ghaemiyeh.com
سرشناسه:رجائیالموسوی، سیدمحمدرضا
عنوان و نام پدیدآور:ویژگیهای دعا : آداب و شرایط دعا، اوقات و مکانهای استجابت دعا و دعاهای متسجاب/ مولف محمدرضا رجایی.
مشخصات نشر:اصفهان: اقیانوس معرفت، ۱۳۸۶.
مشخصات ظاهری:[۱۲۸] ص.
شابک:۱۵۰۰۰ ریال: 978-600-90026-2-7
وضعیت فهرست نویسی:برونسپاری (فاپا)
یادداشت:کتابنامه: ص. [۱۲۷ - ۱۲۸]؛ همچنین به صورت زیرنویس..
موضوع:دعا -- جنبههای قرآنی
موضوع:دعا -- داستان
موضوع:دعا -- آداب و رسوم.
رده بندی کنگره:BP۲۶۶/ر۲۵و۹ ۱۳۸۶
رده بندی دیویی:۲۹۷/۷۷
شماره کتابشناسی ملی:۱۱۰۴۳۶۶
بسم الله الرحمن الرحیم
آداب و شرایط دعا، اوقات و مکانهای
استجابت دعا و دعاهای مستجاب
مؤلف:
محمّدرضا رجایی
اقیانوس معرفت
1386
تقدیم به یگانه منجی بشریّت
حضرت حجهبن الحسن العسگری (عج)
مقدمه··· 9
بخش اوّل: آیاتی از قرآن در مورد دعا··· 11
آیاتی از قرآن در مورد دعا··· 12
تصمیم حضرت ابراهیم علیهالسلام··· 17
بازسازی خانهی کعبه··· 19
بخش دوّم: خصلتها و ویژگیهای دعا··· 25
دعا گرامیترین چیز نزد خدا··· 26
دعا برترین عبادت··· 26
دعا حربهی مؤمن··· 26
رابطهی دعا و بلا··· 27
دعا سلاح انبیا··· 29
دعاکننده خوشبخت است··· 30
هدف اصلی از دعا··· 33
دعا نزدیککنندهی انسان به خدا··· 34
حکایت غلام عاشق··· 35
دعا مغز عبادت··· 40
حکایتی دیگر··· 41
باز هم روایت··· 43
دعای کمیل··· 44
سخن الکسیس کارل و شکسپیر··· 47
بخش سوّم: شرایط دعا··· 49
1- به دست آوردن مال حلال··· 50
خواهش دعا و یک روایت از امام صادق علیهالسلام··· 51
باز هم روایتی دیگر··· 52
2- عمل··· 53
سلطان ملکشاه و پیرزن··· 56
3- حقّ النّاس··· 57
روایتی از امام باقر علیهالسلام··· 57
4- عدم درخواست گناه··· 58
حکایت··· 59
5- ایمان و یقین··· 59
روایت در باب معجزهی دعا··· 61
6- پافشاری در دعا··· 62
7- عدم درخواست از مردم··· 63
ناامیدی از مردم··· 63
خضوع و خشوع در دعا··· 63
مخفی نگه داشتن دعا··· 63
8- اخلاص··· 68
یک حکایت از پیامبر صلیاللهعلیهوآله··· 69
بخش چهارم: آداب دعا··· 71
1- دعا در خلوت··· 72
2- دعا به برادران دینی··· 72
روایت··· 73
3- رو به قبله نشستن··· 76
4- بالا آوردن دستها··· 76
5- اعتراف به گناهان··· 77
6- صلوات··· 78
روایت··· 79
روایت··· 80
7- ذکرِ «یا اللّه» و دیگر اذکار··· 81
روایت··· 81
8- نام بردن حاجت··· 82
9- آمین گفتن··· 83
10- مسح کردن··· 83
بخش پنجم: موانع اجابت دعا··· 87
1- عمل نکردن به دستورات دینی··· 88
روایت··· 89
2- سستی در نماز··· 90
3- بعضی از گناهان··· 93
روایت··· 96
بخش ششم: زمانهای استجابت دعا··· 97
1- بعد از فریضهی نماز··· 98
2- هنگام روزه··· 99
3- هنگام سحر··· 100
4- شب و روز جمعه··· 102
روایت··· 104
5- اوقات با فضیلت دیگر··· 105
6- در چهار وقت دیگر دعا به اجابت میرسد··· 106
7- وقتهای دیگری که دعا مستجاب میشود··· 106
8- امام صادق علیهالسلام، سه وقت دیگر را از وقتهای استجابت...··· 107
9- امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودهاند··· 108
10- هنگام رقّت دل··· 108
11- گریه··· 109
بخش هفتم: مکانهای استجابت دعا··· 111
1- مساجد··· 112
2- بقعههای امامان··· 114
3- مکه مکرمه··· 114
به یاد روی تو··· 115
نظر کیمیا··· 116
بخش هشتم: دعاهای مستجاب··· 119
دعای پدر برای فرزند··· 120
داستان··· 120
دعای نکویی دیده··· 121
داستان··· 121
ستمدیده··· 123
دعای غایب برای غایب··· 124
سه دعای مستجاب··· 124
دعای مسافر··· 124
مؤمن مبتلا··· 125
سایل··· 125
واسطه قرار دادن محمد و خاندان پاکش··· 125
بهترین دعا··· 126
فهرست منابع··· 127
خداوند بزرگ را شاکرم که به این حقیر منّت نهاد تا بتوانم گامی در جهت ترویج و نشر حقایق اسلام بردارم.
سالهای سال بوده است که هرگاه به کتابفروشیها میرفتهام کتابی مشروح در باب دعا نمییافتم تا اینکه تصمیم گرفتم کتابی در مورد خصوصیات، شرائط، آداب و ... دعا بنگارم. کتاب حاضر حاصل تحقیق یکسالهای است که در باب ویژگیهای دعا به رشته تحریر درآمده است.
کتابی نیز در مورد راههای رسیدن به موفقیت و خوشبختی نگاشتهام که اکنون زیر چاپ است. امیدوارم برای خوانندگان عزیز مفید واقع شود.
والسلام
محمدرضا رجائی
1386
در قرآن کریم آیاتی در مورد دعا و خواندن آن وجود دارد، که به ذکر چند مورد از آن اکتفا میکنیم:
«اُدْعُونی اَسْتَجِبْ لَکُمْ، اِنَّ الَّذینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرینَ».(1)
"مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم، در حقیقت کسانی که از پرستش من کبر میورزند دیری نپاید که با خواری به دوزخ درآیند."
از حضرت صادق علیهالسلام روایت است که به میسر فرمودند:
"یا میسر! اُدعُ وَ لاتَقُلْ اِنَّ الاَمْر قَد فُزِعَ مِنْهُ اِنَّ عِنْدَ اللّهَ( عز و جل) مَنْزِلَةً لاتُنالُ اِلاّ بِمَسْألَةٍ، وَ لَوْ اَنَّ عَبْدا سرَّ فاهُ وَ لَمْیَسْأَلْ لَم یُعْطَ شَیْئا فَاسْئَلْ تُعْطَ.
یا میسر! اِنَّهُ لَیْسَ من بابٍ یُفْزَعُ اِلاّ یُوشِکُ اَنْ یُفْتَحَ لِصاحِبِهِ."
1) - سورهی غافر / آیهی 60.
"ای میسر! دعا کن و مگو که از کار فراغت حاصل شده؛ یعنی خداوند هرچه مقدّر بوده انجام داده و از آن فارغ شده و دعا فایده ندارد. بدرستیکه نزد خدای ( عز و جل) منزلت و مرتبتی است که نیل به آن مرتبت، حاصل نشود مگر به درخواست و خواهش. و اگر بندهای دهانش را ببندد و درخواست نکند، چیزی به او دادهنشود؛ پس سؤال کن تا عطا کرده شوی.
ای میسر! محققا مطلب این است که، دری نیست که کوبیده شود جز این که رو به صاحبش باز شود."(1)
در سورهی بقره، آیه 186 میفرماید:
«وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادِی عَنّی فَاِنّی قَریبٌ، اُجیبُ دَعْوَةَ الدّاعِ اِذا دَعانِ فَلْیَسْتَجیبُوا لی وَلْیُؤْمِنُوا بی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ».
"ای پیامبر! هرگاه بندگان من دربارهی من از تو سؤال کنند [بگو] من نزدیکم. وقتی که دعاکنندهای مرا بخواند، دعایش را اجابت میکنم پس آنها باید فرمان مرا گردن نهند و به من ایمان بیاورند، باشد که راه یابند."
1) - اطیب البیان، ذیل تفسیر آیهی 60 / سورهی غافر.
در تفسیر نمونه در مورد شأن نزول آیهی شریفهی بالا چنین آمده است:
"کسی از پیامبر صلیاللهعلیهوآله پرسید: آیا خدای ما نزدیک است تا آهسته با او مناجات کنیم و یا دور است تا با صدای بلند او را بخوانیم؟
در این موقع آیه بالا نازل گردید.
و نیز نقل میکنند که گروهی از پیامبر صلیاللهعلیهوآله پرسیدند: خدا را چگونه بخوانیم؟ آیهی مذکور نازل شد.(1)
امّا نکتهی قابل توجّه این است که نزدیکی خداوند به بنده قرب مکانی نیست؛ زیرا خداوند متعال بزرگتر از این است که چنین تصوّر شود. نزدیکی خداوند به بنده قرب احاطی است و خداوند به همه چیز احاطه دارد.
در تفسیر «اطیب البیان»، در ذیل این آیهی شریفه به نقل از «کافی»، و به روایت از سُدَیر روایت کرده است که گفت، به حضرت باقر علیهالسلام عرض کردم:
"ایُّ العِبادَةِ اَفْضَلُ؟
فقال: ما مِنْ شَیْءٍ اَفْضَل عِنْدَ اللّه( عز و جل) مِنْ اَنْ یُسْئَلَ وَ یُطْلَبَ مِمَّا عِنْدَه وَ مَا اَحَدٌ أَبْغَضَ اِلیَ اللّهِ( عز و جل) مِمَّن یَسْتَکبِرُ عَن عبادَتِه و لایَسْأَلُ ما عِنْدَه."
عرض کرد: کدام عبادت بهتر است؟
1) - تفسیر نمونه، ذیل آیهی 186 / سورهی بقره.
فرمود: هیچ چیز نزد خدا بهتر از این نیست که درخواست و خواهش شود از آنچه که نزد خدا است و هیچ کس مغبوضتر از این نیست که از عبادت خدا و دعا کبر ورزد و از آنچه نزد خداست درخواست نکند.
«دَعَوُا اللّهَ مُخْلِصینَ لَهُ الدِّینَ»
"طوفانی در دریا، طوفانی در دل"
مسلمانان، مکّه را فتح کردند و پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله، همهی مردم این شهر، به جز چند نفر را، مورد بخشش قرار داد. عِکرمه یکی از آن چند نفر بود؛ زیرا دین خدا و پیامبر را مسخره کرده و مسلمانان را بسیار آزار دادهبود. پس از فتح مکّه، از این شهر فرار کرده و راه کوه و بیابان را در پیش گرفت. او از ترس جانش شبها راه میرفت و روزها پنهان میشد و همواره در فکر این بود که، چگونه میتواند از دست مسلمانان جان سالم به در بَرَد.
روزی به کنار دریا رسید و سوار بر کشتی شد و با خود گفت: بالاخره نجات پیدا کردم. چون کشتی به وسط دریا رسید شب شدهبود و تاریکی همهجا را فرا گرفته بود.
ابر و باد و دریا به هم پیچیدند، ستارگان ناپدید شدند و رعد و برقی ترسناک درگرفت. کشتی در دل موجها از این سو به آن سو میرفت. مسافران از ترس فریاد میزدند و کمک میطلبیدند. سرانجام یکی از آنان گفت: "ای مردم! بیایید تا در این دل شب بتها
را رها کنیم و دست به دامان لطفِ «خدا» بزنیم؛ که از آن خدایانِ ساختگی و بتها کاری ساخته نیست."
همزمان با طوفان دریا، در قلب عکرمه نیز آشوب و طوفانی به پا شد. او هم از گذشتهی خویش نادم و پشیمان گشت سپس در این حال گفت:
خدایا! من با تو عهد و پیمان میبندم که اگر مرا از این طوفان نجات دهی، به سراغ محمّد بروم و به آیین او ایمان آورم؛ چرا که او بسیار مهربان و کریم است.
سرانجام آن شب، خدا به سرنشینان کشتی رحم کرد و عکرمه نیز نجات یافت. او خدمت پیامبر اسلام آمد و اظهار پشیمانی کرد و مسلمان شد. پیامبر نیز با مهربانی وی را پذیرفت و از گناهانش درگذشت. در این هنگام این آیه نازل شد:
«وَ اِذا غَشِیَهُمْ مَوجٌ کالظُّلَلِ دَعَوُا اللّهَ مُخْلِصینَ لَهُ الدِّینَ».(1)
"و چون موجی کوهآسا آنان را فراگیرد، خدا را بخوانند و اعتقاد خود را برای او خالص گردانند."
بعد از این رخداد، عکرمه در صف لشکریان اسلام قرار گرفت و در یکی از جنگها به شهادت رسید.(2)
حضرت ابراهیم به اذن خداوند تصمیم گرفت تا مرکزی برای توحید و یکتاپرستی بنا کند و خداپرستان را در آنجا گرد آورد و پیام توحید و یکتاپرستی را از آنجا به گوش جهانیان برساند و خدا خانهی کعبه را برای این هدف برگزید و به ابراهیم نشان داد.
کعبه در زمانهای قدیم به دست پیامبران بنا شدهبود و گاه بیگاه برای عبادت به آنجا میرفتند.
حضرت ابراهیم تصمیم گرفت تا آن خانه را تجدید بنا کند؛ برای این کار - به دستور خدای بزرگ - به اتفاق همسرش هاجر و فرزندش اسماعیل برای زیارتِ خانهی کعبه رهسپار مکّه شد. پس از انجام مراسم حج، مأموریت خویش از سوی خدا را برای همسر و فرزندش شرح داد. و آنان را در آن مکان، تنها نهاد تا از زائرین خانهی کعبه پذیرایی کنند؛ پس و با آنان وداع کرد و به سوی بیتالمقدّس رهسپار شد.
هنگامی که از همسرش هاجر و اسماعیل دور میشد، ایستاد و نگاهی به آنان نموده و دستهایش را به سوی آسمان بلند کرد و گفت:
«رَبَّنا اَنّی أَسْکَنْتُ مِنْ ذُرِّیَّتی بِوادٍ غَیْرِ ذِی زَرْعٍ عِنْدَ بَیْتِکَ الُمحَرَّمِ رَبَّنا لِیُقیمُوا الصَّلاةَ، فَاجْعَلْ اَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْویِ
اِلَیْهِمْ وَ ارْزُقْهُمْ مِنَ الَّثمَراتِ لَعَلَّهُمْ یَشْکُرُون».(1)
پروردگارا! خانوادهام را در این وادی بیزراعت در جوار خانهی محترمت سکونت دادهام.
ای پروردگار ما! برای اینکه نماز را برپا دارند پس دلهای مردم را به سویشان متوجّه کن و از محصولات زمین روزیشان کن؛ باشد که تو را شکر کنند.
«وَ اِذْ قالَ اِبْراهیمُ رَبِّ اجْعَلْ هذَا البَلَدَ امِنا واجْنُبْنِی وَ بَنِیَّ اَنْ نَعْبُدَ الاَصْنامَ».(2)
و یاد آر آنگاهی را که ابراهیم عرض کرد: پروردگارا! این شهر (مکه) را مکان امن و امان قرار ده و من و فرزندانم را از پرستش بتان دور دار.
«رَبِّ اجْعَلْنی مُقیمَ الصَّلاةِ وَ مِنْ ذُرِّیَّتیِ رَبَّنا وَ تَقَبَّلْ دُعاءِ».(3)
پروردگارا! من و فرزندانم را برپادارندهی نمازقرار بده و دعای مرا بپذیر."
حضرت ابراهیم علیهالسلام هرچند وقت یکبار به قصد زیارت خانهی کعبه به دیدار خانوادهاش به مکّه میآمد. در یکی از سفرها به امر خدا تصمیم گرفت تا کعبه را بازسازی نماید. او برای این کار موضوع را با فرزندش اسماعیل در میان گذاشت و او نیز به پدر قول مساعدت داد.
بالاخره، لحظهی موعود فرا رسید و کار را شروع کردند. اسماعیل سنگ و گل میداد و ابراهیم، دیوار کعبه را بالا میبرد و مردمان دیگر هم مصالح ساختمانی میآوردند تا هنگامی که ساختمان کعبه به اتمام رسید.
حضرت ابراهیم علیهالسلام دستها را به سوی آسمان بلند و عرض کرد: این عمل را از ما بپذیر که تو شنوا و دانایی
«وَ اِذا یَرْفَعُ اِبْراهیمُ القَواعِدَ مِنَالْبَیْتِ وَ اِسماعیلُ رَبَّنا تَقَبَّلْ مِنّا إِنَّکَ اَنْتَ السَّمیعُ العَلیمُ».(1)
و چون ابراهیم و اسماعیل پایههای خانهی کعبه را بالا میبردند، (میگفتند) این عمل را از ما بپذیر که تو شنوایِ دانایی.
همه پیامبران خدا و ائمهیِ معصومین از طریق دعا از حضرت احدیت استمداد و کمک میطلبیدند با او گفتگو میکردند و حوائج
1) - سورهی بقره، آیهی 127.
خویشتن را از او درخواست مینمودند.
