كوردل با انسان عالم و روشن بين ، از نظر شخصيت و سرنوشت ، برابر و هم سنگ نيستند .

و ما يستوى الأعمى و البصير

واژه «أعمى» و «بصير» در آيه شريفه، كنايه از كوردلى و روشن بينى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 9 - 12

12 - اهل دانش و معرفت با جاهلان و نادانان ، از نظر شخصيت و سرنوشت يكسان نيستند .

قل هل يستوى الذين يعلمون و الذين لايعلمون

30- سرنوشت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 33 - 9

9- عيسى ( ع ) به برخى از حوادث آينده خويش آگاه بود .

والسلم علىّ . .. يوم أموت

31- سرنوشت غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 42 - 10

10 - وقوع جنگ بدر و پيروزى مسلمانان در آن نبرد ، امرى از پيش رقم خورده و تعيين شده

و لكن ليقضى اللّه أمرا كان مفعولا

32- سرنوشت فاقدان بصيرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 8 - 8

8 - انسان واقع بين ، خودشناس و بصير ، با انسان فاقد بصيرت و واقع نگرى ، از نظر سرنوشت و ارزشيابى برابر نيست .

أفمن زيّن له سوء عمله فرءاه حسنًا

«همزه» در «أفمن زيّن له. ..» استفهام انكارى و «من»، مبتدا است و خبر آن - به قرينه مقام «فإنّ اللّه يضلّ من يشاء» - جمله اى مقدر مانند «كمن ليس كذلك» يا «كمن هداه» مى باشد; يعنى، آيا كسى كه اعمالش براى وى زينت داده شود، مانند كسى است كه چنين نيست و راه هدايت را پيموده است؟

33- سرنوشت فرزند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 9 - 2

2 - مسؤوليت اوليا ، نسبت به سرنوشت فرزندان خويش

وليخش الّذين لو تركوا من خلفهم ذريّة ضعافاً

نگرانى از آينده فرزندان و احساس مسؤوليت نسبت به آنان حالتى طبيعى براى انسان است كه خداوند آن را تأييد كرده و مبناى حكم خويش به لزوم رعايت تقوا (فليتّقوا اللّه) قرار داده است.

34- سرنوشت قوم تبع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 37 - 1،4

1- سرنوشت قوم « تبّع » و اقوام قبل از آن ، پيامدار عبرت و هشدار براى مشركان مكه

أهم خير أم قوم تبّع و الذين من قبلهم

4- آگاهى اهل مكه ، از سرگذشت هلاكت بار قوم تبّع

أهم خير أم قوم تبّع

از اين كه قرآن، قبلاً سخنى از قوم «تبّع» به ميان نياورده و در اين جا به ذكر نام آن براى عبرت آموزى مشركان مكه اكتفا كرده است، مطلب بالا قابل استفاده است.

35- سرنوشت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 108 - 2

2 - آيات روشنگرِ سرنوشت دو طايفه مؤمنان و كافران ، همراه حق و به دور از شائبه بطلان و انحراف

يوم تسودّ . .. تلك ايات اللّه نتلوها عليك بالحق

بنابراينكه «بالحق»، قيد باشد براى آيات و «باء»، به معناى مصاحبت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 129 - 5،10

5 - مالكيّت مطلق خداوند بر هستى ، دليل نداشتن حقّ تصميمگيرى رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ، در مورد سرنوشت كفّار

ليس لك من الامر شىء او يتوب عليهم . .. و للّه ما فى السّموات و ما فى الارض

10 - مالكيّت و حاكميّت خداوند بر سرنوشت مؤمنان و كافران ( پيروزى يا شكست )

ليقطع طرفاً من الّذين كفروا . .. ليس لك من الامر شىء ... و للّه ما فى السّموات و

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 20 - 3

3 - برابر و يكسان نبودن مؤمنان و كافران ، از نظر شخصيت و سرنوشت

و لا الظلمت و لا النور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 21 - 2

2 - برابر و يكسان نبودن مؤمنان با كافران ، از نظر شخصيت و سرنوشت .

و لا الظلّ و لا الحرور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 9 - 1

1 - وجود اختلاف اساسى ميان دو انسان كافر و مؤمن ، از نظر شخصيت و سرنوشت

أمّن هو قنت ءاناء الّيل ساجدًا و قائمًا

«من» در آيه شريفه اسم موصول بوده و مبتدا و خبر آن جمله اى محذوف است. تقدير كلام چنين مى شود: «أم-ّن هو قانت ءاناء الّيل... كمن هو عاص أو كافر; آياكسى كه شب زنده دار (مؤمن) است، مانند كسى است كه عاصى و يا كافر است». بر اين اساس مى توان گفت: آيه شريفه، درصدد مقايسه ميان شخصيت دو انسان مؤمن و كافر و سرنوشت آنان در آينده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 22 - 10

10 - وجود اختلاف اساسى انسان مؤمن حق پذير و نرم دل با كافر حق ناپذير و سنگدل ، از نظر شخصيت و سرنوشت

أفمن شرح اللّه صدره للإسلم فهو على نور من ربّه فويل للقسية قلوبهم

«من» در آيه شريفه، اسم موصول و مبتدا است و خبر آن - به قرينه جمله بعدى (فويل للقاسية قلوبهم. ..) - جمله اى محذوف مى باشد. تقدير كلام چنين است: «أفمن شرح اللّه صدره للإسلام ... كمن قسا قلبه». بنابراين مى توان گفت: آيه شريفه درصدد مقايسه ميان شخصيت دو انسان مؤمن و كافر و سرنوشت آنان در آينده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 24 - 3

3 - وجود اختلاف اساسى ميان دو انسان مؤمن خداترس و كافر خداگريز ، از نظر شخصيت و سرنوشت

فويل للقسية قلوبهم من ذكر اللّه . .. أفمن يتّقى بوجهه سوء العذاب يوم القيمة

«من» در آيه شريفه، اسم موصول بوده و مبتدا و خبر آن، جمله اى محذوف است و تقدير كلام چنين مى باشد: «أفمن

يت-ّقى بوجهه سوء العذاب. .. كمن آمن منه». بنابراين مى توان گفت آيه شريفه درصدد مقايسه ميان شخصيت دو انسان مؤمن و كافر وسرنوشت آنان در آينده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 29 - 10

10 - وجود اختلاف هاى اساسى ، ميان دو انسان مؤمن و كافر از نظر سرنوشت

ضرب اللّه مثلاً رجلاً . .. و رجلاً سلمًا لرجل هل يستويان مثلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 58 - 9

9 - اعتراف كافران و گنه كاران به نقش خود در تعيين سرنوشت خويش

أن تقول نفس يحسرتى على ما فرّطت . .. و إن كنت لمن السخرين ... لو أنّ لى كرّة ف

36- سرنوشت كوردلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 19 - 1

1 - انسان جاهل و كوردل با انسان عالم و روشن بين ، از نظر شخصيت و سرنوشت ، برابر و هم سنگ نيستند .

و ما يستوى الأعمى و البصير

واژه «أعمى» و «بصير» در آيه شريفه، كنايه از كوردلى و روشن بينى است.

37- سرنوشت گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 45 - 14

14 - تأثير منفى و زيانبار گمراهان و ستمكاران ، بر سرنوشت خود و خانواده خويش

خسروا أنفسهم و أهليهم

38- سرنوشت گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 58 - 9

9 - اعتراف كافران و گنه كاران به نقش خود در تعيين سرنوشت خويش

أن تقول نفس يحسرتى على ما فرّطت . .. و إن كنت لمن السخرين ... لو أنّ لى كرّة ف

39- سرنوشت ماهى قصه موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 63 - 4،5،6

4- همسفر موسى از بازگويى سرگذشت ماهى ، براى موسى ( ع ) ، در مدّت استراحت شان در مجمع البحرين ، غفلت كرد .

قال أرءيت إذ أوينا إلى الصخرة فإنّى نسيت الحوت

«صخرة» به معناى «تخته سنگ بزرگ» است. «أوينا إلى الصخرة» يعنى: «براى استراحت، در كنار آن صخره، جاى گرفته بوديم.».

5- همسفر موسى ، در پى درخواست تهيه چاشت از جانب موسى ( ع ) ، ماجراى رفتن ماهى به دريا را به يادآورد .

ءاتنا غداءنا . .. قال أرءيت ... فإنّى نسيت الحوت

6- خدمت كار موسى ، غفلت خود را از يادآورى ماجراى ماهى به موسى ( ع ) ، ناشى از نفوذ شيطان در خود دانست .

و ما أنسنيه إلاّ الشيطن أن أذكره

40- سرنوشت متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 44 - 5

5 - تقواپيشگان ، از محسنان و داراى يك سرنوشت اند .

إنّ المتّقين فى ظلل و عيون . .. هنيئًا بما كنتم تعملون . إنّا كذلك نجزى المحسني

41- سرنوشت مجادله گران در آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 69 - 1،2

1 - توصيه خداوند به نگريستن و تأمل كردن در سرنوشت كسانى كه درباره آيات الهى به جدال و ستيزه جويى برمى خيزند .

ألم تر إلى الذين يجدلون فى ءايت اللّه أنّى يصرفون

2 - سرنوشت شوم مجادله گران و ستيزه جويان با آيات الهى ، درس آموز و عبرت انگيز است .

ألم تر إلى الذين يجدلون فى ءايت اللّه أنّى يصرفون

42- سرنوشت محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 44 - 5

5 - تقواپيشگان ، از محسنان و داراى يك سرنوشت اند .

إنّ المتّقين فى ظلل و عيون . .. هنيئًا بما كنتم تعملون . إنّا كذلك نجزى المحسني

43- سرنوشت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 24 - 7

7 - پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) هم اكنون شاهد سرنوشت ذلتبار مشركان در قيامت*

انظر كيف كذبوا على أنفسهم و ضل عنهم ما كانوا يفترون

فعل «انظر» خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است. توجه به گزينش اين مخاطب ويژه، اين احتمال را كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در دنيا نيز با چشم ملكوتى خود شاهد صحنه هاى قيامت هستند، تقويت مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 73 - 5

5 - منافقان و مشركان ، داراى موضع واحد در قبال امانت الهى بودند و در نتيجه ، داراى سرنوشت يگانه اند .

إنّا عرضنا الأمانة . .. ليعذّب اللّه المنفقين و المنفقت و المشركين و المشركت

44- سرنوشت مكذّبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 37 - 4

4 - همه مردم، حتى افترا زنندگان بر خدا و تكذيب كنندگان آيات او، تا فرا رسيدن مرگشان به بهره مقدر خويش در دنيا خواهند رسيد.

فمن أظلم . .. أولئك ينالهم نصيبهم من الكتب حتى إذا جاءتهم رسلنا

«الكتاب» مصدر و به معناى اسم مفعول است، يعنى مكتوب و مقدر. «من» براى ابتداى غايت است. يعنى آنچه از مقدرات الهى سهم كافران است، به آنان خواهد رسيد.

45- سرنوشت منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 73 - 5

5 - منافقان و مشركان ، داراى موضع واحد در قبال امانت الهى بودند و در نتيجه ، داراى سرنوشت يگانه اند .

إنّا عرضنا الأمانة . .. ليعذّب اللّه المنفقين و المنفقت و المشركين و المشركت

46- سرنوشت موجودات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 4 - 7

7 - معاد ( رستاخيز ) سرنوشت قطعى تمامى پديده هاى جهان آفرينش

إنه يبدؤا الخلق ثم يعيده

47- سرنوشت مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 108 - 2

2 - آيات روشنگرِ سرنوشت دو طايفه مؤمنان و كافران ، همراه حق و به دور از شائبه بطلان و انحراف

يوم تسودّ . .. تلك ايات اللّه نتلوها عليك بالحق

بنابراينكه «بالحق»، قيد باشد براى آيات و «باء»، به معناى مصاحبت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 129 - 10

10 - مالكيّت و حاكميّت خداوند بر سرنوشت مؤمنان و كافران ( پيروزى يا شكست )

ليقطع طرفاً من الّذين كفروا . .. ليس لك من الامر شىء ... و للّه ما فى السّموات و

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 89 - 18

18 - تنها خداوند آگاه به سرنوشت مؤمنان در پايدارى آنان بر توحيد و يا بازگشتشان به كفر و شرك است .

و ما يكون لنا أن نعود فيها إلا أن يشاء اللّه ربنا وسع ربنا كل شىء علماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 20 - 3

3 - برابر و يكسان نبودن مؤمنان و كافران ، از نظر شخصيت و سرنوشت

و لا الظلمت و لا النور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 21 - 2

2 - برابر و يكسان نبودن مؤمنان با كافران ، از نظر شخصيت و سرنوشت .

و لا الظلّ و لا الحرور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 9 - 1

1 - وجود اختلاف اساسى ميان دو انسان كافر و مؤمن ، از نظر شخصيت و سرنوشت

أمّن هو قنت ءاناء الّيل ساجدًا و قائمًا

«من» در آيه شريفه اسم موصول بوده و مبتدا و خبر آن جمله اى محذوف است. تقدير كلام چنين مى شود: «أم-ّن هو قانت ءاناء الّيل... كمن هو عاص أو كافر; آياكسى كه شب زنده دار (مؤمن) است، مانند كسى است كه عاصى و يا كافر است». بر اين اساس مى توان گفت: آيه شريفه، درصدد مقايسه ميان شخصيت دو انسان مؤمن و كافر و سرنوشت آنان در آينده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 22 - 10

10 - وجود اختلاف اساسى انسان مؤمن حق پذير و نرم دل با كافر حق ناپذير و سنگدل ، از نظر شخصيت و سرنوشت

أفمن شرح اللّه صدره للإسلم فهو على نور من ربّه فويل للقسية قلوبهم

«من» در آيه شريفه، اسم موصول و مبتدا است و خبر آن - به قرينه جمله بعدى (فويل للقاسية قلوبهم. ..) - جمله اى محذوف مى باشد. تقدير كلام چنين است: «أفمن شرح اللّه صدره للإسلام ... كمن قسا قلبه». بنابراين مى توان گفت: آيه شريفه درصدد مقايسه ميان شخصيت دو انسان مؤمن و كافر و سرنوشت آنان در آينده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 24 - 3

3 - وجود اختلاف اساسى ميان دو انسان مؤمن خداترس و كافر خداگريز ، از نظر شخصيت و سرنوشت

فويل للقسية قلوبهم من ذكر اللّه . .. أفمن يتّقى بوجهه سوء العذاب يوم القيمة

«من» در آيه شريفه، اسم موصول بوده و مبتدا و خبر آن، جمله اى محذوف است و تقدير كلام چنين مى باشد: «أفمن يت-ّقى بوجهه سوء العذاب. .. كمن آمن منه». بنابراين مى توان گفت آيه شريفه درصدد مقايسه ميان شخصيت دو انسان مؤمن و كافر وسرنوشت آنان در آينده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 29 - 10

10 - وجود اختلاف هاى اساسى ، ميان دو انسان مؤمن و كافر از نظر سرنوشت

ضرب اللّه مثلاً رجلاً . .. و رجلاً سلمًا لرجل هل يستويان مثلاً

48- سرنوشت يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 112 - 1،9

1 - ذلّتِ هميشگى اهل كتاب ( يهود ) ، سرنوشت محتوم آنان

ضُربت عليهم الذّلّة أين ما ثقفوا

9 - درماندگى و ناتوانى شديد اهل كتاب ( يهود ) ، سرنوشت محتوم آنان

و ضربت عليهم المسكنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 167 - 1

1 - خداوند براى يهوديان متمرّد مقدّر ساخت تا در حيات دنيا در سلطه مردمى كه همواره آنان را شكنجه كنند ، قرار گيرند .

و إذ تأذن ربك ليبعثن عليهم إلى يوم القيمة من يسومهم سوء العذاب

«تأذن» يعنى قسم ياد كرد و اعلام كرد. (قاموس المحيط). «بعث» (مصدر «ليبعثن») به معناى فرستادن است و چون به «على» متعدى شده، معناى مسلط ساختن در آن تضمين شده است. «سَوْم» (مصدر «يسومون») به معناى تحميل كردن است.

49- عبرت از سرنوشت اقوام پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 92 - 8،10

8 - سرگذشت اقوام پيشين ، از آيات و نشانه هاى خداوند و مايه هاى عبرت مردم

لتكون لمن خلفك ءاية و إن كثيراً من الناس عن ءايتنا لغفلون

10 - خداوند ، مردم را به تحقيق در سرگذشت عبرت انگيز اقوام و ملل پيشين ترغيب مى كند .

لتكون لمن خلفك ءاية و إن كثيراً من الناس عن ءايتنا لغفلون

50- عبرت از سرنوشت امت ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 111 - 1

1- داستان پيامبران و امت هاى ايشان حاوى پند و مايه عبرت است .

لقد كان فى قصصهم عبرة

«قصص» به معناى داستان است. ضمير در «قصصهم» به «رسل» و نيز امتهاى ايشان - كه از «من نشاء» و «القوم المجرمين» در آيه قبل استفاده مى شود - برمى گردد.

51- عبرت از سرنوشت پيشينيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 74 - 6

6 - مطالعه سرنوشت پيشينيان ، تأثيرى بسزا در پندگيرى انسان دارد .

إذ جعلكم خلفاء من بعد عاد

52- عبرت از سرنوشت ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 45 - 23

23 - سرنوشت شوم ستمگران در قيامت ، هشدارى براى متجاوزان به حقوق مردم است .

ألا إنّ الظلمين فى عذاب مقيم

كلمه «ألا» - كه براى هشدار است - رساننده مطلب بالا مى باشد.

53- عبرت از سرنوشت گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 69 - 1

1 - عبرت گرفتن از سرنوشت مجرمان گذشته تاريخ ، هشدار خداوند به منكران معاد

و قال الذين كفروا. .. إن هذا إلاّ أسطير الأوّلين . قل سيروا فى الأرض فانظروا ك

54- عبرت از سرنوشت مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 25 - 6

6 - سرنوشت شوم و هلاكت بار تكذيب كنندگان پيامبران در گذشته ، عبرت آموز براى ديگران

كذّب الذين من قبلهم فأتيهم العذاب من حيث لايشعرون

55- عوامل تعيين سرنوشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 80 - 12

12 - انسان خود تعيين كننده سرنوشت و فرجام خويش

قدمت لهم انفسهم

56- عوامل موثر در سرنوشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 94 - 5

5- نقش سعى و تلاش خود انسان در دستيابى به پاداش الهى و سرنوشت خويش

فمن يعمل . .. فلاكفران لسعيه

57- عوامل مؤثر در سرنوشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 50 - 9

9 - عملكرد انسان داراى نقشى بسزا در چگونگى تدبير امور او از سوى خداوند

يسومونكم سوء العذاب . .. و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم. و إذ فرقنا بكم البحر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 95 - 5

5 - اعمال و رفتار آدميان ، تعيين كننده فرجام آنان در سراى آخرت است .

بما قدمت أيديهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 187 - 18

18 - انسان و انتخاب او داراى نقشى بسزا در تحقق مقدرات الهى است .

و ابتغوا ما كتب اللّه لكم

فرمان الهى به انسانها، مبنى بر اينكه در پى دست يافتن به مقدرات الهى باشند (و ابتغوا ما كتب اللّه لكم) گوياى اين است كه: تحقق برخى از آنچه كه خداوند براى انسان مقدر كرده، مشروط به انتخاب و عملكرد او نيز هست; يعنى، انسان در تحقق آنها نقش دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 189 - 16

16 - اعمال و رفتار آدمى سازنده حقيقت و ماهيت اوست .

و لكن البر من اتقى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 129 - 10

10 - انسانها خود رقم زننده سرنوشت خويش هستند.

و كذلك نولى . .. بما كانوا يكسبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 137 - 14

14 - عملكرد انسان ها در تعيين سرنوشت آنان به دست خدا داراى ارزشى بسزاست .

و تمت كلمت ربك الحسنى على بنى إسرءيل بما صبروا

نكته فوق با توجه به بيان سبب يارى خدا، يعنى «بما صبروا»، برداشت شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 33 - 9

9 - توبه و استغفار داراى اهميتى ويژه در نزد خداوند و داراى تأثيرى بسزا در سرنوشت امتها

و ما كان اللّه معذبهم و هم يستغفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 44 - 6

6 - انسان در تحقق سرنوشت خويش مؤثر است ; هر چند از سوى خداوند مقدّر شده باشد .

إذ يريكموهم إذالتقيتم . .. ليقضى اللّه أمرا كان مفعولا

تمهيداتى از قبيل رؤياى پيامبر(صلی الله علیه و آله)، كم جلوه دادن هر يك از دو سپاه در نظر ديگرى و مانند آنها، كه به منظور ترغيب طرفين به رويارويى است، نشان مى دهد كه تحقق جنگ بدر از اختيار طرفين خارج نبوده و امكان تخلف داشته است. جمله «و لو أريكهم كثيرا ... » در آيه قبل نيز اين معنا را تأييد مى كند. و اگر آن امر مقدر، يعنى تحقق جنگ بدر، از اختيار طرفين جنگ خارج بود، نيازى به اين تمهيدات ترغيب كننده نداشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 39 - 9

9 - سنت خداوند بر تعيين سرنوشت انسان ها در پرتو عملكرد خودشان ، با وجود قدرت او بر تعيين قطعى همه امور

إلا تنفروا يعذبكم . .. و لا تضروه شيئاً و اللّه على كل شىء قدير

خداوند، از يك سو مؤمنان را به جهاد بر مى انگيزد و از سوى ديگر بى نيازى خود را از عملكرد آنان اظهار مى كند و اين نشان دهنده سنت او بر نقش دادن به انسان در تعيين سرنوشت خويش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 70 - 19

19 - اختيار انسان و نقش خود وى در رقم زدن سرنوشت خويش

فما كان اللّه ليظلمهم و لكن كانوا أنفسهم يظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 83 - 11

11 - نقش اساسى برخى مواضع و عملكرد هاى نخستين انسان ، در عملكرد و مواضع آينده وى

لن تخرجوا معى . .. إنكم رضيتم بالقعود أول مرّة

تصريح به «أول مرّة» نقش داشتن عملكرد نخستين را در حركتهاى آينده انسان مى رساند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 8 - 4

4 - سرنوشت انسان ( سعادت و شقاوت اخروى ) در گرو اعمال و كردار اوست .

أولئك مأويهم النار بما كانوا يكسبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 27 - 10

10 - سرنوشت خوب و بد انسان در آخرت ، بستگى به عملكرد او دارد .

و الذين كسبوا السيئات . .. أولئك أصحب النار هم فيها خلدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 30 - 2

2 - فرجام نيك و بد هر كس در عرصه محشر ، در گرو اعمال اوست .

و يوم نحشر هم جميعاً . .. هنالك تبلوا كل نفس ما أسلفت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 44 - 5

5 - انسان موجودى آزاد ، مختار و تعيين كننده سرنوشت خويش است .

و لكن الناس أنفسهم يظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 95 - 7

7 - نقش انسان در تعيين سرنوشت خويش

و لاتكونن من الذين كذبوا . .. فتكون من الخسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 34 - 5،8،9

5- نقش دعا در رقم خوردن سرنوشت آدمى

إلاّ تصرف عنى كيدهنّ . .. فاستجاب له ربه فصرف عنه كيدهنّ

8- نقش خداوند در سلوك و رفتار انسان و سرنوشت او

إلاّ تصرف . .. فصرف عنه كيدهنّ

9- خواست خود آدمى ، در رقم خوردن سرنوشت او از ناحيه خداوند ، نقشى بسزا دارد .

قال رب السجن أحب . .. فصرف عنه كيدهنّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 11 - 6،8،10

6- خداوند در پى تحوّل و تغيير در گرايش ها و رفتار هاى جوامع بشرى ، وضعيّت و سرنوشت آنان را تغيير مى دهد .

إن الله لايغير ما بقوم حتى يغيروا ما بأنفسهم

8- انسان داراى نقشى بسزا در وضعيت اجتماعى و معيشتى و سرنوشت خويش

إن الله لايغير ما بقوم حتى يغيروا ما بأنفسهم

10- جوامع بشرى در رقم زدن سرنوشت خويش نه مستقل از اراده خداوندند و نه مجبور از ناحيه او

إن الله لايغير ما بقوم حتى يغيروا ما بأنفسهم

جمله «إن الله لايغير ما بقوم» تغيير دهنده و از ميان برنده را خدا مى داند و عبارت «حتى يغيروا ما بأنفسهم» انسانها را در رقم زدن سرنوشت خويش دخيل مى شمرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 44 - 7

7- عقيده و عمل انسان ، نقشى تعيين كننده در سرنوشت او دارد .

إلاّ من اتبعك من الغاوين . و إن جهنّم لموعدهم أجمعين . لها سبعة أبوب لكلّ باب من

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 60 - 4

4- انسان ، در برابر محيط اجتماعى و عوامل تأثيرگذار ، مجبور نيست و در تعيين سرنوشت خويش مختار است .

إلاّ امرأته قدّرنا إنها لمن الغبرين

خداوند، همسر لوط(ع) را به خاطر اينكه همنشين قوم بدكار لوط بود، عذاب كرد. اين مى رساند كه همسر لوط(ع) در همنشينى و يا ترك آن آزاد بود و مى توانست خود را از آلوده شدن نجات دهد و گرنه عذاب وى غير معقول و به دور از اقتضاى حكمت خداوند حكيم بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 33 - 12

12- عقيده و عمل ، داراى نقشى تعيين كننده در سرنوشت انسان

هل ينظرون إلاّ أن تأتيهم الملئكة أو يأتى أمر ربّك كذلك فعل الذين من قبلهم و ما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 34 - 11

11- عمل انسان ها ، داراى نقش تعيين كننده در سرنوشت آنان

فأصابهم سيئات ما عملوا و حاق بهم ما كانوا به يستهزءون

از آن جايى كه آيه، گرفتار شدن به عذاب را معلول عمل سوء و نيز استهزاى انبيا معرفى كرده است، به دست مى آيد كه عملكرد خود انسانها در رقم زدن سرنوشت آنها مؤثر بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 36 - 15

15- عمل انسان ، داراى نقشى تعيين كننده در سرنوشت اوست .

فانظروا كيف كان عقبة المكذّبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 15 - 5

5- زمان ولادت ، لحظه مرگ و روز رستاخيز ، سه مرحله حساس و سرنوشت ساز براى انسان

و سلم عليه يوم ولد و يوم يموت و يوم يبعث حيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 33 - 5

5- زمان ولادت ، مرگ و رستاخيز ، سه مرحله حساس و سرنوشت ساز براى انسان

والسلم علىّ . .. يوم أُبعث حيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 63 - 5

5- تقوا ، خصيصه اى ارزشمند و سرنوشت ساز

تلك الجنّة . .. من كان تقيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 52 - 4

4 - سرنوشت هر ملتى با عقايد و كردار خود آنان رقم مى خورد ; نه با افكار و اعمال نياكانشان .

قال فما بال القرون الأُولى . قال علمها عند ربّى

پاسخ موسى و هارون(ع) اين بود كه اقوام پيشين، آنچه انجام داده اند، نزد خداوند محفوظ است و خود مى داند با آنان چه كند، فرجام آنها هر چه باشد، تأثيرى در سرنوشت تو ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 18 - 13

13 - رفتار و كردار خود انسان ها ، تعيين كننده سرنوشت آنان در قيامت

ءأنتم أضللتم . .. أم هم ضلّوا السبيل ... و لكن متّعتهم و ءاباءهم حتّى نسوا الذك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 23 - 3

3 - سرنوشت هر كسى به روز رستاخيز ، درگرو اعمال او خواهد بود .

و قدمنا إلى ما عملوا من عمل فجعلنه هباء منثورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 28 - 2

2 - دوستى با افراد ناباب ، داراى تأثير سوء بر عقيده و رفتار انسان و مؤثر در سرنوشت او

يويلتى ليتنى لم أتّخذ فلانًا خليلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 29 - 5

5 - دوستى با افراد ناباب ، داراى تأثير سوء در رفتار و عقيده انسان و مؤثر در سرنوشت او

يليتنى لم أتّخذ فلانًا خليلاً. لقد أضلّنى عن الذكر بعد إذ جاءنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 74 - 11،12،19

11 - تأثير مثبت و سازنده دعاى همسران در حق يكديگر و در سرنوشت و سعادتشان

و الذين يقولون ربّنا هب لنا من أزوجنا و ذرّي-ّتنا قرّة أعين

دعاى عباد الرحمان در حق همسران و فرزندانشان، حاكى از تأثير مثبت دعا در سرنوشت همسر و فرزند است; زيرا اگر دعا مؤثر نبود، خداوند به آن توصيه نمى فرمود.

12 - تأثير مثبت و سازنده دعاى پدر و مادر ، در حق فرزندان خود و در سرنوشت و سعادت آنان

و الذين يقولون ربّنا هب لنا من أزوجنا و ذرّي-ّتنا قرّة أعين

19 - نقش مثبت و سازنده صلاح و نيكى همسر و فرزندان ، در سرنوشت و سعادت انسان

ربّناهب لنا من أزوجنا و ذرّي-ّتنا قرّة أعين و اجعلنا للمتّقين إمامًا

دعا براى همسر و فرزندان و مقدم داشتن آنان بر خود به هنگام دعا كردن، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 170 - 3

3 - دعا و التجا به درگاه خدا ، داراى تأثير در سرنوشت انسان

ربّ نجّنى . .. فنجّينه و أهله أجمعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 9 - 4

4 - انسان ها ، در ساختن سرنوشت شان ، نقش تعيين كننده دارند .

و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لندخلنّهم فى الصلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 23 - 7

7 - انسان ها ، در ساختن فرجام شان ، نقش تعيين كننده دارند .

يعذّب من يشاء . .. و الذين كفروا بأيت ... أولئك لهم عذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 37 - 7

7 - خود انسان ها ، در تعيين سرنوشتشان نقش آفرين اند .

فكذّبوه فأخذتهم الرجفة فأصبحوا فى دارهم جثمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 38 - 7

7 - انسان ها ، در سرنوشت و فرجام خود نقش آفرين اند .

فكذّبوه فأخذتهم الرجفة . .. و عادًا و ثمودًا و قد تبيّن لكم من مسكنهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 40 - 5

5 - خود انسان ها در سرنوشت شان ، نقش تعيين كننده دارند .

فكلاًّ أخذنا بذنبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 55 - 7

7 - انسان ها ، در سرنوشت اخروى ، خود نقش اساسى دارند .

ذوقوا ما كنتم تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 9 - 27

27 - تصميم و عمل انسان ها ، نقش تعيين كننده اى در سرنوشت آنان دارد .

أَوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم . .. و لكن كانوا أن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 36 - 11

11 - گناهان ، در سرنوشت انسان ها ، تأثير سوء دارند .

و إن تصبهم سيّئة بما قدّمت أيديهم

بى شك، مراد از «ما قدّمت» به قرينه مقام، رفتار خوب و پسنديده نيست و بلكه گناهان اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 42 - 11

11 - عقيده و عمل انسان ، داراى نقش تعيين كننده در سرنوشت او است .

سيروا . .. فانظروا

از دعوت به سير و مطالعه در آثار گذشتگان، به دست مى آيد كه انسان، با سير و مطالعه، مى تواند آينده خود را رقم بزند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 22 - 5

5 - انسان ، داراى نقشى تعيين كننده در سرنوشت خويش است .

و من يسلم وجهه إلى اللّه و هو محسن فقد استمسك بالعروة الوثقى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 24 - 11

11 - انسان ، داراى نقشى اساسى در سرنوشت و فرجام خويش است .

و من كفر فلايحزنك كفره . .. ثمّ نضطرّهم إلى عذاب غليظ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 14 - 7

7 - انسان ، در خوبى و يا بدى وضعيت اخروى خويش ، نقش اساسى دارد .

فذوقوا بما نسيتم . .. و ذوقوا ... بما كنتم تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 29 - 9

9 - انسان ها ، در تعيين سرنوشت خود و سعادت اخروى شان ، نقش دارند .

إن كنتنّ تردن اللّه و رسوله و الدار الأخرة فإنّ اللّه أعدّ للمحسنت . .. أجرًا ع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 66 - 10

10 - انسان ها خود ، در سرنوشت اخروى شان ، نقش تعيين كننده دارند .

يوم تقلّب وجوههم فى النار يقولون يليتنا أطعنا اللّه و أطعنا الرسولا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 67 - 5

5 - انسان ها خود ، در سرنوشت اخروى شان ، نقش اساسى دارند .

يوم تقلّب وجوههم فى النار . .. و قالوا ربّنا إنّا أطعنا سادتنا و كبراءنا فأضلّون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 45 - 5

5 - انسان ، موجودى مختار بوده و رفتار او تعيين كننده سرنوشت او است .

و لو يؤاخذ اللّه الناس بما كسبوا

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه «با» در «بماكسبوا» براى سببيت است; يعنى، اگر خدا آنان را به سبب رفتارشان مؤاخده كند. .. .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 18 - 2

2 - مردم انطاكيه ، به تأثير سوء وجود برخى از افراد در سرنوشت انسان ها اعتقاد داشتند .

قالوا إنّا تطيّرنا بكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 102 - 25

25 - صبر و شكيبايى در دوران نوجوانى ، امرى بس ارزشمند و سرنوشت ساز براى نوجوانان

فبشّرنه بغلم حليم . .. ستجدنى إن شاء اللّه من الصبرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 113 - 8،9

8 - تأثير نسب و پيوند خويشاوندى در سرنوشت فرزندان و در هدايت و گمراهى آنان ، امرى مطلق ، قطعى و جبرى نيست .

و من ذرّيّتهما محسن و ظالم لنفسه مبين

دو گروه شدن نسل ابراهيم و اسحاق(عليهماالسلام) گوياى اين حقيقت است كه تأثير نسب و خويشاوندى، در سرنوشت انسان و در هدايت و گمراهى فرزندان، مطلق و جبرى نيست; بلكه فرزندان از هر خانواده اى ممكن است خوب و يا بد باشند.

9 - بدى و نااهلى فرزندان ، تأثيرى در سرنوشت پدران و مادران نداشته و از شخصيت و شرافت آنان نمى كاهد .

و بركنا عليه و على إسحق و من ذرّيّتهما محسن و ظالم لنفسه مبين

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه برخى از فرزندان ابراهيم و اسحاق(عليهماالسلام) افرادى كافر و نااهل شدند; ولى در عين حال اين دو پيامبر از الطاف و بركات الهى به طور كامل برخوردار بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 135 - 6

6 - مجموعه عقايد و رفتار خود انسان ، تعيين كننده سرنوشت او است .

إذ نجّينه و أهله أجمعين . إلاّ عجوزًا فى الغبرين

از اين كه همسر لوط از عذاب الهى نجات نيافت، مى توان حقيقت يادشده را به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 158 - 7

7 - نسبت ها ، نزديكى ها و پيوند هاى خويشاوندى ، هيچ تأثيرى در سرنوشت بندگان و مجازات آنان ندارد .

و جعلوا بينه و بين الجنّة نسبًا و لقد علمت الجنّة إنّهم لمحضرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 28 - 10

10 - عمل ( نيك كردارى و تبه كارى ) ، عنصر تعيين كننده سرنوشت بشر

و عملوا الصلحت كالمفسدين . .. المتّقين كالفجّار

تصريح به عمل صالح و نيز عنوان «مفسدين»، «متقين» و «فجّار»، گوياى اين حقيقت است كه آنچه سرنوشت بشر را رقم مى زند، عمل صالح، فسادگرى، تقواپيشگى و تبه كارى است; كه همگى از سنخ عمل مى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 51 - 4

4 - سرنوشت انسان ، در گرو چگونگى رفتار خود او است .

فأصابهم سيّئات ماكسبوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 56 - 9

9 - انسان ، مسؤول و سازنده سرنوشت خويش است .

يحسرتى على ما فرّطت . .. و إن كنت لمن السخرين

حرف «على» در جمله «على ما فرّطت» به معناى لام تعليل است و معناى جمله چنين مى باشد: واى به حال من به خاطر كوتاهى كردنم. .. . بنابراين همان گونه كه از ظاهر آيه به دست مى آيد، انسان تفريط خود در حق خدا و تمسخر كردن تعاليم قرآن را، سبب بدبختى و ندامت خود مى داند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 58 - 9

9 - اعتراف كافران و گنه كاران به نقش خود در تعيين سرنوشت خويش

أن تقول نفس يحسرتى على ما فرّطت . .. و إن كنت لمن السخرين ... لو أنّ لى كرّة ف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 59 - 8

8 - انسان ، خود تعيين كننده سرنوشت خويش است .

قد جاءتك ءايتى فكذّبت بها و استكبرت و كنت من الكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 74 - 13

13 - عمل ، رقم زننده سرنوشت اخروى انسان

نتبوّأ من الجنّة حيث نشاء فنعم أجر العملين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 21 - 13

13 - سرنوشت انسان ، در گرو رفتار و كردار خود او است .

فأخذهم اللّه بذنوبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 17 - 12

12 - انسان ، داراى اختيار و آزادى در انتخاب هدايت و گمراهى و تعيين سرنوشت خويش

فاستحبّوا العمى . .. فأخذتهم ... بما كانوا يكسبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 25 - 3

3 - معاشران و همدمان ، داراى نقشى اساسى در عقيده ، عمل و سرنوشت انسان

و قيّضنا لهم قرناء فزيّنوا لهم ما بين أيديهم و ما خلفهم و حقّ عليهم القول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 8 - 4

4 - انسان در انتخاب دين و تعيين سرنوشت خويش ، داراى اختيار است .

فريق فى الجنّة و فريق فى السعير . و لو شاء اللّه ... يدخل من يشاء ... و الظلمون

از اين كه خداوند نخواسته همگان به اجبار آيين واحدى داشته باشند، مى توان استفاده كرد كه انتخاب آيين و سرنوشت، به اختيار انسان واگذار شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 45 - 14

14 - تأثير منفى و زيانبار گمراهان و ستمكاران ، بر سرنوشت خود و خانواده خويش

خسروا أنفسهم و أهليهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 11 - 11

11 - اراده الهى ، حاكم بر سرنوشت و مقدرات انسان

قل فمن يملك . .. إن أراد بكم ضرًّا أو أراد بكم نفعًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 14 - 4

4 - خواست و اراده خود انسان ، تعيين كننده سرنوشت او است .

يغفر لمن يشاء و يعذّب من يشاء

ضمير فاعلى مستتر در «يشاء» در يك احتمال به «من» بازمى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 32 - 4

4 - تأثير ويرانگر و مخرب گناهان كبيره ، در فرجام و سرنوشت انسان

و يجزى الذين أحسنوا بالحسنى . الذين يجتنبون كبئر الإثم و الفوحش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 24 - 1

1 - اعمال و رفتار انسان ها ، تعيين كننده سرنوشت آنان است .

جزاء بما كانوا يعملون

تصريح به اين كه مقام بلند پيشتازان، پاداش اعمال خود آنان است، حاكى از مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 4 - 5

5 - حكم الهى و تعيين سرنوشت ملت ها ، براساس عملكرد خود آنان

هو الذى أخرج الذين كفروا . .. ذلك بأنّهم شاقّوا اللّه و رسوله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 38 - 1

1 - سرنوشت خوب و بد و سعادت و نگون بختى انسان ها ، در گرو چگونگى رفتار و كردار خود آنان است .

كلّ نفس بما كسبت رهينة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 19 - 1،7

1 - انسان ها ، مرحله هاى گوناگونى پيش رو دارند كه يكى پس از ديگرى بر همه شؤون آنان ، اثر خواهد گذاشت .

لتركبنّ طبقًا عن طبق

«طبق» در موردى به كار مى رود كه چيزى مسطّح بر مثل خود، قرار داده شود و آن را بپوشاند و به حالت نيز «طبق» گفته مى شود (مقاييس); زيرا انطباق آن بر صاحب حالت، مانند انطباق دو چيز بر يكديگر است (التحرير). تعبير «لتركبنّ» (حتماً سوار خواهيد شد)، كنايه از اين است كه آن حالت ها همچون مركب، انسان را به سمت و سوى مناسب خود خواهند برد.

7 - مراحل آينده انسان ، مراحلى سرنوشت ساز و هر يك برتر و مهم تر از مرحله قبل و سزاوار آمادگى بيشتر است .

لتركبنّ طبقًا عن طبق

خبر از پيدايش حالت هاى پياپى و تأكيد آن با سوگندهاى مكرر، هشدارى است به انسان ها كه براى آن چاره انديشى كنند.

58- عوامل مؤثر در سرنوشت آيندگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 28 - 10

10 - تأثير عملكرد پدران ، در سرنوشت نسل هاى آينده آنان

و إذ قال إبرهيم . .. و جعلها كلمة باقية فى عقبه

ذكر باقى ماندن توحيد در نسل ابراهيم(ع) - پس از بيان اعلام شجاعانه برائت از شرك و روى آوردن آن حضرت به توحيد - مى تواند اشاره به نقش پدران در سرنوشت نسل هاى بعد داشته باشد.

59- عوامل مؤثر در سرنوشت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 93 - 5

5- اعمال و رفتار انسان ، معيار بازپرسى و محاسبه و تعيين كننده سرنوشت او در قيامت

لنسئلنّهم . .. عمّا كانوا يعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 111 - 8،9

8- عمل انسان ، تعيين كننده سرنوشت وى در قيامت است .

يوم . .. تجدل عن نفسها و توفّى كلّ نفس ما عملت

9- دفاع انسان از كرده هاى خويش در قيامت ، هيچ تأثيرى در سرنوشت او ندارد .

يوم تأتى كلّ نفس تجدل عن نفسها و توفّى كلّ نفس ما عملت

خداوند، عمل انسان را ميزان تعيين كيفر و پاداش و مؤثر در سرنوشت او دانسته است (و توفّى كلّ نفس ما عملت) و اين قرينه است بر اين كه دفاع آدمى از خويشتن، با توجيه عملكرد خود، بى ثمر خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 63 - 7

7- كردار انسان ، تعيين كننده سرنوشت اخروى او است .

تلك الجنّة . .. من كان تقيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 102 - 1

1 - سنگينى كفه ترازوى اعمال خود انسان ، تنها عامل مؤثر در سرنوشت وى در قيامت

فمن ثقلت موزينه فأُولئك هم المفلحون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 103 - 3

3 - نقش اساسى ايمان و عملكرد انسان ، در رقم خوردن سرنوشت ابدى اش

فمن ثقلت موزينه فأُولئك هم المفلحون . و من خفّت موزينه فأُولئك الذين خسروا أنف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 65 - 5

5 - پاسخ مثبت يا منفى آدميان به دعوت پيامبران ، تعيين كننده سرنوشت آنان در قيامت

و يوم يناديهم فيقول ماذا أجبتم المرسلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 58 - 8

8 - عمل و عقيده انسان ، در سرنوشت اخروى ، نقش بسيار مهم و مؤثرى دارد .

و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لنبوّئنّهم من الجنّة غرفًا. ..خلدين فيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 15 - 21

21 - اَعمال دنيوى انسان ها ، تعيين كننده سرنوشت اخروى آنها است .

ثمّ إلىّ مرجعكم فأُنبّئكم بما كنتم تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 18 - 6

6 - روابط فاميلى و عاطفى ، هيچ تأثيرى در سرنوشت انسان در روز رستاخيز ندارد .

و إن تدع مثقلة إلى حملها لايحمل منه شىء و لو كان ذاقربى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 37 - 5

5 - رفتار انسان ها در دنيا ، تعيين كننده سرنوشت آنان در آخرت است .

ربّنا أخرجنا نعمل صلحًا غير الذى كنّا نعمل أوَلم نعمّركم ما يتذكّر فيه من تذكّر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 12 - 11

11 - رفتار و آثار برجاى مانده از انسان در دنيا ، تعيين كننده سرنوشت اخروى او است .

إنّا نحن نحى الموتى و نكتب ما قدّموا . .. أحصينه فى إمام مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 55 - 4

4 - رفتار و كردار انسان ها ، تعيين كننده سرنوشت اخروى آنان است .

و لاتجزون إلاّ ما كنتم تعملون . إنّ أصحب الجنّة اليوم فى شغل فكهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 135 - 5

5 - انتساب به خوبان ( چونان پيامبران ) ، هيچ تأثيرى در سرنوشت اخروى و كيفر و پاداش الهى ندارد .

إذ نجّينه و أهله أجمعين . إلاّ عجوزًا فى الغبرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 163 - 3

3 - نقش اختيار و انتخاب انسان ، در بدفرجامى و دوزخى شدن خود

إلاّ من هو صال الجحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 24 - 12

12 - سرنوشت حيات اخروى انسان ، به دست خود او است .

و قيل للظلمين ذوقوا ما كنتم تكسبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 48 - 6

6 - سرنوشت انسان در قيامت ، در گرو نوع تلاش و چگونگى رفتار او در دنيا است .

و بدا لهم سيّئات ما كسبوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 7 - 25

25 - موضع گيرى انسان ها در برابر وحى ، تعيين كننده سرنوشت آنان در قيامت

كذلك أوحينا . .. فريق فى الجنّة و فريق فى السعير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 22 - 6

6 - عملكرد انسان ها ، تعيين كننده سرنوشت آنان در آخرت

ترى الظلمين مشفقين ممّا كسبوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 46 - 4

4 - اتكا بر قدرت هاى غير الهى ، نافرجام و بى ثمر در سرنوشت اخروى انسان است .

و ما كان لهم من أولياء ينصرونهم من دون اللّه

آيه شريفه هشدار به كسانى است كه ولايت غير الهى را پذيرفته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 76 - 5

5 - انسان ، خود تعيين كننده سرنوشت اخروى خويش است .

و ما ظلمنهم و لكن كانوا هم الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 41 - 2

2- سرنوشت انسان در قيامت ، تنها در گرو عملكرد خود او است .

يوم لايغنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 10 - 11

11 - بى تأثير بودن پيوند خويشاوندى با نيكان و صالحان ( همچون پيامبران الهى ) ، در سرنوشت اخروى انسان ها

قيل ادخلا النار مع الدخلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 43 - 6

6 - سرنوشت اخروى بشر ، در گرو رفتار و كردار دنيوى او است .

إنّ المتّقين فى ظلل . .. هنيئًا بما كنتم تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 26 - 3

3 - سرنوشت انسان در آخرت ، براساس كردار او در دنيا است .

جزاء وفاقًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 9 - 2

2 - تأثير نيت ها و حالات درونى انسان ، بر سرنوشت او در قيامت

يوم تبلى السرائر

اختبار و آزمودن سريره ها، دلالت بر تأثير نيك و بد آنها در كيفر و پاداش اعمال دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 7 - 3

3 - سرنوشت هر كس در آخرت ، وابسته به كردار او در دنيا است .

فمن يعمل مثقال ذرّة خيرًا يره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 8 - 3

3 - سرنوشت هر كس در آخرت ، وابسته به كردار او در دنيا است .

و من يعمل مثقال ذرّة شرًّا يره

60- عوامل مؤثر در سرنوشت اقوام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 6 - 7

7- رشد اقتصادى و نيروى انسانى و توازن و همپايى آن دو ، داراى نقش تعيين كننده در سرنوشت ملتها

و أمددنكم بأمول و بنين

در كنار هم ياد شدن «مال» و «فرزند» نشانگر آن است كه قرين بودن اين دو با يكديگر، در غلبه ملتها بر دشمنان خويش نقش آفرين است.

61- عوامل مؤثر در سرنوشت امت ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 71 - 5

5- نقش مهم رهبران و پيشوايان در سرنوشت امتها

يوم ندعوا كلّ أُناس بإممهم

تشخص يافتن پيشوايان در ميان مجموعه هاى بشرى براى پاسخ گويى و ارزشيابى اعمال امتها، مى تواند بيانگر معناى فوق باشد.

62- عوامل مؤثر در سرنوشت انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 134 - 13

13 - حاكميت اراده خداوند بر تحولات تاريخ و سرنوشت امت ها

و لو أنّا أهلكنهم

63- عوامل مؤثر در سرنوشت انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 179 - 7

7 - انسان ها و جنيان داراى نقشى مؤثر در تعيين فرجام و سرنوشت خويش ( دوزخى شدن و يا رهايى از آن )

لهم قلوب لايفقهون بها . .. و لهم ءاذان لايسمعون بها

جمله «لايفقهون بها» و نظاير آن مى رساند كه گمراهان به دليل بهره نجستن از ابزار شناخت، به وادى گمراهى گرفتار شده اند و بنابراين خود مقصر هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 7 - 6

6 - رفتار انسان ها ، تعيين كننده سرنوشت اخروى آنان است .

ثمّ لتنبّؤنّ بما عملتم

64- عوامل مؤثر در سرنوشت انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 109 - 12

12 - گفتار ها ، داراى نقشى بسيار مؤثر در سرنوشت انسان و كسب رضايت و يا سخط خداوند

لاتنفع الشفعة . .. و رضى له قولاً

65- عوامل مؤثر در سرنوشت جنيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 179 - 7

7 - انسان ها و جنيان داراى نقشى مؤثر در تعيين فرجام و سرنوشت خويش ( دوزخى شدن و يا رهايى از آن )

لهم قلوب لايفقهون بها . .. و لهم ءاذان لايسمعون بها

جمله «لايفقهون بها» و نظاير آن مى رساند كه گمراهان به دليل بهره نجستن از ابزار شناخت، به وادى گمراهى گرفتار شده اند و بنابراين خود مقصر هستند.

66- عوامل مؤثر در سرنوشت مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 4 - 8

8 - شكست و پيروزى روم ، امرى سرنوشت ساز براى مؤمنان و مشركان عصر بعثت بوده است .

و يومئذ يفرح المؤمنون

بيان شكست روميان مسيحى در برابر ايرانيان و نيز پيشگويى شكست ايرانيان از روميان و سرور و فرح مؤمنان از پيروزى روميان، حكايت از اين مى كند كه چنين تحولاتى براى گروه هاى ياد شده، مهم و سرنوشت ساز بوده است.

67- عوامل مؤثر در سرنوشت مؤمنان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 4 - 8

8 - شكست و پيروزى روم ، امرى سرنوشت ساز براى مؤمنان و مشركان عصر بعثت بوده است .

و يومئذ يفرح المؤمنون

بيان شكست روميان مسيحى در برابر ايرانيان و نيز پيشگويى شكست ايرانيان از روميان و سرور و فرح مؤمنان از پيروزى روميان، حكايت از اين مى كند كه چنين تحولاتى براى گروه هاى ياد شده، مهم و سرنوشت ساز بوده است.

68- غفلت از سرنوشت اقوام پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 92 - 9

9 - همواره مردم بسيارى از آيات و نشانه هاى خداوند و سرگذشت پندآموز اقوام پيشين ، در غفلت هستند .

لتكون لمن خلفك ءاية و إن كثيراً من الناس عن ءايتنا لغفلون

69- قانونمندى سرنوشت امت ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 129 - 2

2 - سرنوشت امت هاى كفرپيشه و هلاكت و بقاى آنان ، داراى سنت ها و قوانين معين و زمان هاى مشخص

كم أهلكنا قبلهم . .. و لولا كلمة سبقت من ربّك لكان لزامًا

به قرينه آيه قبل كه در باره هلاكت جوامع كفرپيشه است، مفاد «لولا كلمة. ..» اين است كه خداوند، زمان عذاب كافران و نيز ديگر معيارهاى آن را مشخص ساخته و آنها را از پيش تعيين كرده است.

70- محمد(صلی الله علیه و آله) و سرنوشت اقوام پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 100 - 2

2- خداوند ، گوشه هايى از سرگذشت اقوام به هلاكت رسيده و آبادى هاى تخريب شده با عذاب را براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) گزارش مى كرد .

ذلك من أنباء القرى نقصه عليك

71- مطالعه در سرنوشت ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 39 - 13

13 - مطالعه در سرگذشت بيدادگران تاريخ و فرجام شوم آنان ، امرى ضرورى و مايه عبرت است .

فانظر كيف كان عقبة الظلمين

72- مطالعه سرنوشت اقوام پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 89 - 10

10- لزوم دقت در سرنوشت پيشينيان و دريافت علل هلاكت آنان ، به منظور درس آموزى و عبرت گيرى

مثل ما أصاب قوم نوح . .. و ما قوم لوط منكم ببعيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 109 - 12

12- لزوم مطالعه تاريخ پيشينيان و عبرت آموزى از فرجام آنان

أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 31 - 5

5 - لزوم مطالعه و كنكاش در سرنوشت اقوامِ عذاب شده و به هلاكت رسيده تاريخ

ألم يروا كم أهلكنا قبلهم من القرون أنّهم إليهم لايرجعون

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه درصدد تشويق مردم به مطالعه و دقت در سرنوشت اقوام عذاب شده پيشين و عبرت گرفتن و درس آموختن از آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 82 - 1

1 - تشويق جهان گردى و سير در زمين از سوى خدا ، به منظور تفكر و نظاره كردن در سرگذشت پيشينيان و آثار به جاى مانده از تمدن و قدرت آنان

أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم

73- مطالعه سرنوشت ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 46 - 3

3 - مطالعه در سرگذشت جوامع بى دادگر و كفرپيشه تاريخ و مشاهده شهر ها و سرزمين هاى ويران شده آنها ( شهرهايى كه با عذاب قهر الهى زيرورو شدند ) بسترى مناسب براى عبرت گرفتن و زمينه اى كارساز براى بيدارى دل ها

أفلم يسيروا فى الأرض فتكون . ..و لكن تعمى القلوب التى فى الصدور

74- منشأ تعيين سرنوشت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 12 - 1

1 - سرنوشت انسان در قيامت و تعيين جايگاه وى ( بهشت يا دوزخ ) ، تنها در اختيار خداوند است .

إلى ربّك يومئذ المستقرّ

كلمه «مستقرّ» مى تواند مصدر ميمى باشد; يعنى، «استقرار الإنسان يوم القيامة ينتهى إلى حكم ربّك و مشيئته» و نيز مى تواند به معناى مكان استقرار باشد; يعنى، تعيين قرارگاه انسان (بهشت يا جهنم) تنها به حكم و فرمان خدا بازمى گردد. گفتنى است تقديم «إلى ربّك» (خبر) بر «مستقر» (مبتدا) افاده حصر مى كند.

75- منشأ سرنوشت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 40 - 11

11 - سرنوشت اخروى هر كس ، به دست خود او رقم مى خورد .

يوم ينظر المرء ما قدّمت يداه

76- منشأ سرنوشت اقوام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 6 - 5

5 - تحولات تاريخ بشر و سرنوشت اقوام و جوامع ، به دست خداوند است .

فعل ربّك

77- منشأ سرنوشت انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 179 - 3

3 - خداوند رقم زننده سرنوشت و تعيين كننده فرجام انسان ها و جنيان

و لقد ذرأنا لجهنم كثيراً من الجن و الإنس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 14 - 3

3 - مشيت خداوند ، تعيين كننده سرنوشت نهايى انسان

يغفر لمن يشاء و يعذّب من يشاء

فاعل «يشاء» همان فاعل «يغفر» و «يعذّب» است و ضمير فاعل به خداوند بازمى گردد.

78- منشأ سرنوشت جنيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 179 - 3

3 - خداوند رقم زننده سرنوشت و تعيين كننده فرجام انسان ها و جنيان

و لقد ذرأنا لجهنم كثيراً من الجن و الإنس

79- منشأ سرنوشت جوامع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 6 - 5

5 - تحولات تاريخ بشر و سرنوشت اقوام و جوامع ، به دست خداوند است .

فعل ربّك

80- نقش سرنوشت انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 7 - 7

7- سرگذشت انسانها ، شكل دهنده ماهيت و حقيقت آنهاست .

لقد كان فى يوسف و إخوته ءايت للسائلين

نياوردن كلمه «قصة» در جمله «لقد كان فى يوسف . ..» - با اينكه مراد از آن «فى قصة يوسف ...» است - مى تواند اشاره به اين معنا باشد كه سرگذشت انسانها ، شكل دهنده ماهيت آنان است ; يعنى ، انسان همان سرگذشت اوست.

81- نگرانى از سرنوشت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 111 - 2

2- همه انسان ها نسبت به سرنوشت خويش در قيامت ، نگرانند .

يوم تأتى كلّ نفس تجدل عن نفسها

مجادله و دفاع كردن هر كسى از خويشتن، دليل نگرانى افراد در روز قيامت است.

82- نگرانى از سرنوشت بنيامين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 64 - 4

4- احتمال گرفتارى بنيامين به سرنوشت يوسف ( ع ) ، مايه نگرانى يعقوب ( ع ) از همراه سازى او با فرزندان خويش

إلاّ كما أمنتكم على أخيه من قبل

يعقوب(ع) با نام نبردن از يوسف(ع) و ياد كردن از او با عنوان برادر بنيامين ، اشاره اى لطيف به اين معنا دارد كه اخوّت آن دو با يكديگر مرا نگران همسانى سرنوشتشان (فراق و جدايى از پدر) كرده است.

83- وقت تعيين سرنوشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 4 - 6

6- شب قدر ، شب سرنوشت

فيها يفرق كلّ أمر حكيم

با اين كه در معناى آيه شريفه، احتمال هاى مختلفى رخ مى نمايد; اما پيام مشترك همه آنها مطلب ياد شده است. به علاوه كه ارتباط اين آيه با وصف «مباركة» در آيه قبل، مؤيد آن است.

4- سرور

1- آثار افراط در سرور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 75 - 1،3

1 - شادمانى ناحق و سر مستى گسترده در جامعه از سوى كافران و مشركان ، سبب گرفتار شدن آنان به انواع عذاب ها در قيامت

ذلكم بما كنتم تفرحون فى الأرض بغير الحقّ و بما كنتم تمرحون

«با» در «بما كنتم» براى سببيت است. «فرح» (مصدر «تفرحون») به معناى سرور و شادمانى است و «مرح» (مصدر «تمرحون») به معناى سرور و شادمانى افراطى و بيش از حد است آن گونه كه سبب غرور و سر مستى مى گردد. گفتنى است در اين برداشت ، مشار اليه «ذلكم» عذاب هاى ياد شده در آيات پيشين، دانسته شده است.

3 - افراط در شادمانى و زندگى سرمستانه ، زمينه ساز غفلت از حقايق و معارف الهى و انكار و تكذيب آنها

الذين كذّبوا بالكتب . .. ذلكم بما كنتم تفرحون فى الأرض بغير الحقّ و بما كنتم تم

برداشت ياد شده بر اين اساس استوار است كه مشار اليه «ذلكم» تكذيب كافران باشد.

2- آثار سرور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 7 - 6

6- سرورآفرينى گياهان در روح انسان ، زمينه انديشيدن وى به پديدآورنده آن

أفلم ينظروا . .. و أنبتنا فيها من كلّ زوج بهيج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 43 - 3

3 - شادى و حزن ، دو ركن اصلى در مسير تربيت انسان *

و أنّ إلى ربّك المنتهى . و أنّه هو أضحك و أبكى

برداشت ياد شده بدين احتمال است كه ذكر «ربّ» و اسناد دادن شادى ها و غم هاى انسان به خداوند، بدان معنا باشد كه انسان در شادى و غم، مى تواند مسير تربيت الهى را بپيمايد.

3- آثار سرور اخروى اصحاب يمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 91 - 2

2 - وضع و حال خوش اصحاب اليمين در سراى آخرت ، مايه شادمانى پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله)

فسلم لك من أصحب اليمين

برداشت ياد شده بر اين احتمال است كه خطاب «سلام لك»، متوجه شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد.

4- آثار سرور بيجا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 14 - 4

4 - جاودانه پنداشتن دنيا و بعيد شمردن معاد ، ريشه دل خوشى هاى نابجا و دلبستگى به خانواده و خاندان است .

إنّه كان فى أهله مسرورًا . إنّه ظنّ أن لن يحور

حرف «إنّ» در «إنّه ظنّ»، براى بيان علت سُرورى است كه در «كان فى أهله مسروراً» بيان شده است.

5- اجتناب از افراط در سرور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 37 - 1،2

1- خداوند ، فراخوان مردمان به پرهيز از راه رفتن مغرورانه و برخاسته از خوشى و سرمستى فراوان

و لاتمش فى الأرض مرحًا

«مرح» به معنى شدت خوشحالى و بيش از اندازه است (مفردات راغب و لسان العرب).

2- پرهيز از هرگونه تكبر و خوشى و سرمستى افراطى ، امرى لازم و واجب است .

و لاتمش فى الأرض مرحًا

برداشت ياد شده، بر اين اساس است كه مراد از «لاتمش» احتمال دارد رفتار باشد كه شامل همه حالتهاى انسان مى شود و نه راه رفتن

6- ارزش سرور اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 13 - 4

4 - شادمانى از حضور بين خانواده و دودمان خويش در آخرت ، غير قابل قياس با دل خوشى به حضور بين آنان در دنيا است .

و ينقلب إلى أهله مسرورًا . .. إنّه كان فى أهله مسرورًا

آيه شريفه حضور فرح بخش بين خويشاوندان در آخرت را به عنوان پاداش ياد كرده و شادكامى بين خاندان در دنيا را ناپايدار و بى اثر در رفع مشكلات قيامت معرفى كرده است; تا تفاوت دو حالت نمودار گردد.

7- ارزش سرور دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 13 - 4

4 - شادمانى از حضور بين خانواده و دودمان خويش در آخرت ، غير قابل قياس با دل خوشى به حضور بين آنان در دنيا است .

و ينقلب إلى أهله مسرورًا . .. إنّه كان فى أهله مسرورًا

آيه شريفه حضور فرح بخش بين خويشاوندان در آخرت را به عنوان پاداش ياد كرده و شادكامى بين خاندان در دنيا را ناپايدار و بى اثر در رفع مشكلات قيامت معرفى كرده است; تا تفاوت دو حالت نمودار گردد.

8- اظهار سرور از شرح صدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شرح - 94 - 1 - 3

3 - شرح صدر و تحمّل سختى ها ، نعمتى الهى و سزاوار بازگو كردن و اظهار خرسندى است .

و أمّا بنعمة ربّك فحدّث . بسم اللّه الرحمن الرحيم . ألم نشرح لك صدرك

به گفته بسيارى از فقهاى اماميه، اين سوره، دنباله سوره قبل و متّحد با آن است. بر اين اساس مفاد آيه شريفه، اعتراف به يكى از نعمت هايى است كه آخرين آيه سوره قبل، به بازگو كردن آنها توصيه داشت. در اين ديدگاه، جمله «بسم اللّه الرحمن الرحيم» ارتباط را قطع نمى كند; بلكه برخى از فقها، ترك آن را در نماز مجاز مى دانند.

9- اعتدال در سرور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 75 - 2

2 - سرور و شادمانى به حق و به دور از افراط و سر مستى ، امرى مقبول و مجاز

ذلكم بما كنتم تفرحون فى الأرض بغير الحقّ

برداشت ياد شده از قيد «بغيرالحقّ» براى فرح و سرور مذموم، به دست مى آيد.

10- افراط در سرور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 10 - 6

6- حالات روحىو روانى انسان ( نااميدى ، شادمانى مفرط ، تكبر و . . . ) حتى باكمترين سختىو رفاه تغييرپذير است .

و لئن أذقنا الإنسن . .. إنّه ليئوس كفور. و لئن أذقنه نعماء ... إنّه لفرح فخور

11- انسان هنگام سرور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 48 - 16

16 - انسان ، گرفتار تناقض در مواجهه با خوشى ها و ناخوشى ها

إذا أذقنا الإنسن منّا رحمة فرح بها و إن تصبهم سيّئة . ..فإنّ الإنسن كفور

از مضمون آيه شريفه چنين استفاده مى شود كه انسان، در حال رفاه و آسايش يادى از خدا نمى كند; گويى منشأ آن نعمت ها كسى غير خداوند است; ولى زمانى كه ناگوارى به او رو مى آورد، خدا را متهم كرده و ناسپاسى مى كند.

12- اهميت سرور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 114 - 6

6 - برجاى ماندن خاطره اى سرورانگيز در جامعه مسيحيت از انگيزه هاى عيسى ( ع ) براى درخواست مائده آسمانى

أنزل علينا مائدة من السماء تكون لنا عيداً لاوّلنا و ءاخرنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 55 - 3

3 - غم ، شادى ، مرگ ، حيات و نيازمندى و غنا ، هر يك ضرورت و نعمتى در نظام زندگى انسان *

فبأىّ ءالاء ربّك تتمارى

در صورتى كه تعبير «آلاء» در مورد مطالب آيات پيشين به كار رفته باشد، مطلب ياد شده را مى توان به دست آورد.

13- بشارت سرور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 32 - 10

10- فرشتگان ، به هنگام قبض روح تقواپيشگان ، حامل پيام سلامتى و خوشحالى براى آنانند .

المتّقين . الذين تتوفّ-هم الملئكة طيّبين يقولون سلم عليكم ادخلوا الجنّة

بى ارزشى سرور دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 47 - 4

4 - ناچيز و بى ارزش بودن ثروت ها و خوشى هاى دنيا ، در مقابل رهايى از عذاب قيامت

و لو أنّ للذين ظلموا ما فى الأرض . .. لاَفتدوا به من سوء العذاب يوم القيمة

14- جاودانگى سرور بهشتيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 34 - 5

5 - روزگار خوش بهشت ، روزگارى جاودان

ادخلوها بسلم ذلك يوم الخلود

15- جايگاه سرور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 10 - 7

7 - « دل » كانون عواطف و احساسات آدمى و مركز بيم ، اندوه ، اميد و شادمانى وى

و أصبح فؤاد أُمّ موسى فرغًا

16- زمينه سرور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 6 - 1

1- بردن دام ها در صبحگاهان به چرا و باز گرداندن آنان در پايان روز ، داراى منظره اى زيبا و بهجت انگيز

و لكم فيها جمال حين تريحون و حين تسرحون

17- زمينه سرور اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 91 - 1

1 - پاداش الهى به اصحاب اليمين در جهان آخرت ، چنان چشمگير است كه هر شنونده اى را سخت شادمان مى كند .

فسلم لك من أصحب اليمين

در عبارت «سلام لك» چند احتمال وجود دارد: يكى از آنها اين است كه «سلام» معادل سلامت و تنكير آن براى تفخيم باشد. «لام» در «لك» نيز براى اختصاص و خطاب «لك» به فرد معينى نباشد.

18- زمينه سرور اخروى محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 91 - 2

2 - وضع و حال خوش اصحاب اليمين در سراى آخرت ، مايه شادمانى پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله)

فسلم لك من أصحب اليمين

برداشت ياد شده بر اين احتمال است كه خطاب «سلام لك»، متوجه شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد.

19- زمينه سرور انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 48 - 8

8 - انسان ، گرفتار سرخوشى به هنگام برخوردارى از كمترين رفاه و نعمت هاى دنيوى

و إنّا إذا أذقنا الإنسن منّا رحمة فرح بها

«إذاقة» (مصدر «أذقنا») به معناى چشاندن است. اين تعبير در موردى به كار مى رود كه بهره كمى از چيزى گرفته شود.

20- زمينه سرور مريم(س)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 26 - 3

3- سخن گفتن عيسى ( ع ) با مادر خود و تأمين آب و غذا به صورت خارق العاده ، زمينه هاى مسّرت و چشم روشنى مريم ( س ) و رفع نگرانى او از آينده بود .

فناديها . .. فكلى و اشربى و قرّى عينًا

«عيناً» تمييز و بيانگر مراد جدى از فاعل است و «قرّى» از ماده «قرار» (آرام گرفتن) و يا «قُرّ» (سرد شدن) است. در صورت اول جمله «قرّى عيناً»، يعنى «چشم آرميده باش» و در صورت دوم، يعنى «خنك چشم باش» (چشمت از اشك سوزان به دور باشد) و در هر صورت، كنايه از خوش دلى و شادمانى است كه چشم از نگرانى و اضطراب باز مى ايستد و از سوزش اشك اندوه، مصون مى ماند. ارتباط جمله «قرّى عيناً» با جملات قبل، گوياى برداشت فوق است.

21- سرزنش افراط در سرور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 10 - 4

4- تكبر ، فخرفروشى و شادمانى مفرط بر اثر رسيدن به رفاه و آسايش ، رذايلى ناپسند و نكوهيده

و لئن أذقنه نعماء بعد ضرّاء مسته . .. إنّه لفرح فخور

آيه بعد (إلاّ الذين . ..) گوياى اين است كه هدف قرآن از بيان خصلتهاى ياد شده براى انسان (يؤوس ،كفور و ...) مجرد اخبار از چنين صفاتى براى او نيست; بلكه در مقام مذمت و نكوهش از انسانى است كه چنين حالاتى را داراست.

22- سرزنش سرور براى امكانات مادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 23 - 2

2 - انسان ، در برابر برخوردارى ها و بهره مندى ها ، نبايد شادمانى كند .

و لاتفرحوا بما ءاتيكم

23- سرور اخروى ابرار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 11 - 2،3

2 - ابرار ، داراى رخسارى شاداب و قلبى پرسرور در قيامت

و لقّيهم نضرة و سرورًا

«نضرة»به معناى حسن و زيبايى است و چون ابرار در مقابل كافرانى قرار دارند كه چهره آنان بر اثر مشكلات قيامت عبوس و در هم كشيده است; مقصود از «نضرة» تابناكى چهره ابرار از نعمت هاى الهى خواهد بود; چنان كه در آيه 22 سوره قبل (قيامت) چنين آمده است: «وجوه يومئذ ناضرة».

3 - مصونيت ابرار از شرور و گزند هاى قيامت و شادابى رخسار و سرور دل آنان ، به دليل ايمان آنان به قيامت و خوف آنان از آن روز است .

إنّا نخاف من ربّنا يومًا . .. فوقيهم اللّه شرّ ذلك اليوم

«فا» در «فوقاهم» براى تفريع اين آيه بر آيه قبل است; يعنى، مصونيت ابرار از شرور قيامت، به اين دليل است كه آنان، از احوال آن روز در هراس بودند; روزى كه چهره هاى كافران عبوس و دل هاى آنان محزون است.

24- سرور اخروى اصحاب يمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 31 - 3

3 - اصحاب اليمين ، شاد و سرخوش در كنار چشمه هاى همواره ريزان بهشت

و ماء مسكوب

عبارت «و ماء مسكوب» به تقدير «هم فى ماء مسكوب» است; يعنى، ايشان در كنار آب هاى هميشه ريزان به سر مى برند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 9 - 3

3 - دريافت كنندگان نامه عمل با دست راست ، با آسان گذراندن مرحله حسابرسى ، شادمان به نزد خويشاوندان خود بر خواهند گشت .

فأمّا من أُوتى كتبه بيمينه . .. و ينقلب إلى أهله مسرورًا

25- سرور اخروى پيروان اديان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 38 - 7

7 - سراى آخرت براى پيروان اديان الهى ، سرايى به دور از عوامل ترس آور و نگران كننده و ايمن از حادثه هاى حزن آور و اندوهبار

فلاخوف عليهم و لاهم يحزنون

به دليل آيه بعد - كه جزاى اخروى كفرپيشگان را بيان مى دارد - مى توان گفت: آيه مورد بحث نيز بيانگر پاداش اخروى هدايت يافتگان است. بنابراين «لاخوف ...» مربوط به سراى آخرت خواهد بود.

26- سرور اخروى خنده رويان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 39 - 2

2 - كسانى كه درخشان چهره و خنده لب در صحنه قيامت حضور يافته اند ، غرق سرور بوده و چهره اى شكفته خواهند داشت .

مستبشرة

«إستبشار»; يعنى، شادمان بودن (لسان العرب). «بشر و استبشر» به يك معنا است. در اين موارد فايده باب استفعال، مبالغه افزون تر است. راغب مى گويد: بشارت دادن، به معناى ابلاغ خبرى است كه بشره و پوست صورت را شكفته سازد.

27- سرور اخروى زيبارويان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 39 - 2

2 - كسانى كه درخشان چهره و خنده لب در صحنه قيامت حضور يافته اند ، غرق سرور بوده و چهره اى شكفته خواهند داشت .

مستبشرة

«إستبشار»; يعنى، شادمان بودن (لسان العرب). «بشر و استبشر» به يك معنا است. در اين موارد فايده باب استفعال، مبالغه

افزون تر است. راغب مى گويد: بشارت دادن، به معناى ابلاغ خبرى است كه بشره و پوست صورت را شكفته سازد.

28- سرور اخروى صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 15 - 2

2 - مؤمنان نيك كردار ، در بهشت ، در سرور و شادمانى مستمر بسر مى برند .

فهم فى روضة يحبرون

«حِبر» درلغت به معناى اثر تحسين برانگيز است (مفردات راغب) و «فى روضة يحبرون» يعنى در باغى شادمانند.

29- سرور اخروى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 70 - 8،9

8 - پرهيزگاران با چهره اى سرشار از شادى و سرور ، وارد بهشت مى شوند .

ادخلوا الجنّة أنتم و أزوجكم تحبرون

«حبر» (مصدر «تحبرون») به معناى شادمان شدن و سرورى است كه اثر آن در چهره نمايان گردد.

9 - راه يابى تقواپيشگان به بهشت ، همراه با همسران دنيايى خود ، مايه شادمانى عميق آنان

ادخلوا الجنّة أنتم و أزوجكم تحبرون

بنابراين كه شادمانى بهشتيان به واسطه آن باشد كه در بهشت نيز با همسرشان همدم خواهند بود; برداشت بالا به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 34 - 1

1 - رهنمون شدن متقين در قيامت ، به سوى بهشت همراه با تكريم و درود و شادمانى

و أُزلفت الجنّة للمتّقين . .. ادخلوها بسلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 18 - 1

1 - شادمانى تقواپيشگان در بهشت ، از عطاياى پروردگار به آنان

فكهين بما ءاتيهم ربّهم

«فاكه» (از مصدر «فكاهه») به معناى شادمان است.

30- سرور اخروى متنعمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 9 - 1

1 - بهره مندان از ناز و نعمت آخرت ، از تلاش هاى خويش در دنيا ، به وجد آمده و نسبت به آن احساس رضايت خواهند كرد .

لسعيها راضية

31- سرور اخروى محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 26 - 5

5 - نيكوكاران در سراى آخرت همواره شادمان ، بانشاط ، گرامى و عزيز خواهند بود .

للذين أحسنوا . .. و لا يرهق وجوههم قتر و لا ذلة

«رهق» به معناى پوشاندن و «قتر» به معناى دود سياه و «ذلة» - مقابل «عزت» - به معناى خفت و خوارى است ; يعنى، بر چهره نيكوكاران غبار غم و اندوهِ خوارى نخواهد نشست و اين كنايه است از اينكه، آنان همواره شاد و همه جا ارجمند خواهند بود.

32- سرور اخروى مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 15 - 2

2 - مؤمنان نيك كردار ، در بهشت ، در سرور و شادمانى مستمر بسر مى برند .

فهم فى روضة يحبرون

«حِبر» درلغت به معناى اثر تحسين برانگيز است (مفردات راغب) و «فى روضة يحبرون» يعنى در باغى شادمانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 5 - 7

7 - زنان و مردان مؤمن ، برخوردار از حيات جاودان و پرنشاط در باغ هاى بهشت

ليدخل المؤمنين و المؤمنت جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر خلدين فيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 22 - 1

1 - مؤمنان ، داراى چهره هايى شاداب و زيبا در عرصه قيامت

وجوه يومئذ ناضرة

«نضرة»در معانى زيبايى و نعمت به كار مى رود (قاموس المحيط). «ناضرة» (مؤنث «ناضر») به معناى زيبا و برخوردار از نعمت است و مقصود از آن - به قرينه مقام - شادابى و درخشندگى چهره هاى مؤمنان در عرصه قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 39 - 4

4 - ايمان و دورى از گناه ، مايه بشّاش و خندان بودن چهره مؤمنان در قيامت

وجوه . .. ضاحكة مستبشرة

به قرينه آخرين آيه اين سوره (أولئك هم الكفرة الفجرة)، مراد از «وجوه» در اين آيات، چهره هاى كسانى است كه كافر نبوده و از فسق و فجور پاك و منزه اند.

33- سرور اخروى مهتدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 38 - 6

6 - پيروى كنندگان از رهنمود ها و هدايت هاى الهى ، هيچ ترس و اندوهى در قيامت نخواهند داشت .

فمن تبع هداى فلاخوف عليهم و لاهم يحزنون

كلمه «خوف» (ترس و نگرانى) نكره است و چون پس از حرف نفى واقع شده، معناى شمول را مى رساند; يعنى: هيچ خوف و ترسى بر آنان نيست. همچنين فعل، آن گاه كه منفى شود، دلالت بر نبود همه مصداقها دارد. بنابراين «ولاهم يحزنون» يعنى هيچ حزن و اندوهى ندارند.

34- سرور از استماع قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 124 - 9

9 - احساس شادمانى و نشاط روحى پس از شنيدن آيات قرآن ، نشانه تكامل و ازدياد ايمان

فزادتهم إيمناً و هم يستبشرون

35- سرور از رفاه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 44 - 7

7 - خدافراموشان، شادمان از فراوانى نعمت و رفاه و آسايش خويش و غافل از سنت استدراج

فلما نسوا ما ذكروا به فتحنا عليهم أبوب كل شىء حتى إذا فرحوا بما أوتوا

36- سرور از مخالفت با دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 81 - 3

3 - خوشحال بودن از مخالفت با رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و دستورات دين ، خصلت منافقان و برخاسته از نفاق

فرح المخلفون بمقعدهم خلف رسول اللّه

37- سرور از مخالفت با محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 81 - 3

3 - خوشحال بودن از مخالفت با رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و دستورات دين ، خصلت منافقان و برخاسته از نفاق

فرح المخلفون بمقعدهم خلف رسول اللّه

38- سرور از وفور نعمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 44 - 7

7 - خدافراموشان، شادمان از فراوانى نعمت و رفاه و آسايش خويش و غافل از سنت استدراج

فلما نسوا ما ذكروا به فتحنا عليهم أبوب كل شىء حتى إذا فرحوا بما أوتوا

39- سرور انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 51 - 5،10

5 - انسان ها ، به محض مشاهده باد هاى نويد بخش باران ، بدون توجّه به خدايى بودن آنها ، خوش حال مى شوند ، ولى در برخورد با باد هاى مخرّب ، ناسپاس مى گردند !

فإذا أصاب به من يشاء من عباده . .. يستبشرون ... و لئن أرسلنا ريحًا ... يكفرون

«يكفرون» به قرينه اين كه سخن از نعمت و قطع شدن آن است، كفر و ناسپاسى است.

10 - شادمانى ، در شرايط رفاه ، و كفر و ناسپاسى به هنگام سختى و حسرت ، حالات و صفات انسان ها است .

فإذا أصاب . .. إذا هم يستبشرون ... و لئن أرسلنا ريحًا ... من بعده يكفرون

40- سرور برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 65 - 3

3- فرزندان يعقوب با مشاهده بهاى باز گردانده شده ، شادمان شدند و آن را به يعقوب گزارش كردند .

قالوا يأبانا ما نبغى هذه بضعتنا ردّت إلينا

«ما» در «ما نبغى» استفهاميه و مفعول براى نبغى است. «بغى» به معناى خواستن و طلب كردن مى باشد. جمله «ما نبغى» ; يعنى ، [بيش از اين] چه مى خواهيم؟

41- سرور براى امكانات مادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 23 - 8

8 - غمگين شدن در ناملايمات و شادمانى كردن در برخوردارى ها ، نشانه بى اعتقادى به تقدير الهى است .

لكيلاتأسوا على ما فاتكم و لاتفرحوا بما ءاتيكم

«أسى» (مصدر «تأسوا») به معناى اندوهگين شدن و «فرح» (مصدر «لاتفرحوا») به معناى شادمانى كردن است. بنابراين «لاتأسوا»; يعنى، غمگين نشويد و «لاتفرحوا»; يعنى، شادمانى نكنيد; زيرا آنچه به شما مى رسد - چه خوب و چه بد - قبلاً تعيين شده است.

42- سرور بهشتيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 55 - 1،2

1 - بهشتيان ، در ناز و نعمت و خوشى و شادمانى وصف ناپذير غوطهور خواهند بود .

إنّ أصحب الجنّة اليوم فى شغل

«شغل» به معناى شأن و كار اصلى است كه انسان را از ديگر كارها بازداشته و به خود مشغول كرده است. گفتنى است كه تنكير آن مى تواند براى تعظيم باشد; يعنى، مشغله اى كه كنه و عمق آن ناشناخته و وصف ناپذير است.

2 - بهشتيان ، در فضايى سرشار از سرور و شادمانى به سر برده و به شوخى و صحبت لذت بخش باهم خواهند پرداخت .

إنّ أصحب الجنّة اليوم فى شغل فكهون

«فاكهون» از «فكاهه» گرفته شده كه به معناى سخن با اهل انس و گفتوگوى مسرت آميز است. گفتنى است در برداشت ياد شده، «فاكهون» خبر دوم براى «إنّ» گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 50 - 1

1 - برخى از بهشتيان ، در بزم عيش خود رو به بعضى ديگر كرده و به پرسوجو خواهند پرداخت .

فى جنّ-ت النعيم . على سرر متقبلين... و عندهم قصرت الطرف عين ... فأقبل بعضهم عل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 18 - 3

3 - شادمانى و عيشِ بهشتيان ، فضل الهى در قبال تعهد و تقواى ايشان

إنّ المتّقين . .. فكهين بما ءاتيهم ربّهم

43- سرور جايز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 75 - 2

2 - سرور و شادمانى به حق و به دور از افراط و سر مستى ، امرى مقبول و مجاز

ذلكم بما كنتم تفرحون فى الأرض بغير الحقّ

برداشت ياد شده از قيد «بغيرالحقّ» براى فرح و سرور مذموم، به دست مى آيد.

44- سرور حزب گرايان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 32 - 10

10 - هر حزب و دسته اى ، تنها به آنچه خود باور دارد ، دل خوش و مسرور است .

كلّ حزب بما لديهم فرحون

45- سرور خوشنامى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شرح - 94 - 4 - 5

5 - خوش نامى ، نعمتى الهى و سزاوار بازگو كردن و اظهار خرسندى است .

وامّا بنعمة ربّك فحدّث. .. و رفعنا لك ذكرك

46- سرور در بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 15 - 2

2 - مؤمنان نيك كردار ، در بهشت ، در سرور و شادمانى مستمر بسر مى برند .

فهم فى روضة يحبرون

«حِبر» درلغت به معناى اثر تحسين برانگيز است (مفردات راغب) و «فى روضة يحبرون» يعنى در باغى شادمانند.

47- سرور در رفاه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 51 - 10

10 - شادمانى ، در شرايط رفاه ، و كفر و ناسپاسى به هنگام سختى و حسرت ، حالات و صفات انسان ها است .

فإذا أصاب . .. إذا هم يستبشرون ... و لئن أرسلنا ريحًا ... من بعده يكفرون

48- سرور دنيوى جهنميان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 13 - 1

1 - جهنميان ، كه در آرزوى هلاكت ناله سر مى دهند ، روزگارى در كنار خويشاوندان خود ، دنيايى شاد و زندگى خرّمى داشتند .

يدعوا ثبورًا . .. إنّه كان فى أهله مسرورًا

49- سرور ساقى كاروان يابنده يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 19 - 4

4- آب آور كاروان ، از يافتن يوسف ( ع ) شادمان و شگفت زده شد و آن را به همسفران خويش بشارت داد .

قال يبشرى هذا غلم

50- سرور سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 19 - 4

4 - خشنودى سليمان از آگاهى به زبان مورچگان و سپاس گزارى او به درگاه خدا

فتبسّم ضاحكًا من قولها و قال ربّ أوزعنى أن أشكر

51- سرور صابران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 30 - 8

8 - فرشتگان الهى ، پيامدار امن و سرور براى يكتاپرستان پايدار بر حق

تتنزّل عليهم الملئكة ألاّتخافوا و لاتحزنوا

52- سرور ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 23 - 7

7 - كاميابى خودكامگان و بيدادگران ، محدود به زندگى زودگذر دنيوى است .

إذا هم يبغون فى الأرض بغير الحق . .. متع الحيوة الدنيا

53- سرور غافلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 44 - 7،9

7 - خدافراموشان، شادمان از فراوانى نعمت و رفاه و آسايش خويش و غافل از سنت استدراج

فلما نسوا ما ذكروا به فتحنا عليهم أبوب كل شىء حتى إذا فرحوا بما أوتوا

9 - عذاب ناگهانى غافلان از خداوند و هشدارهاى او، در اوج شادمانى و رفاه و آسايش

فلما نسوا ما ذكروا به . .. أخذنهم بغتة

54- سرور قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 67 - 1

1- قوم لوط ، پس از اطلاع از ورود مهمانان به خانه لوط ( ع ) شادى كنان به سراغ آنان شتافتند .

و جاء أهل المدينة يستبشرون

55- سرور كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 104 - 9

9- انجام تلاش هاى بى فرجام و دل خوش بودن به آنها ، نشانى از زيانكارى عميق كافران است .

الأخسرين أعملاً . الذين ضلّ سعيهم فى الحيوة الدنيا و هم يحسبون أنّهم يحسنون صنع

جمله حاليه «و هم يحسبون . ..» بيانِ علّت «أخسرين» بودن كافران است; زيرا، اين گمان كه انسان، آنچه را انجام داده، از نوع بهترين ها است، سبب مى شود كه هرگز به فكر جبران خسارت خويش برنيايد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 31 - 1

1 - كافران ، از خاطره هاى ديدار خود با مؤمنان ، طنز ساخته و در جمع خانواده خويش به لطيفه گويى و خنداندن يكديگر مى پردازند .

و إذا انقلبوا إلى أهلهم انقلبوا فكهين

«فَكِه» (صفت مشبّه) به معناى خوش دل و خندان يا به معناى كسى است كه با همراهان خود سخنى گويد كه آنان را بخنداند (قاموس). در برداشت ياد شده، معناى دوم مورد نظر است.

56- سرور متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 81 - 2

2 - خوشحالى و احساس موفقيت منافقان از شركت نكردن در جنگ تبوك

فرح المخلفون بمقعدهم خلف رسول اللّه

57- سرور محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 37 - 12

12 - محسنان ( نيكوكاران ) ، داراى آينده اى درخشان و سرشار از شادى و شادكامى

كذلك سخّر لكم . .. و بشّر المحسنين

58- سرور مردان بهشتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 56 - 1

1 - مردان بهشتى با همسرانشان - در حالى كه به شوخى و گفت وگوى لذت بخش مشغولند - زير سايه ها نشسته و بر تخت هاى مزيّن و مجلل ( چون حجله عروس ) تكيه خواهند زد .

إنّ أصحب الجنّة اليوم فى شغل فكهون . هم و أزوجهم فى ظلل على الأرائك متّكئون

جمله «هم و أزواجهم. ..» استئناف بيانى براى آيه پيشين (إنّ أصحاب الجّنة...) است و موقعيت مكانى و جايگاه اهل بهشت را - كه به شوخى و صحبت لذت بخش مشغولند - بيان مى كند. «أريكة» (مفرد «أرائك») نيز به معناى تخت مزين در حجله عروس است.

59- سرور مستبدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 23 - 7

7 - كاميابى خودكامگان و بيدادگران ، محدود به زندگى زودگذر دنيوى است .

إذا هم يبغون فى الأرض بغير الحق . .. متع الحيوة الدنيا

60- سرور مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 89 - 19

19- علم ، مقدمه هدايت و هدايت ، زمينه ساز جلب رحمت الهى و رحمت ، موجب بشارت و سرور مسلمانان حقيقى است .

و نزّلنا عليك الكتب تبينًا لكلّ شىء و هدًى و رحمة و بشرى للمسلمين

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه ترتيب در آيه، ترتيب رتبى باشد; يعنى، هر يك از آنها مقدمه ديگرى باشد.

61- سرور مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 32 - 9

9 - گروه هاى مختلف مشركان ، به روش و آيين مخصوص خويش ، شادكام و مسرور بودند .

كلّ حزب بما لديهم فرحون

مراد از «كلّ حزب» به قرينه «فرّقوا» و «شيعاً» ممكن است همان مشركان باشند.

62- سرور منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 50 - 4

4 - مباهات و اظهار شادمانى منافقان به رأى صائب خويش مبنى بر ترك جهاد ، در صورت مواجه شدن مسلمانان با شكست و مشكلات جنگ

و إن تصبك مصيبة يقولوا قد أخذنا أمرنا من قبل و يتولوا و هم فرحون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 87 - 1

1 - رضا و شادمانى منافقان از نرفتن به جهاد و ماندن در كنار ناتوانان و خانه نشينان

رضوا بأن يكونوا مع الخوالف

63- سرور منافقان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 81 - 2

2 - خوشحالى و احساس موفقيت منافقان از شركت نكردن در جنگ تبوك

فرح المخلفون بمقعدهم خلف رسول اللّه

64- سرور موحدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 30 - 8

8 - فرشتگان الهى ، پيامدار امن و سرور براى يكتاپرستان پايدار بر حق

تتنزّل عليهم الملئكة ألاّتخافوا و لاتحزنوا

65- سرور مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 34 - 14

14 - مؤمنان راستين و مبرا از پندار هاى شرك آميز ، داراى آينده اى سعادتمند و سرشار از خوشبختى و شادكامى

و بشّر المخبتين

66- سرور مؤمنان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 4 - 5،6

5 - قرآن از برانگيخته شدن احساسات شادمانه مؤمنان صدر اسلام در روز پيروزى روميان بر ايرانيان ، خبر داده است .

و هم من بعد غلبهم سيغلبون . .. و يومئذ يفرح المؤمنون

6 - پيروزى روميان بر ايرانيان ، عاملِ سرور و شادمانى مؤمنان عصر بعثت شد .

و يومئذ يفرح المؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 5 - 2

2 - برخوردارى روميان از امداد هاى الهى در نبردِ پيروزمندِ خويش با ايرانيان ، مايه سرور و شادمانى مؤمنان عصر بعثت شد .

و يومئذ يفرح المؤمنون بنصر اللّه

«بنصر اللّه» مى تواند متعلق به «يفرح» در آيه قبل باشد; يعنى، مؤمنان به سبب اين كه پيروزى روميان به امدادهاى خداوند است، شادمان مى شوند.

67- سرور ناپسند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 36 - 9

9 - دل خوش شدن به مظاهر مادى دنيا ، به هنگام برخوردارى از آنها ، و مأيوس شدن از رحمت خدا ، با از دست دادن امكانات ، ناپسند و مذموم است .

و إذا أذقنا الناس رحمة فرحوا بها و إن تصبهم سيّئة . .. إذا هم يقنطون

آيه، درصدد توبيخ و سرزنش چنين روحيه اى است و «إذا» كه فجاييه است، مى تواند مؤيد اين نكته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 37 - 5

5 - شادى و يأس بى جهت ، به هنگام برخوردارى و تنگنا ، با توجّه به خدادادى بودن امكانات ، بى معنا است .

و إذا أذقنا الناس رحمة فرحوا بها . .. و إن تصبهم سيّئة ... إذا هم يقنطون . أَوَل

استفهام در «اَوَلم يروا» انكارى است; يعنى: «آنان، غفلت كردند و نديدند. ». بنابراين، استفاده مى شود كه توجه به عامل اصلىِ بودن گشايش و تنگى اقتصادى، انسان را از حالت شادمانى و يأس بيجا، دور مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 60 - 4

4 - زندگى آكنده از خنده و سرخوشى و به دور از اندوه معنوى ، مورد نكوهش الهى است .

و تضحكون و لاتبكون

68- سرور همسران بهشتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 56 - 1

1 - مردان بهشتى با همسرانشان - در حالى كه به شوخى و گفت وگوى لذت بخش مشغولند - زير سايه ها نشسته و بر تخت هاى مزيّن و مجلل ( چون حجله عروس ) تكيه خواهند زد .

إنّ أصحب الجنّة اليوم فى شغل فكهون . هم و أزوجهم فى ظلل على الأرائك متّكئون

جمله «هم و أزواجهم. ..» استئناف بيانى براى آيه پيشين (إنّ أصحاب الجّنة...) است و موقعيت مكانى و جايگاه اهل بهشت را - كه به شوخى و صحبت لذت بخش مشغولند - بيان مى كند. «أريكة» (مفرد «أرائك») نيز به معناى تخت مزين در حجله عروس است.

69- شكر هنگام سرور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 48 - 19

19 - لزوم شكر و سپاس خداوند ، در خوشى ها و ناملايمات زندگى

و إنّا إذا أذقنا . .. فإنّ الإنسن كفور

70- صابران و سرور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 11 - 3

3- صابرانِ داراى اعمال صالح ، به هنگام رفاه و آسايش و برخوردارى از موهبت هاى دنيا ، هرگز تكبر نكرده و فخرفروشى و شادمانى نمى كنند .

إنّه لفرح فخور. إلاّ الذين صبروا و عملوا الصلحت

71- عوامل تعديل سرور دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 82 - 7

7 - توجه به شدت حرارت آتش دوزخ ، عامل خشنودى اندك انسان و گريه طولانى وى در دنيا و بيم او بر فرجام خويش

قل نار جهنم أشد حراً . .. فليضحكوا قليلا و ليبكوا كثيراً

72- عوامل سرور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 69 - 5

5 - گاوى كه داراى رنگ زرد خالص باشد ، مايه جلب نظر بينندگان شده و مايه مسرت آنان خواهد شد . *

إنها بقرة صفراء فاقع لونها تسرّ النظرين

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه جمله «تسرّ الناظرين» قيد توضيحى باشد نه احترازى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 111 - 24

24 - ايثار جان و مال در راه خدا و دريافت پاداش بهشت ، شايسته سرور و شادمانى ، در بينش الهى

إن اللّه اشترى من المؤمنين . .. فاستبشروا ببيعكم الذى بايعتم به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 10 - 3

3- انسان ، پس از گذر از محنت ها و دستيابى به موهبت هاى دنيوى ، به شادمانى بسيار ، تكبر و فخرفروشى مبتلا خواهد شد .

و لئن أذقنه نعماء بعد ضرّاء مسته . .. إنّه لفرح فخور

جمله «إنه لفرح فخور» جمله مستأنفه است و بيانگر بازتاب معنايى است كه از «ليقولنّ . ..» استفاده مى شود; يعنى ، انسان مى پندارد كه مشكلات بر او روى نخواهد آورد; در نتيجه بى اندازه شادمان مى شود و فخرفروشى مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 89 - 19

19- علم ، مقدمه هدايت و هدايت ، زمينه ساز جلب رحمت الهى و رحمت ، موجب بشارت و سرور مسلمانان حقيقى است .

و نزّلنا عليك الكتب تبينًا لكلّ شىء و هدًى و رحمة و بشرى للمسلمين

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه ترتيب در آيه، ترتيب رتبى باشد; يعنى، هر يك از آنها مقدمه ديگرى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 26 - 4

4- فرزنددار شدن ، مايه روشنايى چشم و قرار دل مادر است .

و قرّى عينًا

جمله «قرّى عيناً» مى تواند مستقل از جملات قبل باشد; در اين صورت - به قرينه سياق - با اصل پيدايش فرزند، مرتبط خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 74 - 2،3،5

2 - همسران شايسته ، مايه سرور و روشنى چشمان يكديگر

و الذين يقولون ربّنا هب لنا من أزوجنا . .. قرّة أعين

3 - فرزندان صالح ، مايه سرور و روشنى چشمان پدران و مادران

و الذين يقولون ربّنا هب لنا من . .. ذرّي-ّتنا قرّة أعين

5 - همسر و فرزند ، مايه سرور و روشنى چشمان انسان است .

و الذين يقولون ربّنا هب لنا من أزوجنا و ذرّي-ّتنا قرّة أعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 36 - 1،9

1 - انسان ها ، به هنگام برخوردارى از اندك رحمتى ، شادمان ، به هنگام مواجهه با كمى ناگوارى ، مأيوس و نااميد مى شوند .

و إذا أذقنا الناس رحمة . .. يقنطون

«قنوط» در لغت، به معناى «يأس از خير» است (مفردات راغب). «ذوق» به معناى «چشيدن و خوردن بسيار كم» استعمال مى شود. كاربرد «أذقنا» به جاى هر واژه ديگر، مى تواند به منظور ياد شده باشد. لازم به ذكر است كه تنوين «رحمة» و« سيّئة» تنكير و براى قِلّت است.

9 - دل خوش شدن به مظاهر مادى دنيا ، به هنگام برخوردارى از آنها ، و مأيوس شدن از رحمت خدا ، با از دست دادن امكانات ، ناپسند و مذموم است .

و إذا أذقنا الناس رحمة فرحوا بها و إن تصبهم سيّئة . .. إذا هم يقنطون

آيه، درصدد توبيخ و سرزنش چنين روحيه اى است و «إذا» كه فجاييه است، مى تواند مؤيد اين نكته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 48 - 15

15 - بارش باران موجب شادمانى برخورداران از آن مى شود .

فإذا أصاب به من يشاء من عباده إذا هم يستبشرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 49 - 2

2 - بارش باران پس از مدت ها انتظار و مأيوس شدن انسان ها از آن ، خوشحالى فوق العاده اى در پى دارد . *

إذا هم يستبشرون . و إن كانوا ... لمبلسين

احتمال دارد تكرار «من قبل» به منظور بيان طولانى بودن نباريدن باران و نااميدى عميق مردم باشد. در اين صورت، كيفيت خوشحالى، تابع مقدار نااميدى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 51 - 5

5 - انسان ها ، به محض مشاهده باد هاى نويد بخش باران ، بدون توجّه به خدايى بودن آنها ، خوش حال مى شوند ، ولى در برخورد با باد هاى مخرّب ، ناسپاس مى گردند !

فإذا أصاب به من يشاء من عباده . .. يستبشرون ... و لئن أرسلنا ريحًا ... يكفرون

«يكفرون» به قرينه اين كه سخن از نعمت و قطع شدن آن است، كفر و ناسپاسى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 21 - 1

1 - ايمان چون سايه ، آرام بخش و فرح زا است و كفر چون بادِ داغ ، آزاردهنده و ناراحت كنند .

و لا الظلّ و لا الحرور

«ظلّ» به معناى سايه و «حرور» به معناى باد داغ است. گفتنى است در اين آيه، ايمان به سايه تشبيه شده است و كفر به باد داغ.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 59 - 3

3 - حيات جاودانه از خواسته ها و آرزو هاى انسان ها و دستيابى به آن ، مايه سرور و شادمانى آنان

أفما نحن بميّتين . إلاّ موتتنا الأُولى و ما نحن بمعذّبين

شگفتى از نمردن و جاودانه زيستن و اظهار سرور و خوشحالى كردن از دستيازى به حيات جاودانه، مى تواند حاكى از حقيقت ياد شده باشد. گفتنى است آيه بعد كه در آن بهشتيان دستيابى به حيات ابدى را فوز بزرگ مى شمرند (إنّ هذا لهو الفوز

العظيم); مؤيد همين برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 23 - 13

13 - ياد خدا ، آرام بخش جان ها و سرور قلب ها است .

ثمّ تلين جلودهم و قلوبهم إلى ذكر اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 7 - 4،7

4- رويش گياهان بهجت آفرين در زمين ، به تدبير الهى و آيتى خداوندى است .

و أنبتنا فيها من كلّ زوج بهيج

7- هدايت گرى مظاهر هستى به سوى خداوند ، آميخته با زيبايى و سرورآفرينى

بنينها و زيّنّ-ها . .. من كلّ زوج بهيج

خداوند در اين آيه ها، نمودهاى علم، قدرت و نشانه هاى وجود خويش را گاه به زينت و زيبايى توصيف كرده و گاه به بهجت و سرورآفرينى. اين مى نماياند كه كار هدايت، بايد با جاذبه و شور و شوق انجام گيرد; نه تحميل و خشونت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 28 - 11

11 - داشتن فرزند دانا و دانشمند ، از نعمت هاى الهى و شايسته بشارت و شادمانى

و بشّروه بغلم عليم

برداشت ياد شده، به خاطر اين نكته است كه واژه «بشارت» در جايى به كار مى رود كه خير و نعمت باشد.

73- عوامل سرور آسيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 9 - 8

8 - از ديدگاه آسيه ، نگه دارى موسى ( ع ) پركننده خلأ بى فرزندى ، مايه روشنى ديدگان و ارمغان آور سرور و شادمانى براى وى و فرعون بود .

و قالت . .. قرّت عين لى و لك ... عسى أن ينفعنا أو نتّخذه ولدًا

74- عوامل سرور اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 22 - 2

2 - آخرت طلبى و دل نبستن به دنيا ، موجب سرور و تابناكى چهره ها در قيامت

وجوه يومئذ ناضرة

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، بيانگر جايگاه اخروى كسانى است كه در قطب مخالف دلبستگان به دنيا قرار دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 11 - 4،5

4 - ايمان به قيامت و خوف از احوال آن روز ، موجب مصونيت از شرور روز قيامت و خرّمى رخسار و شادمانى دل

إنّا نخاف من ربّنا يومًا . .. فوقيهم اللّه شرّ ذلك اليوم و لقّيهم نضرة و سرورًا

5 - وفاى به نذر ، ايثار و انفاق خالصانه به نيازمندان و بيم از روز قيامت ، موجب مصونيت از سختى هاى قيامت و شادمانى در آخرت است .

يوفون بالنذر و يخافون يومًا . .. إنّما نطعمكم لوجه اللّه ... فوقيهم اللّه ... و

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه آيه شريفه ناظر به مجموع آيات مربوط به ابرار و ويژگى هاى آنان باشد.

75- عوامل سرور اصحاب يمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 9 - 1

1 - اعطاى نامه عمل به دست راست انسان در قيامت و حسابرسى آسان از او ، فرح بخش و شادى آفرين است .

و ينقلب إلى أهله مسرورًا

76- عوامل سرور بهشتيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 58 - 2

2 - بهشتيان ، در اوج سرور و شادمانى از نمردن و جاودانه بودن شان در حيات اخروى

أفما نحن بميّتين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 59 - 2

2 - سرور و شادمانى بهشتيان ، از نمردن و جاودانه زيستنن و نيز رهايى از عذاب الهى در آخرت

إلاّ موتتنا الأُولى و ما نحن بمعذّبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 18 - 7

7 - بهشتيان ، مسرور و شادمان از لطف پروردگار خويش ، به خاطر رهايى از دوزخ

فكهين بما ءاتيهم ربّهم و وقيهم ربّهم عذاب الجحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 23 - 2

2 - سرخوشى بهشتيان در مجالس انس ، با ربودن جام هاى شراب از دست يكديگر

يتنزعون فيها كأسًا

77- عوامل سرور در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 55 - 3

3 - بهشت و نعمت ها و خوشى هاى آن ، نتيجه و پاداش كردار انسان ها در دنيا است .

و لاتجزون إلاّ ما كنتم تعملون . إنّ أصحب الجنّة اليوم فى شغل فكهون

از ارتباط ميان اين آيه - كه سخن از بهشت و نعمت هاى آن است - و آيه پيش - كه درباره پاداش مطابق رفتار و كردار بود - برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 39 - 3

3 - پاكى ، تذكّرپذيرى ، هدايت جويى و خداترسى ، چهره انسان را در قيامت خندان و شادمان خواهد ساخت .

لعلّه يزّكّى . أو يذّكّر ... جاءك يسعى . و هو يخشى ... ضاحكة مستبشرة

78- عوامل سرور ساره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 71 - 4،5

4- همسر ابراهيم ، در پى اطلاع از مأموريت فرشتگان ( هلاك سازى قوم لوط ) شادان و خندان شد .

إنا أُرسلنا إلى قوم لوط. وامرأته قائمة فضحكت

برداشت فوق از تفريع جمله «ضحكت» به وسيله حرف «فاء» بر «إنا أُرسلنا. ..» در آيه قبل استفاده شده است; يعنى، آنچه مايه شادمانى همسر ابراهيم شد، اين بود كه دريافت قوم بزهكار لوط بر عذاب الهى گرفتار خواهند شد.

5- احساس امنيت ساره پس از ترس و وحشت از فرشتگان ، مايه شادى و خرسندى وى گرديد .

قالوا لاتخف إنا أُرسلنا إلى قوم لوط. وامرأته قائمة فضحكت

برداشت فوق، بر اين اساس است كه جمله «فضحكت» تفريع بر «لاتخف إنا اُرسلنا إلى قوم لوط» باشد.

79- عوامل سرور فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 9 - 8

8 - از ديدگاه آسيه ، نگه دارى موسى ( ع ) پركننده خلأ بى فرزندى ، مايه روشنى ديدگان و ارمغان آور سرور و شادمانى براى وى و فرعون بود .

و قالت . .. قرّت عين لى و لك ... عسى أن ينفعنا أو نتّخذه ولدًا

80- عوامل سرور قارون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 76 - 9

9 - شادمانى مغرورانه قارون به خاطر ثروت افسانه اى خويش

و ءاتينه من الكنوز . .. إذ قال له قومه لاتفرح

81- عوامل سرور كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 31 - 2

2 - كافرانى كه مؤمنان را مسخره كرده اند ، هنگام مراجعت نزد خانواده خويش ، از پوزخند ها و اشاره هاى طعنه آميز خود ، غرق شادمانى مى شوند .

يضحكون . .. يتغامزون . و إذا انقلبوا إلى أهلهم انقلبوا فكهين

در اين برداشت، «فَكِه» به معناى «مرد خوش دل و خندان» دانسته شده است. تكرار «انقلبوا» در آيه شريفه، براى مجسم ساختن حالت بازگشت كافران به خانه خويش است.

82- عوامل سرور كشاورزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 20 - 13

13 - بارش باران و سرسبز شدن مزارع ، برانگيزاننده شگفتى كشاورزان و مايه سرور و شادمانى آنان

كمثل غيث أعجب الكفّار نباته

«اعجاب» (مصدر «أعجب») به معناى به شگفتى واداشتن است و «كافر» (مفرد «كفّار») در اين جا به معناى كشاورز مى باشد.

83- عوامل سرور مادر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 13 - 8

8 - حضور كودك در كنار مادر ، مايه سرور و روشنى ديدگان و فراق او ، موجب اندوه و نگرانى مادر

فرددنه إلى أُمّه كى تقرّ عينها و لاتحزن

84- عوامل سرور مادر موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 13 - 7

7 - شادى كردن مادر موسى و زدايش غم از دل وى ، از هدف هاى خداوند در بازگرداندن موسى ( ع ) به دامان وى

فرددنه إلى أُمّه كى تقرّ عينها و لاتحزن

كلمه «كى» به اصطلاح، «تعليليه» و بيانگر هدف الهى در بازگرداندن موسى به دامان مادرش مى باشد. در اين آيه به دو هدف اشاره شده است: الف) شاد شدن مادر موسى و زدودن غم و اندوه ناشى از فراق فرزند. ب) عمل كردن خدا به وعده خود و يقين پيدا كردن مادر موسى به حقانيت وعده هاى الهى. برداشت ياد شده بيان مضمون هدف نخست است.

85- عوامل سرور مسيحيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 36 - 4

4- نزول قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) مايه سرور و شادمانى گروهى از يهود و نصارا بود .

والذين ءاتينهم الكتب يفرحون بما أُنزل إليك

جمله «و من الأحزاب . ..» (برخى از يهود و نصارا بخشى از قرآن را نمى پذيرند) حكايت از آن دارد كه مراد از «الذين ... يفرحون» همه يهود و نصارا نيستند. از اين رو در برداشت سرور و شادمانى به گروهى از آنان نسبت داده شد.

86- عوامل سرور مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 36 - 6

6 - مشركان ، با برخوردارى از امكانات اندك ، شادمان شده و با اندك گرفتارى ، نااميد مى شوند .

و إذا أذقنا الناس رحمة فرحوا بها و إن تصبهم سيّئة. .. يقنطون

ممكن است به قرينه آيات پيش - كه درباره مشركان است - «ال» در «الناس» عهد و مراد از «الناس» مشركان باشد. لازم به ذكر است كه تنوين «سيّئة» تنكير و براى قِلّت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 45 - 5

5 - انبساط خاطر و شادمانى مشركان به هنگام ياد شدن نام معبودهايى جز خداوند ( معبود هاى ادعايى آنان )

و إذا ذكر الذين من دونه إذا هم يستبشرون

87- عوامل سرور مشركان جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 17 - 2

2 - پسر مايه سرور و مباهات و دختر موجب ننگ و عار ، در ميان عرب جاهلى

و أصفيكم بالبنين . و إذا بشّر أحدهم بما ضرب للرحمن مثلاً ظلّ وجهه مسودًّا و هو

88- عوامل سرور مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 14 - 10

10- مشركان مكه ، سرخوش از بيرون راندن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سرزمين خويش

قريتك الّتى أخرجتك . .. زيّن له سوء عمله

مورد «سوء عمله» در آيه شريفه، همان اخراج پيامبر(صلی الله علیه و آله) از سرزمين مكه است.

89- عوامل سرور مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 15 - 2

2 - مرگ و ذلت مشركان متجاوز ، فرونشان شعله هاى خشم در سينه هاى مؤمنان صدر اسلام

قتلوهم يعذبهم اللّه . .. و يذهب غيظ قلوبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 58 - 2

2 - تنها نعمتى كه برخوردارى از آن ، بايد مايه خوشحالى و شادمانى مؤمنان باشد ، قرآن است .

قد جاءتكم موعظة من ربكم . .. قل بفضل اللّه و برحمته فبذلك فليفرحوا

90- عوامل سرور مؤمنان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 124 - 10

10 - افزايش ايمان مؤمنان و بروز شادمانى در چهره آنان ، با نزول و شنيدن آيه هاى قرآن

فأما الذين ءامنوا فزادتهم إيمناً و هم يستبشرون

91- عوامل سرور والدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 9 - 5

5 - فرزند ، مايه روشنى چشم والدين و سرور و شادمانى آنان

و قالت امرأت فرعون قرّت عين لى و لك

92- عوامل سرور يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 36 - 4

4- نزول قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) مايه سرور و شادمانى گروهى از يهود و نصارا بود .