آن پیامبران بزرگ که اسوه، الگو و راهنمای مردم هستند دستِ نیاز به درگاه خداوند بزرگ دراز میکردند و او را میخواندند.
حضرت موسی در اجراء فرامین الهی و اداء رسالت خویش شرح صدر و سهولت کار از خداوند متعال میخواهد و میفرماید:
«قالَ رَبِّ اشْرَحْ لیِ صَدْریِ وَ یَسِّرْ لِی اَمْرِی وَ احْلُ-لْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِی یَفْقَهُوا قَوْلی».(1)
"پروردگارا! به من فراخی سینه (شرح صدر) عنایت فرما و کارم را برایم آسان گردان، و گره از زبانم بگشای تا سخنم را بفهمند."
حضرت زکریّا علیهالسلام از از درگاه خداوند بزرگ طلب فرزند میکند و میگوید:
«قالَ رَبِّ اِنِّی وَهَنَ العَظْمُ مِنِّی واشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَیْبا وَ لَمْ اَکُنْ بِدُعائِکَ رَبِّ شَقِیّا وَ اِنی خِفْتُ الْمَوالِیَ مِنْ وَرائِی وَ کانَتِ امْرَأَتِی عاقِرا فَهَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ وَلِیّا».(2)
(حضرت زکریّا) عرض کرد که پروردگارا! استخوان من سست گشته و [موی] سرم از پیری سپید گشته و، ای پروردگار من! هرگز در دعای تو ناامید نبودهام و من پس از خویشتن از بستگانم
بیمناکم و زنم نازا است پس، از جانب خودت ولیّ [و جانشینی] به من ببخش.
اصحاب کهف، تعالی و رشد را از او میخواهند:
«فَقالُوا رَبَّنا اتِنا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً وَ هَیِّئْ لَنا مِنْ اَمْرِنا رَشَدا».(1)
پروردگار ما! از جانب خود به ما رحمتی ببخش و کار ما را برای ما به سامان برسان.
حضرت یعقوب علیهالسلام غم و اندوهش را به خدا میگوید و با او این طور دردِدل میکند:
«قالَ اِنَّما اَشْکُوا بَثّیِ وَ حُزْنیِ اِلَی اللّهِ وَ اَعْلَمُ مِنَ اللّهِ ما لاتَعْلَمُونَ».(2)
یعقوب (به فرزندان) گفت: «من شکایت اندوه خود را پیش خدا میبرم و از [عنایت] خدا چیزی میدانم
که شما نمیدانید.
حضرت ابراهیم یکتاپرست پس از راز و نیاز با خدای خویش و دوختن چشم امید به آمرزش گناهان، همنشینی با صالحان را از او درخواست میکند:
«رَبِّ هَبْ لی حُکْما وَ اَلْحِقْنی بِالصّالِحینَ».(3)
"بارالها! مرا دانش عطا کن و به صالحان ملحق فرمای."
و حضرت نوح علیهالسلام چنین برای افراد باایمان بخشش و آمرزش میخواهد :
«رَبِّ اغْفِرْلِی وَ لِوالِدَیَّ وَ لِمَنْ دَخَلَ بَیْتِی مُؤْمِنا وَ لِلْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ لاتَرِدِ الظّالِمینَ اِلاَّ تَبارا».(1)
"پروردگارا! بر من و پدر و مادرم و هر مؤمنی که در خانهام بر من داخل شود و بر همهی مردان و زنان با ایمان ببخش و بیامرز و ستمکاران را جز بر هلاک و عذابشان میفزای."
پیامبر اسلام حضرت محمد بن عبداللّه از خداوند بزرگ هدایت میخواهد:
«اِهْدِنا الصِّراطَ الْمُسْتَقیِمَ، صِراطَ الَّذینَ اَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِم و لا الضَّالِیّنَ».(2)
"ما را به راه راست هدایت فرما. راه کسانی که به ایشان انعام فرمودی نه راه کسانی که به ایشان غضب فرمودی و نه راه گمراهان."
و ائمهی اطهار علیهمالسلام نیز همگی با خدای خویش مناجات کردهاند، در خلوت و تنهایی، در محراب عبادت، در صحنه جنگ
و... همیشه با خدا سخن گفتهاند و او را خواندهاند و درخواست کمک کردهاند و آنی از یاد خدا غافل نبودهاند. مانند دعاهای همهی روزهای حضرت فاطمه علیهاالسلام، دعای حضرت خضر علیهالسلام که علی ابن
ابیطالب علیهالسلام به کمیل بن زیاد تعلیم دادهاست و دعای عرفه که حضرت امام حسین علیهالسلام در روز عرفه میخواندهاند و امام سجاد علیهالسلام نیز راز و نیازهایی در محراب عبادت خود با پروردگار خویش کردهاند که آن دعاها یک دوره از معارف اسلامی است و آن را «صحیفهی سجادیّه» نام نهادهاند.
دعا خصلتهای فراوانی دارد، که ائمهی معصومین علیهمالسلام در احادیث و روایات بسیاری از آنها سخن گفته، تا آن جایی که دعا را ستون دین، کلید نجات و گنجینهی رستگاری بیان کردهاند. طلب و درخواست از خداوند بسیار ارزشمند است. و باید انسان به آن اهتمام ورزد تا به حوائج دنیوی و اخروی خویش برسد.
از حضرت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله نقل شده است که فرمود:
«هیچ چیز نزد خدا گرامیتر و ارجمندتر از دعا نیست.(1)»
پیامبر گرامی اسلام در حدیث دیگری میفرمایند:
"اَفْضَلُ الْعِبادَةِ الدُّعاءُ."
"دعا برترین عبادت است."
آن حضرت در جایی دیگر میفرمایند:
"دعا حربهی مؤمن است برای دفع دشمنان و عمود دین است که به آن، دین مؤمن برپا میگردد و نور آسمانها و زمین است."(2)
فردی که میخواهد از خودش دفاع کند به سلاح نیاز دارد و سلاح مؤمن دعا است؛ زیرا دعا بلاها را از انسان دور میکند؛ آدمی را از خطرات رهایی میبخشد، مشکلات و گرفتاریهای انسان را دفع و حوایجِ دنیا و آخرتِ درخواستکننده را کفایت مینماید.
حضرت محمّد صلیاللهعلیهوآله میفرمایند:
"دعا که کم شد بلا نازل میشود."
در ناسخ التّواریخ از حضرت امام سجاد علیهالسلام نقل کردهاند که فرمود:
"دعا و بلا تا روز بازپسین با هم میباشند و دعا، بلا را رد و دفع میکند و اگر چه بلاء ابرام و پافشاری کند."
و آن امام بزرگوار در جایی دیگر میفرمایند:
"دعا و استعانت در پیشگاه حضرت احدیّت دفع مینماید بلایی را که نازل شده باشد و یا هنوز فرود نیامده باشد؛ یعنی بخواهد فرود آید."
همچنین میفرماید:
"قبل از نزول بلا، لب به دعا بگشایید؛ زیرا دعا بعد از وصول بلا، سود و فایدهای ندارد."
امام صادق علیهالسلام میفرمایند:
"دعا همان عبادتی است که خداوند دربارهاش فرموده: همانا کسانی که از عبادت و پرستش من
تکبّر کنند، به زودی با ذلّت و خواری وارد جهنّم خواهند گشت.
پس فرمود: "دعا کن [و] خدا را بخوان، مگر کارها بر حسب تقدیر الهی انجام خواهدشد."
آن حضرت در جایی دیگر در مورد دعا چنین میفرمایند:
"دعا از نیزه کارگرتر است و دعا برمی گرداند قضا را هرچند از آسمان نازل شده و محکم شدهباشد و دعا کلید همهی رحمتها است."
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمود:
«هوشیاری و دوراندیشی، (انسان را) از سرنوشت نمیرهاند. آنچه سرنوشت را دگرگون میکند، دعا است، پس، پیش از آن که بلا بر شما نازل شود در دعا پیشدستی کنید که خداوند با دعا بلای نازل شده و نازل نشده را دور میکند.»
امیرالمؤمنین علی علیهالسلام میفرمایند:
«دعا سپر مؤمنین است و هر چه بیشتر دری را بکوبید بالاخره کسی آن را به روی شما بازخواهدکرد.»
حضرت امام موسی کاظم علیهالسلام میفرمایند:
«بر شما باد به دعا کردن؛ همانا دعا و خواندن خدای تعالی بلا را میگرداند.»
بنابراین دعا را که سلاحی کارگر و عالی است، بر زمین نگذاریدو به وسیلهی این سلاح، قضا و بلاها را از خویش دور نموده، و از این رحمت الهی استفاده نمایید، و بدانید که دعا سلاحی بزرگ است؛ که آدمی به وسیلهی آن سرنوشت خویش را تضمینمینماید.
امام رضا علیهالسلام به اصحاب خود فرمود:
«بر شما باد به «سلاح انبیاء».
گفتند: «سلاح انبیاء چیست؟».
فرمود: «دعا».
دعا سلاح همگانی است؛ همهی پیامبران و ائمهی اطهار از آن استفاده کردهاند و همهی مسلمین و مؤمنین نیز باید از آن استفاده کنند. در قرآن بر پیامبر خطاب میشود که بگو و از پروردگار بخواه تا بر علمت افزایشدهد، و امام علی علیهالسلام از خدا قرب الهی میخواهدو عرضه میدارد: «اَللّهُمَّ اِنّی اَتَقَرَّبُ إِلَیْکَ بِذِکْرِک»(1)سلاح امام سجّاد علیهالسلام نیز گریه و دعا است و چنانکه در صحیفه مشاهده میکنیم به واسطهی دعا و راز و نیاز با خدا با دشمنان دین مبارزه میکند.
اولیاء خدا هیچ چیزی را به اندازهی دعا خوش نداشتند و لذا همهی خواهشها و آرزوهای دل خود را با محبوب واقعی در میان میگذاشتند و بیش از آن اندازه که به مطلوبهای خود اهمیّت بدهند، به خودِ طلب و راز و نیاز اهمیّت میدادند. هیچگونه
1) - دعا کمیل
احساس خستگی و ملالت نمیکردند و به تعبیر امیرالمؤمنین خطاب به کمیل نخعی:
"هَجَمَ بِهِمْ العِلْمُ عَلی حَقیِقَةِ البَصیِرَةَ وَ بَاشِروُا روُحَالیَقیِنِ، وَاسْتَلانُوا مَا اسْتَوْعَرَه المُتْرَفُونَ و اَنسوُا بِمَا اَستَوْحَشَ مِنه الجاهِلوُنَ وَ صَحِبُوا الدُّنیا بِاَبدانٍ اَرواحُها مُعَلَّقَةٌ بِالَمحَلِّ الاعْلی."(1)
"ناگهان علم و آگاهی در کمال حقیقت بصیرت و بینش، به آنها و قلبشان فرود آمد و لذّت یقین را درک کردند و با حقیقت آن تماس گرفتند و با آنچه دنیاداران از آن در هراسند و آن را ناخوش و دشوار میدارند،اینان خوشند و آن را نرم و دلپسند شمردند و به آنچه نادانان از آن گریزانند مأنوس شدند و با اهل دنیا با بدنهایی که روح آن بدنها متعلق به محل اعلی و عالم ربوبی است معاشرت کردند."(2)
یکی دیگر از ویژگیهای دعا این است که انسان دعاکننده خوشبخت و سعادتمند است؛ زیرا دعا خوشبختی و سعادت میآورد.
رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله در این باره میفرمایند:
"کسی که به دعا توفیق یابد بدبختی ندارد. وقتی خدا توفیق خود را برای دعا فراهم نمود علامتِ آن است که درهای رحمت را بر روی او گشوده است."
عبداللّه بن مغیره گوید:
عبد صالح، امام موسی بن جعفر علیهماالسلام زنی را در "منا" دید که میگریست و کودکانش گرد او میگریستند؛ چرا که ماده گاوهشان مرده بود.
امام نزدیک رفت و فرمود: ای کنیز خدا چه میکنی؟
زن گفت: ای بندهی خدا! کودکان یتیمی دارم و ماده گاوی داشتیم که گذران زندگی من و کودکانم از آن بود که مُرد و از دست رفت و اکنون بیچاره ماندهایم .
فرمودند: کنیزک خدا میخواهی آن را برایت زنده کنم؟
به زن الهام شد که بگوید، آری. امام علیهالسلام به کناری رفت و دو رکعت نماز گذارد، و پس از آن دستهایش را بالا آورد و دست راستش را گرداند و لبهایش را (به نجوایی) جنباند. آنگاه برخاست و کنار گاو رفت و سیخکی یا نوک پایی به گاو زد و گاو برخاست و سرپا ایستاد. زن که مردنِ گاو را دیده بود، فریاد برآورد و گفت: به پروردگار کعبه سوگند، که او عیسی بن مریم است.
مردم در آن مکان گرد آمدند، و امام علیهالسلام راه خود را پیش گرفت و رفت.(1)
کتابهای مختلفی در مورد عوامل خوشبختی و سعادت نوشته شده است و نویسندگان متعدد، عوامل گوناگونی را موجب سعادت و نیکبختی دانستهاند.
امّا یکی از عوامل سعادت و خوشبختی، راز و نیاز و درخواست از خداوند است؛ زیرا به وسیلهی دعا و قرب الهی موجبات سربلندی خویش را فراهم مینمائیم.
در مورد این موضوع در کتاب «میخواهم خوشبخت باشم» چنین بیان شده است:
"یکی از وسایل ارتباط و اُنس بندگان با "خدا"، مسألهی دعا و نیایش است. در واقع دعا، قویترین و بزرگترین عامل قربِ بنده به خداوند میباشد، و نیز یک برنامهی عمومی برای همهی کسانی است که میخواهند با خداوند متعال رابطه داشتهباشند. از این راه، نهایت پیوستگی، قرب، ارتباط و محبّت انسان با معبودش مجسم میشود. انسان برای تقویت اراده و برطرف کردن ناراحتیها به تکیهگاهی قوی و مطمئن احتیاج دارد و آن، دعا و راز و نیاز با پروردگار جهانیان است. دعا "چراغ امید" را در انسان روشن میسازد. دعا یک نوع خودآگاهی و بیداریِ دل و اندیشه و پیوند
1) - شفابخش و مشکلگشا، ص 62.
باطنی به مبدأ همهی نیکیها و خوبیها است. باید از این عامل سازنده و تجلّیبخش، بالاترین و بیشترین بهرهبرداری را نمود. و با تمامِ ابعاد و زوایا، آثار ارزنده و فلسفهی دعا را شناخت."(1)
امام صادق علیهالسلام میفرمایند:
"بر شما باد به دعا کردن؛ چه، اینکه هیچ وسیلهای مانند دعا، شما را به مقاماتِ قرب معنوی نزدیک نمیکند."
..."منظور نهایی بسیاری از تلاشهای اسلامی، رسیدن به مقام قرب الی اللّه است. نزدیک شدن به خدا، بدان مفهوم که از سیر الی الناس به سیر الی اللّه برسد موقعیت خاکی خود را بالا ببرد. آنقدر فلز هستی خویشتن را با عیار حق درآمیزد تا با ارزش، و خدایی شود. دعا این حالت را نیز در انسان ایجاد میکند و او را مشتاق قرب الیاللّه مینماید. در آن مسیرش قرار میدهد و قرب را بدو مینماید. خدائیش میکند و خدابینَش. آن وقت است که در همهجا و در همهچیز خدا را مشاهده میکند، به هدف غایی دیگر رسیدهاست".(2)
بنابراین، هدف اصلی عابدان و بندگان خدا رسیدن به مقامِ قربِ الهی و نزدیک شدن به او است. بندهی خدا با عبادت و راز و نیاز از مردم فاصله میگیرد، و با خدا انس میگیرد، تا جایی که نماز و راز و
نیاز، عمل و کردار، سخن و بیان، خواب و بیداری و فکر و ذکرش مختص خدایِ عالمیان است. در حالیکه در بین مردم است، از مردم جدا است و دلِ او با خدا انس دارد.
یکی از چیزهایی که انسان را به حق تعالی نزدیک مینماید، دعا است. راز و نیاز با معبود به انسان جهت میدهد. و یکی از عوامل اصلی حرکت به سوی قرب الهی است و نیز نیروی محرّکهیِ او در جهت نزدیکی به او را افزایش میدهد و او را خدایی میکند.
آنها که طلبکار خدایید خدایید
بیرون ز شما نیست، شمایید، شمایید
چیزی که نکردید گم، از بهر چه جویید
واندر طلب گم نشده بهر چرایید؟
اسمید و حروفید و کلامید و کتابید
جبریل امینید و رسولان سمائید
گه مظهرِ لاهوت و گهی مخبر ناسوت
گاهی شده درروی و گهی عین صفایید
در خانه نشینید و نگردید به هر سوی
زیرا که شما خانه و هم خانه خدایید
خواهید که بینید رخ اندر رخ معشوق
زنگار ز آیینه به صیقل بزدایید
تا دامنتان پُر دُرّ و پر زر کند آن شاه
ای بیخبران از کرم شاه، بیایید(1)
شه ز تابش، مسندش افلاک بود
این ز سوزش، متّکایش خاک بود
آنچه در شه دید، عزّ و افتخار
آنچه در خود دید، ذلّ و انکسار
او همه فرمانروایی و جلال
این همه ناداری و وزر و وبال
او به پیش خوب و بد، شاه و عزیز
این نباشد جز سیهروییش چیز
در تفکّر خویش را لاشیء دید
پای را از خودپسندی واکشید
علقه شه ماند در اعضاش و بس
شاه را میدید و دیگر هیچ کس
انفعالش خوف آورد و خضوع
کَمْ کَمَک ته کرد زانوی خشوع
همچو پروانه سراپا برفروخت
دیده و دل را به نور شمع سوخت
1) - دیوان شمس تبریزی.
سست اعصاب و قوا از کار شد
هجو و محو چهرهی دلدار شد
در شعاع نور شه، خاموش شد
در خضوع خویشتن مدهوش شد
چون که فانی گشت در دیدار شه
آب در گل رفت و در کلّ یافت راه
هوش و گوش و عقل و افکارش برفت
اندر آن اغماء سر و کارش برفت
شاه واقف گشت از کار غلام
شد به بالینش به عزّ و احتشام
آن سیهرو را سر زانو گرفت
روی دلبر زینت از ابرو گرفت
دلنوازی کرد و بنده پرورید
لحظهای اندر کنارش آرمید
در میان آن تفقّدهای شاه
دفتر شه یافت آن خط سیاه
دفترش را برگرفت آن شهریار
خود شعاع افکند اندر سبزهزار
آنچه دراو بد مرام و یادداشت
شه در انجامش خطوطی برنگاشت
کل مسئولش قرین شد با جواب
فیض شه او را فزون شد از حساب
شاه رفت و آن غلام آمد به هوش
باز دیگ مهر او میکرد جوش
سایهسان میگشت گرد آفتاب
ذرهآسا دائما در التهاب
تا زمان دیگری وقت سلام
بد بر این منوال حال آن غلام
دوردستان زین عمل واقف شدند
قصّه آن عبد را عارف شدند
آن سیه صورت به شه منظور شد
مهر عبد و لطف شه، مشهور شد
بهر انجاح مقاصد سوی او
هچو حجاج و حجر شد کوی او
دفتر او حاصل حاجات شد
مسکن او کعبه طاعات شد
خلق حاجتهای خود در دفترش
ثبت میکردند و گفتندی برش
شد فنای او بقای مردمان
او بقا میجست و دیگرها امان
چون حضور شاه دیگر بار رفت
دیده و عقل و دلش از کار رفت
آنچه بُد در دفترش از نیک و زشت
شه جواب جمله را در مینوشت
خلق را مرعوب شد از این خضوع
شاه را مطلوب شد از این خشوع
مهر موری را سلیمان جامه داد
بندهای را سروری امّامه داد
از شکستی این مقام احراز کرد
باب رحمت بر رعیت باز کرد
این مثلها را حقیقت دارْ بین
پورِ عمران را در این انوار بین(1)
اگر شرایط و آداب دعا مراعات شود و انسان از صمیم قلب راز و نیاز کند و با زبان دعا کند، و قلبا از او بخواهد، از مردم قطع امید کرده باشد و با قرب الهی پیوند داشته باشد و روح او خدایی شده باشد، در آن هنگام در روحانیت و معنویت غرق میشود و در آن لحظات راز و نیاز از مادّیات جدا شده و فردی معنوی میگردد. عقل و هوش او از توجه به مادّیات منصرف شده و فهم و درک او غرق در معنویات میگردد.
1) - راز و نیاز با خدا، ص 45.
مهاتما گاندی گفته است:
«اگر دعا و عبادت نبود مدتها پیش من دیوانه شدهبودم».
پیامبر گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآله بعد از نماز صبح در مسجد از احوال مردم سؤال میکردند، که جوانی را دیدند رنگ از رخسارش پریده و چشمهایش فرو رفته و چرت میزند. گویی شب را به عبادت و نماز سپری کرده است.
پیامبر او را صدا زدند و فرمودند:
چگونه شب را به صبح رساندهای؟
گفت: یا رسولاللّه! در حال یقین و ایمان به خدای یکتا به سر بردهام.
هر چیزی علامتی دارد، نشانهی یقین و ایمان تو چیست؟
یا رسولاللّه! اهل بهشت را میبینم که از نعمتهای بهشتی برخوردارند، و اهل دوزخ را میبینم که در عذاب و استغاثهاند.
پیامبر رو به اصحاب کرد و فرمود: خدا به وسیلهی ایمان قلب این جوان را نورانی کردهاست؛ سپس به جوان نگاه کرد و فرمود: مراقب باش که بصیرت را از کف ندهی.
جوان گفت: یا رسولاللّه! آرزوی شهادت دارم، دعا کنید که در راه خدا شهید شوم. پیامبر خدا برایش آرزوی شهادت کرد.
جوان پس از مدّت کوتاهی به میدان جنگ رفت و همچون شیر بر
دشمن خروشید و در راه خدا شمشیر زد تا به شهادت رسید.
بنابراین راز و نیاز با خدا انسان را به چنین مراتب والایی میرساند. به حدّی که آن جوان از شب تا به صبح با خدا راز و نیاز میکند و چنان در معنویات غرق میشود که صبح از پیامبر خواهش میکند که برایش دعا کنند تا به شهادت برسد و بالاخره در یکی از جنگها به شهادت میرسد.
بلی! راز و نیاز و خواهش از خداوند متعال، انسان را به چنین مراتب والای معنوی میرساند.
در کتاب وسایل الشّیعة از قول پیامبر گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآله روایت شده است که میفرمایند:
"دعا مغز و روح عبادتها است. هیچ دعایی بیاثر نمیماند و لااقل کفّارهیِ بعضی از گناهان واقع میشود."
حضرت محمّد صلیاللهعلیهوآله در جایی دیگر میفرمایند:
"دعا مغز عبادت است و هر کس دعا کند هلاک نشود."
اهمیّت دعا و درخواست از خداوند بزرگ بسیار درخور توجّه است؛ زیرا پیامبر گرامی دعا و درخواست از خداوند را برترین عبادت پس از قرائت قرآن دانستهاند.
حضرت رسول صلیاللهعلیهوآله میفرمایند:
"برترینعبادتامّتمنپساز قرائت قرآن، دعا است."
آنگاه این آیه را خواند:
«اُدْعُونی اَسْتَجِبْ لَکُمْ اِنَّ الَّذیِنَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِریِنَ».(1)
مرا بخوانید تا دعایتان را اجابت کنم، همانا کسانی که از پرستش من کبر میورزند دیر نپاید که با خواری به دوزخ درآیند.
نمیبینی که دعا همان پرستش است.
امام صادق علیهالسلام نیز فضیلت دعا را در ردیف نماز مستحبّی آوردهاند:
"از امام صادق علیهالسلام پرسیدند: عمل کدام یک از این دو مرد با فضیلتتر است، مردی که تا صبح نماز میخواند و یا مردی که تا صبح دعا میکند و خدای خویش را میطلبد؟
امام صادق علیهالسلام فرمودند: "دعا، افضل است."
اعمش گوید: به حج بیرون شدم، در بیابان مرد نابینای عربی را دیدم که میگفت:
بار خدایا! تو را میخوانم به آن گنبدی که فضایی گسترده و
1) - سورهی غافر، آیهی 60.
ساقههایِ بلند و شاخههایی آویزان و میوهای شیرین و بالایی گرد هم، و برگهایی فراگیر و رستنگاهی پاک دارد.
گریه گلویم را گرفت، و نزد او رفتم و گفتم: ای اعرابی! نیکو دعا کردی، بگو آن گنبد که فضایی گسترده دارد کدام است؟
گفت: محمد صلیاللهعلیهوآله.
مقصود تو از ساقههای بلند کیست؟
مقصود فاطمه علیهاالسلام است.
و آن که شاخههایش آویزان است؟
علی، وصیّ رسول خدا است.
و میوهاش شیرین است.
حسن و حسین علیهماالسلام است.
و بالایش گردِ هم و بسامان است؟
خداوند نسل و فرزندان فاطمه علیهاالسلام را بر آتش حرام کردهاست.
و برگش فراگیر است؟
(برکت) امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیهالسلام.
(چنین است).
اعمش گوید: دو دینار به او دادم و به راه خود رفتم و حج گزاردم و باز گشتم. وقتی به آن بیابان رسیدم او را با چشمانی گشوده و بینا یافتم، چنان که گویی هیچگاه نابینا نبودهاست.
گفتم: اعرابی! بر تو چه گذشت؟
گفت: من پیوسته آن دعا را میخواندم تا آواز دهندهای چنین
آوازم داد:
اگر در دوستی پیامبر و اهل بیت پیامبر هستی دست روی چشمت بگذار.
من دست روی چشمانم گذاردم، خداوند بیناییم را به من بازگرداند. به راست و چپ خود نگریستم کسی را ندیدم، فریاد برآوردم: ای آوازدهنده تو را به خدا سوگند، بگو تو کیستی؟
و شنیدم که او میگفت:
من خضرم، علیبن ابیطالب را دوست دارم. دوستی او خیر دنیا و آخرت است.(1)
از امام باقر علیهالسلام روایت است که فرمود: مادرم پای دیواری نشستهبود که دیوار شکاف برداشت و ما صدایی از آن شنیدیم. مادرم با دست اشارهای کرد که به حق مصطفی سوگند، خداوند به تو اجازهیِ سقوط ندادهاست. و دیوار معلّق ماند تا مادرم گذشت و پدرم صد دینار برای او صدقه داد.
(امام صادق علیهالسلام روزی از او یاد کرد و فرمود: او زنی صدّیقه بود و در خاندان امام حسن علیهالسلام چنین زنی نظیر نداشت.)(2)
گذشته از اینها، دعا از نظر روحی بر روح انسان اثر مثبت
میگذارد، چنانچه الکسیس کارل میگوید:
"نیایش در همین حال که آرامش را پدید آوردهاست، به طور کامل و صحیحی در فعالیتهایِ مغزیِ انسان یک نوع شکفتگی و انبساطِ باطنی و گاه قهرمانی و دلاوری را تحریک میکند. نیایش خصایل خویش را با علامات بسیار مشخص و منحصر به فردی نشان میدهد؛ صفایِ نگاه، متانتِ وقار، انبساطِ شادیِ بیدغدغه، چهرهیِ پر از یقین، استعدادِ هدایت و نیز استقبال از حوادث، به سادگیِ در آغوش گرفتنِ یک سرباز، یک شهید، مرگ را.
اینها است که از یک گنجینهی پنهان در عمق جسم و روح حکایت میکند. تحت این قدرت و سلطنت، حتی مردمِ عاقل عقب مانده، ضعفا و کم استعدادها نیز میتوانند نیروی عقلی و اخلاقی خویش را بهتر به کار بندند و از آن بهرهی بیشتری برگیرند.
چنین به نظر میرسد که نیایش، انسانها را آنچنان رشد میدهد که جامهای که وراثت و محیط به قامتشان دوختهاست، برایشان کوتاه میگردد. ملاقات پروردگار آنها را از صلح و آرامش درون لبریز میسازد، به طوری که شعشعهی پرتو این صلح از چهرهشان نمودار است و آن را هرجا که روند با خود میبرند."
کمیل گوید: با مولایم امیرالمؤمنین در مسجد بصره نشستهبودم و اصحابش با او بودند. به بعضی از آنان گفت: معنی قول
خدای( عز و جل) «فِیها یُفْرَقُ کُلُّ أَمْرٍ حَکیمٍ»(1)چیست؟ امام فرمود: شب نیمه شعبان است. سوگند به کسی که جان علی در دست او است هیچ بندهای نیست مگر این که جمیع خیر و شرّ برای او در این شب تا همان شب آینده مقسوم است و هر بندهای که این شب را احیاء کند و دعای خضر را بخواند دعای او به اجابت میرسد.
پس حضرت منصرف شد و مراجعت نمود.
شب به خدمت او رفتم همین که مرا دید، پرسید: ای کمیل! چه میخواهی و چه چیز سبب آمدن تو شده است؟
گفتم: یا امیرالمؤمنین! برای دعای خضر آمدهام.
فرمود: بنشین ای کمیل! چون این دعا را حفظ کردی در هر شب جمعه یا در هر ماه یک بار و یا در سال یک بار و یا در عمر یک بار، بخوان تا از بدیها بازداشتهشوی و یاری شده و روزی دادهشوی و هرگز از آمرزش محروم نمانی.
ای کمیل! طول صحبت تو با ما موجب شد که چنین نعمت و عطایی را به تو ببخشم.
چقدر کمیل همّت و عزم داشت!
چقدر عشق و شوق داشت!
چقدر تشنه و طالب بود که تا سراغ چیزی را گرفت، در راه تحصیل آن گام برداشت و شب به خدمت امام رسید، و دعای خضر را از آن
1) - سورهی دخان، آیهی 4.
جناب طلب کرد و از آن حسن طلبش و صفای سریره و هدف مقدسش چنین سفرهی پربرکتی را برای همهی اهل حال و دعا و مردم سادهدل گستراند است و چنین اثر قیّم و استوار را از خود به یادگار گذاشت و دعای خضر را دعای کمیل کردهاست.
آری باید گدایی کرد که جواد، گدا میخواهد:
بانگ میآید کهای طالب بیا
جود محتاج گدایان چون گدا
جود میجوید گدایان و ضعاف
همچو خوبان کآینه جویند صاف
روی خوبان کآینه زیبا شود
روی احسان از گدا پیدا شود
و امام علیهالسلام به کمیل فرمود: طول صحبت تو با ما موجب احسان چنین عطایی شده است. پس پیدا است که کمیل خیلی ملازم آن حضرت بوده است.(1)
احادیث و روایات متواتری، از ائمهیِ معصومین نقل گردیده است که نشان میدهد دعا و طلب و درخواست از خداوند مراتب والایی دارد و در آنها به انجام این امر بسیار تأکید شده است. مانند:
بهترین عبادت دعا است.
چیزی نزد خدای( عز و جل) بهتر از این نیست که از او درخواستشود. بر شما باد (ملازمت) دعا زیرا به هیچ چیز مانند آن به خدا نزدیک نشوید.
دعا کلیدهای نجات و گنجینههای رستگاری است.
1) - داستانهای عارفانه.
دعا سپر مؤمنین است.
دعا اسلحهی پیغمبران است.
دعا درمان هر دردی است.
دعا مخزن و محل اجابت است.
دعا حقیقت عبادت است.
دانشمندان زیادی در مورد خصوصیات و ویژگیهای دعا و راز و نیاز سخن گفتهاند و از آن تعریف و تمجید نمودهاند و معجزات و کراماتی که به واسطهی درخواست از خداوند بزرگ به وقوع پیوسته است را برای مردم بیان کردهاند که ما به بیان دکتر الکسیس کارل اکتفا میکنیم:
"قویترین قدرتی که مانند نیروی جاذبهی زمین، وجودش حقیقی و قابل احساس است. همانا عبادت و دعا است. در زندگی پزشکی خود به کسانی برخورد کردهام که هیچ کدام از وسایل مداوا برایشان مؤثر نبودهاست؛ ولی به مدد دعا و ادعیه نجات یافتهاند."(1)
اکنون در آخر مطلب به دعای شکسپیر توجه فرمایید:
"خدایا! مرا تأیید فرما تا شرارهی کوچک آسمانی را که در سینه دارم و وجدان نام دارد، پاک و محفوظ نگاه دارم."(2)
یکی از شرایط دعا این است که از خوردن مال حرام پرهیز نماییم؛ زیرا مال حرام سبب عدم استجابت دعا است.
شخصی به پیغمبر اسلام صلیاللهعلیهوآله عرض کرد: دوست دارم دعایم مستجاب شود.
حضرت فرمود: "خوراک خود را پاک کن و سعی کن حرام وارد شکمت نشود."
در این راستا باید سایر اعمال زندگی انسان، شرایطِ دعا را ایجاد کند؛ یعنی دعاهای او با هدفهای تکوینی و تشریعی هماهنگ باشد.
برای این کار از:
به دست آوردنِ مال حرام پرهیز نماید و کار و کسبش از راه حلال باشد؛
و حق مردم را ضایع نگرداند و اگر حق الناس بر عهده دارد به مردم برگرداند و از خداوند درخواستهای شرعی و حلال نماید؛
و از دعاهای خلاف هدفهای تکوینی و تشریعی بپرهیزد مانند
این که طلب و درخواست گناه و نامشروع نکند و خواهشهای سعادتمندانه از خدا بکند تا سعادت دو دنیا نصیبش گردد؛
و با اخلاص، یقین به اجابت دعاهای خویش داشته باشد؛
انسان نباید از مردم درخواستی داشته باشد و فقط باید دست نیاز به درگاه بینیاز دراز کند و دعاهای شرعی و دینی خویش را از او بخواهد.
شخصی با هیجان و اضطراب به حضور امام صادق آمد و گفت:
دربارهی من دعایی بفرمایید تا خداوند به من وسعت رزقی بدهد، که خیلی فقیر و تنگدستم.
امام فرمودند: "هرگز دعا نمیکنم."
"چرا دعا نمیکنید؟!"
"برای این که خداوند راهی برای این کار معین کردهاست. خداوند امر کرده که روز ی را پیجویی کنید، و طلب نمایید؛ امّا تو میخواهی در خانهی خود بنشینی، و با دعا، روزی را به خانهی خود بکشانی!"
امام صادق علیهالسلام فرمودهاست:
"اِذا أَرادَ أَحَدُکُمْ أَنْ یُسْتَجابَ لَهُ فَلْیُطَیِّبَ کَسْبَهُ وَ لْیُخْرِجَ مِنْ مَظالِمِ النّاسِ وَ إِنَّ اللّهَ لایُرْفَعُ إِلَیْهِ دُعاءُ عَبْدٍ وَفی بَطْنَهُ حَرَامٌ أَوْ عِنْدَهُ مَظْلَمَةٌ لاِحَدٍ مِنْ خَلْقِهِ."