والذين ءاتينهم الكتب يفرحون بما أُنزل إليك

جمله «و من الأحزاب . ..» (برخى از يهود و نصارا بخشى از قرآن را نمى پذيرند) حكايت از آن دارد كه مراد از «الذين ... يفرحون» همه يهود و نصارا نيستند. از اين رو در برداشت سرور و شادمانى به گروهى از آنان نسبت داده شد.

93- كمى سرور دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 82 - 5

5 - خوشى هاى دنيا در مقايسه با رنج هاى اخروى براى گناهكاران بسى ناچيز است .

فليضحكوا قليلا و ليبكوا كثيراً

94- كمى سرور گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 82 - 5

5 - خوشى هاى دنيا در مقايسه با رنج هاى اخروى براى گناهكاران بسى ناچيز است .

فليضحكوا قليلا و ليبكوا كثيراً

95- كمى سرور منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 82 - 1،2

1 - خوشحالى و خنده منافقان متخلف از جهاد ، اندك و زودگذر در مقايسه با عذاب ها و گريه هاى اخروى آنان

فليضحكوا قليلا و ليبكوا كثيراً

برداشت فوق بر اين اساس است كه جمله «فليضحكوا» در مورد دنيا و «و ليبكوا» در مورد آخرت باشد.

2 - شادى اندك و رنج طولانى منافقان در دنيا ، بازتاب عملكرد آنان و كيفر الهى براى ايشان

فليضحكوا قليلا و ليبكوا كثيراً جزاء بما كانوا يكسبون

برداشت فوق بدين احتمال است كه خنده و گريه در «فليضحكوا قليلا و ليبكوا كثيراً» هر دو مربوط به دنيا باشد.

96- متخلفان از جهاد و سرور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 82 - 4

4 - متخلفان از جهاد ، نبايد از تخلف خويش مسرور گردند ; بلكه بايد از پيامد ناگوار ترك اين فريضه ، محزون و غمزده باشند .

فرح المخلفون . .. فليضحكوا قليلا و ليبكوا كثيراً

97- محروميت از سرور اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 13 - 2

2 - دوزخيان در آخرت ، از حضور شادمانه نزد خويشاوندان خود محروم خواهند بود .

إنّه كان فى أهله مسرورًا

مقايسه دو تعبير «ينقلب إلى أهله» (در آيات پيشين) و «كان فى أهله»، گوياى اين است كه گرفتاران دوزخ، از لذت همنشينى با خويشاوندان خود بهره اى نمى برند.

98- منشأ سرور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 60 - 5

5 - زيبايى ، طراوت و نشاط آفرينى گياهان براى انسان ، امرى مهم و براساس تقدير و برنامه الهى

فأنبتنا به حدائق ذات بهجة

تذكر خداوند به بهجت آفرينى بوستان ها براى آدميان، نشانگر اهميت آن و تدبير و تقدير الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 43 - 1

1 - اراده الهى ، حاكم بر حالات شادى و غم انسان

و أنّه هو أضحك و أبكى

99- ناپايدارى سرور دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 15 - 4،5

4 - دنيا و شادى هاى آن ، جاودانه نيست و دگرگون خواهد شد .

إنّه كان فى أهله مسرورًا . إنّه ظنّ أن لن يحور . بلى

5 - خداوند ، آگاه به وجود نشيب و فراز در مراحل حيات دنيوى و اخروى انسان و ناپايدار ماندن محفل هاى خانوادگى و خوش گذرانى هاى دنيامداران

بلى إنّ ربّه كان به بصيرًا

هر چند ضمير در «ربّه» و «به»، به منكر معاد برمى گردد; ولى محتواى آيه شريفه، به جنبه انسان بودن آنان مربوط است.

100- ناپايدارى سرور دنيوى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 13 - 3

3 - شادى هاى دنيايى كافران ، شايسته دل بستگى نبوده و پايدار نخواهد ماند .

إنّه كان فى أهله مسرورًا

101- نعمت سرور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 55 - 3

3 - غم ، شادى ، مرگ ، حيات و نيازمندى و غنا ، هر يك ضرورت و نعمتى در نظام زندگى انسان *

فبأىّ ءالاء ربّك تتمارى

در صورتى كه تعبير «آلاء» در مورد مطالب آيات پيشين به كار رفته باشد، مطلب ياد شده را مى توان به دست آورد.

5- سرگرمي

1- اشتغال به سرگرمى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 98 - 1

1 - جوامع تكذيب كننده رسولان الهى همواره در خطر گرفتار شدن به عذاب الهى ، بويژه به هنگام اشتغال به سرگرمى ها و بازيچه هاى روزانه

أو أمن أهل القرى أن يأتيهم بأسنا ضحى و هم يلعبون

2- دين سازى با سرگرمى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 70 - 1،25

1 - برخى مردم بازى و سرگرميهاى دنيا را به عنوان دين خود برگزيده اند.

و ذر الذين اتخذوا دينهم لعبا و لهوا

25 - كسانى كه بازى و سرگرمى دنيا را دين خود قرار داده اند، كافرند.

و ذر الذين اتخذوا دينهم لعبا و لهوا . .. بما كانوا يكفرون

بنابراين كه «اتخذوا دينهم لعبا»، به معناى «اتخذوا اللعب دينا» باشد.

3- سرگرمى با آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 17 - 3،4

3- توانايى بر آفريدن جهان كنونى براى بازيچه و سرگرمى خويش ، تنها در قلمرو قدرت خدا است و هيچ موجودى قادر بر انجام اين كار نيست .

لو أردنا أن نتّخذ لهوًا لاَتّخذنه من لدنّا

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه «من لدنّا»، معناى «من جهة قدرتنا» را افاده كند (چنان كه برخى از مفسران بزرگ بر اين نظرند). و يا اين كه «من لدنّا» ظرف مختص - در قبال «من لدن غيرنا» باشد. براين اساس پيام آيه چنين مى

شود: «اگر بنا بود جهان را سرگرمى خود قرار دهيم، باز اين كار تنها در توان ما است نه خدايان ادعايى مشركان و يا ديگر قدرت ها; پس قدرت و ربوبيت مطلقه در انحصار خدا است». گفتنى است آمدن «لدنّا» - كه براى ابتداى غايت است - به جاى «عندنا» - كه براى صرف حضور است - مؤيد برداشت ياد شده است.

4- اگر خداوند - برفرض محال - به منظور سرگرمى خود جهانى مى آفريد ، جهان طبيعت ، شايسته اين منظور نبود ; بلكه جهانى برتر از آن را انتخاب مى كرد .

لو أردنا أن نتّخذ لهوًا لاَتّخذنه من لدنّا إن كنّا فعلين

برداشت ياد شده مبتنى براين احتمال است كه «من لدنّا»به معناى «ممّا عندنا» باشد و يا معناى «ممّا يليق بحضرتنا. ..» را افاده كند; يعنى، بر فرض انتخاب سرگرمى، از عوالم و موجوداتى كه پيش خودمان است و مقرّب تر به ما و برتر از جهان طبيعت است (از قبيل مجردات و ...) برمى گزيديم.

4- سرگرمى با موجودات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 17 - 2

2- مخلوقات ، هرگز اسباب سرگرمى و لعب و لهو آفريدگار خويش نيستند .

لو أردنا أن نتّخذ لهوًا لاَتّخذنه من لدنّا إن كنّا فعلين

5- سرگرمى به دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 26 - 8

8 - هلاكت امت هاى كافر پيشين ، در حال غفلت و سرگرمى آنان به دنيا ، بوده است .

أهلكنا . .. يمشون فى مسكنهم

احتمال دارد كه جمله «يمشون. ..» حال براى مفعول «أهلكنا» باشد.

6- سرگرمى بهشتيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 56 - 1

1 - مردان بهشتى با همسرانشان - در حالى كه به شوخى و گفت وگوى لذت بخش مشغولند - زير سايه ها نشسته و بر تخت هاى مزيّن و مجلل ( چون حجله عروس ) تكيه خواهند زد .

إنّ أصحب الجنّة اليوم فى شغل فكهون . هم و أزوجهم فى ظلل على الأرائك متّكئون

جمله «هم و أزواجهم. ..» استئناف بيانى براى آيه پيشين (إنّ أصحاب الجّنة...) است و موقعيت مكانى و جايگاه اهل بهشت را - كه به شوخى و صحبت لذت بخش مشغولند - بيان مى كند. «أريكة» (مفرد «أرائك») نيز به معناى تخت مزين در حجله عروس است.

7- سرگرمى دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 70 - 1،2،5

1 - برخى مردم بازى و سرگرميهاى دنيا را به عنوان دين خود برگزيده اند.

و ذر الذين اتخذوا دينهم لعبا و لهوا

2 - گروهى از مردم نابخردانه دين خدا را بازيچه و سرگرمى براى خود قرار داده اند.

و ذر الذين اتخذوا دينهم لعبا و لهوا

مراد از «دينهم» مى تواند آيين الهى باشد كه براى آنان نازل گشته، ولى آنان به جاى تمسك آن را بازيچه خويش قرار داده اند.

5 - مغالطه گرايان و خوض كنندگان در اسلام و قرآن و استهزاكنندگان آن، دين خدا را بازيچه و سرگرمى خود قرار داده اند.

الذين يخوضون فى ءايتنا . .. يخوضوا فى حديث غيره ... و ذر الذين اتخذوا دينهم لعبا

مراد از «الذين . ... »، به قرينه آيات پيشين، همان خوض كنندگان در آيات هستند.

8- سرگرمى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 99 - 2

2 - فراگيرى عذاب بر كفرپيشگان بى تقوا به هنگام غفلت هاى شبانه و سرگرمى هاى روزانه ، از مكر ها و برنامه هاى پنهانى خداوند با آنان

أن يأتيهم بأسنا بيتا . .. ضحى و هم يلعبون. أفأمنوا مكر اللّه

9- سرگرمى كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 3 - 9

9- كافرانِ هدايت ناپذير صدراسلام ، سرگرم آرزو هاى واهى بودند .

ذرهم . .. و يلههم الأمل

10- سرگرمى متخلفان از مسافرت به حديبيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 11 - 6

6 - ادعاى سرگرمى به مال و خانواده ، بهانه تخلّف اعراب از همراهى باپيامبر (صلی الله علیه و آله)

سيقول لك المخلّفون من الأعراب شغلتنا أمولنا و أهلونا

6- سست ايمانان

1- آثار اذيت سست ايمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 10 - 3

3 - برخى از مدّعيان ايمان ، به قدرى ايمان شان سطحى و سست است كه با فتنه و آزارِ مردمان ، از دين ، دست مى كشند .

و من الناس من يقول ءامنّا باللّه فإذا أوذى فى اللّه جعل فتنة الناس كعذاب اللّه

2- آثار عجز سست ايمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 20 - 13

13- ناتوانى منافقان و افراد سست ايمان ، از توجيه آيات جهاد ، تنگ كننده عرصه حيات بر آنان *

فإذا أنزلت سورة محكمة و . .. ينظرون إليك نظر المغشىّ عليه من الموت

از ارتباط «سورة محكمة» با «ينظرون إليك نظر المغشىّ عليه من الموت»، مى توان استفاده كرد كه انسان هاى سست ايمان يا منافق، در ساير تكاليف - كه به گونه اى قابل توجيه است - با ترفندى، خويش را آسوده مى كنند; اما در مورد جهاد چون آياتش محكم، قاطع و توجيه ناپذير است، خود را در بن بست ديده و شديداً نگران مى شوند.

3- ادعاى سست ايمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 10 - 9

9 - عناصر سست ايمانِ عافيت طلب ، با مشاهده پيروزى مؤمنان ، مدعى همراهى ديرينه با مؤمنان اند .

و لئن جاء نصر من ربّك ليقولنّ إنّا كنّا معكم

4- اضطراب سست ايمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 20 - 11

11- انسانِ منافق و سست ايمان ، ناتوان از پنهان داشتن هميشگى تزلزل درونى خويش

ينظرون إليك نظر المغشىّ عليه من الموت

از اين كه انسانِ بيماردل سست ايمان، از آيات جهاد به وحشت مى افتد و اين نگرانى در سيمايش ظاهر مى شود، مطلب بالا به دست مى آيد.

5- بينش سست ايمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 20 - 9

9- جهاد ، به معناى مرگ و نابودى ، در بينش منافقان و انسان هاى سست ايمان

و ذكر فيها القتال رأيت الذين فى قلوبهم مرض ينظرون إليك نظرالمغشىّ عليه من الموت

تعبير «المغشىّ عليه من الموت» و كاربرد اين تشبيه، مى تواند بر اين اساس باشد كه انسانِ سست ايمان با فرمان جهاد، مرگ خويش را به چشم مى بيند; چنان كه محتضر نيز چنين است; در حالى كه جهاد زمينه شهادت است و نه نابودى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 22 - 6

6- جهاد ، در نگاه بيماردلانِ سست ايمان ، عامل فساد ، فتنه و برادركشى *

الذين فى قلوبهم مرض . .. إن تولّيتم أن تفسدوا فى الأرض

برداشت بالا بدان اختمال است كه مجموع آيه، پاسخى به بهانه جويى ها و دستاويزهاى منافقان و عناصر سست ايمان باشد; زيرا از اين پاسخ، استفاده مى شود كه بيماردلان براى توجيه فرار خويش از جهاد، آن را مايه فساد و برادركشى مى شمردند; ولى خداوند به ايشان يادآور شده كه مفسد و برادركش واقعى شماييد كه به دنيا چسبيده و براى حفظ دنيايتان هر كارى خواهيد كرد.

6- ذلت سست ايمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 20 - 13

13- ناتوانى منافقان و افراد سست ايمان ، از توجيه آيات جهاد ، تنگ كننده عرصه حيات بر آنان *

فإذا أنزلت سورة محكمة و . .. ينظرون إليك نظر المغشىّ عليه من الموت

از ارتباط «سورة محكمة» با «ينظرون إليك نظر المغشىّ عليه من الموت»، مى توان استفاده كرد كه انسان هاى سست ايمان يا منافق، در ساير تكاليف - كه به گونه اى قابل توجيه است - با ترفندى، خويش را آسوده مى كنند; اما در مورد جهاد چون آياتش محكم، قاطع و توجيه ناپذير است، خود را در بن بست ديده و شديداً نگران مى شوند.

7- زمينه تشخيص سست ايمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 20 - 10

10- آيات جهاد و تكاليف دشوار دين ، زمينه ساز شناسايى منافقان و سست ايمان ها

فإذا أنزلت سورة محكمة و ذكر فيها القتال رأيت الذين فى قلوبهم مرض ينظرون إليك نظر

8- سختى مرگ سست ايمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 27 - 1

1- سست ايمان هاى همدل با كافران ، داراى وضعيتى بس دشوار به هنگام جان كندن

فكيف إذا توفّتهم الملئكة

9- سست ايمانان در جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 47 - 4

4 - شركت بى ايمان ها و سست باوران در جنگ و جهاد ، جز فساد و فتنه انگيزى و تأثير منفى بر ديگران ، نتيجه اى ندارد .

لو خرجوا فيكم ما زادوكم إلا خبالا و لأوضعوا خللكم يبغونكم الفتنة

جمله «يبغونكم الفتنة» حال براى ضمير فاعل «أوضعوا» است; يعنى، اگر منافقان براى جنگ بيرون مى آمدند، مطمئناً در حق شما فتنه جويى مى كردند.

10- سست ايمانان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 11 - 1

1 - وجود برخى از عناصر مذبذب و هرهرى مذهب در جمع مسلمانان صدراسلام

و من الناس من يعبد اللّه على حرف فإن أصابه خير اطمأنّ به و إن أصابته فتنة انقلب

«حرف» به معناى طرف و كنار است. «على حرف» متعلق به عامل مقدر و حال از ضمير مستتر در «يعبد» است.;يعنى، «و من الناس من يعبد اللّه حال كونه على طرف من الدين». آيه فوق، خبر از عناصرى از اهل شرك مى دهد كه همراه با اضطراب، تشويش، دودلى و ترديد وارد جبهه توحيد و يكتاپرستى (اسلام) مى شدند. آنان مانند كسى هستند كه در كنار معركه چشم به راه مى نشيند; اگر ديد جنگجويان دارند پيروز مى شوند، وارد معركه مى شوند; اما اگر احساس كرد كه آنها شكست مى خورند، فرار مى كند. عناصر فوق نيز اگر به مال و منالى دست مى يافتند، شادمان مى شدند و پا بر جا مى ماندند; اما اگر اتفاقاً مواجه با ناملايمات و سختى ها مى شدند، از جبهه توحيدى روى بر مى تافتند و به آيين سابقشان (شرك) باز مى گشتند.

11- عجز سست ايمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 20 - 11

11- انسانِ منافق و سست ايمان ، ناتوان از پنهان داشتن هميشگى تزلزل درونى خويش

ينظرون إليك نظر المغشىّ عليه من الموت

از اين كه انسانِ بيماردل سست ايمان، از آيات جهاد به وحشت مى افتد و اين نگرانى در سيمايش ظاهر مى شود، مطلب بالا به دست مى آيد.

12- محروميت سست ايمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 20 - 7

7 - سست باوران در حقانيت وحى و معارف دينى ، محروم از هدايت و رحمت قرآن

و هدًى و رحمة لقوم يوقنون

در صورتى كه «قوم يوقنون» نظر به كسانى داشته باشد كه داراى يقين بالفعل هستند; از مفهوم آيه شريفه مطلب ياد شده استفاده مى شود.

13- مشكلات زندگى سست ايمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 20 - 13

13- ناتوانى منافقان و افراد سست ايمان ، از توجيه آيات جهاد ، تنگ كننده عرصه حيات بر آنان *

فإذا أنزلت سورة محكمة و . .. ينظرون إليك نظر المغشىّ عليه من الموت

از ارتباط «سورة محكمة» با «ينظرون إليك نظر المغشىّ عليه من الموت»، مى توان استفاده كرد كه انسان هاى سست ايمان يا منافق، در ساير تكاليف - كه به گونه اى قابل توجيه است - با ترفندى، خويش را آسوده مى كنند; اما در مورد جهاد چون آياتش محكم، قاطع و توجيه ناپذير است، خود را در بن بست ديده و شديداً نگران مى شوند.

14- نفرين بر سست ايمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 20 - 14

14- منافقان و افراد سست ايمانِ بيزار از جهاد ، مورد نفرين الهى و سزاوار مرگ

فأولى لهم

«أولى لهم» ممكن است در مقام انشا و نفرين باشد.

15- هشدار به سست ايمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 10 - 18

18 - خداوند ، به مؤمنان عافيت طلب و دارندگان ايمان سطحى ، هشدار داده است .

و من الناس من يقول ءامنّا باللّه فإذا أوذى فى اللّه جعل فتنة الناس كعذاب اللّه .

7- سستي

1- آثار سستى در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 87 - 4

4 - كوتاهى در ابلاغ رسالت الهى و عقب نشينى از آرمان هاى دينى ، موجب تقويت جبهه كفر و نوعى پشتيبانى از مواضع كفرپيشگان است .

فلاتكوننّ ظهيرًا للكفرين . و لايصدّنّك عن ءايت اللّه

توصيه خداوند به دست برنداشتن از ابلاغ آيات الهى، پس از هشدار از هرگونه پشتيبانى از كافران، مى تواند به اين حقيقت اشاره داشته باشد كه ترك ابلاغ رسالت الهى، نوعى تقويت و پشتيبانى از آنان به شمار مى رود.

2- آثار سستى در تكليف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 63 - 10

10- پيامبران ، در صورت مسامحه در امر رسالت و ترك ابلاغ توحيد ، گنه كارند .

فمن ينصرنى من الله إن عصيته

3- آثار سستى در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 46 - 5

5 - سستى اهل ايمان در پيكار با دشمنان دين ، موجب از ميان رفتن ابهت و قوّت جامعه اسلامى

و لاتنزعوا فتفشلوا و تذهب ريحكم

4- آثار سستى در جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 39 - 5

5 - ترك جهاد و سستى در امر پيكار با دشمن ، زمينه ساز نابودى جامعه و جايگزين شدن جامعه ديگرى به جاى آن

إلا تنفروا يعذبكم عذاباً أليماً و يستبدل قوماً غيركم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 35 - 3

3- سستى در جهاد و نبرد با دشمن ، در پى دارنده سازشى خفّت بار *

فلاتهنوا و تدعوا إلى السلم و أنتم الأعلون

تقدم «لاتهنوا» بر «تدعوا إلى السلم» بيانگر اين حقيقت است كه سستى، پيش زمينه سازش است; سازشى كه امت هاى برتر (و أنتم الأعلون) را به ذلّت مى كشاند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 5 - 20

20 - ضعف و سستى برخى از مسلمانان صدراسلام در جنگ و جهاد ، موجب آزار ديدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) گرديد .

يأيّها الذين ءامنوا لم تقولون . .. لم تؤذوننى و قد تعلمون أنّى رسول اللّه إليكم

سخن در آيات پيشين، درباره كسانى است كه شعار جهاد مى دهند ولى از شركت در صفوف مجاهدان سر باز مى زنند و يا بر فرض شركت، ضعف و سستى نشان مى دهند. به نظر مى رسد مطرح ساختن موضوع آزارهاى يهود به موسى(ع)، براى بيان اين نكته باشد كه ضعف و سستى در جهاد و تخلف از فرمان هاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) در جهاد، موجبات آزار رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را فراهم كرده و همان عواقبى را در پى خواهد داشت كه براى قوم موسى در پى داشت.

5- آثار سستى در نماز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 9 - 5

5 - اهميت ندادن به نماز و عدم مراقبت بر انجام به موقع آن ، نشانه ضعف ايمان

قد أفلح المؤمنون . .. و الذين هم على صلوتهم يحافظون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 34 - 4

4 - سهل انگارى در نماز ، نشانه ضعف ايمان

الذين هم على صلاتهم دائمون . .. و الذين هم على صلاتهم يحافظون

6- آثار سستى مسلمانان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 5 - 20

20 - ضعف و سستى برخى از مسلمانان صدراسلام در جنگ و جهاد ، موجب آزار ديدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) گرديد .

يأيّها الذين ءامنوا لم تقولون . .. لم تؤذوننى و قد تعلمون أنّى رسول اللّه إليكم

سخن در آيات پيشين، درباره كسانى است كه شعار جهاد مى دهند ولى از شركت در صفوف مجاهدان سر باز مى زنند و يا بر فرض شركت، ضعف و سستى نشان مى دهند. به نظر مى رسد مطرح ساختن موضوع آزارهاى يهود به موسى(ع)، براى بيان اين نكته باشد كه ضعف و سستى در جهاد و تخلف از فرمان هاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) در جهاد، موجبات آزار رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را فراهم كرده و همان عواقبى را در پى خواهد داشت كه براى قوم موسى در پى داشت.

7- آجتناب از سستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 104 - 1،4

1 - مجاهدان نبايد در رويارويى و تعقيب دشمنان ، سستى نشان دهند .

و لاتهنوا فى ابتغاء القوم

4 - سختى ها و رنج هاى ناشى از رويارويى با دشمنان دين ، نبايد موجب سستى در پيكار با آنان شود .

و لاتهنوا . .. ان تكونوا تألمون فانهم يألمون كما تألمون

8- ترك سستى در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 43 - 6

6 - لزوم برخوردى استوار و به دور از هرگونه ضعف و سستى ، در مقام تبليغ معارف دينى

فاستمسك بالذى أُوحى إليك

9- ترك سستى در جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 4 - 9

9 - لزوم پرهيز از ضعف و سستى ، در ميدان مبارزه و جهاد

يقتلون فى سبيله صفّ-ًا كأنّهم بنين مرصوص

10- حرمت سستى در نماز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 59 - 4

4- ضايع كردن نماز و سهل انگارى در آن ، حرام و از گناهان بزرگ است .

أضاعوا الصلوة . .. فسوف يلقون غيًّا

چنان كه گفته شد معناى «يلقون غيّاً» - به قرينه «يدخلون الجنّة» (در آيه بعد) - «يلقون جزاء غيّهم» است; كه وعده عذاب به شمار مى آيد. وعده عذاب نيز نوعاً در برابر گناهان بزرگ است.

11- زمينه سازى سستى در ديندارى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 94 - 6

6- حرمت فراهم آوردن زمينه بى اعتقادى مردم نسبت به دين و ارزش هاى دينى

و لاتتخذوا أيمنكم دخلاً بينكم فتزلّ قدم بعد ثبوتها و تذوقوا السوء

برداشت فوق، به خاطر اين نكته است كه نهى از «حنث قسم» از آن جهت صورت گرفته كه سبب سست شدن عقيده ديگران مى شود و در ذيل آيه شريفه، اين عمل «صد عن سبيل الله» و داراى «عذاب عظيم» شناخته شده است.

12- زمينه سستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 43 - 13

13 - خداوند به دليل آگاهيش بر عوامل اطمينان بخش قلب ها و علمش به زمينه هاى سستى آفرين ، مشركان بدر را در رؤياى پيامبر (صلی الله علیه و آله) اندك نمايان ساخت .

و لكن اللّه سلم إنه عليم بذات الصدور

13- زمينه سستى در ايمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 94 - 9

9- سست كردن ايمان مردم با سوء استفاده از مقدسات دين ، « صد عن سبيل الله » است .

و لاتتخذوا أيمنكم دخلاً . .. و تذوقوا السوء بما صددتّم عن سبيل الله

از اينكه خداوند از حنث سوگند و فريب كارى، به سد راه خدا تعبير كرد (بما صددتّم عن سبيل الله)، استفاده مى شود كه سست كردن ايمان مردم با حنث سوگند و فريب كارى، مصداق بارز سد راه خداست.

14- زمينه سستى در حقوق والدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 15 - 3

3- انسان در معرض لغزش نسبت به حقوق والدين و سهل انگارى در احسان به آنان

ووصّينا الإنسن بولديه إحسنًا

توصيه الهى به لزوم احسان به والدين - على رغم طبيعى و فطرى بودن چنين پيوند و تمايلى در وجود انسان - نشانگر اهميت و حساسيت اين تكليف و امكان لغزش و سهل انگارى انسان در مقام عمل بدان است.

15- زمينه سستى در عمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 11 - 21

21 - ضعف انسان در مرحله عمل ، ناشى از ضعف شناخت وى نسبت به خداوند

قل فمن يملك لكم من اللّه شيئًا إن أراد بكم ضرًّا أو أراد بكم نفعًا

اعراب متخلف، در مرحله عمل، گرفتار گناه شدند; ولى خداوند آنان را به نكته اى معرفتى، در زمينه شناخت حاكميت مطلق اراده خويش تذكر داده است و اين مى نماياند كه مشكل اصلى، عدم معرفت بوده است.

16- زمينه سستى روابط عاطفى مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 13

13- انعطاف پذيرى در برابر كافران و منكران دين ، سست كننده بنيان رحمت و مودّت ميان مؤمنان

أشدّاء على الكفّار رحماء بينهم

اين برداشت، وجه ديگر برداشت قبل است.

17- زمينه سستى عقيده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 16 - 9

9 - تلاش برخى از اهل كتاب ، در ايجاد تزلزل اعتقادى در بين مسلمانان

و الذين يحاجّون فى اللّه

بنابراين كه مراد از «الذين. ..» اهل كتاب و مقصود از «فى اللّه» دين خدا (اسلام) باشد، به دست مى آيد كه برخى از اهل كتاب با ايجاد شبهه در باور مسلمانان، سعى در متزلزل ساختن اعتقاد آنان داشتند.

18- سرزنش سستى در جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 4 - 8

8 - كسانى كه شعار جهاد سر مى دهند ولى در عرصه پيكار يا شركت نمى كنند و يا در صورت شركت كردن از خود سستى نشان مى دهند و استقامت نمى كنند ، مورد خشم شديد خداوند هستند .

لِمَ تقولون . .. كبر مقتًا عند اللّه ... إنّ اللّه يحبّ ... كأنّهم بنين موصوص

آيات پيشين - كه در مقام سرزنش مدعيان بدون عمل بود - تمهيدى براى بيان موضوع جهاد است; چرا كه صحنه جنگ، محل لغزش قدم ها و آشكار شدن مدعيان از مؤمنان حقيقى است.

19- سرزنش سستى در حق طلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 89 - 8

8 - سستى و ناپايدارى در مسير حق طلبى و خداخواهى ، عملى جاهلانه و پيمودن راه جاهلان است .

فاستقيما و لاتتبعان سبيل الذين لايعلمون

20- سرزنش سستى در نماز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 54 - 9

9 - مذمت خداوند از كسالت در نماز و انفاقِ بدون ميل و رغبت

لايأتون الصلوة إلا و هم كسالى و لاينفقون إلا و هم كرهون

21- سستى آسمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 16 - 2

2 - آسمان پس از شكافته شدن در آستانه برپايى قيامت ، سست و نااستوار خواهد شد .

فهى يومئذ واهية

«وهى» (ماده «واهية») به چيزى گفته مى شود كه رسته اش سست شده باشد.

22- سستى استحكامات بشرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 98 - 13

13- محكم ترين دژ هاى ساخته بشر ، در برابر اراده و قدرت الهى ، ناپايدارند .

فإذا جاء وعد ربّى جعله دكّاء

23- سستى استخوان زكريا(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 4 - 1،4

1- زكريا به هنگام پيرى مفرط و سستى استخوان ها و سپيدى مو هاى سرش از خداوند خواهان فرزند شد .

قال ربّ إنّى وهن العظم منّى واشتعل الرأس شيبًا

«عظم» به معناى استخوان است. «وهن العظم منّى»; يعنى، استخوان هايم سست شد كلمه «شيباً» تمييز و به معناى سفيدى مو است و «اشتعال»، يعنى آتش گرفتن (لسان العرب). بنابراين جمله «اشتعل» از مادّه «شعل» سفيدى دم و پيشانى اسب) مشتق باشد; در اين صورت جمله «اشتعل ...»، يعنى «موى سر سپيد شد».

4- استخوان زكرياى پيغمبر در اثر پيرى ، سست شده بود .

إنّى وهن العظم منّى

24- سستى اصحاب الجنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 22 - 2

2 - پديدار شدن سستى و كوتاهى در ميان برخى از باغداران يمنى ، در عمل به سوگند خويش

أن اغدوا على حرثكم إن كنتم صرمين

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه شرط «إن كنتم صارمين» براى تعليق حقيقى نيست; زيرا آنان از پيش بر انجام آن سوگند ياد كرده بودند; بلكه به منظور بيان پديدار شدن سستى و كوتاهى در وفا به سوگند خويش است.

25- سستى خانه عنكبوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 41 - 1،2،6

1 - دوست گيرندگان غيرخدا ، همانند عنكبوت اند كه خانه اى بس سست و بى بنياد ، براى خود ساخته است .

مثل الذين اتّخذوا من دون اللّه أولياء كمثل العنكبوت اتّخذت بيتًا

2 - انتخاب كنندگان ولىّ و كارسازى غير از خدا ، همانند عنكبوت اند كه براى خود خانه اى بى بنياد ، بنا كرده است .

مثل الذين اتّخذوا من دون اللّه أولياء كمثل العنكبوت اتّخذت بيتًا

6 - خانه عنكبوت ، بى بنياد و سست ترين خانه ها است .

و إنّ أوهن البيوت لبيت العنكبوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 42 - 3

3 - تشريح بى بنيادى شرك - همانند بى بنيادى خانه عنكبوت - برخاسته از علم خداوند است .

مثل الذين اتّخذوا من دون اللّه أولياء كمثل العنكبوت اتّخذت بيتًا . .. إنّ اللّه

26- سستى خانه هاى قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 8 - 3

3 - ساختمان هاى مرتفع و مستحكم قوم عاد ، سست و بى مقاومت در برابر عذاب الهى

كيف فعل ربّك . .. الّتى لم يخلق مثلها فى البلد

27- سستى در پيرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 68 - 3

3 - انسان ، در جلوگيرى از تحليل و سستى قواى خويش به هنگام پيرى ، ناتوان است .

و من نعمّره ننكّسه فى الخلق

28- سستى در تسبيح خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نصر - 110 - 3 - 11

11 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور مغفرت خواهى و درخواست عفو خداوند ، از كوتاهى در تسبيح و حمد او و تقاضاى توجّه و عنايت مجدّد او به آن حضرت

و استغفره

استغفارى كه در اين سوره به آن امر شده است - به قرينه تعليق بر نصرت و فتح و عطف بر تسبيح و حمد - استغفار ويژه اى است. اين استغفار، در ارتباط با حمد و تسبيح، به معناى درخواست عفو از كاستى هاى آن و در ارتباط با «توّاباً»، به معناى درخواست رجوع مجدّد و مكرر خداوند و تقاضاى عنايت هاى تازه به تازه او است.

29- سستى در تكليف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 31 - 16

16 - كوتاهى و تفريط در امور دينى و مسؤوليتها، گناه و بارى شوم بر دوش انسان است.

قالوا يحسرتنا على ما فرطنا فيها و هم يحملون أوزارهم على ظهورهم ألا ساء ما يزرون

بنابراين كه «ما در «ما فرطنا» موصوله و مرجع براى ضمير «فيها» باشد.

30- سستى در حمد خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نصر - 110 - 3 - 11

11 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور مغفرت خواهى و درخواست عفو خداوند ، از كوتاهى در تسبيح و حمد او و تقاضاى توجّه و عنايت مجدّد او به آن حضرت

و استغفره

استغفارى كه در اين سوره به آن امر شده است - به قرينه تعليق بر نصرت و فتح و عطف بر تسبيح و حمد - استغفار ويژه اى است. اين استغفار، در ارتباط با حمد و تسبيح، به معناى درخواست عفو از كاستى هاى آن و در ارتباط با «توّاباً»، به معناى درخواست رجوع مجدّد و مكرر خداوند و تقاضاى عنايت هاى تازه به تازه او است.

31- سستى در دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 31 - 16

16 - كوتاهى و تفريط در امور دينى و مسؤوليتها، گناه و بارى شوم بر دوش انسان است.

قالوا يحسرتنا على ما فرطنا فيها و هم يحملون أوزارهم على ظهورهم ألا ساء ما يزرون

بنابراين كه «ما در «ما فرطنا» موصوله و مرجع براى ضمير «فيها» باشد.

32- سستى در عمل به تكليف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 120 - 16

16 - تعلل در انجام وظايف دينى ، با توجه به مأجور بودن كمترين تلاش و رنج انسان در راه خدا ، شايسته نيست .

ذلك بأنهم لا يصيبهم ظمأ و . .. فى سبيل اللّه ... إلا كتب لهم به عمل صلح

33- سستى در مسلمانان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 16 - 7

7 - وجود برخى افراد سست ايمان و مرتبط با بيگانگان ، در ميان مسلمانان صدر اسلام

و لم يتخذوا من دون اللّه و لا رسوله و لا المؤمنين وليجة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 38 - 4

4 - بروز نوعى سستى ميان گروهى از مسلمانان صدر اسلام ، براى رفتن به جنگ تبوك

يأيها الذين ءامنوا ما لكم إذا قيل لكم انفروا . .. اثّاقلتم إلى الأرض

اين بخش از آيات، چنانكه برخى از مفسران گفته اند، مربوط به جنگ تبوك است.

34- سستى در نماز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 142 - 9،10

9 - سستى و نشاط نداشتن در نماز و مقدمات آن ، از صفات منافقان

و إذا قاموا إلى الصّلوة قاموا كسالى

«كسالى» جمع «كسلان» است ; و كسلان به كسى گفته مى شود كه با كندى و اكراه و بدون نشاط و ميل، كارى را انجام دهد. قيام به سوى نماز كه مفاد جمله «قاموا إلى الصّلوة» است، شامل مقدمات نماز نيز مى شود.

10 - ضرورت برپايى نماز ، با ميل و نشاط و پرهيز از كسالت و خمودى در انجام آن

و إذا قاموا إلى الصّلوة قاموا كسالى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 54 - 5

5 - كسالت و كاهلى در نماز ، از نشانه هاى نفاق و عدم ايمان واقعى به خدا و رسول اوست .

كفروا باللّه و برسوله و لايأتون الصلوة إلا و هم كسالى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ماعون - 107 - 5 - 7

7 - « عن أبى اُسامة زيد الشحّام قال : سألت أباعبداللّه ( ع ) عن قول اللّه « الذين هم عن صلاتهم ساهون » قال : هو الترك لها و التوانى عنها ;

زيد شحّام گويد: از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند «الذين هم عن صلاتهم ساهون» سؤال كردم، فرمود: [مراد از] آن ترك نماز و كوتاهى و سستى در انجام دادن آن است».

35- سستى درمؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 46 - 5

5 - سستى اهل ايمان در پيكار با دشمنان دين ، موجب از ميان رفتن ابهت و قوّت جامعه اسلامى

و لاتنزعوا فتفشلوا و تذهب ريحكم

36- سستى زمين در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 21 - 2

2 - زمين ، هنگام برپايى قيامت ، به شدت كوبيده و سست و نرم خواهد شد .

كلاّ إذا دكّت الأرض دكًّا دكًّا

«دكّ»; يعنى، منهدم ساختن كوه و ديوار و مانند آن (لسان العرب). تكرار دو مصدر «دكّاً دكّاً» بر كثرت آن دلالت دارد; يعنى، كوبيدن هاى مكرر، يكى پس از ديگرى تحقق خواهد يافت.

37- سستى شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 43 - 8

8 - تمثيلِ بى بنيادىِ شرك به خانه عنكبوت ناشى از علم و برهان است .

مثل الذين اتّخذوا من دون اللّه أولياء كمثل العنكبوت اتّخذت بيتًا . .. و تلك الأم

38- سستى عوامل دشمنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 63 - 10

10 - عوامل دشمنى زا ، ناپايدار در مقابل اراده خداوند بر ايجاد محبت و دوستى ميان انسانها

و لكن اللّه ألف بينهم إنه عزيز

جمله «لو أنفقت . .. » اشاره به اين دارد كه عوامل دشمنى زا در ميان قبايل عرب بسيار شديد بوده است. و جمله استدراكيه «و لكن اللّه ... » اشاره به اين دارد كه آن عوامل در برابر اراده خدا نمى توانست اثرى داشته باشد. يعنى اگر چه آنان داراى دشمنيهاى ديرپاى بودند و امكان الفت بين آنها نبود، ولى خداوند چنين خواست كه آنان با يكديگر الفت يابند.

39- سستى كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 256 - 18،19

18 - سُستى و تزلزلِ مبانىِ اعتقادى و رفتارىِ اهل كفر

فمن يكفربالطّاغوت و يؤمن باللّه فقد استمسك بالعروة الوثقى

چون ايمان به خداوند، توصيف به تمسّك به عروة الوثقى شده است، به قرينة مقابله فهميده مى شود كه پيوند كافران با عقايد و رهبران خويش داراى بنيادى سُست و گسستنى است.

19 - سُستى و آسيب پذيرى پيوند با كفر و رهبران طغيانگر آن

فمن يكفربالطّاغوت و يؤمن باللّه فقد استمسك بالعروة الوثقى لا انفصام لها

40- سستى مكر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 18 - 4

4 - سنت الهى بر سست كردن حيله كافران است .

ذلكم و أن اللّه موهن كيد الكفرين

«أن اللّه . .. » خبر براى مبتدايى محذوف است ; يعنى «و الأمر أن اللّه ... ».

41- سستى منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 88 - 4

4 - سستى و تخلف منافقان از جهاد ، در روحيه محكم و مصمم پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان راستين تأثيرى نداشت .

رضوا . .. لكن الرسول ... جهدوا

42- عوامل سستى ايمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 94 - 4

4- سوء استفاده از سوگند و ارزش هاى دينى ، از عوامل سست شدن عقيده و ايمان ديگران است .

و لاتتخذوا أيمنكم دخلاً بينكم فتزلّ قدم بعد ثبوتها

برداشت فوق، بنابراين احتمال است كه مراد از «قدم» ايمان و عقيده مردمى باشد كه به دين گرايش يافته اند و با ديدن سوء استفاده برخى از دين، قدمهايشان سست گردد و از ايمان روى گردان شوند.

43- عوامل سستى در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 249 - 20

20 - ترس از هيبت سپاه دشمن ، از عوامل ايجاد ترديد و سستى اراده در پيكار *

قالوا لا طاقة لنا اليوم بجالوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 43 - 8

8 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) در صورتى كه كافران بدر را در رؤياى خويش لشكرى بزرگ مى ديد ، مسلمانان در تصميم بر نبرد سست شده و بر سر آن اختلاف مى كردند .

و لو أريكهم كثيرا لفشلتم و لتنزعتم فى الأمر

«فى الأمر» متعلق به «لتنزعتم» و نيز «فشلتم» است و «ال» در آن عهديه و اشاره به جنگ بدر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 8 - 1

1 - وجود ناخرسندى ميان مسلمانان صدر اسلام ، نسبت به لغو اعتبار پيمان عدم تعرض و ترديد و دودلى آنان در پيكار با مشركان پيمان شكن

كيف و إن يظهروا عليكم

كلمه «كيف» - كه براى استفهام انكارى است - مفيد برداشت فوق است.

44- عوامل سستى در جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 38 - 6

6 - دلخوشى به زندگى دنيوى و ترجيح دادن آن بر حيات اخروى ، عامل سستى و روى گردانى از جهاد در راه خدا

ما لكم إذا قيل لكم انفروا فى سبيل اللّه اثّاقلتم إلى الأرض أرضيتم بالحيوة الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 41 - 8

8 - ظاهر نگرى و سست انديشى ، مايه دلخوشى انسان به مظاهر زندگى دنيوى و بى توجهى به جهاد و مصالح نهفته در آن

و جهدوا بأمولكم و أنفسكم فى سبيل اللّه ذلكم خير لكم إن كنتم تعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 13 - 13

13 - خانه و زندگى ، از جمله نگرانى انسان است و وابستگى به آنها ، باعث تزلزل در جهاد مى شود .

يقولون إنّ بيوتنا عورة و ما هى بعورة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 19 - 2

2 - كم شركت كردن منافقان در جبهه جهاد مسلمانان ، به خاطر بخل آنان به مسلمانان بود .

لايأتون البأس . .. أشحّة عليكم

«أشحّة» جمع «شحيح» است. «شح» - ريشه أشحّة - در لغت، به معناى «بخل حريصانه» است (مفردات راغب). لازم به ذكر است كه «أشحّة» حال براى ضمير فاعلى فعل «يأتون » در آيه پيشين است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 36 - 4

4- سرگرمى ها و خوشى هاى پوچ دنيا ، از مهم ترين عوامل سستى در جهاد و تمايل به سازش با كافران

فلاتهنوا . .. إنّما الحيوة الدنيا لعب و لهو

خداوند، پس از نهى مؤمنان نسبت به سستى در جهاد و گرايش به سازش، به آنان لعب و لهو بودن دنيا را يادآورى كرده است. از مطلب استفاده مى شود كه سرگرمى هاى اين دنيا، عاملى مهم در سستى و سازش با كفر است.

45- عوامل سستى در عقيده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 94 - 4

4- سوء استفاده از سوگند و ارزش هاى دينى ، از عوامل سست شدن عقيده و ايمان ديگران است .

و لاتتخذوا أيمنكم دخلاً بينكم فتزلّ قدم بعد ثبوتها

برداشت فوق، بنابراين احتمال است كه مراد از «قدم» ايمان و عقيده مردمى باشد كه به دين گرايش يافته اند و با ديدن سوء استفاده برخى از دين، قدمهايشان سست گردد و از ايمان روى گردان شوند.

46- عوامل سستى در نماز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ماعون - 107 - 5 - 3

3 - باور نداشتن كيفر و پاداش الهى ، مايه سبك شمردن نماز

أرءيت الذى يكذّب بالدين . .. الذين هم عن صلاتهم ساهون

47- عوامل سستى عقيده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 16 - 4

4 - باور هاى ناسازگار با فطرت آدمى ، متزلزل و ناپايدار است .

من بعد ما استجيب له حجّتهم داحضة عند ربّهم

«دحض» (مصدر «داحضة») به معناى لغزيدن و متزلزل بودن است و «داحضة» كنايه از بطلان و ناپايدارى مى باشد.

48- كيفر سستى در نماز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ماعون - 107 - 4 - 5

5 - « قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) الصلاة عماد الدين . . . من ترك أوقاتها يدخل الويل و الويل واد فى جهنّم كما قال اللّه تعالى . . . « فويل للمصلّين . الذين هم عن صلاتهم ساهون . . . » ;

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: نماز ستون دين است . .. هر كس وقت هاى نماز را [اعتنا نكرده و نماز را در آنها] ترك كند، داخل ويل مى گردد و «ويل» درّه اى است در جهنم. همان طورى كه خداوند تعالى فرموده: فويل للمصلّين . الذين هم عن صلاتهم ساهون».

49- گناه سستى در نماز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 59 - 4

4- ضايع كردن نماز و سهل انگارى در آن ، حرام و از گناهان بزرگ است .

أضاعوا الصلوة . .. فسوف يلقون غيًّا

چنان كه گفته شد معناى «يلقون غيّاً» - به قرينه «يدخلون الجنّة» (در آيه بعد) - «يلقون جزاء غيّهم» است; كه وعده عذاب به شمار مى آيد. وعده عذاب نيز نوعاً در برابر گناهان بزرگ است.

50- ممنوعيت سستى در انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 22 - 4

4 - كوتاهى در تأمين نياز خويشاوندان ، بينوايان و مهاجران ، به خاطر لغزش هاى گذشته آنان ، ممنوع است .

و لايأتل أُوْلوا الفضل منكم و السعة أن يؤتوا أُوْلى القربى و المسكين و المهجري

51- موانع سستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 104 - 8

8 - اميد مجاهدان به پاداش و نصرت الهى ، زمينه تقويت روحيه و سستى نكردن آنان در رويارويى با دشمنان دين

و لاتهنوا . .. و ترجون من اللّه ما لايرجون

52- موانع سستى در عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 19 - 9

9- تأثير دستيابى به مقام قرب الهى ، در خستگى نيافتن از عبادت و پرستش خداوند و تكبر نورزيدن

و من عنده لايستكبرون عن عبادته و لايستحسرون

از اين كه خداوند فرمود «آنها كه پيش ما هستند و مقرب اند، از عبادت خسته نمى شوند و تكبر نمىورزند»، به دست مى آيد كه دسنتيابى به قرب الهى، در خستگى ناپذيرى و تكبرنورزيدن تأثير دارد.

53- موجبات سستى در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 46 - 4

4 - نزاع و اختلاف اهل ايمان موجب سست شدن آنان در پيكار با دشمنان دين

و لاتنزعوا فتفشلوا و تذهب ريحكم

54- نهى از سستى در اجراى حدود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 2 - 7

7- تأثير پذيرى از احساسات و عواطف در حدود و كيفر هاى الهى و تساهل در اجراى دقيق آن ، مورد نهى صريح خداوند

الزانية و الزانى فاجلدوا. .. و لاتأخذكم بهما رأفة فى دين اللّه

55- نهى از سستى در مبارزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 89 - 7

7 - خداوند ، موسى و هارون ( ع ) را از ترك استقامت در برابر فشار هاى فرعون و اطرافيانش و در پيش گرفتن راهى جز آن ، بر حذر داشت .

فاستقيما و لاتتبعان سبيل الذين لايعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 35 - 1

1- نهى الهى از سستى در مبارزه با دشمن و تن دادن به سازش

فلاتهنوا و تدعوا إلى السلم

8- سطحى نگرى

1- آثار اجتناب از سطحى نگرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 28 - 7

7 - شناخت ربوبيت خدا در هستى ، نيازمند تعقل و پرهيز از غفلت و سطحى نگرى

قال ربّ المشرق و المغرب . .. إن كنتم تعقلون

2- آثار سطحى نگرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 162 - 9

9 - جهل ، سطحى نگرى و روحيه ناباورى در اكثريت يهود ، مايه كفر آنان به قرآن و ديگر كتب آسمانى

لكن الرسخون فى العلم منهم و المؤمنون يؤمنون بما أنزل إليك و ما أنزل من قبلك

در برداشت فوق كلمه «لكن» استدراك از جمله «فلايؤمنون الا قليلا» (155) گرفته شده است، يعنى اكثر يهوديان ايمان نمى آورند و لكن عالمان ژرفنگر ايشان و آنانكه اهل باور به حقيقت هستند به قرآن ايمان خواهند آورد. بنابراين جمله «لكن ...» مى رساند كه جهل و روحيه ناباورى در اكثريت يهود مانع ايمان آوردن آنان به قرآن شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 26 - 8

8- محدوديت شناخت انسان به ظواهر امور ، دليل قابل اعتماد نبودن آراى وى در قبال رأى خداوند است .

اللّه أعلم . .. له غيب السموت و الأرض

خداوند، براى پايان بخشيدن به بحث ها و رد و ايرادهاى بشرى در زمينه مسائلى كه خود، به صراحت، نظر خويش را بيان داشته، به اين نكته اشاره كرده است كه علم اش، قابل مقايسه با علم بشر نيست; زيرا، او مالك غيب است و بشر گرفتار ظاهر.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 82 - 4

4 - سطحى نگرى و غفلت از قدرت بى انت هاى خداوند ، منشأ ترديد و استبعاد كافران نسبت به مسأله رستاخيز

و هو الذى ذرأكم فى الأرض و إليه تحشرون. و هو الذى يحى و يميت... أفلاتعقلون ...قا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 28 - 8

8 - انكار ربوبيت يگانه خدا ، نشان سطحى نگرى و فقدان انديشه صحيح

ربّ المشرق و المغرب و ما بينهما إن كنتم تعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 49 - 3

3 - اعتقاد سطحى و تقليدى به خدا ، بى تأثير در صلاح و سازندگى انسان

يفسدون فى الأرض . .. قالوا تقاسموا باللّه

گروه هاى مزبور از يك سو به خدا سوگند مى خورند و از سوى ديگر براى كشتن پيامبر خدا همدست مى شوند و اين نشانگر سطحى بودن ايمان آنان و بى ثمر بودن آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 7 - 3،7

3 - سطحى نگرى و ظاهربينى نسبت به زندگى دنيا ، در غفلت از آخرت ، نقش دارد .

يعلمون ظهرًا من الحيوة الدنيا و هم عن الأخرة هم غفلون

مرجع ضمير «هم» واژه «الناس» با وصف سطحى نگرى درباره دنيا است. آوردن وصفى ديگر (غفلت از آخرت) پس از صفت سطحى نگرى، با تكرار ضمير «هم» مى تواند اشعارى به حقيقت ياد شده باشد.

7 - ترديد در پيروزى روميان پس از شكست آنان ، برخاسته از سطحى نگرى و بى توجهى مردمان عصر بعثت به حقايق نهان زندگى دنيا است .

سيغلبون . .. يعلمون ظهرًا من الحيوة الدنيا

نكته ياد شده بر اين اساس است كه «ال» در «الناس» عهد باشد و مراد از آن، مردمى باشند كه درباره وعده خداوند به پيروزى روميان شكست خورده ترديد داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 8 - 4

4 - نگرش سطحى به حيات دنيا ، عامل بيهوده پندارى آن است .

يعلمون ظهرًا من الحيوة الدنيا . .. أَوَلم يتفكّروا ... ما خلق اللّه السموت و ا

در آيه قبل، سخن از سطحى نگرى به ميان آمده است و در اين آيه، آنان توبيخ شده اند كه «چرا در خلق عالم نمى انديشند تا به حقانيّت آفرينش آن پى ببرند؟»، چنين توبيخى، اشعار به نكته ياد شده دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 33 - 7

7- بعيد شمردن تجديد حيات مردگان ، ناشى از سطحى نگرى انسان به هستى و خالق آن است .

أوَلم يروا أنّ اللّه خلق . .. بقدر على أن يحيى الموتى

تعبير «أوَلم يروا. ..» بيانگر نوعى سرزنش است; يعنى، منكران معاد، بدون تأمّل و انديشه در نظام هستى، به انكار آن پرداخته

اند; در حالى كه اگر به دقت مى نگريستند، قدرت خداوند را بر حيات مردگان به وضوح درمى يافتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 15 - 16،17

16 - تخلّف از دستور پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ناباورى نسبت به وحى ، ناشى از سطحى نگرى است .

كذلكم قال اللّه من قبل فسيقولون بل تحسدوننا بل كانوا لايفقهون إلاّ قليلاً

با توجّه به ارتباط صدر و ذيل آيه، مطلب بالا استفاده مى شود.

17 - سطحى نگرى و عدم درك عميق واقعيت ها ، زمينه ساز ناهنجارى كردار و نادرستى مواضع انسان

فسيقولون بل تحسدوننا بل كانوا لايفقهون إلاّ قليلاً

خداوند، پس از اين كه انحراف ها و كاستى هاى عميق اعراب متخلف از حديبيه را يادآور شده، در يك نتيجه گيرى و تحليل كلى، آنان را فاقد درك عميق معرفى كرده است و راز رفتار نادرست آنان را برملا مى سازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 21 - 3

3 - روحيه ناباورى و سطحى نگرى ، مانع رهجويى انسان به شناخت آيات الهى

ءايت للموقنين . ..أفلاتبصرون

تصريح به «موقنين» و توبيخ كافران با عبارت «أفلاتبصرون»، مى رساند كه مشكل اصلى آنان - كه آيات الهى را در زمين و وجود انسان، نمى بينند و يا پيام آن را درك نمى كنند - سست انديشى، ناباورى و سطحى نگرى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 11 - 12

12 - ظاهرنگرى و سست انديشى ، مايه دلخوشى انسان به مظاهر زندگى دنيايى و بى توجهى به جهاد و مصالح نهفته در آن

و تجهدون فى سبيل . .. ذلكم خير لكم إن كنتم تعلمون

3- آثار سطحى نگرى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 7 - 7

7 - استهزا و ريشخند كردن مسأله معاد از سوى كافران ، معلول سطحى نگرى آنان به مظاهر با ارزش حيات

أنبؤا ما كانوا به يستهزءون . أَوَلم يرواإلى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 9 - 1

1 - آگاهى اندك و سطحى كافران از قرآن ، دستمايه آنان براى تمسخر آيات الهى

و إذا علم من ءايتنا شي-ًا اتّخذها هزوًا

كلمه «شيئاً»، اندك و ناچيز بودن اطلاعات كافران را افاده مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 44 - 2

2 - سطحى نگرى و توجيه گرى كافران ، نسبت به آيات هشداردهنده الهى ، مانع عبرت آموزى آنان است .

و إن يروا كسفًا من السّماء ساقطًا يقولوا سحاب مركوم

از اين كه كافران، با وجود مشاهده نشانه هاى عينى عذاب، آن را پديده اى طبيعى و بى خطر مى انگارند; استفاده مى شود كه حتى نماياندن نمودهاى اعجازى، مايه عبرت آنان نخواهد بود.

4- آثار سطحى نگرى منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 13 - 6

6 - هراس از مردم و خدا نترسى منافقان ، معلول سطحى نگرى و سبك مغزى آنان است .

لأنتم أشدّ رهبة فى صدورهم من اللّه ذلك بأنّهم قوم لايفقهون

5- سرزنش سطحى نگرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 80 - 11

11 - سطحى نگرى و بى تفاوتى انسان نسبت به مظاهر وجود و طبيعت ، مورد نكوهش خداوند

و هو الذى يحى . .. أفلاتعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 21 - 4

4 - توبيخ حق ناباوران ، به خاطر نينديشيدن به ژرفاى مظاهر هستى و اكتفا به نگاهى سطحى

و فى الأرض ءايت . .. و فى أنفسكم أفلاتبصرون

توبيخ، از تعبير «أفلاتبصرون» استفاده مى شود و با توجه به اين كه ماده «تبصرون» به معناى نگاه همراه با تحقيق و تأمل است، استفاده مى شود كه مشكل كافران، سطحى نگرى است.

6- سطحى نگرى انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 88 - 10

10 - انسان ، موجودى سطحى نگر است ; ولى خداوند آگاه به حقايق نهان كردار او است آن گونه كه به اسرار نهفته هستى آگاهى دارد .

و ترى الجبال تحسبها جامدة . .. إنّه خبير بما تفعلون

در صورتى كه «ترى الجبال. ..» بيانگر اسرار نهفته جهان و سطحى نگرى انسان نسبت به هستى باشد، آيه بالا نشان دهنده علم برتر خدا در قبال سطحى نگرى انسان است و تعبير «إنّه خبير بما تفعلون» مى رساند كه خداوند آگاه به اسرار هستى، از پنهانى ترين كردار آدميان آگاه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 22 - 4

4- حقيقت ، قابل شهود در دنيا ; اما آدمى گرفتار غفلت و سطحى نگرى

لقد كنت فى غفلة من هذا

«غفلت» در جايى صادق است كه حقيقت قابل شهود باشد; ولى آدمى به دلايلى از مشاهده آن محروم بماند. تعبير «كشفنا...» مى رساند كه آدمى در دنيا، گرفتار سطحى نگرى است و چشمانش در حجاب دنياگرايى قرار دارد.

7- سطحى نگرى باديه نشينان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 14 - 3

3 - شناخت سطحى و صورى برخى از باديه نشينان صدر اسلام ، از ايمان و دين دارى

قالت الأعراب ءامنّا قل لم تؤمنوا و لكن قولوا أسلمنا

احتمال مى رود كه ادعاى باديه نشينان، نه از آن جهت بوده كه به امتيازى دست يابند; بلكه واقعاً قادر نبودند كه فرق اسلام و ايمان را تشخيص دهند و گمان مى كردند كه صرف تسليم در برابر نيروى مسلمانان، ايمان به شمار مى رود.

8- سطحى نگرى به زندگى دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 7 - 9

9 - محدود شدن آگاهى ، به ظاهر زندگى دنيا ، همپايه جهل و نادانى است .

أكثر الناس لا يعلمون . يعلمون ظهرًا من الحيوة الدنيا

توصيف كسانى كه در آيه سابق، جاهل و نادان قلمداد شدند، به كسانى كه اطلاعاتى از ظواهر حيات دنيوى دارند، دليل برداشت بالا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 8 - 4

4 - نگرش سطحى به حيات دنيا ، عامل بيهوده پندارى آن است .

يعلمون ظهرًا من الحيوة الدنيا . .. أَوَلم يتفكّروا ... ما خلق اللّه السموت و ا

در آيه قبل، سخن از سطحى نگرى به ميان آمده است و در اين آيه، آنان توبيخ شده اند كه «چرا در خلق عالم نمى انديشند تا به حقانيّت آفرينش آن پى ببرند؟»، چنين توبيخى، اشعار به نكته ياد شده دارد.

9- سطحى نگرى حق ناپذيران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 21 - 4

4 - توبيخ حق ناباوران ، به خاطر نينديشيدن به ژرفاى مظاهر هستى و اكتفا به نگاهى سطحى

و فى الأرض ءايت . .. و فى أنفسكم أفلاتبصرون

توبيخ، از تعبير «أفلاتبصرون» استفاده مى شود و با توجه به اين كه ماده «تبصرون» به معناى نگاه همراه با تحقيق و تأمل است، استفاده مى شود كه مشكل كافران، سطحى نگرى است.

10- سطحى نگرى فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 28 - 9،10

9 - تحقير فرعون و فرعونيان از سوى موسى ( ع ) به خاطر نينديشيدن در نظام هستى و انكار پروردگار جهان

قال ربّ المشرق و المغرب و ما بينهما إن كنتم تعقلون

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه تعبير «إن كنتم تعقلون» تعريضى به عدم تعقل فرعون و فرعونيان و مقابله به مثل با اتهام جنون به موسى(ع) باشد.

10 - فرعون و فرعونيان ، مردمى سطحى نگر و فاقد انديشه صحيح و ژرف در معارف الهى

قال ربّ المشرق و المغرب و ما بينهما إن كنتم تعقلون

11- سطحى نگرى فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 28 - 9،10

9 - تحقير فرعون و فرعونيان از سوى موسى ( ع ) به خاطر نينديشيدن در نظام هستى و انكار پروردگار جهان

قال ربّ المشرق و المغرب و ما بينهما إن كنتم تعقلون

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه تعبير «إن كنتم تعقلون» تعريضى به عدم تعقل فرعون و فرعونيان و مقابله به مثل با اتهام جنون به موسى(ع) باشد.

10 - فرعون و فرعونيان ، مردمى سطحى نگر و فاقد انديشه صحيح و ژرف در معارف الهى

قال ربّ المشرق و المغرب و ما بينهما إن كنتم تعقلون

12- سطحى نگرى قوم ابراهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 67 - 5

5- قوم بت پرست ابراهيم ، مردمى سطحى نگر و كم خرد بودند .

أفتعبدون من دون اللّه ما لاينفعكم شيئًا و لايضرّكم . أُفّ لكم ... أفلاتعقلون

برداشت ياد شده از عبادت بى حاصل قوم ابراهيم و سرزنش شدن آنان از سوى آن حضرت بر تعقل نكردن و انديشه نورزيدن به دست مى آيد. گفتنى است به كسى كه عقل خود را به كار نيندازد و در حد قوّه نگه دارد، كم خرد اطلاق مى شود; به عبارت ديگر بى خردى يا كم خردى نسبت به خرد بالفعل است نه بالقوّه.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 74 - 2

2 - قوم ابراهيم ، مردمى سطحى نگر و تنها مقلِّد پدران خويش

قالوا بل وجدنا ءاباءنا كذلك يفعلون

قوم ابراهيم، در برابر پرسش منطقى آن حضرت، تنها به تقليد كوركورانه خود از نياكانشان اشاره كردند و اين بيانگر شدت عقب ماندگى فكرى و اوج سطحى نگرى آنان است.

13- سطحى نگرى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 81 - 3

3 - سطحى نگرى و عدم به كارگيرى عقل و انديشه ، وجه مشترك همه كافران و مستكبران تاريخ

بل قالوا مثل ما قال الأوّلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 7 - 3

3 - سطحى نگرى كافران در مظاهر شگفت انگيز طبيعت و ناديده گرفتن قدرت الهى در آن ، مورد سرزنش خداوند

فقد كذّبوا . .. أَوَلم يرواإلى الأرض كم أنبتنا فيها

استفهام در «أَوَلم يروا. ..» براى توبيخ است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 11 - 8

8- داورى كافران درباره دين ، براساس ملاك هاى سطحى و نه متكى بر انديشه و دانش

و قال الذين كفروا . .. لو كان خيرًا ما سبقونا إليه

كافران، گرايش و عدم گرايش طبقات خاصى را به ايمان، ملاك اصلى داورى خود قرار دادند; بى آن كه در متن قرآن و پيام دين خردمندانه بينديشند.

سطحى نگرى متخلفان از مسافرت به حديبيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 15 - 15

15 - متخلّفان از سفر حديبيه ، مردمى سطحى نگر و ظاهربين بودند .

بل كانوا لايفقهون إلاّ قليلاً

14- سطحى نگرى مردم صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 7 - 7

7 - ترديد در پيروزى روميان پس از شكست آنان ، برخاسته از سطحى نگرى و بى توجهى مردمان عصر بعثت به حقايق نهان زندگى دنيا است .

سيغلبون . .. يعلمون ظهرًا من الحيوة الدنيا

نكته ياد شده بر اين اساس است كه «ال» در «الناس» عهد باشد و مراد از آن، مردمى باشند كه درباره وعده خداوند به پيروزى روميان شكست خورده ترديد داشتند.

15- سطحى نگرى مستكبران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 81 - 3

3 - سطحى نگرى و عدم به كارگيرى عقل و انديشه ، وجه مشترك همه كافران و مستكبران تاريخ

بل قالوا مثل ما قال الأوّلون

16- سطحى نگرى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 30 - 1

1 - افق ديد و نگرش مشركان خداگريز ، محصور در محدوده دنيا و مظاهر آن

و لم يرد إلاّ الحيوة الدنيا . ذلك مبلغهم من العلم

«ذلك» اشاره به دنياگرايى مشركان دارد; يعنى، دنياگرايى منتهاى دانش آنان است.

17- سطحى نگرى مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 44 - 3

3 - داورى مشركان صدراسلام ، سطحى و براساس ملاك هاى مادى و غفلت آنان از معادلات فرا مادى بود .

أم يقولون نحن جميع منتصر

اتكاى مشركان بر جميعت خويش، نشانه سطحى نگرى آنان در محاسبات است.

18- سطحى نگرى منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 7 - 16

16 - نگرش ظاهرى و مادى منافقان در تحليل مسائل

هم الذين يقولون . .. و لكنّ المنفقين لايفقهون

19- نشانه هاى سطحى نگرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 7 - 8

8 - ارزيابى حوادث ، صرفاً براساس معادلات مادى ، نمودى از سطحى نگرى و ظاهربينى است .

سيغلبون . .. وعد اللّه ... و لكنّ أكثر الناس لايعلمون . يعلمون ظهرًا من الحيوة

از آيه قبل، چنين برمى آيد كه اكثر مردم زمان پيامبر(صلی الله علیه و آله) پيروزى روميان را از نظر معادلات مادى، ممكن نمى دانستند و حتى در وعده الهى ترديد داشتند. در اين آيه، خاستگاه اين پندار، تبيين شده و گفته شده كه سطحى نگرى آنان درباره دنيا باعث چنين ارزيابى شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 9 - 1

1 - موضع گيرى ناباورانه در برابر مسأله معاد و روز جزا ، نشان كم عقلى و سطحى نگرى است .

إنّما توعدون لصادق . .. يؤفك عنه من أُفك

«افْك» (مصدر مجهول «يؤفك») به معناى برگردانده شدن است. ضمير در «عنه» به «ما توعدون» يا به «الدين» باز مى گردد. «من اُفك» معادل «مأفوك» است و آن بر انسان كم خرد و ضعيف الرأى اطلاق مى شود; يعنى، كسى كه از نعمت عقل و خرد بهره چندانى ندارد، از وعده هاى قرآن يا روز جزا روى گردان مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 4 - 5

5 - نسبت دادن بى نظمى و ناهماهنگى به آفرينش جهان ، نشانه غفلت و سطحى نگرى است .

هل ترى من فطور . ثمّ ارجع البصر كرّتين ينقلب إليك البصر خاسئًا و هو حسير

از اين كه خداوند انسان ها را به تفكر و نگاه مكرر به جهان آفرينش فرا خوانده و بر نظم و اتقان آن تأكيد فرموده است، مى توان استفاده كرد كه عقيده به وجود بى نظمى و نابسامانى در جهان، پندارى نابجا و نشانه غفلت بشر و سطحى نگرى او است.

20- نهى از سطحى نگرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 11 - 10

10 - خداوند ، برحذر دارنده مسلمانان از تحليل و برخورد سطحى با رخداد هاى سياسى و توطئه هاى دشمنان

إنّ الذين جاءو بالإفك. .. عصبة منكم لاتحسبوه شرًّا لكم

سطحى نگرانى

21- آثار سطحى نگرانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 54 - 3

3 - سرسپردگى و اطاعت كوركورانه ، داراى ريشه در كوته فكرى و سطحى نگرى انسان ها

و نادى فرعون . .. فاستخفّ قومه فأطاعوه

9- سعادت

1- سعادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 170 - 6،9،13

6 - شادمانى و علاقه شهيدان نسبت به سعادتمندى ديگر مجاهدان و رسيدنشان به مقام كشته شدگان راه خدا

و يستبشرون بالّذين لم يلحقوا بهم من خلفهم

9 - لزوم توجّه و علاقمندى به سعادت مؤمنان

و يستبشرون بالّذين لم يلحقوا بهم من خلفهم الّا خوف عليهم

خداوند در مقام ستايش از شهيدان، حالت سرور و شادمانى آنان را نسبت به سعادت ديگر مؤمنان و همرزمانشان ياد كرده است ; بنابراين چنين صفت و حالتى، پسنديده و مورد ترغيب خداوند است.

13 - سعادت و امنيّت كامل شهدا و كشته شدگان در راه خدا

الّا خوف عليهم و لا هم يحزنون

كلمه «خوف» نكره است و پس از حرف نفى (لا)، دلالت بر نبودن هيچ گونه ترس و دلهره اى دارد ; يعنى امنيّت كامل.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 200 - 19

19 - پيروزى و سعادت جامعه ايمانى ، در گرو ايجاد پيوند و ارتباط با يكديگر

و رابطوا . .. لعلّكم تفلحون

2- آثار اطمينان به سعادت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 94 - 9

9 - آنان كه به بهشتى بودن خويش اطمينان دارند ، از مرگ استقبال كرده و در تمناى آن هستند .

إن كانت لكم الدار الأخرة . .. فتمنوا الموت

3- آثار سعادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 185 - 12

12 - سعادتمندى رهايى يافتگان از آتش و ره يافتگان به بهشت

فمن زحزح عن النّار و ادخل الجنّة فقد فاز

«زحزح»، از مصدر «زحزحة»، به معنى دور شدن و كنايه از نجات يافتن است.

4- آثار سعادت دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 13 - 5

5 - خوش بختى هاى دنيايى و دل خوشى به پيوند هاى خانوادگى ، در قيامت كارساز نبوده و انسان را از آتش دوزخ رهايى نمى بخشد .

و يصلى سعيرًا . إنّه كان فى أهله مسرورًا

5- آرزوى سعادت انسانها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 84 - 4

4 - مردان الهى ، آرزومند هدايت و سعادت براى تمامى نسل هاى بشر

و اجعل لى لسان صدق فى الأخرين

6- اجتناب از موانع سعادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 51 - 2

2 - ضرورت پرهيز از آلوده سازى دين خدا به امور باطل ، خرافى و بازدارنده از سعادت واقعى انسان

الذين اتخذوا دينهم لهواً و لعباً

7- ادعاى سعادت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 95 - 10

10 - ادعاى بهشتى بودن ، على رغم ارتكاب گناه ، ادعايى ظالمانه است .

قل إن كانت لكم الدار الأخرة . .. و اللّه عليم بالظلمين

علت ستمگر خواندن يهود، علاوه بر گنهكار بودنشان، مى تواند به خاطر ادعاى نارواى آنان نيز باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 99 - 10

10 - هواپرستى ، حسد ، نژادپرستى ، خود بزرگ بينى و خويشتن را بدون هيچ دليل اهل بهشت پنداشتن ، از مصاديق فسق است .

و ما يكفر بها إلا الفسقون

8- ارزش سعادت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 60 - 7

7 - برگزيدن زندگى دنيوى به بهاى از دست دادن سعادت اخروى ، عملى نابخردانه است .

و ما أوتيتم من شىء فمتع الحيوة الدنيا. .. أفلاتعقلون

9- ارزش سعادت خواهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 128 - 7

7 - هم دردى با انسان ها و اشتياق به سعادتمند شدن آنان و داشتن رأفت و محبت ، از خصلت هاى والا و ارزشمند

عزيز عليه ما عنتم حريص عليكم بالمؤمنين رءوف رحيم

10- اميدوارى به سعادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 48 - 16

16- ابراهيم ( ع ) ، در آستانه هجرت خود از ديار بت پرستان ، به رفع سختى ها و كسب سعادت خود اميدوار بود و دعا به درگاه خداوند را عامل آن مى دانست .

عسى ألاّ أكون بدعاء ربّى شقيًّا

11- انتخاب سعادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 170 - 11

11 - آزادى انسان در انتخاب راه سعادت و شقاوت

فامنوا خيراً لكم و إن تكفروا فان للّه ما فى السموت و الارض

12- اهميت درخواست سعادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 6 - 4

4- درخواست سعادت و نيكى و نه بدى و عذاب توصيه خداوند به بندگان

يستعجلونك بالسيئة قبل الحسنة

13- اهميت سعادت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 98 - 6

6- برنامه ها و قوانينى رشيد و بالنده اند كه مايه سعادت اخروى آدميان و باعث نجات آنان از آتش دوزخ باشند .

و ما أمر فرعون برشيد. يقدم قومه يوم القيمة فأوردهم النار

14- اهميت سعادت خانواده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 26 - 4

4 - اهتمام تقواپيشگان به سعادت اخروى خانواده خويش و خير خواهى شديد نسبت به آنان

قالوا إنّا كنّا قبل فى أهلنا مشفقين

15- اهميت سعادت خويشاوندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 26 - 5

5 - لزوم احساس مسؤوليت مؤمنان ، نسبت به سعادت و فرجام خويشاوندان خود

قالوا إنّا كنّا قبل فى أهلنا مشفقين

از اين كه احساس مسؤوليت نسبت به خانواده، عامل رهيابى به بهشت معرفى شده است; اهميت و ضرورت آن استفاده مى شود.

16- اهميت سعادت طلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 21 - 1

1 - هدف و آرمان انسان ، بايد دستيابى به سعادت و نيكبختى اخروى باشد ; نه مظاهر فريبنده دنيا .

و ما الحيوة الدنيا إلاّ متع الغرور . سابقوا إلى مغفرة من ربّكم و جنّة

17- بشارت سعادت مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 7 - 5

5 - بشارت خداوند به پيروزى و سعادتمندى مؤمنان و تهديد او نسبت به شكست و بدبختى كافران

إنّ ربّك هو أعلم بمن ضلّ عن سبيله و هو أعلم بالمهتدين

بنابر گفته مفسران، اين آيه متضمن وعد و وعيد است.

18- تبيين سعادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 19 - 6

6 - تبيين و تشريح راه هاى سعادت و شقاوت ، از اهداف رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قد جاءكم رسولنا يبين لكم

مفعول «يبين» مى تواند مفهومى باشد كه از «بشير» و «نذير» به دست مى آيد، يعنى سعادت و شقاوت.

19- تذكر سعادت متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 32 - 20

20- ذكر فرجام شقاوت بار كافران و عاقبت سعادت آميز تقواپيشگان در كنار يكديگر ، از روش هاى تبليغى قرآن

الكفرين . الذين تتوفّ-هم الملئكة ظالمى أنفسهم ... فادخلوا أبوب جهنّم ... فلبئس

20- تلاش براى سعادت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 21 - 4

4 - دنيا ، عرصه مسابقه و تلاش براى كسب سعادت اخروى ( بهشت پهناور ) است ; نه ميدان بازى ، آرايش ، فخرفروشى و فزون خواهى .

سابقوا إلى مغفرة من ربّكم و جنّة

21- توفيق سعادت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 108 - 3

3- نيل به سعادت و خوشبختى در قيامت ، به توفيق الهى است .

و أما الذين سعدوا ففى الجنة

مجهول آوردن فعل «سُعدوا» و آمدن فعل «شقوا» به صورت معلوم ، بيانگر اين نكته است كه: تيره بختان به اختيار خويش اسباب شقاوت را بر خود فراهم مى آورند و سعادتمندان در اختيار اسباب سعادت ، توفيق الهى را به همراه دارند.

22- حتميت سعادت اخروى مهتدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 61 - 4

4 - دستيابى ره يافتگان به سعادت اخروى ، امرى قطعى و وعده اى تخلف ناپذير از سوى خداوند

وعدنه وعدًا حسنًا فهو لقيه

قيد «هو لاقيه» بيانگر آن است كه خدا هرگز از وعده اى كه به هدايت يافتگان داده است، تخلف نخواهد كرد.

23- حقيقت سعادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 105 - 8

8- « عن على ( ع ) انه قال : حقيقة السعادة أن يختم الرجل عمله بالسعادة و حقيقة الشقاء أن يختم المرء عمله بالشقاء ;

از اميرالمؤمنين(ع) روايت شده است: حقيقت سعادت اين است كه انسان عمل خود را به سعادت ختم كند (عاقبت به خير شود) و حقيقت شقاوت اين است كه انسان عملش را به بدبختى ختم كند».

24- درخواست سعادت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 35 - 12

12- دعا براى فرزندان و توجه به سرنوشت اخروى و ديانت و سعادت آنان ، امرى مهم و ارزشمند است .

و إذ قال إبرهيم ربّ . .. اجنبنى و بنىّ أن نعبد الأصنام

25- دشمنان سعادت انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 9 - 4

4 - مستكبران ، دشمن سعادت و خوشبختى مردم و خواستار ضلالت و گمراهى آنان

و من الناس من يجدل . ..ليضلّ عن سبيل اللّه

جمله «ليضل عن سبيل اللّه» به تقدير «ليضل الناس عن سبيل اللّه» است; يعنى، جدال اين گروه نادان و استكبارپيشه با توحيد و يكتاپرستى و جلوگيرى از گرايش مردم به آن، نه بدان جهت است كه آنان خواستار سعادت مردم اند; بلكه بدان منظور است كه مردم را از راه خدا - كه راه خوشبختى است - بازدارند و آنان را به ضلالت و گمراهى سوق دهند.

26- دعوت به سعادت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 6 - 3

3- پيامبر (صلی الله علیه و آله) فراخوان مردم به ايمان و ترك كفر براى دستيابى به رحمت و سعادت دنيا و آخرت

يستعجلونك بالسيئة قبل الحسنة

«ال» در «الحسنة» عهد ذهنى است و اشاره به نويدهايى دارد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به اهل ايمان ابلاغ مى كرد و به قرينه مقابله آن با «السيئة» دورى از عذاب دنيا و آخرت و رسيدن به آسايش و سعادت در دنيا و آخرت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 15 - 11

11 - تلاش براى سوق دادن انسان ها به بهشت و نجات آنان از ابتلاى به آتش جهنم ، از هدف هاى پيامبران الهى

قل أذلك خير أم جنّة الخلد التى وعد المتّقون

27- دعوت به سعادت دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 6 - 3

3- پيامبر (صلی الله علیه و آله) فراخوان مردم به ايمان و ترك كفر براى دستيابى به رحمت و سعادت دنيا و آخرت

يستعجلونك بالسيئة قبل الحسنة

«ال» در «الحسنة» عهد ذهنى است و اشاره به نويدهايى دارد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به اهل ايمان ابلاغ مى كرد و به قرينه مقابله آن با «السيئة» دورى از عذاب دنيا و آخرت و رسيدن به آسايش و سعادت در دنيا و آخرت است.

28- راههاى سعادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 36 - 16

16- قانونمندى و يكسانى راه هاى كمال و سعادت آدميان و نيز انحطاط آنها ، در طول تاريخ

فسيروا فى الأرض فانظروا كيف كان عقبة المكذّبين

از اينكه با فعلهاى امر «سيروا» و «انظروا» مردم دعوت به سير و مطالعه شده اند تا آنان به اين وسيله عبرت بگيرند، حكايت از اين دارد كه قوانين يكسانى بر روند امور جارى است.

29- رهبرى و سعادت مردم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 128 - 8

8 - لزوم برخوردارى رهبران از احساس هم دردى نسبت به انسان ها و سعادت خواهى براى آنان و داشتن رأفت و رحمت عميق

رسول من أنفسكم عزيز عليه ما عنتم حريص عليكم بالمؤمنين رءوف رحيم

برداشت فوق به دليل اين است كه خداوند پيامبر(صلی الله علیه و آله) را به عنوان يك رهبر الهى به داشتن اين صفات تمجيد كرده است.

30- زمينه سعادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 200 - 18

18 - صبر در برابر مشكلات ، مقاومت در برابر دشمن ، حفاظت از مرز هاى جامعه اسلامى و تقواپيشگى ، زمينه پيروزى و سعادت

يا ايّها الّذين امنوا اصبروا و صابروا و رابطوا لعلّكم تفلحون

«فلاح»، به معناى نيل به نجات و پيروزى است (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 25 - 32

32 - قوانين ازدواج در جهت خير و سعادت انسانها

و ان تصبروا خيرٌ لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 134 - 4

4 - استفاده از غريزه سودخواهى و پاداش طلبى انسان ها براى نيل آنان به سعادت ، از روش هاى تربيتى قرآن

من كان يريد ثواب الدنيا فعند اللّه ثواب الدنيا و الأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 171 - 27

27 - پرهيز از شرك ، زمينه خير و سعادت انسان

و لاتقولوا ثلثة انتهوا خيراً لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 37 - 5

5 - سعادت و نيك بختى ، تنها از آنِ پذيرندگان هدايت پيامبران است .

ربّى أعلم بمن جاء بالهدى من عنده و من تكون له عقبة الدار

تعبير «عاقبة الدار» كنايه از سعادت و فرجام نيك است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 7 - 4

4 - سعادت و برخوردارى از غفران و اجر بزرگ الهى ، در گرو توأم بودن ايمان و عمل صالح است .

و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لهم مغفرة و أجر كبير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 61 - 3

3 - سعادت و رستگارى بزرگ ( بهشت جاودانه ) ، در سايه عمل و كوشش ميسر است .

إنّ هذا لهو الفوز العظيم . لمثل هذا فليعمل العملون

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه خداوند براى نيل به فوز عظيم، تنها بر عمل انسان تكيه كرده و به آن توصيه فرموده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 39 - 2

2 - سعادتمندى و كمال انسان ، در گرو جديت ، تلاش و پيگيرى

و أن ليس للإنسن إلاّ ما سعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 21 - 11

11 - ثروت و قدرت ، خود به خود ، ناپسند نيست ; بلكه مى توان آن را در جهت سعادت و بهروزى انسان به كار برد .

و اتّبعوا من لم يزده ماله و ولده إلاّ خسارًا

برداشت ياد شده با توجه به آمدن تعبير «خسارت» درباره مال و فرزندان بسيار است; زيرا خسارت در جايى به كار مى رود كه توقع سودهى از آنجا مى رود (مانند خسارت تاجر و كاسب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 12 - 4

4 - دين دارى و نيل به كمالات معنوى و سعادت ابدى ، نيازمند به صبر و شكيبايى است .

جزيهم بما صبروا جنّة و حريرًا

31- زمينه سعادت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 134 - 3

3 - سعادت دنيا و آخرت ، در گرو ايمان و تقواست .

وصينا . .. من كان يريد ثواب الدنيا فعند اللّه ثواب الدنيا و الأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 135 - 5

5 - سعادتمندى و يا تيره بختى اخروى انسان در گرو كردار دنيوى اوست.

اعملوا على مكانتكم إنى عامل فسوف تعلمون من تكون له عقبة الدار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 156 - 4،6

4 - موسى ( ع ) به دليل بازگشت خود و همراهانش به سوى خدا ، همگان را شايسته برخوردار شدن از حيات نيكوى دنيا و سعادت آخرت دانست .

و اكتب لنا فى هذه الدنيا حسنة و فى الاخرة إنا هدنا إليك

جمله «إنا هدنا إليك» تعليل براى «و اكتب لنا . .. » است. يعنى چون به سوى تو بازگشتيم، اين تقاضا و انتظار - كه زمينه و مقدمه آن را فراهم كرده ايم - گزاف نيست.

6 - آمرزش گناهان ، زمينه ساز نيل به سعادت دنيا و آخرت است .

و أنت خير الغفرين. و اكتب لنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 16 - 2

2- سعادت اخروى ، در گرو دل نبستن به دنيا و جاذبه هاى آن است .

من كان يريد الحيوة الدنيا . .. أُولئك الذين ليس لهم فى الأخرة إلاّ النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 109 - 14

14- رعايت تقوا و پرهيز از شرك و مخالفت با انبيا ، وسيله نيل به سعادت اخروى است .

و لدار الأخرة خير للذين اتقوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 60 - 5

5 - سعادت اخروى ، در گرو پذيرش ايمان و پيروى از هدايت الهى

و قالوا إن نتّبع الهدى . .. و ما أوتيتم ... و ما عند اللّه خير و أبقى

آيه بالا دربردارنده هشدار الهى به مشركان است كه از پيروى هدايت الهى سرباززده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 67 - 2

2 - رستگارى و سعادت اخروى ، در گرو توبه ، ايمان و عمل صالح

فأمّا من تاب و ءامن و عمل صلحًا فعسى أن يكون من المفلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 77 - 3،16

3 - مال و ثروت ، وسيله دستيابى به سعادت اخروى است .

و ابتغ فيما ءاتيك اللّه الدار الأخرة

16 - احسان و بخشش ، مظهر آخرت خواهى و بهترين وسيله براى دستيابى به سعادت اخروى است .

و ابتغ فيما ءاتيك اللّه الدار الأخرة . .. و أحسن

توصيه شدن قارون به احسان - پس از سفارش شدنش به آخرت خواهى - گوياى مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 80 - 14

14 - دستيابى به سعادت و پاداش هاى اخروى ، در گرو صبر و شكيبايى است .

ويلكم ثواب اللّه خير . .. و لايلقّيها إلاّالصبرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 83 - 4

4 - لزوم پرهيز از هر نوع برترى جويى و فسادگرى براى نيل به سعادت اخروى

تلك الدار الأخرة نجعلها للذين لايريدون علوًّا فى الأرض و لا فسادًا

واژه «علوًّا» و نيز «فساداً» در اصطلاح نكره در سياق نفى و مفيد عموم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 15 - 9

9 - تشويق و ترغيب خداوند به بهره گرفتن درست تر و هر چه بيشتر از سرمايه عمر خود و خانواده ، در جهت كمالات معنوى و سعادت اخروى

الذين خسروا أنفسهم و أهليهم يوم القيمة ألا ذلك هو الخسران المبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 17 - 6

6 - سعادت و نيك بختى انسان در عرصه دنيا و آخرت ، در گرو اجتناب از عبادت طاغوت و اطاعت سردمداران ضلالت و توبه و روى كرد به خداوند است .

و الذين اجتنبوا الطغوت . .. لهم البشرى

مقصود از بشارت در آيه شريفه، بشارت به بهشت و سعادت بشرى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 21 - 4

4 - دنيا ، عرصه مسابقه و تلاش براى كسب سعادت اخروى ( بهشت پهناور ) است ; نه ميدان بازى ، آرايش ، فخرفروشى و فزون خواهى .

سابقوا إلى مغفرة من ربّكم و جنّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 11 - 17

17 - ضرورت توأم بودن ايمان و عمل صالح ، در به دست آوردن سعادت اخروى و بهشت جاودانه

و من يؤمن باللّه و يعمل صلحًا يدخله جنّ-ت. .. خلدين فيها أبدًا

32- زمينه سعادت انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 89 - 12

12- نزول قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در جهت تبيين همه حقايق مربوط به رشد و سعادت آدمى و نياز هاى هدايتى او

و نزّلنا عليك الكتب تبينًا لكلّ شىء

هر چند «كلّ شىء» افاده عموم مى كند و به ظاهر همه حقايق عالم هستى را مى تواند شامل شود، ولى در اين جا قرينه هاى عرفى وجود دارد كه دايره آن را محدود مى سازد; از جمله اينكه چون قرآن كتاب هدايت، سعادت و رشد است، حقايقى كه بيان مى كند در قلمرو همين سه موضوع خواهد بود.

33- زمينه سعادت دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 134 - 3

3 - سعادت دنيا و آخرت ، در گرو ايمان و تقواست .

وصينا . .. من كان يريد ثواب الدنيا فعند اللّه ثواب الدنيا و الأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 156 - 5،6

5 - بازگشت به خدا و توبه به درگاه او ، زمينه ساز نايل شدن به خير و سعادت دنيا و برخوردار شدن از حيات نيكوى آخرت است .

و اكتب لنا فى هذه الدنيا حسنة و فى الاخرة إنا هدنا إليك

6 - آمرزش گناهان ، زمينه ساز نيل به سعادت دنيا و آخرت است .

و أنت خير الغفرين. و اكتب لنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 31 - 15

15- تنها زندگى دنيا ، ظرف عمل و بستر تأمين سعادت اخروى است .

يقيموا الصلوة و ينفقوا . .. من قبل أن يأتى يوم لابيع فيه و لاخلل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 17 - 6

6 - سعادت و نيك بختى انسان در عرصه دنيا و آخرت ، در گرو اجتناب از عبادت طاغوت و اطاعت سردمداران ضلالت و توبه و روى كرد به خداوند است .

و الذين اجتنبوا الطغوت . .. لهم البشرى

مقصود از بشارت در آيه شريفه، بشارت به بهشت و سعادت بشرى است.

34- سرزنش اطمينان به سعادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 54 - 8

8- مؤمنان ، نبايد به ايمان خويش مغرور بوده و به سعادت ابدى خود مطمئن باشند .

ربّكم أعلم بكم إن يشأ يرحمكم أو إن يشأ يعذّبكم

بنابراينكه خطاب «ربّكم» مؤمنان باشند ممكن است تعريضى باشد به مؤمنان كه مبادا تصور كنند با داشتن ايمان، سعادتشان قطعى است و بر اين اساس با ساير بندگان خدا تندى كنند. صدر آيه «ربّكم أعلم بكم» (خداوند آگاهترين به وضعيت شماست) مى تواند به اين معناى از آيه كمك نمايد.

35- سعادت ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 48 - 16

16- ابراهيم ( ع ) ، در آستانه هجرت خود از ديار بت پرستان ، به رفع سختى ها و كسب سعادت خود اميدوار بود و دعا به درگاه خداوند را عامل آن مى دانست .

عسى ألاّ أكون بدعاء ربّى شقيًّا

36- سعادت اجابت كنندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 18 - 1

1- نيك بختى و سعادت تنها از آنِ اجابت كنندگان دعوت خداوند است .

للذين استجابوا لربهم الحسنى

37- سعادت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 142 - 1

1 - گمان دستيابى به سعادت اخروى و بهشت ، به صرف داشتن ايمان ، پندارى باطل است .

ام حسبتم ان تدخلوا الجنّة و لمّا يعلم اللّه الّذين جاهدوا منكم و يعلم الصّابرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 198 - 3

3 - تلاش براى دستيابى به ثروت و امكانات مادى با حفظ تقوا ، آسيبى به سعادت اخروى نمى رساند .

لا يغرّنك تقلّب الّذين كفروا فى البلاد . .. لكن الّذين اتّقوا

«لكن»، براى استدراك توهمى است كه از آيات قبل به ذهن مى رسد، و آن اينكه تلاش كافران براى به دست آوردن امكانات مادى، موجب جهنمى شدن آنهاست ; كلمه «لكن»، اين توهم را از بين برده و بيان مى دارد كه در صورت تقوا، كسب و ثروت ضررى به سعادت انسان وارد نمى سازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 59 - 29

29 - سعادت دنيا و آخرت ، در گرو اطاعت از خدا و رسول و مراجعه به آنها در حل كشمكشها *

اطيعوا اللّه . .. ذلك خير و احسن تاويلا

بدان احتمال كه جمله «ذلك خير» مربوط به دنيا و جمله «احسن تاويلا» مربوط به آخرت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 134 - 2،7

2 - سعادت دنيا و آخرت ، تنها در نزد خدا و به دست اوست .

من كان يريد ثواب الدنيا فعند اللّه ثواب الدنيا و الأخرة

7 - جمع بين دنيا و آخرت و دستيابى به سعادت هر دو جهان امرى ممكن در ديدگاه اسلام و قرآن

فعند اللّه ثواب الدنيا و الأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 156 - 2

2 - پيامبران الهى در انديشه رساندن امت خويش به حياتى زيبنده و نيكو در دنيا و سعادت و نيكبختى در آخرت

و اكتب لنا فى هذه الدنيا حسنة و فى الاخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 15 - 10

10 - قيامت ، صحنه بروز و ظهور سعادت واقعى و سودبخشى و يا خسارت آفرينى عمر آدمى

إنّ الخسرين الذين خسروا أنفسهم و أهليهم يوم القيمة ألا ذلك هو الخسران المبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 33 - 5

5 - لذت هاى جنسى تقواپيشگان در بهشت ، گوشه اى از سعادتمندى آنها است .

مفازًا . .. و كواعب أترابًا

38- سعادت اخروى انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 134 - 5

5 - اسلام دينى جامع و خواهان سعادت آدميان در دنيا و آخرت

من كان يريد ثواب الدنيا فعند اللّه ثواب الدنيا و الأخرة

39- سعادت اخروى انفاقگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 18 - 1

1 - آزادكنندگان برده و غذادهندگان به يتيمان و مستمندان ، در صورت ايمان آوردن و توصيه به صبر و رحمت ، در آخرت قرين نيك بختى و سرشار از خير و بركت خواهند بود .

أُولئك أصحب الميمنة

«يُمْن» و «ميمنة» به معناى بركت است (قاموس). مصاحبت با بركت، كنايه از سرشارى و تداوم آن است.

40- سعادت اخروى صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 29 - 2

2- فرجام نيكو ( سعادت اخروى ) از آنِ مؤمنانِ داراى عمل صالح است .

الذين ءامنوا و عملوا الصلحت طوبى لهم و حسن مئاب

«مئاب» مصدر ميمى و به معناى بازگشت است و مراد از آن سراى آخرت مى باشد. قابل ذكر است كه «طوبى» مبتدا و «حسن مئاب» عطف بر آن و «لهم» خبر براى آن دو مى باشد.

41- سعادت اخروى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 31 - 9

9- نيل به سعادت اخروى ، جاى گرفتن در بهشت و برآورده شدن تمامى خواسته ها در آن ، پاداش خداوند به تقواپيشگان

و لنعم دار المتّقين . جنّ-ت عدن ... لهم فيها ما يشاءون كذلك يجزى الله المتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 31 - 1

1 - تقواپيشگان در آخرت ، اهل بهشت ، سعادتمند و رهيده از عذاب اند .

إنّ للمتّقين مفازًا

«مفاز» (مانند «فوز» و «مفازة») مصدر و به معناى دستيابى به خير و رهايى از شرّ است (لسان العرب). هم چنين ممكن است اسم مكان و كنايه از بهشت نيز باشد كه مكان رستگارى و سعادت است. آيات بعد - كه بيان «مفازاً» است و از بوستان ها و ديگر لذت هاى بهشتى سخن مى گويد - اين احتمال را تقويت مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 32 - 3

3 - برخوردارى تقواپيشگان از باغ ها و ميوه جات بهشت و موهبت هاى مادى جهان آخرت نمونه اى از سعادتمندى آنها است .

مفازًا . حدائق و أعنبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 33 - 5

5 - لذت هاى جنسى تقواپيشگان در بهشت ، گوشه اى از سعادتمندى آنها است .

مفازًا . .. و كواعب أترابًا

42- سعادت اخروى موحدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 105 - 6

6- موحدان و مؤمنانِ به رسالت پيامبران ، تشكيل دهنده گروه سعادتمندان قيامتند .

فمنهم شقى و سعيد

43- سعادت اخروى مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 97 - 10

10 - قرآن ، بشارت دهنده اهل ايمان به سعادتمندى آنان در دنيا و آخرت

و بشرى للمؤمنين

«بشرى» به خبرى گفته مى شود كه در آن سرور و فرح باشد و در آيه شريفه به معناى بشير (بشارت دهنده)، است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 157 - 5

5 - تنها مؤمنان صابر ، به موفقيت دست يافته و به هدف هاى خويش ( سعادت دنيا و آخرت ) خواهند رسيد . *

و أولئك هم المهتدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 38 - 7

7 - جهاد در راه خدا ، عامل سعادت و نيك بختى مؤمنان در حيات اخروى

يأيها الذين ءامنوا ما لكم إذا قيل لكم انفروا فى سبيل اللّه . .. أرضيتم بالحيوة ا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 100 - 12

12 - مؤمنان ، داراى حيات جاودان و آكنده از سعادت و رستگارى در آخرت

خلدين فيها أبداً ذلك الفوز العظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 105 - 6

6- موحدان و مؤمنانِ به رسالت پيامبران ، تشكيل دهنده گروه سعادتمندان قيامتند .

فمنهم شقى و سعيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 29 - 2

2- فرجام نيكو ( سعادت اخروى ) از آنِ مؤمنانِ داراى عمل صالح است .

الذين ءامنوا و عملوا الصلحت طوبى لهم و حسن مئاب

«مئاب» مصدر ميمى و به معناى بازگشت است و مراد از آن سراى آخرت مى باشد. قابل ذكر است كه «طوبى» مبتدا و

«حسن مئاب» عطف بر آن و «لهم» خبر براى آن دو مى باشد.

44- سعادت اخروى مهتدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 61 - 2

2 - هدايت يافتگان ، برخوردار از سعادت اخروى

أفمن وعدنه وعدًا حسنًا فهو لقيه

مقصود از وعده نيكو، پاداش هاى الهى در سراى آخرت است.

45- سعادت اخروى ولاى عتق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 18 - 1

1 - آزادكنندگان برده و غذادهندگان به يتيمان و مستمندان ، در صورت ايمان آوردن و توصيه به صبر و رحمت ، در آخرت قرين نيك بختى و سرشار از خير و بركت خواهند بود .

أُولئك أصحب الميمنة

«يُمْن» و «ميمنة» به معناى بركت است (قاموس). مصاحبت با بركت، كنايه از سرشارى و تداوم آن است.

46- سعادت اصحاب يمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 71 - 12

12- در دست راست داشتن نامه عمل در قيامت ، نشانه سعادت و نيك فرجامى است .

فمن أوتى كتبه بيمينه فأُولئك يقرءون كتبهم و لايظلمون فتيلاً

47- سعادت پاكان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 14 - 1

1 - انسان هاى پاك ، درست كار و تلاش كننده در مسير رشد و كمال ، اهل نجات اند و به هدف اصلى دست يافته ، همواره در خوبى خواهند ماند .

قد أفلح من تزكّى

«فلاح»; يعنى، ظفر يافتن و دستيابى به مقصود (مفردات راغب) و نيز به معناى «فوز»، «نجات» و «باقى ماندن در

خيرات» است (قاموس). فعل «تزكّى» از باب تفعل است و بر تكلّف (تلاش براى تزكيه) دلالت دارد. اين فعل از مشتقات «زكاء» يا «زكاة» است. «زكاة»; يعنى، درستى و درستكارى (مصباح) و به دست آوردن چيزى كه مايه پاكى شود (مفردات) و «زكاة»; يعنى، پاكى، رشد و نموّ، بركت و ممدوح بودن. (نهايه ابن اثير)

48- سعادت جامعه دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 200 - 19

19 - پيروزى و سعادت جامعه ايمانى ، در گرو ايجاد پيوند و ارتباط با يكديگر

و رابطوا . .. لعلّكم تفلحون

49- سعادت خداترسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 11 - 5

5 - خداترسان و پندپذيران ، سعادتمنداند .

سيذّكّر من يخشى . و يتجنّبها الأشقى

اين آيه با آيه قبل، داراى «احتباك» (از وجوه بلاغت) است; يكى از «خشيت» سخن گفته و ديگرى از «شقاوت» و بيان نقطه مقابل هر يك را به قرينه بودن ديگرى موكول كرده است; بدين معنا كه اهل خشيت، نقطه مقابل «شقاوت»; يعنى، سعادت را دارند و اهل «شقاوت» گرفتار نقطه مقابل «خشيت»; يعنى، گستاخى هستند.

50- سعادت خواهى رهبرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 128 - 8

8 - لزوم برخوردارى رهبران از احساس هم دردى نسبت به انسان ها و سعادت خواهى براى آنان و داشتن رأفت و رحمت عميق

رسول من أنفسكم عزيز عليه ما عنتم حريص عليكم بالمؤمنين رءوف رحيم

برداشت فوق به دليل اين است كه خداوند پيامبر(صلی الله علیه و آله) را به عنوان يك رهبر الهى به داشتن اين صفات تمجيد كرده است.

51- سعادت در بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 31 - 3

3 - بهشت ، جايگاه خوشبختى و به دور از آزار و نوشيدنى هاى ناگوار و رنج گرما و تشنگى است .

لايذوقون فيها بردًا و لاشرابًا . إلاّ حميمًا و غسّاقًا ... إنّ للمتّقين مفازًا

رهايى از شرّ - كه جزئى از معناى «مفاز» است - ناظر به شرورى است كه دامنگير دوزخيان است و آيات پيشين، گوشه هايى از آن را بيان كرده است.

52- سعادت در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 55 - 5

5 - قيامت ، محل اصلى تجلى خوب و بد سرنوشت و سعادت و شقاوت انسان ها

إنّ للمتّقين لحسن مئاب . .. هذا و إنّ للطغين لشرّ مئاب

از اين كه خدا نيك فرجامى و بدفرجامى را در رابطه با آخرت و معاد انسان ها مطرح ساخته است، مى توان مطلب ياد شده را به دست آورد.

53- سعادت دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 185 - 20

20 - نيل به سعادت واقعى در دنيا ميسّر نيست .

فمن زحزح . .. و ادخل الجنّة فقد فاز و ما الحيوة الدّنيآ الّا متاع الغرور

از جمله «فمن . .. ادخل الجنّة فقد فاز» (كسى كه به بهشت درآيد، به رستگارى رسيده است)، و توصيف حيات دنيا به بهره اى سراسر فريبا و فريبنده، معلوم مى شود كه سعادت واقعى انسان در دنيا تأمين نمى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 59 - 29

29 - سعادت دنيا و آخرت ، در گرو اطاعت از خدا و رسول و مراجعه به آنها در حل كشمكشها *

اطيعوا اللّه . .. ذلك خير و احسن تاويلا

بدان احتمال كه جمله «ذلك خير» مربوط به دنيا و جمله «احسن تاويلا» مربوط به آخرت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 134 - 1،2،7

1 - نيل به سعادت دنيا با ترك ايمان و تقوا ، پندار باطل كفرپيشگان بى تقوا

من كان يريد . .. فعند اللّه ثواب الدنيا و الأخرة

خداوند پس از سفارش به تقوا و ترك كفر (وصينا . .. ان اتقوا اللّه)، پاره اى از زيانهاى كفرپيشگى و بى تقوايى را برشمرد و با اين آيه به علتى از علل گرايش به كفر و بى تقوايى، يعنى توهم رسيدن به سعادت دنيا، اشاره مى كند.

2 - سعادت دنيا و آخرت ، تنها در نزد خدا و به دست اوست .

من كان يريد ثواب الدنيا فعند اللّه ثواب الدنيا و الأخرة

7 - جمع بين دنيا و آخرت و دستيابى به سعادت هر دو جهان امرى ممكن در ديدگاه اسلام و قرآن

فعند اللّه ثواب الدنيا و الأخرة

54- سعادت دنيوى انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 134 - 5

5 - اسلام دينى جامع و خواهان سعادت آدميان در دنيا و آخرت

من كان يريد ثواب الدنيا فعند اللّه ثواب الدنيا و الأخرة

55- سعادت دنيوى مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 97 - 10

10 - قرآن ، بشارت دهنده اهل ايمان به سعادتمندى آنان در دنيا و آخرت

و بشرى للمؤمنين

«بشرى» به خبرى گفته مى شود كه در آن سرور و فرح باشد و در آيه شريفه به معناى بشير (بشارت دهنده)، است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 157 - 5

5 - تنها مؤمنان صابر ، به موفقيت دست يافته و به هدف هاى خويش ( سعادت دنيا و آخرت ) خواهند رسيد . *

و أولئك هم المهتدون

56- سعادت روز ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 16 - 9

9 - تفاوت روز هاى سال در سعد و نحس بودن *

فى أيّام نحسات

با توجه به اين كه در آيه شريفه قيد «نحسات» قيد احترازى است، استفاده مى شود كه ايام سال به دو قسم نحس و غير نحس تقسيم مى شود و اين مطلب اعم از اين است كه نحوست در ذات ايام باشد يا در اثر حوادث. گفتنى است كه مطلب بالا بنابر احتمال اول قابل برداشت است.

57- سعادت شهيدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 170 - 13

13 - سعادت و امنيّت كامل شهدا و كشته شدگان در راه خدا

الّا خوف عليهم و لا هم يحزنون

كلمه «خوف» نكره است و پس از حرف نفى (لا)، دلالت بر نبودن هيچ گونه ترس و دلهره اى دارد ; يعنى امنيّت كامل.

58- سعادت طلبى انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 135 - 6،7

6 - انسان، جوينده فرجام نيك و پوينده مسيرى است كه آن را سعادت مى پندارد.

اعملوا . .. فسوف تعلمون من تكون له عقبة الدار

7 - بهره بردارى از تمايل انسان به فرجام نيك و حسن عاقبت، روشى در تبليغ و دعوت مردم به دين است.

فسوف تعلمون من تكون له عقبة الدار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 42 - 7

7 - انسان ها خواهان سعادت هميشگى و عمرى جاودانه اند .

هم فيها خلدون

وعده به پاداش در صورتى مؤثر و ترغيب كننده آدمى است كه وى خواهان آن باشد.

59- سعادت طلبى اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 37 - 11

11 - تلاش براى تأمين توشه و سعادت اخروى ، همراه با تأمين زندگى دنيايى ، از ويژگى مردان الهى است .

رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه . .. يخافون يومًا تتقلّب فيه القلوب و ا

60- سعادت طلبى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 74 - 1

1 - بندگان خالص خدا ، از خداوند خواستار همسر و فرزندان شايسته اى اند كه رفتار و سير و سلوك آنان ، مايه چشم روشنى و سرفرازى آنان در زندگى باشد .

و الذين يقولون ربّنا هب لنا من أزوجنا و ذرّيّ-تنا قرّة أعين

درباره «من» در «من أزواجنا. ..» دو احتمال وجود دارد: 1- «من» ابتدائيه باشد. در اين صورت معناى آيه چنين مى شود: «به ما از ناحيه همسران و فرزندانمان، آن ده كه مايه روشنى چشمانمان باشد». 2- «من» بيانيه باشد. براساس اين احتمال، معناى آيه چنين مى شود: «به ما روشنى چشمان - كه عبارت از همسر و فرزندان اند ببخش. برداشت ياد شده، مبتنى بر احتمال نخست است.

61- سعادت طلبى قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 24 - 10

10 - قوم ثمود ، مدعى ارزش خواهى و سعادت جويى ، در تكذيب پيامبرى صالح ( ع )

إنّا إذًا لفى ضلل و سعر

قوم ثمود با گفتن «إنّا إذًا. ..»، در حقيقت مدعى بودند كه ما اكنون در گمراهى و شقاوت نيستيم و چنانچه از صالح(ع) پيروى كنيم، گمراه و تيره بخت خواهيم شد و ما گمراهى و تيره بختى را براى خويش نمى پسنديم.

62- سعادت طلبى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 26 - 4

4 - اهتمام تقواپيشگان به سعادت اخروى خانواده خويش و خير خواهى شديد نسبت به آنان

قالوا إنّا كنّا قبل فى أهلنا مشفقين

63- سعادت طلبى مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 21 - 3

3 - انسان مؤمن ، در انديشه سعادت نسل خويش در پرتو ايمان *

ألحقنا بهم ذرّيّتهم

نويد در جايى صورت مى گيرد كه آدمى در انتظار و اشتياق امر مورد نويد باشد. اين كه خداوند ملحق شدن نسل مؤمنان را به آنان نويد داده، نشانگر آن است كه اشخاص مؤمن در آرزوى سعادت نسل خويش اند و اين آرزويى به جا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 26 - 5

5 - لزوم احساس مسؤوليت مؤمنان ، نسبت به سعادت و فرجام خويشاوندان خود

قالوا إنّا كنّا قبل فى أهلنا مشفقين

از اين كه احساس مسؤوليت نسبت به خانواده، عامل رهيابى به بهشت معرفى شده است; اهميت و ضرورت آن استفاده مى شود.

64- سعادت عبرت پذيران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 11 - 5

5 - خداترسان و پندپذيران ، سعادتمنداند .

سيذّكّر من يخشى . و يتجنّبها الأشقى

اين آيه با آيه قبل، داراى «احتباك» (از وجوه بلاغت) است; يكى از «خشيت» سخن گفته و ديگرى از «شقاوت» و بيان نقطه مقابل هر يك را به قرينه بودن ديگرى موكول كرده است; بدين معنا كه اهل خشيت، نقطه مقابل «شقاوت»; يعنى، سعادت را دارند و اهل «شقاوت» گرفتار نقطه مقابل «خشيت»; يعنى، گستاخى هستند.

65- سعادت فرزند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 21 - 3

3 - انسان مؤمن ، در انديشه سعادت نسل خويش در پرتو ايمان *

ألحقنا بهم ذرّيّتهم

نويد در جايى صورت مى گيرد كه آدمى در انتظار و اشتياق امر مورد نويد باشد. اين كه خداوند ملحق شدن نسل مؤمنان را به آنان نويد داده، نشانگر آن است كه اشخاص مؤمن در آرزوى سعادت نسل خويش اند و اين آرزويى به جا است.

66- سعادت متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 169 - 22،27

22 - جهان آخرت ، جهانى سراسر خير و سعادت براى تقواپيشگان است .

و الدار الأخرة خير للذين يتقون

27 - باور به پايدارى نعمت هاى آخرت و سعادت آفرينى آن براى اهل تقوا ، باورى خردمندانه و انديشه اى صحيح است .

و الدار الأخرة خير للذين يتقون أفلا تعقلون

67- سعادت مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 170 - 6

6 - شادمانى و علاقه شهيدان نسبت به سعادتمندى ديگر مجاهدان و رسيدنشان به مقام كشته شدگان راه خدا

و يستبشرون بالّذين لم يلحقوا بهم من خلفهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 20 - 7

7 - سعادت و رستگارى حقيقى ، از آن مؤمنان مهاجر و مجاهد در راه خداست .

الذين ءامنوا و هاجروا و جهدوا . .. أولئك هم الفائزون

68- سعادت محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 37 - 12

12 - محسنان ( نيكوكاران ) ، داراى آينده اى درخشان و سرشار از شادى و شادكامى

كذلك سخّر لكم . .. و بشّر المحسنين

69- سعادت مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 85 - 7

7 - توجه به بهره مندى مسلمانان در آخرت و زيان ديگران ، انگيزه اى براى پذيرش اسلام

و من يبتغ . .. و هو فى الاخرة من الخاسرين

70- سعادت مسيحيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 171 - 26

26 - خير و سعادت مسيحيان در گرو پرهيز از تثليث و سه گانه پرستى

ياهل الكتب . .. و لاتقولوا ثلثة انتهوا خيراً لكم

در برداشت فوق كلمه «خيراً» خبر براى فعل محذوف (يكن) گرفته شده است و جمله با تقدير آن چنين است: «انتهوا ان تنتهوا يكن خيراً لكم».