"هرگاه یکی از شما بخواهد دعایش مستجاب شود کار و کسب و راه درآمد و روزی خود را پاکیزه کند. و خود را از زیر بار مظلمههایی که از مردم برعهده دارد خلاص کند؛ زیرا دعای بندهای که در شکمش مال حرام باشد به سوی خدا بالا برده نمیشود."(1)
موسی علیهالسلام مردی را دید که گریه و زاری بسیار میکرد و دستهایش را سوی آسمان بالا آورده و لابه و التماس میکند. خدا به موسی وحی کرد که این مرد هرچه کند دعایش به اجابت نرسد؛ چرا که در شکم حرام دارد و بر پشت حرام دارد و در خانه حرام دارد.
هرکس حلال بخورد فرشتهای بر فراز او بایستد و برایش استغفار کند تا از خوردن آن طعام حلال فارغ آید.
و او فرمود:
بازگرداندن دانگی (61 درهم) از حرام، نزد خدای سبحان با هفتاد حج مقبول برابر است.
و فرمود:
1) - بیست گفتار، ص 350.
و چون لقمهای از حرام در اندرون بنده جای بگیرد فرشتگانی که در آسمانها و زمین هستند او را نفرین کنند.(1)
در حدیث قدسی وارد شدهاست:
"لایُحْجَبُ عَنِّی دَعْوَةٌ اِلاَّ دَعْوَةُ آکِلِ الحَرَامِ."
"هیچ دعایی جز دعای حرام خواران از درگاه من محجوب نمیشود.(2)
یکی دیگر از شرایط دعا عمل است. در مرحلهی اول از خداوند درخواست کنیم و در مرحلهی عمل نیز سعی و کوشش نماییم. اگر خداوند متعال را بخوانیم و کوشش ننماییم ارزشی ندارد. و به مطلوب خویش نمیرسیم. بنابراین سعی و کوشش بعد از دعا یکی از شروط آن است و دعا و عمل لازم و ملزوم یکدیگر هستند.
حضرت رسول صلیاللهعلیهوآله به علی علیهالسلام فرمود:
"ای علی! نیایشگر بیعمل چون تیرانداز بیکمان است."
... "و باید دانست که رسیدن به مرحلهی دعا و نیایش و توجه به خدا قطع اسباب نیست. موسی نمیتواند در خانهاش بنشیند و نمک خمیرش از آسمان برسد، او را متوجّه علّت اصلی و غایی میکنند، راه اصلی را که صد در صد مطمئن است بدو
مینمایند."(1)... در یک جا که تمام نیروها باید متمرکز شود و آن خدا است، توجه به خدا، بیتوجهی به اسباب و وسایل عادی نیست؛ بیش از حد خواستن و به اصطلاح پارتی بازی و بر خلاف مسیر علت و معلول درخواست کردن نیست، تا جلویِ سعی و کوشش انسان را بگیرد و او را از کار باز دارد.
«فَاسْتَجابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّی لاأُضِیعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنکُم مِنْ ذَکَرٍ اَوْ أُنْثی».(2)
"پروردگار پاسخگوی درخواست آنان است بدانید و آگاه باشید که من زحمت و کوشش هیچ عملکنندهای از شما را، چه مرد و چه زن ضایع و بیاثر نمیکنم."
در اسلام کار و عمل دارای اصالت صددرصد است مخصوصا در قرآن توجّه عجیبی به این مسأله شده و سرنوشت فرد و جامعه را مربوط به چگونگی کار و رفتار آنها کرد. البته خوب و بد سرنوشت هر اجتماعی وابسته به چگونگی کار آن اجتماع است. عمل و دعا اگر لازم و ملزوم باشند در راه جهانبینی واحد، نتیجهی مثبت میدهند.(3)
بنابراین شرط دعا، عمل است.
کسی که از خداوند کمک میخواهد باید در صحنهی زندگی به کار و کوشش بپردازد و از ذات خداوند خواهش کند و در زندگی به سعی و تلاش بپردازد.
در زبان فارسی ضربالمثل معروفی است که میگوید:
«از تو حرکت، از خدا برکت.»
بنابراین باید در عین حالیکه از خداوند درخواست میکنیم، در راه آن طلب و درخواست حرکت کرده و تلاش کنیم تا به سر منزل مقصود برسیم.
کسی که خواهش میکند؛ ولی در خانه نشسته است و کار و تلاش نمیکند به مقصود نمیرسد و برایش هیچ فایدهای ندارد. و دعای او به استجابت نمیرسد.
دعا و عمل مکمّل یکدیگرند و از هم تفکیکپذیر نیستند. دعا و عمل، هر کدام به تنهایی نمیتوانند آدم را به سرمنزل مقصود برسانند و هرکدام تکمیلکنندهی دیگری میباشد؛ یعنی در مواقعی که او را میخوانیم و از او خواهش میکنیم باید در زندگی به سعی و تلاش بپردازیم، تا با دعا و عمل به پیروزی و موفقیت نایل شویم، تا نتیجتا در جهت تکوین و تشریع حرکت کردهباشیم. حرکت در جهتِ تکوین و تشریع، دعا همراه با عمل است. و اگر فقط دعا کنیم و عمل نکنیم خلاف تکوین و تشریع گام برداشتهایم؛ زیرا دعایِ بدون عمل اثری ندارد و دعا و عمل لازم و ملزوم یکدیگرند.
سلطان ملکشاه در مقرّ حکومت خویش (اصفهان)، به شکار میرفت و جمعی از خواص و غلامان او اطرافش بودند. در بیابان به گاو مادهیِ بیصاحبی برخوردند و آن را گرفتند و پس از کشتن، بریان کردند و خوردند. صاحب گاو پیرزنی بیوه بود که سه طفل یتیم داشت و با شیر گاو زندگانی میگذراند. وی تا باخبر شد، هنگامی که ملکشاه میخواست از روی پل زایندهرود عبور کند مقابلش ایستاد و گفت: شاها! اگر امروز سر پلِ زایندهرود جواب مرا ندهی و به دردم رسیدگی نفرمایی، روز قیامت سر پل صراط جلویتان را خواهم گرفت. سلطان پیاده شد و به موضوع پی برده، پس دستور داد هفتاد گاو به او دادند. غلامان که در مقام خدمتگزاری دربار سلطان به مال مردم تجاوز کردهبودند در دادگاه رسمی سلطان محکوم شدند. بعد از وفات ملکشاه، آن زن خود را روی قبر سلطان افکندهبود و میگفت: خداوندا! سلطان ملکشاه هم به درد دل من رسیدگی نمود و هم احسان به من کرد، تو اکرمالاکرمین هستی، اگر به او رحم فرمایی چه میشود؟ در آن زمان یکی از عبّاد و زهّاد، ملکشاه را خواب دید. از حالش جویا شد، گفت: اگر شفاعت زنی که سر پل زایندهرود به دادش رسیدم نبود، وای بر من بود.(1)
1) - داستانهایی از دعا.
یکی دیگر از شرایط دعا حقالنّاس است؛ یعنی این که حقّالناس بر عهدهی دعاکننده نباشد، و اگر مظالم و حقوق مردم بر عهدهی انسانی باشد، دعایش مستجاب نمیگردد.
امام صادق علیهالسلام میفرمایند:
"مُتَحَمِّلُ مَظالِمِ الْمخْلوُقیِنَ مَرْدوُدُ الدَّعْوَةِ"
"کسی که حقالناس بر گردنش باشد دعایش مستجاب نمیگردد."
بنابراین برای اینکه به این شرط از شرایط استجابت دعا، جامه عمل بپوشانیم باید رضایت شخصی که از طرف ما حقی از او ضایع شده را حاصل نماییم و توبهای حقیقی بنماییم؛ زیرا حقالناس از گناهان بزرگ و غیر قابل بخشش میباشد.
از امام باقر علیهالسلام روایت شده که حضرت فرمود: یونس علیهالسلام سه روز در شکم ماهی درنگ کرد و در تاریکیهای سهگانه (تاریکی در شکم ماهی، تاریکی شب، تاریکی دریا) ندا درداد و گفت:
«لا اِلهَ اِلاَّ أَنْتَ سُبْحَانَکَ اِنِّی کُنْتُ مِنالظَّالِمیِنَ».
"آنگاه خداوند دعایش را اجابت کرد سپس ماهی وی را به ساحل افکند."(1)
1) - داستانهای عارفانه.
یکی دیگر از شرایط دعا، عدم درخواست گناه است. ما وظیفه داریم در هنگام درخواست از خداوند، طلب گناه ننماییم، و دعای ما بر خلاف نظام تکوین یا نظام تشریع نباشد؛ یعنی دعای ما باید در محدودهی نظام خلقت و همچنین در محدودهی مقرّرات اسلامی بوده و خلاف شرع نباشد.
حضرت محمّد صلیاللهعلیهوآله در اینباره فرمودهاند:
"هر مسلمانی که دعایی کند و در دعایش گناه و بریدن از خویشان نباشد خدای تعالی یکی از سه چیز را به او عطا میکند:
یا دعایش را زود اجابت میکند؛
و یا برای آخرتش بیندوزد؛ یا اینکه شرّی مانند آن را از او باز دارد.
گفتند: ای رسول خدا! اگر چنین است، بیشتر دعا کنیم."
فرمودند: خدا نیز بیشتر عطا میکند.
ما فقط میتوانیم آن چیزهایی را که در شرع مقدس اسلام حلال میباشد، از خداوند طلب نماییم، و اگر حاجتی داشته باشیم که بر خلاف شرع مبین اسلام است، نباید از خداوند مسئلت نماییم، و
اگر خدای ناخواسته از خداوند حاجتی داشته باشیم که گناهآلود است قطعا اجابت نخواهد شد.
حکایت است که مردی درستکار در مسجد، پس از فراغت از نماز برای برادرانش دعا میکرد، چون از مسجد بیرون آمد، خبر یافت که پدرش مرده است.
از کفن و دفن پدر که فارغ شد، به تقسیم میراث در میان برادرانی که بدیشان دعا میکرد، پرداخت.
به او گفتند: در مسجد، این دعا را برای ایشان میکردی؟
گفت: من بهشت جاوید برای آنان درخواست میکردم، اکنون از این مال فانی بدیشان بخل ورزم؟!
ایمان و یقین نیز از شرایط طلب و درخواست از خداوند است، که اگر ایمان به اجابت داشتهباشیم دعا به اجابت نزدیکتر است و در استجابت دعا اثربخش است.
امام صادق علیهالسلام میفرمایند:
"دعا کنید که دعا درمان هر درد است و چون دعا کردی چنین پندار که حاجتت پشتِ در است."
در جایی دیگر از آن حضرت نقل شده است که فرمودند:
"هنگام دعا قلب خود را متوجه خدا گردان و چنان گمان داشتهباش که خواستهات در آستانهیِ در، حاضر و آماده است."
از پیامبر گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآله نقل گردیده است که:
"خدا را آنچنان بخوانید که مطمئن هستید اجابت میشوید."
اگر ایمان و یقین به استجابت دعا داشتهباشیم، دعا زودتر به اجابت میرسد و ایمان و یقین فوقالعاده در نتیجهی استجابت مؤثر است.
در حدیث است که: "اِذَا دَعَوْتَ فَظُنَّ حاجَتَکَ بِالبابِ"؛ یعنی "آنگاه که دعا میکنی حاجت خود را دمِ در، آماده فرض کن".
بنابراین هنگامیکه دعای خویش را مستجاب فرض کنیم، آن دعا به استجابت خواهد رسید؛ زیرا باید امید به رحمت و استجابت داشته باشیم و امید داشته باشیم و بدانیم رانده شدن ما و خواهش و دعایمان از لطف بیکران الهی به دور است و اگر لطف الهی شامل حالمان گردد دعاهای ما به هدف اجابت خواهد رسید.
علی بن الحسین، زینالعابدین علیهالسلام در دعای معروف ابوحمزه
چنین با خدای خود چنین راز و نیاز میکند و عرضه میدارد:
"اَللّهُمَّ اِنّی اَجِدُ سُبُلَ الْمَطالِبِ اِلَیْکَ مُشْرَعَةً وَ مَناهِلَالرَّجآءِ اِلَیْکَ مُتْرَعَةً، وَالاْسْتِعانَةَ بِفَضْلِکَ لِمَنْ اَمَّلَکَ مُباحَةً وَ اَبْوابَالدُّعآءِ اِلَیْکَ لِلصّارِخینَ مَفْتُوحَةً، وَ اَعْلَمُ اِنَّکَ لِلرَّاجی بِمَوْضِعِ اِجابَةٍ، وَلِلْمَلْهُوفینَ بِمَرْصَدِ اِغاثَةٍ، وَ اَنَّ فِیاللَّهْفِ اِلی جُودِکَ، وَ الرِّضا بِقَضائِکَ، عِوَضا مِنْ مَنْعِ الْباخِلینَ و مَنْدُوحَةً عَمّا فی اَیْدِی الْمُستَأْثِرینَ، و اَنَّ الرّاحِلَ اِلَیْکَ قَریبُ الْمَسافَةِ، وَ اِنَّکَ لاتَحْتَجِبُ عَنْ خَلْقِکَ، اِلاّ اَنْ
تَحْجُبَهُمُ الاْعْمالُ دُونَکَ."(1)
"یعنی بارالها! من جادههای طلب را به سوی تو باز و صاف، و آبشخورهای امید به تو را مالامال میبینم. کمک خواستن از فضل و رحمت تو را مجاز و درهای دعا را به روی آنانکه تو را بخوانند و از تو مدد بخواهند باز و گشاده میبینم، و به یقین میدانم که تو آمادهی اجابت دعای دعاکنندگان و در کمین پناه دادن به پناه خواهندگان هستی، و نیز یقین دارم که به پناه بخشندگی تو رفتن و به قضای تو رضا دادن، کمبودهای بخل و امساک بخلکنندگان و ظلم و تعدّی ستمکاران را جبران میکند. و هم یقین دارم، آن کس که به سوی تو کوچ کند راه زیادی تا رسیدن به تو ندارد. و یقین دارم چهرهی تو در پرده نیست، این آمال و اعمال ناشایست بندگان است که حجاب دیدهی آنهامیگردد."
جمیل ابْن درّاج گفت:
نزد امام صادق علیهالسلام بودم که زنی وارد شد و گفت: پسرم مرد و او
1) - مفاتیح الجنان، دعای ابوحمزه ثمالی.
را در خانه ترک کردم و به اینجا آمدم تا به فریادم رسی.
امام علیهالسلام به او فرمود: شاید نمردهباشد، به خانهات برو و غسل کن و دو رکعت نماز بگزار و خدا را بخوان و بگو:
"یا مَنْ وَهَبَهُ لی وَ لَمْیَکُ شَیْئا جَدِّدْ لی هِبَتَهُ"
"ای کسی که این فرزند را در حالی که هیچ نبود به من بخشیدی او را از نو به من ببخش."
آنگاه او را بجنبان و به کسی مگو. زن رفت و چنان کرد؛ پس پسر را جنباند و پسر به یکباره گریه سر داد.(1)
یکی دیگر از شرایط دعا، پافشاری در طلب و درخواست از خداوند است. انسان برای رسیدن به خواسته و استجابت دعا باید پافشاری نماید؛ زیرا هرشخصی که از کسی درخواستی دارد با اصرار میتواند به درخواستش جامهی عمل بپوشاند و همین حالت نیز در، درخواستِ از خدا وجود دارد.
امام باقر علیهالسلام میفرمایند:
"اِنَّ اللّهَ کَرِهَ اِلْحاحَ النَّاسِ بَعْضِهِمْ عَلی بَعْضٍ فِی الْمَسْأَلَةِ وَ اَحَبَّ ذلِکَ لِنَفْسِهِ اِنَّ اللّهَ (جَلَّ ذکْرُهُ) یُحِبُّ أَنْ یُسْأَلَ وَ یُطْلَبَ ما عِنْدَهُ."
1) - الدّعوات، ص 62.
"خدا را بد آید که مردم در خواهش از یکدیگر اصرار ورزند؛ ولی اصرار را در سؤال از خودش دوست دارد. همانا خداوند (که یادش بزرگ است) دوست دارد که از او سؤال شود و آنچه نزد اوست طلب گردد."
امام محمّد باقر علیهالسلام در مورد پافشاری در دعا چنین میفرمایند:
"وَ اللّهِ لایُلِحُّ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ عَلَیاللّهِ(عز و جل) فی حاجَتِهِ اِلاّ قَضاها لَهُ"
"به خدا سوگند هیچ بندهای در دعا، پافشاری و اصرار به درگاه خدای عزّوجل نکند، جز این که حاجتش را برآورد."
انسان باید حوائج خویش را از خداوند متعال طلب نماید و دست نیاز به سوی مردم دراز نکند؛ زیرا خداوند بندهای را که از غیر او درخواست نماید، دوست نمیدارد. از جزییترین لوازم زندگی گرفته تا حوایجِ بزرگ را از خدا بخواهیم و برای کمترین مایحتاج خویش دست نیاز به سوی مردم دراز ننماییم.
امام صادق علیهالسلام در مورد درخواست از خداوند میفرمایند:
"خداوند( عز و جل) خوشش نمیآید که بندگانش از همدیگر خواهش و درخواست کنند و همین مطلب را دربارهی خودش دوست دارد. چون خداوند( عز و جل)
خوشش میآید که از او درخواست کنند و نعمتهای خداوندی را از وی بخواهند."
امام سجاد علیهالسلام میفرمایند:
"هر کس حاجت خود را به یکی از بندگان محتاج و فقیر خداوند بگوید، یا او را به جایِ خدا، وسیلهی برآمدنِ حاجت یا حاجتهایش قرار دهد، خود را در معرض نومیدی و زیان قرار داده، نباید انتظار احسان ازجانب خداوندبرایخودش داشتهباشد."(1)
"خداوند به یکی از پیامبرانش خطاب میکند که:
به عزّت و جلال من سوگند، هرکس به غیر من امیدوار شود، ناامیدش خواهم کرد و جامهی خواری و ذلّت بین مردم بر او خواهم پوشانید و او را از فضل و گشایش خود به دور خواهم داشت.
اگر بندهی من در هنگام سختی چشم امید و آرزو به دستِ دیگری بدوزد در صورتی که سختی ها به دست من است و امیدوار به غیر من شود در حالی که منم بینیاز بخشاینده کلیدِ درهایِ بسته در دست من است و در اجابت من به روی کسی که مرا خواند، باز است."(2)
از پیامبر گرامی صلیاللهعلیهوآله نقل شده است که فرموده است:
«آفریدهای نیست که به آفریدهی دیگر پناهنده شود جز اینکه اسباب آسمانها و زمین را از او ببرم، پس اگر چیزی خواهد عطا نکنم، و آفریدهای نیست که تنها به من پناهنده شود، جز اینکه آسمانها و زمین را ضامن روزی او گردانم، اگر دعا کند مستجاب گردانم، و اگر چیزی درخواست کند عطا نمایم و اگر طلب آمرزش کند او را بیامرزم».(1)
امام محمد باقر علیهالسلام نیز میفرماید:
"هیچ چیزی نزد خدا برتر از سؤال و درخواست آنچه که در نزد او است، نمیباشد."
حضرت علی بن الحسین علیهالسلام فرمود:
"تمام خیر و نیکی را دیدم که در بریدن طمع از دست مردم است، و هر که هیچ امیدی به مردم نداشتهباشد و امرش را در هر کاری به خدای( عز و جل) واگذارد، خدای( عز و جل) در هر چیزی او را اجابت کند."(2)
امام سجاد علیهالسلام در حدیثی دیگر میفرماید:
"به سوی خدا بروید و فقط از خدا درخواست رفعِ
نیازها و احتیاجها و گرفتاریهایتان را بنمایید. مسئلتهای شما هر چقدر هم فراوان باشد گنجهای خدا را خالی نمیکند."(1)
امّا نکته دیگری که قابل تأمّل است، این است که انسان باید در طلب نیازها و درخواستهای خویش از مردم ناامید گردد؛ زیرا در چنین شرایطی حالتی در قلب او پیدا میشود که به خدا پناه برده، و حوایجش را از خداوند بزرگ درخواست میکند و حوایج دنیوی و اخروی وی برآورده خواهد شد.
امام صادق علیهالسلام فرمودهاند:
"اگر کسی از شما، بخواهد دارای حالتی بشود که همهیخواستههایش راخداوندبرآورد،بایداز همهی مردم ناامید شود و هیچ امیدی جز خداوند نداشته باشد؛پساگرخداوندچنینحالتیرادر قلب او بیاورد چیزی از خداوند نخواهد مگر اینکه برآورد."(2)
یکی دیگر از نکاتی که باید در هنگام درخواست از خداوند بزرگ به آن توجّه نماییم، خضوع و خشوع است. انسان باید در موقع خواندن خداوند متعال خضوع و خشوع نموده و در مقابل ذات احدیت کرنش نماید و با کمال ذلت از او هرچه میخواهد درخواست نماید.
"آنچه به حضرت عیسی علیهالسلام در این مورد وحی شده این است: ای عیسی! مرا بخوان همانند خواندن شخص حزین و غرق شدهای که هیچ فریادرس و مُغیثی ندارد."(1)
نکته دیگری که لازم به یادآوری است، مخفی نگهداشتن دعا است. در هنگام خلوت و تنهایی یا در دل شب دعا کردن بهتر است و این کار برای دوری از ریا اثربخش است. در سوره اعراف چنین آمدهاست که:
"خدا را از روی تضرّع و در پنهانی بخوانید."(2)
فرمودهاند:
از دعا عاجز نباشید که نیایشگران هلاک نشوند و سزا است که هرکس از شما پروردگارش را بخواند و حتّی بند کفش گسستهی خود را از او بخواهد. و از فضل خدا درخواست کنید که خداوند دوست دارد از او درخواست شود.
"در حدیث قدسی آمدهاست که خطاب به موسی علیهالسلام شد: که ای موسی! هرچه را نیازمندی، حتّی علف گوسفند و نمک خمیرت را از من بخواه."
شرط دیگر دعا اخلاص است. اخلاص در پرستش حضرت احدیّت از جملهی شرایط دعا محسوب میگردد و از فضائل است. در قرآن کریم در این مورد آیات زیادی وجود دارد که بدانها سفارش و تأکید شده است.
این شرط مهم سببِ استجابت دعا میگردد و کسانی که بدون ریا و تظاهر و از سرِ اخلاص به درگاه خداوندِ بلند مرتبه میشتابند، هر درخواستی که از خداوند بنمایند و هر حاجتی که از او طلب کنند، به مراد خود میرسند.
خداوند در قرآن کریم میفرماید:
"فَادْعُوا اللّهَ مُخْلِصیِنَ لَهُ الدّیِنَ وَ لَوْ کَرِهَ الکافِرونَ"(1)
خدا را با خلوص و با پاکی و در نهایت درخواست به او روی آرید، اگر چه کافران خوش ندارند.
اگر اعمال ما برای نزدیک شدن به قرب الهی از روی اخلاص نباشد، پذیرفته نیست و اگر دعایمان از روی اخلاص نباشد، آن دعا پذیرفته نیست. بنابراین باید تمامی کارهایمان برای رضای خدا باشد و تظاهر و ریا نداشته باشیم.
حضرت علی علیهالسلام فرمودهاند دعا چهار شرط دارد:
1- حضور قلب؛ 2- اخلاص؛ 3- شناسایی خداوند؛ 4- انصاف
1) - سورهی غافر، آیهی 14.
در خواهش؛ (یعنی مطالب لغو و بیهوده، طلبنکند).
در قرآن کریم چنین بیان شده است:
«فَإِذا رَکِبُوا فیِ الْفُلْکِ دَعَوُا اللّهَ مُخْلِصیِنَ لَه الدِّینَ فَلَمَّا نَجَّیهُمْ إِلیَ البَرِّ إِذَاهُمْ یُشْرِکُونَ».
"در آن هنگام که سوار کشتی شوند (و در معرض خطر و نگرانی قرار گیرند)، با نهایت خلوص خدا را خوانده و متوجه او میشوند و چون خداوند آنان را از گرداب مهالک به ساحل نجات رهنمون شد، دوباره شرک میورزند."
پیامبر گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآله فرمودهاند:
سه نفر از مردمان که پیش از شما (زندگی میکردهاند) جهت پیدا کردن مکانی برای خانوادهی خود بیرون رفتند. در راه، باران شدیدی میآمد، و آنها به درون غاری پناه بُردند. سنگی بر در غار افتاد به طوری که آنها نمیتوانستند بیرون بیایند. به یکدیگر گفتند: جای پای ما از بین رفته و سنگ، راه را بر ما بسته است و کسی جز خدای تعالی از مکان ما باخبر نیست. بیایید خدای سبحان را به خالصترین کارهایی که کردهایم و بدانها امید داریم، بخوانیم.
یکی گفت: بارخدایا! تو میدانی که من زنی را خوش داشتم و او را به خود خواندم ولی او پرهیز کرد و من وعدهی اجرتی به او دادم و
او پذیرفت. وقتی میخواستم با او جمع شوم، او از خشیتِ تو به سختی لرزید و گفت: من از سر بیچارگی به خواستهی تو تن دادم. من او را رها کردم. اگر میدانی که من این کار را به امید رحمت و بیم از عذاب تو کردم. راه را بر ما بگشا.
یک سوم سنگ کنار رفت.
دیگری گفت: بارخدایا! تو میدانی که من پدر و مادری داشتم و برای ایشان شیر میدوشیدم. شبی شیر آوردم، که آنها خواب بودند. ایستادم تا سپیده دمید و از خواب بیدار شدند و شیر را نوشیدند. بارخدایا! اگر تو میدانی که من این کار را به امید رحمت تو کردهام، بر ما گشایش فرما. یک سوم دیگر سنگ کنار رفت.
سومی گفت: بارخدایا! تو میدانی که من روزی کارگری را به خدمت گرفتم و او تا نیمهی روز کار کرد و من مزد او را دادم. او خشمگین شد و اجرت را نگرفت. و من آن اجرت را در تجارت گاو و گوسفند و جز آن به کار بستم و چون بار دیگر در طلب اجرت بازگشت، گفتم: همهی اینها از آنِ تو است، بگیر. اگر میخواستم، به جز اجرتش چیزی به او نمیدادم. بارخدایا! اگر تو میدانی که من این کار را به امید رحمت و بیم از عذاب تو کردم، راه ما را بگشا.
ناگهان سنگ به کلی کنار رفت و آن سه نجات یافتند.(1)
1) - مشکل گشا و شفابخش، ص 37.
"اسماعیل به همّام گوید، امام هشتم علیهالسلام فرمود: دعایِ بنده در سرّ و پنهانی، هریک برابر هفتاد دعای آشکار او است."
بنابراین یکی از آداب دعا این است که به طور پنهانی دعا کنیم.
همینطور که قبلاً توضیح دادیم دعا نمودن در خلوت بر اخلاص انسان میافزاید و موجب تقرّب انسان به خداوند متعال میشود. و فکر و ذکر انسان بیشتر معطوفِ خداوند شده، و همین سبب استجابت دعا میگردد.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در این باره میفرمایند:
"یک دعا درخلوت باهفتاد دعا در آشکار برابر است."
یکی دیگر از آداب دعا این است که انسان برای برادران و خواهران مسلمان و مؤمن خود دعا کند و در احادیث و روایات
اسلامی بسیار تأکید شده است، تا جایی که مستحب است در قنوتِ نماز شب (وتر) به چهل مؤمن دعاکنیم وبرای آنهاآمرزش بخواهیم.
حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام میفرمایند:
"اَلْجارَ ثُمَّ الدَّارَ"؛
یعنی ابتداء همسایه و سپس اهل خانه.
پس در این مورد، ابتدا باید به برادران و خواهران دینی خویش دعاکنیم و سپس حوایج دنیوی واُخروی خویش را از خدا بخواهیم.
امام حسن مجتبی علیهالسلام در شب جمعهای نگاه خود را به مادرش که در اتاق رو به قبله مشغول راز و نیاز و دعا بود، دوخته بود و توجه خود را معطوف او کرده بود.
مادرش فاطمه زهرا علیهاالسلام دربارهی مردان و زنان مسلمان دعا میکرد و نام یکایک آنان را به زبان میآورد و از خدای بزرگ برای هر یک از آنها سعادت و خیر دنیا و آخرت را میخواست.
امام حسن علیهالسلام آن شب تا صبح بیدار ماند و منتظر بود که ببیند مادرش دربارهی خود چگونه دعا میکند و از خداوند برای خود چه چیزی را درخواست میکند.
صبح شد و حضرت فاطمه فقط مردان و زنان مسلمان و مؤمن را دعا کردند و در حق خویش دعایی نکردند.
حسن به مادر گفت: مادر جان! چرا تو دربارهی دیگران دعای
خیر کردی و دربارهی خودت یک کلمه دعا نکردی؟!
حضرت فاطمه علیهاالسلام جواب داد: "یا بُنَیَّ! اَلْجارَ ثُمَّ الدّارَ"(1)
مولانا جلال الدین مولوی در این باره چنین سروده است:
بهر این فرمود موسی با خدا
وقتِ حاجت خواستن اندر دعا
کای کلیماللّه! ز من مِیجو پناه
با دهانی که نکردی تو گناه
گفت: موسی من ندارم آن دهان
گفت: ما را از دهانِ غیر خوان
از دهانِ غیر کی کردی گناه؟
از دهانِ غیر برخوان، کای اله!
آنچنان کن که دهانها مرتو را
در شب و در روزها آرد دعا
آن دهانی که نکردستی گناه
آن، دهانِ غیر باشد، عذرخواه
صفوان بن یحیی گوید: موسی بن جعفر علیهماالسلام فرمود:
«هر کس دربارهی برادران و خواهران مؤمن و مسلمان خود دعا کند خداوند به شمارهی هر مؤمنی فرشتهای بگمارد که دربارهی او دعا کند».(2)
بنابراین دعا در حق برادران و خواهران مسلمان و مؤمن، در حق خود آن فرد مستجاب میشود.
معاویة بن عمّار از قول امام صادق علیهالسلام چنین گفته است:
دعا کردن مسلمان برای برادر مسلمانش در غیاب
او، روزی را به سوی دعاکننده براند، و بلا را از وی
دور گرداند، و فرشتگان موکَّل به او گویند: برای خودِ تو دو چندان شد.
در حدیثی دیگر از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله نقل شدهاست که فرمودهاند:
"دعایی که برادر، پشت، سرِ برادر کند، ردشدنی نیست."(1)
امام محمد باقر علیهالسلام میفرمایند:
"أوْشَکُ دَعْوَةٍ وَ اَسْرَعُ اِجابَةٍ دُعاءُ المَرْءِ لاِخیِهِ"
"دعایی که بیشتر امید اجابت آن میرود و زودتر به اجابت میرسد، دعا برای برادر دینی است در پشت سر او."
از قول عبداللّه بن میمون قدّاح روایت شدهاست که امام صادق علیهالسلام به نقل از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمود:
«هرگاه یک تن از شما دعا کند، پس دعای همگانی نماید؛ (به همه دعا کند) زیرا آن به اجابت نزدیکتر خواهد بود.»(2)
از قول معصوم علیه السلام نقل شده است که میفرماید:
"آنچه برای خود میخواهی برای دیگران نیز بخواه."
پس باید ابتدا در حق دیگران دعا نماییم و سپس از خداوند حوائج خویشتن را درخواست کنیم.
هنگامیکه رو به قبله مینشینیم دعایمان زودتر به استجابت میرسد؛ چون در مقابل کعبه (خانه خدا) هستیم و این موجب قرب الهی میشود. و خواهشهای ما به اجابت نزدیکتر میگردد.
از حضرت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله روایت شدهاست که فرمودند:
"خَیْرُ الَمجَالِسِ مَا اسْتُقْبِلَ القِبْلَةَ"
"بهترین مجالس، این است که رو به قبله بنشینیم."
بنابراین هنگامی که رو به قبله مینشینیم بهترین عمل را در مورد دعا انجام دادهایم. رو به مکّه معظّمه نشستن و خدا را صدا زدن و حوایج خویش را خواستن فضیلت دارد علاوه بر نزدیک شدن به قرب الهی و فضایل معنوی آن، خداوند بزرگ ما را به مقصودمان میرساند و هنگامی که او را میخوانیم، جواب ما را میدهد.
آیهی شریفه قرآن میفرماید:
«وَ اذْکُرِ اسْمَ رَبِّکَ وَ تَبَتَّلْ إِلَیْهِ تَبْتیلاً».(1)
انسان هنگامیکه در مقابل حق تعالی قرار میگیرد باید مثل مسکینی که با دستهای دراز طعام میطلبد و کمک میخواهد، دستهایش را بلند کرده و از او کمک و یاری طلبد.
1) - سورهی مزمّل / آیهی 8.
پیامبر صلیاللهعلیهوآله هنگام دعا و زاری، دستهایش را بالا میبرد و دعا میکرد چنان که مسکین طعام میطلبد.(1)
از حضرت ابیعبداللّه علیهالسلام در مورد آداب دعا و بلند کردن دستها پرسیدم، امام فرمودند: بر چهار وجه است:
التّعوّذ: رو به قبله مینشینی و دو کف دستهای خود را باز میکنی و به طرف آسمان میگیری.
التّبتّل: بلند کردن دستها و حرکت دادن دو انگشت سبابه و اشاره کردن با آن میباشد.
الابتهال: بلند کردن دستها به اندازهای که بالاتر از سر قرار گیرند.
التّضرّع: گرفتن انگشت سبابه به طرف صورت خود و تکان دادن آن و این عمل دعای پنهانی است.(2)
امام صادق علیهالسلام نیز میفرمایند:
"خداوند از بنده شرم دارد که دستهای خود را به سوی او بلند کند و آن را نومید بازگرداند."(3)
اعتراف به گناهان نیز از آداب دعا محسوب میشود که قبل از
دعا کردن لازم است که به گناهان خویش در محضر خداوند متعال اعتراف نماییم تا شاید مورد مرحمت او قرار گیریم.
امام صادق علیهالسلام در این باره میفرمایند:
به خدا قسم! که بندهای از گناهان خویش خارج نشد مگر با اقرار به آنها؛
تعمیم در دعا؛
و شریک کردن مردم در حوائجمان.
امام صادق علیهالسلام فرمود:
"مبادا کسی از شما از پروردگارش چیزی از حاجتهای دنیوی و اخروی را بخواهد مگر این که در آغاز، خدای( عز و جل) را ثنا گوید و ستایش کند و بر پیامبر و آل او دعا و درود بفرستد و به گناه خویش اعتراف کند و آنگاه نیاز آورد."
سلام و درود بر محمّد و آل محمد از آداب دعا میباشد که در استجابت دعا مؤثر است. بنابراین، صلوات سبب میشود تا گناهان ما آمرزیده شود و به حوایج دنیوی و اخروی خویش نزدیک شویم.