71- سعادت مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 170 - 9

9 - لزوم توجّه و علاقمندى به سعادت مؤمنان

و يستبشرون بالّذين لم يلحقوا بهم من خلفهم الّا خوف عليهم

خداوند در مقام ستايش از شهيدان، حالت سرور و شادمانى آنان را نسبت به سعادت ديگر مؤمنان و همرزمانشان ياد كرده است ; بنابراين چنين صفت و حالتى، پسنديده و مورد ترغيب خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 45 - 4

4 - سعادت و رستگارى مؤمنان در گرو جهاد و كثرت ياد خداست .

إذا لقيتم فئة فاثبتوا و اذكروا اللّه كثيرا لعلكم تفلحون

در برداشت فوق «فلاح» به معناى سعادت و رستگارى گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 20 - 7

7 - سعادت و رستگارى حقيقى ، از آن مؤمنان مهاجر و مجاهد در راه خداست .

الذين ءامنوا و هاجروا و جهدوا . .. أولئك هم الفائزون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 34 - 14

14 - مؤمنان راستين و مبرا از پندار هاى شرك آميز ، داراى آينده اى سعادتمند و سرشار از خوشبختى و شادكامى

و بشّر المخبتين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 1 - 1

1 - مؤمنان ، گروه رستگار و سعادت مندند .

قد أفلح المؤمنون

رسيدن به مراد و رستگار شدن را «فلاح» گويند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 37 - 5

5 - سعادت و نيك بختى ، تنها از آنِ پذيرندگان هدايت پيامبران است .

ربّى أعلم بمن جاء بالهدى من عنده و من تكون له عقبة الدار

تعبير «عاقبة الدار» كنايه از سعادت و فرجام نيك است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 11 - 1

1- سعادت و نيك فرجامى مؤمنان ، معلول ولايت و سرپرستى خداوند بر ايشان

ينصركم و يثبّت أقدامكم . .. ذلك بأنّ اللّه مولى الذين ءامنوا

72- سعادت مهاجران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 20 - 7

7 - سعادت و رستگارى حقيقى ، از آن مؤمنان مهاجر و مجاهد در راه خداست .

الذين ءامنوا و هاجروا و جهدوا . .. أولئك هم الفائزون

73- شرايط سعادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 20 - 14

14 - عمل به مقتضاى دين و اقتدا به پيامبران ، شرط دين دارى و سعادتمندى است .

قال يقوم اتّبعوا المرسلين

تصريح به اقتدا و پيروى از پيامبران - به جاى ايمان آوردن به آنان و. .. - مى تواند حاكى از برداشت ياد شده باشد.

74- شرايط سعادت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 156 - 15

15 - خداوند نويدبخش موسى ( ع ) به استجابت دعايش براى سعادت بنى اسرائيل در دنيا و آخرت ، به شرط رعايت تقوا ، پرداخت زكات و ايمان به همه آيات الهى

فسأكتبها للذين يتقون و يؤتون الزكوة و الذين هم بايتنا يؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 18 - 1

1 - آزادكنندگان برده و غذادهندگان به يتيمان و مستمندان ، در صورت ايمان آوردن و توصيه به صبر و رحمت ، در آخرت قرين نيك بختى و سرشار از خير و بركت خواهند بود .

أُولئك أصحب الميمنة

«يُمْن» و «ميمنة» به معناى بركت است (قاموس). مصاحبت با بركت، كنايه از سرشارى و تداوم آن است.

75- شرايط سعادت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 54 - 14

14 - موسى ( ع ) خير و سعادت مرتدان قومش را در توبه و كشتن يكديگر دانست .

فاقتلوا أنفسكم ذلكم خير لكم عند بارئكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 156 - 15

15 - خداوند نويدبخش موسى ( ع ) به استجابت دعايش براى سعادت بنى اسرائيل در دنيا و آخرت ، به شرط رعايت تقوا ، پرداخت زكات و ايمان به همه آيات الهى

فسأكتبها للذين يتقون و يؤتون الزكوة و الذين هم بايتنا يؤمنون

76- شرايط سعادت دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 156 - 15

15 - خداوند نويدبخش موسى ( ع ) به استجابت دعايش براى سعادت بنى اسرائيل در دنيا و آخرت ، به شرط رعايت تقوا ، پرداخت زكات و ايمان به همه آيات الهى

فسأكتبها للذين يتقون و يؤتون الزكوة و الذين هم بايتنا يؤمنون

77- شرايط سعادت گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 54 - 17

17 - اجراى قوانين و مقررات كيفرى اديان الهى - هر چند كيفرى همانند كشته شدن باشد - تضمين كننده خير و سعادت خطاكاران است .

فاقتلوا أنفسكم ذلكم خير لكم عند بارئكم

78- عوامل سعادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 38 - 5

5 - انسان براى نيل به سعادت ، نيازمند هدايت ها و رهنمود هاى الهى است .

فإما يأتينكم منى هدًى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 54 - 14،17

14 - موسى ( ع ) خير و سعادت مرتدان قومش را در توبه و كشتن يكديگر دانست .

فاقتلوا أنفسكم ذلكم خير لكم عند بارئكم

17 - اجراى قوانين و مقررات كيفرى اديان الهى - هر چند كيفرى همانند كشته شدن باشد - تضمين كننده خير و سعادت خطاكاران است .

فاقتلوا أنفسكم ذلكم خير لكم عند بارئكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 62 - 3،10

3 - انتساب به اديان الهى بدون ايمان واقعى و انجام اعمال نيك ، سعادت آفرين نيست .

إن الذين ءامنوا . .. من ءامن باللّه و اليوم الأخر و عمل صلحاً فلهم اجرهم

با توجه به اينكه در جمله «من آمن . ..» ضميرى نيست تا به «الذين ...» ارجاع شود و جمله «من آمن ...» را مخصوص مسلمانان، يهوديان و ... كند; معلوم مى شود: هر كس از هر ملتى به خدا و قيامت ايمان راستين داشته باشد و عمل صالح انجام دهد، سعادتمند خواهد شد. بنابراين آوردن عنوانهاى مذكور اشاره به نكاتى دارد، از جمله آنها اينكه: عنوان مسلمانى يا يهودى و يا ... داشتن كافى نيست; آنچه كارساز است ايمان واقعى و عمل صالح مى باشد.

10 - ايمان بدون عمل صالح و عمل صالح بدون ايمان ، كارساز نبوده و مايه سعادت آدمى نخواهد شد .

من ءامن باللّه و اليوم الأخر و عمل صلحاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 106 - 8

8 - احكام الهى ، داراى مصلحت براى انسان و تضمين كننده خير و سعادت او

نأت بخير منها أو مثلها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 216 - 8

8 - خداوند ، خواهان خير و سعادت انسان است .

كتب عليكم . .. و اللّه يعلم ... عسى ان تكرهوا شيئاً و هو خير لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 21 - 19

19 - تأمين سعادت جامعه در پرتو ايمان ، خدمات انبيا و تلاش عدالتخواهان است .

انّ الّذين يكفرون . .. فبشّرهم بعذاب اليم

نبود ايمان، انبيا و مصلحان در جوامع موجب رنج و بدبختى است، معلوم مى شود وجود آنها زمينه ساز سعادت خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 36 - 15

15 - نقش دعاى مادر و كمالات معنوى او ، در سعادت فرزند

ربّ انّى نذرت . .. و انّى اعيذها بك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 85 - 6،7

6 - مسلمانان ( كسانى كه در برابر خدا تسليم هستند ) ، بهره مند از سعادت و مصون از زيان در آخرت

و من يبتغ . .. و هو فى الاخرة من الخاسرين

7 - توجه به بهره مندى مسلمانان در آخرت و زيان ديگران ، انگيزه اى براى پذيرش اسلام

و من يبتغ . .. و هو فى الاخرة من الخاسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 110 - 19

19 - اسلام ، برترين آيين در ميان ساير اديان ( دين يهود و نصارا ) براى سعادت بشر

و لو أمن من اهل الكتب لكان خيراً لهم

بنابر اينكه «خير» براى تفضيل باشد و مُفضّل عليه، آيين خود اهل كتاب و مفضّل، اسلام.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 150 - 9

9 - پذيرش ولايت خداوند و اعتقاد به يارى حتمى او ، مانع واپسگرايى و زيانكارى جامعه ايمانى و باعث رشد و سعادت

يردّوكم على اعقابكم فتنقلبوا خاسرين. بل اللّه موليكم و هو خير النّاصرين

پيامد پذيرش ولايت كافران، واپسگرايى و خسارت است. بنابراين پذيرش ولايت خداوند - به قرينه مقابله آن با پذيرش ولايت كافران - باعث رشد و سعادت خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 177 - 3

3 - ايمان به خداوند ، سرمايه سعادت بخشِ انسان

انّ الّذين اشتروا الكفر بالايمان . .. لهم عذاب اليم

زيرا مى فرمايد برخى كفر را به بهاى ايمان خريدند و از دست دادن اين بها، موجب گرفتارى به عذاب است. لذا ايمان، سرمايه اى فرض شده كه از دست دادن آن موجب عذاب دردناكى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 25 - 33

33 - خويشتن دارى در برابر گناه ، موجب خير و سعادت

و ان تصبروا خيرٌ لكم

بنابر اينكه متعلق «ان تصبروا»، ارتكاب زنا باشد كه از كلمه «عنت» به دست مى آيد. گفتنى است كه در اين صورت كلمه «خير»، افعل تفضيل نخواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 46 - 17

17 - گوش سپردن به سخنان پيامبر (صلی الله علیه و آله) و اطاعت از او ، مايه سعادت و قوام انسانها

و لو انهم قالوا سمعنا و اطعنا . .. لكان خيراً لهم و اقوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 66 - 9،12،13

9 - خير و سعادت انسان در گرو عمل به احكام الهى

و لو انّهم فعلوا ما يوعظون به لكان خيراً لهم

12 - ارجاع داورى به پيامبر ، خشنودى از حكم وى و تسليم كامل در برابر ايشان ، سعادت و ثبات ايمان را در پى خواهد داشت .

فلا و ربّك . .. و لو انّهم فعلوا ما يوعظون به لكان خيراً لهم و اشدّ تثبيتاً

بنابر اينكه «ما يوعظون» مطالب بيان شده در آيه قبل باشد و نه قتل و هجرت.

13 - سعادت متخلفان از فرمان خدا و رسول و ثبات آنان در ايمان ، در گرو حضورشان نزد پيامبر (صلی الله علیه و آله) و درخواست وساطت آن حضرت براى غفران الهى

و لو انّهم اذ ظلموا انفسهم . .. و لو انّهم فعلوا ما يوعظون به لكان خيراً لهم و ا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 170 - 7

7 - ايمان به پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) و قرآن موجب خير و سعادت بشريت

يأيها الناس قد جاءكم الرسول بالحق . .. فامنوا خيراً لكم

برداشت فوق بر اين اساس است كه «خيراً» خبر براى فعل محذوف «يكن» باشد و تقدير كلام چنين است «فامنوا ان تؤمنوا يكن خيراً لكم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 171 - 26

26 - خير و سعادت مسيحيان در گرو پرهيز از تثليث و سه گانه پرستى

ياهل الكتب . .. و لاتقولوا ثلثة انتهوا خيراً لكم

در برداشت فوق كلمه «خيراً» خبر براى فعل محذوف (يكن) گرفته شده است و جمله با تقدير آن چنين است: «انتهوا ان تنتهوا يكن خيراً لكم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 35 - 15

15 - رشد ، رستگارى و سعادت انسان ، هدف برنامه ها و تكاليف الهى

اتقوا اللّه و ابتغوا إليه الوسيلة و جهدوا فى سبيله لعلكم تفلحون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 69 - 6،8،9

6 - لزوم همراهى ايمان با عمل صالح براى نيل به سعادت و آرامش

من ءامن . .. و عمل صلحاً فلاخوف عليهم و لا هم يحزنون

8 - تنها انتساب به اديان الهى بدون ايمان واقعى به خدا و قيامت و انجام عمل صالح ، سعادت آفرين نخواهد بود .

إنّ الذين ءامنوا . .. من ءامن باللّه و اليوم الاخر و عمل صلحاً فلاخوف

با توجه به اينكه جمله «من ءامن . ..» خبر براى «الذين ءامنوا» است، تكرار ايمان در اين دو فراز و نبود ضمير در جمله خبرى مى رساند كه سعادت، در گرو ايمان حقيقى به خدا و قيامت و انجام عمل صالح مى باشد و در اين جهت ميان منتسبان به اديان آسمانى و غير آنان تفاوتى وجود ندارد.

9 - ايمان به خدا و قيامت و پيشه نمودن عمل صالح ، پايه هاى سعادت و رستگارى امتها

إنّ الذين ءامنوا . .. و اليوم الاخر و عمل صلحاً فلاخوف عليهم و لا هم يحزنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 70 - 15

15 - كردار نارواى بنى اسرائيل على رغم انتساب آنان به دين يهود ، دليل كارساز نبودن انتساب ظاهرى به اديان الهى در سعادت انسان

إنّ الذين ءامنو و الذين هادوا . .. فريقاً كذبوا و فريقاً يقتلون

در آيه قبل بيان شد كه «ان الذين . ..» اشاره دارد به اين كه مجرد انتساب به اديان الهى در سعادت آدمى كارساز نمى باشد و اين آيه به منزله برهانى بر آن حقيقت است، يعنى انتساب يهود و نصارا به يهوديت و نصرانيت چگونه مى تواند مايه سعادت آنان باشد با اينكه پيامبران راتكذيب كردند و گروهى از آنان را كشتند؟

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 81 - 6

6 - سلامت و سعادت جوامع در گرو پيروى از رهبران الهى و عمل به قوانين دين

و لو كانوا يؤمنون باللّه و النبى و ما أنزل إليه ما اتخذوهم أولياء

با توجه به آيات گذشته كه در آن جامعه اى منحط از بنى اسرائيل ترسيم گرديده بود، معلوم مى شود آيه مورد بحث، رهنمودى است براى نجات جوامع از انحطاط، بنابراين «ما اتخذوهم أولياء» تنها، بيان يكى از نتايج ترك پيروى از رهبران الهى و عمل به قوانين دينى است و نتايج ديگر كه از آنها به سلامت و سعادت تعبير شد با توجه به آيات گذشته به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 6 - 13

13 - اقتدار و تمكن مادى تأمين كننده سعادت نيست.

و مكنهم فى الأرض ما لم نمكن لكم

از اينكه مى فرمايد ما به آنها مكنت داديم بيش از شما و هلاكشان كرديم، پس مكنت مادى دليل قرب نزد خدا نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 16 - 6

6 - رهايى از عذااب قيامت و دريافت رحمت الهى، رستگارى و سعادت آشكار است.

من يصرف عنه يومئذ فقد رحمه و ذلك الفوز المبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 26 - 6

6 - تمسك به قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله)، موجب سعادت انسان مى شود.

و هم ينهون عنه و ينئون عنه و إن يهلكون إلا أنفسهم و ما يشعرون

چون در آيه شريفه هلاكت آدمى را حاصل دورى از وحى و قرآن دانسته، در نتيجه سعادت آدمى در اتصال به وحى و قرآن خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 85 - 29،30،31

29 - پيام هاى انبيا سراسر خير و موجب سعادت انسانهاست .

ذلكم خير لكم

30 - تنها حق پذيران قادر به درك سعادت آفرينى پيام هاى الهى هستند .

ذلكم خير لكم إن كنتم مؤمنين

چنانچه مشاراليه «ذلكم» تمام مسائلى باشد كه در آيه مطرح شده، و از جمله اعتقاد به يگانگى خدا و لزوم پرستش او، بايد گفت مراد از ايمان در «ان كنتم مؤمنين» داشتن روحيه حق پذيرى و اهل باور بودن است، نه ايمان به يگانگى خدا. و چون خير بودن يكتاپرستى و عدالت پيشگى منوط به حق پذيرى نيست، يعنى چه انسانها حق پذير باشند و چه نباشند مسائل مطرح شده داراى خير است، معلوم مى شود شرط «ان كنتم ... » ناظر به درك خير بودن است. يعنى اگر حق پذير باشيد مى فهميد كه پيامهاى مطرح شده به خير و صلاح شماست.

31 - عدالت در امور اقتصادى و پرهيز از فسادگرى ، تنها در صورت پرستش خدا و ايمان به يگانگى او سعادت آفرين است .

ذلكم خير لكم إن كنتم مؤمنين

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مشاراليه «ذلكم»، معنايى باشد كه از «اوفوا الكيل . .. و لاتفسدوا ... » استفاده مى شود. در اين صورت مى توان گفت مراد از ايمان در «إن كنتم مؤمنين» ايمان به خداى يگانه و لزوم پرستش اوست. يعنى اگر به خداى يگانه ايمان داشته باشيد و تنها او را بپرستيد، عدالت در امور اقتصادى و پرهيز از فسادانگيزى متضمّن خير و صلاح شماست و اگر موحد نباشيد رعايت اين مسائل سعادت آفرين نخواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 146 - 8

8 - دين و معارف الهى ارائه كننده راه رشد و هدايت و تأمين كننده سعادت انسانهاست .

سأصرف عن ءايتى الذين . .. و إن يروا سبيل الرشد لا يتخذوه سبيلا

مراد از «سبيل الرشد» (راه هدايت) همان آيات خدا، يعنى دين و معارف الهى، است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 179 - 7

7 - انسان ها و جنيان داراى نقشى مؤثر در تعيين فرجام و سرنوشت خويش ( دوزخى شدن و يا رهايى از آن )

لهم قلوب لايفقهون بها . .. و لهم ءاذان لايسمعون بها

جمله «لايفقهون بها» و نظاير آن مى رساند كه گمراهان به دليل بهره نجستن از ابزار شناخت، به وادى گمراهى گرفتار شده اند و بنابراين خود مقصر هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 45 - 4

4 - سعادت و رستگارى مؤمنان در گرو جهاد و كثرت ياد خداست .

إذا لقيتم فئة فاثبتوا و اذكروا اللّه كثيرا لعلكم تفلحون

در برداشت فوق «فلاح» به معناى سعادت و رستگارى گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 3 - 9

9 - اسلام ، مايه خير و سعادت انسانهاست .

فإن تبتم فهو خير لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 20 - 8

8 - ايمان ، هجرت و جهاد در راه خدا با مال و جان ، عوامل اصلى دستيابى انسان به سعادت و تضمين كننده آن

الذين ءامنوا و هاجروا و جهدوا . .. أولئك هم الفائزون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 55 - 1

1 - برخوردارى انسان از مال و اولاد فراوان ، نشانه سعادتمندى و محبوبيت وى نزد خداوند نيست .

فلا تعجبك أمولهم و لا أولدهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 72 - 12،13

12 - رستگارى و سعادت حقيقى انسان ، تنها در پرتو دستيابى به رضا و خشنودى خداوند است .

و رضون من اللّه أكبر . .. ذلك هو الفوز العظيم

بنابر اينكه «ذلك» صرفاً اشاره به «رضوان من اللّه» باشد، اين برداشت استفاده مى گردد.

13 - برخوردارى انسان از نعمت هاى مادى و معنوى بهشت جاودان ، همان رستگارى و سعادت عظيم و بى بديل است .

جنت . .. مسكن طيبة ... و رضون من اللّه ... ذلك هو الفوز العظيم

با توجه به اينكه «ذلك» مى تواند اشاره به تمام فرازهاى پيشين باشد (جنات تجرى . .. خالدين فيها ... مساكن طبية ... جنات عدن و رضوان من اللّه)، برداشت فوق به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 9 - 6

6 - نقش اساسى و محورى ايمان ، در مقايسه با عمل و رفتار آدمى ، در هدايت و سعادت وى

يهديهم ربهم بإيمنهم

خداوند فرمود: «كسانى را كه داراى ايمان و عمل صالح هستند به سوى بهشت هدايت خواهد كرد. » آن گاه علت و سبب هدايت را ايمان آنان ذكر فرمود ; با آنكه اينان دو ويژگى ايمان و عمل صالح را با هم دارا هستند. اين، حكايت از آن دارد كه ايمان اصل و محور بوده و عمل در مرتبه دوم قرار دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 47 - 9

9- همگان ، حتى پيامبران الهى براى نيل به سعادت ، نيازمند مغفرت و رحمت الهى اند .

إلاّ تغفر لى و ترحمنى أكن من الخسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 86 - 4،5

4- خير بودن منافع حلال و تجارت هاى عادلانه و سعادت آفرينى معارف و احكام الهى ، از تعاليم شعيب ( ع ) به مردم خويش

يقوم . .. بقيّت الله خير لكم

5- خير و سعادت امتها ، در ايمان و باور به معارف الهى و عمل به احكام دين است .

بقيّت الله خير لكم

برخى از مفسران مراد از «بقيّت الله» را اطاعت از خدا و برخى مقصود از آن را احكام و معارف دانسته اند. برداشت فوق، براساس اين نظريه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 18 - 9

9- انسان داراى نقشى تعيين كننده در سعادت و شقاوت خويش

لايقدرون ممّا كسبوا على شىء

اينكه در آيه آمده است: كافران توان به دست آوردن چيزى از دستاوردهاى خود را ندارند، حاكى است كه دستاورد انسان در سرنوشت وى نقش دارد و مراد از «على شىء»، به قرينه اينكه بحث از حبط عمل كافران است، مى تواند سعادت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 32 - 17

17- عقيده صحيح و عمل صالح انسان ها ، عامل تعيين كننده سعادت آنان

و قيل للذين اتّقوا ماذا أنزل ربّكم قالوا خيرًا . .. ادخلوا الجنّة بما كنتم تعملو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 96 - 9

9- صبر و مقاومت ، داراى نقش اساسى در سعادت انسان و نيل به مقام والا در پيشگاه الهى

و لنجزينّ الذين صبروا أجرهم بأحسن ما كانوا يعملون

ذكر صفت صبر و مقاومت به صورت اختصاصى از ميان ديگر اوصاف خوب و ارزشمند مؤمنان، جهت پاداش و نيل به مقام معنوى، گوياى برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 97 - 8

8- نقش اساسى و محورى عمل صالح ، در دستيابى به سعادت و پاداش اخروى

من عمل صلحًا . .. و هو مؤمن ... و لنجزينّهم أجرهم بأحسن ما كانوا يعملون

برداشت فوق، به خاطر اين است كه در آغاز آيه اثربخشى عمل، مشروط به ايمان شده است (من عمل صالحاً . .. و هو مؤمن) در عين حال در پايان آيه پاداش اخروى تنها منوط به عمل دانسته شده و از ايمان سخن به ميان نيامده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 122 - 8

8- دين ، دربردارنده سعادت و حسنات دنيوى و اخروى است .

و ءاتينه فى الدنيا حسنة و إنه فى الأخرة لمن الصلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 12 - 11

11- تبيين همه نياز هاى انسان در سعادت و كمال خويش ، در قلمرو تعاليم دين و آموزه هاى وحى است .

إن هذا القرءان يهدى . .. و كلّ شىء فصّلنه تفصيلاً

نوع مفسّران برآنند كه چون قرآن، كتاب هدايت و در جهت تأمين سعادت و كمال آدمى است، بنابراين مقصود از «و كلّ شىء» همه امور مرتبط با سعادت و كمال و هدايت است، نه تمامى حقايق و پديده هاى عالم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 13 - 3

3- سعادت و شقاوت انسان نتيجه مستقيم اعمال خود او بوده و تحت تأثير عوامل اتفاقى چون شانس و اقبال نيست .

و كلّ إنسن ألزمنه طئره فى عنقه

استعمال واژه «طائر» براى عمل، ممكن است از آن جهت باشد كه بينش غلط جاهلى درباره نقش طيره، شانس و اقبال در سرنوشت انسان نفى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 4 - 1

1- زكريا به هنگام پيرى مفرط و سستى استخوان ها و سپيدى مو هاى سرش از خداوند خواهان فرزند شد .

قال ربّ إنّى وهن العظم منّى واشتعل الرأس شيبًا

«عظم» به معناى استخوان است. «وهن العظم منّى»; يعنى، استخوان هايم سست شد كلمه «شيباً» تمييز و به معناى سفيدى مو است و «اشتعال»، يعنى آتش گرفتن (لسان العرب). بنابراين جمله «اشتعل» از مادّه «شعل» سفيدى دم و پيشانى اسب) مشتق باشد; در اين صورت جمله «اشتعل ...»، يعنى «موى سر سپيد شد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 48 - 19

19- سعادت ، درگرو پرستش خداوند يگانه است .

و أدعوا ربّى عسى ألاّ أكون بدعاء ربّى شقيًّا

ابراهيم(ع)، رهايى از شقاوت را در گرو عبادت خداوند مى دانست; بنابراين تحصيل سعادت، با عبادت خداى يگانه ميسر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 7

7- اصالت خانوادگى و نسبى ، در سعادت و كمال فرزندان نقش مؤثرى دارد .

من ذرّيّة ءادم . .. من ذرّيّة إبرهيم و إسرءيل

مطرح شدن پيامبران الهى در طول يك سلسله و ذريّه هاى مشخص نشان از نقش نسب و خانواده در كمال فرزندان دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 81 - 4

4- عبادت و اطاعت خداى يگانه ، تنها راه عزّت و سعادت

واتّخذوا من دون اللّه . .. لهم عزًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 123 - 18

18 - انسان ، براى رهايى از خطا ها و رسيدن به خوشبختى ، نيازمند رهنمود هاى الهى است .

فمن اتبع هداى فلايضلّ و لايشقى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 30 - 3،4

3 - تعظيم و بزرگداشت حدود و مقرارت الهى و رعايت حريم آنها ، مايه خير و سعادت و خوشبختى براى اهل ايمان

و من يعظّم حرمت اللّه فهو خير له عند ربّه

ضمير «هو»در «فهو خير له» به «تعظيم» (مصدر «يعظّم») بازمى گردد; يعنى، «فالتعظيم خير له عند ربّه».

4 - احكام و مقررات الهى ، در راستاى خير و سعادت انسان

و من يعظّم حرمت اللّه فهو خير له عند ربّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 54 - 7

7 - اطاعت و فرمان برى از پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، موجب هدايت و نيل به سعادت و كمال مطلوب است .

أطيعوا الرسول . .. فإن تولّوا فإنّما عليه ما حمّل

مقصود از هدايت در آيه شريفه، راه يابى و هدايت عمومى نيست; زيرا چنين هدايتى بدون اطاعت انسان ها نيز توسط پيامبران حاصل بود; بلكه مقصود، ايصال به مطلوب و دست يافتن به كمال و سعادت است كه بدون عمل به مقتضيات دين حاصل نمى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 27 - 7

7 - پيامبران ، ارائه دهنده راه و روش زندگى سعادتمندانه

يليتنى اتّخذت مع الرسول سبيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 74 - 19

19 - نقش مثبت و سازنده صلاح و نيكى همسر و فرزندان ، در سرنوشت و سعادت انسان

ربّناهب لنا من أزوجنا و ذرّي-ّتنا قرّة أعين و اجعلنا للمتّقين إمامًا

دعا براى همسر و فرزندان و مقدم داشتن آنان بر خود به هنگام دعا كردن، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 75 - 6

6 - صبر و شكيبايى ، رمز سعادت و داراى جايگاهى ويژه در ميان مجموعه ارزش هاى الهى

الذين يمشون على الأرض هونًا . .. و الذين لايشهدون الزور ... أُولئك يجزون الغرفة

برداشت فوق از آن جا است كه خداوند پس از برشمردن بيش از ده صفت ارزشمند براى عبادالرحمان، هيچ كدام آنها را سبب برخوردار شدن ايشان از نعمت هاى بهشت جاودان نمى داند و بلكه صبر و شكيبايى را علت آن مى داند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 83 - 3

3 - برخوردارى از حكمت و معرفت و قرار گرفتن در زمره صالحان ، اوج كمال و سعادت انسان

ربّ هب لى حكمًا وألحقنى بالصلحين

با توجه به اين كه حضرت ابراهيم(ع)، به عنوان بزرگ ترين آرمان هاى ارزشى، اين دو را از درگاه خدا تمنا كرده است، برداشت ياد شده استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 47 - 10

10 - سعادت انسان ها تنها در گرو ايمان به خدا و پيروى از آيات الهى است .

لولا أرسلت إلينا رسولاً فنتّبع ءايتك و نكون من المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 79 - 12،13

12 - قدرت و ثروت ، ملاك ارزش و معيار اصلى بهره مندى و خوشبختى در نگاه دنياطلبان قوم قارون

قال الذين يريدون الحيوة الدنيا يليت لنا مثل ما أُوتى قرون إنّه لذو حظّ عظيم

13 - قدرت و ثروت در نگاه مؤمنان آخرت جو ، ملاك ارزش و معيار اصلى بهره مندى و خوشبختى نيست .

قال الذين يريدون الحيوة الدنيا يليت لنا مثل ما أُوتى قرون إنّه لذو حظّ عظيم

تعبير «قال الذين يريدون الحياة الدنيا» مى رساند كه اين گفته، تنها مربوط به دنياطلبان سست ايمان است; نه مؤمنان آخرت جو.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 9 - 29

29 - سعادت جوامع ، در گرو ايمان به انبيا و پيروى از آنها است و نه داشتن قدرت مادى

أَوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين . .. و جاءتهم رسلهم بالبيّنت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 44 - 5

5 - عقيده و عمل آدمى ، در سعادت و شقاوت وى نقش اساسى دارد .

يومئذ يصّدّعون . من كفر فعليه كفره و من عمل صلحًا فلأنفسهم يمهدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 8 - 8

8 - انسان ها ، در سعادت و شقاوت نهايى خود ، نقش اساسى دارند .

ليسئل الصدقين عن صدقهم و أعدّ للكفرين عذابًا أليمًا

از آن جايى كه بازگشت پرسش از «صادقين»(مؤمنان) درباره صداقت شان، به پاداش دهى است، معلوم مى شود كه صداقت - كه امرى اكتسابى است - و نيز متصف شدن به كفر - كه امرى انتخابى است - در گرفتن پاداش و يا عذاب شدن، نقش دارد و اين، همانا نقش انسان ها را در سعادت آفرينى و يا كسب شقاوت، بازگو مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 10 - 18

18 - نقش ممتاز صبر و شكيبايى ، در سعادت و بهره مندى انسان از پاداش هاى الهى و مقامات معنوى

إنّما يوفّى الصبرون أجرهم بغير حساب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 15 - 6

6 - سرمايه عمر و بهره از خانواده ، سرمايه كمال و سعادت آدمى است .

إنّ الخسرين الذين خسروا أنفسهم و أهليهم يوم القيمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 39 - 6

6 - سعادتمندى و يا تيره بختى انسان ها در دنيا و آخرت ، در گرو اعمال و كردار خود آنان است .

اعملوا على مكانتكم إنّى عمل فسوف تعلمون

با توجه به ارتباط اين آيه با آيه بعد - كه درباره سرنوشت هلاكت بار كافران در دنيا و آخرت سخن گفته است - برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 50 - 6

6 - نياز بشر در سعادت خود ، به چيزهايى غير از برخوردارى مادى و دانش اقتصادى

ثمّ إذا خوّلنه نعمة . .. فما أغنى عنهم ما كانوا يكسبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 57 - 6

6 - نياز انسان به هدايت الهى در رسيدن به سعادت و خوشبختى

لو أنّ اللّه هدينى لكنت من المتّقين

از اين كه كافران رسيدن به مقام متقين (سعادتمندان) را منوط به هدايت الهى مى دانند، مطلب ياد شده را مى توان استفاده كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 58 - 10

10 - تقوا و احسان ، دو عنصر سعادت آفرين و رهايى بخش از عذاب الهى

من قبل أن يأتيكم العذاب . .. لكنت من المتّقين ... فأكون من المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 82 - 13

13 - صرف مكنت و پيشرفت اقتصادى و برخوردارى از تمدن نيرومند ، ملاك رستگارى و عامل سعادت نيست .

كانوا أكثر منهم و أشدّ قوّة و ءاثارًا فى الأرض فما أغنى عنهم ما كانوا يكسبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 37 - 8

8 - ياد خدا ، راهبر آدمى به سعادت و هدايت واقعى است .

و من يعش عن ذكر الرحمن . .. ليصدّونهم عن السبيل و يحسبون أنّهم مهتدون

ذكر «يحسبون أنّهم مهتدون» تعريضى به آن دارد كه خداگريزان از هدايت به دورند. در نتيجه به قرينه مقابله استفاده مى شود كه يادكنندگان خدا به هدايت دست مى يابند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 64 - 9

9 - عبوديت و بندگى انسان به درگاه پروردگارِ يگانه ، تنها راه مستقيم و طريق رستگارى است .

فاعبدوه هذا صرط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 78 - 4،6

4 - حق پذيرى ، تنها رمز سعادت و رهايى انسان از فرجام شوم اخروى

لقد جئنكم بالحقّ و لكنّ أكثركم للحقّ كرهون

تكرار لفظ «حقّ» و اكتفا نكردن به ضمير، مى تواند اشاره به اين نكته داشته باشد كه تنها حق پذيرى، مى تواند تعيين كننده سر نوشت انسان باشد.

6 - پذيرش پيام حق رسولان الهى ، مايه سعادت انسان و رهايى از عذاب دوزخ است ; نه التجا به فرشتگان در قيامت .

و نادوا يملك ليقض علينا ربّك قال إنّكم مكثون . لقد جئنكم بالحقّ

اين آيه شريفه در حقيقت مكمل آيه قبل و بيانگر فلسفه عدم پذيرش التجاى مجرمان به فرشتگان خازن دوزخ است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 11 - 1

1- سعادت و نيك فرجامى مؤمنان ، معلول ولايت و سرپرستى خداوند بر ايشان

ينصركم و يثبّت أقدامكم . .. ذلك بأنّ اللّه مولى الذين ءامنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 21 - 11

11 - عمل انسان ، تنها محور سعادت و شقاوت وى

كلّ امرى بما كسب رهين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 35 - 4

4 - اعتقاد به فلاح و سعادت خويش به اتكال انجام بخش اندك از اعمال نيك ، باورى واهى *

و أعطى قليلاً و أكدى . أعنده علم الغيب فهو يرى

از ارتباط «أعنده. ..» با آيات پيشين مى توان چنين بيان نمود كه: دنيامداران با اعطاى مالى اندك، خويش را فلاح يافته مى انگاشتند و خداوند با نفى علم غيب از آنان، اين انديشه را تخطئه مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 24 - 10

10 - قوم ثمود ، مدعى ارزش خواهى و سعادت جويى ، در تكذيب پيامبرى صالح ( ع )

إنّا إذًا لفى ضلل و سعر

قوم ثمود با گفتن «إنّا إذًا. ..»، در حقيقت مدعى بودند كه ما اكنون در گمراهى و شقاوت نيستيم و چنانچه از صالح(ع) پيروى كنيم، گمراه و تيره بخت خواهيم شد و ما گمراهى و تيره بختى را براى خويش نمى پسنديم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 35 - 3

3 - صرف انتساب به خداوند و يا پيوند خويشاوندى با پيامبران ، موجب نجات و سعادت انسان نمى شود .

ءال لوط نجّينهم . .. كذلك نجزى من شكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 9 - 3

3 - ياد هميشگى خدا ، تضمين كننده سعادت انسان

لاتلهكم أمولكم . .. عن ذكر اللّه و من يفعل ذلك فأُولئك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 9 - 13

13 - سعادت و كاميابى انسان ، در گرو ايمان و عمل صالح است .

و من يؤمن باللّه و يعمل صلحًا يكفّر عنه سيّئاته . .. ذلك الفوز العظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 16 - 10،11

10 - انفاق ، موجب خير و سعادت بشر

أنفقوا خيرًا لأنفسكم

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه «خيراً» خبر براى فعل محذوف «يكن» باشد. در اين صورت تقدير كلام چنين مى شود: «فأنفقوا إن تنفقوا يكن خيراً لأنفسكم».

11 - توصيه خداوند ، به انجام كارهايى كه موجب خير و سعادت بشر است .

خيرًا لأنفسكم

طبق نظر برخى از مفسران و اديبان (مانند زمخشرى و سيبويه)، نصب «خيراً» به خاطر «مفعولٌ به» بودن آن براى فعل محذوف (مانند «اتوا» و يا «افعلوا») است; يعنى، «و اتوا خيراً لأنفسكم و افعلوا ما هو خير لها و انفع».

79- عوامل سعادت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 77 - 30

30 - سعادت اخروى ، مشروط به پرهيزگارى

و الاخرة خير لمن اتّقى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 32 - 5

5 - تقوا و در انديشه معاد بودن، راه رسيدن به زندگى برتر و نيكو در آخرت

و للدار الأخرة خير للذين يتقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 9 - 5

5 - نقش اعمال خود انسان در زيانكارى و سعادتمندى اخروى وى

الذين خسروا أنفسهم بما كانوا بأيتنا يظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 156 - 21

21 - آيين يهود شامل دستورهايى تأمين كننده سعادت دنيا و آخرت

و اكتب لنا فى هذه الدنيا حسنة و فى الأخرة . .. للذين يتقون و يؤتون الزكوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 169 - 24

24 - تقوا ، وسيله رسيدن به سعادت هاى اخروى است .

و الدار الأخرة خير للذين يتقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 38 - 7

7 - جهاد در راه خدا ، عامل سعادت و نيك بختى مؤمنان در حيات اخروى

يأيها الذين ءامنوا ما لكم إذا قيل لكم انفروا فى سبيل اللّه . .. أرضيتم بالحيوة ا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 9 - 3

3 - دستيابى به سعادت اخروى ، در گرو دستگيرى و هدايت مستمر و دايم خداوند است .

يهديهم ربهم بإيمنهم تجرى من تحتهم الأنهر فى جنت النعيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 98 - 5

5- رهبران جوامع بشرى ، نقشى به سزا در سعادت و يا شقاوت اخروى آنان دارند .

فاتبعوا أمر فرعون . .. يقدم قومه يوم القيمة فأوردهم النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 111 - 11

11- قرآن هر آنچه را مردم براى رسيدن به سعادت دنيا و آخرت بدان نيازمندند ، به روشنى بيان كرده است .

و لكن . .. تفصيل كل شىء

توصيف قرآن به «هدًى» و «رحمة» پس از «و لكن . .. تفصيل كل شىء» مى رساند كه مراد از «هر چيز» مسائل هدايتى و هر آنچه رحمت آفرين و مايه سعادت بشر مى باشد ، در آن بيان شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 29 - 3،4

3- تأثير ايمان در سعادت دنيا و آخرت آدمى ، در گرو همراهى آن با اعمال صالح است .

الذين ءامنوا و عملوا الصلحت طوبى لهم و حسن مئاب

4- اعمال صالح بدون ايمان ، تضمين كننده سعادت دنيا و آخرت نيست .

الذين ءامنوا و عملوا الصلحت طوبى لهم و حسن مئاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 18 - 10

10- همراهى ايمان و عمل صالح ، تضمين كننده سعادت اخروى انسان است .

الذين كفروا بربّهم أعملهم . .. لايقدرون ممّا كسبوا على شىء

خداوند در اين آيه كفر را، كه عقيده فاسدى است، موجب حبط عمل صالح دانسته و نتيجه اش شقاوت آلود بودن آخرت آدمى است. از اين جا به دست مى آيد كه عقيده درست، به اضافه عمل صالح، سعادت اخروى را تضمين مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 51 - 5

5- سرنوشت انسان و سعادت و شقاوت وى در روز قيامت بسته به چگونگى رفتار او در دنياست .

ليجزى الله كلّ نفس ما كسبت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 46 - 4

4- تقوا ، پيامددار فرجامى سعادتمند همراه با سلامتى و امنيت كامل در آخرت

إن المتقين فى جنّ-ت . .. ادخلوها بسلم ءامنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 30 - 13،16

13- عقيده و عمل انسان ، داراى نقشى تعيين كننده در سعادت دنيوى و اخروى او

و قيل للذين اتّقوا ماذا أنزل ربّكم قالوا خيرًا للذين أحسنوا فى هذه الدنيا حسنة

«اتقوا» دلالت بر عمل خوب و پسنديده مى كند و «اذعان به خير محض بودن قرآن» مشعر به عقيده خوب دارد كه مجموعاً موجب دريافت حسنه دنيوى و اخروى مى شوند.

16- تقوا و احسان ، پيامددار سعادت دنيوى و اخروى

للذين أحسنوا فى هذه الدنيا حسنة . .. و لنعم دار المتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 19 - 4

4- اراده و تلاش خود انسان در سعادت و شقاوت اخروى وى نقش تعيين كننده دارد .

من كان يريد العاجلة . .. جعلنا له جهنّم ... و من أراد الأخرة و سعى لها سعيها ...

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 60 - 4

4 - پرداخت زكات ، فقط بايد براى جلب رضاى خدا و دستيابى به سعادت اخروى باشد .

و الذين يؤتون . .. و قلوبهم وجلة أنّهم إلى ربّهم رجعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 27 - 8

8 - رستگارى اخروى مردمان ، وامدار چگونگى سير و سلوك آنها در دنيا

يليتنى اتّخذت مع الرسول سبيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 15 - 3

3 - توأم بودن ايمان و عمل صالح ، از عوامل دستيابى به سعادت اخروى است .

فأمّا الذين ءامنوا و عملوا الصلحت فهم فى روضة يحبرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 43 - 10

10 - رويكرد تمام عيار به دين اسلام و قبول آن ، عامل نجات و سعادت انسان در قيامت است .

فأقم وجهك للدين . .. من قبل أن يأتى يوم لا مردّ له من اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 44 - 3،7

3 - عمل صالح ، زمينه تأمين سعادت اخروى است .

و من عمل صلحًا فلأنفسهم يمهدون

7 - براى سعادت اخروى ، ايمانِ همراه با عمل صالح ، لازم است .

و من عمل صلحًا فلأنفسهم يمهدون

از مقابله «من كفر» با «و من عمل صالحاً» استفاده مى شود كه «من آمن» در آن تضمين شده است. و ذكر نشدن «من آمن» به خاطر تلازم قطعى آن با «عمل صالح» است و بدون آن، عمل صالح، اثرى نخواهد داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 8 - 3

3 - ايمان توأم با عمل صالح ، شرط ثمربخشى آن دو ، در سعادت اخروى انسان است .

ءامنوا و عملوا الصلحت لهم جن-ّ-ت النعيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 14 - 7،8

7 - انسان ، در خوبى و يا بدى وضعيت اخروى خويش ، نقش اساسى دارد .

فذوقوا بما نسيتم . .. و ذوقوا ... بما كنتم تعملون

8 - عقيده و عمل ، سازنده آخرت انسان است .

فذوقوا بما نسيتم لقاء يومكم هذا . .. و ذوقوا ... بما كنتم تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 17 - 8،9

8 - خود انسان در سعادت اخروى اش داراى نقشى تعيين كننده است .

فلاتعلم نفس ما أُخفى لهم من قرّة أعين جزاء بما كانوا يعملون

9 - خداوند ، انسان ها را به روى آوردن به انجام دادن عمل شايسته ، جهت نيل به سعادت اخروى تشويق كرده است .

فلاتعلم نفس ما أُخفى لهم . .. جزاء بما كانوا يعملون

اعلام مخفى بودن پاداش مؤمنان و وصف ناپذير بودنش برانگيزاننده انسان ها، جهت دستيابى به آن پاداش است و يادآورى جزاى عمل، مزيد بر تشويق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 19 - 9

9 - عقيده و عمل صالح ، در كسب سعادت اخروى نقشى تعيين كننده دارد .

أمّا الذين ءامنوا و عملوا الصلحت فلهم جنّت المأوى . ..بما كانوا يعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 4 - 4

4 - انسان ها ، نقشى تعيين كننده در تأمين سعادت اخروى خود دارند .

ليجزى الذين ءامنوا و عملوا الصلحت

«جزا»، پاداش در مقابل عمل است كه به اضافه «مغفرت» و «رزق كريم» حكايت از سعادت مى كند. گفتنى كه نسبت ايمان و عمل صالح به انسان ها، حكايت از نقش آنها در حقيقت ياد شده دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 74 - 2

2 - بى اثر بودن عبادت غيرخدا ، براى سعادت انسان در آخرت

قالوا ضلّوا عنّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 19 - 6

6 - عملكرد دنيوى آدميان ، ملاك اصلى سعادت و شقاوت اخروى ايشان

إنّما تجزون ما كنتم تعملون . .. هني-ًا بما كنتم تعملون

واژه «كنتم» (با فعل ماضى) اشاره به جهان گذشته (دنيا) دارد و تصريح به اعمال دنيوى، مى رساند كه تأثير اصلى در سعادت و شقاوت عمل آدمى، در دنيا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 26 - 6

6 - تأكيد بهشتيان ، به نقش عملكرد دنيوى آنان در سعادت اخروى ايشان

قالوا إنّا كنّا قبل فى أهلنا مشفقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 11 - 9

9 - نيك بختى يا بدبختى انسان پس از مرگ ، در گرو اعمال خوب يا بد او است .

و لن يؤخّر اللّه . .. و اللّه خبير بما تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 9 - 14

14 - ضرورت توأم بودن ايمان و عمل صالح ، در به دست آوردن كاميابى اخروى و بهشت جاويدان

و من يؤمن باللّه و يعمل صلحًا يكفّر عنه سيّئاته . .. ذلك الفوز العظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 28 - 2

2 - كارساز نبودن ثروت من هاى ايمان ، در سعادت اخروى بشر

ما أغنى عنّى ماليه

80- عوامل سعادت اخروى مهاجران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 42 - 3

3- صبرپيشگى و توكل بر خداوند ، از جمله شرايط و عوامل سعادت دنيوى و اخروى مهاجران راه خدا

و الذين هاجروا فى الله . .. لنبوّئنّهم فى الدنيا ... و لأجر الأخرة أكبر ... الذي

81- عوامل سعادت خانواده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 74 - 11

11 - تأثير مثبت و سازنده دعاى همسران در حق يكديگر و در سرنوشت و سعادتشان

و الذين يقولون ربّنا هب لنا من أزوجنا و ذرّي-ّتنا قرّة أعين

دعاى عباد الرحمان در حق همسران و فرزندانشان، حاكى از تأثير مثبت دعا در سرنوشت همسر و فرزند است; زيرا اگر دعا مؤثر نبود، خداوند به آن توصيه نمى فرمود.

82- عوامل سعادت دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 156 - 21

21 - آيين يهود شامل دستورهايى تأمين كننده سعادت دنيا و آخرت

و اكتب لنا فى هذه الدنيا حسنة و فى الأخرة . .. للذين يتقون و يؤتون الزكوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 111 - 11

11- قرآن هر آنچه را مردم براى رسيدن به سعادت دنيا و آخرت بدان نيازمندند ، به روشنى بيان كرده است .

و لكن . .. تفصيل كل شىء

توصيف قرآن به «هدًى» و «رحمة» پس از «و لكن . .. تفصيل كل شىء» مى رساند كه مراد از «هر چيز» مسائل هدايتى و هر آنچه رحمت آفرين و مايه سعادت بشر مى باشد ، در آن بيان شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 29 - 3

3- تأثير ايمان در سعادت دنيا و آخرت آدمى ، در گرو همراهى آن با اعمال صالح است .

الذين ءامنوا و عملوا الصلحت طوبى لهم و حسن مئاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 30 - 7،13،16

7- دين ، در پى سعادت دنيوى مردم

للذين أحسنوا فى هذه الدنيا حسنة

13- عقيده و عمل انسان ، داراى نقشى تعيين كننده در سعادت دنيوى و اخروى او

و قيل للذين اتّقوا ماذا أنزل ربّكم قالوا خيرًا للذين أحسنوا فى هذه الدنيا حسنة

«اتقوا» دلالت بر عمل خوب و پسنديده مى كند و «اذعان به خير محض بودن قرآن» مشعر به عقيده خوب دارد كه مجموعاً موجب دريافت حسنه دنيوى و اخروى مى شوند.

16- تقوا و احسان ، پيامددار سعادت دنيوى و اخروى

للذين أحسنوا فى هذه الدنيا حسنة . .. و لنعم دار المتّقين

83- عوامل سعادت دنيوى مهاجران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 42 - 3

3- صبرپيشگى و توكل بر خداوند ، از جمله شرايط و عوامل سعادت دنيوى و اخروى مهاجران راه خدا

و الذين هاجروا فى الله . .. لنبوّئنّهم فى الدنيا ... و لأجر الأخرة أكبر ... الذي

84- عوامل سعادت عابدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 106 - 1

1- معارف قرآن ، براى هدايت و سعادت قوم عبادتگر خدا ، كافى و بسنده است .

إنّ فى هذا لبلغًا لقوم عبدين

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «هذا» اشاره به قرآن و مجموعه مطالب اين سوره باشد. و «بلاغ» به معناى كفايت باشد (لسان العرب).

85- عوامل سعادت فرزند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 74 - 12

12 - تأثير مثبت و سازنده دعاى پدر و مادر ، در حق فرزندان خود و در سرنوشت و سعادت آنان

و الذين يقولون ربّنا هب لنا من أزوجنا و ذرّي-ّتنا قرّة أعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 19 - 12

12 - تأثير مثبت و سازنده برخوردارى پدر و مادر از نعمت هاى الهى در سعادت و سرنوشت فرزندان

ربّ أوزعنى أن أشكر نعمتك . .. و على ولدىّ

شكر و سپاس حضرت سليمان(ع) به خاطر برخوردار بودن پدر و مادرش از نعمت هاى الهى، گوياى اين حقيقت است كه اين برخوردارى در سعادت و سرنوشت او مؤثر بوده است.

86- عوامل سعادت مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 7 - 8

8 - صلاح و سعادت مؤمنان ، در پرتو پيروى از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( رهبرى الهى )

لو يطيعكم فى كثير من الأمر لعنتّم

مفهوم آيه شريفه ايمن ماندن جامعه از مشقت ها و صدمات در صورت عدم تحميل آراى شخصى بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) است و امنيت جامعه مايه صلاح و سعادت آن است.

87- عوامل محروميت از سعادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 95 - 3،5،6

3 - اقوام پيامبران گذشته ، با تكذيب آيات و نشانه هاى الهى ، سرمايه سعادت خويش را از كف دادند .

و لاتكونن من الذين كذبوا بأيت اللّه فتكون من الخسرين

5 - تكذيب آيات الهى ، در پى دارنده خسران و بر باد رفتن سرمايه سعادت انسان است .

و لاتكونن من الذين كذبوا بأيت اللّه فتكون من الخسرين

6 - تكذيب قرآن ، مايه خسران و از دست دادن سرمايه سعادت است .

و لاتكونن من الذين كذبوا بأيت اللّه فتكون من الخسرين

88- عوامل محروميت از سعادت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 5 - 4

4 - دست يازيدن به آلودگى هاى جنسى ، برخاسته از ضعف ايمان و مايه محروم شدن از سعادت اخروى است .

قد أفلح المؤمنون . .. و الذين هم لفروجهم حفظون

89- عوامل مؤثر در سعادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 71 - 8

8 - انسان ها ، در سعادت خويش ، نقش اساسى دارند .

و من يطع اللّه و رسوله فقد فاز

90- عوامل مؤثر در سعادت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 29 - 9

9 - انسان ها ، در تعيين سرنوشت خود و سعادت اخروى شان ، نقش دارند .

إن كنتنّ تردن اللّه و رسوله و الدار الأخرة فإنّ اللّه أعدّ للمحسنت . .. أجرًا ع

91- عوامل مؤثر در سعادت امت ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 148 - 6

6 - نقش تعيين كننده امت ها ، در سرنوشت و سعادت و شقاوت خويش

إذ أبق إلى الفلك . .. و أرسلنه ... ف--َامنوا فمتّعنهم إلى حين

برداشت ياد شده از آن جا است كه قوم يونس، به علت ايمان نياوردن به يونس(ع) مستوجب عذاب الهى شدند; ولى آنان پس از مأموريت مجدد آن حضرت، به او ايمان آوردند و در سايه آن، به مواهب دنياى دست يافتند.

92- عوامل مؤثر در سعادت فرزند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 82 - 9

9- صلاح و شايستگى پدر ، داراى نقش مؤثِّر در سعادت و نيك بختى فرزندان است .

كان أبوهما صلحًا فأراد ربّك أن يبلغا أشدّهما و يستخرجا كنزهما

93- قانونمندى سعادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 11 - 10

10 - قانونمندى و يكسانى راههاى كمال و سعادت يا انحطاط و شقاوت آدميان، در گذشته و آينده تاريخ

قل سيروا فى الأرض ثم انظروا كيف كان عقبة المكذبين

از امر به تدبر در تاريخ گذشتگان و عبرت گرفتن از آن معلوم مى شود كه عوامل سعادت و شقاوت در طول تاريخ يكسان است.

94- قانونمندى سعادت انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 36 - 16

16- قانونمندى و يكسانى راه هاى كمال و سعادت آدميان و نيز انحطاط آنها ، در طول تاريخ

فسيروا فى الأرض فانظروا كيف كان عقبة المكذّبين

از اينكه با فعلهاى امر «سيروا» و «انظروا» مردم دعوت به سير و مطالعه شده اند تا آنان به اين وسيله عبرت بگيرند، حكايت از اين دارد كه قوانين يكسانى بر روند امور جارى است.

95- گرايش به سعادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 178 - 7

7 - آدمى ، همواره در پى خير و سعادت خويش است .

و لا يحسبنّ الّذين كفروا انّما نملى لهم خير لانفسهم

كافران از آن جهت عمر طولانى در دنيا را مى پسندند كه آن را براى خويش امرى خير و نيكو مى پندارند. بنابراين در پى سعادت خويشند ; گر چه مصداق واقعى آن را تشخيص نداده اند.

96- محرومان از سعادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 21 - 12

12 - ستمگران، از سعادت و رستگارى محروم هستند.

إنه لايفلح الظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 95 - 3

3 - اقوام پيامبران گذشته ، با تكذيب آيات و نشانه هاى الهى ، سرمايه سعادت خويش را از كف دادند .

و لاتكونن من الذين كذبوا بأيت اللّه فتكون من الخسرين

97- محرومان از سعادت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 89 - 5

5 - محروميت شرك پيشگان و منكران يگانگى خدا از سعادت اخروى

إلاّ من أتى اللّه بقلب سليم

98- محروميت از سعادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 185 - 17

17 - فريب در برابر بهره هاى دنيوى ، موجب محروميّت از سعادت و نجات اخروى

فمن زحزح عن النّار و ادخل الجنّة فقد فاز و ما الحيوة الدّنيآ الّا متاع الغرور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 168 - 5

5 - تمامى راه هاى سعادت به روى كافران ظالم بسته است .

إنّ الذين كفروا و ظلموا . .. و لاليهديهم طريقاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 21 - 8

8 - علماى اهل كتاب، تكذيب كنندگان آيات الهى و ستمگرانى محروم از سعادت و رستگارى

الذين ءاتينهم الكتب يعرفونه . .. و من أظلم ... إنه لايفلح الظلمون

مراد از ضمير در «آتيناهم» به قرينه حكم و موضوع، عالمان اهل كتاب مى تواند باشد كه دريافت كنندگان كتب آسمانى هستند، نه مردم معمولى از يهود و نصارا.

99- مدعيان سعادت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 94 - 1،7،9،13

1 - يهود ، سراى آخرت و نعمت هاى آن را ويژه خويش مى پندارند .

قل إن كانت لكم الدار الأخرة . .. خالصة

تقديم «لكم» بر «الدار الأخرة» مفيد حصر و اختصاص است و «خالصة» - كه حال براى «الدار» مى باشد - بر اين انحصار و اختصاص تأكيد مى كند; زيرا خالص بودن به معناى اختصاص داشتن است.

7 - ادعاى يهوديان ( يقين به بهشتى بودن ) آن گاه صادقانه و برخاسته از باور آنان است كه تمناى مرگ كرده و از آن استقبال كنند .

قل إن كانت لكم الدار الأخرة . .. فتمنوا الموت

9 - آنان كه به بهشتى بودن خويش اطمينان دارند ، از مرگ استقبال كرده و در تمناى آن هستند .

إن كانت لكم الدار الأخرة . .. فتمنوا الموت

13 - اهل بهشت دانستن فرد يا طايفه اى خاص بدون داشتن برهان ، باورى است باطل .

فتمنوا الموت إن كنتم صدقين

100- ملاك سعادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 105 - 7

7- « عن عبدالله بن سلام مولى رسول الله (صلی الله علیه و آله) انه قال : سألت رسول الله (صلی الله علیه و آله) فقلت : . . . فأولاد المشركين فى الجنة أم فى النار ؟ فقال : . . . انه إذا كان يوم القيامة . . . فيأمرالله عزوجل ناراً . . . ثم يأمرالله تبارك و تعالى أطفال المشركين أن يلقوا أنفسهم فى تلك النار فمن سبق له فى علم الله عزوجل أن يكون سعيداً ألقى نفسه فيها . . . و من سبق له فى علم الله عزوجل أن يكون شقياً إمتنع فلم يلق نفسه فى النار . . . و ذلك قول الله عزوجل : « فمنهم شقىّ و سعيد » . . . ;

از عبدالله بن سلام نقل شده است كه گفت: از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) پرسيدم: . .. آيا فرزندان مشركان [كه در كودكى مرده اند] بهشتى هستند يا جهنمى؟ فرمود: ... هنگامى كه قيامت فرا رسد ... خداوند به آتش فرمان حضور مى دهد ... سپس به كودكان مشركان دستور مى دهد تا خود را در آن آتش درافكنند. پس هر كدام از آن كودكان كه در علم خداى عزوجل سعادتمنديش

رقم خورده است خود را در آن آتش مى افكند ... و آنان كه در علم خداى عزوجل برايشان شقاوتمندى رقم خورده، از پذيرش فرمان خدا امتناع نموده و خود را در آتش نمى اندازند ... و اين سخن خداوند عزوجل است كه فرمود: فمنهم شقى و سعيد »...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 24 - 9

9 - ملاك سعادت مندى و ارزشِ شخص ، در نزد خداوند ، بهره مند بودن از امكانات دنيوى نيست .

نمتّعهم قليلاً ثمّ نضطرّهم إلى عذاب غليظ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 21 - 15

15 - صرف مكنت و پيشرفت اقتصادى و برخوردارى از تمدن نيرومند ، ملاك رستگارى و عامل سعادت نيست .

كانوا هم أشدّ منهم قوّة و ءاثارًا فى الأرض فأخذهم اللّه بذنوبهم و ما كان لهم من

101- ملاكهاى سعادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 32 - 8

8 - نزديكى و دورى از قرآن ، معيارى براى تعيين ارزش انسان ها و سعادت مندى آنان

ثمّ أورثنا الكتب . .. فمنهم ظالم لنفسه و منهم مقتصد و منهم سابق بالخيرت

102- منشأ سعادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 79 - 7

7 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) رسولى در جهت خير و سعادت مردم ، نه منشأ شرور

و ان تصبهم سيّئة يقولوا هذه من عندك . .. و ارسلناك للنّاس رسولا

جمله «و ارسلناك للناس» (تو پيامبرى سودمند برى مردم هستى)، در رد پندار كسانى است كه وى را منشأ شرور معرفى مى كردند: «يقولوا هذه من عندك».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 134 - 2

2 - سعادت دنيا و آخرت ، تنها در نزد خدا و به دست اوست .

من كان يريد ثواب الدنيا فعند اللّه ثواب الدنيا و الأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 30 - 7

7 - وضع قوانين و مقرارت سعادتبخش از سوى خداوند ، مقتضاى ربوبيت و پروردگارى او است .

و من يعظّم حرمت اللّه فهو خير له عند ربّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 43 - 2

2 - مؤمن آل فرعون قومش را از نقش نداشتن معبود هاى ادعايى در سعادت دنيوى و اخروى و نيز بى ثمر بودن عبادت آنها آگاه ساخت .

لاجرم أنّما تدعوننى إليه ليس له دعوة فى الدنيا و لا فى الأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 57 - 4

4- سعادت واقعى ، تنها در پرتو رهايى از دوزخ و ره يابى به بهشت ميسّر است .

و وقهم عذاب الجحيم . .. ذلك هو الفوز العظيم

103- منشأ سعادت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 96 - 10

10- عمل مستمر خود انسان ، منشأ برخوردارى وى از فضل الهى و نيل به مقام معنوى و سعادت اخروى

و لنجزينّ الذين صبروا أجرهم بأحسن ما كانوا يعملون

104- منشأ سعادت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 32 - 6

6- عنايات خداوند به عيسى ( ع ) ، او را فردى حق پذير ، خوش بخت و نرم خو ساخته بود .

و لم يجعلنى جبّارًا شقيًّا

105- موارد سعادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 100 - 17

17 - دستيابى انسان به رضايت الهى و زندگى جاودان بهشتى ، رستگارى بزرگ و سعادت حقيقى است .

رضى اللّه عنهم . .. جنت ... خلدين فيها أبداً ذلك الفوز العظيم

106- موانع سعادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 36 - 18

18 - شيطان ، خطرى در كمين انسان

و انّى اعيذها بك و ذريتها من الشيطان الرجيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 178 - 11

11 - مهلت خداوند به كافران ، زمينه ساز دورى آنان از خير و سعادت با ارتكاب اعمال ناروا

و لا يحسبنّ الّذين كفروا انّما نملى لهم خير لانفسهم انّما نملى لهم ليزدادوا اثما

«اثم»، در لغت به اعمالى گفته مى شود كه آدمى را از خير و سعادت بازمى دارد. (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 21 - 7،9،10

7 - افترا به خداوند و تكذيب آيات الهى، مانع سعادت و رستگارى است.

و من أظلم ممن افترى على اللّه كذبا أو كذب بايته إنه لايفلح الظلمون

9 - بدعت در دين، از بزرگترين ظلمها و مانع سعادت و رستگارى است.

و من أظلم ممن افترى على اللّه كذبا أو كذب بايته إنه لايفلح الظلمون

10 - شرك به خدا، بزرگترين ظلم و مانع سعادت و رستگارى است.

و إننى برىء مما تشركون . .. و من أظلم ممن افترى ... إنه لايفلح الظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 17 - 4

4 - ابليس ناتوان از مسدود كردن تمامى راههاى نجات و سعادت آدميان *

ثم لأتينهم . .. و لاتجد أكثرهم شكرين

نام نبردن از تمامى جهات، همانند فوق و تحت، مى تواند اشاره به اين باشد كه ابليس نمى تواند بر تمامى راههاى سعادت مسلط باشد و آنها را بر آدميان سد كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 77 - 1

1 - بت و بت پرستى ، دشمن انديشه ، سعادت و تكامل انسان در ديدگاه حضرت ابراهيم ( ع )

فإنّهم عدوٌّ لى

ضمير «هم» در «فإنّهم» به «أصنام» بازمى گردد.

107- موانع سعادت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 60 - 1

1 - انسان ، در معرض از دست دادن سعادت اخروى خويش به خاطر وابستگى به دنيا و متاع آن

و قالوا إن نتّبع الهدى معك نتخطّف من أرضنا . .. و ما أوتيتم من شىء فمتع الحيوة

آيه بالا در ادامه آيات پيشين و بيانگر پاسخى ديگر به مشركان است; يعنى، همانانى كه به خاطر دلبستگى زياد به جان و مال و مرز و بوم خويش، به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى گفتند: اگر با تو همراه شويم و از هدايت الهى پيروى كنيم، مشركان عرب ما را از سرزمين مان (مكه) خواهند ربود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 83 - 2

2 - برترى جويى و فسادانگيزى در زمين ، مانع دستيابى انسان به سراى آخرت

تلك الدار الأخرة نجعلها للذين لايريدون علوًّا فى الأرض و لا فسادًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 29 - 2،5

2 - كارساز نبودن قدرت من هاى ايمان ، در سعادت اخروى بشر

هلك عنّى سلطنيه

5 - قدرت و توانمندى بدون ايمان و مصرف آن در مسير سعادت اخروى ، مايه حسرت و تأسف در قيامت

هلك عنّى سلطنيه

108- موانع سعادت اخروى قارون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 77 - 4

4 - دلبستگى شديد قارون به اندوخته هاى خويش ، مانع از خرج كردن آنها در راه رضاى خدا و تأمين سعادت اخروى خويش بود .

و ابتغ فيما ءاتيك اللّه الدار الأخرة

109- موانع سعادت اصحاب كهف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 20 - 12

12- اصحاب كهف ، ارتداد و پذيرش دوباره شرك را ، گناهى بزرگ و مانع سعادت جاودان خود مى دانستند .

أو يعيدوكم فى ملّتهم و لن تفلحوا إذًا أبدًا

110- نشانه هاى سعادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 85 - 2

2 - برخوردارى انسان از مال و اولاد فراوان ، نشانه سعادتمندى و محبوبيت وى نزد خدا نيست .

و لاتعجبك أمولهم و أولدهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 74 - 9

9- بهره مندى از دنيا و شُكوه آن ، نشانه سعادتمندى نيست .

أىّ الفريقين خير مقامًا . .. و كم أهلكنا قبلهم من قرن

قرآن در پاسخ به كافرانى كه مال و منال خود را به رخ مسلمانان كشيده و آن را نشانه برترى خود قلمداد مى كردند; به نابود شدن جوامع و تمدن ها اشاره مى كند، تا با بيان فناپذيرى دنيا و امكانات آن، پندار سعادتمندى به صرف بهره مندى از دنيا را تخطئه كند.

111- نشانه هاى سعادت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 71 - 12

12- در دست راست داشتن نامه عمل در قيامت ، نشانه سعادت و نيك فرجامى است .

فمن أوتى كتبه بيمينه فأُولئك يقرءون كتبهم و لايظلمون فتيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 32 - 3

3 - برخوردارى تقواپيشگان از باغ ها و ميوه جات بهشت و موهبت هاى مادى جهان آخرت نمونه اى از سعادتمندى آنها است .

مفازًا . حدائق و أعنبًا

112- نشانه هاى سعادت بهشتيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 34 - 2

2 - مى گسارى بهشتيان و استفاده آنان از جام هاى شراب آماده ، جلوه اى از خوشبختى آنان است .

إنّ للمتّقين مفازًا . .. و كأسًا دهاقًا

113- نشانه هاى محروميت از سعادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 22 - 6

6 - بازخواست ذلتبار مشركان و ستمگران در روز قيامت، نشانگر محروميت آنها از سعادت و رستگارى است.

إنه لايفلح الظلمون. و يوم نحشرهم جميعا ثم نقول للذين أشركواأين شركاؤكم

114- يأس يهود از سعادت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 95 - 1،4

1 - يهوديان ، هرگز - به خاطر يأس از سعادت اخروى - خواهان مرگ نبوده و هيچ گاه از آن استقبال نخواهند كرد .

و لن يتمنوه أبداً

4 - يهوديان ، به خاطر ارتكاب گناهان ، اميدى به بهره مند شدن از سراى آخرت ندارند .

لن يتمنوه أبداً بما قدمت أيديهم

115- سعادت اخروى

آثار اطمينان به سعادت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 94 - 9

9 - آنان كه به بهشتى بودن خويش اطمينان دارند ، از مرگ استقبال كرده و در تمناى آن هستند .

إن كانت لكم الدار الأخرة . .. فتمنوا الموت

116- ادعاى سعادت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 95 - 10

10 - ادعاى بهشتى بودن ، على رغم ارتكاب گناه ، ادعايى ظالمانه است .

قل إن كانت لكم الدار الأخرة . .. و اللّه عليم بالظلمين

علت ستمگر خواندن يهود، علاوه بر گنهكار بودنشان، مى تواند به خاطر ادعاى نارواى آنان نيز باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 99 - 10

10 - هواپرستى ، حسد ، نژادپرستى ، خود بزرگ بينى و خويشتن را بدون هيچ دليل اهل بهشت پنداشتن ، از مصاديق فسق است .

و ما يكفر بها إلا الفسقون

117- ارزش سعادت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 60 - 7

7 - برگزيدن زندگى دنيوى به بهاى از دست دادن سعادت اخروى ، عملى نابخردانه است .

و ما أوتيتم من شىء فمتع الحيوة الدنيا. .. أفلاتعقلون

118- اهميت سعادت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 98 - 6

6- برنامه ها و قوانينى رشيد و بالنده اند كه مايه سعادت اخروى آدميان و باعث نجات آنان از آتش دوزخ باشند .

و ما أمر فرعون برشيد. يقدم قومه يوم القيمة فأوردهم النار

119- تلاش براى سعادت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 21 - 4

4 - دنيا ، عرصه مسابقه و تلاش براى كسب سعادت اخروى ( بهشت پهناور ) است ; نه ميدان بازى ، آرايش ، فخرفروشى و فزون خواهى .

سابقوا إلى مغفرة من ربّكم و جنّة

120- توفيق سعادت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 108 - 3

3- نيل به سعادت و خوشبختى در قيامت ، به توفيق الهى است .

و أما الذين سعدوا ففى الجنة

مجهول آوردن فعل «سُعدوا» و آمدن فعل «شقوا» به صورت معلوم ، بيانگر اين نكته است كه: تيره بختان به اختيار خويش اسباب شقاوت را بر خود فراهم مى آورند و سعادتمندان در اختيار اسباب سعادت ، توفيق الهى را به همراه دارند.

121- حتميت سعادت اخروى مهتدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 61 - 4

4 - دستيابى ره يافتگان به سعادت اخروى ، امرى قطعى و وعده اى تخلف ناپذير از سوى خداوند

وعدنه وعدًا حسنًا فهو لقيه

قيد «هو لاقيه» بيانگر آن است كه خدا هرگز از وعده اى كه به هدايت يافتگان داده است، تخلف نخواهد كرد.

122- درخواست سعادت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 35 - 12

12- دعا براى فرزندان و توجه به سرنوشت اخروى و ديانت و سعادت آنان ، امرى مهم و ارزشمند است .

و إذ قال إبرهيم ربّ . .. اجنبنى و بنىّ أن نعبد الأصنام

123- دعوت به سعادت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 6 - 3

3- پيامبر (صلی الله علیه و آله) فراخوان مردم به ايمان و ترك كفر براى دستيابى به رحمت و سعادت دنيا و آخرت

يستعجلونك بالسيئة قبل الحسنة

«ال» در «الحسنة» عهد ذهنى است و اشاره به نويدهايى دارد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به اهل ايمان ابلاغ مى كرد و به قرينه مقابله آن با «السيئة» دورى از عذاب دنيا و آخرت و رسيدن به آسايش و سعادت در دنيا و آخرت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 15 - 11

11 - تلاش براى سوق دادن انسان ها به بهشت و نجات آنان از ابتلاى به آتش جهنم ، از هدف هاى پيامبران الهى

قل أذلك خير أم جنّة الخلد التى وعد المتّقون

124- زمينه سعادت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 134 - 3

3 - سعادت دنيا و آخرت ، در گرو ايمان و تقواست .

وصينا . .. من كان يريد ثواب الدنيا فعند اللّه ثواب الدنيا و الأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 135 - 5

5 - سعادتمندى و يا تيره بختى اخروى انسان در گرو كردار دنيوى اوست.

اعملوا على مكانتكم إنى عامل فسوف تعلمون من تكون له عقبة الدار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 156 - 4،6

4 - موسى ( ع ) به دليل بازگشت خود و همراهانش به سوى خدا ، همگان را شايسته برخوردار شدن از حيات نيكوى دنيا و سعادت آخرت دانست .

و اكتب لنا فى هذه الدنيا حسنة و فى الاخرة إنا هدنا إليك

جمله «إنا هدنا إليك» تعليل براى «و اكتب لنا . .. » است. يعنى چون به سوى تو بازگشتيم، اين تقاضا و انتظار - كه زمينه و مقدمه آن را فراهم كرده ايم - گزاف نيست.

6 - آمرزش گناهان ، زمينه ساز نيل به سعادت دنيا و آخرت است .

و أنت خير الغفرين. و اكتب لنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 16 - 2

2- سعادت اخروى ، در گرو دل نبستن به دنيا و جاذبه هاى آن است .

من كان يريد الحيوة الدنيا . .. أُولئك الذين ليس لهم فى الأخرة إلاّ النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 109 - 14

14- رعايت تقوا و پرهيز از شرك و مخالفت با انبيا ، وسيله نيل به سعادت اخروى است .

و لدار الأخرة خير للذين اتقوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 60 - 5

5 - سعادت اخروى ، در گرو پذيرش ايمان و پيروى از هدايت الهى

و قالوا إن نتّبع الهدى . .. و ما أوتيتم ... و ما عند اللّه خير و أبقى

آيه بالا دربردارنده هشدار الهى به مشركان است كه از پيروى هدايت الهى سرباززده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 67 - 2

2 - رستگارى و سعادت اخروى ، در گرو توبه ، ايمان و عمل صالح

فأمّا من تاب و ءامن و عمل صلحًا فعسى أن يكون من المفلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 77 - 3،16

3 - مال و ثروت ، وسيله دستيابى به سعادت اخروى است .

و ابتغ فيما ءاتيك اللّه الدار الأخرة

16 - احسان و بخشش ، مظهر آخرت خواهى و بهترين وسيله براى دستيابى به سعادت اخروى است .

و ابتغ فيما ءاتيك اللّه الدار الأخرة . .. و أحسن

توصيه شدن قارون به احسان - پس از سفارش شدنش به آخرت خواهى - گوياى مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 80 - 14

14 - دستيابى به سعادت و پاداش هاى اخروى ، در گرو صبر و شكيبايى است .

ويلكم ثواب اللّه خير . .. و لايلقّيها إلاّالصبرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 83 - 4

4 - لزوم پرهيز از هر نوع برترى جويى و فسادگرى براى نيل به سعادت اخروى

تلك الدار الأخرة نجعلها للذين لايريدون علوًّا فى الأرض و لا فسادًا

واژه «علوًّا» و نيز «فساداً» در اصطلاح نكره در سياق نفى و مفيد عموم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 15 - 9

9 - تشويق و ترغيب خداوند به بهره گرفتن درست تر و هر چه بيشتر از سرمايه عمر خود و خانواده ، در جهت كمالات معنوى و سعادت اخروى

الذين خسروا أنفسهم و أهليهم يوم القيمة ألا ذلك هو الخسران المبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 17 - 6

6 - سعادت و نيك بختى انسان در عرصه دنيا و آخرت ، در گرو اجتناب از عبادت طاغوت و اطاعت سردمداران ضلالت و توبه و روى كرد به خداوند است .

و الذين اجتنبوا الطغوت . .. لهم البشرى

مقصود از بشارت در آيه شريفه، بشارت به بهشت و سعادت بشرى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 21 - 4

4 - دنيا ، عرصه مسابقه و تلاش براى كسب سعادت اخروى ( بهشت پهناور ) است ; نه ميدان بازى ، آرايش ، فخرفروشى و فزون خواهى .

سابقوا إلى مغفرة من ربّكم و جنّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 11 - 17

17 - ضرورت توأم بودن ايمان و عمل صالح ، در به دست آوردن سعادت اخروى و بهشت جاودانه

و من يؤمن باللّه و يعمل صلحًا يدخله جنّ-ت. .. خلدين فيها أبدًا

125- سعادت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 142 - 1

1 - گمان دستيابى به سعادت اخروى و بهشت ، به صرف داشتن ايمان ، پندارى باطل است .

ام حسبتم ان تدخلوا الجنّة و لمّا يعلم اللّه الّذين جاهدوا منكم و يعلم الصّابرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 198 - 3

3 - تلاش براى دستيابى به ثروت و امكانات مادى با حفظ تقوا ، آسيبى به سعادت اخروى نمى رساند .

لا يغرّنك تقلّب الّذين كفروا فى البلاد . .. لكن الّذين اتّقوا

«لكن»، براى استدراك توهمى است كه از آيات قبل به ذهن مى رسد، و آن اينكه تلاش كافران براى به دست آوردن امكانات مادى، موجب جهنمى شدن آنهاست ; كلمه «لكن»، اين توهم را از بين برده و بيان مى دارد كه در صورت تقوا، كسب و ثروت ضررى به سعادت انسان وارد نمى سازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 59 - 29

29 - سعادت دنيا و آخرت ، در گرو اطاعت از خدا و رسول و مراجعه به آنها در حل كشمكشها *

اطيعوا اللّه . .. ذلك خير و احسن تاويلا

بدان احتمال كه جمله «ذلك خير» مربوط به دنيا و جمله «احسن تاويلا» مربوط به آخرت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 134 - 2،7

2 - سعادت دنيا و آخرت ، تنها در نزد خدا و به دست اوست .

من كان يريد ثواب الدنيا فعند اللّه ثواب الدنيا و الأخرة

7 - جمع بين دنيا و آخرت و دستيابى به سعادت هر دو جهان امرى ممكن در ديدگاه اسلام و قرآن

فعند اللّه ثواب الدنيا و الأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 156 - 2

2 - پيامبران الهى در انديشه رساندن امت خويش به حياتى زيبنده و نيكو در دنيا و سعادت و نيكبختى در آخرت

و اكتب لنا فى هذه الدنيا حسنة و فى الاخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 15 - 10

10 - قيامت ، صحنه بروز و ظهور سعادت واقعى و سودبخشى و يا خسارت آفرينى عمر آدمى

إنّ الخسرين الذين خسروا أنفسهم و أهليهم يوم القيمة ألا ذلك هو الخسران المبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 33 - 5

5 - لذت هاى جنسى تقواپيشگان در بهشت ، گوشه اى از سعادتمندى آنها است .

مفازًا . .. و كواعب أترابًا

126- سعادت اخروى انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 134 - 5

5 - اسلام دينى جامع و خواهان سعادت آدميان در دنيا و آخرت

من كان يريد ثواب الدنيا فعند اللّه ثواب الدنيا و الأخرة

127- سعادت اخروى انفاقگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 18 - 1

1 - آزادكنندگان برده و غذادهندگان به يتيمان و مستمندان ، در صورت ايمان آوردن و توصيه به صبر و رحمت ، در آخرت قرين نيك بختى و سرشار از خير و بركت خواهند بود .

أُولئك أصحب الميمنة

«يُمْن» و «ميمنة» به معناى بركت است (قاموس). مصاحبت با بركت، كنايه از سرشارى و تداوم آن است.

128- سعادت اخروى صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 29 - 2

2- فرجام نيكو ( سعادت اخروى ) از آنِ مؤمنانِ داراى عمل صالح است .

الذين ءامنوا و عملوا الصلحت طوبى لهم و حسن مئاب

«مئاب» مصدر ميمى و به معناى بازگشت است و مراد از آن سراى آخرت مى باشد. قابل ذكر است كه «طوبى» مبتدا و «حسن مئاب» عطف بر آن و «لهم» خبر براى آن دو مى باشد.

129- سعادت اخروى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 31 - 9

9- نيل به سعادت اخروى ، جاى گرفتن در بهشت و برآورده شدن تمامى خواسته ها در آن ، پاداش خداوند به تقواپيشگان

و لنعم دار المتّقين . جنّ-ت عدن ... لهم فيها ما يشاءون كذلك يجزى الله المتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 31 - 1

1 - تقواپيشگان در آخرت ، اهل بهشت ، سعادتمند و رهيده از عذاب اند .

إنّ للمتّقين مفازًا

«مفاز» (مانند «فوز» و «مفازة») مصدر و به معناى دستيابى به خير و رهايى از شرّ است (لسان العرب). هم چنين ممكن است اسم مكان و كنايه از بهشت نيز باشد كه مكان رستگارى و سعادت است. آيات بعد - كه بيان «مفازاً» است و از بوستان ها و ديگر لذت هاى بهشتى سخن مى گويد - اين احتمال را تقويت مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 32 - 3

3 - برخوردارى تقواپيشگان از باغ ها و ميوه جات بهشت و موهبت هاى مادى جهان آخرت نمونه اى از سعادتمندى آنها است .

مفازًا . حدائق و أعنبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 33 - 5

5 - لذت هاى جنسى تقواپيشگان در بهشت ، گوشه اى از سعادتمندى آنها است .

مفازًا . .. و كواعب أترابًا

130- سعادت اخروى موحدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 105 - 6

6- موحدان و مؤمنانِ به رسالت پيامبران ، تشكيل دهنده گروه سعادتمندان قيامتند .

فمنهم شقى و سعيد

131- سعادت اخروى مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 97 - 10

10 - قرآن ، بشارت دهنده اهل ايمان به سعادتمندى آنان در دنيا و آخرت

و بشرى للمؤمنين

«بشرى» به خبرى گفته مى شود كه در آن سرور و فرح باشد و در آيه شريفه به معناى بشير (بشارت دهنده)، است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 157 - 5

5 - تنها مؤمنان صابر ، به موفقيت دست يافته و به هدف هاى خويش ( سعادت دنيا و آخرت ) خواهند رسيد . *

و أولئك هم المهتدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 38 - 7

7 - جهاد در راه خدا ، عامل سعادت و نيك بختى مؤمنان در حيات اخروى

يأيها الذين ءامنوا ما لكم إذا قيل لكم انفروا فى سبيل اللّه . .. أرضيتم بالحيوة ا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 100 - 12

12 - مؤمنان ، داراى حيات جاودان و آكنده از سعادت و رستگارى در آخرت

خلدين فيها أبداً ذلك الفوز العظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 105 - 6

6- موحدان و مؤمنانِ به رسالت پيامبران ، تشكيل دهنده گروه سعادتمندان قيامتند .

فمنهم شقى و سعيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 29 - 2

2- فرجام نيكو ( سعادت اخروى ) از آنِ مؤمنانِ داراى عمل صالح است .

الذين ءامنوا و عملوا الصلحت طوبى لهم و حسن مئاب

«مئاب» مصدر ميمى و به معناى بازگشت است و مراد از آن سراى آخرت مى باشد. قابل ذكر است كه «طوبى» مبتدا و «حسن مئاب» عطف بر آن و «لهم» خبر براى آن دو مى باشد.

132- سعادت اخروى مهتدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 61 - 2

2 - هدايت يافتگان ، برخوردار از سعادت اخروى

أفمن وعدنه وعدًا حسنًا فهو لقيه

مقصود از وعده نيكو، پاداش هاى الهى در سراى آخرت است.

133- سعادت اخروى ولاى عتق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 18 - 1

1 - آزادكنندگان برده و غذادهندگان به يتيمان و مستمندان ، در صورت ايمان آوردن و توصيه به صبر و رحمت ، در آخرت قرين نيك بختى و سرشار از خير و بركت خواهند بود .

أُولئك أصحب الميمنة

«يُمْن» و «ميمنة» به معناى بركت است (قاموس). مصاحبت با بركت، كنايه از سرشارى و تداوم آن است.

134- شرايط سعادت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 156 - 15

15 - خداوند نويدبخش موسى ( ع ) به استجابت دعايش براى سعادت بنى اسرائيل در دنيا و آخرت ، به شرط رعايت تقوا ، پرداخت زكات و ايمان به همه آيات الهى

فسأكتبها للذين يتقون و يؤتون الزكوة و الذين هم بايتنا يؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 18 - 1

1 - آزادكنندگان برده و غذادهندگان به يتيمان و مستمندان ، در صورت ايمان آوردن و توصيه به صبر و رحمت ، در آخرت قرين نيك بختى و سرشار از خير و بركت خواهند بود .

أُولئك أصحب الميمنة

«يُمْن» و «ميمنة» به معناى بركت است (قاموس). مصاحبت با بركت، كنايه از سرشارى و تداوم آن است.

135- عوامل سعادت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 77 - 30

30 - سعادت اخروى ، مشروط به پرهيزگارى

و الاخرة خير لمن اتّقى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 32 - 5

5 - تقوا و در انديشه معاد بودن، راه رسيدن به زندگى برتر و نيكو در آخرت

و للدار الأخرة خير للذين يتقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 9 - 5

5 - نقش اعمال خود انسان در زيانكارى و سعادتمندى اخروى وى

الذين خسروا أنفسهم بما كانوا بأيتنا يظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 156 - 21

21 - آيين يهود شامل دستورهايى تأمين كننده سعادت دنيا و آخرت

و اكتب لنا فى هذه الدنيا حسنة و فى الأخرة . .. للذين يتقون و يؤتون الزكوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 169 - 24

24 - تقوا ، وسيله رسيدن به سعادت هاى اخروى است .

و الدار الأخرة خير للذين يتقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 38 - 7

7 - جهاد در راه خدا ، عامل سعادت و نيك بختى مؤمنان در حيات اخروى

يأيها الذين ءامنوا ما لكم إذا قيل لكم انفروا فى سبيل اللّه . .. أرضيتم بالحيوة ا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 9 - 3

3 - دستيابى به سعادت اخروى ، در گرو دستگيرى و هدايت مستمر و دايم خداوند است .

يهديهم ربهم بإيمنهم تجرى من تحتهم الأنهر فى جنت النعيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 98 - 5

5- رهبران جوامع بشرى ، نقشى به سزا در سعادت و يا شقاوت اخروى آنان دارند .

فاتبعوا أمر فرعون . .. يقدم قومه يوم القيمة فأوردهم النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 111 - 11

11- قرآن هر آنچه را مردم براى رسيدن به سعادت دنيا و آخرت بدان نيازمندند ، به روشنى بيان كرده است .

و لكن . .. تفصيل كل شىء

توصيف قرآن به «هدًى» و «رحمة» پس از «و لكن . .. تفصيل كل شىء» مى رساند كه مراد از «هر چيز» مسائل هدايتى و هر آنچه رحمت آفرين و مايه سعادت بشر مى باشد ، در آن بيان شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 29 - 3،4

3- تأثير ايمان در سعادت دنيا و آخرت آدمى ، در گرو همراهى آن با اعمال صالح است .

الذين ءامنوا و عملوا الصلحت طوبى لهم و حسن مئاب

4- اعمال صالح بدون ايمان ، تضمين كننده سعادت دنيا و آخرت نيست .

الذين ءامنوا و عملوا الصلحت طوبى لهم و حسن مئاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 18 - 10

10- همراهى ايمان و عمل صالح ، تضمين كننده سعادت اخروى انسان است .

الذين كفروا بربّهم أعملهم . .. لايقدرون ممّا كسبوا على شىء

خداوند در اين آيه كفر را، كه عقيده فاسدى است، موجب حبط عمل صالح دانسته و نتيجه اش شقاوت آلود بودن آخرت آدمى است. از اين جا به دست مى آيد كه عقيده درست، به اضافه عمل صالح، سعادت اخروى را تضمين مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 51 - 5

5- سرنوشت انسان و سعادت و شقاوت وى در روز قيامت بسته به چگونگى رفتار او در دنياست .

ليجزى الله كلّ نفس ما كسبت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 46 - 4

4- تقوا ، پيامددار فرجامى سعادتمند همراه با سلامتى و امنيت كامل در آخرت

إن المتقين فى جنّ-ت . .. ادخلوها بسلم ءامنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 30 - 13،16

13- عقيده و عمل انسان ، داراى نقشى تعيين كننده در سعادت دنيوى و اخروى او

و قيل للذين اتّقوا ماذا أنزل ربّكم قالوا خيرًا للذين أحسنوا فى هذه الدنيا حسنة

«اتقوا» دلالت بر عمل خوب و پسنديده مى كند و «اذعان به خير محض بودن قرآن» مشعر به عقيده خوب دارد كه مجموعاً موجب دريافت حسنه دنيوى و اخروى مى شوند.

16- تقوا و احسان ، پيامددار سعادت دنيوى و اخروى

للذين أحسنوا فى هذه الدنيا حسنة . .. و لنعم دار المتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 19 - 4

4- اراده و تلاش خود انسان در سعادت و شقاوت اخروى وى نقش تعيين كننده دارد .

من كان يريد العاجلة . .. جعلنا له جهنّم ... و من أراد الأخرة و سعى لها سعيها ...

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 60 - 4

4 - پرداخت زكات ، فقط بايد براى جلب رضاى خدا و دستيابى به سعادت اخروى باشد .

و الذين يؤتون . .. و قلوبهم وجلة أنّهم إلى ربّهم رجعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 27 - 8

8 - رستگارى اخروى مردمان ، وامدار چگونگى سير و سلوك آنها در دنيا

يليتنى اتّخذت مع الرسول سبيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 15 - 3

3 - توأم بودن ايمان و عمل صالح ، از عوامل دستيابى به سعادت اخروى است .

فأمّا الذين ءامنوا و عملوا الصلحت فهم فى روضة يحبرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 43 - 10

10 - رويكرد تمام عيار به دين اسلام و قبول آن ، عامل نجات و سعادت انسان در قيامت است .

فأقم وجهك للدين . .. من قبل أن يأتى يوم لا مردّ له من اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 44 - 3،7

3 - عمل صالح ، زمينه تأمين سعادت اخروى است .

و من عمل صلحًا فلأنفسهم يمهدون

7 - براى سعادت اخروى ، ايمانِ همراه با عمل صالح ، لازم است .

و من عمل صلحًا فلأنفسهم يمهدون

از مقابله «من كفر» با «و من عمل صالحاً» استفاده مى شود كه «من آمن» در آن تضمين شده است. و ذكر نشدن «من آمن» به خاطر تلازم قطعى آن با «عمل صالح» است و بدون آن، عمل صالح، اثرى نخواهد داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 8 - 3

3 - ايمان توأم با عمل صالح ، شرط ثمربخشى آن دو ، در سعادت اخروى انسان است .

ءامنوا و عملوا الصلحت لهم جن-ّ-ت النعيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 14 - 7،8

7 - انسان ، در خوبى و يا بدى وضعيت اخروى خويش ، نقش اساسى دارد .

فذوقوا بما نسيتم . .. و ذوقوا ... بما كنتم تعملون

8 - عقيده و عمل ، سازنده آخرت انسان است .

فذوقوا بما نسيتم لقاء يومكم هذا . .. و ذوقوا ... بما كنتم تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 17 - 8،9

8 - خود انسان در سعادت اخروى اش داراى نقشى تعيين كننده است .

فلاتعلم نفس ما أُخفى لهم من قرّة أعين جزاء بما كانوا يعملون

9 - خداوند ، انسان ها را به روى آوردن به انجام دادن عمل شايسته ، جهت نيل به سعادت اخروى تشويق كرده است .

فلاتعلم نفس ما أُخفى لهم . .. جزاء بما كانوا يعملون

اعلام مخفى بودن پاداش مؤمنان و وصف ناپذير بودنش برانگيزاننده انسان ها، جهت دستيابى به آن پاداش است و يادآورى جزاى عمل، مزيد بر تشويق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 19 - 9

9 - عقيده و عمل صالح ، در كسب سعادت اخروى نقشى تعيين كننده دارد .

أمّا الذين ءامنوا و عملوا الصلحت فلهم جنّت المأوى . ..بما كانوا يعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 4 - 4

4 - انسان ها ، نقشى تعيين كننده در تأمين سعادت اخروى خود دارند .

ليجزى الذين ءامنوا و عملوا الصلحت

«جزا»، پاداش در مقابل عمل است كه به اضافه «مغفرت» و «رزق كريم» حكايت از سعادت مى كند. گفتنى كه نسبت ايمان و عمل صالح به انسان ها، حكايت از نقش آنها در حقيقت ياد شده دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 74 - 2

2 - بى اثر بودن عبادت غيرخدا ، براى سعادت انسان در آخرت

قالوا ضلّوا عنّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 19 - 6

6 - عملكرد دنيوى آدميان ، ملاك اصلى سعادت و شقاوت اخروى ايشان

إنّما تجزون ما كنتم تعملون . .. هني-ًا بما كنتم تعملون

واژه «كنتم» (با فعل ماضى) اشاره به جهان گذشته (دنيا) دارد و تصريح به اعمال دنيوى، مى رساند كه تأثير اصلى در سعادت و شقاوت عمل آدمى، در دنيا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 26 - 6

6 - تأكيد بهشتيان ، به نقش عملكرد دنيوى آنان در سعادت اخروى ايشان

قالوا إنّا كنّا قبل فى أهلنا مشفقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 11 - 9

9 - نيك بختى يا بدبختى انسان پس از مرگ ، در گرو اعمال خوب يا بد او است .

و لن يؤخّر اللّه . .. و اللّه خبير بما تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 9 - 14

14 - ضرورت توأم بودن ايمان و عمل صالح ، در به دست آوردن كاميابى اخروى و بهشت جاويدان

و من يؤمن باللّه و يعمل صلحًا يكفّر عنه سيّئاته . .. ذلك الفوز العظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 28 - 2

2 - كارساز نبودن ثروت من هاى ايمان ، در سعادت اخروى بشر

ما أغنى عنّى ماليه

136- عوامل سعادت اخروى مهاجران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 42 - 3

3- صبرپيشگى و توكل بر خداوند ، از جمله شرايط و عوامل سعادت دنيوى و اخروى مهاجران راه خدا

و الذين هاجروا فى الله . .. لنبوّئنّهم فى الدنيا ... و لأجر الأخرة أكبر ... الذي

137- عوامل محروميت از سعادت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 5 - 4

4 - دست يازيدن به آلودگى هاى جنسى ، برخاسته از ضعف ايمان و مايه محروم شدن از سعادت اخروى است .

قد أفلح المؤمنون . .. و الذين هم لفروجهم حفظون

138- عوامل مؤثر در سعادت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 29 - 9

9 - انسان ها ، در تعيين سرنوشت خود و سعادت اخروى شان ، نقش دارند .

إن كنتنّ تردن اللّه و رسوله و الدار الأخرة فإنّ اللّه أعدّ للمحسنت . .. أجرًا ع

139- محرومان از سعادت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 89 - 5

5 - محروميت شرك پيشگان و منكران يگانگى خدا از سعادت اخروى

إلاّ من أتى اللّه بقلب سليم

140- مدعيان سعادت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 94 - 1،7،9،13

1 - يهود ، سراى آخرت و نعمت هاى آن را ويژه خويش مى پندارند .

قل إن كانت لكم الدار الأخرة . .. خالصة

تقديم «لكم» بر «الدار الأخرة» مفيد حصر و اختصاص است و «خالصة» - كه حال براى «الدار» مى باشد - بر اين انحصار

و اختصاص تأكيد مى كند; زيرا خالص بودن به معناى اختصاص داشتن است.

7 - ادعاى يهوديان ( يقين به بهشتى بودن ) آن گاه صادقانه و برخاسته از باور آنان است كه تمناى مرگ كرده و از آن استقبال كنند .

قل إن كانت لكم الدار الأخرة . .. فتمنوا الموت

9 - آنان كه به بهشتى بودن خويش اطمينان دارند ، از مرگ استقبال كرده و در تمناى آن هستند .

إن كانت لكم الدار الأخرة . .. فتمنوا الموت

13 - اهل بهشت دانستن فرد يا طايفه اى خاص بدون داشتن برهان ، باورى است باطل .

فتمنوا الموت إن كنتم صدقين

141- منشأ سعادت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 96 - 10

10- عمل مستمر خود انسان ، منشأ برخوردارى وى از فضل الهى و نيل به مقام معنوى و سعادت اخروى

و لنجزينّ الذين صبروا أجرهم بأحسن ما كانوا يعملون

142- موانع سعادت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 60 - 1

1 - انسان ، در معرض از دست دادن سعادت اخروى خويش به خاطر وابستگى به دنيا و متاع آن

و قالوا إن نتّبع الهدى معك نتخطّف من أرضنا . .. و ما أوتيتم من شىء فمتع الحيوة

آيه بالا در ادامه آيات پيشين و بيانگر پاسخى ديگر به مشركان است; يعنى، همانانى كه به خاطر دلبستگى زياد به جان و مال و مرز و بوم خويش، به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى گفتند: اگر با تو همراه شويم و از هدايت الهى پيروى كنيم، مشركان عرب ما را از سرزمين مان (مكه) خواهند ربود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 83 - 2

2 - برترى جويى و فسادانگيزى در زمين ، مانع دستيابى انسان به سراى آخرت

تلك الدار الأخرة نجعلها للذين لايريدون علوًّا فى الأرض و لا فسادًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 29 - 2،5

2 - كارساز نبودن قدرت من هاى ايمان ، در سعادت اخروى بشر

هلك عنّى سلطنيه

5 - قدرت و توانمندى بدون ايمان و مصرف آن در مسير سعادت اخروى ، مايه حسرت و تأسف در قيامت

هلك عنّى سلطنيه

143- موانع سعادت اخروى قارون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 77 - 4

4 - دلبستگى شديد قارون به اندوخته هاى خويش ، مانع از خرج كردن آنها در راه رضاى خدا و تأمين سعادت اخروى خويش بود .

و ابتغ فيما ءاتيك اللّه الدار الأخرة

144- نشانه هاى سعادت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 71 - 12

12- در دست راست داشتن نامه عمل در قيامت ، نشانه سعادت و نيك فرجامى است .

فمن أوتى كتبه بيمينه فأُولئك يقرءون كتبهم و لايظلمون فتيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 32 - 3

3 - برخوردارى تقواپيشگان از باغ ها و ميوه جات بهشت و موهبت هاى مادى جهان آخرت نمونه اى از سعادتمندى آنها است .

مفازًا . حدائق و أعنبًا

145- يأس يهود از سعادت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 95 - 1،4

1 - يهوديان ، هرگز - به خاطر يأس از سعادت اخروى - خواهان مرگ نبوده و هيچ گاه از آن استقبال نخواهند كرد .

و لن يتمنوه أبداً

4 - يهوديان ، به خاطر ارتكاب گناهان ، اميدى به بهره مند شدن از سراى آخرت ندارند .

لن يتمنوه أبداً بما قدمت أيديهم

سعادت طلبى

146- اهميت سعادت طلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 21 - 1

1 - هدف و آرمان انسان ، بايد دستيابى به سعادت و نيكبختى اخروى باشد ; نه مظاهر فريبنده دنيا .

و ما الحيوة الدنيا إلاّ متع الغرور . سابقوا إلى مغفرة من ربّكم و جنّة

147- سعادت طلبى انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 135 - 6،7

6 - انسان، جوينده فرجام نيك و پوينده مسيرى است كه آن را سعادت مى پندارد.

اعملوا . .. فسوف تعلمون من تكون له عقبة الدار

7 - بهره بردارى از تمايل انسان به فرجام نيك و حسن عاقبت، روشى در تبليغ و دعوت مردم به دين است.

فسوف تعلمون من تكون له عقبة الدار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 42 - 7

7 - انسان ها خواهان سعادت هميشگى و عمرى جاودانه اند .

هم فيها خلدون

وعده به پاداش در صورتى مؤثر و ترغيب كننده آدمى است كه وى خواهان آن باشد.

148- سعادت طلبى اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 37 - 11

11 - تلاش براى تأمين توشه و سعادت اخروى ، همراه با تأمين زندگى دنيايى ، از ويژگى مردان الهى است .

رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه . .. يخافون يومًا تتقلّب فيه القلوب و ا

149- سعادت طلبى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 74 - 1

1 - بندگان خالص خدا ، از خداوند خواستار همسر و فرزندان شايسته اى اند كه رفتار و سير و سلوك آنان ، مايه چشم روشنى و سرفرازى آنان در زندگى باشد .

و الذين يقولون ربّنا هب لنا من أزوجنا و ذرّيّ-تنا قرّة أعين

درباره «من» در «من أزواجنا. ..» دو احتمال وجود دارد: 1- «من» ابتدائيه باشد. در اين صورت معناى آيه چنين مى شود: «به ما از ناحيه همسران و فرزندانمان، آن ده كه مايه روشنى چشمانمان باشد». 2- «من» بيانيه باشد. براساس اين احتمال، معناى آيه چنين مى شود: «به ما روشنى چشمان - كه عبارت از همسر و فرزندان اند ببخش. برداشت ياد شده، مبتنى بر احتمال نخست است.

150- سعادت طلبى قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 24 - 10

10 - قوم ثمود ، مدعى ارزش خواهى و سعادت جويى ، در تكذيب پيامبرى صالح ( ع )

إنّا إذًا لفى ضلل و سعر

قوم ثمود با گفتن «إنّا إذًا. ..»، در حقيقت مدعى بودند كه ما اكنون در گمراهى و شقاوت نيستيم و چنانچه از صالح(ع) پيروى كنيم، گمراه و تيره بخت خواهيم شد و ما گمراهى و تيره بختى را براى خويش نمى پسنديم.

151- سعادت طلبى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 26 - 4

4 - اهتمام تقواپيشگان به سعادت اخروى خانواده خويش و خير خواهى شديد نسبت به آنان

قالوا إنّا كنّا قبل فى أهلنا مشفقين

152- سعادت طلبى مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 21 - 3

3 - انسان مؤمن ، در انديشه سعادت نسل خويش در پرتو ايمان *

ألحقنا بهم ذرّيّتهم

نويد در جايى صورت مى گيرد كه آدمى در انتظار و اشتياق امر مورد نويد باشد. اين كه خداوند ملحق شدن نسل مؤمنان را به آنان نويد داده، نشانگر آن است كه اشخاص مؤمن در آرزوى سعادت نسل خويش اند و اين آرزويى به جا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 26 - 5

5 - لزوم احساس مسؤوليت مؤمنان ، نسبت به سعادت و فرجام خويشاوندان خود

قالوا إنّا كنّا قبل فى أهلنا مشفقين

از اين كه احساس مسؤوليت نسبت به خانواده، عامل رهيابى به بهشت معرفى شده است; اهميت و ضرورت آن استفاده مى

شود.

سعادتمندان

153- {سعادتمندان}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 157 - 5

5 - تنها مؤمنان صابر ، به موفقيت دست يافته و به هدف هاى خويش ( سعادت دنيا و آخرت ) خواهند رسيد . *

و أولئك هم المهتدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 48 - 3

3- خداوند ، نوح ( ع ) و همراهانش را ، به مصونيت از عذاب هاى دنيوى و اخروى و بهره مند شدن از نعمتهايى سعادت آفرين نويد داد .

اهبط بسلم منا . .. و أمم سنمتعهم ثم يمسّهم منا عذاب أليم

مقابله «سلام» با «عذاب أليم» حكايت از آن دارد كه مراد از «سلام» مصونيت از عذابهاى دنيوى و اخروى است. تعبيركردن از نعمت و موهبتهاى دنيوى به «بركت» در جانب اهل ايمان و تبديل آن به «متاع» در جانب كفر پيشگان، اشاره به اين نكته دارد كه: نعمتهاى ارزانى شده به مؤمنان، براى آنان سعادت آفرين است و موهبتهاى عطاشده به كفرپيشگان، فاقد اين خصيصه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 105 - 6

6- موحدان و مؤمنانِ به رسالت پيامبران ، تشكيل دهنده گروه سعادتمندان قيامتند .

فمنهم شقى و سعيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 18 - 1

1- نيك بختى و سعادت تنها از آنِ اجابت كنندگان دعوت خداوند است .

للذين استجابوا لربهم الحسنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 29 - 2

2- فرجام نيكو ( سعادت اخروى ) از آنِ مؤمنانِ داراى عمل صالح است .

الذين ءامنوا و عملوا الصلحت طوبى لهم و حسن مئاب

«مئاب» مصدر ميمى و به معناى بازگشت است و مراد از آن سراى آخرت مى باشد. قابل ذكر است كه «طوبى» مبتدا و «حسن مئاب» عطف بر آن و «لهم» خبر براى آن دو مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 11 - 5

5 - خداترسان و پندپذيران ، سعادتمنداند .

سيذّكّر من يخشى . و يتجنّبها الأشقى

اين آيه با آيه قبل، داراى «احتباك» (از وجوه بلاغت) است; يكى از «خشيت» سخن گفته و ديگرى از «شقاوت» و بيان نقطه مقابل هر يك را به قرينه بودن ديگرى موكول كرده است; بدين معنا كه اهل خشيت، نقطه مقابل «شقاوت»; يعنى، سعادت را دارند و اهل «شقاوت» گرفتار نقطه مقابل «خشيت»; يعنى، گستاخى هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 14 - 2

2 - مردمان تذكّرپذير و اهل خشيت ، انسان هايى پاك ، و رستگارند .

سيذّكّر من يخشى . .. قد أفلح من تزكّى

مصداق مورد نظر از «من تزكى» - به قرينه آيات پيشين - همان مصاديق «من يخشى» است.

154- پاداش اخروى سعادتمندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 71 - 14

14- كمترين ظلم و بى عدالتى در محاسبه اعمال و نيز در پاداش اخروى سعادتمندان وجود ندارد .

فمن أوتى كتبه بيمينه . .. و لايظلمون فتيلاً

155- حسابرسى اخروى سعادتمندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 71 - 14

14- كمترين ظلم و بى عدالتى در محاسبه اعمال و نيز در پاداش اخروى سعادتمندان وجود ندارد .

فمن أوتى كتبه بيمينه . .. و لايظلمون فتيلاً

156- سعادتمندان در بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 185 - 12،13

12 - سعادتمندى رهايى يافتگان از آتش و ره يافتگان به بهشت

فمن زحزح عن النّار و ادخل الجنّة فقد فاز

«زحزح»، از مصدر «زحزحة»، به معنى دور شدن و كنايه از نجات يافتن است.

13 - بهشت ، جايگاه سعادتمندان

فمن زحزح . .. و ادخل الجنّة فقد فاز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 108 - 1

1- بهشت ، جايگاه سعادتمندان صحنه قيامت است .

و أما الذين سعدوا ففى الجنة خلدين فيها

157- سعادتمندان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 105 - 4

4- انسان ها در قيامت ، به دو گروه تيره بختان و سعادتمندان تقسيم خواهند شد .

فمنهم شقى و سعيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 71 - 13

13- سعادتمندان ، نامه اعمال خويش را در قيامت ، خود مورد مطالعه قرار مى دهند .

فمن أوتى كتبه بيمينه فأُولئك يقرءون كتبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 7 - 1،2

1 - مردم در آخرت سه دسته اند : اصحاب الميمنه ( نيك بختان ) اصحاب المشئمه ( نگون بختان ) و سابقون ( پيشتازان )

و كنتم أزوجًا ثلثة

بيان «أزواجاً ثلاثة» محذوف و تقدير آن چنين است: «و كنتم أزواجاً ثلاثة: اصحاب الميمنة و اصحاب المشئمة و السابقون». در آيات بعد به تفصيل وضعيت اين سه دسته تبيين شده است.

2 - حضور انسان ها در قيامت در سه دسته مختلف و دست يافتن آنها به سعادت و يا گرفتار شدن در شقاوت و بدبختى ، فرجامى قطعى و غير قابل ترديد

و كنتم أزوجًا ثلثة

تعبير «كنتم» به صيغه ماضى، بيانگر آن است كه حضور در رستاخيز، چنان حتمى و غيرقابل ترديد است كه گويا در گذشته محقق شده است.

158- فضايل سعادتمندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 185 - 12،13

12 - سعادتمندى رهايى يافتگان از آتش و ره يافتگان به بهشت

فمن زحزح عن النّار و ادخل الجنّة فقد فاز

«زحزح»، از مصدر «زحزحة»، به معنى دور شدن و كنايه از نجات يافتن است.

13 - بهشت ، جايگاه سعادتمندان

فمن زحزح . .. و ادخل الجنّة فقد فاز

159- كمى سعادتمندان امت هاى پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 71 - 3

3 - وجود عده اندكى هدايت يافته و سعادتمند ، در ميان امت هاى پيشين

و لقد ضلّ قبلهم أكثر الأوّلين

تعبير گمراه شدن اكثريت مردم، مى رساند كه عده اى هرچند در اقليت، از ميان مردم به راه هدايت و سعادت دست يافته اند.

160- نامه عمل سعادتمندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 71 - 13

13- سعادتمندان ، نامه اعمال خويش را در قيامت ، خود مورد مطالعه قرار مى دهند .

فمن أوتى كتبه بيمينه فأُولئك يقرءون كتبهم

10- سعير

1- سعير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 4 - 6

6- سعير ، از نام هاى دوزخ است .

إلى عذاب السعير

2- جايگاه سعير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 97 - 13

13- « على بن الحسين ( ع ) قال : إن فى حهنّم وادياً يقال له : سعير ، إذا خبت حهنّم فتح سعيرها و هو قوله : « كلّما خبت زدناهم سعيراً » ;

امام سجاد فرمود: همانا در حهنّم واديى وجود دارد كه به آن «سعير» گفته مى شود و آن گاه كه آتش حهنّم فروكش كند، سعير حهنّم گشوده گردد و آن سخن خداوند است كه مى فرمايد: كلّما خبت زدناهم سعيراً».

3- سعير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 64 - 3

3 - « سعير » ، از نام هاى جهنم است .

و أعدّ لهم سعيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 6 - 11

11 - سعير ، از نام هاى دوزخ

أصحب السعير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 71 - 24

24 - « عن أميرالمؤمنين ( ع ) إنّ جهنم لها سبعة أبواب ، أطباق بعضها فوق بعض . . . و وضع النيران بعضها فوق بعض فأسفلها جهنّم ، و فوقها لظى و فوقها الحطمة فوقها سقر ، و فوقها الجحيم و فوقها السعير و فوقها الهاوية ;

از اميرالمؤمنين(ع) روايت شده است: جهنم هفت در ورودى دارد كه آنها به صورت طبقاتى بر يكديگر قرار گرفته اند. .. و آتش ها بعضى بر بالاى بعضى ديگر قرار دارد كه طبقه زيرين آن جهنم است و طبقات بالاتر آن [به ترتيب] لظى، حطمه، سقر، جحيم، سعير و هاويه مى باشد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 7 - 26

26 - « سعير » از نام هاى دوزخ

و فريق فى السعير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 5 - 15

15 - « سعير » ، از نام هاى دوزخ

عذاب السعير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 10 - 8

8 - « سعير » ، از نام هاى دوزخ

ما كنّا فى أصحب السعير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 11 - 4

4 - « سعير » ، از نام هاى دوزخ

لأصحب السعير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 12 - 2

2 - « سعير » ، از نام هاى جهنم است .

سعيرًا

11- سعى صفا و مروه

1- سعى صفا و مروه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 158 -

2،5،6،7،8،10،11،12،13،14،17

2 - طواف صفا و مروه ( سعى ميان آن دو ) عبادت و از مناسك حج و عمره است .

إن الصفا و المروة . .. فمن حج البيت أو اعتمر فلاجناح عليه أن يطوف بهما

«اعتمار» (مصدر اعتمر) به معناى: زيارت كردن و نيز انجام دادن عمره است. تفريع «من حج البيت ...» بر معرفى صفا و مروه به عنوان علامتى بر جايگاه عبادت، گوياى اين است كه: اولا، طواف صفا و مروه - كه از آن به سعى ميان صفا و مروه تعبير مى كنند - عبادت خداست و ثانياً، اين عبادت از اعمال و مناسك حج و عمره مى باشد.