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله میفرمایند:
هیچ دعایی نیست الاّ آن که میان او و آسمان حجابی است. چون بنده دعا کند و در مقدمه بر من صلوات بفرستد، حجابها مرتفع گردد و صلوات به آسمان رود و دعا نیز بر
اثر او روان گردد، تا در زیر عرش قرار گیرد. آنگه به وقت اجابت ندا آید که "مَنْ فُتِحَ لَه بابُ الدُّعاءِ لَه ابوابُ الاِجابَةِ" کسی که دعا را با صلوات شروع کرد درهای اجابت به روی او باز است.
امام جعفر صادق علیهالسلام میفرمایند:
«و لایَزال الدّعاءُ مَحجوُبا حَتَّی یُصَلَّی علی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ؛ دعا پیوسته در حجاب است [و بالا نمیرود] تا این که بر محمّد و خاندانش درود [و صلوات] فرستادهشود».
مرازم گوید: امام صادق علیهالسلام فرمودند: «مردی نزد رسول خدا صلیاللهعلیهوآله آمد و عرض کرد: یا رسولاللّه! من یک سوم دعای خود را به تو اختصاص دادهام.
فرمود: نیک است.
عرض کرد: یا رسولاللّه! نیمی از دعای خود را به شما مخصوص کردهام.
پیغمبر صلیاللهعلیهوآله فرمود: این بهتر است.
عرض کرد: همهی دعای خود را ویژهی شما قرار دادم.
فرمود: در این صورت خداوند مهمّات تو را در امور دنیا و آخرت کفایت فرماید.
مردی از امام علیهالسلام سؤال کرد که، خداوند شما را خیر دهد! خدا،
چگونه دعای خود را برای پیغمبر قرار دادهاست؟
امام علیهالسلام فرمود: از خدا هیچ چیز مسألت نکرده، جز این که به صلوات بر محمد و آلش آغاز کرده است قبل از خواستن حاجت خویش.
امیرالمؤمنین علیهالسلام نیز در این باره چنین میفرمایند:
"هر وقت تو را حاجتی پیش آمد و خواهی که حق تعالی اجابت کند، اول صلوات بر رسول او فرست و سپس حاجت خویش را بخواه و بعد، دوباره صلوات بفرست که خداوند آن را اجابت میکند؛ زیرا او کریمتر از آن است که از وی دو حاجت بخواهی؛ یکی را اجابت بکند و یکی را اجابت نکند."(1)
از امام جعفر صادق علیهالسلام روایت شده که به صباح فرزند سبّابه فرمودند: میل داری به تو تعلیم نمایم چیزی را که روی تو را از گرمی آتش جهنم نگه دارد.
عرض کرد: بلی! فرمودند: بعد از نماز صبح صد بار بگو: "اَللّهُمَّ
صَلِّ علی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ"، "که حق تعالی روی تو را از حرّ و سوزش جهنم نگاه میدارد."(2)
ذکرهای مختلفی وجود دارد که موجب میشود دعاهای ما زودتر به استجابت برسد؛ مثل ذکرِ شریفِ «یااللّهُ»، «یا رحمنُ»، «یا اَرْحَمَالرَّاحِمیِنَ» و اذکارِ مختلفِ دیگر.
امام صادق علیهالسلام فرمودند: «بیمار شدم، که پدرم نزد من آمد و فرمود: پسرم! ده بار بگو: «یااللّه»؛ زیرا بندهای این را نگوید مگر این که بگوید «یا ربِّی، یااللّه»، تا از نفس بماند، که جواب آید - لبیک! حاجتت چیست؟
و هر کس ده بار بگوید: «یا ربِّ یا ربِّ» به او گفته شود: لبیک! چه میخواهی؟
هنگامی که بنده پیش از دعا، ثناء را آغاز کند، دعایش به اجابت مقرون است و اگر پیش از ثناء، دعا آغاز کند امید دارد. رسول خدا صلیاللهعلیهوآله با این سخن ما را ادب فرمود که، سلام پیش از کلام است.
پیامبر گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآله فرمودند: ذکرِ «یا ذَا الجَلالِ وَ الاِکرامِ» را همواره بگویید. روزی بر مردی گذر کرد که میگفت: «یا اَرْحَمَ الرَّاحِمیِن». فرمود: آنچه میخواهی طلب کن که خدای سبحان به سوی تو نظر کردهاست.
مردی نزد رسول خدا صلیاللهعلیهوآله آمد و گفت: ای رسول خدا! دعاییهست که رد نشود؟
فرمود: آری، «اَللهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الاَْعْلی الاَجَلِّ الاَعْظَمِ» را
تکرار کن و آنگاه حاجتت را بخواه.
پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمودند:
"دعایی که اولش بسم اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیِم باشد، رد نمیشود. استفاده کردن از کلمات «اللّهُمَّ» و «یا اللّهُ» در ابتدای دعا، به اجابت نزدیکتر است."
یکی دیگر از آداب دعا، نام بردن حاجت در هنگام طلب و درخواست از خداوند بزرگ است؛ زیرا حضرتِ احدیّت دوست دارد بندهاش در هنگام دعا حاجت خویش را نام ببرد، اگرچه او از دلِ هر بندهای آگاه است و میداند که او چه حاجتی دارد و از او چه مسئلت میکند.
قال الصّادق علیهالسلام:
"اِنَّ اللّهَ (تَبارَکَ وَ تَعالی)، یَعْلَمُ مایُزیدُ العَبْدُ اِذا دَعاهُ وَ لکِنَّهُ یُحِبُّ أَنْ تُبَثَّ إِلَیْهِ الْحَوائِجُ فَاِذا دَعَوْتَ فَسَمِّ حاجَتَکَ"
"حضرت صادق علیهالسلام فرمود: خدایْ (تبارک و تعالی) میداند که بندهاش چه میخواهد هرگاه به درگاهش دعا کند؛ لیکن دوست دارد که حاجتها به درگاهش شرح داده شود. پس هرگاه دعا کردی حاجتت را نام ببر."(1)
1) - اصول کافی، ج 6 ، ص 40.
هنگامی که در جلسه، هیئت، روضه و یا کلاً در میان جمعیتی هستیم، باید پس از دعا، همگان آمین بگویند؛ زیرا آمین گفتن نیز از آداب دعا است و به گفتن آن پس از درخواست از خدا، سفارش شده است. هنگامی که شخصی در جمع دعا میکند، گویا حاضران در آن جمع با آمین گفتن خویش همان درخواست را از حضرت حق کرده و همان دعا را میکنند تا اِنْشَاءَاللّهُ مورد قبول خدا واقع گردد.
در «معانی الاخبار» مذکور است که آمین، اسمی از اسماء خدای متعال است. همچنین در «قرب الاسناد» آوردهاند که اگر کسی در جمع دعا نمود و از دیگران خواست که آمین بگویند، واجب است که بگویند.
یکی دیگر از آداب دعا، مسح کردن صورت است و باید بعد از دعا، صورت خود را مسح نمایند و اگر سر و سینه را نیز مسح نمایند بهتر است.
ما به ده مورد از آداب دعا اشاره کردهایم و مطالبی به اختصار در مورد آنها بیان کردهایم.
اینک در پایان این بخش، آداب دعا به طور فهرستوار بیان میگردد:
1- اگر حقالناس بر عهده داریم، حق مردم را به آنها بازگردانیم.
2- برای استجابت دعا، قبل از این که دعا کنیم صدقه بدهیم.
3- اوقات و مکان دعا را مراعات نماییم.
4- مکان دعا غصبی نباشد و مکان و لباسهایمان پاک باشد و خوراک و لباسهایمان از راه حلال و مشروع تهیه شده باشد.
5- در خلوت و تنهایی دعا کنیم.
6- ابتدا به برادران دینی دعا نماییم؛ زیرا آن دعا در حق خودتان نیز مستجاب میشود.
7- با طهارت باشیم (وضو بگیریم).
8- رو به قبله بنشینیم.
9- دستهایمان را بلند کنیم.
10- به گناهان خویش اعتراف کنیم و از آن گناهان توبه نماییم.
11- به آهستگی صلوات و ذکرهای دیگر را بخوانیم.
12- با اخلاص و از صمیم قلب و با خشوع از خداوند مسئلت نماییم.
13- حالت شاعرانه به دعاهایمان ندهیم، و وزن و قافیه را در راز و نیازمان مراعات نکنیم.
14- حالت تضرّع و گریه و رقّت قلب داشته باشیم.
15- دلمان را از مردم جدا کنیم و دلمان و فکر و ذکرمان با خدا باشد.
16- خویشتن را در محضر خدا بدانیم و با چشمِ بصیرت خدا را مشاهده نماییم.
17- آن چیزهایی را که میدانیم صلاح و مصلحت است از خدا درخواست کنیم.
18- تسلیم امر و فرمان الهی باشیم و بر این عقیده قلبی باشیم که اختیاری از خود نداریم.
19- طلب و درخواست خویشتن را از خداوند متعال تکرار نماییم.
20- به اجابت درخواست خویش از جانب خدا یقین داشته باشیم.
یکی از عوامل عدم اجابت دعا عمل نکردن به دستورات دین میباشد. به دستورات دین عمل نمیشود و مردم را حبّ دنیا احاطه میکند و طمعِ دنیا در وجودشان شعلهور میگردد، و در دل خوفی از خدا ندارند.
قال رسولاللّه صلیاللهعلیهوآله:
«یَأْتِی عَلَی النّاسِ زَمانٌ تَعْبُتُ فیهِ سَرائِرُهُمْ، تَحْسُنُ فیهِ عَلانِیَتُهُمْ طَمَعا فِیالدُّنْیا، لایُریدُونَ بِهِ ما عِنْدَ رَبِّهِمْ، یَکُونُ دینُهُم رِیاءً لایُخالِطُهُمْ خَوْفٌ یَعُمُّهُمُ اللّهُ بِعِقابٍ فَیَدْعُونَهُ اِلْحاحَ الْغَرِیقِ».
"زمانی بر مردم فرا میرسد که برای طمع در دنیا، باطنشان پلید و ظاهرشان زیبا میباشد، علاقهای به آنچه نزد پروردگارشان است نشان ندهند، دین آنها ریایی شده و خوفی (از خدا) در دلشان آمیختهنشود. خداوند همهی آنان را به عذاب سختی
گرفتار کند، پس مانند دعای شخص غریق دعا کنند، ولی دعایشان را اجابت نکند."
بنابراین، یکی از عواملی که مانع اجابت دعا میشود، عمل نکردن به دستورات دین است، هر فردی یا کسی برای استجابت دعا و درخواست خود از محبوب خویش، باید حبِّ دنیا را کنار گذارده و همیشه فرامین الهی را اجرا نماید.
از قول معصوم علیهالسلام روایت شده است که میفرماید:
"حُبُّ الدُّنیا رَأسُ کُلِّ خَطیِئَةٍ"
"علاقه به دنیا، عامل تمامی گناهان است."
روزی ابراهیم ادهم در بازار بصره عبور میکرد، مردم اطراف او را گرفتند و گفتند: یا ابراهیم! خداوند در قرآن میفرماید: «اُدْعُونی اَسْتَجِبْ لَکُمْ» مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم؛ امّا ما دعا میکنیم ولی دعایمان را اجابت نمیکند!
ابراهیم گفت: ای مردم بصره! علّتش آن است که قلبهای شما به ده علت مرده است.
1- خدا را شناختید ولی حق او را ادا نکردید.
2- قرآن را میخوانید؛ ولی عمل نمیکنید.
3- ادعای محبت رسول خدا را دارید در حالی که با اولاد او دشمنی میکنید.
4- ادعای دشمنی با شیطان دارید و حال آنکه در عمل با او موافقید.
5- بهشت را دوست دارید اما برای رسیدن به آن عملی انجام نمیدهید.
6- اظهار ترس از جهنّم میکنید؛ ولی خود را در آن انداختهاید.
7- مشغول عیب گویی مردم شدید و از عیوب خود غافلید.
8- ادعای بیزاری از دنیا دارید؛ ولی در جمعِ آن حرص میورزید.
9- اعتقاد به مرگ و قیامت دارید؛ ولی خود را آماده نکردهاید.
10- مردگان را دفن میکنید؛ ولی از مرگ آنها عبرت نمیگیرید.
بدین جهت دعاهایِ شما مستجاب نمیگردد.(1)
سستی در نماز مانع استجابت دعا است، یعنی اینکه اگر انسانی در امر نماز سهلانگاری نماید، دعایش پذیرفته نمیگردد. کاهلی در نماز غیر از عدم استجابت دعا انسان را به بلاهای دیگری مبتلا میگرداند.
همان طور که خواندن نماز و راز و نیاز با خدا، سبب قرب الهی و اجابت درخواست از خداوند میشود، سستی در نماز نیز مانع آن
1) - قصههای قرآن، محمدرضا اکبری، قصهی ابراهیم ادهم.
است. زیرا انسان به علت کاهلی در نماز و سبک شمردن آن، به قرب الهی که هدف نهایی آفرینش است نمیرسد، و با خدای خویش انس کمتری دارد و مناجات او اندک است و همین سبب میگردد که طلب و خواهش او از محبوب به نتیجه نرسد.
"قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهراءُ علیهاالسلام: سَأَلْتُ أَبی رَسولَاللّهِ لِمَنْ تَهاوَنَ بِصَلوتِهِ مِنَالرِّجالِ وَالنِّساءِ قالَ صلیاللهعلیهوآله : مَنْ تَهاوَنَ بِصَلوتِهِ مِنَالرِّجالِ وَالنِّساءِ، اِبتَلاهُ اللّهُ بِخَمْسَ عَشَرَةَ خِصْلَةً: یَرْفَعُالْبَرَکَةَ مِنْ عُمْرِهِ؛
وَ یَرْفَعُ اللّهُ البَرَکَة مِنْ رِزقهِ؛
وَ یَمْحُوا اللّهُ(عز و جل) سِیماءَ الصَّالِحیِنَ مِنْ وَجْهِهِ؛
وَ کُلُّ عَمَلٍ یَعْمَلُهُ لایُؤجَرُ عَلَیْه؛
وَلایَرْتَفِعُ دُعائهُ إِلیَ السَّماءِ؛
وَ لَیْسَ لَهُ حظٌّ فی دُعاءِ الصّالِحینَ؛
وَ اِنَّهُ یَمُوتُ ذَلیلاً؛
وَ یَمُوتُ جائعا؛
وَ یَمُوتُ عَطْشانا فَلَوْ یُسْقیَ مِنْ أَنْهارِ الدُّنیا لَمْیُرْوَ عَطَشُهُ؛
و یُوَکِّلُ اللّهُ مَلَکا یَزْعَجُهُ فی قَبْرِه؛
وَ یَکونَ الظُّلْمَةُ فیِ قَبْرِهِ؛
وَ یُوَکِّلُ اللّهُ بِهِ مَلَکا یَسْحَبُهُ عَلی وَجْهِهِ وَالخَلائِقُ یَنْظُروُنَ إِلَیْهِ؛
وَ یُحاسَبُ حِسابا شدیدا؛
ولایَنْظُرُ اللّهُ إِلَیْهِ وَلایُزَکّیهِ وَلَهُ عَذابٌ أَلیمٌ.
حضرت فاطمه علیهاالسلام فرمودند:
"از پدرم رسول خدا صلیاللهعلیهوآله دربارهی مردان و زنانی که در نمازشان سستی و سهلانگاری میکنند پرسیدم، آن حضرت فرمودند: هر زن و مردی که در امر نماز سستی و سهلانگاری داشته باشند، خداوند او را به پانزده خصلت مبتلا میگرداند:
1- خداوند برکت را از عمرش میگیرد.
2- خداوند برکت را از رزق و روزیاش میگیرد.
3- خداوند سیمای صالحین را از چهرهاش محومیکند.
4- هر کاری که بکند بدون پاداش خواهد بود.
5- دعایش به آسمان، بالا برده نشود.
6- برایش بهرهای از دعای صالحین نخواهد بود.
7- ذلیل خواهد مُرد.
8- گرسنه جان خواهد داد.
9- تشنه کام خواهد مرد به طوری که اگر از همهی نهرهای دنیا آبش دهند، سیراب نگردد.
10- خداوند فرشتهای را برمیگزیند تا او را در قبرش ناآرام سازد.
11- قبرش را تنگ گرداند.
12- قبرش تاریک میباشد.
13- خداوند فرشتهای را بر میگزیند تا او را با صورتش به زمین کشد در حالی که خلایق به اوبنگرند.
14- به سختی مورد محاسبه قرار گیرد.
15- و خداوند به او ننگرد و او را پاکیزه نگرداند و او را عذابی دردناک باشد.(1)
از جمله گناهانی که موجب میشوند، درخواست بنده از حضرت حق به اجابت نرسد عبارتند از:
1- نیّت بد.
2- ناپاکی باطن.
3- نفاق با برادران.
4- عدم اعتقاد به اجابت دعا.
5- تأخیر نمازهای واجب از وقتش.
6- ترک تقرّب به خداوند( عز و جل) به وسیله ترک احسان و صدقه.
7- ناسزاگویی و بدزبانی.
قال الامام زینالعابدین علیهالسلام:
1) - سیره و سخن پیشوایان، ص 83، مسند فاطمهالزّهراء / ص 235.