5 - سعى ميان صفا و مروه ، از اعمال نيك حج و عمره است .

فمن حج البيت أو اعتمر فلاجناح عليه أن يطوف بهما و من تطوع خيراً

مصداق مورد نظر براى «خيراً»، به قرينه جمله قبل، سعى ميان صفا و مروه است.

6 - برخى از مسلمانان صدر اسلام ، از انجام سعى ميان صفا و مروه ، اكراه داشته و آن را از مناسك حج نمى پنداشتند .

فمن حج البيت أو اعتمر فلاجناح عليه أن يطوف بهما

نفى اشكال از سعى ميان صفا و مروه با جمله «فلا جناح . ..» گوياى اين است كه: مسلمانان از انجام آن عمل اكراه داشته و منشأ آن - چنانچه در شأن نزول آمده - وجود بتهايى بود كه مشركان در صفا و مروه بين آن دو نصب كرده بودند.

7 - خداوند به اعمال زائران خانه خدا ( به جا آوردن حج و عمره و سعى ميان صفا و مروه ) آگاه است .

فمن حج البيت أو اعتمر . .. و من تطوع خيراً فإن اللّه شاكر عليم

8 - كسانى كه اعمال نيك ( سعى ميان صفا و مروه ) انجام دهند ، از پاداش هاى الهى برخوردار خواهند شد .

و من تطوع خيراً فإن اللّه شاكر عليم

سپاسگزارى خداوند از بندگان، كنايه از پاداش دهى به آنان مى باشد.

10 - امام باقر ( ع ) فرمود : « . . . قال اللّه عز و جل : « ان الصفا و المروة من شعائراللّه فمن حج البيت أو اعتمر فلاجناح عليه ان يطوف بهما » الا ترون ان الطواف بهما واجب مفروض لان اللّه عز و جل ذكره فى كتابه و صنعه نبيه ( ع ) . . . ;

. .. خداوند عز و جل فرمود: «ان الصفا و المروة من شعائراللّه فمن حج البيت او اعتمر فلاجناح عليه ان يطوف بهما» آيا نمى بينيد كه طواف (سعى) در صفا و مروه واجب است; چون خداى عز و جل آن را در كتابش ]تشريع[ فرموده و اين سعى را رسول خدا نيز انجام داده است ... ».

11 - عبيد بن زراره گفت ، از امام صادق ( ع ) سؤال كردم : . . . حضرت فرمودند : « . . . السعى سنة من رسول اللّه قلت أليس اللّه يقول : ان الصفا و المروة من شعائراللّه قال : بلى و لكن قد قال فيهما « و من تطوع خيراً فان اللّه شاكر عليم » فلو كان السعى فريضة لم يقل و من تطوع خيراً ;

. .. سعى ]بين صفا و مروه[ سنتى از رسول خداست ]راوى گويد[ گفتم: آيا خداوند نفرموده: «ان الصفا و المروة من شعائراللّه»؟ فرمودند: بله و لكن فرموده: «و من تطوع خيراً فإن اللّه شاكر عليم» پس اگر سعى بين صفا و مروه فريضه بود، نمى فرمود: «و من تطوع خيراً» (آن را داوطلبانه انجام دهد)».

12 - بعضى از اصحاب گويند : از امام صادق ( ع ) از سعى بين صفا و مروه سؤال شد ، حضرت فرمود : « . . . كان ذلك فى عمرة القضاء ان رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) شرط عليهم أن يرفعوا الاصنام من الصفاء و المروة . . . فقالوا يا رسول اللّه ان فلاناً لم يسع بين الصفاء و المروة و قد اعيدت الاصنام فأنزل اللّه عز و جل « فلاجناح عليه ان يطوف بهما » اى و عليهما الأصنام ;

]شأن نزول (لاجناح . ..)[ در عمرة القضا بود كه رسول خدا - صلى اللّه عليه و آله - با مشركان شرط كرد كه بتها را از صفا و مروه بردارند ... و گفتند: اى رسول خدا! فلان كس سعى بين صفا و مروه را انجام نداده است و الان بتها را به آن جا آورده اند; پس خداوند عز و جل فرمود: «فلاجناح عليه ان يطوف بهما»; يعنى، مانعى نيست در حالى كه بتها در ]مطاف سعى [هستند، سعى بين صفا و مروه را انجام دهند».

13 - از امام صادق ( ع ) روايت شده كه فرمودند : « ان الصفا و المروة من شعائر اللّه » فأبده بما بدء اللّه تعالى به و ان المسلمين كانوا يظنون ان السعى بين الصفا و المروة شىء صنعه المشركون فأنزل اللّه عز و جل « ان الصفا و المروة من شعائر اللّه . . . » .

صفا و مروه از شعائر الهى است پس ]سعى[ را شروع نما از جايى كه خداوند ]در آيه شريفه[ در بيانش شروع نموده و مسلمانان گمان مى كردند كه سعى بين صفا و مروه چيزى است كه مشركان آن را بنا نهاده اند; پس خداوند عز و جل آيه فوق را نازل كرد: «ان الصفا و المروة من شعائر اللّه . ..».

14 - رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود : « انما جعل . . . السعى بين الصفا و المروة . . . اقامة لذكر اللّه لا لغيره ;

همانا . .. سعى بين صفا و مروه ... براى بر پا داشتن ذكر و ياد خداست، نه غير آن».

17 - « عن الحلبى قال : سألت اباعبداللّه ( ع ) عن المرأة تطوف بين الصفا و المروة و هى حائض قال : لا لان اللّه تعالى يقول « ان الصفا و المروة من شعائراللّه » ;

حلبى گويد از امام صادق(ع) سؤال كردم: آيا زن حائض مى تواند سعى بين صفا و مروه را انجام دهد؟ امام فرمود: نه، خداوند فرموده: صفا و مروه از شعائر خداست».

2- سعى صفا و مروه در صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 158 - 6

6 - برخى از مسلمانان صدر اسلام ، از انجام سعى ميان صفا و مروه ، اكراه داشته و آن را از مناسك حج نمى پنداشتند .

فمن حج البيت أو اعتمر فلاجناح عليه أن يطوف بهما

نفى اشكال از سعى ميان صفا و مروه با جمله «فلا جناح . ..» گوياى اين است كه: مسلمانان از انجام آن عمل اكراه داشته و منشأ آن - چنانچه در شأن نزول آمده - وجود بتهايى بود كه مشركان در صفا و مروه بين آن دو نصب كرده بودند.

3- عباديت سعى صفا و مروه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 158 - 2

2 - طواف صفا و مروه ( سعى ميان آن دو ) عبادت و از مناسك حج و عمره است .

إن الصفا و المروة . .. فمن حج البيت أو اعتمر فلاجناح عليه أن يطوف بهما

«اعتمار» (مصدر اعتمر) به معناى: زيارت كردن و نيز انجام دادن عمره است. تفريع «من حج البيت ...» بر معرفى صفا و مروه به عنوان علامتى بر جايگاه عبادت، گوياى اين است كه: اولا، طواف صفا و مروه - كه از آن به سعى ميان صفا و مروه تعبير مى كنند - عبادت خداست و ثانياً، اين عبادت از اعمال و مناسك حج و عمره مى باشد.

4- فلسفه سعى صفا و مروه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 158 - 15،16،18

15 - از امام صادق ( ع ) روايت شده كه فرمود : « جعل السعى بين الصفا و المروة مذلة للجبارين ;

خداوند، سعى صفا و مروه را براى مذلت و خوارى گردنكشان قرار داده است».

16 - از امام صادق ( ع ) ] درباره فلسفه هروله بين صفا و مروه [ روايت شده كه فرمود : « صار السعى بين الصفا و المروة لان ابراهيم ( ع ) عرض له ابليس فأمره جبرئيل فشد عليه فهرب منه فجرت به السنة ( يعنى بالهرولة ) ;

ابليس بر ابراهيم(ع) نمايان شد، جبرئيل به ابراهيم (ع) دستور داد كه بر او حمله كند و او حمله كرد و ابليس فرار نمود ]و ابراهيم (ع) در پى او دويد[ پس سنت ]هروله بين صفا و مروه[ قرار داده شد».

18 - از امام صادق ( ع ) روايت شده است كه فرمود : « ان ابراهيم ( ع ) لما خلف اسماعيل بمكة عطش الصبى . . . فخرجت امه حتى قامت على الصفا . . . فمضت حتى انتهت الى المروة . . . ثم رجعت الى الصفا . . . حتى صنعت ذالك سبعاً فاجرى اللّه ذالك سنة . . . ;

زمانى كه ابراهيم(ع)، اسماعيل را در مكه باقى گذاشت، اسماعيل بشدت تشنه شد . .. پس مادرش ]هاجر در طلب آب[ بيرون رفت تا بر كوه صفا قرار گرفت ... و سپس به كوه مروه رفت ... و دوباره به كوه صفا بازگشت ... تا اينكه اين عمل (رفت و برگشت) را هفت بار انجام داد; پس خدا اين عمل را (سعى بين صفا و مروه) به عنوان سنت قرار داد ... ».

12- سفاهت

1- آثار سفاهت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 142 - 4

4 - نپذيرفتن احكام الهى و اعتراض به آنها ، برخاسته از سفاهت و كم خردى است .

سيقول السفهاء من الناس ما وليهم عن قبلتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 140 - 2،4

2 - قربانى كردن فرزندان، عملى برخاسته از سفاهت و جهل است.

قتلوا أولدهم سفها بغير علم

4 - جهل و سفاهت، عامل انحراف و زيانكارى است.

قد خسر الذين قتلوا أولدهم سفها بغير علم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 34 - 14

14- صغير بودن و رشد و درك اقتصادى نداشتن ، دو عامل حجر و مانع حق تصرف فرد در مال خويش است .

حتى يبلغ أشدّه

بيان غايت زمان ممنوعيت حق تصرف يتيم، در واقع بيان كننده ملاك حق تصرف در مال است و آن، بلوغ و رشد اقتصادى است. بنابراين يتيم بودن، خصوصيت و موضوعيت ندارد.

2- انبيا و سفاهت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 67 - 4

4 - هود و ديگر پيامبران الهى ، مبرا از هر گونه سفاهت و كم خردى

قال يقوم ليس بى سفاهة

هود در بيان علت پيراستگى خود از سفاهت جمله «و لكنى رسول . .. » را به كار برد تا اين نكته را گوشزد كند كه ره يافتن

سفاهت در رسولان الهى امكان پذير نيست.

3- تبرئه از سفاهت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 67 - 1،3،4

1 - هود با پاسخى رأفت آميز به قوم خود ، خويشتن را از هر گونه سفاهت و دروغگويى مبرا دانست .

قال يقوم ليس بى سفاهة و لكنى رسول من رب العلمين

3 - هود با استناد به رسالت الهى خود ، خويشتن را از هر گونه سفاهت و كم خردى مبرا دانست .

قال يقوم ليس بى سفاهة و لكنى رسول من رب العلمين

4 - هود و ديگر پيامبران الهى ، مبرا از هر گونه سفاهت و كم خردى

قال يقوم ليس بى سفاهة

هود در بيان علت پيراستگى خود از سفاهت جمله «و لكنى رسول . .. » را به كار برد تا اين نكته را گوشزد كند كه ره يافتن سفاهت در رسولان الهى امكان پذير نيست.

4- تهمت سفاهت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 66 - 2

2 - اشراف كفرپيشه قوم هود ، وى را به سفاهت و دروغگويى متهم كردند .

قال الملأ الذين كفروا . .. انا لنريك فى سفاهة و إنا لنظنك من الكذبين

5- تهمت سفاهت به مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 13 - 3،4،6

3 - مؤمنان راستين در ديدگاه منافقان ، مردمى سفيه و بى خردند .

قالوا أنؤمن كما ءامن السفهاء

4 - بيمار دلىِ اهل نفاق ، منشأ متهم ساختن اهل ايمان به بى خردى است .

فى قلوبهم مرض . .. قالوا أنؤمن كما ءامن السفهاء

6 - منافقان ، با متهم ساختن اهل ايمان به بى خردى ، دعوت به ايمان را پذيرا نبودند .

قالوا أنؤمن كما ءامن السفهاء

6- سفاهت جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 4 - 4

4 - جن ، داراى عقل و در معرض سفاهت و كم خردى

و أنّه كان يقول سفيهنا على اللّه شططًا

7- سفاهت جنيان مشرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 4 - 1

1 - اعتراف ايمان آورندگان از جن ، به سفاهت و كم خردى مشركانشان

و أنّه كان يقول سفيهنا على اللّه شططًا

8- سفاهت شرابخوار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 5 - 15

15 - ممنوعيت سپردن اموال به شرابخوار ، به دليل سفاهت وى

و لا تؤتوا السّفهاء اموالكم

امام صادق (ع) در مقام نهى از امين قرار دادن شرابخوار فرمود: «و لا تؤتوا السّفهاء اموالكم» فاىُّ سفيه اسفه من شارب الخمر؟


كافى، ج 5، ص 299، ح 1 ; نورالثقلين، ج 1، ص 443، ح 52.

9- سفاهت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 50 - 2

2 - كافران لجوج و پندناپذير ، مردمى ابله و نابخرداند .

كأنّهم حمر مستنفرة

مطلب ياد شده، از تشبيه كافران به «گورخران رميده»، استفاده مى شود.

10- سفاهت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 60 - 9

9 - نكوهش خداوند از مشركان بهانه جو ، به خاطر انتخاب نابخردانه آنان ( انتخاب زندگى دنيوى به بهانه از دست دادن سعادت اخروى )

و قالوا إن نتّبع الهدى معك نتخطّف من أرضنا . .. و ما أوتيتم من شىء فمتع الحيوة

11- سفاهت مشركان دوران جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 140 - 6

6 - مشركان عصر جاهلى به سفاهت خويش در فرزندكشى ناآگاه بودند.

قد خسر الذين قتلوا أولدهم سفها بغير علم

«باء» در «بغير علم» به معناى ملابسه و وصف براى «سفها» است. لذا معنى آيه چنين مى شود: سفاهتى خالى از علم.

12- سفاهت مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 52 - 3

3 - درخواست نامه هاى سرگشاده و جداگانه براى خود ، جلوه نابخردى و سبك مغزى كافران مخالف پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فما لهم عن التذكرة معرضين . .. بل يريد كلّ امرىء منهم أن يوتى صحفًا منشّرة

13- سفاهت منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 13 - 8،9

8 - منافقان ، خود مردمى سفيه و بى خردند .

ألا إنهم هم السفهاء

مقرون بودن خبر به «ال» و نيز وجود ضمير فصل در جمله «ألا إنهم . ..» از حصر حكايت دارد و اين حصر به اصطلاح «حصر» اضافى است. بنابراين معناى جمله چنين است: منافقان بى خردند، نه مؤمنان راستين.

9 - منافقان ، بى خبر از سفاهت و بى خردى خويش

ألا إنهم هم السفهاء و لكن لايعلمون

14- سفاهت هواپرستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 33 - 21

21- اسيران دام هوس و تمايلات جنسى نامشروع ، از زمره سفيهان و بى خردانند .

أصب إليهنّ و أكن من الجهلين

15- علماى يهود و سفاهت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 76 - 8،12

8 - پيشوايان يهود ، بازگويى صفات پيامبر موعود و اعتراف به حقانيت او را ، نشانه بى خردى بازگو كننده مى شمردند .

أتحدثونهم . .. أفلا تعقلون

12 - پيشوايان و عالمان يهود ، اعتراف به حقايق دينى و معارف الهى را ، در صورتى كه مخدوش كننده منافع قومى آنان گردد ، ناروا و برخاسته از بى خردى مى دانستند .

أتحدثونهم بما فتح اللّه عليكم . .. أفلا تعقلون

16- عوامل سفاهت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 33 - 22

22- ارتكاب گناه ، سفاهت و بى خردى است .

أصب إليهنّ و أكن من الجهلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 6 - 7

7 - پناه بردن گروهى از مردان در مشكلات و اضطراب ها به برخى از مردان جن ، موجب فزونى سفاهت و سبك سرى آن گروه مى شد .

فزادوهم رهقًا

17- عوامل سفاهت جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 6 - 4

4 - پناه بردن برخى از مردان در مشكلات و اضطراب ها به گروهى از مردان جن ، بر سفاهت و سبك سرى جن مى افزود .

فزادوهم رهقًا

«رَهَق» در معانى سفاهت، گناه و عمل زشت، كذب و ظلم به كار مى رود; ولى به قرينه آيه 4 همين سوره (و أنّه كان يقول سفيهنا على اللّه كذباً) معناى اول مراد است . گفتنى است درباره ضمير فاعلى و ضمير «هم» در «فزادوهم»، دو احتمال هست: 1- ضمير فاعلى به رجال انس و ضمير «هم» به رجال جن باز گردد; 2- عكس صورت اول. برداشت ياد شده، مبتنى بر احتمال نخست است.

18- قوم عاد و سفاهت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 69 - 3

3 - ادعاى پيامبرى از سوى هود ( ع ) ، نشانه سفاهت وى در پندار قوم عاد

إنا لنريك فى سفاهة . .. أو عجبتم أن جاءكم ذكر من ربكم على رجل منكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 70 - 3،8

3 - يكتاپرستى و گرايش توحيدى ، در پندار قوم عاد ، سفاهت و نابخردى بود .

إنا لنريك فى سفاهة . .. أجئتنا لنعبد اللّه وحده

جمله «أجئتنا . .. » بيانگر ريشه سفيه پنداشتن هود از سوى قوم عاد است.

8 - مخالفت با سنن قومى ، در پندار قوم عاد ، سفاهت و نابخردى بود .

إنا لنريك فى سفاهة . .. و نذر ما كان يعبد ءاباؤنا

19- مؤمنان و سفاهت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 100 - 7

7 - اهل ايمان ، از عقل و خرد برخوردار و از نادانى و سفاهت مبرّا هستند .

و ما كان لنفس أن تؤمن . .. و يجعل الرجس على الذين لايعقلون

20- نشانه هاى سفاهت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 130 - 7

7 - روى گردانى از اسلام ، نشانه سفاهت و معلول بى خردى است .

ربنا وابعث فيهم رسولا . .. و من يرغب عن ملة إبرهيم إلا من سفه نفسه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 142 - 5

5 - نسخ احكام دين امرى ممكن و ناروا شمردن آن ، نشانه سفاهت و كم خردى است .

سيقول السفهاء من الناس ما وليهم عن قبلتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 4 - 3

3 - سخن نسنجيده و نابجا درباره خداوند ، نشانه سفاهت و كم خردى است .

و أنّه كان يقول سفيهنا على اللّه شططًا

«شطط»به سخن ظالمانه و به دور از حق گفته مى شود. (مفردات راغب)

21- نشانه هاى سفاهت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 50 - 4

4 - روى گردانى كافران از كلام بيداربخش و پندآموز قرآن ، ناشى از نابخردى و كوته فكرى آنان بود .

فما لهم عن التذكرة معرضين . كأنّهم حمر مستنفرة

22- يوسف(ع) و عوامل سفاهت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 33 - 18

18- يوسف ( ع ) پذيرش تقاضاى نامشروع زليخا و همپالگى هاى او را ، سقوط به ورطه سفاهت و بى خردى مى دانست .

و إلاّ تصرف . .. أصب إليهنّ و أكن من الجهلين

جهل به معناى سفاهت در مقابل عقل ، و نيز به معناى نادانى در مقابل علم مى باشد. برداشت فوق ، ناظر به معناى نخست است.

13- سفر

1- سفر با ارزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 100 - 19

19 - سفر براى شناخت رهبر ، هجرت در راه خدا و مرگ در آن سفر ، در پى دارنده پاداش الهى است .

و من يخرج من بيته مهاجراً الى اللّه و رسوله ثم يدركه الموت فقد وقع اجره على اللّ

امام صادق (ع) درباره كسى كه در سفر براى شناخت رهبر از دنيا برود فرمود: انّ اللّه عزّ و جل يقول: و من يخرج من بيته مهاجراً الى اللّه و رسوله ثم يدركه الموت فقد وقع اجره على اللّه. .. .


اصول كافى، ج 1، ص 378، ح 2 ; نورالثقلين، ج 1، ص 540، ح 522.

2- سفر با كشتى بادبانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 22 - 8

8 - دريانوردى با كشتى هاى بادبانى ، سفرى آميخته با بيم و اميد

حتى إذا كنتم فى الفلك . .. و فرحوا بها ... و ظنوا أنهم أحيط بهم

3- سفر هاى ترسناك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 22 - 8

8 - دريانوردى با كشتى هاى بادبانى ، سفرى آميخته با بيم و اميد

حتى إذا كنتم فى الفلك . .. و فرحوا بها ... و ظنوا أنهم أحيط بهم

4- مدت سفر ملائكه حامل تدبير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 5 - 11

11 - مدت سفر فرشته حامل فرمان تدبير خداوند براى آوردن پيام ، مدتى در حدود هزار سال به حساب دنيوى است .

يدبّر الأمر . .. ثمّ يعرج إليه فى يوم كان مقداره ألف سنة ممّا تعدّون

5- نماز در سفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 101 - 1

1 - كاستن از نماز در سفر ، به هنگام ترس از دشمن ، هيچ گناهى ندارد .

و إذا ضربتم . .. فليس عليكم جناح ان تقصروا من الصلوة ان خفتم ان يفتنكم

جمله «فليس . ..»، در حقيقت جواب براى «اذا ضربتم» و «ان خفتم» است. يعنى مسافرت و ترس از فتنه گرى دشمن دو شرط لازم براى كاستن از نماز است.

6- وصيت در سفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 106 - 3،5

3 - سهل انگارى در وصيت به هنگام مشاهده آثار مرگ - هر چند در سفر و ديار كافران - امرى ناشايست براى اهل ايمان

إذا حضر احدكم الموت حين الوصية

«حين الوصية» بدل از «اذا» مى باشد، يعنى هنگام مشاهده آثار مرگ هنگام پرداختن به وصيت است نه انجام كارى ديگر و اين گوياى تأكيد الهى بر امر وصيت مى باشد.

5 - شهادت دو مرد غير مسلمان ، كافى براى اثبات وصيت و حدود آن ، در صورتى كه وصيت كننده در مسافرت بميرد و در آستانه مردن وصيت كند .

او ءاخران من غيركم ان انتم ضربتم فى الارض فاصبتكم مصيبة الموت

14- سفيه

1- سفيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 5 - 10،15

10 - افرادى كه اموال خويش را در غير مصالح جامعه به كار مى گيرند ، در تلقى دين ، سفيه هستند . *

اموالكم الّتى جعل اللّه لكم قياماً

جمله «لا تؤتوا السّفهاء اموالكم التى . .. قياماً»، مى رساند كه خداوند از آن جهت پرداخت اموال سفيهان را به آنان ممنوع كرده كه آن را در غير مصالح جامعه و قوام و برپايى آن مصرف مى كنند. بنابراين، مصرف مال در غير مصلحت جامعه، مصرفى سفيهانه و مصرف كننده آن، سفيه است.

15 - ممنوعيت سپردن اموال به شرابخوار ، به دليل سفاهت وى

و لا تؤتوا السّفهاء اموالكم

امام صادق (ع) در مقام نهى از امين قرار دادن شرابخوار فرمود: «و لا تؤتوا السّفهاء اموالكم» فاىُّ سفيه اسفه من شارب الخمر؟


كافى، ج 5، ص 299، ح 1 ; نورالثقلين، ج 1، ص 443، ح 52.

2- احكام سفيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 5 - 1،4،5،7،12،13،15،16

1 - ثروت ها ، نبايد در اختيار سفيهان قرار گيرد .

و لا تؤتوا السّفهاء اموالكم

4 - جواز پرداخت اموال كم ارزش سفيهان به آنان

و لا تؤتوا السّفهاء اموالكم الّتى جعل اللّه لكم قياماً

به آن احتمال كه «الّتى جعل . .. »، قيدى احترازى باشد، بر اين مبنا مى توان اموالى كه ارزش اقتصادى چندانى ندارد، در اختيار سفيه قرار داد.

5 - اموال سفيه ، بايد در اختيار ولىّ او باشد .

و لا تؤتوا السّفهاء اموالكم

جمله «لا تؤتوا . .. » (اموال را به سفيهان نپردازيد)، فرض را بر اين قرار داده كه اموال آنان بايد در اختيار ديگرى باشد، و چون مخاطبان آيه در مورد يكايك سفيهان نمى تواند همه مسلمانان باشد، به نظر مى رسد خطاب متوجّه ولىّ سفيه است.

7 - امور اقتصادى جامعه ، نبايد در دست سفيهان قرار گيرد .

و لا تؤتوا السّفهاء اموالكم

12 - تأمين خوراك و پوشاك ( مخارج زندگى ) سفيهان ، بر عهده جامعه است .

و ارزقوهم فيها و اكسوهم

13 - لزوم به جريان انداختن سرمايه سفيهان ، و تأمين آنان از سود آن

و ارزقوهم فيها و اكسوهم

خداوند مقرر داشته است كه روزى سفيهان در اموال آنان باشد و نه از اموال آنان و لذا فرمود: «و ارزقوهم فيها» و نفرمود: «منها». تنها راهى كه مى تواند اين معنا را تأمين كند اين است كه سرمايه آنان در جريان افتد و از سود به دست آمده زندگى آنان تأمين گردد.

15 - ممنوعيت سپردن اموال به شرابخوار ، به دليل سفاهت وى

و لا تؤتوا السّفهاء اموالكم

امام صادق (ع) در مقام نهى از امين قرار دادن شرابخوار فرمود: «و لا تؤتوا السّفهاء اموالكم» فاىُّ سفيه اسفه من شارب الخمر؟


كافى، ج 5، ص 299، ح 1 ; نورالثقلين، ج 1، ص 443، ح 52.

16 - ضرورت پرهيز از سپردن اموال به سفيهان ، براى جلوگيرى از اتلاف و تباه شدن آن

و لا تؤتوا السّفهاء اموالكم

امام باقر (ع): . .. انّ اللّه نهى عن ... و فساد المال ... انّ اللّه عز و جل يقول ... و لا تؤتوا السّفهاء اموالكم ... .


كافى، ج 5، ص 300، ح 2 ; نورالثقلين، ج 1، ص 442، ح 55.

3- انفاق به سفيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 5 - 3

3 - در انفاق به سفيهان ، نبايد مال را در اختيار آنان قرار داد . *

و لا تؤتوا السّفهاء اموالكم

برخى برآنند كه مراد از «ايتاء»، انفاق بر آنان است ; يعنى به هنگام انفاق بر آنان، اموالتان را در اختيار آنان قرار ندهيد، بلكه در جهت منافع آنان به كار گيريد.

4- تأمين سفيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 5 - 12،13

12 - تأمين خوراك و پوشاك ( مخارج زندگى ) سفيهان ، بر عهده جامعه است .

و ارزقوهم فيها و اكسوهم

13 - لزوم به جريان انداختن سرمايه سفيهان ، و تأمين آنان از سود آن

و ارزقوهم فيها و اكسوهم

خداوند مقرر داشته است كه روزى سفيهان در اموال آنان باشد و نه از اموال آنان و لذا فرمود: «و ارزقوهم فيها» و نفرمود: «منها». تنها راهى كه مى تواند اين معنا را تأمين كند اين است كه سرمايه آنان در جريان افتد و از سود به دست آمده زندگى آنان تأمين گردد.

5- حقوق سفيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 282 - 17

17 - تدوين قانون بايد به گونه اى باشد كه راه اجحاف بر سفيهان و ناتوانان را مسدود نمايد .

فان كان الّذى عليه الحقّ . .. فليملل وليّه بالعدل

6- كفالت بر سفيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 282 - 18

18 - سفيهان و ناتوانان ، نيازمند ولىّ و سرپرست در مناسبات اجتماعى خويش هستند .

فان كان الّذى عليه الحقّ سفيهاً او ضعيفاً . .. فليملل وليّه بالعدل

7- كفالت سفيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 5 - 5

5 - اموال سفيه ، بايد در اختيار ولىّ او باشد .

و لا تؤتوا السّفهاء اموالكم

جمله «لا تؤتوا . .. » (اموال را به سفيهان نپردازيد)، فرض را بر اين قرار داده كه اموال آنان بايد در اختيار ديگرى باشد، و چون مخاطبان آيه در مورد يكايك سفيهان نمى تواند همه مسلمانان باشد، به نظر مى رسد خطاب متوجّه ولىّ سفيه است.

8- كفيل سفيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 282 - 16

16 - وجوب املاى اسناد دين و مبادلات نسيه اى با رعايت عدالت ، از سوى ولىّ مديونِ سفيه يا ضعيف و يا ناتوان از املاى اسناد

فان كان الّذى عليه الحقّ سفيهاً او ضعيفاً او لا يستطيع ان يملّ هو فليملل وليّه ب

9- مال سفيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 5 - 4،5،13

4 - جواز پرداخت اموال كم ارزش سفيهان به آنان

و لا تؤتوا السّفهاء اموالكم الّتى جعل اللّه لكم قياماً

به آن احتمال كه «الّتى جعل . .. »، قيدى احترازى باشد، بر اين مبنا مى توان اموالى كه ارزش اقتصادى چندانى ندارد، در اختيار سفيه قرار داد.

5 - اموال سفيه ، بايد در اختيار ولىّ او باشد .

و لا تؤتوا السّفهاء اموالكم

جمله «لا تؤتوا . .. » (اموال را به سفيهان نپردازيد)، فرض را بر اين قرار داده كه اموال آنان بايد در اختيار ديگرى باشد، و چون مخاطبان آيه در مورد يكايك سفيهان نمى تواند همه مسلمانان باشد، به نظر مى رسد خطاب متوجّه ولىّ سفيه است.

13 - لزوم به جريان انداختن سرمايه سفيهان ، و تأمين آنان از سود آن

و ارزقوهم فيها و اكسوهم

خداوند مقرر داشته است كه روزى سفيهان در اموال آنان باشد و نه از اموال آنان و لذا فرمود: «و ارزقوهم فيها» و نفرمود: «منها». تنها راهى كه مى تواند اين معنا را تأمين كند اين است كه سرمايه آنان در جريان افتد و از سود به دست آمده زندگى آنان تأمين گردد.

10- محجوريت سفيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 5 - 2،3

2 - محجور بودن سفيه ، از تصرف در اموال

و لا تؤتوا السّفهاء اموالكم

3 - در انفاق به سفيهان ، نبايد مال را در اختيار آنان قرار داد . *

و لا تؤتوا السّفهاء اموالكم

برخى برآنند كه مراد از «ايتاء»، انفاق بر آنان است ; يعنى به هنگام انفاق بر آنان، اموالتان را در اختيار آنان قرار ندهيد، بلكه در جهت منافع آنان به كار گيريد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 34 - 14

14- صغير بودن و رشد و درك اقتصادى نداشتن ، دو عامل حجر و مانع حق تصرف فرد در مال خويش است .

حتى يبلغ أشدّه

بيان غايت زمان ممنوعيت حق تصرف يتيم، در واقع بيان كننده ملاك حق تصرف در مال است و آن، بلوغ و رشد اقتصادى است. بنابراين يتيم بودن، خصوصيت و موضوعيت ندارد.

11- معاشرت با سفيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 5 - 14

14 - لزوم برخورد شايسته و سازنده در گفتار و رفتار با سفيهان

و قولوا لهم قولا معروفاً

در برداشت فوق كلمه «قولاً» به معناى كنايى آن، يعنى مطلق معاشرت (سخن و رفتار)، گرفته شده است.

سفيهان

12- {سفيهان}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 130 - 2

2 - تنها سفيهان و بى خردان از آيين ابراهيم روى گردان شده و آن را نمى پذيرند .

و من يرغب عن ملة إبرهيم إلا من سفه نفسه

كلمه «رغبة» و مشتقات آن، چنانچه با حرف «عن» متعدى شود، به معناى اعراض و روى گردانى است. «مَن» در «مَن يرغب» اسم استفهام مى باشد و استفهام در اينجا استفهام انكارى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 140 - 6

6 - مشركان عصر جاهلى به سفاهت خويش در فرزندكشى ناآگاه بودند.

قد خسر الذين قتلوا أولدهم سفها بغير علم

«باء» در «بغير علم» به معناى ملابسه و وصف براى «سفها» است. لذا معنى آيه چنين مى شود: سفاهتى خالى از علم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 33 - 21

21- اسيران دام هوس و تمايلات جنسى نامشروع ، از زمره سفيهان و بى خردانند .

أصب إليهنّ و أكن من الجهلين

13- سفيهان و تغيير قبله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 142 - 3

3 - سفيهان و بى خردان ، تغيير قبله را امرى ناروا مى شمرند و مورد اعتراض قرار مى دهند .

سيقول السفهاء من الناس ما وليهم عن قبلتهم التى كانوا عليها

15- سقايت

1- اهميت سقايت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 32 - 33

33 - سيراب نمودن تشنه اى كه به آب دسترسى ندارد ، به منزله احياى اوست .

و من احياها فكانما احيا الناس جميعاً

امام صادق(ع): . .. و من سقى الماء فى موضع لايوجد فيه الماء كان كمن احيا نفساً و «من احياها فكانما احيا الناس جميعاً».


كافى، ج 4، ص 57، ح 3; تفسير برهان، ج 1، ص 464، ح 9.

2- سقايت حاجيان در جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 19 - 3

3 - سرپرستى مسجدالحرام و آب دهى به زائران كعبه ، شغلى مهم و افتخارآميز در ميان عرب هاى جاهلى

أجعلتم سقاية الحاجّ و عمارة المسجدالحرام كمن ءامن باللّه . .. و جهد فى سبيل اللّ

3- فضيلت سقايت حاجيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 19 - 10

10 - ابوبصير از امام باقر يا امام صادق - عليهما السلام - درباره قول خداى عز و جل « أجعلتم سقاية الحاجّ و عمارة المسجدالحرام كمن ءامن باللّه و اليوم الأخر » روايت كرده است : « نزلت فى حمزة و على و جعفر و العباس و شيبة . . . و كان على ( ع ) و حمزة و جعفر الذين آمنوا باللّه و اليوم الآخر و جاهدوا فى سبيل اللّه لايستوون عند اللّه ;

اين آيه شريفه درباره حمزه، على، جعفر، عباس و شيبه نازل شده كه آنان (عباس و شيبه) به منصب آب رسانى به حاجيان و پرده دارى كعبه افتخار مى كردند، پس خداوند عز جل اين آيه را نازل فرمود: آيا منصب آب رسانى به حاجيان و آباد كردن مسجدالحرام را با [عمل ]كسى كه به خدا و روز قيامت ايمان آورد و در راه خدا جهاد كرد. همانند قرار داده ايد؟ آنان نزد خدا مساوى نيستند!».

4- قياس سقايت حاجيان با جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 19 - 1

1 - سرزنش خداوند نسبت به مسلمانانى كه شغل آب دهى به حاجيان و سرپرستى مسجدالحرام را با جهاد در راه خدا برابر انگاشته و خويشتن را همطراز با مؤمنان اهل پيكار در راه خدا مى پنداشتند .

أجعلتم سقاية الحاجّ و عمارة المسجدالحرام كمن ءامن باللّه و اليوم الأخر و جهد فى

16- سكوت

1- آثار سكوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 29 - 4

4- جنيان ، همانند انسان نيازمند سكوت و آرامش براى درك مفاهيم

فلمّا حضروه قالوا أنصتوا

تعبير «أنصتوا» و فراخواندن به سكوت براى فهم بهتر و دقيق تر سخن است; هرچند تلاش براى فهم بهتر، خود احترام نهادن بر سخن و گوينده نيز مى باشد.

2- روزه سكوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 41 - 9،15

9 - وجود روزه سكوت ( خوددارى از سخن گفتن ) در اديان گذشته *

قال ايتك الاّ تكلّم الناس

15 - سه روز روزه سكوت ( سخن نگفتن جز با رمز و اشاره ) ، كثرت ذكر خدا و تسبيح او ، دستورالعمل خدا به زكريا براى دستيابى به خواسته خويش ( فرزند صالح ) *

قال ايتك الاّ تكلّم . .. و اذكر ربّك كثيراً و سبّح

در برداشت فوق، فعل «الاّ تكلّم» كه به صيغه نفى است، به معناى نهى گرفته شده است; به قرينه فعل امر «اذكر» كه بر آن عطف شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 26 - 19،20

19- لزوم ترك سخن با انسان ها در طول روز ، از احكام روزه در آيين مريم ( س ) ( دين يهود )

إنّى نذرت للرحمن صومًا فلن أكلّم اليوم إنسيًّا

روزه اى كه مريم(س) نذر كرد به دو صورت نقل گرديده است: 1- به صورت امساك از طعام و سخن، چون در شريعت آن زمان، روزه دار مى بايست از سخن نيز اجتناب كند 2- به صورت روزه سكوت كه روزه دار، فقط از سخن اجتناب مى كرد. ظاهر آيه متناسب با صورت اول است، چرا كه او نذر مطلق روزه كرده و سخن نگفتن را متفرع بر آن ساخته است.

20- در آيين مريم ( دين يهود ) روزه دار به سخن گفتن با غير انسان ها و ذكر خداوند مجاز بود .

إنّى نذرت للرحمن صومًا فلن أكلّم اليوم إنسيًّا

«إنسىّ»; يعنى، يك انسان (قاموس). جمله «لن أكلّم اليوم إنسيّاً» تفريع بر «إنّى نذرت» مى باشد; يعنى، چون نذر روزه كرده ام، با هيچ انسانى سخن نخواهم گفت. از اين تفريع چنين بر مى آيد كه در آيين يهود، روزه دار نبايد با انسانى تكلم كند; ولى ذكر گفتن و با خداوند مناجات كردن منعى نداشته است.

3- روزه سكوت در اديان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 10 - 10

10- وجود روزه سكوت در اديان گذشته *

قال ءايتك ألاّ تكلّم الناس ثلث ليال

«ألاّ تكلّم» فعل نفى است. برخى احتمال داده اند كه نفى تكلم، خبر در مقام انشاء و ترك سخن، تكليفى الهى و اختيارى براى زكريا و كنايه از روزه باشد و گفته اند در آن زمان، سكوت، شرط صحّت روزه بوده است.

4- روزه سكوت در يهوديت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 26 - 18

18- رجحان روزه سكوت و تعلق نذر به آن ، از احكام آيين مريم ( دين يهود )

إنّى نذرت للرحمن صومًا

5- روزه سكوت زكريا(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 11 - 2،3،9

2- زكريا ( ع ) پس از سكوت سه روزه و ناتوانى از سخن گفتن با مردم ، از عبادتگاه بيرون آمد و نزد مردم حاضر شد .

فخرج على قومه من المحراب

3- زكريا ( ع ) ، در مدت سكوت سه روزه ، دخول وقت عبادت را در صبح و عصر ، با اشاره به مردم اعلام مى كرد .

فخرج على قومه من المحراب فأوحى إليهم أن سبّحوا بكرة و عشيًّا

احتمال مى رود جمله «فخرج . ..» در باره خروج زكريا(ع) در مدت سه روز باشد. در اين صورت، «بكرة و عشيّاً» ظرف براى فعل هاى «خرج» و «أوحى» خواهد بود و مفاد آيه چنين مى شود: چون زكريا(ع) وظيفه اعلام دخول وقت عبادت را برعهده داشت، در صبح و عصر آن سه روز كه نمى توانست با مردم سخن بگويد، دستور «سبّحوا» را با اشاره به آنان تفهيم مى كرد.

9- زكريا ( ع ) پس از آغاز روزه سكوت ، براى تفهيم دستور العمل هاى عبادى به قوم خويش ، از اشاره و رمز استفاده مى

كرد .

فأوحى إليهم أن سبّحوا

فاعل «أوحى» زكريا و ضمير «إليهم» به «قوم»بازمى گردد. هرچيزى كه به قصد آموختن به هر شكلى به ديگرى القا شود، «وحى» ناميده مى شود (مصباح) و در اين آيه مراد «اشاره» است. آيه چهل و يكم آل عمران نيز شاهد اين معنا است.

6- روزه سكوت مريم(س)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 26 - 10،11،12،31

10- عيسى ( ع ) ، مادرش مريم ( س ) را به نذر روزه سكوت ، هنگام مواجهه با مردم توصيه كرد .

فإمّا ترينّ من البشر أحدًا فقولى إنّى نذرت للرحمن صومًا

11- مريم ( س ) ، نذر روزه سكوت را پس از مواجهه با اولين نفر از افراد جامعه خويش منعقد ساخت .

فإمّاترينّ من البشر أحدًا فقولى إنّى نذرت

ظاهر «فقولى» آن است كه مريم مفاد نذر خود را با زبان بيان كرده باشد; دراين صورت همان جمله «إنّى نذرت . ..» صيغه نذر بوده و نذر مريم با گفتن آن منعقد شده است.

12- روزه سكوت حضرت مريم ( س ) ، به مدت يك روز و هم زمان با هنگام بازگشت نزد قوم خود بوده است .

إنّى نذرت للرحمن صومًا فلن أكلّم اليوم إنسيًّا

الف و لام در «اليوم» براى عهد حضورى است; يعنى «امروز» و مراد از آن همان روزى است كه همراه با نوزاد خود به ميان قومش برگشت.

31- « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : إنّ الصيام ليس من الطعام والشراب وحده . . . قالت مريم : « إنّى نذرت للرحمان صوماً » أى صوماً صمتاً ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: همانا روزه، تنها خوددارى از خوردنى آشاميدنى نيست . .. مريم(س) گفت: «إنّى نذرت للرحمان صوماً»، يعنى روزه سكوت».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 29 - 2

2- حضرت مريم ( س ) ، هنگام مواجه شدن با اتهام هاى قوم خود ، در حال روزه بود و سخن نمى گفت .

فأشارت إليه

7- سكوت اخروى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 35 - 1

1 - تكذيب گران روز جزا ، در آن روز از شدت ترس دم برنخواهند آورد .

هذا يوم لاينطقون

8- سكوت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 79 - 1

1 - بى اعتنايى گروهى از بنى اسرائيل به وظيفه الهى نهى از منكر و بى تفاوتى آنان در برابر فساد جامعه خويش

كانوا لايتناهون عن منكر فعلوه

«لايتناهون» يعنى همديگر را باز نمى داشتند و نهى نمى كردند.

9- سكوت در برابر گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 164 - 6،9

6 - اطمينان به هلاكت متجاوزان ايله و يا گرفتارى آنان به عذابى سخت ، بهانه تاركان نهى از منكر براى سكوت خويش در برابر آنان و مايه نابجا شمردن عمل موعظه گران ( نهى از منكر )

لم تعظون قوماً اللّه مهلكهم أو معذبهم عذاباً شديداً

9 - اصلاحگران ايله سكوت در برابر گناه را ناروا شمرده و تاركان نهى از منكر را در پيشگاه خدا معذور نمى دانستند .

قالوا معذرة إلى ربكم و لعلهم يتقون

ظاهر اقتضا مى كرد كه موعظه گران بگويند «ربنا» (پروردگارمان)، نه «ربكم» (پروردگار شما). اين جا به جايى اشاره به اين حقيقت دارد كه خداوند پروردگار شما نيز هست و بايد در برابر او عذرى داشته باشيد و بدانيد كه اگر نهى از منكر نكنيد، معذور نيستيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 165 - 9

9 - ترك نهى از منكر و سكوت در برابر منحرفان و فسق و ستمگرى ، داراى كيفرى شديد است .

أنجينا الذين ينهون عن السوء و أخذنا الذين ظلموا بعذاب بئيس

10- سكوت در تلاوت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 204 - 1،2،3

1 - وجوب گوش فرادادن به قرآن و رعايت سكوت به هنگام شنيدن آن

و إذا قرى القرءان فاستمعوا له و أنصتوا

«استماع» (مصدر استمعوا) به معناى گوش سپردن و «انصات» (مصدر «أنصتوا») به معناى سكوت كردن است.

2 - گوش فرادادن به قرآن و سكوت كردن به هنگام شنيدن آن ، زمينه ساز دستيابى به رحمت خداوند است .

فاستمعوا له و أنصتوا لعلكم ترحمون

3 - تلاوت كننده قرآن ، هر كه باشد ، بايد به هنگام قرائت او خاموش ماند و به قرآن گوش داد .

و إذا قرى القرءان فاستمعوا له و أنصتوا لعلكم ترحمون

برداشت فوق از مجهول بودن فعل «قرى» استفاده شده است.

11- سكوت درباره ذات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 42 - 6

6 - « قال أبوعبداللّه ( ع ) إنّ اللّه عزّوجلّ يقول : « و أنّ إلى ربّك المنتهى » فإذا انتهى الكلام إلى اللّه فامسكوا ;

امام صادق(ع) فرمود: خداوند عزّوجلّ مى فرمايد: «و أن إلى ربّك المنتهى»; يعنى; تمام امور به پروردگار منتهى مى شود. سپس هر وقت كلام به خدا رسيد، خوددارى كنيد [و در ذات او بحث نكنيد]».

12- سكوت علما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 63 - 8

8 - بى تفاوتى عالمان و انديشمندان در برابر گناهان ، زمينه ساز رواج و توسعه آنها

لولا ينهيهم الربنيون و الاحبار عن قولهم الاثم و اكلهم السحت

13- سكوت علماى اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 63 - 3

3 - سكوت و بى تفاوتى عالمان اهل كتاب ، در برابر حرام خوارى مردم خويش و گفتار نارواى آنان

لولا ينهيهم الربنيون و الاحبار عن قولهم الاثم و اكلهم السحت

14- سكوت علماى مسيحيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 63 - 4،10

4 - ربانيون و احبار ( عالمان يهود و نصارا ) مورد توبيخ خداوند به خاطر بى تفاوتى ايشان در برابر حرام خوارى مردم خويش و گفتار نارواى آنان

لولا ينهيهم الربنيون و الاحبار عن قولهم الاثم و اكلهم السحت

مراد از «ربانيون» عالمان نصارا هستند و «احبار» به دانشمندان يهود، گفته مى شود.

10 - سكوت عالمان يهود و نصارا در برابر منكرات جامعه خويش ، بسيار زشت و ناپسند

لبئس ما كانوا يصنعون

ظاهراً مراد از ضمير در «كانوا» و «يصنعون»، «ربانيون» و «احبار» مى باشد نه توده اهل كتاب ; قابل ذكر است كه در برداشت فوق مراد از «ما»ى موصوله، سكوت عالمان اهل كتاب در برابر گناهان دانسته شده است.

15- سكوت علماى يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 63 - 4،10

4 - ربانيون و احبار ( عالمان يهود و نصارا ) مورد توبيخ خداوند به خاطر بى تفاوتى ايشان در برابر حرام خوارى مردم خويش و گفتار نارواى آنان

لولا ينهيهم الربنيون و الاحبار عن قولهم الاثم و اكلهم السحت

مراد از «ربانيون» عالمان نصارا هستند و «احبار» به دانشمندان يهود، گفته مى شود.

10 - سكوت عالمان يهود و نصارا در برابر منكرات جامعه خويش ، بسيار زشت و ناپسند

لبئس ما كانوا يصنعون

ظاهراً مراد از ضمير در «كانوا» و «يصنعون»، «ربانيون» و «احبار» مى باشد نه توده اهل كتاب ; قابل ذكر است كه در برداشت فوق مراد از «ما»ى موصوله، سكوت عالمان اهل كتاب در برابر گناهان دانسته شده است.

16- سكوت هنگام دريافت وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 16 - 3

3 - رعايت سكوت كامل در هنگام دريافت وحى تا پايان يافتن آن ، توصيه الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

لاتحرّك به لسانك لتعجل به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 18 - 1

1 - رعايت سكوت كامل در هنگام نزول و دريافت وحى تا پايان آن ، توصيه الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فإذا قرأنه فاتّبع قرءانه

17- سگ

1- احترام سگ اصحاب كهف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 22 - 5

5- سگ اصحاب كهف ، به دليل همراهى با آنان ، موجودى شايسته احترام شمرده شده است .

رابعهم . .. سادسهم ... و ثامنهم كلبهم

ياد كردن از سگ اصحاب كهف به شكلى كه گويا، فردى از آنان به حساب آمده، حاكى از عنايتى ويژه به او است.

2- احكام سگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 4 - 11

11 - جواز تعليم سگ براى شكار

و ما علمتم من الجوارح مكلبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 18 - 11

11- همراه داشتن سگ و نگه دارى از آن در برخى از موارد ، جايز است .

و كلبهم بسط ذراعيه بالوصيد

3- بلعم باعورا و سگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 176 - 14

14 - حالت بلعم باعورا به سبب دنياگرايى مانند حالت سگى شد كه در هر حال ، چه بر او هجوم كنى و يا رهايش سازى ، زبان از كام بيرون آورَد و له له زند .

فمثله كمثل الكلب إن تحمل عليه يلهث او تتركه يلهث

«تحمل» از «حَمْلَة» گرفته شده و «حَمْلَة» به معناى هجوم كردن است. «مَثَل» در آيه شريفه به معناى حالت و صفت است.

4- تاريخ نگهدارى سگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 18 - 12

12- اهلى بودن سگ و بهره بردن انسان از آن ، سابقه اى طولانى در تاريخ بشر دارد .

و كلبهم بسط ذراعيه بالوصيد

5- تشبيه به سگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 176 - 14

14 - حالت بلعم باعورا به سبب دنياگرايى مانند حالت سگى شد كه در هر حال ، چه بر او هجوم كنى و يا رهايش سازى ، زبان از كام بيرون آورَد و له له زند .

فمثله كمثل الكلب إن تحمل عليه يلهث او تتركه يلهث

«تحمل» از «حَمْلَة» گرفته شده و «حَمْلَة» به معناى هجوم كردن است. «مَثَل» در آيه شريفه به معناى حالت و صفت است.

6- تعليم سگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 4 - 10،11،19،32

10 - سگ ، از حيوانات قابل تعليم و فرمانبرى

و ما علمتم من الجوارح مكلبين تعلمونهن

11 - جواز تعليم سگ براى شكار

و ما علمتم من الجوارح مكلبين

19 - لزوم آموختن برخى از دستورات تذكيه ، به سگان و درندگان مخصوص شكار

تعلمونهن مما علمكم اللّه

مراد از «علمكم اللّه» به مناسبت مورد، دستورات ذبح و تذكيه حيوانات است، و «من» در «مما علمكم» براى تبعيض است. يعنى برخى از دستورات تذكيه را به درندگان شكارى ياد دهيد.

32 - آموزش سگ ، بهنگام فرستادن براى شكار ، كافى در صدق شكارى بودن و حليت صيدش

و ما علمتم من الجوارح مكلبين تعلمونهن مما علمكم اللّه

از امام صادق(ع) در مورد سگ شكارى روايت شده: . .. و ان كان غير معلم يعلمه فى ساعته حين يرسله فيأكل منه فانه معلم

... .


كافى، ج 6، ص 205، ح 14; نورالثقلين، ج 1، ص 590، ح 36.

7- سگ اصحاب كهف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 18 - 6،7،9

6- اصحاب كهف ، به هنگام آرميدن در غار ، سگى به همراه خود داشتند .

و كلبهم بسط ذراعيه بالوصيد

7- سگ اصحاب كهف ، در مدّت خواب طولانى آنان ، ساق دستان خود را گشوده و بر دهانه غار خوابيده بود .

و كلبهم بسط ذراعيه بالوصيد

«وصيد» به آستانه دربّ گفته مى شود.

9- جسم سگ اصحاب كهف ، در مدّت خواب طولانى آنان ، بى حركت بود و به راست و چپ نمى گرديد . *

و نقلّبهم ذات اليمين و ذات الشمال و كلبهم بسط ذراعيه بالوصيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 22 - 4

4- سگ اصحاب كهف ، چهارم يا ششم و يا هشتمين عضوگروه اصحاب كهف در نظر مردم بود .

سيقولون ثلثة رابعهم كلبهم و يقولون خمسة سادسهم كلبهم . .. و يقولون سبعة و ثامنه

8- سگ تشنه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 176 - 15

15 - حالت درونى تكذيب كنندگان آيات الهى مانند حالت سگ تشنه اى است كه همواره له له مى زند .

ذلك مثل القوم الذين كذبوا بايتنا

«ذلك» اشاره به حالتى است كه جمله «فمثله . .. » آن را درباره سگ بيان داشت.

9- سگ شكارى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 4 - 11،32

11 - جواز تعليم سگ براى شكار

و ما علمتم من الجوارح مكلبين

32 - آموزش سگ ، بهنگام فرستادن براى شكار ، كافى در صدق شكارى بودن و حليت صيدش

و ما علمتم من الجوارح مكلبين تعلمونهن مما علمكم اللّه

از امام صادق(ع) در مورد سگ شكارى روايت شده: . .. و ان كان غير معلم يعلمه فى ساعته حين يرسله فيأكل منه فانه معلم ... .


كافى، ج 6، ص 205، ح 14; نورالثقلين، ج 1، ص 590، ح 36.

10- سلامت سگ اصحاب كهف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 18 - 8

8- سگ اصحاب كهف نيز مانند خود آنان ، در سلامت كامل بود .

و نقلّبهم ذات اليمين و ذات الشمال و كلبهم بسط ذراعيه بالوصيد

11- صيد سگ شكارى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 4 -

12،13،15،17،18،23،24،25،35،36،37،38

12 - جواز شكار با سگ تعليم ديده و فرمانبر

و ما علمتم من الجوارح مكلبين . .. فكلوا مما امسكن عليكم

گفته شده «مكلبين» كه از مصدر تكليب و به معناى تعليم سگ براى شكار است، مى تواند جوارح را مقيد به خصوص سگان شكارى كند. برداشت فوق را فرمايش اميرالمؤمنين(ع) تأييد مى كند كه درباره آيه فوق فرمود: هى الكلاب.


كافى، ج 6، ص 204، ح 1; نورالثقلين، ج 1، ص 591، ح 41.

13 - خوردن شكارى كه به وسيله سگ تعليم ديده صيد و كشته شده باشد ، حلال است .

فكلوا مما امسكن عليكم

بيان اوصافى براى سگان شكارى و شرايطى براى حليت شكار آنها نشانه آن است كه شكار آنها نيازى به تذكيه ندارد. برداشت فوق را فرمايش امام صادق(ع) تأييد مى كند كه در پاسخ از سؤال از حليت شكارى كه توسط سگ تعليم ديده، صيد و كشته شده باشد فرمود: لابأس قال اللّه عزوجل «فكلوا مما امسكن عليكم ... ».


كافى، ج 6، ص 202، ح 8; نورالثقلين، ج 1، ص 592، ح 43.

15 - خوردن شكارى كه به وسيله حيوانات درنده تعليم ديده ( از قبيل سگ ، شير ، باز شكارى و . . . ) صيد شود ، حلال است .

و ما علمتم من الجوارح مكلبين . .. فكلوا

كلمه «جوارح» جمع «جارحه» به هر حيوان درنده گفته مى شود. گفتنى است كه اگر «مكلبين» حالى باشد كه تشبيه را افاده كند، نمى تواند «جوارح» را مقيد به خصوص سگان شكارى كند. مضافاً اينكه تقييد كلى به يك مصداق خاص دور از

فصاحت است.

17 - صيد درندگان شكارى در صورتى حلال است كه همانند سگان شكارى تعليم ديده ، عمل كنند .

و ما علمتم من الجوارح مكلبين . .. فكلوا مما امسكن

«مكلبين» جمع «مكلب» (تعليم دهنده سگان)، حال براى فاعل «علمتم» است و معناى تشبيه را افاده مى كند، بنابراين معناى آيه چنين مى شود: شكار درندگانى كه آنها را همانند سگان شكارى تعليم داده ايد، حلال است.

18 - صيد سگ شكارى تعليم ديده از طيبات است .

احل لكم الطيبت و ما علمتم من الجوارح

عطف «ما علمتم»، عطف خاص بر عام است.

23 - صيد سگ شكارى و ديگر درندگان تعليم ديده در صورتى حلال است كه از جانب صياد روانه شكار شود ، نه سرخود و بدون فرمان .

فكلوا مما امسكن عليكم

كلمه «عليكم» جواز استفاده را مشروط به اين مى كند كه درنده شكارى، شكار را براى صياد گرفته باشد نه براى خود. و اين در صورتى است كه حيوان شكارى به اشاره و فرمان صياد به سوى شكار رود، نه سرخود و بدون فرمان.

24 - وجوب تسميه ( بردن نام خدا ) به هنگام فرستادن سگ تعليم ديده براى شكار

فكلوا مما امسكن عليكم و اذكروا اسم اللّه عليه

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه ضمير در «عليه» به «ما علمتم من الجوارح» برگردد بر اين مبنا معناى آيه چنين مى شود: بر حيوان شكارى تعليم ديده نام خدا را ببريد و مقصود، بردن نام خدا به هنگام فرستادن آن به سوى شكار است.

25 - نبردن نام خدا به هنگام فرستادن سگ براى شكار ، موجب حرمت حيوان صيد شده خواهد شد .

و اذكروا اسم اللّه عليه

بنابر اينكه دستور تسميه (بردن نام خدا)، بيان شرط حليت باشد نه يك حكم تكليفى. برداشت فوق را روايت منقول از امام صادق(ع) تأييد مى كند: ... اذا صاد و قد سمى فليأكل و ان صاد و لم يسم فلايأكل و هذا «مما علمتم من الجوارح مكلبين».


كافى، ج 6، ص 206، ح 16; نورالثقلين، ج 1، ص 592، ح 44; تهذيب، ج 9، ص 25، ح 100.

35 - حرمت صيد سگى كه خودسرانه شكار كرده است .

و ما علمتم من الجوارح مكلبين . .. فكلوا مما امسكن عليكم

از امام صادق(ع) روايت شده كه در پاسخ سؤال از حليت صيد سگى كه خودسرانه شكار كرده فرمود: لا.


كافى، ج 6، ص 205، ح 16; نورالثقلين، ج 1، ص 592، ح 44.

36 - خوردن سگ تعليم ديده از شكار خويش ، به حليت صيد ضررى نمى رساند .

و ما علمتم من الجوارح مكلبين . .. فكلوا مما امسكن عليكم

امام باقر(ع) وامام صادق(ع) درباره حيوانى كه سگ شكاري آن صيد كند فرمودنند : ... وان ادركته وقد قتاه واكل منه فكل ما بقي

دو روايت مدرك برداشت شماره 36 و 37 با يكديگر معارض و حل تعارض بين آن دو موكول به اجتهاد است.


كافى، ج 6، ص 202، ح 2; استبصار، ج 4، ص 67، ح 1 تا 10.

37 - نخوردن سگ تعليم ديده ، از شكار خويش ، شرط حليت صيد آن

فكلوا مما امسكن عليكم

امام صادق(ع) در پاسخ سؤال از معناى آيه فوق فرمود: لابأس ان تاكلوا مما امسك الكلب مما لم يأكل الكلب منه فاذا اكل

الكلب منه قبل ان تدركه فلاتأكل منه.


تهذيب الاحكام، ج 9، ص 27، ح 110; نورالثقلين، ج 1، ص 591، ح 39.

38 - بردن نام خدا به هنگام صيد به وسيله سگ شكارى ، شرط حليت شكار وى

فكلوا مما امسكن عليكم و اذكروا اسم اللّه عليه

از امام صادق(ع) روايت شده: . .. اذا صاد و قد سمّى فليأكل و ان صاد و لم يسم فلايأكل و هذا «ممّا علّمتم من الجوارح مكلبين».


كافى، ج 6، ص 206، ح 16; نورالثقلين، ج 1، ص 592، ح 44.

12- فضيلت سگ اصحاب كهف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 18 - 10

10- سگ اصحاب كهف ، بر جامعه مشرك و گمراه ، شرافت داشت .

و كلبهم بسط ذراعيه بالوصيد

ياد كردن از سگ اصحاب كهف و تصوير حالت اش، بلكه برشمردن آن در جمع اصحاب كهف، در آيات بعد (رابعهم كلبهم. ..)، تعريضى است به آنان كه اصحاب كهف را يارى نكردند و با آنان همگام نشده و به پاى سگ آنان نيز نرسيدند.

13- مكذبان آيات خدا و سگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 176 - 15

15 - حالت درونى تكذيب كنندگان آيات الهى مانند حالت سگ تشنه اى است كه همواره له له مى زند .

ذلك مثل القوم الذين كذبوا بايتنا

«ذلك» اشاره به حالتى است كه جمله «فمثله . .. » آن را درباره سگ بيان داشت.

14- نگهدارى سگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 18 - 11

11- همراه داشتن سگ و نگه دارى از آن در برخى از موارد ، جايز است .

و كلبهم بسط ذراعيه بالوصيد

18- سلاح

1- اهميت توليد سلاح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 80 - 6

6- صنعت اسلحه سازى و توليد سلاح ، بايد در اختيار افراد صالح و تحت نظارت رهبران جامعه دينى قرار گيرد .

داود . .. و علّمنه صنعة لبوس لكم لتحصنكم من بأسكم

از اين كه خداوند براى دفاع مردم از منافع خويش در برابر دشمن، صنعت اسلحه سازى را تنها به داوود(ع) آموخت، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.

2- اهميت توليد سلاح هاى دفاعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 80 - 9

9- توليد سلاح دفاعى و بازدارنده و استفاده از آن ، امرى لازم و شايسته

و علّمنه صنعة لبوس لكم لتحصنكم من بأسكم

3- توليد سلاح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 80 - 16

16- ساختن اسلحه و زره ، معجزه داوود ( ع ) و دليل نبوت او

داود . .. و علّمنه صنعة لبوس لكم ... فهل أنتم شكرون

نوع مفسران برآنند كه اين آيه و آيات پيشين، در مقام بيان معجزه هاى پيامبران گذشته و شواهد نبوت آنان است.

4- خلع سلاح دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 4 - 17

17- رزمندگان ، موظف به جنگيدن و اسير گرفتن دشمن تا خلع سلاح آنان و فرونشستن جنگ *

فشدّوا الوثاق . .. حتّى تضع الحرب أوزارها

ممكن است «حتّى تضع. ..» غايت براى گرفتن اسيران باشد; كه از مضمون «فشدّوا الوثاق» به تلازم استفاده مى شود.

5- ملاك توليد سلاح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 80 - 8

8- حفظ منافع و خير و صلاح مردم ، اصلى اساسى و معيارى تعيين كننده در نوع و مقدار توليد و گسترش سلاح و سياست كلى جامعه دينى در صنعت اسلحه سازى است .

و علّمنه صنعة لبوس لكم لتحصنكم من بأسكم

برداشت ياد شده از «لام» انتفاع در «لكم» استفاده گرديد، بدين معنا كه آموزش صنعت اسلحه سازى به داوود(ع) در جهت حفظ منافع و خير و صلاح مردم بود و همين مسأله، تعيين كننده سياست كلى جامعه دينى در توليد و گسترش سلاح است.

6- نعمت سلاح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 80 - 13

13- خداوند ، مردم عصر داوود ( ع ) را به شكرگزارى در برابر اعطاى نعمت اسلحه سازى به ايشان ، فرا خواند .

و علّمنه صنعة لبوس لكم . .. فهل أنتم شكرون

استفهام در جمله «فهل أنتم شاكرون»، متضمن معناى امر است.

19- سلام

1- آثار سلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 94 - 7

7 - سلام كردن ، علامت مسلمانى در صدر اسلام *

و لا تقولوا لمن القى اليكم السّلام لست مؤمنا

برخى برآنند كه مراد از القاى سلام، همان گفتن «سلام عليكم» مى باشد. زيرا اين گونه تحيّت، در آن زمان مخصوص جامعه اسلامى بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 61 - 31

31 - سلام كردن مؤمنان به يكديگر ، مايه بركت و خير فراوان و پاكيزگى است .

فسلّموا على أنفسكم تحيّة من عند اللّه مبركة طيّبة

2- آداب جواب سلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 86 - 2

2 - پاسخ به تحيّت و درود ديگران ، بايد بهتر از آن ، يا همانند آن باشد .

و اذا حيّيتم بتحيّة فحيّوا باحسن منها ااو ردّوها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 25 - 8

8 - پاسخ تحيت ديگران به تحيتى بهتر و افزون تر ، پيروى از پيامبران و تأدب به آداب آنان است .

فقالوا سلمًا قال سلم

3- آداب سلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 54 - 7،8

7 - «سلام عليكم»، هيئت سلام كردن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به مؤمنان هنگام روبرو شدن با آنان

و إذا جاءك الذين يؤمنون بأيتنا فقل سلم عليكم

8 - «سلام عليكم» روش تحيت و درود اسلامى به هنگام برخورد مسلمانان با يكديگر

و إذا جاءك الذين يؤمنون بأيتنا فقل سلم عليكم

پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) در چنين موارد خصوصيتى ندارد و مقصود تمام مسلمانان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 69 - 6

6- جواب سلام به وجهى نيكوتر از سلامِ سلام كننده ، امرى پسنديده و از سنت هاى پيامبران است .

قالوا سلمًا قال سلم

كلمه «سلاماً» مفعول براى فعلى مقدر همانند «نسلم» است و «سلام» مبتدا و خبر آن كلمه اى محذوف همانند «عليكم» مى باشد. بر اين اساس فرشتگان با جمله فعليه «نسلم سلاماً» به ابراهيم(ع) سلام كردند و ابراهيم(ع) با جمله اسميه «سلام عليكم» - كه دلالت بر ثبات و دوام دارد - پاسخ داد و بدين جهت پاسخ او نيكوتر از سلام فرشتگان مى باشد.

4- آرزوى سلام خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 58 - 2

2 - دريافت سلام و تحيت از جانب پروردگار ، آرزو و خواسته بهشتيان است .

و لهم ما يدّعون . سلم قولاً من ربّ

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه «سلام» بدل از «ما يدّعون» باشد.

5- ابراهيم(ع) و سلام ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 69 - 4

4- ابراهيم ( ع ) ، سلام فرشتگان را پاسخ گفت و براى تدارك غذا از حضور آنان بيرون رفت .

قال سلم فما لبث أن جاء بعجل حنيذ

6- احكام سلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 86 - 1،3

1 - وجوب پاسخگويى به تحيّت و درود ديگران

و اذا حيّيتم بتحيّة فحيّوا

«تحيّة» در اصل به معناى دعا و درخواست سلامتى و طول عمر است و سپس در مطلق دعا به كار رفته است و در عرف اسلامى به معناى سلام كردن و درود فرستادن است.

3 - سلام كردن ، امرى پسنديده است و پاسخ به آن ، واجب .

و اذا حيّيتم بتحيّة فحيّوا باحسن منها ااو ردّوها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 56 - 10

10 - مؤمنان ، وظيفه قطعى دارند كه به پيامبر (صلی الله علیه و آله) سلام كنند .

سلّموا تسليمًا

«تسليم» مفعول مطلق تأكيدى است و دلالت مى كند كه سلام بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) حتماً بايد انجام بگيرد. در اين كه «مراد از «سلام» در آيه چيست؟» دو احتمال هست: يكى، همان سلام اصطلاحى است و ديگرى، به معناى تسليم بودن است. برداشت بالا بنابر احتمال نخست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 25 - 5

5 - لزوم پاسخ گفتن به سلام ديگران ، پيش از هر سخن ديگر

فقالوا سلمًا قال سلم

7- ارزش سلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 61 - 29

29 - مؤمنان ، داراى جايگاهى ويژه نزد پروردگاراند و سلام آنان به يكديگر ، از ارزش خاصى برخوردار است .

فإذا دخلتم بيوتًا فسلّموا على أنفسكم تحيّة من عند اللّه مبركة طيّبة

از اين كه خداوند درود مسلمانان به يكديگر را، سلام خود دانسته است، مى توان به برداشت فوق دست يافت.

8- ارزش سلام بر انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 109 - 4

4 - سلام و تحيت بر بندگان خدا ( چون پيامبران ) ، امرى پسنديده و ارزشمند

سلم على إبرهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 120 - 4

4 - سلام و تحيت بر بندگان خدا ( چون پيامبران ) ، امرى پسنديده و ارزشمند

سلم على موسى و هرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 130 - 4

4 - سلام و تحيت بر بندگان خدا ( چون پيامبران ) ، امرى پسنديده و ارزشمند

سلم على إل ياسين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 181 - 2

2 - سلام و تحيت بر پيامبران الهى ، امرى پسنديده و ارزشمند و سنتى الهى است .

و سلم على المرسلين

9- ارزش سلام بر بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 120 - 4

4 - سلام و تحيت بر بندگان خدا ( چون پيامبران ) ، امرى پسنديده و ارزشمند

سلم على موسى و هرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 130 - 4

4 - سلام و تحيت بر بندگان خدا ( چون پيامبران ) ، امرى پسنديده و ارزشمند

سلم على إل ياسين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 181 - 3

3 - سلام و تحيت بر بندگان خدا ، امرى ارزشمند و پسنديده

و سلم على المرسلين

10- الفاظ سلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 54 - 7،8

7 - «سلام عليكم»، هيئت سلام كردن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به مؤمنان هنگام روبرو شدن با آنان

و إذا جاءك الذين يؤمنون بأيتنا فقل سلم عليكم

8 - «سلام عليكم» روش تحيت و درود اسلامى به هنگام برخورد مسلمانان با يكديگر

و إذا جاءك الذين يؤمنون بأيتنا فقل سلم عليكم

پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) در چنين موارد خصوصيتى ندارد و مقصود تمام مسلمانان است.

11- اهميت جواب سلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 25 - 10

10 - لزوم پاسخ دادن به تحيت ديگران ، هرچند ناشناس باشند .

قال سلم قوم منكرون

12- اهميت سلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 69 - 5

5- سلام كردن ، از آداب معاشرت با مردم به هنگام وارد شدن بر آنان

و لقد جاءت رسلنا إبرهيم بالبشرى قالوا سلمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 23 - 11

11- بهترين درود و تحيت « سلام » است .

تحيّتهم فيها سلم

انتخاب واژه «سلام»، از ميان ساير واژگانى كه براى درود و تحيت به كار برده مى شود، مى تواند گوياى نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 52 - 2

2- سلام كردن به هنگام ملاقات و وارد شدن بر يكديگر ، از آداب و اخلاق پسنديده

و نبّئهم عن ضيف إبرهيم . إذ دخلوا عليه فقالوا سلمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 61 - 25

25 - سلام كردن ، از آداب معاشرت و رفت و آمد و مهمانى ميان مسلمانان

فإذا دخلتم بيوتًا فسلّموا على أنفسكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 25 - 3

3 - سنت تحيت و سلام ، داراى ديرينه در تاريخ پيامبران

إذ دخلوا عليه فقالوا سلمًا

13- بركت سلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 61 - 27

27 - سلام گفتن مسلمانان به يكديگر ، در حقيقت درودى است مبارك و پاكيزه كه از جانب خداوند ، مقرر شده است .

فإذا دخلتم بيوتًا فسلّموا على أنفسكم تحيّة من عند اللّه مبركة طيّبة

«من عند اللّه» ظرف و متعلق به عامل مقدر (مانند «ثابتة» يا «مشروعة») است و در مجموع صفت براى «تحيّة» مى باشد. «مباركة طيّبة» نيز صفت ديگر آن است.

14- بركت سلام خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 61 - 30

30 - تحيت و درود خداوند ، مبارك ( بركت آفرين و داراى خير فراوان ) و پاكيزه است .

تحيّة من عند اللّه مبركة طيّبة

«بركة» به معناى رشد و فزونى و «مبارك» به معناى چيزى است كه از آن خير و نعمت بسيار برمى خيزد (برگرفته از لسان العرب).

15- پاداش سلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 86 - 9

9 - تحيّت ها و درود هاى اهل ايمان به يكديگر ، مورد محاسبه خداوند و در پى دارنده اجر و پاداش الهى

و اذا حيّيتم . .. انّ اللّه كان على كل شىء حسيبا

محاسبه اعمال نيك كنايه از پاداش دهى خداوند بر آن اعمال مى باشد.

16- تحيت با سلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 44 - 3

3 - تحيّت گفتن با « سلام » ، بهترين و شايسته ترين تحيّت ها است .

تحيّتهم يوم يلقونه سلم

از اين كه در وصف مؤمنان مى فرمايد:«به هنگام لقاءاللّه به آنان «سلام» مى شود. »، به دست مى آيد كه وقتى در چنان هنگام و حالتى براى تحيّت، سلام گفته مى شود، بهترين واژه براى تحيّت، سلام است.

17- تشريع سلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 61 - 27

27 - سلام گفتن مسلمانان به يكديگر ، در حقيقت درودى است مبارك و پاكيزه كه از جانب خداوند ، مقرر شده است .

فإذا دخلتم بيوتًا فسلّموا على أنفسكم تحيّة من عند اللّه مبركة طيّبة

«من عند اللّه» ظرف و متعلق به عامل مقدر (مانند «ثابتة» يا «مشروعة») است و در مجموع صفت براى «تحيّة» مى باشد. «مباركة طيّبة» نيز صفت ديگر آن است.

18- جواب سلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 69 - 6

6- جواب سلام به وجهى نيكوتر از سلامِ سلام كننده ، امرى پسنديده و از سنت هاى پيامبران است .

قالوا سلمًا قال سلم

كلمه «سلاماً» مفعول براى فعلى مقدر همانند «نسلم» است و «سلام» مبتدا و خبر آن كلمه اى محذوف همانند «عليكم» مى باشد. بر اين اساس فرشتگان با جمله فعليه «نسلم سلاماً» به ابراهيم(ع) سلام كردند و ابراهيم(ع) با جمله اسميه «سلام عليكم» - كه دلالت بر ثبات و دوام دارد - پاسخ داد و بدين جهت پاسخ او نيكوتر از سلام فرشتگان مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 25 - 5

5 - لزوم پاسخ گفتن به سلام ديگران ، پيش از هر سخن ديگر

فقالوا سلمًا قال سلم

19- جواب سلام ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 25 - 6

6 - پاسخ ابراهيم ( ع ) به سلام ميهمانان خويش ، قبل از هر سخن ديگر

فقالوا سلمًا قال سلم

20- جواب سلام ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 69 - 4

4- ابراهيم ( ع ) ، سلام فرشتگان را پاسخ گفت و براى تدارك غذا از حضور آنان بيرون رفت .

قال سلم فما لبث أن جاء بعجل حنيذ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 25 - 7

7 - تحيت و سلام ابراهيم ( ع ) ، بهتر و افزون تر از تحيت و سلام فرشتگان وارد بر آن حضرت

فقالوا سلمًا قال سلم

برداشت ياد شده با توجّه به اين نكته است كه تحيت فرشتگان، جمله فعليه و مفيد حدوث است; زيرا «سلام» به تقدير «نسلّم سلاماً» مى باشد. اما تحيت حضرت ابراهيم(ع)، جمله اسميه و مفيد ثبوت است; زيرا به تقدير «سلام عليكم» است.

21- حقيقت سلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 61 - 27

27 - سلام گفتن مسلمانان به يكديگر ، در حقيقت درودى است مبارك و پاكيزه كه از جانب خداوند ، مقرر شده است .

فإذا دخلتم بيوتًا فسلّموا على أنفسكم تحيّة من عند اللّه مبركة طيّبة

«من عند اللّه» ظرف و متعلق به عامل مقدر (مانند «ثابتة» يا «مشروعة») است و در مجموع صفت براى «تحيّة» مى باشد. «مباركة طيّبة» نيز صفت ديگر آن است.

22- خيريت سلام خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 61 - 30

30 - تحيت و درود خداوند ، مبارك ( بركت آفرين و داراى خير فراوان ) و پاكيزه است .

تحيّة من عند اللّه مبركة طيّبة

«بركة» به معناى رشد و فزونى و «مبارك» به معناى چيزى است كه از آن خير و نعمت بسيار برمى خيزد (برگرفته از لسان العرب).

23- سبقت در سلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 54 - 1

1 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) وظيفه دار پيشى جستن در سلام بر مؤمنانى كه به محضر او مى آيند.

و إذا جاءك الذين يؤمنون بأيتنا فقل سلم عليكم

24- سلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 23 - 6،7

6 - حريم پاك خداوندگار جهان ، ايمن از هرگونه تأثّر و زيان پذيرى

هو اللّه . .. السلم

وصف «السلام»، مى تواند نظر به امنيت ذات قدوس و پاك الهى، از هر گونه حادثه و آفت خارجى داشته باشد.

7 - خداوندگار جهان و فرمانرواى مطلق هستى ، منزّه از هرگونه ستم و زيان رسانى به خلق

هو اللّه . .. الملك ... السلم

وصف «السلام»، بيانگر ارتباط خدا با خلق است.

25- سلام اخروى بر متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 34 - 1

1 - رهنمون شدن متقين در قيامت ، به سوى بهشت همراه با تكريم و درود و شادمانى

و أُزلفت الجنّة للمتّقين . .. ادخلوها بسلم

26- سلام اخروى بر مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 44 - 1

1 - به هنگام لقاءاللّه ، بر مؤمنان ، با واژه « سلام » ، تحيت گفته مى شود .

تحيّتهم يوم يلقونه سلم

برداشت بالا، بنابراين احتمال است كه اضافه «تحيّت» به ضمير «هم»، اضافه مصدر به مفعول اش باشد.

27- سلام اصحاب اعراف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 46 - 7

7 - اصحاب اعراف با فريادى رسا بر مؤمنانى كه در انتظار ورود به بهشتند ، درود مى فرستند .

و نادوا اصحب الجنة أن سلم عليكم

جمله «سلم عليكم» مى تواند جمله اى انشايى باشد و مى تواند اخبار از وجود امنيت و سلامت براى مؤمنان گرفته شود. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

28- سلام اصحاب يمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 91 - 4

4 - اصحاب اليمين ، بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) درود و سلام مى فرستند .

فسلم لك من أصحب اليمين

برخى از مفسران «سلام» را به معناى تحيت و «لام» را به معناى «على» گرفته اند; يعنى، «فسلام عليك من أصحاب اليمين».

29- سلام بر ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 69 - 3

3- فرشتگان پيام آورِ بشارت ، به هنگام حضور در پيشگاه ابراهيم ( ع ) بر او سلام كردند .

قالوا سلمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 109 - 1،3

1 - سلام و تحيت بزرگ خداوند به ابراهيم ( ع )

سلم على إبرهيم

تنوين «سلامٌ» براى تعظيم است.

3 - برجاى ماندن سنت سلام و تحيت بر ابراهيم ( ع ) در ميان نسل هاى پس از او

و تركنا عليه فى الأخرين . سلم على إبرهيم

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه جمله «سلام على ابراهيم» تفسير براى جمله «و تركنا عليه. ..» باشد; يعنى، آنچه براى ابراهيم(ع) بر جاى گذاشتيم، عبارت است از سنت سلام و تحيت بر او.

30- سلام بر الياس(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 130 - 1،3

1 - سلام و تحيت بزرگ خداوند به الياس پيامبر ( ع )

سلم على إل ياسين

تنوين «سلام» براى تعظيم است و «إل ياسين» در زبان عرب، لغت و تعبير ديگرى از «الياس» مى باشد.

3 - باقى ماندن سنت سلام و تحيت بر الياس پيامبر ، در ميان نسل هاى پس از او

سلم على إل ياسين

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين ديدگاه است كه جمله «سلام على إل ياسين» تفسير براى جمله «و تركنا عليه . ..» باشد; يعنى، آنچه براى الياس(ع) به جاى گذاشتيم، عبارت است از سنت سلام و تحيت بر او.

31- سلام بر انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 59 - 1،2

1 - به جا آوردن سپاس و ستايش خدا ، به خاطر بقاى خط رسالت و اضمحلال جبهه كفر و فرستادن سلام و درود بر رسولان او ، رهنمود الهى به پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

قل الحمد للّه و سلم على عباده الذين اصطفى

با توجه به اين كه در آيات پيشين نام چند تن از پيامبران (موسى، داوود، سليمان، صالح و لوط) و ياد تلاش ها و مبارزات آنان و پيروزى نهايى حق و اضمحلال كافران به ميان آمده است، آيه ياد شده مى تواند ختامى بر آن مجموعه يادها باشد.

2 - هلاك شرك پيشگان مفسد و نجات مؤمنان به اراده الهى و در سايه تلاش هاى پيامبران ، شايان سپاس گزارى به درگاه خدا و فرستادن درود و سلام بر فرستادگان او

قل الحمد للّه و سلم على عباده الذين اصطفى

رهنمود الهى به حمد و ستايش براى او و فرستادن درود و سلام بر بندگان برگزيده اش (پيامبران)، در پى يادآورى مكرر نجات مؤمنان و هلاكت كافران، مطلب ياد شده را افاده مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 79 - 5

5 - سلام و تحيت بر بندگان خدا چون پيامبران ، امرى پسنديده و ارزشمند

سلم على نوح فى العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 181 - 1،4

1 - سلام و تحيت بزرگ خداوند بر همه رسولان الهى

و سلم على المرسلين

نكره آمدن «سلام»، بيانگر بزرگى آن است.

4 - رسولان الهى ، شايسته سلام و تحيت

و سلم على المرسلين

32- سلام بر بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 79 - 5

5 - سلام و تحيت بر بندگان خدا چون پيامبران ، امرى پسنديده و ارزشمند

سلم على نوح فى العلمين

33- سلام بر بهشتيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 23 - 12

12- « عن أبى جعفر ( ع ) قال : سأل على ( ع ) رسول الله (صلی الله علیه و آله) : . . . فقال : لماذا بنيت هذه الغرف ( فى الجنة ) يارسول الله ؟ فقال : يا على تلك غرف بناها الله لأوليائه . . . فإذا دخل المؤمن إلى منازله فى الجنة . . . فإذا استقرت لولىّ الله منازله فى الجنة . . . يبعث الله ألف ملك يهنّونه بالجنة . . . فينتهون إلى أوّل باب من جنانه فيقولون للملك الموكل . . . إستأذن لنا على ولىّ الله . . . فيأذن لهم فيدخلون على ولىّ الله و هو فى الغرفة و ل ها ألف باب . . . فيدخل كل ملك من باب من أبواب الغرفة فيبلّغونه رسالة الجبّار و ذلك قول الله : « و الملئكة يدخلون عليهم من كلّ باب » ; يعنى : من أبواب الغرفة « سلام عليكم بما صبرتم فنعم عقبى الدار » . . . ;

از امام باقر(ع) روايت شده است كه فرمود: حضرت على - عليه السلام - از رسول الله(صلی الله علیه و آله) پرسيد: اى رسول خدا! چرا اين غرفه ها [دربهشت] ساخته شده است؟ فرمود: اى على! اينها غرفه هايى اند كه خداوند آنها را براى دوستانش بنا كرده است، هنگامى كه مؤمن وارد منزلهاى خود در بهشت شود و براى ولىّ خدا منزلهاى او در بهشت تثبيت گردد، خداوند هزار فرشته مى فرستد كه بهشت را به او تهنيت گويند. آنها به اولين درب از بهشتهاى او مى رسند و به فرشته اى كه گماشته آن جاست مى گويند: براى ما اذن ورود بر ولىّ خدا بگير. آن گاه [او] به ايشان اذن مى دهد و بر ولىّ خدا وارد مى شوند، در حالى كه او در غرفه خويش است و براى آن غرفه هزار درب است. آن گاه هر فرشته اى از يكى از دربهاى غرفه وارد مى شود و پيام خداى غالب را مى رساند و اين است گفته خداوند: و الملائكة يدخلون عليهم من كلّ باب مقصود اين است كه از دربهاى غرفه وارد مى شوند [و مى گويند:] سلام عليكم بما صبرتم فنعم عقبى الدار».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 24 - 2،7

2- فرشتگان از هر سو بر بهشتيان وارد مى شوند و بر آنان سلام مى كنند .

والملئكة يدخلون عليهم من كل باب. سلم عليكم

7- « قال [ أبوعبدالله ( ع ) ] : إن طائفة من الملائكة عابوا ولد آدم فى اللّذات و الشهوات . . . فإذا كان يوم القيامة و صار أهل الجنة فى الجنة ، إستأذن أُولئك الملائكة على أهل الجنة فيؤذن لهم فيدخلون عليهم فيسلّمون عليهم و يقولون لهم : « سلام عليكم بما صبرتم » فى الدنيا عن اللّذات والشهوات الحلال ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: همانا عده اى از فرشتگان، آدميان را به خاطر گرايش به لذات و شهوات، عيب جويى مى كردند . .. پس آن گاه كه روز قيامت برپا شود و بهشتيان در بهشت قرار گيرند، آن فرشتگان براى ورود بر بهشتيان اجازه مى خواهند، پس به آنان اذن داده مى شود و آن گاه فرشتگان با سلام بر آنان وارد مى شوند و به ايشان مى گويند: سلام بر شما باد به خاطر اينكه شكيبايى ورزيديد و از لذتها و شهوتهاى حلال چشم پوشى كرديد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 58 - 1،5

1 - بهشتيان ، سلام و تحيتى با عظمت از جانب پروردگار بزرگ دريافت خواهند كرد .

سلم قولاً من ربّ

برداشت ياد شده بر اين اساس استوار است كه «سلام» مبتدا و خبرِ آن، فعل محذوف باشد. و «قولاً» مفعول مطلق و نايبِ آن خبرِ محذوف باشد. در اين صورت، تقديرِ آن چنين مى شود: «سلام يقال لهم قولاً من ربّ...». گفتنى است تنكيرِ «سلام» و «ربّ» براى تعظيم است.

5 - سلام و تحيت خداوند به بهشتيان ، برخاسته از ربوبيت و مهربانى او به خلق است .

سلم قولاً من ربّ رحيم

برداشت ياد شده، از بيان دو صفتِ «ربّ» و «رحيم» براى خداوند (در اين آيه شريفه) به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 73 - 9

9 - سلام و خوش آمدگويى دربانان بهشت به تقواپيشگان ، هنگام ورود آنان

و قال لهم خزنتها سلم عليكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 34 - 4

4 - استقبال فرشتگان از بهشتيان ، با تحيت و سلام

ادخلوها بسلم

بنابراين كه قائل «ادخلوها» فرشتگان باشند، برداشت بالا قابل استفاده است.

34- سلام بر متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 73 - 9

9 - سلام و خوش آمدگويى دربانان بهشت به تقواپيشگان ، هنگام ورود آنان

و قال لهم خزنتها سلم عليكم

35- سلام بر محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 56 - 9،10

9 - تشويق خداوند ، مؤمنان را به اهداى درود و سلام بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إنّ اللّه و ملئكته يصلّون على النبىّ يأيّها الذين ءامنوا صلّوا عليه و سلّموا

ذكر «إنّ اللّه و ملائكته يصلّون. ..» به عنوان پيش درامد فرمان «صلّوا» و «سلّموا» مى تواند به منظور اين حقيقت باشد كه مؤمنان، توجه به اين پيدا كنند كه خدا و فرشتگان بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) درود مى فرستند تا آنان، تشويق به آن بشوند.

10 - مؤمنان ، وظيفه قطعى دارند كه به پيامبر (صلی الله علیه و آله) سلام كنند .

سلّموا تسليمًا

«تسليم» مفعول مطلق تأكيدى است و دلالت مى كند كه سلام بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) حتماً بايد انجام بگيرد. در اين كه «مراد از «سلام» در آيه چيست؟» دو احتمال هست: يكى، همان سلام اصطلاحى است و ديگرى، به معناى تسليم بودن است. برداشت بالا بنابر احتمال نخست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 91 - 4

4 - اصحاب اليمين ، بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) درود و سلام مى فرستند .

فسلم لك من أصحب اليمين

برخى از مفسران «سلام» را به معناى تحيت و «لام» را به معناى «على» گرفته اند; يعنى، «فسلام عليك من أصحاب اليمين».

36- سلام بر موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 120 - 1،3

1 - سلام و تحيت بزرگ خداوند به موسى و هارون ( عليهماالسلام )

سلم على موسى و هرون

تنوين «سلام» براى تعظيم است.

3 - باقى ماندن سنت سلام و تحيت بر موسى و هارون ( عليهماالسلام ) در ميان نسل هاى پس از ايشان

و تركنا عليهما فى الأخرين . سلم على موسى و هرون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين اساس است كه جمله «سلام على موسى و هارون» تفسير براى جمله «و تركنا عليهما. ..» باشد; يعنى، آنچه براى موسى و هارون بر جاى گذاشتيم، عبارت است از سنت سلام و تحيت بر ايشان.

37- سلام بر مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 54 - 1،6،7،12

1 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) وظيفه دار پيشى جستن در سلام بر مؤمنانى كه به محضر او مى آيند.

و إذا جاءك الذين يؤمنون بأيتنا فقل سلم عليكم

6 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) موظف به دلجويى از مؤمنان فقير و ضعيف با ابلاغ سلام و رحمت الهى به آنان در برابر طعنه هاى كافران

أهؤلاء منّ اللّه عليهم من بيننا . .. و إذا جاءك الذين يؤمنون بأيتنا

در آيه قبل از طعنه هاى كافران به مؤمنان تهيدست اطراف پيامبر(صلی الله علیه و آله) سخن به ميان آمده، و در اين آيه از آن مؤمنان با توصيف «الذين يؤمنون . .. » ياد شده است. محور ارتباط بين اين دو آيه مى تواند موضوع جبران تأثر مؤمنان باشد كه در برداشت فوق به آن اشاره شده است.

7 - «سلام عليكم»، هيئت سلام كردن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به مؤمنان هنگام روبرو شدن با آنان

و إذا جاءك الذين يؤمنون بأيتنا فقل سلم عليكم

12 - ابلاغ سلام و رحمت خداوند به مؤمنان به آيات او، از وظايف پيامبر(صلی الله علیه و آله)

و إذا جاءك الذين يؤمنون بأيتنا فقل سلم عليكم كتب ربكم على نفسه الرحمة

جمله «فقل سلام عليكم» داراى دو احتمال است: يكى اينكه «به آنان سلام كن» و دوم اينكه «سلام خداوند را به آنان برسان». برداشت فوق مبتنى بر احتمال دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 46 - 7

7 - اصحاب اعراف با فريادى رسا بر مؤمنانى كه در انتظار ورود به بهشتند ، درود مى فرستند .

و نادوا اصحب الجنة أن سلم عليكم

جمله «سلم عليكم» مى تواند جمله اى انشايى باشد و مى تواند اخبار از وجود امنيت و سلامت براى مؤمنان گرفته شود. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

38- سلام بر نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 79 - 1،3

1 - سلام و تحيت بزرگ خداوند به نوح پيامبر براى هميشه تاريخ

سلم على نوح فى العلمين

تنوينِ «سلام» براى تعظيم است و مقصود از «العالمين» - كه جمع محلى به «الف» و «لام» و مفيد عموم است - تمامى امت ها، در همه اعصار و قرن ها است.

3 - باقى ماندن سنت سلام و تحيت بر نوح ( ع ) ، در ميان نسل هاى پس از آن حضرت براى هميشه تاريخ

و تركنا عليه فى الأخرين . سلم على نوح فى العلمين

برداشت ياد شده مبتنى بر اين اساس است كه جمله «سلام على نوح. ..» تفسير براى جمله «و تركنا عليه...» باشد; يعنى، آنچه براى نوح(ع) برجاى گذاشتيم، عبارت است از سنّت سلام و تحيت بر او در ميان جهانيان.

39- سلام بر هارون(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 120 - 1،3

1 - سلام و تحيت بزرگ خداوند به موسى و هارون ( عليهماالسلام )

سلم على موسى و هرون

تنوين «سلام» براى تعظيم است.

3 - باقى ماندن سنت سلام و تحيت بر موسى و هارون ( عليهماالسلام ) در ميان نسل هاى پس از ايشان

و تركنا عليهما فى الأخرين . سلم على موسى و هرون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين اساس است كه جمله «سلام على موسى و هارون» تفسير براى جمله «و تركنا عليهما. ..» باشد; يعنى، آنچه براى موسى و هارون بر جاى گذاشتيم، عبارت است از سنت سلام و تحيت بر ايشان.

40- سلام بر يحيى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 15 - 1،10

1- حضرت يحيى ( ع ) ، مشمول سلام ويژه خداوند به هنگام تولد ، مرگ و رستاخيز خود

و سلم عليه يوم ولد و يوم يموت و يوم يبعث حيّاً

10- « عن أبى الحسن الرضا ( ع ) : إنّ أوحش ما يكون هذا الخلق فى ثلاثة مواطن يوم يولد . . . و يوم يموت . . . و يوم يبعث . . . و قد سلّم اللّه - عزّوجلّ- على يحيى ( ع ) فى هذه الثلاثة المواطن و آمن روعته فقال : « و سلام عليه يوم ولد و يوم يموت و يوم يبعث حيّاً . . . » ;

از امام رضا(ع) روايت شده است: همانا وحشتناك ترين مواقع براى اين خلق در سه موضع است: روزى كه متولد مى شود. .. و روزى كه مى ميرد... و روزى كه برانگيخته مى شود... و خداوند سلام فرستاده است بر يحيى(ع) در اين سه موضع و او را از وحشت آن مواضع ايمن ساخته و فرموده: «و سلام عليه يوم ولد و يوم يموت و يوم يبعث حيّاً»...».

41- سلام بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 75 - 10

10 - بندگان خالص خدا ، در بهشت با درود و سلام روبه رو خواهند شد .

و يلقّون فيها تحيّة و سلمًا

42- سلام به ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 52 - 1،11

1- مهمانان حضرت ابراهيم ( فرشتگان ) به هنگام ورود بر وى ، به او سلام و درود گفتند .

و نبّئهم عن ضيف إبرهيم . إذ دخلوا عليه فقالوا سلمًا

11- « . . . قال أبوجعفر ( ع ) : . . . بعث الله رسلاً إلى إبراهيم . . . فدخلوا عليه ليلاً ففزع منهم و خاف أن يكونوا سُرّاقاً ، قال : فلمّا أن رأته الرسل فزعاً وجلاً « قالوا سلاماً » . . . « قال إنا منكم وجلون قالوا لاتوجل . . . » . . . ;

از امام باقر(ع) روايت شده است كه فرمود:. .. خداوند فرستادگانى را به سوى ابراهيم(ع) گسيل داشت ... پس شبانه بر او وارد شدند و او از آنان وحشت كرد و ترسيد كه دزد باشند. امام فرمود: پس چون فرستادگان آن حضرت را وحشت زده و هراسان ديدند، به او سلام كردند ... او [گفت]: قال إنا منكم وجلون...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 25 - 1

1 - ورود ميهمانان گرامى ابراهيم ( ع ) ( فرشتگان ) بر آن حضرت ، با تحيت و سلام

إذ دخلوا عليه فقالوا سلمًا

43- سلام به بهشتيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 23 - 9

9- بر مؤمنان داراى عمل صالح در بهشت ، درود و سلام فرستاده مى شود .

تحيّتهم فيها سلم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه اضافه «تحيت» به «هم» اضافه مصدر به مفعول باشد. طبق اين احتمال معناى عبارت چنين مى شود: تحيت گفتن به آنان در بهشت با «سلام» است.

44- سلام به متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 32 - 8،10

8- ملائكه به هنگام قبض روح تقواپيشگان ، بر آنان درود و سلام مى فرستند .

المتّقين . الذين تتوفّ-هم الملئكة طيّبين يقولون سلم عليكم

10- فرشتگان ، به هنگام قبض روح تقواپيشگان ، حامل پيام سلامتى و خوشحالى براى آنانند .

المتّقين . الذين تتوفّ-هم الملئكة طيّبين يقولون سلم عليكم ادخلوا الجنّة

45- سلام به متقين در بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 46 - 3

3- متقين با سلام و خوشامدگويى ، وارد بهشت مى شوند .

ادخلوها بسلم ءامنين

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه مقصود از «سلام» همان سلام و درود گفتن متعارف باشد كه جزء فرهنگ مسلمانان است.

46- سلام بهشتيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 10 - 6

6 - ( سلام ) كلمه تحيت و درود بهشتيان به هنگام ديدار يكديگر است .

و تحيتهم فيها سلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 23 - 8

8- درود و تحيت بهشتيان به يكديگر در بهشت ، با لفظ « سلام » است .

تحيّتهم فيها سلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 75 - 11

11 - درود و سلام ، سخن اهل بهشت به هنگام روبه رو شدن با يكديگر

و يلقّون فيها تحيّة و سلمًا

برداشت فوق، بر اين اساس استوار است كه گوينده درود و سلام به يكديگر خود خود اهل بهشت باشند.

47- سلام خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 54 - 12

12 - ابلاغ سلام و رحمت خداوند به مؤمنان به آيات او، از وظايف پيامبر(صلی الله علیه و آله)

و إذا جاءك الذين يؤمنون بأيتنا فقل سلم عليكم كتب ربكم على نفسه الرحمة

جمله «فقل سلام عليكم» داراى دو احتمال است: يكى اينكه «به آنان سلام كن» و دوم اينكه «سلام خداوند را به آنان برسان». برداشت فوق مبتنى بر احتمال دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 15 - 1

1- حضرت يحيى ( ع ) ، مشمول سلام ويژه خداوند به هنگام تولد ، مرگ و رستاخيز خود

و سلم عليه يوم ولد و يوم يموت و يوم يبعث حيّاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 58 - 1،5

1 - بهشتيان ، سلام و تحيتى با عظمت از جانب پروردگار بزرگ دريافت خواهند كرد .

سلم قولاً من ربّ

برداشت ياد شده بر اين اساس استوار است كه «سلام» مبتدا و خبرِ آن، فعل محذوف باشد. و «قولاً» مفعول مطلق و نايبِ آن خبرِ محذوف باشد. در اين صورت، تقديرِ آن چنين مى شود: «سلام يقال لهم قولاً من ربّ...». گفتنى است تنكيرِ «سلام» و «ربّ» براى تعظيم است.

5 - سلام و تحيت خداوند به بهشتيان ، برخاسته از ربوبيت و مهربانى او به خلق است .

سلم قولاً من ربّ رحيم

برداشت ياد شده، از بيان دو صفتِ «ربّ» و «رحيم» براى خداوند (در اين آيه شريفه) به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 79 - 1

1 - سلام و تحيت بزرگ خداوند به نوح پيامبر براى هميشه تاريخ

سلم على نوح فى العلمين

تنوينِ «سلام» براى تعظيم است و مقصود از «العالمين» - كه جمع محلى به «الف» و «لام» و مفيد عموم است - تمامى امت ها، در همه اعصار و قرن ها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 109 - 1

1 - سلام و تحيت بزرگ خداوند به ابراهيم ( ع )

سلم على إبرهيم

تنوين «سلامٌ» براى تعظيم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 120 - 1

1 - سلام و تحيت بزرگ خداوند به موسى و هارون ( عليهماالسلام )

سلم على موسى و هرون

تنوين «سلام» براى تعظيم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 130 - 1

1 - سلام و تحيت بزرگ خداوند به الياس پيامبر ( ع )

سلم على إل ياسين

تنوين «سلام» براى تعظيم است و «إل ياسين» در زبان عرب، لغت و تعبير ديگرى از «الياس» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 181 - 1

1 - سلام و تحيت بزرگ خداوند بر همه رسولان الهى

و سلم على المرسلين

نكره آمدن «سلام»، بيانگر بزرگى آن است.

48- سلام در صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 94 - 7

7 - سلام كردن ، علامت مسلمانى در صدر اسلام *

و لا تقولوا لمن القى اليكم السّلام لست مؤمنا

برخى برآنند كه مراد از القاى سلام، همان گفتن «سلام عليكم» مى باشد. زيرا اين گونه تحيّت، در آن زمان مخصوص جامعه اسلامى بود.

49- سلام روح (اسم خاص) بر محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قدر - 97 - 5 - 8

8 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : كان على بن الحسين « صلوات اللّه عليه » يقول . . . قال اللّه عزّوجلّ « . . .سلام هى حتّى مطلع الفجر » يقول : تُسَلِّمُ عليك يا محمّد ملائكتى و روحى بسلامى من أوّل ما يهبطون إلى مطلع الفجر ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه امام سجاد(ع) مى فرمود: . .. خداوند عزّوجلّ فرموده است: «...سلام هى حتّى مطلع الفجر»[ يعنى ]مى فرمايد: اى محمد! فرشتگانم و روحم، از اولين لحظات فرودشان تا سپيده صبح، با سلام من بر تو سلام مى كنند».

50- سلام محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 54 - 1،9

1 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) وظيفه دار پيشى جستن در سلام بر مؤمنانى كه به محضر او مى آيند.

و إذا جاءك الذين يؤمنون بأيتنا فقل سلم عليكم

9 - مؤمنان با درك محضر و زيارت پيامبر(صلی الله علیه و آله) سلام آن حضرت و پيام و رحمت خداوند را دريافت خواهند نمود. *

و إذا جاءك الذين يؤمنون بأيتنا فقل سلم عليكم

آمدن نزد پيامبر(صلی الله علیه و آله)، كه مضمون جمله «إذا جاءك» است، ظاهراً اختصاصى به زمان حيات ظاهرى آن حضرت ندارد و شامل پس از آن نيز مى گردد. كلمه «زيارت» در برداشت فوق براى اشاره بدين نكته آورده شده است.

51- سلام ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 69 - 3

3- فرشتگان پيام آورِ بشارت ، به هنگام حضور در پيشگاه ابراهيم ( ع ) بر او سلام كردند .

قالوا سلمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 23 - 12

12- « عن أبى جعفر ( ع ) قال : سأل على ( ع ) رسول الله (صلی الله علیه و آله) : . . . فقال : لماذا بنيت هذه الغرف ( فى الجنة ) يارسول الله ؟ فقال : يا على تلك غرف بناها الله لأوليائه . . . فإذا دخل المؤمن إلى منازله فى الجنة . . . فإذا استقرت لولىّ الله منازله فى الجنة . . . يبعث الله ألف ملك يهنّونه بالجنة . . . فينتهون إلى أوّل باب من جنانه فيقولون للملك الموكل . . . إستأذن لنا على ولىّ الله . . . فيأذن لهم فيدخلون على ولىّ الله و هو فى الغرفة و ل ها ألف باب . . . فيدخل كل ملك من باب من أبواب الغرفة فيبلّغونه رسالة الجبّار و ذلك قول الله : « و الملئكة يدخلون عليهم من كلّ باب » ; يعنى : من أبواب الغرفة « سلام عليكم بما صبرتم فنعم عقبى الدار » . . . ;

از امام باقر(ع) روايت شده است كه فرمود: حضرت على - عليه السلام - از رسول الله(صلی الله علیه و آله) پرسيد: اى رسول خدا! چرا اين غرفه ها [دربهشت] ساخته شده است؟ فرمود: اى على! اينها غرفه هايى اند كه خداوند آنها را براى دوستانش بنا كرده است، هنگامى كه مؤمن وارد منزلهاى خود در بهشت شود و براى ولىّ خدا منزلهاى او در بهشت تثبيت گردد، خداوند هزار فرشته مى فرستد كه بهشت را به او تهنيت گويند. آنها به اولين درب از بهشتهاى او مى رسند و به فرشته اى كه گماشته آن جاست مى گويند: براى ما اذن ورود بر ولىّ خدا بگير. آن گاه [او] به ايشان اذن مى دهد و بر ولىّ خدا وارد مى شوند، در حالى كه او در غرفه خويش است و براى آن غرفه هزار درب است. آن گاه هر فرشته اى از يكى از دربهاى غرفه وارد مى شود و پيام خداى غالب را مى رساند و اين است گفته خداوند: و الملائكة يدخلون عليهم من كلّ باب مقصود اين است كه از دربهاى غرفه وارد مى شوند [و مى گويند:] سلام عليكم بما صبرتم فنعم عقبى الدار».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 24 - 2،7

2- فرشتگان از هر سو بر بهشتيان وارد مى شوند و بر آنان سلام مى كنند .

والملئكة يدخلون عليهم من كل باب. سلم عليكم

7- « قال [ أبوعبدالله ( ع ) ] : إن طائفة من الملائكة عابوا ولد آدم فى اللّذات و الشهوات . . . فإذا كان يوم القيامة و صار أهل الجنة فى الجنة ، إستأذن أُولئك الملائكة على أهل الجنة فيؤذن لهم فيدخلون عليهم فيسلّمون عليهم و يقولون لهم : « سلام عليكم بما صبرتم » فى الدنيا عن اللّذات والشهوات الحلال ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: همانا عده اى از فرشتگان، آدميان را به خاطر گرايش به لذات و شهوات، عيب جويى مى كردند . .. پس آن گاه كه روز قيامت برپا شود و بهشتيان در بهشت قرار گيرند، آن فرشتگان براى ورود بر بهشتيان اجازه مى خواهند، پس به آنان اذن داده مى شود و آن گاه فرشتگان با سلام بر آنان وارد مى شوند و به ايشان مى گويند: سلام بر شما باد به خاطر اينكه شكيبايى ورزيديد و از لذتها و شهوتهاى حلال چشم پوشى كرديد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 52 - 1،11

1- مهمانان حضرت ابراهيم ( فرشتگان ) به هنگام ورود بر وى ، به او سلام و درود گفتند .

و نبّئهم عن ضيف إبرهيم . إذ دخلوا عليه فقالوا سلمًا

11- « . . . قال أبوجعفر ( ع ) : . . . بعث الله رسلاً إلى إبراهيم . . . فدخلوا عليه ليلاً ففزع منهم و خاف أن يكونوا سُرّاقاً ، قال : فلمّا أن رأته الرسل فزعاً وجلاً « قالوا سلاماً » . . . « قال إنا منكم وجلون قالوا لاتوجل . . . » . . . ;

از امام باقر(ع) روايت شده است كه فرمود:. .. خداوند فرستادگانى را به سوى ابراهيم(ع) گسيل داشت ... پس شبانه بر او وارد شدند و او از آنان وحشت كرد و ترسيد كه دزد باشند. امام فرمود: پس چون فرستادگان آن حضرت را وحشت زده و هراسان ديدند، به او سلام كردند ... او [گفت]: قال إنا منكم وجلون...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 32 - 8،10

8- ملائكه به هنگام قبض روح تقواپيشگان ، بر آنان درود و سلام مى فرستند .

المتّقين . الذين تتوفّ-هم الملئكة طيّبين يقولون سلم عليكم

10- فرشتگان ، به هنگام قبض روح تقواپيشگان ، حامل پيام سلامتى و خوشحالى براى آنانند .

المتّقين . الذين تتوفّ-هم الملئكة طيّبين يقولون سلم عليكم ادخلوا الجنّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 34 - 4

4 - استقبال فرشتگان از بهشتيان ، با تحيت و سلام

ادخلوها بسلم

بنابراين كه قائل «ادخلوها» فرشتگان باشند، برداشت بالا قابل استفاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 25 - 1،6

1 - ورود ميهمانان گرامى ابراهيم ( ع ) ( فرشتگان ) بر آن حضرت ، با تحيت و سلام

إذ دخلوا عليه فقالوا سلمًا

6 - پاسخ ابراهيم ( ع ) به سلام ميهمانان خويش ، قبل از هر سخن ديگر

فقالوا سلمًا قال سلم

52- سلام ملائكه بر محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قدر - 97 - 5 - 8

8 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : كان على بن الحسين « صلوات اللّه عليه » يقول . . . قال اللّه عزّوجلّ « . . .سلام هى حتّى مطلع الفجر » يقول : تُسَلِّمُ عليك يا محمّد ملائكتى و روحى بسلامى من أوّل ما يهبطون إلى مطلع الفجر ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه امام سجاد(ع) مى فرمود: . .. خداوند عزّوجلّ فرموده است: «...سلام هى حتّى مطلع الفجر»[ يعنى ]مى فرمايد: اى محمد! فرشتگانم و روحم، از اولين لحظات فرودشان تا سپيده صبح، با سلام من بر تو سلام مى كنند».

53- سلام موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 47 - 20

20 - سلام در پايان سخن ، شعار موسى و هارون ( ع ) *

والسلم على من اتبع الهدى

54- سلام مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 61 - 31

31 - سلام كردن مؤمنان به يكديگر ، مايه بركت و خير فراوان و پاكيزگى است .

فسلّموا على أنفسكم تحيّة من عند اللّه مبركة طيّبة

55- سلام مؤمنان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 44 - 4

4 - تحيّت مؤمنان به هم ، هنگام لقاءاللّه ، با واژه « سلام » است .

تحيّتهم يوم يلقونه سلم

برداشت بالا، بنابراين است كه اضافه «تحيّت» به ضمير «هم»، اضافه مصدر به فاعل اش باشد.

56- سلام مهمانان ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 25 - 1،6

1 - ورود ميهمانان گرامى ابراهيم ( ع ) ( فرشتگان ) بر آن حضرت ، با تحيت و سلام

إذ دخلوا عليه فقالوا سلمًا

6 - پاسخ ابراهيم ( ع ) به سلام ميهمانان خويش ، قبل از هر سخن ديگر

فقالوا سلمًا قال سلم

57- سلام نگهبانان بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 73 - 9

9 - سلام و خوش آمدگويى دربانان بهشت به تقواپيشگان ، هنگام ورود آنان

و قال لهم خزنتها سلم عليكم

58- سلام هارون(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 47 - 20

20 - سلام در پايان سخن ، شعار موسى و هارون ( ع ) *

والسلم على من اتبع الهدى

59- سلام هنگام ورود به خانه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 61 - 24،37،40

24 - سلام كردن به يكديگر به هنگام ورود به خانه ها ، توصيه خداوند به همه مسلمانان

فإذا دخلتم بيوتًا فسلّموا على أنفسكم

37 - « عن أبى جعفر ( ع ) إذا دخل الرجل منكم بيته . . . إن لم يكن فيه أحد فليقل : السلام علينا من عند ربّنا يقول اللّه « تحيّة من عنداللّه مباركة طيّبة » ;

از امام باقر(ع) روايت شده است: هر گاه شخصى از شما وارد خانه خود شود. .. اگر كسى در آن خانه نبود، بگويد: «السلام علينا من عند ربّنا». خدا مى فرمايد: تحيّة من عنداللّه مباركة طيّبة».

40 - « أبى الصباح قال : سألت أبا جعفر ( ع ) ، عن قول اللّه عزّوجلّ : فإذا دخلتم بيوتاً فسلّموا على أنفسكم . . . » فقال : هو تسليم الرجل على أهل البيت حين يدخل ثمّ يردّون عليه ، فهو سلامكم على أنفسكم ;

ابوالصباح از امام باقر(ع) پرسيد: اين كه خداوند فرموده است: «فإذا دخلتم بيوتاً فسلّموا على أنفسكم» مراد چيست؟ فرمود: مراد اين است كه شخص، هرگاه وارد خانه شود، بر اهل خانه سلام كند. پس آنان جواب سلام او را مى دهند. پس آن سلام شما بر خودتان است».

60- سلام هنگام ورود به خانه ديگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 27 - 4،5

4 - ورود به محل سكونت و خانه ديگران پيش از سلام كردن به اهل آن ، ممنوع است .

لاتدخلوا بيوتًا غير بيوتكم حتّى تستأنسوا و تسلّموا على أهلها

5 - اذن خواستن و سلام كردن ، از شرايط و آداب ورود به محل سكونت و خانه ديگران

لاتدخلوا بيوتًا غير بيوتكم حتّى تستأنسوا و تسلّموا

61- فضيلت پيشگامى در سلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 25 - 2

2 - ارزش مبادرت به سلام ، هنگام ورود بر ديگران

إذ دخلوا عليه فقالوا سلمًا

مطلب بالا، با توجه به اين نكته است كه خداوند، ابتدا وصف «مكرم» را براى ميهمانان ابراهيم(ع) آورده و سپس نخستين عمل آن ميهمانان شريف (سلام به هنگام ورود) را ياد كرده است.

62- كيفيت سلام محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 54 - 7

7 - «سلام عليكم»، هيئت سلام كردن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به مؤمنان هنگام روبرو شدن با آنان

و إذا جاءك الذين يؤمنون بأيتنا فقل سلم عليكم

63- وجوب جواب سلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 86 - 1،3

1 - وجوب پاسخگويى به تحيّت و درود ديگران

و اذا حيّيتم بتحيّة فحيّوا

«تحيّة» در اصل به معناى دعا و درخواست سلامتى و طول عمر است و سپس در مطلق دعا به كار رفته است و در عرف اسلامى به معناى سلام كردن و درود فرستادن است.

3 - سلام كردن ، امرى پسنديده است و پاسخ به آن ، واجب .

و اذا حيّيتم بتحيّة فحيّوا باحسن منها ااو ردّوها

64- ويژگيهاى جواب سلام ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 25 - 7

7 - تحيت و سلام ابراهيم ( ع ) ، بهتر و افزون تر از تحيت و سلام فرشتگان وارد بر آن حضرت

فقالوا سلمًا قال سلم

برداشت ياد شده با توجّه به اين نكته است كه تحيت فرشتگان، جمله فعليه و مفيد حدوث است; زيرا «سلام» به تقدير «نسلّم سلاماً» مى باشد. اما تحيت حضرت ابراهيم(ع)، جمله اسميه و مفيد ثبوت است; زيرا به تقدير «سلام عليكم» است.

65- ويژگيهاى سلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 32 - 12

12- « سلام » بهترين درود و تحيت است .

يقولون سلم عليكم

با توجه به اينكه ملائكه براى خوشامدگويى به متقين در هنگام قبض روح آنان، از واژه «سلام» استفاده مى كنند، روشن مى شود كه براى تحيت گفتن «سلام» بهترين است.

66- ويژگيهاى سلام خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 61 - 30

30 - تحيت و درود خداوند ، مبارك ( بركت آفرين و داراى خير فراوان ) و پاكيزه است .

تحيّة من عند اللّه مبركة طيّبة

«بركة» به معناى رشد و فزونى و «مبارك» به معناى چيزى است كه از آن خير و نعمت بسيار برمى خيزد (برگرفته از لسان العرب).

20- سلامت

1- آثار سلامت اقتصادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 85 - 31

31 - عدالت در امور اقتصادى و پرهيز از فسادگرى ، تنها در صورت پرستش خدا و ايمان به يگانگى او سعادت آفرين است .

ذلكم خير لكم إن كنتم مؤمنين

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مشاراليه «ذلكم»، معنايى باشد كه از «اوفوا الكيل . .. و لاتفسدوا ... » استفاده مى شود. در اين صورت مى توان گفت مراد از ايمان در «إن كنتم مؤمنين» ايمان به خداى يگانه و لزوم پرستش اوست. يعنى اگر به خداى يگانه ايمان داشته باشيد و تنها او را بپرستيد، عدالت در امور اقتصادى و پرهيز از فسادانگيزى متضمّن خير و صلاح شماست و اگر موحد نباشيد رعايت اين مسائل سعادت آفرين نخواهد بود.

2- آثار سلامت روح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 40 - 6

6 - انسان ، در پرتو سلامت روح و انديشه ، قادر به دريافت و پذيرش پيام وحى

و من يعش عن ذكر الرحمن . .. أفأنت تسمع الصمّ ... و من كان فى ضلل مبين

در آيه شريفه قابليت نداشتن براى هدايت، گمراهى آشكار شمرده شده است. از اين نكته مى توان استفاده كرد كه وجود قابليت روحى و فكرى براى هدايت، مى تواند راه رسيدن به حق را هموار سازد.

3- آثار سلامت عقل محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 22 - 6

6 - سلامت عقلانى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ضامن دريافت صحيح قرآن از فرشته وحى و مصونيت مرحله دريافت از خطا و تحريف

و ما صاحبكم بمجنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 23 - 3

3 - عقل سالم پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مشهود بودن جبرئيل براى آن حضرت در فضايى روشن ، تضمين كننده دريافت صحيح قرآن از فرشته وحى

و ما صاحبكم بمجنون . و لقد رءاه بالأُفق المبين

4- آثار سلامت فكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 40 - 6

6 - انسان ، در پرتو سلامت روح و انديشه ، قادر به دريافت و پذيرش پيام وحى

و من يعش عن ذكر الرحمن . .. أفأنت تسمع الصمّ ... و من كان فى ضلل مبين

در آيه شريفه قابليت نداشتن براى هدايت، گمراهى آشكار شمرده شده است. از اين نكته مى توان استفاده كرد كه وجود قابليت روحى و فكرى براى هدايت، مى تواند راه رسيدن به حق را هموار سازد.

5- اهميت سلامت اخلاق جنسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 33 - 31

31 - اهتمام اسلام به رواج اخلاق سالم جنسى و ايجاد روابط سالم زناشويى در جامعه و برچيده شدن زمينه فساد جنسى

و ليستعفف الذين لايجدون نكاحًا . .. و لاتكرهوا فتيتكم على البغاء إن أردن تحصّنً

6- اهميت سلامت اقتصادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 85 - 22

22 - دعوت مردم به سلامت اقتصادى و رعايت عدالت در خريد و فروش ، از مهمترين رسالت هاى شعيب براى قوم خويش پس از دعوت به توحيد

يقوم اعبدوا اللّه . .. فأوفوا الكيل و الميزان و لاتبخسوا الناس أشياءهم

7- اهميت سلامت جامعه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 19 - 4

4 - سلامت و پاكى مردم در جامعه از فحشا و انحرافات جنسى ، مورد اهتمام دين اسلام است .

إنّ الذين يحبّون أن تشيع الفحشة . .. لهم عذاب أليم

تعيين كيفر سخت دنيوى و اخروى براى اشاعه دهندگان فحشا در جامعه حاكى از آن است كه اسلام براى سلامت و پاكى جامعه اسلامى، بسيار اهميت قائل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 25 - 10

10 - هدف الهى از بعثت پيامبران ، ايجاد جوامع سالم ، رشيد و بالنده است .

لقد أرسلنا رسلنا . .. ليقوم الناس

«قيام» (مصدر «يقوم») به معناى ايستادن است. در اين جا در معناى سلامت و صلاح به كار رفته است.

8- اهميت سلامت روابط اجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 90 - 10

10- اهتمام اسلام به سالم سازى روابط اجتماعى انسان ها و تحكيم بخشيدن به آن و پاك سازى جامعه از فحشا ، بزهكارى ، ستم و سركشى

إن الله يأمر بالعدل و الإحسن و . .. و ينهى عن الفحشاء و المنكر و البغى

9- دلايل سلامت عقل محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 70 - 5

5 - حقانيت سخنان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( پيام ها و رهنمود هاى او ) ، گواه برخوردارى آن حضرت از روح و انديشه اى سالم

أم يقولون به جنّة بل جاءهم بالحقّ

10- زمينه سلامت جامعه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 25 - 12

12 - نقش بنيادين عدالت اقتصادى در قوام ، سلامت و بالندگى جامعه

و أنزلنا معهم . .. و الميزان ليقوم الناس بالقسط

«قسط» به معناى عدل است و مراد از آن - به قرينه «الميزان»- عدالت در روابط و مناسبات اقتصادى است.

11- زمينه سلامت روابط اجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 27 - 2

2 - روابط اجتماعى سالم ، در گرو زندگى معتدل و در حد نياز است .

و لو بسط اللّه الرزق لعباده لبغوا فى الأرض

از اين كه بغى و طغيان، متفرع بر بسط و گسترش رزق شده و نه اصل رزق، مطلب ياد شده استفاده مى شود.

12- زمينه سلامت قلب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 54 - 6

6 - علم ، مايه سلامت قلب و جان و جهل ، موجب قساوت و بيماردلى

ليجعل . .. فتنة للذين فى قلوبهم مرض ...و ليعلم الذين أُوتوا العلم أنّه الحقّ من

13- سلامت اقتصاد جامعه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 188 - 12

12 - نقش بسزاى قاضيان در سلامت اقتصاد جامعه و حفظ حقوق مردم

و لاتأكلوا أمولكم بينكم بالبطل و تدلوا بها إلى الحكام . .. و أنتم تعلمون

14- سلامت بدن اصحاب كهف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 18 - 3،5

3- پيكر و اعضاى بدن اصحاب كهف ، در تمام مدّتى كه در خواب بودند ، آسيبى نديد و تغيير چشم گيرى نيافت .

و تحسبهم أيقاظًا و هم رقود

مفاد جمله «تحسبهم. ..» اين است كه هر بيننده اى، اگر در دوران خوابِ اصحاب كهف، به آنان نظر مى افكند، نه تنها آن ها را اجسادى از هم گسيخته نمى يافت، بلكه انسان هايى به خواب رفته نيز نمى ديد; يعنى، آن ها، افرادى بيدار به نظر مى آمدند كه حيات عادى خود را مى گذرانند.

5- گرديدن اصحاب كهف به چپ و راست ، از عوامل مصونيّت آنان در برابر آسيب هاى جسمى بود . *

و نقلّبهم ذات اليمين و ذات الشمال

اسناد «نقلّب» (گرداندن) به خداوند، در جمله «نقلّبهم. ..» گوياى اين است كه اين تغيير حالت، از الطاف الهى بوده است. بيان اين نكته، پس از اشاره به خواب اصحاب كهف، مى تواند ناظر به برخى از علل سالم ماندن بدن آنان باشد.

15- سلامت روانى رهبرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 3 - 6

6 - لزوم احراز سلامت عملى ، فكرى و روحى رهبران ، در اعتماد به ايشان *

ما ضلّ صاحبكم و ما غوى . و ما ينطق عن الهوى

خداوند، براى جلب اعتماد مردم به پيامبر(صلی الله علیه و آله) سه نكته را بيان فرموده است: 1- عدم گمراهى در زندگى (ما ضلّ) 2- عدم انحراف در فكر (ماغوى); 3- مغلوب نبودن در برابر هواى نفس (و ماينطق عن الهوى).

16- سلامت سگ اصحاب كهف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 18 - 8

8- سگ اصحاب كهف نيز مانند خود آنان ، در سلامت كامل بود .

و نقلّبهم ذات اليمين و ذات الشمال و كلبهم بسط ذراعيه بالوصيد

17- سلامت عقل مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 9 - 21

21 - مؤمنان ، برخوردار از عقل سليم و خردناب و كافران فاقد آن هستند .

إنّما يتذكّر أُولوا الألبب

اين كه خداوند فرمود: تنها صاحبان خردناب پندپذيراند، اشاره به گروه مؤمنان و كافران دارد; زيرا آيات ياد شده درصدد توصيف اين دو گروه است.

18- سلامت فكرى رهبرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 3 - 6

6 - لزوم احراز سلامت عملى ، فكرى و روحى رهبران ، در اعتماد به ايشان *

ما ضلّ صاحبكم و ما غوى . و ما ينطق عن الهوى

خداوند، براى جلب اعتماد مردم به پيامبر(صلی الله علیه و آله) سه نكته را بيان فرموده است: 1- عدم گمراهى در زندگى (ما ضلّ) 2- عدم انحراف در فكر (ماغوى); 3- مغلوب نبودن در برابر هواى نفس (و ماينطق عن الهوى).

19- سلامت متقين در بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 46 - 1

1- دعوت از تقواپيشگان براى ورود به بهشت ، همراه با سلامت و امنيت كامل و به دور از هرگونه رنج ، درد ، ناخوشى و ناامنى است .

إن المتقين فى جنّ-ت و عيون

«باء» در «بسلام» در معناى «مصاحبت» به كار رفته است.

20- عوامل سلامت جامعه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 32 - 8

8 - لزوم مبارزه با ريشه ها و علل گناه ، براى تأمين سلامت جامعه

لا تاكلوا اموالكم بينكم بالباطل . .. و لا تقتلوا انفسكم ... و لا تتمنّوا ما فضّل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 25 - 13

13 - دين و عدالت ، مايه قوام و سلامت جامعه است .

و أنزلنا معهم الكتب و الميزان ليقوم الناس بالقسط

21- عوامل سلامت زندگى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 97 - 5

5- تأثير ايمان و عمل ، در سلامت و دلپذيرى زندگى دنيوى انسان

من عمل صلحًا . .. و هو مؤمن فلنحيينّه حيوة طيّبة

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «حياة طيّبة» همين زندگى دنيوى باشد.

22- عوامل مؤثر در سلامت جامعه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 11 - 9

9 - زنان ، همچون مردان ، داراى نقش در سلامت معنوى يا بيمارى اخلاقى جامعه

و لا نساء من نساء

از ارتباط اين آيه با آيه قبل، استفاده مى شود كه براى حفظ برادرى اجتماعى و حاكميت رحمت بر كل جامعه، زنان و مردان سهمى همسان دارند. پس همچنان كه مردان بايد از استهزا بپرهيزند، زنان نيز مكلف اند.

23- منشأ سلامت اجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 71 - 4

4 - سلامت جامعه بشرى و مصون ماندن آن از فساد و تباهى ، در گرو اجراى قوانين الهى و ايستادگى در برابر تمايلات حق ستيزان

و لو اتبع الحقّ أهواءهم لفسدت السموت و الأرض و من فيهنّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 32 - 13

13 - حفظ سلامت و تعادل اجتماعى ، در پرتو به كارگيرى توانايى ها و استعداد هاى مختلف نيرو هاى انسانى

نحن قسمنا بينهم . .. ليتّخذ بعضهم بعضًا سخريًّا

از حكمت الهى و برترى خداوند در برنامه ريزى - كه به طور غير مستقيم از آيه استفاده مى شود - مى توان مطلب بالا را نتيجه گرفت.

21- سلامتي

1- آثار سلامتى قلب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 52 - 10

10 - سلامت دل و ايمان راسخ ، زمينه پرهيز از ستمگرى و عصيان و موجب برخوردارى از هدايت خاص الهى

إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين. فترى الذين فى قلوبهم مرض يسرعون فيهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 110 - 5

5 - ايمان به رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و آيات خداوند منوط به برخوردارى انسان از قلب وبينش سالم است.

و نقلب أفئدتهم . .. كما لم يؤمنوا به أول مرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 24 - 7

7- بهرهورى از مفاهيم عالى وحى ، منوط به داشتن قلب سليم و زمينه ساز تدبر

أفلايتدبّرون . .. أم على قلوب أقفالها

در صورتى كه «أم» به معناى «بل» باشد، مفاد آيه چنين مى شود: اگر در قرآن تدبر شود، حقيقت بر انسان آشكار مى گردد; ولى حق گريزان در نتيجه اعمال خودشان، قلبى بسته و ناتوان از تدبر دارند. در حالى كه تدبر در قرآن، براى قلب سليم و تأثيرپذير، ميسر است.

2- اهميت سلامتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 46 - 5

5- سلامتى و امنيت ، اهميت و ارزشى چشمگير در نزد انسان ها دارد .

ادخلوها بسلم ءامنين

از اينكه خداوند، سلامتى و امنيت را از نخستين پاداشهاى تقواپيشگان در بهشت برشمرده و به انسانها، آنها را نويد داده است، مطلب فوق به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 115 - 15

15- حفظ سلامتى و رفع نياز هاى ضرورى بدن ، داراى اهميت و مورد توجه ويژه در تعاليم دين

إنما حرّم عليكم الميتة . .. فمن اضطرّ غير باغ و لاعاد فإن الله غفور رحيم

از آن جايى كه خداوند خوردنيهاى حرام را در صورت اضطرار (نياز ضرورى بدن و سلامتى جسم به تناول خوردنيهاى حرام) حلال شمرده است، برداشت فوق استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 20 - 19

19 - شب زنده دارى ، نبايد به مقدارى باشد كه به سلامت مؤمنان آسيب رساند و يا مانع از تلاش روزانه براى تأمين زندگى و يا پيكار در راه خدا شود .

فاقرءوا ما تيسّر من القرءان علم أن سيكون منكم مرضى . .. فاقرءوا ما تيسّر منه

3- اهميت سلامتى فرزند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 67 - 10

10- لزوم چاره انديشى و تدبير براى حفظ سلامت فرزندان

يبنىّ لاتدخلوا من باب وحد

4- اهميت سلامتى قلب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 89 - 6

6 - تبلور تمامى ارزش هاى وجودى انسان ، در پاكى و سلامت قلب و روح او از شرك

إلاّ من أتى اللّه بقلب سليم

از اين كه تنها راه نجات و سعادت اخروى، مسأله تقديم قلب سليم (قلب مبرّا از شرك) به پيشگاه خداوند مطرح شده است، برداشت بالا به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 84 - 4،5،6،7

4 - قلب سالم از امراض روحى و اخلاقى ، پايه و اساس خصلت هاى پسنديده و كمالات انسانى

إذ جاء ربّه بقلب سليم

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه از ميان انواع اوصاف پسنديده ابراهيم(ع)، تنها به صفت «قلب سليم» اشاره شده است كه در واقع، شرط بار يافتن به درگاه الهى است. ضمن اين كه نوعاً تمامى خصلت ها و رفتارهاى ناپسند، از قلب ناسالم

نشأت مى گيرد.

5 - نقش قلب سالم و پاك ، در موفقيت رهبران و مبلغان دينى

إذ جاء ربّه بقلب سليم

6 - پاك سازى قلب و دل ، از هرگونه امراض روحى و اخلاقى ، شرط تقرب به خدا و بار يافتن به درگاه او

إذ جاء ربّه بقلب سليم

7 - برخوردار بودن از قلبى سالم و پاك ، نخستين و مهم ترين صفت از اوصاف شيعه و پيرو راستين خط پيامبران

و إنّ من شيعته لإبرهيم . إذ جاء ربّه بقلب سليم

برداشت ياد شده با توجّه به اين نكته است كه خداوند، پس از معرفى ابراهيم(ع) به عنوان شيعه و پيرو نوح پيامبر، او را به داشتن قلب سليم توصيف فرمود.

5- برادران يوسف و سلامتى يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 94 - 1

1- كاروان فرزندان يعقوب با سوغاتى ارزشمند و دليلى روشن بر سلامت يوسف ( ع ) ، از مصر به سوى كنعان حركت كردند .

اذهبوا بقميصى هذا . .. و لما فصلت العير

«فصلت» از مصدر «فصول» گرفته شده است و «فصول» به معناى خارج شدن و جدا گشتن مى باشد.


تفسيرعياشى، ج2، ص196، ح79; نورالثقلين، ج2، ص462، ح185.

6- بشارت سلامتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 24 - 3

3- فرشتگان ، نويد دهنده سلامت به بهشتيان و دورى هر گزند از ايشان

سلم عليكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 32 - 10

10- فرشتگان ، به هنگام قبض روح تقواپيشگان ، حامل پيام سلامتى و خوشحالى براى آنانند .

المتّقين . الذين تتوفّ-هم الملئكة طيّبين يقولون سلم عليكم ادخلوا الجنّة

7- حتميت سلامتى عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 33 - 3

3- سلامت و امنيت كامل براى عيسى ( ع ) در لحظه مرگ و هنگامه رستاخيز ، تضمين شده و تغيير ناپذير است .

والسلم علىّ . .. يوم أموت و يوم أُبعث حيًّا

8- روش سلامتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 62 - 10

10- « شهاب بن عبد ربّه قال : شكوت إلى أبى عبداللّه ( ع ) ما ألقى من الأوجاع والتخم فقال : تغدّ و تعشّ و لاتأكل بينهما شيئاً فإنّ فيه فساد البدن أما سمعت اللّه عزّوجلّ يقول : « لهم رزقهم فيها بكرة و عشيّاً » ;

شهاب بن عبد ربّه گفت: خدمت امام صادق(ع) از دردها و ترش كردن غذا در معده شكايت كردم، پس حضرت فرمود: صبح و پسين غذا بخور و بين آنها چيزى نخور; زيرا خوردن غذا بين اين دو وعده، موجب فساد بدن است. نشنيدى كه خداوند عزّوجلّ مى فرمايد: لهم رزقهم فيها بكرة و عشيّاً».

9- زمينه سلامتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 15 - 7

7- تقوا ، احسان به پدر و مادر ، پرهيز از سلطه جويى و عصيان ، زمينه ساز فرجامى سرشار از سلامت و امنيت كامل است .

برًّا بولديه و لم يكن جبّارًا عصيًّا . و سلم عليه يوم ولد و يوم يموت و يوم يبعث

10- زمينه سلامتى فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 47 - 17

17 - تضمين سلامت و امنيت كامل براى فرعون - در صورت پذيرش ايمان - از جمله پيام هاى الهى براى فرعون بود .

فقولا . .. والسلم على من اتبع الهدى

11- سلامتى آب جارى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 31 - 2

2 - آب هاى روان ، سالم و مرغوب تر از آب هاى راكد

و ماء مسكوب

12- سلامتى اخروى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 32 - 11

11- متقين ، پس از مرگ پيوسته در آسايش و سلامتى اند .

المتّقين . الذين تتوفّ-هم الملئكة طيّبين يقولون سلم عليكم

13- سلامتى اخروى محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 91 - 3

3 - پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، در خير و سلامتى از ناحيه اصحاب اليمين در جهان آخرت

فسلم لك من أصحب اليمين

14- سلامتى اخروى مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 44 - 2

2 - تحيّت بر مؤمنان ، به هنگام لقاءاللّه ، سلامتى و امنيت كامل داشتن است .

تحيّتهم يوم يلقونه سلم

احتمال دارد كه مراد از «سلام»، معناى اصطلاحى آن باشد كه نوعى تحيّت گفتن است و احتمال دارد كه معناى لغوى آن باشد. برداشت ياد شده بر اساس احتمال دوم است.

15- سلامتى اصحاب كهف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 19 - 2

2- بيدارى اصحاب كهف ، همچون خواب شگفت و سلامت جسم شان در آن مدّت طولانى ، آيت و نشانه اى الهى بود .

و كذلك بعثنهم

مشاراليه «ذلك» - كه بعث و بيدارسازى اصحاب كهف به آن تشبيه شده است - خواب طولانى آنان و تدابيرى است كه در مدّت خواب براى سلامت آنان به كار برده شده بود. وجه شبه مورد نظر - آنگونه كه از جمله «ذلك من آيات اللّه من يهد اللّه فهو المهتد» در آيه هفده به دست مى آيد - نشانه بودن و دلالت اين حوادث بر امدادهاى هدايت گرانه خداوند، به موحّدان است.

16- سلامتى برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 68 - 8

8- توصيه يعقوب ( ع ) به فرزندانش ( لزوم اختيار كردن دروازه هاى متعدد براى ورود به مصر ) جز تلاش براى سلامتى فرزندانش ، اثر ديگرى نداشت .

ما كان يغنى عنهم من الله من شىء إلاّ حاجة فى نفس يعقوب قضيها

استثنا در عبارت «إلاّ حاجة . ..» استثناى منقطع است. ظاهر آن است كه ضمير فاعلى در «قضاها» به يعقوب(ع) باز گردد. بر اين اساس معناى «ما كان يغنى ... إلاّ حاجة فى نفس يعقوب قضاها» چنين مى شود: تدبير يعقوب(ع) هرگز بازدارنده آنچه از ناحيه خداوند مقدر شده بود نشد ; لكن يعقوب(ع) خواسته اى داشت كه با دستور خويش (ادخلوا من أبواب متفرقة) عملى ساخت. بر اساس اين معنا مراد از خواسته او (حاجة) انجام وظيفه است و آن راهنمايى فرزندان به اسباب رهايى از خطرات احتمالى است.

17- سلامتى بهشتيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 10 - 7

7 - بهره مندى از سلامتى مطلق ، تحيت و عطيه خداوند به اهل بهشت

و تحيتهم فيها سلم

برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير «هم» در «تحيتهم» مفعول و فاعل آن، ضمير عايد به (اللّه) باشد ; يعنى، تحيت خدا به اهل بهشت، اعطاى سلامتى مطلق به آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 62 - 4،9

4- گفتار بهشتيان با يكديگر ، عارى از ياوه و بيهودگى و سرشار از سلامت خواهى و آرزوى امنيت خواهد بود .

لايسمعون فيها لغوًا إلاّ سلمًا

استثنا در «إلاّ سلاماً» منقطع است; يعنى، «لكن يسمعون سلاماً» و يا «كلاماً سالماً». برخى از مفسران آن را استثناى متصل دانسته و گفته اند: «سلام» - كه دعاى به سلامتى از آفات است - براى بهشتيان جز اكرام و گرامى داشت مفهومى ندارد; زيرا در بهشت آفتى نيست تا دعا به سلامتى از آن لغو نباشد.

9- امنيت و سلامت روح و جسم ، ره آورد ورود به بهشت

لايسمعون فيها لغوًا إلاّ سلمًا و لهم رزقهم فيها

در اين آيه، دو نوع تأمين براى بهشتيان مطرح شده است: 1- امنيت روحى به جهت آن كه سخن ها، همه سلام و ايمنى بخش است; 2- امنيت جسمى كه با تأمين نيازهاى جسمى حاصل است.

18- سلامتى پيروان نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 48 - 2

2- خداوند ، نوح ( ع ) و همراهانش را ، به تأمين سلامتى و نزول نعمت هاى پرخير و بركت نويد داد .

قيل ينوح اهبط بسلم منا و بركت عليك

هر چند نوح(ع) مورد خطاب است و فرمان و اجازه فرود متوجه اوست، ولى به قرينه مقام مى توان گفت: خطاب «اهبط . ..» متوجه همراهان آن حضرت نيز مى باشد و «باء» در «بسلام» براى مصاحبت است. بنابراين آيه شريفه چنين معنا مى شود: «يا نوح اهبط أنت و من معك ...; تو و پيروانت فرود آييد در حالى كه همراه و قرين سلامت، امنيت و بركت خواهيد بود».

19- سلامتى در بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 46 - 8

8 - اصحاب اعراف با فريادى رسا سلامت و امنيت كامل را به مؤمنان راهى بهشت مژده مى دهند .

و نادوا اصحب الجنة أن سلم عليكم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه جمله «سلم عليكم» جمله اى اخبارى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 25 - 1

1 - بهشت ، سرايى است سراسر سلامت ، امنيت و آرامش .

و اللّه يدعوا إلى دارالسلم

20- سلامتى در تكليف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 43 - 7

7 - سلامت و توانايى ، از شرايط مكلف

يدعون إلى السجود و هم سلمون

مطلب ياد شده، از قيد «و هم سالمون» استفاده مى شود.

21- سلامتى دنيوىعيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 33 - 1

1- حضرت عيسى ( ع ) در گهواره ، برخوردارى خود را از سلامت و امنيت كامل ، در مراحل تولد ، مرگ و رستاخيز ، اعلام

كرد .

والسلم علىّ يوم ولدت و يوم أموت و يوم أُبعث حيًّا

«ال» در «السلام» براى استغراق خصوصيات است، يعنى سلام كامل جامع و داراى همه خصوصيات، از همين جهت اين سلام با سلام در مورد حضرت يحيى(ع) از نظر خصوصيات متفاوت است.

22- سلامتى روانى خانواده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 5 - 18

18 - اهتمام اسلام به خانواده و سلامت اعتقادى و روانى آن

و المحصنت من المؤمنت و المحصنت من الذين اوتوا الكتب

23- سلامتى شب قدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قدر - 97 - 5 - 1،2،5

1 - شب قدر ، سراسر خير و سلامتى است .

سلم هى

«سلام»; يعنى، سلامتى و پاك بودن از هر عيب (صحاح). خبر بودن آن براى «هى» - با آن كه مصدر است - مبالغه در بيان سلامتى است. علاوه بر اين، «سلام»، نكره است و بر ناشناخته بودن مقدار عظمت آن دلالت دارد. تقديم خبر بر مبتدا - كه بر حصر دلالت دارد - بر مبالغه افزوده است. بيان سلامتى شب قدر از امور ناپسند، گوياى آن است كه در مقدرات الهى، «شرّ» اصالت ندارد.

2 - سلامتى كامل شب قدر از هر امر ناپسند ، نشان شرافت آن بر هزار ماه

خير من ألف شهر . .. سلم هى

5 - سرشار بودن شب قدر از سلامتى ، تا پايان سپيده دم ادامه دارد .

سلم هى حتّى مطلع الفجر

حرف «حتّى» - كه براى بيان انتهاى غايت است - دلالت دارد كه نكته قبل، شامل زمان طلوع فجر نيز مى شود.

24- سلامتى عقل برگزيدگان بهترين سخن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 18 - 16

16 - تنها ، برگزيدگان و پيروى كنندگان بهترين سخن ، صاحبان عقل سليم و خرداند .

الذين يستمعون القول فيتّبعون أحسنه . .. و أُولئك هم أُولوا الألبب

«لُبّ» (مفرد «ألباب») به معناى عقل سليم و خرد ناب است. گفتنى است تعريف دو جزء مبتدا (أُولئك) و خبر (هُم) مفيد

حصر است.

سلامتى عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 33 - 2،4

2- حضرت عيسى ( ع ) در زمان تولد ، داراى جسم و روحى سالم و آماده رشد و كمال بود .

والسلم علىّ يوم ولدت

4- عيسى ( ع ) با سالم خواندن مرحله ولادت خويش از هر عيب و ناپسندى ، بر مبرّابودن مادرش مريم ( س ) از اتهامات نارواى مردم تأكيد كرد .

والسلم علىّ يوم ولدت

25- سلامتى قلب ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 84 - 1،2،3

1 - ابراهيم ( ع ) ، با قلبى سليم به پيشگاه پروردگار بار مى يافت .

لإبرهيم . إذ جاء ربّه بقلب سليم

2 - ابراهيم ( ع ) ، برخوردار از قلبى سالم و پاك از آفت ها و امراض روحى ، اخلاقى و شخصيتى

إذ جاء ربّه بقلب سليم

«سليم» صفت مشبهه و مشتق از «سلامت» (پاكى از امراض دردها و آفت ها) است. توصيف قلب به «سليم» بودن، اشاره به انواع امراض و آفت هاى روحى، اخلاقى و شخصيتى دارد.

3 - برخوردارى از قلب سليم ، برجسته ترين صفت ابراهيم ( ع )

إذ جاء ربّه بقلب سليم

26- سلامتى قلب پيروان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 84 - 7

7 - برخوردار بودن از قلبى سالم و پاك ، نخستين و مهم ترين صفت از اوصاف شيعه و پيرو راستين خط پيامبران

و إنّ من شيعته لإبرهيم . إذ جاء ربّه بقلب سليم

برداشت ياد شده با توجّه به اين نكته است كه خداوند، پس از معرفى ابراهيم(ع) به عنوان شيعه و پيرو نوح پيامبر، او را به داشتن قلب سليم توصيف فرمود.

27- سلامتى مريم(س)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 20 - 6

6- مريم ( س ) ، هنگام دريافت بشارت تولد عيسى ( ع ) ، در شرايط سنّى مناسب و سلامت جسمى لازم براى باردارى بود .

و لم يمسسنى بشر و لم أك بغيًّا

آنچه در كلام مريم، مانع پيدايش عيسى(ع) قلمداد شده است، به نبود پدر مربوط مى شود و سخنى از آمادگى جسمى نداشتن مريم مطرح نشده است. بنابراين او از اين جهت مشكلى نداشته است.

28- سلامتى نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 48 - 2

2- خداوند ، نوح ( ع ) و همراهانش را ، به تأمين سلامتى و نزول نعمت هاى پرخير و بركت نويد داد .

قيل ينوح اهبط بسلم منا و بركت عليك

هر چند نوح(ع) مورد خطاب است و فرمان و اجازه فرود متوجه اوست، ولى به قرينه مقام مى توان گفت: خطاب «اهبط . ..» متوجه همراهان آن حضرت نيز مى باشد و «باء» در «بسلام» براى مصاحبت است. بنابراين آيه شريفه چنين معنا مى شود: «يا نوح اهبط أنت و من معك ...; تو و پيروانت فرود آييد در حالى كه همراه و قرين سلامت، امنيت و بركت خواهيد بود».

29- سلامتى هنگام قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 15 - 6

6- انسان در لحظه مرگ ( نظير زمان ولادت و هنگامه رستاخيز ) نيازمند سلامت و امنيتى ويژه از جانب خداوند

و سلم عليه يوم ولد و يوم يموت و يوم يبعث حيًّا

نكره بودن «سلام» بيانگر برجستگى آن است و مراد از سلامت هنگام مرگ، در امان بودن از مواجه شدن با امرى ناخوشايند، نظير وحشت و اضطراب و نوميدى و . .. است.

30- سلامتى هنگام مرگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 33 - 6

6- نياز انسان به سلامت و امنيت الهى ، حتى در لحظه مرگ

والسلم علىّ . .. يوم أموت

مراد از سلامت هنگام مرگ، دور ماندن از وحشت، نوميدى، اضطراب و نظاير آن است كه منكران خدا و معاد به آن گرفتار مى شوند.

31- سلامتى هنگام ولادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 15 - 6

6- انسان در لحظه مرگ ( نظير زمان ولادت و هنگامه رستاخيز ) نيازمند سلامت و امنيتى ويژه از جانب خداوند

و سلم عليه يوم ولد و يوم يموت و يوم يبعث حيًّا

نكره بودن «سلام» بيانگر برجستگى آن است و مراد از سلامت هنگام مرگ، در امان بودن از مواجه شدن با امرى ناخوشايند، نظير وحشت و اضطراب و نوميدى و . .. است.

سلامتى يحيى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 15 - 1،2،3

1- حضرت يحيى ( ع ) ، مشمول سلام ويژه خداوند به هنگام تولد ، مرگ و رستاخيز خود

و سلم عليه يوم ولد و يوم يموت و يوم يبعث حيّاً

2- حضرت يحيى ( ع ) به هنگام زاده شدن از هر گزند و كاستى در امان بود و همه زمينه ها و شرايط لازم براى رشد و كمال را داشت .

و سلم عليه يوم ولد

«سلام» داراى چند معنا است، از جمله به معناى سلامتى از هر گزند و آفت است، البته سلام از جانب خداوند جنبه تكوينى دارد و خبر از متن حوادث مى دهد; لذا «سلام عليه»; يعنى، از جانب خداوند عافيت يحيى از هر گزند جسمى و انحراف عقيدتى تضمين شده است.

3- يحيى ( ع ) به هنگام مرگ و در روز رستاخيز ، مصون از هرگونه رنج و عذاب

و سلم عليه . .. يوم يموت و يوم يبعث حيًّا

«ولد» فعل ماضى و «يموت» مضارع است. اين تغيير سياق نشان مى دهد كه مفاد آيه، زمان حيات يحيى را منعكس مى كند كه خداوند در آن زمان از سلامتى او در ميلاد خبر داده و سلامتى مرگ و رستاخيز او را تضمين كرده و نويد مى دهد.

32- علاقه به سلامتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 48 - 4

4- دور بودن از رنج و تعب ، زندگى توأم با سلامتى و امنيت و ماندگارى و جاودانگى ، از امورى كه مورد علاقه شديد انسان است .

لايمسّهم فيها نصب و ما هم منها بمخرجين

ذكر وضعيت متقين در بهشت، به منظور تشويق انسانها جهت پيوستن به صفوف تقواپيشگان است. طبيعى است ذكر اين وضعيت، بايد به گونه اى باشد كه مطلوب انسانها و مورد علاقه آنها باشد.

33- عوامل سلامتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 47 - 16

16 - پيروى از هدايت الهى ، درپى دارنده سلامتى و امنيت است .

والسلم على من اتبع الهدى

«سلام» اسم مصدر از باب تفعيل است و به معناى سلامتى و عافيت از آفت ها مى باشد (لسان العرب). مقصود از سلامت در اين آيه - به قرينه آيه بعد - در امان بودن از عذاب دنيا و آخرت است.

34- عوامل سلامتى اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 46 - 4

4- تقوا ، پيامددار فرجامى سعادتمند همراه با سلامتى و امنيت كامل در آخرت

إن المتقين فى جنّ-ت . .. ادخلوها بسلم ءامنين

35- عوامل سلامتى خانواده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 56 - 5

5 - نقش عميق سرپرست خانواده در مصون داشتن آنان از فساد فراگير جامعه

قالوا أخرجوا ءال لوط من قريتكم

عبارت «أخرجوا آل لوط» (خانواده لوط را از شهرتان بيرون كنيد) نشان مى دهد كه در جامعه فاسدى چون جامعه قوم لوط، تنها خانواده اى كه از فساد ايمن مانده بود، خانواده تحت سرپرستى لوط(ع) بوده است.

36- عوامل مؤثر در سلامتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 80 - 2

2 - تأثير عوامل طبيعت در سلامتى انسان ، به تدبير و هدايت تكوينى خداوند

و إذا مرضت فهو يشفين

انسان براى درمان بيمارى خود، نيازمند مصرف دارو است. بنابراين نسبت داده شدن شفاى مريض به خداوند، بيانگر آن است كه نقش دارو در درمان انسان، به اراده و تدبير خدا بستگى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 42 - 6

6 - نقش آب سرد جوشيده از زمين ، در سلامتى انسان و برطرف كردن برخى از بيمارى هاى جسمى

هذا مغتسل بارد و شراب

37- عوامل مؤثر در سلامتى خانواده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 57 - 6

6 - تأثير جدّى جامعه فاسد و منحرف بر سلامت خانواده

فأنجينه و أهله إلاّامرأته

خانواده لوط با اين كه تحت اِشراف نيرومند وى، از هجوم فساد فراگير جامعه درامان ماندند; اما جامعه فاسد سرانجام تأثير مخرب خود را گذاشت و همسر وى را از او جدا ساخت.

38- مسؤول سلامتى فرزند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 68 - 11

11- تلاش براى تأمين سلامت فرزندان از وظايف پدران

إلاّ حاجة فى نفس يعقوب قضيها

39- منشأ سلامتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 78 - 16

16 - خداوند ، منشأ تمام نعمت ها ( مانند سلامتى ، امنيت و گشايش روزى ) و تمام بلا ها ( از قبيل بيمارى ، ترس و گرسنگى )

و ان تصبهم حسنةٌ يقولوا هذه من عند اللّه و ان تصبهم سيّئة يقولوا هذه من عندك قل

از ائمه معصومين (ع) در معناى حسنات و سيئات در آيه فوق روايت شده است: . .. الصحة و السلامة و الامن و السعة فى الرزق و قد سمّاها اللّه حسنات ... يعنى بالسيّئة هاهنا المرض و الخوف و الجوع ... .


تفسير قمى، ج 1، ص 144 ; نورالثقلين، ج 1، ص 519، ح 416.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 15 - 6

6- انسان در لحظه مرگ ( نظير زمان ولادت و هنگامه رستاخيز ) نيازمند سلامت و امنيتى ويژه از جانب خداوند

و سلم عليه يوم ولد و يوم يموت و يوم يبعث حيًّا

نكره بودن «سلام» بيانگر برجستگى آن است و مراد از سلامت هنگام مرگ، در امان بودن از مواجه شدن با امرى ناخوشايند، نظير وحشت و اضطراب و نوميدى و . .. است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 10 - 9

9 - مقام قرب الهى ، مقام امن و سلامت

إنّى لايخاف لدىّ المرسلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 34 - 2

2 - سلامت و نابودى انسان در پهنه طبيعت ، در گرو مشيت الهى است .

إن يشأ . .. يوبقهنّ

40- منشأ سلامتى عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 33 - 1

1- حضرت عيسى ( ع ) در گهواره ، برخوردارى خود را از سلامت و امنيت كامل ، در مراحل تولد ، مرگ و رستاخيز ، اعلام كرد .

والسلم علىّ يوم ولدت و يوم أموت و يوم أُبعث حيًّا

«ال» در «السلام» براى استغراق خصوصيات است، يعنى سلام كامل جامع و داراى همه خصوصيات، از همين جهت اين سلام با سلام در مورد حضرت يحيى(ع) از نظر خصوصيات متفاوت است.

41- منشأ سلامتى نوزاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 189 - 12

12 - والدين در دوران جنينى كودك ، تنها خداوند را در اعطاى فرزندى سالم مؤثر مى دانند .

لئن ءاتيتنا صلحاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 190 - 3،7

3 - اعطاى فرزند و تأمين سلامت او به دست خدا و در اختيار اوست .

فلما ءاتيهما صلحاً

7 - انسان ها پس از برخوردار شدن از فرزند سالم ، على رغم اعتقادشان بر يگانگى خدا در آفرينش و تأمين سلامت جنين ، به شرك مى گرايند و غير او را در آفرينش و سلامت كودكشان مؤثر مى پندارند .

لئن ءاتيتنا . .. فلما ءاتيهما صلحاً جعلا له شركاء

42- نشانه هاى سلامتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 80 - 4

4 - حق شنوى و حق پذيرى ، نشانى از حيات جان و سلامت روان انسان در بينش الهى

إنّك لاتسمع الموتى . .. إذا ولّوا مدبرين

خداوند، كافران حق ناپذير را هم مرده خوانده است و هم ناشنوا، اين نشان مى دهد كسانى كه حق را به جان مى پذيرند و سخن حق را به گوش دل مى شنوند، نه مرده اند و نه ناشنوا.

43- نشانه هاى سلامتى ادراك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 39 - 10

10 - ايمان به آيات الهى، نشانه سلامت درك و انديشه

و الذين كذبوا بأيتنا صم و بكم فى الظلمت . .. يجعله على صرط مستقيم

44- نشانه هاى سلامتى قلب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 85 - 3

3 - دورى از شرك ، نشانه سلامت قلب و دل است .

إذ جاء ربّه بقلب سليم . إذ قال لأبيه و قومه ماذا تعبدون

برداشت ياد شده از آن جا است كه جمله «إذ قال لأبيه. ..»، بدل اشتمال از «إذ جاء ربه بقلب سليم» است; يعنى، چون ابراهيم(ع) داراى قلب سليم بود، اين سخن ضد شرك از او صادر شده است.

45- نعمت سلامتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 7 - 8

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 8 - 8

8 - « فى المجمع ، فى تفسير قوله تعالى « ثمّ لتسئلنّ يومئذ عن النعيم » ] هو الأمن و الصحّة . . . روى ذلك عن أبى جعفر ( ع ) و أبى عبداللّه ( ع ) ;

در «مجمع البيان» درباره تفسير سخن خداوند «. .. عن النعيم» آمده: «نعيم» امنيت و سلامتى است ... اين مطلب از امام باقر و امام صادق(ع) روايت شده است».

46- نقش سلامتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 4 - 6

6 - شايستگى فرد براى ترجيح او بر ديگران در پند و اندرز ، به سلامتى كامل ، بينايى و فعال بودن تمام قواى جسمى وى وابسته نيست .

أن جاءه الأعمى . .. و ما يدريك لعلّه ... يذّكّر

47- نياز به سلامتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 15 - 6

6- انسان در لحظه مرگ ( نظير زمان ولادت و هنگامه رستاخيز ) نيازمند سلامت و امنيتى ويژه از جانب خداوند

و سلم عليه يوم ولد و يوم يموت و يوم يبعث حيًّا

نكره بودن «سلام» بيانگر برجستگى آن است و مراد از سلامت هنگام مرگ، در امان بودن از مواجه شدن با امرى ناخوشايند، نظير وحشت و اضطراب و نوميدى و . .. است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 33 - 6

6- نياز انسان به سلامت و امنيت الهى ، حتى در لحظه مرگ

والسلم علىّ . .. يوم أموت

مراد از سلامت هنگام مرگ، دور ماندن از وحشت، نوميدى، اضطراب و نظاير آن است كه منكران خدا و معاد به آن گرفتار مى شوند.

48- يعقوب(ع) و سلامتى فرزندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 68 - 10

10- يعقوب ( ع ) آنچه وظيفه او براى تأمين سلامت فرزندانش بوده ، به كار بست .

إلاّ حاجة فى نفس يعقوب قضيها

22- سلطه طلبي

1- آثار اجتناب از سلطه طلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 15 - 7

7- تقوا ، احسان به پدر و مادر ، پرهيز از سلطه جويى و عصيان ، زمينه ساز فرجامى سرشار از سلامت و امنيت كامل است .

برًّا بولديه و لم يكن جبّارًا عصيًّا . و سلم عليه يوم ولد و يوم يموت و يوم يبعث

2- آثار سلطه طلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 83 - 11

11 - خودكامگى ، سلطه مدارى و خوى اسراف گرى ، زمينه ساز رويارويى با پيامبران الهى است .

على خوف من فرعون . .. إن فرعون لعال فى الأرض و انّه لمن المسرفين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 14 - 9،10

9- استكبار ، سلطه جويى و سركشى ، مانع رشد و تكامل انسان است .

و ءاتينه . .. زكوة و كان ... و لم يكن جبّارًا عصيًّا

جمله «لم يكن. ..» عطف است بر جمله «كان...» در آيه قبل و بيانگر علتى ديگر براى «آتيناه الحكم ... و زكاة».

10- گردن فرازى و سلطه جويى ، زمينه ساز عصيان و گناه است .

و لم يكن جبّارًا عصيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 32 - 8

8- استبداد ، حق ستيزى و سلطه گرى از موجبات شقاوت و تيره بختى است .

و لم يجعلنى جبّارًا شقيًّا

«شقيّاً» مى تواند صفت توضيحى براى «جبّاراً» باشد، يعنى اگر كسى جبار شد، شقى خواهد بود.

3- آثار سلطه طلبى اشراف فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 46 - 8

8 - روحيه خود بزرگ بينى و سلطه طلبى فرعون و اشراف دربار او ، مانع از پذيرش دعوت موسى و هارون

فاستكبروا و كانوا قومًا عالين

جمله «و كانوا قوماً عالين» تعليل براى «فاستكبروا» است; يعنى، چون آنان مردمى متكبر بودند، از پذيرش دعوت حضرت موسى و هارون امتناع كردند.

4- آثار سلطه طلبى فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 83 - 10،12

10 - خودكامگى ، سلطه مدارى و خوى اسراف گرانه فرعون ، عامل رويارويى وى با موسى ( ع ) و آزار و اذيت پيروانش بود .

فما ءامن لموسى إلا ذرية من قومه على خوف من فرعون و ملإيهم أن يفتنهم و إن فرعون ل

12 - خودكامگى و سلطه مدارى فرعون ، عامل ايجاد اختناق و خفقان در سرزمين مصر بود .

فما ءامن . .. إلا ذرية ... على خوف من فرعون و ملإيهم أن يفتنهم و إن فرعون لعال ف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 46 - 8

8 - روحيه خود بزرگ بينى و سلطه طلبى فرعون و اشراف دربار او ، مانع از پذيرش دعوت موسى و هارون

فاستكبروا و كانوا قومًا عالين

جمله «و كانوا قوماً عالين» تعليل براى «فاستكبروا» است; يعنى، چون آنان مردمى متكبر بودند، از پذيرش دعوت حضرت موسى و هارون امتناع كردند.

5- اجتناب از سلطه طلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 32 - 7

7- لزوم پرهيز از زورگويى ، سلطه گرى و آنچه موجب تيره بختى است .

و لم يجعلنى جبّارًا شقيًّا

6- سلطه طلبى اشراف فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 46 - 7

7 - فرعون و اشراف حكومت او ، اشخاصى برترى جو و سلطه طلب بودند .

و كانوا قومًا عالين

7- سلطه طلبى فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 46 - 7

7 - فرعون و اشراف حكومت او ، اشخاصى برترى جو و سلطه طلب بودند .

و كانوا قومًا عالين

8- سلطه طلبى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 2 - 5

5 - تلاش جبهه كفر براى سلطه بر مسلمانان ، از طريق روش هاى دقيق و آميخته با مهارت *

إن يثقفوكم

برداشت ياد شده با توجه به معناى «ثقف» كه در آن، مهارت در انجام كار نهفته است (مفردات راغب).

9- يحيى(ع) و سلطه طلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 14 - 5

5- حضرت يحيى ( ع ) ، شخصيتى مبرّا از گردن فرازى ، بزرگ نمايى ، سلطه جويى ناحق و اعراض از حاجات مردم

و لم يكن جبّارًا عصيًّا

«جبّار» صيغه مبالغه و به معناى گردن فرازى است كه براى ديگران برخود حقى قائل نيست (لسان العرب) و به معناى «سلطه جو» و «كسى كه به دروغ مدعى درجه اى از كمال باشد» نيز آمده است (مفردات راغب). «عصىّ» صيغه مبالغه است و به قرينه «برّاً» و «جبّاراً» كه در رابطه با مردم است، مراد از «عصىّ» نيز سرپيچى از برآوردن حاجات مردم و تواضع نداشتن در برابر آنها است. به كاربردن صيغه مبالغه در كلامِ منفى، براى مبالغه در نفى است.

سلطه طلبان

10- امكانات مادى سلطه طلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 36 - 11

11 - قدرت و امكانات مادى كافران و سلطه طلبان ، مايه نجات آنان از هلاكت و قهر الهى نخواهد بود .

و كم أهلكنا قبلهم من قرن هم أشدّ منهم بطشًا . .. هل من محيص

11- حتميت هلاكت سلطه طلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 36 - 11

11 - قدرت و امكانات مادى كافران و سلطه طلبان ، مايه نجات آنان از هلاكت و قهر الهى نخواهد بود .

و كم أهلكنا قبلهم من قرن هم أشدّ منهم بطشًا . .. هل من محيص

12- قدرت سلطه طلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 36 - 11

11 - قدرت و امكانات مادى كافران و سلطه طلبان ، مايه نجات آنان از هلاكت و قهر الهى نخواهد بود .

و كم أهلكنا قبلهم من قرن هم أشدّ منهم بطشًا . .. هل من محيص

23- سلوك

1- آثار سلوك سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 7 - 20

20 - توبه و پيمودن راه خدا ( عمل به تعاليم الهى ) ، دو عنصر لازم براى نجات انسان از دوزخ است .

فاغفر للذين تابوا و اتّبعوا سبيلك و قهم عذاب الجحيم

2- آثار سلوك صراط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 28 - 2

2 - تنها آن كسانى از تعاليم قرآن بهره مى برند كه خواهان حركت در راه راست باشند .

لمن شاء منكم أن يستقيم

3- تشويق به سلوك سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 7 - 21

21 - تشويق خطاكاران به توبه و پيمودن راه درست از سوى خداوند

فاغفر للذين تابوا و اتّبعوا سبيلك و قهم عذاب الجحيم

4- راههاى سلوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 25 - 2

2 - پرستش خداى يگانه ، راهى به سوى خدا و منتهى به لقاى او است .

و يصدّون عن سبيل اللّه

«سبيل اللّه» يعنى راه خدا «راه خدا» مى تواند به معناى راهى باشد كه «خدا براى اهل ايمان ترسيم و تعيين كرد» و يا مى تواند به معناى راهى باشد كه «به سوى خدا و به او منتهى مى شود». برداشت فوق بر پايه معناى دوم است.

5- روش سلوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 35 - 14

14 - فلاح و رستگارى در گرو تقواپيشگى ، پى جويى شيوه ها و ابزار هاى سير و سلوك تا مقام قرب خداوند و پيكار در راه او

اتقوا اللّه و ابتغوا إليه الوسيلة و جهدوا فى سبيله لعلكم تفلحون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 7 - 17

17 - اسلام ، راهى است تعيين شده از سوى خداوند براى سير و سلوك بشر .

و اتّبعوا سبيلك

مقصود از «سبيلك» (راه خدا)، اسلام و رهنمودهاى آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 37 - 3

3 - قرآن ، راه حركت انسان به سوى خداوند است .

و من يعش عن ذكر الرحمن . .. ليصدّونهم عن السبيل

با توجه به توضيح برداشت قبل و اين كه مراد از «ذكر الرحمان» قرآن باشد، مطلب ياد شده به دست مى آيد.

6- زمينه سلوك صراط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 118 - 3

3 - پيمودن صراط مستقيم ، نيازمند هدايت الهى است .

و هدينهما الصرط المستقيم

از اين كه خداوند به عنوان امتنان بر موسى و هارون (عليهماالسلام) مسأله اعطاى صراط مستقيم را مطرح فرمود، مى توان برداشت بالا را به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 20 - 17

17 - مؤمنان ، نيازمند امداد هاى مادى و معنوى خداوند ، براى حركت مداوم در طريق دين و ارزش ها

لتكون ءاية للمؤمنين و يهديكم صرطًا مستقيمًا

تعبير «لتكون. ..» اخبارى است كه حكايت از واقعيت نياز انسان به آيات و رهنمودهاى خداوند دارد. تداوم اين نياز از

«يهديكم» - كه به صورت فعل مضارع آمده - استفاده مى شود.

7- سلوك در صراط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 153 - 7،14

7 - وجوب پيروى از قوانين دين و حركت در صراط مستقيم الهى

و أن هذا صرطى مستقيماً فاتبعوه

14 - سلوك در صراط مستقيم (عمل به قوانين دين) و پرهيز از حركت در راههاى غير الهى، توصيه خدا به انسانهاست.

ذلكم وصيكم به

8- سلوك صراط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 61 - 3

3 - بودن در صراط مستقيم ، خواسته و آرمان انسان ها است .

و أن اعبدونى هذا صرط مستقيم

برداشت ياد شده بر اين اساس استوار است كه جمله «هذا صراط مستقيم»، تعليل براى امر به عبادت (أن اعبدونى) باشد و چون تعليل بايد به امرى مسلّم و روشن انجام گيرد. پس بودن در صراط مستقيم براى آدمى، امرى مسلّم و پذيرفته شده است.

9- صبر در سلوك راه خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 17 - 9

9 - حركت در مسير خدا و احياى ارزش ها ، درپى دارنده دشوارى ها و نيازمند شكيبايى است .

أقم الصلوة و أمر بالمعروف و انه عن المنكر . .. و اصبر على ما أصابك

10- فرصت سلوك سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 21 - 3

3 - لحظه مرگ ، لحظه پايان فرصت براى حركت در راه خدا است .

ثمّ السبيل يسّره . ثمّ أماته

حرف «ثمّ» براى ترتيب زمانى است و دلالت مى كند كه با فرا رسيدن مرگ، فرصت حركت در راه خدا سپرى شده است.

11- مراحل سير و سلوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 19 - 6

6 - در مسير حركت به سوى خداوند ، انسان از مراحلى گوناگون و مترتب بر يكديگر خواهد گذشت .

إنّك كادح إلى ربّك كدحًا . .. لتركبنّ طبقًا عن طبق

12- مشكلات سلوك راه خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 17 - 9

9 - حركت در مسير خدا و احياى ارزش ها ، درپى دارنده دشوارى ها و نيازمند شكيبايى است .

أقم الصلوة و أمر بالمعروف و انه عن المنكر . .. و اصبر على ما أصابك

13- منشأ سلوك صراط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 29 - 1

1 - تصميم انسان به آموختن و پيمودن راه راست ، در گرو اراده و خواست خداوند است .

و ما تشاءون إلاّ أن يشاء اللّه

مفعول محذوف «و ما تشاءون» - به قرينه آيه قبل - تعبيرى نظير «أن تستقيموا» است.

14- منشأ سهولت سلوك صراط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 20 - 1

1 - خداوند ، پيمودن راه طاعت و حركت در راه راست را ، براى انسان ها آسان ساخته است .

ثمّ السبيل يسّره

«ال» در «السبيل» بيانگر ماهيت است. كلمه «السبيل» گرچه مطلق است، ولى به قرينه سياق آيه - كه در مقام بيان معذور نبودن كافران است - مراد راه طاعت خداوند است.

15- موانع سلوك سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 26 - 17

17 - پيروى از هواى نفس ، ناسازگار با حركت در مسير خدا و مانعى بزرگ و خطرى جدى بر سر راه كمال آدمى

و لاتتّبع الهوى فيضلّك عن سبيل اللّه

16- نعمت سلوك سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 20 - 6

6 - فراهم بودن زمينه آشنايى با راه خدا و آسان بودن سلوك آن ، نعمتى سزاوار شكرگزارى است .

قتل الإنسن ما أكفره . .. ثمّ السبيل يسّره

چنانچه كفر در «ما أكفره» به معناى كفران نعمت باشد; آيات پس از آن - از جمله اين آيه - درصدد بيان نعمت هايى خواهد بود كه ناسپاسى آنها، موجب نفرين خداوند است.

24- سلوي

1- استفاده ز نعمت سلوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 160 - 22

22 - بهره گيرى از « منّ » و « سلوى » و روزى هاى پاكيزه ، توصيه خداوند به بنى اسرائيل

كلوا من طيبت ما رزقنكم

برداشت فوق با توجه به فعل امر (كلوا)، استفاده شده است.

2- بنى اسرائيل و خوردنى سلوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 57 - 12

12 - قوم موسى با بهره گيرى حرام از « منّ » و « سلوى » مرتكب گناه شده ، بر خود ستم كردند . *

كلوا من طيبت ما رزقنكم و ما ظلمونا و لكن كانوا أنفسهم يظلمون

جمله «و لكن كانوا . ..» دلالت بر آن دارد كه قوم موسى مرتكب حرام خوارى شدند. به نظر مى رسد از مصداقهاى حرام خوارى آنان - به قرينه وقوع جمله مذكور پس از بيان نزول منّ و سلوى - بهره گيرى حرام از منّ و سلوى، همانند تجاوز به سهم ديگران باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 1،18،19

1 - بنى اسرائيل ، از بسنده كردن به « منّ » و « سلوى » ناخشنود بوده ، و از اكتفا كردن به آن اظهار ناشكيبايى مى كردند .

لن نصبر على طعام وحد

مراد از «طعام واحد» به قرينه آيه 57 «من» و «سلوى» مى باشد.

18 - بنى اسرائيل ، در صورت دستيابى به خوراكى هاى دلخواه ( سبزيجات و . . . ) از « منّ » و « سلوى » محروم مى شدند .

قال أتستبدلون الذى هو أدنى بالذى هو خير

با وجود اينكه در سخنان بنى اسرائيل اين معنا نبود كه «منّ» و «سلوى» نمى خواهيم، ولى خداوند يا موسى(ع) در پاسخ

آنان، جمله «أتستبدلون» (چرا معاوضه مى كنيد) را به كار برد تا به اين نكته اشاره كند كه: دستيابى به خوراكيهاى ياد شده، موجب محروميت شما از «منّ» و «سلوى» خواهد شد.

19 - بنى اسرائيل ، مردمى ناسپاس در برابر نعمت هاى ارزشمند الهى ( منّ و سلوى )

لن نصبر على طعام وحد . .. قال أتستبدلون الذى هو أدنى

3- خوردنى سلوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 80 - 6

6 - خداوند ، بر بنى اسرائيل زمان موسى ( ع ) ، خوردنى هاى « منّ » ( ترنجبين ) و « سلوى » ( بلدرچين ) نازل كرد .

و نزّلنا عليكم المنّ والسلوى

«منّ» قطراتى است كه از آسمان بر درخت ها و سنگ ها مى نشيند و به صورت عسل در مى آيد. طعم آن شيرين است و مانند شيره درخت خشك مى شود (قاموس). برخى از مفسران آن را ترنجبين معنا كرده اند. «سلوى»، پرنده اى است شبيه كبوتر با پا و گردنى درازتر كه حركتى سريع دارد و رنگ آن شبيه رنگ بلدرچين است (مصباح). برخى آن را همان بلدرچين مى دانند.

4- زمينه نعمت سلوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 160 - 20

20 - پديدار شدن ابر بر فراز قوم موسى ، زمينه فرود آمدن منّ و سلوى براى آنان *

و ظلّلنا عليهم الغمم و أنزلنا عليهم المن و السلوى

عطف شدن «أنزلنا . .. » بر جمله «ظلّلنا ... » مى تواند حاكى از ارتباط ميان آمدن ابر با نزول منّ و سلوى باشد.

5- نزول سلوى بر بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 57 - 3،5،6

3 - خداوند ، براى تغذيه قوم موسى - به هنگام عبورشان از صحرا - براى آنان « منّ » ( ترنجبين ) و « سلوى » ( بلدرچين ) فرو فرستاد .

و أنزلنا عليكم المنّ و السلوى

كلمه «منّ» در لغت به ترنجبين و نيز به شربتى شيرين، همانند عسل معنا شده است و در معناى «سلوى» گفته شده كه پرنده اى است سفيد رنگ همانند بلدرچين و برخى نيز گفته اند «سلوى» همان بلدرچين است.

5 - نزول « منّ » و « سلوى » بر بنى اسرائيل و نجاتشان از حرارت شديد خورشيد با ابر هاى سايه گستر ، پس از حادثه صاعقه زدگى و زنده شدن آنان بود .

ثم بعثنكم . .. و ظللنا عليكم الغمام

عطف جمله «ظللنا . ..» بر «بعثناكم ...» اقتضا مى كند كه گفته شود: داستان سايه گستر شدن ابرها و نزول «منّ» و «سلوى» پس از داستان صاعقه، تحقق يافته باشد.

6 - قرار دادن ابر هاى سايه گستر و نازل كردن « منّ » و « سلوى » از معجزات ارائه شده به قوم موسى

و ظللنا عليكم الغمام و أنزلنا عليكم المنّ و السلوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 80 - 6،7،8

6 - خداوند ، بر بنى اسرائيل زمان موسى ( ع ) ، خوردنى هاى « منّ » ( ترنجبين ) و « سلوى » ( بلدرچين ) نازل كرد .

و نزّلنا عليكم المنّ والسلوى

«منّ» قطراتى است كه از آسمان بر درخت ها و سنگ ها مى نشيند و به صورت عسل در مى آيد. طعم آن شيرين است و مانند شيره درخت خشك مى شود (قاموس). برخى از مفسران آن را ترنجبين معنا كرده اند. «سلوى»، پرنده اى است شبيه كبوتر با پا و گردنى درازتر كه حركتى سريع دارد و رنگ آن شبيه رنگ بلدرچين است (مصباح). برخى آن را همان بلدرچين مى دانند.

7 - نزول « منّ و سلوى » بر بنى اسرائيل ، پس از نجات آنان از چنگال فرعون و استقرار آنها در بيابان بوده است .

قد أنجينكم . .. وعدنكم ... و نزّلنا عليكم المنّ والسلوى

نزول «منّ و سلوى»، نشان عارى بودن منطقه از مواد غذايى متداول و بيابانى بودن محيط استقرار آنها است.

8 - نزول « منّ و سلوى » ، از معجزات ارائه شده به قوم موسى ( ع )

و نزّلنا

اختصاص يافتن «منّ و سلوى» از بين خوراكى ها و يادآورى نزول آن بر بنى اسرائيل، نشان از غير عادى بودن نزول آن دو دارد.

6- نزول نعمت سلوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 80 - 9

9 - نجات بنى اسرائيل از فرعونيان و دعوت آنان به كوه طور براى مناجات و فرو فرستادن منّ و سلوى بر آنان ، از نعمت هاى خداوند بر بنى اسرائيل در زمان موسى ( ع )

يبنى اسرءيل قد أنجينكم . .. و نزّلنا عليكم المنّ والسلوى

7- نعمت سلوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 160 - 18،19،26

18 - خداوند براى تغذيه قوم موسى به هنگام عبورشان از صحراى سوزان ، بر آنان منّ و سلوا فرو فرستاد .

و أنزلنا عليهم المن و السلوى

كلمه «منّ» در لغت به ترنجبين و نيز شربتى شيرين همانند عسل معنا شده است و در معناى «سلوى» گفته شده كه پرنده اى است سفيد رنگ همانند بلدرچين و برخى گفته اند «سلوى» همان بلدرچين است.

19 - « منّ » و « سلوى » خوراكى پاكيزه و از روزى هاى عطا شده به بنى اسرائيل

و أنزلنا عليهم المن و السلوى كلوا من طيبت ما رزقنكم

26 - ظهور معجزاتى متعدد ( پديد آمدن آب ، سايه ، نزول منّ و سلوى ) براى قوم موسى در پى عبورشان از دريا

فانبجست . .. ظلّلنا عليهم الغمم و أنزلنا عليهم المن و السلوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 81 - 1

1 - « منّ و سلوى » ، عطيه الهى به بنى اسرائيل و از روزى هاى پاكيزه و گوارا

و نزّلنا عليكم المنّ والسلوى . كلوا من طيّبت ما رزقنكم

طيب، چيزى است كه قواى حسى و نفس آدمى از آن لذت ببرد (مفردات راغب). «طاب»; يعنى، لذيذ و پاكيزه شد (قاموس). البته يكى از معانى «طيّب»، «حلال» است، ولى چون همه رزق هاى الهى حلال مى باشد، معنايى كه مفهوم آن تقسيم رزق به حلال و حرام است، معناى مناسبى نخواهد بود.

25- سليمان(ع)

1- آبادانى در دوران سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 37 - 5

5 - شياطين جنى ، در خدمت آبادانى قلمرو حكومت سليمان ( ع ) بودند .

و الشيطين كلّ بنّاء و غوّاص

2- آثار امتحان سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 35 - 1

1 - طلب آمرزش سليمان ( ع ) از پروردگار ، در پى آزمايش الهى

و ألقينا على كرسيّه جسدًا ثمّ أناب . قال ربّ اغفرلى

3- آثار تدبير سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 43 - 5

5 - تأثير عميق تدبير سليمان ( ع ) در فاصله گرفتن بلقيس از آيين شرك آلود خويش

فلمّا جاءت . .. و كنّا مسلمين . و صدّها... إنّها كانت من قوم كفرين

از ارتباط آيه ياد شده با آيات پيش استفاده مى شود كه تدبير سليمان(ع) باعث شد كه بلقيس از شرّ رفتار شرك آلود خود رهايى يابد و به دامن توحيد و يكتاپرستى بازگردد; و گرنه بر اثر خو گرفتن به عادات قوم خود، همچنان در گمراهى مى ماند.

4- آثار سان ديدن سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 32 - 5،10

5 - سان ديدن سليمان ( ع ) از اسب ها و علاقه شديد او به آنها ، موجب غفلت او از ياد خدا گشت .

إنّى أحببت حبّ الخير عن ذكر ربّى حتّى توارت بالحجاب

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه «عن» در «عن ذكر ربّى» به معناى «على» و «أحببت» به معناى «آثرت» (ترجيح دادم) باشد; يعنى، من آن چنان به دوستى با اسب ها سرگرم شدم كه آن را بر ياد خدا ترجيح دادم و از او غافل ماندم; تا آن كه آفتاب غروب كرد و يا اين كه اسب ها از نظرم پنهان شدند.

10 - اظهار پشيمانى كردن سليمان ( ع ) و مورد سرزنش قرار دادن خود به خاطر غفلت كردن از ياد خدا ، در اثر سان ديدن طولانى از اسب ها

فقال إنّى أحببت حبّ الخير عن ذكر ربّى حتّى توارت بالحجاب

در صورتى كه معناى آيه شريفه، اين باشد كه سليمان(ع) به خاطر علاقه به اسب ها از ياد خدا غفلت ورزيد; قهراً سخن آن حضرت (فقال إنّى. ..) نوعى سرزنش خود و اظهار پشيمانى محسوب مى شود.

5- آثار علم سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 17 - 6

6 - علم و دانش سليمان ، زمينه ساز دستيابى او به قدرت و به خدمت گرفتن آن در مسير اهداف الهى

و لقد ءاتينا داود و سليمن علمًا. .. و أوتينا من كلّ شىء... جنوده من الجنّ و الإ

طرح علم گسترده سليمان، پيش از بيان عظمت سپاه و قدرت برتر نظامى وى، مى تواند اشاره به مطلب فوق داشته باشد.

6- آثار قدرت سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 44 - 9

9 - پى بردن و اعتراف بلقيس به گذشته نادرست و كفرآميز خويش پس از مشاهده يكى ديگر از جلوه هاى قدرت خارق العاده سليمان ( ع )

فلمّا رأته . .. قالت ربّ إنّى ظلمت نفسى

مطلب ياد شده از آن جا است كه ملكه سبا بى آنكه توضيحى اضافى براى او داده شود صرفاً با مشاهده امور شگفتى چون تخت و صحن شيشه اى، بى تأمل اظهار ايمان كرد.

7- آثار موضعگيرى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 38 - 3

3 - عزم ملكه سبا بر تسليم شدن در برابر سليمان ( ع ) ، پس از رد هداياى وى

قبل أن يأتونى مسلمين

از سخنان سليمان و تعبير «قبل أن يأتونى مسلمين» استفاده مى شود كه بلقيس مصمم بر تسليم شده بود و سليمان از قبل آن را مى دانست.

8- آمادگى نظامى سپاه سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 17 - 3

3 - وجود تمرين ، آموزش و آماده سازى مستمر در سپاه سليمان

فهم يوزعون

«وَزْع» به معناى مرتب كردن، به صف كردن و آرايش دادن لشگر براى جنگ

9- آورنده نامه سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 29 - 3

3 - عدم اطلاع بلقيس از مشخصات آورنده نامه سليمان

إنّى أُلقى إلىّ

مجهول آمدن فعل «أُلقى» نشانگر آن است كه هدهد، نامه سليمان را طورى به سوى ملكه انداخت كه كسى متوجه او نشد.

10- ابزار تبليغ سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 44 - 17

17 - امكانات مادى و قدرت خارق العاده سليمان ( ع ) در خدمت تبليغ دين و هدايت مردم

قال إنّه صرح ممرّد . .. قالت ... و أسلمت مع سليمن للّه ربّ العلمين

ماجراى اتفاق افتاده ميان سليمان(ع) و بلقيس، بيانگر مطلب فوق است.

11- ابزار كتابت در دوران سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 28 - 9

9 - ظرافت ابزار مورد استفاده براى كتابت ( كاغذ ، پوست و . . . ) در عهد سليمان ( ع )

اذهب بكتبى هذا فألقه إليهم

از آن جا كه پيكى چون هدهد تنها مى تواند حامل اشيايى سبك و كوچك باشد، مطلب ياد شده را مى توان استفاده كرد.

12- اتقان قضاوت سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 27 - 4

4 - قضاوت و تصميم گيرى هاى سليمان ، براساس تحقيق و اطلاعات متقن بود .

قال سننظر أصدقت أم كنت من الكذبين

با اين كه گزارش هاى صريح و استدلال هاى عميق توحيدى هدهد، نشانگر صداقت و حقانيت او بود، اما سليمان بدان ها بسنده نكرد و درصدد تحقيق جدى برآمد.

13- اتكاى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 14 - 12

12 - سليمان ( ع ) ، عصايى داشت كه بر آن تكيه مى كرد و پس از مرگش نيز مدتى بر آن تكيه داشت .

فلمّا قضينا عليه الموت ما دلّهم على موته إلاّ دابّة الأرض تأكل منسأته فلمّا خرّ

14- اجابت دعاى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 36 - 1

1 - دعاى سليمان ( ع ) براى دستيابى به پادشاهى بى نظير ، مورد استجابت خدا قرار گرفت .

و هب لى ملكًا . .. فسخّرنا له الريح

از فاى تفريع «فسخّرنا. ..» استفاده مى شود كه خداوند، دعاى سليمان(ع) را مستجاب كرد و براى تقويت ملك او نيروى باد را در اختيارش گذاشت.

اختلاف داود(ع) و سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 78 - 5

5- داوود و سليمان ( ع ) ، در تطبيق و چگونگى پياده كردن حكم خدا در باره خسارت مزرعه تلف شده به وسيله گوسفندان ، اختلاف نظر داشتند .

و داود و سليمن إذ يحكمان فى الحرث إذ نفشت فيه غنم القوم و كنّا لحكمهم شهدين

نوع مفسران برآنند كه «ففهّمناها» مى رساند كه خداوند نظر سليمان را تأييد كرد. از سوى ديگر، جمله هاى «كنّا لحكمهم شاهدين» و «و كلاًّ آتينا حكماً و علماً» مى فهماند كه نظر هر دو براساس نظارت، حكم و علم الهى بوده است. جمع ميان

اين دو سخن، به اين است كه بگوييم: اختلاف آن دو در حكم الهى نبود; بلكه در تطبيق و چگونگى پياده كردن آن بود.

15- اختيارات سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 39 - 3،5

3 - باز بودن دست سليمان ( ع ) ، در بخشش يا منع عطاى الهى ( قدرت ، مكنت و ثروت خود ) به ديگران

هذا عطاؤنا فامنن أو أمسك

5 - سليمان ( ع ) در بخشش به هر كس و به هر مقدار آزاد بود و مورد محاسبه الهى قرار نداشت .

فامنن أو أمسك بغير حساب

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه «بغير حساب» قيد براى «فامنن أو أمسك» باشد.

16- اخلاص سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 40 - 11

11 - توجه دائمى سليمان ( ع ) به خدايى بودن امكانات خويش

فلمّا رءاه مستقرًّا عنده قال هذا من فضل ربّى

از آيه ياد شده و نيز آيات پيشين استفاده مى شود كه سليمان در اوج قدرت و شوكت نيز، از ياد خدا غافل نبوده، او را ياد مى كند و بر نعمت هاى او سپاس مى گزارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 44 - 14

14 - توحيد ناب و بى شائبه سليمان ( ع ) و تسليم بودن او در برابر خداى يگانه ، مورد اذعان و اعتراف بلقيس

و أسلمت مع سليمن للّه ربّ العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 32 - 3

3 - سان ديدن طولانى سليمان ( ع ) از اسب ها ، به خاطر خدا و ياد او بود .

فقال إنّى أحببت حبّ الخير عن ذكر ربّى

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه «عن» در «عن ذكر ربّى» براى تعليل باشد; يعنى، دوستى من نسبت به اسب ها، به خاطر خدا و ناشى از فرمان او است; نه برخاسته از هوا و هوس و تفريح كردن من.

17- ارث سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 16 - 1

1 - سليمان ، وارث مقام ، امكانات و دارايى هاى داوود

و ورث سليمن داود

با توجه به آيه قبل (ما داوود و سليمان را به نحو يكسان از علم ويژه برخوردار كرديم) بايد اذعان كرد كه مراد از «ورث سليمان داود» چيزى از قبيل علم موهبتى نيست. علاوه بر اين، علوم موهبتى همانند نبوت - برخلاف علوم اكتسابى - اصولاً قابل انتقال نيست.

18- اسبهاى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 31 - 1

1 - سان ديدن سليمان ( ع ) ، از اسب هاى اصيل ، نفيس و تيزتك

إذ عرض عليه بالعشىّ الصفنت الجياد

«عشىّ» به معناى آخر روز و عصر است و «صافنات» (جمع «صافنة») به اسب هايى گفته مى شود كه بر روى سه دست و پا ايستاده و دست راست خود را كمى بلند مى كنند و تنها نوك جلوى سم را بر زمين مى گذارند (اين حالت مخصوص اسب هاى نجيب و اصيل است). «جياد» نيز به دو معنا آمده است: 1- جمع «جيّد» - در مقابل «ردىّ» - و به معناى نفيس است. 2- جمع «جواد» است كه وقتى در توصيف اسب به كار رود به معناى سريع خواهد بود. گفتنى است كه در آيه شريفه، هر يك از دو معنا مى تواند مراد باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 33 - 1،2

1 - دستور سليمان ( ع ) مبنى بر بازگرداندن اسباب ها به نزد او ، پس از بازديد نخست و ناپديد شدن آنها از نظر ايشان

حتّى توارت بالحجاب . ردّوها علىّ

ضمير مؤنث «ردّوها» - به قرينه جمله بعدى (فطفق مسحاً. ..) - به «صافنات» (اسب ها) بازمى گردد.

2 - سليمان ( ع ) پس از بازگردانده شدن اسب ها ، آنها را نوازش كرد و به سودن پا ها و گردن آنها پرداخت .

فطفق مسحًا بالسوق و الأعناق

19- استغفار سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 35 - 1

1 - طلب آمرزش سليمان ( ع ) از پروردگار ، در پى آزمايش الهى

و ألقينا على كرسيّه جسدًا ثمّ أناب . قال ربّ اغفرلى

20- اشراف قوم سبأ و سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 30 - 2

2 - آشنايى بلقيس و درباريان وى با شخصيت و موقعيت ممتاز سليمان ( ع )

إنّى أُلقى إلىّ كتب كريم . إنّه من سليمن

جمله «إنّه من سليمان» ظاهراً تعليل براى «كتاب كريم» است; يعنى، اين كه مى گويم «مكتوبى گران مايه» اين بدان سبب است كه آن را شخصيتى چون سليمان براى ما فرستاده است.

21- اعلام شكرگزارى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 16 - 8

8 - قدرشناسى عميق سليمان ( ع ) از الطاف الهى در حق خود و پدرش داوود و اعلام آن به مردم

علّمنا منطق الطير و أوتينا من كلّ شىء إنّ هذا لهو الفضل المبين

22- افكندن مرده بر تخت سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 34 - 6

6 - افكنده شدن جسدى بى جان بر تخت سليمان ( ع ) ، زمينه توجه ايشان به خدا و توبه و انابه به درگاه الهى شد .

و ألقينا على كرسيّه جسدًا ثمّ أناب

از ارتباط ميان افكنده شدن جسد بر تخت سليمان و توبه و انابه او پس از آن، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.

23- اقرار سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 15 - 7

7 - اذعان داوود و سليمان ( ع ) به وجود كسانى عالم تر و برتر از ايشان در ميان بندگان مؤمن خدا

و قالا الحمد للّه الذى فضّلنا على كثير من عباده المؤمنين

24- الهام به سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 79 - 1

1- حكم و داورى سليمان ( ع ) در باره خسارت مزرعه تلف شده به وسيله گوسفندان ، با الهام خداوند بود .

ففهّمنها سليمن

«فا» در «ففهّمنا» براى تعقيب است و ضمير «ها» به حكومت (قضاوت) بازمى گردد; يعنى، در مشاوره و داورى داوود و سليمان(ع) حكم واقعى را به سليمان فهمانديم.

25- امتحان سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 35 - 2

2 - هدف بلقيس از ارسال هديه براى سليمان ( ع ) ، آزمون وى و مشاهده بازتاب آن بود .

و إنّى مرسلة إليهم بهديّة فناظرة بِمَ يرجع المرسلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 34 - 1،2،5

1 - سليمان ( ع ) ، مورد آزمايش خداوند قرار گرفت .

و لقد فتّنا سليمن

2 - افكندن جسم بى جان انسانى بر تخت سليمان ، وسيله آزمايش ايشان از سوى خداوند بود .

و لقد فتّنا سليمن و ألقينا على كرسيّه جسدًا

«جسد» به جسم بى جان انسان گفته مى شود و «كرسىّ» به معناى تخت و سرير است.

5 - توبه و انابه سليمان ( ع ) به درگاه خدا پس از آزمايش الهى

و لقد فتّنا سليمن . .. ثمّ أناب

26- امكانات سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 16 - 6

6 - داوود و سليمان ، برخوردار از تمامى امكانات مورد نياز

و أوتينا من كلّ شىء

27- امكانات مادى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 17 - 5

5 - برخوردارى سليمان از امكانات وسيع مادى و نظامى در كنار علم گسترده خويش

و لقد ءاتينا داود و سليمن علمًا . .. و أوتينا من كلّ شىء ... و حشر لسليمن جنود

28- اوامر سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 81 - 3

3- حركت تند باد به سوى سرزمين سرشار از بركات الهى به فرمان سليمان ( ع )

تجرى بأمره إلى الأرض التى بركنا فيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 37 - 1

1 - رد هديه ملكه سبا از سوى سليمان ( ع ) و فرمان وى مبنى بر بازگشت سفير به سوى بلقيس با پيام جنگ

ارجع إليهم فلنأتينّهم بجنود

سياق آيات نشانگر اين نكته است كه سليمان(ع) هديه را نپذيرفت و به آنان برگرداند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 41 - 1

1 - فرمان سليمان به دگرگون ساختن آرايش تخت بلقيس براى آزمودن هوش وى

قال نكّروا لها عرشها ننظر أتهتدى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 13 - 4

4 - جنّيان ، به فرمان سليمان ( ع ) ، مجسمه و تمثال مى ساختند .

يعملون له ما يشاء من . .. تمثيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 33 - 1

1 - دستور سليمان ( ع ) مبنى بر بازگرداندن اسباب ها به نزد او ، پس از بازديد نخست و ناپديد شدن آنها از نظر ايشان

حتّى توارت بالحجاب . ردّوها علىّ

ضمير مؤنث «ردّوها» - به قرينه جمله بعدى (فطفق مسحاً. ..) - به «صافنات» (اسب ها) بازمى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 37 - 2

2 - شياطين جنى ، به فرمان سليمان ( ع ) به ساختمان سازى و غواصى مى پرداختند .

و الشيطين كلّ بنّاء و غوّاص

29- اوامر ملكه مورچگان قصه سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 18 - 4

4 - دستور مورچه پيشوا به پنهان شدن مورچگان در لانه خود ، براى مصون ماندن از پايمال شدن توسط سليمان و سپاهيانش

ادخلوا مسكنكم لايحطمنّكم سليمن و جنوده

«لا» در «لايحطمنّكم» ناهيه است. «حَطْم» (مصدر «يحطمنّ») در اصل به معناى شكستن و در اين جا معادل پايمال كردن است. تعبيرهاى «ادخلوا» و «لايحطمنّكم» - كه به صورت امر و نهى آمده - بيانگر نوعى رياست است; به ويژه اگر تنكير «نملة» براى تفخيم باشد.

30- اهداف سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 31 - 4

4 - سليمان ( ع ) ، درصدد از ميان بردن حاكميت كفر و شرك از سرزمين سبا

بسم اللّه الرحمن الرحيم . ألاّ تعلوا علىّ و أتونى مسلمين

تسليم سليمان شدن، در حقيقت دست برداشتن از شرك و پذيرش منطق توحيدى او است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 36 - 7

7 - هدف سليمان ( ع ) از نوشتن نامه به دربار سبا ، ايفاى رسالت الهى و معنوى خود بود ، نه رسيدن به مال و حكومت بزرگ تر .

قال أتمدّونن بمال فما ءاتين اللّه خير ممّا ءاتيكم

31- اهميت سان ديدن سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 31 - 3

3 - ماجراى سان ديدن سليمان ( ع ) از اسب هاى خود ، ماجرايى آموزنده و مهم

إذ عرض عليه بالعشىّ الصفنت الجياد

از توصيه خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مبنى بر يادآورى داستان سان ديدن سليمان(ع) از اسبان خود، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

32- اهميت غواصى در دوران سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 82 - 3

3- اهميت غواصى و دستاورد هاى آن در حكومت سليمان ( ع )

و من الشيطين من يغوصون له

برداشت ياد شده از تخصيص به ذكر يافتن «غواصى» در بين ساير كارها و نيز لام «له» - كه براى انتفاع است - برداشت ياد شده به دست مى آيد.

33- اهميت نامه سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 29 - 2

2 - جلوه عظمت و گران سنگى نامه سليمان و پيام آن در نظر ملكه سبا ( بلقيس )

قالت يأيّها الملؤا إنّى أُلقى إلىّ كتب كريم

«كريم»، صفت «كتاب» و به معناى گران مايه است. «كتاب كريم»; يعنى، نامه اى عظيم و گران سنگ.

34- ايمان به سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 42 - 5،7

5 - اطلاع بلقيس از مقام معنوى و قدرت سليمان ( ع ) و تسليم شدنش در برابر او ، قبل از رسيدن به دربار وى

و أُوتينا العلم من قبلها و كنّا مسلمين

ضمير «من قبلها» به آية و بينة برمى گردد كه از عمل خارق العاده دربار سليمان به دست مى آيد.

7 - اطلاع قبلى ملكه سبا از حقانيت و مقام سليمان ( ع ) با گزارش سفيران خويش

و أُوتينا العلم من قبلها و كنّا مسلمين

«من قبلها» ظاهراً اشاره به زمانى دارد كه سفيران ملكه سبا هدايا را بازگرداندند و ويژگى هاى سليمان(ع) و دربار او را باز گفتند.

35- بازديد سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 20 - 1

1 - بازديد سليمان ( ع ) از گروه پرندگان به منظور جويا شدن از احوال آنها

و تفقّد الطير

«تَفَقُّد» (مصدر «تفقّد») معادل «تعهد» (وارسى كردن) است. بنابراين «تفقد الطير»; يعنى، از حال پرندگان جويا شد.

36- بخشندگى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 39 - 5

5 - سليمان ( ع ) در بخشش به هر كس و به هر مقدار آزاد بود و مورد محاسبه الهى قرار نداشت .

فامنن أو أمسك بغير حساب

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه «بغير حساب» قيد براى «فامنن أو أمسك» باشد.

37- بسمله نامه سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 30 - 3،4،6

3 - « بسم اللّه الرحمن الرحيم » سرآغاز نامه سليمان به ملكه سبا

و إنّه بسم اللّه الرحمن الرحيم

4 - آغاز نامه سليمان با نام و ياد خدا ، سبب شكوه و عظمت آن نزد بلقيس

إنّى أُلقى إلىّ كتب كريم . .. و إنّه بسم اللّه الرحمن الرحيم

جمله «و إنّه بسم اللّه. ..» تعليل ديگرى براى بيان گرانمايه بودن مكتوب سليمان است; يعنى، نامه اى كه براى من آورده شده، از دو جهت كريم و گران سنگ است: يكى اين كه از شخصيتى مانند سليمان است و ديگر آن كه با نام خداى رحمان و رحيم آغاز شده است.

6 - اعلام موضع توحيدى و هدف الهى سليمان ( ع ) ، با آغاز نامه خود به نام و ياد خدا

و إنّه بسم اللّه الرحمن الرحيم

38- بى اعتنايى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 36 - 4

4 - بى اعتنايى سليمان ( ع ) نسبت به هداياى ملكه سبا و اظهار بى نيازى از آن

قال أتمدّونن بمال

39- بى نظيرى حكومت سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 35 - 6

6 - سليمان ( ع ) ، از خداوند خواستار حكومتى بى نظير و ناميسر براى بشر در طول تاريخ

و هب لى ملكًا لاينبغى لأحد من بعدى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 39 - 1،2

1 - حكومت بزرگ و بى نظير سليمان ( ع ) ، عطيه بزرگ الهى بود .

و هب لى ملكًا . .. هذا عطاؤنا

اضافه «عطا» به ضمير جلاله (نا) بر تعظيم دلالت مى كند.

2 - امتنان خداوند بر سليمان ( ع ) ، به خاطر اعطاى حكومت عظيم و بى نظير به ايشان

هذا عطاؤنا

40- بينش سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 19 - 6،19

6 - توجه سليمان به خدايى بودن نعمت هاى عطا شده به او و پدر و مادرش

أن أشكر نعمتك التى أنعمت علىّ و على ولدىّ

19 - عبوديت و بندگى خدا ، شرف و مقامى والا در بينش سليمان ( ع )

و أدخلنى برحمتك فى عبادك الصلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 27 - 6

6 - اهميت سرزمين سبا و مسائل آن براى سليمان ( ع )

قال سننظر أصدقت أم كنت من الكذبين

تحقيق و بررسى درباره سبا و مسائل آن، نشانگر اهميت اين موضوع در نظر سليمان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 35 - 5

5 - هيأت نمايندگان سبا ، مأمور گزارش كردن نقطه نظر هاى جديد سليمان ( ع ) به دربار

فناظرة بِمَ يرجع المرسلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 36 - 8،9

8 - ارجمندى عطاياى الهى و بى ارزشى هر عطاى غير الهى در نظر سليمان ( ع )

أتمدّونن بمال فما ءاتين اللّه خير ممّا ءاتيكم

9 - افتخار سليمان ( ع ) به مقام نبوت و رسالت الهى خود و نه مال و قدرت مادى

فما ءاتين اللّه خير ممّا ءاتيكم

مراد از «ما آتان اللّه» حقيقتى متفاوت با امكانات مادى است; چرا كه اولاً دربار سبا نيز از آن امكانات مادى برخوردار بود ثانياً بجاى «خير» بايد مى فرمود «ما آتانى اللّه أكثر ممّا آتاكم».

41- پدر سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 30 - 2

2 - سليمان ( ع ) ، فرزند حضرت داوود ( ع )

و وهبنا لداود سليمن

42- پرسش از درباريان سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 38 - 2

2 - پرسش سليمان از قدرت درباريانش براى آوردن تخت بلقيس

قال يأيّها الملؤا أيّكم يأتينى بعرشها

43- پرسش سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 20 - 3

3 - پرسش سليمان از علت ناپيدا بودن هدهد

فقال ما لى لاأرى الهدهد أم كان من الغائبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 38 - 2

2 - پرسش سليمان از قدرت درباريانش براى آوردن تخت بلقيس

قال يأيّها الملؤا أيّكم يأتينى بعرشها

44- پرندگان سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 17 - 1

1 - سليمان ( ع ) ، داراى سپاهى متشكل از نيرو هاى جن ، انسان و پرندگان

و حشر لسليمن جنوده من الجنّ و الإنس و الطير

45- پشيمانى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 32 - 10

10 - اظهار پشيمانى كردن سليمان ( ع ) و مورد سرزنش قرار دادن خود به خاطر غفلت كردن از ياد خدا ، در اثر سان ديدن طولانى از اسب ها

فقال إنّى أحببت حبّ الخير عن ذكر ربّى حتّى توارت بالحجاب

در صورتى كه معناى آيه شريفه، اين باشد كه سليمان(ع) به خاطر علاقه به اسب ها از ياد خدا غفلت ورزيد; قهراً سخن آن حضرت (فقال إنّى. ..) نوعى سرزنش خود و اظهار پشيمانى محسوب مى شود.

46- پيروزى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 34 - 6

6 - نگرانى بلقيس از قدرت و غلبه سليمان ( ع ) ، على رغم اظهار آمادگى فرماندهان وى براى هر نبرد

قالوا نحن أُولوا قوّة . .. قالت إنّ الملوك إذا دخلوا قرية أفسدوها

طرح مسأله تباهى جامعه در صورت بروز جنگ، بيانگر مطلب ياد شده است.

47- پيشگامى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 90 - 14

14- پيامبران الهى ، موسى ، هارون ، ابراهيم ، لوط ، اسحاق ، يعقوب ، نوح ، داوود ، سليمان ، ايوب ، اسماعيل ، ادريس ، ذاالكفل ، يونس ، زكريا و يحيى ( عليهم السلام ) ، پيشگامان در كار هاى خير

و لقد ءاتينا موسى و هرون . .. يحيى ... إنّهم كانوا يسرعون فى الخيرت

برداشت بالا مبتنى بر اين است كه ضميرهاى جمع در جمله «إنّهم كانوا يسارعون. ..» به پيامبرانى بازگردد كه در سلسله آيات پيشين (48 - 90) از آنان ياد شده است.

48- تبسم سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 19 - 1

1 - تبسم سليمان از سخنان مورچه

فتبسّم ضاحكًا من قولها

49- تجهيزات نظامى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 17 - 5

5 - برخوردارى سليمان از امكانات وسيع مادى و نظامى در كنار علم گسترده خويش

و لقد ءاتينا داود و سليمن علمًا . .. و أوتينا من كلّ شىء ... و حشر لسليمن جنود

50- تخت سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 34 - 2،4

2 - افكندن جسم بى جان انسانى بر تخت سليمان ، وسيله آزمايش ايشان از سوى خداوند بود .

و لقد فتّنا سليمن و ألقينا على كرسيّه جسدًا

«جسد» به جسم بى جان انسان گفته مى شود و «كرسىّ» به معناى تخت و سرير است.

4 - سليمان ( ع ) ، داراى حكومت و تخت فرمانروايى

و لقد فتّنا سليمن و ألقينا على كرسيّه جسدًا

51- تدبير سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 28 - 6

6 - تدبير سليمان در كشف صدق و كذب ادعاى هدهد از طريق به كارگيرى خود وى

قال سننظر أصدقت . .. اذهب بكتبى هذا

52- تسخير باد براى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 81 - 1،2،3،4،9

1- خداوند ، تند باد ها را براى سليمان ( ع ) تسخير و رام كرد .

و سخّرنا مع داود الجبال . .. و لسليمن الريح عاصفة تجرى بأمره

«لسليمان. ..» عطف بر عبارت «مع داود...» است; يعنى، «سخّرنالسليمان الريح»

2- حركت تند باد ها ، با فرمان حركت سليمان ( ع ) انجام مى گرفت .

و لسليمن الريح عاصفة تجرى بأمره

3- حركت تند باد به سوى سرزمين سرشار از بركات الهى به فرمان سليمان ( ع )

تجرى بأمره إلى الأرض التى بركنا فيها

4- مسخر و رام بودن تندباد ها در دست سليمان ( ع ) و فرمان روايى ايشان بر آنها ، معجزه آن حضرت و دليل پيامبرى او

و لسليمن الريح عاصفة

نوع مفسران برآنند كه اين آيه و آيات ديگر، در مقام بيان معجزه هاى پيامبران گذشته و دلايل نبوت آنان است.

9- رام كردن تندباد ها و به فرمان درآوردن آنها براى سليمان ( ع ) ، كارى حكيمانه و عالمانه از سوى خداوند بود .

و لسليمن الريح عاصفة . .. و كنّا بكلّ شىء علمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 12 - 2،3،4

2 - مسخّر و رام شدن باد براى سليمان ( ع ) از جانب خداوند

و لسليمن الريح

«الريح» عطف به «الحديد» در آيه قبل است و منظور از آن - به تناسب مقام - مسخّر بودن باد براى سليمان(ع) است.

3 - مسخّر بودن باد براى سليمان ( ع ) ، فضيلتى اعطا شده از جانب خدا براى او

و لقد ءاتينا . .. فضلاً ... و لسليمن الريح

4 - بادِ تحت امر سليمان ( ع ) ، مسير دو ماهه رفت و برگشت را در يك روز طى مى كرد .

و لسليمن الريح غدوها شهر و رواحها شهر

«غدوّ» در لغت به رفتن در طرف صبح آمده (المنجد) و «رواح» استعاره براى رفتن از ظهر به بعد است (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 36 - 3،4

3 - جريان ملايم باد تحت فرمان سليمان بود و به هر سوى كه او مى خواست روان مى گشت .

فسخّرنا له الريح تجرى بأمره رخاءً حيث أصاب

«رخاء» به معناى آرامى و ملايمت است و ضمير فاعل در «أصاب» به سليمان بازمى گردد. «اصابة» (مصدر «أصاب») معادل قصد و اراده است; يعنى، هر جا سليمان اراده كند.

4 - مسخر بودن باد براى سليمان ( ع ) از خصوصيات حكومت ممتاز آن حضرت بود .

هب لى ملكًا . .. فسخّرنا له الريح تجرى بأمره رخاءً حيث أصاب

53- تسخير جن براى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 12 - 9،11

9 - گروهى از جنيان ، مسخّر سليمان ( ع ) و تحت اختيار او بودند .

و لسليمن . .. و من الجنّ من يعمل بين يديه بإذن ربّه

11 - مسخّر و رام بودن جنّيان براى سليمان ( ع ) ، از عطاياى خدا به آن حضرت

و لقد ءاتينا فضلاً . .. و لسليمن ... و من الجنّ من يعمل بين يديه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 13 - 1،2،3

1 - جنّيان در خدمت سليمان ( ع ) ، هر چه او مى خواست انجام مى دادند .

و من الجنّ من يعمل بين يديه . .. يعملون له ما يشاء

2 - جنّيان براى سليمان ( ع ) ، طبق خواست او قصرهايى مى ساختند .

يعملون له ما يشاء من محريب

«محاريب» جمع «محراب» (از ريشه «حرب») است و آن به جايى گفته مى شود كه محل جنگ با دشمن است. اين واژه، به قصرهايى اطلاق مى شده كه بر بالاى آنها، جايگاه مخصوصى براى دفاع ساخته مى شده است.

3 - جنّيان براى سليمان ( ع ) طبق خواست او محل هايى براى عبادت بنا مى كردند .

يعملون له ما يشاء من محاريب

«محراب» (جمع «محاريب») به معناى مسجد آمده است (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 14 - 4

4 - گروهى از جنيان ، همواره در خدمت و پيشگاه سليمان ( ع ) بودند .

فى العذاب المهين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 37 - 4

4 - تسخير شياطين جنى و به كارگيرى آنها ، از خصوصيات حكومت ممتاز سليمان ( ع )

هب لى ملكًا . .. فسخّرنا له ... الشيطين كلّ بنّاء و غوّاص

54- تسخير شياطين براى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 82 - 1،2،7

1- برخى از شياطين ، در تسخير و تحت فرمان سليمان ( ع ) بودند .

و سخّرنا . .. و من الشيطين من يغوصون له

2- برخى از شياطين براى سليمان ( ع ) ، به كار غواصى و غير آن مى پرداختند .

و من الشيطين من يغوصون له و يعملون عملاً دون ذلك

7- كنترل و نظارت خداوند بر شياطين ، در فرمان بردارى آنان از سليمان ( ع )

و من الشيطين . .. و كنّا لهم حفظين

55- تعاليم نامه سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 30 - 6

6 - اعلام موضع توحيدى و هدف الهى سليمان ( ع ) ، با آغاز نامه خود به نام و ياد خدا

و إنّه بسم اللّه الرحمن الرحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 31 - 3

3 - نامه سليمان ، پيامدار رحمت و مهر و نشانگر قدرت و قهر

بسم اللّه الرحمن الرحيم . ألاّ تعلوا علىّ و أتونى مسلمين

آوردن اوصاف «رحمان» و «رحيم» در سرآغاز نامه، پيامدار رحمت و لحن قاطع و آمرانه متن آن، بيانگر قدرت است.

56- تعليم سپاه سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 17 - 3

3 - وجود تمرين ، آموزش و آماده سازى مستمر در سپاه سليمان

فهم يوزعون

«وَزْع» به معناى مرتب كردن، به صف كردن و آرايش دادن لشگر براى جنگ

57- تقرب سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 40 - 1

1 - سليمان ( ع ) ، داراى قرب و منزلت ويژه در پيشگاه خداوند

و إنّ له عندنا لزلفى

«الزلفى» به معناى قرب و منزلت است.

58- تقواى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 49 - 7

7 - داوود ، سليمان ، ايوب ، ابراهيم ، اسحاق ، يعقوب ، اسماعيل ، اليسع ، ذاالكفل ( عليهم السلام ) ، از تقواپيشگان و نيك فرجامان بودند .

و اذكر داود . .. إسمعيل و اليسع و ذاالكفل ... هذا ذكر و إنّ للمتقين لحسن مئاب

«مئاب» به معناى مرجع و بازگشت است و منظور از «حسن مئاب» حسن عاقبت و سرانجام نيك است. گفتنى است كه برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مقصود از «متقين» پيامبرانى باشد كه در آيات گذشته از آنان سخن گفته شد.

59- تكلم ملكه مورچگان قصه سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 19 - 24

24 - « عن جعفربن محمد ( ع ) قال : لما قالت النملة « يا أيّها النمل ادخلوا مساكنكم . . . » حملت الريح صوت النملة إلى سليمان ( ع ) . . . ;

از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: هنگامى كه آن مورچه [به ساير مورچگان] گفت: «يا أيّها النمل ادخلوا مساكنكم. ..» باد صداى آن مورچه را به سليمان رسانيد...».

60- تكليف سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 13 - 15

15 - سليمان ( ع ) ، موظف به انجام عمل صالح به منظور شكرگزارى به درگاه خداوند

و لسليمن الريح . .. اعملوا ءال داود شكرًا

اين كه پس از طرح قصه سليمان(ع) و ذكر فضايلى كه خداوند به او داده بود، خطاب «آل داود» آورده شده احتمال دارد به اين منظور باشد كه سليمان(ع) را به عنوان عضوى از خاندان داوود(ع)، موظف به انجام عمل صالح كند.

61- تلاش سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 37 - 5

5 - سليمان در تلاش مدام ، براى به تسليم واداشتن دربار سبا ، قبل از وقوع جنگ

فلنأتينّهم بجنود . .. و هم صغرون

لحن شديد و تهديدآميز سليمان(ع)، نشانگر آن است كه وى تلاش مى كرده تا كار به جنگ و خونريزى نينجامد; چه اين كه اگر او صرفاً مصمم بر جنگ بود، هشدارهاى قبلى خلاف منطق جنگ به شمار مى آمد.

62- تنزيه سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 6

6 - حضرت سليمان ( ع ) منزه از جادوگرى و گرايش پيدا كردن به كفر

و ما كفر سليمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 36 - 12

12 - مقام سليمان ، مبرّا از پذيرش هديه براى سكوت از حق و چشم پوشى از كفر و شرك

قال أتمدّونن بمال . .. بل أنتم بهديّتكم تفرحون

63- توبه سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 34 - 5

5 - توبه و انابه سليمان ( ع ) به درگاه خدا پس از آزمايش الهى

و لقد فتّنا سليمن . .. ثمّ أناب

64- توحيد سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 44 - 14

14 - توحيد ناب و بى شائبه سليمان ( ع ) و تسليم بودن او در برابر خداى يگانه ، مورد اذعان و اعتراف بلقيس

و أسلمت مع سليمن للّه ربّ العلمين

65- توصيه هاى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 31 - 1

1 - راه ندادن انديشه سركشى به خود و آمدن و تسليم شدن ، فرمان سليمان ( ع ) به ملكه سبا و درباريان وى

ألاّ تعلوا علىّ و أتونى مسلمين

«علو» (مصدر «تعلوا») به معناى استكبار و برترى جويى است. «اتيان» (مصدر «ائتونى») نيز به معناى حاضر شدن و

«اسلام» (مصدر «مسلمين») معادل «تسليم» و «انقياد» است. آيه ياد شده حاوى سه فرمان است: الف) بر من برترى نجوييد. ب) نزد من بياييد. ج) تسليم دستورات من باشيد.

66- تهديد جنيان سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 12 - 13

13 - تهديد شدن جنيانِ در خدمت سليمان ( ع ) به عذاب با آتش از سوى خداوند ، در صورت سرپيچى از فرمان آن حضرت

و من الجنّ من يعمل بين يديه . .. و من يزغ منهم عن أمرنا نذقه من عذاب السعير

67- تهديدهاى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 37 - 1،2،3

1 - رد هديه ملكه سبا از سوى سليمان ( ع ) و فرمان وى مبنى بر بازگشت سفير به سوى بلقيس با پيام جنگ

ارجع إليهم فلنأتينّهم بجنود

سياق آيات نشانگر اين نكته است كه سليمان(ع) هديه را نپذيرفت و به آنان برگرداند.

2 - تهديد أكيد سليمان ( ع ) مبنى بر فرستادن سپاهى گران ، پرتوان و بى هماورد به سوى مشركان سبا

فلنأتينّهم بجنود لاقبل لهم بها

جمله «لا قبل لهم بها» صفت «جنود» است; يعنى، سپاهى چنان عظيم كه ايشان را توان رويارويى با آن نباشد.

3 - هشدار سليمان ( ع ) به دربار سبا درباره پى آمد هاى ناگوار جنگ ( تبعيد ، آوارگى ، ذلت و خوارى )

و لنخرجنّهم منها أذلّة و هم صغرون

«أذلة» جمع «ذليل» و حال براى ضمير «هم» است; يعنى، آنان را از آن سرزمين همراه با ذلت و خوارى اخراج خواهيم كرد. عبارت «هم صاغرون» به تقدير «هم صاغرون فيها» است; يعنى، و در آن سرزمين، بيگانه، حقير و آواره خواهند بود.

68- تهمت جادوگرى به سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 2

2 - شياطين ، حضرت سليمان را به جادوگرى متهم مى كردند .

و ما كفر سليمن و لكن الشيطين كفروا

مراد از «ما كفر سليمان» (سليمان كافر نشد) نفى جادوگرى از سليمان (ع) است. جمله «و لكن الشياطين ...» و نيز «ما تتلوا الشياطين» حكايت از آن دارد كه: اتهام سحر به حضرت سليمان از سوى شياطين عنوان شده و نشر پيدا كرده بود.

69- جادو در دوران سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 3،10

3 - شياطين علومى از سحر را بر مردم عصر سليمان تلاوت كرده و به آنها جادوگرى مى آموختند .

ما تتلوا الشيطين على ملك سليمن . .. يعلمون الناس السحر

فعل «تتلوا» از مصدر تلاوت (خواندن و قرائت كردن) است. مراد از «ما»ى موصوله - به قرينه فرازهاى بعد - سحر و مانند آن مى باشد. متعلق «تتلوا» به دليل «يعلمون الناس» «على الناس» مى باشد. يعنى، يهود دنباله رو سحرى بودند كه شياطين آن را براى مردم مى خواندند.

10 - رواج سحر در زمان حضرت سليمان ( ع )

ما تتلوا الشيطين على ملك سليمن . .. يعلمون الناس السحر

70- جن در حكومت سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 39 - 2

2 - قدرت جنيان در خدمت حكومت سليمان و قواى سركش آنان تحت تسلّت وى

قال عفريت من الجنّ أنا ءاتيك به

واژه «عفريت» به معناى بد ذات و شرور است كه مستلزم طغيان و سركشى است. گاهى نيز به معناى قهرمان به كار مى رود. برداشت ياد شده بر پايه معناى اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 37 - 5

5 - شياطين جنى ، در خدمت آبادانى قلمرو حكومت سليمان ( ع ) بودند .

و الشيطين كلّ بنّاء و غوّاص

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 38 - 1،2

1 - اسارت و در بند بودن گروهى از شياطين جنى در حكومت سليمان

و ءاخرين مقرّنين فى الأصفاد

«مقرّنين» اسم مفعول از «قَرَنَه» (آن را قرين و نزديك ديگرى ساخت) و به معناى گروه به هم بسته شده است. «صَفَدَ» (مفرد «أصفاد») نيز به معناى قيد و بند است.

2 - اسارت و در بند بودن گروهى از شياطينِ فسادانگيز و اخلال گر جنى ، جلوه اى از اقتدار حكومت ممتاز سليمان ( ع )

و ءاخرين مقرّنين فى الأصفاد

اسارت و در بند بودن گروهى از شياطين در حكومت سليمان(ع) - در مقابل گروه ديگرى كه به خدمت گزارى مشغول بودند - مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه اين دسته اگر آزاد گذاشته مى شدند، در حكومت سليمان(ع) اخلال و فساد ايجاد مى كردند.

71- جنگ با سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 33 - 3

3 - اعلام آمادگى اميران و درباريان سبا براى درگيرى نظامى با سليمان ( ع )

أفتونى فى أمرى . .. قالوا نحن أُولوا قوّة و أُولوا بأس شديد

تذكر قدرت و نيرومندى، اشاره به اين دارد كه آنان براى هر نبردى - ولو با سليمان - آمادگى دارند.

72- جنيان سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 17 - 1

1 - سليمان ( ع ) ، داراى سپاهى متشكل از نيرو هاى جن ، انسان و پرندگان

و حشر لسليمن جنوده من الجنّ و الإنس و الطير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 14 - 1

1 - مرگ سليمان ( ع ) ، آن گاه بر جنيان خدمت گزار وى آشكار شد كه موريانه ها عصاى او را خوردند و آن حضرت بر زمين افتاد .

فلمّا قضينا عليه الموت ما دلّهم على موته إلاّ دابّة الأرض تأكل منسأته فلمّا خرّ

«منسأة» به معناى عصا است (مفردات راغب) و «دابّة الأرض» از باب اضافه شىء به فعلش مى باشد. «أرض» نيز در اين آيه - از باب «علم يعلم» - به معناى خوردن است و يا «ارضة» به معناى كرمى است كه از زمين وارد چوب و تخته مى شود (مفردات راغب).

73- جنيان سليمان(ع) و ذلت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 14 - 11

11 - جنيان نيز از رنج ، سختى و خفت گريزان اند .

تبيّنت الجنّ أن لو كانوا يعلمون الغيب

74- جنيان سليمان(ع) و سختى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 14 - 11

11 - جنيان نيز از رنج ، سختى و خفت گريزان اند .

تبيّنت الجنّ أن لو كانوا يعلمون الغيب

75- جنيان سليمان(ع) و علم غيب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 14 - 6،10

6 - جنيان خدمت گزار در دستگاه سليمان ( ع ) ، از علم غيب برخوردار نبودند .

فلمّا خرّ تبيّنت الجنّ أن لو كانوا يعلمون الغيب ما لبثوا فى العذاب المهين

10 - جنيان خدمت گزار در دستگاه سليمان ( ع ) ، از معرفتى به نام علم غيب آگاهى داشتند .