اَلذُّنوبُ الَّتی تَرُدُّ الدُّعاءً:
سُوءُ النِّیَّةِ وَ خُبْثُ السَّرِیرَةِ، و النِّفاقُ مَعَ الإِخْوانِ و تَرْکُ التَّصْدیقِ بِالاجابَةِ وَ تَأْخیرُ الصَّلَواتِ الْمَفْروُضَةِ حَتّی تَذْهَبَ أَوْقاتُها، وَ تَرْکُ التَّقَرُّبِ إِلیَ اللّهِ(عز و جل ) بِالبِرِّ وَ الصَّدَقَةِ، وَ اسْتِعْمالُ الْبَزاءِ و الْفُحْشِ فِی الْقَوْلِ.(1)
هر فردی به وسیلهی خودسازی میتواند گناهان فوقالذّکر شدهی بالا را از وجود خویش پاک گرداند و با تزکیه و تهذیب نفس میتواند به گرد گناه نچرخد و از آن دور گردد.
با خودسازی نه تنها آلوده گناه نمیشود؛ بلکه اعمال شایسته انجام داده؛ و به قرب الهی نزدیک میگردد و پس از خودسازی به دیگرسازی پرداخته و در جهت نیل به اهداف عالیهی اسلامی به پیش میرود. امّا خصلت دیگر ترک گناه و معصیت، انجام دادن اعمال شایسته و پذیرفته بودن حوایج آدمی مخصوصا در هنگام گرفتاریها است که سبب میگردد تا در این زمینه نیز انسان به سرانجام مقصود برسد.
امام صادق علیهالسلام فرمودهاند:
"دعای چهارکس اجابت نمیشود:
1- دعای مردی که در خانهاش نشسته است و
میگوید پروردگارا روزیم ده. (که خداوند) به او
1) - سیره و سخن پیشوایان، ص 184 به نقل از معانیالاخبار، ص 271.
میگوید: مگر تو را طلب امر نکردم؟!
2- و مردی که زنی دارد و به او نفرین میکند. به او میگوید: مگر کار او را به دست او نسپردم؟!
3- و مردی که مالی داشته و آن را تباه کرده است و میگوید: پروردگارا! روزیم رسان. به او میگوید: مگرتورا بهمیانهروی وساماندهیمال امر نکردم؟!
آنگاه این آیه را قرائت فرمود:
«وَ الَّذِینَ اِذا اَنْفَقُوا لَمْیُسرِفُوا وَ لَمْیَقتُرُوا اَو کانَ بَیْنَ ذلِکَ قَواما».(1)
"و کسانی که چون انفاق کنند به گزاف زیادهروی نکنند و تنگ نگیرند و میانِ این دو روش را برگزینند.
4- و مردی که مالی داشته و بیگرفتنِ شاهدی آن را وام داده است. به او میگوید: مگر تو را به گرفتنِ شاهد امر نکردم؟!
لازم به تذکّر است که در صورت عدم استجابت دعا، از رحمت خدا ناامید نشوید؛ زیرا قرآن کریم میفرماید:
«لاتَقْنَطوُا مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ اِنَّ اللّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعا».(2)
"از رحمت خدا ناامید نشوید به درستی که خدا
همگی شما را میآمرزد".
بنابراین در این حال اولاً: از گناهان خود توبه کرده و استغفار کند و با تزکیه و خودسازی گِرد آن گناهان نگردد.
ثانیا: در هر شرایطی، مخصوصا هنگامی که از اجابت دعا نومید میشوید دست از دعا برندارید؛ زیرا گاهی اجابت دُعا بنا به دلایلی به تأخیر میافتد.
ازامام صادق علیهالسلام روایت شده است که مردی از بنیاسرائیل مدت سیوسه سال دعا میکرد و از خدای خود فرزندی پسر میخواست همین که دید دعایش مستجاب نمیشود خطاب به خدا نموده گفت: خدایا! نمیدانم من از تو خیلی دورم که صدای مرا نمیشنوی، یا با این که نزدیکی و میشنوی در عین حال پاسخم نمیدهی.
در این هنگام کسی به خواب او آمده گفت: سرّ مستجاب نشدن دعایت این است که بدزبانی میکنی و در حال دعا قلبت آشفته و ناپاک است و نیّتت ناشایسته و ناجور است. اگر میخواهی دعایت مستجاب شود، این سه عیب را از خود دور کن؛ یعنی خوشزبان باش و قلبت را پاک و پاکیزه نموده و قلبا از خدا بترس و بپرهیز و نیّتت را سالم نما. پس از این جریان آن مرد تصمیم گرفت به آن سفارشها عمل کند. پس در نتیجهی عمل به آن دستورها خداوند پسری به او مرحمت نمود.
دعا کردن منحصر به زمان و مکان خاصی نیست و انسان میتواند در هر حال، از محبوب خویش مسئلت نموده تا به حوایج دنیوی و اخروی خود برسد؛ امّا در اوقاتی از شبانهروز و وقتهای معیّنِ دیگر، استجابت دعا سریعتر است که عبارتند از:
همان طور که قبلاً اشاره کردیم پس از نماز و راز و نیاز با خدا میتوانیم حوایج دنیوی و اخروی خود را از او بخواهیم و چون در نماز و راز و نیاز، با خدا صحبت میکنیم و به او نزدیکتر هستیم در نتیجه حوایج ما برآورده خواهد شد.
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود شنیدم رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمود:
"هر کس نماز واجبی را برای خدا به جاآورد، در پیِ آن، دعایی مستجاب دارد".
راوی این روایت فحّام گوید: به خدا سوگند من امیرالمؤمنین را در خواب دیدم و از او دربارهی این خبر پرسیدم.
فرمود: درست است. از نمازِ واجب که فارغ شدی در حال سجده بگو:
"اَللّهُمَّ بِحَقِّ مَنْ رَواهُ و بِحَقِّ مَن رُوِیَ عَنْهُ صَلِّ عَلی جَماعَتِهِم وَافْعَلُ بیکَیْتَ وَ کَیْتَ"
"بار خدایا، به حقّ آن کسی که این خبر را روایت کرده و به حق آن کسی که این خبر از او روایت شده بر جملهی ایشان درود فرست و با من چنین و چنان کن."(1)
امام صادق علیهالسلام میفرمایند:
"بر شما باد به دعا کردن بعد از نمازها چه اینکه چنین دعایی مستجاب است".
دعای انسان روزهدار نیز به استجابت میرسد زیرا روزه از معنویات است و انسان به قصد تقرب به خدا روزه میگیرد و انسان روزهدار کمتر گناه میکند و در حال تقوای الهی و در نتیجه ثواب و پاداش الهی و اجر دنیوی و اخروی بسر میبرد.
حضرت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود:
"سکوت روزهدار تسبیح گفتن است و خواب وی
1) - الدعوات، ص 23.
عبادت است و دعای وی مستجاب است و عمل او دوبرابر است. روزه دارید تا تندرست شوید."
روزهدار از آن هنگام که صبح میکند تا به شب در رود مادام که غیبت نکند، در عبادت است و همین که غیبت کرد، روزه او پاره شود. دعای روزهدار رد نمیشود.
موقع افطار نیز وقت استجابت دعا است وقتی که دعای افطار را میخواند و به یاد خدا افطار میکند، هر چه از او بخواهد حضرت احدیّت به وی عنایت میکند.
حضرت امام صادق علیهالسلام میفرمایند:
"دَعْوَةُ الصّائِمِ تستجابُ عِندَ اِفْطارِه."
"دعای روزهدار هنگام افطارش برآورده میشود".(1)
یکی از وقتهایی که دعا مستجاب میگردد وقت سحر است.
احادیث متواتر از ائمه معصومین علیهمالسلام نقل شده است که در وقتسحر درخواست مسلمانان از خداوند سبحان به استجابتمیرسد.
قال الباقر علیهالسلام:
"اِنَّ اللّهَ(عز و جل) یُحبُّ مِنْ عِبادِهِ المؤمنینَ کُلَّ دَعّاءِ فَعَلَیْکُمْ
1) - کتاب روزه، عبدالرحیم موگهی.
بالدُّعاءِ فِی السَّحَرِ إلی طُلُوعِ الشَّمْسِ فإنَّها ساعَةٌ تُفْتَحُ فیها أَبْوابُ السَّماءِ وَ تُقْسَمُ فیها الأَرْزاقُ و تُقْضی فیهَاالْحَوائِجُ العِظامُ."(1)
امام محمد باقر علیهالسلام میفرمایند:
"همانا خداوند() عز و جل از میان بندگان مؤمنش آن بندهای را دوست دارد که بسیار دعا کند؛ پس برشما باد دعا در هنگام سحر تا طلوع آفتاب؛ زیرا آن ساعتی است که درهای آسمان در آن هنگام بازگردد و روزیها در آن تقسیم گردد و حاجتهای بزرگ برآورده شود."
پیامبر گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآله در این مورد میفرمایند:
"بهترین وقت دعا در سحرگاهان است."
حضرت محمّد صلیاللهعلیهوآله در جایی دیگر فرمودهاند:
«به درستی که در شب ساعتی است که هر دعای بنده مستجاب است و آن مابین شب تا ثلث (سوم) باقیماندهی شب است. گفتم: شب خاصّی است از شبها یا هر شب است؟ فرمود: هر شب».
امام صادق علیهالسلام: از قول رسول خدا فرمودهاند: بهترین وقتی که در آن خدای( عز و جل) را بخوانید (و دعا به درگاهش کنید)، سحرها است.
1) - اصول کافی، ج 6، ص 48.
و این آیه را که دربارهی گفتار حضرت یعقوب علیهالسلام است تلاوت فرمود: به زودی آمرزش خواهم برای شما از پروردگار خود.(1)در ادامه حضرت صادق علیهالسلام فرمود: (دعا کردن برای آنها را) به سحر تأخیر انداخت.(2)
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله میفرمایند:
«ساعتی در شب است که هر بندهی مسلمانی به آن برخورَد و آن را دریابَد و در آن ساعت از خدا خیر دنیا و آخرت را بخواهد، خدای سبحان به او عطا میکند و آن ساعت در همهی شبهاست».(3)
امّا در سحرهای ماه مبارک رمضان دعا زودتر مستجاب میشود؛ زیرا ماه مبارک رمضان مخصوصا سحرهایِ آن، ماه خدا و ماه استجابت دعا است.
همچنین در شبهایِ قدرِ ماه رمضان که از فضیلت خاصی برخوردار است حوائج آدمی برآورده خواهد شد و انسان به سرمنزلِ مقصود و سرانجامِ نیکو خواهد رسید.
شب و روز جمعه از وقتهای استجابت دعا است و فضیلت
بسیار دارد و اعمال آن در کتب دُعا و خصوصا مفاتیحالجنان ذکر شده است و از جمله آن ادعیه، دعاهای کمیل و ندبه و سمات میباشد.
در حدیث از امام محمّد باقر علیهالسلام نقل شده است که فرمودهاند:
"همین که شب جمعه فرا رسد خداوند( عز و جل) میفرماید: آیا دعاکنندهای هست که جوابش دهم؛ آیا درخواست کنندهای هست که عطا کنم او را؛
آیا استغفار کننده ای هست که بیامرزم او را؛
آیا توبه کنندهای هست که توبهاش را بپذیرم".(1)
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمودهاند:
"در روز جمعه ساعتی است که بندهی مسلمان در آن وقت چیزی از خدا نخواهد مگر آن که خداوند به او عطا گرداند و آن وقتی است که نیمهی خورشید به سوی مغرب نزدیک گردد".
امام صادق علیهالسلام در مورد روز جمعه چنین فرمودهاند:
"روز جمعه مِهتر روزها است و نزد خداوند از روز فطر و قربان والاتر است و در آن ساعتی است که کسی در آن از خدایْ(عز و جل) چیزی نخواهد مگر این که به او عطا کند؛ به شرط آن که حرام نخواهد."
1) - الدّعوات.
امام جعفر صادق علیهالسلام در جایی دیگر میفرمایند:
"جمعه حقّی واجب دارد پس مبادا که در آن، چیزی از عبادت خدای تعالی و تقرّب به او، با عمل صالح و ترک جمله وامها را ضایع کنی یا در آنها کوتاهی کنی، که خدای تعالی حسنات را در آن دوچندان میکند و گناهان را پاک میکند. و درجات را بالا میبرد و شب آن مثل روز آن است. اگر توانستی شبِ آن را با دعا و نماز زنده نگاهداری چنین کن، که خدایتعالی حسنات را در آن دو چندان میکند. و گناهان را پاک میکند و رحمت و مغفرت خداوند فراگیر است و او کریم است".
از کعب است که پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمود: خدایْ تعالی از ساعتها،
ساعتهای نماز را برگزید، واز روزها جمعه را برگزید، و از شبها شب قدر را برگزید، و از ماهها ماه رمضان را برگزید.
نماز، آنچه را بین نمازی تا نماز دیگر است، پاک میکند، و جمعه آنچه را بین جمعهای تا جمعهی دیگر است پاک میکند و حسنات را سه برابر میکند و (روزهی) ماه رمضان آنچه را بین رمضانی تا رمضان دیگر است پاک میکند، و حجّ نیز اینگونه است، پس بنده میمیرد در حالی که بین دو حسنه است، حسنهای که در انتظار آن است و حسنهای که آن را به جا آورده است.
و در نزد خدای تعالی، عمل کردن در هیچیک از روزها دوست داشتنیتر از دههی ذیالحجّه نیست و هیچ شبی با فضیلتتر از شبهای آن نیست.
در اوقات ذکرشدهی زیر نیز دعای مسلمانان مستجاب میگردد:
الف . هنگام قرائت قرآن.
ب . هنگام گفتن اذان.
پ . وقت نزولِ باران.
ت . به هنگام قتال.
امام صادق علیهالسلام از قول حضرت امیرالمؤمنین علیهالسلام فرموده است:
اِغْتَنِمُوا الدُّعاءَ عِنْدَ اَرْبَع:
"عِنْدَ قِراءَةِ القُرْآنِ وَعِنْدَ الاَذانِ وَ عِنْدَ نُزُولِ الغَیْثِ وَ عِنْدَ اِلْتِقاءِ الصَّفَّیْنِ لِلشَّهادَةِ."(1)
دعا را در چهار جا غنیمت بشمارید:
نزد قرائت قرآن.
و نزد گفتن اذان.
و نزد آمدن باران.
و نزد برخورد دو صف (مؤمنین و کفار) برای قتال.
1) - اصول کافی، ج 6، ص 44.
الف . نماز وتر.
ب . بعد از سپیدهدم.
پ . بعد از ظهر.
ت . بعد از مغرب.
قال الصادق علیهالسلام:
"یُسْتَجابُ الدّعاءُ فی اَرْبَعَةِ مَواطِنَ؛ فیالوَتْرِ وَبَعْدَالفَجْرِ وَبَعْدَ الظُّهْرِ وَبَعْدَ المَغْرِبِ."(1)
حضرت صادق علیهالسلام فرمودهاند: "دعا در چهار جا به اجابت میرسد؛ در نماز وتر و بعد از سپیدهدم و بعد از ظهر و بعد از مغرب."(2)
الف . هنگام وزیدن بادها.
ب . برطرف شدن سایهها (یعنی هنگام ظهر).
پ . هنگام ریخته شدن اولین قطرهی خون مؤمن (در جهاد یا غیر آن).
قال الصّادق علیهالسلام: "اُطْلُبُوا الدُّعاءَ فیِ أَرْبَعِ ساعاتٍ:
"عِنْدَ هُبُوبِ الرِّیاحِ وَ زَوالِ الأَفْیاءِ و نُزوُلِ الْقَطْرِ وَ أَوَّلِ قَطْرَةٍ مِنْ دَمِ الْقَتیلِ المُؤمِنِ فَاِنَّ أَبْوابَ السَّماءِ تُفْتَحُ وَ عِنْدَ
هذِهِالأَشیَاءِ."
امام صادق علیهالسلام فرمود:
دعا را در چهار هنگام بخوانید:
هنگام وزیدن بادها.
و (گاه) برطرف شدن سایهها (یعنی هنگام ظهر).
و (نزد) فرو شدن باران.
و هنگام ریخته شدن اولین قطرهیِ خون مؤمن (در جهاد یا غیر آن)؛ زیرا در این موارد درهایِ آسمان باز میشود.
الف - بعد از نماز واجب.
ب - هنگام آمدن باران.
ج - هنگام ظاهر شدن آیه و نشانهی معجزهای از طرف خدا برای بندگان خود.(1)
1) - اصول کافی، ج 6، ص 44.
"هنگامبرگشتنسایههاووزیدنبادهاحاجتهایخود رااز خدا بخواهید که آنگاه، گاهِ توبهکنندگان است".
یکی دیگر از مواقعی که دعا به استجابت میرسد هنگام رقّت دل است.
از قول معصوم علیهالسلام روایت شده است که فرمودهاند: به هنگام رقّت(ودلسوختن)،دعاراغنیمت شماریدکهرقّت،رحمت است.(1)
امام صادق علیهالسلام میفرمایند:
"هرگاه دل یکی از شما رقّت یافت (و نرم شد) در آن حال دعا کند؛ زیرا دل تا پاک نشود رقّت نیابد."(2)
هنگامی که دل از کینه، حسد، نخوت، دورویی و دیگر رذایل اخلاقی پاک گردد و در انسان حالت رقّتِ قلب حاصل گردد انسان به کمالات انسانی نزدیک میگردد، و اگر با نرم شدنِ دل خدا را بخواند به حوایج خویش میرسد. و نشانهیِ پاکیِ دل، رقت قلب است؛ زیرا اگر عقدههای ناشی از کینه، نخوت و غرور و دیگر رذایل اخلاقی از دل آدمی زدوده شود دل نرم میگردد و در اینحال حاجتهای او روا میگردد.