تبيّنت الجنّ أن لو كانوا يعلمون الغيب

76- حركت سپاه سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 17 - 2

2 - فراخوانى سپاه سليمان از سوى او ، براى حركت به سوى مقصدى خاص

و حشر لسليمن جنوده

واژه «حشر» (مصدر «حشر») به معناى بيرون آوردن جماعت از قرارگاهشان و حركت دادن آنان به سوى مقصدى چون آوردگاه و. .. مى باشد.

77- حسابرسى از سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 39 - 5

5 - سليمان ( ع ) در بخشش به هر كس و به هر مقدار آزاد بود و مورد محاسبه الهى قرار نداشت .

فامنن أو أمسك بغير حساب

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه «بغير حساب» قيد براى «فامنن أو أمسك» باشد.

78- حسن فرجام سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 40 - 2

2 - سليمان ( ع ) ، برخوردار از حسن عاقبت و سرانجامى نيك

و حسن مئاب

«مئاب» به معناى مرجع و بازگشت است و منظور از «حسن مئاب» حسن عاقبت و سرانجام نيك است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 49 - 7

7 - داوود ، سليمان ، ايوب ، ابراهيم ، اسحاق ، يعقوب ، اسماعيل ، اليسع ، ذاالكفل ( عليهم السلام ) ، از تقواپيشگان و نيك فرجامان بودند .

و اذكر داود . .. إسمعيل و اليسع و ذاالكفل ... هذا ذكر و إنّ للمتقين لحسن مئاب

«مئاب» به معناى مرجع و بازگشت است و منظور از «حسن مئاب» حسن عاقبت و سرانجام نيك است. گفتنى است كه برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مقصود از «متقين» پيامبرانى باشد كه در آيات گذشته از آنان سخن گفته شد.

79- حق طلبى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 36 - 12

12 - مقام سليمان ، مبرّا از پذيرش هديه براى سكوت از حق و چشم پوشى از كفر و شرك

قال أتمدّونن بمال . .. بل أنتم بهديّتكم تفرحون

80- حكومت سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 1،4،51

1 - حضرت سليمان ، پيامبرى داراى سلطنت و حكومت

على ملك سليمن

4 - شياطين از دشمنان حضرت سليمان و حكومت الهى او

ما تتلوا الشيطين على ملك سليمن

«على ملك سليمان» (بر ضد حكومت سليمان) حال براى مفعول حذف شده از «تتلوا» است; يعنى، آن سحرى را كه براى مردم تلاوت مى كردند، عليه سلطنت سليمان بود.

51 - از امام باقر ( ع ) روايت شده كه فرمود : « . . . فلما هلك سليمان وضع ابليس السحر و كتبه فى كتاب ثم طواه و كتب على ظهره « هذا ما وضع آصف بن برخيا لملك سليمان بن داود من ذخاير كنوز العلم من أراد كذا و كذا فليفعل كذا و كذا » ثم دفنه تحت السرير ثم استثاره لهم فقرأه فقال الكافرون ما كان سليمان ( ع ) يغلبنا إلا بهذا و قال المؤمنون بل هو عبداللّه و نبيّه فقال اللّه جلّ ذكره « واتبعوا ما تتلوا الشياطين على ملك سليمان و ما كفر سليمان و لكن الشياطين كفروا يعلمون

الناس السحر . . . ;

آن هنگام كه سليمان (ع) وفات يافت ابليس سحر را پايه گذارى كرد و در كتابى نوشت; سپس آن را پيچيده و بر روى آن چنين نوشت: اين چيزى است كه آصف بن برخيا ساخته است براى برپايى حكومت سليمان بن داود(ع) كه در آن ذخيره هاى علم انباشته شده است. هر كس چنين مى خواهد چنان كند. سپس ابليس آن را زير تخت سليمان(ع) پنهان نمود; سپس آن نامه را بيرون آورده براى آنان خواند. پس كافران در آن جلسه گفتند: سليمان بر ما چيره نگشت و حكومت نيافت مگر از راه سحر و مؤمنانشان گفتند: هرگز اين چنين نيست; بلكه او بنده و پيامبر خدا بود. خداوند مى فرمايد: واتبعوا ما تتلوا الشياطين على ملك سليمان و ما كفر سليمان و لكن الشياطين كفروا يعلمون الناس السحر ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 34 - 4

4 - سليمان ( ع ) ، داراى حكومت و تخت فرمانروايى

و لقد فتّنا سليمن و ألقينا على كرسيّه جسدًا

81- حمد سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 15 - 2

2 - حمد و ستايش داوود و سليمان به درگاه خدا به خاطر برخوردارى از عنايت ويژه او

و لقد ءاتينا داود و سليمن علمًا و قالا الحمد للّه

82- خط در دوران سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 28 - 7

7 - وجود خط و فن كتابت در عصر سليمان ( ع )

اذهب بكتبى هذا

83- خواسته هاى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 13 - 1،2،3،7

1 - جنّيان در خدمت سليمان ( ع ) ، هر چه او مى خواست انجام مى دادند .

و من الجنّ من يعمل بين يديه . .. يعملون له ما يشاء

2 - جنّيان براى سليمان ( ع ) ، طبق خواست او قصرهايى مى ساختند .

يعملون له ما يشاء من محريب

«محاريب» جمع «محراب» (از ريشه «حرب») است و آن به جايى گفته مى شود كه محل جنگ با دشمن است. اين واژه، به قصرهايى اطلاق مى شده كه بر بالاى آنها، جايگاه مخصوصى براى دفاع ساخته مى شده است.

3 - جنّيان براى سليمان ( ع ) طبق خواست او محل هايى براى عبادت بنا مى كردند .

يعملون له ما يشاء من محاريب

«محراب» (جمع «محاريب») به معناى مسجد آمده است (مفردات راغب).

7 - جنّيان ، طبق خواست سليمان ( ع ) ، براى او كاسه هاى بزرگى به اندازه حوض مى ساختند .

يعملون له ما يشاء من . .. و جفان كالجواب

«جفان» جمع «جفنة» است و آن به معناى ظرف غذا مى باشد. «جواب» جمع «جابية» و به معناى جمع كننده و دربردارنده است (مفردات راغب). گفتنى است كه «جواب» به معناى حوض هم آمده است (لسان العرب).

84- خويشتندارى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 20 - 6

6 - احتياط و خويشتن دارى سليمان در برخورد با نيرو هاى تحت امر خويش

فقال ما لى لاأرى الهدهد أم كان من الغائبين

سليمان، بى درنگ هدهد را متهم به تخلّف نكرد; بلكه ابتدا ناپيدا بودن هدهد را مربوط به خطاى ديد خودش دانست. اين در حالى است كه قدرتمندان قبل از هر چيز خشم گرفته و نيروى تحت فرمان خود را متهم مى كنند.

85- درباريان سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 38 - 1،6

1 - سليمان ( ع ) ، داراى مجلسيانى سرشناس و ممتاز در ميان نيرو هاى تحت امر خويش

قال يأيّها الملؤا

واژه «ملأ» به عناصر سرشناس و شخصيت هاى برجسته و ممتاز گفته مى شود.

6 - وجود افرادى برخوردار از قدرت فوق طبيعى در ميان درباريان سليمان ( ع )

أيّكم يأتينى بعرشها قبل أن يأتونى مسلمين

پرسش سليمان حاكى از اطلاع او نسبت به وجود چنين افرادى در ميان درباريانش مى باشد.

86- درباريان سليمان(ع) و لوح محفوظ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 40 - 6

6 - حضور افرادى آگاه به علوم و دانش هاى لوح محفوظ در دربار سليمان ( ع )

قال الذى عنده علم من الكتب

مفهوم عبارت «قال الذى عنده علم من الكتب» مى تواند اين باشد كه در بارگاه سليمان، اشخاص ديگرى بوده اند كه دانش هاى گسترده اى به آن كتاب داشته اند.

87- دشمنان سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 4

4 - شياطين از دشمنان حضرت سليمان و حكومت الهى او

ما تتلوا الشيطين على ملك سليمن

«على ملك سليمان» (بر ضد حكومت سليمان) حال براى مفعول حذف شده از «تتلوا» است; يعنى، آن سحرى را كه براى مردم تلاوت مى كردند، عليه سلطنت سليمان بود.

88- دشمنى يهود با سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 12

12 - فعاليت يهوديان عصر سليمان عليه حكومت وى ، با پيروى از افسون شياطين *

واتبعوا ما تتلوا الشيطين على ملك سليمن

برداشت فوق بر اين اساس است كه فاعل «اتبعوا» يهوديان عصر سليمان باشند.

89- دعاى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 19 - 5،13،18

5 - دعاى سليمان در طلب توفيق از پروردگار براى شكر نعمت هايش ( نعمت دانش و قدرت )

و لقد ءاتينا داود و سليمن علمًا. .. و قال ربّ أوزعنى أن أشكر نعمتك

«إيزاع» (مصدر «أوزع») مرادف «الهام» است; يعنى، پروردگارا در دلم افكن تا شكر نعمتت را به جا آورم.

13 - دعاى سليمان به درگاه الهى براى توفيق در انجام عمل صالح و جلب خشنودى خدا

و أن أعمل صلحًا ترضه

18 - دعاى سليمان به درگاه خدا ، براى قرار گرفتن در زمره بندگان صالح

و أدخلنى برحمتك فى عبادك الصلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 35 - 6،7

6 - سليمان ( ع ) ، از خداوند خواستار حكومتى بى نظير و ناميسر براى بشر در طول تاريخ

و هب لى ملكًا لاينبغى لأحد من بعدى

7 - حكومت مقتدر و پهناور ، از خواسته هاى سليمان ( ع ) از خداوند

و هب لى ملكًا لاينبغى لأحد من بعدى

جمعى از مفسران بر اين باوراند كه جمله «لاينبغى لأحد من بعدى» كنايه از وسعت و پهناورى حكومت عصر خود و بلامنازع بودن آن است. بر اين اساس «من بعدى» به معناى «من غيرى» خواهد بود; مثل «فمن يهديه من بعد اللّه» كه به معناى «غير اللّه» است.

90- دعوتهاى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 17 - 2

2 - فراخوانى سپاه سليمان از سوى او ، براى حركت به سوى مقصدى خاص

و حشر لسليمن جنوده

واژه «حشر» (مصدر «حشر») به معناى بيرون آوردن جماعت از قرارگاهشان و حركت دادن آنان به سوى مقصدى چون آوردگاه و. .. مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 31 - 5

5 - فراخوانى دربار سبا از سوى سليمان براى تسليم شدن در برابر خداى يگانه

بسم اللّه الحمن الرحيم . .. و أتونى مسلمين

برداشت ياد شده مبتنى بر اين احتمال است كه مراد از «مسلمين» (به قرينه «بسم اللّه. ..») و نيز آيه 44 (أسلمت مع سليمان للّه) تسليم شدن در برابر خدا باشد; يعنى، «و أتونى مسلمين للّه».

91- دلايل حقانيت سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 35 - 15

15 - حكومت پهناور و بى نظير سليمان ( ع ) ، از معجزات الهى بر حقانيت رسالت او بود .

و هب لى ملكًا لاينبغى لأحد من بعدى

طبق نظر بيشتر مفسران، خواسته پادشاهى به گونه اى كه براى هيچ كس ميسر نباشد، در واقع براى اعجاز و نشان دادن الهى بودن اين قدرت و اثبات ارتباط سليمان با خداوند قادر و پيامبرى او بود.

92- دلايل نبوت سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 81 - 4

4- مسخر و رام بودن تندباد ها در دست سليمان ( ع ) و فرمان روايى ايشان بر آنها ، معجزه آن حضرت و دليل پيامبرى او

و لسليمن الريح عاصفة

نوع مفسران برآنند كه اين آيه و آيات ديگر، در مقام بيان معجزه هاى پيامبران گذشته و دلايل نبوت آنان است.

93- ديگهاى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 13 - 7،8

7 - جنّيان ، طبق خواست سليمان ( ع ) ، براى او كاسه هاى بزرگى به اندازه حوض مى ساختند .

يعملون له ما يشاء من . .. و جفان كالجواب

«جفان» جمع «جفنة» است و آن به معناى ظرف غذا مى باشد. «جواب» جمع «جابية» و به معناى جمع كننده و دربردارنده است (مفردات راغب). گفتنى است كه «جواب» به معناى حوض هم آمده است (لسان العرب).

8 - ساخته شدن ديگ هاى بزرگ ثابت و غيرمنقول ، به وسيله جنّيان براى سليمان ( ع )

يعملون له ما يشاء من . .. و قدور راسيت

94- ذكر سان ديدن سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 31 - 2

2 - توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر يادآورى ماجراى سان ديدن سليمان ( ع ) ازاسب هاى خود

إذ عرض عليه بالعشىّ الصفنت الجياد

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه «إذ» متعلق به فعل محذوف (همچون «اُذكر») بوده و مخاطب اين فعل هم پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) باشد.

95- ذكر قصه سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 78 - 1

1- داستان داوود و سليمان ، شايسته ياد و يادآورى است .

و داود و سليمن إذ يحكمان فى الحرث

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه «داود» مفعولٌ به براى فعل مقدرى، چون «اذكر» باشد (البته با حذف مضافى مانند «خبر»); يعنى، به ياد آور خبر داوود و سليمان را.

96- ذلت جنيان سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 14 - 5

5 - خدمت جنيان در دستگاه سليمان ( ع ) ، همراه با سختى ، رنج و خفت بود .

فلمّا خرّ تبيّنت الجنّ أن لو كانوا يعلمون الغيب ما لبثوا فى العذاب المهين

97- ذوب مس در دوران سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 12 - 8

8 - وجود صنعت مسگرى در دوران سليمان ( ع )

و أسلنا له عين القطر

«قطر» به معناى نوعى مس مذاب است (مفردات راغب و المنجد). گفتنى است كه «اسالة» (مصدر «أسلنا») به معناى سيلان و جريان است و كاربر آن در اشياى جامد، معناى ذوب را افاده مى كند.

98- رحمت سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 31 - 3

3 - نامه سليمان ، پيامدار رحمت و مهر و نشانگر قدرت و قهر

بسم اللّه الرحمن الرحيم . ألاّ تعلوا علىّ و أتونى مسلمين

آوردن اوصاف «رحمان» و «رحيم» در سرآغاز نامه، پيامدار رحمت و لحن قاطع و آمرانه متن آن، بيانگر قدرت است.

99- رنجهاى جنيان سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 14 - 5،14

5 - خدمت جنيان در دستگاه سليمان ( ع ) ، همراه با سختى ، رنج و خفت بود .

فلمّا خرّ تبيّنت الجنّ أن لو كانوا يعلمون الغيب ما لبثوا فى العذاب المهين

14 - « فى حديث عن أبى عبداللّه ( ع ) ( فى قوله تعالى ) « . . .ما لبثوا فى العذاب المهين » معناه فى الأعمال الشاقة ;

در حديثى از امام صادق(ع) [درباره قول خداى تعالى ]«. ..ما لبثوا فى العذاب المهين» روايت شده كه معناى عذاب مهين، كارهاى سخت و دشوار است».

100- روش برخورد سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 20 - 6

6 - احتياط و خويشتن دارى سليمان در برخورد با نيرو هاى تحت امر خويش

فقال ما لى لاأرى الهدهد أم كان من الغائبين

سليمان، بى درنگ هدهد را متهم به تخلّف نكرد; بلكه ابتدا ناپيدا بودن هدهد را مربوط به خطاى ديد خودش دانست. اين در حالى است كه قدرتمندان قبل از هر چيز خشم گرفته و نيروى تحت فرمان خود را متهم مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 21 - 1،8

1 - تصميم سليمان ( ع ) به مجازات سخت هدهد در صورت عدم ارائه دليلى قابل قبول بر غيبت خويش

لأُعذّبنّه عذابًا شديدًا . .. أو ليأتينّى بسلطن مبين

«سلطان» به معناى حجت و برهان است و «سلطان مبين»; يعنى، دليل روشن و قانع كننده.

8 - اعلام سليمان ( ع ) به بخشودن هدهد ، در صورت آوردن دليلى روشن و قابل قبول براى غيبت خود

لأُعذّبنّه . .. أو ليأتينّى بسلطن مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 31 - 2

2 - برخورد سليمان ( ع ) با ملكه و درباريان سبا ، قاطع ، آمرانه و از موضع قدرت بود .

ألاّ تعلوا علىّ و أتونى مسلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 37 - 5

5 - سليمان در تلاش مدام ، براى به تسليم واداشتن دربار سبا ، قبل از وقوع جنگ

فلنأتينّهم بجنود . .. و هم صغرون

لحن شديد و تهديدآميز سليمان(ع)، نشانگر آن است كه وى تلاش مى كرده تا كار به جنگ و خونريزى نينجامد; چه اين كه اگر او صرفاً مصمم بر جنگ بود، هشدارهاى قبلى خلاف منطق جنگ به شمار مى آمد.

101- روش تبليغ سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 36 - 10

10 - سليمان ( ع ) ، درصدد استفاده از هر فرصت براى بيان عقيده توحيدى خود و تبليغ آن

فما ءاتين اللّه خير ممّا ءاتيكم

يادآورى سليمان(ع) به نماينده سبا نسبت به اين حقيقت كه آنچه او و آنها در اختيار دارند، همگى عطايايى است كه خداوند به آنان بخشيده است، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 41 - 4

4 - استفاده سليمان ( ع ) از امكانات خود بلقيس ، براى ارائه معجزه به وى و هدايت او

قال نكّروا لها عرشها. .. من الذين لايهتدون

برخى برآنند كه «أتهتدى. ..» به تقدير «أتهتدى إلى الإيمان باللّه و رسوله» مى باشد. برداشت ياد شده بر پايه اين احتمال است.

102- زمينه توبه سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 34 - 6

6 - افكنده شدن جسدى بى جان بر تخت سليمان ( ع ) ، زمينه توجه ايشان به خدا و توبه و انابه به درگاه الهى شد .

و ألقينا على كرسيّه جسدًا ثمّ أناب

از ارتباط ميان افكنده شدن جسد بر تخت سليمان و توبه و انابه او پس از آن، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.

103- زمينه غفلت سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 32 - 5

5 - سان ديدن سليمان ( ع ) از اسب ها و علاقه شديد او به آنها ، موجب غفلت او از ياد خدا گشت .

إنّى أحببت حبّ الخير عن ذكر ربّى حتّى توارت بالحجاب

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه «عن» در «عن ذكر ربّى» به معناى «على» و «أحببت» به معناى «آثرت» (ترجيح دادم) باشد; يعنى، من آن چنان به دوستى با اسب ها سرگرم شدم كه آن را بر ياد خدا ترجيح دادم و از او غافل ماندم; تا آن كه آفتاب غروب كرد و يا اين كه اسب ها از نظرم پنهان شدند.

104- زمينه قدرت سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 17 - 6

6 - علم و دانش سليمان ، زمينه ساز دستيابى او به قدرت و به خدمت گرفتن آن در مسير اهداف الهى

و لقد ءاتينا داود و سليمن علمًا. .. و أوتينا من كلّ شىء... جنوده من الجنّ و الإ

طرح علم گسترده سليمان، پيش از بيان عظمت سپاه و قدرت برتر نظامى وى، مى تواند اشاره به مطلب فوق داشته باشد.

105- زهد سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 36 - 9،12

9 - افتخار سليمان ( ع ) به مقام نبوت و رسالت الهى خود و نه مال و قدرت مادى

فما ءاتين اللّه خير ممّا ءاتيكم

مراد از «ما آتان اللّه» حقيقتى متفاوت با امكانات مادى است; چرا كه اولاً دربار سبا نيز از آن امكانات مادى برخوردار بود ثانياً بجاى «خير» بايد مى فرمود «ما آتانى اللّه أكثر ممّا آتاكم».

12 - مقام سليمان ، مبرّا از پذيرش هديه براى سكوت از حق و چشم پوشى از كفر و شرك

قال أتمدّونن بمال . .. بل أنتم بهديّتكم تفرحون

106- زيان كشتزار قصه سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 78 - 5

5- داوود و سليمان ( ع ) ، در تطبيق و چگونگى پياده كردن حكم خدا در باره خسارت مزرعه تلف شده به وسيله گوسفندان ، اختلاف نظر داشتند .

و داود و سليمن إذ يحكمان فى الحرث إذ نفشت فيه غنم القوم و كنّا لحكمهم شهدين

نوع مفسران برآنند كه «ففهّمناها» مى رساند كه خداوند نظر سليمان را تأييد كرد. از سوى ديگر، جمله هاى «كنّا لحكمهم شاهدين» و «و كلاًّ آتينا حكماً و علماً» مى فهماند كه نظر هر دو براساس نظارت، حكم و علم الهى بوده است. جمع ميان اين دو سخن، به اين است كه بگوييم: اختلاف آن دو در حكم الهى نبود; بلكه در تطبيق و چگونگى پياده كردن آن بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 79 - 1

1- حكم و داورى سليمان ( ع ) در باره خسارت مزرعه تلف شده به وسيله گوسفندان ، با الهام خداوند بود .

ففهّمنها سليمن

«فا» در «ففهّمنا» براى تعقيب است و ضمير «ها» به حكومت (قضاوت) بازمى گردد; يعنى، در مشاوره و داورى داوود و سليمان(ع) حكم واقعى را به سليمان فهمانديم.

107- ساختمان سازى در دوران سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 37 - 6

6 - صنعت ساختمان سازى و استخراج منابع و ذخاير دريايى ، در خدمت حكومت سليمان ( ع ) بود .

و الشيطين كلّ بنّاء و غوّاص

108- سان ديدن سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 31 - 1،5

1 - سان ديدن سليمان ( ع ) ، از اسب هاى اصيل ، نفيس و تيزتك

إذ عرض عليه بالعشىّ الصفنت الجياد

«عشىّ» به معناى آخر روز و عصر است و «صافنات» (جمع «صافنة») به اسب هايى گفته مى شود كه بر روى سه دست و پا ايستاده و دست راست خود را كمى بلند مى كنند و تنها نوك جلوى سم را بر زمين مى گذارند (اين حالت مخصوص اسب هاى نجيب و اصيل است). «جياد» نيز به دو معنا آمده است: 1- جمع «جيّد» - در مقابل «ردىّ» - و به معناى نفيس است. 2- جمع «جواد» است كه وقتى در توصيف اسب به كار رود به معناى سريع خواهد بود. گفتنى است كه در آيه شريفه، هر يك از دو معنا مى تواند مراد باشد.

5 - ماجراى سان ديدن سليمان ( ع ) از اسب ها ، جلوه اى از بندگى و خداخواهى او

نعم العبد إنّه أوّاب . إذ عرض عليه بالعشىّ الصفنت الجياد

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه «إذ» متعلق به «أوّاب» باشد كه در اين صورت، آيه شريفه درصدد بيان مصداق و نمونه اى از صفت «أوّاب» بودن سليمان(ع) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 32 - 3

3 - سان ديدن طولانى سليمان ( ع ) از اسب ها ، به خاطر خدا و ياد او بود .

فقال إنّى أحببت حبّ الخير عن ذكر ربّى

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه «عن» در «عن ذكر ربّى» براى تعليل باشد; يعنى، دوستى من نسبت به اسب ها، به خاطر خدا و ناشى از فرمان او است; نه برخاسته از هوا و هوس و تفريح كردن من.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 33 - 1

1 - دستور سليمان ( ع ) مبنى بر بازگرداندن اسباب ها به نزد او ، پس از بازديد نخست و ناپديد شدن آنها از نظر ايشان

حتّى توارت بالحجاب . ردّوها علىّ

ضمير مؤنث «ردّوها» - به قرينه جمله بعدى (فطفق مسحاً. ..) - به «صافنات» (اسب ها) بازمى گردد.

109- سپاه سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 17 - 1

1 - سليمان ( ع ) ، داراى سپاهى متشكل از نيرو هاى جن ، انسان و پرندگان

و حشر لسليمن جنوده من الجنّ و الإنس و الطير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 20 - 4،6

4 - هدهد ، از اعضاى سپاهيان سليمان

و حشر لسليمن جنوده. .. فقال ما لى لاأرى الهدهد

6 - احتياط و خويشتن دارى سليمان در برخورد با نيرو هاى تحت امر خويش

فقال ما لى لاأرى الهدهد أم كان من الغائبين

سليمان، بى درنگ هدهد را متهم به تخلّف نكرد; بلكه ابتدا ناپيدا بودن هدهد را مربوط به خطاى ديد خودش دانست. اين در حالى است كه قدرتمندان قبل از هر چيز خشم گرفته و نيروى تحت فرمان خود را متهم مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 21 - 7

7 - مسؤوليت مهم هدهد در سپاه سليمان ( ع )

أم كان من الغائبين . لاُعذّبنّه عذابًا شديدًا أو لأاْذبحنّه

احتمال مى رود در نظر گرفتن مجازات سخت براى تخلف هدهد، از آن جهت باشد كه وى داراى مسؤوليتى مهم بود و نمى بايست پست خود را ترك مى كرد.

110- سپاه سليمان(ع) در سرزمين مورچگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 18 - 1،3

1 - رسيدن سليمان ( ع ) و لشگريانش به سرزمين مورچگان ، در مسير حركت خود

حتّى إذا أتوا على واد النمل

3 - اخطار مورچه اى به ديگر مورچگان نسبت به ورود سليمان و لشگريانش به سرزمين آنها

قالت نملة يأيّها النمل ادخلوا مسكنكم لايحطمنّكم سليمن و جنوده

111- سرزمين سبأ در دوران سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 23 - 3

3 - شهر سبا ، داراى تمدن ، پادشاه و حكومتى مقتدر در عصر سليمان

و جئتك من سبإ . .. و أُوتيت من كلّ شىء و لها عرش عظيم

در الميزان آمده است: «سبأ بلدة باليمن كانت عاصمته يومئذ; سبا شهرى است در سرزمين يمن كه در آن روزگار پايتخت بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 33 - 2

2 - مملكت سبا در عهد سليمان ، داراى نيروى دفاعى و امكانات جنگى قوى و نيز رزم آوران سلحشور و بى باك

قالوا نحن أُولوا قوّة و أُولوا بأس شديد

«قوة» به معناى نيرو و نكره آمدنش بيانگر عظمت و گستردگى آن است. بنابراين «نحن أُولوا قوّة»; يعنى، ما از نيرويى بسيار گسترده و عظيم برخورداريم. «بأس» به معناى شجاعت و دلاورى است. بنابراين «بأس شديد» برابر با سلحشورى و بى باكى است.

112- سرزمين مورچگان قصه سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 18 - 2

2 - قرار داشتن سرزمين مورچگان ، در منطقه اى پايين تر از منطقه اطراف آن

أتوا على واد النمل

واژه «على» براى استعلا به كار مى رود. بنابراين «على واد النمل» بيانگر اين نكته است كه منطقه اطراف سرزمين مورچگان مشرف بر آن بود و سرزمين مورچگان پايين تر از آن قرار داشت.

113- سرزنش سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 32 - 10

10 - اظهار پشيمانى كردن سليمان ( ع ) و مورد سرزنش قرار دادن خود به خاطر غفلت كردن از ياد خدا ، در اثر سان ديدن طولانى از اسب ها

فقال إنّى أحببت حبّ الخير عن ذكر ربّى حتّى توارت بالحجاب

در صورتى كه معناى آيه شريفه، اين باشد كه سليمان(ع) به خاطر علاقه به اسب ها از ياد خدا غفلت ورزيد; قهراً سخن آن حضرت (فقال إنّى. ..) نوعى سرزنش خود و اظهار پشيمانى محسوب مى شود.

114- سرزنشهاى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 36 - 6

6 - توبيخ دربار سبا توسط سليمان ( ع ) ، به خاطر تلقى مادى و نادرست آنان از نامه و دعوت وى

قال أتمدّونن بمال

استفهام در «أتمدّونن» براى توبيخ و سرزنش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 32 - 10

10 - اظهار پشيمانى كردن سليمان ( ع ) و مورد سرزنش قرار دادن خود به خاطر غفلت كردن از ياد خدا ، در اثر سان ديدن طولانى از اسب ها

فقال إنّى أحببت حبّ الخير عن ذكر ربّى حتّى توارت بالحجاب

در صورتى كه معناى آيه شريفه، اين باشد كه سليمان(ع) به خاطر علاقه به اسب ها از ياد خدا غفلت ورزيد; قهراً سخن آن حضرت (فقال إنّى. ..) نوعى سرزنش خود و اظهار پشيمانى محسوب مى شود.

115- سرور سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 19 - 4

4 - خشنودى سليمان از آگاهى به زبان مورچگان و سپاس گزارى او به درگاه خدا

فتبسّم ضاحكًا من قولها و قال ربّ أوزعنى أن أشكر

116- سلطنت سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 34 - 7

7 - برداشت ملكه سبا از شخصيت سليمان ( ع ) ، به عنوان پادشاهى از پادشاهان

قالت إنّ الملوك . .. و كذلك يفعلون

117- سليمان(ع) از صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 85 - 3

3 - ابراهيم، اسحاق، يعقوب، نوح، داوود، سليمان، ايوب، يوسف، موسى، هارون، زكريا، يحيى، عيسى و الياس(ع) از صالحان بودند.

و وهبنا له . .. كل من الصلحين

118- سليمان(ع) از محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 84 - 8

8 - نوح، ابراهيم، اسحاق، يعقوب، داوود، سليمان، ايوب، يوسف، موسى و هارون(ع) از نيكوكاران هستند.

و من ذريته . .. و كذلك نجزى المحسنين

مشاراليه «كذلك» هم مى تواند هدايت باشد، كه از «هدينا» استفاده مى شود، و هم مى تواند كثرت ذريه صالح باشد، كه از «وهبنا» و «من ذريته» به دست مى آيد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

119- سليمان(ع) در سرزمين مورچگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 18 - 1،3

1 - رسيدن سليمان ( ع ) و لشگريانش به سرزمين مورچگان ، در مسير حركت خود

حتّى إذا أتوا على واد النمل

3 - اخطار مورچه اى به ديگر مورچگان نسبت به ورود سليمان و لشگريانش به سرزمين آنها

قالت نملة يأيّها النمل ادخلوا مسكنكم لايحطمنّكم سليمن و جنوده

120- سليمان(ع) و اشراف قوم سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 31 - 2

2 - برخورد سليمان ( ع ) با ملكه و درباريان سبا ، قاطع ، آمرانه و از موضع قدرت بود .

ألاّ تعلوا علىّ و أتونى مسلمين

121- سليمان(ع) و تملق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 22 - 6

6 - دستگاه حكومت سليمان ، به دور از تملق و چاپلوسى

أحطت بما لم تحط به

گفتار صريح و بى تكلف هدهد، نشانگر مطلب ياد شده است.

122- سليمان(ع) و جادو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 6

6 - حضرت سليمان ( ع ) منزه از جادوگرى و گرايش پيدا كردن به كفر

و ما كفر سليمن

123- سليمان(ع) و كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 6

6 - حضرت سليمان ( ع ) منزه از جادوگرى و گرايش پيدا كردن به كفر

و ما كفر سليمن

124- سليمان(ع) و ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 31 - 2

2 - برخورد سليمان ( ع ) با ملكه و درباريان سبا ، قاطع ، آمرانه و از موضع قدرت بود .

ألاّ تعلوا علىّ و أتونى مسلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 44 - 5،6

5 - سليمان ( ع ) ، ناظر عكس العمل بلقيس ، در مواجهه با آبگينه هاى آب نما

و كشفت عن ساقيها قال إنّه صرح

مراد از ضمير فاعل در «قال» سليمان(ع) مى باشد.

6 - اقدام سليمان ( ع ) به تصحيح خطاى ديد بلقيس در آب پنداشتن شيشه هاى مفروش

حسبته لجّة . .. قال إنّه صرح ممرّد من قوارير

125- سليمان(ع) و هدهد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 27 - 1،2،3

1 - حضرت سليمان ( ع ) ، قضاوت درباره هدهد را به آينده و پس از تحقيق پيرامون ادعا هاى وى موكول كرد .

فقال أحطت بما لم تحط به . .. قال سننظر أصدقت أم كنت من الكذبين

2 - سليمان ( ع ) ، درصدد بررسى ادعا هاى هدهد درباره سرزمين سبا

قال سننظر أصدقت أم كنت من الكذبين

3 - ادعا هاى هدهد در رابطه با سرزمين سبا ، امرى شگفت و دور از باور سليمان ( ع )

قال سننظر أصدقت أم كنت من الكذبين

تعبير «خواهيم ديد كه راست مى گويى يا از دروغ گويانى» پس از بيان تفصيلى هدهد و درس هاى بلند توحيدى وى، مى

تواند نشانگر شگفتى و ناباورى سليمان باشد.

126- شخصيت سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 18 - 6

6 - سليمان شخصيتى مشهور ، حتى نزد مورچگان

لايحطمنّكم سليمن و جنوده

127- شرك ستيزى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 31 - 4

4 - سليمان ( ع ) ، درصدد از ميان بردن حاكميت كفر و شرك از سرزمين سبا

بسم اللّه الرحمن الرحيم . ألاّ تعلوا علىّ و أتونى مسلمين

تسليم سليمان شدن، در حقيقت دست برداشتن از شرك و پذيرش منطق توحيدى او است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 36 - 12

12 - مقام سليمان ، مبرّا از پذيرش هديه براى سكوت از حق و چشم پوشى از كفر و شرك

قال أتمدّونن بمال . .. بل أنتم بهديّتكم تفرحون

128- شكرگزارى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 19 - 4

4 - خشنودى سليمان از آگاهى به زبان مورچگان و سپاس گزارى او به درگاه خدا

فتبسّم ضاحكًا من قولها و قال ربّ أوزعنى أن أشكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 40 - 9

9 - سپاس سليمان ( ع ) به درگاه خدا ، پس از مشاهده تخت بلقيس در برابر خود

فلمّا رءاه مستقرًّا عنده قال هذا من فضل ربّى

كلمه «هذا» مى تواند اشاره به حضور تخت داشته باشد. بر اين مبنا عبارت «هذا من فضل ربّى»; يعنى، اين حضور تخت در كمتر از طرفة العين در نزد من، فضلى از جانب پروردگار است. هم چنين مى تواند اشاره به قدرتى باشد كه توانست آن را

در كمتر از طرفة العينى حاضر سازد. برداشت ياد شده مبتنى بر احتمال اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 13 - 15

15 - سليمان ( ع ) ، موظف به انجام عمل صالح به منظور شكرگزارى به درگاه خداوند

و لسليمن الريح . .. اعملوا ءال داود شكرًا

اين كه پس از طرح قصه سليمان(ع) و ذكر فضايلى كه خداوند به او داده بود، خطاب «آل داود» آورده شده احتمال دارد به اين منظور باشد كه سليمان(ع) را به عنوان عضوى از خاندان داوود(ع)، موظف به انجام عمل صالح كند.

129- شگفتى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 27 - 3

3 - ادعا هاى هدهد در رابطه با سرزمين سبا ، امرى شگفت و دور از باور سليمان ( ع )

قال سننظر أصدقت أم كنت من الكذبين

تعبير «خواهيم ديد كه راست مى گويى يا از دروغ گويانى» پس از بيان تفصيلى هدهد و درس هاى بلند توحيدى وى، مى تواند نشانگر شگفتى و ناباورى سليمان باشد.

130- شياطين و سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 2،4،5

2 - شياطين ، حضرت سليمان را به جادوگرى متهم مى كردند .

و ما كفر سليمن و لكن الشيطين كفروا

مراد از «ما كفر سليمان» (سليمان كافر نشد) نفى جادوگرى از سليمان (ع) است. جمله «و لكن الشياطين ...» و نيز «ما تتلوا الشياطين» حكايت از آن دارد كه: اتهام سحر به حضرت سليمان از سوى شياطين عنوان شده و نشر پيدا كرده بود.

4 - شياطين از دشمنان حضرت سليمان و حكومت الهى او

ما تتلوا الشيطين على ملك سليمن

«على ملك سليمان» (بر ضد حكومت سليمان) حال براى مفعول حذف شده از «تتلوا» است; يعنى، آن سحرى را كه براى مردم تلاوت مى كردند، عليه سلطنت سليمان بود.

5 - شياطين ، دستيابى سليمان رابه سلطنت ، دستاورد سحر و جادو قلمداد مى كردند .

على ملك سليمن و ما كفر سليمن

نفى جادوگرى از سليمان - پس از بيان اينكه شياطين نوشته هايى از علم سحر را براى مردم، عليه سلطنت سليمان مى خواندند - رساى به اين معناست كه: شياطين چنين وانمود مى كردند كه آنچه را تلاوت مى كنند همان است كه سليمان را به سلطنت رساند و با اين شيوه در صدد نفى پيامبرى از او بودند.

131- شيشه هاى كاخ سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 44 - 3،4،6

3 - قصر سليمان ، قصرى مجلل و با شكوه ، با صحنى مفروش از آبگينه هاى آب نما

قال إنّه صرح ممرّد من قوارير

«ممرّد» معادل صاف و «قارورة» (مفرد «قوارير») مرادف شيشه و آبگينه است; يعنى، اين صحن از آبگينه صاف، مفروش شده است.

4 - بلقيس ، براى عبور از آبگينه هاى آب نما ، دامن بركشيد و ساق هاى پايش نمايان شد .

فلمّا رأته حسبته لجّة و كشفت عن ساقيها

6 - اقدام سليمان ( ع ) به تصحيح خطاى ديد بلقيس در آب پنداشتن شيشه هاى مفروش

حسبته لجّة . .. قال إنّه صرح ممرّد من قوارير

132- صنعت در دوران سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 44 - 7

7 - وجود تمدن ، هنر و صنعت پيشرفته در عهد سليمان ( ع )

حسبته لجّة . .. قال إنّه صرح ممرّد من قوارير

ساختن صحنى از آبگينه ها به گونه اى طبيعى كه آب جلوه كند و بيننده آن را آب بپندارد، نشانگر صنعت و هنر پيشرفته دستگاه سليمانى است.

133- ظروف سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 13 - 7

7 - جنّيان ، طبق خواست سليمان ( ع ) ، براى او كاسه هاى بزرگى به اندازه حوض مى ساختند .

يعملون له ما يشاء من . .. و جفان كالجواب

«جفان» جمع «جفنة» است و آن به معناى ظرف غذا مى باشد. «جواب» جمع «جابية» و به معناى جمع كننده و دربردارنده است (مفردات راغب). گفتنى است كه «جواب» به معناى حوض هم آمده است (لسان العرب).

134- عبرت از قصه سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 31 - 3

3 - ماجراى سان ديدن سليمان ( ع ) از اسب هاى خود ، ماجرايى آموزنده و مهم

إذ عرض عليه بالعشىّ الصفنت الجياد

از توصيه خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مبنى بر يادآورى داستان سان ديدن سليمان(ع) از اسبان خود، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

135- عبوديت سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 30 - 3،6

3 - سليمان ( ع ) ، بنده شايسته خدا بود .

نعم العبد

6 - رجوع و توجه همواره سليمان ( ع ) به خدا در زندگى ، موجب دستيابى او به مقام عبوديت الهى

نعم العبد إنّه أوّاب

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه جمله «إنّه أوّاب» در مقام تعليل براى «نعم العبد» است; يعنى، چون سليمان بسيار متوجه خدا و پرمراجعه به او بود; بهترين عبد شناخته شد و به اين مقام دست يافت.

136- عدالت سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 18 - 7

7 - آگاهى مورچه به مقام معنوى و عدالت سليمان

لايحطمنّكم سليمن و جنوده و هم لايشعرون

تعبير «و هم لايشعرون» بيانگر اين نكته است كه آن مورچه مى دانست كه سليمان در صورت توجه، نخواهد گذاشت كه مورچگان مورد ستم قرار گيرند و پايمال شوند.

137- عصاى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 14 - 3،12

3 - سليمان ( ع ) مدتى پس از مرگش ، هم چنان بر عصاى خود تكيه داشت و كسى از آن با خبر نبود .

فلمّا قضينا عليه الموت ما دلّهم على موته إلاّ دابّة الأرض . .. لو كانوا يعلمون ا

12 - سليمان ( ع ) ، عصايى داشت كه بر آن تكيه مى كرد و پس از مرگش نيز مدتى بر آن تكيه داشت .

فلمّا قضينا عليه الموت ما دلّهم على موته إلاّ دابّة الأرض تأكل منسأته فلمّا خرّ

138- عظمت سپاه سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 37 - 2

2 - تهديد أكيد سليمان ( ع ) مبنى بر فرستادن سپاهى گران ، پرتوان و بى هماورد به سوى مشركان سبا

فلنأتينّهم بجنود لاقبل لهم بها

جمله «لا قبل لهم بها» صفت «جنود» است; يعنى، سپاهى چنان عظيم كه ايشان را توان رويارويى با آن نباشد.

139- عظمت كاخ سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 44 - 3

3 - قصر سليمان ، قصرى مجلل و با شكوه ، با صحنى مفروش از آبگينه هاى آب نما

قال إنّه صرح ممرّد من قوارير

«ممرّد» معادل صاف و «قارورة» (مفرد «قوارير») مرادف شيشه و آبگينه است; يعنى، اين صحن از آبگينه صاف، مفروش شده است.

140- عظمت نامه سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 30 - 4

4 - آغاز نامه سليمان با نام و ياد خدا ، سبب شكوه و عظمت آن نزد بلقيس

إنّى أُلقى إلىّ كتب كريم . .. و إنّه بسم اللّه الرحمن الرحيم

جمله «و إنّه بسم اللّه. ..» تعليل ديگرى براى بيان گرانمايه بودن مكتوب سليمان است; يعنى، نامه اى كه براى من آورده شده، از دو جهت كريم و گران سنگ است: يكى اين كه از شخصيتى مانند سليمان است و ديگر آن كه با نام خداى رحمان و رحيم آغاز شده است.

141- عقيده سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 30 - 6

6 - اعلام موضع توحيدى و هدف الهى سليمان ( ع ) ، با آغاز نامه خود به نام و ياد خدا

و إنّه بسم اللّه الرحمن الرحيم

142- علايق سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 32 - 5

5 - سان ديدن سليمان ( ع ) از اسب ها و علاقه شديد او به آنها ، موجب غفلت او از ياد خدا گشت .

إنّى أحببت حبّ الخير عن ذكر ربّى حتّى توارت بالحجاب

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه «عن» در «عن ذكر ربّى» به معناى «على» و «أحببت» به معناى «آثرت» (ترجيح دادم) باشد; يعنى، من آن چنان به دوستى با اسب ها سرگرم شدم كه آن را بر ياد خدا ترجيح دادم و از او غافل ماندم; تا آن كه آفتاب غروب كرد و يا اين كه اسب ها از نظرم پنهان شدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 33 - 3

3 - شدت علاقه سليمان ( ع ) به اسب هاى نجيب و تيزرو و سان ديدن از آنها

فطفق مسحًا بالسوق و الأعناق

درخواست بازگرداندن اسب ها، براى بازديد مجدد و نوازش آنها (با سودن پاها و گردن آنها)، بيانگر مطلب ياد شده است.

143- علم جنيان سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 14 - 10

10 - جنيان خدمت گزار در دستگاه سليمان ( ع ) ، از معرفتى به نام علم غيب آگاهى داشتند .

تبيّنت الجنّ أن لو كانوا يعلمون الغيب

144- علم سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 16 - 3،7

3 - آگاهى داوود و سليمان ( ع ) به زبان پرندگان

و قال يأيّها الناس علّمنا منطق الطير

7 - آگاهى داوود و سليمان ( ع ) به زبان پرندگان ، داراى اهميتى ويژه براى آنان در مقايسه با ساير امكانات

علّمنا منطق الطير و أوتينا من كلّ شىء

با اين كه «و أوتينا من كلّ شىء» شامل «منطق الطير» هم مى شود، اختصاص به ذكر يافتن و مقدم آوردن آن، نشانگر اهميت ويژه آن در مقايسه با ساير موهبت هاى الهى نسبت به داوود و سليمان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 19 - 3،4

3 - سليمان ( ع ) ، قادر به شنيدن صداى مورچگان و فهم زبان آنها

فتبسّم ضاحكًا من قولها

4 - خشنودى سليمان از آگاهى به زبان مورچگان و سپاس گزارى او به درگاه خدا

فتبسّم ضاحكًا من قولها و قال ربّ أوزعنى أن أشكر

145- علم سليمان(ع) به تسليم ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 38 - 4

4 - آگاهى يافتن سليمان ( ع ) از تصميم بلقيس مبنى بر تسليم شدنش در برابر وى

قال يأيّها الملؤا . .. قبل أن يأتونى مسلمين

146- علم لدنى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 79 - 4

4- داوود و سليمان ( ع ) ، داراى مقام قضاوت و برخوردار از علم خدا دادى

و داود و سليمن . .. و كلاًّ ءاتينا حكمًا و علمًا

147- علماى دربار سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 40 - 6

6 - حضور افرادى آگاه به علوم و دانش هاى لوح محفوظ در دربار سليمان ( ع )

قال الذى عنده علم من الكتب

مفهوم عبارت «قال الذى عنده علم من الكتب» مى تواند اين باشد كه در بارگاه سليمان، اشخاص ديگرى بوده اند كه دانش هاى گسترده اى به آن كتاب داشته اند.

148- عمل به تكليف سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 36 - 7

7 - هدف سليمان ( ع ) از نوشتن نامه به دربار سبا ، ايفاى رسالت الهى و معنوى خود بود ، نه رسيدن به مال و حكومت

بزرگ تر .

قال أتمدّونن بمال فما ءاتين اللّه خير ممّا ءاتيكم

149- عمل خير سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 90 - 15

15- انجام كار هاى خير ، مورد علاقه و سيره مستمر پيامبران الهى ، موسى ، هارون ، ابراهيم ، لوط ، اسحاق ، يعقوب ، نوح ، داوود ، سليمان ، ايوب ، اسماعيل ، ادريس ، ذوالكفل ، يونس ، زكريا ، و يحيى ( عليهم السلام ) بود .

و لقد ءاتينا موسى و هرون . .. يحيى ... إنّهم كانوا يسرعون فى الخيرت

150- عمل صالح سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 13 - 15

15 - سليمان ( ع ) ، موظف به انجام عمل صالح به منظور شكرگزارى به درگاه خداوند

و لسليمن الريح . .. اعملوا ءال داود شكرًا

اين كه پس از طرح قصه سليمان(ع) و ذكر فضايلى كه خداوند به او داده بود، خطاب «آل داود» آورده شده احتمال دارد به اين منظور باشد كه سليمان(ع) را به عنوان عضوى از خاندان داوود(ع)، موظف به انجام عمل صالح كند.

151- عوامل مؤثر در موضعگيرى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 41 - 3

3 - نقش تيزهوشى ملكه سبا ، در نحوه موضع گيرى و تصميم سليمان ( ع ) در قبال وى

ننظر أتهتدى أم تكون من الذين لايهتدون

اهميت پى بردن به ميزان هوش بلقيس، مى تواند از آن جهت باشد كه نحوه موضع گيرى سليمان(ع) را در قبال وى مشخص سازد.

152- غفلت سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 32 - 10

10 - اظهار پشيمانى كردن سليمان ( ع ) و مورد سرزنش قرار دادن خود به خاطر غفلت كردن از ياد خدا ، در اثر سان ديدن

طولانى از اسب ها

فقال إنّى أحببت حبّ الخير عن ذكر ربّى حتّى توارت بالحجاب

در صورتى كه معناى آيه شريفه، اين باشد كه سليمان(ع) به خاطر علاقه به اسب ها از ياد خدا غفلت ورزيد; قهراً سخن آن حضرت (فقال إنّى. ..) نوعى سرزنش خود و اظهار پشيمانى محسوب مى شود.

153- غواصى در دوران سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 37 - 6

6 - صنعت ساختمان سازى و استخراج منابع و ذخاير دريايى ، در خدمت حكومت سليمان ( ع ) بود .

و الشيطين كلّ بنّاء و غوّاص

154- فضايل سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 86 - 3

3 - ابراهيم، اسحاق، يعقوب، نوح، داوود، سليمان، ايوب، يوسف، موسى و هارون(ع) پيامبرانى بودند كه بر همه مردم عصر خويش برترى يافته بودند.

و وهبنا له إسحق و يعقوب . .. و كلا فضلنا على العلمين

برترى يافتن هر يك از پيامبران بر همه مردم - كه در اولين نظر از كلمه «العالمين» به ذهن مى آيد - مستلزم برترى يافتن هر يك از پيامبران بر ديگرى است. لذا نمى توان عموم «العالمين» را حقيقى دانست، بلكه داراى عموم عرفى بوده و ناظر به همه جوامع عصر خود آنهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 79 - 2،3،4

2- امتياز سليمان بر داوود ( ع ) ، در تشخيص حكم خسارت كشتزار تلف شده

و داود و سليمن إذ يحكمان فى الحرث . .. ففهّمنها سليمن

3- حضرت سليمان ( ع ) ، مورد توجه و عنايت خداوند ، حتى در زمان داوود ( ع )

و داود و سليمن إذ يحكمان فى الحرث . .. ففهّمنها سليمن

4- داوود و سليمان ( ع ) ، داراى مقام قضاوت و برخوردار از علم خدا دادى

و داود و سليمن . .. و كلاًّ ءاتينا حكمًا و علمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 81 - 1،2،3

1- خداوند ، تند باد ها را براى سليمان ( ع ) تسخير و رام كرد .

و سخّرنا مع داود الجبال . .. و لسليمن الريح عاصفة تجرى بأمره

«لسليمان. ..» عطف بر عبارت «مع داود...» است; يعنى، «سخّرنالسليمان الريح»

2- حركت تند باد ها ، با فرمان حركت سليمان ( ع ) انجام مى گرفت .

و لسليمن الريح عاصفة تجرى بأمره

3- حركت تند باد به سوى سرزمين سرشار از بركات الهى به فرمان سليمان ( ع )

تجرى بأمره إلى الأرض التى بركنا فيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 82 - 1

1- برخى از شياطين ، در تسخير و تحت فرمان سليمان ( ع ) بودند .

و سخّرنا . .. و من الشيطين من يغوصون له

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 16 - 3،5،6،9

3 - آگاهى داوود و سليمان ( ع ) به زبان پرندگان

و قال يأيّها الناس علّمنا منطق الطير

5 - آگاهى به گفتار پرندگان ، موهبتى الهى به داوود و سليمان

و لقد ءاتينا داود و سليمن علمًا . .. و قال يأيّها الناس علّمنا منطق الطير

6 - داوود و سليمان ، برخوردار از تمامى امكانات مورد نياز

و أوتينا من كلّ شىء

9 - الطاف الهى در حق داوود و سليمان ( ع ) ، الطافى آشكار براى همگان

و قال يأيّها الناس . .. إنّ هذا لهو الفضل المبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 17 - 5

5 - برخوردارى سليمان از امكانات وسيع مادى و نظامى در كنار علم گسترده خويش

و لقد ءاتينا داود و سليمن علمًا . .. و أوتينا من كلّ شىء ... و حشر لسليمن جنود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 18 - 6

6 - سليمان شخصيتى مشهور ، حتى نزد مورچگان

لايحطمنّكم سليمن و جنوده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 12 - 3،7،11

3 - مسخّر بودن باد براى سليمان ( ع ) ، فضيلتى اعطا شده از جانب خدا براى او

و لقد ءاتينا . .. فضلاً ... و لسليمن الريح

7 - فراهم آمدن امكانات ذوب مس براى سليمان ( ع ) ، از عطاياى خدا به آن حضرت

و لقد ءاتينا . .. فضلاً ... و لسليمن ... و أسلنا له عين القطر

11 - مسخّر و رام بودن جنّيان براى سليمان ( ع ) ، از عطاياى خدا به آن حضرت

و لقد ءاتينا فضلاً . .. و لسليمن ... و من الجنّ من يعمل بين يديه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 30 - 1،3،5

1 - سليمان ( ع ) ، عطيه الهى به داوود ( ع )

و وهبنا لداود سليمن

3 - سليمان ( ع ) ، بنده شايسته خدا بود .

نعم العبد

5 - سليمان ( ع ) ، در همه امور زندگى به خدا روى آورده بود و همواره او را مرجع امور خود مى دانست .

إنّه أوّاب

«أوّاب» صيغه مبالغه (از ماده «اَوْب») و به معناى «رجوع» است; يعنى، سليمان بسيار مراجعه كننده به خدا و همواره متوجه او بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 39 - 4

4 - عطيه الهى به سليمان ( ع ) بى شمار و بسيار بود .

هذا عطاؤنا . .. بغير حساب

برداشت ياد شده براساس اين نكته است كه «بغير حساب» قيد براى «عطاؤنا» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 40 - 2

2 - سليمان ( ع ) ، برخوردار از حسن عاقبت و سرانجامى نيك

و حسن مئاب

«مئاب» به معناى مرجع و بازگشت است و منظور از «حسن مئاب» حسن عاقبت و سرانجام نيك است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 49 - 7

7 - داوود ، سليمان ، ايوب ، ابراهيم ، اسحاق ، يعقوب ، اسماعيل ، اليسع ، ذاالكفل ( عليهم السلام ) ، از تقواپيشگان و نيك فرجامان بودند .

و اذكر داود . .. إسمعيل و اليسع و ذاالكفل ... هذا ذكر و إنّ للمتقين لحسن مئاب

«مئاب» به معناى مرجع و بازگشت است و منظور از «حسن مئاب» حسن عاقبت و سرانجام نيك است. گفتنى است كه برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مقصود از «متقين» پيامبرانى باشد كه در آيات گذشته از آنان سخن گفته شد.

155- فلسفه پرسش سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 20 - 9

9 - در مجمع البيان آمده است : « و اختلف فى سبب تفقده الهدهد فقيل إنّه احتاج إليه فى سفره ليدله على الماء قال أبوحنيفة لأبى عبداللّه ( ع ) كيف تفقّد سليمان الهدهد من بين الطير ؟ قال : لأنّ الهدهد يرى الماء فى بطن الأرض كمايرى أحدكم الدهن فى القارورة ;

در انگيزه سؤال سليمان از غيبت هدهد اختلاف شده است: بعضى گفته اند: سليمان در سفرش نياز به هدهد داشت تا وى را به وجود آب راهنمايى كند. [مجمع مى افزايد ]كه ابوحنيفه از امام صادق(ع) سؤال كرد: چرا سليمان از ميان پرندگان سراغ هدهد را گرفت؟ فرمود: براى اين كه هدهد آب را در دل زمين مى بيند، همان گونه كه فردى از شما روغن را در ظرف بلورين مى بيند...».

156- فلسفه قدرت نمايى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 44 - 10

10 - توجه بلقيس به هدف الهى و توحيدى سليمان ( ع ) ، از نماياندن امور شگفت به وى

قيل لها ادخلى الصرح . .. قال إنّه صرح... قالت ربّ إنّى ظلمت نفسى

157- فلسفه نامه نگارى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 36 - 7

7 - هدف سليمان ( ع ) از نوشتن نامه به دربار سبا ، ايفاى رسالت الهى و معنوى خود بود ، نه رسيدن به مال و حكومت بزرگ تر .

قال أتمدّونن بمال فما ءاتين اللّه خير ممّا ءاتيكم

158- فوايد قصه سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 49 - 4

4 - سرگذشت داوود ، سليمان ، ايوب ، ابراهيم ، اسحاق ، يعقوب ، اسماعيل ، اليسع و ذاالكفل ( عليهم السلام ) ، مايه ياد و يادآورى انسان ها

و اذكر داود . .. سليمن ... أيّوب ... إبرهيم و إسحق و يعقوب... إسمعيل و اليسع

برداشت ياد شده از آن جا است كه «هذا» مى تواند اشاره به مجموعه آياتى باشد كه درباره سرگذشت پيامبران ياد شده، سخن گفته است.

159- قاطعيت سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 31 - 2

2 - برخورد سليمان ( ع ) با ملكه و درباريان سبا ، قاطع ، آمرانه و از موضع قدرت بود .

ألاّ تعلوا علىّ و أتونى مسلمين

160- قدرت سپاه سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 37 - 4

4 - ارتش سليمان ( ع ) ، بسيار توانمند و شكست ناپذير

فلنأتينّهم بجنود لاقبل لهم بها

161- قدرت سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 31 - 2،3

2 - برخورد سليمان ( ع ) با ملكه و درباريان سبا ، قاطع ، آمرانه و از موضع قدرت بود .

ألاّ تعلوا علىّ و أتونى مسلمين

3 - نامه سليمان ، پيامدار رحمت و مهر و نشانگر قدرت و قهر

بسم اللّه الرحمن الرحيم . ألاّ تعلوا علىّ و أتونى مسلمين

آوردن اوصاف «رحمان» و «رحيم» در سرآغاز نامه، پيامدار رحمت و لحن قاطع و آمرانه متن آن، بيانگر قدرت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 34 - 6

6 - نگرانى بلقيس از قدرت و غلبه سليمان ( ع ) ، على رغم اظهار آمادگى فرماندهان وى براى هر نبرد

قالوا نحن أُولوا قوّة . .. قالت إنّ الملوك إذا دخلوا قرية أفسدوها

طرح مسأله تباهى جامعه در صورت بروز جنگ، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 38 - 5

5 - سليمان ( ع ) ، مصمم بر نماياندن قدرت فوق العاده خود به ملكه سبا ، با احضار تخت او

قال يأيّها الملؤا أيّكم يأتينى بعرشها قبل أن يأتونى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 42 - 5

5 - اطلاع بلقيس از مقام معنوى و قدرت سليمان ( ع ) و تسليم شدنش در برابر او ، قبل از رسيدن به دربار وى

و أُوتينا العلم من قبلها و كنّا مسلمين

ضمير «من قبلها» به آية و بينة برمى گردد كه از عمل خارق العاده دربار سليمان به دست مى آيد.

162- قدرت نظامى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 17 - 7

7 - قدرت و قواى نظامى گسترده سليمان ، از ويژگى هاى بارز حكومت الهى وى

و حشر لسليمن جنوده من الجنّ و الإنس و الطير

163- قصه سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 2،5

2 - شياطين ، حضرت سليمان را به جادوگرى متهم مى كردند .

و ما كفر سليمن و لكن الشيطين كفروا

مراد از «ما كفر سليمان» (سليمان كافر نشد) نفى جادوگرى از سليمان (ع) است. جمله «و لكن الشياطين ...» و نيز «ما تتلوا الشياطين» حكايت از آن دارد كه: اتهام سحر به حضرت سليمان از سوى شياطين عنوان شده و نشر پيدا كرده بود.

5 - شياطين ، دستيابى سليمان رابه سلطنت ، دستاورد سحر و جادو قلمداد مى كردند .

على ملك سليمن و ما كفر سليمن

نفى جادوگرى از سليمان - پس از بيان اينكه شياطين نوشته هايى از علم سحر را براى مردم، عليه سلطنت سليمان مى خواندند - رساى به اين معناست كه: شياطين چنين وانمود مى كردند كه آنچه را تلاوت مى كنند همان است كه سليمان را به سلطنت رساند و با اين شيوه در صدد نفى پيامبرى از او بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 78 - 2،9،10،11

2- داورى داوود و سليمان ( ع ) ، در باره كشتزار چراشده در شبان گاه به وسيله گوسفندان مردم

و داود و سليمن إذ يحكمان فى الحرث إذ نفشت فيه غنم القوم

«نفش» به معناى چريدن حيوان در شب، بدون چوپان و يا بى اطلاع وى است.

9- « أحمدبن عمرالحلبى قال : سألت أباالحسن ( ع ) عن قول اللّه عزّوجلّ : « و داود و سليمان إذ يحكمان فى الحرث » قال : كان حكم داوود ( ع ) رقاب الغنم ، و الذى فهّم اللّه عزّوجلّ سليمان ( ع ) أن احكم لصاحب الحرث باللبن و الصوف ذلك العام كلّه ;

احمدبن عمر حلبى گويد: از امام ابى الحسن(ع) در باره سخن خداوند عزّوجلّ «و داود و سليمان إذ يحكمان فى الحرث» سؤال كردم، فرمود: حكم داوود(ع) دادن گوسفندان به صاحب زراعت بود و چيزى را كه خداوند به سليمان فهماند، اين بود كه براى صاحب زراعت حكم كن تا شير و پشم گوسفندان در كلّ آن سال براى او باشد».

10- « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : كان فى بنى اسرائيل رجل له كرم و نفشت فيه غنم رجل آخر بالليل و قضمته و أفسدته فجاء صاحب الكرم إلى داود فاستعدى على صاحب الغنم فقال داود ( ع ) : إذهبا إلى سليمان ( ع ) ليحكم بينكما فذهبا إليه فقال : سليمان إن كانت الغنم أكلت الأصل و الفرع فعلى صاحب الغنم أن يدفع إلى صاحب الكرم الغنم و ما فى بطن ها و إن كانت ذهبت بالفرع و لم تذهب بالأصل فإنّه يدفع ولد ها إلى صاحب الكرم و كان هذا حكم داود . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده: مردى از بنى اسرائيل داراى تاكستانى بود، گوسفندان فردى شبان گاه وارد آن شدند و آن را خوردند و تباه كردند . .. صاحب تاكستان از صاحب گوسفندان نزد داوود شكايت برد، او گفت: نزد سليمان برويد تا ميان شما داورى كند. پس نزد سليمان رفتند، وى گفت: اگر گوسفند اصل و فرع تاك را خورده، پس بر صاحب گوسفند است كه بايد گوسفند و بچه در شكم او را به صاحب تاك بدهد و اگر فرع درخت را خورده و اصل درخت باقى است، بچه گوسفند را به صاحب تاكستان بدهد و نظر داوود هم همين بود...».

11- « عن أبى عبداللّه ( ع ) ( فى ) قول اللّه عزّوجلّ : « و داود و سليمان إذ يحكمان فى الحرث » . . . قال : إنّه كان أوحى اللّه عزّوجلّ إلى النبيين قبل داود إلى أن بعث اللّه داود ( ع ) أى غنم نفشت فى الحرث فلصاحب الحرث رقاب الغنم . . . فحكم داود ( ع ) بما حكمت به الأنبياء ( ع ) من قبله و أوحى اللّه عزّوجلّ إلى سليمان ( ع ) أى غنم نفشت فى الزرع فليس لصاحب الزرع إلاّ ما خرج من بطون ها و كذلك جرت السنّة بعد سليمان » ;

از امام صادق(ع) [در باره] قول خداى عزّوجلّ «و داود و سليمان إذ يحكمان فى الحرث» روايت شده . .. كه فرمود: همانا خداى عزّوجلّ به پيامبران قبل از داوود - تا زمانى كه او را برانگيخت - وحى نموده بود كه هر گوسفندى شبانه وارد زراعتى شود، براى صاحب زراعت است كه آن گوسفند را به تملك خود درآورد ... پس داوود به همان حكم پيامبران پيش از خودحكم داد و خداى عزّوجلّ به سليمان وحى نمود: هر گوسفندى كه شبانه وارد زراعتى شود، صاحب زراعت حقى ندارد; مگر به چيزى (بچه اى) كه از شكم آن بيرون مى آيد و بعد از سليمان همين سنت جريان داشت...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 17 - 1،2،3،4

1 - سليمان ( ع ) ، داراى سپاهى متشكل از نيرو هاى جن ، انسان و پرندگان

و حشر لسليمن جنوده من الجنّ و الإنس و الطير

2 - فراخوانى سپاه سليمان از سوى او ، براى حركت به سوى مقصدى خاص

و حشر لسليمن جنوده

واژه «حشر» (مصدر «حشر») به معناى بيرون آوردن جماعت از قرارگاهشان و حركت دادن آنان به سوى مقصدى چون آوردگاه و. .. مى باشد.

3 - وجود تمرين ، آموزش و آماده سازى مستمر در سپاه سليمان

فهم يوزعون

«وَزْع» به معناى مرتب كردن، به صف كردن و آرايش دادن لشگر براى جنگ

4 - حاكميت نظم و انضباط كامل در سپاه سليمان

فهم يوزعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 18 - 1،3

1 - رسيدن سليمان ( ع ) و لشگريانش به سرزمين مورچگان ، در مسير حركت خود

حتّى إذا أتوا على واد النمل

3 - اخطار مورچه اى به ديگر مورچگان نسبت به ورود سليمان و لشگريانش به سرزمين آنها

قالت نملة يأيّها النمل ادخلوا مسكنكم لايحطمنّكم سليمن و جنوده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 19 - 1،4،24

1 - تبسم سليمان از سخنان مورچه

فتبسّم ضاحكًا من قولها

4 - خشنودى سليمان از آگاهى به زبان مورچگان و سپاس گزارى او به درگاه خدا

فتبسّم ضاحكًا من قولها و قال ربّ أوزعنى أن أشكر

24 - « عن جعفربن محمد ( ع ) قال : لما قالت النملة « يا أيّها النمل ادخلوا مساكنكم . . . » حملت الريح صوت النملة إلى سليمان ( ع ) . . . ;

از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: هنگامى كه آن مورچه [به ساير مورچگان] گفت: «يا أيّها النمل ادخلوا مساكنكم. ..» باد صداى آن مورچه را به سليمان رسانيد...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 20 - 1،2،3،4،5،6،9

1 - بازديد سليمان ( ع ) از گروه پرندگان به منظور جويا شدن از احوال آنها

و تفقّد الطير

«تَفَقُّد» (مصدر «تفقّد») معادل «تعهد» (وارسى كردن) است. بنابراين «تفقد الطير»; يعنى، از حال پرندگان جويا شد.

2 - غايب يافتن سليمان هدهد را در صف پرندگان

فقال ما لى لاأرى الهدهد أم كان من الغائبين

3 - پرسش سليمان از علت ناپيدا بودن هدهد

فقال ما لى لاأرى الهدهد أم كان من الغائبين

4 - هدهد ، از اعضاى سپاهيان سليمان

و حشر لسليمن جنوده. .. فقال ما لى لاأرى الهدهد

5 - نظارت دقيق سليمان بر سپاه و نيرو هاى تحت فرمان خويش

و تفقّد الطير . .. أم كان من الغائبين

6 - احتياط و خويشتن دارى سليمان در برخورد با نيرو هاى تحت امر خويش

فقال ما لى لاأرى الهدهد أم كان من الغائبين

سليمان، بى درنگ هدهد را متهم به تخلّف نكرد; بلكه ابتدا ناپيدا بودن هدهد را مربوط به خطاى ديد خودش دانست. اين در حالى است كه قدرتمندان قبل از هر چيز خشم گرفته و نيروى تحت فرمان خود را متهم مى كنند.

9 - در مجمع البيان آمده است : « و اختلف فى سبب تفقده الهدهد فقيل إنّه احتاج إليه فى سفره ليدله على الماء قال أبوحنيفة لأبى عبداللّه ( ع ) كيف تفقّد سليمان الهدهد من بين الطير ؟ قال : لأنّ الهدهد يرى الماء فى بطن الأرض كمايرى أحدكم الدهن فى القارورة ;

در انگيزه سؤال سليمان از غيبت هدهد اختلاف شده است: بعضى گفته اند: سليمان در سفرش نياز به هدهد داشت تا وى را به وجود آب راهنمايى كند. [مجمع مى افزايد ]كه ابوحنيفه از امام صادق(ع) سؤال كرد: چرا سليمان از ميان پرندگان سراغ هدهد را گرفت؟ فرمود: براى اين كه هدهد آب را در دل زمين مى بيند، همان گونه كه فردى از شما روغن را در ظرف بلورين مى بيند...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 21 - 1،8

1 - تصميم سليمان ( ع ) به مجازات سخت هدهد در صورت عدم ارائه دليلى قابل قبول بر غيبت خويش

لأُعذّبنّه عذابًا شديدًا . .. أو ليأتينّى بسلطن مبين

«سلطان» به معناى حجت و برهان است و «سلطان مبين»; يعنى، دليل روشن و قانع كننده.

8 - اعلام سليمان ( ع ) به بخشودن هدهد ، در صورت آوردن دليلى روشن و قابل قبول براى غيبت خود

لأُعذّبنّه . .. أو ليأتينّى بسلطن مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 22 - 1،2،3،5

1 - حاضر شدن هدهد در نزد سليمان ، پس از درنگى نه چندان طولانى

فمكث غير بعيد فقال

2 - مبادرت هدهد به طرح دليل غيبت خود و ارائه اطلاعات جديد به سليمان ( ع )

فقال أحطت بما لم تحط به

3 - هدهد ، مدعى دستيابى به موضوعى خارج از قلمرو اطلاعات سليمان

أحطت بما لم تحط به

«احاطة» در اين جا كنايه از علم آمده است; يعنى، «علمت بما لم تعلم به; به چيزى دست يافتم كه تو به آن دست نيافته اى».

5 - هدهد ، پيامدار خبرى بزرگ و قطعى از سرزمين « سبا » براى سليمان ( ع )

و جئتك من سبإ بنبإ يقين

«نبأ» به خبر مهم و شنيدنى گفته مى شود; يعنى، «براى تو از سبا خبرى قطعى آورده ام كه بسيار مهم و شنيدنى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 23 - 1

1 - اخبار هدهد از فرمانروايى يك زن بر مردم سرزمين سبا

إنّى وجدت امرأة تملكهم

«مُلْك» (مصدر «تملكهم») به معناى حكومت و فرمانروايى است; يعنى، زنى را يافتم كه بر آنان حكمرانى مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 27 - 1،2،3

1 - حضرت سليمان ( ع ) ، قضاوت درباره هدهد را به آينده و پس از تحقيق پيرامون ادعا هاى وى موكول كرد .

فقال أحطت بما لم تحط به . .. قال سننظر أصدقت أم كنت من الكذبين

2 - سليمان ( ع ) ، درصدد بررسى ادعا هاى هدهد درباره سرزمين سبا

قال سننظر أصدقت أم كنت من الكذبين

3 - ادعا هاى هدهد در رابطه با سرزمين سبا ، امرى شگفت و دور از باور سليمان ( ع )

قال سننظر أصدقت أم كنت من الكذبين

تعبير «خواهيم ديد كه راست مى گويى يا از دروغ گويانى» پس از بيان تفصيلى هدهد و درس هاى بلند توحيدى وى، مى تواند نشانگر شگفتى و ناباورى سليمان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 28 - 1،2،4،5،6

1 - مأموريت هدهد از سوى سليمان ، براى بردن نامه وى به جانب ملكه سبا

اذهب بكتبى هذا فألقه إليهم

«كتاب» معادل «مكتوب» و به معناى نامه است; يعنى، اين نامه مرا ببر، آن گاه. .. .

2 - افكندن نامه به محلّ تجمع ملكه و درباريان سبا ، مأموريت هدهد از جانب سليمان ( ع )

اذهب بكتبى هذا فألقه إليهم

«ها» ساكن در «ألقه» ها سكت و «إلقاء» (مصدر «ألق») به معناى افكندن است; يعنى، آن گاه [نامه را] به سوى آنان بيفكن.

4 - هدهد ، موظف به روى برتافتن از درباريان سبا ( پس از افكندن نامه سليمان ) نزد ايشان

ثمّ تولّ عنهم فانظر ماذا يرجعون

«تولّى» (مصدر «تولّ») به معناى روى برتافتن است; يعنى، از آنان روى برتاب و سپس بنگر چه پاسخ مى دهند.

5 - مأموريت هدهد براى مشاهده بازتاب نامه سليمان در ميان درباريان سبا و شنود كردن سخنان ايشان .

ثمّ تولّ عنهم فانظر ماذا يرجعون

6 - تدبير سليمان در كشف صدق و كذب ادعاى هدهد از طريق به كارگيرى خود وى

قال سننظر أصدقت . .. اذهب بكتبى هذا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 29 - 1،2،3،4

1 - قرار گرفتن نامه سليمان در اختيار ملكه سبا ( بلقيس )

قالت يأيّها الملؤا إنّى أُلقى إلىّ كتب كريم

2 - جلوه عظمت و گران سنگى نامه سليمان و پيام آن در نظر ملكه سبا ( بلقيس )

قالت يأيّها الملؤا إنّى أُلقى إلىّ كتب كريم

«كريم»، صفت «كتاب» و به معناى گران مايه است. «كتاب كريم»; يعنى، نامه اى عظيم و گران سنگ.

3 - عدم اطلاع بلقيس از مشخصات آورنده نامه سليمان

إنّى أُلقى إلىّ

مجهول آمدن فعل «أُلقى» نشانگر آن است كه هدهد، نامه سليمان را طورى به سوى ملكه انداخت كه كسى متوجه او نشد.

4 - اقدام بلقيس به در ميان گذاشتن خبر نامه سليمان با درباريان خود

قالت يأيّها الملؤا إنّى أُلقى إلىّ كتب كريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 30 - 1،2،4

1 - اقدام بلقيس به معرفى نويسنده نامه براى درباريان ، پيش از خواندن محتواى آن

إنّه من سليمن

2 - آشنايى بلقيس و درباريان وى با شخصيت و موقعيت ممتاز سليمان ( ع )

إنّى أُلقى إلىّ كتب كريم . إنّه من سليمن

جمله «إنّه من سليمان» ظاهراً تعليل براى «كتاب كريم» است; يعنى، اين كه مى گويم «مكتوبى گران مايه» اين بدان سبب است كه آن را شخصيتى چون سليمان براى ما فرستاده است.

4 - آغاز نامه سليمان با نام و ياد خدا ، سبب شكوه و عظمت آن نزد بلقيس

إنّى أُلقى إلىّ كتب كريم . .. و إنّه بسم اللّه الرحمن الرحيم

جمله «و إنّه بسم اللّه. ..» تعليل ديگرى براى بيان گرانمايه بودن مكتوب سليمان است; يعنى، نامه اى كه براى من آورده شده، از دو جهت كريم و گران سنگ است: يكى اين كه از شخصيتى مانند سليمان است و ديگر آن كه با نام خداى رحمان و رحيم آغاز شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 31 - 1،2،4

1 - راه ندادن انديشه سركشى به خود و آمدن و تسليم شدن ، فرمان سليمان ( ع ) به ملكه سبا و درباريان وى

ألاّ تعلوا علىّ و أتونى مسلمين

«علو» (مصدر «تعلوا») به معناى استكبار و برترى جويى است. «اتيان» (مصدر «ائتونى») نيز به معناى حاضر شدن و «اسلام» (مصدر «مسلمين») معادل «تسليم» و «انقياد» است. آيه ياد شده حاوى سه فرمان است: الف) بر من برترى نجوييد. ب) نزد من بياييد. ج) تسليم دستورات من باشيد.

2 - برخورد سليمان ( ع ) با ملكه و درباريان سبا ، قاطع ، آمرانه و از موضع قدرت بود .

ألاّ تعلوا علىّ و أتونى مسلمين

4 - سليمان ( ع ) ، درصدد از ميان بردن حاكميت كفر و شرك از سرزمين سبا

بسم اللّه الرحمن الرحيم . ألاّ تعلوا علىّ و أتونى مسلمين

تسليم سليمان شدن، در حقيقت دست برداشتن از شرك و پذيرش منطق توحيدى او است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 32 - 1،2،5

1 - نظرخواهى بلقيس از درباريان خود ، درباره چگونگى پاسخ به سليمان ( ع )

قالت يأيّها الملؤا أفتونى فى أمرى

«إفتاء» (مصدر «أفتونى») به معناى اظهار نظر است. «أفتونى فى أمرى»; يعنى، نظرتان را در اين كه بايد چه كار انجام دهم، بيان كنيد.

2 - برخورد جدى ملكه سبا با نامه سليمان و عدم ترديد وى در صحت آن

قالت يأيّها الملؤا أفتونى فى أمرى

در عبارات بلقيس، كلامى كه حاكى از ترديد باشد مشاهده نمى شود; بلكه اقدام وى به مشاوره درباره محتواى نامه، نشانگر اطمينان او است.

5 - احساس خطر جدى ملكه سبا از نامه سليمان و تلاش وى براى تحكيم روابط در درون دربار

أفتونى فى أمرى ما كنت قاطعة أمرًا حتّى تشهدون

در صورتى كه كار مشاوره براى بلقيس امرى معمولى بود، وى نيازى نداشته تا در خصوص اين موضوع، بر شيوه مشاوره خود تأكيد كند. احتمال مى رود اين تأكيد از آن جهت باشد كه موضوع را بسيار جدى و خطرناك تلقى كرده و با اين سخنان سعى داشته تا دل درباريان را به دست آورد و آنان را با خود همراه سازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 35 - 1،2،4،5

1 - تدبير ملكه سبا در فرستادن هديه اى بزرگ براى سليمان ( ع )

و إنّى مرسلة إليهم بهديّة

بزرگى هديه از نكره آمدن آن استفاده مى شود.

2 - هدف بلقيس از ارسال هديه براى سليمان ( ع ) ، آزمون وى و مشاهده بازتاب آن بود .

و إنّى مرسلة إليهم بهديّة فناظرة بِمَ يرجع المرسلون

4 - همراهى هيأتى از فرستادگان بلقيس با هديه او به سوى سليمان ( ع )

فناظرة بِمَ يرجع المرسلون

تعبير «مرسلون» با صيغه جمع، نشان دهنده رفتن هيأتى از نمايندگان همراه هديه او به سوى سليمان(ع) است.

5 - هيأت نمايندگان سبا ، مأمور گزارش كردن نقطه نظر هاى جديد سليمان ( ع ) به دربار

فناظرة بِمَ يرجع المرسلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 36 - 1،3،4،5،6،7

1 - حضور سفير ملكه سبا همراه با هدايا در نزد سليمان ( ع )

فلمّا جاء سليمن

از تعبير «جاء» به صورت مفرد، استفاده مى شود كه تنها يكى از نمايندگان بلقيس (با اين كه آنان متعدد بودند) براى تقديم هدايا به دربار سليمان(ع) باريافت. گفتنى است كه جمله «ارجع إليهم» - كه خطاب به يك فرد است - مطلب فوق را تأييد مى كند. بنابراين احتمال اين كه مراد از ضمير «جاء» مال باشد - چنان كه برخى از مفسران گفته اند - تضعيف مى شود.

3 - ناخشنودى سليمان ( ع ) از عكس العمل دربار سبا در قبال نامه وى

قال أتمدّونن بمال

4 - بى اعتنايى سليمان ( ع ) نسبت به هداياى ملكه سبا و اظهار بى نيازى از آن

قال أتمدّونن بمال

5 - هديه ملكه سبا ، هديه اى چشمگير و پرب ها بود .

قال أتمدّونن بمال

از تعبير «أتمدّونن بمال» استفاده مى شود كه هديه، فى نفسه داراى جاذبه كافى براى هر پادشاه مقتدرى بوده است; اما در چشم سليمان پيامبر(ع) جايى نداشته است.

6 - توبيخ دربار سبا توسط سليمان ( ع ) ، به خاطر تلقى مادى و نادرست آنان از نامه و دعوت وى

قال أتمدّونن بمال

استفهام در «أتمدّونن» براى توبيخ و سرزنش است.

7 - هدف سليمان ( ع ) از نوشتن نامه به دربار سبا ، ايفاى رسالت الهى و معنوى خود بود ، نه رسيدن به مال و حكومت بزرگ تر .

قال أتمدّونن بمال فما ءاتين اللّه خير ممّا ءاتيكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 37 - 1،2،5

1 - رد هديه ملكه سبا از سوى سليمان ( ع ) و فرمان وى مبنى بر بازگشت سفير به سوى بلقيس با پيام جنگ

ارجع إليهم فلنأتينّهم بجنود

سياق آيات نشانگر اين نكته است كه سليمان(ع) هديه را نپذيرفت و به آنان برگرداند.

2 - تهديد أكيد سليمان ( ع ) مبنى بر فرستادن سپاهى گران ، پرتوان و بى هماورد به سوى مشركان سبا

فلنأتينّهم بجنود لاقبل لهم بها

جمله «لا قبل لهم بها» صفت «جنود» است; يعنى، سپاهى چنان عظيم كه ايشان را توان رويارويى با آن نباشد.

5 - سليمان در تلاش مدام ، براى به تسليم واداشتن دربار سبا ، قبل از وقوع جنگ

فلنأتينّهم بجنود . .. و هم صغرون

لحن شديد و تهديدآميز سليمان(ع)، نشانگر آن است كه وى تلاش مى كرده تا كار به جنگ و خونريزى نينجامد; چه اين كه اگر او صرفاً مصمم بر جنگ بود، هشدارهاى قبلى خلاف منطق جنگ به شمار مى آمد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 38 - 1،2،3،4،5،6

1 - سليمان ( ع ) ، داراى مجلسيانى سرشناس و ممتاز در ميان نيرو هاى تحت امر خويش

قال يأيّها الملؤا

واژه «ملأ» به عناصر سرشناس و شخصيت هاى برجسته و ممتاز گفته مى شود.

2 - پرسش سليمان از قدرت درباريانش براى آوردن تخت بلقيس

قال يأيّها الملؤا أيّكم يأتينى بعرشها

3 - عزم ملكه سبا بر تسليم شدن در برابر سليمان ( ع ) ، پس از رد هداياى وى

قبل أن يأتونى مسلمين

از سخنان سليمان و تعبير «قبل أن يأتونى مسلمين» استفاده مى شود كه بلقيس مصمم بر تسليم شده بود و سليمان از قبل آن را مى دانست.

4 - آگاهى يافتن سليمان ( ع ) از تصميم بلقيس مبنى بر تسليم شدنش در برابر وى

قال يأيّها الملؤا . .. قبل أن يأتونى مسلمين

5 - سليمان ( ع ) ، مصمم بر نماياندن قدرت فوق العاده خود به ملكه سبا ، با احضار تخت او

قال يأيّها الملؤا أيّكم يأتينى بعرشها قبل أن يأتونى

6 - وجود افرادى برخوردار از قدرت فوق طبيعى در ميان درباريان سليمان ( ع )

أيّكم يأتينى بعرشها قبل أن يأتونى مسلمين

پرسش سليمان حاكى از اطلاع او نسبت به وجود چنين افرادى در ميان درباريانش مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 39 - 1،4

1 - اعلام آمادگى عفريتى از جنيان ، براى حاضر ساختن تخت بلقيس ، پيش از برخاستن سليمان از مسند خويش

قال عفريت من الجنّ أنا ءاتيك به قبل أن تقوم من مقامك

«مقام» اسم مكان از «قام بالأمر» است; يعنى، «قبل أن تقوم من مجلسك الذى تجلس فيه لأمر الحكومة». گفته شده كه سليمان هر روز صبح تا ظهر براى انجام كارها و اداره امور مملكت بر مسند مى نشست.

4 - تأكيد عفريت بر قدرت و امانت خود در آوردن تخت بلقيس

و إنّى عليه لقوىّ أمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 40 - 1،8،9،10،13

1 - اعلام آمادگى فردى از درباريان سليمان براى آوردن تخت بلقيس در كمتر از يك طرفة العين

قال الذى . .. أنا ءاتيك به قبل أن يرتدّ إليك طرفك

8 - اقدام آصف بن برخيا به حاضر ساختن تخت بلقيس در برابر سليمان ( ع )

فلمّا رءاه مستقرًّا عنده

از تعبير «فلمّا رآه. ..» استفاده مى شود كه سليمان(ع) به آصف بن برخيا اجازه اعمال قدرت داد و او تخت را همان گونه كه ادعا كرده بود، حاضر ساخت.

9 - سپاس سليمان ( ع ) به درگاه خدا ، پس از مشاهده تخت بلقيس در برابر خود

فلمّا رءاه مستقرًّا عنده قال هذا من فضل ربّى

كلمه «هذا» مى تواند اشاره به حضور تخت داشته باشد. بر اين مبنا عبارت «هذا من فضل ربّى»; يعنى، اين حضور تخت در كمتر از طرفة العين در نزد من، فضلى از جانب پروردگار است. هم چنين مى تواند اشاره به قدرتى باشد كه توانست آن را در كمتر از طرفة العينى حاضر سازد. برداشت ياد شده مبتنى بر احتمال اول است.

10 - وجود قدرت هاى فوق العاده در دربار سليمان ، فضلى از جانب پروردگار براى او

فلمّا رءاه. .. قال هذا من فضل ربّى

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «هذا» اشاره به توان موجود در دستگاه حكومتى سليمان باشد; يعنى، وجود چنين نيرويى در دستگاه من - كه توانست تخت عظيم بلقيس را در كمتر از يك نگاه حاضر سازد - تفضل پروردگار به من است.

13 - قدرت و توان عفريت دربار سليمان ، مقهور دانش و علم آصف بن برخيا

قال عفريت من الجنّ . .. قال الذى عنده علم من الكتب

در پاسخ پرسش سليمان(ع)، نخست عفريت بود كه قدرت خويش را مطرح ساخت; ولى دانش برتر دانشمند دربار سليمان مجالى براى اعمال قدرت به وى نداد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 41 - 1،2،3،4

1 - فرمان سليمان به دگرگون ساختن آرايش تخت بلقيس براى آزمودن هوش وى

قال نكّروا لها عرشها ننظر أتهتدى

2 - اهميت پى بردن به ميزان هوش و فراست ملكه سبا براى سليمان ( ع )

قال نكّروا لها عرشها ننظر أتهتدى

ظاهراً اقدام سليمان(ع) به آزمودن بلقيس، دانستن هوش وى بوده است. بنابراين تقدير «ننظر أتهتدى...» چنين است: «ننظر

أتهتدى إلى معرفة عرشها...; بنگريم آيا مى تواند به شناختن تختش پى ببرد يا از كسانى است كه نمى توانند راه يابند».

3 - نقش تيزهوشى ملكه سبا ، در نحوه موضع گيرى و تصميم سليمان ( ع ) در قبال وى

ننظر أتهتدى أم تكون من الذين لايهتدون

اهميت پى بردن به ميزان هوش بلقيس، مى تواند از آن جهت باشد كه نحوه موضع گيرى سليمان(ع) را در قبال وى مشخص سازد.

4 - استفاده سليمان ( ع ) از امكانات خود بلقيس ، براى ارائه معجزه به وى و هدايت او

قال نكّروا لها عرشها. .. من الذين لايهتدون

برخى برآنند كه «أتهتدى. ..» به تقدير «أتهتدى إلى الإيمان باللّه و رسوله» مى باشد. برداشت ياد شده بر پايه اين احتمال است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 42 - 1،2،3،4،5

1 - ورود ملكه سبا به بارگاه سليمان

فلمّا جاءت

2 - آزموده شدن بلقيس در آغاز ورود به دربار سليمان به وسيله تخت تغييريافته اش

فلمّا جاءت قيل أهكذا عرشك

ظاهر آيه دلالت بر اين دارد كه پرسش از بلقيس، در آغاز و قبل از هر چيز ديگر صورت گرفته است.

3 - فراست بلقيس در بازشناسى تخت تغييريافته خويش

قالت كأنّه هو

نحوه پاسخ بلقيس، نشان دهنده فراست او است; زيرا نه تصريح كرد كه آن اريكه، تخت او است و نه شباهت زياد آن را با تخت خويش مخفى داشت.

4 - درك سريع بلقيس نسبت به هدف سليمان ( ع ) در احضار اعجازگونه تخت وى

قالت كأنّه هو و أُوتينا العلم من قبلها

بلقيس پس از شناخت اريكه خويش، بدون تأمل گفت: آنچه را كه سليمان(ع) با اين كار مى خواهد به ما بفهماند، ما خود از قبل فهميده ايم.

5 - اطلاع بلقيس از مقام معنوى و قدرت سليمان ( ع ) و تسليم شدنش در برابر او ، قبل از رسيدن به دربار وى

و أُوتينا العلم من قبلها و كنّا مسلمين

ضمير «من قبلها» به آية و بينة برمى گردد كه از عمل خارق العاده دربار سليمان به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 43 - 2

2 - تعلق بلقيس به جامعه شرك و كفر ، مانع پيوستن رسمى وى به آيين توحيدى سليمان ( ع ) با وجود اذعان قلبى

و أُوتينا العلم من قبلها و كنّا مسلمين . و صدّها... إنّها كانت من قوم كفرين

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه آيه مذكور در مقام توضيح اين نكته باشد كه چرا بلقيس على رغم علم و اذعان قلبى خود، پيش از اين رسماً تسليم سليمان(ع) نشده و به يكتاپرستى نگرويده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 44 - 1،2،4،5،6،8،9،10،12،13،14

1 - اذن يافتن ملكه سبا براى ورود به صحن و سراى قصر سليمان

قيل لها ادخلى الصرح

«صرح» به معناى قصر و نيز به معناى صحن و ساحت مى آيد. در آيه ياد شده به قرينه جمله بعد (حسبته لجّة) معناى دوم (صحن) مراد است; زيرا اطلاق «لجّة» بر قصر درست نمى نمايد.

2 - جلوه نمودن صحن بلورين قصر سليمان به شكل آبگيرى ژرف در نظر بلقيس

فلمّا رأته حسبته لجّة

«لجّة» معادل بركه، آبگير و استخرى است كه آب زيادى در آن ايستاده باشد. بر اين اساس معناى آيه چنين مى شود: چون نگاه بلقيس به صحن افتاد، گمان كرد كه آبگيرى است پر از آب.

4 - بلقيس ، براى عبور از آبگينه هاى آب نما ، دامن بركشيد و ساق هاى پايش نمايان شد .

فلمّا رأته حسبته لجّة و كشفت عن ساقيها

5 - سليمان ( ع ) ، ناظر عكس العمل بلقيس ، در مواجهه با آبگينه هاى آب نما

و كشفت عن ساقيها قال إنّه صرح

مراد از ضمير فاعل در «قال» سليمان(ع) مى باشد.

6 - اقدام سليمان ( ع ) به تصحيح خطاى ديد بلقيس در آب پنداشتن شيشه هاى مفروش

حسبته لجّة . .. قال إنّه صرح ممرّد من قوارير

8 - صحن شيشه اى آب نما ، يكى ديگر از نشانه هاى شگفت سليمان ( ع ) براى بلقيس

قيل لها ادخلى الصرح . .. و كشفت عن ساقيها قال إنّه صرح ممرّد من قوارير

9 - پى بردن و اعتراف بلقيس به گذشته نادرست و كفرآميز خويش پس از مشاهده يكى ديگر از جلوه هاى قدرت خارق العاده سليمان ( ع )

فلمّا رأته . .. قالت ربّ إنّى ظلمت نفسى

مطلب ياد شده از آن جا است كه ملكه سبا بى آنكه توضيحى اضافى براى او داده شود صرفاً با مشاهده امور شگفتى چون تخت و صحن شيشه اى، بى تأمل اظهار ايمان كرد.

10 - توجه بلقيس به هدف الهى و توحيدى سليمان ( ع ) ، از نماياندن امور شگفت به وى

قيل لها ادخلى الصرح . .. قال إنّه صرح... قالت ربّ إنّى ظلمت نفسى

12 - التجاى بلقيس به ربوبيت خدا براى جبران گذشته شرك آلود خويش

قالت ربّ إنّى ظلمت نفسى

13 - راه يافتن بلقيس به توحيد و تسليم در برابر خداى يگانه با راهنمايى و مدد سليمان ( ع )

و أسلمت مع سليمن للّه ربّ العلمين

تصريح بلقيس به «مع سليمان» از يك سو به توحيد خالص و بى شائبه همانند توحيد سليمان اشاره دارد و از سوى ديگر افاده مى كند كه سليمان(ع) در راهيابى او به حق نقش داشته است.

14 - توحيد ناب و بى شائبه سليمان ( ع ) و تسليم بودن او در برابر خداى يگانه ، مورد اذعان و اعتراف بلقيس

و أسلمت مع سليمن للّه ربّ العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 12 - 4،5،13،14

4 - بادِ تحت امر سليمان ( ع ) ، مسير دو ماهه رفت و برگشت را در يك روز طى مى كرد .

و لسليمن الريح غدوها شهر و رواحها شهر

«غدوّ» در لغت به رفتن در طرف صبح آمده (المنجد) و «رواح» استعاره براى رفتن از ظهر به بعد است (مفردات راغب).

5 - ديگ هاى بزرگى براى ذوب مس جهت ساختن ابزار مسى ، در اختيار سليمان ( ع ) قرار داشت .

و أسلنا له عين القطر

«عين» در آيه به معناى حقيقى آن (چشمه) نيست; بلكه معناى كنايى آن مورد نظر است; يعنى، ظرف هاى بزرگى كه مذاب مس داخل آنها بوده و از آن تعبير به «عين» شده است.

13 - تهديد شدن جنيانِ در خدمت سليمان ( ع ) به عذاب با آتش از سوى خداوند ، در صورت سرپيچى از فرمان آن حضرت

و من الجنّ من يعمل بين يديه . .. و من يزغ منهم عن أمرنا نذقه من عذاب السعير

14 - در خدمت سليمان ( ع ) بودن گروهى از جنّيان ، براساس تكليف الهى بود .

و من الجنّ من يعمل بين يديه . .. و من يزغ منهم عن أمرنا نذقه

از تهديد به عذاب جنّيان در خدمت سليمان(ع)، استفاده مى شود كه آنان موظف به انجام چنين كارى بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 13 - 1،2،3،4،7،8

1 - جنّيان در خدمت سليمان ( ع ) ، هر چه او مى خواست انجام مى دادند .

و من الجنّ من يعمل بين يديه . .. يعملون له ما يشاء

2 - جنّيان براى سليمان ( ع ) ، طبق خواست او قصرهايى مى ساختند .

يعملون له ما يشاء من محريب

«محاريب» جمع «محراب» (از ريشه «حرب») است و آن به جايى گفته مى شود كه محل جنگ با دشمن است. اين واژه، به قصرهايى اطلاق مى شده كه بر بالاى آنها، جايگاه مخصوصى براى دفاع ساخته مى شده است.

3 - جنّيان براى سليمان ( ع ) طبق خواست او محل هايى براى عبادت بنا مى كردند .

يعملون له ما يشاء من محاريب

«محراب» (جمع «محاريب») به معناى مسجد آمده است (مفردات راغب).

4 - جنّيان ، به فرمان سليمان ( ع ) ، مجسمه و تمثال مى ساختند .

يعملون له ما يشاء من . .. تمثيل

7 - جنّيان ، طبق خواست سليمان ( ع ) ، براى او كاسه هاى بزرگى به اندازه حوض مى ساختند .

يعملون له ما يشاء من . .. و جفان كالجواب

«جفان» جمع «جفنة» است و آن به معناى ظرف غذا مى باشد. «جواب» جمع «جابية» و به معناى جمع كننده و دربردارنده است (مفردات راغب). گفتنى است كه «جواب» به معناى حوض هم آمده است (لسان العرب).

8 - ساخته شدن ديگ هاى بزرگ ثابت و غيرمنقول ، به وسيله جنّيان براى سليمان ( ع )

يعملون له ما يشاء من . .. و قدور راسيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 14 -

1،3،4،5،6،7،10،12،13

1 - مرگ سليمان ( ع ) ، آن گاه بر جنيان خدمت گزار وى آشكار شد كه موريانه ها عصاى او را خوردند و آن حضرت بر زمين افتاد .

فلمّا قضينا عليه الموت ما دلّهم على موته إلاّ دابّة الأرض تأكل منسأته فلمّا خرّ

«منسأة» به معناى عصا است (مفردات راغب) و «دابّة الأرض» از باب اضافه شىء به فعلش مى باشد. «أرض» نيز در اين آيه - از باب «علم يعلم» - به معناى خوردن است و يا «ارضة» به معناى كرمى است كه از زمين وارد چوب و تخته مى شود (مفردات راغب).

3 - سليمان ( ع ) مدتى پس از مرگش ، هم چنان بر عصاى خود تكيه داشت و كسى از آن با خبر نبود .

فلمّا قضينا عليه الموت ما دلّهم على موته إلاّ دابّة الأرض . .. لو كانوا يعلمون ا

4 - گروهى از جنيان ، همواره در خدمت و پيشگاه سليمان ( ع ) بودند .

فى العذاب المهين

5 - خدمت جنيان در دستگاه سليمان ( ع ) ، همراه با سختى ، رنج و خفت بود .

فلمّا خرّ تبيّنت الجنّ أن لو كانوا يعلمون الغيب ما لبثوا فى العذاب المهين

6 - جنيان خدمت گزار در دستگاه سليمان ( ع ) ، از علم غيب برخوردار نبودند .

فلمّا خرّ تبيّنت الجنّ أن لو كانوا يعلمون الغيب ما لبثوا فى العذاب المهين

7 - خدمت در دستگاه سليمان ( ع ) ، براى جنيان خوشايند نبود .

فلمّا خرّ تبيّنت الجنّ أن لو كانوا يعلمون الغيب ما لبثوا فى العذاب المهين

10 - جنيان خدمت گزار در دستگاه سليمان ( ع ) ، از معرفتى به نام علم غيب آگاهى داشتند .

تبيّنت الجنّ أن لو كانوا يعلمون الغيب

12 - سليمان ( ع ) ، عصايى داشت كه بر آن تكيه مى كرد و پس از مرگش نيز مدتى بر آن تكيه داشت .

فلمّا قضينا عليه الموت ما دلّهم على موته إلاّ دابّة الأرض تأكل منسأته فلمّا خرّ

13 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : . . .ولّى سليمان مدبراً إلى محرابه فقام فيه متّكئاً على عصاه فقبض روحه من ساعته ، قال فجعلت الجن و الإنس يخدمونه و يسعون فى أمره بما كانوا و هم يظنّون أنّه حىّ . . . حتّى دبّت الأرضة من عصاه فأكلت منسأته فانكسرت و خرّ سليمان إلى الأرض أفلاتسمع لقوله عزّوجلّ : فلمّا خرّ تبيّنت الجنّ أن لو كانوا يعلمون الغيب ما لبثوا فى العذاب المهين ;

از امام صادق(ع) روايت شده: . ..سليمان(ع) به محل عبادت خود روى آورد و در آن جا تكيه زنان بر عصاى خود ايستاد. در همان لحظه قبض روح شد و جن و انس همان گونه كه موظف بودند، او را خدمت مى كردند و در امور او مى كوشيدند و گمان مى كردند زنده است ... تا اين كه موريانه عصاى او را خورد. آن عصا شكست و سليمان(ع) بر زمين افتاد آيا نمى شنوى قول خداى عزّوجلّ را (فلمّا خرّ تبيّت الجنّ...)».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 31 - 1

1 - سان ديدن سليمان ( ع ) ، از اسب هاى اصيل ، نفيس و تيزتك

إذ عرض عليه بالعشىّ الصفنت الجياد

«عشىّ» به معناى آخر روز و عصر است و «صافنات» (جمع «صافنة») به اسب هايى گفته مى شود كه بر روى سه دست و پا ايستاده و دست راست خود را كمى بلند مى كنند و تنها نوك جلوى سم را بر زمين مى گذارند (اين حالت مخصوص اسب هاى نجيب و اصيل است). «جياد» نيز به دو معنا آمده است: 1- جمع «جيّد» - در مقابل «ردىّ» - و به معناى نفيس است. 2- جمع «جواد» است كه وقتى در توصيف اسب به كار رود به معناى سريع خواهد بود. گفتنى است كه در آيه شريفه، هر يك از دو معنا مى تواند مراد باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 32 - 1،2،3،5،10

1 - سان ديدن سليمان ( ع ) ، از اسب ها تا غروب آفتاب به طول انجاميد .

فقال إنّى أحببت حبّ الخير . .. حتّى توارت بالحجاب

مقصود از «خير» در آيه شريفه اسب ها است و «توارى» (مصدر «تورات») به معناى اختفا و پنهان شدن است. گفتنى است فاعل «تورات» در برداشت بالا - به قرينه «العشىّ» - خورشيد دانسته شده است; يعنى، تا وقتى كه خورشيد در حجاب افق پنهان شد.

2 - سان ديدن سليمان ( ع ) از اسب ها ، آن چنان براى آن حضرت جذاب بود كه تا پنهان و دور شدن كامل آنها از ديدگان وى ، ادامه داشت .

فقال إنّى أحببت حبّ الخير . .. حتّى توارت بالحجاب

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه ضمير فاعلى «تورات» به «صافنات» بازگردد. بنابراين «حتّى توارت بالحجاب»; يعنى، تا وقتى كه اسب ها از نظرش غايب و در حجاب دورى پنهان شدند.

3 - سان ديدن طولانى سليمان ( ع ) از اسب ها ، به خاطر خدا و ياد او بود .

فقال إنّى أحببت حبّ الخير عن ذكر ربّى

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه «عن» در «عن ذكر ربّى» براى تعليل باشد; يعنى، دوستى من نسبت به اسب ها، به خاطر خدا و ناشى از فرمان او است; نه برخاسته از هوا و هوس و تفريح كردن من.

5 - سان ديدن سليمان ( ع ) از اسب ها و علاقه شديد او به آنها ، موجب غفلت او از ياد خدا گشت .

إنّى أحببت حبّ الخير عن ذكر ربّى حتّى توارت بالحجاب

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه «عن» در «عن ذكر ربّى» به معناى «على» و «أحببت» به معناى «آثرت» (ترجيح دادم) باشد; يعنى، من آن چنان به دوستى با اسب ها سرگرم شدم كه آن را بر ياد خدا ترجيح دادم و از او غافل ماندم; تا آن كه آفتاب غروب كرد و يا اين كه اسب ها از نظرم پنهان شدند.

10 - اظهار پشيمانى كردن سليمان ( ع ) و مورد سرزنش قرار دادن خود به خاطر غفلت كردن از ياد خدا ، در اثر سان ديدن طولانى از اسب ها

فقال إنّى أحببت حبّ الخير عن ذكر ربّى حتّى توارت بالحجاب

در صورتى كه معناى آيه شريفه، اين باشد كه سليمان(ع) به خاطر علاقه به اسب ها از ياد خدا غفلت ورزيد; قهراً سخن آن حضرت (فقال إنّى. ..) نوعى سرزنش خود و اظهار پشيمانى محسوب مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 33 - 1،2،3

1 - دستور سليمان ( ع ) مبنى بر بازگرداندن اسباب ها به نزد او ، پس از بازديد نخست و ناپديد شدن آنها از نظر ايشان

حتّى توارت بالحجاب . ردّوها علىّ

ضمير مؤنث «ردّوها» - به قرينه جمله بعدى (فطفق مسحاً. ..) - به «صافنات» (اسب ها) بازمى گردد.

2 - سليمان ( ع ) پس از بازگردانده شدن اسب ها ، آنها را نوازش كرد و به سودن پا ها و گردن آنها پرداخت .

فطفق مسحًا بالسوق و الأعناق

3 - شدت علاقه سليمان ( ع ) به اسب هاى نجيب و تيزرو و سان ديدن از آنها

فطفق مسحًا بالسوق و الأعناق

درخواست بازگرداندن اسب ها، براى بازديد مجدد و نوازش آنها (با سودن پاها و گردن آنها)، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 34 - 2،5،6،7

2 - افكندن جسم بى جان انسانى بر تخت سليمان ، وسيله آزمايش ايشان از سوى خداوند بود .

و لقد فتّنا سليمن و ألقينا على كرسيّه جسدًا

«جسد» به جسم بى جان انسان گفته مى شود و «كرسىّ» به معناى تخت و سرير است.

5 - توبه و انابه سليمان ( ع ) به درگاه خدا پس از آزمايش الهى

و لقد فتّنا سليمن . .. ثمّ أناب

6 - افكنده شدن جسدى بى جان بر تخت سليمان ( ع ) ، زمينه توجه ايشان به خدا و توبه و انابه به درگاه الهى شد .

و ألقينا على كرسيّه جسدًا ثمّ أناب

از ارتباط ميان افكنده شدن جسد بر تخت سليمان و توبه و انابه او پس از آن، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.

7 - جسم بى جان افكنده شده بر تخت سليمان ، پس از مدتى زنده شد و جان گرفت .

و ألقينا على كرسيّه جسدًا ثمّ أناب

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه «أناب» در معناى اصلى خود («رجع»; يعنى، رجوع كرد و بازگشت) باشد. بر اين اساس مقصود از رجوع و بازگشت در آيه شريفه، مى تواند رجوع جسد بى روح به حالت قبلى و بازگشت جان به اين جسد باشد كه بدين وسيله سليمان(ع) مورد آزمايش الهى قرار گرفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 36 - 1،3،4

1 - دعاى سليمان ( ع ) براى دستيابى به پادشاهى بى نظير ، مورد استجابت خدا قرار گرفت .

و هب لى ملكًا . .. فسخّرنا له الريح

از فاى تفريع «فسخّرنا. ..» استفاده مى شود كه خداوند، دعاى سليمان(ع) را مستجاب كرد و براى تقويت ملك او نيروى باد را در اختيارش گذاشت.

3 - جريان ملايم باد تحت فرمان سليمان بود و به هر سوى كه او مى خواست روان مى گشت .

فسخّرنا له الريح تجرى بأمره رخاءً حيث أصاب

«رخاء» به معناى آرامى و ملايمت است و ضمير فاعل در «أصاب» به سليمان بازمى گردد. «اصابة» (مصدر «أصاب») معادل قصد و اراده است; يعنى، هر جا سليمان اراده كند.

4 - مسخر بودن باد براى سليمان ( ع ) از خصوصيات حكومت ممتاز آن حضرت بود .

هب لى ملكًا . .. فسخّرنا له الريح تجرى بأمره رخاءً حيث أصاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 37 - 1،2،4،5

1 - شياطين جنى ، تحت تسخير و فرمان سليمان ( ع ) از جانب خداوند

فسخّرنا له . .. و الشيطين

«شياطين» (جمع «شيطان») مجازاً درباره اشخاصى كه داراى مهارت و زبردستى بالايى باشند، به كار مى رود. تعبير «كلّ بنّاء و غوّاص» مى تواند مؤيد همين معنا باشد. گفتنى است كه با توجه به آيه 17 سوره «نمل» (و حشر لسليمان جنوده من الجنّ...)، مقصود از «شياطين» موجوداتى از جنس «جن» مى باشد.

2 - شياطين جنى ، به فرمان سليمان ( ع ) به ساختمان سازى و غواصى مى پرداختند .

و الشيطين كلّ بنّاء و غوّاص

4 - تسخير شياطين جنى و به كارگيرى آنها ، از خصوصيات حكومت ممتاز سليمان ( ع )

هب لى ملكًا . .. فسخّرنا له ... الشيطين كلّ بنّاء و غوّاص

5 - شياطين جنى ، در خدمت آبادانى قلمرو حكومت سليمان ( ع ) بودند .

و الشيطين كلّ بنّاء و غوّاص

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 38 - 1،2

1 - اسارت و در بند بودن گروهى از شياطين جنى در حكومت سليمان

و ءاخرين مقرّنين فى الأصفاد

«مقرّنين» اسم مفعول از «قَرَنَه» (آن را قرين و نزديك ديگرى ساخت) و به معناى گروه به هم بسته شده است. «صَفَدَ» (مفرد «أصفاد») نيز به معناى قيد و بند است.

2 - اسارت و در بند بودن گروهى از شياطينِ فسادانگيز و اخلال گر جنى ، جلوه اى از اقتدار حكومت ممتاز سليمان ( ع )

و ءاخرين مقرّنين فى الأصفاد

اسارت و در بند بودن گروهى از شياطين در حكومت سليمان(ع) - در مقابل گروه ديگرى كه به خدمت گزارى مشغول بودند - مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه اين دسته اگر آزاد گذاشته مى شدند، در حكومت سليمان(ع) اخلال و فساد ايجاد مى كردند.

164- قضاوت سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 78 - 2،5،7،8،9،10

2- داورى داوود و سليمان ( ع ) ، در باره كشتزار چراشده در شبان گاه به وسيله گوسفندان مردم

و داود و سليمن إذ يحكمان فى الحرث إذ نفشت فيه غنم القوم

«نفش» به معناى چريدن حيوان در شب، بدون چوپان و يا بى اطلاع وى است.

5- داوود و سليمان ( ع ) ، در تطبيق و چگونگى پياده كردن حكم خدا در باره خسارت مزرعه تلف شده به وسيله گوسفندان ، اختلاف نظر داشتند .

و داود و سليمن إذ يحكمان فى الحرث إذ نفشت فيه غنم القوم و كنّا لحكمهم شهدين

نوع مفسران برآنند كه «ففهّمناها» مى رساند كه خداوند نظر سليمان را تأييد كرد. از سوى ديگر، جمله هاى «كنّا لحكمهم شاهدين» و «و كلاًّ آتينا حكماً و علماً» مى فهماند كه نظر هر دو براساس نظارت، حكم و علم الهى بوده است. جمع ميان اين دو سخن، به اين است كه بگوييم: اختلاف آن دو در حكم الهى نبود; بلكه در تطبيق و چگونگى پياده كردن آن بود.

7- داوود و سليمان ( ع ) ، از مقام قضاوت در ميان مردم عصرخويش برخوردار بودند .

و داود و سليمن إذ يحكمان فى الحرث

8- « عن أبى جعفر ( ع ) فى قول اللّه تبارك و تعالى : « داود و سليمان إذ يحكمان فى الحرث . . . » قال لم يحكما إنّما كانا يتناظران ففهّمها سليمان . . . ;

از امام باقر(ع) در باره قول خداى - تبارك و تعالى - «و داوود و سليمان إذ يحكمان فى الحرث. ..» روايت شده كه فرمود:

داوود و سليمان(ع) داورى نكردند، تنها مشغول مناظره بودند كه خدا حكم واقعه را به سليمان تفهيم كرد».

9- « أحمدبن عمرالحلبى قال : سألت أباالحسن ( ع ) عن قول اللّه عزّوجلّ : « و داود و سليمان إذ يحكمان فى الحرث » قال : كان حكم داوود ( ع ) رقاب الغنم ، و الذى فهّم اللّه عزّوجلّ سليمان ( ع ) أن احكم لصاحب الحرث باللبن و الصوف ذلك العام كلّه ;

احمدبن عمر حلبى گويد: از امام ابى الحسن(ع) در باره سخن خداوند عزّوجلّ «و داود و سليمان إذ يحكمان فى الحرث» سؤال كردم، فرمود: حكم داوود(ع) دادن گوسفندان به صاحب زراعت بود و چيزى را كه خداوند به سليمان فهماند، اين بود كه براى صاحب زراعت حكم كن تا شير و پشم گوسفندان در كلّ آن سال براى او باشد».

10- « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : كان فى بنى اسرائيل رجل له كرم و نفشت فيه غنم رجل آخر بالليل و قضمته و أفسدته فجاء صاحب الكرم إلى داود فاستعدى على صاحب الغنم فقال داود ( ع ) : إذهبا إلى سليمان ( ع ) ليحكم بينكما فذهبا إليه فقال : سليمان إن كانت الغنم أكلت الأصل و الفرع فعلى صاحب الغنم أن يدفع إلى صاحب الكرم الغنم و ما فى بطن ها و إن كانت ذهبت بالفرع و لم تذهب بالأصل فإنّه يدفع ولد ها إلى صاحب الكرم و كان هذا حكم داود . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده: مردى از بنى اسرائيل داراى تاكستانى بود، گوسفندان فردى شبان گاه وارد آن شدند و آن را خوردند و تباه كردند . .. صاحب تاكستان از صاحب گوسفندان نزد داوود شكايت برد، او گفت: نزد سليمان برويد تا ميان شما داورى كند. پس نزد سليمان رفتند، وى گفت: اگر گوسفند اصل و فرع تاك را خورده، پس بر صاحب گوسفند است كه بايد گوسفند و بچه در شكم او را به صاحب تاك بدهد و اگر فرع درخت را خورده و اصل درخت باقى است، بچه گوسفند را به صاحب تاكستان بدهد و نظر داوود هم همين بود...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 79 - 2

2- امتياز سليمان بر داوود ( ع ) ، در تشخيص حكم خسارت كشتزار تلف شده

و داود و سليمن إذ يحكمان فى الحرث . .. ففهّمنها سليمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 27 - 1

1 - حضرت سليمان ( ع ) ، قضاوت درباره هدهد را به آينده و پس از تحقيق پيرامون ادعا هاى وى موكول كرد .

فقال أحطت بما لم تحط به . .. قال سننظر أصدقت أم كنت من الكذبين

165- كاخ بلورين سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 44 - 2،8

2 - جلوه نمودن صحن بلورين قصر سليمان به شكل آبگيرى ژرف در نظر بلقيس

فلمّا رأته حسبته لجّة

«لجّة» معادل بركه، آبگير و استخرى است كه آب زيادى در آن ايستاده باشد. بر اين اساس معناى آيه چنين مى شود: چون نگاه بلقيس به صحن افتاد، گمان كرد كه آبگيرى است پر از آب.

8 - صحن شيشه اى آب نما ، يكى ديگر از نشانه هاى شگفت سليمان ( ع ) براى بلقيس

قيل لها ادخلى الصرح . .. و كشفت عن ساقيها قال إنّه صرح ممرّد من قوارير

166- كاخهاى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 13 - 2

2 - جنّيان براى سليمان ( ع ) ، طبق خواست او قصرهايى مى ساختند .

يعملون له ما يشاء من محريب

«محاريب» جمع «محراب» (از ريشه «حرب») است و آن به جايى گفته مى شود كه محل جنگ با دشمن است. اين واژه، به قصرهايى اطلاق مى شده كه بر بالاى آنها، جايگاه مخصوصى براى دفاع ساخته مى شده است.

167- كاغذ در دوران سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 28 - 9

9 - ظرافت ابزار مورد استفاده براى كتابت ( كاغذ ، پوست و . . . ) در عهد سليمان ( ع )

اذهب بكتبى هذا فألقه إليهم

از آن جا كه پيكى چون هدهد تنها مى تواند حامل اشيايى سبك و كوچك باشد، مطلب ياد شده را مى توان استفاده كرد.

168- كشتزار قصه سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 78 - 2،3

2- داورى داوود و سليمان ( ع ) ، در باره كشتزار چراشده در شبان گاه به وسيله گوسفندان مردم

و داود و سليمن إذ يحكمان فى الحرث إذ نفشت فيه غنم القوم

«نفش» به معناى چريدن حيوان در شب، بدون چوپان و يا بى اطلاع وى است.

3- داوود و سليمان ( ع ) ، در باره خسارت مزرعه تلف شده به وسيله گوسفندان ، به مشورت پرداختند .

و داود و سليمن إذ يحكمان فى الحرث إذ نفشت فيه غنم القوم

برداشت ياد شده بدين احتمال است كه «يحكمان» با صيغه تثنيه، اشاره به مشورت داوود و سليمان داشته باشد، چه اين كه حكم هر يك به صورت استقلالى در يك واقعه، بعيد به نظر مى رسد.

169- كفرستيزى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 31 - 4

4 - سليمان ( ع ) ، درصدد از ميان بردن حاكميت كفر و شرك از سرزمين سبا

بسم اللّه الرحمن الرحيم . ألاّ تعلوا علىّ و أتونى مسلمين

تسليم سليمان شدن، در حقيقت دست برداشتن از شرك و پذيرش منطق توحيدى او است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 36 - 12

12 - مقام سليمان ، مبرّا از پذيرش هديه براى سكوت از حق و چشم پوشى از كفر و شرك

قال أتمدّونن بمال . .. بل أنتم بهديّتكم تفرحون

170- كيفر عصيان از سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 12 - 13

13 - تهديد شدن جنيانِ در خدمت سليمان ( ع ) به عذاب با آتش از سوى خداوند ، در صورت سرپيچى از فرمان آن حضرت

و من الجنّ من يعمل بين يديه . .. و من يزغ منهم عن أمرنا نذقه من عذاب السعير

171- لشكركشى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 17 - 2

2 - فراخوانى سپاه سليمان از سوى او ، براى حركت به سوى مقصدى خاص

و حشر لسليمن جنوده

واژه «حشر» (مصدر «حشر») به معناى بيرون آوردن جماعت از قرارگاهشان و حركت دادن آنان به سوى مقصدى چون آوردگاه و. .. مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 18 - 1

1 - رسيدن سليمان ( ع ) و لشگريانش به سرزمين مورچگان ، در مسير حركت خود

حتّى إذا أتوا على واد النمل

172- مبانى قضاوت سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 78 - 11

11- « عن أبى عبداللّه ( ع ) ( فى ) قول اللّه عزّوجلّ : « و داود و سليمان إذ يحكمان فى الحرث » . . . قال : إنّه كان أوحى اللّه عزّوجلّ إلى النبيين قبل داود إلى أن بعث اللّه داود ( ع ) أى غنم نفشت فى الحرث فلصاحب الحرث رقاب الغنم . . . فحكم داود ( ع ) بما حكمت به الأنبياء ( ع ) من قبله و أوحى اللّه عزّوجلّ إلى سليمان ( ع ) أى غنم نفشت فى الزرع فليس لصاحب الزرع إلاّ ما خرج من بطون ها و كذلك جرت السنّة بعد سليمان » ;

از امام صادق(ع) [در باره] قول خداى عزّوجلّ «و داود و سليمان إذ يحكمان فى الحرث» روايت شده . .. كه فرمود: همانا خداى عزّوجلّ به پيامبران قبل از داوود - تا زمانى كه او را برانگيخت - وحى نموده بود كه هر گوسفندى شبانه وارد زراعتى شود، براى صاحب زراعت است كه آن گوسفند را به تملك خود درآورد ... پس داوود به همان حكم پيامبران پيش از خودحكم داد و خداى عزّوجلّ به سليمان وحى نمود: هر گوسفندى كه شبانه وارد زراعتى شود، صاحب زراعت حقى ندارد; مگر به چيزى (بچه اى) كه از شكم آن بيرون مى آيد و بعد از سليمان همين سنت جريان داشت...».

173- مجسمه هاى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 13 - 4،17

4 - جنّيان ، به فرمان سليمان ( ع ) ، مجسمه و تمثال مى ساختند .

يعملون له ما يشاء من . .. تمثيل

17 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ : « يعملون له ما يشاء من محاريب و تماثيل » فقال و اللّه ما هى تماثيل الرجال و النساء و لكنّها الشجر وشبهه ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه درباره سخن خداوند عزّوجلّ «يعملون له ما يشاء من محاريب و تماثيل» فرمود: قسم به خدا اين تمثال ها، تمثال مردان و زنان نبود، بلكه تمثال درخت و مانند آن بود»

174- محدوده حكومت سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 23 - 4

4 - حكومت عظيم سليمان در آغاز ، محدود به منطقه اى خاص بود ، نه گسترده در همه سرزمين ها .

إنّى وجدت امرأة تملكهم . .. و لها عرش عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 35 - 16

16 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : . . .و أمّا داود فملك ما بين الشامات إلى بلاد الإصطخر و كذلك كان ملك سليمان . . . ;

از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: . ..محدوده پادشاهى داوود ما بين شامات تا بلاد اصطخر بوده است و همچنين پادشاهى سليمان...».

175- محدوده علم سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 20 - 7

7 - سليمان ، برخوردار از دانشى محدود

ما لى لاأرى الهدهد أم كان من الغائبين

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه سليمان در عين آگاهى از زبان پرندگان و در اختيار داشتن سپاهى عظيم (از جن و انس و پرندگان) از غيبت هدهد و راز آن آگاه نبود و علت آن را از ديگران پرسيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 22 - 4

4 - محدوديت علم سليمان و عدم اطلاع او از برخى امور اطراف خويش

فقال أحطت بما لم تحط به

176- مدت سان ديدن سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 32 - 1،2

1 - سان ديدن سليمان ( ع ) ، از اسب ها تا غروب آفتاب به طول انجاميد .

فقال إنّى أحببت حبّ الخير . .. حتّى توارت بالحجاب

مقصود از «خير» در آيه شريفه اسب ها است و «توارى» (مصدر «تورات») به معناى اختفا و پنهان شدن است. گفتنى است فاعل «تورات» در برداشت بالا - به قرينه «العشىّ» - خورشيد دانسته شده است; يعنى، تا وقتى كه خورشيد در حجاب افق پنهان شد.

2 - سان ديدن سليمان ( ع ) از اسب ها ، آن چنان براى آن حضرت جذاب بود كه تا پنهان و دور شدن كامل آنها از ديدگان وى ، ادامه داشت .

فقال إنّى أحببت حبّ الخير . .. حتّى توارت بالحجاب

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه ضمير فاعلى «تورات» به «صافنات» بازگردد. بنابراين «حتّى توارت بالحجاب»; يعنى، تا وقتى كه اسب ها از نظرش غايب و در حجاب دورى پنهان شدند.

177- مرگ سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 14 - 1،2،13

1 - مرگ سليمان ( ع ) ، آن گاه بر جنيان خدمت گزار وى آشكار شد كه موريانه ها عصاى او را خوردند و آن حضرت بر زمين افتاد .

فلمّا قضينا عليه الموت ما دلّهم على موته إلاّ دابّة الأرض تأكل منسأته فلمّا خرّ

«منسأة» به معناى عصا است (مفردات راغب) و «دابّة الأرض» از باب اضافه شىء به فعلش مى باشد. «أرض» نيز در اين

آيه - از باب «علم يعلم» - به معناى خوردن است و يا «ارضة» به معناى كرمى است كه از زمين وارد چوب و تخته مى شود (مفردات راغب).

2 - مرگ سليمان ( ع ) به قضاى الهى بود .

فلمّا قضينا عليه الموت

13 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : . . .ولّى سليمان مدبراً إلى محرابه فقام فيه متّكئاً على عصاه فقبض روحه من ساعته ، قال فجعلت الجن و الإنس يخدمونه و يسعون فى أمره بما كانوا و هم يظنّون أنّه حىّ . . . حتّى دبّت الأرضة من عصاه فأكلت منسأته فانكسرت و خرّ سليمان إلى الأرض أفلاتسمع لقوله عزّوجلّ : فلمّا خرّ تبيّنت الجنّ أن لو كانوا يعلمون الغيب ما لبثوا فى العذاب المهين ;

از امام صادق(ع) روايت شده: . ..سليمان(ع) به محل عبادت خود روى آورد و در آن جا تكيه زنان بر عصاى خود ايستاد. در همان لحظه قبض روح شد و جن و انس همان گونه كه موظف بودند، او را خدمت مى كردند و در امور او مى كوشيدند و گمان مى كردند زنده است ... تا اين كه موريانه عصاى او را خورد. آن عصا شكست و سليمان(ع) بر زمين افتاد آيا نمى شنوى قول خداى عزّوجلّ را (فلمّا خرّ تبيّت الجنّ...)».

178- مسجدهاى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 13 - 3

3 - جنّيان براى سليمان ( ع ) طبق خواست او محل هايى براى عبادت بنا مى كردند .

يعملون له ما يشاء من محاريب

«محراب» (جمع «محاريب») به معناى مسجد آمده است (مفردات راغب).

179- مشاوره درباره نامه سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 29 - 4

4 - اقدام بلقيس به در ميان گذاشتن خبر نامه سليمان با درباريان خود

قالت يأيّها الملؤا إنّى أُلقى إلىّ كتب كريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 32 - 1

1 - نظرخواهى بلقيس از درباريان خود ، درباره چگونگى پاسخ به سليمان ( ع )

قالت يأيّها الملؤا أفتونى فى أمرى

«إفتاء» (مصدر «أفتونى») به معناى اظهار نظر است. «أفتونى فى أمرى»; يعنى، نظرتان را در اين كه بايد چه كار انجام دهم، بيان كنيد.

180- مشورت سليمان(ع) با داود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 78 - 3

3- داوود و سليمان ( ع ) ، در باره خسارت مزرعه تلف شده به وسيله گوسفندان ، به مشورت پرداختند .

و داود و سليمن إذ يحكمان فى الحرث إذ نفشت فيه غنم القوم

برداشت ياد شده بدين احتمال است كه «يحكمان» با صيغه تثنيه، اشاره به مشورت داوود و سليمان داشته باشد، چه اين كه حكم هر يك به صورت استقلالى در يك واقعه، بعيد به نظر مى رسد.

181- مصونيت از پايمالى سپاه سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 18 - 4

4 - دستور مورچه پيشوا به پنهان شدن مورچگان در لانه خود ، براى مصون ماندن از پايمال شدن توسط سليمان و سپاهيانش

ادخلوا مسكنكم لايحطمنّكم سليمن و جنوده

«لا» در «لايحطمنّكم» ناهيه است. «حَطْم» (مصدر «يحطمنّ») در اصل به معناى شكستن و در اين جا معادل پايمال كردن است. تعبيرهاى «ادخلوا» و «لايحطمنّكم» - كه به صورت امر و نهى آمده - بيانگر نوعى رياست است; به ويژه اگر تنكير «نملة» براى تفخيم باشد.

182- مصونيت از پايمالى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 18 - 4

4 - دستور مورچه پيشوا به پنهان شدن مورچگان در لانه خود ، براى مصون ماندن از پايمال شدن توسط سليمان و سپاهيانش

ادخلوا مسكنكم لايحطمنّكم سليمن و جنوده

«لا» در «لايحطمنّكم» ناهيه است. «حَطْم» (مصدر «يحطمنّ») در اصل به معناى شكستن و در اين جا معادل پايمال كردن است. تعبيرهاى «ادخلوا» و «لايحطمنّكم» - كه به صورت امر و نهى آمده - بيانگر نوعى رياست است; به ويژه اگر تنكير «نملة» براى تفخيم باشد.

183- معجزه سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 81 - 4

4- مسخر و رام بودن تندباد ها در دست سليمان ( ع ) و فرمان روايى ايشان بر آنها ، معجزه آن حضرت و دليل پيامبرى او

و لسليمن الريح عاصفة

نوع مفسران برآنند كه اين آيه و آيات ديگر، در مقام بيان معجزه هاى پيامبران گذشته و دلايل نبوت آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 41 - 4

4 - استفاده سليمان ( ع ) از امكانات خود بلقيس ، براى ارائه معجزه به وى و هدايت او

قال نكّروا لها عرشها. .. من الذين لايهتدون

برخى برآنند كه «أتهتدى. ..» به تقدير «أتهتدى إلى الإيمان باللّه و رسوله» مى باشد. برداشت ياد شده بر پايه اين احتمال است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 42 - 4

4 - درك سريع بلقيس نسبت به هدف سليمان ( ع ) در احضار اعجازگونه تخت وى

قالت كأنّه هو و أُوتينا العلم من قبلها

بلقيس پس از شناخت اريكه خويش، بدون تأمل گفت: آنچه را كه سليمان(ع) با اين كار مى خواهد به ما بفهماند، ما خود از قبل فهميده ايم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 35 - 15

15 - حكومت پهناور و بى نظير سليمان ( ع ) ، از معجزات الهى بر حقانيت رسالت او بود .

و هب لى ملكًا لاينبغى لأحد من بعدى

طبق نظر بيشتر مفسران، خواسته پادشاهى به گونه اى كه براى هيچ كس ميسر نباشد، در واقع براى اعجاز و نشان دادن الهى بودن اين قدرت و اثبات ارتباط سليمان با خداوند قادر و پيامبرى او بود.

184- مقام قضاوت سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 79 - 4

4- داوود و سليمان ( ع ) ، داراى مقام قضاوت و برخوردار از علم خدا دادى

و داود و سليمن . .. و كلاًّ ءاتينا حكمًا و علمًا

185- مقامات سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 78 - 7

7- داوود و سليمان ( ع ) ، از مقام قضاوت در ميان مردم عصرخويش برخوردار بودند .

و داود و سليمن إذ يحكمان فى الحرث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 79 - 4

4- داوود و سليمان ( ع ) ، داراى مقام قضاوت و برخوردار از علم خدا دادى

و داود و سليمن . .. و كلاًّ ءاتينا حكمًا و علمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 36 - 9

9 - افتخار سليمان ( ع ) به مقام نبوت و رسالت الهى خود و نه مال و قدرت مادى

فما ءاتين اللّه خير ممّا ءاتيكم

مراد از «ما آتان اللّه» حقيقتى متفاوت با امكانات مادى است; چرا كه اولاً دربار سبا نيز از آن امكانات مادى برخوردار بود ثانياً بجاى «خير» بايد مى فرمود «ما آتانى اللّه أكثر ممّا آتاكم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 30 - 6

6 - رجوع و توجه همواره سليمان ( ع ) به خدا در زندگى ، موجب دستيابى او به مقام عبوديت الهى

نعم العبد إنّه أوّاب

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه جمله «إنّه أوّاب» در مقام تعليل براى «نعم العبد» است; يعنى، چون سليمان بسيار متوجه خدا و پرمراجعه به او بود; بهترين عبد شناخته شد و به اين مقام دست يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 40 - 1

1 - سليمان ( ع ) ، داراى قرب و منزلت ويژه در پيشگاه خداوند

و إنّ له عندنا لزلفى

«الزلفى» به معناى قرب و منزلت است.

186- مقامات معنوى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 18 - 7

7 - آگاهى مورچه به مقام معنوى و عدالت سليمان

لايحطمنّكم سليمن و جنوده و هم لايشعرون

تعبير «و هم لايشعرون» بيانگر اين نكته است كه آن مورچه مى دانست كه سليمان در صورت توجه، نخواهد گذاشت كه مورچگان مورد ستم قرار گيرند و پايمال شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 42 - 5

5 - اطلاع بلقيس از مقام معنوى و قدرت سليمان ( ع ) و تسليم شدنش در برابر او ، قبل از رسيدن به دربار وى

و أُوتينا العلم من قبلها و كنّا مسلمين

ضمير «من قبلها» به آية و بينة برمى گردد كه از عمل خارق العاده دربار سليمان به دست مى آيد.

187- ملكه سبأ در كاخ سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 42 - 1

1 - ورود ملكه سبا به بارگاه سليمان

فلمّا جاءت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 44 - 1،2،4،5

1 - اذن يافتن ملكه سبا براى ورود به صحن و سراى قصر سليمان

قيل لها ادخلى الصرح

«صرح» به معناى قصر و نيز به معناى صحن و ساحت مى آيد. در آيه ياد شده به قرينه جمله بعد (حسبته لجّة) معناى دوم (صحن) مراد است; زيرا اطلاق «لجّة» بر قصر درست نمى نمايد.

2 - جلوه نمودن صحن بلورين قصر سليمان به شكل آبگيرى ژرف در نظر بلقيس

فلمّا رأته حسبته لجّة

«لجّة» معادل بركه، آبگير و استخرى است كه آب زيادى در آن ايستاده باشد. بر اين اساس معناى آيه چنين مى شود: چون نگاه بلقيس به صحن افتاد، گمان كرد كه آبگيرى است پر از آب.

4 - بلقيس ، براى عبور از آبگينه هاى آب نما ، دامن بركشيد و ساق هاى پايش نمايان شد .

فلمّا رأته حسبته لجّة و كشفت عن ساقيها

5 - سليمان ( ع ) ، ناظر عكس العمل بلقيس ، در مواجهه با آبگينه هاى آب نما

و كشفت عن ساقيها قال إنّه صرح

مراد از ضمير فاعل در «قال» سليمان(ع) مى باشد.

188- ملكه سبأ و سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 30 - 1،2

1 - اقدام بلقيس به معرفى نويسنده نامه براى درباريان ، پيش از خواندن محتواى آن

إنّه من سليمن

2 - آشنايى بلقيس و درباريان وى با شخصيت و موقعيت ممتاز سليمان ( ع )

إنّى أُلقى إلىّ كتب كريم . إنّه من سليمن

جمله «إنّه من سليمان» ظاهراً تعليل براى «كتاب كريم» است; يعنى، اين كه مى گويم «مكتوبى گران مايه» اين بدان سبب است كه آن را شخصيتى چون سليمان براى ما فرستاده است.

189- ملكه سبأ و نامه سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 32 - 2،5

2 - برخورد جدى ملكه سبا با نامه سليمان و عدم ترديد وى در صحت آن

قالت يأيّها الملؤا أفتونى فى أمرى

در عبارات بلقيس، كلامى كه حاكى از ترديد باشد مشاهده نمى شود; بلكه اقدام وى به مشاوره درباره محتواى نامه، نشانگر اطمينان او است.

5 - احساس خطر جدى ملكه سبا از نامه سليمان و تلاش وى براى تحكيم روابط در درون دربار

أفتونى فى أمرى ما كنت قاطعة أمرًا حتّى تشهدون

در صورتى كه كار مشاوره براى بلقيس امرى معمولى بود، وى نيازى نداشته تا در خصوص اين موضوع، بر شيوه مشاوره خود تأكيد كند. احتمال مى رود اين تأكيد از آن جهت باشد كه موضوع را بسيار جدى و خطرناك تلقى كرده و با اين سخنان سعى داشته تا دل درباريان را به دست آورد و آنان را با خود همراه سازد.

190- مناظره داود(ع) با سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 78 - 8

8- « عن أبى جعفر ( ع ) فى قول اللّه تبارك و تعالى : « داود و سليمان إذ يحكمان فى الحرث . . . » قال لم يحكما إنّما كانا يتناظران ففهّمها سليمان . . . ;

از امام باقر(ع) در باره قول خداى - تبارك و تعالى - «و داوود و سليمان إذ يحكمان فى الحرث. ..» روايت شده كه فرمود: داوود و سليمان(ع) داورى نكردند، تنها مشغول مناظره بودند كه خدا حكم واقعه را به سليمان تفهيم كرد».

191- منت بر سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 39 - 2

2 - امتنان خداوند بر سليمان ( ع ) ، به خاطر اعطاى حكومت عظيم و بى نظير به ايشان

هذا عطاؤنا

192- منشأ تسخير باد براى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 81 - 8

8- مسخر گشتن تندباد و به فرمان درآمدن آن براى سليمان ( ع ) ، در پرتو اراده و علم گسترده الهى بود .

و لسليمن الريح . .. و كنّا بكلّ شىء علمين

عبارت «بكلّ شىء عالمين» مى رساند كه اين كار، براساس قوانين علمى صورت گرفته و خداوند با علم گسترده خويش به آن قوانين، اراده كرده بود كه تندباد تحت فرمان سليمان قرار گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 36 - 2

2 - نيروى باد ، تحت تسخير سليمان ( ع ) از ناحيه خداوند

فسخّرنا له الريح

193- منشأ تسخير جن براى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 12 - 10،12،14

10 - جنّيان تحت امر و اطاعت سليمان ( ع ) ، با فرمان خدا به تسخير او درآمده بودند .

و لسليمن . .. و من الجنّ من يعمل بين يديه بإذن ربّه

12 - ربوبيت خداوند ، مقتضى تحت اختيار درآوردن جنّيان براى سليمان ( ع )

و من الجنّ من يعمل بين يديه بإذن ربّه

14 - در خدمت سليمان ( ع ) بودن گروهى از جنّيان ، براساس تكليف الهى بود .

و من الجنّ من يعمل بين يديه . .. و من يزغ منهم عن أمرنا نذقه

از تهديد به عذاب جنّيان در خدمت سليمان(ع)، استفاده مى شود كه آنان موظف به انجام چنين كارى بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 37 - 1

1 - شياطين جنى ، تحت تسخير و فرمان سليمان ( ع ) از جانب خداوند

فسخّرنا له . .. و الشيطين

«شياطين» (جمع «شيطان») مجازاً درباره اشخاصى كه داراى مهارت و زبردستى بالايى باشند، به كار مى رود. تعبير «كلّ بنّاء و غوّاص» مى تواند مؤيد همين معنا باشد. گفتنى است كه با توجه به آيه 17 سوره «نمل» (و حشر لسليمان جنوده من الجنّ...)، مقصود از «شياطين» موجوداتى از جنس «جن» مى باشد.

194- منشأ حكومت سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 35 - 8

8 - پادشاهى بى نظير و پهناور سليمان ( ع ) ، موهبتى الهى بود .

و هب لى ملكًا

195- منشأ علم سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 15 - 1

1 - اعطاى علم و دانشى عظيم و ويژه از سوى خدا به داوود و سليمان ( ع )

و لقد ءاتينا داود و سليمن علمًا

آمدن تعبير «علماً» به صورت نكره، بيانگر عظمت و ويژگى دانشى است كه به داوود و سليمان داده شده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 16 - 5

5 - آگاهى به گفتار پرندگان ، موهبتى الهى به داوود و سليمان

و لقد ءاتينا داود و سليمن علمًا . .. و قال يأيّها الناس علّمنا منطق الطير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 40 - 12

12 - علم و قدرت ، دو نمود بارز فضل الهى براى سليمان ( ع ) و در خدمت او

قال الذى عنده علم من الكتب. .. فلمّا رءاه مستقرًّا عنده قال هذا من فضل ربّى

گرچه علم و قدرت مطرح شده در آيه مربوط به آصف بن برخيا است; ولى وى از اعضاى دربار سليمان بود و دانش ويژه و توان فوق العاده او در خدمت حكومت آن حضرت قرار داشت. بر اين اساس است كه سليمان(ع) خدا را بر اين علم و قدرت سپاس مى گزارد. بعلاوه برخى از مفسران مراد از «الذى عنده...» را خود سليمان(ع) دانسته اند.

196- منشأ فضايل سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 12 - 1

1 - خداوند ، عطاكننده فضيلت هايى براى سليمان ( ع )

و لقد ءاتينا داود منّا فضلاً . .. و لسليمن

«لسليمان» عطف به «داود» در آيه قبل و متعلق به فعل محذوف «سخّرنا» است.

197- منشأ قدرت حكومت سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 40 - 10

10 - وجود قدرت هاى فوق العاده در دربار سليمان ، فضلى از جانب پروردگار براى او

فلمّا رءاه. .. قال هذا من فضل ربّى

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «هذا» اشاره به توان موجود در دستگاه حكومتى سليمان باشد; يعنى، وجود چنين نيرويى در دستگاه من - كه توانست تخت عظيم بلقيس را در كمتر از يك نگاه حاضر سازد - تفضل پروردگار به من است.

198- منشأ قدرت سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 40 - 12

12 - علم و قدرت ، دو نمود بارز فضل الهى براى سليمان ( ع ) و در خدمت او

قال الذى عنده علم من الكتب. .. فلمّا رءاه مستقرًّا عنده قال هذا من فضل ربّى

گرچه علم و قدرت مطرح شده در آيه مربوط به آصف بن برخيا است; ولى وى از اعضاى دربار سليمان بود و دانش ويژه و توان فوق العاده او در خدمت حكومت آن حضرت قرار داشت. بر اين اساس است كه سليمان(ع) خدا را بر اين علم و قدرت سپاس مى گزارد. بعلاوه برخى از مفسران مراد از «الذى عنده...» را خود سليمان(ع) دانسته اند.

199- منشأ قضاوت سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 79 - 1

1- حكم و داورى سليمان ( ع ) در باره خسارت مزرعه تلف شده به وسيله گوسفندان ، با الهام خداوند بود .

ففهّمنها سليمن

«فا» در «ففهّمنا» براى تعقيب است و ضمير «ها» به حكومت (قضاوت) بازمى گردد; يعنى، در مشاوره و داورى داوود و سليمان(ع) حكم واقعى را به سليمان فهمانديم.

200- موانع ايمان به سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 43 - 2

2 - تعلق بلقيس به جامعه شرك و كفر ، مانع پيوستن رسمى وى به آيين توحيدى سليمان ( ع ) با وجود اذعان قلبى

و أُوتينا العلم من قبلها و كنّا مسلمين . و صدّها... إنّها كانت من قوم كفرين

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه آيه مذكور در مقام توضيح اين نكته باشد كه چرا بلقيس على رغم علم و اذعان قلبى خود، پيش از اين رسماً تسليم سليمان(ع) نشده و به يكتاپرستى نگرويده بود.

201- موريانه و عصاى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 14 - 1

1 - مرگ سليمان ( ع ) ، آن گاه بر جنيان خدمت گزار وى آشكار شد كه موريانه ها عصاى او را خوردند و آن حضرت بر زمين افتاد .

فلمّا قضينا عليه الموت ما دلّهم على موته إلاّ دابّة الأرض تأكل منسأته فلمّا خرّ

«منسأة» به معناى عصا است (مفردات راغب) و «دابّة الأرض» از باب اضافه شىء به فعلش مى باشد. «أرض» نيز در اين آيه - از باب «علم يعلم» - به معناى خوردن است و يا «ارضة» به معناى كرمى است كه از زمين وارد چوب و تخته مى شود (مفردات راغب).

202- موقعيت شناسى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 36 - 10

10 - سليمان ( ع ) ، درصدد استفاده از هر فرصت براى بيان عقيده توحيدى خود و تبليغ آن

فما ءاتين اللّه خير ممّا ءاتيكم

يادآورى سليمان(ع) به نماينده سبا نسبت به اين حقيقت كه آنچه او و آنها در اختيار دارند، همگى عطايايى است كه خداوند به آنان بخشيده است، بيانگر مطلب ياد شده است.

203- ناخشنودى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 36 - 3

3 - ناخشنودى سليمان ( ع ) از عكس العمل دربار سبا در قبال نامه وى

قال أتمدّونن بمال

204- نارضايتى جنيان سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 14 - 7

7 - خدمت در دستگاه سليمان ( ع ) ، براى جنيان خوشايند نبود .

فلمّا خرّ تبيّنت الجنّ أن لو كانوا يعلمون الغيب ما لبثوا فى العذاب المهين

205- ناظر قضاوت سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 78 - 6

6- قضاوت داوود و سليمان ( ع ) ، مورد نظارت و تأييد خداوند بود .

و كنّا لحكمهم شهدين

ضمير «حكمهم» به داوود و سليمان بازمى گردد. بنابراين ذكر شهادت خداوند نسبت به حكم اين دو، اشاره به تأييد آن دارد.

206- نامه رسانى در دوران سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 28 - 3

3 - استفاده از پرنده پيك براى ارتباطات ، به عصر سليمان بازمى گردد .

اذهب بكتبى هذا فألقه إليهم

207- نامه سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 28 - 1،2،5

1 - مأموريت هدهد از سوى سليمان ، براى بردن نامه وى به جانب ملكه سبا

اذهب بكتبى هذا فألقه إليهم

«كتاب» معادل «مكتوب» و به معناى نامه است; يعنى، اين نامه مرا ببر، آن گاه. .. .

2 - افكندن نامه به محلّ تجمع ملكه و درباريان سبا ، مأموريت هدهد از جانب سليمان ( ع )

اذهب بكتبى هذا فألقه إليهم

«ها» ساكن در «ألقه» ها سكت و «إلقاء» (مصدر «ألق») به معناى افكندن است; يعنى، آن گاه [نامه را] به سوى آنان بيفكن.

5 - مأموريت هدهد براى مشاهده بازتاب نامه سليمان در ميان درباريان سبا و شنود كردن سخنان ايشان .

ثمّ تولّ عنهم فانظر ماذا يرجعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 29 - 1

1 - قرار گرفتن نامه سليمان در اختيار ملكه سبا ( بلقيس )

قالت يأيّها الملؤا إنّى أُلقى إلىّ كتب كريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 30 - 1

1 - اقدام بلقيس به معرفى نويسنده نامه براى درباريان ، پيش از خواندن محتواى آن

إنّه من سليمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 36 - 3،6

3 - ناخشنودى سليمان ( ع ) از عكس العمل دربار سبا در قبال نامه وى

قال أتمدّونن بمال

6 - توبيخ دربار سبا توسط سليمان ( ع ) ، به خاطر تلقى مادى و نادرست آنان از نامه و دعوت وى

قال أتمدّونن بمال

استفهام در «أتمدّونن» براى توبيخ و سرزنش است.

208- نبوت سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 1

1 - حضرت سليمان ، پيامبرى داراى سلطنت و حكومت

على ملك سليمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 163 - 4

4 - ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق ، يعقوب ، عيسى ، ايوب ، يونس ، هارون و سليمان عليهم السلام از پيامبران پس از نوح ( ع ) و مخاطب وحى

و أوحينا إلى إبرهيم . .. و سليمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 36 - 9

9 - افتخار سليمان ( ع ) به مقام نبوت و رسالت الهى خود و نه مال و قدرت مادى

فما ءاتين اللّه خير ممّا ءاتيكم

مراد از «ما آتان اللّه» حقيقتى متفاوت با امكانات مادى است; چرا كه اولاً دربار سبا نيز از آن امكانات مادى برخوردار بود ثانياً بجاى «خير» بايد مى فرمود «ما آتانى اللّه أكثر ممّا آتاكم».

209- نشانه هاى اقتدار حكومت سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 38 - 2

2 - اسارت و در بند بودن گروهى از شياطينِ فسادانگيز و اخلال گر جنى ، جلوه اى از اقتدار حكومت ممتاز سليمان ( ع )

و ءاخرين مقرّنين فى الأصفاد

اسارت و در بند بودن گروهى از شياطين در حكومت سليمان(ع) - در مقابل گروه ديگرى كه به خدمت گزارى مشغول بودند - مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه اين دسته اگر آزاد گذاشته مى شدند، در حكومت سليمان(ع) اخلال و فساد ايجاد مى كردند.

210- نشانه هاى عبوديت سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 31 - 5

5 - ماجراى سان ديدن سليمان ( ع ) از اسب ها ، جلوه اى از بندگى و خداخواهى او

نعم العبد إنّه أوّاب . إذ عرض عليه بالعشىّ الصفنت الجياد

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه «إذ» متعلق به «أوّاب» باشد كه در اين صورت، آيه شريفه درصدد بيان مصداق و نمونه اى از صفت «أوّاب» بودن سليمان(ع) است.

211- نظارت سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 20 - 5

5 - نظارت دقيق سليمان بر سپاه و نيرو هاى تحت فرمان خويش

و تفقّد الطير . .. أم كان من الغائبين

212- نظام كيفرى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 21 - 2

2 - شكنجه يا مرگ ( بريدن سر ) ، مجازات تخلف بى دليل از مقررات سپاه سليمان

أم كان من الغائبين . لأُعذّبنّه عذابًا شديدًا أو لأاْذبحنّه

213- نظم سپاه سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 17 - 4

4 - حاكميت نظم و انضباط كامل در سپاه سليمان

فهم يوزعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 21 - 5

5 - اهتمام شديد سليمان ( ع ) به برقرارى نظم و انضباط كامل در سپاه خويش

أم كان من الغائبين . .. أو لأاْذبحنّه

214- نعمتهاى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 16 - 5،7

5 - آگاهى به گفتار پرندگان ، موهبتى الهى به داوود و سليمان

و لقد ءاتينا داود و سليمن علمًا . .. و قال يأيّها الناس علّمنا منطق الطير

7 - آگاهى داوود و سليمان ( ع ) به زبان پرندگان ، داراى اهميتى ويژه براى آنان در مقايسه با ساير امكانات

علّمنا منطق الطير و أوتينا من كلّ شىء

با اين كه «و أوتينا من كلّ شىء» شامل «منطق الطير» هم مى شود، اختصاص به ذكر يافتن و مقدم آوردن آن، نشانگر اهميت ويژه آن در مقايسه با ساير موهبت هاى الهى نسبت به داوود و سليمان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 19 - 6

6 - توجه سليمان به خدايى بودن نعمت هاى عطا شده به او و پدر و مادرش

أن أشكر نعمتك التى أنعمت علىّ و على ولدىّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 40 - 11

11 - توجه دائمى سليمان ( ع ) به خدايى بودن امكانات خويش

فلمّا رءاه مستقرًّا عنده قال هذا من فضل ربّى

از آيه ياد شده و نيز آيات پيشين استفاده مى شود كه سليمان در اوج قدرت و شوكت نيز، از ياد خدا غافل نبوده، او را ياد مى كند و بر نعمت هاى او سپاس مى گزارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 12 - 3،7

3 - مسخّر بودن باد براى سليمان ( ع ) ، فضيلتى اعطا شده از جانب خدا براى او

و لقد ءاتينا . .. فضلاً ... و لسليمن الريح

7 - فراهم آمدن امكانات ذوب مس براى سليمان ( ع ) ، از عطاياى خدا به آن حضرت

و لقد ءاتينا . .. فضلاً ... و لسليمن ... و أسلنا له عين القطر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 35 - 8

8 - پادشاهى بى نظير و پهناور سليمان ( ع ) ، موهبتى الهى بود .

و هب لى ملكًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 39 - 1

1 - حكومت بزرگ و بى نظير سليمان ( ع ) ، عطيه بزرگ الهى بود .

و هب لى ملكًا . .. هذا عطاؤنا

اضافه «عطا» به ضمير جلاله (نا) بر تعظيم دلالت مى كند.

215- نعمتهاى والدين سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 19 - 6،10

6 - توجه سليمان به خدايى بودن نعمت هاى عطا شده به او و پدر و مادرش

أن أشكر نعمتك التى أنعمت علىّ و على ولدىّ

10 - پدر و مادر سليمان ، برخوردار از نعمت هاى ويژه الهى

نعمتك التى أنعمت علىّ و على ولدىّ

216- نقش امكانات مادى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 44 - 17

17 - امكانات مادى و قدرت خارق العاده سليمان ( ع ) در خدمت تبليغ دين و هدايت مردم

قال إنّه صرح ممرّد . .. قالت ... و أسلمت مع سليمن للّه ربّ العلمين

ماجراى اتفاق افتاده ميان سليمان(ع) و بلقيس، بيانگر مطلب فوق است.

217- نقش سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 44 - 13

13 - راه يافتن بلقيس به توحيد و تسليم در برابر خداى يگانه با راهنمايى و مدد سليمان ( ع )

و أسلمت مع سليمن للّه ربّ العلمين

تصريح بلقيس به «مع سليمان» از يك سو به توحيد خالص و بى شائبه همانند توحيد سليمان اشاره دارد و از سوى ديگر افاده مى كند كه سليمان(ع) در راهيابى او به حق نقش داشته است.

218- نقش قدرت سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 44 - 17

17 - امكانات مادى و قدرت خارق العاده سليمان ( ع ) در خدمت تبليغ دين و هدايت مردم

قال إنّه صرح ممرّد . .. قالت ... و أسلمت مع سليمن للّه ربّ العلمين

ماجراى اتفاق افتاده ميان سليمان(ع) و بلقيس، بيانگر مطلب فوق است.

219- نياكان سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 84 - 6،7

6 - داوود، سليمان، ايوب، يوسف(ع)، موسى و هارون(ع)، فرزندانى از نسل ابراهيم و هدايت يافته از جانب خداوند هستند.

و من ذريته داود و سليمن و أيوب و يوسف و موسى و هرون

سياق آيات پيشين، كه درباره حضرت ابراهيم(ع) بود، اين احتمال را پديد مى آورد كه ضمير در «ذريته» به «ابراهيم» برگردد. در اين صورت برخى اسامى كه در آيات بعد آمده است (همچون الياس و لوط) از باب تغليب در شمار ذريه آن حضرت ذكر شده اند.

7 - داوود، سليمان، ايوب، يوسف، موسى و هارون، فرزندانى از نسل نوح(ع) و هدايت يافته از جانب خداوند بودند.

نوحا . .. و من ذريته داود و سليمن و أيوب و يوسف و موسى و هرون

با توجه به دو نكته مى توان گفت «نوحا» مرجع ضمير در «ذريته» است: «نوحا» نزديكترين كلمه اى است كه مى تواند مرجع ضمير باشد. در ميان كسانى كه به عنوان ذريه از آنان ياد شده، افرادى هستند كه از ذريه ابراهيم(ع) نيستند، مانند حضرت لوط(ع) و الياس(ع)

220- وسعت حكومت سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 35 - 7

7 - حكومت مقتدر و پهناور ، از خواسته هاى سليمان ( ع ) از خداوند

و هب لى ملكًا لاينبغى لأحد من بعدى

جمعى از مفسران بر اين باوراند كه جمله «لاينبغى لأحد من بعدى» كنايه از وسعت و پهناورى حكومت عصر خود و بلامنازع بودن آن است. بر اين اساس «من بعدى» به معناى «من غيرى» خواهد بود; مثل «فمن يهديه من بعد اللّه» كه به معناى

«غير اللّه» است.

221- وفور نعمتهاى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 39 - 4

4 - عطيه الهى به سليمان ( ع ) بى شمار و بسيار بود .

هذا عطاؤنا . .. بغير حساب

برداشت ياد شده براساس اين نكته است كه «بغير حساب» قيد براى «عطاؤنا» باشد.

222- ويژگيهاى حكومت سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 17 - 7

7 - قدرت و قواى نظامى گسترده سليمان ، از ويژگى هاى بارز حكومت الهى وى

و حشر لسليمن جنوده من الجنّ و الإنس و الطير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 22 - 6

6 - دستگاه حكومت سليمان ، به دور از تملق و چاپلوسى

أحطت بما لم تحط به

گفتار صريح و بى تكلف هدهد، نشانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 35 - 15

15 - حكومت پهناور و بى نظير سليمان ( ع ) ، از معجزات الهى بر حقانيت رسالت او بود .

و هب لى ملكًا لاينبغى لأحد من بعدى

طبق نظر بيشتر مفسران، خواسته پادشاهى به گونه اى كه براى هيچ كس ميسر نباشد، در واقع براى اعجاز و نشان دادن الهى بودن اين قدرت و اثبات ارتباط سليمان با خداوند قادر و پيامبرى او بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 36 - 1،4

1 - دعاى سليمان ( ع ) براى دستيابى به پادشاهى بى نظير ، مورد استجابت خدا قرار گرفت .

و هب لى ملكًا . .. فسخّرنا له الريح

از فاى تفريع «فسخّرنا. ..» استفاده مى شود كه خداوند، دعاى سليمان(ع) را مستجاب كرد و براى تقويت ملك او نيروى باد را در اختيارش گذاشت.

4 - مسخر بودن باد براى سليمان ( ع ) از خصوصيات حكومت ممتاز آن حضرت بود .

هب لى ملكًا . .. فسخّرنا له الريح تجرى بأمره رخاءً حيث أصاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 37 - 4،6

4 - تسخير شياطين جنى و به كارگيرى آنها ، از خصوصيات حكومت ممتاز سليمان ( ع )

هب لى ملكًا . .. فسخّرنا له ... الشيطين كلّ بنّاء و غوّاص

6 - صنعت ساختمان سازى و استخراج منابع و ذخاير دريايى ، در خدمت حكومت سليمان ( ع ) بود .

و الشيطين كلّ بنّاء و غوّاص

223- ويژگيهاى سپاه سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 17 - 4

4 - حاكميت نظم و انضباط كامل در سپاه سليمان

فهم يوزعون

224- ويژگيهاى فرماندهى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 20 - 5،6

5 - نظارت دقيق سليمان بر سپاه و نيرو هاى تحت فرمان خويش

و تفقّد الطير . .. أم كان من الغائبين

6 - احتياط و خويشتن دارى سليمان در برخورد با نيرو هاى تحت امر خويش

فقال ما لى لاأرى الهدهد أم كان من الغائبين

سليمان، بى درنگ هدهد را متهم به تخلّف نكرد; بلكه ابتدا ناپيدا بودن هدهد را مربوط به خطاى ديد خودش دانست. اين در حالى است كه قدرتمندان قبل از هر چيز خشم گرفته و نيروى تحت فرمان خود را متهم مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 21 - 5

5 - اهتمام شديد سليمان ( ع ) به برقرارى نظم و انضباط كامل در سپاه خويش

أم كان من الغائبين . .. أو لأاْذبحنّه

225- ويژگيهاى قضاوت سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 27 - 4

4 - قضاوت و تصميم گيرى هاى سليمان ، براساس تحقيق و اطلاعات متقن بود .

قال سننظر أصدقت أم كنت من الكذبين

با اين كه گزارش هاى صريح و استدلال هاى عميق توحيدى هدهد، نشانگر صداقت و حقانيت او بود، اما سليمان بدان ها بسنده نكرد و درصدد تحقيق جدى برآمد.

226- ويژگيهاى كاخ سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 44 - 3

3 - قصر سليمان ، قصرى مجلل و با شكوه ، با صحنى مفروش از آبگينه هاى آب نما

قال إنّه صرح ممرّد من قوارير

«ممرّد» معادل صاف و «قارورة» (مفرد «قوارير») مرادف شيشه و آبگينه است; يعنى، اين صحن از آبگينه صاف، مفروش شده است.

227- ويژگيهاى مديريت سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 20 - 5،6

5 - نظارت دقيق سليمان بر سپاه و نيرو هاى تحت فرمان خويش

و تفقّد الطير . .. أم كان من الغائبين

6 - احتياط و خويشتن دارى سليمان در برخورد با نيرو هاى تحت امر خويش

فقال ما لى لاأرى الهدهد أم كان من الغائبين

سليمان، بى درنگ هدهد را متهم به تخلّف نكرد; بلكه ابتدا ناپيدا بودن هدهد را مربوط به خطاى ديد خودش دانست. اين در حالى است كه قدرتمندان قبل از هر چيز خشم گرفته و نيروى تحت فرمان خود را متهم مى كنند.

228- ويژگيهاى مرگ سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 14 - 1،3،12

1 - مرگ سليمان ( ع ) ، آن گاه بر جنيان خدمت گزار وى آشكار شد كه موريانه ها عصاى او را خوردند و آن حضرت بر زمين افتاد .

فلمّا قضينا عليه الموت ما دلّهم على موته إلاّ دابّة الأرض تأكل منسأته فلمّا خرّ

«منسأة» به معناى عصا است (مفردات راغب) و «دابّة الأرض» از باب اضافه شىء به فعلش مى باشد. «أرض» نيز در اين آيه - از باب «علم يعلم» - به معناى خوردن است و يا «ارضة» به معناى كرمى است كه از زمين وارد چوب و تخته مى شود (مفردات راغب).

3 - سليمان ( ع ) مدتى پس از مرگش ، هم چنان بر عصاى خود تكيه داشت و كسى از آن با خبر نبود .

فلمّا قضينا عليه الموت ما دلّهم على موته إلاّ دابّة الأرض . .. لو كانوا يعلمون ا

12 - سليمان ( ع ) ، عصايى داشت كه بر آن تكيه مى كرد و پس از مرگش نيز مدتى بر آن تكيه داشت .

فلمّا قضينا عليه الموت ما دلّهم على موته إلاّ دابّة الأرض تأكل منسأته فلمّا خرّ

229- هدايت سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 84 - 6،7

6 - داوود، سليمان، ايوب، يوسف(ع)، موسى و هارون(ع)، فرزندانى از نسل ابراهيم و هدايت يافته از جانب خداوند هستند.

و من ذريته داود و سليمن و أيوب و يوسف و موسى و هرون

سياق آيات پيشين، كه درباره حضرت ابراهيم(ع) بود، اين احتمال را پديد مى آورد كه ضمير در «ذريته» به «ابراهيم» برگردد. در اين صورت برخى اسامى كه در آيات بعد آمده است (همچون الياس و لوط) از باب تغليب در شمار ذريه آن حضرت ذكر شده اند.

7 - داوود، سليمان، ايوب، يوسف، موسى و هارون، فرزندانى از نسل نوح(ع) و هدايت يافته از جانب خداوند بودند.

نوحا . .. و من ذريته داود و سليمن و أيوب و يوسف و موسى و هرون

با توجه به دو نكته مى توان گفت «نوحا» مرجع ضمير در «ذريته» است: «نوحا» نزديكترين كلمه اى است كه مى تواند مرجع ضمير باشد. در ميان كسانى كه به عنوان ذريه از آنان ياد شده، افرادى هستند كه از ذريه ابراهيم(ع) نيستند، مانند حضرت لوط(ع) و الياس(ع)

230- هدايتگرى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 44 - 13

13 - راه يافتن بلقيس به توحيد و تسليم در برابر خداى يگانه با راهنمايى و مدد سليمان ( ع )

و أسلمت مع سليمن للّه ربّ العلمين

تصريح بلقيس به «مع سليمان» از يك سو به توحيد خالص و بى شائبه همانند توحيد سليمان اشاره دارد و از سوى ديگر افاده مى كند كه سليمان(ع) در راهيابى او به حق نقش داشته است.

231- هدهد و سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 22 - 1،2،3،5

1 - حاضر شدن هدهد در نزد سليمان ، پس از درنگى نه چندان طولانى

فمكث غير بعيد فقال

2 - مبادرت هدهد به طرح دليل غيبت خود و ارائه اطلاعات جديد به سليمان ( ع )

فقال أحطت بما لم تحط به

3 - هدهد ، مدعى دستيابى به موضوعى خارج از قلمرو اطلاعات سليمان

أحطت بما لم تحط به

«احاطة» در اين جا كنايه از علم آمده است; يعنى، «علمت بما لم تعلم به; به چيزى دست يافتم كه تو به آن دست نيافته اى».

5 - هدهد ، پيامدار خبرى بزرگ و قطعى از سرزمين « سبا » براى سليمان ( ع )

و جئتك من سبإ بنبإ يقين

«نبأ» به خبر مهم و شنيدنى گفته مى شود; يعنى، «براى تو از سبا خبرى قطعى آورده ام كه بسيار مهم و شنيدنى است.

232- هديه به سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 35 - 1،2،4

1 - تدبير ملكه سبا در فرستادن هديه اى بزرگ براى سليمان ( ع )

و إنّى مرسلة إليهم بهديّة

بزرگى هديه از نكره آمدن آن استفاده مى شود.

2 - هدف بلقيس از ارسال هديه براى سليمان ( ع ) ، آزمون وى و مشاهده بازتاب آن بود .

و إنّى مرسلة إليهم بهديّة فناظرة بِمَ يرجع المرسلون

4 - همراهى هيأتى از فرستادگان بلقيس با هديه او به سوى سليمان ( ع )

فناظرة بِمَ يرجع المرسلون

تعبير «مرسلون» با صيغه جمع، نشان دهنده رفتن هيأتى از نمايندگان همراه هديه او به سوى سليمان(ع) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 36 - 1،4

1 - حضور سفير ملكه سبا همراه با هدايا در نزد سليمان ( ع )

فلمّا جاء سليمن

از تعبير «جاء» به صورت مفرد، استفاده مى شود كه تنها يكى از نمايندگان بلقيس (با اين كه آنان متعدد بودند) براى تقديم هدايا به دربار سليمان(ع) باريافت. گفتنى است كه جمله «ارجع إليهم» - كه خطاب به يك فرد است - مطلب فوق را تأييد مى كند. بنابراين احتمال اين كه مراد از ضمير «جاء» مال باشد - چنان كه برخى از مفسران گفته اند - تضعيف مى شود.

4 - بى اعتنايى سليمان ( ع ) نسبت به هداياى ملكه سبا و اظهار بى نيازى از آن

قال أتمدّونن بمال

233- هشدار ملكه مورچگان قصه سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 18 - 3

3 - اخطار مورچه اى به ديگر مورچگان نسبت به ورود سليمان و لشگريانش به سرزمين آنها

قالت نملة يأيّها النمل ادخلوا مسكنكم لايحطمنّكم سليمن و جنوده

234- هنر در دوران سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 44 - 7

7 - وجود تمدن ، هنر و صنعت پيشرفته در عهد سليمان ( ع )

حسبته لجّة . .. قال إنّه صرح ممرّد من قوارير

ساختن صحنى از آبگينه ها به گونه اى طبيعى كه آب جلوه كند و بيننده آن را آب بپندارد، نشانگر صنعت و هنر پيشرفته دستگاه سليمانى است.

235- يهود دوران سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 12

12 - فعاليت يهوديان عصر سليمان عليه حكومت وى ، با پيروى از افسون شياطين *

واتبعوا ما تتلوا الشيطين على ملك سليمن

برداشت فوق بر اين اساس است كه فاعل «اتبعوا» يهوديان عصر سليمان باشند.

236- يهود و سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 12

12 - فعاليت يهوديان عصر سليمان عليه حكومت وى ، با پيروى از افسون شياطين *

واتبعوا ما تتلوا الشيطين على ملك سليمن

برداشت فوق بر اين اساس است كه فاعل «اتبعوا» يهوديان عصر سليمان باشند.

ص: 97

26- سنت

1- آثار سنت گرايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 74 - 5

5 - پايبندى مطلق و بى دليل به سنت هاى ملّى و قومى ، مايه تخدير جامعه و سدّ راه خردورزى و مانع شناخت

قالوا بل وجدنا ءاباءنا كذلك يفعلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 137 - 7

7 - سنت گرايى از موانع پذيرش حق

سواء علينا أَوَعظت . .. إن هذا إلاّ خلق الأوّلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 21 - 5،12

5 - تعصّب خويشاوندى و سنّت گرايى ، از موانع حق پذيرى است .

و إذا قيل لهم اتّبعوا ما أنزل اللّه قالوا بل نتّبع ما وجدنا عليه ءاباءنا

12 - تعصّب و وفادارى به آراى پيشينيان ، مانع بروز و رشد انديشه هاى نو است .

و إذا قيل لهم اتّبعوا ما أنزل اللّه قالوا بل نتّبع ما وجدنا عليه ءاباءنا

2- آثار سنت گرايى قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 137 - 6

6 - تكيه و پافشارى قوم عاد بر سنت هاى نياكانشان ، عامل رويارويى آنان با هود ( ع ) و رد كردن نصايح وى

إن هذا إلاّ خلق الأوّلين

3- آثار سنت هاى باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 43 - 3

3 - عادات و رفتار رسوخ يافته در وجود روح انسان ، مانع گرايش وى به حق آشكار

و أُوتينا العلم من قبلها. .. و صدّها ما كانت تعبد من دون اللّه

عبارت «كانت تعبد» ماضى استمرارى و بيانگر دوام و رسوخ است; يعنى، خو كردن بلقيس بر رفتار شرك آلود (پرستش خورشيد) مانع از آن شده بود كه وى على رغم آگاهى يافتن به حقيقت، به آن بازگردد.

4- ارزش سنت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 115 - 13

13 - حجيت سيره عملى مؤمنان ، در صورتى كه مخالفت سنت پيامبر (صلی الله علیه و آله) نباشد .

و من يشاقق الرسول . .. و يتبع غير سبيل المؤمنين

جمله «يتبع غير سبيل المؤمنين»، بيانگر حجيت سيره مؤمنان است و جمله «من يشاقق الرسول»، حجيت سيره را مقيد مى كند به اينكه با سنت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و يا دليل شرعى ديگر مخالفت نداشته باشد.

5- اطاعت از سنت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 104 - 14

14 - خير ، پيروى نمودن از قرآن و سنّت پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

و لتكن منكم امة يدعون الى الخير

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) پس از تلاوت آيه فوق فرمود: الخير اتباع القرآن و سنّتى.


الدر المنثور، ج 2، ص 289.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 59 - 27

27 - اطاعت از خدا و رسول و اولواالامر ( تبعيّت از قرآن و سنّت ) ، امرى پسنديده و داراى بهترين فرجام

اطيعوا اللّه و اطيعوا الرّسول و اولى الامر . .. ذلك خير و احسن تاويلا

بنابر اينكه «ذلك» اشاره به «اطيعوا اللّه . .. » نيز باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 115 - 13

13 - حجيت سيره عملى مؤمنان ، در صورتى كه مخالفت سنت پيامبر (صلی الله علیه و آله) نباشد .

و من يشاقق الرسول . .. و يتبع غير سبيل المؤمنين

جمله «يتبع غير سبيل المؤمنين»، بيانگر حجيت سيره مؤمنان است و جمله «من يشاقق الرسول»، حجيت سيره را مقيد مى كند به اينكه با سنت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و يا دليل شرعى ديگر مخالفت نداشته باشد.

6- اعراض از سنت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 63 - 6

6 - نيات پليد و پنهان منافقان ، در مراجعه به طاغوت و اعراض از پيامبر ( سنّت )

ان يتحاكموا الى الطّاغوت . .. ان اردنا الّا احساناً و توفيقاً. اولئك الّذين يعلم

7- تبيين سنت استدراج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 75 - 3

3- بيان سنت « استدراج » و « امهال » خداوند در باره فرورفتگان در ورطه گمراهى ، وظيفه اى كه بر عهده پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

قل من كان فى الضللة

فعل «كان» - كه براى دلالت بر استمرار است - حكايت از عمق ضلالت و ديرينه بودن آن دارد.

8- تبيين سنت مهلت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 75 - 3

3- بيان سنت « استدراج » و « امهال » خداوند در باره فرورفتگان در ورطه گمراهى ، وظيفه اى كه بر عهده پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

قل من كان فى الضللة

فعل «كان» - كه براى دلالت بر استمرار است - حكايت از عمق ضلالت و ديرينه بودن آن دارد.

9- تعليم سنت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 105 - 13

13 - فراگيرى قران و سنت ، شرط تصدى سمت قضاوت

إنّا انزلنا إليك الكتب بالحق لتحكم بين الناس بما اريك اللّه

ظاهراً مراد از «ما اريك»، احكامى است كه در قرآن به آنها تصريح نشده و خداوند آنها را به پيامبر(صلی الله علیه و آله) آموخته است. در برداشت فوق از آنها به سنت پيامبر(صلی الله علیه و آله) تعبير شده است.

10- حجيت سنت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 32 - 11

11 - حجّيّت گفتار و رفتار پيامبر (صلی الله علیه و آله)

ان كنتم تحبّون اللّه فاتّبعونى . .. اطيعوا اللّه و الرسول

حجيّت فعل از «اتبعونى»، استنباط مى شود. بنابراينكه مراد از اتباع، اتباع عملى باشد; به قرينه «اطيعوا» كه اتباع از گفتار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 21 - 3

3 - سنت پيامبر (صلی الله علیه و آله) حجت بوده و عمل به آن ، امر شايسته اى است .

لقد كان لكم فى رسول اللّه أُسوة حسنة

از آن جايى كه خطاب آيه، عام است و شامل دوران حيات و وفات پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى شود و نيز آنچه پس از ارتحال آن حضرت مانده، سنت او است، آيه شامل سنت هم مى شود.

11- سنت آمرزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 14 - 8

8 - سنت اصيل و ازلى خداوند ، غفران و رحمتى گسترده و فراگير

و كان اللّه غفورًا رحيمًا

12- سنت اتمام حجت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 59 - 2

2 - اتمام حجت با مردمان ، سنّت الهى در طول تاريخ بشر

و ما كان ربّك مهلك القرى حتّى يبعث فى أُمّها رسولاً

13- سنت استدراج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 182 - 1،2

1 - خداوند تكذيب كنندگان آياتش را بتدريج به ورطه هاى سقوط مى كشاند تا شايسته دوزخ شوند .

و الذين كذبوا بايتنا سنستدرجهم من حيث لايعلمون

«استدرجه إلى كذا» يعنى او را بتدريج و گام به گام به چيزى نزديك كرد. متعلق «سنستدرجهم»، به دليل آيه 179، جهنم است ; يعنى تكذيب كنندگان را بتدريج به جهنم نزديك مى كنيم.

2 - خداوند با عواملى خام كننده و خالى از هشدار ( رفاه ها و آسايش ها . . . ) تكذيب كنندگان آيات را به سير در راه سقوط وامى دارد .

سنستدرجهم من حيث لايعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 183 - 4

4 - تأخير در عذاب تكذيب كنندگان و كشاندن تدريجى آنان به ورطه هاى سقوط با عواملى خوشايند و خام كننده ، مكر خدا با ايشان است .

سنستدرجهم . .. و أملى لهم إن كيدى متين

مراد از «كيد» همان استدراج و امهالى است كه در آيه قبل مطرح شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 44 - 4،10،13

4 - گشوده شدن درهاى نعمت به روى كسانى كه حتى در سختيها تضرع نمى كنند، جريان يافتن سنت استدراج الهى است.

فأخذنهم بالبأساء و الضراء . .. فلما نسوا ما ذكروا به فتحنا عليهم أبوب كل شىء

سنت استدراج اصطلاحى است برگرفته از آيه «سنستدرجهم من حيث لا يعلمون» (اعراف / 182). از مصاديق جريان استدراج همين آيه مورد بحث است كه درهاى نعمت الهى به سوى تكذيب كنندگان آيات گشوده مى شود (فتحنا عليهم) تا آن زمان كه عذاب الهى آنان را در بر گيرد.

10 - جريان يافتن سنت استدراج پس از اتمام حجت الهى

فلما نسوا ما ذكروا به . .. أخذنهم بغتة

«ما ذكروا» شامل همه مواردى مى شود كه مى بايست موجب تنبه و بيدارى مى شد و تعبير ديگر آن «اتمام حجت» است.

13 - إن النبى(صلی الله علیه و آله) قال: إذا رأيت اللّه يعطى العباد ما يسألون على معاصيهم إياه فإنما ذلك استدراج منه لهم ثم تلا: «فلما نسوا ما ذكروا به فتحنا عليهم أبواب كل شىء».

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: هر گاه ديدى خداوند على رغم معاصى بندگان، آنچه را از او بخواهند به آنان مى دهد، اين استدراج (نزديك شدن تدريجى عذاب) خداست بر آنان، سپس آن حضرت آيه «فلما نسوا . .. » را تلاوت كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 55 - 9،10

9 - اعطاى امكانات دنيوى فراوان به منافقان از جانب خداوند ، تنها به منظور عذاب و گرفتارى آنان در اين دنياست .

إنما يريد اللّه ليعذبهم بها فى الحيوة الدنيا

10 - تحقق اراده الهى به عذاب دنيوى ، از طريق اعطاى نعمت هاى ظاهرى و اسباب طبيعى

إنما يريد اللّه ليعذبهم بها فى الحيوة الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 75 - 14

14- ثروت ، مكنت ، خوش نمايى و آراستگى زندگى كافران ، استدراج است .

هم أحسن أثثًا و رءيًا . .. فليمدد له الرحمن مدًّا حتّى إذا رأوا ما يوعدون

«استدراج»; يعنى، كسى را آهسته آهسته و به آرامى نزديك چيزى بردن (لسان العرب) در اين آيه «مدّاً» - كه مفعول مطلق است - بيان نوعى خاصى از امهال است كه مقصود از آن به قرينه «حتّى إذا. ..»، نزديك ساختن كافران به عذاب موعود الهى است.

14- سنت اضلال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 34 - 14

14 - گمراه شدن بر اثر پافشارى بر ضديت با دين و نپذيرفتن آن - با وجود مشاهده دلايل روشن - سنت الهى است .

كذلك يضلّ اللّه من هو مسرف مرتاب

برداشت ياد شده از تعبير «كذلك» (اين گونه) به دست مى آيد.

15- سنت امتحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 155 - 1

1 - آزمودن مؤمنان از سنت هاى حتمى خداوند است .

و لنبلونكم

«بلاء» به معناى آزمودن است. فعل «لنبلون» به همراه لام قسم و نون تأكيد، گوياى استمرار و حتميت آزمون الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 16 - 2

2 - آزمون اهل ايمان از سنّت هاى قطعى خداوند

أم حسبتم أن تتركوا و لما يعلم اللّه الذين جهدوا منكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 126 - 2

2 - سنت الهى بر ابتلا و آزمايش منافقان ، يك يا دو مرتبه در هر سال

أو لا يرون أنهم يفتنون فى كل عام مرة أو مرتين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 30 - 6

6 - آزمايش آدميان ، سنت الهى است .

و إن كنّا لمبتلين

«إبتلاء» (مصدر «مبتلين») به معناى امتحان و آزمايش است. تكيه بر اسم فاعل - كه بيانگر ثبوت صفت در موصوف - و ذكر آن بعد از «كنّا» - كه مفيد استمرار است - بيانگر برداشت فوق مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 2 - 7

7 - آزمودن مؤمنان ، سنتى الهى است .

أحسب الناس أن يتركوا أن يقولوا ءامنّا و هم لايفتنون

از اين كه خداوند، با استفهام انكارى، پندار عدم آزمون مؤمنان را رد مى كند، استفاده مى شود كه امتحان مؤمنان، امرى قطعى است. از چنين تعبيرى، به «سنّت» ياد مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 3 - 3

3 - آزمودن مدعيان ايمان ، سنت ديرين الهى است .

أحسب الناس أن يتركوا أن يقولوا ءامنّا و هم لايفتنون. و لقد فتنّا الذين من قبلهم

رد پندار آزمون نشدن مؤمنان، در آيه پيش، و تأكيد بر اين نكته كه پيشينيان نيز آزمون شدند، دلالت بر حقيقت ياد شده مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 17 - 1

1- آزمون الهى از انسان ها ، سنتى مستمر و داراى پيشينه دور در تاريخ امت ها

و لقد فتنّا قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 31 - 3

3- آزمايش انسان ها در صحنه عمل ، از سنت هاى الهى است .

و لنبلونّكم حتّى نعلم المجهدين منكم و الصبرين

فعل مضارع، افاده استمرار مى كند و تأكيد آن سنتى تخلف ناپذير را مى رساند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 2 - 5

5 - آزمون انسان ها ، سنت اجتناب ناپذير خداوند

إنّا خلقنا الإنسن . .. نبتليه

جمله «نبتليه» حال براى فاعل «خلقنا» است; يعنى، ما انسان را آفريديم، در حالى كه اراده امتحان او را داشتيم. بنابراين امتحان انسان از آغاز خلقتش، مورد نظر خداوند حكيم بوده و براى هميشه خواهد بود.

16- سنت امداد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 67 - 2

2 - ماجراى ميان موسى ( ع ) و فرعونيان ، نمودى از سنت مستمر الهى در يارى حق و سركوب باطل

إنّ فى ذلك لأية

چنان كه گفته شد «آية» به معناى عبرت است و عبرت بودن ماجراى موسى و فرعونيان، در صورتى است كه تكرار نظاير آن همواره ممكن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 121 - 2

2 - ماجراى ميان نوح ( ع ) و قومش ، نمودى از سنت مستمر الهى در يارى حق و سركوبى باطل

إنّ فى ذلك لأية

آيه و عبرت آموز بودن، مستلزم امكان تحقق دوباره و استمرار يافتن چيزى است كه بايد از آن درس عبرت گرفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 139 - 6

6 - فرجام هلاكت بار عاديان ، نمودى از سنت مستمر الهى در يارى حق و سركوب باطل

فأهلكنهم إنّ فى ذلك لأية

نشانه و مايه عبرت بودن ماجراى هلاكت قوم عاد، مستلزم استمرار داشتن مجازات اقوام در صورت كفرورزى و اصرار بر حق ناپذيرى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 158 - 4

4 - نزول عذاب مرگبار بر ثموديان ، نمودى از سنت مستمر الهى در يارى رسانى به حق و سركوب باطل

فأخذهم العذاب إنّ فى ذلك لأية

نشانه و مايه عبرت بودن ماجراى هلاكت ثموديان، مستلزم استمرار داشتن مجازات اقوام ديگر، در صورت كفرورزى و اصرار بر حق ناپذيرى آنان مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 174 - 2

2 - هلاكت قوم فساد پيشه لوط و نجات وى و خاندانش - به جز همسر وى - نمودى از سنت مستمر الهى در يارى رسانى به حق و سركوب باطل

إنّ فى ذلك لأية

نشانه و مايه عبرت بودن سرگذشت قوم لوط، در صورتى است كه درباره ديگر امت ها قابل تكرار باشد و به تعبير ديگر، سنتى مستمر به شمار آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 171 - 1

1 - يارى شدن پيامبران ، سنت آغازين خداوند

و لقد سبقت كلمتنا لعبادنا المرسلين

«كلمة» به سخن و گفتار گفته مى شود و مقصود از «كلمتنا» - به قرينه آيه بعد (إنّهم لهم المنصورون) - پيروزى پيامبران مى باشد و مقصود از سِبقت اين كلمه (سبقت كلمتنا) آغازين بودن آن است; يعنى، خداوند يارى شدن انبيا را از پيش مقرر فرموده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 172 - 1

1 - پيروزى پيامبران ، سنت و قضاى حتمى و غير قابل تخلف خداوند

إنّهم لهم المنصورون

آمدن موضوع نصرت انبيا با دو حرف تأكيد «إنّ» و لام در «لهم»، مى رساند كه اين نصرت، حتمى و به صورت يك سنت و قضاى تغيير ناپذير است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 173 - 1،2

1 - پيروزى جبهه حق و لشكريان الهى ، سنت و قضاى حتمى و غير قابل تخلف خداوند

و لقد سبقت كلمتنا لعبادنا المرسلين . .. و إنّ جندنا لهم الغلبون

2 - پيروزى لشكريان الهى و مجاهدان راه خدا ، در تمامى صحنه هاى مبارزاتى ، سنت و وعده خداوند است .

و إنّ جندنا لهم الغلبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 24 - 3

3 - مصون ماندن مؤمنان از گزند اهل مكّه در جريان حديبيه ، نمودى از سنت الهى در يارى اهل ايمان

سنّة اللّه . .. و هو الذى كفّ أيديهم عنكم و أيديكم عنهم ببطن مكّة

17- سنت امداد به مظلوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 33 - 15

15- سنت الهى بر حمايت ، نصرت و طرفدارى از مظلوم است .

و من قتل مظلومًا . .. إنه كان منصورًا

برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير «إنه» به مقتول مظلوم برگردد و اسميه بودن جمله «إنه. ..» و نيز آمدن فعل «كان» در آن جمله - كه براى استمرار و ديرينه بودن است - مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه حمايت از مقتول مظلوم، كار هميشگى و ديرينه خداوند است.

18- سنت امهال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 61 - 1

1- خداوند ، به انسان هاى ظالم مهلت مى دهد و آنها را در قبال كار خلافشان بلافاصله به هلاكت نمى رساند .

و لو يؤاخذ الله الناس بظلمهم ما ترك عليها من دابّة و لكن يؤخّرهم إلى أجل مسمًّى

مراد از «ظلم» با توجه به معناى آن - كه قرار دادن اشياء در غير جايگاه مناسب خود است - هر عمل خطا و ناشايستى مى باشد.

19- سنت انتقام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 41 - 7

7 - انتقام از مشركان و كافران ، سنت تخلّف ناپذير الهى است .

فإنّا منهم منتقمون

20- سنت انذار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 208 - 2

2 - سنت الهى ، بر انذار و بيم دهى مكرر حق ناپذيران پيش از عذاب

و ما أهلكنا من قرية إلاّ لها منذرون

21- سنت بقاى حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 24 - 10

10 - محو باطل و تثبيت حق ، سنت الهى است .

و يمح اللّه البطل و يحقّ الحقّ بكلمته

از فعل مضارع «يمح» و «يحقّ» - كه دلالت بر استمرار دارد - سنت الهى استفاده مى شود.

22- سنت بقاى نسل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 72 - 6

6- ازدواج و همسردارى و برخوردار شدن از فرزند ، از سنت هاى الهى و نهفته در سرشت انسان

و الله جعل لكم من أنفسكم أزوجًا و جعل لكم من أزوجكم بنين و حفدة

برداشت فوق با توجه به اين نكته است كه ماده «جعل» بيانگر سنت خداست و آنچه به عنوان سنت معرفى شود، روند طبيعى خواهد داشت.

23- سنت پاداش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 22 - 12

12- اعطاى پاداش به نيكوكاران و بهره مند ساختن آنان از علم و حكمت ، سنت الهى است .

و كذلك نجزى المحسنين

فعل مضارع «نجزى» در عبارت «كذلك نجزى المحسنين» حاكى از استمرار است ، و در برداشت از آن به سنت تعبير شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 80 - 1

1 - پاداش به احسان گران و نيكوكاران ، سنت خداوند است .

إنّا كذلك نجزى المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 105 - 4

4 - تضمين پاداش محسنان و نيكوكاران ، از سنت هاى خداوند است .

إنّا كذلك نجزى المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 110 - 1

1 - پاداش به احسان گران و نيكوكاران ، سنت خداوند است .

كذلك نجزى المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 121 - 1

1 - پاداش به احسان كنندگان و نيكوكاران ، سنت خداوند است .

إنّا كذلك نجزى المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 131 - 1

1 - پاداش به احسان كنندگان و نيكوكاران ، سنت خدا است .

إنّا كذلك نجزى المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 35 - 4

4 - سنت الهى بر اعطاى پاداش عالى ، به شكرگزاران و نجات ايشان از عذاب هاى فراگير

كذلك نجزى من شكر

24- سنت پيروزى مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 23 - 1،3

1 - پيروزى جبهه مؤمنان راستين و مقاوم و شكست دشمنان آنان ، سنت هميشگى خداوند

سنّة اللّه الّتى قد خلت من قبل

سنّت در اين آيه، نظر به آيه قبل دارد كه درباره پيروزمندى مؤمنان بر كافران است.

3 - سنت الهى در پيروز ساختن جبهه ايمان بر سپاه كفر ، داراى نمود هاى عينى در گذشته تاريخ

سنّة اللّه الّتى قد خلت من قبل

25- سنت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 151 - 8

8 - حالات روحى و روانىِ آدمى ، قانونمند و برخاسته از حاكميّت اراده الهى است .

سنلقى فى قلوب الّذين كفروا الرّعب بما اشركوا

از آنجا كه رعب معلول شرك شمرده شده (بما اشركوا)، معلوم مى شود رعب كه يك حالت روحى است، تابع قانون و علّت خويش است و از سويى چون خداوند القاى رعب را به خود نسبت داده (سنلقى)، معلوم مى شود كه اين قانون و علت تحت اراده الهى عمل مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 160 - 2

2 - خداوند اگر جمعيّتى را به خوارى و ذلّت كشاند ، هيچ كس را توان نصرت و يارى ايشان نيست .

و ان يخذلكم فمن ذا الّذى ينصركم من بعده

«يخذلكم» از مصدر «خذلان»، به معناى يارى نكردن است كه يارى نكردن خداوند، خوارى و ذلّت را به دنبال دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 176 - 12،15

12 - شناخت سنن الهى و توجّه به تدبير وى درباره مخالفان اسلام ، موجب رفع اندوه از عملكرد آنان

و لا يحزنك . .. يريد اللّه الّا يجعل لهم حظّا فى الاخرة

جمله «يريد اللّه . .. »، دالّ بر سنّت الهى در محروم كردن كافران از بهره هاى اخروى است و خداوند با شناساندن اين سنّت خويش، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را از غم و اندوه بازداشته است.

15 - مهلت دادن خداوند به شتابگران در كفر ، براى محروم ساختن آنان از بهره هاى اخروى است ( سنّت استدراج ) .

يريد اللّه الّا يجعل لهم حظّا فى الاخرة و لهم عذاب عظيم

جمله «يريد اللّه . .. »، مى تواند جواب اين سؤال باشد كه چرا با تلاش برخى از مردم در گسترش كفر، خداوند به آنان مهلت مى دهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 179 - 2،11،14

2 - جداسازى صفوف ناپاكان از پاكان در جامعه ايمانى ، سنّت تغييرناپذير الهى

ما كان اللّه ليذر المؤمنين على ما انتم عليه حتّى يميز الخبيث من الطّيّب

11 - آگاه نكردن انسان ها بر اسرار نهانى ( غيب ) ، سنّت الهى است .

و ما كان اللّه ليطلعكم على الغيب

برداشت فوق، بر اين اساس است كه الف و لام در «الغيب»، براى جنس باشد.

14 - سنّت الهى ، بر تفكيك صفوف پاكان از ناپاكان به وسيله آگاه ساختن مردم به غيب و اسرار دل ها ، نيست .

ما كان اللّه ليذر المؤمنين على ما انتم عليه حتّى يميز الخبيث من الطّيّب و ما كان

«و ما كان اللّه ليطلعكم . .. »، در صدد بيان اين است كه گر چه خداوند، ناپاكان را از پاكان مشخص خواهد كرد، ولى اين تفكيك از طريق مشكلات و جنگها و مسائل ديگر از اين قبيل است، نه از راه آشنا ساختن مردم به غيب و نهان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 186 - 1

1 - آزمايش مستمر و مداوم مؤمنان ، از سنت هاى خداوند

لتبلونّ فى اموالكم و انفسكم

لام در «لتبلونّ»، براى تأكيد و حاكى از قسم خداوند بر وقوع آزمايش است و نون تأكيد نيز حتميّت آن را مورد تأكيد قرار مى دهد. همچنين فعل مضارع «لتبلونّ»، دلالت بر استمرار آزمايش دارد.

26- سنت شكست دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 23 - 1

1 - پيروزى جبهه مؤمنان راستين و مقاوم و شكست دشمنان آنان ، سنت هميشگى خداوند

سنّة اللّه الّتى قد خلت من قبل

سنّت در اين آيه، نظر به آيه قبل دارد كه درباره پيروزمندى مؤمنان بر كافران است.

27- سنت عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 59 - 4

4- نابود ساختن جوامع ، در نتيجه گناه و ستم شان ، سنّت ديرينه الهى در كيفر ظالمان است .

و تلك القرى أهلكنهم لمّا ظلموا

28- سنت عذاب استيصال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 47 - 7

7 - عذاب استيصال براى مردمى كه رسول الهى خود را نپذيرند و با او مخالفت كنند ، از سنت هاى الهى است .

فإذا جاء رسولهم قضى بينهم بالقسط

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مراد از «بينهم» اختلاف موجود بين جمعى از امت و پيامبر و به تقدير «بينهم و بينه» باشد. در اين صورت مراد از «قضى بينهم» مى تواند سركوبى مخالفان پيامبر و نابود كردن آنان به عذاب استيصال باشد، نه داورى ميان آنان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 102 - 3

3 - عذاب استيصال ، سنتى است الهى كه انتظار وقوع آن در هر زمان و مكانى ، بر مردمى كه زمينه ايمان را از دست داده اند ، مى رود .

و ما تغنى الأيت و النذر عن قوم لايؤمنون. فهل ينتظرون إلا مثل أيام الذين خلوا من

29- سنت فرزندخواندگى در صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 37 - 25

25 - سنّت پسرخواندگى ، در صدراسلام ، امرى رايج بود .

زوّجنكها لكى لايكون على المؤمنين حرج فى أزوج أدعيائهم

30- سنت كيفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 22 - 12

12- اعطاى پاداش به نيكوكاران و بهره مند ساختن آنان از علم و حكمت ، سنت الهى است .

و كذلك نجزى المحسنين

فعل مضارع «نجزى» در عبارت «كذلك نجزى المحسنين» حاكى از استمرار است ، و در برداشت از آن به سنت تعبير شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 45 - 17

17- كيفر دادن به سبب كفر به خدا و پيروى نكردن از رسولان او از سنت هاى الهى است .

و أنذر الناس . .. نجب دعوتك و نتّبع الرسل ... كيف فعلنا بهم و ضربنا لكم الأمثال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 8 - 9

9- مجازات و كيفر فسادانگيزان ، از سنت هاى تخلف ناپذير الهى است .

و إن عدتم عدنا و جعلنا جهنّم للكفرين حصيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 55 - 15

15- كيفر دادن حق ناپذيران ، سنت ديرپاى الهى است .

و ما منع الناس أن يؤمنوا . .. إلاّ أن تأتيهم سنّة الأوّلين

اضافه «سنة» به «الأولين» اضافه مصدر به مفعول است و مراد، سنت خداوند درباره انسان هاى گذشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 6 - 1

1 - عذاب شدن كافران در قيامت ، امرى قطعى و سنت تغييرناپذير الهى

و كذلك حقّت كلمت ربّك على الذين كفروا

«حق»; يعنى، «ثَبَتَ» و «وَجَبَ» (ثابت و واجب شد) است. و مراد از كلمه در «كلمة ربّك» وعده فرمان عذاب است.

31- سنت كيفر ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 59 - 4

4 - كيفر كافران و ستم پيشگان ، سنت تغييرناپذير الهى در طول تاريخ

فإنّ للذين ظلموا ذنوبًا مثل ذنوب أصحبهم

از مجموع آيه شريفه، آيه استفاده مى شود كه مجازات امت هاى گذشته، منحصر به آنان نبوده است; بلكه قانونى كلى است كه شامل تمام ستم پيشگان مى شود.

32- سنت كيفر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 59 - 4

4 - كيفر كافران و ستم پيشگان ، سنت تغييرناپذير الهى در طول تاريخ

فإنّ للذين ظلموا ذنوبًا مثل ذنوب أصحبهم

از مجموع آيه شريفه، آيه استفاده مى شود كه مجازات امت هاى گذشته، منحصر به آنان نبوده است; بلكه قانونى كلى است كه شامل تمام ستم پيشگان مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 51 - 5

5 - مجازات كافران و مجرمان ، سنت الهى در هميشه تاريخ

و لقد أهلكنا أشياعكم فهل من مدّكر

تذكر و هشدار، بيانگر اين است كه هلاكت مخصوص گروه خاصى از كافران در بخشى از تاريخ نمى باشد; بلكه سنتى فراگير است.

33- سنت كيفر گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 25 - 8

8- هلاكت قوم عاد ، نمودى از سنت الهى در مجازات جوامع جرم پيشه

كذلك نجزى القوم المجرمين

از تعبير «كذلك نجزى» - با توجه به فعل مضارع كه مفيد استمرار است - سنت استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 51 - 5

5 - مجازات كافران و مجرمان ، سنت الهى در هميشه تاريخ

و لقد أهلكنا أشياعكم فهل من مدّكر

تذكر و هشدار، بيانگر اين است كه هلاكت مخصوص گروه خاصى از كافران در بخشى از تاريخ نمى باشد; بلكه سنتى فراگير است.

34- سنت كيفر مكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 43 - 7

7 - كيفر شدن مكاران تاريخ ، سنت الهى است .

فهل ينظرون إلاّ سنّت الأوّلين

35- سنت گرايى قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 70 - 7

7 - تقليد از نياكان و حفظ سنت هاى پيشينيان ، از انگيزه هاى قوم عاد براى پرستش معبودان دروغين و رويارويى با دعوت هود

قالوا . .. و نذر ما كان يعبد ءاباؤنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 137 - 4،5

4 - عاديان شيوه زندگى خويش ( برج سازى ، كاخ نشينى و . . . ) را ، سنتى برجاى مانده از پيشنيان خود اعلام كردند .

إن هذا إلاّ خلق الأوّلين

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه كلمه «هذا» اشاره به رفتار عاديان داشته باشد. بر اين اساس مراد از «خلق الأوّلين»، شيوه نياكان خود آنان است.

5 - تقدس و ارزش مندى سنت هاى كهن در نظر قوم عاد

سواء علينا أَوَعظت . .. إن هذا إلاّ خلق الأوّلين

36- سنت گرايى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 43 - 4،6

4 - مشركان ، به بهانه حفظ سنت هاى دينى به يادگار مانده از پدرانشان ، در مقابل آيات روشن الهى موضع گيرى كردند .

إذا تتلى عليهم ءايتنا بيّنت قالوا ما هذا إلاّ رجل يريد أن يصدّكم عمّا كان يعب

6 - مشركان ، سنت هاى ديرپاى دينى باقى مانده از پدرانشان را ، بسى ارزشمند مى دانستند .

رجل يريد أن يصدّكم عمّا كان يعبد ءاباؤكم

37- سنت گرايى مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 2 - 6

6- مشركان در عصر بعثت ، مردمى سنت گرا و كهنه پرست بودند .

ما يأتيهم من ذكر من ربّهم محدث

مخالفت مشركان با پيام هاى جديد الهى، نشانگر سنت پرستى و كهنه گرايى آنان است.

38- سنت مهلت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 183 - 1

1 - سنت خداوند بر امهال كفرپيشگانِ تكذيب كننده و تأخير در هلاكت و عذاب ايشان است .

و أملى لهم إن كيدى متين

املاء (مصدر اُملى از ماده ملاوة) به معناى مهلت دادن و تأخير انداختن است. به مناسبت اينكه حقيقت بيان شده (مهلت دادن و تأخير انداختن) درباره تكذيب كنندگان آيات الهى است، معلوم مى شود مراد از تأخير، تأخير در عذاب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 15 - 7

7 - مهلت دادن به منافقان ، گمراهان و طغيانگران از سنت هاى الهى است .

و يمدّهم فى طغينهم يعمهون

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه: «مدّ» (مصدر يمدّ) به معناى مهلت دادن باشد. در لسان العرب آمده است: «مده فى غيه يعنى، امهله (او را مهلت داد).»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 11 - 1،4

1 - امهال كفرمداران و منكران قيامت ( تأخير انداختن مجازات آنان به جهان آخرت ) سنتى الهى است .

و لو يعجل اللّه للناس الشر . .. فنذر الذين لايرجون لقاءنا

4 - سنت خدا در رساندن خير به مردم « تسريع » و در مجازات كردن آنان « امهال » است .

و لو يعجل اللّه للناس الشر استعجالهم بالخير

برداشت فوق بر اين اساس است كه «هم» مفعول استعجال و فاعلش ضمير عايد به «اللّه» و به تقدير «مثل استعجاله لهم بالخير» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 19 - 6

6 - امهال جوامع شرك پيشه و تأخير افتادن كيفر آنان به جهان آخرت ، قانون الهى حاكم برنشئه دنيا

و لو لا كلمة سبقت من ربك لقضى بينهم

خداوند هنگام هبوط آدم و حوا به زمين، فرمود: «و لكم فى الأرض مستقر و متاع إلى حين ; شما - خطاب به عموم انسانها و از جمله آدم و حواست - تا مدتى معين در زمين خواهيد ماند و از نعمتهاى آن بهره خواهيد گرفت» (بقره / 36) ; يعنى،

قانون الهى حاكم بر نشئه دنيا اين است كه هر جامعه اى داراى مدت و زمانى معين است و پيش از فرارسيدن اجل، از ميان نمى رود. جمله «و لو لا كلمة سبقت من ربك» اشاره به اين قانون دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 110 - 11

11- مهلت دادن به متخلفان از حق ، از سنّت هاى خداوند است .

و لولا كلمة سبقت من ربك لقضى بينهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 110 - 5

5- مهلت دادن به امت هاى كفرپيشه و تكذيب گر و تأخير در نزول عذاب بر ايشان ، از سنت هاى خداوند است .

حتّى إذا استيئس الرسل و ظنوا أنهم قد كذبوا

از آن جا كه تأخير عذاب براى همه امتها و تكذيب كنندگان تمامى پيامبران بوده - زيرا «رسل» جمع و داراى الف و لام مى باشد و شامل همه رسولان است - استفاده مى شود كه: مهلت دادن به تكذيب گران و تعجيل نكردن در عذاب آنان، شيوه اى مستمر و از سنتهاى خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 32 - 6

6- تأخير عذاب كفرپيشگان از سنت هاى خداوند است .

و لقد استهزىء برسل من قبلك فأمليت للذين كفروا

چون تأخير عذاب براى همه كفرپيشگان بوده ، از آن «سنّت الهى بودن» استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 42 - 5

5- تأخير كيفر اصلى ظالمان به روز قيامت ، از سنت هاى خداوند است .

و لاتحسبنّ الله غفلاً عمّا يعمل الظلمون إنما يؤخّرهم ليوم تشخص فيه الأبصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 75 - 2

2- مهلت به گمراهان و كافران ، سنت خداوند است .

من كان فى الضللة فليمدد له الرحمن مدًّا

به كارگيرى فعل امر (فليمدد) در مورد مهلت دهى به كافران، از حتمى بودن اين امهال و سنت بودن آن حكايت مى كند; چرا كه خداوند آن را به صورت الزام بر خود بيان فرموده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 24 - 5

5 - خداوند ، كافران حق ناپذير را ، به سرعت مجازات نمى كند و به آنها مدتى مهلت مى دهد .

نمتّعهم قليلاً ثمّ نضطرّهم

احتمال دارد «قليلاً» صفت براى مفعول به «نمتّع » باشد كه «زماناً» است. بنابراين، مفاد آيه چنين مى شود: «به آنان، مدت كوتاهى مهلت مى دهيم و سپس آنان را روانه عذاب جهنم مى كنيم.».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 45 - 3

3 - مهلت خداوند به بندگان گنه كار و تأخير مجازات آنان تا قيامت ، از سنّت هاى او است .

و لو يؤاخذ اللّه الناس بما كسبوا ما ترك على ظهرها من دابّة و لكن يؤخّرهم إلى أج

مقصود از «أجل مسمّى»، زمان مرگ انسان ها و آغاز عالم پس از مرگ است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 45 - 8،13

8 - سنت امهال ، مانع از كيفر دنيوى كافران است .

و لولا كلمة سبقت من ربّك لقضى بينهم

13 - سنت امهال الهى ، موجب دچار نشدن قوم موسى به عذاب دنيوى

و لولا كلمة سبقت من ربّك لقضى بينهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 14 - 11،13،14

11 - مهلت خداوند ، به عوامل اختلاف و دسته بندى هاى دينى ، سنت الهى است .

و لولا كلمة سبقت من ربّك . .. لقضى بينهم

13 - سنت مهلت دادن خداوند به تفرقه افكنان در دين ، فلسفه تأخير عذاب آنان

و لولا كلمة سبقت من ربّك إلى أجل مسمًّى لقضى بينهم

14 - سنت امهال به كافران ، جلوه اى از ربوبيت الهى است .

و لولا كلمة سبقت من ربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 21 - 7

7 - داورى درباره مشركان و عذاب آنان ، براساس سنت امهال تا قيامت به تأخير افتاده است .

و لولا كلمة الفصل لقضى بينهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 45 - 4

4 - سنت الهى ، بر عدم تعجيل ، در كيفر كافران

فذرهم حتّى يلقوا يومهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 45 - 1

1 - مهلت دادن به كافران تكذيب گر و شتاب نكردن در كيفر آنان ، سنت الهى

سنستدرجهم . .. و أُملى لهم

39- سنت نابودى باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 24 - 10،14

10 - محو باطل و تثبيت حق ، سنت الهى است .

و يمح اللّه البطل و يحقّ الحقّ بكلمته

از فعل مضارع «يمح» و «يحقّ» - كه دلالت بر استمرار دارد - سنت الهى استفاده مى شود.

14 - استمرار و گسترش دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و آموزه هاى قرآن ، با توجه به سنت خداوند بر محو باطل ، نشان دهنده حقانيت اسلام و قرآن است .

أم يقولون افترى على اللّه . .. و يمح اللّه البطل و يحقّ الحقّ بكلمته

40- سنت نجات بخشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 103 - 2

2 - نجات مؤمنان و آسيب نديدن از عذاب استيصال ، سنتى است الهى و تخلف ناپذير .

ثم ننجى رسلنا و الذين ءامنوا كذلك حقاً علينا ننج المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 88 - 6،8

6- نجات و رهايى بخشيدن مؤمنان از غم و اندوه ، سنت خداوند است .

فاستجبنا له و نجّينه من الغمّ و كذلك ننجى المؤمنين

جمله «كذلك ننجى المؤمنين» پس از ذكر نجات يونس(ع) - مى تواند بيانگر يك قانون و سنت الهى باشد.

8- رهايى يونس ( ع ) از غم و اندوه ، جلوه اى از سنت الهى در نجات مؤمنان

و نجّينه من الغمّ و كذلك ننجى المؤمنين

اسم اشاره «كذلك»، اشاره به نجات يونس(ع) از غم و اندوه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 35 - 4

4 - سنت الهى بر اعطاى پاداش عالى ، به شكرگزاران و نجات ايشان از عذاب هاى فراگير

كذلك نجزى من شكر

41- سنت هاى حسنه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 84 - 7

7 - مشروعيت و پسنديده بودن حضور بر مزار مؤمنان و دعا و استغفار براى آنان

و لاتصل . .. و لاتقم على قبره

آنچه در آيه نهى شده در خصوص منافقان است و همين تخصيص مى رساند كه حضور يافتن بر مزار مؤمنان و دعا براى آنان امرى جايز، بلكه پسنديده است.

42- سنت هاى صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 84 - 5

5 - وجود سنت نماز و دعا براى ميت مسلمان و رفتن بر سر قبر وى در زمان پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله)

و لاتصل . .. و لاتقم على قبره

43- سنت هدايت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 115 - 2

2 - سنت الهى ، بر استمرار هدايت و ادامه فيض و نعمت هاى خويش بر جوامع انسانى قرار گرفته است .

ما كان اللّه ليضل قوماً بعد إذ هديهم

واژه «قوماً» ممكن است اشاره به اين مطلب باشد كه سنت ياد شده، مربوط به جامعه بشرى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 7 - 9

9- بهره مند ساختن امت ها از هدايت گر از سنت هاى خداوند است .

و لكل قوم هاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 66 - 5

5 - مشيت و سنت خداوند در هدايت انسان ها ، بر بهره جستن آنان از ابزار هاى متعارف شناخت ( مانند بينايى و . . . ) استوار است ; نه بر اعجاز و ارائه كار هاى خارج از توان بشر .

و لو نشاء لطمسنا على أعينهم فاستبقوا الصرط فأنّى يبصرون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه اگر خداوند چشم و بينايى مردم كافر را از بين مى برد، آنان به قدرت خدا پى

برده و به او ايمان مى آورند; ولى خدا چنين نكرده بلكه خواسته است كه آنان از راه ديدن حقايق الهى و شنيدن آنها (راه متعارف راهنمايى بشر) هدايت گردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 6 - 3

3 - هدايت بشر ، سنت هميشگى و تغييرناپذير خداوند

أفنضرب عنكم الذكر . .. و كم أرسلنا من نبىّ فى الأوّلين

44- سنت هلاكت حق ناپذيران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 8 - 7

7 - نابودى تمدن ها و جوامع حق ناپذير ، سنت الهى است .

و ما يأتيهم من نبىّ . .. فأهلكنا أشدّ منهم بطشًا

طرح بعثت پيامبران در طول تاريخ و مواجه شدن آنان با مخالفت و استهزا و يادآورى نابودى مخالفان، مى تواند اشاره به سنت بودن اين جريان داشته باشد.

45- سهولت فهم سنت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 54 - 12

12 - كلام و سنت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) رسا و قابل فهم براى همگان

و أطيعوا الرسول . .. و ما على الرسول إلاّ البلغ المبين

46- عمل به سنت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 21 - 3

3 - سنت پيامبر (صلی الله علیه و آله) حجت بوده و عمل به آن ، امر شايسته اى است .

لقد كان لكم فى رسول اللّه أُسوة حسنة

از آن جايى كه خطاب آيه، عام است و شامل دوران حيات و وفات پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى شود و نيز آنچه پس از ارتحال آن حضرت مانده، سنت او است، آيه شامل سنت هم مى شود.

47- عوامل سنت استدراج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 44 - 5

5 - استدراج نتيجه فراموش كردن خداوند، پس از توجه به او در سختيها و شدايد

أغير اللّه تدعون . .. فلما نسوا ما ذكروا به فتحنا عليهم أبوب كل شىء

48- عوامل سنت گرايى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 25 - 15

15 - جهل و بى خبرى مشركان ، باعث قبول نكردن دين الهى و روى آوردن آنان به آيين و سنت هاى بى پايه پدران خود است .

و إذا قيل لهم اتّبعوا ما أنزل اللّه قالوا بل نتّبع ما وجدنا عليه ءاباءنا . .. و

برداشت بالا، براساس اين احتمال است كه «لايعلمون» مفعولٌ به و متعلق نداشته باشد و درصدد نفى علم از مشركان باشد.

49- غفلت از سنت استدراج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 44 - 7

7 - خدافراموشان، شادمان از فراوانى نعمت و رفاه و آسايش خويش و غافل از سنت استدراج

فلما نسوا ما ذكروا به فتحنا عليهم أبوب كل شىء حتى إذا فرحوا بما أوتوا

50- مبارزه با سنت گرايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 70 - 8

8 - مخالفت با سنن قومى ، در پندار قوم عاد ، سفاهت و نابخردى بود .

إنا لنريك فى سفاهة . .. و نذر ما كان يعبد ءاباؤنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 76 - 1

1 - اقدام ابراهيم ( ع ) به شكستن بتِ سنت گرايى و تقليد بى چون و چرا از نياكان

أفرءيتم . .. أنتم و ءاباؤكم الأقدمون

51- محافظت از سنت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 34 - 2

2 - همسران پيامبر ، به توجه كامل و به ياد سپردن كلمات و گفتار هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظف بودند .

و اذكرن ما يتلى فى بيوتكنّ من ءايت اللّه و الحكمة

مراد از «آيات اللّه» به قرينه «يُتلى» آيات قرآن است و «الحكمة» - چنان كه مفسران نيز گفته اند - كلمات و سخنان پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.

52- ملاك سنت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 17 - 9

9 - ايمان ، داراى ارزش واقعى و شايان امتنان و نه صرف تسليم در برابر قدرت دين *

يمنّون عليك أن أسلموا . .. بل اللّه يمنّ عليكم أن هديكم للإيمن

از اين كه خداوند در مورد هدايت به ايمان، امتنان فرموده است - و نه اسلام - مى توان به مطلب بالا ره برد.

53- منشأ سنت گرايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 21 - 15

15 - سنّت گرايىِ بى منطق و تقليد كور ، تلقينى شيطانى است .

أوَ لو كان الشيطن يدعوهم إلى عذاب

همزه «أوَ لو» استفهامى انكارى و تعجّبى است. آوردن چنين استفهامى، در پى كلام مجادله گران درباره خداوند (بل نتّبع...) حكايت از آن دارد كه چنين تبعيّتى، شيطانى و از القائات شيطان است.

54- نقش سنت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 101 - 2،3

2 - قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( سنّت ) ، زمينه اى كامل براى پاسدارى از ايمان و عقيده

و كيف تكفرون و انتم تتلى عليكم ايات اللّه و فيكم رسوله

3 - قرآن و سنّت ، وسيله هدايت انسانها

و كيف تكفرون و انتم تتلى عليكم ايات اللّه و فيكم رسوله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 103 - 3،5

3 - تمسك به ريسمان الهى ( كتاب و سنّت ) ، وسيله و عامل وحدت صفوف اهل ايمان

و من يعتصم باللّه . .. و اعتصموا بحبل اللّه جميعاً و لا تفرّقوا

«حبل اللّه» به قرينه آيه صد و يكم، كتاب و سنّت است.

5 - وحدت بر مبناى دين الهى ( كتاب و سنّت ) و اعتقاد به آن ، نجات دهنده انسان ها از آتش اختلاف

و اعتصموا بحبل اللّه جميعاً و لا تفرّقوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 59 - 10،12،16،17،18،19،33

10 - لزوم مراجعه به خدا و رسول ( كتاب و سنت ) ، براى حلّ اختلافات

فان تنازعتم فى شىء فردّوه الى اللّه و الرّسول

12 - لزوم مراجعه به خدا و رسول ( كتاب و سنّت ) ، در تعيين اولواالامر و اختلافات مربوط به آن *

فان تنازعتم فى شىء فردّوه الى اللّه و الرّسول

با توجّه به اينكه «اولى الامر» در آيه، مرجع حل اختلافات قرار نگرفته است به نظر مى رسد از مصاديق مهم و مورد نظر از «تنازع»، اختلافات مربوط به مسأله اولواالامر باشد.

16 - قرآن و سنت ، حاوى قانون براى حلّ و فصل كليّه اختلافات و كشمكشها

فان تنازعتم فى شىء فردّوه الى اللّه و الرّسول

لازمه مرجعيّت قرآن و سنّت در تمام امور مورد نزاع، كه از كلمه «فى شىء» به دست مى آيد، اين است كه نسبت به همه چيز، راه حل و فصل و قانون مناسب داشته باشد.

17 - ارجاع اختلافات و كشمكش ها به خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( قرآن و سنت ) ، از نشانه هاى@ايمان به خدا و قيامت

فان تنازعتم . .. ان كنتم تؤمنون باللّه و اليوم الاخر

18 - ارجاع ننمودن داورى اختلافات به خدا و رسول ( قرآن و سنت ) ، حاكى از بى ايمانى به خدا و قيامت است .

فان تنازعتم فى شىء فردّوه الى اللّه و الرّسول ان كنتم تؤمنون باللّه و اليوم الاخ

19 - عدم صلاحيت دادگاههايى كه در آن بر اساس قانونى غير از قوانين اسلام ( قرآن و سنت ) حكم مى شود .

فان تنازعتم فى شىء فردّوه الى اللّه و الرّسول ان كنتم تؤمنون باللّه و اليوم الاخ

33 - محكمات آيات قرآن و سنّت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ، مرجع اصلى حلّ اختلافات

فان تنازعتم فى شىء فردّوه الى اللّه و الرّسول

على (ع) در عهدنامه مالك اشتر، در توضيح آيه فوق فرمود: فالردّ الى اللّه الاخذ بمحكم كتابه و الردّ الى الرّسول الاخذ بسنّته الجامعة غير المفرّقة.


نهج البلاغه، نامه 53 (عهدنامه مالك اشتر) ; نورالثقلين، ج 1، ص 506، ح 355 ; بحارالانوار، ج 2، ص 244، ح 48 ; نهج البلاغه، خطبه 125.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 105 - 13،19

13 - فراگيرى قران و سنت ، شرط تصدى سمت قضاوت

إنّا انزلنا إليك الكتب بالحق لتحكم بين الناس بما اريك اللّه

ظاهراً مراد از «ما اريك»، احكامى است كه در قرآن به آنها تصريح نشده و خداوند آنها را به پيامبر(صلی الله علیه و آله) آموخته است. در برداشت فوق از آنها به سنت پيامبر(صلی الله علیه و آله) تعبير شده است.

19 - قضاوت و داورى هاى به دور از معيار هاى تبيين شده در قرآن و سنت ، تحكيم بخش اغراض و منافع خيانتكاران

إنّا انزلنا إليك الكتب بالحق . .. بما اريك اللّه و لاتكن للخائنين خصيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 101 - 10

10 - اهل ايمان نسبت به احكامى كه پاسخ آنها در قرآن و سنت نيامده ، تكليفى ندارند

لاتسئلوا عن اشياء . .. عفا اللّه عنها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 104 - 3

3 - هدايت انسان ها ، در گرو حضور قرآن با سنت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ميان آنها

تعالوا إلى ما أنزل اللّه و إلى الرسول

چنانچه مراد از «تعالوا . .. الى الرسول» پذيرش معارفى باشد كه به آن حضرت وحى مى شد ضميمه ساختن «الى الرسول» لزومى نداشت بنابراين آيه اشاره به اين دارد كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) علاوه بر مسائل وحى شده به وى، داراى دستورات و معارفى است كه از آنها به سنت پيامبر(صلی الله علیه و آله) تعبير مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 11 - 11

11 - سنت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، همگام و همتراز قرآن ، در نجات مردم از ظلمت ها و هدايت آنان به سوى نور

ليخرج الذين ءامنوا و عملوا الصلحت من الظلمت إلى النور

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه خارج ساختن مردم از ظلمت كفر و هدايت آنان به نور ايمان، هدفى دائمى است. از سوى ديگر پيامبر(صلی الله علیه و آله) همچون ساير انسان ها، از دنيا خواهد رفت. بنابراين تنها سنت آن حضرت، مى تواند همواره چنين نقشى را ايفا كند.

55- وضوح سنت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 54 - 12

12 - كلام و سنت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) رسا و قابل فهم براى همگان

و أطيعوا الرسول . .. و ما على الرسول إلاّ البلغ المبين

56- هدايتگرى سنت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 1 - 13

13- سنت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، همگام و همتراز قرآن در نجات مردم از ظلمت ها و هدايت آنان به سوى نور *

لتخرج الناس من الظلمت إلى النور

فرمان خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مبنى بر خارج ساختن مردم از ظلمتها، امرى دايمى است و از طرف ديگر پيامبر(صلی الله علیه و آله) همچون ساير انسانها، محكوم به ارتحال است. بنابراين براى تحقق مأموريت واگذار شده، سنت پيامبر(صلی الله علیه و آله) است كه همواره چنين نقشى را عهده دار مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 11 - 11

11 - سنت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، همگام و همتراز قرآن ، در نجات مردم از ظلمت ها و هدايت آنان به سوى نور

ليخرج الذين ءامنوا و عملوا الصلحت من الظلمت إلى النور

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه خارج ساختن مردم از ظلمت كفر و هدايت آنان به نور ايمان، هدفى دائمى است. از سوى ديگر پيامبر(صلی الله علیه و آله) همچون ساير انسان ها، از دنيا خواهد رفت. بنابراين تنها سنت آن حضرت، مى تواند همواره چنين نقشى را ايفا كند.

سنت گرايى

57- آثار سنت گرايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 74 - 5

5 - پايبندى مطلق و بى دليل به سنت هاى ملّى و قومى ، مايه تخدير جامعه و سدّ راه خردورزى و مانع شناخت

قالوا بل وجدنا ءاباءنا كذلك يفعلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 137 - 7

7 - سنت گرايى از موانع پذيرش حق

سواء علينا أَوَعظت . .. إن هذا إلاّ خلق الأوّلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 21 - 5،12

5 - تعصّب خويشاوندى و سنّت گرايى ، از موانع حق پذيرى است .

و إذا قيل لهم اتّبعوا ما أنزل اللّه قالوا بل نتّبع ما وجدنا عليه ءاباءنا

12 - تعصّب و وفادارى به آراى پيشينيان ، مانع بروز و رشد انديشه هاى نو است .

و إذا قيل لهم اتّبعوا ما أنزل اللّه قالوا بل نتّبع ما وجدنا عليه ءاباءنا

58- آثار سنت گرايى قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 137 - 6

6 - تكيه و پافشارى قوم عاد بر سنت هاى نياكانشان ، عامل رويارويى آنان با هود ( ع ) و رد كردن نصايح وى

إن هذا إلاّ خلق الأوّلين

59- سنت گرايى قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 70 - 7

7 - تقليد از نياكان و حفظ سنت هاى پيشينيان ، از انگيزه هاى قوم عاد براى پرستش معبودان دروغين و رويارويى با دعوت هود

قالوا . .. و نذر ما كان يعبد ءاباؤنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 137 - 4،5

4 - عاديان شيوه زندگى خويش ( برج سازى ، كاخ نشينى و . . . ) را ، سنتى برجاى مانده از پيشنيان خود اعلام كردند .

إن هذا إلاّ خلق الأوّلين

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه كلمه «هذا» اشاره به رفتار عاديان داشته باشد. بر اين اساس مراد از «خلق الأوّلين»، شيوه نياكان خود آنان است.

5 - تقدس و ارزش مندى سنت هاى كهن در نظر قوم عاد

سواء علينا أَوَعظت . .. إن هذا إلاّ خلق الأوّلين

60- سنت گرايى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 43 - 4،6

4 - مشركان ، به بهانه حفظ سنت هاى دينى به يادگار مانده از پدرانشان ، در مقابل آيات روشن الهى موضع گيرى كردند .

إذا تتلى عليهم ءايتنا بيّنت قالوا ما هذا إلاّ رجل يريد أن يصدّكم عمّا كان يعب

6 - مشركان ، سنت هاى ديرپاى دينى باقى مانده از پدرانشان را ، بسى ارزشمند مى دانستند .

رجل يريد أن يصدّكم عمّا كان يعبد ءاباؤكم

61- سنت گرايى مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 2 - 6

6- مشركان در عصر بعثت ، مردمى سنت گرا و كهنه پرست بودند .

ما يأتيهم من ذكر من ربّهم محدث

مخالفت مشركان با پيام هاى جديد الهى، نشانگر سنت پرستى و كهنه گرايى آنان است.

62- عوامل سنت گرايى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 25 - 15

15 - جهل و بى خبرى مشركان ، باعث قبول نكردن دين الهى و روى آوردن آنان به آيين و سنت هاى بى پايه پدران خود است .

و إذا قيل لهم اتّبعوا ما أنزل اللّه قالوا بل نتّبع ما وجدنا عليه ءاباءنا . .. و

برداشت بالا، براساس اين احتمال است كه «لايعلمون» مفعولٌ به و متعلق نداشته باشد و درصدد نفى علم از مشركان باشد.

63- مبارزه با سنت گرايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 70 - 8

8 - مخالفت با سنن قومى ، در پندار قوم عاد ، سفاهت و نابخردى بود .

إنا لنريك فى سفاهة . .. و نذر ما كان يعبد ءاباؤنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 76 - 1

1 - اقدام ابراهيم ( ع ) به شكستن بتِ سنت گرايى و تقليد بى چون و چرا از نياكان

أفرءيتم . .. أنتم و ءاباؤكم الأقدمون

64- منشأ سنت گرايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 21 - 15

15 - سنّت گرايىِ بى منطق و تقليد كور ، تلقينى شيطانى است .

أوَ لو كان الشيطن يدعوهم إلى عذاب

همزه «أوَ لو» استفهامى انكارى و تعجّبى است. آوردن چنين استفهامى، در پى كلام مجادله گران درباره خداوند (بل نتّبع...) حكايت از آن دارد كه چنين تبعيّتى، شيطانى و از القائات شيطان است.