یکی دیگر از اوقات استجابت دعا وقت گریه است. گریه نیز نشانهیِ رقّت قلب است، دل که نرم و رقیق شد، با خدای خویش اُنس پیدا کرد و با او خلوت کرد و او را خواند، به مرادش میرسد.
باز هم متذکّر میشویم که سلاح امام سجاد دو چیز بوده است:
1- گریه
2- دعا
آن امام هُمام در عصر خویش با گریه بر مظلومیت امام حسین و دعاهای مکرّر که در صحیفهی سجادیه آمده است با حاکمان ستمگر مبارزه مینمود.
امّا آنچه مورد بحث ما است گریه و راز و نیاز با خدا در هنگام رقت قلب و نرمی دل، دلی که از رذایل اخلاقی پاک گردیده و با او اُنس گرفته، به حوایج دنیوی و اخروی خویش میرسد.
در حدیث از امام صادق علیهالسلام آمده است که میفرمایند:
"إِذا اقْشَعَرَّ جَلْدُکَ وَ دَمَعَتْ عَیْناکَ فَدُونَکَ دُونَکَ فَقَدْ قَصَدَ قَصْدُکَ."(1)
امام صادق علیهالسلام فرمود:
"هرگاه بدنت لرزید و چشمت گریان شد پس خود را باش، خود را باش (و بوسیله دعا بگیر از خدای سبحان آنچه میخواهی) از فیض، که به تو توجهی شده است."
1) - اصول کافی، ج 6، ص 46.
امام حسین علیهالسلام در این باره میفرمایند:
"بُکاءُ العُیُونِ و خَشیَةُ القُلُوبِ مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ."
"گریهیِ چشمها و ترس دلها، از نشانههای رحمت پروردگار است."(1)
اما مواقع دیگر که دعا به اجابت میرسد و یا به استجابت نزدیکتر است عبارتند از:
1- شبهایِ قدر (در ماه مبارک رمضان).
2- شب و روز عرفه.
3- شب و روز مبعث.
4- عید فطر.
5- عید قربان.
6- عید غدیر.
7- دههی ماه رجب.
8- نیمهی شعبان.
9- روز تولّد حضرت رسول صلیاللهعلیهوآله.
10- ایّام البیض ماه مبارک رمضان.
و همان طور که اشاره شد صبح و شام، که حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام نیز در مورد روزهای هفته دعاهایی فرمودهاند که در کُتب ادعیه ذکر گردیده است.
1) - نهجالشهادة، ص 340.
یکی از مکانهایی که در آن درخواست از خداوند بزرگ به هدف اجابت میرسد مساجد است.
امام صادق علیهالسلام میفرماید:
"کانَ أَبی إِذا طَلَبَ الْحَاجَةَ طَلَبَهَا عِنْدَ زوالِ الشَّمسِ فَاِذا أرادَ ذلِکَ قَدَّمَ شیْئا فَتَصَدَّقَ بِهِ وَ شَمَّ شَیْئا مِنْ طِیبٍ وَ رَاحَ إلَی المَسْجِدِ وَ دَعَا فی حاجَتِهِ بِما شاءَ اللّهُ."(1)
"پدرم هرگاه حاجتی از خدا طلب میکرد آن را هنگام ظهر طلب میکرد و چون ارادهی آن را میکرد چیزی صدقه میداد و مقدار کمی عطر میزد و به مسجد میرفت و برای حاجت خود دعا میکرد بدانچه خدا میخواست".
مرحوم مجلسی و دیگران در شرح حدیث بالا چنین نوشتهاند:
این حدیث دلالت میکند بر این که دعا چند شرط دارد:
1) - اصول کافی، ج 6، باب دعا، ص 46.
1- هنگام زوال باشد.
2- صدقه دادن پیش از آن.
3- عطر زدن.
4- به مسجد رفتن.
پیامبر گرامی اسلام در وقت ورود و خروج از مسجد دعا میفرمودند؛ چنانکه حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام چنین میفرمایند:
«کانَ النَّبیُّ إذا دَخَلَ الْمَسجِدَ یَقُولُ: بِسْمِ اللّهِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَاغْفِرْ ذُنُوبیِ وَافْتَحْ لیِ اَبْوابَ رَحْمَتِکَ. وَإذا خَرَجَ یَقُولْ: بِسْمِ اللّهِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَاغْفِرْ ذُنُوبی وَافْتَحْ لی أَبْوابَفَضْلِک».(1)
«پیامبر چون داخل مسجد میشد، میفرمود:
به نام خدا، خدایا بر محمّد درود فرست و گناهانم را بیامرز و درهای رحمتت را برایم باز کن!
و چون خارج میشد، میفرمود:
به نام خدا، خدایا! بر محمّد درود فرست و گناهانم را بیامرز و درهایِ بخششت را برایم بگشا».
اکثر بزرگان برای کسب قدرت معنوی و حلّ مشکلات خود به نیایش و مناجات میپرداختند؛ همان گونه که در احوالات بوعلی سینا آوردهاند که:
"بوعلی سینا چون با مسئلهی مشکل روبرو میشد
1) - سیره و سخن پیشوایان، ص 80.
که حلّ آن آسان نبوده، با وضو به مسجد جامع میرفت و دو رکعت نماز میخواند و از معبود خود میخواست که مشکلش را آسان نماید".(1)
در مکانهای دیگری که دعا در آنجا به استجابت میرسد، حرم پیامبر و امامان میباشد.
قال الامام الهادی علیهالسلام :
"إِنَّ لِلّهِ بِقاعا یُحِبُّ أَنْ یُدْعی فیها فَیَسْتَجیبَ لِمَنْ دَعاهُ وَالْقبرُ مِنها."
"همانا برای خداوند بقعههایی است که دوست دارد در آنها به درگاه او دعا شود و دعای دعاکننده را بهاجابت رساند و حرم حسین علیهالسلام یکی از آنها است".
خانهی خدا نیز محل اجابت دعا است. در آن مکان شریف که هر سال عدّهی زیادی از مسلمانان جهان گرد هم میآیند تا به طواف کعبه معظّمه بپردازند، دعایِ شیفتگانِ آن کعبهیِ مقدس پذیرفته است. در احادیث آمده است که کنار حجرالاسود، مقام ابراهیم و
1) - میخواهم خوشبخت باشم.
زیر ناودان طلا، کنار حطیم در آن خانهی محبوب که از حرمت خاصّی برخوردار است دعا به استجابت نزدیکتر است. حجّاج در مِنی و عرفات و مشعرالحرام، کنار چاه زمزم، روی کوه صفا و مروه و نزد جمرات ثلاثه که حجّاج در ایام حجّ در آن مکانهای مقدس اعمال حج را انجام میدهند، نیز از مکانهای استجابت دعا است، که در احادیث ذکر گردیده است.
به کعبه رفتم و ز آنجا هوای کوی تو کردم
جمال کعبه تماشا به یاد روی تو کردم
شعارِ کعبه چو دیدم سیاه، دست تمنّا
دراز جانب شَعر سیاه موی تو کردم
چو حلقهیِ درِ کعبه به صد نیاز گرفتم
دعایِ حلقهیِ گیسویِ مشکبویِ تو کردم
نهاده خَلقِ حرم، سویِ کعبه رویِ عبادت
من از میانِ همه، رویِ دل به سویِ تو کردم
مرا به هیچ مقامی نبود غیر تو کامی
طواف و سعی که کردم به جست و جوی توکردم
به موقفِ عرفات، ایستاده خلق، دعاخوان
من از دعا لب خود بسته، گفت و گوی تو کردم
فتاده اهل مِنی در پی مُنی و مقاهد؟
چو جامی از همه فارغ، من آرزویِ تو کردم(1)
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
آیا بُوَد که گوشهی چشمی به ما کنند؟
دردم نهفته، بِهْ ز طبیبانِ مدّعی
باشد که از خزانهیِ غیبش دوا کنند
معشوق چون نقاب ز رخ در نمیکشد
هر کس حکایتی به تصوّر چرا کنند
چون حسن عاقبت نه به رندیّ و زاهدیست
آن بِه که کار خود به عنایت رهاکنند
بیمعرفت مباش که در مَنْ یَزِیدِ عشق
اهلِ نظر معامله با آشنا کنند
بگذر به کویِ میکده تا زُمرهی حضور
اوقاتِ خود ز بهرِ تو صرفِ دعا کنند
میخور که صد گناه ز اغیار در حجاب
بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنند
1) - بهارستان جامی.
پیراهنی که آید از و بویِ یوسفم
ترسم برادرانِ غیورش قبا کنند
حالی درونِ پرده بسی فتنه میرود
تا آن زمان که پرده برافتد چها کنند؟
گر سنگ از این حدیث بنالد عجب مدار
صاحبدلان حکایتِ دل خوش ادا کنند
پنهان ز حاسدان به خودم خوان که منعمان
خیرِ نهان برایِ رضایِ خدا کنند
حافظ! دوامِ وصل میسّر نمیشود
شاهانِ کم التفات به حالِ گدا کنند(1)
1) - دیوان حافظ، ص 265.
دعاهای بعضی از افراد در نزد خداوند بزرگ ردناشدنی است، و زودتر به اجابت میرسد که تعدادی از آنها را خواهید خواند.
حضرت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود:
"دعایی که پدر برای فرزند کند مانند دعایی است که پیغمبر برای اُمت خود کند."(1)
نقل میکنند مرحوم ملامحمّد تقی مجلسی رحمهالله شبی برای نماز شب از خواب برخاست و پس از نماز به دعا مشغول شد. در دعا احساس کرد حال عرفانی مخصوصی پیدا کرده که گویی اگر دعا کند دعایش به استجابت میرسد. در این فکر بود که چه دعای مفید
1) - نهجالفصاحه.
و پر بهرهای کند، ناگهان پسرش محمد باقر که آن وقت کودک شیرخواری در گهواره بود به گریه افتاد. ملا محمّدتقی متوجّه محمدباقر شد و برای او این گونه به این مضمون دعا کرد:
خداوندا! به این پسر، آنگونه توفیق عنایت فرما که وقتی بزرگ شد آثار و تعالیم پیامبر صلیاللهعلیهوآله و امامان را تا آخرین حد امکان نشر بدهد و به جهانیان برساند.
این دعا به استجابت رسید و همانگونه که او خواسته بود پسرش بهترین توفیق را در نشر تعالیم و معارف و روایات اسلامی پیدا نمود، که شمار تألیفاتش به زبان عربی و فارسی از رقم صد، تجاوز میکند.(1)
حضرت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود:
"دعایی که نکویی دیده، برای نکوکار کند ردشدنی نیست."(2)
یکی از علمای ربّانی قرن دوازدهم، مرحوم آیتاللّه سید محمّد باقر شفتی رشتی معروف به «حجهالاسلام شفتی» است که از
مجتهدین برازنده و پرهیزکار بود. او به سال 1175 ه-.ق. در جزیرهی طارم گیلان دیده به جهان گشود و به سال 1360 در سن 85 سالگی در اصفهان از دنیا رفت. و مرقد شریفش در کنار مسجد سید اصفهان، معروف، و مزارِ علاقمندان است.
وی در مورد نتیجهی ترحّم و فراز و نشیب زندگی خود، حکایتی شیرین دارد که در اینجا میآوریم:
حجهالاسلام شفتی در ایام تحصیل خود در نجف و اصفهان به قدری فقیر بود که غالبا لباس او از زیادی وصله به رنگهای مختلف جلوه میکرد. گاهی از شدت گرسنگی و ضعف، غش میکرد؛ ولی فقر خود را کتمان مینمود و به کسی نمیگفت. روزی در یکی از مدارس علمیهی اصفهان، وقتی پول ناهار را بین طلاب تقسیم میکردند، وجه مختصری از این ناحیه به او رسید. چون مدتی بود گوشت نخورده بود به بازار رفت و با آن جگر گوسفندی را خرید و به مدرسه بازگشت. در مسیر راه ناگاه در کنار کوچهای، چشمش به سگی افتاد که بچههای او روی سینه او افتاده و شیر میخورند؛ ولی از سگ بیش از مشتی استخوان باقی نمانده بود و از ضعف، قدرت حرکت نداشت.
حجهالاسلام به خود خطاب کرده و گفت: اگر از روی انصاف داوری کنی، این سگ برای خوردن جگر از تو سزاوارتر است؛ زیرا هم خودش و هم بچههایش گرسنهاند. از این رو جگر را قطعه، قطعه کرد و جلو آن سگ انداخت.
خود حجهالاسلام نقل میکند؛
وقتی که پارههای جگر را نزد سگ انداختم گویی او را طوری یافتم که سر به طرف آسمان بلند کرد و صدایی نمود؛ من دریافتم که او در حق من دعا میکند. از این جریان چندان نگذشت که یکی از بزرگان، از زادگاه خود "شفت" مبلغ دویست تومان برای من فرستاد و پیام داد که من راضی نیستم از عین این پول مصرف کنی؛ بلکه آن را نزد تاجری بگذار تا با آن تجارت کند و از سود تجارت از او بگیر و مصرف کن.
من به همین سفارش عمل کردم. به قدری وضع مالی من خوب شد که از سود تجارتی آن پول، مبلغ هنگفتی به دستم آمد و با آن حدود هزار دکان و کاروانسرا خریدم و یک روستا را در اطراف محلمان به طور دربست خریداری نمودم، که اجاره کشاورزی آن در هر سال نهصد خروار برنج میشد. دارای اهل و فرزندان شدم و قریب صد نفر از درِ خانهی من نان میخوردند. تمام این ثروت و مکنت بر اثر ترحمی بود که من به آن سگ گرسنه نمودم. و او را بر خودم ترجیح دادم.(1)
حضرت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله میفرمایند:
1) - داستانهای دعا.
دعای ستم دیده پذیرفته است اگر چه بدکار باشد.
و بدکاریِ او مربوط به خودش است.(1)
پیامبر گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآله فرمودند:
زود اجابت شوندهترین دعاها، دعایِ غایب برای غایب است.(2)
پیامبر گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآله میفرماید:
سه دعا مستجاب است: "دعای حجّ گذار برای خانوادهی به جاماندهی خود
و دعای بیمار پس او را آزار ندهید و به ستوه نیاورید
و دعای ستمدیده.
دعای مسافر نیز مستجاب است مخصوصا اگر مسافرِ حرم ائمّهی اطهار علیهمالسلام باشد، و یا اینکه مسافرت او از برای هجرت باشد،
که آیاتی در قرآن در مورد مهاجرت نازل شده است.
پیامبر گرامی صلیاللهعلیهوآله فرمودند:
"سه دعا است که مستجاب است و در آن شکّی نیست: دعای ستمدیده، و دعای مسافر و دعای پدر بر فرزندش."
قال المعصوم علیهالسلام:
"دعایِ مؤمنِ مبتلا را غنیمت شمارید".
حضرت علی علیهالسلام فرمودهاند:
"وقتی چیزی به سایل دادید بگویید برای شما دعا کند، که دعایِ او در حقّ شما مستجاب است؛ اما در حق خودش اثری ندارد، چون غالبا دروغ میگویند".
از سلمان فارسی نقل شده است که فرمود، من از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله شنیدم که میگفت، خداوند میفرماید: ای بندگان! آیا شما نیازهای بزرگی ندارید؟ بدانید که به این نیازهای بزرگ نمیرسید، مگر اینکه محبوبترین خلق از شما شفاعت کند.
پس بدانید که گرامیترین خلق در نزد من و افضل آنها در نزد
من، محمد و برادرش علی میباشند و بعد از علی هم امامانی هستند که آنها وسیله شما انسانها نزد خداوند میباشند. پس آگاه باشید هر کس حاجتی از من بخواهد و محمّد و خاندان پاکش را واسطه قرار بدهد، من آن حاجتها را به خاطر محبوبترین خلقم در نزدِ خود، اجابت میکنم.(1)
پیامبر گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآله در مورد استغفار میفرماید:
زبانهایتان را به استغفار خو دهید که خدای تعالی استغفار را برای آمرزیدن شما به شما آموخت.(2)
امیرالمؤمنین علی علیهالسلام میفرماید:
شگفتا از کسی که هلاک میشود و نجات با او است!
پرسیدند: آن چیست؟
فرمود: استغفار.
1- قرآن
2- نهجالبلاغه
3- مفاتیحالجنان
4- نهجالفصاحه
5- نهجالشهادة
6- اطیبالبیان
7- تفسیر نمونه
8- بحارالانوار
9- قرآن اول راهنمایی
10- وسایل الشیعه
11- اصول کافی، کلینی، محمدبن یعقوب، انتشارات اسوه، چاپ چهارم، 1379 ش، تهران.
12- بلاغالمبین
13- بیست گفتار، مطهری، مرتضی، انتشارات صدرا، چاپ 19، 1382 ش، تهران.
14- داستان راستان
15- اجابت دعای صادقانه
16- میخواهم خوشبخت باشم، سجّادی، محمّدکاظم.
17- راز و نیاز علی با خدا، صلواتی، فضلاللّه
18- الدّعوات (مشگل گشا و شفابخش) قطبالدین سعید راوندی، ترجمه حسین قهستانی.
19- داستانهای عارفانه
20- کوتاه سخن، نیکنام، محمّدکاظم
21- داستانهای دعا
22- چشمه رستگاری
23- عدّهالدّاعی
24- ثواب الاعمال
25- سیره و سخن پیشوایان
26- دیوان حافظ، خطیب رهبر، خلیل، انتشارات صفی علیشاه، چاپ 20، 1376 ش، تهران.
27- بهارستان جامی،
28- دیوان شمس تبریزی
29- قصههای قرآن، اکبری، محمّد رضا
30- گنجهای معنوی، جاهد، رضا
31- روزه