سنت مهلت

65- {سنت مهلت}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 129 - 9

9 - سنت استمرار زندگى بشر بر روى زمين تا مدتى مشخص ، ناسازگار با نابود كردن فورى همه حق ستيزان

و لولا كلمة سبقت من ربّك لكان لزامًا و أجل مسمًّى

«أجل» به معناى تمام مدت و يا پايان آن است (لسان العرب) و «أجل مسمّى» عطف بر «كلمة» است; يعنى، لولا كلمة و أجل مسمّى. ... دراين كه مراد از «كلمة» و «أجل» دو چيز مستقل است، يا دو تعبير از يك حقيقت اند، صاحب نظران گفته هايى مطرح كرده اند: يكى از احتمالات اين است كه مراد از «كلمة»، سخن خداوند هنگام هبوط آدم است كه فرمود: «لكم فى الأرض مستقر و متاع إلى حين» (بقره/ 36). مراد از «أجل» در اين احتمال، پايان عمر دنيا است برداشت ياد شده بر اساس اين احتمال است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 44 - 8

8 - مهلت دادن به كافران حق ستيز و سپس هلاك ساختن آنها ، سنت الهى در طول تاريخ

فقد كذّبت قبلهم . .. فأمليت للكفرين ثمّ أخذتهم

66- تبيين سنت مهلت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 75 - 3

3- بيان سنت « استدراج » و « امهال » خداوند در باره فرورفتگان در ورطه گمراهى ، وظيفه اى كه بر عهده پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

قل من كان فى الضللة

فعل «كان» - كه براى دلالت بر استمرار است - حكايت از عمق ضلالت و ديرينه بودن آن دارد.

67- سنت مهلت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 183 - 1

1 - سنت خداوند بر امهال كفرپيشگانِ تكذيب كننده و تأخير در هلاكت و عذاب ايشان است .

و أملى لهم إن كيدى متين

املاء (مصدر اُملى از ماده ملاوة) به معناى مهلت دادن و تأخير انداختن است. به مناسبت اينكه حقيقت بيان شده (مهلت دادن و تأخير انداختن) درباره تكذيب كنندگان آيات الهى است، معلوم مى شود مراد از تأخير، تأخير در عذاب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 15 - 7

7 - مهلت دادن به منافقان ، گمراهان و طغيانگران از سنت هاى الهى است .

و يمدّهم فى طغينهم يعمهون

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه: «مدّ» (مصدر يمدّ) به معناى مهلت دادن باشد. در لسان العرب آمده است: «مده فى غيه يعنى، امهله (او را مهلت داد).»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 11 - 1،4

1 - امهال كفرمداران و منكران قيامت ( تأخير انداختن مجازات آنان به جهان آخرت ) سنتى الهى است .

و لو يعجل اللّه للناس الشر . .. فنذر الذين لايرجون لقاءنا

4 - سنت خدا در رساندن خير به مردم « تسريع » و در مجازات كردن آنان « امهال » است .

و لو يعجل اللّه للناس الشر استعجالهم بالخير

برداشت فوق بر اين اساس است كه «هم» مفعول استعجال و فاعلش ضمير عايد به «اللّه» و به تقدير «مثل استعجاله لهم بالخير» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 19 - 6

6 - امهال جوامع شرك پيشه و تأخير افتادن كيفر آنان به جهان آخرت ، قانون الهى حاكم برنشئه دنيا

و لو لا كلمة سبقت من ربك لقضى بينهم

خداوند هنگام هبوط آدم و حوا به زمين، فرمود: «و لكم فى الأرض مستقر و متاع إلى حين ; شما - خطاب به عموم انسانها و از جمله آدم و حواست - تا مدتى معين در زمين خواهيد ماند و از نعمتهاى آن بهره خواهيد گرفت» (بقره / 36) ; يعنى، قانون الهى حاكم بر نشئه دنيا اين است كه هر جامعه اى داراى مدت و زمانى معين است و پيش از فرارسيدن اجل، از ميان نمى رود. جمله «و لو لا كلمة سبقت من ربك» اشاره به اين قانون دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 110 - 11

11- مهلت دادن به متخلفان از حق ، از سنّت هاى خداوند است .

و لولا كلمة سبقت من ربك لقضى بينهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 110 - 5

5- مهلت دادن به امت هاى كفرپيشه و تكذيب گر و تأخير در نزول عذاب بر ايشان ، از سنت هاى خداوند است .

حتّى إذا استيئس الرسل و ظنوا أنهم قد كذبوا

از آن جا كه تأخير عذاب براى همه امتها و تكذيب كنندگان تمامى پيامبران بوده - زيرا «رسل» جمع و داراى الف و لام مى باشد و شامل همه رسولان است - استفاده مى شود كه: مهلت دادن به تكذيب گران و تعجيل نكردن در عذاب آنان، شيوه اى

مستمر و از سنتهاى خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 32 - 6

6- تأخير عذاب كفرپيشگان از سنت هاى خداوند است .

و لقد استهزىء برسل من قبلك فأمليت للذين كفروا

چون تأخير عذاب براى همه كفرپيشگان بوده ، از آن «سنّت الهى بودن» استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 42 - 5

5- تأخير كيفر اصلى ظالمان به روز قيامت ، از سنت هاى خداوند است .

و لاتحسبنّ الله غفلاً عمّا يعمل الظلمون إنما يؤخّرهم ليوم تشخص فيه الأبصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 75 - 2

2- مهلت به گمراهان و كافران ، سنت خداوند است .

من كان فى الضللة فليمدد له الرحمن مدًّا

به كارگيرى فعل امر (فليمدد) در مورد مهلت دهى به كافران، از حتمى بودن اين امهال و سنت بودن آن حكايت مى كند; چرا كه خداوند آن را به صورت الزام بر خود بيان فرموده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 24 - 5

5 - خداوند ، كافران حق ناپذير را ، به سرعت مجازات نمى كند و به آنها مدتى مهلت مى دهد .

نمتّعهم قليلاً ثمّ نضطرّهم

احتمال دارد «قليلاً» صفت براى مفعول به «نمتّع » باشد كه «زماناً» است. بنابراين، مفاد آيه چنين مى شود: «به آنان، مدت كوتاهى مهلت مى دهيم و سپس آنان را روانه عذاب جهنم مى كنيم.».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 45 - 3

3 - مهلت خداوند به بندگان گنه كار و تأخير مجازات آنان تا قيامت ، از سنّت هاى او است .

و لو يؤاخذ اللّه الناس بما كسبوا ما ترك على ظهرها من دابّة و لكن يؤخّرهم إلى أج

مقصود از «أجل مسمّى»، زمان مرگ انسان ها و آغاز عالم پس از مرگ است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 45 - 8،13

8 - سنت امهال ، مانع از كيفر دنيوى كافران است .

و لولا كلمة سبقت من ربّك لقضى بينهم

13 - سنت امهال الهى ، موجب دچار نشدن قوم موسى به عذاب دنيوى

و لولا كلمة سبقت من ربّك لقضى بينهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 14 - 11،13،14

11 - مهلت خداوند ، به عوامل اختلاف و دسته بندى هاى دينى ، سنت الهى است .

و لولا كلمة سبقت من ربّك . .. لقضى بينهم

13 - سنت مهلت دادن خداوند به تفرقه افكنان در دين ، فلسفه تأخير عذاب آنان

و لولا كلمة سبقت من ربّك إلى أجل مسمًّى لقضى بينهم

14 - سنت امهال به كافران ، جلوه اى از ربوبيت الهى است .

و لولا كلمة سبقت من ربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 21 - 7

7 - داورى درباره مشركان و عذاب آنان ، براساس سنت امهال تا قيامت به تأخير افتاده است .

و لولا كلمة الفصل لقضى بينهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 45 - 4

4 - سنت الهى ، بر عدم تعجيل ، در كيفر كافران

فذرهم حتّى يلقوا يومهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 45 - 1

1 - مهلت دادن به كافران تكذيب گر و شتاب نكردن در كيفر آنان ، سنت الهى

سنستدرجهم . .. و أُملى لهم

سنت ها

68- سنت هاى حسنه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 84 - 7

7 - مشروعيت و پسنديده بودن حضور بر مزار مؤمنان و دعا و استغفار براى آنان

و لاتصل . .. و لاتقم على قبره

آنچه در آيه نهى شده در خصوص منافقان است و همين تخصيص مى رساند كه حضور يافتن بر مزار مؤمنان و دعا براى آنان امرى جايز، بلكه پسنديده است.

69- سنت هاى صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 84 - 5

5 - وجود سنت نماز و دعا براى ميت مسلمان و رفتن بر سر قبر وى در زمان پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله)

و لاتصل . .. و لاتقم على قبره

سنت هاى باطل

70- آثار سنت هاى باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 43 - 3

3 - عادات و رفتار رسوخ يافته در وجود روح انسان ، مانع گرايش وى به حق آشكار

و أُوتينا العلم من قبلها. .. و صدّها ما كانت تعبد من دون اللّه

عبارت «كانت تعبد» ماضى استمرارى و بيانگر دوام و رسوخ است; يعنى، خو كردن بلقيس بر رفتار شرك آلود (پرستش خورشيد) مانع از آن شده بود كه وى على رغم آگاهى يافتن به حقيقت، به آن بازگردد.

سنت هاى خدا

71- {سنت هاى خدا}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 44 - 8

72- تبيين سنت استدراج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 75 - 3

3- بيان سنت « استدراج » و « امهال » خداوند در باره فرورفتگان در ورطه گمراهى ، وظيفه اى كه بر عهده پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

قل من كان فى الضللة

فعل «كان» - كه براى دلالت بر استمرار است - حكايت از عمق ضلالت و ديرينه بودن آن دارد.

73- تبيين سنت مهلت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 75 - 3

3- بيان سنت « استدراج » و « امهال » خداوند در باره فرورفتگان در ورطه گمراهى ، وظيفه اى كه بر عهده پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

قل من كان فى الضللة

فعل «كان» - كه براى دلالت بر استمرار است - حكايت از عمق ضلالت و ديرينه بودن آن دارد.

74- سنت آمرزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 14 - 8

8 - سنت اصيل و ازلى خداوند ، غفران و رحمتى گسترده و فراگير

و كان اللّه غفورًا رحيمًا

75- سنت اتمام حجت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 59 - 2

2 - اتمام حجت با مردمان ، سنّت الهى در طول تاريخ بشر

و ما كان ربّك مهلك القرى حتّى يبعث فى أُمّها رسولاً

76- سنت استدراج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 44 - 4،10،13

4 - گشوده شدن درهاى نعمت به روى كسانى كه حتى در سختيها تضرع نمى كنند، جريان يافتن سنت استدراج الهى است.

فأخذنهم بالبأساء و الضراء . .. فلما نسوا ما ذكروا به فتحنا عليهم أبوب كل شىء

سنت استدراج اصطلاحى است برگرفته از آيه «سنستدرجهم من حيث لا يعلمون» (اعراف / 182). از مصاديق جريان استدراج همين آيه مورد بحث است كه درهاى نعمت الهى به سوى تكذيب كنندگان آيات گشوده مى شود (فتحنا عليهم) تا آن زمان كه عذاب الهى آنان را در بر گيرد.

10 - جريان يافتن سنت استدراج پس از اتمام حجت الهى

فلما نسوا ما ذكروا به . .. أخذنهم بغتة

«ما ذكروا» شامل همه مواردى مى شود كه مى بايست موجب تنبه و بيدارى مى شد و تعبير ديگر آن «اتمام حجت» است.

13 - إن النبى(صلی الله علیه و آله) قال: إذا رأيت اللّه يعطى العباد ما يسألون على معاصيهم إياه فإنما ذلك استدراج منه لهم ثم تلا: «فلما

نسوا ما ذكروا به فتحنا عليهم أبواب كل شىء».

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: هر گاه ديدى خداوند على رغم معاصى بندگان، آنچه را از او بخواهند به آنان مى دهد، اين استدراج (نزديك شدن تدريجى عذاب) خداست بر آنان، سپس آن حضرت آيه «فلما نسوا . .. » را تلاوت كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 55 - 9،10

9 - اعطاى امكانات دنيوى فراوان به منافقان از جانب خداوند ، تنها به منظور عذاب و گرفتارى آنان در اين دنياست .

إنما يريد اللّه ليعذبهم بها فى الحيوة الدنيا

10 - تحقق اراده الهى به عذاب دنيوى ، از طريق اعطاى نعمت هاى ظاهرى و اسباب طبيعى

إنما يريد اللّه ليعذبهم بها فى الحيوة الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 75 - 14

14- ثروت ، مكنت ، خوش نمايى و آراستگى زندگى كافران ، استدراج است .

هم أحسن أثثًا و رءيًا . .. فليمدد له الرحمن مدًّا حتّى إذا رأوا ما يوعدون

«استدراج»; يعنى، كسى را آهسته آهسته و به آرامى نزديك چيزى بردن (لسان العرب) در اين آيه «مدّاً» - كه مفعول مطلق است - بيان نوعى خاصى از امهال است كه مقصود از آن به قرينه «حتّى إذا. ..»، نزديك ساختن كافران به عذاب موعود الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 182 - 1،2

1 - خداوند تكذيب كنندگان آياتش را بتدريج به ورطه هاى سقوط مى كشاند تا شايسته دوزخ شوند .

و الذين كذبوا بايتنا سنستدرجهم من حيث لايعلمون

«استدرجه إلى كذا» يعنى او را بتدريج و گام به گام به چيزى نزديك كرد. متعلق «سنستدرجهم»، به دليل آيه 179، جهنم است ; يعنى تكذيب كنندگان را بتدريج به جهنم نزديك مى كنيم.

2 - خداوند با عواملى خام كننده و خالى از هشدار ( رفاه ها و آسايش ها . . . ) تكذيب كنندگان آيات را به سير در راه سقوط وامى دارد .

سنستدرجهم من حيث لايعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 183 - 4

4 - تأخير در عذاب تكذيب كنندگان و كشاندن تدريجى آنان به ورطه هاى سقوط با عواملى خوشايند و خام كننده ، مكر خدا با ايشان است .

سنستدرجهم . .. و أملى لهم إن كيدى متين

مراد از «كيد» همان استدراج و امهالى است كه در آيه قبل مطرح شد.

77- سنت اضلال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 34 - 14

14 - گمراه شدن بر اثر پافشارى بر ضديت با دين و نپذيرفتن آن - با وجود مشاهده دلايل روشن - سنت الهى است .

كذلك يضلّ اللّه من هو مسرف مرتاب

برداشت ياد شده از تعبير «كذلك» (اين گونه) به دست مى آيد.

78- سنت امتحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 155 - 1

1 - آزمودن مؤمنان از سنت هاى حتمى خداوند است .

و لنبلونكم

«بلاء» به معناى آزمودن است. فعل «لنبلون» به همراه لام قسم و نون تأكيد، گوياى استمرار و حتميت آزمون الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 16 - 2

2 - آزمون اهل ايمان از سنّت هاى قطعى خداوند

أم حسبتم أن تتركوا و لما يعلم اللّه الذين جهدوا منكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 126 - 2

2 - سنت الهى بر ابتلا و آزمايش منافقان ، يك يا دو مرتبه در هر سال

أو لا يرون أنهم يفتنون فى كل عام مرة أو مرتين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 30 - 6

6 - آزمايش آدميان ، سنت الهى است .

و إن كنّا لمبتلين

«إبتلاء» (مصدر «مبتلين») به معناى امتحان و آزمايش است. تكيه بر اسم فاعل - كه بيانگر ثبوت صفت در موصوف - و ذكر آن بعد از «كنّا» - كه مفيد استمرار است - بيانگر برداشت فوق مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 2 - 7

7 - آزمودن مؤمنان ، سنتى الهى است .

أحسب الناس أن يتركوا أن يقولوا ءامنّا و هم لايفتنون

از اين كه خداوند، با استفهام انكارى، پندار عدم آزمون مؤمنان را رد مى كند، استفاده مى شود كه امتحان مؤمنان، امرى قطعى است. از چنين تعبيرى، به «سنّت» ياد مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 3 - 3

3 - آزمودن مدعيان ايمان ، سنت ديرين الهى است .

أحسب الناس أن يتركوا أن يقولوا ءامنّا و هم لايفتنون. و لقد فتنّا الذين من قبلهم

رد پندار آزمون نشدن مؤمنان، در آيه پيش، و تأكيد بر اين نكته كه پيشينيان نيز آزمون شدند، دلالت بر حقيقت ياد شده مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 17 - 1

1- آزمون الهى از انسان ها ، سنتى مستمر و داراى پيشينه دور در تاريخ امت ها

و لقد فتنّا قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 31 - 3

3- آزمايش انسان ها در صحنه عمل ، از سنت هاى الهى است .

و لنبلونّكم حتّى نعلم المجهدين منكم و الصبرين

فعل مضارع، افاده استمرار مى كند و تأكيد آن سنتى تخلف ناپذير را مى رساند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 2 - 5

5 - آزمون انسان ها ، سنت اجتناب ناپذير خداوند

إنّا خلقنا الإنسن . .. نبتليه

جمله «نبتليه» حال براى فاعل «خلقنا» است; يعنى، ما انسان را آفريديم، در حالى كه اراده امتحان او را داشتيم. بنابراين امتحان انسان از آغاز خلقتش، مورد نظر خداوند حكيم بوده و براى هميشه خواهد بود.

79- سنت امداد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 67 - 2

2 - ماجراى ميان موسى ( ع ) و فرعونيان ، نمودى از سنت مستمر الهى در يارى حق و سركوب باطل

إنّ فى ذلك لأية

چنان كه گفته شد «آية» به معناى عبرت است و عبرت بودن ماجراى موسى و فرعونيان، در صورتى است كه تكرار نظاير آن همواره ممكن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 121 - 2

2 - ماجراى ميان نوح ( ع ) و قومش ، نمودى از سنت مستمر الهى در يارى حق و سركوبى باطل

إنّ فى ذلك لأية

آيه و عبرت آموز بودن، مستلزم امكان تحقق دوباره و استمرار يافتن چيزى است كه بايد از آن درس عبرت گرفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 139 - 6

6 - فرجام هلاكت بار عاديان ، نمودى از سنت مستمر الهى در يارى حق و سركوب باطل

فأهلكنهم إنّ فى ذلك لأية

نشانه و مايه عبرت بودن ماجراى هلاكت قوم عاد، مستلزم استمرار داشتن مجازات اقوام در صورت كفرورزى و اصرار بر حق ناپذيرى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 158 - 4

4 - نزول عذاب مرگبار بر ثموديان ، نمودى از سنت مستمر الهى در يارى رسانى به حق و سركوب باطل

فأخذهم العذاب إنّ فى ذلك لأية

نشانه و مايه عبرت بودن ماجراى هلاكت ثموديان، مستلزم استمرار داشتن مجازات اقوام ديگر، در صورت كفرورزى و اصرار بر حق ناپذيرى آنان مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 174 - 2

2 - هلاكت قوم فساد پيشه لوط و نجات وى و خاندانش - به جز همسر وى - نمودى از سنت مستمر الهى در يارى رسانى به حق و سركوب باطل

إنّ فى ذلك لأية

نشانه و مايه عبرت بودن سرگذشت قوم لوط، در صورتى است كه درباره ديگر امت ها قابل تكرار باشد و به تعبير ديگر، سنتى مستمر به شمار آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 171 - 1

1 - يارى شدن پيامبران ، سنت آغازين خداوند

و لقد سبقت كلمتنا لعبادنا المرسلين

«كلمة» به سخن و گفتار گفته مى شود و مقصود از «كلمتنا» - به قرينه آيه بعد (إنّهم لهم المنصورون) - پيروزى پيامبران مى باشد و مقصود از سِبقت اين كلمه (سبقت كلمتنا) آغازين بودن آن است; يعنى، خداوند يارى شدن انبيا را از پيش مقرر فرموده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 172 - 1

1 - پيروزى پيامبران ، سنت و قضاى حتمى و غير قابل تخلف خداوند

إنّهم لهم المنصورون

آمدن موضوع نصرت انبيا با دو حرف تأكيد «إنّ» و لام در «لهم»، مى رساند كه اين نصرت، حتمى و به صورت يك سنت و قضاى تغيير ناپذير است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 173 - 1،2

1 - پيروزى جبهه حق و لشكريان الهى ، سنت و قضاى حتمى و غير قابل تخلف خداوند

و لقد سبقت كلمتنا لعبادنا المرسلين . .. و إنّ جندنا لهم الغلبون

2 - پيروزى لشكريان الهى و مجاهدان راه خدا ، در تمامى صحنه هاى مبارزاتى ، سنت و وعده خداوند است .

و إنّ جندنا لهم الغلبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 24 - 3

3 - مصون ماندن مؤمنان از گزند اهل مكّه در جريان حديبيه ، نمودى از سنت الهى در يارى اهل ايمان

سنّة اللّه . .. و هو الذى كفّ أيديهم عنكم و أيديكم عنهم ببطن مكّة

80- سنت امداد به مظلوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 33 - 15

15- سنت الهى بر حمايت ، نصرت و طرفدارى از مظلوم است .

و من قتل مظلومًا . .. إنه كان منصورًا

برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير «إنه» به مقتول مظلوم برگردد و اسميه بودن جمله «إنه. ..» و نيز آمدن فعل «كان» در آن جمله - كه براى استمرار و ديرينه بودن است - مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه حمايت از مقتول مظلوم، كار هميشگى و ديرينه خداوند است.

81- سنت امهال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 61 - 1

1- خداوند ، به انسان هاى ظالم مهلت مى دهد و آنها را در قبال كار خلافشان بلافاصله به هلاكت نمى رساند .

و لو يؤاخذ الله الناس بظلمهم ما ترك عليها من دابّة و لكن يؤخّرهم إلى أجل مسمًّى

مراد از «ظلم» با توجه به معناى آن - كه قرار دادن اشياء در غير جايگاه مناسب خود است - هر عمل خطا و ناشايستى مى

باشد.

82- سنت انتقام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 41 - 7

7 - انتقام از مشركان و كافران ، سنت تخلّف ناپذير الهى است .

فإنّا منهم منتقمون

83- سنت انذار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 208 - 2

2 - سنت الهى ، بر انذار و بيم دهى مكرر حق ناپذيران پيش از عذاب

و ما أهلكنا من قرية إلاّ لها منذرون

84- سنت بقاى حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 24 - 10

10 - محو باطل و تثبيت حق ، سنت الهى است .

و يمح اللّه البطل و يحقّ الحقّ بكلمته

از فعل مضارع «يمح» و «يحقّ» - كه دلالت بر استمرار دارد - سنت الهى استفاده مى شود.

85- سنت بقاى نسل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 72 - 6

6- ازدواج و همسردارى و برخوردار شدن از فرزند ، از سنت هاى الهى و نهفته در سرشت انسان

و الله جعل لكم من أنفسكم أزوجًا و جعل لكم من أزوجكم بنين و حفدة

برداشت فوق با توجه به اين نكته است كه ماده «جعل» بيانگر سنت خداست و آنچه به عنوان سنت معرفى شود، روند طبيعى خواهد داشت.

86- سنت پاداش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 22 - 12

12- اعطاى پاداش به نيكوكاران و بهره مند ساختن آنان از علم و حكمت ، سنت الهى است .

و كذلك نجزى المحسنين

فعل مضارع «نجزى» در عبارت «كذلك نجزى المحسنين» حاكى از استمرار است ، و در برداشت از آن به سنت تعبير شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 80 - 1

1 - پاداش به احسان گران و نيكوكاران ، سنت خداوند است .

إنّا كذلك نجزى المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 105 - 4

4 - تضمين پاداش محسنان و نيكوكاران ، از سنت هاى خداوند است .

إنّا كذلك نجزى المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 110 - 1

1 - پاداش به احسان گران و نيكوكاران ، سنت خداوند است .

كذلك نجزى المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 121 - 1

1 - پاداش به احسان كنندگان و نيكوكاران ، سنت خداوند است .

إنّا كذلك نجزى المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 131 - 1

1 - پاداش به احسان كنندگان و نيكوكاران ، سنت خدا است .

إنّا كذلك نجزى المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 35 - 4

4 - سنت الهى بر اعطاى پاداش عالى ، به شكرگزاران و نجات ايشان از عذاب هاى فراگير

كذلك نجزى من شكر

87- سنت پيروزى مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 23 - 1،3

1 - پيروزى جبهه مؤمنان راستين و مقاوم و شكست دشمنان آنان ، سنت هميشگى خداوند

سنّة اللّه الّتى قد خلت من قبل

سنّت در اين آيه، نظر به آيه قبل دارد كه درباره پيروزمندى مؤمنان بر كافران است.

3 - سنت الهى در پيروز ساختن جبهه ايمان بر سپاه كفر ، داراى نمود هاى عينى در گذشته تاريخ

سنّة اللّه الّتى قد خلت من قبل

88- سنت شكست دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 23 - 1

1 - پيروزى جبهه مؤمنان راستين و مقاوم و شكست دشمنان آنان ، سنت هميشگى خداوند

سنّة اللّه الّتى قد خلت من قبل

سنّت در اين آيه، نظر به آيه قبل دارد كه درباره پيروزمندى مؤمنان بر كافران است.

89- سنت عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 59 - 4

4- نابود ساختن جوامع ، در نتيجه گناه و ستم شان ، سنّت ديرينه الهى در كيفر ظالمان است .

و تلك القرى أهلكنهم لمّا ظلموا

90- سنت عذاب استيصال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 47 - 7

7 - عذاب استيصال براى مردمى كه رسول الهى خود را نپذيرند و با او مخالفت كنند ، از سنت هاى الهى است .

فإذا جاء رسولهم قضى بينهم بالقسط

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مراد از «بينهم» اختلاف موجود بين جمعى از امت و پيامبر و به تقدير «بينهم و بينه» باشد. در اين صورت مراد از «قضى بينهم» مى تواند سركوبى مخالفان پيامبر و نابود كردن آنان به عذاب استيصال باشد، نه داورى ميان آنان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 102 - 3

3 - عذاب استيصال ، سنتى است الهى كه انتظار وقوع آن در هر زمان و مكانى ، بر مردمى كه زمينه ايمان را از دست داده اند ، مى رود .

و ما تغنى الأيت و النذر عن قوم لايؤمنون. فهل ينتظرون إلا مثل أيام الذين خلوا من

91- سنت كيفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 22 - 12

12- اعطاى پاداش به نيكوكاران و بهره مند ساختن آنان از علم و حكمت ، سنت الهى است .

و كذلك نجزى المحسنين

فعل مضارع «نجزى» در عبارت «كذلك نجزى المحسنين» حاكى از استمرار است ، و در برداشت از آن به سنت تعبير شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 45 - 17

17- كيفر دادن به سبب كفر به خدا و پيروى نكردن از رسولان او از سنت هاى الهى است .

و أنذر الناس . .. نجب دعوتك و نتّبع الرسل ... كيف فعلنا بهم و ضربنا لكم الأمثال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 8 - 9

9- مجازات و كيفر فسادانگيزان ، از سنت هاى تخلف ناپذير الهى است .

و إن عدتم عدنا و جعلنا جهنّم للكفرين حصيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 55 - 15

15- كيفر دادن حق ناپذيران ، سنت ديرپاى الهى است .

و ما منع الناس أن يؤمنوا . .. إلاّ أن تأتيهم سنّة الأوّلين

اضافه «سنة» به «الأولين» اضافه مصدر به مفعول است و مراد، سنت خداوند درباره انسان هاى گذشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 6 - 1

1 - عذاب شدن كافران در قيامت ، امرى قطعى و سنت تغييرناپذير الهى

و كذلك حقّت كلمت ربّك على الذين كفروا

«حق»; يعنى، «ثَبَتَ» و «وَجَبَ» (ثابت و واجب شد) است. و مراد از كلمه در «كلمة ربّك» وعده فرمان عذاب است.

92- سنت كيفر ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 59 - 4

4 - كيفر كافران و ستم پيشگان ، سنت تغييرناپذير الهى در طول تاريخ

فإنّ للذين ظلموا ذنوبًا مثل ذنوب أصحبهم

از مجموع آيه شريفه، آيه استفاده مى شود كه مجازات امت هاى گذشته، منحصر به آنان نبوده است; بلكه قانونى كلى است كه شامل تمام ستم پيشگان مى شود.

93- سنت كيفر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 59 - 4

4 - كيفر كافران و ستم پيشگان ، سنت تغييرناپذير الهى در طول تاريخ

فإنّ للذين ظلموا ذنوبًا مثل ذنوب أصحبهم

از مجموع آيه شريفه، آيه استفاده مى شود كه مجازات امت هاى گذشته، منحصر به آنان نبوده است; بلكه قانونى كلى است كه شامل تمام ستم پيشگان مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 51 - 5

5 - مجازات كافران و مجرمان ، سنت الهى در هميشه تاريخ

و لقد أهلكنا أشياعكم فهل من مدّكر

تذكر و هشدار، بيانگر اين است كه هلاكت مخصوص گروه خاصى از كافران در بخشى از تاريخ نمى باشد; بلكه سنتى فراگير است.

94- سنت كيفر گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 25 - 8

8- هلاكت قوم عاد ، نمودى از سنت الهى در مجازات جوامع جرم پيشه

كذلك نجزى القوم المجرمين

از تعبير «كذلك نجزى» - با توجه به فعل مضارع كه مفيد استمرار است - سنت استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 51 - 5

5 - مجازات كافران و مجرمان ، سنت الهى در هميشه تاريخ

و لقد أهلكنا أشياعكم فهل من مدّكر

تذكر و هشدار، بيانگر اين است كه هلاكت مخصوص گروه خاصى از كافران در بخشى از تاريخ نمى باشد; بلكه سنتى فراگير است.

95- سنت كيفر مكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 43 - 7

7 - كيفر شدن مكاران تاريخ ، سنت الهى است .

فهل ينظرون إلاّ سنّت الأوّلين

96- سنت مهلت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 15 - 7

7 - مهلت دادن به منافقان ، گمراهان و طغيانگران از سنت هاى الهى است .

و يمدّهم فى طغينهم يعمهون

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه: «مدّ» (مصدر يمدّ) به معناى مهلت دادن باشد. در لسان العرب آمده است: «مده فى غيه يعنى، امهله (او را مهلت داد).»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 11 - 1،4

1 - امهال كفرمداران و منكران قيامت ( تأخير انداختن مجازات آنان به جهان آخرت ) سنتى الهى است .

و لو يعجل اللّه للناس الشر . .. فنذر الذين لايرجون لقاءنا

4 - سنت خدا در رساندن خير به مردم « تسريع » و در مجازات كردن آنان « امهال » است .

و لو يعجل اللّه للناس الشر استعجالهم بالخير

برداشت فوق بر اين اساس است كه «هم» مفعول استعجال و فاعلش ضمير عايد به «اللّه» و به تقدير «مثل استعجاله لهم بالخير» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 19 - 6

6 - امهال جوامع شرك پيشه و تأخير افتادن كيفر آنان به جهان آخرت ، قانون الهى حاكم برنشئه دنيا

و لو لا كلمة سبقت من ربك لقضى بينهم

خداوند هنگام هبوط آدم و حوا به زمين، فرمود: «و لكم فى الأرض مستقر و متاع إلى حين ; شما - خطاب به عموم انسانها و

از جمله آدم و حواست - تا مدتى معين در زمين خواهيد ماند و از نعمتهاى آن بهره خواهيد گرفت» (بقره / 36) ; يعنى، قانون الهى حاكم بر نشئه دنيا اين است كه هر جامعه اى داراى مدت و زمانى معين است و پيش از فرارسيدن اجل، از ميان نمى رود. جمله «و لو لا كلمة سبقت من ربك» اشاره به اين قانون دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 110 - 11

11- مهلت دادن به متخلفان از حق ، از سنّت هاى خداوند است .

و لولا كلمة سبقت من ربك لقضى بينهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 110 - 5

5- مهلت دادن به امت هاى كفرپيشه و تكذيب گر و تأخير در نزول عذاب بر ايشان ، از سنت هاى خداوند است .

حتّى إذا استيئس الرسل و ظنوا أنهم قد كذبوا

از آن جا كه تأخير عذاب براى همه امتها و تكذيب كنندگان تمامى پيامبران بوده - زيرا «رسل» جمع و داراى الف و لام مى باشد و شامل همه رسولان است - استفاده مى شود كه: مهلت دادن به تكذيب گران و تعجيل نكردن در عذاب آنان، شيوه اى مستمر و از سنتهاى خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 32 - 6

6- تأخير عذاب كفرپيشگان از سنت هاى خداوند است .

و لقد استهزىء برسل من قبلك فأمليت للذين كفروا

چون تأخير عذاب براى همه كفرپيشگان بوده ، از آن «سنّت الهى بودن» استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 42 - 5

5- تأخير كيفر اصلى ظالمان به روز قيامت ، از سنت هاى خداوند است .

و لاتحسبنّ الله غفلاً عمّا يعمل الظلمون إنما يؤخّرهم ليوم تشخص فيه الأبصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 75 - 2

2- مهلت به گمراهان و كافران ، سنت خداوند است .

من كان فى الضللة فليمدد له الرحمن مدًّا

به كارگيرى فعل امر (فليمدد) در مورد مهلت دهى به كافران، از حتمى بودن اين امهال و سنت بودن آن حكايت مى كند; چرا كه خداوند آن را به صورت الزام بر خود بيان فرموده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 24 - 5

5 - خداوند ، كافران حق ناپذير را ، به سرعت مجازات نمى كند و به آنها مدتى مهلت مى دهد .

نمتّعهم قليلاً ثمّ نضطرّهم

احتمال دارد «قليلاً» صفت براى مفعول به «نمتّع » باشد كه «زماناً» است. بنابراين، مفاد آيه چنين مى شود: «به آنان، مدت كوتاهى مهلت مى دهيم و سپس آنان را روانه عذاب جهنم مى كنيم.».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 45 - 3

3 - مهلت خداوند به بندگان گنه كار و تأخير مجازات آنان تا قيامت ، از سنّت هاى او است .

و لو يؤاخذ اللّه الناس بما كسبوا ما ترك على ظهرها من دابّة و لكن يؤخّرهم إلى أج

مقصود از «أجل مسمّى»، زمان مرگ انسان ها و آغاز عالم پس از مرگ است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 45 - 8،13

8 - سنت امهال ، مانع از كيفر دنيوى كافران است .

و لولا كلمة سبقت من ربّك لقضى بينهم

13 - سنت امهال الهى ، موجب دچار نشدن قوم موسى به عذاب دنيوى

و لولا كلمة سبقت من ربّك لقضى بينهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 14 - 11،13،14

11 - مهلت خداوند ، به عوامل اختلاف و دسته بندى هاى دينى ، سنت الهى است .

و لولا كلمة سبقت من ربّك . .. لقضى بينهم

13 - سنت مهلت دادن خداوند به تفرقه افكنان در دين ، فلسفه تأخير عذاب آنان

و لولا كلمة سبقت من ربّك إلى أجل مسمًّى لقضى بينهم

14 - سنت امهال به كافران ، جلوه اى از ربوبيت الهى است .

و لولا كلمة سبقت من ربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 21 - 7

7 - داورى درباره مشركان و عذاب آنان ، براساس سنت امهال تا قيامت به تأخير افتاده است .

و لولا كلمة الفصل لقضى بينهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 45 - 4

4 - سنت الهى ، بر عدم تعجيل ، در كيفر كافران

فذرهم حتّى يلقوا يومهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 45 - 1

1 - مهلت دادن به كافران تكذيب گر و شتاب نكردن در كيفر آنان ، سنت الهى

سنستدرجهم . .. و أُملى لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 183 - 1

1 - سنت خداوند بر امهال كفرپيشگانِ تكذيب كننده و تأخير در هلاكت و عذاب ايشان است .

و أملى لهم إن كيدى متين

املاء (مصدر اُملى از ماده ملاوة) به معناى مهلت دادن و تأخير انداختن است. به مناسبت اينكه حقيقت بيان شده (مهلت دادن و تأخير انداختن) درباره تكذيب كنندگان آيات الهى است، معلوم مى شود مراد از تأخير، تأخير در عذاب است.

97- سنت نابودى باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 24 - 10،14

10 - محو باطل و تثبيت حق ، سنت الهى است .

و يمح اللّه البطل و يحقّ الحقّ بكلمته

از فعل مضارع «يمح» و «يحقّ» - كه دلالت بر استمرار دارد - سنت الهى استفاده مى شود.

14 - استمرار و گسترش دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و آموزه هاى قرآن ، با توجه به سنت خداوند بر محو باطل ، نشان دهنده حقانيت اسلام و قرآن است .

أم يقولون افترى على اللّه . .. و يمح اللّه البطل و يحقّ الحقّ بكلمته

98- سنت نجات بخشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 103 - 2

2 - نجات مؤمنان و آسيب نديدن از عذاب استيصال ، سنتى است الهى و تخلف ناپذير .

ثم ننجى رسلنا و الذين ءامنوا كذلك حقاً علينا ننج المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 88 - 6،8

6- نجات و رهايى بخشيدن مؤمنان از غم و اندوه ، سنت خداوند است .

فاستجبنا له و نجّينه من الغمّ و كذلك ننجى المؤمنين

جمله «كذلك ننجى المؤمنين» پس از ذكر نجات يونس(ع) - مى تواند بيانگر يك قانون و سنت الهى باشد.

8- رهايى يونس ( ع ) از غم و اندوه ، جلوه اى از سنت الهى در نجات مؤمنان

و نجّينه من الغمّ و كذلك ننجى المؤمنين

اسم اشاره «كذلك»، اشاره به نجات يونس(ع) از غم و اندوه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 35 - 4

4 - سنت الهى بر اعطاى پاداش عالى ، به شكرگزاران و نجات ايشان از عذاب هاى فراگير

كذلك نجزى من شكر

99- سنت هدايت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 115 - 2

2 - سنت الهى ، بر استمرار هدايت و ادامه فيض و نعمت هاى خويش بر جوامع انسانى قرار گرفته است .

ما كان اللّه ليضل قوماً بعد إذ هديهم

واژه «قوماً» ممكن است اشاره به اين مطلب باشد كه سنت ياد شده، مربوط به جامعه بشرى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 7 - 9

9- بهره مند ساختن امت ها از هدايت گر از سنت هاى خداوند است .

و لكل قوم هاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 66 - 5

5 - مشيت و سنت خداوند در هدايت انسان ها ، بر بهره جستن آنان از ابزار هاى متعارف شناخت ( مانند بينايى و . . . ) استوار است ; نه بر اعجاز و ارائه كار هاى خارج از توان بشر .

و لو نشاء لطمسنا على أعينهم فاستبقوا الصرط فأنّى يبصرون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه اگر خداوند چشم و بينايى مردم كافر را از بين مى برد، آنان به قدرت خدا پى برده و به او ايمان مى آورند; ولى خدا چنين نكرده بلكه خواسته است كه آنان از راه ديدن حقايق الهى و شنيدن آنها (راه متعارف راهنمايى بشر) هدايت گردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 6 - 3

3 - هدايت بشر ، سنت هميشگى و تغييرناپذير خداوند

أفنضرب عنكم الذكر . .. و كم أرسلنا من نبىّ فى الأوّلين

100- سنت هلاكت حق ناپذيران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 8 - 7

7 - نابودى تمدن ها و جوامع حق ناپذير ، سنت الهى است .

و ما يأتيهم من نبىّ . .. فأهلكنا أشدّ منهم بطشًا

طرح بعثت پيامبران در طول تاريخ و مواجه شدن آنان با مخالفت و استهزا و يادآورى نابودى مخالفان، مى تواند اشاره به سنت بودن اين جريان داشته باشد.

101- عوامل سنت استدراج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 44 - 5

5 - استدراج نتيجه فراموش كردن خداوند، پس از توجه به او در سختيها و شدايد

أغير اللّه تدعون . .. فلما نسوا ما ذكروا به فتحنا عليهم أبوب كل شىء

102- غفلت از سنت استدراج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 44 - 7

7 - خدافراموشان، شادمان از فراوانى نعمت و رفاه و آسايش خويش و غافل از سنت استدراج

فلما نسوا ما ذكروا به فتحنا عليهم أبوب كل شىء حتى إذا فرحوا بما أوتوا

27- سند

1- اهميت سند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 282 - 7

7 - كسانى كه توان نويسندگى دارند ، هرگز نبايد از نوشتن اسناد دين امتناع كنند .

و لا يأب كاتب ان يكتب كما علّمه اللّه فليكتب

جمله «فليكتب» تأكيد امرى است كه از «و لا يأبَ . .. » استفاده مى شود. بنابراين لزوم نوشتن بر تواناى به نويسندگى، امرى مؤكّد است.

2- تنظيم سند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 282 -

2،4،5،6،7،8،11،12،13،16،21،33،34،36،43

2 - وجوب تنظيم سند براى دين مدت دار بر طرفين

يا ايّها الذين امنوا اذا تداينتم بدين الى اجل مسمّى فاكتبوه

جمله «تداينتم بدين» شامل هر نوع طلبى مى شود; چه در فروش كالايى به نسيه و يا خريد كالايى تحويل نشده به نقد (سلف) و يا قرض دادن به شخصى.

4 - وجوب مراعات عدالت در تنظيم اسناد دين و مطالبات

و ليكتب بينكم كاتب بالعدل

بنابراينكه كلمه «بالعدل» متعلق به جمله «وليكتب» باشد.

5 - عدالت در نويسندگى ، شرط گزينش نويسنده براى ثبت اسناد دين و مطالبات

و ليكتب بينكم كاتب بالعدل

بنابراينكه كلمه «بالعدل» قيدى براى نويسنده سند باشد.

6 - تنظيم و ثبت اسناد دين ، بايد در حضور طرفين قرارداد باشد . *

و ليكتب بينكم كاتب بالعدل

كلمه «بينكم» بيانگر مطلب فوق است. چون مراد از مخاطب، خريدار و فروشنده و وام دهنده و گيرنده آن است.

7 - كسانى كه توان نويسندگى دارند ، هرگز نبايد از نوشتن اسناد دين امتناع كنند .

و لا يأب كاتب ان يكتب كما علّمه اللّه فليكتب

جمله «فليكتب» تأكيد امرى است كه از «و لا يأبَ . .. » استفاده مى شود. بنابراين لزوم نوشتن بر تواناى به نويسندگى، امرى مؤكّد است.

8 - تنظيم و ثبت اسناد ديون ، بايد به گونه اى باشد كه خداوند تعليم داده است . ( طبق موازين شرع )

و لا يأب كاتب ان يكتب كما علّمه اللّه

بنابراينكه «كما علّمه اللّه» متعلّق به «اَن يكتب» باشد.

11 - تنظيم و ثبت اسناد دين ، بايد به املاى مديون باشد .

و ليملل الّذى عليه الحقّ

12 - وجوب رعايت تقواى الهى از سوى مديون و كم و كاست نكردن چيزى در تنظيم اسناد مبادلاتى

و ليملل الّذى . .. و ليتّق اللّه ربّه و لا يبخس منه شيئاً

13 - وجوب رعايت تقواى الهى و كم و زياد نكردن چيزى در تنظيم اسناد

و ليتّق اللّه ربّه و لا يبخس منه شيئاً

16 - وجوب املاى اسناد دين و مبادلات نسيه اى با رعايت عدالت ، از سوى ولىّ مديونِ سفيه يا ضعيف و يا ناتوان از املاى اسناد

فان كان الّذى عليه الحقّ سفيهاً او ضعيفاً او لا يستطيع ان يملّ هو فليملل وليّه ب

21 - وجوب شاهد گرفتنِ دو مرد مسلمان و در صورت نبودن آنان ، يك مرد و دو زن مسلمان در ثبت و تنظيم اسناد ديون و مبادلات

و استشهدوا شهيدين من رجالكم فان لم يكونا رجلين فرجل و امراتان

33 - كمى و زيادى بده بستان هاى طرفين ، نبايد موجب ملول شدن از وظيفه نوشتن و ثبت ديون و حقوق و مدّت آن گردد .

و لا تسئموا ان تكتبوه صغيراً او كبيراً الى اجله

34 - اهميّت خاصّ ثبت و تنظيم اسناد مبادلاتى

و لا تسئموا ان تكتبوه صغيراً او كبيراً الى اجله

نهى از ملالت در نوشتن ديون - هر چند معامله اى كوچك باشد - حاكى از اهميّت ثبت ديون و اسناد معاملاتى است.

36 - رعايت و اجراى احكام الهى در ثبت اسناد ، موجب تأمين عادلانه حقوق افراد

ذلكم اقسط عند اللّه

43 - حسن تنظيم سند و ثبت مبادلاتى كه ميان طرفين دست به دست گردد . *

فليس عليكم جناح اَلاّ تكتبوها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 283 - 1

1 - در صورت نيافتن كاتب ، رهن ( وثيقه ) ، جايگزين تنظيم سند براى مطالبات و ديون

و ان كنتم على سفر و لم تجدوا كاتباً فرهان مقبوضة

ظاهراً جمله «و لم تجدوا كاتباً» بيان «على سفر» است. يعنى مسافر بودن، خصوصيّت و شرطيت ندارد; چون سفر بيان مورد غالب براى يافت نشدن كاتب است. بنابراين آنچه موضوعيّت دارد، همان نيافتن كاتب است، چه در سفر و چه در حضر.

3- سند در بدهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 282 -

2،4،5،6،7،8،16،33،52

2 - وجوب تنظيم سند براى دين مدت دار بر طرفين

يا ايّها الذين امنوا اذا تداينتم بدين الى اجل مسمّى فاكتبوه

جمله «تداينتم بدين» شامل هر نوع طلبى مى شود; چه در فروش كالايى به نسيه و يا خريد كالايى تحويل نشده به نقد (سلف) و يا قرض دادن به شخصى.

4 - وجوب مراعات عدالت در تنظيم اسناد دين و مطالبات

و ليكتب بينكم كاتب بالعدل

بنابراينكه كلمه «بالعدل» متعلق به جمله «وليكتب» باشد.

5 - عدالت در نويسندگى ، شرط گزينش نويسنده براى ثبت اسناد دين و مطالبات

و ليكتب بينكم كاتب بالعدل

بنابراينكه كلمه «بالعدل» قيدى براى نويسنده سند باشد.

6 - تنظيم و ثبت اسناد دين ، بايد در حضور طرفين قرارداد باشد . *

و ليكتب بينكم كاتب بالعدل

كلمه «بينكم» بيانگر مطلب فوق است. چون مراد از مخاطب، خريدار و فروشنده و وام دهنده و گيرنده آن است.

7 - كسانى كه توان نويسندگى دارند ، هرگز نبايد از نوشتن اسناد دين امتناع كنند .

و لا يأب كاتب ان يكتب كما علّمه اللّه فليكتب

جمله «فليكتب» تأكيد امرى است كه از «و لا يأبَ . .. » استفاده مى شود. بنابراين لزوم نوشتن بر تواناى به نويسندگى، امرى مؤكّد است.

8 - تنظيم و ثبت اسناد ديون ، بايد به گونه اى باشد كه خداوند تعليم داده است . ( طبق موازين شرع )

و لا يأب كاتب ان يكتب كما علّمه اللّه

بنابراينكه «كما علّمه اللّه» متعلّق به «اَن يكتب» باشد.

16 - وجوب املاى اسناد دين و مبادلات نسيه اى با رعايت عدالت ، از سوى ولىّ مديونِ سفيه يا ضعيف و يا ناتوان از املاى اسناد

فان كان الّذى عليه الحقّ سفيهاً او ضعيفاً او لا يستطيع ان يملّ هو فليملل وليّه ب

33 - كمى و زيادى بده بستان هاى طرفين ، نبايد موجب ملول شدن از وظيفه نوشتن و ثبت ديون و حقوق و مدّت آن گردد .

و لا تسئموا ان تكتبوه صغيراً او كبيراً الى اجله

52 - نويسنده قرارداد دين ، بايد شخص ثالثى غير از متعاملين باشد . *

و ليكتب بينكم كاتب بالعدل . .. و لا يأب كاتب ... و لا يضارّ كاتب

4- سند معترض به عبدالله بن ام مكتوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 4 - 9

9 - رفتار مسلمانى كه از حضور ابن ام مكتوم در مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) ناخشنود بود - به دليل ناآگاهى او از روحيات نيك و بد وى - رفتارى ناروا و توجيه ناپذير بود .

عبس . .. و ما يدريك لعلّه يزّكّى ... أو يذّكّر

5- سند وعده هاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 111 - 21

21 - تورات ، انجيل و قرآن ، سند وعده هاى خدا به مجاهدان و شهيدان و مايه اطمينان آنان

وعداً عليه حقاً فى التورية و الإنجيل و القرءان

6- شرايط سند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 282 - 8،11

8 - تنظيم و ثبت اسناد ديون ، بايد به گونه اى باشد كه خداوند تعليم داده است . ( طبق موازين شرع )

و لا يأب كاتب ان يكتب كما علّمه اللّه

بنابراينكه «كما علّمه اللّه» متعلّق به «اَن يكتب» باشد.

11 - تنظيم و ثبت اسناد دين ، بايد به املاى مديون باشد .

و ليملل الّذى عليه الحقّ

28- سنگسار

1- تاريخ سنگسار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 46 - 8

8- مجازات روى گردانى از بت پرستى در عصر آزر سنگسار كردن بود .

لئن لم تنته لأرجمنّك

آزر به دو صورت ابراهيم(ع) را تحت فشار قرار داد 1- تهديد به سنگساركردن 2- راندن و طرد او از خانمان; از اين دو، آنچه كه جنبه اجتماعى دارد همان سنگساركردن است، زيرا چنين كارى با تصميم فردى و بدون پايگاه و پشتوانه قانونى، قاعدتاً قابل اجرا نيست، برخلاف طرد از خانواده كه امرى فردى و داخلى است. بنابراين مى توان گفت كه مجازات رجم براى كسانى كه عليه بت ها اقدامى انجام دهند در آن زمان وجود داشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 116 - 3

3 - سنگسار كردن مخالفان ، شيوه اى رايج در جامعه عصر نوح

لتكوننّ من المرجومين

تعبير «من المرجومين» به جاى «لنرجنّك» مى رساند كه قبل از نوح(ع) اشخاص ديگرى نيز سنگسار شده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 18 - 7

7 - وجود مجازات سنگسار و شكنجه ، در عصر مردم انطاكيه

لنرجمنّكم و ليمسّنّكم منّا عذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 20 - 7

7 - شيوه فرعونيان ، سنگسار كردن مخالفان عقيدتى و سياسى خود بوده است . *

و إنّى عذت بربّى و ربّكم أن ترجمون

از جمله معانى «رجم»، سنگسار كردن است. اين كه موسى(ع) مسأله «رجم» را به ميان كشيده، يا از آن جهت است كه زمزمه آن ميان فرعونيان آغاز شده بود و يا اين كه در قوانين عمومى آنان، چنين رايج بوده است. برداشت بالا بنابر احتمال دوم است.

2- تهديد به سنگسار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 18 - 6

6 - مردم انطاكيه ، پيامبران شان را در صورت دنبال كردن رسالت خود ، به سنگسار شدن و شكنجه دردناك تهديد كردند .

لئن لم تنتهوا لنرجمنّكم و ليمسّنّكم منّا عذاب أليم

3- زمينه سنگسار موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 20 - 6

6- فرعونيان ، در صدد سنگسار كردن موسى ( ع ) پس از شنيدن پيام هاى او

و إنّى عذت . .. أن ترجمون

برداشت بالا بنابراين نكته است كه مراد از «ترجمون» سنگسار كردن باشد; نه تهمت زدن.

4- سنگسار ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 46 - 3،4

3- آزر ، ابراهيم ( ع ) را - در صورت دست نكشيدن از بت ستيزى - به سنگساركردن تهديد كرد .

لئن لم تنته لأرجمنّك

«رجم» كه در اصل به معناى كشتن به وسيله سنگسار بوده است، به هريك از انواع كشتن نيز اطلاق مى گردد. اين لغت، به معناى ناسزا گفتن نيز آمده است (لسان العرب). در آيه، همه اين معانى محتمل است و برداشت يادشده براساس اصل معناى آن است.

4- آزر ، با سوگند بر سنگساركردن ابراهيم ( ع ) ، در صورت ادامه مبارزه با بت پرستى ، او را براى مدتى طولانى از خانه اش بيرون كرد .

واهجرنى مليًّا

«مليّاً» به معناى مدت طولانى است (لسان العرب).

5- سنگسار در اهل انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 18 - 7

7 - وجود مجازات سنگسار و شكنجه ، در عصر مردم انطاكيه

لنرجمنّكم و ليمسّنّكم منّا عذاب أليم

6- سنگسار در دوران ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 46 - 8

8- مجازات روى گردانى از بت پرستى در عصر آزر سنگسار كردن بود .

لئن لم تنته لأرجمنّك

آزر به دو صورت ابراهيم(ع) را تحت فشار قرار داد 1- تهديد به سنگساركردن 2- راندن و طرد او از خانمان; از اين دو، آنچه كه جنبه اجتماعى دارد همان سنگساركردن است، زيرا چنين كارى با تصميم فردى و بدون پايگاه و پشتوانه قانونى، قاعدتاً قابل اجرا نيست، برخلاف طرد از خانواده كه امرى فردى و داخلى است. بنابراين مى توان گفت كه مجازات رجم براى كسانى كه عليه بت ها اقدامى انجام دهند در آن زمان وجود داشته است.

7- سنگسار در دوران اصحاب كهف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 20 - 2

2- كيفر روى گردانى از آيين شرك در عصر اصحاب كهف ، سنگ سار شدن بود .

إنّهم إن يظهروا عليكم يرجموكم

از جمله معانى ذكر شده براى «رجم» سنگ سار كردن است.

8- سنگسار در دوران فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 20 - 7

7 - شيوه فرعونيان ، سنگسار كردن مخالفان عقيدتى و سياسى خود بوده است . *

و إنّى عذت بربّى و ربّكم أن ترجمون

از جمله معانى «رجم»، سنگسار كردن است. اين كه موسى(ع) مسأله «رجم» را به ميان كشيده، يا از آن جهت است كه زمزمه آن ميان فرعونيان آغاز شده بود و يا اين كه در قوانين عمومى آنان، چنين رايج بوده است. برداشت بالا بنابر احتمال دوم است.

9- سنگسار در دوران نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 116 - 3

3 - سنگسار كردن مخالفان ، شيوه اى رايج در جامعه عصر نوح

لتكوننّ من المرجومين

تعبير «من المرجومين» به جاى «لنرجنّك» مى رساند كه قبل از نوح(ع) اشخاص ديگرى نيز سنگسار شده اند.

10- سنگسار زناكار محصنه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 43 - 12

12 - سنگسار كردن ، مجازات زناى محصنه در تورات

و عندهم التورية فيها حكم اللّه

در شأن نزول اين آيات آمده است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در زناى محصنه زن و مردى يهودى به سنگسار كردن آنان حكم فرمود و از «ابن صوريا»، كه داناترين مردم به تورات بود، بر وجود اين حكم در تورات اعتراف گرفت. (مجمع البيان)

11- سنگسار مخالفان فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 20 - 7

7 - شيوه فرعونيان ، سنگسار كردن مخالفان عقيدتى و سياسى خود بوده است . *

و إنّى عذت بربّى و ربّكم أن ترجمون

از جمله معانى «رجم»، سنگسار كردن است. اين كه موسى(ع) مسأله «رجم» را به ميان كشيده، يا از آن جهت است كه زمزمه آن ميان فرعونيان آغاز شده بود و يا اين كه در قوانين عمومى آنان، چنين رايج بوده است. برداشت بالا بنابر احتمال دوم است.

12- سنگسار نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 116 - 1

1 - تهديد جدى نوح ( ع ) از سوى اشراف و رفاه طلبان قومش ، مبنى بر سنگسار شدن در صورت دست برنداشتن از تبليغ

قالوا لئن لم تنته ينوح لتكوننّ من المرجومين

13- شعيب(ع) و سنگسار شدن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 91 - 6

6- شعيب ( ع ) ، در ديدگاه مردم مدين مستحق كيفر و مجازات و سنگسار شدن بود .

و لولا رهطك لرجمنك

14- موانع سنگسار شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 91 - 10

10- عزت و احترام قبيله شعيب در نزد مردم مدين ، مانع آنان از كيفر دادن و سنگسار كردن آن حضرت

و لولا رهطك لرجمنك

از آن جا كه مردم مدين تصريح مى كنند كه شعيب(ع) در ميان آنان ضعيف است، معلوم مى شود مقصود آنان از «لولا رهطك» اين معنا نيست كه آنان توان مقابله با خاندان او را ندارند; بلكه - به قرينه «ما أنت علينا بعزيز» و «أرهطى أعز. ..» در آيه بعد - مراد از «لولا رهطك»، «لولا عزة قومك و كرامتهم عندنا ...» است.

29- سنگ

1- استسقاى موسى(ع) از سنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 160 - 9،10،11،12

9 - موسى ( ع ) از جانب خداوند فرمان يافت تا براى دستيابى به آب عصاى خويش را به سنگ زند .

و أوحينا إلى موسى . .. أن اضرب بعصاك الحجر

«ال» در «الحجر» هم مى تواند تعريف جنس باشد، كه در اين صورت مراد از «الحجر»، سنگ در مقابل اشياى ديگر است، و هم مى تواند «ال» براى عهد حضورى و يا ذهنى باشد، كه در اين صورت مراد از «الحجر» سنگى مخصوص بوده است.

10 - موسى ( ع ) در پى فرمان الهى بدون هيچ تأخير عصاى خويش را براى به دست آوردن آب بر سنگ زد .

أن اضرب بعصاك الحجر فانبجست منه اثنتا عشرة عينا

حرف «فاء» در «فانبجست» فاء فصيحه است ; يعنى بيانگر معطوفٌ عليه مقدر مى باشد. آن معطوفٌ عليه مقدر به قرينه فراز قبل، «فضرب بعصاه الحجر» است. گويا حذف اين جمله براى رساندن اين معناست كه فرمان الهى (اضرب) همان و زدن همان.

11 - فرمان خدا به موسى ( زدن عصا بر سنگ براى تهيه آب ) فرمانى اعلام شده به او از طريق وحى

و أوحينا إلى موسى . .. أن اضرب بعصاك الحجر

12 - جوشش دوازده چشمه آب از سنگ در پى فرود آمدن عصاى موسى بر آن

أن اضرب بعصاك الحجر فانبجست منه اثنتا عشرة عينا

«انبجاس» مصدر «انبجست» به معناى جوشيدن و فوران زدن است.

2- بارش باران سنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 84 - 1

1 - خداوند با فرو ريختن بارانى بى نظير ( بارشى از سنگ ) بر سر قوم لوط ، آنان را به هلاكت رساند .

و أمطرنا عليهم مطراً

«مَطَر» مفعول به براى «أمطرنا» است و نكره آمدنش حكايت از آن دارد كه بارشى عجيب و بى نظير بوده است و با توجه به آيه 82 از سوره هود (و أمطرنا عليها حجارة . .. ) معلوم مى شود كه عذاب قوم لوط سنگباران بوده است.

3- بارش سنگ بر سرزمين قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 40 - 3

3 - شهر قوم لوط ، به وسيله بارانى از سنگ گل ، به ويرانه اى تبديل شد .

و لقد أتوا على القرية التى أُمطرت مطر السوء

آنچه به صورت باران بر قوم لوط باريد - به قرينه آيات ديگر از جمله آيه 82 سوره «هود» (و أمطرنا عليها حجارة من سجيل منضود) - سنگ گل و كلوخ بود.

4- بارش سنگ بر ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 83 - 7

7- جوامع ستمگر ، در معرض گرفتار شدن به كيفر هاى دنيوى و در خطر هدف قرار گرفتن سنگ هاى عذاب

و ما هى من الظلمين ببعيد

«هى» مى تواند به قريه يا قريه هايى كه از سياق كلام برمى آيد، باز گردد و مى تواند به «حجارة» در آيه قبل ارجاع شود. معناى جمله «و ما هى ...» بنابر احتمال دوم چنين است: آن سنگهاى كذايى دور از ستمگران نيست; يعنى، ستمگران در معرض چنين عذابهايى اند و آن گونه سنگها براى آنان مهياست.

5- بارش سنگ بر قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 82 - 6

6- زير و زبر كردن ديار قوم لوط و بارش سنگ بر آنان ، عذابى برخاسته از امر خداوند

فلما جاء أمرنا جعلنا عليها سافلها و أمطرنا عليها حجارة

مراد از «أمرنا» عذاب الهى است. تعبير كردن از «عذاب» به «أمر» براى رساندن اين معناست كه: عذاب نازل شده ، برخاسته از امر و فرمان خداوند بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 74 - 2،4

2- قوم لوط ، هم زمان با زير و رو شدن شهرشان ، دچار بارش كلوخهايى از سنگ و گِل ( سجّيل ) شدند .

فجعلنا عليها سافلها و أمطرنا عليهم حجارة من سجّيل

«سجيل» در لغت به معناى شيئى است كه از سنگ و گِل مخلوط باشد و برخى از اهل لغت آن را «لفظى فارسى» و معرب «سنگ گِل» دانسته اند.

4- يكايك افراد قوم لوط ، هدف كلوخهايى از سنگ و گِل شدند .

و أمطرنا عليهم حجارة من سجّيل

برداشت فوق از تعبير «أمطرنا» استفاده گرديده است; يعنى، همان گونه كه قطره هاى باران از آسمان به صورت پياپى و با فاصله كوتاه در نقاط مختلف فرو مى ريزد، فرود «سجّيل» هم به همين ترتيب فراگير تمامى نقاط شهر شده و همه افراد را دربرگرفت.

6- تاريخ سنگ تراشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 82 - 3

3- وجود صنعت خانه سازى و سنگ تراشى در ميان مردم حجر ( قوم ثمود )

و كانوا ينحتون من الجبال بيوتًا ءامنين

7- تبديل بدن به سنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 50 - 4،5

4- خداوند ، قادر بر زنده ساختن مجدد انسان ها ، حتى اگر به سنگ و آهن مبدل شوند .

قل كونوا حجارة أو حديدًا

5- امكان تبديل شدن جسم انسان پس از مرگ به سنگ و آهن يا جسم سخت تر از آن *

قل كونوا حجارة أو حديدًا

با اين احتمال كه «كونوا حجارة. ..» تحدى نباشد; بلكه بيانگر فرض محتمل و ممكن باشد، برداشت فوق استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 51 - 1

1- تبديل انسان به سخت ترين اجسام و ماده بسيار دور از حيات ، پس از مرگ ، مانع رستاخيز و حيات دوباره او نيست .

قل كونوا حجارة أو حديدًا. أو خلقًا ممّا يكبر فى صدوركم

8- تهديد به بارش سنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 83 - 6

6- خداوند ، مشركان و كافران به پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به كيفر هاى دنيوى و فرو ريختن سنگ هاى عذاب تهديد كرد .

و ما هى من الظلمين ببعيد

واقع شدن جمله «و ما هى . ..» پس از مخاطب قرار دادن پيامبر(صلی الله علیه و آله) (عند ربك) مى تواند قرينه بر اين باشد كه: از مصداقهاى مورد نظر براى «الظالمين» مشركان و كافران عصر بعثت است.

9- جوشش آب از سنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 60 - 6،8،15

6 - در پى فرود آمدن عصاى موسى بر سنگ ، دوازده چشمه آب از آن جوشش كرد .

فانفجرت منه اثنتا عشرة عيناً

8 - هر يك از دوازده چشمه جوشيده از سنگ ، مخصوص طايفه اى از طوايف بنى اسرائيل بود .

قد علم كل أناس مشربهم

«مشرب» به آب آشاميدنى و نيز به جايگاهى كه از آن آب بر مى دارند گفته مى شود و مقصود از آن در آيه، چشمه هاى جوشيده از سنگ است.

15 - داستان استسقاى موسى ( ع ) و جوشيدن چشمه هاى آب از سنگ ، داستانى آموزنده و خاطره اى شايسته و بايسته به ياد داشتن

و إذاستسقى موسى لقومه . .. قد علم كل أناس مشربهم

عبارت «إذاستسقى» عطف بر «نعمتى» در آيه 47 است; يعنى: «أذكروا إذاستسقى موسى لقومه».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 74 - 5،6

5 - بيرون زدن و جارى شدن نهر هاى آب از برخى صخره ها ، شاهدى بر سختى قلب هاى سخت تر از سنگ بنى اسرائيل

أو أشد قسوة و إن من الحجارة لما يتفجر منه الأنهر

«تفجّر» (مصدر يتفجر) به معناى بيرون آمدن و جارى شدن است (اقتباس از مجمع البيان). جمله «إن من الحجارة» به منزله دليل براى «أشد قسوة» مى باشد. «لما» مركب از لام تأكيد و «ما»ى موصوله است و مراد از آن، سنگ مى باشد. بنابراين «إن من الحجارة لما ...»; يعنى، برخى از سنگها همانا سنگى است كه ... .

6 - شكاف برداشتن برخى سنگ ها و بيرون آمدن آب از آن ، نشانه سخت تر بودن قلب هاى بنى اسرائيل از سنگها

و إن منها لما يشقق فيخرج منه الماء

«تَشَقُق» (مصدر يشقق = يتشقق) به معناى شكاف برداشتن است. برخى از اهل لغت برآنند كه «شق» به شكاف ريز كه به روشنى معلوم نباشد، گفته مى شود.

10- سقوط سنگ از آسمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 44 - 1

1 - ناباورى كفرپيشگان به حقانيت وعده هاى الهى ، حتى با مشاهده نمود هاى عينى عذاب و سقوط سنگى از آسمان بر آنان

و إن يروا كسفًا . .. يقولوا سحاب مركوم

11- سقوط سنگ ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 74 - 7

7 - سقوط سنگ ها بر اثر هراس و خشيت از خدا ، نشانه افزونتر بودن سختى دل هاى بنى اسرائيل از پاره سنگهاست .

و إن منها لما يهبط من خشية اللّه

«من» در «من خشية اللّه» تعليليه است. «هبوط» (مصدر يهبط) به معناى افتادن و سقوط كردن است. بنابراين جمله «إن منها ...»; يعنى، برخى سنگها همانا سنگى است كه به علت ترس از خدا سقوط مى كند.

12- سقوط شهاب سنگ ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 1 - 4

4 - سوگند خداوند به شهاب سنگ ها ، هنگامى كه سقوط مى كنند . *

و النجم إذا هوى

برخى از مفسران «نجم» را - به قرينه «إذا هوى» (آن گاه كه سقوط كند) - به معناى شهاب گرفته اند.

13- سنگ تراشى قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 82 - 3

3- وجود صنعت خانه سازى و سنگ تراشى در ميان مردم حجر ( قوم ثمود )

و كانوا ينحتون من الجبال بيوتًا ءامنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 149 - 1

1 - ثموديان ، استاد در ساختن خانه در دل كوه با تراشيدن ماهرانه سنگ ها

و تنحتون من الجبال بيوتًا فرهين

«نَحْت» (مصدر «تنحتون») به معناى تراشيدن و«فراهة» (مصدر «فارهين») به معناى مهارت و استادى است; يعنى، و با مهارت براى خود خانه هايى از كوه ها مى تراشيد؟

14- سنگ هاى نازله از بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 60 - 23

23 - از امام باقر ( ع ) روايت شده كه فرمود : « نزلت ثلاثة احجار من الجنة . . . و حجر بنى اسرائيل . . . ;

سه سنگ از بهشت نازل گشته . .. يكى از آنها سنگى بود كه در ميان بنى اسرائيل بود ]و به هنگام نياز از آن آب بر مى گرفتند[ ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 125 - 27

27 - از امام باقر ( ع ) روايت شده : « نزلت ثلاثة أحجار من الجنة . . . و مقام إبراهيم . . . ;

سه سنگ از بهشت فرود آمده . .. و از جمله آنها مقام ابراهيم است ... ».

15- شكافتن سنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 74 - 6

6 - شكاف برداشتن برخى سنگ ها و بيرون آمدن آب از آن ، نشانه سخت تر بودن قلب هاى بنى اسرائيل از سنگها

و إن منها لما يشقق فيخرج منه الماء

«تَشَقُق» (مصدر يشقق = يتشقق) به معناى شكاف برداشتن است. برخى از اهل لغت برآنند كه «شق» به شكاف ريز كه به روشنى معلوم نباشد، گفته مى شود.

16- نقش شهاب سنگ ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 8 - 4

4 - نگهبانان و شهاب ها ، از هنگام نزول آيات قرآن ، مانع استراق سمع جن از آسمان شدند .

و أنّا لمسنا السماء فوجدنها ملئت حرسًا شديدًا و شهبًا

آيه بعد (فمن يستمع الآن يجد له شهاباً رصداً)، قرينه است بر اين كه جنيان از استراق سمع از آسمان، از وقت نزول قرآن و استماع آن، منع شده بودند.

سنگ تراشى

17- تاريخ سنگ تراشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 82 - 3

3- وجود صنعت خانه سازى و سنگ تراشى در ميان مردم حجر ( قوم ثمود )

و كانوا ينحتون من الجبال بيوتًا ءامنين

18- سنگ تراشى قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 82 - 3

3- وجود صنعت خانه سازى و سنگ تراشى در ميان مردم حجر ( قوم ثمود )

و كانوا ينحتون من الجبال بيوتًا ءامنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 149 - 1

1 - ثموديان ، استاد در ساختن خانه در دل كوه با تراشيدن ماهرانه سنگ ها

و تنحتون من الجبال بيوتًا فرهين

«نَحْت» (مصدر «تنحتون») به معناى تراشيدن و«فراهة» (مصدر «فارهين») به معناى مهارت و استادى است; يعنى، و با مهارت براى خود خانه هايى از كوه ها مى تراشيد؟

سنگباران

19- درخواست سنگباران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 32 - 1

1 - كافران مكه از خداوند خواستند چنانچه قرآن حقيقتى از جانب اوست ، آنان را سنگباران كند و يا عذاب دردناك ديگرى بر آنان فروفرستد .

و إذ قالوا . .. فأمطر علينا حجارة

سنگدلان

20- سرنوشت شوم سنگدلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 22 - 12

12 - سنگدلان غافل از خدا ، دچار سرنوشتى دردآور

فويل للقسية قلوبهم من ذكر اللّه

واژه «ويل» براى تفجيع و تحسّر است و در جايى به كار مى رود كه حادثه دردآورى پيش آمده و يا در شرف وقوع باشد.

21- غفلت سنگدلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 22 - 12

12 - سنگدلان غافل از خدا ، دچار سرنوشتى دردآور

فويل للقسية قلوبهم من ذكر اللّه

واژه «ويل» براى تفجيع و تحسّر است و در جايى به كار مى رود كه حادثه دردآورى پيش آمده و يا در شرف وقوع باشد.

22- گمراهى سنگدلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 22 - 16

16 - كسانى كه قلبشان دچار قساوت بوده و دلشان سخت مى باشد ، در گمراهى شديد و آشكارى به سر مى برند .

فويل للقسية قلوبهم من ذكر اللّه أُولئك فى ضلل مبين

آشكار بودن ضلالت سنگدلان، مى تواند به خاطر شديد و بسيار بودن آن باشد; به گونه اى كه اين حقيقت براى همگان محرز و انكارناپذير است.

23- محروميت سنگدلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 23 - 19

19 - سنگدلان غافل از خدا ، محروم از هدايت اند .

فويل للقسية قلوبهم من ذكر اللّه . .. و من يضلل اللّه فما له من هاد

مقصود از «من يضلل اللّه. ..» همان سنگدلان از خدا غافل هستند كه در آيه قبل، از آن سخن به ميان آمد (فويل للقاسية قلوبهم من ذكر اللّه...).

30- سوء استفاده

1- آثار سوء استفاده از جادو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 40

40 - كسانى كه علم سحر را براى سوء استفاده و ضرر رسانى فراگيرند ، از مواهب آخرت محروم خواهند شد .

و لقد علموا لمن اشتريه ماله فى الأخرة من خلق

ضمير مفعولى در «اشتراه» به «ما يضرهم و لاينفعهم» - كه مراد آن سحرهاى زيان آور است - بر مى گردد.

2- زمينه سوء استفاده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 1 - 9

9 - انفال و غنايم جنگى ، زمينه لغزش و ابتلاى مردم به سوء استفاده و بى تقوايى است .

قل الأنفال للّه و الرسول فاتقوا اللّه

هشدار خداوند با امر به تقوا پس از بيان حكم انفال، حاكى از برداشت فوق است.

3- زمينه سوء استفاده ديگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 25 - 10،11

10- كسانى كه قرآن را اسطوره مى خواندند ، با استفاده از جهل مردم ، آنان را به قرآن بدبين كرده و گمراهشان مى ساختند .

قالوا أسطر الأولين . ليحملوا ... و من أوزار الذين يضلّونهم بغير علم

اين برداشت بر اين اساس است كه «بغير علم» حال براى ضمير مفعولى «يضلّونهم» باشد.

11- جهل و نادانى ، زمينه و بسترى مناسب براى سوء استفاده ديگران

يضلّونهم بغير علم

4- سوء استفاده از ارزش ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 62 - 3

3 - سوء استفاده منافقان از باور ها و اعتقادات مؤمنان و ارزش هاى مكتب اسلام

يحلفون باللّه لكم ليرضوكم

سوگند منافقان به خدا (يحلفون باللّه) - كه در نزد مؤمنان داراى ارزش ويژه اى است - مفيد برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 74 - 2

2 - سوء استفاده منافقان از ارزش هاى مكتبى و باور هاى جامعه اسلامى

يحلفون باللّه ما قالوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 95 - 3

3 - سوء استفاده منافقان از ارزش هاى معنوى ، به منظور پنهان كردن كردار زشت خويش

سيحلفون باللّه لكم إذا انقلبتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 107 - 12

12 - سوء استفاده منافقان از ارزش ها و مقدسات مؤمنان در جهت اهداف خائنانه خويش

اتخذوا مسجداً . .. و ليحلفن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 94 - 3

3- وسيله قرار دادن ارزش ها در راه دستيابى به اهداف ناشايست ، ممنوع است .

و لاتتخذوا أيمنكم دخلاً بينكم

برداشت فوق، با الغاى خصوصيت از «أيمان» و تعميم آن به همه ارزشها و مقدسات است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 95 - 5

5- انسان ، در معرض خطر دستاويز قرار دادن ارزش هاى معنوى براى دستيابى به ماديات

و لاتشتروا بعهد الله ثمنًا قليلاً

5- سوء استفاده از تقيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 29 - 5

5 - توجه به علم الهى نسبت به آشكار و نهان و قدرت مطلق او ، مانع سوء استفاده از تقيه

الاّ ان تتقوا منهم تقية . .. قل ... و اللّه على كل شىء قدير

6- سوء استفاده از تكليف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 3 - 44

44 - ممنوعيت سوء استفاده از تسهيلات حالت اضطرار

فمن اضطر فى مخمصة غير متجانف لاثم فإنّ اللّه غفور رحيم

7- سوء استفاده از جادو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 19،20

19 - هاروت و ماروت ، پيش از تعليم سحر به مردم ، ايشان را از به كارگيرى نا به جاى آن و سوء استفاده از آن ، بر حذر مى داشتند .

و ما يعلمان من أحد حتى يقولا إنما نحن فتنة فلاتكفر

20 - به كارگيرى سحر و سوء استفاده از آن آدمى را به ورطه كفر مى كشاند .

إنما نحن فتنة فلاتكفر

8- سوء استفاده از دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 231 - 11

11 - سوءاستفاده از مقررات دين ، استهزاى دين و آيات الهى است .

و لا تمسكوهنّ ضراراً . .. و لا تتخذوا ايات اللّه هُزُواً

تمسّك به قانون حق رجوع - كه به مصلحت انسانها وضع شده -، براى اضرار به همسران، استهزاى آيات و مقررات الهى قلمداد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 7 - 9،11،39

9 - امكان دستاويز قرار دادن حق در جهت باطل

فيتّبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنة

11 - افراد منحرف ( كج انديش ) ، دنبال كننده آيات متشابه ، به منظور ايجاد فتنه

فامّا الّذين فى قلوبهم زيغ فيتَّبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنة

39 - گسترش كفر ، هدف كج انديشان از تمسك به آيات متشابه و دنبال كردن آن

فامّا الّذين فى قلوبهم زيغ فيتّبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنة

امام صادق(ع): المراد بالفتنة هاهنا الكفر.


مجمع البيان، ج 2، ص 700 ; نورالثقلين، ج 1، ص 313، ح 17.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 78 - 2،6،8

2 - به كار بستن فرهنگ و زبان دين ، ابزارى براى تحريف آن

و انّ منهم لفريقاً يلون السنتهم بالكتاب

6 - برخى از اهل كتاب ( عالمان آنان ) ، براى فريب مردم ، دست نوشته خود را همانند كتاب خدا تلاوت مى كردند .

و انّ منهم لفريقاً يلون السنتهم بالكتاب لتحسبوه من الكتاب

8 - برخى اهل كتاب ( عالمان آنان ) نوشته هاى خود را به عنوان كتاب خدا به مردم ارائه مى دادند .

و يقولون هو من عند اللّه و ما هو من عند اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 79 - 8،17

8 - پيامبران ، هيچگاه از مقام خود و دين خدا ، سوء استفاده نكردند .

ما كان لبشر . .. ثم يقول للناس كونوا عباداً لى من دون اللّه

17 - ممنوعيّت سوء استفاده از مقام و مناصب دينى ، براى دعوت مردم به خود

ما كان لبشر ان يؤتيه اللّه الكتاب . .. ثم يقول للناس كونوا عباداً لى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 119 - 14

14 - سوء استفاده دشمنان دين از شعائر دينى ، براى اغفال مؤمنان

ها انتم اولاء تحبونكم و لا يحبونكم . .. و اذا لقوكم قالوا امنا

بنابر اينكه محبت مؤمنان به كافران، معلول تظاهر آنان به ايمان (امنا) باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 183 - 5

5 - مبارزات يهود عليه اسلام و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به نام دين و ديندارى

انّ اللّه عهد الينا الّا نؤمن لرسول حتّى ياتينا بقربان

چون يهود مدعى بودند با ايمان نياوردن به پيامبر (صلی الله علیه و آله)، به عهد الهى وفادار بوده و از دستورات خداوند پيروى كرده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 74 - 2

2 - سوء استفاده منافقان از ارزش هاى مكتبى و باور هاى جامعه اسلامى

يحلفون باللّه ما قالوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 96 - 4

4 - سوء استفاده از دين و تعاليم آسمانى ، براى گمراه ساختن بنى اسرائيل و ترويج گوساله پرستى در بين آنان ، از جمله اعترافات سامرى در نزد موسى ( ع )

فنبذتها

«نبذ» در «نبذتها»، ممكن است در معناى حقيقى آن; يعنى، دورافكندن آثار رسالت به كار رفته باشد و نيز ممكن است مجاز و به معناى سوء استفاده از تعاليم رسولان الهى باشد. براساس معناى دوم، سامرى اعتراف مى كند كه با استفاده نابه جا از آموخته هاى خويش، آن را ضايع ساخته و نابود كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 14 - 7

7 - استفاده ابزارى از دين عليه ديانت حق ، از ترفند هاى منافقان است .

ألم تر إلى الذين تولّوا قومًا غضب اللّه عليهم

برقرارى روابط دوستانه با پيروان دين يهود از سوى منافقان، بى ترديد براى ضربه زدن به دين اسلام و پيروان آن بوده است. بنابراين منافقان با اظهار علاقه به دين يهود، درصدد نفى دين حق و اصل ديندارى بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 16 - 2

2 - استفاده ابزارى از ارزش هاى دينى عليه دين ، از شيوه هاى منافقان

اتّخذوا أيمنهم جنّة

برداشت ياد شده به اين خاطر است كه منافقان از سوگند - كه در ميان همه پيروان اديان از ارزش ها به شمار مى رود - در جهت سد كردن پيشرفت اسلام، بهره مى گرفتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 23 - 4

4 - دفاع از عقايد مذهبى و شرك آميز مردم ، از حيله ها و نيرنگ هاى صاحبان زر و زور ، براى مبارزه با دعوت توحيدى نوح ( ع )

و قالوا لاتذرنّ ءالهتكم و لاتذرنّ ودًّا . .. و نسرًا

9- سوء استفاده از رحمت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 75 - 6

6 - سوء استفاده كافران ، از لطف و رحمت الهى در برطرف كردن گرفتارى هاى ايشان

و لو رحمنهم . .. للجّوا فى طغينهم يعمهون

10- سوء استفاده از ضعف مردم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 76 - 16

16 - سوء استفاده عالمان يهود ، از ضعف بينش هاى دينى و اعتقادى مردم خويش

أتحدثونهم بما فتح اللّه عليكم ليحاجوكم به عند ربكم

11- سوء استفاده از عقيده قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 23 - 3

3 - سوء استفاده صاحبان زر و زور و تزوير ، از عقايد مذهبى مردم در عصر حضرت نوح ( ع )

و قالوا لاتذرنّ ءالهتكم و لاتذرنّ ودًّا . .. و نسرًا

توصيه مؤكد صاحبان زر و زور به مردمِ عادى، درباره حفظ عقايد مذهبى خود - با آن كه خود آنان جز به مال و منال خويش نمى انديشند - بيانگر حقيقت ياد شده است.

12- سوء استفاده از علم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 44 - 11

11 - سوء استفاده علماى يهود و دانشمندان اهل كتاب از علم و مقام خويش براى گمراهى مسلمانان

الم تر الى الذين . .. ان تضلوا السبيل

13- سوء استفاده از علما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 113 - 4،5

4 - فرعون در تلاش براى بهره گيرى از عالمان عصر خويش در مبارزه با موسى ( ع )

و جاء السحرة فرعون

5 - بهره گيرى حكومت هاى باطل از عالمان ، براى مقابله با حق

و جاء السحرة فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 114 - 3

3 - تجليل حاكمان ستمگر از عالمان ستيزه جو با حق تا حد مقرب ساختن آنان به درگاه خويش

قال نعم و إنكم لمن المقربين

14- سوء استفاده از علوم غريبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 21

21 - تعليم دهندگان علوم غريبه ، بايد ضرر هاى آن علوم را به متعلمان گوشزد كرده و آنان را از سوء استفاده بر حذر دارند .

و ما يعلمان من أحد حتى يقولا إنما نحن فتنة فلاتكفر

15- سوء استفاده از عهد با خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 95 - 1

1- سوداگرى با عهد و پيمان الهى و زير پا نهادن آن در برابر بهاى ناچيز دنيوى ، ممنوع و گناهى نابخشودنى است .

و لاتتخذوا أيمنكم دخلاً . .. و لكم عذاب عظيم . و لاتشتروا بعهد الله ثمنًا قليلا

ممنوعيت سوداگرى با عهد و پيمان الهى، از نهى «لاتشتروا» و بزرگ بودن گناه آن، از ذيل آيه قبل (و لكم عذاب عظيم) - كه به عذاب بزرگ تهديد شدند - استفاده مى شود.

16- سوء استفاده از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 7 - 13

13 - سوء استفاده منحرفين از قرآن ، در جهت ايجاد فتنه

فامّا الّذين فى قلوبهم زيغ فيتَّبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنة

17- سوء استفاده از كمبود ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 47 - 5

5 - سوء استفاده از كمبود ها ، كاستى ها و ناهماهنگى هاى جنگ ، شيوه منافقان بى ايمان سست باور

و لأوضعوا خللكم يبغونكم الفتنة

18- سوء استفاده از مقدسات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 204 - 9،10

9 - قَسَم و شاهد گرفتن خداوند ، دستاويز منافقان براى اثبات اظهاراتِ خود

و يُشهد اللّهَ على ما فى قلبه

10 - بهره گيرى منافقان از باور ها و مقدّسات مؤمنان ، براى رسيدن به اغراض خويش

و يُشهد اللّهَ على ما فى قلبه

قسم به خداوند كه از مقدّسات مسلمين است، دستاويز برخى از مردم براى قبولاندن عقايد بى پايه خويش.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 62 - 8

8 - سوء استفاده منافقان از مقدّسات

يحلفون باللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 148 - 15

15 - توجه به علم و آگاهى خداوند ، مانع سوء استفاده انسان ، از خصلت هاى الهى به مظلومان در بدگويى ظالمان

لايحب اللّه الجهر بالسوء من القول إلاّ من ظلم و كان اللّه سميعاً عليماً

جمله «كان اللّه . ..»، مى تواند هشدارى به مظلومان باشد كه مبادا از حكم الهى سوء استفاده كنند و در بدگويى و غيبت ظالم از حد تجاوز نمايند و يا هشدار به كسانى باشد كه مظلوم نيستند و به بهانه اين كه مظلومند، عليه بى گناهى افشاگرى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 21 - 3

3 - سوگند دروغ، شيوه اى شيطانى در فريب دادن ديگران

و قاسمهما إنى لكما لمن النصحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 169 - 8

8 - يهوديان دنياگرا به بهانه مغفرتى تضمين شده از جانب خدا ، از فرمان هاى وى سرپيچى مى كردند و مرتكب گناه مى شدند .

يأخذون عرض هذا الأدنى و يقولون سيغفر لنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 107 - 12

12 - سوء استفاده منافقان از ارزش ها و مقدسات مؤمنان در جهت اهداف خائنانه خويش

اتخذوا مسجداً . .. و ليحلفن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 2 - 2

2 - استفاده ابزارى از ارزش ها و مقدسات ، شيوه منافقان است .

اتّخذوا أيمنهم جنّة

19- سوء استفاده از موقعيّت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 44 - 11

11 - سوء استفاده علماى يهود و دانشمندان اهل كتاب از علم و مقام خويش براى گمراهى مسلمانان

الم تر الى الذين . .. ان تضلوا السبيل

20- سوء استفاده از مهربانى محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 61 - 4

4 - سوء استفاده منافقان از عطوفت و سعه صدر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( گوش فرادادن آن حضرت به سخنان مردم )

الذين يؤذون النبى و يقولون هو أذن

21- سوء استفاده از هنر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 14

14 - شياطين انس و جن از هنر و تبليغات فريبنده براى فريب دادن مردم و مبارزه با انبيا بهره مى برند.

يوحى بعضهم إلى بعض زخرف القول غرورا

«زخرف القول» به كلام آراسته شده مى گويند كه از مصاديق هنر است و مى توان گفت كه اين مورد به عنوان نمونه ذكر

شده است. گفتنى است «غرورا» در برداشت فوق مفعول له واقع شده است.

22- سوء استفاده اشراف فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 88 - 5

5 - فرعون و اطرافيانش ، از ثروت و امكانات عظيم اقتصادى خود در جهت مبارزه با دين خدا و گمراه كردن مردم ، استفاده مى كردند .

إنك ءاتيت فرعون و ملأه زينة و أمولا فى الحيوة الدنيا ربنا ليضلوا عن سبيلك

23- سوء استفاده اغواگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 33 - 19،20

19 - رحمانيت خدا ، مورد سوء استفاده اغواكنندگان ، در غافل ساختن انسان از قيامت و كيفر اَعمال است .

و لايغرّنّكم باللّه الغرور

«باء» در «باللّه» سببى است و مراد از آن، اين است كه شيطان و يا هر موجود فريبنده اى، به وسيله ذكر خدا و برخى از اوصاف او، همانند رحمانيت و يا غفاريت، چه بسا انسان را مغرور كند.

20 - ممكن است كه عوامل وسوسه كننده ، از ارزش هاى معنوى ، براى رسيدن به اهداف خويش ، استفاده كنند .

و لايغرّنّكم باللّه الغرور

24- سوء استفاده ثروتمندان قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 23 - 3

3 - سوء استفاده صاحبان زر و زور و تزوير ، از عقايد مذهبى مردم در عصر حضرت نوح ( ع )

و قالوا لاتذرنّ ءالهتكم و لاتذرنّ ودًّا . .. و نسرًا

توصيه مؤكد صاحبان زر و زور به مردمِ عادى، درباره حفظ عقايد مذهبى خود - با آن كه خود آنان جز به مال و منال خويش نمى انديشند - بيانگر حقيقت ياد شده است.

25- سوء استفاده دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 104 - 4

4 - ضرورت پرهيز از گفتار و اعمالى كه سوء استفاده دشمنان را درپى داشته باشد .

لاتقولوا رعنا و قولوا انظرنا

26- سوء استفاده شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 21 - 4

4 - سوء استفاده شيطان از خصيصه كمال طلبى و منفعت جويى انسان براى گمراه سازى ايشان

و قاسمهما إنى لكما لمن النصحين

27- سوء استفاده علماى يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 76 - 16

16 - سوء استفاده عالمان يهود ، از ضعف بينش هاى دينى و اعتقادى مردم خويش

أتحدثونهم بما فتح اللّه عليكم ليحاجوكم به عند ربكم

28- سوء استفاده فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 88 - 5

5 - فرعون و اطرافيانش ، از ثروت و امكانات عظيم اقتصادى خود در جهت مبارزه با دين خدا و گمراه كردن مردم ، استفاده مى كردند .

إنك ءاتيت فرعون و ملأه زينة و أمولا فى الحيوة الدنيا ربنا ليضلوا عن سبيلك

29- سوء استفاده قدرتمندان قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 23 - 3

3 - سوء استفاده صاحبان زر و زور و تزوير ، از عقايد مذهبى مردم در عصر حضرت نوح ( ع )

و قالوا لاتذرنّ ءالهتكم و لاتذرنّ ودًّا . .. و نسرًا

توصيه مؤكد صاحبان زر و زور به مردمِ عادى، درباره حفظ عقايد مذهبى خود - با آن كه خود آنان جز به مال و منال خويش نمى انديشند - بيانگر حقيقت ياد شده است.

30- سوء استفاده منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 47 - 5

5 - سوء استفاده از كمبود ها ، كاستى ها و ناهماهنگى هاى جنگ ، شيوه منافقان بى ايمان سست باور

و لأوضعوا خللكم يبغونكم الفتنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 61 - 4

4 - سوء استفاده منافقان از عطوفت و سعه صدر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( گوش فرادادن آن حضرت به سخنان مردم )

الذين يؤذون النبى و يقولون هو أذن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 62 - 3

3 - سوء استفاده منافقان از باور ها و اعتقادات مؤمنان و ارزش هاى مكتب اسلام

يحلفون باللّه لكم ليرضوكم

سوگند منافقان به خدا (يحلفون باللّه) - كه در نزد مؤمنان داراى ارزش ويژه اى است - مفيد برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 74 - 2

2 - سوء استفاده منافقان از ارزش هاى مكتبى و باور هاى جامعه اسلامى

يحلفون باللّه ما قالوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 95 - 3

3 - سوء استفاده منافقان از ارزش هاى معنوى ، به منظور پنهان كردن كردار زشت خويش

سيحلفون باللّه لكم إذا انقلبتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 107 - 12

12 - سوء استفاده منافقان از ارزش ها و مقدسات مؤمنان در جهت اهداف خائنانه خويش

اتخذوا مسجداً . .. و ليحلفن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 14 - 7

7 - استفاده ابزارى از دين عليه ديانت حق ، از ترفند هاى منافقان است .

ألم تر إلى الذين تولّوا قومًا غضب اللّه عليهم

برقرارى روابط دوستانه با پيروان دين يهود از سوى منافقان، بى ترديد براى ضربه زدن به دين اسلام و پيروان آن بوده است. بنابراين منافقان با اظهار علاقه به دين يهود، درصدد نفى دين حق و اصل ديندارى بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 16 - 2

2 - استفاده ابزارى از ارزش هاى دينى عليه دين ، از شيوه هاى منافقان

اتّخذوا أيمنهم جنّة

برداشت ياد شده به اين خاطر است كه منافقان از سوگند - كه در ميان همه پيروان اديان از ارزش ها به شمار مى رود - در جهت سد كردن پيشرفت اسلام، بهره مى گرفتند.

سوء الحساب

31- مراد از سوء الحساب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 18 - 13

13- « فى مجمع البيان فى قوله : « أُولئك لهم سوء الحساب » . . . هو أن لايقبل لهم حسنة و لايغفر لهم سيئة . . . روى ذلك عن أبى عبدالله ( ع ) ;

در مجمع البيان درباره سخن خدا: «أُولئك لهم سوء الحساب». .. از امام صادق(ع) روايت شده: مراد از «سوء الحساب» اين است كه هيچ حسنه اى از آنان پذيرفته نمى شود و هيچ گناهى از آنان آمرزيده نمى گردد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 21 - 13

13- « عن أبى عبدالله ( ع ) فى قوله : « و يخافون سوء الحساب » قال : الإستقصاء والمداقة و قال : يحسب عليهم السيئات و لايحسب لهم الحسنات ;

از امام صادق(ع) درباره سخن خدا: «و يخافون سوء الحساب» روايت شده است كه فرمود: [سوءالحساب ]حسابرسى دقيق و دقت در بررسى اعمال است و [همچنين] فرمود: كارهاى بد آنان عليه ايشان محاسبه مى شود و كارهاى نيكشان به سود آنان به حساب نمى آيد».

سوء پيشينه

32- آثار سوء پيشينه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 77 - 6

6- تكذيب آيات الهى ، زشت كارى و سوء پيشينه ، زمينه هاى نزول عذاب الهى و هلاكت

الذين كذّبوا بايتنا إنّهم كانوا قوم سوء فأغرقنهم أجمعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 64 - 6

6- سوء سابقه افراد ، كافى در لزوم احتياط و باور نكردن به قول و قرار ايشان

هل ءامنكم عليه إلاّ كما أمنتكم على أخيه من قبل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 73 - 8

8- سوء پيشينه افراد ، مجوز بازداشت و بازجويى آنان به مجرد سوء ظن به ايشان

تالله لقد علمتم ما جئنا لنفسد فى الأرض و ما كنا سرقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 112 - 2

2 - گذشته نادرست افراد ، مانع از گرايش آنان به صلاح و پذيرش ايمان نيست .

واتبعك الأرذلون . قال و ما علمى بما كانوا يعملون

مراد از «ما كانوا يعملون» - به قرينه «الأرذلون» و نيز آيه بعد - كردار ناصواب است; نه صرفاً مشاغل پايين اجتماعى; زيرا اگر مراد صرف مشاغل بود، گناهى متوجه آنان نبود كه محاسبه آن برعهده خدا باشد.

33- سوء پيشينه قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 74 - 10

10- پيشينه جامعه لوط در فسق و انحراف ، زمينه ساز روى آوردن آنان به كردار پليد و ناشايست و نپذيرفتن دعوت حضرت لوط ( ع )

تعمل الخبئث إنّهم كانوا قوم سوء فسقين

جمله «إنّهم كانوا. ..» به منزله تعليل براى جمله «تعمل الخبائث» مى باشد. بنابراين فسق (عصيان و انحراف از مسير حق) موجب رويكرد قوم لوط به خبائث و ناپاكى ها گرديد. گفتنى است فعل «كانوا» - كه مفيد استقرار وصف است - بيانگر تداوم فساد در ميان قوم لوط در گذشته است.

34- سوء پيشينه قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 77 - 4،5

4- سابقه زشت كارى قوم نوح ، زمينه ساز تكذيب آيات الهى از سوى آنان بود .

الذين كذّبوا بايتنا إنّهم كانوا قوم سوء

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه جمله «إنّهم كانوا. ..» در مقام تعليل براى جمله پيشين باشد. گفتنى است فعل

«كانوا» - كه مفيد استقرار وصف است - بيانگر دوام وصف سوء در ميان قوم نوح است و از آن جايى كه فعل ماضى است، از آن به سوء سابقه تعبير شده است.

5- خداوند ، تمامى افراد قوم نوح را به خاطر تكذيب آيات الهى ، زشت كارى و سوء پيشينه غرق كرد .

الذين كذّبوا بايتنا إنّهم كانوا قوم سوء فأغرقنهم أجمعين

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه جمله «إنّهم كانوا. ..» ضمن اين كه تعليل براى جمله پيشين است، مقدمه اى براى جمله «فأغرقناهم...» نيز باشد.

35- عفو از سوء پيشينه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 12 - 19

19 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظّف به پذيرش بيعت متعهدان به شرايط ايمان ، با وجود پيشينه ناشايست آنان

يأيّها النبىّ إذا جاءك . .. فبايعهنّ و استغفر لهنّ اللّه

از سياق آيه و شرايط تاريخ نزول آن، استفاده مى شود كه برخى از زنان بيعت كننده، خطاهايى در گذشته داشته اند كه چه بسا پذيرش بيعت آنان دشوار مى نموده است; ولى خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) فرمان داده تا بيعت ايشان را بپذيرد و براى آنان طلب آمرزش كند.

سوء ظن

36- آثار سوء ظن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 12 - 9،11،14

9 - رواج بدگمانى در جامعه مؤمنان ، تهديدى براى اخوت ايمانى آنان

إنّما المؤمنون إخوة . .. يأيّها الذين ءامنوا اجتنبوا كثيرًا من الظنّ

با توجه به ارتباط اين آيه با آيه «إنّما المؤمنون إخوة»، برداشت ياد شده قابل استفاده است.

11- بدگمانى به مؤمنان ، زمينه كشيده شدن انسان به تجسّس و كنجكاوى هاى ممنوع

اجتنبوا كثيرًا من الظنّ . .. و لاتجسّسوا

14 - بدگمانى و تجسّس ، زمينه كشيده شدن انسان به غيبت

اجتنبوا كثيرًا من الظنّ . .. و لاتجسّسوا و لايغتب بعضكم بعضًا

بنابراين كه ترتيب لفظى بخش هاى آيه، بيانگر ترتيب حقيقى و رتبى آنها باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.

37- اجتناب از سوء ظن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 12 - 2،7

2 - لزوم حاكميت روح خوشبينى ، در زندگى اجتماعى مؤمنان و پرهيز از بدگمانى و شك

اجتنبوا كثيرًا من الظنّ

7 - مترتب شدن گناه بر بعضى از گمان ها ، مقتضى اجتناب هر چه بيشتر انسان از بدگمانى به مؤمنان

اجتنبوا كثيرًا من الظنّ إنّ بعض الظنّ إثم

با توجه به اين كه «إنّ بعض الظنّ. ..» در مقام تعليل براى «اجتنبوا...» است، برداشت بالا به دست مى آيد.

38- توبه از سوء ظن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 12 - 21،24

21 - بدگمانى ، تجسّس و غيبت نسبت به مؤمنان ، بى تقوايى ، گناه و نيازمند توبه است .

اجتنبوا كثيرًا من الظنّ . .. و لاتجسّسوا و لايغتب بعضكم بعضًا ... و اتّقوا اللّه

24 - بدگمانى ، تجسّس و غيبت نسبت به مؤمنان ، قابل جبران با توبه به درگاه خداوند *

اجتنبوا كثيرًا من الظنّ . .. و لاتجسّسوا و لايغتب بعضكم بعضًا ... إنّ اللّه توّا

با توجه به اين كه در آيه شريفه، از مؤمنان خواسته شده تا به جبران خطاها اقدام كنند و به توبه روآورند. (إنّ اللّه توّاب رحيم)، برداشت بالا استفاده مى شود.

39- سوء ظن به همسر محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 12 - 1

1 - خداوند ، مسلمانان را به خاطر بدگمانى به همسر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و موضع گيرى ترديدآميز نسبت به شايعه « افك » و رد نكردن صريح آن ، مورد سرزنش قرار داد .

إنّ الذين جاءو بالإفك . .. لولا إذ سمعتموه ظنّ المؤمنون و المؤمنت بأنفسهم خيرًا

40- سوء ظن قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 18

18- ترديد قوم نوح ، عاد و ثمود به دعوت انبياى خويش ، توأم با بدبينى بود .

إنا لفى شكّ ممّا تدعوننا إليه مريب

ذكر «مريب» پس از «شكّ» اگر چه براى تأكيد آن است، اما بين آن دو تفاوتى وجود دارد و آن اين است كه: در «ريب» شك توأم با بدبينى است (فروق اللغوية).

41- سوء ظن منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 6 - 9

9 - رخداد صلح حديبيه ، پاسخى قاطع به بدگمانى منافقان و مشركان درباره موفقيت هاى اسلام *

إنّا فتحنا لك فتحًا مبينًا . ليغفر لك ... و يعذّب المنفقين و ... الظانّين باللّ

چنانچه «و يعذّب. ..» عطف بر «ليغفر لك...» باشد; آيه شريفه مى تواند بيانگراين مطلب باشد كه منافقان و مشركان، به سرنوشت اسلام بدگمان بودند و مى پنداشتند كه خداوند از مؤمنان حمايت نخواهد كرد; ولى صلح پيروزمند حديبيه، نادرستى پندار آنان را اثبات كرد.

42- گناه سوء ظن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 12 - 5،21

5 - بعضى از گمان ها ، حتى در صورت منتهى نشدن به عمل ، گناه به شمار مى آيد . *

إنّ بعض الظنّ إثم

حصول گمان در ذهن انسان، معمولاً در اختيار وى نيست. بر اين اساس مفسران نهى از ظن را، نهى از عمل بر طبق ظن دانسته اند كه امرى اختيارى است. با اين حال احتمال مى رود كه در آيه شريفه چيزى مقدر نباشد و واقعاً بعضى از گمان هاى بد - حتى با منتهى نشدن به عمل - گناه به شمار آيد.

21 - بدگمانى ، تجسّس و غيبت نسبت به مؤمنان ، بى تقوايى ، گناه و نيازمند توبه است .

اجتنبوا كثيرًا من الظنّ . .. و لاتجسّسوا و لايغتب بعضكم بعضًا ... و اتّقوا اللّه

43- موانع سوء ظن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 12 - 20

20 - تقواى الهى ، مستلزم پرهيز از بدگمانى و تجسّس و غيبت نسبت به مؤمنان

اجتنبوا كثيرًا من الظنّ . .. و لاتجسّسوا و لايغتب بعضكم ... و اتّقوا اللّه

44- نهى از سوء ظن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 12 - 1

1 - بسيارى از بدگمانى هاى مؤمنان نسبت به يكديگر ، نادرست و مورد نهى الهى است .

يأيّها الذين ءامنوا اجتنبوا كثيرًا من الظنّ

واژه «الظنّ» مطلق گمان هاى نيك و بد را شامل مى شود; اما نهى «اجتنبوا» مى رساند كه مراد از آن بدگمانى نسبت به مؤمنان است; زيرا اين بدگمانى ها در بيشتر مواقع نادرست مى باشد.

31- سواركاري

1- آداب سواركارى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 33 - 5

5 - نوازش اسب هاى نجيب و تيزرو ، پس از استفاده از آنها ، كارى پسنديده و شايسته است .

ردّوها علىّ فطفق مسحًا بالسوق و الأعناق

2- سواركارى حرام در جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 138 - 4،7

4 - مشركان عصر جاهليت سوار شدن بر برخى از چهارپايان را حرام مى دانستند.

و أنعم حرمت ظهورها

7 - وعده الهى به كيفر مشركان به سبب افتراهاى آنان به خدا (ممنوعيت خوردن برخى از چهارپايان و محصولات، سوار نشدن بر برخى از چهارپايان، نبردن نام خدا به هنگام ذبح)

سيجزيهم بما كانوا يفترون

32- سود

1- اهميت تشخيص سود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 103 - 1

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور توجّه دادن مردم به ضرورت شناخت سود و زيان واقعى شان بود .

قل هل ننبّئكم بالأخسرين أعملاً

2- سود تجارت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 2 - 20

20 - روزى و سود در تجارت ، به دست خداوند است . *

يبتغون فضلا من ربهم

«من» نشويه در «من ربهم» بيانگر آن است كه روزيها از جانب خداوند است.

3- عالم به سود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 103 - 3

3- خداوند به دليل حاكميّت بر رستاخيز و نظام كيفرى انسان ها ، تنها منبع آگاه از سود و زيان واقعى آنان است .

إنّا أعتدنا جهنّم . .. هل ننبّئكم بالأخسرين أعملاً

خداوند پس از اين كه موضع قيامت و كيفر كافران را در آيات قبل يادآور شده، در مقام اِخبار از سود و زيان واقعى انسان ها برآمده است. اين نكته نشانه آن است كه در شناخت سود و زيان، تنها، گفته هاى او ملاك است; چرا كه فرجام انسان ها را، او رقم مى زند.

4- منشأ سود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 76 - 4،5،6،8،11،13

4 - كسى جز خداوند قادر بر نفع و زيان رسانى نيست .

اتعبدون من دون اللّه ما لايملك لكم ضراً و لانفعاً

5 - مسيح ( ع ) و مادرش مريم ، مالك هيچ سود و زيانى براى مردم نيستند .

اتعبدون من دون اللّه ما لايملك لكم ضراً و لانفعاً

6 - تنها كسى شايسته پرستش است كه زمام زيان و نفع مردم به دست اوست .

اتعبدون من دون اللّه ما لايملك لكم ضراً و لانفعاً

8 - شرك و پرستش غير خدا ، برخاسته از ناآگاهى به مالك حقيقى سود و زيان و سرچشمه قدرت در هستى

اتعبدون من دون اللّه ما لايملك لكم ضراً و لانفعاً

11 - تنها خداوند ، شنواى درخواست ها و آگاه به سود و زيان انسانهاست .

ما لايملك لكم ضراً و لانفعاً و اللّه هو السميع العليم

13 - شنوايى و دانايى مطلق ، شرط توانايى بر سود و زيان رسانى به مردم

ما لايملك لكم ضراً و لانفعاً و اللّه هو السميع العليم

به نظر مى رسد جمله «و اللّه . ..» برهانى است بر دو حقيقتى كه در فراز قبل بيان شد، يكى توان خداوند به ضرر و نفع رسانى و ديگر، ناتوانى غير خدا بر آن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 66 - 3

3- نفع و ضرر آدمى ، در انحصار خداوند است .

أفتعبدون من دون اللّه ما لاينفعكم شيئًا و لايضرّكم

بيان اين حقيقت كه معبودها هيچ سود و زيانى به حال انسان ها ندارند، مى تواند اشاره و تعريض به اين نكته باشد كه سود و زيان تنها در دست خدا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 12 - 2

2 - سود و زيان آدميان ، تنها در دست خداوند است .

يدعوا من دون اللّه ما لايضرّه و ما لاينفعه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 38 - 7،10

7 - قدرت گسترده و اراده مطلق خداوند ، در رساندن سود و زيان و رحمت و نعمت به انسان ها

قل أفرءيتم . .. إن أرادنى اللّه بضرّ هل هنّ كشفت ضرّه أو أرادنى برحمة هل هنّ م

10 - تنها حقيقتى كه نفع و زيان انسان ها به دست او است ، شايسته حاجت خواهى و يارى جستن از او است .

و لئن سألتهم من خلق السموت و الأرض ليقولنّ اللّه . .. أو أرادنى برحمة هل هنّ مم

ذكر خالقيت خدا، پيش از طرح مسأله ناتوانى معبودها از سود رسانى و يا بر طرف كردن گزند از انسان ها، مى تواند گوياى

اين حقيقت باشد كه توانايى بر انجام چنين كارى، تنها از عهده خدا برمى آيد و هر كس چنين باشد، شايسته حاجت بردن به درگاه او است; نه معبودهاى ناتوان مشركان.

سود و زيان

5- {سود و زيان}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 219 - 5،10،12

5 - شراب و قمار ، داراى زيانى بزرگ و منافعى اندك

قل فيهما اثم كبير و منافع للناس

كلمه «اثم»، به قرينه مقابل آن (منافع)، مى تواند به معناى زيان باشد.

10 - سود و زيان واقعى مردم ، از ملاك هاى تشريع احكام

فيهما اثم كبير و منافع للناس

12 - امكان وجود نفع ، در محرّمات الهى

عن الخمر و الميسر . .. و منافع للناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 221 - 20

20 - اولويّت دفع مفسده بر جلب منفعت *

اولئك يدعون الى النار و اللّه يدعوا الى الجنّة و المغفرة

در ازدواج مؤمن با مشرك اگر چه احتمال ايمان آوردن مشرك و به دست آوردن ثواب عظيم ارشاد و هدايت كافر هست (منفعت); امّا خطر ارتداد مؤمن نيز هست (مفسده). و خداوند با نهى از ازدواج با مشرك، دفع مفسده را بر جلب منفعت اولويّت داده است.

سودجويى

6- آثار سودجويى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 154 - 8

8 - دنياطلبى و خودگزينى آدمى ، موجب محروميّت وى از موهبت آرامش روحى

ثمّ انزل . .. يغشى طائفة منكم و طائفة قد اهمّتهم انفسهم

7- سودجويى انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 245 - 6

6 - بهره جستن از خصلت نفع طلبى انسان ها ، از روش هاى قرآن براى تشويق آنان به انفاق در راه خداوند و كار هاى خير

من ذا الذى يقرض اللّه . .. فيضاعفه له اضعافاً كثيرةً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 77 - 32

32 - بهره بردارى از سرشت سودجويى انسان ، از روش هاى قرآن براى ترغيب به انجام تكاليف

قل متاع الّدنيا قليل و الاخرة خير لمن اتّقى

8- سودجويى جادوگران فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 113 - 8

8 - سودجويى ، از انگيزه هاى ساحران براى مبارزه با موسى ( ع )

قالوا إن لنا لأجراً إن كنا نحن الغلبين

9- سودجويى در مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 154 - 9،11

9 - مسلمانان در پيكار احد متشكّل از دو جناح ، خداجويانِ آخرت طلب و خودگزينانِ دنياخواه بودند .

يغشى طائفة منكم و طائفة قد اهمّتهم انفسهم

11 - بينش جاهلى مسلمانان احد نسبت به خداوند ، برانگيزنده حسِّ خودگزينى و دنياطلبى در وجود ايشان

و طائفة قد اهمّتهم . .. يظنّون باللّه غير الحقّ ظنّ الجاهليّة

به نظر مى رسد جمله «يظنّون باللّه . .. »، به منزله علّتى باشد براى جمله «و طائفة قد اهمّتهم انفسهم».

10- سودجويى منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 58 - 9

9 - منافقان ، انسانهايى سودجو ، خودبين و بى انصاف

و منهم من يلمزك فى الصدقت . .. و إن لم يعطوا منها إذا هم يسخطون